﻿1
00:00:06,036 --> 00:00:38,523
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
..:: MiraMovie ::..</font></b>
<b> ..:: ZedMovie ::..</b>

2
00:00:56,036 --> 00:00:58,523
‫- ببخشید
‫- اشکال نداره

3
00:01:00,408 --> 00:01:02,157
چی می‌خوای بدونی؟

4
00:01:04,033 --> 00:01:06,366
یه لحظه، روی ضبط نبود

5
00:01:09,742 --> 00:01:10,716
ردیف شد

6
00:01:12,908 --> 00:01:15,699
...جوری که تصادف اون پسربچه رو توصیف کردی

7
00:01:16,158 --> 00:01:18,949
خوندنش واسه آدم سخته
چون می‌دونیم زندگی خودت بوده

8
00:01:19,200 --> 00:01:21,616
به نظرت یه نفر می‌تونه
فقط از روی تجربیاتش بنویسه؟

9
00:01:29,950 --> 00:01:31,657
یالا
بپر

10
00:01:34,367 --> 00:01:36,074
یالا
!بپر

11
00:01:40,658 --> 00:01:43,241
که من رو به سمت...
یه داستان جالب هدایت کرد

12
00:01:43,450 --> 00:01:45,399
و تصمیم گرفتم اون رو
وارد کتابی کنم که در حال نوشتنش بودم

13
00:01:45,492 --> 00:01:46,353
همین و بس

14
00:01:46,408 --> 00:01:48,407
چیز بیش‌تری نیست
خودت تو کتابم حضور داری

15
00:01:49,158 --> 00:01:51,116
و با این حال شناختی روت ندارم

16
00:01:51,450 --> 00:01:53,782
چیزی که می‌دونم
اینه که به نظرم آدم جالبی هستی و این واقعیه

17
00:01:53,992 --> 00:01:56,449
ولی در هر حال باید اول با من آشنا بشی

18
00:01:56,867 --> 00:01:59,491
من واقعیم
الان روبروت نشستم

19
00:01:59,908 --> 00:02:01,574
آره، واقعی هستی

20
00:02:01,908 --> 00:02:04,074
...پس، برای سرهم کردن داستانت

21
00:02:04,283 --> 00:02:06,116
اول از همه به یه چیز واقعی نیاز داری

22
00:02:06,325 --> 00:02:08,449
خودت همیشه میگی
کتابات ترکیبی از واقعیت و خیالن

23
00:02:08,658 --> 00:02:11,366
و همین باعث می‌شه بخوایم
واقعیت رو از خیال جدا کنیم

24
00:02:12,033 --> 00:02:13,282
هدفت همینه؟

25
00:02:18,283 --> 00:02:19,616
خیلی‌خب
برو بیرون

26
00:02:24,117 --> 00:02:25,282
!اسنوپ، بیا

27
00:02:26,825 --> 00:02:29,032
بذار خشکت کنم
حالا خوشگل و تمیز شدی

28
00:02:29,242 --> 00:02:30,491
دیگه گِلی نیستی

29
00:02:37,075 --> 00:02:38,866
اگه خودت جای من بودی
در مورد چی می‌نوشتی؟

30
00:02:39,492 --> 00:02:42,241
ساموئله داره طبقه‌ی بالا کار می‌کنه
شوهرمه

31
00:02:45,075 --> 00:02:47,407
خب، چی نظر تو رو
به خودش جلب می‌کنه؟

32
00:02:47,617 --> 00:02:49,907
چی تو رو در حد انفجار عصبانی می‌کنه؟

33
00:02:50,117 --> 00:02:52,449
پایان‌نامه و درست رو فراموش کن

34
00:02:52,658 --> 00:02:54,366
من نمی خوام نویسنده بشم

35
00:02:54,575 --> 00:02:57,949
مشکلی نیست، لازم نیست نویسنده بشی
فقط حرف بزن، همین‌جوری که الان داریم حرف می‌زنیم

36
00:02:58,158 --> 00:03:00,116
دیگه نمی خوای بازم ازت سوال بپرسم؟

37
00:03:00,325 --> 00:03:03,991
البته که می خوام
ولی می‌تونیم یه گپی هم بزنیم

38
00:03:04,492 --> 00:03:06,491
شاید بهتر باشه نفری
یه سوال از همدیگه بپرسیم

39
00:03:06,700 --> 00:03:10,449
تا اینجوری هیچ‌کس خسته نشه
مثل یه گفتگوی معمولی

40
00:03:11,658 --> 00:03:13,532
...واقعاً دوست داری بدونی

41
00:03:13,742 --> 00:03:16,366
که چی نظر تو رو جلب می‌کنه؟
بی‌خیال، معلومه که دوست دارم

42
00:03:17,075 --> 00:03:19,449
من هیچ‌وقت کسی رو نمی‌بینم
کُل طول روز اینجا کار می‌کنم

43
00:03:19,658 --> 00:03:21,807
این تویی که میای به دیدنم
معلومه که نظرم رو به خودت جلب می‌کنی

44
00:03:23,320 --> 00:03:25,320
خیلی‌خب

45
00:03:25,908 --> 00:03:26,991
من می‌دوئم

46
00:03:27,450 --> 00:03:29,782
جزو کارای موردعلاقه‌مه

47
00:03:29,992 --> 00:03:32,241
حس نشئه شدن بهم دست میده
انگار مواد زدم

48
00:03:33,617 --> 00:03:36,282
خب تا چه حد با مواد آشنایی داری؟

49
00:03:36,492 --> 00:03:37,866
این سوال بعدیمه

50
00:03:38,408 --> 00:03:39,616
موضوع مهمیه واقعاً

51
00:03:40,658 --> 00:03:42,657
شاید بهتر باشه همه چی رو ننویسی

52
00:03:42,908 --> 00:03:44,241
نه، مطمئناً این‌کار رو نمی‌کنم

53
00:03:53,033 --> 00:03:56,657
بهت که گفته بودم
باید می‌رفتیم گرونوبل

54
00:03:57,325 --> 00:03:59,949
اشکالی نداره
جواب‌هات رو یادداشت می‌کنم

55
00:04:00,158 --> 00:04:03,949
ولی خیلی ازت سوال دارم
شاید وقتش رو نداشته باشی

56
00:04:04,533 --> 00:04:07,949
نگران زمان نباش
اینجا هیچ مشکلی با زمان نداریم

57
00:04:08,450 --> 00:04:09,366
خیلی‌خب
ردیفه

58
00:04:09,575 --> 00:04:11,574
می خوام در مورد داستان‌پردازی
...باهات حرف بزنم

59
00:04:11,908 --> 00:04:13,282
من از ورزش خوشم نمیاد

60
00:04:13,492 --> 00:04:14,657
مهم‌ترینش همینه

61
00:04:14,908 --> 00:04:17,699
پیاده‌روی؟ شاید
دویدن؟ نه

62
00:04:18,575 --> 00:04:20,241
خیلی‌خب، صحیح
فهمیدم

63
00:04:21,408 --> 00:04:22,308
...پس

64
00:04:23,200 --> 00:04:24,366
...تو

65
00:04:33,408 --> 00:04:35,491
واقعاً دیگه ادامه دادنش ممکن نیست، نه؟

66
00:04:35,700 --> 00:04:37,074
آره، پیچیده شد

67
00:04:37,283 --> 00:04:39,366
فکر کنم بهتره تمومش کنیم، زویی

68
00:04:43,033 --> 00:04:46,199
خیلی زود میام گرونوبل
و باهات تماس می‌گیرم، چطوره؟

69
00:04:53,158 --> 00:04:54,532
شرمنده بابتش

70
00:04:58,658 --> 00:05:00,532
به زودی می‌بینمت -
آره، البته -

71
00:05:03,170 --> 00:05:11,170
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
..:: MiraMovie ::..</font></b>
<b> ..:: ZedMovie ::..</b>

72
00:06:54,575 --> 00:06:55,699
مراقب باش

73
00:07:33,908 --> 00:07:34,608
....بابا

74
00:07:34,700 --> 00:07:35,782
مامان؟

75
00:07:36,228 --> 00:07:37,534
!مامان

76
00:07:42,450 --> 00:07:43,741
!مامان، زود باش بیا

77
00:08:29,492 --> 00:08:30,892
!بله

78
00:08:30,907 --> 00:08:32,241
نه، نمی‌دونم

79
00:08:32,450 --> 00:08:35,156
تکونش ندادم
اصلاً بهش دست نزدم

80
00:08:35,782 --> 00:08:38,282
نفس نمی‌کشه
واسه‌همین بهتون زنگ زدم

81
00:08:40,200 --> 00:08:43,241
نه، خواهش می‌کنم بیاید
نمی‌تونم همه‌ی سوالاتتون رو جواب بدم

82
00:08:46,242 --> 00:08:49,241
نه، تکون نمی‌خوره
خواهش می‌کنم فقط خودتون رو برسونید

83
00:08:58,450 --> 00:09:00,032
ساموئل مالسکی...

84
00:09:00,242 --> 00:09:02,491
جسدش زیر کلبه‌ی کوهستانیش پیدا شده

85
00:09:34,950 --> 00:09:36,532
برش گردونید

86
00:09:40,117 --> 00:09:41,366
تمام قد بگیر

87
00:09:42,492 --> 00:09:43,782
از نمای نزدیک هم بگیر

88
00:09:46,450 --> 00:09:48,324
من نظریات اولیه رو مطرح می‌کنم

89
00:09:48,533 --> 00:09:51,199
قبل از نتیجه‌گیری اِعمالشون کن

90
00:09:51,533 --> 00:09:55,366
خراش‌های سطحی و موازی روی دست‌
و ساعدش مشاهده می‌شه

91
00:09:55,575 --> 00:09:58,407
به نظر می‌رسه جسد یک یا دو متر
به خاطر برخوردی که داشته سُر خورده

92
00:09:58,617 --> 00:10:01,657
قبل از اینکه در وضعیت نهایی
و درازکش قرار بگیره

93
00:10:02,492 --> 00:10:06,074
هماتوم لوب گیجگاهی سمت چپ
که به دلیل ضربه‌ی مغزی کُشنده ایجاد شده

94
00:10:06,283 --> 00:10:09,699
که نشون‌دهنده‌ی برخورد سر
با یه جسم دارای لبه‌ی ضخیم در محیط بوده

95
00:10:09,908 --> 00:10:12,616
یا یه ضربه‌ی شدید به سر

96
00:10:13,658 --> 00:10:17,074
محل آسیب با موقعیتی که
جسد پیدا شده جور درنمیاد

97
00:10:17,283 --> 00:10:20,949
بنابراین ضربه قبل از برخورد بدن به زمین وارد شده

98
00:10:22,742 --> 00:10:24,824
در نتیجه هنوز نمی‌تونیم با قطعیت بگیم

99
00:10:25,033 --> 00:10:28,407
که جراحت در نتیجه‌ی یه شاخ به شاخ شدن بوده
یا در اثر یه ضربه بوده

100
00:10:28,742 --> 00:10:33,116
در این مرحله نمی‌تونیم
دخالت یه شخص ثالث رو رد کنیم

101
00:10:35,200 --> 00:10:36,991
پس، مثل همیشه پیش میریم

102
00:10:37,367 --> 00:10:39,407
علت مرگ: آسیب به سر

103
00:10:39,617 --> 00:10:41,407
:تشخیص پزشکی قانونی

104
00:10:41,783 --> 00:10:44,074
ممکنه تصادفی یا عمدی بوده باشه

105
00:10:44,617 --> 00:10:48,616
برای فهمیدن حقیقت
باید نتایج آزمایش سم‌شناسی رو ببینیم

106
00:11:52,700 --> 00:11:58,449
«تجزیه و تحلیل یک سقوط»

107
00:12:40,408 --> 00:12:41,699
مرسی که اومدی

108
00:12:43,283 --> 00:12:45,282
خیلی عجبیه که دوباره
تو این وضعیت همدیگه رو می‌بینیم

109
00:12:45,617 --> 00:12:46,817
همین‌طوره

110
00:12:49,200 --> 00:12:52,157
نمی‌دونستم انقدر ارتفاعش بلنده

111
00:12:54,783 --> 00:12:55,741
بیا

112
00:13:00,367 --> 00:13:02,782
خیلی وقته اینجا زندگی می‌کنی؟

113
00:13:03,408 --> 00:13:05,782
هنوز دو سال نشده

114
00:13:07,117 --> 00:13:08,824
ساموئل اینجا بزرگ شده بود

115
00:13:09,033 --> 00:13:10,282
...اینجا

116
00:13:21,742 --> 00:13:26,407
چطوری قراره انجامش بدیم؟
...قراره ازم یه چندتا سوال بپرسی

117
00:13:26,825 --> 00:13:30,366
واقعاً ببخشید که از آخرین‌باری که
همدیگه رو دیدیم فرانسویم بهتر نشده

118
00:13:30,575 --> 00:13:32,074
انگلیسی هم ردیفه

119
00:13:36,408 --> 00:13:38,407
چندبار ازت بازجویی کردن؟

120
00:13:39,075 --> 00:13:42,116
یه بار همین‌جا پلیس‌ها ازم بازجویی کردن

121
00:13:42,325 --> 00:13:44,866
و یه بار هم قاضی بازپرس ازم بازجویی کرد

122
00:13:46,533 --> 00:13:50,491
می‌تونی بهم بگی در مورد
روز مرگ اون چی بهشون گفتی؟

123
00:13:50,700 --> 00:13:51,366
آره، البته

124
00:13:51,575 --> 00:13:54,866
همه چی رو بهشون گفتم
از وقتی که پیش یه دانشجو بودم

125
00:13:55,075 --> 00:13:57,074
تا وقتی که آمبولانس رسید اینجا

126
00:13:57,408 --> 00:13:59,824
با یه دختره وسط یه جلسه بودم

127
00:14:00,033 --> 00:14:02,532
...و ساموئل

128
00:14:02,742 --> 00:14:06,116
شروع به پخش کردن یه آهنگ تکراری کرد
تا کفر من رو دربیاره و دختره رو مجبور کنه بره

129
00:14:06,158 --> 00:14:08,949
بهشون گفتی که آهنگ رو
پخش می‌کرده تا کفر تو رو دربیاره؟

130
00:14:09,158 --> 00:14:10,116
نه

131
00:14:11,033 --> 00:14:14,741
فقط گفتم با صدای خیلی بلندی
آهنگ گذاشته بود و بی‌خیال جلسه شدیم

132
00:14:14,950 --> 00:14:18,282
چون اون داشت مصاحبه رو ضبط می‌کرد
و اصلاً امکان‌پذیر نبود

133
00:14:19,700 --> 00:14:22,449
می خوام مو به مو واسم تعریف کنی

134
00:14:23,200 --> 00:14:26,199
همه چی رو بهم بگو
یعنی دقیقاً نحوه‌ی تعریف کردنت رو بگو

135
00:14:28,158 --> 00:14:31,699
بهشون گفتم
مصاحبه رو تموم کردم

136
00:14:32,700 --> 00:14:33,824
و اون دختره رفت

137
00:14:34,033 --> 00:14:36,449
...و رفتم طبقه‌ی بالا تو اتاق‌خوابم

138
00:14:36,658 --> 00:14:39,699
و از اونجا دیدم که دنیل
داره میره پیاده‌روی

139
00:14:40,075 --> 00:14:41,449
مدرسه نبود؟

140
00:14:41,658 --> 00:14:44,116
نه، فقط دو روز در هفته
در گرونوبل میره مدرسه

141
00:14:44,492 --> 00:14:45,699
الان چند سالشه؟

142
00:14:45,908 --> 00:14:46,866
یازده سالشه

143
00:14:50,783 --> 00:14:53,032
...خب، بعد از رفتن دختره

144
00:14:55,117 --> 00:14:57,157
ساموئل واسه دیدنم اومد به اتاق‌خواب

145
00:14:57,367 --> 00:15:00,491
و یه کم در مورد اینکه
قراره روزمون رو چطوری بگذرونیم حرف زدیم

146
00:15:00,700 --> 00:15:02,366
واقعاً حرف خاصی بین‌مون رد و بدل نشد

147
00:15:06,575 --> 00:15:10,199
برگشت طبقه‌ی بالا تا تو اتاق زیرشیروونی
کار کنه و منم تو تختخوابم کار می‌کردم

148
00:15:10,950 --> 00:15:13,282
می‌نوشتی؟
با کامپیوترت؟

149
00:15:13,492 --> 00:15:15,449
بله، یه ترجمه رو تموم کردم

150
00:15:15,700 --> 00:15:18,907
در ازای پول مضاعف واسه چندتا
روزنامه‌ی هفتگی آلمانی کار ترجمه انجام میدم

151
00:15:20,117 --> 00:15:21,241
...و

152
00:15:22,200 --> 00:15:25,657
صدای کار کردنش
و پخش آهنگش رو از بالا می‌شنیدم

153
00:15:25,908 --> 00:15:28,407
...به مدت حدوداً، فکر کنم

154
00:15:28,700 --> 00:15:29,866
یه ده دقیقه‌ای شد

155
00:15:30,242 --> 00:15:33,574
بعدش گوش‌گیر تو گوشم گذاشتم
چون می‌خواستم یه چرتی بزنم

156
00:15:34,950 --> 00:15:36,116
...بعدش

157
00:15:36,742 --> 00:15:38,116
خوابم برد

158
00:15:40,533 --> 00:15:42,532
...و یک ساعت بعدش بود فکر کنم

159
00:15:42,908 --> 00:15:45,241
...صدای جیغ دنیل رو شنیدم و

160
00:15:48,992 --> 00:15:52,574
حتماً یکی از گوش‌گیرا تو خواب افتاده بود
چون صداش من رو از خواب بیدار کرد

161
00:15:53,325 --> 00:15:56,449
و هنوز صدای آهنگ میومد
...رفتم طبقه‌ی پایین و

162
00:15:57,033 --> 00:15:58,157
آره
همین بود

163
00:15:59,408 --> 00:16:02,157
زنگ زدم به آمبولانس و
اونا 30 دقیقه بعد خودشون رو رسوندن

164
00:16:13,117 --> 00:16:15,199
می‌تونم یه نگاهی به دور و بر بندازم؟ -
البته -

165
00:16:21,158 --> 00:16:24,241
از کجا می خوای شروع کنی؟
باید چیزی رو توضیح بدم؟

166
00:16:25,325 --> 00:16:26,491
آره، شاید

167
00:16:26,992 --> 00:16:28,407
آره
...خب، اینجا

168
00:16:28,617 --> 00:16:30,366
اینجا غذا می‌خوریم

169
00:16:56,780 --> 00:16:57,680
...پس

170
00:16:58,283 --> 00:16:59,449
اینجا کار می‌کرده؟

171
00:16:59,658 --> 00:17:01,615
آره، اتاق زیرشیروونی رو عایق‌بندی می‌کرد

172
00:17:03,075 --> 00:17:06,449
و وقتی داشتی چرت می‌زدی
دقیقاً بالای سرت بود؟

173
00:17:19,491 --> 00:17:21,449
بعدش قرار بود به اینجا رسیدگی کنه

174
00:17:21,658 --> 00:17:23,907
می‌خواستیم اتاق‌هامون رو
به طور کوتاه‌مدت اجاره بدیم

175
00:18:04,200 --> 00:18:06,241
پس، در حال کار روی این قسمت بود؟

176
00:18:06,450 --> 00:18:07,741
سه روزی می‌شد، آره

177
00:18:10,575 --> 00:18:12,241
...و پنجره

178
00:18:12,783 --> 00:18:15,282
وقتی آمبولانس رسید باز بود؟

179
00:18:15,700 --> 00:18:16,866
آره، باز بود

180
00:18:18,658 --> 00:18:20,657
عادت داشت بازش بذاره؟

181
00:18:21,617 --> 00:18:23,741
...واقعاً در موردش مطمئن نیستم، چون که

182
00:18:23,950 --> 00:18:25,574
گاهی‌اوقات هوای اتاق رو عوض می‌کرد

183
00:18:25,783 --> 00:18:27,824
تا از شر گرد و غبار چوب‌ها راحت بشه

184
00:18:28,033 --> 00:18:31,407
آدم بی‌پروایی بود؟
یعنی تا حالا دیده بودی حین کار، خطر کنه؟

185
00:18:31,742 --> 00:18:35,657
نه، اون خیلی محتاط و دقیق بود
به آرومی کارش رو انجام می‌داد

186
00:18:44,742 --> 00:18:46,657
...هیچ دلیلی وجود داشته که اون

187
00:18:46,867 --> 00:18:49,824
...به پنجره تکیه بده تا تو

188
00:18:50,033 --> 00:18:50,782
یا دنیل رو صدا کنه؟

189
00:18:50,992 --> 00:18:55,907
نه، وقتی مشغول کارش می‌شد
مخصوصاً وقتی مشغول زدن آهنگش می‌شد

190
00:18:57,492 --> 00:18:59,657
یه جورایی ارتباط خودش رو
با دنیا قطع می‌کرد

191
00:18:59,908 --> 00:19:02,449
پس هیچ‌‌وقت من یا دنیل رو
از این بالا صدا نمی‌زد

192
00:19:04,325 --> 00:19:06,491
...به هر حال، با توجه به ارتفاعِ

193
00:19:09,617 --> 00:19:10,949
لبه‌ی پنجره

194
00:19:13,908 --> 00:19:15,241
مست نبود؟

195
00:19:15,450 --> 00:19:16,741
نه، هیچ‌وقت تو طول روز مشروب نمی‌خورد

196
00:19:17,200 --> 00:19:18,949
مخصوصاً موقع کارش

197
00:19:27,992 --> 00:19:28,991
...عزیزم

198
00:19:30,450 --> 00:19:33,574
پاشو دست و صورتت رو بشور و لباس بپوش
دیگه روز شده باید بیدار بشی

199
00:19:36,075 --> 00:19:38,741
عزیزم، می‌دونم سخته
واسه خودم هم سخته

200
00:19:39,158 --> 00:19:41,366
و یه مدتی همین‌جوری
قراره بهمون سخت بگذره

201
00:19:42,700 --> 00:19:46,699
ولی باید سعی‌مون رو بکنیم
...و به کارایی که قبلاً می‌کردیم ادامه بدیم چون

202
00:19:51,117 --> 00:19:54,157
ببین، مونیکا اومده دیدنت
واست ترامیسو درست کرده

203
00:19:57,117 --> 00:19:59,407
نمی‌تونی کُل روز رو
تو اتاقت بمونی و بیرون نری

204
00:19:59,617 --> 00:20:02,366
اون بیرون خیلی قشنگه
و اسنوپ هم نیاز داره بره بیرون

205
00:20:10,742 --> 00:20:13,074
دنیل، میای باهامون غذا بخوری؟

206
00:20:13,617 --> 00:20:14,741
می خوام بخوابم

207
00:20:14,950 --> 00:20:18,532
باشه، اول همراهمون غذا بخور
بعدش می‌تونی بخوابی

208
00:20:53,492 --> 00:20:54,991
درک نمی‌کنم

209
00:20:56,367 --> 00:20:58,407
هیچ‌کس درک نمی‌کنه

210
00:20:58,617 --> 00:21:00,157
نمی‌تونیم درک کنیم

211
00:21:05,117 --> 00:21:06,616
باید درکش کنم

212
00:21:12,783 --> 00:21:16,157
اون فال‌گیری که در موردش
واست تعریف کردم رو یادته؟

213
00:21:16,367 --> 00:21:18,532
همونی که وقتی آلن مُرد رفتم دیدنش؟

214
00:21:19,700 --> 00:21:20,991
مونیکا؟

215
00:21:21,283 --> 00:21:22,157
خودم دوست دارم

216
00:21:22,367 --> 00:21:24,157
...ترجیح میدم راجع به اون چیزی نگی

217
00:21:24,367 --> 00:21:26,366
اون خیلی بهم کمک کرد

218
00:21:26,575 --> 00:21:27,866
ولی اون بچه‌س

219
00:21:28,200 --> 00:21:29,407
همه چی رو با هم قاتی نکن

220
00:21:29,617 --> 00:21:30,991
من با مونیکا در موردش حرف می‌زنم

221
00:21:31,200 --> 00:21:33,241
اون قبلاً به بچه‌ها هم کمک کرده

222
00:21:36,450 --> 00:21:37,366
یه کم می خوای؟

223
00:21:47,450 --> 00:21:49,074
چی نیاز داری؟

224
00:21:49,700 --> 00:21:51,157
هیچی، همین‌جوری راحتم

225
00:22:01,825 --> 00:22:04,616
شک و تردیدت رو بذار کنار
ممکنه به پسره کمک کنه

226
00:22:04,825 --> 00:22:07,699
اون چیزایی رو حس می‌کنه
که ما قادر به حس کردنش نیستیم

227
00:22:09,450 --> 00:22:10,991
وینسنت، یه دوست قدیمیه
که وکیله

228
00:22:11,200 --> 00:22:13,282
مونیکا، مادرخونده‌ی دنیله

229
00:22:15,117 --> 00:22:17,532
بهت زنگ میزنم -
اگه غذا خورد بهم خبر بده -

230
00:22:22,908 --> 00:22:23,949
بشقاب؟

231
00:22:35,908 --> 00:22:37,699
خیلی از گریه کردن خسته شدم

232
00:22:37,908 --> 00:22:40,116
واقعاً مسخره‌س
خیلی خسته شدم

233
00:22:41,533 --> 00:22:43,407
پنیر پارمسان می‌خوای؟ -
آره، حرف نداره -

234
00:22:43,617 --> 00:22:46,741
نمی‌دونم فلفل کجاس -
نگرانش نباش، خودم پیداش می‌کنم -

235
00:22:49,575 --> 00:22:52,574
خب، همون‌طور که خودت هم می‌دونی
...گزارش کالبدشکافی در مورد علت مرگ

236
00:22:52,908 --> 00:22:54,324
قاطع نیست

237
00:22:54,700 --> 00:22:58,449
بخش پزشکی قانونی
شواهد دقیق و کافی نداره

238
00:22:58,658 --> 00:22:59,616
...ولی

239
00:23:01,408 --> 00:23:03,282
...چیزی که می‌تونیم ازش دفاع کنیم

240
00:23:03,367 --> 00:23:07,116
اینه که اون از پنجره‌ی
اتاق زیرشیروونی افتاده

241
00:23:08,117 --> 00:23:10,366
به سقف سوله برخورد کرده

242
00:23:10,575 --> 00:23:13,491
ممکنه سرش یه جایی همین‌جاها
به لبه‌‌ش برخورد کرده باشه

243
00:23:16,158 --> 00:23:17,199
می‌بینی؟

244
00:23:18,200 --> 00:23:20,407
،بعدش روی زمین فرود اومده

245
00:23:20,617 --> 00:23:22,032
تقریباً تو این ناحیه افتاده

246
00:23:22,450 --> 00:23:26,241
به نظر می‌رسه تواناییش رو
داشته که یک یا دو متر خودش رو روی زمین بکشه

247
00:23:26,450 --> 00:23:29,866
قبل از اینکه تو موقعیت نهاییش
نقش زمین بشه

248
00:23:30,075 --> 00:23:32,824
این‌جوری می‌تونیم
خون روی برف رو توضیح بدیم

249
00:23:33,658 --> 00:23:34,907
ولی یه چندتا مشکل داریم

250
00:23:35,117 --> 00:23:38,199
اول اینکه اونا هیچی روی سقف سوله
پیدا نکردن، نه دی‌اِن‌ایی نه چیزی

251
00:23:38,742 --> 00:23:42,366
و این سه تا لکه‌ی خونی که
اینجا روی دیوار پاشیده

252
00:23:43,450 --> 00:23:47,324
به نظر می‌رسه خیلی با فرضیه‌ی
ضربه‌ی سر به سقف سوله‌مون جور درنمیاد

253
00:23:48,033 --> 00:23:50,991
قاضی از یه متخصص می‌خواد
این مسئله رو روشن کنه

254
00:23:51,908 --> 00:23:54,657
و خودت وقتی دیدیش
چی به ذهنت رسید؟

255
00:23:56,992 --> 00:24:00,532
نمی‌دونم
من تحلیل‌گر الگوی پاشیده‌شدن خون نیستم

256
00:24:01,242 --> 00:24:04,449
ولی یکی رو می‌شناسم
که خیلی وارده

257
00:24:05,033 --> 00:24:06,616
میرم نظر اون رو می‌پرسم

258
00:24:19,825 --> 00:24:22,074
...یه مشکل دیگه هم داریم

259
00:24:22,283 --> 00:24:23,741
اون کبودی روی دستت

260
00:24:25,367 --> 00:24:28,991
ممکنه به نظر برسه
به خاطر دعوا یا تقلا ایجاد شده

261
00:24:31,200 --> 00:24:32,282
اونا هم دیدنش؟

262
00:24:32,742 --> 00:24:35,866
همون شب من رو موردبررسی قرار دادن
آستینام رو بالا زده بودم و دیدنش

263
00:24:36,075 --> 00:24:38,074
و فوراً واسه‌شون توضیح دادی؟

264
00:24:38,283 --> 00:24:40,241
دقیقاً می‌دونستم چطوری کبود شده
می‌خوای نشونت بدم؟

265
00:24:42,450 --> 00:24:45,616
وقتی تو آشپزخونه‌م
همیشه‌ی خدا دستام رو به اینجا می‌کوبم

266
00:24:45,950 --> 00:24:47,449
وقتی تکون می‌خورم

267
00:24:47,950 --> 00:24:51,491
مسخره‌س
چندین بار تو اون هفته این اتفاق افتاد

268
00:24:51,658 --> 00:24:53,824
و بهشون گفتم خیلی سریع
پوستم دچار کبودی می‌شه

269
00:24:54,033 --> 00:24:56,574
و می‌تونن از دنیل بپرسن چون همیشه‌ی خدا
صدای برخورد من با اُپن رو می‌شنوه

270
00:24:57,325 --> 00:24:58,324
خیلی‌خب
خوبه

271
00:25:02,867 --> 00:25:06,449
همون‌طور که متوجهی دفاع کردن
از یه سقوط تصادفی کار آسونی نیست

272
00:25:06,658 --> 00:25:09,824
با توجه به ارتفاع لبه‌ی پنجره

273
00:25:10,158 --> 00:25:13,199
...به خاطرهمین یه تحقیقات انجام می‌شه برای

274
00:25:15,783 --> 00:25:17,032
...و تو هم

275
00:25:17,867 --> 00:25:19,199
"مرگ مشکوک"

276
00:25:19,408 --> 00:25:22,616
و تو هم شاهدی هستی که تو پرونده درگیره
چون تنها فرد حاضر در صحنه‌ی جرم بودی

277
00:25:23,867 --> 00:25:25,657
و البته همسرش هم هستی

278
00:25:27,492 --> 00:25:29,491
حالا گشتن دنبال غریبه‌هایی
...که پا به اینجا گذاشتن

279
00:25:29,700 --> 00:25:33,699
و موقعی که تو خواب بودی و
دنیل بیرون در حال پیاده‌روی بوده اون رو کُشتن

280
00:25:33,908 --> 00:25:35,532
یه استراتژی به دردنخوره

281
00:25:35,742 --> 00:25:37,574
ساموئل هیچ دشمنی نداشته

282
00:25:37,575 --> 00:25:37,949
!بسه

283
00:25:37,950 --> 00:25:38,407
!بس کن

284
00:25:39,200 --> 00:25:40,616
من اون رو نکشتم

285
00:25:44,867 --> 00:25:46,366
مسئله این نیست

286
00:25:46,992 --> 00:25:48,157
جدی میگم

287
00:25:50,700 --> 00:25:54,199
باید شخصیت ساموئل رو
به دقت مرور کنیم

288
00:25:54,867 --> 00:25:56,282
این اواخر درگیر مشکل خاصی بوده؟

289
00:25:58,367 --> 00:26:01,699
...موردی هست که بشه با خودکشی

290
00:26:01,950 --> 00:26:03,074
تطابقش داد؟

291
00:26:09,367 --> 00:26:10,741
مشخصه که در موردش فکر کردم

292
00:26:10,950 --> 00:26:14,032
ولی نمی‌تونم تصور بکنم با حضور دنیل
این دور و بر یه همچین کاری بکنه

293
00:26:14,033 --> 00:26:17,032
نمی‌تونم این مورد رو
تو مغزم فرو کنم

294
00:26:20,367 --> 00:26:23,157
آره، ولی بهترین دفاعیه‌مون
احتمالاً همین باشه

295
00:26:23,158 --> 00:26:25,324
...یعنی اگه تو رو متهم کنن

296
00:26:25,950 --> 00:26:27,366
تنها دفاعیه‌مون همینه

297
00:26:28,367 --> 00:26:30,116
ولی به نظرم اون اُفتاده

298
00:26:31,908 --> 00:26:33,741
هیچ‌کس باور نمی‌کنه

299
00:26:35,408 --> 00:26:36,907
منم باور نمی‌کنم

300
00:26:39,617 --> 00:26:40,991
سیگار لازمم

301
00:27:10,408 --> 00:27:11,449
وینست

302
00:27:12,200 --> 00:27:14,949
یه چیزی می خوام بهت بگم

303
00:27:16,533 --> 00:27:18,199
...حدود شیش ماه پیش

304
00:27:18,992 --> 00:27:20,866
...نمی‌ دونم ساموئل

305
00:27:21,242 --> 00:27:23,824
!یه چندتا قرص خورده بود یا نه

306
00:27:24,200 --> 00:27:27,241
مست و پاتیل کف زمین پیداش کردم

307
00:27:27,450 --> 00:27:29,657
استفراغ کرده بود
صبح خیلی زود بود

308
00:27:30,575 --> 00:27:32,574
...داخل استفراغش یه سری

309
00:27:32,783 --> 00:27:33,699
...نقاط سفید بود

310
00:27:33,908 --> 00:27:37,324
و یادمه با خودم فکر کردم
نکنه اینا قرص باشه؟

311
00:27:39,158 --> 00:27:40,116
واقعاً؟

312
00:27:40,950 --> 00:27:42,907
در موردش با هم حرف زده بودید؟

313
00:27:43,117 --> 00:27:45,199
نه، نمی‌خواست راجع بهش حرف بزنه

314
00:27:45,867 --> 00:27:47,074
دنیل هم این صحنه رو دید؟

315
00:27:47,140 --> 00:27:47,304
.نه

316
00:27:48,700 --> 00:27:51,282
اونوقت با یه دکتر تماس نگرفتی؟

317
00:27:51,492 --> 00:27:54,907
نه، اون‌موقع چندان بهش توجهی نکردم
...ولی الان که بهش فکر می‌کنم

318
00:27:55,117 --> 00:27:58,699
به نظر می‌رسه احتمالاً اقدام به خودکشی بوده

319
00:28:04,408 --> 00:28:06,032
کسی از این ماجرا خبر داره؟

320
00:28:06,056 --> 00:28:06,236
نه

321
00:28:10,450 --> 00:28:11,824
بهت زنگ میزنم

322
00:28:11,848 --> 00:28:12,035
باشه

323
00:28:13,277 --> 00:28:13,558
خداحافظ

324
00:29:16,575 --> 00:29:17,991
نورش خیلی زیاده؟

325
00:29:19,158 --> 00:29:21,116
می خوای پرده‌ها رو یه کم بکشم؟

326
00:29:21,992 --> 00:29:23,282
من راحتم

327
00:29:23,492 --> 00:29:24,366
واقعاً؟

328
00:29:25,908 --> 00:29:29,366
در مورد دعواهای والدینت بهم نگفتی

329
00:29:31,908 --> 00:29:35,324
منظورت چیه؟
من واقعاً چیزی یادم نمیاد

330
00:29:37,450 --> 00:29:41,157
وقتی شروع به داد زدن می‌کردن
ترجیحم این بود که اونجا نباشم

331
00:29:41,617 --> 00:29:44,782
می‌تونی بهم بگی کدوم‌شون
بیش‌تر عصبانی می‌شد؟

332
00:29:46,158 --> 00:29:47,074
نه

333
00:29:50,075 --> 00:29:53,866
روزی که پدرت مُرد هم
به خاطرهمین رفتی پیاده‌روی؟

334
00:29:54,075 --> 00:29:56,616
نه، فقط حس پیاده‌روی داشتم

335
00:29:58,242 --> 00:30:01,199
گفتی وقتی داشتی می‌رفتی
صدای حرف زدن والدینت رو شنیدی؟

336
00:30:01,617 --> 00:30:03,991
یادته در مورد چی حرف می‌زدن؟

337
00:30:04,825 --> 00:30:07,116
کم و بیش
ولی دعوا نمی‌کردن

338
00:30:09,450 --> 00:30:12,324
نتونستم حرفاشون رو بشنوم
...ولی دعوا نمی‌کردنـ

339
00:30:12,533 --> 00:30:15,157
پس نمی‌دونی دعوا می‌کردن یا نه

340
00:30:15,367 --> 00:30:18,949
قابل تشخیص بود
می‌تونستم بفهمم که دعوا نمی‌کردن

341
00:30:19,283 --> 00:30:22,241
دنیل، صدای آهنگ بلند بود
تو بیرون بودی

342
00:30:22,450 --> 00:30:25,366
اونا طبقه‌ی دوم
داخل اتاق خواب‌ مادرت بودن

343
00:30:25,742 --> 00:30:27,616
چطور انقدر با اطمینان می‌تونی بگی؟

344
00:30:27,992 --> 00:30:30,699
اصلاً موندم صداشون رو
می‌شنیدی یا نه

345
00:30:30,908 --> 00:30:33,407
من زیر پنجره‌ی باز بودم

346
00:30:33,617 --> 00:30:35,282
می‌دونم چی شنیدم

347
00:30:44,367 --> 00:30:45,449
تموم شد؟

348
00:30:46,742 --> 00:30:50,157
از کجا می‌تونی انقدر مطمئن بگی
کجا بودی؟

349
00:30:50,617 --> 00:30:52,532
...چون که

350
00:30:52,742 --> 00:30:54,616
به چسب روی سوله دست زدم

351
00:30:56,033 --> 00:30:57,324
چسب؟

352
00:30:57,700 --> 00:30:59,157
...وقتی اومدیم اینجا

353
00:30:59,367 --> 00:31:02,491
بابا چسب‌هایی با بافت‌های مختلف
...همه جا کشید

354
00:31:02,700 --> 00:31:04,366
تا بتونم راهم رو پیدا کنم

355
00:31:05,117 --> 00:31:08,866
الان واقعاً نیازی بهشون ندارم
ولی هنوز هم بهشون دست می‌‌زنم

356
00:31:09,075 --> 00:31:10,824
هر تیکه‌ش حس متفاوتی بهم میده

357
00:31:11,033 --> 00:31:12,282
اشتباه نمی‌گیرم‌شون

358
00:31:13,533 --> 00:31:15,532
چسب روی سوله رو لمس کردم

359
00:31:17,325 --> 00:31:18,991
به خاطرهمین می‌دونم زیر پنجره بودم

360
00:31:19,325 --> 00:31:19,903
خیلی‌خب

361
00:31:26,533 --> 00:31:28,532
حرفایی که بهم زدی رو
واسه‌شون ترجمه کردم

362
00:31:28,742 --> 00:31:30,574
ولی فرانسوی حرف نمی‌زدم

363
00:31:30,783 --> 00:31:32,991
تو این مرحله میزان صدا اهمیت داره

364
00:31:33,200 --> 00:31:35,741
و زبان فرانسوی برای همه راحت‌تره

365
00:31:36,575 --> 00:31:38,782
هلن، آهنگ رو پخش کن

366
00:31:44,908 --> 00:31:45,991
خوب پیش رفت؟

367
00:31:46,200 --> 00:31:48,074
آره، خبر خاصی نبود

368
00:31:48,283 --> 00:31:49,866
بعدازظهر چیکاره‌ای؟

369
00:31:50,075 --> 00:31:53,949
نمی‌دونم، خسته‌م
باید کار کنم و بعدش هم استراحت کنم

370
00:31:54,325 --> 00:31:55,407
از من نمی‌پرسی؟

371
00:31:55,617 --> 00:31:58,449
پیش خودم فکر کردم می‌خوای
به کار کردن تو اتاق زیرشیروونی ادامه بدی؟

372
00:31:59,367 --> 00:32:00,616
آهنگ رو قطع کنید

373
00:32:00,992 --> 00:32:01,949
قطعش کن

374
00:32:02,617 --> 00:32:03,062
خب؟

375
00:32:03,538 --> 00:32:04,907
چیزی شنیدی؟

376
00:32:06,158 --> 00:32:08,782
دوباره انجامش میدیم
این دفعه صداش رو بلندتر کن

377
00:32:09,492 --> 00:32:12,699
بلندتر؟
ولی من اصلاً داد نمی‌زدم

378
00:32:12,908 --> 00:32:16,532
هدف بازآفرینی مجدد صحنه اینه که
یه درجه صدای قابل‌قبول ایجاد کنیم

379
00:32:17,533 --> 00:32:19,199
وینسنت، من اصلاً داد نمی زدم

380
00:32:20,117 --> 00:32:23,741
اون بلندتر از این میزان حرف نمی‌زده
پسرش میگه صداشون آروم بوده

381
00:32:23,950 --> 00:32:26,991
اینجوری مشخص نمی‌شه
موسیقی صداشون رو خفه می‌کرده

382
00:32:27,700 --> 00:32:29,116
موکلم میگه داد نمی‌زده

383
00:32:29,325 --> 00:32:30,824
الان هم داد نزنه

384
00:32:32,325 --> 00:32:33,282
خانم؟

385
00:32:33,492 --> 00:32:35,324
لطفاً سرجای خانم وویتر وایسا

386
00:32:35,533 --> 00:32:37,991
بیاید داخل، لطفاً

387
00:32:39,575 --> 00:32:40,907
آهنگ رو پخش کنید

388
00:32:41,200 --> 00:32:42,532
!آهنگ رو پخش کنید

389
00:32:45,200 --> 00:32:46,532
خوب پیش رفت؟

390
00:32:46,742 --> 00:32:48,074
آره، خبر خاصی نبود

391
00:32:48,533 --> 00:32:50,157
بعدازظهر چیکاره‌ای؟

392
00:32:50,367 --> 00:32:53,116
نمی‌دونم، خسته‌م
باید کار کنم و بعدش هم استراحت کنم

393
00:33:00,450 --> 00:33:02,282
دوباره بریم، بلندترش کن

394
00:33:03,283 --> 00:33:04,282
خوب پیش رفت؟

395
00:33:04,492 --> 00:33:06,032
آره، خبر خاصی نبود

396
00:33:06,908 --> 00:33:08,032
بعدازظهر چیکاره‌ای؟

397
00:33:08,242 --> 00:33:11,657
نمی‌دونم، خسته‌م
باید کار کنم و بعدش هم استراحت کنم

398
00:33:11,950 --> 00:33:13,741
از من نمی‌پرسی؟

399
00:33:13,950 --> 00:33:16,366
پیش خودم فکر کردم می‌خوای
به کار کردن تو اتاق زیرشیروونی ادامه بدی؟

400
00:33:17,367 --> 00:33:18,449
آهنگ رو قطع کن

401
00:33:19,825 --> 00:33:21,282
حالا صدا رو شنیدن

402
00:33:21,492 --> 00:33:22,324
خوبه

403
00:33:23,283 --> 00:33:25,282
می‌دونید که خیلی مسخره‌س؟

404
00:33:25,492 --> 00:33:27,574
نظرت رو واسه خودت نگه‌دار

405
00:33:28,575 --> 00:33:30,699
صداشون آرو‌م‌تر بود
همچین تُنی نداشت

406
00:33:30,908 --> 00:33:34,282
ولی خودت دیدی که صداشون رو نمی‌شنیدی

407
00:33:36,367 --> 00:33:37,616
درسته؟

408
00:33:40,075 --> 00:33:43,157
می‌تونیم واسه آخرین‌بار از داخل کلبه شروع کنیم؟

409
00:33:43,492 --> 00:33:45,282
دوباره با صداهای آروم‌تر؟

410
00:33:47,200 --> 00:33:47,991
شدنیه

411
00:34:13,075 --> 00:34:14,532
یه اشتباهی کردم

412
00:34:14,908 --> 00:34:15,657
آهنگ رو قطع کن

413
00:34:15,867 --> 00:34:18,991
من به این چسب دست زده بودم
داخل خونه بودم

414
00:34:21,033 --> 00:34:22,116
همه چی رو با هم قاتی کردم

415
00:34:22,325 --> 00:34:23,907
ولی با حرفی که بهمون زدی
فرق داره، دنیل

416
00:34:24,117 --> 00:34:27,532
زویی سولیدور موقع رفتن
دیده که تو رفتی بیرون

417
00:34:27,867 --> 00:34:31,116
و مامانت گفته بعد از رفتن زویی
با پدرت حرف زده

418
00:34:31,575 --> 00:34:33,032
همه چی رو با هم قاتی کردم

419
00:34:33,992 --> 00:34:35,407
همه چی رو با هم قاتی کردی

420
00:36:24,492 --> 00:36:26,866
بعدازظهر سختی بود، نه؟

421
00:36:33,033 --> 00:36:34,282
از دستم خودم عصبانیم

422
00:36:35,658 --> 00:36:38,199
...فکر می‌کردم مطمئنم و بعدش

423
00:36:38,533 --> 00:36:40,449
ولی دروغ نگفتی، مگه نه؟

424
00:36:45,242 --> 00:36:47,949
نمی خوام خاطراتت رو تغییر بدی

425
00:36:48,575 --> 00:36:51,616
باید دقیقاً همون چیزی رو
بهشون بگی که تو خاطرته

426
00:36:52,575 --> 00:36:53,866
من هیچ آسیبی بابتش نمی‌بینم

427
00:36:58,825 --> 00:37:00,199
دستت رو بده بهم

428
00:37:09,658 --> 00:37:11,157
الان چیکار کنیم؟

429
00:37:13,825 --> 00:37:15,116
مشروب می‌خوری؟

430
00:37:15,492 --> 00:37:16,491
ویسکی؟

431
00:37:19,117 --> 00:37:20,032
بیا اینجا

432
00:37:22,117 --> 00:37:23,157
ببخشید

433
00:37:27,575 --> 00:37:28,866
...فقط می‌تونم بگم که

434
00:37:29,283 --> 00:37:33,616
بازجویی ادامه داره
و ممکنه یه مدتی طول بکشه

435
00:37:33,825 --> 00:37:36,366
الان هشت ساعته که داخل هستن

436
00:37:36,575 --> 00:37:38,157
ایشون تو دردسر افتادن؟

437
00:37:38,533 --> 00:37:40,657
ساندرا وویتر تو هیچ دردسری نیفتاده

438
00:37:40,867 --> 00:37:42,574
اون روی ادعای بی‌گناهیش ایستادگی می‌کنه

439
00:37:42,783 --> 00:37:44,657
بنابراین خبری از هیچ‌گونه اعترافی نیس

440
00:37:44,867 --> 00:37:48,199
مطمئنید؟
چون ما در مورد یه فیلم ضبط شده شنیدیم

441
00:37:48,408 --> 00:37:49,907
این فیلم اتهام‌برانگیز نیست؟

442
00:37:50,450 --> 00:37:52,241
گوش نمی‌دید چی میگم

443
00:37:52,450 --> 00:37:56,532
ایشون در جایگاه متهم قرار نگرفته
پس هیچ چیز اتهام‌برانگیزی وجود نداره

444
00:37:56,742 --> 00:37:59,032
این به اصطلاح فیلمی که بهش اشاره می‌کنید
تا الان که افسانه‌ای بیش نبوده

445
00:37:59,242 --> 00:38:01,074
و ما هم هیچ دسترسی‌ای بهش نداریم

446
00:38:01,283 --> 00:38:03,699
پس تائید می‌کنید که
یه فیلم وجود داره؟

447
00:38:04,367 --> 00:38:08,241
نه. من هیچی رو تائید نمی‌کنم
دقیقاً برعکسش رو گفتم

448
00:38:08,450 --> 00:38:10,866
اگه چیز جدیدی پیدا نکردن
پس چرا ایشون احضار شدن؟

449
00:38:11,075 --> 00:38:13,241
دیگه نمی‌دونم چی بهتون بگم

450
00:38:13,450 --> 00:38:16,032
ما خودمون هم هنوز نفهمیدیم
ممنون

451
00:38:18,200 --> 00:38:19,407
ممنون که اومدید

452
00:38:20,575 --> 00:38:22,949
بیانیه‌ی دادستان رو اعلام می‌کنم

453
00:38:24,658 --> 00:38:28,366
خب، ساندرا وویتر امروز ساعت 8 صبح
متهم شناخته شد

454
00:38:28,742 --> 00:38:32,782
تحقیقات شواهدی رو نشون داده
که این تصمیم رو تصدیق می‌کنه

455
00:38:33,033 --> 00:38:34,574
...سه مورد شواهد منحصر به فرد

456
00:38:35,408 --> 00:38:38,574
از الگوی پاشیدگی خون آقای مالسکی داریم

457
00:38:38,783 --> 00:38:41,324
که در محل اقامت این زوج پیدا شده

458
00:38:41,533 --> 00:38:46,157
که نشون‌دهنده‌ی اینه که ممکنه
یه ضربه‌ی شدید به سرش وارد شده باشه

459
00:38:46,367 --> 00:38:49,407
اون هم وقتی که روی بالکن طبقه‌ی سوم بوده

460
00:38:49,908 --> 00:38:51,282
...به علاوه

461
00:38:51,533 --> 00:38:53,866
...بازآفرینی مجدد صحنه که سه روز پیش انجام شد

462
00:38:54,075 --> 00:38:57,241
چندین موردی که دارای مغایرت بود رو
واسه‌مون روشن کرد

463
00:38:57,575 --> 00:38:58,657
...در نهایت

464
00:38:58,867 --> 00:39:04,032
یه فایل روی فلشی که
متعلق به آقای مالسکی بوده پیدا شده

465
00:39:04,283 --> 00:39:06,782
...تنها چیزی که فعلاً می‌تونم راجع بهش بگم

466
00:39:06,992 --> 00:39:10,199
اینه که یه فایل صوتی
از صدای این زوجه

467
00:39:10,408 --> 00:39:12,616
که روز قبل از مرگ آقای مالسکی ضبط شده

468
00:39:15,492 --> 00:39:19,241
دارم بهت میگم اون خودش
نمی‌تونه واسه امضا بیاد

469
00:39:19,450 --> 00:39:23,032
چون اون رو تو ساختمان دادگستری نگه داشتن

470
00:39:23,325 --> 00:39:26,074
پس من، وینسنت رنزی
...به عنوان وکیلش

471
00:39:26,283 --> 00:39:29,157
میام مدارکش رو واسش می‌گیرم

472
00:39:29,950 --> 00:39:32,032
نه، ساعت 11 نمی‌تونم بیام

473
00:39:32,658 --> 00:39:34,949
تا 20 دقیقه‌ی دیگه می‌تونم اونجا باشم؟

474
00:39:35,950 --> 00:39:38,241
باشه
ممنون، خودم رو می‌رسونم

475
00:39:38,533 --> 00:39:39,866
خبرای خوب دارم

476
00:39:40,617 --> 00:39:44,282
قاضی امروز بعدازظهر دا سیلوا نیست
بولنه

477
00:39:45,700 --> 00:39:46,866
من میرم بانک

478
00:39:47,075 --> 00:39:48,699
می‌شه خونه رو وثیقه گذاشت؟

479
00:39:51,200 --> 00:39:54,741
ارزشش کم‌تر از حدانتظارمون بود
اونا مشکل مالی داشتن

480
00:39:54,950 --> 00:39:56,491
بحث اعتبار معوقه‌ش
و مسائل دیگه هم مطرحه

481
00:39:56,700 --> 00:39:59,574
بانک فقط تا سقف پنجاه هزار اعتبار میده

482
00:39:59,783 --> 00:40:02,991
وثیقه‌ش باید بالاتر از این حرفا بشه

483
00:40:04,117 --> 00:40:06,074
پسرش شاهده

484
00:40:06,283 --> 00:40:08,241
تو دادگاه شهادت میده

485
00:40:08,450 --> 00:40:12,657
مسلماً خطر این وجود داره که
از طرف مادرش تحت فشار قرار بگیره

486
00:40:12,867 --> 00:40:14,157
...به همین دلیل

487
00:40:14,367 --> 00:40:17,407
من با آزادی به قید وثیقه موافق نیستم

488
00:40:17,617 --> 00:40:22,116
ازتون تقاضا دارم خانم وویتر رو
تحت بازداشت در انتظار محاکمه قرار بدید

489
00:40:22,617 --> 00:40:25,116
ممنون
شما بفرمایید، خانم بوداود

490
00:40:25,325 --> 00:40:28,532
خانم قاضی، چطور می‌تونیم
...احتمال فرار رو در نظر بگیریم

491
00:40:28,742 --> 00:40:30,907
اون هم در حالی که ایشون
در قبال پسرش مسئوله

492
00:40:31,325 --> 00:40:32,574
اصلاً با عقل جور درنمیاد

493
00:40:32,783 --> 00:40:34,782
اون هم در قبال یه کودک کم‌بینا؟

494
00:40:34,992 --> 00:40:37,449
و چهره‌ی ایشون در تمومی
رسانه‌ها پخش شده

495
00:40:37,658 --> 00:40:40,657
جدا کردن این مادر و پسر
می‌تونه ضربه‌ی روحی پسر رو تشدید کنه

496
00:40:40,867 --> 00:40:44,074
اون تو سن چهار سالگی
دچار یه تصادف شده

497
00:40:44,283 --> 00:40:45,282
که به بیناییش آسیب زده

498
00:40:45,492 --> 00:40:47,241
،اون یه پسر آسیب دیده‌س

499
00:40:47,242 --> 00:40:49,824
هم از نظر روانی و هم از نظر عاطفی

500
00:40:52,783 --> 00:40:54,532
خانم بوداود، واکنش‌تون چیه؟

501
00:40:55,242 --> 00:40:58,907
تصمیم قاضی انقدر دور از انتظار بود
که شایسته‌ی تحسینه

502
00:40:59,117 --> 00:41:02,574
ایشون از تسلیم شدن در برابر
واکنش‌های سرکوب‌گرانه امتناع کردن

503
00:41:02,783 --> 00:41:05,241
که نشونه‌ی خوبیه
مخصوصاً در خصوص همچین پرونده‌ای

504
00:41:05,450 --> 00:41:08,824
...ما احساس می‌کنیم آزادی تحت نظارت مقام قضایی

505
00:41:09,033 --> 00:41:11,241
روی ضعف پرونده تاکید داره

506
00:41:11,450 --> 00:41:12,991
آیا خیال موکل‌تون راحت شده؟

507
00:41:15,950 --> 00:41:19,032
در رابطه با پرونده‌ی اتهام قتل
این یه تصمیم دور از انتظاره

508
00:41:19,242 --> 00:41:21,699
و به نظر می‌رسه قاضی ژانویه
این درخواست رو رد کرده

509
00:41:21,908 --> 00:41:24,824
واکنش‌های سالن دادگاه
واقعاً شدید بوده

510
00:41:25,200 --> 00:41:28,241
نقل قول می‌کنم
"این تصمیم خطرناکه"

511
00:41:28,450 --> 00:41:31,241
"مظنون، شاهد اصلی رو دوباره می‌بینه"

512
00:41:31,450 --> 00:41:34,657
"واقعاً محاکمه‌ی پیش رو نگران کننده‌س"

513
00:41:46,992 --> 00:41:48,782
چطور تونستی در موردش بهم نگی؟

514
00:41:48,992 --> 00:41:50,574
اصلاً خبر نداشتم ضبطش کرده

515
00:41:50,783 --> 00:41:51,824
!اصلاً هر چی

516
00:41:52,033 --> 00:41:54,616
روز قبل از مرگش با هم دعواتون شده بوده

517
00:42:12,325 --> 00:42:13,782
...اون فایل صوتی

518
00:42:14,367 --> 00:42:16,074
واقعیت نیست

519
00:42:17,450 --> 00:42:18,741
شاید بخشی از واقعیت باشه

520
00:42:18,992 --> 00:42:23,032
اگه آدم یه لحظه‌ی تنش‌زا رو تو زندگیش تجربه کنه
...یه اوج‌گیری به شدت احساسی، و روش متمرکز بشه

521
00:42:23,242 --> 00:42:25,324
معلومه که همه چی خرد و خاکشیر می‌شه

522
00:42:25,658 --> 00:42:29,574
ممکنه مثل یه مدرک انکارناپذیر به نظر برسه
ولی درواقع همه چی رو از مسیرش منحرف می‌کنه

523
00:42:29,867 --> 00:42:33,157
اون واقعیت نیست، فقط صداهامونه
درسته، ولی هویت‌مون نیست

524
00:42:33,367 --> 00:42:35,699
واقعیت واسه‌ی من پشیزی اهمیت نداره
باشه؟

525
00:42:36,492 --> 00:42:38,241
...باید همون درکی رو از خودت داشته باشی

526
00:42:38,492 --> 00:42:40,449
که دیگران نسبت بهت دارن

527
00:42:40,658 --> 00:42:42,491
و حقیقت واسه دادگاه اهمیتی نداره

528
00:42:42,700 --> 00:42:45,491
نمی‌دونستم محاکمه‌ای در کاره -
خب، در کاره -

529
00:42:56,492 --> 00:42:59,574
...حالا، چیزی که واقعاً می‌تونیم روش حساب کنیم

530
00:43:00,617 --> 00:43:02,574
اینه که چه کسایی دور و برت هستن

531
00:43:02,783 --> 00:43:04,157
کسی دور و بر من نیست

532
00:43:04,367 --> 00:43:05,616
چرا، دنیل هست

533
00:43:06,492 --> 00:43:07,991
دنیل مهمه

534
00:43:09,492 --> 00:43:12,074
...تو و ساموئل

535
00:43:12,283 --> 00:43:13,782
دوستی نداشتید؟

536
00:43:13,992 --> 00:43:18,074
هیچ‌وقت نباید میومدیم اینجا، من دوست نداشتم
تو لندن خیلی خوشحال بودم

537
00:43:20,992 --> 00:43:22,491
خواسته‌ی خودش بود
خیلی اصرار کرد

538
00:43:22,700 --> 00:43:25,616
می‌گفت هیچ‌جوره حواسش
از کارش پرت نمی‌شه

539
00:43:26,033 --> 00:43:28,449
مشکلات مالی‌مون حل می‌شه

540
00:43:34,533 --> 00:43:39,032
منم اون گوه‌دونیم رو تو آلمان ول کردم
و آخر و عاقبتم شد گیر کردن تو گوه‌دونی اون

541
00:43:39,242 --> 00:43:41,199
خیلی مسخره‌س، مگه نه؟

542
00:43:49,325 --> 00:43:50,241
سلام

543
00:43:52,700 --> 00:43:54,074
سلام، عزیزکم

544
00:43:55,950 --> 00:43:57,449
...ایشون خانم برگر هستن

545
00:43:57,658 --> 00:44:00,116
توسط وزیر دادگستری منصوب شدن

546
00:44:01,658 --> 00:44:03,407
وینسنت رنزی
با نور کار می‌کنم

547
00:44:03,867 --> 00:44:06,866
...اون مرتب میاد اینجا تا

548
00:44:07,617 --> 00:44:09,407
پیش تو و پیش دنیل باشه

549
00:44:09,992 --> 00:44:11,907
هر چند وقت یکبارش حالا مشخص می‌شه

550
00:44:12,117 --> 00:44:14,032
...ایشون اینجاس تا

551
00:44:15,033 --> 00:44:17,699
مطمئن بشه همه چی خوب پیش میره

552
00:44:18,075 --> 00:44:21,782
و اینکه هیچ‌کس سعی نکنه
دنیل رو تحت‌تاثیر قراره بده

553
00:44:21,992 --> 00:44:26,324
یا مجبورش کنه حرفی رو
توی دادگاه بزنه که دلش نمی‌خواد

554
00:44:26,950 --> 00:44:30,574
قاضی گفتن جلوی ایشون
باید فرانسوی صحبت کنید

555
00:44:32,908 --> 00:44:33,866
باشه

556
00:44:37,533 --> 00:44:38,616
همین دیگه

557
00:44:40,658 --> 00:44:42,866
می‌تونم خصوصی با دنیل صحبت کنم؟

558
00:44:46,117 --> 00:44:47,491
خیلی‌خب
ما هم بریم دیگه؟

559
00:44:47,783 --> 00:44:48,616
بهت زنگ میزنم

560
00:44:48,825 --> 00:44:51,991
مامانت بهمون فضا میده
تا با همدیگه آشنا بشیم

561
00:44:58,700 --> 00:45:00,366
اسم من مارجه

562
00:45:01,033 --> 00:45:02,824
قراره زیاد همدیگه رو ببینیم

563
00:45:03,783 --> 00:45:05,699
می‌دونی چرا اینجام؟

564
00:45:06,492 --> 00:45:07,824
مشکلی باهاش نداری؟

565
00:45:09,242 --> 00:45:11,116
می‌تونی من رو دوست خودت بدونی

566
00:45:12,200 --> 00:45:14,324
یا نه
هر طور میل خودته

567
00:45:14,575 --> 00:45:15,574
نظرت چیه؟

568
00:45:16,533 --> 00:45:17,991
...مشکلی نیست

569
00:45:18,950 --> 00:45:21,074
لزومی نداره با هم دوست باشیم

570
00:45:24,492 --> 00:45:27,324
خب، من اینجام تا از شهادت تو محافظت کنم

571
00:45:27,908 --> 00:45:30,116
...قانون من رو فرستاده

572
00:45:30,575 --> 00:45:32,907
و قانون نمی‌تونه با کسی دوست بشه

573
00:45:33,117 --> 00:45:36,199
وگرنه نمی‌تونست دوست بقیه هم باشه

574
00:45:36,408 --> 00:45:38,866
و قانون باید برای همه یکسان اجرا بشه

575
00:45:40,158 --> 00:45:42,699
پس تو راست میگی
من نمی‌تونم باهات دوست بشم

576
00:45:43,908 --> 00:45:47,324
اگه هر چیز غیرعادی‌ای رو حس کردی
باید با من درمیون بذاری

577
00:45:47,658 --> 00:45:50,324
اگه دیدی مشکلی وجود داره

578
00:45:50,533 --> 00:45:51,449
نمی‌دونم

579
00:45:51,783 --> 00:45:53,491
مثلاً با مامانت

580
00:45:53,700 --> 00:45:55,157
در رابطه با دادگاه

581
00:45:56,992 --> 00:46:00,741
من فقط با دوستام
در مورد مسائل این‌چنینی حرف می‌زنم

582
00:46:03,533 --> 00:46:04,491
درسته

583
00:46:05,158 --> 00:46:07,866
ولی شاید این‌دفعه چاره‌ی دیگه‌ای نداشته باشی

584
00:46:29,742 --> 00:46:31,949
...با چیپس شکلاتی...

585
00:46:34,200 --> 00:46:35,657
...با تمشک

586
00:46:36,950 --> 00:46:39,657
می‌دونم اینجا نیست
ولی می‌خوام

587
00:46:45,658 --> 00:46:48,157
...جوراب‌های دوشس

588
00:46:49,867 --> 00:46:50,741
چی؟

589
00:46:51,908 --> 00:46:54,949
...جوراب‌های دوشس

590
00:47:28,325 --> 00:47:30,657
اون یکی از معدود افرادی بود که می‌شناختمش

591
00:47:30,867 --> 00:47:32,449
...وقتی پا به داخل اتاق می‌ذاشت

592
00:47:32,908 --> 00:47:34,699
یه چیزی عوض می‌شد

593
00:47:34,908 --> 00:47:37,032
فضای اطراف عوض می‌شد

594
00:47:37,367 --> 00:47:40,324
و به نظرم جذابه، مگه نه؟

595
00:47:40,533 --> 00:47:43,032
من عاشق جذابیتش شدم

596
00:47:47,242 --> 00:47:51,907
کُل زندگیم رو بر پایه‌ی
درک نکردن خانواده و دوستام گذروندم

597
00:47:52,783 --> 00:47:56,157
...و اون سر رسید و من حس کردم

598
00:47:57,450 --> 00:48:01,324
حرفاش رو می‌فهمم
علامت‌هایی که واسم می‌فرسته رو درک می‌کنم

599
00:48:03,283 --> 00:48:05,157
لزوماً باهمدیگه اتفاق‌نظر نداشتیم

600
00:48:05,367 --> 00:48:07,032
...ولی

601
00:48:08,700 --> 00:48:10,741
ولی حرفایی داشتیم
که واسه همدیگه تعریف کنیم

602
00:48:11,700 --> 00:48:14,324
و بعداً وقتی که از پیشم رفت متوجهش شدم

603
00:48:14,992 --> 00:48:16,657
از پیشم رفت رو نگو

604
00:48:17,700 --> 00:48:19,782
فقط روی خودش تمرکز کن

605
00:48:20,533 --> 00:48:21,824
نحوه‌ی آشنایی‌تون رو بگو

606
00:48:23,825 --> 00:48:27,574
وقتی با همدیگه آشنا شدیم
اون تازه تو دانشگاه لندن مشغول به کار شده بود

607
00:48:29,075 --> 00:48:30,824
پس رفتیم با هم تو یه خونه زندگی کنیم

608
00:48:32,783 --> 00:48:34,741
اون معلم معرکه‌ای بود

609
00:48:35,242 --> 00:48:39,366
یه روش خاصی داشت که باعث می‌شد
همه چی سرزنده و امکان‌پذیر به نظر برسه

610
00:48:39,575 --> 00:48:40,824
معرکه بود

611
00:48:43,700 --> 00:48:45,907
ولی واقعاً تنها همین کفایت نمی‌کرد

612
00:48:46,700 --> 00:48:47,741
...پس

613
00:48:48,450 --> 00:48:51,824
در اعماق وجودش کاری که واقعاً
دلش می‌خواست انجام بده نویسندگی بود

614
00:48:52,450 --> 00:48:54,991
و چندین سال در حال کار روی یه رمان بود

615
00:48:55,200 --> 00:48:57,199
در حال تقلا کردن تماشاش می‌کردم
کار سختی بود

616
00:49:02,867 --> 00:49:04,491
...و به این نتیجه رسیدم که

617
00:49:04,700 --> 00:49:08,574
...رابطه‌ش با زمان، با کارش

618
00:49:09,700 --> 00:49:11,699
پیچیده‌س
...مثلاً برخلاف من

619
00:49:11,908 --> 00:49:14,241
نه، خودت رو باهاش مقایسه نکن

620
00:49:15,700 --> 00:49:17,532
برگرد به همون جریان رابطه‌تون

621
00:49:21,200 --> 00:49:25,949
رابطه‌ی ما حول محور
ایجاد انگیزه‌ در جهت فکر کردن می‌چرخید

622
00:49:26,200 --> 00:49:28,657
حتی اگه به معنی غفلت
در قبال چیزای دیگه بود

623
00:49:29,283 --> 00:49:30,491
چیزای دیگه؟

624
00:49:31,325 --> 00:49:32,241
منظورت دنیله؟

625
00:49:34,283 --> 00:49:36,116
همون اول دادگاه باید به دنیل اشاره کنیم

626
00:49:36,617 --> 00:49:38,116
منظورم همون تصادفه

627
00:49:38,325 --> 00:49:40,449
خیلی‌خب
...نمی‌دونستم تا این حد

628
00:49:44,575 --> 00:49:46,199
چیزی نیست -
چیزی نیست؟ -

629
00:49:46,950 --> 00:49:50,241
...فقط نمی‌دونستم تا این حد

630
00:49:50,825 --> 00:49:52,157
باید پیش بریم
خیلی‌خب

631
00:49:55,950 --> 00:49:58,574
بعد از اون تصادف همه چی عوض شد

632
00:50:00,200 --> 00:50:01,657
دنیل چهار سالش بود

633
00:50:03,992 --> 00:50:08,491
اون روز، ساموئل قرار بود
بره از مدرسه بیارتش

634
00:50:08,950 --> 00:50:11,782
...ولی حس نوشتن اومده بود سراغش و

635
00:50:12,283 --> 00:50:16,407
تو دقیقه‌ی نود به یه پرستاربچه زنگ زده بود
و پرستاربچه دیر خودش رو رسونده بود

636
00:50:17,617 --> 00:50:18,782
و اونا داشتن از خیابون رد می‌شدن

637
00:50:18,992 --> 00:50:20,324
که یه موتور به دنیل میزنه

638
00:50:20,533 --> 00:50:23,324
عصب بیناییش به طور دائمی آسیب دید

639
00:50:28,492 --> 00:50:29,699
...بعد از اون تصادف

640
00:50:30,700 --> 00:50:33,616
ساموئل نسبت بهش دچار وسواس فکری شد

641
00:50:33,825 --> 00:50:35,491
به طور مداوم خودش رو سرزنش می‌کرد

642
00:50:35,700 --> 00:50:37,907
که اگه من سر وقت رفته بودم دنبالش
و از این صحبتا

643
00:50:40,450 --> 00:50:42,907
به شدت احساس گناه می‌کرد

644
00:50:45,908 --> 00:50:48,324
و شاید واقعاً هیچ‌وقت نتونست
از شر اون احساس گناه راحت بشه

645
00:50:49,700 --> 00:50:52,532
ما یه سال کامل تو بیمارستان بودیم

646
00:50:53,200 --> 00:50:54,449
همراه با دنیل

647
00:50:55,742 --> 00:50:58,407
کم کم مشکلات مالی‌مون شروع شد

648
00:50:59,700 --> 00:51:02,907
و ساموئل شروع به مصرف
داروهای ضدافسردگی کرد

649
00:51:04,825 --> 00:51:07,199
می‌شه بی‌خیال این قسمت بشیم، وینسنت؟

650
00:51:07,408 --> 00:51:11,324
واقعاً دلم می‌خواد از اون و وجهه‌ش محافظت کنم
و دنیل رو هم قاتی ماجرا نکنم

651
00:51:13,700 --> 00:51:14,741
سعی‌مون رو می‌کنیم

652
00:51:16,575 --> 00:51:18,949
ولی به این سمت کشیده می‌شه
...من باید

653
00:51:20,033 --> 00:51:22,491
باید به یه سری چیزا اعتراف کنم

654
00:51:24,575 --> 00:51:27,032
...باید خودت رو آماده کنی

655
00:51:27,700 --> 00:51:31,157
که همه چی رو تعریف کنی و
سختی ماجرا اینجاس که فرانسوی باید حرف بزنی

656
00:52:13,158 --> 00:52:18,241
«یک سال بعد»

657
00:52:20,283 --> 00:52:22,074
...واقعاً دوست داری بدونی

658
00:52:22,283 --> 00:52:24,991
که چی نظر تو رو جلب می‌کنه؟
بی‌خیال، معلومه که دوست دارم

659
00:52:25,908 --> 00:52:28,241
من هیچ‌وقت کسی رو نمی‌بینم
کُل طول روز اینجا کار می‌کنم

660
00:52:28,450 --> 00:52:30,866
این تویی که میای به دیدنم
معلومه که نظرم رو به خودت جلب می‌کنی

661
00:52:31,310 --> 00:52:32,567
خیلی‌خب

662
00:52:34,117 --> 00:52:35,157
من می‌دوئم

663
00:52:35,783 --> 00:52:38,116
جزو کارای موردعلاقه‌مه

664
00:52:38,325 --> 00:52:40,532
حس نشئه شدن بهم دست میده
انگار مواد زدم

665
00:52:41,992 --> 00:52:45,157
خب تا چه حد با مواد آشنایی داری؟
این سوال بعدیمه

666
00:52:46,742 --> 00:52:47,866
موضوع مهمیه واقعاً

667
00:52:48,950 --> 00:52:50,366
شاید بهتر باشه همه چی رو ننویسی

668
00:52:50,575 --> 00:52:52,032
نه، مطمئناً این‌کار رو نمی‌کنم

669
00:52:56,825 --> 00:53:00,324
بهت که گفته بودم
باید می‌رفتیم گرونوبل

670
00:53:01,200 --> 00:53:02,116
اشکالی نداره

671
00:53:02,325 --> 00:53:03,991
جواب‌هات رو یادداشت می‌کنم

672
00:53:09,325 --> 00:53:12,824
تائید می‌کنید که این مصاحبه‌ی
شما با خانم وویتر بوده؟

673
00:53:13,158 --> 00:53:14,032
بله

674
00:53:14,325 --> 00:53:17,782
اون از حرف زدن در مورد خودش سر باز می زد
ولی با این حال به دیدنش رفتی

675
00:53:18,075 --> 00:53:20,282
رفته بودم تا در مورد کارش حرف بزنم

676
00:53:20,492 --> 00:53:23,782
درسته، ولی به طور مداوم
موضوع بحث‌تون عوض می‌شد

677
00:53:23,992 --> 00:53:26,741
به نظرتون ایشون دنبال چی بود؟

678
00:53:27,200 --> 00:53:30,282
شنیدیمش
اون در مورد من سوالاتی پرسید

679
00:53:30,950 --> 00:53:35,032
به نظر می‌رسید بیش‌تر از حرف زدن
در مورد من لذت می‌برد تا خودش

680
00:53:35,950 --> 00:53:38,532
شما رو تحریک کرد
تا در مورد خودتون حرف بزنید؟

681
00:53:38,950 --> 00:53:39,991
...تحریک

682
00:53:40,867 --> 00:53:42,824
نه، همچین‌چیزی نبود

683
00:53:43,033 --> 00:53:45,407
رفتارش فریب‌کارانه نبود
آروم بود

684
00:53:45,617 --> 00:53:49,032
به نظرم عادی بود
به نظر می‌رسید از این مکالمه داره لذت می‌بره

685
00:53:49,242 --> 00:53:53,407
شما می‌گید آروم بوده
ما شنیدیم ساعت 1:45 دقیقه با مشروب ازتون پذیرایی کرده

686
00:53:53,617 --> 00:53:56,157
قبل از رسیدن شما هم در حال خوردن مشروب بود؟

687
00:53:56,950 --> 00:53:57,741
گمون کنم

688
00:53:57,950 --> 00:54:00,949
...دارید می‌گید اون تموم تلاشش رو کرد

689
00:54:01,158 --> 00:54:02,449
تا به شما احساس راحتی دست بده

690
00:54:02,658 --> 00:54:07,282
بیش‌تر از اون چیزی بود که از مصاحبه
با یه نویسنده انتظار داشتید؟

691
00:54:07,492 --> 00:54:10,032
نه، به نظرم اینطور نبود

692
00:54:10,283 --> 00:54:13,241
...به نظر می‌رسید ساندرا
...یعنی خانم وویتر

693
00:54:13,450 --> 00:54:16,324
نیاز به فرار داره
نیاز به آروم و ریلکس شدن داره

694
00:54:16,533 --> 00:54:17,532
فرار؟

695
00:54:17,992 --> 00:54:21,407
،می‌دونستی ساندرا، البته به قول خودت
دوجنس‌گراس؟

696
00:54:23,200 --> 00:54:24,199
نه

697
00:54:24,242 --> 00:54:25,866
حسش هم نکردی؟

698
00:54:26,075 --> 00:54:26,991
.نه

699
00:54:28,117 --> 00:54:31,949
اگه با درکی که الان داری
...دوباره به فایل صوتی گوش بدی

700
00:54:32,908 --> 00:54:34,741
می‌تونی اسمش رو بذاری اغواگری؟

701
00:54:36,533 --> 00:54:40,407
حسش کردم و خودش بهم گفته که
...آنچنان

702
00:54:40,617 --> 00:54:44,157
زندگی اجتماعی پربار و
...فرصت چندانی برای حرف زدن

703
00:54:44,367 --> 00:54:45,574
با آدمای جدید نداره

704
00:54:45,825 --> 00:54:49,741
گمونم می‌تونید اسمش رو
...شکلی از اغواگری بذارید

705
00:54:50,533 --> 00:54:54,157
دادگاه می‌خواد بدونه
شما همچین اسمی روش می‌ذارید یا نه

706
00:54:55,075 --> 00:54:56,532
اغواگری، مفهوم‌های متفاوتی داره

707
00:54:56,742 --> 00:54:59,532
...ولی کلمه‌ی اغواگری همیشه اشاره به

708
00:55:00,075 --> 00:55:00,866
اغوا کردن داره

709
00:55:01,075 --> 00:55:02,407
...جواب شاهد

710
00:55:02,617 --> 00:55:06,324
به قدرکافی شفافه
و همین‌طور مفهومی که از اغوا کردن می‌گیره

711
00:55:06,533 --> 00:55:09,949
خانم وویتر به طور مداوم می‌گفت
شما نظرش رو به خودش جلب می‌کنید؟

712
00:55:10,158 --> 00:55:12,699
می‌خواست تو گرونوبل مصاحبه رو انجام بدید

713
00:55:13,450 --> 00:55:14,449
...احساس نکردید که

714
00:55:14,658 --> 00:55:16,074
جواب سوال‌تون رو داد

715
00:55:16,283 --> 00:55:18,782
خیلی واضح جواب نداد
لطفاً جواب سوال رو بدید، دوشیزه سولیدور

716
00:55:19,200 --> 00:55:20,949
می‌شه من رو خانم صدا کنید؟

717
00:55:21,492 --> 00:55:23,949
اصلاً دوست ندارم یه وضعیت متاهلی
من رو تقلیل بده

718
00:55:24,158 --> 00:55:26,324
البته
همچین قصدی نداشتم

719
00:55:26,658 --> 00:55:28,907
تو اون لحظه هیچ‌گونه اغواگری‌ای رو حس نکردم

720
00:55:29,117 --> 00:55:31,782
خب بعدش واست سوال پیش نیومد؟

721
00:55:32,825 --> 00:55:35,199
به نظرم غیرمعمول بود
همین و بس

722
00:55:35,408 --> 00:55:39,532
چه برداشتی از آهنگی که ساموئل مالسکی
پخش کرده بود داشتی؟

723
00:55:40,742 --> 00:55:42,699
به خاطر سرو صدا عصبی شده بودم

724
00:55:42,908 --> 00:55:47,282
انگار بدون اینکه خودش رو نشون بده
داشت حضورش رو تحمیل می‌کرد

725
00:55:47,617 --> 00:55:49,157
...و واکنش ساندرا

726
00:55:49,367 --> 00:55:50,907
واکنشش چی بود؟

727
00:55:53,033 --> 00:55:54,907
یه کم ناراحت شده بود

728
00:55:55,575 --> 00:55:58,157
و وقتی که آهنگ از اول پخش شد چی؟

729
00:55:58,783 --> 00:56:00,491
اون مدام داشت پخشش می‌کرد

730
00:56:01,783 --> 00:56:03,241
خب مشخصه

731
00:56:03,700 --> 00:56:04,866
استدلال خوبی بود

732
00:56:05,075 --> 00:56:08,074
ولی تو اون لحظه چه حسی رو
به شما القا کرد؟

733
00:56:08,742 --> 00:56:10,366
به عجیب و غریب بودنش اضافه کرد

734
00:56:11,117 --> 00:56:13,616
...احساس می‌کردم حضورم کمرنگ شده

735
00:56:15,283 --> 00:56:16,407
آرامشم کم شده

736
00:56:16,617 --> 00:56:18,282
پس مشخصه که عصبی شده بودی

737
00:56:18,492 --> 00:56:21,199
داری حرف تو دهنش می‌ذاری -
نه، فقط می‌خوام شفافش کنم -

738
00:56:21,408 --> 00:56:23,032
حس عصبی بودن بهت دست داد؟

739
00:56:23,283 --> 00:56:24,199
بله

740
00:56:25,950 --> 00:56:29,574
حس کردی آقای مالسکی
...با پخش کردن اون آهنگ

741
00:56:29,783 --> 00:56:32,907
می‌خواد برای مصاحبه‌ی تو
ایجاد مزاحمت کنه؟

742
00:56:33,742 --> 00:56:35,991
اولین فکری که به ذهنم رسید همین بود، آره

743
00:56:37,075 --> 00:56:41,199
ولی سخته از نیت کسی که
اصلاً ندیدیش باخبر بشی

744
00:56:41,825 --> 00:56:43,657
!به خاطرهمین بهم حقوق میدن دیگه

745
00:56:45,492 --> 00:56:46,782
...ساندرا وویتر

746
00:56:47,283 --> 00:56:50,366
شما به دنبال یه عاملی بودی
که مصاحبه رو منحرف کنی

747
00:56:50,742 --> 00:56:51,907
درسته؟

748
00:56:52,117 --> 00:56:53,616
سوالت تلقینیه

749
00:56:53,825 --> 00:56:55,532
هیچ اغواگری‌ای در کار نبود

750
00:56:55,867 --> 00:56:57,866
سوال من مربوط به اون عاملی می‌شه
که دنبالش بودید

751
00:56:58,075 --> 00:57:02,116
تو فایل صوتی شما خونگرم و صمیمی هستید
می‌خندید، مشروب می‌خورید

752
00:57:02,325 --> 00:57:05,282
از طریق ارتباط برقرار کردن
...با این خانم جوان

753
00:57:05,492 --> 00:57:07,532
دنبال فرار از یه زندگی خانوادگی طاقت‌فرسا بودید؟

754
00:57:07,742 --> 00:57:10,324
خانم وویتر درخواست ملاقات نداده بود

755
00:57:10,533 --> 00:57:12,491
لطفاً جواب بدید، خانم وویتر

756
00:57:14,325 --> 00:57:16,532
آره، اون واسم شگفت‌انگیز بود

757
00:57:16,825 --> 00:57:19,616
یه مدتی می‌شد که
آدم جدیدی رو تو زندگیم ندیده بودم

758
00:57:19,825 --> 00:57:22,074
و آره، مشروب نیاز داشتم

759
00:57:22,283 --> 00:57:26,449
ایشون خانم خیلی بااستعداد و خوبی بود
نه چیزی بیش‌تر از این

760
00:57:27,325 --> 00:57:31,116
واقعاً به سختی می‌شد از اون مصاحبه
!پایان‌نامه‌ای رو درآورد

761
00:57:31,325 --> 00:57:35,824
بگو بخند با دانشجویی که سوالاتش
اون رو به وجد نمیاره هیچ اشکالی نداره

762
00:57:36,033 --> 00:57:39,074
به نظرتون آهنگی که آقای مالسکی
...پخش کرده بود

763
00:57:39,283 --> 00:57:41,241
...به طور خیلی تهاجمی‌ای

764
00:57:41,450 --> 00:57:43,282
...نشون‌دهنده‌ی حسادتش نسبت به شما

765
00:57:43,492 --> 00:57:45,657
یا دوشیزه...خانم سولیدور نبود؟
ببخشید

766
00:57:45,867 --> 00:57:48,491
موسیقی کاوری از آهنگ پی آی اِم پی
از گروه فیفتی سنته

767
00:57:48,700 --> 00:57:50,907
و یه آهنگ عمیقاً زن‌ستیزانه‌س

768
00:57:51,117 --> 00:57:52,866
نسخه‌ی بی‌کلامش بود

769
00:57:53,075 --> 00:57:54,532
جواب بدید، لطفاً

770
00:57:54,742 --> 00:57:58,491
انتخاب آهنگ شوهرتون
برای ابراز حس حسادتش بود؟

771
00:57:58,700 --> 00:57:59,532
می‌تونم جواب بدم

772
00:58:01,158 --> 00:58:04,657
اون اغلب اون آهنگ رو پخش می‌کرد
شک دارم از عمد بوده باشه

773
00:58:05,700 --> 00:58:08,907
اون عاشق آهنگ‌های با صدای بلند بود
بهش آرامش می‌داد

774
00:58:10,575 --> 00:58:13,407
...اون از قصد روی

775
00:58:14,867 --> 00:58:16,741
اسپیکر به فرانسوی چی می‌شه؟

776
00:58:17,742 --> 00:58:20,366
یه اسپیکر قدرتمند پخشش می‌کرد
ببخشید

777
00:58:21,158 --> 00:58:23,116
اون خیلی کار می‌کرد
...همیشه پرسر و صدا بود

778
00:58:23,325 --> 00:58:26,616
خانم سولیدور گفتن
به خاطرش مصاحبه رو قطع کردید

779
00:58:26,825 --> 00:58:29,241
حقیقت داره؟ -
نه، اون همچین حرفی نزد -

780
00:58:29,450 --> 00:58:30,532
...اگه وکیل‌ها

781
00:58:31,367 --> 00:58:34,491
مرتب به هر سوال واکنش نشون بدن

782
00:58:34,700 --> 00:58:36,616
واقعاً عصبانی می‌شم

783
00:58:37,742 --> 00:58:39,699
خانم وویتر، سوال رو جواب بدید

784
00:58:42,367 --> 00:58:44,949
صدای آهنگ خیلی بلند بود

785
00:58:45,158 --> 00:58:47,282
..و وقتی از اول شروع شد

786
00:58:47,492 --> 00:58:50,532
فهمیدم که قرار نیست تموم بشه

787
00:58:52,033 --> 00:58:54,949
اینجوری نمی‌‌تونستیم راحت با هم گفتگو کنیم

788
00:58:55,158 --> 00:58:57,032
...پس من

789
00:58:58,075 --> 00:58:59,824
ترجیح دادم تموش کنم

790
00:59:00,158 --> 00:59:02,407
خسته بودم؟
آره

791
00:59:02,617 --> 00:59:03,866
...و یه کم احساس

792
00:59:05,700 --> 00:59:07,574
گیجی و منگی می‌کردم
به خاطر شراب

793
00:59:08,325 --> 00:59:11,866
وقتی با همدیگه تنها شدید
ازش نخواستید بابت رفتارش توضیحی بده؟

794
00:59:13,658 --> 00:59:15,824
همون‌طور که گفتم
عادتش همین بود

795
00:59:16,033 --> 00:59:16,907
نه

796
00:59:17,575 --> 00:59:20,657
شما میزبان یه خانم جوونِ جذاب بودید

797
00:59:20,867 --> 00:59:24,324
در حالی که شوهرتون اون بالا داشته زحمت می‌کشیده
که اصلاً نمی‌شه گفت از سر عادت بوده یا عادیه

798
00:59:24,533 --> 00:59:27,324
اون خبر داشته شما از زن‌ها خوشتون میاد
و دیر یا زود خیانت می‌کنید

799
00:59:27,533 --> 00:59:29,116
نامربوط به بحثه

800
00:59:29,325 --> 00:59:30,074
و تبعیض جنسیتیه

801
00:59:30,283 --> 00:59:33,116
اگه جذب یه مرد شده بود
دقیقاً همین حرفا رو می‌زدم

802
00:59:33,325 --> 00:59:37,032
ببخشید، ولی اختلافات این زوج
مسئله‌ی مهمیه

803
00:59:37,242 --> 00:59:40,074
این وضعیت به طور بی‌طرفانه‌ای عجیبه

804
00:59:40,283 --> 00:59:43,824
گفتید رفتید طبقه‌ی بالا تو اتاق‌تون
تا کار کنید و بخوابید

805
00:59:44,033 --> 00:59:47,491
دقیقاً زیر اتاق زیرشیروونی
با اون آهنگ کَر کننده

806
00:59:47,700 --> 00:59:50,824
آهنگی که مصاحبه رو خراب کرده بود

807
00:59:51,033 --> 00:59:53,282
تو همچین خونه‌ی بزرگی
واقعاً اونجا رو انتخاب کردی؟

808
00:59:53,700 --> 00:59:57,241
آره، جاییه که من کار می‌کنم
همیشه تو تختخواب کار می‌کنم

809
00:59:59,700 --> 01:00:02,907
وقتی ساموئل اومد باهات صحبت کرد
هیچ شکایتی بهش نکردی؟

810
01:00:03,117 --> 01:00:06,407
خیلی عجیبه که آدم به آهنگ کَرکننده‌ی
بالای سرش گوش بده

811
01:00:08,325 --> 01:00:09,782
من عادت دارم
مشکلی باهاش ندارم

812
01:00:09,992 --> 01:00:12,699
می‌خواستم کار کنم
گوش‌گیرهام رو گذاشتم

813
01:00:12,908 --> 01:00:13,949
واسم عادی بود

814
01:00:14,742 --> 01:00:16,741
من تو هر وضعیتی می‌تونم کار کنم

815
01:00:16,950 --> 01:00:19,657
گفتی خسته بودی
به خاطر شراب منگ بودی

816
01:00:19,783 --> 01:00:21,657
با این وضع باز هم می‌خواستی کار کنی؟

817
01:00:21,867 --> 01:00:22,616
آره

818
01:00:22,825 --> 01:00:24,699
و کار هم کردم
نه به مدت طولانی

819
01:00:24,908 --> 01:00:26,449
یه کاری بود که باید ترجمه‌ش می‌کردم

820
01:00:26,658 --> 01:00:29,032
می‌خواستم قبل از استراحتم تمومش کنم

821
01:00:29,450 --> 01:00:33,491
همون‌طور که گفتم من تو هر محیطی
تحت هر آشوبی می‌تونم کارم رو انجام بدم

822
01:00:33,700 --> 01:00:36,824
ظاهراً شما تو هر جایی و هر زمانی
استراحت هم می‌تونید بکنید

823
01:00:37,033 --> 01:00:39,157
پس همه چی گل و بلبل بوده دیگه؟

824
01:00:44,242 --> 01:00:44,949
حرف دیگه‌ای ندارم

825
01:00:48,867 --> 01:00:50,241
سوال دیگه‌ای ندارم

826
01:00:53,325 --> 01:00:55,449
دنیل، این حرفی نبود که بهمون زده بودی

827
01:00:55,658 --> 01:00:58,532
زویی سولیدور موقع رفتنش
دیده از خونه بیرون رفتی

828
01:00:58,742 --> 01:01:02,032
و مامانت گفته بعد از رفتن زویی
با بابات حرف زده

829
01:01:03,658 --> 01:01:04,866
همه چی رو با هم قاتی کردم

830
01:01:05,700 --> 01:01:06,949
همه چی رو با هم قاتی کردی

831
01:01:13,200 --> 01:01:15,366
مطمئناً یه مشکلی این وسط هس

832
01:01:15,575 --> 01:01:16,491
درسته؟

833
01:01:16,700 --> 01:01:19,407
نمی‌شه که همزمان تو دوتا جا باشی

834
01:01:20,908 --> 01:01:23,282
فکر کنم برگشتم داخل خونه

835
01:01:26,033 --> 01:01:30,199
چیزی که اذیتم می‌کنه اینه که
چطور قبل از بازآفرینی مجدد صحنه مطمئن بودی؟

836
01:01:30,575 --> 01:01:32,741
...بیانیه‌ت رو اظهار کردی

837
01:01:32,950 --> 01:01:35,657
"هر تیکه‌ش حس متفاوتی بهم میده"

838
01:01:35,867 --> 01:01:38,574
"اشتباه نمی‌گیرم‌شون"

839
01:01:39,200 --> 01:01:41,824
"من زیر پنجره‌ی باز بودم"

840
01:01:42,033 --> 01:01:43,824
"می‌دونم چی شنیدم"

841
01:01:44,033 --> 01:01:47,574
بعدش در طول بازآفرینی مجدد صحنه
یه حرف کاملاً متفاوت زدی

842
01:01:47,783 --> 01:01:49,532
چطور ممکنه؟

843
01:01:52,117 --> 01:01:55,157
...یادمه کجا بودم، ولی

844
01:01:57,658 --> 01:02:01,407
شاید شوک اتفاق باعث شده
همه چی رو با هم قاتی کنم

845
01:02:01,783 --> 01:02:03,866
...یه روانپزشک که دنیل رو معاینه کرده

846
01:02:04,075 --> 01:02:07,866
گفته شاید شوک احساسی باعث شده
بعضی از خاطراتش تغییر کنن

847
01:02:08,367 --> 01:02:09,116
البته

848
01:02:09,325 --> 01:02:12,157
چرا برگشتی داخل خونه؟

849
01:02:14,367 --> 01:02:16,366
...فکر کنم

850
01:02:17,033 --> 01:02:18,657
دستکش‌هام یا گوشیم رو جا گذاشته بودم

851
01:02:19,533 --> 01:02:20,866
ولی مطمئن نیستی؟

852
01:02:22,367 --> 01:02:24,074
دقیق یادم نمیاد

853
01:02:24,283 --> 01:02:27,741
...پس در مورد خاطرات اون روزت

854
01:02:27,950 --> 01:02:30,241
از یقین کامل رسیدی به شک و تردید؟

855
01:02:30,533 --> 01:02:32,449
این مسئله خیلی مشکل‌سازه

856
01:02:32,658 --> 01:02:35,574
فقط و فقط کلید کردی
...روی یه قسمت از حافظه‌ش

857
01:02:35,783 --> 01:02:38,324
تا بتونی کُل حافظه‌ش رو زیر سوال ببری

858
01:02:38,742 --> 01:02:40,407
می‌خوای چی رو باور کنیم؟

859
01:02:40,617 --> 01:02:43,907
که شوک حادثه، جیغ و داد رو
به حرف زدن آروم تبدیل کرده؟

860
01:02:44,117 --> 01:02:46,991
داری با کنایه اشاره می‌کنی که
داره دروغ میگه تا از مادرش محافظت کنه

861
01:02:47,200 --> 01:02:48,032
نه

862
01:02:48,867 --> 01:02:51,116
صرفاً دارم به تردیدهای شاهد اشاره می‌کنم

863
01:02:51,325 --> 01:02:53,532
ولی حق داریم تعجب کنیم

864
01:02:53,742 --> 01:02:57,532
دنیل مالسکی میگه هر وقت والدینش
دعوا می‌کردن از خونه ‌می‌زده بیرون

865
01:02:57,742 --> 01:03:00,907
از اونجایی که اون روز هم
...به طور اتفاقی رفته بیرون

866
01:03:01,117 --> 01:03:03,824
احتمالش زیاده که شاهد مشاجره‌ای بوده

867
01:03:04,033 --> 01:03:05,949
به خاطرهمین هیچی نشنیده

868
01:03:06,408 --> 01:03:08,991
به طوراتفاقی نرفتم بیرون
به خاطر صدای آهنگ فرار کردم

869
01:03:09,200 --> 01:03:13,157
و در مورد چیزی که شنیده بود خیلی واضح حرف زد

870
01:03:13,367 --> 01:03:15,032
اون هیچ‌وقت تغییر نظر نداد

871
01:03:15,617 --> 01:03:18,782
روان‌پزشک و کارشناس آسیب‌شناسی بینایی

872
01:03:18,992 --> 01:03:22,241
هر دو حافظه شنیداری دنیل رو
عالی اعلام کردن

873
01:03:28,408 --> 01:03:31,782
منشی دادگاه، لطفاً

874
01:03:31,992 --> 01:03:34,491
عناصر ارائه شده توسط آقای بالارد رو نشون بدین

875
01:03:36,867 --> 01:03:38,366
گوش میدیم

876
01:03:38,575 --> 01:03:42,074
عنصر قطعی اینه که لکه‌های خون

877
01:03:42,283 --> 01:03:43,574
روی انبار هیزم پیدا شده

878
01:03:43,783 --> 01:03:46,407
و این موضوع تو طرح دیده میشه

879
01:03:47,367 --> 01:03:50,116
می‌تونین روی انبار هیزم زوم کنید؟

880
01:03:51,450 --> 01:03:55,241
از روی شکل لکه‌ها میشه متوجه شد
خون از بالا روی انبار هیزم ریخته شده

881
01:03:55,658 --> 01:03:57,699
اونا طولانی و باریک هستن

882
01:03:57,908 --> 01:04:02,157
طولانی‌ترین لکه خون، 4 سانتی‌متر طول داره
که باید گفت خیلی زیاده

883
01:04:02,700 --> 01:04:04,324
بنابراین براساس آزمایشات انجام شده

884
01:04:04,533 --> 01:04:07,032
این لکه‌های خون در صورتی می‌تونستن
اینجا ریخته بشن

885
01:04:07,242 --> 01:04:09,741
که آقای مالسکی از ناحیه سر
دچار ضربه شده

886
01:04:09,950 --> 01:04:12,366
و تو بالکن طبقه سوم بوده باشن

887
01:04:13,408 --> 01:04:16,407
ایشون به نرده‌های بالکن تکیه داده بودن

888
01:04:16,617 --> 01:04:20,241
و وقتی به سرشون ضربه وارد شده
سرشون جلوتر از نرده‌ها بوده

889
01:04:20,450 --> 01:04:23,032
و لکه‌ها در اون نقطه ریخته شدن

890
01:04:23,242 --> 01:04:24,991
هیچ جور دیگه‌ای نمیشه توضیحش داد

891
01:04:25,200 --> 01:04:29,074
خشونت ناشی از ضربه
باعث افتادن آقای مالسکی شد؟

892
01:04:29,283 --> 01:04:30,407
تقریباً

893
01:04:30,617 --> 01:04:33,991
ترکیبی از خشونت ناشی از ضربه

894
01:04:34,200 --> 01:04:36,241
و یه هل دادن تعمدی بوده

895
01:04:36,450 --> 01:04:40,241
یعنی میگین فرد حمله‌کننده
خیلی عصبانی بوده؟

896
01:04:40,450 --> 01:04:44,074
و بعد از ضربه سعی کرده
مقتول رو از بالا به پایین بندازه؟

897
01:04:44,283 --> 01:04:46,366
باید بگم طرف خیلی خشمگین بوده

898
01:04:46,575 --> 01:04:48,199
نمیشه کمتر از این رو تصور کرد

899
01:04:48,617 --> 01:04:52,574
تو همچین حالتی، میزان قدرت فیزیکی افزایش پیدا میکنه

900
01:05:03,908 --> 01:05:08,616
نرده‌ها یک متر و بیست سانت ارتفاع دارن

901
01:05:08,825 --> 01:05:11,866
که میشن یه چیزی تا این حدود

902
01:05:12,367 --> 01:05:14,991
آقای مالسکی یک متر و هشتاد و دو سانت قد

903
01:05:15,200 --> 01:05:17,324
و هشتاد و پنج کیلو وزن داشتن

904
01:05:17,658 --> 01:05:20,657
بنابراین برای اینکه ایشون رو
از بالای نرده پرت کنن پایین

905
01:05:20,867 --> 01:05:24,574
باید خیلی محکم هلشون داد، درسته؟

906
01:05:24,783 --> 01:05:27,741
کل این‌کار باید حساب‌شده می‌بود

907
01:05:27,950 --> 01:05:30,116
همچین ضربه‌ای همیشه از روی عمد هست

908
01:05:30,325 --> 01:05:32,407
منظورم از حساب‌شده اینه که

909
01:05:32,617 --> 01:05:35,324
باید خیلی هماهنگ‌شده و دقیق بوده باشه

910
01:05:35,575 --> 01:05:37,949
براساس وزنشون
باید فرض کنیم

911
01:05:38,158 --> 01:05:41,574
که برای سقوط لازمه که پاشون رو بلند کرده باشن

912
01:05:41,783 --> 01:05:43,699
که خشم زیادی رو می‌طلبه

913
01:05:43,908 --> 01:05:45,657
نمیشه خشم رو رد کرد

914
01:05:45,867 --> 01:05:49,907
و احتمالاً اون موقع آقای مالسکی تعادل نداشتن

915
01:05:50,117 --> 01:05:51,657
...و ممکنه به خاطر شدت ضربه

916
01:05:51,867 --> 01:05:55,282
یا موقعیت نامناسبشون
سقوط کرده باشن

917
01:05:55,492 --> 01:05:58,157
...همون‌طور که گفتم، هیچ عنصری نداریم که

918
01:05:58,367 --> 01:06:00,491
فقط سه تا قطره خون داریم

919
01:06:01,575 --> 01:06:06,491
هر چیز دیگه‌ای که برای توضیح قضیه
به کار برده میشه، فرضیه، درسته؟

920
01:06:06,700 --> 01:06:09,991
خیلی‌خب، ولی تنها توضیحی که وجود داره
همونیه که من گفتم

921
01:06:10,200 --> 01:06:13,449
شما یه فرضیه بهمون دادین
نه توضیح

922
01:06:13,700 --> 01:06:15,157
راستش، دوتا فرضیه

923
01:06:15,367 --> 01:06:18,449
فرضیه هل دادن حساب‌شده
و بدون هل دادن حساب‌شده

924
01:06:19,158 --> 01:06:20,824
براساس فرضیه‌های شما

925
01:06:21,033 --> 01:06:23,032
از چجور آلتی برای زدن ضربه استفاده شده؟

926
01:06:23,242 --> 01:06:25,824
...یه آلت سنگین، احتمالاً فلز

927
01:06:26,033 --> 01:06:27,949
،یه قطعه چوب محکم بوده

928
01:06:28,158 --> 01:06:30,366
که بدون شک لبه‌ی تیزی داشته

929
01:06:30,908 --> 01:06:34,407
همچین وسیله‌ای رو تو خونه پیدا کردین؟

930
01:06:34,617 --> 01:06:37,199
می‌دونین که هیچ آلتی پیدا نشده

931
01:06:37,408 --> 01:06:39,199
اینطور چیزا رو راحت میشه از بین برد

932
01:06:39,825 --> 01:06:41,366
دیگه سوالی ندارم

933
01:06:43,533 --> 01:06:46,407
دو تا توضیح واسه سه تا لکه خون وجود داره

934
01:06:46,617 --> 01:06:50,741
یا بعد از یه ضربه خشونت‌آمیز
از اینجا اومدن

935
01:06:51,283 --> 01:06:54,116
یا وقتی که جمجمه

936
01:06:54,325 --> 01:06:55,991
به لبه سقف برخورد کرده

937
01:06:56,200 --> 01:06:57,616
یعنی تقریباً اینجا

938
01:06:57,950 --> 01:06:59,741
احتمال فرضیه اول خیلی کمه

939
01:06:59,950 --> 01:07:04,407
با شکل و جهت لکه‌های خون
همخونی نداره

940
01:07:05,367 --> 01:07:07,199
با تمرکز بر روی فرضیه دوم

941
01:07:07,408 --> 01:07:11,032
باید به ضربه‌ای که بر اثر برخورد به سقف انبار

942
01:07:11,242 --> 01:07:12,574
به وجود اومده، توجه کنیم

943
01:07:13,408 --> 01:07:16,574
ویدیویی رو که براثر تخمین محل قتل گرفته شده
بهتون نشون میدم

944
01:07:22,075 --> 01:07:22,866
اونجا

945
01:07:23,075 --> 01:07:26,699
همون‌طور که می‌بینید
،در بازسازی صحنه به وسیله یه عروسک

946
01:07:27,033 --> 01:07:30,116
همچین ضربه‌ای باعث میشه
بدن به شدت آسیب ببینه

947
01:07:30,325 --> 01:07:33,782
و در هنگام واژگونی و چرخش

948
01:07:34,158 --> 01:07:36,241
،ثانیه‌ای بعد از برخورد

949
01:07:36,450 --> 01:07:40,324
...این سه لکه خون

950
01:07:40,533 --> 01:07:41,991
بر روی سطح انبار ریخته شده

951
01:07:45,617 --> 01:07:47,366
...و تنها توضیح معتبر اینه که

952
01:07:47,575 --> 01:07:51,074
آقای مالسکی از پنجره اتاق زیرشیروانی سقوط کردن

953
01:07:51,283 --> 01:07:52,574
معتقدم تنها راه برای اینکه

954
01:07:52,783 --> 01:07:55,074
روی سقف انبار بیفته

955
01:07:55,533 --> 01:07:57,074
و همچین زخمی رو ایجاد کنه، همینه

956
01:07:57,283 --> 01:07:59,616
پس یعنی تنها معیارتون اعتقادتون هست

957
01:07:59,825 --> 01:08:01,116
پس یعنی این نظر شخصی شماست

958
01:08:01,700 --> 01:08:04,449
پس چطوری عدم وجود دی‌ان‌ای
یا بافت بدن مقتول رو

959
01:08:04,658 --> 01:08:08,032
در طی برخورد، توجیه می‌کنید؟

960
01:08:08,533 --> 01:08:10,074
الان بهتون نشون میدن

961
01:08:10,283 --> 01:08:12,407
این آزمایشیه که

962
01:08:12,617 --> 01:08:14,657
طی شرایط مشابه انجام دادیم

963
01:08:14,867 --> 01:08:17,991
در زمان حادثه
...یه لایه‌ای از یخ

964
01:08:18,200 --> 01:08:20,866
زیر لایه‌ی ضخیم از برف وجود داشته

965
01:08:22,075 --> 01:08:25,199
می‌بینیم که برف به سرعت در حال ذوب شدن هست

966
01:08:25,408 --> 01:08:26,699
و می‌بینیم که

967
01:08:26,908 --> 01:08:30,824
در مدت یک ساعت و پنجاه دقیقه
آب جاری شده

968
01:08:31,325 --> 01:08:34,907
تمام باقی‌مونده‌ی خون دفن شده رو
از محل برخورد پاک می‌کنه

969
01:08:35,117 --> 01:08:36,699
...و باعث میشه خون

970
01:08:36,908 --> 01:08:37,949
به اینجا بیاد

971
01:08:38,158 --> 01:08:41,741
شما فرضیه ضربه خشونت‌آمیز رو
بعید دونستید

972
01:08:41,950 --> 01:08:43,907
یعنی میگین غیرممکنه؟

973
01:08:45,200 --> 01:08:47,032
نه، ولی به شدت بعیده

974
01:08:47,242 --> 01:08:48,907
پس یعنی بازم احتمالش هست

975
01:08:49,325 --> 01:08:52,074
احتمالش مثل اینه که
که من رئیس‌جمهور بشم

976
01:08:52,283 --> 01:08:53,616
فهمیدم منظورتون چیه

977
01:08:53,825 --> 01:08:55,241
و یه دلیلی برای بعید بودنش وجود داره

978
01:08:55,450 --> 01:08:58,616
در فرضیه شما، برای توضیح زاویه

979
01:08:58,992 --> 01:09:00,199
سه لکه خون

980
01:09:00,408 --> 01:09:03,949
باید سر آقای مالسکی رو طوری تصور کنیم

981
01:09:03,950 --> 01:09:07,449
که انگار ایشون طوری به نرده تکیه دادن
که سرشون هشتاد سانتی‌متر از نرده فاصله داره

982
01:09:07,658 --> 01:09:10,616
این به معنیه که فرد ضارب
ایشون رو مجبور کرده

983
01:09:10,825 --> 01:09:12,824
تا به یه فضای خالی تکیه داده باشه

984
01:09:13,408 --> 01:09:15,824
و ایشون رو برخلاف نرده‌ها هل می‌داده

985
01:09:16,033 --> 01:09:19,032
و کل بالاتنه‌ش برعکس شده

986
01:09:19,367 --> 01:09:23,699
اینطوری ضارب باید یه جوری به ایشون نزدیک باشه

987
01:09:24,158 --> 01:09:26,241
که بتونه هم جسم سنگین رو در دست داشته باشه

988
01:09:26,450 --> 01:09:29,574
و خیلی محکم به سر مقتول ضربه زده باشه

989
01:09:29,783 --> 01:09:31,032
،همه این عناصر

990
01:09:31,242 --> 01:09:34,074
و به علاوه با درنظر گرفتن
توده بدنی متهم

991
01:09:34,283 --> 01:09:36,407
باعث میشن که این فرضیه به شدت بعید باشن

992
01:09:36,617 --> 01:09:37,782
ولی غیرممکن نیست

993
01:09:42,200 --> 01:09:45,282
،گوش کن دنیل
...به این دلیل می‌خواستم ببینمت

994
01:09:45,492 --> 01:09:48,699
چون می‌دونم ذی‌نفع این پرونده هستی

995
01:09:48,908 --> 01:09:51,574
و اجازه دادم تا به الان تو دادگاه
حضور داشته باشی

996
01:09:51,783 --> 01:09:53,157
...ولی فردا

997
01:09:53,367 --> 01:09:55,116
قضایا پیچیده‌تر میشه

998
01:09:55,325 --> 01:09:58,074
و قراره در مورد چندتا موضوع ناراحت‌کننده
صحبت کنیم

999
01:09:58,283 --> 01:10:00,782
بنابراین تصمیم گرفتم
اجازه حضورت رو در دادگاه صادر نکنم

1000
01:10:01,908 --> 01:10:03,616
فکر کنم تحمل شنیدن هرچیزی رو داشته باشم

1001
01:10:03,825 --> 01:10:04,532
چی؟

1002
01:10:04,742 --> 01:10:06,699
فکر کنم تحمل شنیدن هرچیزی رو داشته باشم

1003
01:10:07,117 --> 01:10:08,866
بله؟ -
من آماده‌م -

1004
01:10:09,075 --> 01:10:12,116
درسته می‌تونی بشنوی
ولی آیا تحملش رو هم داری؟

1005
01:10:12,325 --> 01:10:13,866
ما یه وظیفه‌ای داریم

1006
01:10:14,075 --> 01:10:17,616
و باید کارمون رو در کمال آرامش
انجام بدیم

1007
01:10:17,825 --> 01:10:19,407
من که تا حالا دادگاه رو مختل نکردم

1008
01:10:19,617 --> 01:10:21,116
...مختل

1009
01:10:21,450 --> 01:10:23,157
منظورم این نیست

1010
01:10:24,492 --> 01:10:27,782
باید بتونیم حقیقت رو با صراحت بیان کنیم

1011
01:10:29,033 --> 01:10:31,074
باید همه چیز رو مورد بررسی قرار بدیم

1012
01:10:31,283 --> 01:10:33,657
اون هم بدون اینکه نگران باشیم
که آسیب ببینی

1013
01:10:36,367 --> 01:10:38,116
من همین الانش هم آسیب دیدم

1014
01:10:39,825 --> 01:10:42,032
...به خاطر همین هم

1015
01:10:43,408 --> 01:10:45,532
باید بشنوم
تا بتونم به آسیبم غلبه کنم

1016
01:10:45,742 --> 01:10:47,824
هدف از برگزاری دادگاه
شنیدن تو نیست

1017
01:10:48,033 --> 01:10:50,366
واسه مشخص شدن حقیقته

1018
01:10:50,575 --> 01:10:53,324
بدون اینکه مجبور بشیم
حرفامون رو سانسور کنیم

1019
01:10:53,783 --> 01:10:56,282
از کی تا حالا کسی حرفاش رو سانسور می‌کنه

1020
01:10:57,450 --> 01:11:00,116
حتی اگه نذارید وارد دادگاه بشم

1021
01:11:00,533 --> 01:11:03,032
از طریق تلویزیون و رادیو و اینترنت

1022
01:11:03,242 --> 01:11:05,074
می‌فهمم چه اتفاقی افتاده

1023
01:11:05,950 --> 01:11:07,574
همه فکر و ذکرم میشه فهمیدن این قضیه

1024
01:11:19,658 --> 01:11:21,491
خانم وویتر شما ادعا کردین

1025
01:11:21,700 --> 01:11:25,032
شوهرتون شش ماه قبل از مرگش
اقدام به خودکشی کرد

1026
01:11:25,408 --> 01:11:28,532
عجیب اینجاست که خیلی دیر
همچین چیزی رو به خاطر آوردین

1027
01:11:28,742 --> 01:11:31,616
میشه وقایع اون اتفاق رو
با جزئیات توضیح بدین؟

1028
01:11:38,867 --> 01:11:43,366
اون اتفاق چند هفته بعد از
قطع کردن داروهاش اتفاق افتاد

1029
01:11:44,492 --> 01:11:46,991
اون روز صبح زود، داخل اتاقش

1030
01:11:48,033 --> 01:11:50,366
در حالی پیداش کردم
که روی زمین افتاده بود

1031
01:11:52,117 --> 01:11:53,282
...اون

1032
01:11:53,658 --> 01:11:55,407
شب قبلش، الکل زیادی مصرف کرده بود

1033
01:11:56,158 --> 01:11:58,866
و از حال رفته بود

1034
01:12:00,450 --> 01:12:03,866
و بالا آورد
و توی استفراغش قرص آسپرین دیدم

1035
01:12:04,742 --> 01:12:08,116
قرص‌ها هنوز هضم نشده بودن

1036
01:12:10,200 --> 01:12:12,991
اولش متوجه نشدم چی هستن

1037
01:12:13,742 --> 01:12:16,199
...ولی بعداً ورق‌های خالی قرص رو

1038
01:12:16,908 --> 01:12:19,699
تو سطل زباله آشپزخونه پیدا کردم

1039
01:12:20,825 --> 01:12:23,449
همه جا رو تمیز کردم
و خوابوندمش تو تخت

1040
01:12:23,473 --> 01:12:25,426
بعد

1041
01:12:25,450 --> 01:12:27,074
وقتی حالش بهتر شد

1042
01:12:27,283 --> 01:12:29,157
حاضر نبود در موردش حرفی بزنه

1043
01:12:29,367 --> 01:12:32,157
فقط گفت زودتر از موعد
داروهاش رو قطع کرده

1044
01:12:33,825 --> 01:12:35,657
اتاق خواباتون از هم جدا بود؟

1045
01:12:36,783 --> 01:12:40,199
اونجا دفترش بود و معمولاً هم
همون‌جا می‌خوابید، بله

1046
01:12:41,700 --> 01:12:46,032
که اینطور. چی باعث شد که صبح به اون زودی
وارد اتاقشون بشین؟

1047
01:12:46,325 --> 01:12:48,824
من همیشه صبح زود بیدار میشم
اونم بعضی وقتا زود بیدار می‌شد

1048
01:12:49,033 --> 01:12:52,241
بعضی وقتا اون وقت روز رو با هم می‌گذروندیم
...و با هم حرف می‌زدیم

1049
01:12:52,450 --> 01:12:53,824
ساعت 6 صبح؟

1050
01:12:54,033 --> 01:12:56,491
آره، البته اگه می‌دیدم چراغ اتاقش روشنه

1051
01:12:57,283 --> 01:13:00,324
،درسته تو یه تخت نمی‌خوابیدیم
ولی خیلی با هم صمیمی بودیم

1052
01:13:00,533 --> 01:13:02,366
...من اغلب

1053
01:13:03,450 --> 01:13:06,449
شب رو روی تخت دفترش می‌گذروندم

1054
01:13:07,950 --> 01:13:09,824
رفتم پایین تا قهوه درست کنم

1055
01:13:10,033 --> 01:13:13,032
...دیدم در اتاقش نیمه بازه و

1056
01:13:13,575 --> 01:13:15,616
و دیدم روی زمین افتاده

1057
01:13:16,033 --> 01:13:18,199
هیچ‌کس دیگه‌ای شاهد این قضیه نبود؟

1058
01:13:18,223 --> 01:13:19,634
نه

1059
01:13:19,658 --> 01:13:22,074
ممنونم، می‌تونید بشینید

1060
01:13:24,367 --> 01:13:25,741
شما خبر داشتین؟

1061
01:13:27,533 --> 01:13:29,241
چه نوع قرص ضدافسردگی تجویز کردین؟

1062
01:13:29,450 --> 01:13:31,199
.اسیتالوپرام، روزی بیست گرم

1063
01:13:31,423 --> 01:13:33,423
خودش تصمیم گرفت قطعشون کنه؟ -
.بله -

1064
01:13:33,867 --> 01:13:37,032
حدود هفت ماه قبل از مرگش بود
و می‌خواست ترک کنه

1065
01:13:37,242 --> 01:13:40,991
پیشنهاد دادم یواش یواش دزش رو بیاره پایین
و هر هفته مراجعه کنه

1066
01:13:41,200 --> 01:13:42,699
به خودکشی هم فکر می‌کرد؟

1067
01:13:43,450 --> 01:13:45,324
نه، ساموئل افسرده نبود

1068
01:13:45,533 --> 01:13:48,699
اسیتالوپرام رو به خاطر این واسش تجویز کردم

1069
01:13:49,533 --> 01:13:52,199
تا بتونه غم ناشی از تصادف پسرش رو تحمل کنه

1070
01:13:52,408 --> 01:13:56,866
امکانش هست که به خاطر ترک کردن حتی با دُز پایین
اقدام به خودکشی کرده باشه؟

1071
01:13:57,700 --> 01:13:59,907
در مورد این فرضیه، هر چیزی امکان‌پذیره

1072
01:14:00,117 --> 01:14:04,324
ولی چرا باید ازم خواسته باشه
بهش کمک کنم تا ترک کنه؟

1073
01:14:04,533 --> 01:14:07,449
و یه دفعه یواشکی بی‌خیال شده باشه؟
.با عقل جور درنمیاد

1074
01:14:07,658 --> 01:14:10,449
و تازه تو جلسات هفتگیمون هم
اشاره‌ای بهش نکرده باشه؟

1075
01:14:23,533 --> 01:14:26,741
...تا حالا بیماری داشتین که خودکشی کرده باشه

1076
01:14:26,950 --> 01:14:28,449
یا حتی اقدام به خودکشی کرده باشه؟

1077
01:14:28,742 --> 01:14:30,949
تو فرانسه جمله‌ی خودکشی کردن

1078
01:14:31,158 --> 01:14:34,782
به معنای هم امتحان کردن
.و هم موفق شدن هست

1079
01:14:34,992 --> 01:14:35,949
.یعنی انجام اون کار هست

1080
01:14:36,158 --> 01:14:37,824
.ممنون بابت درس زبان

1081
01:14:38,283 --> 01:14:39,699
تا حالا هیچ کدوم از بیمارام خودکشی نکردم

1082
01:14:39,908 --> 01:14:42,199
البته به جز آقای مالسکی

1083
01:14:42,408 --> 01:14:44,907
چون اینجاییم تا بفهمیم
قضیه چی بوده

1084
01:14:45,117 --> 01:14:46,366
،در هر صورت

1085
01:14:46,575 --> 01:14:49,324
نمی‌تونیم شما رو به عنوان کارشناس خودکشی معتبر بدونیم

1086
01:14:49,533 --> 01:14:50,699
حالا چه خودکشی ناموفق بوده باشه
چه موفق

1087
01:14:51,450 --> 01:14:54,824
گفتین ظاهراً شوهرتون از حرف زدن در این مورد
...با شما یا هر کس دیگه‌ای

1088
01:14:55,033 --> 01:14:56,741
.خودداری کرده

1089
01:14:56,950 --> 01:14:58,241
به نظرتون دلیلش چی بوده؟

1090
01:15:00,700 --> 01:15:02,241
چون خجالت می‌کشید

1091
01:15:02,450 --> 01:15:04,699
...اون خیلی

1092
01:15:09,408 --> 01:15:11,657
.خیلی پیچیده‌ست
میشه لطفاً با یه زبون دیگه صحبت کنم؟

1093
01:15:13,242 --> 01:15:14,324
.ممنون

1094
01:15:16,408 --> 01:15:18,491
آره، فکر کنم به خاطر اینکه خجالت می‌کشید

1095
01:15:19,658 --> 01:15:22,699
ساموئل مشکلات زیادی
در زمینه شرم داشت

1096
01:15:22,908 --> 01:15:24,241
خیلی پیچیده‌ست

1097
01:15:27,408 --> 01:15:31,366
.اون از درس دادن ناامید شده بود
...مثل یه باری روی دوشش سنگینی می‌کرد

1098
01:15:32,117 --> 01:15:33,741
و دلش می‌خواست نویسندگی کنه

1099
01:15:34,533 --> 01:15:36,616
چندین سال بود که روی یه رمان کار می‌کرد

1100
01:15:36,825 --> 01:15:38,949
قبل و بعد تصادف دنیل، روی رمان کار می‌کرد

1101
01:15:40,575 --> 01:15:41,824
هرچیزی رو که نوشته بود، خونده بودم

1102
01:15:42,033 --> 01:15:44,324
و از نظرم رمانش واقعاً خوب بود
و این موضوع رو به خودش هم گفته بودم

1103
01:15:44,533 --> 01:15:46,741
...ولی یه روز، یه دفعه

1104
01:15:47,283 --> 01:15:49,907
نتونست نوشتن رو ادامه بده
و بی‌خیال شد

1105
01:15:51,408 --> 01:15:53,491
این قضیه حس ترسو بودن بهش داد

1106
01:15:54,283 --> 01:15:56,407
خودش رو کوچیک می‌دید

1107
01:15:57,825 --> 01:16:00,574
و در نهایت خودش رو قانع کرد که
به خاطر وابستگی داروییش

1108
01:16:00,783 --> 01:16:03,741
.نمی‌تونه دیگه بنویسه

1109
01:16:03,950 --> 01:16:05,741
،و می‌خواست خودش رو از شر دارو آزاد کنه

1110
01:16:05,950 --> 01:16:08,199
...و نمی‌تونست این‌کار رو بکنه، البته که نمی‌تونست

1111
01:16:08,408 --> 01:16:09,991
.ببخشید، هنوز حرفم تموم نشده

1112
01:16:10,200 --> 01:16:13,199
نمی‌تونست در مورد اقدام به خودکشی حرف بزنه

1113
01:16:13,408 --> 01:16:16,366
چون حس شکست‌خوردگیش
واسش زیادی دردناک بود

1114
01:16:16,575 --> 01:16:18,199
اون هیچ‌وقت به این قضیه اشاره نکرد

1115
01:16:18,450 --> 01:16:19,282
حتی یه بار هم اشاره نکرد

1116
01:16:19,492 --> 01:16:23,241
اون شما رو مقصر می‌دونست
چون از جلسه اول واسه‌ش دارو تجویز کردین

1117
01:16:23,450 --> 01:16:24,574
داشت دیوونه می‌شد

1118
01:16:24,783 --> 01:16:26,241
من و اون با هم تصمیم گرفتیم

1119
01:16:26,450 --> 01:16:29,949
نمی‌تونید نقش مهمتون رو
تو این معادله انکار کنید

1120
01:16:30,367 --> 01:16:33,741
ساموئل چون احساس گناه می‌کرد
سراغ من اومد

1121
01:16:33,950 --> 01:16:36,574
ولی بیشتر به خاطر این بود
که شما اون رو مقصر می‌دونستید

1122
01:16:36,783 --> 01:16:39,157
...رفتار شما رو

1123
01:16:39,367 --> 01:16:41,449
.یه جور رفتار عقیم‌کننده توصیف می‌کرد

1124
01:16:41,867 --> 01:16:43,824
...شما به خاطر اون حادثه

1125
01:16:44,158 --> 01:16:45,907
...مجبورش کردین

1126
01:16:46,117 --> 01:16:49,491
:مهم‌ترین چیزش رو کنار بذاره

1127
01:16:49,700 --> 01:16:50,741
.یعنی نوشتن رو

1128
01:16:51,575 --> 01:16:54,991
.از نظر احساسی اون رو تحت فشار گذاشتین

1129
01:16:55,200 --> 01:16:57,241
،از نظری، حرفتون درسته

1130
01:16:57,533 --> 01:17:00,407
تشویقش کردین که بنویسه
.و می‌خواستید موفق بشه

1131
01:17:00,617 --> 01:17:03,991
،ولی اگه موفق می‌شد
چشم دیدن موفقیتش رو نداشتین

1132
01:17:04,200 --> 01:17:07,032
.مشکل همین بود
شاید تو ضمیر ناخودآگاهش می‌دونسته

1133
01:17:08,200 --> 01:17:11,491
..همه این مسائل و بار روانی‌ ناشی از

1134
01:17:11,700 --> 01:17:14,199
حادثه، چیزی فراتر از تحملش بود

1135
01:17:14,408 --> 01:17:17,282
همون‌طور که بهش گفته بودین
...این مشکل خودته»

1136
01:17:17,492 --> 01:17:19,449
«.تو مسئولشی. باهاش کنار بیا

1137
01:17:19,658 --> 01:17:22,449
و گفت می‌خواستم خودم رو آروم کنم و بنویسم

1138
01:17:22,658 --> 01:17:24,199
بار روانی رو

1139
01:17:24,408 --> 01:17:27,491
خانم وویتر و شوهرشون به یه اندازه مدیریت می‌کردن

1140
01:17:27,700 --> 01:17:31,116
ما اظهاریه‌های بانک، رسیدها و غیره رو داریم

1141
01:17:31,325 --> 01:17:33,907
من از بار عاطفی هم دارم صحبت می‌کنم

1142
01:17:34,117 --> 01:17:36,824
،همین‌طور مسئولیت‌ها، انگیزه

1143
01:17:37,492 --> 01:17:38,657
اضطراب

1144
01:17:38,867 --> 01:17:43,241
ساموئل تو همچین مسائلی
تعادل روحی نداشت

1145
01:17:43,450 --> 01:17:45,782
پس یعنی بیمارتون هر چی گفته
حقیقت داشته؟

1146
01:17:45,992 --> 01:17:48,074
،به عنوان یه روان‌کاو

1147
01:17:48,283 --> 01:17:50,949
هیچ‌وقت نشد فکر کنید
...ساموئل مالنسکی

1148
01:17:51,158 --> 01:17:54,824
نیاز داشته که فکر کنه تعادل روحی نداشته

1149
01:17:55,033 --> 01:17:57,199
تا فکر کنه که به همین خاطر
توانایی نوشتن نداره؟

1150
01:17:57,200 --> 01:18:01,199
بعد از یه مدت، می‌تونم متوجه بشم
کدوم حرف بیمار حقیقت داره و کدوم حقیقت نداره

1151
01:18:01,575 --> 01:18:02,574
پس خوش به حالتون

1152
01:18:02,783 --> 01:18:04,532
ببخشید میون حرفتون می‌پرم

1153
01:18:04,556 --> 01:18:05,458
....ولی

1154
01:18:07,242 --> 01:18:08,949
...شما اومدی اینجا

1155
01:18:09,200 --> 01:18:12,657
و یه نظری واسه خودتون دارین
...و بهم می‌گین

1156
01:18:13,742 --> 01:18:17,574
که ساموئل کی بوده
و چه دورانی رو پشت سر میذاشته

1157
01:18:18,242 --> 01:18:21,574
...ولی حرفای شما

1158
01:18:22,158 --> 01:18:25,157
فقط بخش کوچیکی از این ماجرا رو نشون میده

1159
01:18:25,181 --> 01:18:26,184
می‌دونید؟

1160
01:18:27,408 --> 01:18:28,782
منظورم اینه که بعضی وقتا

1161
01:18:29,492 --> 01:18:30,824
...بعضی وقتا یه زوج

1162
01:18:32,408 --> 01:18:34,199
درگیر یه مسئله آشوب‌برانگیز میشه

1163
01:18:34,408 --> 01:18:36,324
و هر کسی خود واقعیش رو گم می‌کنه

1164
01:18:36,575 --> 01:18:39,324
و بعضی وقتا کنار هم می‌جنگیم
و بعضی وقتا تنهایی می‌جنگیم

1165
01:18:39,533 --> 01:18:42,741
و بعضی وقتا بر علیه همدیگه می‌جنگیم
و هر اتفاقی ممکنه

1166
01:18:42,950 --> 01:18:45,949
و به نظرم امکان داره که ساموئل

1167
01:18:46,283 --> 01:18:49,991
نیاز داشته مسائل رو طوری ببینه
...که شما دارید میگید، ولی

1168
01:18:51,533 --> 01:18:53,491
،اگه من هم پیش یه تراپیست رفته بودم

1169
01:18:53,700 --> 01:18:57,741
ممکن بود اون هم اینجا باشه
و چیزای بدی رو در مورد ساموئل بگه

1170
01:18:57,950 --> 01:18:59,949
ولی آیا اون چیزا حقیقت داشتن؟

1171
01:19:08,617 --> 01:19:12,866
آیا بعد از اتفاقی که برای پسرتون افتاد
از شوهرتون عصبانی شده بودین؟

1172
01:19:16,408 --> 01:19:18,574
...اون موقع هر دومون

1173
01:19:18,783 --> 01:19:21,907
با احساسات متفاوتی سر و کله می‌زدیم

1174
01:19:23,242 --> 01:19:24,824
آره یا نه؟

1175
01:19:27,575 --> 01:19:29,157
آره، چند روزی عصبانی بودم

1176
01:19:29,658 --> 01:19:31,532
قرار بود ساموئل مواظبش باش

1177
01:19:32,700 --> 01:19:35,574
پسرتون عملاً بیناییش رو از دست داد

1178
01:19:35,950 --> 01:19:38,407
و اون وقت شما فقط واسه چند روز
ازش عصبانی بودین؟

1179
01:19:39,533 --> 01:19:42,907
آره، به خاطر اینکه مسئول حادثه بود

1180
01:19:43,825 --> 01:19:44,991
معلومه

1181
01:19:46,825 --> 01:19:51,116
دکتر کمی قبل‌تر در مورد موقعیت‌های فاجعه‌بار صحبت کردن

1182
01:19:51,533 --> 01:19:54,532
من حاضر نبودم به اون دید بهش نگاه کنم

1183
01:19:54,908 --> 01:19:57,574
هیچ‌وقت به دنیل به چشم یه معلول نگاه نکردم

1184
01:19:58,992 --> 01:20:01,657
می‌خواستم ازش محافظت کنم
تا همچین برداشتی از خودش نداشته باشه

1185
01:20:01,908 --> 01:20:05,699
چون به محض اینکه همچین برچسبی
به یه بچه بزنی، محکوم میشه

1186
01:20:05,700 --> 01:20:08,449
به اینکه زندگیش رو دیگه مال خودش ندونه

1187
01:20:08,658 --> 01:20:11,324
در صورتی که باید حس کنه
...اون بهترین زندگی‌ایه که داره

1188
01:20:11,533 --> 01:20:13,116
چون فقط یه بار زندگی می‌کنه

1189
01:20:13,325 --> 01:20:14,657
و زندگی خودشه

1190
01:20:15,205 --> 01:20:16,072
...اون

1191
01:20:16,950 --> 01:20:18,324
،اون کتاب می‌خونه

1192
01:20:19,408 --> 01:20:21,824
مثل همه‌ی بچه‌های دیگه
،تو شبکات اجتماعی فعالیت داره

1193
01:20:22,033 --> 01:20:23,366
پیانو می‌نوازه

1194
01:20:23,575 --> 01:20:25,449
رویاپردازی می‌کنه، می‌خنده، گریه می‌کنه

1195
01:20:25,658 --> 01:20:27,657
اون بچه‌ی سرزنده‌ایه

1196
01:20:27,992 --> 01:20:29,199
حالش خوبه

1197
01:20:33,575 --> 01:20:35,866
بنابراین شاید

1198
01:20:37,492 --> 01:20:41,657
از دست ساموئل عصبانی بودم
چون داشت درد خودش رو از طریق دنیل منعکس می‌کرد

1199
01:20:44,617 --> 01:20:45,407
ممنون

1200
01:21:06,367 --> 01:21:08,491
دلم می‌خواد کل شب رو الکل بخورم

1201
01:21:09,825 --> 01:21:10,991
آره، منم همین‌طور

1202
01:21:11,825 --> 01:21:13,116
من که می‌خورم

1203
01:21:13,867 --> 01:21:14,991
تا یادم بره

1204
01:21:15,450 --> 01:21:17,282
...بی‌خیال، تو تنها وکیلی هستی که

1205
01:21:19,825 --> 01:21:21,032
باشه، یه بار دیگه بگو

1206
01:21:21,242 --> 01:21:23,782
تو تنها وکیلی هستی که می‌شناسم

1207
01:21:25,242 --> 01:21:28,741
همچین دلیلی کافیه تا زندگیت رو
به دستای یه نفر بسپاری؟

1208
01:21:29,158 --> 01:21:31,032
آره؟ -
نه، ولی وکیل خوبی هستی -

1209
01:21:31,617 --> 01:21:33,199
درسته؟ وکیل خوبی هستی

1210
01:21:33,408 --> 01:21:34,824
نمی‌دونم -
بی‌خیال -

1211
01:21:36,825 --> 01:21:38,324
قیافه‌ت شبیه سگه

1212
01:21:39,617 --> 01:21:40,741
جانم؟

1213
01:21:40,950 --> 01:21:42,699
نه، منظورم از اون سگ خوشگلاست

1214
01:21:43,700 --> 01:21:45,032
بهش چی میگن؟

1215
01:21:46,075 --> 01:21:47,616
از این سگ پاکوتاها

1216
01:21:47,825 --> 01:21:49,949
شنیدنش از زبون تو خنده‌داره
...اگه نتونم سر یه حیوون رو روی کله یه نفر تصور کنم

1217
01:21:50,158 --> 01:21:52,532
نمی‌تونم بهش اعتماد کنم

1218
01:21:52,742 --> 01:21:54,907
واقعاً؟ حالا من چه حیوونی هستم؟

1219
01:21:57,742 --> 01:21:59,199
هنوز مطمئن نیستم

1220
01:22:02,742 --> 01:22:04,157
بعد از این همه وقت

1221
01:22:04,992 --> 01:22:06,491
هنوز نمی‌دونی؟

1222
01:22:21,867 --> 01:22:25,824
اولین بار که من رو دیدی، یادته؟

1223
01:22:26,367 --> 01:22:27,699
آره، معلومه که یادمه

1224
01:22:28,450 --> 01:22:30,491
خودم یادم نیست. چطوری بودم؟

1225
01:22:32,492 --> 01:22:34,991
تا جایی که یادمه

1226
01:22:35,825 --> 01:22:37,449
انگار یه ذره سردرگم بودی

1227
01:22:38,658 --> 01:22:39,699
تنها

1228
01:22:40,742 --> 01:22:41,824
...و

1229
01:22:43,075 --> 01:22:44,199
.بلندپرواز بودی

1230
01:22:45,450 --> 01:22:47,866
و منم به طرز فجیعی عاشق بودم

1231
01:22:55,825 --> 01:22:57,324
هیچی یادم نمیاد

1232
01:23:00,355 --> 01:23:01,343
خیلی‌خب

1233
01:23:09,242 --> 01:23:11,532
ولی من بی‌گناهم
خودت که می‌دونی، مگه نه؟

1234
01:23:11,556 --> 01:23:12,520
آره

1235
01:23:13,492 --> 01:23:14,866
جدی دارم میگم

1236
01:23:18,033 --> 01:23:19,991
نمی‌دونم پیش خودت چی فکر می‌کنی

1237
01:23:22,617 --> 01:23:25,616
من به خیلی چیزا فکر می‌کنم
ولی بهت نمیگم

1238
01:23:25,950 --> 01:23:27,407
مگه اینکه بخوای اخراجم کنی

1239
01:23:27,617 --> 01:23:28,449
نه، وینسنت

1240
01:23:28,658 --> 01:23:30,616
...پیش خودت فکر می‌کنی
مگه نه؟

1241
01:23:30,825 --> 01:23:34,157
،چون بعضی وقتا یه جوری نگام می‌کنی
...مثل الان که داری نگاهم می‌کنی

1242
01:23:34,533 --> 01:23:36,449
حس می‌کنم داری قضاوتم می‌کنی

1243
01:23:37,950 --> 01:23:39,824
نمی‌دونم چه فکری می‌کنی

1244
01:23:40,158 --> 01:23:42,157
ساندرا، حرفت رو باور می‌کنم

1245
01:23:42,867 --> 01:23:43,824
قضاوتت نمی‌کنم

1246
01:24:05,450 --> 01:24:06,491
،عشقم

1247
01:24:07,700 --> 01:24:09,032
...فقط می‌خوام بدونی

1248
01:24:09,658 --> 01:24:10,741
...من

1249
01:24:11,325 --> 01:24:14,699
من اونقدرا هم هیولا نیستم، می‌دونی؟

1250
01:24:15,658 --> 01:24:18,032
،هر چیزی که تو دادگاه می‌شنوی

1251
01:24:19,242 --> 01:24:20,699
...فقط

1252
01:24:22,158 --> 01:24:23,741
قضیه پیچیده‌س

1253
01:24:24,934 --> 01:24:25,765
...و

1254
01:24:25,992 --> 01:24:27,824
اونطوریا نیست

1255
01:24:28,408 --> 01:24:29,491
...پدرت

1256
01:24:30,117 --> 01:24:32,366
پدرت نیمه گمشده من بود

1257
01:24:32,992 --> 01:24:35,741
ما همدیگه رو انتخاب کردیم
و عاشقش بودم

1258
01:24:39,242 --> 01:24:41,116
ولی چطوری میشه همچین چیزی رو ثابت کرد؟

1259
01:24:46,992 --> 01:24:51,157
فقط ای کاش می‌تونستی از همه این قضایا
...مصون بمونی و می‌تونستی

1260
01:24:52,200 --> 01:24:55,574
می‌تونستی کارای بچه‌گونه انجام بدی

1261
01:24:56,325 --> 01:24:59,324
و یه کم دیگه بچه می‌موندی

1262
01:25:14,700 --> 01:25:15,991
!قیام کنید

1263
01:25:24,658 --> 01:25:26,449
بفرمایید بشینید

1264
01:25:28,325 --> 01:25:29,282
...با فرا خوندن

1265
01:25:29,492 --> 01:25:32,907
بازپرس ارشد به جایگاه
کار رو شروع می‌کنیم

1266
01:25:37,700 --> 01:25:39,407
اصرار داره که قضیه مهمه

1267
01:26:25,658 --> 01:26:27,449
بفرمایید بشینید

1268
01:26:29,617 --> 01:26:31,991
،بازپرس ارشد رسیدن

1269
01:26:32,200 --> 01:26:34,407
بنابراین می‌تونیم کارمون رو شروع کنیم

1270
01:26:35,450 --> 01:26:38,991
منشی دادگاه، لطفاً سند شماره 31 رو نشون بدین

1271
01:26:41,158 --> 01:26:44,199
ناظم جلسه، لطفاً رونوشت مدرک رو

1272
01:26:44,408 --> 01:26:48,116
به دست اعضاء هیئت‌منصفه برسونید

1273
01:26:54,950 --> 01:26:56,241
منشی دادگاه؟

1274
01:26:57,575 --> 01:26:59,657
انتظار داری چیکار کنم؟
بخشی از کارمه

1275
01:26:59,867 --> 01:27:01,866
مجبوری خودت ترتیبش رو بدی

1276
01:27:02,075 --> 01:27:03,282
حاضر نیستم لغوش کنم

1277
01:27:03,492 --> 01:27:05,282
آخه چطوری ترتیبش رو بدم؟

1278
01:27:05,658 --> 01:27:07,991
می‌دونی که باید با همدیگه
برنامه‌ریزی کنیم

1279
01:27:10,867 --> 01:27:13,241
حاضر نیستم به خاطر نبودنت
دنیل رو تنها بذارم

1280
01:27:13,450 --> 01:27:15,657
،بذارش پیش مونیکا
چه اشکالی داره مگه؟

1281
01:27:16,533 --> 01:27:17,491
سه روز در هفته؟

1282
01:27:17,700 --> 01:27:19,282
باید به خاطرش بهش پول بدیم

1283
01:27:19,492 --> 01:27:21,032
از پس هزینه‌ش برنمیایم

1284
01:27:23,908 --> 01:27:25,366
زمان لازم دارم

1285
01:27:25,575 --> 01:27:27,449
منظورم از زمان فقط چند ساعت نیست

1286
01:27:28,075 --> 01:27:30,782
دارم از این حرف می‌زنم که کل سال رو
به خودم اختصاص بدم

1287
01:27:31,867 --> 01:27:33,616
دیگه تحملش رو ندارم

1288
01:27:37,825 --> 01:27:40,449
برنامه‌ریزی زمانیت به خودت بستگی داره

1289
01:27:40,658 --> 01:27:43,324
آخرین باری که تو انجام تکالیفش
کمک کردی، کی بود؟

1290
01:27:43,533 --> 01:27:47,199
خیلی چیزا هست که واست اهمیت نداره
منظورم از این زمان همینه

1291
01:27:48,325 --> 01:27:51,907
عزیزم، کتابت تازه منتشر شده
خودت خوب می‌دونی که همین یه دفعه‌اس

1292
01:27:52,117 --> 01:27:54,616
همیشه یه "همین یه دفعه"‌ای به کاره

1293
01:27:56,742 --> 01:27:59,866
حالا چه کتاب آدم تازه منتشر شده باشه
یا در حال نوشتن باشه

1294
01:28:00,075 --> 01:28:03,157
یا به فضا نیاز داشته باشه
که بفهمه در مورد چی بنویسه

1295
01:28:05,492 --> 01:28:08,157
!من چند ساله که کاری رو می‌کنم که تو میگی

1296
01:28:09,033 --> 01:28:11,116
نمی‌تونم با وقتم کاری کنم

1297
01:28:11,658 --> 01:28:12,532
متوجه می‌شی؟

1298
01:28:16,617 --> 01:28:18,991
!این وقت مال من نیست، مال توئه

1299
01:28:23,492 --> 01:28:26,282
مگه من مجبورت کردم درس بدی؟

1300
01:28:28,033 --> 01:28:30,991
من مجبورت کردم به دنیل تو خونه درس بدی؟

1301
01:28:31,742 --> 01:28:33,241
هیچ‌کس مجبورت نکرده

1302
01:28:33,658 --> 01:28:35,991
اگه یه کم زمان واسه خودت لازم داری
من کی باشم که جلوت رو بگیرم؟

1303
01:28:36,200 --> 01:28:37,657
واقعاً جدی میگی؟

1304
01:28:38,617 --> 01:28:41,241
زمان تدریسم رو نصف کردم
تا بیشتر وقت داشته باشم

1305
01:28:41,450 --> 01:28:42,907
و بازم کافی نیست

1306
01:28:43,117 --> 01:28:45,949
باید بازسازی خونه رو تموم کنم
!و با همه چی سر و کله بزنم

1307
01:28:48,408 --> 01:28:50,824
چرا حاضر نیستی در موردش حرف بزنیم؟

1308
01:28:51,033 --> 01:28:53,032
چرا نمی‌خوای اعتراف کنی که تقسیم‌بندی وظایفمون

1309
01:28:53,242 --> 01:28:54,616
ایراد داره؟

1310
01:28:54,825 --> 01:28:55,949
چون داری اشتباه می‌کنی

1311
01:28:56,158 --> 01:28:58,907
من به تو زمان بدهکار نیستم
وظایف خودم رو انجام میدم

1312
01:28:59,492 --> 01:29:02,491
بی‌خیال، بیا انقدر حساب و کتاب نکنیم، لطفاً

1313
01:29:03,658 --> 01:29:04,866
بیا آروم باشیم

1314
01:29:11,658 --> 01:29:12,866
دوستت دارم

1315
01:29:19,658 --> 01:29:22,366
وقتی تصمیم گرفتی تو خونه
به دنیل درس بدی

1316
01:29:22,575 --> 01:29:24,241
بهت گفتم مراقب باش

1317
01:29:24,950 --> 01:29:27,491
انتخاب قشنگ و دست و دلبازانه‌ای بود
خیلی هم ازت ممنونم

1318
01:29:27,700 --> 01:29:30,491
ولی مجبور نیستی این‌کار رو بکنی
...بهت گفتم اینطوری مجبور می‌شی

1319
01:29:30,700 --> 01:29:33,866
چیه؟ چون باعث می‌شد
وقت بیشتری رو با پسرم بگذرونم؟

1320
01:29:35,492 --> 01:29:36,782
خوشحالم این‌کار رو کردم

1321
01:29:37,992 --> 01:29:41,116
اگه این‌کار رو نمی‌کردم
رابطه‌مون اینطوری نبود

1322
01:29:44,200 --> 01:29:47,157
منظورت رابطه‌ایه که بین من و اون وجود نداره؟

1323
01:29:47,367 --> 01:29:49,366
منظورم این نبود، نه

1324
01:29:53,950 --> 01:29:55,324
دارم میگم شاید

1325
01:29:57,158 --> 01:30:00,282
شاید ... اوضاعمون از تعادل خارج شده باشه

1326
01:30:00,492 --> 01:30:03,074
و می‌خوام یه کم بهش فکر کنی
چرا حرف زدن در موردش انقدر واست سخته؟

1327
01:30:03,325 --> 01:30:05,991
من به بده بستون بین زوج‌ها اعتقادی ندارم

1328
01:30:06,117 --> 01:30:07,907
خیلی ساده‌لوحانه و ناراحت‌کننده‌ست

1329
01:30:07,931 --> 01:30:09,468
آره

1330
01:30:09,492 --> 01:30:12,407
و به نظرم حرف زدن در موردش، وقت تلف کردنه

1331
01:30:12,617 --> 01:30:14,866
مخصوصاً با وضعیتی که تو توش قرار داری

1332
01:30:15,825 --> 01:30:18,282
هرچقدر این چرت و پرتا رو بگی
بیشتر وقتت هدر میره

1333
01:30:19,408 --> 01:30:20,866
این همه وقت رو صرف شر و ور گفتن کردی

1334
01:30:21,075 --> 01:30:23,491
در حالی که می‌تونستی در سکوت
هر کاری که دوست داشتی انجام بدی

1335
01:30:23,700 --> 01:30:25,074
فقط ای کاش می‌دونستی چی می‌خوای

1336
01:30:25,283 --> 01:30:28,074
می‌خوام مثل خودت
واسه نوشتن وقت داشته باشم

1337
01:30:28,825 --> 01:30:29,699
این‌کار رو بکن

1338
01:30:29,908 --> 01:30:33,241
نویسنده‌ها به خاطر کارای خونه
و بچه‌داری، دست از نوشتن برنمی‌دارن

1339
01:30:33,450 --> 01:30:35,824
انقدر در مورد کمبود وقتت ناله نکن

1340
01:30:36,033 --> 01:30:39,741
و به خاطر کارایی که کردی و نکردی
من رو مقصر ندون

1341
01:30:39,950 --> 01:30:42,907
من با تو زندگی می‌کنم
برنامه‌ریزی زندگیم حول محور تو می‌چرخه

1342
01:30:44,367 --> 01:30:47,199
اگه مثل خودت بودم
در حقت اجحاف می‌کردم

1343
01:30:47,908 --> 01:30:49,616
هیچ کدوممون نمی‌تونست نویسندگی کنه

1344
01:30:49,825 --> 01:30:52,199
نگران من نباش
من همیشه واسه نوشتن وقت میذارم

1345
01:30:52,700 --> 01:30:53,657
عالیه

1346
01:30:54,533 --> 01:30:55,366
فوق‌العاده‌س

1347
01:30:55,575 --> 01:30:57,574
،اگه انقدر از خودت مطمئنی
پس چندتا وظیفه قبول کن

1348
01:30:57,783 --> 01:31:00,157
من وظیفه‌مو قبول کردم
دنیل رو می‌برم مدرسه

1349
01:31:00,492 --> 01:31:02,699
هفته‌ای یه بار -
سه‌شنبه‌ها مونیکا هست -

1350
01:31:02,908 --> 01:31:04,616
ساندرا، دغل‌بازی درنیار

1351
01:31:04,825 --> 01:31:07,074
این تویی که مته به خشخاش میذاری -
من زیادی بهت اهمیت دادم -

1352
01:31:07,283 --> 01:31:09,574
زیادی بهت زمان دادم
زیادی بهت امتیاز دادم

1353
01:31:09,825 --> 01:31:11,491
حالا می‌خوام زمانم رو پس بگیرم

1354
01:31:11,700 --> 01:31:13,407
و اون زمان رو بهم بدهکاری
انصاف داشته باش

1355
01:31:13,617 --> 01:31:15,824
شرمنده، ولی نه
دیوونه شدی؟

1356
01:31:16,033 --> 01:31:17,491
من هیچی بهت بدهکار نیستم

1357
01:31:17,950 --> 01:31:18,907
واقعاً میگم

1358
01:31:19,117 --> 01:31:21,032
همه اینا به خاطر رابطه‌ت با پسرته

1359
01:31:21,242 --> 01:31:25,032
و اینکه از خودت محافظت کنی
چون می‌ترسی خودت رو تو این شرایط قرار بدی

1360
01:31:25,742 --> 01:31:29,199
این تصمیم خودت بود که بیایم اینجا
تا اینجا رو بازسازی کنی

1361
01:31:29,408 --> 01:31:31,449
خودت خودت رو تو تله انداختی

1362
01:31:32,325 --> 01:31:36,157
من وقتت رو ازت نگرفتم
خودت به تنهایی حرومش کردی

1363
01:31:36,367 --> 01:31:38,074
الان دیگه می‌خوام اوضاع عوض بشه

1364
01:31:38,325 --> 01:31:40,491
می‌خوام وقت داشته باشم
تا دوباره نویسندگی کنم

1365
01:31:40,700 --> 01:31:41,907
عالیه، دنبالش برو

1366
01:31:42,617 --> 01:31:45,366
اگه نظر من رو می‌خوای
برگرد سر کتابی که ولش کردی

1367
01:31:46,367 --> 01:31:49,657
همون کتابی که ایده‌ش رو ازم دزدیدی؟

1368
01:31:50,450 --> 01:31:52,116
خیلی‌خب، حالا شد دزدی

1369
01:31:52,325 --> 01:31:54,491
درباره‌ش حرف زدیم
خودت گفتی من برش دارم

1370
01:31:55,908 --> 01:31:59,949
بهترین ایده کتاب رو واسه خودت برداشتی
چطوری برگردم دوباره بنویسمش؟

1371
01:32:00,325 --> 01:32:02,282
متوجه می‌شی چقدر حرفت خودخواهانه‌س؟

1372
01:32:02,492 --> 01:32:04,907
نسخه مخصوص به خودت رو چاپ کن
بگو کتابت الهام‌بخش من بوده

1373
01:32:05,117 --> 01:32:06,282
منم اعتراف می‌کنم

1374
01:32:06,742 --> 01:32:10,241
اگه نوشتن یه چیزی لازم باشه
باید یه نفر بتونه اون رو بنویسه

1375
01:32:10,450 --> 01:32:13,491
تو دیدگاه حیوانی به قضیه داری
...وانمود می‌کنی داری لطف می‌کنی، در حالی که

1376
01:32:13,825 --> 01:32:17,407
...خودت رو ببین، حتی اخلاقی‌سازی‌های مسخره‌‌ت
داری ادای آدمای اخلاقی رو درمیاری

1377
01:32:17,658 --> 01:32:21,324
و از این طریق داری وقت بیشتری رو تلف می‌کنی

1378
01:32:21,533 --> 01:32:23,699
باید خوشحال باشی که
ازت الهام گرفتم

1379
01:32:23,908 --> 01:32:26,199
زندگی همینه
همه چیز بین آدما در تکاپوئه

1380
01:32:28,325 --> 01:32:31,407
و راستش رو بخوای، ای کاش از من الهام می گرفتی
و کار من رو می‌دزدیدی

1381
01:32:31,617 --> 01:32:34,241
تو تو جنگلت تنها نیستی
ولی همه چیز رو تحمیل می‌کنی

1382
01:32:34,450 --> 01:32:37,241
،ریتم کارت رو مشخص می‌کنی
اینکه چه استفاده‌ای از وقتت کنی

1383
01:32:37,700 --> 01:32:38,699
حتی زبانمون رو هم تو بهمون تحمیل کردی

1384
01:32:38,908 --> 01:32:41,949
بحث زبان که پیش میاد
باید طبق خواسته تو پیش بریم

1385
01:32:42,158 --> 01:32:43,699
تو خونه انگلیسی حرف می‌زنیم

1386
01:32:43,908 --> 01:32:46,116
،من تحمیل نکردم
من که به زبان مادریم حرف نمی‌زنم

1387
01:32:46,533 --> 01:32:48,532
منم همین‌طور، ولی داریم اینجا زندگی می‌کنیم

1388
01:32:48,742 --> 01:32:51,157
آره، در واقع حد وسط گرفتیم

1389
01:32:51,742 --> 01:32:54,199
چون من فرانسوی نیستم
تو هم آلمانی نیستی

1390
01:32:54,408 --> 01:32:57,657
بنابراین یه حد وسط درست کردیم
تا هیچ‌کس چیزی رو به یکی دیگه تحمیل نکنه

1391
01:32:57,867 --> 01:33:01,657
به خاطر همین هم انگلیسی حرف می‌زنیم
من رو مقصر این قضیه ندون

1392
01:33:01,867 --> 01:33:04,866
ولی داریم تو فرانسه زندگی می‌کنیم
واقعیت قضیه اینه

1393
01:33:05,075 --> 01:33:07,824
دنیل داره حرفای تو رو به زبونی می‌شنوه
که هیچ ربطی به زندگیش نداره

1394
01:33:08,033 --> 01:33:11,282
چون تو مجبورش می‌کنی
درست مثل بقیه چیزایی که بهش تحمیل می‌کنی

1395
01:33:11,492 --> 01:33:13,407
ما همیشه به میل تو عمل کردیم

1396
01:33:13,617 --> 01:33:15,157
!ما تو کشور توییم

1397
01:33:15,950 --> 01:33:20,532
هر روز خدا باید قبول کنم
!که تو سرزمین تو زندگی می‌کنم

1398
01:33:20,950 --> 01:33:23,116
آدمایی که باهاشون بزرگ شدی
هر بار که نتونم به اجبار بهشون لبخند بزنم

1399
01:33:23,325 --> 01:33:26,241
از بالا بهم نگاه می‌کنن

1400
01:33:27,492 --> 01:33:31,032
فکر نمی‌کنی زندگی تو اینجا به این معناست
که داریم به میل تو زندگی می‌کنیم؟

1401
01:33:31,825 --> 01:33:33,699
تو هیچ‌وقت به کسی لبخند نمی‌زنی

1402
01:33:34,742 --> 01:33:36,532
به خاطر همین عاشقم شدی، مگه نه؟

1403
01:33:36,742 --> 01:33:40,157
چون اگه دنبال یه سلیطه احمق بودی
،که به دوستات نیشخند بزنه

1404
01:33:40,367 --> 01:33:42,366
یه نفر دیگه رو انتخاب می‌کردی

1405
01:33:47,325 --> 01:33:48,657
واقعاً حیا ندای

1406
01:33:48,867 --> 01:33:50,282
خودش یه استعداد محسوب میشه

1407
01:33:50,492 --> 01:33:52,241
هیچ‌کس جز خودت واست مهم نیست

1408
01:33:52,450 --> 01:33:55,366
من کاملاً تو رو شناختم
فقط فکر نمی‌کنم قربانی قضیه باشی

1409
01:33:56,325 --> 01:33:57,324
تو مشخص کردی

1410
01:33:57,825 --> 01:34:01,116
چطوری زندگی کنیم، حرف بزنیم، غذا بخوریم

1411
01:34:01,325 --> 01:34:02,074
حتی سکس کنیم

1412
01:34:02,325 --> 01:34:04,824
حتی حق ندارم پوزیشن سکسمون رو عوض کنم

1413
01:34:05,033 --> 01:34:07,949
چون انتظار داری هرچی تو میگی قبول کنم
برداشت تو از زوج بودن همینه

1414
01:34:07,973 --> 01:34:09,973
...من باور ندارم که

1415
01:34:10,242 --> 01:34:14,116
من هیچ برداشتی ندارم
کارای زوج‌ها به یه ورم هم نیست، واقعاً میگم

1416
01:34:17,158 --> 01:34:19,657
پس یعنی میگی من جلوت رو گرفتم

1417
01:34:19,658 --> 01:34:21,824
و نمیذارم هر طور که می‌خوای
با من سکس کنی

1418
01:34:21,848 --> 01:34:23,848
جدی میگی؟ -
آره -

1419
01:34:23,992 --> 01:34:26,491
راستش رو بگو، اونی که از زمان حادثه
حاضر نیست سکس کنه، کیه؟

1420
01:34:26,700 --> 01:34:28,116
منظورم قبلنه

1421
01:34:28,325 --> 01:34:31,532
من از لحاظ جنسی
با چه کاری مخالفت کردم؟

1422
01:34:34,325 --> 01:34:35,324
با همه چی

1423
01:34:37,158 --> 01:34:39,949
با همه چی، به علاوه اینکه مجبورم قبول کنم
با آدمای دیگه‌ای می‌خوابی

1424
01:34:40,158 --> 01:34:41,741
من با کسی نمی‌خوابم

1425
01:34:41,950 --> 01:34:42,907
انکارش نکن

1426
01:34:43,117 --> 01:34:46,407
فقط یه بار بود، و یه جوری گیر دادی بهش
که انگار می‌خوای خودت رو عذاب بدی

1427
01:34:46,617 --> 01:34:49,532
تو چندین بار بهم خیانت کردی -
می‌خوای خودت رو قربانی نشون بدی -

1428
01:34:49,742 --> 01:34:52,491
من قربانی نیستم
فقط یه مردم که بهش خیانت شده

1429
01:34:52,700 --> 01:34:54,199
ازش دزدی و بهش خیانت شده

1430
01:34:59,117 --> 01:35:02,324
من می‌تونم بدون سکس دووم بیارم
ولی نه تا ابد

1431
01:35:03,367 --> 01:35:05,866
حالا من مقصرم؟
این منم که تو رو سرخورده کردم؟

1432
01:35:06,075 --> 01:35:08,282
مهم نیست کی مقصره

1433
01:35:08,992 --> 01:35:11,407
کی اون یکی رو مقصر می‌دونه
یا کدوممون اون یکی رو سرخورده کرده

1434
01:35:11,617 --> 01:35:14,116
سرخوردگی واسه جفتمونه
و جفتمون داریم باهاش سر و کله می‌زنیم

1435
01:35:15,033 --> 01:35:18,407
شخصاً حاضر نیستم
از درون نابود بشم

1436
01:35:18,617 --> 01:35:19,574
به خاطر همین همه‌ش دنبال راه حل هستم

1437
01:35:19,825 --> 01:35:22,907
و تو این مورد، سکس یه جور بهداشت روانی حساب میشه

1438
01:35:23,367 --> 01:35:26,949
این تویی که راه حل میده
و راه حل‌هات فقط به درد خودت می‌خورن

1439
01:35:27,158 --> 01:35:29,324
به یه ورت هم نیست
که به من و دنیل آسیب می‌زنن

1440
01:35:29,533 --> 01:35:32,324
پای دنیل رو وسط نکش
الان بحث دنیل نیست

1441
01:35:32,533 --> 01:35:34,116
من هیچی رو بهش تحمیل نمی‌کنم

1442
01:35:34,325 --> 01:35:36,282
این تو بودی که مجبورمون کردی
لای یه مشت غاز زندگی کنیم

1443
01:35:36,492 --> 01:35:38,616
داری از زندگی‌ای شکایت می‌کنی
که خودت انتخاب کردی

1444
01:35:38,825 --> 01:35:40,407
تو یه قربانی نیستی

1445
01:35:40,742 --> 01:35:42,449
!اصلاً هم نیستی

1446
01:35:42,658 --> 01:35:46,366
سخاوتت به خاطر اینه که
می‌خوای یه چیز کثیف و بد رو ماله بکشی

1447
01:35:47,533 --> 01:35:50,407
تو نمی‌تونی با بلندپروازی‌هات روبرو بشی
و به خاطر همین از دست من عصبانی هستی

1448
01:35:50,617 --> 01:35:54,741
ولی من تو رو تو این موقعیت قرار ندادم
هیچ ربطی به من نداره

1449
01:35:55,158 --> 01:35:57,657
اون‌طور که میگی
خودت رو فدا نکردی

1450
01:35:57,867 --> 01:36:01,199
تو خودت رو نیمکت‌نشین کردی
!چون می ترسی

1451
01:36:01,408 --> 01:36:03,241
چون انقدر مغزت از غرور و خودخواهی پر شده

1452
01:36:03,450 --> 01:36:06,449
که نمیذاری یه ایده طلایی به ذهنت خطور کنه

1453
01:36:06,658 --> 01:36:09,241
و حالا چهل سالت شده
و می‌خوای انگشت اتهام رو به سمت یه نفر بگیری

1454
01:36:09,450 --> 01:36:10,907
و مقصر این قضیه خودتی

1455
01:36:13,325 --> 01:36:15,949
تو از استاندارای کوفتی خودت وحشت کردی

1456
01:36:16,158 --> 01:36:17,407
و از شکست می‌ترسی

1457
01:36:17,617 --> 01:36:18,866
حقیقت اینه

1458
01:36:19,075 --> 01:36:21,157
تو آدم باهوشی هستی
خودت می‌دونی که حق با منه

1459
01:36:21,575 --> 01:36:24,657
و دنیل هیچ ربطی به این قضایا نداره
!دیگه بس کن

1460
01:36:29,408 --> 01:36:30,824
تو یه هیولایی

1461
01:36:32,242 --> 01:36:34,324
حتی دنیل هم همین رو میگه

1462
01:36:34,533 --> 01:36:36,574
حرفت رو پس بگیر، آشغال عوضی

1463
01:36:36,825 --> 01:36:39,574
هزار بار بهم گفته که
چقدر سخت‌گیری

1464
01:36:39,825 --> 01:36:41,824
اون چیزی رو میگه
که دوست داری بشنوی

1465
01:36:42,033 --> 01:36:45,116
اون حس می‌کنه خودت رو گناهکار می‌دونی
و می‌خواد بهت قوت قلب بده

1466
01:36:45,200 --> 01:36:46,532
واقعاً متوجه نمی‌شی؟

1467
01:36:46,742 --> 01:36:49,241
هیچ‌وقت به خاطر اون حادثه
حس گناهکاریت از بین نرفت

1468
01:36:49,450 --> 01:36:50,574
خیلی سنگدلی

1469
01:36:50,867 --> 01:36:51,907
اصلاً دلسوزی حالیت نیست

1470
01:36:52,117 --> 01:36:53,741
ولی تو زیادی دلت به حال خودت می‌سوزه

1471
01:36:53,950 --> 01:36:56,866
دیگه نمی‌تونم همچین آدم سرد و تخمی‌ای رو
تحمل کنم

1472
01:36:59,325 --> 01:37:00,949
تو خیلی خشنی -
آره، هستم -

1473
01:37:29,508 --> 01:37:30,408
...خُب

1474
01:37:31,533 --> 01:37:35,116
میشه بگین این فایل صوتی رو کجا پیدا کردین؟

1475
01:37:37,033 --> 01:37:39,657
تو یه فلش که متعلق به قربانی بود

1476
01:37:39,867 --> 01:37:44,116
ده دوازده‌تا فایل صوتی
داخل گوشیش داشت

1477
01:37:44,867 --> 01:37:48,699
به مدت 6 ماه، لحظاتی از زندگیش
رو ضبط کرده بود

1478
01:37:48,908 --> 01:37:50,657
ظاهراً واسه یه پروژه ادبیاتی بوده

1479
01:37:50,992 --> 01:37:53,116
از همه اون فایل‌ها، رونوشت برداشته بود

1480
01:37:53,325 --> 01:37:55,366
آره، البته جز آخرین بحثشون

1481
01:37:56,158 --> 01:37:59,782
آیا در تحقیقاتتون این بحث و دعوا
با مرگ ایشون ارتباطی داشت؟

1482
01:37:59,908 --> 01:38:03,491
بله. بیست ساعت بعد از این قضیه مرد
و وجه اشتراکاتی وجود داشت

1483
01:38:03,700 --> 01:38:05,657
اون به خاطر خیانت خانم، بهش غر می‌زد

1484
01:38:05,742 --> 01:38:08,157
روز بعد سر و کله یه دختر خوشگل پیدا شد

1485
01:38:08,492 --> 01:38:10,866
دانشجوی ادبیات بود

1486
01:38:11,075 --> 01:38:14,032
و می‌خواست با ساندرا وویتر
در مورد کتابش مصاحبه کنه

1487
01:38:14,825 --> 01:38:17,282
شاید یه تنشی وجود داشته

1488
01:38:17,492 --> 01:38:18,699
...دوتا زن

1489
01:38:18,908 --> 01:38:22,991
داشتن با هم خوش می‌گذروندن
در حالی که اون تو طبقه بالا اوقات سختی داشته

1490
01:38:24,367 --> 01:38:28,157
میشه این بحث رو به عنوان آخرین تمرین
برای اتفاق روز بعد در نظر گرفت

1491
01:38:28,367 --> 01:38:32,741
خشونت وارده رو چطور توصیف می‌کنید؟

1492
01:38:33,200 --> 01:38:34,741
صدای ضربات رو شنیدیم

1493
01:38:35,533 --> 01:38:38,741
یه مشاجره فیزیکی بود
که انگار متهم داشت شوهرش رو کتک می‌زد

1494
01:38:38,950 --> 01:38:42,574
چی باعث شد که به همچین نتیجه‌ای برسید؟

1495
01:38:43,450 --> 01:38:46,199
به نظر می‌رسید میزان خشم خانم خیلی زیاد بود

1496
01:38:49,325 --> 01:38:51,949
بله؟ -
به سمت دادگاه صحبت کنید -

1497
01:38:52,242 --> 01:38:55,616
به نظر می‌رسید میزان خشم خانم خیلی زیاد بود

1498
01:38:57,117 --> 01:39:01,657
داد و فریاد ایشون در انتهای فایل صوتی
آخرین چیزی بود که

1499
01:39:01,867 --> 01:39:04,282
قبل از درگیری فیزیکی شنیده شد

1500
01:39:04,700 --> 01:39:08,199
صداها به قدری آشفته بود
...که سخت می‌شد تجزیه تحلیلش کرد، ولی

1501
01:39:08,617 --> 01:39:11,699
و صدای ضربات به بدن یا صورت شنیده می‌شد

1502
01:39:11,908 --> 01:39:14,532
...و صدای داد و فریاد خفه‌ای رو شنیدیم

1503
01:39:14,742 --> 01:39:16,366
که از طرف آقای مالسکی شنیده می‌شد

1504
01:39:16,575 --> 01:39:18,741
گفتید خاتم وویتر کبود شده بود

1505
01:39:18,950 --> 01:39:21,157
مدرک شماره 9 رو نشون بدین، لطفاً

1506
01:39:21,908 --> 01:39:25,241
این عکس یک روز بعد از مرگ شوهر ایشون گرفته شده

1507
01:39:25,575 --> 01:39:26,949
گفتن چطوری کبود شدن؟

1508
01:39:27,158 --> 01:39:30,866
اولش گفتن به پیشخوان آشپزخونه برخورد کردن

1509
01:39:31,492 --> 01:39:34,574
به این موضوع اشاره کردیم که کبودی‌ها
اطراف مچ دستشون بوده

1510
01:39:34,783 --> 01:39:37,824
و به نظر می‌رسید
کبودی بر اثر درگیری به وجود اومده

1511
01:39:38,533 --> 01:39:41,116
بعداً وقتی فایل رو برای ایشون پخش کردیم

1512
01:39:41,325 --> 01:39:43,907
اعتراف کردن که موقع درگیری مختصرشون

1513
01:39:44,408 --> 01:39:46,032
کبود شدن

1514
01:39:46,242 --> 01:39:48,157
پس یعنی اعتراف کردین که دروغ گفتید؟

1515
01:39:49,075 --> 01:39:50,032
آره

1516
01:39:50,825 --> 01:39:52,074
...چون

1517
01:39:52,408 --> 01:39:56,324
می‌ترسیدم اگه به این قضیه اشاره کنم

1518
01:39:57,242 --> 01:40:00,157
آره، می‌دونستم که مظنون حساب میشم
و ترسیده بودم

1519
01:40:00,367 --> 01:40:03,199
و نمی‌دونستین که صدای دعواتون رو ضبط کرده

1520
01:40:03,450 --> 01:40:04,741
به خاطر همین دو بار دروغ گفتین

1521
01:40:04,950 --> 01:40:08,449
،هم در مورد کبودی دروغ گفتین
هم اشاره‌ای به دعواتون نکردین

1522
01:40:08,658 --> 01:40:11,282
به نظرم فقط یه بار دروغ گفتم

1523
01:40:11,492 --> 01:40:15,657
،چون اگر در مورد کبودی‌ها راستش رو می‌گفتم
باید به دعوا اشاره می‌کردم

1524
01:40:16,075 --> 01:40:18,491
نمی‌خواستم گناهکار شناخته بشم

1525
01:40:18,700 --> 01:40:20,532
همون‌طور که یه فرد گناهکار دلش نمی‌خواد گناهکار شناخته بشه

1526
01:40:20,742 --> 01:40:23,116
می‌تونیم زمان دقیق کبودی رو تخمین بزنیم؟

1527
01:40:23,325 --> 01:40:25,657
دکتر روز بعد معاینه‌ش کرد

1528
01:40:26,450 --> 01:40:30,699
دیگه واسه تخمین دقیق زمانش دیر شده بود

1529
01:40:30,908 --> 01:40:32,407
...پس یعنی امکان داره

1530
01:40:32,617 --> 01:40:36,532
دعوای دوم سبب ایجاد کبودی شده باشه
و همون روزی کبود شده باشه که آقای مالسکی فوت کردن

1531
01:40:46,075 --> 01:40:48,907
قراره در انتهای دعوا
چه چیزایی بشنویم؟

1532
01:40:49,658 --> 01:40:51,866
اول صدای شکسته شدن شیشه میاد

1533
01:40:52,075 --> 01:40:54,491
و من یه لیوان رو به سمت دیوار پرتاب می‌کنم

1534
01:40:54,700 --> 01:40:57,241
یه لیوان شراب بود که روی میز قرار داشت

1535
01:40:58,033 --> 01:41:02,491
و بعدش به سمت شوهرم رفتم
و یه سیلی به صورتش زدم

1536
01:41:03,117 --> 01:41:06,282
و اون موقع بود که به طرز خشونت‌باری
مچ دستم رو گرفت

1537
01:41:06,492 --> 01:41:08,657
درگیریمون همین بود و صداش رو هم می‌شنویم

1538
01:41:09,242 --> 01:41:13,574
و بعد سعی کردم جلوش رو بگیرم
و نذارم قاب عکسا رو روی زمین بندازه

1539
01:41:13,783 --> 01:41:15,491
ولی نتونستم
و به خاطر همین صدای شکستگی میاد

1540
01:41:16,533 --> 01:41:18,657
،به غیر از اون سیلی
کتک دیگه‌ای هم زدین؟

1541
01:41:18,934 --> 01:41:19,630
نه

1542
01:41:21,658 --> 01:41:22,949
بعدش می‌شنویم

1543
01:41:23,158 --> 01:41:27,532
که ساموئل پشت سر هم به سر و صورتش می‌زنه

1544
01:41:28,200 --> 01:41:30,657
و بعد با مشت می‌زنه تو دیوار

1545
01:41:30,867 --> 01:41:32,699
هنوز هم جاش روی دیوار مونده

1546
01:41:33,492 --> 01:41:37,449
چندتا از این فرورفتگیا تو خونه دیده میشه
اولین باری نبود که این‌کار رو کرد

1547
01:41:37,992 --> 01:41:41,282
چند سال پیش، موقع دعوا یه مشت به دیوار زد

1548
01:41:41,783 --> 01:41:44,157
و یکی از انگشتاش شکست

1549
01:41:46,200 --> 01:41:47,699
از اون فرورفتگی‌های روی دیوار

1550
01:41:47,700 --> 01:41:48,824
چندتا عکس داریم

1551
01:41:49,033 --> 01:41:49,866
ممنون

1552
01:41:49,950 --> 01:41:50,574
بفرمایید

1553
01:41:50,783 --> 01:41:53,116
و این هم یه عکس ایکس ری
از انگشت شکسته شده

1554
01:41:53,533 --> 01:41:56,949
که در ژوئن سال 2017
در بیمارستان گرونوبل گرفته شده

1555
01:41:58,158 --> 01:41:59,407
منصفانه‌ست که بگیم

1556
01:41:59,617 --> 01:42:04,449
ترسیم شما از خشونت تعبیریه نه عینی؟

1557
01:42:06,242 --> 01:42:08,907
ایشون مکرراً به ما دروغ گفته
...بنابراین باور کردن حرفاشون

1558
01:42:09,117 --> 01:42:10,907
...بنابراین قضیه باور کردن

1559
01:42:11,117 --> 01:42:12,491
و باور نکردن حرفای ایشونه

1560
01:42:12,825 --> 01:42:14,657
یه نظر خیالی دارین

1561
01:42:14,867 --> 01:42:17,116
که براساس یه فایل صوتی مبهم شکل گرفته

1562
01:42:18,075 --> 01:42:20,907
شما این دعوا رو به روز مرگ ارتباط دادین

1563
01:42:21,117 --> 01:42:23,782
"و اسمش رو گذاشتین "تمرین نهایی

1564
01:42:23,992 --> 01:42:25,741
مدرک محکمی هم دارین؟

1565
01:42:25,950 --> 01:42:28,949
فایل صوتی مدرک محکمی مبنی بر مشاجره‌س

1566
01:42:29,158 --> 01:42:30,949
منظورم دعواییه که روز مرگ رخ داده باشه

1567
01:42:32,117 --> 01:42:35,366
بدون شاهد و اعتراف، باید خودمون برداشت کنیم

1568
01:42:37,992 --> 01:42:41,074
...در حقیقت این دعوای خشونت‌آمیز

1569
01:42:41,283 --> 01:42:44,366
یه چیز خیالیه
فقط تو خیالات رخ داده

1570
01:42:44,992 --> 01:42:46,407
این ایده رو به جریان میندازین

1571
01:42:46,617 --> 01:42:48,241
و دادستان هم اون رو به جریان میندازه

1572
01:42:48,450 --> 01:42:51,199
و هیچ حقیقتی پشتش نیست

1573
01:42:51,408 --> 01:42:54,741
....و این رو تو دادگاه شایع می‌کنید، ولی

1574
01:42:56,575 --> 01:42:59,699
و ریسک می‌کنید و این خیالات رو راحت
به واقعیت تبدیل می‌کنید

1575
01:42:59,908 --> 01:43:03,241
چون واقعاً یه دعوایی شکل گرفته بوده

1576
01:43:03,617 --> 01:43:06,324
منتهی اون دعوا روز قبل از مرگ آقای مالسکی رخ داده

1577
01:43:06,867 --> 01:43:10,741
روز قبل از مرگ رو جایگزین روز مرگ نکنید

1578
01:43:11,950 --> 01:43:15,574
نمی‌تونیم جاهای خالی رو
با فرض و خیال پر کنیم

1579
01:43:15,783 --> 01:43:19,491
چون صداها مربوط به روز قبل هستن
نه روز مرگ

1580
01:43:19,700 --> 01:43:20,574
خانم وویتر

1581
01:43:20,783 --> 01:43:24,574
آیا قبل از اینکه بهتون بگن
از وجود فایل‌های صوتی اطلاع داشتید؟

1582
01:43:26,283 --> 01:43:29,866
نه ولی می‌دونستم بعضی وقتا حرفامون رو ضبط می‌کنه

1583
01:43:30,242 --> 01:43:32,324
قبلش بهتون اطلاع نمی‌داد؟

1584
01:43:32,533 --> 01:43:34,782
اینکه داره حرفاتون رو ضبط می‌کنه؟

1585
01:43:35,867 --> 01:43:37,699
اوایل، به این قضیه اشاره می‌کرد

1586
01:43:37,908 --> 01:43:40,532
ولی بعد از مدتی، بدون اطلاع ما
این‌کار رو انجام می‌داد

1587
01:43:40,742 --> 01:43:43,407
،اون مکالماتمون رو ضبط می‌کرد

1588
01:43:43,617 --> 01:43:45,491
همین‌طور درس‌های پیانوی دنیل رو

1589
01:43:45,783 --> 01:43:49,324
و بعضی وقتا صدای خودش رو ضبط می‌کرد
که داشت با خودش حرف می‌زد

1590
01:43:49,533 --> 01:43:54,116
فکر کنم داشت موضوع جمع می‌کرد
تا بتونه دوباره نوشتن رو شروع کنه

1591
01:43:55,325 --> 01:43:58,616
حالا میشه فهمید که امکان داشته

1592
01:43:58,825 --> 01:44:02,116
قصدش از دامن زدن به دعواها این بوده
که بتونه ضبطشون کنه

1593
01:44:02,450 --> 01:44:06,574
صبر کنید، یعنی دارید می‌گید
که شما قربانی یه آدم پیچیده بودین؟

1594
01:44:06,825 --> 01:44:07,991
واقعاً؟

1595
01:44:08,533 --> 01:44:11,907
مخفیانه صداش رو ضبط می‌کرده
فرضیه معتبریه

1596
01:44:12,117 --> 01:44:14,699
یادتون رفته این موقعیت یه موقعیت غیراخلاقیه

1597
01:44:15,533 --> 01:44:16,782
!یعنی میگین قربانی دادگاهی شده

1598
01:44:16,992 --> 01:44:18,866
نه، ولی حرف موکلم بیراه نیست

1599
01:44:19,075 --> 01:44:22,324
میشه توضیح بدین که منظور همسرتون
از خیانت چی بوده؟

1600
01:44:22,533 --> 01:44:23,866
و اینکه چطوری متوجه خیانتتون شدن؟

1601
01:44:26,200 --> 01:44:29,157
گوشیم رو گشته بود
و پیام‌هام رو دیده بود

1602
01:44:29,367 --> 01:44:32,032
پیام‌هایی که در ابتدای اون سال
برای زنی که باهاش ملاقات کرده بودم، فرستاده بودم

1603
01:44:32,242 --> 01:44:34,449
منظورتون از ملاقات چیه؟

1604
01:44:34,867 --> 01:44:37,157
منظورم از لحاظ جنسی بود
ما دو بار با همدیگه خوابیده بودیم

1605
01:44:37,367 --> 01:44:38,199
دوبار؟

1606
01:44:38,408 --> 01:44:39,366
بله

1607
01:44:39,575 --> 01:44:42,199
تو فایل صوتی گفته بودین یه بار

1608
01:44:43,117 --> 01:44:45,449
منظورم این بود که با یه نفر رابطه داشتم

1609
01:44:46,158 --> 01:44:47,449
..صبر کنید

1610
01:44:47,950 --> 01:44:51,616
ساموئل به چندتا خیانت در گذشته
اشاره کرد

1611
01:44:51,617 --> 01:44:54,282
به نظر میومد مکرراً خیانت کرده بودین

1612
01:44:54,492 --> 01:44:56,116
حقیقت نداره

1613
01:44:56,658 --> 01:45:00,157
همون سالی که دنیل تصادف کرد
چندباری رابطه بدون تعهد داشتم

1614
01:45:00,367 --> 01:45:02,574
ولی خیانت حساب نمیشه
چون ساموئل خودش خبر داشت

1615
01:45:02,783 --> 01:45:04,324
هر بار خودش متوجه می‌شد؟

1616
01:45:04,658 --> 01:45:06,199
نه، خودم بهش می‌گفتم

1617
01:45:06,867 --> 01:45:08,366
سال سختی بود

1618
01:45:08,617 --> 01:45:10,866
یعنی می‌خواید باور کنیم
که با کارتون موافق بود؟

1619
01:45:11,492 --> 01:45:15,449
همچین چیزی نگفتم
گفتم در مورد این قضیه باهاش صادق بودم

1620
01:45:16,200 --> 01:45:17,866
برداشت جالبی از صداقت دارید

1621
01:45:18,075 --> 01:45:21,366
ولی تو سال مرگشون، خیلی باهاشون صادق بودین
دلیلش چیه؟

1622
01:45:24,533 --> 01:45:25,991
اوضاع تغییر کرده بود

1623
01:45:26,200 --> 01:45:29,616
حس کردم تو اون برهه زیاد آسیب دیده

1624
01:45:29,825 --> 01:45:32,657
چون به اون زن احساس داشتین؟

1625
01:45:32,867 --> 01:45:35,866
نه، حس می‌کردم بهش آسیب می‌زنم
چون خیلی شکننده شده بود

1626
01:45:37,575 --> 01:45:40,491
و همون‌طور که گفتم
فقط یه رابطه جنسی بینمون بود

1627
01:45:40,700 --> 01:45:43,449
تنها کسی که بهش احساس داشتم
ساموئل بود

1628
01:45:43,658 --> 01:45:45,491
برداشت جالبی از احساسات دارید

1629
01:45:45,700 --> 01:45:46,991
فقط سعی دارم بفهمم چی به چیه

1630
01:45:47,200 --> 01:45:50,366
در ابتدا موافق یه رابطه آزاد بودین

1631
01:45:50,575 --> 01:45:52,282
و بعد این موضوع تغییر کرد؟

1632
01:45:53,408 --> 01:45:56,324
حتی نمی‌دونم معنی جرفتون چیه
شرمنده

1633
01:45:56,533 --> 01:45:59,949
نه، هیچ‌وقت سر همچین چیزی توافق نکردیم

1634
01:46:00,158 --> 01:46:04,449
بعد از قضیه تصادف، هر دومون سعی داشتیم
حالمون رو بهبود بدیم

1635
01:46:04,658 --> 01:46:06,824
و نیاز داشتم خونسردیم رو حفظ کنم

1636
01:46:07,033 --> 01:46:08,157
و خیلی صادق بودم

1637
01:46:08,367 --> 01:46:11,657
ولی بعد بی‌خیال صداقت شدین
و مجبور شد شما رو متعهد نگه داره

1638
01:46:11,867 --> 01:46:14,241
به نظر شکننده نمیومد

1639
01:46:14,265 --> 01:46:16,265
اعتراف می‌کنید که حسادت می‌کرد؟ -
بله -

1640
01:46:16,992 --> 01:46:18,907
همه فکر و ذکرش این شده بود؟

1641
01:46:19,117 --> 01:46:20,782
...نه. نمی‌دونم

1642
01:46:21,200 --> 01:46:23,324
اون آسیب دیده بود
حقیقت همینه

1643
01:46:24,742 --> 01:46:26,949
و بعضی وقتا موقع دعوا
موضوعش رو پیش می‌کشید

1644
01:46:27,158 --> 01:46:29,616
ولی همه فکر و ذکرش این نبود

1645
01:46:30,158 --> 01:46:34,157
‫اگه طبق منطق شما پیش بریم،
‫تمام مشکلات ساموئل تقصیر من بود

1646
01:46:34,367 --> 01:46:37,199
‫چنین چیزی نیست
‫دردش ریشه عمیق‌تری داشت

1647
01:46:37,408 --> 01:46:41,574
‫بنا به منطق «ایشون»،
‫و چیزی که شنیدیم، شما مقصری

1648
01:46:41,783 --> 01:46:45,157
‫منظورش از غارت کارش دقیقا چیه؟

1649
01:46:45,367 --> 01:46:48,324
‫نه، هیچ غارتی در کار نبود.

1650
01:46:48,617 --> 01:46:52,782
‫توی کتابی که رها کرد،
‫بخش جالبی داشت...

1651
01:46:52,992 --> 01:46:54,782
‫بخش؟ چند صفحه بود؟

1652
01:46:55,117 --> 01:46:56,157
‫تقریبا بیست صفحه بود.

1653
01:46:58,283 --> 01:47:01,616
‫فقط طرح خلاصه بود
‫که از نظرم هوشمندانه اومد.

1654
01:47:01,825 --> 01:47:02,907
‫می‌تونین خلاصه تعریف کنین؟

1655
01:47:03,117 --> 01:47:05,657
‫باید وارد بحث ادبی بشیم؟

1656
01:47:05,867 --> 01:47:07,866
‫این که ادبی نیست، عینیه.

1657
01:47:08,075 --> 01:47:09,824
‫این مسئله قلب درگیریشونه.

1658
01:47:10,158 --> 01:47:13,366
‫نمی‌دونم دیگه چطور می‌شه
‫به تصمیم هیئت منصفه کمک کرد.

1659
01:47:13,575 --> 01:47:14,491
‫من هم نمی‌دونم.

1660
01:47:14,700 --> 01:47:15,782
‫ادامه بدین.

1661
01:47:17,242 --> 01:47:20,199
‫این قسمت درمورد مردی بود
‫که داشت تصور می‌کرد،

1662
01:47:20,408 --> 01:47:22,782
‫اگر تصادفی که منجر به مرگ برادرش شد،
‫هیچ‌وقت رخ نمی‌داد چی می‌شد؟

1663
01:47:23,117 --> 01:47:25,907
‫یه روز از خواب بیدار می‌شه
‫و خودش رو توی دو دنیا می‌بینه.

1664
01:47:26,117 --> 01:47:28,074
‫توی یکیشون اون حادثه
‫مرکز زندگیش رو شکل داده.

1665
01:47:28,283 --> 01:47:30,241
‫توی یکی دیگه این اتفاق نیفتاده.

1666
01:47:30,492 --> 01:47:32,907
‫به ساموئل گفتم که عاشق این بخشم.

1667
01:47:33,117 --> 01:47:36,241
‫قبلا می‌ذاشت هر متنی
‫که نوشته رو بخونم.

1668
01:47:36,575 --> 01:47:39,782
‫کمی بعد، کل کتاب رو بی‌خیال شد.

1669
01:47:39,992 --> 01:47:42,741
‫بعد من ازش پرسیدم می‌تونم
‫از این ایده استفاده کنم؟ گفت آره.

1670
01:47:44,658 --> 01:47:47,282
‫امکان نداره.
‫کار شما رو غارتگری اطلاق کرده.

1671
01:47:47,492 --> 01:47:49,241
‫استدلاله.

1672
01:47:49,492 --> 01:47:52,699
‫آدم‌ها درمورد وقایع مختلف
‫غلونمایی می‌کنن.

1673
01:47:52,908 --> 01:47:55,699
‫ولی اینکه کتاب «کسوف»
‫در نهایت مال شما شد، غلو نیست.

1674
01:48:00,033 --> 01:48:03,699
‫من فقط از ایده‌اش استفاده کردم.

1675
01:48:03,908 --> 01:48:06,449
‫شخصیت‌های من خانمی و دخترش هستن،

1676
01:48:06,658 --> 01:48:07,824
‫و من سیصد صفحه،

1677
01:48:08,033 --> 01:48:09,866
‫به داستان عمق دادم.

1678
01:48:11,992 --> 01:48:16,199
‫باورم نمی‌شه باید توضیح بدم
‫که فرق خلاصه و رمان در چیه.

1679
01:48:16,408 --> 01:48:17,699
‫خودش موافقت کرد.

1680
01:48:17,908 --> 01:48:22,074
‫وقتی هم که خوندش،
‫بهم گفت این کتاب من متفاوته.

1681
01:48:22,283 --> 01:48:25,991
‫بعضی وقت‌ها هم آره،
‫توی بحث‌هامون مطرح می‌شد. چون...

1682
01:48:26,200 --> 01:48:28,949
‫ناراحت بود که نمی‌تونه بنویسه.

1683
01:48:29,158 --> 01:48:32,866
‫تنها چیزی که ما ازش مطمئنیم،
‫«مطرح‌شدن» همین بحثه.

1684
01:48:33,075 --> 01:48:34,782
‫احیانا شما دو نفر...

1685
01:48:35,367 --> 01:48:38,282
‫قبل اینکه ایشون فوت کنن،
‫دوباره درموردش بحث داشتین؟

1686
01:48:38,492 --> 01:48:40,574
‫شک ندارم خیلی پرتنش بوده.

1687
01:48:43,283 --> 01:48:44,366
‫داشتیم...

1688
01:48:45,617 --> 01:48:47,324
‫جفتمون بدجور تعجب کرده بودیم.

1689
01:48:47,533 --> 01:48:50,949
‫جفتمون درون‌ریزی می‌کردیم،
‫و ساموئل...

1690
01:48:52,200 --> 01:48:53,699
‫نمی‌دونم، یه مشکلی بود.

1691
01:48:53,908 --> 01:48:56,657
‫انگار تمام انرژیش تخلیه شده بود.

1692
01:48:56,867 --> 01:49:00,241
‫توی صوت ضبط‌شده،
‫می‌شه صدای بحث ساموئل مانسکی رو شنید.

1693
01:49:00,450 --> 01:49:03,699
‫من که صدای مردی رو شنیدم
‫که می‌خواد کنترل زندگیش رو دست بگیره.

1694
01:49:03,908 --> 01:49:06,824
‫امکان نداره همون آدم باشه
‫که کم آورده باشه.

1695
01:49:07,033 --> 01:49:11,532
‫روان‌پزشک ساموئل گفته
‫طی آخرین جلساتش رقابت‌طلب بوده.

1696
01:49:11,742 --> 01:49:16,324
‫به نظر شما آدمی بود که بعد دعوایی،
‫برای زمان و اعتماد به نفس خودکشی کنه؟

1697
01:49:16,533 --> 01:49:21,032
‫تا حالا آدمی رو دیدین
‫که با سماجت و انرژی،

1698
01:49:21,242 --> 01:49:24,741
‫برای حفظ تعادل و برابری
‫توی رابطه می‌جنگه، خودکشی کنه؟ نه.

1699
01:49:25,742 --> 01:49:28,491
‫بزرگترین مشکل این تئوری خودکشی همینه.

1700
01:49:28,700 --> 01:49:31,866
‫حتی می‌تونین بگین «تخلیه شده بود».

1701
01:49:32,075 --> 01:49:33,657
‫یعنی انرژیش رو به ته رسونده بود.

1702
01:49:33,992 --> 01:49:37,949
‫اجازه هست از کتاب «خانه سیاه»
‫به قلم خانم وویتر براتون بخونم؟

1703
01:49:38,158 --> 01:49:39,949
‫ما وقایع رو قضاوت می‌کنیم، نه کتاب.

1704
01:49:40,158 --> 01:49:42,824
‫قاضی، این کار عاقبت خوشی نداره.

1705
01:49:43,033 --> 01:49:46,407
‫ساندرا وویتر در سال ۲۰۱۷
‫شخصا اعلام کرد:

1706
01:49:46,617 --> 01:49:49,657
‫«کتاب‌های من به زندگی خودم
‫و افراد نزدیکم مرتبط‌اند.»

1707
01:49:49,867 --> 01:49:52,782
‫اعتراض! ایشون همیشه گفتن
‫که کتاب‌هاشون تخیلیه.

1708
01:49:53,408 --> 01:49:55,824
‫اولین کتابش درمورد فوت مادرشه.

1709
01:49:56,033 --> 01:49:57,741
‫دومی درمورد اختلافاتش با پدرشه.

1710
01:49:57,950 --> 01:50:00,116
‫سومی درمورد تصادف پسرشه و غیره.

1711
01:50:00,325 --> 01:50:02,366
‫کتاب‌های ایشون بخشی
‫از این محاکمه‌ان.

1712
01:50:02,575 --> 01:50:05,407
‫تمام زندگیش توی این کتاب‌هاست،
‫مخصوصا رابطه‌ای که داشته.

1713
01:50:05,617 --> 01:50:07,449
‫ادامه بدین، ولی خلاصه باشه.

1714
01:50:08,117 --> 01:50:11,241
‫این بخش درمورد زنیه
‫که داره با شوهرش حرف می‌زنه.

1715
01:50:14,075 --> 01:50:17,032
‫«مرد لب از غر زدن دوخت،
‫دیگر کم آورده بود.»

1716
01:50:17,533 --> 01:50:20,824
‫«همسرش رفتارش را تحت نظر گرفت.
‫احساس طردشدگی می‌کرد.»

1717
01:50:21,533 --> 01:50:24,741
‫«ایده‌ای در سر زن جوانه زد،
‫که بذر رستگاری بود.»

1718
01:50:25,075 --> 01:50:26,449
‫«رستگاری در احتمال مرگ شوهرش بود.»

1719
01:50:26,658 --> 01:50:27,699
‫پیش‌زمینه داستان چی بوده؟

1720
01:50:27,908 --> 01:50:29,699
‫در ادامه: «چطور می‌شه آدم کشت؟»

1721
01:50:29,908 --> 01:50:32,657
‫«جنازه رو چیکار باید کرد؟ چقدر سنگینه؟»

1722
01:50:32,867 --> 01:50:35,157
‫«فکر و ذکر خانم همین شده بود.»

1723
01:50:35,575 --> 01:50:39,282
‫«شوهرش رو مرده فرض کرده بود.
‫عین تن‌لشی بود که دیگه دوستش داشت.»

1724
01:50:39,492 --> 01:50:41,282
‫«بدنی که روزی عاشقش بود...»

1725
01:50:41,492 --> 01:50:43,657
‫«الان مانع خوشبختیش شده بود،
‫و باید از سر راه حذف می‌شد.»

1726
01:50:43,867 --> 01:50:45,574
‫بذارین پیش‌زمینه این تیکه
‫از داستان رو بگم.

1727
01:50:46,033 --> 01:50:49,199
‫این بخش درمورد یکی
‫از شخصیت‌های کوچیکه،

1728
01:50:49,408 --> 01:50:51,366
‫که دیوانه می‌شه و منطقی عمل نمی‌کنه.

1729
01:50:51,575 --> 01:50:53,949
‫رمان با زندگی فرق داره!
‫نویسنده، شخصیت نیست!

1730
01:50:54,158 --> 01:50:57,407
‫ولی نویسنده می‌تونه احساساتش رو
‫در قالب شخصیتش ابراز کنه.

1731
01:50:57,617 --> 01:50:59,032
‫این بخش رو از قلم انداختین.

1732
01:50:59,242 --> 01:51:01,032
‫چطور ممکنه همچنان
‫متوجه این ارتباط نشیم؟

1733
01:51:01,242 --> 01:51:03,199
‫الان استیون کینگ قاتل سریالیه؟

1734
01:51:03,408 --> 01:51:06,366
‫آیا زن ایشون تحت شرایط
‫مشکوکی کشته شده؟

1735
01:51:06,575 --> 01:51:07,657
‫روی وقایع تمرکز کنین!

1736
01:51:07,867 --> 01:51:11,199
‫جناب رنزی، توصیه می‌کنم
‫خونسردی خودتون رو حفظ کنین.

1737
01:51:11,408 --> 01:51:14,657
‫جناب دادستان، ازتون می‌خوام
‫توصیه جناب رنزی رو گوش کنین.

1738
01:51:15,325 --> 01:51:17,491
‫بر اساس وقایع صحبت کنین.

1739
01:51:20,742 --> 01:51:22,324
‫به جز اون سیلی،

1740
01:51:22,533 --> 01:51:25,282
‫که خودتون اعتراف کردین،
‫جور دیگه‌ای شوهرتون رو زدین؟

1741
01:51:25,742 --> 01:51:26,824
‫اصلا؟

1742
01:51:27,450 --> 01:51:28,699
‫همون یه بار بود؟

1743
01:51:29,033 --> 01:51:32,282
‫شما که همیشه روحیات
‫تحسین‌برانگیزی داشتین.

1744
01:51:32,742 --> 01:51:34,491
‫ایثارگرانه و معقول بودین.

1745
01:51:34,700 --> 01:51:36,782
‫همیشه سعی داشتین
‫از دست خودش نجاتش بدین.

1746
01:51:36,992 --> 01:51:39,616
‫ولی توی این نوار چطور؟
‫بدشانسی آوردین!

1747
01:51:41,117 --> 01:51:43,074
‫سوال دیگه‌ای از شاهد ندارین؟

1748
01:51:43,283 --> 01:51:45,407
‫اگه اشکال نداره
‫من یه سوال دیگه دارم.

1749
01:51:46,700 --> 01:51:49,199
‫می‌خواستم بدونم آیا مالسکی،

1750
01:51:49,408 --> 01:51:51,449
‫رونوشت‌ها رو برای کسی فرستاده بود؟

1751
01:51:51,658 --> 01:51:54,157
‫برای دوست ناشرش،
‫به نام پال ناچز فرستاده بود.

1752
01:51:54,367 --> 01:51:56,282
‫قرار بود اولین رمانش رو منتشر کنه.

1753
01:51:56,492 --> 01:51:58,116
‫ایمیل از نهم اوت ۲۰۱۷:

1754
01:51:58,325 --> 01:52:01,824
‫«ایده جدیدی دارم می‌نویسم.
‫دلم نظر تو رو می‌خواد. مشتاق دیدارم.»

1755
01:52:02,033 --> 01:52:03,282
‫ناچز جواب داد:

1756
01:52:03,408 --> 01:52:05,699
‫«باشه. برام بفرست تا بخونمش.»

1757
01:52:05,908 --> 01:52:08,824
‫مالسکی تا زمان مرگش،
‫بهش هفته‌ای چهار پیغام می‌فرستاد.

1758
01:52:09,033 --> 01:52:10,824
‫نوع ارتباطشون به چه شکل بود؟

1759
01:52:11,033 --> 01:52:13,199
‫ناشرش هیچ‌موقع جواب نمی‌داد.

1760
01:52:13,533 --> 01:52:16,241
‫ظاهرا خیلی مشغله داشت
‫و این کتاب گیجش کرده بود.

1761
01:52:16,950 --> 01:52:18,532
‫سکوت دوستش...

1762
01:52:18,742 --> 01:52:22,907
‫قطعا ضربه‌ای به عزت نفس
‫آقای مالسکی وارد کرد.

1763
01:52:23,117 --> 01:52:24,657
‫احساس طردشدگی کرد.

1764
01:52:25,158 --> 01:52:27,866
‫اگه تمام متونی که برای
‫دوستش فرستاده رو بخونیم،

1765
01:52:28,075 --> 01:52:30,324
‫سخته که بخوایم داستانی از توش پیدا کنیم.

1766
01:52:30,533 --> 01:52:32,074
‫در بهترین حالت می‌شه گفت پروژه‌ایه.

1767
01:52:32,283 --> 01:52:33,741
‫مالسکی آدمی بود
‫که زیاد پروژه درست می‌کرد.

1768
01:52:33,950 --> 01:52:36,449
‫اولین رمانی که ولش کرد،
‫اسمش «کلبه» بود.

1769
01:52:37,158 --> 01:52:41,074
‫خب، از اونجا که قراره
‫ادبیات رو با دادخواهی ترکیب کنیم،

1770
01:52:41,283 --> 01:52:43,116
‫تا تصوری از اونچه که نمی‌دونیم
‫داشته باشیم،

1771
01:52:43,325 --> 01:52:47,074
‫بیاید سال آخر زندگی
‫ساموئل مالسکی رو تصور کنیم.

1772
01:52:47,283 --> 01:52:49,032
‫بعد به من گفتین خیالاتی استدلال نکن؟

1773
01:52:49,367 --> 01:52:53,116
‫من نصف همون زمانی که شما
‫کتاب رو خوندی، لازم دارم!

1774
01:52:53,325 --> 01:52:54,699
‫سراغ اصل مطلب برین.

1775
01:52:55,283 --> 01:52:57,491
‫آخرین سال زندگی
‫ساموئل مالسکی چطور بود؟

1776
01:52:58,908 --> 01:53:03,032
‫بعد زیر قرض رفتن برای
‫خدمات پزشکی توی لندن،

1777
01:53:03,242 --> 01:53:06,241
‫اصرار می‌کنه که به شهر مادریش برگرده.

1778
01:53:06,450 --> 01:53:09,991
‫کلبه‌ای پیدا می‌کنه و بعد از تعمیر
‫اجاره‌اش می‌ده و بدهیش رو صاف می‌کنه.

1779
01:53:10,200 --> 01:53:13,157
‫تمام مدت مشغول نویسندگی،
‫یا تدریس نویسندگی بود.

1780
01:53:13,575 --> 01:53:17,282
‫نوسازی هم کار آسونی نیست.
‫باید براش وام گرفت.

1781
01:53:18,075 --> 01:53:20,032
‫چرخه باطلی آغاز می‌شه.

1782
01:53:20,242 --> 01:53:24,199
‫ساموئل به دستمزد تدریس نیاز داره.
‫نوسازی همچنان ادامه داره.

1783
01:53:24,408 --> 01:53:26,532
‫یک سال و نیم بعد،

1784
01:53:26,742 --> 01:53:28,116
‫احساس می‌کنه توی چاله‌ای گیر کرده.

1785
01:53:28,450 --> 01:53:29,991
‫آدم زخم‌خورده‌ای شده.

1786
01:53:30,200 --> 01:53:31,949
‫تصادف فرزندش،
‫رمان‌های رهاشده‌اش،

1787
01:53:32,158 --> 01:53:34,532
‫و اینکه همسرش کتابش رو چاپ کرده بود.

1788
01:53:35,283 --> 01:53:36,699
‫باید همچنان می‌نوشت!

1789
01:53:39,033 --> 01:53:42,324
‫قرص‌های ضدافسردگی رو ول می‌کنه
‫و تمام مدت صداش رو ضبط می‌کهُ

1790
01:53:42,533 --> 01:53:45,074
‫تا به نوعی بتونه از گفته‌های خودش،
‫داستانی خلق بکنه.

1791
01:53:45,283 --> 01:53:48,282
‫احتمالا از متد ساندرا الهام گرفته.

1792
01:53:48,492 --> 01:53:51,366
‫چرا نباید بگیره؟
‫زندگی‌هاشون رو از هم الهام گرفتن.

1793
01:53:51,575 --> 01:53:53,491
‫ایشون هم این متد رو
‫از کس دیگه‌ای یاد گرفته بود.

1794
01:53:53,700 --> 01:53:54,949
‫این حرف‌ها رو واسه تقاضاتون نگه دارین.

1795
01:53:55,158 --> 01:53:59,074
‫داره تلاشش رو می‌کنه.
‫ولی نمی‌تونه بفهمه که اون رونوشت،

1796
01:53:59,283 --> 01:54:00,324
‫کتاب اصلی نیست.

1797
01:54:00,533 --> 01:54:03,199
‫سکوت ناشر بهش احساس حقارت می‌ده.

1798
01:54:04,575 --> 01:54:07,366
‫در دعوای چهارم مارس چی شنیدیم؟

1799
01:54:07,700 --> 01:54:10,657
‫کلی انرژی، اراده...
‫چی بود؟

1800
01:54:11,033 --> 01:54:12,574
‫فقط انرژی ناامیدی بود.

1801
01:54:12,783 --> 01:54:15,616
‫آخرین تقلا قبل از بریدن بود.

1802
01:54:18,908 --> 01:54:23,157
‫این آدم در روزهای آخر عمرش،
‫در زندگی زناشوییش با جنگ روبه‌رو نبود.

1803
01:54:24,367 --> 01:54:26,449
‫بلکه با شکست‌های خودش روبه‌رو شده بود.

1804
01:54:28,158 --> 01:54:30,241
‫تنها گناه ساندرا وویتر،

1805
01:54:30,450 --> 01:54:33,116
‫اینه که جایی موفق شد،
‫که شوهرش شکست خورده بود.

1806
01:54:37,158 --> 01:54:41,574
‫برخلاف اونچه به نظر می‌رسید،
‫این‌ها استدلال نهایی آقای رنزی نبود.

1807
01:54:43,325 --> 01:54:45,032
‫شبیه ساموئل نبود.

1808
01:54:45,242 --> 01:54:48,366
‫الان که غروب جمعه است.
‫آخرهفته‌ای پیش رو داریم.

1809
01:54:49,033 --> 01:54:51,532
‫قبل تعویق جلسه
‫می‌خوام اطلاعیه‌ای بهتون بدم.

1810
01:54:51,742 --> 01:54:55,074
‫روز دوشنبه می‌خوام
‫دنیل دوباره در دادگاه وارد بشه.

1811
01:54:55,492 --> 01:54:57,741
‫اطلاعات جدید جالبی داره.

1812
01:54:57,950 --> 01:55:01,491
‫از اونجا که شاهد، فرزند متهمه،

1813
01:55:01,950 --> 01:55:03,824
‫و با مادرش زندگی می‌کنه،

1814
01:55:04,033 --> 01:55:07,532
‫از همگی تقاضا دارم
‫که از تماس با دنیل خودداری کنین.

1815
01:55:07,992 --> 01:55:11,366
‫اگه قطع ارتباط با دنیل
‫براتون مقدور نبود،

1816
01:55:11,575 --> 01:55:14,449
‫فقط از صحبت درمورد دادگاه خودداری کنین.

1817
01:55:14,658 --> 01:55:15,866
‫خانم برگر،

1818
01:55:16,075 --> 01:55:19,157
‫شما آخرهفته پیش دنیل بمونین.

1819
01:55:20,158 --> 01:55:23,532
‫اطمینان حاصل کنین
‫که از مقررات تبعیت کردن.

1820
01:55:23,742 --> 01:55:25,574
‫اصرار دارم که هیچ‌کس،

1821
01:55:25,783 --> 01:55:30,074
‫مطلقا هیچ‌کس نباید
‫درمورد شهادتش چیزی بپرسه.

1822
01:55:30,950 --> 01:55:33,116
‫آخرهفته خوبی داشته باشین.
‫استراحت کنین.

1823
01:55:33,325 --> 01:55:35,032
‫دادگاه رو به تعویق می‌ندازیم.

1824
01:56:23,075 --> 01:56:25,282
‫- بیا گرم شو.
‫- ده دقیقه دیگه حاضرم.

1825
01:56:31,575 --> 01:56:32,699
‫خوبی؟

1826
01:56:40,033 --> 01:56:42,116
‫گمونم بهتره تنها باشم.

1827
01:56:43,575 --> 01:56:44,782
‫باشه.

1828
01:56:46,450 --> 01:56:48,699
‫- می‌تونی توی اتاق غذات رو بخوری.
‫- نمی‌خوام.

1829
01:56:48,908 --> 01:56:50,782
‫می‌خوام کل این آخرهفته تنها باشم.

1830
01:56:51,283 --> 01:56:52,366
‫قبل اینکه شهادت بدم.

1831
01:56:52,575 --> 01:56:53,449
‫تنها باشی؟

1832
01:56:53,658 --> 01:56:55,282
‫فقط خودم و خودت باشیم؟

1833
01:56:56,283 --> 01:56:57,199
‫همین رو می‌خوای؟

1834
01:56:58,908 --> 01:57:00,532
‫مطمئنی؟

1835
01:57:01,742 --> 01:57:04,991
‫می‌شه راه حل دیگه‌ای پیدا کرد.
‫خونه خیلی بزرگه.

1836
01:57:05,617 --> 01:57:07,157
‫دلم نمی‌خواد اینجا باشه.

1837
01:57:18,075 --> 01:57:19,657
‫الان با دنیل صحبت کردم.

1838
01:57:20,700 --> 01:57:23,324
‫می‌خواد این آخر هفته تنها باشه.

1839
01:57:23,533 --> 01:57:25,241
‫تا زمان پایان محاکمه.

1840
01:57:39,700 --> 01:57:41,949
‫واقعا چنین خواسته‌ای داری؟

1841
01:57:46,908 --> 01:57:49,366
‫به خاطر چیزیه که امروز شنیدی؟

1842
01:57:49,575 --> 01:57:52,741
‫آخه قبلش فرصت نبود
‫که درموردش باهات صحبت کنم.

1843
01:57:52,992 --> 01:57:55,282
‫اجازه نداریم تا درمورد...

1844
01:57:56,533 --> 01:57:57,616
‫دادگاه صحبت کنیم.

1845
01:57:57,825 --> 01:58:00,532
‫می‌دونم، دارم با پسرم حرف می‌زنم.

1846
01:58:03,367 --> 01:58:05,866
‫کاملا درک می‌کنم که می‌خوای آروم باشی.

1847
01:58:06,075 --> 01:58:08,449
‫ولی من که سرم به کار خودمه،
‫کاری ندارم.

1848
01:58:08,658 --> 01:58:11,699
‫اگه دلت نمی‌خواد صحبت نمی‌کنیم.
‫دلت می‌خواد اینطوری باشیم؟

1849
01:58:12,117 --> 01:58:13,324
‫انگلیسی صحبت نکنین.

1850
01:58:14,367 --> 01:58:16,449
‫می‌تونی باهام حرف بزنی‌ها.

1851
01:58:17,492 --> 01:58:21,657
‫نمی‌شه اول درموردش صحبت کنیم،
‫بعد تصمیمت رو بگیری؟

1852
01:58:23,825 --> 01:58:25,866
‫به نظرم تصمیم قطعیش رو گرفته.

1853
01:58:36,825 --> 01:58:39,032
‫باشه، برم وسایلم رو جمع کنم.

1854
01:59:05,408 --> 01:59:06,991
‫یکی گفته بود:

1855
01:59:07,825 --> 01:59:10,199
‫درسته که پول خوش‌بختی نمیاره،

1856
01:59:10,533 --> 01:59:14,574
‫ولی بهتره آدم سوار ماشین باشه، تا مترو.

1857
01:59:17,992 --> 01:59:18,991
‫کی گفته بود؟

1858
01:59:19,200 --> 01:59:20,532
‫یادم نیست.

1859
02:00:21,742 --> 02:00:23,032
‫معذرت می‌خوام.

1860
02:00:48,575 --> 02:00:49,657
‫بفرما.

1861
02:00:56,492 --> 02:00:57,782
‫بخور.

1862
02:01:26,992 --> 02:01:28,116
‫اسنوپ...

1863
02:01:40,367 --> 02:01:41,532
‫مارج!

1864
02:01:43,950 --> 02:01:46,241
‫مارج، تو رو خدا زود بیا!

1865
02:01:52,825 --> 02:01:53,699
‫چی شده؟

1866
02:01:56,700 --> 02:01:59,199
‫بهش آسپیرین دادم.
‫اشتباه کردم.

1867
02:02:02,492 --> 02:02:03,616
‫چقدر دادی؟

1868
02:02:04,200 --> 02:02:06,532
‫هشت یا ده تا، یادم نیست.

1869
02:02:06,742 --> 02:02:07,657
‫زیاد بود.

1870
02:02:08,617 --> 02:02:09,949
‫یه کار کن بالا بیاره.

1871
02:02:10,158 --> 02:02:11,324
‫چرا چنین کاری کردی؟

1872
02:02:12,117 --> 02:02:12,949
‫کاری کن بالا بیاره!

1873
02:02:13,158 --> 02:02:14,949
‫- تو رو خدا!
‫- باشه، صبر کن.

1874
02:02:17,283 --> 02:02:18,407
‫«چگونه سگ استفراغ کند؟»

1875
02:02:19,158 --> 02:02:20,032
‫وایستا.

1876
02:02:20,533 --> 02:02:23,199
‫باید آب‌نمک بیارم.
‫الان برمی‌گردم.

1877
02:02:33,367 --> 02:02:34,449
‫تکون نمی‌خوره.

1878
02:02:34,658 --> 02:02:36,241
‫دنیل، کمکم کن.

1879
02:02:37,492 --> 02:02:38,866
‫دهنش رو باز کن.

1880
02:02:39,742 --> 02:02:40,741
‫آروم.

1881
02:02:50,325 --> 02:02:51,866
‫آفرین.

1882
02:02:57,367 --> 02:02:58,574
‫آفرین.

1883
02:03:01,242 --> 02:03:02,991
‫داره به هوش میاد.

1884
02:03:05,533 --> 02:03:08,074
‫- چی شد؟
‫- قراره استفراغ کنه.

1885
02:03:13,992 --> 02:03:14,866
‫آفرین.

1886
02:03:15,075 --> 02:03:16,407
‫چیزیت نیست.

1887
02:03:20,200 --> 02:03:21,574
‫سگ خوب.

1888
02:03:29,700 --> 02:03:32,491
‫حالش خوبه. نفس می‌کشه.
‫داره نگاهمون می‌کنه.

1889
02:03:37,908 --> 02:03:39,157
‫می‌تونی توضیح بدی؟

1890
02:03:43,158 --> 02:03:44,366
‫آخه...

1891
02:03:45,033 --> 02:03:47,074
‫اصلا نشنیده بودم...

1892
02:03:48,533 --> 02:03:50,699
‫که بابام خواسته خودکشی کنه.

1893
02:03:51,825 --> 02:03:54,157
‫اصلا درمورد...

1894
02:03:54,908 --> 02:03:57,657
‫روان‌پزشک و خودکشی،

1895
02:03:58,575 --> 02:03:59,657
‫و استفراغ و آسپیرین نشنیده بودم.

1896
02:04:00,950 --> 02:04:03,616
‫وقتی مامانم داشت می‌گفت،
‫یاد خاطره‌ای...

1897
02:04:03,825 --> 02:04:05,407
‫از اون زمان افتادم.

1898
02:04:06,492 --> 02:04:07,616
‫یه روز صبح،

1899
02:04:07,825 --> 02:04:10,032
‫اسنوپ کف اتاقم خوابیده بود.

1900
02:04:10,242 --> 02:04:12,407
‫تکون نمی‌خورد.
‫بوی استفراغ می‌داد.

1901
02:04:14,408 --> 02:04:16,449
‫با خودم گفتم لابد بالا آورده.

1902
02:04:17,908 --> 02:04:19,741
‫پوزه‌اش رو تمیز کردم.

1903
02:04:20,783 --> 02:04:22,949
‫گفتم لابد...

1904
02:04:23,450 --> 02:04:27,199
‫نمی‌دونم، حتما ویروس گرفته،
‫چون...

1905
02:04:27,992 --> 02:04:30,532
‫چند روز رفتارش خیلی عجیب بود.

1906
02:04:30,783 --> 02:04:32,699
‫فقط می‌خوابید و آب می‌خورد.

1907
02:04:33,867 --> 02:04:38,074
‫الان دارم فکر می‌کنم
‫شاید استفراغ بابام رو خورد،

1908
02:04:38,283 --> 02:04:39,741
‫و برای همین مریض شد،

1909
02:04:39,950 --> 02:04:41,991
‫تا اینکه مامانم واقعیت رو گفت!

1910
02:04:43,533 --> 02:04:46,324
‫برای همین بهش آسپیرین دادم،

1911
02:04:46,533 --> 02:04:48,449
‫که ببینم چطور واکنش می‌ده.

1912
02:04:48,658 --> 02:04:49,699
‫خودت هم دیدی.

1913
02:04:49,908 --> 02:04:53,491
‫چهارده ساعت خواب بود.
‫الان هم فقط آب می‌خوره.

1914
02:04:53,700 --> 02:04:55,699
‫دقیقا همون بو رو می‌ده!

1915
02:04:56,450 --> 02:04:57,157
‫همه‌چی!

1916
02:04:57,367 --> 02:04:59,407
‫همه علائمش شبیهه!

1917
02:05:00,992 --> 02:05:02,491
‫ولی از اون موقع...

1918
02:05:03,117 --> 02:05:06,449
‫از دیروز که این حرف‌ها رو شنیدم،
‫به مامانم اعتماد ندارم.

1919
02:05:06,700 --> 02:05:08,574
‫می‌دونم دعواشون می‌شد، ولی...

1920
02:05:13,075 --> 02:05:14,616
‫اصلا...

1921
02:05:15,742 --> 02:05:18,366
‫فکر نمی‌کردم انقدر خشن باشه.

1922
02:05:20,367 --> 02:05:22,699
‫خاطراتت تنها چیزی هستن
‫که ازشون مطمئنی،

1923
02:05:22,908 --> 02:05:24,866
‫و مهمه که به هیئت منصفه
‫درموردشون بگی.

1924
02:05:25,075 --> 02:05:26,824
‫ولی تو فقط شاهدی.

1925
02:05:27,033 --> 02:05:29,366
‫به نظرت ممکنه کار مامانم باشه؟

1926
02:05:32,867 --> 02:05:34,199
‫من نباید قضاوت کنم.

1927
02:05:34,408 --> 02:05:37,324
‫می‌دونم، ولی حداقل
‫نظر خودت رو بهم بگو!

1928
02:05:37,533 --> 02:05:40,782
‫نمی‌تونم جوابی بدم.
‫کار من اینه ازت مراقبت کنم...

1929
02:05:40,992 --> 02:05:42,782
‫تو رو خدا کمکم کن!

1930
02:06:20,075 --> 02:06:21,241
‫راستش رو بخوای،

1931
02:06:21,450 --> 02:06:23,616
‫وقتی عناصر کافی برای...

1932
02:06:23,825 --> 02:06:26,282
‫قضاوت وجود نداره،
‫و کمبود شواهد داریم،

1933
02:06:27,450 --> 02:06:29,532
‫فقط می‌تونیم تصمیم‌گیری کنیم.

1934
02:06:31,033 --> 02:06:32,199
‫متوجهی؟

1935
02:06:32,867 --> 02:06:35,657
‫برای اینکه به شک غلبه کنیم.
‫بعضی وقت‌ها باید...

1936
02:06:35,867 --> 02:06:38,532
‫تصمیم بگیریم که شرایط چطور پیش بره.

1937
02:06:40,492 --> 02:06:44,366
‫از اونجا که تو نظر خودت رو داری،
‫ولی دو تا انتخاب داری،

1938
02:06:44,575 --> 02:06:46,074
‫باید بینشون انتخاب کنی.

1939
02:06:47,158 --> 02:06:49,366
‫پس آدم باید نظراتش رو ابداع کنه؟

1940
02:06:49,700 --> 02:06:51,741
‫خب... به نوعی درسته.

1941
02:06:51,950 --> 02:06:54,782
‫پس یعنی با اینکه مطمئن نیستم،

1942
02:06:55,700 --> 02:06:59,116
‫باید وانمود کنم که مطمئنم؟

1943
02:07:00,117 --> 02:07:02,116
‫نه، من می‌گم انتخاب کنی.

1944
02:07:03,783 --> 02:07:05,366
‫این فرق داره.

1945
02:07:36,992 --> 02:07:40,616
‫اونچه که من فکر می‌کنم،
‫اینه که نمی‌دونیم کدوم پرشورتره.

1946
02:07:40,825 --> 02:07:43,616
‫- نویسنده یا خود شخصیت؟
‫- بدون شک جفتش!

1947
02:07:43,825 --> 02:07:45,574
‫وویتر با سردرگمی بازی می‌کنه.

1948
02:07:45,783 --> 02:07:47,616
‫کتاب دومش ادامه پیدا می‌کنه،

1949
02:07:47,825 --> 02:07:50,949
‫به پدرش می‌گه
‫که تحمل اولی رو نداره.

1950
02:07:51,158 --> 02:07:52,241
‫بدون شک درسته.

1951
02:07:52,450 --> 02:07:56,324
‫انقدر از همه‌چی بریده بود،
‫که به ناچار از کشورش خارج می‌شه.

1952
02:07:56,408 --> 02:08:00,449
‫انقدر از خشم پدرش می‌ترسه،
‫که تصورات ترسناک بهش دست می‌ده.

1953
02:08:00,658 --> 02:08:04,907
‫من توی مصاحبه‌ای
‫جمله گیج‌کننده‌ای شنیدم. گفته بود:

1954
02:08:05,117 --> 02:08:07,157
‫«شغل من اینه که مرزها رو ناپدید کنم،»

1955
02:08:07,367 --> 02:08:10,116
‫«تا تخیلات بتونه واقعیت رو نابود کنه.»

1956
02:08:11,700 --> 02:08:13,491
‫آره، دقیقا همین باعث می‌شه،

1957
02:08:13,700 --> 02:08:15,741
‫که مردم از یکی از کتاب‌های ایشون،

1958
02:08:15,950 --> 02:08:18,782
‫درمورد پرونده مالسکی هیجان‌زده بشن.

1959
02:08:18,992 --> 02:08:21,407
‫انگار از قبل این داستان رو نوشته.

1960
02:08:21,617 --> 02:08:25,241
‫حتی شبهه‌های مرگ ایشون،
‫جوری که ایشون مردن،

1961
02:08:25,450 --> 02:08:28,741
‫شخصیت کدر وویتر،
‫صفات غیراخلاقی و فریبنده...

1962
02:08:28,950 --> 02:08:30,282
‫انگار به حدی درگیرش شده،

1963
02:08:30,492 --> 02:08:32,907
‫که مطابق کتاب‌های خودش شده.

1964
02:08:33,117 --> 02:08:35,491
‫فکر نکنم مسئله این باشه
‫که ایشون چطور مرده.

1965
02:08:35,700 --> 02:08:39,241
‫این نظر که ایشون همسرش رو کشته،

1966
02:08:39,450 --> 02:08:43,116
‫متقاعدکننده‌تر از اینه
‫که معلمی خودش رو کشته.

1967
02:10:53,825 --> 02:10:56,532
‫اگه تصور کنم مادرم چنین کاری کرده،
‫برام با عقل جور در نمیاد.

1968
02:10:58,908 --> 02:11:00,824
‫ولی اگه تصور کنم پدرم چنین کاری کرده،

1969
02:11:03,075 --> 02:11:05,282
‫تا حدی برام قابل درکه.

1970
02:11:11,492 --> 02:11:13,657
‫دادستان، شما سوالی ندارین؟

1971
02:11:16,617 --> 02:11:19,282
‫آزمایشی که روی سگش انجام داده
‫چیزی رو اثبات نمی‌کنه.

1972
02:11:19,492 --> 02:11:21,241
‫مکتوب و ثبت‌شده که نیست.

1973
02:11:21,450 --> 02:11:24,324
‫بیشتر مشکل این خاطرات مشروط هستن،

1974
02:11:24,533 --> 02:11:27,907
‫که بر اساس چیزهایی درست‌شده
‫که طی دادگاه شنیده.

1975
02:11:28,533 --> 02:11:31,616
‫هیچ رویدادی رو با قاطعیت
‫نمی‌شه توی این جدول زمانی جا داد.

1976
02:11:31,825 --> 02:11:34,366
‫دوره زمانی شش ماه
‫قبل از مرگ مالسکی،

1977
02:11:34,575 --> 02:11:38,699
‫تنها از شهادت متهم برای ما مطرح شده.

1978
02:11:42,450 --> 02:11:43,866
‫دوست دارم بدونم...

1979
02:11:50,533 --> 02:11:51,907
‫احیانا برات سوال شده بود،

1980
02:11:52,117 --> 02:11:55,032
‫اوردوزی که ظاهرا پدرت کرده بود،

1981
02:11:55,242 --> 02:11:58,616
‫ناشی از اقدام به خودکشی نبوده باشه،

1982
02:11:58,825 --> 02:12:01,616
‫بلکه به خاطر اقدامی باشه
‫که مادرت برای مسموم کردنش داشته؟

1983
02:12:01,825 --> 02:12:04,491
‫کسی رو متهم نکردم،
‫صرفا می‌خوام به کل مطلب برسیم.

1984
02:12:04,700 --> 02:12:07,074
‫خب، با وجود چنین شک و ظن‌هایی،

1985
02:12:07,283 --> 02:12:09,824
‫چرا باید یک گزینه رو
‫در مقابل اون یکی انتخاب کرد؟

1986
02:12:10,033 --> 02:12:14,116
‫خاطرات تو پیامدها رو نشون می‌ده،
‫نه علت‌های مرگ ایشون.

1987
02:12:15,325 --> 02:12:17,699
‫آره، درموردش فکر کرده بودم.
‫ولی...

1988
02:12:18,617 --> 02:12:21,032
‫درک نمی‌کنم چرا باید چنین کاری بکنه.

1989
02:12:21,575 --> 02:12:23,949
‫انگار وقتی کمبود شواهد داریم،

1990
02:12:24,158 --> 02:12:26,824
‫برای پیش‌برد روند محاکمه،

1991
02:12:27,367 --> 02:12:30,282
‫باید جلوتر از خودمون رو ببینیم.

1992
02:12:31,033 --> 02:12:34,324
‫وقتی همه‌جا رو گشتیم
‫و همچنان درکی نداریم،

1993
02:12:34,533 --> 02:12:36,949
‫که چطور این اتفاق افتاده،

1994
02:12:37,158 --> 02:12:40,032
‫به نظرم باید بپرسیم
‫که چرا چنین اتفاقی افتاده.

1995
02:12:45,033 --> 02:12:46,324
‫متشکرم دنیل.

1996
02:12:47,158 --> 02:12:48,116
‫حرفت تموم شد؟

1997
02:12:56,700 --> 02:12:57,657
‫نه.

1998
02:12:59,575 --> 02:13:01,324
‫می‌خواستم چیز دیگه‌ای هم بگم.

1999
02:13:08,408 --> 02:13:12,824
‫از اونجا که سگم چند روز مریض بود،
‫من و پدرم پیش دامپزشک رفتیم.

2000
02:13:14,283 --> 02:13:16,366
‫بابام توی ماشین خیلی ساکت بود.

2001
02:13:16,575 --> 02:13:19,866
‫حتی آهنگی هم نذاشته بود،
‫که معمولا می‌ذاشت.

2002
02:13:22,450 --> 02:13:25,407
‫بعد اینکه مدتی گذشت،
‫شروع کرد با اسنوپ حرف زدن.

2003
02:13:26,992 --> 02:13:27,657
‫بهش گفت:

2004
02:13:28,200 --> 02:13:29,866
‫«می‌دونی، ممکنه مریض بشه.»

2005
02:13:30,617 --> 02:13:33,866
‫«یا حتی ممکنه بمیره.
‫باید خودت رو برای اون روز آماده کنی.»

2006
02:13:35,450 --> 02:13:37,074
‫دلم نمی‌خواست بشنوم.

2007
02:13:37,825 --> 02:13:41,032
‫اسنوپ داشت بهتر می‌شد.
‫هنوز جوان بود.

2008
02:13:41,242 --> 02:13:42,366
‫تا حالا مریض نشده بود.

2009
02:13:42,575 --> 02:13:44,824
‫بهش گفتم قرار نیست بمیره.

2010
02:13:46,908 --> 02:13:48,282
‫ولی بابام ادامه می‌داد.

2011
02:13:48,825 --> 02:13:53,074
‫بهم گفت «حداقل واسه روزی
‫که قراره بمیره، خودت رو آماده کن.»

2012
02:13:54,033 --> 02:13:56,991
‫«تعجبی هم نداره که اسنوپ
‫یه روز خسته بشه.»

2013
02:13:57,200 --> 02:13:59,199
‫«به نسبت سن سگ‌ها،
‫اونقدر هم جوان نیست.»

2014
02:14:02,408 --> 02:14:04,116
‫«می‌تونی زندگیش رو تصور کنی؟»

2015
02:14:06,283 --> 02:14:07,991
‫«هر سگی که نیست.»

2016
02:14:08,950 --> 02:14:10,532
‫«خیلی سگ خوبیه.»

2017
02:14:12,075 --> 02:14:13,949
‫«سگ فوق‌العاده‌ایه.»

2018
02:14:14,950 --> 02:14:17,907
‫«درموردش فکر کن.
‫نیازهات رو پیشبینی می‌کنه،»

2019
02:14:18,325 --> 02:14:20,532
‫«حرکاتت رو از پیش می‌بینه،»

2020
02:14:21,117 --> 02:14:22,866
‫«تو رو از خطر نجات می‌ده.»

2021
02:14:24,658 --> 02:14:26,866
‫«کل عمرش نیازهای تو رو تصور می‌کنه،»

2022
02:14:27,075 --> 02:14:29,366
‫«و مدام به این فکر می‌کنه
‫که چی رو از قلم انداخته؟»

2023
02:14:32,950 --> 02:14:34,366
‫«شاید صرفا خسته است.»

2024
02:14:34,783 --> 02:14:36,449
‫«انقدر که به بقیه اهمیت داده.»

2025
02:14:37,242 --> 02:14:39,199
‫«شاید یه روز تموم کنه.»

2026
02:14:40,075 --> 02:14:41,366
‫«حداقل احتمالش که هست.»

2027
02:14:46,450 --> 02:14:48,324
‫بعد یادمه آخرش،

2028
02:14:50,158 --> 02:14:52,074
‫بهم گفت «یه روز،»

2029
02:14:52,283 --> 02:14:55,241
‫«وقتی عمرش تموم بشه، قراره بمیره.»

2030
02:14:56,367 --> 02:14:59,824
‫«تو هم نمی‌تونی کاریش کنی.
‫فقط خودت رو برای سختی بعدش آماده کن.»

2031
02:15:00,033 --> 02:15:02,449
‫«ولی پایان عمر اون،
‫پایان زندگی تو نیست.»

2032
02:15:09,033 --> 02:15:10,574
‫منظورش خودش بود.

2033
02:15:11,408 --> 02:15:12,657
‫الان دیگه...

2034
02:15:14,075 --> 02:15:16,199
‫فهمیدم منظورش خودش بود.

2035
02:15:22,908 --> 02:15:26,199
‫لطفا اعضای هیئت منصفه
‫این مسئله رو لحاظ کنن،

2036
02:15:26,283 --> 02:15:28,532
‫که این داستان وابسته
‫به امور درونی و فاعلیه.

2037
02:15:28,950 --> 02:15:32,866
‫به هیچ عنوان مدرک
‫قابل استنادی نیست.

2038
02:15:53,242 --> 02:15:57,074
‫آره سرج، همچنان بیرون
‫دادگاه گرونوبل منتظریم.

2039
02:15:57,283 --> 02:16:00,157
‫قرار بود محاکمه روز جمعه تموم بشه،

2040
02:16:00,367 --> 02:16:02,782
‫ولی دنیل، فرزند ساندرا وویتر،

2041
02:16:02,992 --> 02:16:05,282
‫قراره که امروز دوباره شهادت بده.

2042
02:16:05,492 --> 02:16:07,074
‫هیئت منصفه همچنان...

2043
02:16:24,283 --> 02:16:27,657
‫خانم وویتر، چه حسی دارین...

2044
02:16:28,075 --> 02:16:30,199
‫از اینکه تبرئه شدین؟

2045
02:16:31,450 --> 02:16:34,865
‫توی این دادگاه حرف‌های زیادی زده شد.

2046
02:16:35,200 --> 02:16:36,615
‫هیچ حرف دیگه‌ای ندارم.

2047
02:16:37,241 --> 02:16:40,365
‫فقط می‌خوام به پسرم زنگ بزنم
‫و برم خونه پیشش باشم.

2048
02:16:41,450 --> 02:16:45,449
‫مسلما از وکیل‌هام تشکر می‌کنم
‫که همیشه بهم ایمان داشتن.

2049
02:16:45,658 --> 02:16:48,240
‫آقای رنزی، این حکم خیالتون رو راحت کرد؟

2050
02:16:48,450 --> 02:16:50,615
‫من هیئت منصفه رو تحسین می‌کنم،

2051
02:16:50,950 --> 02:16:53,532
‫که تونستن واقعیت
‫ساندرا وویتر رو ببینن...

2052
02:17:55,283 --> 02:17:57,157
‫مارج، منم ساندرا.

2053
02:17:59,241 --> 02:18:01,782
‫آره، واقعا محشره.
‫بالاخره خلاص شدیم.

2054
02:18:05,825 --> 02:18:08,032
‫دنیل می‌خواد باهام صحبت کنه؟

2055
02:18:10,491 --> 02:18:12,740
‫آره، حتما خیلی خسته است.

2056
02:18:12,950 --> 02:18:14,157
‫درک می‌کنم.

2057
02:18:15,991 --> 02:18:18,907
‫اشکالی نداره امشب خونه بیام؟

2058
02:18:19,116 --> 02:18:20,990
‫اگه دوست داره فردا برگردم یا...

2059
02:18:28,325 --> 02:18:31,907
‫اول می‌ریم شام بخوریم.
‫بعد برمی‌گردم خونه. می‌بینمت.

2060
02:18:35,450 --> 02:18:36,907
‫نوشیدنی می‌خوام.

2061
02:18:41,616 --> 02:18:42,699
‫یکی دیگه!

2062
02:18:51,533 --> 02:18:52,865
‫شما همیشه...

2063
02:18:53,075 --> 02:18:56,157
‫وقتی توی دادگاه پیروز می‌شین،
‫از این کارها می‌کنین؟

2064
02:18:56,366 --> 02:18:57,740
‫ما که تا حالا پیروز نشدیم.

2065
02:18:59,450 --> 02:19:02,199
‫اولین بار بود که پیروز شدیم!

2066
02:19:02,408 --> 02:19:03,699
‫- نگو!
‫- جدی.

2067
02:19:03,908 --> 02:19:05,907
‫تو که گفتی وکیل مجربی هستی.

2068
02:19:09,408 --> 02:19:10,657
‫نه، دروغ میگی!

2069
02:19:10,866 --> 02:19:11,657
‫اونقدر تند نیست.

2070
02:19:11,866 --> 02:19:13,657
‫حتما این رو امتحان کن.

2071
02:19:14,033 --> 02:19:15,115
‫خیلی خوردیم.

2072
02:19:15,325 --> 02:19:16,407
‫الانه که بالا بیارم.

2073
02:19:16,616 --> 02:19:18,240
‫بریم یه سیگار بکشیم.

2074
02:19:18,575 --> 02:19:19,657
‫الان برمی‌گردیم.

2075
02:19:24,408 --> 02:19:25,699
‫شما بفرما.

2076
02:19:39,575 --> 02:19:41,366
‫اونقدر آسون نیست، نه؟

2077
02:19:43,033 --> 02:19:44,866
‫انقدر استخوان داره که...

2078
02:19:49,533 --> 02:19:50,699
‫بعدش بریم؟

2079
02:19:51,033 --> 02:19:52,574
‫حاضری بری خونه؟

2080
02:19:53,408 --> 02:19:55,991
‫خودم می‌تونم... تا خونه برسونمت.

2081
02:19:57,158 --> 02:19:58,199
‫یکی دیگه.

2082
02:19:59,242 --> 02:20:00,407
‫که توی راه سر حال باشیم.

2083
02:20:01,742 --> 02:20:03,616
‫موافقم، واسه راننده.

2084
02:20:04,700 --> 02:20:05,782
‫از همون بریزم؟

2085
02:20:13,950 --> 02:20:15,657
‫امکانش هست...

2086
02:20:15,867 --> 02:20:18,074
‫دو تا دیگه از همین بدین؟ مرسی.

2087
02:20:34,242 --> 02:20:35,157
‫به سلامتی خودت.

2088
02:20:50,575 --> 02:20:51,616
‫حالت خوبه؟

2089
02:20:55,950 --> 02:20:56,907
‫تعریف کن.

2090
02:20:57,867 --> 02:20:59,866
‫آخه، فکر می‌کردم...

2091
02:21:01,450 --> 02:21:03,991
‫قراره احساس خلاص‌شدن بکنم.

2092
02:21:07,658 --> 02:21:09,491
‫انقدر زود که احساسش نمی‌کنی.

2093
02:21:11,617 --> 02:21:12,616
‫مطمئنی؟

2094
02:21:12,950 --> 02:21:13,907
‫نه اونقدر.

2095
02:21:17,408 --> 02:21:19,866
‫اینطوریه که وقتی آدم ببازه، باخته.

2096
02:21:20,450 --> 02:21:22,366
‫بدترین حالتیه که ممکنه رخ بده.

2097
02:21:22,575 --> 02:21:23,991
‫اگر هم آدم ببره...

2098
02:21:26,575 --> 02:21:29,532
‫انتظار جایزه‌ای داره.

2099
02:21:31,075 --> 02:21:32,532
‫ولی جایزه‌ای در کار نیست.

2100
02:21:36,408 --> 02:21:37,824
‫فقط... همه‌چی تموم می‌شه.

2101
02:21:42,783 --> 02:21:45,574
‫شاید بعضی وقت‌ها
‫انتظارات زیادی داریم.

2102
02:21:48,867 --> 02:21:50,116
‫آره، احتمالا.

2103
02:22:58,117 --> 02:22:59,449
‫ببخشید.

2104
02:23:01,408 --> 02:23:03,991
‫می‌خواست منتظر بمونه،
‫ولی خوابش برد.

2105
02:23:53,283 --> 02:23:54,699
‫من دیگه برم.

2106
02:23:54,992 --> 02:23:56,157
‫نمی‌خوای بمونی؟

2107
02:23:56,367 --> 02:23:58,241
‫نه، شما رو تنها می‌ذارم.

2108
02:24:04,575 --> 02:24:05,657
‫خداحافظ.

2109
02:24:22,908 --> 02:24:25,032
‫می‌ترسیدم برگردی خونه.

2110
02:24:26,783 --> 02:24:29,907
‫می‌دونم. من هم می‌ترسیدم برگردم.

2111
02:24:29,931 --> 02:24:49,931
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: @MiraMovieSite ::.

