﻿1
00:00:01,953 --> 00:00:22,944
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:04,553 --> 00:01:20,001
در قسمت مرکزي ايالات متحده آمريکا منطقه محدودي بنام
جام خاک وجود دارد که دليل اين نام، خشکسالي و فقدان باران است.
در اينجا خشکسالي و تنگدستي باعث شده که کشاورزان بسياري
از زمينهايشان بهره اي نبرند

3
00:01:22,500 --> 00:01:40,200
اين داستان يک خانواده کشاورز است که بدليل فجايع طبيعي و تغييرات
اقتصادي غير قابل کنترل از کشتزارهايشان رانده شده و همچنين داستان
 سفر طولاني آنها در جستجوي صلح، امنيت و منزلي ديگر است

4
00:02:19,500 --> 00:02:22,751
کِي قراره برگردي "روي "؟ -
اه... تا چند هفته ي ديگه -

5
00:02:22,837 --> 00:02:25,922
يه دفعه از اون کارايي که دلت نميخواد
به گوش برسه که انجامشون دادي نکني‌ها

6
00:02:26,008 --> 00:02:28,297
خب، باميد ديدار -
خداحافظ -

7
00:02:35,268 --> 00:02:37,842
ميشه سوار شم آقا ؟

8
00:02:37,938 --> 00:02:41,522
مگه برچسب عدم مجوز-
حمل مسافرو نميبيني ؟
البته که ميبينمش -

9
00:02:41,609 --> 00:02:47,565
منتها يه مردِ واقعي به برچسب
مسخره‌اي که يه آدم احمق وادارش
کرده به کاميونش بچسبونه محل نميذاره

10
00:02:47,658 --> 00:02:53,495
خب؛ بپر بالا و سرتو بگير پايين تا ازاينجا
بريم بيرون و وارد بزرگراه اصلي بشيم

11
00:03:12,604 --> 00:03:15,973
خيلي دور ميخواي بري ؟ -
نه، يه چندمايلي بيشتر نيست -

12
00:03:16,066 --> 00:03:20,693
اگه پاهام اينقدر درد نميکردن
ميتونستم پياده تا اونجا برم

13
00:03:20,780 --> 00:03:23,734
دنبال کار ميگردي ؟ -
نه، بابام مزرعه داره -

14
00:03:23,825 --> 00:03:27,824
چهل جريبِه، زمين رو از مالکِ اصلي اجاره کرده
منتها خيلي وقته که اونجا زندگي ميکنيم

15
00:03:30,792 --> 00:03:33,497
ببينم؛ قبل از اون کارِ ديگه اي ميکردي ؟ -
آره -

16
00:03:35,047 --> 00:03:39,211
دستاتو ديدم، مثل اينکه تو کارِ بنايي
و پتک زدن و خورد کردن سنگ بودي

17
00:03:39,302 --> 00:03:43,216
آخه اون کار باعث ميشه دست اينطوري صاف بشه و بدرخشه
من هميشه اينجور چيزا رو وقتي ميبينم تشخيص ميدم

18
00:03:43,306 --> 00:03:45,383
تو اين زمينه کار ميکردي ؟

19
00:03:46,059 --> 00:03:48,930
چرا رُک و پوست کنده حرفِت رو نميزني رفيق ؟ -
چه حرفي ؟ -

20
00:03:49,021 --> 00:03:53,316
از وقتي سوار شدم داري سوال پيچم ميکني
چرا صاف ازم نميپرسي که کجا بودم ؟

21
00:03:53,401 --> 00:03:57,102
من تو کارِ هيچ کسي فضولي نميکنم
هميشه سرم به کار خودم گرمِه

22
00:03:57,197 --> 00:04:01,243
منتها اين دماغِ گنده‌ي فضولت؛ مثل گوسفند
تو مزرعه‌ي سبزيجات؛ بدجوري تو زندگيمِه
«داري تو زندگيم فضولي ميکني»

23
00:04:01,327 --> 00:04:05,705
من هيچ رازي رو مخفي نميکنم
چهار سال تو ندامتگاه بودم

24
00:04:05,791 --> 00:04:07,998
چيز ديگه اي هست که بخواي بدوني ؟ -
حالا اينطوري ناراحت نشو -

25
00:04:08,085 --> 00:04:10,078
هرچي ميخواي ازم بپرس -
هيچ منظور خاصي نداشتم -

26
00:04:10,171 --> 00:04:15,676
منم همينطور، فقط دارم سعي ميکنم بدون اينکه
مايه ي آزار کسي بشم زندگيم رو بکنم، همين

27
00:04:15,761 --> 00:04:19,510
اون راهِ فرعي رو ميبيني که جلومونِه ؟
همونجا پياده ميشم

28
00:04:27,858 --> 00:04:33,814
لابد الان بدجوري دلت ميخواد بدوني چيکار کردم
که زندان افتادم، مگه نه؟ خب نااميدت نميکنم

29
00:04:33,907 --> 00:04:35,567
"قتل "

30
00:04:57,434 --> 00:05:01,136
اون منجي منه

31
00:05:01,230 --> 00:05:04,600
منجي منه

32
00:05:05,444 --> 00:05:09,228
حالا اون کسي‌ـه که نجات دهندمِه

33
00:05:10,074 --> 00:05:12,566
سلام دوستِ من -
سلام -

34
00:05:15,289 --> 00:05:16,831
بگيد ببينم

35
00:05:16,915 --> 00:05:20,000
شما "تام جود "؛ پسر "بابا تام" نيستيد ؟

36
00:05:20,086 --> 00:05:22,873
آره خودشم
الان هم تو راهِ برگشت به خونه ام

37
00:05:22,964 --> 00:05:25,290
خب، بذار يه حقيقتي رو بهت بگم

38
00:05:25,384 --> 00:05:28,338
من غسلِ تعميدِت دادم فرزند

39
00:05:28,429 --> 00:05:30,920
ببينم؛ شما همون کشيشِ محل نيستيد ؟

40
00:05:35,187 --> 00:05:37,227
قبلا بودم

41
00:05:37,314 --> 00:05:39,391
ديگه نيستم

42
00:05:39,483 --> 00:05:41,560
ديگه نورِ خدا تو دلم نيست

43
00:05:42,696 --> 00:05:45,863
...اما پسرم
قبلا نورِ خدا رو تو دلم داشتم

44
00:05:45,949 --> 00:05:49,449
قبلا کانال آبي داشتم که گناهکاران اصلاح
شده و مشتاق توبه سراغم ميومدن
تا اونجا با غسل از گناه پاکِ‌شون کنم

45
00:05:49,537 --> 00:05:52,622
! تقريبا نصفِ‌شونو تو آب غرق کردم

46
00:05:52,707 --> 00:05:54,784
اما ديگه اينکارو نميکنم

47
00:05:56,253 --> 00:05:58,329
ديگه قلبم صاف نيست

48
00:06:00,591 --> 00:06:05,088
ديگه چيزي براي موعظه ندارم، همين

49
00:06:05,180 --> 00:06:07,422
ديگه به هيچي مطمئن نيستم

50
00:06:07,516 --> 00:06:09,593
يادمه يه بار يه موعظه‌اي رو
به اين صورت اجرا ميکردين که

51
00:06:09,685 --> 00:06:14,395
رويِ دستاتون راه ميرفتيد
فرياد ميکِشيديد

52
00:06:14,483 --> 00:06:16,440
آره، يادمه

53
00:06:16,527 --> 00:06:19,018
مراسم موعظه
اونطوري خيلي خوب جلو ميرفت

54
00:06:19,113 --> 00:06:21,189
اما، تازه اونکه چيزي نيست

55
00:06:21,282 --> 00:06:25,031
يه بار کلِ يه خطبه ي کليسا رو گشاد گشاد
دورِ ستونِ يه طويله راه رفتم و خوندم

56
00:06:25,120 --> 00:06:27,327
اينطوري

57
00:06:30,543 --> 00:06:33,213
ببينم؛ تو اين خطبه رو که ميگم -
وقتي اجرا کردم ديدي ؟
نه -

58
00:06:34,423 --> 00:06:36,665
نديدي ؟

59
00:06:39,220 --> 00:06:42,056
خب، بهرحال ديگه روزاي
موعظه کردنم بسر اومده

60
00:06:42,140 --> 00:06:45,307
بايد ازدواج کني

61
00:06:45,394 --> 00:06:51,350
قبلا؛ تو جلسات موعظه اي که
برگذار ميکردم؛ کاري ميکردم که
دخترا اينقدر فرياد بکِشن تا از حال برن

62
00:06:51,443 --> 00:06:53,815
بعدش ميرفتم و بهشون دلداري ميدادم

63
00:06:53,904 --> 00:06:56,905
هميشه هم دستِ آخر عاشقشون ميشدم

64
00:06:56,991 --> 00:07:01,653
بعدش؛ احساس گناه ميکردم و پشت سرهم
دعا ميکردم و دعا ميکردم اما فايده نداشت

65
00:07:01,746 --> 00:07:04,072
دفعه ي بعد؛ دوباره همون ماجراي
عاشق شدن تکرار ميشد

66
00:07:04,166 --> 00:07:07,167
همون وقت بود که فهميدم
لياقت نجات داده شدن رو ندارم

67
00:07:07,253 --> 00:07:11,333
بابام هميشه ميگه شما هرگز بدردِ
کشيش شدن نميخورديد

68
00:07:11,424 --> 00:07:15,339
من که اگه يه دختر اونقدر بهم نزديک ميشد
محال بود بذار از دستم بره، نوشيدني ميخورين ؟

69
00:07:15,429 --> 00:07:20,851
اما؛ تو کِشيش نبودي ؛
يه دختر؛ برات فقط حکم يه دخترو داشته

70
00:07:20,935 --> 00:07:23,687
اون دخترا براي من
...حکمِ ظروفِ مقدسي رو داشتن

71
00:07:24,731 --> 00:07:27,021
که داشتم روحِ درونِ‌شون رو نجات ميدادم

72
00:07:29,445 --> 00:07:34,488
بعدش از خودم پرسيدم ؛
اين "روحُ القدس"ـي که ميگن چيه ؟

73
00:07:34,576 --> 00:07:36,735
شايد "عشق" باشه

74
00:07:36,829 --> 00:07:42,120
آخه واسه چي اينقدربه بقيه عشق ميورزم
که بعضي وقتا از شدتِش؛ مي‌خوام منفجر بشم؟

75
00:07:43,879 --> 00:07:49,087
پس، شايد درواقع چيزي به اسم گناه
يا پرهيزگاري وجود خارجي نداشته باشه

76
00:07:49,177 --> 00:07:52,261
موضوع فقط کاريه که مردم انجام ميدن

77
00:07:55,642 --> 00:08:00,020
بعضي کارايي که مردم ميکنن خوبه
و بعضياشون خب؛ بَده

78
00:08:00,106 --> 00:08:03,191
و اين؛ تنها چيزيه که هر انساني
حق داره در مورد خير و شر به زبون بياره

79
00:08:03,276 --> 00:08:08,319
البته، اگه کسي برام غذا بياره و تعارفم کنه
که بخورم، به درگاهِ خداوند شکرگزاري ميکنم

80
00:08:08,407 --> 00:08:10,531
اما اين کارم، از تهِ قلب نيست

81
00:08:11,369 --> 00:08:17,124
نوشيدني الکلي خوبيه -
،بايدم باشه، کارخونه ايه -
يه دلار برام خرج برداشته

82
00:08:17,209 --> 00:08:21,753
اين مدت سفر رفته بودي ؟ -
مگه ماجرا رو نشنيديد؟ -
تو روزنامه ها نوشته شده بود

83
00:08:21,840 --> 00:08:25,755
،نه، هرگز چيزي نشنيدم -
مگه چي شده ؟
چهار سال تو ندامتگاه بودم -

84
00:08:25,844 --> 00:08:27,921
ببخشيد که سئوال کردم

85
00:08:31,017 --> 00:08:34,636
ديگه برام مهم نيس
اگه بازم پيش بياد
همون کارو تکرار ميکنم

86
00:08:35,481 --> 00:08:37,972
يه مردي رو تو سالن رقص کُشتم

87
00:08:38,985 --> 00:08:43,564
مست بوديم، اون مرتيکه برام چاقو کِشيد ؛
و منم يه بيل برداشتم و سراغش رفتم

88
00:08:43,657 --> 00:08:47,323
بعدش محکم کوبيدم تو فرقِ سرِش -
پشيمون نيستي ؟ -

89
00:08:47,411 --> 00:08:51,326
نه، اون مرتيکه برام چاقو کِشيده بود
بخاطر همين هم هفت سال برام بُريدن

90
00:08:51,416 --> 00:08:54,038
حالا هم با آزادي مشروط؛ آزاد شدم

91
00:08:54,127 --> 00:08:58,078
از اون موقع؛ خانواده‌ات رو نديدي ؟ -
نه، اما ميخوام تا قبل از -
غروب خورشيد اينکارو بکنم

92
00:08:58,174 --> 00:09:00,381
و خيلي هم بابتش هيجانزده‌ام

93
00:09:00,468 --> 00:09:03,304
شما کدوم طرفي ميريد ؟ -
اوه، مهم نيست -

94
00:09:03,388 --> 00:09:07,850
از وقتي نورِ خدا رو تو دلم گم کردم ؛
تمام راه ها برام يه شکل بنظر ميرسن

95
00:09:07,935 --> 00:09:10,012
از همون راهي ميرم که تو ميخواي بري

96
00:09:12,190 --> 00:09:14,978
شايد مامانم واسه شام ؛
گوشت خوک کبابي درست کرده باشه

97
00:09:15,069 --> 00:09:20,064
تويِ اين چهار سال، فقط چهار بار
گوشت خوک خوردم، هر کريسمس

98
00:09:20,158 --> 00:09:22,530
خوشحال ميشم باباتو ببينم

99
00:09:23,412 --> 00:09:26,366
آخرين باري که ديدمش تو مراسم غسل تعميد
و دفع ارواح شرور از بدنِ يه دختر تو رودخونه بود

100
00:09:26,457 --> 00:09:30,325
پدرت؛ يکي از بزرگترين و سرکِش ترين ارواحِ مقدسي
رو تو وجودش داشت که در تمام عُمرم ديده بودم

101
00:09:30,420 --> 00:09:35,213
براي اجراي مراسم و قوت گرفتن، پدرت
بايد از روي بوته ها ميپريد و مثل سگ هاي
گرگي موقع قرص کامل ماه زوزه ميکِشيد

102
00:09:35,300 --> 00:09:39,762
در نهايت؛ بوته اي به بزرگي يه پيانو رو انتخاب کرد

103
00:09:39,847 --> 00:09:43,347
و يه فريادِ ناگهاني هولناکي کِشيد
و خودشو به اون بوته کوبيد، اينطوري

104
00:09:56,242 --> 00:09:58,733
خب، درنهايت روحِ دخترَه رو پاک کرد

105
00:09:58,828 --> 00:10:02,032
اما به قيمت شکستنِ
دو نقطه از پاش تموم شد

106
00:10:02,874 --> 00:10:07,288
يه بارم يه دندانپزشک دوره‌گرد بود که پيشم
...فرستادِش و منم براش دعا کردم، اما

107
00:10:07,380 --> 00:10:12,256
ديگه بعداز اون ماجرا؛ چيز زيادي از روحِ مقدس توي
وجود پدرت باقي نموند که باهاش به مردم کمک کنه

108
00:10:14,972 --> 00:10:20,014
گوش بده، اين صداي باد نشون ميده که -
طوفاني، چيزي در شُرفِ وقوعه
حتما همينطوره -

109
00:10:20,103 --> 00:10:22,475
هميشه اينموقع سال
بايد انتظار طوفان رو داشته باشيم

110
00:10:54,184 --> 00:10:56,058
مامان ؟

111
00:10:57,355 --> 00:10:59,229
بابا ؟

112
00:11:01,067 --> 00:11:02,941
مامان ؟

113
00:11:04,989 --> 00:11:07,065
هيچ کس خونه نيست

114
00:11:08,993 --> 00:11:12,529
يه اتفاقي افتاده -
کبريت داري ؟ -

115
00:11:33,313 --> 00:11:35,686
يا همه‌شون از اينجا رفتن
يا دسته جمعي مُردن

116
00:11:35,774 --> 00:11:41,399
هرگز نامه اي چيزي برات نفرستادن؟ -
نه؛ آخه کسي اينجا سواد نداشته -
که بخواد برام نامه بنويسه

117
00:11:48,164 --> 00:11:50,952
...کفشِ مادرمه
چندين سال ميپوشيدِشون

118
00:12:12,150 --> 00:12:16,612
اينم قبلا مالِ من بود
وقتي داشتم ميرفتم؛ به بابابزرگم دادمش

119
00:12:23,080 --> 00:12:25,867
بنظرت مُردن ؟

120
00:12:25,958 --> 00:12:30,206
من که هرگز چيزي درباره اش نشنيدم

121
00:12:35,010 --> 00:12:39,087


122
00:12:43,145 --> 00:12:44,687
"ميولي"

123
00:12:44,772 --> 00:12:47,559
خانواد ام کجان "ميولي"؟ -
رفتن -

124
00:12:47,650 --> 00:12:50,936
خودم ميدون رفتن ؛
اما کجا ؟

125
00:12:51,029 --> 00:12:54,363
اين "ميولي گرِيوزِ"ه
کِشيش رو که يادته، مگه نه ؟

126
00:12:54,450 --> 00:12:58,199
ديگه کشيش نيستم -
خيلي خب، اين آقا رو که يادته ؟

127
00:12:58,287 --> 00:13:01,205
خوشحالم که دوباره ميبينمتون -
حالا بگو ببينم، خانواده ام کجان ؟ -

128
00:13:01,291 --> 00:13:06,796
رفتن... رفتن خونه ي عمو "جانِ"ات
...همين دو هفته پيش
همه‌شون باهمديگه رفتن

129
00:13:06,881 --> 00:13:10,297
اما نميتونن اونجا بمونن؛ آخه خودِ "جان" هم
اخطاريه گرفته که مزرعه اش رو خالي کنه

130
00:13:10,385 --> 00:13:13,422
چه اتفاقي افتاده ؟
چي شده که بايد خالي کنن ؟

131
00:13:13,514 --> 00:13:16,385
ما 50 سالِ آزگار همينجا
تو همين مزرعه زندگي کرديم

132
00:13:16,893 --> 00:13:21,472
همه بايد برن
...همه دارن ميرن
همه دارن به سمت "کاليفرنيا" ميرن

133
00:13:21,565 --> 00:13:25,100
...خانواده ي تو... خانواده ي من
خانواده ي همه دارن ميرن

134
00:13:25,194 --> 00:13:28,646
همه دارن ميرن بجز من
! من يکي که حاضر نيستم از اينجا برم

135
00:13:29,199 --> 00:13:31,607
کارِ کيه ؟ -
گوش بده -

136
00:13:31,701 --> 00:13:36,613
اين صدايِ بخشي از اون چيزيه که اين کارو کرده
گرد و غبار، بهرحال همين گرد و
غبار همه چي رو شروع کرده

137
00:13:36,707 --> 00:13:39,413
چندين و چند سال به
وسيله ي باد رو مزرعه ها نشسته

138
00:13:39,502 --> 00:13:42,706
همين گرد و غبار زمين هامونو ازمون گرفت
! هرچي محصول داشتيم رو نابود کرد

139
00:13:42,798 --> 00:13:45,372
حالا هم داره خودمونو
از بين ميبره و آواره ميکنه

140
00:13:46,427 --> 00:13:48,503
ببينم، تو ديوونه اي چيزي هستي ؟

141
00:13:48,596 --> 00:13:51,551
بعضيا ميگن ديوونه ام
ميخواين بشنوين چه اتفاقي افتاده ؟

142
00:13:51,641 --> 00:13:54,133
خب؛ منم همين سئوال
رو پرسيدم ديگه، مگه نه ؟

143
00:13:54,228 --> 00:13:57,313
خب... اگه بخوام شرح بدم
...که چطوري اتفاق افتاده

144
00:13:57,398 --> 00:14:00,186
لااقل اونطوريکه براي
...من يکي اتفاق افتاده

145
00:14:00,277 --> 00:14:02,020
يه روزي، يه مَردي اومد

146
00:14:02,863 --> 00:14:07,526
بعد از بلايي که گرد و غبار سرِِ زمين هاي
کشاورزي آورده، سيستم اجاره ي زمين
به وسيله ي بانک ديگه پاسخگو نيست

147
00:14:07,618 --> 00:14:10,196
اينطوري ديگه براشون بازدهي لازم رو نداره ؛
سودِشون خيلي کم شده

148
00:14:10,288 --> 00:14:13,740
يه نفر با يه تراکتور ميتونه محصولِ
دوازده يا 14 تا از اين زمين ها رو جمع کنه

149
00:14:13,834 --> 00:14:16,207
وقتي اومد؛ دستمزدِشو بديد و محصول
رو ازش بگيريد و به ما تحويل بديد

150
00:14:16,295 --> 00:14:21,539
باشه، اما ديگه به کمتر از سهمِ فعلي
خودمون که ديگه نميتونيم اين کارو انجام بديم

151
00:14:21,635 --> 00:14:26,214
همين الانش هم بچه ها غذاي کافي گيرشون
نمياد بخورن و لباساشون هم خيلي کهنه و داغونه

152
00:14:26,307 --> 00:14:29,842
اگه بچه هاي همه اين وضعيت رو نداشتن
بدجوري مايه‌ي خجالت و شرمساري‌مون ميشد

153
00:14:29,936 --> 00:14:33,685
کمکي از دستم ساخته نيست
منم دستوراتِ خودمو دارم ؛
بهم گفتن که بهتون اعلام کنم بايد از اينجا بريد

154
00:14:33,774 --> 00:14:36,941
و اين؛ حرفيه که من دارم بهتون ميگم -
يعني منظورت اينه که از زمين خودم برم ؟ -

155
00:14:37,028 --> 00:14:40,444
منو سرزنش نکن، تقصير من که نيست -
پس تقصير کيه ؟ -

156
00:14:40,532 --> 00:14:43,866
خودت ميدوني که چه کسي مالکِ زمينه
"شرکت زمين و احشامِ "شاوني

157
00:14:43,953 --> 00:14:47,618
حالا ايني که ميگي، کي هست ؟ -
هيچکس ، يه شرکتِ -

158
00:14:47,707 --> 00:14:52,120
رئيس دارن ديگه، يکيو دارن که
! بلدِه چطوري از زورِ اسلحه استفاده کنه

159
00:14:52,212 --> 00:14:55,748
اوه، پسرم، تقصير رئيس شرکت که نيست ؛
بخاطر اينکه بانک بهش دستور ميده که چيکار کنه

160
00:14:55,841 --> 00:15:00,171
خيلي خب، اين بانک که ميگي کجاس ؟ -
تويِ "تولسا "؛ اما حمله کردن به -
رئيس بانک چه فايده اي داره ؟

161
00:15:00,263 --> 00:15:04,807
اون فقط يه رئيس بانکِ ساده اس
همين الانش هم بابت اينکه داره دستوراتِ
بالادستي‌ها رو اجرا مي‌کنه نيمه ديوونه شده

162
00:15:04,894 --> 00:15:08,310
پس، بالاخره بايد بريم کيو با تير بزنيم ؟ -
نميدونم داداش -

163
00:15:08,398 --> 00:15:12,099
اگه ميدونستم مسئول اصلي کيه، بهتون ميگفتم
منتها نميدونم کيو بايد بابت اين وضعيت سرزنش کرد

164
00:15:12,194 --> 00:15:16,524
منم دوباره بهت تاکيد ميکنم آقاي محترم، که
! هيچ کس نميتونه منو از زمينم بيرون کنه

165
00:15:16,616 --> 00:15:19,950
پدربزرگم هفتاد سال پيش
!اين زمينو بدست آورده

166
00:15:20,036 --> 00:15:26,076
! بابام همينجا به دنيا اومده
!همه ي ما اينجا متولد شديم
! و بعضيامونم روي همين زمين کُشته شدن

167
00:15:35,763 --> 00:15:38,967
و بعضيامونم ، روش مُردن

168
00:15:40,143 --> 00:15:42,350
همينه که اين زمينو مالِ ما ميکنه

169
00:15:42,437 --> 00:15:44,763
...روش متولد شديم

170
00:15:44,857 --> 00:15:47,811
...کار کرديم

171
00:15:48,653 --> 00:15:51,857
! و، روي همين زمين هم ميميريم

172
00:15:51,949 --> 00:15:55,864
...و هيچ تکه کاغذ مکتوبي که

173
00:16:08,760 --> 00:16:10,836
خب، بعدش چي شد ؟

174
00:16:13,599 --> 00:16:17,847
اونا اومدن
اومدن و از زمينم بيرونم کردن

175
00:16:17,937 --> 00:16:20,096
با "کَت" اومدن سراغمون -
با چي ؟

176
00:16:20,190 --> 00:16:23,394
کَت" ديگه، تراکتورهاي کاترپيلارِ بزرگ"

177
00:16:45,261 --> 00:16:52,059
و در برابر هرتراکتور؛ ده تا پانزده خانواده
از خونه هاشون بيرون انداخته شدن

178
00:16:52,144 --> 00:16:57,056
...صد نفري ميشدن
و براي زندگي بجز جاده و
خيابون هيچ جاي ديگه اي نداشتن

179
00:16:57,150 --> 00:17:01,611
خانواده ي "رَنس"؛ "پيتر"؛
پِري"؛ "جوداس"؛"

180
00:17:01,697 --> 00:17:04,983
يکي پس از ديگري از زمين هاي
خودشون بيرون انداخته شدن

181
00:17:05,076 --> 00:17:09,785
نصف آدمايي که هردومون ميشناسيم
از زمين هاشون بيرون انداخته شدن

182
00:17:11,583 --> 00:17:15,202
حدود يک ماه پيش سراغم اومدن

183
00:17:16,130 --> 00:17:18,088
! برگرد

184
00:17:18,174 --> 00:17:22,671
!بردگرد
!دارم بهت هشدار ميدم! برگرد عقب

185
00:17:32,357 --> 00:17:35,941
اگه نزديک تر بياي
! همونجا رويِ تراکتور ميکُشمت

186
00:17:36,028 --> 00:17:38,602
! بهت هشدار دادما

187
00:17:39,991 --> 00:17:44,369
تو پسرِ "جو دِيويس" هستي -
خوشم نمياد کسي روم اسلحه بکِشه -

188
00:17:44,455 --> 00:17:47,622
پس واسه چي اينکارو ميکني ؟
اونم با همشهري هاي خودت

189
00:17:47,709 --> 00:17:50,496
من دارم اينکارو بخاطرِ
روزي 3 دلار انجام ميدم

190
00:17:50,587 --> 00:17:55,879
من زن و دوتا بچه دارم
...مادر زنم هم هست
بايد شکم‌شون سير بشه ديگه

191
00:17:55,968 --> 00:18:00,465
من فقط و فقط به خانواده ي خودم
فکر ميکنم، اين که چه بلايي سرِ بقيه
بياد، به خودشون مربوط ميشه

192
00:18:00,557 --> 00:18:04,009
درست، اما تو نميفهمي پسرم
! اينجا زمينِ منه

193
00:18:04,103 --> 00:18:06,392
قبلا بوده
حالا ديگه مالِ شرکتِه

194
00:18:06,481 --> 00:18:11,642
هرکاري دلت ميخواد بکن پسرم؛ اما شک نکن که
...لحظه اي که اون تراکتورت به خونه ام برخورد کنه

195
00:18:11,737 --> 00:18:14,738
! ميفرستمت اون دنيا

196
00:18:14,824 --> 00:18:19,321
تو هيچ کسي رو روونه‌ي اون دنيا نميکني! بخاطر اينکه
درجا بابتِ قتلِ عمد دارِت ميزنن و خودتم اينو ميدوني

197
00:18:19,412 --> 00:18:22,864
بعدشم دو روز نشده ؛
يکي ديگه رو جايِ من ميفرستن

198
00:18:22,958 --> 00:18:25,746
! حالا، يالا ديگه
! از سرِ راه برو کنار

199
00:19:05,091 --> 00:19:08,341
چه فايده اي داشت ؟
حق با اون پسره بود

200
00:19:08,428 --> 00:19:12,426
کاري از دستم برنميومد

201
00:19:12,516 --> 00:19:18,520
آخه، بنظر ممکن نميرسه که آدم بتونه
اينقدر راحت يکيو اونطوري از زمينش بيرون کنه

202
00:19:18,607 --> 00:19:21,394
بقيه ي خانواده ام، به سمت غرب رفتن

203
00:19:21,485 --> 00:19:27,987
چيزي براي خوردن نداشتم، اما، نتونستم از اينجا برم
يه چيزي هست که نميذاره اينجا رو ترک کنم

204
00:19:28,076 --> 00:19:33,451
پس، حالا همينطور بي هدف اينجا پرسه ميزنم
و هرجايي هم که شد ميخوابم

205
00:19:36,419 --> 00:19:39,586
قبلا به خودم ميگفتم که بخاطر اين اينجام
...که از وسايل‌مون مراقبت کنم

206
00:19:39,673 --> 00:19:44,585
تا وقتي خانواده ام برمي‌گردن
همه چي سرِ جاش باشه

207
00:19:44,679 --> 00:19:47,217
اما ميدونستم که حقيقت نداره

208
00:19:48,058 --> 00:19:50,810
چيزي براي مراقبت وجود نداره

209
00:19:50,894 --> 00:19:54,311
و هيچ کس هم هرگز قصد
برگشتن به اينجا رو نداره

210
00:19:54,398 --> 00:19:56,475
! همه رفتن

211
00:19:57,610 --> 00:19:59,687
و من

212
00:19:59,780 --> 00:20:03,149
مثل ارواح سرگردان قبرستان

213
00:20:05,369 --> 00:20:08,075
اين، تنها چيزيه که تويِ
اين دنياي بزرگ هستم

214
00:20:10,834 --> 00:20:12,993
بنظرتون ديوونه ام ؟

215
00:20:17,926 --> 00:20:20,002
نه

216
00:20:20,095 --> 00:20:22,800
تو تنهايي، اما

217
00:20:22,890 --> 00:20:25,891
ديوونه نيستي

218
00:20:25,977 --> 00:20:30,723
خب؛ مهم نيست؛ اگرم ديوونه شده باشم
ديگه شدم و کاريش نميشه کرد و همينه که هست

219
00:20:30,816 --> 00:20:35,443
چيزي که نميفهمم اينه که خانواده ي خودم چطور حاضر
شدن که همچين چيزي رو قبول کنن، مثلا، مامانم

220
00:20:35,530 --> 00:20:39,148
يه بار ديدم با مرغ زنده اي که دستِش بود
به جونِ يه دستفروش افتاد

221
00:20:39,242 --> 00:20:43,870
يه تبر هم دستش بود که ميخواست مرغو باهاش بکُشه که
موقع درگيري يادش رفت کدوم دستِش مرغه و کدوم تبره

222
00:20:43,956 --> 00:20:48,952
وقتي کارش با اون دستفروش تموم شد ؛
فقط دوتا پايِ مرغِ بدبخت تو دستِش مونده بود

223
00:20:49,045 --> 00:20:50,873
...فقط يه

224
00:20:50,964 --> 00:20:54,464
!! روحِ فرتوتِ سرگردان قبرستان

225
00:20:55,762 --> 00:20:57,838
فقط همين

226
00:21:12,114 --> 00:21:14,190
طوفان داره آروم ميشه

227
00:21:18,413 --> 00:21:21,083
حالا برنامه ات چيه، ميخواي چيکار کني ؟

228
00:21:21,166 --> 00:21:23,243
سخت بشه بگي

229
00:21:23,335 --> 00:21:27,464
فکر کنم تا صبح اينجا ميمونم و
."بعدش ميرم خونه ي عمو "جان

230
00:21:27,549 --> 00:21:30,123
...منتها بعدازاون
ديگه نميدونم ميخوام چيکار کنم

231
00:21:31,637 --> 00:21:33,297
گوش بديد

232
00:21:40,898 --> 00:21:44,184
خودشونن
چراغ هاي ماشينِ اوناس

233
00:21:44,277 --> 00:21:46,815
يالا، زود باشيد
بايد مخفي بشيم

234
00:21:46,905 --> 00:21:50,274
از چي مخفي بشيم ؟
ما که کاري نکرديم

235
00:21:50,367 --> 00:21:55,659
...به ملکِ ديگري تجاوز کردي
!اينجا که ديگه زمينِ تو نيست
اون که داره مياد مباشرِه و مسلح هم هست

236
00:21:55,748 --> 00:21:59,367
! يالا -
زودباش ديگه "تام"، تو آزادي مشروط گرفتي -

237
00:22:22,279 --> 00:22:24,153
! "ميولي"

238
00:22:38,381 --> 00:22:41,585
فقط بايد قايم بشي و نيگا کني

239
00:22:41,677 --> 00:22:45,426
اينجا نميان ؟ -
فکر نکنم بيان -

240
00:22:45,515 --> 00:22:48,302
...يه بار يکي‌شون اومد و با -
! ساکت -

241
00:22:48,393 --> 00:22:50,600
چوبِ مخصوص حصار
!محکم کوبيدم تو کله اش

242
00:22:50,687 --> 00:22:53,013
،از اون موقع تا حالا
اينطرف‌ها پيداشون نميشه

243
00:22:57,696 --> 00:22:59,772
اينجا نيست

244
00:23:09,293 --> 00:23:14,039
اگه يه روزي؛ يکي بهم ميگفت که روزي ميرسه
...که تو زمين خودم مجبور بشم قايم بشم

245
00:23:29,483 --> 00:23:35,854
پروردگارا، کاري کن بابت نعمتي
که بهمون ارزاني داشتي
شکرگزارِ درگاهت باشيم، آمين

246
00:23:35,949 --> 00:23:38,405
ديدمت
موقع دعا کردن داشتي غذا ميخوردي

247
00:23:38,493 --> 00:23:42,539
همه اش يه گازِ کوچولو بود
فقط يه گازِ کوچولو موچولو، فقط همين

248
00:23:42,623 --> 00:23:47,085
عجب وضع خرابي راه انداخته ها -
قبلا ديدمش، که مثل يه -
خوکِ پير حريصانه ميخورد

249
00:23:47,170 --> 00:23:49,958
ببينم؛ واسه چي موقع دعا خوندن
قبل از غذا چشم هاتو نمي‌بندي ؟

250
00:23:50,048 --> 00:23:52,374
دوباره بگيد ببينم، روي اون
اعلاميه چي نوشته عمو "جان"؟

251
00:23:53,511 --> 00:23:59,265
نوشته: "يه عالمه کار؛ تو کاليفرنيا در انتظار شماست
"هشتصد نفر ميوه چين مورد نياز است

252
00:24:04,565 --> 00:24:10,153
حالا وايسين پام به "کاليفرنيا" برسه؛ ميخوام هروقت
که عشقم بکِشه دستم رو دراز کنم و پرتقال بچينم

253
00:24:10,239 --> 00:24:15,032
يا شايدم انگور، حالا، حالا، حالا، ؛
يه چيزي هست که هيچوقت ازش سير نميشم

254
00:24:15,119 --> 00:24:18,738
يه بوته ي بزرگ انگور انتخاب ميکنم و دست
...ميندازم يه مشت انگور بزرگ ازش ميکنم

255
00:24:18,832 --> 00:24:24,124
و تو صورتم لِهِ‌شون ميکنم و فشار
ميدم تا آبشون از چونه ام سرازير بشه

256
00:24:24,213 --> 00:24:26,669
خدا رو شکر بابت
!نعمت هايي که بهمون داده

257
00:24:26,758 --> 00:24:30,044
شايدم يه تشت پر از انگور
،واسه خودم بگيرم و

258
00:24:30,137 --> 00:24:36,010
بعدش برم توش بشينم و اينقدر
بخورم تا همه‌شون تموم بشن

259
00:24:37,437 --> 00:24:44,770
مطمئنم خوشم مياد
مطمئنم خوشم مياد اينکار رو بکنم

260
00:25:04,469 --> 00:25:07,007
اوه، خدا رو شکر
خدا رو شکر

261
00:25:08,140 --> 00:25:10,216
"تامي"

262
00:25:15,023 --> 00:25:17,099
مامان

263
00:25:22,531 --> 00:25:28,618
فرار که نکردي هان؟ نبايد مخفي بشي؟ -
نه؛ مامان؛ آزادي مشروط گرفتم -
تمام نامه هاش رو هم دارم

264
00:25:31,333 --> 00:25:37,788
ترسيده بودم که نکنه خدايِ ناکرده از
اينجا بريم و ديگه هيچ وقت همديگه رو نبينيم

265
00:25:37,883 --> 00:25:40,374
اگرم از اينجا ميرفتيد ؛
بازم ميومدم و پيداتون ميکردم مامان

266
00:25:44,432 --> 00:25:46,840
ميولي"برام تعريف کرد"
که چه اتفاقي افتاده

267
00:25:46,935 --> 00:25:49,011
راسته که داريم ميريم "کاليفرنيا "؟

268
00:25:49,104 --> 00:25:51,940
بايد بريم اونجا "تامي"؛
اما همه چي درست ميشه

269
00:25:52,024 --> 00:25:56,983
يه عالمه اعلاميه و تبليغات ديدم که چقدر کار
اونجا فراوونه و اينکه چقدر دستمزدهاي بالايي ميدن

270
00:25:58,156 --> 00:26:03,365
منتها يه چيزي هست که قبلش
"بايد بهم بگي تا بدونم "تامي
ببينم؛ اونجا بهت صدمه زدن پسرم ؟

271
00:26:03,454 --> 00:26:06,990
ببينم؛ بهت صدمه زدن و جوشيت کردن ؟ -
جوشي، مامان ؟ -

272
00:26:07,083 --> 00:26:10,951
بعضي وقتا اينکارو ميکنن ديگه -
نه؛ مامان؛ اولش جوشي شدم -
اما بعدش ديگه نه

273
00:26:11,046 --> 00:26:13,585
بعضي وقتا، اونجا تو زندان
يه بلايي سرِ آدم ميارن

274
00:26:13,674 --> 00:26:16,878
بهت صدمه ميزنن تا عصباني بشي
تا بعدش جوشي و گستاخ بشي

275
00:26:16,970 --> 00:26:20,090
و بعدش دوباره بهت صدمه ميزنن
تا بي ادب‌تر و جوشي‌تر و گستاخ‌تر بشي

276
00:26:20,182 --> 00:26:25,474
تا زماني برسه که ديگه اون پسر يا مَرد
سابق نباشي بلکه فقط يه آدم
متحرک جوشي گستاخ باشي

277
00:26:25,563 --> 00:26:29,776
حالا بگو ببينم؛ اينطوري بهت صدمه زدن پسرم؟ -
نه مامان، نگرانِش نباش -

278
00:26:29,860 --> 00:26:31,438
خب، من

279
00:26:31,529 --> 00:26:33,854
آخه من پسر جوشي و گستاخ نميخوام

280
00:26:34,198 --> 00:26:36,986
تاميِ"ـه "
تامي" برگشته "

281
00:26:37,077 --> 00:26:39,366
چيکار کردي پسرم ؟
فرار کردي ؟

282
00:26:39,455 --> 00:26:41,531
! تامي" از زندان بيرون اومده "

283
00:26:41,624 --> 00:26:46,963
من، ميدونستم! نميتونستن اون تو نگهِش دارن
! هيچ کس نميتونه يه "جود" رو تو زندان نگه داره

284
00:26:47,047 --> 00:26:49,455
از همون اولش ميدونستم که ميزني بيرون

285
00:26:49,550 --> 00:26:55,340
!از سرِ راهم بريد کنار! ديديد بهتون گفته بودم
بهتون گفته بودم که مثل
...گاو نري که از آغل فرار ميکنه

286
00:26:55,432 --> 00:27:00,094
تامي" هم بالاخره از زندان ميزنه بيرون "
هيچ کس نميتونه يکي
از "جود"ها رو تو زندان نگه داره

287
00:27:00,187 --> 00:27:03,853
فرار نکردم، بهم آزادي مشروط دادن -
خودم هم قبلا اينطوري بودم -

288
00:27:03,941 --> 00:27:08,937
حالتون چطوره عمو "جان"؟ -
سلام "تامي"؛ خوبم -

289
00:27:09,031 --> 00:27:13,278
تو چطوري "نوآ"؟ -
خوبم "تامي"؛، بگو ببينم، فرار کردي؟ -

290
00:27:13,369 --> 00:27:15,658
نه، آزادي مشروط گرفتم

291
00:27:15,747 --> 00:27:17,823
سلام -
"تامي "-

292
00:27:20,794 --> 00:27:24,579
! زنداني‌مون برگشته
! زنداني‌مون برگشته

293
00:27:29,513 --> 00:27:32,514
"سلام "اَل -
"سلام "تام -

294
00:27:33,101 --> 00:27:36,802
ببينم؛ از زندان فرار کردي ؟ -
نه، بهم آزادي مشروط دادن -

295
00:27:36,897 --> 00:27:39,388
"روزاشرِن "

296
00:27:39,483 --> 00:27:41,393
! فرار کرده

297
00:27:41,485 --> 00:27:44,653
اونم که همراهشِه "کاني ريورزِ"ه
حالا ديگه با همديگه ازدواج کردن

298
00:27:44,739 --> 00:27:48,156
الانم يه سه چهارماهيه که حامله اس

299
00:27:48,243 --> 00:27:51,909
وقتي رفتم يه دخترکوچولو بيشتر نبود

300
00:27:52,748 --> 00:27:56,083
"سلام "روزاشارن  -
چطوري "تام"؟ -

301
00:27:56,878 --> 00:27:59,999
اين آقا شوهرم "کانيِ"ـه

302
00:28:01,384 --> 00:28:03,542
ببينم تو -
نه، آزادي مشروط گرفتم -

303
00:28:04,596 --> 00:28:09,258
خب، ديگه بهتر از اين نميشه ؛
ميبينم که بزودي عمو ميشم

304
00:28:09,351 --> 00:28:11,428
اوه، نخيرم

305
00:28:11,520 --> 00:28:16,516
نگاه کن چطوري از خجالت سُرخ شده -
نگاش کن، لوپ هاش از خجالت گُل انداخته -

306
00:28:25,036 --> 00:28:27,954
! "هي، "جود
"جان جود "

307
00:28:35,632 --> 00:28:38,419
يادت که نرفته، هان ؟ -
يادمون نرفته -

308
00:28:38,510 --> 00:28:42,259
فردا سراغ اينجا ميايم -
خودم ميدونم -

309
00:28:42,348 --> 00:28:45,219
قبل از بالا آمدن خورشيد از اينجا رفتيم

310
00:29:02,455 --> 00:29:08,411
چطوري اينهمه پول جور کردين؟ -
وسايلمونو فروختيم، پنبه هايي که چيديم -
حتي پدربزرگت هم وسايلِش رو فروخته

311
00:29:08,504 --> 00:29:13,926
تمامش روي هم حدود 200 دلار برامون درآمد داشت
که 75 دلار هم براي خريد اين کاميون هزينه کرديم

312
00:29:14,010 --> 00:29:19,088
هنوزم حدود 150 دلار داريم که فکر کنم
براي راه انداختن‌مون کفايت کنه

313
00:29:19,183 --> 00:29:23,133
تند نرو، بالاخره ماها روي هم
دوازده نفر هستيم ديگه، درسته ؟

314
00:29:23,229 --> 00:29:27,144
احتمالا مثل گوساله ي نر يواش راه ميره
منتها بهرحال حرکت ميکنه ديگه

315
00:29:27,234 --> 00:29:31,481
فکر کنم اگه ميخوايم قبل از بالا
اومدن خورشيد راه بيفتيم، ديگه
بهتره کم کم آماده ي حرکت بشيم

316
00:29:31,572 --> 00:29:33,814
اوضاع چطوره "جان "؟
اوضاع چطوره پسرا ؟

317
00:31:05,891 --> 00:31:07,350


318
00:31:07,434 --> 00:31:09,510
آماده ام

319
00:31:17,404 --> 00:31:22,909
روزاشارن"؛ عزيزم؛ بچه ها رو بيدار کن؛ "
آماده ايم که ديگه راه بيفتيم

320
00:31:24,204 --> 00:31:26,660
روتي "؛ "وينفيلد "؛ بلند شين ببينم "

321
00:31:27,833 --> 00:31:32,911
بابا بزرگ کجاس؟ "اَل"؛ برو بيارش -
ميخوام اون بالا برم، يکي کمکم کنه -

322
00:31:33,006 --> 00:31:34,500
صبر کن

323
00:31:34,591 --> 00:31:38,043
بچه ها، شماها اول بپرين بالا -
! "داريم ميريم "کاليفرنيا -

324
00:31:38,137 --> 00:31:42,005
قراره "اَل" رانندگي کنه مامان
شما برو پيشِ اون و بابابزرگ بشين
بعدا جاهامونو عوض ميکنيم

325
00:31:42,100 --> 00:31:46,893
کاني"؛ به "روزاشارن" کمک"
کن که بره و کنار بچه ها بشينه

326
00:31:47,856 --> 00:31:50,774
بابابزرگ کجاس ؟ -
! بابا بزرگ ؟ -

327
00:31:50,860 --> 00:31:53,778
احتمالا همون جاييه
!که هميشه هست

328
00:31:56,158 --> 00:31:58,910
! بابا بزرگ
! پدر بزرگ

329
00:31:58,994 --> 00:32:02,578
يه جا براش خالي نگه دار "جان"؛ تو و "نوآ" هم
بپرين بالا و يه جايي واسه خودتون پيدا کنيد

330
00:32:02,665 --> 00:32:05,750
بايد طوري بنشينيد که
وزن همه مساوي تقسيم بشه

331
00:32:15,180 --> 00:32:20,341
بنظرتون دووم مياره ؟ -
اگه بياره که يه معجزه ي تموم عياره -

332
00:32:20,436 --> 00:32:22,476
مامان، بابا

333
00:32:22,563 --> 00:32:26,478
! ولم کنين، خدا لعنتِتون کنه
! لعنت به روحِت

334
00:32:26,568 --> 00:32:29,772
...خواهش ميکنم کمک کنيد
اين يه چيزيش شده

335
00:32:29,864 --> 00:32:34,776
! چرا يه جا نمي ايستي ؟ -
پدر بزرگ يه چيزيش شده -

336
00:32:37,414 --> 00:32:41,365
تنهام بذارين، فقط همين -
فقط همين چي ؟ -

337
00:32:41,461 --> 00:32:44,545
چي شده پدربزرگ ؟

338
00:32:44,631 --> 00:32:48,712
چي شده ؟
هيچي نشده، من فقط

339
00:32:48,802 --> 00:32:52,386
نميخوام باهاتون بيام، فقط همين -
منظورتون چيه ؟ بايد راه بيفتيم

340
00:32:52,473 --> 00:32:54,550
ما هيچ جايي براي موندن نداريم

341
00:32:54,643 --> 00:32:59,104
شماها رو که نميگم، خودمو ميگم

342
00:32:59,190 --> 00:33:04,185
ديشب نشستم درست و حسابي درباره اش
فکر کردم و تصميم گرفتم که اينجا بمونم

343
00:33:04,279 --> 00:33:08,491
اما نميتوني اينجا بموني پدربزرگ
اينجا قراره با تراکتور، با خاک يکسان بشه

344
00:33:08,576 --> 00:33:12,906
همگي بايد از اينجا بريم -
...همه... بجز من -
و منم ميخوام همينجا بمونم

345
00:33:12,997 --> 00:33:16,581
پس مامان بزرگ چي ؟ -
! اونم با خودتون ببريد -

346
00:33:16,668 --> 00:33:20,252
آخه اگه بموني؛ کي برات
غذا درست ميکنه بابابزرگ ؟
چطوري ميخواي زندگي کني ؟

347
00:33:20,339 --> 00:33:24,967
خب، "ميولي"زنده اس و داره زندگي ميکنه ديگه
مگه نه؟ تازه من دو برابر "ميولي "مردانگي دارم

348
00:33:25,053 --> 00:33:28,387
حالا، گوش بده ببين چي ميگم بابابزرگ
فقط يه دقيقه به حرفام گوش بده

349
00:33:28,474 --> 00:33:30,681
به حرفِ هيچ کسي هم گوش نميدم

350
00:33:30,768 --> 00:33:36,190
بهتون گفتم که ميخوام چيکار کنم
...و يه ارزن هم اهميت نميدم

351
00:33:36,275 --> 00:33:40,143
که اونجا اينقدر پرتقال و انگور فراوونه
که آدم توشون غرق ميشه

352
00:33:40,238 --> 00:33:43,607
من "کاليفرنيا "برو نيستم که نيستم

353
00:33:43,700 --> 00:33:48,778
! لعنتي
اينجا کشورمه و به همينجا هم تعلق دارم

354
00:33:48,873 --> 00:33:51,162
بله، قربان

355
00:33:51,250 --> 00:33:54,168
اين خاکِ منه

356
00:33:54,254 --> 00:33:57,291
درسته خوب و حاصلخيز نيست، اما

357
00:33:57,383 --> 00:34:00,503
خب؛ مالِ خودمه ديگه
همه اش مالِ خودمه

358
00:34:00,595 --> 00:34:05,637
يا بايد دست و پاشو ببنديم و بندازيمش
عقب کاميون يا خلاصه بايستي يه کار
ديگه اي بکنيم، نميتونه اينجا تنهايي بمونه

359
00:34:05,726 --> 00:34:10,969
نه، نميشه دست و پاشو ببنديم؛ بخاطر اينکه
يا بهش صدمه ميزنيم يا اينکه اينقدر عصباني
ميشه که خودش به خودش آسيب ميرسونه

360
00:34:11,065 --> 00:34:14,351
فکر ميکني بتونيم مستِش کنيم ؟ -
اينجا ويسکي داريم ؟ -

361
00:34:14,444 --> 00:34:19,486
نه، وايسا؛ يه نيم بطري از
شربتِ آرامبخش داريم

362
00:34:21,703 --> 00:34:25,119
بيا بگيرش، قبلا براي خوابوندن
بچه ها ازش استفاده ميکرديم

363
00:34:27,209 --> 00:34:30,661
مزه ي بدي نميده -
قهوه هم داريم -
ميتونيم براش قهوه درست کنيم

364
00:34:30,755 --> 00:34:34,290
درسته، يکم هم از اين شربت ميريزيم تو قهوه اش -
بهتره يه مقدار زيادي براش بريزي که خوابش ببره -

365
00:34:34,384 --> 00:34:37,089
آخه خيلي خَر زورِه

366
00:34:37,179 --> 00:34:38,839
اگه "ميولي"؛

367
00:34:38,931 --> 00:34:42,301
اگه "ميولي" تونسته زنده بمونه، من

368
00:34:42,393 --> 00:34:44,470
فکر کنم منم بتونم تنهايي زندگي کنم

369
00:34:46,899 --> 00:34:48,975
بويِ گوشتِ دنده ي کباب شده مياد

370
00:34:50,820 --> 00:34:55,317
يکي داشته دنده کبابي ميخورده
چرا به من هيچي نداديد ؟

371
00:34:55,409 --> 00:34:59,193
خب؛ يکم برات نگه داشتن بابابزرگ
الان دارم برات گرمش ميکنم که بخوريش

372
00:34:59,288 --> 00:35:03,073
اما اول بيا اين فنجون قهوه رو بخور

373
00:35:03,168 --> 00:35:06,122
يه تيکه گوشت دنده ي کبابي بهم بدين

374
00:35:06,213 --> 00:35:10,163
يه تيکه بزرگش رو ميخوام ها

375
00:35:10,259 --> 00:35:14,803
من، گرسنه ام -
البته که گرسنه اي -

376
00:35:24,735 --> 00:35:28,400
من، خيلي دنده کبابي دوست دارم

377
00:35:35,914 --> 00:35:40,162
"بپر بالا "نوآ -
"اول پاهاشو درست بذار "تام -

378
00:35:41,004 --> 00:35:43,080
! آروم، آهسته

379
00:35:45,008 --> 00:35:48,709
بهتره يه چيزي بندازيد روش
که آفتاب زده نشه

380
00:35:48,804 --> 00:35:53,052
حالا همه چي روبراهه ؟
"خيلي خب، راهِش بنداز "اَل

381
00:35:55,437 --> 00:35:57,430
سوار شو مامان

382
00:35:57,523 --> 00:36:01,568
خب؛ خدانگهدار و موفق باشيد -
"ماشين رو نگه دار "اَل -

383
00:36:01,653 --> 00:36:04,025
مگه شما همراه‌مون نمياين ؟

384
00:36:04,114 --> 00:36:05,858
دوس دارم بيام

385
00:36:05,949 --> 00:36:11,324
يه چيزي تو غرب وجود داره که دوست دارم
امتحانش کنم و بفهمم چيه و درکِش کنم

386
00:36:11,414 --> 00:36:14,119
اگه فکر ميکنيد برام جا داريد
خوشحال ميشم همراهتون بيام

387
00:36:16,211 --> 00:36:18,335
يه عالمه جا داريم
سوار شو

388
00:36:18,422 --> 00:36:22,373
! "ماشينو راه بنداز "اَل -
! کاليفرنيا"، آماده باش که اومديم"-

389
00:36:41,991 --> 00:36:45,278
نميخواي برگردي يه نگاهي به پشتِ
سرمون بندازي مامان؟ ميدوني
براي آخرين بار يه نگاه به خونه بندازي؟

390
00:36:45,370 --> 00:36:49,535
داريم ميريم "کاليفرنيا "مگه نه ؟
."خب باشه، پس بزنين بريم "کاليفرنيا

391
00:36:49,625 --> 00:36:52,746
اين حرف؛ به حرفاي شما نميخوره
هرگز اينطوري حرف نميزدين

392
00:36:52,837 --> 00:36:56,289
خب؛ قبلا هيچ وقت از
خونه ام بيرونم نکرده بودن

393
00:36:56,383 --> 00:36:59,301
هيچ وقت پيش نيومده بود که بي خانمان
بشم و با خانواده ام بزنيم به جاده

394
00:36:59,387 --> 00:37:03,005
قبلا هرگز تو زندگي مجبور نشده بودم
که چيزي رو از دست بدم

395
00:38:14,433 --> 00:38:18,016
همه چي درست ميشه پدربزرگ -
من نميام -

396
00:38:18,104 --> 00:38:21,473
نميام
نميخوام بيام

397
00:38:21,566 --> 00:38:24,271
نميخوام بيام

398
00:38:26,655 --> 00:38:28,862
چيزي نيست بابابزرگ

399
00:38:28,950 --> 00:38:31,655
فقط خسته اي، همين

400
00:38:32,495 --> 00:38:34,821
همين

401
00:38:34,915 --> 00:38:37,204
فقط خسته اي

402
00:38:39,045 --> 00:38:40,919
فقط

403
00:38:41,756 --> 00:38:43,630
خسته اي

404
00:39:15,713 --> 00:39:21,918
در اين مکان "ويليام جيمز جود" آرميده است
پيرمرد فرتوتي که بخاطر سکته‌ي قلبي از دنيا رفت

405
00:39:22,971 --> 00:39:29,722
خويشاوندانش به اين دليل که براي مراسم خاکسپاري
پولي نداشتند پرداخت کنند؛ همينجا خاکش کردن

406
00:39:36,695 --> 00:39:40,776
کسي اونو نکُشته؛ فقط يه حمله ي
قلبي کرده و رخت از دنيا بربسته

407
00:39:44,705 --> 00:39:48,489
بنظرم بهترين کار اين اومد که همچين
متني رو تنظيم کنيم و باهاش خاک کنيم

408
00:39:48,584 --> 00:39:53,662
تا اگه کسي جسد رو پيدا کرد
و فکر کرد که به قتل رسيده
اين نامه نشون بده واقعا چي شده

409
00:39:53,757 --> 00:39:58,883
مثل اينکه حکومت اين روزا، بدفعات ثابت کرده
که به مُرده ها؛ بيشتر از زنده ها اهميت ميده

410
00:39:58,971 --> 00:40:02,555
تازه اينطوري که اسمش همراهشه
ديگه مجهول الهويه و تنها هم نميشه

411
00:40:02,642 --> 00:40:06,557
اينطوري ديگه يه پيرمرد مُرده ي مجهول الهويه
و تنها و بي کس؛ مدفون در زير زمين نخواهد بود

412
00:40:08,441 --> 00:40:11,810
ميتوني يه چند کلمه صحبت کني "کِيسي"؟

413
00:40:11,903 --> 00:40:15,023
خودت که ميدوني ؛
ديگ کِشيش نيستم

414
00:40:15,115 --> 00:40:20,905
ميدونيم، اما هيچ کدوم از کس و کارمون تا حالا
نشده که بدون گفتن چند کلمه خاک شده باشه

415
00:40:23,375 --> 00:40:25,866
باشه، اما مختصر چند کلمه اي ميگم

416
00:40:32,344 --> 00:40:34,917
پيرمردي که اينجاست

417
00:40:35,013 --> 00:40:38,134
واسه خودش زندگي طولاني اي داشته
و بتازگي قالب تُهي کرده

418
00:40:38,226 --> 00:40:41,725
نميدونم تو زندگيش آدم خوبي بوده يا بد

419
00:40:41,813 --> 00:40:44,102
البته اهميت زيادي هم نداره

420
00:40:45,109 --> 00:40:47,980
يه بار شنيدم يکي يه شعري خوند

421
00:40:48,070 --> 00:40:51,274
:و تو شعرش ميگفت
"تمام زندگي و هرآنچه زنده اس مقدسه"

422
00:40:52,617 --> 00:40:55,868
خب؛ منم براي يه پيرمرد که بتازگي
جونِش رو از دست داده دعا نميکنم

423
00:40:55,955 --> 00:40:58,624
بخاطر اينکه اون به دعا احتياجي نداره

424
00:40:58,708 --> 00:41:04,830
اگه به من باشه؛ براي مردم زنده اي دعا ميکنم
که راهِشون رو گم کردن و نميدونن چيکار کنن

425
00:41:04,923 --> 00:41:07,711
اين پدربزرگمون که اينجاس

426
00:41:07,802 --> 00:41:11,171
ديگه همچين دردسرهايي تو زندگيش نداره

427
00:41:11,264 --> 00:41:17,386
ديگه آردش رو الک کرده و غربالِش رو آويخته
زندگيش به آخر رسيده؛ پس دفنش کنيد و تنهاش بذاريد

428
00:42:09,290 --> 00:42:14,961
ناراحتم و دارم تو جاده حرکت ميکنم

429
00:42:15,172 --> 00:42:21,128
ناراحتم و دارم تو جاده حرکت ميکنم

430
00:42:21,847 --> 00:42:28,384
ناراحتم و دارم تو جاده حرکت ميکنم
اوه، خداي من

431
00:42:28,479 --> 00:42:34,269
انتظار نداشتم زمونه اينطوري باهام رفتار کنه

432
00:42:35,446 --> 00:42:41,734
بهم نون ذرت و لوبيا دادن بخورم

433
00:42:41,953 --> 00:42:48,158
بهم نون ذرت و لوبيا دادن بخورم

434
00:42:48,252 --> 00:42:52,796
خداي من، "کاني" هم خيلي
قشنگ ميخونه ها، مگه نه ؟

435
00:42:52,883 --> 00:42:55,208
اوه، خداي من

436
00:42:55,302 --> 00:43:01,342
انتظار نداشتم دنيا اينطوري باهام رفتار کنه

437
00:43:04,188 --> 00:43:09,693
دامادمِه -
واقعا خوب ميخونه، شماها اهلِ کدوم ايالتين؟ -

438
00:43:09,777 --> 00:43:13,776
از "اوکلاهاما"؛ اونجا مزرعه داشتيم
البته زمينِش رو اجاره کرده بوديم

439
00:43:13,866 --> 00:43:16,618
ما هم اهلِ "آرکانزاس" هستيم

440
00:43:16,702 --> 00:43:21,330
اونجا فروشگاه داشتم
همه چي ميفروختم

441
00:43:21,416 --> 00:43:24,951
منتها وقتي مزرعه ي کشاورزا نابود شد
مغازه ها هم تعطيل شدن

442
00:43:25,796 --> 00:43:29,711
اونجا يه فروشگاهِ نُقلي
خوشگلي داشتم که تو عُمرتون نديدين

443
00:43:29,801 --> 00:43:32,968
بدون شک متنفر بودم
که ازش دست بکِشم

444
00:43:33,430 --> 00:43:35,756
خب، حالا همچين هم معلوم
،نيست صددرصد بد باشه که

445
00:43:35,850 --> 00:43:38,768
خودم فکر کردم وقتي
...رسيديم اونجا و کار گرفتم

446
00:43:38,853 --> 00:43:43,231
شايد بتونم يه قطعه زمين حاصلخيز
نزديکِ اقيانوس بخرم، حالا اگه اينطوري
بشه که خيلي اتفاق ناخوشايند و بدي نيست

447
00:43:43,317 --> 00:43:46,104
درسته، شنيدم اونجا دستمزدهاي
خيلي خوبي ميدن

448
00:43:46,195 --> 00:43:49,896
همه ميتونيم کار گير بياريم -
ديگه بدتراز محل زندگي خودمون که نميتونه باشه -

449
00:43:49,991 --> 00:43:52,280
شماها بايد پول قلمبه اي تو دست
و بال‌تون باشه که اينطوري حرف ميزنيد

450
00:43:52,369 --> 00:43:57,328
نه؛ پول مول تو بساطمون نيست؛ اما تعدادمون زياده
و ميتونيم کار کنيم و آدماي خوب و کاري اي هم هستيم

451
00:43:57,416 --> 00:44:02,625
اونجا هم که خوب دستمزد ميگيريم و ميتونيم
پولامونو رو هم بذاريم و ديگه مشکلي نداريم

452
00:44:02,714 --> 00:44:05,835
دستمزد بالا؟ هان؟
براي کندن پرتقال و هلو؟

453
00:44:05,926 --> 00:44:10,139
خب؛ تصميم گرفتيم هرچي بدن قبول کنيم -
چيش اينقدر خنده داره ؟ -

454
00:44:10,223 --> 00:44:13,224
چيش اينقدر خنده داره؟
من خودم تازه اونجا بودم

455
00:44:13,310 --> 00:44:17,143
خودم اونجا بودم و همه چي رو با
چشم خودم ديدم الان هم دارم برميگردم
شهر خودم که ازگرسنگي بميرم

456
00:44:17,231 --> 00:44:19,901
بخاطر اينکه ترجيح ميدم فقط يه بار از گرسنگي
بميرم بجاي اينکه يواش يواش زجر کش بشم

457
00:44:19,984 --> 00:44:25,609
درباره ي چي داري حرف ميزني؟
من اينجا اعلاميه اي دارم که توش
نوشته دستمزهاي بالايي ميدن

458
00:44:25,699 --> 00:44:27,989
تو روزنامه هم خوندم
که به ميوه چين احتياج دارن

459
00:44:28,077 --> 00:44:30,829
باشه، برو همون کارو بکن
کسي جلوتو نگرفته که

460
00:44:30,914 --> 00:44:34,330
باشه، اما پس اين اعلاميه چي ؟ -
نميخوام خاطرتونو آزرده کنم -
بريد به کارتون برسيد

461
00:44:34,418 --> 00:44:39,544
يه دقيقه وايسا رفيق
حالا که همچين حرفِ احمقانه اي از دهنت
بيرون اومده نميتوني اينطوري ساکت بشي

462
00:44:39,632 --> 00:44:43,962
اينجا نوشته 800 نفر ميوه چين لازم دارن
تو خنديدي و گفتي احتياجي به ميوه چين ندارن
حالا کدوم طرف دروغگوئه ؟

463
00:44:44,054 --> 00:44:47,638
چندتاتون از اين اعلاميه ها داريد؟ -
من يکي دارم -

464
00:44:47,725 --> 00:44:50,561
منم يکي دارم -
همه يکي داريم -

465
00:44:50,645 --> 00:44:56,233
حالا اين چي رو ثابت ميکنه ؟ -
بفرمايين، همون آگهي تبليغاتي که همه دارن -

466
00:44:56,319 --> 00:44:58,358
هشتصد نفر ميوه چين لازم است

467
00:44:58,446 --> 00:45:03,239
خيلي خب؛ فرض کن طرف 800 نفر ميوه چين ميخواد ؛
حالا در نظر بگير که مثلا 5000 تا آگهي چاپ کرده باشه

468
00:45:03,327 --> 00:45:05,652
و خب شايد 20 هزار نفر
اين آگهي ها رو ديده باشن

469
00:45:05,746 --> 00:45:10,041
و شايد يه دو سه هزار نفري با ديدن
اين آگهي ها به سمتِ غرب اومده باشن

470
00:45:10,126 --> 00:45:13,496
دو سه هزار نفر که بدجوري از نگراني
و ترس از بيکاري ديوونه شدن

471
00:45:13,589 --> 00:45:17,290
براي 800 شغل به اونجا هجوم ميارن
حالا، بنظرت اين حرفم با عقل جور در مياد ؟

472
00:45:17,385 --> 00:45:22,178
ببينم؛ تو دنبال دردِسر درست کردني ؟
مطمئني از اين کارگرهاي تقلبي نيستي ؟

473
00:45:22,265 --> 00:45:24,258
من، قسم ميخورم که
اونطوري آدم نيستم آقا

474
00:45:24,351 --> 00:45:29,014
ببين دارم بهت ميگم اين طرفا
واسه خودت نگرد و دردسر درست کن

475
00:45:29,107 --> 00:45:33,105
سعي کردم حقيقتي رو که براي خودم يک
سال طول کِشيد تا متوجهِش بشم؛ بهتون بگم

476
00:45:33,195 --> 00:45:39,566
دوتا بچه و زنم رو از دست دادم تا اينو فهميدم
اما خب کسي هم از قبل بهم هشدار نداده بود

477
00:45:39,661 --> 00:45:44,869
نميتونم با هيچ لغتي براتون تصوير کنم که اون کوچولوها
چطوري با شکم هاي خالي رو زمين دراز کِشيده بودن

478
00:45:44,959 --> 00:45:47,201
و تبديل به يه مشت
پوست و استخون شده بودن

479
00:45:47,295 --> 00:45:50,249
و مثل توله سگ به
خودشون ميلرزيدن و ميناليدن

480
00:45:50,340 --> 00:45:52,831
و اين وسط منم اينطرف و
اونطرف دنبال کار ميگشتم

481
00:45:52,926 --> 00:45:55,963
اونم نه براي پول يا دستمزد

482
00:45:56,055 --> 00:45:59,140
بلکه فقط واسه يه فنجون
آرد و يه قاشق چربي خوک

483
00:45:59,225 --> 00:46:01,349
بعدش پزشک قانوني اومد

484
00:46:01,436 --> 00:46:06,597
تو گزارشش نوشت که "بچه ها بدليل ضعف
"قلب، جون‌شون رو ازدست دادن

485
00:46:06,692 --> 00:46:08,769
ضعفِ قلب"؟"

486
00:46:08,862 --> 00:46:13,524
اونوقت شکم هاي کوچولوشون مثلِ
! مثانه ي خوک باد کرده بود

487
00:46:15,369 --> 00:46:18,786
خب، ديگه دير وقته
بايد برم يکم بخوابم

488
00:46:20,709 --> 00:46:22,251
خب

489
00:46:22,336 --> 00:46:24,412
شب بخير رفقا

490
00:46:37,395 --> 00:46:41,607
بنظرتون اون يارو داره حقيقت رو ميگه ؟

491
00:46:41,692 --> 00:46:44,230
بنظر من که داره واقعيت رو ميگه

492
00:46:44,320 --> 00:46:46,728
داستانِ واقعي اي که
براي خودش اتفاق افتاده بود

493
00:46:46,823 --> 00:46:49,314
اون مرد؛ داستان‌اش
رو از خودش در نياورده بود

494
00:46:49,409 --> 00:46:52,161
اما، بنظرتون؛ اين حقيقتيه که
اونجا انتظارِ ماها رو هم ميکِشه ؟

495
00:46:52,246 --> 00:46:54,322
نميدونم چي بگم

496
00:47:44,682 --> 00:47:46,889
بهت ميگم بايد برم دستشويي

497
00:47:46,976 --> 00:47:49,052
بايد همين الان برم دستشويي

498
00:47:58,281 --> 00:48:02,362
شماها ميخواين چيزي بخرين ؟ -
يه مقدار بنزين ميخوايم آقا -

499
00:48:02,453 --> 00:48:05,988
پول مول تو بساطِتون پيدا ميشه که؟ -
چي فکر کردي؟ -
التماس ميکنيم که مُفتي بدي؟

500
00:48:06,082 --> 00:48:10,958
فقط پرسيدم، همين -
خب، سئوال درست بپرس -
با بدبخت بيچاره که حرف نميزني

501
00:48:11,046 --> 00:48:13,964
من فقط سئوال کردم

502
00:48:14,759 --> 00:48:18,804
چه نوع شيريني پايي داري ؟ -
موزي؛ آناناسي؛ شکلاتي و سيب -

503
00:48:18,888 --> 00:48:21,558
يه تيکه ي بزرگ از نوع خامه ايش
برام بيار و يه فنجون هم قهوه ميخوام

504
00:48:21,642 --> 00:48:24,133
بکنش دو تا -
باشه -

505
00:48:24,228 --> 00:48:26,933
اين اواخر جوکِ بدرد بخوري
به گوشت خورده "بيل"؟

506
00:48:27,023 --> 00:48:32,018
خب؛ اين يکي بدک نيس؛ يه بچه کوچولو
دير مدرسه ميرسه، و معلمِش ميگه

507
00:48:32,112 --> 00:48:34,189
همينجا نگهِش دار

508
00:48:35,032 --> 00:48:38,402
براتون امکان داره که يه قرص نان
بهمون بفروشيد خانم ؟

509
00:48:38,495 --> 00:48:41,781
اينجا بقالي نيست
ما براي ساندويچ درست کردن نون مياريم

510
00:48:41,874 --> 00:48:46,086
ميدونم خانم
فقط، براي يه خانم مُسن ميخوامِش

511
00:48:46,170 --> 00:48:51,213
آخه دندون نداره؛ بايد نونو با آب براش نرم کنيم
تا بتونه قورتِش بده و الان هم گرسنه اس

512
00:48:51,301 --> 00:48:53,840
خب چرا ساندويچ نميخري ؟
ما اينجا ساندويچ هاي خوبي داريم

513
00:48:53,929 --> 00:48:59,885
خب؛ يقينا خيلي دلم ميخواد اون کارو بکنم خانم ؛
اما حقيقتش؛ ما فقط ده سِنت براي خريد پول داريم

514
00:48:59,978 --> 00:49:02,552
براي سفري که در پيش داريم
بايد خيلي حساب شده خريد کنيم

515
00:49:02,648 --> 00:49:06,942
با ده سِنت هيچ نوع قرصِ نوني نميتوني بخري
ما هم اينجا فقط قرص هاي نانِ 15 سِنتي داريم

516
00:49:07,028 --> 00:49:10,397
نونو بهش بده -
اينطوري قبل از اينکه کاميون حمل -
نون بياد، نونِ‌مون تموم ميشه ها

517
00:49:10,490 --> 00:49:12,982
باشه، خب تموم کنيم
!مگه چي ميشه

518
00:49:37,605 --> 00:49:39,764
اين يه قرص نونِ 15 سِنتيه

519
00:49:39,858 --> 00:49:44,319
خب؛ يه راهي هست که بتوني اندازه ي
همون ده سِنت برام بُرش بدي ؟

520
00:49:44,405 --> 00:49:49,068
قرصِ نونو بهش بده -
نه آقا، ما ميخوايم اندازه‌ي -
همون 10 سِنت خريد کنيم

521
00:49:49,160 --> 00:49:51,652
برش دار، نونِ ديروزِه

522
00:49:51,747 --> 00:49:55,199
بفرما، "بِرت" گفت برش داري

523
00:49:55,293 --> 00:50:00,798
ممکنه اينقدر خساست بخرج
دادن‌مون مسخره باشه
اما هزار مايل راه پيشِ رو داريم

524
00:50:00,882 --> 00:50:03,635
و مطمئن هم نيستيم که آيا با اين
وضع و پول به مقصد ميرسيم يا نه

525
00:50:10,268 --> 00:50:12,475
اينا آبنبات هاي يک پِني اي هستن خانم ؟

526
00:50:12,563 --> 00:50:15,350
کدوما رو ميگين ؟ -
اونجا، اون راه راها رو ميگم -

527
00:50:15,441 --> 00:50:17,351
آهان، اونا رو ميگين

528
00:50:17,443 --> 00:50:20,231
خب، نه

529
00:50:20,322 --> 00:50:24,486
اونا هر دوتا؛ يک پني قيمت دارن -
پس دوتا بهمون بديد خانم -

530
00:50:28,623 --> 00:50:31,375
يالا، بگيرينشون، بگيرينشون

531
00:50:31,460 --> 00:50:33,536
سپاسگزارم خانم

532
00:50:41,138 --> 00:50:45,088
اون آبنبات ها هردو تا يک پني قيمت ندارن -
بنظر تو چقدر مي‌ارزن ؟ -

533
00:50:45,184 --> 00:50:51,437
اون آبنبات‌ها دونه اي 5 سِنت ارزش دارن -
ديگه بهتره راه بيفتيم، وقت داره ميگذره -

534
00:50:55,780 --> 00:50:58,402
باميد ديدار -
يه دقيقه وايسا، بقيه ي پولِتو بهت بدم -

535
00:50:58,491 --> 00:51:00,568
بنظرت چقدر زياد دادم ؟

536
00:51:08,211 --> 00:51:10,085
"بِرت "

537
00:51:11,673 --> 00:51:13,548
نگاه کن

538
00:51:14,677 --> 00:51:16,753
از دستِ اين راننده هاي کاميون

539
00:51:56,184 --> 00:51:58,390
مقصدتون کجاس ؟ -
"کاليفرنيا "-

540
00:51:58,478 --> 00:52:01,895
چه مدت قصد داريد در ايالت "آريزونا" بمونيد ؟ -
همين قدر که ازاينجا عبور کنيم و بريم -

541
00:52:01,982 --> 00:52:04,900
گياهي چيزي همراهتون داريد؟ -
نه، هيچ گياهي همراهمون نيست -

542
00:52:07,822 --> 00:52:11,239
باشه، برو جلو، اما جايي توقف نکن -
ما هم همين کارو ميخوايم بکنيم -

543
00:53:32,880 --> 00:53:38,006
خب، اوناهاشش بچه ها
سرزمين چيزاي خوب و مفيد

544
00:53:38,094 --> 00:53:40,171
"کاليفرنيا"

545
00:53:44,811 --> 00:53:47,384
خب؛ اگه اين چيزيه که
...بخاطرش تا اينجا اومديم که

546
00:53:47,480 --> 00:53:53,317
کاني"؛ شايد از اونطرف خوب و زيبا باشه "
آخه کارت پستال ها، واقعا زيبا بودن

547
00:53:53,404 --> 00:53:56,738
اونجاس، مامان بزرگ
اونجا "کاليفرنيا"س

548
00:54:03,290 --> 00:54:06,909
بياين راه بيفتيم، بنظر من که اينقدرها
سرسخت نمياد، تو چي ميگي "جان"؟

549
00:54:07,003 --> 00:54:09,080
خب، نميدونم چي بگم

550
00:54:22,104 --> 00:54:24,180
! خودتونو محکم نگه داريد

551
00:55:13,372 --> 00:55:18,035
خيلي که سرد نيست، درسته "تام"؟ -
نه، وقتي بزني به آب خوبه -

552
00:55:18,128 --> 00:55:21,332
"بيا بريم "جان
بيا يه امتحاني بکنيم و تني به آب بزنيم

553
00:55:31,894 --> 00:55:34,220
"بايد برات خوب باشه "جان

554
00:55:34,313 --> 00:55:38,561
قبل از اينکه خورشيد بره و آب سرد بشه، بيا -
داريم ميايم -

555
00:55:43,449 --> 00:55:46,285
شماها خيلي دل و جرات داريد -
منظورت چيه ؟ -

556
00:55:46,369 --> 00:55:49,905
اينکه با ماشين به اين اسقاطي و -
داغوني مي‌خواين از صحرا عبور کنين
مگه قبلا از صحرا عبور کردي ؟ -

557
00:55:49,998 --> 00:55:53,949
البته، اونم بدفعات، منتها هرگز با
همچين آهن پاره اي اينکارو نکردم

558
00:55:54,045 --> 00:55:56,583
حالا اگرم ماشين خراب بشه
شايد بالاخره يکي پيدا بشه که
براي درست کردنش بهمون کمک کنه

559
00:55:56,673 --> 00:56:00,505
خب شايد اينطور باشه؛ اما متنفرم که اينکارو انجام بدم
بهرحال خيلي بيشتر از ظرفيت من به شجاعت احتياج داره

560
00:56:00,594 --> 00:56:06,847
وقتي واسه آدم انتخاب ديگه اي باقي نميمونه، ديگه
شجاعت لازم نيست؛ اميدوارم ماشين دووم بياره

561
00:56:19,241 --> 00:56:21,115
بابابزرگ

562
00:56:26,875 --> 00:56:29,580
بابابزرگ رو ميخوام
"شوهرش بوده"

563
00:56:32,047 --> 00:56:35,251
من، بابابزرگ رو ميخوام

564
00:56:36,261 --> 00:56:38,966
حالا اينقدر کج خلقي نکن

565
00:56:39,556 --> 00:56:41,430
بسه

566
00:56:42,393 --> 00:56:45,893
حالا اينقدر کج خلقي نکن مامان بزرگ

567
00:56:46,356 --> 00:56:48,563
همه سوار شدن ؟ -
آره -

568
00:56:48,650 --> 00:56:50,774
الان راه ميفتيم

569
00:56:50,861 --> 00:56:53,150
خيلي متشکرم

570
00:57:01,165 --> 00:57:05,792
پناه برخدا، عجب تيپ هاي زمخت و محکمي -
همه ي "اوکلاهاما"يي‌ها همينطورن -

571
00:57:05,879 --> 00:57:09,462
اما بهت بگم پسر، اصلا خوشم نمياد
که با همچين ماشين داغوني بزنم به صحرا

572
00:57:09,550 --> 00:57:14,758
خب من و تو عقل و منطق حاليمونه؛ اما
اين "اوکلاهاما"يي‌ها اصلا عقل و احساس ندارن

573
00:57:14,847 --> 00:57:19,060
اصلا اينا آدميزاد نيستن؛ هيچ آدميزادي
اونطوريکه اونا زندگي ميکنن؛ زندگي نميکنه

574
00:57:19,144 --> 00:57:22,929
آدميزاد هرگز تحمل
اين همه بدبختي رو نداره

575
00:57:23,024 --> 00:57:26,144
فکر کنم با نظرت موافقم

576
00:57:46,760 --> 00:57:51,221
عجب جاييه اينجا
حالا چطوري از اين بيابون عبور کنيم ؟

577
00:57:51,307 --> 00:57:54,842
خب؛ مردم قبل از ما اينکارو کردن
اگه اونا تونستن؛ پس ماها هم ميتونيم

578
00:57:54,936 --> 00:57:57,427
لابد خيلي‌هاشونم بايستي مُرده باشن

579
00:57:58,398 --> 00:58:00,687
خب؛ ماها که خدا رو شکر هنوز زنده ايم

580
00:58:04,864 --> 00:58:08,448
اينجا صحراس، ما هم درست تو قلبِش هستيم -
کاشکي روز بود -

581
00:58:08,535 --> 00:58:13,364
تام "گفت اگه موقع روز بخوايم عبور کنيم "
از شدت حرارت همه‌ي دل و روده‌هامون آب ميشن

582
00:58:13,458 --> 00:58:16,542
يه بار يه عکسي از اينجا ديدم
که همه جا استخوون ريخته بود

583
00:58:16,628 --> 00:58:21,255
استخوونِ آدميزاد ؟ -
فکر کنم بعضياشون آره، اما بيشتر مالِ گاو بود -

584
00:58:21,342 --> 00:58:25,292
مطمئنم خوشم مياد که يه چندتايي
از اون استخوون هاي آدم رو ببينم

585
00:58:30,060 --> 00:58:33,097
بابابزرگ، شوهرمو ميخوام

586
00:58:33,189 --> 00:58:36,641
باشه
صبر کن همه چي درست ميشه

587
00:58:36,735 --> 00:58:42,655
بايد از اين صحرا عبور کنيم مامان بزرگ
تمام خانواده بايد عبور کنن

588
00:58:42,742 --> 00:58:44,818
بيا

589
00:58:52,044 --> 00:58:57,206
مثل اينکه خيلي وقته بي وقفه
داريم حرکت ميکنيم، خسته ام

590
00:58:57,300 --> 00:58:59,377
زن ها هميشه خسته ان

591
00:59:01,180 --> 00:59:04,514
ببينم، پشيمون که نشدي عزيزم ؟

592
00:59:04,601 --> 00:59:06,558
نه، اما

593
00:59:06,645 --> 00:59:11,307
اما، خودت که اون تبليغ رو تو مجله ي
اسپايسي وسترن استوري" ديده بودي"

594
00:59:11,400 --> 00:59:17,024
بدون اينکه هيچ پولي بدي؛ فقط کافي بود
کوپني که تو مجله بود و براشون بفرستي و
تبديل به يه آدم حرفه‌اي در زمينه‌ي راديو بشي

595
00:59:17,115 --> 00:59:19,488
يه کار جذاب و همينطور پُر درآمد

596
00:59:19,576 --> 00:59:21,735
اما خب هنوزم ميتونيم
اونکارو انجام بديم عزيزم

597
00:59:21,829 --> 00:59:26,408
بايد تا اونجا بوديم اونکارو ميکردم ؛
نه اينکه قبول ميکردم به همچين سفري بيام

598
00:59:49,486 --> 00:59:52,523
اينجا ديگه واسه چيه ؟ -
ايستِ بازرسي کشاورزي -

599
00:59:52,615 --> 00:59:55,616
بايد وسايلتونو بگرديم
آيا هيچ نوع سبزيجات يا دانه‌ي
گياهان همراه‌تون هست ؟

600
00:59:55,702 --> 00:59:56,865
نه

601
00:59:56,953 --> 00:59:59,741
بايد وسايلتون رو بگردم
بايد همه چي رو خالي کنيد

602
00:59:59,832 --> 01:00:02,917
خالي کنيم ؟
پناه برخدا

603
01:00:13,056 --> 01:00:16,057
شما بايد از ماشين پياده بشيد تا ما
وسايل‌تون رو براي بازرسي خالي کنيم

604
01:00:16,142 --> 01:00:21,979
يه پيرزن بيمار همراه‌مونه؛ بايد برسونيمش دکتر
نميتونيم صبر کنيم، نميتونين معطل‌مون کنين

605
01:00:22,066 --> 01:00:24,142
جدي ؟
خب؛ بايد وسايل‌تون رو بگرديم

606
01:00:24,235 --> 01:00:27,106
خب؛ قسم ميخورم هيچي همراهمون نيست
برات قسم ميخورم

607
01:00:27,197 --> 01:00:29,523
مادربزرگ وحشتناک مريضه

608
01:00:29,617 --> 01:00:31,693
خودت نگاه کن

609
01:00:35,373 --> 01:00:38,450


610
01:00:39,002 --> 01:00:42,953
قسم ميخوريد که هيچ نوع -
ميوه يا سبزيجات همراهتون نيست ؟
نه، هيچي نداريم، قسم ميخورم -

611
01:00:43,049 --> 01:00:46,216
ميتوني حرکت کني؛ تو "بارستو" ميتوني دکتر پيدا کني
حدوداي سيزده کيلومتر با اينجا فاصله داره

612
01:00:46,303 --> 01:00:48,379
اما سرِ راهتون هيچ کجا توقف نکنيد يا
از ماشين پياده نشيد، متوجه شديد ؟

613
01:00:48,472 --> 01:00:51,094
بچشم جناب سروان -
خيلي هم سپاسگزارم ازتون
متشکرم -

614
01:01:18,758 --> 01:01:21,166
! مامان! مامان بزرگ
!بياين نگاه کنين

615
01:01:32,775 --> 01:01:38,315
اوناهاش، اوناهاش، هرگز نميدونستم
همچين چيزي وجود خارجي داره

616
01:01:38,406 --> 01:01:42,239
نيگاش کنين ؟ -
"اونجا رو ببين "جان -

617
01:01:42,327 --> 01:01:45,033
نگاه کنين "وينفيلد" چقدر خوشگل و سرسبزِه

618
01:01:45,122 --> 01:01:48,824
بنظرت اونا درختاي پرتقالِ‌شونن "جان "؟ -
بنظر من که درخت پرتقال هستن -

619
01:01:48,918 --> 01:01:51,790
حالا هرچي که هستن؛ بدون شک خوشگلن -
واقعا همينطوره -

620
01:01:51,880 --> 01:01:56,210
کومه هاي علفِ‌شونو نيگا، مطمئنم که اونجا
يه عالمه ميتونيم تفريح و بازي کنيم

621
01:01:56,302 --> 01:01:59,968
خوشگله، مگه نه ؟
"خيلي خيلي خوشگله "تام

622
01:02:00,056 --> 01:02:03,592
مامان کجاس؟ ميخوام مامان هم اين منظره رو ببينه
نيگا کن مامان، بيا اينجا مامان

623
01:02:03,686 --> 01:02:05,762
بيا اينجا، بيا ديگه

624
01:02:08,108 --> 01:02:11,109
مريضي مامان؟ -
پس بالاخره از صحرا عبور کرديم؟ -

625
01:02:11,194 --> 01:02:13,022
نگاه کن

626
01:02:13,113 --> 01:02:15,569
اوه، خدا رو شکر

627
01:02:15,658 --> 01:02:18,944
و هنوزم با همديگه ايم
البته بيشترمون

628
01:02:20,372 --> 01:02:22,495
ببينم؛ هيچي نخوابيدي ؟

629
01:02:22,583 --> 01:02:25,501
مامان بزرگ حالش بده ؟ -
! مامان بزرگ مُرده -

630
01:02:26,963 --> 01:02:28,707
کِي ؟

631
01:02:28,798 --> 01:02:34,423
از قبل از اون موقع که ديشب جلومون رو گرفتن -
بخاطر همين بود که نميخواستي وسايل‌مونو بگردن؟ -

632
01:02:34,513 --> 01:02:39,176
ميترسيدم اگه جلومون رو بگيرن
نتونيم به موقع از صحرا عبور کنيم

633
01:02:40,187 --> 01:02:42,725
به مامان بزرگ گفتم

634
01:02:42,815 --> 01:02:47,810
وقتي داشت ميمُرد بهش گفتم
بهش گفتم که خانواده حتما بايد از صحرا عبور کنه

635
01:02:47,904 --> 01:02:52,567
بهش گفتم نميتونيم هيچ خطري رو با
متوقف شدن براي بازرسي قبول کنيم

636
01:02:54,662 --> 01:02:56,738
پس، همه چي روبراهه

637
01:02:57,582 --> 01:03:03,456
حالا جايي به خاک سپرده ميشه که قشنگ
و سرسبزه و همه اطرافش پر از درخت و گُلِه

638
01:03:06,217 --> 01:03:11,212
دستِ آخر، تو "کاليفرنيا" به خاک سپرده ميشه

639
01:03:24,906 --> 01:03:26,104
خوبه

640
01:03:31,163 --> 01:03:34,367
فکر کردين تا کجا ميتونين
اين ماشين رو هُل بدين ؟

641
01:03:34,458 --> 01:03:36,914
تا همينجا کافيه
آخه بنزين تموم کرديم

642
01:03:37,754 --> 01:03:42,167
ببينم؛ اينجا بهترين جا کجا کار گير مياد ؟
البته مهم نيست چه کاري باشه

643
01:03:42,259 --> 01:03:46,471
اگه ازم بپرسي؛ تا حالا يه ده هزارتايي
از اين آگهي تبليغاتي رو ديدم

644
01:03:46,556 --> 01:03:49,925
چطورمگه؟ بدرد بخور نيستن؟ -
اينجا و در اين زمان، نه -

645
01:03:50,018 --> 01:03:54,396
حدوداي يک ماه پيش اينجا ميوه چيني بود
اما حالا ديگه ميوه چين ها به سمت جنوب رفتن

646
01:03:54,482 --> 01:03:57,567
بهرحال، بگيد ببينم، اهلِ کجايِ "اوکلاهاما"ييد ؟ -
"ساليسا" -

647
01:03:57,652 --> 01:04:02,030
ساليسا "؟ من خودم حدوداي دو سال پيش"
از بخش "چروکي" اينجا اومدم

648
01:04:02,116 --> 01:04:04,654
! بخشِ "چروکي"! خداي من -
! اوه، پسر -

649
01:04:05,495 --> 01:04:10,038
خانواده ي "کاني" اهلِ اون منطقه ان -
! جدي ؟ -

650
01:04:10,125 --> 01:04:13,791
خيلي خب؛ خيلي خب
حالا بياين وارد اين مسايل نشيم

651
01:04:13,879 --> 01:04:19,504
:چيزي که بايستي بهتون بگم اينه
حواستون باشه امشب تو شهر پارک نکنين
برين سراغ همون اردوگاه

652
01:04:19,594 --> 01:04:22,168
اگه بعداز تاريک شدن هوا تو شهر بگيرم‌تون
بايستي زنداني‌تون کنم

653
01:04:22,264 --> 01:04:26,642
اما، حالا بايد چيکار کنيم ؟ -
خب؛ پدر، اين ديگه به من مربوط نميشه -

654
01:04:26,728 --> 01:04:32,684
بنظرم ايرادي نداره که بهتون بگم؛ اون کسي که در واقع
بايد زنداني بشه، اونيه که اين آگهي ها رو منتشر کرده

655
01:04:36,322 --> 01:04:38,529
چند ليتر بزنم رفقا ؟

656
01:04:38,617 --> 01:04:40,491
حدوداي چهار ليتر

657
01:06:07,721 --> 01:06:11,339
بدون شک همچين هم
شرايط رفاهي خوبي نداره

658
01:06:11,433 --> 01:06:15,218
ميخواين بريم يه جاي ديگه ؟ -
اونم با چهار ليتر بنزين؟ -

659
01:06:15,313 --> 01:06:19,062
حالا بياين چادر بزنيم
شايد بتونم يه سوپي چيزي درست کنم

660
01:06:43,721 --> 01:06:47,554
اگه بخواين ميتونم يه مقدار علف خشک
براتون بشکنم و بيارم خانم

661
01:06:47,642 --> 01:06:51,142
ميخواي دعوتت کنم که -
باهامون غذابخوري مگه نه ؟
بله خانم -

662
01:06:51,230 --> 01:06:55,359
مگه صبحانه نخوردي؟ -
نه خانم، اينطرفا کار پيدا نميشه -

663
01:06:55,443 --> 01:06:59,773
بابام داره سعي ميکنه وسايل‌مون رو
بفروشه تا بنزين بخره و از اينجا بريم

664
01:06:59,865 --> 01:07:03,614
يعني هيچ کدوم از اين بچه ها
صبحونه نخوردن ؟

665
01:07:03,703 --> 01:07:08,081
من خوردم، من و داداشم هر دو خورديم
ما خوب غذا ميخوريم

666
01:07:08,166 --> 01:07:12,544
خب، پس گرسنه نيستي، درسته؟ -
ما خوب غذا خورديم و سيريم -

667
01:07:12,630 --> 01:07:16,580
خوشحالم که بعضياتون گرسنه نيستيد
آخه اونوقت يه دفعه اي غذا کم ميومد

668
01:07:16,676 --> 01:07:19,250
داشت لاف ميزد
ميدونين چيکار کرده ؟

669
01:07:19,346 --> 01:07:22,217
ديشب؛ اومد و بهمون گفت که مُرغ خوردن

670
01:07:22,308 --> 01:07:28,312
خب؛ وقتي داشتن غذا ميخوردن نگاه کردم و مثلِ
همه ي اوناي ديگه داشتن خمير سُرخ شده ميخوردن

671
01:07:28,398 --> 01:07:30,557
مامان ؟
اينو چيکارش کنم ؟

672
01:07:30,651 --> 01:07:34,317
خب؛ نميدونم چيکار کنم ؛
بايد به خانواده غذا بدم

673
01:07:34,405 --> 01:07:37,739
اما، اينا رو چيکارشون کنم ؟

674
01:07:44,292 --> 01:07:46,783
"اينو بده به  "روتي

675
01:07:53,094 --> 01:07:55,585
"بيا بگيرش "جان

676
01:08:05,441 --> 01:08:08,359
"بگير "تام
تو بخور، من گرسنه نيستم

677
01:08:08,445 --> 01:08:12,775
منظورتون چيه ؟ شما که امروز غذا نخوردين -
ميدونم، اما، آخه دل درد دارم -

678
01:08:12,867 --> 01:08:15,192
گرسنه نيستم

679
01:08:15,286 --> 01:08:21,539
بشقاب رو ببريد تو چادر و بخوريدش -
فايده نداره، هنوزم جلو چشمم هستن -

680
01:08:23,379 --> 01:08:25,752
! شماها بريد پي کارتون
! بريد ديگه، بريد پي کارتون

681
01:08:25,840 --> 01:08:31,215
اينجا بودن‌تون هيچ فايده اي نداره
بهرحال اينقدري نيست که به همه برسه

682
01:08:31,305 --> 01:08:33,594
بريد ديگه، همين الان

683
01:08:45,989 --> 01:08:48,314
نميتوني اينطوري بفرستي‌شون برن

684
01:08:48,408 --> 01:08:51,825
بيا، بشقابت رو بردار و
برو داخل چادر بخورش

685
01:08:52,663 --> 01:08:57,326
حالا، ببينيد، همه ي شما کوچولوها رو ميگم
همگي بريد و يه بشقابِ تميز واسه خودتون بياريد

686
01:08:57,419 --> 01:09:00,290
و منم هرچي مونده
براتون ميکِشم؛ چطوره ؟

687
01:09:00,381 --> 01:09:02,457
حالا، بريد ديگه

688
01:09:06,972 --> 01:09:10,721
نميدونم دارم کار درست
!رو انجام ميدم يا اشتباه

689
01:09:11,727 --> 01:09:16,686
برين داخل، بريد تو، همگي
! همگي برين داخل چادر

690
01:09:16,775 --> 01:09:20,607
خانمِه ميخواد بهمون غذا بده
يه ظرف واسه خودت بردار و بيا

691
01:09:34,128 --> 01:09:38,079
يالا، يکم بهم بده -
داري خيلي برميداري -

692
01:10:00,451 --> 01:10:02,527
شما آقايون کار ميخواين ؟

693
01:10:03,871 --> 01:10:06,114
البته که ميخوايم
حالا کجا هست ؟

694
01:10:06,207 --> 01:10:09,624
بخشِ "تواريس"؛ موعدِ چيدن ميوه ها داره ميرسه
يه عالمه ميوه چين لازم داريم

695
01:10:09,712 --> 01:10:13,792
خودت استخدام ميکني ؟ -
خب؛ اون زمين رو کنترات کردم -

696
01:10:13,883 --> 01:10:19,673
چقدري دستمزد ميدي ؟ -
دقيقا که نميشه الان بگم -
اما فکر کنم حدوداي 30 سِنت

697
01:10:19,765 --> 01:10:22,969
چرا دقيق نميتوني بگي ؟
بالاخره قرارداد بستي، مگه نه ؟

698
01:10:23,060 --> 01:10:25,219
درسته، اما دستمزدِ نهايي بر اساس
قيمت فروش ميوه ها تعيين ميشه

699
01:10:25,313 --> 01:10:28,599
ممکنه يه مقدار کم و زياد بشه

700
01:10:28,692 --> 01:10:31,314
باشه، آقا، من ميام

701
01:10:31,404 --> 01:10:34,939
فقط قراردادي که بستي رو نشونمون بده
بعدش باهامون قرارداد ببند

702
01:10:35,033 --> 01:10:38,616
تويِ قرارداد بايد کاملا مشخص باشه که
کجا، کِي و چقدر ميخواي دستمزد
بدي. امضاش ميکني و ما راه ميفتيم

703
01:10:38,704 --> 01:10:41,741
گوش کن، آقا زرنگِه
من کسب و کارم رو به روش خودم ميگردونم

704
01:10:41,832 --> 01:10:47,539
من کار دارم، اگه ميخواي، بفرما، خب اگر
هم نميخوايش، همينجا بشين، همين و بس

705
01:10:48,257 --> 01:10:50,962
تا حالا دوبار گولِ
اين طرزِ صحبت رو خوردم

706
01:10:51,051 --> 01:10:56,723
اين يارو شايد 1000 نفر لازم داشته باشه؛ اونوقت مياد و
پنج هزار تا استخدام ميکنه و آخرش به هرکدوم 15 سِنت ميده

707
01:10:56,808 --> 01:10:59,763
اونوقت شماها هم مجبور ميشيد به همون راضي بشيد
چرا؟ چونکه بدون اون پول بايد گرسنگي بکِشيد

708
01:10:59,853 --> 01:11:03,389
اگه ميخواد کارگر استخدام کنه؛ بايد وادارش کنيد که قراردادِ
نوشته تنظيم کنه و توش بنويسه آخرش پول‌تون رو ميده

709
01:11:03,483 --> 01:11:07,351
ازش بخواين پروانه‌اش رو بهتون نشون بده
بخاطر اينکه بدون پروانه؛ اجازه ي جذب نيرو نداره

710
01:11:07,446 --> 01:11:09,652
"هي، "جو

711
01:11:09,740 --> 01:11:11,816
يه آشوبگر اينجا داريم

712
01:11:17,290 --> 01:11:21,419
تا حالا اين يارو رو ديدي ؟ -
فکر کنم ديده باشمِش -

713
01:11:21,504 --> 01:11:26,083
فکر کنم ديدمش که داشت دور و برِ يه گاراژِ
ماشين‌هاي دست دوم که بهش دستبرد زدن ميپلکيد

714
01:11:26,176 --> 01:11:29,628
آره، خودشه
سوار ماشين شو

715
01:11:29,722 --> 01:11:33,340
هيچ مدرکي عليهِ‌اش ندارين -
يه بار ديگه دهنت رو باز کني -
اونوقت خودتم همراهش ميري

716
01:11:33,685 --> 01:11:38,893
نبايد به حرف اين آدماي دردسر ساز و
آشوبگر گوش بديد، بهتره وسايلتونو جمع
کنين و همراهم به بخش "تواريس" بياين

717
01:11:38,982 --> 01:11:41,059
بيا سوار شو ببينم

718
01:12:13,064 --> 01:12:16,932
اون تفنگو بدش به من، حالا بزن به چاک
برو جنگل و منتظرم بمون

719
01:12:17,027 --> 01:12:20,527
نميخوام فرار کنم -
"کلانتر ديدتِت "تام -

720
01:12:20,614 --> 01:12:25,610
ميخواي ازت انگشت نگاري کنن ؟
ميخواي آزادي مشروطِت
رو نقض کني و برگردي زندان ؟

721
01:12:25,704 --> 01:12:28,195
فکر کنم حق با شما باشه

722
01:12:29,124 --> 01:12:35,377
بين درخت‌ها قايم شو
اگه مشکلي نداشت که برگردي
چهارتا سوتِ بلند برات ميزنم

723
01:13:01,704 --> 01:13:06,034
اينجا چه خبره ؟ -
اين آدم‌تون، قُلدُر باري درآورد، منم زدمش -

724
01:13:06,126 --> 01:13:10,539
بعدش شروع کرد به شليک کردن
اون خانم رو با تير زد، منم دوباره زدمش

725
01:13:10,631 --> 01:13:12,838
اصلا از همون اول واسه چي زديش؟

726
01:13:12,925 --> 01:13:15,002
بخاطر اينکه با گستاخي
جوابش رو دادم و درگير شديم

727
01:13:16,263 --> 01:13:18,671
اين مرد همونيه که زدت ؟

728
01:13:19,516 --> 01:13:22,684
شبيهِ‌اش نيست -
اوه، خودِ خودم بودم -

729
01:13:22,770 --> 01:13:25,262
مثل اينکه بخاطر ضربه
يه مقدار قاطي کردي

730
01:13:25,357 --> 01:13:27,646
برو تو ماشين ببينم

731
01:13:48,676 --> 01:13:54,097
اين خانم داره از خونريزي مي‌ميره -
پسر، گلوله ي 45 ميليمتري هم -
عجب گندکاري اي راه ميندازه

732
01:13:54,182 --> 01:13:56,887
بهتره براش دکتر خبر کنيد

733
01:14:34,396 --> 01:14:36,685
"اَل "

734
01:14:36,773 --> 01:14:39,395
حالا ميتوني بياي بيرون -
بايد از اين اردوگاه خارج بشيم -

735
01:14:39,485 --> 01:14:44,112
يه مردي تو جنگل بهم گفت که تعدادي از
پولدارها برنامه ريختن که اينجا رو آتيش بزنن

736
01:14:44,199 --> 01:14:47,485
بايد تمام وسايل رو بارِ کاميون کنيم
مامان

737
01:14:47,578 --> 01:14:49,452
بابا

738
01:14:53,042 --> 01:14:58,500
اون هندلِ جک دستِت چيکار ميکنه ؟ -
يه مقدار گستاخ شده، فقط همين -

739
01:14:58,590 --> 01:15:01,378
دعواهاتون رو بذاريد براي بعد
بايستي زود از اينجا بريم، "کاني" کجاست؟

740
01:15:01,469 --> 01:15:07,473
خب، ميدوني "تام"، اون گذاشته رفته، ديشب رفت
گفت که فکرشو نميکرده اوضاع اينطوري باشه

741
01:15:07,559 --> 01:15:10,810
خوشحالم که ازشرش خلاص شديم، بي خاصيت بود -
! بابا! ساکت-

742
01:15:10,897 --> 01:15:13,388
چرا من بايد ساکت بشم ؟
اون گذاشتمون و رفت، مگه نه ؟

743
01:15:13,483 --> 01:15:15,808
ديگه تمومش کن بابا
به "اَل" کمک کن که ماشينو راه بندازه

744
01:15:15,902 --> 01:15:21,408
چندتا از آدماي شهري
ميخوان امشب اردوگاه رو آتيش بزنن

745
01:15:30,544 --> 01:15:34,294
گريه نکن عزيزم
زندگيت درست ميشه

746
01:15:37,636 --> 01:15:42,263
تام"؛ حس ميکنم هيچ ارزشي ندارم "

747
01:15:43,434 --> 01:15:46,638
بدون اون، اصلا نميخوام زندگي کنم

748
01:15:49,608 --> 01:15:53,654
دوباره برميگرده
براش پيام ميذاريم

749
01:15:53,738 --> 01:15:55,815
اصلا نگران نباش

750
01:16:08,797 --> 01:16:12,132
سوار شو مامان
شما و "روزاشارن" سوار شين

751
01:16:49,345 --> 01:16:51,172
مامان

752
01:16:51,264 --> 01:16:55,761
شايد، شايد "کاني" رفته باشه يه چندتا
کتاب براي مطالعه کردن بياره

753
01:16:55,852 --> 01:16:58,889
آخه ميخواد متخصص راديو بشه
...ميدونين که

754
01:16:58,981 --> 01:17:01,307
شايد خواسته غافلگيرمون کنه

755
01:17:01,401 --> 01:17:04,106
شايد همين کارو کرده

756
01:17:05,781 --> 01:17:08,106
مامان؛ يه وقتايي ميرسه
که مرد عصباني ميشه ديگه

757
01:17:08,200 --> 01:17:10,905
بهم قول بده که -
خودم ميدونم مامان، سعيم رو ميکنم -

758
01:17:10,995 --> 01:17:14,329
اگه قانوني وجود داشت، شايد ميتونستيم در پناهش
به زندگي ادامه بديم، اما هيچ قانوني اينجا وجود نداره

759
01:17:14,416 --> 01:17:19,043
ميخوان ارواحمونو متاثر کنن، ميخوان کاري
کنن که به ذلت و خواري بيفتيم، ميخوان کاري
کنن که نجابت و شرافتمون رو فراموش کنيم

760
01:17:19,130 --> 01:17:22,499
"تو بهم قول دادي "تام -
ميدونم، سعيم رو ميکنم مامان، باور کن  -

761
01:17:22,592 --> 01:17:26,293
نبايد خودتو درگير قانون کني
خانواده داره ازهم ميپاشه
بايد از دردِسر دوري کني

762
01:17:26,388 --> 01:17:28,511
اون ديگه چيه ؟
مسيرِ انحرافي ؟

763
01:17:38,277 --> 01:17:40,982
!تام"! "تام"، خواهش ميکنم مراقب باش"-
! "تام"-

764
01:17:44,367 --> 01:17:48,069
فکر کردي کجا داري ميري ؟

765
01:17:48,163 --> 01:17:49,991
خب

766
01:17:50,082 --> 01:17:55,540
ما اينجا غريبه ايم آقا
شنيديم که يه جايي به
اسم "تواريس" وجود داره

767
01:17:55,631 --> 01:18:01,586
جدي؟ داري مسير اشتباه رو ميري
بعلاوه که ديگه بيشتر از اين
اوکلاهاما"يي تو اين شهر نميخوايم"

768
01:18:01,679 --> 01:18:06,638
اينجا؛ حتي براي آدمايي که از قبل اومدن
هم به اندازه ي کافي کار وجود نداره

769
01:18:06,727 --> 01:18:10,227
پس، کدوم سمت بريم آقا ؟ -
دور بزن و برو سمتِ شمال -

770
01:18:10,314 --> 01:18:15,855
و تا وقتي که فصلِ برداشت پنبه نرسيده
دوباره سروکله ات اينجا پيدا نشه، فهميدي ؟

771
01:18:38,389 --> 01:18:41,141
بابا، بيا اون يکي لاستيک رو امتحان کنيم

772
01:18:41,768 --> 01:18:46,347
دوباره پنچر کردي  "تام"؟ -
چي؟ يکي ديگه؟ -

773
01:18:48,400 --> 01:18:51,318
بابا، ميشه اون لاستيک يدکي رو بياري؟

774
01:19:08,924 --> 01:19:14,264
مامان، ميشه از اينجا بلند شي ؛
آخه اينطوري خيلي سنگين ميشه

775
01:19:15,098 --> 01:19:17,637
يه‌چي بهت بگما، بزودي بايد يه
اتفاقي بيفته و يه کاري گير بياريم

776
01:19:17,726 --> 01:19:23,600
روغن‌مون ديگه داره ته ميکِشه
به اندازه ي دو روز آرد داريم و ده تا سيب زميني

777
01:19:23,692 --> 01:19:27,986
و بايد يادمون باشه که بالاخره همين روزا
موقع زايمان "روزاشارن" ميرسه

778
01:19:30,408 --> 01:19:32,982
صبح بخير -
صبح بخير -

779
01:19:33,078 --> 01:19:37,705
شماها دنبال کار ميگردين ؟ -
هرکجا که فکرشو بکني دنبال کار ميگرديم -

780
01:19:37,791 --> 01:19:40,461
شماها بلدين هلو بچينين ؟ -
ما ميتونيم هرچيزي رو بچينيم -

781
01:19:40,545 --> 01:19:44,329
حدود 40 مايل بالاتر يه عالمه کار هست
."درست اين سمتِ "پيکسلي

782
01:19:44,424 --> 01:19:50,214
به جاده ي 32 که رسيدين؛ سمت شرق برين
اونجا مزرعه ي "کين" رو پيدا کنين و بهشون
بگين که "اسپنسر" شماها رو فرستاده

783
01:19:50,306 --> 01:19:54,221
خيلي ازتون سپاسگزاريم آقا -
متشکرم -

784
01:19:54,311 --> 01:19:56,387
بيا بغلم مامان

785
01:20:18,339 --> 01:20:21,293
چيه، راه بسته اس ؟ -
فکر کردين دارين کجا ميرين ؟ -

786
01:20:21,384 --> 01:20:24,504
يه مردي به اسم "اسپنسر "ما رو فرستاده
گفتم اينجا برامون کار هست

787
01:20:24,596 --> 01:20:27,170
اه، پس ميخواين کار کنين، هان ؟ -
حتما ميخوايم -

788
01:20:27,266 --> 01:20:30,101
خيلي خب
پس برين اونجا تو صف

789
01:20:30,186 --> 01:20:34,184
اين ماشين عيب نداره، بذار رَد بشن -
موضوع چيه؟ چه اتفاقي افتاده؟ -

790
01:20:34,274 --> 01:20:39,779
يه مشکل کوچيکي اونجا بوجود اومده
اما شما بريد جلو، مشکلي نداره

791
01:20:43,118 --> 01:20:45,194
برو جلو

792
01:20:54,840 --> 01:20:57,046
فکر ميکنين چي باشه ؟
يعني اينا رو اخراج کردن ؟

793
01:20:57,134 --> 01:21:01,429
نميدونم پليسا چه ارتباطي باهاش دارن
اما هر چي که هست، ازش خوشم نمياد

794
01:21:01,514 --> 01:21:06,177
اينا همه‌شون بالاخره همشهري هاي
خودمونن، از اين وضع خوشم نمياد

795
01:21:06,270 --> 01:21:08,975
راه برو
تو صف بمون

796
01:21:10,191 --> 01:21:12,267
برو جلو

797
01:21:15,864 --> 01:21:18,901
ميخواي چيکار کني
مرتيکه ي بي خاصيت ؟

798
01:22:02,210 --> 01:22:04,286
برو جلو
زود باش

799
01:22:06,298 --> 01:22:09,003
يالا، يالا، يالا

800
01:22:09,093 --> 01:22:11,216
بريد اونجا

801
01:22:12,013 --> 01:22:14,090
بريد انتهاي اون خيابون

802
01:22:16,852 --> 01:22:19,344
تو همين صف بمونين و
تا انتهاي خيابون بريد

803
01:22:38,461 --> 01:22:40,537
ماشينو نگه دار رفيق

804
01:22:44,134 --> 01:22:46,804
ميخواي کار کني ؟ -
حتما، ببينم، واسه چي اين سئوالا رو ميپرسي؟ -

805
01:22:46,887 --> 01:22:50,304
به تو ربطي نداره، اسم ؟ -
"جود"-

806
01:22:50,391 --> 01:22:52,717
چند تا مَرد هستين ؟ -
چهارتا -

807
01:22:52,811 --> 01:22:55,812
زن ؟ -
دوتا -

808
01:22:55,898 --> 01:22:57,855
بچه ؟ -
دوتا -

809
01:22:57,942 --> 01:23:00,231
همگي ميتونين کار کنين؟

810
01:23:00,320 --> 01:23:03,523
حتما، فکر کنم -
خيلي خب، خونه‌ي شماره‌ 63 -

811
01:23:03,615 --> 01:23:07,234
دستمزدِتون براي هر جعبه که بچينين
پنج سِنتِه، بشرطي که ميوه ي لِهيده
و خراب تو جعبه ها نباشه ها

812
01:23:07,328 --> 01:23:10,531
راه بيفت
فوري بايد بريد سرِ کار

813
01:23:36,362 --> 01:23:38,438
يالا، عزيزم

814
01:23:41,159 --> 01:23:43,829
اسم ؟ -
"جود"-

815
01:23:43,912 --> 01:23:46,154
بگو ببينم، اين کارا واسه چيه؟

816
01:23:46,248 --> 01:23:49,084
جود"، اسمش اينجا تو ليست نيست "-
پلاکِ ماشين ؟ -

817
01:23:49,168 --> 01:23:52,004
"اوکلاهاما، اي.ال.204 "

818
01:23:52,088 --> 01:23:53,832
اينم تو ليست نيست

819
01:23:53,924 --> 01:23:57,091
حالا، گوش بده ببين چي ميگم
نميخوايم باهاتون مشکلي پيش بياد

820
01:23:57,178 --> 01:24:03,431
فقط به کارِ خودتون برسيد و سرتون
به کارِ خودتون باشه و اگه اين کارو
بکنين، مشکلي براتون پيش نمياد

821
01:24:03,518 --> 01:24:07,766
آره جونِ بابات، تو ميخواي کاري کني
که اينجا، خونه ي خودمه ؟

822
01:24:14,281 --> 01:24:16,570
يعني قراره اينجا زندگي کنيم مامان؟ -
چطور مگه، البته -

823
01:24:16,659 --> 01:24:20,324
وقتي يه دستي به سرو رويِ خونه بکِشيم
و تميزکاري کنيم، اينقدرها هم بد نيست

824
01:24:20,413 --> 01:24:22,739
من که از همون چادر
بيشتر خوشم ميومد

825
01:24:22,833 --> 01:24:25,406
اينجا لااقل زمين داره

826
01:24:25,502 --> 01:24:28,420
وقتي بارون مياد
سقفِش چکه نميکنه

827
01:24:29,674 --> 01:24:32,592
بيا
اين ممکنه به دردِت بخوره

828
01:24:37,266 --> 01:24:39,508
اسم ؟ -
هنوزم "جود" هستم -

829
01:24:39,602 --> 01:24:41,476
چند نفرين؟ -
شش نفر، شماها برين -

830
01:24:41,563 --> 01:24:44,979
"من و "روزاشارن
هم ماشينو خالي ميکنيم

831
01:25:32,873 --> 01:25:36,040
بازم همبرگر داريم مامان ؟ -
نه، نداريم -

832
01:25:36,126 --> 01:25:40,125
امروز يک دلار درآمد داشتيد -
و اينم يه دلار خرج برداشته
اين يه ذره، يه دلار ؟ -

833
01:25:40,215 --> 01:25:43,916
آخه تو فروشگاهِ شرکت اضافه‌تر پول ميگيرن
و جايِ ديگه اي هم براي خريد وجود نداره

834
01:25:44,011 --> 01:25:46,217
خب، من که سير نشدم

835
01:25:46,305 --> 01:25:53,305
فردا همگي ميريد سرِ کار و مزدِ کامل ميگيرين
و همگي ميتونيم به اندازه ي کافي بخوريم

836
01:25:53,397 --> 01:25:58,772
فکر نکنم اين ميوه چيني
براي مخارج‌مون کفايت کنه

837
01:25:58,861 --> 01:26:02,729
فکر کنم يه دوري بزنم و يه
نگاهي بندازم تا ببينم اون سروصداي
پشت دروازه واسه چي بود

838
01:26:02,824 --> 01:26:06,989
کسي ميخواد همراهم بياد ؟ -
نه، فکر کنم يه مدت همينجا -
ميشينم و بعدش ميرم بخوابم

839
01:26:07,079 --> 01:26:10,579
ميخوام برم يه دوري اين طرفا بزنم
و ببينم شايد با يه دختر آشنا شدم

840
01:26:10,667 --> 01:26:12,992
وقتي به سن و سالِ تو بودم، من -
! بابا -

841
01:26:13,086 --> 01:26:17,500
ميخوام ببينم اونهمه سرو صدا واسه
چي بوده، بدجوري فضوليم گُل کرده

842
01:26:17,592 --> 01:26:20,165
زود برميگردم

843
01:26:22,097 --> 01:26:26,594
تام"، حواسِت رو جمع کن "
نري تو چيزي فضولي کني

844
01:26:26,686 --> 01:26:28,975
باشه مامان
نگران نباش

845
01:26:40,118 --> 01:26:42,740
سرِت رو انداختي پايين
داري کجا واسه خودت ميري؟

846
01:26:42,829 --> 01:26:45,036
فکر کردم يه قدمي بزنم

847
01:26:45,124 --> 01:26:49,454
مگه قانوني وجود داره که منعِش کنه؟ -
ميتوني قدم بزني و برگردي -
همونجايي که ازش اومدي

848
01:26:49,546 --> 01:26:53,129
-يعني ميگي اينجا حتي
نميتونم از خونه بيرون بيام؟
امشب رو نه؛ نميتوني -

849
01:26:53,216 --> 01:26:59,470
حالا ميخواي برگردي؟ يا اينکه بايد سوت بزنم و
چند نفري بيان کمک که به زور برت گردونيم؟

850
01:27:01,852 --> 01:27:04,557
خودم برميگردم

851
01:27:50,492 --> 01:27:52,568
شب بخير -
تو کي هستي؟ -

852
01:27:52,661 --> 01:27:55,331
فقط داشتم از اينجا عبور ميکردم -
کسي رو اينطرفا ميشناسي ؟ -

853
01:27:55,414 --> 01:27:58,119
نه، بهت که گفتم
فقط داشتم رَد ميشدم

854
01:28:01,379 --> 01:28:04,998
! "کِيسي"-
ميبينم که "تام جودِ "خودمونِه -

855
01:28:05,885 --> 01:28:09,800
فکر ميکردم زنداني -
نه؛ فقط از شهر بيرونم کردن -

856
01:28:09,889 --> 01:28:12,807


857
01:28:14,603 --> 01:28:18,352
اين آقا؛ همونيه که حرفش رو ميزدي؟ -
خودشه، چطوري، چه کارها ميکني؟ -

858
01:28:18,441 --> 01:28:20,683
کار ميکنم ديگه
هلو ميچينم

859
01:28:20,777 --> 01:28:24,645
وقتي اومديم، صداي داد وفريادِ دوستانو شنيدم
اومدم ببينم اون همه داد و فرياد چه دليلي داشته

860
01:28:24,740 --> 01:28:28,323
موضوع چيه ؟ -
اين که ميبيني، اعتصابِه -

861
01:28:28,411 --> 01:28:30,949
درسته جعبه‌اي 5 سِنت پولِ زيادي نيست
اما بالاخره خرجِ خورد و خوراکِ آدمو که درمياره

862
01:28:31,039 --> 01:28:35,702
پنج سِنت؟ به شماها پنج سِنت ميدن؟ -
البته، از نيمروز تا شب يک دلار درآمد داشتيم -

863
01:28:35,795 --> 01:28:39,081
ببين "تام"؛ ما براي کارکردن اينجا اومديم

864
01:28:39,174 --> 01:28:43,006
بهمون گفتم جعبه اي 5 سِنت ميدن
اما تعدادِمون خيلي زياد بود

865
01:28:43,095 --> 01:28:45,882
در نتيجه طرف گفت که
بهمون 2.5 سِنت ميده

866
01:28:46,724 --> 01:28:50,769
آدم اگه بچه داشته باشه با اين پول
نميتونه شکمِش رو سير کنه

867
01:28:50,854 --> 01:28:52,930
درنتيجه ما هم قبول نکرديم کار کنيم

868
01:28:53,023 --> 01:28:56,309
در نتيجه انداختن‌مون بيرون
حالا هم دارن به شماها 5 سِنت ميدن

869
01:28:56,402 --> 01:28:59,356
حالا فکر کردين اگه اين اعتصاب
تموم بشه بازم بهتون 5 سِنت ميدن؟

870
01:28:59,447 --> 01:29:01,524
نميدونم
اما الان که دارن 5 تا ميدن

871
01:29:01,616 --> 01:29:04,903
همون لحظه اي که ماها از اينجا بريم
درجا دستمزدِتون رو ميکنن 2.5 سِنت

872
01:29:04,995 --> 01:29:07,119
ميدوني اين به چه معني ايه؟

873
01:29:07,206 --> 01:29:11,335
يک تُن هُلو در برابر يک دلار
چيده و حمل ميشه

874
01:29:11,420 --> 01:29:15,204
اگه اونطوري بشه؛ ديگه حتي نميتوني
در حد بخور و نمير هم غذا بخري

875
01:29:15,299 --> 01:29:19,344
"بهشون بگو بيان بيرون و به ماها ملحق بشن "تام
هلوهاشون داره ميرسه و کم کم خراب ميشه

876
01:29:19,429 --> 01:29:24,175
اگه دو روز اينطوري دووم بياريم اونوقت به
همگي پنج يا شايدم هفت سِنت پول ميدن

877
01:29:25,352 --> 01:29:28,888
اونا بيرون بيا نيستن؛ همين
الانش هم دارن 5 سِنت ميگيرن
اين تنها چيزيه که براشون اهميت داره

878
01:29:28,982 --> 01:29:32,398
اما همون لحظه‌اي که ديگه اعتصابي در
کار نباشه، همون 5 سِنت هم گيرِشون نمياد

879
01:29:32,486 --> 01:29:36,615
تا به خودت بيايي، ميبيني که انداختنت بيرون
همه چي رو درست و حسابي برنامه ريزي کردن

880
01:29:36,699 --> 01:29:40,567
بمحض اينکه فصل چيدن محصول تموم بشه
يه کارگرِ مهاجر بحساب مياي
بعدشم، يه مفت خور بي ارزش

881
01:29:40,662 --> 01:29:44,328
بهرحال بچه ها الان دارن 5 سِنت ميگيرن
اونا هم فقط به همين اهميت ميدن

882
01:29:44,416 --> 01:29:47,620
ميدونم الان بابا چي ميگه
ميگه مشکل شماها به اون هيچ ربطي نداره

883
01:29:47,712 --> 01:29:50,916
درسته، بهرحال اول بايد خسارت زيادي
بهش وارد بشه تا قانع بشه و قبول کنه

884
01:29:51,007 --> 01:29:53,962
خسارت؟
ما غذا نداشتيم بخوريم

885
01:29:54,053 --> 01:29:57,387
امشب گوشت خورديم
درسته کم بود، اما بهرحال خورديم

886
01:29:57,473 --> 01:30:01,970
فکر کردين بابا حاضر ميشه بخاطر چند نفر
ديگه دست از گوشت و غذاش بکِشه ؟

887
01:30:02,062 --> 01:30:04,388
تازه "روزاشارن" هم به شير نياز داره

888
01:30:04,481 --> 01:30:09,358
فکر کردين مامان بخاطر داد و فريادهاي
شماها به اون بچه گرسنگي ميده ؟

889
01:30:09,446 --> 01:30:12,447
تام"؛ تو هم بايد مثل من "
ياد بگيري تا بفهمي چي ميگم

890
01:30:12,533 --> 01:30:16,613
من خودم هم هنوز نميدونم چي درسته و چي غلط
اما دارم سعي ميکنم تا متوجه بشم

891
01:30:16,704 --> 01:30:20,074
بخاطر همينه که ديگه هرگز
دوباره نميتونم کِشيش بشم

892
01:30:20,166 --> 01:30:22,373
پدر روحاني، بايد در مورد
همه چي بدونه و مطمئن باشه

893
01:30:22,461 --> 01:30:24,952
اما من اينطور نيستم

894
01:30:25,047 --> 01:30:26,874
بايد بپرسم

895
01:30:26,966 --> 01:30:29,125
از اين وضعيت خوشم نمياد -
موضوع چيه ؟ -

896
01:30:29,219 --> 01:30:34,724
نميتونم به قطع بگم؛ مثل اينکه يه صدايي شنيدم
اما گوشامو که تيز کردم چيزي نبود

897
01:30:34,809 --> 01:30:38,308
ايني که ميگي؛ همچينا هم عجيب و غريب نيست -
همگي يه مقدار نگران و دست پاچه ايم -

898
01:30:38,396 --> 01:30:41,766
پليسا همش داشتن تهديدمون ميکردن که
ميان لت و پارمون ميکنن و بيرون‌مون ميندازن

899
01:30:41,858 --> 01:30:47,020
البته از اين پليساي عادي هم نبودن ها؛ از اين نشاندارهاش
از همينايي که براي حفظ امنيت ازشون استفاده ميکنن

900
01:30:47,115 --> 01:30:49,986
پيش خودشون فکر کردن بخاط راينکه من زياد
حرف ميزنم؛ پس رهبر اين شورشيا هم هستم

901
01:30:50,076 --> 01:30:55,154
چراغ رو خاموش کنيد و بيايين بيرون
يه چيزي اينجاس

902
01:30:59,421 --> 01:31:02,755
چيه ؟ -
نميدونم، گوش بديد -

903
01:31:02,841 --> 01:31:06,507
نميتونم به قطع بگم ميشنوم يا نه -
تو صدا رو ميشنوي "تام"؟ -

904
01:31:06,596 --> 01:31:11,305
ميشنوم، فکر کنم چند نفري دارن اينطرفي ميان
تعدادشون هم بايد خيلي زياد باشه

905
01:31:11,393 --> 01:31:16,898
بايد از اينجا خارج بشيم -
از اونطرف! بايد به سمت پايين اون پُل بريم  -

906
01:31:36,631 --> 01:31:41,175
اوناهاشش! هموني که وسطِه
! همون لاغره، "چاک"، "الِک"، بگيرينش

907
01:31:45,099 --> 01:31:48,184
! شماها نميدونيد داريد چيکار ميکنيد
داريد به گرسنگي کِشيدن بچه ها کمک ميکنيد

908
01:31:48,269 --> 01:31:50,761
خفه خون بگير ببينم، مرتيکه ي -
! "کِيسي "-

909
01:31:51,940 --> 01:31:55,144
! کُشتيش -
حقش بود -

910
01:31:55,236 --> 01:31:57,312
! مراقب باش

911
01:32:05,915 --> 01:32:09,783
پسر، اون مُرده، کاملا مُرده -
کسي که اينکارو کرد رو ديدي ؟ -

912
01:32:09,878 --> 01:32:15,798
مطمئن نيستم؛ اما با چوب زدم تو صورتش
روي صورتش جاي زخميه
که به اين زوديا از بين نميره

913
01:32:29,067 --> 01:32:30,526
مامان ؟

914
01:32:30,610 --> 01:32:34,027
! "تام"! "تام"
بابا پاشو، "اَل" چراغ رو روشن کن

915
01:32:34,115 --> 01:32:35,989
! ساکت

916
01:32:39,996 --> 01:32:42,073
يالا

917
01:33:33,934 --> 01:33:36,426
کسي چيزي پرسيده ؟ -
نه خانم -

918
01:33:36,521 --> 01:33:40,140
خب؛ تو کنار در بمون -
چشم خانم -

919
01:33:41,944 --> 01:33:43,818
تامي"؟"

920
01:33:44,989 --> 01:33:47,065
چطوري ؟

921
01:33:49,119 --> 01:33:52,239
صورتم ضربه خورده
اما چشمم سالمه

922
01:33:54,542 --> 01:33:57,911
شما چيا شنيدين ؟ -
مثل اينکه طرفو کُشتي -

923
01:33:59,714 --> 01:34:02,502
خودم هم همينطور فکر ميکردم
حس کردم که کُشتمش

924
01:34:04,387 --> 01:34:07,258
مردم خيلي حرفِش رو نميزنن

925
01:34:07,348 --> 01:34:10,018
ميگن دارن دنبالِ قاتل ميگردن

926
01:34:10,102 --> 01:34:13,269
دارن درباره ي اين حرف ميزنن که وقتي
قاتل رو دستگير کنن؛ اعدامش کنن

927
01:34:13,355 --> 01:34:15,645
اونا اول "کِيسي" رو کُشتن

928
01:34:15,733 --> 01:34:20,195
اونا اينطوري داستانو تعريف نميکنن
ميگن شماها اول به اونا
حمله کرديد و اون مرد رو کُشتيد

929
01:34:20,280 --> 01:34:22,606
...اونا اصلا ميدونن

930
01:34:22,700 --> 01:34:25,238
که طرف چه شکلي بوده ؟

931
01:34:25,328 --> 01:34:28,246
اونا ميدونن که يکي
با چماق تو سرِش زده

932
01:34:30,834 --> 01:34:33,123
معذرت ميخوام مامان

933
01:34:33,212 --> 01:34:36,961
نميدونستم دارم چيکار ميکنم
و چه عاقبتي در انتظارمه

934
01:34:37,050 --> 01:34:40,336
اصلا خودم هم نميدونستم
که ميخوام اونکارو بکنم

935
01:34:40,429 --> 01:34:43,134
"عيب نداره "تامي

936
01:34:45,184 --> 01:34:47,854
کاشکي اونکارو نميکردي

937
01:34:47,937 --> 01:34:50,643
اما خب؛ کاري رو کردي که بايد

938
01:34:50,732 --> 01:34:53,485
و نميتونم بابتش سرزنشت کنم

939
01:34:57,741 --> 01:35:00,528
امشب از اينجا ميرم
نميتونم شما رو به دردسر بندازم

940
01:35:00,619 --> 01:35:02,327
"تام "

941
01:35:02,413 --> 01:35:05,663
چيزاي زيادي هست که من نميفهمم

942
01:35:05,750 --> 01:35:08,954
اما فرارکردنت
کمکي بهمون نميکنه

943
01:35:10,839 --> 01:35:13,924
يه وقتي بود که روي
زمين‌مون کشاورزي ميکرديم

944
01:35:14,010 --> 01:35:16,881
اونموقع؛ يه حد و مرزي بين‌مون بود
اون زمين باعث ميشد با همديگه مرتبط باشيم

945
01:35:17,597 --> 01:35:21,180
پيرها ميمُردن و جوون‌ها جاشونو ميگرفتن

946
01:35:21,268 --> 01:35:24,305
هميشه باهمديگه متحد و يکدل بوديم

947
01:35:24,397 --> 01:35:26,555
خانواده بوديم

948
01:35:27,400 --> 01:35:30,022
يکدل و روراست با همديگه

949
01:35:30,863 --> 01:35:33,864
اما حالا ديگه اونطوري
با همديگه نيستيم

950
01:35:33,949 --> 01:35:37,236
چيزي نيست که يکدل
و پيوسته نگه‌مون داره

951
01:35:37,328 --> 01:35:41,113
مثلا اين روزا "اَل" با اشتياق تمام
ميخواد خودِش رو پايِ خودش بايسته

952
01:35:41,208 --> 01:35:44,245
عمو "جان"؛ بي هدف اينور و اونور ميره

953
01:35:45,087 --> 01:35:49,466
بابات، خونه و زمينِش رو ازدست داده
ديگه رئيس خانواده نيست

954
01:35:50,761 --> 01:35:53,252
"خانوادمون داره از هم مي‌پاشه "تام

955
01:35:54,432 --> 01:35:56,923
حالا ديگه خانواده اي وجود نداره

956
01:36:00,480 --> 01:36:06,317
و "روزاشارن" قراره بچه اش رو به دنيا بياره
اما، خانواده اي نداره

957
01:36:06,404 --> 01:36:09,524
داشتم سعي ميکردم بهش انگيزه بدم
...تا به زندگي اميدوار بشه، اما

958
01:36:11,785 --> 01:36:14,028
و"وينفيلد "؛

959
01:36:14,121 --> 01:36:16,791
اينطوري که داره ادامه ميده
چي ميخواد بشه ؟

960
01:36:16,875 --> 01:36:20,790
با اين وضع وحشي و بي رحمي که داره
بزرگ ميشه و "روتي" هم همينطور

961
01:36:21,672 --> 01:36:23,748
درست مثل حيوونا دارن بزرگ ميشن

962
01:36:26,177 --> 01:36:28,882
به هيچي نميتونن اطمينان کنن

963
01:36:32,101 --> 01:36:34,177
"نرو "تام

964
01:36:35,354 --> 01:36:37,431
بمون و کمکمون کن

965
01:36:38,483 --> 01:36:40,939
به من کمک کن

966
01:36:45,825 --> 01:36:50,535
باشه مامان؛ البته نبايد بمونم
ميدونم که نبايد بمونم اما باشه، نميرم

967
01:36:53,876 --> 01:36:56,913
مامان، يه عالمه آدم دارن ميان

968
01:36:57,005 --> 01:36:59,330
چند نفرن؟ -
دَه نفر -

969
01:36:59,424 --> 01:37:01,666
خونه ي شماره ي 25
شماره‌ي خونه رو درِش حک شده

970
01:37:01,760 --> 01:37:05,841
باشه آقا، حالا چقدر ميدين؟ -
دو و نيم سِنت -

971
01:37:05,932 --> 01:37:10,013
دو و نيم سِنت؟ ميگم آقا، آدم که با اين
پول حتي نميتونه شامِش رو هم تامين کنه

972
01:37:10,103 --> 01:37:14,351
يا قبول کن يا برو، الان 200 نفر ديگه
دارن از جنوب براي کار اينجا ميان
اونا خوشحال ميشن که اين کارو بگيرن

973
01:37:14,442 --> 01:37:17,229
اما، آخه اينطوري چي بخوريم؟ -
ببينيد -

974
01:37:17,320 --> 01:37:22,113
من دستمزد رو تعيين نکردم
اگه کار رو ميخواين، بفرما
اگر هم نميخواين، هِرّي

975
01:37:22,201 --> 01:37:26,151
خونه ي شماره ي 25 از کدوم طرفه ؟ -
مستقيم بريد به سمتِ انتهاي خيابون -

976
01:37:34,841 --> 01:37:37,047
کِيسي"؛ "

977
01:37:37,135 --> 01:37:41,513
ممکنه يه کِشيش بوده باشه
اما خوب از کنهِ همه چي سردرمياورد

978
01:37:41,599 --> 01:37:43,675
مثل فانوس دريايي
بقيه رو راهنمايي ميکرد

979
01:37:43,768 --> 01:37:46,259
به منم کمک کرد که
اوضاع اطرافم رو درک کنم

980
01:37:46,354 --> 01:37:49,474
شب که بشه، از اينجا ميريم

981
01:37:51,360 --> 01:37:53,436
اون مرد؛ مثل يه چراغ
راهنما در تاريکي ميمونه

982
01:37:57,951 --> 01:38:00,442
من ماشين رو روشن ميکنم -
باشه -

983
01:38:11,342 --> 01:38:13,418
"خيلي خب "تام

984
01:38:15,722 --> 01:38:17,798
بپر بالا
بپر بالا

985
01:38:21,520 --> 01:38:24,058
فقط اينقدري که از اينجا دور بشيم
بعدش ميتوني بيرون بياي

986
01:38:24,148 --> 01:38:26,770
خيلي بدم مياد اينطوري
اينجا گير بيفتم و مخفي بشم

987
01:38:26,860 --> 01:38:28,936
سوارشو مامان

988
01:38:31,490 --> 01:38:34,575
هي! داريد کجا ميريد؟ -
داريم ميريم بيرون -

989
01:38:34,660 --> 01:38:37,745
براي چي؟ -
يه پيشنهاد شغلي -
خيلي خوب بهمون شده

990
01:38:37,831 --> 01:38:39,076
جدي؟

991
01:38:39,166 --> 01:38:41,740
خب، بذار يه نگاهي بهتون بندازم

992
01:38:59,940 --> 01:39:03,392
ببينم؛ يه مردِ ديگه هم باهاتون نبود؟ -
اون مسافر سر راهي رو ميگي؟ -

993
01:39:03,486 --> 01:39:07,436
همون يارو کوتاهِه که رنگ و روش پريده بود؟ -
فکر کنم همين شکلي بود -

994
01:39:07,532 --> 01:39:10,284
ما اون مرد رو همينطوري
سرراهي سوار کرديم

995
01:39:10,369 --> 01:39:14,284
وقتي دستمزد کاهش پيدا کرد؛ گذاشت و رفت -
دوباره بگو ببينم، چه شکلي بود؟ -

996
01:39:14,373 --> 01:39:16,699
کوتاه بود، با رنگ و رويِ پريده

997
01:39:16,793 --> 01:39:19,119
ببينم؛ امروز صبح که ديديش
رويِ صورتِش آثار ضرب و جرح بود؟

998
01:39:19,212 --> 01:39:21,289
من که چيزي نديدم

999
01:39:21,382 --> 01:39:23,873
باشه، برو

1000
01:39:42,990 --> 01:39:47,783
براي هميشه داريد از اينجا ميريد؟ -
آره، به سمت شمال ميريم -
يه کار اونجا پيدا کرديم

1001
01:39:49,832 --> 01:39:51,706
باشه

1002
01:40:01,804 --> 01:40:05,719
آفرين "اَل"؛ کارت عالي بود -
حالا ميدونين که داريم کجا ميريم ؟ -

1003
01:40:05,809 --> 01:40:12,062
اينکه کجا ميريم مهم نيست؛ بايد اينقدر بريم تا
يه عالمه از اينجا دور بشيم و فاصله بگيريم

1004
01:40:27,667 --> 01:40:30,289
ماشين بدجوري جوش آورده

1005
01:40:30,379 --> 01:40:32,586
چي شده ؟ -
تسمه پروانه بُريده -

1006
01:40:32,673 --> 01:40:35,877
اين ماشين هم جايِ خوبي رو
واسه خراب شدن پيداکرده، مگه نه؟

1007
01:40:35,969 --> 01:40:39,338
بنزين داريم ؟ -
حدود 2 ليتر -

1008
01:40:39,431 --> 01:40:42,101
خب؛ مامان؛ فکر کنم بدون شک
ايندفعه رو ديگه درست بشو نيست

1009
01:40:42,184 --> 01:40:45,221
اون جلو يه چندتايي چراغ ميبينم
ممکنه اردوگاهي چيزي باشه

1010
01:40:45,313 --> 01:40:48,647
بنظر مياد حدود يک و نيم کيلومتري باشه
بنظرت تو سرازيري خودشو ميکِشه "اَل "؟

1011
01:40:48,734 --> 01:40:51,901
بايد بتونه -
خب؛ پس بياين سوار شيم، باشه؟ -

1012
01:40:51,987 --> 01:40:54,360
يالا بچه ها
! "سوار شيد، "جان

1013
01:41:31,617 --> 01:41:33,906
صدمه ديدي "جان"؟

1014
01:41:33,995 --> 01:41:35,869
نه

1015
01:41:37,332 --> 01:41:40,499
با سرعت زياد به سرعت گير خوردي -
واسه چي اون سرعت گيرو کار گذاشتيد ؟ -

1016
01:41:40,586 --> 01:41:43,421
خب؛ آخه بچه هاي
زيادي اينجا بازي ميکنن

1017
01:41:43,506 --> 01:41:46,876
اگه آدم فقط به مردم توصيه کنه
که آروم حرکت کنن يادشون ميره

1018
01:41:46,968 --> 01:41:49,460
اما وقتي به اين سرعت گير برخورد ميکنن
ديگه يادشون نميره که يواش برن تا آسيب نبينن

1019
01:41:49,555 --> 01:41:52,046
واسه ما اينجا جايي داريد ؟ -
شما شانس آورديد -

1020
01:41:52,141 --> 01:41:54,763
حالتون چطوره خانم ؟
حالتون چطوره ؟

1021
01:41:54,853 --> 01:41:57,011
حالتون چطوره ؟

1022
01:41:57,105 --> 01:42:02,397
پشتِ اون خط؛ به سمت چپ بپيچيد
خودتون ميبينيد که بايد کجا بريد، شما در
واحد بهداشتي شماره ي 4 قرار ميگيريد

1023
01:42:02,486 --> 01:42:06,319
اون ديگه چيه ؟ -
توالت، دوش حمام -
طشت مخصوص لباسشويي

1024
01:42:07,367 --> 01:42:09,740
يعني طشت لباسشويي و
آبِ لوله کِشي بهمون ميدين؟

1025
01:42:09,828 --> 01:42:11,572
بله خانم

1026
01:42:11,664 --> 01:42:15,080
کميته ي مسئول اردوگاه؛ فردا صبح
باهاتون تماس ميگيره تا جاتونو درست کنه

1027
01:42:15,168 --> 01:42:18,122
اينا که ميگين، يه جور پليسن؟ -
نه، پليس نيستن -

1028
01:42:18,213 --> 01:42:22,675
نه، آدماي اينجا؛ پليسِ خودشونو
خودشون انتخاب ميکنن، کميسيون
خانم‌ها؛ باهاتون تماس ميگيره خانم

1029
01:42:22,760 --> 01:42:28,431
براي اينکه درباره ي بچه ها و مدرسه
و واحد بهداشت و اينکه چه کسي از اين
چيزا مراقبت کنه باهاتون حرف ميزنن

1030
01:42:28,517 --> 01:42:31,435
براي ثبت نام
داخل تشريف ميارين؟

1031
01:42:42,366 --> 01:42:45,321
."شما با ماشين برين "اَل
منم ثبت نام ميکنم و ميام

1032
01:42:45,412 --> 01:42:48,330
درست از اينطرف
داخل

1033
01:42:56,758 --> 01:42:59,878
اميدوارم متوجه باشيد که
نميخوام آدمِ فضولي جلوه کنم

1034
01:42:59,970 --> 01:43:05,428
منتها يه سري اطلاعاتي هست
که بايد داشته باشم، اسم‌تون ؟

1035
01:43:05,518 --> 01:43:08,010
"جود"
"تام جود"

1036
01:43:08,105 --> 01:43:10,810
"ج.و"-
"د"-

1037
01:43:12,443 --> 01:43:14,816
و، شما چند نفر هستيد ؟

1038
01:43:15,655 --> 01:43:17,732
حالا ديگه هشت نفر

1039
01:43:20,244 --> 01:43:24,741
عمو "جان" حالتون چندان خوب بنظر نميرسه -
خيلي سرحال نيستم، اما کمک ميکنم  -

1040
01:43:24,833 --> 01:43:26,909
يالا

1041
01:43:27,794 --> 01:43:29,075
هُل بديد

1042
01:43:29,171 --> 01:43:31,793
اين اردوگاه هفته اي يک دلار هزينه داره
...ميتونين اين هزينه رو از راهِ

1043
01:43:31,882 --> 01:43:35,928
حمل زباله؛ تميز نگه داشتن اردوگاه
و خلاصه همچين کارايي تامين کنيد

1044
01:43:36,012 --> 01:43:38,089
روش کار ميکنيم

1045
01:43:38,181 --> 01:43:41,099
اين کميته اي که
حرفِش رو ميزنين چيه ؟

1046
01:43:41,185 --> 01:43:46,227
ما پنج واحد بهداشتي داريم، هر کدوم
از واحدها يه نفرو رئيس انتخاب ميکنه

1047
01:43:46,316 --> 01:43:48,807
و اين افراد قانون گذاري ميکنن
و هرچي بگن اجرا ميشه

1048
01:43:48,902 --> 01:43:54,609
يعني ميخواي بگي آدمايي که اين
اردوگاهو اداره ميکنن؛ آدم‌هاي عادين ؟

1049
01:43:54,701 --> 01:43:58,699
همينطوره که ميگي -
و ميگي، هيچ پليسي اينجا وجود نداره ؟ -

1050
01:43:58,789 --> 01:44:01,874
هيچ پليسي بدون حکم مخصوصِ دادگاه
حق ورود به اين اردوگاه رو نداره

1051
01:44:01,959 --> 01:44:04,533
باورش برام خيلي سخته

1052
01:44:04,629 --> 01:44:09,588
آخه اردوگاهي که قبل از اينجا
توش بودم رو افسرهاي پليس و يه
چندتا آدم مايه دار به آتش کِشيدنش

1053
01:44:09,677 --> 01:44:13,592
اونا وارد اينجا نميشن، بعضي وقتا
بچه ها جلوي حصارها نگهباني ميدن

1054
01:44:13,681 --> 01:44:17,382
بخصوص شب هاي رقص -
مگه اينجا رقص هم داريد ؟ -

1055
01:44:17,477 --> 01:44:20,847
ما بهترين رقص هاي اين بخش رو داريم
مراسم رقص هر شنبه شب برگزار ميشه

1056
01:44:20,940 --> 01:44:23,727
چه کسي اينجا رو اداره ميکنه ؟ -
حکومت -

1057
01:44:23,818 --> 01:44:28,280
چرا اردوگاه هاي بيشتري مثل اينجا وجود نداره ؟ -
خودت جوابِ اين سئوالتو پيدا کن؛ من نميتونم جواب بدم -

1058
01:44:29,950 --> 01:44:32,442
چيزي مثل شغل و کار هم اينطرفا پيدا ميشه؟

1059
01:44:32,537 --> 01:44:37,959
اينو نميتونم قطعي بهت قول بدم؛ اما بعدا قراره يه
نماينده‌ي مجوز دار اينجا بياد که ميتوني باهاش حرف بزني

1060
01:44:38,043 --> 01:44:40,998
اون جراحت چيه که داري ؟

1061
01:44:41,088 --> 01:44:43,794
يه صندوق روم افتاده -
بهتره بهش رسيدگي کني -

1062
01:44:43,883 --> 01:44:48,842
مدير فروشگاه يه چيزي بهت ميده
که روش بذاري، بعدا ميبينمت

1063
01:44:48,931 --> 01:44:51,303
حتما مادرم از اينجا خيلي خوشش مياد

1064
01:44:51,392 --> 01:44:54,559
...الان خيلي وقته که اينطوري

1065
01:44:54,646 --> 01:44:56,722
با احترام باهاش رفتار نشده

1066
01:44:58,275 --> 01:45:01,027
بعدا ميبينم‌تون

1067
01:45:41,117 --> 01:45:45,245
وينفيلد"؛ پاشو ميخوام يه چيزي نشونت بدم "-
چي شده ؟ -

1068
01:45:45,330 --> 01:45:50,372
يه چيزاي سفيد رنگي که از جنسِ بشقابن ؛
مثل همون کاتالوگ هايي که ديديم، بيا نشونت ميدم

1069
01:46:02,934 --> 01:46:06,766
بيا، کسي دعوامون نميکنه

1070
01:46:11,861 --> 01:46:15,527
اينجا، بايد دستات رو بشوري

1071
01:46:15,615 --> 01:46:18,617
اينا چي‌ان ؟ -
فکر کنم ميري تو اين اتاق‌هاي کوچولو مي ايستي -

1072
01:46:18,702 --> 01:46:22,368
بعدش آب؛ از اون ماسوره ي کوچيکي که اون بالاس
رو سرِت ميريزه و اينطوري حموم ميکني

1073
01:46:22,457 --> 01:46:26,621
اون، نگاه کن، درست مثل کاتالوگ ميمونه -
هي، باهاش بازي نکن -

1074
01:46:28,505 --> 01:46:31,709
! کارِ تو بود
! روشنِش کردي

1075
01:46:31,801 --> 01:46:34,921
من فقط اون رشته طنابو کِشيدم

1076
01:46:53,368 --> 01:46:55,574
"سلام آقاي "توماس -
صبح بخير -

1077
01:46:55,662 --> 01:46:57,406
صبح بخير

1078
01:46:57,498 --> 01:46:59,490
کارتون عاليه

1079
01:46:59,583 --> 01:47:04,745
گوش بديد، شايد گفتنِ اين موضوع باعث بشه که از
مزرعه ي خودم بيرونم کنن؛ اما از شماها خوشم مياد

1080
01:47:04,839 --> 01:47:07,378
شماها کارگرهاي خوبي هستيد
پس، بهتون ميگم

1081
01:47:07,468 --> 01:47:10,137
شماها تو اردوگاهِ حکومت زندگي ميکنيد ديگه؟ -
درسته قربان -

1082
01:47:10,221 --> 01:47:13,637
هر شنبه شب اونجا مراسم رقص داريد -
حتما همينطوره -

1083
01:47:13,725 --> 01:47:17,426
خب؛ شنبه شبِ آينده؛ حواستونو جمع کنين -
مگه چي شده ؟ -

1084
01:47:17,521 --> 01:47:20,095
من رئيس کميته ي مرکزي هستم
بايد بدونم چه خبره

1085
01:47:20,191 --> 01:47:23,276
خب؛ نگيد که بهتون نگفتم

1086
01:47:23,361 --> 01:47:25,734
گوش بديد

1087
01:47:26,073 --> 01:47:31,364
شهروندان از دستِ آشوبگران کمونيستي که
اردوگاه هاي حکومتي و آتش زدن به ستوه آمدن

1088
01:47:31,454 --> 01:47:33,992
و به آشوب طلبان دستور داده شده
که از اين بخش خارج بشن

1089
01:47:34,082 --> 01:47:37,119
گوش کن؛ داستان اين کمونيست ها چيه حالا ؟

1090
01:47:37,211 --> 01:47:40,995
هروقت آدم سرش رو برميگردونه ميشنوه
که يکي داره به يکي ديگه کمونيست ميگه

1091
01:47:41,090 --> 01:47:45,468
داستان اين کمونيست چيه ؟ -
بهرحال نميخوام درباره اش حرف بزنم -

1092
01:47:45,554 --> 01:47:49,386
فقط دارم بهتون ميگم که قراره اين شنبه شب
تو اردوگاهتون يه دعوايِ درست و حسابي راه بيفته

1093
01:47:49,475 --> 01:47:52,726
و نيروهاي پليس هم آماده ان که به محضِ
وقوع درگيري وارد بشن و دخالت کن

1094
01:47:52,812 --> 01:47:55,268
حالا، به کارتون برسيد

1095
01:47:55,357 --> 01:48:01,728
شايد با حرف زدن، خودم رو به دردسر
انداخته بشم اما من و شما مثل همديگه‌ايم

1096
01:48:01,823 --> 01:48:04,112
به کسي نميگيم کي بهمون گفته
متشکرم

1097
01:48:04,200 --> 01:48:08,365
خيلي خب -
قرار نيست هيچ درگيري اي اتفاق بيفته -

1098
01:48:22,847 --> 01:48:25,932
شب بخير، ببينم؛ گفتيد چه کسي شما رو دعوت کرده؟ -
"آقا و خانم "براون -

1099
01:48:26,018 --> 01:48:29,352
بفرمايين داخل دوستان
بفرمايين داخل، سلام دوستان

1100
01:48:29,438 --> 01:48:32,190
سلام خانم "جنينگز"؛ حالتون چطوره ؟
از ديدن‌تون خوشحالم

1101
01:48:49,336 --> 01:48:51,246
سلام -
سلام -

1102
01:48:51,339 --> 01:48:56,085
امشب براي رقص ميري؟ من رقص والس بلدما -
اوه، اين که چيزي نيست؛ هرکسي بلده -

1103
01:48:56,178 --> 01:48:59,049
اما کسي مثل من نميتونه والس برقصه -
! برو پي کارِت -

1104
01:48:59,140 --> 01:49:05,393
اين دختر شيريني خورده‌اس؛ قراره ازدواج کنه
!و شوهرش قراره بياد دنبالش، پس برو پي کارت

1105
01:49:11,279 --> 01:49:14,031
"سلام "بيل
دختر خوشگلي همراهت آورديا

1106
01:49:14,115 --> 01:49:17,485
"سلام آقاي "توماس"، سلام خانم "توماس -
حواستون که خوب به اينجا هست درسته ؟ -

1107
01:49:17,578 --> 01:49:22,917
نگران نباشيد قرار نيست هيچ دردسري پيش بياد -
اميدوارم متوجه باشي که داري درباره‌ي چي حرف ميزني -

1108
01:49:23,001 --> 01:49:26,168
شب بخير پسرا
کي شماها رو دعوت کرده ؟

1109
01:49:26,255 --> 01:49:29,956
"يکي به اسم "جکسون
"باک جکسون"

1110
01:49:30,051 --> 01:49:33,467
باشه، خوش بگذره -
ممنون -

1111
01:49:40,813 --> 01:49:42,391
هي

1112
01:49:42,482 --> 01:49:45,649
اينا، همون آشوبگرايي‌ان که دنبال‌شونيم -
از کجا ميگي ؟ -

1113
01:49:45,736 --> 01:49:47,396
خب

1114
01:49:47,488 --> 01:49:49,896
يه حسي بهم ميگه خودشونن

1115
01:49:49,991 --> 01:49:52,778
يه جورايي هم ترسيده بودن

1116
01:49:52,869 --> 01:49:58,077
تعقيبشون کن، يه سري هم به "جکسون" بزن
ببين اينا رو ميشناسه، منم همينجا ميمونم

1117
01:50:00,336 --> 01:50:03,172
سلام -
سلام -

1118
01:50:03,256 --> 01:50:05,332
باميد ديدار

1119
01:50:09,513 --> 01:50:11,886
حالتون چطوره خانم "جود"؟

1120
01:50:11,975 --> 01:50:14,466
خداي من، شما واقعا زيبا هستيد

1121
01:50:23,655 --> 01:50:26,822
افتخار رقص ميديدين ؟ -
خيلي متشکرم، اما حال‌اش روبراه نيست -

1122
01:50:26,909 --> 01:50:30,444
يکم خسته اس -
خواهش ميکنم -

1123
01:50:32,123 --> 01:50:34,200
حالتون چطوره ؟

1124
01:50:41,551 --> 01:50:43,342
"هي "جکسون

1125
01:50:43,428 --> 01:50:46,465
نگاه کن، تا حالا اونا رو ديدي؟

1126
01:50:51,771 --> 01:50:56,564
متاسفم همسايه ؛
اما بايد اردوگاه رو تميز نگه داريم

1127
01:50:57,862 --> 01:51:02,156
يکي‌شونو ميشناسم، قبلا باهاش همکار بودم
گرچه هرگز براي مراسم رقص دعوتش نکردم

1128
01:51:02,242 --> 01:51:06,988
خيلي خب؛ حواست بهشون باشه
فقط نگاه‌ات بهشون باشه، همين

1129
01:51:14,423 --> 01:51:18,088
ديدمشون، يه ماشين با پنج سرنشين
کنار درخت هاي اوکاليپتوس پارک کرده

1130
01:51:18,177 --> 01:51:22,045
و يه ماشين ديگه هم با چهار سرنشين تو
جاده اس و اسلحه هم دارن، خودم ديدم‌شون

1131
01:51:22,140 --> 01:51:27,681
متشکرم "ويلي" کارت خوب بود
حالا ميتوني بري به مراسم رقص برسي

1132
01:51:27,771 --> 01:51:30,726
خب؛ ايندفعه مثل اينکه بدون شک
مشکلات زيادي قراره داشته باشيم

1133
01:51:30,817 --> 01:51:34,685
آخه اون افسرها واسه چي ميخوان به اردوگاه
حمله کنن؟ واسه چي تنهامون نميذارن ؟

1134
01:51:34,780 --> 01:51:40,155
بايد بريم يه چندتا کلنگ برداريم و -
نه، اين دقيقا همون چيزيه که اونا ميخوان -

1135
01:51:40,244 --> 01:51:44,907
نخير آقاجان، اگه بتونن دعوا راه بندازن؛ اونوقت ميتونن
پليس خبرکنن و ادعا کنن که شورش اينجا اتفاق افتاده

1136
01:51:45,000 --> 01:51:47,954
رسيدن، پيداشون کرديم -
همه چي آماده اس ؟ -

1137
01:51:48,045 --> 01:51:51,212
قرار نيست هيچ دردسري بوجود بياد -
نميخوام بهشون صدمه بزني -

1138
01:51:51,299 --> 01:51:54,799
نگران نباش، همه چي برنامه ريزي شده‌اس
شايدم اصلا هيچ کس متوجهِش نشه

1139
01:51:54,886 --> 01:51:59,882
خب؛ فقط حواست باشه که از هيچ چماق
يا چاقو يا نبشيِ آهن استفاده نشه ها

1140
01:51:59,976 --> 01:52:03,559
اگر هم مجبور شديد بزنين‌شون ؛
طوري بزنين که خونريزي نداشته باشه

1141
01:52:17,830 --> 01:52:21,246
آقايان محترم، لطفا کلاه هاتونو برداريد
سپاسگزارم

1142
01:52:38,270 --> 01:52:44,524
روز به روز خوشگل تر ميشه مامان -
دختراي حامله هميشه خوشگل و درخشانن -

1143
01:53:02,882 --> 01:53:06,501
پاشو مامان، بيا برقصيم -
اوه "تام" نميتونم برقصم -

1144
01:53:07,805 --> 01:53:09,881
خب، عيب نداره

1145
01:53:14,104 --> 01:53:16,180
تام" وايسا "

1146
01:53:23,573 --> 01:53:28,569
اگه عاشقمي بيا و کنارم بنشين

1147
01:53:28,663 --> 01:53:33,621
عجله نکن که هرچه زودتر
ازم خداحافظي کني

1148
01:53:33,710 --> 01:53:38,622
اما ناحيه ي "رِد ريور" رو يادت باشه

1149
01:53:38,716 --> 01:53:43,628
و همينطور پسري که خالصانه
بهت عشق ميورزيد

1150
01:53:55,277 --> 01:53:57,353
ساعت 9:29 شده
! راه بيفتيد

1151
01:54:03,370 --> 01:54:05,861
خيلي خب ساعت 9:30 شده
بياين شروع کنيم

1152
01:54:10,962 --> 01:54:13,536
خيلي خب، برو کنار ميخوام باهاش برقصم -
مگه جنابعالي کي باشي ؟ -

1153
01:54:13,632 --> 01:54:15,874
ببخشيد مامان

1154
01:54:24,019 --> 01:54:26,178
! راه رو باز کن
! بخاطر شورش اينجا اومديم

1155
01:54:26,272 --> 01:54:30,566
شورش؟ من که هيچ شورشي اينجا نميبينم؛ شما؟ -
معاون کلانتر -

1156
01:54:30,652 --> 01:54:33,986
ببينم؛ براي ورود حکم مخصوص داريد ؟ -
براي مقابله با شورش؛ به حکم مخصوص احتياجي نيست -

1157
01:54:34,072 --> 01:54:37,987
نميدونم شما داريد درباره ي چي صحبت ميکنيد
من که اينجا هيچ شورشي نميبينم

1158
01:54:38,077 --> 01:54:42,989
بيشتر از اون؛ فکر نکنم که هيچ نوع شورشي
اينجا درحالِ وقوع باشه، خودتون نگاه کنيد

1159
01:54:54,513 --> 01:54:56,589
خيلي خب، بياين بريم

1160
01:55:49,661 --> 01:55:53,611
شماره ي پلاکِ اين ماشين
اوکلاهاما؛ اي.ال.204

1161
01:56:35,798 --> 01:56:38,372
شما اجازه نداريد که بدون حکم
مخصوص کسي رو دستگير کنيد

1162
01:56:38,468 --> 01:56:42,596
بمحض اينکه با مقر اصلي هماهنگ کنيم
حکم هم براش ميگيريم

1163
01:58:07,738 --> 01:58:09,981
"تامي "

1164
01:58:10,074 --> 01:58:12,992
نميخواي باهام خداحافظي کني ؟

1165
01:58:20,086 --> 01:58:22,412
مطمئن نبودم ميخوام چيکار کنم مامان

1166
01:58:22,506 --> 01:58:24,380
نميدونستم بايد چيکار کنم

1167
01:58:24,466 --> 01:58:27,717
مامان -
"ساکت "روتي -

1168
01:58:30,390 --> 01:58:32,466
بيا بيرون

1169
01:59:09,310 --> 01:59:13,640
امشب چندتا پليس اينجا بودن، داشتن
شماره پلاکِ ماشين ها رو يادداشت ميکردن

1170
01:59:13,732 --> 01:59:15,974
فکر کنم کسي؛ چيزي ميدونه

1171
01:59:16,068 --> 01:59:19,817
فکر کنم دير يا زود
اين اتفاق بايستي ميفتاد

1172
01:59:56,866 --> 01:59:59,357
يه دقيقه بشين

1173
02:00:01,872 --> 02:00:04,493
دوست دارم اينجا بمونم مامان

1174
02:00:04,583 --> 02:00:10,539
دوست دارم بمونم و وقتي تو و بابا يه جاي
خوب مستقر ميشين؛ صورت‌هاتون رو ببينم

1175
02:00:10,632 --> 02:00:13,337
بدون شک ميخوام اون لحظه رو به چشم ببينم

1176
02:00:14,929 --> 02:00:19,093
اما فکرکنم که هرگز
اين فرصت رو پيدا نميکنم

1177
02:00:19,184 --> 02:00:23,431
"ميتونم مخفي‌ات کنم "تامي -
ميدونم اينکارو ميکنين؛ اما نميذارم -

1178
02:00:23,522 --> 02:00:28,600
اگه يه قاتل رو مخفي کنيد
اونوقت خودتون هم به دردِسر ميفتيد

1179
02:00:28,695 --> 02:00:31,364
"باشه "تامي

1180
02:00:31,448 --> 02:00:35,149
اما فکر کردي که ميخواي چيکار کني ؟

1181
02:00:35,244 --> 02:00:38,281
ميدونين داشتم به چي فکر ميکردم ؟

1182
02:00:38,373 --> 02:00:40,698
"به "کِيسي

1183
02:00:40,792 --> 02:00:43,248
درباره ي حرفي که زد

1184
02:00:43,337 --> 02:00:45,579
درباره ي کاري که کرد

1185
02:00:45,673 --> 02:00:47,749
درباره ي اينکه چطوري مُرد

1186
02:00:48,927 --> 02:00:51,845
و، همه‌شو خوب يادمه

1187
02:00:53,348 --> 02:00:55,922
اون مَردِ خوبي بود

1188
02:00:56,018 --> 02:00:58,806
داشتم درباره ي
خودمون هم فکر ميکردم

1189
02:00:58,897 --> 02:01:05,066
درمورد اينکه چرا با وجود اين زمين حاصلخيز
و زياد؛ مردمِ‌مون مثل خوک زندگي ميکنن

1190
02:01:06,447 --> 02:01:12,403
يا اينکه چرا بايد يه نفر يک ميليون جريب
زمين داشته باشه درحاليکه 100 هزار
نفر کشاورز دارن از گرسنگي ميميرن

1191
02:01:12,496 --> 02:01:15,166
و اين سئوال برام مطرح
...بود که چي ميشه اگه

1192
02:01:15,249 --> 02:01:17,705
...همه متحد بشن و فرياد بزنن که

1193
02:01:17,794 --> 02:01:20,036
نه، اگه اينطوري کني
ميندازنت بيرون و ميکُشنت

1194
02:01:20,130 --> 02:01:23,630
درست مثل همون بلايي که سرِ "کِيسي" آوردن -
بهرحال که دنبالم ميان -

1195
02:01:23,717 --> 02:01:28,131
بالاخره، به يه دليلي، دير يا زود
پيدام ميکنن و ميگيرنم

1196
02:01:28,222 --> 02:01:30,381
تا اونموقع

1197
02:01:30,475 --> 02:01:32,018
"تامي "

1198
02:01:32,102 --> 02:01:36,515
ببينم، نميخواي کسي رو بکُشي که، هان؟ -
نه مامان، کُشتن نه، همچين هدفي ندارم -

1199
02:01:36,607 --> 02:01:38,731
فقط

1200
02:01:38,818 --> 02:01:43,066
خب، تا وقتي شورشي بحساب ميام
شايد بتونم يه کاري بکنم

1201
02:01:43,157 --> 02:01:45,862
شايد بتونم يه چيزي پيدا کنم

1202
02:01:45,952 --> 02:01:52,370
فقط، ميخوام اطراف رو بگردم و شايد
بتونم پيدا کنم که کجايِ کار مشکل داره

1203
02:01:52,459 --> 02:01:57,917
بعدش که پيداش کردم؛ ميگردم ببينم که
چه کاري ميشه درباره اش انجام داد

1204
02:01:58,007 --> 02:02:01,459
خوب بهش فکر نکردم مامان
...من

1205
02:02:01,553 --> 02:02:04,045
نميتونم
هنوز به اندازه ي کافي نميدونم

1206
02:02:05,099 --> 02:02:07,887
آخه وقتي بري
چطوري ازت خبر بگيرم "تامي"؟

1207
02:02:07,977 --> 02:02:13,648
ممکنه بکُشنت و من نفهمم
ممکنه بهت صدمه بزنن
آخه اين چيزا رو از کجا بدونم ؟

1208
02:02:15,778 --> 02:02:19,728
خب؛ شايد همونطوريکه
:کِيسي" گفت

1209
02:02:20,784 --> 02:02:26,574
روحِ هرکس؛ فقط متعلق به خودش نيست
بلکه جزء کوچکي از يه روحِ خيلي بزرگتره

1210
02:02:26,666 --> 02:02:30,878
روحِ خيلي بزرگي که
متعلق به همه ي آدم‌هاس

1211
02:02:30,962 --> 02:02:32,920
اونوقت

1212
02:02:33,006 --> 02:02:36,174
اونوقت چي "تام "؟ -
اونوقت ديگه مهم نيست -

1213
02:02:37,011 --> 02:02:40,048
وقتي از جلويِ چشمِ‌تون برم

1214
02:02:40,140 --> 02:02:42,014
ميتونم هرجايي باشم

1215
02:02:42,100 --> 02:02:44,390
اونوقت هرجا که نگاه کنيد
منو ميبينيد

1216
02:02:45,396 --> 02:02:51,020
هرجا دعوايي براي سير کردن شکمِ
آدماي گرسنه بود، من هم اونجام

1217
02:02:51,653 --> 02:02:56,316
هرجا پليسي داشت يه نفر رو
زير مشت و لگد لِه ميکرد، من اونجام

1218
02:02:57,785 --> 02:03:01,618
وقتي مردها عصباني ميشن
و فرياد ميکِشن؛ من اونجام

1219
02:03:01,707 --> 02:03:07,876
وقتي بچه ها گرسنه‌ان و بخاطر اينکه ميدونن
شام آماده اس خنده رو لباشونِه، من اونجام

1220
02:03:08,631 --> 02:03:12,961
و وقتي مردم دارن محصولي که با
زحمت خودشون عمل آوردن رو ميخورن

1221
02:03:13,804 --> 02:03:17,174
و تو خونه هايي که خودشون ساختن
...زندگي ميکنن

1222
02:03:17,266 --> 02:03:19,343
اونجا هم خواهم بود

1223
02:03:23,273 --> 02:03:25,646
"متوجه حرفات نميشم "تام

1224
02:03:26,903 --> 02:03:28,979
...خودمم همينطور، مامان، اما

1225
02:03:30,198 --> 02:03:34,327
خب؛ يه چيزيه که
داشتم بهش فکر ميکردم

1226
02:03:34,411 --> 02:03:37,247
دستِت رو بده مامان

1227
02:03:38,917 --> 02:03:40,542
خدانگهدار

1228
02:03:40,627 --> 02:03:42,786
"خدا نگهدار "تامي

1229
02:03:42,880 --> 02:03:46,214
بعدا، وقتي آب ها از آسياب افتاد

1230
02:03:46,300 --> 02:03:48,293
دوباره پيشم برميگردي

1231
02:03:48,386 --> 02:03:50,463
حتما مامان

1232
02:03:51,640 --> 02:03:55,175
تامي"؛ ما از اون نوع آدمايي نيستيم
که همديگه رو ميبوسن، اما ايندفعه رو

1233
02:04:02,945 --> 02:04:05,401
خدا نگهدارت مامان

1234
02:04:05,489 --> 02:04:07,566
"خداحافظِ‌ات "تامي

1235
02:04:15,877 --> 02:04:17,953
تامي "؛ "

1236
02:04:56,507 --> 02:04:58,584
خدانگهدار

1237
02:05:02,765 --> 02:05:05,173
"روشنش کن "اَل
و آماده ي حرکتِش کن

1238
02:05:05,268 --> 02:05:07,307
تو در چه حالي "جان"؟ -
ديگه دارم تمومش ميکنم -

1239
02:05:07,395 --> 02:05:09,471
بگير

1240
02:05:10,315 --> 02:05:12,308
وينفيلد"؛ بپر بالا؛"
از جلويِ دست و پا برو کنار

1241
02:05:12,401 --> 02:05:17,229
نميدونم شماها واسه چي اينقدر عجله داريد
بهم گفتن تا 20 روز اونجا کار هست

1242
02:05:17,323 --> 02:05:19,862
درسته آقا؛ و ما هم ميخوايم
تمام اون 20 روز رو کار کنيم

1243
02:05:19,951 --> 02:05:23,155
همه آماده‌ان مامان ؟ -
آره، حالت چطوره "روزاشارن"؟ -

1244
02:05:23,247 --> 02:05:26,996
همه سوارشن
ميخوايم به سمتِ "فِرنو" بريم

1245
02:05:27,085 --> 02:05:29,659
يه دقيقه وايسا کمکت کنم

1246
02:05:29,754 --> 02:05:32,672
حواست بهش باشه -
آروم، بچه -

1247
02:05:38,181 --> 02:05:40,257
حالِش خوب ميشه

1248
02:05:43,854 --> 02:05:47,188
"مراقبش باش "جان -
حواسم بهش هست -

1249
02:05:48,693 --> 02:05:51,814
آماده اي "اَل "؟ -
نگران نباش بابا -

1250
02:05:55,785 --> 02:05:57,861
بيا مامان

1251
02:06:10,260 --> 02:06:12,336
خدانگهدار -
خداحافظ -

1252
02:06:14,140 --> 02:06:16,927
خيلي متشکر، خدانگهدار -
خداحافظ -

1253
02:06:17,060 --> 02:06:19,183
"سپاسِ فراوان آقاي "کانوِي

1254
02:06:22,024 --> 02:06:24,100
باي -
مراقب خودتون باشيد -

1255
02:06:43,799 --> 02:06:46,717
بيست روز کار
! اوه پسر بهتر از اين نميشه

1256
02:06:46,803 --> 02:06:51,715
خوشحالم که قراره پنبه چيني کنم
آخه اين چيزيه که تو چيدنش مهارت دارم

1257
02:06:51,809 --> 02:06:56,555
شايد، شايد 20 روز کار گيرمون بياد
شايدم نياد

1258
02:06:56,648 --> 02:07:00,516
تا وقتي کارو نگيريم؛ نميتونيم مطمئن باشيم -
موضوع چيه مامان؟ ترسيدي؟ -

1259
02:07:00,611 --> 02:07:02,604
! ترس
! هاه

1260
02:07:02,696 --> 02:07:05,484
من ديگه هيچ وقت از هيچي نميترسم

1261
02:07:05,575 --> 02:07:11,448
گرچه خب قبلا ترسيده بودم؛ يه مدت فکر
ميکردم که براي هميشه نابود و متلاشي شديم

1262
02:07:11,540 --> 02:07:14,874
بنظر ميرسيد که تويِ اين دنياي به اين بزرگي
بجز دشمن؛ هيچ چيز ديگه اي نداريم

1263
02:07:14,961 --> 02:07:17,915
مثل اينکه ديگه
هيچکي دوستِ‌مون نبود

1264
02:07:18,006 --> 02:07:21,541
اون وضعيت؛ يجورايي ناراحتم کرد و
همينطور باعث ترسم شد

1265
02:07:21,635 --> 02:07:24,553
مثل اين بود که گم شديم و
هيچ کسي اهميت نميداد کمکمون کنه

1266
02:07:26,266 --> 02:07:29,350
تو کسي هستي که بهمون نيرو داد
تا به حرکت‌مون ادامه بديم مامان

1267
02:07:29,436 --> 02:07:32,437
من که ديگه هيچ سود و فايده اي
ندارم و خودم هم اينو ميدونم

1268
02:07:32,523 --> 02:07:37,435
مثل اينکه بيشتر وقتم رو اين روزا؛ با فکر کردن
به اينکه گذشته ها چطوري بودن ميگذرونم

1269
02:07:37,529 --> 02:07:40,316
به وطنِ اصلي‌مون فکر ميکنم

1270
02:07:40,407 --> 02:07:42,696
ديگه هيچوقت دوباره اونجا رو نميبينم

1271
02:07:42,785 --> 02:07:47,531
خب؛ بابا؛ زن ها خيلي بهتر از مردها
با شرايط جديد کنار ميان و عوض ميشن

1272
02:07:47,624 --> 02:07:52,002
مردها، يجورايي تو نگراني زندگي ميکنن

1273
02:07:52,087 --> 02:07:54,757
مثلا وقتي بچه به دنيا مياد
يا يکي از دنيا ميره، نگران ميشن

1274
02:07:54,841 --> 02:07:58,756
يا وقتي مزرعه اي بدست ميارن يا از
دستِش ميدن، بازم عصبي و نگران‌تر ميشن

1275
02:07:58,845 --> 02:08:02,464
اما، درمورد خانم ها؛ تمام اينا
مثل آب روانِه و ميگذره

1276
02:08:02,558 --> 02:08:08,644
اونم نه مثل جريان هاي کوچک آب يا آبشار، بلکه مثل
رودخانه اي بزرگ که پيوسته به جلو حرکت ميکنه

1277
02:08:08,732 --> 02:08:11,519
يه زن، اينطوري بهش نگاه ميکنه

1278
02:08:13,738 --> 02:08:18,317
خب؛ شايد؛ اما بدون شک -
خسارت زيادي خورديم
ميدونم -

1279
02:08:19,202 --> 02:08:21,528
همينه که ماها رو
سرسخت و محکم کرده

1280
02:08:21,622 --> 02:08:26,783
آدماي پولدار؛ ميان و ميميرن
و بچه هاشون بدردبخور نيستن
و بعداز اونا نسلِ‌شون از بين ميره

1281
02:08:26,878 --> 02:08:30,876
اما ما، همينطور ميايم و ميايم
ماها، آدمايي هستيم که تو
چرخه ي حيات باقي ميمونن

1282
02:08:30,966 --> 02:08:34,252
نميتونن ماها رو از چرخه ي زندگي حذف کنن
نميتونن شکست‌مون بدن

1283
02:08:34,345 --> 02:08:38,723
تا ابد ادامه ميديم بابا
بخاطر اينکه ما؛ مردم واقعي هستيم

1284
02:08:41,953 --> 02:09:00,944
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

