﻿1
00:00:02,100 --> 00:00:16,100
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:21,654 --> 00:00:33,954
<font color="#ff8000">«:مخاطب گرامی»</font>
<font color="#ff8000">«نحوه‌ی خاص ادای برخی از دیالوگ‌های فیلم که به شکل رسمی»</font>
<font color="#ff8000">«و یا اصطلاحاً کتابی توسط بازیگران گفته می‌شوند در ترجمه فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«نیز لحاظ شده و دیالوگ‌ها آنطور که گفته می‌شوند، ترجمه شده‌اند»</font>

3
00:00:34,404 --> 00:00:42,605
<font color=#FFFF00><i>" اربـــــاب حـــــلقـــــه‌هـــــا "</i></font>
<font color="#ff8000">«کارگردان: پیتر جکسون»</font>

4
00:00:43,610 --> 00:00:59,210
جهت درکِ بهترِ تمایز، بین زبان‌های مختلفی که در فیلم
:صحبت می‌شوند، ترجمه با رنگ‌های زیر انجام شده‌است
<font color=#008000>زبان اِلف‌ها</font>، <font color="#0000ff">زبان اِنت‌ها</font>، <font color=#800080>زبان مردم روهان</font> ، <font color=#FF0000>صحبت‌های گالوم</font>

5
00:00:59,579 --> 00:01:11,579
<font color="#ff8000">«توضیحات ارائه شده در ترجمه، از کتاب ارباب حلقه‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«نوشته‌ی " جرج آر.آر تالکین " برگرفته شده است»</font>

6
00:01:16,702 --> 00:01:20,426
<i>! نمی‌توانی بُگذری<font color="#ff8000"> :صدای گاندالف</font> -
! گاندالف<font color="#ff8000"> :صدای فرودو</font>-</i>

7
00:01:25,294 --> 00:01:30,640
<i>من خادم آتش پنهانی‌ام و سلاحم شعله‌ی آنور* است</i>
<font color="#ff8000">«آنور به معنای خورشید است»</font>

8
00:01:38,599 --> 00:01:41,363
<i>به میان سایه‌ها برگرد</i>

9
00:01:42,269 --> 00:01:46,049
<i>*آتش تیره یاری‌ات نخواهد رساند، ای شعله‌ی اودون</i>
<font color="#ff8000">«خانه‌ی باستانی بالروگ‌ها»</font>

10
00:01:49,901 --> 00:01:54,400
نـمـی‌تـوانـی بُـگـذری

11
00:01:54,424 --> 00:02:04,424
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

12
00:02:04,448 --> 00:02:14,448
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

13
00:02:21,600 --> 00:02:23,268
! نه ! نه

14
00:02:23,477 --> 00:02:25,440
! گاندالف

15
00:02:33,028 --> 00:02:34,763
! فرار کنید، احمق‏ها

16
00:02:35,405 --> 00:02:37,270
! نـــه

17
00:02:39,242 --> 00:02:41,301
! گاندالف

18
00:03:49,980 --> 00:03:51,812
! گاندالف

19
00:03:52,817 --> 00:03:55,046
چی شده، آقای فرودو ؟

20
00:03:56,987 --> 00:03:58,724
هیچی

21
00:04:06,038 --> 00:04:08,094
فقط یه خواب بود

22
00:04:08,434 --> 00:04:10,690
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

23
00:04:11,051 --> 00:04:17,218
<font color=#FFFF00><i>" دو بـــرج "</i></font>

24
00:04:17,489 --> 00:04:21,251
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

25
00:04:21,263 --> 00:04:22,473
می‏تونی آخرش رو ببینی ؟

26
00:04:23,765 --> 00:04:26,882
! نه ! به پایین نگاه نکن، سم
! فقط ادامه بده

27
00:04:37,696 --> 00:04:39,812
! بگیرش
! بگیرش، آقای فرودو

28
00:04:42,909 --> 00:04:44,884
! آقای فرودو

29
00:04:47,497 --> 00:04:49,234
فکر کنم آخرش رو پیدا کردم

30
00:04:54,671 --> 00:04:57,585
! لجن و طناب
! معلوم نیست دیگه چی در انتظارمونه

31
00:04:57,757 --> 00:05:01,053
طبیعی نیست، هیچ کدومش

32
00:05:04,223 --> 00:05:06,297
چی داخلش‌ـه ؟ -
هیچی -

33
00:05:07,685 --> 00:05:08,717
فقط یکم چاشنی‌ـه

34
00:05:09,312 --> 00:05:12,144
فکر کردم شاید یه شب
جوجه کبابی یا چیزی بخوایم بخوریم

35
00:05:12,690 --> 00:05:14,888
! جوجه کباب ؟

36
00:05:15,485 --> 00:05:16,729
! تو که نمی‌دونی، شاید شد

37
00:05:17,195 --> 00:05:20,124
سم، سم عزیزم

38
00:05:21,824 --> 00:05:25,767
خیلی عالیه
بهترین نمک در تمام شایره

39
00:05:27,038 --> 00:05:29,032
! آره عالیه

40
00:05:32,919 --> 00:05:34,822
یکمی منو یاد خونه می‌ندازه

41
00:05:38,132 --> 00:05:40,518
نمی‌تونیم این رو همین جا رها کنیم
شاید کسی دنبالمون بیاد

42
00:05:41,010 --> 00:05:44,495
کی این‌جا دنبال ما میاد، آقای فرودو ؟

43
00:05:45,348 --> 00:05:49,154
واقعاً حیف شد
بانو گالادریل بهم داده بودش

44
00:05:49,853 --> 00:05:51,839
طناب اصل اِلفی

45
00:05:52,731 --> 00:05:55,072
امکان نداره باز بشه
! یکی از گره‏های مخصوصِ خودم‌ـه

46
00:05:55,234 --> 00:05:57,232
به راحتی باز نمیشه

47
00:06:06,245 --> 00:06:08,359
طناب اصل اِلفی

48
00:06:22,427 --> 00:06:26,882
موردور*، تنها جاییه توی سرزمین میانه
که نمی‏خوایم از این نزدیک‏تر ببینیمش
<font color="#ff8000">«سرزمینِ سائورون که در جنوبی‌ترین نقطه‌ی»</font>
<font color="#ff8000">«سرزمین میانه و در شرق گاندور واقع شده»</font>

49
00:06:27,057 --> 00:06:29,302
و تنها جاییه که داریم تلاش می‌کنیم بهش برسیم

50
00:06:30,060 --> 00:06:31,809
! تنها جایی که نمی‌تونیم بهش برسیم

51
00:06:33,272 --> 00:06:36,222
بیا قبول کنیم، آقای فرودو
ما گم شدیم

52
00:06:38,570 --> 00:06:41,318
فکر نمی‏کنم که گاندالف می‏خواست ما از این راه بیایم

53
00:06:42,949 --> 00:06:46,215
اون نمی‏خواست خیلی اتفاق‌ها بیوفته، سم

54
00:06:47,078 --> 00:06:48,542
ولی اتفاق افتادن

55
00:07:01,634 --> 00:07:02,584
آقای فرودو ؟

56
00:07:06,598 --> 00:07:07,997
به‏خاطر حلقه‌ـست، مگه نه ؟

57
00:07:09,100 --> 00:07:11,565
داره سنگین‏تر میشه

58
00:07:24,199 --> 00:07:26,923
چه غذایی برامون باقی مونده ؟ -
بذار ببینم -

59
00:07:27,661 --> 00:07:29,697
چه دوست داشتنی

60
00:07:29,872 --> 00:07:32,663
! نان لمباس
... بذار ببینم

61
00:07:35,127 --> 00:07:37,391
بازم نان لمباس

62
00:07:48,140 --> 00:07:50,146
معمولاً از خوراکی‌های خارجی خوشم نمیاد

63
00:07:50,351 --> 00:07:53,284
اما این چیزای اِلفی بَدَک نیستن

64
00:07:54,146 --> 00:07:57,629
هیچی نمی‌تونه روحیه‏ات رو ضعیف ‏کنه
مگه نه، سم ؟

65
00:08:03,489 --> 00:08:05,783
! اون ابرهای بارونی شاید بتونن

66
00:08:40,026 --> 00:08:42,826
این‌جا به‏ طزر عجیبی آشنا به‏ نظر میاد

67
00:08:43,405 --> 00:08:45,859
! به خاطر اینه که قبلاً این‌جا بودیم

68
00:08:46,032 --> 00:08:48,651
داریم دور خودمون می‏چرخیم

69
00:08:49,411 --> 00:08:51,206
این بوی وحشتناک بد مالِ چیه ؟

70
00:08:51,371 --> 00:08:53,573
شک ندارم که یه باتلاق پر از کثافت این اطرافه

71
00:08:53,748 --> 00:08:58,382
می‌تونی بوش رو حس کنی ؟ -
آره -

72
00:09:03,259 --> 00:09:08,601
می‌تونم بوش رو حس کنم

73
00:09:03,259 --> 00:09:05,696
ما تنها نیستیم

74
00:09:19,358 --> 00:09:23,398
<font color=#FF0000>دزدها... دزدها</font>

75
00:09:23,571 --> 00:09:27,558
<font color=#FF0000>دزدهای کثیفِ کوچولو</font>

76
00:09:28,242 --> 00:09:30,364
<font color=#FF0000>اون (حلقه) کجاست ؟</font>

77
00:09:30,536 --> 00:09:33,245
<font color=#FF0000>اون (حلقه) کجاست ؟</font>

78
00:09:33,956 --> 00:09:37,129
<font color=#FF0000>اون (حلقه) رو از ما* دزدیدن</font>
<font color="#ff8000">«گالوم " در واقع شخصیتی بد ذات است که حلقه "»</font>
<font color="#ff8000">«در وجود " اسمیگل " به وجود آورده ‌است و به دلیل»</font>
<font color="#ff8000">«دو شخصیتی بودن از ضمیر " ما " استفاده می‌کند»</font>

79
00:09:37,334 --> 00:09:41,582
<font color=#FF0000>عــزیــز من</font>

80
00:09:42,465 --> 00:09:45,675
<font color=#FF0000> لعنت بهشون</font>
<font color=#FF0000>! ما ازشون متنفریم</font>

81
00:09:45,844 --> 00:09:49,939
<font color=#FF0000>اون مال ماست، مال ما</font>
<font color=#FF0000>! و ما اون رو می‌خوایم</font>

82
00:10:45,029 --> 00:10:46,819
این استینگ‌ـه

83
00:10:46,989 --> 00:10:48,455
*قبلاً دیدیش
<font color="#ff8000">«در کتاب هابیت، وقتی بیلبو وارد غار گالوم شد»</font>
<font color="#ff8000">«و حلقه را از او ربود " استینگ " را به همراه داشت»</font>

84
00:10:48,658 --> 00:10:51,145
مگه نه ... گالوم ؟

85
00:10:55,248 --> 00:10:58,747
! رهاش کن، وگرنه گلوت رو پاره می‌کنم

86
00:11:14,809 --> 00:11:16,527
! می‏سوزونه

87
00:11:16,727 --> 00:11:19,067
! ما رو می‏سوزونه

88
00:11:20,566 --> 00:11:22,025
! زخمی می‌کنه

89
00:11:23,819 --> 00:11:26,029
! اِلف‏های کثیف بافتنش

90
00:11:26,196 --> 00:11:28,883
!  از گردن ما بازش کنید -
!  ساکت شو -

91
00:11:32,327 --> 00:11:36,537
فایده نداره، همه‏ی اُرک‏های موردور
صدای نحسش رو میشنون

92
00:11:36,707 --> 00:11:39,302
بیا دست و پاش رو ببندیم و رهاش کنیم -
! نه -

93
00:11:39,577 --> 00:11:43,069
این کار ما رو میکُشه
ما رو میکُشه

94
00:11:43,248 --> 00:11:45,945
! بیشتر از این هم حقت نیست

95
00:11:47,653 --> 00:11:49,679
شاید مُستحق مرگ باشه

96
00:11:52,092 --> 00:11:55,529
ولی الان که می‏بینمش
دلم براش می‏سوزه

97
00:11:59,001 --> 00:12:03,837
اگه با ما خوب باشن
ما هم با اون‌ها خوبیم

98
00:12:04,075 --> 00:12:06,839
! این رو از گردن ما باز کنید

99
00:12:09,948 --> 00:12:13,885
ما هم سوگند می‌خوریم
که هرکاری خواستید انجام بدیم

100
00:12:14,053 --> 00:12:15,987
سوگند می‌خوریم

101
00:12:16,289 --> 00:12:18,724
من به هیچ‌کدوم از قول‌های تو نمی‌تونم اعتماد کنم

102
00:12:21,428 --> 00:12:23,157
...سوگند می‌خوریم

103
00:12:23,430 --> 00:12:28,164
که به ارباب (حلقه‌ی) عزیز خدمت کنیم

104
00:12:29,804 --> 00:12:32,137
... سوگند می‏خوریم به

105
00:12:32,308 --> 00:12:34,276
 به (حلقه‌ی) عزیز

106
00:12:34,443 --> 00:12:36,639
گالوم
گالوم

107
00:12:36,813 --> 00:12:40,944
حلقه خیانت کاره
ولی ما روی قولت حساب می‌کنیم

108
00:12:41,786 --> 00:12:43,117
... بله

109
00:12:43,688 --> 00:12:46,780
 به (حلقه‌ی) عزیز سوگند می‌خوریم

110
00:12:48,560 --> 00:12:51,796
 به (حلقه‌ی) عزیز سوگند می‌خوریم

111
00:12:52,166 --> 00:12:53,656
! حرفت رو باور نمی‏کنم

112
00:12:55,704 --> 00:12:59,163
! بیا پایین ! گفتم بیا پایین -
! سم -

113
00:12:59,409 --> 00:13:01,104
میخواد گولمون بزنه

114
00:13:01,277 --> 00:13:04,270
 اگه بذاریم بره، توی خواب خفه‏ـمون می‏کنه

115
00:13:15,694 --> 00:13:20,223
تو راه رسیدن به موردور رو بلدی ؟ -
بله -

116
00:13:23,170 --> 00:13:24,899
قبلا اون‌جا بودی ؟

117
00:13:25,906 --> 00:13:27,499
بله

118
00:13:38,422 --> 00:13:41,051
پس ما رو به سمت دروازه‏ی سیاه هدایت می‌کنی

119
00:13:49,635 --> 00:13:53,504
به سمت دروازه، به سمت دروازه، به سمت دروازه
ارباب میگه، آره

120
00:13:53,674 --> 00:13:58,476
<font color=#FF0000>نه ! ما برنمی‏گردیم</font>
*<font color=#FF0000>نه به اون‌جا، نه به سمت اون</font>
<font color="#ff8000">«منظور " سائورون " است»</font>

121
00:13:58,646 --> 00:14:02,879
<font color=#FF0000>اون‏ها نمی‏تونن ما رو مجبور کنن</font>
<font color=#FF0000>! گالوم ! گالوم</font>

122
00:14:03,085 --> 00:14:06,522
ولی ما سوگند خوردیم که به
ارباب (حلقه‌ی) عزیز خدمت کنیم

123
00:14:06,723 --> 00:14:12,685
<font color=#FF0000>نه ! اون‌جا فقط خاکستر و خاک و تشنگی هست</font>
<font color=#FF0000>*! و سیاه چال و سیاه چال و سیاه چال</font>
<font color="#ff8000">«به خاطر شکنجه هایی که در سیاه چال‌های»</font>
<font color="#ff8000">«موردور کشیده از رفتن به اون جا هراس داره»</font>

124
00:14:12,864 --> 00:14:15,732
<font color=#FF0000>و اُرک‏ها، هزاران اُرک</font>

125
00:14:15,901 --> 00:14:21,033
<font color=#FF0000>،و چشم بزرگ همیشه در حال نگاه کردن‌ـه </font>
<font color=#FF0000>*در حال نگاه کردن‌ـه</font>
<font color="#ff8000">«همیشه در حال مراقبت از مرزهای موردور است»</font>

126
00:14:24,011 --> 00:14:27,811
! همین حالا برگرد ! برگرد

127
00:14:30,218 --> 00:14:32,448
دیدی، چی بهت گفته بودم؟

128
00:14:32,621 --> 00:14:34,852
فرار کرد
! پیر پست فطرت

129
00:14:35,057 --> 00:14:37,549
این هم از قول‌هایی که داد

130
00:14:37,761 --> 00:14:39,319
از این طرف، هابیت‏ها

131
00:14:39,596 --> 00:14:41,621
! دنبالم بیاین

132
00:14:55,482 --> 00:14:56,882
! مری

133
00:14:57,852 --> 00:14:59,342
! مری

134
00:15:04,860 --> 00:15:08,627
دیر کردید
صبر اربابمون داره تمام میشه

135
00:15:08,831 --> 00:15:10,629
همین الان موش‏های شایر رو می‏خواد

136
00:15:11,502 --> 00:15:16,100
من از اُرک‏های عوضی دستور نمی‏گیرم

137
00:15:17,143 --> 00:15:20,204
سارومان غنیمتش رو به دست خواهد آورد

138
00:15:20,380 --> 00:15:23,577
ما اون‌ها رو تحویل خواهیم داد

139
00:15:29,791 --> 00:15:31,156
! مری

140
00:15:31,893 --> 00:15:33,657
مری ؟
بیدار شو

141
00:15:37,132 --> 00:15:38,998
دوستم مریض‌ـه

142
00:15:39,436 --> 00:15:42,098
به آب نیازه داره
! خواهش می‏کنم

143
00:15:42,872 --> 00:15:46,809
مریضه، واقعاً ؟
! یکم دارو بهش بدید، بچه‏ها

144
00:15:50,048 --> 00:15:51,712
! بس کنید

145
00:15:53,927 --> 00:15:56,551
! نمیتونه داروش رو بخوره

146
00:15:59,225 --> 00:16:01,806
! دست از سرش بردارید -
چرا ؟ -

147
00:16:02,353 --> 00:16:04,706
نکنه تو هم می‏خوای ؟

148
00:16:05,439 --> 00:16:08,839
پس دهنت رو ببند

149
00:16:12,280 --> 00:16:14,265
مری

150
00:16:15,158 --> 00:16:16,648
سلام پیپ

151
00:16:18,495 --> 00:16:20,929
زخمی شدی -
حالم خوبه -

152
00:16:21,097 --> 00:16:23,588
فقط داشتم نقش بازی می‌کردم -
نقش ؟ -

153
00:16:24,267 --> 00:16:27,134
می‏بینی ؟
تو رو هم گول زدم

154
00:16:29,839 --> 00:16:31,569
نگران من نباش، پیپ

155
00:16:33,877 --> 00:16:35,868
جریان چیه ؟
چه بویی میاد ؟

156
00:16:36,846 --> 00:16:38,143
گوشت انسان

157
00:16:40,283 --> 00:16:42,649
اون‌ها رَدمون رو دنبال کردن

158
00:16:43,753 --> 00:16:44,879
آراگورن

159
00:16:46,590 --> 00:16:48,421
راه بیوفتید

160
00:17:11,983 --> 00:17:14,508
سرعت‏ـشون زیاد شده

161
00:17:15,520 --> 00:17:17,488
باید بوی ما رو حس کرده باشن

162
00:17:17,656 --> 00:17:19,419
! عجله کنید

163
00:17:23,095 --> 00:17:24,824
! زودباش، گیملی

164
00:17:28,667 --> 00:17:30,965
سه‌روز و سه‌شبه که در تعقیب‌ـشون هستیم

165
00:17:31,136 --> 00:17:34,107
نه غذایی
نه استراحتی

166
00:17:34,274 --> 00:17:38,866
نه نشونه‌ای از کسایی که دنبال‌ـشون هستیم
آخه یه صخره‌ی لُخت چه چیزی برای گفتن داره؟

167
00:18:09,676 --> 00:18:12,873
برگ‏های" لورین " بی‏دلیل نمیوفتن

168
00:18:14,214 --> 00:18:16,580
ممکنه هنوز زنده باشن

169
00:18:17,418 --> 00:18:20,046
کمتر از یک روز از ما جلوترن
زود باشید

170
00:18:22,657 --> 00:18:25,148
! بیا، گیملی
داریم بهشون می‏رسیم

171
00:18:25,326 --> 00:18:29,626
من توی دوی استقامت ضعیفم
ما کوتوله‌ها ذاتاً مال دوی سرعت هستیم

172
00:18:30,165 --> 00:18:33,430
ما توی مسافت‌های کوتاه، خیلی خطرناک هستیم

173
00:18:45,180 --> 00:18:46,909
*روهان
<font color="#ff8000">«سرزمینی چمن‌زار در شمال گاندور که به خاطر»</font>
<font color="#ff8000">«اسب‌ها و سواران ماهرش در سرزمین میانه شهرت دارد»</font>

174
00:18:47,081 --> 00:18:49,879
" منزل‌گاه " اربابان اسب‌ها

175
00:18:51,085 --> 00:18:53,645
! نیروی عجیبی این‌جا در حال فعالیت‌ـه

176
00:18:53,822 --> 00:18:56,791
یه نیروی اهریمنی به این موجودات سرعت میده

177
00:18:56,958 --> 00:18:59,927
و اراده‏ا‏ش رو برعلیه ما قرار داده

178
00:19:05,133 --> 00:19:08,002
لگولاس ! چشم‏های اِلفی‏ـت چی می‏بینن ؟

179
00:19:08,171 --> 00:19:10,893
اوروک-های "ها* به طرف شمال‏شرقی تغییر مسیر دادن "
<font color="#ff8000">«آن‌ها بزرگ‌تر و قوی‌تر از اُرک‌های دیگر بودند»</font>
<font color="#ff8000">«و می‌توانستند نور خورشید را تحمل کنند»</font>

180
00:19:11,575 --> 00:19:13,736
! دارن هابیت‏ها رو به آیزنگارد می‏برن

181
00:19:14,611 --> 00:19:15,873
سارومان

182
00:19:24,287 --> 00:19:27,484
<i>جهان در حال تغییر است</i>

183
00:19:27,657 --> 00:19:33,254
<i>اکنون چه کسی توان ایستادگی در برابر ارتش‌های آیزنگارد</i>

184
00:19:33,964 --> 00:19:36,694
<i>و موردور را دارد؟</i>

185
00:19:38,401 --> 00:19:44,033
<i>چه کسی توان ایستادگی در برابر
 قدرت سائورون و سارومان</i>

186
00:19:44,207 --> 00:19:48,836
<i>و اتحاد دو برج* را دارد؟</i>
<font color="#ff8000">«منظور از دو برج: برج " آیزنگارد " جایگاه سارومان»</font>
<font color="#ff8000">«و برج " باراد-دور " جایگاه سائورون است»</font>

187
00:19:54,352 --> 00:19:57,321
<i>... با یکدیگر، سرورم سائورون</i>

188
00:19:57,488 --> 00:20:01,015
<i>بر " سرزمین میانه " حکومت خواهیم کرد</i>

189
00:20:17,109 --> 00:20:21,375
<i>دنیای کهن در شعله های آتشِ صنعت خواهد سوخت</i>

190
00:20:21,947 --> 00:20:25,212
<i>جنگل‌ها از بین خواهند رفت</i>

191
00:20:27,119 --> 00:20:29,986
<i>و " نظم نوینی " برپا خواهد شد</i>

192
00:20:31,056 --> 00:20:35,959
<i>ما ارابه‌ی جنگ را با شمشیر و نیزه</i>

193
00:20:36,128 --> 00:20:40,087
<i>و مشت‏های آهنین اُرک‏ها به حرکت در خواهیم آورد</i>

194
00:20:52,612 --> 00:20:55,843
میخوام ظرف دو هفته، مسلح و آماده جنگ بشن

195
00:20:56,015 --> 00:20:57,642
! ولی سرورم، تعدادشون خیلی زیاده

196
00:20:57,817 --> 00:21:00,843
نمی‌تونیم همه رو سر وقت مسلح کنیم
! ما امکاناتِ لازم رو نداریم

197
00:21:01,020 --> 00:21:04,080
یک سد بسازید، رودخانه رو مسدود کنید
کوره‏ها باید شب و روز کار کنن

198
00:21:04,724 --> 00:21:07,090
سوخت کافی برای تغذیه کوره‌ها رو نداریم

199
00:21:08,461 --> 00:21:12,728
جنگل فنگورن جلوی در خونمون‌ـه

200
00:21:14,168 --> 00:21:16,500
بسوزونیدش -
چشم  -

201
00:21:17,237 --> 00:21:19,535
برای شما خواهیم جنگید

202
00:21:19,707 --> 00:21:21,675
سوگند بخور

203
00:21:32,187 --> 00:21:36,954
ما برای سارومان جان‌ـمون رو فدا می‌کنیم

204
00:21:38,059 --> 00:21:40,050
اسب‏سواران* سرزمین‏های‏ شما رو غصب کردن
<font color="#ff8000">«منظور مردم روهان است»</font>

205
00:21:40,228 --> 00:21:44,757
اون‌ها مردم شما رو به سمت تپه‌ها راندن
تا بین صخره‌ها برای ادامه حیات دست و پا بزنن

206
00:21:44,934 --> 00:21:46,367
! قاتل‏ها

207
00:21:47,303 --> 00:21:49,395
زمین‏هایی که از شما دزدیدن رو پس بگیرید

208
00:21:49,604 --> 00:21:51,367
! همه‌ی روستاها رو به آتش بکشید

209
00:21:54,609 --> 00:21:59,740
<i>فقط باید مخالفان‌ـمون رو از بین ببریم</i>

210
00:22:00,215 --> 00:22:02,740
<i> این کار از روهان آغاز خواهد شد </i>

211
00:22:03,485 --> 00:22:07,012
<i>خیلی وقته که این دهقان‌ها در مقابلت ایستادن</i>

212
00:22:07,188 --> 00:22:08,985
<i>اما دیگه آخرشه</i>

213
00:22:09,157 --> 00:22:11,421
! ایوتین
! ایوتین

214
00:22:13,595 --> 00:22:16,259
خواهرت رو با خودت ببر
اگه فقط دو نفر باشید سریعتر می‌تازید

215
00:22:16,633 --> 00:22:19,295
بابا گفته ایوتین نباید سوار " گارولف " بشه

216
00:22:19,469 --> 00:22:21,130
! براش خیلی بزرگه

217
00:22:21,338 --> 00:22:24,307
گوش کن چی میگم
باید به طرف " ادوراس "* بتازی و بهشون هشدار بدی
<font color="#ff8000">«پایتخت روهان و محل زندگی دربار »</font>

218
00:22:24,508 --> 00:22:26,999
فهمیدی چی گفتم؟ -
بله، مامان -

219
00:22:27,310 --> 00:22:30,211
نمی‏خوام این‌جا رو ترک کنم
نمی‏خوام برم، مامان

220
00:22:30,380 --> 00:22:34,111
فِرِ‏دا، اون‏جا پیداتون می‏کنم

221
00:22:39,022 --> 00:22:40,717
! سریع‏تر

222
00:22:47,131 --> 00:22:48,689
برو فرزندم

223
00:23:01,578 --> 00:23:03,479
<i>... روهان، سرورم</i>

224
00:23:03,948 --> 00:23:06,678
<i> آماده‌ی سقوطه </i>

225
00:23:17,930 --> 00:23:19,454
تئودرد

226
00:23:19,665 --> 00:23:21,292
! پسرِ پادشاه رو پیدا کنید

227
00:23:37,750 --> 00:23:43,780
موردور تاوان این کارش رو خواهد داد -
این اُرک‏ها مال موردور نیستن -

228
00:23:44,690 --> 00:23:47,523
! سرورم ائومر، بیاید این‌جا

229
00:23:56,336 --> 00:23:58,133
زنده‏ـست

230
00:24:28,936 --> 00:24:31,029
تئودرد

231
00:24:44,419 --> 00:24:47,445
پسرتون به سختی زخمی شده، سرورم

232
00:24:47,856 --> 00:24:50,347
در کمین اُرک‌ها گرفتار شد

233
00:24:51,894 --> 00:24:55,523
اگه از سرزمین‌ـمون دفاع نکنیم
سارومان اون رو به زور تصاحب خواهد کرد

234
00:24:55,898 --> 00:24:58,388
این حرف دروغه

235
00:25:00,602 --> 00:25:05,403
سارومان سفید همیشه دوست و متحد ما بوده

236
00:25:07,075 --> 00:25:09,080
گریما

237
00:25:10,537 --> 00:25:12,467
گریما

238
00:25:14,999 --> 00:25:16,489
گریما

239
00:25:17,301 --> 00:25:20,361
اُرک‌ها دارن آزادانه توی زمین‌های ما پرسه می‌زنن

240
00:25:20,771 --> 00:25:24,367
بدون نظارت، بدون درگیری
هرکسی رو که بخوان می‌کُشن

241
00:25:25,043 --> 00:25:27,944
اُرک‏هایی که نشان دستِ سفید سارومان رو دارن

242
00:25:35,787 --> 00:25:41,555
چرا این مشکلات رو برای یک ذهن مشکل‌دار مطرح می‌کنی؟

243
00:25:41,760 --> 00:25:44,228
مگه متوجه نیستی؟

244
00:25:44,396 --> 00:25:49,424
عموت از یاغی‌گری و جنگ طلبیِ تو

245
00:25:49,635 --> 00:25:52,160
خسته شده

246
00:25:54,373 --> 00:25:56,341
جنگ طلبی؟

247
00:25:56,508 --> 00:25:58,669
چه مدته که سارومان تو رو خریده ؟

248
00:25:59,511 --> 00:26:01,876
قول چه مبلغی رو بهت داده، گریما ؟

249
00:26:02,113 --> 00:26:05,708
قول داده که وقتی همه کشته شدن
سَهمت رو از گنجینه بگیری ؟

250
00:26:18,195 --> 00:26:20,823
خیلی وقته که نگاهت به خواهرم‌ـه

251
00:26:21,032 --> 00:26:23,000
خیلی وقته که دنبالش افتادی

252
00:26:31,075 --> 00:26:35,409
تو زیادی می‏بینی، ائومر پسر ائوماند

253
00:26:35,579 --> 00:26:36,739
خیلی زیاد

254
00:26:39,083 --> 00:26:43,924
تو فوراً از قلمروی روهان و تمام
سرزمین‌های تحت سلطه‌اش تبعید میشی

255
00:26:44,055 --> 00:26:48,926
،و در صورت بازگشت
مجازات مرگ در انتظارت خواهد بود

256
00:26:49,327 --> 00:26:51,659
تو این‌جا هیچ قدرتی نداری

257
00:26:51,829 --> 00:26:54,297
دستوراتت بی ارزش هستن

258
00:26:54,832 --> 00:26:58,667
این دستور از طرفِ من نیست

259
00:26:58,837 --> 00:27:00,998
از طرفِ پادشاه‌ـه

260
00:27:01,606 --> 00:27:04,199
همین امروز صبح امضاش کرد

261
00:27:35,773 --> 00:27:38,469
همین‏طور نفس بکش
راهش همینه

262
00:27:38,709 --> 00:27:40,404
نفس بکش

263
00:27:44,515 --> 00:27:48,350
جوری ‌میدَوَن که انگار اربابشون با شلاق پشت سرشون‌ـه

264
00:28:04,503 --> 00:28:06,527
...از این جلوتر نمیریم

265
00:28:06,704 --> 00:28:08,694
تا وقتی که یه نفسی تازه کنیم

266
00:28:09,239 --> 00:28:11,207
! آتش روشن کنید

267
00:28:15,278 --> 00:28:16,836
! مری

268
00:28:17,213 --> 00:28:18,544
! مری

269
00:28:20,250 --> 00:28:25,449
فکر کنم احتمالاً اشتباه کردیم
که شایر رو ترک کردیم، پیپین

270
00:28:34,932 --> 00:28:37,127
این صدا از کجا میاد؟

271
00:28:38,702 --> 00:28:40,169
صدای درخت‏هاست

272
00:28:40,905 --> 00:28:41,963
چی ؟

273
00:28:42,306 --> 00:28:46,140
اون جنگل قدیمی توی مرزهای باک‏لند* رو یادت میاد؟
<font color="#ff8000">«جنگلی در شرق شایر که هابیت‌ها برای آن»</font>
<font color="#ff8000">«حصاری ساخته بودند تا آنها را از شَر موجودات»</font>
<font color="#ff8000">«عجیبی که در جنگل قدیمی زندگی می کردند حفظ نماید»</font>

274
00:28:46,310 --> 00:28:50,804
مردم همیشه می‏گفتن یه چیزی توی آبش هست که
... باعث میشه درخت‏ها بلندتر

275
00:28:50,981 --> 00:28:52,505
! و تبدیل به موجود زنده بشن

276
00:28:52,750 --> 00:28:54,445
زنده ؟

277
00:28:55,319 --> 00:28:57,014
درخت هایی که میتونن نَجوا کنن

278
00:28:58,022 --> 00:29:00,490
و با هم حرف بزنن

279
00:29:00,658 --> 00:29:02,455
! حتی حرکت کنن

280
00:29:04,095 --> 00:29:06,325
دارم از گرسنگی می‏میرم

281
00:29:06,497 --> 00:29:10,557
! سه روزِ لعنتیه که به جز نون کپک زده هیچی نخوردیم

282
00:29:10,934 --> 00:29:12,196
! آره

283
00:29:12,402 --> 00:29:15,667
!چرا یکم گوشت نخوریم ؟

284
00:29:18,041 --> 00:29:20,237
اون‏ها چطورن ؟

285
00:29:20,411 --> 00:29:22,311
گوشت‌ـشون تازه‌ـست

286
00:29:22,980 --> 00:29:26,746
اون‏ها برای خوردن نیستن

287
00:29:32,723 --> 00:29:34,691
پاهاشون چطور ؟

288
00:29:34,892 --> 00:29:37,190
! اون‏ها رو که لازم ندارن

289
00:29:38,662 --> 00:29:41,859
خوشمزه به‏نظر میان -
! گمشو عقب، بو گندو -

290
00:29:43,667 --> 00:29:48,570
زندانی ها به سارومان تحویل داده میشن
! زنده و سالم

291
00:29:48,939 --> 00:29:50,873
زنده ؟

292
00:29:53,844 --> 00:29:58,110
چرا زنده ؟
مگه چه چیز خاصی دارن؟

293
00:30:00,517 --> 00:30:03,884
یه چیزی همراهشون هست
یه اسلحه‌ی اِلفی

294
00:30:04,053 --> 00:30:07,080
ارباب اون رو برای جنگ می‏خواد

295
00:30:09,994 --> 00:30:11,859
فکر می‌کنن حلقه پیش ماست

296
00:30:12,029 --> 00:30:14,462
به محض این‌که بفهمن حلقه پیش ما نیست، می‌کُشنمون

297
00:30:16,332 --> 00:30:18,300
... فقط یه لقمه‏

298
00:30:18,468 --> 00:30:19,662
یکم از گوشت پهلو

299
00:30:26,476 --> 00:30:30,037
! ظاهراً گوشت به منوی غذای امشب‌ـتون اضافه شد

300
00:30:36,653 --> 00:30:37,915
پیپین

301
00:30:38,087 --> 00:30:39,782
بزن بریم

302
00:30:48,231 --> 00:30:49,721
زود باش

303
00:30:49,933 --> 00:30:51,400
درخواست کمک کن

304
00:30:52,802 --> 00:30:53,895
داد بزن

305
00:30:54,104 --> 00:30:57,267
حالا دیگه هیچ‏کس نیست نجات‏ـتون بده

306
00:31:06,450 --> 00:31:07,849
پیپین

307
00:31:32,141 --> 00:31:34,632
طلوع خورشید سرخ

308
00:31:35,144 --> 00:31:38,079
دیشب خون ریخته شده

309
00:32:09,245 --> 00:32:11,110
سوارانِ روهان

310
00:32:11,547 --> 00:32:13,981
!از مارک* چه خبر ؟
<font color="#ff8000">«لقبی که سواران روهان به مرزهای قلمروشان داده‌اند»</font>

311
00:32:41,744 --> 00:32:46,147
یک اِلف، یک انسان و یک کوتوله توی
ریدرمارک "* چیکار می‏کنند ؟ "
<font color="#ff8000">«،به معنی: سرزمین سواران»</font>
<font color="#ff8000">«لقبی که مردم روهان به سرزمین‌ـشان داده‌اند»</font>

312
00:32:46,949 --> 00:32:48,211
! سریع حرف بزنید

313
00:32:48,551 --> 00:32:53,215
اسمت رو بهم بگو اسب سوار
! بعدش من هم اسمم رو بهت میگم

314
00:33:02,365 --> 00:33:04,890
...سرت رو از تنت جدا می‌کردم کوتوله

315
00:33:05,335 --> 00:33:07,701
! اگه یکم از اینی که هست بالاتر بود

316
00:33:08,738 --> 00:33:10,797
قبل از این‌که شمشیرت پایین بیاد مُردی

317
00:33:19,516 --> 00:33:21,416
من آراگورن پسرِ آراتورن هستم

318
00:33:21,752 --> 00:33:25,949
،این‌ها گیملی پسر گلوین
*" و لگولاس از سرزمین " وودلند
<font color="#ff8000">«قلمرو اِلف‌های جنگلی»</font>

319
00:33:26,122 --> 00:33:29,353
ما دوستان روهان و " تئودن " پادشاه‏ شما هستیم

320
00:33:31,094 --> 00:33:34,860
تئودن دیگه دوست رو از دشمن تشخص نمیده

321
00:33:35,098 --> 00:33:37,293
(حتی خویشاوندان خودش رو (هم نمی‌شناسه

322
00:33:41,804 --> 00:33:43,772
سارومان ذهن پادشاه رو مسموم کرده

323
00:33:43,940 --> 00:33:45,874
و مدعی فرمانروایی بر این سرزمین‌ها‌ـست

324
00:33:47,843 --> 00:33:50,835
من و همراهانم به روهان وفادار هستیم

325
00:33:51,012 --> 00:33:52,775
و به همین ‏خاطر تبعید شدیم

326
00:33:54,850 --> 00:33:58,149
جادوگر سفید خیلی حیله گره

327
00:33:58,820 --> 00:34:01,221
میگن همه‌جا حضور داره

328
00:34:01,424 --> 00:34:03,858
در پوشش یک پیرمرد رَدا پوش
این طرف و اون طرف پرسه میزنه

329
00:34:05,294 --> 00:34:09,060
و همه‌جا، جاسوس‌هاش از دام های ما عبور می‌کنن

330
00:34:09,232 --> 00:34:11,462
ما جاسوس نیستیم

331
00:34:11,634 --> 00:34:14,569
ما در تعقیب گروهی از " اوروک-های "ها هستیم
که به سمت غرب این دشت در حرکتن

332
00:34:14,871 --> 00:34:17,203
اون‏ها دو تا از دوستان‏ ما رو اسیر کردن

333
00:34:18,007 --> 00:34:20,475
اوروک "‏ها نابود شدن "
دیشب سلاخی‌ـشون کردیم

334
00:34:20,643 --> 00:34:23,806
ولی دوتا هابیت هم بودن
دوتا هابیت همراه‏ـشون ندیدی ؟

335
00:34:23,980 --> 00:34:26,948
اون‏ها جثه‌ی کوچیکی دارن
برای شما ممکنه بچه به نظر بیان

336
00:34:30,285 --> 00:34:32,276
کسی رو زنده نذاشتیم

337
00:34:32,921 --> 00:34:35,890
ما لاشه‏ها رو روی هم ریختیم و اون‏ها رو سوزوندیم

338
00:34:41,363 --> 00:34:42,591
مُردن ؟

339
00:34:45,600 --> 00:34:47,295
متاسفم

340
00:34:52,875 --> 00:34:55,173
هاسوفل
اِرود

341
00:34:56,979 --> 00:35:01,643
امیدوارم این اسب ها شما رو به سمت
سرنوشتی بهتر از اربابان قبلی‌ـشون ببرن

342
00:35:02,852 --> 00:35:04,444
بدرود

343
00:35:09,659 --> 00:35:11,889
دنبال دوستان‏ـتون بگردین

344
00:35:12,361 --> 00:35:14,591
اما خیلی امیدوار نباشید

345
00:35:16,299 --> 00:35:18,859
امید از این سرزمین رفته

346
00:35:19,068 --> 00:35:21,059
! به سمت شمال میریم

347
00:36:11,653 --> 00:36:13,484
این کمربند کوچیک مال اون‌هاست

348
00:36:14,936 --> 00:36:18,936
:به زبان الفی
<font color=#008000>باشد که در جهان پس از مرگ آرامش بیابند</font>

349
00:36:27,303 --> 00:36:29,328
ما ناامیدشون کردیم

350
00:36:43,385 --> 00:36:45,546
یک هابیت این‌جا دراز کشیده بوده

351
00:36:47,455 --> 00:36:49,082
و یکی دیگه هم این‌جا

352
00:36:59,901 --> 00:37:01,893
اون‌ها سینه‌خیز حرکت کردن

353
00:37:05,607 --> 00:37:07,700
دست‏هاـشون بسته بوده

354
00:37:19,855 --> 00:37:21,686
بندهاـشون پاره شدن

355
00:37:37,171 --> 00:37:39,298
به این سمت می‌دَویدن

356
00:37:42,943 --> 00:37:44,137
تعقیب‌ـشون می‌کردن

357
00:37:47,348 --> 00:37:49,077
! کمربند

358
00:37:52,987 --> 00:37:54,113
! فرار کن

359
00:37:57,859 --> 00:37:59,190
...ِردپا‌ها از میدان نبرد دور میشن و به سمت

360
00:38:03,999 --> 00:38:06,092
جنگل فنگورن "* میرن "
<font color="#ff8000">«جنگلی عمیق و تاریک در جنوب کوه‌های مه‌آلود»</font>

361
00:38:07,002 --> 00:38:08,435
فنگورن ؟

362
00:38:08,603 --> 00:38:11,231
!چه دیوانگی‌ای باعث شده که به اون‌جا برن ؟

363
00:38:28,990 --> 00:38:31,982
گُمش کردیم ؟
فکر کنم گُمش کردیم

364
00:38:38,699 --> 00:38:42,135
قراره دل و روده‌ی کوچیک و کثیف‌ـتون رو بریزم بیرون

365
00:38:48,376 --> 00:38:49,365
! بیاین این‌جا

366
00:38:54,883 --> 00:38:57,443
درخت، برو بالای درخت

367
00:39:06,761 --> 00:39:08,489
رفته

368
00:39:20,567 --> 00:39:22,899
! مری

369
00:39:34,381 --> 00:39:38,784
! بذار یه سوراخ کوچیک توی شکمت درست کنم

370
00:39:45,891 --> 00:39:47,449
! فرار کن، مری

371
00:39:57,237 --> 00:40:01,571
اُرک‏های کوچولو

372
00:40:01,742 --> 00:40:04,074
اون حرف می‏زنه، مری
درخته داره حرف می‏زنه

373
00:40:04,244 --> 00:40:06,144
! درخت ؟

374
00:40:06,313 --> 00:40:09,305
! من درخت نیستم

375
00:40:09,549 --> 00:40:11,711
من یک " اِنت " هستم

376
00:40:12,286 --> 00:40:14,413
نگهبان درخت‌ها

377
00:40:14,989 --> 00:40:16,957
چوپان جنگل

378
00:40:17,125 --> 00:40:18,490
باهاش حرف نزن، مری

379
00:40:18,993 --> 00:40:20,460
تشویقش نکن

380
00:40:20,661 --> 00:40:24,893
 " بعضی‌ها بهم میگن " درخت ریشو
<font color="#ff8000">«به اِنت‌ها " چوب ریش " نیز گفته می شود»</font>

381
00:40:25,066 --> 00:40:27,034
و طرفِ کی هستی ؟

382
00:40:27,635 --> 00:40:29,262
طرف ؟

383
00:40:29,470 --> 00:40:32,338
... من طرفِ هیچ‏کس نیستم

384
00:40:32,708 --> 00:40:38,044
،چون هیچ‏کسی طرفِ من نیست
اُرک کوچولو

385
00:40:38,847 --> 00:40:43,477
دیگه هیچ‏کس به جنگل‏ها اهمیت نمیده

386
00:40:43,886 --> 00:40:46,285
! ما اُرک نیستیم
! ما هابیت هستیم

387
00:40:46,454 --> 00:40:48,752
هابیت ؟

388
00:40:49,991 --> 00:40:54,861
! تا حالا چیزی در مورد هابیت‌ها نشنیدم

389
00:40:56,064 --> 00:41:00,558
این حرفتون، به نظر یه حقه‌ی اُرکی میاد

390
00:41:00,736 --> 00:41:02,863
اون‏ها با آتش میان

391
00:41:03,071 --> 00:41:05,631
با تبر میان

392
00:41:05,841 --> 00:41:10,642
قطع می‌کنن، ریشه‌کن می‌کنن، می‌شکنن
تکه تکه می‌کنن، می‌سوزونن

393
00:41:10,846 --> 00:41:14,647
ویرانگرها و غاصب‌ها، لعنت بهشون -
نه -

394
00:41:14,884 --> 00:41:17,717
 تو متوجه نیستی
! ما هابیت هستیم

395
00:41:17,921 --> 00:41:19,718
کوتوله‌ایم

396
00:41:19,889 --> 00:41:20,981
! از مردم شایریم

397
00:41:21,191 --> 00:41:23,522
... شاید باشید

398
00:41:23,826 --> 00:41:27,455
 و شاید هم نباشید

399
00:41:28,564 --> 00:41:32,467
جادوگر سفید می‏دونه

400
00:41:33,269 --> 00:41:35,203
جادوگر سفید ؟

401
00:41:36,739 --> 00:41:38,229
سارومان

402
00:41:50,819 --> 00:41:52,481
می‏بینید ؟
می‏بینید ؟

403
00:41:52,722 --> 00:41:55,122
به بیرون راهنمایی‌ـتون کردیم

404
00:41:55,291 --> 00:41:57,782
عجله کنید هابیت‏ها
عجله کنید

405
00:42:00,897 --> 00:42:03,365
خیلی خوش شانس بودید که پیداتون کردیم

406
00:42:10,039 --> 00:42:11,769
هابیت خوب

407
00:42:14,678 --> 00:42:17,943
این یه مرداب‌ـه
اون ما رو به داخل یه باتلاق هدایت کرده

408
00:42:18,115 --> 00:42:20,743
باتلاق، بله، بله

409
00:42:21,518 --> 00:42:26,217
بیا ارباب
ما شما رو از مسیرهای امنِ داخلِ این مِه می‏بریم

410
00:42:28,559 --> 00:42:31,996
! بیاید هابیت‏ها، بیاید
باید سریع‏ حرکت کنیم

411
00:42:35,267 --> 00:42:37,895
من پیداش کردم، پیداش کردم

412
00:42:38,103 --> 00:42:40,765
راهی که از وسط باتلاق‌ها می‌گذره

413
00:42:40,972 --> 00:42:44,464
،اُرک‏ها ازش استفاده نمی‏کنن
اُرک‏ها اون رو بلد نیستن

414
00:42:44,676 --> 00:42:48,737
مایل‌ها دورش می‌زنن

415
00:42:48,947 --> 00:42:50,380
سریع‏تر بیاید

416
00:42:50,582 --> 00:42:54,643
باید مثل سایه‏ سریع و آرام باشیم

417
00:42:55,820 --> 00:42:59,153
از این‌جا متنفرم
زیادی ساکت‌ـه

418
00:42:59,324 --> 00:43:01,588
دو روزه که نه پرنده‌ای دیدیم و نه صداش رو شنیدیم

419
00:43:01,760 --> 00:43:05,127
نه، پرنده‏ای برای خوردن نیست

420
00:43:05,363 --> 00:43:09,595
هیچ پرنده‌ی قابل خوردنی نیست

421
00:43:10,201 --> 00:43:13,069
ما داریم گرسنگی می‌کشیم
آره

422
00:43:13,239 --> 00:43:17,538
گرسنگی می‌کشیم عزیز

423
00:43:32,491 --> 00:43:34,015
بیا

424
00:43:35,227 --> 00:43:37,218
غذاش* چیه؟
<font color="#ff8000">«نمیدونه چیه و فکر می‌کنه که گوشت یه موجود زنده‌ـست»</font>

425
00:43:37,430 --> 00:43:39,398
خوشمزه‌ـست ؟

426
00:43:44,704 --> 00:43:47,298
اون غذا سعی کرد ما رو خفه کنه

427
00:43:47,573 --> 00:43:51,236
! ما نمی‏تونیم غذای هابیت‏ها رو بخوریم

428
00:43:52,946 --> 00:43:56,972
! باید گرسنگی بکشیم

429
00:43:57,149 --> 00:43:59,515
خب، پس گرسنگی بکش
! تا از بمیری و دستت خلاص بشیم

430
00:44:00,286 --> 00:44:02,481
اوه، هابیت سنگدل

431
00:44:02,688 --> 00:44:05,521
براش مهم نیست که ما گرسنگی بکشیم

432
00:44:05,758 --> 00:44:10,491
براش مهم نیست که ما بمیریم

433
00:44:11,130 --> 00:44:13,964
مثل ارباب نیست

434
00:44:15,335 --> 00:44:17,428
برای ارباب مهمه

435
00:44:18,605 --> 00:44:20,470
ارباب میدونه

436
00:44:22,943 --> 00:44:24,911
آره

437
00:44:25,078 --> 00:44:27,706
عزیز

438
00:44:31,284 --> 00:44:34,914
یه زمانی ما رو اسیر خودش کرده بود

439
00:44:36,791 --> 00:44:40,955
هرگز رهات نمی‌کنه

440
00:44:41,662 --> 00:44:42,822
! به من دست نزن

441
00:45:15,296 --> 00:45:17,161
چیزهای مُرده اون جاست

442
00:45:17,331 --> 00:45:19,094
چهره‌های مُرده‌ها توی آب ـه

443
00:45:23,938 --> 00:45:27,897
همه مُردن
همه پوسیدن

444
00:45:28,409 --> 00:45:32,175
اِلف‏ها و انسان‏ها و اُرک‏ها

445
00:45:32,380 --> 00:45:36,010
در نبرد بزرگی* که خیلی وقت پیش اتفاق افتاد
<font color="#ff8000">«منظور نبرد " داگورلد " است. نبردی که بین سپاه»</font>
<font color="#ff8000">«سائورون و سپاه الف‌ها و انسان‌ها در آن مکان در گرفت»</font>

446
00:45:36,819 --> 00:45:38,548
*" باتلاق‌های مرگ "
<font color="#ff8000">«بخشی از باقیمانده‌های به گل نشسته نبرد داگورلد»</font>

447
00:45:38,754 --> 00:45:41,484
آره آره
اِسمشون همین‌ـه

448
00:45:43,192 --> 00:45:44,921
از این طرف

449
00:45:45,127 --> 00:45:47,891
نورها رو دنبال نکنید

450
00:45:49,631 --> 00:45:53,500
مراقب باشید ! وگرنه هابیت‏ها
میرن پایین تا به مرده‌ها ملحق بشن

451
00:45:53,703 --> 00:45:57,799
! و شمع‏های کوچیکِ خودشون رو روشن کنن

452
00:46:24,000 --> 00:46:25,467
! فرودو

453
00:47:09,946 --> 00:47:14,611
گالوم ؟ -
نورها رو دنبال نکن -

454
00:47:14,785 --> 00:47:16,650
! گالوم -
! آقای فرودو -

455
00:47:16,820 --> 00:47:18,685
حالت خوبه ؟

456
00:47:47,586 --> 00:47:50,555
<font color=#FF0000>خیلی درخشان است</font>

457
00:47:50,755 --> 00:47:54,556
<font color=#FF0000>خیلی زیباست</font>

458
00:47:54,727 --> 00:47:58,595
<font color=#FF0000>عــزیــز ما</font>

459
00:48:00,066 --> 00:48:01,556
چی گفتی ؟

460
00:48:01,767 --> 00:48:03,929
<font color=#FF0000>ارباب باید استراحت کنه</font>

461
00:48:04,104 --> 00:48:08,165
<font color=#FF0000>ارباب باید نیروی خودش رو حفظ کنه</font>

462
00:48:10,144 --> 00:48:13,410
تو کی هستی ؟ -
<font color=#FF0000>اون نباید از ما بپرسه، بهش مربوط نیست -</font>

463
00:48:13,582 --> 00:48:15,073
<font color=#FF0000>گالوم</font>
<font color=#FF0000>گالوم</font>

464
00:48:15,252 --> 00:48:17,050
گاندالف بهم گفت که از " مردم رودخانه "* بودی
<font color="#ff8000">«هابیت‌هایی که در امتداد رودخانه آندوین زندگی می‌کردند»</font>

465
00:48:17,221 --> 00:48:21,318
<font color=#FF0000><i>سرد باد*، دل و دست و استخوان</i></font>
<font color=#FF0000><i>*سرد باد، مسافرانِ دور از خانه‌ـشان</i></font>
<font color="#ff8000">«سرد باد: کنایه از مُردن»</font>

466
00:48:21,493 --> 00:48:23,052
اون گفت که زندگیت داستان غم انگیزی داره

467
00:48:23,263 --> 00:48:27,792
<font color=#FF0000><i>آن‌ها نمی دانند که چه در پیش است</i></font>
<font color=#FF0000><i>*وقتی که خورشید ساقِط و مرگِ ماه نزدیک است</i></font>
<font color="#ff8000">«طبق کتاب:این شعر در واقع افسونی است که»</font>
<font color="#ff8000">«توسط یک شبح خبیث سروده شده است»</font>

468
00:48:27,968 --> 00:48:30,961
یه زمانی فرق زیادی با یه هابیت نداشتی

469
00:48:31,172 --> 00:48:32,901
درسته ؟

470
00:48:35,145 --> 00:48:37,375
" اسـمـیـگـل "

471
00:48:42,085 --> 00:48:44,610
من رو چی صدا کردی ؟

472
00:48:45,956 --> 00:48:48,720
یه زمانی اِسمت همین بود، مگه نه ؟

473
00:48:49,293 --> 00:48:51,659
خیلی وقت پیش

474
00:48:52,496 --> 00:48:54,658
...اِسم من

475
00:48:55,733 --> 00:48:57,223
اِسم من

476
00:49:04,108 --> 00:49:06,574
" اسـمـیـگـل "

477
00:49:10,707 --> 00:49:12,332
 *" سواران سـیـاه "
<font color="#ff8000">«مخوف‌ترین خادمان سائورون در سرزمین میانه»</font>

478
00:49:12,507 --> 00:49:13,837
مخفی بشید
مخفی بشید

479
00:49:24,408 --> 00:49:26,704
! بیا، فرودو
! زودباش

480
00:49:26,875 --> 00:49:30,500
! زود باشید، اون‏ها ما رو می‏بینن
! ما رو می‏بینن

481
00:49:31,275 --> 00:49:33,934
! فکر می‏کردم که مُرده‌ان -
مُرده‌ان؟ -

482
00:49:34,108 --> 00:49:37,074
نه نمیشه اون‌ها رو کُشت
! نه

483
00:50:04,210 --> 00:50:05,259
ارواح

484
00:50:05,461 --> 00:50:07,656
! ارواح پرنده

485
00:50:15,671 --> 00:50:17,696
دارن صداش می‌کنن

486
00:50:17,940 --> 00:50:21,468
دارن " عزیز " رو صدا می‌کنن

487
00:50:23,613 --> 00:50:25,740
آقای فرودو
همه چی رو به راهه

488
00:50:25,915 --> 00:50:27,178
من پیشت هستم

489
00:50:43,202 --> 00:50:44,726
عجله کنید، هابیت‏ها

490
00:50:45,305 --> 00:50:49,242
دروازه‏‌ی سیاه خیلی نزدیک‌ـه

491
00:50:56,117 --> 00:50:57,982
خون اُرک

492
00:51:07,931 --> 00:51:09,694
ردپا‌های عجیبی این‌جا هست

493
00:51:10,968 --> 00:51:12,993
هوای این‌جا خیلی گرفته‏ـست

494
00:51:14,138 --> 00:51:16,572
این جنگلِ کُهنی‌ـه

495
00:51:17,374 --> 00:51:19,365
خیلی کهن

496
00:51:21,144 --> 00:51:23,443
...پر از خاطره

497
00:51:26,050 --> 00:51:28,382
و خشم

498
00:51:34,560 --> 00:51:37,462
درخت‌ها دارن با همدیگه صحبت می‌کنن

499
00:51:37,630 --> 00:51:39,120
! گیملی

500
00:51:39,299 --> 00:51:41,233
تبرت رو بیار پایین

501
00:51:44,038 --> 00:51:46,802
اون‏ها احساس دارن، دوست من

502
00:51:47,341 --> 00:51:49,333
این کارِ اِلف‏ها‌ـست

503
00:51:49,544 --> 00:51:54,278
،درخت‏ها رو بیدار کردن
و یادشون دادن که صحبت کنن

504
00:51:54,784 --> 00:51:57,150
! درخت‌های سخنگو

505
00:51:57,787 --> 00:52:00,814
درخت‌ها چه حرفی برای زدن دارن؟

506
00:52:00,991 --> 00:52:04,454
! به جز در مورد ماندگاری و پاک نشدن فضله‌های سنجاب‌ها

507
00:52:07,175 --> 00:52:09,125
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>! آراگورن، یه چیزی اون جاست</font>

508
00:52:15,911 --> 00:52:17,735
<font color=#008000>چی می‌بینی؟</font>

509
00:52:18,110 --> 00:52:20,544
 جادوگر سفید نزدیک شده

510
00:52:26,752 --> 00:52:31,053
نذارید حرف بزنه وگرنه طلسم‌ـمون می‌کنه

511
00:52:40,635 --> 00:52:42,899
باید سریع باشیم

512
00:52:58,489 --> 00:53:02,119
شما دنبالِ ردپای دو هابیت جوان هستید

513
00:53:02,694 --> 00:53:04,093
اون‏ها کجا هستن ؟

514
00:53:04,262 --> 00:53:07,823
اون‌ها روزِ قبل از دیروز، از این جا عبور کردند

515
00:53:08,000 --> 00:53:12,266
اون‌ها با کسی دیدار کردن که انتظارش رو نداشتن

516
00:53:12,438 --> 00:53:14,566
این حرف باعث آرامش خاطرتان شد؟

517
00:53:14,741 --> 00:53:16,709
تو کی هستی ؟

518
00:53:18,178 --> 00:53:20,146
! خودت رو نشون بده

519
00:53:29,056 --> 00:53:31,047
امکان نداره

520
00:53:34,028 --> 00:53:34,995
من رو ببخشید

521
00:53:36,664 --> 00:53:38,598
شما رو با سارومان اشتباه گرفتم

522
00:53:39,368 --> 00:53:42,132
! من سارومان هستم

523
00:53:43,672 --> 00:53:47,541
یا در واقع، آن طور که سارومان باید می‌بود

524
00:53:48,512 --> 00:53:50,002
! تو سقوط کردی

525
00:53:51,482 --> 00:53:54,007
در میان آتش

526
00:53:54,185 --> 00:53:55,482
و آب

527
00:53:56,954 --> 00:53:59,480
<i>از درون عمیق‌ترین سیاه چال، تا بالای رفیع‌ترین قله</i>

528
00:53:59,658 --> 00:54:03,355
<i> با بالروگِ* مورگوت نبرد کردم</i>
<font color="#ff8000">«موجوداتی پلید و نیرومند که می‌توانند بر خود آتش بپوشانند»</font>
<font color="#ff8000">«یا خود را در تاریکی و سایه پنهان کنند»</font>

529
00:54:19,214 --> 00:54:21,944
<i>تا این که سرانجام دشمنم را به پایین افکندم</i>

530
00:54:22,118 --> 00:54:26,577
<i>و بدن نَحسش را روی کوهستان کوبیدم</i>

531
00:54:32,594 --> 00:54:35,155
<i>تاریکی مرا در برگرفت</i>

532
00:54:35,932 --> 00:54:39,993
<i>و من از ذهن و زمان رها شدم</i>

533
00:54:40,771 --> 00:54:43,831
<i>ستارگان در بالای سرم می‌چرخیدند</i>

534
00:54:44,107 --> 00:54:48,602
<i>و هر روز به بلندی یک عمر در روی زمین بود</i>

535
00:54:50,748 --> 00:54:52,875
<i>اما این پایان کار نبود</i>

536
00:54:53,118 --> 00:54:55,951
<i>دوباره حیات را درونم حس کردم</i>

537
00:54:57,890 --> 00:55:00,416
<i>من بازگردانده شدم</i>

538
00:55:00,594 --> 00:55:02,152
<i>تا زمانی که وظیفه‌ام به انجام برسد</i>

539
00:55:02,529 --> 00:55:04,429
گاندالف

540
00:55:05,098 --> 00:55:07,090
!گاندالف ؟

541
00:55:07,501 --> 00:55:09,298
بله

542
00:55:12,107 --> 00:55:13,904
با این نام صدایم می‌زدند

543
00:55:16,778 --> 00:55:19,043
 " گاندالف خاکستری "

544
00:55:20,383 --> 00:55:22,146
! نامم این بود

545
00:55:22,318 --> 00:55:23,751
گاندالف

546
00:55:25,723 --> 00:55:27,782
من " گاندالف سفید " هستم

547
00:55:30,828 --> 00:55:33,888
و اکنون نزد شما برگشتم

548
00:55:34,064 --> 00:55:36,556
*در زمانی که جهت موج در حال عوض شدن است
<font color="#ff8000">«کنایه از زمان مهم و خطیر»</font>

549
00:55:37,668 --> 00:55:40,637
،مرحله‌ی نخست سفرتان به پایان رسیده است
مرحله‌ی دیگری آغاز شده است

550
00:55:41,405 --> 00:55:44,569
باید با تمام سرعت به‏ سمت " ادوراس " بریم -
!ادوراس ؟ -

551
00:55:45,510 --> 00:55:47,535
مسافت کمی نیست

552
00:55:47,812 --> 00:55:51,044
شنیدیم که روهان دچار مشکل شده
دلیلش هم به خاطر بیماری‌ پادشاه‌ـه

553
00:55:51,217 --> 00:55:53,310
بله، و به آسونی هم درمان نمیشه

554
00:55:53,486 --> 00:55:56,923
پس این همه راه رو بیهوده طی کردیم؟

555
00:55:57,090 --> 00:55:59,081
میخوایم اون هابیت‏های بیچاره رو این‌جا رها کنیم؟

556
00:55:59,259 --> 00:56:03,424
! توی این جنگل ترسناک ، تاریک، مرطوب و پر از درخت

557
00:56:06,034 --> 00:56:09,198
! منظورم جذاب بود

558
00:56:09,371 --> 00:56:12,101
! جنگل بسیار جذاب

559
00:56:12,641 --> 00:56:16,305
چیزی بیشتر از یه شانس ساده
مری و پیپین رو به فنگورن کشوند

560
00:56:16,513 --> 00:56:20,883
سال های زیادی‌ـست که یک نیروی عظیم این‌جا آرمیده

561
00:56:21,052 --> 00:56:24,488
اومدن مری و پیپین مثل سقوط یه سنگ کوچیک بود

562
00:56:24,655 --> 00:56:27,989
که باعث شروع یک بهمن بزرگ در کوهستان میشه

563
00:56:28,160 --> 00:56:31,152
در یه چیز اصلاً تغییر نکردی دوست من

564
00:56:31,329 --> 00:56:34,924
هنوز هم پر رمز و راز صحبت می‌کنی

565
00:56:37,769 --> 00:56:44,174
اتفاقی در حال افتادن هست که از
بعد از " روزگارِ نخستین "* تا الان رخ نداده
<font color="#ff8000">«یا دوره نخست، که با بالا آمدن خورشید آغار می‌گردد»</font>
<font color="#ff8000">«و بیشتر رویدادهای افسانه‌ای در آن آغاز می‌شود»</font>

566
00:56:44,343 --> 00:56:47,972
اِنت‏ها در حال بیدار شدن هستن

567
00:56:48,514 --> 00:56:53,009
 و پِی می‌برن که قدرتمند هستن -
! قدرتمند ؟ -

568
00:56:53,821 --> 00:56:54,947
اوه، چه خوب

569
00:56:55,155 --> 00:56:57,852
پس دیگه کج خلقی نکن جناب کوتوله

570
00:56:58,960 --> 00:57:01,190
مری و پیپین در امنیت کامل هستن

571
00:57:01,362 --> 00:57:04,958
در واقع، جای اون‏ها از جایی که تو
! قراره بزودی باشی خیلی امن‏تره

572
00:57:05,134 --> 00:57:08,865
! این گاندالفِ جدید خیلی بداخلاق تر از قبلی‌ـه

573
00:57:31,164 --> 00:57:32,597
! *اون از نژاد " مِرا هاـست
<font color="#ff8000">«نژادی که بسیار قوی‌تر و باهوش‌تر از اسب‌های دیگر بودند»</font>
<font color="#ff8000">«و فقط به پادشاهان و شاهزادگان خدمت می‌کردند»</font>

574
00:57:32,766 --> 00:57:35,564
! مگه این که چشم‌هام طلسم شده باشن و فریبم بدن

575
00:57:53,188 --> 00:57:55,852
*"شَدو فَکس "
<font color="#ff8000">«در روهان سرعت زیاد این اسب را»</font>
<font color="#ff8000">«با سرعت تیر مقایسه می‌کردند»</font>

576
00:57:58,026 --> 00:58:00,655
*او سَرور تمام اسب‌‏ها‌ست
<font color="#ff8000">«! این اسب در کتاب ارباب حلقه‌ها، خاکستری رنگ است»</font>

577
00:58:02,298 --> 00:58:06,167
و یار و همراه من در مکان‌های خطرناکِ زیادی بوده

578
00:58:20,419 --> 00:58:24,015
<i>ای زیبای من</i>

579
00:58:24,191 --> 00:58:27,991
<i>تو را درخشان دیدم</i>

580
00:58:28,161 --> 00:58:31,689
<i>در یک روز تابستانی</i>

581
00:58:32,800 --> 00:58:37,261
<i>در بالای سرِ طلای و سرخ رنگت</i>

582
00:58:37,472 --> 00:58:42,205
<i>تاجی قرار گرفته است</i>

583
00:58:42,377 --> 00:58:44,777
! چه شعر زیبایی بود

584
00:58:44,947 --> 00:58:49,851
خیلی راه مونده تا برسیم ؟ -
 عجول نباش -

585
00:58:50,019 --> 00:58:53,283
! شاید از نظر شما " دور " به نظر بیاد

586
00:58:54,190 --> 00:58:57,990
...خونه‏ی من در اعماق جنگل

587
00:58:58,194 --> 00:59:02,097
نزدیک دامنه‌های کوهستان‌ـه

588
00:59:03,367 --> 00:59:07,031
به گاندالف گفتم که شما رو
در یه جای " امن " نگه می‌دارم

589
00:59:07,272 --> 00:59:11,231
و   " امن "، جاییه که من
! شما رو اون‌جا نگه می‏دارم

590
00:59:11,509 --> 00:59:15,879
مطمئنم که از شعر بعدی هم لذت می‌برید

591
00:59:16,282 --> 00:59:19,275
! یکی از سروده‌های خودم‌ـه

592
00:59:19,453 --> 00:59:20,647
 بسیار خب

593
00:59:20,821 --> 00:59:26,954
<i>زیرِ بامِ برگ‌های خفته</i>

594
00:59:27,128 --> 00:59:31,998
<i>و رویاهای آشکار نشده‌ی درختان</i>

595
00:59:32,167 --> 00:59:38,630
<i>وقتی که دالان‌های جنگل سبز و خنک هستند</i>

596
00:59:38,842 --> 00:59:42,902
<i>و باد از غرب می‏وزد</i>

597
00:59:43,379 --> 00:59:46,042
<i> به سویم بازگرد</i>

598
00:59:46,583 --> 00:59:50,995
<i> به سویم بازگرد</i>

599
00:59:51,171 --> 00:59:57,622
<i>! و بگو سرزمینم بهترین جای دنیاست</i>

600
01:00:05,102 --> 01:00:08,764
بخوابید، شایری‏های کوچک

601
01:00:08,939 --> 01:00:12,448
و به صداهای شبانه توجهی نکنید

602
01:00:12,651 --> 01:00:16,554
تا روشنایی صبح بخوابید

603
01:00:18,192 --> 01:00:22,357
در جنگل کارهایی دارم

604
01:00:22,531 --> 01:00:28,062
خیلی‌ها باید صدا زده شوند
خیلی‌ها باید بیایند

605
01:00:29,306 --> 01:00:33,972
سایه‌ای روی فنگورن قرار گرفته است

606
01:00:34,146 --> 01:00:39,984
زمانُِ زوالِ جنگل داره نزدیک و نزدیکتر میشه

607
01:00:49,432 --> 01:00:53,699
سایه‌ی ترسناکی که در شرق خودنمایی می‌کنه
*در حال شکل گرفتن‌ـه
<font color="#ff8000">«منظورش شکل گرفتن و تکمیل ارتش سائورون است»</font>

608
01:00:54,505 --> 01:00:57,100
! سائورون وجود هیچ رقیبی رو تحمل نخواهد کرد

609
01:00:57,542 --> 01:01:01,808
چشمش از بالای برج " باراد - دور "* دائماً
در حال نگاه کردن‌ـه
<font color="#ff8000">«به معنی: برج تاریک، محل حکومت سائورون»</font>
<font color="#ff8000">«که در جنگ با ایسیلدور از بین رفته بود»</font>

610
01:01:01,980 --> 01:01:05,349
اما هنوز آنقدر نیرومند نشده
که ترسی نداشته باشه

611
01:01:06,387 --> 01:01:08,355
شک و تردید مثل خوره به جانش افتاده

612
01:01:08,523 --> 01:01:11,083
شایعه به گوشش رسیده

613
01:01:11,259 --> 01:01:14,229
که وارث " نومِنور "* هنوز زنده‌ـست
<font color="#ff8000">«تمدن بزرگ انسان‌ها که به علت طمع آن‌ها نابود شد»</font>

614
01:01:15,198 --> 01:01:18,032
سائورون از تو هَراس داره، آراگورن

615
01:01:19,370 --> 01:01:21,532
از چیزی که ممکنه بشی هَراس داره

616
01:01:22,808 --> 01:01:26,245
و به همین دلیل سخت و سریع به دنیای انسان‌ها
حمله خواهد کرد

617
01:01:26,413 --> 01:01:30,043
از دست‏نشانده‏ی خودش سارومان برای
 نابود کردن روهان استفاده خواهد کرد

618
01:01:30,217 --> 01:01:31,708
جنگ در پیش‌ـه

619
01:01:31,887 --> 01:01:35,449
روهان باید از خودش دفاع کنه
 و نخستین چالش ما اون‌جاست

620
01:01:35,625 --> 01:01:38,060
چون روهان، ضعیف و آماده‏ی سقوطه

621
01:01:38,228 --> 01:01:41,926
،ذهن شاه به بند کشیده شده
 این یکی از ترفندهای قدیمیِ سارومان‌ـه

622
01:01:42,100 --> 01:01:45,195
الان نفوذش روی پادشاه تئودون خیلی قوی‌ـه

623
01:01:45,371 --> 01:01:50,071
سائورون و سارومان دارن حلقه‌ی کَمندشون رو
 تنگ‏تر می‏کنن

624
01:01:50,911 --> 01:01:53,039
... اما با همه‏ی زیرکی‏ـشون

625
01:01:53,247 --> 01:01:55,772
ما یک برتری نسبت به اون‌ها داریم

626
01:01:57,953 --> 01:02:00,514
حلقه پنهان باقی مونده

627
01:02:01,558 --> 01:02:03,459
و حلقه چیزیه که باید دنبال نابود کردنش باشیم

628
01:02:03,627 --> 01:02:06,596
و این هنوز وارد تاریک‏ترین رویاهاشون هم نشده
(که ما توسط فرودو دنبال نابود کردن حلقه هستیم)

629
01:02:07,198 --> 01:02:10,498
و به همین خاطر هست که سلاح دشمن
...داره به سمت موردور میره

630
01:02:10,669 --> 01:02:12,160
در دستان یک هابیت

631
01:02:12,338 --> 01:02:16,435
و هر روز داره به شعله‌های کوه نابودی
نزدیکترش می‌کنه

632
01:02:16,610 --> 01:02:19,239
حالا ما باید به فرودو اعتماد کنیم

633
01:02:19,414 --> 01:02:21,245
... همه چیز به سرعت و

634
01:02:21,416 --> 01:02:24,409
پنهان موندن ماموریتش بستگی داره

635
01:02:26,390 --> 01:02:29,724
از تصمیمی که برای ترکش گرفتی پشیمان نباش

636
01:02:30,595 --> 01:02:33,360
فرودو باید تنهایی این ماموریت رو به اتمام برسونه

637
01:02:34,099 --> 01:02:36,432
اون تنها نیست

638
01:02:36,603 --> 01:02:38,299
سم همراهش رفت

639
01:02:38,973 --> 01:02:40,167
واقعاً ؟

640
01:02:40,341 --> 01:02:44,972
واقعاً این کار رو کرد ؟
 خوبه

641
01:02:45,580 --> 01:02:48,015
 بله، خیلی خوبه

642
01:02:56,025 --> 01:03:00,929
" دروازه‌ی سیاه موردور "

643
01:03:03,667 --> 01:03:06,135
اوه، یکی به دادمون برسه

644
01:03:11,943 --> 01:03:15,175
! اگه پدر پیرم این‌جا بود چندتا حرف سنگین بهمون میزد

645
01:03:17,417 --> 01:03:21,877
ارباب گفت راه موردور رو بهش نشون بدیم

646
01:03:22,055 --> 01:03:25,492
،سمیگلِ خوب هم این کار رو کرد
ارباب همین رو گفته بود

647
01:03:25,660 --> 01:03:26,888
آره

648
01:03:35,672 --> 01:03:37,663
پس خودشه

649
01:03:39,242 --> 01:03:40,539
نمی‌تونیم ازش بگذریم

650
01:04:25,729 --> 01:04:27,061
نگاه کن

651
01:04:27,231 --> 01:04:28,697
دروازه

652
01:04:28,865 --> 01:04:30,060
! داره باز میشه

653
01:04:37,509 --> 01:04:39,478
یه راه به سمت پایین رو می‌بینم

654
01:04:40,213 --> 01:04:42,306
! سم، نه

655
01:04:44,517 --> 01:04:45,883
! ارباب

656
01:06:09,682 --> 01:06:13,209
 من ازت نخواستم که دنبالم بیای، سم -
 می‏دونم آقای فرودو -

657
01:06:13,986 --> 01:06:17,150
شک دارم که حتی این رَداهای اِلفی هم بتونن
ما رو اون‌جا مخفی کنن

658
01:06:17,592 --> 01:06:19,457
! حالا -
! نه -

659
01:06:20,027 --> 01:06:21,996
! نه، نه ارباب

660
01:06:22,196 --> 01:06:25,166
! می‏گیرن‌ـتون ! می‏گیرن‏ـتون

661
01:06:26,468 --> 01:06:29,028
اون(حلقه) رو بهش نده

662
01:06:31,975 --> 01:06:34,705
اون " عزیز " رو می‏خواد

663
01:06:34,878 --> 01:06:37,905
همیشه دنبالش می‏گرده

664
01:06:38,082 --> 01:06:41,984
عزیز هم می‏خواد پیش اون برگرده

665
01:06:42,219 --> 01:06:46,122
ولی ما نباید بذاریم دست اون بهش برسه

666
01:06:52,533 --> 01:06:54,626
نه ! یه راه دیگه هم هست

667
01:06:54,834 --> 01:06:57,497
یه راه مخفی‌تر
یه راه تاریک

668
01:06:57,805 --> 01:07:01,469
! چرا قبلاً حرفی در موردش نزده بودی ؟ -
چون ارباب نپرسیده بود -

669
01:07:01,942 --> 01:07:02,966
! اون یه فکرایی تو سرش‌ـه

670
01:07:03,577 --> 01:07:06,172
داری میگی یک راه دیگه هم به داخل موردور هست ؟

671
01:07:06,348 --> 01:07:09,078
آره، یه راه هست

672
01:07:09,250 --> 01:07:11,742
و تعدادی پله

673
01:07:11,954 --> 01:07:13,615
...و بعدش

674
01:07:13,789 --> 01:07:17,122
یه تونل

675
01:07:31,143 --> 01:07:32,940
اون ما رو تا این‏جا راهنمایی کرده، سم

676
01:07:33,112 --> 01:07:34,512
آقای فرودو، نه

677
01:07:35,648 --> 01:07:37,114
اون سر حرفش مونده

678
01:07:41,989 --> 01:07:43,183
نه

679
01:07:45,326 --> 01:07:46,954
راه رو نشون بده اسمیگل

680
01:07:47,562 --> 01:07:51,498
اسمیگلِ خوب همیشه کمک می‏کنه

681
01:08:25,473 --> 01:08:26,461
سلام ؟

682
01:08:28,876 --> 01:08:30,935
! درخت ریشو

683
01:08:31,647 --> 01:08:32,977
کجا رفته ؟

684
01:08:33,181 --> 01:08:35,616
دیشب قشنگ‏ترین خوابم رو دیدم

685
01:08:36,251 --> 01:08:38,948
یک بشکه بزرگ اون جا بود
 پُر از علفِ پیپ

686
01:08:39,122 --> 01:08:41,613
... و ما همه‏اش رو کشیدیم، بعدش

687
01:08:42,125 --> 01:08:44,060
تو بیمار شدی

688
01:08:45,663 --> 01:08:48,496
حاضرم برای یه پک " توبی پیر "* همه چیزم رو بدم
<font color="#ff8000">«نوعی تنباکو در شایر که اولین بار توسط»</font>
<font color="#ff8000">«پیرمردی به نام " توبی " کِشت شد»</font>

689
01:08:52,003 --> 01:08:53,936
اون صدا رو شنیدی؟

690
01:09:01,012 --> 01:09:02,411
! باز هم اومد

691
01:09:03,347 --> 01:09:07,941
یه چیزی این‌جا درست نیست
اصلا درست نیست

692
01:09:11,751 --> 01:09:14,686
تو الان یه چیزی به زبان... درختی گفتی

693
01:09:14,854 --> 01:09:18,845
نه، نگفتم
فقط بدنم رو کش و قوس دادم

694
01:09:26,394 --> 01:09:28,258
! قدت بلندتر شده

695
01:09:28,796 --> 01:09:30,285
کی ؟ -
! تو -

696
01:09:30,463 --> 01:09:32,089
از چی ؟ -
! از من -

697
01:09:32,598 --> 01:09:34,724
! من همیشه قدم از تو بلندتر بوده

698
01:09:34,899 --> 01:09:39,527
 پیپین همه می‏دونن که من قد بلنده هستم
! و تو قد کوتاهه

699
01:09:40,402 --> 01:09:41,892
دست بردار مری

700
01:09:42,104 --> 01:09:45,936
*قدت چنده ؟ 3.6 فوت، نهایتاً ؟
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر و ده سانتیمتر»</font>

701
01:09:46,506 --> 01:09:49,339
در حالی‏که من، حدودِ 3.7 فوت* هستم
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر سیزده سانتیمتر»</font>

702
01:09:51,475 --> 01:09:53,739
*شدم 3.8 فوت
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر و پانزده سانتیمتر»</font>

703
01:09:55,678 --> 01:09:57,508
شدی 3.8 فوت

704
01:10:00,581 --> 01:10:02,480
یه کَلکی تو کارِت‌ـه

705
01:10:08,286 --> 01:10:09,878
! مری، نکن ! نخورش

706
01:10:10,821 --> 01:10:12,286
! مری

707
01:10:12,487 --> 01:10:14,818
! نه، درخت ریشو گفت تو نباید چیزی بخوری

708
01:10:14,989 --> 01:10:18,889
! منم یکم می‏خوام -
! ممکنه خطرناک باشه -

709
01:10:19,057 --> 01:10:21,218
بِدش به من مری

710
01:10:23,060 --> 01:10:24,425
چه اتفاقی داره میوفته ؟

711
01:10:25,295 --> 01:10:26,761
! پام رو گرفت

712
01:10:27,096 --> 01:10:28,586
! مری

713
01:10:47,975 --> 01:10:49,566
! کمک

714
01:10:56,347 --> 01:10:58,211
از اون‌ها دور شو

715
01:10:58,382 --> 01:11:00,178
تو نباید بیدار باشی

716
01:11:00,683 --> 01:11:05,550
زمین را بخور، حفره‌ای عمیق حفر کن
آب بنوش

717
01:11:06,153 --> 01:11:08,712
و به خواب فرو برو

718
01:11:09,054 --> 01:11:10,919
از اون‌ها دور شو

719
01:11:11,089 --> 01:11:14,386
بیاید، جنگل در حال بیدار شدن‌ـه

720
01:11:14,958 --> 01:11:16,890
این جا امن نیست

721
01:11:19,561 --> 01:11:23,495
درخت‌ها غیر اهلی و خطرناک شدن

722
01:11:23,663 --> 01:11:26,654
خشم مثل چِرک، دل‌هاـشون رو پر کرده

723
01:11:27,532 --> 01:11:29,157
فکرهاـشون سیاه و تاریک شده

724
01:11:29,332 --> 01:11:31,857
نفرت‌ـشون قوی شده

725
01:11:32,035 --> 01:11:34,798
اگه بتونن بهتون آسیب می‏زنن

726
01:11:34,970 --> 01:11:38,529
الان تعداد کمی از ما باقی موندن

727
01:11:38,705 --> 01:11:42,696
تعداد کمی از ما اِنت‌ها باقی موندن
تا اون‌ها رو مدیریت کنیم

728
01:11:43,341 --> 01:11:45,968
چرا اینقدر تعدادتون کمه، درحالی که
عمرتون خیلی زیاده؟

729
01:11:46,143 --> 01:11:48,340
پس بچه اِنت‌ها کجا هستن؟

730
01:11:48,343 --> 01:11:49,338
:به زبان اِنتی
<font color="#0000ff">عجول نباش</font>

731
01:11:49,511 --> 01:11:55,142
سال‌های خیلی زیادی‌ـه که اِنت‌ها زاد و ولد نکردن

732
01:11:55,349 --> 01:12:00,579
چرا ؟ -
ما همسران اِنت‌ها رو از دست دادیم -

733
01:12:00,851 --> 01:12:02,250
متاسفم

734
01:12:02,353 --> 01:12:06,287
چطوری مُردن ؟ -
مُردن ؟ نه -

735
01:12:06,455 --> 01:12:09,685
گُم‌ـشون کردیم

736
01:12:09,857 --> 01:12:14,918
و حالا نمی‏تونیم پیداشون کنیم

737
01:12:15,094 --> 01:12:21,325
فکر نمی‏کنم شما همسران اِنت‏ها رو
در شایر دیده باشید ؟

738
01:12:21,718 --> 01:12:24,276
نمی‏تونم بگم که دیدم

739
01:12:24,820 --> 01:12:26,845
تو چی، پیپ ؟

740
01:12:28,322 --> 01:12:30,722
اون‌ها چه شکلی هستن ؟

741
01:12:33,158 --> 01:12:37,821
! حالا دیگه به یاد ندارم

742
01:12:54,238 --> 01:12:58,139
*اِدوراس و تالار زرین مدوسِلد
<font color="#ff8000">«تالاری طلایی که شاهان روهان در آن اقامت داشتند»</font>

743
01:12:58,908 --> 01:13:01,534
تئودن پادشاه روهان در اون‏جا اقامت داره

744
01:13:02,243 --> 01:13:05,109
<i>کسی که ذهنش دچار زوال شده</i>

745
01:13:05,278 --> 01:13:09,542
<i>الان نفوذ سارومان روی پادشاه تئودون خیلی قوی‌ـه</i>

746
01:13:10,181 --> 01:13:13,342
... سرورم، پسرتون

747
01:13:13,516 --> 01:13:15,710
مُرده

748
01:13:17,219 --> 01:13:19,015
سرورم ؟

749
01:13:20,286 --> 01:13:21,446
عمو ؟

750
01:13:28,257 --> 01:13:30,521
کنار بدنش نمیرید؟

751
01:13:33,661 --> 01:13:36,059
کاری نمی‏کنید ؟

752
01:13:36,229 --> 01:13:38,197
مراقب حرف زدن‌‌ـتون باشید

753
01:13:38,431 --> 01:13:40,757
دنبال خوش‌آمد گویی و استقبال نباشید

754
01:14:04,613 --> 01:14:08,832
اون... اون باید در طول شب از دنیا رفته باشه

755
01:14:08,949 --> 01:14:11,234
...برای یک پادشاه چقدر غم انگیزه

756
01:14:11,316 --> 01:14:14,684
که تنها پسر و وارثش رو از دست بده

757
01:14:15,386 --> 01:14:19,912
...درک  می‌کنم
 پذیرش مرگِ اون پسر سخته

758
01:14:20,089 --> 01:14:24,989
به ویژه الان که برادرت هم تنهات گذاشته

759
01:14:25,157 --> 01:14:26,623
! تنهام بذار، مار

760
01:14:28,093 --> 01:14:29,720
اما تو تنها هستی

761
01:14:31,361 --> 01:14:36,127
چه کسی می‌دونه که تو با تاریکی چه صحبت‌هایی کردی

762
01:14:36,298 --> 01:14:39,754
در تلخ‌ترین ساعات شب

763
01:14:39,933 --> 01:14:43,595
وقتی حس می‌کردی که تمام زندگیت داره از هم می‌پاشه

764
01:14:43,802 --> 01:14:52,731
دیوارهای اقامت‌گاه‌ـت مثل قفسی برای به بند کشیدنِ
یک موجود وحشی، تو رو در بَر گرفتن

765
01:14:54,975 --> 01:14:56,875
بسیار زیبا

766
01:14:58,144 --> 01:14:59,508
بسیار سرد

767
01:15:01,280 --> 01:15:03,440
مثل یک صبح پژمرده‌ی بهاری

768
01:15:03,648 --> 01:15:07,082
که هنوز از سرمای زمستان دل نکنده است

769
01:15:20,858 --> 01:15:23,348
کلماتت سَم‌اند

770
01:16:55,879 --> 01:16:58,346
! توی یه قبرستون بیشتر از این‌جا شادی پیدا میشه

771
01:17:12,689 --> 01:17:16,488
نمی‌تونم بهتون اجازه بدم که با این همه سلاح
به حضور پادشاه تئودن برسید، گاندالف خاکستری

772
01:17:17,994 --> 01:17:20,752
*" به دستور " گریمای مارزبان
<font color="#ff8000">«لقب اهانت‌آمیزی که به مشاور پادشاه روهان داده بودند»</font>

773
01:17:37,904 --> 01:17:39,665
عصاـتون

774
01:17:43,073 --> 01:17:46,564
تو که قصد نداری یه پیرمرد رو از
عصاش جدا کنی

775
01:18:05,354 --> 01:18:08,219
سرورم، گاندالف خاکستری داره میاد

776
01:18:16,527 --> 01:18:18,085
! اون قاصدِ پریشانی و غم‌ـه

777
01:18:18,261 --> 01:18:22,726
*ادب و نزاکتِ دربارت اخیراً رو به کاستی گذاشته
<font color="#ff8000">«کنایه به استقبال نکردن از مهمان‌ها»</font>

778
01:18:23,798 --> 01:18:25,231
پادشاه تئودن

779
01:18:25,933 --> 01:18:28,456
ازش استقبال نکن

780
01:18:29,402 --> 01:18:34,736
...چرا باید ازت استقبال کنم

781
01:18:35,239 --> 01:18:38,899
*گاندالف، کلاغ طوفان ؟
<font color="#ff8000">«یکی از القاب گاندالف که بر مبنای این که رسیدنش همیشه»</font>
<font color="#ff8000">«در اوقات بدبختی و مشکلات بود به او داده شد»</font>

782
01:18:39,073 --> 01:18:42,370
سوال منطقی‌ای پرسیدید سرورم

783
01:18:42,541 --> 01:18:45,408
این ساحرِ حیله‌گر

784
01:18:45,577 --> 01:18:49,534
زمان بدی رو برای اومدن انتخاب کرده

785
01:18:50,346 --> 01:18:52,405
من بهش لقب "  بد خبر " میدم

786
01:18:52,581 --> 01:18:55,481
بد خبر، مهمانِ بدی‌ـه

787
01:18:55,650 --> 01:19:00,210
! ساکت باش
زبان نیش‌دارت رو پشت دندان‌هات نگه دار

788
01:19:00,386 --> 01:19:02,319
من از میان آتش و مرگ عبور نکردم

789
01:19:02,421 --> 01:19:05,650
! که حرف‌های مزخرف، با یه کرمِ کودن رد و بدل کنم

790
01:19:06,656 --> 01:19:08,749
عصا

791
01:19:08,958 --> 01:19:13,086
بهتون گفته بودم که عصای جادوگر رو ازش بگیرید

792
01:19:16,430 --> 01:19:18,362
تئودن

793
01:19:18,930 --> 01:19:21,489
پسر تنگل

794
01:19:23,267 --> 01:19:25,631
مدتی طولانی‌ـست که در سایه‌ها نشسته‌ای

795
01:19:28,603 --> 01:19:31,866
! اگه جات بودم تکون نمی‌خوردم

796
01:19:32,038 --> 01:19:34,130
! به من گوش بسپار

797
01:19:39,643 --> 01:19:41,768
...تو را رها می‌کنم

798
01:19:41,976 --> 01:19:43,944
از طلسم

799
01:19:55,485 --> 01:19:58,510
تو این‌جا هیچ قدرتی نداری

800
01:19:58,687 --> 01:20:02,314
گاندالف خاکستری

801
01:20:07,725 --> 01:20:12,786
تو را (از ذهنش) بیرون خواهم کشید سارومان
همچون زهری که از زخم بیرون می‌کشند

802
01:20:22,234 --> 01:20:23,759
صبر کن

803
01:20:25,206 --> 01:20:29,041
اگه بیرون برم، تئودن خواهد مُرد

804
01:20:29,745 --> 01:20:31,941
تو من رو نکشتی

805
01:20:32,116 --> 01:20:34,312
اون رو هم نخواهی کشت

806
01:20:38,225 --> 01:20:39,921
روهان مال منه

807
01:20:41,395 --> 01:20:42,727
بیرون شو

808
01:21:27,262 --> 01:21:29,390
چهره‏ات رو می‏شناسم

809
01:21:33,972 --> 01:21:35,240
ائووین

810
01:21:37,559 --> 01:21:38,822
ائووین

811
01:21:47,111 --> 01:21:48,305
گاندالف ؟

812
01:21:48,846 --> 01:21:51,713
دوباره هوای آزاد رو استشمام کن دوست من

813
01:22:05,061 --> 01:22:07,655
این اواخر رویاهام تاریک بودن

814
01:22:11,801 --> 01:22:15,567
...انگشتانت نیروی سابق‌ـشون رو بهتر یاد خواهند آورد

815
01:22:15,739 --> 01:22:18,708
اگه دوباره شمشیرت رو لمس کنن

816
01:23:03,817 --> 01:23:05,785
...من فقط

817
01:23:05,986 --> 01:23:09,046
همیشه به شما خدمت کردم، سرورم

818
01:23:09,222 --> 01:23:14,216
جادو و جمبل تو من رو مجبور کرده بود
که مثل یه جانور روی زمین بخزم

819
01:23:15,228 --> 01:23:17,162
من رو از دربارتون نرانید

820
01:23:19,465 --> 01:23:22,195
! نه، سرورم
 نه، سرورم

821
01:23:22,401 --> 01:23:23,595
بذارید بره

822
01:23:24,303 --> 01:23:27,534
به‏ خاطر کارهای اون به اندازه‏ی کافی خون ریخته شده

823
01:23:36,682 --> 01:23:39,014
! از سر راهم برید کنار

824
01:23:41,253 --> 01:23:44,415
درود بر پادشاه تئودن

825
01:24:09,012 --> 01:24:11,502
تئودرد " کجاست ؟ "

826
01:24:14,550 --> 01:24:17,110
پسرم کجاست ؟

827
01:25:05,542 --> 01:25:14,742
:به زبان مردم روهان
<font color=#800080><i>مرگی پلید برای جنگجویی نجیب مقدر شده بود</i></font>

828
01:25:15,342 --> 01:25:21,742
<font color=#800080><i>شاعرانِ غمگین باید سرودی اندوهناک بسُرایند</i></font>

829
01:25:22,442 --> 01:25:29,641
<font color=#800080><i>چرا که او دیگر در مدوسلد حضور ندارد</i></font>

830
01:25:30,341 --> 01:25:37,741
<font color=#800080><i>کسی که در پیشگاه سَرورَش عزیزترین
و در پیشگاه خویشاوندانش محبوب‌ترین بود</i></font>

831
01:25:38,841 --> 01:25:41,441
<font color=#800080><i>مرگی پلید</i></font>

832
01:25:44,303 --> 01:25:47,032
<font color=#800080>*سیمبل‏مینه </font>
<font color="#ff8000">«،یکی از گل‌های خیالی و بومی سرزمین روهان»</font>
<font color="#ff8000">«چیزی شبیه به گل همیشه بهار»</font>

833
01:25:51,210 --> 01:25:54,804
...گلی که همیشه بر مزار نیاکانم روییده

834
01:25:58,649 --> 01:26:01,617
! حالا باید مزار پسرم رو بپوشونه

835
01:26:03,687 --> 01:26:07,555
افسوس که این روزگار پلید باید نصیب من بشه

836
01:26:08,325 --> 01:26:12,728
روزگاری که جوان‌ها می‌میرند و پیرها باقی می‌مانند

837
01:26:13,330 --> 01:26:15,423
روزگاری که باید زنده باشم

838
01:26:15,599 --> 01:26:18,965
و آخرین روزهای خاندانم رو ببینم

839
01:26:20,236 --> 01:26:24,104
تو در مرگ " تئودرد " مقصر نبودی

840
01:26:27,142 --> 01:26:30,543
هیچ پدر و مادری نباید فرزند خودشون رو دفن کنند

841
01:26:47,262 --> 01:26:49,127
اون در زندگیش فردی نیرومند بود

842
01:26:50,231 --> 01:26:53,792
روح اون به تالارهای پدرانت راه پیدا خواهد کرد

843
01:27:04,038 --> 01:27:11,737
<font color=#800080>به آرامش برس و رهسپار جهانی دیگر شو</font>

844
01:27:38,410 --> 01:27:40,310
به اون‌ها هیچ هشداری داده نشده بود

845
01:27:40,478 --> 01:27:42,878
اون‏ها غیرمسلح بودن

846
01:27:43,348 --> 01:27:47,675
وحشی‌ها در حال تاخت و تاز در سرزمین‌های غربی هستن
و تا جایی که میتونن همه‌چیز رو می‌سوزونن و از بین می‌برن

847
01:27:48,320 --> 01:27:50,488
مزارع، خانه‌ها و درخت‌ها
(به هیچ چیز رحم نمی‌کنن)

848
01:27:50,589 --> 01:27:52,819
مامان کجاست ؟

849
01:27:53,592 --> 01:27:57,824
این تنها ذره‌ای از وحشتی‌ـست که سارومان
به وجود خواهد آورد

850
01:27:58,029 --> 01:28:02,362
حالا همه‌ی قدرت اون به خاطر ترسی‌ـست
که از سائورون سرچشمه می‌گیره

851
01:28:03,968 --> 01:28:06,936
به سمتش بتاز و باهاش رو در رو بجنگ

852
01:28:07,704 --> 01:28:11,196
اون رو از زن‌ها و کودکان‌ـتون دور کن

853
01:28:11,541 --> 01:28:13,168
تو باید بجنگی

854
01:28:13,343 --> 01:28:17,177
شما دو هزار مرد جنگی خوب دارید که در حالی
که ما داریم صحبت می‌کنیم، دارن به سمت شمال میرن

855
01:28:17,347 --> 01:28:18,974
ائومر به شما وفاداره

856
01:28:19,148 --> 01:28:21,844
افرادش به‏خاطر پادشاه‌ـ‏شون برمی‏گردن و می‏جنگن

857
01:28:22,018 --> 01:28:25,920
اون‌ها تا حالا سیصد فرسخ از این‌جا دور شدن

858
01:28:29,591 --> 01:28:31,821
ائومر نمی‏تونه به ما کمک کنه

859
01:28:32,461 --> 01:28:34,224
متوجه‌ام که از من چه می‌خواهید

860
01:28:34,429 --> 01:28:37,694
ولی من بیش از این مردمم رو به کام مرگ نمی‌فرستم

861
01:28:39,268 --> 01:28:41,063
من خطرِ آغازِ یک جنگ تمام عیار رو نمی‏پذیرم

862
01:28:43,271 --> 01:28:46,638
،جنگ تمام عیار به سراغ شما اومده
چه خطرش رو بپذیرید و چه نپذیرید

863
01:28:50,912 --> 01:28:52,539
آخرین باری که بررسی کردم

864
01:28:52,981 --> 01:28:56,609
! تئودن پادشاه روهان بود، نه آراگورن

865
01:29:03,424 --> 01:29:05,688
پس تصمیم پادشاه چیه ؟

866
01:29:11,297 --> 01:29:12,628
به دستور پادشاه

867
01:29:12,799 --> 01:29:14,266
شهر باید تخلیه بشه

868
01:29:15,435 --> 01:29:18,502
به سمت پناهگاه " گُودی هلم "* حرکت می‌کنیم
<font color="#ff8000">«مجموعه‌ای از یک دره و غارهایی در پشت آن»</font>
<font color="#ff8000">«که در شمال کوه‌های سفید قرار داشتند»</font>

869
01:29:18,605 --> 01:29:22,506
چیزهای قیمتی رو با خودتون نیارید
فقط چیزهایی که نیاز دارید رو بیارید

870
01:29:22,708 --> 01:29:24,198
! گُودی هلم

871
01:29:24,376 --> 01:29:27,903
،وقتی که باید بایستن و بجنگن
! به سمت کوهستان فرار می‏کنن

872
01:29:28,080 --> 01:29:30,048
اگر پادشاه‌ـشون از اون‌ها دفاع نکنه
چه کسی این کار رو خواهد کرد ؟

873
01:29:30,215 --> 01:29:32,683
اون فقط داره کاری رو انجام میده
که فکر می‌کنه برای مردمش بهتره

874
01:29:32,851 --> 01:29:34,648
گودی هلم در گذشته اون‏ها رو نجات داده

875
01:29:34,820 --> 01:29:38,722
اون دره‌ی تنگ و عمیق هیچ راه خروجی نداره
تئودن داره توی تله پا می‏ذاره

876
01:29:38,924 --> 01:29:41,085
اون فکر می‏کنه که داره
اون‏ها رو به یه مکان امن هدایت می‌کنه

877
01:29:41,293 --> 01:29:43,420
اما چیزی که نصیب‌ـشون میشه یه قتل عام‌ـه

878
01:29:44,997 --> 01:29:47,464
تئودن اراده‏ی قوی‏ای داره
ولی نگرانش هستم

879
01:29:48,366 --> 01:29:51,699
من نگران بقای روهان هستم

880
01:29:52,170 --> 01:29:55,037
،اون پیش از پایان این قائله
به تو نیاز پیدا خواهد کرد آراگورن

881
01:29:55,506 --> 01:29:58,304
مردم روهان به تو نیاز پیدا خواهند کرد

882
01:29:58,676 --> 01:30:01,144
دیوارهای دفاعی باید حفظ بشن

883
01:30:02,580 --> 01:30:04,309
اون‌ها حفظ خواهند شد

884
01:30:08,319 --> 01:30:10,617
*مسافر خاکستری
<font color="#ff8000">«لقب گاندالف در بین اِلف‌ها،به معنی زائر یا مسافر خاکستری»</font>

885
01:30:10,788 --> 01:30:13,414
قبلاً به این نام صِدام می‌زدن

886
01:30:13,622 --> 01:30:18,685
*به اندازه سیصد نفر زندگی کردم و روی زمین راه رفتم
ولی الان زمانی ندارم
<font color="#ff8000">«فرقه جادوگران که شامل پنج نفر می‌شدند»</font>
<font color="#ff8000">«دارای قدرت‌های جادویی و عمر طولانی بودند»</font>

887
01:30:20,329 --> 01:30:22,524
اگر بخت یارمون باشه
جستجوی من بیهوده نخواهد بود

888
01:30:23,065 --> 01:30:26,364
در اولین پرتوی پنجمین روز، چشم به‏ راه آمدنم باشید

889
01:30:27,236 --> 01:30:29,932
هنگام سپیده‏دم، به شرق نگاه کنید

890
01:30:30,106 --> 01:30:31,664
برو

891
01:30:58,729 --> 01:31:02,333
اون اسب نیمه دیوانه‏ـست، سرورم
کاری نمی‌تونید بکنید، رهاش کنید

892
01:31:03,728 --> 01:31:05,728
:به زبان مردم روهان
<font color=#800080>اسب تندرو</font>

893
01:31:06,728 --> 01:31:07,728
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

894
01:31:11,028 --> 01:31:12,628
<font color=#800080>اسب تندرو</font>

895
01:31:14,928 --> 01:31:16,128
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

896
01:31:20,728 --> 01:31:22,528
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

897
01:31:24,728 --> 01:31:25,728
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

898
01:31:27,628 --> 01:31:30,027
<font color=#800080>جنگی در راهه، شنیدی</font>

899
01:31:37,227 --> 01:31:39,727
<font color=#800080>اسمت چیه ؟</font>

900
01:31:41,373 --> 01:31:43,702
*اسمش " برِیگو "‌ـه
<font color="#ff8000">«به معنی " شاهزاده "، نام دومین پادشاه روهان»</font>

901
01:31:44,943 --> 01:31:46,843
اسب پسر عَموم بود

902
01:31:47,078 --> 01:31:48,875
برِیگو

903
01:31:49,627 --> 01:31:51,827
<font color=#800080>اسم شاهانه‌ای داری</font>

904
01:31:54,027 --> 01:31:56,026
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>چی آزارت میده بریگو ؟</font>

905
01:32:01,126 --> 01:32:02,726
<font color=#008000>چی دیدی ؟</font>

906
01:32:03,594 --> 01:32:05,994
من چیزهایی در مورد جادوی اِلف‏ها شنیدم

907
01:32:06,163 --> 01:32:09,462
! اما توی جنگویی از شمال دنبالش نمی‌گشتم

908
01:32:10,501 --> 01:32:12,935
مثل یکی از اون‏ها حرف می‌زنید

909
01:32:14,738 --> 01:32:17,172
... من در ریوندل* بزرگ شدم
<font color="#ff8000">«یک پایگاه مرزی اِلفی در سرزمین میانه»</font>

910
01:32:17,441 --> 01:32:19,724
(برای مدتی(در اون جا زندگی کردم

911
01:32:22,277 --> 01:32:24,302
این دوستمون رو آزادش کنید

912
01:32:24,980 --> 01:32:27,648
به اندازه‏ی کافی توی زندگیش جنگ دیده

913
01:32:39,228 --> 01:32:42,095
! گاندالف سفید

914
01:32:42,264 --> 01:32:44,630
! گاندالف احمق

915
01:32:45,901 --> 01:32:49,961
آیا می‌خواهد با ظاهر فروتنانه‌ی جدیدی
که پیدا کرده، من را تحقیر کند ؟

916
01:32:51,205 --> 01:32:55,141
سه نفر اون جادوگر رو همراهی می‏کردن

917
01:32:55,543 --> 01:33:00,913
یک اِلف، یک کوتوله و یک انسان

918
01:33:01,282 --> 01:33:04,012
بوی گندِ اسب میدی

919
01:33:09,290 --> 01:33:11,155
اون انسان

920
01:33:13,193 --> 01:33:17,391
اهل گاندور بود ؟ -
نه، اهل شمال بود -

921
01:33:17,564 --> 01:33:21,363
به نظرم یکی از جنگجوهای دونه‏داین بود

922
01:33:21,533 --> 01:33:23,330
لباسش کهنه و ارزون بود

923
01:33:24,236 --> 01:33:29,367
اما با این وجود، انگشتر عجیبی توی دستش بود

924
01:33:30,476 --> 01:33:34,003
دو مار با چشم‌هایی سبز و زُمُردین

925
01:33:34,213 --> 01:33:40,048
،یکی در حال بلعیدن
دیگری تاجی از گل‏های طلایی روی سرش بود

926
01:33:40,218 --> 01:33:42,118
" انگشتر باراهیر "

927
01:33:43,087 --> 01:33:46,682
پس گاندالف خاکستری پوش فکر می‌کنه
که وارث ایسیلدور رو پیدا کرده

928
01:33:46,858 --> 01:33:50,191
پادشاه گمشده‏ی گاندور
! اون یک احمقه

929
01:33:50,361 --> 01:33:53,091
اون دودمان، سال‌ها پیش از بین رفت

930
01:33:54,465 --> 01:33:55,989
اهمیتی نداره

931
01:33:56,167 --> 01:33:58,692
دنیای انسان‏ها سقوط خواهد شد

932
01:33:58,870 --> 01:34:00,735
شروع این سقوط از ادوراس خواهد بود

933
01:34:09,913 --> 01:34:11,847
من آماده‏ام، گاملینگ

934
01:34:12,015 --> 01:34:14,483
اسبم رو بیار

935
01:34:17,654 --> 01:34:19,019
این یه شکست نیست

936
01:34:21,425 --> 01:34:22,653
ما برخواهیم گشت

937
01:34:28,097 --> 01:34:30,497
ما برخواهیم گشت

938
01:34:53,922 --> 01:34:55,856
شما در کار با شمشیر مهارت دارید

939
01:35:04,298 --> 01:35:06,391
زنان این سرزمین مدت‏ها پیش یاد گرفتن

940
01:35:06,567 --> 01:35:09,195
کسانی که شمشیر ندارن ممکنه در برابر شمشیر دارها بمیرن

941
01:35:09,370 --> 01:35:11,216
من از مرگ و درد نمی‌ترسم

942
01:35:12,498 --> 01:35:14,591
شما از چی می‌ترسید، بانوی من ؟

943
01:35:18,004 --> 01:35:19,835
از قفس

944
01:35:21,141 --> 01:35:24,975
از موندن پشت میله‌های قفس
تا زمانی که عادت و پیری قبولش کنن

945
01:35:25,145 --> 01:35:29,045
و تمام فرصت‌های ارزشمند، در پسِ پرده‌ی فراموشی
و عدم اشتیاق قرار بگیرن

946
01:35:32,483 --> 01:35:34,508
شما فرزند پادشاهان هستید

947
01:35:35,787 --> 01:35:39,286
شما دوشیزه‌ی محافظ روهان هستید

948
01:35:44,395 --> 01:35:46,886
گمان نمی‏کنم سرنوشت شما این باشه

949
01:36:19,962 --> 01:36:22,954
<i>تئودن در ادوراس نخواهد ماند</i>

950
01:36:23,165 --> 01:36:25,224
اون‌جا آسیب‏پذیره
اون این رو می‏دونه

951
01:36:25,434 --> 01:36:28,335
اون می‌دونه که به شهر حمله خواهد شد

952
01:36:29,638 --> 01:36:32,902
اون‌ها به " گودی هلم " خواهند گریخت

953
01:36:33,074 --> 01:36:35,405
دژ عظیمِ روهان

954
01:36:36,610 --> 01:36:41,013
<i>مسیری خطرناک که از میان کوهستان می‌گذره</i>

955
01:36:42,449 --> 01:36:44,178
سرعت‏ـشون کُند خواهد بود

956
01:36:44,551 --> 01:36:48,988
چون زن‌ها و بچه‌ها همراه‌ـشون هستن

957
01:36:52,893 --> 01:36:55,123
وارگ‏ سواران "*‌ رو راهی کن "
<font color="#ff8000">«گونه‌ای از موجودات گرگنما که طبیعتِ پلیدی دارند»</font>

958
01:37:09,976 --> 01:37:12,877
! هی، بوگندو، زیاد دور نشو

959
01:37:13,045 --> 01:37:15,707
چرا اینطور رفتار می‌کنی ؟ -
چطور ؟ -

960
01:37:15,882 --> 01:37:18,407
با القاب زشت صداش می‌کنی
تمام مدت تحقیرش می‏کنی

961
01:37:18,851 --> 01:37:20,875
...چون که

962
01:37:22,420 --> 01:37:24,547
چون این چیزیه که اون هست، آقای فرودو

963
01:37:24,756 --> 01:37:26,917
چیزی به جز دروغ و فریب توی وجودش باقی نمونده

964
01:37:27,392 --> 01:37:30,156
،اون حلقه رو می‏خواد
فقط به همین اهمیت میده

965
01:37:30,328 --> 01:37:32,592
... تو اصلا نمی‏دونی حلقه چه بلایی سرش آورده

966
01:37:32,764 --> 01:37:35,231
و هنوز هم داره سرش میاره

967
01:37:37,468 --> 01:37:39,561
من می‏خوام بهش کمک کنم، سم

968
01:37:39,737 --> 01:37:40,999
چرا ؟

969
01:37:46,309 --> 01:37:49,437
چون می‌خوام باور داشته باشم
که میتونه مثل قبل بشه

970
01:37:53,683 --> 01:37:55,617
تو نمی‏تونی نجاتش بدی، آقای فرودو

971
01:37:55,785 --> 01:37:58,515
تو چی در این مورد می‏دونی ؟
! هیچی

972
01:38:05,427 --> 01:38:09,625
متاسفم سم
نمی‏دونم چرا این حرف رو زدم

973
01:38:10,465 --> 01:38:11,591
من می‏دونم

974
01:38:13,635 --> 01:38:15,500
به‏ خاطر حلقه‏ـست

975
01:38:16,071 --> 01:38:17,629
! نمی‏تونی چشم ازش برداری

976
01:38:18,373 --> 01:38:20,341
من حواسم هست

977
01:38:20,809 --> 01:38:24,643
چیزی نمی‌خوری
خیلی کم می‌خوابی

978
01:38:26,414 --> 01:38:28,644
تو رو تحت تاثیر قرار داده آقای فرودو

979
01:38:28,816 --> 01:38:31,512
باید باهاش مبارزه کنی -
خودم می‏دونم باید چه کار کنم، سم -

980
01:38:31,719 --> 01:38:34,654
حلقه به من سپرده شده
این وظیفه‏ی منه

981
01:38:34,822 --> 01:38:36,517
مال منه
مال خودم

982
01:38:37,390 --> 01:38:39,483
نمی‌تونی صدای خودت رو بشنوی ؟

983
01:38:39,693 --> 01:38:41,354
می‌دونی حرفات شبیه کیه ؟

984
01:38:51,637 --> 01:38:53,764
<font color=#FF0000>ما اون رو می‏خوایم</font>

985
01:38:53,939 --> 01:38:56,635
<font color=#FF0000>ما بهش نیاز داریم</font>

986
01:38:56,809 --> 01:39:01,610
<font color=#FF0000>ما باید " عزیز " رو داشته باشیم</font>

987
01:39:01,780 --> 01:39:05,147
<font color=#FF0000>اون‌ها از ما دزدیدنش</font>

988
01:39:05,351 --> 01:39:08,718
<font color=#FF0000>هابیت‏های کوچیکِ موذی</font>

989
01:39:08,887 --> 01:39:12,788
<font color=#FF0000>هابیت‌های) بدجنس، حیله گر، دروغگو)</font>

990
01:39:12,957 --> 01:39:16,222
نه، ارباب این‌طوری نیست

991
01:39:16,394 --> 01:39:20,228
<font color=#FF0000>هست عزیزم، دروغ میگه</font>

992
01:39:20,398 --> 01:39:24,892
<font color=#FF0000>اون‌ها فریبت میدن، آزارت میدن</font>
<font color=#FF0000>بهت دروغ میگن</font>

993
01:39:26,037 --> 01:39:28,505
ارباب دوست منه

994
01:39:28,673 --> 01:39:33,735
<font color=#FF0000>تو هیچ دوستی نداری</font>
<font color=#FF0000>هیچ‏کس از تو خوشش نمیاد</font>

995
01:39:35,012 --> 01:39:37,503
گوش نمی‌کنم
من گوش نمی‌کنم

996
01:39:37,681 --> 01:39:41,673
<font color=#FF0000>تو یه دروغگو و یه دزد هستی</font>

997
01:39:42,351 --> 01:39:43,896
نه

998
01:39:44,854 --> 01:39:47,737
<font color=#FF0000>قـــاتـــل</font>

999
01:39:50,193 --> 01:39:51,187
گم شو

1000
01:39:51,360 --> 01:39:53,748
<font color=#FF0000>گم شم ؟</font>

1001
01:39:55,773 --> 01:39:58,551
ازت متنفرم

1002
01:39:58,720 --> 01:40:01,147
ازت متنفرم

1003
01:40:01,454 --> 01:40:04,705
<font color=#FF0000>بدون من چه بلایی سرت میاد؟</font>
<font color=#FF0000>گالوم، گالوم</font>

1004
01:40:04,874 --> 01:40:06,705
<font color=#FF0000>من، نجات‌ـمون دادم</font>

1005
01:40:06,876 --> 01:40:11,423
<font color=#FF0000>من بودم</font>
<font color=#FF0000>به ‏خاطر من بود که نجات پیدا کردیم</font>

1006
01:40:12,673 --> 01:40:16,222
دیگه نه

1007
01:40:17,595 --> 01:40:19,116
<font color=#FF0000>چی گفتی ؟</font>

1008
01:40:21,224 --> 01:40:25,018
حالا دیگه ارباب مراقب‏ ماست

1009
01:40:25,186 --> 01:40:28,720
ما بهت نیاز نداریم

1010
01:40:29,440 --> 01:40:30,998
<font color=#FF0000>چی ؟</font>

1011
01:40:31,175 --> 01:40:32,938
من رو ترک کن

1012
01:40:33,110 --> 01:40:36,910
و هرگز برنگرد

1013
01:40:37,081 --> 01:40:38,105
<font color=#FF0000>نه</font>

1014
01:40:38,616 --> 01:40:42,814
همین حالا برو و هرگز برنگرد

1015
01:40:45,456 --> 01:40:51,361
همین حالا برو و هرگز برنگرد

1016
01:41:03,274 --> 01:41:05,970
! بهش گفتیم بره گُم بشه

1017
01:41:06,143 --> 01:41:09,112
و اون گم شد، عزیزم

1018
01:41:09,280 --> 01:41:11,271
! رفت ! رفت ! رفت

1019
01:41:11,449 --> 01:41:13,280
! اسمیگل آزاده

1020
01:41:18,155 --> 01:41:19,645
نگاه کن

1021
01:41:19,857 --> 01:41:24,317
نگاه کن، ببین اسمیگل چی پیدا کرده ؟

1022
01:41:33,869 --> 01:41:35,302
اون‏ها جوان‏ هستن

1023
01:41:35,470 --> 01:41:37,995
اون‌ها تُردن
اون‌ها لذیذن

1024
01:41:38,172 --> 01:41:41,699
! آره این‌طورن
بخوریدشون، بخوریدشون

1025
01:41:44,412 --> 01:41:46,003
با کارات حالش رو بد می‏کنی

1026
01:41:47,213 --> 01:41:49,408
داری با رفتارات مریضش می‌کنی

1027
01:41:51,850 --> 01:41:54,580
فقط یه راه برای خوردنِ دو تا خرگوش کوچیک هست

1028
01:41:58,822 --> 01:42:00,347
داره چیکار می‏کنه ؟

1029
01:42:01,092 --> 01:42:03,685
هابیتِ چاق کودن

1030
01:42:03,861 --> 01:42:06,056
داره هَدرشون میده

1031
01:42:06,230 --> 01:42:09,858
چی رو هدر میدم؟
گوشت کمی دارن

1032
01:42:14,003 --> 01:42:16,563
یکمی سیب زمینی هم لازم داریم

1033
01:42:17,439 --> 01:42:20,499
سیب زمینی دیگه چیه عزیز؟

1034
01:42:20,675 --> 01:42:22,403
سیب زمینی دیگه چیه؟ ها؟

1035
01:42:22,576 --> 01:42:24,306
سیب - زمی - نی

1036
01:42:24,645 --> 01:42:27,876
آب‌پزشون می‌کنن، باهاشون پوره درست می‌کنن
و می‌ریزنشون توی خورشت

1037
01:42:29,417 --> 01:42:34,877
چیپس‌های طلایی بزرگ و دوست داشتنی
با یه تیکه ماهی سرخ شده‌ی لذیذ

1038
01:42:36,222 --> 01:42:38,121
حتی تو هم نمی‏تونی به این غذا، نه بگی

1039
01:42:38,457 --> 01:42:40,652
اوه، چرا، می‏تونیم

1040
01:42:40,826 --> 01:42:44,318
به جای اینکه یه ماهی خوب رو خراب کنی

1041
01:42:45,596 --> 01:42:51,423
اون رو نپخته و در حال جنبیدن بده به ما

1042
01:42:51,601 --> 01:42:54,728
چیپس های کثیفت رو برای خودت نگه دار

1043
01:42:55,671 --> 01:42:57,730
بهت هیچ امیدی نیست

1044
01:43:10,217 --> 01:43:11,707
آقای فرودو ؟

1045
01:43:29,600 --> 01:43:32,262
اون‏ها کی هستن ؟ -
آدم‏های شرور -

1046
01:43:32,470 --> 01:43:34,937
خدمتگزاران سائورون

1047
01:43:35,739 --> 01:43:37,899
اون‌ها به موردور احضار شدن

1048
01:43:38,107 --> 01:43:41,099
فرمانروای تاریکی داره همه‌ی ارتش‌ها رو
دور خودش جمع می‌کنه

1049
01:43:41,311 --> 01:43:44,474
حالا دیگه خیلی طول نمی‏کشه
اون به زودی آماده میشه

1050
01:43:46,048 --> 01:43:49,711
آماده‌ی چی ؟ -
تا جنگش رو به‌راه بندازه -

1051
01:43:49,885 --> 01:43:55,048
نبرد نهایی که همه‌ی جهان رو به قعر سایه‌ها خواهد برد

1052
01:43:55,322 --> 01:43:58,381
باید راه بیوفتیم
زود باش سم

1053
01:43:58,557 --> 01:43:59,786
آقای فرودو

1054
01:44:00,292 --> 01:44:01,919
نگاه کن

1055
01:44:05,497 --> 01:44:07,796
اون یه فیل‌ـه

1056
01:44:16,006 --> 01:44:19,032
هیچ‌کس توی خونه حرف‌ـمون رو باور نمی‏کنه

1057
01:44:30,185 --> 01:44:32,050
اسمیگل ؟

1058
01:45:12,421 --> 01:45:14,889
خیلی این‌جا معطل شدیم

1059
01:45:17,891 --> 01:45:19,223
زود باش سم

1060
01:45:32,705 --> 01:45:35,401
صبر کنید، ما چندتا مسافر ساده‌ایم

1061
01:45:37,108 --> 01:45:42,204
در این سرزمین هیچ مسافری وجود نداره
فقط خدمت‌گذاران برج تاریک* از این‌جا عبور می‌کنن
<font color="#ff8000">«منظور برج باراد - دور مقر سائورون است»</font>

1062
01:45:42,379 --> 01:45:45,280
ما در حال انجام یه ماموریت محرمانه هستیم

1063
01:45:46,684 --> 01:45:50,050
کسایی که ادعای مقابله با دشمن رو دارن
بهتره که سد راه ما نشن

1064
01:45:50,219 --> 01:45:52,261
دشمن ؟

1065
01:45:54,390 --> 01:45:57,897
به نظرم حس وظیفه شناسیِ اون، کمتر از تو نبوده

1066
01:46:00,354 --> 01:46:02,752
" به این فکر می‌کنی که " اسمش چی بوده ؟

1067
01:46:03,983 --> 01:46:06,255
" اهل کجا بوده ؟ "

1068
01:46:08,237 --> 01:46:10,791
" و آیا واقعاً و از تَه دل فرد شروری بوده ؟ "

1069
01:46:12,324 --> 01:46:15,765
چه دروغ‌ها و تهدیدهایی اون رو "
" اینقدر از خونه‌اش دور کرده ؟

1070
01:46:17,371 --> 01:46:20,043
" ...آیا ترجیح نمی‌داده همون جا بمونه "

1071
01:46:22,042 --> 01:46:23,638
" در صلح و آرامش ؟ "

1072
01:46:27,131 --> 01:46:30,125
جنگ همه‌ی ما رو به کشتن خواهد داد

1073
01:46:30,301 --> 01:46:32,390
دست‏هاـشون رو ببندید

1074
01:46:39,381 --> 01:46:42,116
درسته، شما زن‌های کوتوله‌ی زیادی رو نمی‌بینید

1075
01:46:42,326 --> 01:46:46,043
در حقیقت اینقدر صدا و چهره‌ـشون (به ما) شباهت داره

1076
01:46:46,219 --> 01:46:49,428
! که اغلب اوقات با مردان کوتوله اشتباه گرفته میشن

1077
01:46:49,841 --> 01:46:51,973
! چون زن‌هاـشون ریش دارن

1078
01:46:51,975 --> 01:46:54,134
...که همین باعث شده این باور به وجود بیاد

1079
01:46:54,311 --> 01:46:57,222
! که زن‌های کوتوله وجود ندارن

1080
01:46:57,392 --> 01:47:01,722
و کوتوله‌ها همینطوری از سوراخ‌های زمین بیرون پریدن

1081
01:47:03,419 --> 01:47:05,311
! که البته باور مسخره‏ای‌ـه

1082
01:47:11,545 --> 01:47:13,808
چیزی نیست
کسی نترسه

1083
01:47:14,288 --> 01:47:16,343
عمدی بود
عمدی بود

1084
01:47:18,316 --> 01:47:22,172
مدت‌ها بود که لبخند برادر زاده‌ام رو ندیده بودم

1085
01:47:22,446 --> 01:47:25,252
وقتی که جنازه‌ی پدرش رو آوردن، یه دختربچه بود

1086
01:47:25,427 --> 01:47:27,760
اُرک‌ها تیکه پاره‌اش کرده بودن

1087
01:47:27,933 --> 01:47:30,970
مادرش جلوی چشماش به خاطر غم و اندوه از دنیا رفت

1088
01:47:31,590 --> 01:47:36,287
،و بعد اون تنها موند تا از پادشاهش نگهداری کنه
*با ترسی که هر روز بیشتر می‌شد
<font color="#ff8000">«ترس از دست دادن مجدد نزدیکانش»</font>

1089
01:47:36,464 --> 01:47:41,094
محکوم به تحمل پیرمردی که باید مثل پدر دوستش می‌داشت

1090
01:47:51,261 --> 01:47:53,661
گیملی

1091
01:47:53,834 --> 01:47:55,924
نه، نمی‏تونم بخورم

1092
01:47:56,103 --> 01:47:57,961
واقعاً نمی‏تونم

1093
01:48:02,535 --> 01:48:04,187
کمی خورشت درست کردم

1094
01:48:04,363 --> 01:48:07,677
زیاد نیست، اما گرمه

1095
01:48:15,606 --> 01:48:17,694
ممنون

1096
01:48:38,492 --> 01:48:41,055
خوشمره‌ـست -
واقعاً ؟ -

1097
01:48:45,095 --> 01:48:48,512
عَموم چیز عجیبی بهم گفت

1098
01:48:49,835 --> 01:48:53,956
اون گفت که شما به همراه پدر بزرگم به جنگ رفتید

1099
01:48:54,405 --> 01:48:56,911
ولی باید اشتباه کرده باشه

1100
01:48:57,182 --> 01:49:01,651
،پادشاه تئودن حافظه‌ی خوبی دارن
اون زمان فقط یک پسربچه بودن

1101
01:49:02,802 --> 01:49:06,048
پس شما حداقل باید شصت سال‌ـتون باشه

1102
01:49:08,187 --> 01:49:09,768
هفتاد سال ؟

1103
01:49:10,218 --> 01:49:11,905
! اما نمی‏تونید هشتاد ساله باشید

1104
01:49:15,297 --> 01:49:16,683
هشتاد و هفت

1105
01:49:19,835 --> 01:49:21,958
شما یکی از دونه‏داین‏ها هستید

1106
01:49:23,050 --> 01:49:26,189
از نوادگان نومِنور، که دارای موهبتِ عمر طولانی هستن‏

1107
01:49:27,451 --> 01:49:30,119
گفته شده که نژاد شما به افسانه‌ها پیوسته

1108
01:49:30,803 --> 01:49:32,593
تعداد کمی از ما باقی موندن

1109
01:49:32,769 --> 01:49:35,571
پادشاهی شمالی‏* خیلی وقت پیش از بین رفت
<font color="#ff8000">«پادشاهی بزرگی که توسط الندیل و آوارگان نو‌مِنور شکل گرفت»</font>

1110
01:49:36,358 --> 01:49:39,808
متاسفم
خواهش می‏کنم، بخورید

1111
01:49:54,527 --> 01:49:58,719
<i>نور " گوهر ستاره "* دچار فزونی و یا کاستی نمیشه</i>
<font color="#ff8000">«گردن بندی که آروِن به آراگورن داده بود»</font>

1112
01:49:59,503 --> 01:50:03,014
<i>این مال منه و به هرکس بخوام میدمش</i>

1113
01:50:04,855 --> 01:50:07,289
<i>مثل دلم</i>

1114
01:50:08,783 --> 01:50:11,484
<i>به خواب برو</i>

1115
01:50:11,694 --> 01:50:14,198
خوابیدم

1116
01:50:20,804 --> 01:50:22,766
این یه رویاست

1117
01:50:25,035 --> 01:50:28,280
پس  چه رویای خوبی‌ـه

1118
01:50:40,409 --> 01:50:42,531
بخواب

1119
01:51:07,971 --> 01:51:09,517
:به زبان الفی
<font color=#008000>یه بار بهم گفتی</font>

1120
01:51:12,034 --> 01:51:14,262
<font color=#008000>که این روز فرا خواهد رسید</font>

1121
01:51:15,284 --> 01:51:17,951
<font color=#008000>این پایان نیست...این آغازه</font>

1122
01:51:18,129 --> 01:51:20,321
<font color=#008000>تو باید همراه فرودو بری</font>

1123
01:51:21,041 --> 01:51:23,198
<font color=#008000>این راه (سرنوشت) توست</font>

1124
01:51:33,705 --> 01:51:36,475
<font color=#008000>*راهم از من پنهان شده</font>
<font color="#ff8000">«من راهم رو گم کردم»</font>

1125
01:51:37,124 --> 01:51:40,738
<font color=#008000>راهت پیش از این جلوی پات قرار گرفته</font>

1126
01:51:40,918 --> 01:51:44,299
<font color=#008000>حالا دیگه نمی‌تونی از خودت لغزش نشون بدی</font>

1127
01:51:46,435 --> 01:51:48,363
<font color=#008000>آروِن</font>

1128
01:51:50,973 --> 01:51:53,272
<font color=#008000>اگه به هیچ چیز دیگه‌ای اعتماد نداری</font>

1129
01:51:53,682 --> 01:51:55,703
<font color=#008000>به این اعتماد کن</font>

1130
01:51:56,966 --> 01:51:59,326
<font color=#008000>*به خودمون اعتماد کن</font>
<font color="#ff8000">«منظورش اعتماد به نیروی عشق است»</font>

1131
01:52:38,581 --> 01:52:40,438
اون زن کجاست ؟

1132
01:52:41,628 --> 01:52:44,098
زنی‌ که اون جواهر رو بهتون داده

1133
01:52:47,452 --> 01:52:50,257
زمان (دوران) ما در این سرزمین رو به پایان‌ـه

1134
01:52:50,940 --> 01:52:53,538
زمان آروِن رو به پایان‌ـه

1135
01:52:54,292 --> 01:52:55,369
*بذار بره
<font color="#ff8000">«رهاش کن»</font>

1136
01:52:55,748 --> 01:52:58,006
بذار سوار کشتی‌ای که به غرب میره بشه

1137
01:52:58,017 --> 01:53:01,087
بذار عشقی که به تو داره رو به سرزمین جاویدان* ببره
<font color="#ff8000">«پس از نابودی نومنور، سرزمین‌ جاویدان از بقیه سرزمین‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«جدا شد تا دیگر دست انسان‌ها به آن نرسد و به جایی رفت»</font>
<font color="#ff8000">«که تنها الف‌ها می‌توانستند به آنجا رفت‌ و آمد داشته باشند»</font>

1138
01:53:01,267 --> 01:53:03,125
جایی که ‌همیشه سبز و خرم خواهد بود

1139
01:53:04,652 --> 01:53:07,054
ولی این بیش از یه خاطره(برای اون) نخواهد بود

1140
01:53:08,478 --> 01:53:11,549
من دخترم رو این‌جا رها نمی‌کنم که بمیره

1141
01:53:11,728 --> 01:53:15,411
اون می‌مونه چون هنوز امید داره -
اون به خاطر تو می‌مونه -

1142
01:53:15,588 --> 01:53:17,921
اون به مردمش تعلق داره

1143
01:53:30,067 --> 01:53:32,686
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>این‌طوری می‌خوای این‌جا رو ترک کنی ؟</font>

1144
01:53:33,567 --> 01:53:37,137
<font color=#008000>فکر می‌کنی که می‌تونی سپیده دم این‌جا رو
 پنهانی ترک کنی، بدون جلب توجه ؟ </font>

1145
01:53:39,579 --> 01:53:41,178
<font color=#008000>من بر نخواهم گشت</font>

1146
01:53:42,396 --> 01:53:44,324
<font color=#008000>تو مهارتت در نبرد رو دست‏کم گرفتی</font>

1147
01:53:45,034 --> 01:53:46,253
<font color=#008000>تو باز خواهی گشت</font>

1148
01:53:46,557 --> 01:53:48,079
<font color=#008000>من از مرگ در میدان نبرد صحبت نمی‌کنم</font>

1149
01:53:48,383 --> 01:53:50,413
<font color=#008000>پس در مورد چی صحبت می‌کنی ؟</font>

1150
01:53:56,095 --> 01:54:00,092
<font color=#008000>تو فرصتی برای یه زندگی دیگه داری</font>

1151
01:54:01,676 --> 01:54:05,431
<font color=#008000>دور از جنگ ... غم ... ناامیدی</font>

1152
01:54:06,951 --> 01:54:08,809
چرا داری این حرف رو می‌زنی ؟

1153
01:54:10,405 --> 01:54:13,648
من یک انسان فانی هستم، تو از نژاد اِلف‌ها هستی

1154
01:54:15,111 --> 01:54:17,812
این یک رویا بود، آروِن

1155
01:54:18,260 --> 01:54:19,644
نه بیشتر

1156
01:54:21,037 --> 01:54:24,314
حرفت رو باور نمی‏کنم

1157
01:54:33,462 --> 01:54:35,320
این به تو تعلق داره

1158
01:54:38,134 --> 01:54:39,716
این یک هدیه بود

1159
01:54:42,366 --> 01:54:43,914
نگهش دار

1160
01:54:46,464 --> 01:54:47,659
سرورم ؟

1161
01:54:50,468 --> 01:54:55,024
اون به همراه تمام خویشاوندان باقی مانده‌اش
دارن با کشتی به سرزمین جاویدان میرن

1162
01:55:18,496 --> 01:55:19,979
چی شده ؟

1163
01:55:21,499 --> 01:55:23,560
هاما ؟ -
مطمئن نیستم -

1164
01:55:40,101 --> 01:55:42,127
! وارگ‏ها

1165
01:55:54,699 --> 01:55:56,895
*یه طلایه‌دار
<font color="#ff8000">«کسی که پیشاپیش سپاه و جلوتر از بقیه حرکت می‌کند»</font>
<font color="#ff8000">«و معمولا کار دیده‌بانی را هم انجام می‌دهد»</font>

1166
01:56:02,707 --> 01:56:05,210
چی شده؟ چی می‏بینی؟ -
! وارگ‌ها به ما حمله کردن -

1167
01:56:06,544 --> 01:56:08,739
! اون‏ها رو از این‌جا ببرید

1168
01:56:13,517 --> 01:56:15,508
! تمام سواران به سمت جلوی صف حرکت کنن

1169
01:56:16,253 --> 01:56:18,223
زود باش، من رو سوار کن
من سوارکارم

1170
01:56:18,422 --> 01:56:20,151
! زود باش

1171
01:56:31,968 --> 01:56:34,401
باید مردم رو به سمت گودی هلم هدایت کنی، عجله کن

1172
01:56:34,603 --> 01:56:36,071
! من می‏تونم بجنگم -
! نه -

1173
01:56:38,775 --> 01:56:40,834
...باید این کار رو بکنی
به خاطر من

1174
01:56:42,846 --> 01:56:44,438
! دنبالم بیاید

1175
01:56:47,984 --> 01:56:52,282
جلو، منظورم اینه که به طرف جلو حرکت کن -
به طرف زمین‌های پایین‌تر برید -

1176
01:56:52,487 --> 01:56:55,150
! خودشه، برو -
کنار هم بمونید -

1177
01:58:07,358 --> 01:58:09,657
! صورت قشنگت رو بیار جلوی تبرم

1178
01:58:12,464 --> 01:58:14,021
! این یکی مال من به حساب میاد

1179
01:58:30,748 --> 01:58:32,374
! جونوَر بوگندو

1180
01:59:59,566 --> 02:00:01,464
! آراگورن

1181
02:00:06,204 --> 02:00:07,672
آراگورن ؟

1182
02:00:21,651 --> 02:00:24,586
بگو چه اتفاقی افتاده تا راحتت کنم

1183
02:00:24,756 --> 02:00:26,187
... اون

1184
02:00:26,757 --> 02:00:28,350
مُرده

1185
02:00:28,993 --> 02:00:31,893
! یه پَرش کوچیک روی صخره انجام داد

1186
02:00:35,499 --> 02:00:36,796
دروغ میگی

1187
02:01:10,699 --> 02:01:12,291
زخمی‏ها رو سوار اسب‌ها کنید

1188
02:01:13,636 --> 02:01:16,762
گرگ‏های آیزنگارد بر خواهند گشت

1189
02:01:17,204 --> 02:01:19,297
مُرده‏ها رو رها کنید

1190
02:01:26,747 --> 02:01:28,237
بیا

1191
02:01:38,426 --> 02:01:39,949
! بالاخره رسیدیم -
! گودی هلم -

1192
02:01:40,128 --> 02:01:43,027
! اون‌جاست، گودی هلم

1193
02:01:45,597 --> 02:01:47,395
ما در امانیم

1194
02:01:48,935 --> 02:01:51,803
ما در امانیم، بانوی من

1195
02:01:51,971 --> 02:01:53,166
ممنون

1196
02:02:37,548 --> 02:02:38,947
! مامان -
! ایوتین -

1197
02:02:39,115 --> 02:02:40,606
! فِرِ‏دا

1198
02:02:46,355 --> 02:02:49,189
بقیه کجا هستن ؟ -
فقط ما تونستیم نجات پیدا کنیم بانوی من -

1199
02:02:53,062 --> 02:02:54,359
ببریدشون به غارها

1200
02:02:54,564 --> 02:02:57,396
! راه رو برای پادشاه باز کنید

1201
02:02:58,433 --> 02:03:02,233
! راه رو برای تئودن باز کنید
! راه رو برای پادشاه باز کنید

1202
02:03:10,144 --> 02:03:13,875
چقدر کم هستید
تعداد خیلی کمی از شما برگشتن

1203
02:03:16,651 --> 02:03:18,916
مردم‏ ما در امان‏ هستن

1204
02:03:20,254 --> 02:03:22,814
جان‏های زیادی به ‏خاطرش فدا کردبم

1205
02:03:23,657 --> 02:03:25,182
بانوی من

1206
02:03:28,929 --> 02:03:31,193
لرد آراگورن

1207
02:03:31,365 --> 02:03:32,593
کجاست ؟

1208
02:03:34,601 --> 02:03:36,126
اون سقوط کرد

1209
02:03:58,791 --> 02:04:01,760
همه‌ی نیروها رو پشت دیوارها مستقر کنید

1210
02:04:01,927 --> 02:04:04,862
دروازه رو ببندید
و یه نگهبان براش بذارید

1211
02:04:05,097 --> 02:04:08,190
کسایی که نمی‏تونن بجنگن چی سرورم ؟
زنان و بچه‏ها ؟

1212
02:04:08,367 --> 02:04:10,961
اون‏ها رو داخل غارها بفرستید

1213
02:04:11,837 --> 02:04:16,704
دست سارومان باید خیلی دراز شده باشه
! اگه فکر می‌کنه که این‌جا دستش به ما میرسه

1214
02:04:18,744 --> 02:04:22,145
<i>گودی هلم یه نقطه ضعف داره</i>

1215
02:04:22,313 --> 02:04:24,646
<i>دیوار بیرونیش از سنگ سخت‌ـه</i>

1216
02:04:24,816 --> 02:04:27,910
<i>اما دریچه‌ی کوچیکی در پایه‌اش قرار داره</i>

1217
02:04:28,085 --> 02:04:30,849
<i>که از یه دریچه‌ی معمولی ِعبور فاضلاب کمی بزرگتره</i>

1218
02:04:33,724 --> 02:04:37,889
چطور؟
چطور آتش می‌تونه سنگ رو از بین ببره ؟

1219
02:04:38,063 --> 02:04:42,555
چه ابزاری می‌تونه اون دیوار رو نابود کنه ؟

1220
02:04:46,168 --> 02:04:50,162
اگر دیوار شکافته بشه
قلعه‌ی) گودی هلم سقوط خواهد کرد)

1221
02:04:50,339 --> 02:04:53,865
حتی اگه دیوار شکافته بشه، باز هم
...به تعداد بی‌شماری

1222
02:04:54,043 --> 02:04:56,603
به هزاران نفر برای تصرف قلعه نیاز هست

1223
02:04:56,779 --> 02:04:58,211
! ده‌ها هزار نفر

1224
02:04:58,380 --> 02:05:02,442
اما سرورم، چنین ارتشی وجود نداره

1225
02:05:14,396 --> 02:05:17,489
" قدرتِ جدیدی در حال ظهور است "

1226
02:05:17,664 --> 02:05:20,657
" پیروزی آن نزدیک و قطعی است "

1227
02:05:26,342 --> 02:05:28,399
" امـشـب "

1228
02:05:28,842 --> 02:05:33,175
" زمین با خون مردم روهان رنگین خواهد شد "

1229
02:05:33,347 --> 02:05:36,680
" به گودی هلم لشکرکشی کنید "

1230
02:05:36,850 --> 02:05:40,287
" هیچ‌کس را زنده باقی نگذارید "

1231
02:05:42,823 --> 02:05:45,290
" پیش به سوی جـــنـــگــــ "

1232
02:05:49,228 --> 02:05:53,689
*" دیگر هیچ سپیده‌دمی برای انسان‌ها وجود نخواهد داشت "
<font color="#ff8000">«منظور: هیچ امیدی برای انسان‌ها وجود ندارد»</font>

1233
02:06:10,883 --> 02:06:12,940
نگاه کن ! از سمت جنوب دود بلند میشه

1234
02:06:13,151 --> 02:06:16,279
این روزها از آیزنگارد

1235
02:06:16,521 --> 02:06:20,354
همیشه دود بلند میشه

1236
02:06:20,591 --> 02:06:22,184
آیزنگارد ؟

1237
02:06:22,394 --> 02:06:24,259
زمانی بود که

1238
02:06:24,596 --> 02:06:28,122
سارومان بین درختان من قدم میزد

1239
02:06:28,299 --> 02:06:31,667
اما حالا فقط به فکرِ فلز

1240
02:06:32,336 --> 02:06:34,776
و چرخ‌ـه

1241
02:06:35,548 --> 02:06:40,002
دیگه به روییدنی‌ها اهمیت نمیده

1242
02:06:40,177 --> 02:06:41,974
اون چیه ؟

1243
02:06:46,982 --> 02:06:49,177
ارتش سارومان‌ـه

1244
02:06:49,385 --> 02:06:50,909
جنگ آغاز شده

1245
02:07:29,285 --> 02:07:33,654
<i>باشد که نیروی والار* محافظت باشند</i>
<font color="#ff8000">«معنی: قدرت‌های جهان، نامی برای چهارده موجود روحانی»</font>
<font color="#ff8000">«قدرتمند که پس از خلق جهان، با گرفتن  شکل فیزیکی به آن»</font>
<font color="#ff8000">«هبوط نمودند تا به آن نظم بخشیده و با شرارت‌ها مقابله‌نمایند»</font>

1246
02:08:05,918 --> 02:08:07,782
بریگو

1247
02:08:33,908 --> 02:08:35,103
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آروِن</font>

1248
02:08:36,064 --> 02:08:38,064
<font color=#008000>وقتش شده</font>

1249
02:08:40,063 --> 02:08:43,862
<font color=#008000>کشتی‏ها دارن به سمت والینور میرن
همین حالا برو ... پیش از این که دیر بشه</font>

1250
02:08:44,884 --> 02:08:46,680
من انتخابم رو کردم

1251
02:08:53,124 --> 02:08:55,991
اون برنمی‏گرده

1252
02:08:57,428 --> 02:09:00,761
چرا برای رفتن مُردد هستی، وقتی که هیچ امیدی نیست ؟

1253
02:09:01,699 --> 02:09:04,668
هنوز امید هست

1254
02:09:08,838 --> 02:09:12,603
،اگه حتی آراگورن در این جنگ زنده بمونه
باز از هم جدا خواهید شد

1255
02:09:16,011 --> 02:09:18,979
اگه سائورون شکست بخوره و آراگورن پادشاه بشه

1256
02:09:19,147 --> 02:09:21,638
و تمام چیزهایی که امید داری، اتفاق بیوفتن

1257
02:09:21,816 --> 02:09:26,514
باز هم مجبوری طعم تلخ فانی بودن رو بچشی

1258
02:09:26,787 --> 02:09:29,779
چه بر اثر ضربه‌ی شمشیر و چه بر اثر گذر زمان

1259
02:09:29,956 --> 02:09:32,926
آراگورن خواهد مرد

1260
02:09:35,762 --> 02:09:38,286
<i>و آن وقت هیچ تسلی خاطری برای تو وجود نخواهد داشت</i>

1261
02:09:38,497 --> 02:09:42,659
<i>هیچ تسلی خاطری برای تسکین
درد درگذشت او وجود نخواهد داشت</i>

1262
02:09:45,470 --> 02:09:48,200
<i>او خواهد مُرد</i>

1263
02:09:48,372 --> 02:09:50,966
<i>تجسمی از عظمتِ پادشاهان انسان‌ها</i>

1264
02:09:51,142 --> 02:09:55,804
<i>با شکوهی بی بدیل، پیش از فروپاشی جهان</i>

1265
02:10:04,920 --> 02:10:08,855
<i>اما تو، دخترم</i>

1266
02:10:09,689 --> 02:10:14,717
<i>در تاریکی و تردید به سر خواهی برد</i>

1267
02:10:14,895 --> 02:10:18,956
<i>مانند شبی زمستانی که بدون ستاره فرا می‌رسد</i>

1268
02:10:21,368 --> 02:10:23,767
<i>در این‌جا* ساکن خواهی بود</i>
<font color="#ff8000">«منظور سرزمین میانه است»</font>

1269
02:10:23,937 --> 02:10:28,839
<i>اسیر در زندان غم و اندوه، در زیر درختانی
که در حال محو شدن و مُردن هستند</i>

1270
02:10:30,577 --> 02:10:32,566
<i>تا وقتی که جهان دچار دگرگونی شود</i>

1271
02:10:32,743 --> 02:10:37,238
و همه‌ی سال‌های طولانی زندگی‌ـت به کلی سپری شوند

1272
02:10:45,755 --> 02:10:46,915
آروِن

1273
02:10:53,562 --> 02:10:55,825
...این‌جا هیچ چیزی در انتظار تو نخواهد بود

1274
02:10:56,498 --> 02:10:58,589
جز مــرگـــ

1275
02:11:19,045 --> 02:11:21,745
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آیا  من رو هم دوست داری ؟</font>

1276
02:11:23,744 --> 02:11:26,143
<font color=#008000>من دوستت دارم، پدر</font>

1277
02:12:16,938 --> 02:12:19,934
<font color="#ff8000">:صدای گالادریل</font>
<font color=#008000><i> " دنیا دگرگون شده است "</i></font>

1278
02:12:20,587 --> 02:12:22,587
<font color=#008000><i>" در آب احساسَش می‌کنم "</i></font>

1279
02:12:23,037 --> 02:12:25,037
<font color=#008000><i>" در زمین احساسَش می‌کنم "</i></font>

1280
02:12:26,936 --> 02:12:30,836
<font color=#008000><i>" در هوا اِستشمامَش می‌کنم "</i></font>

1281
02:12:32,046 --> 02:12:35,675
<i>قدرت دشمن در حال افزایش است</i>

1282
02:12:35,851 --> 02:12:38,478
<i>سائورون از دست نشانده‌اش سارومان</i>

1283
02:12:38,652 --> 02:12:42,019
<i>برای نابود کردن مردم روهان استفاده خواهد کرد</i>

1284
02:12:44,090 --> 02:12:47,718
<i>آیزنگارد تخلیه شده است</i>

1285
02:12:52,063 --> 02:12:55,430
<i>حالا چشم سائورون به گاندور دوخته شده است</i>

1286
02:12:56,567 --> 02:12:59,535
<i>آخرین پادشاهیِ آزادِ انسان‌ها</i>

1287
02:12:59,737 --> 02:13:04,140
<i>جنگِ او در این سرزمین، خیلی زود به راه خواهد افتاد</i>

1288
02:13:07,843 --> 02:13:10,937
<i>او نزدیک شدن حلقه را حس می‌کند</i>

1289
02:13:11,114 --> 02:13:14,571
<i>نیروی حامل حلقه رو به زوال است</i>

1290
02:13:14,750 --> 02:13:18,810
<i>فرودو در اعماق قلبش، کم‌کم پِی می‌برد</i>

1291
02:13:20,355 --> 02:13:24,222
که این ماموریت به قیمت جانش تمام خواهد شد

1292
02:13:24,391 --> 02:13:26,553
تو از این آگاهی

1293
02:13:27,194 --> 02:13:30,026
<i>تو این را از پیش می‌دانستی</i>

1294
02:13:32,132 --> 02:13:35,567
<i>این خطری‌ـست که همه‏‌ی ما آن را پذیرفتیم</i>

1295
02:13:39,906 --> 02:13:44,102
<i>در حالی که تاریکی گسترش می‌یابد
اراده‌ی حلقه قوی‌تر می‌شود</i>

1296
02:13:45,276 --> 02:13:49,713
<i>حالا به سختی در حال تلاش است
تا دوباره به دست انسان‌ها بازگردد</i>

1297
02:13:49,880 --> 02:13:55,339
<i>چرا که انسان‌ها به راحتی بر اثر قدرت حلقه اغوا می‌شوند</i>

1298
02:13:55,551 --> 02:13:59,113
<i>تنها کافی است که سردار جوان گاندور
 دستش را دراز کند</i>

1299
02:13:59,321 --> 02:14:03,382
<i>و حلقه را برای خودش بردارد
و آن هنگام جهان سقوط خواهد کرد</i>

1300
02:14:05,829 --> 02:14:07,719
<i>حالا زمان آن نزدیک شده است</i>

1301
02:14:07,829 --> 02:14:12,094
<i>بسیار نزدیک است که حلقه به هدفش دست بیابد</i>

1302
02:14:15,202 --> 02:14:18,832
<i>و آن زمان سلطه‌ی سائورون بر تمامی جهان
گسترش خواهد یافت</i>

1303
02:14:19,006 --> 02:14:23,134
<i>حتی بر پایان جهان نیز تسلط خواهد یافت</i>

1304
02:14:24,976 --> 02:14:26,808
<i>دوران اِلف‌ها</i>

1305
02:14:27,011 --> 02:14:28,946
<i>به پایان رسیده است</i>

1306
02:14:29,782 --> 02:14:33,376
<i>آیا عاقبتِ سرزمین میانه را
 به سرنوشتش واگذار خواهیم کرد؟</i>

1307
02:14:35,352 --> 02:14:38,616
<i>آیا اجازه می‌دهیم (که انسان‌ها) به تنهایی
 در مقابلش بایستند؟</i>

1308
02:14:40,959 --> 02:14:42,624
<font color="#ff8000">«نقشه‌ی قسمتِ شرقی سرزمین میانه»</font>
<font color="#ff8000">«شامل موردور، گاندور و روهان»</font>

1309
02:14:43,159 --> 02:14:44,524
چه خبر ؟

1310
02:14:44,695 --> 02:14:47,492
دیده‏بان‌ها گزارش دادن که سارومان به روهان حمله کرده

1311
02:14:47,663 --> 02:14:50,530
مردم تئودن به گودی هلم پناه بردن

1312
02:14:50,700 --> 02:14:54,727
ولی ما باید مراقب مرزهای خودمون باشیم
فارامیر، اُرک‏ها در حال پیشروی‏ هستن

1313
02:14:54,903 --> 02:14:57,303
سائورون در حال آماده کردنِ یه ارتش‌ـه

1314
02:14:57,639 --> 02:14:59,765
شرقی‏ها و جنوبی‏ها* به دروازه‌ی سیاه رسیدن
<font color="#ff8000">«نژادی از انسان‌ها که در شرق و جنوب موردور زندگی»</font>
<font color="#ff8000">«می‌کردند و دشمن مردم آزاد و متحد سائورون بودند»</font>

1315
02:14:59,941 --> 02:15:03,341
تعدادشون چقدره؟ -
چند هزار نفر، هر روز هم بیشتر میشن -

1316
02:15:04,445 --> 02:15:08,005
از رودخانه‌ تا شمال رو کی پوشش میده؟ -
پانصد نفر رو در اُسگیلیات* مستقر کردیم -
<font color="#ff8000">«پایتخت قدیمی گاندور»</font>

1317
02:15:08,214 --> 02:15:11,239
اگه به اون شهر حمله بشه نمی‌تونیم ازش دفاع کنیم

1318
02:15:13,385 --> 02:15:15,580
سارومان از آیزنگارد حمله می‏کنه

1319
02:15:15,754 --> 02:15:18,450
سائورون از موردور

1320
02:15:19,758 --> 02:15:22,989
جنگ از هر دو طرف به سمت انسان‌ها خواهد آمد

1321
02:15:23,160 --> 02:15:24,854
گاندور ضعیف‌ـه

1322
02:15:25,029 --> 02:15:28,156
سائورون به زودی به ما حمله خواهد کرد

1323
02:15:28,900 --> 02:15:30,763
به سختی هم حمله خواهد کرد

1324
02:15:31,201 --> 02:15:35,297
حالا اون می‌دونه که ما
توانایی عقب نشوندنش رو نداریم

1325
02:15:49,182 --> 02:15:51,412
افرادم میگن که شما جاسوسِ اُرک‏ها هستید

1326
02:15:51,585 --> 02:15:54,315
!جاسوس‏ ؟
امکان نداره

1327
02:15:54,488 --> 02:15:56,751
خب اگه جاسوس نیستید، پس کی هستید ؟

1328
02:16:03,628 --> 02:16:05,357
حرف بزنید

1329
02:16:06,463 --> 02:16:09,057
ما هابیت‏هایی اهل شایر هستیم

1330
02:16:09,400 --> 02:16:12,427
،اسم من فرودو بگینزه
و ایشون هم سم وایز گمجی هستن

1331
02:16:12,871 --> 02:16:14,361
محافظ شخصیته ؟

1332
02:16:14,572 --> 02:16:16,335
! باغبونش هستم

1333
02:16:16,974 --> 02:16:18,942
و اون دوست فراری‌ـتون کجاست؟

1334
02:16:20,477 --> 02:16:22,775
همون جونوَر بی‌ریخت

1335
02:16:23,113 --> 02:16:25,079
همون که قیافه‌ی زشتی داشت

1336
02:16:26,815 --> 02:16:28,714
کس دیگه‌ای وجود نداره

1337
02:16:32,820 --> 02:16:35,153
ما به همراه هفت نفر دیگه از ریوندل خارج شدیم

1338
02:16:38,492 --> 02:16:41,601
یک نفر* رو در موریا* از دست دادیم
<font color="#ff8000">«منظور گاندالف است»</font>
<font color="#ff8000">«بزرگ‌ترین و معروف‌ترین عمارت کوتوله‌ها در سرزمین میانه»</font>

1339
02:16:42,629 --> 02:16:44,153
،دو نفرشون از خویشاوندانم بودن

1340
02:16:44,331 --> 02:16:48,062
یه کوتوله هم بود
به همراه یه اِلف و دو تا انسان

1341
02:16:48,268 --> 02:16:52,169
،آراگورن پسر آراتورن
و بارومیر از گاندور

1342
02:16:57,175 --> 02:16:58,938
شما دوستان بارومیر هستید ؟

1343
02:17:01,379 --> 02:17:02,869
بله

1344
02:17:03,948 --> 02:17:05,040
از نظر خودم که بودم

1345
02:17:11,554 --> 02:17:14,489
پس اگه بدونید که اون مُرده ناراحت میشید؟

1346
02:17:16,525 --> 02:17:17,992
مُرده؟

1347
02:17:18,193 --> 02:17:20,217
چطور ؟
کِی ؟

1348
02:17:20,494 --> 02:17:23,121
،بعنوان یکی از همراهانش
امیدوارم بودم که شما بهم بگید

1349
02:17:23,463 --> 02:17:27,298
اگه اتفاقی برای بارومیر افتاده
ازت می‏خوایم که به ما بگی

1350
02:17:30,038 --> 02:17:36,498
شش روز پیش، آب شیپورش رو
به ساحل روخانه آورد

1351
02:17:36,709 --> 02:17:39,864
دو تیکه شده بود

1352
02:17:41,505 --> 02:17:44,921
اما دلم بهم میگه که این همه‌ی ماجرا نیست

1353
02:17:46,968 --> 02:17:48,743
او برادرم بود

1354
02:18:37,601 --> 02:18:40,549
! بارومیر

1355
02:18:41,187 --> 02:18:43,053
! بارومیر

1356
02:18:47,293 --> 02:18:51,059
یه زمانی این شهر جواهر قلمرو ما بود

1357
02:18:51,230 --> 02:18:54,892
محل روشنایی و زیبایی و موسیقی

1358
02:18:55,066 --> 02:18:57,398
! و یک بار دیگه اینطور خواهد شد

1359
02:18:59,972 --> 02:19:02,600
بذارید سپاهیان موردور این رو بدونن

1360
02:19:02,809 --> 02:19:07,175
هرگز دوباره سرزمین مردم من به دست دشمن نخواهد افتاد

1361
02:19:10,981 --> 02:19:16,646
! شهر اُسگیلیات به قلمروی گاندور بازگشت

1362
02:19:17,020 --> 02:19:18,987
! برای گاندور -
! برای گاندور -

1363
02:19:19,154 --> 02:19:21,987
! برای گاندور -
! برای گاندور -

1364
02:19:30,699 --> 02:19:33,464
سخنرانی خوبی بود
مفید و مختصر

1365
02:19:33,670 --> 02:19:36,568
! باید زمان بیشتری رو برای نوشیدن بذاریم

1366
02:19:36,870 --> 02:19:41,068
بشکه‌های آبجو رو باز کنید
این افراد تشنه‏ هستن

1367
02:19:44,512 --> 02:19:46,673
امروز رو یادت باشه، برادر کوچولو

1368
02:19:46,847 --> 02:19:49,839
امروز، زندگی خوبه

1369
02:19:54,020 --> 02:19:55,612
چیه ؟

1370
02:19:55,989 --> 02:19:57,456
اون اینجاست

1371
02:20:00,659 --> 02:20:02,490
نمی‏تونه یه لحظه راحتمون بذاره ؟

1372
02:20:02,660 --> 02:20:03,683
اون کجاست ؟

1373
02:20:03,861 --> 02:20:07,319
بهترین جنگجوی گاندور کجاست ؟
اولین پسرم کجاست ؟

1374
02:20:07,898 --> 02:20:09,593
! پدر

1375
02:20:14,472 --> 02:20:16,838
بهم گفتن که تقریبا یک تنه دشمن رو در هم شکستی

1376
02:20:17,008 --> 02:20:20,407
اغراق کردن
این پیروزی به فارومیر هم تعلق داره

1377
02:20:21,878 --> 02:20:24,779
اما به خاطر(بی کفایتی) فارومیر بود که شهر سقوط کرد

1378
02:20:25,581 --> 02:20:27,879
مگه مسئولیت محافظت از شهر به عهده‌ی تو نبود؟

1379
02:20:28,051 --> 02:20:30,075
هر کاری که می‌تونستم انجام دادم
ولی تعدادمون خیلی کم بود

1380
02:20:30,252 --> 02:20:31,947
! اوه، خیلی کم بود

1381
02:20:32,455 --> 02:20:34,854
تو اجازه دادی دشمن وارد شهر بشه
و در یک چشم بهم زدن اون رو تصرف کنه

1382
02:20:37,057 --> 02:20:40,050
همیشه باعث سر افکندگی من بودی

1383
02:20:40,262 --> 02:20:42,490
همچین قصدی ندارم

1384
02:20:42,696 --> 02:20:46,762
برای اون ارزشی قائل نمیشید
ولی باز هم تلاش می‌کنه طبق خواست شما عمل کنه

1385
02:20:49,836 --> 02:20:52,737
اون شما رو دوست داره، پدر -
من رو به خاطر فارومیر به چالش نکش -

1386
02:20:52,907 --> 02:20:55,669
من می‌دونم اون به درد چه کارهایی میخوره
! و البته اون کارها اندک هستن

1387
02:20:55,842 --> 02:20:59,436
چیزهای ضروری‌تری هست
که باید در موردشون صحبت کنیم

1388
02:21:00,613 --> 02:21:03,046
الروند از ریوندل برای تشکیل یک جلسه
ما رو فراخوانده

1389
02:21:03,215 --> 02:21:06,081
،دلیلش رو نگفته
ولی من حدس میزنم که هدف این جلسه چیه

1390
02:21:06,250 --> 02:21:10,050
شایعه شده که " سلاح " دشمن پیدا شده

1391
02:21:12,290 --> 02:21:14,554
" حلقه‌ی یگانه "

1392
02:21:17,329 --> 02:21:21,992
قاتلِ ایسیلدور -
به دست اِلف‏ها افتاده -

1393
02:21:22,165 --> 02:21:25,793
،همه تلاش می‌کنن اون رو به دست بیارن
انسان‏ها، کوتوله‌ها، جادوگرها

1394
02:21:25,968 --> 02:21:30,098
نمی‏تونیم بذاریم این اتفاق بیوفته
اون حلقه باید به گاندور بیاد

1395
02:21:31,908 --> 02:21:34,568
گاندور -
خطرناکه، می‏دونم -

1396
02:21:34,743 --> 02:21:38,439
اون حلقه همیشه سعی کرده قلب انسان‌های
ضعیف‌تر رو به فساد و تباهی بکشونه

1397
02:21:38,613 --> 02:21:42,516
اما تو، تو قوی هستی
و ما به شدت به اون حلقه نیاز داریم

1398
02:21:42,685 --> 02:21:47,985
،این خون ماست که بر زمین ریخته میشه
مردم ما هستن که دارن کشته میشن

1399
02:21:48,188 --> 02:21:53,215
سائورون در انتظار زمان مناسب‌ـه
اون در حال ساختن یه ارتش بزرگ و تازه نفس‌ـه

1400
02:21:53,426 --> 02:21:54,893
اون برخواهد گشت

1401
02:21:55,094 --> 02:21:58,826
و وقتی که برگرده
قدرتِ ایستادگی در مقابلش رو نخواهیم داشت

1402
02:21:58,998 --> 02:22:01,559
تو باید بری

1403
02:22:02,734 --> 02:22:04,828
و اون هدیه‌ی قدرتمند رو برام بیاری

1404
02:22:05,670 --> 02:22:11,165
نه، جای من این‌جا در کنار مردمم‌ـه
! نه در ریوندل

1405
02:22:11,343 --> 02:22:15,040
آیا از فرمان پدرت سرپیچی می‌کنی ؟ -
... اگه رفتن به ریوندل  ضروریه -

1406
02:22:15,213 --> 02:22:18,180
من رو به جای اون بفرستید -
تو ؟ -

1407
02:22:19,383 --> 02:22:21,317
اوه، فهمیدم

1408
02:22:21,484 --> 02:22:25,682
،فرصتی برای فارومیر، سردار گاندور
تا شایستگیش رو ثابت کنه

1409
02:22:26,122 --> 02:22:28,091
فکر نمی‏کنم

1410
02:22:28,291 --> 02:22:31,159
من برای انجام این ماموریت فقط به برادرت اعتماد دارم

1411
02:22:31,327 --> 02:22:34,227
کسی که ناامیدم نخواهد کرد

1412
02:22:51,312 --> 02:22:54,474
امروز رو یادت باشه، برادر کوچولو

1413
02:23:12,865 --> 02:23:14,855
! فرمانده فارومیر

1414
02:23:16,134 --> 02:23:18,260
نفر سوم رو پیدا کردیم

1415
02:23:29,780 --> 02:23:31,748
باید همراهم بیای، همین حالا

1416
02:23:42,957 --> 02:23:44,049
اون پایین

1417
02:23:58,972 --> 02:24:01,872
ورود به آبگیر ممنوعه*، مجازات مرگ رو به دنبال داره
<font color="#ff8000">«جنگجویان گاندور به شدت مراقب محرمانه ماندن»</font>
<font color="#ff8000">«پناهگاهشان که در پشت آبشار می باشد، بودند.به همین علت»</font>
<font color="#ff8000">«هرکس که به آبشار و آبگیرِ زیر آن نزدیک میشد را می‌کشتند»</font>

1418
02:24:12,484 --> 02:24:13,974
منتظر دستور من هستن

1419
02:24:19,458 --> 02:24:20,550
دستور زدنش رو بدم ؟

1420
02:24:21,792 --> 02:24:24,818
<i>صخره و آبگیر، چه خوبه و دلپذیر</i>

1421
02:24:24,995 --> 02:24:26,826
<i>خیلی آبدار و شیرین</i>

1422
02:24:27,465 --> 02:24:30,434
<i>تنها آرزوی ما گرفتن یه ماهی بود</i>

1423
02:24:30,602 --> 02:24:33,295
<i>خیلی آبدار و شیرین</i>

1424
02:24:40,276 --> 02:24:41,674
صبر کن

1425
02:24:43,178 --> 02:24:46,010
این موجود به من وابسته‌ـست

1426
02:24:46,614 --> 02:24:48,548
و من هم به اون

1427
02:24:51,819 --> 02:24:53,117
اون راهنمای ماست

1428
02:24:57,860 --> 02:24:59,259
خواهش می‏کنم

1429
02:24:59,428 --> 02:25:01,291
اجازه بده برم پایین پیشش

1430
02:25:12,605 --> 02:25:14,266
اسمیگل

1431
02:25:15,274 --> 02:25:17,503
ارباب این‌جاست

1432
02:25:18,710 --> 02:25:19,836
بیا، اسمیگل

1433
02:25:22,715 --> 02:25:25,343
به ارباب اعتماد کن، بیا

1434
02:25:28,519 --> 02:25:32,352
باید همین حالا راه بیوفتیم

1435
02:25:32,722 --> 02:25:36,159
اسمیگل، تو باید به ارباب اعتماد کنی

1436
02:25:36,325 --> 02:25:37,724
دنبالم بیا، زودباش

1437
02:25:38,961 --> 02:25:40,451
بیا

1438
02:25:43,000 --> 02:25:44,159
بیا، اسمیگل

1439
02:25:44,701 --> 02:25:46,725
،اسمیگل خوب
همین‌ـه

1440
02:25:47,270 --> 02:25:48,759
بیا

1441
02:25:53,208 --> 02:25:54,868
! اذیتش نکنید

1442
02:25:55,043 --> 02:25:57,772
اسمیگل مقاومت نکن
اسمیگل به حرفم گوش کن

1443
02:25:57,945 --> 02:25:59,243
! ارباب

1444
02:26:24,445 --> 02:26:27,045
کافیه

1445
02:26:30,545 --> 02:26:32,944
اون‏ها رو کجا می‏بری ؟

1446
02:26:34,744 --> 02:26:37,044
! جواب بده

1447
02:26:37,344 --> 02:26:40,444
<font color=#FF0000>اسمیگل</font>

1448
02:26:43,661 --> 02:26:48,427
<font color=#FF0000>چرا گریه می‏کنی، اسمیگل ؟</font>

1449
02:26:49,699 --> 02:26:52,293
آدم های سنگدل بهمون آسیب می‌زنن

1450
02:26:52,502 --> 02:26:55,470
ارباب گولمون زد

1451
02:26:55,671 --> 02:26:59,232
<font color=#FF0000>البته که زد</font>

1452
02:26:59,608 --> 02:27:03,305
<font color=#FF0000>بهت گفته بودم که اون حیله‌گره</font>

1453
02:27:03,478 --> 02:27:06,504
<font color=#FF0000>بهت گفته بودم که اون دروغگوئه</font>

1454
02:27:06,682 --> 02:27:09,378
... ارباب دوست ماست

1455
02:27:09,551 --> 02:27:11,917
دوست ما

1456
02:27:12,087 --> 02:27:14,248
<font color=#FF0000>ارباب به ما خیانت کرد</font>

1457
02:27:14,423 --> 02:27:17,413
نه، به تو ربطی نداره

1458
02:27:18,491 --> 02:27:20,959
! ما رو تنها بذار

1459
02:27:21,127 --> 02:27:23,527
<font color=#FF0000>! هابیت‏های کثیف کوچولو</font>

1460
02:27:23,697 --> 02:27:25,995
<font color=#FF0000>! اون(حلقه) رو از ما دزدیدن</font>

1461
02:27:26,166 --> 02:27:27,599
نه ... نه

1462
02:27:28,168 --> 02:27:29,795
 چی رو دزدیدن ؟

1463
02:27:31,938 --> 02:27:37,274
<font color=#FF0000>! عزیــز... من رو</font>

1464
02:27:40,913 --> 02:27:42,539
باید از این‌جا بزنیم بیرون

1465
02:27:43,147 --> 02:27:45,115
تو برو
همین حالا برو

1466
02:27:47,719 --> 02:27:49,584
از پسِ انجامش برمیای

1467
02:27:51,022 --> 02:27:52,489
از حلقه استفاده کن، آقای فرودو

1468
02:27:52,690 --> 02:27:54,453
فقط همین یه بار

1469
02:27:54,659 --> 02:27:56,388
دستت کن

1470
02:27:56,861 --> 02:27:58,852
ناپدید شو

1471
02:27:59,931 --> 02:28:00,988
نمی‏تونم

1472
02:28:04,101 --> 02:28:06,331
حق با تو بود، سم

1473
02:28:07,771 --> 02:28:10,261
... تلاش کردی بهم بگی، اما

1474
02:28:14,977 --> 02:28:17,138
متاسفم

1475
02:28:21,684 --> 02:28:24,550
حلقه داره وجود من رو تسخیر می‏کنه، سم

1476
02:28:25,987 --> 02:28:27,614
... اگه حلقه رو دستم کنم

1477
02:28:27,822 --> 02:28:30,154
اون (سائورون) پیدام می‏کنه

1478
02:28:31,826 --> 02:28:33,794
اون می‏بینه

1479
02:28:35,029 --> 02:28:36,996
... آقای فرودو

1480
02:28:41,869 --> 02:28:46,134
پس این پاسخ تمام معماها‍ـست

1481
02:28:48,341 --> 02:28:51,333
این‌جا در وسط جنگل

1482
02:28:51,511 --> 02:28:53,411
شما دوتا کوتوله رو دارم

1483
02:28:53,579 --> 02:28:56,742
و گروهی از انسان‌ها که گوش به فرمانم هستن

1484
02:29:00,086 --> 02:29:03,544
حلقه‌ی قدرت در چنگ منه

1485
02:29:13,264 --> 02:29:16,995
فرصتی برای فارومیر، سردار گاندور

1486
02:29:18,602 --> 02:29:21,628
تا شایستگیش رو نشون بده

1487
02:29:42,724 --> 02:29:44,316
! نه

1488
02:29:47,496 --> 02:29:48,827
! بس کن

1489
02:29:48,997 --> 02:29:50,054
! تنهاش بذار

1490
02:29:51,399 --> 02:29:53,890
مگه نمی‌فهمی ؟

1491
02:29:55,203 --> 02:29:57,103
! اون باید نابودش کنه

1492
02:29:57,271 --> 02:30:00,501
همون جایی که داریم میریم، به موردور

1493
02:30:00,674 --> 02:30:02,335
به کوه آتش

1494
02:30:03,410 --> 02:30:06,504
به اسگیلیات حمله شده
درخواست نیروی کمکی کردن

1495
02:30:06,713 --> 02:30:09,682
خواهش می‏کنم، این مسئولیت سنگینی‌ـه

1496
02:30:11,884 --> 02:30:13,943
بهش کمک نمی‌کنید؟

1497
02:30:15,321 --> 02:30:17,221
فرمانده ؟

1498
02:30:17,890 --> 02:30:20,120
آماده رفتن بشید

1499
02:30:25,064 --> 02:30:27,497
حلقه به گاندور خواهد رفت

1500
02:31:27,820 --> 02:31:32,620
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>کارت خوب بود بریگو، دوست من</font>

1501
02:31:40,432 --> 02:31:43,060
! اون زنده‌ـست -
اون کجاست ؟ اون کجاست ؟ -

1502
02:31:43,235 --> 02:31:46,295
از سر راه برید کنار، میخوام بکشمش

1503
02:31:46,505 --> 02:31:50,235
... تو خوش شانس‏ترین، زیرک‏ترین

1504
02:31:50,441 --> 02:31:54,434
و نترس‌ترین انسانی هستی که توی عمرم دیدم

1505
02:31:55,146 --> 02:31:56,613
زنده باشی دوست عزیزم

1506
02:31:57,214 --> 02:31:58,943
گیملی، پادشاه کجاست ؟

1507
02:32:07,817 --> 02:32:09,067
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>دیر کردی</font>

1508
02:32:12,729 --> 02:32:14,059
ظاهرت وحشتناک‌ـه

1509
02:32:41,214 --> 02:32:43,814
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>ممنون</font>

1510
02:32:55,801 --> 02:32:57,765
گفتی یه سپاه عظیم؟

1511
02:32:57,970 --> 02:33:00,665
 تمام آیزنگارد تخلیه شده -
چند نفرن ؟ -

1512
02:33:01,348 --> 02:33:04,347
ده هزار سرباز، حداقل

1513
02:33:05,895 --> 02:33:07,328
ده هزار ؟

1514
02:33:07,764 --> 02:33:10,254
:سپاهی که فقط به یک منظور پرورش داده شده

1515
02:33:12,935 --> 02:33:15,062
" نابود کردن دنیای انسان‌ها "

1516
02:33:17,573 --> 02:33:19,564
شب‌هنگام، به این‌جا خواهند رسید

1517
02:33:25,414 --> 02:33:26,711
بذار بیان

1518
02:33:28,250 --> 02:33:30,980
می‏خواهم تمام مردها و پسربچه‌های نیرومندی که
توانایی حمل سلاح رو دارن

1519
02:33:31,186 --> 02:33:34,314
تا شب آماده‏ی نبرد باشن

1520
02:33:42,497 --> 02:33:45,432
گذرگاه و دروازه رو از بالا پوشش میدیم

1521
02:33:45,600 --> 02:33:48,034
تا حالا هیچ سپاهی نتونسته به " حصار گودی "* نفوذ کنه
<font color="#ff8000">«دیوار سنگی یکپارچه‌ای به ارتفاع بیش از شش متر»</font>
<font color="#ff8000">«که از پناهگاه مردم روهان در گودی هلم حفاظت می‌کرد»</font>

1522
02:33:48,202 --> 02:33:50,932
! یا پاش رو داخل " هورنبرگ "* بذاره
<font color="#ff8000">«.به معنی: شاخ آواز»</font>
<font color="#ff8000">«قلعه‌ای در سراشیبی گودی هلم در شمال روهان»</font>

1523
02:33:51,105 --> 02:33:53,505
این‌ها فقط یه عده اُرکِ بی عقل و احمق نیستن

1524
02:33:54,108 --> 02:33:56,303
این‏ها " اوروک-های " هستن

1525
02:33:56,477 --> 02:33:59,913
زره‌ها‌ـشون ضخیم
و سپرها‌ـشون بزرگه

1526
02:34:01,582 --> 02:34:05,210
من در نبرد‏های زیادی جنگیدم، جناب کوتوله

1527
02:34:05,419 --> 02:34:09,014
میدونم چطور باید از قلعه‌ام دفاع کنم

1528
02:34:15,629 --> 02:34:19,030
در مقابل دیوارهای قلعه در هم خواهند شکست
مثل آبی که به صخره‌ها برخورد کنه

1529
02:34:19,199 --> 02:34:24,432
،دار و دسته‌ی سارومان غارت می‌کنن و به آتش می‌کشن
چیزی که قبلاً هم دیدیم

1530
02:34:24,638 --> 02:34:27,300
محصولات کشاورزی رو میشه از نو کاشت

1531
02:34:27,474 --> 02:34:30,465
خانه‌ها رو هم میشه از نو ساخت

1532
02:34:31,077 --> 02:34:33,637
در داخل این دیوارها

1533
02:34:34,046 --> 02:34:35,513
*ما بیشتر از اون‌ها دوام خواهیم آورد
<font color="#ff8000">«اشاره به داشتن دست بالاتر در جنگ»</font>
<font color="#ff8000">«به علت وجود دیوارهای بلند و قلعه»</font>

1534
02:34:35,715 --> 02:34:38,115
اون‌ها برای نابود کردن محصولات
یا روستاهای روهان نمیان

1535
02:34:38,284 --> 02:34:39,808
برای نابود کردن مردمش میان

1536
02:34:39,952 --> 02:34:42,420
(تا آخرین کودک(رو سلاخی خواهند کرد

1537
02:34:43,322 --> 02:34:45,586
می‏خوای چیکار کنم ؟

1538
02:34:45,758 --> 02:34:47,487
به افرادم نگاه کن

1539
02:34:47,660 --> 02:34:49,389
! شجاعت‌ـشون به یه تار مو بنده

1540
02:34:51,597 --> 02:34:56,000
اگه قراره که این پایانِ کار ما باشه
پس یه پایانی نشون میدم

1541
02:34:56,168 --> 02:34:59,193
که تا ابد فراموش نشه

1542
02:35:02,841 --> 02:35:04,741
سواران رو بفرستید سرورم

1543
02:35:05,043 --> 02:35:07,910
باید درخواست کمک کنید

1544
02:35:11,216 --> 02:35:13,480
و چه کسی خواهد آمد ؟

1545
02:35:13,885 --> 02:35:15,477
اِلف‏ها ؟

1546
02:35:15,653 --> 02:35:17,712
کوتوله‌ها ؟

1547
02:35:18,490 --> 02:35:21,357
ما به اندازه‌ی تو در پیدا کردن دوست شانس نداشتیم

1548
02:35:22,193 --> 02:35:24,456
هم پیمان‌های قدیمی‌ـمون الان مُردن

1549
02:35:24,895 --> 02:35:27,693
گاندور پاسخ خواهد داد -
! گاندور ؟ -

1550
02:35:27,865 --> 02:35:30,060
وقتی که فولد غربی* سقوط کرد، گاندور کجا بود ؟
<font color="#ff8000">«منطقه‌ای متعلق به روهان در امتداد کوهستان سفید»</font>
<font color="#ff8000">«در شمال و در غرب ادوراس»</font>

1551
02:35:31,034 --> 02:35:34,265
وقتی که دشمن حلقه‌ی محاصره‌ی دورمون رو
 تنگ‌تر می کرد، گاندور کجا بود؟

1552
02:35:34,438 --> 02:35:36,372
گاندور کجا بو....؟

1553
02:35:39,042 --> 02:35:40,942
... نه، لرد آراگورن

1554
02:35:42,546 --> 02:35:45,014
ما تنها هستیم

1555
02:35:51,888 --> 02:35:53,617
زنان و بچه‏ها رو داخل غارها ببرید

1556
02:35:53,790 --> 02:35:55,052
زمان بیشتری برای تهیه و توزیع آذوقه لازم داریم

1557
02:35:55,224 --> 02:35:58,716
زمانی در کار نیست
جنگ پیش روی ماست

1558
02:35:58,995 --> 02:36:00,690
دروازه رو محکم کنید

1559
02:36:05,902 --> 02:36:07,995
ما اِنت‏ها از زمان‌های خیلی دور

1560
02:36:08,204 --> 02:36:11,571
خودمون رو درگیر جنگ

1561
02:36:12,341 --> 02:36:15,333
بین انسان‌ها و جادوگرها نمی‌کنیم

1562
02:36:16,612 --> 02:36:21,378
اما حالا اتفاقی در حال رخ دادن‌ـه

1563
02:36:21,550 --> 02:36:23,882
که مدت زیادی‌ـست

1564
02:36:24,085 --> 02:36:26,553
رخ نداده

1565
02:36:27,756 --> 02:36:30,020
" شورای اِنت‌ها "

1566
02:36:30,458 --> 02:36:31,447
اینی که گفتی چیه؟

1567
02:36:31,860 --> 02:36:34,693
یه جور گردهمایی‌ـه

1568
02:36:35,897 --> 02:36:38,457
گردهمایی ِ چی؟

1569
02:36:56,417 --> 02:36:58,783
درختان راش، بلوط

1570
02:36:58,953 --> 02:37:00,890
فندق، وَن

1571
02:37:01,163 --> 02:37:03,123
خوبه، خوبه، خوبه

1572
02:37:03,290 --> 02:37:05,660
خیلی‏ها آمدن

1573
02:37:13,217 --> 02:37:15,981
حال باید تصمیم بگیریم که اِنت‏ها

1574
02:37:16,153 --> 02:37:18,713
وارد جنگ بشوند یا نه

1575
02:37:27,698 --> 02:37:30,758
! حرکت کنید
 به سمت غارها برید

1576
02:37:33,237 --> 02:37:35,296
! زودباشید مردم
سریع‏تر

1577
02:37:35,706 --> 02:37:38,004
نیروهای ذخیره رو در راستای دیوارها قرار میدیم

1578
02:37:38,175 --> 02:37:40,405
می‏تونن از بالای دروازه از کماندارها پشتیبانی کنن

1579
02:37:40,577 --> 02:37:43,705
آراگورن، تو باید استراحت کنی

1580
02:37:43,881 --> 02:37:46,281
نیمه جان و خسته به درد ما نمی‌خوری

1581
02:37:46,750 --> 02:37:47,944
! آراگورن

1582
02:37:51,355 --> 02:37:54,381
میخوان من رو به همراه زن‌ها به داخل غار‏ها بفرستن

1583
02:37:54,591 --> 02:37:56,218
مسئولیت شرافت‏مندانه‏ای‌ـه

1584
02:37:56,427 --> 02:37:59,293
،تا از بچه‌ها مواظبت کنم و تا زمانی که مردها برمیگردن
غذا و جای خواب براشون مهیا کنم

1585
02:37:59,462 --> 02:38:01,156
چه " افتخاری " در این کار هست ؟

1586
02:38:01,330 --> 02:38:05,027
بانوی من، شاید زمانی برسه که نیاز به کارهای
شجاعانه و بدون افتخار باشه

1587
02:38:05,300 --> 02:38:08,198
،اون موقع و در هنگام آخرین دفاع
مردم شما به چه کسی چشم خواهند دوخت؟

1588
02:38:08,270 --> 02:38:13,264
اجازه بدید در کنارتون بجنگم -
دادن چنین دستوری از اختیار من خارج‌ـه -

1589
02:38:13,575 --> 02:38:16,373
شما به بقیه هم دستور ندادید که در کنارتون بجنگن

1590
02:38:16,545 --> 02:38:20,311
اون‏ها در کنارتون می‏جنگن
چون حاضر نیستن از شما جدا بشن

1591
02:38:21,483 --> 02:38:23,678
چون شما رو دوست دارن

1592
02:38:30,826 --> 02:38:32,316
عذر میخوام

1593
02:39:38,259 --> 02:39:41,490
کشاورزها، دامدارها و پسربچه‌های نیرومند

1594
02:39:42,563 --> 02:39:44,360
این‏ها سرباز نیستن

1595
02:39:46,634 --> 02:39:50,092
بیشتر اون‌ها زمستان‏های خیلی زیاد رو دیدن -
یا خیلی کم -

1596
02:39:54,041 --> 02:39:56,942
نگاه‏ـشون کن
اون‏ها ترسیدن

1597
02:39:57,111 --> 02:39:58,578
می‌تونم این رو توی چشم‌هاـشون ببینم

1598
02:40:03,335 --> 02:40:05,335
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>و باید هم اینطور (ترسیده) باشن</font>

1599
02:40:05,835 --> 02:40:08,335
<font color=#008000>سیصد نفر...در برابر ده هزار نفر</font>

1600
02:40:10,635 --> 02:40:12,835
<font color=#008000>این‌جا امید بیشتری برای دفاع از خودشون دارن تا در ادوراس</font>

1601
02:40:12,835 --> 02:40:16,535
<font color=#008000>آراگون، اون‌ها نمی‌تونن در این نبرد پیروز بشن</font>

1602
02:40:17,835 --> 02:40:19,085
<font color=#008000>همه‌ـشون خواهند مُرد</font>

1603
02:40:19,567 --> 02:40:21,762
پس من هم به عنوان یکی از اون‌ها می‌میرم

1604
02:40:28,209 --> 02:40:30,040
بذار بره پسر

1605
02:40:30,611 --> 02:40:32,579
بذار توی حال خودش باشه

1606
02:40:34,048 --> 02:40:39,509
همه‌ی روستایی‏هایی که می‏تونن شمشیر در
دست بگیرن به اسلحه‌خونه فرستاده شدن

1607
02:40:43,757 --> 02:40:45,657
سرورم ؟

1608
02:40:47,728 --> 02:40:50,288
من کی هستم، گاملینگ ؟

1609
02:40:53,667 --> 02:40:57,568
شما پادشاه ما هستید، قربان

1610
02:41:00,573 --> 02:41:03,838
و آیا تو به پادشاهت اعتماد داری ؟

1611
02:41:05,378 --> 02:41:08,541
افرادِ شما سرورم

1612
02:41:08,715 --> 02:41:11,513
پایان کار هرچی که باشه از شما پیروی می‌کنن

1613
02:41:18,424 --> 02:41:20,324
پایان کار هرچی که باشه

1614
02:41:30,170 --> 02:41:33,731
اسب و سوارکار کجا هستن ؟

1615
02:41:33,907 --> 02:41:36,967
شیپوری که درش دمیده می‌شد کجاست ؟

1616
02:41:38,478 --> 02:41:42,847
<i>اون دوران گذشته، مثل بارانی که روی کوه بباره و بگذره</i>

1617
02:41:43,850 --> 02:41:47,081
<i>مثل بادی که از چمنزار بگذره</i>

1618
02:41:50,790 --> 02:41:54,556
آن دوران در غرب گذشته

1619
02:41:55,261 --> 02:41:57,889
<i>...و پشت تپه‌ها</i>

1620
02:41:59,799 --> 02:42:01,426
<i>در سایه فرو رفته</i>

1621
02:42:09,876 --> 02:42:13,312
چطور کارمون به این‌جا رسید ؟

1622
02:42:34,633 --> 02:42:36,498
ساعت‌هاـست که ادامه داره

1623
02:42:37,636 --> 02:42:40,002
باید تا الان یه تصمیمی گرفته باشن

1624
02:42:40,172 --> 02:42:44,268
تصمیم ؟
نه

1625
02:42:44,443 --> 02:42:49,574
...ما تازه گفتن

1626
02:42:50,782 --> 02:42:52,647
! صبح بخیر رو تمام کردیم

1627
02:42:54,019 --> 02:42:57,151
! اما الان که شب شده

1628
02:42:57,356 --> 02:42:59,174
تا ابد وقت ندارید

1629
02:43:00,192 --> 02:43:02,218
عجول نباش

1630
02:43:02,695 --> 02:43:05,158
وقت‌ـمون داره تمام میشه

1631
02:43:08,242 --> 02:43:11,188
! حرکت کنید
! به طرف دیوار بیرونی حرکت کنید

1632
02:43:28,637 --> 02:43:29,933
شمشیرت رو بده من

1633
02:43:39,440 --> 02:43:40,621
اسمت چیه ؟

1634
02:43:41,191 --> 02:43:43,557
هالِث، پسر هاما، سرورم

1635
02:43:45,694 --> 02:43:48,322
! بقیه میگن که شب رو زنده به صبح نمی‌رسونیم

1636
02:43:50,299 --> 02:43:52,267
میگن که امیدی نیست

1637
02:44:10,116 --> 02:44:11,743
شمشیر خوبیه

1638
02:44:13,785 --> 02:44:16,117
هالِث، پسر هاما

1639
02:44:20,458 --> 02:44:22,618
امید " همیشه وجود داره "

1640
02:44:45,547 --> 02:44:48,913
تا این‌جای کار بهت اعتماد کردیم
تو هم ما رو به بی‏راهه نبردی

1641
02:44:49,083 --> 02:44:50,641
من رو ببخش

1642
02:44:50,818 --> 02:44:52,251
ناامید شدنم اشتباه بود

1643
02:44:55,082 --> 02:44:57,081
:به زبان اِالفی
<font color=#008000>چیزی برای بخشیدن وجود نداره لگولاس</font>

1644
02:45:01,461 --> 02:45:04,258
اگه وقت داشتیم درستش می‌کردم

1645
02:45:07,733 --> 02:45:09,758
! سینه‌اش یکم تنگه

1646
02:45:15,973 --> 02:45:17,941
این صدای شیپور اُرک‌ها نیست

1647
02:45:23,613 --> 02:45:25,443
یه نفر رو بفرست دنبال پادشاه

1648
02:45:25,614 --> 02:45:29,209
! دروازه رو باز کنید -
! دروازه رو باز کنید -

1649
02:46:00,846 --> 02:46:02,507
این چطور ممکنه؟

1650
02:46:03,515 --> 02:46:07,143
من پیامی رو از طرف " الروند " از " ریوندل " آوردم

1651
02:46:07,318 --> 02:46:10,549
" زمانی بین اِلف‏ها و انسان‏ها اتحادی وجود داشت "

1652
02:46:11,255 --> 02:46:15,486
" ما مدت‏ها پیش در کنار هم جنگیدیم و کشته شدیم "

1653
02:46:17,794 --> 02:46:20,695
 " اکنون ما به احترام آن اتحاد به این‌جا آمدیم "

1654
02:46:20,871 --> 02:46:23,370
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>از دیدنت خوشحالم هالدیر</font>

1655
02:46:29,171 --> 02:46:31,105
خیلی خوش اومدید

1656
02:46:36,477 --> 02:46:40,412
باعث افتخار ماست که یک‌بار دیگه در کنار انسان‌ها بجنگیم

1657
02:47:14,076 --> 02:47:17,340
می‌تونستی محل بهتری رو برای ایستادن انتخاب کنی

1658
02:47:22,250 --> 02:47:26,413
خب رفیق، هر شانسی که باعث شده تا الان زنده بمونی
بیا امیدوار باشیم که امشب هم همراهت باشه

1659
02:47:32,592 --> 02:47:34,389
دوستانت در کنارت هستن، آراگورن

1660
02:47:35,028 --> 02:47:37,519
بیا امیدوار باشیم که امشب رو زنده به صبح برسونن

1661
02:48:37,353 --> 02:48:40,353
<font color=#008000>ای فرزندان " اِرو "* به اون‌ها رحم نکنید</font>
<font color="#ff8000">«نام خالق یگانه در داستان‌های تالکین، اِلف‌ها و انسان‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«توسط اِرو خلق شدند و وی آن‌ها را فرزندان خود می‌نامد»</font>

1662
02:48:41,653 --> 02:48:44,652
<font color=#008000>چون که هیچ‌کدوم از اون‌ها به شما رحم نخواهند کرد</font>

1663
02:49:18,918 --> 02:49:21,716
اون بیرون چه اتفاقی داره میوفته ؟ -
باید برات تعریف کنم... ؟ -

1664
02:49:22,989 --> 02:49:24,786
!یا یه جعبه پیدا کنم که بذاری زیر پات  ؟

1665
02:50:03,842 --> 02:50:05,842
<font color=#008000>تیر نزنید</font>

1666
02:50:27,978 --> 02:50:29,775
پس بالاخره شروع شد

1667
02:50:35,339 --> 02:50:37,338
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آماده‌ی پرتاب</font>

1668
02:50:44,837 --> 02:50:46,837
<font color=#008000>...زره‏ـشون در قسمت گردن</font>

1669
02:50:47,337 --> 02:50:49,337
<font color=#008000>و زیر بازو ضعیف‌ـه</font>

1670
02:50:49,587 --> 02:50:51,587
<font color=#008000>تیرها رو رها کنید</font>

1671
02:50:56,604 --> 02:50:57,969
چیزی هم زدن ؟

1672
02:50:58,639 --> 02:51:00,630
تیرباران‏ـشون کنید

1673
02:51:00,808 --> 02:51:02,900
! پرتاب کنید -
! پرتاب کنید -

1674
02:51:18,657 --> 02:51:20,351
بفرستین‌ـشون سمت من
زود باشید

1675
02:51:39,330 --> 02:51:40,930
<font color=#008000>نردبان‌ها</font>

1676
02:51:41,042 --> 02:51:42,134
خوبه

1677
02:51:48,949 --> 02:51:51,918
شمشیرها
شمشیرها

1678
02:52:30,052 --> 02:52:32,179
! لگولاس
تا الان دو تا رو زدم

1679
02:52:32,354 --> 02:52:34,481
من هفده تا رو

1680
02:52:34,657 --> 02:52:37,217
! نمی‏ذارم یه گوش‏دراز ازم جلو بزنه

1681
02:52:43,965 --> 02:52:45,694
! نوزده تا

1682
02:53:11,689 --> 02:53:13,122
! مری

1683
02:53:17,527 --> 02:53:21,327
ما الان به توافق رسیدیم

1684
02:53:31,372 --> 02:53:32,839
خب ؟

1685
02:53:34,342 --> 02:53:38,506
من اسم شما رو رو به شورای اِنت‌ها گفتم

1686
02:53:39,646 --> 02:53:42,809
... و ما توافق کردیم

1687
02:53:43,283 --> 02:53:47,310
که شما اُرک نیستید

1688
02:53:49,054 --> 02:53:51,181
خب، این خبر خوبی‌ـه

1689
02:53:51,357 --> 02:53:55,487
در مورد سارومان چیکار کردید ؟
در مورد اون تصمیمی گرفتید ؟

1690
02:53:56,128 --> 02:53:59,927
عجول نباش آقای مریادوک

1691
02:54:00,098 --> 02:54:01,622
عجول ؟

1692
02:54:02,433 --> 02:54:04,333
دوستای ما اون بیرون هستن

1693
02:54:04,502 --> 02:54:08,665
به کمک ما نیاز دارن
تنهایی نمی‏تونن توی این جنگ شرکت کنن

1694
02:54:09,006 --> 02:54:11,270
جنگ ؟
 بله

1695
02:54:11,441 --> 02:54:13,341
روی همه‏ی ما تاثیر می‏ذاره

1696
02:54:13,510 --> 02:54:16,501
درخت، ریشه و شاخه

1697
02:54:17,380 --> 02:54:21,406
اما باید این رو بدونی هابیت جوان

1698
02:54:21,616 --> 02:54:23,549
زمان زیادی می‌بره

1699
02:54:23,717 --> 02:54:28,620
تا چیزی رو به زبان اِنتی کهن بیان کنیم

1700
02:54:28,789 --> 02:54:33,020
و ما هرگز حرفی رو نمی‌زنیم

1701
02:54:33,192 --> 02:54:37,128
مگر این‏که گفتنش

1702
02:54:37,297 --> 02:54:41,255
ارزش صرف این همه زمان رو داشته باشه

1703
02:54:42,067 --> 02:54:45,366
! هفده ! هجده

1704
02:54:45,537 --> 02:54:46,595
! نوزده

1705
02:54:47,172 --> 02:54:49,037
! بیست

1706
02:54:49,206 --> 02:54:50,867
! بیست و یک

1707
02:55:00,951 --> 02:55:02,942
<font color=#008000>گذرگاه</font>

1708
02:55:03,205 --> 02:55:05,705
<font color=#008000>به سمت گذرگاه تیر بزنید</font>

1709
02:55:10,759 --> 02:55:13,125
همه‌اش همین بود ؟

1710
02:55:13,295 --> 02:55:16,229
همه‌ی سحر و جادوت همین بود سارومان ؟

1711
02:55:42,300 --> 02:55:44,300
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>بزنش لگولاس</font>

1712
02:55:46,800 --> 02:55:47,800
<font color=#008000>بکُشش</font>

1713
02:55:48,300 --> 02:55:49,799
<font color=#008000>بکُشش</font>

1714
02:56:42,206 --> 02:56:43,570
! دروازه رو محکم کنید

1715
02:57:01,923 --> 02:57:04,187
متوقف‌ـشون کنید
محکم بایستید

1716
02:57:12,066 --> 02:57:13,397
! آراگورن

1717
02:57:18,037 --> 02:57:19,230
! گیملی

1718
02:57:25,487 --> 02:57:26,986
:پبه زبان اِلفی
<font color=#008000>تیرها رو پرتاب کنید</font>

1719
02:57:29,786 --> 02:57:31,786
<font color=#008000>حــمــلــه</font>

1720
02:58:07,981 --> 02:58:11,916
اِنت‏‏ها نمی‏تونن جلوی این توفان رو بگیرن

1721
02:58:12,685 --> 02:58:16,712
ما باید خودمون رو از این مسائل دور نگه داریم
همون کاری که همیشه کردیم

1722
02:58:17,523 --> 02:58:19,615
! ‏چطور ممکنه که این تصمیم‏ شما این باشه ؟

1723
02:58:20,291 --> 02:58:23,920
این جنگ ما نیست

1724
02:58:24,229 --> 02:58:26,424
! ولی شما هم جزئی از این دنیا هستید

1725
02:58:30,601 --> 02:58:32,432
! نیستید ؟

1726
02:58:36,506 --> 02:58:38,872
شما باید کمک کنید
خواهش می‏کنم

1727
02:58:40,109 --> 02:58:42,873
باید کاری کنید

1728
02:58:43,146 --> 02:58:47,445
شما جوان و دلیر هستید آقای مری

1729
02:58:48,649 --> 02:58:52,380
ولی نقشِت توی این داستان تمام شده

1730
02:58:52,553 --> 02:58:54,782
به خونه‏ات برگرد

1731
02:59:04,830 --> 02:59:07,094
شاید حق با درخت ریشو باشه

1732
02:59:07,266 --> 02:59:09,131
ما به این‌جا تعلق نداریم، مری

1733
02:59:09,301 --> 02:59:11,564
این کار برای ما خیلی بزرگه‌ـه

1734
02:59:11,736 --> 02:59:14,398
آخرش چیکار می‌تونیم بکنیم؟

1735
02:59:16,707 --> 02:59:19,335
ما شایر رو داریم

1736
02:59:19,877 --> 02:59:22,401
شاید باید بریم خونه

1737
02:59:24,247 --> 02:59:27,414
شعله‌های آتش آیزنگارد همه جا رو خواهد گرفت

1738
02:59:27,584 --> 02:59:32,504
و جنگل‌های " تاک‏بروگ " و " باک‏لند " خواهند سوخت

1739
02:59:32,673 --> 02:59:34,257
... و

1740
02:59:36,093 --> 02:59:39,161
و تمام چیزهایی که زمانی در این دنیا سبز و خرم بودن
از بین خواهند رفت

1741
02:59:42,724 --> 02:59:45,657
اون موقع دیگه شایری وجود نخواهد داشت، پیپین

1742
03:00:05,163 --> 03:00:06,391
! آراگورن

1743
03:00:06,564 --> 03:00:08,930
به سمت قلعه عقب نشینی کن

1744
03:00:09,133 --> 03:00:12,193
! افرادت رو از اون‏جا خارج کن

1745
03:00:13,280 --> 03:00:15,280
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>به سمت قلعه</font>

1746
03:00:19,279 --> 03:00:21,279
<font color=#008000>به سمت قلعه عقب نشینی کنید</font>

1747
03:00:21,878 --> 03:00:23,539
<font color=#008000>! هالدیر</font>

1748
03:00:24,279 --> 03:00:27,279
<font color=#008000>به سمت قلعه برو</font>

1749
03:00:27,651 --> 03:00:30,916
دارید چیکار می‌کنید؟
چرا جلوم رو می‌گیرید؟

1750
03:00:50,107 --> 03:00:51,335
<font color=#008000>! هالدیر</font>

1751
03:01:34,052 --> 03:01:35,542
! دروازه رو محکم کنید

1752
03:01:37,789 --> 03:01:39,086
متوقف‌ـشون کنید

1753
03:01:40,858 --> 03:01:44,225
! به سمت دروازه
شمشیرهاتون رو بکشید

1754
03:02:12,389 --> 03:02:14,323
! راه رو باز کنید

1755
03:02:17,227 --> 03:02:18,956
بیشتر از این نمی‌تونیم عقب نگه‌ـشون داریم

1756
03:02:24,968 --> 03:02:28,496
! عقب نگه‏ـشون دارید -
چقدر زمان احتیاج دارید ؟ -

1757
03:02:28,706 --> 03:02:31,266
هرچقدر که بتونی بهم بدی

1758
03:02:31,442 --> 03:02:33,103
! گیملی

1759
03:02:34,579 --> 03:02:35,944
! الوار بیارید

1760
03:02:36,114 --> 03:02:38,082
! دروازه رو محکم کنید

1761
03:02:52,797 --> 03:02:54,492
زودباش
از عهده‌ـشون برمیایم

1762
03:02:55,366 --> 03:02:56,958
! فاصله‏اش زیاده

1763
03:03:02,240 --> 03:03:04,003
پرتابم کن

1764
03:03:05,176 --> 03:03:07,007
چی ؟ -
! از این فاصله نمی‏تونم بپرم -

1765
03:03:07,178 --> 03:03:08,736
! باید پرتابم کنی

1766
03:03:14,352 --> 03:03:15,615
به اون اِلف نگی ها

1767
03:03:16,155 --> 03:03:17,918
حتی یک کلمه هم نمیگم

1768
03:03:33,205 --> 03:03:34,638
! دروازه رو محکم کنید

1769
03:03:34,807 --> 03:03:36,900
! راه رو باز کنید -
! تا سنگر موقت دنبالم بیاید -

1770
03:03:37,075 --> 03:03:38,133
! مراقب پشت ‏سرتون باشید

1771
03:03:42,214 --> 03:03:44,444
! یکی دیگه بیارید این‌جا -
! بالاتر -

1772
03:04:34,434 --> 03:04:35,833
! دروازه رو محکم نگه دارید

1773
03:04:40,039 --> 03:04:42,974
! گیملی ! آراگورن
از اون‌جا بیاید بیرون

1774
03:04:47,715 --> 03:04:49,307
! آراگورن

1775
03:05:22,783 --> 03:05:25,217
همه عقب‌نشینی کنن

1776
03:05:25,586 --> 03:05:27,383
ببرشون عقب

1777
03:05:27,922 --> 03:05:29,389
عقب‌نشینی

1778
03:05:29,557 --> 03:05:32,048
عقب‌نشینی

1779
03:05:33,227 --> 03:05:34,923
! در رو شکستن و وارد شدن

1780
03:05:35,096 --> 03:05:37,360
به قلعه نفوذ کردن
عقب‌نشینی کنید

1781
03:05:37,532 --> 03:05:39,762
! برگردید -
! عقب‏نشینی کنید -

1782
03:05:39,868 --> 03:05:42,462
! عجله کنید، داخل
ببرشون داخل

1783
03:05:42,671 --> 03:05:44,901
برید داخل قلعه

1784
03:05:56,384 --> 03:06:01,344
من شما رو در مرزهای غربی جنگل ترک می‏کنم

1785
03:06:01,523 --> 03:06:06,222
از اون جا می‌تونید به سمت شمال برید
تا به زادگاه‌ـتون برسید

1786
03:06:11,968 --> 03:06:13,230
! صبر کن
بایست

1787
03:06:14,136 --> 03:06:15,626
بایست

1788
03:06:18,774 --> 03:06:20,469
دور بزن

1789
03:06:21,410 --> 03:06:24,106
دور بزن، ما رو به جنوب ببر -
جنوب؟ -

1790
03:06:24,280 --> 03:06:29,274
! اما اون راه که شما رو به سمت آیزنگارد می‌بره

1791
03:06:29,619 --> 03:06:32,315
آره دقیقاً

1792
03:06:32,488 --> 03:06:35,719
اگر از جنوب بریم، می‏تونیم بدون جلب توجه
از کنار سارومان عبور کنیم

1793
03:06:35,891 --> 03:06:38,553
،هر‏قدر به خطر نزدیک‏تر باشیم
همون‌قدر از آسیب دورتر هستیم

1794
03:06:38,728 --> 03:06:40,719
این آخرین چیزیه که اون انتظار داره

1795
03:06:43,332 --> 03:06:46,358
به نظر من که این کار منطقی نیست

1796
03:06:46,535 --> 03:06:47,695
اما از این گذشته

1797
03:06:47,903 --> 03:06:50,565
شما خیلی کوچیک هستید

1798
03:06:51,073 --> 03:06:52,802
شاید حق با شما باشه

1799
03:06:55,478 --> 03:06:56,968
پس به سمت جنوب میریم

1800
03:06:58,514 --> 03:07:01,847
محکم بشینید، شایری‏های کوچولو

1801
03:07:03,886 --> 03:07:06,650
همیشه دوست دارم به سمت جنوب برم

1802
03:07:06,822 --> 03:07:11,123
یه جورایی احساس پایین رفتن از تپه رو داره

1803
03:07:11,728 --> 03:07:14,196
!زده به سرت ؟
گیر میوفتیم

1804
03:07:14,364 --> 03:07:16,298
نه نمیوفتیم

1805
03:07:17,034 --> 03:07:19,298
نه این بار

1806
03:07:25,976 --> 03:07:26,965
! نگاه کنید

1807
03:07:28,645 --> 03:07:31,079
! اُسگیلیات داره می‏سوزه

1808
03:07:31,248 --> 03:07:32,681
ارتش) موردور اومده)

1809
03:07:33,817 --> 03:07:36,217
حلقه، گاندور رو نجات نخواهد داد

1810
03:07:37,554 --> 03:07:39,749
این حلقه فقط قدرت نابود کردن رو داره

1811
03:07:40,591 --> 03:07:42,024
... خواهش می‏کنم

1812
03:07:42,193 --> 03:07:43,820
بذار برم

1813
03:07:44,862 --> 03:07:46,454
! عجله کنید

1814
03:07:49,934 --> 03:07:51,333
! فارومیر

1815
03:07:51,502 --> 03:07:53,993
 باید بذاری من برم

1816
03:07:54,439 --> 03:07:57,897
و اون خانواده‌ی کوچیک موش صحرایی

1817
03:07:58,076 --> 03:08:00,909
که از تنه‌ام بالا می‌رفتن
و به شدت غلغلکم می دادن

1818
03:08:01,646 --> 03:08:04,945
... همیشه سعی دارن جایی برن که

1819
03:08:16,127 --> 03:08:19,062
خیلی از این درخت‏ها دوستای من بودن

1820
03:08:19,764 --> 03:08:24,394
موجوداتی که از وقتی
میوه و دانه بودن می‏شناختم‏ـشون

1821
03:08:25,570 --> 03:08:26,764
متاسفم، درخت ریشو

1822
03:08:26,938 --> 03:08:29,702
هر کدومشون صدای خاص خودش رو داشت

1823
03:08:31,976 --> 03:08:34,501
سارومان

1824
03:08:34,879 --> 03:08:37,939
! اون جادوگر باید تنبیه بشه

1825
03:08:52,164 --> 03:08:55,793
هیچ دشنامی در زبان اِلفی

1826
03:08:56,001 --> 03:08:58,663
اِنتی و یا زبان انسان‌ها برای توصیف

1827
03:08:58,837 --> 03:09:01,169
این خیانت وجود نداره

1828
03:09:02,608 --> 03:09:05,441
! نگاه کن ! درخت‏ها
دارن حرکت می‌کنن

1829
03:09:10,150 --> 03:09:11,344
دارن کجا میرن ؟

1830
03:09:11,885 --> 03:09:15,116
با اُرک‏ها کارهایی دارن

1831
03:09:15,588 --> 03:09:19,854
امشب با آیزنگارد کار دارم

1832
03:09:20,026 --> 03:09:22,654
با صخره و سنگ

1833
03:09:46,553 --> 03:09:47,679
آره

1834
03:09:48,788 --> 03:09:50,221
بیاید، دوستان من

1835
03:09:51,558 --> 03:09:55,756
اِنت‏ها دارن به جنگ میرن

1836
03:09:55,929 --> 03:09:57,692
این احتمال وجود داره

1837
03:09:57,864 --> 03:10:01,391
که به سمت نابودی خودمون بریم

1838
03:10:02,802 --> 03:10:05,270
آخرین لشرکشیِ

1839
03:10:05,805 --> 03:10:07,830
اِنت‌ها

1840
03:10:55,957 --> 03:10:59,688
فارومیر ! اُرک‏ها ساحل شرقی رو گرفتن
تعدادشون ‏خیلی زیاده

1841
03:10:59,861 --> 03:11:01,920
شب هنگام بهمون حمله می‌کنن

1842
03:11:04,699 --> 03:11:06,166
آقای فرودو ؟

1843
03:11:06,468 --> 03:11:10,564
داره صداش میزنه، سم
چشمش تقریباً روی منه

1844
03:11:10,739 --> 03:11:13,230
طاقت بیار آقای فرودو
چیزیت نمیشه

1845
03:11:27,589 --> 03:11:28,988
اون‏ها رو پیش پدرم ببر

1846
03:11:30,558 --> 03:11:33,550
بهش بگو فارومیر هدیه‌ی ارزشمندی فرستاده

1847
03:11:35,964 --> 03:11:38,990
هدیه‌ای که سرنوشت ما رو در این جنگ تغییر خواهد داد

1848
03:11:40,101 --> 03:11:42,797
می‏خوای بدونی چه بلایی سر بارومیر اومد ؟

1849
03:11:43,438 --> 03:11:46,202
می‏خوای بدونی چرا برادرت مُرد ؟

1850
03:11:46,708 --> 03:11:50,440
! سعی کرد حلقه رو از فرودو بگیره
بعد از سوگندی که برای محافظت ازش خورده بود

1851
03:11:50,646 --> 03:11:52,546
! سعی کرد اون رو بکشه

1852
03:11:52,715 --> 03:11:55,047
! حلقه، برادرت رو دیوونه کرده بود

1853
03:11:55,818 --> 03:11:57,683
! مراقب باشید

1854
03:12:08,598 --> 03:12:09,724
آقای فرودو ؟

1855
03:12:12,369 --> 03:12:14,200
اون‏ها این‌جا هستن

1856
03:12:17,307 --> 03:12:19,775
اون‏ها اومدن

1857
03:12:22,379 --> 03:12:24,779
! *نازگول
<font color="#ff8000">«اشباح حلقه»</font>
<font color="#ff8000">«نُه انسانی که حلقه‌ها را از سائورون دریافت کردند و این»</font>
<font color="#ff8000">«کار باعث نابودی و تبدیل‌ شدنشان به خادمان تاریکی شد»</font>

1858
03:12:46,336 --> 03:12:48,497
همین‏جا بمونید
توی دیدرس نباشید

1859
03:12:50,307 --> 03:12:52,537
! پناه بگیرید

1860
03:13:09,893 --> 03:13:11,451
قلعه تصرف شده

1861
03:13:12,229 --> 03:13:13,423
همه چیز تمام شده

1862
03:13:13,597 --> 03:13:17,533
گفته بودید این قلعه تا زمانی که مردانتون ازش
دفاع کنن، هرگز سقوط نمی‏کنه

1863
03:13:17,701 --> 03:13:20,636
اون‌ها هنوز دارن ازش دفاع می‌کنن
اون‌ها دارن برای دفاع ازش می‌میرن

1864
03:13:23,374 --> 03:13:24,773
! دارن میان داخل

1865
03:13:27,412 --> 03:13:29,903
! از دَر عبور کردن

1866
03:13:33,285 --> 03:13:37,415
راه دیگه‏ای نیست که بشه زن‌ها و بچه‏ها رو
از غار‏ها خارج کرد ؟

1867
03:13:40,025 --> 03:13:41,959
راه دیگه‏ای نیست ؟

1868
03:13:43,529 --> 03:13:46,589
یک راه هست
که به سمت کوه‏ها میره

1869
03:13:47,266 --> 03:13:49,461
اما نمی‌تونن زیاد دور بشن
تعداد اوروک - های ها خیلی زیاده

1870
03:13:54,339 --> 03:13:56,739
به زن‏ها و بچه‏ها بگید به سمت مسیر کوهستان برن

1871
03:13:56,909 --> 03:13:59,776
! و ورودی رو مسدود کنید -
این همه مرگ  -

1872
03:14:01,980 --> 03:14:05,381
انسان‌ها در برابر این تنفر افسار گسیخته
چه کاری می‌تونن بکنن ؟

1873
03:14:10,055 --> 03:14:11,490
در کنار من با اسب به بیرون بتاز

1874
03:14:15,602 --> 03:14:17,213
به بیرون بتاز و باهاشون روبه‏رو شو

1875
03:14:17,980 --> 03:14:20,102
برای مرگ و افتخار

1876
03:14:20,274 --> 03:14:21,701
برای روهان

1877
03:14:23,235 --> 03:14:24,707
برای مَردمت

1878
03:14:25,445 --> 03:14:27,374
خورشید درحال بالا اومدن‌ـه

1879
03:14:31,868 --> 03:14:34,821
<font color="#ff8000">«:صدای گاندالف»</font>
<i>در اولین پرتوی پنجمین روز، چشم به‏ راه آمدنم باشید</i>

1880
03:14:34,997 --> 03:14:36,382
<i>هنگام سپیده‌دم</i>

1881
03:14:36,582 --> 03:14:38,266
<i>به شرق نگاه کنید</i>

1882
03:14:42,504 --> 03:14:44,141
آره

1883
03:14:46,633 --> 03:14:48,294
آره

1884
03:14:49,636 --> 03:14:51,974
*" شیپور " هلمِ پتک‏مشت
<font color="#ff8000">«یکی از پادشاهان روهان که گودی هلم را به افتخار او»</font>
<font color="#ff8000">«نامگذاری کرده‌اند.هرگاه شیپور هلم به صدا در می‌آمد»</font>
<font color="#ff8000">«او به دشمن حمله می‌کرد و تعداد زیادی را از بین می‌برد»</font>

1885
03:14:52,139 --> 03:14:54,988
باید در گودی به صدا در بیاد

1886
03:14:55,434 --> 03:14:57,386
برای آخرین بار

1887
03:14:57,561 --> 03:14:59,051
بله

1888
03:15:02,100 --> 03:15:05,900
بذار این همون زمانی باشه که در کنار هم
شمشیر می‌زنیم

1889
03:15:13,712 --> 03:15:15,043
ظلمت و بیداد به پا خواسته

1890
03:15:16,248 --> 03:15:17,306
حالا نوبت خشم ماست

1891
03:15:17,516 --> 03:15:20,917
حالا زمان نابود کردن(دشمنان) و طلوع خورشید سرخ‌ـه

1892
03:15:27,959 --> 03:15:30,623
<font color=#800080>*به پیش ائورلینگاس</font>
<font color="#ff8000">«.به معنای " پسران ائورل " ، اولین پادشاه‌ روهان»</font>
<font color="#ff8000">«مردم روهان در قدیم خود را به این نام خطاب می‌کردند»</font>

1893
03:16:18,008 --> 03:16:19,202
! گاندالف

1894
03:16:26,517 --> 03:16:30,181
پادشاه تئودن داره به تنهایی ایستادگی می‌کنه

1895
03:16:30,789 --> 03:16:32,950
اون تنها نیست

1896
03:16:33,358 --> 03:16:35,484
! *روهیریم
<font color="#ff8000">« " کلمه‌ای از زبان اِلفی به معنی " اربابان اسب»</font>
<font color="#ff8000">«که لقب مردم روهان بود»</font>

1897
03:16:40,398 --> 03:16:41,558
ائومر

1898
03:16:41,733 --> 03:16:44,258
به سمت پادشاه

1899
03:18:01,913 --> 03:18:03,676
آره

1900
03:18:12,824 --> 03:18:16,260
یه ضربه
یه ضربه‌ی خوب

1901
03:18:40,785 --> 03:18:43,253
! سد رو بشکنید

1902
03:18:43,421 --> 03:18:46,857
! رودخانه رو آزاد کنید

1903
03:19:14,218 --> 03:19:16,948
! پیپین ! محکم بشین

1904
03:19:22,226 --> 03:19:25,161
! محکم بشینید، هابیت‏های کوچولو

1905
03:20:06,471 --> 03:20:08,496
داری چیکار می‏کنی ؟

1906
03:20:17,115 --> 03:20:18,639
! داری کجا میری ؟

1907
03:21:16,841 --> 03:21:18,138
منم

1908
03:21:20,678 --> 03:21:22,873
سم‏ تو هستم

1909
03:21:27,218 --> 03:21:29,846
سم‏ خودت رو نمی‏شناسی ؟

1910
03:21:47,505 --> 03:21:50,872
نمی‌تونم انجامش بدم سم

1911
03:21:51,809 --> 03:21:53,777
می‏دونم

1912
03:21:54,812 --> 03:21:57,178
از همه نظر اشتباه‌ـه

1913
03:21:57,916 --> 03:21:59,941
راستش رو بخوای اصلاً نباید این‌جا باشیم

1914
03:22:07,358 --> 03:22:09,451
اما هستیم

1915
03:22:15,867 --> 03:22:18,893
شبیه داستان‏های بزرگه، آقای فرودو

1916
03:22:19,070 --> 03:22:21,470
داستان‏هایی که) خیلی پر اهمیت هستن)

1917
03:22:22,508 --> 03:22:25,500
داستان‌هایی که) پر از تاریکی و خطرن)

1918
03:22:25,711 --> 03:22:28,680
و گاهی اوقات دوست نداری بدونی که آخرشون چی میشه

1919
03:22:28,847 --> 03:22:31,782
چون آخه چطور میتونن پایان خوشی داشته باشن؟

1920
03:22:34,353 --> 03:22:36,548
<i>چطور ممکنه که دنیا دوباره مثل سابق بشه</i>

1921
03:22:36,722 --> 03:22:40,157
<i>وقتی که این همه اتفاقات بد افتاده؟</i>

1922
03:22:40,992 --> 03:22:42,892
! پیروزی

1923
03:22:43,061 --> 03:22:44,619
! ما پیروز شدیم

1924
03:22:44,796 --> 03:22:48,732
<i>اما در پایان، فقط یه چیزِ گذراست</i>

1925
03:22:48,900 --> 03:22:50,231
<i>این سایه</i>

1926
03:22:50,401 --> 03:22:52,801
<i>حتی تاریکی هم باید بره</i>

1927
03:22:52,971 --> 03:22:55,667
<i>و یه روز تازه از راه برسه</i>

1928
03:22:55,873 --> 03:22:59,809
<i>و وقتی که خورشید طلوع کنه
 درخشان‌تر خواهد تابید</i>

1929
03:23:01,746 --> 03:23:04,112
<i> اون‌ها داستان‌هایی بودن که در ذهنت موندن</i>

1930
03:23:04,282 --> 03:23:06,045
<i>و برات معنا پیدا کردن</i>

1931
03:23:06,217 --> 03:23:08,787
<i>حتی اگر موقع شنیدن اون‌ها
برای فهمیدن‌ (دلیل ماندگاریشون) خیلی کوچیک بودی</i>

1932
03:23:10,154 --> 03:23:14,022
<i>اما فکر می‌کنم که دلیلش رو فهمیدم آقای فرودو</i>

1933
03:23:14,193 --> 03:23:15,751
<i>حالا میدونم</i>

1934
03:23:16,595 --> 03:23:18,790
... شخصیت‌های اون داستان‏ها

1935
03:23:18,964 --> 03:23:23,094
فرصت های زیادی برای برگشتن(و ناامید شدن) داشتن
ولی این کار رو نکردن

1936
03:23:23,268 --> 03:23:25,498
به راه‏ـشون ادامه دادن

1937
03:23:26,171 --> 03:23:29,436
چون به چیزی باور داشتن

1938
03:23:31,077 --> 03:23:33,375
ما به چی باور داریم سم؟

1939
03:23:45,258 --> 03:23:49,195
به این که در این دنیا خوبی هم هست، آقای فرودو

1940
03:23:49,463 --> 03:23:52,091
و این ارزش جنگیدن رو داره

1941
03:24:19,028 --> 03:24:23,327
فکر می‌کنم در نهایت همدیگه رو درک کردیم فرودو بگینز

1942
03:24:24,066 --> 03:24:28,025
،تو قوانین سرزمین‌ـمون رو می‏دونی
قوانین پدرت

1943
03:24:28,203 --> 03:24:30,398
اگه اجازه بدی برن
مجازات این کارِت مرگ خواهد بود

1944
03:24:34,777 --> 03:24:36,176
پس بابتش مجازات میشم

1945
03:24:38,948 --> 03:24:40,643
آزادشون کنید

1946
03:24:52,730 --> 03:24:54,789
بیرونِ جنگل بمونید

1947
03:24:54,965 --> 03:24:56,762
دور از درخت‌ها بایستید

1948
03:25:47,587 --> 03:25:49,384
شمارش پایانی

1949
03:25:49,556 --> 03:25:52,458
چهل و دو -
چهل و دو ؟ -

1950
03:25:53,928 --> 03:25:58,695
برای یه شاهزاده‌ی اِلف گوش دراز بَدَک نیست

1951
03:25:59,500 --> 03:26:03,162
اینجانب شخصاً روی چهل و سومیش نشستم

1952
03:26:07,275 --> 03:26:10,574
چهل و سه -
اون از قبل مُرده بود -

1953
03:26:11,345 --> 03:26:13,836
داشت تکون می‏خورد -
داشت تکون می‏خورد ؟ -

1954
03:26:14,015 --> 03:26:18,714
به خاطرِ اینه که تبرم توی سیستم عصبیش فرو رفته

1955
03:26:20,955 --> 03:26:25,655
خیلی خوشحال به نظر نمیرسه، مگه نه؟ -
به هیچ وجه مری -

1956
03:26:25,928 --> 03:26:29,455
با این وجود، به نظرم منظره‏‌ی اون بالا خیلی خوبه

1957
03:26:29,631 --> 03:26:32,600
بله، عِمارت با کیفیت و خوبیه

1958
03:26:32,768 --> 03:26:35,601
شنیدم کارکنانش هم خیلی خوبن

1959
03:26:41,277 --> 03:26:43,643
داری چیکار می‏کنی ؟ -
هیچی -

1960
03:26:43,813 --> 03:26:48,079
دنیا به حالت طبیعی برگشت، همین -
نه برنگشت -

1961
03:26:48,251 --> 03:26:49,479
دارم از گرسنگی می‏میرم

1962
03:26:49,686 --> 03:26:52,746
توی پیدا کردن یه چیز به درد بخور برای خوردن
در این اطراف، موفق باشی

1963
03:26:52,956 --> 03:26:55,983
احتمالا فقط موش مرده و نون کپک زده گیرت بیاد

1964
03:27:19,985 --> 03:27:22,385
! انبار سارومان

1965
03:27:24,756 --> 03:27:27,453
باورم نمی‏شه

1966
03:27:27,660 --> 03:27:29,685
امکان نداره

1967
03:27:30,329 --> 03:27:33,230
! خودشه -
برگ لانگ‏باتوم -

1968
03:27:34,533 --> 03:27:36,831
بهترین تنباکو در فاردینگ جنوبی

1969
03:27:37,203 --> 03:27:40,229
عالیه
! یه بشکه برای هر نفر

1970
03:27:40,406 --> 03:27:41,533
صبر کن

1971
03:27:42,276 --> 03:27:43,504
به نظرت بهتر نیست با درخت ریشو تقسیمش کنیم ؟

1972
03:27:43,677 --> 03:27:45,200
تقسیمش کنیم ؟

1973
03:27:47,046 --> 03:27:49,446
نه
نه

1974
03:27:50,950 --> 03:27:52,281
...گیاه مرده و این طور چیزها

1975
03:27:52,718 --> 03:27:54,879
فکر نمی‏کنم براش قابل درک باشه

1976
03:27:56,188 --> 03:27:58,350
ممکنه(این تنباکو) از بستگان دورش باشه

1977
03:27:59,159 --> 03:28:01,650
گرفتم

1978
03:28:01,862 --> 03:28:04,660
عجول نباش

1979
03:28:05,766 --> 03:28:07,529
دقیقاً

1980
03:28:36,532 --> 03:28:37,829
این مجرای قدیمیِّ فاضلاب‌ـه

1981
03:28:38,000 --> 03:28:41,060
درست از زیر رودخونه‏ رد میشه و
مستقیم به خارج از شهر میره

1982
03:28:41,236 --> 03:28:42,965
می‌تونید توی جنگل پنهان بشید

1983
03:28:44,040 --> 03:28:46,508
... فرمانده فارومیر

1984
03:28:47,143 --> 03:28:48,974
شما شایستگی خودتون رو نشون دادید، قربان

1985
03:28:51,481 --> 03:28:52,778
(بالاترین شایستگی (رو دارید

1986
03:28:53,283 --> 03:28:55,911
شایر باید سرزمین با عظمتی باشه، آقای گمجی

1987
03:28:56,086 --> 03:28:59,021
! جایی که باغبون‌ها چنین جایگاه بالایی دارن

1988
03:29:00,224 --> 03:29:02,192
وقتی که به جنگل رسیدید میخواید از کدوم راه برید ؟

1989
03:29:02,827 --> 03:29:04,351
گالوم میگه یه راه وجود داره

1990
03:29:04,562 --> 03:29:08,698
نزدیک به " میناس مورگول "* که از بالای کوه‌ها می‌گذره
<font color="#ff8000">«به معنی برج جادوی سیاه و دژ نازگول‌ها»</font>

1991
03:29:08,966 --> 03:29:10,795
کریث آنگول* ؟
<font color="#ff8000">«گذرگاهی در غرب موردور»</font>

1992
03:29:14,238 --> 03:29:16,799
اسمش همین‌ـه ؟ -
نه -

1993
03:29:16,975 --> 03:29:18,636
! نه

1994
03:29:19,478 --> 03:29:22,470
بله -
فرودو -

1995
03:29:22,848 --> 03:29:26,674
میگن در کوره راه‌های بالای میناس مورگول
یه تاریکیِ ترسناک* سکونت داره
<font color="#ff8000">«اشاره به حضور یک موجود ترسناک و پلید»</font>

1996
03:29:27,284 --> 03:29:29,809
نمی‏تونید از اون راه برید -
اون تنها راهه -

1997
03:29:30,154 --> 03:29:36,424
،ارباب گفته که باید به موردور بریم
پس باید تلاش‌ـمون رو بکنیم

1998
03:29:37,963 --> 03:29:39,726
مجبورم

1999
03:29:43,268 --> 03:29:46,830
برو، فرودو
دعای خیر همه‌ی انسان‌ها به همراهت

2000
03:29:47,006 --> 03:29:49,031
ممنونم

2001
03:30:00,853 --> 03:30:04,984
امیدوارم اگه بخوای بلایی سرشون بیاری
مرگ زودتر از اون به سراغت بیاد

2002
03:30:17,471 --> 03:30:18,996
زودباش
راه بیا

2003
03:30:22,477 --> 03:30:25,261
آقای فرودو نمی‏خواست اون جنگجوها بهت آسیب برسونن

2004
03:30:25,897 --> 03:30:27,722
این رو می‏دونی، مگه نه ؟

2005
03:30:28,525 --> 03:30:30,096
می‏خواست نجاتت بده، می‌فهمی ؟

2006
03:30:30,610 --> 03:30:32,141
نجاتم بده ؟

2007
03:30:32,487 --> 03:30:34,610
پس کینه‌ای به دل نگیر

2008
03:30:34,782 --> 03:30:39,902
ببخش و فراموش کن -
نه، نه، هیچ کینه‏ای ندارم -

2009
03:30:40,079 --> 03:30:42,713
<font color=#FF0000>گالوم، گالوم</font>

2010
03:30:43,791 --> 03:30:45,520
بله، ارباب

2011
03:30:46,627 --> 03:30:49,422
هابیت‌های خوب -
این بخشندگی تو رو میرسونه -

2012
03:30:49,590 --> 03:30:51,898
خیلی بخشنده‌ای، مطمئناً گالوم

2013
03:30:57,431 --> 03:31:02,630
خشم سائورون هولناک و انتقامش سریع خواهد بود

2014
03:31:09,777 --> 03:31:12,769
نبرد برای گودی هلم به پایان رسیده

2015
03:31:13,448 --> 03:31:16,961
نبرد برای سرزمین میانه در آستانه‌ی آغازه

2016
03:31:22,124 --> 03:31:25,573
حالا همه‌ی امید ما به دوتا هابیت کوچیک وابسته‌ـست

2017
03:31:26,545 --> 03:31:29,760
<i>جایی در میان برهوت</i>

2018
03:31:33,052 --> 03:31:36,430
توی این فکرم که آیا ما رو هم توی
شعرها و داستان‌ها میارن؟

2019
03:31:36,598 --> 03:31:37,970
چی ؟

2020
03:31:38,141 --> 03:31:42,099
:توی این فکرم که آیا یه روزی مردم میگن
" بیاید به داستان فرودو و حلقه گوش کنیم "

2021
03:31:42,270 --> 03:31:45,520
:و همه میگن
" آره، این یکی از داستان های مورد علاقمون‌ـه "

2022
03:31:45,690 --> 03:31:48,649
" فرودو خیلی دلیر بود، مگه نه پدر ؟ "

2023
03:31:48,818 --> 03:31:50,450
" بله، پسرم "

2024
03:31:50,654 --> 03:31:54,446
" معروف‌ترین فرد بین هابیت‌ها، و این بیانگر خیلی چیزاست "

2025
03:31:54,617 --> 03:31:57,116
:یکی از شخصیت‏های اصلی رو جا انداختی

2026
03:31:57,328 --> 03:31:59,205
" سم‌وایز شجاع "

2027
03:31:59,372 --> 03:32:02,121
میخوام بیشتر در مورد سم بشنوم

2028
03:32:06,462 --> 03:32:09,455
فرودو بدون سم نمی‏تونست به جایی برسه

2029
03:32:10,801 --> 03:32:14,821
آقای فرودو، نباید دستم بندازی
داشتم جدی می‌گفتم

2030
03:32:15,931 --> 03:32:17,294
! منم همینطور

2031
03:32:26,192 --> 03:32:28,851
" سم‌وایز شجاع "

2032
03:32:33,157 --> 03:32:34,451
 اسمیگل ؟

2033
03:32:34,617 --> 03:32:37,535
قرار نیست معطل تو بشیم، زودباش

2034
03:32:37,704 --> 03:32:39,623
ارباب

2035
03:32:39,790 --> 03:32:42,789
ارباب مراقب‏ ماست

2036
03:32:43,585 --> 03:32:46,337
ارباب به ما آسیب نمی‏رسونه

2037
03:32:46,505 --> 03:32:48,966
<font color=#FF0000>ارباب قولش رو زیر پا گذاشت</font>

2038
03:32:49,133 --> 03:32:51,294
از اسمیگل چیزی نپرس

2039
03:32:51,469 --> 03:32:54,674
بیچاره، اسمیگل بیچاره

2040
03:32:54,847 --> 03:32:57,649
<font color=#FF0000>ارباب به ما خیانت کرد</font>

2041
03:32:57,850 --> 03:33:00,894
<font color=#FF0000>بدجنس، حیله گر، دروغگو</font>

2042
03:33:01,103 --> 03:33:05,021
<font color=#FF0000>باید اون گردنِ کثیفِ کوچیکش رو بشکنیم</font>

2043
03:33:05,191 --> 03:33:07,936
<font color=#FF0000>! بکشش </font>
<font color=#FF0000>! بکشش</font>

2044
03:33:08,110 --> 03:33:09,601
<font color=#FF0000>هر دو نفرشون رو بکش</font>

2045
03:33:09,779 --> 03:33:13,399
<font color=#FF0000>و اون‌وقت " عزیز " رو برمی‌داریم</font>

2046
03:33:13,574 --> 03:33:17,143
<font color=#FF0000>! و ما " ارباب " میشیم</font>

2047
03:33:17,828 --> 03:33:20,451
ولی اون هابیت چاق، اون می‏دونه

2048
03:33:20,623 --> 03:33:23,324
چشم‏هاش همیشه مراقب هستن

2049
03:33:23,501 --> 03:33:26,998
<font color=#FF0000>پس با چاقو چشم‌هاش رو از کاسه در میاریم</font>

2050
03:33:27,171 --> 03:33:31,633
<font color=#FF0000>چشم‏هاش رو در بیار و کاری کن که روی زمین بخزه</font>

2051
03:33:31,842 --> 03:33:35,270
آره، آره، آره

2052
03:33:35,471 --> 03:33:38,175
<font color=#FF0000>! هر دو نفرشون رو بکش</font>

2053
03:33:38,349 --> 03:33:40,810
آره
! نه، نه

2054
03:33:41,018 --> 03:33:44,765
خیلی خطرناکه
خیلی خطرناکه

2055
03:33:45,481 --> 03:33:48,021
کجاست ؟
کجا رفته ؟

2056
03:33:48,192 --> 03:33:50,808
 گالوم کجایی ؟ -
اسمیگل ؟ -

2057
03:33:50,986 --> 03:33:56,398
<font color=#FF0000>می‏تونیم بذاریم اون* این کار رو انجام بده</font>
<font color="#ff8000">«از ضمیر مونث استفاده کرد که اشاره به یک»</font>
<font color="#ff8000">«جانور ماده دارد که در ادامه فیلم حضور می‌یابد»</font>

2058
03:33:57,368 --> 03:34:01,490
آره، اون می‌تونه این کار رو انجام بده

2059
03:34:01,664 --> 03:34:06,170
<font color=#FF0000>بله عزیز، اون می‌تونه</font>

2060
03:34:06,377 --> 03:34:12,603
<font color=#FF0000>و بعد وقتی که اون‌ها مُردن، ما می‌تونیم بَرش داریم</font>

2061
03:34:13,384 --> 03:34:16,224
وقتی که اون‌ها مُردن

2062
03:34:20,641 --> 03:34:24,306
زود باشید هابیت‏ها
هنوز راه زیادی باقی مونده

2063
03:34:24,478 --> 03:34:26,514
اسمیگل راه رو به شما نشان میده

2064
03:34:26,689 --> 03:34:28,894
<font color=#FF0000>دنبالم بیاید</font>

2065
03:34:29,401 --> 03:34:37,405
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

2066
03:34:38,195 --> 03:34:48,200
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

2067
03:34:48,241 --> 03:34:56,244
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

2068
03:34:57,432 --> 03:35:00,536
<font color="#ff8000">کارگردان: پیتر جکسون</font>

2069
03:35:02,484 --> 03:35:05,580
<font color="#ff8000">:نویسندگان فیلمنامه</font>
<font color="#ff8000">(فرن والش(همسر پیتر جکسون</font>
<font color="#ff8000">فیلیپا بوینس</font>
<font color="#ff8000">استفن سینکلر</font>
<font color="#ff8000">پیتر جکسون</font>

2070
03:35:07,320 --> 03:35:09,534
<font color="#ff8000">:بر اساس کتابی نوشته</font>
<font color="#ff8000">جان رونالد روئل تالکین</font>

