﻿1
00:00:00,001 --> 00:00:49,660
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:01:34,594 --> 00:01:36,596
جزایر هیون
ماجراجویی داغی منتظر شماست

3
00:01:39,641 --> 00:01:42,445
درخواست شما رزرو شد
!شما رو در بهشت میبینیم

4
00:01:42,470 --> 00:01:47,498
‫آم... ببخشید، خیلی متأسفم
‫مزاحمت میشم، ولی شما...

5
00:01:47,523 --> 00:01:49,484
‫اوه، بله، فکر می‌کنم خودش باشم

6
00:01:49,525 --> 00:01:50,985
‫اوه، خدای من! اولیویا!

7
00:01:51,027 --> 00:01:54,224
‫منظورم اینه...
‫ببخشید، خانم پرکینز

8
00:01:54,249 --> 00:01:57,450
‫فقط... می‌خواستم بهتون بگم چقدر
‫کتاب «مرز عشق» رو دوست داشتم

9
00:01:57,492 --> 00:01:59,035
‫نمی‌تونستم بذارمش زمین

10
00:01:59,077 --> 00:02:01,120
‫خیلی لطف داری، ممنون

11
00:02:01,162 --> 00:02:03,031
‫و اولیویا صدام کنی کافیه

12
00:02:03,056 --> 00:02:04,749
‫آم... میشه یه امضاء بدید؟

13
00:02:04,774 --> 00:02:06,692
‫اوه، بله، البته

14
00:02:06,717 --> 00:02:07,760
‫بذار ببینم

15
00:02:12,924 --> 00:02:14,467
‫خیلی ممنون!

16
00:02:14,509 --> 00:02:15,927
‫برای کتاب بعدی
‫لحظه‌شماری می‌کنم!

17
00:02:15,969 --> 00:02:17,762
‫آره، هنوز دارم روش کار می‌کنم

18
00:02:19,518 --> 00:02:21,019
‫چقدر ناز

19
00:02:28,064 --> 00:02:29,899
‫اوه، سلام، غریبه

20
00:02:29,941 --> 00:02:32,986
‫ببخشید. با تیم توسعه یه جلسه‌ی
‫پنج ساعته توی زوم داشتم

21
00:02:33,011 --> 00:02:36,014
‫باشه، اشکال نداره. درک می‌کنم.
‫یه سورپرایز برات دارم.

22
00:02:38,908 --> 00:02:40,818
‫جی جی جین!

23
00:02:40,843 --> 00:02:43,310
‫سالگرد آشنایی‌مون زودتر مبارک!

24
00:02:45,462 --> 00:02:46,713
‫اوه

25
00:02:47,217 --> 00:02:51,896
...اولیویا من فکر میکنم که -
میدونم به چی فکر میکنی، جفتمون دیوانه‌وار سرمون شلوغه -

26
00:02:51,921 --> 00:02:54,632
‫ولی بی‌خیال، ما سال‌هاست
‫داریم درباره‌ی اینجا حرف می‌زنیم

27
00:02:54,674 --> 00:02:55,800
‫ولی فکر می‌کنم
‫استحقاقش رو داریم

28
00:02:55,842 --> 00:02:57,218
‫اپلیکیشن‌‌ت داره می‌ترکونه

29
00:02:57,260 --> 00:02:58,928
‫کتاب بعدیِ منم که چراغ سبز گرفته

30
00:02:58,970 --> 00:03:01,639
‫عزیزم، ما همیشه به همدیگه
‫قول داده بودیم این‌کارو می‌کنیم

31
00:03:02,348 --> 00:03:05,727
‫یه سفر، بألاخره با همدیگه
‫یه ماجراجویی واقعی می‌ریم

32
00:03:07,061 --> 00:03:08,888
‫نظرت چیه؟

33
00:03:08,913 --> 00:03:10,540
‫اولیویا...

34
00:03:10,773 --> 00:03:12,692
‫متأسفم...

35
00:03:12,734 --> 00:03:15,194
‫راستش فکر می‌کنم به صلاحه
‫که از همدیگه جدا بشیم

36
00:03:18,489 --> 00:03:20,116
‫ببخشید، چی؟

37
00:03:20,158 --> 00:03:21,868
‫همینطور که گفتی،
‫تو باید روی کتاب بعدیت کار کنی

38
00:03:21,909 --> 00:03:24,203
‫و این اپلیکیشن‌‌ هم تمام
‫وقت منو داره می‌گیره

39
00:03:24,245 --> 00:03:25,955
‫فقط فکر می‌کنم در حال حاضر

40
00:03:25,997 --> 00:03:27,206
‫ما تو مسیرهای متفاوتی توی
‫زندگی‌مون هستیم و...

41
00:03:27,248 --> 00:03:30,042
‫خیلی‌خب، بذار ببینم درست فهمیدم

42
00:03:30,084 --> 00:03:32,253
‫من اینجا دارم برای تعطیلات
‫سالگرد آشنایی‌مون هتل رزرو می‌کنم

43
00:03:32,295 --> 00:03:34,630
‫اون‌وقت تو داری ازم جدا میشی؟

44
00:03:35,506 --> 00:03:38,885
‫خیلی درباره‌اش فکر کردم،
‫و فکر می‌کنم به صلاحه

45
00:03:38,926 --> 00:03:40,219
‫چـ...

46
00:03:40,261 --> 00:03:42,408
‫قسم می‌خورم که برای
‫منم کارِ راحتی نیست

47
00:03:42,433 --> 00:03:43,614
‫باشه، ولی...

48
00:03:43,639 --> 00:03:50,120
‫ببین،‫الان آخرین چیزی که می‌خوایم ‫اینه که
یه چیزی بگیم که ‫بعداً از گفتنش پشیمون بشیم
ولی    - ولی میخوام یکم فضا بهت بدم -

49
00:03:50,145 --> 00:03:51,855
‫خیلی متأسفم، اولیویا

50
00:03:58,070 --> 00:04:02,193
‫دوباره منم! چیزی نمونده بود
‫یادم بره... میشه یه عکس بگیرم؟

51
00:04:03,879 --> 00:04:05,547
‫ممنون!

52
00:04:09,043 --> 00:04:12,889
یک ماه بعد

53
00:04:16,229 --> 00:04:19,375
‫خب، عزیزم،
‫طرح کلی چطور پیش میره؟

54
00:04:19,400 --> 00:04:20,985
‫آره، خوبه. عالیه

55
00:04:21,010 --> 00:04:22,762
‫‌کم‌کم دارم انجامش میدم

56
00:04:22,803 --> 00:04:23,846
‫فوق‌العاده ست

57
00:04:23,888 --> 00:04:25,723
‫می‌تونم الان بدونم درباره‌ی چیه؟

58
00:04:25,765 --> 00:04:28,559
‫آره، البته. آم... فقط...

59
00:04:31,229 --> 00:04:34,982
‫می‌دونی چیه، هنوز یه سری جزئیات
‫کوچیک هست که باید روشون کار کنم

60
00:04:35,024 --> 00:04:38,361
‫عزیزم، خیلی بدم میاد اذیتت کنم و
‫خودت می‌دونی که عاشق کارت هستم

61
00:04:38,402 --> 00:04:40,404
‫ولی تا الان سه بار
‫مهلتت رو تمدید کردی

62
00:04:40,446 --> 00:04:42,281
‫می‌دونم

63
00:04:42,323 --> 00:04:43,866
‫کتاب تو به‌عنوان بزرگ‌ترین
‫انتشار فصل‌مون برنامه‌ریزی شده

64
00:04:43,908 --> 00:04:46,077
‫طرفدارهات یه داستان جدید می‌خوان

65
00:04:46,118 --> 00:04:48,621
‫که توش صدای اولیویا پرکینز باشه

66
00:04:48,663 --> 00:04:51,290
‫سفر، ماجراجویی،
‫احساسات سوزان و رمانس

67
00:04:51,332 --> 00:04:53,709
‫منظورم اینه دیگه لازم نیست
‫از اول همه‌چی رو خلق کنی

68
00:04:53,751 --> 00:04:56,212
‫حق با توئه،
‫فقط یه‌ ذره دیگه زمان می‌خوام

69
00:04:56,921 --> 00:04:58,798
‫درک می‌کنم

70
00:04:58,839 --> 00:05:00,341
‫و خودت می‌دونی که من به
‫پروسه خیلی احترام می‌ذارم

71
00:05:00,341 --> 00:05:02,635
‫ولی خیلی زود طرح کلی رو می‌خوام

72
00:05:03,302 --> 00:05:04,303
‫ظرف ده روز آینده

73
00:05:05,179 --> 00:05:06,722
‫ببخشید، گفتی 10 روز؟

74
00:05:06,764 --> 00:05:08,307
‫وگرنه باید انتشار کتابت رو
‫به تعویق بندازیم

75
00:05:08,307 --> 00:05:10,059
‫و برنامه‌ریزیت رو بدیم
‫به یه نویسنده‌ی دیگه

76
00:05:10,893 --> 00:05:12,061
‫متأسفم، عزیزم

77
00:05:12,103 --> 00:05:13,145
‫من...

78
00:05:14,814 --> 00:05:16,232
‫یه راهی پیدا می‌کنم

79
00:05:16,274 --> 00:05:17,358
‫نگران نباش

80
00:05:17,400 --> 00:05:18,985
‫عالیه. منتظرم

81
00:05:19,026 --> 00:05:20,278
‫باشه

82
00:05:27,493 --> 00:05:33,749
‫مرز عشق - نوشته اولیویا پرکینز

83
00:05:33,922 --> 00:05:41,667


84
00:05:48,347 --> 00:05:50,016
‫بیا تو

85
00:05:51,309 --> 00:05:53,144
‫صبح بخیر، حضرت والا

86
00:05:53,185 --> 00:05:54,812
‫صبح بخیر، وینستون

87
00:05:57,189 --> 00:05:58,482
‫لازم نیست این‌کارو بکنی، می‌دونی؟

88
00:05:58,482 --> 00:06:00,109
‫خودم می‌تونم

89
00:06:00,151 --> 00:06:03,303
‫موظف هستم پروتکل‌های
‫سلطنتی رو انجام بدم، قربان

90
00:06:15,082 --> 00:06:16,250
‫کتاب خوبی بود، قربان؟

91
00:06:16,292 --> 00:06:17,334
‫فوق‌العاده

92
00:06:18,878 --> 00:06:20,421
‫ماجراجویی، رمز و راز...

93
00:06:21,338 --> 00:06:22,715
‫رمانس

94
00:06:26,093 --> 00:06:28,971
‫گمونم توی برنامه‌ی سفر من
‫زیاد از این چیزها نیست؟

95
00:06:29,013 --> 00:06:30,973
‫بعید می‌دونم، قربان

96
00:06:31,015 --> 00:06:34,143
‫امشب شما و علیاحضرت
‫با سفیر شام میل می‌کنید

97
00:06:35,352 --> 00:06:36,979
‫بعدش در طی چند روز آینده

98
00:06:37,021 --> 00:06:39,398
‫ازتون انتظار میره در
‫سازمان ملل همراهی‌شون کنید

99
00:06:39,440 --> 00:06:43,235
‫و بعدش هم تعاملات
‫اجتماعی در گوگنهایم و مت

100
00:06:43,277 --> 00:06:45,112
‫بعد از اونم، خب...

101
00:06:46,197 --> 00:06:47,740
‫زیاد طولی نمی‌کِشه
‫که مجبورید برای

102
00:06:47,782 --> 00:06:50,978
‫مراسم رقص کاخ هفته‌ی
‫آینده به ترویا برگردید

103
00:06:51,702 --> 00:06:54,884
‫وینستون، ما یه تعطیلات می‌خوایم

104
00:06:55,062 --> 00:06:58,556
‫- کارِ شاهزاده هیچ‌وقت تموم نمیشه
‫- هومم

105
00:06:59,210 --> 00:07:03,249
‫هرچند، کاخ این نامه رو
‫از طرف دکتر لی فرستاده

106
00:07:12,431 --> 00:07:15,768
‫به مراسم خیریه توی منطقه‌ی
‫حفاظت‌شده هیون دعوت شدیم

107
00:07:15,810 --> 00:07:17,702
‫شنبه‌ی هفته‌ی آینده

108
00:07:18,692 --> 00:07:21,273
‫عالی شد
‫خیلی طول کِشیده بود

109
00:07:21,298 --> 00:07:24,293
‫- می‌تونیم شرکت کنیم؟
‫- متأسفانه خیر، قربان

110
00:07:24,318 --> 00:07:26,976
‫با مراسم جشن تداخل داره

111
00:07:30,115 --> 00:07:31,367
‫البته که تداخل داره

112
00:07:33,619 --> 00:07:35,079
‫اوه، الکساندر!

113
00:07:35,704 --> 00:07:37,206
‫سلام، مادر

114
00:07:37,957 --> 00:07:39,542
‫خوشحالم برگشتی،
‫راستش الان یه نامه...

115
00:07:39,542 --> 00:07:40,815
‫فقط یه دقیقه، عزیزم

116
00:07:40,840 --> 00:07:42,795
‫الان از یه مهمانی صبحانه
‫در والدورف اومدم

117
00:07:42,837 --> 00:07:46,382
‫و هرگز نمی‌تونی حدس
‫بزنی گذرم به کی خورد

118
00:07:46,423 --> 00:07:47,967
‫بانو رنشاو

119
00:07:48,551 --> 00:07:49,206
‫کاترین؟

120
00:07:49,231 --> 00:07:52,613
‫دیدن دوباره‌اش خیلی ‫لذت‌بخش بود، مگه نه، ریدلی؟
اوه، قطعا خانم -

121
00:07:52,638 --> 00:07:54,353
‫سلام‌ت رو رسوندم

122
00:07:54,378 --> 00:07:56,213
‫از همین الان معلومه
‫وقتی هفته‌ی آینده

123
00:07:56,238 --> 00:07:59,470
‫درست‌حسابی باهم گپ بزنیم،
‫خیلی بهمون خوش می‌گذره

124
00:07:59,495 --> 00:08:03,249
‫هفته‌ی آینده؟
‫خب، به مراسم کاخ دعوتش کردم

125
00:08:03,274 --> 00:08:05,767
‫شب فوق‌العاده‌ای میشه

126
00:08:06,860 --> 00:08:09,213
‫مادر، قبلا درباره‌اش
‫حرف زده بودیم

127
00:08:09,238 --> 00:08:10,927
‫واقعا بین من و کاترین...

128
00:08:11,532 --> 00:08:13,492
‫هیچ کِششی وجود نداشت

129
00:08:13,534 --> 00:08:17,997
‫چرند نگو، الکساندر، شما دوتا
‫برای همدیگه ساخته شدید

130
00:08:18,664 --> 00:08:21,500
‫تازه، مردم ترویا انتظار
‫دارن شاهزاده‌شون تا الان

131
00:08:21,525 --> 00:08:24,692
‫خیلی وقت باشه که
‫ازدواج کرده باشه

132
00:08:25,379 --> 00:08:26,755
‫مگه میشه فراموش کنم؟

133
00:08:30,134 --> 00:08:32,465
‫از اون مهم‌تر، عزیزم...

134
00:08:32,678 --> 00:08:35,598
‫دختری مثل کاترین می‌تونه
‫تو رو خیلی خوشبخت کنه

135
00:08:36,189 --> 00:08:38,951
‫می‌خوام مطمئن باشم یه نفر
‫هست که ازت مراقبت کنه

136
00:08:38,976 --> 00:08:41,103
‫سرپرست کشور بودن
‫شغل خیلی تنهاکننده‌ایه

137
00:08:41,145 --> 00:08:43,314
‫ببخشید، خانم،
‫ولی ماشین رسید

138
00:08:43,355 --> 00:08:44,606
‫ممنون، ریدلی

139
00:08:45,566 --> 00:08:47,109
‫به‌محض اینکه برگردیم ترویا

140
00:08:47,134 --> 00:08:48,969
‫و فرصت پیدا کنی باهاش
‫گپ بزنی، متوجه میشی که...

141
00:08:48,994 --> 00:08:51,496
‫مادر، خیلی متأسفم،
‫ولی الان متوجه شدم...

142
00:08:52,614 --> 00:08:54,283
‫مراسم رقص با دعوتم توی

143
00:08:54,325 --> 00:08:55,409
‫مراسم خیریه دکتر لی تداخل داره.

144
00:08:55,451 --> 00:08:56,660
‫چی؟

145
00:08:57,661 --> 00:08:58,871
‫کدوم مراسم خیریه؟

146
00:08:58,912 --> 00:09:00,636
‫توی جزایر هیون

147
00:09:01,373 --> 00:09:02,875
‫مگه نه، وینستون؟

148
00:09:04,001 --> 00:09:07,212
‫درسته، حضرت والا

149
00:09:10,799 --> 00:09:13,427
‫- چرا این موضوع رو به من اطلاع ندادید؟
‫- فوراٌ درباره‌اش تحقیق می‌کنم...

150
00:09:13,427 --> 00:09:15,471
‫حتما یه جا یه اشتباهی صورت گرفته،

151
00:09:15,471 --> 00:09:17,389
‫ولی منتظرم هستن

152
00:09:18,682 --> 00:09:20,976
‫و اگه کنسل کنم
‫بدجوری آبروم میره

153
00:09:21,018 --> 00:09:22,644
‫و یه بلبشوی روابط
‫عمومی به‌پا میشه

154
00:09:23,140 --> 00:09:24,349
‫بسیار خب.

155
00:09:25,068 --> 00:09:27,708
‫ولی حرفم یادت باشه، الکساندر،

156
00:09:27,733 --> 00:09:30,944
‫وقتی پادشاه بشی
‫نمی‌تونی وقتت رو

157
00:09:30,969 --> 00:09:33,555
‫سر این تجملات شخصی هدر بدی

158
00:09:35,199 --> 00:09:37,493
‫خدایا، تو بدتر از پدرت هستی

159
00:09:41,705 --> 00:09:43,165
‫ممنون، مادر

160
00:09:44,344 --> 00:09:48,504
‫وینستون، یه لطفی بهم بکن و به دعوت
‫دکتر لی به مراسم خیریه جواب بده، باشه؟

161
00:09:48,545 --> 00:09:51,215
‫قربان، طفره‌روی از کاخ به‌ندرت...

162
00:09:54,676 --> 00:09:56,345
‫بسیار خب، قربان

163
00:10:07,439 --> 00:10:10,984
‫خیلی‌خب، اولیویا،
‫تو از پسش برمیای

164
00:11:06,529 --> 00:11:07,947
‫سؤال نپرس

165
00:11:13,616 --> 00:11:15,117
‫جناب، قهوه‌تون

166
00:11:21,040 --> 00:11:22,833
‫- بفرمایید
‫- ممنون

167
00:11:24,877 --> 00:11:27,521
‫چقدر خجالت‌آور. کاملا
‫یه جا دیگه سیر می‌کردم

168
00:11:27,546 --> 00:11:28,797
‫- اوه خدایا. حالت خوبه؟
‫- آره، آره

169
00:11:28,797 --> 00:11:30,090
‫- نگران نباش
‫- خیلی‌خب

170
00:11:31,759 --> 00:11:34,053
‫اتفاقا، تازه این کتاب
‫رو تموم کرده بودم

171
00:11:34,094 --> 00:11:36,043
‫آره، چیزهای ضد و نقیضی شنیدم

172
00:11:36,565 --> 00:11:37,691
‫واقعا؟

173
00:11:38,310 --> 00:11:41,379
‫به‌نظرم بهترین کتابش تابحاله،
‫تک‌تک لحظاتش رو دوست داشتم.

174
00:11:43,236 --> 00:11:44,987
‫اوه... آه...

175
00:11:46,812 --> 00:11:48,563
‫ببخشید

176
00:11:52,201 --> 00:11:54,483
‫ما قبلا همدیگه رو ندیدیم؟

177
00:11:55,246 --> 00:11:57,561
‫فکر نمی‌کنم

178
00:12:00,168 --> 00:12:02,253
‫اوه... به هر حال...

179
00:12:02,295 --> 00:12:04,672
‫خب، شاید دفعه‌ی بعد

180
00:12:07,800 --> 00:12:09,344
‫ممنون

181
00:12:26,527 --> 00:12:28,585
‫موضوعی پیش اومده، قربان؟

182
00:12:43,608 --> 00:12:46,130
‫سفارش مخصوص
‫برات غذا آوردم

183
00:12:46,172 --> 00:12:48,007
‫ممنون، ولی گرسنه‌ام نیست

184
00:12:48,032 --> 00:12:49,533
‫هنوز باید غذا بخوری

185
00:12:50,677 --> 00:12:53,221
‫هر دفعه که سعی می‌کنم
‫یه چیز رمانتیک

186
00:12:53,246 --> 00:12:55,754
‫احساسی یا پرشور بنویسم
‫می‌خورم به در بسته

187
00:12:56,516 --> 00:12:58,351
‫بعدش معمولا
‫یه چُرت می‌خوابم

188
00:12:58,376 --> 00:12:59,919
‫بهش زمان بده،
‫تو این چیزها نمیشه عجله کرد

189
00:12:59,944 --> 00:13:01,654
‫- بگیر
‫- نه

190
00:13:01,795 --> 00:13:03,088
‫باشه

191
00:13:03,113 --> 00:13:04,615
‫هومم...

192
00:13:05,108 --> 00:13:06,275
‫داری میری تعطیلات؟

193
00:13:06,317 --> 00:13:07,819
‫- هومم؟
‫- اون

194
00:13:08,653 --> 00:13:10,655
‫نه، اون یه تعطیلات سورپرایز
‫به‌مناسبت سالگرد آشناییم

195
00:13:10,696 --> 00:13:14,376
‫با کایل بود که دقیقا قبل از اینکه بگه
‫باید از همدیگه جدا بشیم، رزرو کرده بودم

196
00:13:14,401 --> 00:13:17,453
‫ما همیشه به همدیگه قول
‫داده بودیم یه سفر می‌ریم

197
00:13:17,495 --> 00:13:18,955
‫یه چیزی می‌بینیم،
‫ماجراجویی می‌کنیم

198
00:13:18,980 --> 00:13:21,858
‫ولی سورپرایز، یهویی
‫گفت توی مسیر متفاوتیه

199
00:13:27,922 --> 00:13:29,173
‫هی

200
00:13:29,882 --> 00:13:30,967
‫حالت خوبه؟

201
00:13:34,095 --> 00:13:35,763
‫نمی‌دونم

202
00:13:39,100 --> 00:13:41,654
‫می‌دونم کایل رو بألاخره
‫فراموش می‌کنم ولی...

203
00:13:43,354 --> 00:13:45,944
‫اگه این دائمی باشه چی؟

204
00:13:45,982 --> 00:13:48,153
‫اگه دیگه نتونم
‫چیزی بنویسم چی؟

205
00:13:48,178 --> 00:13:49,794
‫نگران نباش

206
00:13:49,819 --> 00:13:53,506
‫بألاخره خلاقیتت برمی‌گرده
‫قول میدم

207
00:14:00,496 --> 00:14:02,807
‫چطوره که خودمون بریم؟

208
00:14:02,832 --> 00:14:04,851
‫- جدی هستی؟
‫- آره، عالی میشه

209
00:14:04,876 --> 00:14:07,937
‫تو هنوز می‌تونی ‫ماجراجوییت رو داشته باشی
‫و منم یه استراحت ‫به‌دردم می‌خوره

210
00:14:07,962 --> 00:14:09,380
‫رونمایی فشن بهاره رو
‫تازه تموم کردیم،

211
00:14:09,422 --> 00:14:11,007
‫و خیلی خسته‌ام!

212
00:14:11,032 --> 00:14:12,325
‫- کیتی...
‫- اوهوم

213
00:14:12,350 --> 00:14:14,068
‫می‌دونی که من ضرب‌الاجل دارم؟

214
00:14:14,093 --> 00:14:17,113
‫این می‌تونه همون الهام خلاقیتی
‫باشه که بهش نیاز داری

215
00:14:17,138 --> 00:14:18,514
‫می‌تونیم روزها خوش بگذرونیم

216
00:14:18,539 --> 00:14:20,583
‫و تو می‌تونی
‫اوقات فراغتت رو بنویسی

217
00:14:20,608 --> 00:14:23,194
‫می‌تونه دقیقاً همون چیزی
‫باشه که دکتر دستور داده

218
00:14:23,269 --> 00:14:24,729
‫اوهوم؟

219
00:14:24,770 --> 00:14:26,664
‫- باشه، خیلی‌خب
‫- باشه؟

220
00:14:26,689 --> 00:14:28,609
اوه ما میریم به جزایر هیون عزیزم

221
00:14:44,194 --> 00:14:48,339
برگام..اینا توی جنگلاشون یوگا کار میکنن
کوکتل کنار استخر

222
00:14:48,573 --> 00:14:50,690
آخ جون غواصی دارن

223
00:14:50,715 --> 00:14:51,649
اسنورکلینگ

224
00:14:51,965 --> 00:14:56,403
وسط این دریا آزاد بنظرت تجربه کافی داریم!؟
نــه

225
00:14:56,539 --> 00:15:00,304
باشه، باشه، من فکر کردم
شاید حس ماجراجوییت بخواد گل کنه

226
00:15:00,329 --> 00:15:04,421
وای من دیگه واسه ماساژ نمیتونم وایستم

227
00:15:14,381 --> 00:15:16,008
‫- خیلی ممنون
‫- خواهش می‌کنم

228
00:15:22,723 --> 00:15:26,894
‫هوای تازه، آسمون آبی و
‫بدون هیچ سفیر چاپلوسی

229
00:15:26,935 --> 00:15:28,604
‫همینطوره، حضرت والا

230
00:15:28,646 --> 00:15:29,855
‫خوشحالم برگشتم

231
00:15:30,831 --> 00:15:32,333
‫از طرف دکتر لی پیامی نیومده؟

232
00:15:32,358 --> 00:15:33,734
‫به‌طرز عجیبی خیر، قربان

233
00:15:34,360 --> 00:15:36,236
‫خب، چند روز زودتر اومدیم

234
00:15:36,278 --> 00:15:38,280
‫مطمئنم اگه یه سر بزنیم
‫و سلام کنیم بدشون نمیاد

235
00:15:38,322 --> 00:15:41,283
‫قطعا. من یه دقیقه وقت می‌خوام
‫تا بقیه‌ی کیف‌ها رو بیارم

236
00:15:41,909 --> 00:15:43,160
‫اونجا می‌بینمت

237
00:15:43,786 --> 00:15:44,995
‫می‌خوام از مسیر خوش منظره برم

238
00:15:45,037 --> 00:15:46,080
‫تنهایی، قربان؟

239
00:15:47,122 --> 00:15:49,824
‫وینستون، اینجا جزایر هیونه

240
00:15:49,958 --> 00:15:52,621
‫مطمئن باش می‌تونم از پسِ
‫تنهایی قدم‌زدن بربیام

241
00:15:53,228 --> 00:15:54,688
‫بسیار خب، قربان

242
00:15:54,713 --> 00:15:56,799
‫و تا وقتی اینجاییم،
‫سعی کن لذت ببری...

243
00:15:56,840 --> 00:15:58,425
‫حداقل یه‌کمی

244
00:15:58,467 --> 00:15:59,760
‫باشه؟

245
00:16:00,386 --> 00:16:01,637
‫بله، قربان

246
00:16:09,078 --> 00:16:12,422
ببین عجب اتاقیه

247
00:16:13,540 --> 00:16:14,583
‫خوشگله!

248
00:16:14,608 --> 00:16:16,443
‫اوه، ایستگاه بعدی،
‫نوشگاه استخر!

249
00:16:16,485 --> 00:16:18,028
‫نه، من باید یه‌کم
‫کارهام رو انجام بدم

250
00:16:18,053 --> 00:16:19,991
‫خب، کنار استخر بنویس!

251
00:16:20,016 --> 00:16:21,368
‫اشکال نداره، تو برو

252
00:16:22,282 --> 00:16:24,117
‫باشه، هرطور میلته

253
00:16:24,159 --> 00:16:25,410
‫بعداً می‌بینمت

254
00:16:36,421 --> 00:16:37,923
‫گمشید کنار، قوها!

255
00:16:54,600 --> 00:17:06,240


256
00:17:08,043 --> 00:17:11,270
‫یه‌کم هوای تازه ضرری نداره

257
00:17:25,590 --> 00:17:27,567
هی، اینجا

258
00:17:28,485 --> 00:17:31,641
خدای من، باورم نمیشه -
اوه ببخشید -

259
00:17:35,985 --> 00:17:37,653
‫امکان نداره این اتفاق بیفته

260
00:17:37,695 --> 00:17:39,030
‫امکان نداره این اتفاق بیفته

261
00:17:40,536 --> 00:17:43,021
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- اوه

262
00:17:45,522 --> 00:17:46,857
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

263
00:17:46,882 --> 00:17:48,100
‫منم می‌خواستم همین
‫سؤال رو از تو بپرسم

264
00:17:48,125 --> 00:17:49,668
‫چیزی گم کردی

265
00:17:49,693 --> 00:17:51,528
‫یا فقط به زندگی
‫گیاهان علاقه‌مندی؟

266
00:17:51,570 --> 00:17:54,001
‫اوه، اینو میگی؟ نه، نه،
‫راستش داشتم...

267
00:17:54,823 --> 00:17:57,117
‫فقط باغ‌ها رو می‌گشتم،
‫می‌دونی

268
00:17:57,159 --> 00:17:59,086
‫از مسیرهای ناشناخته می‌رفتم

269
00:17:59,111 --> 00:18:00,287
‫البته

270
00:18:00,328 --> 00:18:02,493
‫حتما داری برای رمان
‫بعدیت الهام‌گیری می‌کنی

271
00:18:02,518 --> 00:18:04,111
‫اوه، ممنون

272
00:18:04,136 --> 00:18:07,627
‫بله، بله، برام سؤال شده بود
‫اون‌روز اینو متوجه شدی یا نه

273
00:18:07,669 --> 00:18:09,671
‫در دفاع از خودم باید بگم
‫تمام مدت فکر می‌کردم

274
00:18:09,671 --> 00:18:10,881
‫خیلی آشنا به‌نظر میای

275
00:18:10,922 --> 00:18:13,258
‫خیلی‌خب، هویت مخفی من لو رفت

276
00:18:13,283 --> 00:18:15,610
‫ولی تو به سؤالم جواب ندادی.

277
00:18:15,635 --> 00:18:16,720
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

278
00:18:16,762 --> 00:18:19,222
‫اوه... خب...

279
00:18:19,247 --> 00:18:20,457
‫اولیویا؟

280
00:18:22,392 --> 00:18:23,977
‫کایل

281
00:18:24,019 --> 00:18:25,937
‫سلام... عرض شد

282
00:18:27,147 --> 00:18:29,991
‫چی باعث شده بیای جزایر هیون؟

283
00:18:30,275 --> 00:18:32,027
‫خب...

284
00:18:32,068 --> 00:18:35,338
‫می‌دونی، تو همیشه خیلی از
‫اینجا تعریف و تمجید می‌کردی...

285
00:18:35,363 --> 00:18:38,742
‫و منم متوجه شدم راستش
‫یه تعطیلات خیلی به‌دردم می‌خوره

286
00:18:38,767 --> 00:18:39,969
‫اوه

287
00:18:40,011 --> 00:18:44,920
‫جالبه، چون دفعه‌ی ‫پیش که صحبت کردیم
‫به‌نظر می‌اومد زیاد توی ‫حال و هوای تعطیلات نیستی

288
00:18:47,417 --> 00:18:49,169
‫می‌بینم که تو هم
‫تصمیم گرفتی بیای

289
00:18:49,211 --> 00:18:50,962
‫همینطوره، آره.

290
00:18:51,004 --> 00:18:53,048
‫- منم با...
‫- عزیزم!

291
00:18:53,089 --> 00:18:54,841
‫اینجا خیلی خوشگله!

292
00:18:55,926 --> 00:18:57,928
‫اوه. سلام

293
00:18:57,969 --> 00:19:00,238
‫- من تیفانی هستم
‫- تیفانی؟

294
00:19:00,263 --> 00:19:03,266
‫عجب سورپرایز شگفت‌انگیزی
‫منم اولیویا هستم

295
00:19:03,308 --> 00:19:04,768
‫اوه

296
00:19:06,978 --> 00:19:09,856
‫من الکساندر هستم،
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم

297
00:19:09,881 --> 00:19:11,721
‫اوه. خوشوقتم

298
00:19:11,746 --> 00:19:13,122
‫اوه... کایل

299
00:19:13,320 --> 00:19:14,446
‫باعث افتخاره

300
00:19:19,241 --> 00:19:22,077
‫خب، شما دوتا از کجا
‫همدیگه رو می‌شناسید؟

301
00:19:22,118 --> 00:19:25,956
‫خب، ما سه هفته پیش
‫توی یه کنفرانس بازاریابی

302
00:19:25,997 --> 00:19:27,749
‫توی لس‌آنجلس
‫باهمدیگه آشنا شدیم

303
00:19:27,791 --> 00:19:30,418
‫و منم وقتی حرف‌زدن‌شو دیدم
‫مات و مبهوتِ بینشش شدم

304
00:19:30,460 --> 00:19:33,380
‫پس خودم رو معرفی کردم،
‫با همدیگه جور شدیم و حالا اینجاییم

305
00:19:33,421 --> 00:19:35,131
‫- خیلی یهویی نیست؟
‫- اوه، آره

306
00:19:35,156 --> 00:19:38,789
‫خب، کایل همینطوریه، آدم هیچ‌وقت
‫نمی‌دونه چه کاری ممکنه ازش سر بزنه

307
00:19:40,011 --> 00:19:41,680
‫آره

308
00:19:41,721 --> 00:19:43,765
‫خب، من بهتره برم
چمدونم رو باز کنم.

309
00:19:43,807 --> 00:19:45,058
‫- ولی... زیاد دیر نیا
‫- آره

310
00:19:45,058 --> 00:19:46,351
‫باشه، خداحافظ

311
00:19:46,393 --> 00:19:47,978
‫- می‌بینمت
‫- باشه

312
00:19:48,019 --> 00:19:50,063
‫- چه دختر محشریه، مگه نه؟
‫- گوش کن...

313
00:19:50,105 --> 00:19:51,439
‫می‌‌دونم حتما یه‌کم عجیبه

314
00:19:51,481 --> 00:19:52,983
‫عجیبه؟

315
00:19:53,024 --> 00:19:54,693
‫چرا باید عجیب باشه؟
‫من خوبم

316
00:19:54,734 --> 00:19:56,861
‫- حتی عالیم
‫- باشه

317
00:19:58,238 --> 00:20:01,048
‫خب، شاید باهمدیگه
‫بتونیم ناهار بخوریم

318
00:20:01,533 --> 00:20:04,010
‫خب... ناهار...
‫مسئله اینه که... چیزه...

319
00:20:04,035 --> 00:20:07,264
‫راستش فکر کنم ما از قبل
‫برای ناهار برنامه داریم

320
00:20:07,289 --> 00:20:09,291
‫مگه نه، اولیویا؟

321
00:20:09,332 --> 00:20:11,293
‫- جدی؟
‫- اوهوم

322
00:20:11,334 --> 00:20:13,128
‫آره

323
00:20:13,169 --> 00:20:16,381
‫بله، متأسفم، کایل... آم...

324
00:20:16,423 --> 00:20:19,009
‫- الکساندر
‫- اکساندر و من برنامه داریم

325
00:20:19,050 --> 00:20:20,760
‫خیلی‌خب

326
00:20:21,511 --> 00:20:23,555
‫- خب، شاید یه وقت دیگه
‫- عالیه

327
00:20:23,596 --> 00:20:25,765
‫- ما یه هفته اینجاییم، پس...
‫- یه هفته‌ی کامل؟ چقدر باحال!

328
00:20:25,807 --> 00:20:27,267
‫آره

329
00:20:27,309 --> 00:20:28,852
‫- خیلی‌خب
‫- خب، از دیدنت خوشحال شدم

330
00:20:28,877 --> 00:20:30,587
‫اوه، شاید بهتر باشه
بجاش دست بدیم.

331
00:20:30,645 --> 00:20:32,022
‫- البته
‫- آره

332
00:20:32,063 --> 00:20:33,148
‫عالیه. آره

333
00:20:34,475 --> 00:20:37,019
‫- آره
‫- مراقبت کن

334
00:20:37,456 --> 00:20:38,885
ممنون ازت

335
00:20:39,010 --> 00:20:42,877
توضیحی لازم نیست، واضحه -
اون دوست‌پسر سابقم بود، آره -

336
00:20:42,902 --> 00:20:46,323
آره من فکر نمیکردم همچین جایی ببینمشون

337
00:20:46,557 --> 00:20:50,206
داشتم میومدم که...سلام -
سلام -

338
00:20:50,825 --> 00:20:52,716
من کتی‌ام -
خیلی خب بیا بریم -

339
00:20:52,741 --> 00:20:55,216
هی -
بازم ممنون ازت   - خواهش -

340
00:20:56,735 --> 00:20:58,153
‫بازم به هم برخوردیم

341
00:20:58,195 --> 00:21:00,072
‫باورت نمیشه الان
‫چه اتفاقی افتاد

342
00:21:00,120 --> 00:21:01,664
‫این یارو رو باورم نمیشه

343
00:21:01,689 --> 00:21:08,764
اون با دوست‌دختر جدیدش اومده که برینه به تفریحاتت
بعدش میگه اپلیکیشن و برنامه‌هام داره تمام وقتمو میگیره

344
00:21:08,789 --> 00:21:10,248
‫دروغگو

345
00:21:10,273 --> 00:21:11,816
‫حالا چطوری باید کار کنم؟

346
00:21:11,858 --> 00:21:13,360
‫کل هدف این بود که
‫از زندگی قدیمیم دور بشم

347
00:21:13,360 --> 00:21:15,153
‫نه اینکه بیاد باهام احوالپرسی
‫کنه و دعوتم کنه ناهار

348
00:21:15,178 --> 00:21:16,471
‫اوهوم

349
00:21:16,496 --> 00:21:18,944
اینم از اقبال گند منه -
آروم باش-

350
00:21:18,969 --> 00:21:22,550
هنوز توی این جزیره کلی تفریح و
سرگرمی هستش که انجامش ندادیم

351
00:21:22,575 --> 00:21:26,666
‫و حالا که حرف از اقبال شد، بگو ببینم
‫اون مرد جوان خوشتیپ ‫که اونجا بود کی بود؟

352
00:21:26,691 --> 00:21:30,018
‫یه مرد غریبه که توی یه کتابفروشی
‫توی میدتاون باهاش آشنا شدم

353
00:21:30,043 --> 00:21:32,296
‫- دنیای کوچیکیه
‫- خیلی کوچیکه

354
00:21:32,337 --> 00:21:34,214
‫بعضی‌ها شاید بگن تقدیره

355
00:21:34,256 --> 00:21:36,800
‫دوباره برخوردن به
‫یه غریبه‌ی خوشتیپ

356
00:21:36,842 --> 00:21:38,385
‫توی یه جزیره‌ی بهشتی

357
00:21:39,303 --> 00:21:41,180
‫- تموم شد؟
‫- نه

358
00:21:45,254 --> 00:21:58,215
لطفا برای ترجمه‌ی بیشتر فیلم و سریال‌ها و ادامه‌ی فعالیت
صفحات ما رو در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
@NOTIFEX

359
00:22:16,125 --> 00:22:17,501
‫خوش برگشتید، عالیجناب

360
00:22:17,526 --> 00:22:20,644
‫سلام، آنا
‫از دیدن دوباره‌ات خوشحالم

361
00:22:57,974 --> 00:22:59,601
‫قربان...

362
00:22:59,626 --> 00:23:01,753
‫دکتر لی عمیقاً
‫معذرت‌خواهی کرد

363
00:23:01,795 --> 00:23:03,422
‫متأسفانه فعلا داخل
‫جزیره نیست

364
00:23:03,463 --> 00:23:05,299
‫براش  یه مسئله
‫خانوادگی پیش اومده

365
00:23:05,340 --> 00:23:06,884
‫اوه، خدایا، که اینطور...

366
00:23:06,925 --> 00:23:09,261
‫به‌نظر میاد دست‌کم تا
‫دو هفته‌ی آینده نمیاد

367
00:23:09,303 --> 00:23:11,160
‫مراسم خیریه چی میشه؟
‫چطور می‌خوان...

368
00:23:11,185 --> 00:23:12,936
‫مطمئن نیستن
‫ممکنه کنسل بشه

369
00:23:12,961 --> 00:23:15,472
‫- بدون میزبان...
‫- نه، امکان نداره

370
00:23:16,155 --> 00:23:18,791
‫اونا به اون کمک مالی نیاز دارن

371
00:23:21,440 --> 00:23:22,608
‫من می‌تونم انجامش بدم.

372
00:23:23,600 --> 00:23:26,003
‫- قربان؟
‫- من می‌تونم مراسم خیریه رو میزبانی کنم

373
00:23:26,028 --> 00:23:27,183
‫شما، عالیجناب؟

374
00:23:27,208 --> 00:23:30,745
‫اوه، بی‌خیال، وینستون،
‫ما توی هزاران مراسم رسمی ‫شرکت کردیم

375
00:23:30,770 --> 00:23:33,383
‫می‌دونیم داریم چیکار می‌کنیم
‫با روال کار آشنا هستیم

376
00:23:33,408 --> 00:23:36,427
‫و یه هفته وقت داریم آماده بشیم

377
00:23:36,452 --> 00:23:38,277
‫از پسش برمیایم

378
00:23:38,705 --> 00:23:41,605
‫ازتون انتظار میره
‫یه سخنرانی آماده کنید

379
00:23:44,800 --> 00:23:46,218
‫هومم

380
00:23:47,841 --> 00:23:49,730
‫گمونم حق با توئه

381
00:23:54,227 --> 00:23:56,996
‫ولی پدر من کمک
‫کرد اینجا رو بسازیم.

382
00:23:58,077 --> 00:23:59,996
‫اینجا خونه‌ی دوم‌مون بود.

383
00:24:03,754 --> 00:24:05,255
‫باید کمک کنم

384
00:24:10,052 --> 00:24:13,764
‫اوه، بعد از ظهر شد و حتی
‫دو جمله هم سرهم نکردم

385
00:24:13,806 --> 00:24:17,409
‫اوه، این‌قدر به خودت
‫سخت نگیر. بهش زمان بده

386
00:24:17,434 --> 00:24:18,894
‫اوه، کیک شکلاتی آب‌شده

387
00:24:18,936 --> 00:24:20,910
‫- هومم؟
‫- آره، حالا هرچی

388
00:24:21,152 --> 00:24:24,018
‫مثل کسی که ماجراجویی
‫می‌کنه به‌نظر نمیای

389
00:24:24,043 --> 00:24:26,337
‫خیلی‌خب، من میرم دوتا
‫نوشیدنی بیارم. الان برمی‌گردم

390
00:24:26,362 --> 00:24:27,572
‫هیچ‌جا نمیرم

391
00:24:28,063 --> 00:24:29,745
‫باید لیست مهمون‌ها رو بازبینی کنیم

392
00:24:29,770 --> 00:24:31,025
‫هرچی شرکت‌کننده‌ها بیشتر باشن
‫می‌تونیم به اهداکننده‌های همیشگی

393
00:24:31,050 --> 00:24:32,302
‫انگیزه بدیم بهتر عمل کنن

394
00:24:32,343 --> 00:24:33,636
‫کاملا درسته، قربان

395
00:24:33,661 --> 00:24:36,330
‫و بله، دوباره بهم یادآوری نکن...
‫سخنرانی

396
00:24:37,849 --> 00:24:38,892
‫شاید...

397
00:24:43,205 --> 00:24:45,540
‫ببخشید، وینستون،
‫یه انحراف مسیر کوچیک دارم

398
00:24:45,565 --> 00:24:47,442
‫البته، قربان

399
00:24:47,483 --> 00:24:49,068
‫اوه، و یه چیز کوچیک...

400
00:24:49,110 --> 00:24:51,089
‫من شاهزاده نیستم، باشه؟

401
00:24:51,114 --> 00:24:53,597
‫- قربان؟
‫- فقط هرکاری میگم بکن

402
00:24:56,072 --> 00:24:59,220
‫خب، اینجا قطعا خیلی
‫دلپذیرتر از بین بوته‌هاست

403
00:24:59,245 --> 00:25:02,081
‫چی بگم، گفتم برای عصر
‫برنامه‌مو ارتقاء بدم

404
00:25:02,123 --> 00:25:05,627
‫ببخشید، ایشون
‫دوست قدیمی من، وینستونه

405
00:25:05,668 --> 00:25:07,754
‫اختصاراً وینی

406
00:25:07,795 --> 00:25:09,714
‫وینی، ایشون اولیویا پرکینزه

407
00:25:09,773 --> 00:25:10,815
‫خرسندم

408
00:25:10,840 --> 00:25:13,343
‫اوه... منم خرسندم

409
00:25:15,345 --> 00:25:17,138
‫اوه، شما دوتا باهمدیگه
‫اینجا اومدید تعطیلات؟

410
00:25:17,180 --> 00:25:18,848
‫بیشتر یه سفر کاریه

411
00:25:18,890 --> 00:25:21,017
‫راستش برای مراسم خیریه
‫حفاظت از منطقه آبی اینجا هستیم

412
00:25:21,059 --> 00:25:22,639
‫واقعا؟ شغلت چیه؟

413
00:25:23,186 --> 00:25:26,064
‫راستش باهاشون...
‫براشون کار می‌کنم

414
00:25:26,105 --> 00:25:27,774
‫گهگاهی، می‌دونی،
‫فقط نیمه‌وقت، مشاوره میدم

415
00:25:27,799 --> 00:25:32,144
‫و اینجور چیزها، شغلم
‫محافظت از اقیانوس‌هاست

416
00:25:32,961 --> 00:25:35,865
‫پس به همین دلیل ‫اومدی این‌ور دنیا

417
00:25:35,916 --> 00:25:37,542
‫دقیقا همینطوره

418
00:25:39,202 --> 00:25:41,245
‫راستش از اونجایی که هی
‫بهم دیگه برخورد می‌کنیم

419
00:25:41,245 --> 00:25:44,332
‫برام سؤال بود...
‫البته هزینه‌ات پرداخت میشه

420
00:25:44,374 --> 00:25:46,844
‫دلت می‌خواد فردا

421
00:25:46,869 --> 00:25:50,254
‫چندتا از فعالیت‌های تفریحی
‫که ارائه میشه رو امتحان کنیم؟

422
00:25:50,296 --> 00:25:52,256
‫راستش من اینجا اومدم که
‫کارهامو انجام بدم، پس...

423
00:25:52,298 --> 00:25:54,467
‫خب، سلام عرض شد

424
00:25:54,509 --> 00:25:56,010
‫- کیتی...
‫- بله

425
00:25:56,052 --> 00:25:57,804
‫ایشون الکساندر و
‫دوستش وینی‌ـه

426
00:25:57,845 --> 00:25:59,389
‫- از آشناییت خوشوقتم.
‫- خرسندم

427
00:25:59,430 --> 00:26:01,808
‫وینی؟ چه اسم نازی

428
00:26:02,517 --> 00:26:05,103
‫خب، شما پسرا تا وقتی
‫اینجایید چه کاره‌اید؟

429
00:26:05,144 --> 00:26:07,647
‫خب، الان داشتم از اولیویا
‫می‌پرسیدم علاقه داره...

430
00:26:07,672 --> 00:26:09,925
‫- اوه، از خدامونه
‫- منظورت چیه؟

431
00:26:09,950 --> 00:26:12,318
‫- من باید...
‫- یه لحظه لطفا

432
00:26:12,854 --> 00:26:15,671
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- خودت داری چیکار می‌کنی؟

433
00:26:15,696 --> 00:26:17,490
‫اینا آدم‌های جالب
‫و خوشتیپ هستن

434
00:26:17,515 --> 00:26:19,300
‫که می‌خوان باهامون وقت بگذرونن

435
00:26:19,384 --> 00:26:20,635
‫البته که باید بگیم آره!

436
00:26:20,660 --> 00:26:22,412
‫- ولی کتاب چی میشه؟
‫- این‌کار برای کتابه

437
00:26:22,453 --> 00:26:25,098
‫ما اینجا اومدیم تا یه
‫ماجراجویی داشته باشیم

438
00:26:25,123 --> 00:26:28,337
‫برای این‌کار باید چندتا
‫ماجراجویی واقعی بکنی

439
00:26:28,362 --> 00:26:29,405
‫اوهوم

440
00:26:29,877 --> 00:26:31,254
‫ببخشید، یه لحظه دیگه لطفا

441
00:26:31,295 --> 00:26:32,797
‫آره، ممنون

442
00:26:32,839 --> 00:26:35,775
‫- نمی‌تونم فرار کنم و...
‫- گوش کن

443
00:26:36,276 --> 00:26:37,944
‫می‌تونی قیافه‌ی کایل رو

444
00:26:37,969 --> 00:26:41,305
‫موقعی که پیش
‫یه مرد خوشگل می‌بینتت

445
00:26:41,347 --> 00:26:42,557
‫و داری کیف دنیا رو
‫می‌بری تصور کنی؟

446
00:26:42,598 --> 00:26:43,683
‫هومم؟

447
00:26:45,434 --> 00:26:47,145
‫- خیلی‌خب، منظورت رو متوجه شدم.
‫- عالیه.

448
00:26:47,186 --> 00:26:50,439
‫خیلی‌خب، تعیین شد، جفت‌تونو
‫ساعت 10 صبح تو ساحل می‌بینیم

449
00:26:50,481 --> 00:26:51,791
‫- جفت‌مونو؟
‫- عالیه

450
00:26:51,816 --> 00:26:52,900
‫- عالیه
‫- پس تا فردا

451
00:26:52,942 --> 00:26:53,901
‫- اوهوم.
‫- گفت‌ جفت‌مونو؟

452
00:26:53,943 --> 00:26:55,027
‫بله

453
00:27:01,409 --> 00:27:03,911
‫وینستون، اصلا خبر نداشتم
‫این‌قدر بازیگر خوبی هستی

454
00:27:03,953 --> 00:27:05,580
‫اوه... ممنون، قربان

455
00:27:07,081 --> 00:27:08,499
‫راستش، بیا تا وقتی اینجاییم

456
00:27:08,499 --> 00:27:10,376
‫بی‌خیال سِمَت‌هامون باشیم، باشه؟

457
00:27:10,418 --> 00:27:12,211
‫به کارکنان اطلاع بده، باشه؟

458
00:27:12,236 --> 00:27:13,779
‫میشه یه بار دیگه یادآوری کنم، قربان؟
‫طفره‌روی از کاخ به‌ندرت...

459
00:27:13,804 --> 00:27:15,733
‫اینجا که کاخ نیست، مگه نه؟

460
00:27:15,758 --> 00:27:18,802
‫با این‌حال، جسارتاً، شما
‫دارید با آتیش بازی می‌کنید.

461
00:27:22,080 --> 00:27:23,832
‫می‌دونم.

462
00:27:25,808 --> 00:27:28,788
‫فکر می‌کنی باید به اولیویا
‫بگم واقعا کی هستم؟

463
00:27:30,271 --> 00:27:31,814
‫و حق با توئه، میگم
‫قول میدم

464
00:27:31,839 --> 00:27:33,632
‫فقط...

465
00:27:35,776 --> 00:27:37,361
‫این اولین‌باریه که من
‫مثل آدم‌های عادی

466
00:27:37,361 --> 00:27:38,779
‫با یه نفر آشنا شدم

467
00:27:39,947 --> 00:27:42,742
‫این اولین‌باریه که
‫دارم می‌فهمم عادی‌بودن

468
00:27:42,783 --> 00:27:44,243
‫چه حسی داره

469
00:27:47,204 --> 00:27:50,468
‫و شاید از این طریق اونم
‫بتونه منِ واقعی رو بشناسه

470
00:27:53,544 --> 00:27:55,725
‫هرطور میلته...

471
00:27:56,631 --> 00:27:58,299
‫الکساندر

472
00:27:59,550 --> 00:28:01,093
‫ممنون

473
00:28:03,679 --> 00:28:05,848
‫بهت قول میدم،
‫بهش میگم

474
00:28:06,891 --> 00:28:08,559
‫فقط...

475
00:28:08,601 --> 00:28:10,061
‫هروقت وقتش بشه

476
00:28:37,546 --> 00:28:39,090
‫بله، ریدلی؟

477
00:28:39,131 --> 00:28:41,233
‫همه‌چی روبراه به‌نظر میاد، علیاحضرت

478
00:28:41,258 --> 00:28:43,461
‫شاهزاده خیلی اجتماعی شدن

479
00:28:43,486 --> 00:28:45,488
‫ولی دلیلی برای نگرانی نمی‌بینم

480
00:28:45,513 --> 00:28:47,014
‫بسیار خب

481
00:28:47,056 --> 00:28:49,183
‫لطفا خوب حواست بهش باشه

482
00:28:49,225 --> 00:28:52,645
‫نگران نباشید، خاطرجمع
‫میشم مشکلی پیش نیاد

483
00:28:53,854 --> 00:28:55,231
‫- ممنون، ریدلی
‫- خانم

484
00:29:05,401 --> 00:29:09,982
از وقتی اومدیم فقط داریم استراحت میکنیم
بجای لذت بردن دیوونه

485
00:29:10,204 --> 00:29:11,735
صبح بخیر

486
00:29:16,521 --> 00:29:18,662
فقط میخوی زل بزنی!؟ آره

487
00:29:22,706 --> 00:29:23,980
کمک

488
00:29:25,568 --> 00:29:28,342
ممم اگه بخوای من؟

489
00:29:28,367 --> 00:29:30,913
آره -
باشه، ببین باید همه‌ی تمرکزت

490
00:29:30,938 --> 00:29:32,568
به پارو و درست نگه داشتنش باشه

491
00:29:32,593 --> 00:29:36,334
مثل دوچرخه ولی این بار بجای پا
از بازوها کمک میگیری

492
00:29:36,359 --> 00:29:39,135
اینطوری!؟ -
آره...برو

493
00:29:39,160 --> 00:29:40,682
آره، همینطوره

494
00:29:40,885 --> 00:29:44,721
ههه فکر کنم دارم یاد میگیرم    - آره -
دیگه میتونی بری

495
00:29:44,746 --> 00:29:45,772
وای

496
00:29:52,014 --> 00:29:53,458
اوه مواظب باش

497
00:29:53,483 --> 00:29:55,193
تو خوبی!؟ -
اوه، آره -

498
00:29:59,850 --> 00:30:02,780
ببیخشید این چجور آموزشی بود
با کیک پزی اشتباه گرفتی

499
00:31:13,214 --> 00:31:16,987
چجوری تونستی!؟
من فقط یه آدم پر از استعدادم -

500
00:31:17,012 --> 00:31:18,705
اوه -
آره واقعا

501
00:31:19,307 --> 00:31:20,955
سلام بچه‌ها‌

502
00:31:21,352 --> 00:31:26,559
کسی حس داره بیاد بازی!؟ -
اوه محاله عزیزم اولیویا از این مدلا نیست -

503
00:31:26,584 --> 00:31:28,491
اوه بیخیال اشکالی نداره

504
00:31:29,725 --> 00:31:33,038
درواقع من دلم میخواد بازی کنم
ممنون تفنی -
واقعا!؟ -

505
00:31:34,024 --> 00:31:34,781
باشه

506
00:31:36,024 --> 00:31:38,172
تو پایه‌ای!؟ -
کاملا -

507
00:31:41,680 --> 00:31:43,227
شروع میشه -
هورااا

508
00:31:55,939 --> 00:31:58,220
خوب بود فکر کنم بهتر از تو انجامش دادم

509
00:31:58,245 --> 00:31:59,751
خوبه هنوز کجاشو دیدی

510
00:32:05,797 --> 00:32:06,992
اولیویا

511
00:32:07,017 --> 00:32:08,537
یالا دیگه
شاید دفعه بعد

512
00:32:08,562 --> 00:32:09,545
کایل

513
00:32:17,935 --> 00:32:18,857
کایل

514
00:32:22,252 --> 00:32:23,963
خودشه... اولیویا

515
00:32:23,988 --> 00:32:25,955
تشکر...تشکر -
سمت تو بود -

516
00:32:38,273 --> 00:32:39,195
آره

517
00:32:42,819 --> 00:32:44,881
آره خب عالی بود -
عالیه -

518
00:32:45,084 --> 00:32:46,225
باشه

519
00:32:49,614 --> 00:32:50,598
بازیت خوب بود

520
00:32:52,090 --> 00:32:52,864
آره

521
00:32:53,264 --> 00:32:54,405
توام همینطور

522
00:32:55,311 --> 00:32:56,811
میبینمتون بچه ها

523
00:33:00,942 --> 00:33:02,731
عزیزم؟

524
00:33:08,370 --> 00:33:10,727
‫این تعطیلات تا الان
‫بهترین ایده‌ی من بوده

525
00:33:10,752 --> 00:33:12,249
‫هومم!

526
00:33:12,291 --> 00:33:13,792
‫منظورم ایده‌ی مائه.

527
00:33:14,418 --> 00:33:16,629
‫همین فکر رو می‌کردم.

528
00:33:16,670 --> 00:33:17,880
‫ناهارت چطور بود، وینستون؟

529
00:33:17,905 --> 00:33:19,948
‫فوق‌العاده بود.
‫شما چطور، حضرت والا؟

530
00:33:28,891 --> 00:33:31,518
‫- یه لقب قدیمیه...مگه نه؟
‫- آره

531
00:33:31,560 --> 00:33:32,770
‫واقعا؟

532
00:33:32,811 --> 00:33:35,648
‫آره... داستانش مفصله

533
00:33:35,689 --> 00:33:39,068
‫حس می‌کنم سال‌هاست
‫دارم جمع‌وجورش می‌کنم

534
00:33:39,093 --> 00:33:40,636
‫- اوه
‫- اوه

535
00:33:43,906 --> 00:33:45,032
‫خیلی معذرت می‌خوام

536
00:33:45,074 --> 00:33:46,659
‫هی، الان یه فکری به سرم زد

537
00:33:46,700 --> 00:33:49,912
‫مطمئنم وینی باهام میاد
‫بریم غواصی. مگه نه؟

538
00:33:49,954 --> 00:33:51,538
‫اوه...

539
00:33:53,374 --> 00:33:54,959
‫قطعا. خوشحال میشم

540
00:33:55,000 --> 00:33:56,252
‫عالیه

541
00:33:56,293 --> 00:33:57,795
‫می‌تونیم شما هم متقاعد
‫کنیم بهمون ملحق بشید؟

542
00:33:57,836 --> 00:33:59,255
‫- باشه، من متقاعد شدم.
‫- واقعا؟

543
00:33:59,280 --> 00:34:01,830
‫نه! خودت می‌دونی راجع‌به
‫غواصی چه حسی دارم

544
00:34:02,458 --> 00:34:05,255
بزن بریم
میبینمتون....بای

545
00:34:07,573 --> 00:34:10,525
‫یه حسی بهم میگه
‫نمی‌تونم متقاعدت کنم ‫از تپه دریایی بازدید کنی

546
00:34:10,550 --> 00:34:12,941
‫آخه چی لوم داد؟

547
00:34:18,139 --> 00:34:21,519
‫- خب، احتمالا باید...
‫- می‌خوای بریم یه قدم بزنیم؟

548
00:34:21,578 --> 00:34:23,413
‫شاید توی ساحل؟

549
00:34:23,438 --> 00:34:24,939
‫- فقط اگه...
‫- از خدامه

550
00:34:35,741 --> 00:34:37,618
‫ایده‌ای داری این زن کیه؟

551
00:34:38,627 --> 00:34:40,877
‫نه، خانم، نمی‌شناسمش

552
00:34:40,902 --> 00:34:44,406
‫ریدلی، ازت می‌خوام
‫هویت‌ش رو پیدا کنی

553
00:34:44,530 --> 00:34:46,240
‫خوب درباره‌اش تحقیق کن

554
00:34:46,695 --> 00:34:49,053
‫- بله، علیاحضرت
- ممنون، ریدلی

555
00:34:49,078 --> 00:34:50,996
‫نه، نگران نباشید،
‫ترتیب‌شو میدم

556
00:34:58,570 --> 00:35:00,947
‫خب، حتما اینجا از ترویا
‫خیلی چشم‌انداز متفاوتی داره

557
00:35:01,022 --> 00:35:03,065
‫اوه، از نوع دلپذیرش،
‫می‌تونم بهت اطمینان بدم

558
00:35:03,090 --> 00:35:04,717
‫چیه، این‌قدر بده؟

559
00:35:04,742 --> 00:35:08,413
‫اوه، نه، نه... راستش
‫اتفاقا خیلی زیباست

560
00:35:08,438 --> 00:35:13,526
‫فقط... خب، خانواده‌ام
‫می‌تونن یه‌کم طاقت‌فرسا باشن.

561
00:35:13,585 --> 00:35:15,670
‫ولی حتما به کارت
‫افتخار می‌کنن، مگه نه؟

562
00:35:15,712 --> 00:35:19,090
‫افسوس، مادرم برای شغلم
‫برنامه‌های متفاوتی داشت.

563
00:35:19,174 --> 00:35:20,216
‫اوه.

564
00:35:20,258 --> 00:35:22,010
‫همونطور که اغلب
‫دوست داره بهم یادآوری کنه.

565
00:35:22,051 --> 00:35:25,221
‫آره، نگران نباش، این یه
‫رسم انحصاری ترویایی نیست.

566
00:35:25,263 --> 00:35:27,390
‫مامانِ منم هنوز دوست داره بهم
‫یادآوری کنه هنوز زیاد دیر نیست

567
00:35:27,432 --> 00:35:28,808
‫وارد کارِ املاک بشم.

568
00:35:28,850 --> 00:35:30,560
‫اوه.

569
00:35:30,602 --> 00:35:33,813
‫از وقتی یه بچه کوچولو بودم،
‫همیشه آرزو داشتم یه نویسنده باشم.

570
00:35:34,731 --> 00:35:35,940
‫البته بعد از اینکه متوجه شدم

571
00:35:35,940 --> 00:35:37,525
‫نمی‌تونم شاهدخت بشم.

572
00:35:39,986 --> 00:35:42,280
‫بابات چطور، نظرِ اون
‫راجع‌به شغلت چیه؟

573
00:35:44,866 --> 00:35:46,034
‫اون بچگیام فوت کرد.

574
00:35:46,034 --> 00:35:47,827
‫- خیلی متأسفم.
‫- نه، اشکال نداره.

575
00:35:49,996 --> 00:35:51,497
‫خوش‌شانس بودم.

576
00:35:51,539 --> 00:35:53,625
‫خیلی باهمدیگه خوش گذروندیم.

577
00:35:55,293 --> 00:35:57,253
‫اتفاقا اون کمک کرد تا حفاظت
‫از منطقه آبی رو تأسیس کنیم،

578
00:35:57,295 --> 00:35:59,380
‫پس خیلی به این
‫جزیره سر می‌زدیم.

579
00:36:00,006 --> 00:36:02,300
‫اون خیلی به کار خیر و
‫کمک‌کردن به دیگران اعتقاد داشت.

580
00:36:04,385 --> 00:36:06,679
‫و اگه یه وقتی به خودم شک
‫کنم، فقط به اون فکر می‌کنم.

581
00:36:09,098 --> 00:36:10,934
‫و به اینجا.

582
00:36:13,811 --> 00:36:14,896
‫مسخره به‌نظر میاد؟

583
00:36:14,938 --> 00:36:16,105
‫اصلا و ابدا

584
00:36:19,150 --> 00:36:20,693
‫تو چطور؟

585
00:36:20,735 --> 00:36:22,654
‫جایی داری که دلت
‫بخواد بهش فرار کنی؟

586
00:36:23,446 --> 00:36:26,032
‫شاید ساندویچ‌فروشی استلا
‫توی خیابون سی‌وچهارم وست.

587
00:36:26,074 --> 00:36:27,659
‫هومم، حتما ساندویچ خوبی داره.

588
00:36:27,700 --> 00:36:30,745
‫بذار بهت بگم، زندگیت رو
‫از این رو به اون رو می‌کنه.

589
00:36:30,787 --> 00:36:33,289
‫راستش رو بگم، من تاحالا
‫دورتر از جرسی جایی نرفتم.

590
00:36:35,041 --> 00:36:36,459
‫وایسا ببینم، ولی...

591
00:36:38,628 --> 00:36:40,630
‫پس اون‌همه ماجراجویی‌های
‫شگفت‌انگیز جهانگردی چی؟

592
00:36:40,672 --> 00:36:42,006
‫از خودم درآوردم.

593
00:36:43,132 --> 00:36:44,717
‫ناامید شدی؟

594
00:36:45,343 --> 00:36:47,011
‫اتفاقا برعکس...

595
00:36:47,053 --> 00:36:48,388
‫حتی از اونی که فکر می‌کردم
‫هم نویسنده‌ی بهتری هستی.

596
00:36:48,429 --> 00:36:49,555
‫ممنون.

597
00:36:52,058 --> 00:36:53,685
‫ولی قایق‌سواریت رو توضیح میده.

598
00:36:53,726 --> 00:36:56,646
‫اوه، اشتباه برداشت نشه، من
‫همیشه دلم می‌خواست سفر کنم.

599
00:36:56,688 --> 00:36:58,731
‫می‌خواستم یه چیز جدید،
‫هیجان‌انگیز و متفاوت ببینم.

600
00:36:58,773 --> 00:37:00,942
‫یه ماجراجویی واقعی
‫داشته باشم، می‌دونی؟

601
00:37:01,526 --> 00:37:02,860
‫و به‌محض اینکه کتاب موفق شد،

602
00:37:02,902 --> 00:37:04,445
‫همه‌ش کارم این بود
‫که برم نیویورک

603
00:37:04,487 --> 00:37:06,489
‫و با ناشرها جلسه داشته
‫باشم و از این چیزها.

604
00:37:06,531 --> 00:37:08,241
‫فقط...

605
00:37:08,282 --> 00:37:09,742
‫هیچ‌وقت وقتش رو نداشتم.

606
00:37:11,428 --> 00:37:13,221
‫خب، الان اینجایی.

607
00:37:13,246 --> 00:37:14,580
‫منظورم اینه، از پسش براومدی.

608
00:37:14,622 --> 00:37:17,500
‫آره، البته من این سفر رو در اصل

609
00:37:17,542 --> 00:37:20,712
‫به‌مناسبت سالگرد آشناییم با کایل
‫رزرو کرده بودم، درست قبل از اینکه

610
00:37:20,753 --> 00:37:22,547
‫اعلام کنه برای رابطه وقت نداره.

611
00:37:24,816 --> 00:37:26,234
‫- شوخیت گرفته؟
‫- اوهوم.

612
00:37:26,259 --> 00:37:29,660
‫توی پیچش داستانی مشخص
‫شد که یه دروغگوی بزرگه.

613
00:37:30,596 --> 00:37:33,683
‫- البته.
‫- آره، خوب بلدم چطوری انتخاب‌شون کنم.

614
00:37:35,184 --> 00:37:37,253
‫مشکل اصلا این نیست.

615
00:37:37,937 --> 00:37:40,940
‫مسئله اینه‌ که خوانندگان من،
‫عاشق رمانس توی داستان‌هام هستن،

616
00:37:40,982 --> 00:37:43,401
‫انتظار دارن کتاب یه پایان
‫شاه پریونی داشته باشه.

617
00:37:44,360 --> 00:37:45,987
‫هردفعه که سعی می‌کنم
‫بشینم و بنویسم،

618
00:37:46,028 --> 00:37:49,407
‫فقط... به‌نظر میاد نمی‌تونم...

619
00:37:49,449 --> 00:37:52,160
‫- دچار مسدودیت ذهنی نویسنده شدی؟
‫- آره، رقت‌انگیزه، می‌دونم.

620
00:37:52,201 --> 00:37:54,120
‫ولی یه ناشر دارم که
‫وحشت کرده

621
00:37:54,162 --> 00:37:56,873
‫و بهم ضرب‌الاجل داده
‫و کل ماجرا فقط...

622
00:37:57,498 --> 00:37:59,125
‫راستش خیلی ترسناکه.

623
00:38:00,293 --> 00:38:01,836
‫نه، سرزنشت نمی‌کنم.

624
00:38:02,420 --> 00:38:04,130
‫احتمالا منم جات بودم
‫همین حس رو داشتم.

625
00:38:05,298 --> 00:38:07,175
‫ولی با تمام صداقت...

626
00:38:07,216 --> 00:38:09,427
‫و یکی از بزرگ‌ترین طرفدارهات
‫داره این حرف رو می‌زنه...

627
00:38:10,887 --> 00:38:12,305
‫تو به هیچ‌کس
‫هیچی بدهکار نیستی.

628
00:38:12,889 --> 00:38:14,724
‫هر چقدر می‌خوای
‫زمان صرف کن.

629
00:38:16,934 --> 00:38:19,562
‫و هروقت برای یه داستان
‫دیگه آماده بودی...

630
00:38:20,886 --> 00:38:22,137
‫منتظر هستم.

631
00:38:22,162 --> 00:38:23,663
‫آم... منتظر هستیم.

632
00:38:24,484 --> 00:38:26,194
‫منظورم طرفدارهاست.

633
00:38:26,235 --> 00:38:27,904
‫- باشه، باشه.
‫- هومم.

634
00:38:27,945 --> 00:38:30,323
‫اشکال نداره زنگ بزنی
‫ناشرم و اینو بهش بگی؟

635
00:38:31,240 --> 00:38:32,533
‫با خوشحالی.

636
00:38:36,537 --> 00:38:37,914
‫ممنون بابت یه روز
‫دوست‌داشتنی دیگه.

637
00:38:37,955 --> 00:38:40,082
‫اوه، اصلا قابلت رو نداشت.

638
00:38:41,796 --> 00:38:45,123
ببین، من نمی‌خوام همه‌ی وقتت رو بگیرم،
‫ولی دوست داری توی مراسم خیریه

639
00:38:45,148 --> 00:38:47,918
‫حفاظت از منطقه آبی همراهیم کنی؟

640
00:38:47,943 --> 00:38:49,795
‫اگه نیای، فقط من
‫و وینستون هستیم،

641
00:38:49,820 --> 00:38:52,155
‫و خیلی دارم سعی می‌کنم
‫اون یه استراحتی بکنه.

642
00:38:52,925 --> 00:38:55,428
‫آخه اول باید تقویمم رو چک کنم.

643
00:38:56,031 --> 00:38:57,155
‫اوه.

644
00:38:57,329 --> 00:38:59,969
‫ولی فکر کنم می‌تونم عملیش کنم.

645
00:39:01,709 --> 00:39:03,168
‫فوق‌العاده ست.

646
00:39:03,836 --> 00:39:06,547
‫- شب بخیر، الکساندر.
‫- شب بخیر، اولیویا.

647
00:39:56,079 --> 00:39:58,195
‫- بیا تو
‫- هی

648
00:39:58,704 --> 00:39:59,747
اوه سلام

649
00:40:01,123 --> 00:40:03,792
‫- قربان
‫- سلام، دوست قدیمی

650
00:40:05,586 --> 00:40:07,046
‫تپه دریایی چطور بود؟

651
00:40:07,071 --> 00:40:09,532
‫- خیلی تماشایی بود، قربان
‫- خوبه

652
00:40:10,228 --> 00:40:13,151
‫گمونم شما و خانم پرکینز
‫باهمدیگه خوش گذروندید؟

653
00:40:13,176 --> 00:40:14,719
‫شما دوتا چیکار کردید؟

654
00:40:14,744 --> 00:40:17,789
‫آم...
‫ما رفتیم توی ساحل قدم زدیم

655
00:40:18,641 --> 00:40:19,725
‫و؟

656
00:40:19,767 --> 00:40:22,144
‫اگه راستش رو بگم...

657
00:40:22,186 --> 00:40:23,395
‫اون دختر شگفت‌انگیزیه.

658
00:40:23,437 --> 00:40:24,730
‫خوب بود.

659
00:40:25,451 --> 00:40:28,693
‫داری چیکار می‌کنی؟ داری...
‫داری... داری می‌نویسی؟

660
00:40:30,201 --> 00:40:31,494
‫برگشتی؟

661
00:40:31,577 --> 00:40:32,787
‫نمی‌دونم داری راجع‌به
‫چی حرف می‌زنی.

662
00:40:32,828 --> 00:40:34,205
‫ایول. ایول.

663
00:40:34,246 --> 00:40:39,839
‫- میشه آروم بشی؟
‫- فعلا این‌قدر حق با من بود دیگه چیزی نمی‌شنوم

664
00:40:39,864 --> 00:40:41,949
باشه...باشه..باشه

665
00:40:41,974 --> 00:40:44,310
‫شاید یه چیزی بیشتر
‫از خوبِ خالی بود

666
00:40:44,351 --> 00:40:45,436
‫خیلی‌خب.

667
00:40:45,692 --> 00:40:47,396
‫حالا میشه لطفا
‫برگردم سرکارم؟

668
00:40:47,438 --> 00:40:48,647
‫البته

669
00:40:48,689 --> 00:40:51,191
‫فقط چون من می‌خوام
‫تو جبهه‌ی حق وایسم.

670
00:40:51,216 --> 00:40:52,301
‫چون حق با من بود!

671
00:40:52,536 --> 00:40:54,830
‫خیلی باهوشه،
‫شوخ‌طبعه و به احتمال زیاد

672
00:40:54,872 --> 00:40:58,436
‫یکی از جالب‌ترین آدم‌هاییه
‫که تاحالا باهاش آشنا شدم

673
00:40:59,666 --> 00:41:02,487
شرکت فعلی حذف شد،
البته

674
00:41:02,984 --> 00:41:05,081
شما منو میشناسی آقا

675
00:41:05,106 --> 00:41:08,183
‫هرچند، اگه میشه بپرسم...

676
00:41:08,864 --> 00:41:12,032
‫اون دقیقا داره با کدوم
‫الکساندر آشنا میشه؟

677
00:41:12,871 --> 00:41:15,749
‫یه محافظ محیط‌زیست
‫دریایی یا شاهزاده؟

678
00:41:19,063 --> 00:41:20,481
‫می‌دونم

679
00:41:22,107 --> 00:41:24,443
‫می‌خوام بهش بگم، فقط
‫منتظر زمان درستش هستم.

680
00:41:26,445 --> 00:41:29,073
‫میشه یه بار دیگه
‫جسارت بکنم، قربان؟

681
00:41:31,243 --> 00:41:34,704
‫چرا این‌قدر می‌خواید
‫حقیقت رو ازش قایم کنید؟

682
00:41:39,710 --> 00:41:42,264
‫چون‌ دروغ خیلی خوشایندتره.

683
00:41:45,422 --> 00:41:47,132
‫حضرت والا.

684
00:41:57,600 --> 00:41:59,310
‫بسیار خب.

685
00:42:08,514 --> 00:42:10,225
‫سلام؟

686
00:42:11,534 --> 00:42:13,397
‫اون چیزی سفارش نداده بود.

687
00:42:13,422 --> 00:42:14,590
‫اوه، نه، خانم، این یه هدیه

688
00:42:14,632 --> 00:42:16,551
‫از طرف یکی دیگه از مهمون‌هامونه.

689
00:42:16,592 --> 00:42:18,177
‫امان از این بچه‌ها.

690
00:42:18,656 --> 00:42:19,699
‫عجب!

691
00:42:20,096 --> 00:42:21,639
‫- وای.
‫- آره.

692
00:42:22,107 --> 00:42:24,058
‫لازمه جایی رو امضاء کنیم یا...؟

693
00:42:24,083 --> 00:42:25,751
‫اوه، نه، ترتیب همه‌چی داده شده.

694
00:42:25,776 --> 00:42:27,195
‫فقط میشه اسم‌تون رو تأیید بکنم؟

695
00:42:27,220 --> 00:42:29,181
‫- پرکینز.
‫- و اسم کوچیک‌تون؟

696
00:42:30,731 --> 00:42:31,941
‫اولیویا.

697
00:42:33,365 --> 00:42:35,194
‫از جفت‌تون خیلی ممنونم.

698
00:42:35,236 --> 00:42:37,107
‫نه، ممنون از شما.

699
00:42:39,156 --> 00:42:40,658
‫عجب.

700
00:42:43,301 --> 00:42:45,845
‫علیاحضرت، اسمش رو گیر آوردم.

701
00:42:47,456 --> 00:42:49,526
‫اولیویا پرکینز.

702
00:42:49,551 --> 00:42:51,094
‫آمریکاییه.

703
00:42:51,460 --> 00:42:53,587
‫نویسنده.
‫کتاب تخیلی محبوب.

704
00:42:53,955 --> 00:42:56,082
‫پدرش یه تعمیرکار یخچاله،

705
00:42:56,107 --> 00:42:59,218
‫مادرش خانه‌دار و
‫حسابدار نیمه‌وقته.

706
00:42:59,579 --> 00:43:01,790
‫آنچنان سطح اجتماعی
‫بالایی ندارن، مگه نه؟

707
00:43:01,815 --> 00:43:03,358
‫نه، خانم، نه آنچنان.

708
00:43:03,383 --> 00:43:05,928
‫تاحالا ازدواج نکرده.
‫نامزدش شش ساله جدا شده.

709
00:43:07,791 --> 00:43:09,627
‫ریدلی...

710
00:43:09,652 --> 00:43:11,613
‫باید در این باره
‫یه کاری بکنیم.

711
00:43:12,187 --> 00:43:13,230
‫بله، خانم.

712
00:43:32,293 --> 00:43:33,711
‫اولیویا.

713
00:43:33,753 --> 00:43:35,379
‫سلام.

714
00:43:35,421 --> 00:43:37,673
‫داشتم یه‌کم کارهامو انجام می‌‌دادم.

715
00:43:37,715 --> 00:43:39,383
‫اولیویا، یه چیزی هست
‫که باید بهت بگم.

716
00:43:39,425 --> 00:43:40,468
‫باشه، چیه؟

717
00:43:46,098 --> 00:43:49,143
‫این چند روز گذشته من
‫خیلی بهم خوش گذشته.

718
00:43:51,585 --> 00:43:53,545
‫ولی...

719
00:43:54,650 --> 00:43:58,986
‫متأسفانه من کاملا
‫باهات صادق نبودم.

720
00:44:00,427 --> 00:44:01,107
‫خیلی‌خب.

721
00:44:01,132 --> 00:44:04,521
‫چیزی که سعی دارم
‫بهت بگم اینه که من...

722
00:44:06,834 --> 00:44:08,836
‫- من یه...
‫- قربان؟

723
00:44:08,878 --> 00:44:10,004
‫قربان...

724
00:44:11,123 --> 00:44:12,528
الکساندر

725
00:44:12,553 --> 00:44:16,140
‫وینی، الان زیاد
‫وقت خوبی نیست.

726
00:44:16,182 --> 00:44:17,266
‫یه پیغام از طرف خونه دارم.

727
00:44:17,871 --> 00:44:20,077
‫- مطمئنم میشه گذاشت برای بعد.
‫- قربان، شدیداً توصیه می‌کنم...

728
00:44:20,102 --> 00:44:22,886
‫متأسفانه نمیشه
‫گذاشت برای بعد، قربان.

729
00:44:23,400 --> 00:44:25,319
‫مادرتون فوراً می‌خواد
‫باهاتون حرف بزنه.

730
00:44:26,244 --> 00:44:27,412
‫ریدلی.

731
00:44:27,932 --> 00:44:30,893
‫خیلی‌خب، اینجا چه خبره؟

732
00:44:32,830 --> 00:44:34,665
‫اولیویا، می‌تونم توضیح بدم.

733
00:44:35,666 --> 00:44:37,501
‫حضرت والا.

734
00:44:38,168 --> 00:44:39,294
‫حضرت والا...

735
00:44:40,337 --> 00:44:41,699
‫ملکه منتظره، قربان.

736
00:44:41,724 --> 00:44:42,809
‫ملکه؟

737
00:44:48,479 --> 00:44:50,564
‫اولیویا، می‌دونی، من یه جورایی...

738
00:44:52,107 --> 00:44:54,860
‫خب... یه شاهزاده‌ام.

739
00:44:56,362 --> 00:44:57,571
‫- چی؟
‫- بذار توضیح بدم.

740
00:44:57,613 --> 00:44:58,864
‫شاهزاده‌ای؟

741
00:44:58,906 --> 00:45:01,033
‫- مادرتون...
‫- ممنون، ریدلی.

742
00:45:05,685 --> 00:45:07,729
‫اولیویا، می‌خواستم بهت بگم.

743
00:45:08,957 --> 00:45:10,250
‫داشتی بهم دروغ می‌گفتی.

744
00:45:11,799 --> 00:45:13,051
‫قسم می‌خورم...

745
00:45:13,545 --> 00:45:15,089
‫اولیویا، خواهش می‌کنم.

746
00:45:19,385 --> 00:45:22,096
‫- چند وقته اینجا هستی؟
‫- ملکه منتظره، قربان.

747
00:45:24,848 --> 00:45:26,892
‫مادر، چند وقته ریدلی
‫داره جاسوسیم رو می‌کنه؟

748
00:45:26,934 --> 00:45:29,478
‫اون داره دقیقا همون‌کاری رو
‫می‌کنه که من ازش خواستم.

749
00:45:29,520 --> 00:45:31,230
‫حواسش به تو باشه

750
00:45:31,271 --> 00:45:33,065
‫و منو از گندکاری‌هات مطلع کنه.

751
00:45:33,107 --> 00:45:34,358
‫گندکاری‌؟!

752
00:45:34,983 --> 00:45:36,568
‫از چی داری حرف می‌زنی؟

753
00:45:36,610 --> 00:45:38,404
‫اوه، دست بردار، الکساندر،

754
00:45:38,445 --> 00:45:40,114
‫ولگردی با یه رعیت

755
00:45:40,155 --> 00:45:42,282
‫مثل یه بچه‌ مدرسه‌ای که رفته
‫تعطیلات به‌دور از شخصیت توئه.

756
00:45:43,742 --> 00:45:45,035
‫مادر، من...

757
00:45:45,077 --> 00:45:47,413
‫برام هیچ چاره‌ای جز
‫دخالت‌کردن باقی نذاشتی.

758
00:45:47,454 --> 00:45:50,958
‫حالا، بخاطر خودت و
‫بخاطر وجهه‌ی خانواده،

759
00:45:50,999 --> 00:45:53,627
‫این‌قدر با این دختر
‫وقتت رو تلف نکن.

760
00:45:53,669 --> 00:45:55,504
‫به‌محض اینکه این
‫مراسم خیریه تموم شد،

761
00:45:55,546 --> 00:45:57,214
‫انتظار دارم با اولین پرواز بیای خونه.

762
00:45:57,256 --> 00:45:58,757
‫ختم کلام.

763
00:46:05,639 --> 00:46:07,307
‫از اینجا بزن به چاک.

764
00:46:09,393 --> 00:46:12,688
‫قربان، اگه اجازه باشه،
‫علیاحضرت فقط داره...

765
00:46:12,729 --> 00:46:14,815
‫مگه نشنیدی چی گفتم، ریدلی؟

766
00:46:26,660 --> 00:46:28,704
‫- شاهزاده ست؟
‫- اوهوم.

767
00:46:29,538 --> 00:46:31,206
‫شاهزاده‌ی چی؟

768
00:46:34,710 --> 00:46:38,130
‫شاهزاده الکساندر سوم از ترویا.

769
00:46:38,172 --> 00:46:40,340
‫عجب. یه شاهزاده واقعیه!

770
00:46:40,382 --> 00:46:43,093
‫یه شاهزاده واقعیه که برای خودش
‫یه هویت جعلی درست کرده

771
00:46:43,135 --> 00:46:45,971
‫و توی سه روز گذشته
‫بهم دروغ می‌گفته.

772
00:46:46,013 --> 00:46:47,222
‫آره.

773
00:46:47,264 --> 00:46:48,765
‫منصفانه بگیم،
‫وقتی اولین‌بار همدیگه رو دیدید،

774
00:46:48,807 --> 00:46:50,851
‫تو هم یه جورایی
‫بهش نگفتی کی هستی.

775
00:46:52,040 --> 00:46:54,730
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫نگاه کن...

776
00:46:54,771 --> 00:46:56,815
‫مطمئنم یه دلیل خوب داره.

777
00:46:57,204 --> 00:46:59,443
‫شاید می‌خواسته ناشناس باشه.

778
00:46:59,484 --> 00:47:01,111
‫می‌دونی،
‫با آدم‌های عادی وقت بگذرونه.

779
00:47:03,864 --> 00:47:06,533
‫یا شاید نمی‌خواسته بترسونتت.

780
00:47:07,284 --> 00:47:08,493
‫مسئله‌ی اصلی اینه که...

781
00:47:08,535 --> 00:47:10,412
‫اون یه شاهزاده ست!

782
00:47:11,413 --> 00:47:13,248
‫و بهت علاقه‌مند شده.

783
00:47:13,290 --> 00:47:15,208
‫داری ماجراجویی می‌کنی.

784
00:47:15,250 --> 00:47:16,627
‫مشکل چیه؟

785
00:47:16,668 --> 00:47:18,712
‫- اون...
‫- ازش خوشت میاد؟

786
00:47:19,421 --> 00:47:21,173
‫برید باهمدیگه
‫درباره‌اش حرف بزنید.

787
00:47:22,799 --> 00:47:24,551
‫وایسا ببینم...

788
00:47:24,593 --> 00:47:28,597
‫پس اگه الکس شاهزاده باشه
‫پس وینستون چی میشه؟

789
00:47:28,639 --> 00:47:30,599
‫نمی‌دونم، بادیگاردش؟

790
00:47:30,641 --> 00:47:32,643
‫بادیگاردش.

791
00:47:32,684 --> 00:47:34,144
‫عجب.

792
00:47:34,186 --> 00:47:36,188
‫خیلی جذابه.

793
00:47:41,610 --> 00:47:43,236
‫- هان.
‫- اوه.

794
00:47:47,741 --> 00:47:49,660
‫خب، سلام، حضرت والا.

795
00:47:49,701 --> 00:47:50,744
‫هی، الکس.

796
00:47:53,622 --> 00:47:54,831
‫معذرت می‌خوام.

797
00:47:55,832 --> 00:47:57,250
‫می‌دونم. می‌دونم نباید...

798
00:47:57,292 --> 00:47:59,252
‫اون دروغ‌هایی که درباره‌ی
‫نجات‌دادن اقیانوس به خوردم دادی،

799
00:47:59,294 --> 00:48:01,004
‫خیلی زیرکانه بود.

800
00:48:01,046 --> 00:48:02,547
‫خب، بیشتر اون
‫حرف‌ها حقیقت داشت.

801
00:48:05,634 --> 00:48:07,594
‫ولی این واقعیت رو عوض
‫نمی‌کنه که باید از همون اول

802
00:48:07,594 --> 00:48:09,596
‫حقیقت رو کامل بهت می‌گفتم.

803
00:48:09,638 --> 00:48:11,890
‫وینستون عملاً سرم داد زد.

804
00:48:11,932 --> 00:48:13,433
‫آخی.

805
00:48:18,063 --> 00:48:20,524
‫اولیویا، بخاطر این‌
‫این‌کارو کردم چون...

806
00:48:22,192 --> 00:48:24,820
‫یه فرصتی می‌خواستم تا به
‫یه نفر نشون بدم واقعا کی هستم...

807
00:48:24,861 --> 00:48:26,530
‫بدون درنظر گرفتن جایگاهم.

808
00:48:27,656 --> 00:48:29,449
‫و این‌کار بهم اجازه داد تو رو بشناسم.

809
00:48:31,702 --> 00:48:34,037
‫هرچند خودخواهانه بود ولی شاید...

810
00:48:35,622 --> 00:48:37,499
‫فکر می‌کنم ارزششو داشت.

811
00:48:39,751 --> 00:48:42,212
‫خواهش می‌کنم اجازه
‫بده برات جبران کنم.

812
00:48:43,713 --> 00:48:46,883
‫دیگه مخفی‌کاری نمی‌کنم، قول میدم.

813
00:48:50,637 --> 00:48:53,723
‫و شاید یه معرفی دوباره لازم باشه.

814
00:49:01,690 --> 00:49:04,484
‫شاهزاده الکساندر بارکلی سوم از ترویا.

815
00:49:10,157 --> 00:49:11,825
‫از آشنایی با شما مفتخرم.

816
00:49:13,243 --> 00:49:15,078
‫خیلی‌خب، حضرت والا...

817
00:49:15,912 --> 00:49:17,497
‫دارم از گشنگی می‌میرم.

818
00:49:17,539 --> 00:49:19,833
‫می‌تونی با ناهار خریدن برام
‫شروع کنی به جبران‌کردن.

819
00:49:20,500 --> 00:49:21,668
‫خوشحال میشم.

820
00:49:21,710 --> 00:49:23,378
‫بریم؟

821
00:49:27,090 --> 00:49:28,258
‫عشق.

822
00:49:32,679 --> 00:49:34,389
‫بله، علیاحضرت؟

823
00:49:34,431 --> 00:49:37,434
‫بله... الان دارم راهی میشم.

824
00:49:37,475 --> 00:49:41,021
‫ریدلی، این رابطه‌ی بین
‫الکساندر و آمریکاییه...

825
00:49:42,147 --> 00:49:44,024
‫فقط یه خوشی گذراست یا...

826
00:49:44,107 --> 00:49:45,859
‫فکر می‌کنی چیزِ جدی‌تریه؟

827
00:49:47,360 --> 00:49:48,945
‫کی می‌تونه مطمئن باشه، خانم؟

828
00:49:48,987 --> 00:49:50,780
‫تمام چیزی که می‌تونم با اطمینان بگم،

829
00:49:50,822 --> 00:49:52,949
‫اینه که فکر نمی‌کنم تاحالا
‫شاهزاده رو این‌قدر متعهد

830
00:49:52,949 --> 00:49:54,701
‫یا...

831
00:49:54,743 --> 00:49:56,369
‫این‌قدر خوشحال دیده باشم.

832
00:49:58,371 --> 00:50:00,290
‫همین منو نگران می‌کنه.

833
00:50:00,874 --> 00:50:03,501
‫علیاحضرت، اجازه هست؟

834
00:50:06,880 --> 00:50:08,298
‫بله.

835
00:50:09,257 --> 00:50:10,842
‫شاید...

836
00:50:13,845 --> 00:50:14,930
‫ریدلی؟

837
00:50:16,348 --> 00:50:17,599
‫هیچی، خانم.

838
00:50:18,350 --> 00:50:19,392
‫منو ببخشید.

839
00:50:31,196 --> 00:50:32,447
‫لعنتی.

840
00:50:41,623 --> 00:50:44,584
‫پس تاج و تخت و
‫از اینجور چیزها هم دارید؟

841
00:50:46,002 --> 00:50:49,673
‫یه سری جواهرات خانوادگی هست،
‫و یه صندلی هم هست،

842
00:50:49,714 --> 00:50:51,633
‫ولی فقط برای تشریفات هستن.

843
00:50:51,675 --> 00:50:52,926
‫و خیلی هم نامساعد هستن.

844
00:50:53,551 --> 00:50:54,970
‫خیلی‌خب.

845
00:50:55,011 --> 00:50:56,429
‫تو کاخ زندگی می‌کنی؟

846
00:50:58,598 --> 00:51:00,016
‫البته.

847
00:51:00,058 --> 00:51:02,894
‫ولی زمستون‌ها خیلی بادخیزه

848
00:51:02,936 --> 00:51:05,271
‫و تابستون‌ها هم به‌طرز بی‌رحمانه‌ای گرمه.

849
00:51:07,232 --> 00:51:08,900
‫خیلی‌خب، یه سؤال بزرگ دارم،

850
00:51:08,942 --> 00:51:11,277
‫مهم‌ترین یا
‫به‌یاد‌ماندنی‌ترین کسی که

851
00:51:11,319 --> 00:51:12,946
‫تاحالا دیدی کی بوده؟

852
00:51:12,988 --> 00:51:14,239
‫منظورت به‌غیر از خودته؟

853
00:51:14,280 --> 00:51:17,367
‫اوه، خوب اومدی!
‫خیلی مؤدبی.

854
00:51:17,409 --> 00:51:19,703
‫ممنون. سال‌ها تمرین کردم.

855
00:51:30,880 --> 00:51:32,924
‫به منطقه آبی حفاظت‌شده
‫هیون خوش اومدی.

856
00:51:38,638 --> 00:51:41,099
‫کل این عملیات تماماً
‫توسط اهداهای مردمی

857
00:51:41,141 --> 00:51:43,143
‫و مراسم‌های خیریه انجام میشه، پس..

858
00:51:43,226 --> 00:51:45,562
‫من سعی می‌کنم هروقت
‫بتونم ازشون حمایت بکنم.

859
00:51:45,603 --> 00:51:48,648
‫فکر کنم یه شاهزاده داشتن
‫توی تیم‌شون زیاد بد نباشه.

860
00:51:49,566 --> 00:51:51,109
‫خب، وقتی متوجه بشی

861
00:51:51,109 --> 00:51:53,445
‫من چقدر سریع باعث
‫میشم همه خواب‌شون ببره...

862
00:51:54,904 --> 00:51:56,698
‫- اوه، لعنتی.
‫- چیه؟

863
00:51:58,533 --> 00:52:00,452
‫یادم رفته بود باید
‫یه سخنرانی آماده کنم.

864
00:52:00,493 --> 00:52:02,245
‫هی، مسئله‌ی بزرگی نیست.

865
00:52:03,345 --> 00:52:05,457
‫فقط پیدا کردن کلمات مناسب

866
00:52:05,498 --> 00:52:07,625
‫برای چیزی که سعی دارم بگم

867
00:52:07,667 --> 00:52:08,877
‫زیاد ویژگی بارزم نیست.

868
00:52:08,918 --> 00:52:10,336
‫واقعا؟

869
00:52:12,130 --> 00:52:13,840
‫اوه، عجب.

870
00:52:17,135 --> 00:52:18,344
‫زیباست.

871
00:52:19,721 --> 00:52:23,188
‫بیش از 5،000 گونه‌ی جانوری هست که
‫تپه دریایی هیون رو خونه‌شون می‌دونن...

872
00:52:23,975 --> 00:52:27,329
‫- الان گفتی 5،000 تا؟
‫- و هنوزم درحال شمارشه.

873
00:52:28,062 --> 00:52:29,898
‫بخاطر همین خیلی مهمه که هرکاری
‫در توان‌مون هست انجام بدیم

874
00:52:29,898 --> 00:52:31,107
‫تا ازشون محافظت کنیم.

875
00:52:35,487 --> 00:52:37,113
‫البته که از نظر من،
‫برای تجربه‌‌ی واقعی

876
00:52:37,113 --> 00:52:39,949
‫زیبایی تپه دریایی فقط یه راه هست.

877
00:53:10,473 --> 00:53:14,262
من خیلی مطمعن نیستم واسه اینجا بودن -
چیزی واسه ترسیدن وجود نداره -

878
00:53:15,713 --> 00:53:18,174
از کوسه‌های اینجام نگران نباش -
کوسه؟؟ -

879
00:53:18,199 --> 00:53:20,682
اونا بچه‌کوسه‌ان
هیچ آسیبی بهت نمیزنن

880
00:53:32,024 --> 00:53:33,509
آماده‌ای؟

881
00:53:37,165 --> 00:53:38,931
نگران نباش..ارزشش رو داره

882
00:53:38,956 --> 00:53:40,188
قول میدم

883
00:53:40,524 --> 00:53:43,321
سه...دو...یک

884
00:53:45,620 --> 00:54:02,321


885
00:54:52,341 --> 00:54:53,550
‫کاملا!

886
00:54:53,592 --> 00:54:56,034
‫- ایول!
‫- خیلی‌خب، حق با تو بود

887
00:54:57,512 --> 00:54:59,848
‫گمونم تنها کاری که باید بکنیم
‫اینه که قدم اول رو برداریم

888
00:55:02,059 --> 00:55:03,435
‫خب، درباره‌ی سخنرانیت...

889
00:55:04,186 --> 00:55:05,896
‫بله، البته، ممنون که
‫بهم یادآوری کردی.

890
00:55:05,938 --> 00:55:07,898
‫خب، راستش داشتم فکر
‫می‌کردم خیلی خوش‌شانسی

891
00:55:07,940 --> 00:55:11,151
‫یه نویسنده پیشت داری
‫که می‌تونه کمک کنه.

892
00:55:12,319 --> 00:55:13,695
‫واقعا این‌کارو برام می‌کنی؟

893
00:55:14,780 --> 00:55:17,449
‫خب، این‌کارو برای
‫منطقه آبی می‌کنم.

894
00:55:24,528 --> 00:55:27,072
‫خیلی‌خب، می‌خوای
‫از کجا شروع کنی؟

895
00:55:27,114 --> 00:55:29,116
‫محافظت. مأموریت.

896
00:55:29,158 --> 00:55:31,201
‫آم...

897
00:55:34,246 --> 00:55:37,249
‫سلام. هومم...
‫داری چیکار می‌کنی؟

898
00:55:37,291 --> 00:55:38,667
‫هومم؟

899
00:55:42,048 --> 00:55:44,360
...اینم یکی دیگه

900
00:55:44,965 --> 00:55:48,207
باید جواب بچه رو بدم -
دوباره!؟؟ -

901
00:55:48,979 --> 00:55:50,589
هی، آره ببخشید

902
00:56:06,928 --> 00:56:08,596
‫آره، آره، ببخشید

903
00:56:09,037 --> 00:56:11,122
‫باشه، آره. بهم خبر بده.

904
00:56:11,702 --> 00:56:13,778
‫عزیزم، تموم نشد؟

905
00:56:17,208 --> 00:56:19,043
‫از همه‌ی کسایی که اومدن ممنونم.

906
00:56:19,043 --> 00:56:21,129
‫امشب من میزبان‌تون خواهم
‫بود، پس لطفا تحملم کنید.

907
00:56:29,350 --> 00:56:31,163
‫[ایمیل به اریکا]
‫[موضوع: بروزرسانی طرح کلی رمان جدید]

908
00:56:31,188 --> 00:56:32,881
‫[سلام اریکا، توی طرح کلی
‫رمان خیلی دارم پیشرفت می‌کنم...]

909
00:56:46,272 --> 00:56:49,295
داریم کجا میریم!؟ -
خیلی دور نیست -

910
00:56:49,807 --> 00:56:51,580
مطمعنی گم نشدیم!؟

911
00:56:51,826 --> 00:56:54,483
من اینطور فکر نمیکنم

912
00:56:58,136 --> 00:57:01,613
...اگه توی جنگل گم بشیم مهم نیست تو

913
00:57:01,931 --> 00:57:03,682
‫خیلی‌خب. وای

914
00:57:05,726 --> 00:57:07,770
‫- قشنگه، مگه نه؟
‫- آره

915
00:57:07,811 --> 00:57:10,356
‫من و پدرم هر فرصتی که برامون پیش می‌اومد
‫توی این جزیره گشت‌وگذار می‌کردیم

916
00:57:10,397 --> 00:57:11,649
‫می‌تونم ببینم چرا.

917
00:57:11,690 --> 00:57:13,234
‫هی، منتظرم باش!

918
00:57:18,489 --> 00:57:20,574
‫عجب، خیلی زیباست.

919
00:57:24,036 --> 00:57:25,496
‫هی، حالت خوبه؟

920
00:57:27,844 --> 00:57:29,345
‫آره، گمونم فقط...

921
00:57:31,168 --> 00:57:33,420
‫این جزیره جایی بود که
‫بهش احساس نزدیکی می‌کردم.

922
00:57:34,338 --> 00:57:36,048
‫می‌دونی، جایی که
‫می‌تونستم باهاش حرف بزنم.

923
00:57:36,966 --> 00:57:39,593
‫فقط یه پدر و پسر.
‫بدون پروتکل‌های سلطنتی.

924
00:57:42,179 --> 00:57:44,974
‫کاش بیشتر می‌تونستم به
‫اینجا سر بزنم و برای منطقه آبی

925
00:57:45,015 --> 00:57:46,976
‫کارهای بیشتری بکنم.

926
00:57:47,017 --> 00:57:49,019
‫حتی برای کمک به جاهای
‫دیگه توی سراسر جهان

927
00:57:49,061 --> 00:57:52,189
‫که محافظت از محیط‌زیست
‫نیاز هست، کارهای بیشتری بکنم.

928
00:57:53,597 --> 00:57:55,015
‫چرا نمی‌تونی این‌کارو بکنی؟

929
00:57:56,986 --> 00:57:58,529
‫متأسفانه، وقتی تاج به من برسه،

930
00:57:58,570 --> 00:57:59,947
‫زیاد فرصت پیدا نمی‌کنم.

931
00:58:00,781 --> 00:58:02,783
‫قراره پادشاه بشی،
‫همه‌ی تصمیمات رو تو می‌گیری.

932
00:58:02,825 --> 00:58:05,494
‫«برای تجملات شخصی
‫وقت کمی داری.»

933
00:58:06,829 --> 00:58:08,080
‫حرفِ مادرمه.

934
00:58:08,122 --> 00:58:09,915
‫مگه نمی‌دونه این‌کار چقدر مهمه؟

935
00:58:09,957 --> 00:58:11,458
‫چقدر برات ارزشمنده؟

936
00:58:12,073 --> 00:58:15,170
‫رسم و رسومات براش خیلی مهمه
‫و به‌محض اینکه تصمیمش رو بگیره

937
00:58:15,212 --> 00:58:17,784
‫خیلی سخت میشه
‫نظرش رو عوض کرد.

938
00:58:18,087 --> 00:58:19,506
‫درک می‌کنم.

939
00:58:21,927 --> 00:58:23,470
‫ولی اوضاع عوض میشه...

940
00:58:24,568 --> 00:58:27,363
‫الکساندر، و بعضی وقت‌ها
‫آدم‌ها هم باید عوض بشن.

941
00:58:29,918 --> 00:58:32,037
‫بیشتر زندگیم به من گفتن باید

942
00:58:32,062 --> 00:58:33,355
‫بی‌خیالِ چیزی که دوستش دارم بشم.

943
00:58:34,314 --> 00:58:37,090
‫و من چیز زیادی از
‫پروتکل‌های سلطنتی نمی‌دونم...

944
00:58:37,546 --> 00:58:40,652
‫ولی می‌دونم که باید
‫با خودت صادق باشی.

945
00:58:41,030 --> 00:58:44,238
‫و نباید از دنبال‌کردن آرزوهات بترسی.

946
00:58:44,785 --> 00:58:48,222
‫فارغ از هرچی که دیگران میگن.

947
00:58:52,040 --> 00:58:54,793
‫حالا این تقریبا متقاعدکننده بود.

948
00:58:54,835 --> 00:58:57,588
‫خب، گمونم بعضی وقت‌ها

949
00:58:57,629 --> 00:58:59,506
‫فقط باید قدم اول رو برداری.

950
00:59:01,008 --> 00:59:02,593
‫اوه، درسته.

951
00:59:02,634 --> 00:59:04,303
‫آره، توصیه‌ی خوبیه.

952
00:59:04,344 --> 00:59:05,846
‫ممنون. منم همینطور فکر می‌کنم.

953
00:59:09,178 --> 00:59:12,494
‫خب، نظرت درباره‌ی
‫اون سخنرانی چیه؟

954
00:59:12,519 --> 00:59:15,564
‫اوه، آره،
‫از این آماده‌تر نمی‌تونم باشم.

955
00:59:15,606 --> 00:59:16,808
‫به لطف تو.

956
00:59:16,833 --> 00:59:18,515
‫تو گفتی فقط ما دوتا هستیم

957
00:59:18,540 --> 00:59:20,360
‫ولی از وقتی اینجا اومدیم
‫به‌زور باهام حرف زدی!

958
00:59:20,360 --> 00:59:21,987
‫خب، الان داریم باهم
‫حرف می‌زنیم، مگه نه؟

959
00:59:22,029 --> 00:59:23,781
‫تو کل هفته سر جلسه بودی!

960
00:59:23,822 --> 00:59:28,035
‫- بی‌خیال، داری زیادی شلوغش می‌کنی.
‫- بهم نگو دارم زیادی شلوغش می‌کنم.

961
00:59:28,076 --> 00:59:30,245
‫من اینجا نیومدم که
‫دختر همراهت باشم.

962
00:59:30,996 --> 00:59:32,956
‫خودم تنهایی می‌اومدم
‫هم فرقی نمی‌کرد!

963
00:59:32,998 --> 00:59:34,416
‫- تیف...
‫- ولم کن!

964
00:59:35,417 --> 00:59:36,960
‫از جلسه‌هات لذت ببر.

965
00:59:41,130 --> 00:59:43,536
اوه من متاسفم بخاطرش

966
00:59:44,080 --> 00:59:47,173
‫یه‌کم استرسی شده

967
00:59:51,848 --> 00:59:54,299
‫از منطقه‌ آبیه،
‫احتمالا بهتره جواب بدم.

968
00:59:54,341 --> 00:59:57,319
‫- ولی امشب می‌بینمت؟
‫- آره. اون‌موقع می‌بینمت.

969
00:59:57,344 --> 00:59:58,553
‫ببخشید.

970
01:00:01,640 --> 01:00:04,893
‫خب، به‌نظر میاد شما دوتا خیلی
‫دارید باهمدیگه وقت می‌گذرونید؟

971
01:00:04,935 --> 01:00:07,312
‫آره، آشنایی با آدم‌های جدید خوبه.

972
01:00:07,354 --> 01:00:08,980
‫می‌دونی، تجربه‌ی چیزهای جدید.

973
01:00:09,022 --> 01:00:10,190
‫آره.

974
01:00:11,608 --> 01:00:12,901
‫بعضی وقت‌ها.

975
01:00:15,612 --> 01:00:17,405
‫فقط باهاش حرف بزن.

976
01:00:17,447 --> 01:00:18,698
‫شاید بهتر باشه سعی
‫کنی به حرفش گوش کنی.

977
01:00:19,718 --> 01:00:23,580
‫هی، و اگه اینم جواب نداد،
‫پاچه‌خواری همیشه گزینه‌ی خوبیه.

978
01:00:24,102 --> 01:00:26,237
‫- تقریبا ازم حمایت کردی.
‫- زیاد بهش عادت نکن.

979
01:00:26,262 --> 01:00:27,972
‫باشه. باشه.

980
01:00:28,706 --> 01:00:30,332
‫ممنون، اولیویا.

981
01:00:31,042 --> 01:00:34,509
‫می‌دونی، الکساندر پسر خوشتیپیه.

982
01:00:41,524 --> 01:00:43,469
هیا -
اوه سلام -

983
01:00:43,508 --> 01:00:46,117
‫خب، امشب شب بزرگیه، نه؟

984
01:00:47,194 --> 01:00:49,288
‫نمی‌خوای که اونو بپوشی، مگه نه؟

985
01:00:49,313 --> 01:00:50,648
‫چی؟ چرا؟ مگه چه‌شه؟

986
01:00:51,387 --> 01:00:53,697
‫قراره با یه شاهزاده بری سر قرار!

987
01:00:53,722 --> 01:00:57,101
‫و خوشبختانه منو اینجا
‫داری که کمکت کنم.

988
01:01:03,863 --> 01:01:06,652
تو همه‌ی اینارو واسه یه جزیره با خودت حمل کردی!؟؟

989
01:01:06,677 --> 01:01:08,224
هی این عادت منه

990
01:01:08,497 --> 01:01:11,041
ما باید وسایل لازم واسه هر چیزیو داشته باشیم

991
01:01:11,066 --> 01:01:12,565


992
01:01:12,768 --> 01:01:16,495
یه چیز مناسب واست پیدا میکنم
که همه سکته کنن

993
01:01:17,193 --> 01:01:19,411
اره، این اولین ضربه‌ی ما

994
01:01:20,263 --> 01:01:21,208
بپوشش

995
01:01:32,227 --> 01:01:33,243
نه

996
01:01:36,352 --> 01:01:38,421
احتمالا از این یکی خوشم بیاد

997
01:01:38,446 --> 01:01:39,579
نه

998
01:01:41,648 --> 01:01:42,367
نه

999
01:01:43,164 --> 01:01:43,679
نه

1000
01:01:43,704 --> 01:01:44,219
نه

1001
01:01:44,244 --> 01:01:44,875
نه

1002
01:01:46,109 --> 01:01:46,819
اصلا

1003
01:01:47,095 --> 01:01:48,188
...یجوریه

1004
01:01:48,213 --> 01:01:49,127
نـــه

1005
01:01:52,705 --> 01:01:53,869
قطعا نه

1006
01:01:55,237 --> 01:01:56,985
نمیخوای بجنبی؟

1007
01:01:57,670 --> 01:01:58,638
همین!؟

1008
01:01:59,475 --> 01:02:02,046
باشه ولی اینم نه -
نه -

1009
01:02:02,728 --> 01:02:05,635
درسته، باید عجله کنیم

1010
01:02:13,971 --> 01:02:14,705
نه

1011
01:02:14,730 --> 01:02:20,773
خب چرا من که هر چیزی بپوشم میگی نه -
چون انگار داری میری کلیسا ازدواج کنی، پس نه -

1012
01:02:24,059 --> 01:02:25,091
منتظرم

1013
01:02:26,595 --> 01:02:28,118
این چطوره!؟

1014
01:02:31,441 --> 01:02:35,370
این همونیه که میخواستم
مات و مبهوت

1015
01:02:49,879 --> 01:02:51,672
‫فکر کنم درست شد، پهلوون

1016
01:02:52,076 --> 01:02:55,237
‫همیشه برای یه اصلاح
‫نهایی هم وقت هست، قربان

1017
01:02:55,426 --> 01:02:57,949
‫بفرمایید... تصویرتون عالی شد.

1018
01:02:59,504 --> 01:03:01,214
‫حالا مطمئن هستید
‫که نیازی نیست....

1019
01:03:01,239 --> 01:03:02,980
‫وینستون، آروم باش.

1020
01:03:03,116 --> 01:03:04,840
‫چیزیم نمیشه.

1021
01:03:05,076 --> 01:03:06,369
‫از شبت با کیتی لذت ببر.

1022
01:03:10,498 --> 01:03:13,000
‫مطمئنم امشب همه‌چی
‫بر وفق مراد پیش میره، قربان.

1023
01:03:13,626 --> 01:03:15,837
‫بله. بله، مطمئنم حق با توئه.

1024
01:03:17,630 --> 01:03:20,508
‫میشه بپرسم درباره‌ی
‫این فکر کردید که...

1025
01:03:20,550 --> 01:03:22,009
‫باید به اولیویا توضیح بدم

1026
01:03:22,051 --> 01:03:23,636
‫که فردا باید برگردم
‫خونه‌ام توی ترویا؟

1027
01:03:23,636 --> 01:03:24,971
‫بله.

1028
01:03:25,012 --> 01:03:26,973
‫بله. بله، یه‌کمی
‫بهش فکر کردم.

1029
01:03:28,850 --> 01:03:30,726
‫فکر کنم بهتره..

1030
01:03:42,822 --> 01:03:44,323
‫مات و مبهوته

1031
01:03:49,287 --> 01:03:50,538
‫خیلی...

1032
01:03:51,664 --> 01:03:52,874
‫شگفت‌انگیز به‌نظر میای

1033
01:03:52,899 --> 01:03:55,276
‫اینو میگی؟
‫توی چمدونم پیدا کردم

1034
01:03:57,962 --> 01:03:59,714
‫خودت هم بدک به‌نظر نمیای

1035
01:03:59,755 --> 01:04:01,090
‫خیلی شاهزاده‌وار شدی

1036
01:04:01,132 --> 01:04:02,592
‫خب، بابتش می‌تونی
‫از وینستون تشکر کنی.

1037
01:04:02,633 --> 01:04:04,552
‫هیچ‌وقت تو آماده‌ کردن
‫این لباس کم نمی‌ذاره.

1038
01:04:04,594 --> 01:04:06,971
‫خب، من وظایفم رو خیلی
‫جدی می‌گیرم، قربان.

1039
01:04:07,722 --> 01:04:09,515
‫بسیار خب...

1040
01:04:09,557 --> 01:04:10,600
‫بریم؟

1041
01:04:10,641 --> 01:04:12,476
‫بریم.

1042
01:04:12,518 --> 01:04:13,895
‫شما دوتا رو بعداً می‌بینیم.

1043
01:04:17,273 --> 01:04:18,608
‫بریم؟

1044
01:04:36,124 --> 01:04:39,616
خیلی خب تو چی میل داری!؟ -
یه تیکه کیک -

1045
01:04:42,372 --> 01:04:45,802
‫- برام آرزوی موفقیت کن
‫- نیازی بهش نداری

1046
01:05:02,828 --> 01:05:05,914
‫شب همگی بخیر و
ممنون که اومدید.

1047
01:05:06,644 --> 01:05:09,897
‫امشب من میزبان‌تون خواهم
‫بود، پس لطفا تحملم کنید.

1048
01:05:15,049 --> 01:05:16,717
‫اینجا توی منطقه‌ حفاظت‌شده هیون

1049
01:05:16,742 --> 01:05:19,995
‫مأموریت‌مون اینه که از این
‫اکوسیستم منحصر به‌فرد

1050
01:05:20,020 --> 01:05:22,188
‫و فوق‌العاده محافظت
‫و نگهداری کنیم،

1051
01:05:22,213 --> 01:05:24,382
‫و به دیگران هم الهام
‫بدیم همین‌کارو انجام بدن.

1052
01:05:24,805 --> 01:05:28,702
‫این تنها به لطف حمایت
‫سخاوتمندانه‌ی شما ممکنه.

1053
01:05:29,146 --> 01:05:32,358
‫پس از صمیم قبلم،
‫ازتون ممنونم.

1054
01:05:35,801 --> 01:05:37,755
‫این یکی از بزرگ‌ترین
‫امتیازات زندگی من بوده

1055
01:05:37,780 --> 01:05:39,323
‫که از این تشکیلات حمایت کنم.

1056
01:05:40,538 --> 01:05:42,832
‫از وقتی یه پسربچه بودم
‫جزایر هیون همیشه برام

1057
01:05:42,873 --> 01:05:44,710
‫مثل یه خونه‌ی دوم بوده.

1058
01:05:46,085 --> 01:05:48,921
‫کار کردن در کنار این تیم
‫متشکل از آدم‌های فوق‌العاده

1059
01:05:49,447 --> 01:05:52,522
‫همیشه یکی از بزرگ‌ترین
‫اشتیاق‌های پدرم بوده.

1060
01:05:53,676 --> 01:05:55,886
‫و همیشه آرزو داشت
‫کارهای بیشتری انجام بده.

1061
01:06:00,474 --> 01:06:01,934
‫منم همینطور.

1062
01:06:14,155 --> 01:06:16,657
‫اخیراً، یه نفر بهم یادآوری
‫کرد که نباید از دنبال‌کردن

1063
01:06:16,682 --> 01:06:18,765
‫آرزوهامون بترسیم.

1064
01:06:23,167 --> 01:06:25,808
‫پس می‌خوام اعلام کنم قصد دارم

1065
01:06:25,833 --> 01:06:28,586
‫یه مؤسسه با اسم
‫پدرم تأسیس کنم

1066
01:06:28,627 --> 01:06:31,172
‫که نه‌تنها از این
‫تأسیسات حمایت کنه

1067
01:06:31,213 --> 01:06:34,675
‫بلکه از محافظتِ محیط‌زیست
‫در سراسر جهان حمایت کنه.

1068
01:06:35,843 --> 01:06:37,762
‫همه‌ی ما باید
‫باهمدیگه همکاری کنیم

1069
01:06:37,803 --> 01:06:40,431
‫تا اطمینان پیدا کنیم که از
‫این سیاره‌ی شگفت‌انگیز

1070
01:06:40,473 --> 01:06:42,808
‫برای نسل‌های آینده محافظت میشه.

1071
01:06:44,435 --> 01:06:47,563
‫خیلی ممنون از همگی و
‫شب‌تون لذت ببرید.

1072
01:06:47,605 --> 01:06:48,647
‫هورا!

1073
01:06:54,259 --> 01:06:55,969
سخنرانی خیلی خوبی بود

1074
01:06:55,994 --> 01:06:57,829
‫خب، همه‌ش کار خودم نبود

1075
01:06:58,872 --> 01:07:00,163
‫یه نفر کمکم کرد

1076
01:07:02,062 --> 01:07:04,343
نظرت واسه رقصیدن چیه؟

1077
01:07:06,167 --> 01:07:08,026
با کمال میل

1078
01:07:19,667 --> 01:07:24,479
تجربه‌ی رقصیدن داشتی!؟ -
فکر میکنی چون نمیتونم کایاک سواری کنم، نمیدونم چطور برقصم؟ -

1079
01:07:24,504 --> 01:07:25,886
احسنت

1080
01:07:26,573 --> 01:07:27,651
خب

1081
01:07:28,042 --> 01:07:33,237
بنظرت احتمالش هست که از نمونه‌های کاریت دزدی بشه!؟
فکر میکنم ناشرا حق اعتراض داشته بان -

1082
01:07:34,132 --> 01:07:38,999
منظورت اسپویل توی شبکه‌های مجازیه!؟ -
باید واسه هرچیزی  پسورد داشته باشی -

1083
01:07:39,024 --> 01:07:41,124
ولی رازت با من تا ابد محفوظه

1084
01:07:41,984 --> 01:07:43,124
خیلی خب

1085
01:07:44,124 --> 01:07:51,347
اون مربوط به یه جزیره‌ی گرمسیری و از روزمرگی‌های یه
دختر معمولی هستش که عاشق یه شاهزاده تو لباس مبدل میشه

1086
01:07:52,431 --> 01:07:54,704
تو معمولی نیستی

1087
01:08:01,790 --> 01:08:03,954
میخوام ازت تشکر کنم

1088
01:08:04,688 --> 01:08:07,282
واسه چی؟ -
واسه همه‌چی -

1089
01:08:07,852 --> 01:08:10,056
واسه نشون دادن اینجا به من

1090
01:08:10,446 --> 01:08:13,634
واسه اینکه نگاهم واضح تر شد

1091
01:08:18,531 --> 01:08:21,460
یه دختر چی غیر این میخواد

1092
01:08:27,632 --> 01:08:29,265
الکساندرا؟

1093
01:08:32,132 --> 01:08:33,179
مادر

1094
01:08:34,409 --> 01:08:35,799
‫شما اینجا چیکار...

1095
01:08:35,824 --> 01:08:39,212
‫عزیزم، خودت می‌دونی که من هرکاری
‫می‌کنم تا این مراسم رو از دست ندم.

1096
01:08:40,565 --> 01:08:42,192
‫من...

1097
01:08:42,886 --> 01:08:46,321
‫ببخشید، مادر،
‫ایشون اولیویا پرکینزه.

1098
01:08:47,336 --> 01:08:50,506
‫اولیویا ایشون مادرمه،
‫ملکه پاتریشیا بارکلی.

1099
01:08:50,820 --> 01:08:52,155
‫علیاحضرت.

1100
01:08:52,930 --> 01:08:54,953
‫خیلی ذکر خیرتون رو شنیدم.

1101
01:08:54,978 --> 01:08:56,479
‫خرسندم، مطمئنم همینطوره.

1102
01:08:57,160 --> 01:08:58,620
‫میشه بشینیم؟

1103
01:09:00,557 --> 01:09:01,850
‫نگران نباش، هیچی نمیشه.

1104
01:09:01,850 --> 01:09:03,102
‫به کی داری میگی؟

1105
01:09:03,978 --> 01:09:05,980
‫خانم.

1106
01:09:06,021 --> 01:09:08,906
‫- من تا چند دقیقه دیگه برمی‌گردم.
‫- ممنون، ریدلی.

1107
01:09:09,566 --> 01:09:11,318
‫- اونجا چه خبره؟
‫- چی؟

1108
01:09:11,360 --> 01:09:13,153
‫بین مادرت و اون
‫خدمتکار مخفیت.

1109
01:09:13,696 --> 01:09:16,804
‫- فکر می‌کنی...
‫- معلومه که اینطور فکر می‌کنم.

1110
01:09:22,746 --> 01:09:26,750
‫خب... بهم گفتن
‫درست قبل از اینکه من برسم

1111
01:09:26,792 --> 01:09:28,599
‫بیانیه‌های بزرگی اعلام کردی؟

1112
01:09:29,216 --> 01:09:30,843
‫فقط داشتم می‌گفتم قصد دارم...

1113
01:09:30,884 --> 01:09:33,721
‫عزیزم، همیشه عاقلانه ست که
‫همچین وعده‌های بزرگی ندی.

1114
01:09:33,762 --> 01:09:36,181
‫تو راه خونه می‌تونیم صحبت کنیم
‫چطور می‌خوایم رتق و فتق‌ش کنیم.

1115
01:09:37,016 --> 01:09:39,476
‫متوجه شدم شما نویسنده
‫هستی، خانم پرکینز؟

1116
01:09:40,090 --> 01:09:41,539
‫بله، علیاحضرت.

1117
01:09:41,564 --> 01:09:43,816
‫متأسفانه من با هیچ‌کدوم
‫از آثارت آشنایی ندارم،

1118
01:09:44,040 --> 01:09:47,960
‫ولی بهم گفتن مخاطب هدف
‫شما خوانندگان کم‌آگاه‌تره،

1119
01:09:47,985 --> 01:09:51,171
‫پس شاید قابل‌درک باشه که
‫چرا به آثارت آشنایی ندارم.

1120
01:09:51,196 --> 01:09:53,699
‫بعد از آشناییت با الکساندر،

1121
01:09:53,741 --> 01:09:56,937
‫واقعا امیدوارم توی کتاب بعدیت

1122
01:09:56,962 --> 01:09:59,988
‫هیچ کاریکاتور اغراق‌شده‌ی
‫سلطنتی‌ای وجود نداشته باشه.

1123
01:10:00,013 --> 01:10:01,707
‫مادر، خبر نداشتم شما این‌قدر

1124
01:10:01,749 --> 01:10:03,167
‫به کارِ اولیویا علاقه‌مندید؟

1125
01:10:03,208 --> 01:10:05,502
‫نه، خانم. خبری از کاریکاتور نیست... فعلا.

1126
01:10:08,568 --> 01:10:10,987
‫لطفا منو ببخشید،
‫علیاحضرت، حضرت والا،

1127
01:10:11,012 --> 01:10:13,515
‫ازم خواستن بپرسم
‫شاهزاده آماده هستن

1128
01:10:13,761 --> 01:10:16,513
‫با چندتا اهداکننده‌ها عکس بگیرن یا نه.

1129
01:10:16,555 --> 01:10:17,598
‫در حال‌ حاضر نه...

1130
01:10:17,639 --> 01:10:18,891
‫اوه، الکساندر، برو،

1131
01:10:18,932 --> 01:10:20,225
‫این دقیقا همون چیزیه که

1132
01:10:20,225 --> 01:10:21,602
‫همیشه درباره‌اش حرف می‌زدی.

1133
01:10:21,643 --> 01:10:24,104
‫یه فرصت برای به
‫نمایش‌ گذاشتنِ بیشتر اینجا.

1134
01:10:24,146 --> 01:10:26,023
‫و من و اولیویا هم
‫فرصت پیدا می‌کنیم

1135
01:10:26,065 --> 01:10:27,608
‫همدیگه رو بیشتر بشناسیم.

1136
01:10:30,383 --> 01:10:32,010
‫برو. کارت رو انجام بده.

1137
01:10:34,948 --> 01:10:37,242
‫بسیار خب، فقط چندتا عکس.

1138
01:10:37,284 --> 01:10:38,535
‫سریع برمی‌گردم.

1139
01:10:43,248 --> 01:10:44,625
‫از این طرف، قربان.

1140
01:10:46,210 --> 01:10:47,669
‫خانم.

1141
01:11:00,654 --> 01:11:04,909
‫اولیویا، به‌نظرم باید از
‫این فرصت استفاده کنیم

1142
01:11:04,950 --> 01:11:06,535
‫تا صادقانه حرف بزنیم.

1143
01:11:06,577 --> 01:11:08,668
‫- باشه.
‫- خوبه.

1144
01:11:08,693 --> 01:11:10,263
‫من اول شروع می‌کنم.

1145
01:11:11,008 --> 01:11:13,646
‫تو عاشق پسرم شدی.

1146
01:11:14,601 --> 01:11:16,520
‫- من...
‫- اوه، خدای من.

1147
01:11:16,545 --> 01:11:18,631
‫اگه درحال اشتباه باشم
‫خیلی خیالم راحت میشه،

1148
01:11:18,672 --> 01:11:21,425
‫پس لطفا بهم بگو
‫شرایط رو اشتباه برداشت کردم.

1149
01:11:26,388 --> 01:11:28,724
‫نه، اینطور فکر نمی‌کردم.

1150
01:11:30,425 --> 01:11:31,885
‫چقدر نگران‌کننده.

1151
01:11:31,910 --> 01:11:33,537
‫و چیزی که حتی بیشتر
‫هم نگران‌کننده هست

1152
01:11:33,562 --> 01:11:37,691
‫اینه که پسرم هم ظاهرا
‫احساساتش نسبت‌ به تو متقابله.

1153
01:11:37,733 --> 01:11:39,151
‫این یه مشکل ایجاد می‌کنه.

1154
01:11:40,194 --> 01:11:41,612
‫متوجه هستی چرا؟

1155
01:11:41,654 --> 01:11:43,614
‫نه، ولی فکر می‌کنم
‫الان می‌خواید بهم بگید.

1156
01:11:44,698 --> 01:11:47,868
‫چون‌که تو در جایگاه خودت نیستی.

1157
01:11:49,411 --> 01:11:55,835
‫اولیویا، زندگی یه پادشاه
‫یه زندگی سرشار از تعهده،

1158
01:11:55,876 --> 01:11:57,419
‫سرشار از تبعات.

1159
01:11:57,461 --> 01:12:01,215
‫الکساندر خیلی بیشتر
‫از یه رجل سیاسیه،

1160
01:12:01,257 --> 01:12:04,093
‫اون... یه نماده.

1161
01:12:04,134 --> 01:12:06,762
‫مردم از اون و ملکه‌اش
‫انتظارات زیادی دارن.

1162
01:12:07,846 --> 01:12:13,185
‫پسرم به کسی در کنارش نیاز
‫داره که دنیاش رو درک کنه،

1163
01:12:13,227 --> 01:12:15,813
‫کسی که بتونه ازش حمایت کنه،
‫کسی که بتونه ازش محافظت کنه.

1164
01:12:17,565 --> 01:12:20,317
‫و متأسفانه تو اینطوری نیستی.

1165
01:12:22,278 --> 01:12:23,821
‫الکساندر در این باره
‫حق اظهار نظر نداره؟

1166
01:12:25,030 --> 01:12:28,742
‫اولیویا، من بیشتر از اون‌که
‫بدونی پسرم رو دوست دارم،

1167
01:12:28,784 --> 01:12:31,704
‫ولی اون توی
‫آسمون‌ها سیر می‌کنه.

1168
01:12:31,729 --> 01:12:34,190
‫اوه، شاید فکر کنه بتونید
‫با همدیگه خوشبخت بشید،

1169
01:12:34,248 --> 01:12:35,958
‫نمی‌دونم چطوری.

1170
01:12:36,000 --> 01:12:37,585
‫ولی عزیزم،
‫متأسفانه طرز کار دنیا

1171
01:12:37,626 --> 01:12:38,961
‫این شکلی نیست.

1172
01:12:41,547 --> 01:12:43,132
‫بسیار خب.

1173
01:12:43,173 --> 01:12:45,676
‫بیا سناریو رو مرور کنیم، باشه؟

1174
01:12:45,718 --> 01:12:49,972
‫حتی اگه قرار باشه تو تمام
‫زندگیت به ترویا منتقل کنی،

1175
01:12:50,014 --> 01:12:53,934
‫الکساندر به‌عنوان یه پادشاه
‫وظایف و سفرهای بی‌شماری داره.

1176
01:12:54,895 --> 01:12:56,544
‫به‌زحمت همدیگه رو می‌بینید.

1177
01:12:56,937 --> 01:12:59,732
‫پس شرایطت اینطوری میشه،
‫تنها توی یه کشور غریب،

1178
01:12:59,773 --> 01:13:03,736
‫بدون هیچ حریم خصوصی که
‫هرگز تصورش هم نمی‌تونی بکنی.

1179
01:13:03,777 --> 01:13:06,530
‫تک‌تک ابعاد روزانه‌ات
‫دقیقا برنامه‌ریزی شده.

1180
01:13:06,572 --> 01:13:08,365
‫تک‌تک لحظاتت
‫برنامه‌ریزی شده.

1181
01:13:08,449 --> 01:13:10,701
‫تک‌تک حرکاتت زیر ذره‌بینه.

1182
01:13:10,743 --> 01:13:13,871
‫مردم، مطبوعات،
‫همه باهمدیگه سرت رقابت می‌کنن.

1183
01:13:13,912 --> 01:13:17,291
‫و طولی نمی‌کِشه که عذاب
‫وجدان روز افزون الکساندر

1184
01:13:17,333 --> 01:13:20,461
‫بخاطر ناراحتی تو،
‫حواسش رو پرت می‌کنه.

1185
01:13:21,545 --> 01:13:22,755
‫اشتباه می‌کنه.

1186
01:13:23,922 --> 01:13:25,799
‫همچین اتفاقی نباید بیفته.

1187
01:13:28,344 --> 01:13:31,597
‫اولیویا، این دنیای تو نیست.

1188
01:13:32,306 --> 01:13:35,225
‫تو به اینجا تعلق نداری.

1189
01:13:37,644 --> 01:13:39,104
‫پس اگه به پسرم اهمیت میدی،

1190
01:13:39,146 --> 01:13:43,525
‫اگه واقعا صلاحش رو می‌خوای،

1191
01:13:43,567 --> 01:13:47,029
‫پس لطفا، قبل از اینکه
‫آسیب بیشتری وارد بشه...

1192
01:13:47,946 --> 01:13:49,114
‫تنهاش بذار.

1193
01:13:56,872 --> 01:14:01,335
‫جفت‌مون می‌دونیم اگه
‫ازش بپرسی چی میگه،

1194
01:14:01,376 --> 01:14:03,003
‫ولی هیچ تفاوتی ایجاد نمی‌کنه.

1195
01:14:04,713 --> 01:14:08,300
‫بهم اعتماد کن، اگه فقط
‫بذاری بری راحت‌ترین کاره.

1196
01:14:23,065 --> 01:14:24,650
‫اولیویا...

1197
01:14:24,691 --> 01:14:26,819
‫امیدوارم کتاب جدیدت موفق بشه.

1198
01:14:50,192 --> 01:14:51,192
‫اولیویا کجاست؟

1199
01:14:51,217 --> 01:14:53,470
‫دختر بیچاره سردرد افتضاحی گرفت

1200
01:14:53,554 --> 01:14:55,013
‫و تصمیم گرفت بره اتاقش.

1201
01:14:55,038 --> 01:14:56,706
‫اوه، باید برم بهش سر بزنم.

1202
01:14:56,731 --> 01:14:58,961
‫بی‌خود، خودش می‌دونه
‫امشب چقدر برات ارزشمنده.

1203
01:14:58,986 --> 01:15:02,604
‫اصرار کرد تو همینجا بمونی
‫و از ادامه‌ی شبت لذت ببری.

1204
01:15:02,629 --> 01:15:05,424
‫حالا بجنب، بیا بریم چندتا
‫عکس باهمدیگه بگیریم.

1205
01:15:12,360 --> 01:15:15,488
‫اولیویا، هی. وای.
‫همه‌چی مرتبه؟

1206
01:15:15,619 --> 01:15:18,679
‫شرط می‌بندم اون عوضی
‫پر فیس و افاده یه چیزی بهت گفته، مگه نه؟

1207
01:15:18,704 --> 01:15:20,205
‫نه.

1208
01:15:20,247 --> 01:15:22,124
‫من از همون اولش
‫حس بدی بهش داشتم.

1209
01:15:22,165 --> 01:15:25,085
‫نگران نباش، در هرصورت
‫اون لیاقتت رو نداشت.

1210
01:15:26,753 --> 01:15:28,305
‫تیفانی کجاست؟

1211
01:15:29,131 --> 01:15:31,038
‫اوه، اون...

1212
01:15:32,926 --> 01:15:35,429
‫تصمیم گرفت اگه فعلا...

1213
01:15:35,470 --> 01:15:36,638
‫روی شغلم تمرکز کنم بهتره.

1214
01:15:38,056 --> 01:15:40,267
‫هی، می‌دونی، راستش
‫خیلی خوشحالم اینجایی.

1215
01:15:40,309 --> 01:15:42,655
‫یه چیزی هست
‫که می‌خواستم بگم.

1216
01:15:43,937 --> 01:15:45,480
‫می‌خوام رُک و پوست‌کَنده بگم.

1217
01:15:45,522 --> 01:15:47,149
‫به‌نظرم ما اشتباه وحشتناکی کردیم.

1218
01:15:48,275 --> 01:15:51,236
‫می‌دونم، دیوانه‌وار به‌نظر میاد،
‫ولی وقتی یه مدت از همدیگه جدا شدیم

1219
01:15:51,278 --> 01:15:55,782
‫و بعدش دوباره اینجا دیدمت،
‫یهویی همه‌چی خیلی شفاف شد.

1220
01:15:56,366 --> 01:15:59,953
‫فکر کردم توی مسیرهای
‫متفاوتی هستیم، ولی...

1221
01:15:59,995 --> 01:16:01,496
‫اشتباه می‌کردم.

1222
01:16:02,748 --> 01:16:05,125
‫فقط می‌خوام اوضاع
‫برگرده به روال سابق

1223
01:16:08,378 --> 01:16:10,339
‫بیا از اینجا بریم

1224
01:16:10,380 --> 01:16:11,465
‫و بریم خونه

1225
01:16:13,050 --> 01:16:14,468
‫نظرت چیه؟

1226
01:16:17,179 --> 01:16:18,472
‫نه

1227
01:16:18,513 --> 01:16:20,432
‫چی؟

1228
01:16:20,474 --> 01:16:22,476
‫تو نمی‌خوای با من باشی

1229
01:16:23,310 --> 01:16:26,980
‫راستش فکر کنم تو خودت هم نمی‌دونی
‫چی می‌خوای، و این اشکال نداره.

1230
01:16:28,148 --> 01:16:31,818
‫ولی بذار بگم راجع‌به
‫یه چیزی درست می‌گفتی.

1231
01:16:31,860 --> 01:16:33,153
‫جدی؟

1232
01:16:33,945 --> 01:16:35,530
‫ما توی مسیرهای متفاوتی هستیم

1233
01:16:35,572 --> 01:16:36,948
‫آهان

1234
01:16:37,991 --> 01:16:39,659
‫مراقبت کن، باشه، کایل؟

1235
01:16:42,236 --> 01:16:44,468
‫و یه توصیه...

1236
01:16:44,688 --> 01:16:47,233
‫دفعه‌ی بعد از مکان تعطیلات
‫دیگران تقلید نکن.

1237
01:16:50,545 --> 01:16:52,547
‫باشه، منصفانه ست.

1238
01:17:00,514 --> 01:17:02,015
‫هی

1239
01:17:05,560 --> 01:17:07,104
‫اوه، بیا اینجا

1240
01:17:39,601 --> 01:17:42,312
‫اولیویا، الکساندر هستم،
‫حالت خوبه؟

1241
01:17:46,539 --> 01:17:47,582
‫اولیویا؟

1242
01:17:49,083 --> 01:17:50,668
‫الکساندر...

1243
01:17:53,838 --> 01:17:54,839
‫چی شده؟

1244
01:17:55,631 --> 01:17:56,758
‫از طرف کیتیه

1245
01:18:08,061 --> 01:18:09,479
‫خیلی خوب و قویه

1246
01:18:09,520 --> 01:18:11,314
‫هومم، ممنون

1247
01:18:16,030 --> 01:18:17,950
‫- چیکار کردی؟
‫- جان؟

1248
01:18:17,975 --> 01:18:19,434
‫چی بهش گفتی؟

1249
01:18:19,459 --> 01:18:23,088
‫عزیزم، من فقط حقیقت رو
‫بهش گفتم، نه بیشتر

1250
01:18:24,248 --> 01:18:26,083
‫مثل همیشه

1251
01:18:26,265 --> 01:18:27,680
‫باید می‌دونستم که
‫سعیت رو می‌کنی...

1252
01:18:27,705 --> 01:18:29,929
‫عزیزم، این‌قدر شلوغش نکن.

1253
01:18:30,023 --> 01:18:33,610
‫هرکاری کردم به صلاح‌ت بود،
‫خودت اینو می‌دونی.

1254
01:18:34,778 --> 01:18:37,489
‫وینستون، لطفا میشه کمکم
‫کنی وسایلم رو جمع کنم.

1255
01:18:37,531 --> 01:18:39,074
‫ما برمی‌گردیم آمریکا.

1256
01:18:39,116 --> 01:18:40,158
‫بله، الکساند...

1257
01:18:42,160 --> 01:18:43,203
‫حضرت والا

1258
01:18:43,245 --> 01:18:44,997
‫الکساندر...

1259
01:18:46,248 --> 01:18:48,083
‫الکساندر!

1260
01:18:48,125 --> 01:18:51,253
‫تو رو منع می‌کنم که
‫مثل بچه مدرسه‌ای‌ها

1261
01:18:51,294 --> 01:18:54,840
‫بری دنبال یه دختر
‫نویسنده درجه متوسط.

1262
01:18:57,300 --> 01:18:59,636
‫روحت هم خبر داره که
‫چقدر افاده‌ای به‌نظر میای؟

1263
01:18:59,678 --> 01:19:03,098
‫پاسداشت از رسومات
‫سلطنتی‌‌ ما بسیار مهمه.

1264
01:19:03,140 --> 01:19:06,268
‫فرهنگ‌مون و سنت‌هامون و
‫همه‌چی، خودت اینو می‌دونی.

1265
01:19:07,811 --> 01:19:10,021
‫پس اینکه گفتی اگه
‫آدم درستی رو پیدا کنم

1266
01:19:10,063 --> 01:19:11,982
‫چقدر می‌تونم
‫خوشحال باشم چی؟

1267
01:19:12,733 --> 01:19:14,192
‫اینو یادته؟

1268
01:19:14,234 --> 01:19:16,111
‫این کِی عوض شد، مادر؟

1269
01:19:18,655 --> 01:19:20,157
‫کِی غرورت از خوشحالیِ ما

1270
01:19:20,198 --> 01:19:21,241
‫مهم‌تر شد؟

1271
01:19:21,283 --> 01:19:22,659
‫چطور جرأت می‌کنی؟

1272
01:19:22,701 --> 01:19:24,286
‫ادعا می‌کنی که
‫صلاح منو می‌خوای...

1273
01:19:25,620 --> 01:19:27,873
‫ولی چیزی که من همیشه
‫حس کردم این بوده که زندگیِ من

1274
01:19:27,956 --> 01:19:29,958
‫فقط یه محور کلیدی
‫دیگه توی برنامه‌ی سفرته.

1275
01:19:30,000 --> 01:19:31,418
‫الکساندر دیگه کافیه!

1276
01:19:32,252 --> 01:19:34,212
‫می‌دونی نکته‌ی غم‌انگیز کجاست؟

1277
01:19:39,593 --> 01:19:42,679
‫من و تو دقیقا توی
‫یه مخمصه مشابه هستیم

1278
01:19:42,721 --> 01:19:44,139
‫از چی داری حرف می‌زنی؟

1279
01:19:44,181 --> 01:19:46,141
‫باورم نمیشه تاحالا قبل از
‫دیشب متوجه‌ش نشده بودم

1280
01:19:47,392 --> 01:19:49,895
‫چند وقته که به ریدلی
‫علاقه‌مند هستی، مادر؟

1281
01:19:49,978 --> 01:19:52,898
‫علاقه‌مند؟
‫نکنه زده به سرت؟

1282
01:19:52,923 --> 01:19:54,433
‫راستش، این اولیویا
‫بود که بهم نشون داد

1283
01:19:54,458 --> 01:19:56,168
‫اون فوراً فهمید

1284
01:19:56,193 --> 01:19:58,069
‫خیلی باهوشه،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

1285
01:20:07,621 --> 01:20:08,788
‫مادر...

1286
01:20:12,617 --> 01:20:14,536
‫اشکال نداره

1287
01:20:18,423 --> 01:20:20,133
‫می‌تونی باهام حرف بزنی

1288
01:20:28,099 --> 01:20:29,601
‫وقتی پدرت فوت کرد من...

1289
01:20:31,061 --> 01:20:32,562
‫خیلی تنها بودم

1290
01:20:35,065 --> 01:20:36,483
‫ریدلی خیلی مهربان بود

1291
01:20:40,695 --> 01:20:42,197
‫خیلی باملاحظه

1292
01:20:42,239 --> 01:20:44,115
‫و هیچ‌وقت حتی یه لحظه هم
‫به فکرت نرسید که دنبالش کنی؟

1293
01:20:44,157 --> 01:20:45,909
‫نمی‌تونیم
‫رسوایی پیش میاد

1294
01:20:45,951 --> 01:20:47,535
‫یه زمانی شاید اینطوری بود

1295
01:20:47,577 --> 01:20:51,414
‫ولی زمانه عوض شده
‫و ما هم باید عوض بشیم

1296
01:20:53,208 --> 01:20:55,502
‫نمی‌تونیم بخاطر
‫رسومات منسوخ‌شده

1297
01:20:55,543 --> 01:20:57,879
‫کارِ درست رو انجام ندیم

1298
01:21:01,948 --> 01:21:03,575
‫مادر...

1299
01:21:04,511 --> 01:21:07,847
‫لطفا اشتباهی نکن که شاید
‫تا آخر عمرت پشیمون بشی.

1300
01:21:11,184 --> 01:21:12,811
‫و ممنون...

1301
01:21:13,853 --> 01:21:16,731
‫بابت اینکه همیشه در کنارم بودی،
‫می‌دونم نمی‌تونه کارِ راحتی باشه.

1302
01:21:19,734 --> 01:21:21,486
‫ولی من دیگه پسربچه نیستم.

1303
01:21:24,739 --> 01:21:26,491
‫و باید بهم اعتماد کنی

1304
01:22:44,994 --> 01:22:46,620
‫خب، نظرت چیه؟

1305
01:22:46,662 --> 01:22:50,165
‫واقعا... مطلقا... نبوغ‌آمیزه.

1306
01:22:50,224 --> 01:22:52,059
‫منظورم اینه همه‌مون
‫می‌دونستیم از پسش برمیای

1307
01:22:52,084 --> 01:22:54,837
‫رمانس، سلطنت،
‫یه جزیره گرمسیری.

1308
01:22:54,879 --> 01:22:56,046
‫همه‌چی داره!

1309
01:22:56,088 --> 01:22:57,131
‫درسته

1310
01:22:58,338 --> 01:23:00,978
‫اوه، ببخشید
‫پیراشکی‌هام رسید

1311
01:23:01,216 --> 01:23:05,220
‫فقط یه چیز کوچیک هست
‫که برام سؤال ایجاد کرده...

1312
01:23:05,245 --> 01:23:06,924
‫- بله، بیا بالا
‫- یه انتقاد کوچیک

1313
01:23:06,949 --> 01:23:08,075
‫البته. چیه؟

1314
01:23:08,100 --> 01:23:09,476
‫پایان‌بندیش

1315
01:23:09,518 --> 01:23:11,687
‫منظورم اینه باید
‫آخرش به همدیگه برسن

1316
01:23:12,438 --> 01:23:13,687
‫چرا؟

1317
01:23:13,712 --> 01:23:16,442
‫عزیزم، چون‌که خواننده‌ها
‫یه پایان‌بندی خوش می‌خوان

1318
01:23:16,483 --> 01:23:20,107
‫مردم داستان‌های
‫انگیزه‌بخش و دلگرم‌کننده می‌خوان

1319
01:23:20,132 --> 01:23:21,258
‫آره، متوجه‌ام

1320
01:23:21,906 --> 01:23:25,200
‫ولی زندگی پیچیده و
‫غیرمنتظره و عجیبه،

1321
01:23:25,242 --> 01:23:27,328
‫و بعضی ‌وقت‌ها
‫اوضاع جُفت‌وجور نمیشه

1322
01:23:27,369 --> 01:23:29,371
‫و خواننندگان انتظارِ...

1323
01:23:29,413 --> 01:23:31,582
‫یه پایان‌بندی شاه پریونی دارن،
‫بخاطر همین کتاب رو می‌خونن.

1324
01:23:31,624 --> 01:23:33,709
‫خب، من عین واقعیت دارم
‫داستان رو تعریف می‌کنم

1325
01:23:33,751 --> 01:23:36,170
‫و پایان‌بندی‌های
‫شاه پریونی اتفاق نمی‌افتن

1326
01:23:38,476 --> 01:23:40,225
‫مطمئن نیستم به این
‫حرف اعتقاد داشته باشم

1327
01:23:41,133 --> 01:23:43,706
‫از کجا می‌دونستی خونه‌ی من...

1328
01:23:43,731 --> 01:23:45,900
‫- سلام.
‫- جدی؟

1329
01:23:47,556 --> 01:23:48,932
‫ببین، می‌دونم هول شدی

1330
01:23:48,974 --> 01:23:51,268
‫ولی فقط بذار بیایم
‫داخل و توضیح بدیم

1331
01:23:52,603 --> 01:23:54,271
‫اولیویا، لطفا حرف‌هام رو گوش کن

1332
01:24:00,444 --> 01:24:02,237
‫ولی تو اینجا چیکار می‌کنی؟

1333
01:24:03,072 --> 01:24:05,157
‫خب، تا وقتی اینجام،
‫دارم توی یه سری جلسات جدی

1334
01:24:05,199 --> 01:24:06,367
‫برای مؤسسه جدیدم شرکت می‌کنم

1335
01:24:09,578 --> 01:24:11,747
‫ولی دلیل واقعی که اومدم
‫این بود که تو رو ببینم

1336
01:24:13,749 --> 01:24:15,626
‫اولیویا، بابت اتفاقی
‫که افتاد عمیقاً متأسفم

1337
01:24:15,668 --> 01:24:17,586
‫ولی نمی‌تونستم اوضاع رو
‫همینطوری رها کنم

1338
01:24:20,089 --> 01:24:21,924
‫اونم نه وقتی که همچین
‫حسی نسبت بهت دارم

1339
01:24:21,965 --> 01:24:23,425
‫اوه... عزیزم، الو؟

1340
01:24:23,467 --> 01:24:25,094
‫الکساندر لازم نیست این‌کارو بکنیم

1341
01:24:26,136 --> 01:24:27,638
‫فقط برو به کارهای
‫پادشاهیت برس

1342
01:24:27,679 --> 01:24:29,890
‫با یه نفر که به‌درد
‫ملکه‌ بودن بخوره

1343
01:24:29,932 --> 01:24:31,600
‫و منم به زندگی خودم می‌رسم

1344
01:24:31,642 --> 01:24:33,644
‫اولیویا، خواهش می‌کنم وقتی میگم

1345
01:24:33,685 --> 01:24:36,188
‫تو تنها کسی هستی که علاقه دارم
‫باهاش باشم، حرفم رو باور کن.

1346
01:24:38,357 --> 01:24:39,858
‫تو این تصمیمت با
‫مادرت هم در میون گذاشتی؟

1347
01:24:39,900 --> 01:24:41,902
‫چون‌که فکر کنم اون
‫برنامه‌های دیگه‌ای داشته باشه

1348
01:24:43,612 --> 01:24:44,738
‫در این باره

1349
01:24:51,203 --> 01:24:53,872
‫- خیلی‌خب، الان داره چه اتفاقی می‌افته؟
‫- بهم اعتماد کن

1350
01:25:03,266 --> 01:25:05,265
‫علیاحضرت

1351
01:25:05,290 --> 01:25:07,167
‫دوباره سلام، اولیویا

1352
01:25:07,437 --> 01:25:08,980
‫اون کیه؟

1353
01:25:09,022 --> 01:25:11,733
‫می‌خوام معذرت‌خواهی کنم

1354
01:25:12,014 --> 01:25:15,893
‫من به‌شدت بی‌ادب بودم و
‫جایی که نباید دخالت کردم

1355
01:25:19,062 --> 01:25:20,355
‫ممنون

1356
01:25:21,064 --> 01:25:23,775
‫راستش، این منم که
‫باید ازت تشکر کنم

1357
01:25:24,860 --> 01:25:27,446
‫حقیقت اینه که من
‫همیشه متعهد بودم

1358
01:25:27,487 --> 01:25:29,323
‫از خانواده‌ام محافظت کنم،

1359
01:25:29,364 --> 01:25:30,866
‫ولی یه جایی در طی مسیر

1360
01:25:30,908 --> 01:25:33,660
‫دیگه نتونستم تشخیص
‫بدم این تعهد یعنی چی

1361
01:25:34,620 --> 01:25:37,915
‫یه مادر باید به تصمیمات
‫بچه‌اش احترام بذاره

1362
01:25:39,249 --> 01:25:42,002
‫و نباید بذاره تصورات منسوخ‌شده

1363
01:25:42,044 --> 01:25:43,712
‫سر راه خوشبختی‌ش قرار بگیره

1364
01:25:45,505 --> 01:25:47,090
‫یا سر راه خوشبختی‌ خودش

1365
01:25:53,263 --> 01:25:55,057
‫از دیدنِ دوباره‌تون خوشحالم، خانم

1366
01:25:55,098 --> 01:25:58,227
‫لطفا معذرت‌خواهی بنده رو بابت
‫دخالتم در جزایر هیون پذیرا باشید.

1367
01:25:58,268 --> 01:25:59,686
‫حرفشم نزن.

1368
01:26:01,605 --> 01:26:03,232
‫نمی‌تونستیم پای تلفن این‌کارو بکنیم؟

1369
01:26:03,273 --> 01:26:05,776
‫خب، اینطوری زیاد
‫شاهزاده‌‎وار نبود، مگه نه؟

1370
01:26:08,070 --> 01:26:09,446
‫میشه یه لحظه
‫تنهامون بذارید، لطفا؟

1371
01:26:09,488 --> 01:26:12,074
‫- ناهار چطوره، ریدلی؟
‫- خوشحال میشم

1372
01:26:27,839 --> 01:26:29,633
‫یادته گفتم برای
‫بیان دقیق احساستم

1373
01:26:29,675 --> 01:26:32,052
‫نمی‌تونم کلمات مناسب پیدا کنم؟

1374
01:26:34,554 --> 01:26:36,306
‫خب...

1375
01:26:37,891 --> 01:26:39,476
‫من عاشقتم

1376
01:26:43,146 --> 01:26:44,523
‫زیادم کارت بد نیست

1377
01:26:48,777 --> 01:26:51,071
‫اولیویا، باید اعتراف کنم...

1378
01:26:51,096 --> 01:26:53,115
‫زندگی سلطنتی می‌تونه
‫چالش‌برانگیز باشه

1379
01:26:53,156 --> 01:26:56,710
‫با یه سری چیزها باید مدارا کنی
‫و یه سری انتظارات رو برآورده کنی.

1380
01:26:59,037 --> 01:27:01,624
‫ولی اگه حاضری سعیت رو بکنی...

1381
01:27:02,999 --> 01:27:05,794
‫قول میدم می‌تونیم ماجراجویی
‫شگفت‌انگیزی داشته باشیم

1382
01:27:11,341 --> 01:27:12,592
‫نظرت چیه؟

1383
01:27:17,514 --> 01:27:20,684
‫فکر کنم شاید به یه پایان‌بندی
‫شاه‌ پریونی یه شانس دیگه بدم

1384
01:27:22,062 --> 01:27:24,354
‫عزیزم، میشه فقط شفاف‌سازی کنم

1385
01:27:24,396 --> 01:27:26,064
‫وقتی میگی پایان‌بندی شاه پریونی

1386
01:27:26,106 --> 01:27:29,234
‫منظورت خودتون دوتاست
‫یا منظورت کتابه؟

1387
01:27:30,235 --> 01:27:31,319
‫جفتش

1388
01:27:45,972 --> 01:28:09,498
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

