﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:40,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:01:23,818 --> 00:01:27,120
‫برادرم معتقد بود فرشته نگهبان دارم.

3
00:01:30,825 --> 00:01:34,294
‫ولی من به هیچی اعتقاد نداشتم.

4
00:01:37,665 --> 00:01:39,701
‫اما حالا، اونقدرا مطمئن نیستم.

5
00:01:51,278 --> 00:01:58,786
‫می‌تونی برفک تلویزیونیِ لبه صفحه رو ببینی؟

6
00:01:58,820 --> 00:02:01,689
‫نه.

7
00:02:01,723 --> 00:02:03,357
‫حالا چی؟

8
00:02:05,593 --> 00:02:06,828
‫نه.

9
00:02:12,634 --> 00:02:18,740
‫همچین تغییری می‌تونه واقعا ترسناک باشه،
‫ولی میشه خوشبین بود.

10
00:02:18,773 --> 00:02:23,878
‫من زیردست یه چشم‌پزشک آموزش دیدم که
.برترین پزشکِ حوزه تباهی لکه زرده
[شایع‌ترین دلیل کوری سالمندان]

11
00:02:23,911 --> 00:02:26,480
‫شک ندارم با کمال میل پرونده شما رو میپذیره.

12
00:02:29,617 --> 00:02:33,387
‫متاسفانه پول پزشک خصوصی رو نداریم.

13
00:02:33,420 --> 00:02:35,222
‫اون، دوستمه.

14
00:02:35,255 --> 00:02:38,225
‫مطمئنم اگه ازش بخوام، باهاتون راه میاد.

15
00:02:38,258 --> 00:02:41,663
‫دستاوردهاش در این حوزه، کم از معجزه ندارن.

16
00:02:41,696 --> 00:02:43,798
‫من به معجزه نیاز دارم؟

17
00:02:45,465 --> 00:02:50,805
‫نه. باید در اسرع وقت، چندین تزریق انجام بدین.

18
00:03:02,482 --> 00:03:04,719
‫این، شدیدترین نمونه‌ایه که تا حالا دیدم.

19
00:03:04,752 --> 00:03:06,821
‫- خبری از آب مروارید هست؟
‫- نه.

20
00:03:06,854 --> 00:03:09,322
‫بله خب. اونجوری، زیادی راحت میشد.

21
00:03:09,356 --> 00:03:13,360
‫دارم حس می‌کنم فقط وقتی میای
‫دیدنم که یکی به کمک نیاز داره.

22
00:03:13,393 --> 00:03:15,462
‫بهترین بهونه ممکن.

23
00:03:15,495 --> 00:03:19,433
‫فقط یه گوشه‌نشین برای دیدن
.دوست و استاد سابقش بهونه می‌خواد

24
00:03:19,466 --> 00:03:21,669
‫گوشه‌نشین نیستم.

25
00:03:21,703 --> 00:03:24,806
‫- پس یه تارک دنیا.
‫- تارک دنیا هم نیستم.

26
00:03:24,839 --> 00:03:26,607
‫خیلی‌خب.

27
00:03:26,641 --> 00:03:28,876
‫یعنی انجامش میدی؟

28
00:03:28,910 --> 00:03:31,344
‫انجامش میدم.

29
00:03:31,378 --> 00:03:33,648
‫دوستت دارم.

30
00:03:33,681 --> 00:03:35,449
‫نمی‌خوای یه نوشیدنی مهمونم کنی؟

31
00:04:14,756 --> 00:04:17,925
‫سلام آقای مو. اوه عزیزم.

32
00:04:58,065 --> 00:04:59,667
‫آقای مو؟

33
00:05:28,996 --> 00:05:30,698
‫آهای.

34
00:05:45,179 --> 00:05:46,714
‫آهای!

35
00:06:00,094 --> 00:06:01,796
‫الو؟

36
00:06:01,829 --> 00:06:03,531
‫سلام. خانم فارلو؟

37
00:06:05,633 --> 00:06:08,769
‫- بله.
‫- کارآگاه هریس هستم.

38
00:06:08,803 --> 00:06:11,572
‫متاسفانه خبر بدی دارم.

39
00:06:11,606 --> 00:06:14,141
‫درباره برادرتون.

40
00:06:14,175 --> 00:06:17,879
‫جسدشون اینجا در اسکاتلند، در یک خانقاه کشف شده.

41
00:06:19,614 --> 00:06:22,683
‫احتمال میدیم یک قتل-خودکشی بوده باشه.

42
00:06:22,717 --> 00:06:25,953
‫چی؟

43
00:07:54,742 --> 00:07:56,677
‫اجازه بدین جمع و جور کنم.

44
00:07:58,612 --> 00:08:00,014
‫بفرمایین.

45
00:08:00,047 --> 00:08:02,516
‫هنوز در مراحل آغازین تحقیقاتیم.

46
00:08:02,550 --> 00:08:04,919
‫داریم تکه‌های پازلو کنار هم میچینیم.

47
00:08:04,952 --> 00:08:07,588
‫- چای میل دارین؟
‫- کی می‌تونم ببینمش؟

48
00:08:08,889 --> 00:08:11,993
‫الان پیش پزشک قانونیه.

49
00:08:12,026 --> 00:08:13,995
‫می‌خوام ببینمش.

50
00:08:21,936 --> 00:08:23,771
‫سلام. کارآگاه هریس هستم.

51
00:08:23,804 --> 00:08:25,740
‫من با خواهر یکی از متوفی‌ها اینجا هستم.

52
00:08:25,773 --> 00:08:30,111
‫پدر مایکل. هر وقت امکان دیدن
‫جسد بود، ممنون میشم بهم اطلاع بدین.

53
00:08:32,346 --> 00:08:36,884
‫فعلا می‌خواین ببرمتون
‫خانقاه و براتون بگم چی دیدیم.

54
00:08:37,785 --> 00:08:41,088
‫پدر کارول از رُم اومده بود از خانقاه بازدید کنه.

55
00:08:41,122 --> 00:08:43,691
‫جسدش رو در نیایشگاه پیدا کردن.

56
00:08:44,892 --> 00:08:46,827
‫سینه ایشونو پاره کرده بودن.

57
00:08:48,129 --> 00:08:54,101
‫جسد برادر شما رو نزدیک سنگ‌های
‫زیرِ خرابه‌های کلیسای قدیم پیدا کردن.

58
00:08:54,135 --> 00:09:00,241
‫فرض بر اینه که بعد از کشتن پدر کارول، خودکشی کردن.

59
00:09:04,945 --> 00:09:07,615
‫برادر من امکان نداشته آدم بکشه.

60
00:09:07,648 --> 00:09:09,817
‫خودکشی هم امکان نداشت بکنه.

61
00:09:12,386 --> 00:09:16,123
‫میشه بپرسم برادرتون چجوری
‫با چنین فرقه افراطی‌ای قاطی شده؟

62
00:09:16,157 --> 00:09:17,858
‫نمی‌دونم.

63
00:09:17,892 --> 00:09:21,128
‫مدت‌ها بود ندیده بودمش.

64
00:09:21,162 --> 00:09:22,897
‫منظورتون از افراطی چیه؟

65
00:09:22,930 --> 00:09:25,366
‫اونا پیرو یک برداشت تند از انجیل هستن.

66
00:09:25,399 --> 00:09:27,268
‫معتقد به عقوبت و دوزخ و این چیزهان.

67
00:09:29,136 --> 00:09:34,008
‫چند هفته پیش یکی از راهبه‌ها
.ادعا کرده که شیطانو دیده

68
00:09:34,041 --> 00:09:36,844
‫یه چشمشو درآورده.

69
00:09:36,877 --> 00:09:38,846
‫داشته اون یکیو درمیاورده، که بیهوش میشه.

70
00:09:38,879 --> 00:09:41,082
‫برادرم معتقد بود. دیوونه نبود.

71
00:09:43,050 --> 00:09:44,652
‫شما چی؟

72
00:09:44,685 --> 00:09:47,054
‫من به مذهب علاقه‌ای ندارم.

73
00:10:08,776 --> 00:10:12,780
‫فقط یک خدا هست.

74
00:10:12,813 --> 00:10:14,348
‫و سایه او.

75
00:10:22,857 --> 00:10:24,725
‫شما باید گریس باشی.

76
00:10:24,758 --> 00:10:27,094
‫من مادر اعظم هستم.

77
00:10:27,128 --> 00:10:31,065
‫اگه معذبت می‌کنه، لازم نیست صدام کنی مادر.

78
00:10:31,098 --> 00:10:34,969
‫خواهر، کفایت می‌کنه.

79
00:10:35,002 --> 00:10:36,337
‫سلام.

80
00:10:36,370 --> 00:10:40,174
‫تحت شرایط ناگواری همدیگه رو میبینیم.

81
00:10:40,207 --> 00:10:45,946
‫اما تنها با رویارویی با شرارت
‫میشه از حجم این تلخی کاست.

82
00:10:45,980 --> 00:10:51,152
‫برادرت قبل از افتادن به
‫دام تاریکی، محبوب همه بود.

83
00:10:51,185 --> 00:10:53,454
‫افتادن به دام تاریکی؟

84
00:10:53,487 --> 00:10:55,389
‫منظورتون چیه؟

85
00:10:55,422 --> 00:10:59,226
‫قاتل پدر کارول، یک اهریمن بود، نه برادر تو.

86
00:10:59,260 --> 00:11:07,034
‫ذهن برادرت انقدر قوی بود که با اون مبارزه
‫کنه. متاسفانه در این بین، جون خودش رو گرفت.

87
00:11:07,067 --> 00:11:10,404
‫پس شما دیدی که برادرم خودکشی کرد؟

88
00:11:10,437 --> 00:11:13,741
‫غیرمستقیم.

89
00:11:13,774 --> 00:11:15,976
‫یعنی چی؟

90
00:11:16,010 --> 00:11:19,146
‫چشمان خدا به همه ما دوخته‌ست.

91
00:11:19,180 --> 00:11:21,482
‫وقتی از برادرم حرف میزنی، کصشعر تفت نده.

92
00:11:21,516 --> 00:11:23,951
‫خدای من. مادر روحانی. ببخشید.

93
00:11:23,984 --> 00:11:27,388
‫نه. به جای من معذرت نخواه!

94
00:11:27,421 --> 00:11:30,057
‫لطفا نشونم بده برادرم کجا کشته شده.

95
00:11:30,090 --> 00:11:33,727
‫ممنونم.

96
00:11:42,369 --> 00:11:43,837
‫خوب پیش رفت.

97
00:11:43,871 --> 00:11:45,873
‫از راهبه‌ها بدم میاد.

98
00:11:45,906 --> 00:11:47,908
‫آهان. درسته.

99
00:11:51,078 --> 00:11:55,416
‫می‌دونستی مادر اعظم حق داره جلوی دسترسی پلیسو
‫بگیره و پرونده رو کلا بسپره به مقامات رُم؟

100
00:11:55,449 --> 00:11:57,184
‫چطور

101
00:11:57,218 --> 00:12:01,889
‫این زمین، تحت مالکیت واتیکانه. ما از
‫لحاظ قانونی، الان اصلا در اسکاتلند نیستیم.

102
00:12:15,402 --> 00:12:19,773
‫جسدش روی صخره‌های این پایین کشف شده.

103
00:12:24,278 --> 00:12:26,247
‫میشه یه دقیقه وقت بدی؟

104
00:12:26,280 --> 00:12:27,881
‫البته.

105
00:12:27,915 --> 00:12:29,383
‫فقط مواظب باش. خب؟

106
00:13:34,114 --> 00:13:37,384
‫چرا؟

107
00:14:23,230 --> 00:14:25,099
‫گریس.

108
00:14:27,167 --> 00:14:29,903
‫اینجا امن نیست.

109
00:14:29,937 --> 00:14:32,005
‫عجله کن!

110
00:14:32,039 --> 00:14:33,508
‫گریسی، زود باش!

111
00:14:55,295 --> 00:14:57,064
‫دالی موشه!

112
00:14:58,533 --> 00:15:02,202
‫می‌بینمت.

113
00:15:02,236 --> 00:15:04,138
‫ممنونم خواهر.

114
00:15:04,171 --> 00:15:05,573
‫می‌تونی بری.

115
00:15:08,242 --> 00:15:12,112
‫سلام گریس. من پدر رومرو هستم.

116
00:15:12,146 --> 00:15:15,583
‫به خاطر این فاجعه، از واتیکان اومدم.

117
00:15:15,617 --> 00:15:16,718
‫من کجام؟

118
00:15:16,751 --> 00:15:18,485
‫توی بیمارستان.

119
00:15:18,520 --> 00:15:20,454
‫چرا؟

120
00:15:20,487 --> 00:15:23,157
‫در سردخونه از هوش رفتی.

121
00:15:25,727 --> 00:15:28,061
‫پاک بود.

122
00:15:28,095 --> 00:15:31,331
‫مایکل پاک بود. بدنش به شن آغشته نبود.

123
00:15:31,365 --> 00:15:32,966
‫توی ساحل پیداش کردن.

124
00:15:33,000 --> 00:15:35,335
‫باید تنش به شن آغشته میبود.

125
00:15:35,369 --> 00:15:38,640
‫بعضی وقتا بدن رو برای کالبدشکافی تمیز می‌کنن.

126
00:15:38,673 --> 00:15:41,074
‫نه. هیچ شنی توی موهاش نبود.

127
00:15:41,108 --> 00:15:42,644
‫باید موهاش به شن آغشته میبود.

128
00:15:42,677 --> 00:15:44,178
‫بررسی می‌کنم.

129
00:15:45,446 --> 00:15:47,281
‫هی، چیکار می‌کنی؟

130
00:15:47,314 --> 00:15:49,717
‫باید استراحت کنی. بهت آرام‌بخش تزریق کردیم.

131
00:15:49,751 --> 00:15:51,385
‫خواهش می‌کنم بخواب.

132
00:15:51,418 --> 00:15:52,986
‫پدر، شما هم نباید اینجا باشین.

133
00:15:53,020 --> 00:15:54,455
‫- باید استراحت کنه.
‫- آخ.

134
00:15:54,488 --> 00:15:56,056
‫خوبه.

135
00:15:56,089 --> 00:16:00,127
‫استراحت کن، تا سوابق پزشکیت برسه.

136
00:16:00,160 --> 00:16:02,664
‫کسی هست که باهاش تماس بگیرم؟

137
00:16:05,700 --> 00:16:08,536
‫خانواده‌ای، کس و کاری!

138
00:16:08,570 --> 00:16:12,005
‫مادرم مُرده.

139
00:16:12,039 --> 00:16:14,642
‫پدرم هم به جرم قتلش تو زندانه.

140
00:16:18,546 --> 00:16:20,214
‫براشون دعا می‌کنم.

141
00:16:20,247 --> 00:16:24,485
‫نه. نمی‌خواد دعا کنی.

142
00:16:27,555 --> 00:16:29,189
‫باشه، دعا نمی‌کنم.

143
00:17:02,857 --> 00:17:04,626
‫شاهدو مخفی کنید!

144
00:17:04,659 --> 00:17:07,227
‫- اوناهاش!
‫- بچه!

145
00:17:40,227 --> 00:17:44,131
‫همینجا.

146
00:17:52,840 --> 00:17:54,742
‫ممنونم.

147
00:17:54,776 --> 00:17:56,878
‫می‌خوای منتظرت بمونم؟

148
00:17:56,911 --> 00:17:58,546
‫نه.

149
00:17:58,580 --> 00:18:00,815
‫دوباره برمیگردم این وری. اگه نظرت عوض شد بیا.

150
00:19:10,518 --> 00:19:14,254
‫سریع‌تر!

151
00:19:37,310 --> 00:19:40,848
‫آهای!

152
00:19:52,694 --> 00:19:57,765
‫آهای!

153
00:20:07,307 --> 00:20:09,510
‫می‌تونی منو ببری پیش مادر اعظم؟

154
00:20:11,746 --> 00:20:13,981
‫نه؟

155
00:20:14,015 --> 00:20:15,850
‫میشه اشاره کنی؟

156
00:20:17,985 --> 00:20:20,320
‫باشه.

157
00:20:20,353 --> 00:20:21,889
‫یا مسیح.

158
00:20:39,073 --> 00:20:42,043
‫از نزد روح تو به کدام سو روم؟

159
00:20:42,076 --> 00:20:44,812
‫گر به آسمان روم، هستی.

160
00:20:44,846 --> 00:20:47,548
‫گر در دوزخ بستر بگسترم، باز هم هستی.

161
00:20:47,582 --> 00:20:50,350
‫گر در دورترین قسمت دریا سکنی گزینم،

162
00:20:50,383 --> 00:20:53,654
‫حتی آنجا نیز، دست تو هادی من خواهد بود.

163
00:20:54,689 --> 00:20:57,357
‫یقینا تاریکی بر من مستولی خواهد شد.

164
00:20:57,390 --> 00:20:59,459
‫یقینا تاریکی از تو پنهان نخواهد ماند،

165
00:20:59,493 --> 00:21:01,796
‫و شب، به روشنیِ روز خواهد شد.

166
00:21:05,867 --> 00:21:08,468
‫وسایل من کجان؟

167
00:21:08,503 --> 00:21:12,439
‫نونش، گرم و تازه‌ست. با عشق درست شده.

168
00:21:12,472 --> 00:21:13,875
‫خواهش می‌کنم به ما بپیوند.

169
00:21:13,908 --> 00:21:15,743
‫لباسام کجان؟

170
00:21:18,646 --> 00:21:20,748
‫این برکت خداست.

171
00:21:23,584 --> 00:21:25,920
‫مدارکو مخفی کردین. مگه نه؟

172
00:21:25,953 --> 00:21:30,490
‫شهادت دروغ دادین. همتون دروغگویین!

173
00:21:32,093 --> 00:21:35,830
‫خیال می‌کنی چی می‌دونی؟

174
00:21:35,863 --> 00:21:38,933
‫برادرم قبل از سقوط، بشدت آسیب دیده.

175
00:21:38,966 --> 00:21:41,602
‫چطور به این نتیجه رسیدی؟

176
00:21:41,636 --> 00:21:44,105
‫حسم میگه.

177
00:21:44,138 --> 00:21:46,808
‫- حست میگه؟
‫- اوهوم.

178
00:21:46,841 --> 00:21:52,947
‫حسه؟ یا شاید دیدی... با چشم بصیرتت.

179
00:21:56,117 --> 00:21:59,987
‫ما اینجا، زندگیمون رو نظمه. الان هم وقت ناهاره.

180
00:22:02,389 --> 00:22:03,558
‫لطفا به ما ملحق شو.

181
00:22:03,591 --> 00:22:05,358
‫ممنونم.

182
00:22:07,662 --> 00:22:10,064
‫گوشیمو می‌خوام.

183
00:22:10,097 --> 00:22:13,901
‫تو رو، راننده تاکسی از دریا کشید بیرون.

184
00:22:13,935 --> 00:22:16,571
‫گوشیت، به خوش‌شانسی تو نبود.

185
00:22:16,604 --> 00:22:18,840
‫بفرما.

186
00:22:20,741 --> 00:22:22,710
‫لباس‌هات دارن خشک میشن.

187
00:22:34,421 --> 00:22:38,025
‫اونی نیستی که برادرت می‌گفت.

188
00:22:38,059 --> 00:22:40,094
‫از من چی می‌گفت؟

189
00:22:40,127 --> 00:22:41,896
‫می‌گفت آرومی.

190
00:22:41,929 --> 00:22:47,101
‫منطقی و موقر.

191
00:22:47,134 --> 00:22:49,871
‫خوشحالم که منو اینطور به یاد میاورد.

192
00:22:49,904 --> 00:22:52,740
‫خیلی ازت تعریف می‌کرد.

193
00:22:52,773 --> 00:22:56,010
‫البته از روگردونیت از مسیح، مایوس بود.

194
00:22:56,043 --> 00:22:58,880
‫من، لفظ بی‌تفاوتی رو ترجیح میدم.

195
00:22:58,913 --> 00:23:01,616
‫تو به معجزه اعتقاد نداری؟

196
00:23:01,649 --> 00:23:04,619
‫نه.

197
00:23:04,652 --> 00:23:07,487
‫یک زن دانش‌پژوه.

198
00:23:11,893 --> 00:23:16,831
‫اوه، خواهران، بنشینید لطفا. شرمنده می‌کنید.

199
00:23:16,864 --> 00:23:19,033
‫مادر اعظم.

200
00:23:19,066 --> 00:23:23,838
‫آه، گریس. شنیدم باید دعای سپاس سر بدیم.

201
00:23:23,871 --> 00:23:26,173
‫ترجیح میدم جواب بگیرم.

202
00:23:28,242 --> 00:23:31,913
‫این کلیسا، از قرن دوازده بنا شده.

203
00:23:31,946 --> 00:23:38,185
‫میزبان عتایق مذهبی بوده.

204
00:23:38,219 --> 00:23:44,125
‫در مسیر مهاجران قرار داشته.
‫یک چراغ راه، در دورانی تاریک.

205
00:23:44,158 --> 00:23:49,997
‫وقتی خراب شد، از سنگ‌هاش برای
‫ساخت عبادتگاه جدید استفاده کردن.

206
00:23:50,031 --> 00:23:56,436
‫معتقد بودن که بار معنویِ اون سنگ‌ها،
‫به مراتب بیش از هر آجر تازه‌ای بود.

207
00:23:58,572 --> 00:24:01,909
‫موسسانش، به خودشون می‌گفتن شوالیه‌های ستاره صبح.

208
00:24:01,943 --> 00:24:04,679
‫در کلیسا، قدرت خاصی داشتن.

209
00:24:04,712 --> 00:24:10,117
‫بعضی میگن نیروی سیاهی بوده که
‫حتی روی راهبه‌های خانقاه هم اثر میذاشته.

210
00:24:10,151 --> 00:24:12,820
‫ولی اینا همه مال یک گذشته اسرارآمیزه.

211
00:24:12,853 --> 00:24:14,789
‫به قول معروف، یک فانتزی.

212
00:24:19,627 --> 00:24:22,663
‫این، محل اقرارِ غایی بوده.

213
00:24:26,167 --> 00:24:28,970
‫وقتی از جنگ‌های خونبارشون برمیگشتن،

214
00:24:29,003 --> 00:24:31,639
‫اینجا، جلوی این صلیب می‌ایستادن،

215
00:24:31,672 --> 00:24:36,010
‫و بابت هر گناهی که مرتکب
‫شده بودن، یک قدم میرفتن عقب.

216
00:24:36,043 --> 00:24:40,748
‫هر چی بیشتر قدم برمیداشتن،
‫گناهان بیشتری بخشیده میشد.

217
00:24:40,781 --> 00:24:44,151
‫بعضی‌ها، قاتل اومدن و قدیس رفتن.

218
00:24:44,185 --> 00:24:46,821
‫افتادن و مُردن.

219
00:24:46,854 --> 00:24:48,289
‫خدا، اونا رو در بر گرفت.

220
00:25:03,037 --> 00:25:05,139
‫خوشبختانه من فقط دو گناه کردم.

221
00:25:05,172 --> 00:25:06,874
‫کیک و قهوه خوردم.

222
00:25:09,910 --> 00:25:11,545
‫با مادر اعظم صحبت کردم.

223
00:25:11,579 --> 00:25:14,081
‫به شستن تن برادرت اعتراف کرد.

224
00:25:14,115 --> 00:25:18,152
‫گفت از روی احترام به برادرت این کارو کرده.

225
00:25:18,185 --> 00:25:20,788
‫حرف مفت میزنه.

226
00:25:20,821 --> 00:25:24,325
‫به کارآگاه هریس اطلاع دادم.

227
00:25:24,358 --> 00:25:26,027
‫اوه.

228
00:25:26,060 --> 00:25:28,329
‫می‌خواد باز باهاش صحبت کنه.

229
00:25:28,362 --> 00:25:30,698
‫- کِی؟
‫- فردا.

230
00:25:30,731 --> 00:25:32,099
‫باید جواب همه سوالاتشو بده.

231
00:25:32,133 --> 00:25:36,270
‫ببین گریس... عدم شفافیت، چیزیه
‫که گذشته این کلیسا رو لکه‌دار کرده.

232
00:25:36,303 --> 00:25:41,675
‫اومدم عبادتگاه و ملک پیرامونش
‫رو به دامن خداوند برگردونم.

233
00:25:41,709 --> 00:25:45,312
‫چنین خدمتی رو نمیشه بر پایه دروغ صورت داد.

234
00:25:45,346 --> 00:25:49,984
‫کلیسا، کاملا حامی شماست. من هم کمکت می‌کنم.

235
00:25:50,017 --> 00:25:52,787
‫ممنونم.

236
00:25:52,820 --> 00:25:54,655
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

237
00:25:54,688 --> 00:25:56,023
‫بیا.

238
00:26:14,675 --> 00:26:16,310
‫اینها وسایل برادرتن.

239
00:26:18,913 --> 00:26:22,016
‫می‌خواستم اول از همه، تو ببینیشون.

240
00:26:22,049 --> 00:26:27,254
‫اگه چیز بدردبخوری دیدی، لطفا بهم بگو.

241
00:26:29,790 --> 00:26:32,927
‫تا وقتی دوست داری بمون.
.کمترین کاریه که از دستمون برمیاد

242
00:26:32,960 --> 00:26:36,297
‫- ممنون.
‫- تسلیت میگم.

243
00:28:11,091 --> 00:28:15,029
‫گریس، از قبل از این که به
‫سرپرستی بگیریمش، چیزی یادش نیست.

244
00:28:15,062 --> 00:28:18,933
‫اما چیزهایی میدید که هیچ کس نمیدید.

245
00:28:18,966 --> 00:28:20,901
‫اون همیشه استثنایی بود.

246
00:28:30,277 --> 00:28:33,847
‫خانم اورورک. باز کنید!

247
00:28:33,881 --> 00:28:35,983
‫خانم اورورک!

248
00:28:36,016 --> 00:28:37,384
‫گارد ساحلی تماس گرفته.

249
00:28:38,886 --> 00:28:41,121
‫چی شده؟

250
00:28:41,155 --> 00:28:43,324
‫بگو.

251
00:28:44,892 --> 00:28:46,360
‫بگو.

252
00:28:46,393 --> 00:28:50,397
‫قسمت جلوی قایق، شکسته.

253
00:28:50,431 --> 00:28:53,400
‫قایق‌های نجات، خالی بودن.

254
00:28:53,434 --> 00:28:55,202
‫برای بدترین حالت آماده باش.

255
00:28:55,236 --> 00:28:57,771
‫به بچه‌ها چی بگم؟

256
00:29:10,117 --> 00:29:13,521
‫آخ.

257
00:30:00,034 --> 00:30:01,435
‫دو بار از هوش رفته.

258
00:30:01,468 --> 00:30:03,937
‫به نظرم الهامات آغاز شدن.

259
00:30:03,971 --> 00:30:05,973
‫باید سریع عمل کنیم.

260
00:30:06,006 --> 00:30:07,274
‫من نمی‌ترسم.

261
00:30:07,308 --> 00:30:10,044
‫اگه لازم باشه، خودم باهاش برخورد می‌کنم.

262
00:30:10,077 --> 00:30:11,845
‫شما دو نفر، برید بیرون.

263
00:30:15,049 --> 00:30:16,950
‫تو، بمون!

264
00:30:18,218 --> 00:30:22,056
‫و تو. فکر کردی می‌تونی با پلیس بازی کنی؟

265
00:30:22,089 --> 00:30:23,490
‫حقیقتو بهشون گفتم.

266
00:30:23,525 --> 00:30:26,960
‫که چی؟ که پدر کارولو یه اهریمن کشته؟

267
00:30:26,994 --> 00:30:31,165
‫اگه اعتبار عجیب این خانقاه نبود، الان به
‫خاطر اتلاف وقت پلیس، دستگیر شده بودی.

268
00:30:31,198 --> 00:30:35,002
‫شاید تعصب ماست که ازمون محافظت کرده.

269
00:30:35,035 --> 00:30:38,439
‫پس کار تو بوده.

270
00:30:38,472 --> 00:30:40,374
‫نباید اون کتابو بهش میدادی!

271
00:30:45,312 --> 00:30:49,450
‫به این ترتیب! سلسله مراتب فرماندهی، اینه.

272
00:30:49,483 --> 00:30:52,654
‫منم که تصمیم میگیرم اون دختر چی بشه.

273
00:30:52,687 --> 00:30:55,055
‫و اگه اشتباه کنی؟

274
00:30:55,089 --> 00:30:57,858
‫فکر کردی حمله کردن بهش، کار درسته؟

275
00:31:01,061 --> 00:31:02,963
‫دو تا کشیش مردن.

276
00:31:06,367 --> 00:31:08,435
‫قدرت اونو دست کم میگیری.

277
00:31:20,047 --> 00:31:25,386
‫"تاریکی در هیبت معجزه، به زندگی ما آمد."

278
00:31:33,427 --> 00:31:36,698
‫خواهش می‌کنم نذار پدرم بمیره.

279
00:31:36,731 --> 00:31:39,133
‫التماس می‌کنم.

280
00:31:39,166 --> 00:31:43,137
‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

281
00:31:43,170 --> 00:31:44,672
‫بابا رو برگردون خونه.

282
00:32:30,083 --> 00:32:32,352
‫خواهش می‌کنم!

283
00:32:35,122 --> 00:32:37,090
‫متاسفم! متاسفم!

284
00:32:40,160 --> 00:32:41,995
‫آهای!

285
00:33:14,529 --> 00:33:18,633
‫نمیذارم منو ببره.

286
00:33:24,204 --> 00:33:26,708
‫بذار بَدی خارج بشه.

287
00:33:26,741 --> 00:33:27,742
‫مِگ؟

288
00:33:30,277 --> 00:33:32,547
‫تو چیکار کردی؟

289
00:33:35,349 --> 00:33:37,117
‫- دالی موشه!
‫- گوه توش!

290
00:33:37,150 --> 00:33:39,587
‫مادر، دهن کثیفتو با آب و صابون میشوره.

291
00:33:46,528 --> 00:33:50,063
‫حالت خوبه؟

292
00:33:50,097 --> 00:33:52,332
‫آره.

293
00:33:52,366 --> 00:33:55,703
‫می‌دونستم مخفیگاه منو پیدا می‌کنی.

294
00:33:55,737 --> 00:33:57,539
‫دوستش داری؟

295
00:33:57,572 --> 00:34:00,808
‫لطفا به کسی نگو.

296
00:34:00,842 --> 00:34:05,078
‫وقتی افکار سیاه دارم، میام اینجا.

297
00:34:05,112 --> 00:34:10,150
‫مجسمه‌ها، راهنماییم می‌کنن.

298
00:34:10,183 --> 00:34:14,221
‫خوب بودن چه حسی داره؟

299
00:34:15,489 --> 00:34:17,291
‫منظورت چیه؟

300
00:34:23,230 --> 00:34:25,633
‫احساس می‌کنم آدم خیلی بدی هستم.

301
00:34:27,669 --> 00:34:30,705
‫نه نیستی.

302
00:34:30,738 --> 00:34:32,372
‫نیستی.

303
00:34:33,808 --> 00:34:37,444
‫باید تلفن بزنم.

304
00:34:37,477 --> 00:34:39,547
‫می‌تونی کمکم کنی؟

305
00:34:46,821 --> 00:34:49,289
‫میشه بری بیرون؟

306
00:35:01,736 --> 00:35:06,373
‫الو؟ جان. گریس هستم.

307
00:35:06,406 --> 00:35:09,611
‫گریس! خدای من. خیلی نگرانت بودم.

308
00:35:09,644 --> 00:35:11,679
‫جواب گوشیتو نمیدی.

309
00:35:11,713 --> 00:35:13,848
‫دفترت ازت خبر نداره.

310
00:35:13,881 --> 00:35:15,617
‫مایکل مُرده.

311
00:35:15,650 --> 00:35:17,451
‫وای

312
00:35:17,484 --> 00:35:22,624
‫خدای من، گریس. متاسفم.

313
00:35:22,657 --> 00:35:24,892
‫اون...

314
00:35:24,926 --> 00:35:26,561
‫به قتل رسیده.

315
00:35:26,594 --> 00:35:29,897
‫خدای من. کجایی؟

316
00:35:29,931 --> 00:35:31,365
‫اسکاتلند.

317
00:35:31,398 --> 00:35:34,334
‫حالت خوبه؟

318
00:35:34,368 --> 00:35:35,703
‫آره. خوبم. آه...

319
00:35:35,737 --> 00:35:37,672
‫وقتی ببینمت بیشتر توضیح میدم.

320
00:35:37,705 --> 00:35:40,407
‫فقط...

321
00:35:40,440 --> 00:35:44,612
‫نه واقعا. خوب نیستم جان.

322
00:35:44,646 --> 00:35:47,882
‫غم می‌تونه باعث رفتن برق و توهم زدن بشه؟

323
00:35:47,915 --> 00:35:50,918
‫آره.

324
00:35:50,952 --> 00:35:54,454
‫احساس پیچیده‌ایه گریس. ولی
‫معمولا یه اختلال نهفته وجود داره.

325
00:35:54,488 --> 00:35:56,624
‫یه عدم تعادل در فرارسان‌های عصبی.

326
00:35:56,658 --> 00:35:59,661
‫ولی تو اینجوری نیستی.

327
00:35:59,694 --> 00:36:01,361
‫اونجا چه خبره؟

328
00:36:01,395 --> 00:36:03,430
‫نمی‌دونم.

329
00:36:03,463 --> 00:36:06,199
‫شاید به خاطر حضور در اینجاست.
.ولی حس می‌کنم دارم خل میشم

330
00:36:06,233 --> 00:36:07,501
‫توهم میزنی؟

331
00:36:07,535 --> 00:36:09,302
‫آره.

332
00:36:09,336 --> 00:36:10,938
‫تو کمک نیاز داری گریس.

333
00:36:10,972 --> 00:36:12,874
‫دقیقا کجایی گریس؟ بگو بیام دنبالت.

334
00:36:12,907 --> 00:36:14,509
‫بعدا زنگ میزنم.

335
00:36:14,542 --> 00:36:15,777
‫گریس؟ گریس؟

336
00:36:18,646 --> 00:36:21,716
‫بگو فرزندم.

337
00:36:21,749 --> 00:36:25,586
‫تو چی دیدی؟

338
00:36:25,620 --> 00:36:27,387
‫نزدیکِ من نشو.

339
00:36:34,562 --> 00:36:38,800
‫اون الهامات، خاطرات گذشته و آینده تو هستن.

340
00:37:04,391 --> 00:37:05,993
‫دالی موشه.

341
00:37:06,027 --> 00:37:08,996
‫میشه این کارو نکنی؟

342
00:37:09,030 --> 00:37:11,599
‫ببخشید.

343
00:37:11,632 --> 00:37:14,501
‫خواهش می‌کنم.

344
00:37:14,535 --> 00:37:17,370
‫معلومه کِی لباس خودمو بهم میدن؟

345
00:37:17,404 --> 00:37:20,440
‫مادر میگه اول باید کثیفی‌ها رو ازشون پاک کنیم.

346
00:37:22,076 --> 00:37:24,712
‫مهم نیست. می‌خوامشون.

347
00:37:36,524 --> 00:37:39,060
‫اون، یادداشت‌های برادرمه.

348
00:37:39,093 --> 00:37:42,764
‫مادر میگه همه مردها کثیفن.

349
00:37:45,800 --> 00:37:47,668
‫قبلا یه مرد میشناختم.

350
00:37:47,702 --> 00:37:49,469
‫واقعا؟

351
00:37:49,504 --> 00:37:51,839
‫با هم شکم‌مالی کردیم.

352
00:37:51,873 --> 00:37:54,876
‫- واقعا؟
‫- آره.

353
00:37:54,909 --> 00:37:58,846
‫انقدر کثیف بود که مارهای سیاهو ناپدید می‌کرد.

354
00:37:58,880 --> 00:38:00,715
‫به مادر نگو.

355
00:38:01,949 --> 00:38:03,951
‫نمیگم.

356
00:38:10,758 --> 00:38:13,094
‫چرا جسد رو پاک کردی؟

357
00:38:13,127 --> 00:38:17,732
‫خرچنگ بهش بود. میخوردنش.

358
00:38:17,765 --> 00:38:20,735
‫خرچنگ‌های کوچیک. شستم و جداشون کردم.

359
00:38:20,768 --> 00:38:23,671
‫دوباره پاکش کردم.

360
00:38:23,704 --> 00:38:28,075
‫قابل عرض... به خدا.

361
00:38:28,109 --> 00:38:38,418
‫چیزی که به جونش افتاده بود تا اون کارهای
‫شرورانه رو بکنه، تنش رو ترک کرده بود.

362
00:38:50,898 --> 00:38:58,072
‫پدر کارول، مُرده. ولی تصمیم میگیرین جسد
‫برادر گریس رو از ساحل بردارین و ببرین بشورینش؟!

363
00:38:58,105 --> 00:38:59,707
‫بله.

364
00:38:59,740 --> 00:39:01,876
‫تنهایی؟

365
00:39:01,909 --> 00:39:04,645
‫تنهایی.

366
00:39:04,679 --> 00:39:08,983
‫مرد هشتاد و دو کیلویی رو گذاشتین رو دوشتون؟

367
00:39:09,016 --> 00:39:11,819
‫منظورتون اینه که دروغ میگم؟

368
00:39:11,853 --> 00:39:14,155
‫مطمئنم دروغ میگین.

369
00:39:14,188 --> 00:39:18,593
‫اگه این بره دادگاه، دادستان ثابت می‌کنه.

370
00:39:18,626 --> 00:39:23,931
‫کاری که الان فکر می‌کنین دفاع از
‫همکارتون بوده، به جرم تبدیل میشه.

371
00:39:23,965 --> 00:39:26,734
‫به خاطر یک رفتار مسیح‌وار، میوفتین زندان.

372
00:39:30,171 --> 00:39:36,043
‫در حالی که صحبت می‌کنیم، بین
‫خدا و شیطان، نبردی در گرفته.

373
00:39:36,077 --> 00:39:40,047
‫بین نور و سیاهی.

374
00:39:40,081 --> 00:39:43,918
‫هرگز نباید رفتار مسیح‌وار رو تنبیه کرد.

375
00:40:02,570 --> 00:40:06,140
‫شیطان در سایه وسوسه حضور داره.

376
00:40:06,173 --> 00:40:09,543
‫مادر اعظم نمی‌خواد راهبه‌ها اینو فراموش کنن.

377
00:40:11,846 --> 00:40:13,981
‫اینطور به نظر میاد.

378
00:40:15,516 --> 00:40:16,984
‫شب خوبی داشتی؟

379
00:40:17,018 --> 00:40:20,655
‫خوب. تا حد زیادی خوب بود.

380
00:40:20,688 --> 00:40:24,058
‫فرصت کردی وسایل برادرتو نگاه کنی؟

381
00:40:24,091 --> 00:40:25,960
‫بله.

382
00:40:27,762 --> 00:40:29,730
‫فکر کنم یادداشت‌هاش رو هم خونده باشی.

383
00:40:29,764 --> 00:40:31,565
‫خوندم.

384
00:40:31,599 --> 00:40:37,505
‫انگار به یه زبون باستانی نوشته شده.

385
00:40:37,538 --> 00:40:44,111
‫نه. اون... زبون رمزی کودکیمونه.

386
00:40:44,145 --> 00:40:47,581
‫اوه.

387
00:40:47,615 --> 00:40:49,750
‫می‌تونی ترجمش کنی؟

388
00:40:49,784 --> 00:40:51,152
‫بله.

389
00:40:53,821 --> 00:40:57,224
‫پیش از مرگ مادرمون به استفاده ازش رو آوردیم.

390
00:40:58,859 --> 00:41:03,931
‫قطعا برای این از اون زبون استفاده
‫کرده که نمی‌خواسته دیگران بفهمن چی نوشته.

391
00:41:03,965 --> 00:41:06,033
‫البته به جز تو.

392
00:41:09,937 --> 00:41:13,874
‫چیزی که راجع به والدینت بهم گفتی و...

393
00:41:13,908 --> 00:41:15,710
‫حالا درباره برادرت...

394
00:41:15,743 --> 00:41:20,548
‫همچین رنجی در اون سن کم...

395
00:41:20,581 --> 00:41:24,952
‫خیلی سعی کردم گذشته رو فراموش کنم.

396
00:41:24,986 --> 00:41:27,922
‫حالا که اون نیست و برنمیگرده،

397
00:41:27,955 --> 00:41:29,890
‫گمونم همه دار و ندارم، همون خاطراته.

398
00:41:29,924 --> 00:41:33,194
‫شاید اون یادداشت‌ها بتونه کمک کنه.

399
00:41:33,227 --> 00:41:35,696
‫زیادی دردناکه.

400
00:41:35,730 --> 00:41:37,231
‫ولی کمک می‌کنه.

401
00:41:37,264 --> 00:41:41,002
‫باورم نمیشه برادرم خودشو کشته باشه.

402
00:41:41,035 --> 00:41:42,636
‫من هم باورم نمیشه گریس.

403
00:41:48,009 --> 00:41:50,644
‫"هرگز از آنچه رخ داد، صحبت نکردیم،

404
00:41:50,678 --> 00:41:52,847
‫اما تا ابد ما را شکل دادند.

405
00:41:52,880 --> 00:41:55,916
‫مونت سِیویِر ما را نجات داد.

406
00:41:55,950 --> 00:42:00,021
‫گریس سعی کرد مرا در برابر تاریکی
‫محافظت کند. اما تاریکی برگشته."

407
00:42:02,923 --> 00:42:06,127
‫این یه معجزه‌ست که از طوفان جون سالم به در بردی.

408
00:42:06,160 --> 00:42:08,095
‫آنا و بچه‌ها چطورن؟

409
00:42:08,129 --> 00:42:10,631
‫رفتن چند روز خونه مادرش بمونن.

410
00:42:10,664 --> 00:42:12,233
‫خوبه.

411
00:42:12,266 --> 00:42:15,736
‫عالیه. می‌بینمت.

412
00:42:15,770 --> 00:42:18,205
‫احتمالا ببینی.

413
00:42:20,841 --> 00:42:22,643
‫احتمالا نبینی.

414
00:42:47,701 --> 00:42:51,672
‫"این کلید رو امتحان کن."

415
00:42:59,647 --> 00:43:01,048
‫تو با من چیکار کردی؟

416
00:43:03,851 --> 00:43:05,853
‫بابا؟

417
00:43:11,859 --> 00:43:13,727
‫ببخشید.

418
00:44:12,219 --> 00:44:14,088
‫زود باش!

419
00:44:17,892 --> 00:44:21,362
‫نه!

420
00:44:37,344 --> 00:44:39,079
‫سریع!

421
00:45:01,769 --> 00:45:05,139
‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟

422
00:45:18,185 --> 00:45:20,487
‫کجایی؟

423
00:45:25,893 --> 00:45:27,795
‫کجایی؟

424
00:45:38,839 --> 00:45:41,275
‫ها؟

425
00:45:41,308 --> 00:45:43,410
‫تقصیر خودته گریس.

426
00:46:37,898 --> 00:46:39,333
‫گریس.

427
00:46:41,468 --> 00:46:43,904
‫برای متبرک‌سازی.

428
00:46:43,937 --> 00:46:46,140
‫- زیباست.
‫- بله.

429
00:46:46,173 --> 00:46:47,975
‫ولی سلامت معنوی کلیسا

430
00:46:48,008 --> 00:46:50,911
‫- مسئله اصلی من نیست.
‫- بله.

431
00:46:50,944 --> 00:46:55,849
‫مایکل فهمیده بود که وقتی بچه بودیم، از
‫این خانقاه خواستن ما رو به فرزندی ببرن.

432
00:46:55,883 --> 00:46:57,418
‫ازش خاطره‌ای ندارم،

433
00:46:57,451 --> 00:46:59,420
‫ولی گمونم به خاطر اون اومده اینجا.

434
00:47:01,355 --> 00:47:03,357
‫چیزی در این باره نمی‌دونم.

435
00:47:03,390 --> 00:47:07,294
‫مادر اعظم بهم گفته که...

436
00:47:07,328 --> 00:47:09,196
‫میشه ما رو تنها بذاری؟

437
00:47:14,902 --> 00:47:19,507
‫گفت برادرت به دنبال حقیقت عتیقه به اینجا اومده.

438
00:47:19,541 --> 00:47:21,141
‫چی؟

439
00:47:21,175 --> 00:47:24,945
‫کلیسای اصلی، میزبان یک عتیقه بوده.

440
00:47:24,978 --> 00:47:26,347
‫اون الان کجاست؟

441
00:47:26,380 --> 00:47:29,350
‫سال 93 زمین‌لرزه پیش اومد.

442
00:47:29,383 --> 00:47:34,188
‫پرتگاه، ریزش کرد و دخمه‌ای که
‫درش قرار داشت، به دریا سقوط کرد.

443
00:47:36,156 --> 00:47:39,927
‫راستشو بخوای، خیلی خوشحالم که از دست رفته.

444
00:47:39,960 --> 00:47:44,532
‫صلیبیون و بت‌پرستیشون و قدرت‌طلبیشون،

445
00:47:44,566 --> 00:47:48,536
‫اعتبار کلیسا رو خدشه‌دار کرده.

446
00:47:48,570 --> 00:47:55,476
‫اگه مایل باشی، کتاب‌هایی با موضوع تاریخ
‫دقیقش در اینجا هست که می‌تونی بخونی.

447
00:47:55,510 --> 00:47:57,010
‫به نظرم بهتره بخونم.

448
00:47:57,044 --> 00:47:59,012
‫خیلی‌خب.

449
00:47:59,046 --> 00:48:00,948
‫گریس. مایکل.

450
00:48:00,981 --> 00:48:06,588
‫پدر جیکابز و خواهر دایان
‫هستن، از خانقاه مونت سِیویِر.

451
00:48:06,621 --> 00:48:10,124
‫اومدن شما رو به یک جای ویژه ببرن...

452
00:48:10,157 --> 00:48:12,126
‫مخصوص بچه‌هایی مثل شما.

453
00:48:12,159 --> 00:48:15,162
‫گواهی تولدشونو دارین؟

454
00:48:15,195 --> 00:48:17,064
‫دختره، نداره.

455
00:48:17,097 --> 00:48:19,701
‫نام فامیلی سرپرست‌هاشو گرفته.

456
00:48:19,734 --> 00:48:21,301
‫اورورک.

457
00:48:30,144 --> 00:48:31,579
‫اینجا خوبه.

458
00:48:37,484 --> 00:48:40,421
‫بیرون. گفتم بیرون!

459
00:48:40,454 --> 00:48:43,490
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- پیاده شو.

460
00:48:43,525 --> 00:48:47,494
‫- نه!
‫- زود باش. پیاده شو!

461
00:48:47,529 --> 00:48:49,997
‫مایکل! مایکل!

462
00:48:53,300 --> 00:48:56,270
‫مایکل!

463
00:48:56,303 --> 00:48:58,472
‫تنها یک خدا هست.

464
00:49:02,476 --> 00:49:05,979
‫وایسا! خواهش می‌کنم!

465
00:49:51,492 --> 00:49:55,128
‫پدر رومرو فکر کرد که شاید این کتابو بخوای.

466
00:49:55,162 --> 00:49:56,564
‫ممنونم.

467
00:49:58,398 --> 00:50:01,235
‫- برو.
‫- بله خواهر.

468
00:50:03,505 --> 00:50:05,540
‫باید بری.

469
00:50:27,160 --> 00:50:28,495
‫هوم.

470
00:50:42,109 --> 00:50:46,581
‫شوالیه‌های ستاره صبح، از عتیقه محافظت می‌کنند.

471
00:50:52,654 --> 00:50:54,856
‫این بچه پلید را ببر.

472
00:50:54,889 --> 00:50:58,225
‫این حامل سیاهی...

473
00:50:58,258 --> 00:51:00,093
‫تنها یک خدا هست.

474
00:51:18,478 --> 00:51:19,847
‫آهای!

475
00:52:45,365 --> 00:52:48,770
‫عتیقه کجاست؟

476
00:52:48,803 --> 00:52:51,438
‫سعی داری از چی محافظت کنی?

477
00:52:51,471 --> 00:52:53,373
‫نمی‌دونم اون کجاست.

478
00:52:53,407 --> 00:52:55,475
‫دروغ میگی!

479
00:52:55,510 --> 00:52:57,612
‫وزنو بیشتر کنید خواهرها.

480
00:52:59,279 --> 00:53:01,248
‫وزن بیشتر.

481
00:53:07,254 --> 00:53:10,825
‫ببریدش. ببریدش به خرابه.

482
00:53:10,858 --> 00:53:14,327
‫وقتشه با خدای خودش به صلح برسه.

483
00:53:29,911 --> 00:53:32,680
‫سلام فرزندم.

484
00:53:36,483 --> 00:53:37,852
‫چیکار می‌کنی؟

485
00:53:37,885 --> 00:53:39,821
‫از من نترس.

486
00:53:39,854 --> 00:53:41,923
‫من تنها یک برّه هستم.

487
00:53:41,956 --> 00:53:45,358
‫توئی که گرگی.

488
00:53:45,392 --> 00:53:48,696
‫خدا رو به قلب خود بپذیر.

489
00:53:48,730 --> 00:53:50,631
‫نه. نه. خواهش می‌کنم!

490
00:53:57,004 --> 00:53:58,873
‫کمک!

491
00:54:00,842 --> 00:54:02,476
‫خواهش می‌کنم کمک!

492
00:54:18,092 --> 00:54:19,827
‫خیلی‌خب.

493
00:54:19,861 --> 00:54:23,064
‫میشه بگی اونجا چه خبره؟

494
00:54:23,097 --> 00:54:25,332
‫یادداشت‌هاتو خوندم.

495
00:54:25,365 --> 00:54:29,369
‫هرگز بهم نگفتی که این اطراف زندگی می‌کردی.

496
00:54:29,402 --> 00:54:32,305
‫می‌دونم چرا کشتنش.

497
00:54:32,339 --> 00:54:34,976
‫دور و بری‌های تو، زیاد میمیرن. مگه نه خانم فارلو؟

498
00:54:35,009 --> 00:54:37,444
‫یا دوشیزه رورک؟

499
00:54:37,477 --> 00:54:39,881
‫نامادریت به دست پدرت کشته شده.

500
00:54:39,914 --> 00:54:42,382
‫ناپدریت، مُرده.

501
00:54:42,415 --> 00:54:49,389
‫حالا یه راهبه لعنتی که شاهد خودکشی برادرت بوده، کشته شده.

502
00:54:49,422 --> 00:54:53,761
‫اگه یادداشتامو میخوندی،
.می‌دونستی مایکل اونجا بوده

503
00:54:53,795 --> 00:54:56,664
‫دنبال یه جور عتیقه گمشده بوده.

504
00:54:56,697 --> 00:54:58,699
‫عتیقه‌ای بسیار مهم و قدرتمند.

505
00:54:58,733 --> 00:55:00,735
‫که فکر می‌کنم اونا ازش می‌ترسیدن.

506
00:55:00,768 --> 00:55:07,575
‫می‌خواستن با استفاده از مایکل پیداش کنن.
‫کمکشون نکرد. حالا میخوان از من بهره بگیرن.

507
00:55:07,608 --> 00:55:09,777
‫می‌دونی شبیه کی حرف میزنی؟

508
00:55:09,811 --> 00:55:11,679
‫شبیه اونا.

509
00:55:11,712 --> 00:55:13,748
‫"یه عتیقه کمشده."

510
00:55:19,520 --> 00:55:22,056
‫به زودی شب جاشو به روز خواهد داد.

511
00:55:22,089 --> 00:55:24,826
‫اعمال پلید تاریکی را نابود خواهیم نمود

512
00:55:24,859 --> 00:55:27,762
‫و سایه او را با زرهی از جنس نور مغلوب خواهیم کرد.

513
00:56:09,036 --> 00:56:10,938
‫بریم.

514
00:56:13,507 --> 00:56:15,475
‫دوستت، پدر رومرو تماس گرفت.

515
00:56:15,509 --> 00:56:21,649
‫میگه یه راهبه هست که همه چیو
‫دیده و روایت تو رو تایید می‌کنه.

516
00:56:21,682 --> 00:56:24,886
‫دروغ میگه. چون تنها بودیم.

517
00:56:24,919 --> 00:56:28,155
‫چی بگم! آشناهای کُلُفتی داری.

518
00:56:28,189 --> 00:56:29,790
‫می‌تونم برم؟

519
00:56:29,824 --> 00:56:31,726
‫بعدا باز با هم حرف میزنیم.

520
00:56:31,759 --> 00:56:33,694
‫من نمی‌خوام دیگه ببینمت. خب؟

521
00:56:33,728 --> 00:56:36,463
‫برو خونه. برای برادرت عزاداری کن.

522
00:56:36,496 --> 00:56:37,965
‫فهمیدی؟

523
00:56:37,999 --> 00:56:39,734
‫مادر اعظمو نگه میداری؟

524
00:56:39,767 --> 00:56:44,471
‫- فهمیدی؟
‫- مسئول مرگ برادر من، اونه.

525
00:56:44,505 --> 00:56:46,807
‫مادر اعظمو برای بازجویی بیشتر نگه میدارم.

526
00:56:46,841 --> 00:56:48,709
‫حالا برو.

527
00:58:32,747 --> 00:58:34,615
‫سلام بابا.

528
00:58:37,651 --> 00:58:40,588
‫من بابات نیستم.

529
00:58:40,621 --> 00:58:44,759
‫بابات تو جهنمه. با دو تا شاخ روی سرش.

530
00:58:47,995 --> 00:58:49,330
‫چرا اون کارو می‌کردی؟

531
00:58:49,363 --> 00:58:51,766
‫کدوم کار؟

532
00:58:51,799 --> 00:58:54,268
‫کتک زدن من.

533
00:58:54,301 --> 00:58:56,637
‫گرسنگی دادنم.

534
00:58:56,670 --> 00:58:58,706
‫حبس کردنمون در قفس.

535
00:59:00,274 --> 00:59:02,209
‫من بهتون پناه دادم.

536
00:59:04,178 --> 00:59:06,547
‫خواستم مثل بچه خودم دوستتون داشته باشم.

537
00:59:09,383 --> 00:59:11,052
‫سخت بود.

538
00:59:12,720 --> 00:59:14,855
‫چون شما تخم شیطون بودین. مگه نه؟

539
00:59:16,824 --> 00:59:18,926
‫باید میکشتمتون.

540
00:59:22,963 --> 00:59:27,201
‫به جاش، کردمتون تو قفس تا آزارتون به دیگران نرسه.

541
00:59:27,234 --> 00:59:29,303
‫تو مامانو کشتی.

542
00:59:31,839 --> 00:59:33,941
‫من در طوفان، مُردم.

543
00:59:39,380 --> 00:59:41,348
‫مایکل مرده.

544
00:59:52,860 --> 00:59:54,929
‫برش گردون.

545
00:59:54,962 --> 00:59:57,665
‫چی؟

546
00:59:57,698 --> 01:00:00,167
‫اون هم مثل من نجات بده.

547
01:00:00,201 --> 01:00:02,803
‫من باید با بقیه غرق میشدم.

548
01:00:02,837 --> 01:00:04,805
‫منظورت چیه؟

549
01:00:08,442 --> 01:00:12,213
‫اون شب کسی رو صدا زدی.

550
01:00:12,246 --> 01:00:15,116
‫اونی که جواب داد، خدا نبود.

551
01:00:15,149 --> 01:00:17,084
‫سیاهی، منو در بر گرفت.

552
01:00:20,020 --> 01:00:21,989
‫همه برات دعا کردیم.

553
01:00:24,859 --> 01:00:26,127
‫معجزه بود.

554
01:00:26,160 --> 01:00:28,929
‫در این هیچ شکی نیست!

555
01:00:31,832 --> 01:00:36,704
‫عین همون روزی که حین پرسه در ساحل دیدمت.

556
01:00:36,737 --> 01:00:39,173
‫ده سالت بود.

557
01:00:39,206 --> 01:00:41,775
‫تنها بودی.

558
01:00:41,809 --> 01:00:43,844
‫سردت بود.

559
01:00:43,878 --> 01:00:46,013
‫خیس بودی. میلرزیدی.

560
01:00:48,816 --> 01:00:51,452
‫یکی پرتت کرده بود تو دریا.

561
01:00:51,485 --> 01:00:53,787
‫پرتت کرده بود تا بمیری.

562
01:00:53,821 --> 01:00:57,024
‫ولی تو نمیمیری! مگه نه؟

563
01:00:57,057 --> 01:00:59,059
‫بس کن.

564
01:01:05,399 --> 01:01:07,368
‫چه حسی داره؟

565
01:01:07,401 --> 01:01:22,716
‫این که همه عمر، هر جا میری،
‫مرگ و نابودی... دنبالت میاد.

566
01:01:23,884 --> 01:01:26,187
‫انگار که سایه تو باشه.

567
01:01:29,456 --> 01:01:31,759
‫اون شب می‌تونستی مادرتو نجات بدی.

568
01:01:31,792 --> 01:01:33,460
‫ولی این کارو نکردی.

569
01:01:33,494 --> 01:01:36,263
‫- نه.
‫- می‌دونی چرا؟

570
01:01:36,297 --> 01:01:39,733
‫چون ممکن بود اینجا باشی. دور از دست و پا!

571
01:01:39,767 --> 01:01:42,369
‫هی! هی! هی!
‫هی! هی! هی!

572
01:01:42,403 --> 01:01:45,873
‫نگام کن.

573
01:01:53,214 --> 01:02:04,959
‫خواهران! از شما می‌خوام به رحمت خدا دست
‫آویخته و خود را قربانی‌های زنده بگردانید.

574
01:02:04,992 --> 01:02:10,898
‫مقدس و پذیرفته برای خدا.

575
01:02:10,931 --> 01:02:18,205
‫خود را با این دنیا وفق نداده، بلکه با
‫تازه‌سازیِ ذهنتان توسط آن، تغییر بیابید.

576
01:02:18,239 --> 01:02:26,780
‫اما با این آزمون، خواهید فهمید که
‫اذن خداوند چیست و "درست" چیست.

577
01:02:29,149 --> 01:02:30,918
‫کسی از خانقاه زنگ نزد؟

578
01:02:30,951 --> 01:02:33,087
‫نه.

579
01:02:33,555 --> 01:02:36,156
‫شاید خوشحالن که شرّش کم شده.

580
01:02:51,872 --> 01:02:53,774
‫چی هست که به من نمیگی مادر؟

581
01:02:55,510 --> 01:02:57,778
‫تو با اون چیکار داشتی؟

582
01:03:01,148 --> 01:03:04,251
‫از یه عتیقه صحبت کردی.

583
01:03:04,285 --> 01:03:06,186
‫مایکل اونو ازت مخفی کرده بود؟

584
01:03:07,921 --> 01:03:10,024
‫"اون آدم احمقیه" کارآگاه هریس.

585
01:03:10,057 --> 01:03:11,526
‫اینطور بهت گفتن؟

586
01:03:11,559 --> 01:03:14,361
‫بیش از اونی که خیال کنی.

587
01:03:14,395 --> 01:03:16,330
‫مایکل احمق نبود.

588
01:03:16,363 --> 01:03:18,232
‫اون باخدا بود. نابغه بود.

589
01:03:18,265 --> 01:03:22,303
‫عتیقه رو پیدا کرد و می‌خواست برش گردونه به ما.

590
01:03:22,336 --> 01:03:24,338
‫خواست خدا به جریان افتاده بود.

591
01:03:24,371 --> 01:03:29,243
‫اما مایکل، نمی‌دونست اون عتیقه چه قدرتی داره.

592
01:03:29,276 --> 01:03:31,812
‫خیلی خطرناکه.

593
01:03:33,581 --> 01:03:40,921
‫اون باید دوباره پاکسازی و تطهیر و مهار بشه.

594
01:03:40,954 --> 01:03:45,392
‫معتقدی که اون عتیقه، شیء نیست، و انسانه؟

595
01:03:45,426 --> 01:03:47,928
‫گریس؟

596
01:03:47,961 --> 01:03:50,364
‫خیالی می‌کنی اون عتیقه، گریسه؟

597
01:03:50,397 --> 01:03:54,234
‫می‌دونم که اون عتیقه، گریسه.

598
01:03:54,268 --> 01:03:57,338
‫خودش هم می‌دونه.

599
01:04:04,411 --> 01:04:06,313
‫آهای!

600
01:04:16,658 --> 01:04:20,361
‫کسی می‌دونه پدر رومرو کجاست؟

601
01:04:32,206 --> 01:04:34,475
‫خطاهای مرا پاک کن.

602
01:04:34,509 --> 01:04:38,011
‫بی‌انصافی‌های مرا بشوی و از گناه، مبرا بگردان.

603
01:04:38,045 --> 01:04:40,548
‫می‌دونین پدر رومرو کجاست؟

604
01:04:44,619 --> 01:04:48,455
‫مادر گفت تو باعث نابودی ما میشی.

605
01:04:58,165 --> 01:05:00,167
‫اون، اینجاست!

606
01:05:12,312 --> 01:05:14,081
‫خواهش می‌کنم!

607
01:05:14,114 --> 01:05:16,950
‫- مگ!
‫- خدایا منو ببخش!

608
01:05:17,652 --> 01:05:20,053
‫ببخشید! ببخشید!

609
01:05:20,087 --> 01:05:22,222
‫- مگ، صبر کن!
‫- از من در برابر اهریمن محافظت کن!

610
01:05:22,256 --> 01:05:24,158
‫من بهت صدمه نمیزنم.

611
01:05:34,268 --> 01:05:36,704
‫مادر فکر می‌کنه من ضعیفم.

612
01:05:36,738 --> 01:05:41,609
‫اما موهبت خداوند، به من
‫نیرو میده تا امر اونو اجرا کنم.

613
01:05:41,643 --> 01:05:44,478
‫خودم رو به دست اون نمیسپرم.

614
01:05:48,750 --> 01:05:53,253
‫باید از پلیدی خود بگذریم، یا دریده بشیم.

615
01:05:53,287 --> 01:05:56,190
‫- مگ؟
‫- بدی رو از خود خارج می‌کنیم.

616
01:06:01,061 --> 01:06:02,396
‫چیکار کردی؟

617
01:06:03,731 --> 01:06:05,767
‫- کمک خبر می‌کنم.
‫- نزدیک من نشو.

618
01:06:07,301 --> 01:06:10,370
‫- حس می‌کنم که گناه داره ترکم می‌کنه.
‫- نه.

619
01:06:10,404 --> 01:06:11,573
‫بیا.

620
01:06:11,606 --> 01:06:15,108
‫- دارم خونریزی می‌کنم!
‫- بیا. نه.

621
01:06:15,142 --> 01:06:17,612
‫دارم خونریزی می‌کنم. نه. جلوشو بگیر.

622
01:06:20,481 --> 01:06:22,584
‫خونریزی دارم!

623
01:06:22,617 --> 01:06:25,486
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب.
‫- خواهش می‌کنم نذار بمیرم.

624
01:06:25,520 --> 01:06:27,120
‫می‌تونم کمکت کنم.

625
01:06:27,154 --> 01:06:30,558
‫خواهش می‌کنم... نذار بمیرم.

626
01:06:30,592 --> 01:06:33,227
‫خواهش می‌کنم بهشون بگو متاسفم.

627
01:06:33,260 --> 01:06:34,662
‫متاسفم.

628
01:06:34,696 --> 01:06:36,731
‫- نذار بمیرم.
‫- آروم باش. آروم باش.

629
01:07:21,843 --> 01:07:24,579
‫کار منه. مگه نه؟

630
01:07:33,688 --> 01:07:45,465
‫لطفا از من بساز، تمام نیرو و روح و تن من را،
‫زندگی و مرگ و ابدیتم را همان کن که مطلوب توست.

631
01:07:58,278 --> 01:08:02,482
‫اوه گریس.

632
01:08:02,517 --> 01:08:04,552
‫وایسا عقب.

633
01:08:09,256 --> 01:08:11,859
‫پدرم درست می‌گفت. مگه نه؟

634
01:08:13,628 --> 01:08:17,364
‫من یه مشکلی دارم.

635
01:08:18,700 --> 01:08:20,467
‫فکر کنم نفرین شدم.

636
01:08:22,570 --> 01:08:24,639
‫یه چیزایی می‌بینم.

637
01:08:24,672 --> 01:08:27,407
‫مگ، مُرده.

638
01:08:27,441 --> 01:08:30,444
‫ و من اینو قبلا دیدم.

639
01:08:30,477 --> 01:08:31,713
‫نتونستم جلوشو بگیرم.

640
01:08:31,746 --> 01:08:34,247
‫می‌دونم غیرممکنه.

641
01:08:37,585 --> 01:08:39,721
‫تو نفرین نشدی فرزندم.

642
01:08:39,754 --> 01:08:41,154
‫تو نظرکرده‌ای.

643
01:08:41,188 --> 01:08:43,591
‫فقط می‌خوام تموم بشه.

644
01:08:46,326 --> 01:08:47,729
‫می‌تونی کمکم کنی؟

645
01:08:47,762 --> 01:08:49,664
‫هیس!

646
01:08:49,697 --> 01:08:52,399
‫سیاهی رو پس بزن.

647
01:08:52,432 --> 01:08:55,168
‫از نور اون مملو شو.

648
01:08:55,202 --> 01:08:58,238
‫می‌تونی جلوشو بگیری؟

649
01:09:00,842 --> 01:09:02,577
‫بیا.

650
01:09:02,610 --> 01:09:05,312
‫بیا فرزندم.

651
01:09:05,345 --> 01:09:07,882
‫نترس.

652
01:09:12,252 --> 01:09:17,157
‫به مراسم ما بپیوند تا رستگار بشی.

653
01:09:18,793 --> 01:09:22,830
‫بیا تقدیست کنیم ای وسیله بصیرت.

654
01:09:38,780 --> 01:09:47,387
‫مایکل مقدس، ای فرشته مقرب،
‫در این لحظه نزاع، از ما دفاع کن.

655
01:09:47,421 --> 01:09:53,393
‫از ما در برابر پلیدی و تله‌های شیطان محافظت کن.

656
01:09:53,427 --> 01:09:56,564
‫باشد تا خداوند مهارش سازد.

657
01:09:56,597 --> 01:09:58,733
‫دعا می‌کنیم.

658
01:10:04,005 --> 01:10:20,955
‫ای شاهپور آسمانی ما، شیطان را همراه با آنانی که در جهان
‫چرخیده و جان‌ها را فاسد میسازند، به اعماق جهنم پرتاب کن.

659
01:10:32,734 --> 01:10:41,408
‫گریسِ هارون، آیا به گناهانت اعتراف کرده
‫و میخواهی به دست روح‌القدس پاک شوی؟

660
01:10:41,441 --> 01:10:43,343
‫بله.

661
01:10:43,376 --> 01:10:45,847
‫تنها یک خدا هست.

662
01:10:45,880 --> 01:10:49,449
‫و سایه‌اش.

663
01:10:49,483 --> 01:10:51,886
‫متبرکش کنید.

664
01:11:08,335 --> 01:11:10,505
‫آماده‌ای فرزندم.

665
01:12:01,155 --> 01:12:04,659
‫باید تا ابد مهار بشی.

666
01:12:04,692 --> 01:12:07,628
‫قدرت اون، تهدیدیه برای مسیح.

667
01:12:19,574 --> 01:12:24,745
‫در قبر، پیر نخواهی شد. تا
‫ابد در عشق خداوند حفظ میمانی.

668
01:12:34,889 --> 01:12:37,792
‫دخمه رو ببندید.

669
01:12:37,825 --> 01:12:44,765
‫خدای عزیز، بگذار بار دیگر اینجا سکنی گزیده
‫و وزن تمام آسمان را بر این مقبره وارد ساز.

670
01:12:47,735 --> 01:12:51,038
‫و مرا از دشمنان معنوی، مصون بدار.

671
01:13:25,106 --> 01:13:29,543
‫پس نقشه تو این بود که فقط منو تو مقبره دفن کنی.

672
01:13:29,577 --> 01:13:32,580
‫پس بخشش چی شد؟

673
01:13:32,613 --> 01:13:37,718
‫مسیح برای گناهان بشر مرد، نه
‫برای بخشش گناهان یک فرشته مطرود.

674
01:13:46,027 --> 01:13:48,596
‫این چیزیه که من هستم؟

675
01:13:48,629 --> 01:13:51,832
‫تو تاریکی‌ای هستی که اثباتِ نوره.

676
01:13:51,866 --> 01:13:53,901
‫برای همین از خدا متنفری.

677
01:13:53,935 --> 01:13:56,137
‫برای همین از برادرت دور افتادی.

678
01:13:59,874 --> 01:14:01,642
‫باید از اون طلب بخشش کنی.

679
01:14:01,676 --> 01:14:03,844
‫اون!

680
01:14:21,629 --> 01:14:23,764
‫گریس!

681
01:14:24,765 --> 01:14:28,035
‫آهای! کسی اینجا نیست؟

682
01:14:58,132 --> 01:15:00,101
‫لطفا منو ببخش.

683
01:15:17,118 --> 01:15:18,686
‫گریس.

684
01:15:21,088 --> 01:15:23,024
‫نه.

685
01:15:23,057 --> 01:15:26,994
‫خواهش می‌کنم این کارو نکن.

686
01:15:27,028 --> 01:15:29,263
‫- این تنها راهه.
‫- نه.

687
01:15:29,296 --> 01:15:31,832
‫این یه مشت حرف مفته که تو سرت کردن.

688
01:15:31,866 --> 01:15:34,735
‫جادو جنبله. یادت نیست؟

689
01:15:39,673 --> 01:15:40,908
‫نه!

690
01:16:34,195 --> 01:16:35,896
‫آهای!

691
01:17:39,426 --> 01:17:43,831
‫با رضایت خودش میاریمش اینجا.

692
01:17:43,864 --> 01:17:46,000
‫نباید بلایی سرش بیاد.

693
01:17:53,741 --> 01:18:00,814
‫خدای بزرگ. بگذار بار دیگر در خانه تو آرمیده
‫و وزن همه آسمان‌ها را بر این مقبره وارد آور.

694
01:18:10,824 --> 01:18:13,727
‫باید از اون طلب بخشش کنی.

695
01:18:13,761 --> 01:18:15,162
‫اون!

696
01:18:21,068 --> 01:18:25,105
‫برگرد پیش خدا پسرم. برگرد پیش خدا.

697
01:18:35,883 --> 01:18:41,388
‫اوه.

698
01:18:41,422 --> 01:18:44,758
‫اهریمن اینجاست.

699
01:18:44,792 --> 01:18:47,161
‫می‌دونستم سعی می‌کنی نجاتم بدی.

700
01:18:47,194 --> 01:18:49,163
‫دوستت دارم مایکی. متاسفم.

701
01:18:49,196 --> 01:18:51,131
‫منو میبخشی؟

702
01:18:51,165 --> 01:18:52,766
‫به خاطر چی؟

703
01:18:52,800 --> 01:18:55,402
‫به خاطر این که در سیاهی رهات کردم.

704
01:18:55,436 --> 01:19:00,808
‫که هویتمو مخفی کردم. که از تو مخفی شدم.

705
01:19:00,841 --> 01:19:03,911
‫تو دیگه اینجایی.

706
01:19:03,944 --> 01:19:07,081
‫می‌تونم نجاتت بدم.

707
01:19:08,550 --> 01:19:11,018
‫همونطور که بابا رو نجات دادی؟

708
01:19:11,051 --> 01:19:12,453
‫نه.

709
01:19:15,322 --> 01:19:17,024
‫نه! نکن.

710
01:19:20,562 --> 01:19:24,098
‫باید این کارو انجام بدم.

711
01:19:24,131 --> 01:19:26,100
‫ولی خدا منو در بر میگیره.

712
01:19:32,172 --> 01:19:35,042
‫تو، خوبی گریس.

713
01:19:58,299 --> 01:20:00,167
‫نه!

714
01:20:24,425 --> 01:20:26,860
‫پیداش کردین؟

715
01:20:26,894 --> 01:20:28,862
‫اثری ازش نبود قربان.

716
01:20:36,303 --> 01:20:39,507
‫خیال می‌کنی تمومه. نه؟

717
01:20:39,541 --> 01:20:43,410
‫پدر رومرو هم که داره برمیگرده رُم.

718
01:20:43,444 --> 01:20:45,913
‫شاید بقیه فریبتو خورده باشن. ولی من، نه.

719
01:20:53,220 --> 01:20:54,556
‫یه چیزی رو بهم بگو.

720
01:20:56,457 --> 01:20:58,560
‫چطور تونستی روش تاثیر بذاری؟

721
01:20:58,593 --> 01:21:03,598
‫اینجا چیکار می‌کنین که باعث میشه
‫یکی مثل گریس بخواد خودکشی کنه؟

722
01:21:03,631 --> 01:21:06,967
‫گریس نمرده.

723
01:21:07,000 --> 01:21:08,969
‫از چی حرف میزنی؟

724
01:21:10,638 --> 01:21:21,014
‫اون قدرتی شگفت‌انگیز داره که در راه
‫شرّ استفاده می‌کنه، تا وقتی که جلوشو بگیرن.

725
01:21:27,254 --> 01:21:29,056
‫- سلامتی.
‫- سلامتی.

726
01:21:32,527 --> 01:21:34,962
‫خوبی؟

727
01:21:34,995 --> 01:21:36,230
‫آره.

728
01:21:36,263 --> 01:21:39,032
‫مطمئنی؟ خیلی بلا سرت اومده.

729
01:21:39,066 --> 01:21:42,136
‫مطمئنم.

730
01:21:42,169 --> 01:21:46,574
‫رواندرمانی چطور پیش میره؟

731
01:21:46,608 --> 01:21:52,446
‫به عنوان بازمانده وقایع دردناکِ
‫گذشته دور و همین اواخر...

732
01:21:52,479 --> 01:21:56,718
‫جواب رسمی باید این باشه که قدم به قدم.

733
01:21:58,452 --> 01:22:00,454
‫ولی راستشو بخوای، اصلا مالِ رواندرمانی نیستم.

734
01:22:00,487 --> 01:22:08,128
‫به خاطرات اون زمانم اعتماد ندارم.
‫همیشه هم بهترین درمانِ من، فراموشی بوده.

735
01:22:08,162 --> 01:22:15,969
‫اما فهمیدم بدنم چیزهایی رو به یاد میاره که
‫ذهنم فراموش کرده. پس دارم سعیمو می‌کنم.

736
01:22:16,003 --> 01:22:18,272
‫آره. این یعنی پیشرفت.

737
01:22:20,040 --> 01:22:24,378
‫اینطور بگم که... حالا
‫حالاها پامو نزدیک کلیسا نمیذارم.

738
01:22:24,411 --> 01:22:28,182
‫بیمارت اومد پیشم. اون پیرزن که داشت کور میشد.

739
01:22:28,215 --> 01:22:30,585
‫چه خوب. چطوره؟

740
01:22:30,618 --> 01:22:32,520
‫چشمش هیچ عیبی نداشت.

741
01:22:32,554 --> 01:22:35,989
‫فقط برای این که بی‌ادبی نشه، اومد ویزیت شد.

742
01:22:36,023 --> 01:22:37,324
‫گفت معجزه شده.

743
01:22:37,357 --> 01:22:38,660
‫گفت شفاش دادی.

744
01:22:40,695 --> 01:22:42,329
‫هوم.

745
01:23:59,774 --> 01:24:04,344
‫برادرم قبلا خیال می‌کرد فرشته نگهبان دارم.

746
01:24:04,378 --> 01:24:08,448
‫ولی من به هیچی اعتقاد نداشتم.

747
01:24:08,482 --> 01:24:10,450
‫الان دیگه مطمئن نیستم.

748
01:24:15,000 --> 01:24:27,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

