﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:18,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:38,874 --> 00:00:41,916
‫به یه مکزیکی بگی «تند»،
‫یعنی داری با آتیش بازی می‌کنی.

3
00:00:42,833 --> 00:00:44,041
‫ولی تند؟

4
00:00:44,124 --> 00:00:46,041
‫آره.
‫می‌دونید، با همین روش به اینجا رسیدم.

5
00:00:46,749 --> 00:00:48,374
‫به این لحظه.

6
00:00:48,458 --> 00:00:52,416
‫من، بی‌سوادترین و موفق‌ترین مردی‌ام
‫که به عمرتون می‌بینید.

7
00:00:53,208 --> 00:00:56,749
‫در این مدت بیشتر از یه بار
‫غرورم رو توی ظرف نقره‌ای گذاشتم و سِرو کردم.

8
00:00:57,291 --> 00:00:59,874
‫با سری بالا، توی آشپزخونه‌ها،

9
00:00:59,958 --> 00:01:03,749
‫مرغ‌داری‌ها، تعمیرگاه‌ها جون کندم
‫تا بتونم یه پول ناچیزی در بیارم.

10
00:01:05,249 --> 00:01:06,666
‫تا این‌که به اینجا رسیدم.

11
00:01:07,249 --> 00:01:09,374
‫ببینید، من آدمی‌ام
‫که کمک کرد تا دنیا

12
00:01:09,458 --> 00:01:11,416
‫محبوب‌ترین خوراکی
‫که به عمرش دیده رو درست کنه.

13
00:01:11,499 --> 00:01:12,583
‫بفرمایید، خانم.

14
00:01:12,666 --> 00:01:14,083
‫نه، این احمق رو نمیگم.

15
00:01:14,791 --> 00:01:16,791
‫آره، همین مرد خوش‌تیپ و خوش‌قیافه،

16
00:01:16,874 --> 00:01:19,416
‫که شبیه شان کانری
‫که غرقِ شکلات مامان‌بزرگشه؟

17
00:01:19,499 --> 00:01:22,958
‫منم. آقای ریچارد مونتانیز بی‌همتا.

18
00:01:23,041 --> 00:01:25,749
‫اما من همیشه با کله‌گنده‌ها
‫سر یه میز ننشسته بودم. نه.

19
00:01:26,333 --> 00:01:27,749
‫از کفِ کف شروع کردم.

20
00:01:28,749 --> 00:01:33,458
‫منظورم از پایین‌ترین نقطه‌ست.
‫توی تاکستانِ گاستی کالیفرنیا.

21
00:01:34,041 --> 00:01:36,583
‫آره، همین بچهٔ شیطون.

22
00:01:36,666 --> 00:01:38,541
‫راستش، یکی از نه بچهٔ شیطون.

23
00:01:38,624 --> 00:01:41,791
‫خب دههٔ ۶۰ بود. ما هم مکزیکی هستیم.
‫معلومه بابا و مامانم به یکی دو تا بسنده نمی‌کنن.

24
00:01:41,874 --> 00:01:44,791
‫می‌دونید، توی ذهنـم،
‫من خوش‌شانس‌ترین بچهٔ دنیا بودم

25
00:01:44,874 --> 00:01:46,749
‫با زمین بازی بزرگ‌تر از دیزنی‌لند.

26
00:01:49,624 --> 00:01:51,416
‫بلند شو!
‫چرا بازی می‌کنی؟

27
00:01:51,666 --> 00:01:52,916
‫اینو پر کن.

28
00:01:52,916 --> 00:01:54,666
‫کاری به کارش نداشته باش.
‫اون بچه‌ست.

29
00:01:54,999 --> 00:01:57,916
‫غیر این‌که زمین بازی من
‫اردوگاهِ کار بقیه بود.

30
00:01:59,166 --> 00:02:01,999
‫با همدیگه زندگی می‌کردیم.
‫با همدیگه کار می‌کردیم.

31
00:02:02,083 --> 00:02:03,624
‫و با همدیگه زنده می‌موندیم.

32
00:02:03,708 --> 00:02:06,583
‫و وقتی ده ساله‌ام شد،
‫تمام داراییـم توی زندگی...

33
00:02:06,833 --> 00:02:09,249
‫اسمِ مونتانیز.

34
00:02:09,624 --> 00:02:13,666
‫اگه بتونی نشون بدی
‫یه مونتانیز چه کاری از دستش برمیاد...

35
00:02:14,041 --> 00:02:16,958
‫اونوقت نمی‌تونن بهت بگن
‫بالای چشمت ابروئه.

36
00:02:17,124 --> 00:02:18,249
‫هیچ‌وقت فراموش نکن.

37
00:02:18,416 --> 00:02:19,249
‫چشم، بابابزرگ.

38
00:02:19,333 --> 00:02:21,624
‫من یه مونتانیز هستم!

39
00:02:21,833 --> 00:02:22,833
‫من یه مونتانیز هستم!

40
00:02:22,999 --> 00:02:24,666
‫من یه مونتانیز هستم!

41
00:02:24,833 --> 00:02:26,249
‫من یه مونتانیز هستم!

42
00:02:26,291 --> 00:02:27,833
‫آره، درسته.

43
00:02:30,041 --> 00:02:31,499
‫وقت شامه.

44
00:02:33,624 --> 00:02:35,208
‫ولش کن، ریچی.

45
00:02:35,374 --> 00:02:38,333
‫وقتی درستش کنم،
‫اسمشو می‌ذاریم بتمن.

46
00:02:42,374 --> 00:02:43,916
‫بابام...

47
00:02:43,999 --> 00:02:48,249
‫واچو مونتانیز، به مخفف بوراچو،
‫چون اون...

48
00:02:48,333 --> 00:02:50,708
‫ریچارد. ریچارد.

49
00:02:52,333 --> 00:02:54,333
‫چرا به وسیله‌های من دست می‌زنی؟

50
00:02:54,624 --> 00:02:57,374
‫ولش کن،
‫اون کاری نکرده.

51
00:02:59,166 --> 00:03:00,791
‫مدرسه هم دست‌کمی نداشت.

52
00:03:01,708 --> 00:03:03,041
‫تا زمانی که با جودی آشنا شدم.

53
00:03:04,833 --> 00:03:07,499
‫اینطور بگیم که ما دو تا بچه
‫تفاهم زیادی داشتیم.

54
00:03:12,083 --> 00:03:13,249
‫سلام.

55
00:03:14,333 --> 00:03:15,416
‫ناهارته؟

56
00:03:15,458 --> 00:03:16,458
‫آره.

57
00:03:16,541 --> 00:03:20,291
‫ولی دوست داشتم ساندویچ بلونی
‫یا... یا شکلات بود.

58
00:03:21,666 --> 00:03:22,791
‫من بوریتو آوردم.

59
00:03:22,874 --> 00:03:24,208
‫می‌خوری؟

60
00:03:24,291 --> 00:03:26,708
‫اوغ! اون چیه؟
‫حالم بد شد.

61
00:03:26,791 --> 00:03:28,041
‫بوریتویِ لوبیاست.

62
00:03:28,124 --> 00:03:30,541
‫ها! فهمیدم.
‫لوبیا واسه مکزیکی کثیف.

63
00:03:30,624 --> 00:03:31,874
‫بریم بچه‌ها.

64
00:03:31,957 --> 00:03:34,707
‫من و جودی می‌دونستیم
‫با رنگ پوست قهوه‌ای‌مون با همه فرق داشتیم.

65
00:03:34,791 --> 00:03:36,374
‫حالت خوبه؟

66
00:03:36,416 --> 00:03:38,457
‫پس تصمیم گرفتیم
‫همیشه کنار هم باشیم.

67
00:03:38,541 --> 00:03:40,207
‫لعنت به بوریتو و قلدرها.

68
00:03:40,874 --> 00:03:41,957
‫مامان...

69
00:03:41,999 --> 00:03:44,416
‫تو رو خدا واسم ساندویچ بلونی درست کن!

70
00:03:44,624 --> 00:03:46,082
‫ساندویچ بلونی چیه؟

71
00:03:46,166 --> 00:03:47,916
‫هیچ‌کس واست
‫ساندویچ بلونی درست نمی‌کنه.

72
00:03:47,957 --> 00:03:49,249
‫نمی‌خوام با بقیه فرق داشته باشم.

73
00:03:51,332 --> 00:03:52,041
‫بگیر.

74
00:03:52,082 --> 00:03:53,207
‫یکی برای تو...

75
00:03:53,499 --> 00:03:55,499
‫و یکی برای اون احمقی
‫که بوریتو دوست نداره.

76
00:03:58,457 --> 00:04:00,041
‫هی. مکزیکی رو ببینید. ها.

77
00:04:00,124 --> 00:04:03,207
‫- داره دوباره اونو می‌خوره. حالم بد شد. نگاه کنید.
‫- انگار از سنگ دستشویی اومده بیرون.

78
00:04:03,291 --> 00:04:05,916
‫اوغ، الانه بالا بیارم.

79
00:04:05,999 --> 00:04:07,541
‫خدای من!

80
00:04:07,624 --> 00:04:09,582
‫خیلی خوشمزه‌ست!

81
00:04:09,666 --> 00:04:11,374
‫خوشمزه‌ست.

82
00:04:11,457 --> 00:04:12,457
‫می‌خوری؟

83
00:04:12,541 --> 00:04:14,624
‫اوغ، من عمرا بخورم!

84
00:04:14,707 --> 00:04:15,707
‫تو بخور.

85
00:04:15,791 --> 00:04:17,041
‫بهت میگم بخور.

86
00:04:24,916 --> 00:04:27,582
‫- هی، خیلی خوشمزه‌ست.
‫- من می‌خوام. یکی بده.

87
00:04:27,666 --> 00:04:29,041
‫اول من.
‫این یکی رو بده من.

88
00:04:31,957 --> 00:04:33,124
‫بیست و پنج سنت.

89
00:04:36,791 --> 00:04:37,791
‫بریم.

90
00:04:37,874 --> 00:04:41,874
‫و به همین راحتی،
‫شدم تیغ‌زنِ بوریتویِ دبستان گاستی.

91
00:04:42,999 --> 00:04:45,374
‫تابه‌حال چیزی به اسم
‫«عرضه و تقاضا» شنیدید؟

92
00:04:46,541 --> 00:04:48,874
‫وای! من یکی می‌خوام.

93
00:04:48,957 --> 00:04:51,541
‫دوستان، رستوران تاکوبل
‫بوریتو رو به دنیا معرفی نکرد.

94
00:04:51,624 --> 00:04:53,041
‫من و مامانـم معرفی کردیم.

95
00:04:53,541 --> 00:04:55,666
‫خب، حداقل برای من این حس رو داشت.

96
00:05:00,332 --> 00:05:04,124
‫دیگه اجازه نمی‌دادم یه روز دیگه بگذره
‫و جودی ناهاری که دوست نداره رو بخوره.

97
00:05:04,624 --> 00:05:07,707
‫جودِ عزیزم شکلات می‌خواست،
‫و قرار بود گیرش بیاد.

98
00:05:09,957 --> 00:05:11,249
‫به‌نفعته پولشو داشته باشی.

99
00:05:15,249 --> 00:05:17,457
‫از کجا دزدیدی، پسر؟

100
00:05:20,124 --> 00:05:22,082
‫این وضعیت می‌تونست
‫به این سمت پیش بره.

101
00:05:22,166 --> 00:05:23,666
‫خدای من، آقا!

102
00:05:23,749 --> 00:05:25,916
‫از روزنامه‌فروشی
‫این پول رو درآوردم.

103
00:05:25,999 --> 00:05:29,416
‫کار مشکوکی نکردم.
‫فقط یه بچه می‌خواد دلِ یه دختر رو ببره.

104
00:05:29,499 --> 00:05:32,374
‫خب، این شهروند جوون خوشتیپ رو ببین، نه؟

105
00:05:33,541 --> 00:05:35,291
‫- وای!
‫- ها؟

106
00:05:35,374 --> 00:05:37,207
‫برو سراغ دختره، پسر جان.

107
00:05:37,291 --> 00:05:39,207
‫و می‌دونی چیه؟
‫این شکلات‌ها هم من مجانی بهت میدم.

108
00:05:39,291 --> 00:05:41,332
‫اوه.

109
00:05:41,416 --> 00:05:42,541
‫بچهٔ خوش‌قیافه‌ای بود.

110
00:05:42,624 --> 00:05:44,082
‫- آره، باهوش هم بود.
‫- آره.

111
00:05:46,041 --> 00:05:47,832
‫اما من بچهٔ سفیدپوست نبودم.

112
00:05:48,416 --> 00:05:49,416
‫قهوه‌ای بودم.

113
00:05:52,957 --> 00:05:54,124
‫سوار شو.

114
00:05:56,874 --> 00:06:00,666
‫و وقتی دنیا مثل خلافکار‌ها باهات رفتار کنه،
‫آخرش خلافکار میشی.

115
00:06:05,874 --> 00:06:09,999
‫آره! سبکِ لباس پوشیدن
‫خلافکارهای مکزیکی دههٔ ۷۰ این‌جوری بود.

116
00:06:10,082 --> 00:06:11,999
‫خوشتیپم‌ها!

117
00:06:12,082 --> 00:06:14,499
‫قبل این‌که شروع کنید
‫به متلک انداختن

118
00:06:14,582 --> 00:06:16,999
‫«که چرا مکزیکی‌ها همیشه خلافکار میشن،»
‫بی‌خیال بشید.

119
00:06:17,082 --> 00:06:18,957
‫چون اینو از خودم درنیوردم.
‫با پوست و خونم تجربه‌اش کردم.

120
00:06:19,041 --> 00:06:20,291
‫می‌دونید، اون زمان،

121
00:06:20,374 --> 00:06:23,749
‫پلیس اعتقاد داشت
‫که اگه اسمت گونزالز یا مارتینزه

122
00:06:23,832 --> 00:06:26,082
‫حق داره تو خیابون
‫تو رو به بادِ کتک بگیره.

123
00:06:26,166 --> 00:06:30,291
‫شهروند آمریکایی بودن یعنی نامرئی بودی
‫ولی بازم کتکتو می‌خوردی.

124
00:06:30,374 --> 00:06:32,416
‫و اگه شانس میوردی
‫پلیس کتکت نمی‌زد،

125
00:06:32,499 --> 00:06:35,541
‫سوار کشتیت می‌کردن و می‌فرستادنت جنگ
‫تا مثل پشه بمیری.

126
00:06:38,957 --> 00:06:40,874
‫من فقط تلاش می‌کردم زنده بمونم.

127
00:06:40,957 --> 00:06:42,166
‫و جودی؟

128
00:06:42,249 --> 00:06:43,374
‫اونم داشت زنده می‌موند.

129
00:06:43,660 --> 00:06:45,700
<i>زنده موندن خوراکمون بود</i>

130
00:06:45,790 --> 00:06:47,160
<i>دست تو دست هم</i>

131
00:06:51,500 --> 00:06:53,710
‫جنبش چیکانو مثمر ثمر بود،

132
00:06:53,790 --> 00:06:55,540
‫اما من توجه نمی‌کردم.

133
00:06:55,630 --> 00:06:56,460
‫باید سر کارِ خانوادگی می‌رفتم.

134
00:06:57,960 --> 00:07:01,500
‫می‌دونید، رفیق‌هام تنها خانواده‌ای بودن
‫که می‌دونستم، متوجه هستید؟

135
00:07:02,090 --> 00:07:03,920
‫همیشه هوای همدیگه رو داشتیم.

136
00:07:04,590 --> 00:07:06,130
‫هی، هی، هی، هی، هی، هی!

137
00:07:07,090 --> 00:07:08,920
‫مرد منو هل نده!

138
00:07:10,630 --> 00:07:11,750
‫بزنش، جودی!

139
00:07:12,670 --> 00:07:14,000
‫کسب و کار خوب بود.

140
00:07:15,130 --> 00:07:16,710
‫و زندگی‌مو رو دور بود.

141
00:07:22,460 --> 00:07:26,790
‫ولی بی‌توجهی به زندگی نعمتیـه
‫تا این‌که یکی‌تون از خواب جهل بیدار میشه.

142
00:07:27,380 --> 00:07:29,040
‫ریچ، باید عوض بشی.

143
00:07:29,130 --> 00:07:31,420
‫- برای خودمون و برای بچه.
‫- چی میگی؟

144
00:07:31,500 --> 00:07:33,460
‫- ماشین جدیدمون رو نگاه کن.
‫- آره، دقیقا!

145
00:07:33,540 --> 00:07:34,920
‫این ماشین از کجا اومده؟

146
00:07:38,090 --> 00:07:41,250
‫ریچ، اگه توی ماشین دزدی نشستم،
‫قسم می‌خورم...

147
00:07:41,340 --> 00:07:42,540
‫بابتش بیعانه دادم.

148
00:07:43,130 --> 00:07:44,880
‫شوخی می‌کنی؟

149
00:07:44,960 --> 00:07:47,210
‫چرا همیشهٔ خدا منو حرص میدی؟

150
00:07:49,420 --> 00:07:50,630
‫منو نگاه کن، پسر جان.

151
00:07:51,130 --> 00:07:54,170
‫تو بی‌ارزش نیستی، ریچارد.
‫می‌شنوی؟

152
00:07:54,250 --> 00:07:55,840
‫تو احمق نیستی.

153
00:07:55,920 --> 00:07:59,380
‫بین گوش‌هات مغز داری،
‫نه بین سیبیل مسخره‌ات.

154
00:07:59,460 --> 00:08:03,250
‫تو مثل بابات نیستی،
‫ولی اگه تغییر نکنی کُپ اون میشی.

155
00:08:04,000 --> 00:08:07,710
‫اگه به خودت نیای،
‫یا میفتی گوشهٔ زندان یا تو یه وجب خاک.

156
00:08:07,790 --> 00:08:09,790
‫نمی‌تونیم از دستت بدیم، ریچ.

157
00:08:09,880 --> 00:08:11,460
‫و به‌نظرم قادر به کار بهتری هستی.

158
00:08:15,540 --> 00:08:18,420
‫رفیق، معجزه‌ست
‫که اشد مجازاتو در نظر نگرفت.

159
00:08:18,500 --> 00:08:21,250
‫هی، هی، ریچی! ریچی!

160
00:08:21,840 --> 00:08:22,920
‫رفیق!

161
00:08:23,750 --> 00:08:24,750
‫آماده‌ای بریم؟

162
00:08:24,840 --> 00:08:26,250
‫بریم، رفیق!

163
00:08:29,460 --> 00:08:30,960
‫بزن بریم!

164
00:08:36,790 --> 00:08:38,710
‫می‌دونید،
‫زندگی یعنی تصمیم‌گیری.

165
00:08:40,460 --> 00:08:41,540
‫تصمیم‌های بزرگ.

166
00:08:47,500 --> 00:08:49,750
‫زمانش رسیده بود
‫تا چیز بهتری رو انتخاب کنم.

167
00:08:50,420 --> 00:08:53,130
‫ولی بهتر بودن
‫همیشه به معنی راحت‌تر بودن نیست.

168
00:08:53,210 --> 00:08:55,210
‫نمی‌تونیم درستش کنیم.
‫وقت نداریم.

169
00:08:55,290 --> 00:08:56,960
‫گیر کرده.

170
00:08:57,040 --> 00:08:58,840
‫این سیمه پوسیده.
‫یعنی چی؟

171
00:08:58,920 --> 00:09:01,340
‫جونم، عشقم.
‫گرسنه‌ات شده؟

172
00:09:04,090 --> 00:09:07,210
‫مامان.
‫مامان، نگاه کن.

173
00:09:09,000 --> 00:09:10,420
‫می‌دونم، عزیزم.
‫می‌دونم.

174
00:09:12,880 --> 00:09:14,000
‫بگیر. بجو.

175
00:09:16,000 --> 00:09:17,840
‫باید عجله کنی، عزیزم.
‫دیرمون میشه‌ها.

176
00:09:17,920 --> 00:09:18,960
‫آره، آره.

177
00:09:19,040 --> 00:09:20,540
‫- چی...
‫- تفش کن.

178
00:09:21,130 --> 00:09:23,000
‫- پاتو بیار بالا.
‫- فکر کنم درستش کردم.

179
00:09:23,090 --> 00:09:24,540
‫خیلی‌خب، فکر کنم درستش کردم.

180
00:09:25,040 --> 00:09:27,420
‫خیلی‌خب، برو.
‫برو اتاق نشیمن منتظر باش.

181
00:09:31,170 --> 00:09:33,170
‫آره، مکزیکی‌ها بلدن!

182
00:09:33,380 --> 00:09:34,880
‫درستش کردم.

183
00:09:37,130 --> 00:09:38,750
‫عزیزم، صدای خیلی بدی داد.

184
00:09:38,840 --> 00:09:42,090
‫بد؟ نه.
‫نه، یخچال‌مون داره چرت می‌زنه.

185
00:09:42,170 --> 00:09:44,630
‫- هر چی غذا داریم خراب میشه. یه کاری کن.
‫- غذاها هیچیش نمیشه.

186
00:09:44,710 --> 00:09:45,880
‫چیکار کنیم؟

187
00:09:45,960 --> 00:09:47,540
‫- کِی وقت می‌کنیم درستش کنیم؟
‫- هی.

188
00:09:47,630 --> 00:09:49,380
‫- پول یه یخچال دیگه رو نداریم.
‫- منو نگاه کن.

189
00:09:49,460 --> 00:09:50,840
‫- چیکار کنیم؟
‫- نفس بکش.

190
00:09:52,340 --> 00:09:53,710
‫سه.

191
00:09:54,500 --> 00:09:56,210
‫دو.

192
00:09:57,290 --> 00:09:58,710
‫یک.

193
00:09:59,290 --> 00:10:00,880
‫- نفس بکش.
‫- نفس بکش.

194
00:10:03,000 --> 00:10:04,590
‫امروز یه نفر «بله» میگه.

195
00:10:05,420 --> 00:10:06,420
‫آره.

196
00:10:06,500 --> 00:10:07,880
‫از پسش برمیام.

197
00:10:07,960 --> 00:10:09,170
‫و این کار رو کردم.

198
00:10:09,250 --> 00:10:12,290
‫جودی واسم یه رزومهٔ باکلاس درست کرد.
‫ببخشید. رفیق. حالت چطوره؟

199
00:10:12,380 --> 00:10:14,880
‫چون کی میاد به همچین چیز فرانسوی‌ای نه بگه؟

200
00:10:14,960 --> 00:10:17,170
‫- کار نداریم، داداش.
‫- بلدم چمن بزنم.

201
00:10:17,250 --> 00:10:19,670
‫سبزه‌ها رو کوتاه کنم.
‫وسایل رو تمیز کنم.

202
00:10:19,750 --> 00:10:22,130
‫- هر کاری لازم باشه انجام میدم.
‫- شرمنده، رفیق. نیرو نیاز ندارم.

203
00:10:22,710 --> 00:10:25,460
‫این شمارهٔ منه.
‫اگه نیرو لازم داشتی بهم زنگ بزن.

204
00:10:25,540 --> 00:10:27,920
‫ببخشید.
‫احیانا نمی‌دونید کجا استخدامی دارن؟

205
00:10:28,590 --> 00:10:30,250
‫بابا و بابابزرگم کارگر مزرعه بودن.

206
00:10:30,340 --> 00:10:33,590
‫منم وقتی بچه بودم کمک‌شون می‌کردم،
‫خـ... خیلی خوب یادمه.

207
00:10:33,670 --> 00:10:35,210
‫اگه فقط رزومهٔ منو بگیرید.

208
00:10:36,170 --> 00:10:38,290
‫- تورتیلای خونگی؟
‫- نه، ممنون.

209
00:10:39,000 --> 00:10:40,880
‫- سلام، تورتیلای خونگی؟
‫- نه، ممنون.

210
00:10:40,960 --> 00:10:42,130
‫این رزومهٔ منه.

211
00:10:42,630 --> 00:10:44,920
‫و حاضرم هر کاری انجام بدم.
‫ظرف می‌شورم. هر کاری باشه.

212
00:10:45,000 --> 00:10:46,290
‫امیدوار نباش.

213
00:10:46,880 --> 00:10:49,090
‫- بفرمایید. ممنون.
‫- من ممنونم.

214
00:10:49,630 --> 00:10:51,630
‫- سلام، تورتیلا می‌خواید؟
‫- مزاحمم نشو.

215
00:10:53,790 --> 00:10:56,630
‫یه عده میگن زندان جوانان.
‫من میگم کمپ تابستونی.

216
00:11:01,920 --> 00:11:05,210
‫کی به آدم دیپلمه نیاز داره
‫تا چند تا آشغال رو جمع کنه؟ درست میگم؟

217
00:11:07,420 --> 00:11:09,040
‫استخدام نداریم.

218
00:11:09,130 --> 00:11:12,670
‫تو شبیه آدمی نیستی
‫که ذره‌ای خلاقیت داشته باشه.

219
00:11:12,750 --> 00:11:14,500
‫مگه آدم خلاق چه شکلیه؟

220
00:11:15,420 --> 00:11:17,250
‫هی، هی، هی!
‫هی! اون ماشین منه.

221
00:11:17,340 --> 00:11:20,420
‫این کار رو نکن!
‫باید به اموال مردم احترام بذاری، لعنتی!

222
00:11:20,500 --> 00:11:21,460
‫هی، هی، هی!

223
00:11:21,540 --> 00:11:23,790
‫- فهمیدی؟
‫- به بچهٔ من دست نزن!

224
00:11:23,880 --> 00:11:25,250
‫حق نداری باهاش اینطوری حرف بزنی.

225
00:11:25,340 --> 00:11:28,960
‫خدای من! شما زن‌های مکزیکی
‫مثل کارخونه جوجه‌کشی این فراری‌ها رو می‌زایید.

226
00:11:29,040 --> 00:11:32,290
‫- چی گفتی؟
‫- هی! هی! به بچهٔ من دست زدی؟

227
00:11:32,380 --> 00:11:34,170
‫- ولش کن، ریچ.
‫- منظورت چیه ولش کنم؟

228
00:11:34,250 --> 00:11:36,670
‫آره، ول کن! پلیس میاد
‫و حسابی به ضررمونه.

229
00:11:36,750 --> 00:11:38,090
‫مامان؟

230
00:11:38,170 --> 00:11:39,750
‫فراری چیه؟

231
00:11:41,540 --> 00:11:43,790
‫چیزی نیست، عزیزم.
‫تو کار اشتباهی نکردی.

232
00:11:43,880 --> 00:11:45,460
‫خیلی‌خب.

233
00:11:46,340 --> 00:11:48,250
‫می‌دونم.

234
00:11:51,090 --> 00:11:52,710
‫باید بالاخره بریم داخل، عزیزم.

235
00:11:54,590 --> 00:11:55,630
‫واقعا دلم نمی‌خواد.

236
00:11:55,710 --> 00:11:56,790
‫بچه‌ها باید غذا بخورن.

237
00:11:56,880 --> 00:11:59,420
‫- خونه غذا داریم.
‫- نه، نداریم.

238
00:11:59,500 --> 00:12:01,790
‫یخچال خراب شده.
‫سر کار نمیریم.

239
00:12:01,880 --> 00:12:03,290
‫فکر می‌کنی خودم نمی‌دونم؟

240
00:12:05,380 --> 00:12:08,250
‫با پولِ فروش تورتیلا نمیشه قبض پرداخت کرد،
‫و بچه‌هامون کفش نیاز دارن.

241
00:12:08,340 --> 00:12:09,380
‫به کمک احتیاج داریم.

242
00:12:10,460 --> 00:12:13,210
‫لطفا تو خود بریز،
‫و بیا بریم خونهٔ واچو.

243
00:12:16,710 --> 00:12:18,090
‫پنیر نداره.

244
00:12:18,840 --> 00:12:20,630
‫به‌نظر خوشمزه میاد.

245
00:12:21,540 --> 00:12:23,960
‫خواهرت نمی‌تونه توی فروشگاه
‫شیفت‌های بیشتری واست جور کنه؟

246
00:12:24,130 --> 00:12:26,130
‫سعی کرد مامان،
‫اما شیفت دیگه‌ای نیست.

247
00:12:26,340 --> 00:12:27,750
‫می‌دونی چیه؟

248
00:12:27,790 --> 00:12:30,000
‫وظیفهٔ تو نیست
‫که نون بیاری سر سفرهٔ خانواده‌ات.

249
00:12:31,340 --> 00:12:32,790
‫وظیفهٔ این مرده.

250
00:12:33,750 --> 00:12:35,340
‫تو چت شده، ها؟

251
00:12:35,420 --> 00:12:37,170
‫اجازه میدی زنت انقدر کار کنه.

252
00:12:37,880 --> 00:12:40,710
‫اگه انجیل خونده باشی، می‌فهمی وظیفهٔ مرده
‫تا خانواده‌اش رو تامین کنه.

253
00:12:40,790 --> 00:12:42,210
‫درست شنیدین.
‫خدا.

254
00:12:42,290 --> 00:12:44,670
‫واچو پنج سال پیش نجات پیدا کرد.

255
00:12:44,750 --> 00:12:47,250
‫نوشیدنی و اعتیاد
‫جاش رو به دین و مذهب داد.

256
00:12:48,000 --> 00:12:50,540
‫باید برای بچه‌هات الگو باشی.
‫درست نمیگم، عزیزم؟

257
00:12:51,590 --> 00:12:53,590
‫امروز دنبال کار بود،
‫مگه نه عزیزم؟

258
00:12:53,960 --> 00:12:56,920
‫آره. جفتمون.
‫اصلا هیچ شغلی نیست.

259
00:12:57,000 --> 00:12:59,590
‫کار هست.
‫همیشه کار هست.

260
00:13:00,210 --> 00:13:03,000
‫مشکل اینجاست، وقتی تو رو می‌بینن
‫یه خلافکار به‌درد نخور به چشم‌شون میاد.

261
00:13:03,090 --> 00:13:05,340
‫- اوهوم.
‫- اگه زندگی‌تو وقف خدا کنی،

262
00:13:05,420 --> 00:13:07,380
‫می‌بینی چقدر سریع
‫به کمکت میاد، عزیزم.

263
00:13:07,460 --> 00:13:11,040
‫خب، آخرین‌باری که نگاه کردم،
‫عیسی هم مثل من تنها بود.

264
00:13:11,670 --> 00:13:13,500
‫و کارهای زیادی انجام داده بود.

265
00:13:14,170 --> 00:13:16,420
‫می‌خوای شوهر و پدر خوبی باشی یا نه، عوضی؟

266
00:13:17,630 --> 00:13:20,420
‫اینو روشن کن و دعا کن. کمک می‌کنه.

267
00:13:20,500 --> 00:13:23,040
‫ولش کن، کُنچا.
‫شمع می‌خوای چیکار؟

268
00:13:23,920 --> 00:13:25,960
‫- با شمع و دعا کار اون درست نمیشه.
‫- خیلی‌خب، واچو.

269
00:13:26,040 --> 00:13:27,290
‫خودش باید خودشو درست کنه.

270
00:13:27,380 --> 00:13:30,000
‫ممنون. کُنچا. با این وضع،
‫حاضرم ایمان‌مو روی هرچیزی بذارم.

271
00:13:30,090 --> 00:13:33,420
‫چطوره این شمع مسخره رو کنار بذاری
‫و یه‌کم به من ایمان داشته باشی، ها؟

272
00:13:33,500 --> 00:13:34,920
‫ریچ، جدی میگی؟

273
00:13:46,250 --> 00:13:48,340
‫حس کردم هیچ چاره‌ای ندارم.

274
00:13:49,040 --> 00:13:51,090
‫باید برمی‌گشتم
‫به کاری که بلد بودم.

275
00:13:52,500 --> 00:13:56,880
‫و اگه می‌خواستم دوباره جنس بفروشم،
‫باید می‌رفتم سراغ بچه‌های قدیم.

276
00:14:11,670 --> 00:14:13,880
‫به‌به.
‫چه‌خبر، رفیق؟

277
00:14:13,960 --> 00:14:16,170
‫- چه‌خبر؟
‫-خفنمون اومده.

278
00:14:17,040 --> 00:14:19,170
‫بالاخره برگشتی کار کنی، آره؟

279
00:14:19,250 --> 00:14:20,540
‫بستگی داره.

280
00:14:20,630 --> 00:14:21,460
‫جدا؟

281
00:14:21,540 --> 00:14:23,170
‫ای‌وای، ریچارد برگشته؟

282
00:14:23,250 --> 00:14:25,460
‫- چه خبر؟ وای.
‫- هواتو دارم، رفیق.

283
00:14:26,840 --> 00:14:28,590
‫نگاه کنید.

284
00:14:28,670 --> 00:14:31,210
‫این رفیق‌مون می‌تونه به نهنگ
‫هم آب فروشه، بچه‌ها.

285
00:14:31,290 --> 00:14:33,170
‫خفن‌ترین ساقیِ خیابونه، رفیق.

286
00:14:33,250 --> 00:14:34,340
‫نه.

287
00:14:35,920 --> 00:14:37,090
‫ریچارد مشکلی نداره.

288
00:14:39,420 --> 00:14:41,130
‫هر محله یه برادر بزرگ داره.

289
00:14:41,210 --> 00:14:42,460
‫رئیس اصلی.

290
00:14:42,540 --> 00:14:44,590
‫آدمی که ادارهٔ محل زیر دست اونه.

291
00:14:45,210 --> 00:14:47,340
‫اون تونی رومرو بود.

292
00:14:47,420 --> 00:14:49,130
‫گوش کن، تونی،
‫می‌دونم دارم چیکار می‌کنم.

293
00:14:49,210 --> 00:14:51,630
‫نه، نمی‌دونی.
‫چون بچه داری.

294
00:14:51,710 --> 00:14:53,250
‫مجبور نیستی چیزی بفروشی.

295
00:14:53,340 --> 00:14:55,420
‫رفیق، اگه می‌خواد جنس بفروشه،
‫بذار بفروشه.

296
00:14:55,500 --> 00:14:58,090
‫آره، رفیق،
‫ما که تو کارخونه‌های باکلاس

297
00:14:58,170 --> 00:14:59,960
‫با مزایا و کلاه بهداشتی کار نمی‌کنیم.

298
00:15:00,040 --> 00:15:02,210
‫کارخونهٔ فریتو.

299
00:15:02,710 --> 00:15:04,540
‫- تو فریتولی کار می‌کنی؟
‫- آره.

300
00:15:05,460 --> 00:15:06,540
‫خب که چی؟

301
00:15:07,290 --> 00:15:09,500
‫- خب، یه شغل واسم پیدا کن.
‫- ای احمق.

302
00:15:09,590 --> 00:15:11,590
‫چی؟

303
00:15:11,670 --> 00:15:14,000
‫این احمق مکزیکی گنده‌بگ رو استخدام کردن.

304
00:15:14,090 --> 00:15:15,090
‫چرا منو استخدام نکنن؟

305
00:15:15,170 --> 00:15:17,380
‫از دست این بابا.

306
00:15:19,500 --> 00:15:21,710
‫واقعا می‌خوای این‌کار رو کنی، رفیق؟ ها؟

307
00:15:21,790 --> 00:15:23,840
‫یه بلایی سرت بیارم
‫تا بلبل‌زبونی نکنی، کثافت.

308
00:15:23,920 --> 00:15:25,340
‫تونی، من فقط کار می‌خوام، رفیق.

309
00:15:27,960 --> 00:15:29,210
‫برو درخواست بده.

310
00:15:29,290 --> 00:15:30,290
‫کی جلوتو گرفته؟

311
00:15:31,170 --> 00:15:32,790
‫ازم تعریف کن، همین.

312
00:15:34,040 --> 00:15:35,880
‫خودتم گفتی، من بچه دارم.

313
00:15:41,840 --> 00:15:43,170
‫ببینم می‌تونم چیکار کنم.

314
00:15:53,590 --> 00:15:55,750
‫حرفِ اون پیرمرده دم مغازه
‫رو فراموش کن، عزیزم.

315
00:15:55,840 --> 00:15:57,960
‫می‌دونی که بچهٔ خوبی هستی، درسته؟

316
00:15:58,040 --> 00:15:59,290
‫آره، می‌دونم.

317
00:16:00,170 --> 00:16:01,590
‫بیا نگاه کنیم.

318
00:16:01,670 --> 00:16:02,920
‫دستتو دراز کن.

319
00:16:05,210 --> 00:16:06,670
‫این؟

320
00:16:07,340 --> 00:16:08,420
‫مثل همدیگه‌ایم.

321
00:16:09,630 --> 00:16:12,090
‫اگه من آدم خوبی‌ام،
‫یعنی تو هم خوب هستی.

322
00:16:13,880 --> 00:16:15,790
‫اهمیت نداره بقیه چی میگن.

323
00:16:15,880 --> 00:16:17,130
‫فهمیدی؟

324
00:16:18,460 --> 00:16:20,420
‫میشه تلویزیون نگاه کنیم، بابا؟

325
00:16:21,590 --> 00:16:22,630
‫آره، عزیزم.

326
00:16:23,130 --> 00:16:26,540
‫این‌که آدم‌های فقیر همیشه دربارهٔ خدا
‫حرف می‌زنن پشتش دلیل داره.

327
00:16:26,630 --> 00:16:28,210
‫چون وقتی آه در بساط نداشته باشی،

328
00:16:28,290 --> 00:16:32,290
‫کسی که بهتون قول همه‌چی داده
‫به نظرتون خیلی خوب و شریفه.

329
00:16:36,210 --> 00:16:38,210
‫[فریتولی]

330
00:16:45,960 --> 00:16:47,590
‫عذر می‌خوام. ببخشید.

331
00:16:47,670 --> 00:16:49,130
‫سلام.

332
00:16:49,210 --> 00:16:52,040
‫اسم من ریچارد مونتانیزه.
‫اومدم رزومه‌ام رو تحویل بدم.

333
00:16:52,130 --> 00:16:54,420
‫ما رزومه تحویل نمی‌گیریم.
‫باید فرم درخواست پر کنید.

334
00:16:54,500 --> 00:16:56,880
‫و قبل این‌که بپرسید، نه،
‫فرم به زبون اسپانیایی نداریم.

335
00:17:00,340 --> 00:17:01,340
‫باشه، ممنون.

336
00:17:08,670 --> 00:17:10,670
‫[فرم استخدام]

337
00:17:22,170 --> 00:17:24,380
‫[لطفا قبل از امضا هر جمله را با دقت بخوانید]

338
00:17:30,340 --> 00:17:31,840
‫این فرم درخواست منه.

339
00:17:38,040 --> 00:17:40,630
‫[نام و آدرس مدارس]

340
00:17:44,630 --> 00:17:48,830
‫سلام. به‌نظرتون ایرادی نداره
‫اگه فرم رو بعدا بیارم؟

341
00:17:49,420 --> 00:17:50,920
‫احتمالا فکر خوبی باشه، عزیزم.

342
00:17:53,670 --> 00:17:54,880
‫ممنون.

343
00:17:54,960 --> 00:17:56,170
‫خودکار.

344
00:17:56,250 --> 00:17:58,750
‫ببخشید.

345
00:17:59,330 --> 00:18:00,540
‫عزیزم!

346
00:18:00,630 --> 00:18:01,830
‫سوفیا اخراج شده.

347
00:18:02,250 --> 00:18:04,630
‫چون بازم از زیر کار درمی‌رفت.

348
00:18:04,710 --> 00:18:08,080
‫حدس بزن کی شیفت‌هاشو گرفته؟
‫این دختر!

349
00:18:08,170 --> 00:18:12,500
‫برای همین، غلاتِ مارک‌دار آوردم
‫تا جشن بگیریم.

350
00:18:15,500 --> 00:18:17,080
‫هی، چی شده؟

351
00:18:17,750 --> 00:18:19,210
‫عزیزم، «ابتکار عمل» یعنی چیه؟

352
00:18:19,290 --> 00:18:23,750
‫یعنی آدمی که بدون خواستن ازش
‫مسئولیت کاری رو قبول کنه. چرا؟

353
00:18:24,580 --> 00:18:26,460
‫به‌نظر من شبیه آدمی‌ام
‫که ابتکار عمل داره؟

354
00:18:27,960 --> 00:18:29,630
‫چی شده؟
‫بگو ببینم.

355
00:18:31,170 --> 00:18:32,670
‫دیپلم می‌خواد.

356
00:18:34,420 --> 00:18:35,960
‫داری واسه فریتولی درخواست میدی؟

357
00:18:36,040 --> 00:18:37,710
‫آره، ولی باید دبیرستان رو تموم کرده باشم،

358
00:18:37,790 --> 00:18:39,170
‫و به‌زور می‌تونم این فرم رو بخونم.

359
00:18:39,250 --> 00:18:41,420
‫نه عزیزم، ایرادی نداره.
‫بهت کمک می‌کنم.

360
00:18:43,750 --> 00:18:45,750
‫به کمک زنم احتیاج دارم
‫تا بتونم فرم پر کنم.

361
00:18:45,830 --> 00:18:46,960
‫خدای من، چقدر احمقم.

362
00:18:47,040 --> 00:18:48,750
‫هی! بس کن.

363
00:18:48,830 --> 00:18:50,580
‫دیپلم به درک.
‫از پس این شغل برمیای؟

364
00:18:50,670 --> 00:18:52,130
‫آره، فکر کنم.

365
00:18:53,170 --> 00:18:54,170
‫می‌تونی؟

366
00:18:54,750 --> 00:18:56,130
‫آره، می‌تونم.

367
00:18:56,210 --> 00:18:58,540
‫خیلی‌خب، حدس بزن چی شده؟

368
00:18:58,630 --> 00:19:02,290
‫از دبیرستان سن‌برناردینو فارغ شدی.

369
00:19:02,920 --> 00:19:04,290
‫کلاس سال ۱۹۷۱.

370
00:19:04,380 --> 00:19:05,630
‫جدا؟

371
00:19:05,710 --> 00:19:07,500
‫با مدرک افتخار.
‫چطوره؟

372
00:19:07,580 --> 00:19:09,500
‫بی‌خیال عزیزم،
‫بهتره زیاده‌روی نکنیم.

373
00:19:09,580 --> 00:19:11,330
‫بی‌خیال.
‫از کجا بفهمن؟

374
00:19:14,920 --> 00:19:18,040
‫خب، تونی میگه آدم خوبی هستی.

375
00:19:18,130 --> 00:19:19,130
‫آره، امیدوارم.

376
00:19:22,830 --> 00:19:24,170
‫تو اینو پر کردی؟

377
00:19:24,670 --> 00:19:25,790
‫آره.

378
00:19:26,380 --> 00:19:27,580
‫دست‌خطت مثل دخترهاست.

379
00:19:28,580 --> 00:19:29,580
‫ممنون.

380
00:19:29,670 --> 00:19:32,000
‫دبیرستان سن‌برناردینو، ها؟
‫منم همونجا بودم.

381
00:19:32,630 --> 00:19:33,630
‫واقعا؟

382
00:19:33,710 --> 00:19:35,710
‫مدیر گریمالدی رو یادت میاد؟

383
00:19:35,790 --> 00:19:37,130
‫سخت‌گیر بود. رو مخ بود.

384
00:19:37,210 --> 00:19:38,880
‫آره، رفیق.

385
00:19:38,960 --> 00:19:40,670
‫از مردک بدم میومد.

386
00:19:41,250 --> 00:19:43,330
‫مدیر گریمالدی زن بود.

387
00:19:44,960 --> 00:19:47,040
‫آره، اما اون...

388
00:19:47,130 --> 00:19:50,630
‫اون مثل... مثل زنی بود
‫که شبیه مردها بود.

389
00:19:51,420 --> 00:19:52,460
‫خیلی‌خب.

390
00:19:53,040 --> 00:19:55,210
‫- خیلی‌خب.
‫- ببینید، آقا!

391
00:19:55,290 --> 00:19:57,500
‫ببینید، من سریعم. باهوشم.

392
00:19:57,580 --> 00:19:59,460
‫می... می‌دونم
‫از قیافه‌ام اینطور به‌نظر نمی‌رسه،

393
00:19:59,540 --> 00:20:01,920
‫ولی بهتون قول میدم
‫میشم بهترین کارگری که استخدام کردین.

394
00:20:02,000 --> 00:20:05,380
‫ببین شاید دیپلم نداشته باشم،
‫ولی دکترا رو دارم.

395
00:20:05,460 --> 00:20:08,790
‫- همم؟
‫- دکترای فقر و گرسنگی و ارادهٔ مصمم، جناب.

396
00:20:10,250 --> 00:20:12,250
‫خب، احمقانه‌ست.

397
00:20:14,580 --> 00:20:15,830
‫باشه.

398
00:20:15,920 --> 00:20:18,250
‫راستش، اکثر مکزیکی‌های کارخونه
‫خیلی سخت کار می‌کنن.

399
00:20:18,330 --> 00:20:21,380
‫کار نظافتچی داریم.
‫ولی چه اتفاق بدی می‌تونه بیفته؟ تی بشکنی؟

400
00:20:21,460 --> 00:20:22,460
‫ولی نمی‌شکنم.

401
00:20:25,180 --> 00:20:29,590
‫برای اولین بار تو عمرش،
‫این بابا یه شغل قانونی آدم بزرگ‌ها داشت.

402
00:20:30,340 --> 00:20:31,680
‫می‌‌دونید، احمق‌ها حسودی‌شون شده بود.

403
00:20:31,760 --> 00:20:33,680
‫لعنتی، خودم به خودم حسودیم میشد.

404
00:20:44,470 --> 00:20:48,340
‫خیلی‌خب. سر موقع میای.
‫سر موقع میری. استثنا نداریم.

405
00:20:48,430 --> 00:20:49,680
‫اینجا منطقهٔ اصلیه.

406
00:20:49,760 --> 00:20:52,720
‫آرد ذرت از آون
‫میره توی اکستروژن.

407
00:20:52,800 --> 00:20:55,930
‫چیپس‌ها اینجا خنک میشن.
‫حسابی روغن جمع میشه. باید پاک کنی.

408
00:20:56,010 --> 00:20:57,340
‫اینجا سرخ‌کننده‌هاست.

409
00:20:57,430 --> 00:20:59,470
‫هر دو روز یه بار روغنش رو عوض می‌کنی.

410
00:20:59,550 --> 00:21:01,470
‫حواست باشه بیرون رو هم تمیز کنی

411
00:21:01,550 --> 00:21:04,470
‫چون حسابی روغن می‌چکه
‫و زمین رو لکه می‌دونی.

412
00:21:04,550 --> 00:21:06,010
‫ممکنه ازمون شکایت کنن.

413
00:21:06,840 --> 00:21:09,010
‫و نمی‌خوام کار به دادگاه بکشه، فهمیدی؟

414
00:21:09,090 --> 00:21:10,590
‫اینجا راهروی اصلیه.

415
00:21:10,680 --> 00:21:14,470
‫لیفتراک‌هم مدام در حال رفت و آمدن،
‫پس مراقب باش.

416
00:21:14,550 --> 00:21:17,430
‫دیوانه‌وار بود.
‫مثل شهر ماشین‌ها بود.

417
00:21:17,510 --> 00:21:19,680
‫خیلی سنگین بود.

418
00:21:19,760 --> 00:21:23,300
‫این مکزیکی بالاخره
‫جزوی از چیزی شده بود.

419
00:21:23,800 --> 00:21:25,090
‫یه چیز بزرگ.

420
00:21:25,180 --> 00:21:27,260
‫اینجا چیپس‌ها مرتب، وزن‌گیری،
‫و بسته‌بندی میشن.

421
00:21:27,340 --> 00:21:30,720
‫زیرشون، یعنی تسمه نواری‌ها،
‫می‌خوام تمیزشون کنی.

422
00:21:30,800 --> 00:21:33,840
‫هر ساعت باید این سطل‌ها رو خالی کنی.

423
00:21:33,930 --> 00:21:36,680
‫سطل زبالهٔ اصلی بیرون
‫سمت سکوی بارگیریه.

424
00:21:36,760 --> 00:21:39,180
‫ولی به طور کل،
‫سر راه کسی قرار نگیر.

425
00:21:41,510 --> 00:21:44,590
‫مونتانیز! می‌فهمی؟

426
00:21:44,680 --> 00:21:46,090
‫بله قربان!

427
00:21:46,180 --> 00:21:49,800
‫بیرونِ آرد ذرت، شکایت روغن،
‫هر سطل هر ساعت خالی بشه.

428
00:21:49,880 --> 00:21:51,340
‫بهترین زباله‌جمع‌کنی میشم
‫که به عمرتون دیدین.

429
00:21:51,430 --> 00:21:54,220
‫خیلی‌خب،
‫مشخصه قراره کارمند عجیبی باشی.

430
00:21:54,300 --> 00:21:56,930
‫خیلی‌خب، ایشون ناچوئه.
‫ناچو. ریچارد.

431
00:21:57,010 --> 00:21:59,090
‫ناچو هر چی که نگفتم
‫رو بهت توضیح میده.

432
00:21:59,180 --> 00:22:00,220
‫- موفق باشی.
‫- کجا کمک کنم؟

433
00:22:00,880 --> 00:22:03,930
‫کارمند بسته‌بندی،
‫لطفا به طبقهٔ اول.

434
00:22:04,010 --> 00:22:06,010
‫کارمند بسته‌بندی،
‫به طبقهٔ اول.

435
00:22:06,090 --> 00:22:07,090
‫وای!

436
00:22:07,630 --> 00:22:09,470
‫خیلی باحاله.
‫اینو دیدین؟

437
00:22:13,930 --> 00:22:16,090
‫آروم باش، ریچ. آروم.

438
00:22:17,880 --> 00:22:19,220
‫هی!

439
00:22:20,510 --> 00:22:22,130
‫بده من. واست خیلی سنگینه، رفیق.

440
00:22:22,220 --> 00:22:24,930
‫- ممنون. ممنون.
‫- خیلی‌خب.

441
00:22:29,080 --> 00:22:30,910
مامان، بابا اومد خونه

442
00:22:31,000 --> 00:22:34,660
خب چی شد عشقم؟
خوششون اومد ازت؟ کل روز داشتم برات دعا می‌کردم

443
00:22:34,750 --> 00:22:37,330
بابا، چیتوز مجانی هم میدن؟

444
00:22:37,410 --> 00:22:40,450
می‌دونی که سفیدا آب از دستشون نمی چکه
تازه‌شم

445
00:22:40,450 --> 00:22:42,450
خودمون اینجا غذا داریم

446
00:22:42,700 --> 00:22:45,700
چی داریم غذا عشقم؟
برنج داریم با کیسدیا

447
00:22:45,790 --> 00:22:46,790
همم

448
00:22:46,870 --> 00:22:49,540
همه‌ش همینو می خوریم که

449
00:22:49,620 --> 00:22:52,830
تو که کیسدیاهای منو دوست داری
مگه نه؟

450
00:22:53,330 --> 00:22:54,660
عسلم

451
00:22:55,620 --> 00:22:58,000
به مردت افتخار میکنی؟ -
شاید -

452
00:22:58,080 --> 00:23:00,220
اول غذای مجانی بیار خونه
تا ببینم چی می‌شه

453
00:23:00,250 --> 00:23:02,120
<i>.کشتی منو</i>

454
00:23:04,620 --> 00:23:07,580
عشقم همه‌ش این شمع روشنه
می‌خوای خونه رو بسوزونی مگه؟

455
00:23:07,660 --> 00:23:10,330
چیکار می‌کنی؟ می‌خوای اخراج بشی؟

456
00:23:10,410 --> 00:23:11,750
فکر نکنم

457
00:23:11,830 --> 00:23:14,070
پسر، ول کن
چیه؟ مگه اینجا باد میاد؟ -

458
00:23:14,120 --> 00:23:15,870
!پدرت رو درمیارم ها

459
00:23:15,950 --> 00:23:18,080
- بس کن میگم
- نمیکنم

460
00:23:33,950 --> 00:23:34,950
‫خوش گذشت، رفیق.

461
00:23:35,020 --> 00:23:38,440
‫تا حالا از دستگاه آب پرفشار استفاده نکرده بودم.
‫نمی‌دونستم اینطوری هم میشه شست.

462
00:23:38,520 --> 00:23:41,150
‫می‌دونی چیه؟ به‌نظرم اگه از سرکه
‫استفاده کنیم، خیلی خوب جواب بده.

463
00:23:41,230 --> 00:23:42,690
‫سر... جودی...
‫می‌دونی چیه؟

464
00:23:42,770 --> 00:23:44,730
‫فکر کنم از جوش شیرین استفاده می‌کنه.
‫همینه.

465
00:23:50,770 --> 00:23:51,980
‫هی!

466
00:23:52,060 --> 00:23:54,730
‫بهم میگم آرد ذرت با آب قاطی میشه،

467
00:23:54,810 --> 00:23:57,310
‫میره توی اون دستگاه و پووف!

468
00:23:57,400 --> 00:23:59,020
‫شکل چیپس میشه؟

469
00:24:01,440 --> 00:24:02,850
‫ولی چطوری؟

470
00:24:02,940 --> 00:24:04,150
‫چیزه...

471
00:24:05,060 --> 00:24:06,520
‫به خاطر گرما و فشاره؟

472
00:24:08,060 --> 00:24:10,980
‫جای حرف زدن با من
‫نباید تی بزنی، خل و چل؟

473
00:24:11,560 --> 00:24:13,650
‫رفیق، این آدم‌ها رو می‌شناسم.
‫باشه.

474
00:24:13,730 --> 00:24:15,350
‫کل عمرم باهاشون سر و کله زدم.

475
00:24:16,940 --> 00:24:19,690
‫آره، ریچارد! آره!

476
00:24:19,770 --> 00:24:21,690
‫نه، شوخی می‌کنم.

477
00:24:22,900 --> 00:24:25,400
‫شما چه فکری می‌کنید؟
‫اولین هفتهٔ کاریم بود.

478
00:24:25,480 --> 00:24:26,980
‫باید مراقب رفتار خلافم باشه.

479
00:24:33,020 --> 00:24:35,060
‫آره، به‌خاطر گرما و فشاره.

480
00:24:38,060 --> 00:24:40,020
‫شکل‌هاشون خوبه، بیکر؟

481
00:24:40,940 --> 00:24:41,940
‫آره.

482
00:24:44,600 --> 00:24:47,600
‫به این میگن سطح دما
‫یا بخشی از دستگاهه؟

483
00:24:47,690 --> 00:24:50,310
‫نه رفیق. شکل‌هاشون، داداش.
‫شکل‌های چی‌توز رو میگم.

484
00:24:50,900 --> 00:24:53,020
‫ایول. خیلی خفنه، نه؟

485
00:24:53,100 --> 00:24:55,480
‫آخه چطوری این وسایل و ابزار
‫این شکل‌ها رو می‌سازن؟

486
00:24:55,560 --> 00:24:56,560
‫مانتانیز!

487
00:24:57,310 --> 00:25:00,480
‫بجنب. بیرونِ دستگاه پر گردِ پنیر شده.
‫برو پاک کن.

488
00:25:00,560 --> 00:25:02,690
‫مونتانیز هستم، قربان!

489
00:25:08,560 --> 00:25:09,810
‫شغل باحالی داری، داداش!

490
00:25:11,730 --> 00:25:13,650
‫آره، داداش!

491
00:25:13,730 --> 00:25:15,150
‫من مهندسم.

492
00:25:15,690 --> 00:25:16,690
‫خودساخته.

493
00:25:16,770 --> 00:25:17,980
‫خدایی؟

494
00:25:18,060 --> 00:25:19,060
‫آره.

495
00:25:20,150 --> 00:25:21,150
‫صبر کن!

496
00:25:22,350 --> 00:25:24,940
‫کنترل کیفیت، بخش ۳۳۴.

497
00:25:35,650 --> 00:25:37,690
‫مثل ابرقهرمان‌ها
‫همه دکمه‌ها رو می‌زنی.

498
00:25:37,770 --> 00:25:39,270
‫این‌جوری...

499
00:25:41,440 --> 00:25:42,650
‫من ریچارد هستم.

500
00:25:42,730 --> 00:25:43,810
‫ریچارد مونتانیز.

501
00:25:46,560 --> 00:25:47,560
‫کلارنس ک. بیکر.

502
00:25:47,650 --> 00:25:48,980
‫ایول.

503
00:25:49,060 --> 00:25:51,190
‫- از آشناییت خوشوقتم، داداش.
‫- اوهوم.

504
00:25:51,270 --> 00:25:52,520
‫ک مخفف چیه؟

505
00:25:53,100 --> 00:25:54,400
‫کاریزما.

506
00:25:54,980 --> 00:25:55,980
‫باشه.

507
00:25:59,900 --> 00:26:01,520
‫یه سوال دارم.

508
00:26:01,600 --> 00:26:03,520
‫به‌نظرت امکان داره
‫که بتونم به...

509
00:26:03,600 --> 00:26:05,150
‫رفیق، نمی‌دونم اسمش چیه.

510
00:26:05,230 --> 00:26:07,850
‫طرح یا نمودار این دستگاه نگاه کنم.

511
00:26:07,940 --> 00:26:10,440
‫چرا می‌خوای دربارهٔ دستگاهی
‫که من مسئولش هستم یاد بگیری، پسر؟

512
00:26:11,150 --> 00:26:13,560
‫هی، هی، هی، ببخشید کلارنس.

513
00:26:13,650 --> 00:26:16,650
‫نظافتچی گم شده.
‫دنبال کافه‌تریا بود.

514
00:26:16,730 --> 00:26:18,980
‫- بیا بریم.
‫- داشتم باهاش حرف می‌زدم، رفیق.

515
00:26:19,060 --> 00:26:21,980
‫ریچی، این‌جوری
‫با آدم‌ها حرف نزن، رفیق.

516
00:26:22,060 --> 00:26:23,770
‫اینجا مثل دبیرستان می‌مونه، رفیق.

517
00:26:23,850 --> 00:26:25,980
‫کارمندهای اتحادیه سعی می‌کنن
‫با نظافتچی‌ها حرف نزنن.

518
00:26:26,060 --> 00:26:28,440
‫من دبیرستان نرفتم.
‫نمی‌فهمم چی میگی.

519
00:26:28,520 --> 00:26:29,850
‫بی‌خیال رفیق.

520
00:26:29,940 --> 00:26:31,480
‫کارگر جدید هیچی نشده گند زده؟

521
00:26:31,560 --> 00:26:33,770
‫آره بابا! یه‌جوری با کلارنس حرف می‌زد
‫انگار رفیق صمیمی هستن.

522
00:26:33,850 --> 00:26:36,900
‫- ناچو رو که می‌شناسی. این هکتوره.
‫- سلام.

523
00:26:36,980 --> 00:26:38,270
‫- الخاندرو.
‫- حالتون چطوره؟

524
00:26:38,350 --> 00:26:40,560
‫سس سالسا رو میدی؟

525
00:26:41,400 --> 00:26:42,350
‫یکی بردارم؟

526
00:26:42,400 --> 00:26:44,520
‫از سبزه خوشم نمیاد، داداش. ممنون.

527
00:26:44,560 --> 00:26:47,270
‫- همه‌شو تموم می‌کنی.
‫- گوشت‌شون مزه نداره.

528
00:26:47,850 --> 00:26:50,350
‫اگه می‌خوای اینجا دووم بیاری
‫باید یه چیزی رو بدونی.

529
00:26:50,440 --> 00:26:53,440
‫اون‌ها که سر اون میز هستن،
‫مدیر کارخونه هستن.

530
00:26:53,520 --> 00:26:55,810
‫آروم، با اعتماد به‌نفس.

531
00:26:55,900 --> 00:26:58,690
‫خونه‌شون مرکز شهره و بیمه دارن.

532
00:26:58,770 --> 00:27:00,770
‫پول دارن، نوشیدنی،

533
00:27:00,850 --> 00:27:04,560
‫و هیچ دغدغه‌ای ندارن
‫چون یه شغل راحت و بی‌خطر دارن.

534
00:27:04,650 --> 00:27:06,690
‫می‌رسیم به مدیرهای هماهنگی.

535
00:27:06,770 --> 00:27:10,900
‫امنیت شغلی ندارن،
‫ولی همه مسئولیت‌ها به دوش‌شونه.

536
00:27:10,980 --> 00:27:12,270
‫خدا لعنتش کنه!

537
00:27:12,350 --> 00:27:14,480
‫عوضی‌های بیچاره بد اخلاقن چون باید...

538
00:27:14,560 --> 00:27:17,310
‫به طبقه بالایی‌ها جواب پس بدن
‫که کم‌تر کار می‌کنن و حقوق بیشتری دارن.

539
00:27:17,400 --> 00:27:20,400
‫و بعدش، مدیرهای دستگاه.

540
00:27:20,480 --> 00:27:23,900
‫یقه آبی ولی با افتخار.
‫همه بهشون احترام می‌ذارن.

541
00:27:23,980 --> 00:27:26,690
‫و کلارنس، اون بهترین‌شونه.

542
00:27:26,770 --> 00:27:28,770
‫اون بابا بیشتر از همه سابقه کار داره.

543
00:27:29,190 --> 00:27:31,190
‫طفلک. خیلی سخت‌کوشه.

544
00:27:31,350 --> 00:27:32,900
‫باشه، اما چرا انقدر بده؟

545
00:27:32,980 --> 00:27:35,560
‫چون اون بیچاره پونزده ساله
‫که می‌خواد از این میز

546
00:27:35,650 --> 00:27:39,060
‫بره روی اون میز بشینه.

547
00:27:39,150 --> 00:27:42,060
‫نصف اون عوضی‌ها رده بالا
‫هر چی بلدن از صدقه سری کلارنسه.

548
00:27:42,150 --> 00:27:44,900
‫برای همین خوشش نمیاد
‫کسی از دستگاه‌ها ازش سوال بپرسه.

549
00:27:44,980 --> 00:27:47,440
‫- دقیقا.
‫- و بعد، ما.

550
00:27:48,150 --> 00:27:49,650
‫طبقه آخر هرم.

551
00:27:49,730 --> 00:27:53,600
‫- خط مونتاژ، بسته‌بندی...
‫- از طرف خودت حرف بزن، رفیق.

552
00:27:53,690 --> 00:27:55,400
‫ما راننده‌ها جامون اون بالاست.

553
00:27:55,520 --> 00:27:57,520
‫خفه شو، آقای تر تمیز!

554
00:27:58,400 --> 00:27:59,980
‫ای بابا. چیکار می‌کنی؟

555
00:28:00,060 --> 00:28:01,560
‫و بعدش شما دو تا.

556
00:28:01,650 --> 00:28:03,850
‫لجن‌خور.
‫نظافتچی‌ها.

557
00:28:04,150 --> 00:28:05,520
‫من لجن‌خور نیستم.

558
00:28:05,560 --> 00:28:08,480
‫امثال شما نمی‌تونن
‫با امثالِ کلارنس حرف بزنن.

559
00:28:09,100 --> 00:28:10,810
‫چون سلسله مراتب رو زیر پا نمی‌ذاریم.

560
00:28:10,900 --> 00:28:11,980
‫فهمیدی؟

561
00:28:12,060 --> 00:28:13,150
‫مسئله احترامه.

562
00:28:13,230 --> 00:28:15,560
‫و آدم‌هایی مثل من و تو،
‫از این فرصت‌ها گیرشون نمیاد.

563
00:28:15,650 --> 00:28:16,650
‫پس خراب نکن.

564
00:28:16,730 --> 00:28:19,310
‫چون من به اون زندگیم برنمی‌گردم، رفیق.

565
00:28:19,400 --> 00:28:20,650
‫تو چی؟

566
00:28:29,230 --> 00:28:30,350
‫باید دستگاه‌ها رو ببینی.

567
00:28:30,440 --> 00:28:32,730
‫و یه دفتر کوچولو واسه خودم دارم، مامان.

568
00:28:33,150 --> 00:28:34,270
‫خیلی خوبه، عزیزم.

569
00:28:35,730 --> 00:28:38,730
‫دفتر، ها؟
‫بیشتر منظورت کمده، ها؟

570
00:28:39,350 --> 00:28:41,150
‫جایی که وسایل تمیزکاری‌تون رو می‌ذارید.

571
00:28:41,230 --> 00:28:42,730
‫کمد نیست.

572
00:28:43,440 --> 00:28:45,770
‫من و ناچو یه میز مشترک داریم.
‫تلفن و وسیله داریم.

573
00:28:45,850 --> 00:28:47,810
‫بازم بن‌بسته، پسر.

574
00:28:47,900 --> 00:28:49,150
‫شغله.

575
00:28:49,230 --> 00:28:50,650
‫خانواده‌ام رو تامین می‌کنه.

576
00:28:50,730 --> 00:28:51,730
‫باشه، ولی تا چند وقت؟

577
00:28:52,350 --> 00:28:53,520
‫انقدر کله‌شق نباش.

578
00:28:53,560 --> 00:28:54,770
‫تا زمانی که از درون عوض نشی،

579
00:28:54,850 --> 00:28:56,440
‫پشت سر هم
‫همین اشتباه رو تکرار می‌کنی.

580
00:28:56,520 --> 00:28:58,480
‫نمی‌تونی تا آخر عمر زمین بسابی

581
00:28:58,560 --> 00:28:59,940
‫و پشت سر مردم رو پاک کنی.

582
00:29:00,020 --> 00:29:02,850
‫نگفتم حق با واچو بود،
‫ولی بی‌راه هم نمی‌گفت.

583
00:29:02,940 --> 00:29:04,940
‫دلم نمی‌خواست کل زندگیم
‫زمین تمیز کنم و تی بکشم.

584
00:29:05,020 --> 00:29:06,980
‫سخت تلاش کردم
‫تا به بالا بالاها برسم.

585
00:29:07,480 --> 00:29:09,190
‫و می‌دونید کی اون بالا بود؟

586
00:29:09,270 --> 00:29:12,520
‫این آدم.
‫راجر انریکو.

587
00:29:12,600 --> 00:29:15,900
‫اون مدیر پپسی‌کو بود،
‫که مدیر فریتولی و مدیر ما بود.

588
00:29:15,980 --> 00:29:19,440
‫اون نسل پپسی
‫و چالش حدس مزه رو درست کرد

589
00:29:19,520 --> 00:29:21,730
‫که تبدیل شد
‫به موفقیت بازاریابی کشور.

590
00:29:21,810 --> 00:29:26,560
‫این مرد تنها کسیه که تقریبا تونسته
‫نزدیک به صد سال کوکاکولا رو از دور خارج کنه.

591
00:29:26,650 --> 00:29:28,560
‫به لطف این مرد
‫پپسی سود هنگفتی کرده.

592
00:29:29,940 --> 00:29:33,560
‫اگه قرار بود به بالا برسم،
‫باید از بهترین‌ها یاد می‌گرفتم.

593
00:29:33,650 --> 00:29:36,480
‫و کلارنس؟
‫کلارنس بهترین بود.

594
00:29:36,560 --> 00:29:37,810
‫نمی‌تونستم مسخره‌بازی در بیارم.

595
00:29:37,900 --> 00:29:41,020
‫باید خودی نشون می‌دادم.
‫شهامت نشون بدم، عزیزم.

596
00:29:41,100 --> 00:29:42,900
‫کارنیتا می‌خوری یا آسادا؟

597
00:29:44,600 --> 00:29:45,600
‫استیک فلنک؟

598
00:29:47,150 --> 00:29:48,150
‫آسادا؟

599
00:29:48,230 --> 00:29:49,270
‫آسادا.

600
00:29:54,400 --> 00:29:56,020
‫خیلی‌خب، چی می‌خوای؟

601
00:29:56,900 --> 00:29:58,900
‫می‌خوام بگم
‫به کارتون احترام می‌ذارم، قربان.

602
00:29:59,650 --> 00:30:01,850
‫واستون احترام قائل هستم
‫که خودساخته به اینجا رسیدید.

603
00:30:02,440 --> 00:30:03,600
‫مهندس شدین.

604
00:30:05,560 --> 00:30:06,650
‫می‌خوام ازتون یاد بگیرم.

605
00:30:08,060 --> 00:30:10,060
‫ببینید، پدرم واسم پدری نکرده،

606
00:30:10,150 --> 00:30:12,350
‫اما بچه که بودم
‫بهم یاد داد چطوری وسایل رو درست کنم.

607
00:30:12,440 --> 00:30:14,850
‫برای همین،
‫به دستگاه‌ها علاقه دارم.

608
00:30:14,940 --> 00:30:19,350
‫وقتی یاد می‌گیرم و درست می‌کنم
‫و راه‌شون می‌ندازم، باعث میشه حس کنم...

609
00:30:20,730 --> 00:30:23,480
‫نمی‌دونم.
‫حس می‌کنم آدم مفیدی‌ام.

610
00:30:23,560 --> 00:30:25,560
‫شاید حتی بتونم کسی بشم.

611
00:30:26,690 --> 00:30:31,270
‫کسی که به آدم‌هایی
‫که به‌ندرت می‌شناسه احترام می‌ذاره

612
00:30:32,150 --> 00:30:33,230
‫و هنوز این احترام رو بدست نیوردن؟

613
00:30:35,150 --> 00:30:38,100
‫چون من همچین آدمی نیستم.

614
00:30:38,190 --> 00:30:40,520
‫لعنتی،
‫اگه قرار بود اینجا چیزی یاد بگیرم،

615
00:30:40,600 --> 00:30:41,810
‫از همین آدم بود.

616
00:30:41,900 --> 00:30:44,900
‫ولی این بابا هیچ‌جوره
‫با آدم صمیمی نمیشه.

617
00:30:44,980 --> 00:30:46,020
‫باشه.

618
00:30:47,940 --> 00:30:49,730
‫سس سالسا نداری؟

619
00:30:51,270 --> 00:30:52,310
‫چرا.

620
00:30:55,440 --> 00:30:57,650
‫- خب چیه؟ تنده؟
‫- آره.

621
00:30:57,730 --> 00:30:59,600
‫- خوبه.
‫- مراقب باش.

622
00:30:59,690 --> 00:31:03,190
‫کلارنس ک. بیکر.
‫محترم و به‌شدت باهوش.

623
00:31:03,270 --> 00:31:06,150
‫و اینجا رو،
‫اسم وسطش واقعا کاریزما بود.

624
00:31:06,230 --> 00:31:08,940
‫خیلی‌خب. دستگاه‌تون داره می‌درخشه،
‫آقای بیکر. نظرتون چیه؟

625
00:31:09,940 --> 00:31:10,940
‫دریچه رو یادت رفت.

626
00:31:11,020 --> 00:31:13,020
‫چی؟

627
00:31:13,100 --> 00:31:14,150
‫لعنتی.

628
00:31:21,900 --> 00:31:22,980
‫دست نزن.

629
00:31:23,400 --> 00:31:24,400
‫ریچی!

630
00:31:25,060 --> 00:31:26,350
‫آقای بیکر. قربان!

631
00:31:26,440 --> 00:31:30,100
‫داشتم پروتکل اکستروژن رو نگاه می‌کردم،
‫و به‌نظر میاد دکمه‌اش خاموش باشه.

632
00:31:30,190 --> 00:31:32,730
‫- تنظیمش کنم؟ بلدم‌ها.
‫- نه، نه، نه، نه.

633
00:31:32,810 --> 00:31:34,270
‫خاموش نیست.

634
00:31:36,980 --> 00:31:40,850
‫همم. دوباره حتما الخاندرو
‫به دستگاهم دست زده.

635
00:31:42,600 --> 00:31:43,600
‫ممنون.

636
00:31:49,520 --> 00:31:51,730
‫کلارنس، به‌نظر میاد
‫بعضی چیپس‌ها زیادی پخته.

637
00:31:51,810 --> 00:31:53,060
‫گرما رو تنظیم کنم؟

638
00:31:53,940 --> 00:31:56,980
‫نه، قهوه‌ای‌ها جدا میشن
‫و دور ریخته میشن.

639
00:31:58,560 --> 00:31:59,810
‫می‌ریزید بیرون؟

640
00:31:59,900 --> 00:32:01,230
‫لعنتی.

641
00:32:02,690 --> 00:32:04,770
‫آدم‌ها همیشه می‌خوان
‫قهوه‌ای‌ها رو دور بریزن.

642
00:32:08,940 --> 00:32:11,520
‫مونتانیز، اینجا رو یادت رفته.

643
00:32:12,690 --> 00:32:14,100
‫مراقب حرف زدنت باش، کارسون.

644
00:32:15,400 --> 00:32:17,350
‫همیشه یه جا رو جا می‌ندازم.

645
00:32:19,520 --> 00:32:20,520
‫هی.

646
00:32:21,230 --> 00:32:22,600
‫ولش کن.

647
00:32:23,600 --> 00:32:24,850
‫با من بیا.

648
00:32:25,650 --> 00:32:26,690
‫اینجا بایست...

649
00:32:29,310 --> 00:32:30,440
‫و گوش کن.

650
00:32:38,400 --> 00:32:40,350
‫واشر ایستگاه هفت شل شده.

651
00:32:42,940 --> 00:32:44,980
‫فقط باید همین‌کار رو کنم، گوش بدم.

652
00:32:45,560 --> 00:32:51,230
‫می‌تونم بگم تسمه، درپوش واشر
‫کدوم دستگاه شله یا موتورش خاموشه.

653
00:32:51,310 --> 00:32:55,060
‫فقط و فقط با حرف نزدن و گوش دادن.

654
00:33:02,310 --> 00:33:03,310
‫نمی‌شنوم.

655
00:33:04,150 --> 00:33:06,560
‫وقتی بهت آموزش بدم می‌شنوی.

656
00:33:08,400 --> 00:33:10,440
‫تو هیچ‌کس نیستی، پسر.

657
00:33:15,770 --> 00:33:16,770
‫ایول.

658
00:33:16,850 --> 00:33:18,810
‫رسما شاگردش شدم.

659
00:33:19,520 --> 00:33:22,850
‫ولی باید توی زمان خودم یاد می‌گرفتم،
‫یعنی قبل و بعد شیفتم.

660
00:33:22,940 --> 00:33:24,060
‫ولی مهم نبود.

661
00:33:24,150 --> 00:33:26,940
‫من آماده بودم. می‌دونستم
‫می‌تونستم بیشتر انجام بدم و بالاتر برم.

662
00:33:27,040 --> 00:33:28,660
باید برم -
کجا، چرا؟

663
00:33:28,750 --> 00:33:30,330
شیفتت که الان شروع نمیشه

664
00:33:30,410 --> 00:33:32,700
چون کلارنس گفت اگه زود برم،

665
00:33:32,790 --> 00:33:35,290
نحوه‌ی کار چرخونک دستگاه رو نشونم میده -
چیشو؟ -

666
00:33:35,370 --> 00:33:37,700
باید یه کم تکونش بدی و بس
آره، بلدم

667
00:33:37,790 --> 00:33:39,580
چطور میشه؟

668
00:33:39,660 --> 00:33:40,660
بس کن

669
00:33:43,830 --> 00:33:46,830
‫مونتانیز، کارت تموم نشده.
‫برگرد.

670
00:33:46,910 --> 00:33:48,750
‫ایول!
‫شاید این سیم سوخته.

671
00:33:48,830 --> 00:33:50,290
‫نه، پوسیده.

672
00:33:51,160 --> 00:33:52,290
‫می‌زنیم سر جاش.

673
00:33:57,150 --> 00:33:59,020
‫- میری استراحت کنی، داداش؟
‫- آره.

674
00:33:59,100 --> 00:34:00,440
‫هواتو دارم.
‫حواسم به دستگاهت هست.

675
00:34:01,480 --> 00:34:04,400
‫[کارمند برتر ماه]

676
00:34:04,810 --> 00:34:07,060
‫وقتی زندگی بر وفق مرادم پیش می‌رفت،

677
00:34:07,900 --> 00:34:11,150
‫اقتصاد کشور متلاشی شد.

678
00:34:12,690 --> 00:34:15,150
‫اخبار شبانه ان‌بی‌سی.

679
00:34:15,230 --> 00:34:18,310
‫امروز روزی بود که رونالد ریگان
‫از زمان ورودش به سیاست

680
00:34:18,400 --> 00:34:20,230
‫منتظر آن بود.

681
00:34:20,730 --> 00:34:23,060
‫روزی که اعلام خواهد کرد
‫که او رشدِ دولت فدرال را

682
00:34:23,150 --> 00:34:24,560
‫کاهش می‌دهد.

683
00:34:24,650 --> 00:34:27,020
‫رفیق، سال‌های ریاست جمهوری ریگان
‫افتضاح بود.

684
00:34:27,520 --> 00:34:30,100
‫اوضاع برای ما فقیرها
‫و اقلیت‌ها وحشتناک بود.

685
00:34:30,190 --> 00:34:33,230
‫تخصیص بودجه برای طرح‌های برنامه‌ریزی شده
‫برای فقیرها صورت گرفته،

686
00:34:33,310 --> 00:34:36,650
‫مثل کوپن‌های غذا، بیمه،
‫و برنامه‌های استخدام.

687
00:34:36,730 --> 00:34:39,810
‫همین الان دارم به سختی
‫یه سرپناه برای بچه‌هام فراهم می‌کنم.

688
00:34:39,900 --> 00:34:41,850
‫و الان واسه کوپن غذا
‫خیلی پول درمیارم؟

689
00:34:41,940 --> 00:34:43,900
‫توقع دارن چطور
‫خانواده‌ام رو سیر کنم؟

690
00:34:43,980 --> 00:34:47,020
‫- شرکت دچار مشکل شده بود.
‫- من حتی از پس پول اجاره‌ام برنمیاد.

691
00:34:47,100 --> 00:34:49,150
‫نمی‌دونستم سیاست
‫روی مردم تاثیر می‌ذاره،

692
00:34:49,230 --> 00:34:51,150
‫مخصوصا آدم‌های سخت‌کوشی مثل ما.

693
00:34:51,230 --> 00:34:53,400
‫مردمان لاتین نسبت به گذشته
‫بیشتر فقر رو تجربه می‌کنن

694
00:34:53,480 --> 00:34:55,810
‫قبل از آن‌که ریگان
‫به صندلی قدرت بنشینه.

695
00:34:55,900 --> 00:34:57,520
‫با گذشت سال‌ها،

696
00:34:57,600 --> 00:35:01,690
‫اخراج و کاهش شیفت
‫از توپ کِشی و شلوار شش‌جیب محبوب‌تر شد.

697
00:35:02,690 --> 00:35:08,520
‫و اینم منم، هشت سال بعد،
‫درست همون‌جای سابق.

698
00:35:10,150 --> 00:35:12,440
‫اشتباه گفتم.
‫اوضاع بدتر شد.

699
00:35:12,450 --> 00:35:14,130
بله، شما واجب شرایط یارانه‌ی غذایی هستین

700
00:35:14,160 --> 00:35:16,680
با بچه‌هاتون بیشتر از حد نیاز هم می‌تونین
کوپن غذا بالا بکشین

701
00:35:16,700 --> 00:35:18,100
ببخشید، یعنی چی که بالا بکشین؟

702
00:35:18,120 --> 00:35:19,930
ما جفتمون عین اسب کار می‌کنیم. جفتمون شغل داریم -
بس کن مامان -

703
00:35:19,950 --> 00:35:22,100
میخوایم یه جوری گلیممون رو آب بکشیم بیرون -
مامان بس کن آبرومونو بردی -

704
00:35:22,120 --> 00:35:23,850
میخواین از اینکه یارانه خواستیم
احساس خاک‌برسری کنیم؟

705
00:35:23,850 --> 00:35:25,800
‫باید چیکار کنیم؟

706
00:35:25,890 --> 00:35:26,890
‫هی، هی.

707
00:35:26,970 --> 00:35:28,260
‫لطفا ساکت باشید. خب؟

708
00:35:28,350 --> 00:35:30,100
‫ساکت باشید! هی!

709
00:35:30,180 --> 00:35:32,100
‫فریتولی اون‌قدری سفارش نمی‌گیره

710
00:35:32,180 --> 00:35:34,720
‫تا کارخونهٔ اینجا
‫و بیکرزفیلد رو باز نگه داریم.

711
00:35:35,720 --> 00:35:37,680
‫پس می‌خوام بی‌رحمانه صادق باشم.

712
00:35:37,760 --> 00:35:41,890
‫باختن سفارشات بزرگ به بیکرزفیلد
‫به ضررمون تموم میشه.

713
00:35:41,970 --> 00:35:46,300
‫اگه نتونیم ازشون جلو بزنیم،
‫کارخونهٔ ما رو تعطیل می‌کنن.

714
00:35:46,390 --> 00:35:47,640
‫فهمیدید؟

715
00:35:47,720 --> 00:35:49,470
‫زود باشید!
‫برگردید سر کارتون!

716
00:35:49,550 --> 00:35:51,390
‫جنگ خوراکی داشت بالا می‌گرفت.

717
00:35:51,470 --> 00:35:54,140
‫رقابت نزدیک بود
‫و سهم بازار داشت کم می‌شد.

718
00:35:54,220 --> 00:35:58,600
‫می‌دونید، راجر انریکو مدیرعامل پپسی‌کو شد،
‫و شوخی سرش نمی‌شد.

719
00:35:59,100 --> 00:36:00,850
‫اولین دستور کاری اون این بود:

720
00:36:01,350 --> 00:36:05,010
‫اضافات و شیفت‌ها رو کم کنید،
‫کارخونه‌ها رو تعطیل کنید،

721
00:36:05,100 --> 00:36:07,220
‫و پول رو پیدا کنید
‫تا بتونیم ادامه بدیم.

722
00:36:07,300 --> 00:36:11,100
‫جلسه هیئت مدیره فریتولی
‫مثل دعوای خلافکارها توی انبار مواد بود.

723
00:36:11,180 --> 00:36:15,510
‫چون بیاین واقع‌بین باشیم، رئیس‌ها همین‌جوری‌ان.
‫خلافکارهای پولدار.

724
00:36:15,600 --> 00:36:16,640
‫انریکو عصبانی بود.

725
00:36:16,720 --> 00:36:21,640
‫گفت: «شما اسکل‌ها به من میگین که

726
00:36:21,720 --> 00:36:24,930
‫این بی‌سروپا‌های کوچولو
‫مثل نبیسکو و ایگل اسنک

727
00:36:25,010 --> 00:36:27,260
‫بیشتر از ما فروش می‌کنن؟

728
00:36:27,340 --> 00:36:31,390
‫اومدن تو قلمروی ما،
‫و شما احمق‌ها عین خیالتون نیست؟»

729
00:36:31,470 --> 00:36:34,800
‫و این کودن گفت:
‫«نه، رئیس.

730
00:36:34,890 --> 00:36:37,220
‫هنوز جنس‌های خوبی داریم.

731
00:36:37,300 --> 00:36:40,300
‫چیتوز، فریتوز، دوریتوز.

732
00:36:40,390 --> 00:36:43,720
‫مردم هنوز بابت اجناس کلاسیک
‫پول میدن، داداش.»

733
00:36:43,800 --> 00:36:46,510
‫بعدش اون یکی بلند شد و گفت:

734
00:36:46,510 --> 00:36:48,050
‫می‌دونی چیه؟

735
00:36:48,090 --> 00:36:49,680
‫تا کی؟

736
00:36:49,760 --> 00:36:52,760
‫چون وقت نداریم، احمق جون.»

737
00:36:52,840 --> 00:36:55,930
‫چیه؟ مترجم مکزیکی می‌خواین؟
‫باشه، الان بهتون میگم.

738
00:36:58,550 --> 00:37:01,010
‫خب، فروش‌مون پایین اومده؟

739
00:37:02,550 --> 00:37:03,970
‫- آره.
‫- متاسفانه.

740
00:37:04,050 --> 00:37:06,050
‫- آره، اینطور به‌نظر میاد.
‫- الان آره.

741
00:37:09,840 --> 00:37:11,550
‫- سلام استفانی.
‫- سلام ریچارد.

742
00:37:12,050 --> 00:37:14,090
‫واسم شغل دستگاه
‫درخواست داده بودم خبری نشد؟

743
00:37:14,180 --> 00:37:16,050
‫متاسفم ریچارد.
‫هنوز شغلی خالی نشده.

744
00:37:17,220 --> 00:37:19,340
‫نگران نباش
‫اولین نفر می‌فهمی. بهت زنگ می‌زنم.

745
00:37:19,430 --> 00:37:20,300
‫- باشه.
‫- ممنون.

746
00:37:20,390 --> 00:37:21,970
‫شیفتِ همه در حال کم شدن بود.

747
00:37:22,890 --> 00:37:25,970
‫اهمیت نداشت بالا یا پایین
‫زنجیرهٔ غذایی بودی.

748
00:37:27,550 --> 00:37:30,680
‫همم، حداقل تنها نبودم.
‫همه به مشکل خورده بودیم.

749
00:37:30,760 --> 00:37:33,840
‫توی سیر کردن شکم خونواده هامون مشکل داشتیم،
‫توی حفظِ خونه‌مون مشکل داشتیم.

750
00:37:33,930 --> 00:37:35,720
‫مشکل داشتیم
‫تا غرورمون رو حفظ کنیم.

751
00:37:36,470 --> 00:37:38,090
‫کاری رو کردیم
‫که مکزیکی‌هاش توش حرف اول رو می‌زنن.

752
00:37:38,640 --> 00:37:40,890
‫توی خودمون ریختیم،
‫و سعی کردیم سرمون رو بالا بگیریم،

753
00:37:40,970 --> 00:37:42,390
‫حتی وقتی داشتیم غرق می‌شدیم.

754
00:38:16,930 --> 00:38:17,930
‫بابا؟

755
00:38:19,720 --> 00:38:20,840
‫خوابت نمی‌بره؟

756
00:38:36,590 --> 00:38:38,340
‫مطمئنی نمی‌خوای بری خونه؟

757
00:38:38,430 --> 00:38:39,550
‫نه رفیق. مطمئنم.

758
00:38:41,430 --> 00:38:43,390
‫رفیق، تو دیوونه‌ای.
‫من که حاضر نیستم مجانی کار کنم.

759
00:38:43,470 --> 00:38:45,550
‫خب،
‫اگه بخوان یکی شیفت کسی بایسته،

760
00:38:45,640 --> 00:38:46,550
‫به کی زنگ می‌زنن؟

761
00:38:46,640 --> 00:38:47,970
‫روح‌گیرها.

762
00:38:48,050 --> 00:38:49,430
‫شوخی هم می‌کنی.

763
00:38:49,510 --> 00:38:52,340
‫حالا صدات می‌زنن خل و چلی
‫که بلده هر کاری انجام بده.

764
00:38:56,590 --> 00:39:00,090
‫فقط باید اینو بدونی، رفیق دیوونه،
‫که تغییر خیلی مهمه.

765
00:39:00,180 --> 00:39:02,930
‫قدیمی‌ها رو برمی‌داری،
‫جدیدها رو می‌ذاری.

766
00:39:04,550 --> 00:39:05,930
‫همه‌شون قدیمیه.

767
00:39:06,010 --> 00:39:10,930
‫خب، محله رنگین پوست‌هاست،
‫با مزه‌های سفید پوست. حساب کتاب کن.

768
00:39:12,050 --> 00:39:13,550
‫آخه کی مزهٔ کول رنچ می‌خوره؟

769
00:39:15,010 --> 00:39:16,010
‫ببخشید.

770
00:39:20,010 --> 00:39:21,180
‫اون زنه.

771
00:39:21,260 --> 00:39:24,090
‫باید روی سهام‌داران تمرکز کنیم.
‫بودجه دست اون‌هاست.

772
00:39:24,180 --> 00:39:27,300
‫نه، مدیرهای منطقه‌ای
‫به پارو نیاز دارن تا قایق رو برگردونن.

773
00:39:27,390 --> 00:39:29,220
‫چی؟ یعنی میگی
‫سهام‌داران ارزش ندارن؟

774
00:39:29,300 --> 00:39:31,300
‫اون‌ها دنبال جوابن.
‫این ویدیو بهشون جواب میده.

775
00:39:31,390 --> 00:39:34,640
‫- همه‌چیز حول و محور سهام‌داران نیست.
‫- هی، هی، هی، هی، دوستان، دوستان.

776
00:39:34,720 --> 00:39:38,550
‫به سهام‌داران یا
‫مدیران منطقه‌ای یا متن نیازی ندارم.

777
00:39:39,220 --> 00:39:42,140
‫امروز می‌خوام از صمیم قلبم حرف بزنم.

778
00:39:42,680 --> 00:39:45,140
‫باشه؟
‫برای آدم‌هایی که اهمیت دارن.

779
00:39:45,220 --> 00:39:46,390
‫میکروفون آماده‌ست.

780
00:39:46,470 --> 00:39:47,970
‫آقایون.

781
00:39:48,050 --> 00:39:50,840
‫- سه، دو، یک، بیاید شروع کنیم.
‫- خیلی‌خب، آمادهٔ فیلمبرداری.

782
00:39:52,180 --> 00:39:55,340
‫خیلی‌خب،
‫برای ناهار امروز سرگرمی داریم

783
00:39:56,050 --> 00:40:00,470
‫گارزا، هی! بیا کمک کن.
‫باید یه جایی بزنیم به برق.

784
00:40:02,140 --> 00:40:03,680
‫خیلی‌خب.

785
00:40:04,180 --> 00:40:06,340
‫آره، همینه.

786
00:40:10,510 --> 00:40:12,340
‫خیلی‌خب.
‫از نمایش لذت ببرید.

787
00:40:13,180 --> 00:40:14,300
‫رفیق. این چیه؟

788
00:40:14,930 --> 00:40:18,220
‫مزخرفات شرکت.
‫مجبورم می‌کنن همیشه پخشش کنم.

789
00:40:18,300 --> 00:40:20,760
‫نگاه کن. نگاه نکن.
‫واسم مهم نیست.

790
00:40:23,510 --> 00:40:26,760
‫سلام. من راجر انریکو هستم،
‫رئیس فریتولی.

791
00:40:27,390 --> 00:40:33,680
‫مطمئنم واستون سوال شده چرا
‫مستقیم با شما کارکنان صحبت می‌کنم.

792
00:40:34,260 --> 00:40:37,640
‫تو، دوست من،
‫تو قلب و روح این شرکت هستی.

793
00:40:37,720 --> 00:40:40,970
‫مشخص شد انریکو
‫بیشتر به آقای راجر شباهت داره تا سریال من آمریکایی.

794
00:40:41,050 --> 00:40:43,090
‫دستگاه‌ها در حال کاره
‫و محصول تولید میشه.

795
00:40:43,180 --> 00:40:49,010
‫دنیا، اقتصاد، کارخونه
‫داره دورهٔ سختی رو پشت‌سر می‌گذرونه.

796
00:40:49,680 --> 00:40:50,680
‫می‌دونم احساس کردین.

797
00:40:51,260 --> 00:40:54,550
‫ولی هر چالش، فرصتی‌ست.

798
00:40:54,640 --> 00:40:58,510
‫و این فرصت توئه، ریچارد.

799
00:41:02,220 --> 00:41:05,930
‫آره، تویی که جارو دست گرفتی.
‫کسی دیگه‌ای رو می‌بینی که داره نگاه می‌کنه؟

800
00:41:06,890 --> 00:41:09,180
‫من؟
‫من فقط نظافتچی‌ام.

801
00:41:09,680 --> 00:41:13,300
‫خب؟ به دنیا نشون بده
‫یه نظافتچی قادر به انجام چه کاریه.

802
00:41:14,050 --> 00:41:18,550
‫هر آدمی می‌تونه
‫تفاوتِ بین شکست و موفقیت باشه.

803
00:41:19,140 --> 00:41:24,390
‫ریچارد، ازت می‌خوام
‫مثل یه مدیرعامل فکر کنی.

804
00:41:25,470 --> 00:41:26,470
‫مثل یه مدیرعامل فکر کنم.

805
00:41:26,550 --> 00:41:29,430
‫قیمت سهام در حال بالا رفتن است.
‫و در آینده‌ای نزدیک...

806
00:41:29,510 --> 00:41:30,760
‫می‌بایست...

807
00:41:37,550 --> 00:41:38,930
‫- بابا!
‫- صبر ندارم.

808
00:41:39,010 --> 00:41:40,050
‫هی!

809
00:41:40,140 --> 00:41:42,140
‫روزت چطور بود؟

810
00:41:42,220 --> 00:41:43,220
‫- خوب بود.
‫- واقعا؟

811
00:41:44,760 --> 00:41:47,010
‫هی. تو چه‌ت شده؟

812
00:41:47,930 --> 00:41:49,180
‫بریم خونه.

813
00:41:49,260 --> 00:41:51,010
‫نه، نه تا وقتی این فسقلی‌ها
‫رو سیاه و کبود نکردیم.

814
00:41:51,090 --> 00:41:52,890
‫- هی!
‫- نه بابا، بریم خونه!

815
00:41:52,970 --> 00:41:54,590
‫میشه اول ذرت بخریم؟

816
00:41:54,680 --> 00:41:57,720
‫نه! چرا همیشه باید
‫مکزیکی‌بازی احمقانه دربیاریم؟

817
00:41:57,800 --> 00:42:00,010
‫هی! معلومه تو چه‌ت شده؟

818
00:42:00,800 --> 00:42:06,510
‫به من نگاه نکن. من عاشق ذرتم.
‫من عاشق لوبیام. عاشق برنجم. عاشق تاماله‌ام.

819
00:42:06,590 --> 00:42:09,840
‫عصبانیه چون بچه‌ها مسخره‌اش می‌کنن
‫چون مکزیکی هستیم.

820
00:42:09,930 --> 00:42:11,300
‫- پسر خفه شو!
‫- تو خفه شو!

821
00:42:11,390 --> 00:42:12,890
‫- هی! بس کنید.
‫- هی!

822
00:42:12,970 --> 00:42:13,800
‫ولم کن.

823
00:42:17,010 --> 00:42:18,010
‫راسته؟

824
00:42:19,640 --> 00:42:21,510
‫چند تا بچه اذیتت می‌کنن؟

825
00:42:26,090 --> 00:42:28,390
‫ببین، چیزهایی زیادی هست
‫که ازش خجالت می‌کشیم.

826
00:42:29,140 --> 00:42:31,340
‫ولی این‌که مکزیکی هستیم؟
‫نه عزیزم، از این یکی نه.

827
00:42:31,430 --> 00:42:32,760
‫تو خجالت می‌کشی.

828
00:42:33,680 --> 00:42:34,840
‫نه، اصلا.

829
00:42:36,550 --> 00:42:38,970
‫و می‌دونی چرا نمی‌خوان مکزیکی باشی؟

830
00:42:39,590 --> 00:42:41,430
‫چون می‌دونن ابرقدرت توئه.

831
00:42:43,140 --> 00:42:46,760
‫چون می‌دونن اگه به اصل و نسبت افتخار کنی،
‫نمی‌تونن جلوتو بگیرن.

832
00:42:46,840 --> 00:42:49,220
‫نمی‌تونن کاری کنن که حس کنی
‫از اون‌ها کم‌تر و ناچیزتری.

833
00:42:50,590 --> 00:42:51,840
‫چون نیستی، عزیزم.

834
00:42:54,510 --> 00:42:58,260
‫می‌دونن این ابرقدرت...
‫این ابرقدرت از پا درشون میاره.

835
00:42:58,760 --> 00:43:02,390
‫مثل... مثل سوپرمن.

836
00:43:04,180 --> 00:43:05,510
‫من دیگه چهار ساله‌ام نیست، بابا.

837
00:43:06,510 --> 00:43:10,430
‫تازه، مثل ما
‫سوپرمن رو مسخره نمی‌کنن.

838
00:43:20,260 --> 00:43:25,340
‫بیا. بریم ذرت بخریم.
‫همین الان.

839
00:43:29,090 --> 00:43:30,430
‫هی، هی، هی، هی، هی!

840
00:43:30,930 --> 00:43:32,050
‫چی شده؟

841
00:43:32,140 --> 00:43:33,140
‫می‌سوزه!

842
00:43:33,220 --> 00:43:34,720
‫خب، نخور خنگول.

843
00:43:34,800 --> 00:43:37,300
‫نه! دوستش دارم.
‫تندیش می‌چسبه.

844
00:43:55,090 --> 00:43:57,220
‫دنبال یه جواب بودم.

845
00:43:57,890 --> 00:43:59,180
‫یا دری که به رومون باز بشه.

846
00:43:59,680 --> 00:44:04,260
‫و همین‌جا بود، درست کنارم.

847
00:44:05,510 --> 00:44:08,180
‫از اول دورم بود.

848
00:44:11,390 --> 00:44:12,590
‫- مامان!
‫- مامان!

849
00:44:12,680 --> 00:44:13,890
‫- جود!
‫- مامان!

850
00:44:14,390 --> 00:44:15,720
‫انریکو واسم ویدیو فرستاد!

851
00:44:16,640 --> 00:44:19,720
‫شمع خاموش شد. درستش کردم،
‫و انریکو واسم فیلم فرستاد.

852
00:44:20,590 --> 00:44:21,840
‫شمع من واسم فیلم فرستاد؟

853
00:44:21,930 --> 00:44:23,050
‫آره!

854
00:44:23,840 --> 00:44:25,930
‫لاکی عزیزم، چی شده؟

855
00:44:26,010 --> 00:44:28,220
‫- نه، نه. حالش خوبه. درسته؟
‫- چی؟

856
00:44:28,300 --> 00:44:31,010
‫اون دیگه چهار ساله‌اش نیست.
‫تازه، درباره‌اش حرف زدیم.

857
00:44:31,090 --> 00:44:33,390
‫داریم روی ابرقدرت‌مون کار می‌کنیم

858
00:44:33,470 --> 00:44:36,050
‫مگه نه؟ خیلی‌خب.
‫برو چند تا کاسه بیار.

859
00:44:36,140 --> 00:44:39,390
‫مامان! قراره چیپس فلفلی درست کنیم
‫و شغل همه رو نجات بدیم.

860
00:44:39,470 --> 00:44:41,930
‫- به وقت و تو و دستور پخت نیاز داریم.
‫- باشه.

861
00:44:43,640 --> 00:44:45,510
‫- اینو بریز تو کاسه.
‫- باشه.

862
00:44:45,590 --> 00:44:46,640
‫بجنب.

863
00:44:46,720 --> 00:44:49,760
‫و تا این‌کار رو می‌کنی، ریچ،
‫چطوری اجاره بدیم؟ ها؟

864
00:44:50,300 --> 00:44:53,010
‫چطوری غذا بخریم؟ چطوری؟
‫چطوری زنده بمونیم؟

865
00:44:53,090 --> 00:44:54,510
‫مشکلی پیش نمیاد.

866
00:44:54,590 --> 00:44:56,390
‫خدای من عزیزم.
‫دیگه نمی‌تونم.

867
00:44:56,470 --> 00:44:58,890
‫- نه، نه، نه، نه، نه. هی، هی، هی.
‫- خدای من.

868
00:44:59,510 --> 00:45:00,680
‫آروم باش.

869
00:45:00,760 --> 00:45:01,840
‫نفس بکش.

870
00:45:02,970 --> 00:45:03,970
‫سه...

871
00:45:05,470 --> 00:45:07,430
‫- دو!
‫- دو!

872
00:45:09,760 --> 00:45:11,890
‫یک. نفس بکش.

873
00:45:19,090 --> 00:45:20,090
‫عزیزم...

874
00:45:22,300 --> 00:45:23,640
‫واچو برات کار پیدا کرده.

875
00:45:23,720 --> 00:45:26,140
‫یه کار تمام وقته.

876
00:45:26,220 --> 00:45:29,220
‫چرا باهاش صحبت نمی‌کنی؟
‫به خاطر من، خواهش می‌کنم.

877
00:45:30,010 --> 00:45:32,260
‫بعدش من برات این کار رو می‌کنم.

878
00:45:34,550 --> 00:45:35,640
‫باشه.

879
00:45:36,300 --> 00:45:37,260
‫باشه.

880
00:45:38,300 --> 00:45:41,090
‫- هی! داری محصول رو می‌خوری؟
‫- ببخشید.

881
00:45:43,300 --> 00:45:46,510
‫کلارنس، باور کن.
‫پتانسیلش رو دارن.

882
00:45:46,590 --> 00:45:48,720
‫فقط محصول رو می‌خوام که ازش نمونه بردارم.

883
00:45:49,260 --> 00:45:50,590
‫فقط باید نوآوری داشته باشیم، یادته؟

884
00:45:51,090 --> 00:45:53,470
‫می‌تونیم باهاشون هر چی دوریتو، فریتو و چی‌تو هست
‫بسازیم و

885
00:45:53,550 --> 00:45:55,640
‫سفارش‌های بیشتر بگیریم.
‫سفارش بیشتر یعنی شیفت بیشتر.

886
00:45:55,720 --> 00:45:58,470
‫پس چون سرایدار گفته، فریتولی قراره درستشون کنه؟

887
00:45:58,550 --> 00:45:59,890
‫ببین، آقای انریکو گفت...

888
00:45:59,970 --> 00:46:02,800
‫راجر انریکو؟
‫منظورش به اون رتبه بالایی‌ها بود.

889
00:46:02,890 --> 00:46:06,470
‫تو بالایی نیستی. منم نیستم.
‫رئیس‌ها اونجان.

890
00:46:06,550 --> 00:46:10,010
‫وایسا، گاهی اوقات باید نشونشون بدیم
‫بوریتو چه ارزشی داره.

891
00:46:10,090 --> 00:46:11,550
‫یعنی چی، پسر؟

892
00:46:11,640 --> 00:46:15,050
‫یعنی ممکنه بی‌ارزش به نظر بیان، ولی مردم اگه
‫یه گاز بزنن، به ارزشش پی می‌برن.

893
00:46:15,140 --> 00:46:18,680
‫یه نفر موقع استخدام تو ریسک کرد، نه؟
‫حالا بالا سر دستگاه وامیسی.

894
00:46:18,760 --> 00:46:21,300
‫اگه دوباره روت ریسک کنن، رئیس اینجا میشی.

895
00:46:21,390 --> 00:46:23,640
‫- معلومه.
‫- چون بهش باور داری.

896
00:46:23,720 --> 00:46:25,220
‫و منم به ایده خودم باور دارم.

897
00:46:25,300 --> 00:46:28,180
‫و می‌دونم دیوونگیه، ولی دیگه چیکار میشه کرد؟

898
00:46:28,260 --> 00:46:29,680
‫بیکار بشیم؟ گشنگی بکشیم؟

899
00:46:34,260 --> 00:46:35,260
‫بد نمیگی.

900
00:46:38,090 --> 00:46:40,590
‫هی، چیکار می‌کنی؟
‫داری چی‌توزها رو می‌خوری؟

901
00:46:40,680 --> 00:46:42,010
‫یه نقشه دارم، داداش.

902
00:46:42,090 --> 00:46:45,300
‫داشتم با کلارنس صحبت می‌کردم.
‫قراره این کار رو بکنیم.

903
00:46:46,640 --> 00:46:49,010
‫فقط سود جلومون بود، چیزی واسه از دست
‫دادن نداشتیم.

904
00:46:49,090 --> 00:46:53,390
‫یه مشت چیپس رو تسمه نقاله داشتیم که آماده‌ی
‫دور ریخته شدن بودن.

905
00:46:57,260 --> 00:46:59,180
‫ممنون داداش. خیلی خب.

906
00:46:59,260 --> 00:47:00,890
‫نزدیک بود چی‌توزت رو جا بذاری.

907
00:47:00,970 --> 00:47:01,970
‫هی.

908
00:47:03,390 --> 00:47:05,050
‫دوریتوز، فریتوز، چی‌توز.

909
00:47:05,140 --> 00:47:08,140
‫هی، زیاد امیدوار نشو. خب، خره؟

910
00:47:15,220 --> 00:47:16,550
‫باز با این احمق‌ها داری می‌پری؟

911
00:47:16,640 --> 00:47:17,640
‫تونی، بریم!

912
00:47:17,720 --> 00:47:20,090
‫تو مراقب خانواده خودت باش.
‫منم مراقب خانواده خودم.

913
00:47:23,140 --> 00:47:25,800
‫آره، تونی مجبور بود به زندگی خرید و فروش
‫مواد رو بندازه.

914
00:47:25,890 --> 00:47:27,430
‫مامانش سرطان داشت،

915
00:47:27,510 --> 00:47:30,430
‫و پول هزینه دکتر رو نداشت.

916
00:47:31,340 --> 00:47:34,090
‫همه‌مون هر کاری از دستمون برمیومد واسه
‫مراقبت از خانواده‌هامون انجام می‌دادیم.

917
00:47:34,680 --> 00:47:36,050
‫یه کار تمام وقته، عزیز.

918
00:47:36,720 --> 00:47:38,470
‫خوبه. تمام وقت خوبه.

919
00:47:39,680 --> 00:47:42,300
‫همونطور که کشیش مارکو گفت، بعد یک سال
‫ترفیع می‌گیری.

920
00:47:42,390 --> 00:47:43,970
‫نه کشیش؟

921
00:47:43,970 --> 00:47:44,970
‫دقیقاً.

922
00:47:44,970 --> 00:47:46,300
‫- هی، پسرها، بیاین.
‫- آخ.

923
00:47:46,300 --> 00:47:49,180
‫شاید حتی حقوقش هم بیشتر باشه.

924
00:47:49,890 --> 00:47:52,180
‫ممکنه طی یک سال بشی مسئول بخش تعمیرات.

925
00:47:53,050 --> 00:47:56,220
‫پس از سرایداری

926
00:47:58,010 --> 00:47:59,180
‫میرم سر کار سرایداری؟

927
00:48:00,140 --> 00:48:02,890
‫و به امید خدا، اگه زورم رو بزنم و شانس بیارم،

928
00:48:02,970 --> 00:48:05,640
‫ممکنه رئیس سرایدارها بشم؟
‫مدیر سرایدارها؟

929
00:48:05,720 --> 00:48:08,260
‫پادشاه سرایدارها؟

930
00:48:08,930 --> 00:48:10,800
‫نه، ممنون.

931
00:48:11,800 --> 00:48:15,050
‫فکر کنم پیش فریتولی می‌مونم، یه آینده
‫درست و حسابی منتظرمه.

932
00:48:16,840 --> 00:48:20,140
‫بهتره آدم سر کار مزخرفی باشه که باهاش آشناست
‫تا اونی که باهاش آشنا نیست، نه واچو؟

933
00:48:21,300 --> 00:48:24,390
‫احمق بازی درنیار، رفیق. اونا نه بهت باور دارن،
‫نه بهت اهمیت میدن.

934
00:48:24,470 --> 00:48:25,470
‫تو چی؟

935
00:48:26,390 --> 00:48:28,640
‫هر دفعه فقط بلدی بگی چه آدم احمقی هستم.

936
00:48:28,720 --> 00:48:31,010
‫که مفتم گرونه.
‫هیچ کاری ازم برنمیاد.

937
00:48:31,090 --> 00:48:33,260
‫انتظار داری وقتی میگی خدا بهم باور داره،
‫بهت اعتماد کنم؟

938
00:48:33,340 --> 00:48:34,680
‫چون خدا بهت باور داره.

939
00:48:35,390 --> 00:48:36,760
‫به گفته‌ی انجیلِ واچو.

940
00:48:37,050 --> 00:48:38,050
‫درست حرف بزن.

941
00:48:38,800 --> 00:48:40,510
‫باید جلوی مهمونم بهم احترام بذاری...

942
00:48:40,590 --> 00:48:41,590
‫بهت احترام بذارم؟

943
00:48:46,220 --> 00:48:47,550
‫هی، گوش بده، کشیش.

944
00:48:48,760 --> 00:48:51,390
‫مطمئنم نمی‌دونستی که کل زندگیم من رو
‫مثل سگ کتک می‌زد.

945
00:48:52,340 --> 00:48:56,640
‫ولی برام مهم نیست.
‫چون پوستم کلفته.

946
00:48:57,390 --> 00:48:58,890
‫می‌دونی چی رو اعصابه، بابا؟

947
00:48:59,390 --> 00:49:04,800
‫صدات رو هر روز تو مغزم می‌شنوم.

948
00:49:06,220 --> 00:49:10,430
‫و به دلایلی، این اون کتکیه که نمی‌تونم فراموش کنم.

949
00:49:12,640 --> 00:49:13,640
‫من می‌خوام کمکت کنم.

950
00:49:13,720 --> 00:49:14,800
‫- برو عقب.
‫- هی، عزیزم.

951
00:49:14,890 --> 00:49:17,340
‫اینقدر اوضاع خرابه، که زنت بی‌خبر از تو
‫داره دنبال کمک می‌گرده.

952
00:49:17,430 --> 00:49:18,890
‫دیگه بهت باور نداره.

953
00:49:18,970 --> 00:49:20,340
‫- هی، هی، هی!
‫- چی؟

954
00:49:20,430 --> 00:49:23,090
‫حق نداری از طرف من یا خدا صحبت کنی، واچو.

955
00:49:24,140 --> 00:49:27,140
‫ریچارد، من رو باش.
‫من نگفتم بهت باور ندارم.

956
00:49:28,090 --> 00:49:30,430
‫من می‌دونم ریچارد چه آدمیه و چه آدمی نیست.

957
00:49:30,510 --> 00:49:33,930
‫تحصیلات نداره؟ باشه.
‫ولی باهوش‌ترین آدمیه که می‌شناسم.

958
00:49:34,970 --> 00:49:36,800
‫اون همین الانش هم خدا رو می‌شناسه.

959
00:49:37,550 --> 00:49:39,930
‫می‌خوای کسی رو نجات بدی؟
‫خودت رو نجات بده.

960
00:49:40,840 --> 00:49:43,890
‫وقتی تبدیل به یه پدر خوب شدی،
‫بیا پیشش.

961
00:49:45,050 --> 00:49:48,260
‫بیا بریم، عزیزم.
‫یه کاری می‌کنیم فقط صدای من تو ذهنت باشه.

962
00:49:49,550 --> 00:49:51,010
‫یالا بچه‌ها. بیاید بریم.

963
00:49:51,090 --> 00:49:52,340
‫من نمی‌خوام برم.

964
00:49:52,430 --> 00:49:53,680
‫بیا. بریم.

965
00:50:00,140 --> 00:50:01,640
‫بریم بچه‌ها. سوار ماشین بشین.

966
00:50:06,470 --> 00:50:10,180
‫هی. اگه می‌خوایم این سفیدپوست‌ها عرقشون
‫دربیاد، باید چیزهای توپی درست کنیم.

967
00:50:12,590 --> 00:50:15,890
‫واسه بهترین بودن، باید بهترین وسایل رو گیر بیاری.
‫یعنی خوردنی‌های کشورت رو.

968
00:50:16,640 --> 00:50:20,760
‫فلفل تند، فلفل تازه، فلفل گواجیلو، فلفل دلمه،

969
00:50:20,840 --> 00:50:22,970
‫هر چی بگی خریدیم.

970
00:50:23,050 --> 00:50:24,050
‫عزیزم، فلفل قرمز رو بردار.

971
00:50:24,140 --> 00:50:26,180
‫- نمی‌تونم مامان.
‫- چرا می‌تونی، عزیزم. یالا.

972
00:50:30,340 --> 00:50:32,180
‫جود، کدوم فلفل؟

973
00:50:32,260 --> 00:50:33,640
‫همه‌شون، عزیزم.

974
00:50:33,720 --> 00:50:35,930
‫هیچ فلفلی رو برنگردوندیم.

975
00:50:36,680 --> 00:50:38,930
‫جود! هالوپینو یا سرانو؟

976
00:50:39,800 --> 00:50:42,430
‫عزیزم! فلفل سبز پیدا کردم.

977
00:50:42,510 --> 00:50:46,050
‫خب عزیزم. کدوم یکی رو می‌خوای امتحان کنی؟
‫چی‌توز؟ فریتوز؟ دوریتوز؟ پاپ‌کورن؟

978
00:50:46,140 --> 00:50:48,180
‫یه گروه تمرکز شخصی داشتم.

979
00:50:48,260 --> 00:50:49,800
‫- دوریتو.
‫- ایول.

980
00:50:54,550 --> 00:50:56,510
‫تنده!

981
00:50:56,590 --> 00:50:58,640
‫تندیش خوبه یعنی؟

982
00:50:58,720 --> 00:51:00,760
‫- نه! بده، بد.
‫- ولم کن.

983
00:51:04,180 --> 00:51:05,180
‫- وای خدا... عزیزم.
‫- تنده.

984
00:51:05,260 --> 00:51:06,090
‫اوه، آب!

985
00:51:06,180 --> 00:51:09,180
‫یا خدا. شیطون هم این رو بخوره عرقش درمیاد.

986
00:51:09,680 --> 00:51:11,140
‫وقتی داشتیم سعی می‌کردیم

987
00:51:11,220 --> 00:51:15,550
‫هر چی مامان بزرگ‌هامون درباره فلفل یادمون داده بودن
‫رو به یاد بیاریم،

988
00:51:15,640 --> 00:51:18,140
‫ظاهراً تو غرب میانه همه چی رو تند کرده بودن.

989
00:51:18,220 --> 00:51:21,760
‫فرقشون با ما این بود که با بشر و سرنگ
‫امتحان می‌کردن.

990
00:51:21,840 --> 00:51:22,890
‫وای، تنده.

991
00:51:22,970 --> 00:51:25,050
‫تنده. تنده. تنده!

992
00:51:25,140 --> 00:51:27,300
‫نمی‌دونم اونجا چه خبر بود.

993
00:51:27,390 --> 00:51:31,470
‫ولی می‌دونستم که مواد اولیه ما از زمین میومدن.
‫از ریشه‌مون.

994
00:51:32,430 --> 00:51:33,680
‫مالتودکسترین.

995
00:51:35,550 --> 00:51:37,550
‫مونوسدیم گلوتامات.

996
00:51:39,550 --> 00:51:41,970
‫دی‌سدیم اینوزینات.

997
00:51:42,000 --> 00:51:45,000
فلفل توی خون من و جودی بود

998
00:51:45,080 --> 00:51:46,370
باید کاسه رو بچرخونی

999
00:51:46,450 --> 00:51:47,700
بیا، مزه اش کن

1000
00:51:47,790 --> 00:51:49,120
خب بگو ببینم چطور بود؟

1001
00:51:49,910 --> 00:51:50,910
خیسه -
خیسه؟

1002
00:51:51,000 --> 00:51:53,390
فکر کنم باید بذاریمشون توی فر
چون باید خشک باشن

1003
00:51:53,410 --> 00:51:54,750
واستا، نه، نه
اینو بچش

1004
00:51:54,830 --> 00:51:57,000
فلفل چیلی -

1005
00:51:57,010 --> 00:51:58,590
‫بابا، تکونش بده. نمی‌چسبه.

1006
00:51:59,090 --> 00:52:01,590
‫باید مثل کارخونه بالا پایین بشه.

1007
00:52:07,140 --> 00:52:11,590
‫اگه کسی قرار بود این دستور پخت رو
‫رمزگشایی کنه، اون آدم ما بودیم: خانواده مونتانیز.

1008
00:52:13,550 --> 00:52:16,340
‫کل فلفل‌های همه مغازه‌های شهر رو امتحان کردیم.

1009
00:52:18,720 --> 00:52:19,720
‫تا بالاخره...

1010
00:52:30,510 --> 00:52:32,180
‫آخ! آخ! آخ! سوختم.

1011
00:52:32,260 --> 00:52:33,760
‫تندیش خوبه یا بد؟

1012
00:52:35,220 --> 00:52:36,890
‫خوبه.

1013
00:52:36,970 --> 00:52:38,220
‫اوه!

1014
00:52:38,300 --> 00:52:39,300
‫اوه، موفق شدیم!

1015
00:52:39,390 --> 00:52:40,640
‫اوه. آره!

1016
00:52:40,720 --> 00:52:41,970
‫معلومه!

1017
00:52:47,800 --> 00:52:50,550
‫من دارم کاری رو می‌کنم که شرکت بهم گفته.

1018
00:52:51,050 --> 00:52:52,050
‫چی شده؟

1019
00:52:52,720 --> 00:52:55,720
‫- اخراج، پسرم. اونم چند نفر.
‫- من فقط پیغام رسونم.

1020
00:52:57,800 --> 00:52:59,470
‫تونی کو؟ ناچو؟

1021
00:53:01,340 --> 00:53:03,590
‫واقعاً فکر می‌کنین می‌خوام مردم رو اخراج کنم؟

1022
00:53:03,680 --> 00:53:07,050
‫خیلی خب. هی، هی! بسه!
‫حرف دیگه‌ای ندارم، خب؟

1023
00:53:07,140 --> 00:53:08,340
‫برگردین سر کارتون.

1024
00:53:08,430 --> 00:53:10,510
‫- هی، لانی!
‫- یکی این نردبون رو برگردونه سر جاش.

1025
00:53:10,590 --> 00:53:12,970
‫لانی، وایسا.
‫هی، ببین. گوش بده.

1026
00:53:13,050 --> 00:53:15,890
‫من یه فکری دارم. که انریکو هم باید بشنوه.

1027
00:53:16,510 --> 00:53:18,970
‫یه لاین محصول جدیده.
‫چیپس فلفلی!

1028
00:53:19,050 --> 00:53:22,430
‫همه چی رو عوض می‌کنه.
‫دوریتوز، فریتوز و چی‌توز فلفلی.

1029
00:53:22,510 --> 00:53:23,510
‫چی چی؟

1030
00:53:23,590 --> 00:53:26,180
‫من الان دوباره چندتا آدمِ سختکوش رو اخراج کردم.

1031
00:53:26,260 --> 00:53:27,550
‫- آره...
‫- خیلی‌هاشون دوستتن،

1032
00:53:27,640 --> 00:53:29,470
‫اونوقت اومدی درباره طعم‌های جدید صحبت می‌کنی؟

1033
00:53:29,550 --> 00:53:30,800
‫ببین، اگه به انریکو زنگ بزنی...

1034
00:53:30,890 --> 00:53:32,640
‫اوه، می‌خوای زنگ بزنم انریکو؟

1035
00:53:32,720 --> 00:53:34,550
‫- آره.
‫- و بهش بگم،

1036
00:53:34,640 --> 00:53:38,680
‫«اوه، سرایدار ما که توالت می‌شوره، یه فکر بکر داره؟»

1037
00:53:38,760 --> 00:53:40,890
‫خودت می‌دونی من از پس کارهای بیشتری
‫برمیام، لانی.

1038
00:53:40,970 --> 00:53:42,470
‫اینجوری نیست، خب؟

1039
00:53:42,550 --> 00:53:46,260
‫چند سال طول می‌کشه محصولات جدید توسعه
‫پیدا کنن، ساختشون چند میلیون دلار پول می‌بره،

1040
00:53:46,340 --> 00:53:49,550
‫و کارگرهای اوباشی مثل تو نیستن که می‌سازنشون،

1041
00:53:49,640 --> 00:53:52,550
‫مطمئنم حتی بلد نیستی اوباش رو تلفظ کنی.

1042
00:53:54,050 --> 00:53:56,010
‫هی! واسه چی وایسادین حرف می‌زنین؟

1043
00:54:02,970 --> 00:54:04,050
‫هفت سالم که بود،

1044
00:54:05,130 --> 00:54:08,470
‫خانم‌های سفیدپوست میومدن مدرسه‌مون
‫بهمون خوندن یاد بدن.

1045
00:54:09,260 --> 00:54:11,880
‫ولی دوتا تریلر داشتیم.
‫یکی واسه سفیدپوست‌ها...

1046
00:54:13,130 --> 00:54:15,880
‫و یکی واسه بقیه، بچه‌های اسپانیایی.

1047
00:54:16,510 --> 00:54:19,550
‫چون می‌دونین، دوست داشتن ما رو از هم
‫جدا نگه دارن.

1048
00:54:21,220 --> 00:54:23,090
‫بعدش بچه‌ها از تریلر سفیدپوست‌ها میومدن بیرون،

1049
00:54:23,180 --> 00:54:25,510
‫و دستشون شیرینی بود.

1050
00:54:27,260 --> 00:54:30,590
‫خیلی دلم اون شیرینی‌ها رو می‌خواست.

1051
00:54:32,090 --> 00:54:34,590
‫یه روز رفتم تو اون صف.

1052
00:54:37,930 --> 00:54:40,720
‫بچه‌های سفیدپوست روم تف کردن،
‫هولم دادن،

1053
00:54:40,800 --> 00:54:42,630
‫و بهم می‌گفتن، «برگرد مکزیک!»

1054
00:54:44,930 --> 00:54:47,430
‫ولی برام مهم نبود. تو صف موندم.

1055
00:54:48,470 --> 00:54:50,340
‫وارد اون تریلر شدم.

1056
00:54:54,220 --> 00:54:58,300
‫و وقتی اومدم بیرون،
‫دستم شیرینی بود.

1057
00:55:25,470 --> 00:55:27,090
‫دفتر رئیس راجر انریکو.

1058
00:55:27,180 --> 00:55:28,800
‫اه، سلام.

1059
00:55:28,880 --> 00:55:31,930
‫اه، میشه با راجر انریکو صحبت کنم؟
‫من ریچارد مونتانیز هستم.

1060
00:55:32,010 --> 00:55:34,590
‫از کدوم کشور تماس گرفتین، آقای مونتانیز؟

1061
00:55:35,180 --> 00:55:36,340
‫آمریکا.

1062
00:55:37,340 --> 00:55:41,630
‫خب، رئیس یه شرکت آمریکایی که نیستین،

1063
00:55:41,720 --> 00:55:42,840
‫چون اسم ایشون این نیست.

1064
00:55:42,930 --> 00:55:44,300
‫من تو کالیفرنیا کار می‌کنم.

1065
00:55:44,380 --> 00:55:46,340
‫هیچی نگو. اینجا نوشته «دریافت شده.»

1066
00:55:46,430 --> 00:55:48,300
‫اوه، شما نایب رئیس کالیفرنیا هستین.

1067
00:55:48,380 --> 00:55:49,380
‫نه، من...

1068
00:55:49,470 --> 00:55:51,930
‫- آره. بریم.
‫- توی کارخونه‌ی رانچو کوکامونگا کار می‌کنم.

1069
00:55:52,010 --> 00:55:54,010
‫خیلی خب، پس رئیس مدیر کارخونه هستین؟

1070
00:55:54,090 --> 00:55:57,220
‫نه. داخل کارخونه کار می‌کنم.

1071
00:55:57,300 --> 00:55:58,300
‫من...

1072
00:56:00,510 --> 00:56:01,930
‫متخصص تعمیرات هستم.

1073
00:56:05,010 --> 00:56:06,130
‫الو؟

1074
00:56:06,220 --> 00:56:08,840
‫ام، سرایدار؟ سرایدار هستین؟

1075
00:56:08,930 --> 00:56:10,470
‫خیلی خب، نه، قطع نکنین.

1076
00:56:10,550 --> 00:56:12,550
‫یه فکر انقلابی واسه فریتولی دارم.

1077
00:56:12,630 --> 00:56:14,510
‫فکری که کارخونه‌مون، شغل‌هامون،

1078
00:56:14,590 --> 00:56:17,050
‫و آدم‌های سختکوشی که دارن سعی می‌کنن جون
‫سالم به در ببرن رو نجات میده.

1079
00:56:17,550 --> 00:56:20,800
‫ببین، اگه آقای انریکو به مردمش که توی
‫شرایط سختی هستن اهمیت میده،

1080
00:56:20,880 --> 00:56:22,380
‫باید ایده من رو بشنوه.

1081
00:56:33,090 --> 00:56:34,090
‫یه لحظه گوشی.

1082
00:56:42,340 --> 00:56:44,010
‫سلام، ریچارد. من راجر هستم.

1083
00:56:44,090 --> 00:56:46,010
‫آقای انریکو...

1084
00:56:48,180 --> 00:56:49,760
‫ممنون که تماسم رو جواب دادین.

1085
00:56:49,840 --> 00:56:51,510
‫یه فکری دارم که باید بشنوین.

1086
00:56:52,340 --> 00:56:53,510
‫گوشم با توئه.

1087
00:56:53,590 --> 00:56:55,260
‫باشه قربان.

1088
00:56:55,340 --> 00:56:59,300
‫من یه مکزیکی هستم و به نژادم افتخار می‌کنم.
‫تعداد ما مکزیکی‌ها توی کشور زیاده،

1089
00:56:59,380 --> 00:57:02,050
‫و ما هم مثل بقیه روی خوراکی‌ها پول خرج می‌کنیم.

1090
00:57:02,590 --> 00:57:06,090
‫ما دوریتو می‌خوریم، ولی اول می‌زنیمشون توی سس تاپاتیو.

1091
00:57:06,180 --> 00:57:09,090
‫انگار هر چی بیشتر دهنمون رو بسوزونه،
‫بیشتر پاش پول دادیم.

1092
00:57:09,180 --> 00:57:11,800
‫منم فکر کردم، «چرا سس تند خودم رو نسازم؟»

1093
00:57:11,880 --> 00:57:15,260
‫سس تند خودت رو ساختی؟

1094
00:57:15,340 --> 00:57:16,800
‫بله. و خوشمزه‌ست.

1095
00:57:16,880 --> 00:57:21,180
‫میشه روی همه چی ریختش:
‫دوریتوز، فریتوز، پاپ‌کورن، چی‌توز.

1096
00:57:21,260 --> 00:57:24,340
‫و بهترین بخشش اینه که صد در صد مورد
‫تایید مکزیکی‌هاست.

1097
00:57:24,430 --> 00:57:27,470
‫خانواده‌م و همسایه‌هام ازش سیر نمیشن.

1098
00:57:27,550 --> 00:57:31,470
‫و آقای انریکو، یه نقشه براش دارم که برسه
‫یه مغازه‌ها و دست مردمم.

1099
00:57:31,550 --> 00:57:35,760
‫فکر کنم کارخونه‌مون رو نجات میده.
‫شغل‌هامون رو نجات میده.

1100
00:57:36,340 --> 00:57:37,470
‫شغل‌ها رو نجات میده؟

1101
00:57:39,220 --> 00:57:42,010
‫خیلی اعتماد به نفس داری، ریچارد.

1102
00:57:42,090 --> 00:57:48,630
‫بله، قربان. همونطور که توی اون ویدئو گفتین،
‫من مثل یه مدیرعامل فکر کردم.

1103
00:57:53,220 --> 00:57:54,720
‫ویدئوم رو دیدی؟

1104
00:57:54,800 --> 00:57:55,800
‫بله، قربان.

1105
00:57:55,880 --> 00:57:57,880
‫و سرایداری؟

1106
00:57:57,970 --> 00:57:59,340
‫توی بخش تعمیرات هستم، قربان.

1107
00:57:59,430 --> 00:58:02,340
‫ببینین، اگه موردی نیست، می‌خوام براتون یه
‫سری نمونه بفرستم، قربان.

1108
00:58:03,760 --> 00:58:07,010
‫ریچارد، من از خدامه.

1109
00:58:07,090 --> 00:58:08,470
‫خوشحال هم میشم.

1110
00:58:09,340 --> 00:58:10,340
‫ممنون، قربان.

1111
00:58:15,760 --> 00:58:16,800
‫- بعدی.
‫- برو، برو.

1112
00:58:21,500 --> 00:58:23,670
‫این چیه دوستان؟
‫با پرواز فرست کلاس بره؟ در اولویته؟

1113
00:58:24,760 --> 00:58:25,760
‫یه لحظه.

1114
00:58:31,220 --> 00:58:32,220
‫باید دعا کنیم.

1115
00:58:33,180 --> 00:58:34,930
‫- جدی؟
‫- آره.

1116
00:58:35,010 --> 00:58:38,840
‫یعنی خدا ما رو رسوند به اینجا، نه؟
‫باید بذاریم خدا برسونتش خونه.

1117
00:58:39,880 --> 00:58:40,930
‫آره. باشه.

1118
00:58:44,680 --> 00:58:47,840
‫خدای عزیز، مسیح، قربان...

1119
00:58:48,930 --> 00:58:50,470
‫هر کی هستی.

1120
00:58:50,550 --> 00:58:55,430
‫گوش کن مرد. جفتمون می‌دونیم من...
‫تو زندگیم زیاد اشتباه کردم.

1121
00:58:55,510 --> 00:59:00,010
‫هوم، باند، اسلحه، مواد، ماشین دزدی، مواد دیگه.

1122
00:59:00,510 --> 00:59:01,760
‫پسر، کلی مواد تو کار بود.

1123
00:59:01,840 --> 00:59:06,130
‫می‌دونی، شاید زیاد هم آدم بدی نبودم،
‫فقط گمراه شده بودم.

1124
00:59:07,050 --> 00:59:08,590
‫ولی الان دارم کارهای خوب می‌کنم، پس...

1125
00:59:08,680 --> 00:59:10,550
‫چیکار می‌کنی داداش؟
‫دست بجنبون دیگه.

1126
00:59:10,630 --> 00:59:13,430
‫هی! داره دعا می‌کنه، احمق!
‫بهش احترام بذار.

1127
00:59:15,220 --> 00:59:16,340
‫ادامه بده، عزیزم.

1128
00:59:17,010 --> 00:59:21,220
‫خدایا، خواهش می‌کنم من رو بابت گناهان
‫گذشته‌م ببخش و...

1129
00:59:23,470 --> 00:59:25,510
‫کل دعای خیرت رو بذار سر این جعبه.

1130
00:59:27,930 --> 00:59:28,930
‫آمین؟

1131
00:59:29,010 --> 00:59:30,430
‫آمین.

1132
00:59:32,680 --> 00:59:33,970
‫آمین.

1133
00:59:35,840 --> 00:59:36,840
‫آمین.

1134
00:59:41,180 --> 00:59:42,430
‫بفرمایید، قربان.

1135
00:59:45,680 --> 00:59:49,470
‫قرار بود اون رئیس ایتالیایی بدجور شوکه بشه.

1136
00:59:58,590 --> 00:59:59,590
‫یا خدا!

1137
01:00:00,380 --> 01:00:01,720
‫تنده! چه...

1138
01:00:02,340 --> 01:00:03,340
‫یا خدا!

1139
01:00:04,880 --> 01:00:06,010
‫پتی!

1140
01:00:06,880 --> 01:00:09,220
‫آب.

1141
01:00:27,880 --> 01:00:28,880
‫تعمیرات. ریچارد.

1142
01:00:29,930 --> 01:00:31,550
‫ریچارد، منم راجر.

1143
01:00:31,630 --> 01:00:32,930
‫راجر انریکو.

1144
01:00:34,050 --> 01:00:35,430
‫- هستی؟
‫- بله، قربان.

1145
01:00:35,930 --> 01:00:39,630
‫گوش کن ریچارد، از فکر ابتکارت درنمیام.

1146
01:00:39,720 --> 01:00:42,930
‫و دارم میام رانچو کوکامونگا یه سر به
‫کارخونه بزنم.

1147
01:00:43,010 --> 01:00:45,050
‫نظرت چیه اونجا ببینمت

1148
01:00:45,130 --> 01:00:48,380
‫و درباره ایده‌ت صحبت کنی؟

1149
01:00:48,470 --> 01:00:50,050
‫تا حدود دو هفته دیگه.

1150
01:00:50,130 --> 01:00:52,510
‫- مشکلی نیست؟
‫- نه، قربان. از خدامه.

1151
01:00:52,590 --> 01:00:54,470
‫خوبه. در تماس خواهیم بود.

1152
01:00:56,970 --> 01:01:00,680
‫ریچارد مونتانز کیه دیگه؟

1153
01:01:00,760 --> 01:01:03,380
‫و کی اجازه داده زنگ بزنه به راجر انریکو؟

1154
01:01:03,470 --> 01:01:04,720
‫زنگ بزن بهش!

1155
01:01:04,800 --> 01:01:06,300
‫خیلی خب، نمی‌شناسمش!

1156
01:01:06,380 --> 01:01:08,130
‫یعنی چی نمی‌شناسی؟

1157
01:01:08,220 --> 01:01:10,340
‫تو کارخونه‌ت کار می‌کنه. پیداش کن!

1158
01:01:11,590 --> 01:01:12,880
‫مونتانیز؟

1159
01:01:13,470 --> 01:01:15,010
‫مونتانیز!

1160
01:01:15,590 --> 01:01:17,930
‫وایسا همونجا!

1161
01:01:19,260 --> 01:01:21,340
‫- مثل اینکه گند زدم.
‫- شوخیت گرفته؟

1162
01:01:21,430 --> 01:01:22,970
‫سلسله مراتب رو زیر پا گذاشتم و مستقیم رفتم اون بالا.

1163
01:01:23,050 --> 01:01:25,880
‫هیچکس خوشحال نبود که یه بچه داره با
‫رئیس حرف میزنه.

1164
01:01:25,970 --> 01:01:28,430
‫- لانی، اونجوری نیست.
‫- اوه، قراره رنگ بزنی.

1165
01:01:28,510 --> 01:01:30,380
‫قراره هر چی دستگاه اینجاست تعمیر کنی.

1166
01:01:30,470 --> 01:01:32,050
‫هر ذره گرد و خاکی که هست رو تمیز می‌کنی

1167
01:01:32,130 --> 01:01:34,630
‫تا دیگه تخلف قانونی در کار نباشه.

1168
01:01:34,720 --> 01:01:35,720
‫موفق باشی!

1169
01:01:35,800 --> 01:01:37,470
‫آقای انریکو داره میاد درباره محصولم بشنوه.

1170
01:01:37,550 --> 01:01:40,880
‫آره، گوش دادنش که تموم شد و فهمید
‫ایده‌ت مزخرفه،

1171
01:01:40,970 --> 01:01:43,220
‫فکر می‌کنه، «هی، من بهت نیاز ندارم.»

1172
01:01:43,300 --> 01:01:45,800
‫بعد می‌فهمه نباید اینقدر ضرر بدیم،

1173
01:01:45,880 --> 01:01:48,550
‫و با بستن کارخونه ما شروع می‌کنه!

1174
01:01:49,880 --> 01:01:52,130
‫دعا کن معجزه بشه، مونتانیز.

1175
01:01:52,220 --> 01:01:56,430
‫چون هر جور این قضیه تموم بشه،
‫بیکار میشی.

1176
01:01:56,510 --> 01:01:57,680
‫نه!

1177
01:01:57,760 --> 01:02:00,720
‫همه‌مون بیکار میشیم!
‫به لطف ریچارد!

1178
01:02:01,630 --> 01:02:02,630
‫ممنون، ریچارد.

1179
01:02:10,970 --> 01:02:11,970
‫اوهوم.

1180
01:02:24,090 --> 01:02:25,090
‫عزیزم؟

1181
01:02:26,430 --> 01:02:27,550
‫چرا بیداری؟

1182
01:02:28,590 --> 01:02:31,090
‫باید یه راهی پیدا کنم انریکو نیاد.

1183
01:02:31,180 --> 01:02:33,130
‫- نیاد؟
‫- اوهوم.

1184
01:02:33,930 --> 01:02:35,800
‫نخیر. نه، چی...

1185
01:02:35,880 --> 01:02:37,510
‫چیکار می‌کنی؟

1186
01:02:37,590 --> 01:02:39,930
‫آها. بیا. پاشو. پاشو. بیا!

1187
01:02:41,760 --> 01:02:42,800
‫به خودت نگاه کن.

1188
01:02:42,880 --> 01:02:44,970
‫ببین. این آقا رو می‌بینی؟

1189
01:02:45,050 --> 01:02:46,800
‫این خوشتیپ رو میگی؟ آره.

1190
01:02:46,880 --> 01:02:48,510
‫می‌بینی؟ یه مرد خوب رو می‌بینی؟

1191
01:02:48,590 --> 01:02:49,880
‫- ولم کن.
‫- یه مرد خاص؟

1192
01:02:50,380 --> 01:02:52,050
‫چون عزیزم من همچین چیزی می‌بینم.

1193
01:02:52,930 --> 01:02:54,130
‫یه آدم خفن.

1194
01:02:54,630 --> 01:02:55,720
‫یه مونتانیز.

1195
01:02:59,760 --> 01:03:01,010
‫اونا می‌ترسن.

1196
01:03:01,090 --> 01:03:03,180
‫از کارهایی که ممکنه براشون بکنی می‌ترسن.

1197
01:03:03,800 --> 01:03:05,970
‫می‌ترسن وقتی داشتن التماس کمک می‌کردن،

1198
01:03:06,050 --> 01:03:09,300
‫یه بچه فقیر مکزیکی اهل گواستی قهرمانشون بشه.

1199
01:03:09,930 --> 01:03:11,590
‫نمی‌دونن باید چیکار کنن.

1200
01:03:14,340 --> 01:03:16,840
‫عزیزم، می‌دونی این چند سال واسه چی دعا کردم؟

1201
01:03:17,510 --> 01:03:21,380
‫که بتونی استعدادت رو ببینی.

1202
01:03:22,090 --> 01:03:23,930
‫عزیزم، از استعدادت استفاده کن.

1203
01:03:24,010 --> 01:03:25,590
‫عالی باش!

1204
01:03:26,430 --> 01:03:29,630
‫انریکو قراره بیاد حرف‌های تو رو بشنوه.

1205
01:03:29,720 --> 01:03:33,130
‫نذار این احمق‌ها جلوت رو بگیرن.

1206
01:03:34,760 --> 01:03:35,840
‫من...

1207
01:03:37,340 --> 01:03:39,590
‫نمی‌دونم چطوری واسه فروش محصول
‫ارائه بدم.

1208
01:03:40,930 --> 01:03:41,970
‫خب، حدس بزن چی شد؟

1209
01:03:42,470 --> 01:03:43,550
‫ازش سر درمیاریم.

1210
01:03:44,000 --> 01:03:45,910
خب، حالا بیا بریم بخوابیم

1211
01:03:46,450 --> 01:03:48,500
میخواین از این دنیای بلبشو
جون سالم به در ببرین؟

1212
01:03:48,580 --> 01:03:49,710
‫یه جودی واسه خودتون پیدا کنین.

1213
01:03:51,540 --> 01:03:54,290
‫پسر، تا دو هفته بعدش هر چی درباره
‫صنعت بود خوندم.

1214
01:03:54,370 --> 01:03:55,870
‫- خیلی خب، بسه.
‫- خیلی هوشمندانه‌ست.

1215
01:03:55,960 --> 01:03:57,750
‫- عزیزم، نه.
‫- اوه، عزیزم. بازار اسپانیایی.

1216
01:03:57,830 --> 01:03:58,960
‫- خوبه.
‫- کتاب خیلی خوبیه.

1217
01:03:59,040 --> 01:04:01,750
‫عالیه. نمی‌دونستم همچین چیزهایی...
‫وجود دارن.

1218
01:04:01,830 --> 01:04:03,410
‫بلد نیستی با کامپیوتر کار کنی، نه؟

1219
01:04:03,500 --> 01:04:05,410
‫- اینا اطلاعات آنلاین هستن...
‫- آره.

1220
01:04:05,500 --> 01:04:07,000
‫باید یاد بگیرم.

1221
01:04:08,290 --> 01:04:10,120
‫«ارائه راه حل برای چالش‌هایشان.»

1222
01:04:10,620 --> 01:04:12,160
‫وصل کردن دور نما به سود.

1223
01:04:12,830 --> 01:04:14,120
‫دور نما چیه؟

1224
01:04:14,210 --> 01:04:15,460
‫گرفتم!

1225
01:04:15,540 --> 01:04:17,410
‫نه، عزیزم، باید سرزنده باشی.

1226
01:04:17,500 --> 01:04:18,500
‫یعنی باگز بانی؟

1227
01:04:18,580 --> 01:04:21,160
‫نه، یعنی هیجان زده، سرحال، می‌دونی؟

1228
01:04:21,250 --> 01:04:25,120
‫«اسپانیایی‌ها سریع‌ترین بخش آمریکا در
‫زمینه‌ی پیشرفت هستند.»

1229
01:04:25,210 --> 01:04:28,000
‫می‌بینی، منم همین رو گفتم عزیزم.
‫ما آماده پیشرفتیم!

1230
01:04:28,080 --> 01:04:29,750
‫خیلی خب عزیزم. یالا. جذبشون کن.

1231
01:04:29,830 --> 01:04:32,000
‫باید یه چیزی تو مایه‌های «ما داریم
‫نادیده گرفته میشیم» بگم.

1232
01:04:32,080 --> 01:04:35,660
‫بگو، ولی از دیافراگمت و سینه‌ت، سرت رو بگیر بالا.

1233
01:04:35,750 --> 01:04:37,000
‫کنترل اتاق رو دستت بگیر.

1234
01:04:37,080 --> 01:04:41,250
‫بگو، «بازار اسپانیایی نباید نادیده گرفته بشه.»

1235
01:04:42,910 --> 01:04:45,410
‫بازار اسپانیایی نباید نادیده گرفته بشه.

1236
01:04:45,500 --> 01:04:47,080
‫خوبه، ولی با صدای خودت.

1237
01:04:57,540 --> 01:05:00,710
‫- عزیزم، ورساچه سه دلاری پیدا کردم.
‫- جدی؟

1238
01:05:01,660 --> 01:05:04,710
‫اوه، نه. ورماچه‌ست.

1239
01:05:08,870 --> 01:05:11,000
‫- خیلی خوشتیپ شدی.
‫- جدی؟

1240
01:05:11,080 --> 01:05:13,410
‫- حس عجیبی دارم.
‫- نه، خوشتیپ شدی.

1241
01:05:13,500 --> 01:05:14,500
‫تیپ زدی.

1242
01:05:15,290 --> 01:05:17,080
‫خیلی بهت میاد.

1243
01:05:20,210 --> 01:05:21,460
‫این شکلی.

1244
01:05:21,540 --> 01:05:22,960
‫تو بهترین آدمی هستی که می‌شناسم.

1245
01:05:24,410 --> 01:05:26,410
‫کی، من؟

1246
01:05:26,500 --> 01:05:28,750
‫من یه دختر پوست کلفتم که از خدا چیزهای
‫خوبی یاد گرفته.

1247
01:05:28,830 --> 01:05:32,040
‫نه، مطمئنم خدا از تو یه چیزهایی یاد گرفته.

1248
01:05:34,910 --> 01:05:36,120
‫دیوونه.

1249
01:05:36,210 --> 01:05:37,290
‫جود، من...

1250
01:05:39,830 --> 01:05:41,750
‫به خاطر تو اینجام.

1251
01:05:42,790 --> 01:05:43,870
‫می‌دونی دیگه؟

1252
01:05:45,460 --> 01:05:46,710
‫چی؟

1253
01:05:47,660 --> 01:05:48,830
‫تو نباشی، منم نیستم.

1254
01:05:51,910 --> 01:05:55,000
‫ممنون که بهم ایمان داری، ملکه من.

1255
01:05:58,460 --> 01:06:03,370
‫خب، ملکه‌ت کراوات بستن بلد نیست.

1256
01:06:06,290 --> 01:06:08,250
‫ولی یکی رو می‌شناسم که بلده.

1257
01:06:10,790 --> 01:06:13,210
‫- نه، ولم کن...
‫- عزیزم، می‌دونم.

1258
01:06:13,290 --> 01:06:14,500
‫می‌دونم.

1259
01:06:15,500 --> 01:06:18,790
‫ولی یه سره زنگ میزنه.
‫فکر نکنم دست برداره.

1260
01:06:20,580 --> 01:06:22,040
‫دوستت داره.

1261
01:06:25,660 --> 01:06:26,660
‫خوشتیپ شدی.

1262
01:06:28,030 --> 01:06:29,610
‫من برم یه گوچی قلابی پیدا کنم.

1263
01:06:33,780 --> 01:06:36,030
‫هر وقت به اندازه واچو رفتی دادگاه،

1264
01:06:36,110 --> 01:06:37,410
‫استادِ بستن کراوات میشی.

1265
01:06:42,530 --> 01:06:44,450
‫- می‌دونم حق ندارم همچین چیزی بهت بگم.
‫- دست بردار.

1266
01:06:44,530 --> 01:06:46,570
‫گوش کن.

1267
01:06:54,410 --> 01:06:56,530
‫بهت افتخار می‌کنم، پسرم.

1268
01:06:57,990 --> 01:07:03,490
‫و همیشه پشیمونم که توی تبدیل شدنت به
‫مردی که امروز هستی، نقش نداشتم.

1269
01:07:06,160 --> 01:07:07,160
‫همیشه.

1270
01:07:14,660 --> 01:07:16,780
‫حالا برو دلشون رو به دست بیار.

1271
01:07:20,990 --> 01:07:22,450
‫خوشتیپ شدی، پسرم.

1272
01:08:01,490 --> 01:08:04,660
‫تعداد اسپانیایی‌ها توی آمریکا از...

1273
01:08:05,740 --> 01:08:08,240
‫تعداد اسپانیایی‌ها توی آمریکا از

1274
01:08:08,320 --> 01:08:10,110
‫تعداد...

1275
01:08:10,200 --> 01:08:11,410
‫بیا بیرون. وقتشه.

1276
01:08:12,740 --> 01:08:13,740
‫باشه.

1277
01:08:15,450 --> 01:08:19,570
‫و یه فهرست ساختم که بهش میگیم،
‫«کنترل کیفیت» یا ک‌ک.

1278
01:08:19,660 --> 01:08:22,200
‫می‌تونین بهش بگین ک کیفیت.
‫هر دوش میشه.

1279
01:08:22,280 --> 01:08:25,160
‫و به خاطر هر بیست دقیقه کنترل کیفیته

1280
01:08:25,240 --> 01:08:27,160
‫که اینهمه سال محصولاتمون تعطیل نشدن.

1281
01:08:27,240 --> 01:08:28,320
‫برخلاف بیکرزفیلد.

1282
01:08:28,410 --> 01:08:30,110
‫- که اینطور.
‫- اگه اجازه بدین،

1283
01:08:30,200 --> 01:08:32,110
‫دلم می‌خواد نشونتون بدم کولت چطوری درست میشه.

1284
01:08:32,200 --> 01:08:35,240
‫آقای میسون، من می‌دونم کولت چطوری ساخته میشه.

1285
01:08:35,320 --> 01:08:36,950
‫زیاد وقت ندارم، واسه همین...

1286
01:08:37,030 --> 01:08:38,820
‫ریچارد کو؟
‫می‌خوام باهاش صحبت کنم.

1287
01:08:38,910 --> 01:08:40,530
‫باشه. ریچارد!

1288
01:08:40,610 --> 01:08:41,610
‫من اینجام!

1289
01:08:59,610 --> 01:09:02,200
‫ریچارد مونتانیز معروف.

1290
01:09:02,280 --> 01:09:04,200
‫مشتاق دیدار، ریچارد.

1291
01:09:04,280 --> 01:09:05,450
‫حاضری؟

1292
01:09:05,530 --> 01:09:07,740
‫البته. من از اول آماده بودم.

1293
01:09:07,820 --> 01:09:08,950
‫خیلی خب.

1294
01:09:09,030 --> 01:09:12,200
‫جودی میگه این بخشش رو خیلی گنده می‌کنم.

1295
01:09:12,280 --> 01:09:14,240
‫گمونم اینطوری پیش رفت.

1296
01:09:14,320 --> 01:09:16,200
‫من اینجام! اینجام!

1297
01:09:17,110 --> 01:09:18,450
‫- ببخشید.
‫- بپا.

1298
01:09:18,530 --> 01:09:20,160
‫- پام رو له کردی!
‫- شرمنده. ببخشید رفقا.

1299
01:09:20,240 --> 01:09:22,280
‫باید بیام جلو. خیلی ممنون.

1300
01:09:29,200 --> 01:09:30,740
‫مشتاق دیدار.

1301
01:09:32,910 --> 01:09:34,070
‫حاضری، ریچارد؟

1302
01:09:34,990 --> 01:09:36,160
‫- بله، قربان.
‫- بزن بریم.

1303
01:09:48,320 --> 01:09:49,820
‫هر وقت آماده بودی شروع کن، ریچارد.

1304
01:09:54,570 --> 01:09:57,990
‫«افزایش تعداد مردم لاتین در آمریکا

1305
01:09:58,070 --> 01:10:01,740
‫نشون دهنده‌ی بازار دست نخورده‌ی عمده فریتولیه.

1306
01:10:02,910 --> 01:10:09,820
‫می‌دونستین تعداد لاتین‌های آمریکا از استرالیا بیشتره؟»

1307
01:10:10,410 --> 01:10:11,410
‫البته.

1308
01:10:13,240 --> 01:10:15,410
‫نه.

1309
01:10:15,490 --> 01:10:17,160
‫نه، منظورم...

1310
01:10:17,240 --> 01:10:19,660
‫می‌دونستین تعداد لاتین‌های آمریکا

1311
01:10:19,740 --> 01:10:21,660
‫از تعداد استرالیایی‌های استرالیا بیشتره؟

1312
01:10:22,360 --> 01:10:24,280
‫هوم. خیلی خب. که اینطور.

1313
01:10:25,950 --> 01:10:28,610
‫مطمئنم تعداد مکزیکی‌های این اتاق از
‫کل استرالیا بیشتره.

1314
01:10:38,910 --> 01:10:40,610
‫کلارنس، میشه چراغ رو روشن کنی؟

1315
01:10:44,820 --> 01:10:47,410
‫گوش کنین آقایون، ناراحت نشین‌ها...

1316
01:10:49,450 --> 01:10:50,740
‫ولی قفسه‌های فروش ما حوصله سر برن.

1317
01:10:51,950 --> 01:10:55,530
‫مردم، مردم من از همون طعم‌های قدیمی خسته شدن.

1318
01:10:56,360 --> 01:10:58,320
‫می‌دونین، من با ادویه‌های زیادی بزرگ شدم،

1319
01:10:58,410 --> 01:11:01,780
‫و از بچگیم هر چی خریدم، دنبال اون طعم بودم.

1320
01:11:01,860 --> 01:11:03,910
‫یه غذایی می‌خوام که طعم خونه بده.

1321
01:11:08,240 --> 01:11:09,240
‫این خودشه.

1322
01:11:09,740 --> 01:11:11,780
‫هر چی باهاش بزرگ شدم توی یه بسته.

1323
01:11:12,280 --> 01:11:13,320
‫چیپس فلفلی.

1324
01:11:14,070 --> 01:11:17,450
‫و اگه می‌خواین تولیدش کنین، می‌بینین یه بازاری داره

1325
01:11:17,530 --> 01:11:19,110
‫که هیچکس دیگه‌ای بهش توجه نمی‌کنه.

1326
01:11:20,030 --> 01:11:21,820
‫ما، مردم.

1327
01:11:21,910 --> 01:11:26,410
‫سهم بازار چی؟
‫بازده محصولت چقدره؟

1328
01:11:26,950 --> 01:11:28,910
‫- طبق گفته خودت.
‫- ام...

1329
01:11:28,990 --> 01:11:30,990
‫سهام بازار چیه؟

1330
01:11:31,070 --> 01:11:32,360
‫توی کتاب نبود.

1331
01:11:32,450 --> 01:11:34,450
‫شاید بود. تعداد کتاب‌ها خیلی زیاد بود.

1332
01:11:34,530 --> 01:11:35,530
‫ام...

1333
01:11:46,900 --> 01:11:48,030
‫اینقدر.

1334
01:11:48,110 --> 01:11:50,070
‫اینقدر سهام بازار.

1335
01:11:56,900 --> 01:11:58,150
‫می‌دونین چیه؟

1336
01:11:58,240 --> 01:11:59,740
‫من نمی‌دونم سهام بازار چیه

1337
01:11:59,820 --> 01:12:02,780
‫چون با کت و شلوار توی دفتر شرکتیم نمی‌شینم.

1338
01:12:03,610 --> 01:12:05,820
‫من با مردم اینجام،

1339
01:12:06,650 --> 01:12:07,950
‫و این رو درباره‌شون می‌دونم.

1340
01:12:08,030 --> 01:12:10,320
‫این مردم توی قفسه‌های فروشگاه، دنبال خودشون می‌گردن.

1341
01:12:11,240 --> 01:12:14,450
‫می‌خوان بدونن غذایی که توی خونه‌شون می‌خورن
‫برای شما هم باارزشه.

1342
01:12:14,950 --> 01:12:16,030
‫که ما مهمیم.

1343
01:12:16,530 --> 01:12:19,280
‫می‌خوام وقتی یکی از محصولاتمون رو برمی‌دارم،
‫بدونم که مهمم.

1344
01:12:20,110 --> 01:12:23,200
‫برای شما، این شرکت، دنیا.

1345
01:12:25,070 --> 01:12:28,780
‫پس این سس فلفلی رو بریزین توی دوریتو،
‫فریتو، پاپ‌کورن، هر چی.

1346
01:12:28,860 --> 01:12:31,700
‫چون در نهایت، مهم حسیه که ما به مردم میدیم.

1347
01:12:32,570 --> 01:12:34,780
‫اگه می‌دونستیم یه محصولی مخصوص ما هست،

1348
01:12:34,860 --> 01:12:37,070
‫میگیم، «هر چی پول دارم برای تو، پدرسگ»

1349
01:12:44,070 --> 01:12:47,610
‫اوف؛ آخرش یه ذره جوگیر شدم ولی...

1350
01:12:50,400 --> 01:12:51,900
‫آقایون...

1351
01:12:53,490 --> 01:12:56,570
‫می‌دونستین می‌تونیم اینقدر بیشتر سهام بازار بگیریم؟

1352
01:12:57,860 --> 01:12:59,490
‫می‌دونستین؟

1353
01:13:00,650 --> 01:13:01,860
‫ممنون، ریچارد.

1354
01:13:02,900 --> 01:13:05,990
‫باعث شدی به خیلی چیزها فکر کنیم.

1355
01:13:06,570 --> 01:13:07,990
‫قربان، من...

1356
01:13:08,070 --> 01:13:10,530
‫باز نمودار دارم که نشونتون بدم.

1357
01:13:11,860 --> 01:13:16,150
‫قربان، آراند‌دی همین الانش هم توی غرب میانه
‫یه محصول فلفلی داره،

1358
01:13:16,240 --> 01:13:17,860
‫و طعمش هم خوبه.

1359
01:13:17,950 --> 01:13:21,860
‫خوبه؟ من یه چیز بیشتر می‌خوام، جیمز.

1360
01:13:21,950 --> 01:13:24,820
‫به مک‌کورمیک بگو ادویه‌های فلفلی رو
‫بفرسته اینجا.

1361
01:13:24,900 --> 01:13:26,900
‫حس خوبی به این مرد دارم.

1362
01:13:26,990 --> 01:13:28,860
‫شاید ندونه گرایشات بازار چی هستن،

1363
01:13:28,950 --> 01:13:32,900
‫ولی مردم رو می‌شناسه، منم پولم رو سر
‫مردم خرج می‌کنم.

1364
01:13:32,990 --> 01:13:34,280
‫ببینیم چیکار می‌تونه بکنه.

1365
01:13:34,360 --> 01:13:36,700
‫قربان، منابع مورد نیاز برای این تغییر...

1366
01:13:36,780 --> 01:13:38,530
‫جیمز، مثل اینکه کار داری.

1367
01:13:38,610 --> 01:13:40,450
‫بریم تور رو تموم کنیم؟

1368
01:13:40,530 --> 01:13:42,030
‫اومد، عزیزم! برو!

1369
01:13:42,110 --> 01:13:44,070
‫- بابا!
‫- سلام!

1370
01:13:44,150 --> 01:13:45,490
‫- چطور بود؟
‫- عالی.

1371
01:13:45,570 --> 01:13:48,240
‫- درباره من براشون تعریف کردی؟
‫- معلومه.

1372
01:13:48,320 --> 01:13:50,990
‫انریکو می‌خواست با پنج هزار بسته
‫بازار رو بسنجه.

1373
01:13:53,530 --> 01:13:55,320
‫چند ماه بعدی رو خوب یادم نیست.

1374
01:13:55,820 --> 01:13:57,900
‫موفق شدم، پسر. فرصتم گیرم اومد.

1375
01:14:00,700 --> 01:14:02,490
‫خب، دست پخت جودی نیست، ولی خوبه.

1376
01:14:06,150 --> 01:14:07,320
‫اولین محصول.

1377
01:14:13,150 --> 01:14:14,110
‫کارت خوب بود.

1378
01:14:14,860 --> 01:14:18,740
‫من آدمی بود که ابتکار عمل داشتم،
‫و این محصول، شاهکارم بود.

1379
01:14:19,650 --> 01:14:21,070
‫جودی این اصطلاح رو یادم داد.

1380
01:14:37,240 --> 01:14:40,740
‫همونطور که فکر می‌کردم، محصول فروش نمیره،
‫پس از بازار درش میاریم.

1381
01:14:40,820 --> 01:14:42,530
‫خیلی وقت نیست وارد بازار شدن.

1382
01:14:42,610 --> 01:14:44,990
‫آقای مونتانیز، محصول فروش نمیره.

1383
01:14:45,070 --> 01:14:46,200
‫به همین سادگی.

1384
01:14:46,780 --> 01:14:50,030
‫آقای فینلی، می‌خواستم بدونم تا الان
‫چندتا فروختیم؟

1385
01:14:50,110 --> 01:14:52,200
‫اطلاعاتش دستم نیست.

1386
01:14:52,280 --> 01:14:55,650
‫ولی دیگه نمی‌تونیم روی استراتژی‌های
‫ریچارد سرمایه گذاری کنیم.

1387
01:14:55,740 --> 01:14:57,280
‫کدوم استراتژی؟

1388
01:14:57,360 --> 01:14:59,200
‫نذاشتین کاری بکنم که!

1389
01:14:59,280 --> 01:15:01,650
‫اصلاً کل شهرهای لاتین رو هدف گرفتین؟

1390
01:15:01,740 --> 01:15:03,820
‫ما همه جا هستیم!
‫پاکویما. مونته بلو.

1391
01:15:03,900 --> 01:15:05,860
‫البته، آقای مونتانیز.

1392
01:15:05,950 --> 01:15:08,740
‫و هیچکس توی بازار لاتین شما ازش نمی‌خره.

1393
01:15:08,820 --> 01:15:12,070
‫قربان، آقای فینلی، میشه یه هفته دیگه
‫فرصت بدین؟

1394
01:15:12,150 --> 01:15:14,950
‫همین.

1395
01:15:16,200 --> 01:15:18,200
‫هی! چیه؟ چی شد؟

1396
01:15:18,700 --> 01:15:20,320
‫محصول رو نمی‌ذارن واسه فروش.

1397
01:15:20,400 --> 01:15:23,490
‫دارن گند میزنن بهش.
‫کارخونه رو می‌خوان ببندن.

1398
01:15:24,110 --> 01:15:25,490
‫من فکر کرده بودم کی هستم؟

1399
01:15:26,360 --> 01:15:27,740
‫هیچکس.

1400
01:15:27,820 --> 01:15:30,150
‫وانمود کردن به اینکه می‌تونم کاری بکنم احمقانه بود.

1401
01:15:30,240 --> 01:15:31,240
‫وایسا.

1402
01:15:32,320 --> 01:15:34,450
‫فهمیدی محصول فروش نمیره،

1403
01:15:34,530 --> 01:15:36,860
‫بعد تصمیم گرفتی احمقی هستی که از پس
‫هیچ کاری برنمیای؟

1404
01:15:38,150 --> 01:15:39,700
‫به قدم بعدیت فکر کن.

1405
01:15:40,200 --> 01:15:41,490
‫کدوم قدم بعدی؟

1406
01:15:41,570 --> 01:15:43,450
‫آدم‌هایی مثل ما قدم بعدی ندارن.

1407
01:15:43,530 --> 01:15:46,150
‫اگه داشتیم، تو خیلی وقت پیش این کار رو
‫گیر آورده بودی.

1408
01:15:47,450 --> 01:15:48,610
‫خیلی خب.

1409
01:15:48,700 --> 01:15:49,700
‫اشتباه نمیگی.

1410
01:15:50,570 --> 01:15:53,780
‫ولی اجازه دادم این قضیه بذاره من بهترین
‫کارمند اینجا نباشم؟

1411
01:15:54,740 --> 01:15:55,860
‫اینجا جلوت رو گرفت

1412
01:15:55,950 --> 01:15:59,240
‫که جرئت نکنی به راجر انریکو زنگ بزنی؟

1413
01:15:59,320 --> 01:16:01,490
‫آره، ولی آبروی خودم رو بردم.

1414
01:16:01,570 --> 01:16:03,700
‫بی‌آبرویی که تا حالا جلوت رو نگرفته.

1415
01:16:04,360 --> 01:16:07,450
‫سوال بپرس.
‫از من که هزارتا پرسیدی.

1416
01:16:08,400 --> 01:16:12,650
‫ببین، آدمی که من ده سال پیش باهاش آشنا
‫شدم، تردید نمی‌کرد.

1417
01:16:12,740 --> 01:16:14,700
‫حاضر بود هر جور شده کارش رو انجام بده.

1418
01:16:14,780 --> 01:16:17,450
‫نمی‌خوام بیست سال دیگه که بهت نگاه کردم

1419
01:16:17,530 --> 01:16:19,740
‫ببینم هنوز تو این آشغالدونی گیر کردی.

1420
01:16:20,820 --> 01:16:21,820
‫یه فکری بکن!

1421
01:16:29,080 --> 01:16:30,620
عزیزم، خب نمیشه به انریکو زنگ بزنی؟

1422
01:16:31,120 --> 01:16:33,910
زنگ زدن به انریکو بود که
منو توی هچل انداخت

1423
01:16:36,750 --> 01:16:37,750
‫کلارنس راست میگه.

1424
01:16:39,160 --> 01:16:40,370
‫باید یه فکری بکنم.

1425
01:16:51,330 --> 01:16:53,700
‫- بابا.
‫- چی شده عزیزم؟

1426
01:16:53,790 --> 01:16:55,040
‫ترسید.

1427
01:16:55,620 --> 01:16:57,750
‫اوه، نیاز نیست بترسی.

1428
01:16:57,830 --> 01:16:59,370
‫برق رفته.

1429
01:16:59,450 --> 01:17:01,620
‫تازه، بابایی حواسش به همه چی هست.

1430
01:17:01,700 --> 01:17:03,580
‫فکر کنم می‌دونم چرا فروش نمیرن.

1431
01:17:03,660 --> 01:17:05,410
‫- منظورت چیه؟
‫- چی‌توز.

1432
01:17:06,120 --> 01:17:07,620
‫به کسی نگفتن اینا اصلاً وجود دارن.

1433
01:17:07,700 --> 01:17:10,950
‫تبلیغی براش نشده، ولی برای همه چی تبلیغ هست.

1434
01:17:11,450 --> 01:17:14,500
‫واسه کوکی کریسپ، سگا، ولی واسه چی‌توز فلفلی نه.

1435
01:17:14,580 --> 01:17:15,830
‫من که هیچی ندیدم.

1436
01:17:16,370 --> 01:17:17,370
‫هوم.

1437
01:17:20,950 --> 01:17:22,120
‫وایسین.

1438
01:17:29,330 --> 01:17:30,790
‫بیاین یه تبلیغ بخریم.

1439
01:17:31,790 --> 01:17:34,790
‫می‌دونم زیاد نیست، ولی یه شروعه.

1440
01:17:35,830 --> 01:17:38,620
‫این بچه پررو داشت پول نهارش،

1441
01:17:38,700 --> 01:17:40,950
‫پول خرجیش و هر چی داشت رو بهم می‌داد.

1442
01:17:41,700 --> 01:17:43,500
‫و من قرار نبود قبولش کنم.

1443
01:17:43,580 --> 01:17:44,750
‫خیلی خب.

1444
01:17:44,830 --> 01:17:46,580
‫ولی می‌خواستم از ایده‌ش استفاده کنم.

1445
01:17:47,450 --> 01:17:49,450
‫هی! شغلت رو بهت پس میدم، داداش!

1446
01:17:49,950 --> 01:17:51,040
‫ولی به کمکت نیاز دارم.

1447
01:17:51,910 --> 01:17:52,950
‫سرم شلوغه، داداش.

1448
01:17:55,200 --> 01:17:56,830
‫از این طرف، خانم رومرو.

1449
01:17:56,910 --> 01:18:00,040
‫یه فکری دارم، ولی ازتون می‌خوام کاری رو انجام بدین
‫که توش واردین.

1450
01:18:00,120 --> 01:18:01,950
‫جدی؟ چی؟

1451
01:18:03,500 --> 01:18:05,160
‫یه کوچولو بازاریابی چریکی.

1452
01:18:05,250 --> 01:18:08,000
‫پسر، این احمق‌ها مدرک تجارت نداشتن،

1453
01:18:08,080 --> 01:18:09,950
‫ولی به همه می‌تونستن همه چی بفروشن.

1454
01:18:10,040 --> 01:18:12,160
‫می‌تونستن روزانه صدتا محصول بفروشن.

1455
01:18:12,250 --> 01:18:14,120
‫می‌دونستن چطوری باید یه محصول رو بفروشن.

1456
01:18:32,250 --> 01:18:33,580
‫هی، بیاین اینجا!

1457
01:18:33,660 --> 01:18:35,750
‫دوستان، بیاین اینجا!
‫بیاین نزدیک! بیاین!

1458
01:18:35,830 --> 01:18:36,910
‫بیاین!

1459
01:18:38,450 --> 01:18:40,450
‫- هی، گوش بدین!
‫- هکتور! الخاندرو!

1460
01:18:40,540 --> 01:18:41,830
‫جینو!

1461
01:18:42,410 --> 01:18:43,540
‫بیاین دوستان.

1462
01:18:43,620 --> 01:18:45,200
‫- تور موی قشنگی داری. محکمه.
‫- بیاین!

1463
01:18:46,200 --> 01:18:48,290
‫یه حرفی واسه گفتن دارم!
‫همه باید بشنون!

1464
01:18:48,370 --> 01:18:49,660
‫مونتانیز.

1465
01:18:49,750 --> 01:18:52,540
‫این کارت امن یا بهداشتی نیست.
‫بیا پایین.

1466
01:18:52,620 --> 01:18:54,200
‫برو عقب. امروز نه، خب، لانی؟

1467
01:18:55,450 --> 01:18:56,450
‫امروز نه.

1468
01:18:56,950 --> 01:18:59,120
‫باشه، خودم داشتم می‌رفتم عقب.

1469
01:19:00,370 --> 01:19:01,750
‫شرکت داره محصول رو نابود می‌کنه.

1470
01:19:01,830 --> 01:19:03,200
‫- چی؟
‫- ای بابا.

1471
01:19:03,290 --> 01:19:04,500
‫نه. می‌دونم! می‌دونم!

1472
01:19:05,160 --> 01:19:07,250
‫ولی به خاطر این نیست که مردم محصول
‫رو دوست ندارن.

1473
01:19:07,330 --> 01:19:10,450
‫اگه مردم می‌دونستن همچین محصولی
‫وجود داره، حسابی فروش می‌کرد.

1474
01:19:11,040 --> 01:19:13,160
‫آره، می‌تونیم بذاریم ناپدید شه.

1475
01:19:13,250 --> 01:19:15,160
‫می‌تونیم بذاریم کارخونه بسته بشه...

1476
01:19:16,450 --> 01:19:19,120
‫یا خودمون رو جمع کنیم و نشونشون بدیم
‫چند مرده حلاجیم.

1477
01:19:19,870 --> 01:19:21,790
‫من مدرک کارخونه ندارم.

1478
01:19:21,870 --> 01:19:23,000
‫هیچکدوممون نداریم.

1479
01:19:23,080 --> 01:19:24,120
‫بهش نیاز نداریم،

1480
01:19:24,200 --> 01:19:25,620
‫چون آدم‌هایی مثل ما،

1481
01:19:26,370 --> 01:19:27,750
‫کسایی مثل من و شما،

1482
01:19:28,410 --> 01:19:30,330
‫چرخ کارخونه رو می‌چرخونیم.

1483
01:19:31,120 --> 01:19:33,950
‫اگه ما نباشیم، اینا وجود ندارن.

1484
01:19:35,370 --> 01:19:37,200
‫بیاید نشونشون بدیم نمی‌تونن ما رو له کنن.

1485
01:19:37,290 --> 01:19:39,540
‫خفه شو، مونتانیز!
‫می‌خوای یه کاری کنی اخراج شیم؟

1486
01:19:39,620 --> 01:19:42,290
‫هی! بذار حرفش رو بزنه.

1487
01:19:43,040 --> 01:19:44,040
‫بگو، داداش.

1488
01:19:44,120 --> 01:19:45,950
‫نمی‌خوام کاری کنم اخراج شین.

1489
01:19:46,040 --> 01:19:47,870
‫دارم ازتون می‌خوام کارتون رو نجات بدین.

1490
01:19:48,450 --> 01:19:51,250
‫وگرنه کارمون تمومه.

1491
01:19:52,330 --> 01:19:55,040
‫و فقط اسم مونتانیز روی این محصول نیست.

1492
01:19:55,620 --> 01:19:57,330
‫اسم رومرو روشه.

1493
01:19:57,830 --> 01:19:59,870
‫- مورالز.
‫- هی.

1494
01:19:59,950 --> 01:20:01,500
‫بیکر.

1495
01:20:02,160 --> 01:20:04,250
‫- گوش کنین.
‫- و کارسون.

1496
01:20:06,660 --> 01:20:09,250
‫انریکو فکر می‌کنه ماییم که این شرکت
‫رو خاص کردیم.

1497
01:20:10,540 --> 01:20:12,870
‫می‌تونیم بشینیم و دست رو دست بذاریم...

1498
01:20:14,200 --> 01:20:17,120
‫یا پاشیم و بترکونیم.

1499
01:20:17,910 --> 01:20:20,620
‫چی می‌خوای، مونتانیز؟

1500
01:20:21,200 --> 01:20:23,700
‫می‌خوام کل محصولاتی که فروش نرفتن
‫توی ماشین بار زده بشن.

1501
01:20:23,790 --> 01:20:24,950
‫هر کی وقت داشت،

1502
01:20:25,040 --> 01:20:27,290
‫قبل یا بعد شیفتتون، هر وقت.

1503
01:20:27,370 --> 01:20:30,250
‫خودمون پخششون می‌کنیم.
‫به دست مردممون می‌رسونیمش.

1504
01:20:39,410 --> 01:20:40,660
‫شنیدین که چی گفت!

1505
01:20:41,330 --> 01:20:44,450
‫پاشین، صف بکشین، و محصول رو بار بزنین.
‫یالا!

1506
01:20:44,540 --> 01:20:46,290
‫یالا!

1507
01:20:48,330 --> 01:20:50,250
‫- بیاید بار بزنیم!
‫- یالا.

1508
01:20:50,330 --> 01:20:52,580
‫هی، هکتور، کامیون رو بیار! بریم!

1509
01:20:58,660 --> 01:20:59,500
‫بگیرش.

1510
01:21:06,160 --> 01:21:07,250
‫یه جعبه بردارین!

1511
01:21:07,330 --> 01:21:09,750
‫دوستان، بیاین!
‫می‌خوایم کل ماشین‌ها رو بار بزنیم!

1512
01:21:09,830 --> 01:21:11,200
‫از اون سمت برین.

1513
01:21:11,290 --> 01:21:12,870
‫بریم! بریم!

1514
01:21:12,950 --> 01:21:14,950
‫جعبه رو بنداز. یکی دیگه بردار.

1515
01:21:15,040 --> 01:21:17,160
‫- خوب جاشون بدین، رفقا.
‫- یالا.

1516
01:21:18,620 --> 01:21:19,870
‫جعبه رو بذار.

1517
01:21:19,950 --> 01:21:22,700
‫- برو یکی دیگه بیار.
‫- بیشتر جعبه بیارین اینجا!

1518
01:21:22,790 --> 01:21:24,000
‫اجازه هست؟

1519
01:21:26,250 --> 01:21:27,370
‫واو.

1520
01:21:31,080 --> 01:21:33,500
‫ممنون، عزیزم.

1521
01:21:33,580 --> 01:21:34,620
‫چه خبر؟

1522
01:21:35,200 --> 01:21:37,000
‫- سلام، مامان.
‫- سلام، میشه یکی بدین؟

1523
01:21:40,450 --> 01:21:42,580
‫اینم یکی دیگه.
‫به خانواده هم بگین.

1524
01:21:42,660 --> 01:21:44,580
‫چی‌توز! بگیرین!
‫چی‌توز بگیرین!

1525
01:21:45,620 --> 01:21:47,830
‫- هی، پسرم اینا رو درست کرده‌ها.
‫- حتماً خیلی بهش افتخار می‌کنی، نه؟

1526
01:21:47,910 --> 01:21:49,500
‫آره، به رفقات هم خبر بده.

1527
01:21:49,580 --> 01:21:51,950
‫- عاشقشون میشین!
‫- چی‌توز فلفلی بگیرین!

1528
01:21:52,040 --> 01:21:53,870
‫هی! چی‌توز فلفلی!

1529
01:21:57,660 --> 01:21:58,790
‫آبجی بزرگه.

1530
01:21:59,450 --> 01:22:00,580
‫بقالی.

1531
01:22:01,660 --> 01:22:03,667
‫- نوش جان.
‫- داداش، این رو!

1532
01:22:06,000 --> 01:22:07,500
فرق دارن، فلفلی ان

1533
01:22:09,830 --> 01:22:12,540
‫رفقا! بیاین اینجا!
‫بیاین! چی‌توز فلفلی.

1534
01:22:12,620 --> 01:22:15,250
‫- رفقا، هی. وایسین. چی‌توز فلفلی.
‫- چی‌توز فلفلی. بیاین اینجا.

1535
01:22:16,330 --> 01:22:18,830
‫- بیا! بگیر!
‫- ممنون، کوچولو.

1536
01:22:18,910 --> 01:22:19,750
‫ممنون.

1537
01:22:19,830 --> 01:22:21,790
‫- هی، رفقا. اینا رو امتحان کنین.
‫- ببخشید.

1538
01:22:21,870 --> 01:22:23,040
‫خیلی خوشمزه‌ن. امتحانشون کنین.

1539
01:22:23,120 --> 01:22:26,120
‫هی. خودمون درستشون کردیم.
‫چی‌توز با سس فلفل هستن. باید امتحانشون کنین.

1540
01:22:26,200 --> 01:22:27,500
‫- جدی؟
‫- آره، حرف ندارن.

1541
01:22:27,580 --> 01:22:29,620
‫- بچه‌هاتون عاشقشون میشن.
‫- ممنون.

1542
01:22:29,700 --> 01:22:31,620
‫بیا! برو واسه رفقات تعریف کن.

1543
01:22:34,410 --> 01:22:36,660
‫هی! وایسین. وایسین. وایسین.

1544
01:22:36,750 --> 01:22:39,830
‫هی، یه چیزی آوردیم امتحان کنین،
‫ولی بعدی رو باید بخرین، خب؟

1545
01:22:39,910 --> 01:22:41,410
‫چی گفته بودم؟

1546
01:22:41,500 --> 01:22:43,040
‫چی گفته بودم؟
‫گفتم نفری یه بسته.

1547
01:22:43,120 --> 01:22:44,830
‫نفری یکی. نمی‌خوام محصول رو تلف کنیم.

1548
01:22:44,910 --> 01:22:47,250
‫- بذار لذتشون رو ببرن. چیه مگه؟
‫- بگو برگردن.

1549
01:22:47,330 --> 01:22:48,330
‫اینجاست!

1550
01:22:48,410 --> 01:22:49,660
‫هی، مراقب باشین!

1551
01:22:56,660 --> 01:22:57,830
‫خیلی دوست دارن.

1552
01:22:57,910 --> 01:22:59,200
‫تازگی عاشقشون شدم.

1553
01:22:59,790 --> 01:23:01,250
‫خیلی خوشمزه‌ن.

1554
01:23:01,620 --> 01:23:02,450
‫چی هستن؟

1555
01:23:03,160 --> 01:23:04,450
‫چی‌توز فلفلی.

1556
01:23:04,540 --> 01:23:05,540
‫خیلی تندن.

1557
01:23:10,040 --> 01:23:11,200
‫میشه یه بسته به منم بدین؟

1558
01:23:11,290 --> 01:23:14,160
‫شاید اینطوری به نظر میومده که چندتا مکزیکی
‫خیابون رو گرفته بودن

1559
01:23:14,250 --> 01:23:16,500
‫محصول بفروشن، ولی حقیقت اینه که،

1560
01:23:16,580 --> 01:23:19,620
‫حتی قبل اینکه بفهمیم بازار اسپانیایی چیه، داشتیم
‫راهش می‌انداختیم.

1561
01:23:19,700 --> 01:23:20,790
‫خیلی خب!

1562
01:23:22,450 --> 01:23:24,290
‫انریکو جواب می‌خواست.

1563
01:23:25,040 --> 01:23:26,750
‫«چطوری می‌خوای توضیح بدی، احمق؟

1564
01:23:27,250 --> 01:23:31,370
‫چطوری علاقه‌ی مردم به چی‌توز فلفلی
‫از علاقه تو به زنت بیشتره؟»

1565
01:23:31,450 --> 01:23:34,000
‫فینلی داشت خودش رو خراب می‌کرد،
‫گفت،

1566
01:23:34,080 --> 01:23:36,750
‫«نمی‌فهمم منظورت رو، داداش.

1567
01:23:36,830 --> 01:23:39,200
‫من تا حالا اسم این آشغال رو نشنیدم.»

1568
01:23:39,290 --> 01:23:42,830
‫ولی آل‌کری حرف تو گوشش نمی‌رفت،
‫قلدر بازی درآورد،

1569
01:23:42,910 --> 01:23:45,000
‫«نه بابا، آقا پسر؟

1570
01:23:45,700 --> 01:23:50,450
‫هی، پتی، این احمق چقدر رو محصول
‫سرمایه گذاری کرد؟»

1571
01:23:50,540 --> 01:23:52,450
‫پسر، حتی اعصاب پتی هم خرد شده بود.

1572
01:23:52,450 --> 01:23:55,410
‫هیچی، یه قرون هم پول خرج نکرد.

1573
01:23:55,410 --> 01:23:57,870
‫بعد انریکو حالشون رو سر جاشون آورد.

1574
01:23:57,950 --> 01:24:00,830
‫«دیگه قرار نیست یدونه چی‌توز هم تو زندگیت بخوری.

1575
01:24:01,330 --> 01:24:02,790
‫حالیت شد، رفیق؟»

1576
01:24:04,580 --> 01:24:06,540
‫نه بابا، شوخی می‌کنم. اینجوری نشد.

1577
01:24:06,620 --> 01:24:09,120
‫فکر می‌کنین این احمق‌ها اینقدر جربزه دارن؟
‫عمراً.

1578
01:24:09,200 --> 01:24:12,580
‫این آخرین گزارش فروش چی‌توز تند و آتشینه.

1579
01:24:14,620 --> 01:24:17,080
‫وای، فینلی.
‫چقدر روش سرمایه گذاری کرده بودی؟

1580
01:24:17,910 --> 01:24:20,620
‫- چطور؟
‫- چون فروششون توی کالیفرنیای جنوبی عالی بوده.

1581
01:24:21,450 --> 01:24:23,950
‫هوم. اشتباه شده.

1582
01:24:24,540 --> 01:24:28,450
‫ببینین قربان، ما چرا هنوز داریم رو ایده‌های

1583
01:24:28,540 --> 01:24:30,750
‫مریض این سرایدار وقت تلف می‌کنیم؟

1584
01:24:30,830 --> 01:24:34,500
‫هنوز فکر می‌کنی من رو یه سرایدار سرمایه گذاری کردم؟

1585
01:24:34,580 --> 01:24:37,200
‫فینلی، دست بردار.

1586
01:24:37,790 --> 01:24:39,040
‫من روی یه رویا سرمایه گذاری کردم.

1587
01:24:39,120 --> 01:24:43,870
‫آینده واسه بازار اسپانیاییه،
‫و این مرد ما رو مستقیم می‌بره به سمتش.

1588
01:24:45,040 --> 01:24:46,870
‫بهتره همراهمون شی، رفیق.

1589
01:24:51,200 --> 01:24:52,500
‫دونات خریدم.

1590
01:24:52,580 --> 01:24:53,830
‫البته که خریدی، لاغرمردنی.

1591
01:24:56,410 --> 01:24:57,410
‫هوم.

1592
01:25:09,370 --> 01:25:10,580
‫تعمیرات، می‌تونم کمکتون کنم؟

1593
01:25:10,660 --> 01:25:13,000
‫ریچارد؟ راجر انریکو هستم.

1594
01:25:14,290 --> 01:25:15,500
‫سلام، قربان.

1595
01:25:15,580 --> 01:25:17,290
‫چندتا بسته دیگه می‌خوایم.

1596
01:25:18,410 --> 01:25:20,080
‫اوه... بله... باشه.

1597
01:25:20,160 --> 01:25:22,120
‫چشم، قربان. چندتا؟ پنج هزارتا؟

1598
01:25:22,790 --> 01:25:26,200
‫نه، ریچارد. پنج میلیون.

1599
01:25:27,330 --> 01:25:29,200
‫پنج میلیون بسته می‌خوایم.

1600
01:25:29,830 --> 01:25:30,910
‫شوخی که نمی‌کنین؟

1601
01:25:31,000 --> 01:25:32,160
‫نه، ریچارد.

1602
01:25:33,370 --> 01:25:36,620
‫چشم، قربان. الساعه، قربان.

1603
01:25:37,500 --> 01:25:38,500
‫ممنون.

1604
01:25:46,160 --> 01:25:47,580
‫ایول!

1605
01:25:48,410 --> 01:25:50,910
‫کل خطوط تولید شروع کنن.

1606
01:25:51,660 --> 01:25:53,500
‫کل خطوط تولید شروع کنن!

1607
01:26:42,790 --> 01:26:44,790
‫[شش ماه بعد]

1608
01:26:53,080 --> 01:26:55,700
‫اوضاع کارخونه بالاخره برگشت به حالت عادیش.

1609
01:26:55,790 --> 01:26:57,290
‫همه برگشتیم سر شیفت‌هامون.

1610
01:26:59,160 --> 01:27:00,250
‫هی!

1611
01:27:02,700 --> 01:27:04,290
‫- زنگ زدن؟
‫- آره.

1612
01:27:04,370 --> 01:27:05,370
‫خب؟

1613
01:27:05,450 --> 01:27:09,000
‫داری به مدیر کارخونه‌ی جدیدِ بیکرزفیلد نگاه می‌کنی.

1614
01:27:09,080 --> 01:27:10,830
‫- اوه!
‫- آره!

1615
01:27:10,910 --> 01:27:13,830
‫ایول! پسر، باید رئیس کارخونه می‌کردنت، داداش.

1616
01:27:13,910 --> 01:27:15,450
‫خب، بد نمیگی.

1617
01:27:16,950 --> 01:27:18,330
‫درباره من حرفی نزدن؟

1618
01:27:22,330 --> 01:27:23,660
‫ولی میزنن.

1619
01:27:23,750 --> 01:27:24,750
‫میزنن.

1620
01:27:26,370 --> 01:27:27,580
‫حالا می‌بینی.

1621
01:27:30,080 --> 01:27:33,500
‫هی، مونتانیز.
‫برو اتاق سی طبقه شش.

1622
01:27:33,580 --> 01:27:34,870
‫باید سریع تمیز بشه.

1623
01:27:37,660 --> 01:27:38,660
‫راستش، نه.

1624
01:27:40,290 --> 01:27:43,370
‫تا واسه کار ماشین سازی نرم سر مصاحبه،
‫کار نمی‌کنم.

1625
01:27:43,450 --> 01:27:44,500
‫ببین، الان شیفتی.

1626
01:27:44,580 --> 01:27:47,700
‫کارت رو بکن ببینم چه کاری از دستم برمیاد.
‫خواهش می‌کنم.

1627
01:27:59,660 --> 01:28:01,330
‫اه، سلام ریچارد.

1628
01:28:02,580 --> 01:28:04,830
‫آقای انریکو، اینجا چیکار می‌کنین؟

1629
01:28:04,910 --> 01:28:10,120
‫اه، واسه همایش اومده بودم شهر.
‫قضیه تو رو براشون تعریف کردم.

1630
01:28:10,910 --> 01:28:12,040
‫عاشقش شدن.

1631
01:28:12,120 --> 01:28:14,040
‫البته کل جزئیاتش رو توضیح دادم...

1632
01:28:14,120 --> 01:28:18,410
‫چون داستانیه که خوب می‌شناسم، ریچارد.

1633
01:28:19,200 --> 01:28:23,750
‫می‌دونی، وقتی هنوز یه بچه دماغوی ایتالیایی بودم

1634
01:28:23,830 --> 01:28:27,120
‫تو معادن شهر کوچیک چیزهولمِ مینه‌سوتا می‌گشتم،

1635
01:28:27,200 --> 01:28:32,500
‫و رویاهام از سر اون شهر زیاد بودن.

1636
01:28:34,120 --> 01:28:35,580
‫ریچارد، موضوع اینه که،

1637
01:28:36,830 --> 01:28:39,410
‫نمیشه جلوی آینده نگرها رو گرفت.

1638
01:28:40,540 --> 01:28:43,330
‫و یه آدم باهوش سعی نمی‌کنه جلوشون رو بگیره.

1639
01:28:43,830 --> 01:28:48,830
‫اصلاً آدم‌های باهوش‌تر روی اون آینده‌نگری
‫سرمایه گذاری می‌کنن.

1640
01:28:49,620 --> 01:28:52,000
‫به نظرم فکر خوبیه...

1641
01:28:53,160 --> 01:28:54,410
‫که روی آینده‌نگری تو سرمایه گذاری کنم.

1642
01:28:56,450 --> 01:28:58,790
‫- من نمی‌فهمم.
‫- نظرت چیه؟

1643
01:29:00,620 --> 01:29:01,790
‫می‌خوای بهمون ملحق بشی؟

1644
01:29:03,830 --> 01:29:08,290
‫و نقشه‌های بزرگی که واسه بازاریابی مردمت داری
‫رو نشونمون بدی؟

1645
01:29:09,290 --> 01:29:10,740
‫ام.

1646
01:29:28,240 --> 01:29:31,160
‫خیلی زور زدم که فامیلیت رو درست بنویسن.

1647
01:29:37,790 --> 01:29:38,790
‫واو، من...

1648
01:29:41,490 --> 01:29:42,490
‫خدایی؟

1649
01:29:45,540 --> 01:29:46,830
‫ریچی!

1650
01:29:46,910 --> 01:29:50,830
‫واو. بزن بریم، ریچی!

1651
01:30:01,990 --> 01:30:04,370
‫باریکلا رفیق! دم شرقی‌ها گرم!

1652
01:30:15,040 --> 01:30:16,950
‫هوات رو دارم!

1653
01:30:27,240 --> 01:30:31,290
‫این بخش... بالاخره به واقعیت پیوست.

1654
01:30:31,290 --> 01:30:34,042
ریچاد مونتانز
رئیس بخش بازاریابی چندفرهنگی

1655
01:31:09,542 --> 01:31:11,380
‫سلام، و ممنون که به فروشگاه تارگت زنگ زدین.

1656
01:31:11,540 --> 01:31:13,160
‫جودی هستم. کمکی از دستم برمیاد؟

1657
01:31:13,240 --> 01:31:14,700
‫هی، جود. منم.

1658
01:31:15,200 --> 01:31:16,790
‫هی، عزیزم. چه خبر؟

1659
01:31:22,330 --> 01:31:23,700
‫بازم کراوات لازم داریم.

1660
01:31:31,910 --> 01:31:32,910
‫وای خدا.

1661
01:31:36,240 --> 01:31:39,580
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

1662
01:31:40,540 --> 01:31:44,160
‫خب، می‌دونین، توی این دنیا چیزی به اسم
‫یه سرایدار ساده بودن وجود نداره.

1663
01:31:47,370 --> 01:31:49,490
‫چیزی به اسم یه پیشخدمت ساده بودن نداریم.

1664
01:31:52,830 --> 01:31:54,580
‫چیزی به اسم یه پادوی ساده بودن نداریم.

1665
01:31:54,660 --> 01:31:55,660
‫خیلی ممنون.

1666
01:31:58,790 --> 01:32:01,160
‫چیزی به اسم یه نوکر ساده بودن نداریم.

1667
01:32:01,950 --> 01:32:05,740
‫چیزی به اسم یه باغبون، مکانیک، خدمتکار ساده
‫بودن نداریم.

1668
01:32:08,700 --> 01:32:12,490
‫چون همه ما نویسنده داستان خودمون هستیم.
‫ما سرنوشت خودمون رو می‌سازیم.

1669
01:32:12,580 --> 01:32:14,120
‫- ممنون، داداش.
‫- ممنون.

1670
01:32:14,660 --> 01:32:17,330
‫و فکر کردین قرار بود بذارم یکی دیگه سرنوشت
‫من رو بدزده؟

1671
01:32:17,410 --> 01:32:19,370
‫نه. عمراً.

1672
01:32:24,370 --> 01:32:30,370
‫ریچارد که به عنوان پدرخوانده بازاریابی لاتین شناخته می‌شود،
‫تبدیل به یکی از مدیران برتر پپسیکو، فریتولی شد.

1673
01:32:31,370 --> 01:32:36,290
‫هوشمندی ریچارد منجر به راه افتادن
‫صنعتی از محصولات فلفلی شد.

1674
01:32:36,370 --> 01:32:39,370
‫چی‌توز تند و آتشین یک برند میلیارد دلاری است.

1675
01:32:46,370 --> 01:32:50,370
‫در سال ۲۰۱۹، بعد از چهل و دو سال ابتکار و
‫مدیریت، بازنشسته شد.

1676
01:32:52,370 --> 01:32:57,370
‫ریچارد و جودی سه پسر بزرگ کردند.
‫بیشتر از چهل و هشت سال است که با هم هستند.

1677
01:32:58,370 --> 01:33:03,370
‫جودی هیچوقت تنهایش نگذاشت.

1678
01:33:03,370 --> 01:33:25,370
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

