﻿1
00:00:55,001 --> 00:01:17,412
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:01:55,834 --> 00:01:58,069
‫قدیمی‌ترین مورد ثبت شده...

3
00:01:58,169 --> 00:02:00,573
‫در مورد حرف زدن یک حیوان به مانند انسان...

4
00:02:00,672 --> 00:02:02,575
‫در پنجمین قرن قبل از میلاد مسیح...

5
00:02:02,707 --> 00:02:05,810
‫توسط پزشک یونانی کتزیاس بود
‫که نوشت...

6
00:02:05,910 --> 00:02:07,413
‫"در سفرهای خودم به هند...

7
00:02:07,513 --> 00:02:10,449
‫به یک طوطی به بزرگی شاهین برخوردم،

8
00:02:10,549 --> 00:02:14,052
‫که صدا و زبان انسانی، منقار قرمز تیره،
‫یک ریش سیاه،

9
00:02:14,152 --> 00:02:17,789
‫و پرهای آبی رنگی تا گردن داشت
‫و گردنش مثل جیوه سرخ بود.

10
00:02:17,889 --> 00:02:19,691
‫مثل یک محلی هندی صحبت می‌کرد...

11
00:02:19,791 --> 00:02:22,360
‫و اگر یونانی به اون آموزش داده میشد،
‫یونانی صحبت می‌کرد."

12
00:02:26,164 --> 00:02:30,301
‫در سال ۱۹۶۲ یک مرغ عشق
‫به نام اسپارکی ویلیامز...

13
00:02:30,402 --> 00:02:33,539
‫رکورد جهانی بزرگترین دایره‌ی لغت...

14
00:02:33,638 --> 00:02:34,973
‫برای یک پرنده‌ی سخنگو رو به ثبت رسوند.

15
00:02:35,073 --> 00:02:36,074
‫حرومزاده‌ی احمق.

16
00:02:36,174 --> 00:02:37,543
‫در زمان مرگش،

17
00:02:37,568 --> 00:02:39,770
‫اون ۵۳۱ کلمه بلد بود.

18
00:02:39,944 --> 00:02:44,450
‫حرومزاده‌ای احمق، لاشی دلقک.
‫حرومزاده‌ی احمق.

19
00:02:44,550 --> 00:02:45,917
‫همون‌طور که به شما گفتم،

20
00:02:46,017 --> 00:02:48,653
‫اون پسر خیلی خیلی خوبیه.

21
00:02:49,020 --> 00:02:50,321
‫این الان مهم نیست.

22
00:02:50,422 --> 00:02:53,925
‫در سال ۱۹۹۵، یک مرغ عشق به نام پارک...

23
00:02:54,025 --> 00:02:56,761
‫توسط کتاب رکوردهای گینس به عنوان...

24
00:02:56,861 --> 00:03:00,231
‫دارنده‌ی بزرگترین دایره‌ی لغات میان
‫پرندگان شناخته شد.

25
00:03:00,331 --> 00:03:04,102
‫پرنده‌ کوچولو رو تابه،
‫زدنش حتما گناهه.

26
00:03:05,236 --> 00:03:06,004
‫کونیچیوا!
‫[سلام به زبان ژاپنی]

27
00:03:06,104 --> 00:03:07,372
‫در حالی که میشه به مرغ عشق...

28
00:03:07,473 --> 00:03:09,240
‫بیشتر کلمات رو یاد داد،

29
00:03:09,340 --> 00:03:12,177
‫این باور میان خیلی‌ها وجود داره
‫که مینای تپه‌ای...

30
00:03:12,277 --> 00:03:16,114
‫خیلی شبیه انسان صحبت می‌کنه.

31
00:03:16,214 --> 00:03:18,016
‫سلام، چطوری؟

32
00:03:20,351 --> 00:03:22,020
‫سلام، چطوری؟

33
00:03:23,121 --> 00:03:24,756
‫کلاغ‌ها به عنوان...

34
00:03:24,856 --> 00:03:27,959
‫یکی از باهوش‌ترین حیوانات
‫روی زمین در نظر گرفته میشن.

35
00:03:28,059 --> 00:03:29,160
‫بیا.

36
00:03:29,260 --> 00:03:31,262
‫و اون‌ها در مواردی...

37
00:03:31,362 --> 00:03:34,265
‫می‌تونن صحبت کردن و خندیدن انسان
‫رو تقلید کنند.

38
00:03:34,365 --> 00:03:35,833
‫چه گل پسری.

39
00:03:35,934 --> 00:03:37,403
‫و در اغلب اوقات...

40
00:03:37,503 --> 00:03:38,703
‫وقتی کسی فکر می‌کنه که یه حیوون...

41
00:03:38,803 --> 00:03:40,271
‫مثل یک انسان حرف میزنه...

42
00:03:42,006 --> 00:03:43,942
‫یه پرنده‌ توی ذهنش میاد.

43
00:03:49,080 --> 00:03:51,115
‫حیوانات دیگه می‌تونن صداهایی تولید کنند...

44
00:03:51,216 --> 00:03:54,752
‫که خیلی شبیه صداهایی هست که ما
‫از خودمون در میاریم.

45
00:04:03,161 --> 00:04:06,030
‫با این حال موارد نادری
‫از چنین مسئله‌ای رخ داده.

46
00:04:06,130 --> 00:04:07,799
‫و این رویدادها نتایج اتفاقات بودند...

47
00:04:07,899 --> 00:04:10,034
‫تا یک رخداد ماورائی.

48
00:04:18,316 --> 00:04:20,741
‫["می‌تونیم بگیم که ترس از
‫مرگ از بدو تولد شروع میشه"]

49
00:04:20,765 --> 00:04:22,731
‫[از کتاب "در جستجوی عزیز"،
‫تحقیق بالینی در مورد شوک تولد]

50
00:04:22,755 --> 00:04:24,721
‫[اثر دکتر نندور فودور]
‫[منتشر شده در سال ۱۹۴۹]

51
00:04:24,766 --> 00:04:33,386
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

52
00:04:33,858 --> 00:04:36,794
‫شما پیشروترین متخصص دنیا...
‫[لندن، انگلیس - سال ۱۹۳۷]

53
00:04:36,894 --> 00:04:38,497
‫در زمینه‌ی فراروانشناسی هستید.

54
00:04:38,520 --> 00:04:40,022
‫من اعتراف می‌کنم که تا همین اواخر...

55
00:04:40,121 --> 00:04:43,292
‫با این موضوع آشنایی نداشتم.

56
00:04:44,030 --> 00:04:45,232
‫خب، بیشتر مردم همین‌طورن.

57
00:04:45,232 --> 00:04:46,465
‫هوم.

58
00:04:46,566 --> 00:04:49,269
‫یه چیزی هست که برای
‫پرسیدنش داره جونم بالا میاد،

59
00:04:49,402 --> 00:04:50,436
‫البته واقعا قصد مردن ندارم،

60
00:04:50,536 --> 00:04:52,955
‫چون ما این مصاحبه رو ترتیب دادیم.

61
00:04:52,980 --> 00:04:56,851
‫امیدوارم اصطلاحاتی که به کار می‌برم
‫خیلی زمخت نباشه.

62
00:04:56,876 --> 00:04:58,452
‫خب، سوالت چیه؟

63
00:04:58,477 --> 00:05:02,515
‫خب، شما به اشباح اعتقاد دارین؟

64
00:05:03,816 --> 00:05:05,851
‫خب، جواب این سوال...

65
00:05:05,876 --> 00:05:07,887
‫خیلی پیچیده‌ست.

66
00:05:07,987 --> 00:05:09,121
‫چطور؟

67
00:05:09,221 --> 00:05:12,024
‫تو باور داری که اشباح واقعی هستن؟

68
00:05:12,124 --> 00:05:14,126
‫این یه سوال کاملا متفاوته...

69
00:05:14,226 --> 00:05:16,996
‫و یک جواب پیچیده‌تر داره.

70
00:05:17,796 --> 00:05:20,333
‫متاسفانه یکمی گیج شدم.

71
00:05:20,866 --> 00:05:22,269
‫همه‌مون گیج هستیم، مگه نه؟

72
00:05:23,869 --> 00:05:25,804
‫اجازه بده که با یک پرسش...

73
00:05:25,905 --> 00:05:27,340
‫به سوالت جواب بدم.

74
00:05:27,440 --> 00:05:30,577
‫تو چطور واژه‌ی "واقعی" رو تعریف می‌کنی؟

75
00:05:31,010 --> 00:05:36,616
‫خب،‌ چیزی هست که من بتونم
‫ببینم و حس کنم.

76
00:05:36,715 --> 00:05:39,818
‫بتونم بشنومش و بوش کنم.
‫چیزی که مشخصه نزدیکمه.

77
00:05:39,919 --> 00:05:42,289
‫دقیقا همین‌طوره.
‫چیزی که تو می‌تونی ببینی،

78
00:05:42,389 --> 00:05:43,523
‫چیزی که تو می‌تونی حس کنی...

79
00:05:43,623 --> 00:05:44,924
‫چیزی که اطرافته.

80
00:05:45,024 --> 00:05:46,225
‫- درسته.
‫- اجازه بده...

81
00:05:46,326 --> 00:05:48,961
‫قضیه رو با یک مثال توضیح بدم.

82
00:05:49,061 --> 00:05:50,796
‫- خیلی خب.
‫- فرض کن که وقتی من...

83
00:05:50,896 --> 00:05:52,164
‫به گوشه‌ی اتاق نگاه می‌کنم،

84
00:05:52,265 --> 00:05:55,834
‫یه مردی رو می‌بینم که اون‌جا ایستاده
‫و به من نگاه می‌کنه.

85
00:05:58,103 --> 00:05:59,639
‫اما کسی اون‌جا نیست.

86
00:05:59,738 --> 00:06:00,773
‫تو این‌طور میگی.

87
00:06:00,873 --> 00:06:03,876
‫اما اگه من بتونم کسی رو ببینم چی؟

88
00:06:04,578 --> 00:06:05,711
‫تو می‌تونی؟

89
00:06:05,811 --> 00:06:07,380
‫برای این مثال فرض می‌کنیم...

90
00:06:07,480 --> 00:06:10,350
‫که بله، من همون‌طور که گفتم
‫یک مرد رو می‌بینم.

91
00:06:10,450 --> 00:06:14,387
‫اون پیره و ریش پرپشت داره.

92
00:06:14,487 --> 00:06:16,489
‫چشمای آبی داره.

93
00:06:16,590 --> 00:06:18,857
‫الان داره برای من ادا در میاره.

94
00:06:18,958 --> 00:06:20,893
‫اون داره زبونشو تکون میده.

95
00:06:24,863 --> 00:06:29,902
‫درسته، اما هیچ کسی اون‌جا نیست.

96
00:06:30,002 --> 00:06:31,737
‫تو کسی رو اون‌جا می‌بینی؟

97
00:06:34,441 --> 00:06:37,477
‫چیه؟ پس تو و اون نمی‌تونید
‫ببینیدش.

98
00:06:37,577 --> 00:06:39,246
‫ولی من می‌تونم.

99
00:06:39,346 --> 00:06:40,714
‫پس اون واقعی هست یا نه؟

100
00:06:40,813 --> 00:06:43,215
‫خب، نه.

101
00:06:43,782 --> 00:06:45,252
‫اما من میگم که هست.

102
00:06:45,352 --> 00:06:47,554
‫اما اون واقعی نیست.

103
00:06:47,654 --> 00:06:49,322
‫اما من...

104
00:06:50,323 --> 00:06:52,359
‫میگم که هست.

105
00:06:54,059 --> 00:06:56,929
‫و می‌تونم بگم که شما دوتا کسی رو
‫نمی‌تونین ببینین که...

106
00:06:57,029 --> 00:06:58,764
‫به خودتون ربطی نداشته باشه.

107
00:06:58,864 --> 00:07:00,567
‫می‌تونین هزار نفر رو بیارین این‌جا...

108
00:07:00,667 --> 00:07:02,234
‫و ازشون بپرسین که می‌تونن
‫کسی رو ببینن...

109
00:07:02,335 --> 00:07:05,305
‫و همه‌شون می‌تونن بگن نه،
‫ولی من می‌تونم.

110
00:07:05,405 --> 00:07:07,973
‫اما برای من اون واقعیه.

111
00:07:09,008 --> 00:07:11,176
‫فکر کنم الان فهمیدم.

112
00:07:11,944 --> 00:07:14,414
‫خوبه. اما با این حال...

113
00:07:14,514 --> 00:07:15,814
‫وای خدا، دیگه چی؟

114
00:07:15,914 --> 00:07:18,418
‫حیطه‌ی تحقیقاتی من
‫در مورد این سناریویی...

115
00:07:18,518 --> 00:07:20,819
‫که سرهم کردم به این واقعیت ربطی نداره...

116
00:07:20,919 --> 00:07:22,955
‫که شما دو تا نمی‌تونین کسی رو
‫در اون گوشه ببینین.

117
00:07:23,055 --> 00:07:26,459
‫در واقع، این هم که من می‌تونم
‫اونو ببینم خیلی مهم نیست.

118
00:07:26,559 --> 00:07:28,662
‫چیزی که من درگیرشم...

119
00:07:29,429 --> 00:07:32,332
‫چیزی که روی فهمیدنش تمرکز کردم
‫اینه که...

120
00:07:32,432 --> 00:07:34,967
‫چرا می‌تونم اون مرد رو ببینم.

121
00:07:35,568 --> 00:07:36,770
‫متوجهی؟

122
00:07:37,404 --> 00:07:38,804
‫اصلا.

123
00:08:19,510 --> 00:08:23,889
‫[نندور فودور و خدنگ سخنگو]

124
00:08:23,939 --> 00:08:25,448
‫[بر اساس رویدادهای واقعی]

125
00:08:37,330 --> 00:08:38,931
‫ان، سلام.

126
00:08:39,733 --> 00:08:40,834
‫چطور بود؟

127
00:08:43,303 --> 00:08:44,865
‫یه نوشیدنی بیار، لطفا.

128
00:08:44,890 --> 00:08:45,925
‫فهمیدم.

129
00:08:47,239 --> 00:08:49,542
‫برنز رو ترجیح میدی یا کالورت؟

130
00:08:49,642 --> 00:08:51,711
‫با کالورت شروع می‌کنم.

131
00:08:58,251 --> 00:09:01,053
‫بعد از روزی که داشتی،

132
00:09:01,153 --> 00:09:05,625
‫احتمالا حوصله‌ نداری که من
‫برات نامه‌ها رو بخونم.

133
00:09:05,725 --> 00:09:07,560
‫خب... می‌تونی بخونی.

134
00:09:07,660 --> 00:09:09,396
‫وگرنه اونا...

135
00:09:09,496 --> 00:09:10,797
‫روی هم انباشته میشن.

136
00:09:10,896 --> 00:09:12,298
‫بله.

137
00:09:12,766 --> 00:09:14,032
‫درسته.

138
00:09:19,104 --> 00:09:20,874
‫"دکتر فودور عزیز،

139
00:09:20,973 --> 00:09:22,742
‫امیدوارم این نامه به دستت برسه.

140
00:09:22,842 --> 00:09:23,810
‫اسم من..."

141
00:09:23,909 --> 00:09:25,378
‫ببخشید، ان.

142
00:09:26,044 --> 00:09:28,348
‫تعارفات رو رد کن،

143
00:09:28,448 --> 00:09:29,649
‫من حوصله‌شون رو ندارم.

144
00:09:29,749 --> 00:09:30,983
‫قطعا. باشه.

145
00:09:31,083 --> 00:09:32,385
‫"من در شهر داندی اسکاتلند...

146
00:09:32,485 --> 00:09:34,287
‫با پسرم اولیور زندگی می‌کنم.

147
00:09:34,387 --> 00:09:36,322
‫وقتی که ما به یک کلبه‌ی روستایی در..."

148
00:09:36,423 --> 00:09:37,657
‫خیلی خب.

149
00:09:37,757 --> 00:09:38,858
‫این کارو می‌کنیم.

150
00:09:38,957 --> 00:09:41,694
‫تو نامه رو برای خودت بخون،

151
00:09:41,795 --> 00:09:44,364
‫و بعد وقت بذار.

152
00:09:44,798 --> 00:09:47,834
‫و بعد برای من خلاصه‌اش رو بگو.

153
00:09:47,933 --> 00:09:49,369
‫چشم، قربان.

154
00:09:52,505 --> 00:09:58,010
‫دوست دارین این خلاصه چقدر کوتاه باشه؟

155
00:10:00,045 --> 00:10:02,114
‫چهار جمله یا کمتر.

156
00:10:03,148 --> 00:10:05,852
‫- این چطوره؟
‫- ۴ جمله. بله.

157
00:10:15,413 --> 00:10:16,480
‫اوه.

158
00:10:19,031 --> 00:10:20,333
‫فکر کنم فهمیدم.

159
00:10:20,433 --> 00:10:22,702
‫این جز ۴ جمله‌ی من حساب میشه؟

160
00:10:22,802 --> 00:10:24,637
‫- نه.
‫- عالیه.

161
00:10:25,505 --> 00:10:29,074
‫یه پسربچه‌ی اسکاتلندی
‫مادربزرگ مرده‌اش رو می‌بینه.

162
00:10:29,174 --> 00:10:30,976
‫مادرش باور نداره.

163
00:10:32,545 --> 00:10:36,116
‫مادر گردنبند مادربزرگ مرده رو
‫روی بالشش پیدا می‌کنه...

164
00:10:36,129 --> 00:10:37,197
‫یک، دو، سه.

165
00:10:37,202 --> 00:10:39,162
‫و اون پسر توی مدرسه...

166
00:10:39,187 --> 00:10:41,012
‫به‌خاطر چیزایی که می‌بینه اذیت میشه.

167
00:10:41,037 --> 00:10:41,773
‫بعدی.

168
00:10:52,425 --> 00:10:53,559
‫خیلی خب.

169
00:10:54,774 --> 00:10:56,329
‫یه کتابخونه در کلکته.

170
00:10:57,007 --> 00:11:00,976
‫گفته شده که شبح کتابدار قبلی اون‌جا
‫بخش کتاب‌های تاریخی رو تسخیر کرده.

171
00:11:01,001 --> 00:11:03,035
‫کتاب‌ها پخش و پلا میشه.

172
00:11:03,295 --> 00:11:06,470
‫عکس شبح هم پیوست شده.

173
00:11:08,499 --> 00:11:09,633
‫می‌بینی؟ اون‌جاست.

174
00:11:10,332 --> 00:11:11,634
‫عجب.

175
00:11:11,659 --> 00:11:12,693
‫بعدی.

176
00:11:19,427 --> 00:11:22,297
‫ای وای.

177
00:11:25,333 --> 00:11:28,604
‫جزیره‌ی من. خانواده‌ای توی
‫یه مزرعه زندگی می‌کنن.

178
00:11:29,437 --> 00:11:32,842
‫ادعا می‌کنن که یه خدنگ سخنگو
‫توی طویله‌شون زندگی می‌کنه.

179
00:11:33,475 --> 00:11:35,077
‫اسم اون موجود جفه.

180
00:11:38,614 --> 00:11:40,616
‫یه خدنگ سخنگو.

181
00:11:40,716 --> 00:11:41,751
‫بله.

182
00:11:42,151 --> 00:11:44,053
‫اون موجود که اسمش جف هست،

183
00:11:45,087 --> 00:11:48,024
‫شبیه یک خدنگ یا یک زیرشاخه‌ی دیگه...

184
00:11:48,124 --> 00:11:49,759
‫میشه ببینمش؟

185
00:11:51,393 --> 00:11:52,628
‫ممنون.

186
00:11:53,147 --> 00:11:55,347
‫"دکتر فودور عزیز، درود.

187
00:11:55,432 --> 00:11:58,535
‫امیدوارم این نامه به شما...
‫جزیره‌ی من.

188
00:11:58,560 --> 00:12:01,771
‫بذار با این شروع کنم که
‫قدیمی‌ترین مورد ثبت شده...

189
00:12:01,871 --> 00:12:04,014
‫در مورد حرف زدن یک حیوان به مانند انسان...

190
00:12:04,039 --> 00:12:05,974
‫در پنجمین قرن قبل از میلاد مسیح...

191
00:12:06,074 --> 00:12:08,511
‫توسط پزشک یونانی کتزیاس..."

192
00:12:08,611 --> 00:12:10,513
‫این از طرف دکتر هری پرایس هست.

193
00:12:10,613 --> 00:12:14,284
‫بله، فکر کنم که اون به
‫خانواده‌ی اروینگ سر زده...

194
00:12:14,384 --> 00:12:16,352
‫و اون موجود رو بررسی کرده.

195
00:12:17,821 --> 00:12:19,122
‫جف.

196
00:12:20,290 --> 00:12:23,959
‫"و در حالی که اونو ندیده، صداشو شنیده.

197
00:12:24,727 --> 00:12:27,497
‫و خانواده‌ی اروینگ و بسیاری از
‫مردم شهر...

198
00:12:27,597 --> 00:12:31,134
‫کاملا قانع شدند که اون موجود وجود داره."

199
00:12:38,808 --> 00:12:41,311
‫- میشه اینو پر کنی؟
‫- بله.

200
00:12:46,282 --> 00:12:48,785
‫"و در حالی که اونو ندیده،

201
00:12:48,885 --> 00:12:50,286
‫صداشو شنیده.

202
00:12:51,588 --> 00:12:54,757
‫و خانواده‌ی اروینگ و بسیاری
‫از مردم شهر...

203
00:12:54,858 --> 00:12:58,561
‫کاملا قانع شدند که
‫اون موجود وجود داره."

204
00:13:01,764 --> 00:13:03,233
‫یه خدنگ...

205
00:13:04,400 --> 00:13:05,768
‫سخنگو.

206
00:13:23,051 --> 00:13:25,388
‫من برای یه جین ریکی سفارش دادم.

207
00:13:25,488 --> 00:13:28,491
‫به صورت مبهم یادم میاد که دوست داشتی...

208
00:13:30,693 --> 00:13:31,728
‫ممنونم.

209
00:13:33,196 --> 00:13:37,065
‫عذر میخوام که دیر کردم.

210
00:13:39,067 --> 00:13:41,471
‫من از یک مسیر پر پیچ و خم اومدم...

211
00:13:41,571 --> 00:13:45,141
‫تا مطمئن بشم کسی منو
‫تعقیب نمی‌کنه.

212
00:13:45,241 --> 00:13:47,744
‫چرا باید کسی تو رو تعقیب کنه؟

213
00:13:47,844 --> 00:13:49,345
‫نمی‌دونم.

214
00:13:49,445 --> 00:13:52,615
‫نمی‌خواستم ما با همدیگه توی این...

215
00:13:52,715 --> 00:13:54,049
‫مکان عمومی دیده بشیم.

216
00:13:58,454 --> 00:14:01,291
‫این‌قدر بین همکارای تو نامحبوبم؟

217
00:14:02,158 --> 00:14:03,660
‫متاسفانه بله.

218
00:14:05,762 --> 00:14:08,498
‫اتحادیه‌ی احضارکنندگان لندن...

219
00:14:08,598 --> 00:14:13,803
‫خیلی از روش‌های تحقیقی بالینی
‫تو خوشش نمیاد.

220
00:14:15,905 --> 00:14:17,173
‫خب...

221
00:14:18,274 --> 00:14:19,642
‫خدنگ.

222
00:14:20,977 --> 00:14:22,011
‫جف.

223
00:14:24,380 --> 00:14:28,851
‫خب، اعتراف می‌کنم که نامه‌ی شما
‫برام جالب بود.

224
00:14:28,952 --> 00:14:33,056
‫در ۳۰ سال...

225
00:14:33,156 --> 00:14:38,194
‫تحقیقاتم در مورد رویدادهای
‫غیرطبیعی...

226
00:14:38,294 --> 00:14:40,964
‫این شاید عجیب‌ترین موردی باشه...

227
00:14:41,064 --> 00:14:43,600
‫که باهاش مواجه شدم.

228
00:14:43,700 --> 00:14:44,867
‫واقعا؟

229
00:14:44,968 --> 00:14:49,138
‫آقای اروینگ، که صاحب اون مزرعه‌ای هست
‫که جف درش سکونت داره...

230
00:14:49,238 --> 00:14:54,077
‫در طی ۴ سال گذشته برام ۱۶ نامه نوشته...

231
00:14:54,177 --> 00:14:58,414
‫و رفتارهای مسخره‌ی این
‫موجود عجیب رو توصیف کرده.

232
00:14:58,514 --> 00:15:00,249
‫عجیبه که تا حالا برای من نامه‌ای ننوشته.

233
00:15:00,350 --> 00:15:04,754
‫خانواده‌ی اروینگ عجیب و غریبن.

234
00:15:04,854 --> 00:15:06,489
‫محض روشن شدن قضیه می‌پرسم،

235
00:15:06,589 --> 00:15:10,026
‫تو در طی تحقیقاتت این موجود رو دیدی؟

236
00:15:10,126 --> 00:15:14,130
‫شاید این بودی که مثل یک انسان حرف میزنه؟

237
00:15:14,230 --> 00:15:15,498
‫نه.

238
00:15:15,598 --> 00:15:16,866
‫نه.

239
00:15:16,966 --> 00:15:19,936
‫اما صداشو شنیدم.

240
00:15:20,036 --> 00:15:21,004
‫واقعا؟

241
00:15:21,104 --> 00:15:23,206
‫بله. یک بار.

242
00:15:23,806 --> 00:15:25,541
‫از یه اتاق دیگه.

243
00:15:25,642 --> 00:15:27,010
‫از یه اتاق دیگه؟

244
00:15:27,744 --> 00:15:30,647
‫و مطمئنی که صدای اون موجود رو شنیدی،

245
00:15:30,747 --> 00:15:32,015
‫نه کس دیگه؟

246
00:15:32,116 --> 00:15:34,217
‫ممکنه کس دیگه بوده باشه.

247
00:15:35,251 --> 00:15:38,321
‫ما توسط یکی از اهالی شهر مطلع شدیم...

248
00:15:38,421 --> 00:15:40,823
‫که دختر اون‌ها یعنی وری،

249
00:15:40,923 --> 00:15:44,327
‫یه شکم‌گوی ماهره.

250
00:15:45,528 --> 00:15:46,396
‫ببخشید.

251
00:15:46,496 --> 00:15:48,665
‫می‌دونم چطور به نظر میاد.

252
00:16:00,643 --> 00:16:01,744
‫این چیه؟

253
00:16:01,844 --> 00:16:02,845
‫سفرنامه‌ی من.

254
00:16:02,945 --> 00:16:04,747
‫این شامل یادداشت‌هایی هست که...

255
00:16:04,847 --> 00:16:10,887
‫در طی تحقیقاتم از خانواده‌ی
‫اروینگ و جف برداشتم.

256
00:16:17,161 --> 00:16:19,328
‫یه شکم‌گوی ماهر.

257
00:16:25,635 --> 00:16:28,771
‫مردم کشنزگپ تقریبا همگی...

258
00:16:28,871 --> 00:16:32,308
‫به جف باور دارن.

259
00:16:32,742 --> 00:16:37,580
‫خیلی‌ها با این موجود مواجه شدن،
‫یا این‌طور میگن.

260
00:16:39,048 --> 00:16:40,316
‫جالبه.

261
00:16:43,553 --> 00:16:45,621
‫می‌دونی منو یاد کی میندازی؟

262
00:16:46,389 --> 00:16:47,657
‫کی؟

263
00:16:48,192 --> 00:16:49,859
‫هری هودینی.

264
00:16:51,294 --> 00:16:53,596
‫من خیلی از اون کم‌هوش‌تر هستم.

265
00:16:53,696 --> 00:16:56,699
‫شاید این‌طور باشه، اما زندگی‌های شما...

266
00:16:56,799 --> 00:16:58,267
‫از جهاتی خیلی شبیه همه.

267
00:16:59,836 --> 00:17:01,237
‫من زمانی رو یادمه...

268
00:17:01,337 --> 00:17:03,706
‫که هنوز شکاک نشده بودی.

269
00:17:03,806 --> 00:17:05,175
‫من یه شکاک نیستم.

270
00:17:05,274 --> 00:17:07,577
‫قبل از این‌که به چیزی که الان هستی
‫تبدیل بشی،

271
00:17:07,677 --> 00:17:09,679
‫به‌طور واضح یادمه که تو به من...

272
00:17:09,779 --> 00:17:14,016
‫داستان جلسه‌ی احضار روحی که
‫توش شرکت داشتی رو تعریف کردی.

273
00:17:14,517 --> 00:17:18,254
‫با یک واسط صدا که ویلیام کارتهسر بود.

274
00:17:18,354 --> 00:17:21,158
‫طبق چیزی که می‌دونیم تو از کارتهسر...

275
00:17:21,691 --> 00:17:24,393
‫و سایر واسط ها ناامید شدی.

276
00:17:24,494 --> 00:17:26,095
‫و با این حال تو...

277
00:17:26,196 --> 00:17:29,365
‫از تاثیر احساسی شدید...

278
00:17:29,465 --> 00:17:31,901
‫مواجه شدن...

279
00:17:32,001 --> 00:17:33,736
‫با پدر متوفیت صحبت می‌کنی.

280
00:17:34,871 --> 00:17:36,439
‫این چه ربطی به هودینی داره؟

281
00:17:36,539 --> 00:17:40,309
‫انسان‌ها درگیر مسئله‌ی مرگ هستند.

282
00:17:40,409 --> 00:17:45,014
‫همین‌طور درگیر چیزی که بعدش
‫میاد و یا نمیاد.

283
00:17:45,381 --> 00:17:48,017
‫تو رویدادهای غیرطبیعی رو...

284
00:17:48,118 --> 00:17:50,019
‫تحت ظاهر درک این مسئله کاوش می‌کنی...

285
00:17:50,120 --> 00:17:56,959
‫که چرا انسان‌ها این اشباح
‫رو مجسم می‌کنند.

286
00:17:57,593 --> 00:18:03,733
‫چرا اون‌ها نمی‌تونن این چیزهایی که
‫تو بهشون میگی توهم رو...

287
00:18:03,833 --> 00:18:05,001
‫رها کنند.

288
00:18:05,768 --> 00:18:06,803
‫بله.

289
00:18:07,770 --> 00:18:12,074
‫من فکر می‌کنم تو هنوز دلتنگ پدرت هستی.

290
00:18:17,613 --> 00:18:19,715
‫همون‌طور که می‌دونی هودینی شدیدا
‫تحت تاثیر...

291
00:18:19,816 --> 00:18:23,519
‫مرگ مادرش بود.

292
00:18:24,387 --> 00:18:26,455
‫اون با یک واسط ارواح ملاقات کرد...

293
00:18:26,556 --> 00:18:30,059
‫به این امید که بتونه با مادرش
‫ارتباط برقرار کنه.

294
00:18:38,401 --> 00:18:42,272
‫اون متوجه شد که اون واسط
‫یک شیاده.

295
00:18:42,371 --> 00:18:45,842
‫برای همین اون به دنبال
‫رد کردن تمامی واسط‌ ها،

296
00:18:45,942 --> 00:18:47,677
‫افشاکردن تمامی غیب‌گوها...

297
00:18:47,777 --> 00:18:51,447
‫و احضارکننده‌ها و نشون دادن اون‌ها
‫به عنوان فرصت طلب‌هایی بود...

298
00:18:51,547 --> 00:18:54,383
‫که از افراد داغدیده سواستفاده می‌کنند.

299
00:18:55,618 --> 00:18:59,555
‫اون با لباس مبدل به جلسات
‫احضار روح می‌رفت...

300
00:18:59,655 --> 00:19:03,526
‫و می‌پرید جلو و به حضار توضیح می‌داد...

301
00:19:03,626 --> 00:19:06,028
‫که چطور دارن گول می‌خورن...

302
00:19:06,129 --> 00:19:07,797
‫تو یه شیادی!

303
00:19:07,897 --> 00:19:10,366
‫روش‌های شیادانه‌ی...

304
00:19:10,466 --> 00:19:12,935
‫واسط ها رو به مردم نشون می‌داد.

305
00:19:13,035 --> 00:19:14,271
‫من اون داستان‌ها رو شنیدم.

306
00:19:14,370 --> 00:19:17,073
‫اما اون می‌خواست به این مسئله
‫باور داشته باشه.

307
00:19:17,174 --> 00:19:19,809
‫اون می‌خواست رمزآلود باشه.

308
00:19:19,909 --> 00:19:24,480
‫اون می‌خواست کسی رو پیدا کنه
‫که این مسئله رو درک می‌کرد...

309
00:19:24,580 --> 00:19:29,619
‫تا بتونه با مادر مرده‌ی
‫خودش ارتباط برقرار کنه.

310
00:19:29,719 --> 00:19:33,522
‫می‌دونستی که اون و همسرش بس...

311
00:19:33,623 --> 00:19:35,925
‫پیامی رو طراحی کردن...

312
00:19:36,392 --> 00:19:38,761
‫که هر کدومشون بعد از مرگ...

313
00:19:38,861 --> 00:19:42,498
‫با یه واسط به گوش هم برسونن؟

314
00:19:42,965 --> 00:19:47,170
‫ظاهرا اونا به هیچ کس این پیام رو نگفتند.

315
00:19:47,271 --> 00:19:49,071
‫من اینو نمی‌دونستم، نه.

316
00:19:54,211 --> 00:19:55,778
‫بعد از مرگ هودینی،

317
00:19:55,878 --> 00:20:00,549
‫بس با یک واسط به اسم آرتور فورد
‫ملاقات کرد.

318
00:20:00,650 --> 00:20:04,487
‫و اون به اطلاع بس رسوند که پیامی...

319
00:20:04,587 --> 00:20:07,423
‫از طرف همسر مرحومش دریافت کرده.

320
00:20:08,991 --> 00:20:10,193
‫این درسته؟

321
00:20:10,559 --> 00:20:13,996
‫بس تایید کرد که اون پیام...

322
00:20:14,096 --> 00:20:19,502
‫واقعا همون رمزی بود که فقط خودش
‫و هری می‌دونستن.

323
00:20:26,410 --> 00:20:29,845
‫خب، در این مورد چه فکری می‌کنی؟

324
00:20:33,015 --> 00:20:35,551
‫من فکری در این مورد نمی‌کنم.

325
00:20:43,926 --> 00:20:44,894
‫ان!

326
00:20:52,369 --> 00:20:54,470
‫کی اینو این‌جا گذاشته؟

327
00:20:56,973 --> 00:20:58,074
‫ان!

328
00:21:04,251 --> 00:21:05,419
‫همه چیز رو به راهه؟

329
00:21:05,519 --> 00:21:08,021
‫ما به جزیره‌ی من میریم.

330
00:21:09,055 --> 00:21:10,090
‫عجب!

331
00:21:16,297 --> 00:21:18,232
‫"خارق‌العاده‌ترین بخش...

332
00:21:18,332 --> 00:21:19,500
‫این مورد شگفت‌انگیز...

333
00:21:19,599 --> 00:21:21,968
‫این بود که آقای اروینگ
‫یک جور دفتر خاطرات...

334
00:21:22,068 --> 00:21:24,037
‫در شکل نامه‌هایی از کارهای جف
‫نگه داشته...

335
00:21:24,137 --> 00:21:26,873
‫و از نظر محالاتی که ثبت شده...

336
00:21:26,973 --> 00:21:31,479
‫با اثر داستان هزار و یک شب رقابت می‌کنه.

337
00:21:31,579 --> 00:21:34,614
‫در جلوی من ۲۰۰ صفحه
‫در قطع رحلی وجود داره...

338
00:21:34,714 --> 00:21:37,016
‫و هر صفحه یک معجزه رو توصیف کرده.

339
00:21:37,117 --> 00:21:40,321
‫من به بعضی از جالب‌ترین
‫حوادث اشاره می‌کنم."

340
00:21:46,460 --> 00:21:50,364
‫در ژوئن ۱۹۳۲، جف شروع
‫به کشتن خرگوش‌ها...

341
00:21:50,464 --> 00:21:51,798
‫برای خانواده کرد.

342
00:21:51,898 --> 00:21:53,032
‫اون خرگوش‌ها رو خفه می‌کرد...

343
00:21:53,133 --> 00:21:54,901
‫و مدبرانه اون‌ها رو بیرون خونه...

344
00:21:55,001 --> 00:21:58,339
‫روی دیوار و در محلی جلوی دید می‌گذاشت.

345
00:21:58,439 --> 00:22:01,841
‫در طی سال بعد اون تعداد زیادی از خرگوش‌ها
‫رو سلاخی کرد...

346
00:22:01,941 --> 00:22:04,677
‫و تعادل گونه‌های جانوران منطقه...

347
00:22:04,777 --> 00:22:07,780
‫در معرض خطر قرار گرفت.

348
00:22:09,450 --> 00:22:10,850
‫در سال ۱۹۳۴...

349
00:22:10,950 --> 00:22:14,120
‫جف شروع به رفت و آمد به
‫نزدیک‌ترین شهر کرد...

350
00:22:14,221 --> 00:22:16,490
‫و بعد از برگشتش به کشاورز گفت...

351
00:22:16,590 --> 00:22:18,958
‫که افراد خاصی چکار می‌کردند.

352
00:22:19,058 --> 00:22:21,262
‫این ادعاها ثابت شد.

353
00:22:21,362 --> 00:22:24,632
‫بعد اون به یک غیب‌گو تبدیل شد
‫و بدون این‌که مزرعه رو ترک کنه...

354
00:22:24,731 --> 00:22:28,835
‫به کشاورز گفت که ۱۶ کیلومتر دورتر
‫چه اتفاقی می‌افته.

355
00:22:28,935 --> 00:22:31,771
‫از اون سوال شد که یک "روح" هست یا نه...

356
00:22:31,871 --> 00:22:36,277
‫و جف جواب داد "من یک
‫روح‌ زمینگیر شده هستم."

357
00:22:36,377 --> 00:22:40,046
‫در جولای همون سال جف شروع
‫به انجام حقه‌هایی کرد.

358
00:22:40,146 --> 00:22:43,883
‫شخصی به بیرون خونه و یعنی ایوان می‌رفت...

359
00:22:43,983 --> 00:22:45,985
‫و روی یک سنگ چند پنی قرار می‌داد.

360
00:22:46,085 --> 00:22:48,455
‫جف که از سوراخ در تماشا می‌کرد...

361
00:22:48,556 --> 00:22:52,792
‫می‌گفت که اون سکه رو به شیر
‫قرار داده شده و یا رو به خط.

362
00:22:53,327 --> 00:22:55,529
‫بعضی وقت‌ها درست می‌گفت.

363
00:22:56,363 --> 00:22:59,165
‫وری حتی تلاش کرد که از اون عکس بگیره.

364
00:22:59,266 --> 00:23:02,202
‫اما به محض این‌که اون می‌خواست
‫دکمه رو فشار بده...

365
00:23:02,303 --> 00:23:06,172
‫اون فرار کرد و تا چند روز ازش خبری نبود.

366
00:23:06,273 --> 00:23:09,075
‫جف توضیح داد که اون از گیر افتادن می‌ترسه.

367
00:23:09,175 --> 00:23:11,945
‫نه توسط دوربین، بلکه توسط یک تله.

368
00:23:12,045 --> 00:23:14,415
‫و به همین دلیل کمرو هست.

369
00:23:15,482 --> 00:23:18,785
‫گاهی اوقات جف خانواده‌ی اروینگ رو تا
‫شهر نزدیک دنبال می‌کرد...

370
00:23:18,885 --> 00:23:20,186
‫وقتی که اونا به خرید می‌رفتند.

371
00:23:20,287 --> 00:23:23,257
‫البته همیشه طرف دورتر حصار باقی می‌موند...

372
00:23:23,357 --> 00:23:27,160
‫با این‌که تمام مدت با
‫شور و شوق  حرف می‌زد.

373
00:23:29,396 --> 00:23:34,368
‫در مارس ۱۹۳۵ من مقدار
‫خز و مو دریافت کردم...

374
00:23:34,468 --> 00:23:38,572
‫که جف لطف کرده بود و
‫از پشت و دمش کنده بود...

375
00:23:38,672 --> 00:23:41,275
‫و از من خواسته شد که اون رو شناسایی کنم.

376
00:23:42,108 --> 00:23:45,312
‫من اونا رو برای پرفسور
‫جولیان هاکسلی فرستادم...

377
00:23:45,412 --> 00:23:49,550
‫که اون رو به آقای اف مارتین دانکن
‫یا همون اف‌ زی اس داد...

378
00:23:49,650 --> 00:23:52,686
‫و اون متخصص مو و خز بود.

379
00:23:52,785 --> 00:23:54,887
‫در یک نامه به من اون گفت:

380
00:23:54,988 --> 00:23:57,691
‫من با میکروسکوپ به دقت
‫این‌ها رو بررسی کردم...

381
00:23:57,790 --> 00:24:00,527
‫و اون‌ها رو با موهای موجودات شناخته شده
‫مقایسه کردم.

382
00:24:00,960 --> 00:24:03,264
‫در نتیجه، من با قاطعیت می‌تونم بگم...

383
00:24:03,364 --> 00:24:06,600
‫که این نمونه مو هیچ وقت
‫روی یه خدنگ رشد نمی‌کنه،

384
00:24:07,100 --> 00:24:11,004
‫و اون متعلق به یه موش صحرایی،
‫خرگوش معمولی، خرگوش صحرایی، سنجاب...

385
00:24:11,104 --> 00:24:14,907
‫یا جونده‌ی دیگه و یا گوسفند، بز
‫یا گاو نیست.

386
00:24:15,542 --> 00:24:18,811
‫من این فرض رو دارم که این موها احتمالا...

387
00:24:18,911 --> 00:24:23,182
‫از یک یا چندین سگ مو بلند گرفته شده.

388
00:24:24,285 --> 00:24:26,620
‫آقای اروینگ نوشت که اون خوشحال میشه...

389
00:24:26,720 --> 00:24:30,658
‫که منو ببینه و تمامی مقدمات
‫ملاقاتم رو فراهم کرد.

390
00:24:30,758 --> 00:24:32,959
‫متاسفانه به محض این‌که
‫من اون نامه رو دریافت کردم...

391
00:24:33,059 --> 00:24:36,597
‫و تصمیمم رو اعلام
‫کردم، جف ناگهان ناپدید شد.

392
00:24:37,096 --> 00:24:39,366
‫در انتهای ماه هنوز خبری از اون نبود،

393
00:24:39,466 --> 00:24:41,735
‫اما من تصمیم گرفتم که
‫برنامه‌هام رو تغییر ندم.

394
00:24:41,834 --> 00:24:43,337
‫و در حالی که من یک شاهد می‌خواستم...

395
00:24:43,437 --> 00:24:46,039
‫در صورتی که جف خودش رو نشون می‌داد،

396
00:24:46,139 --> 00:24:50,143
‫من از آقای آر اس لمبرت،
‫سردبیر لیسنر خواستم...

397
00:24:50,244 --> 00:24:52,178
‫که منو همراهی کنه.

398
00:24:52,746 --> 00:24:55,783
‫به محض رسیدن ما به جزیره،
‫تصمیم گرفتیم که...

399
00:24:55,882 --> 00:24:57,817
‫مستقیما پاتوق جف رو ببینیم.

400
00:24:57,917 --> 00:25:00,354
‫در حالی که به اون‌جا نزدیک می‌شدیم،
‫من و آقای لمبرت...

401
00:25:00,454 --> 00:25:05,392
‫توسط حیوانی که به سمت ما میومد
‫شوکه شدیم.

402
00:25:06,192 --> 00:25:08,161
‫اما اون رالف بود،

403
00:25:08,262 --> 00:25:10,063
‫سگ سه ساله‌ی خانواده‌ی اروینگ...

404
00:25:10,163 --> 00:25:13,267
‫که صدای اربابش رو شنیده بود.

405
00:25:14,702 --> 00:25:19,138
‫ما در نهایت به خونه رسیدیم،
‫و به وری معرفی شدیم،

406
00:25:19,239 --> 00:25:23,777
‫یک دختر ۱۷ ساله‌ی زیبا که
‫از نظر ما خیلی باهوش،

407
00:25:23,876 --> 00:25:25,978
‫خجالتی و ساکت بود.

408
00:25:26,079 --> 00:25:29,048
‫خانم اروینگ هم یک بانوی
‫جذاب و باوقار بود...

409
00:25:29,148 --> 00:25:30,917
‫که با روی باز خوش‌آمدگویی کرد...

410
00:25:31,017 --> 00:25:34,254
‫و به ما گفت که راحت باشیم.

411
00:25:34,355 --> 00:25:37,825
‫آقای اروینگ یک تاجر موفق لیورپولی بود...

412
00:25:37,924 --> 00:25:39,526
‫که در شروع جنگ...

413
00:25:39,626 --> 00:25:40,794
‫اون مزرعه رو خرید...

414
00:25:40,893 --> 00:25:43,863
‫و امیدوار بود از طریق
‫دامداری گوسفندا ارتزاق کنه.

415
00:25:43,963 --> 00:25:45,833
‫در حالی که ما دور چراغ
‫پارافینی نشسته بودیم...

416
00:25:45,932 --> 00:25:48,302
‫در اتاق نشیمن کوچیک و تاریک...

417
00:25:48,402 --> 00:25:51,137
‫داستان جف رو دوباره شنیدیم.

418
00:25:51,238 --> 00:25:53,906
‫من و آقای لمبرت از خانواده‌ی اروینگ...

419
00:25:54,006 --> 00:25:57,009
‫سوالات بی‌شمار موشکافانه‌ای پرسیدیم
‫و جواب‌هایی گرفتیم...

420
00:25:57,110 --> 00:25:58,945
‫که کاملا مطابق...

421
00:25:59,045 --> 00:26:02,683
‫با چیزی بود که آقای اروینگ در نامه‌‌هاش
‫گفته بود.

422
00:26:03,751 --> 00:26:09,055
‫اون خانواده بخاطر غیبت طولانی جف
‫دلشکسته بودند.

423
00:26:09,155 --> 00:26:11,759
‫خانم اروینگ قانع شده بود که خدنگ...

424
00:26:11,859 --> 00:26:13,794
‫هنوز توی خونه هست.

425
00:26:14,328 --> 00:26:18,332
‫احتمالا داره به هر کلمه‌ای
‫که میگیم گوش می‌کنه.

426
00:26:20,501 --> 00:26:22,569
‫اون چند کلمه با جف حرف زد...

427
00:26:22,669 --> 00:26:24,304
‫و امیدوار بود که درخواستش...

428
00:26:24,405 --> 00:26:27,574
‫دل اون رو به نوعی به رحم بیاره.

429
00:26:27,674 --> 00:26:30,042
‫هیچ جوابی داده نشد.

430
00:26:30,143 --> 00:26:31,845
‫و بعد من یک صحبت کوتاهی...

431
00:26:31,978 --> 00:26:34,147
‫برای چهار دیواری اتاق نشیمن انجام دادم،

432
00:26:34,248 --> 00:26:36,115
‫و امیدوار بودم که جف صدامو بشنوه.

433
00:26:36,215 --> 00:26:39,586
‫من به این نکته اشاره کردم که ما بخاطر اون
‫راه درازی رو طی کردیم...

434
00:26:39,686 --> 00:26:43,055
‫و ما حق داریم اونو ببینیم.

435
00:26:43,156 --> 00:26:45,559
‫چند کلمه حرف، یه جیغ، یه جیرجیر...

436
00:26:45,659 --> 00:26:48,995
‫یا فقط یه پنجه کشیدن ساده
‫از پشت تخته‌های چوبی.

437
00:26:49,095 --> 00:26:52,499
‫من حتی بهش پیشنهاد کردم
‫که یه چیزی رو سمتم پرت کنه.

438
00:26:52,599 --> 00:26:54,435
‫اما هیچ فایده‌ای نداشت.

439
00:26:54,535 --> 00:26:58,505
‫جف قطعا حال و حوصله‌ی حرف زدن نداشت.

440
00:27:01,207 --> 00:27:04,578
‫هم آقای لمبرت و هم من خوب نخوابیدیم.

441
00:27:04,678 --> 00:27:07,714
‫مشکل خدنگ ذهن ما
‫رو درگیر کرده بود...

442
00:27:07,815 --> 00:27:09,949
‫و خواب رو دشوار کرده بود.

443
00:27:10,049 --> 00:27:13,420
‫آیا کل این قضیه از اول تا آخر
‫یک شیادی بوده؟

444
00:27:13,520 --> 00:27:16,590
‫یک نقشه بوده که ۴ سال طول کشیده؟

445
00:27:16,690 --> 00:27:18,991
‫اگه این‌طور بوده، انگیزه‌شون چی بوده؟

446
00:27:19,091 --> 00:27:21,495
‫آقای خانواده‌ی اروینگ در یک توطئه‌ی...

447
00:27:21,595 --> 00:27:23,963
‫هوشمندانه و نامعمول دست داشتند؟

448
00:27:24,063 --> 00:27:26,999
‫اصلا حیوانی در کار بوده؟

449
00:27:27,099 --> 00:27:30,069
‫آیا مدر یا چیز دیگه‌ای
‫وجود داشته که نشون بده...

450
00:27:30,169 --> 00:27:32,306
‫صدای جف شنیده شده؟

451
00:27:32,406 --> 00:27:33,607
‫اگه این یه نقشه بوده...

452
00:27:33,707 --> 00:27:35,576
‫هیچ انگیزه‌ی آشکار...

453
00:27:35,676 --> 00:27:37,511
‫یا سود مالی در کار نبوده.

454
00:27:41,915 --> 00:27:45,652
‫صبح با این خبر بیدار شدیم که
‫جف برگشته...

455
00:27:45,752 --> 00:27:48,489
‫و بیشتر شب و مشغول حرف زدن بوده.

456
00:27:48,589 --> 00:27:51,157
‫جف به طور ضمنی به اطلاع کشاورز رسونده...

457
00:27:51,258 --> 00:27:54,160
‫که اون زیرکانه منو نگاه کرده...

458
00:27:54,261 --> 00:27:58,030
‫و از قیافه‌ام خوشش نیومده.

459
00:27:58,130 --> 00:28:01,033
‫و به من گفته شد که در یک موقعیت خاص
‫روی زمین بایستم...

460
00:28:01,133 --> 00:28:04,638
‫و داد بزنم "من به تو باور دارم، جف!"

461
00:28:05,137 --> 00:28:07,374
‫من به تو باور دارم، جف!

462
00:28:07,474 --> 00:28:10,109
‫صدای یک جیغ گوش‌خراش از طبقه‌ی بالا اومد.

463
00:28:10,209 --> 00:28:13,179
‫من دوباره اونو صدا زدم، این بار گفتم...

464
00:28:13,280 --> 00:28:15,682
‫"نمیای پایین؟ من به تو باور دارم!"

465
00:28:15,782 --> 00:28:17,016
‫و جف به این سوالم جواب داد...

466
00:28:17,116 --> 00:28:19,286
‫"نه، من نمی‌خوام مدت زیادی بمونم...

467
00:28:19,386 --> 00:28:21,053
‫و من از تو خوشم نمیاد!"

468
00:28:21,153 --> 00:28:22,589
‫در حالی که خدنگ داشت صحبت می‌کرد،

469
00:28:22,689 --> 00:28:25,993
‫آقای لمبرت به آرومی از پله‌ها بالا رفت.

470
00:28:26,092 --> 00:28:27,327
‫اما متاسفانه...

471
00:28:27,427 --> 00:28:29,363
‫تخته‌ی بالایی پله شل بود...

472
00:28:29,463 --> 00:28:32,064
‫و اون روش پا گذاشت و با صدای بلند...

473
00:28:32,164 --> 00:28:34,133
‫قل خورد اومد پایین.

474
00:28:34,234 --> 00:28:37,704
‫جف داد زد "اون داره میاد!" و ناپدید شد.

475
00:28:44,143 --> 00:28:46,613
‫خانواده‌ی اروینگ لطف و محبت زیادی داشتن...

476
00:28:46,713 --> 00:28:51,318
‫و برای ما هر کاری جز
‫نشون دادن جف انجام دادن.

477
00:28:52,953 --> 00:28:56,390
‫آقای اروینگ شخصا خونه رو به ما نشون داد...

478
00:28:56,490 --> 00:28:59,293
‫و پاتوق‌های جف رو مشخص کرد.

479
00:28:59,760 --> 00:29:02,094
‫ما چندین سوراخ...

480
00:29:02,194 --> 00:29:04,096
‫و شکاف دیدیم که جف از طریف اون‌ها
‫به ملاقات کنندگان شکاک...

481
00:29:04,196 --> 00:29:05,999
‫چیزهایی پرت می‌کرد.

482
00:29:06,533 --> 00:29:08,902
‫حفره‌هایی که خدنگ از طریق اون‌ها...

483
00:29:08,927 --> 00:29:10,379
‫خانواده‌ی اروینگ رو تماشا می‌کرد.

484
00:29:10,404 --> 00:29:12,239
‫ما راه‌های پشت تخته‌ها رو می‌دیدیم...

485
00:29:12,339 --> 00:29:14,942
‫که از طریق اون‌ها جف می‌تونست
‫بدون دیده شدن از یک اتاق...

486
00:29:15,042 --> 00:29:17,244
‫به اتاق دیگه بره.

487
00:29:17,344 --> 00:29:18,879
‫این واقعیت که دیوار هر
‫اتاقی تخته‌های چوبی داشت...

488
00:29:18,979 --> 00:29:22,382
‫کل خونه رو به یک لوله‌ی صدارسان بزرگ
‫تبدیل کرده بود...

489
00:29:22,482 --> 00:29:25,619
‫با دیوارهایی که مثل
‫صفحه‌ی صدا عمل می‌کردند.

490
00:29:27,688 --> 00:29:30,924
‫به ما در اتاق وری "پناهگاه" جف
‫نشون داده شد...

491
00:29:31,024 --> 00:29:33,026
‫که یک قسمت جعبه مانند بود...

492
00:29:33,125 --> 00:29:35,662
‫که گفته شد جف بالای اون...

493
00:29:35,762 --> 00:29:40,033
‫با صدای گرامافون می‌رقصه
‫و با توپ مورد علاقه‌اش بازی می‌کنه.

494
00:29:40,934 --> 00:29:44,805
‫با صحبت کردن درون روزنه‌های این صفحات...

495
00:29:44,905 --> 00:29:46,172
‫امکان داشت...

496
00:29:46,273 --> 00:29:47,808
‫که صدا...

497
00:29:47,908 --> 00:29:50,109
‫به قسمت‌های مختلف خونه برسه.

498
00:29:53,447 --> 00:29:56,650
‫ظاهرا جف خیلی وقت‌ها این کار رو می‌کنه.

499
00:30:05,726 --> 00:30:06,526
‫می‌تونم براتون یه نوشیدنی بیارم؟

500
00:30:06,627 --> 00:30:09,296
‫ممنون. نه، من خسته‌ام.

501
00:30:09,396 --> 00:30:11,965
‫فکر کنم زود می‌خوابم.

502
00:30:12,065 --> 00:30:13,800
‫فردا باید روز جالبی باشه.

503
00:30:14,901 --> 00:30:17,471
‫من به میخونه میرم که نوشیدنی بخورم.

504
00:30:17,571 --> 00:30:19,272
‫چیز دیگه‌ای که نیاز ندارین؟

505
00:30:20,107 --> 00:30:21,575
‫نه، برو.

506
00:30:21,675 --> 00:30:26,046
‫و اگه یه خردنگ سخنگو دیدی...

507
00:30:28,982 --> 00:30:30,417
‫فکر کنم اسمش خدنگ باشه.

508
00:30:30,884 --> 00:30:33,887
‫خب، اگه هر کدومشون رو دیدی،

509
00:30:34,454 --> 00:30:35,856
‫بلافاصله به من خبر بده.

510
00:30:35,956 --> 00:30:37,357
‫بله، البته.

511
00:30:37,457 --> 00:30:39,826
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

512
00:30:51,738 --> 00:30:52,906
‫شب خوش.

513
00:30:55,409 --> 00:30:58,311
‫- شب تو هم خوش.
‫- بار تعطیله؟

514
00:30:59,680 --> 00:31:01,815
‫چی دوست داری بنوشی، عزیزم؟

515
00:31:03,984 --> 00:31:05,352
‫یه ویسکی.

516
00:31:06,520 --> 00:31:09,256
‫فکر نکنم ویسکی خوبی باشه.

517
00:31:09,890 --> 00:31:11,558
‫خب، بهتر نیست صبر کنیم برای...

518
00:31:11,658 --> 00:31:12,693
‫برای کی؟

519
00:31:30,644 --> 00:31:32,979
‫اومدی که جف رو ببینی، آره؟

520
00:31:34,347 --> 00:31:36,550
‫من این‌جا هستم که به دکتر
‫نندور فودور،

521
00:31:36,650 --> 00:31:38,652
‫پیشروترین فراروانشناس دنیا کمک کنم.

522
00:31:38,752 --> 00:31:41,021
‫و ما این‌جا هستیم که یک...

523
00:31:41,121 --> 00:31:42,823
‫رویداد ماورایی احتمالی رو بررسی کنیم...

524
00:31:42,923 --> 00:31:44,991
‫که در مورد موجودیه که به عنوان...

525
00:31:45,726 --> 00:31:47,594
‫بله، جف شناخته میشه.

526
00:31:47,694 --> 00:31:48,729
‫هوم.

527
00:31:49,429 --> 00:31:51,398
‫جف ماورایی نیست.

528
00:31:53,200 --> 00:31:54,801
‫اون یه روح زمینیه.

529
00:31:56,403 --> 00:31:58,438
‫اون خودش اینو به من گفت.

530
00:32:00,140 --> 00:32:01,608
‫باهاش مواجه شدی؟

531
00:32:03,110 --> 00:32:04,511
‫بله.

532
00:32:05,879 --> 00:32:06,913
‫یه بار.

533
00:32:07,714 --> 00:32:09,850
‫نزدیک دو سال از اون موقع گذشته.

534
00:32:11,718 --> 00:32:14,187
‫تو اونو دیدی؟ می‌تونی توصیفش کنی؟

535
00:32:14,287 --> 00:32:16,790
‫فقط چند لحظه دیدمش.

536
00:32:18,558 --> 00:32:20,894
‫با گوشه‌ی چشمم دیدمش.

537
00:32:22,929 --> 00:32:24,131
‫اوه، که این‌طور.

538
00:32:24,232 --> 00:32:25,332
‫اما صحبت کردنش رو شنیدم.

539
00:32:28,034 --> 00:32:29,469
‫مثل روز روشن بود.

540
00:32:38,645 --> 00:32:41,381
‫بعد از اون مراسم
‫خاکسپاری بود که پدر پنزن...

541
00:32:41,481 --> 00:32:43,350
‫برای هلن عزیزم برگزار کرد.

542
00:32:45,051 --> 00:32:46,086
‫اون همسرت بود؟

543
00:32:46,186 --> 00:32:47,454
‫آره.

544
00:32:49,356 --> 00:32:51,458
‫۳۰ سال زن و شوهر بودیم.

545
00:32:52,492 --> 00:32:54,594
‫سل اونو از پا در آورد...

546
00:32:56,196 --> 00:32:57,631
‫قبل این‌که وقت مرگش برسه.

547
00:32:58,131 --> 00:32:59,900
‫تسلیت میگم.

548
00:33:00,000 --> 00:33:01,668
‫و اون روز یکمی مشروب خورده بودم.

549
00:33:02,302 --> 00:33:04,704
‫من خیلی خوب با غم از دست دادن
‫اون کنار نمیومده بودم.

550
00:33:05,239 --> 00:33:07,241
‫برای همین زمانی که
‫مراسم داشت انجام میشد...

551
00:33:07,340 --> 00:33:09,376
‫من باید می‌رفتم می‌شاشیدم.

552
00:33:13,947 --> 00:33:16,550
‫من رفتم کنار اون کلیسای قدیمی...

553
00:33:17,317 --> 00:33:18,718
‫که از جلوی چشم‌ها دور باشم.

554
00:33:20,554 --> 00:33:23,924
‫و وقتی اون‌جا ایستاده بودم و می‌شاشیدم،

555
00:33:27,093 --> 00:33:28,495
‫صداشو شنیدم.

556
00:33:30,730 --> 00:33:32,266
‫- جف؟
‫- آره.

557
00:33:39,673 --> 00:33:41,942
‫اون برای من یه شعر خوند.

558
00:33:44,711 --> 00:33:50,116
‫و حتی حالا که اون قضیه رو یاد میارم،
‫حالم عوض میشه.

559
00:33:56,957 --> 00:34:00,527
‫"خواب دیدم که کسی در جایی غریب می‌میرد...

560
00:34:00,627 --> 00:34:02,296
‫و آشنایی ندارد...

561
00:34:02,395 --> 00:34:05,031
‫و تخته‌های بالای صورتش را میخ زدند...

562
00:34:05,131 --> 00:34:07,100
‫رعیت‌های آن سرزمین...

563
00:34:07,200 --> 00:34:10,003
‫خواستند تا آن را در تنهایی بیارامند...

564
00:34:10,103 --> 00:34:11,705
‫و بر پشته‌ی قبرش...

565
00:34:11,805 --> 00:34:15,075
‫صلیلی ساخته شده از دو تکه چوب ساختند...

566
00:34:15,175 --> 00:34:17,010
‫و درخت سرو کاشتند....

567
00:34:17,110 --> 00:34:20,413
‫و او را برای ستارگان بی‌تفاوت بالا
‫رها کردند...

568
00:34:20,513 --> 00:34:22,983
‫تا زمانی که من این کلمات راه حک کردم

569
00:34:23,083 --> 00:34:27,187
‫او از اولین عشقت زیباتر بود...

570
00:34:27,288 --> 00:34:31,157
‫و حالا زیر تخته‌ی چوبی آرامیده..."

571
00:34:35,996 --> 00:34:38,698
‫اون روز بالاخره مشروب خوری رو کنار گذاشتم.

572
00:34:46,907 --> 00:34:49,075
‫اون شعر از ییتس بود، مگه نه؟
‫[ویلیام باتلر ییتس]

573
00:34:49,442 --> 00:34:50,744
‫اون شعر "رویای مرگ" بود.

574
00:34:50,844 --> 00:34:51,912
‫درسته.

575
00:34:53,013 --> 00:34:56,983
‫اما فقط خود شعر منو تحت تاثیر قرار نداد.

576
00:34:59,119 --> 00:35:00,587
‫اون صدا بود.

577
00:35:02,722 --> 00:35:04,991
‫اون صدایی که به درونم نفوذ کرد.

578
00:35:07,027 --> 00:35:12,198
‫حس کردم که ستون فقراتم رو داره
‫مثل دکمه‌های پیانو می‌نوازه.

579
00:35:13,401 --> 00:35:14,467
‫که این‌طور.

580
00:35:14,567 --> 00:35:15,802
‫من بی‌حس بودم.

581
00:35:16,436 --> 00:35:17,671
‫متوجهی؟

582
00:35:20,173 --> 00:35:22,208
‫قبول نمی‌کردم که اون مرده.

583
00:35:25,879 --> 00:35:30,183
‫اون اولین زمانی بود که
‫به خودم اجازه دادم درد رو حس کنم.

584
00:35:33,321 --> 00:35:34,821
‫من به این نیاز داشتم.

585
00:35:36,223 --> 00:35:37,657
‫من به این نیاز داشتم.

586
00:35:38,225 --> 00:35:39,826
‫متوجهم.

587
00:35:47,767 --> 00:35:51,104
‫می‌تونی عجیب‌ترین قسمت
‫این قضیه چیه؟

588
00:35:54,040 --> 00:35:56,910
‫چیزی عجیب‌تر از این‌که
‫به من گفتی هست؟

589
00:35:58,279 --> 00:35:59,612
‫آره.

590
00:36:01,181 --> 00:36:04,251
‫هلن من در ماه آپریل سال ۳۳ فوت کرد.

591
00:36:05,559 --> 00:36:08,929
‫شاید باورت نشه ولی روز "آدینه‌ی نیک" بود.
‫[روز بزرگداشت مصلوب شدن عیسی مسیح]

592
00:36:09,830 --> 00:36:11,197
‫اوه.

593
00:36:11,731 --> 00:36:15,501
‫اون شعر از ییتس،‌ همون‌طور که می‌دونی...

594
00:36:17,303 --> 00:36:20,606
‫تا تابستون سال ۳۴ منتشر نشده بود.

595
00:36:21,842 --> 00:36:23,075
‫اوه.

596
00:36:23,810 --> 00:36:24,778
‫هوم.

597
00:36:24,878 --> 00:36:26,445
‫تو حرفمو باور نداری، مگه نه؟

598
00:36:27,781 --> 00:36:30,449
‫خب، این داستان ناراحت‌کننده‌ای هست.

599
00:36:30,550 --> 00:36:31,384
‫آره.

600
00:36:35,229 --> 00:36:37,665
‫باید درک کنی که دکتر فودور...

601
00:36:37,690 --> 00:36:39,692
‫باعث شده خیلی شکاک باشم.

602
00:36:41,160 --> 00:36:43,296
‫اون همیشه میگه‌ "فقط چیزی رو باور کن...

603
00:36:43,396 --> 00:36:45,197
‫که میشه دید، شنید،

604
00:36:45,298 --> 00:36:49,770
‫لمس کرد و با ابزار علمی
‫شناسایی کرد.

605
00:36:49,945 --> 00:36:51,512
‫کلمات رو باور نکن،

606
00:36:51,537 --> 00:36:56,108
‫فقط واقعیت‌های قابل اثبات و مشاهده
‫رو باور کن."

607
00:37:00,346 --> 00:37:02,348
‫و تو این‌جوری زندگی می‌کنی؟

608
00:37:05,418 --> 00:37:07,653
‫دکتر فودور مرد باهوشیه.

609
00:37:12,678 --> 00:37:15,181
‫فکر کنم داستان تو هم مثل من
‫غم‌انگیزه.

610
00:37:17,103 --> 00:37:18,470
‫البته از جهت دیگه.

611
00:38:02,200 --> 00:38:03,934
‫هی. هی.

612
00:38:05,666 --> 00:38:07,818
‫- شما باید دکتر فودور باشین.
‫- بله. سلام.

613
00:38:07,843 --> 00:38:09,511
‫- تو باید ان باشی.
‫- حالتون چطوره؟

614
00:38:09,536 --> 00:38:10,971
‫از ملاقات با شما بسیار خوشوقتم!

615
00:38:11,072 --> 00:38:12,472
‫به کشنزگپ خوش اومدین!

616
00:38:12,923 --> 00:38:14,493
‫می‌بینم که شهردار ما رو ملاقات کردین!

617
00:38:14,942 --> 00:38:16,510
‫ما خیلی هیجان زده هستیم
‫که شما این‌جایید.

618
00:38:16,610 --> 00:38:18,413
‫دکتر پرایس خیلی از شما تعریف می‌کرد.

619
00:38:18,512 --> 00:38:20,214
‫اون یه مرد دوست داشتنی بود.

620
00:38:20,315 --> 00:38:21,982
‫کاملا درسته.

621
00:38:22,083 --> 00:38:23,284
‫براتون آرزوی موفقیت می‌کنم.

622
00:38:23,384 --> 00:38:25,018
‫ممنون، ماریس.

623
00:38:25,119 --> 00:38:26,220
‫شهردار.

624
00:38:27,821 --> 00:38:29,589
‫بیا بقیه‌ی راه رو تا خونه با ماشین بریم...

625
00:38:29,690 --> 00:38:31,159
‫اگه مشکلی نداشته باشین.

626
00:38:31,259 --> 00:38:33,194
‫سطح زمین متاسفانه...

627
00:38:33,294 --> 00:38:35,296
‫یه مقداری ناهمواره.

628
00:38:35,696 --> 00:38:37,497
‫فکر می‌کنم مشکلی برامون پیش نمیاد.

629
00:38:39,866 --> 00:38:41,601
‫گرمای این زمستون...

630
00:38:41,702 --> 00:38:44,571
‫برای کشت زردآلو خیلی مناسبه.

631
00:38:44,671 --> 00:38:47,040
‫اگه تا حالا نخوردین باید بدونین
‫که میوه‌های کوچولو و خوشمزه‌ای هستن.

632
00:38:47,908 --> 00:38:49,710
‫- فکر کنم حالم داره بد میشه.
‫- وای خدا.

633
00:38:49,810 --> 00:38:53,714
‫و این‌جا به آب نزدیک‌تره و
‫خاک خیلی سبک‌تره...

634
00:38:53,814 --> 00:38:57,251
‫خاک حالت شنی داره،
‫درختای گیلاس عاشق اینن.

635
00:38:57,352 --> 00:38:58,752
‫می‌تونین اونا رو ببینید.

636
00:39:01,021 --> 00:39:02,156
‫چی؟

637
00:39:12,966 --> 00:39:15,436
‫و همون‌طور که اشاره کردم،
‫با گرمایی که این‌جا داره...

638
00:39:15,535 --> 00:39:18,172
‫میوه‌ها خیلی خوب رشد می‌کنند.

639
00:39:18,272 --> 00:39:20,007
‫پارسال از سال قبلش خیلی پربارتر بود...

640
00:39:20,108 --> 00:39:21,708
‫که اون هم از سال قبلش پربارتر بود.

641
00:39:21,808 --> 00:39:23,910
‫و این سال قراره بهترین سال باشه.

642
00:39:24,011 --> 00:39:26,947
‫کارش سخته، اما نتیجه‌بخشه.

643
00:39:27,048 --> 00:39:30,218
‫اوه، دکتر فودور، این همسرم مارگارت هست.

644
00:39:30,318 --> 00:39:32,253
‫مگی، ایشون دکتر نندور فودور...

645
00:39:32,353 --> 00:39:33,587
‫و ایشون دستیارش ان هستن.

646
00:39:33,687 --> 00:39:36,290
‫از ملاقات با شما واقعا
‫خوشحال شدم، دکتر فودور.

647
00:39:36,391 --> 00:39:40,961
‫دکتر پرایس توی نامه‌هاش خیلی
‫شما رو تحسین می‌کرد.

648
00:39:41,062 --> 00:39:43,563
‫من می‌خواستم قبل از
‫اومدنتون کتابتون رو بخونم،

649
00:39:43,663 --> 00:39:45,799
‫اما وقتی از کتاب‌فروشی پاول توی
‫شهر اونو سفارش دادم...

650
00:39:45,899 --> 00:39:48,102
‫گفتن یه ماه طول می‌کشه تا یه نسخه
‫از اون کتاب برسه این‌جا.

651
00:39:48,202 --> 00:39:52,672
‫خب، این لطف شما رو می‌رسونه،
‫ولی اصلا ضرورتی نداشت.

652
00:39:53,740 --> 00:39:56,710
‫و تو چه موجود زیبایی هستی.

653
00:39:57,178 --> 00:39:59,480
‫چه چشمای درخشانی داری.

654
00:39:59,579 --> 00:40:00,914
‫سلام.

655
00:40:01,548 --> 00:40:03,950
‫ازدواج کردین، آره؟

656
00:40:04,751 --> 00:40:06,820
‫اوه، نه.

657
00:40:07,321 --> 00:40:08,789
‫ببخشید...

658
00:40:08,889 --> 00:40:11,159
‫نه. من...

659
00:40:11,259 --> 00:40:13,485
‫من دستیار دکتر فودور هستم.

660
00:40:14,828 --> 00:40:17,165
‫منظورم این نبود که با هم
‫ازدواج کردین، دختر جون.

661
00:40:17,265 --> 00:40:19,800
‫البته طبق این واکنشی که داشتی انگار...

662
00:40:19,900 --> 00:40:22,636
‫من به موضوع حساسی اشاره کردم.

663
00:40:22,736 --> 00:40:23,737
‫وای خدا.

664
00:40:23,837 --> 00:40:25,339
‫منظورم این بود که کلا ازدواج کردی یا نه!

665
00:40:25,440 --> 00:40:27,241
‫اندامی که داری مناسب زاد و ولده.

666
00:40:27,341 --> 00:40:28,342
‫ام...

667
00:40:28,443 --> 00:40:30,078
‫می‌تونم دستت رو ببینم؟

668
00:40:30,178 --> 00:40:31,312
‫وای، آره.

669
00:40:31,412 --> 00:40:33,947
‫خب، خط عشقت این‌جاست.

670
00:40:34,048 --> 00:40:35,615
‫خیلی خب، کافیه.

671
00:40:35,715 --> 00:40:37,418
‫اونا این همه راه نیومدن که
‫حرافی شما رو بشنون.

672
00:40:37,518 --> 00:40:38,486
‫ببخشید.

673
00:40:38,585 --> 00:40:41,055
‫و تو باید وری باشی.

674
00:40:41,588 --> 00:40:43,091
‫از ملاقات با شما خوشوقتم، دکتر فودور.

675
00:40:43,191 --> 00:40:47,161
‫دکتر پرایس اشاره کرد که تو
‫یه شکم‌گوی موفقی.

676
00:40:47,694 --> 00:40:49,796
‫اوه.

677
00:40:49,896 --> 00:40:52,599
‫من خودم رو موفق حساب نمی‌کنم، آقا.

678
00:40:53,167 --> 00:40:55,111
‫خودت این کارو یاد گرفتی، آره؟

679
00:40:55,136 --> 00:40:58,738
‫بله، آقا. وقتی یه دختر بچه بودم
‫به‌جای عروسک‌هام حرف می‌زدم.

680
00:40:58,839 --> 00:41:00,108
‫یه روز من دوستم سیرشا رو ترسوندم...

681
00:41:00,208 --> 00:41:02,577
‫چون فکر می‌کرد اونا واقعا حرف میزنن.

682
00:41:02,676 --> 00:41:03,743
‫فوق‌العاده‌ست.

683
00:41:03,844 --> 00:41:05,745
‫اوه، اون کمک‌دست من، ارول هست.

684
00:41:05,846 --> 00:41:08,524
‫اون به کارای خونه رسیدگی می‌کنه،
‫با من به زمین کشاورزی رسیدگی می‌کنه.

685
00:41:08,549 --> 00:41:09,883
‫اون توی اتاقک کنار خونه زندگی می‌کنه.

686
00:41:09,983 --> 00:41:11,952
‫باعث افتخار منه که با
‫شما آشنا شدم، دکتر فودور.

687
00:41:12,053 --> 00:41:13,387
‫منم همین‌طور.

688
00:41:13,488 --> 00:41:15,123
‫و اینا کی هستن؟

689
00:41:15,223 --> 00:41:16,656
‫رالف و رولف.

690
00:41:16,756 --> 00:41:18,526
‫این کدوم یکیه؟

691
00:41:18,625 --> 00:41:19,594
‫اون رولفه.

692
00:41:19,693 --> 00:41:21,395
‫رولف؟

693
00:41:22,829 --> 00:41:25,433
‫خب، ممنون که ما رو به خانواده‌ی...

694
00:41:25,533 --> 00:41:28,369
‫دوست داشتنیت معرفی
‫کردی، آقای اروینگ.

695
00:41:28,469 --> 00:41:30,871
‫همون‌طور که گفتی ما مسافت
‫زیادی رو طی کردیم...

696
00:41:30,971 --> 00:41:32,672
‫به امید این‌که شاید بتونیم...

697
00:41:32,772 --> 00:41:34,674
‫یه عضو دیگه از ساکنین خونه‌ی
‫شما رو ملاقات کنیم.

698
00:41:34,774 --> 00:41:37,445
‫بله، البته، شما این‌جا اومدین
‫که جف رو ببینید.

699
00:41:37,545 --> 00:41:38,778
‫کاملا درسته.

700
00:41:38,879 --> 00:41:41,415
‫اون موجود این‌جاست؟ ما می‌تونیم ببینیمش؟

701
00:41:41,848 --> 00:41:43,650
‫موجود؟ خب.

702
00:41:43,750 --> 00:41:46,254
‫میشه گفت جف همیشه این‌جاست.

703
00:41:46,354 --> 00:41:48,322
‫اون همیشه این اطرافه.

704
00:41:49,157 --> 00:41:51,225
‫اما اون در حال حاضر توی خونه نیست.

705
00:41:51,325 --> 00:41:54,895
‫اون یه هفته پیش این‌جا رو ترک کرد.

706
00:41:54,995 --> 00:41:56,863
‫راستش با فاصله‌ی کمی بعد از این‌که
‫ما بهش اطلاع دادیم تو داری میای.

707
00:41:56,963 --> 00:41:59,666
‫اون یکمی ناراحت میشه وقتی که ما...

708
00:41:59,766 --> 00:42:01,369
‫متخصصینی رو برای دیدنش میاریم.

709
00:42:01,469 --> 00:42:03,052
‫آره، اینو به عنوان یه توهین می‌بینه.

710
00:42:03,077 --> 00:42:04,679
‫اون میگه که میدونه
‫وجود داره، پس چرا باید...

711
00:42:04,704 --> 00:42:05,906
‫اینو به بقیه ثابت کنه؟

712
00:42:06,006 --> 00:42:07,074
‫اه.

713
00:42:07,175 --> 00:42:08,975
‫البته مطمئن باشین جای نگرانی نیست!

714
00:42:09,076 --> 00:42:11,745
‫همون‌طور که گفتم جف همیشه این‌جاست،
‫این‌جا خونه‌اش هست.

715
00:42:11,845 --> 00:42:13,880
‫اگه بخوام حدس بزنم،‌ به نظرم اون ناقلا...

716
00:42:13,980 --> 00:42:16,083
‫احتمالا الان داره ما رو تماشا می‌کنه.

717
00:42:16,184 --> 00:42:17,684
‫آره.

718
00:42:17,784 --> 00:42:19,053
‫سعی می‌کنه تو رو سبک سنگین کنه.

719
00:42:22,423 --> 00:42:23,924
‫یه غاری هست...

720
00:42:24,024 --> 00:42:25,526
‫که بعد از ۸۰۰ متر کوهنوردی بهش می‌رسین...

721
00:42:25,626 --> 00:42:27,562
‫و معمولا وقتی اون توی خونه نیست...

722
00:42:27,587 --> 00:42:29,063
‫اون‌جا می‌تونم پیداش کنم.

723
00:42:29,444 --> 00:42:31,613
‫تقریبا مطمئنم که اون‌جاست.

724
00:42:32,999 --> 00:42:34,868
‫بگذریم، بیاین داخل و یه چای بخورین.

725
00:42:34,968 --> 00:42:37,471
‫همسرم یه تارت تمشک پخته
‫که شما باید امتحانش کنین.

726
00:42:37,572 --> 00:42:39,839
‫اوه، این خیلی خوب به نظر میاد.

727
00:42:39,940 --> 00:42:41,409
‫بیاین.

728
00:43:02,630 --> 00:43:04,831
‫من فهمیدم وقتی که جف
‫این‌جا پیش ما توی خونه نیست،

729
00:43:04,931 --> 00:43:06,534
‫معمولا میشه توی یه غاری پیداش کرد...

730
00:43:06,634 --> 00:43:08,135
‫که نزدیک قله‌ی کوهه.

731
00:43:08,236 --> 00:43:11,305
‫و من شرط می‌بندم الان اون‌جاست.

732
00:43:11,405 --> 00:43:12,473
‫که این‌طور.

733
00:43:13,140 --> 00:43:14,642
‫البته بالا رفتن یکمی سخته.

734
00:43:14,741 --> 00:43:16,277
‫خیلی سربالایی داره،

735
00:43:16,377 --> 00:43:17,545
‫مسیرش یکم ناهمواره.

736
00:43:18,079 --> 00:43:19,447
‫البته فکر می‌کنم این مسئله
‫برای جف اهمیتی نداره...

737
00:43:19,547 --> 00:43:20,615
‫با پاهای کوچیک چابکی که داره.

738
00:43:20,715 --> 00:43:21,848
‫اما ظاهرا برای پنجه‌های انسانی ما...

739
00:43:21,873 --> 00:43:23,384
‫یکمی سخت‌تره.

740
00:43:25,219 --> 00:43:29,490
‫پس... طبق چیزی که ما
‫فهمیدیم الان این‌جا نیست.

741
00:43:30,725 --> 00:43:32,526
‫نمی‌دونم باقی روز رو چکار کنیم.

742
00:43:33,294 --> 00:43:34,428
‫خب...

743
00:43:35,028 --> 00:43:36,863
‫بیا بریم اون غار رو ببینیم.

744
00:43:40,701 --> 00:43:43,803
‫می‌دونی چند گونه گوسفند توی دنیا هست؟

745
00:43:45,506 --> 00:43:47,774
‫اعتراف می‌کنم که نمی‌دونم.

746
00:43:47,874 --> 00:43:49,410
‫چندین هزار گونه.

747
00:43:51,878 --> 00:43:53,514
‫البته فقط گونه‌های نادری هستن...

748
00:43:53,614 --> 00:43:54,948
‫که ما بهشون میگیم "خوش پشم"

749
00:43:55,049 --> 00:43:56,450
‫اما اونا توی این‌جا زیاد نیستن.

750
00:43:56,550 --> 00:43:59,086
‫البته ما این‌جا با نژاد رامبویه
‫موفقیت زیادی داشتیم...

751
00:43:59,186 --> 00:44:01,888
‫با این‌که اونا خیلی از بارون خوششون نمیاد.

752
00:44:03,957 --> 00:44:05,359
‫فوق‌العاده‌ست.

753
00:44:06,960 --> 00:44:08,462
‫چی فوق‌العاده‌ست؟

754
00:44:08,562 --> 00:44:09,697
‫گوسفند.

755
00:44:09,796 --> 00:44:11,399
‫اوه.

756
00:44:22,410 --> 00:44:24,245
‫خیلی خب، ما رسیدیم.

757
00:44:24,345 --> 00:44:27,048
‫یکی از مکان‌های اختفای مورد علاقه‌ی جف.

758
00:44:28,316 --> 00:44:29,350
‫جف!

759
00:44:30,184 --> 00:44:32,119
‫جف! اون‌جایی، پسر؟

760
00:44:32,219 --> 00:44:35,589
‫دکتر فودور و دستیار دوست‌داشتنیش
‫اومدن این‌جا که تو رو ببینن.

761
00:44:36,057 --> 00:44:37,792
‫غار خیلی طولانیه.

762
00:44:37,891 --> 00:44:39,826
‫این‌که اون جواب نمیده
‫و ما نمی‌تونیم ببینیمش...

763
00:44:39,926 --> 00:44:41,696
‫دلیل نمیشه که این‌جا نباشه.

764
00:44:46,434 --> 00:44:48,835
‫شاید... البته مجبور نیستین این کارو بکنین،

765
00:44:48,935 --> 00:44:52,038
‫اما شاید اگه خودتون
‫رو بهش معرفی کنین...

766
00:44:52,139 --> 00:44:55,582
‫و بگین که توی ذهنشون هیچ شکی
‫ندارین که اون واقعیه...

767
00:44:55,607 --> 00:44:57,478
‫شاید باعث فروکش‌ کردن نگرانی‌هاش
‫باشه...

768
00:44:57,503 --> 00:44:59,616
‫و راضی شه که خودش رو نشون بده.

769
00:45:00,947 --> 00:45:02,783
‫و دوست داری من چی بگم؟

770
00:45:02,882 --> 00:45:04,918
‫فقط همین. بهش بگو کی هستی...

771
00:45:05,018 --> 00:45:06,287
‫و مطمئنی که اون واقعیه،

772
00:45:06,387 --> 00:45:07,755
‫و نمی‌خوای بهش آسیبی برسونی.

773
00:45:07,854 --> 00:45:09,090
‫نیومدی این‌جا که اونو تشریح کنی.

774
00:45:09,190 --> 00:45:10,825
‫بیا فقط بهش سلام کنیم.

775
00:45:10,924 --> 00:45:12,560
‫سلام؟

776
00:45:12,660 --> 00:45:15,925
‫سلام. خیلی خب.

777
00:45:23,204 --> 00:45:24,338
‫سلام.

778
00:45:25,373 --> 00:45:26,374
‫سلام، جف.

779
00:45:27,642 --> 00:45:30,312
‫- ادامه بده.
‫- باشه.

780
00:45:30,912 --> 00:45:33,648
‫اسم من دکتر نندور فودور هست.

781
00:45:34,782 --> 00:45:36,050
...و

782
00:45:36,818 --> 00:45:39,687
و آقای اروینگ بهم گفته
بهت اطلاع بدم

783
00:45:39,787 --> 00:45:44,092
که به عقیده من
جنابعالی وجود داری

784
00:45:44,192 --> 00:45:45,693
...و

785
00:45:47,161 --> 00:45:52,267
باید اضافه کنم که اگر درحال حاضر
توی این غار زندگی می‌کنی

786
00:45:52,367 --> 00:45:56,304
می‌شه تشریف بیاری بیرون

787
00:45:56,403 --> 00:45:59,040
تا گفتگو کنیم؟

788
00:46:01,342 --> 00:46:03,543
بنده بسیار مشتاقم

789
00:46:03,645 --> 00:46:05,613
تا با شما آشنا بشم

790
00:46:08,683 --> 00:46:10,051
چطور بود؟ -
هوشمندانه بود -

791
00:46:10,151 --> 00:46:11,352
خیلی خوب بود -
عالی و هوشمندانه -

792
00:46:11,451 --> 00:46:12,553
آره

793
00:46:12,578 --> 00:46:14,345
می‌دونی، اگه اون داخل باشه

794
00:46:14,370 --> 00:46:16,490
شک ندارم که صحبت‌هات

795
00:46:16,515 --> 00:46:18,543
باعث می‌شه بیاد بیرون

796
00:46:18,568 --> 00:46:19,802
واقعا؟

797
00:46:24,933 --> 00:46:27,201
لعنتی. آخ، لعنتی

798
00:46:28,687 --> 00:46:29,888
چیه؟

799
00:46:29,913 --> 00:46:31,948
.دکتر فودور، به‌شدت متاسفم
جدی می‌گم

800
00:46:32,973 --> 00:46:35,676
به‌نظر میاد دوست کوچولومون
درحال حاضر، حضور نداره

801
00:46:35,893 --> 00:46:37,385
شاید رفته شهر

802
00:46:37,410 --> 00:46:39,947
لابد موقعی که داشتیم می‌اومدیم
از کنارمون رد شده

803
00:46:40,239 --> 00:46:42,316
احتمالا برگشته خونه و داره
توی اتاق «وری» بازی می‌کنه

804
00:46:42,341 --> 00:46:43,475
...اونجا یه‌کم جا داره

805
00:46:43,500 --> 00:46:45,419
آره، می‌دونم

806
00:46:45,518 --> 00:46:47,854
دفتر خاطراتِ دکتر پرایس رو خوندم

807
00:46:47,955 --> 00:46:49,222
...درسته. خب

808
00:46:49,990 --> 00:46:52,626
از اونجایی که قرار نیست
جف، با حضورش شرف‌یاب‌مون کنه

809
00:46:53,060 --> 00:46:55,629
شاید بهتر باشه خودمون
بریم داخل غار

810
00:46:57,631 --> 00:47:00,634
می‌دونید، متاسفانه یکی از
خصلت‌های زشت جف

811
00:47:00,734 --> 00:47:02,803
اینکه بعضی وقت‌ها
دست کجی می‌کنه

812
00:47:02,903 --> 00:47:04,938
می‌دونی، اغلب مواقع
یه سری وسایل

813
00:47:05,038 --> 00:47:07,608
مثل بدلیجات، زلم زیمبو
و اینا توی آشپزخونه گم می‌شه

814
00:47:07,708 --> 00:47:10,010
بقیه‌ی اهالی شهر هم
همچین چیزی رو تجربه کردن

815
00:47:10,110 --> 00:47:11,211
...شاید

816
00:47:11,578 --> 00:47:14,448
شاید یه سری از چیزهایی که
دزدیده رو اینجا قایم کرده

817
00:47:15,281 --> 00:47:16,617
آره

818
00:47:17,417 --> 00:47:19,520
لطفا، بفرماید

819
00:47:20,286 --> 00:47:21,688
خب، من کیفم رو می‌ذارم همین‌جا

820
00:47:21,789 --> 00:47:24,358
چون اگه یه وقت افتادین
باید دستم خالی باشه

821
00:47:24,458 --> 00:47:25,492
آره، اول تو برو

822
00:47:25,592 --> 00:47:27,261
مواظب باش -
باشه -

823
00:47:27,361 --> 00:47:29,830
حدسم درست بود

824
00:47:30,364 --> 00:47:32,499
کلی وسیله دزدیده شده اینجاست

825
00:47:32,728 --> 00:47:34,196
بیاید ببینید

826
00:47:34,868 --> 00:47:36,036
اوه آره

827
00:47:37,204 --> 00:47:38,806
یا خدا

828
00:47:38,906 --> 00:47:40,541
آره، اینجا رو

829
00:47:43,110 --> 00:47:44,411
...به‌نظرم

830
00:47:45,311 --> 00:47:47,881
بدون شک، این هم مال جفه

831
00:47:47,981 --> 00:47:50,284
می‌خوای ببریش لندن
تا روش آزمایش کنی؟

832
00:47:50,384 --> 00:47:51,718
ممنون آقای اروینگ

833
00:47:51,819 --> 00:47:54,621
صحیح و سالم می‌برمش لندن

834
00:47:54,721 --> 00:47:55,923
آره

835
00:47:56,423 --> 00:47:59,393
یه‌بار سال 1929 توی هند
یه خدنگ دیدم

836
00:47:59,493 --> 00:48:01,094
جدی؟ حرف هم می‌زد؟

837
00:48:08,936 --> 00:48:10,437
به چی می‌خندی؟

838
00:48:11,138 --> 00:48:12,372
هیچی

839
00:48:14,174 --> 00:48:17,678
توی غاره سوتینِ زن ندیدی؟

840
00:48:23,483 --> 00:48:25,786
ببین، تا جایی که می‌دونم
تموم ساکنین این جزیره

841
00:48:25,886 --> 00:48:26,987
از مواجه شدن‌شون با این موجود

842
00:48:27,087 --> 00:48:29,756
یه خاطره‌ای از جف دارن

843
00:48:29,857 --> 00:48:30,991
خاطره خودت رو بهم بگو

844
00:48:32,793 --> 00:48:35,762
من خاطره‌ای با جف ندارم -
جدی؟ -

845
00:48:36,129 --> 00:48:37,431
از اونجایی که توی

846
00:48:37,531 --> 00:48:40,067
مزرعه اروینگ زندگی می‌کنی
خیلی جالبه

847
00:48:42,436 --> 00:48:44,371
خاطره‌ای با جف ندارم

848
00:48:45,305 --> 00:48:46,974
...ولی جفت‌مون می‌دونیم

849
00:48:48,475 --> 00:48:50,043
که «جف» وجود نداره

850
00:48:51,044 --> 00:48:52,212
چی گفتی؟

851
00:48:54,181 --> 00:48:55,716
چی گفتی؟

852
00:48:59,286 --> 00:49:01,356
جونمی جون، لیموناد

853
00:49:01,455 --> 00:49:03,090
قبل از اینکه دوباره
بزنیم به دل جاده

854
00:49:03,190 --> 00:49:04,591
یه سر می‌رم دستشویی

855
00:49:04,691 --> 00:49:06,593
...می‌شه
ممنون

856
00:49:08,462 --> 00:49:10,864
بیا، ممنون

857
00:49:15,168 --> 00:49:16,403
خیلی‌خب

858
00:49:16,503 --> 00:49:20,440
♪ یه روزی پیدات می‌کنم ♪

859
00:49:20,540 --> 00:49:23,877
♪ درحالی که مهتاب پشت سرته ♪

860
00:49:23,977 --> 00:49:30,150
♪ به این رویا ایمان دارم و پاش هستم ♪

861
00:49:30,250 --> 00:49:32,486
♪ وقتی بهت نزدیک می‌شم ♪

862
00:49:32,586 --> 00:49:36,156
♪ یه لبخند کوچیک می‌زنی ♪

863
00:49:36,256 --> 00:49:39,059
♪ به مدتی کوتاه ♪

864
00:49:40,027 --> 00:49:41,528
به همین سادگی

865
00:49:42,963 --> 00:49:46,800
♪ یه روزی پیدات می‌کنم ♪

866
00:49:47,234 --> 00:49:51,605
♪ درحالی که مهتاب پشت سرته ♪

867
00:49:56,710 --> 00:49:58,745
اوه، سلام خانم ان

868
00:49:58,845 --> 00:50:00,948
.سلام وری
ببخشید مزاحم شدم

869
00:50:01,048 --> 00:50:04,451
داشتم می‌اومدم بالا
که صدای آوازت رو شنیدم

870
00:50:09,122 --> 00:50:10,157
می‌شه بیام تو؟

871
00:50:17,264 --> 00:50:19,132
وای خدا، چه اتاق قشنگی داری

872
00:50:19,933 --> 00:50:22,569
شعرِ «نوئل کوارد» بود؟

873
00:50:24,104 --> 00:50:25,639
صدات خیلی قشنگه

874
00:50:26,306 --> 00:50:28,842
ممنون، صدای تو هم قشنگه

875
00:50:29,743 --> 00:50:32,212
خب، نظر لطفته

876
00:50:34,881 --> 00:50:38,819
می‌شه یه‌کم بیش‌تر
از استعدادت برام بگی؟

877
00:50:39,252 --> 00:50:40,687
اگه بخوای می‌تونم یادت بدم

878
00:50:40,787 --> 00:50:42,522
راستش خیلی ساده‌ست

879
00:50:42,956 --> 00:50:44,624
فکرنکنم مهارتی توش
داشته باشم

880
00:50:44,725 --> 00:50:46,226
خیلی ساده‌ست

881
00:50:47,594 --> 00:50:48,962
قول می‌دم

882
00:50:49,062 --> 00:50:52,367
الان انجامش دادی

883
00:50:52,392 --> 00:50:54,134
خارق العاده‌ست

884
00:50:55,036 --> 00:50:57,905
دهنت باید تا حد زیادی بسته باشه

885
00:50:58,271 --> 00:50:59,606
زبونت رو شل کن

886
00:50:59,706 --> 00:51:01,341
یه سری صداها رو
بدون تکون دادن لب

887
00:51:01,442 --> 00:51:02,509
آسون‌تر می‌شه درآورد

888
00:51:02,609 --> 00:51:03,877
اوه

889
00:51:03,977 --> 00:51:05,012
امتحان کن

890
00:51:05,446 --> 00:51:06,580
الان؟

891
00:51:06,680 --> 00:51:09,516
آره، حرف بزن

892
00:51:10,550 --> 00:51:11,918
سلام

893
00:51:12,019 --> 00:51:13,086
سلام

894
00:51:13,186 --> 00:51:14,154
سلام

895
00:51:15,822 --> 00:51:18,359
آره، فکرکنم باید تمرین کنم

896
00:51:18,459 --> 00:51:19,593
قطعا همین‌طوره

897
00:51:19,960 --> 00:51:22,229
...اینجوری که شکم‌گویی می‌کنی

898
00:51:22,827 --> 00:51:24,731
خارق العاده‌ست

899
00:51:24,831 --> 00:51:26,066
درسته

900
00:51:26,800 --> 00:51:30,070
به‌شدت دلم می‌خواد
یادش بگیرم

901
00:51:30,170 --> 00:51:31,738
فکرکنم بتونم به‌لحاظِ نظری
یادت بدم

902
00:51:31,838 --> 00:51:34,207
ولی خیلی باید تمرین کنی

903
00:51:34,307 --> 00:51:35,809
مطمئنم همین‌طوره

904
00:51:37,010 --> 00:51:40,213
انسان‌ها می‌تونن مبدا صدا رو
مشخص کنن

905
00:51:40,680 --> 00:51:44,017
به همون اندازه که با گوش
می‌شنویمش، با چشم‌هامون هم می‌شنویمش

906
00:51:44,584 --> 00:51:48,255
صدا مسیر نداره، فقط نوسان داره

907
00:51:49,056 --> 00:51:51,992
صداهایی که از دور میان
...متفاوت‌تر از صداهای نزدیک

908
00:51:52,427 --> 00:51:53,693
به‌گوش می‌رسن

909
00:51:54,628 --> 00:51:59,900
وای خدا، خارق العاده‌ست

910
00:52:01,735 --> 00:52:05,672
♪ یه روزی پیدات می‌کنم ♪

911
00:52:05,772 --> 00:52:09,544
♪ درحالی که مهتاب پشت سرته ♪

912
00:52:10,243 --> 00:52:16,016
♪ به این رویا ایمان دارم و پاش هستم ♪

913
00:52:21,556 --> 00:52:22,989
تو یه اعجوبه‌ای

914
00:52:23,524 --> 00:52:24,658
یه امتحانی بکن

915
00:52:24,758 --> 00:52:26,927
اصلا بلد نیستم

916
00:52:30,230 --> 00:52:31,598
صرفا امتحان کن

917
00:52:32,799 --> 00:52:36,103
تموم تمرکزت رو بذار
روی سوراخِ اون دیوار

918
00:52:38,439 --> 00:52:39,940
و وادارش کن بخونتش

919
00:52:40,774 --> 00:52:42,109
وادارش کنم بخونتش

920
00:52:43,377 --> 00:52:45,145
بلد نیستم -
سعی‌ت رو بکن -

921
00:52:50,650 --> 00:52:52,853
♪ درحالی که مهتاب پشت سرته ♪

922
00:52:52,953 --> 00:52:55,188
آره، خودشه

923
00:52:55,288 --> 00:52:57,290
صدات رو بفرست توی اون فضا

924
00:52:57,757 --> 00:52:59,759
اون فضا رو وادار به خوندن کن

925
00:53:02,162 --> 00:53:04,698
خیلی‌خب، ولی فکرنکنم
فایده‌ای داشته باشه

926
00:53:07,701 --> 00:53:12,038
♪ یه روزی پیدات می‌کنم ♪

927
00:53:12,139 --> 00:53:16,943
♪ درحالی که مهتاب پشت سرته ♪

928
00:53:17,043 --> 00:53:23,316
♪ به این رویا ایمان دارم و پاش هستم ♪

929
00:53:23,417 --> 00:53:28,955
♪ وقتی بهت نزدیک می‌شم ♪
♪ یه لبخند کوچیک می‌زنی ♪

930
00:53:29,590 --> 00:53:32,325
♪ برای مدتی کوتاه ♪

931
00:53:32,959 --> 00:53:34,694
الان منتظرمن

932
00:53:34,794 --> 00:53:36,663
باید برم

933
00:54:04,725 --> 00:54:08,462
واقعا معذرت می‌خوام
که آوردمت اینجا

934
00:54:08,562 --> 00:54:10,497
نیازی به عذرخواهی نیست

935
00:54:10,865 --> 00:54:11,967
آدم‌های مهربونی هستن

936
00:54:14,069 --> 00:54:16,136
اکثرشون روانی‌ان

937
00:54:16,236 --> 00:54:18,172
به‌خصوص ریش‌سفیدشون

938
00:54:18,272 --> 00:54:21,342
انگیزه‌هاشون کاملاً
برام مبهمه

939
00:54:21,442 --> 00:54:26,180
ولی مطمئنم که این قضیه
یه عوام‌فریبیِ مضحکه

940
00:54:27,381 --> 00:54:30,150
ظاهرا تنها کسی که بین‌شون
یه خرده عاقله

941
00:54:30,250 --> 00:54:32,720
کارگرشون اروله

942
00:54:33,487 --> 00:54:35,489
به‌نظرم همه‌شون
آدم‌هایی مهربونی ان

943
00:54:36,024 --> 00:54:37,291
...یه

944
00:54:38,927 --> 00:54:41,128
یه دونه سوتین

945
00:54:41,228 --> 00:54:42,864
توی غاره بود

946
00:54:42,964 --> 00:54:44,465
دیدیش؟

947
00:54:45,165 --> 00:54:47,869
لباس زیر یه زن بود

948
00:54:51,472 --> 00:54:54,075
واقعا فکر نمی‌کنی
امکان نداره که

949
00:54:54,174 --> 00:54:55,509
ادعاشون حقیقت داشته باشه؟

950
00:54:56,111 --> 00:54:57,846
ببخشید؟

951
00:54:57,946 --> 00:55:00,147
می‌دونم اتفاقات امروز
غیرعادی بود

952
00:55:00,581 --> 00:55:04,551
و می‌دونم که خانواده اروینگ
غیرعادی هستن

953
00:55:04,652 --> 00:55:07,688
ولی همه‌ش به این فکر می‌کنم که

954
00:55:07,789 --> 00:55:09,124
آخه چرا؟

955
00:55:09,623 --> 00:55:12,226
اگه واقعا طبق حرفت
یه حرکت عوام فریبانه باشه

956
00:55:12,326 --> 00:55:15,063
پس انگیزه اروینگ
از این کار چیه؟

957
00:55:15,864 --> 00:55:19,400
...قبل از اومدن جف -
قبل از اومدنِ احتمالی جف -

958
00:55:19,500 --> 00:55:21,803
...قبل از این حادثه احتمالی

959
00:55:22,636 --> 00:55:25,506
خانواده اروینگ
یه خانواده ثروتمند بوده

960
00:55:25,606 --> 00:55:30,210
بین مردم اعتبار دارن
و به لحاظ مالی تامین هستن

961
00:55:30,879 --> 00:55:32,113
به‌نظرم کلاهبردار نیستن

962
00:55:33,647 --> 00:55:35,884
اگه بابتش از مردم پول می‌گرفتن
شاید می‌شد گفت کلاهبردارن

963
00:55:38,352 --> 00:55:41,355
حالا که خودت باهاشون آشنا شدی

964
00:55:41,455 --> 00:55:43,124
هیچ نظریه‌ای نداری؟

965
00:55:43,223 --> 00:55:47,494
اگه صرفا یک شخص
...دچار این توهمات شده بود

966
00:55:47,594 --> 00:55:50,698
اگه صرفا آقای اروینگ
از جانب خانواده‌ش و مردم شهر

967
00:55:50,799 --> 00:55:52,633
ادعا می‌کرد که همچین موجودی
وجود داره

968
00:55:52,733 --> 00:55:55,536
اون موقع شاید می‌تونستم

969
00:55:55,636 --> 00:55:57,571
یک ارزیابی روانی انجام بدم

970
00:55:57,671 --> 00:56:01,009
ولی اینکه کل خانواده‌ش

971
00:56:01,109 --> 00:56:03,243
....و ظاهرا کل مردم شهر

972
00:56:04,012 --> 00:56:06,948
پس یعنی معتقدی که
دچار جنون جمعی شدن؟

973
00:56:09,450 --> 00:56:11,786
...و اصلا فکر نمی‌کنی

974
00:56:13,054 --> 00:56:14,856
ممکنه احتمال داشته باشه

975
00:56:14,956 --> 00:56:18,492
که خانواده اروینگ دارن
راست می‌گن و جف وجود داره؟

976
00:56:19,761 --> 00:56:21,295
تو همچین فکری می‌کنی؟

977
00:56:32,140 --> 00:56:33,373
ان؟

978
00:56:34,042 --> 00:56:35,676
...اوضاع

979
00:56:36,487 --> 00:56:38,823
شرمنده دیروقت مزاحم شدم، قربان

980
00:56:39,313 --> 00:56:41,015
ولی یکی تلفن زده
کارتون داره

981
00:56:42,716 --> 00:56:43,918
تلفن زدن؟

982
00:56:47,321 --> 00:56:48,857
این وقت شب؟

983
00:56:48,957 --> 00:56:49,991
کی هست حالا؟

984
00:56:50,091 --> 00:56:51,592
از آمریکا زنگ زدن؟

985
00:56:52,827 --> 00:56:54,796
از آمریکا نیست، قربان

986
00:56:54,896 --> 00:56:56,563
...تماس

987
00:56:57,397 --> 00:56:58,767
...از طرفِ

988
00:57:00,869 --> 00:57:01,903
اونه

989
00:57:17,384 --> 00:57:18,820
الو؟

990
00:57:22,322 --> 00:57:25,059
الو؟ دکتر نندور فودور هستم

991
00:57:28,937 --> 00:57:30,339
به‌نظر میاد کسی

992
00:57:30,364 --> 00:57:32,299
پشت خط نیست

993
00:57:32,399 --> 00:57:34,368
...دکتر فودور -
بله؟ -

994
00:57:34,468 --> 00:57:38,239
.الو، سلام
شما؟

995
00:57:38,338 --> 00:57:40,041
من یه عجیب‌الخلقه‌م

996
00:57:40,141 --> 00:57:41,776
دست و پا دارم

997
00:57:41,876 --> 00:57:44,378
و اگر من رو ببینی، فلج می‌شی

998
00:57:44,478 --> 00:57:48,649
خشکت می‌زنه، وحشت می‌کنی
و پشیمون می‌شی

999
00:57:48,750 --> 00:57:49,650
خیلی‌خب

1000
00:57:49,751 --> 00:57:51,552
من بعد پنجم هستم

1001
00:57:51,652 --> 00:57:54,055
پدیده عجیب هشتم هستم

1002
00:57:54,155 --> 00:57:55,990
می‌تونم اتم بشکافم

1003
00:57:56,090 --> 00:57:57,391
...بله

1004
00:57:57,416 --> 00:57:59,901
جف، خودتی؟

1005
00:57:59,926 --> 00:58:02,196
من روح مقدس هستم

1006
00:58:03,296 --> 00:58:05,599
بله، فوق العاده‌ست

1007
00:58:05,699 --> 00:58:11,137
جف، امروز با آقای اروینگ
رفتم توی یه غاری

1008
00:58:11,237 --> 00:58:14,909
که ظاهراً این اواخر
...اونجا دیده بودنت و

1009
00:58:15,341 --> 00:58:17,944
اگر اونجا بوده باشی، لابد شنیدی

1010
00:58:18,044 --> 00:58:23,384
...که ایمان راسخم به وجودیتت رو

1011
00:58:24,485 --> 00:58:26,620
ابراز کردم

1012
00:58:29,557 --> 00:58:32,460
پس گمونم باید بگم که

1013
00:58:32,560 --> 00:58:35,128
اگر مایل باشی، خیلی دوست دارم

1014
00:58:35,228 --> 00:58:37,297
شخصاً ببینمت

1015
00:58:37,398 --> 00:58:42,001
بهت قول می‌دم که
نسبت بهت، هیچ‌گونه

1016
00:58:42,101 --> 00:58:44,070
نیت شومی ندارم

1017
00:58:46,239 --> 00:58:49,309
دیگه هیچ‌وقت دوباره نمی‌بینمت

1018
00:58:49,410 --> 00:58:50,611
دوباره؟

1019
00:58:52,178 --> 00:58:55,683
مگه امروز توی غار
من رو دیدی؟

1020
00:59:01,054 --> 00:59:02,656
پدرت

1021
00:59:06,627 --> 00:59:07,994
خب چِشه؟

1022
00:59:10,564 --> 00:59:12,933
این حرفیه که قبل از رفتنت

1023
00:59:13,032 --> 00:59:14,702
پدرت بهت زده بود

1024
00:59:14,802 --> 00:59:17,671
دیگه هیچ‌وقت دوباره نمی‌بینمت

1025
00:59:22,041 --> 00:59:23,309
چی؟

1026
00:59:25,579 --> 00:59:26,914
فردا

1027
00:59:27,013 --> 00:59:32,386
فردا اجازه می‌دم ببینیم

1028
00:59:33,988 --> 00:59:36,423
چطور فهمیدی پدرم
این حرف رو بهم زده؟

1029
00:59:38,834 --> 00:59:39,934
الو؟

1030
01:00:12,493 --> 01:00:16,129
من یه چهره سرشناسم... یعنی بودم

1031
01:00:16,229 --> 01:00:21,435
و بعضی از مجلات علمی
و شبه علمی

1032
01:00:21,535 --> 01:00:24,038
درباره‌م مقاله منتشر کردن، درسته؟

1033
01:00:24,137 --> 01:00:25,906
...و

1034
01:00:26,006 --> 01:00:27,273
به‌لحاظ تئوری، اگر کسی بخواد

1035
01:00:27,374 --> 01:00:29,443
به یه سری حقایق از زندگیم
دست پیدا کنه

1036
01:00:29,543 --> 01:00:32,211
می‌فهمه که از بوداپست
رفتم نیویورک

1037
01:00:32,312 --> 01:00:34,213
و می‌تونه حدس بزنه که

1038
01:00:34,314 --> 01:00:37,317
یه سری از مکالمه‌هام
چطور پیش رفتن

1039
01:01:01,642 --> 01:01:04,110
!صبح‌تون به‌خیر
حدس می‌زنم خوب خوابیده باشید

1040
01:01:04,210 --> 01:01:05,379
بله، ممنون

1041
01:01:05,479 --> 01:01:06,580
نه

1042
01:01:07,354 --> 01:01:08,489
اوه

1043
01:01:14,855 --> 01:01:17,424
باید اقرار کنم وقتی بیدارم کردن
و گفتن که خود جف

1044
01:01:17,524 --> 01:01:20,193
بهت پیشنهاد دیدار داده
غافلگیر شدم

1045
01:01:20,293 --> 01:01:22,529
چطور شد؟ بهت زنگ زد، درسته؟

1046
01:01:23,063 --> 01:01:25,532
آره، دیشب یه نفر
بهم زنگ زد

1047
01:01:25,633 --> 01:01:27,668
موندم از تلفن کی استفاده کرده

1048
01:01:27,768 --> 01:01:28,869
فسقلی شیطون

1049
01:01:28,969 --> 01:01:30,269
به‌گمونم از تلفن خانواده گالی
استفاده کرده

1050
01:01:30,371 --> 01:01:31,472
یه تلفن شمعدونی قدیمی

1051
01:01:31,572 --> 01:01:33,440
توی سالن‌شون دارن
که جفت پنجره‌ست

1052
01:01:33,540 --> 01:01:36,043
لابد به راحتی خزیده داخل
و بهتون زنگ زده

1053
01:01:36,175 --> 01:01:37,778
انگشت‌های کوچولو
و فرزی داره

1054
01:01:37,878 --> 01:01:39,513
جدی؟

1055
01:01:50,124 --> 01:01:51,825
هوم

1056
01:01:53,027 --> 01:01:54,260
هوم

1057
01:01:56,664 --> 01:01:58,065
بفرماید

1058
01:01:58,164 --> 01:02:00,233
هوم، ممنون عزیزم

1059
01:02:01,334 --> 01:02:03,704
وری بهمون ملحق نمی‌شه؟

1060
01:02:03,804 --> 01:02:07,908
طفلکی حالش خوب نیست، متاسفانه

1061
01:02:08,008 --> 01:02:09,843
به گیاه جاکوبا ولگاریس
آلرژی خفیف داره

1062
01:02:09,943 --> 01:02:12,211
باورتون می‌شه؟

1063
01:02:12,311 --> 01:02:15,482
...واسه همین تابستون‌ها یه خرده

1064
01:02:15,949 --> 01:02:17,518
متوجه‌م

1065
01:02:19,386 --> 01:02:21,320
داشت یادم می‌رفت

1066
01:02:34,568 --> 01:02:38,237
دانشنامه‌ی علوم ماورایی

1067
01:02:38,337 --> 01:02:40,074
چه حجیمه

1068
01:02:40,174 --> 01:02:42,142
دیروز رسید به کتابفروشی پاول

1069
01:02:42,241 --> 01:02:44,478
اون هم درست قبل از اینکه
مغازه رو تعطیل کنه

1070
01:02:44,578 --> 01:02:47,815
ولی منتظرم موندن که
برم و تحویلش بگیرم

1071
01:02:48,582 --> 01:02:51,118
برای خوندنش لحظه‌شماری می‌کنم

1072
01:02:51,485 --> 01:02:54,488
وقتی خوندمش، نظر صادقانه‌م رو
بهتون می‌گم

1073
01:02:55,819 --> 01:02:57,320
یادته دیروز چی گفتی؟

1074
01:02:58,959 --> 01:03:01,495
خب، امیدوارم ازش لذت ببری

1075
01:03:02,228 --> 01:03:04,465
تنها کتاب جامعِ»

1076
01:03:04,565 --> 01:03:07,935
تمامی رویدادهای ماورا طبیعی

1077
01:03:10,136 --> 01:03:13,139
خب، به‌گمونم توش
اشاره‌ای به جف نشده

1078
01:03:13,674 --> 01:03:16,577
پس باید بعد از فردا
سری دومش رو بنویسی

1079
01:03:23,050 --> 01:03:25,686
ظاهرا تو تنها کسی نیستی
که جف، دیشب بهش زنگ زده

1080
01:03:33,794 --> 01:03:34,962
...خب

1081
01:03:35,062 --> 01:03:37,196
اومدن‌تون مایه‌ی خوش‌حالیه

1082
01:03:37,297 --> 01:03:39,232
دیگه به بزرگی خودتون ببخشید

1083
01:03:39,333 --> 01:03:40,801
که نمی‌تونیم از همه‌تون
پذیرایی کنیم

1084
01:03:40,901 --> 01:03:43,103
اگه من و همسرم می‌دونستیم
که قراره این همه آدم بیاد

1085
01:03:43,202 --> 01:03:44,805
براتون چای و بیسکوییت
آماده می‌کردیم

1086
01:03:44,905 --> 01:03:47,574
جف بهمون نگفته بود
که با شماها صحبت کرده

1087
01:03:48,308 --> 01:03:49,843
نصف شب به من زنگ زد

1088
01:03:50,377 --> 01:03:52,146
درباره خواهرم و اعتیادش
به مشروب، صحبت کرد

1089
01:03:52,246 --> 01:03:54,515
از کجا همچین چیزی رو می‌دونسته؟

1090
01:03:55,516 --> 01:03:57,183
من رو قند عسل صدا زد

1091
01:03:57,284 --> 01:03:59,319
از 20 سال پیش که مادربزرگم فوت شده

1092
01:03:59,420 --> 01:04:01,055
هیچ‌کس قندعسل
صدام نکرده

1093
01:04:01,155 --> 01:04:03,157
بله، می‌دونم همگی هیجان‌زده‌اید

1094
01:04:03,257 --> 01:04:05,826
.ولی بذارید حرفم رو تموم کنم
...داشتم می‌گفتم

1095
01:04:05,926 --> 01:04:07,961
میهمانانی داریم که
از راه دور اومدن

1096
01:04:08,062 --> 01:04:11,098
تا درباره دوست‌مون جف
تحقیقاتی انجام بدن

1097
01:04:11,565 --> 01:04:14,668
دکتر نندور فودور و دستیارشون ان

1098
01:04:14,768 --> 01:04:17,805
دکتر فودور یکی از بهترین متخصصان

1099
01:04:17,905 --> 01:04:19,773
در زمینه علوم ماورا طبیعه‌ست

1100
01:04:19,873 --> 01:04:23,977
و به‌نظرم همگی هم‌نظریم که جف
توی این دسته‌بندی قرار می‌گیره

1101
01:04:24,945 --> 01:04:26,246
همون‌طور که همه می‌دونیم

1102
01:04:26,346 --> 01:04:28,148
جف بعضی وقت‌ها چموش می‌شه

1103
01:04:28,248 --> 01:04:29,650
بنده به‌شدت غافلگیر شدم

1104
01:04:29,750 --> 01:04:31,819
.وقتی فهمیدم موافقِ این دیدار بوده
...پس

1105
01:04:31,919 --> 01:04:34,688
متاسفانه، قراره دیدار کوتاهی باشه

1106
01:04:34,788 --> 01:04:36,557
بنده دوست دارم
همگی باهاش صحبت کنید

1107
01:04:36,657 --> 01:04:38,325
ولی خب اگر داد بزنید

1108
01:04:38,425 --> 01:04:41,295
می‌ترسه و فرار می‌کنه

1109
01:04:41,395 --> 01:04:43,430
پس قول می‌دید که

1110
01:04:43,530 --> 01:04:46,467
تا جای ممکن، خونسردی‌تون رو
حفظ کنید؟

1111
01:04:46,567 --> 01:04:47,334
بله

1112
01:04:47,434 --> 01:04:48,969
آره -
جدی؟ -

1113
01:04:49,069 --> 01:04:50,104
خب آره دیگه

1114
01:04:50,204 --> 01:04:51,171
آره

1115
01:04:51,271 --> 01:04:53,040
خیلی‌خب

1116
01:04:53,140 --> 01:04:54,475
بفرماید از این‌طرف

1117
01:05:09,456 --> 01:05:11,391
خب یه قدم برید عقب، لطفا

1118
01:05:11,825 --> 01:05:13,212
اینجا یه‌کم تاریکه -
دقیقا -

1119
01:05:13,237 --> 01:05:13,635
آره

1120
01:05:13,660 --> 01:05:16,263
حالا ملحفه رو برمی‌داریم

1121
01:05:16,363 --> 01:05:17,498
ولی به‌نظرم انصاف حکم می‌کنه

1122
01:05:17,598 --> 01:05:18,932
که اجازه بدیم اول از همه
میهمانان سرشناس‌مون

1123
01:05:19,032 --> 01:05:20,367
با جف، صحبت کنن

1124
01:05:21,969 --> 01:05:23,370
برش دار

1125
01:05:30,711 --> 01:05:33,714
این که توی جعبه‌ست، خودشه؟

1126
01:05:33,814 --> 01:05:35,783
این پشمالوئه‌ست؟

1127
01:05:35,883 --> 01:05:38,051
ظاهرا یه‌کم خجالتیه

1128
01:05:38,685 --> 01:05:41,955
خب می‌شه بهش بگی بیاد بیرون
تا بتونیم ببینیمش؟

1129
01:05:42,055 --> 01:05:45,859
می‌شه بهش بگی بیاد بیرون
تا بتونیم ببینیمش؟

1130
01:05:47,761 --> 01:05:50,631
تا نظرش عوض نشده
سوالت رو ازش بپرس

1131
01:05:50,731 --> 01:05:55,502
باشه. سلام جف، ممنون که
...گذاشتی بالاخره

1132
01:05:56,271 --> 01:05:57,604
باهات رو در رو بشیم

1133
01:05:57,704 --> 01:06:00,941
آقای اروینگ گفت که می‌تونیم
ازت یه سوالی بپرسیم

1134
01:06:01,041 --> 01:06:02,409
درسته؟

1135
01:06:02,509 --> 01:06:05,312
اوهوم، آره

1136
01:06:06,180 --> 01:06:08,649
صحیح، خب دیشب که
تلفنی صحبت کردیم

1137
01:06:08,749 --> 01:06:11,252
یه چیزی گفتی

1138
01:06:11,351 --> 01:06:13,720
جمله‌ای که پدرم
خیلی وقت پیش

1139
01:06:13,821 --> 01:06:15,489
بهم گفته بود رو تکرار کردی

1140
01:06:15,589 --> 01:06:18,125
از کجا می‌دونستی
دقیقا همچین حرفی زده؟

1141
01:06:18,225 --> 01:06:22,596
از کجا فهمیدی که بهم گفته
دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینتم؟

1142
01:06:22,696 --> 01:06:26,834
من ورای دنیای بی‌نهایت رو دیدم

1143
01:06:26,934 --> 01:06:30,571
بر شیاطین ستارگان
مسلط شدم

1144
01:06:30,671 --> 01:06:35,542
من با قدرت تاریکی و سایه‌های دنیاها

1145
01:06:35,642 --> 01:06:41,715
مرگ و جنون رو به ارمغان میارم

1146
01:06:42,482 --> 01:06:44,017
یالا، ببریدش بیرون

1147
01:06:44,117 --> 01:06:45,219
بذارید هوا بخوره

1148
01:06:45,320 --> 01:06:47,554
.ممکنه کسشعر باشه
یه نگاه بنداز

1149
01:06:49,623 --> 01:06:51,458
به‌شدت متاسفم دکتر فودور

1150
01:06:51,558 --> 01:06:53,460
هیاهوی اینجا جف رو ترسونده

1151
01:06:53,560 --> 01:06:56,964
ولی همون‌طور که گفتم
همیشه برمی‌گرده؛ به وقتش

1152
01:07:16,383 --> 01:07:18,552
تو کل این مدت اینجا بودی

1153
01:07:19,853 --> 01:07:22,656
می‌دونی که این یه حقه‌ی بزرگه

1154
01:07:23,224 --> 01:07:26,494
می‌دونی که این آدم‌ها دیوونه‌ن

1155
01:07:27,695 --> 01:07:29,563
ولی با این‌حال کاری نمی‌کنی

1156
01:07:29,663 --> 01:07:31,198
امیال جنون‌آمیزشون رو
ارضا می‌کنی

1157
01:07:32,113 --> 01:07:33,149
تو هم همین‌طور

1158
01:07:34,067 --> 01:07:37,404
من برای تحقیقات علمی اومدم اینجا

1159
01:07:37,504 --> 01:07:38,806
هرچی تو بگی

1160
01:07:40,541 --> 01:07:42,442
این قضایا اذیتت نمی‌کنن

1161
01:07:42,543 --> 01:07:44,878
این آدم‌ها شیفته‌ی موجودی شدن که

1162
01:07:44,978 --> 01:07:46,547
حتی نمی‌تونن ثابت کنن واقعیه

1163
01:07:46,647 --> 01:07:49,583
یه مشت آدم بالغ، دارن
به همچین مسخره‌بازی‌ای دامن می‌زنن

1164
01:07:49,683 --> 01:07:52,352
کسایی که در همه زمینه‌ها بنیادِ

1165
01:07:52,452 --> 01:07:55,022
جامعه هستن

1166
01:07:56,089 --> 01:07:57,691
چرا اینقدر برات مهمه؟

1167
01:07:58,759 --> 01:08:01,962
کار من اهمیت دادن و درک کردنه

1168
01:08:03,831 --> 01:08:08,001
هدف همه‌ی مردم دنیا
خوش‌حال بودنه

1169
01:08:09,403 --> 01:08:10,971
شاید اگه می‌ذاشتی مردم
به چیزهایی که می‌خوان

1170
01:08:11,071 --> 01:08:12,573
عقیده داشته باشن
تو هم خوش‌حال‌تر می‌بودی

1171
01:08:13,774 --> 01:08:17,711
نظرت محبت‌آمیزه، ولی
به‌طرز بچگانه‌ای ساده‌ست

1172
01:08:18,078 --> 01:08:22,516
توی این دنیا، کی از
یه بچه خوش‌حال‌تره؟

1173
01:08:23,650 --> 01:08:24,685
...شاید

1174
01:08:25,619 --> 01:08:28,121
سادگی خیلی هم بد نباشه، هان؟

1175
01:08:28,223 --> 01:08:30,291
ولی این آدم‌ها دارن دروغ می‌گن

1176
01:08:30,390 --> 01:08:31,825
همه دروغ می‌گن

1177
01:08:31,925 --> 01:08:33,093
دارن عمداً

1178
01:08:33,194 --> 01:08:35,863
و به‌طرز غیرقابل توجیهی
بقیه رو گمراه می‌کنن

1179
01:08:36,430 --> 01:08:38,131
ملت عاشق اون خدنگن

1180
01:08:38,233 --> 01:08:39,900
خدنگی که وجود نداره

1181
01:08:40,467 --> 01:08:42,402
آره -
آهان -

1182
01:08:44,705 --> 01:08:47,875
خب، بنده قصد دارم
این دروغ رو افشا کنم

1183
01:08:49,376 --> 01:08:50,644
باشه

1184
01:08:55,250 --> 01:08:57,285
حتما توی جشن‌ها
باهات خیلی خوش می‌گذره

1185
01:08:57,384 --> 01:08:58,652
ببخشید؟

1186
01:09:01,555 --> 01:09:05,092
من به جشن‌های زیادی
دعوت می‌شم و می‌رم

1187
01:09:05,193 --> 01:09:06,727
به‌گمونم بیش‌تر از تو
جشن می‌رم

1188
01:09:06,827 --> 01:09:10,530
و توی این جشن‌ها
مکالمات جالب زیادی دارم

1189
01:09:10,631 --> 01:09:12,766
مکالمات روشنگرانه و سرگرم‌کننده‌ای

1190
01:09:12,866 --> 01:09:14,902
با آدم‌هایی از هر زمینه‌ی مطالعاتی

1191
01:09:15,002 --> 01:09:16,103
و هر قشری از جامعه دارم

1192
01:09:16,204 --> 01:09:17,404
باشه

1193
01:09:17,771 --> 01:09:20,107
وقتی از جمع‌شون می‌ری
می‌گن عجب آدم لاشی‌ایه

1194
01:09:24,778 --> 01:09:25,913
لاشی

1195
01:09:31,652 --> 01:09:33,553
قبلا گفته بودم

1196
01:09:33,654 --> 01:09:35,022
که اون کلفته، ارول

1197
01:09:35,122 --> 01:09:37,258
تنها کسیه که توی

1198
01:09:37,358 --> 01:09:40,093
عمارت اروینگ، آدم عاقلیه

1199
01:09:40,194 --> 01:09:42,363
حرفم رو پس می‌گیرم

1200
01:09:42,462 --> 01:09:45,499
معتقدم که ممکنه از همه
دیوونه‌تر باشه

1201
01:09:46,066 --> 01:09:48,369
"چرا اینقدر برات مهمه؟"

1202
01:09:48,468 --> 01:09:50,171
با پر رویی همچین چیزی
ازم پرسید

1203
01:09:51,772 --> 01:09:55,509
اون هم بدون اینکه 20 سال
سابقه تحقیقاتی‌م

1204
01:09:55,609 --> 01:09:57,611
در این زمینه رو درنظر بگیره

1205
01:09:58,111 --> 01:09:59,579
تحقیقاتی که باید بگم

1206
01:09:59,680 --> 01:10:02,449
برای خیلی‌ها ارزشمند بوده

1207
01:10:06,586 --> 01:10:09,623
برگشته می‌گه بذار مردم به هرچیزی
می‌خوان، باور داشته باشن

1208
01:10:09,723 --> 01:10:12,960
به‌نظر توصیه خیلی بدی نمیاد

1209
01:10:16,264 --> 01:10:18,098
به‌نظرت بهتر بود
که همون وکیل می‌موندم؟

1210
01:10:18,732 --> 01:10:21,101
همیشه می‌گفتی که
از وکالت متنفری

1211
01:10:21,202 --> 01:10:22,502
درسته

1212
01:10:23,003 --> 01:10:24,339
...رویای پدرم

1213
01:10:24,439 --> 01:10:27,408
این بود که توی بوداپست بمونم

1214
01:10:27,507 --> 01:10:29,243
و با «هانا وارگا» ازدواج کنم

1215
01:10:31,179 --> 01:10:33,214
می‌خواست یه زندگی ساده
داشته باشم

1216
01:10:35,249 --> 01:10:36,917
چنین زندگی‌ای
خوش‌حالت می‌کرد؟

1217
01:10:38,051 --> 01:10:39,086
نه

1218
01:10:40,921 --> 01:10:42,923
ولی حداقل الان پیش پدرم بودم

1219
01:10:43,023 --> 01:10:46,893
نه که توی این جزیره لعنتی
دنبالِ یه خدنگ خیالی باشم

1220
01:10:52,233 --> 01:10:54,034
خیالی نیست

1221
01:10:56,237 --> 01:10:57,504
ببخشید، چی گفتی؟

1222
01:10:58,939 --> 01:11:00,107
جف

1223
01:11:00,774 --> 01:11:02,809
فکر نمی‌کنم اونجوری

1224
01:11:02,909 --> 01:11:04,678
که اروینگ‌ها توصیفش کردن
وجود داشته باشه

1225
01:11:04,778 --> 01:11:06,447
بلکه مطمئنم

1226
01:11:06,546 --> 01:11:08,249
مطمئنی؟

1227
01:11:21,061 --> 01:11:24,097
لطفا بگو که داری کیرم می‌کنی

1228
01:11:25,333 --> 01:11:26,600
شب به‌خیر نندور

1229
01:11:26,700 --> 01:11:28,702
دکتر فودور

1230
01:11:29,470 --> 01:11:30,971
شبت به‌خیر

1231
01:11:39,447 --> 01:11:41,182
ماریس

1232
01:11:43,151 --> 01:11:44,318
دکتر فودور

1233
01:11:46,019 --> 01:11:49,890
همین الان خانواده اروینگ
باهام تماس گرفت

1234
01:11:52,460 --> 01:11:53,727
که این‌طور

1235
01:11:53,827 --> 01:11:55,896
و ازم خواستن که

1236
01:11:55,996 --> 01:12:00,634
برم خونه‌شون، تا تحقیقات بیش‌تری

1237
01:12:00,734 --> 01:12:02,569
انجام بدم

1238
01:12:02,669 --> 01:12:06,441
پس ازت می‌خوام
تا مزرعه برسونیم

1239
01:12:06,873 --> 01:12:08,842
یه‌کم دیروقته، نه؟

1240
01:12:08,942 --> 01:12:14,315
و این رو هم بهم قرض بده

1241
01:12:26,993 --> 01:12:28,028
جف

1242
01:12:29,363 --> 01:12:31,031
اینجایی جف؟

1243
01:12:33,367 --> 01:12:35,936
.جف، منم رفیقت
دکتر فودور

1244
01:12:37,637 --> 01:12:40,774
می‌خوام یه لحظه
باهات صحبت کنم

1245
01:12:42,477 --> 01:12:45,045
می‌ذارم شورتم رو بدزدی

1246
01:12:45,146 --> 01:12:46,347
دکتر فودور؟

1247
01:12:47,848 --> 01:12:51,084
اوضاع مرتبه؟

1248
01:12:51,586 --> 01:12:53,887
بهتر شدی، وری؟

1249
01:12:53,987 --> 01:12:55,755
باید بگم که انتظار نداشتیم

1250
01:12:55,856 --> 01:12:58,024
امشب بهمون سر بزنی

1251
01:12:59,092 --> 01:13:00,361
جف کجاست؟

1252
01:13:00,461 --> 01:13:01,795
درحال حاضر اینجا نیست

1253
01:13:01,895 --> 01:13:03,598
متاسفانه هیجانات امروز ترسوندش
و فرار کرده

1254
01:13:03,697 --> 01:13:05,699
...ولی اگه فردا، موقع مناسبی برگردی

1255
01:13:05,799 --> 01:13:08,977
جف -
دکتر فودور! لطفا -

1256
01:13:09,002 --> 01:13:12,373
باید بیام داخل، تا تحقیقات بیش‌تری
انجام بدم

1257
01:13:12,473 --> 01:13:14,808
فکرنکنم با این شرایطی که
الان دارید، این وقت شب

1258
01:13:14,908 --> 01:13:17,145
اومدن‌تون به داخل خونه‌مون
فکر خوبی باشه

1259
01:13:17,245 --> 01:13:18,546
با این شرایطی که الان دارم؟

1260
01:13:18,645 --> 01:13:19,846
اوهوم

1261
01:13:19,946 --> 01:13:22,115
بسیار خب، اگه نمی‌ذاری بیام داخل

1262
01:13:22,216 --> 01:13:26,119
پس از همین‌جا، تحقیقاتم رو
انجام می‌دم

1263
01:13:26,220 --> 01:13:27,321
جف

1264
01:13:30,724 --> 01:13:32,959
می‌رم طویله رو چک کنم

1265
01:13:34,928 --> 01:13:36,430
برو پاسبان رو خبر کن

1266
01:13:36,531 --> 01:13:38,064
دکتر فودور

1267
01:13:38,166 --> 01:13:39,866
به مارگارت گفتم که
بره پاسبان رو خبر کنه

1268
01:13:39,966 --> 01:13:41,868
بهت پیشنهاد می‌کنم

1269
01:13:42,168 --> 01:13:44,037
با ماریس بری سوار ماشین بشی

1270
01:13:44,137 --> 01:13:45,573
تا برت گردونه به اقامتگاهت

1271
01:13:45,673 --> 01:13:48,007
و بگیری بخوابی

1272
01:13:55,416 --> 01:13:56,584
جف

1273
01:13:57,917 --> 01:13:59,387
جف کوچولو؟

1274
01:14:02,088 --> 01:14:03,591
می‌خوام باهات حرف بزنم

1275
01:14:05,058 --> 01:14:07,227
می‌تونیم بیش‌تر درباره‌ی پدرم
صحبت کنیم

1276
01:14:08,962 --> 01:14:11,632
یه نسخه از کتابم رو
امضا می‌کنم بهت می‌دم

1277
01:14:12,031 --> 01:14:13,501
دکتر فودور، نه

1278
01:14:20,541 --> 01:14:22,175
عذر می‌خوام رفیق

1279
01:14:38,692 --> 01:14:41,529
آخ

1280
01:14:42,295 --> 01:14:43,263
آخ

1281
01:14:49,703 --> 01:14:51,104
آهای؟

1282
01:14:51,938 --> 01:14:53,173
آهای؟

1283
01:14:54,575 --> 01:14:58,546
ظاهرا یکی مست کرده بوده

1284
01:15:00,881 --> 01:15:06,420
جورجی پورجی، پودینگ و پای
بعد از مرگ‌مون مقصد کجاست؟

1285
01:15:06,520 --> 01:15:07,588
تو کی هستی؟

1286
01:15:10,524 --> 01:15:12,292
اگه یه ذره مثل من بودی

1287
01:15:12,393 --> 01:15:16,062
می‌تونستی از بین میله‌ها
فرار کنی و آزاد بشی

1288
01:15:21,167 --> 01:15:22,670
این دیوانگیه

1289
01:15:25,972 --> 01:15:28,007
جف، خودتی؟

1290
01:15:31,479 --> 01:15:34,715
...بنده دیگه بیش‌تر از این

1291
01:15:35,716 --> 01:15:37,618
توی این حقه‌تون
مشارکت نمی‌کنم

1292
01:15:38,853 --> 01:15:40,086
آهای؟

1293
01:15:40,987 --> 01:15:42,222
آهای؟

1294
01:15:43,491 --> 01:15:45,593
می‌خوام از تلفن استفاده کنم

1295
01:15:45,693 --> 01:15:49,396
تا با دستیارم تماس بگیرم
که مقدمات آزادی‌م رو فراهم کنه

1296
01:15:51,197 --> 01:15:54,100
توی بانکِ ابیِ لندن، حساب دارم

1297
01:15:54,200 --> 01:15:58,004
اگر بخواید، می‌تونم اوراق و اینا
گرو بذارم

1298
01:16:00,039 --> 01:16:01,475
و البته باید بگم که

1299
01:16:01,575 --> 01:16:06,514
وکیلم، امسش مارلون ساندرسون اسکوایره
که توی نیویورک زندگی می‌کنه

1300
01:16:06,614 --> 01:16:09,082
بهتون تضمین می‌کنم که
اگر درجا آزادم نکنید

1301
01:16:09,182 --> 01:16:11,685
بهش زنگ می‌زنم

1302
01:16:16,790 --> 01:16:19,426
باشه، بچرخ تا بچرخیم

1303
01:16:23,731 --> 01:16:25,064
لعنت بهت

1304
01:16:25,533 --> 01:16:26,534
هرکی که هستی

1305
01:16:26,634 --> 01:16:29,135
از کجا فهمیدی پدرم
بهم چی گفته؟

1306
01:16:30,371 --> 01:16:32,373
کتابم رو خوندی؟

1307
01:16:34,073 --> 01:16:36,777
...از این حقه‌ی جنون‌آمیز

1308
01:16:36,877 --> 01:16:38,012
...چه سودی

1309
01:16:38,144 --> 01:16:39,647
می‌خوای عایدت بشه؟

1310
01:16:39,747 --> 01:16:44,485
...دنبال پولی یا

1311
01:16:45,019 --> 01:16:47,220
تشنه‌ی توجهی؟

1312
01:16:48,422 --> 01:16:51,324
همینه، درسته؟

1313
01:16:52,258 --> 01:16:54,160
خب پس خودت رو نشون بده

1314
01:16:54,260 --> 01:16:57,398
اگر می‌تونی از بین میله‌ها رد بشی

1315
01:16:57,498 --> 01:16:59,299
اگر راست می‌گی، پس بیا توی راهرو

1316
01:16:59,400 --> 01:17:00,868
تا ببینمت

1317
01:17:00,968 --> 01:17:03,637
بذار خوب نگاه‌ت کنم، جف

1318
01:17:08,809 --> 01:17:11,979
...به محض اینکه برگردم لندن

1319
01:17:12,580 --> 01:17:16,282
یه مقاله درباره این حوادث می‌نویسم

1320
01:17:16,684 --> 01:17:17,885
...و

1321
01:17:17,985 --> 01:17:19,687
و لحنی که قراره تو

1322
01:17:19,787 --> 01:17:21,555
و خانواده اروینگ و مردم
این جزیره لعنتی رو

1323
01:17:21,655 --> 01:17:25,291
باهاش توصیف کنم، کاملا

1324
01:17:25,392 --> 01:17:27,428
به این لحظه و اینکه خودت رو

1325
01:17:27,528 --> 01:17:30,330
نشونم بدی یا نه، بستگی داره

1326
01:17:39,138 --> 01:17:40,541
لطفا

1327
01:17:41,941 --> 01:17:44,078
اگر بعد از اینجا خبری نباشه، چی؟

1328
01:17:44,178 --> 01:17:47,515
نه بهشت، نه جهنم، نه هیچ چیز دیگه‌ای

1329
01:17:47,615 --> 01:17:52,386
اگر هیچ آگاهی‌ای ازمون باقی نمونه
و نفهمیم زمانی وجود داشتیم، چی؟

1330
01:17:52,486 --> 01:17:55,389
بس کن! لطفا

1331
01:17:57,725 --> 01:17:59,694
خودت رو نشونم بده دیگه

1332
01:18:00,394 --> 01:18:03,164
.فقط یه لحظه
...لطفا، فقط

1333
01:18:03,997 --> 01:18:06,167
فقط نشونم بده که واقعی هستی

1334
01:18:06,267 --> 01:18:10,237
یه ذره از دمت رو نشونم بده حداقل

1335
01:18:13,341 --> 01:18:17,345
وایسا، می‌تونی روی دستم
خنج بندازی؟

1336
01:18:17,445 --> 01:18:20,815
.با پنجه‌هات یه خنج کوچولو بنداز
لطفا

1337
01:18:21,248 --> 01:18:23,584
.لطفا، التماست می‌کنم
با پنجه‌های کوچولوت

1338
01:18:23,684 --> 01:18:25,586
یه خنج کوچیک بنداز

1339
01:18:25,686 --> 01:18:28,155
نمی‌خوام بهت آسیب بزنم

1340
01:18:28,255 --> 01:18:30,658
هرچند که تو می‌خوای
به من آسیب بزنی

1341
01:18:30,758 --> 01:18:31,991
اینطور نیست

1342
01:18:32,093 --> 01:18:33,893
من نمی‌خوام بهت آسیب بزنم

1343
01:18:33,993 --> 01:18:35,563
منظورت چیه؟

1344
01:18:36,029 --> 01:18:38,065
من قصد ندارم بهت
آزاری برسونم

1345
01:18:38,165 --> 01:18:41,034
.و برام هم مهم نیست
...جدی می‌گم، فقط

1346
01:18:41,135 --> 01:18:43,870
التماست می‌کنم، لطفا

1347
01:18:43,970 --> 01:18:47,208
.روی دستم خنج بنداز
روی مچم

1348
01:18:47,808 --> 01:18:50,043
آخ، آخ

1349
01:19:04,891 --> 01:19:06,193
ممنون

1350
01:19:09,096 --> 01:19:10,930
حالت خوبه؟

1351
01:19:13,367 --> 01:19:15,935
آره، به‌نظرم وقتشه

1352
01:19:16,035 --> 01:19:18,672
که برگردم لندن

1353
01:19:58,978 --> 01:20:01,315
نشستم خوب فکرهام رو کردم

1354
01:20:01,415 --> 01:20:03,284
و تصمیم گرفتم که بعد از برگشتن به لندن

1355
01:20:03,384 --> 01:20:06,387
استعفانامه‌م رو تحویلت بدم

1356
01:20:08,622 --> 01:20:10,324
به‌خاطر خدنگه؟

1357
01:20:10,424 --> 01:20:11,625
آره

1358
01:20:13,294 --> 01:20:15,096
و به‌خاطر اینکه ناراضی هستم

1359
01:20:19,400 --> 01:20:20,968
من هم همین‌طور

1360
01:20:26,974 --> 01:20:31,379
در آینده، هرجایی خواستی

1361
01:20:31,479 --> 01:20:34,315
مشغول به کار بشی
باهام تماس بگیر

1362
01:20:34,415 --> 01:20:37,251
تا یه توصیه‌نامه منصفانه
برات بنویسم

1363
01:20:37,351 --> 01:20:39,053
ممنون

1364
01:20:39,153 --> 01:20:40,655
...و

1365
01:20:43,191 --> 01:20:44,591
دلم برات تنگ می‌شه

1366
01:20:47,668 --> 01:20:49,970
من هم دلم برات تنگ می‌شه، نندور

1367
01:20:51,298 --> 01:20:53,232
خب پس نرو

1368
01:20:53,333 --> 01:20:56,103
تصمیمم رو گرفتم

1369
01:20:56,202 --> 01:20:58,739
خب منصرف شو

1370
01:21:03,711 --> 01:21:06,780
واقعا دلت می‌خواد بمونم؟

1371
01:21:07,715 --> 01:21:11,385
اگه تو نباشی، خودم رو
گم می‌کنم

1372
01:21:17,858 --> 01:21:18,892
...خب

1373
01:21:21,161 --> 01:21:22,963
اگر قرار باشه بمونم

1374
01:21:25,332 --> 01:21:28,569
باید به ازای هر یک ساعت فعالیت
یک دلار به حقوقم اضافه بشه

1375
01:21:29,203 --> 01:21:30,671
اوه

1376
01:21:33,006 --> 01:21:34,074
باشه

1377
01:21:34,174 --> 01:21:36,310
و برام نامه معرفی‌نامه بنویس

1378
01:21:36,410 --> 01:21:39,146
و برای دکتر الیوت ویوینگ
مسئول بخش تحقیقات ماورا طبیعه‌ی

1379
01:21:39,246 --> 01:21:40,881
دانشگاه کنت بفرست

1380
01:21:40,981 --> 01:21:42,783
من از اون مرد، نفرت دارم

1381
01:21:42,883 --> 01:21:44,451
ولی اون برات احترام قائله

1382
01:21:45,953 --> 01:21:47,788
باشه. خواسته‌ی دیگه‌ای نداری؟

1383
01:21:47,888 --> 01:21:48,989
.چرا

1384
01:21:50,624 --> 01:21:54,828
...باید حداقل احتمال واقعی بودنِ

1385
01:21:55,963 --> 01:21:57,464
جف رو درنظر بگیری...

1386
01:21:59,666 --> 01:22:02,336
برات آینده‌ی کاریِ خوبی رو آرزومندم

1387
01:22:03,837 --> 01:22:04,872
باشه

1388
01:22:06,140 --> 01:22:07,174
گفتی ساعتی یه دلار
بیش‌ترش می‌کنی؟

1389
01:22:07,274 --> 01:22:08,275
آره

1390
01:22:08,375 --> 01:22:10,010
معرفی‌نامه رو هم می‌نویسی؟

1391
01:22:10,911 --> 01:22:12,379
با اکراه، بله

1392
01:22:13,847 --> 01:22:15,282
پس قبول می‌کنم

1393
01:22:17,050 --> 01:22:18,552
خوش برگشتی

1394
01:22:37,471 --> 01:22:38,839
کالورت‌خور بودی؟

1395
01:22:38,939 --> 01:22:44,645
درسته، ولی متاسفانه باید اطلاع بدم

1396
01:22:47,214 --> 01:22:50,350
که الکل رو ترک کردم

1397
01:22:50,450 --> 01:22:52,686
یعنی اینقدر سفرت بوده؟

1398
01:22:54,521 --> 01:22:56,890
این نامه رو آقای جیمز اروینگ نوشته

1399
01:22:56,990 --> 01:22:58,592
وای خدا

1400
01:23:01,161 --> 01:23:03,163
دکتر فودور

1401
01:23:03,264 --> 01:23:04,565
سفر شما به دالبی مانتین

1402
01:23:04,665 --> 01:23:06,366
در ابتدا مساعد و بی‌مورد بود

1403
01:23:06,466 --> 01:23:08,769
...هرچند که حین رفتن

1404
01:23:08,869 --> 01:23:10,305
ایناش چرت و پرته

1405
01:23:10,404 --> 01:23:13,274
متاسفانه باید اطلاع بدم

1406
01:23:13,373 --> 01:23:15,175
که کارل لیبویتز محترم

1407
01:23:15,276 --> 01:23:17,544
وکیل "لیدز" رو استخدام کردم

1408
01:23:17,644 --> 01:23:20,848
که تخصصش در زمینه‌ی
پرونده‌های مربوط به توهین، تهمت

1409
01:23:20,948 --> 01:23:22,283
و افتراست

1410
01:23:22,382 --> 01:23:24,484
خارق العاده‌ست

1411
01:23:24,585 --> 01:23:26,854
.ایناش هم چرت و پرته
بذار برسم به... ایناهاش

1412
01:23:26,954 --> 01:23:29,421
،این رو نگفتم که تهدیدتون کنم
اگر یک روز خواستید درباره‌ی

1413
01:23:29,446 --> 01:23:32,025
اقامت‌تون در کشنزگپ

1414
01:23:32,125 --> 01:23:34,461
مقاله‌ای منتشر کنید

1415
01:23:34,561 --> 01:23:37,631
بهتره این رو درنظر داشته باشید

1416
01:23:39,516 --> 01:23:40,550
اوه

1417
01:23:42,803 --> 01:23:45,372
می‌خوای یه لیوان آب
برات سفارش بدم؟

1418
01:23:45,472 --> 01:23:46,907
آره لطفا

1419
01:23:48,675 --> 01:23:51,178
خودِ جف چی؟

1420
01:23:51,279 --> 01:23:53,480
از اون حرومزاده خبری نشد؟

1421
01:23:53,580 --> 01:23:57,584
کمِ‌کم هفته‌ای یه‌بار
به من زنگ می‌زنه

1422
01:23:57,684 --> 01:24:01,289
یه ماه پیش بهم زنگ زد

1423
01:24:01,388 --> 01:24:03,724
بهم گفت که یکی از
کفش‌هام رو جا گذاشتم

1424
01:24:03,824 --> 01:24:06,226
و برام توی غارش نگه داشته
تا اگر روزی برگشتم

1425
01:24:06,327 --> 01:24:08,495
برم تحویل‌شون بگیرم

1426
01:24:08,962 --> 01:24:10,697
حرومزاده

1427
01:24:13,433 --> 01:24:17,671
جف تبدیل به یه سلبریتیِ محلی شده

1428
01:24:18,105 --> 01:24:20,641
از قضیه‌ی پرونده‌ی آر اس لمبرت

1429
01:24:20,741 --> 01:24:23,844
و بی‌بی‌سی خبر داری؟

1430
01:24:23,944 --> 01:24:25,112
آره

1431
01:24:25,212 --> 01:24:27,814
شنیدی که بعد از رفتنت

1432
01:24:27,915 --> 01:24:31,319
یه فیلم‌ساز به اسم راجر سنز

1433
01:24:31,418 --> 01:24:34,621
یه تیم فیلم‌سازی رو برد جزیره

1434
01:24:34,721 --> 01:24:39,493
قصد داشت از جف
مدرک جمع کنه

1435
01:24:40,027 --> 01:24:43,130
اون هم با فیلم

1436
01:24:43,230 --> 01:24:44,498
آره بابا

1437
01:24:44,598 --> 01:24:46,900
«شکار در جزیره من»

1438
01:24:47,335 --> 01:24:49,002
حین اکران اولیه فیلم
توی سالن حضور داشتم

1439
01:24:49,102 --> 01:24:50,504
البته اگه بشه همچین اسمی
روش گذاشت

1440
01:24:50,604 --> 01:24:52,373
در جزیره دور افتاده من

1441
01:24:52,472 --> 01:24:54,007
یک موجود به اسم جف
که کم‌تر دیده شده

1442
01:24:54,107 --> 01:24:56,109
ولی آوازه‌ش کل جزیره رو پر کرده

1443
01:24:56,209 --> 01:24:58,979
داره به اندازه‌ی هیولای لُخ‌نس
مشهور می‌شه

1444
01:24:59,079 --> 01:25:00,948
با این تفاوت که این موجود زیرک
سخنگو هست

1445
01:25:01,048 --> 01:25:03,550
به‌شدت متخصصین رو
با شیطنت‌هاش

1446
01:25:03,650 --> 01:25:06,019
و جملات قصارش، گیج کرده

1447
01:25:06,720 --> 01:25:08,323
تا اکران شد رفتم دیدمش

1448
01:25:09,723 --> 01:25:12,360
به‌نظرم بدون هیچ جای سوالی

1449
01:25:12,459 --> 01:25:15,829
پرونده وجود داشتن جف رو می‌بنده می‌ره

1450
01:25:22,736 --> 01:25:24,504
حالا که آقای اروینگ تهدیدت کرده

1451
01:25:24,604 --> 01:25:26,106
درباره تجربه‌ای که داشتی

1452
01:25:26,206 --> 01:25:32,313
مقاله‌ای منتشر می‌کنی؟

1453
01:25:32,413 --> 01:25:34,715
فکرکنم منتشر کنم

1454
01:25:34,815 --> 01:25:35,649
هوم

1455
01:25:35,749 --> 01:25:38,252
از من شجاع‌تری

1456
01:25:39,720 --> 01:25:44,558
خب، جوری مقاله رو نمی‌نویسم
که آقای اروینگ و حیوانِ خیالی‌ش

1457
01:25:44,658 --> 01:25:47,194
جلوه‌ی بدی پیدا کنن؛
هرچند که لایقشن

1458
01:25:47,295 --> 01:25:51,131
...شکی در این نیست که دورانِ

1459
01:25:51,865 --> 01:25:53,401
وحشتناکی رو توی مزرعه گذروندم

1460
01:25:53,500 --> 01:25:57,472
اما الان که چند ماه گذشته
به اون دوران عجیب

1461
01:25:57,571 --> 01:26:02,310
علاقه خاصی پیدا کردم

1462
01:26:02,410 --> 01:26:05,012
من هم همین حس رو دارم

1463
01:26:08,181 --> 01:26:10,150
...در نهایت

1464
01:26:10,251 --> 01:26:13,186
حس می‌کنی که
پدیده‌ی جف رو

1465
01:26:13,287 --> 01:26:17,358
بهتر درک می‌کنی؟

1466
01:26:17,458 --> 01:26:22,029
یا انگیزه‌های خانواده اروینگ
از این کار رو فهمیدی؟

1467
01:26:23,230 --> 01:26:24,298
شاید

1468
01:26:25,766 --> 01:26:29,102
چرا ماها نویسندگی می‌کنیم، دکتر پرایس؟

1469
01:26:29,202 --> 01:26:30,804
هوم

1470
01:26:31,905 --> 01:26:37,210
تا تجربیات‌مون رو
بازگو کنیم

1471
01:26:37,644 --> 01:26:39,280
تا به‌یاد بیاریم

1472
01:26:40,614 --> 01:26:44,252
شاید تو بتونی تمام جزئیاتِ

1473
01:26:44,352 --> 01:26:46,153
مواردی که درباره‌شون
تحقیق کردی رو به‌یاد بیاری

1474
01:26:46,254 --> 01:26:47,888
...ولی متاسفانه

1475
01:26:47,988 --> 01:26:53,593
اکثر اتفاقات زندگیم، از یادم رفته

1476
01:26:53,693 --> 01:26:56,531
منظورم این نبود

1477
01:26:56,630 --> 01:26:58,031
ثبت وقایع که جای خود داره

1478
01:26:58,131 --> 01:27:01,601
ولی چرا نوشته‌هامون رو
منتشر می‌کنیم؟

1479
01:27:02,235 --> 01:27:03,770
گفتی تا به‌یاد بیاریم

1480
01:27:03,870 --> 01:27:08,509
ولی نه، ما نوشته‌هامون رو
منتشر می‌کنیم تا در یادها باقی بمونیم

1481
01:27:08,608 --> 01:27:10,378
معمولا به زبون نمیاریمش

1482
01:27:10,478 --> 01:27:13,180
ولی می‌خوایم معروف بشیم

1483
01:27:13,281 --> 01:27:16,317
می‌خوایم در زمینه کاری و خارج از اون
شناخته بشیم

1484
01:27:16,417 --> 01:27:19,119
من دنبال شهرت نیستم

1485
01:27:19,219 --> 01:27:20,521
من هم همین‌طور

1486
01:27:20,620 --> 01:27:22,756
ولی دکتر پرایس، اگر نمی‌خواستیم

1487
01:27:22,856 --> 01:27:25,659
نوشته‌ها و رمان‌هامون
خونده بشن

1488
01:27:25,759 --> 01:27:28,895
هیچ‌وقت چاپ‌شون نمی‌کردیم

1489
01:27:31,665 --> 01:27:33,401
به‌شدت خنده‌داره

1490
01:27:33,501 --> 01:27:37,538
که یکی از عمیق‌ترین سوالات ممکن رو

1491
01:27:37,637 --> 01:27:40,674
خودِ جف ازم پرسیده

1492
01:27:40,774 --> 01:27:42,642
شوخیت گرفته

1493
01:27:44,044 --> 01:27:45,212
نه

1494
01:27:46,079 --> 01:27:49,350
اگر بعد از اینجا خبری نباشه، چی؟

1495
01:27:49,749 --> 01:27:51,618
موجوده ازم پرسید

1496
01:27:53,086 --> 01:27:57,090
نه بهشت، نه جهنم، نه هیچ چیز دیگه‌ای

1497
01:27:58,058 --> 01:28:01,728
اگر هیچ آگاهی‌ای ازمون باقی نمونه
و نفهمیم زمانی وجود داشتیم، چی؟

1498
01:28:04,831 --> 01:28:07,067
عجب سوال ترسناکی

1499
01:28:07,167 --> 01:28:08,635
دقیقا

1500
01:28:09,769 --> 01:28:13,073
اگر قبل از تولد و بعد از مرگ
چیزی نباشه، چی؟

1501
01:28:15,041 --> 01:28:17,144
اگه همه‌ش همین باشه، چی؟

1502
01:28:19,913 --> 01:28:21,382
...اگر چنین باشه، پس

1503
01:28:21,482 --> 01:28:24,318
تنها چیزی که بعد از مرگ‌مون می‌مونه

1504
01:28:24,418 --> 01:28:25,886
چیزهاییه که از خودمون
به‌جا می‌ذاریم

1505
01:28:25,986 --> 01:28:29,323
برای من و جنابعالی
نوشته‌هامون هست

1506
01:28:29,423 --> 01:28:31,925
داستانِ جاهای عجیبی که رفتیم

1507
01:28:32,025 --> 01:28:34,895
آدم‌ها و رویدادهایی که
مشاهده کردیم

1508
01:28:34,995 --> 01:28:37,532
این چیزهایی که تجربه کردیم

1509
01:28:37,632 --> 01:28:38,965
ما رو از دو میلیارد و خرده‌ای

1510
01:28:39,065 --> 01:28:42,002
آدم که روی این سیاره‌ست
متمایز می‌کنه

1511
01:28:43,136 --> 01:28:45,373
ولی چه چیزی قراره اروینگ‌ها رو
از بقیه متمایز کنه؟

1512
01:28:46,673 --> 01:28:48,975
بابت چه چیزی قراره
در یادها باقی بمونن؟

1513
01:28:54,251 --> 01:29:05,362
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

