﻿1
00:01:09,141 --> 00:01:11,777
‫در افسانه‌ها حکایت دلیران
‫انگشت‌شماری رو می‌شنویم...

2
00:01:11,802 --> 00:01:14,537
‫که عاری از ترس و تحیر بودن.

3
00:01:14,562 --> 00:01:16,999
‫ای وای، حتما سلاح‌های خیلی خفنی داشتن.

4
00:01:17,024 --> 00:01:19,425
‫حالا که حرفش شد،
‫از این بخش نمایشگاه بازدید می‌کنیم...

5
00:01:19,466 --> 00:01:21,969
‫که چوبدستی افسانه‌ای خدایانه.

6
00:01:22,003 --> 00:01:23,738
‫هومر تو افسانه‌اش نوشته...

7
00:01:23,771 --> 00:01:27,975
‫این چوبدستی موهبت کل خدایان رو
‫در خودش جای داده.

8
00:01:28,009 --> 00:01:31,012
‫عه.
‫خوش اومدین سربازان سرافراز.

9
00:01:31,045 --> 00:01:32,345
‫چی گفته بودم؟

10
00:01:32,379 --> 00:01:33,713
‫موزه خوش می‌گذره.

11
00:01:33,748 --> 00:01:36,683
‫عین شهربازی ذهنی می‌مونه.

12
00:01:36,716 --> 00:01:38,485
‫- وای!
‫- خیلی‌خب،

13
00:01:38,518 --> 00:01:39,787
‫لزومی نداره کسی رو هل بدین.

14
00:01:39,821 --> 00:01:42,123
‫همه فرصت می‌کنن ببیننش.

15
00:01:42,156 --> 00:01:43,724
‫جنسش از مغز چوبیه...

16
00:01:43,758 --> 00:01:46,127
‫که بیش از دو هزار سال رؤیت نشده،

17
00:01:46,160 --> 00:01:48,595
‫دو نیمه این نسخه باستانی رو...

18
00:01:48,628 --> 00:01:50,832
‫در کمال تعجب همین اواخر...

19
00:01:50,865 --> 00:01:54,534
‫تو نیروگاه مدیریت پسماندی
‫حوالی فیلادلفیا کشف کردن.

20
00:01:54,568 --> 00:01:55,870
‫این‌قدر محکم بودن که می‌گن...

21
00:01:55,903 --> 00:01:57,839
‫سه فشرده‌ساز زباله رو خراب کردن.

22
00:01:57,872 --> 00:02:00,074
‫خیلی‌خب، اِم، دوستان، دیگه بسه.

23
00:02:00,107 --> 00:02:02,609
‫می‌شه گفت ستاره برنامه خودمم...

24
00:02:02,642 --> 00:02:04,511
‫بس کنین!

25
00:02:04,544 --> 00:02:05,645
‫بس کنین! جناب!

26
00:02:07,581 --> 00:02:08,615
‫جناب!

27
00:02:10,550 --> 00:02:11,953
‫آهای!

28
00:02:11,986 --> 00:02:13,520
‫آهای، چیکار می‌کنین؟

29
00:02:14,744 --> 00:02:31,744
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

30
00:02:57,131 --> 00:03:00,868
‫آشوب رو نازل کن.

31
00:03:07,041 --> 00:03:08,943
‫آشوب رو نازل کن.

32
00:03:18,618 --> 00:03:19,719
‫آشوب رو نازل کن.

33
00:03:36,771 --> 00:03:38,172
‫وایستین، وایستین.
‫بجنبین، بجنبین، بجنبین!

34
00:03:41,976 --> 00:03:42,977
‫نه، نه!

35
00:03:44,845 --> 00:03:45,846
‫کمکم کنین!

36
00:03:47,070 --> 00:04:02,070


37
00:04:07,034 --> 00:04:08,568
‫نه!

38
00:04:08,601 --> 00:04:11,538
‫خانم‌ها، خواهش می‌کنم بذارین من برم.

39
00:04:16,177 --> 00:04:17,812
‫وای خدایا! مواظب باشین!

40
00:05:01,889 --> 00:05:03,991
‫این‌طور که پیداست موزه واقعا خوش می‌گذره.

41
00:05:07,962 --> 00:05:09,696
‫بیا بیشتر خوش بگذرونیم.

42
00:05:09,730 --> 00:05:12,800
‫تا وقتی چوبدستیه نصفه است،
‫کاری از دستمون ساخته نیست.

43
00:05:12,833 --> 00:05:15,202
‫تعداد قهرمانان این دنیا از ما بیشتره.

44
00:05:15,236 --> 00:05:18,339
‫انسان‌های قهرمان
‫به هر حال انسانن،

45
00:05:18,372 --> 00:05:20,174
‫ولی ما خداییم.

46
00:05:20,207 --> 00:05:23,110
‫حکم جادوگر اعظم رو دست‌کم نگیر.

47
00:05:23,144 --> 00:05:25,346
‫واسه محافظت از قدرت خدایان،

48
00:05:25,379 --> 00:05:28,182
‫طرف رو با دقت بسیاری انتخاب می‌کنه،

49
00:05:28,215 --> 00:05:32,053
‫قوی‌ترین و زرنگ‌ترین قهرمانان...

50
00:05:32,086 --> 00:05:34,355
‫تاریخ این دنیا رو برمی‌گزینه.

51
00:05:34,388 --> 00:05:37,024
‫خیلی احمقم.

52
00:05:37,058 --> 00:05:39,093
‫اگه راستش رو بخوای،
‫لیاقت این قدرت‌ها رو ندارم.

53
00:05:39,126 --> 00:05:40,895
‫اصلا دارم چه کمکی می‌کنم؟

54
00:05:40,928 --> 00:05:42,830
‫همین الانش هم ابرقهرمانی با لباس قرمز...

55
00:05:42,863 --> 00:05:43,964
‫و علامت آذرخش داریم،

56
00:05:43,998 --> 00:05:46,067
‫البته من سریعم،
‫ولی اون سریع‌تره.

57
00:05:46,100 --> 00:05:49,870
‫آکوامن خیلی عظیم‌الجثه است
‫و مردانگیش به آسمون می‌رسه،

58
00:05:49,904 --> 00:05:51,172
‫بتمن هم خیلی باحاله!

59
00:05:51,205 --> 00:05:53,274
‫ولی من همین خودمم.

60
00:05:53,307 --> 00:05:54,842
‫این حرف‌ها رو هم نمی‌تونم به بقیه بگم،

61
00:05:54,875 --> 00:05:56,243
‫آخه خانواده‌ام من رو
‫رهبر خودشون محسوب می‌کنن،

62
00:05:56,277 --> 00:05:58,179
‫ولی حس می‌کنم...

63
00:05:58,212 --> 00:05:59,313
‫کلاه‌بردارم.

64
00:05:59,346 --> 00:06:00,815
‫خودت متوجهی که من...

65
00:06:01,882 --> 00:06:03,184
‫پزشک اطفالم دیگه،

66
00:06:05,152 --> 00:06:06,954
‫مگه نه؟

67
00:06:06,987 --> 00:06:09,023
‫خب، آره، یکی از بیمارانتون...

68
00:06:09,056 --> 00:06:10,825
‫به نام بیلی بتسون شما رو معرفی کرده بود.

69
00:06:10,858 --> 00:06:12,126
‫مهم نیست.

70
00:06:12,159 --> 00:06:13,994
‫می‌شه کمکم کنین افکارم رو درست کنم...

71
00:06:14,028 --> 00:06:15,963
‫که دیگه کلا ذهنم خطور نکنن؟

72
00:06:15,996 --> 00:06:17,364
‫خیلی‌خب، ببین.

73
00:06:17,398 --> 00:06:19,033
‫البته باز هم می‌گم که پزشک اطفالم،
‫روان‌پزشک نیستم،

74
00:06:19,066 --> 00:06:21,001
‫ولی به نظرم...

75
00:06:21,035 --> 00:06:23,871
‫دچار سندرم ایمپاستر شدی.

76
00:06:23,904 --> 00:06:24,991
‫چنین سندرمی هم معمولا...

77
00:06:25,015 --> 00:06:27,108
‫از آسیب‌های روانی
‫زودهنگام زندگی نشأت می‌گیره،

78
00:06:27,141 --> 00:06:29,709
‫خلاصه اگه ناراحت نمی‌شی، ازت بپرسم...

79
00:06:29,743 --> 00:06:31,745
‫کودکیت رو چقدر به خاطر داری؟

80
00:06:31,779 --> 00:06:33,147
‫در حدی که انگار همین امروز بود.

81
00:06:34,115 --> 00:06:36,050
‫آُسیب روانی؟ اِم، نمی‌دونم.

82
00:06:36,083 --> 00:06:37,684
‫یعنی اصلا بابام رو ندیدم.

83
00:06:37,717 --> 00:06:41,055
‫اِم، مامانم تو کارناوال کریسمس ولم کرد.

84
00:06:41,088 --> 00:06:42,689
‫مدت زیادی تو یتیم‌خونه بودم،

85
00:06:42,723 --> 00:06:43,791
‫از یازده خونه فرار کردم،

86
00:06:43,824 --> 00:06:45,025
‫کلی دعوا کردم.

87
00:06:45,059 --> 00:06:46,260
‫بعدش جادوگری من رو ربود...

88
00:06:46,293 --> 00:06:47,895
‫و بهم قدرت فوق‌بشری داد...

89
00:06:47,928 --> 00:06:49,430
‫و بعدش هم یهو جلوی چشم خودم از دنیا رفت.

90
00:06:49,463 --> 00:06:50,831
‫آسیب‌های کمی نیستن.

91
00:06:50,865 --> 00:06:52,199
‫دکتری هفت اهریمن احضار کرده بود...

92
00:06:52,233 --> 00:06:53,767
‫و کل خانواده‌ام رو گروگان گرفته بود،

93
00:06:53,801 --> 00:06:55,136
‫واسه همین مجبور شدیم
‫یکی از چشم‌هاش رو از جا دربیاریم،

94
00:06:55,169 --> 00:06:56,971
‫بعدش همه قدرت فوق‌بشری به دست آوردن،

95
00:06:57,004 --> 00:06:58,806
‫ولی الان هرکدومشون راه خودشون رو
‫در پیش گرفتن...

96
00:06:58,839 --> 00:07:00,374
‫و فقط خودم سعی می‌کنم
‫اتحادشون رو حفظ کنم.

97
00:07:00,407 --> 00:07:03,377
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫بیا همین رو بررسی کنیم.

98
00:07:03,410 --> 00:07:06,013
‫خب؟
‫اول والدینت پست زدن،

99
00:07:06,046 --> 00:07:07,680
‫بعدش یتیم‌خونه‌ها پست زدن،

100
00:07:07,714 --> 00:07:10,251
‫الان هم شهری که سعی می‌کنی
‫ازش محافظت کنی پست زده.

101
00:07:10,284 --> 00:07:11,986
‫من اصلا نگفتم شهرم پسم زده.

102
00:07:13,921 --> 00:07:15,422
‫نوشته «شهرمون پسش زده».

103
00:07:15,456 --> 00:07:17,391
‫روزنامه «تریبون»ـه.
‫«تریبون» که خواننده نداره.

104
00:07:17,424 --> 00:07:20,194
‫- من می‌خونمش.
‫- بگذریم، خیلی‌خب، اِم...

105
00:07:20,227 --> 00:07:22,997
‫اِم، از کمکتون ممنونم،
‫ولی مشکلات واقعی متعددی دارم.

106
00:07:23,030 --> 00:07:27,468
‫تروریستی یکی رو گروگان گرفته، اینه که...

107
00:07:27,501 --> 00:07:29,937
‫- گروگان گرفته؟
‫- آره.

108
00:07:36,917 --> 00:07:38,487
‫[گروگان کشته شد]
‫[مأموریت با شکست مواجه شد]

109
00:07:38,512 --> 00:07:40,281
‫بازیم افتضاحه.

110
00:07:42,082 --> 00:07:43,884
‫واسه چی همیشه باید
‫بازی جنگی بکنیم؟

111
00:07:43,918 --> 00:07:45,718
‫ببین، تمرین اون یکی کارمونه.

112
00:07:45,753 --> 00:07:47,488
‫جدی می‌گم.

113
00:07:47,521 --> 00:07:49,857
‫بازی راهبردی نظامیه،
‫گروهمون چند نفره است،

114
00:07:49,890 --> 00:07:51,725
‫هر کدومشون مهارت متفاوتی دارن...

115
00:07:51,759 --> 00:07:54,028
‫و باید با دشمنی ناشناخته بجنگن.

116
00:07:54,061 --> 00:07:55,763
‫خودم می‌فهمم حرفم چطور جلوه می‌کنه،

117
00:07:55,796 --> 00:07:57,398
‫ولی مدام رعد و برق
‫به خونه‌مون برخورد می‌کنه لئو.

118
00:07:57,431 --> 00:07:59,200
‫از من بشنو.

119
00:07:59,233 --> 00:08:01,035
‫ضمنا، خودت همیشه از کار گروهی می‌گی.

120
00:08:01,068 --> 00:08:03,470
‫ولی ما که تفنگ لازم نداریم!

121
00:08:03,504 --> 00:08:05,339
‫دارلا؟

122
00:08:05,372 --> 00:08:06,507
‫خودشه.
‫حرف نداره.

123
00:08:06,540 --> 00:08:09,176
‫- خودمون تفنگ خودمونیم.
‫- دارلا!

124
00:08:09,210 --> 00:08:10,744
‫واسه چی تو جیبم «اسکیتلز» ریخته؟

125
00:08:10,778 --> 00:08:12,880
‫قرار بود غافلگیر بشی.

126
00:08:12,913 --> 00:08:14,381
‫شدم.

127
00:08:14,415 --> 00:08:16,183
‫هوم، اخیرا خیلی بی‌اعصابه.

128
00:08:16,217 --> 00:08:18,185
‫خیال کردی واسه چی تو جیبش
‫«اسکیتلز» ریختم؟

129
00:08:18,219 --> 00:08:20,387
‫- وای.
‫- یوهو! آهای.

130
00:08:20,421 --> 00:08:21,822
‫ارتش تک‌شاخ‌ها...

131
00:08:21,855 --> 00:08:23,457
‫- دارن چنگیز خان رو می‌کشن؟
‫- آره.

132
00:08:23,490 --> 00:08:25,226
‫تک‌شاخ که واقعی نیست.

133
00:08:25,259 --> 00:08:27,394
‫تاریخ گمانه‌زن محسوب می‌شه یوجین.
‫تو اینترنت بزنش.

134
00:08:27,428 --> 00:08:28,462
‫بیلی، نمی‌شه که همین‌جوری بری.

135
00:08:28,495 --> 00:08:30,264
‫الان شخصیتت می‌میره!

136
00:08:30,297 --> 00:08:32,099
‫یوهو!

137
00:08:34,268 --> 00:08:35,903
‫- دیدی؟
‫- آره.

138
00:08:35,936 --> 00:08:37,204
‫بهت که گفته بودم اگه یه بار ببینی،

139
00:08:37,238 --> 00:08:38,772
‫ازش خوشت میاد.

140
00:08:38,806 --> 00:08:41,008
‫آره، واقعا داره کم‌کم خوشم میاد.

141
00:08:43,377 --> 00:08:44,812
‫جریان چیه؟

142
00:08:53,187 --> 00:08:54,989
‫پسر، داری چیکار می‌کنی؟

143
00:08:55,022 --> 00:08:56,490
‫یه مورد احتمالی ۱۰-۹۹ در جریانه.

144
00:08:56,523 --> 00:08:58,092
‫چندین نفر وقوع خردایش
‫تو جاده رو گزارش کردن.

145
00:08:58,125 --> 00:09:00,027
‫دارن کابل‌های سوسپانسیون
‫پل معلق رو خراب می‌کنن.

146
00:09:00,060 --> 00:09:02,263
‫کل یگان‌ها به پل ین فرانکلین مراجعه کنن.

147
00:09:02,296 --> 00:09:04,365
‫آره.
‫آهنگش خیلی خفنه فردی.

148
00:09:04,398 --> 00:09:06,834
‫آره، موافقم.
‫ملودیش خیلی اضطراریه.

149
00:09:06,867 --> 00:09:07,968
‫بهتره اجرای زنده‌اش رو ببینیم.

150
00:09:08,002 --> 00:09:09,370
‫من هم تو فکرش بودم.

151
00:09:09,403 --> 00:09:10,871
‫حس می‌کنم بتونیم بلیت کنسرتش رو جور کنیم.

152
00:09:10,904 --> 00:09:12,806
‫دو بلیت می‌گیریم.
‫شاید بهتر باشه شش بلیت نگیریم.

153
00:09:12,840 --> 00:09:14,975
‫یا همه می‌ریم، یا نمی‌ریم.
‫قانونمون از همین قراره.

154
00:09:15,009 --> 00:09:17,845
‫با این حال من الان عقب‌عقب می‌رم.

155
00:09:17,878 --> 00:09:20,314
‫در نتیجه، الان آخرین فرصتته.

156
00:09:20,347 --> 00:09:22,216
‫بیلی بتسون، باهام بیا.

157
00:09:22,249 --> 00:09:23,984
‫نه، نه، نه!

158
00:09:24,018 --> 00:09:26,987
‫وای، فیلادلفیا امروز چقدر قشنگه!

159
00:09:27,021 --> 00:09:29,290
‫واقعا قشنگه؟

160
00:09:29,323 --> 00:09:31,191
‫- کارم داره تموم می‌شه.
‫- دوباره؟

161
00:09:31,225 --> 00:09:33,427
‫- خیلی‌خب.
‫- بهتره باحال باشه.

162
00:09:35,629 --> 00:09:38,265
‫عه، عه!
‫همه‌تون کجا می‌رین؟

163
00:09:38,299 --> 00:09:39,967
‫اِم...

164
00:09:40,000 --> 00:09:41,035
‫می‌ریم با خلافکاران مبارزه کنیم؟

165
00:09:42,870 --> 00:09:45,172
‫- خیلی‌خب.
‫- خداحافظ مامان.

166
00:09:45,205 --> 00:09:46,573
‫- خداحافظ مامان.
‫- خداحافظ مامان.

167
00:09:46,607 --> 00:09:48,809
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ رزا.

168
00:09:51,312 --> 00:09:52,346
‫بهش فرصت بده.

169
00:10:00,921 --> 00:10:02,056
‫آماده‌این بچه‌ها؟

170
00:10:03,490 --> 00:10:04,525
‫شزم!

171
00:10:29,350 --> 00:10:30,451
‫وای خدایا.

172
00:10:32,152 --> 00:10:33,520
‫الان از هم می‌پاشه.

173
00:10:36,190 --> 00:10:37,224
‫فرار کنین!

174
00:10:50,337 --> 00:10:52,506
‫♪ باید قهرمانی نجاتم بده ♪

175
00:10:52,539 --> 00:10:56,643
‫♪ منتظرم قهرمانی آخر شب نجاتم بده ♪

176
00:10:56,677 --> 00:10:57,878
‫♪ طرف... ♪

177
00:11:44,358 --> 00:11:46,093
‫نه، نه، نه.

178
00:11:53,400 --> 00:11:55,969
‫نه بابا، اذیت نکن!
‫واقعا در حین گوش دادن...

179
00:11:56,003 --> 00:11:57,371
‫به این آهنگ نجاتت دادم؟

180
00:11:59,640 --> 00:12:01,141
‫نه! هوات رو دارم، هوات رو دارم.

181
00:12:14,354 --> 00:12:17,424
‫اصلا نمی‌خواد وحشت کنین.
‫کاپیتان قدرت‌تمام رسیده.

182
00:12:17,458 --> 00:12:19,159
‫وای.

183
00:12:23,397 --> 00:12:25,232
‫شوخی کردم بابا، خیلی راحته.

184
00:12:35,309 --> 00:12:36,343
‫سلام!

185
00:12:38,445 --> 00:12:40,614
‫وای خدا جون. پیشی‌ان!

186
00:12:40,647 --> 00:12:44,318
‫وای! چقدر نازن!

187
00:12:47,254 --> 00:12:48,489
‫واقعا الان ولمون کرد؟

188
00:12:49,490 --> 00:12:52,092
‫خیلی‌خب، بریم.

189
00:13:34,802 --> 00:13:36,738
‫- خیلی‌خب.
‫- نه، نه، نه، هواتون رو دارم!

190
00:13:36,771 --> 00:13:40,541
‫اون دستیارمه.
‫اسمش کاپیتان قدرت‌تمام کوچولوئه.

191
00:13:40,574 --> 00:13:42,376
‫آهای! کوچولو؟

192
00:13:42,409 --> 00:13:43,745
‫بهتره محکم بچسبین.

193
00:14:04,866 --> 00:14:06,166
‫همه در امانن.

194
00:14:06,199 --> 00:14:07,200
‫کارت حرف نداشت ماری.

195
00:14:07,835 --> 00:14:09,570
‫جمع بشین خانواده عزیزم!

196
00:14:15,442 --> 00:14:17,879
‫خیلی‌خب، جریان از این قراره.

197
00:14:17,912 --> 00:14:20,514
‫یه کار دیگه هم داریم،

198
00:14:20,547 --> 00:14:22,716
‫باید جلوی فروپاشی این پل رو بگیریم.

199
00:14:24,585 --> 00:14:26,888
‫پل بن فرانکلین فرو پاشید.

200
00:14:26,921 --> 00:14:28,622
‫خوش‌بختانه، تلفاتی نداشتیم.

201
00:14:28,655 --> 00:14:30,390
‫تا حدی مدیون قهرمانان شهرمونیم...

202
00:14:30,424 --> 00:14:31,793
‫که یکیشون الان کنارمه.

203
00:14:31,826 --> 00:14:33,460
‫خیلی خوشحالم که تو برنامه‌تونم نانسی.

204
00:14:33,493 --> 00:14:36,630
‫چی بگم؟
‫یه روزه این همه کار کردیم.

205
00:14:36,663 --> 00:14:38,365
‫درسته. خب، چه حسی داری
‫که اسمتون رو...

206
00:14:38,398 --> 00:14:40,467
‫«ناکامان فیلادلفیا» گذاشتن؟

207
00:14:40,500 --> 00:14:42,469
‫از اون‌جایی که اسم رسمیمون نیست،

208
00:14:42,502 --> 00:14:44,438
‫حسی نداریم.
‫اسم خودمون که نیست.

209
00:14:44,471 --> 00:14:45,907
‫درسته، ولی مهم‌ترین مسئله از این قراره...

210
00:14:45,940 --> 00:14:47,842
‫این‌ها چشونه؟

211
00:14:49,376 --> 00:14:51,545
‫تا حالا دقت کـ...

212
00:14:51,578 --> 00:14:53,614
‫می‌رم سری به بچه‌ها بزنم.

213
00:14:53,647 --> 00:14:55,449
‫آره، بهتره بزنی.
‫خدا می‌دونه چیکار می‌کنن.

214
00:14:55,482 --> 00:14:57,284
‫احتمالا مواد می‌کشن، مگه نه؟
‫احتمالا در حین سیگار الکترونیکی کشیدن...

215
00:14:57,317 --> 00:14:58,518
‫تو «تیک‌تاک» سلفی می‌گیرن.

216
00:14:58,552 --> 00:14:59,586
‫وای.

217
00:15:03,256 --> 00:15:04,291
‫پیشی بغلته؟

218
00:15:05,659 --> 00:15:06,660
‫نه.

219
00:15:09,392 --> 00:15:14,322
‫[فروپاشی پل]

220
00:15:18,135 --> 00:15:20,208
‫[مخفیگاه]

221
00:15:29,936 --> 00:15:32,102
‫[در کمد خونه]

222
00:15:34,421 --> 00:15:35,857
‫اسمت رو تانی می‌ذارم.

223
00:15:35,957 --> 00:15:38,117
‫[شیمی آلی]

224
00:15:50,437 --> 00:15:53,875
‫«پل رو نابود کردن؟»
‫چی؟

225
00:15:53,908 --> 00:15:56,710
‫نجات ندادنش با خراب کردنش فرق می‌کنه.
‫اشتباه می‌کنم؟

226
00:15:56,744 --> 00:15:59,579
‫اشتباه می‌کنم؟
‫تازه، جون بی‌شمار آدم رو نجات دادیم.

227
00:15:59,613 --> 00:16:02,516
‫صد و شصت و دو نفر بودن.
‫قابل شمارشه.

228
00:16:02,549 --> 00:16:04,518
‫از نظر احساسی بی‌شمار بودن...

229
00:16:04,551 --> 00:16:05,552
‫ماری.

230
00:16:06,921 --> 00:16:08,221
‫یوجین کجاست؟

231
00:16:08,255 --> 00:16:09,556
‫جای همیشگیشه.

232
00:16:09,589 --> 00:16:12,225
‫«اتاق درها» رو نقشه‌برداری می‌کنه.

233
00:16:16,329 --> 00:16:17,732
‫یوجین!

234
00:16:17,765 --> 00:16:20,333
‫آهای رفیق! کجایی؟

235
00:16:21,171 --> 00:16:22,745
‫[مواظب سگ عنکبوتی باشین]
‫[سیزده سال به بالا]

236
00:16:22,804 --> 00:16:24,304
‫آهای یوجین!

237
00:16:24,328 --> 00:16:26,615
‫[سرزمین افسانه‌ها، امن]
‫[درجه‌بندی سنی نداره]

238
00:16:26,640 --> 00:16:29,643
‫آهای؟ جلسه داریم یوجین.

239
00:16:35,649 --> 00:16:36,650
‫وای.

240
00:16:39,286 --> 00:16:40,287
‫دیر کردی.

241
00:16:41,022 --> 00:16:42,222
‫اصلا نرو اون تو.

242
00:16:42,428 --> 00:16:44,802
‫[منبع سوخت کابوس‌ها]
‫[مخصوص هجده سال به بالا]

243
00:16:45,392 --> 00:16:47,561
‫خیلی‌خب خانواده عزیزم، بریم تو کارش.

244
00:16:50,564 --> 00:16:52,299
‫خیلی‌خب، روز مهمی بود،

245
00:16:52,332 --> 00:16:54,969
‫پل بزرگی بود، می‌شه گفت دو سه بار
‫از دستمون در رفت، درسته؟

246
00:16:55,002 --> 00:16:56,904
‫ولی همین الان به اشتباهاتمون فکر می‌کنیم.

247
00:16:59,639 --> 00:17:00,640
‫ماری؟

248
00:17:02,542 --> 00:17:04,311
‫من تفکرم رو خرج شیمی آلی می‌کنم.

249
00:17:05,679 --> 00:17:07,647
‫هیچ‌کسی که رفیق داشته باشه
‫چنین حرفی نمی‌زنه.

250
00:17:07,681 --> 00:17:10,350
‫راستش رو بخوای،
‫اگه می‌رفتم دانشگاه،

251
00:17:10,383 --> 00:17:11,786
‫الان رفیق داشتم.

252
00:17:11,819 --> 00:17:13,620
‫«راستش رو بخوای»
‫از اون حرف‌های هوشمندانه است...

253
00:17:13,653 --> 00:17:14,889
‫که افراد زرنگی که لازم نیست...

254
00:17:14,922 --> 00:17:16,356
‫برن دانشگاه به زبون میارن.

255
00:17:16,389 --> 00:17:17,825
‫در نتیجه،

256
00:17:17,859 --> 00:17:19,392
‫برگردیم سر فیلممون.

257
00:17:19,426 --> 00:17:20,995
‫خب، بچه‌ها، همون‌طور که می‌بینین،

258
00:17:21,028 --> 00:17:23,865
‫اولش خیلی قدرتمند شروع کردیم، مگه نه؟

259
00:17:23,898 --> 00:17:26,666
‫حرف نداشتیم، خیلی هماهنگ بودیم،
‫پرانرژی بودیم،

260
00:17:26,700 --> 00:17:28,435
‫عالی بودیم!

261
00:17:28,468 --> 00:17:31,605
‫عه، شرمنده مربی.
‫باید برم پرواز کنم.

262
00:17:31,638 --> 00:17:32,940
‫نه، نه، نه، ارائه‌ام تموم نشده.

263
00:17:32,974 --> 00:17:34,641
‫خودم می‌دونم. بازبینی‌هات رو
‫هم خیلی دوست دارم.

264
00:17:34,674 --> 00:17:36,911
‫ولی باید کمی قبل از شام پرواز کنم.

265
00:17:36,944 --> 00:17:39,013
‫- این‌جوری بدنم سفت نمی‌شه!
‫- باشه، قبوله، قبوله. بازبینی نمی‌کنیم.

266
00:17:39,046 --> 00:17:40,547
‫گروهی پرواز می‌کنیم.
‫خیلی خوش می‌گذره.

267
00:17:40,580 --> 00:17:42,083
‫باید این ماده لزج رو آزمایش کنم
‫و ببینم سمیه یا نه،

268
00:17:42,116 --> 00:17:44,451
‫آخه داره خارشم می‌گیره.

269
00:17:44,484 --> 00:17:47,454
‫عه. بازی «فیلیز» همین الان شروع شد،

270
00:17:47,487 --> 00:17:50,490
‫پس من می‌رم بیسبال تماشا کنم.

271
00:17:50,524 --> 00:17:52,626
‫بهتره تانی رو پس بدم.

272
00:17:54,494 --> 00:17:55,930
‫ای بابا، بی‌خیال!
‫جریان چیه؟

273
00:17:55,963 --> 00:17:57,999
‫جریان از چه قراره؟
‫یا همه می‌ریم، یا اصلا نمی‌ریم بچه‌ها!

274
00:17:58,032 --> 00:17:59,466
‫اگه بگی باید کار کنی...

275
00:17:59,499 --> 00:18:00,868
‫باید کار کنم.

276
00:18:00,902 --> 00:18:03,037
‫اصلا واسه چی شغل داری؟

277
00:18:03,070 --> 00:18:04,437
‫واندر وومن که شغل نداره!

278
00:18:04,471 --> 00:18:05,873
‫- بس کن.
‫- نه، جدی می‌گم.

279
00:18:05,907 --> 00:18:07,041
‫خیال می‌کنی موش رو دم‌اسبی می‌بنده
‫و عینک می‌ذاره...

280
00:18:07,074 --> 00:18:08,675
‫که کسی نشناسدش...

281
00:18:08,708 --> 00:18:10,044
‫و حسابدار جاییه؟

282
00:18:10,077 --> 00:18:12,679
‫بس کن دیگه.
‫زیادی بهمون می‌چسبی.

283
00:18:12,712 --> 00:18:15,515
‫صرفا چون فردی می‌خواد
‫ده دقیقه تنها پرواز کنه،

284
00:18:15,549 --> 00:18:17,919
‫دلیل نمی‌شه که عین مامانت ولت کنه.

285
00:18:17,952 --> 00:18:19,854
‫یا من که می‌خوام برم دانشگاه،

286
00:18:19,887 --> 00:18:21,488
‫دلیل نمی‌شه خانواده‌مون رو ترک کنم.

287
00:18:21,521 --> 00:18:22,924
‫آها. خیلی‌خب، ایول،

288
00:18:22,957 --> 00:18:24,892
‫باز هم بحث دانشگاه رو پیش کشیدی.
‫کاملا درک می‌کنم.

289
00:18:24,926 --> 00:18:26,060
‫باشه.

290
00:18:26,093 --> 00:18:27,895
‫واقعا متوجه شرایط خودت نیستی؟

291
00:18:34,969 --> 00:18:36,703
‫پنج ماه دیگه هجده ساله می‌شی.

292
00:18:36,737 --> 00:18:38,973
‫بیرونم نمی‌کنن.
‫تو رو که بیرون نکردن.

293
00:18:39,006 --> 00:18:41,608
‫آره، ویکتور و رزا خیلی مهربونن،
‫ولی قراره سنت عین خودم...

294
00:18:41,641 --> 00:18:43,543
‫از سن حمایت یتیمان بگذره.

295
00:18:43,577 --> 00:18:46,147
‫باشه، فهمیدم.
‫خودم طرز کارشون رو بلدم، خب؟

296
00:18:46,180 --> 00:18:46,981
‫واقعا بلدی؟

297
00:18:48,682 --> 00:18:51,118
‫ویکتور و رزا به زور
‫پول اجاره رو جور می‌کنن.

298
00:18:51,152 --> 00:18:54,055
‫دولت هم واسه تأمین محل سکونت
‫و غذای من بهشون پول نمی‌ده،

299
00:18:54,088 --> 00:18:56,123
‫به زودی پول تو رو هم نمی‌دن.

300
00:18:57,624 --> 00:19:00,895
‫برام مهم نیست واندر وومن شغل داره یا نه.

301
00:19:00,928 --> 00:19:02,629
‫خودم می‌خوام بهشون کمک کنم.

302
00:19:02,662 --> 00:19:04,531
‫بیلی، ما هم بالاخره...

303
00:19:04,564 --> 00:19:06,801
‫باید عین کل ساکنین زمین
‫شغل پیدا کنیم یا...

304
00:19:07,601 --> 00:19:08,602
‫از خونه بریم.

305
00:19:14,742 --> 00:19:16,010
‫هیچی ابدی نیست.

306
00:19:24,684 --> 00:19:27,955
‫اسمش «سنگ ابدیت»ـه‌ها.

307
00:19:31,125 --> 00:19:34,427
‫پس معلومه یه سری چیزها ابدی‌ان.

308
00:20:09,696 --> 00:20:12,133
‫ولم کنین که بمیرم.

309
00:20:12,166 --> 00:20:15,602
‫وای، ولی با خودمون هدایایی آوردیم.

310
00:20:26,713 --> 00:20:27,815
‫جادوئه.

311
00:20:27,848 --> 00:20:29,716
‫امکان نداره.

312
00:20:29,750 --> 00:20:31,919
‫بین این دنیا و جادو مانع کشیده بودن.

313
00:20:31,953 --> 00:20:36,656
‫آره. بعد از این که تو از قلب پدرمون
‫بیرون کشیدیش، مانع کشیدن.

314
00:20:36,690 --> 00:20:39,492
‫از کل خدایان این دنیا بیرون کشیدیش.

315
00:20:39,526 --> 00:20:40,895
‫از خودم بیرون کشیدش.

316
00:20:43,764 --> 00:20:45,967
‫یادت نمیاد چی دزدیدی؟

317
00:20:46,000 --> 00:20:48,936
‫قدرت خودم رو به یاد نمیاری؟

318
00:20:48,970 --> 00:20:51,538
‫قدرت عناصر بود.

319
00:20:51,571 --> 00:20:55,076
‫نه. من مانعی کشیدم
‫که نذارم همنوعان شما...

320
00:20:55,109 --> 00:20:57,078
‫وارد دنیای انسان‌ها بشن.

321
00:20:57,111 --> 00:20:59,280
‫اون مانع فقط در صورتی باز می‌شه که...

322
00:20:59,313 --> 00:21:00,848
‫یکی این رو شکسته باشه؟

323
00:21:02,716 --> 00:21:04,018
‫چطور...

324
00:21:04,051 --> 00:21:05,786
‫قهرمانمون کجاست؟

325
00:21:05,820 --> 00:21:08,588
‫خودت این چوبدستی رو
‫واسه پدرمون ساخته بودی،

326
00:21:08,621 --> 00:21:10,891
‫خودت هم تعمیرش می‌کنی.

327
00:21:10,925 --> 00:21:14,061
‫من که بهتون گفتم حاضرم بمیرم،
‫ولی کمکتون نکنم.

328
00:21:32,747 --> 00:21:35,582
‫حالا به زبونش بیار.

329
00:21:35,615 --> 00:21:37,785
‫عمرا. عمرا!

330
00:21:37,818 --> 00:21:39,286
‫عمرا که نداریم.

331
00:21:46,794 --> 00:21:48,595
‫به زبونش بیار.

332
00:21:56,170 --> 00:21:58,906
‫به زبونش بیار. به زبونش بیار.

333
00:21:58,939 --> 00:22:01,342
‫شزم!

334
00:22:31,906 --> 00:22:34,208
‫حالا می‌تونیم خوش بگذرونیم.

335
00:22:34,241 --> 00:22:38,678
‫خوش‌گذرونی مال بچه‌هاست عزیزم.
‫ما تو جنگیم.

336
00:22:57,865 --> 00:22:59,033
‫- وای خدا جون.
‫- وای خدا جون.

337
00:22:59,066 --> 00:23:00,101
‫- خیلی عذر می‌خوام!
‫- خیلی عذر می‌خوام!

338
00:23:00,134 --> 00:23:01,668
‫نه، عذر نخواه. خودم عذر می‌خوام!

339
00:23:01,701 --> 00:23:02,770
‫نه، تقصیر خودم بود.
‫حالت خوبه؟

340
00:23:02,803 --> 00:23:03,804
‫- خوبم، آره.
‫- خیلی‌خب، باشه.

341
00:23:03,838 --> 00:23:05,372
‫- من همیشه خوبم.
‫- خوبه.

342
00:23:05,406 --> 00:23:08,876
‫اِم، راستش، اینـ...
‫اینجا رو بلدی؟

343
00:23:08,909 --> 00:23:10,044
‫خانم ساندرزه!

344
00:23:10,077 --> 00:23:12,346
‫آره، می‌خواستم بگم...

345
00:23:12,379 --> 00:23:14,014
‫معلومه که بلدم.
‫صدام خروسی شد. خیلی عجیبه.

346
00:23:14,048 --> 00:23:15,783
‫نه بابا، خودت رو اذیت نکن.
‫شاید حالت بهتر بشه...

347
00:23:15,816 --> 00:23:16,984
‫که بدونی در مقابل خجالت کشیدنت...

348
00:23:17,017 --> 00:23:18,219
‫هیچی نیست.

349
00:23:18,252 --> 00:23:19,719
‫آها، وقتی اعتماد به نفس دارم،
‫خجالتی می‌شم.

350
00:23:19,753 --> 00:23:21,155
‫بالاخره پیدات کردیم.

351
00:23:21,188 --> 00:23:23,324
‫- سلام.
‫- دختر تازه‌واردی. اولین کلاسته.

352
00:23:23,357 --> 00:23:25,726
‫- آره.
‫- برت هستم. ایشون برکه.

353
00:23:25,759 --> 00:23:27,361
‫ببین، اگه چیزی لازم داشتی،

354
00:23:27,394 --> 00:23:29,296
‫بیا سراغ خودمون. ردیفش می‌کنیم.

355
00:23:29,330 --> 00:23:31,365
‫برت و برک بایر.

356
00:23:31,398 --> 00:23:32,833
‫همه‌چی رو ردیف کردن.
‫از اختلال شخصیت خودشیفته گرفته...

357
00:23:32,867 --> 00:23:34,735
‫تا عفونت کلامیدیا رو ردیف کردن.

358
00:23:34,768 --> 00:23:36,703
‫کلی به بقیه هم می‌دن.

359
00:23:36,737 --> 00:23:39,373
‫ایشون بچه «بنیاد آرزوهای» تاندرکرکه.

360
00:23:39,406 --> 00:23:41,308
‫پسرک دوآتشه خیال کرده
‫دیگه بزرگ شده.

361
00:23:41,342 --> 00:23:42,877
‫آره، جایگاهش رو بلد نیست.

362
00:23:42,910 --> 00:23:44,378
‫معلومه که بلدم.
‫جایگاهم تو اون سطل زباله نیست.

363
00:23:44,411 --> 00:23:46,080
‫آخه در اون صورت
‫انسان بوگندویی می‌شم،

364
00:23:46,113 --> 00:23:48,048
‫مگه متوجه نیستین؟
‫بوگندو بودن مختص خودتونه بچه‌ها!

365
00:23:49,984 --> 00:23:51,318
‫فریمن زمین خورد.

366
00:23:51,352 --> 00:23:52,685
‫عه، عه! اینجا رو!

367
00:23:53,921 --> 00:23:56,323
‫- الان دیگه خودم ابرقهرمان شدم.
‫- ایول!

368
00:23:58,993 --> 00:24:00,895
‫این واسه چی این وسطه؟

369
00:24:00,928 --> 00:24:02,296
‫امان از دست سرایدارها.

370
00:24:02,329 --> 00:24:03,430
‫بلند شو پسر.
‫چیکار می‌کنی؟

371
00:24:03,464 --> 00:24:04,965
‫بیا ببینم.

372
00:24:04,999 --> 00:24:06,267
‫بهتره این رو تعمیر کنی، خب؟

373
00:24:06,300 --> 00:24:08,269
‫آره، احتمالا واسه همین زمین خوردی.

374
00:24:08,302 --> 00:24:09,937
‫- آره.
‫- خداحافظ دختر تازه‌وارد.

375
00:24:09,970 --> 00:24:11,105
‫ای وای، مرسی آقای گکل.

376
00:24:11,138 --> 00:24:12,806
‫قابلی نداره. اون سطل آشغال...

377
00:24:12,840 --> 00:24:14,341
‫وقتی خودم دانش‌آموز اینجا بودم
‫خونه دومم محسوب می‌شد.

378
00:24:16,944 --> 00:24:18,279
‫ببین.

379
00:24:18,312 --> 00:24:19,980
‫خودت می‌دونستی اون‌ها می‌خوان بزننت،

380
00:24:20,014 --> 00:24:21,916
‫ولی باز هم دخالت کردی.

381
00:24:21,949 --> 00:24:24,084
‫می‌دونی چیه؟
‫همین‌جوری خودم رو سرگرم می‌کنم،

382
00:24:24,118 --> 00:24:25,319
‫هرچی بامزه‌تر باشم،

383
00:24:25,352 --> 00:24:28,088
‫بیشتر مشت نثارم می‌کنن.

384
00:24:29,356 --> 00:24:30,824
‫خب، من رو که خندوندی.

385
00:24:31,892 --> 00:24:32,993
‫اینه که...

386
00:24:37,331 --> 00:24:38,899
‫قهرمانی.

387
00:24:43,070 --> 00:24:45,239
‫باهام تا دم کلاس میای یا نه؟

388
00:24:45,272 --> 00:24:46,507
‫واسه چی باید تا کلاس باهات بیام؟ نه.

389
00:24:46,540 --> 00:24:48,842
‫واسه چی باید بیام؟
‫آره!

390
00:24:48,876 --> 00:24:50,177
‫مرسی.

391
00:24:51,011 --> 00:24:52,479
‫خب، از اول بگو.

392
00:24:52,513 --> 00:24:55,849
‫بچه «بنیاد آرزوهای» تاندرکرک یعنی چی؟

393
00:24:55,883 --> 00:24:59,920
‫آها. اِم، شوخی خودمونی‌ایه،
‫ولی خلاصه بگم،

394
00:24:59,954 --> 00:25:02,323
‫چند وقت پیش به طور اتفاقی...

395
00:25:02,356 --> 00:25:04,325
‫با چند ابرقهرمان تو سلف ناهار خوردم.

396
00:25:04,358 --> 00:25:07,361
‫وایستا ببینم،
‫بچه‌ای که رفیق ابرقهرمانان بود...

397
00:25:07,394 --> 00:25:08,896
‫- خودت بودی؟
‫- آره.

398
00:25:08,929 --> 00:25:10,531
‫ولی باز هم باهات بدرفتاری می‌کنن؟

399
00:25:10,564 --> 00:25:12,099
‫متأسفانه اگه آدم
‫آشنای باحالی داشته باشه،

400
00:25:12,132 --> 00:25:14,468
‫دلیل نمی‌شه خودش هم باحال باشه.

401
00:25:14,501 --> 00:25:15,970
‫به نظر من که خیلی باحالی.

402
00:25:18,806 --> 00:25:19,807
‫فردی!

403
00:25:21,575 --> 00:25:23,177
‫اسممه.

404
00:25:23,210 --> 00:25:26,013
‫شرمنده، خیلی غیرعادی و بلند گفتم.
‫با صدایی عادی...

405
00:25:26,046 --> 00:25:27,514
‫گفت فردی هستم.

406
00:25:27,548 --> 00:25:28,749
‫آن هستم.

407
00:25:30,818 --> 00:25:32,019
‫آن.

408
00:25:33,287 --> 00:25:34,488
‫- ایول!
‫- زدی تو خال.

409
00:25:34,521 --> 00:25:36,223
‫عه، باید عصات رو تعمیر کنی داداش!

410
00:25:37,891 --> 00:25:39,226
‫چیه؟

411
00:26:14,928 --> 00:26:18,599
‫خوبه کوچولو.
‫احسنت.

412
00:26:18,632 --> 00:26:21,535
‫حالا برو مسئول این اتفاق رو برام پیدا کن.

413
00:26:38,652 --> 00:26:40,888
‫وای. اِم...

414
00:26:40,921 --> 00:26:43,624
‫خیلی خرسندم که چنین حسی داری.

415
00:26:43,657 --> 00:26:46,560
‫جدی می‌گم، آخه نگاهی به اینجا بنداز...

416
00:26:46,593 --> 00:26:48,962
‫مکانش عاشقانه است،

417
00:26:48,996 --> 00:26:51,365
‫شامپاینش گرونه،
‫بشقاب‌هاشون بزرگه و غذاشون کوچکه.

418
00:26:51,398 --> 00:26:53,000
‫یعنی هیچی کم نذاشتی.

419
00:26:54,001 --> 00:26:56,103
‫خیلی خوشم میاد، جدی می‌گم.

420
00:26:56,136 --> 00:26:57,871
‫ولی مطمئن نیستم...

421
00:26:57,905 --> 00:26:59,873
‫که الان آمادگی تعهد
‫داشته باشم یا نه، متوجهی؟

422
00:26:59,907 --> 00:27:02,376
‫وایستا، وایستا، وایستا.
‫نه، با خودت مشکلی ندارم.

423
00:27:02,409 --> 00:27:07,014
‫قول می‌دم با خودت مشکلی ندارم. خب؟
‫ببین...

424
00:27:07,047 --> 00:27:08,982
‫خودم می‌دونم کل دنیا می‌خوان
‫شاهد رابطه‌مون باشن.

425
00:27:09,016 --> 00:27:10,484
‫می‌خوان من و تو رو کنار هم ببینن.

426
00:27:10,517 --> 00:27:14,154
‫جفت قدرتمندی هستیم.
‫خدایان جذابی هستیم.

427
00:27:14,955 --> 00:27:17,291
‫اسممون رو «شی‌زم» می‌ذارن.

428
00:27:17,324 --> 00:27:19,593
‫گمون کنم صرفا از این می‌ترسم...

429
00:27:19,626 --> 00:27:22,062
‫که قراره همه‌شون رو روسیاه کنم. متوجهی؟

430
00:27:23,564 --> 00:27:24,598
‫می‌ترسم خودت رو روسیاه کنم.

431
00:27:29,570 --> 00:27:31,939
‫می‌دونی چیه؟
‫به درک. بیا امتحان کنیم.

432
00:27:31,972 --> 00:27:33,140
‫بیا این کار جنون‌آمیز رو امتحان کنیم.

433
00:27:34,375 --> 00:27:35,376
‫شاید بهتر باشه...

434
00:27:38,112 --> 00:27:39,613
‫با یه بوسه تثبیتش کنیم؟

435
00:27:53,360 --> 00:27:54,695
‫بیلی بتسون!

436
00:27:54,729 --> 00:27:57,131
‫تو قهرمان خیلی احمقی هستی.

437
00:27:57,164 --> 00:27:59,233
‫این دیگه...
‫جریان از چه قراره؟

438
00:27:59,266 --> 00:28:00,501
‫چهره زیباش چی شد؟

439
00:28:00,534 --> 00:28:02,269
‫ضمنا، مگه تو نمردی؟

440
00:28:02,302 --> 00:28:04,471
‫اومدم از فرای دنیای خودت
‫بهت هشداری بدم.

441
00:28:04,505 --> 00:28:06,473
‫دختران اطلس دارن میان سراغت.

442
00:28:06,507 --> 00:28:07,674
‫دختران اطلس؟

443
00:28:07,708 --> 00:28:09,276
‫دارن میان دنیات رو نابود کنن...

444
00:28:09,309 --> 00:28:12,246
‫و بشریت رو تا ابد
‫تو حفره عذاب بی‌پایان...

445
00:28:12,279 --> 00:28:15,048
‫- شکنجه کنن.
‫- خیلی‌خب، حس می‌کنم شاید...

446
00:28:15,082 --> 00:28:16,150
‫بهتر باشه این حرف‌ها رو یادداشت کنم.

447
00:28:16,183 --> 00:28:17,317
‫- ساکت باش!
‫- باشه، باشه.

448
00:28:17,351 --> 00:28:19,319
‫نمی‌دونی چیکار کردی.

449
00:28:19,353 --> 00:28:21,355
‫از انتخابت پشیمونم.

450
00:28:21,388 --> 00:28:23,123
‫مانع بین دنیاتون...

451
00:28:23,157 --> 00:28:25,159
‫به خاطر تو نابود شده.

452
00:28:25,192 --> 00:28:26,627
‫الان دیگه دنبالت می‌افتن.

453
00:28:26,660 --> 00:28:27,661
‫دنبال خانواده‌ات می‌افتن.

454
00:28:30,697 --> 00:28:32,232
‫هوم؟

455
00:28:32,266 --> 00:28:35,169
‫وای، دارن میان.
‫ببین چی می‌گم بیلی.

456
00:28:35,202 --> 00:28:37,538
‫سرنوشت دنیات دست خودته.

457
00:28:37,571 --> 00:28:40,007
‫تنها کاری که اصلا نباید بذاری...

458
00:28:40,040 --> 00:28:42,242
‫دختران اطلس عملی کنن
‫از این قراره که...

459
00:29:02,663 --> 00:29:04,298
‫هستی فردی؟

460
00:29:15,275 --> 00:29:19,012
‫نچ، حوصله‌اش رو ندارم.
‫تکراریه.

461
00:29:19,046 --> 00:29:21,281
‫فساد بانکی؟ شوخیت گرفته؟

462
00:29:22,182 --> 00:29:24,017
‫سرقت ماشین زره‌پوش؟

463
00:29:24,051 --> 00:29:26,286
‫گمون کنم یه لقمه چپش کنم.

464
00:29:28,222 --> 00:29:30,057
‫شزم!

465
00:29:35,562 --> 00:29:36,563
‫یوهو!

466
00:29:40,167 --> 00:29:41,368
‫نوش جان.

467
00:29:42,737 --> 00:29:44,238
‫سلام.

468
00:29:44,271 --> 00:29:46,774
‫- عه، سلام! ایول، یعنی سلام.
‫- سلام.

469
00:29:46,808 --> 00:29:48,308
‫اِم، می‌خوای نشونم بدی...

470
00:29:48,342 --> 00:29:50,210
‫اون موقع کجا نشسته بودی؟

471
00:29:52,379 --> 00:29:53,781
‫آها، آره، معلومه. چرا که نه؟

472
00:29:53,815 --> 00:29:55,649
‫- باشه. دنبالم بیا.
‫- خیلی‌خب، باشه.

473
00:29:55,682 --> 00:29:58,085
‫خب، می‌شه گفت میز اون تهه.

474
00:30:02,122 --> 00:30:03,624
‫خب، نشسته بودم، آره...

475
00:30:03,657 --> 00:30:06,193
‫خلاصه بگم، من همین‌جا نشسته بودم،
‫اون هم...

476
00:30:06,226 --> 00:30:07,461
‫همون‌جا نشسته بود.

477
00:30:07,494 --> 00:30:08,662
‫- همین‌جا؟
‫- همون‌جا بود، آره.

478
00:30:10,697 --> 00:30:11,274
‫وای، شرمنده.

479
00:30:11,298 --> 00:30:12,366
‫- برادرم خیلی رو اعصابه.
‫- [پیام از طرف بیلی]

480
00:30:12,399 --> 00:30:14,434
‫وای، من هم تجربه‌اش رو دارم.
‫اِم، خواهرمه.

481
00:30:14,468 --> 00:30:15,636
‫باید همیشه بدونه کجام.

482
00:30:15,669 --> 00:30:17,104
‫درسته.

483
00:30:17,137 --> 00:30:18,405
‫خیلی درکت می‌کنم.

484
00:30:18,438 --> 00:30:20,107
‫ضمنا، همیشه خیال می‌کنه
‫بیشتر از من می‌فهمه.

485
00:30:20,140 --> 00:30:21,542
‫حتی وقتی ثابت شده حق باهاش نیست؟

486
00:30:21,575 --> 00:30:23,443
‫دقیقا. البته نه که دوستش نداشته باشم‌ها.

487
00:30:23,477 --> 00:30:25,646
‫نه، معلومه. ولی قشنگ می‌شه
‫اگه کسی مدام...

488
00:30:25,679 --> 00:30:27,548
‫سرش تو زندگی آدم نباشه.

489
00:30:27,581 --> 00:30:29,416
‫- از اول صبح سرش تو زندگی آدم نباشه!
‫- آخه من که دیگه بچه نیستم.

490
00:30:29,449 --> 00:30:31,786
‫نه! من یه ماه ازش کوچک‌ترم،
‫دقیقا یه ماه کوچک‌ترم.

491
00:30:31,819 --> 00:30:33,587
‫ضمنا، واقعا باید همه کارها رو
‫با همدیگه بکنیم؟

492
00:30:33,620 --> 00:30:35,689
‫نه!

493
00:30:37,792 --> 00:30:40,093
‫عه! بیلی! چه...

494
00:30:40,127 --> 00:30:41,495
‫چه تصادفی! اِم...

495
00:30:41,528 --> 00:30:43,497
‫همین الان داشتم به آن، دوستم، می‌گفتم...

496
00:30:43,530 --> 00:30:46,400
‫- چه آدم باحالی هستی.
‫- باید صحبت کنیم.

497
00:30:46,433 --> 00:30:47,869
‫باید صحبت کنیم.
‫طرف عاشق صحبت کردنه.

498
00:30:47,902 --> 00:30:49,737
‫- خیلی خوب صحبت می‌کنه.
‫- فردی.

499
00:30:49,771 --> 00:30:52,172
‫- باید باهاش صحبت کنم. الان میام.
‫- خیلی‌خب.

500
00:30:53,808 --> 00:30:56,109
‫وایستا ببینم، مگه بهمون نگفته بودی
‫جادوگره متلاشی شد؟

501
00:30:56,143 --> 00:30:57,344
‫پوست صورتش کنده شده بود.

502
00:30:57,377 --> 00:30:59,246
‫به کپه‌ای خاکستر بدل شده بود.

503
00:30:59,279 --> 00:31:01,381
‫- آره، ظاهرا مرگش حتمی بوده.
‫- چه بدونم.

504
00:31:01,415 --> 00:31:04,551
‫آره. ولی الان به خوابم میاد...

505
00:31:04,585 --> 00:31:06,153
‫و سعی داره پیغامی بهم برسونه فردی.

506
00:31:06,186 --> 00:31:07,755
‫ممکنه قدرت فرافکنی اثیری داشته باشه.

507
00:31:07,789 --> 00:31:10,190
‫- یعنی چی؟
‫- عین اوبی‌وان کنوبی...

508
00:31:10,223 --> 00:31:11,826
‫- از اون دنیا اومده پیشت؟
‫- دیگه بسه، بعد از مدرسه...

509
00:31:11,859 --> 00:31:13,460
‫جلسه اضطراری برگزار می‌کنم.

510
00:31:13,493 --> 00:31:15,495
‫- می‌خوام بیای.
‫- دیگه می‌خوام کجا برم؟

511
00:31:15,529 --> 00:31:16,798
‫- چیه؟
‫- پسر.

512
00:31:16,849 --> 00:31:18,908
‫[کاپیتان قدرت‌تمام
‫کامیون زره‌پوش را منفجر کرد]

513
00:31:18,933 --> 00:31:21,368
‫خیلی‌خب، اولا، من منفجرش نکردم!

514
00:31:21,401 --> 00:31:22,837
‫خب؟ خودش همون‌شکلی بود، ضمنا...

515
00:31:22,870 --> 00:31:24,404
‫تو «تریبون» نوشتن؟
‫خبر دروغینه!

516
00:31:24,438 --> 00:31:25,840
‫فردی، ما یه قانون بیشتر نداریم.

517
00:31:25,873 --> 00:31:27,341
‫یا همه می‌ریم، یا کلا نمی‌ریم.

518
00:31:27,374 --> 00:31:28,642
‫راستی، قانون احمقانه‌ایه.

519
00:31:28,675 --> 00:31:30,377
‫دختری داره باهام صحبت می‌کنه بیلی.

520
00:31:30,410 --> 00:31:32,245
‫دختره. به عمرم دختری باهام حرف نزده بود!

521
00:31:32,279 --> 00:31:34,214
‫احتمالا اصلا نتونم با این دختر باشم،

522
00:31:34,247 --> 00:31:35,783
‫ولی اگه مدام سعی کنی...

523
00:31:35,817 --> 00:31:37,250
‫کل کارهام رو کنترل کنی،
‫اصلا نمی‌فهمم می‌تونم یا نه!

524
00:31:37,284 --> 00:31:38,619
‫فقط بیا دم سنگ فردی.

525
00:31:38,652 --> 00:31:41,688
‫خیلی‌خب. هوم.

526
00:31:41,722 --> 00:31:43,891
‫راستی، اِم، خواهر داره.

527
00:31:43,925 --> 00:31:45,492
‫بدجوری سلطه‌گره.

528
00:31:45,525 --> 00:31:46,894
‫گمون کنم خیلی به هم بیاین.

529
00:31:46,928 --> 00:31:48,796
‫راستش، گمون کنم عاشقش بشی.

530
00:31:48,830 --> 00:31:50,163
‫ببینین، ببینین، ببین. خانواده عزیزم،

531
00:31:50,197 --> 00:31:51,598
‫خودم می‌دونم مسخره جلوه می‌کنه.

532
00:31:51,632 --> 00:31:53,367
‫مسلما خودم هم...

533
00:31:53,400 --> 00:31:55,369
‫از معنی این حرف‌ها خبر ندارم،

534
00:31:55,402 --> 00:31:56,904
‫ولی خیلی تند حرف می‌زد،

535
00:31:56,938 --> 00:31:58,940
‫صداش خیلی بلند بود
‫و گمون کنم می‌خواست بهمون هشدار بده.

536
00:31:58,973 --> 00:32:00,574
‫داشت داد می‌زد و از مسائل...

537
00:32:00,607 --> 00:32:02,175
‫مزخرف جادوگری و دنیاها می‌گفت.

538
00:32:02,209 --> 00:32:04,711
‫حتما باید این‌قدر بلند صحبت کنی؟

539
00:32:04,746 --> 00:32:06,713
‫آره ماری، آخه اون‌قدرها هم بلند نیست.

540
00:32:06,748 --> 00:32:09,549
‫به نظرم صدام واسه فضای داخلی خیلی مناسبه.

541
00:32:09,583 --> 00:32:10,918
‫چی شده؟
‫حالت خوبه؟

542
00:32:10,952 --> 00:32:14,187
‫- آره.
‫- واسه چی عینک آفتابی زدی؟

543
00:32:14,221 --> 00:32:15,522
‫امروز صبح رفتی چشم‌پزشکی؟

544
00:32:17,424 --> 00:32:19,861
‫چه بدونم، به نظرم ماری واقعا
‫رفته چشم‌پزشکی،

545
00:32:19,894 --> 00:32:22,696
‫ولی دیشب رفته
‫و کلی خوش گذرونده.

546
00:32:22,730 --> 00:32:25,733
‫راستش رو بخوای،
‫واقعا کلی خوش گذروندم.

547
00:32:25,767 --> 00:32:28,702
‫با هم‌سن و سالانم آشنا شدم
‫و خوش گذروندم.

548
00:32:28,736 --> 00:32:30,972
‫تو چشم‌پزشکی دوست پیدا کردی؟

549
00:32:31,005 --> 00:32:32,606
‫نه، رفـ...

550
00:32:32,639 --> 00:32:34,241
‫باشه، می‌شه برگردیم سر اصل مطلب؟

551
00:32:34,274 --> 00:32:35,743
‫ببینین، سرم داد می‌زد...

552
00:32:35,777 --> 00:32:37,745
‫و می‌گفت دختران اطلس...

553
00:32:37,779 --> 00:32:39,713
‫دارن میان شکارمون کنن.

554
00:32:39,747 --> 00:32:41,248
‫خب، ببینین چی دستگیرم شد.

555
00:32:41,281 --> 00:32:42,750
‫«دختران اطلس فرزندان...»

556
00:32:42,784 --> 00:32:43,985
‫«تیتانی به تام اطلسن...»

557
00:32:44,018 --> 00:32:45,619
‫این که تابلوئه،

558
00:32:45,652 --> 00:32:49,791
‫ولی فرزند نیکس، الهه شب و مرگ هم هستن.

559
00:32:49,824 --> 00:32:52,325
‫خب، شب‌ها اتفاقات خوبی هم رخ می‌ده.

560
00:32:52,359 --> 00:32:53,861
‫مرگ هم رخ می‌ده.

561
00:32:53,895 --> 00:32:55,730
‫بده ببینمش.

562
00:33:00,768 --> 00:33:03,771
‫«دخترانش محافظ درخت حیات افسانه‌ای هستن...»

563
00:33:03,805 --> 00:33:07,541
‫«که سیب‌هایی زرین داره
‫و حاوی بذر حیاتن...»

564
00:33:07,574 --> 00:33:09,509
‫«که دنیاشون از همون بذر تشکیل شده...»

565
00:33:09,543 --> 00:33:10,878
‫«و محافظش...»

566
00:33:11,879 --> 00:33:13,981
‫- «یه اژدهاست.»
‫- مسخره نکن.

567
00:33:14,015 --> 00:33:15,348
‫یهو حواسم جمع شد.

568
00:33:15,382 --> 00:33:16,818
‫دقیقا، موافقم.

569
00:33:16,851 --> 00:33:18,318
‫آخه از طرفی خیلی وحشتناکه.

570
00:33:18,351 --> 00:33:20,021
‫- ولی از طرف دیگه اژدها داره!
‫- اژدها داره!

571
00:33:20,054 --> 00:33:21,789
‫ماری. چیکار می‌کنیم؟

572
00:33:21,823 --> 00:33:24,624
‫نمی‌دونم پسر.
‫خودت جلسه گذاشتی.

573
00:33:24,658 --> 00:33:27,294
‫درسته، آره، قبوله،
‫ولی همه‌مون باید موافق باشیم،

574
00:33:27,327 --> 00:33:28,896
‫ضمنا، ببینین.

575
00:33:28,930 --> 00:33:31,766
‫به نظرم معمولا خودت بهتر از من فکر می‌کنی.

576
00:33:31,799 --> 00:33:35,535
‫جادوگره دستورالعمل خاصی
‫بهم ارائه نداد، خب بچه‌ها؟

577
00:33:35,569 --> 00:33:37,604
‫مثلا طرز کار
‫خیلی از این چیزها رو بلد نیستم.

578
00:33:37,637 --> 00:33:39,673
‫اتاق درها رو بلد نیستم،
‫اون ویولن رو...

579
00:33:39,706 --> 00:33:42,409
‫که مدام می‌سوزه بلد نیستم،
‫خیلی عجیبه، ولی...

580
00:33:42,442 --> 00:33:43,845
‫قطعا گرمای مخفیگاهمون رو
‫تأمین می‌کنه، مگه نه؟

581
00:33:43,878 --> 00:33:46,914
‫حتی اسم ابرقهرمانیم رو بهم نگفت.

582
00:33:46,948 --> 00:33:49,382
‫نمی‌خوام بگم خودم تلاش نمی‌کنم.

583
00:33:49,416 --> 00:33:51,585
‫ولی خیلی به کمکتون نیاز دارم.

584
00:33:52,987 --> 00:33:56,590
‫اِم، شاید آشنایی داشته باشم
‫که بتونه کمکمون کنه.

585
00:34:01,661 --> 00:34:03,697
‫برو بابا. اون روشن می‌شه.

586
00:34:05,767 --> 00:34:07,769
‫برو بابا.

587
00:34:40,735 --> 00:34:42,636
‫یعنی من دارم کل مخفیگاهمون رو
‫نقشه‌برداری می‌کنم،

588
00:34:42,669 --> 00:34:44,404
‫ولی تو بهم نگفتی اینجا وجود داره؟

589
00:34:44,437 --> 00:34:45,072
‫واقعا مسئله مهمی رو نگفته بودی.

590
00:34:45,106 --> 00:34:46,073
‫امان از دستت پسر.

591
00:34:48,575 --> 00:34:50,644
‫- وای!
‫- «وای» چی؟

592
00:34:50,677 --> 00:34:52,379
‫- «وای» چی؟
‫- اینجا رو!

593
00:34:52,412 --> 00:34:53,713
‫سلام استیو.

594
00:34:55,016 --> 00:34:57,517
‫چی؟
‫قلمه رو «استیو» صدا می‌کنی؟

595
00:34:57,551 --> 00:34:59,053
‫آره، به نظرم «استیو» بهش می‌اومد.

596
00:34:59,086 --> 00:35:00,788
‫«استیو» خیلی بهش میاد.

597
00:35:02,857 --> 00:35:05,522
‫«گزارش کتاب «جنایت و مکافات»
‫به قلم پدرو پنیا؟»

598
00:35:05,546 --> 00:35:06,426
‫آره.

599
00:35:06,459 --> 00:35:08,796
‫پدرو.

600
00:35:08,830 --> 00:35:11,766
‫- پسر، داری تقلب می‌کنی.
‫- خب، همه‌چی رو بلده.

601
00:35:11,799 --> 00:35:14,367
‫- هوم.
‫- جدی می‌گم. ازش بپرسین.

602
00:35:14,401 --> 00:35:15,770
‫می‌شه همین‌جوری ازش سوال پرسید؟

603
00:35:15,803 --> 00:35:17,370
‫- می‌شه دیگه.
‫- چه باحال. خیلی‌خب، ایول.

604
00:35:17,404 --> 00:35:19,941
‫استیو، می‌خوایم از دختران اطلس...

605
00:35:19,974 --> 00:35:21,976
‫اطلاعاتی کسب کنیم.

606
00:35:22,009 --> 00:35:24,011
‫کمکی از دستت برمیاد؟

607
00:35:27,372 --> 00:35:30,639
‫[شورش یونان، جلد سوم، شورای جادوگران،
‫دادگاه‌های انسان‌ها، خدایان و الهه‌ها، جلد هفتم]

608
00:35:31,451 --> 00:35:33,420
‫- اسم کتابن.
‫- خیلی‌خب.

609
00:35:33,453 --> 00:35:34,822
‫بیاین هرکدوممون یه کتاب انتخاب کنیم.

610
00:35:34,856 --> 00:35:37,390
‫فردی کجاست؟
‫آخه افسانه‌های گمنام...

611
00:35:37,424 --> 00:35:39,026
‫خوراک خودشه.

612
00:35:39,060 --> 00:35:41,729
‫حتی مطمئن نیستم فردی دیگه
‫از مفهوم گروهمون باخبر باشه.

613
00:35:47,201 --> 00:35:49,770
‫راستش، من تا حالا این بالا نیومده بودم.

614
00:35:49,804 --> 00:35:52,106
‫دروغ نگو.
‫همین‌جا با دوستان ابرقهرمانت...

615
00:35:52,139 --> 00:35:54,574
‫می‌شینین، مگه نه؟

616
00:35:54,608 --> 00:35:56,844
‫نه، راستش، واسه چی باید بخوان بیان اینجا؟

617
00:35:56,878 --> 00:35:58,612
‫البته اومدن، چرا،
‫داشتن رد می‌شدن...

618
00:35:58,645 --> 00:36:00,547
‫واقعا می‌شناسیشون؟

619
00:36:00,580 --> 00:36:03,650
‫یا عین جریان
‫«دوست‌دخترم کاناداییه» می‌مونه.

620
00:36:03,683 --> 00:36:04,886
‫آها، کولت رو می‌گی؟
‫خب، فعلا دیگه...

621
00:36:04,919 --> 00:36:06,620
‫تعهد خاصی به هم نداریم.

622
00:36:09,957 --> 00:36:10,958
‫می‌خوای یکیشون رو ببینی؟

623
00:36:11,759 --> 00:36:12,894
‫یعنی چطوری ببینم؟

624
00:36:12,927 --> 00:36:14,427
‫یعنی همین الان از نزدیک ببینیش.

625
00:36:15,562 --> 00:36:16,831
‫فرض می‌کنم جوابت مثبته.

626
00:36:16,864 --> 00:36:18,099
‫امروز هم روز شانسته،

627
00:36:18,132 --> 00:36:20,067
‫آخه قراره به جذاب گروهشون زنگ بزنم.

628
00:36:20,968 --> 00:36:22,535
‫اون دختره رو می‌گی؟

629
00:36:22,569 --> 00:36:24,005
‫- نه، پسر جذابشون رو می‌گم.
‫- اون رو می‌گی؟

630
00:36:25,172 --> 00:36:26,908
‫چی؟ اون؟

631
00:36:26,941 --> 00:36:28,809
‫ببین، جذابیت از نظر هر کسی
‫فرق می‌کنه، مگه نه؟ ولی، اِم...

632
00:36:28,843 --> 00:36:30,912
‫کاپیتان قدرت‌تمام معمولا
‫تو اکثر نظرسنجی‌های اینترنتی اوله،

633
00:36:30,945 --> 00:36:32,780
‫در نتیجه... خیلی مهم نیست.

634
00:36:32,813 --> 00:36:34,782
‫شوخی می‌کنی فردی؟

635
00:36:34,815 --> 00:36:37,617
‫آخه نمی‌خواستم مجبورت کنم
‫واقعا اثباتش کنی.

636
00:36:41,022 --> 00:36:42,790
‫نه‌خیر، شوخی نمی‌کنم.
‫من هم همین الان...

637
00:36:42,823 --> 00:36:44,624
‫باهاش تماس می‌گیرم.
‫همین الان باهاش تماس می‌گیرم.

638
00:36:44,658 --> 00:36:47,762
‫پس تکون نخور.
‫همون‌جا بشین.

639
00:36:47,795 --> 00:36:49,797
‫سلام کاپیتان قدرت‌تمام.
‫چه خبر؟

640
00:36:49,830 --> 00:36:52,632
‫منم، فردی، رفیقت. آره.

641
00:36:52,666 --> 00:36:53,801
‫یادته یه بار جونت رو نجات داده بودم؟

642
00:36:53,834 --> 00:36:54,936
‫نه، نه، نه، اون دفعه رو می‌گم.

643
00:36:54,969 --> 00:36:56,536
‫آره.

644
00:36:56,569 --> 00:36:58,906
‫خب، می‌خوام لطفم رو جبران کنی.

645
00:37:07,949 --> 00:37:09,582
‫تو باید آن باشی.

646
00:37:09,616 --> 00:37:12,219
‫وای خدایا.

647
00:37:13,687 --> 00:37:15,256
‫شنیدم از دوستان فردی‌ای.

648
00:37:15,289 --> 00:37:18,159
‫درسته. آره.
‫چطوری...

649
00:37:21,528 --> 00:37:24,098
‫راستش، درسته که من قدرت فوق‌بشری دارم،

650
00:37:24,131 --> 00:37:25,232
‫ولی قهرمان واقعی...

651
00:37:25,266 --> 00:37:26,867
‫اون بچه است.

652
00:37:26,901 --> 00:37:28,970
‫آره، یعنی راستش...

653
00:37:29,003 --> 00:37:30,704
‫به عمرم کسی عین اون ندیدم.

654
00:37:30,738 --> 00:37:33,007
‫خیلی خودشه...

655
00:37:33,040 --> 00:37:35,810
‫و صمیمی و بامزه است.

656
00:37:35,843 --> 00:37:37,544
‫- چقدر ازش تعریف کردی.
‫- آره.

657
00:37:39,280 --> 00:37:40,781
‫چطوری آشنا شدین؟

658
00:37:40,815 --> 00:37:41,916
‫تو «کامیک‌کان» آشنا شدیم.

659
00:37:41,949 --> 00:37:43,918
‫- «کامیک‌کان» چیه؟
‫- چی؟

660
00:37:43,951 --> 00:37:45,186
‫به نقل از این کتاب،

661
00:37:45,219 --> 00:37:47,654
‫خدایان انسان‌ها رو خادمشون محسوب می‌کردن،

662
00:37:47,687 --> 00:37:49,589
‫اسباب‌بازیشون بودن،

663
00:37:49,622 --> 00:37:50,958
‫بچه‌هایی بودن
‫که باید تنبیهشون می‌کردن.

664
00:37:52,927 --> 00:37:54,661
‫مرسی استیو.

665
00:37:54,694 --> 00:37:57,098
‫ولی انسان‌ها بالاخره شورش کرده
‫و به خدایان پشت کردن.

666
00:37:57,131 --> 00:37:58,799
‫الان دارم جریان همون رو می‌خونم.

667
00:37:58,833 --> 00:38:00,533
‫خب، ظاهرا کل این ماجراها...

668
00:38:00,567 --> 00:38:02,635
‫حول محور سلاح قدرتمندی می‌چرخه.

669
00:38:02,669 --> 00:38:04,637
‫خب، اطلس، پدر...

670
00:38:04,671 --> 00:38:06,874
‫دختران اطلس، معلومه کیه دیگه، آره،

671
00:38:06,907 --> 00:38:08,776
‫از درخت حیات چوبدستی‌ای ساخته بود...

672
00:38:08,809 --> 00:38:11,312
‫و با اون چوبدستی به برخی
‫خدایان قدرت می‌بخشید،

673
00:38:11,345 --> 00:38:14,248
‫ولی قدرت بعضی‌هاشون رو هم می‌گرفت.

674
00:38:14,281 --> 00:38:17,885
‫پس اطلس کل قدرت‌های ماوراطبیعی رو
‫تو چوبدستیه جمع کرده.

675
00:38:17,918 --> 00:38:21,756
‫آره، احسنت. عین باتری جادو می‌مونه.

676
00:38:21,789 --> 00:38:23,257
‫ولی وقتی اوضاع وخیم شد،

677
00:38:23,290 --> 00:38:26,260
‫انسان‌های جادوگر شورایی تشکیل داده...

678
00:38:26,293 --> 00:38:27,795
‫و چوبدستیه رو از اطلس دزدیدن.

679
00:38:27,828 --> 00:38:29,662
‫با چوبدستیه قدرت خودش رو گرفتن.

680
00:38:29,696 --> 00:38:31,065
‫وقتی هم جادوش رو به دست آوردن،
‫به بقیه خدایان حمله کردن...

681
00:38:31,098 --> 00:38:32,665
‫بچه‌ها، همون جادوگره است!
‫می‌شناسمش،

682
00:38:32,699 --> 00:38:34,601
‫همون جادوگریه که آشنامه!

683
00:38:34,634 --> 00:38:35,770
‫اینجاها چی نوشته؟

684
00:38:41,242 --> 00:38:42,709
‫«خرد سلیمان،»

685
00:38:42,743 --> 00:38:44,278
‫«توان هرکول، استقامت اطلس،»

686
00:38:44,311 --> 00:38:46,013
‫«قدرت زئوس،
‫شجاعت آشیل...»

687
00:38:46,047 --> 00:38:48,315
‫«و سرعت مرکوری.»
‫همین قدرت‌ها رو دزدیده بودن.

688
00:38:49,750 --> 00:38:50,751
‫نه.

689
00:38:50,776 --> 00:38:52,795
‫[شزم: ترکیب حروف ابتدایی نام هر یک]

690
00:38:52,820 --> 00:38:53,854
‫وای، بچه‌ها، اینجا رو!

691
00:38:53,888 --> 00:38:55,356
‫پس معنی اسمم از همین قراره.

692
00:38:55,389 --> 00:38:56,957
‫خیلی از تصور خودم باحال‌تره،

693
00:38:56,991 --> 00:38:58,959
‫خیال می‌کردم اسم مسخره‌ایه، اینه که...

694
00:38:58,993 --> 00:39:02,129
‫می‌شه به قدرتی که احتمالا
‫الان غایبه اشاره کنم؟

695
00:39:02,163 --> 00:39:03,764
‫- ایناهاش.
‫- [خرد سلیمان]

696
00:39:03,798 --> 00:39:04,865
‫عذر می‌خوام،

697
00:39:04,899 --> 00:39:06,767
‫داری غیرمستقیم و به وضوح می‌گی...

698
00:39:06,801 --> 00:39:09,336
‫که من به طریقی خرد سولیمان رو...

699
00:39:09,370 --> 00:39:11,238
‫- ندارم؟
‫- آره.

700
00:39:12,239 --> 00:39:14,041
‫خب، شاید بعدا نصیبت بشه.

701
00:39:14,075 --> 00:39:16,043
‫بالاخره معمولا از ماری می‌پرسی چیکار کنیم.

702
00:39:16,077 --> 00:39:17,111
‫- منظوری ندارم.
‫- آره.

703
00:39:17,144 --> 00:39:18,611
‫خیلی ناراحت شدم.

704
00:39:18,645 --> 00:39:19,780
‫صرفا می‌خوام همه‌تون بدونین.

705
00:39:19,814 --> 00:39:21,182
‫ضمنا، اسمش «سلیمان»ـه.

706
00:39:21,215 --> 00:39:22,750
‫وای.

707
00:39:22,783 --> 00:39:24,351
‫دیگه چی دستگیرمون شده خانواده عزیزم؟

708
00:39:24,385 --> 00:39:28,923
‫خب، ظاهرا وقتی چوبدستیه
‫قدرت خدایان رو جمع کرد،

709
00:39:28,956 --> 00:39:33,227
‫جادوگران دنیای خدایان رو...

710
00:39:33,260 --> 00:39:35,329
‫تو کره‌ای جادویی حبس کرده...

711
00:39:35,362 --> 00:39:37,231
‫و تا ابد منزویش کردن.

712
00:39:37,264 --> 00:39:39,632
‫دستشون رو از جادو کوتاه کردن.

713
00:39:39,666 --> 00:39:41,735
‫آها، پس داستان از این قرار بود.

714
00:39:41,769 --> 00:39:44,872
‫آره، گمون نکنم دیگه دستشون کوتاه باشه.

715
00:39:47,041 --> 00:39:49,143
‫امروز صبح صحنه عجیب و مخوفی...

716
00:39:49,176 --> 00:39:50,978
‫در یونان، آتن رقم خورد.

717
00:39:51,011 --> 00:39:53,047
‫دو زن که ظاهرا لباس
‫یونان باستان به تن داشتن...

718
00:39:53,080 --> 00:39:55,116
‫عه، عه، عه، اون چوبدستیه جادوگره است.
‫از کجا آوردنش؟

719
00:39:55,149 --> 00:39:56,984
‫خب، کل این مجسمه‌ها قبلا انسان بودن.

720
00:39:57,017 --> 00:40:00,988
‫من می‌خوام بدونم چی شد
‫که چوبدستیه از اروپا...

721
00:40:01,021 --> 00:40:02,123
‫و یونان سر در آورده؟

722
00:40:03,924 --> 00:40:07,261
‫ای وای جناب،
‫شرمنده که عصات رو گرفتم.

723
00:40:07,294 --> 00:40:08,329
‫می‌خوای پسش بدم؟

724
00:40:12,166 --> 00:40:14,301
‫خب، خودم نصفش کردم
‫و انداختمش دور.

725
00:40:14,335 --> 00:40:16,770
‫پس احتمالا سفرش
‫از همون‌جا شروع شده.

726
00:40:16,804 --> 00:40:17,938
‫- متوجهین؟
‫- چی؟

727
00:40:17,972 --> 00:40:19,306
‫«چی» دیگه یعنی چی؟
‫چیه؟

728
00:40:19,340 --> 00:40:21,008
‫- همون‌جا ولش کردی؟
‫- همه‌مون حضور داشتیم‌ها.

729
00:40:21,041 --> 00:40:23,144
‫بچه‌ها، من چوبدستی داشتم.
‫به همه‌تون قدرت فوق‌بشری دادم.

730
00:40:23,177 --> 00:40:24,945
‫راستی، قابلتون رو نداشت.

731
00:40:24,979 --> 00:40:26,213
‫بعدش هم مجبور شدم نصفش کنم
‫که سیوانا باهاش...

732
00:40:26,247 --> 00:40:28,282
‫کارهای خبیثانه انجام نده، خب؟

733
00:40:28,315 --> 00:40:29,950
‫چوبدستیه رو شکستی،

734
00:40:29,984 --> 00:40:31,886
‫یعنی مانع بین دنیاها رو نابود کردی.

735
00:40:31,919 --> 00:40:33,120
‫تازه باخبر شدیم.

736
00:40:33,154 --> 00:40:35,089
‫ضمنا، الان دیگه قیافه‌شون رو دیدیم،

737
00:40:35,122 --> 00:40:36,924
‫پس وقتی بیان شکارمون کنن،
‫متوجه حضور...

738
00:40:36,957 --> 00:40:37,992
‫- اون دوتا می‌شیم...
‫- سه‌تان.

739
00:40:38,025 --> 00:40:39,026
‫چی؟

740
00:40:40,828 --> 00:40:42,695
‫اطلس سه دختر داشت.

741
00:40:42,730 --> 00:40:44,999
‫کالوپسو، هسپریدس...

742
00:40:45,766 --> 00:40:46,867
‫و آنثیا.

743
00:40:46,901 --> 00:40:49,303
‫آنـ...ـثیا.

744
00:40:51,839 --> 00:40:54,408
‫راستش، من صرفا ابرقهرمان نیستم.

745
00:40:55,376 --> 00:40:56,844
‫شنونده خیلی خوبی هم هستم.

746
00:40:57,845 --> 00:40:59,146
‫واسه همین...

747
00:40:59,180 --> 00:41:00,314
‫حس می‌کنم...

748
00:41:01,849 --> 00:41:04,251
‫ممکنه از فردی خوشت بیاد.

749
00:41:04,285 --> 00:41:06,187
‫صرفا می‌خوام بدونم کی برمی‌گرده.

750
00:41:07,188 --> 00:41:08,822
‫نمی‌خوام بلایی سرش بیاد.

751
00:41:08,856 --> 00:41:11,859
‫آها، خب، آن...
‫انتخاب عشق...

752
00:41:11,892 --> 00:41:13,460
‫که دست خود آدم نیست.

753
00:41:13,494 --> 00:41:15,162
‫چی؟

754
00:41:15,196 --> 00:41:16,931
‫منظورم اون نبود.

755
00:41:16,964 --> 00:41:19,800
‫اگه الان پیداش بشه،
‫بدجوری به خطر می‌افته.

756
00:41:19,833 --> 00:41:21,902
‫ای بابا! ببین کی کنارته.

757
00:41:21,936 --> 00:41:23,437
‫چه خطری می‌خواد پیش بیاد؟

758
00:41:23,470 --> 00:41:24,471
‫ما پیش میایم.

759
00:41:26,840 --> 00:41:28,409
‫خیلی‌خب.

760
00:41:28,442 --> 00:41:30,144
‫متوجه شدم.

761
00:41:30,177 --> 00:41:31,178
‫بیاین برقصیم.

762
00:41:34,315 --> 00:41:35,849
‫وای خدایا.

763
00:41:35,883 --> 00:41:36,884
‫فردی؟

764
00:41:37,384 --> 00:41:38,419
‫آخ!

765
00:41:38,452 --> 00:41:40,054
‫وای فردی، خبر نداشتم.

766
00:41:40,087 --> 00:41:41,455
‫اصلا نمی‌خواستم بلایی سر تو بیاد.

767
00:41:41,488 --> 00:41:43,390
‫وای، قرار نیست بلایی سر من بیاد.

768
00:41:44,225 --> 00:41:45,226
‫شزم!

769
00:41:46,927 --> 00:41:47,928
‫شزم!

770
00:41:48,829 --> 00:41:50,064
‫شزم.

771
00:41:50,097 --> 00:41:52,132
‫- اینجا چه خبره؟
‫- آقـ...

772
00:41:52,166 --> 00:41:53,934
‫فردی، حالت خوبه؟

773
00:41:53,968 --> 00:41:54,935
‫برگردین تو.
‫شما برگردین تو آقای گکل.

774
00:41:54,969 --> 00:41:57,137
‫من خوبم. برگردین تو.

775
00:41:57,171 --> 00:41:58,539
‫شما کی هستین؟
‫بچه‌هاتون اینجا درس می‌خونن؟

776
00:41:58,572 --> 00:42:00,040
‫چیکار می‌کنی؟
‫بلایی سرش نیار.

777
00:42:00,074 --> 00:42:02,743
‫دستم هم بهش نمی‌خوره.
‫بهت قول می‌دم.

778
00:42:13,153 --> 00:42:14,388
‫آقای گکل. چـ...

779
00:42:14,421 --> 00:42:15,856
‫چی گفت؟ چیکار می‌کنین؟

780
00:42:17,558 --> 00:42:19,293
‫چیکار می‌کنین؟

781
00:42:19,326 --> 00:42:21,061
‫چیکار می‌کـ...
‫نه، نه، نه!

782
00:42:21,095 --> 00:42:21,504
‫وایستین، وایستین، وایستین!

783
00:42:21,528 --> 00:42:22,229
‫وایستین، وایستین، وایستین!
‫آهای، نه، نه، نه!

784
00:42:22,263 --> 00:42:25,833
‫وایستین، نه، نه، نه!

785
00:42:29,436 --> 00:42:31,238
‫یادم رفته بود چه راحت می‌ترکن.

786
00:42:31,272 --> 00:42:32,406
‫واسه چی باید چنین کاری می‌کردین؟

787
00:42:33,374 --> 00:42:34,408
‫عین انگور می‌ترکن.

788
00:42:38,512 --> 00:42:39,513
‫این دیگه... ها؟

789
00:42:51,492 --> 00:42:54,928
‫خب، بچه، بهمون بچه بقیه رو کجا پیدا کنیم؟

790
00:42:54,962 --> 00:42:56,497
‫لزومی نداره.

791
00:43:01,935 --> 00:43:03,337
‫بالش رو بچین آنثیا.

792
00:43:32,099 --> 00:43:33,100
‫آخ.

793
00:43:38,939 --> 00:43:39,940
‫وایستا.

794
00:43:41,975 --> 00:43:43,010
‫باز هم هستن.

795
00:43:48,649 --> 00:43:51,952
‫- چه عالی. همه‌شون رو شکست می‌دیم.
‫- نه.

796
00:43:51,985 --> 00:43:53,454
‫واسه چنین کاری نیومده بودیم.

797
00:43:53,487 --> 00:43:55,622
‫اومدیم دنبال بذر حیات.
‫دست بکش خواهر.

798
00:43:55,656 --> 00:43:57,491
‫طبق برنامه خودمون پیش می‌ریم.

799
00:43:57,524 --> 00:43:58,625
‫اگه پدر اینجا بود، اصلا دست نمی‌کشید.

800
00:43:58,659 --> 00:44:00,294
‫ولی پدر مرده.

801
00:44:00,327 --> 00:44:03,030
‫حد خودت رو بدون خواهر.

802
00:44:03,063 --> 00:44:04,565
‫وگرنه خودم حالیت می‌کنم.

803
00:44:06,700 --> 00:44:09,036
‫به روش خودمون پیش می‌ریم،
‫نه به روش اون‌ها.

804
00:44:16,276 --> 00:44:18,579
‫کافیه تکون بخورین...

805
00:44:22,449 --> 00:44:24,985
‫تا گردن این بچه رو بشکنم.

806
00:44:53,380 --> 00:44:54,982
‫وای، فردی.

807
00:45:00,654 --> 00:45:02,990
‫بیلی، نه!

808
00:45:38,025 --> 00:45:39,426
‫بیلی، جلو نیا!

809
00:45:39,460 --> 00:45:40,694
‫دارن قدرتمون رو با چوبدستیه می‌گیرن.

810
00:45:50,070 --> 00:45:52,372
‫چی؟ چی؟

811
00:46:08,088 --> 00:46:09,089
‫ببخشید!

812
00:46:11,658 --> 00:46:13,060
‫عذر می‌خوام،

813
00:46:13,093 --> 00:46:14,461
‫عذر می‌خوام، فقط جون خودتون رو نجات بدین.

814
00:46:14,495 --> 00:46:17,164
‫نه، نه، یا همه می‌ریم، یا اصلا نمی‌ریم.
‫پیش هم می‌مونیم.

815
00:46:17,197 --> 00:46:20,100
‫پیش همدیگه هم می‌مونین،
‫آخه نمی‌تونین برین.

816
00:46:20,133 --> 00:46:23,470
‫ببینیم شما از حبس شدن
‫تو دنیایی رو به موت خوشتون میاد یا نه.

817
00:46:24,204 --> 00:46:26,206
‫نه!

818
00:46:26,240 --> 00:46:27,341
‫نه!

819
00:46:27,374 --> 00:46:28,375
‫فردی!

820
00:46:36,650 --> 00:46:38,485
‫از خیابون سیتی لاین در شمال...

821
00:46:38,519 --> 00:46:40,521
‫تا ساحل غربی رود اسکوکل...

822
00:46:40,554 --> 00:46:41,823
‫تا محله کابز کریکه.

823
00:46:41,856 --> 00:46:43,758
‫ظاهرا این مانع ناشناخته...

824
00:46:43,791 --> 00:46:45,459
‫گنبدی‌شکله،

825
00:46:45,492 --> 00:46:48,562
‫ورود و خروج از شهر غیرممکن شده...

826
00:46:48,595 --> 00:46:52,466
‫و عده‌ای می‌گن ممکنه
‫این مانع جادویی غیرعادی...

827
00:46:52,499 --> 00:46:57,471
‫کار یا خرابی «ناکامان فیلادلفیا» باشه.

828
00:47:16,456 --> 00:47:17,759
‫- پشـ...
‫- هیس!

829
00:47:17,792 --> 00:47:21,395
‫دارم سعی می‌کنم بخوابم.

830
00:47:21,428 --> 00:47:23,731
‫تنها راه فرار از شکنجه‌های اینجا خوابه.

831
00:47:23,765 --> 00:47:26,099
‫خیلی‌خب. چه غم‌انگیز.

832
00:47:27,668 --> 00:47:29,469
‫یه لحظه وایستا ببینم.

833
00:47:29,503 --> 00:47:31,672
‫ریش هاگریدی داری،
‫صدات شبیه بتمنه.

834
00:47:31,705 --> 00:47:34,374
‫تو همون جادوگری.
‫همون جادوگری! وای خـ...

835
00:47:34,408 --> 00:47:35,777
‫برگشتی! بیلی کلی ازت برام تعریف کرده بود.

836
00:47:35,810 --> 00:47:38,111
‫بیلی؟ تو بیلی بتسون رو می‌شناسی؟

837
00:47:38,145 --> 00:47:39,580
‫بیلی بتسون، آره، بهترین دوستمه.

838
00:47:39,613 --> 00:47:41,548
‫خودم فردی فریمن یا کاپیتان قدرت‌تمام هستم.

839
00:47:41,582 --> 00:47:43,483
‫خب، قبلا بودم.
‫الان داستانش پیچیده است.

840
00:47:43,517 --> 00:47:45,185
‫دختره... داستانش پیچیده است.

841
00:47:45,218 --> 00:47:47,621
‫اون بیلی کودن قدرت شزم رو به تو داد؟

842
00:47:47,654 --> 00:47:50,691
‫آره، داد. ضمنا، گفته بود
‫تو خاکستر شدی، ولی نشدی؟

843
00:47:52,659 --> 00:47:54,161
‫وقتی قدرته رو بهش دادم،

844
00:47:54,194 --> 00:47:56,764
‫دیگه نمی‌تونستم تو دنیای خودم بمونم.

845
00:47:56,798 --> 00:47:58,532
‫ولی مرگ مقابل حبس شدن...

846
00:47:58,565 --> 00:48:00,534
‫تو این سلول کنار تو با این که می‌دونم...

847
00:48:00,567 --> 00:48:02,904
‫شکست خوردم، موهبت محسوب می‌شه.

848
00:48:02,937 --> 00:48:04,404
‫بیشتر به خاطر حضور توئه.

849
00:48:04,438 --> 00:48:05,572
‫بیلی نگفته بود این‌قدر طعنه می‌زنی،

850
00:48:05,606 --> 00:48:07,441
‫ولی مشکلی نیست.

851
00:48:07,474 --> 00:48:09,576
‫- بیا از اینجا بریم دیگه.
‫- «بیا از اینجا بریم دیگه.»

852
00:48:09,610 --> 00:48:10,812
‫باشه، حتما.

853
00:48:10,845 --> 00:48:12,613
‫صدام اصلا اون شکلی نیست، ولی خیلی‌خب.

854
00:48:12,646 --> 00:48:14,147
‫ببینیم چی در اختیار داریم، اِم...

855
00:48:14,181 --> 00:48:16,516
‫یه جادوگر بدخلق و بدبین داریم،

856
00:48:16,550 --> 00:48:19,453
‫مرد جوان باهوشی رو هم داریم
‫که دانش‌نامه مسائل جادویی رو حفظه.

857
00:48:19,486 --> 00:48:23,490
‫امکان نداره این خواهران
‫اینجا نگهمون دارن.

858
00:48:23,523 --> 00:48:25,359
‫احتمالا این میله‌های زندان رو طلسم کردن!

859
00:48:25,392 --> 00:48:28,495
‫- چه طلسم‌هایی بلدی؟
‫- لطفا این‌قدر حرف نزن.

860
00:48:28,528 --> 00:48:29,663
‫تمرکز سری چطوره؟

861
00:48:29,696 --> 00:48:31,365
‫حتی بلد نیستم چیه.

862
00:48:32,699 --> 00:48:34,434
‫قبوله، پس بیا معجون درست کنیم.

863
00:48:34,468 --> 00:48:36,603
‫مثلا معجون افزایش قدرت
‫یا کوچک‌شدن درست کنیم.

864
00:48:36,637 --> 00:48:38,405
‫آها! معجون گازی‌شدن درست کنیم!

865
00:48:38,438 --> 00:48:40,842
‫آره! شاید بتونیم عین گوز
‫تو هوا از اینجا فرار کنیم.

866
00:48:40,875 --> 00:48:44,378
‫من قدرت‌هام رو به بچه‌هایی دادم
‫که هدرش دادن.

867
00:48:45,412 --> 00:48:47,214
‫همین‌جا می‌میریم فریبی.

868
00:48:47,247 --> 00:48:50,183
‫راستی، اسمم فردیه.
‫«فریبی»؟ آخه اصلا...

869
00:48:50,217 --> 00:48:51,585
‫هرچی زودتر قبول کنی،

870
00:48:52,486 --> 00:48:53,687
‫راحت‌تر می‌گذرونی.

871
00:48:53,720 --> 00:48:56,390
‫این دندونه؟ اینجا دندونه!

872
00:48:56,924 --> 00:48:57,959
‫هوم.

873
00:49:06,533 --> 00:49:09,536
‫«قدرت عناصر. قدرت آشوب.»

874
00:49:09,569 --> 00:49:11,672
‫«قدرت محور.»

875
00:49:11,705 --> 00:49:13,340
‫قدرت‌هاشون اساسیه.

876
00:49:13,373 --> 00:49:15,275
‫نمی‌دونم چطوری می‌خوایم
‫با چنین قدرت‌هایی مبارزه کنیم.

877
00:49:15,308 --> 00:49:17,210
‫من بهتون می‌گم چطوری باهاشون مبارزه کنیم.

878
00:49:17,244 --> 00:49:18,645
‫با خرد...

879
00:49:19,513 --> 00:49:21,783
‫- سلیمان.
‫- احسنت.

880
00:49:21,816 --> 00:49:23,684
‫باهاشون قرار می‌ذاریم.

881
00:49:23,717 --> 00:49:26,253
‫آره، بهشون می‌گیم
‫می‌خوایم مذاکره کنیم.

882
00:49:26,286 --> 00:49:28,422
‫می‌گیم اگه فردی رو بدن،
‫قدرتمون رو بهشون می‌دیم.

883
00:49:28,455 --> 00:49:30,357
‫ولی بعدش یکیشون رو می‌گیریم...

884
00:49:30,390 --> 00:49:32,225
‫و همون شخص رو باهاش معاوضه می‌کنیم!

885
00:49:32,259 --> 00:49:33,728
‫ولی اگه قدرت‌هامون رو بدزدن چی؟

886
00:49:33,761 --> 00:49:35,897
‫نه، نمی‌دزدن، آخه الان دیگه
‫طرز کارشون رو یاد گرفتیم.

887
00:49:35,930 --> 00:49:38,565
‫متوجهی؟ اگه چوبدستیه رو
‫سمتمون گرفتن، جاخالی می‌دیم.

888
00:49:38,598 --> 00:49:41,301
‫عین وسطی جاخالی می‌دیم.

889
00:49:41,334 --> 00:49:43,503
‫- هوم.
‫- پسر، وسطی من افتضاحه.

890
00:49:43,537 --> 00:49:45,539
‫خب، شاید وسطی پدرو افتضاح باشه،

891
00:49:45,572 --> 00:49:46,908
‫ولی وسطی پدروی فوق‌بشری که افتضاح نیست.

892
00:49:46,941 --> 00:49:49,309
‫نه، وسطی پدروی فوق‌بشری هم افتضاحه.

893
00:49:49,342 --> 00:49:52,345
‫قبوله. ببینین، من در همین حد می‌دونم
‫که ما پنج نفریم و اون‌ها سه نفرن.

894
00:49:52,379 --> 00:49:54,648
‫واسه همین به نظرم بهتره
‫براشون دعوت‌نامه بفرستیم.

895
00:49:57,051 --> 00:49:58,351
‫خیلی‌خب.

896
00:49:58,385 --> 00:50:00,420
‫خب، استیو می‌گه جنس این برگه...

897
00:50:00,454 --> 00:50:02,589
‫از کاغذی جادوییه.

898
00:50:02,622 --> 00:50:04,558
‫کافیه آدم پیغامی
‫رو این کاغذ جادویی بنویسه،

899
00:50:04,591 --> 00:50:07,561
‫اسم خدای مخاطبش رو ادا کنه...

900
00:50:07,594 --> 00:50:10,031
‫و بعدش کاغذه به...

901
00:50:10,064 --> 00:50:12,599
‫وای خدایا، ایول!

902
00:50:13,868 --> 00:50:15,469
‫به پرنده کاغذی بدل می‌شه.

903
00:50:15,502 --> 00:50:17,004
‫خودش هم تا پیش خدائه پرواز می‌کنه.

904
00:50:17,038 --> 00:50:18,906
‫خب، می‌شه گفت نازه.

905
00:50:18,940 --> 00:50:23,010
‫راستی، نیمه‌خدایان چی؟
‫اِم، مثلا واندر وومن؟

906
00:50:23,044 --> 00:50:25,445
‫به نظرت الان نامه پرنده‌ای قبول می‌کنه؟

907
00:50:27,581 --> 00:50:28,715
‫قلمه شونه بالا انداخت؟

908
00:50:30,051 --> 00:50:31,819
‫ببین استیو، کافیه خودم بگم...

909
00:50:31,851 --> 00:50:32,929
‫[آره]

910
00:50:32,954 --> 00:50:34,922
‫کافیه. خیلی‌خب، ایول، مچاله‌اش کن.

911
00:50:34,956 --> 00:50:36,289
‫خیلی‌خب.

912
00:50:37,557 --> 00:50:39,526
‫نامه...

913
00:50:39,559 --> 00:50:43,497
‫نامه، نامه بنوسیم.
‫نه، نه، نه!

914
00:50:43,530 --> 00:50:45,032
‫داشتم بلند بلند حرف می‌زدم.

915
00:50:45,066 --> 00:50:46,366
‫متن نامه‌مون نبود.
‫اون رو هم مچاله کن.

916
00:50:47,735 --> 00:50:49,771
‫شاید بهتر باشه سعی کنی...

917
00:50:49,804 --> 00:50:51,873
‫- از ته دلت صحبت کنی.
‫- هوم.

918
00:50:51,906 --> 00:50:53,775
‫«سلام دختران اطلس،»

919
00:50:54,876 --> 00:50:56,911
‫«خشونت راه‌حل مناسبی نیست.»

920
00:51:18,933 --> 00:51:20,534
‫بچه،

921
00:51:20,567 --> 00:51:22,602
‫اگه باهام روراست باشی،
‫از جونت می‌گذرم.

922
00:51:22,636 --> 00:51:24,005
‫صداقت.

923
00:51:24,038 --> 00:51:27,742
‫باشه، عجب، چه طنز تلخی
‫تو تصمیمتون نهفته شده.

924
00:51:28,642 --> 00:51:29,844
‫باقی قهرمانان هم...

925
00:51:29,877 --> 00:51:32,379
‫عین خودت بچه‌ان؟

926
00:51:32,412 --> 00:51:34,081
‫اصلا بچه یعنی چی؟

927
00:51:34,115 --> 00:51:36,951
‫آخه خودم می‌دونم
‫که تقریبا هر هفته اصلاح می‌کنم.

928
00:51:36,984 --> 00:51:38,718
‫آره یا نه؟

929
00:51:38,753 --> 00:51:40,888
‫نه‌خیر. جواب سوالت منفیه،
‫آخه کسی اون‌قدر احمق نیست...

930
00:51:40,922 --> 00:51:44,558
‫که قدرت‌های کهن خداگونه رو
‫به مشتی بچه بسپاره.

931
00:51:44,591 --> 00:51:47,962
‫- اسمشون رو بهمون بگو.
‫- اسم قهرمانان رو بگم؟

932
00:51:47,995 --> 00:51:52,133
‫اِم، خب، یکیشون برت برایره،
‫یکیشون برک برایره.

933
00:51:52,166 --> 00:51:53,667
‫دارین یادداشت می‌کنین؟

934
00:51:53,700 --> 00:51:55,069
‫یادداشت نمی‌کنین؟ نه؟

935
00:51:55,102 --> 00:51:56,469
‫ماشینشون دوج تراکه.

936
00:51:56,503 --> 00:51:57,671
‫دروغ می‌گه.

937
00:51:57,704 --> 00:52:00,107
‫دروغ قدرت فوق‌بشری خودته،
‫قدرت من نیست.

938
00:52:00,141 --> 00:52:01,943
‫ضمنا، به نظرش بدجوری سلطه‌گری.

939
00:52:03,044 --> 00:52:04,145
‫یکی از شما رو می‌گفت.

940
00:52:04,178 --> 00:52:05,445
‫احتمالا خودت رو می‌گفت.

941
00:52:06,479 --> 00:52:08,648
‫نگهش دارین.

942
00:52:10,751 --> 00:52:12,954
‫نه...
‫جریان چیه؟

943
00:52:12,987 --> 00:52:14,421
‫اون چیه؟
‫داره چیکار می‌کنه؟

944
00:52:14,454 --> 00:52:15,857
‫قدرت آشوبه.

945
00:52:15,890 --> 00:52:18,391
‫وارد ذهن آدم می‌شه
‫و کلا از هم می‌پاشوندش.

946
00:52:18,425 --> 00:52:20,928
‫آها.
‫ذهن من همین الانش هم داغونه،

947
00:52:20,962 --> 00:52:23,396
‫واسه همین واقعا خوشحال می‌شم
‫ببینم چیکار می‌کنی.

948
00:52:23,430 --> 00:52:25,565
‫آخه کسی جگرش رو نداره...

949
00:52:25,599 --> 00:52:27,701
‫که از پس محتوای مغزم بر بیاد.

950
00:52:27,735 --> 00:52:29,904
‫اسمشون رو بگو.

951
00:52:36,177 --> 00:52:38,045
‫اسمشون رو بگو.

952
00:52:38,079 --> 00:52:40,948
‫اسمشون رو بگو.
‫اسمشون رو بگو.

953
00:52:44,886 --> 00:52:47,955
‫«دستینیز چایلد» از شما بهتر اجرا می‌کردن.

954
00:52:47,989 --> 00:52:49,489
‫بهش نمیاد این‌قدر قوی باشه.

955
00:52:51,658 --> 00:52:53,526
‫- اسمشون رو بگو.
‫- بس کن!

956
00:52:55,997 --> 00:52:57,098
‫بیلی...

957
00:53:00,634 --> 00:53:02,069
‫بیلی بتسـ...

958
00:53:05,940 --> 00:53:07,474
‫بیلی بـ...

959
00:53:07,507 --> 00:53:08,910
‫بس کن.

960
00:53:11,678 --> 00:53:13,047
‫قهرمانانشون فرستادن.

961
00:53:14,749 --> 00:53:16,516
‫«سلام دختران اطلس،»

962
00:53:16,549 --> 00:53:18,920
‫«خشونت راه‌حل مناسبی نیست.»

963
00:53:18,953 --> 00:53:22,722
‫«عه، جمله آغازین خوبی بود.
‫مرسی دارلا.»

964
00:53:22,757 --> 00:53:24,524
‫- «می‌خوایم معاوضه کنیم.»
‫- چی؟

965
00:53:24,557 --> 00:53:25,993
‫«اگه فردی رو تحویلمون بدین،»

966
00:53:26,027 --> 00:53:29,462
‫«قدرتمون رو تحویلتون می‌دیم،
‫ضمنا، بنویس باید سالم باشه.»

967
00:53:29,496 --> 00:53:32,532
‫«وگرنه، عین پنجه میمون بدبختت می‌کنن.»

968
00:53:32,565 --> 00:53:33,901
‫«احسنت یوجین.»

969
00:53:33,935 --> 00:53:36,203
‫«استیو، بنویس باید سالم باشه.»

970
00:53:36,237 --> 00:53:38,705
‫«بعدش مثلا بنویس با کمـ...»

971
00:53:38,739 --> 00:53:41,541
‫«نه، بنویس با آرزوی بهترین‌ها...»

972
00:53:41,574 --> 00:53:44,511
‫«شاید بهتر باشه صرفا بنویسی
‫از طرف قهرمانان.»

973
00:53:44,544 --> 00:53:46,113
‫«بهتر نیست نمونه‌خوانی کنیم؟»

974
00:53:46,147 --> 00:53:48,515
‫«نه بابا، استیو اشتباه نمی‌کنه،»

975
00:53:48,548 --> 00:53:49,884
‫«هرچی آدم بگه رو می‌نویسه.»

976
00:53:49,917 --> 00:53:53,254
‫«چه عالی. حس خوبی دارم.
‫من هم همین‌طور.»

977
00:53:53,287 --> 00:53:56,223
‫«کس دیگه‌ای گیترید نمی‌خوره؟»

978
00:53:56,257 --> 00:53:57,657
‫«قرمزش رو نداریم؟»

979
00:53:58,793 --> 00:54:01,162
‫گیترید دیگه چیه؟

980
00:54:04,031 --> 00:54:06,000
‫- سلاحه؟
‫- خواهر.

981
00:54:06,033 --> 00:54:09,003
‫دیگه لازم نیست شکنجه‌اش کنیم.
‫خودت که متن نامه‌شون رو شنیدی.

982
00:54:10,838 --> 00:54:12,639
‫- بندازینشون تو سیاه‌چال.
‫- وایستین.

983
00:54:13,640 --> 00:54:15,076
‫می‌خوان معاوضه کنن.

984
00:54:17,644 --> 00:54:19,280
‫ما هم باهاشون قرار می‌ذاریم خواهر.

985
00:54:19,313 --> 00:54:21,082
‫ولی نباید به انسان‌ها اعتماد کرد.

986
00:54:21,115 --> 00:54:24,819
‫سیاه‌چال صرفا اسمش ترسناکه
‫و خودش جای باحالیه، مگه نه؟

987
00:54:25,719 --> 00:54:27,620
‫مگه نه؟

988
00:54:45,906 --> 00:54:47,274
‫مجروح شدی؟

989
00:54:47,308 --> 00:54:49,944
‫نه، صرفا به هیچ دردی نمی‌خورم.

990
00:54:49,977 --> 00:54:52,545
‫- خب، باید بلند بشی.
‫- واسه چی؟

991
00:54:52,579 --> 00:54:56,250
‫این همه ادای ابرقهرمانان رو درمی‌آوردم...

992
00:54:56,283 --> 00:54:58,252
‫که وانمود کنم داغون نیستم.

993
00:54:58,285 --> 00:55:00,087
‫آخی، احساساتت رو بروز دادی.

994
00:55:14,735 --> 00:55:17,604
‫- چیزی داره تکون می‌خوره.
‫- آره، من هم دیدمش.

995
00:55:34,188 --> 00:55:35,189
‫وای، خاک بر سرم.

996
00:55:36,223 --> 00:55:37,758
‫اون چیه؟

997
00:55:37,792 --> 00:55:39,060
‫لادونه.

998
00:55:39,093 --> 00:55:41,295
‫محافظ باغ اطلسه.

999
00:55:51,072 --> 00:55:53,774
‫- فرار کن.
‫- نمی‌تونم. نمی‌تونم!

1000
00:56:11,959 --> 00:56:13,994
‫چیزیت نیست! چیزیت نیست.

1001
00:56:14,028 --> 00:56:15,763
‫حس می‌کنم خیلی چیزیم شده.

1002
00:56:15,796 --> 00:56:18,232
‫قدرت اژدهائه همینه.

1003
00:56:18,265 --> 00:56:20,633
‫از کل منافذ بدنش ترس ساطع می‌کنه.

1004
00:56:20,667 --> 00:56:22,937
‫کل موجودات میرا
‫از ترس لادون فلج می‌شن...

1005
00:56:22,970 --> 00:56:25,139
‫که نتونن به باغ تحت حفاظتش برسن.

1006
00:56:26,373 --> 00:56:28,876
‫قدرت محور داری.
‫خیلی باحاله، خیلی...

1007
00:56:28,909 --> 00:56:30,811
‫- خیلی نادره.
‫- آنثیا!

1008
00:56:30,845 --> 00:56:32,847
‫باید برم.

1009
00:56:32,880 --> 00:56:35,816
‫در بازگشت به دنیاتون وسط هزارتوئه.

1010
00:56:35,850 --> 00:56:37,684
‫برین سمت راست، بعدش برین چپ،
‫بعدش برین چپ،

1011
00:56:37,717 --> 00:56:40,154
‫بعدش دیوار سمت راست رو تا وسطش دنبال کنین.

1012
00:56:40,187 --> 00:56:41,989
‫- این لازمت می‌شه.
‫- این رو از کجا پیدا کردی؟

1013
00:56:42,022 --> 00:56:43,690
‫تو یه بار از من مقابل
‫قلدرهای دنیای خودتون...

1014
00:56:43,723 --> 00:56:45,793
‫محافظت کردی فردی فریمن.

1015
00:56:45,826 --> 00:56:47,027
‫حالا من از تو
‫تو دنیای خودم محافظت کردم.

1016
00:56:52,133 --> 00:56:54,368
‫قهرمانی.

1017
00:56:54,401 --> 00:56:57,704
‫خب، راستش رو بخوای،
‫واقعا لازم نبود ازم محافظت کنی.

1018
00:56:57,738 --> 00:56:59,240
‫چیزی نمونده بود اعضای داخلی اون پسرها رو...

1019
00:56:59,273 --> 00:57:00,941
‫جابه‌جا کنم که دخالت کردی.

1020
00:57:00,975 --> 00:57:03,676
‫ولی تو خبر نداشتی،
‫واسه همین شجاعی.

1021
00:57:03,710 --> 00:57:06,413
‫صرفا چون می‌دونستم قدرت دارم، شجاع بودم.

1022
00:57:06,447 --> 00:57:10,151
‫نه، قدرتمندانه‌ترین خصوصیتت، خودتی.

1023
00:57:12,153 --> 00:57:14,889
‫چقدر جفتتون نازین.

1024
00:57:14,922 --> 00:57:17,191
‫الهه، خیلی ازتون ممنونیم،
‫ولی باید راه...

1025
00:57:17,224 --> 00:57:20,027
‫بهتره برین. خواهرانم دیگه لازمت ندارن.

1026
00:57:20,060 --> 00:57:21,661
‫الان دیگه فقط بذره رو لازم دارن.

1027
00:57:22,463 --> 00:57:24,732
‫- بذر؟
‫- آره.

1028
00:57:24,765 --> 00:57:26,433
‫هنوز هم تو مکانی مخفی شده
‫که دست همنوعانشون...

1029
00:57:26,467 --> 00:57:28,469
‫بهش نمی‌رسه.
‫بیا، بیا جف. بجنب.

1030
00:57:28,502 --> 00:57:31,071
‫جف صدام کردی؟
‫اون که همین الان اسمم رو کامل گفت!

1031
00:57:44,351 --> 00:57:46,220
‫سلام الهـ... نه؟

1032
00:57:49,356 --> 00:57:51,425
‫آهای ولتاژ پایین خان.

1033
00:57:53,294 --> 00:57:55,162
‫کی این گنبد مسخره رو درست می‌کنی پسر؟

1034
00:57:55,196 --> 00:57:56,764
‫وای نه، نه، نه،
‫نگران نباشین جناب.

1035
00:57:56,797 --> 00:57:58,065
‫نقشه ریختم.

1036
00:57:58,098 --> 00:57:59,466
‫- واقعا؟
‫- آها.

1037
00:57:59,500 --> 00:58:01,268
‫آخه انگار فقط داری ساندویچ می‌خوری.

1038
00:58:01,302 --> 00:58:02,736
‫نه، این ساندویچ رو می‌گین؟

1039
00:58:02,770 --> 00:58:03,871
‫نه، این ساندویچ خیلی مهمه.

1040
00:58:03,904 --> 00:58:05,272
‫واسه جلسه سفارشش دادم.

1041
00:58:05,306 --> 00:58:08,742
‫باشه، حتما سرهنگ استیک پنیری.

1042
00:58:09,243 --> 00:58:10,244
‫سرهنگ؟

1043
00:58:11,478 --> 00:58:13,147
‫وای پسر، واقعا باید اسم پیدا کنم.

1044
00:58:17,318 --> 00:58:19,153
‫چه خانم ساکتیه.

1045
00:58:19,186 --> 00:58:21,855
‫به نظرم مؤثرترین روش
‫بریدن گلوی دشمن، ساکت بودنه.

1046
00:58:23,357 --> 00:58:24,959
‫یعنی...

1047
00:58:24,992 --> 00:58:26,860
‫آها، کاملا جدی گفتی.
‫خیلی‌خب.

1048
00:58:26,894 --> 00:58:28,429
‫اِم...

1049
00:58:28,462 --> 00:58:31,332
‫خیلی‌خب، ببین، جریان از این قراره،
‫شما ناراحتین.

1050
00:58:31,365 --> 00:58:33,200
‫مشتی جادوگر اومدن
‫و قدرت‌هاتون رو دزدیدن...

1051
00:58:33,234 --> 00:58:35,502
‫که اتفاق خیلی بدیه،
‫کاملا درک می‌کنم.

1052
00:58:35,536 --> 00:58:38,472
‫ولی حس می‌کنم با ما خیلی...

1053
00:58:38,505 --> 00:58:41,508
‫خصومت شخصی دارین،
‫آخه من که اصلا نمی‌شناسمت خانم، خب؟

1054
00:58:41,542 --> 00:58:44,111
‫اگه دزدان شبانه به خونه‌تون حمله کرده،

1055
00:58:44,144 --> 00:58:46,247
‫کل سکه‌هاتون رو بدزدن و بعدش فرار کنن،

1056
00:58:46,280 --> 00:58:48,749
‫طبیعتا دنبالشون می‌افتی، مگه نه؟

1057
00:58:50,084 --> 00:58:51,785
‫حالا فرض کنیم
‫وقتی دنبال دزدان مذکور بودی،

1058
00:58:51,819 --> 00:58:53,187
‫پولتون رو انداختن رو زمین،

1059
00:58:53,220 --> 00:58:55,856
‫همسایه‌تون پیداشون کرد
‫و نگهشون داشت.

1060
00:58:56,991 --> 00:58:59,860
‫حالا فرض کن پول ندزدیده بودن...

1061
00:58:59,893 --> 00:59:02,096
‫و عامل حیات پدرت رو دزدیده بودن.

1062
00:59:02,129 --> 00:59:04,164
‫آخرین نفس مادرت رو دزدیده بودن.

1063
00:59:04,198 --> 00:59:06,500
‫قدرت کل خدایان رو دزدیده بودن،

1064
00:59:06,533 --> 00:59:09,937
‫جادوی کل دنیاتون رو دزدیده بودن.

1065
00:59:09,970 --> 00:59:12,473
‫الان هم این جادو درون جسم توئه...

1066
00:59:12,506 --> 00:59:14,375
‫و این‌قدر جگر داری...

1067
00:59:14,408 --> 00:59:17,011
‫که باور کنی لایقشی؟

1068
00:59:18,979 --> 00:59:21,415
‫خصومتمون خیلی شخصیه...

1069
00:59:22,616 --> 00:59:23,817
‫بیلی.

1070
00:59:26,520 --> 00:59:28,589
‫واقعا خیلی وحشتناکی.

1071
00:59:28,622 --> 00:59:31,025
‫صرفا می‌خوام خودت بدونی.
‫آخه واقعا...

1072
00:59:31,058 --> 00:59:34,595
‫متوجه سنگینی حضورت می‌شم
‫و همین کم حرفی نیست.

1073
00:59:34,628 --> 00:59:38,265
‫ولی امروز واقعا می‌خواستم از سازش بگم.

1074
00:59:38,299 --> 00:59:40,234
‫سازشی در کار نیست.

1075
00:59:40,267 --> 00:59:42,236
‫می‌دونستم قراره چنین حرفی بزنی.

1076
00:59:42,269 --> 00:59:44,538
‫خرد سارومان در اختیارمه.
‫سر به سرم نذار، خب؟

1077
00:59:44,571 --> 00:59:47,207
‫فردی رو بهمون پس بدین،
‫این گنبد...

1078
00:59:47,241 --> 00:59:50,411
‫جادویی کروی رو از بین ببرین،

1079
00:59:50,444 --> 00:59:52,112
‫بعدش هم دیگه...

1080
00:59:52,146 --> 00:59:53,847
‫مجبور نمی‌شیم با خاک یکسانتون کنیم.

1081
00:59:53,881 --> 00:59:55,082
‫پیشنهاد خوبیه.

1082
00:59:55,115 --> 00:59:56,250
‫جدی می‌گم.

1083
00:59:56,283 --> 00:59:58,986
‫نقش مرد جماعت رو بازی می‌کنی،

1084
00:59:59,019 --> 01:00:01,355
‫ولی خوب بازی نمی‌کنی.

1085
01:00:01,388 --> 01:00:03,824
‫قدرت‌هامون رو بهمون بده بچه.

1086
01:00:04,391 --> 01:00:06,193
‫همه‌شون رو بده.

1087
01:00:06,226 --> 01:00:08,062
‫تو که رهبر نیستی بیلی.

1088
01:00:09,063 --> 01:00:10,998
‫تو پسرکی گم‌گشته‌ای...

1089
01:00:11,031 --> 01:00:14,234
‫که خوشت میاد باور کنی جنگجویی.

1090
01:00:14,268 --> 01:00:16,437
‫خیلی‌خب، ببین. شاید تجربه‌ام
‫اندازه خودت نباشه،

1091
01:00:16,470 --> 01:00:18,472
‫آخه عین تو پام لب گور نیست،

1092
01:00:18,505 --> 01:00:21,909
‫ولی گمون کنم تجربیاتی داشتم
‫که خودت نداشتی.

1093
01:00:21,942 --> 01:00:25,179
‫آخه من کل فیلم‌های
‫«سریع و خشن» رو دیدم خانم.

1094
01:00:25,212 --> 01:00:26,914
‫بذار مسئله‌ای رو بهت بگم.

1095
01:00:26,947 --> 01:00:30,017
‫مهم‌ترین مسئله خانواده است!

1096
01:00:35,356 --> 01:00:37,524
‫خانواده است!

1097
01:00:37,558 --> 01:00:40,894
‫بچه‌ها، اشاره‌ام همین بود.
‫ما که دوازده بار تمرین کرده بودیم. ممنون.

1098
01:00:40,928 --> 01:00:42,963
‫خانواده‌ام رو کلا از یاد برده بودی،
‫مگه نه الهه؟

1099
01:00:44,164 --> 01:00:47,134
‫نه انسان.
‫خودت خانواده من رو از یاد برده بودی.

1100
01:00:57,544 --> 01:00:58,579
‫بجنبین!

1101
01:00:58,612 --> 01:00:59,646
‫- بریم.
‫- پدرو!

1102
01:01:35,282 --> 01:01:38,051
‫داری وقتم رو تلف می‌کنی پسر.

1103
01:02:16,723 --> 01:02:18,225
‫ایول.

1104
01:02:18,258 --> 01:02:19,460
‫یوهو!

1105
01:02:19,493 --> 01:02:21,228
‫اصلا انتظار چنین حمله‌ای رو نداشت،

1106
01:02:21,261 --> 01:02:25,199
‫آخه چشم‌پزشکی نرفته بود.

1107
01:02:25,232 --> 01:02:27,034
‫اِم، دارلا، اون حرفم...

1108
01:02:27,067 --> 01:02:29,470
‫حسن تعبیر بود.
‫حرفش حسن تعبیر بود.

1109
01:02:36,343 --> 01:02:38,378
‫نه!

1110
01:02:51,291 --> 01:02:52,559
‫همین الانش قدرت دو تن...

1111
01:02:52,593 --> 01:02:54,461
‫از اعضای خانواده‌تون رو گرفتیم.

1112
01:02:54,495 --> 01:02:57,130
‫الان هم دو تن دیگه‌شون باید بمیرن،
‫اون‌وقت واسه چی؟

1113
01:02:57,164 --> 01:02:59,566
‫که تو بتونی همچنان
‫نقش سربازها رو ایفا کنی؟

1114
01:03:35,770 --> 01:03:38,272
‫پدر من اطلس بود.

1115
01:03:38,305 --> 01:03:41,208
‫خدای تیتان استقامت و قدرت بود.

1116
01:03:43,610 --> 01:03:46,580
‫شاید جادو و قدرتش تو جسمت باشه،

1117
01:03:46,613 --> 01:03:50,083
‫ولی هیچ‌وقت واقعا خدا نمی‌شی.

1118
01:03:50,117 --> 01:03:52,119
‫عه، واقعا؟ بابات سرعت فوق‌بشری داشت؟

1119
01:03:56,390 --> 01:03:58,692
‫نچ!

1120
01:04:03,898 --> 01:04:07,100
‫خوبی؟ خوش گذشت.
‫بریم.

1121
01:04:11,405 --> 01:04:13,073
‫بجنب. بجنب، بجنب.

1122
01:04:15,642 --> 01:04:17,277
‫همگی بجنبین!

1123
01:04:17,311 --> 01:04:18,312
‫بجنبین. بجنبین.

1124
01:04:28,255 --> 01:04:29,857
‫چیه؟

1125
01:04:31,793 --> 01:04:33,327
‫خیال می‌کردین دارین...

1126
01:04:33,360 --> 01:04:34,695
‫وارد مستراح عادی می‌شین، دیگه نه؟

1127
01:04:34,729 --> 01:04:36,898
‫البته بوش هنوز هم میاد.

1128
01:04:36,931 --> 01:04:39,232
‫آره، آره، بوش واقعا موندگاره.
‫باورنکردنیه، مگه نه؟

1129
01:04:39,266 --> 01:04:40,400
‫آره.
‫انگار به هوا...

1130
01:04:40,434 --> 01:04:41,903
‫نفوذ می‌کنه.
‫مهم نیست. بگذریم،

1131
01:04:41,936 --> 01:04:43,470
‫به سنگ ابدیت خوش اومدی.

1132
01:04:44,338 --> 01:04:45,706
‫فقط قهرمانان می‌تونن.

1133
01:04:45,740 --> 01:04:48,275
‫از هر دری که خواستیم
‫وارد اینجا بشیم.

1134
01:04:48,308 --> 01:04:50,912
‫یکی از توانایی‌هامونه
‫که خواهرانت از پسش برنمیان.

1135
01:04:50,945 --> 01:04:53,580
‫بچه‌ها، به نظرم کارمون
‫کاملا موفقیت‌آمیز بود.

1136
01:04:54,916 --> 01:04:56,918
‫خیلی‌خب، شاید پیروزی جزئی
‫خیلی خوبی بوده باشه.

1137
01:04:56,951 --> 01:04:58,853
‫- من که گفتم وسطیم افتضاحه.
‫- آره،

1138
01:04:58,886 --> 01:05:00,454
‫افتضاحه، آره، ولی...

1139
01:05:00,487 --> 01:05:01,756
‫ببین پدرو، همه‌مون نقطه ضعفی داریم.

1140
01:05:01,789 --> 01:05:03,256
‫متوجهی؟

1141
01:05:03,290 --> 01:05:04,826
‫نقطه ضعف ایشون هم...

1142
01:05:04,859 --> 01:05:06,526
‫کمبود تفکر راهبردیه.

1143
01:05:06,560 --> 01:05:08,495
‫حالا معاوضه واقعی رو انجام می‌دیم.

1144
01:05:08,528 --> 01:05:11,833
‫فردی و چوبدستی رو تحویل می‌دن
‫تا آزادت کنیم.

1145
01:05:11,866 --> 01:05:13,400
‫باید گنبده رو هم از بین ببرین.

1146
01:05:13,433 --> 01:05:14,534
‫آها، آره.

1147
01:05:14,568 --> 01:05:16,703
‫باید گنبده رو هم از بین ببرین.

1148
01:05:16,738 --> 01:05:18,405
‫آخه شهر عشق برادرانه...

1149
01:05:18,438 --> 01:05:19,606
‫داره کمی مرطوب می‌شه.

1150
01:05:21,943 --> 01:05:23,477
‫انتخاب واژگان مهمه پسر.

1151
01:05:23,510 --> 01:05:24,544
‫آره، خودم همین که داشتم...

1152
01:05:24,578 --> 01:05:26,313
‫بیانش می‌کردم، پشیمون شدم.

1153
01:05:26,346 --> 01:05:27,314
‫از اون کلماته دیگه...

1154
01:05:27,347 --> 01:05:27,849
‫خودم می‌دونم. آخه...

1155
01:05:32,619 --> 01:05:35,322
‫«سلام دختران اطلس‌خر.»

1156
01:05:35,355 --> 01:05:36,924
‫دماغشون سوخت!

1157
01:05:36,958 --> 01:05:38,392
‫همین الان به ذهنم رسید.

1158
01:05:38,425 --> 01:05:39,593
‫ولی حتما با نیم‌فاصله بنویسش...

1159
01:05:39,626 --> 01:05:41,561
‫که خوانا باشه. خیلی‌خب.

1160
01:05:41,595 --> 01:05:43,898
‫وای، خیلی خوبه که استیو
‫خودش به فکر دستور زبان...

1161
01:05:43,931 --> 01:05:46,333
‫و املای کلماته، این‌جوری خیلی
‫باهوش‌تر جلوه می‌کنم.

1162
01:05:47,267 --> 01:05:49,202
‫خب...

1163
01:05:49,236 --> 01:05:51,238
‫«برادر در ازای خواهر، ها؟»

1164
01:05:51,271 --> 01:05:52,807
‫«نظرتون چیه؟»

1165
01:05:52,840 --> 01:05:55,709
‫«ضمنا، چطوری واقعا خواهرین؟»

1166
01:05:55,743 --> 01:05:58,545
‫«آخه اختلاف سنیتون خیلی تابلوئه...»

1167
01:05:58,578 --> 01:06:01,783
‫«و راستش رو بخواین،
‫کمی ناراحت‌کننده است.»

1168
01:06:01,816 --> 01:06:04,317
‫با این که زیاد ازت خوشم نمیاد،

1169
01:06:04,351 --> 01:06:06,286
‫معتقدم حقوق بشر
‫در قبال همه صادقه،

1170
01:06:06,319 --> 01:06:07,922
‫ولی لایق طعم توت‌فرنگیش نیستی.

1171
01:06:07,955 --> 01:06:10,858
‫فقط زردش رو برات آوردم.

1172
01:06:13,360 --> 01:06:14,361
‫رفته!

1173
01:06:15,930 --> 01:06:16,998
‫وایستا ببینم، چی؟

1174
01:06:25,208 --> 01:06:27,100
‫[محل گوشه‌نشینی]

1175
01:06:27,909 --> 01:06:29,777
‫گمون می‌کردم خیلی راحت گیرش انداختیم.

1176
01:06:29,811 --> 01:06:31,846
‫خودش می‌خواست گیرش بندازیم.

1177
01:06:31,879 --> 01:06:35,415
‫نمی‌فهمم.
‫اصلا می‌خواد کجا بره؟

1178
01:06:44,558 --> 01:06:46,894
‫خب، چنین اتفاقی قطعی بود.

1179
01:06:53,533 --> 01:06:56,369
‫آره. قطعا گم شدیم.
‫مرسی دلقک خان.

1180
01:06:56,403 --> 01:06:59,506
‫گم نشدیم.
‫کدوممون جادوگره؟

1181
01:06:59,539 --> 01:07:01,008
‫نمی‌دونم.

1182
01:07:01,042 --> 01:07:03,510
‫تو که طلسمی بلد نیستی،
‫شیء جادویی نداری،

1183
01:07:03,543 --> 01:07:05,545
‫هیچی از جادو سرت نمی‌شه،
‫صرفا...

1184
01:07:09,016 --> 01:07:10,317
‫جادوگری.

1185
01:07:10,350 --> 01:07:12,519
‫- ممنون.
‫- خب حالا.

1186
01:07:12,552 --> 01:07:15,322
‫حالا ببینیم می‌شه به دوست‌دخترت
‫اعتماد کرد یا نه.

1187
01:07:30,504 --> 01:07:32,740
‫برگرد، برگرد. برگرد.

1188
01:08:00,968 --> 01:08:02,602
‫خیلی‌خب، گمون کنم امنه.
‫بیا بریم خونه.

1189
01:08:02,636 --> 01:08:03,938
‫یه لحظه.

1190
01:08:03,971 --> 01:08:06,473
‫ندیدی چی دستش بود؟

1191
01:08:06,506 --> 01:08:08,075
‫سیب بود دیگه.
‫می‌خواست تنقلات بخوره.

1192
01:08:08,109 --> 01:08:09,576
‫مگه چی شده؟

1193
01:08:09,609 --> 01:08:12,847
‫سیب زرین بود.
‫میوه درخت حیات بود.

1194
01:08:12,880 --> 01:08:14,714
‫میوه درخت حیات بود.

1195
01:08:14,749 --> 01:08:16,483
‫عه، وایستا ببینم، مگه نگفته بودی جاش امنه؟

1196
01:08:18,886 --> 01:08:21,454
‫- بیلی!
‫- بیلی. ای خدا جون.

1197
01:08:23,991 --> 01:08:24,992
‫حالا کجا می‌ری؟

1198
01:08:32,166 --> 01:08:34,902
‫نچ.

1199
01:08:34,936 --> 01:08:35,937
‫اون تو نیست.

1200
01:08:37,004 --> 01:08:38,405
‫نچ.

1201
01:08:38,438 --> 01:08:39,974
‫نه، نه، نه.
‫اصلا نیست.

1202
01:08:40,007 --> 01:08:42,009
‫- اصلا نیست.
‫- آهای بیلی،

1203
01:08:42,043 --> 01:08:43,643
‫نمی‌خواد نگران اون یکی باشی.

1204
01:08:43,677 --> 01:08:45,412
‫هزارتوییه که به جایی ختم نمی‌شه.

1205
01:08:45,445 --> 01:08:47,014
‫عین هزارتوهای...

1206
01:08:47,048 --> 01:08:48,082
‫- یونان باستانه؟
‫- بچه‌ها...

1207
01:08:49,116 --> 01:08:51,518
‫بوی مستراح میاد.

1208
01:08:51,551 --> 01:08:53,120
‫هوم.

1209
01:09:02,529 --> 01:09:03,597
‫هسپریدس.

1210
01:09:09,003 --> 01:09:11,605
‫تموم شد خواهران عزیزم.

1211
01:09:11,638 --> 01:09:14,075
‫حالا می‌تونیم بذرش رو بکاریم
‫و دنیامون رو عین اولش کنیم.

1212
01:09:15,743 --> 01:09:18,880
‫یا تو دنیای خودشون بکاریمش.

1213
01:09:18,913 --> 01:09:22,415
‫ولی دنیاشون این‌جوری نابود می‌شه.

1214
01:09:22,449 --> 01:09:24,718
‫خودشون هم دنیای ما رو نابود کردن.

1215
01:09:24,752 --> 01:09:26,888
‫حتما شوخیت گرفته.

1216
01:09:26,921 --> 01:09:28,789
‫- نه‌خیر.
‫- نه.

1217
01:09:28,823 --> 01:09:30,423
‫نه، چنین توافقی نکرده بودیم.

1218
01:09:30,457 --> 01:09:32,026
‫آنثیا، چقدر ساده و حوصله‌سربری.

1219
01:09:32,059 --> 01:09:33,728
‫درست می‌گه،
‫ما سالیان دراز...

1220
01:09:33,761 --> 01:09:35,162
‫منتظر این لحظه بودیم.

1221
01:09:35,196 --> 01:09:36,696
‫بذره رو به دست آوردیم.

1222
01:09:36,731 --> 01:09:38,665
‫چوبدستی و قدرت‌هاش در اختیارمونه.

1223
01:09:38,698 --> 01:09:40,034
‫واسه خشنودی شخصیت...

1224
01:09:40,067 --> 01:09:41,936
‫هدرشون نمی‌دیم.

1225
01:09:41,969 --> 01:09:44,972
‫نه، بهتره من برم، نه تو.

1226
01:09:45,006 --> 01:09:47,008
‫ببین، خودم می‌دونم
‫چه فکری تو سرته.

1227
01:09:47,041 --> 01:09:49,442
‫«پسرک عصابه‌دست بلد نیست یواشکی دزدی کنه.»

1228
01:09:49,476 --> 01:09:51,779
‫ولی جریان از این قراره:
‫زانوت موقع راه رفتن خیلی صدا می‌ده.

1229
01:09:51,812 --> 01:09:53,047
‫رقت‌انگیزه.

1230
01:09:53,080 --> 01:09:54,148
‫دیدی؟

1231
01:09:55,216 --> 01:09:56,751
‫بخت یارت باشه فردی.

1232
01:09:56,784 --> 01:09:58,886
‫ممنون.
‫الان چی صدام کردی؟

1233
01:09:59,820 --> 01:10:02,555
‫فردی. فردی فریمن.

1234
01:10:02,589 --> 01:10:05,927
‫خودشه.
‫درست گفتی.

1235
01:10:05,960 --> 01:10:07,627
‫بعدش می‌بینمت.

1236
01:10:09,030 --> 01:10:10,563
‫حتی اگه بکاریمش،
‫درخت حیات...

1237
01:10:10,597 --> 01:10:12,166
‫تو خاکشون رشد نمی‌کنه.

1238
01:10:12,199 --> 01:10:15,502
‫به یغما می‌بردش،
‫تغییر شکل می‌ده و به چیزی...

1239
01:10:15,535 --> 01:10:16,837
‫هیولاپیکر بدل می‌شه؟

1240
01:10:16,871 --> 01:10:19,206
‫انسان‌ها هم یه پا هیولان.

1241
01:10:19,240 --> 01:10:22,209
‫حقشونه که ما هم هیولاهامون رو
‫به دنیاشون بیاریم...

1242
01:10:22,243 --> 01:10:24,845
‫و بلایی که سرمون آوردن رو
‫سر خودشون بیاریم.

1243
01:10:27,915 --> 01:10:30,084
‫ما توافق کردیم تعادل رو برقرار کنیم،

1244
01:10:30,117 --> 01:10:33,720
‫ولی انتقام تعادل رو خیلی به هم می‌زنه.

1245
01:10:33,754 --> 01:10:36,791
‫آنثیا، انسان‌ها خبیثن،
‫حتی با خودشون هم دشمنن.

1246
01:10:36,824 --> 01:10:38,759
‫- نه، همه‌شون نیستن.
‫- همه‌شون هستن.

1247
01:10:38,793 --> 01:10:42,196
‫خواهر، متأسفانه خشمت بهت چیره شده.

1248
01:10:42,229 --> 01:10:43,596
‫واسه چی؟

1249
01:10:43,630 --> 01:10:45,933
‫انسان‌ها نابودی و خرابی به بار آورده...

1250
01:10:45,967 --> 01:10:48,102
‫و به درگاه خدایان دعا می‌کنن
‫که ببخشنشون.

1251
01:10:48,135 --> 01:10:50,603
‫واقعا دعا می‌کنن نظم و صلح برقرار بشه،

1252
01:10:50,637 --> 01:10:53,774
‫ولی همیشه خرابی به بار میارن.

1253
01:10:53,808 --> 01:10:56,010
‫آنثیا، ازت می‌خوام سیبه رو برداری...

1254
01:10:56,043 --> 01:10:58,145
‫و تو باغمون بکاریش.

1255
01:10:59,646 --> 01:11:01,015
‫معلومه که به خودش می‌گی.

1256
01:11:01,048 --> 01:11:02,817
‫اگه پدر اینجا بود،
‫از کار جفتتون روسیاه می‌شد.

1257
01:11:04,684 --> 01:11:06,553
‫تو دیگه از کجا پیدات شد.

1258
01:11:08,055 --> 01:11:09,991
‫- سلام!
‫- هسپریدس، بیشتر دوستش داری،

1259
01:11:10,024 --> 01:11:11,726
‫ولی ببین چطوری بهمون خیانت می‌کنه.

1260
01:11:15,296 --> 01:11:16,897
‫به سزای اعمالش برسونش خواهر.

1261
01:11:16,931 --> 01:11:19,066
‫- نه!
‫- بکشش!

1262
01:11:22,702 --> 01:11:24,238
‫اون چیه؟

1263
01:11:24,271 --> 01:11:26,140
‫سوال خوبیه.
‫اصلا نمی‌دونم.

1264
01:11:27,174 --> 01:11:28,876
‫ولی توجهتون رو جلب کرد دیگه.

1265
01:11:28,909 --> 01:11:30,077
‫بیلی!

1266
01:11:31,879 --> 01:11:33,713
‫- وای!
‫- وای.

1267
01:11:33,748 --> 01:11:35,548
‫عصات!

1268
01:11:35,582 --> 01:11:38,551
‫آها! شرم!

1269
01:11:38,585 --> 01:11:39,586
‫- ایول!
‫- نه!

1270
01:11:43,656 --> 01:11:45,558
‫خب، ما کلی حرف داریم.

1271
01:11:55,668 --> 01:11:57,872
‫کالوپسو، چوبدستی رو بده من.

1272
01:11:59,774 --> 01:12:01,275
‫تو لایق نگه‌داشتنش نیستی.

1273
01:12:01,308 --> 01:12:02,810
‫از تو لایق‌ترم.

1274
01:12:02,843 --> 01:12:04,577
‫دم دستت بود، ولی کاری نکردی.

1275
01:12:04,611 --> 01:12:07,915
‫تنها هدفمون گرفتن انتقام پدرمونه،

1276
01:12:07,948 --> 01:12:10,017
‫ولی همه‌تون ضعیف شدین.

1277
01:12:11,085 --> 01:12:13,254
‫ای لادون دنیاخور،

1278
01:12:14,155 --> 01:12:16,757
‫از سیاه‌چالت بیا بیرون!

1279
01:12:25,332 --> 01:12:27,134
‫بریم، بریم، بریم!

1280
01:12:27,168 --> 01:12:28,601
‫کاپیتان قدرت‌تمامه!
‫داره کجا می‌ره؟

1281
01:12:28,635 --> 01:12:29,904
‫این دیگه...

1282
01:12:45,386 --> 01:12:46,586
‫ویکتور؟

1283
01:12:47,221 --> 01:12:48,721
‫ویکتور، بیدار شو.

1284
01:12:48,756 --> 01:12:51,959
‫سلام. وای خدا، زن. چیه؟

1285
01:12:51,992 --> 01:12:53,660
‫بابا. باید بریم!

1286
01:12:53,693 --> 01:12:55,796
‫- باید از اینجا بریم.
‫- باید همین الان بریم!

1287
01:12:55,830 --> 01:12:58,032
‫بامزه است، مگه نه؟
‫خودم می‌دونم چطور جلوه می‌کنه.

1288
01:12:58,065 --> 01:12:59,834
‫دروغ گفتم. اصلا نمی‌دونم
‫چطور جلوه می‌کنه.

1289
01:12:59,867 --> 01:13:01,634
‫فقط وحشت نکنین.

1290
01:13:06,740 --> 01:13:08,209
‫گفتم وحشت نکنین!
‫من رو ببینین، منم، بیلی.

1291
01:13:08,242 --> 01:13:09,977
‫رزا، بیلی، خب؟
‫ایشون هم یوجینه،

1292
01:13:10,010 --> 01:13:11,245
‫- اون هم فردیه...
‫- منم.

1293
01:13:11,278 --> 01:13:12,712
‫ایشون دارلائه،
‫ایشون هم ماریه، معلومه دیگه،

1294
01:13:12,746 --> 01:13:14,148
‫پدرو هم که پدروی عادیه.

1295
01:13:16,183 --> 01:13:17,318
‫بچه‌ها، فرصت مخفی‌کاری نداریم، خب؟

1296
01:13:17,351 --> 01:13:19,753
‫باید راستش رو بهشون بگیم.

1297
01:13:19,787 --> 01:13:22,123
‫- ما ابرقهرمانیم.
‫- من همجنسگرام.

1298
01:13:22,156 --> 01:13:23,190
‫آره، خودمون می‌دونیم رفیق.

1299
01:13:24,358 --> 01:13:25,860
‫- می‌دونستین؟
‫- آره.

1300
01:13:26,927 --> 01:13:29,096
‫- آره.
‫- عجب.

1301
01:13:29,130 --> 01:13:30,998
‫- من هم جادوگرم.
‫- آها، ایشون جادوگره.

1302
01:13:31,031 --> 01:13:32,665
‫جادوگریه که اسمش «جادوگره»؟

1303
01:13:32,699 --> 01:13:34,301
‫خیلی‌خب، زود باشین لباس بپوشین.
‫بجنبین، عجله کنین.

1304
01:13:34,335 --> 01:13:35,369
‫این لباس‌ها رو بپوشین.

1305
01:13:35,402 --> 01:13:37,037
‫خیلی عجیبه.

1306
01:13:37,071 --> 01:13:38,272
‫آره، آره.

1307
01:13:38,305 --> 01:13:41,008
‫«ناکامان فیلادلفیا» شمایین؟

1308
01:13:41,041 --> 01:13:44,311
‫خیلی‌خب. به هیچ وجه نمی‌خوام
‫اون اسم مسخره رو تأیید کنم،

1309
01:13:44,345 --> 01:13:46,380
‫ولی آره، خودمونیم.
‫حالا می‌شه عجله کنیم؟

1310
01:13:46,413 --> 01:13:48,415
‫باید بریم.
‫اژدهائه اومده اینجا!

1311
01:13:49,216 --> 01:13:50,951
‫اژدها؟

1312
01:14:27,922 --> 01:14:29,223
‫خوبی؟

1313
01:14:29,256 --> 01:14:30,257
‫خیلی‌خب.

1314
01:14:31,458 --> 01:14:33,160
‫خودم می‌دونم هضمش خیلی دشواره،

1315
01:14:33,194 --> 01:14:35,162
‫ولی قول می‌دم بعدا
‫همه‌چی رو توضیح بدم.

1316
01:14:35,196 --> 01:14:36,997
‫چی رو توضیح بدی؟

1317
01:14:37,031 --> 01:14:38,766
‫همین رو که بچه‌هامون ابرقهرمانن
‫و خدایان یونانی دنبالشونن...

1318
01:14:38,799 --> 01:14:40,334
‫و با اژدها خونه جدیدمون رو
‫نابود کردن، توضیح بدی؟

1319
01:14:40,367 --> 01:14:42,736
‫- آره.
‫- وایستا ببینم، خونه رو خریده بودیم؟

1320
01:14:42,770 --> 01:14:44,004
‫آره.

1321
01:14:51,011 --> 01:14:52,313
‫فرار کنین! بجنبین!

1322
01:14:59,420 --> 01:15:02,056
‫وای نه.

1323
01:15:04,825 --> 01:15:05,993
‫پناه بگیرین.

1324
01:15:06,026 --> 01:15:07,428
‫خیلی‌خب، دیگه بسه!

1325
01:15:08,495 --> 01:15:12,366
‫دوباره؟

1326
01:15:12,399 --> 01:15:14,301
‫فردی!

1327
01:15:17,905 --> 01:15:19,873
‫آهای، آهای!
‫دنبال همینی، مگه نه؟

1328
01:15:34,255 --> 01:15:35,856
‫بیاین، چیزیمون نیست.

1329
01:15:35,889 --> 01:15:37,124
‫فعلا در امانیم.
‫بیاین بریم. بیاین بریم.

1330
01:16:02,850 --> 01:16:03,851
‫ماری!

1331
01:16:05,052 --> 01:16:06,887
‫نه.

1332
01:16:46,026 --> 01:16:48,228
‫سلام. حالت خوبه؟

1333
01:16:48,996 --> 01:16:49,997
‫خوبی؟

1334
01:16:51,398 --> 01:16:52,399
‫خیلی‌خب.

1335
01:16:54,301 --> 01:16:56,070
‫حالا بگین اژدهائه کجاست؟

1336
01:17:23,330 --> 01:17:25,466
‫اینجا باغ مناسبی می‌شه.

1337
01:18:21,344 --> 01:18:26,723
‫[خیابان هدگرو]

1338
01:19:09,636 --> 01:19:13,056
‫[مرکز شهر فیلادلفیا]

1339
01:19:47,174 --> 01:19:48,575
‫وای، وای، وای!

1340
01:20:01,188 --> 01:20:02,422
‫بریم! بجنبین، بجنبین!

1341
01:20:07,160 --> 01:20:10,063
‫وای خدا، دارم سر می‌خورم!
‫دارم سر می‌خورم!

1342
01:20:12,299 --> 01:20:14,201
‫کفشم!

1343
01:20:33,387 --> 01:20:35,422
‫ای وای.

1344
01:20:55,242 --> 01:20:57,678
‫راستش، اصلا گمون نمی‌کردم
‫راجع به اژدها چنین حرفی بزنم،

1345
01:20:57,711 --> 01:21:00,347
‫ولی الان مشکلات خیلی مهم‌تری داریم.

1346
01:21:03,684 --> 01:21:05,185
‫دنیاتون از این واقعه
‫جون سالم به در نمی‌بره.

1347
01:21:05,218 --> 01:21:06,420
‫آره، معلومه مرلین خان!

1348
01:21:06,453 --> 01:21:07,487
‫درست می‌گه.

1349
01:21:08,622 --> 01:21:10,290
‫آن!

1350
01:21:10,324 --> 01:21:12,760
‫- حالت خوبه؟ چیزیت شده؟
‫- خوبم، چیزیم نیست.

1351
01:21:14,161 --> 01:21:15,596
‫این درخت تو دنیای خدایان...

1352
01:21:16,663 --> 01:21:18,866
‫نماد زیباییه.

1353
01:21:18,900 --> 01:21:20,667
‫نماد صلحه.

1354
01:21:20,701 --> 01:21:23,270
‫مال خاک این دنیا نیست...

1355
01:21:23,303 --> 01:21:25,439
‫و به خاطر کسی که کاشتش،
‫هیولاپیکر شده.

1356
01:21:25,472 --> 01:21:27,541
‫اصلا ایشون طرف کیه؟
‫شما...

1357
01:21:27,574 --> 01:21:29,676
‫باید سعی کنم نظر هسپریدس رو عوض کنم.

1358
01:21:29,710 --> 01:21:31,712
‫فقط خودش می‌تونه خواهرمون رو رام کنه.

1359
01:21:31,746 --> 01:21:33,781
‫یا تمام تلاشم رو می‌کنم،
‫یا در این راه می‌میرم.

1360
01:21:33,815 --> 01:21:35,415
‫بمیری؟ نه، تقریبا مطمئنم...

1361
01:21:35,449 --> 01:21:36,851
‫می‌تونیم راه‌حلی جز مرگ پیدا کنیم.

1362
01:21:36,884 --> 01:21:39,519
‫فردی عزیزم،
‫اگه لازم لاشه، آماده‌ام.

1363
01:21:39,553 --> 01:21:41,221
‫عمر درازی داشتم.

1364
01:21:41,254 --> 01:21:42,689
‫یعنی چی که «عمر درازی داشتم»؟

1365
01:21:42,723 --> 01:21:43,624
‫ما که هم‌سنیم.
‫تو جوانی. ما جوانیم.

1366
01:21:43,657 --> 01:21:45,659
‫من بیش از شش هزار سالمه.

1367
01:21:45,692 --> 01:21:47,260
‫واقعا؟

1368
01:21:48,662 --> 01:21:49,663
‫خیلی خوب موندی.

1369
01:21:50,330 --> 01:21:51,331
‫وای.

1370
01:21:56,570 --> 01:21:58,372
‫یهو به نظرم کار مناسبی نیست.

1371
01:21:58,405 --> 01:21:59,406
‫موافقم.

1372
01:22:07,381 --> 01:22:09,683
‫نباید بذاریم بمیره.
‫بهم گفت عزیزم!

1373
01:22:09,716 --> 01:22:11,385
‫باید راه‌حلی پیدا کنیم.

1374
01:22:12,586 --> 01:22:13,687
‫قدرت‌هام رو پس بگیر.

1375
01:22:13,720 --> 01:22:15,222
‫- نه بیلی!
‫- نه، نه، نه.

1376
01:22:15,255 --> 01:22:16,791
‫ببین، قدرت‌هام رو پس بگیر.

1377
01:22:16,824 --> 01:22:18,225
‫خودت بهم دادیشون، پس می‌تونی
‫پسشون بگیری، مگه نه؟

1378
01:22:18,258 --> 01:22:20,427
‫من دیگه قهرمان نیستم.
‫خودتی!

1379
01:22:20,460 --> 01:22:21,595
‫خیال می‌کنی من بلدم حلش کنم،

1380
01:22:21,628 --> 01:22:23,363
‫ولی واقعا بلد نیستم، خب؟

1381
01:22:23,397 --> 01:22:25,666
‫من اصلا اون خواهران یونانی رو نمی‌شناختم.

1382
01:22:25,699 --> 01:22:27,367
‫مجبور شدم گوگلشون کنم.
‫ولی تو می‌شناسیشون،

1383
01:22:27,401 --> 01:22:28,903
‫یعنی بلدی چیکار کنی.

1384
01:22:28,936 --> 01:22:30,938
‫ضمنا، درست می‌گفتی.

1385
01:22:30,972 --> 01:22:33,340
‫قهرمانت رو اشتباه انتخاب کردی.

1386
01:22:33,373 --> 01:22:35,242
‫واسه همین همیشه می‌گم
‫«یا همه می‌ریم، یا اصلا نمی‌ریم»، مگه نه؟

1387
01:22:35,275 --> 01:22:37,411
‫آخه بدون خانواده‌ام، هیچی نیستم.

1388
01:22:40,547 --> 01:22:42,784
‫راستش رو بخوای، اصلا نمی‌فهمم
‫دارم چیکار می‌کنم.

1389
01:22:42,817 --> 01:22:43,951
‫نه.

1390
01:22:43,985 --> 01:22:45,585
‫تو مغزت...

1391
01:22:45,619 --> 01:22:47,220
‫ذره‌ای خرد نداری.

1392
01:22:48,422 --> 01:22:50,858
‫ولی دلت خردمنده.

1393
01:22:50,892 --> 01:22:54,461
‫دلت می‌دونه دقیقا باید چیکار کنی.

1394
01:22:54,494 --> 01:22:57,965
‫من هزاران سال دنبال قهرمان لایقی بودم،

1395
01:22:59,767 --> 01:23:01,702
‫ولی کسی لایق چیزی
‫که خودم قبلا...

1396
01:23:01,736 --> 01:23:04,337
‫با خواهران و برادران شریک بودم، نبود.

1397
01:23:04,371 --> 01:23:05,973
‫ولی تو موقع تقسیم قدرتت...

1398
01:23:07,507 --> 01:23:08,843
‫تأمل نکردی.

1399
01:23:08,876 --> 01:23:11,344
‫از نظر تو، اگه به هر کسی فرصت بدیم،

1400
01:23:11,378 --> 01:23:12,814
‫می‌تونن لایق باشن.

1401
01:23:12,847 --> 01:23:16,349
‫حالا برو در راه خانواده‌ات مبارزه کن.

1402
01:23:16,383 --> 01:23:18,552
‫برو در راه دنیا مبارزه کنه.

1403
01:23:18,585 --> 01:23:20,788
‫موقع انتخابت،
‫درست انتخاب کرده بودم.

1404
01:23:24,624 --> 01:23:25,827
‫بیلی؟

1405
01:23:25,860 --> 01:23:27,729
‫بیلی، می‌خوایم چیکار کنیم پسر؟

1406
01:23:27,762 --> 01:23:30,798
‫کار همیشگیمون رو می‌کنیم فردی.
‫دنیا کـ... کوفتی رو نجات می‌دیم.

1407
01:23:30,832 --> 01:23:32,599
‫خب، من می‌رم اون چوبدستی رو بگیرم،

1408
01:23:32,632 --> 01:23:34,468
‫شما هم باید تا به خدمت اژدهائه می‌رسم،

1409
01:23:34,501 --> 01:23:37,304
‫این موجودات رو از استادیوم دور کنین، خب؟

1410
01:23:37,337 --> 01:23:38,973
‫وایستا، وایستا، وایستا،
‫بیلی، بیلی.

1411
01:23:39,006 --> 01:23:41,374
‫می‌شه قبل از رفتنت ببینمت؟

1412
01:23:41,408 --> 01:23:43,410
‫این نسخه‌ات رو نمی‌گم.

1413
01:23:43,443 --> 01:23:45,345
‫خودت رو می‌گم.

1414
01:23:45,378 --> 01:23:46,480
‫بیلی خودم رو می‌گم.

1415
01:23:52,552 --> 01:23:53,653
‫شزم!

1416
01:23:55,757 --> 01:23:58,358
‫واسه همین همیشه آذرخش
‫به خونه‌مون می‌خوره؟

1417
01:24:01,661 --> 01:24:02,662
‫سلام.

1418
01:24:09,771 --> 01:24:11,705
‫قول می‌دم بعد از این ماجرا،

1419
01:24:11,739 --> 01:24:13,573
‫اگه اژدها من رو نخوره،

1420
01:24:15,042 --> 01:24:16,844
‫مجبورتون نمی‌کنم من رو نگه دارین.

1421
01:24:16,878 --> 01:24:19,080
‫- خب؟
‫- چی؟

1422
01:24:19,113 --> 01:24:20,915
‫خودم می‌دونم به زودی
‫به سن قانونی می‌رسم.

1423
01:24:22,116 --> 01:24:23,851
‫بیلی.

1424
01:24:23,885 --> 01:24:28,421
‫پسر شجاع، مهربون و خارق‌العاده‌ام.

1425
01:24:28,455 --> 01:24:29,757
‫سنت هیچ‌وقت از زندگی
‫تو خونه خودت نمی‌گذره.

1426
01:24:31,691 --> 01:24:32,794
‫هیچ‌وقت.

1427
01:24:37,131 --> 01:24:39,466
‫حالا لطفی در حقم بکن،

1428
01:24:39,499 --> 01:24:41,836
‫واقعا از ته قلبم می‌گم،

1429
01:24:41,869 --> 01:24:44,437
‫برو به خدمتشون برس، خب؟

1430
01:24:45,672 --> 01:24:46,706
‫خیلی دوستت دارم مامان.

1431
01:24:48,408 --> 01:24:49,409
‫من هم خیلی دوستت دارم.

1432
01:24:51,145 --> 01:24:53,313
‫شزم!

1433
01:24:58,518 --> 01:25:00,855
‫کمی طول می‌کشه بهش عادت کنم.

1434
01:25:00,888 --> 01:25:02,757
‫همگی سوار واگن جنگی بشین!

1435
01:25:02,790 --> 01:25:04,025
‫واگن جنگی؟

1436
01:25:05,625 --> 01:25:06,994
‫دارم سعی می‌کنم روحیه‌ام رو
‫تطبیق بدم.

1437
01:25:24,779 --> 01:25:27,114
‫نمی‌فهمی داری چه به سر این مردم میاری؟

1438
01:25:27,148 --> 01:25:28,316
‫می‌فهمم.

1439
01:25:29,150 --> 01:25:30,918
‫ولی چنین کاری عدالته.

1440
01:25:30,952 --> 01:25:32,452
‫هسپریدس، نگاهی به این درخت بنداز.

1441
01:25:32,485 --> 01:25:34,989
‫پزمرده شده.
‫اینجا طبیعی نیست.

1442
01:25:35,022 --> 01:25:36,924
‫ما سوگند خوردیم دنیای خودمون رو
‫عین اولش کنیم،

1443
01:25:36,958 --> 01:25:38,658
‫نخواستیم دنیای دیگه‌ای رو نابود کنیم.

1444
01:25:38,692 --> 01:25:40,560
‫بالاخره خدایی دعاهاشون رو اجابت کرده.

1445
01:25:40,594 --> 01:25:42,830
‫حد خودشون رو بلد نبودن،

1446
01:25:42,864 --> 01:25:44,497
‫واسه همین من دارم یادشون می‌دم.

1447
01:25:44,531 --> 01:25:48,002
‫لحن متعصبانه‌ات من رو
‫یاد هادس، عمومون، می‌اندازه.

1448
01:25:48,035 --> 01:25:50,071
‫نه. به کارت خاتمه می‌دم.

1449
01:25:58,079 --> 01:26:00,413
‫هسپریدس.

1450
01:26:06,087 --> 01:26:07,387
‫نه!

1451
01:26:08,521 --> 01:26:09,991
‫هسپریدس.

1452
01:26:10,024 --> 01:26:13,895
‫آن، اگه احساساتت به انسان‌ها لطیف شده،

1453
01:26:13,928 --> 01:26:16,396
‫شاید بهتر باشه انسان باشی.

1454
01:27:12,552 --> 01:27:14,855
‫یکی کمک کنه!

1455
01:27:14,889 --> 01:27:16,157
‫یکی کمک کنه!

1456
01:27:16,190 --> 01:27:17,457
‫یکی کمک کنه!

1457
01:27:29,669 --> 01:27:31,238
‫خیلی‌خب، حالا چی می‌شه؟
‫من که نمی‌تونم...

1458
01:27:31,272 --> 01:27:32,505
‫کل مینوتورها رو با این ون زیر کنم.

1459
01:27:37,011 --> 01:27:38,012
‫آهای استیو.

1460
01:27:39,780 --> 01:27:41,182
‫هیولاها از چی می‌ترسن؟

1461
01:27:44,986 --> 01:27:46,153
‫«از سلطان موجودات وحشی.»

1462
01:27:46,187 --> 01:27:47,288
‫شیر رو می‌گه؟

1463
01:27:47,321 --> 01:27:48,621
‫تک‌شاخ رو می‌گه.

1464
01:27:48,655 --> 01:27:50,690
‫واقعا؟ من عاشق تک‌شاخم.

1465
01:27:50,724 --> 01:27:52,727
‫ولی تک‌شاخ عاشق تو نیست.

1466
01:27:52,760 --> 01:27:54,762
‫بچه‌ها، تک‌شاخ وجود نداره.

1467
01:27:54,795 --> 01:27:56,696
‫چی؟

1468
01:27:58,698 --> 01:28:01,202
‫- وای خـ...
‫- آخ!

1469
01:28:01,235 --> 01:28:03,104
‫گمون کنم اون‌قدرها
‫هم باورنکردنی نیست.

1470
01:28:03,137 --> 01:28:06,173
‫تک‌شاخ ترسناک‌ترین موجود دنیای خودشه.

1471
01:28:06,207 --> 01:28:07,775
‫بی‌رحم و سنگدله،

1472
01:28:07,808 --> 01:28:09,043
‫عین کره‌اسب‌های کتاب‌هاتون نیست.

1473
01:28:09,076 --> 01:28:10,677
‫از انسان‌ها متنفرن.

1474
01:28:10,710 --> 01:28:12,179
‫از چیزی خوششون نمیان؟

1475
01:28:13,748 --> 01:28:15,883
‫«از غارهای تاریک و آمبروزیا خوششون میاد»؟

1476
01:28:15,916 --> 01:28:17,550
‫آمبروزیا در حکم شهد خدایانه.

1477
01:28:17,584 --> 01:28:19,153
‫می‌گن عین عسل شیرینه.

1478
01:28:19,186 --> 01:28:20,587
‫فکری به ذهنم رسید.

1479
01:28:20,620 --> 01:28:22,189
‫بریم، بریم! بجنبین، بجنبین.

1480
01:28:22,223 --> 01:28:24,959
‫بچه‌ها، تا می‌تونین ملت رو
‫به جای امنی ببرین.

1481
01:28:25,725 --> 01:28:27,128
‫بچه‌ها؟

1482
01:28:30,831 --> 01:28:32,900
‫- بریم.
‫- بجنبی، بریم!

1483
01:28:33,834 --> 01:28:35,169
‫جادوگر؟

1484
01:28:35,202 --> 01:28:36,237
‫باهاش می‌رم.

1485
01:28:37,104 --> 01:28:38,105
‫فردی؟

1486
01:28:40,374 --> 01:28:41,574
‫آن؟

1487
01:28:43,044 --> 01:28:44,211
‫آن!

1488
01:28:44,245 --> 01:28:45,246
‫آن!

1489
01:28:48,149 --> 01:28:51,118
‫واقعا مطمئن نیستم الان
‫چطوری مادری کنم.

1490
01:28:58,893 --> 01:29:00,795
‫آهای! کالیسی خانم!

1491
01:29:13,908 --> 01:29:16,709
‫یوهو! خیلی چسبید.

1492
01:29:16,744 --> 01:29:17,745
‫به تو هم چسبید؟

1493
01:29:35,029 --> 01:29:36,831
‫ایول.

1494
01:29:36,864 --> 01:29:38,999
‫خیلی دوستت داریم تاندرکرک.

1495
01:29:39,033 --> 01:29:40,633
‫حرف نداری کاپیتان مارول.

1496
01:29:40,667 --> 01:29:43,270
‫- ایول، حرف نداری ولتاژ بالا خان!
‫- عه، چطوری داداش؟

1497
01:29:43,304 --> 01:29:45,638
‫راستش اسمم ولتاژ ماکسیممه،
‫البته اسامی دیگه‌ای هم دارم.

1498
01:29:45,672 --> 01:29:47,308
‫هنوز انتخاب نکردم، اینه که...

1499
01:29:54,348 --> 01:29:56,750
‫خیال می‌کردی شکست‌ناپذیری.

1500
01:29:56,784 --> 01:29:58,419
‫ولی نه‌خیر.

1501
01:29:58,452 --> 01:30:00,221
‫آتشش جادوییه.

1502
01:30:00,254 --> 01:30:02,156
‫جادو می‌تونه موجودات جادویی رو بکشه.

1503
01:30:02,189 --> 01:30:03,991
‫آره، آره، آره،
‫«جادو موجودات جادویی رو می‌کشه.»

1504
01:30:04,024 --> 01:30:05,658
‫خودم خیلی زودتر فهمیدم خانم.

1505
01:30:05,692 --> 01:30:06,727
‫صرفا چون تا حالا ندیده بودم
‫لباسم این شکلی بسوزه...

1506
01:30:06,760 --> 01:30:07,995
‫حواسم پرت شده بود.

1507
01:30:08,028 --> 01:30:10,431
‫ضمنا، کسی حق نداره
‫شهر من رو خراب کنه!

1508
01:30:10,464 --> 01:30:12,366
‫فهمیدین؟

1509
01:30:12,399 --> 01:30:14,768
‫خواهر خائنم رو شکست دادم.

1510
01:30:14,802 --> 01:30:15,936
‫خدا بود.

1511
01:30:15,970 --> 01:30:18,005
‫خیال کردی تو رو نابود نمی‌کنم؟

1512
01:31:05,152 --> 01:31:06,820
‫چوبدستیه داره همه‌اش رو جذب می‌کنه.

1513
01:31:07,488 --> 01:31:08,688
‫عین باتری می‌مونه.

1514
01:31:14,995 --> 01:31:16,096
‫درسته.

1515
01:31:16,797 --> 01:31:18,365
‫فرار کن!

1516
01:31:18,399 --> 01:31:20,067
‫فکر افتضاحیه.

1517
01:31:20,100 --> 01:31:22,269
‫وحشی‌گری و بی‌رحمیشون رو درک نمی‌کنین.

1518
01:31:25,539 --> 01:31:26,807
‫وای نه.

1519
01:31:55,970 --> 01:31:57,471
‫- سلام.
‫- نه.

1520
01:32:01,242 --> 01:32:02,409
‫چیزی نیست. بیا اینجا.

1521
01:32:07,314 --> 01:32:08,415
‫دارلا...

1522
01:32:08,449 --> 01:32:10,918
‫چیزی نیست. چه دختر خوبی.

1523
01:32:18,459 --> 01:32:20,828
‫- وای، مواظب باش!
‫- وای!

1524
01:32:20,861 --> 01:32:22,796
‫دارلا!

1525
01:32:44,618 --> 01:32:46,020
‫طعم رنگین‌کمون رو بچش.

1526
01:32:48,322 --> 01:32:49,523
‫خوشمزه است، مگه نه؟

1527
01:32:49,556 --> 01:32:51,825
‫طعمش خیلی شبیه آمبروزیاست.

1528
01:33:16,617 --> 01:33:17,818
‫چه دختر خوبی.

1529
01:33:24,591 --> 01:33:25,826
‫وای!

1530
01:33:35,135 --> 01:33:36,470
‫باز هم «اسکیتلز» لازم داریم.

1531
01:34:13,474 --> 01:34:14,942
‫طعم رنگین‌کمون رو بچش مادر...

1532
01:34:35,028 --> 01:34:37,164
‫نه، نه، نه.

1533
01:34:37,197 --> 01:34:38,599
‫خانم، خانم، نباید بمیری!

1534
01:34:38,632 --> 01:34:40,667
‫بجنبی بیلی، بجنب!
‫قدرت، قدرت، قدرت.

1535
01:34:40,701 --> 01:34:44,138
‫قدرت طبی. نه.
‫قدرت احیای مردگان.

1536
01:34:51,612 --> 01:34:53,313
‫آماده‌است؟

1537
01:34:53,347 --> 01:34:56,350
‫وای! خیلی‌خب!
‫یه بار دیگه. آماده است!

1538
01:34:56,383 --> 01:34:57,951
‫بس کن! بس کن!

1539
01:34:57,985 --> 01:35:00,320
‫خواهش می‌کنم بذار با خیال راحت
‫به دنیای زیرین برم.

1540
01:35:00,354 --> 01:35:03,357
‫وای، خانم، خانم،
‫ببین چی می‌گم، خب؟

1541
01:35:03,390 --> 01:35:04,691
‫نمی‌خوام کس دیگه‌ای بمیره.

1542
01:35:04,725 --> 01:35:06,160
‫نه خانواده‌ام، نه آنثیا،
‫نه بقیه بمیرن،

1543
01:35:06,193 --> 01:35:07,594
‫ما هم می‌تونیم نجاتشون بدیم.

1544
01:35:07,628 --> 01:35:09,163
‫منشأ کل این وقایع یه درخته، درسته؟

1545
01:35:09,196 --> 01:35:10,664
‫گمون کنم بدونم چطوری می‌شه...

1546
01:35:10,697 --> 01:35:12,232
‫درخته و اژدهائه رو با هم نابود کرد.

1547
01:35:12,266 --> 01:35:15,602
‫قدرت لادون خیلی زیاده پسر.

1548
01:35:15,636 --> 01:35:17,271
‫خب، اگه بتونم چوبدستیه رو
‫این‌قدر با آذرخش پر کنم...

1549
01:35:17,304 --> 01:35:19,573
‫- که کم بیاره چی؟
‫- یعنی بمب بشه؟

1550
01:35:21,008 --> 01:35:22,176
‫در حد کشتن اژدها هست؟

1551
01:35:22,209 --> 01:35:23,243
‫توانش بیش از این حرف‌هاست.

1552
01:35:25,145 --> 01:35:26,580
‫در اون صورت...

1553
01:35:26,613 --> 01:35:28,682
‫کل محیط داخل گنبد رو نابود می‌کنی.

1554
01:35:30,250 --> 01:35:32,186
‫خب، پس باید لطف دیگه‌ای
‫هم در حقم بکنی.

1555
01:35:35,255 --> 01:35:37,157
‫بجنبین، بجنبین.
‫بجنبین.

1556
01:35:37,191 --> 01:35:38,358
‫پناهگاه جلوتره.

1557
01:35:38,392 --> 01:35:40,627
‫پناهگاه جلوتره.
‫بجنبین.

1558
01:35:40,661 --> 01:35:42,663
‫قدم بزنین، ندوین.
‫پناهگاه جلوتره.

1559
01:35:43,530 --> 01:35:44,531
‫بجنبین، بجنبین.

1560
01:35:46,233 --> 01:35:48,001
‫حرکت کنین. حرکت کنین!

1561
01:35:48,035 --> 01:35:49,336
‫آن!

1562
01:35:49,369 --> 01:35:50,370
‫آن!

1563
01:35:51,371 --> 01:35:53,407
‫آن!

1564
01:36:00,447 --> 01:36:01,682
‫بجنبین. فرار کنین.

1565
01:36:01,715 --> 01:36:04,084
‫اون پشت رو بپا.

1566
01:36:16,563 --> 01:36:18,098
‫بریم، بریم، بریم!

1567
01:36:26,273 --> 01:36:27,641
‫برین عقب!

1568
01:36:27,674 --> 01:36:30,143
‫فرار کنین، فرار کنین، فرار کنین!

1569
01:36:38,786 --> 01:36:40,320
‫آن!

1570
01:36:40,354 --> 01:36:41,455
‫لادون،

1571
01:36:42,322 --> 01:36:43,524
‫خائنه رو بکش.

1572
01:37:16,456 --> 01:37:17,691
‫امکان نداره.

1573
01:37:17,724 --> 01:37:19,192
‫جلوش تعظیم کن!

1574
01:37:33,206 --> 01:37:35,709
‫از دستم رفت. فردی، از پسش برنمیام.

1575
01:37:35,743 --> 01:37:37,544
‫خدا بدون قدرتش چی محسوب می‌شه؟

1576
01:37:37,578 --> 01:37:39,713
‫قدرتمندانه‌ترین خصوصیت تو...

1577
01:37:39,747 --> 01:37:41,148
‫خودتی.

1578
01:37:41,181 --> 01:37:42,349
‫خودت بهم یاد داده بودی.

1579
01:37:50,657 --> 01:37:52,459
‫بکششون!

1580
01:38:09,777 --> 01:38:11,879
‫بوم!

1581
01:38:11,913 --> 01:38:14,448
‫حتما آبروت پیش بقیه اژدهایان می‌ره.

1582
01:38:17,217 --> 01:38:18,452
‫البته اگه واقعا اژدها باشی.

1583
01:38:18,485 --> 01:38:20,287
‫آخه پرواز می‌کنی،
‫نفست آتشینه،

1584
01:38:20,320 --> 01:38:22,456
‫ولی جنست هم چوبیه
‫که ادای غیرعادی...

1585
01:38:22,489 --> 01:38:24,691
‫و اگه راستش رو بخوای،
‫نقص طراحی بزرگیه.

1586
01:38:25,960 --> 01:38:26,794
‫فردی، آنثیا، نه!

1587
01:38:30,497 --> 01:38:32,599
‫آها، مجبور شدی نگاه کن!

1588
01:38:32,633 --> 01:38:34,334
‫وای خانم، فعلا دو بار شد.

1589
01:38:34,368 --> 01:38:36,470
‫تازه، این دفعه ویولن شعله‌ور هم لازمم نشد.

1590
01:38:37,839 --> 01:38:40,173
‫چوبدستیه رو می‌خوای؟
‫بیا بگیرش.

1591
01:39:14,809 --> 01:39:16,610
‫حالا وقتشه هسپریدس.

1592
01:39:18,913 --> 01:39:20,280
‫حالا وقتشه هسپریدس.

1593
01:39:23,483 --> 01:39:24,852
‫وقتشه. وقتشه.

1594
01:40:25,645 --> 01:40:27,014
‫نه.

1595
01:40:27,048 --> 01:40:28,682
‫نه! نه!

1596
01:40:52,706 --> 01:40:54,041
‫گنبد رو باز کن.

1597
01:40:54,075 --> 01:40:56,276
‫تا وقتی نفسم بالا بیاد،

1598
01:40:57,044 --> 01:40:59,679
‫گنبده موندگار می‌مونه.

1599
01:40:59,713 --> 01:41:03,550
‫دیدارمون به اون دنیا خواهر.

1600
01:41:47,094 --> 01:41:48,729
‫بیلی!

1601
01:41:48,763 --> 01:41:50,530
‫- از اونجا بیا بیرون.
‫- نمی‌تونم.

1602
01:41:50,564 --> 01:41:51,665
‫بیلی.

1603
01:41:51,698 --> 01:41:53,366
‫باید این کار رو بکنم.

1604
01:41:55,569 --> 01:41:56,838
‫بیلی، داری چیکار می‌کنی؟

1605
01:41:56,871 --> 01:41:58,105
‫تو که نباید اون تو باشی.

1606
01:41:58,139 --> 01:42:01,541
‫چرا، باید باشم.

1607
01:42:01,575 --> 01:42:03,476
‫قبلا خیال می‌کردم
‫هیچ کار درستی نمی‌کنم...

1608
01:42:03,510 --> 01:42:05,112
‫و لایق قدرت‌هام نیستم،

1609
01:42:06,747 --> 01:42:08,082
‫ولی کاری از دستم برمیاد.

1610
01:42:08,715 --> 01:42:09,716
‫نه.

1611
01:42:10,717 --> 01:42:12,419
‫می‌تونم همه‌تون رو نجات بدم.

1612
01:42:12,452 --> 01:42:13,888
‫ولی یا باید همه بریم، یا کلا نریم!

1613
01:42:13,921 --> 01:42:15,756
‫آره.

1614
01:42:15,790 --> 01:42:17,390
‫کل خانواده‌ام زنده می‌مونن
‫و بلایی سر هیچ‌کدومشون نمیاد.

1615
01:42:20,694 --> 01:42:23,496
‫فردی، من هیچ‌وقت خانواده نداشتم.
‫خودت که می‌دونی.

1616
01:42:23,530 --> 01:42:25,532
‫تک‌تک عزیزانم ولم کردن.

1617
01:42:25,565 --> 01:42:27,434
‫مامانم، بابا، همه ولم کردن.

1618
01:42:28,668 --> 01:42:30,537
‫واسه همین وقتی شما رو پیدا کردم،
‫مجبور شدم بهتون بچسبم،

1619
01:42:30,570 --> 01:42:31,739
‫ولی اخیرا خیلی بهتون چسبیده بودم.

1620
01:42:31,772 --> 01:42:33,107
‫نه.

1621
01:42:33,140 --> 01:42:34,674
‫بهتر بود می‌ذاشتم به کار خودت برسی.

1622
01:42:36,576 --> 01:42:38,578
‫دیگه وقتشه پرواز کنی.

1623
01:42:38,612 --> 01:42:39,613
‫خودت چی می‌شی؟

1624
01:42:44,651 --> 01:42:46,486
‫من کاپیتان قدرت‌تمام کوچولوئم.

1625
01:42:48,789 --> 01:42:50,157
‫یادت نره‌ها.

1626
01:43:42,944 --> 01:43:44,745
‫الان تمومش می‌کنیم.

1627
01:43:44,779 --> 01:43:47,081
‫آره. تمومش می‌کنیم.

1628
01:43:58,059 --> 01:43:59,659
‫آفرین بیلی.

1629
01:44:27,687 --> 01:44:28,956
‫از پسش برمیاد. از پسش برمیایم.

1630
01:44:28,990 --> 01:44:30,925
‫از پسش برمیاد. از پسش برمیاد.

1631
01:44:30,958 --> 01:44:32,026
‫بیلی.

1632
01:44:36,330 --> 01:44:37,697
‫پرواز کن.

1633
01:44:50,077 --> 01:44:52,046
‫بیلی.

1634
01:44:52,079 --> 01:44:53,781
‫یالا عزیز دلم.
‫یالا، بریم تو کارش!

1635
01:45:01,055 --> 01:45:02,890
‫نه!

1636
01:45:45,900 --> 01:45:46,901
‫وای!

1637
01:45:49,837 --> 01:45:50,838
‫آخ.

1638
01:46:53,700 --> 01:46:56,170
‫شزم!

1639
01:47:12,920 --> 01:47:13,921
‫بیلی.

1640
01:47:15,222 --> 01:47:17,324
‫بالاخره...

1641
01:47:17,358 --> 01:47:19,393
‫واقعا خدا شدی.

1642
01:48:11,779 --> 01:48:12,947
‫موفق شد.

1643
01:48:20,788 --> 01:48:21,789
‫باید بریم.

1644
01:48:29,163 --> 01:48:30,164
‫بیلی؟

1645
01:48:30,831 --> 01:48:31,832
‫بیلی؟

1646
01:48:33,167 --> 01:48:34,168
‫بیلی!

1647
01:48:36,070 --> 01:48:37,104
‫بیلی!

1648
01:48:38,472 --> 01:48:41,075
‫بیلی، کجایی؟

1649
01:48:41,108 --> 01:48:42,176
‫بیلی!

1650
01:48:44,144 --> 01:48:45,145
‫بیلی؟

1651
01:48:49,116 --> 01:48:51,218
‫بیلی! بیلی.

1652
01:48:53,887 --> 01:48:55,022
‫بیلی!

1653
01:48:55,055 --> 01:48:56,056
‫بیلی!

1654
01:48:57,091 --> 01:48:58,292
‫بیلی!

1655
01:48:58,325 --> 01:48:59,760
‫بیدار شو پسر. موفق شدی.

1656
01:49:02,363 --> 01:49:04,198
‫خیلی‌خب. باید بیدار شی دیگه.

1657
01:49:04,231 --> 01:49:05,266
‫الان وقتشه که بیدار بشی،

1658
01:49:05,299 --> 01:49:07,101
‫چشمت رو باز کنی، بخندی...

1659
01:49:07,134 --> 01:49:10,237
‫و باید بگی خوب دستم انداختی،
‫آخه واقعا خوب دستم انداختی.

1660
01:49:11,538 --> 01:49:13,140
‫پسر. دیگه شوخی بسه پسر.

1661
01:49:13,941 --> 01:49:15,009
‫بیلی!

1662
01:49:17,177 --> 01:49:19,280
‫بیلی. بیلی، بیدار شو دیگه.

1663
01:49:21,882 --> 01:49:23,150
‫فردی.

1664
01:49:26,320 --> 01:49:27,788
‫چیکار کردی؟

1665
01:49:30,024 --> 01:49:31,125
‫بیدار شو بیلی.

1666
01:49:31,158 --> 01:49:32,960
‫- بیلی؟
‫- همین‌جاست!

1667
01:49:36,030 --> 01:49:37,031
‫بیلی.

1668
01:49:38,465 --> 01:49:40,801
‫ای بی‌شعور!

1669
01:49:42,136 --> 01:49:44,305
‫ما عضو یه گروهیم!
‫عضو یه گروهیم!

1670
01:49:45,439 --> 01:49:46,440
‫وای بیلی.

1671
01:49:47,908 --> 01:49:49,243
‫بیلی.

1672
01:49:49,276 --> 01:49:51,412
‫وای عزیز دلم. نه.

1673
01:49:56,083 --> 01:49:57,551
‫قهرمان بود.

1674
01:49:59,253 --> 01:50:01,622
‫هم قهرمان بود، هم خدا بود.

1675
01:50:01,655 --> 01:50:03,957
‫باید عین قهرمانان
‫و خدایان به خاک سپرده بشه.

1676
01:50:08,329 --> 01:50:09,596
‫بیا رفیق.

1677
01:51:17,965 --> 01:51:19,533
‫این زمین اصلا احیا می‌شه؟

1678
01:51:20,601 --> 01:51:23,370
‫جادوی چوبدستیه ته کشیده.

1679
01:51:23,404 --> 01:51:26,306
‫فقط جرقه یه خدا می‌تونه
‫قدرتش رو احیا کنه،

1680
01:51:27,341 --> 01:51:28,942
‫ولی خدایی باقی نمونده.

1681
01:51:30,377 --> 01:51:31,645
‫یکی باقی مونده.

1682
01:51:50,364 --> 01:51:51,365
‫چی؟

1683
01:51:52,289 --> 01:52:07,289
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1684
01:52:28,435 --> 01:52:29,737
‫وای.

1685
01:52:49,056 --> 01:52:50,090
‫وای.

1686
01:53:19,119 --> 01:53:20,120
‫زامبیه!

1687
01:53:21,555 --> 01:53:23,423
‫بچه‌ها!

1688
01:53:24,324 --> 01:53:25,626
‫یعنی چی؟

1689
01:53:25,659 --> 01:53:27,594
‫خاکم کرده بودین؟

1690
01:53:27,628 --> 01:53:30,163
‫دو دقیقه‌ای خاکم کردین؟

1691
01:53:30,197 --> 01:53:31,231
‫وای بیلی!

1692
01:53:32,800 --> 01:53:34,134
‫سلام.

1693
01:53:34,167 --> 01:53:36,403
‫وای پسر. دلم براتون تنگ شده بود بچه‌ها.

1694
01:53:39,339 --> 01:53:40,808
‫سلام. سلام.

1695
01:53:41,708 --> 01:53:43,710
‫وای خدایا. سلام.

1696
01:53:43,745 --> 01:53:45,479
‫چرا کسی نگفته بود...

1697
01:53:45,512 --> 01:53:47,447
‫سلام. ببخشید، ببخشید،
‫ندیـ...

1698
01:53:47,481 --> 01:53:50,484
‫ندیده بودمتون،
‫داشتم، اِم...

1699
01:53:50,517 --> 01:53:51,618
‫اون موقع مرده بودم.

1700
01:53:52,653 --> 01:53:53,755
‫خب، اِم...

1701
01:53:54,721 --> 01:53:56,189
‫نامه پرنده‌ایم به دستتون رسیده بود؟

1702
01:53:57,391 --> 01:53:58,659
‫آها، اِم...

1703
01:54:00,427 --> 01:54:01,695
‫گمون کنم یه چیزی اینجاست...

1704
01:54:03,497 --> 01:54:04,732
‫اینجا...

1705
01:54:04,766 --> 01:54:06,333
‫کجاست... آها.

1706
01:54:06,901 --> 01:54:08,135
‫چی؟

1707
01:54:08,836 --> 01:54:09,871
‫عنکبوت بود.

1708
01:54:09,904 --> 01:54:11,538
‫ببخشید، خیلی چندشه.

1709
01:54:11,572 --> 01:54:14,141
‫خیلی هم خجالت‌آوره.

1710
01:54:14,174 --> 01:54:15,375
‫آره، خجالت‌آوره.

1711
01:54:15,409 --> 01:54:17,745
‫ولی کارت شگفت‌انگیز بود.

1712
01:54:17,779 --> 01:54:19,713
‫فداکاریت شگفت‌انگیز بود.

1713
01:54:19,747 --> 01:54:22,716
‫این دنیا رو مجددا احیا کردی.

1714
01:54:22,750 --> 01:54:24,886
‫شاید خدایان و انسان‌ها این دفعه...

1715
01:54:24,919 --> 01:54:26,653
‫یاد بگیرن در صلح زندگی کنن.

1716
01:54:26,687 --> 01:54:27,688
‫آره.

1717
01:54:29,222 --> 01:54:31,158
‫قدرت زئوس رو عاقلانه به کار بگیر.

1718
01:54:33,427 --> 01:54:34,762
‫به سلامت بیلی بتسون.

1719
01:54:37,197 --> 01:54:39,767
‫راستی، ببین،
‫صرفا چون قدرت پدرت...

1720
01:54:39,801 --> 01:54:41,435
‫تو جسم منه،

1721
01:54:41,468 --> 01:54:43,570
‫دلیل نمی‌شه واقعا فامیل باشیم، متوجهی؟

1722
01:54:43,604 --> 01:54:45,205
‫من هم پنج ماه دیگه...

1723
01:54:45,238 --> 01:54:46,841
‫هجده ساله می‌شم، خلاصه...

1724
01:54:46,874 --> 01:54:49,276
‫به فکر نجات دنیا باش بچه.

1725
01:54:49,309 --> 01:54:51,278
‫باشه، راستش، خیلی...
‫باشه، ایول.

1726
01:54:51,311 --> 01:54:52,780
‫می‌بینمت.

1727
01:54:52,814 --> 01:54:54,615
‫چرا پسرهامون عاشق زنان پیرتر می‌شن؟

1728
01:54:57,517 --> 01:54:59,353
‫بچه‌ها.

1729
01:54:59,386 --> 01:55:00,788
‫کی می‌خواد قدرتش رو پس بگیره؟

1730
01:55:02,757 --> 01:55:04,759
‫می‌تونیم قدرتشون رو پس بدیم، مگه نه؟

1731
01:55:04,792 --> 01:55:05,860
‫- آره.
‫- باشه. خیلی‌خب، خوبه.

1732
01:55:05,893 --> 01:55:07,260
‫خوبه، خوبه، خوبه.

1733
01:55:07,294 --> 01:55:08,896
‫ترجیح می‌دم خونه‌مون سالم بشه.

1734
01:55:08,930 --> 01:55:10,263
‫می‌شه سالمش کنیم؟

1735
01:55:12,232 --> 01:55:13,901
‫- شام حاضره!
‫- اومدم.

1736
01:55:13,935 --> 01:55:16,303
‫آخی. ممنون که واسه شماره‌دوزیمون
‫احترام قائل می‌شین.

1737
01:55:16,327 --> 01:55:17,827
‫[منزل خانواده شزم]

1738
01:55:20,808 --> 01:55:22,376
‫آنثیا.

1739
01:55:22,409 --> 01:55:23,610
‫هنوز تصمیم نگرفتی می‌خوای...

1740
01:55:23,644 --> 01:55:26,380
‫دنیای خدایانتون رو چیکار کنی؟

1741
01:55:26,413 --> 01:55:28,950
‫خب، راستش، فعلا تا بهبود پیدا کنه،
‫مدتی به خودم مرخصی دادم.

1742
01:55:28,983 --> 01:55:30,952
‫مدتی پیش مردم عادی می‌مونم.

1743
01:55:30,985 --> 01:55:32,619
‫مقداری با دنیاتون آشنا بشم...

1744
01:55:32,653 --> 01:55:35,255
‫و ببینم چطور می‌شه
‫از همدیگه درس بگیریم.

1745
01:55:35,288 --> 01:55:36,824
‫اولین نشانه خرد همینه:

1746
01:55:36,858 --> 01:55:38,725
‫آدم باید اعتراف کنه همیشه
‫می‌شه بیشتر یاد گرفت.

1747
01:55:38,760 --> 01:55:40,193
‫دارم کم‌کم قبول می‌کنم.

1748
01:55:41,996 --> 01:55:43,330
‫من جواب می‌دم.

1749
01:55:47,634 --> 01:55:48,635
‫وای.

1750
01:55:49,469 --> 01:55:50,738
‫اِم، بچه‌ها؟

1751
01:55:51,538 --> 01:55:52,572
‫بچه‌ها!

1752
01:55:59,914 --> 01:56:01,181
‫جادوگره.

1753
01:56:02,784 --> 01:56:04,718
‫- وای خدایا!
‫- امکان نداره!

1754
01:56:04,752 --> 01:56:06,486
‫- ایول.
‫- آقا رو باش!

1755
01:56:06,520 --> 01:56:07,822
‫آقا رو باش، چه خوش‌تیپه.

1756
01:56:07,855 --> 01:56:09,356
‫خیلی خفن شدی، جریان چیه؟

1757
01:56:09,389 --> 01:56:10,925
‫- ظاهرت حرف نداره.
‫- خیلی خوش‌تیپ شدی!

1758
01:56:10,958 --> 01:56:13,260
‫خب، داشتم رد می‌شدم...

1759
01:56:13,293 --> 01:56:14,796
‫و صرفا می‌خواستم قبل از رفتن،

1760
01:56:14,829 --> 01:56:17,330
‫ازتون سپاس‌گزاری کنم.

1761
01:56:17,364 --> 01:56:21,568
‫شرمنده. زنگمون خرابه.
‫راستش، همه‌چیزمون خرابه.

1762
01:56:21,601 --> 01:56:23,203
‫همه‌چیزتون خراب نیست.

1763
01:56:26,273 --> 01:56:27,809
‫داشتی رد می‌شدی؟

1764
01:56:27,842 --> 01:56:30,343
‫خیلی‌خب.
‫اومده بودم دنبال چوبدستی.

1765
01:56:30,377 --> 01:56:32,379
‫شاید بهتر باشه فعلا دست خودم باشه.

1766
01:56:32,412 --> 01:56:36,349
‫ضمنا، می‌خواستم قبل از تبدیل شدن...

1767
01:56:36,383 --> 01:56:37,985
‫به خاکستر، چهره همه‌تون رو
‫واسه آخرین بار ببینم.

1768
01:56:38,019 --> 01:56:39,619
‫- وایستا ببینم، چی؟
‫- نه!

1769
01:56:39,653 --> 01:56:41,688
‫دارم شوخی می‌کنم.
‫«اوبر» منتظرمه.

1770
01:56:41,722 --> 01:56:43,590
‫راستی...

1771
01:56:43,623 --> 01:56:46,426
‫خیلی وقته که من تو سنگ‌ها
‫و زندان‌ها اسیر بودم.

1772
01:56:46,460 --> 01:56:48,428
‫وقتشه دنیا رو ببینم.

1773
01:56:48,462 --> 01:56:49,964
‫تماشای اوج گرفتن همه‌تون...

1774
01:56:49,997 --> 01:56:52,699
‫موهبت و مایه افتخارم بود.

1775
01:56:52,734 --> 01:56:54,001
‫راستش، جادوگر بدی نیستی‌ها.

1776
01:56:54,035 --> 01:56:55,569
‫ممنون جف.

1777
01:56:55,602 --> 01:56:57,437
‫اصلا بس نمی‌کنه.

1778
01:56:58,773 --> 01:56:59,774
‫راستی،

1779
01:57:01,341 --> 01:57:02,777
‫اسم ابرقهرمانی من چیه؟

1780
01:57:05,412 --> 01:57:07,681
‫اسمت...

1781
01:57:08,715 --> 01:57:10,617
‫شزمه.

1782
01:57:10,650 --> 01:57:11,685
‫- معلومه دیگه.
‫- آره.

1783
01:57:15,489 --> 01:57:17,724
‫هنوز هم به نظرم
‫می‌تونیم شکستش بدیم.

1784
01:57:17,748 --> 01:57:24,748
‫«سکانس پس از تیتراژ رو از دست ندین.»

1785
01:59:56,984 --> 01:59:58,652
‫پام درد می‌کنه.
‫چقدر دیگه مونده؟

1786
01:59:58,685 --> 01:59:59,887
‫تقریبا ده ثانیه کمتر...

1787
01:59:59,921 --> 02:00:01,554
‫از آخرین باری که ازم پرسیدی مونده.

1788
02:00:01,588 --> 02:00:03,024
‫عذر می‌خوام، آخه حس می‌کنم...

1789
02:00:03,057 --> 02:00:04,491
‫می‌تونستیم کمی نزدیک‌تر پارک کنیم.

1790
02:00:04,524 --> 02:00:05,659
‫خبر نداره داریم میایم،

1791
02:00:05,692 --> 02:00:07,061
‫من هم نمی‌خواستم بترسونمش.

1792
02:00:07,094 --> 02:00:09,562
‫«بترسونیمش.»
‫طرف ابرقهرمانه، گوزن که نیست.

1793
02:00:09,596 --> 02:00:10,932
‫خیلی‌خب، بیا بریم.

1794
02:00:10,965 --> 02:00:13,000
‫بعدش می‌تونی به والر بگی
‫با این که...

1795
02:00:13,034 --> 02:00:15,202
‫از نظر خودش ممکن بود
‫عضو خوبی واسه گروهمون باشه،

1796
02:00:15,236 --> 02:00:16,837
‫اصلا باهاش آشنا نشدیم،

1797
02:00:16,871 --> 02:00:19,206
‫آخه تو کفش مناسب قدم زدن نپوشیده بودی.

1798
02:00:19,240 --> 02:00:21,142
‫خیلی‌خب، اولا، چکمه پوشیدم،

1799
02:00:21,175 --> 02:00:23,110
‫نامناسب هم نیست، جدیده.

1800
02:00:23,144 --> 02:00:26,113
‫- ولی هنوز فرصت نبوده جا باز کنه.
‫- خفه شو.

1801
02:00:26,147 --> 02:00:29,183
‫والر گفت طرف خیلی قدرتمنده،

1802
02:00:29,216 --> 02:00:30,985
‫ولی مقداری نابالغه.

1803
02:00:31,018 --> 02:00:32,153
‫وای، چه عالی.

1804
02:00:33,054 --> 02:00:35,689
‫یوهو!

1805
02:00:44,631 --> 02:00:46,100
‫- بیلی بتسون.
‫- بله؟

1806
02:00:46,133 --> 02:00:47,902
‫یعنی نه.

1807
02:00:47,935 --> 02:00:49,636
‫به عمرم اسم چنین شخصی رو نشنیدم.

1808
02:00:49,669 --> 02:00:50,972
‫نمی‌دونم با کی کار دارین.

1809
02:00:51,005 --> 02:00:52,639
‫ولی ترجیح می‌دم باهاش آشنا بشم،

1810
02:00:52,672 --> 02:00:54,507
‫آخه ظاهرا آدم خیلی باحال و بامزه‌ایه.

1811
02:00:54,541 --> 02:00:57,211
‫بااستعداد هم هست.
‫خیلی هم خوش‌تیپه،

1812
02:00:57,244 --> 02:00:58,846
‫ولی ترسناک جلوه می‌کنه.

1813
02:00:58,879 --> 02:01:00,781
‫چرا چرت و پرت می‌گی؟

1814
02:01:00,815 --> 02:01:02,917
‫آروم باش. ما می‌شناسیمت.

1815
02:01:02,950 --> 02:01:05,086
‫- از کجا؟
‫- نگران اونش نباش.

1816
02:01:06,120 --> 02:01:07,154
‫شما کی هستین؟

1817
02:01:07,188 --> 02:01:08,655
‫نگران اونش هم نباش.

1818
02:01:08,688 --> 02:01:10,523
‫ببین، ما شاهد توانایی‌هات بودیم.

1819
02:01:10,557 --> 02:01:12,093
‫الان هم اومدیم بهت پیشنهادی بدیم.

1820
02:01:12,126 --> 02:01:13,194
‫نظرت چیه که عضو...

1821
02:01:13,227 --> 02:01:14,561
‫- گروه «جامعه...»
‫- آره!

1822
02:01:14,594 --> 02:01:15,963
‫معلومه که آره!

1823
02:01:15,997 --> 02:01:17,898
‫وای خدا جون!
‫چند وقته خوابش رو می‌بینم.

1824
02:01:17,932 --> 02:01:19,900
‫خب، دقیقا این شکلی نبود.

1825
02:01:19,934 --> 02:01:20,968
‫آخه معمولا واندر وومن رو...

1826
02:01:21,002 --> 02:01:22,169
‫تو خوابم می‌بینم، ولی...

1827
02:01:22,203 --> 02:01:23,771
‫- ایشه.
‫- ها؟

1828
02:01:23,804 --> 02:01:25,940
‫خب، چه راحت بود.

1829
02:01:25,973 --> 02:01:27,607
‫به «جامعه عدالت» خوش اومدی.

1830
02:01:27,640 --> 02:01:29,642
‫ایول! چه باحـ... وایستین ببینم، چی؟

1831
02:01:29,676 --> 02:01:30,911
‫«جامعه عدالت»؟

1832
02:01:30,945 --> 02:01:32,246
‫با «لیگ عدالت» فرق می‌کنه؟

1833
02:01:32,279 --> 02:01:34,015
‫آره. «جامعه عدالت»...

1834
02:01:34,048 --> 02:01:35,582
‫با «لیگ عدالت» فرق می‌کنه،

1835
02:01:35,615 --> 02:01:37,251
‫آخه کلمات با هم فرق می‌کنن.

1836
02:01:37,284 --> 02:01:39,220
‫من فقط می‌خوام تو گروه واندر وومن باشم.

1837
02:01:39,253 --> 02:01:41,654
‫- گروه خودتونه دیگه، نه؟
‫- نه.

1838
02:01:41,688 --> 02:01:43,656
‫واسه چی این‌قدر شیفته واندر وومنی پسر؟

1839
02:01:43,690 --> 02:01:45,592
‫شوخی می‌کنه دیگه، نه؟

1840
02:01:45,625 --> 02:01:48,863
‫- نه؟
‫- خیلی‌خب. من رفتم.

1841
02:01:48,896 --> 02:01:50,898
‫من به خاطر کفشم همین‌جا می‌مونم.

1842
02:01:50,931 --> 02:01:52,933
‫می‌شه بیای دنبالم؟

1843
02:01:52,967 --> 02:01:55,336
‫راستی، انتقاد سازنده‌ای بکنم.

1844
02:01:55,369 --> 02:01:56,804
‫آدم خیلی گیج می‌شه...

1845
02:01:56,837 --> 02:01:58,839
‫که دو گروه ابرقهرمانی مجزا هستن،

1846
02:01:58,873 --> 02:02:00,274
‫هیچ ربطی به هم ندارن،

1847
02:02:00,307 --> 02:02:02,343
‫ولی تو اسم جفتشون «عدالت» هست، متوجهین؟

1848
02:02:02,376 --> 02:02:04,644
‫مثلا اصلا به ذهنتون خطور نکرده
‫اسمتون رو عوض کنین؟

1849
02:02:04,677 --> 02:02:07,348
‫آخه کافیه تو سایت «تساروس»
‫جست‌وجو کنین...

1850
02:02:07,381 --> 02:02:09,250
‫و کلی گزینه براتون میاره.

1851
02:02:09,283 --> 02:02:12,319
‫مثلا «جامعه اقتدار»، ها؟

1852
02:02:12,353 --> 02:02:14,121
‫اِم، اِم، «جامعه رمزی».
‫خیلی مسخره است.

1853
02:02:14,155 --> 02:02:15,688
‫این‌ها عبارات قانونی‌ان.

1854
02:02:15,722 --> 02:02:18,826
‫«جامعه انتقامجو.»

1855
02:02:20,261 --> 02:02:21,829
‫نمی‌دونم چرا از این یکی خوشم اومد.

1856
02:02:21,853 --> 02:02:28,853
‫«همچنان سکانس پس از تیتراژ رو از دست ندین.»

1857
02:08:57,324 --> 02:09:01,361
‫خب، خب، سلام دکتر.
‫دوباره همدیگه رو دیدیم.

1858
02:09:01,395 --> 02:09:03,263
‫کدوم گوری بودی؟

1859
02:09:03,297 --> 02:09:06,333
‫دکتر، اگه آدم بخواد
‫نقشه بی‌نقصی پیاده‌سازی کنه،

1860
02:09:06,366 --> 02:09:08,635
‫باید صبور باشه.

1861
02:09:08,669 --> 02:09:10,237
‫منظورت چیه؟

1862
02:09:11,806 --> 02:09:13,707
‫دو سال گذشته‌ها!

1863
02:09:13,741 --> 02:09:18,679
‫آره. ولی مگه زمان چیزی
‫بیش از حقه ذهنیه؟

1864
02:09:18,712 --> 02:09:20,214
‫اندازه‌گیری بی‌معناییه.

1865
02:09:20,247 --> 02:09:22,750
‫ببین. من پنجاه و هفت ساله‌ام.

1866
02:09:22,784 --> 02:09:26,186
‫تو جعبه‌ای بتنی گیر افتادم
‫و اطرافم مشتی روانی‌ان...

1867
02:09:26,220 --> 02:09:28,188
‫و منتظرن کرمی نقشه محوی رو...

1868
02:09:28,222 --> 02:09:30,624
‫خودم هیچ خبری ازش ندارم،
‫عملی کنه؟

1869
02:09:30,657 --> 02:09:33,393
‫خیلی طول می‌کشه من جابه‌جا بشم، خب؟

1870
02:09:33,427 --> 02:09:36,263
‫نه پا دارم، نه بال دارم،

1871
02:09:36,296 --> 02:09:39,633
‫فقط بی‌پایان می‌خزم.

1872
02:09:39,666 --> 02:09:42,236
‫ولی به زودی شرایط عوض می‌شه.

1873
02:09:45,105 --> 02:09:46,640
‫همه‌چی رو بهم بگو.

1874
02:09:48,275 --> 02:09:50,344
‫فقط کافیه یه کار دیگه هم بکنم.

1875
02:09:50,377 --> 02:09:52,379
‫چی؟ نه!

1876
02:09:53,815 --> 02:09:53,882
‫وای، امان از دستت!

1877
02:09:53,906 --> 02:10:01,706
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

