﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:16,024
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

3
00:00:17,976 --> 00:00:20,687
<i>همیشه به نیمه‌ی گُم‌شده باور داشتم</i>

4
00:00:21,312 --> 00:00:23,356
<i>اینکه اون بیرون یکی واسم هست</i>

5
00:00:23,440 --> 00:00:27,068
<i>یه جفت‌خوب، یه دلبر</i>

6
00:00:27,152 --> 00:00:30,572
<i>و برای اون نیمه‌ی گُمشده، هرکاری می‌کنم</i>

7
00:00:32,991 --> 00:00:34,868
<i>قلبم رو بیش‌از یکبار شکستن</i>

8
00:00:34,951 --> 00:00:37,829
همینجا بپوس، روانی عوضی

9
00:00:37,912 --> 00:00:40,123
<i>و اوضاع زندگی من همیشه آسون نبود</i>

10
00:00:41,791 --> 00:00:42,791
چیکار کردی؟

11
00:00:45,462 --> 00:00:50,258
<i>،ولی وقتی با لاو کوئین آشنا شدم
حس کردم کاملا ارزشش رو داشت</i>

12
00:00:50,341 --> 00:00:51,468
می‌پرستمت

13
00:00:51,551 --> 00:00:52,761
<i>عاشقش بودم</i>

14
00:00:52,844 --> 00:00:55,722
<i>همه چیزش رو پذیرفتم، حتی جاهای سختش رو</i>

15
00:00:55,805 --> 00:00:59,142
<i>.تنها کارت محافظت از برادرت بود
اینم نتونستی انجام بدی</i>

16
00:01:00,769 --> 00:01:03,563
<i>ولی درباره لاو...در اشتباه بودم</i>

17
00:01:05,065 --> 00:01:07,776
یه‌ شهر دیگه برو، وقتی رسیدی
بهت کمک می‌کنم یه هویت قانونی بگیری

18
00:01:07,859 --> 00:01:09,652
،واست پول می‌فرستم
به‌حال خودت رهات نمی‌کنم

19
00:01:09,736 --> 00:01:10,612
توی جهنم بسوز

20
00:01:10,695 --> 00:01:13,323
<i>و تا اون‌موقع، دیگه دیر شده بود</i>

21
00:01:13,406 --> 00:01:14,824
الان دیگه می‌تونیم باهم باشیم

22
00:01:14,908 --> 00:01:16,326
فکر نکنم بتونیم

23
00:01:17,285 --> 00:01:19,704
واقعا، واقعا، از ته‌دل -
نه، من باردارم -

24
00:01:20,830 --> 00:01:24,542
<i>و بعدش متوجه شدم که باید
از کی محافظت کنم</i>

25
00:01:24,626 --> 00:01:26,169
<i>از دخترمون</i>

26
00:01:26,252 --> 00:01:28,838
<i>بخاطر اون، به حومه‌ی بی‌روح</i>

27
00:01:28,922 --> 00:01:30,882
<i>و محله‌ی ثروتمندی در خارج از
سان‌فرانسیسکو نقل‌مکان کردم</i>

28
00:01:30,965 --> 00:01:33,968
<i>بخاطر اون، با یه هیولا ازدواج کردم، با مادرش</i>

29
00:01:34,052 --> 00:01:38,431
<i>بخاطر اون، خودم رو توی این زندان حبس کردم</i>

30
00:01:39,057 --> 00:01:41,434
<i>مطمئن نیستم چطور قراره هر دومون
رو از مخمصه بکشم بیرون</i>

31
00:01:41,518 --> 00:01:47,440
<i>ولی یه‌بخشی از شخصیت قدیمیم هست
که نمی‌تونم ازش خلاص بشم</i>

32
00:01:48,066 --> 00:01:50,110
<i>هنوزم به نیمه‌ی گمشده باور دارم</i>

33
00:01:50,944 --> 00:01:55,907
<i>به اینکه شخص‌ موردنظرم اون بیرون منتظر منه</i>

34
00:01:59,744 --> 00:02:05,834
<i>هیچوقت فکر نمی‌کردم کنجکاو بشم که بدونم
بعد بدست آوردن دختر توسط پسر چی میشه</i>

35
00:02:06,876 --> 00:02:08,419
<i>،چونکه جوابش رو می‌دونیم</i>

36
00:02:09,629 --> 00:02:11,756
<i>«و بعدش تا ابد خوش و خرم زندگی کردن»</i>

37
00:02:11,840 --> 00:02:14,509
<i>ختم داستان و نوشته‌ها میاد</i>

38
00:02:16,010 --> 00:02:18,346
<i>باید سوالات بیشتری می‌پرسیدم</i>

39
00:02:18,429 --> 00:02:21,474
<i>چون توی زندگیم شرایط سختی رو داشتم</i>

40
00:02:21,558 --> 00:02:23,351
<i>ولی این؟</i>

41
00:02:23,434 --> 00:02:26,312
<i>یه راهنما واقعا به‌کارم میاد</i>

42
00:02:26,396 --> 00:02:28,231
جو. جو

43
00:02:29,149 --> 00:02:30,525
نوبت توئه

44
00:02:31,526 --> 00:02:33,194
وقتشه بند‌ناف رو ببُری

45
00:02:35,155 --> 00:02:39,200
<i>ولی من راهم رو در تاریکی پیدا کردم
و الانم می‌تونم</i>

46
00:02:39,284 --> 00:02:40,702
<i>مجبورم</i>

47
00:02:41,327 --> 00:02:43,663
<i>تا از دخترم محافظت کنم</i>

48
00:02:43,746 --> 00:02:45,748
تبریک می‌گم، بابایی، پسره

49
00:02:48,751 --> 00:02:50,712
پسره؟ -
هی -

50
00:02:50,795 --> 00:02:52,964
<i>سلام -
بگا رفتم -</i>

51
00:02:54,549 --> 00:02:56,009
<i>و همینطور اون</i>

52
00:02:56,033 --> 00:03:06,033
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

53
00:03:07,103 --> 00:03:10,690
مراقب‌باش. مراقب‌باش -
و اسم رئیس‌جمهور آینده‌مون چیه؟ -

54
00:03:11,357 --> 00:03:12,525
هنری

55
00:03:12,609 --> 00:03:14,235
اسم وسطی هم داره؟

56
00:03:14,777 --> 00:03:17,363
فورتی کوئین گلدبرگ

57
00:03:17,447 --> 00:03:19,532
بهمون گفته بودن که دختره

58
00:03:19,616 --> 00:03:21,284
اوه، احتمالا متلک انداخته

59
00:03:21,367 --> 00:03:24,370
خواسته خبر خوب رو مخفی کنه -
کارما، خدا بهمون یه پسر داد -

60
00:03:25,455 --> 00:03:28,291
<i>همونطور که می‌گفتم، بگا رفتم</i>

61
00:03:41,888 --> 00:03:43,848
<i>حالا بچه بدنیا اومده</i>

62
00:03:43,932 --> 00:03:47,936
<i>حداقل الان جهنم حصار سفیدمون بیشتر منطقی بنظر میاد</i>

63
00:03:48,603 --> 00:03:51,856
<i>هرچی نباشه، بخاطر نزدیک بودن به مدرسه
به مادری لیندا نقل‌مکان کردیم</i>

64
00:03:52,815 --> 00:03:56,861
<i>،وقتی مِه کارولینای‌شمالی ازبین می‌ره
دایره دید آدم گسترده‌تر میشه</i>

65
00:03:56,945 --> 00:03:59,155
<i>کلی همسایه فضول و مشکوک</i>

66
00:03:59,239 --> 00:04:02,242
<i>که از پشت ماشین چمن‌زنی و زنگ‌در آدمو نگاه می‌کنن</i>

67
00:04:03,660 --> 00:04:07,038
<i>ولی هی، اینجا امن‌ترین منطقه در گلدن‌استیته</i>

68
00:04:07,121 --> 00:04:09,666
<i>و کیه که تمام دار و ندارش رو بخاطر اینجا نده؟</i>

69
00:04:11,209 --> 00:04:12,794
<i>ما همه‌چی داریم</i>

70
00:04:12,877 --> 00:04:15,338
<i>پس یعنی پسرم همه‌چی داره</i>

71
00:04:15,421 --> 00:04:19,467
<i>یه خانواده‌ی عالی که توسط
خون‌بهای کوئین تامین شده</i>

72
00:04:19,550 --> 00:04:21,594
<i>می‌خواستیم تنهایی اینجا بیایم</i>

73
00:04:21,678 --> 00:04:25,265
<i>وقتی بخاطر خانواده باشه، آدم باید سازش کنه</i>

74
00:04:25,348 --> 00:04:26,849
به خونه خوش‌اومدی، فورتی

75
00:04:26,933 --> 00:04:28,893
شاید بهتره با اسم اصلی صداش بزنیم

76
00:04:32,689 --> 00:04:34,065
ما یه خانواده‌ایم

77
00:04:34,691 --> 00:04:38,903
<i>من، یه پسر و مادرش
که معمولا زن محشریه</i>

78
00:04:38,987 --> 00:04:41,489
<i>ولی هرازگاهی با دست خالی ملت رو می‌کُشه</i>

79
00:04:41,572 --> 00:04:42,949
<i>مگه چه مشکلی ممکنه پیش بیاد؟</i>

80
00:04:45,910 --> 00:04:49,789
<i>از زمانی که از بیمارستان برگشتیم، به‌ندرت
خونه رو ترک کردیم</i>

81
00:04:56,504 --> 00:05:00,800
<i>تصور می‌کردم تربیت بچه مثل مقاله نیکلسون بیکر باشه</i>

82
00:05:01,467 --> 00:05:04,387
<i>لحظات کوچکی که لحظات باشکوهی رقم می‌زنه</i>

83
00:05:04,470 --> 00:05:05,471
آره

84
00:05:09,642 --> 00:05:13,146
<i>یا شایدم مثل رمان لوئیزا مِی آلکات</i>

85
00:05:13,229 --> 00:05:16,983
<i>«تلاش زیاد مساوی با پاداشـه»
پاداشی در حد جایزه نوبل</i>

86
00:05:17,066 --> 00:05:19,027
زود، زود، زود -
باشه، باشه، باشه -

87
00:05:28,870 --> 00:05:31,789
<i>«مشخص شد که تربیت بچه مثل «روز موش‌خرما</i>

88
00:05:31,873 --> 00:05:33,875
<i>به نویسندگی ژان پائول سارتر می‌مونه</i>

89
00:05:36,711 --> 00:05:37,545
جو

90
00:05:37,628 --> 00:05:39,630
<i>علیرغم اینکه در برخی از افسانه‌های یونانی</i>

91
00:05:39,714 --> 00:05:43,259
<i>درباره هُل دادن مدفوع بچه به بالای تپه گفته شده
<font color="#ffff00">[با تمام سختی‌هاش، خوبه]</font></i>

92
00:05:43,968 --> 00:05:46,846
<i>ولی باز اشتیاق به محافظت ازش بی‌نظیره</i>

93
00:05:47,472 --> 00:05:51,100
<i>.از اعماق وجودم حسش می‌کنم
هرکاری براش انجام می‌دادم</i>

94
00:05:51,184 --> 00:05:53,811
فکر کردم وقتی گاتسبی اولین بار که چراغ سبز را»

95
00:05:53,895 --> 00:05:55,813
.در انتهای لنگرگاه دیزی دید، شگفت‌زده شد

96
00:05:55,897 --> 00:05:59,025
«...اون راه درازی رو برای رسیدن به این لنگرگاهی که

97
00:06:02,111 --> 00:06:03,111
اشکال نداره

98
00:06:03,654 --> 00:06:07,408
<i>چیزی که حسش نمی‌کنم، پیوند پدر و پسریه</i>

99
00:06:08,618 --> 00:06:12,747
<i>،هرچی بیشتر سعی می‌کنم ارتباط بگیریم
بیشتر گریه می‌کنه</i>

100
00:06:12,830 --> 00:06:15,750
<i>می‌دونه که هیچ پیوندی باهم نداریم</i>

101
00:06:23,091 --> 00:06:24,926
خوبی؟ -
خوبم -

102
00:06:25,009 --> 00:06:27,345
،«خوبم» یعنی «نوک سینه‌هام خون‌ریزی داره»

103
00:06:27,428 --> 00:06:28,805
،هورمون‌هام هنوز فعالن

104
00:06:28,888 --> 00:06:31,557
.شش ماهه درست حسابی نخوابیدم
و هنوز نتونستم با

105
00:06:31,641 --> 00:06:33,684
«مرگ برادرم کنار بیام

106
00:06:33,768 --> 00:06:37,105
من اومدم. پسر خوشگلم کوش؟

107
00:06:37,730 --> 00:06:39,399
ببین مادربزرگ چی خریده، فورتی

108
00:06:39,482 --> 00:06:41,776
<i>،گرچه هنوز با مرگ فوتی کنار نیومده</i>

109
00:06:41,859 --> 00:06:45,321
<i>گلاما داتی یه آپارتمان این نزدیکیا خریده</i>

110
00:06:45,405 --> 00:06:47,740
مامان، اسمش هنریه

111
00:06:47,824 --> 00:06:51,202
خوب، از بویی که هنری میده مشخصه
که باید پوشکش عوض بشه

112
00:06:51,285 --> 00:06:53,121
...من عوضش می‌کنم اگه فقط

113
00:06:53,996 --> 00:06:55,998
اگه چندتا عکس ازم بگیری

114
00:06:56,833 --> 00:06:58,835
<i>باشه -
بااینحال سوگواریش رو دائما  -</i>

115
00:06:58,918 --> 00:07:01,170
<i>توی اینستاگرام نشون میده</i>

116
00:07:01,254 --> 00:07:05,675
<i>و فال‌بینش رسما تایید کرده که
هنری همون فورتیه که تناسخ پیدا کردن</i>

117
00:07:05,758 --> 00:07:08,177
<i>باتوجه به اینکه بچه وقتی در کنار اونه چقدر خوشحاله</i>

118
00:07:08,261 --> 00:07:12,098
<i>،و اینکه با من خوب تا نمی‌کنه
شاید بگیم فال‌بین درست گفته</i>

119
00:07:17,645 --> 00:07:22,358
<i>حداقل منم یه چیزای کوچکی از زندگی قبلیم رو دارم</i>

120
00:07:29,532 --> 00:07:31,701
<i>البته که توی این جهنم‌درّه هیچ کتاب‌فروشی نیست</i>

121
00:07:31,784 --> 00:07:34,203
<i>ولی از خرید اینترنتی هم راضی هستم</i>

122
00:07:34,871 --> 00:07:36,998
<i>...و اینو برای اِلی می‌فرستم</i>

123
00:07:37,999 --> 00:07:39,542
<i>هروقت که خبری ازش بشه</i>

124
00:07:45,047 --> 00:07:48,384
<i>...در موارد نادری که به بیرون می‌ریم، فورتی</i>

125
00:07:48,468 --> 00:07:53,389
<i>نه، نه. هنری دقیقا قبل اینکه لاته‌هامون رو
بگیریم، شروع به گریه می‌کنه</i>

126
00:07:57,810 --> 00:07:58,810
آخی

127
00:07:59,896 --> 00:08:03,274
دوقلوهای من علاقه‌ی شدیدی به دفتر داشتن

128
00:08:04,817 --> 00:08:06,569
درضمن، شِری هستم

129
00:08:06,652 --> 00:08:10,573
<i>شری کانرد ما مامان معروف این محله‌اس</i>

130
00:08:10,656 --> 00:08:15,036
<i>...«وبلاگ و پادکست‌هاش با برند «اشتباهات دلی</i>

131
00:08:15,119 --> 00:08:17,997
<i>خدایا، منو بکش...آرمانی از فروتنی و برتری اونه</i>

132
00:08:18,080 --> 00:08:19,916
<i>که با خرد و سخت‌کوشی بدست آمده</i>

133
00:08:19,999 --> 00:08:22,168
من لاو هستم -
کوئین گلدبرگ؟ -

134
00:08:22,251 --> 00:08:24,003
و اینم جوئه؟ -
آره -

135
00:08:24,086 --> 00:08:27,507
و این آقا خوشتیپ باید فورتی باشه، درسته؟

136
00:08:27,590 --> 00:08:30,468
هنری. اسمش هنریه -
عجیبه که چند ماه طول کشید تا همدیگه رو ببینیم -

137
00:08:30,551 --> 00:08:32,929
آره. خوب، خودت که نوزادها رو می‌شناسی

138
00:08:33,012 --> 00:08:35,348
خدای من. کاملا درک می‌کنم

139
00:08:35,431 --> 00:08:37,767
خوشحالم که بالخره باهم آشنا شدیم

140
00:08:37,850 --> 00:08:42,522
باید یه قهوه‌ای باهم بخوریم، لاو
تمام رازهامو بهت می‌گم

141
00:08:42,605 --> 00:08:43,648
<i>...اون لحن</i>

142
00:08:43,731 --> 00:08:47,318
<i>گرم و با صدای زیبا و ملایمش</i>

143
00:08:47,401 --> 00:08:49,695
کارت درسته. خداحافظ

144
00:08:49,779 --> 00:08:50,947
مرسی. خدانگه‌دار

145
00:08:51,989 --> 00:08:54,742
فکر کرده نظرش واسم مهمه
چه غلطا

146
00:08:54,825 --> 00:08:57,787
شانس آورد با چاقو نزدم توی چشمش
بیا بریم

147
00:08:58,663 --> 00:09:01,499
<i>وقتی می‌خوای یه نوزاد انسان رو زنده نگه‌داری</i>

148
00:09:01,582 --> 00:09:05,711
<i>به این فکر نمی‌کنی که با کی هم‌سنگر هستی</i>

149
00:09:05,795 --> 00:09:07,338
<i>من دارم با زنی زندگی می‌کنم</i>

150
00:09:07,421 --> 00:09:09,465
<i>که از چاقو زدن به چشم یکی داره جوک می‌سازه</i>

151
00:09:09,549 --> 00:09:12,635
<i>ولی درضمن کاملا توانایی انجامش رو هم داره -
یکم می‌خوری؟ -</i>

152
00:09:12,718 --> 00:09:14,345
مرسی

153
00:09:15,805 --> 00:09:20,560
<i>به خودم اجازه نمیدم که فکر کنم
لاو کیه و چیه</i>

154
00:09:20,643 --> 00:09:24,564
<i>وظیفه‌ی من اینکه شوهر خوبی باشم
تا بتونم پدر خوبی بشم</i>

155
00:09:24,647 --> 00:09:25,773
هی، ناتالی

156
00:09:26,649 --> 00:09:27,733
سلام

157
00:09:47,253 --> 00:09:49,297
متوجه نمیشم مشکلش چیه

158
00:09:49,839 --> 00:09:52,967
چی؟ کی؟ -
همسایه‌مون، ناتالی -

159
00:09:53,926 --> 00:09:56,846
.هدیه پاگشا که بهمون نداد
برای بدنیا اومدن فورتی هم چیزی نداد

160
00:09:56,929 --> 00:09:58,973
هنری. هنری

161
00:09:59,056 --> 00:10:02,018
آره، گمونم حق با توئه
یکم اسکول بنظر میاد

162
00:10:07,023 --> 00:10:09,358
...چیه؟ بوسیدنم بد بود یا

163
00:10:09,442 --> 00:10:11,861
نه، نه، فقط خسته شدم

164
00:10:11,944 --> 00:10:15,531
.و این خونه شده آشغالدونی
...و شری تو روم گفت

165
00:10:16,157 --> 00:10:20,244
که اساسا ریدم -
لاو، زنیکه یه احمقه. برو دراز بکش -

166
00:10:20,328 --> 00:10:22,830
من ترتیبش رو میدم
من به بچه می‌رسم

167
00:10:24,957 --> 00:10:25,791
شششش

168
00:10:25,875 --> 00:10:29,128
<i>.و اینم از این
هربار که بهش دست می‌زنم، همینطوریه</i>

169
00:10:29,211 --> 00:10:31,922
بذار خودم انجامش بدم
جو. جو

170
00:10:32,006 --> 00:10:33,007
<i>چیزی نیست</i>

171
00:10:34,091 --> 00:10:36,594
زودباش. بریم. بیا بریم

172
00:10:38,179 --> 00:10:39,889
هی، هی، هی

173
00:10:39,972 --> 00:10:42,016
<i>چرا بچه‌ی خودم از من خوشش نمیاد؟</i>

174
00:10:42,099 --> 00:10:45,436
می‌دونی، وقتی از دل نباشه، بچه‌ها متوجه میشن

175
00:10:45,519 --> 00:10:48,731
...من...چی -
نه. متاسفم. افکار توی سرم بود -

176
00:10:57,907 --> 00:10:59,283
برو درتو بذار

177
00:11:06,040 --> 00:11:09,502
،لاو درست میگه
دل به کار نمیدم

178
00:11:10,378 --> 00:11:13,964
<i>چطور می‌تونم وقتی تو دلم رو دزدیدی؟</i>

179
00:11:14,840 --> 00:11:15,840
لاو؟

180
00:11:17,885 --> 00:11:18,928
...هی

181
00:11:20,554 --> 00:11:23,683
پوشک‌ها داره تموم میشه، یکم دیگه برمی‌گردم

182
00:11:31,732 --> 00:11:35,820
<i>راستش رو بخوای، تو چیزی هستی که
منو از این زندان دور می‌کنی</i>

183
00:11:38,531 --> 00:11:41,492
<i>چراغ سبزی که در ته لنگرگاه منه</i>

184
00:11:43,619 --> 00:11:46,497
<i>با دونستن اینکه تو هم به من حس داری</i>

185
00:11:48,249 --> 00:11:49,875
سلام، همسایه

186
00:11:58,467 --> 00:12:00,428
نمی‌خوام اینجا و اینطوری باشه

187
00:12:00,511 --> 00:12:03,264
می‌خوام یه جای مجلل باشه
جایی که لیاقتش رو داری

188
00:12:03,347 --> 00:12:06,392
همین ماشین ردیفه
فقط خفه‌شو و ببوسم

189
00:12:06,475 --> 00:12:08,018
الان ذهنم رو خوندی؟

190
00:12:21,907 --> 00:12:23,617
هی، همسایه -
سلام، ناتالی -

191
00:12:23,701 --> 00:12:27,455
حتما نمی‌تونی زیاد بخوابی
همش می‌شنوم که بچه‌تون درحال گریه کردنه

192
00:12:27,538 --> 00:12:30,332
اوه -
...نه.نه. بچه‌ها کارشون گریه کردنه -

193
00:12:30,416 --> 00:12:34,086
دلیل خوابیدنت توی پارکینگ فروشگاه رو
کاملا درک می‌کنم

194
00:12:34,170 --> 00:12:36,964
بیا. گفتم زحمتت رو کم کنم

195
00:12:37,047 --> 00:12:38,883
تو هم داشتی منو می‌پاییدی

196
00:12:38,966 --> 00:12:41,218
مرسی -
یه‌چیز دیگه -

197
00:12:41,302 --> 00:12:44,847
مزخرفات حامله نشدن
در زمان شیر دادن رو گوش نکن

198
00:12:44,930 --> 00:12:47,141
خواهرم زرتی حامله شد

199
00:12:47,224 --> 00:12:49,393
.نصیحت از دوست به دوست

200
00:12:52,521 --> 00:12:54,273
<i>داری باهام لاس می‌زنی؟</i>

201
00:13:01,030 --> 00:13:04,533
<i>البته، موضوع کاندوم می‌تونه یه شوخی کوچک
از طرف همسایه باشه</i>

202
00:13:04,617 --> 00:13:06,952
<i>که می‌خواد یکم اوضاع رو هیجانی بکنه</i>

203
00:13:07,036 --> 00:13:10,414
<i>شوخی دوستانه بود. خیلی دوستانه</i>

204
00:13:10,498 --> 00:13:13,584
<i>هرچند هیجان‌انگیزه، ولی باید مراقب باشم</i>

205
00:13:13,667 --> 00:13:18,339
<i>.نمی‌تونم همینطوری دم به تله بدم
بچه‌ام پیش بد کسیه</i>

206
00:13:18,422 --> 00:13:21,217
<i>همچنین حقیقت رو بگم؟
...من یه</i>

207
00:13:23,093 --> 00:13:24,887
<i>اشتباهاتی توی گذشته داشتم</i>

208
00:13:30,267 --> 00:13:31,894
<i>تو هم جزو همون اشتباهاتم میشی؟</i>

209
00:13:33,062 --> 00:13:34,438
<i>تو کی هستی؟</i>

210
00:13:37,733 --> 00:13:40,194
کجا می‌ری؟ عالیه. به هنری شیر بده -
...اوه، فقط -

211
00:13:40,277 --> 00:13:43,447
پله‌ها رو بالا پایین کردم، خسته شدم
باید برم باشگاه

212
00:13:44,198 --> 00:13:45,198
<i>لعنتی</i>

213
00:13:49,495 --> 00:13:51,789
<i>،هر وقت که با هنری بودم
دو چیز بهم یادآوری میشد</i>

214
00:13:51,872 --> 00:13:53,374
<i>یک، اون ازم متنفره</i>

215
00:13:53,457 --> 00:13:57,378
<i>دو، باید دربرابر تمام چیزهایی که سر خودم اومده،
ازش محافظت کنم</i>

216
00:13:57,461 --> 00:13:58,921
<i>جویی</i>

217
00:13:59,004 --> 00:14:01,841
<i>الان مامان جونت کجاس؟ -
فرار کن، حرومزاده کوچولو -</i>

218
00:14:01,924 --> 00:14:04,260
<i>فرار کن، حرومزاده کوچولو -
بیا یکم بهت درس بدیم -</i>

219
00:14:04,343 --> 00:14:06,011
<i>از چی ترسیدی؟ -
بگیرینش -</i>

220
00:14:06,095 --> 00:14:07,680
<i>زودباش، جویی</i>

221
00:14:07,763 --> 00:14:08,973
<i>دَر رو باز کن</i>

222
00:14:09,056 --> 00:14:11,183
<i>ای عجیب‌الخلقه -
بیا باهاش رودر رو شو -</i>

223
00:14:11,267 --> 00:14:13,936
<i>پسرا! اینجا چه خبره؟ -
معلم اومد. فرار کنین -</i>

224
00:14:14,603 --> 00:14:16,146
<i>پسرا، چی...؟</i>

225
00:14:22,403 --> 00:14:26,115
هی، هی، جو، جو، بذار بیام تو
هی، منم، منم، بذار بیام داخل

226
00:14:28,784 --> 00:14:29,994
رفیق، حالت خوبه؟

227
00:14:31,036 --> 00:14:33,122
داداش، چرا اینکارو با خودت می‌کنی؟

228
00:14:33,205 --> 00:14:35,291
اونا اینکارو می‌کنن -
خودت اجازه دادی -

229
00:14:37,001 --> 00:14:40,296
اینقدر نگو که مادرت برمی‌گرده -
چون برمی‌گرده -

230
00:14:41,255 --> 00:14:43,173
اگه بهت اهمیت می‌داد، الان اینجا بودی؟

231
00:14:43,924 --> 00:14:45,301
تو متوجه نمیشی -
باشه -

232
00:14:45,926 --> 00:14:47,678
فقط دیگه درباره بازگشتش زر نزن، باشه؟

233
00:14:48,929 --> 00:14:50,991
...متوجه نمیشم چرا -
...بقیه‌مون داریم با این واقعیت که -

234
00:14:51,015 --> 00:14:52,975
چرا کسی ما رو نمی‌خواد، سر و کله می‌زنیم

235
00:14:53,934 --> 00:14:58,647
،قبولش کن. وقتی والدین‌مون ترکمون کنن
یعنی دیگه برای همیشه گذاشتن‌مون کنار، پسر

236
00:15:01,984 --> 00:15:04,695
<i>ناتالی
خدای من، اینجا رو ببین</i>

237
00:15:04,778 --> 00:15:05,778
<i>تو کی هستی؟</i>

238
00:15:07,406 --> 00:15:10,784
<i>به‌ظاهر که دلال ملکی و کارت هم درسته</i>

239
00:15:10,868 --> 00:15:13,287
<i>می‌خوای همه‌چی رو دلپذیرتر بکنی</i>

240
00:15:13,370 --> 00:15:16,206
<i>وقتی با همسرت، متیو انگلر، کارآفرین تکنولوژی آشنا شدی</i>

241
00:15:16,290 --> 00:15:18,751
<i>دانشگاه رو ترک کردی</i>

242
00:15:18,834 --> 00:15:21,295
<i>چیز زیادی ازش پیدا نمیشه کرد</i>

243
00:15:21,378 --> 00:15:23,923
<i>مگر بخوایم حرف تبلیغات رو قبول کنیم</i>

244
00:15:24,006 --> 00:15:26,342
<i>که پول خوبی گرفتن تا توی اینترنت خوب جلوه‌اش بدن</i>

245
00:15:27,760 --> 00:15:29,511
<i>این چیزی بود که می‌خواستی؟</i>

246
00:15:30,304 --> 00:15:33,557
<i>ازدواج با یه آدم مسن‌تر، پُرمشغله که
هیچوقت خونه نیست </i>

247
00:15:33,641 --> 00:15:35,976
<i>درحالی که تو داری به عوضی‌های پولدار خونه می‌فروشی</i>

248
00:15:36,060 --> 00:15:40,022
<i>و لباس‌هاش رو از خشک‌شویی می‌گیری؟
عشق برای تو اینه؟</i>

249
00:15:40,105 --> 00:15:41,815
<i>دوستش داری؟</i>

250
00:15:41,899 --> 00:15:45,319
<i>یا بدنبال یه رابطه عمیق‌تر و جدی‌تر هستی؟</i>

251
00:15:45,903 --> 00:15:47,112
<i>مثل خودم</i>

252
00:15:49,698 --> 00:15:51,426
<i>می‌دونم -
...بنظرم یکی -</i>

253
00:15:51,450 --> 00:15:54,453
<i>...مثلا یکی -
اوه، لاو کوئین -</i>

254
00:15:54,536 --> 00:15:56,455
بیا اینجا

255
00:15:56,538 --> 00:15:59,875
سلام -
سلام. این کیکی و اینم اندروـه -

256
00:15:59,959 --> 00:16:01,794
سلام -
از آشنایی‌تون خوشوقتم -

257
00:16:01,877 --> 00:16:05,339
پسر خوشگله لاو هفت ماهش بود؟

258
00:16:05,422 --> 00:16:07,091
آره -
دلم واسه اون زمانا تنگ شده -

259
00:16:07,174 --> 00:16:11,178
آره، آره، آره -
لاو، خوشحال شدم که دیدم سر کلاس اومدی -

260
00:16:11,261 --> 00:16:13,722
لعنتی با پا زد توی کونم -
اوه، می‌دونم. می‌دونم -

261
00:16:13,806 --> 00:16:15,933
این کلاس واسه آدمای با اندام مناسبه

262
00:16:16,016 --> 00:16:17,977
ولی نگران نباش، بهش عادت می‌کنی

263
00:16:18,060 --> 00:16:22,356
بعد زایمان باید کلی وزن کَم می‌کردم -
منم همینطور. عجب داستانی داشتم -

264
00:16:22,439 --> 00:16:24,817
وضعم خیلی بدتر از تو بود

265
00:16:24,900 --> 00:16:26,527
همینطور بود. واقعا بد بود

266
00:16:27,611 --> 00:16:30,823
فقط من اینطوری فکر می‌کنم یا
همه‌تون دارین منو چاق خطاب می‌کنین؟

267
00:16:31,448 --> 00:16:33,200
اوه، نه، نه -
نه، نه، نه -

268
00:16:33,283 --> 00:16:35,619
و تازه‌شم مگه چاق بودن توهینه؟

269
00:16:35,703 --> 00:16:38,664
منظورم اینه، زیبایی به قد و هیکل نیست، لاو

270
00:16:39,623 --> 00:16:41,125
بیا بریم یه لاته بخوریم

271
00:16:41,750 --> 00:16:43,002
آره؟ -
اهوم -

272
00:16:44,086 --> 00:16:45,170
باشه

273
00:16:45,254 --> 00:16:48,173
آره. می‌تونیم بریم یه قهوه بخوریم -
عالی شد -

274
00:16:48,257 --> 00:16:50,134
عالیه. گروه‌مون تشکیل شد

275
00:16:58,392 --> 00:17:00,894
<i>شاید هنوز معمای تو رو حل نکرده باشم</i>

276
00:17:00,978 --> 00:17:05,274
<i>:ولی یه چیزی رو می‌دونم
مجذوب تو شدن اشتباه نبود</i>

277
00:17:07,568 --> 00:17:10,612
<i>.اصلا حرف زدن رو ولش
همین موضوع گویای توئه</i>

278
00:17:10,696 --> 00:17:13,782
<i>حتی نمی‌دونستم این جهنم‌دره کتابخونه داره</i>

279
00:17:20,456 --> 00:17:25,127
<i>کتابخونه‌ها نشون دهنده‌ی
بهترین چیزای یک جامعه متمدنه</i>

280
00:17:25,210 --> 00:17:29,256
<i>خونه‌ای برای دسترسی به دانش برای همه</i>

281
00:17:30,007 --> 00:17:32,217
<i>همینه که ما رو از میمون‌ها جدا می‌کنه</i>

282
00:17:34,303 --> 00:17:38,807
<i>و بازم دیدن کتاب‌ها در این شرایط
جسم آدمو به‌درد میاره</i>

283
00:17:38,891 --> 00:17:41,810
<i>آقای مونی یکبار گفت: جوری که جامعه
با کتاب‌هایش برخورد می‌کنه</i>

284
00:17:41,894 --> 00:17:43,574
<i>دقیقا نشان از سرنوشت و آینده‌ی اون تمدنه</i>

285
00:17:43,604 --> 00:17:45,189
<i>اگه به‌اندازه کافی کتاب داغون دیدی</i>

286
00:17:45,272 --> 00:17:48,692
<i>بدون که اون جامعه نابود شده
یا درحال نابودیه</i>

287
00:17:49,818 --> 00:17:53,864
<i>ولی هنوزم توی این دنیای فلاک‌زده
یه‌چیزی هست که براش بجنگی</i>

288
00:17:54,907 --> 00:17:56,742
اوه، اسم این آقا کوچولو چیه؟

289
00:17:56,825 --> 00:18:00,621
اوه، اسمش هنریه -
با یه هنری قرار می‌ذاشتم -

290
00:18:00,704 --> 00:18:04,249
هنری‌ها حرف ندارن -
خوب، هنری ازتون ممنونه -

291
00:18:04,333 --> 00:18:05,501
عذر می‌خوایم

292
00:18:05,584 --> 00:18:07,836
<i>وقتی که یه بچه به سینه‌ات چسبیده
و بزرگ‌ترین بانوی جذاب دنیا جلوته</i>

293
00:18:07,920 --> 00:18:10,589
<i>سخته که آدم بتونه نامرئی بشه</i>

294
00:18:16,303 --> 00:18:19,431
<i>فصل پنجم، دختر گُم‌شده، سی‌بیسکیت</i>

295
00:18:19,515 --> 00:18:22,392
<i>باشه، گیج شدم
چرا اون کتاب‌ها؟</i>

296
00:18:22,476 --> 00:18:24,019
<i>تو کی هستی؟</i>

297
00:18:24,728 --> 00:18:26,063
اوه، هنری. باشه

298
00:18:37,366 --> 00:18:39,201
خیلی‌خب. باشه. ساکت باش، ساکت باش

299
00:18:45,082 --> 00:18:47,376
سلام -
خوب، می‌خوای بیفتی دنبالش -

300
00:18:47,459 --> 00:18:50,003
یا کمکی از دست من برمیاد؟ -
راستش آره -

301
00:18:50,087 --> 00:18:53,966
آره، می‌خوام اینجا عضو بشم -
پس جای درستی اومدی -

302
00:18:54,049 --> 00:18:55,175
خوبه

303
00:18:56,385 --> 00:18:57,636
اینو پُر کن

304
00:18:58,512 --> 00:19:01,807
اون گوشه یه جای دنج واسه بچه‌ها داریم

305
00:19:02,516 --> 00:19:05,727
و می‌تونی با خودت به خونه ببریش

306
00:19:07,146 --> 00:19:09,231
ناتالی برای تو انتخابش کرد

307
00:19:13,152 --> 00:19:15,737
<i>پس داری باهام لاس می‌زنی</i>

308
00:19:15,821 --> 00:19:17,322
مرسی

309
00:19:22,244 --> 00:19:25,956
،وقتی چهار دست و پا راه برن
باید معجزه بشه تا زنده بمونن

310
00:19:26,039 --> 00:19:29,334
خیلی خوشحالم که سه تا
پرستار بچه‌ی عالی داریم

311
00:19:29,418 --> 00:19:32,504
اوه، خدای من
اوضاع با دوقلوها از اینم بدتره

312
00:19:32,588 --> 00:19:34,923
،یجورایی همین مشوق نویسندگیم شد
تا با بقیه به اشتراک بذارمش

313
00:19:35,007 --> 00:19:38,802
تا بقیه هم مرتکب تمام اشتباهاتی
که من انجام دادم ،نشن

314
00:19:38,886 --> 00:19:41,263
آره -
گفتی اسم وبلاگت چی بود؟ -

315
00:19:41,346 --> 00:19:43,432
اوه، اسمش «اشتباهات دلی» هست

316
00:19:43,515 --> 00:19:45,726
واقعا هنوز نخوندیش؟ -
نه -

317
00:19:45,809 --> 00:19:48,228
یه وبلاگ کوچیکه -
اون اینفلوئنسری مامان‌ها رو ابداع کرد -

318
00:19:48,312 --> 00:19:49,938
اینقدر خاکی نباش -
نه. فقط واسه تفریحه -

319
00:19:50,022 --> 00:19:53,817
.اینطوری توی خونه با دوقلوهام می‌مونم
تو کارت چیه؟

320
00:19:56,069 --> 00:20:01,366
خوب، من قبلا...آموزش آشپزی دیدم -
اوه -

321
00:20:02,075 --> 00:20:03,660
...آره، و من

322
00:20:04,953 --> 00:20:07,664
گمونم از زمان بدنیا اومدن بچه
دیگه خیلی وقت نکردم

323
00:20:07,748 --> 00:20:10,459
خب، دقیقا -
وظیفه‌ی درحال حاضرت اینکه -

324
00:20:10,542 --> 00:20:11,960
با بچه‌ات و پدرش رابطه برقرار کنی

325
00:20:12,044 --> 00:20:15,714
گفتنش واسه تو آسونه
حالا کُست به حالت اولش برگشته؟

326
00:20:15,797 --> 00:20:19,426
خدای من، داری خجالتش میدی -
دیگه کُس‌هراسی نکن -

327
00:20:19,509 --> 00:20:25,098
خدایا! کاش یکی اینو به من می‌گفت
برگشتن به سکس عادی خیلی سخته

328
00:20:25,641 --> 00:20:29,353
ولی ارتباط احساسی؟ خیلی مهمه -
اوهوم -

329
00:20:29,436 --> 00:20:32,814
اندورفين و اكسي‌توسين برای
شیر سینه حرف نداره

330
00:20:32,898 --> 00:20:35,609
درحقیقت، اگه به اورگاسم نرسی

331
00:20:35,692 --> 00:20:39,238
شیر سینه نمی‌تونه درست حسابی
باعث رشد مغز بچه بشه

332
00:20:40,322 --> 00:20:43,158
..ما دائما سکس می‌کنیم، پس -
اوه -

333
00:20:43,242 --> 00:20:44,242
باشه

334
00:20:48,330 --> 00:20:52,501
<i>کتاب «لطیف است شب» بعنوان تاریک‌ترین
اثر فیتزجرالد شناخته میشه</i>

335
00:20:52,584 --> 00:20:54,670
<i>موضوعش ازدواج و خیانته</i>

336
00:20:55,254 --> 00:20:57,089
<i>دعوته؟ یا هشداره؟</i>

337
00:20:57,172 --> 00:20:59,591
خوب، بالاخره خوابوندمش -
همم. کارت درسته -

338
00:21:00,801 --> 00:21:03,512
...و برای تو

339
00:21:05,555 --> 00:21:06,765
نان‌شکلاتی خریدم

340
00:21:07,474 --> 00:21:10,269
<i>.اشتباه برداشت نکنین
این یه داستان خیالی آلمانی نیست</i>

341
00:21:10,352 --> 00:21:13,772
<i>که جادوگره منو حبس کرده تا به وقتش منو بخوره</i>

342
00:21:14,356 --> 00:21:16,692
<i>لاو متواضع و بخشنده‌اس</i>

343
00:21:17,651 --> 00:21:21,113
<i>من عاشق یه ورژن خاصی ازش هستم</i>

344
00:21:23,490 --> 00:21:24,574
نظرت چیه؟

345
00:21:29,746 --> 00:21:32,916
خوبه -
دقیقا. بهترین قنادی شهره -

346
00:21:33,000 --> 00:21:35,585
لایه‌های لطیف و شیرینی داره

347
00:21:35,669 --> 00:21:38,839
مطمئنا از کره فرانسوی استفاده نکردن -
آره. آره. اونا رو باید تبعید کرد -

348
00:21:38,922 --> 00:21:41,174
سر از تنشون جدا کرد
وسلام

349
00:21:53,103 --> 00:21:55,022
سلام -
سلام -

350
00:22:05,157 --> 00:22:07,075
دارم مزاحم کتاب خوندنت میشم؟

351
00:22:08,076 --> 00:22:10,162
نه، نه، نه، مزاحم نیستی -
اینطور بنظر میاد -

352
00:22:10,245 --> 00:22:12,080
برگرد، برگرد، لاو -
لعنتی -

353
00:22:12,164 --> 00:22:13,832
بمون. بمون -
نه، جو. چرا؟ -

354
00:22:16,710 --> 00:22:19,254
چرا باهام حرف نمی‌زنی؟ -
...چی؟ ما حرف -

355
00:22:19,338 --> 00:22:21,673
یه خبری شده
همش حواست پرته

356
00:22:21,757 --> 00:22:23,800
حواسم پرت نیست -
چرا بهم نمیگی؟ -

357
00:22:27,929 --> 00:22:28,930
من می‌خوابونمش

358
00:22:34,144 --> 00:22:36,271
می‌دونی، اصلا می‌برمش خونه مادربزرگش

359
00:22:36,355 --> 00:22:38,565
لاو -
نه، نگران نباش، جو -

360
00:22:39,608 --> 00:22:40,609
از سکوت لذت ببر

361
00:22:57,542 --> 00:22:59,294
<i>کجایی؟</i>

362
00:23:13,683 --> 00:23:15,685
سلام -
سلام، همسایه -

363
00:23:15,769 --> 00:23:17,187
پایه‌ای یه نوشیدنی بزنیم؟

364
00:23:19,272 --> 00:23:20,816
از کجا شماره منو پیدا کردی؟

365
00:23:21,358 --> 00:23:23,443
شوهرم متیو، تو کار تکنولوژیه

366
00:23:25,612 --> 00:23:26,612
...خوب

367
00:23:27,364 --> 00:23:29,699
کلا که کارش تجاوز به حریم شخصی نیست؟

368
00:23:30,867 --> 00:23:32,202
چرا اینقدر مضطربی؟

369
00:23:32,285 --> 00:23:34,663
توی گذشته‌ات پَستی و بلندی داری
که می‌خوای مخفیش کنی؟

370
00:23:36,456 --> 00:23:38,542
...نه، بیشتر از اینکه نگران خودم باشم

371
00:23:40,043 --> 00:23:42,879
می‌دونی، نگران آینده تمدنم

372
00:23:43,422 --> 00:23:44,422
اوه

373
00:23:44,965 --> 00:23:47,217
خوب، اون که دیگه ازدست رفته

374
00:23:49,219 --> 00:23:51,304
می‌دونی، گمونم باید بهت هشدار بدم

375
00:23:52,180 --> 00:23:55,016
توی مادری لیندا حریم‌خصوصی معنا نداره

376
00:23:55,100 --> 00:23:56,518
ازجمله اینجا

377
00:23:57,686 --> 00:23:58,686
دیدی؟

378
00:23:59,688 --> 00:24:01,731
تمام دوربین‌های خونه‌امه

379
00:24:02,691 --> 00:24:06,653
،یکی از دوربین‌های اینجا خرابه
واسه همین اکثرا کنار استخرم

380
00:24:07,529 --> 00:24:11,950
توی تمام این شهر، اینجا تنها جاییه که
احساس نمی‌کنم زیرنظر هستم

381
00:24:12,742 --> 00:24:14,202
بوپ. بوپ

382
00:24:15,370 --> 00:24:16,371
بفرما

383
00:24:16,455 --> 00:24:17,914
<i>می‌خواستی تنها باشیم؟</i>

384
00:24:17,998 --> 00:24:19,583
گرچه بازم خیلی حریم‌خصوصی حساب نمیشه

385
00:24:19,666 --> 00:24:22,043
متیو متوجه میشه که خاموش‌شون کردم
و دنبال دلیلش می‌گرده

386
00:24:23,336 --> 00:24:26,339
خیلی عجیبه، یادم نمیاد گلاده‌ای
به گردنم انداخته باشم

387
00:24:26,423 --> 00:24:27,424
...فقط یجورایی

388
00:24:28,216 --> 00:24:30,302
در یه مقطعی به گردنم انداختن

389
00:24:30,385 --> 00:24:32,429
<i>‫ تو هم یه زندانی‏ای </i>

390
00:24:32,512 --> 00:24:35,599
‫به گمونم ازدواج واقعا واسه اسرار ساخته نشده

391
00:24:35,682 --> 00:24:38,185
‫یا آدما واقعا واسه ازدواج ساخته نشدن

392
00:24:41,313 --> 00:24:42,313
‫باهام بیا

393
00:24:42,981 --> 00:24:44,232
‫یه نوشیدنی دیگه نیاز دارم

394
00:24:57,245 --> 00:24:58,371
‫به سلامتی دوست‏های جدید

395
00:24:59,873 --> 00:25:03,585
‫"که اغلب اوقات نسبت به قدیم
‫میتونن اوقات بهتری رو باهم بگذرونن"

396
00:25:03,668 --> 00:25:05,629
‫- کتابم رو گرفتی
‫- هوم

397
00:25:06,588 --> 00:25:08,006
‫- اوه، لعنت
‫- اوه

398
00:25:09,841 --> 00:25:11,801
‫بیا. طوری نیست؟
‫میشه ببینمش؟

399
00:25:13,970 --> 00:25:18,225
‫اَی. باشه، خب آره، فقط چند دقیقه‌ای روش فشار بده.
‫این باید جلوی خون‏ریزی رو بگیره

400
00:25:22,896 --> 00:25:24,689
‫جعبه کمک‌های اولیه داری؟

401
00:25:25,524 --> 00:25:26,524
‫آره

402
00:25:28,818 --> 00:25:30,028
<i>‫ حس درستی داره </i>

403
00:25:30,111 --> 00:25:31,655
<i>‫ رسیدگی به تو </i>

404
00:25:32,572 --> 00:25:35,367
‫بیا. فکر کنم زنده بمونی

405
00:25:35,951 --> 00:25:39,037
‫- درد داره؟
‫- با شراب رفع میشه

406
00:25:50,215 --> 00:25:51,716
<i>‫ تو هم حسش میکنی، مگه نه؟ </i>

407
00:25:51,800 --> 00:25:52,801
‫چی؟

408
00:25:54,261 --> 00:25:57,222
‫اون حسی که واسه اولین بار
‫با کسی هستی

409
00:25:57,305 --> 00:26:00,267
‫این همه تنش، احتمال...

410
00:26:00,350 --> 00:26:02,018
‫کاش میتونستم ذخیره‏اش کنم

411
00:26:03,645 --> 00:26:05,188
‫بهتر از هر چیزیه

412
00:26:05,272 --> 00:26:06,272
<i>‫ حسش میکنم </i>

413
00:26:09,192 --> 00:26:12,153
‫فکر میکردم موندگار میشه، با متیو

414
00:26:14,239 --> 00:26:16,575
‫تو فکر میکنی که قطعاً اتمام پیدا میکنه؟

415
00:26:16,658 --> 00:26:18,076
‫فکر کنم اگه درست باشه...

416
00:26:20,078 --> 00:26:21,204
‫موندگار می‌مونه

417
00:26:22,872 --> 00:26:25,250
‫پس بین تو و لاو چند وقت موندگار موند؟

418
00:26:27,502 --> 00:26:29,296
‫گفتنش سخته. آم...

419
00:26:29,921 --> 00:26:31,631
‫وقتی عاشق شدم...

420
00:26:32,966 --> 00:26:34,342
‫خود واقعیش رو نمیشناختم

421
00:26:34,426 --> 00:26:36,511
‫- میدونم چه حسی داره
‫- منو شیفته خودش کرد

422
00:26:36,595 --> 00:26:38,430
‫تا به خودم اومدم، دیگه دیر بود

423
00:26:41,600 --> 00:26:43,768
‫نمیتونستم برم.
‫نمیتونستم ترکش کنم

424
00:26:45,228 --> 00:26:46,771
‫آدم‎ها همیشه میذارن میرن

425
00:26:50,066 --> 00:26:52,152
‫لاو نه

426
00:26:53,320 --> 00:26:56,197
‫دخترمون،
‫فکر میکردیم قراره یه دختر بچه داشته باشیم

427
00:26:56,281 --> 00:26:57,407
‫بگذریم...

428
00:26:58,950 --> 00:26:59,993
‫الان دیگه با لاو...

429
00:27:00,994 --> 00:27:01,994
‫پام گیره

430
00:27:02,537 --> 00:27:03,537
‫واقعا؟

431
00:27:06,583 --> 00:27:08,418
‫بچه‌ها که دستبند نیستن

432
00:27:09,919 --> 00:27:11,504
‫متیو یه ناپسری داره

433
00:27:12,756 --> 00:27:16,176
‫- خیلی اونو نمی‏بینیم
‫- به نظر خیلی بد میاد، واسه بچه

434
00:27:16,259 --> 00:27:17,927
‫راستش، طوری نیست

435
00:27:18,011 --> 00:27:19,054
‫میدونی چرا؟

436
00:27:19,137 --> 00:27:21,806
‫آدم‌ها وقتی به خودشون دروغ نمیگن
‫خوشحال‎‏ترن...

437
00:27:23,058 --> 00:27:24,225
‫و همینطورم به بقیه

438
00:27:24,309 --> 00:27:25,977
‫پس تو اینجا چیکار میکنی؟

439
00:27:30,106 --> 00:27:32,525
‫- منم نمیتونم ترکش کنم
‫- اوه!

440
00:27:34,736 --> 00:27:36,404
‫نمیتونم این کارو باهاش بکنم

441
00:27:37,947 --> 00:27:40,241
‫حتی اگه به این منظور باشه که
‫باید تا ابد...

442
00:27:40,909 --> 00:27:45,580
‫توی این برزخِ مبهم
‫با استایل مجله دُول بمونم

443
00:27:46,331 --> 00:27:48,458
‫- یعنی اینقدر اینجا بده؟
‫- ها

444
00:27:49,167 --> 00:27:50,710
‫اگه مراقب نباشی،

445
00:27:51,628 --> 00:27:54,923
‫کم کم به مدارس خصوصی،

446
00:27:55,006 --> 00:27:57,884
‫سبدهای سهام اهمیت میدی،
‫با یه تبلت مطالعه میکنی

447
00:27:57,967 --> 00:27:58,802
‫لعنت

448
00:28:07,394 --> 00:28:09,187
‫میخوای اتاق مطالعه منو ببینی؟

449
00:28:16,152 --> 00:28:18,446
‫ما همیشه تو اتاق‏های جدا می‏خوابیدیم

450
00:28:18,988 --> 00:28:20,281
‫من آدم بی‌خوابی‏ام

451
00:28:20,907 --> 00:28:23,159
‫همینطورم شلخته‌ام

452
00:28:26,705 --> 00:28:30,542
<i>‫ همه‏چی یهو احساس واقعی‏ای داره </i>

453
00:28:30,625 --> 00:28:34,170
<i>‫ من ازدواج کردم ولی با یه آدم اشتباه.
‫ اگه تو فرد درست باشی چی؟ </i>

454
00:28:34,254 --> 00:28:36,005
‫هی، کجا رفتی؟

455
00:28:37,006 --> 00:28:38,258
‫از ذهنت بیا بیرون

456
00:28:39,968 --> 00:28:41,219
‫بیا اینجا

457
00:29:02,115 --> 00:29:04,409
<i>‫ نه. شوهرم، پدرم.
‫ نمیتونم </i>

458
00:29:04,492 --> 00:29:05,492
‫متاسفم

459
00:29:06,327 --> 00:29:07,829
‫ببخشید که تاثیر اشتباهی بهت القاء کردم

460
00:29:08,830 --> 00:29:10,832
‫- مطمئنم که اشتباهی این کارو نکردی
‫- نه

461
00:29:13,084 --> 00:29:14,878
‫من فقط دنبال یه دوست میگردم

462
00:29:16,463 --> 00:29:17,464
<i>‫ گندش بزنن </i>

463
00:29:24,262 --> 00:29:25,930
<i>‫ نه، دیگه هرگز </i>

464
00:29:26,014 --> 00:29:29,225
<i>‫ به خودم قول دادم که اینو
‫ درست انجام میدم </i>

465
00:29:29,309 --> 00:29:31,644
‫لاو.
‫سلام، فکر کردم...

466
00:29:31,728 --> 00:29:33,396
‫رسیدم اونجا...

467
00:29:34,564 --> 00:29:36,941
‫و واقعا به دیدن مامانم فکر کردم،

468
00:29:37,025 --> 00:29:39,819
‫و رفتم به جاش بستنی هاگن‌داز خوردم

469
00:29:41,613 --> 00:29:44,324
‫حالت خوبه؟
‫یکم رنگت پریده

470
00:29:45,533 --> 00:29:47,285
‫تازه مجبور شدم با یه همسایه مشروب بخورم

471
00:29:47,368 --> 00:29:49,245
‫- هوم
‫- حق با توئه. اون دیوونه‏ست

472
00:29:49,788 --> 00:29:52,832
‫ببین، معذرت میخوام که گذاشتم رفتم

473
00:29:52,916 --> 00:29:53,917
‫من فقط...

474
00:30:02,383 --> 00:30:04,469
‫فقط داشتم به عهدهامون فکر میکردم

475
00:30:05,804 --> 00:30:07,555
‫اوه. آره

476
00:30:08,181 --> 00:30:11,559
‫آره، همونایی که تو راه دادگاه
‫روی کیسه‏ غذاهای رستوران این‌ان‌اوت نوشتیم

477
00:30:12,310 --> 00:30:16,147
‫گفتی که همیشه یه لقمه از شیرینی‌جات‌هات
‫رو به منم میدی

478
00:30:16,689 --> 00:30:18,817
‫این خیلی سخاوتمندانه‏ست

479
00:30:19,901 --> 00:30:22,612
‫- خب، من سخاوتمندم دیگه
‫- واقعا هستی، و من یه عوضی‏ام

480
00:30:22,695 --> 00:30:26,324
‫- نه، نیستی. فقط...
‫- هستم. و خیلی دیوونه‏وار بوده

481
00:30:27,951 --> 00:30:30,328
‫و داشتم به اون لقمه فکر میکردم

482
00:30:33,331 --> 00:30:34,624
‫و گرسنه بودی؟

483
00:30:36,751 --> 00:30:38,169
‫- آره
‫- منم

484
00:30:47,262 --> 00:30:49,055
<i>‫ اون احساسی که تو میخوای
‫ ذخیره داشته باشیش، </i>

485
00:30:49,138 --> 00:30:51,391
<i>‫ ظاهراً، میشه برش گردوند </i>

486
00:30:51,474 --> 00:30:53,911
<i>‫ شاید این چیزیه که درون همدیگه
‫ دنبالش می‌‍‌گشتیم، ناتالی </i>

487
00:30:53,935 --> 00:30:55,520
<i>‫ چیزی که از تو نیاز داشتم </i>

488
00:30:55,603 --> 00:30:58,189
<i>‫ راه برگشتی به لاو بود </i>

489
00:30:58,273 --> 00:31:00,567
<i>‫ شاید به لطف تو، </i>

490
00:31:00,650 --> 00:31:02,318
<i>‫ بتونم کاری کنم که این جواب بده </i>

491
00:31:16,666 --> 00:31:19,377
‫باید به شری میگفتم که سرمون شلوغه.
‫این خیلی ناجور میشه

492
00:31:19,460 --> 00:31:21,921
‫یه حسی بهم میگه، اون کسی نیست که
‫آدم باید بهش جواب نه بده

493
00:31:22,714 --> 00:31:23,714
‫طوری نمیشه

494
00:31:24,299 --> 00:31:25,884
‫من تو...

495
00:31:26,968 --> 00:31:28,011
‫و پای رو دارم

496
00:31:29,721 --> 00:31:31,180
‫- کوئین گلدبرگ
‫- سلام

497
00:31:31,264 --> 00:31:34,434
‫- بیاین تو
‫- بفرما. این واسه توئه

498
00:31:34,517 --> 00:31:36,227
‫- بدون گلوتنه
‫- اوه، عالیه

499
00:31:36,311 --> 00:31:37,311
‫ایول

500
00:31:37,896 --> 00:31:40,398
<i>‫ یه حقیقت جالب،
‫ شری تو آگوست سال 2020... </i>

501
00:31:40,481 --> 00:31:42,275
<i>‫ بعد از اینکه معلوم شد
‫ اون یه مهمونیِ خیلی بزرگ گرفته بوده... </i>

502
00:31:42,358 --> 00:31:45,069
<i>‫ اونم وقتی که بقیه ماها خونه بودیم
‫ و با ضدعفونی کننده دست ور میرفتیم </i>

503
00:31:45,153 --> 00:31:46,988
<i>‫ مجبور شد یه ویدئوی عذرخواهی پست کنه </i>

504
00:31:47,530 --> 00:31:50,116
<i>‫ شایعه شده بود که،
‫ به کل محله یه واکسن سِری داده شده بود... </i>

505
00:31:50,199 --> 00:31:53,494
<i>‫ که واسه ملکه انگلیس ساخته شده بوده
‫ و بنابراین اونا در برابر کووید مصون بودن </i>

506
00:31:53,995 --> 00:31:56,080
<i>‫ من به دسیسه‌چینی باور ندارم، </i>

507
00:31:56,164 --> 00:31:59,375
<i>‫ به جزء وقتی که راجع‏به
‫ مزایای ناعادلانه پول‏دار بودن باشه </i>

508
00:31:59,459 --> 00:32:02,170
<i>‫ اونا حقیقت دارن.
‫ باور کنین، من با یه کوئین ازدواج کردم
‫ [به معنی ملکه] </i>

509
00:32:02,253 --> 00:32:05,840
‫برو یکم شراب قرمز بخور.
‫از شرابخانه دوستم هستش

510
00:32:05,924 --> 00:32:08,343
‫اونا بشکه‏های شراب‏شون
‫رو چاپ سه بعدی میزنن

511
00:32:09,761 --> 00:32:10,761
‫سلام

512
00:32:15,850 --> 00:32:16,935
‫ممنون

513
00:32:17,810 --> 00:32:20,939
‫اوه، اون کیکی و شوهرش براندن هستش

514
00:32:21,648 --> 00:32:25,401
‫و اونم اندرو و شوهر وکیلشه

515
00:32:25,485 --> 00:32:27,028
‫اسمش یادم نمیاد

516
00:32:27,528 --> 00:32:28,529
‫جکسون

517
00:32:33,076 --> 00:32:35,954
‫اندرو، جکسون.
‫حالا، این مایه تأسفه

518
00:32:36,537 --> 00:32:37,789
‫اوه، خدای من

519
00:32:40,041 --> 00:32:41,834
‫- چطور تونستم فراموش کنم؟
‫- به نظر روبراه میان،

520
00:32:41,918 --> 00:32:44,545
‫اگه حباب یک درصد مستهجنی که
‫توش زندگی میکنن رو نادیده بگیری

521
00:32:44,629 --> 00:32:48,758
‫هوم. باید اینو نادیده بگیرم وگرنه مجبور میشدیم
‫سر خودمون رو هم قطع کنیم

522
00:32:48,841 --> 00:32:50,593
‫خب، اونا زوج خوبی هستن

523
00:32:53,513 --> 00:32:55,306
‫برخلاف میزبان مهربون‌مون

524
00:32:55,390 --> 00:32:57,016
<i>‫ هیچوقت به یه زنبور ملکه اعتماد نکنین </i>

525
00:32:57,100 --> 00:32:59,143
‫بذار دور و بر رو بهت نشون بدم، لاو

526
00:32:59,227 --> 00:33:00,853
‫- اوه، مرسی
‫- آره

527
00:33:01,688 --> 00:33:03,189
‫آه، تو باید جو باشی

528
00:33:04,148 --> 00:33:05,942
‫بالاخره همدیگه رو دیدیم.
‫کری کانرد

529
00:33:06,484 --> 00:33:11,406
‫چون زندگیت بدون یه همنشین کاملاً ناقص
‫اصلا یه برند میشه؟

530
00:33:11,489 --> 00:33:12,699
‫اوه، خدای من

531
00:33:13,783 --> 00:33:16,661
‫مأموریت انجام شد.
‫واقعا نمیتونم بگم کدوم یکی عوضی‏تره

532
00:33:16,744 --> 00:33:19,747
‫- کری، خوشوقتم
‫- بذار کباب‌پز رو نشونت بدم

533
00:33:20,331 --> 00:33:21,332
‫باشه

534
00:33:23,167 --> 00:33:27,213
<i>‫ دریایی از نِردهای پول‏دار ضایع.
‫ فناوری پول رو بدست آورد، زن‌هاشون بقیه کارها رو کردن
‫«نِرد، آدم‌‎های بچه‌مثبت خرخون‏ که علاقه به علم و غیره دارند»</i>

535
00:33:27,296 --> 00:33:28,840
<i>‫ لباس، مدل مو، باشگاه بَری، </i>

536
00:33:28,923 --> 00:33:33,386
<i>‫ و از دورانی که تو کُمد میزدشون
‫ میرن و ارباب دنیا میشن </i>

537
00:33:33,469 --> 00:33:36,264
<i>‫ یه‌جورایی نازه -
‫- کیکی به داکوتا گفت، "زحمت نکش بابایی</i>

538
00:33:36,347 --> 00:33:39,517
‫اون کتامینِ میکرو دوزه.
‫الان زمان خاص اونه"

539
00:33:39,600 --> 00:33:41,978
<i>‫ اگه غبار توهم خودشیفته‌وارانه‌ای... </i>

540
00:33:42,061 --> 00:33:43,271
<i>‫ که میگن اگه دستکاری بیولوژیکی درستی گیرت بیاد، </i>

541
00:33:43,354 --> 00:33:44,564
<i>‫ تا ابد زنده می‏مونی رو نادیده بگیرین </i>

542
00:33:44,647 --> 00:33:47,942
‫همش بستگی به رژیم غذایی پارینه‌سنگی داره.
‫خب، درواقع کتوژنیک

543
00:33:48,026 --> 00:33:51,362
‫من وقتی ر.م میگیرم،
‫هر مقدار چربی بخورم وزن اضاف نمیکنم

544
00:33:51,446 --> 00:33:53,406
‫- ر.م؟
‫- روزه‌داری متناوب

545
00:33:54,365 --> 00:33:55,365
‫تو این کارو نمیکنی؟

546
00:33:55,742 --> 00:34:00,580
‫خب یعنی، مشخصه که تو نباید بگیری
‫چون مادرزادی ژنتیک خوبی داری

547
00:34:01,706 --> 00:34:02,915
‫بذار حسش کنم

548
00:34:03,666 --> 00:34:04,666
‫اوه، آره

549
00:34:05,126 --> 00:34:06,753
‫خوش شانسی.
‫متابولیسم خیلی بالایی داری

550
00:34:07,378 --> 00:34:10,882
‫میدونی، بچه‏ها میان باهام ورزش میکنن.
‫من یه هیولام. عاشقش میشی

551
00:34:10,965 --> 00:34:14,302
‫داره باهام لاس میزنه
‫یا منو به باشگاه مشت‏زنی دعوت میکنه؟

552
00:34:14,385 --> 00:34:15,845
‫با گوشت از خودت پذیرایی کن

553
00:34:15,928 --> 00:34:17,055
‫الان برمیگردم

554
00:34:20,767 --> 00:34:23,227
‫اووه، نمیدونستم که لینا و کریس
‫از پاریس برگشتن

555
00:34:23,311 --> 00:34:26,981
‫اوه و ظاهراً خیلی هم بهشون خوش گذشته

556
00:34:27,065 --> 00:34:29,233
‫- اونا ازدواج‏شون بازه
‫- اوه
‫[رابطه‏ با بیش از یک شریک جنسی]

557
00:34:30,943 --> 00:34:32,195
‫من که قضاوت‏شون نمیکنم

558
00:34:32,987 --> 00:34:33,987
‫واقعا؟

559
00:34:34,614 --> 00:34:36,741
‫- اصلا؟
‫- خب، من تابستون‏ها تو...

560
00:34:36,824 --> 00:34:39,952
‫یه کومون بزرگ شدم،
‫پس خیلی از این چیزها تجربه کردم
‫[نوعی اجتماع عمدی و هدفمند که همه‏چیز رو با همدیگه شریک میشن]

561
00:34:40,036 --> 00:34:41,746
‫هرچی که جواب بده، درسته؟

562
00:34:42,663 --> 00:34:45,541
‫تو واقعا شخصیت جدیدی هستی، لاو

563
00:34:45,625 --> 00:34:47,043
‫واقعا خوشحالم که به اینجا اومدی

564
00:34:48,836 --> 00:34:51,339
‫- باعث خوشحالیمه
‫- اوه

565
00:34:51,422 --> 00:34:52,465
‫سلام

566
00:34:52,548 --> 00:34:54,634
‫ناتالی و متیو انگلر

567
00:34:54,717 --> 00:34:58,137
‫- اوه، ناتالی معرکه شده
‫- اون آدم بدی هستش

568
00:34:59,597 --> 00:35:03,101
‫متیو با یه زن فوق‏العاده
‫به اسم میمی ازدواج کرده بود،

569
00:35:03,184 --> 00:35:06,104
‫مادر بچه‏اش، و بعد خب...

570
00:35:06,187 --> 00:35:07,688
‫اون با ناتالی آشنا شد و...

571
00:35:07,772 --> 00:35:11,400
‫خب البته، ما اونقدر فمینیسم هستیم که
‫بخوایم بگیم یه زن مَردی رو دزدیده

572
00:35:11,484 --> 00:35:15,655
‫به اندازه کافی خوش رفتار هست.
‫مشاور املاک عالی‏ای هستش. خیانت‏کاره

573
00:35:15,738 --> 00:35:17,907
‫وقتی اون همسایه‏ات هستش
‫خوبه که اینو بدونی

574
00:35:17,990 --> 00:35:18,825
‫اوهوم

575
00:35:18,908 --> 00:35:22,578
‫اوه، باید برم یه سلامی به لس بکنم.
‫قراره یه بولداگ فرانسوی برامون جور کنه

576
00:35:22,662 --> 00:35:24,705
‫- لیوانم خالی شد. میرم پرش کنم
‫- باشه

577
00:35:29,794 --> 00:35:32,380
<i>‫ تو اینجایی، همراه اون؟ </i>

578
00:35:32,463 --> 00:35:34,257
<i>‫ به نظر کاملاً خوشحال میای </i>

579
00:35:34,924 --> 00:35:38,094
<i>‫ یعنی شب‏مون هیچی نبود؟
‫ واسه جفت‏مون یه اشتباه بود؟ </i>

580
00:35:41,430 --> 00:35:43,432
‫تا حالا پا تو یه محفظه واقعیت مجازی گذاشتی؟

581
00:35:43,933 --> 00:35:45,977
‫- جو؟
‫- نه، نه والا تجربه نداشتم

582
00:35:46,060 --> 00:35:49,313
‫اوه، کری یکی تو گاراژش داره.
‫بدجور خفنه

583
00:35:49,397 --> 00:35:53,151
‫نه فقط واسه پورن.
‫ولی پورن هم حرف نداره

584
00:35:54,402 --> 00:35:56,696
<i>‫ ما به عنوان یه گونه زنده
‫ حق‏مونه که منقرض بشیم </i>

585
00:36:00,491 --> 00:36:02,827
‫پس دوستم ریچل تو لس آنجلس،

586
00:36:03,411 --> 00:36:07,790
‫گفت برادرش یه معتاده
‫که خودش رو به کشتن داد

587
00:36:07,874 --> 00:36:11,460
‫و باباش هم مشکوک میزنه.
‫ظاهراً، آناورین یه پوششه

588
00:36:11,544 --> 00:36:13,754
‫پول واسه اون آتیش‌زباله‌ها کاغذه

589
00:36:13,838 --> 00:36:18,050
‫و البته که پول باباییش رو گرفت،
‫یه زندگی کاملا جدید اینجا خرید

590
00:36:18,134 --> 00:36:20,845
‫وقتی که بقیه ماها واقعا
‫واسه داشته‏‌هامون کار میکنیم

591
00:36:20,928 --> 00:36:22,430
‫- آمین
‫- آمین

592
00:36:22,513 --> 00:36:23,513
‫سلام

593
00:36:24,390 --> 00:36:25,808
‫میتونم شرابت رو پر کنم؟

594
00:36:26,893 --> 00:36:28,561
‫- سلام
‫- اوه، خدای من!

595
00:36:28,644 --> 00:36:29,644
‫باشه

596
00:36:32,857 --> 00:36:37,069
‫میشه چیزی که همه میدونن رو بگم؟
‫شری کانرد آدم خیلی بدی هستش

597
00:36:38,446 --> 00:36:42,033
‫- باورت میشه؟
‫- که این شهر رو می‏چرخونه پس...

598
00:36:43,075 --> 00:36:45,828
‫یه‌جورایی به حق هم نمیتونی
‫از دستش عصبانی بشی...

599
00:36:45,912 --> 00:36:48,748
‫مگه اینکه بخوای تنها بمونی

600
00:36:50,208 --> 00:36:52,501
‫خب، من دوست دارم

601
00:36:53,211 --> 00:36:54,587
‫کجا، تو لس آنجلس؟

602
00:36:56,047 --> 00:36:57,924
‫اینجا هم دوست نیاز داری

603
00:36:58,758 --> 00:37:01,010
‫به گمونم واسه مدارس اومدی اینجا؟

604
00:37:01,510 --> 00:37:04,013
‫خب حالا، میدونی که اونا بهایی دارن

605
00:37:04,555 --> 00:37:05,848
‫شراب قرمز، لطفا

606
00:37:07,850 --> 00:37:09,769
‫ببین، اونا ازم متنفرن

607
00:37:10,436 --> 00:37:14,232
‫فکر میکنن که من متیو رو از دوست‏هاشون دزدیدم،
‫که راستی، اون اول خیانت میکرد ولی...

608
00:37:15,274 --> 00:37:16,901
‫منظور اینه که،

609
00:37:16,984 --> 00:37:19,904
‫همه باید تو مادری لیندا
‫راه خودشون رو پیدا کنن

610
00:37:21,822 --> 00:37:24,325
‫منظورت اینه که، دور و بر شری
‫و مافیای اون؟

611
00:37:24,408 --> 00:37:27,495
‫اگه بتونی کاری کنی که قبولت کنن
‫زندگیت راحت‏تر میشه

612
00:37:27,578 --> 00:37:31,415
‫اونا الان به خانواده‏ام گفتن آتیش‌زباله.
‫والا فکر نکنم همچین کاری کنم

613
00:37:31,499 --> 00:37:32,625
‫باشه. منصفانه‌ست

614
00:37:34,794 --> 00:37:37,672
‫پس کاری که من میکنم رو بکن.
‫کاری کن که بهت احترام بذاره

615
00:37:37,755 --> 00:37:40,424
‫واقعی بودن اونو زهره ترک میکنه
‫[تظاهر نکردن]

616
00:37:40,508 --> 00:37:45,096
‫مثل خودت باش، بدون عذرخواهی، با صدای بلند
‫و با افتخار، و اونوقت می‏ترسونیش...

617
00:37:45,179 --> 00:37:49,141
‫که اگه تحت سلطه‏ات هم در نیاد،
‫حداقل یه دوستی ساده دروغی باهات میکنه

618
00:37:50,017 --> 00:37:54,313
‫باشه، عالیه. یه مشکلی هست.
‫والا این روزها نمیدونم کی هستم

619
00:37:58,901 --> 00:38:00,778
‫تازه بچه‏دار شدم،

620
00:38:01,654 --> 00:38:02,863
‫و همه‏چی...

621
00:38:03,739 --> 00:38:07,159
‫من خصوصیت واقعی و هراس‌‍‌آوری ندارم

622
00:38:07,243 --> 00:38:09,829
‫من فقط یه مامانِ خونه‌دارم که
‫یواش یواش دارم دیوونه میشم

623
00:38:13,791 --> 00:38:15,167
‫به گمونم...

624
00:38:16,502 --> 00:38:18,045
‫یه چیزهایی هست که
‫باید ازشون سر در بیارم

625
00:38:18,713 --> 00:38:20,506
‫پس اگه میتونستی هرکاری که میخوای بکنی،

626
00:38:21,549 --> 00:38:22,800
‫چیکار میکردی؟

627
00:38:22,883 --> 00:38:23,883
‫فقط محض تفریح؟

628
00:38:25,344 --> 00:38:26,344
‫باشه

629
00:38:27,471 --> 00:38:28,848
‫پس این مسخره‏ست

630
00:38:30,391 --> 00:38:33,060
‫ولی رویای باز کردن یه قنادی دارم

631
00:38:33,894 --> 00:38:36,105
‫تو یه زندگی دیگه
‫من یه آشپز شیرینیِ آموزش دیده‏ام،

632
00:38:36,188 --> 00:38:39,525
‫و حس مسخره‏ای داره که توی شهری
‫که کسی گلوتن نمیخوره، بهش فکر کنم

633
00:38:39,608 --> 00:38:40,651
‫من گلوتن میخورم

634
00:38:40,735 --> 00:38:41,736
‫خدایی؟

635
00:38:43,446 --> 00:38:44,446
‫میدونی چیه؟

636
00:38:45,448 --> 00:38:47,908
‫یه فضایی هست که ممکنه
‫براش بی‏نقص باشه

637
00:38:48,451 --> 00:38:49,452
‫ممکنه اشتباه کنم

638
00:38:50,119 --> 00:38:52,246
‫یا این سرنوشت بود

639
00:38:52,330 --> 00:38:54,373
‫اگه یه وقت خواستی ببینیش
‫بهم زنگ بزن

640
00:38:55,666 --> 00:38:56,792
‫ممنون

641
00:38:58,794 --> 00:39:02,381
‫واقعا خوبه که آدم یه صحبت واقعی بکنه

642
00:39:02,465 --> 00:39:04,925
‫باورم نمیشه که ماه‏هاست
‫باهم همسایه‏ایم

643
00:39:05,551 --> 00:39:07,511
‫جو تو رو بیشتر از من دیده

644
00:39:07,595 --> 00:39:09,055
‫اوه، نه والا

645
00:39:09,889 --> 00:39:13,642
‫همش به متیو میگم، خیلی دوست دارم که
‫یه موقع هر دوتون رو واسه نوشیدنی دعوت کنم

646
00:39:14,518 --> 00:39:16,937
‫دیوونه‏واره، هنوز یکی از شماها
‫هم تو خونه ما نیومدین

647
00:39:17,021 --> 00:39:18,314
‫به زودی این کارو میکنیم

648
00:39:20,358 --> 00:39:22,234
‫آره، به نظر عالی میاد

649
00:39:23,486 --> 00:39:24,486
‫بدون شک

650
00:39:25,321 --> 00:39:26,155
<i>‫ مشکل چیه؟ </i>

651
00:39:26,238 --> 00:39:28,366
‫مشکل اینه که من دارم همه‏کار واسه
‫این خانواده انجام میدم،

652
00:39:28,449 --> 00:39:30,242
‫و تو اونقدر درگیر کَردن همسایه بودی
‫که متوجه نشدی

653
00:39:30,326 --> 00:39:34,288
‫- چی؟ یه لحظه صبر کن، چی داری میگی؟
‫- من احمق نیستم، جو!

654
00:39:34,372 --> 00:39:35,664
‫من...

655
00:39:35,748 --> 00:39:39,210
‫ببین، نمیدونم اون چی گفته،
‫ولی من حقیقت رو راجع‏به اون شب بهت گفتم

656
00:39:39,293 --> 00:39:42,421
‫باهم مشروب خوردیم.
‫اون یکم دیوونه‏بازی در آورد. منم رفتم

657
00:39:42,505 --> 00:39:45,841
‫بعد اومدی خونه
‫و بالاخره بعد از 6 ماه منو کردی

658
00:39:45,925 --> 00:39:48,405
‫- این یعنی چی؟ اتفاقیه؟
‫- باشه. خوشم اومد که باهام لاس زد

659
00:39:48,469 --> 00:39:50,739
‫الان کارمون این شده؟
‫ذهن همدیگه رو کنترل میکنیم؟

660
00:39:50,763 --> 00:39:53,391
‫- اجازه نداریم که یه خیال گذریِ ساده هم داشته باشیم؟
‫- این حرفا رو تحویلم نده

661
00:39:53,474 --> 00:39:56,519
‫من می‌شناسمت، وقتی یکی تو ذهنت گیر میکنه
‫اصلا سادگی‏ای درکار نیست

662
00:39:56,602 --> 00:39:58,747
‫- اگه کردیش هم برام مهم نیست
‫- به نظر میاد که برات مهمه

663
00:39:58,771 --> 00:40:00,022
‫بهش وسواس پیدا کردی؟

664
00:40:01,816 --> 00:40:03,317
‫- اونطوریا نیست
‫- واقعا؟

665
00:40:03,401 --> 00:40:05,111
‫- آره
‫- مطمئنی؟

666
00:40:05,194 --> 00:40:08,656
‫مطمئنم. با تو اونطوری بود، لاو!
‫من باهات ازدواج کردم

667
00:40:08,739 --> 00:40:11,419
‫مَردی که من عاشقش شدم واسه کسایی که
‫دوستشون داره هرکار میکنه

668
00:40:11,492 --> 00:40:13,744
‫هنوزم حاضرم هرکاری بکنم.
‫به اینجا نقل‏مکان کردم

669
00:40:13,828 --> 00:40:17,123
‫ما تو این جهنم حومه‏ایه جعلی و پلاستیکی‏ایم

670
00:40:17,206 --> 00:40:21,544
‫- ما بخاطر بچه به اینجا نقل‏مکان کردیم
‫- اون قرار بود دختر باشه

671
00:40:22,878 --> 00:40:24,755
‫این چه اهمیتی داره؟

672
00:40:24,839 --> 00:40:27,383
‫من حتی... من نه...
‫نداره

673
00:40:27,466 --> 00:40:30,136
‫ولی فقط حس خیلی نمادینی داره که
‫اشتباه انجامش بدم،

674
00:40:30,219 --> 00:40:33,514
‫حس اینکه قراره بچه رو خراب کنم.
‫انگار اون میدونه

675
00:40:33,597 --> 00:40:35,599
‫طوری نگاهم میکنه که
‫انگار من یه هیولام

676
00:40:36,892 --> 00:40:38,352
‫اونوقت فکر میکنی که من چه حسی دارم؟

677
00:40:39,019 --> 00:40:42,731
‫یادته که فورتی چی گفت.
‫پنج ثانیه قبل از مرگش

678
00:40:44,692 --> 00:40:47,445
‫که دیوونه‏ام اگه یه وقت فکر کنم
‫که میتونم مادر خوبی باشم

679
00:40:48,571 --> 00:40:50,656
‫خب، اون دیوونه بود

680
00:40:53,367 --> 00:40:54,577
‫شایدم نبود

681
00:40:59,331 --> 00:41:00,331
‫ما...

682
00:41:02,126 --> 00:41:03,126
‫هر دو...

683
00:41:04,462 --> 00:41:05,838
‫کارهای بدی کردیم

684
00:41:08,716 --> 00:41:10,634
‫میخواستم بیام اینجا تا...

685
00:41:11,886 --> 00:41:13,137
‫بتونیم از نو شروع کنیم...

686
00:41:14,013 --> 00:41:17,808
‫در امان باشیم تا دیگه هیچوقت
‫مجبور نباشیم که کار بدی انجام بدیم

687
00:41:19,226 --> 00:41:20,519
‫انتخابش با خودمونه

688
00:41:20,603 --> 00:41:22,605
‫انتخابش با خودمونه.
‫الان در امانیم

689
00:41:23,189 --> 00:41:24,189
‫باهمدیگه‏ایم

690
00:41:24,732 --> 00:41:26,108
‫قول میدم، دیگه بسه

691
00:41:27,234 --> 00:41:30,946
‫دیگه خبری از کارهای بد نیست، باشه؟

692
00:41:32,281 --> 00:41:34,658
‫حالا که داریم حقیقت رو میگیم،

693
00:41:34,742 --> 00:41:37,119
‫تو مادر عالی‏ای هستی

694
00:41:38,746 --> 00:41:39,746
‫ممنون

695
00:41:45,002 --> 00:41:48,297
‫این یعنی دیگه میتونم
‫وبلاگ تخمی شری رو نخونم؟

696
00:41:54,136 --> 00:41:56,263
‫هنوزم وقت هست که بین‌تون
‫پیوندی ایجاد بشه، میدونی؟

697
00:41:57,848 --> 00:42:01,477
‫واسه شروع، چیزه دیگه‏ای به جزء رمان‏های فیتزجرالد
‫براش بخون. اون یه بچه‏ست

698
00:42:04,438 --> 00:42:05,981
‫آره، یه امتحانی میکنم

699
00:42:10,819 --> 00:42:11,904
‫بریم خونه؟

700
00:42:12,988 --> 00:42:14,323
‫آره، بریم خونه

701
00:42:27,586 --> 00:42:29,547
‫- سلام، چیزی نشده؟
‫- سلام

702
00:42:29,630 --> 00:42:31,507
‫- اون کل شب رو عالی بوده
‫- نه، خیلی‏خب

703
00:42:31,590 --> 00:42:34,927
‫برو یکم استراحت کن. من برش میدارم.
‫واقعا میگم. من برش میدارم. دست من بسپرش

704
00:42:35,010 --> 00:42:36,637
‫- مرسی، مرسی
‫- شب بخیر

705
00:42:36,720 --> 00:42:38,406
‫- مرسی، مرسی
‫- دوستت دارم، فورتی

706
00:42:38,430 --> 00:42:39,431
‫اوه

707
00:42:40,182 --> 00:42:41,517
‫طوریت نیست، هنری

708
00:42:43,060 --> 00:42:46,438
<i>‫ "خوش و خرم" نسبت به چیزی که
‫ فکر میکردم خیلی فرق داره </i>

709
00:42:51,986 --> 00:42:54,488
<i>‫ و یه خانواده، واقعیت یه خانواده، </i>

710
00:42:54,572 --> 00:42:56,240
<i>‫ ممکنه واسه همه نباشه... </i>

711
00:42:57,992 --> 00:43:00,494
<i>‫ ولی تنها چیزیه که همیشه میخواستم </i>

712
00:43:01,662 --> 00:43:04,832
<i>‫ پس کاری میکنم جواب بده.
‫ به هر قیمتی که شده </i>

713
00:43:09,545 --> 00:43:11,171
<i>‫ خداحافظ، تو </i>

714
00:43:24,768 --> 00:43:27,271
‫19 دلار؟ بیخیال بابا.
‫دو دلار بهت میدم

715
00:43:27,354 --> 00:43:31,275
‫اینجا که گروفروشی نیست، آقا.
‫ما سر مبلغ دیرکرد چونه نمیزنیم

716
00:43:31,358 --> 00:43:34,153
‫مدیر.
‫میخوام با مدیر اینجا صحبت کنم

717
00:43:58,969 --> 00:44:00,346
‫سلام، ناتالی

718
00:44:02,097 --> 00:44:03,097
‫آره

719
00:44:03,766 --> 00:44:07,770
‫آره، میخواستم اون مکانی که میگفتی
‫واسه قنادی خوبه رو ببینم

720
00:44:11,482 --> 00:44:12,482
‫عالیه

721
00:44:13,150 --> 00:44:17,738
‫"ولی داستانی به ذهنش نمیرسید
‫که به قورباغه بگه

722
00:44:18,572 --> 00:44:19,448
‫بعد...

723
00:44:19,531 --> 00:44:20,532
‫آه...

724
00:44:21,283 --> 00:44:24,703
‫وزغ یه لیوان آب روی سرش ریخت"

725
00:44:28,957 --> 00:44:31,960
‫اینجا عوضی منم؟
‫ببخشید. این کلمه بدی هستش

726
00:44:33,587 --> 00:44:34,588
‫مشکل از منه؟

727
00:44:37,341 --> 00:44:38,550
‫دارم سعیم رو میکنم

728
00:44:40,511 --> 00:44:42,346
‫تو وضعیت دشواری قرار دارم

729
00:44:43,055 --> 00:44:45,933
‫اون گفت، از اصطلاحی استفاده کنه
‫که پسرش هرگز نمی‌فهمه

730
00:44:46,016 --> 00:44:48,435
‫چون ارتباط برقرار کردن با بچه‏ها غیرممکنه

731
00:44:50,396 --> 00:44:51,897
‫آره، درسته.
‫دقیقا

732
00:45:01,198 --> 00:45:03,325
‫چطور قراره همدیگه رو بفهمیم؟

733
00:45:05,077 --> 00:45:07,162
‫چطور باید اینو درست انجام بدم؟

734
00:45:09,164 --> 00:45:11,125
‫میخوام اینو درست انجام بدم، فورتی

735
00:45:11,208 --> 00:45:12,835
‫هنری. هنری

736
00:45:12,918 --> 00:45:13,919
‫هنری، می‌بینی؟

737
00:45:14,920 --> 00:45:16,755
‫می‌بینی، داری وارد ذهنم میشی

738
00:45:21,093 --> 00:45:22,970
‫هرکاری که بتونم انجام میدم

739
00:45:26,473 --> 00:45:29,101
‫فقط هنوز نمیدونم این یعنی چی

740
00:45:29,727 --> 00:45:30,727
‫من...

741
00:45:41,822 --> 00:45:43,782
‫پس صبر کن، ازم متنفر نیستی؟

742
00:45:49,747 --> 00:45:51,749
‫آره، منم

743
00:45:52,624 --> 00:45:53,625
‫منم

744
00:45:54,209 --> 00:45:55,919
‫خیلی‏خب.
‫صحبت خوبی بود

745
00:45:57,629 --> 00:45:59,131
‫آره، بیا به خوندن ادامه بدیم

746
00:46:00,174 --> 00:46:01,174
‫آه...

747
00:46:01,633 --> 00:46:04,136
‫"قورباغه پرسید،
‫چرا داری روی سرت آب میریزی؟

748
00:46:05,596 --> 00:46:10,309
‫امیدوارم که اگه روی سرم آب بریزم،
‫کمکم میکنه که داستانی یادم بیاد"

749
00:46:18,358 --> 00:46:19,610
‫نازه، درسته؟

750
00:46:19,693 --> 00:46:22,154
‫بیشتر ساختار اینجا برات تکمیل شده

751
00:46:25,866 --> 00:46:28,952
‫و مستجر همه وسایل رو جا گذاشته؟

752
00:46:29,787 --> 00:46:31,121
‫یه‏جورایی مجبور شد

753
00:46:31,872 --> 00:46:33,290
‫ببین، دروغ نمیگم

754
00:46:33,373 --> 00:46:36,043
‫بازار این شهر خیلی راحت نیست

755
00:46:36,126 --> 00:46:38,086
‫محصولاتت واقعا باید خوب باشه

756
00:46:38,629 --> 00:46:41,548
‫- من نگران اینش نیستم
‫- پس جای نگرانی‏ای نیست

757
00:46:42,382 --> 00:46:44,718
‫به جزء اینکه صاحب مغازه
‫یه پیشنهاد دیگه هم داره

758
00:46:45,969 --> 00:46:51,016
‫ولی اون منو دوست داره، پس همین امروز یه قرارداد
‫سه ساله امضا کن، اونوقت دیگه مشکلی نداری

759
00:46:52,726 --> 00:46:55,062
‫برگه‏ها از قبل برات فرستادم که
‫امضای الکترونیک بزنی

760
00:46:58,690 --> 00:47:02,069
‫- میشه؟ میشه پایین رو ببینم؟
‫- آره، بریم

761
00:47:31,974 --> 00:47:34,268
‫خیلی‏خب، میدونم که چطور به نظر میاد

762
00:47:34,351 --> 00:47:37,145
‫ولی بهم گفتن که این بهترین
‫فریزره اتاقیِ توی بازاره

763
00:47:39,022 --> 00:47:40,816
‫بذار اون یکی انبار رو نشونت بدم

764
00:47:55,622 --> 00:47:56,915
‫راحت میشه جواز کار گرفت

765
00:47:56,999 --> 00:48:00,085
‫پس خیلی سریع میتونی مغازه رو راه بندازی

766
00:48:43,712 --> 00:48:47,883
‫ختم کلام اینه که، اگه اینجا دست آدم درستی باشه
‫ممکنه موفقیت سرسام آوری بدست بیاره

767
00:48:47,966 --> 00:48:50,469
‫پس، نظرت چیه؟

768
00:48:54,932 --> 00:48:56,642
‫این تازه شروعه، هنری

769
00:48:56,725 --> 00:48:59,645
‫قورباغه و وزغ عالی هستن.
‫ولی صبر کن تا با پی‌پی جوراب‌بلند آشنا بشی

770
00:48:59,728 --> 00:49:01,331
‫هول میکنی

771
00:49:01,355 --> 00:49:03,148
‫سلام، تازه دارم از کتابخونه میام بیرون.
‫چه خبر؟

772
00:49:06,944 --> 00:49:08,946
‫هی، لاو.
‫خوبی؟

773
00:49:09,947 --> 00:49:12,491
‫آم، جو

774
00:49:13,742 --> 00:49:14,868
‫چی شده؟

775
00:49:15,369 --> 00:49:17,412
‫فکر کنم باید زوج درمانی بریم

776
00:49:17,436 --> 00:49:27,436
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

777
00:49:27,460 --> 00:53:09,460
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

