﻿1
00:00:20,146 --> 00:00:22,106
‫چارلز بوکوفسکی قبلا نوشته بود:

2
00:00:24,108 --> 00:00:25,526
‫«عشقتون رو پیدا کنین...»

3
00:00:27,528 --> 00:00:29,447
‫«و بذارین به کشتنتون بده.»

4
00:00:30,907 --> 00:00:33,034
‫من مریان رو تو لندن پیدا کردم...

5
00:00:34,410 --> 00:00:36,204
‫و واقعا چیزی نمونده بود به کشتنم بده.

6
00:00:36,204 --> 00:00:38,372
‫تو قاتلی جو.

7
00:00:39,582 --> 00:00:42,210
‫خب، حداقل جو گلدبرگ رو کشتی.

8
00:00:42,210 --> 00:00:45,463
‫استاد جاناتان مور تو شهر موند
‫تا دل شکسته‌اش رو بهبود ببخشه...

9
00:00:45,463 --> 00:00:47,215
‫و از تعطیلاتی آرامش‌بخش لذت ببره.

10
00:00:47,215 --> 00:00:49,926
‫اگه شرایط آروم می‌موند،
‫قشنگ می‌شد.

11
00:00:50,968 --> 00:00:54,764
‫تو جون کیت رو نجات دادی،
‫امشب باهامون میای.

12
00:00:54,764 --> 00:00:58,726
‫متأسفانه، ثروتمندان بی‌شعور
‫تو کل شهرهای بزرگ دنیا هستن...

13
00:00:58,726 --> 00:01:00,520
‫و بدون عواقب زندگی می‌کنن.

14
00:01:01,270 --> 00:01:02,271
‫بپاش.

15
00:01:02,271 --> 00:01:05,525
‫عواقب کارهاشون همیشه
‫متوجه حال بیچاره‌ها می‌شه.

16
00:01:05,525 --> 00:01:07,068
‫یه کمی هم خم شو.

17
00:01:07,568 --> 00:01:11,239
‫اجتناب ازشون هم لم فریبنده‌ای داره.

18
00:01:11,239 --> 00:01:13,658
‫دنیا داره آتش می‌گیره،
‫ولی این‌ها دارن می‌رقصن.

19
00:01:13,658 --> 00:01:16,244
‫- بهتر بود بیشتر تلاش می‌کردم.
‫- مشروب آوردم!

20
00:01:17,453 --> 00:01:18,371
‫ای وای.

21
00:01:20,456 --> 00:01:22,750
‫مالکوم؟ وایستا ببینم، یعنی من...؟

22
00:01:23,960 --> 00:01:27,839
‫معلوم شد بیش از انتظاراتم
‫تو جهنم غرق شدم.

23
00:01:27,839 --> 00:01:29,882
‫«خیال می‌کردم وقتی
‫رو میزت ولش کردم،»

24
00:01:29,882 --> 00:01:31,592
‫«بابت گناهانم مجازات می‌شی.»

25
00:01:31,592 --> 00:01:33,719
‫کار من نبود.

26
00:01:33,719 --> 00:01:35,763
‫«قاتل مرفه‌کش» خطابش می‌کنن.

27
00:01:35,763 --> 00:01:37,849
‫نتونستم به موقع حلش کنم.

28
00:01:40,852 --> 00:01:45,439
‫در حین این اتفاقات هم
‫نجات دادن یه نفر می‌ارزید.

29
00:01:46,858 --> 00:01:49,652
‫- تمام تلاشم رو کردم قاتله رو پیدا کنم.
‫- چون عاشق کیتی،

30
00:01:49,652 --> 00:01:52,071
‫- مالکوم رو کشتی؟
‫- نه، تو چی؟

31
00:01:52,071 --> 00:01:53,573
‫خیال می‌کردم فهمیدم.

32
00:01:53,573 --> 00:01:56,033
‫حتما می‌خوای بدونی اینجا کجاست.

33
00:01:56,033 --> 00:01:58,619
‫فهمیدم، از کار اصلیم استعفا نمی‌دم.

34
00:01:58,619 --> 00:02:02,290
‫کل قتل‌ها رو گردنش می‌اندازیم.

35
00:02:02,290 --> 00:02:03,374
‫دستم رو بگیر!

36
00:02:04,834 --> 00:02:08,880
‫الان دیگه فهمیدم کی هستی ریس.

37
00:02:09,672 --> 00:02:12,383
‫خیلی چیزها ازم گرفتی.

38
00:02:12,383 --> 00:02:14,802
‫من از گذشته‌ات نمی‌ترسم.

39
00:02:14,802 --> 00:02:17,138
‫- از پسش برنمیام.
‫- کاپیتان آمریکای تخمی.

40
00:02:17,138 --> 00:02:19,348
‫خیال می‌کنی کارت تازه شروع شده.
‫اشتباه می‌کنی.

41
00:02:19,348 --> 00:02:21,601
‫اینجانب، ریس مونتروز،

42
00:02:21,601 --> 00:02:26,022
‫نامزدی خودم واسه شهرداری لندن رو
‫رسما اعلام می‌کنم.

43
00:02:26,022 --> 00:02:29,650
‫آخه قراره جلوت رو بگیرم.

44
00:02:33,279 --> 00:02:35,198
‫من تو مجتمعی اجاره‌ای
‫تو لویشام بزرگ شدم.

45
00:02:36,449 --> 00:02:38,284
‫بارها شاهد بودم...

46
00:02:38,284 --> 00:02:40,286
‫که ملت فرصت‌های یکسانی ندارن.

47
00:02:40,286 --> 00:02:41,495
‫اگه شهردار بشم،

48
00:02:41,495 --> 00:02:43,789
‫می‌خوام بیشتر واسه
‫طبقه کارگر لندن زحمت بکشم.

49
00:02:43,789 --> 00:02:46,834
‫قبول می‌کنم روان‌آزار زرنگی هستی.

50
00:02:46,834 --> 00:02:49,837
‫کی باور می‌کنه شهردار آینده
‫قاتل زنجیره‌ایه؟

51
00:02:49,837 --> 00:02:51,130
‫پوشش بی‌نقصیه.

52
00:02:51,130 --> 00:02:54,008
‫اگه ما جوانان اصلا علاقه نداشته باشیم
‫کار کنیم چی؟

53
00:02:54,008 --> 00:02:58,095
‫ولی من می‌دونم واقعا کی هستی،
‫مردی بی‌رحم تو دنیای فاسد خودتی.

54
00:02:58,095 --> 00:03:00,139
‫اما دلیلش رو نمی‌دونم.

55
00:03:00,139 --> 00:03:03,184
‫جریان کشته شدن این همه
‫دوستان مرفهتون از چه قراره؟

56
00:03:03,184 --> 00:03:08,147
‫- آره، واسه چی کشتیشون؟
‫- کنجکاوی ملت رو درک می‌کنم.

57
00:03:08,147 --> 00:03:12,693
‫پلیس‌ها قاتلشون رو پیدا و دستگیرش می‌کنن،
‫خیلی ایمان دارم.

58
00:03:12,693 --> 00:03:14,987
‫ولی پلیس‌ها کی رو می‌گیرن؟

59
00:03:14,987 --> 00:03:17,198
‫فعلا بابت نجات رولد،
‫خیال می‌کنن قهرمانم.

60
00:03:17,198 --> 00:03:20,534
‫چقدر طول می‌کشه شرایط رو تغییر بدی
‫و همه‌چی رو گردن من بندازی؟

61
00:03:24,121 --> 00:03:28,125
‫- باز هم مرسی که تشریف آوردین. خوشحال شدم.
‫- خوشحال شدم.

62
00:03:29,000 --> 00:03:32,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

63
00:03:32,700 --> 00:03:36,200
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

64
00:03:36,342 --> 00:03:38,386
‫نمی‌تونم لوت بدم،
‫کسی حرفم رو باور نمی‌کنه.

65
00:03:38,386 --> 00:03:41,889
‫ولی می‌تونم خودت رو گیر انداخته
‫و مدرک انکارناپذیری رو که واسه...

66
00:03:41,889 --> 00:03:43,474
‫متوقف کردنت لازم دارم جور کنم.

67
00:03:44,000 --> 00:03:53,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

68
00:03:54,200 --> 00:04:00,250
‫«تو»
‫«فصل چهارم، قسمت ششم»

69
00:04:03,452 --> 00:04:05,788
‫اول، آدرس خونه‌ات رو پیدا می‌کنم.

70
00:04:05,788 --> 00:04:07,790
‫بعد از طلاق صلح‌آمیزت،

71
00:04:07,790 --> 00:04:10,584
‫خونه‌ای سه‌خوابه و جادار خریدی.

72
00:04:10,584 --> 00:04:12,336
‫قشنگه، ولی تظاهری در کار نیست.

73
00:04:12,336 --> 00:04:16,924
‫هوم. ورود به خونه هندرسون دشوار بود.
‫این یکی سخت‌تره.

74
00:04:16,924 --> 00:04:19,802
‫باید جوری دیگه‌ای گیرت بندازم.

75
00:04:19,802 --> 00:04:23,180
‫بیاین زودتر تمومش کنیم.
‫ممنون که کمکم می‌کنین.

76
00:04:23,180 --> 00:04:25,933
‫اگه این عوضی‌های اداره اصرار دارن
‫دفتر مالکوم رو خالی کنم،

77
00:04:25,933 --> 00:04:27,893
‫حداقل باید درش رو باز کنن.

78
00:04:27,893 --> 00:04:30,521
‫مجبور شدم به خاطر تو پسش بزنم.

79
00:04:30,521 --> 00:04:33,899
‫تعجبی نداره که اون کرم نواری
‫تام فورد پوش دوباره بهش چسبیده.

80
00:04:33,899 --> 00:04:36,235
‫امروز سرم با این جمع‌آوری اعانه خیلی شلوغه.

81
00:04:36,235 --> 00:04:40,448
‫خیلی لطف کردین که دعوتم کردین،
‫ولی نمی‌تونم حضور به عمل بیارم.

82
00:04:41,324 --> 00:04:43,576
‫می‌خوام چند ماهی فرار کنم.

83
00:04:43,576 --> 00:04:46,704
‫خانواده‌ام رو می‌برم سن بارتلمی
‫که ذهنم آروم بشه.

84
00:04:46,704 --> 00:04:48,414
‫اینجا آب از آسیاب بیفته.

85
00:04:49,457 --> 00:04:50,291
‫باهام بیا.

86
00:04:50,916 --> 00:04:53,002
‫می‌تونیم تا این روانی رو بگیرن،
‫نفسی تازه کنیم...

87
00:04:53,002 --> 00:04:55,212
‫و بعدش می‌تونی هرچقدر خواستی
‫مراسم خیریه برگزار کنی.

88
00:04:55,212 --> 00:04:58,466
‫ممنونم، جدی می‌گم.
‫من از این روانی نمی‌ترسم.

89
00:04:58,466 --> 00:05:00,926
‫کلی حراست داریم...

90
00:05:00,926 --> 00:05:04,430
‫کسی جلوی کاری که می‌خوای رو نمی‌گیره.

91
00:05:08,684 --> 00:05:11,395
‫برام زیورآلات یا یه بطری رام سوغاتی بیار.

92
00:05:11,395 --> 00:05:15,691
‫به سلامت، لیاقت خودش
‫یا دعوت‌نامه‌اش رو نداره.

93
00:05:18,800 --> 00:05:21,350
‫[کیت خیلی عصبانیه، ولی حتما باید بیای!
‫زود بیا!]

94
00:05:21,400 --> 00:05:22,655
‫[احیای هنر: به یاد سایمون سو]

95
00:05:22,656 --> 00:05:24,158
‫اگه تو نبودی،

96
00:05:25,034 --> 00:05:27,119
‫من رو هم دعوت می‌کرد.

97
00:05:27,953 --> 00:05:30,790
‫استیو، من مایباخ، رولز رویس...

98
00:05:30,790 --> 00:05:33,459
‫و استون مارتینم رو
‫زیر قیمت بهت نمی‌فروشم.

99
00:05:33,459 --> 00:05:37,713
‫به نظر من، الان شرایط مذاکره مناسبی نداری.

100
00:05:37,713 --> 00:05:40,091
‫- چی؟
‫- چیزی نمونده ورشکست بشی.

101
00:05:40,091 --> 00:05:41,592
‫کارمندانت دارن استعفا می‌دن.

102
00:05:41,592 --> 00:05:43,594
‫گمون نکنم فیبی خبر داشته باشه.

103
00:05:44,678 --> 00:05:48,349
‫ولی خب، نظرت چیه ازدواج کنین؟
‫این‌جوری کلابت رو تعطیل نمی‌کنن.

104
00:05:49,183 --> 00:05:51,519
‫ببین، واسه همین مجردی.

105
00:05:51,519 --> 00:05:55,064
‫جوری از خواستگاری می‌گی،
‫انگار آب خوردنه.

106
00:05:55,064 --> 00:05:57,274
‫خواستگاری باید بی‌نقص باشه.

107
00:05:57,274 --> 00:06:00,611
‫- خودت تو کار الماسی دیگه.
‫- همین‌طوره. خیلی گرونه.

108
00:06:03,489 --> 00:06:04,824
‫ببین چی می‌گم،

109
00:06:05,407 --> 00:06:08,828
‫الماسی بهت می‌دم که قیمتش
‫بیش از کلکسیون ماشینت باشه.

110
00:06:08,828 --> 00:06:12,540
‫اگه فیبی جواب مثبت بده، هم همسر گیرت میاد،
‫هم کلی پول به جیب می‌زنی.

111
00:06:12,540 --> 00:06:14,750
‫- پیروز می‌شی.
‫- خب، اگه جواب منفی بده چی؟

112
00:06:14,750 --> 00:06:17,461
‫الماسه رو پس می‌دی،
‫من هم کلکسیون ماشینت رو نگه می‌دارم.

113
00:06:18,879 --> 00:06:22,716
‫- استیو. واسه چی باید چنین ریسکی بکنم؟
‫- چون خیلی بیچاره‌ای.

114
00:06:22,716 --> 00:06:24,218
‫شاید هم تو بی‌شعور بی‌رحمی هستی...

115
00:06:24,218 --> 00:06:26,762
‫که نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری
‫و من رو با کیر کوچولوت نگایی.

116
00:06:27,471 --> 00:06:29,515
‫قبوله. شرط‌بندی نکن.

117
00:06:29,515 --> 00:06:31,548
‫مطمئنم فیبی با کمال میل با سیاه‌چاله‌ای...

118
00:06:31,572 --> 00:06:34,103
‫که از نظر مالی و احساسی
‫ورشکسته شده ازدواج می‌کنه.

119
00:06:36,897 --> 00:06:38,023
‫به کیرم.

120
00:06:38,732 --> 00:06:39,984
‫قبوله.

121
00:06:39,984 --> 00:06:42,069
‫ای آشغال چلسی‌نشین عمه‌ننه.

122
00:06:42,069 --> 00:06:44,071
‫- آماده باش گه بخوری.
‫- خیلی‌خب.

123
00:06:45,531 --> 00:06:47,408
‫- سلام فیبی.
‫- سلام استیوی عزیزم.

124
00:06:48,117 --> 00:06:49,326
‫از دیدنت خوشحالم.

125
00:06:49,326 --> 00:06:51,495
‫- همچنین. روز خوبی داشته باشی.
‫- همچنین.

126
00:06:53,205 --> 00:06:56,625
‫ای وای. چی شده قشنگم؟

127
00:06:57,835 --> 00:06:59,837
‫اِم، وقتی قول داده بودی
‫مشکلاتمون رو حل می‌کنیم،

128
00:06:59,837 --> 00:07:01,547
‫فرض می‌کردم قراره
‫زیر یه سقف صحبت کنیم.

129
00:07:01,547 --> 00:07:05,426
‫معلومه؛ ولی بهت که گفته بودم
‫امروز جلسه خیلی مهمی دارم.

130
00:07:05,426 --> 00:07:07,136
‫باز هم نخوابیدم.

131
00:07:08,137 --> 00:07:11,557
‫هر بار که چشمم رو می‌بندم،
‫آتش‌سوزی همپشر رو می‌بینم.

132
00:07:11,557 --> 00:07:14,226
‫امروز صبح رفتم قدم بزنم
‫که صدای پرندگان رو بشنوم.

133
00:07:14,226 --> 00:07:16,061
‫- عالیه.
‫- نه‌خیر، نیست.

134
00:07:17,563 --> 00:07:19,190
‫حس می‌کنم دارن تعقیبم می‌کنن.

135
00:07:21,442 --> 00:07:23,611
‫مشهوری دیگه.
‫همیشه تعقیبت می‌کنن.

136
00:07:23,611 --> 00:07:26,071
‫محافظ هم که داری.
‫مطمئنی زارک نبود؟ سلام زارک.

137
00:07:26,864 --> 00:07:29,825
‫- هوم. دلم واسه ویک تنگ شده.
‫- خودم می‌دونم.

138
00:07:29,825 --> 00:07:31,619
‫بیا، نفس بکش. بیا بغلم.

139
00:07:31,619 --> 00:07:33,412
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

140
00:07:33,996 --> 00:07:36,790
‫چندین روزه نخوابیدی
‫و کاملا عادیه...

141
00:07:37,333 --> 00:07:39,043
‫احساس بدگمانی بهت دست بده.

142
00:07:39,043 --> 00:07:41,420
‫نه. نه آدام، درک نمی‌کنی.

143
00:07:42,296 --> 00:07:43,923
‫حس می‌کنم یکی تحت نظرم داره.

144
00:07:45,674 --> 00:07:47,009
‫حرفم رو باور نمی‌کنی؟

145
00:07:47,593 --> 00:07:51,055
‫نه، به نظرم من رو بازم داری.

146
00:07:51,055 --> 00:07:53,557
‫تا وقتی حالت عین سابق بشه،
‫همین‌جا زندگی کن.

147
00:07:53,557 --> 00:07:54,558
‫هوم.

148
00:07:55,309 --> 00:07:57,311
‫- ممکنه بهتر بشم.
‫- اوهوم.

149
00:07:57,311 --> 00:07:58,896
‫می‌خوام تو پنت‌هاوس بمونم.

150
00:08:01,774 --> 00:08:02,608
‫معلومه که می‌شه.

151
00:08:03,734 --> 00:08:05,277
‫اصلا نمی‌شه سراغ خونه‌ات برم.

152
00:08:05,277 --> 00:08:08,489
‫واسه همین باید بیرون،
‫بدون محافط گیرت بیارم.

153
00:08:08,489 --> 00:08:12,201
‫خوش‌بختانه خودشیفته‌ای.
‫هزارتا مصاحبه کردی.

154
00:08:12,201 --> 00:08:15,538
‫روزهای عادی زندگی
‫ریس مونتروز چه شکلی‌ان؟

155
00:08:15,538 --> 00:08:17,248
‫وای خدا، خیلی حوصله‌سربرن.

156
00:08:17,248 --> 00:08:19,041
‫البته اگه قتل‌ها رو حساب نکنی.

157
00:08:19,041 --> 00:08:20,918
‫تو خونه می‌نویسی،

158
00:08:20,918 --> 00:08:23,243
‫ترجیح می‌دی غذات رو
‫تو خونه بخوری و رستوران نمی‌ری،

159
00:08:23,267 --> 00:08:24,797
‫عشق و حالت پوکر اینترنتی تو خونه است.

160
00:08:24,797 --> 00:08:27,383
‫وقتی بالاخره از خونه بیرون می‌ری،
‫داوطلبانه تو بیمارستان کار می‌کنی.

161
00:08:27,383 --> 00:08:30,427
‫یا تو خونه در امانی،
‫یا بیرون وسط کلی آدمی.

162
00:08:30,427 --> 00:08:33,264
‫اگه نتونم بهت نزدیک بشم،
‫چطوری می‌خوام گیرت بندازم؟

163
00:08:34,014 --> 00:08:37,142
‫استاد. سلام.
‫الان ساعت کاریه. یادتون رفته؟

164
00:08:37,142 --> 00:08:38,060
‫وای، خاک بر سرم.

165
00:08:38,060 --> 00:08:42,606
‫- حالتون خوبه؟ انگار خیلی خسته‌این.
‫- ببخشید. خیلی کار دارم. مشغول تحقیقم.

166
00:08:42,650 --> 00:08:43,806
‫[مصاحبه با ریس مونتروز]

167
00:08:43,983 --> 00:08:45,693
‫پای ریس مونتروز وسطه؟

168
00:08:45,693 --> 00:08:46,777
‫ای بابا.

169
00:08:48,612 --> 00:08:49,905
‫تو فکرشم داستانی دیکنزی...

170
00:08:49,905 --> 00:08:52,283
‫از گذشته‌اش بنویسم
‫که از فرش به عرش رسیده.

171
00:08:52,283 --> 00:08:54,618
‫نمی‌خواد خجالت بکشین.

172
00:08:54,618 --> 00:08:57,121
‫شما هم عین باقی مردم لندن
‫از ریس مونتروز خوشتون میاد.

173
00:08:57,121 --> 00:09:00,374
‫حتی من هم باید اعتراف کنم
‫که ظاهرا طبق استاندارد سیاستمداران،

174
00:09:00,374 --> 00:09:01,709
‫خوش‌نیته.

175
00:09:01,709 --> 00:09:03,419
‫حتی نادیا رو هم گول زدی.

176
00:09:03,419 --> 00:09:05,879
‫یکی از دخترها شنبه هفته پیش
‫حوالی ریجنتز پارک...

177
00:09:05,879 --> 00:09:08,173
‫بدون تی‌شرت دیده بودش.

178
00:09:08,173 --> 00:09:11,051
‫- ریجنتز پارک.
‫- داره واسه ماراتون لندن تمرین می‌کنه.

179
00:09:11,051 --> 00:09:15,764
‫از شانس خوبم، فردا شنبه است،
‫یعنی تو پارک قرار دارم.

180
00:09:25,399 --> 00:09:26,984
‫باید چند مشکل رو حل کنم.

181
00:09:26,984 --> 00:09:28,902
‫چطوری برگردونمت اینجا؟

182
00:09:28,902 --> 00:09:34,658
‫خب، سلام بر قهرمان
‫آتش‌سوزی همپشر.

183
00:09:37,286 --> 00:09:39,705
‫از فواید بزرگ شدن
‫تو مجتمع اجاره‌ای،

184
00:09:40,831 --> 00:09:43,626
‫- یاد گرفتن قفل باز کردنه.
‫- چیکار داری؟

185
00:09:45,961 --> 00:09:47,004
‫تابلو نیست؟

186
00:09:47,921 --> 00:09:49,006
‫می‌خوام دوست پیدا کنم.

187
00:09:52,259 --> 00:09:55,679
‫دنبال کسی با علایق مشترکم
‫که درکم کنه.

188
00:09:55,679 --> 00:09:58,098
‫دنبال کسی‌ام که کل رازهام رو بهش بگم.

189
00:09:59,767 --> 00:10:02,519
‫مثلا بگی واسه چی داری
‫این افراد رو می‌کشی؟

190
00:10:02,519 --> 00:10:04,563
‫تو که باهوشی، من که قراره...

191
00:10:05,189 --> 00:10:07,775
‫شهردار لندن بشم، واسه چی باید بکشمشون؟

192
00:10:10,235 --> 00:10:15,324
‫آخه همه‌شون به طریقی
‫ستادت رو تضعیف کردن.

193
00:10:15,324 --> 00:10:17,242
‫ببین، تازه داری درک می‌کنی.

194
00:10:17,242 --> 00:10:20,913
‫مالکوم داشت بابت اعتیاد نسبیم به قمار
‫ازم باج می‌گرفت.

195
00:10:20,913 --> 00:10:24,708
‫بهره‌کشی سایمون از زنان به زودی فاش می‌شد.
‫نباید توش دخیل می‌شدم.

196
00:10:25,751 --> 00:10:26,835
‫جما...

197
00:10:28,212 --> 00:10:31,382
‫وقتی هنوز متأهل بودم،
‫مست کردیم و چهار باری سکس کردیم.

198
00:10:31,382 --> 00:10:33,467
‫بالاخره قرار بود اون دهن کثیفش رو باز کنه،

199
00:10:33,467 --> 00:10:35,886
‫آبروم رو ببره، تصور ملت رو خراب کنه
‫و ستادم رو به گند بکشه.

200
00:10:35,886 --> 00:10:36,970
‫واقعا روانی‌ای.

201
00:10:37,930 --> 00:10:39,098
‫ترجیح می‌دم عملگرا خطاب بشم.

202
00:10:39,765 --> 00:10:42,393
‫سد راهم بودن،
‫الان هم که دیگه نیستن،

203
00:10:42,393 --> 00:10:44,186
‫جریان مرفه‌کشی باید به اتمام برسه.

204
00:10:44,186 --> 00:10:47,314
‫داره حواسم رو پرت می‌کنه
‫و نمی‌تونم واسه این شهر کارهای خوب بکنم.

205
00:10:47,314 --> 00:10:49,191
‫این شهر برات اهمیتی نداره.

206
00:10:49,191 --> 00:10:50,693
‫من عاشق لندنم.

207
00:10:52,361 --> 00:10:53,779
‫خب، عاشق قدرتم.

208
00:10:53,779 --> 00:10:56,907
‫صرفا به این خاطره
‫که اگه کل توانم رو به کار نگیرم،

209
00:10:56,907 --> 00:10:58,826
‫گناه خیلی بزرگی کردم.

210
00:11:05,124 --> 00:11:07,251
‫تو برام مهمی جو.

211
00:11:08,001 --> 00:11:10,337
‫به نظرت، اگه مهم نبودی،
‫تا الان نمرده بودی؟

212
00:11:11,296 --> 00:11:13,590
‫وجه اشتراک ما نادره.

213
00:11:13,590 --> 00:11:15,175
‫همین‌جوری ازش نمی‌گذرم.

214
00:11:15,175 --> 00:11:17,261
‫اگه طبق حرفم،
‫رولد رو کشته بودی...

215
00:11:17,261 --> 00:11:21,098
‫می‌انداختی گردنش، الان می‌تونستیم
‫مشروب بخوریم و از کتاب‌ها بگیم.

216
00:11:21,098 --> 00:11:24,518
‫من هم از نقاط قوتت خبر دارم
‫و وقتی نمی‌تونی به کارشون بگیری،

217
00:11:24,518 --> 00:11:26,270
‫خیلی ناامیدکننده است.

218
00:11:28,730 --> 00:11:30,607
‫یه بار فرصت داری برام جبران کنی.

219
00:11:34,528 --> 00:11:36,071
‫کسی رو پیدا کن
‫که همه‌اش رو گردنش بندازیم.

220
00:11:38,198 --> 00:11:39,491
‫ریس، چطوری...؟

221
00:11:39,491 --> 00:11:41,618
‫چطوریش رو خودم ردیف می‌کنم،
‫تو فقط یکی رو پیدا کن.

222
00:11:43,704 --> 00:11:45,706
‫در غیر این صورت، همه‌اش گردن خودت می‌افته.

223
00:12:02,097 --> 00:12:04,224
‫خب، امشب مراسم مهمیه.

224
00:12:04,224 --> 00:12:07,686
‫خیلی ممنونیم که تونستین
‫دقیقه نودی کارتون رو شروع کنین.

225
00:12:07,686 --> 00:12:10,772
‫صاحب‌کارتون
‫الان داره کمی استراحت می‌کنه،

226
00:12:11,648 --> 00:12:13,567
‫واسه همین شاید تأخیری رخ بده،
‫ولی پولتون رو می‌دیم.

227
00:12:13,567 --> 00:12:15,277
‫کراواتت رو درست می‌کنی؟

228
00:12:28,957 --> 00:12:30,918
‫پلیس‌ها امشب تو مراسم حضور دارن.

229
00:12:30,918 --> 00:12:32,961
‫مشتاقن مواظبمون باشن.

230
00:12:32,961 --> 00:12:34,922
‫خیلی امن و منظم برگزار می‌شه.

231
00:12:39,051 --> 00:12:41,845
‫ای بابا. تو دعوتش کردی بیاد؟

232
00:12:41,845 --> 00:12:43,639
‫وقتی باشه، احساس امنیت می‌کنم.

233
00:12:43,639 --> 00:12:46,183
‫عین دیازپام انسانیم می‌مونه.

234
00:12:46,183 --> 00:12:47,643
‫قهرمان هم هست.

235
00:12:48,352 --> 00:12:50,687
‫ملت چه زود فراموش کردن
‫خودم از ساختمون آتش‌گرفته...

236
00:12:50,687 --> 00:12:52,272
‫خارجش کردم.

237
00:12:58,362 --> 00:13:01,907
‫هوم. از قدیم گفتن:
‫«هرکی سردتر نگاه کنه، خوش‌قلب‌تره.»

238
00:13:01,907 --> 00:13:04,868
‫- واقعا گفتن؟
‫- تا حالا ندیده بودم این‌قدر شیفته بشه.

239
00:13:04,868 --> 00:13:07,287
‫بیا، بشین.
‫باید باهات صحبت کنم.

240
00:13:10,791 --> 00:13:12,834
‫آدام می‌گه بدگمان شدم،

241
00:13:13,752 --> 00:13:15,629
‫ولی به نظرم دارن تعقیبم می‌کنن.

242
00:13:15,629 --> 00:13:18,757
‫- کسی رو دیدی؟
‫- نه. صرفا حس می‌کنم.

243
00:13:18,757 --> 00:13:20,717
‫حتی دارم به دوستانم شک می‌کنم.

244
00:13:20,717 --> 00:13:22,755
‫با این که اصلا خوشم نمیاد
‫ناراحتیش رو ببینم،

245
00:13:22,779 --> 00:13:24,388
‫دنبال کسی‌ام
‫که براش پاپوش بدوزم.

246
00:13:24,388 --> 00:13:28,225
‫خب، آره، مقداری پرجنب‌وجوشن،
‫ولی این‌قدر عوضی‌ان؟

247
00:13:29,309 --> 00:13:31,270
‫جاناتان عزیزم.

248
00:13:31,270 --> 00:13:32,854
‫روحت هم از چیزی خبر نداره، مگه نه؟

249
00:13:33,480 --> 00:13:34,690
‫باید بین خودمون بمونه.

250
00:13:37,067 --> 00:13:38,902
‫ائول از سوفی بگم.

251
00:13:38,902 --> 00:13:41,113
‫خیلی دوستش دارم.
‫حرف نداره. خیلی خوشگله.

252
00:13:41,947 --> 00:13:46,326
‫ولی کمی بیش از حد مصرف می‌کنه
‫و اولویت‌های کاریش...

253
00:13:46,326 --> 00:13:47,703
‫ببخشید، یه لحظه وایستا.

254
00:13:47,703 --> 00:13:51,290
‫یعنی معتاد عشق شهرتیه
‫که صرفا بی‌احساسه و شریر نیست.

255
00:13:51,290 --> 00:13:54,751
‫مسلما اصلا تصور نمی‌کنم
‫بخواد کار بدی ازش سر یبزنه.

256
00:13:54,751 --> 00:13:55,669
‫خب، از بلسینگ بگم.

257
00:13:56,670 --> 00:13:59,214
‫واقعا جواهره. یه پا افسانه قدبلند و لاغره.

258
00:13:59,214 --> 00:14:02,676
‫ولی واقعا خیلی دوست‌داشتنی نیست.

259
00:14:02,676 --> 00:14:05,012
‫سنگدله، خودشیفته است،
‫حتی مقداری جامعه‌ستیزه.

260
00:14:05,012 --> 00:14:07,681
‫گاهی اوقات کارهای خلاف عرف می‌کنه.

261
00:14:07,681 --> 00:14:08,724
‫کلاه‌برداری هرمی می‌کنه.

262
00:14:08,724 --> 00:14:12,394
‫افراد مسن ساده‌دل هم
‫کمی بیش از حد تو گل گیر می‌کنن.

263
00:14:12,394 --> 00:14:13,836
‫سر مامان‌بزرگ
‫ملت کلاه می‌ذاره...

264
00:14:13,860 --> 00:14:15,939
‫که پس‌انداز بازنشستگیش رو بقاپه.
‫گزینه خوبیه.

265
00:14:15,939 --> 00:14:19,234
‫درک می‌کنم که چرا فکر می‌کنی...

266
00:14:19,234 --> 00:14:21,862
‫وای خدا، نه، دارم غیبت می‌کنم عزیز دلم.

267
00:14:21,862 --> 00:14:23,864
‫به نظرم آزار هیچ‌کدومشون
‫به مورچه هم نمی‌رسه.

268
00:14:24,823 --> 00:14:26,617
‫ولی کانی...

269
00:14:26,617 --> 00:14:29,202
‫- بگو.
‫- وایف خیلی نگرانم.

270
00:14:29,202 --> 00:14:30,954
‫افسارگسیخته است.

271
00:14:31,622 --> 00:14:35,167
‫صبح مشروب می‌خوره.
‫تا خرتناق مواد می‌کشه. دمدمی‌مزاجه.

272
00:14:35,167 --> 00:14:38,003
‫حتی پلیس‌ها بهش شک کردن،
‫آخه عذر موجهی نداره.

273
00:14:38,003 --> 00:14:40,714
‫- می‌تونم یه کاریش بکنم.
‫- وای، سلام عزیز دلم.

274
00:14:41,340 --> 00:14:42,674
‫جاناتان، نگاه نکن.

275
00:14:46,929 --> 00:14:48,513
‫اون دیگه کدوم خریه؟

276
00:14:49,681 --> 00:14:51,099
‫واسه چی اون شکلی بهش دست می‌زنه؟

277
00:14:51,099 --> 00:14:52,684
‫نیکو لئاندروسه.

278
00:14:52,684 --> 00:14:55,228
‫وارث شرکت کشتی‌رانیه، مجرده،

279
00:14:55,228 --> 00:14:56,772
‫خیلی جذابه.

280
00:14:56,772 --> 00:14:58,440
‫واسه چی اومده لندن؟

281
00:14:58,440 --> 00:15:01,443
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت.
‫آخرین بار میکونوس دیدمت؟

282
00:15:01,443 --> 00:15:03,862
‫مراسمت خیلی جذابه.

283
00:15:04,529 --> 00:15:07,658
‫نچ، نباید حواسم پرت بشه.
‫زن آزادیه.

284
00:15:07,658 --> 00:15:09,159
‫تسلیت می‌گم.

285
00:15:09,785 --> 00:15:13,246
‫به خودم می‌گم سایمون ترجیح می‌داد
‫جوان‌مرگ بشه.

286
00:15:13,246 --> 00:15:14,915
‫آثارش باقی می‌مونن.

287
00:15:16,041 --> 00:15:17,417
‫حالا که حرفش شد،

288
00:15:17,417 --> 00:15:20,963
‫امیدوار بودم دلت رو به دست بیارم
‫که زودتر به خودم نشونش بدی.

289
00:15:22,005 --> 00:15:24,967
‫هنوز آماده نیست، ضمنا...

290
00:15:25,759 --> 00:15:28,178
‫امشب کلکسیونرهای خفنی میان نیکو.

291
00:15:28,178 --> 00:15:34,518
‫هوم. من هم که صرفا پسری بکن‌دررو و دلربام
‫که آثار هنری محبوب رو با پول بابام می‌خرم.

292
00:15:34,518 --> 00:15:36,144
‫- چنین برداشتی ازم داری؟
‫- خب...

293
00:15:37,562 --> 00:15:41,316
‫جالبه بگم که دیگه واسه بابام کار نمی‌کنم.
‫خودم می‌دونم.

294
00:15:41,316 --> 00:15:42,651
‫اکثر عمرم،

295
00:15:43,318 --> 00:15:45,237
‫اون آدم کل افکار، احساسات...

296
00:15:46,196 --> 00:15:47,864
‫و تصمیماتم رو حکم می‌کرد.

297
00:15:47,864 --> 00:15:51,451
‫آزاد شدن راحت نبودف ولی آزاد شدم.
‫دارم علایق خودم رو دنبال می‌کنم.

298
00:15:52,119 --> 00:15:53,245
‫شامل هنر هم می‌شه.

299
00:15:53,245 --> 00:15:57,374
‫ضمنا، از اون‌جایی که متوجه شدم
‫خودت رو لاکوود خطاب نمی‌کنی،

300
00:15:59,084 --> 00:16:00,711
‫با خودم گفتم شاید درک کنی.

301
00:16:03,005 --> 00:16:04,214
‫ببین چی می‌گم.

302
00:16:05,716 --> 00:16:08,844
‫قیمت پیشنهادیت رو بگو،
‫باید ضمانت هم بکنی.

303
00:16:08,844 --> 00:16:11,680
‫ولی جدی می‌گیرم.
‫به نظرم منصفانه باشه.

304
00:16:12,848 --> 00:16:13,890
‫امشب می‌بینمت.

305
00:16:20,480 --> 00:16:23,734
‫کانی رو به ناهار دعوت کردم
‫که ببینم می‌شه براش پاپوش دوخت یا نه.

306
00:16:23,734 --> 00:16:26,653
‫غافلگیر شدم که چقدر
‫از تماسم خوشحال شد.

307
00:16:28,613 --> 00:16:30,157
‫احتمالا به نظرت حقمه.

308
00:16:30,157 --> 00:16:33,410
‫- انگار فهمیده واسه چی اومدم.
‫- نه. نه.

309
00:16:33,410 --> 00:16:35,704
‫- چی شد؟
‫- تو مستراح زمین خوردم.

310
00:16:35,704 --> 00:16:38,665
‫همون‌طور که شاهدی، وضعم چندان خوب نیست.

311
00:16:39,750 --> 00:16:41,710
‫راستش، خوشحالم که تماس گرفتی.

312
00:16:42,502 --> 00:16:46,465
‫باید بابت وقایع همپشر کلی ازت عذرخواهی کنم.

313
00:16:47,674 --> 00:16:49,634
‫- خیلی احساساتی شده بودیم.
‫- بگو دیگه.

314
00:16:50,844 --> 00:16:52,971
‫فخرفروشی کن.
‫تو قهرمانی.

315
00:16:52,971 --> 00:16:54,347
‫من هم بی‌شعورم.

316
00:16:59,144 --> 00:17:01,384
‫پلیس‌ها خیال می‌کنن
‫ممکنه کار خودم بوده باشه.

317
00:17:01,408 --> 00:17:02,147
‫می‌دونستی؟

318
00:17:02,939 --> 00:17:03,774
‫کار تو؟

319
00:17:05,358 --> 00:17:06,276
‫چه حرف چرتی.

320
00:17:06,276 --> 00:17:07,694
‫خیلی به دردم می‌خوره.

321
00:17:07,694 --> 00:17:09,613
‫هیچ عذر موجهی ندارم.

322
00:17:11,323 --> 00:17:14,242
‫البته واقعا قاتل نیستم، صرفا...

323
00:17:16,161 --> 00:17:18,038
‫چیز خاصی یادم نیست.

324
00:17:18,038 --> 00:17:20,540
‫گاهی این‌قدر مصرف می‌کنم
‫که اسم خودم رو هم به یاد نمیارم.

325
00:17:20,540 --> 00:17:24,795
‫راستش رو بخوای،
‫صبح‌ها فقط واسه همین...

326
00:17:24,795 --> 00:17:26,755
‫و کوکایین از خواب بیدار می‌شم.

327
00:17:26,755 --> 00:17:27,839
‫متأسفم.

328
00:17:27,839 --> 00:17:30,842
‫- نمی‌شه با دماغ شکسته کوکاین مصرف کرد.
‫- خودم می‌دونم.

329
00:17:30,842 --> 00:17:34,429
‫واسه همین امروز صبح از خدمتکارم خواستم
‫تو کونم کوکایین فرو کنه و استعفا داد.

330
00:17:35,764 --> 00:17:39,434
‫می‌شه با نی تو کون ملت کوکایین فوت کرد.

331
00:17:39,976 --> 00:17:41,645
‫احتمالا غم‌انگیزترین کارش همین باشه.

332
00:17:44,606 --> 00:17:46,233
‫کمکم کن جاناتان.

333
00:17:46,817 --> 00:17:49,653
‫شبی که با فیبی آشنا شده بودی،
‫گفته بود حرف‌هات...

334
00:17:49,653 --> 00:17:51,238
‫خیلی روش تأثیر گذاشتن.

335
00:17:51,822 --> 00:17:52,823
‫چی گفته بودی؟

336
00:17:53,323 --> 00:17:55,992
‫- کلی حرف زده بودیم...
‫- چیکار کنم؟

337
00:17:57,202 --> 00:17:58,245
‫آدم بهتری باش.

338
00:17:58,245 --> 00:18:01,164
‫جای بازسازی «ترک لاس وگاس» تو زندگیت،
‫با اون همه پول کار دیگه‌ای بکن.

339
00:18:01,164 --> 00:18:03,542
‫یا نکنه دیگه کارم از کار گذشته؟

340
00:18:04,251 --> 00:18:05,627
‫اگه براش پاپوش بدوزم،

341
00:18:06,503 --> 00:18:08,463
‫ممکنه جونش رو نجات بدم.

342
00:18:13,718 --> 00:18:16,221
‫وقتی طرف رو پیدا کردی،
‫فریزرت رو نگاه کن.

343
00:18:46,710 --> 00:18:50,088
‫امشب ردیفش کن،
‫وگرنه فردا گردن خودت می‌افته.

344
00:18:50,088 --> 00:18:53,049
‫عه، پس اصلا تحت فشار نیستم.

345
00:19:13,320 --> 00:19:16,531
‫مراسم شلوغیه، مهمون‌های فراموشکاری دارن،
‫مشروب سنگین سرو می‌کنن...

346
00:19:17,407 --> 00:19:20,827
‫بهترین جا واسه پاپوش دوختنه.

347
00:19:26,625 --> 00:19:29,628
‫کلکسیون سو از آثار هنرمندان متعددی
‫تشکیل شده...

348
00:19:29,628 --> 00:19:31,713
‫که بنیادمون می‌خواد رشدشون بده.

349
00:19:31,713 --> 00:19:34,925
‫نگاهی بندازیم، خوش باشین
‫و اگه سوالی داشتین،

350
00:19:34,925 --> 00:19:36,426
‫حتما بپرسین.

351
00:19:37,052 --> 00:19:39,179
‫می‌خوام مراسم کیت خوب پیش بره.

352
00:19:39,179 --> 00:19:40,847
‫باید بی‌سروصدا ردیفش کنم.

353
00:19:42,432 --> 00:19:44,976
‫عه، چه عالی، دوستان کارآگاهم اومدن.

354
00:19:46,228 --> 00:19:47,604
‫کانی کجاست؟

355
00:19:52,317 --> 00:19:53,568
‫می‌رم تو کارش رفیق.

356
00:19:53,568 --> 00:19:55,904
‫«رفیق؟» مگه ماری با حساب و کتاب نبودم؟

357
00:19:55,904 --> 00:19:57,739
‫- آدام...
‫- تو همپشر حرف‌هایی زدم،

358
00:19:57,739 --> 00:20:01,201
‫ولی اون موقع کلی مواد مصرف کرده بودم
‫و الان عین پاپ هوشیارم.

359
00:20:01,201 --> 00:20:04,663
‫بابت همه‌چی هم می‌بخشمت.
‫جدی می‌گم. خیلی‌خب، ببین.

360
00:20:04,663 --> 00:20:06,790
‫می‌خوام از فیبی خواستگاری کنم.

361
00:20:06,790 --> 00:20:08,833
‫الماس خفنی خریدم،
‫هواپیمایی رو دربست گرفتم،

362
00:20:08,833 --> 00:20:10,710
‫می‌خوام خواستگاری افسانه‌ای کنم.

363
00:20:11,544 --> 00:20:12,796
‫- مبارک باشه.
‫- ممنون.

364
00:20:12,796 --> 00:20:14,965
‫ببین، نظر تو خیلی براش مهمه،

365
00:20:14,965 --> 00:20:17,133
‫پس شاید بهتر باشه
‫وقتی دیدیش براش تعریف کنی...

366
00:20:17,133 --> 00:20:19,219
‫که چقدر قشنگ غرورم رو زیر پا گذاشتم
‫و ازت عذرخواهی کردم.

367
00:20:19,219 --> 00:20:20,387
‫واقعا؟

368
00:20:22,138 --> 00:20:23,139
‫حرف نداری.

369
00:20:23,139 --> 00:20:25,934
‫باید برم برنامه‌ریزی خواستگاریم رو
‫تکمیل کنم،

370
00:20:25,934 --> 00:20:28,186
‫ولی می‌شه تا نیستم حواست بهش باشه؟

371
00:20:28,186 --> 00:20:32,107
‫اخیرا خیلی درگیره.
‫حرف‌های قشنگ بزن، خب؟

372
00:20:32,107 --> 00:20:34,150
‫- آدام، سرم شلوغه.
‫- حرف‌های قشنگ بزن.

373
00:20:37,570 --> 00:20:38,989
‫استاد مور؟

374
00:20:39,906 --> 00:20:41,825
‫نادیا... ادوارد. سلام.

375
00:20:42,951 --> 00:20:46,538
‫گیج شدم. شما ثروتمندین؟
‫توهین نباشه‌ها، آخه...

376
00:20:46,538 --> 00:20:48,832
‫دوستانم اینجا هستن.
‫من هم از خودتون چنین سوالی دارم.

377
00:20:48,832 --> 00:20:50,667
‫مادرم می‌خواست با فرهنگ آشنا بشم.

378
00:20:50,667 --> 00:20:52,210
‫نادیا هم...

379
00:20:53,169 --> 00:20:54,713
‫- چی هستیم؟
‫- باهاش قرار گذاشتم.

380
00:20:54,713 --> 00:20:56,840
‫می‌شه باز هم برام مشروب بیاری؟

381
00:20:56,840 --> 00:20:58,925
‫از همون روز اول گفته بودم‌ها.

382
00:21:00,093 --> 00:21:01,594
‫کمی غافلگیر شدم.

383
00:21:01,594 --> 00:21:05,265
‫اصلا حرفم رو به روم نیارین،
‫ولی گمون کنم اشتباه می‌کردم.

384
00:21:05,265 --> 00:21:07,851
‫نه، اشتباه قضاوت کرده بودم.
‫شاید ادوارد آدم خوبی باشه.

385
00:21:07,851 --> 00:21:11,062
‫تقصیر خودش نیست که والدینش
‫یه مشت افعی روزنامه‌دار خبیثن.

386
00:21:11,062 --> 00:21:14,190
‫مدام سعی می‌کنه بی‌شعور نباشه، اینه که...

387
00:21:14,190 --> 00:21:15,942
‫ای وای. وای خدا...

388
00:21:15,942 --> 00:21:19,321
‫بانو فیبیه؟
‫به نظرت حاضره باهام سلفی بگیره؟

389
00:21:19,988 --> 00:21:21,781
‫طنز تلخیه، ولی...

390
00:21:21,781 --> 00:21:24,117
‫- خیلی مهربونه.
‫- می‌شناسینش؟

391
00:21:25,285 --> 00:21:26,453
‫اِم، من رو بهش معرفی کنین.

392
00:21:26,453 --> 00:21:30,040
‫خیلی خوشحال می‌شم، ولی باید گوشی پوسیده رو
‫به آدم داغونی بچسبونم.

393
00:21:30,040 --> 00:21:31,291
‫بعدا معرفیت می‌کنم.

394
00:21:31,291 --> 00:21:33,543
‫باید یکی رو پیدا کنم
‫و چیزی بهش بدم.

395
00:21:33,543 --> 00:21:35,628
‫برمی‌گردم، خب؟
‫می‌بینمت. خب؟

396
00:21:43,470 --> 00:21:45,680
‫صحبت نکن، نباید صحبت کنم.

397
00:21:45,680 --> 00:21:47,307
‫- سلام.
‫- سلام.

398
00:21:48,224 --> 00:21:49,351
‫خیلی خوشگل شدی.

399
00:21:50,852 --> 00:21:52,103
‫همه‌چی خوشگل شده.

400
00:21:54,022 --> 00:21:56,024
‫- لزومی نداره از این حرف‌ها بزنیم.
‫- نه، درست می‌گی.

401
00:21:56,024 --> 00:21:57,317
‫ولی فقط بذار بگم...

402
00:21:57,317 --> 00:21:59,861
‫خودم می‌دونم حتما برگزاریش
‫خیلی دشوار بوده، صرفا...

403
00:22:01,196 --> 00:22:02,781
‫صرفا از نظر لجستیک نمی‌‎گم، کلا...

404
00:22:02,781 --> 00:22:04,491
‫داری ضد و نقیض رفتار می‌کنی.

405
00:22:05,742 --> 00:22:06,576
‫همین‌طوره.

406
00:22:06,576 --> 00:22:10,205
‫خودت گفتی دنبال چیزی نیستی،
‫ولی بعدش تو مراسمم شرکت می‌کنی.

407
00:22:11,247 --> 00:22:13,917
‫حرف‌های ناز می‌زنی، قشنگه.

408
00:22:14,459 --> 00:22:16,086
‫ولی حال من بدتر می‌شه.

409
00:22:16,711 --> 00:22:17,545
‫درسته.

410
00:22:20,340 --> 00:22:21,674
‫- کیت...
‫- واقعا...

411
00:22:21,674 --> 00:22:23,635
‫واقعا می‌دونی دنبال چی هستی؟

412
00:22:28,431 --> 00:22:29,265
‫عذر می‌خوام.

413
00:22:30,767 --> 00:22:33,853
‫می‌خوام برم دنبالش،
‫می‌خوام درستش کنم.

414
00:22:33,853 --> 00:22:36,856
‫می‌خوام کنارش باشم،
‫کمکش کنم این اتفاقات بد رو...

415
00:22:36,856 --> 00:22:38,316
‫به نتیجه خوبی منتهی کنه.

416
00:22:38,316 --> 00:22:42,278
‫می‌خوام هرچیزی جز
‫پیک گوش قطع‌شده‌ات باشم.

417
00:22:55,416 --> 00:22:57,085
‫وای، کارم رو خیلی راحت کردی.

418
00:23:08,096 --> 00:23:10,306
‫- وای. سلام جان کوچولو.
‫- سلام.

419
00:23:10,890 --> 00:23:14,227
‫وای خدایا، دلم برات تنگ شده بود؟
‫برات مشروب بیارم؟

420
00:23:14,227 --> 00:23:16,729
‫خودم نمی‌خورم،
‫ولی دلیل نمی‌شه تو هم نخوری.

421
00:23:16,729 --> 00:23:19,315
‫با مکالمه‌مون به خودم اومدم.

422
00:23:19,899 --> 00:23:21,693
‫- واقعا؟
‫- با دیدنت،

423
00:23:21,693 --> 00:23:26,656
‫با دیدن قیافه‌ات وقتی از کوکایین
‫تو کونم گفتم، به خودم اومدم.

424
00:23:26,656 --> 00:23:28,408
‫متوجه شدم باید عوض بشم.

425
00:23:28,408 --> 00:23:30,493
‫می‌خوام با پولم کار خوبی بکنم.

426
00:23:30,493 --> 00:23:34,205
‫نمی‌خوام «ترک لاس وگاس» رو
‫تو زندگیم بازسازی کنم.

427
00:23:34,205 --> 00:23:37,292
‫- امکان نداره.
‫- تو رو می‌بینم جاناتان.

428
00:23:37,292 --> 00:23:40,003
‫اصلا پول نداری،
‫لباست عین کتابداری کسل‌کننده می‌مونه،

429
00:23:40,003 --> 00:23:42,213
‫ولی نمی‌ذاری مانع خوب بودنت بشه.

430
00:23:42,213 --> 00:23:45,425
‫من هم می‌خوام این شکلی باشم.
‫عین تو باشم.

431
00:23:45,425 --> 00:23:48,720
‫عدل امروز خواست به خودش بیاد.

432
00:23:48,720 --> 00:23:50,555
‫تو مرکز ترک اعتیاد ثبت‌نام کردم.

433
00:23:50,555 --> 00:23:51,764
‫هوم.

434
00:23:51,764 --> 00:23:54,309
‫خودم می‌دونم، ولی فردا می‌رم.

435
00:23:54,934 --> 00:23:57,687
‫عین حرف خودت شد،
‫هرچی بیشتر با ملت وقت بگذرونیم،

436
00:23:57,687 --> 00:24:00,106
‫بیشتر نفرین می‌شیم
‫که دیدی انسانی بهشون داشته باشیم.

437
00:24:00,106 --> 00:24:01,024
‫وایستا.

438
00:24:01,608 --> 00:24:04,068
‫از خدام بابت وجودت متشکرم.

439
00:24:04,068 --> 00:24:05,778
‫بیا. باهام مدیتیشن کن.

440
00:24:06,863 --> 00:24:08,323
‫باید اولش نفس عمیق بکشیم.

441
00:24:09,157 --> 00:24:11,242
‫وای ایول، خودشه.

442
00:24:13,036 --> 00:24:16,372
‫ولی بدجوری تهدیدم کردی
‫و گزینه دیگه‌ای ندارم.

443
00:24:16,372 --> 00:24:17,957
‫اوم...

444
00:24:21,711 --> 00:24:23,630
‫بیا تو، مطمئنم کیت همین‌جاهاست.

445
00:24:29,385 --> 00:24:31,888
‫- بانو بورهل بلکسورث؟
‫- جانم؟

446
00:24:31,888 --> 00:24:34,182
‫پلیس‌ها ازم خواستن
‫تا اتاق امن همراهیتون کنم.

447
00:24:35,516 --> 00:24:37,602
‫- خیلی‌خب. باشه.
‫- باید همین الان بریم.

448
00:24:37,602 --> 00:24:38,519
‫باشه.

449
00:24:41,231 --> 00:24:42,232
‫جریان چیه؟

450
00:24:42,232 --> 00:24:44,359
‫وارد اتاق که شدیم
‫جزئیات بیشتری بهتون می‌گم.

451
00:24:44,359 --> 00:24:45,443
‫خیلی‌خب.

452
00:24:47,195 --> 00:24:48,112
‫ببخشید.

453
00:24:48,112 --> 00:24:50,615
‫سلام بانو فیبی، می‌شه باهاتون
‫سلفی بگیرم؟

454
00:24:50,615 --> 00:24:51,950
‫بدجوری طرفدارتونم.

455
00:24:51,950 --> 00:24:54,744
‫- وای، ممنونم.
‫- نه، شرمنده‌ام، فعلا نمی‌شه.

456
00:24:54,744 --> 00:24:57,038
‫وای، خیلی شرمنده‌ام عزیز دلم.

457
00:24:57,038 --> 00:24:58,957
‫پلیس‌ها باید همین الان باهام صحبت کنن.

458
00:25:11,761 --> 00:25:12,804
‫چی شده بود؟

459
00:25:13,429 --> 00:25:16,224
‫بنیاد کیت خیلی خفن شروع به کار کرد.

460
00:25:16,224 --> 00:25:18,810
‫نیکو کل کلکسیون سایمون رو خرید.

461
00:25:18,810 --> 00:25:23,439
‫آثار برادرم دارن رکوردشکنی می‌کنن...
‫وقتی زنده بود این‌قدر مشهور نبود.

462
00:25:25,108 --> 00:25:26,359
‫همین الان الکل می‌خوام.

463
00:25:30,697 --> 00:25:32,282
‫نیکو، این دیگه چه کاریه؟

464
00:25:32,282 --> 00:25:35,994
‫نفهمیدم کدومشون رو بیشتر دوست دارم،
‫واسه همین همه‌شون رو خریدم.

465
00:25:35,994 --> 00:25:38,871
‫خب، گیریم این خرید
‫سخاوتمندانه رو تأیید کنم...

466
00:25:38,871 --> 00:25:42,208
‫ای بابا. قصد دارم اکثرشون رو
‫به نمایشگاه ملی آتن قرض بدم.

467
00:25:42,208 --> 00:25:43,918
‫چندتاشون رو خونه خودم نگه می‌دارم.

468
00:25:43,918 --> 00:25:49,257
‫شاید بتونی جای خصوصی‌تری
‫بهم مشورت بدی.

469
00:25:50,466 --> 00:25:51,676
‫من الحاقی آثار هنری نیستم.

470
00:25:51,676 --> 00:25:53,386
‫کاملا متوجهم.

471
00:25:53,386 --> 00:25:54,762
‫بحث خودت جداست.

472
00:25:57,807 --> 00:26:00,810
‫اگه هنوز اینجا موندم،
‫یعنی دارم گوش می‌دم.

473
00:26:00,810 --> 00:26:03,688
‫حرفم رو می‌زنم.
‫تو خیلی جذابی کیت.

474
00:26:03,688 --> 00:26:07,692
‫خیلی هم زرنگ و قدرتمندی
‫که خیلی جذابه.

475
00:26:08,234 --> 00:26:12,447
‫حقیقت از این قراره
‫که بدجوری عاشق سکسم،

476
00:26:12,447 --> 00:26:14,991
‫به نظرم اگه این‌قدر مهارت نداشتم،
‫نفرین محسوب می‌شد.

477
00:26:19,245 --> 00:26:20,246
‫خونه خودم می‌بینمت.

478
00:26:20,955 --> 00:26:21,789
‫فردا بیا.

479
00:26:23,082 --> 00:26:23,958
‫شراب هم بیار.

480
00:26:25,668 --> 00:26:27,086
‫شامپاین میارم.

481
00:26:29,630 --> 00:26:31,257
‫سلام کیت عزیزم!

482
00:26:33,134 --> 00:26:35,636
‫به خاطر با کیت نبودن حسودی نمی‌کنم،
‫نمی‌تونم باهاش باشم.

483
00:26:35,636 --> 00:26:36,888
‫واسه همین نیستم.

484
00:26:36,888 --> 00:26:40,183
‫سلام. اتفاقی افتاده؟

485
00:26:40,183 --> 00:26:42,310
‫از بانو فیبی خواستم سلفی بگیریم.

486
00:26:42,310 --> 00:26:44,729
‫سالن‌دار خیلی‌ بی‌ادبی داشت می‌بردش بیرون.

487
00:26:44,729 --> 00:26:46,105
‫پلیس‌ها باید باهاش صحبت کنن.

488
00:26:58,076 --> 00:27:00,703
‫اگه در خطریم، بهتره به دوستانم هشدار بدم.

489
00:27:02,497 --> 00:27:03,623
‫گوشیم نیست.

490
00:27:03,623 --> 00:27:06,125
‫نگران دوستانتون نباشین.
‫مواظبشون هستن.

491
00:27:06,125 --> 00:27:08,920
‫همین الان داریم حلش می‌کنیم.

492
00:27:08,920 --> 00:27:10,963
‫پس فقط بشینین و نفس عمیق بکشین.

493
00:27:12,215 --> 00:27:15,259
‫خب؟ دارن حلش می‌کنن،
‫نگران نباشین.

494
00:27:15,885 --> 00:27:17,762
‫گفته بودی پلیس‌ها می‌خوان باهام صحبت کنن.

495
00:27:19,472 --> 00:27:21,599
‫حس می‌کنم بتونین حقیقت رو هضم کنین.

496
00:27:21,599 --> 00:27:23,768
‫پلیس‌ها وظیفه‌شون رو انجام نمی‌دن.

497
00:27:23,768 --> 00:27:25,478
‫یکی باید ازتون محافظت کنه.

498
00:27:25,478 --> 00:27:26,938
‫فکر خودم بود...

499
00:27:28,147 --> 00:27:29,816
‫که بیارمتون تو اتاق امن.

500
00:27:32,902 --> 00:27:34,028
‫اتاق امن؟

501
00:27:34,028 --> 00:27:35,405
‫که از دست قاتله در امان باشین.

502
00:27:35,905 --> 00:27:38,366
‫در اینجا رو مخصوص تنظیم کردم.

503
00:27:53,005 --> 00:27:54,382
‫وای، نترسین.

504
00:27:54,382 --> 00:27:55,925
‫شما که من رو می‌شناسین.

505
00:27:57,969 --> 00:27:59,137
‫واقعا می‌شناسمت.

506
00:28:00,888 --> 00:28:03,141
‫دیده بودمت، عکاسی.

507
00:28:03,141 --> 00:28:04,434
‫نه، من دوستتونم.

508
00:28:06,894 --> 00:28:08,187
‫وای، چیزی نیست.

509
00:28:08,187 --> 00:28:11,482
‫شما خیلی سختی کشیدین.
‫من ازتون مراقبت می‌کنم.

510
00:28:11,482 --> 00:28:13,359
‫درست می‌شه.

511
00:28:14,986 --> 00:28:16,154
‫خیلی ممنون.

512
00:28:16,154 --> 00:28:18,531
‫می‌دونم کلی زحمت کشیدی،

513
00:28:18,531 --> 00:28:21,325
‫ولی گمون کنم ترجیح می‌دم برم.

514
00:28:21,325 --> 00:28:23,661
‫باید اصرار کنم اون در رو باز کنیم.

515
00:28:23,661 --> 00:28:26,038
‫نه، به هیچ وجه.

516
00:28:26,038 --> 00:28:27,957
‫جایی نمی‌ریم.

517
00:28:30,126 --> 00:28:31,544
‫درسته، خیلی‌خب. ممنون.

518
00:28:32,295 --> 00:28:35,047
‫خب، هیچ‌کدوم از دفاترمون
‫از سالن‌داری نخواستن...

519
00:28:35,047 --> 00:28:36,215
‫با بانو فیبی صحبت کنه.

520
00:28:36,215 --> 00:28:38,509
‫واسه چی دست رو دست گذاشتیم؟
‫زیاد دور نشدن.

521
00:28:38,509 --> 00:28:41,804
‫خیابون و ماشین‌ها رو بگردین.
‫تو از پشت برو، من از جلو می‌رم.

522
00:28:41,804 --> 00:28:43,639
‫ضمنا، بگو یکی
‫دوربین‌های امنیتی رو بررسی کنه.

523
00:28:43,639 --> 00:28:46,392
‫- من هم می‌گردم.
‫- همین‌جا بمونین. خونسردیتون رو حفظ کنین.

524
00:28:46,392 --> 00:28:48,186
‫- خودمون حلش می‌کنیم.
‫- ولی...

525
00:28:48,186 --> 00:28:51,355
‫کیت، مراسم رو بگردون.
‫کسی رو نترسون.

526
00:28:51,355 --> 00:28:52,359
‫اگه امشب خراب بشه،

527
00:28:52,383 --> 00:28:54,776
‫واسه جفتمون خیلی بد می‌شه.
‫خودم ردیفش می‌کنم.

528
00:29:01,574 --> 00:29:04,869
‫- به نظرت کار قاتل مرفه‌کشه؟
‫- نه، خودت گفته بودی می‌خوای تموم بشه.

529
00:29:04,869 --> 00:29:07,246
‫فیبی بهم گفته بود
‫که به نظرش یکی داره می‌پادش.

530
00:29:07,246 --> 00:29:09,916
‫فرض کرده بودم الکی بزرگش کرده،
‫ولی شاید...

531
00:29:09,916 --> 00:29:12,460
‫یا شاید تابلوترین جواب درست باشه.

532
00:29:12,460 --> 00:29:15,087
‫قاتله دوستانش رو کشته،
‫الان هم فیبی رو بردن.

533
00:29:15,087 --> 00:29:17,465
‫کار قاتله نیست.
‫حداقل، شاید نباشه.

534
00:29:17,465 --> 00:29:20,384
‫اگه بهم می‌گه یکی داره می‌پادش،
‫باید حرفش رو باور کنم.

535
00:29:20,384 --> 00:29:21,469
‫خیلی‌خب.

536
00:29:22,178 --> 00:29:24,514
‫اگه خودت فیبی رو می‌پاییدین،
‫کجا می‌بردینش؟

537
00:29:24,514 --> 00:29:26,641
‫در اون صورت خیال می‌کردن
‫با خودم بردمش و اول از همه...

538
00:29:26,641 --> 00:29:28,851
‫- دوربین‌ها رو بررسی می‌کنن.
‫- هنوز تو ساختمونه؟

539
00:29:28,851 --> 00:29:31,187
‫فرض می‌کنم فرصت نداشته
‫چیزی تو زیرزمین بساره.

540
00:29:31,187 --> 00:29:32,514
‫تو یکی از اتاق‌های هتله،

541
00:29:32,538 --> 00:29:34,982
‫تو اتاقیه که دیوار مشترک
‫کمتری داشته باشه...

542
00:29:34,982 --> 00:29:35,983
‫تا اگه جیغ کشید،
‫صداش بیرون نره.

543
00:29:35,983 --> 00:29:37,985
‫انتخاب اتاقی مجزا نزدیک
‫پله اضطراری هوشمندانه است.

544
00:29:37,985 --> 00:29:40,530
‫- احتمالا تعدادشون خیلی کم باشه.
‫- خودت به پلیس‌ها بگو.

545
00:29:40,530 --> 00:29:42,031
‫- من نقشه هتل رو می‌بینم.
‫- خیلی‌خب.

546
00:29:42,031 --> 00:29:45,076
‫خیلی سپاس‌گزارم که برات مهم دان.

547
00:29:45,076 --> 00:29:47,954
‫امشب مراسم مهم کیت، بهترین دوستمه...

548
00:29:47,954 --> 00:29:50,289
‫و بهتره حاضر باشم و تشویقش کنم.

549
00:29:50,289 --> 00:29:51,874
‫بیا، با همدیگه می‌ریم.

550
00:29:51,874 --> 00:29:54,752
‫فیبی، تو واسه همه کلی زحمت می‌کشی،

551
00:29:54,752 --> 00:29:57,713
‫ولی نباید بذارم خودت رو به خطر بندازی.

552
00:29:57,713 --> 00:30:01,509
‫تا پلیس‌ها این قاتل رو پیدا کنن،
‫همین‌جا قایمت می‌کنم.

553
00:30:03,052 --> 00:30:06,889
‫به دوستانت پیام می‌دم
‫و می‌گم زود خوابیدی.

554
00:30:06,889 --> 00:30:10,059
‫فردا اول وقت یواشکی می‌ریم بیرون.

555
00:30:10,059 --> 00:30:11,227
‫خودم خونه دارم.

556
00:30:11,227 --> 00:30:14,230
‫آها، می‌دونم کوسن خیلی دوست داری.

557
00:30:14,230 --> 00:30:15,481
‫برات کلی کوسن خریدم.

558
00:30:16,190 --> 00:30:17,483
‫نترس.

559
00:30:18,401 --> 00:30:22,572
‫اونجا در امانی.
‫درش کلی قفل گنده داره.

560
00:30:22,572 --> 00:30:24,991
‫نمی‌ذارم بلایی سر خواهر عرفانیم بیاد.

561
00:30:24,991 --> 00:30:27,410
‫یادته خال‌کوبی یکسان زده بودیم؟

562
00:30:35,793 --> 00:30:36,919
‫مال خودت رو نشونم بده.

563
00:30:44,635 --> 00:30:46,304
‫پاک شد؟

564
00:30:47,680 --> 00:30:49,348
‫حتما عمیق خال‌کوبی نکرده بود.

565
00:30:52,685 --> 00:30:54,562
‫دوباره خال‌کوبی می‌کنیم.

566
00:31:00,067 --> 00:31:02,403
‫می‌تونیم با این بکنیم.
‫چیزی نمی‌شه.

567
00:31:04,614 --> 00:31:06,574
‫ظاهرش زیاد مهم نیست،

568
00:31:06,574 --> 00:31:08,951
‫نیت پشتش خیلی مهمه.

569
00:31:08,951 --> 00:31:12,163
‫کمک کنین! یکی کمکم کنه، من اینجام!

570
00:31:12,163 --> 00:31:15,041
‫- کمک کنین!
‫- بهت که گفتم خطرناکه! بیا ببینم.

571
00:31:15,041 --> 00:31:17,793
‫خطرناکه. هیش!

572
00:31:19,045 --> 00:31:22,214
‫دیوانه‌ای داره راست راست می‌گرده.

573
00:31:36,395 --> 00:31:37,396
‫بده...

574
00:31:42,360 --> 00:31:43,653
‫چقدر دارم حماقت می‌کنم.

575
00:31:43,653 --> 00:31:46,113
‫اخیرا خیلی ترسو شدم دان.

576
00:31:46,113 --> 00:31:48,449
‫خیلی ممنونم که مواظبمی.

577
00:31:49,116 --> 00:31:50,743
‫خواهش می‌کنم.
‫پس دوست به چه دردی می‌خوره؟

578
00:31:51,994 --> 00:31:53,996
‫تو دوست خوبی‌ای، مگه نه؟

579
00:31:54,997 --> 00:31:57,750
‫من بهترین دوستتم فیبی،
‫تو هم بهترین دوستمی.

580
00:31:58,793 --> 00:32:01,045
‫سعی می‌کنم دوست خوبی باشم،
‫جدی می‌گم.

581
00:32:01,045 --> 00:32:03,589
‫خودم می‌دونم. این همه سال
‫تو تلویزیون تماشات می‌کردم،

582
00:32:03,589 --> 00:32:07,677
‫تو رسانه‌های احتماعی دنبالت می‌کردن
‫و ارتباط بینمون رو حس می‌کردم.

583
00:32:07,677 --> 00:32:10,596
‫وقتی رفته بودی بورا بورا
‫و راجع به طلوع آفتاب توییت کرده بودی،

584
00:32:10,596 --> 00:32:15,393
‫می‌دونستم منظورت اینه
‫که من خورشید زندگیتم.

585
00:32:16,894 --> 00:32:18,854
‫کاش خودت هم کنارم می‌بودی.

586
00:32:20,982 --> 00:32:24,485
‫نظرت چیه امشب از این شهر خراب‌شده
‫بزنیم بیرون و بریم همون‌جا؟

587
00:32:24,485 --> 00:32:26,737
‫- واقعا؟
‫- آره! آره!

588
00:32:26,737 --> 00:32:29,031
‫بذار به آدام پیام بدم
‫تا برامون بلیت هواپیما بگیره.

589
00:32:29,031 --> 00:32:30,282
‫وای نه.

590
00:32:32,243 --> 00:32:38,040
‫اِم، شنیدنش سخته،
‫ولی آدام رو درست نشناختی.

591
00:32:38,040 --> 00:32:39,625
‫- یعنی چی؟
‫- ورشکسته است.

592
00:32:39,625 --> 00:32:41,669
‫می‌خواد با تو پول به جیب بزنه.

593
00:32:42,586 --> 00:32:45,464
‫نه دان، این‌طور نیست.

594
00:32:46,257 --> 00:32:47,508
‫آدام کلی پول داره.

595
00:32:47,508 --> 00:32:50,094
‫نه، پرداخت کل بدهی‌هاش عقب افتاده!

596
00:32:50,094 --> 00:32:52,805
‫نقل دهن کل کارکنانه،
‫ملت دارن استعفا می‌دن،

597
00:32:52,805 --> 00:32:54,557
‫آخه گمون نمی‌کنن پولشون رو بده.

598
00:32:54,557 --> 00:32:58,185
‫شایعه شده به تازگی
‫کلکسیون ماشینش رو فروخته.

599
00:32:59,020 --> 00:33:00,021
‫ماشین‌هاش رو فروخته؟

600
00:33:01,939 --> 00:33:04,150
‫نه، آدام اصلا حاضر نمی‌شه
‫ماشین‌هاش رو بفروشه.

601
00:33:04,150 --> 00:33:09,321
‫- عاشق ماشین‌هاشه، حاضر نمی‌شه...
‫- آدام پرت کلی راز داره.

602
00:33:09,321 --> 00:33:13,117
‫ضمنا، می‌گن خیانت کرده.

603
00:33:16,287 --> 00:33:18,039
‫شاید حواستون نیست.

604
00:33:19,457 --> 00:33:21,042
‫مامانم هم چنین کاری می‌کرد.

605
00:33:21,042 --> 00:33:23,085
‫بدجوری عاشق مردی بود...

606
00:33:24,462 --> 00:33:27,590
‫که در ملأ عام عین شاهدخت دایانا
‫باهاش رفتار می‌کرد،

607
00:33:27,590 --> 00:33:32,845
‫ولی در خفا تحقیرش می‌کرد.

608
00:33:35,222 --> 00:33:36,807
‫در نهایت، همه فهمیدن.

609
00:33:39,310 --> 00:33:40,352
‫چه وحشتناک...

610
00:33:41,520 --> 00:33:43,355
‫که آدم این شکلی سکه یه پول بشه.

611
00:33:43,355 --> 00:33:47,818
‫التماسش کرده بودم ولش کنه
‫و کمی واسه خودش احترام قائل باشه.

612
00:33:47,818 --> 00:33:52,156
‫ولی اگه آدم عاشق خودش نباشه،
‫نمی‌تونه انتظار عشق داشته باشه.

613
00:33:54,158 --> 00:33:56,744
‫- وای، نمی‌خواستم ناراحتت کنم.
‫- نه.

614
00:33:57,286 --> 00:33:58,329
‫نه، نه.

615
00:33:58,329 --> 00:34:00,122
‫خوب شد بهم گفتی.

616
00:34:00,790 --> 00:34:03,250
‫تا حالا کسی این شکلی مواظبم نبوده.

617
00:34:21,644 --> 00:34:23,521
‫خب، بیشتر از مامانت بهم بگو.

618
00:34:25,940 --> 00:34:27,191
‫خدمتکارم.

619
00:34:28,567 --> 00:34:30,027
‫الان وقت مناسبی نیست.

620
00:34:30,945 --> 00:34:33,781
‫سقف اتاق زیری نشتی داره،
‫واسه همین باید بیام تو.

621
00:34:34,490 --> 00:34:37,076
‫جاناتان! خودتی؟

622
00:34:37,076 --> 00:34:38,160
‫آره.

623
00:34:38,160 --> 00:34:39,995
‫همه‌چی مرتبه؟

624
00:34:39,995 --> 00:34:41,997
‫پیش دوستم دانم.

625
00:34:42,748 --> 00:34:44,166
‫کلی ازش تعریف کرده بودم.

626
00:34:45,709 --> 00:34:46,544
‫واقعا؟

627
00:34:46,544 --> 00:34:50,297
‫آره، همون خانم پاپاتزیه که فقط
‫از طریق تلویزیون باهاش صحبت می‌کنم.

628
00:34:52,591 --> 00:34:54,718
‫معلومه، دان رو به خاطر دارم.

629
00:34:56,762 --> 00:34:59,765
‫نظرت چیه در رو باز کنی
‫که رودررو صحبت کنیم؟

630
00:35:00,891 --> 00:35:02,476
‫عمرا.

631
00:35:02,476 --> 00:35:05,146
‫- ممکنه خودش قاتل باشه.
‫- وای، نیست بابا.

632
00:35:05,146 --> 00:35:07,022
‫قهرمانه، جون دوستم رو نجات داده بود.

633
00:35:07,022 --> 00:35:09,817
‫پس واسه چی الکی گفت خدمتکاره؟

634
00:35:09,817 --> 00:35:14,822
‫اِم، احتمالا خیال کرده
‫بلایی سرم اومده.

635
00:35:14,822 --> 00:35:17,116
‫- مگه نه جاناتان؟
‫- آره.

636
00:35:17,116 --> 00:35:21,495
‫ببین، نمی‌خوام وحشت کنین.

637
00:35:24,039 --> 00:35:26,667
‫جفتتون در خطرین، قاتله همین‌جاست.

638
00:35:26,667 --> 00:35:29,086
‫اگه در رو باز کنین،
‫همه‌چی رو توضیح می‌دم.

639
00:35:30,129 --> 00:35:31,380
‫حرفش رو باور نمی‌کنم.

640
00:35:32,047 --> 00:35:34,008
‫به عمرم آدمی به صداقت جاناتان ندیدم.

641
00:35:34,008 --> 00:35:35,968
‫بهتره بیرون نباشه که قاتل هم هست.

642
00:35:35,968 --> 00:35:38,304
‫اگه بلایی سرش بیاد،
‫اصلا نمی‌بخشمت.

643
00:35:57,072 --> 00:35:57,907
‫سلام دان.

644
00:35:58,908 --> 00:35:59,909
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی.

645
00:36:00,492 --> 00:36:01,493
‫دوستتم.

646
00:36:17,051 --> 00:36:18,093
‫در رو قفل کن.

647
00:36:27,770 --> 00:36:29,688
‫می‌خوای از قاتله چی بگی؟

648
00:36:31,357 --> 00:36:32,775
‫وایستا ببینم، من می‌شناسمت.

649
00:36:33,484 --> 00:36:36,987
‫از وقتی با فیبی صمیمی شدی،
‫تحت نظرت دارم.

650
00:36:36,987 --> 00:36:38,906
‫تا اون سخنرانی سیاسی تعقیبت کرده بودمت.

651
00:36:38,906 --> 00:36:41,659
‫رفتارت غیرعادی بود،
‫انگار نمی‌خواستی کسی ببیندت.

652
00:36:41,659 --> 00:36:43,869
‫وقتی داشتم تعقیبت می‌کردم،
‫تعقیبم کرده بود.

653
00:36:43,869 --> 00:36:46,538
‫سعی کردم اطلاعاتش رو گیر بیارم،
‫ولی چیزی دستگیرم نشد.

654
00:36:46,538 --> 00:36:49,625
‫طرف هویتش رو دروغ گفته.
‫یا کلاهبرداره، یا بدتر.

655
00:36:49,625 --> 00:36:51,043
‫این حرف‌ها رو گوش نمی‌دن.

656
00:36:51,752 --> 00:36:54,755
‫- جاناتان از بهترین دوستانمه.
‫- چطور؟

657
00:36:55,256 --> 00:36:57,174
‫تولد فیبی کیه؟

658
00:36:57,800 --> 00:37:00,344
‫- سوم اوته. آهنگ محبوبش چیه؟
‫- «بیشتر می‌خوام» از بریتنی اسپیرزه.

659
00:37:00,344 --> 00:37:03,013
‫اسم سگ کودکیش چی بود؟
‫اسمش «جرقه خفن پرتلألو» بود.

660
00:37:03,013 --> 00:37:06,725
‫این یکی بهت اهمیتی نمی‌ده.
‫داره ازت سواستفاده می‌کنه.

661
00:37:06,725 --> 00:37:10,271
‫با بانو فیبی چیکار داری؟
‫راستش رو بگو.

662
00:37:14,024 --> 00:37:15,025
‫خیلی‌خب.

663
00:37:16,318 --> 00:37:17,778
‫حقیقت از این قراره:

664
00:37:17,778 --> 00:37:23,117
‫نمی‌دونم خیال کردی چه رابطه‌ای
‫با این خانم داری، ولی نداری.

665
00:37:23,117 --> 00:37:24,868
‫زاده توهم خودته.

666
00:37:24,868 --> 00:37:28,080
‫- سعی داری گیجم کنی.
‫- برات مهمه. خودم می‌دونم راست می‌گی.

667
00:37:28,080 --> 00:37:30,541
‫- ولی نگاهش کن. ترسیده.
‫- باور نمی‌کنم.

668
00:37:30,541 --> 00:37:32,251
‫- بهش بگو.
‫- دان، چیزی نیست.

669
00:37:32,251 --> 00:37:35,421
‫خودم می‌دونم آدم خوبی‌ای،
‫ولی کمک لازم داری.

670
00:37:35,421 --> 00:37:38,090
‫- حالت خوب نیست.
‫- من چیزیم نیست. حالم خوبه.

671
00:37:38,090 --> 00:37:41,593
‫یکی از پستچی‌های آلمان خیال می‌کرد
‫مدونا، دوست خوبم رو می‌شناسه.

672
00:37:41,593 --> 00:37:45,389
‫دچار بیماری اروتومانیا شده بود.

673
00:37:45,389 --> 00:37:47,266
‫- نوعی توهمه.
‫- ازم دلخوری.

674
00:37:47,266 --> 00:37:48,809
‫آدم خیال می‌کنه یکی رو می‌شناسه،
‫ولی نمی‌شناسه.

675
00:37:48,809 --> 00:37:50,936
‫خیال می‌کرد مدونا داره از طریق
‫چراغ راهنمایی ازش خواستگاری می‌کنه.

676
00:37:50,936 --> 00:37:52,813
‫من این‌طوری نیستم.
‫خودم فرق واقعیت رو تشخیص می‌دم.

677
00:37:52,813 --> 00:37:56,275
‫هنوز هم می‌تونیم دوست باشیم.
‫از امروز از اول دوست می‌شیم.

678
00:38:00,070 --> 00:38:01,447
‫چاقوئه رو بذار پایین.

679
00:38:02,114 --> 00:38:03,282
‫در رو باز کن.

680
00:38:06,702 --> 00:38:07,745
‫ولش کن.

681
00:38:09,496 --> 00:38:10,831
‫ولی در امان نیست.

682
00:38:10,831 --> 00:38:14,001
‫اگه کسی بکشدش،
‫اصلا خودم رو نمی‌بخشم.

683
00:38:15,419 --> 00:38:17,004
‫اصلا تو رو نمی‌بخشم!

684
00:38:17,004 --> 00:38:18,589
‫چاقوئه رو بنداز.

685
00:38:18,589 --> 00:38:20,424
‫دیوانه‌ای! بده...

686
00:38:21,800 --> 00:38:24,970
‫سعی کردم مهربون باشم زنیکه دیوانه.

687
00:38:24,970 --> 00:38:26,305
‫ولی دیگه بسه!

688
00:38:26,305 --> 00:38:29,141
‫حالم از به بازی گرفته شدن،

689
00:38:29,141 --> 00:38:32,227
‫دست‌کم گرفته شدن
‫و تحت محافظت بودن به هم می‌خوره.

690
00:38:32,227 --> 00:38:34,146
‫خیال می‌کنی من رو می‌شناسی دان؟

691
00:38:34,146 --> 00:38:36,023
‫الان می‌خوام چیکار کنم؟

692
00:38:36,648 --> 00:38:37,900
‫بگو دیگه!

693
00:38:42,863 --> 00:38:44,114
‫بی‌حرکت! تکون نخورین!

694
00:38:44,114 --> 00:38:46,825
‫- چاقوئه رو بندازین!
‫- با کمال میل. با کمال میل.

695
00:38:47,701 --> 00:38:50,496
‫این زن من رو ربود،
‫بعدش سعی کرد دستم رو زخمی کنه...

696
00:38:50,496 --> 00:38:51,455
‫و جاناتان رو بکشه.

697
00:38:51,455 --> 00:38:53,040
‫فیبی، من چنین کاری نکردم.

698
00:38:53,040 --> 00:38:56,126
‫- می‌خواستم کمکش کنم.
‫- اندروز، کیفش رو باز کن.

699
00:38:56,126 --> 00:38:58,545
‫فیبی، می‌خواستم کمکت کنم.

700
00:39:03,425 --> 00:39:05,386
‫وای خدایا. چه چندش.

701
00:39:05,386 --> 00:39:08,055
‫دان برعکس کانی
‫که صرفا به خودش آسیب می‌رسوند،

702
00:39:08,055 --> 00:39:11,100
‫دان فیبی رو به خطر انداخته بود.
‫گزینه بهتریه.

703
00:39:11,100 --> 00:39:12,559
‫گوش سایمونه.

704
00:39:21,193 --> 00:39:23,737
‫- قاتل مرفه‌کشه.
‫- نه.

705
00:39:23,737 --> 00:39:27,116
‫شما به اتهام قتل مالکوم هاردینگ،

706
00:39:27,116 --> 00:39:30,619
‫- سایمون سو و جما گراهام گرین بازداشتین.
‫- کار من نبود.

707
00:39:30,619 --> 00:39:33,872
‫- حق دارین سکوت اختیار کنین...
‫- فیبی. حالت خوبه؟

708
00:39:34,540 --> 00:39:35,541
‫فیبی.

709
00:39:36,291 --> 00:39:38,502
‫- چیزی نیست عزیز دلم. خب؟
‫- آدام.

710
00:39:43,507 --> 00:39:44,550
‫باز هم قهرمان شدی.

711
00:40:02,568 --> 00:40:03,569
‫تموم شد.

712
00:40:03,569 --> 00:40:04,945
‫درخواستت رو انجام دادم.

713
00:40:04,945 --> 00:40:07,072
‫به اصطلاح قاتله رو گرفتن.

714
00:40:07,906 --> 00:40:09,825
‫روان‌پزشکی به دان کمک می‌کنه...

715
00:40:09,825 --> 00:40:14,037
‫و در نهایت وقتی دست قاتل واقعی رو
‫رو که تو باشی، رو کنم،

716
00:40:14,037 --> 00:40:14,955
‫تبرئه می‌شه.

717
00:40:17,416 --> 00:40:19,793
‫معلومه که به همین زودی
‫از این ماجرا به نفع خودت بهره بردی.

718
00:40:19,793 --> 00:40:22,212
‫فعلا خوش باش.

719
00:40:23,797 --> 00:40:25,007
‫باید حسودی کنم.

720
00:40:26,133 --> 00:40:28,760
‫طرف همراهم رو ازم دزدید
‫و موظفش کرد قاتلی منفور رو...

721
00:40:28,760 --> 00:40:30,179
‫گیر بندازه.

722
00:40:30,179 --> 00:40:32,139
‫به نظرت غیرعادی نیست
‫که همین چند هفته پیش...

723
00:40:32,139 --> 00:40:37,478
‫هیچی از داستان‌های کارآگاهی سرش نمی‌شد،
‫ولی الان یهو هرکول پوآرو شده؟

724
00:40:37,478 --> 00:40:38,562
‫معلومه که از نظر خودت غیرعادیه.

725
00:40:39,897 --> 00:40:43,275
‫بانو فیبی گفته بود
‫باز هم قهرمان شده.

726
00:40:44,693 --> 00:40:46,570
‫به نظرم اصلا عادی نیست.

727
00:40:48,197 --> 00:40:51,617
‫آخرین داستانی که خوندی
‫و غریبه‌ای مدام قهرمان می‌شد،

728
00:40:51,617 --> 00:40:55,037
‫ولی هیچ ارتباط عمیق‌تری
‫به داستان نداشت چی بود؟

729
00:40:56,622 --> 00:40:58,957
‫- منظورت چیه؟
‫- چه بدونم.

730
00:41:01,752 --> 00:41:04,796
‫ولی انگار بخشی از هویتش رو
‫بروز نمی‌ده.

731
00:41:12,221 --> 00:41:13,430
‫سلام عشقم.

732
00:41:14,056 --> 00:41:16,016
‫ظاهرا واسه دو نفر زیاده‌روی کردی.

733
00:41:17,017 --> 00:41:18,101
‫چی؟

734
00:41:18,101 --> 00:41:21,104
‫پای تو که وسط باشی،
‫هیچی زیاده‌روی محسوب نمی‌شه عزیزم.

735
00:41:21,104 --> 00:41:23,482
‫بشین، بشین، بشین.

736
00:41:25,025 --> 00:41:27,361
‫- چه قشنگ.
‫- جریان چیه آدام؟

737
00:41:28,320 --> 00:41:31,490
‫جریان خودته.
‫راستش، جریان خودمونه.

738
00:41:33,075 --> 00:41:35,077
‫- سلامتی.
‫- سلامتی.

739
00:41:36,495 --> 00:41:37,621
‫هوم.

740
00:41:37,621 --> 00:41:38,539
‫بیا.

741
00:41:42,292 --> 00:41:43,544
‫نظرت چیه بازش کنی؟

742
00:41:59,935 --> 00:42:01,520
‫فیبی، باهام ازدواج می‌کنی؟

743
00:42:03,730 --> 00:42:07,067
‫- وای خـ... آدام...
‫- هواپیمای دربست گرفتم...

744
00:42:07,067 --> 00:42:09,570
‫و قراره یه راست باهاش بریم هتل دو کاپ.

745
00:42:10,862 --> 00:42:12,155
‫محل آشناییمون؟

746
00:42:14,575 --> 00:42:15,742
‫من بهت نیاز دارم.

747
00:42:15,742 --> 00:42:18,161
‫وقتی داشتم از دستت می‌دادم،
‫متوجه شدم.

748
00:42:20,539 --> 00:42:22,374
‫نکنه به خاطر از دست دادن
‫چیز دیگه‌ای بوده؟

749
00:42:23,750 --> 00:42:24,585
‫چی؟

750
00:42:26,753 --> 00:42:30,591
‫کلابت، اعتبارت، سبک زندگیت...

751
00:42:30,591 --> 00:42:32,593
‫از مشکلات مالیت خبر دارم.

752
00:42:33,552 --> 00:42:35,804
‫خیر سرم، تعقیب‌کننده‌ام بهم گفت.

753
00:42:35,804 --> 00:42:38,890
‫خیلی غم‌انگیز و تحقیرآمیزه، مگه نه آدام؟

754
00:42:39,850 --> 00:42:41,143
‫نباید تکرارش کنم.

755
00:42:42,561 --> 00:42:43,645
‫نباید سکه یه پول بشم.

756
00:42:44,396 --> 00:42:49,276
‫- فیبی، بی‌خیال.
‫- من قبلا به شدت مهربون بودم،

757
00:42:49,276 --> 00:42:53,572
‫کلی ببعی کوچولوی ناز داشتم
‫که در واقع گرگ‌های بی‌رحمی بودن.

758
00:42:53,572 --> 00:42:54,656
‫من چنین آدمی نیستم.

759
00:42:55,282 --> 00:42:57,242
‫دنبال آدمی‌ام که عاشقم باشه.

760
00:42:59,077 --> 00:43:01,496
‫واقعا عاشقم باشه.

761
00:43:02,623 --> 00:43:04,625
‫آخه تنها چیزی که به عمرم نداشتم، همینه.

762
00:43:04,625 --> 00:43:07,002
‫چنین حرفی نزن.
‫خیلی‌خب، من عاشقتم.

763
00:43:07,002 --> 00:43:08,920
‫بیش از هر چیزی عاشقتم.

764
00:43:08,920 --> 00:43:10,172
‫عاشق خودمی یا پولم؟

765
00:43:12,466 --> 00:43:15,594
‫پول؟ به پول ربطی نداره.

766
00:43:15,594 --> 00:43:17,054
‫خب، اگه واقعا همین‌طوره،

767
00:43:18,138 --> 00:43:21,433
‫نظرت چیه مشکلاتت رو حل کنی
‫و بعدش بیای سراغم، ها؟

768
00:43:21,433 --> 00:43:22,768
‫اون موقع می‌فهمم جدی می‌گی.

769
00:43:29,149 --> 00:43:30,150
‫خاک بر سرم شد.

770
00:43:47,501 --> 00:43:48,502
‫به افتخار استقلال.

771
00:43:48,502 --> 00:43:49,586
‫به افتخار استقلال.

772
00:44:20,200 --> 00:44:21,034
‫این دیگه...؟

773
00:44:21,952 --> 00:44:22,953
‫تام لاکوود؟

774
00:44:24,413 --> 00:44:25,247
‫ای وای.

775
00:44:26,331 --> 00:44:27,708
‫کاترین. کیت.

776
00:44:27,708 --> 00:44:30,210
‫- می‌تونم توضیح بدم.
‫- کاترین؟ تو...

777
00:44:33,505 --> 00:44:34,506
‫وای خـ...

778
00:44:37,050 --> 00:44:38,093
‫وای خدایا.

779
00:44:39,636 --> 00:44:41,054
‫براش کار می‌کنی؟

780
00:44:41,054 --> 00:44:44,307
‫- واسه پدرم کار می‌کنی؟
‫- اشتباه برداشت کردی. صرفا...

781
00:44:44,307 --> 00:44:47,894
‫اون مجبورت کرد آثار هنری رو بخری، مگه نه؟

782
00:44:50,856 --> 00:44:54,526
‫می‌خواست کار قشنگی بکنه،
‫کمکت کنه بنیادت رو راه بندازی،

783
00:44:54,526 --> 00:44:56,987
‫ولی می‌دونستی می‌خوای زن مستقلی باشی.

784
00:44:56,987 --> 00:44:59,656
‫نمی‌دونم خونم از کدومش
‫بیشتر به جوش اومده،

785
00:44:59,656 --> 00:45:03,702
‫از همین حرفت یا از این که از اول
‫داشتی دروغ می‌گفتی.

786
00:45:03,702 --> 00:45:05,745
‫دروغ نگفتم. واقعا از خانواده‌ام جدا شدم.

787
00:45:05,745 --> 00:45:08,790
‫آره، ولی واسه خانواده من کار می‌کنی.
‫خیلی بدتره.

788
00:45:08,790 --> 00:45:11,543
‫واقعا سعی داره کمکت کنه.

789
00:45:12,210 --> 00:45:13,044
‫نه.

790
00:45:14,045 --> 00:45:16,089
‫می‌دونم خودت چنین باوری داری،

791
00:45:16,089 --> 00:45:18,467
‫آخه اون‌قدر باهوش نیستی
‫که بفهمی داره من رو به بازی می‌گیره.

792
00:45:18,467 --> 00:45:20,844
‫کمکش به تام واسه تزریق
‫چندین میلیون به بنیادت، به بازیت گرفته؟

793
00:45:20,844 --> 00:45:25,098
‫می‌خواد این‌طوری بهم بفهمونه
‫که همیشه حضور داره،

794
00:45:25,765 --> 00:45:27,142
‫همیشه اوضاع رو کنترل می‌کنه...

795
00:45:27,142 --> 00:45:30,770
‫و اصلا مهم نیست
‫چقدر سعی می‌کنم ازش فاصله بگیرم.

796
00:45:30,770 --> 00:45:32,439
‫دیگه می‌تونی بری.

797
00:45:33,857 --> 00:45:34,691
‫زود باش!

798
00:46:07,098 --> 00:46:09,226
‫خب، وقتی بهم گفته بود
‫رفتارم ضد و نقیضه،

799
00:46:09,226 --> 00:46:10,977
‫اشتباه نگفته بود.

800
00:46:25,200 --> 00:46:27,369
‫خب، خیر سرم چی بگم؟

801
00:46:29,496 --> 00:46:30,872
‫مرا خود با تو چیزی در میان است.

802
00:46:31,998 --> 00:46:33,458
‫پس واسه چی داریم وقت تلف می‌کنیم؟

803
00:46:33,458 --> 00:46:37,504
‫آخه حتی اگه از دست تو خلاص بشم،
‫مشکل جو گلدبرگ پابرجاست.

804
00:46:37,504 --> 00:46:39,506
‫آخه حرفم واقعی بود.

805
00:46:40,215 --> 00:46:44,052
‫گذشته خوش‌آیندی ندارم.
‫در غیر این‌صورت، اصلا وقت تلف نمی‌کردم.

806
00:46:44,052 --> 00:46:47,764
‫من بهت فکر می‌کنم، می‌فهمم چه آدمی هستی
‫و چقدر هوای ملت رو داری.

807
00:46:47,764 --> 00:46:49,891
‫می‌فهمم می‌خوای کارهای خوبی بکنی.

808
00:46:49,891 --> 00:46:55,355
‫همین که دیدم اون عوضی
‫داشت بهت دست می‌زد جسودیم شد،

809
00:46:56,022 --> 00:46:57,357
‫ولی اصلا حق نداشتم حسادت کنم.

810
00:46:57,357 --> 00:46:59,067
‫باور کن، خودم می‌دونم.

811
00:46:59,818 --> 00:47:01,528
‫ولی می‌فهممت.

812
00:47:03,697 --> 00:47:06,324
‫- صرفا...
‫- می‌خوای بگی دلت پیشم گیره؟

813
00:47:07,450 --> 00:47:10,370
‫کیت، معلومه که دلم پیشت گیره.

814
00:47:14,165 --> 00:47:15,959
‫ولی نمی‌تونم داشته باشمت.

815
00:47:17,919 --> 00:47:19,045
‫درست فهمیدم؟

816
00:47:19,045 --> 00:47:21,423
‫تو از زندگی و اعمال قبلیت...

817
00:47:22,090 --> 00:47:26,386
‫یا جفتشون فرار کردی
‫و نمی‌خوای من خبر داشته باشم.

818
00:47:26,928 --> 00:47:27,762
‫درسته.

819
00:47:28,346 --> 00:47:31,057
‫دلت می‌خواد صادق باشی،
‫ولی نمی‌تونی.

820
00:47:31,057 --> 00:47:34,311
‫واسه همین راهی جز
‫قرار از این شرایط نداری.

821
00:47:35,562 --> 00:47:36,771
‫نه. آره.

822
00:47:36,771 --> 00:47:41,026
‫باشه، خب، من هم گذشته‌ای دارم جاناتان.

823
00:47:41,651 --> 00:47:44,404
‫جای دیگه‌ای، اسم دیگه‌ای داشتم.

824
00:47:45,113 --> 00:47:47,991
‫فقط می‌خوام دیگه اون آدم نباشم.

825
00:47:50,660 --> 00:47:54,998
‫خب، نمی‌دونم برات مهمه یا نه،
‫ولی من کلا کیت رو می‌بینم.

826
00:47:58,043 --> 00:47:59,127
‫خودم می‌دونم.

827
00:48:04,007 --> 00:48:09,304
‫واسه همین اصلا اسم، هویت
‫و اعمال قبلیت رو ازت نمی‌پرسم.

828
00:48:09,304 --> 00:48:11,264
‫اصلا لزومی نداره بدونم.

829
00:48:11,765 --> 00:48:13,975
‫اگه از این به بعد باهام صادق باشی...

830
00:48:13,975 --> 00:48:16,102
‫و خودم باهات صادق باشم، دیگه...

831
00:48:16,102 --> 00:48:17,604
‫- باشه.
‫- همین مهمه.

832
00:48:17,604 --> 00:48:19,481
‫اگه بذاری اون آدم رو
‫تو گذشته رها کنم،

833
00:48:19,481 --> 00:48:21,733
‫انجام متقابلش حداقل کاریه
‫که از دستم ساخته است.

834
00:48:21,733 --> 00:48:23,485
‫داریم سعیمون رو می‌کنیم.

835
00:48:25,028 --> 00:48:26,529
‫پس متقابلا عمل کن.

836
00:48:27,072 --> 00:48:30,158
‫من مجبور نیستم باهات سرد برخورد کنم،
‫تو هم مجبور نیستی فرار کنی.

837
00:48:30,158 --> 00:48:31,242
‫می‌تونیم صرفا...

838
00:48:33,953 --> 00:48:36,665
‫- می‌تونیم همین شکلی باشیم.
‫- نمی‌دونم چی خطابش کنم.

839
00:48:50,261 --> 00:48:51,805
‫فعلا بهترین دلیل...

840
00:48:51,805 --> 00:48:54,641
‫حذف کاملت رو پیدا کردم.

841
00:49:14,786 --> 00:49:16,454
‫رو مبل بمونیم یا بریم رو تخت؟

842
00:49:16,454 --> 00:49:17,539
‫برام فرقی نداره.

843
00:49:21,000 --> 00:49:36,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

844
00:49:38,476 --> 00:49:39,519
‫sghl [,.

845
00:49:41,688 --> 00:49:46,317
‫راستش، هیچی عین لاگر تازه و خنک
‫بعد از سکس نمی‌چسبه.

846
00:49:48,903 --> 00:49:52,073
‫از موهات فهمیدم رفیق.
‫آها، از پنجره هم معلوم بود.

847
00:49:53,283 --> 00:49:56,161
‫امیدوارم نخوای بهم بگی
‫تماشا کردن ملت کار زشتیه.

848
00:49:56,870 --> 00:49:59,497
‫نه، نه، نه، قطعش نکن جو.

849
00:50:00,800 --> 00:50:06,800
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

850
00:50:07,000 --> 00:50:13,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

851
00:50:13,386 --> 00:50:16,055
‫- درخواستت رو انجام داد.
‫- خیلی هم خفن انجام دادی رفیق.

852
00:50:17,056 --> 00:50:19,559
‫- همه‌اش رو گردن اون زن انداختی.
‫= آره.

853
00:50:19,559 --> 00:50:21,936
‫فرصتش یهو پیدا شد، مگه نه؟

854
00:50:21,936 --> 00:50:23,897
‫بداهه عمل کردی.

855
00:50:23,897 --> 00:50:26,524
‫اروتومانیا، پشم‌هام، حرف نداشت.

856
00:50:26,524 --> 00:50:28,401
‫راستش، مجبور شدم
‫اسم بیماریش رو گوگل کنم.

857
00:50:28,401 --> 00:50:31,905
‫رد کردن «نداهای تو ذهنم مجبورم کردن»
‫کار خیلی دشواریه.

858
00:50:31,905 --> 00:50:32,822
‫خیلی‌خب.

859
00:50:34,199 --> 00:50:35,200
‫حالا چی می‌شه؟

860
00:50:35,200 --> 00:50:38,036
‫- تموم شد دیگه، مگه نه؟
‫- تموم شد؟

861
00:50:38,578 --> 00:50:39,537
‫اِم...

862
00:50:40,205 --> 00:50:43,541
‫اگه منظورت اتمام کارمون
‫با افراد حقیره، آره.

863
00:50:44,042 --> 00:50:46,461
‫مسئله دیگه‌ای هم هست.
‫مهم‌ترین مسئله همینه.

864
00:50:47,378 --> 00:50:48,463
‫رویداد اصلیمونه.

865
00:50:48,463 --> 00:50:50,006
‫معلوم بود.

866
00:50:50,006 --> 00:50:52,008
‫- نه.
‫- ولی خیلی خوشت میاد.

867
00:50:53,134 --> 00:50:56,679
‫طرف آدمیه که از کل خصوصیاتش متنفریم.

868
00:50:56,679 --> 00:50:58,848
‫طمع سرمایه‌دارانه داره
‫و ظاهرسازه.

869
00:50:58,848 --> 00:51:01,267
‫ضمنا، حامی رقیب سیاسی منه...

870
00:51:01,267 --> 00:51:05,438
‫و بدجوری رو اعصاب دوست‌دختره.

871
00:51:08,191 --> 00:51:09,400
‫پدر کیت رو می‌گی.

872
00:51:10,527 --> 00:51:13,029
‫تام لاکوود خود شیطانه.

873
00:51:13,613 --> 00:51:15,907
‫کلی با کشتنش خوش می‌گذره.

