﻿1
00:00:00,969 --> 00:00:09,969
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:10,993 --> 00:00:17,993
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:00:18,017 --> 00:00:19,310
‫آنچه در "تو" گذشت

4
00:00:19,394 --> 00:00:22,981
‫این زن منو دزدید، بعد سعی کرد
‫دستمو پاره کنه و جاناتان رو بکشه

5
00:00:23,064 --> 00:00:26,943
‫- فیبی، باهام ازدواج می‌‌کنی؟ بهت نیاز دارم
‫- به من یا پولم؟ مشکلاتت رو حل کن

6
00:00:27,026 --> 00:00:32,490
‫پدرم "تام لاکوود"ـه، درواقع
‫یکی از قدرتمند‌ترین آدم‌های دنیاست

7
00:00:32,574 --> 00:00:36,327
‫منم گذشته‌ای دارم، جاناتان
‫با یک اسم دیگه

8
00:00:36,411 --> 00:00:38,872
‫فقط می‌خوام دیگه اون آدم نباشم

9
00:00:39,873 --> 00:00:43,726
‫یکی رو پیدا کن که براش پاپوش بدوزی
‫وگرنه تمامش میافته گردن تو

10
00:00:43,877 --> 00:00:45,336
‫اون قاتل پولدارکشه

11
00:00:46,129 --> 00:00:49,132
‫بنظر میاد از اون آدماییه
‫که اطلاعاتش بیشتر از چیزیه که بروز میده

12
00:00:49,215 --> 00:00:51,885
‫- آخرین نکته. تام لاکوود
‫- پدر کیت

13
00:00:51,968 --> 00:00:54,053
‫با کشتنش حسابی بهمون خوش می‌گذره

14
00:01:02,645 --> 00:01:05,774
‫چیزهایی که توی اولین قرار
‫واقعیم با کیت درموردش فهمیدم:

15
00:01:07,734 --> 00:01:10,528
‫خیلی خاکیه، فقط می‌خواست
‫بره توی شهر قدم بزنه

16
00:01:13,406 --> 00:01:15,492
‫زیادی خودشو جدی نمی‌گیره

17
00:01:15,575 --> 00:01:16,868
‫واقعاً گوش میده

18
00:01:16,951 --> 00:01:18,995
‫و تقریباً یه قابلیت غیب‌بینی برای...

19
00:01:19,079 --> 00:01:22,139
‫می‌تونم صدای فکر کردنت رو بشنوم
‫ بگو ببینم چیه

20
00:01:23,500 --> 00:01:25,293
‫فقط دارم از منظره لذت می‌برم

21
00:01:25,376 --> 00:01:27,337
‫اوه، خدا، واقعاً کلیشه‌ای

22
00:01:28,880 --> 00:01:32,509
‫- دخترهای عادی گول این حرفو می‌خورن؟
‫- تو بهم بگو، مخت زده شد؟

23
00:01:32,592 --> 00:01:36,111
‫آره، معلومه
‫چون من عادی‌ترین دختر دنیام

24
00:01:38,890 --> 00:01:41,684
‫جاناتان، عزیزم، همین‌جاست؟

25
00:01:41,768 --> 00:01:44,103
‫- چی اینجاست؟
‫- محله‌ی آینده‌مون

26
00:01:45,814 --> 00:01:48,608
‫جایی که خانواده‌ی معمولی‌مون رو می‌سازیم

27
00:01:48,691 --> 00:01:49,567
‫آها

28
00:01:49,651 --> 00:01:52,612
‫بعد از عروسی معمولی‌مون
‫زندگی معمولی‌مون رو اینجا سپری می‌کنیم

29
00:01:52,695 --> 00:01:55,031
‫- پیشنهاد خرید یه خونه رو بدیم؟
‫- نمی‌دونم

30
00:01:55,115 --> 00:01:58,660
‫از گالری مستقل و پررونق‌ت
‫تا اینجا خیلی راهه

31
00:01:58,743 --> 00:01:59,577
‫آره

32
00:01:59,661 --> 00:02:02,831
‫ولی تا دانشگاهت میشه با دوچرخه رفت

33
00:02:02,914 --> 00:02:04,958
‫- و فروشگاه کتاب‌های کمیابم
‫- آره، آره

34
00:02:05,041 --> 00:02:08,628
‫که برخلاف تمام انتظارات
‫اونم پررونق شده

35
00:02:10,755 --> 00:02:13,424
‫که یعنی می‌تونیم خیریه‌ی
‫مشترک‌مون رو راه بندازیم برای...

36
00:02:13,508 --> 00:02:14,551
‫همم

37
00:02:14,634 --> 00:02:16,594
‫- برای؟
‫- برای یتیم‌ها

38
00:02:16,678 --> 00:02:17,887
‫یتیم‌ها، اوهوم

39
00:02:18,513 --> 00:02:19,806
‫بهشون خوندن یاد میدیم

40
00:02:19,889 --> 00:02:21,141
‫و شنا

41
00:02:21,766 --> 00:02:22,851
‫و خلق اثر هنری

42
00:02:24,060 --> 00:02:27,555
‫- لامصب یتیم‌ها چقدر خوش‌شانسن
‫- منم همیشه نظرم همین بوده

43
00:02:27,605 --> 00:02:31,401
‫زیر تمام جک‌ها و حالات دفاعی‌ش
‫دختر رمانتیکیه

44
00:02:33,653 --> 00:02:36,698
‫هم تلخه و هم شیرین
‫که انگار این اولین قرار ما

45
00:02:36,781 --> 00:02:39,659
‫و آخرین شب ما در این دنیاست

46
00:02:40,535 --> 00:02:42,787
‫فردا، پدر کیت وارد شهر میشه

47
00:02:43,538 --> 00:02:45,498
‫تام لاکوود، خود شیطان

48
00:02:45,582 --> 00:02:47,250
‫با کشتنش حسابی بهمون خوش می‌گذره

49
00:02:47,333 --> 00:02:48,334
‫نه

50
00:02:49,085 --> 00:02:51,421
‫نه، من دیگه نیستم

51
00:02:52,046 --> 00:02:56,050
‫بابت کاری که کردی
‫برای یه زن بی‌گناه پاپوش دوختم

52
00:02:56,134 --> 00:03:00,296
‫بابت تمام اشتباهاتت توی آمریکا هم
‫ براش پاپوش دوختی، جو؟

53
00:03:00,305 --> 00:03:03,516
‫مقصر تمام اهرم فشارهایی که

54
00:03:03,600 --> 00:03:06,102
‫علیه‌ت دارم فقط خودتی

55
00:03:06,728 --> 00:03:07,729
‫ببین

56
00:03:08,897 --> 00:03:12,275
‫هرجور بهش نگاه کنی
‫دنیا بدون لاکوود جای بهتریه

57
00:03:12,358 --> 00:03:15,069
‫دزدی می‌کنه، نابود می‌کنه
‫موجب سرطان میشه

58
00:03:15,153 --> 00:03:17,864
‫و خیلی دلش می‌خواد
‫زیربنای لندن رو هم به فنا بده

59
00:03:17,947 --> 00:03:22,118
‫از همون آدمای فاسد پرنفوذیه
‫که می‌خوام از بین ببرم

60
00:03:22,201 --> 00:03:26,706
‫- نمی‌تونی با قتل شهردار بشی
‫- انتخاب این با رای ‌دهنده‌هاست

61
00:03:26,789 --> 00:03:29,626
‫- چه آتویی ازت داره؟
‫- جو

62
00:03:32,170 --> 00:03:33,796
‫من چیزی برای مخفی کردن ندارم

63
00:03:33,880 --> 00:03:36,090
‫حتی نمیشه به طرف نزدیک شد

64
00:03:36,174 --> 00:03:39,093
‫- چیکار باید بکنم؟ قایقش رو غرق کنم؟
‫- یه فکری براش می‌کنی

65
00:03:39,177 --> 00:03:41,262
‫ریس، این یه عملیات نظامی نیاز... چی؟

66
00:03:41,846 --> 00:03:45,350
‫این قول رو بهت میدم
‫این آخرین چیزیه که ازت می‌‌خوام

67
00:03:46,100 --> 00:03:52,039
‫اجازه بده خون سیاه تام لاکوود
‫باقی خون‌ها رو از دست‌هات بشوره

68
00:03:52,565 --> 00:03:59,212
‫نه تنها لندن رو به جای بهتری تبدیل می‌کنی
‫بلکه گناهانت رو هم جبران می‌کنی

69
00:03:59,447 --> 00:04:00,447
‫تا ابد

70
00:04:01,741 --> 00:04:02,909
‫صحیح

71
00:04:02,992 --> 00:04:05,328
‫فقط دلم می‌خواد
‫تو رو جلوی دنیا رسوا کنم

72
00:04:05,411 --> 00:04:08,206
‫ولی توام منو رسوا می‌کنی
‫پس باید بدونم

73
00:04:08,289 --> 00:04:11,501
‫واقعاً چرا از لاکوود می‌ترسی؟

74
00:04:13,503 --> 00:04:16,214
‫باید به پدر کیت نزدیک‌تر بشم
‫تا بفهمم چطور تو رو نابود کنم

75
00:04:20,510 --> 00:04:22,679
‫- خب؟
‫- بدک نیست

76
00:04:26,849 --> 00:04:30,270
‫نه، شرمنده
بخوام بهش آسون بگیرم زیر حد متوسطه

77
00:04:30,353 --> 00:04:34,190
‫بین تمام رستوران‌های هندی لندن
‫این پاتوق همیشگی‌ته؟

78
00:04:34,274 --> 00:04:36,359
‫- خب...
‫- یه رستوران مزخرف روبروی...

79
00:04:37,068 --> 00:04:39,070
‫اون چیه؟ پناهگاه بمب متروکه‌ست؟

80
00:04:39,988 --> 00:04:41,906
‫خیلی‌خب، باشه

81
00:04:42,573 --> 00:04:44,909
‫باشه پس منو ببر یه جای بهتر
‫من اسیر عادت‌هام هستم

82
00:04:44,993 --> 00:04:48,079
‫- منو ببر یه جای بهتر
‫- باورم نمیشه هنوز داری می‌خوریش

83
00:04:48,997 --> 00:04:51,916
‫خیلی‌خب، باشه
‫تا همیشه خودت غذا رو انتخاب کن

84
00:04:54,836 --> 00:04:56,045
‫فردا چیکاره‌ای؟

85
00:04:57,505 --> 00:05:00,591
‫<i>یه مکث خیلی طولانی
‫معمولاً نشونه‌ی خیلی خوبی نیست</i>

86
00:05:02,635 --> 00:05:05,805
‫- چیه؟
‫- اوه، واقعاً دلم می‌خواد

87
00:05:06,431 --> 00:05:09,392
‫ولی فردا باید برم خارج از لندن

88
00:05:10,935 --> 00:05:14,972
‫<i>بره ملاقات شوهر مخفی‌ش
‫که الان قراره درموردش بهم بگه؟</i>

89
00:05:14,981 --> 00:05:16,316
‫پدرم داره میاد

90
00:05:16,816 --> 00:05:20,844
‫<i>و اینم فرصت من
‫وقشه با ظرافت کامل وارد بشم</i>

91
00:05:21,738 --> 00:05:22,864
‫خیلی زحمت‌ داره؟

92
00:05:24,282 --> 00:05:26,367
‫بی‌محلی کردن بهش؟

93
00:05:27,160 --> 00:05:28,995
‫چون معمولاً ازش دوری می‌کنم، آره

94
00:05:31,331 --> 00:05:34,125
‫میشه یه توصیه‌ی کوچیک بکنم؟
‫یا می‌تونم خفه‌ بشم

95
00:05:34,208 --> 00:05:38,171
‫نه، نه، نه، آخه خودمم
‫چندان توش استاد نیستم

96
00:05:38,880 --> 00:05:39,880
‫نظرت چیه...

97
00:05:41,215 --> 00:05:42,633
‫بری باهاش شام بخوری؟

98
00:05:43,134 --> 00:05:44,927
‫بهش نشون بدی دلت قرصه...

99
00:05:45,762 --> 00:05:46,763
‫و شادی...

100
00:05:47,680 --> 00:05:49,307
‫و دیگه برات مهم نیست؟

101
00:05:49,390 --> 00:05:53,644
‫از دوست‌پسر تقلبی‌ت استفاده کن
‫توی نشون دادن دل‌قرصی و شادی کمک می‌کنه

102
00:05:53,728 --> 00:05:58,024
‫و می‌تونه، می‌دونی
‫از زیر میز دستت رو بگیره

103
00:05:58,816 --> 00:06:00,109
‫حاضری این‌کارو برام بکنی؟

104
00:06:02,070 --> 00:06:03,613
‫حاضرم خیلی کارا برات بکنم

105
00:06:07,533 --> 00:06:10,870
‫لطفاً با بوسیدنم بحث رو کاملاً عوض کن

106
00:06:12,914 --> 00:06:15,041
‫<i>نمی‌دونستم همچین حسی داره</i>

107
00:06:20,129 --> 00:06:22,173
‫<i>تازه اول راهیم</i>

108
00:06:36,270 --> 00:06:39,540
‫منو ببر خونه، شوالیه‌ی سفیدی طعم‌نشناس

109
00:06:39,565 --> 00:06:42,860
‫<i>پس با وجود اینکه احساساتش
‫به پدرش چقدر پیچیده‌ست</i>

110
00:06:43,986 --> 00:06:45,905
‫<i>واقعاً امیدوارم مجبور نشم پدرش رو بکشم</i>

111
00:07:03,464 --> 00:07:07,635
‫- مدل موهات رو عوض کردی؟
‫- نه، مثل همیشه‌ست

112
00:07:08,553 --> 00:07:11,347
‫یه عالمه خبر در مورد
‫قاتل پولدارکش هست

113
00:07:11,430 --> 00:07:14,058
‫ولی اطلاعات واقعی چندانی نیست

114
00:07:14,142 --> 00:07:16,144
‫فقط همه عاشق یه زن دیوونه‌ن

115
00:07:16,894 --> 00:07:19,105
‫دیگه بیشتر از این چی می‌خوای؟
‫خودمون اونجا بودیم

116
00:07:19,981 --> 00:07:21,190
‫من اونجا بودم

117
00:07:21,274 --> 00:07:23,985
‫تو، دم بار بیهوش افتاده بودی

118
00:07:24,068 --> 00:07:28,513
‫مردم به بهونه‌ی یه داستان خوب
‫نتیجه‌گیری‌های عجولانه‌ای می‌کنن

119
00:07:28,573 --> 00:07:31,742
‫- چرا یه حسی بهم میگه قرار نیست بریم ناهار؟
‫- اوه، گندش بزنن

120
00:07:31,826 --> 00:07:33,953
‫نه، نه، اشکال نداره

121
00:07:35,037 --> 00:07:41,334
‫بگو روی چی کار می‌کنی
‫اون قیافه‌ت رو می‌شناسم. یه‌جور معماست

122
00:07:43,045 --> 00:07:46,841
‫خب، ببین. گیریم که دارم
‫بر اساس یه سری

123
00:07:47,425 --> 00:07:50,928
‫اشراف‌زاده‌های مشهور
‫یه داستان کارآگاهی می‌نویسم

124
00:07:51,012 --> 00:07:53,222
‫- فکر خوبیه
‫- آره. خب، اگر قاتل بخواد

125
00:07:53,306 --> 00:07:56,601
‫خودمعشوق‌پندار باشه
‫یخورده زیادی ضایع نیست؟

126
00:07:57,226 --> 00:08:00,646
‫بهتره که در پایان غافلگیرکننده‌ش
‫طرف یه آدم عادی یا...

127
00:08:00,730 --> 00:08:02,106
‫یکی مثل پروفسور مور؟

128
00:08:04,901 --> 00:08:06,777
‫من همچین حرفی نزدم، ولی...

129
00:08:09,447 --> 00:08:10,823
‫باورنکردنی‌تر از چیزیه که محتمل باشه

130
00:08:10,907 --> 00:08:14,869
‫ولی آخه یه حسی مدام بهم میگه
‫از یه چیزی خبر داره

131
00:08:15,369 --> 00:08:17,622
‫داره میره روی اعصابم
‫که داره اینقدر حواسمو پرت می‌کنه

132
00:08:19,207 --> 00:08:20,917
‫- خب، فرضاً...
‫- فرضاً

133
00:08:21,000 --> 00:08:27,215
‫اگر بخوام ثابت کنم
‫تئوری توطئه‌ی احمقانه‌م اشتباهه...

134
00:08:27,298 --> 00:08:29,467
‫آخه چطوری می‌تونم
‫به پروفسور مور نزدیک بشم؟

135
00:08:30,843 --> 00:08:31,844
‫می‌تونی باهاش بخوابی

136
00:08:34,013 --> 00:08:37,517
‫فرضاً گفتم. شرمنده
‫شوخی کردم، منظورم...

137
00:08:37,600 --> 00:08:39,101
‫نظر واقعیت از دهنت دررفت

138
00:08:39,185 --> 00:08:41,979
‫خوشحالم بهت اعتماد کردم
‫لطف کن فراموشش کن

139
00:08:42,063 --> 00:08:44,649
‫- وایسا، وایسا، نادیا
‫- همه‌شو فراموش کن

140
00:08:44,732 --> 00:08:47,276
‫گندش بزنن، شرمنده
‫منظورم این نبود، نادیا

141
00:08:54,325 --> 00:08:58,871
‫<i>امشب، به عنوان دوست‌پسر کیت
‫تام لاکوود رو رودررو ملاقات می‌کنم</i>

142
00:09:00,540 --> 00:09:03,042
‫<i>مثل تمام فیلمای عاشقانه
‫امیدوارم آخرش به قتل ختم نشه</i>

143
00:09:03,125 --> 00:09:07,588
‫<i>ولی محض احتیاط، باید این مدیرعامل
‫بی‌رحم و فاسد رو بهتر بشناسم</i>

144
00:09:08,172 --> 00:09:11,801
‫اینه؟ شبیه گلف‌بازهای
‫حرفه‌ای کلوپ‌های خصوصیه

145
00:09:11,884 --> 00:09:16,546
‫<i>بورسیه گرفته، ورزشکاره، توی همه‌چیز
‫کلاسش اول بوده، 26 سالگی مدیرعامل شده</i>

146
00:09:16,597 --> 00:09:18,724
‫<i>و وقتی به قدرت رسید، خب</i>

147
00:09:19,267 --> 00:09:23,103
‫<i>کیت یه سری از جنایاتی
‫ که مرتکب شده رو بهم گفته</i>

148
00:09:26,482 --> 00:09:30,194
‫<i>وحشتناک اینجاست که چقدر گزارشات
‫در مورد این جنایات کمه</i>

149
00:09:30,278 --> 00:09:33,072
‫<i>و اینکه با چه سرعتی
‫به سمت خیریه‌هاش هدایت میشم</i>

150
00:09:33,155 --> 00:09:37,284
‫<i>ظاهراً هرکس خیریه‌های بیشتری به اسم
‫ خودش افتتاح کنه، رازهای بیشتری داره</i>

151
00:09:37,285 --> 00:09:41,321
‫<i>تابحال نشده درمورد شخصیتی به این مشهوری
‫اطلاعات به این کمی پیدا کنم</i>

152
00:09:41,372 --> 00:09:43,207
‫<i>طرف اینترنت رو کنترل می‌کنه؟</i>

153
00:09:45,501 --> 00:09:47,753
‫- بله؟
‫- سلام، پروفسور

154
00:09:48,296 --> 00:09:51,757
‫خواستم ببینم فرصت کردین
‫داستانم رو بخونین یا نه

155
00:09:51,841 --> 00:09:53,259
‫<i>گندش بزنن. حتی بازش هم نکردم</i>

156
00:09:53,342 --> 00:09:57,597
‫شرمنده، کارای زیادی پیش اومد
‫شروعش کردم، ولی حواسم پرت شد، و...

157
00:09:57,680 --> 00:09:59,390
‫خیلی‌خب. نه، اشکال نداره

158
00:09:59,473 --> 00:10:02,476
‫خوشحالم چون بنظرم
‫پایان غافلگیرکننده‌ی دیگه‌ای لازم دارم

159
00:10:02,560 --> 00:10:06,147
‫پس می‌خواستم از اتفاقات
‫ساندری‌هاوس الهام بگیرم

160
00:10:06,230 --> 00:10:07,648
‫<i>می‌دونم چی می‌خواد بگه</i>

161
00:10:07,732 --> 00:10:10,735
‫خواستم بدونم، شما توی اتاق بودی
‫احیاناً حس نکردی

162
00:10:10,818 --> 00:10:13,613
‫انگیزه‌ی داون براون برای کشتن
‫یا سلاخی کردن مالکوم چی بود؟

163
00:10:13,696 --> 00:10:15,031
‫<i>جلوش رو بگیر. جلوش رو بگیر</i>

164
00:10:15,114 --> 00:10:18,576
‫- یا سایمون. آخه چرا باید...؟
‫- نمی‌خوام احساساتت رو جریحه‌دار کنم

165
00:10:18,659 --> 00:10:21,495
‫ولی بخاطر این نتونستم داستانت رو تموم کنم

166
00:10:21,579 --> 00:10:23,623
‫چون تا صفحه‌ی 15 که رفتم
‫ دیگه جذابیتی برام نداشت

167
00:10:23,706 --> 00:10:25,082
‫زیادی پیچیده‌ست

168
00:10:25,166 --> 00:10:30,171
‫سعی کن اول ببینی هدفت از داستان چیه
‫بعد پایان غافلگیرکننده‌ی دیگه‌ای اضافه کنی

169
00:10:30,254 --> 00:10:34,708
‫شکستن دلش برام دردناکه، ولی نمی‌تونم اجازه بدم
‫ باهوش‌ترین دانشجوم سوال‌های هوشمندانه‌ای بپرسه

170
00:10:34,759 --> 00:10:37,762
‫خیلی‌خب. ممنون که بهم یه فرصت دادین

171
00:10:37,845 --> 00:10:38,845
‫خواهش می‌‌کنم

172
00:10:43,225 --> 00:10:47,355
‫میشه بپرسم، متوجه شدین
‫چرا میراندا می‌خواست از خونه بره؟

173
00:10:47,438 --> 00:10:49,440
‫- توی کتاب خوب توضیح‌ داده بودم؟
‫- بله البته

174
00:10:49,523 --> 00:10:53,027
‫همیشه شخصیت‌سازیت عالیه
‫ولی ساده‌ترش کن

175
00:10:54,195 --> 00:10:55,195
‫اوهوم

176
00:10:55,655 --> 00:10:56,655
‫ممنون

177
00:11:04,997 --> 00:11:06,832
‫<i>شام با پدر کیت</i>

178
00:11:08,250 --> 00:11:11,003
‫<i>برای دلگرمی دادن به اون
‫و سبک‌سنگین کردن پدرش برای تو</i>

179
00:11:12,088 --> 00:11:16,132
‫یادت نره، بشدت شیطانیه
‫و باید نشون بدی عاشقش شدی

180
00:11:25,601 --> 00:11:26,601
‫کترین

181
00:11:27,228 --> 00:11:30,980
‫- واو، خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم
‫- بابا

182
00:11:32,066 --> 00:11:35,126
‫یادم رفته بود
‫چطور فضای اتاق رو شاد می‌کنی

183
00:11:35,319 --> 00:11:37,863
‫بابا، این "جاناتان"ـه

184
00:11:37,947 --> 00:11:40,032
‫توی دانشگاه دارسی ادبیات درس میده

185
00:11:40,116 --> 00:11:42,701
‫با هم رابطه داریم و رابطه‌مون خیلی جدیه

186
00:11:42,785 --> 00:11:45,804
‫پس گفتم بهتره بیاد
‫پدر بدنام خانواده‌مون رو ببینه

187
00:11:45,830 --> 00:11:46,831
‫بشینیم؟

188
00:11:49,917 --> 00:11:50,917
‫رابطه‌ی جدی، ها؟

189
00:11:51,419 --> 00:11:54,672
‫خب، مشتاقم که بهتر بشناسمت

190
00:11:56,257 --> 00:11:57,299
‫جو

191
00:11:58,926 --> 00:11:59,927
‫<i>نه</i>

192
00:12:08,269 --> 00:12:09,103
‫ممنون

193
00:12:09,186 --> 00:12:12,398
‫خیلی‌خب، اسم واقعیم رو می‌دونه
‫پس از "مادره لیندا" خبر داره

194
00:12:12,481 --> 00:12:17,035
‫<i>قطعی نیست که همه چیزو
‫ در موردم بدونه، نه مثل تو</i>

195
00:12:17,528 --> 00:12:21,031
‫<i>سخت تلاش می‌کنه که هیچ احساسی
‫ نشون نده، ولی داره کم‌کم روش تاثیر می‌ذاره</i>

196
00:12:21,115 --> 00:12:24,869
‫خب، این مدت چطور بودی، عزیزم؟
‫می‌دونم شرایط سختی داشتی

197
00:12:25,870 --> 00:12:27,830
‫بابت دوستات تسلیت میگم

198
00:12:27,913 --> 00:12:31,459
‫منظورت دوست‌پسر به‌قتل رسیدمه؟
‫یا دوستای به‌قتل رسیده‌ی دیگه‌م؟

199
00:12:31,542 --> 00:12:33,669
‫آره، سخت بوده

200
00:12:33,752 --> 00:12:35,629
‫منظورم اینه که غم‌انگیزه

201
00:12:36,714 --> 00:12:37,714
‫دردناکه

202
00:12:38,799 --> 00:12:42,452
‫ناراحت‌کننده‌ست، ناعادلانه‌ست
‫فقط میگم که واقعاً متاسفم

203
00:12:43,345 --> 00:12:46,307
‫واقعاً چیزی نیست، بابا
‫بیا در مورد هرچیز دیگه‌ای صحبت کنیم

204
00:12:46,390 --> 00:12:47,766
‫<i>کیت حق داشت</i>

205
00:12:47,850 --> 00:12:50,811
‫<i>بطرز گول‌زننده‌ای خاکیه، حتی دوست‌داشتنی</i>

206
00:12:50,895 --> 00:12:52,563
‫خب، جاناتان...

207
00:12:53,772 --> 00:12:55,149
‫چی درس میدی؟

208
00:12:55,232 --> 00:12:59,195
‫- لطفاً ازش بازجویی نکن
‫- نه، نه، اشکال نداره. اشکال نداره

209
00:12:59,278 --> 00:13:02,198
‫درحال حاضر داستان‌های
‫کوتاه تخیلی آمریکایی درس میدم

210
00:13:02,281 --> 00:13:05,642
‫من بیشتر اهل داستان‌های غیرتخیلی هستم

211
00:13:05,701 --> 00:13:10,122
‫میشه گفت "سوارکاران سرسخت" روزولت
‫برام مثل انجیل می‌مونه

212
00:13:10,206 --> 00:13:12,041
‫<i>سرنوشت الهی، ناجی سفیدپوست</i>

213
00:13:12,124 --> 00:13:13,459
‫ولی اگر راستشو بخوای

214
00:13:13,542 --> 00:13:17,630
‫آره، یه اثر تخیلی
‫مسائل عمیق‌تری رو بیان می‌کنه

215
00:13:17,713 --> 00:13:20,758
‫شخصیت واقعی آدم رو نشون میده، مگه نه؟

216
00:13:21,133 --> 00:13:24,135
‫- همم
‫<i>آخ</i> -

217
00:13:24,303 --> 00:13:28,273
‫مثلا این کترین، همیشه می‌دونستم
‫یه آدم نیکوکار واقعی میشه

218
00:13:28,307 --> 00:13:31,060
‫بهت گفته یکبار تمام پیت‌بول‌های
‫یکی از پناهگاه‌های لس‌آنجلس رو

219
00:13:31,143 --> 00:13:32,561
‫ به سرپرستی گرفته؟

220
00:13:32,645 --> 00:13:34,563
‫نه، نه

221
00:13:34,647 --> 00:13:39,652
‫خانمه بهش گفت
‫"خب، پیت‌بول‌ها رو کمتر به سرپرستی می‌گیرن"

222
00:13:39,735 --> 00:13:44,381
‫کترین، که حدوداً 10 سالش بود
‫قیافه‌ش یه حالت خاصی پیدا می‌کنه

223
00:13:44,406 --> 00:13:48,160
‫بعد گوشیم رو ازم گرفت
‫به تمام مخاطبینم زنگ زد

224
00:13:48,244 --> 00:13:52,248
‫و بهشون گفت قراره
‫ شخصاً بهشون یه سگ هدیه بدم

225
00:13:52,331 --> 00:13:53,331
‫آره

226
00:13:53,374 --> 00:13:58,928
‫تعجبی هم نداره. از تمام چیزهایی
‫ که عاشقشه خیلی خوب مراقبت می‌کنه

227
00:14:02,383 --> 00:14:07,221
‫هنوز باورم نمیشه
‫ باربارا استرایسند توله‌سگه رو قبول نکرد

228
00:14:07,763 --> 00:14:10,116
‫- بنظر من که فوق‌العاده‌ست...
‫- تعجبی هم نداره فرار کرده

229
00:14:10,140 --> 00:14:14,436
‫<i>از دست پدری که هم به خوبی‌هاش افتخار می‌کنه
‫ هم یه لاشخور شرکتی بی‌رحمه</i>

230
00:14:14,520 --> 00:14:15,688
‫- ممنون
‫- شام، جناب؟

231
00:14:15,771 --> 00:14:17,690
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم، جناب

232
00:14:19,400 --> 00:14:20,401
‫جناب

233
00:14:20,484 --> 00:14:23,195
‫<i>چه آتویی ازت داره، ریس؟</i>

234
00:14:23,279 --> 00:14:24,405
‫<i>و از من؟</i>

235
00:14:29,451 --> 00:14:33,462
‫<i>چهار نیم‌وعده خوردیم
‫و هنوز نمی‌دونم هدف تام چیه</i>

236
00:14:34,331 --> 00:14:36,292
‫<i>یا اینجا چرا می‌خوای بمیره</i>

237
00:14:36,375 --> 00:14:37,918
‫وقت دسره

238
00:14:41,338 --> 00:14:42,423
‫ممنون

239
00:14:45,217 --> 00:14:47,803
‫این شما و این هم موزه‌ی لاکوود

240
00:14:49,513 --> 00:14:51,682
‫موزه‌ی کترین لاکوود

241
00:14:52,766 --> 00:14:54,894
‫آره درسته، توی نیویورک

242
00:14:55,603 --> 00:14:59,940
‫منطقه‌ی شرقی، کاغذبازی‌ها
‫و امور مالی و کاراش انجام شده

243
00:15:00,024 --> 00:15:02,860
‫<i>بدون یه وسوسه‌
‫که نمیشه اسمتو گذاشت شیطان</i>

244
00:15:02,943 --> 00:15:04,445
‫منظورت چیه؟

245
00:15:05,321 --> 00:15:07,280
‫این همیشه آرزوت بوده، عزیزم

246
00:15:07,364 --> 00:15:10,993
‫کلکسیون من داره توی گاوصندوق
‫ خاک می‌خوره، برش دار

247
00:15:11,744 --> 00:15:14,872
‫می‌تونی هنرمندهای نوظهورت رو اونجا نشون بدی

248
00:15:15,372 --> 00:15:17,124
‫اونا سود می‌برن، تو اعتبار کسب می‌کنی

249
00:15:18,125 --> 00:15:20,586
‫فقط بهش فکر کن

250
00:15:21,420 --> 00:15:22,630
‫فقط همینو ازت می‌خوام

251
00:15:25,591 --> 00:15:29,101
‫بهش فکر می‌کنم. توی دستشویی

252
00:15:35,601 --> 00:15:39,563
‫خب، بریم سر اصل مطلب، جوزف

253
00:15:40,481 --> 00:15:43,317
‫چه چیزایی می‌تونی در مورد
‫ "لاو کویین" بهم بگی؟

254
00:15:43,400 --> 00:15:44,652
‫<i>شروع شد</i>

255
00:15:44,735 --> 00:15:48,320
‫زن سابقم مشکلات ذهنی زیادی داشت

256
00:15:49,156 --> 00:15:51,533
‫عمیق‌ترین پشیمونیم اینه که
‫نتونستم بهش کمک کنم

257
00:15:51,617 --> 00:15:52,660
‫همم، تو کشتیش؟

258
00:15:54,370 --> 00:15:57,331
‫خودش خودشو کشت
‫و نزدیک بود منم بکشه

259
00:15:57,414 --> 00:15:58,749
‫تابحال کسی رو کشتی؟

260
00:15:58,832 --> 00:16:00,000
‫<i>خیلی‌خب، دیگه کافیه</i>

261
00:16:00,084 --> 00:16:03,045
‫درک می‌کنم که نگران کیت هستی، منم هستم

262
00:16:03,879 --> 00:16:05,965
‫یه زمانی خیلی بدشانسی آوردم

263
00:16:08,676 --> 00:16:12,687
‫ولی آدم آرومی هستم
‫و فقط یه زندگی آروم فرهنگی می‌خوام

264
00:16:13,806 --> 00:16:16,934
‫به کیت صدمه‌ای نزن
‫وگرنه با شخصیت واقعیم آشنا میشی

265
00:16:22,106 --> 00:16:23,148
‫ممنون

266
00:16:25,067 --> 00:16:28,904
‫میگما، کسی به اسم
‫ ریس مونتروز می‌شناسی؟

267
00:16:30,280 --> 00:16:32,491
‫هرازگاهی اطراف کیت می‌پلکه؟

268
00:16:33,117 --> 00:16:34,159
‫<i>زدی به هدف</i>

269
00:16:34,243 --> 00:16:35,077
‫بله، همدیگه رو دیدیم

270
00:16:35,160 --> 00:16:37,454
‫خب در مورد اون چی می‌تونی بهم بگی؟

271
00:16:39,540 --> 00:16:41,083
‫چرا؟ ازش خوشت نمیاد؟

272
00:16:41,166 --> 00:16:42,960
‫تهدیدی برای منافع منه

273
00:16:43,043 --> 00:16:45,379
‫اومدم یه درسی بهش بدم

274
00:16:46,088 --> 00:16:47,506
‫از لحاظ سیاسی

275
00:16:47,589 --> 00:16:49,591
‫رسانه‌ها قراره یه داستان منتشر کنن

276
00:16:49,675 --> 00:16:52,136
‫اون زندگی‌نامه‌ش...

277
00:16:52,720 --> 00:16:54,054
‫چندان با حقیقت تطابق نداره

278
00:16:54,138 --> 00:16:55,848
‫<i>یه دروغگو، همیشه دروغگوئه</i>

279
00:16:55,931 --> 00:16:59,359
‫- بنظر ناجور میاد
‫- خب، شاید ضربه‌ی مهلکی نخوره

280
00:16:59,435 --> 00:17:05,190
‫خب اگر بتونی چیزی بهم بگی
‫ممنونت میشم

281
00:17:05,274 --> 00:17:08,777
‫شاید جو گلدبرگ نتونه
‫قاتل زنجیره‌ای بودنت رو افشا کنه، ولی...

282
00:17:10,612 --> 00:17:14,324
‫یه اطلاعات درست‌و‌حسابی بهم بده، جو
‫بهت قول میدم، ازت محافظت می‌کنم

283
00:17:14,408 --> 00:17:17,161
‫<i>دشمن دشمن من، دوست‌من منه</i>

284
00:17:18,162 --> 00:17:21,915
‫<i>شرمنده، ریس
‫قرار نیست تام لاکوود رو بکشم</i>

285
00:17:23,250 --> 00:17:25,753
‫<i>ازش استفاده می‌کنم
‫تا تو رو بندازم زندان</i>

286
00:17:36,972 --> 00:17:37,972
‫کیت

287
00:17:41,226 --> 00:17:42,227
‫کیت

288
00:17:44,271 --> 00:17:45,814
‫می‌خوای بیای بالا؟

289
00:17:45,898 --> 00:17:47,441
‫<i>یا یک کلمه باهام حرف بزنی؟</i>

290
00:17:48,484 --> 00:17:51,070
‫نه، می‌دونی
‫باید برم ببینم فیبی چطوره

291
00:17:51,153 --> 00:17:52,780
‫داره بهم پیام میده

292
00:17:53,447 --> 00:17:56,075
‫یخورده دلهره داره بعد از اون، می‌دونی...

293
00:17:56,784 --> 00:17:57,784
‫آره

294
00:18:02,664 --> 00:18:07,176
‫بابت امشب ممنون
‫واقعاً مایه‌ی دلگرمیم بودی

295
00:18:07,920 --> 00:18:10,339
‫شرمنده، وقتی از اینجا رفت
‫به حالت عادیم برمی‌گردم

296
00:18:10,422 --> 00:18:13,841
‫محض اطلاعت
‫همون اول متوجه دروغ‌هاش شدم

297
00:18:13,926 --> 00:18:16,512
‫قضیه‌ی موزه بهتر از اونیه
‫که حقیقت داشته باشه

298
00:18:18,013 --> 00:18:19,973
‫نه، حقیقت داره

299
00:18:21,016 --> 00:18:23,602
‫دقیقاً همون چیزیه که می‌خوام
‫توی همون زمانی که می‌خوامش

300
00:18:23,685 --> 00:18:26,355
‫نزدیک بود همون لحظه جواب مثبت بدم

301
00:18:27,356 --> 00:18:32,277
‫قرار شام... فکر خوبی نبود
‫منو به خوبی خودش می‌شناسه

302
00:18:32,361 --> 00:18:36,314
‫پس می‌دونه که تو مثل اون نیستی
‫ و هرگز نخواهی بود

303
00:18:36,323 --> 00:18:37,658
‫یه نگاه به خودت بنداز

304
00:18:38,534 --> 00:18:44,123
‫داری از یه سکس بی‌نظیر دست می‌کشی
‫تا ببینی حال دوستت چطوره و این شخصیت واقعیته

305
00:18:44,206 --> 00:18:47,209
‫پس این پیشنهاد، قبولش کن یا نکن

306
00:18:47,292 --> 00:18:52,530
‫ولی مهم‌ترین چیز اینه که باهاش چیکار می‌کنی
‫ و کارهای خوبی باهاش می‌کنی

307
00:18:57,928 --> 00:18:59,388
‫شب خوبی داشته باشی جاناتان

308
00:18:59,471 --> 00:19:02,732
‫<i>لاکوود فقط یک شبه اومده
‫ولی همین الانشم داره خرابکاری می‌کنه</i>

309
00:19:02,766 --> 00:19:05,853
‫<i>کم‌کم دارم متوجه میشم
‫چرا می‌خوای بمیره</i>

310
00:19:07,187 --> 00:19:09,106
‫<i>ولی قبلش میام سراغ تو</i>

311
00:19:18,574 --> 00:19:21,243
‫شرمنده که دیروقت پیام دادم
‫مطمئنی مزاحمت نیستم؟

312
00:19:21,326 --> 00:19:24,371
‫لوس نشو. می‌تونی تا هرموقع خواستی بمونی

313
00:19:24,454 --> 00:19:26,516
‫شرکت امنیتی قرار بود
‫سیستم آپارتمانم رو ارتقاع بده

314
00:19:26,540 --> 00:19:30,810
‫ولی دیدم یکیشون داره از دستشویی
‫ استفاده می‌کنه، منم همونجا اخراجشون کردم

315
00:19:31,128 --> 00:19:33,304
‫خدا می‌دونه اونجا چیکار می‌کرده

316
00:19:33,338 --> 00:19:36,216
‫شاید دوربین یا آینه‌ی دوطرفه کار می‌ذاشته

317
00:19:36,300 --> 00:19:37,134
‫اوه، خدا

318
00:19:37,217 --> 00:19:40,262
‫با چیزهایی که از سر گذروندی
‫کمی شکاک بودن قابل درکه

319
00:19:40,345 --> 00:19:41,805
‫بلا میگه حتماً نفرین شده‌م

320
00:19:41,889 --> 00:19:45,058
‫ولی یه رمال می‌شناسه که فقط
‫با 8 هزار پوند می‌تونه هر نفرینی رو بشکنه

321
00:19:45,142 --> 00:19:46,185
‫لطفاً بگو این‌کارو نکردی

322
00:19:46,268 --> 00:19:49,146
‫نه، اخراجش کردم
‫همه رو اخراج کردم

323
00:19:49,229 --> 00:19:50,939
‫شاید اصلاً آپارتمان رو بفروشم

324
00:19:51,023 --> 00:19:53,150
‫- نظرت در مورد پمبروکشر چیه؟
‫- برای...؟

325
00:19:53,233 --> 00:19:54,943
‫تقریباً فصل برداشت سیب‌زمینی شده

326
00:19:55,027 --> 00:19:56,570
‫بنظر دوست‌داشتنی نمیاد؟

327
00:19:56,653 --> 00:19:58,572
‫بوی خاک، باد توی موهام

328
00:19:58,655 --> 00:19:59,948
‫شاید تقدیرم همینه

329
00:20:00,032 --> 00:20:02,826
‫فیبز، یکم نفس تازه کن

330
00:20:02,910 --> 00:20:05,996
‫می‌خوام یه کسب‌و‌کار داشته باشم، می‌دونی؟
‫می‌خوام...

331
00:20:07,331 --> 00:20:11,084
‫می‌خوام توانایی یه کاری رو داشته باشم

332
00:20:11,668 --> 00:20:15,589
‫- هی، توانایی خیلی چیزا رو داری
‫- هیچ‌کاری نمی‌کنم. ترتیب هیچ‌کاری رو نمیدم

333
00:20:15,672 --> 00:20:17,549
‫مثل یه نوزاد گنده و دراز می‌مونم

334
00:20:17,633 --> 00:20:19,176
‫- واقعاً شرم‌آوره
‫- نه

335
00:20:21,887 --> 00:20:26,099
‫دوستات کشته شدن
‫فیبی، ناسلامتی دزدیده شدی

336
00:20:26,183 --> 00:20:31,137
‫تواناترین زن دنیا هم بود
‫دچار پی‌تی‌اس‌دی میشد
‫(اختلال اضطراب پس از سانحه)

337
00:20:31,146 --> 00:20:32,146
‫پی‌تی‌اس‌دی؟

338
00:20:33,023 --> 00:20:35,984
‫اوه، نه، اینو نمی‌خوام
‫چطوری از وجودم خارجش کنم؟

339
00:20:36,068 --> 00:20:38,070
‫- نه، خب، بنظرم...
‫- از این وضع متنفرم

340
00:20:38,153 --> 00:20:40,364
‫بنظرم به یه متخصص
‫سلامت روانی نیاز داشته باشی

341
00:20:40,447 --> 00:20:44,117
‫- همین الانشم هرچی قرص هست می‌خورم
‫- شاید بشه ببینیم چی می‌خوری

342
00:20:44,201 --> 00:20:48,096
‫و تحت نظر میزان‌شون رو تنظیم کنیم

343
00:20:48,121 --> 00:20:51,124
‫احتیاج به استراحت داری، فیبی
‫هیچ خجالتی هم نداره

344
00:20:51,208 --> 00:20:54,086
‫نه، کیت
‫ممکنه رسانه‌ها خبردار بشن

345
00:20:54,753 --> 00:20:57,756
‫خودم ترتیبش رو میدم
‫برای دیگران هم این‌کارو کردم

346
00:20:58,257 --> 00:21:00,308
‫برای هنرمندهای مشهور

347
00:21:00,342 --> 00:21:04,428
‫حتی برای مادر خودمم این‌کارو کردم

348
00:21:04,805 --> 00:21:08,392
‫یه دوره‌ی کوتاه و مخفیانه

349
00:21:08,475 --> 00:21:12,062
‫می‌تونیم امشب بریم. با یه عده تماس می‌گیرم
‫فقط کافیه وسایلت رو جمع کنی

350
00:21:15,857 --> 00:21:19,919
‫بله. و حواست باشه
‫از اسم مستعار استفاده کنی

351
00:21:20,279 --> 00:21:22,630
‫تا 40 دقیقه دیگه میایم

352
00:21:24,491 --> 00:21:26,491
‫ممنون

353
00:21:32,249 --> 00:21:35,335
‫- اینجا چیکار می‌‌کنی؟
‫- کیت، من بی‌خانمانم

354
00:21:35,419 --> 00:21:38,922
‫- اصلاً وقت خوبی نیست
‫- ببین، صبر کن، یه لحظه گوش کن

355
00:21:39,006 --> 00:21:41,842
‫روی یکی از نیمکت‌های
‫میدون بلومزبری خواب بودم

356
00:21:41,925 --> 00:21:44,136
‫و معتادها بهم حمله کردن

357
00:21:45,178 --> 00:21:48,765
‫یه سگ معتاد داشتن
‫بخدا قسم مواد زده بود

358
00:21:48,849 --> 00:21:51,727
‫- جای... جای کبودیش رو بدنمه
‫- نه، نیست

359
00:21:51,810 --> 00:21:53,645
‫اصلاً بیخیال. فیبی هنوز بیداره؟

360
00:21:53,729 --> 00:21:56,481
‫الان حضورت اصلاً براش خوب نیست
‫آدام، حال خوشی نداره

361
00:21:56,565 --> 00:21:58,859
‫- چی؟
‫- دارم می‌برمش بیمارستان ولدرهیل

362
00:21:58,942 --> 00:22:02,587
‫اگر بهش اهمیت میدی
‫اجازه بده کمکی که لازم داره رو بهش برسونم

363
00:22:02,612 --> 00:22:04,489
‫- من می‌رسونمش
‫- فکر کردم بی‌خانمانی

364
00:22:04,573 --> 00:22:06,825
‫- "استون" تا یک روز دیگه دستمه، کیت
‫- ای خدا

365
00:22:06,908 --> 00:22:11,003
‫کیت، ببین، ببین
‫می‌دونم خیلی عوضی بودم

366
00:22:11,038 --> 00:22:15,917
‫می‌دونم قلبش رو شکستم، ولی
‫امروز صبح، وقتی همه‌چیزمو از دست دادم...

367
00:22:16,001 --> 00:22:18,003
‫- همه چیزت نبوده
‫- تمام چیزایی که اهمیت داشتن

368
00:22:18,920 --> 00:22:20,547
‫کلوپم

369
00:22:21,757 --> 00:22:23,884
‫شهرتم، دخترم

370
00:22:24,593 --> 00:22:26,845
‫چشمام به حقیقت باز شد، خب؟

371
00:22:26,928 --> 00:22:29,389
‫ولی کیت، بهم فرصت بده
‫تا کار درست رو انجام بدم

372
00:22:29,473 --> 00:22:31,349
‫و بهت قول میدم
‫دیگه قلبش رو نمی‌شکنم

373
00:22:34,561 --> 00:22:35,687
‫من بدون اون هیچی نیستم

374
00:22:37,898 --> 00:22:38,898
‫باشه

375
00:22:43,111 --> 00:22:46,446
‫فقط می‌خواد منو برسونه

376
00:22:49,284 --> 00:22:51,285
‫بهش اعتماد دارم

377
00:22:55,874 --> 00:22:57,875
‫دلم برات تنگ شده

378
00:22:58,251 --> 00:23:00,669
‫خوشحالم حالت خوبه

379
00:23:03,590 --> 00:23:06,526
‫<i>جاناتان مور بخاطر مشکل کوچیک
‫ جو گلدبرگ بودنش </i>

380
00:23:06,529 --> 00:23:08,178
‫<i>نمی‌تونه به پلیس بگه تو قاتلی</i>

381
00:23:08,261 --> 00:23:11,681
‫<i>ولی اگر بتونم اعترافت رو
‫ضبط کنم، بدمش به لاکوود</i>

382
00:23:11,765 --> 00:23:15,227
‫<i>می‌تونه از پارتی‌هاش
‫برای نابود کردنت استفاده کنه</i>

383
00:23:15,310 --> 00:23:18,605
‫<i>خب یه طعمه می‌ذارم تا بیارمت اینجا</i>

384
00:23:20,565 --> 00:23:24,818
‫«حالا فهمیدم چرا می‌خوای ت.ل بمیره
‫با توجه به آتویی که ازت داره»

385
00:23:29,491 --> 00:23:31,909
‫<i>می‌دونستم طعمه رو می‌چسبی</i>

386
00:23:40,794 --> 00:23:41,795
‫خیلی‌خب، بگو

387
00:23:43,088 --> 00:23:44,714
‫لاکوود ادعا می‌کنه چی می‌دونه؟

388
00:23:48,969 --> 00:23:50,303
‫خودت فکر می‌کنی چی می‌دونه؟

389
00:23:51,638 --> 00:23:52,639
‫زرنگ‌بازی درنیار

390
00:23:52,722 --> 00:23:53,557
‫<i>بشین و تماشا کن</i>

391
00:23:53,640 --> 00:23:54,850
‫در مورد یه کتاب بود؟

392
00:23:54,933 --> 00:23:59,020
‫کسی بوده که کمی داستان خودش رو
‫ تغییر نده؟ نویسندگی یعنی همین

393
00:23:59,104 --> 00:24:02,731
‫این چیزیه که بیشتر از همه
‫ ازش می‌ترسی؟ که مردم بفهمن؟

394
00:24:05,610 --> 00:24:07,571
‫چیه؟

395
00:24:09,447 --> 00:24:12,448
‫بوش رو حس می‌کنی؟

396
00:24:13,535 --> 00:24:16,580
‫بوی یه موش (خبرچین) کوفتی میاد

397
00:24:16,663 --> 00:24:17,663
‫<i>گندش بزنن</i>

398
00:24:20,125 --> 00:24:22,794
‫فکر کردی من احمقم؟ همم؟

399
00:24:24,838 --> 00:24:28,300
‫کی می‌خوای متوجه بشی؟
‫من باهوش‌تر از توام

400
00:24:35,765 --> 00:24:36,765
‫برات آشنا نیست؟

401
00:24:40,854 --> 00:24:41,854
‫آره، جو

402
00:24:43,106 --> 00:24:44,691
‫معشوق قدیمیت رو پیدا کردم

403
00:24:45,317 --> 00:24:46,443
‫خیلی سرسخته

404
00:24:47,152 --> 00:24:49,738
‫- چطوری...؟
‫- بعد از من تکرار کن

405
00:24:49,821 --> 00:24:53,992
‫من از تو باهوش‌ترم

406
00:24:55,076 --> 00:24:56,203
‫مرده؟

407
00:24:56,286 --> 00:24:59,414
‫این کجاش هوشمندانه‌ست؟
‫حتی کسی نمی‌دونه غیبش زده

408
00:24:59,497 --> 00:25:01,625
‫از گوشیش به دوست پرستار‌بچه‌ش پیام دادم

409
00:25:01,708 --> 00:25:03,585
‫"آخ، پام لیز خورد
‫افتادم روی سوزن هروئین"

410
00:25:03,668 --> 00:25:04,920
‫"لطفاً مراقب دخترم باش"

411
00:25:05,003 --> 00:25:06,546
‫یادم نمیاد اسم کوفتیش چی بود

412
00:25:08,048 --> 00:25:10,300
‫اسمش جولیت‌ـه و به مادرش احتیاج داره

413
00:25:10,383 --> 00:25:13,094
‫اوه، آروم باش
‫جات بودم تکون نمی‌خوردم، پسر

414
00:25:13,178 --> 00:25:17,098
‫راننده‌م بیرونه، دستیارهای انتخاباتیم
‫می‌دونن کجام. بیا درگیر نشیم

415
00:25:17,182 --> 00:25:18,600
‫- باشه؟
‫- کجاست؟

416
00:25:18,683 --> 00:25:22,812
‫یه جایی نگهش داشتم. لاکوود رو بکش
‫و من سریعاً آزادش می‌کنم

417
00:25:22,896 --> 00:25:25,774
‫ولی، اگر لاکوود تا 24 ساعت آینده نمیره

418
00:25:25,857 --> 00:25:31,694
‫دندون‌های ماریان بلامی رو
‫توی یه سبد میوه‌ی کوفتی برات می‌فرستم

419
00:25:42,332 --> 00:25:43,959
‫<i>امکان نداره</i>

420
00:25:44,042 --> 00:25:45,710
‫<i>کجا نگهش می‌داری؟</i>

421
00:25:45,794 --> 00:25:48,421
‫<i>خودم دیدم سوار اون قطار شد</i>

422
00:25:48,505 --> 00:25:49,547
‫<i>گندش بزنن</i>

423
00:25:49,631 --> 00:25:51,007
‫<i>اینا همه‌ش تقصیر منه</i>

424
00:25:55,512 --> 00:25:56,930
‫«زمانت داره می‌گذره...»

425
00:25:59,307 --> 00:26:01,059
‫«می‌خوام تخماش رو توی
‫یه پاکت خوشگل بهم تحویل بدی»

426
00:26:01,142 --> 00:26:02,560
‫<i>صبح توام بخیر</i>

427
00:26:03,311 --> 00:26:08,522
‫<i>چرا امروز سادیست‌تر از همیشه بنظر میای؟</i>

428
00:26:10,485 --> 00:26:12,445
‫<i>و تام لاکوود کار خودشو کرد</i>

429
00:26:12,529 --> 00:26:14,197
‫<i>بعداً نگی بهت هشدار نداده بودم</i>

430
00:26:14,781 --> 00:26:16,866
‫<i>مردم لندن شوکه شدن که فهمیدن بخش‌هایی از</i>

431
00:26:16,950 --> 00:26:19,286
‫<i>"مردی خوب در دنیایی بی‌رحم" رو جعل کردی</i>

432
00:26:19,369 --> 00:26:22,038
‫<i>تا خودت رو بهتر و دنیا رو بی‌رحم‌تر نشون بدی</i>

433
00:26:22,122 --> 00:26:24,624
‫<i>ولی حتی یک اتهام به قتل هم نیست</i>

434
00:26:24,708 --> 00:26:27,210
‫<i>طرفدارای پروپاقرصت از ایلان ماسک هم بیشتره</i>

435
00:26:27,294 --> 00:26:30,338
‫<i>شاید میزان محبوبیتت کم بشه
‫ولی بنظرم جون سالم به‌در می‌بری</i>

436
00:26:30,922 --> 00:26:32,841
‫<i>درخواست‌های پاسخ جواب داده نشده‌اند</i>

437
00:26:32,924 --> 00:26:35,302
‫<i>مونتروز از خانه‌ی لندن خود فرار کرده است</i>

438
00:26:36,094 --> 00:26:38,972
‫<i>معلومه که غیبت می‌زنه. بزدل</i>

439
00:26:39,055 --> 00:26:44,134
‫<i>درحالیکه از یه زن بی‌‌گناه استفاده می‌کنی
‫تا مجبورم کنی کارای کثیفت رو انجام بدم</i>

440
00:26:44,185 --> 00:26:46,187
‫<i>باید امروز تام رو بکشم</i>

441
00:26:47,731 --> 00:26:48,898
‫<i>تا ماریان رو نجات بدم</i>

442
00:26:49,941 --> 00:26:50,775
‫<i>چطوری؟</i>

443
00:26:57,324 --> 00:26:58,742
‫توام نخوابیدی

444
00:26:58,825 --> 00:27:04,354
‫<i>بدترین کسی که الان می‌تونه اطرافم باشه
‫ و تنها کسی که دلم می‌خواد ببینم</i>

445
00:27:07,083 --> 00:27:10,127
‫تمام شبو داشتم فکر می‌کردم

446
00:27:10,295 --> 00:27:12,671
‫امان از این ذهن مسخره‌م

447
00:27:15,050 --> 00:27:16,051
‫در مورد چی؟

448
00:27:16,801 --> 00:27:17,801
‫ما

449
00:27:19,971 --> 00:27:21,264
‫که چقدر رابطه‌مون عالیه

450
00:27:22,766 --> 00:27:24,642
‫و اینکه از همون اول عاقبت خوبی نداشتیم

451
00:27:26,436 --> 00:27:27,437
‫باید صحبت کنیم

452
00:27:27,520 --> 00:27:29,522
‫<i>اوه، پدرش چیزی گفته؟</i>

453
00:27:44,371 --> 00:27:47,207
‫یادته بهت گفتم
‫که وقتی اونجا کار می‌کردم

454
00:27:47,290 --> 00:27:53,420
‫بابام به یه مشت بچه سرطان داد
‫تا بتونه یه خط‌ لوله بسازه؟‌

455
00:27:53,922 --> 00:27:55,923
‫اون این‌کارو نکرد

456
00:27:56,424 --> 00:27:58,425
‫من کردم

457
00:27:58,468 --> 00:28:00,762
‫19سالم بود، بهم می‌گفتن اعجوبه

458
00:28:00,845 --> 00:28:05,683
‫می‌گفتن تابحال کسی به خوبی من
‫ ندیده بودن، از زمان، خب، تام لاکوود

459
00:28:08,895 --> 00:28:10,814
‫و حتی از درون هم نابودم نکرد

460
00:28:10,897 --> 00:28:12,315
‫فقط گذاشتمش یه گوشه از مغزم

461
00:28:12,399 --> 00:28:15,693
‫و می‌تونستم تا ابد همینطور ادامه بدم

462
00:28:15,777 --> 00:28:17,320
‫<i>پس حقیقت اینه</i>

463
00:28:17,404 --> 00:28:19,322
‫<i>تام مجبورش کرد عملی هیولایی انجام بده</i>

464
00:28:19,406 --> 00:28:20,824
‫<i>پس الان فکر می‌کنه یه هیولاست</i>

465
00:28:20,907 --> 00:28:23,326
‫قضاوتت نمی‌کنم. دارم گوش میدم

466
00:28:23,410 --> 00:28:24,953
‫باید قضاوتم کنی

467
00:28:27,539 --> 00:28:32,301
‫من نمی‌ترسم که مثل پدرم بشم
‫همین الانشم بدتر از اونم

468
00:28:32,335 --> 00:28:35,839
‫اونقدر مشغول اثبات این بودم
‫که قوی‌ترین دختر دنیام

469
00:28:35,922 --> 00:28:37,715
‫که برام مهم نبود

470
00:28:41,261 --> 00:28:44,262
‫و این حالت هنوز هم در وجودمه

471
00:28:45,014 --> 00:28:47,100
‫همه‌مون یه چیز بد در وجودمون داریم

472
00:28:47,183 --> 00:28:49,936
‫- نه به این بدی
‫- فقط یه نوجوون بودی

473
00:28:50,019 --> 00:28:52,313
‫اینقدر سعی نکن توجیهش کنی

474
00:28:52,397 --> 00:28:53,398
‫نمی‌کنم. نمی‌کنم

475
00:28:54,107 --> 00:28:56,151
‫- نمی‌کنم
‫- ببین، بیا بی‌پرده حرف بزنیم

476
00:28:56,234 --> 00:29:00,028
‫رابطه‌ی من و تو، اصلاً ممکن نیست

477
00:29:00,071 --> 00:29:04,199
‫چون هیچوقت نمی‌تونم
‫از کترین لاکوود بودن دست بردارم

478
00:29:14,210 --> 00:29:18,798
‫ببین، اگر فکر می‌کردم
‫که محکوم به تکرار گذشته‌م هستم

479
00:29:18,882 --> 00:29:21,426
‫هیچوقت با هم آشنا نمی‌شدیم

480
00:29:28,433 --> 00:29:32,769
‫می‌دونی محبوب‌ترین خصوصیت عشق برام چیه؟

481
00:29:35,523 --> 00:29:37,192
‫بهت فرصت‌های دوباره‌ای میده

482
00:29:42,489 --> 00:29:44,991
‫می‌دونی، دیشب یه فکر و خیالی در سر داشتم...

483
00:29:48,119 --> 00:29:52,207
‫که می‌تونیم فرار کنیم
‫هرسال بریم یه شهر متفاوت

484
00:29:52,999 --> 00:29:56,920
‫غذاهای فوق‌العاده بخوریم
‫توی مکان‌های جذاب سکس کنیم

485
00:29:57,003 --> 00:29:59,464
‫و کارای خوبی بکنیم

486
00:30:00,215 --> 00:30:03,092
‫زندگی آدم‌ها رو بهتر کنیم

487
00:30:04,761 --> 00:30:06,429
‫عجب فکر احمقانه‌ای، مگه نه؟

488
00:30:11,309 --> 00:30:12,685
‫هرگز نگو هرگز

489
00:30:19,400 --> 00:30:22,987
‫قرار بود این یه سکس
‫ یک‌شبه باشه. اونم توی روز

490
00:30:24,489 --> 00:30:25,490
‫راست میگی

491
00:30:29,744 --> 00:30:31,830
‫واقعاً این رابطه رو می‌خوام، جاناتان

492
00:30:33,206 --> 00:30:34,457
‫فقط خواستم بگم...

493
00:30:36,626 --> 00:30:38,545
‫بذار فکر و خیال ادامه پیدا کنه

494
00:30:40,046 --> 00:30:41,422
‫<i>ایکاش می‌شد</i>

495
00:30:41,506 --> 00:30:44,425
‫<i>چون حقیقت اینه که
‫هرچقدرم کیت از پدرش متنفر باشه</i>

496
00:30:44,509 --> 00:30:47,762
‫<i>کشتنش فقط شرایط کیت رو بدتر می‌کنه</i>

497
00:30:51,432 --> 00:30:54,018
‫<i>ولی انتخاب بین اون و ماریان‌ـه</i>

498
00:30:55,895 --> 00:31:00,525
‫ممنون که به دیدنم اومدی، اشکالی نداره
‫بیرون منتظر بمونه تا بتونیم صحبت کنیم؟

499
00:31:00,608 --> 00:31:05,695
‫- یک دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه
‫- باشه. دم ماشین می‌بینمت؟

500
00:31:05,905 --> 00:31:07,425
‫<i>شاید فکر کنی راه خروج خوبی</i>

501
00:31:07,490 --> 00:31:09,701
‫<i>از این شرایط ندارم، و حق با توئه</i>

502
00:31:10,577 --> 00:31:11,619
‫<i>راه بدی دارم</i>

503
00:31:13,037 --> 00:31:15,748
‫<i>باتشکر از اعتماد اشتباه به فرهنگیان انگلستان</i>

504
00:31:15,832 --> 00:31:17,584
‫<i>هیچ مامور یا دوربین حراستی اینجا نیست</i>

505
00:31:17,667 --> 00:31:19,252
‫- واو
‫- آره

506
00:31:20,962 --> 00:31:24,799
‫- پارچه‌ها برای چیه؟
‫- فکر کنم دارن یه فکری به‌حال کپک‌ها می‌کنن

507
00:31:24,883 --> 00:31:26,467
‫<i>که بیرون بردن جسد رو آسون می‌کنه</i>

508
00:31:26,551 --> 00:31:29,637
‫<i>و اونقدر بهم زمان میده
‫که دعا کنم و بزنم به چاک</i>

509
00:31:31,598 --> 00:31:35,184
‫اول از همه، احیاناً طرفدار
‫وینستون چرچیل نیستی؟

510
00:31:36,811 --> 00:31:38,187
‫فکر می‌کردم شاید باشی

511
00:31:38,271 --> 00:31:42,483
‫خب اینجا توی دارسی یه نسخه‌ی
‫ چاپ اول کمیاب "اوایل زندگی من" داریم

512
00:31:43,067 --> 00:31:45,361
‫که خودش امضاش کرده

513
00:31:47,113 --> 00:31:48,323
‫عجب

514
00:31:50,825 --> 00:31:52,368
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست، جو

515
00:32:03,713 --> 00:32:04,713
‫حالت خوبه؟

516
00:32:06,799 --> 00:32:08,134
‫بنظر یکم مضطرب میای

517
00:32:08,217 --> 00:32:09,217
‫همم

518
00:32:10,261 --> 00:32:13,287
‫فکر کنم دلیلش رو بدونم

519
00:32:13,681 --> 00:32:15,682
‫یا بهتره بگم مسبب‌ش رو

520
00:32:16,017 --> 00:32:17,310
‫ریس مونتروز

521
00:32:18,394 --> 00:32:20,104
‫- نمی‌دونم منظورت چیه
‫- چرا می‌دونی

522
00:32:20,188 --> 00:32:23,315
‫وقتی اسمش رو آوردم
‫یه واکنش کوچیکی نشون دادی

523
00:32:23,358 --> 00:32:28,071
‫و می‌خوام حس کنی که اونقدر
‫امنیت داری که همه‌چی رو بهم بگی

524
00:32:28,988 --> 00:32:31,282
‫<i>ایکاش میشد
‫ولی ماریان تا فردا می‌میره</i>

525
00:32:31,991 --> 00:32:35,119
‫بنظرم می‌ترسی که
‫حقیقت رو بهم بگی، پسرجون

526
00:32:35,203 --> 00:32:38,206
‫<i>گندش بزنن، این ادای پدرا رو درآوردن
‫ واقعاً جواب میده</i>

527
00:32:38,289 --> 00:32:40,750
‫- نه... نه اصلاً
‫- اشکالی نداره

528
00:32:40,833 --> 00:32:44,087
‫یه فکری برای رفع نگرانی
‫تمام عواقب احتمالی دارم

529
00:32:44,170 --> 00:32:48,591
‫کار من اینه که بقیه رو سبک‌سنگین می‌کنم
‫ که ببینم چه کاری ازشون برمیاد

530
00:32:48,675 --> 00:32:51,135
‫خب، به عنوان مثال تو

531
00:32:52,220 --> 00:32:53,805
‫بنظر آدم خوبی میای

532
00:32:53,888 --> 00:32:56,349
‫باملاحظه، بامحبت

533
00:32:57,809 --> 00:32:59,519
‫و بنظرم لاو کویین رو کشتی

534
00:33:00,520 --> 00:33:04,548
‫اشکال نداره. بنظر از اون روانیا میومد
‫منظورم اینه که، این کارو کردی

535
00:33:04,899 --> 00:33:07,568
‫وقتی نیاز باشه، می‌تونی انجامش بدی

536
00:33:07,652 --> 00:33:12,363
‫و اونقدر خوب انجامش بدی
‫که هیچ عواقبی برات نداشته باشه

537
00:33:13,574 --> 00:33:14,701
‫می‌تونم بهت کمک کنم

538
00:33:16,035 --> 00:33:16,869
‫چطوری؟

539
00:33:16,953 --> 00:33:22,542
‫خب، هدف اون اخبار و رسوایی
‫نابودی انتخابات مونتروز نبود

540
00:33:22,625 --> 00:33:26,003
‫هدف این بود که مجبور بشه قایم بشه

541
00:33:26,421 --> 00:33:27,421
‫این بخش اول

542
00:33:28,131 --> 00:33:29,841
‫- می‌دونی کجاست
‫- آره

543
00:33:30,508 --> 00:33:32,760
‫رفتی بیرون شهر خونه‌ی زن سابقش

544
00:33:32,844 --> 00:33:34,429
‫داره سعی می‌کنه

545
00:33:34,512 --> 00:33:40,392
‫که حامی جمع کنه
‫تا دوباره مبارزه‌ی انتخاباتیش رو ادامه بده

546
00:33:42,478 --> 00:33:44,379
‫کاملاً تنهاست

547
00:33:44,397 --> 00:33:45,606
‫بدون هیچ حفاظتی

548
00:33:45,690 --> 00:33:49,152
‫<i>این ارباب‌جنگ شیک‌پوش داره چیزی رو بهم میده</i>

549
00:33:49,235 --> 00:33:52,613
‫<i>که بیشتر از همه در دنیا می‌خوام، تو</i>

550
00:33:53,197 --> 00:33:55,199
‫- بخش دومش تویی
‫- من؟

551
00:33:59,579 --> 00:34:01,873
‫به من احتیاج داری؟

552
00:34:04,208 --> 00:34:07,669
‫که ریس مونتروز رو بکشی، درسته

553
00:34:07,712 --> 00:34:10,298
‫خب، می‌دونیم که می‌تونی

554
00:34:10,381 --> 00:34:12,591
‫بنظرم خودتم می‌خوای

555
00:34:12,633 --> 00:34:15,720
‫و انتخاب‌های دیگه هم چندان خوب نیستن، نه؟

556
00:34:16,888 --> 00:34:18,598
‫با دخترم دوستی

557
00:34:20,183 --> 00:34:24,687
‫و با یه اسم مستعار زندگی می‌کنی
‫همه‌شو ازت می‌گیرم، جو

558
00:34:24,771 --> 00:34:25,772
‫همه‌چیو

559
00:34:27,607 --> 00:34:31,110
‫البته حالا که اینجا  ایستادم
‫متوجه شدم انتخاب سومی هم هست

560
00:34:31,194 --> 00:34:32,695
‫می‌تونی بهم چاقو بزنی

561
00:34:35,948 --> 00:34:36,949
‫درست توی قلبم

562
00:34:37,742 --> 00:34:38,743
‫ولی بهم اعتماد کن

563
00:34:39,327 --> 00:34:41,913
‫انتخابی که بهت پیشنهاد میدم
‫بهترین انتخابه

564
00:34:45,458 --> 00:34:47,251
‫می‌تونی اینجا پیداش کنی

565
00:34:52,507 --> 00:34:55,966
‫برو بهترین نسخه‌ی خودت باش

566
00:35:06,854 --> 00:35:09,982
‫فیبز، وقتی فرصت کردی
‫میشه بهم خبر بدی که رسیدی؟

567
00:35:10,066 --> 00:35:12,151
‫می‌تونی پیام بدی
‫فقط بهم خبر بده

568
00:35:30,648 --> 00:35:33,648
‫«اگر بخوایش مال خودته، کیت
‫لیاقتش رو داری - بابا»

569
00:35:33,673 --> 00:35:34,799
‫"کیت"

570
00:35:37,176 --> 00:35:38,427
‫سورپرایز!

571
00:35:39,554 --> 00:35:41,639
‫- نامزد کردیم!
‫- نگو که همچین کاری کردی!

572
00:35:41,722 --> 00:35:43,766
‫- چیه؟
‫- فقط یه وظیفه داشتی لعنتی!

573
00:35:43,850 --> 00:35:46,561
‫- نه. اونو سرزنش نکن
‫- هیچکس حق نداره شاد باشه

574
00:35:46,644 --> 00:35:48,312
‫فکر... فکر من بود

575
00:35:48,396 --> 00:35:49,396
‫ببین

576
00:35:50,148 --> 00:35:52,150
‫این حلقه چه کوفتیه دیگه؟

577
00:35:52,233 --> 00:35:55,185
‫یه بند که روی زمین می‌خونه پیدا کردم

578
00:35:55,194 --> 00:35:57,113
‫تا این حد به پول اهمیتی نمیدم

579
00:35:57,196 --> 00:35:58,114
‫آره، منم همینطور
‫منم همینطور

580
00:35:58,197 --> 00:36:00,616
‫جلوش زانو زدم
‫و حقیقت رو بهش گفتم

581
00:36:00,700 --> 00:36:06,621
‫ما هرگز با هم برابر نیستیم
‫چون نمی‌تونم با یه آدم بی‌نقص رقابت کنم

582
00:36:06,664 --> 00:36:09,167
‫- جدی جدی غش کردم
‫- معلومه که غش کردی. مست کردی

583
00:36:09,250 --> 00:36:12,420
‫فکرت درست کار نمی‌کنه
‫ثبات روحی نداری

584
00:36:12,503 --> 00:36:14,088
‫کیت، کیت، کیت

585
00:36:14,881 --> 00:36:17,675
‫خیلی بابت کمکت ممنونیم، درسته؟

586
00:36:17,758 --> 00:36:21,596
‫واقعاً خیلی... زیاد بوده

587
00:36:21,679 --> 00:36:23,806
‫ولی فیبز هیچ مشکلی نداره، باشه؟

588
00:36:23,890 --> 00:36:27,185
‫عیب‌های یه الماس
‫فقط باعث میشه بیشتر بدرخشه

589
00:36:27,268 --> 00:36:29,687
‫- آخ بگیر که باز غش کردم
‫- اوه اوه

590
00:36:34,609 --> 00:36:36,194
‫اوه خدای من

591
00:36:37,403 --> 00:36:40,156
‫کلید رو گم کردم
‫و گفته بودم به گیاه‌هاش آب میدم

592
00:36:40,740 --> 00:36:42,074
‫اوه، خیلی ممنون

593
00:36:42,909 --> 00:36:44,827
‫سلامم رو به عمو "دِو" برسون

594
00:36:44,911 --> 00:36:48,247
‫- باورم نمیشه همچین کاری کردم
‫- فقط دردسر درست نکن، نادیا

595
00:36:49,290 --> 00:36:51,500
‫اوه، خدای من

596
00:36:54,921 --> 00:36:56,547
‫عقل لعنتیم رو از دست دادم

597
00:37:03,471 --> 00:37:05,097
‫خیلی‌خب...

598
00:37:26,285 --> 00:37:27,954
‫بنظر کتاب کمیابی میای

599
00:37:56,274 --> 00:37:58,859
‫<i>خیلی عوضیم. معذرت می‌خوام
‫ناد، منو ببخش</i>

600
00:37:58,943 --> 00:38:00,983
‫<i>به عنوان هدیه‌ی آشتی
‫گفتم شاید بخوای اینو ببینی</i>

601
00:38:01,028 --> 00:38:03,155
‫<i>شاید در مورد پروفسور مور بی‌راه نمی‌گفتی</i>

602
00:38:03,239 --> 00:38:06,675
‫<i>این عکس‌های آپارتمان زن دیوونهه
‫یواشکی به دست پدرم رسیده</i>

603
00:38:06,701 --> 00:38:09,701
‫«به کسی نشون نده!»

604
00:39:05,509 --> 00:39:07,636
‫<i>اومدی به زن سابقت التماس می‌کنی</i>

605
00:39:07,720 --> 00:39:09,597
‫<i>که توی رسانه‌ها کنارت بایسته؟</i>

606
00:39:10,222 --> 00:39:13,934
‫<i>دوست دارم بدونم چی فکر می‌کنه
‫اگر بفهمه یه مادر بی‌گناه رو دزدیدی</i>

607
00:39:14,018 --> 00:39:16,645
‫<i>فقط نیاز دارم پنج دقیقه باهات تنها باشم</i>

608
00:39:17,855 --> 00:39:18,856
‫<i>شروع شد</i>

609
00:39:19,482 --> 00:39:21,776
‫"اِما"، صبر کن!
‫اون اتفاق مال خیلی وقت پیشه

610
00:39:21,859 --> 00:39:24,862
‫اهمیتی نداره پس چرا نمی‌تونیم
‫درست و حسابی راجع بهش حرف بزنیم؟ اِما؟

611
00:39:24,945 --> 00:39:27,073
‫خواهش می‌کنم، چرا نمیشه حرف بزنیم؟

612
00:39:27,156 --> 00:39:28,699
‫اهمیتی نداره!

613
00:39:28,783 --> 00:39:29,784
‫برو گمشو بابا!

614
00:39:49,345 --> 00:39:50,930
‫- ببخشید، شما رو می‌شناسم؟
‫- خدایی؟

615
00:40:08,197 --> 00:40:09,907
‫تام لاکوود جسدت رو می‌خواد

616
00:40:09,990 --> 00:40:13,661
‫می‌دونستی؟ با وجود چیزی که
‫جفتتون فکر می‌کنین، من...

617
00:40:15,204 --> 00:40:18,706
‫قاتل نیستم، پس قرار نیست بکشمت، ولی...

618
00:40:19,500 --> 00:40:20,835
‫حاضرم به جاییت فشار بیارم؟

619
00:40:22,503 --> 00:40:25,965
‫متاسفانه، آره
‫چون وقتشه حقیقت رو بگی، ریس

620
00:40:27,341 --> 00:40:29,141
‫می‌دونی مجبور شدم...

621
00:40:29,218 --> 00:40:32,228
‫چه چیزای وحشتناکی بخونم...

622
00:40:32,346 --> 00:40:35,808
‫تا یاد بگیرم چطور این‌کارو باهات بکنم؟

623
00:40:36,392 --> 00:40:39,478
‫تمام اینا بخاطر اینکه
‫پاشدی رفتی سراغ ماریان

624
00:40:43,357 --> 00:40:44,442
‫قرار نیست بهت خوش بگذره

625
00:40:45,526 --> 00:40:48,821
‫ولی فقط می‌خوام
‫به چیزی که دلم می‌خواد برسم و برم

626
00:40:49,488 --> 00:40:51,157
‫پس امیدوارم توام همینو بخوای

627
00:41:13,012 --> 00:41:14,430
‫<i>دهان‌بند رو درمیارم</i>

628
00:41:14,513 --> 00:41:18,309
‫و وقتی درآوردم، قراره به
‫همه‌چی اعتراف کنی، اول از همه اینکه

629
00:41:18,392 --> 00:41:21,896
‫ماریان کجاست؟

630
00:41:24,523 --> 00:41:29,110
‫کسی به اسم ماریان نمی‌شناسم
‫نمی‌دونم چه گهی داری می‌خوری

631
00:41:30,613 --> 00:41:34,323
‫ایکاش دست از فیلم بازی کردن برمی‌داشتی

632
00:41:36,202 --> 00:41:37,202
‫لعنتی

633
00:41:38,120 --> 00:41:38,954
‫کجاست؟

634
00:42:03,687 --> 00:42:05,564
‫<i>اینقدر بهم دروغ نگو</i>

635
00:42:05,648 --> 00:42:09,860
‫<i>می‌دونی من کی هستم
‫می‌دونی بهم گفتی برات چیکار کنم</i>

636
00:42:11,195 --> 00:42:12,530
‫ولش کردم بره

637
00:42:12,613 --> 00:42:14,406
‫ازش دور شدم!

638
00:42:14,490 --> 00:42:16,492
‫داشتم از نو شروع می‌کردم!

639
00:42:17,117 --> 00:42:18,911
‫کجاست؟

640
00:42:20,663 --> 00:42:23,165
‫بهم بگو کجاست
‫بگو وگرنه می‌کشمت!

641
00:42:23,249 --> 00:42:24,875
‫آشغال روانی!

642
00:42:25,459 --> 00:42:26,835
‫بهم بگو!

643
00:42:47,398 --> 00:42:48,899
‫<i>چیکار کردم؟</i>

644
00:42:49,400 --> 00:42:52,278
‫<i>یه اتفاق بود. کنترلم رو از دست دادم</i>

645
00:42:52,361 --> 00:42:55,698
‫<i>ماریان، واقعاً متاسفم
‫یه راهی پیدا می‌کنم. پیدات می‌کنم</i>

646
00:42:55,781 --> 00:42:58,534
‫خب خب، عجب اوضاعی

647
00:43:10,671 --> 00:43:13,215
‫خیلی‌خب، توهم زدم

648
00:43:15,843 --> 00:43:17,803
‫- من...
‫- منو کشتی؟ آره

649
00:43:19,305 --> 00:43:24,349
‫ولی قبلش خایه‌هام رو
‫ یه عالمه در سطح نظامی شکنجه دادی

650
00:43:27,688 --> 00:43:28,939
‫<i>دروغ نمی‌گفت، جو</i>

651
00:43:29,023 --> 00:43:30,357
‫واقعاً خبر نداشت

652
00:43:33,944 --> 00:43:36,071
‫ولی منم دروغ نمی‌گفتم

653
00:43:37,072 --> 00:43:40,451
‫واقعاً ماریان رو توی قفس انداختیم

654
00:43:40,475 --> 00:43:45,475
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

655
00:43:45,499 --> 00:43:50,499
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

656
00:43:50,523 --> 00:43:55,523
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

