﻿1
00:00:08,000 --> 00:00:13,780
‫[لندن، ۱۹۸۲]

2
00:00:14,000 --> 00:00:24,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:31,570 --> 00:00:32,570
‫دکتر یی.

4
00:00:33,240 --> 00:00:34,450
‫آقای اوانز.

5
00:00:40,950 --> 00:00:43,750
‫راستش، غافلگیر شدم که
‫ خبری ازت شنیدم.

6
00:00:45,920 --> 00:00:47,710
‫خوشحالم من رو یادت مونده.

7
00:00:48,290 --> 00:00:50,960
‫البته که یادم مونده.
‫فراموش کردنت کار سختیه.

8
00:00:51,960 --> 00:00:53,880
‫فقط یه هفته اینجا می‌مونم.

9
00:00:55,220 --> 00:00:56,680
‫برای یه کنفرانس.

10
00:00:56,760 --> 00:00:58,090
‫درمورد اخترفیزیک.

11
00:00:58,890 --> 00:01:01,810
‫پس از اون تپه جون سالم به در بردی.

12
00:01:04,060 --> 00:01:05,730
‫درمورد پدرت خبر دارم.

13
00:01:06,980 --> 00:01:08,560
‫یه بررسی‌هایی انجام دادم.

14
00:01:08,940 --> 00:01:10,980
‫من هم درمورد پدرت خبر دارم.

15
00:01:12,150 --> 00:01:14,280
‫شرکت نفتش افتاده دست تو.

16
00:01:14,360 --> 00:01:18,780
‫مائو هم مُرده،
‫من هم استاد دانشگاه چینهوا شدم.

17
00:01:20,990 --> 00:01:22,240
‫اوضاع عوض میشه.

18
00:01:23,410 --> 00:01:25,080
‫چیزی درمورد من تغییر نکرده.

19
00:01:25,580 --> 00:01:27,620
‫همون آدمی‌ام که
‫تو شنشی باهاش آشنا شدی،

20
00:01:28,250 --> 00:01:30,460
‫می‌تونستم بقیۀ عمرم رو
‫توی اون کلبه بگذرونم،

21
00:01:30,460 --> 00:01:33,710
‫و زیرگونۀ پرستوهای قهوه‌ای
‫ شمال غربی رو نجات بدم،

22
00:01:33,800 --> 00:01:38,100
‫یا این که می‌تونستم از منابعی که در اختیارم بود
‫ استفاده کنم و کارهای بیشتری کنم.

23
00:01:39,300 --> 00:01:42,220
‫برای مبارزه با قدرت

24
00:01:42,310 --> 00:01:45,520
‫بعضی‌وقتا لازمه داشته باشیش.

25
00:01:46,140 --> 00:01:48,310
‫موافقم.

26
00:01:49,600 --> 00:01:52,730
‫اون‌وقت دقیقاً چطوری می‌خوای
‫ با قدرت مبارزه می‌کنی؟

27
00:01:56,860 --> 00:01:59,360
‫واسه چی بهم پیام دادی؟

28
00:02:01,320 --> 00:02:05,200
‫«در طبیعت هیچ‌چیزی تنها نیست.»

29
00:02:07,960 --> 00:02:11,460
‫نمی‌دونستم دیگه با کی حرف بزنم.

30
00:02:13,670 --> 00:02:15,340
‫درمورد چی می‌خوای حرف بزنی؟

31
00:02:18,050 --> 00:02:19,760
‫توی اون تپه...

32
00:02:24,010 --> 00:02:25,470
‫...یه کاری کردم.

33
00:02:27,000 --> 00:02:33,400
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

34
00:02:52,330 --> 00:02:55,420
‫هی، یه ساعت پیش مرخص شدم.

35
00:02:55,960 --> 00:02:58,300
‫پس اگه نتونستی بهم پیام بده ولی...

36
00:02:59,340 --> 00:03:01,470
‫هروقت حاضر بودی بگو که بریم.

37
00:03:13,980 --> 00:03:14,980
‫سلام.

38
00:03:16,110 --> 00:03:17,110
‫سلام.

39
00:03:18,570 --> 00:03:20,320
‫فکر می‌کردم آکسفورد باشی.

40
00:03:20,990 --> 00:03:21,990
‫آره...

41
00:03:22,700 --> 00:03:23,870
‫بودم.

42
00:03:25,410 --> 00:03:27,950
‫خب،
‫خوش برگشتی.

43
00:03:28,620 --> 00:03:31,370
‫قرار بود یک ساعت پیش
‫جک بیاد دنبالم.

44
00:03:31,460 --> 00:03:33,830
‫اما حرومزاده گوشیش رو هم جواب نمیده.

45
00:03:36,170 --> 00:03:37,170
‫حالت خوبه؟

46
00:03:41,800 --> 00:03:42,800
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

47
00:03:57,820 --> 00:04:00,150
‫قطعش کنین. قطعش کنین.
‫زودی قطعش کنین.

48
00:04:04,740 --> 00:04:06,160
‫باید جلوش رو می‌گرفتم.

49
00:04:06,910 --> 00:04:08,910
‫هی. هی.
‫تقصیر تو نبود.

50
00:04:08,990 --> 00:04:11,040
‫باید کار همون زن باشه، درسته؟

51
00:04:11,790 --> 00:04:13,290
‫همونی که سیگارم رو روشن کرد؟

52
00:04:13,370 --> 00:04:15,920
‫شاید مثل دفعۀ پیش
‫خودش رو از فیلم پاک کرده.

53
00:04:16,000 --> 00:04:17,880
‫ممکنه خودش باشه،
‫ممکنه هم همکارش باشه.

54
00:04:17,960 --> 00:04:21,380
‫خب، پیداش کن.
‫مگه وظیفه‌تون این نیست؟

55
00:04:21,460 --> 00:04:24,630
‫۱۸ تا دوربین امنیتی داخل
‫و اطراف خونۀ رفیقت هست.

56
00:04:25,300 --> 00:04:27,350
‫تو هیچ‌کدوم‌شون نیست.

57
00:04:27,430 --> 00:04:29,140
‫عجیبه، نه؟

58
00:04:30,680 --> 00:04:33,560
‫ورا یی ۵ تا نابغه
‫ توی آکسفورد استخدام کرده.

59
00:04:33,640 --> 00:04:35,690
‫حالا هم ورا و یکی از آفت‌هاش مُردن.

60
00:04:36,900 --> 00:04:39,070
‫یه دعوتنامه داریم.
‫با سه تا دایره روش.

61
00:04:40,530 --> 00:04:42,570
‫اون‌وقت تو از کجا خبر داری؟

62
00:04:42,650 --> 00:04:43,650
‫مگه مهمه؟

63
00:04:57,290 --> 00:04:58,790
‫جالب نیست؟

64
00:04:59,750 --> 00:05:02,550
‫می‌خوان تو دیگه کار نکنی
‫و به‌جاش تو واسه‌شون کار کنی.

65
00:05:05,430 --> 00:05:09,140
‫هفتۀ آینده یه جلسه ‫برای
.خوشامدگوییت به سازمان برگزار میشه

66
00:05:09,220 --> 00:05:10,720
‫من هم باهاش میرم.

67
00:05:10,810 --> 00:05:12,430
‫- نه نمیری.
‫- چرا، میرم.

68
00:05:12,520 --> 00:05:13,810
‫نه، نمیری.

69
00:05:13,890 --> 00:05:15,230
‫تو که دعوت نشدی.

70
00:05:16,310 --> 00:05:18,310
‫یه انتخاب داری دکتر چانگ.

71
00:05:19,020 --> 00:05:21,140
‫یا می‌تونی بری خونه
‫برای دوستت عزاداری کنی،

72
00:05:21,140 --> 00:05:25,360
‫و تا آخر عمرت آرزو کنی ‫که کاش
،شبی که می‌مرد، کار دیگه‌ای می‌کردی

73
00:05:25,360 --> 00:05:28,540
‫یا این که بهمون کمک کنی
‫تا آشغالایی که کشتنش رو دستگیر کنیم.

74
00:05:31,200 --> 00:05:33,370
‫نه، نه، نه.

75
00:05:33,450 --> 00:05:34,620
‫ودکا رو بخور.

76
00:05:34,700 --> 00:05:37,580
‫- اون‌ها رو از ودکا بیشتر دوست دارم.
‫- نه، ودکا رو بخور.

77
00:05:40,040 --> 00:05:41,340
‫زیاد بخور.

78
00:05:57,640 --> 00:05:59,310
‫راستش واقعاً سعیم رو کردم.

79
00:06:00,560 --> 00:06:02,070
‫اما خفه‌بشو نبود.

80
00:06:02,610 --> 00:06:04,190
‫انگار مجبور بود باهاش دعوا کنه.

81
00:06:04,280 --> 00:06:06,740
‫هی زیرچشمی نگاهش می‌کردم
‫اما خفه نمی‌شد.

82
00:06:06,820 --> 00:06:09,530
‫اشکالی نداره جین.
‫کی تاحالا تونسته دهن جک رو ببنده؟

83
00:06:13,240 --> 00:06:14,790
‫فکر کنم واقعی‌ان.

84
00:06:16,160 --> 00:06:17,160
‫کیا؟

85
00:06:17,250 --> 00:06:18,660
‫سان-تی‌.

86
00:06:18,750 --> 00:06:20,580
‫فکر کنم واقعی‌ان
‫و دارن میان.

87
00:06:21,540 --> 00:06:23,860
‫- می‌دونم بهش می‌خوره احمقانه باشه...
‫- احمقانه نیست.

88
00:06:23,880 --> 00:06:25,710
‫تنها چیزیه که با عقل جور در میاد.

89
00:06:26,420 --> 00:06:29,090
‫ما تکنولوژی کارایی که
‫ اونا می‌کنن رو نداریم.

90
00:06:29,180 --> 00:06:30,300
‫هیشکی نداره.

91
00:06:30,390 --> 00:06:33,890
‫پس اگه هیشکی از پسش بر نیاد
‫و هنوز هم داره اتفاق می‌افته...

92
00:06:35,800 --> 00:06:37,600
‫نمی‌دونم چطوری با بیگانه‌ها بجنگم.

93
00:06:37,600 --> 00:06:39,310
‫منم همینطور
‫اما حدس بزن چیشده؟

94
00:06:39,390 --> 00:06:43,060
‫کسایی که واسه‌شون کار می‌کنن...
‫بیگانه‌ها نیستن.

95
00:06:43,560 --> 00:06:46,360
‫و من تو تموم عمرم
‫با مردم می‌جنگیدم.

96
00:06:47,190 --> 00:06:48,440
‫تو هم همینطور.

97
00:07:02,830 --> 00:07:04,000
‫یه خبر خوب دیگه.

98
00:07:04,540 --> 00:07:05,710
‫پیداش کردیم.

99
00:07:06,880 --> 00:07:08,710
‫نفت‌کش پاناماگذر.

100
00:07:08,800 --> 00:07:11,090
‫۴۰ ساله که نفتی تحویل نداده.

101
00:07:11,590 --> 00:07:14,100
‫شاید هزارنفر دارن اونجا زندگی می‌کنن.

102
00:07:14,760 --> 00:07:15,930
‫متخصاتش رو پیدا کردم.

103
00:07:16,010 --> 00:07:19,930
‫دریای مدیترانه،
‫۳۲۰ کیلومتری شمال اسکندریه.

104
00:07:20,850 --> 00:07:22,060
‫راه بیفتیم؟

105
00:07:22,730 --> 00:07:23,860
‫نه.

106
00:07:24,480 --> 00:07:25,400
‫منتظر می‌مونیم.

107
00:07:25,470 --> 00:07:31,040
‫[قیامت]

108
00:07:49,050 --> 00:07:50,050
<i>‫سلام.</i>

109
00:07:51,340 --> 00:07:53,220
‫آقای اوانز!

110
00:07:53,300 --> 00:07:55,180
‫سلام گابریل.

111
00:07:55,390 --> 00:07:57,720
‫خانم شیانگ داشت درمورد
‫  سان‌تی واسه‌مون می‌گفت.

112
00:07:57,810 --> 00:07:58,680
‫جدی؟

113
00:07:58,760 --> 00:08:02,190
‫اونقدری عمر می‌کنم که
‫پروردگار رو ببینم؟

114
00:08:03,020 --> 00:08:07,150
‫اگه پروردگار بخواد
‫موقع رسیدن‌شون اینجا باشیم،

115
00:08:07,730 --> 00:08:10,860
.پس حتماً این اتفاق می‌افته

116
00:08:11,610 --> 00:08:14,160
‫می‌تونن معجزه کنن.

117
00:08:14,700 --> 00:08:16,740
‫اگه نکنن چی؟

118
00:08:16,990 --> 00:08:19,200
‫خب لابد صلاح نبوده، نه؟

119
00:08:19,450 --> 00:08:20,450
‫بله.

120
00:08:24,170 --> 00:08:27,670
‫قربان، این فهرست نهایی‌مون
‫برای نشست فردا توی لندنه.

121
00:08:28,420 --> 00:08:31,590
‫- رونی چیشد؟
‫- موفق نشد.

122
00:08:32,340 --> 00:08:33,510
‫که اینطور.

123
00:08:33,590 --> 00:08:35,130
‫- قربان؟
‫- همم؟

124
00:08:35,420 --> 00:08:37,430
‫بهتر نیست مواضع امنیتی رو افزایش بدیم؟

125
00:08:37,430 --> 00:08:40,320
‫مگه مواضع امنیتی چی‌کار می‌تونن بکنن
‫که پروردگار نمی‌تونه؟

126
00:08:40,560 --> 00:08:42,180
‫بله.

127
00:08:49,610 --> 00:08:50,690
‫پروردگار؟

128
00:08:52,030 --> 00:08:53,030
<i>‫بله.</i>

129
00:08:53,070 --> 00:08:56,700
‫هم‌رزم‌های جدیدی
‫از طریق بازی بهمون اضافه شدن.

130
00:08:56,780 --> 00:08:58,680
‫برای نشست لندن فردا،
‫قصد داریم که...

131
00:08:58,700 --> 00:09:00,280
<i>‫اونا درمورد نشست خبر دارن.</i>

132
00:09:02,250 --> 00:09:03,080
‫«اونا»؟

133
00:09:03,160 --> 00:09:04,500
<i>‫دشمنات.</i>

134
00:09:05,620 --> 00:09:07,040
<i>‫می‌دونن کجایین.</i>

135
00:09:07,750 --> 00:09:09,500
<i>‫همین الان هم تحت نظرشونی.</i>

136
00:09:14,550 --> 00:09:15,840
<i>‫نترس.</i>

137
00:09:16,380 --> 00:09:17,970
<i>‫اتفاقی واست نمیفته.</i>

138
00:09:19,100 --> 00:09:20,510
<i>‫برای هیچ‌کدوم‌تون.</i>

139
00:09:21,510 --> 00:09:22,890
<i>‫ما ازتون محافظت می‌کنیم.</i>

140
00:09:25,890 --> 00:09:29,020
<i>‫بهتر شد.
‫خوشحالم که لبخندت رو می‌بینم.</i>

141
00:09:38,360 --> 00:09:40,160
‫بیخیال بابا.

142
00:09:40,240 --> 00:09:42,080
‫یه بار دیگه میگی فایده این کار چیه؟

143
00:09:42,660 --> 00:09:45,660
‫- برنده شدن.
‫- چقدر خون و خونریزی داره.

144
00:09:45,750 --> 00:09:48,870
‫آره، رئیس قفسه سینه‌ام رو خرد کرد
‫و قلبم رو آورد بیرون.

145
00:09:49,380 --> 00:09:50,500
‫اسمش قلب‌قاپه دیگه.

146
00:09:50,590 --> 00:09:52,210
‫چه جالب.

147
00:09:53,050 --> 00:09:56,510
‫- کار پیدا نکردی؟
‫- کار دارم.

148
00:09:57,300 --> 00:09:59,260
‫- چه کاری؟
‫- کارآفرینم.

149
00:09:59,340 --> 00:10:01,760
‫این که کار نیست.
‫کلمه‌ایه که یاد گرفتی تلفظش کنی.

150
00:10:01,850 --> 00:10:04,310
‫آره، فکر می‌کنی بی‌عرضه‌ام
‫اما فقط صبر کن و ببین.

151
00:10:04,390 --> 00:10:07,440
‫نمیگم بی‌عرضه‌ای.
‫فقط میگم تنبلی.

152
00:10:07,520 --> 00:10:11,110
‫خب تو که این قدر زحمت کشیدی
‫حالا به چی رسیدی؟

153
00:10:12,270 --> 00:10:15,320
‫«هرچیزی که نور بهش برسه
‫قلمروی ماست.»

154
00:10:17,320 --> 00:10:19,570
‫کار من واسه ثروتمند شدن نیست.

155
00:10:20,110 --> 00:10:21,530
‫برای محافظت از مردمه.

156
00:10:22,990 --> 00:10:24,700
‫به‌نظرت خنده‌داره؟

157
00:10:24,790 --> 00:10:27,540
‫شرمنده بابا.
‫فقط به‌نظرم پلیس‌ها قهرمان نیستن.

158
00:10:27,620 --> 00:10:29,000
‫خب من که پلیس نیستم.

159
00:10:29,080 --> 00:10:32,170
‫آره، تو فقط کارمند یه دولت ناکارآمدی.

160
00:10:34,380 --> 00:10:35,420
‫کی این رو بهت گفته؟

161
00:10:35,500 --> 00:10:37,380
‫نظر خودمه بابا.

162
00:10:37,470 --> 00:10:39,680
‫می‌دونم که پلیس‌ها از این خوش‌شون نمیاد.

163
00:10:42,160 --> 00:10:43,930
‫الی گفته.

164
00:10:43,930 --> 00:10:45,310
‫الی اسکله.

165
00:10:45,390 --> 00:10:48,030
‫دوساله داری همین رو میگی
‫اما هنوز دوست‌پسرمه.

166
00:10:48,060 --> 00:10:49,230
حالا چی میگی؟

167
00:10:49,230 --> 00:10:51,190
‫که سلیقه‌ات تو انتخاب مردا افتضاحه؟

168
00:10:51,270 --> 00:10:52,940
‫فکر کنم این اخلاقم به مامان رفته.

169
00:11:00,280 --> 00:11:03,120
‫وقتی چند میلیون درآوردم
‫و یه خونۀ خوشگل واست خریدم،

170
00:11:03,200 --> 00:11:05,280
‫بهت میگم،
‫«هنوز هم فکر می‌کنی بی‌عرضه‌ام؟»

171
00:11:11,870 --> 00:11:13,960
‫اول قلب‌قاپ رو بکش.

172
00:11:14,040 --> 00:11:16,000
‫این دفعه نزدیک بود بکشمش.

173
00:11:33,190 --> 00:11:34,190
‫هی.

174
00:11:35,150 --> 00:11:36,190
‫نظرت چیه؟

175
00:11:37,940 --> 00:11:39,530
‫آره بد نیست.

176
00:11:40,030 --> 00:11:42,240
‫مامانش گفت که در تابوتش بسته‌اس.

177
00:11:52,580 --> 00:11:58,130
‫به‌نظرت چیزی هست که قبل این که
‫خونوادش برسه، بهتر باشه گم و گورش کنیم؟

178
00:11:58,750 --> 00:11:59,750
‫مثلاً چی؟

179
00:12:00,760 --> 00:12:04,820
‫چمیدونم.
‫اسباب‌بازی جنسی، قرص اکس.

180
00:12:05,180 --> 00:12:08,850
‫پورن قدیمی. آخه...
‫جک رونی خودمونه‌ها.

181
00:12:10,310 --> 00:12:11,560
‫فکر نکنم.

182
00:12:14,560 --> 00:12:15,560
‫دیدی؟

183
00:12:17,820 --> 00:12:18,820
‫نگفتم؟

184
00:12:24,200 --> 00:12:26,410
‫به‌نظرت چیه؟
‫دستبنده؟

185
00:12:26,990 --> 00:12:28,080
‫توپک مقعدیه؟

186
00:13:19,000 --> 00:13:21,960
‫من با داده‌ها و معادلات
‫و فرضیه‌ها و مدل‌ها سر و کار دارم.

187
00:13:22,050 --> 00:13:24,470
.اهل این کارا نیستم

188
00:13:25,260 --> 00:13:27,340
‫من جاسوس
‫ یا چیزایی که شما هستین نیستم.

189
00:13:27,930 --> 00:13:29,680
‫می‌دونیم کجا میری.

190
00:13:29,760 --> 00:13:32,350
‫نزدیکت می‌مونیم،
‫می‌بینیم و گوش می‌کنیم.

191
00:13:33,060 --> 00:13:34,810
‫مطمئن میشیم که بلایی سرت نمیاد.

192
00:13:35,390 --> 00:13:38,350
‫اصلاً تو گفت‌و‌گوهای دسته‌جمعی شرکت نکن.

193
00:13:38,350 --> 00:13:40,480
‫حرف نزن.
‫فقط گوش کن.

194
00:13:41,190 --> 00:13:44,110
‫میری که اطلاعات بگیری،
‫نه درگیر بشی.

195
00:13:44,190 --> 00:13:47,030
‫هرچی بیشتر بمونی،
‫بیشتر می‌فهمیم.

196
00:13:47,110 --> 00:13:50,620
‫میری تو، اطلاعات جمع می‌کنی،
‫میای بیرون.

197
00:13:50,700 --> 00:13:51,950
‫هیشکی شک نمی‌کنه.

198
00:13:52,030 --> 00:13:53,450
‫یه ساک هم با خودت ببر.

199
00:13:53,950 --> 00:13:57,080
‫توش لباس و خمیردندون و این چیزا بذار...
‫واسه چندشبت کافی باشه.

200
00:13:57,160 --> 00:13:59,460
‫- واسه چی؟
‫- محض احتیاط.

201
00:13:59,540 --> 00:14:00,880
‫چی؟
‫احتیاط واسه چی؟

202
00:14:00,960 --> 00:14:02,800
‫که اگه نتونستی برگردی خونه.

203
00:14:04,000 --> 00:14:05,550
‫چرا نباید بتونم برگردم خونه؟

204
00:14:05,630 --> 00:14:08,130
‫اونا می‌دونن کجا زندگی می‌کنی
‫دکتر چانگ.

205
00:14:12,350 --> 00:14:14,100
‫وفتی میگی «اونا»...

206
00:14:15,600 --> 00:14:17,310
‫دقیقاً کی رو میگی؟

207
00:14:19,770 --> 00:14:22,310
‫به‌نظرت با بیگانه‌ها در تماسن؟

208
00:14:22,820 --> 00:14:27,470
‫لازم نیست به بابا نوئل اعتقاد داشته باشی
 .تا واسه کریسمس به بقیه کادو بدی

209
00:14:29,410 --> 00:14:31,370
‫تو به بابا نوئل اعتقاد داری؟

210
00:14:39,160 --> 00:14:40,460
‫هو هو هو.

211
00:14:42,400 --> 00:14:45,400


212
00:15:13,240 --> 00:15:14,240
‫الو؟

213
00:15:14,660 --> 00:15:17,790
<i>‫وقتی به موقعیت رسیدی
‫گوشیت رو نبر داخل.</i>

214
00:15:17,870 --> 00:15:19,830
‫می‌تونی ردیابیم کنی؟

215
00:15:19,910 --> 00:15:21,370
<i>‫ایشالا که شوخی می‌کنی.</i>

216
00:15:21,870 --> 00:15:24,210
<i>‫چراغ سبز شد.</i>

217
00:15:33,760 --> 00:15:36,470
‫«بعدش یه نگاه به گرگ بزرگ
‫ و خبیث انداخت و گفت،

218
00:15:36,560 --> 00:15:39,180
‫مامان‌بزرگ،
‫چه چشمای بزرگی داری.»

219
00:15:39,270 --> 00:15:41,270
<i>‫متوجه نمیشیم.</i>

220
00:15:41,350 --> 00:15:43,350
‫چیش رو متوجه نمیشین؟

221
00:15:44,100 --> 00:15:46,440
<i>‫- می‌خواد دختره رو بخوره.</i>
‫- بله.

222
00:15:47,480 --> 00:15:49,030
<i>‫دختره هم نمی‌خواد خورده شه.</i>

223
00:15:49,110 --> 00:15:50,610
‫نه.

224
00:15:51,200 --> 00:15:52,950
<i>‫پس چرا تو خونه می‌مونه</i>

225
00:15:53,030 --> 00:15:55,490
<i>‫با این که می‌دونه
‫گرگه می‌خواد بخورتش؟</i>

226
00:15:55,570 --> 00:15:57,490
‫دختره نمی‌دونه.

227
00:15:57,990 --> 00:16:00,620
‫گرگه داره تظاهر می‌کنه
‫که مادربزرگه.

228
00:16:01,500 --> 00:16:03,080
<i>‫متوجه نمیشیم.</i>

229
00:16:03,960 --> 00:16:06,170
‫خب،
‫مثل مادربزرگه لباس پوشیده.

230
00:16:06,250 --> 00:16:10,130
‫لباسای اون رو پوشیده.
‫شبیه اون شده. صداش مثل اونه.

231
00:16:11,510 --> 00:16:13,430
<i>‫اما خود مادربزرگ که نیست.</i>

232
00:16:13,510 --> 00:16:14,510
<i>‫گرگه.</i>

233
00:16:14,590 --> 00:16:18,430
‫بله ولی شنل‌قرمزی خبر نداره.

234
00:16:19,180 --> 00:16:21,480
<i>‫گرگه باهاش ارتباط برقرار کرده؟</i>

235
00:16:22,270 --> 00:16:23,440
‫بله.

236
00:16:24,600 --> 00:16:27,310
<i>‫اگه می‌خواسته به هدفش
‫که خوردن دختره‌اس برسه،</i>

237
00:16:27,400 --> 00:16:29,270
<i>‫چرا باهاش ارتباط برقرار کرده؟</i>

238
00:16:29,940 --> 00:16:33,700
<i>‫بعد این که باهاش ارتباط برقرار کرد
‫و دختره فهمید که چه نیتی داره،</i>

239
00:16:33,780 --> 00:16:34,950
<i>‫واسه چی فرار نکرد؟</i>

240
00:16:36,120 --> 00:16:40,370
‫چون نفهمید چه نیتی داره.

241
00:16:40,450 --> 00:16:43,080
‫گرگه داشت ازش پنهون می‌کرد.

242
00:16:43,870 --> 00:16:46,000
‫تاحالا نشده نیت‌هاتون رو پنهون کنین؟

243
00:16:48,750 --> 00:16:50,380
<i>‫متوجه نمیشیم.</i>

244
00:16:51,090 --> 00:16:55,720
‫مثلاً...
‫آفت‌هایی که دنبال‌مونن،

245
00:16:55,800 --> 00:16:58,010
‫نیت‌شون رو مخفی کردن

246
00:16:58,100 --> 00:17:01,520
‫چون اگه این کار رو نکنن
‫دست‌شون بهمون نمی‌رسه.

247
00:17:03,890 --> 00:17:04,890
<i>‫آفت‌ها؟</i>

248
00:17:05,310 --> 00:17:06,560
‫دشمنان‌مون.

249
00:17:07,060 --> 00:17:10,230
‫همون مامورهای اطلاعاتی‌ای که
‫ درموردش بهم هشدار دادین.

250
00:17:11,570 --> 00:17:13,320
<i>‫آفت‌ها به حشرات نابودگری‌</i>

251
00:17:13,400 --> 00:17:16,990
<i>‫یا به سایر حیواناتی گفته میشه که
‫ به جسد‌ها، غذاها و دام‌ها حمله‌ می‌کنن. </i>

252
00:17:17,070 --> 00:17:18,530
<i>‫دشمن‌های شما انسانن.</i>

253
00:17:18,620 --> 00:17:19,700
‫بله.

254
00:17:19,780 --> 00:17:23,790
‫بله ولی راستش...
‫من داشتم...

255
00:17:24,870 --> 00:17:26,670
‫استعاره می‌گفتم.

256
00:17:27,790 --> 00:17:31,880
‫اون‌ها رو آفت توصیف کردم
‫چون درواقع همچین موجوداتی‌ان.

257
00:17:32,380 --> 00:17:36,050
‫موجودات آزاردهنده و بی‌اهمیتی
‫که نابود کردن‌شون آسونه.

258
00:17:37,130 --> 00:17:41,180
‫مثل حشراتی می‌مونن ‫که میشه
.زیر پا له‌شون کرد

259
00:17:44,640 --> 00:17:47,770
‫شما نمی‌تونین چیزی بگین
‫که می‌دونین غلطه؟

260
00:17:47,850 --> 00:17:49,020
‫نمی‌تونین دروغ بگین؟

261
00:17:50,860 --> 00:17:54,900
<i>‫به محض این که ارتباط شکل می‌گیره
‫هرچیزی که می‌دونیم منتقل میشه.</i>

262
00:17:58,160 --> 00:18:01,400
‫یعنی از طریق ذهن‌هاتون
‫ با هم ارتباط برقرار می‌کنین؟

263
00:18:02,160 --> 00:18:07,460
‫اون‌وقت ما عین یه مشت حیوون
‫سر همدیگه داد می‌زنیم.

264
00:18:08,750 --> 00:18:11,590
<i>‫تو از این کارا می‌کنی؟
‫دروغ میگی؟</i>

265
00:18:12,250 --> 00:18:15,090
‫خب... سعی می‌کنم نگم
‫ولی...

266
00:18:16,010 --> 00:18:17,010
‫آره.

267
00:18:17,510 --> 00:18:21,300
‫بعضی‌وقتا همه‌مون میگیم.
‫حالا هرطوری که شده.

268
00:18:22,100 --> 00:18:24,600
<i>‫گرگه هم داره دروغ میگه؟</i>

269
00:18:25,640 --> 00:18:28,440
‫آره، آره.
‫به گمونم.

270
00:18:30,520 --> 00:18:32,230
<i>‫دوست داریم باهاش حرف بزنیم.</i>

271
00:18:34,440 --> 00:18:35,610
‫چی؟

272
00:18:35,690 --> 00:18:37,740
<i>‫هنوز تو خونۀ مادربزرگه؟</i>

273
00:18:37,820 --> 00:18:38,900
<i>‫کجا میشه؟</i>

274
00:18:39,950 --> 00:18:41,950
‫توی جنگل.

275
00:18:43,910 --> 00:18:44,990
<i>‫کدوم جنگل؟</i>

276
00:18:45,620 --> 00:18:47,580
<i>‫دنیای شما کلی جنگل داره.</i>

277
00:18:47,660 --> 00:18:48,870
‫نه.

278
00:18:49,460 --> 00:18:51,250
‫نه، نه، نه...

279
00:18:51,330 --> 00:18:52,960
‫این...
‫واقعی نیست.

280
00:18:54,500 --> 00:18:55,750
<i>‫متوجه نمیشیم.</i>

281
00:18:55,840 --> 00:18:57,260
‫خب،
‫این یه داستانه.

282
00:18:58,090 --> 00:19:01,840
‫گرگه، مادربزرگه،
‫شنل قرمزی.

283
00:19:01,930 --> 00:19:03,510
‫هیچ‌کدوم‌شون وجود ندارن.

284
00:19:06,100 --> 00:19:07,520
<i>‫پس این داستان،</i>

285
00:19:08,430 --> 00:19:10,350
<i>‫دروغی درمورد یه دروغگوئه؟</i>

286
00:19:11,850 --> 00:19:12,940
‫بله.

287
00:19:14,060 --> 00:19:15,520
‫به گمونم همینطور باشه.

288
00:19:21,240 --> 00:19:22,910
<i>‫باید درنظر بگیریمش.</i>

289
00:19:28,790 --> 00:19:29,910
‫پروردگار؟

290
00:19:33,790 --> 00:19:34,790
‫پروردگار؟

291
00:19:37,210 --> 00:19:39,050
<i>‫فکر می‌کنیم که الان متوجه شدیم.</i>

292
00:19:41,880 --> 00:19:43,260
‫راستش...

293
00:19:44,050 --> 00:19:47,470
‫برای همینه که به ما نیاز دارین پروردگار.

294
00:19:48,720 --> 00:19:50,140
‫می‌تونیم کمک‌تون کنیم.

295
00:19:51,190 --> 00:19:53,980
‫کمک‌تون کنیم که بیشتر
‫درموردمون یاد بگیرین.

296
00:19:56,860 --> 00:19:59,480
<i>‫دروغگو کسیه که حرفاش غلطن.</i>

297
00:19:59,990 --> 00:20:01,780
<i>‫به یه دروغگو نمیشه اعتماد کرد.</i>

298
00:20:02,780 --> 00:20:04,910
<i>‫ما نمی‌تونیم با دروغگوها همزیستی کنیم.</i>

299
00:20:04,990 --> 00:20:07,030
‫پروردگار...

300
00:20:11,870 --> 00:20:12,870
‫پروردگار؟

301
00:20:15,130 --> 00:20:16,710
<i>‫ازت می‌ترسیم.</i>

302
00:20:21,420 --> 00:20:22,470
‫پروردگار...

303
00:20:29,720 --> 00:20:31,310
‫پروردگار،
‫هستین؟

304
00:20:34,270 --> 00:20:35,350
‫پروردگار؟

305
00:20:38,940 --> 00:20:40,730
‫پروردگار،
‫هستین؟

306
00:22:28,590 --> 00:22:29,930
‫خوش‌اومدین دکتر چانگ.

307
00:22:50,070 --> 00:22:52,410
<i>‫دقیقاً کجا داریم میریم؟</i>

308
00:22:52,490 --> 00:22:54,030
<i>‫میریم نشست.</i>

309
00:22:54,660 --> 00:22:56,450
<i>‫تو نشست چه خبره؟</i>

310
00:22:57,660 --> 00:23:00,370
‫نگران نباشین.
‫پروردگار مراقب همه‌مونه.

311
00:23:01,630 --> 00:23:02,880
‫پروردگار؟

312
00:24:15,950 --> 00:24:16,950
‫جین!

313
00:24:20,330 --> 00:24:21,830
‫چقدر خوشحالم اومدی.

314
00:24:22,500 --> 00:24:23,500
‫منم همینطور.

315
00:24:26,330 --> 00:24:28,250
‫بابت دوستت تسلیت میگم.

316
00:24:31,720 --> 00:24:34,050
<i>‫- فکر نمی‌کردم بیای.</i>
‫- صداش رو می‌شناسم.

317
00:24:34,130 --> 00:24:37,050
<i>‫- اگه به این جلسه نمی‌اومدم...</i>
‫- توی قبرستون دیدمش.

318
00:24:37,140 --> 00:24:39,260
<i>‫تو تموم این مدت ازمون خبر داشته.</i>

319
00:24:39,350 --> 00:24:41,580
‫- تعجب می‌کنی؟
<i>‫- واسه چی اومدی؟</i>

320
00:24:41,600 --> 00:24:44,980
<i>‫می‌خوام بفهمم چرا دنیا اینطوری کار می‌کنه؟</i>

321
00:24:45,060 --> 00:24:46,730
‫دنبال جواب‌های بزرگم.

322
00:24:47,230 --> 00:24:49,820
‫اگه کسی جواب‌ها رو بدونه،
‫پروردگاره.

323
00:24:50,480 --> 00:24:51,480
‫بله.

324
00:24:52,360 --> 00:24:55,070
‫به پروردگار اعتماد دارم
‫که جواب‌شون رو بگه.

325
00:24:56,360 --> 00:24:58,530
‫می‌دونم که اوایلش
‫گفتنش عجیبه.

326
00:24:58,620 --> 00:25:01,330
‫عین این احمق‌های مذهبی میشیم.

327
00:25:01,410 --> 00:25:04,370
‫فقط فرق‌مون اینه
‫که پروردگار ما واقعیه.

328
00:25:06,370 --> 00:25:10,250
‫از وقتی سیل خونوادت رو ازت گرفت
‫کسی رو نداشتی که ازت محافظت کنه.

329
00:25:11,050 --> 00:25:12,170
‫حالا داری.

330
00:25:13,170 --> 00:25:16,050
‫از وقتی که بچه بودم
‫این خونوادم بوده.

331
00:25:17,300 --> 00:25:19,470
‫باعث افتخاره که
.عضوی از این خونواده باشم

332
00:25:20,350 --> 00:25:23,390
‫یکی رو می‌شناسم
‫که از شنیدن این حرفت خیلی خوشحال میشه.

333
00:25:23,740 --> 00:25:25,920
‫بنیان‌گذارمون داره میاد.

334
00:25:26,600 --> 00:25:29,020
‫اوانز چطوری بدون این که ببینیمش
‫از اون کشتی پیاده شده؟

335
00:25:29,110 --> 00:25:31,830
<i>‫دختره چطوری خودش رو
‫از دوربین‌های امنیتی پاک کرده؟</i>

336
00:25:32,760 --> 00:25:34,150
‫شروع کنیم؟

337
00:25:34,150 --> 00:25:36,740
<i>‫نه، بهتره گوش کنیم.
‫شاید یه چیزی رو لو داد.</i>

338
00:25:36,820 --> 00:25:40,240
‫از دیدن چهره‌هاتون خیلی خوشحال شدم،
‫چه چهره‌های جدید و چه قدیمی.

339
00:25:40,240 --> 00:25:42,700
‫برای همه‌مون شب خیلی خاصیه.

340
00:25:42,790 --> 00:25:46,370
‫شایعات حقیقت دارن،
‫برای همین مزاحم‌تون نمیشم.

341
00:25:46,460 --> 00:25:50,500
‫با افتخار بنیان‌گذار جنبش‌مون رو
‫معرفی می‌کنم،

342
00:25:51,170 --> 00:25:52,420
‫دلیل امید داشتن‌مون،

343
00:25:52,500 --> 00:25:54,460
‫دلیل رستگاری‌مون.

344
00:25:55,590 --> 00:25:58,130
‫لطفاً همه ورود بنیان‌گذارمون رو
‫ خوشامد بگن...

345
00:26:00,390 --> 00:26:03,670
‫...دکتر یی ونجیه!

346
00:26:22,910 --> 00:26:24,540
‫خوش‌اومدین.

347
00:26:24,540 --> 00:26:26,540
‫می‌دونستم میای.

348
00:26:38,880 --> 00:26:42,220
‫از موقع خاکسپاری هیچ چیزی نبوده
‫که اون رو به این اتفاق وصل کنه.

349
00:26:42,220 --> 00:26:43,810
<i>‫چیزی که ما دیده یا شنیده باشیم.</i>

350
00:26:43,890 --> 00:26:46,770
‫اما اونا چیزایی که می‌بینیم
‫و می‌شنویم رو کنترل می‌کردن.

351
00:26:46,850 --> 00:26:49,270
<i>‫خب پس چرا دارن اجازه میدن
‫که اینا رو بشنویم؟</i>

352
00:26:56,360 --> 00:26:57,530
‫ممنونم.

353
00:27:01,110 --> 00:27:02,780
‫وقتی یه زن جوان بودم،

354
00:27:03,780 --> 00:27:06,490
‫شاهد نابود شدن کشورم بودم.

355
00:27:07,410 --> 00:27:09,790
‫خانوادم نابود شد.

356
00:27:10,920 --> 00:27:12,750
‫فرستادنم به جهنم.

357
00:27:14,000 --> 00:27:17,510
‫می‌دیدم که آدم‌ها
‫همدیگه رو تیکه تیکه می‌کردن.

358
00:27:17,590 --> 00:27:19,970
‫بدون این که فکر کنن
‫همدیگه رو نابود می‌کردن،

359
00:27:20,050 --> 00:27:22,840
‫همش هم به بهونۀ پیشرفت.

360
00:27:24,600 --> 00:27:26,140
‫اون‌وقت چی عوض شد؟

361
00:27:26,680 --> 00:27:32,060
‫به نابود کردن همدیگه
‫ و جهان اطراف‌مون ادامه دادیم.

362
00:27:32,150 --> 00:27:34,980
 .نمی‌تونیم خودمون رو نجات بدیم

363
00:27:35,860 --> 00:27:38,690
‫اما ما تنها نیستیم،

364
00:27:39,650 --> 00:27:41,240
‫چهار سال نوری اون‌طرف‌تر،

365
00:27:41,320 --> 00:27:46,490
‫سان‌تی معجزاتی کرده
‫که توی مخیله‌مون نمی‌گنجه،

366
00:27:46,580 --> 00:27:49,870
‫با وجود هرج و مرجی که
‫توی دنیای خودشون هست.

367
00:27:50,620 --> 00:27:55,880
‫حالا هم دارن میان
‫تا علم‌شون رو با ما به اشتراک بذارن.

368
00:27:55,960 --> 00:27:59,920
‫تا بهمون زنده موندن
‫و پیشرفت رو یاد بدن.

369
00:28:00,550 --> 00:28:03,590
‫با سرعت فوق‌العاده زیادی
‫دارن به سمت‌مون میان،

370
00:28:03,680 --> 00:28:06,760
‫اما چندین قرن طول می‌کشه
‫تا برسن.

371
00:28:06,850 --> 00:28:08,560
‫چهارصد سال.

372
00:28:08,640 --> 00:28:10,140
‫چهارصد سال؟

373
00:28:10,640 --> 00:28:11,730
<i>‫فضا جای بزرگیه.</i>

374
00:28:11,810 --> 00:28:14,230
<i>‫این مسئولیت به دوش ما افتاده،</i>

375
00:28:14,310 --> 00:28:18,230
‫بعدش هم به دوش فرزندان‌مون
‫و بعدش هم فرزندان اونا.

376
00:28:18,320 --> 00:28:21,400
‫باید جهان رو برای ورودشون آماده کنیم

377
00:28:21,490 --> 00:28:25,570
‫و نوادگان‌مون رو
‫ برای خوشامدگویی بهشون حاضر کنیم.

378
00:28:31,290 --> 00:28:33,540
‫فکر کنم همه مهمون‌هامون اومدن.

379
00:28:33,620 --> 00:28:35,290
‫ممنونم.

380
00:28:36,170 --> 00:28:40,380
‫از شریکم ‫توی این جنبش
.یعنی مایک اونانز تشکر می‌کنم

381
00:28:40,460 --> 00:28:44,010
‫و از پروردگارمون سان‌تی تشکر می‌کنم.

382
00:28:45,680 --> 00:28:49,140
‫ما دنیامون رو بهشون پیشکش می‌کنیم،

383
00:28:49,680 --> 00:28:52,680
‫تا بتونن کاری رو بکنن که
‫ ما نتونستیم انجامش بدیم،

384
00:28:53,270 --> 00:28:55,270
‫تا بتونن چیزی که ما نابودش کردیم رو

385
00:28:55,350 --> 00:28:56,650
‫مرمت کنن...

386
00:28:58,650 --> 00:29:00,820
‫بشینین رو زمین!

387
00:29:00,900 --> 00:29:02,110
‫تکون بخورین!

388
00:29:05,320 --> 00:29:06,410
‫بشینین رو زمین!

389
00:29:06,490 --> 00:29:07,570
‫بشینین رو زمین!

390
00:29:16,370 --> 00:29:17,460
‫تکون نخورین!

391
00:29:18,920 --> 00:29:20,550
‫مقاومت نکنین.

392
00:29:22,920 --> 00:29:24,510
‫اگه این اتفاق داره می‌افته،

393
00:29:25,380 --> 00:29:26,890
‫به‌خواست پروردگاره.

394
00:29:26,970 --> 00:29:29,140
<i>‫خواهش می‌کنم.</i>

395
00:29:29,220 --> 00:29:30,260
‫بشینین.

396
00:29:44,320 --> 00:29:46,990
‫پروردگار از ما
‫در برابر دشمنان‌مون محافظت می‌کنه.

397
00:29:53,080 --> 00:29:54,580
‫هی.

398
00:30:09,760 --> 00:30:11,720
‫بجنب.
‫می‌بریمت بیرون.

399
00:31:01,730 --> 00:31:03,360
‫یالا.
‫یالا.

400
00:31:39,310 --> 00:31:40,560
‫این هم از این.

401
00:31:46,440 --> 00:31:47,650
‫حالت چطوره؟

402
00:31:48,820 --> 00:31:51,860
‫می‌بریمت یه جای امن.
‫دوستت آگی هم همینطور.

403
00:31:52,410 --> 00:31:55,020
‫تا وقتی که بتونیم اوضاع رو
‫سر و سامون بدیم.

404
00:31:55,020 --> 00:31:57,950
‫شانست گفت.
‫اصلاً تیراندازیم خوب نیست.

405
00:33:03,580 --> 00:33:06,170
‫[افسانه‌ها]

406
00:33:11,480 --> 00:33:14,500
‫[ویل عزیز، تولدت مبارک بهترین!]

407
00:33:14,500 --> 00:33:18,890
‫[امیدوارم داستان‌های خودمون
‫از این‌ها شادتر باشن. با عشق، جین]

408
00:33:43,520 --> 00:33:44,520
‫الو؟

409
00:33:44,930 --> 00:33:45,930
<i>‫سلام.</i>

410
00:33:46,980 --> 00:33:48,100
‫سلام.

411
00:33:49,980 --> 00:33:52,900
<i>‫می‌خواستم یه سراغی ازت بگیرم.</i>

412
00:33:55,070 --> 00:33:56,070
‫اوهوم...

413
00:33:57,610 --> 00:33:58,610
‫حالم خوبه.

414
00:33:59,950 --> 00:34:06,000
‫گفتم بعد از خاکسپاری جک،
‫همه‌مون اسراحت‌لازمیم.

415
00:34:06,960 --> 00:34:12,130
‫یه کلبه کوچیک نزدیک ساحل اجاره کردم

416
00:34:12,210 --> 00:34:14,090
<i>‫توی سون سیسترز.</i>

417
00:34:14,170 --> 00:34:17,930
<i>‫نمی‌دونم علاقه‌ای داری
‫ به کانال مانش زل بزنی یا نه...</i>

418
00:34:18,010 --> 00:34:19,260
‫خیلی خوبه.

419
00:34:20,970 --> 00:34:22,680
‫ساول و آگی هم دعوت می‌کنم.

420
00:34:23,890 --> 00:34:26,100
‫راج هم همینطور البته.

421
00:34:27,190 --> 00:34:29,400
‫شاید بهتر باشه فقط خودمون باشیم.

422
00:34:30,400 --> 00:34:32,270
<i>‫اون که برگشته پایگاه.</i>

423
00:34:34,320 --> 00:34:37,360
‫آگی می‌تونه از اون پالوماهای معروفش
‫ واسه‌مون درست کنه.

424
00:34:38,360 --> 00:34:40,070
‫دم ساحل بخوریم.

425
00:34:40,160 --> 00:34:42,620
<i>‫میگن اگه هوا صاف باشه
‫می‌تونی فرانسه رو ببینی.</i>

426
00:34:42,620 --> 00:34:44,260
‫همم.

427
00:34:45,330 --> 00:34:46,910
<i>‫جایی داری میری؟</i>

428
00:34:48,920 --> 00:34:50,540
‫آره.

429
00:34:52,170 --> 00:34:53,170
<i>‫کجا؟</i>

430
00:34:55,420 --> 00:34:57,590
‫دقیق نمی‌دونم.

431
00:34:58,930 --> 00:34:59,930
‫یه جای امن.

432
00:35:02,720 --> 00:35:03,890
‫چه خبر شده؟

433
00:35:05,010 --> 00:35:07,310
<i>‫هیچی. حالم خوبه.
‫مطمئن باش.</i>

434
00:35:07,390 --> 00:35:10,270
‫جین، کجایی؟
‫بگو تا بیام دنبالت.

435
00:35:14,070 --> 00:35:16,030
‫باید یه چیزی بهت بگم.

436
00:35:17,440 --> 00:35:20,700
‫یه چیز فوق‌العاده مسخره
‫اما حقیقت داره.

437
00:35:21,200 --> 00:35:22,910
‫جین، چیشده؟

438
00:35:22,990 --> 00:35:24,490
<i>‫فقط گوش کن،
‫خب؟</i>

439
00:35:25,240 --> 00:35:29,120
<i>‫درمورد همه‌مونه.
‫من و تو و جک.</i>

440
00:35:30,330 --> 00:35:31,540
‫همه‌مون.

441
00:35:35,460 --> 00:35:37,880
‫خیلی وقت پیش شروع شد.

442
00:35:39,760 --> 00:35:41,340
‫قبل این که به دنیا بیایم.

443
00:35:44,470 --> 00:35:50,000
‫[اقیانوس اطلس شمالی، ۱۹۸۴]

444
00:36:01,360 --> 00:36:02,740
‫نظرت چیه؟

445
00:36:04,990 --> 00:36:07,950
‫انگار دارم یه دوست قدیمی رو می‌بینم.

446
00:36:12,290 --> 00:36:15,210
<i>‫محل فرود رو خالی کنین.
‫محل فرود رو خالی کنین.</i>

447
00:36:16,170 --> 00:36:17,550
<i>‫دارن میان.</i>

448
00:36:18,460 --> 00:36:21,090
<i>‫فوراً محل فرود رو خالی کنین.</i>

449
00:36:21,090 --> 00:36:24,870
‫[قیامت]

450
00:36:42,990 --> 00:36:44,740
‫خیلی‌خب.
‫مواظب باشین.

451
00:36:44,820 --> 00:36:46,280
‫بله.
‫بیاین قربان.

452
00:36:46,370 --> 00:36:47,830
‫مواظب باشین.

453
00:36:54,960 --> 00:36:56,790
‫این دفعه فرق می‌کنه.

454
00:36:58,250 --> 00:37:00,000
‫پایگاه تحقیقاتی خودمون رو داریم.

455
00:37:02,840 --> 00:37:04,180
‫چرا اینجا؟

456
00:37:05,550 --> 00:37:07,510
‫محدودیت نداره.
‫خبری از سیاست نیست.

457
00:37:08,800 --> 00:37:10,140
‫کسی دخالت نمی‌‌کنه.

458
00:37:18,060 --> 00:37:19,690
‫مرکز ارتباط خودمونه.

459
00:37:25,200 --> 00:37:28,410
‫دفعه پیش که هشت سال طول کشید
‫تا جواب بهم برسه.

460
00:37:29,120 --> 00:37:31,120
‫شاید مجبور شیم منتظر بمونیم.

461
00:37:31,120 --> 00:37:33,870
‫تموم این مدت خواستن
‫ باهات ارتباط برقرار کنن.

462
00:37:33,870 --> 00:37:34,750
‫چی؟

463
00:37:34,830 --> 00:37:36,960
‫از وقتی پیامت به دست‌شون رسیده.

464
00:37:37,040 --> 00:37:39,880
‫قبل این که بتونن دوباره جواب بدن
‫از پایگاه رفتی.

465
00:37:43,670 --> 00:37:45,550
‫خیلی براشون مهمی.

466
00:37:46,430 --> 00:37:48,640
‫کنجکاون تا باهامون آشنا شن،

467
00:37:48,720 --> 00:37:51,430
‫می‌خوان درمورد خودشون هم
‫بهمون یه چیزایی یاد بدن.

468
00:37:51,430 --> 00:37:53,140
‫مال خیلی وقت پیشه.

469
00:37:56,600 --> 00:37:58,900
‫بعضی‌وقتا شک می‌کردم
‫ که واقعی باشه.

470
00:38:00,690 --> 00:38:01,730
‫واقعیه.

471
00:38:04,490 --> 00:38:05,530
‫دارن میان.

472
00:38:09,280 --> 00:38:11,780
‫تو بهمون امید دادی.

473
00:38:52,240 --> 00:38:53,780
‫از کشتی خبر داریم.

474
00:39:01,250 --> 00:39:03,090
‫تو «قیامت» چه خبره؟

475
00:39:03,170 --> 00:39:05,000
‫چرا اینقدر اهمیت داره؟

476
00:39:05,090 --> 00:39:09,180
‫اگه عین جلسه‌مون دست و پا چلفتی باشین
‫هیچوقت نمی‌فهمین.

477
00:39:09,260 --> 00:39:12,510
‫- بالاخره که گرفتیمت، نه؟
‫- خب که چی؟

478
00:39:13,100 --> 00:39:15,510
‫من رو گرفتین
‫چون اونا اجازه دادن.

479
00:39:16,020 --> 00:39:19,060
‫خب، با توجه به تعداد تلفات‌تون،

480
00:39:19,140 --> 00:39:21,310
‫نمیشه گفت که شما
‫ اجازۀ چیزی رو داده باشین.

481
00:39:21,400 --> 00:39:22,940
‫ما اجازه ندادیم.

482
00:39:23,020 --> 00:39:24,400
‫اونا اجازه دادن.

483
00:39:26,440 --> 00:39:29,940
‫عمراً اگه بدونی
‫ از پس چه کارهایی بر میان.

484
00:39:29,940 --> 00:39:34,380
‫فکر می‌کنی می‌دونی،
‫اما نمی‌دونی.

485
00:39:34,910 --> 00:39:36,700
‫دارن میان.

486
00:39:38,200 --> 00:39:40,920
‫و هیچ‌جوری نمی‌تونی
‫جلوی اومدن‌شون رو بگیری.

487
00:39:43,540 --> 00:39:45,420
‫وقتی هم که برسن...

488
00:39:48,960 --> 00:39:52,080
‫شکرگزاری می‌کنی.

489
00:39:56,123 --> 00:40:27,120
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

