﻿1
00:00:34,791 --> 00:00:36,333
‫مطمئنم پیداش میشه

2
00:00:36,416 --> 00:00:39,000
‫احتمالاً یادت رفته کجا گذاشتیش

3
00:00:39,083 --> 00:00:42,625
‫در ضمن یادت باشه که
‫اون دفتر آواتار رو پیدا نکرد

4
00:00:42,708 --> 00:00:43,750
‫تو پیداش کردی

5
00:00:44,583 --> 00:00:47,500
‫شاید دفترت واسه جمع‌بندی
‫افکارت مفید بوده باشه

6
00:00:47,583 --> 00:00:50,375
‫ولی تلاش بی‌وقفه‌ات تو رو به آواتار رسوند

7
00:00:50,458 --> 00:00:51,458
‫فرار کرد!

8
00:00:52,666 --> 00:00:54,125
‫جنگجوی نهایی!

9
00:00:55,250 --> 00:00:58,000
‫- اون یه ترسوئـه!
‫- نمی‌دونم

10
00:00:58,083 --> 00:00:59,666
‫ولی مشخصـه که این آواتار

11
00:00:59,750 --> 00:01:03,166
‫همونی نیست که تو یا
‫هر کس دیگه‌ای انتظارش رو داشتید

12
00:01:08,416 --> 00:01:11,458
‫تا وقتی پیداش نکنیم متوجه نمی‌شیم و
‫صد درصد پیداش می‌کنیم

13
00:01:11,958 --> 00:01:14,392
‫من هنوز وارث تاج و تخت هستم.
‫این باید یه ارزشی داشته باشه،

14
00:01:14,416 --> 00:01:16,250
‫حتی توی این آشغال‌دونی دور افتاده

15
00:01:16,333 --> 00:01:17,416
‫همینطوره

16
00:01:17,500 --> 00:01:18,416
‫و در این مورد

17
00:01:18,500 --> 00:01:22,166
‫دقیقاً چون جای ساکت‌تری هستیم

18
00:01:22,250 --> 00:01:24,000
‫برگ برنده داریم

19
00:01:25,333 --> 00:01:28,625
‫مگه یه آواتار کجاها می‌تونه مخفی بشه؟

20
00:01:32,291 --> 00:01:34,625
‫جزیره‌ی کیوشی فقط
‫چند ساعت با اینجا فاصله داره

21
00:01:34,708 --> 00:01:38,333
‫طبق این، آواتار کیوشی جزو
‫سرسخت‌ترین جنگجویان بوده و

22
00:01:38,416 --> 00:01:40,541
‫بهش میگن استادِ «حالت آواتاری»

23
00:01:40,625 --> 00:01:43,541
‫شاید توی معبدش چیزی باشه که
‫کمکم کنه قدرتم رو کنترل کنم قبل اینکه...

24
00:01:43,625 --> 00:01:44,625
‫کسی رو بُکشی؟

25
00:01:45,458 --> 00:01:47,291
‫قبل اینکه دوباره اتفاق بیفته

26
00:01:52,625 --> 00:01:54,291
‫- وقتشـه بریم خونه
‫- چی؟

27
00:01:54,375 --> 00:01:56,791
‫ما وظیفه‌ی خودمون رو انجام دادیم.
‫از دستِ آتش‌افزارها نجاتش دادیم.

28
00:01:56,875 --> 00:01:58,833
‫وقتشـه بریم خونه. وظیفه‌ی من...

29
00:02:00,500 --> 00:02:03,208
‫وظیفه‌ی ما محافظت از دهکده‌ست،
‫همونطور که پدر بهمون گفت

30
00:02:03,291 --> 00:02:04,750
‫اونا می‌تونن از خودشون محافظت کنن

31
00:02:04,833 --> 00:02:07,666
‫بعلاوه، اگه نتونیم دنیا رو نجات بدیم،
‫نجات دادن «خلیج گرگ» چه فایده‌ای داره؟

32
00:02:07,750 --> 00:02:10,833
‫کاتارا، خودت می‌فهمی چی میگی؟
‫دنیا رو نجات بدیم؟

33
00:02:10,916 --> 00:02:12,583
‫- آخه ما؟
‫- چرا که نه؟

34
00:02:12,666 --> 00:02:15,541
‫اگه دنیا شانسی قراره داشته باشه،
‫به آنگ نیاز داره

35
00:02:16,208 --> 00:02:17,416
‫و حق با توئـه

36
00:02:17,500 --> 00:02:20,000
‫ما یه وظیفه‌ای داریم و
‫وظیفه‌مون محافظت از آواتاره

37
00:02:20,083 --> 00:02:22,291
‫محافظت از اون؟
‫می‌خوای از اون محافظت کنی؟

38
00:02:22,375 --> 00:02:25,000
‫کسی که چیزی نمونده بود
‫بالای این کوه ما رو بترکونه؟

39
00:02:25,083 --> 00:02:27,125
‫موضوع فقط کمک به آنگ نیست

40
00:02:27,208 --> 00:02:30,416
‫از وقتی پاش به زندگی‌مون باز شد،
‫همه چی برام تغییر کرد

41
00:02:30,500 --> 00:02:33,416
‫قبل از ملاقات با اون، به اندازه‌ی
‫سر سوزن هم نمی‌تونستم آب کنترل کنم

42
00:02:33,500 --> 00:02:37,041
‫و حالا ببین چه کارهایی ازم بر میاد!
‫تازه اونم بعد از فقط یه روز!

43
00:02:40,375 --> 00:02:41,541
‫به اطرافت نگاه کن

44
00:02:42,125 --> 00:02:43,541
‫ببین الان کجاییم

45
00:02:44,125 --> 00:02:47,208
‫تو رو نمی‌دونم، ولی من نمی‌تونم برگردم

46
00:03:05,958 --> 00:03:08,458
‫کاتارا، توی کیفت یه خبرایی هست

47
00:03:21,291 --> 00:03:23,583
‫آهای! اون غذای ماست

48
00:03:24,083 --> 00:03:25,458
‫اون چیه؟

49
00:03:25,541 --> 00:03:26,750
‫یه لمور بال‌دار!

50
00:03:28,708 --> 00:03:30,541
‫قبلاً مثل مور و ملخ توی آسمون بودن

51
00:03:34,833 --> 00:03:36,041
‫این چیه؟

52
00:03:43,333 --> 00:03:45,000
‫کاتارای عزیزم

53
00:03:45,666 --> 00:03:49,166
‫این طومار نسل اندر نسل
‫بین آب‌افزارهای قبیله‌مون

54
00:03:49,250 --> 00:03:50,791
‫دست به دست شده

55
00:03:50,875 --> 00:03:55,958
‫هر چیزی که لازمه واسه شروع
‫آموزش کنترل‌کردن بدونی، توی این هست

56
00:03:56,541 --> 00:04:00,083
‫نمی‌دونی پنهان کردنِ این از تو
‫چقدر سخت بوده

57
00:04:00,625 --> 00:04:03,416
‫چون ملتِ آتش
‫آب‌افزارها رو شکار می‌کردن

58
00:04:03,500 --> 00:04:06,416
‫نگه داشتنش برات خیلی خطرناک بود

59
00:04:07,458 --> 00:04:10,166
‫ولی حالا که ماجراجویی رو شروع کردی

60
00:04:10,250 --> 00:04:12,791
‫باید چیزی رو که متعلق به توئـه داشته باشی

61
00:04:12,875 --> 00:04:14,791
‫تو یه آب‌افزاری

62
00:04:15,291 --> 00:04:19,333
‫همیشه همین بودی و هستی

63
00:04:20,083 --> 00:04:21,750
‫هیچ‌وقت این رو فراموش نکن

64
00:04:22,666 --> 00:04:26,208
‫دیدی؟ اگه خونه رو ترک نمی‌کردیم
‫هیچ‌وقت این به دستم نمی‌رسید

65
00:04:26,791 --> 00:04:29,666
‫باشه. بریم جزیره‌ی کیوشی و
‫ببینیم چی پیش میاد

66
00:04:31,666 --> 00:04:33,750
‫آنگ، آماده‌ی رفتن هستی؟

67
00:04:37,083 --> 00:04:38,916
‫اول باید یه کاری انجام بدم

68
00:04:53,041 --> 00:04:55,375
‫همه‌ی عمر تو کنارم بودی

69
00:04:57,375 --> 00:04:58,750
‫ولی من کنارت نبودم

70
00:05:00,750 --> 00:05:01,791
‫خداحافظ، گیاتسو

71
00:05:03,166 --> 00:05:04,166
‫متأسفم

72
00:05:12,000 --> 00:05:22,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

73
00:05:22,001 --> 00:05:29,001
‫« آواتار: آخرین بادافزار »

74
00:05:33,002 --> 00:05:38,002
‫« جنگجویان »

75
00:05:38,003 --> 00:05:43,003
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

76
00:05:43,027 --> 00:05:45,027
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

77
00:05:57,666 --> 00:05:59,267
‫می‌خوای بهمون ملحق شی، مومو؟

78
00:05:59,291 --> 00:06:00,625
‫مومو؟

79
00:06:01,208 --> 00:06:03,791
‫آره. بهش می‌خوره اسمش مومو باشه،
‫مگه نه؟

80
00:06:04,750 --> 00:06:07,791
‫- مثل خودت که اسم ساکا بهت می‌خوره
‫- توش بحثی نیست

81
00:06:10,375 --> 00:06:13,125
‫شرط می‌بندم مزه‌ی مرغ میدی

82
00:06:21,208 --> 00:06:23,583
‫زوکو، باید اینو امتحان کنی. توش...

83
00:06:24,250 --> 00:06:25,833
‫- چی داره؟
‫- تخم بلدرچین

84
00:06:26,416 --> 00:06:29,875
‫تخم بلدرچین. خیلی خوبه واسه...

85
00:06:30,583 --> 00:06:31,791
‫نشاط؟

86
00:06:31,875 --> 00:06:33,583
‫نشاط!

87
00:06:36,166 --> 00:06:38,291
‫اینجا چیکار می‌کنیم، عمو؟

88
00:06:41,166 --> 00:06:45,458
‫این بندر مقر فرماندهی
‫منطقه‌ای کشورِ آتشـه

89
00:06:46,166 --> 00:06:48,416
‫مرکز اطلاعاتِ محلیـه

90
00:06:48,500 --> 00:06:51,166
‫اگه توی این منطقه
‫هر اتفاق غیرعادی‌ای بیفته

91
00:06:51,250 --> 00:06:52,791
‫به اینجا گزارش میشه

92
00:06:52,875 --> 00:06:54,583
‫زده به سرت؟

93
00:06:54,666 --> 00:06:57,916
‫می‌خوای از یه مقر فرماندهی کشور آتش
‫بپرسی که آواتار رو دیدن یا نه؟

94
00:06:58,000 --> 00:07:01,125
‫اگه خبرش درز کنه،
‫عالم و آدم میفتن دنبالش

95
00:07:01,208 --> 00:07:02,666
‫ممکنه همه چی رو ببازم

96
00:07:02,750 --> 00:07:04,583
‫آروم باش، شاهزاده زوکو

97
00:07:04,666 --> 00:07:08,500
‫یه چیزی که باید یاد بگیری، اینه که
‫چطور بدون رو کردنِ قصد واقعی‌ت

98
00:07:08,501 --> 00:07:10,458
‫به خواسته‌ات برسی

99
00:07:12,125 --> 00:07:15,541
‫باید از یکدلی و عقلت استفاده کنی

100
00:07:15,625 --> 00:07:21,250
‫ولی از همه مهم‌تر، باید داشته باشی...
‫برنج چسبناک!

101
00:07:24,708 --> 00:07:26,791
‫عمو، واسه این کارها وقت نیست

102
00:07:35,666 --> 00:07:37,125
‫اوناهاشش

103
00:07:37,208 --> 00:07:38,916
‫بانوی ترسناکِ غول‌پیکر

104
00:07:49,083 --> 00:07:50,125
‫اوه

105
00:07:55,375 --> 00:07:56,375
‫اینو نگاه

106
00:07:58,083 --> 00:08:00,875
‫ساکا، اونجا رفتن کار درستیـه؟

107
00:08:05,583 --> 00:08:06,791
‫آنگ!

108
00:08:10,583 --> 00:08:12,517
‫- ساکا!
‫- چیه؟ چی شده؟

109
00:08:12,541 --> 00:08:13,941
‫- مراقب باش!
‫- آهای!

110
00:08:14,625 --> 00:08:15,541
‫آخ!

111
00:08:15,625 --> 00:08:17,916
‫شما بی‌اجازه وارد زمین مقدس شدید

112
00:08:18,000 --> 00:08:21,583
‫بس کنید! دارید اشتباه می‌‌کنید!
‫اون آواتاره!

113
00:08:21,666 --> 00:08:24,750
‫چرت نگو. اگه آواتار بود،
‫نشونه‌هایی داشت

114
00:08:35,375 --> 00:08:37,375
‫گمونم اون یه نشونه باشه

115
00:08:42,666 --> 00:08:45,708
‫خیلی وقت بود کسی گذرش به اینجا نیفتاده بود

116
00:08:45,791 --> 00:08:47,250
‫دلیلش هم مشخصـه

117
00:08:47,333 --> 00:08:49,166
‫به مدت صد سال

118
00:08:49,666 --> 00:08:53,208
‫جزیره‌ی کیوشی با فاصله گرفتن،
‫از تاخت و تازِ جنگ

119
00:08:53,291 --> 00:08:55,416
‫در امان مونده

120
00:08:55,500 --> 00:08:58,833
‫توقع داریم دنیای بیرونی هم
‫همین کار رو بکنه

121
00:08:58,916 --> 00:09:00,958
‫نیومدیم اینجا که دردسر درست کنیم

122
00:09:01,041 --> 00:09:04,333
‫فقط و فقط می‌خوام از
‫آواتار کیوشی بیشتر بدونم

123
00:09:04,416 --> 00:09:08,000
‫مگه اینجا واسه همین نیست؟
‫زنده نگه داشتنِ یاد و خاطره‌اش؟

124
00:09:08,083 --> 00:09:09,642
‫- ما تهدید نیستیم
‫- شاید نباشید

125
00:09:09,666 --> 00:09:13,833
‫ولی بازدیدکننده‌های بعدی شاید باشن.
‫ما هم نمی‌تونیم استثناء قائل بشیم.

126
00:09:13,916 --> 00:09:16,000
‫ما بازدیدکننده‌ی معمولی نیستیم.
‫اون آواتاره.

127
00:09:16,083 --> 00:09:20,291
‫فقط طبق گفته‌ی خودتون و
‫چندتا انعکاس از یه مجسمه

128
00:09:21,083 --> 00:09:24,708
‫درک می‌کنم که ترسیدید.
‫نمی‌دونم اینجا زندگی چطوریه.

129
00:09:25,625 --> 00:09:29,208
‫راستش رو بخواید، کلاً نمی‌دونم
‫هر کجای دیگه، زندگی چطوریـه

130
00:09:30,083 --> 00:09:32,500
‫یه مدت نبودم

131
00:09:33,583 --> 00:09:34,833
‫ولی جایی که من اهلش هستم

132
00:09:35,375 --> 00:09:36,916
‫مردم به همدیگه کمک می‌کنن

133
00:09:42,833 --> 00:09:44,458
‫می‌دونم اهل اینجا نیستم

134
00:09:45,666 --> 00:09:48,125
‫این اواخر این احساس خیلی بهم دست داده

135
00:09:48,750 --> 00:09:50,875
‫ولی اگه بتونید کمکم کنید

136
00:09:52,500 --> 00:09:55,041
‫اگه یاد بگیرم چطوری آواتار باشم

137
00:09:56,166 --> 00:09:58,541
‫شاید بتونم اون دنیایی که
‫می‌شناختم رو دوباره برگردونم

138
00:09:59,333 --> 00:10:01,833
‫دنیایی که مردمش شادتر بودن

139
00:10:08,208 --> 00:10:11,458
‫چه ضرری داره بذاریم
‫چند تا کتاب رو نگاه کنه؟

140
00:10:11,541 --> 00:10:12,750
‫موضوع اونا نیستن

141
00:10:12,833 --> 00:10:14,666
‫موضوع اینه که چه کسای دیگه‌ای
‫ممکنه بیان. می‌دونم

142
00:10:15,250 --> 00:10:18,625
‫ولی اگه اون آواتار باشه،
‫چطور می‌تونیم بهش پشت کنیم؟

143
00:10:20,833 --> 00:10:22,666
‫چه جنگجوی سرسختی

144
00:10:24,000 --> 00:10:26,458
‫- ولی چه قلب رئوفی داری
‫- مادر

145
00:10:26,541 --> 00:10:31,166
‫سوکی، هنوز خیلی جوونی و
‫متوجه نیستی که خیلی‌ها توی این دنیا

146
00:10:31,250 --> 00:10:35,000
‫از این قلبِ رئوف سوءاستفاده می‌کنن

147
00:10:35,083 --> 00:10:38,166
‫من خیلی جوون نیستم.
‫فقط هنوز دنیا رو ندیدم.

148
00:10:44,541 --> 00:10:46,916
‫یادم افتاد که خودِ کیوشی

149
00:10:47,000 --> 00:10:50,208
‫اغلب مورد لطفِ غریبه‌ها بود

150
00:10:51,125 --> 00:10:52,666
‫و به عنوان آواتار

151
00:10:52,750 --> 00:10:56,375
‫معتقد بود باید به کسانی که
‫درمونده هستن، کمک کرد

152
00:10:56,958 --> 00:10:59,875
‫پس درهای دهکده‌مون رو به مدت 48 ساعت

153
00:11:00,750 --> 00:11:02,541
‫برای مهمون‌هامون باز می‌کنیم

154
00:11:03,416 --> 00:11:07,166
‫اطمینان دارم که به حد و مرزِ
‫سخاوتِ ما احترام می‌ذارید

155
00:11:09,125 --> 00:11:11,445
‫درک می‌کنم. می‌دونم چرا
‫می‌خواستید ما از جزیره‌تون بریم.

156
00:11:11,500 --> 00:11:13,125
‫من هم بودم همین کار رو می‌کردم

157
00:11:13,750 --> 00:11:16,458
‫جونِ این همه آدم، کم مسئولیتی نیست

158
00:11:16,958 --> 00:11:19,208
‫شخصاً همچین مسئولیتی رو
‫خیلی جدی می‌گیرم

159
00:11:19,291 --> 00:11:21,833
‫من هم محافظ دهکده‌ام هستم، پس

160
00:11:22,708 --> 00:11:23,708
‫تو؟

161
00:11:23,791 --> 00:11:24,958
‫آره

162
00:11:25,833 --> 00:11:26,875
‫یه محافظ؟

163
00:11:27,541 --> 00:11:31,000
‫خب اگه اینجا باشی، چطور
‫از مردمت محافظت می‌کنی؟

164
00:11:31,083 --> 00:11:32,458
‫چی؟ محافظت نمی‌کنم

165
00:11:33,041 --> 00:11:34,250
‫یعنی، می‌کنم

166
00:11:34,750 --> 00:11:39,333
‫شاید...جسمی اونجا نباشم، ولی بازم...

167
00:11:39,916 --> 00:11:41,250
‫این، من...

168
00:11:42,333 --> 00:11:44,166
‫باید اول دنیا رو نجات بدم

169
00:11:45,875 --> 00:11:47,208
‫کاتارا، میشه بگی روالش چطوری بود؟

170
00:11:47,291 --> 00:11:50,208
‫از آنگ محافظت می‌کنم پس انگار
‫دارم از دهکده محافظت می‌کنم...

171
00:11:50,958 --> 00:11:52,958
‫آهای! آهای!

172
00:11:53,041 --> 00:11:57,583
‫نکته اینه که وجه اشتراک زیاد داریم.
‫هر دو جنگجوییم، درسته؟

173
00:11:58,000 --> 00:11:59,166
‫آواتار کیوشی

174
00:11:59,250 --> 00:12:02,041
‫قبل مرگش، نیروی نخبه‌ای رو
‫در قالبِ خودش آموزش داد

175
00:12:02,125 --> 00:12:05,166
‫نیرویی که نه تنها آمادگی محافظت از خونه‌مون،
‫بلکه سبک زندگی‌مون رو هم داره

176
00:12:05,250 --> 00:12:07,958
‫این سنت نسل به نسل ادامه پیدا کرده و

177
00:12:08,041 --> 00:12:10,208
‫حالا باعث افتخارِ منـه که
‫از این جامعه محافظت کنم و

178
00:12:10,291 --> 00:12:12,625
‫به ارزش‌های آواتار پایبند باشم

179
00:12:12,708 --> 00:12:15,666
‫واسه همین من فقط یه جنگجو نیستم

180
00:12:15,750 --> 00:12:17,166
‫من یه جنگجوی کیوشی‌ام

181
00:12:28,708 --> 00:12:29,908
‫فرماندهت کجاست؟

182
00:12:29,958 --> 00:12:32,750
‫گزارشات نظارتی اخیر رو می‎خوام، همین الان

183
00:12:32,833 --> 00:12:34,291
‫- ببخشید
‫- و نقشه‌ها

184
00:12:34,375 --> 00:12:36,750
‫نقشه‌های دریانوردی.
‫هر چی پر جزئیات‌تر، بهتر.

185
00:12:38,583 --> 00:12:39,583
‫اون‌وقت شما کی باشید؟

186
00:12:40,333 --> 00:12:41,333
‫شاهزاده زوکو

187
00:12:41,375 --> 00:12:46,250
‫چه افتخاری که توی پایگاهِ مُحقر
‫پذیرای خاندان سلطنتی باشیم

188
00:12:46,333 --> 00:12:49,250
‫- برای شاهزاده‌ی سلطنتی چه کاری ازم برمیاد؟
‫- همونطور که داشتم می‌گفتم...

189
00:12:49,333 --> 00:12:51,750
‫لطفاً برادرزاده‌ام رو ببخشید

190
00:12:52,291 --> 00:12:53,750
‫خیلی وقت بود توی دریا بودیم و

191
00:12:53,833 --> 00:12:57,000
‫ادب و نزاکت‌مون هم مثل لنگرمون زنگ زده

192
00:12:57,083 --> 00:12:59,166
‫ژنرال آیرو، نیازی به عذرخواهی نیست و

193
00:12:59,250 --> 00:13:02,250
‫لطفاً ما رو هم به خاطر کوتاهی ببخشید

194
00:13:02,333 --> 00:13:04,791
‫کم پیش میاد افراد ویژه و
‫خاص بهمون سر بزنن

195
00:13:04,875 --> 00:13:09,166
‫چه برسه به اینکه «اژدهای غرب» بیاد

196
00:13:10,500 --> 00:13:12,041
‫همونطور که برادرزاده‌ام داشت می‌گفت

197
00:13:12,125 --> 00:13:15,458
‫دنبال نقشه‌ها و گزارشاتِ نظارتی هستیم

198
00:13:15,541 --> 00:13:18,916
‫امیدوار بودیم بتونیم مدرسه‌های
‫آموزش پرش کوسه‌‌های مرکب رو پیدا کنیم

199
00:13:19,000 --> 00:13:21,625
‫- کوسه‌های مرکب؟
‫- اوهوم

200
00:13:21,708 --> 00:13:23,625
‫این موقع سال مهاجرت می‌کنن

201
00:13:23,708 --> 00:13:27,291
‫با لیمو که کباب‌شون کنی،
‫مزه‌اش حرف نداره

202
00:13:29,541 --> 00:13:30,541
‫که اینطور

203
00:13:30,958 --> 00:13:33,041
‫هر کمکی ازم بر بیاد دریغ نمی‌کنم

204
00:13:33,125 --> 00:13:36,416
‫اگه اشکالی نداره تا صبح بهم وقت بدید

205
00:13:36,500 --> 00:13:37,958
‫مطمئنم می‌تونیم چیزی رو که می‌خواید پیدا کنیم

206
00:13:38,041 --> 00:13:40,458
‫خیلی لطف دارید، فرمانده...

207
00:13:40,541 --> 00:13:42,916
‫ژائو. فرمانده ژائو

208
00:13:43,000 --> 00:13:44,708
‫در خدمتِ شما

209
00:14:08,916 --> 00:14:09,916
‫آخ!

210
00:14:11,416 --> 00:14:12,875
‫باید روت یه زنگوله بذارن

211
00:14:13,708 --> 00:14:15,541
‫توی سالن اصلی دهکده غذا هست

212
00:15:05,458 --> 00:15:07,875
‫محشره! تو استعداد داری

213
00:15:08,791 --> 00:15:10,541
‫خب، اینا فقط اَشکالِ ساده هستن

214
00:15:10,625 --> 00:15:13,583
‫خب، قبلاً همین رو هم نمی‌تونستی، مگه نه؟

215
00:15:14,166 --> 00:15:17,750
‫سریع یاد می‌گیری.
‫تو یه آب‌افزار واقعی هستی، کاتارا.

216
00:15:17,833 --> 00:15:19,666
‫می‌دونی، تو هم باید تمرین کنی

217
00:15:21,125 --> 00:15:23,333
‫آواتار باید به هر چهار عنصر
‫تسلط داشته باشه

218
00:15:25,375 --> 00:15:26,416
‫شاید بعداً

219
00:15:27,750 --> 00:15:31,583
‫نمی‌تونم تصور کنم دونستنِ اینکه
‫باید دنیا رو نجات بدی چه حسی داره

220
00:15:32,541 --> 00:15:36,500
‫ولی طفره رفتن از تمرین معنیش
‫این نیست که از مسئولیتت طفره رفتی

221
00:15:38,458 --> 00:15:39,458
‫می‌دونم

222
00:15:40,458 --> 00:15:43,541
‫آخه اونی که تمرینم می‌داد، گیاتسو بود

223
00:15:46,666 --> 00:15:49,166
‫تابحال با کس دیگه‌ای تمرین نکردم

224
00:15:51,041 --> 00:15:52,041
‫طوری نیست

225
00:15:52,750 --> 00:15:54,125
‫با همدیگه انجامش می‌دیم

226
00:15:55,541 --> 00:15:57,041
‫جایی که نمی‌ریم

227
00:16:03,708 --> 00:16:07,250
‫یا هم که می‌تونی هدفِ تمرینیم باشی

228
00:16:10,458 --> 00:16:11,458
‫آخ!

229
00:16:26,458 --> 00:16:29,166
‫غذای خونگی نیست، ولی بدک نیست

230
00:16:36,083 --> 00:16:38,583
‫جرأت داری یه بار دیگه
‫این کار رو بکن، رونِ مرغ

231
00:16:43,416 --> 00:16:44,958
‫تو واقعاً یه بادافزاری؟

232
00:17:04,958 --> 00:17:07,666
‫باید قبول کنی، خوب بلده
‫با مردم چطوری رفتار کنه

233
00:17:09,166 --> 00:17:10,583
‫بلده چطوری خو بگیره

234
00:17:10,666 --> 00:17:12,916
‫بلده چطوری دلِ مردم رو
‫بدست بیاره، مثل دیشب

235
00:17:13,416 --> 00:17:17,291
‫قدرت واقعیش اینـه. ارتباط.
‫ایجاد پیوند.

236
00:17:17,375 --> 00:17:20,333
‫از همین طریق آواتار میشه

237
00:17:22,083 --> 00:17:24,583
‫درسته. ناجی دنیا رو داشته باش

238
00:17:27,083 --> 00:17:30,250
‫پس مهمونِ خارجی‌ داشتن این شکلیـه؟

239
00:17:30,333 --> 00:17:34,125
‫اون روزهایی که اطرافمون
‫جنگ بیداد می‌کرد رو یادت نمیاد

240
00:17:34,208 --> 00:17:37,416
‫و با ترس مداوم
‫از کشورِ آتش زندگی می‌کردیم

241
00:17:37,500 --> 00:17:40,291
‫دلیل داره که این همه سال ازش دوری کردیم

242
00:17:40,875 --> 00:17:42,000
‫«دوری کردیم»

243
00:17:42,083 --> 00:17:46,416
‫با این سبک زندگی‌مون
‫از خیلی چیزها دوری کردیم

244
00:17:50,000 --> 00:17:53,208
‫به هر حال، در امان موندیم

245
00:17:54,250 --> 00:17:56,541
‫ولی خوشحال نبودیم

246
00:17:58,375 --> 00:18:01,791
‫این پسر، شاید سرگرم‌کننده باشه

247
00:18:01,875 --> 00:18:04,291
‫ولی معنیش این نیست که خطرناک نیست

248
00:18:04,375 --> 00:18:05,375
‫اون یه تهدیده

249
00:18:05,416 --> 00:18:08,291
‫و هر چه زودتر اون و
‫دوستاش از جزیره‌مون برن

250
00:18:09,166 --> 00:18:10,333
‫بهتره

251
00:18:16,958 --> 00:18:18,291
‫- آواتار؟
‫- بله، قربان

252
00:18:18,375 --> 00:18:19,916
‫اون خیال می‌کنه آواتار رو پیدا کرده؟

253
00:18:20,000 --> 00:18:21,291
‫طبق حرفی که افرادش گفتن

254
00:18:21,375 --> 00:18:24,333
‫ادعا کردن که اون رو توی یه دهکده‌ی کوچیکی
‫از قبیله‌ی آب پیداش کردن

255
00:18:24,416 --> 00:18:26,416
‫شاهزاده زوکو گرفتش،
‫ولی بعدش از چنگش پریده

256
00:18:26,500 --> 00:18:30,833
‫اگه زوکو می‌خواد از ما اطلاعات در بیاره،
‫یعنی فکر می‌کنه که اون هنوز این اطرافـه

257
00:18:30,916 --> 00:18:33,666
‫هر گزارشی از مشاهدات غیرعادی
‫در چند روز گذشته رو جمع‌آوری کن

258
00:18:33,750 --> 00:18:36,083
‫هر چیز غیرعادی‌ای،
‫هر چقدر هم که ناچیز باشه

259
00:18:36,166 --> 00:18:37,583
‫- سریع انجامش بده
‫- بله قربان

260
00:18:47,583 --> 00:18:48,583
‫اوه

261
00:18:50,291 --> 00:18:53,125
‫خدایی؟ به زنگوله فکر کن

262
00:18:55,875 --> 00:18:56,875
‫خودم درستش کردم

263
00:18:58,333 --> 00:19:01,666
‫واسه مبارزه و شکار حرف نداره و

264
00:19:01,750 --> 00:19:02,791
‫شکار؟

265
00:19:03,583 --> 00:19:05,166
‫آره، شکار. آره

266
00:19:06,166 --> 00:19:07,291
‫شکارِ نهنگ‌های قاتل

267
00:19:07,375 --> 00:19:10,583
‫آره، نهنگ‌های قاتل خطرناک

268
00:19:10,666 --> 00:19:13,333
‫نهنگ‌های قاتل وحشی و مرگبار

269
00:19:13,416 --> 00:19:16,000
‫اگه بخوای می‌تونم اصول اولیه‌اش رو یادت بدم

270
00:19:29,666 --> 00:19:30,666
‫واو...

271
00:19:33,375 --> 00:19:34,750
‫چه قشنگ زدی

272
00:19:34,833 --> 00:19:37,541
‫چه... قشنگ زدی

273
00:19:37,625 --> 00:19:41,416
‫ما قبیله‌ی آب جنوبی بیشتر
‫به مبارزات تن به تن شهرت داریم

274
00:19:44,000 --> 00:19:45,791
‫همین الان؟

275
00:19:48,500 --> 00:19:49,500
‫باشه

276
00:19:53,625 --> 00:19:54,708
‫خیلی‌خب

277
00:20:00,625 --> 00:20:01,875
‫کافیه!

278
00:20:25,666 --> 00:20:29,208
‫هیچی. هیچی از حالت آواتاری
‫یا هیچ کدوم از قدرت‌هاش نیست

279
00:20:29,291 --> 00:20:31,166
‫هیچی نیست که به تمرینم کمک کنه

280
00:20:32,291 --> 00:20:35,250
‫پس از کجا باید بفهمم که
‫چطور باید دنیا رو نجات بدم؟

281
00:20:35,333 --> 00:20:38,125
‫چطوری جلوی ملتِ آتش رو بگیرم
‫که به افراد بیشتری صدمه نزنن؟

282
00:20:42,416 --> 00:20:43,833
‫می‌دونستی یتیم بوده؟

283
00:20:43,916 --> 00:20:44,833
‫توی خیابون‌ها زندگی می‌کرده

284
00:20:44,916 --> 00:20:48,333
‫تا اینکه ثروتمندترین خانواده‌ی جزیره، اون
‫رو به‌عنوان خدمتکار خونگی استخدام کردن

285
00:20:48,416 --> 00:20:51,750
‫اون ساکت و مهربون بوده. هیچکس
‫روحش هم خبر نداره چطوری آواتار شده.

286
00:20:52,250 --> 00:20:54,833
‫آره، چطوری از این...

287
00:20:57,291 --> 00:20:59,333
‫به اون تبدیل شده؟

288
00:21:01,916 --> 00:21:04,083
‫«تنها عدالت، صلح را به ارمغان می‌آورد»

289
00:21:06,041 --> 00:21:09,291
‫من هیچ‌وقت نمی‌خواستم بجنگم و
‫می‌ترسم به کسی آسیب بزنم

290
00:21:12,166 --> 00:21:14,875
‫توی وطنم، بقیه‌ی بچه‌ها
‫همش می‌گفتن چقدر خوش‌شانسم

291
00:21:14,958 --> 00:21:16,791
‫که واقعاً هیچ‌وقت مجبور نبودم تمرین کنم

292
00:21:17,833 --> 00:21:19,250
‫ولی واقعاً مجبور بودم تمرین کنم

293
00:21:20,458 --> 00:21:24,250
‫نه برای بهبود دادنِ قدرت‌هام،
‫بلکه برای تحتِ کنترل داشتنِ اونا

294
00:21:28,083 --> 00:21:30,250
‫من... متأسفم!

295
00:21:33,833 --> 00:21:38,625
‫هیچکس چیزی نگفت، ولی
‫می‌تونستم بفهمم که ازم ترسیده بودن

296
00:21:40,166 --> 00:21:43,500
‫درست مثل تو و ساکا
‫وقتی وارد حالت آواتاری شدم

297
00:21:44,208 --> 00:21:46,416
‫اگه اینجا هیچی نباشه که کمکم کنه چی؟

298
00:21:47,875 --> 00:21:49,958
‫اگه هیچ‌وقت یاد نگیرم چطور
‫باید قدرتم رو کنترل کنم چی؟

299
00:21:50,041 --> 00:21:51,791
‫به چند نفر صدمه می‌زنم؟

300
00:21:51,875 --> 00:21:54,458
‫ولی تصور کن اگه اصلاً
‫تلاشت رو نکنی چی میشه

301
00:22:03,458 --> 00:22:05,166
‫آنگ، تنها نیستی

302
00:22:05,250 --> 00:22:06,541
‫طبق این

303
00:22:06,625 --> 00:22:10,000
‫همه آواتارهای قبلی،
‫تجسم زندگی گذشته‌ات هستن

304
00:22:10,083 --> 00:22:13,750
‫به معنای واقعی تنها نیستی.
‫بقیه‌ی آواتارها درونت هستن.

305
00:22:13,833 --> 00:22:16,875
‫یکی رو می‌خوای که بهت آموزش بده،
‫فقط باید بفهمی که چطور

306
00:22:16,958 --> 00:22:18,166
‫باهاشون ارتباط بگیری

307
00:22:18,250 --> 00:22:20,500
‫راه‌حل‌ و جواب داخلِ اینجا نیست

308
00:22:20,583 --> 00:22:22,083
‫داخل خودتـه

309
00:22:29,458 --> 00:22:30,500
‫چیه؟

310
00:22:32,750 --> 00:22:34,041
‫کشتی ژائو

311
00:22:35,333 --> 00:22:36,666
‫نیستش

312
00:22:36,750 --> 00:22:37,750
‫ژائو؟

313
00:22:37,791 --> 00:22:40,416
‫به گوشش رسیده بود که نزدیکِ
‫جزیره‌ی کیوشی یه گاو پرنده دیده شده

314
00:22:40,500 --> 00:22:41,583
‫اول صبح به دریا زد

315
00:22:43,750 --> 00:22:45,291
‫گاو پرنده؟

316
00:22:47,458 --> 00:22:50,958
‫اون از ماجرای آواتار خبر داره.
‫یجوری فهمیده.

317
00:22:52,291 --> 00:22:53,833
‫باید قبل از اون برسیم اونجا

318
00:23:05,000 --> 00:23:09,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

319
00:23:21,416 --> 00:23:22,416
‫ایست!

320
00:23:23,083 --> 00:23:24,083
‫تعظیم کنید!

321
00:23:24,708 --> 00:23:25,791
‫مرخصید

322
00:24:42,125 --> 00:24:45,666
‫دنیا به آواتار نیاز داره.
‫دنیا بهت نیاز داره، آنگ.

323
00:24:45,750 --> 00:24:47,333
‫ولی تصور کن چه اتفاقی میفته...

324
00:24:47,416 --> 00:24:48,916
‫من از قدرت‌هام می‌ترسم

325
00:24:49,000 --> 00:24:50,375
‫همگی رفتن

326
00:24:50,458 --> 00:24:53,338
‫وقتی دنیا بیشتر از هر موقعی به
‫آواتار نیاز داره، غیبش زده. فرار کرده...

327
00:24:54,333 --> 00:24:55,416
‫من قدرت نمی‌خوام

328
00:24:55,500 --> 00:24:59,000
‫واسه همین آواتار فوق‌العاده‌ای میشی

329
00:25:01,750 --> 00:25:04,083
‫آواتار کیوشی، کمکم کن

330
00:25:08,000 --> 00:25:09,000
‫آنگ؟

331
00:25:17,041 --> 00:25:18,166
‫آنگ!

332
00:25:19,250 --> 00:25:20,375
‫چقدر طولش دادی

333
00:25:21,458 --> 00:25:22,458
‫آ...

334
00:25:22,958 --> 00:25:23,958
‫ببخشید

335
00:25:24,375 --> 00:25:26,208
‫نمی‌دونستم چطور باهات ارتباط برقرار کنم

336
00:25:26,791 --> 00:25:29,083
‫نمی‌دونستم اصلاً می‌تونم
‫باهات ارتباط برقرار کنم یا نه

337
00:25:29,166 --> 00:25:30,750
‫خیلی چیزها هست که نمی‌دونی

338
00:25:35,833 --> 00:25:37,500
‫نمیشه سریع‌تر از این بریم؟

339
00:25:37,583 --> 00:25:38,708
‫تهِ سرعت‌مون همینـه

340
00:25:39,333 --> 00:25:41,583
‫هر کاری از دستمون بر بیاد رو می‌کنیم

341
00:25:41,666 --> 00:25:43,333
‫سه سال صبر کردی

342
00:25:43,416 --> 00:25:45,375
‫می‌تونی یه‌کم دیگه هم صبر کنی

343
00:25:55,500 --> 00:25:56,500
‫سه سال

344
00:25:57,750 --> 00:26:00,291
‫سه سال

345
00:26:02,416 --> 00:26:05,791
‫قبلاً فکر می‌کردم نمی‌تونم آواتار رو پیدا کنم

346
00:26:08,541 --> 00:26:12,166
‫ولی حالا که می‌دونم نزدیکـه، بدتره...

347
00:26:14,500 --> 00:26:16,500
‫چون الان شانس رفتن به خونه واقعیـه

348
00:26:18,541 --> 00:26:23,333
‫گاهی امید می‌تونه عنصر بی‌رحمی باشه

349
00:26:24,875 --> 00:26:27,625
‫قربان، داریم به
‫جزیره‌ی کیوشی نزدیک می‌شیم

350
00:26:38,416 --> 00:26:40,208
‫گمونم چم و خمش داره دستم میاد... آخ!

351
00:26:41,916 --> 00:26:44,875
‫باید از قدرتِ حریفت
‫علیه خودش استفاده کنی

352
00:26:45,458 --> 00:26:46,916
‫قدرتشون رو به خودشون برگردونی

353
00:26:56,625 --> 00:26:59,041
‫ممنون. تو معلم فوق‌العاده‌ای هستی

354
00:26:59,125 --> 00:27:01,041
‫تو هم شاگرد خارق‌العاده‌ای هستی

355
00:27:01,666 --> 00:27:04,375
‫هرچند مطمئنم آموزش‌های قبلی‌ت
‫بهت کمک کردن

356
00:27:05,125 --> 00:27:07,208
‫آخه محافظِ دهکده‌ات هستی

357
00:27:08,625 --> 00:27:09,625
‫درسته

358
00:27:10,125 --> 00:27:11,333
‫درسته، «محافظ»

359
00:27:11,416 --> 00:27:15,000
‫راستش رو بخوای، جایی که من ازش اومدم،
‫واقعاً نیازی به یه جنگجوی واقعی نیست.

360
00:27:21,000 --> 00:27:22,791
‫به نظرم تو یه جنگجوی واقعی هستی

361
00:27:25,708 --> 00:27:28,625
‫نه مثل تو.
‫تو حتی کنترل‌کننده‌ هم نیستی

362
00:27:28,708 --> 00:27:30,750
‫ولی سرسخت‌ترین جنگجویی هستی
‫که تابحال دیدم

363
00:27:31,750 --> 00:27:36,083
‫کنترل‌کننده نبودن یعنی
‫ما باید حتی بهتر از اونا باشیم

364
00:27:36,750 --> 00:27:40,083
‫نمی‌تونیم کوه‌ها رو تغییر شکل بدیم
‫یا جنگل‌ها رو بسوزونیم

365
00:27:40,583 --> 00:27:42,333
‫پس باید با هر چی داریم، بجنگیم

366
00:27:43,458 --> 00:27:46,958
‫قدرتی که درونتـه مهم نیست

367
00:27:47,625 --> 00:27:49,125
‫خواست و اراده‌ست که مهمـه

368
00:27:50,666 --> 00:27:51,958
‫قلبـت

369
00:28:00,625 --> 00:28:03,625
‫حقیقت اینه که بهت حسودیم میشه

370
00:28:05,041 --> 00:28:07,708
‫همیشه برام سؤال بود
‫دنیای بیرون چه شکلیـه

371
00:28:08,208 --> 00:28:10,375
‫ولی هیچوقت شجاعتش رو
‫نداشتم که از اینجا برم بیرون

372
00:28:11,000 --> 00:28:13,083
‫همیشه برام سؤال بود که چی پیدا می‌کنم

373
00:28:14,958 --> 00:28:15,958
‫حالا می‌دونم

374
00:28:25,666 --> 00:28:27,833
‫- ناقوس!
‫- تو هم می‌شنوی؟

375
00:28:27,916 --> 00:28:29,958
‫- باید بریم
‫- چرا؟ چی شده؟

376
00:28:30,041 --> 00:28:32,416
‫زنگِ خطرِ شهره. یکی داره میاد

377
00:28:34,208 --> 00:28:35,208
‫آنگ!

378
00:28:45,791 --> 00:28:47,750
‫آنگ، باید برگردی، همین الان!

379
00:28:47,833 --> 00:28:49,083
‫کجایی؟

380
00:28:49,166 --> 00:28:52,083
‫آواتار بودن ابعاد زیادی داره

381
00:28:52,708 --> 00:28:57,541
‫باید یه محافظ باشی، یه ژنرال،
‫یه واسطه، یه راهنما.

382
00:28:58,041 --> 00:28:59,541
‫باید چندین نقش‌ رو به عهده بگیری و

383
00:28:59,625 --> 00:29:03,250
‫خیلی‌هاشون نیازمند قدرتِ بی‌همتا هستن

384
00:29:03,333 --> 00:29:06,458
‫واسه همین باید به همه‌ی
‫انواع افزارها تسلط داشته باشم؟

385
00:29:06,958 --> 00:29:07,958
‫تا قوی بشم؟

386
00:29:09,333 --> 00:29:13,500
‫آره. و کمکت می‌کنه کنترل
‫قدرت نهایی رو بدست بگیری.

387
00:29:14,208 --> 00:29:17,125
‫حالت آواتاری ترکیبی از همه‌ی
‫زندگی‌های گذشته‌ی توئـه

388
00:29:17,208 --> 00:29:19,583
‫که انرژی‌شون رو از طریق تو متمرکز می‌کنن

389
00:29:20,083 --> 00:29:23,375
‫حالت آواتاری، قدرتِ
‫هزارتا کنترل‌کننده رو بهت میده

390
00:29:23,458 --> 00:29:24,666
‫به چشم دیدم

391
00:29:25,708 --> 00:29:26,708
‫خطرناکـه

392
00:29:26,750 --> 00:29:28,500
‫اگه کنترل نشده باشه، آره

393
00:29:28,583 --> 00:29:33,000
‫ولی می‌تونه سلاح نهایی باشه و
‫جونت رو نجات بده

394
00:29:35,291 --> 00:29:38,000
‫خیلی دیر کردیم.
‫نمی‌تونیم از افراد ژائو عبور کنیم.

395
00:29:38,083 --> 00:29:40,166
‫حتماً تا الان به دهکده رسیده

396
00:29:42,625 --> 00:29:45,958
‫توی پای‌شو، اولین حرکت
‫همیشه بهترین حرکت نیست

397
00:29:46,041 --> 00:29:49,291
‫آگاهی از حریفت،
‫اینکه بدونی ممکنه کجا بره،

398
00:29:49,375 --> 00:29:50,875
‫از سرعت مهم‌تره

399
00:29:51,458 --> 00:29:55,458
‫پس جایی که یه آواتار باشه،
‫شاید یه آواتار دیگه هم باشه

400
00:30:12,041 --> 00:30:13,708
‫چه جزیره‌ی دوست‌داشتنی‌ای

401
00:30:13,791 --> 00:30:16,541
‫و قدم شما روی چشم ماست، فرمانده

402
00:30:16,625 --> 00:30:19,375
‫ولی ای‌کاش یه‌کم زودتر خبر می‌دادید

403
00:30:19,458 --> 00:30:22,291
‫واسه پذیرایی از مهمون‌ها آمادگی نداریم

404
00:30:23,416 --> 00:30:25,083
‫جالبه. من که چیز دیگه‌ای شنیدم

405
00:30:25,166 --> 00:30:29,333
‫مطلع شدم که چند روز پیش
‫یه مهمون سر زده داشتید

406
00:30:29,416 --> 00:30:30,958
‫حتماً اشتباه می‌کنید

407
00:30:31,041 --> 00:30:33,125
‫ما سرمون توی لاک خودمونـه

408
00:30:33,875 --> 00:30:34,875
‫شنیدم

409
00:30:35,416 --> 00:30:40,333
‫آره، شنیده بودم جزیره‌ی کیوشی
‫سابقه‌ی بی‌نظیری توی...

410
00:30:40,875 --> 00:30:44,416
‫بذارید اینطور بگم، ناچیز بودن داشته

411
00:30:45,000 --> 00:30:48,875
‫واسه همین هیچ نیازی نبوده که کشورِ آتش

412
00:30:48,958 --> 00:30:51,083
‫توی امورات‌تون دخالت کنه

413
00:30:51,166 --> 00:30:56,916
‫اصلاً دوست ندارم به خاطر
‫یه خارجی این شرایط تغییر کنه

414
00:30:57,000 --> 00:31:00,083
‫فرمانده، اینطور که من می‌بینم

415
00:31:00,166 --> 00:31:04,333
‫تنها خارجی‌های اینجا، شما و افرادتون هستید

416
00:31:05,500 --> 00:31:07,250
‫چه دیدگاهِ تأسف‌آوری

417
00:31:08,250 --> 00:31:10,791
‫اشکالی نداره ما خودمون یه نگاهی بکنیم؟

418
00:31:10,875 --> 00:31:12,625
‫جز این انتظار نداشتم

419
00:31:29,833 --> 00:31:31,750
‫بگیریدشون و آواتار رو پیدا کنید!

420
00:31:51,666 --> 00:31:54,708
‫می‌خوای بدونی آواتار چیه؟
‫نمی‌تونم این رو بهت بگم

421
00:31:54,791 --> 00:31:56,875
‫هر آواتاری فرق داره

422
00:31:56,958 --> 00:31:59,625
‫ما بر اساس خواسته‌های مختلفِ
‫زمان خودمون شکل گرفتیم

423
00:32:00,666 --> 00:32:03,208
‫پس باید این رو خودم بفهمم؟

424
00:32:03,916 --> 00:32:05,583
‫این بخشی از سفر توئـه

425
00:32:06,416 --> 00:32:08,791
‫ولی اگه توی این مسیر
‫به کسی صدمه بزنم چی؟

426
00:32:11,333 --> 00:32:15,083
‫اون‌وقت به خاطر دست به کار نشدنت
‫تا الان چند نفر صدمه دیدن؟

427
00:32:16,416 --> 00:32:20,708
‫دوباره از مسئولیت‌هات فرار کنی
‫افراد بیشتری صدمه می‌بینن!

428
00:32:20,791 --> 00:32:24,000
‫آواتار بودن یعنی وظایفت رو
‫نسبت به همه چی در اولویت قرار بدی

429
00:32:24,083 --> 00:32:25,625
‫حتی جونت!

430
00:32:31,041 --> 00:32:32,333
‫من هم یه زمان مثل تو بودم

431
00:32:34,666 --> 00:32:37,416
‫ولی بعدش فهمیدم پای چی وسطـه و

432
00:32:38,000 --> 00:32:41,083
‫نشونت میدم اگه شکست بخوری
‫چه اتفاقی میفته

433
00:32:41,166 --> 00:32:44,208
‫فاجعه در انتظار شمالـه و
‫مگه اینکه تو کاری بکنی

434
00:32:44,291 --> 00:32:47,458
‫یه نژاد دیگه از کنترل‌کننده‌ها
‫درست مثل عشایر باد از بین میرن

435
00:32:48,333 --> 00:32:51,125
‫ازم پرسیدی آواتار بودن چه معنایی داره

436
00:32:51,208 --> 00:32:53,791
‫معناش جنگجو بودنـه

437
00:32:54,291 --> 00:32:57,958
‫یه جنگجوی بی‌رحم مُقتدر

438
00:33:02,083 --> 00:33:03,083
‫آخ!

439
00:33:20,458 --> 00:33:21,916
‫آخ!

440
00:33:52,875 --> 00:33:54,083
‫دارن افراد بیشتری میارن

441
00:33:54,166 --> 00:33:56,809
‫- دیگه نمی‌تونیم بیشتر از این جلوشون رو بگیریم
‫- دوستتون کجاست؟

442
00:33:56,833 --> 00:33:58,375
‫گفتید می‌تونه کمک‌مون کنه

443
00:33:59,000 --> 00:34:00,541
‫آواتار کجاست؟

444
00:34:01,333 --> 00:34:03,666
‫اگه کاری رو که میگی بکنم و
‫همه چی بدتر بشه چی؟

445
00:34:03,750 --> 00:34:04,750
‫میشه

446
00:34:05,250 --> 00:34:08,583
‫حضورت توی این دنیا همه چی رو بدتر می‌کنه

447
00:34:09,166 --> 00:34:13,708
‫اولش، هر دو جناح قوی‌تر می‌جنگن
‫چون آواتار برگشته

448
00:34:14,541 --> 00:34:17,333
‫امید بدون بها بدست نمیاد

449
00:34:18,958 --> 00:34:21,583
‫بازم تو. بالا بری پایین بیای ازت رد میشم

450
00:34:21,666 --> 00:34:23,958
‫اتفاقی که برات میفته انتخاب خودتـه

451
00:34:25,458 --> 00:34:27,958
‫- پس چه فایده‌ای داره؟
‫- می‌خوای همه چی آبِ خوردن باشه؟

452
00:34:28,041 --> 00:34:29,916
‫هیچ کدوم از این کارها آسون نیستن

453
00:34:30,500 --> 00:34:31,916
‫اگه بیشتر از این از وظایفت شونه خالی کنی

454
00:34:32,000 --> 00:34:33,833
‫نه تنها نمی‌تونی دنیا رو نجات بدی

455
00:34:33,916 --> 00:34:36,500
‫حتی نمی‌تونی این جزیره رو نجات بدی

456
00:34:36,583 --> 00:34:39,166
‫این جزیره رو؟ از چی؟

457
00:34:39,250 --> 00:34:42,000
‫از خطری که همین الان
‫براشون به وجود آوردی

458
00:34:42,083 --> 00:34:43,083
‫دوستام

459
00:35:08,333 --> 00:35:09,916
‫بهت هشدار دادم!

460
00:35:10,750 --> 00:35:16,083
‫هیچکس قرار نیست جلوی من رو بگیره!

461
00:35:17,625 --> 00:35:20,208
‫می‌خواستی از قدرتِ آواتار بدونی

462
00:35:21,125 --> 00:35:24,333
‫نشونت میدم اون قدرت
‫چه کاری می‌تونه بکنه

463
00:35:38,666 --> 00:35:39,875
‫غیرممکنـه

464
00:36:25,166 --> 00:36:27,000
‫نه، نه، نه، نه!

465
00:36:51,000 --> 00:36:52,000
‫عقب‌نشینی کنید

466
00:36:53,208 --> 00:36:54,250
‫برگردید به کشتی!

467
00:37:17,916 --> 00:37:19,041
‫آنگ!

468
00:37:24,375 --> 00:37:25,416
‫چیزیم نیست

469
00:37:29,208 --> 00:37:30,625
‫همه‌اش تقصیر منـه

470
00:37:31,875 --> 00:37:34,291
‫- من باعثش شدم
‫- واسه همین باید بری

471
00:37:35,375 --> 00:37:37,583
‫- همین الان
‫- نمی‌تونیم همینطوری ول‌تون کنیم

472
00:37:37,666 --> 00:37:39,916
‫اونا آواتار رو می‌خوان، نه ما رو

473
00:37:40,500 --> 00:37:44,291
‫اینجا هیچی از دست نرفته
‫که نشه جایگزینش کرد و

474
00:37:44,958 --> 00:37:48,041
‫شما در ازاش چیز خیلی
‫باارزش‌تری بهمون دادید

475
00:37:48,666 --> 00:37:50,291
‫یه دلیل واسه

476
00:37:51,250 --> 00:37:54,250
‫باور داشتن به خودمون و دهکده‌مون

477
00:37:57,250 --> 00:37:58,458
‫و به آواتار

478
00:38:21,250 --> 00:38:22,541
‫باریکلا، آواتار

479
00:38:31,000 --> 00:38:33,250
‫گوش کن، من... امیدوارم...

480
00:38:35,250 --> 00:38:36,250
‫وقتِ بیشتری داشتیم

481
00:38:37,125 --> 00:38:38,125
‫می‌دونم

482
00:38:38,875 --> 00:38:40,041
‫من هم همینطور

483
00:38:43,041 --> 00:38:44,208
‫ممنون، ساکا

484
00:38:45,750 --> 00:38:46,833
‫بابت چی؟

485
00:38:46,916 --> 00:38:48,625
‫که دنیای بیرون رو برام آوردی

486
00:39:09,041 --> 00:39:11,041
‫خداحافظ!

487
00:39:27,708 --> 00:39:29,833
‫پس این یعنی دیگه نمی‌خوای بری خونه؟

488
00:39:31,416 --> 00:39:33,333
‫و بذارم کِیفش رو فقط شماها بکنید؟

489
00:39:34,833 --> 00:39:38,041
‫بعلاوه، یکی باید به این بچه کمک کنه.
‫ممکنه اوضاع براش سخت بشه.

490
00:39:38,666 --> 00:39:42,208
‫معلومه که زوکو بیخیال بشو نیست و
‫اون خطرناکـه

491
00:39:43,833 --> 00:39:44,833
‫آهای!

492
00:39:45,583 --> 00:39:48,375
‫اونجا عجب ترفند تمیزی زدی،
‫خانم ترسناک رو ظاهر کردی

493
00:39:48,875 --> 00:39:50,208
‫این یعنی بازم اون رو می‌بینیم؟

494
00:39:50,291 --> 00:39:53,375
‫کیوشی گفت فقط موقعی می‌تونم
‫آواتارهای گذشته رو ظاهر کنم

495
00:39:53,458 --> 00:39:54,666
‫که توی معبدشون باشم

496
00:39:54,750 --> 00:39:56,291
‫دیگه چی بهت گفت؟

497
00:39:56,375 --> 00:39:58,041
‫باید بریم قبیله‌ی آب شمالی

498
00:39:58,125 --> 00:40:00,500
‫چون قراره اونجا اتفاق وحشتناکی بیفته

499
00:40:01,458 --> 00:40:03,291
‫اتفاقی که من می‌تونم جلوش رو بگیرم

500
00:40:05,875 --> 00:40:07,291
‫خیلی‌خب، پس بریم شمال

501
00:40:07,375 --> 00:40:10,208
‫فقط باید قبل اینکه آتش‌افزارها
‫بهمون برسن خودمون رو برسونیم اونجا

502
00:40:10,791 --> 00:40:14,083
‫اساتید آب‌افزار بهترین استادهای
‫دنیا هستن. می‌تونن بهت آموزش بدن.

503
00:40:14,166 --> 00:40:16,541
‫پس نگران نباش بچه جون.
‫مجبور نیستی تنهایی انجامش بدی.

504
00:40:16,625 --> 00:40:20,666
‫تو من، کاتارا و
‫یه گوی ِخزِ پرنده رو داری

505
00:40:20,750 --> 00:40:21,875
‫دیگه چی لازم داری؟

506
00:40:25,000 --> 00:40:25,833
‫خدایی؟

507
00:40:27,625 --> 00:40:29,291
‫حس می‌کنم کِرم از خودم بود

508
00:40:33,250 --> 00:40:37,333
‫من صرفاً رفته بودم به یه گزارش
‫آشوب توی کیوشی رسیدگی کنم

509
00:40:37,416 --> 00:40:39,250
‫روحمم خبر نداشت آواتار اونجاست

510
00:40:39,333 --> 00:40:42,333
‫اگه اعلی‌حضرت روراست‌تر می‌بودن

511
00:40:42,416 --> 00:40:44,791
‫شاید دچار این سوءتفاهم نمی‌شدیم

512
00:40:44,875 --> 00:40:47,000
‫امیدوارم بتونیم این ماجرا رو فراموش کنیم

513
00:40:47,083 --> 00:40:48,125
‫البته، فرمانده

514
00:40:51,958 --> 00:40:53,125
‫به کسی نگو

515
00:40:56,083 --> 00:40:57,208
‫راجع به آواتار

516
00:40:59,500 --> 00:41:00,875
‫هیچکس نباید خبردار بشه

517
00:41:02,166 --> 00:41:03,416
‫صد البته

518
00:41:04,791 --> 00:41:09,166
‫ماهیتِ حساس این اطلاعات رو درک می‌کنم

519
00:41:10,208 --> 00:41:13,583
‫و اگه اجازه بدید که باهم همکاری کنیم

520
00:41:13,666 --> 00:41:19,000
‫می‌تونیم دو برابر منابع بیشتری
‫برای جستجو اختصاص بدیم

521
00:41:19,083 --> 00:41:23,375
‫صد البته که اعلی‌حضرت در تمام موارد
‫تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی خواهند بود...

522
00:41:23,458 --> 00:41:26,041
‫- وایسا، ما نـ...
‫- چه پیشنهاد فوق‌العاده‌ای، فرمانده

523
00:41:26,125 --> 00:41:30,833
‫مشارکت و وفاداری شما باعث افتخارمونـه

524
00:41:30,916 --> 00:41:33,750
‫باور کنید، هیچی مهم‌تر از این نیست

525
00:41:34,458 --> 00:41:36,875
‫که بدونم وفاداریم به کدوم طرف باید باشه

526
00:41:42,666 --> 00:41:46,375
‫«خدمتِ محضر حضرتعالی،
‫شعله‌ی بزرگ جهان،

527
00:41:47,041 --> 00:41:50,166
‫من فقط یک خدمتکار حقیر
‫در دریاهای جنوب هستم

528
00:41:51,791 --> 00:41:55,333
‫ولی برای شما از موضوعی حیاتی اخباری دارم

529
00:41:56,458 --> 00:41:58,791
‫می‌دونم شاید این اطلاعات
‫براتون شوکه‌کننده باشه و

530
00:41:58,875 --> 00:42:03,583
‫شاید خیال کنید شایعه یا
‫توهمـه و بهش توجهی نکنید

531
00:42:04,125 --> 00:42:05,500
‫ولی خیال‌تون راحت

532
00:42:06,000 --> 00:42:09,416
‫من با چشمای خودم شاهد این وقایع بودم

533
00:42:10,500 --> 00:42:13,916
‫واسه همین می‌تونم گزارش
‫این اتفاقِ حیرت‌انگیز رو بدم

534
00:42:14,000 --> 00:42:18,291
‫گزارشی که شاید آینده‌ی
‫کشور آتش رو تغییر بده

535
00:42:26,833 --> 00:42:29,541
‫آواتار برگشته

536
00:42:29,542 --> 00:42:49,542
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

