﻿1
00:00:14,333 --> 00:00:15,375
‫آهای؟

2
00:00:16,916 --> 00:00:18,208
‫سلام؟

3
00:00:18,958 --> 00:00:20,333
‫کسی اونجا هست؟

4
00:00:21,875 --> 00:00:24,166
‫سوءتفاهم شده!
‫آتش‌سوزی تقصیر من نبود!

5
00:00:24,250 --> 00:00:25,458
‫اون جنگ و دعوا هم همین‌طور!

6
00:00:25,541 --> 00:00:26,791
‫خودتو خسته نکن

7
00:00:26,875 --> 00:00:30,000
‫سربازهای سرزمین خاک زیاد صبور نیستن،

8
00:00:30,083 --> 00:00:32,416
‫حتی اگه تحت بهترین شرایط باشن

9
00:00:33,166 --> 00:00:37,875
‫و الان به‌طور قطع شرایط ایده‌آلی نیست

10
00:00:38,218 --> 00:00:39,468
‫ژنرال آیرو

11
00:00:39,708 --> 00:00:42,041
‫خوشحالم که می‌بینم‌تون، آواتار جوان

12
00:00:42,125 --> 00:00:43,166
‫زوکو چی شد؟

13
00:00:43,791 --> 00:00:45,041
‫اون رو هم گرفتن؟

14
00:00:45,824 --> 00:00:46,937
‫امیدوارم که این‌طور نباشه.

15
00:00:47,011 --> 00:00:50,141
‫اگه شانس باهاش یار بوده باشه،
‫الان باید به کشتی‌اش نزدیک شده باشه

16
00:00:50,166 --> 00:00:51,791
‫تمام این اتفاق‌ها تقصیر اونه

17
00:00:51,875 --> 00:00:54,833
‫درگیری رو خودش شروع کرد،
‫و شما رو گذاشت و فرار کرد

18
00:00:55,333 --> 00:00:57,708
‫کم‌کم دارم می‌فهمم که چه‌جور آدمیـه

19
00:00:59,041 --> 00:01:00,041
‫بعید می‌دونم

20
00:01:00,708 --> 00:01:02,333
‫به‌نظرتون چه بلایی سرمون میاد؟

21
00:01:07,291 --> 00:01:08,291
‫نمی‌دونم

22
00:01:09,041 --> 00:01:10,041
‫ولی طبق تجربه‌ای که دارم،

23
00:01:10,083 --> 00:01:13,916
‫خاک‌افزارها به دشمن‌های اسیرشده‌شون
‫خیلی رحم نمی‌کنن

24
00:01:19,583 --> 00:01:20,625
‫واقعیت داره؟

25
00:01:21,541 --> 00:01:23,291
‫تو دستت با دشمن توی یه کاسه بود؟

26
00:01:25,750 --> 00:01:27,000
‫موضوع پیچیده‌ست

27
00:01:27,083 --> 00:01:30,416
‫نه، اصلاً. یه سؤال ساده‌ست.
‫داشتی به آتش‌افزارها کمک می‌کردی؟

28
00:01:39,958 --> 00:01:40,958
‫بله

29
00:01:44,833 --> 00:01:45,916
‫تئو

30
00:01:47,583 --> 00:01:49,458
‫من می‌خواستم از تو محافظت کنم

31
00:01:49,541 --> 00:01:51,625
‫آتش‌افزارها گفتن
‫اگه باهاشون همکاری نکنم

32
00:01:51,708 --> 00:01:54,416
‫ما رو می‌کُشن و بعد هم به شهر حمله می‌کنن

33
00:01:54,916 --> 00:01:59,291
‫اونا فقط به‌خاطر خدمتی که من بهشون کردم
‫کاری به کار «اوماشو» نداشتن

34
00:01:59,375 --> 00:02:02,541
‫خدمت؟ اسلحه رسوندن به دشمن
‫اسمش خدمت‌رسانیـه؟

35
00:02:02,625 --> 00:02:05,208
‫اسلحه؟ نه. نه نه نه، فقط چندتا طرح جزئی بود

36
00:02:05,291 --> 00:02:06,875
‫چیزی نبوده که توی جنگ
‫زیاد ارزش داشته باشه

37
00:02:06,958 --> 00:02:09,458
‫هرچیزی اگه به دست آدم اشتباه بیفته
‫می‌تونه تبدیل به سلاح بشه

38
00:02:10,458 --> 00:02:12,333
‫خصوصاً ملت آتش.

39
00:02:13,666 --> 00:02:14,666
‫ساکا

40
00:02:15,958 --> 00:02:18,083
‫تو که خودت با انتخاب‌های سخت آشنایی.

41
00:02:18,166 --> 00:02:20,708
‫پدرت مجبور شد خانواده‌شـو ترک کنه
‫و به جنگ بره،

42
00:02:20,791 --> 00:02:24,541
‫و مسئولیت قبیله رو
‫به تو که یه پسربچه بودی سپرد

43
00:02:26,583 --> 00:02:28,250
‫ما برای بقای خودمون...

44
00:02:29,250 --> 00:02:30,541
‫هرکاری انجام می‌دیم

45
00:02:30,852 --> 00:02:32,352
‫مصالحه می‌کنیم که

46
00:02:32,916 --> 00:02:34,166
‫فقط زنده بمونیم

47
00:02:34,666 --> 00:02:36,791
‫پدر من هرگز به این کاری که تو کردی
‫تن نمی‌داد

48
00:02:41,625 --> 00:02:43,000
‫پیداش کردم

49
00:02:43,746 --> 00:02:44,954
‫آنگ افتاده زندان

50
00:03:02,953 --> 00:03:10,953
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

51
00:03:11,003 --> 00:03:17,763
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

52
00:03:19,079 --> 00:03:24,164
‫« آواتار: آخرین بادافزار »

53
00:03:29,231 --> 00:03:33,414
‫« قسمت چهارم: به سوی تاریکی »

54
00:03:37,084 --> 00:03:38,183
‫[۱۰۰ سال قبل]

55
00:03:38,208 --> 00:03:39,208
‫آنگ!

56
00:03:40,083 --> 00:03:41,083
‫هی، آنگ!

57
00:03:41,500 --> 00:03:44,291
‫عه، سلام بومی. تمرین‌هات چطوره؟

58
00:03:44,375 --> 00:03:47,625
‫از نظر فُرمی خوب دارم پیش میرم،
‫ولی شکل‌دهی کار سختیه

59
00:03:47,708 --> 00:03:50,875
‫منظورت چیه؟ این دقیقاً شبیه
‫یه گاومیش پرنده‌ست

60
00:03:50,958 --> 00:03:52,958
‫قرار بود یه گورکن غول‌پیکر باشه

61
00:03:53,041 --> 00:03:54,541
‫مطمئنی؟

62
00:03:59,083 --> 00:04:02,208
‫هیچکی مثل خاک‌افزارها بنایی نمی‌کنه

63
00:04:03,250 --> 00:04:04,500
‫هیچ درزی نمی‌بینی

64
00:04:05,791 --> 00:04:08,000
‫برای همینه که شهرهای شگفت‌آوری دارن

65
00:04:08,083 --> 00:04:12,250
‫کاخ‌های شگفت‌انگیز، برج‌هایی که
‫نیروی جاذبه رو به چالش می‌کشن

66
00:04:13,541 --> 00:04:15,500
‫و زندان‌های نفوذناپذیر

67
00:04:15,820 --> 00:04:18,153
‫من اون قسمتایی از «اوماشو» رو
‫دوست دارم که کمتر افسرده‌کننده‌ان

68
00:04:18,416 --> 00:04:21,000
‫هوم... شهرها هم شبیه آدم‌هان

69
00:04:21,083 --> 00:04:22,916
‫یه جنبۀ تاریک هم دارن

70
00:04:23,000 --> 00:04:25,583
‫این روزا که بنظر تمام قسمت‌هاش تاریکـه

71
00:04:25,666 --> 00:04:28,750
‫آره، اتفاقی که اینجا افتاد
‫در سراسر دنیا اتفاق افتاد

72
00:04:29,833 --> 00:04:31,750
‫نتیجۀ یک قرن جنگ و جدال همین می‌شه

73
00:04:31,833 --> 00:04:33,875
‫جنگی که ملت آتش راه انداخت

74
00:04:34,875 --> 00:04:37,208
‫- و خودش هم می‌تونه بهش پایان بده
‫- هوم

75
00:04:37,765 --> 00:04:39,223
‫ای‌کاش همین‌قدر ساده بود

76
00:04:40,875 --> 00:04:45,000
‫برادرم، ارباب آتش،
‫کل زندگی رو از یک دید می‌بینه،

77
00:04:45,625 --> 00:04:47,750
‫یا پیروزی یا شکست

78
00:04:48,666 --> 00:04:49,958
‫چیز دیگه‌ای اهمیت نداره

79
00:04:55,208 --> 00:04:57,708
‫حتی اون عزیزانی که
‫در این بین از دست میدی

80
00:04:58,250 --> 00:05:00,666
‫واسه همین زوکو دربه‌در دنبال پیدا کردن منه؟

81
00:05:00,750 --> 00:05:03,750
‫که این جنگ رو برای پدرش ببره؟

82
00:05:05,000 --> 00:05:07,625
‫پیروزیِ زوکو در گروی بردن این جنگ نیست،

83
00:05:08,500 --> 00:05:10,375
‫بلکه در گروی پس گرفتن زندگی‌شـه

84
00:05:10,458 --> 00:05:13,875
‫تو می‌تونی بهش نشون بدی
‫که راهش این نیست. به تو گوش میده

85
00:05:15,125 --> 00:05:17,958
‫خب، انقدری بهت مدیون هست

86
00:05:20,416 --> 00:05:21,583
‫اتفاقاً برعکس،

87
00:05:22,708 --> 00:05:24,833
‫منم که به اون مدیون‌ام

88
00:05:28,916 --> 00:05:31,052
‫و این دِین انقدر زیاده که
‫هرگز نمی‌تونم جبرانش کنم

89
00:05:32,791 --> 00:05:34,041
‫غیرممکنه!

90
00:05:34,541 --> 00:05:38,250
‫زندان اوماشو در قلب کوهستانی قرار داره
‫که دورتادورش رو صخره‌های محکم گرفته

91
00:05:38,333 --> 00:05:40,333
‫فقط از راه قصر می‌شه عبور و مرور کرد

92
00:05:41,541 --> 00:05:44,166
‫من متأسفم. آواتار از دست رفته

93
00:05:46,416 --> 00:05:47,875
‫ما آنگ رو تنها نمی‌ذاریم

94
00:05:48,458 --> 00:05:50,333
‫تو که می‌تونی ما رو بفرستی داخل قصر

95
00:05:52,500 --> 00:05:54,375
‫بعد از امروز نه. ببخشید نمی‌تونم

96
00:05:54,625 --> 00:05:56,167
‫تونل چی؟

97
00:05:58,208 --> 00:05:59,208
‫تونل؟

98
00:06:00,208 --> 00:06:02,375
‫تونل‌های سرّی که زیر کوه مخفی شدن

99
00:06:02,458 --> 00:06:05,750
‫میگن که بنیان‌گذاران شهر
‫توی این تونل‌ها جلسات مخفی می‌ذاشتن

100
00:06:06,416 --> 00:06:08,750
‫- افسانه!
‫- تو به من گفتی با چشم خودت دیدیش

101
00:06:10,291 --> 00:06:11,875
‫مگه اینکه اونم دروغ گفته باشی

102
00:06:15,125 --> 00:06:17,625
‫بله، تونل وجود داره، ولی ثبات نداره

103
00:06:17,708 --> 00:06:19,458
‫هرکس وارد اون تونل‌ها شده
‫دیگه نتونسته خارج بشه

104
00:06:19,541 --> 00:06:23,291
‫اگه می‌خواید افسانه‌ها رو باور کنید،
‫ارواح انتقام‌جو اونجا نگهبانی میدن

105
00:06:23,375 --> 00:06:26,375
‫یعنی یه تونل سرّی ساده هم نیست

106
00:06:26,458 --> 00:06:28,541
‫تونل سرّی جن‌زده‌ست؟

107
00:06:29,125 --> 00:06:31,684
‫حتی اگه بتونم راهی پیدا کنم
‫که اون‌ها رو از تونل رد کنم،

108
00:06:31,708 --> 00:06:33,628
‫نگهبان‌های قصر رو نمی‌تونم کاری بکنم

109
00:06:33,708 --> 00:06:36,500
‫اونش رو بسپر به خودمون.
‫فقط کمک‌مون کن وارد قصر بشیم

110
00:06:43,000 --> 00:06:44,625
‫دارید کجا می‌بریدش؟

111
00:06:45,333 --> 00:06:46,333
‫به گودال

112
00:06:47,416 --> 00:06:48,458
‫گودال؟

113
00:06:48,541 --> 00:06:51,500
‫اردوی کار اجباری سرزمین خاک
‫برای اُسرای جنگی

114
00:06:52,041 --> 00:06:55,166
‫هرکی به اونجا فرستادن
‫دیگه هیچ خبری ازش نشده

115
00:07:02,333 --> 00:07:04,916
‫اما تو... مثل اون خوش‌شانس نیستی

116
00:07:06,458 --> 00:07:08,166
‫تو رو می‌بریم به دیدن امپراتور

117
00:07:16,500 --> 00:07:19,958
‫این نقشه‌ها با عقل جور درنمیان.
‫تو این یکی گفته بریم شرق

118
00:07:20,041 --> 00:07:21,583
‫توی این، راه به جنوب میره

119
00:07:21,666 --> 00:07:25,541
‫و توی این.. یه مسیر مارپیچی

120
00:07:26,625 --> 00:07:28,166
‫هوم...

121
00:07:32,541 --> 00:07:33,666
‫چیه؟

122
00:07:34,541 --> 00:07:36,541
‫منبع‌مـه از ملت آتش

123
00:07:40,125 --> 00:07:41,500
‫بهش بگو میری دیدن‌اش

124
00:07:41,583 --> 00:07:44,517
‫بعد برو سراغ ژنرال‌های سرزمین خاک
‫و بهشون بگو یه تله بذارن

125
00:07:44,541 --> 00:07:45,958
‫برای دستگیر کردن این جاسوس‌ها

126
00:07:46,041 --> 00:07:49,250
‫نه. نه. نه نه نه، آتش‌افزارها رُک بهم گفتن

127
00:07:49,333 --> 00:07:51,833
‫اگه مقاومتی ببینن
‫با تمام قوا رو سرمون خراب می‌شن

128
00:07:51,916 --> 00:07:53,083
‫بذار بیان

129
00:07:54,291 --> 00:07:56,375
‫آواتار به دنیای ما برگشته

130
00:07:56,875 --> 00:07:58,375
‫وقتشه که از خفا دربیایم

131
00:07:59,416 --> 00:08:00,875
‫الان وقت جنگیدن‌ـه

132
00:08:15,166 --> 00:08:16,625
‫اعلی‌حضرت

133
00:08:16,708 --> 00:08:17,791
‫هوم؟

134
00:08:18,958 --> 00:08:20,875
‫زندانی‌ای که خواسته بودید

135
00:08:21,791 --> 00:08:24,791
‫حین درگیری و خسارت زدن
‫به اموال عمومی دستگیرش کردیم

136
00:08:25,291 --> 00:08:27,117
‫داشت جون مردم رو به خطر مینداخت

137
00:08:28,625 --> 00:08:31,375
‫درضمن، بادافزار هم هست

138
00:08:35,625 --> 00:08:36,625
‫ها؟

139
00:08:38,041 --> 00:08:41,291
‫ریشۀ نیلوفر آبی، پوست کاج، گل یاس خشک‌شده

140
00:08:44,083 --> 00:08:45,083
‫هوم؟

141
00:08:46,750 --> 00:08:49,333
‫ریشۀ نیلوفر آبی، پوست کاج، گل یاس خشک‌شده

142
00:08:49,416 --> 00:08:52,166
‫با آب، بذارید دو دقیقه بجوشه!

143
00:08:52,958 --> 00:08:53,958
‫چای میل داری؟

144
00:08:55,708 --> 00:08:56,541
‫باشه

145
00:08:56,625 --> 00:08:58,250
‫و شما راجع‌به این پسر اشتباه می‌کنید

146
00:08:58,875 --> 00:08:59,958
‫خودمون دیدیم بادافزاری...

147
00:09:00,041 --> 00:09:01,375
‫اشتباهه!

148
00:09:01,458 --> 00:09:04,500
‫اون صرفاً یه بادافزار نیست

149
00:09:05,125 --> 00:09:07,583
‫اون استاد تمامی چهار عنصره

150
00:09:07,666 --> 00:09:09,583
‫نجات‌دهندۀ دنیا

151
00:09:10,208 --> 00:09:11,208
‫اون کسی نیست جز...

152
00:09:12,208 --> 00:09:13,250
‫آواتار

153
00:09:15,750 --> 00:09:18,420
‫و متخصصِ بازی پرتاب قلوه‌سنگ روی آب

154
00:09:23,958 --> 00:09:24,958
‫بومی؟

155
00:09:25,500 --> 00:09:26,750
‫سلام آنگ

156
00:09:27,375 --> 00:09:28,375
‫بومی!

157
00:09:31,375 --> 00:09:32,750
‫تو چطوری هنوز زنده‌ای؟

158
00:09:32,833 --> 00:09:36,458
‫زندگی سالم، رژیم مناسب و... شانس

159
00:09:36,541 --> 00:09:38,458
‫البته نمی‌دونم بگم خوش‌شانسی یا بدشانسی

160
00:09:38,541 --> 00:09:41,458
‫ولی سؤال مهم‌تر اینه که
‫خودت چطوری هنوز زنده‌ای؟

161
00:09:42,166 --> 00:09:43,583
‫و هنوز بچه‌ای؟

162
00:09:44,833 --> 00:09:46,625
‫- قصه‌ش درازه
‫- صحیح

163
00:09:55,583 --> 00:09:56,833
‫پوست کاج؟!

164
00:09:58,708 --> 00:10:02,250
‫کدوم خری به شما گفت تو این
‫پوست کاج بریزید؟

165
00:10:04,416 --> 00:10:05,458
‫خودت گفتی

166
00:10:09,875 --> 00:10:11,565
‫این پسر رو...

167
00:10:15,083 --> 00:10:16,336
‫ضیافت بگیرید براش

168
00:10:54,583 --> 00:10:55,583
‫جت

169
00:10:57,375 --> 00:10:58,625
‫تو به ما خیانت کردی

170
00:10:59,291 --> 00:11:00,291
‫خیانت کردم؟

171
00:11:01,083 --> 00:11:03,250
‫من جلوتو گرفتم که
‫چندتا آدم بی‌گناه رو نکشی

172
00:11:03,333 --> 00:11:07,333
‫بی‌گناه؟ جاسوس‌ها و خائنین.
‫این‌جور آدما رو می‌خواستی نجات بدی؟

173
00:11:07,416 --> 00:11:09,583
‫هرکسی اون بیرون می‌بینی دشمنت نیست

174
00:11:09,666 --> 00:11:11,333
‫اگر مقابل ما می‌ایستید...

175
00:11:13,041 --> 00:11:14,041
‫دشمن هستید

176
00:11:17,458 --> 00:11:20,416
‫زندگی تو قطب جنوب شاید ساده باشه،

177
00:11:21,000 --> 00:11:23,250
‫ولی اینجا مجبوری تصمیم‌های سخت بگیری

178
00:11:23,791 --> 00:11:25,625
‫جنگ و مبارزه یعنی همین

179
00:11:27,458 --> 00:11:28,958
‫فکر می‌کردم طرف ما باشی

180
00:11:31,166 --> 00:11:32,416
‫طرف من

181
00:11:32,500 --> 00:11:35,583
‫جت، تو یادت رفته که داری
‫برای چی می‌جنگی

182
00:11:35,666 --> 00:11:38,541
‫تو بهم گفتی که مادرم رو به یاد بیارم،
‫و منم این‌کارو کردم

183
00:11:38,625 --> 00:11:41,708
‫یادم اومد که اون هیچ‌وقت نمی‌خواست
‫کینه و سیاهی قلبم رو پُر کنه

184
00:11:42,666 --> 00:11:45,291
‫واسه همین می‌دونم که
‫داری برای جناح اشتباهی می‌جنگی،

185
00:11:45,375 --> 00:11:47,125
‫برای چیزی که دوستش داری نمی‌جنگی

186
00:11:47,208 --> 00:11:48,875
‫از سر نفرت داری می‌جنگی

187
00:11:51,000 --> 00:11:52,333
‫درست مثل آتش‌افزارها

188
00:11:53,583 --> 00:11:56,791
‫من هیچ شباهتی به آتش‌افزارها ندارم

189
00:12:18,791 --> 00:12:19,833
‫خداحافظ، جت

190
00:12:21,291 --> 00:12:23,958
‫ببین چه قدرتی به‌دست آوردی
‫همه‌ش به‌خاطر منه

191
00:12:24,041 --> 00:12:25,083
‫این کارِ تو نبود

192
00:12:25,916 --> 00:12:26,958
‫کار خودم بود

193
00:12:46,875 --> 00:12:48,041
‫هی!

194
00:12:48,708 --> 00:12:50,041
‫تو مال اینجا نیستی

195
00:12:50,875 --> 00:12:54,458
‫قربان، من مسئول انتقال زندانی‌ها شدم،

196
00:12:54,541 --> 00:12:58,000
‫ولی.. راستش دیر اومدم

197
00:12:58,083 --> 00:13:02,458
‫و.. اگه فرمانده‌ام بفهمه...
‫ببینید این ماه به‌قدر کافی خراب‌کاری کردم

198
00:13:04,083 --> 00:13:07,541
‫آتش‌افزار پیر رو بردن به گودال.
‫اون یکی هنوز اینجاست

199
00:13:09,250 --> 00:13:10,166
‫اون یکی؟

200
00:13:10,250 --> 00:13:12,958
‫آره، همون پسر کچلـه
‫امپراتور خواستن که ببینن‌اش

201
00:13:14,000 --> 00:13:15,958
‫خب، می‌خوای همین‌جا وایسی؟

202
00:13:16,708 --> 00:13:18,041
‫چی‌کار می‌کنی؟

203
00:13:24,041 --> 00:13:24,875
‫هوم

204
00:13:24,958 --> 00:13:27,458
‫برای وعدۀ اصلی، دوتا آپشن برات تدارک دیدم

205
00:13:28,958 --> 00:13:31,291
‫گوشت دندۀ کوچیک از جزیرۀ کانگورو

206
00:13:31,375 --> 00:13:34,458
‫عملاً می‌پره میره توی دلت!

207
00:13:40,514 --> 00:13:43,958
‫و گزینۀ دوم، جلبک آب‌پز

208
00:13:44,041 --> 00:13:46,831
‫شنیدم خیلی به پوست جلبک (کمک) می‌کنه

209
00:13:51,000 --> 00:13:52,791
‫خیلی خوبم من. جوکم عالی بود

210
00:13:52,875 --> 00:13:54,041
‫جلبک آب‌پز رو انتخاب می‌کنم

211
00:13:55,125 --> 00:13:55,958
‫هوم؟

212
00:13:56,041 --> 00:13:57,333
‫گوشت نمی‌خورم

213
00:13:58,666 --> 00:14:00,041
‫درسته، گوشت نمی‌خوری

214
00:14:03,083 --> 00:14:04,375
‫انتخاب خوبی بود

215
00:14:08,458 --> 00:14:10,500
‫صبرکن ببینم. این یه آزمون بود؟

216
00:14:10,583 --> 00:14:12,083
‫چی؟ آزمون؟

217
00:14:12,166 --> 00:14:15,500
‫نه. بیشتر.. یه بازی‌ـه

218
00:14:15,583 --> 00:14:17,666
‫تو همیشه عاشق بازی بودی، مگه نه؟

219
00:14:18,208 --> 00:14:22,791
‫پس.. صد سالِ تمام
‫توی یه کوه یخی منجمد شده بودی؟

220
00:14:23,291 --> 00:14:26,083
‫باید... جالب باشه

221
00:14:26,166 --> 00:14:27,666
‫نه‌خیر، وحشتناک بود

222
00:14:27,750 --> 00:14:30,583
‫بابا بی‌خیال. چقدر بد می‌تونسته باشه؟

223
00:14:30,666 --> 00:14:33,500
‫دنیا در آتش فرو رفته، مردم دارن می‌میرن،

224
00:14:33,583 --> 00:14:37,958
‫و جنا‌ب‌عالی... رفتی به خواب هفت‌پادشاه

225
00:14:38,041 --> 00:14:40,333
‫تمام بادافزارها رو نسل‌کشی کردن

226
00:14:42,208 --> 00:14:43,916
‫و من اونجا نبودم که کمک‌شون کنم

227
00:14:44,000 --> 00:14:48,291
‫خب اون راهب‌ها یکم خل‌وضع بودن.
‫درست نمی‌گم؟

228
00:14:48,375 --> 00:14:49,958
‫ها؟

229
00:14:50,041 --> 00:14:51,708
‫اون اتفاق یه حادثۀ غم‌انگیز بود

230
00:14:52,291 --> 00:14:54,000
‫و ممکنه بازم اتفاق بیفته،

231
00:14:54,541 --> 00:14:57,250
‫برای همین من باید هرچه زودتر خودم رو

232
00:14:57,333 --> 00:14:59,125
‫به قبیلۀ آب شمالی برسونم،

233
00:14:59,208 --> 00:15:01,291
‫و تو باید بذاری که من برم

234
00:15:01,791 --> 00:15:03,916
‫که بتونم آب‌افزارها رو نجات بدم

235
00:15:06,833 --> 00:15:09,458
‫بکاهویید (بیایید) برویم

236
00:15:10,166 --> 00:15:12,250
‫نه، نه، نه، نه

237
00:15:13,750 --> 00:15:16,750
‫بومی! این موضوع خیلی مهمه

238
00:15:16,833 --> 00:15:18,000
‫اصلاً اهمیت نمی‌دی؟

239
00:15:20,458 --> 00:15:21,458
‫اهمیت؟

240
00:15:23,250 --> 00:15:27,750
‫تو روت می‌شه منو نصیحت کنی؟

241
00:15:28,583 --> 00:15:32,375
‫نکنه شما صد سال آزگار
‫توی یک جنگ تکراری مبارزه کردی؟

242
00:15:32,875 --> 00:15:36,958
‫یا دیدی که تمام دنیای اطرافت
‫با خاک یکسان شده؟

243
00:15:37,666 --> 00:15:38,666
‫هان؟

244
00:15:40,023 --> 00:15:42,946
‫بذار من یه چیزی بهت بگم، آواتار

245
00:15:44,000 --> 00:15:46,625
‫شاید صد سالت باشه

246
00:15:48,416 --> 00:15:53,541
‫ولی صد سال زندگی نکردی،

247
00:15:54,041 --> 00:15:57,833
‫به‌خصوص این صد سال اخیر.

248
00:15:58,750 --> 00:16:01,041
‫نمی‌تونی کاری کنی باور کنم امیدت رو از دست دادی.

249
00:16:03,125 --> 00:16:04,291
‫حداقل تو نه، بومی.

250
00:16:04,916 --> 00:16:06,583
‫نه بابا؟

251
00:16:09,291 --> 00:16:11,833
‫چالش پذیرفته شد.

252
00:16:21,333 --> 00:16:22,666
‫فکر نکنم درست باشه.

253
00:16:22,750 --> 00:16:24,750
‫این تنها راه کوهستان بود.

254
00:16:25,458 --> 00:16:26,541
‫مطمئنی؟

255
00:16:27,708 --> 00:16:28,708
‫گوش کن.

256
00:16:29,541 --> 00:16:32,583
‫صدای... آهنگ مي‌شنوی؟

257
00:16:39,166 --> 00:16:43,916
‫♪ وقتی توی تاریکی گرفتار شدی ♪

258
00:16:45,791 --> 00:16:51,916
‫♪ و فقط سنگ و صخره جلو چشت بود ♪

259
00:16:52,006 --> 00:16:54,006
‫عه خوبه. اینو بردار، میشه؟

260
00:16:54,083 --> 00:16:57,708
‫♪ یادت باشه که یه هدیهٔ گران‌بها ♪

261
00:16:57,791 --> 00:17:00,625
‫♪ در اعماقش منتظرته ♪

262
00:17:00,708 --> 00:17:01,541
‫تکونش بده

263
00:17:01,625 --> 00:17:07,333
‫♪ پس یه کم بگرد و بعدش می‌تونی ♪

264
00:17:08,291 --> 00:17:11,500
‫♪ جواهر قلبم رو پیدا کنی ♪

265
00:17:12,041 --> 00:17:16,416
‫♪ جواهر قلبم رو ♪

266
00:17:16,500 --> 00:17:17,500
‫آره

267
00:17:25,666 --> 00:17:29,458
‫خیلی خوب بود.
‫خب اینجا چی‌کار می‌کنید؟

268
00:17:29,541 --> 00:17:32,125
‫ما اینجا چی‌کار می‌کنیم؟
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنید؟

269
00:17:32,958 --> 00:17:34,625
‫داریم کار خودمون رو می‌کنیم.

270
00:17:35,208 --> 00:17:38,000
‫صحیح... ولی چرا اینجا؟

271
00:17:38,083 --> 00:17:39,375
‫آکوستیکه.

272
00:17:39,958 --> 00:17:41,125
‫رو دستش تو اوماشو نیست.

273
00:17:48,416 --> 00:17:49,416
‫می‌شنوی؟

274
00:17:50,000 --> 00:17:52,875
‫هارمونی، همین رو می‌خوایم.

275
00:17:52,958 --> 00:17:56,291
‫هارمونی، موسیقی، عشق.

276
00:17:58,708 --> 00:18:02,833
‫اگه اینا مشکلی ندارن اینجا باشن،
‫ تونل‌ها احتمالا اون‌قدرا هم بد نباشن.

277
00:18:03,833 --> 00:18:07,458
‫تونل؟ نه، اینجا تونل نیست.

278
00:18:10,208 --> 00:18:12,041
‫اون تونله.

279
00:18:19,458 --> 00:18:21,541
‫آره، من باشم پام رو اونجا نمی‌ذارم.

280
00:18:22,208 --> 00:18:23,250
‫چاره‌ای نداریم.

281
00:18:25,416 --> 00:18:26,791
‫باید دوست‌مون رو پیدا کنیم.

282
00:18:28,375 --> 00:18:29,875
‫خب پس...

283
00:18:30,625 --> 00:18:32,166
‫احتمالاً باید این رو ببینید.

284
00:18:32,250 --> 00:18:34,208
‫حکایت دو تا عاشقه.

285
00:18:38,291 --> 00:18:42,250
‫اوما و شوما بالای کوهی که دو تا
‫روستا رو جدا کرده بود با هم آشنا شدن.

286
00:18:44,916 --> 00:18:47,958
‫روستاها با هم دشمن بودن،
‫پس نمی‌تونستن با هم باشن

287
00:18:48,041 --> 00:18:50,958
‫ولی عشق‌شون قوی بود
‫پس یه راهی پیدا کردن.

288
00:18:52,375 --> 00:18:54,541
‫خاک‌افزاری رو از گورکن‌های غول‌پیکر یاد گرفتن

289
00:18:54,625 --> 00:18:56,583
‫و اولین خاک‌افزار شدن.

290
00:19:00,541 --> 00:19:03,791
‫تونل‌های پیچیده‌ای ساختن که بتونن مخفیانه همو ببینن.

291
00:19:06,541 --> 00:19:09,375
‫ولی یه روز... اوما نیومد.

292
00:19:10,125 --> 00:19:12,000
‫توی یه حمله کشته شد.

293
00:19:14,291 --> 00:19:17,375
‫شو از سر ناراحتی قدرت خاک‌افزاریش رو به کار گرفت

294
00:19:17,458 --> 00:19:19,666
‫که روستاها رو به زانو در بیاره.

295
00:19:21,791 --> 00:19:23,750
‫می‌تونست همه‌شون رو نابود کنه

296
00:19:25,791 --> 00:19:28,708
‫ولی به‌جاش، اعلام آتش‌بس کرد.

297
00:19:32,166 --> 00:19:36,208
‫هر دو روستا کمک کردن یه شهر بسازن که
‫اونجا کنار هم در آرامش زندگی کنن.

298
00:19:36,708 --> 00:19:41,291
‫اسم شهر بزرگ رو به یادبود عشق‌شون گذاشتن اوماشو

299
00:19:47,333 --> 00:19:49,250
‫عشق در تاریکی درخشان‌تر است.

300
00:19:50,875 --> 00:19:51,916
‫اینو یادتون باشه

301
00:19:52,583 --> 00:19:54,750
‫به‌خصوص اگه می‌خواید برید تو اون تونل تاریک

302
00:19:54,833 --> 00:19:56,916
‫که هیچ موجود زنده‌ای ازش بر نمی‌گرده.

303
00:19:59,833 --> 00:20:02,708
‫♪ دو عاشق ♪

304
00:20:02,791 --> 00:20:05,916
‫چیزی نمیشه.
‫چیز ترسناکی اونجا نیست.

305
00:20:06,666 --> 00:20:10,458
‫درسته.
‫چیزی به اسم ارواح خشمگین نیست.

306
00:20:13,125 --> 00:20:15,708
‫♪ تونل مخفی ♪

307
00:20:15,791 --> 00:20:17,875
‫♪ تونل مخفی ♪

308
00:20:18,500 --> 00:20:21,000
‫♪ داخل کوه ♪

309
00:20:21,083 --> 00:20:28,000
‫♪ تونل مخفی، مخفی، مخفی ♪

310
00:20:28,083 --> 00:20:29,083
‫آره!

311
00:20:30,583 --> 00:20:31,625
‫بیچاره شدن.

312
00:20:33,541 --> 00:20:37,208
‫یه گروه کامل از خاک‌افزار‌ها،
‫فقط واسه یه پیرمرد.

313
00:20:37,916 --> 00:20:38,916
‫خجالت می‌دین.

314
00:20:40,208 --> 00:20:42,583
‫- ایست!
‫- نگه دارین

315
00:20:42,666 --> 00:20:44,291
‫نگه دارین!

316
00:20:49,916 --> 00:20:51,083
‫فقط محض احتیاطه.

317
00:20:53,000 --> 00:20:55,416
‫خیلی‌ها این طرفا هستن که دوست دارن بدونن

318
00:20:55,500 --> 00:20:58,166
‫اژدهای غرب معروف پیش‌شونه.

319
00:20:58,250 --> 00:21:02,291
‫ژنرالِ ملت آتش که ۶۰۰ روز باسینگ‌سه رو محاصره کرد.

320
00:21:02,875 --> 00:21:05,666
‫یکی شاید وسوسه بشه خودش دست به کار بشه.

321
00:21:06,625 --> 00:21:08,416
‫نمیشه بذاریم همچین اتفاقی بیفته، نه؟

322
00:21:10,416 --> 00:21:13,833
‫حالا، کاری هست که انجامش سفرت رو راحت‌تر کنه؟

323
00:21:16,500 --> 00:21:17,500
‫دستت درد نکنه.

324
00:21:18,166 --> 00:21:19,166
‫ممنون.

325
00:21:25,625 --> 00:21:27,053
‫مطمئنی؟

326
00:21:27,077 --> 00:21:28,666
‫یالا، تعارف نکنی یه وقت.

327
00:21:30,375 --> 00:21:31,875
‫راه زیادی تا سیاه‌چال مونده.

328
00:21:34,791 --> 00:21:37,166
‫و منم تا دلت بخواد وقت دارم.

329
00:21:45,250 --> 00:21:46,833
‫خیلی‌خب، افراد. سوار شید.

330
00:22:01,125 --> 00:22:02,541
‫پس می‌خوای بری شمال

331
00:22:02,625 --> 00:22:04,166
‫شمال...

332
00:22:04,250 --> 00:22:05,375
‫خوب نیست.

333
00:22:05,458 --> 00:22:07,375
‫از زمین و آسمون آتیش می‌باره.

334
00:22:07,458 --> 00:22:08,803
‫چاره‌ای نداریم.

335
00:22:08,827 --> 00:22:10,041
‫باید برم اونجا.

336
00:22:10,125 --> 00:22:13,666
‫از من به تو نصیحت.
‫مسیر مستقیم همیشه بهترین مسیر نیست.

337
00:22:13,750 --> 00:22:16,333
‫یعنی باید مسیر غیر مستقیم رو برم؟

338
00:22:22,500 --> 00:22:25,458
‫یعنی باید حواست باشه کجا داری میری.

339
00:22:25,541 --> 00:22:26,541
‫ها!

340
00:22:29,583 --> 00:22:31,125
‫بومی، این چیه؟

341
00:22:55,291 --> 00:22:57,166
‫بومی، چیو می‌خوای ثابت کنی؟

342
00:22:57,250 --> 00:22:58,791
‫ثابت کنم؟

343
00:22:58,875 --> 00:23:03,083
‫شاید می‌خوام بهت نشون بدم که
‫آواتار بودن نمی‌ذاره یه آب خوش از گلوت پایین بره.

344
00:23:03,833 --> 00:23:08,000
‫شاید فقط می‌خوام بازی کنم، مثل قدیم ندیما.

345
00:23:08,833 --> 00:23:13,791
‫و شاید فقط یه تیکه آب‌نبات می‌خواستم.

346
00:23:41,916 --> 00:23:43,000
‫دارم میام، عمو.

347
00:23:53,000 --> 00:23:54,000
‫از این طرف.

348
00:23:55,083 --> 00:23:56,500
‫نقشه اینو میگه؟

349
00:23:57,041 --> 00:24:00,375
‫هوم، نقشه واضح نیست ولی یه حدسی دارم.

350
00:24:01,333 --> 00:24:03,166
‫یه حدس؟

351
00:24:03,708 --> 00:24:06,833
‫آره، یه حدس، حس، غریزه.

352
00:24:10,125 --> 00:24:11,458
‫اونو دیدی؟

353
00:24:13,750 --> 00:24:14,875
‫چراغت رو خاموش کن.

354
00:24:20,458 --> 00:24:22,041
‫خب، کی فکرش رو می‌کرد؟

355
00:24:22,791 --> 00:24:26,000
‫«عشق در تاریکی درخشان‌تر است»
‫دیدی؟ یه سر نخ بود.

356
00:24:27,375 --> 00:24:30,458
‫باید بذاری تاریک بشه که بتونی نور رو دنبال کنی.

357
00:24:30,541 --> 00:24:32,000
‫این‌جوری مسیر رو میشه پیدا کرد.

358
00:24:32,791 --> 00:24:34,750
‫نور کریستال‌ها؟

359
00:24:35,833 --> 00:24:37,625
‫اینا همه‌جا هستن.

360
00:24:37,708 --> 00:24:39,750
‫رو دیوارها، کف زمین.

361
00:24:39,833 --> 00:24:41,958
‫- هر جایی ممکنه باشن.
‫- یه مسیره

362
00:24:42,041 --> 00:24:44,833
‫گفت «عشق در تاریکی درخشان‌تر است»
‫نه «سنگ‌های درخشان»

363
00:24:44,916 --> 00:24:45,916
‫اینا جزو اختیارات شاعره.

364
00:24:45,958 --> 00:24:48,125
‫به قول مطرب، عشق راه‌ حله.

365
00:24:48,208 --> 00:24:50,333
‫فقط به عشق نیاز داری.
‫عشقه که دنیا رو بهتر می‌کنه.

366
00:24:50,416 --> 00:24:52,000
‫الان به مطرب گوش میدی؟

367
00:24:53,333 --> 00:24:56,041
‫- ساکا، صبر کن.
‫- کاتارا، مشکلت چیه؟

368
00:24:56,125 --> 00:24:58,291
‫مشکلم اینه که منو جدی نمی‌گیری.

369
00:24:59,125 --> 00:24:59,958
‫باز شروع شد.

370
00:25:00,041 --> 00:25:02,791
‫- من دیگه دختر بچه نیستم.
‫- ولی مثل دختر بچه‌ها رفتار می‌کنی

371
00:25:02,875 --> 00:25:04,708
‫و تو همه‌ش جوری رفتار می‌کنی انگاری همه‌چی رو می‌دونی

372
00:25:04,791 --> 00:25:07,666
‫وقتی که حتی نتونستی بفهمی
‫که یه خائن سرت شیره مالیده.

373
00:25:07,750 --> 00:25:10,470
‫- یه کلوم از دختری که عاشق یه تروریست شده.
‫- این‌جوری نشد

374
00:25:10,500 --> 00:25:13,517
‫- نباید اصلاً باهاش صحبت می‌کردی.
‫- حق نداری بگی با کی حرف بزنم!

375
00:25:13,541 --> 00:25:16,250
‫- تو هم حق نداری منو نادیده بگیری.
‫- حق دارم اگه احمق بازی در بیاری.

376
00:25:16,333 --> 00:25:18,375
‫- بابا من رو مسئول کرده.
‫- تو بابا نیستی!

377
00:25:18,458 --> 00:25:19,541
‫بابا!

378
00:25:34,208 --> 00:25:36,416
‫فکر کنم دیگه توی خلیج گرگ نیستیم، نه؟

379
00:25:38,041 --> 00:25:39,041
‫آره انگاری.

380
00:25:43,000 --> 00:25:45,333
‫فکرش رو کن اگه عزیزجون الان ما رو ببینه.

381
00:25:49,083 --> 00:25:51,166
‫واقعاً دلم واسه گوشتای فُک خشک شده‌ش تنگ شده.

382
00:25:51,666 --> 00:25:52,708
‫یا نودل‌هاش

383
00:25:53,625 --> 00:25:55,041
‫با سوپ داغ.

384
00:25:55,125 --> 00:25:56,333
‫به زودی می‌خوریم.

385
00:25:58,041 --> 00:25:59,291
‫این‌جوری فکر می‌کنی؟

386
00:26:03,875 --> 00:26:04,875
‫نمی‌دونم.

387
00:26:10,666 --> 00:26:11,666
‫یالا

388
00:26:12,250 --> 00:26:13,458
‫بهتره راه بیفتیم.

389
00:26:17,416 --> 00:26:20,541
‫گوشت فُک خشک شده.
‫هنوزم نمی‌دونم چطور این چیزا رو می‌خوردی.

390
00:26:24,375 --> 00:26:26,125
‫بیارش اینجا. بیارش.

391
00:26:28,208 --> 00:26:29,625
‫رو این یکی زین بنداز.

392
00:26:39,208 --> 00:26:41,083
‫آتش‌افزارها که آب نمی‌خوان، نه؟

393
00:26:47,958 --> 00:26:49,375
‫می‌دونی، توی باسینگ‌سه

394
00:26:50,000 --> 00:26:53,458
‫شهر مجبور شد بعد از سال اول محاصره آب رو جیره بندی کنه.

395
00:26:55,958 --> 00:26:57,291
‫ارتشی بودن ما...

396
00:26:58,166 --> 00:26:59,750
‫برامون یه مزیت‌های خاصی داشت.

397
00:27:03,833 --> 00:27:04,958
‫ولی برادرم...

398
00:27:06,958 --> 00:27:08,250
‫آدم دل نازکی بود.

399
00:27:11,625 --> 00:27:13,305
‫غذا و آب از جوخه‌ش جمع کرد

400
00:27:13,333 --> 00:27:14,916
‫و دادش به بچه‌ها.

401
00:27:17,500 --> 00:27:21,583
‫شبی که دیوار شرقی رو آتیش زدی نگهبان بود.

402
00:27:24,333 --> 00:27:26,300
‫تا آتیش رو خاموش کردیم

403
00:27:26,324 --> 00:27:28,541
‫چیزی ازش واسه دفن کردن باقی نمونده بود.

404
00:27:33,708 --> 00:27:35,041
‫۱۹ سالش بود.

405
00:27:39,375 --> 00:27:40,791
‫اون همه جوون پر پر شدن.

406
00:27:41,958 --> 00:27:43,125
‫اون همه جنگ و نزاع

407
00:27:44,250 --> 00:27:46,125
‫و همچنان باسینگ‌سه رو پاش ایستاده.

408
00:27:48,458 --> 00:27:49,541
‫ارزشش رو داشت؟

409
00:27:52,041 --> 00:27:53,333
‫هر دو طرف در جنگ بودیم.

410
00:27:54,166 --> 00:27:55,166
‫من یه سرباز بودم.

411
00:27:55,250 --> 00:27:56,625
‫تو یه قصاب بودی.

412
00:28:05,791 --> 00:28:06,791
‫می‌دونی...

413
00:28:09,500 --> 00:28:12,500
‫هنوز شبا که می‌خوابم بوی دود به مشامم می‌رسه.

414
00:28:15,458 --> 00:28:17,000
‫هیچ‌وقت از خاطرت نمیره.

415
00:28:33,500 --> 00:28:35,250
‫جنگ اون روی آدما رو نشون میده.

416
00:28:36,541 --> 00:28:38,875
‫یه سریا از چیزی که باهاش مواجه می‌شیم خوش‌مون نمیاد.

417
00:28:39,375 --> 00:28:42,458
‫الان با این حرفای حقیرانه‌ات می‌خوای بگی
‫بابت کاری که کردی شرمنده‌ای؟

418
00:28:43,791 --> 00:28:45,958
‫در مورد خودم صحبت نمی‌کردم.

419
00:28:56,208 --> 00:28:57,208
‫قربان

420
00:29:01,250 --> 00:29:02,250
‫کاری نکنید.

421
00:29:10,041 --> 00:29:11,583
‫وای، حقیقت داره، نه؟

422
00:29:14,500 --> 00:29:16,375
‫تو بویی از انسانیت نبردی.

423
00:29:19,166 --> 00:29:22,166
‫تو هیچی از فقدان و سوگ نمی‌دونی.

424
00:29:31,170 --> 00:29:34,683
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

425
00:29:46,916 --> 00:29:48,596
‫حقیقت داره که محاصره رو رها کرده؟

426
00:29:48,625 --> 00:29:50,875
‫درسته، بعد از این‌که پسرش کشته شد.

427
00:29:50,958 --> 00:29:54,625
‫پس پسرش مثل یه قهرمان می میره،
‫و از خودش تا ابد مثل یه بزدل یاد میشه.

428
00:29:59,250 --> 00:30:03,250
‫برادر، خیالت راحت باشه که لو تن تا ابد

429
00:30:03,333 --> 00:30:06,166
‫به عنوان قهرمان ملت آتش ستایش میشه.

430
00:30:06,875 --> 00:30:07,958
‫ممنون، اوزای.

431
00:30:11,250 --> 00:30:13,833
‫فداکاری‌هاش رو توی افسانه‌ها خواهند گفت.

432
00:30:23,416 --> 00:30:24,416
‫عمو

433
00:30:25,833 --> 00:30:29,041
‫چه افتخار بزرگی نصیب شما و لو تن شده

434
00:30:29,958 --> 00:30:32,041
‫که حین خدمت به ملت آتش کشته بشین.

435
00:30:52,000 --> 00:30:57,166
‫وقتی مطالعاتم خوب پیش نمی‌رفت
‫و پدر راضی نبود

436
00:30:58,500 --> 00:31:00,958
‫لو تن این رو بهم داد.

437
00:31:02,291 --> 00:31:06,916
‫بابت نفر اول شدن توی کلاس
‫افسری‌اش بهش داده بودن.

438
00:31:09,708 --> 00:31:14,708
‫گفت که باید مال کسی باشه که
‫مقدر شده کارای بزرگ انجام بده.

439
00:31:14,791 --> 00:31:16,208
‫بهم قدرت بخشید.

440
00:31:33,625 --> 00:31:35,375
‫لو تن هیچ‌وقت نیازش نداشت

441
00:31:35,458 --> 00:31:37,708
‫چون قوی‌ترین آدمی بود که می‌شناختم.

442
00:32:26,500 --> 00:32:27,791
‫داره قلقش دستت میاد.

443
00:32:28,791 --> 00:32:31,208
‫به‌خاطر تمرین و یه سری راهنمایی‌های خوبه.

444
00:32:31,958 --> 00:32:33,291
‫عه؟ از طومار؟

445
00:32:34,250 --> 00:32:35,250
‫آره.

446
00:32:36,250 --> 00:32:39,458
‫و جت، واسه یه سری چیزا کمکم کرد.

447
00:32:41,416 --> 00:32:44,208
‫اونم مثل ما خونواده‌ش رو از دست داده بود.

448
00:32:44,291 --> 00:32:46,666
‫می‌دونه اون خاطرات چطور مانع پیشرفتت میشه.

449
00:32:47,291 --> 00:32:49,666
‫چشام رو به این موضوع باز کرد که فقط داشتم

450
00:32:49,750 --> 00:32:52,791
‫به این‌که مامان چطور مرده و چطور زندگی کرده

451
00:32:55,083 --> 00:32:58,875
‫جت شاید مسیر اشتباهی رو طی کرده باشه
‫ولی بقیه اونو وارد این مسیر کردن.

452
00:32:59,375 --> 00:33:00,500
‫درست مثل سای.

453
00:33:05,333 --> 00:33:07,375
‫می‌دونی، سای بهم گفت که باید طراح بشم.

454
00:33:08,583 --> 00:33:09,958
‫که هدف خلقتمه.

455
00:33:12,333 --> 00:33:14,083
‫- باورش داری؟
‫- نمی‌دونم

456
00:33:14,166 --> 00:33:17,126
‫ولی خوب بود که یکی می‌گفت یه چیزی
‫واسه ارائه به دنیا دارم.

457
00:33:18,041 --> 00:33:20,291
‫به‌جز مهارت‌های ممتاز جنگیدنم.

458
00:33:22,583 --> 00:33:23,583
‫ساکا

459
00:33:24,458 --> 00:33:27,375
‫چیزی که در مورد تو و بابا گفتم...

460
00:33:28,583 --> 00:33:29,583
‫بی‌خیالش.

461
00:33:30,166 --> 00:33:33,791
‫قبیله رو رهبری کردی و ازمون محافظت
‫کردی وقتی هیچ‌کس نبود کمکت کنه.

462
00:33:35,375 --> 00:33:37,958
‫بابا هیچ‌وقت چنین فشاری رو تحمل نکرد.

463
00:33:40,416 --> 00:33:41,875
‫واسه تو سخت‌تر بود.

464
00:33:53,541 --> 00:33:56,458
‫عه، این درست نیست.

465
00:33:58,375 --> 00:34:00,412
‫کریستال‌ها، فقط کریستال بودن

466
00:34:00,436 --> 00:34:01,717
‫همون‌طور که گفتم.

467
00:34:10,333 --> 00:34:13,916
‫این نباید اینجا باشه.
‫ما قبلاً اینجا بودیم، ولی این دیوار نبود.

468
00:34:14,000 --> 00:34:15,250
‫چطور ممکنه؟

469
00:34:16,125 --> 00:34:17,208
‫نیست.

470
00:34:18,625 --> 00:34:19,625
‫مگه این‌که...

471
00:34:21,250 --> 00:34:22,875
‫تونل‌ها دارن عوض میشن.

472
00:34:27,416 --> 00:34:31,916
‫پشت این درها یه چالش خوفناک هست.

473
00:34:32,000 --> 00:34:35,416
‫یه آزمون واقعی برا این‌که ببینیم
‫حاضری آواتار بشی یا نه.

474
00:34:37,208 --> 00:34:38,666
‫بومی

475
00:34:38,750 --> 00:34:42,125
‫این همه چالش، بازی، آزمون،
‫هیچ‌کدوم‌شون با عقل جور در نمیان

476
00:34:42,208 --> 00:34:44,666
‫این صد سال گذشته هیچی با عقل جور در نیومده.

477
00:34:45,916 --> 00:34:47,208
‫تو همچین آدمی نیستی.

478
00:34:48,250 --> 00:34:52,041
‫بومی‌ای که می‌شناسم، یه بچهٔ باحال و خوشحاله

479
00:34:52,125 --> 00:34:55,625
‫که عاشق سنگ پرت کردن رو آبه
‫و همیشه به دوستاش فکر می کنه.

480
00:34:56,541 --> 00:34:57,541
‫هوم...

481
00:34:58,583 --> 00:35:00,916
‫معتقدم اون بچه هنوز درونته.

482
00:35:03,708 --> 00:35:04,916
‫خیلی باهوشی.

483
00:35:06,291 --> 00:35:09,833
‫تو فقط به بازی و این چیزا اهمیت میدی، مگه نه آواتار؟

484
00:35:09,916 --> 00:35:12,375
‫کی به مسئولیت اهمیت میده؟

485
00:35:12,458 --> 00:35:15,875
‫کی به نجات دنیا فکر می‌کنه؟

486
00:35:15,958 --> 00:35:19,583
‫نه. از زیر کار در رفتن بیشتر حال میده، نه؟

487
00:35:21,250 --> 00:35:22,250
‫خب...

488
00:35:23,583 --> 00:35:27,625
‫بیا آخرین بازی رو هم بکنیم.

489
00:35:46,500 --> 00:35:47,875
‫همون‌طور که قول دادم

490
00:35:49,375 --> 00:35:53,541
‫آخرین بازی، آواتار.

491
00:35:53,625 --> 00:35:56,041
‫ساده‌ترینش.

492
00:35:56,666 --> 00:35:59,583
‫تو در برابر من.

493
00:36:05,458 --> 00:36:07,708
‫تا مرگ

494
00:36:12,041 --> 00:36:14,000
‫مسخره‌ست. چطور تونل‌ها ممکنه عوض بشن؟

495
00:36:14,083 --> 00:36:16,958
‫- می‌دونستم کریستال‌ها اشتباه بودن.
‫- میشه بعداً بکوبیش تو صورتم؟

496
00:36:21,291 --> 00:36:22,916
‫امکان داره تصورش کرده باشم؟

497
00:36:36,500 --> 00:36:37,500
‫گورکن غول‌پیکر

498
00:36:53,375 --> 00:36:54,500
‫آخ

499
00:37:03,375 --> 00:37:05,375
‫کمکش کن.

500
00:37:34,083 --> 00:37:35,083
‫ها؟

501
00:37:43,458 --> 00:37:44,541
‫بزن دیگه

502
00:37:46,416 --> 00:37:47,416
‫بکش!

503
00:37:49,041 --> 00:37:50,708
‫همه به اندازهٔ کافی شاهد مرگ بودیم.

504
00:38:04,375 --> 00:38:07,041
‫وقتی به یه خاک‌افزار رحم کنی همین میشه دیگه.

505
00:38:11,958 --> 00:38:14,041
‫آخ

506
00:38:14,125 --> 00:38:15,125
‫خوبی

507
00:38:16,541 --> 00:38:17,750
‫باید بریم.

508
00:38:19,083 --> 00:38:20,750
‫- فکر کنم باید قبلش استراحت...
‫- وقت نیست

509
00:38:20,833 --> 00:38:22,833
‫به زودی سربازای بیشتری می‌فرستن

510
00:38:22,916 --> 00:38:24,916
‫باید همین الان بریم.

511
00:38:33,666 --> 00:38:34,916
‫آخ

512
00:38:35,541 --> 00:38:36,541
‫کاتارا

513
00:38:44,666 --> 00:38:45,666
‫ممنون

514
00:38:55,500 --> 00:38:56,333
‫بن بسته.

515
00:39:02,708 --> 00:39:03,791
‫کاتارا، معذرت می‌خوام.

516
00:39:05,083 --> 00:39:06,166
‫منم.

517
00:39:15,416 --> 00:39:17,125
‫چه خبره؟ مُردیم؟

518
00:39:26,500 --> 00:39:28,416
‫عشق در تاریکی درخشان‌تر است.

519
00:39:29,916 --> 00:39:31,583
‫در مورد کریستال‌ها نبود

520
00:39:31,666 --> 00:39:34,000
‫این چیزی نبوده که اوما و شو رو از کوه رد کرده.

521
00:39:42,666 --> 00:39:43,666
‫کوره.

522
00:39:44,208 --> 00:39:47,166
‫با چشم مسیرشون رو پیدا نمی‌کنن
‫حسی عمل می‌کنن.

523
00:39:48,208 --> 00:39:50,458
‫احساسات رو حس می‌کنن و بهشون واکنش نشون میدن.

524
00:39:51,166 --> 00:39:54,083
‫خشم، ترس، ولی بیشتر عشق.

525
00:39:56,583 --> 00:39:58,500
‫عشق در تاریکی درخشان‌تر است.

526
00:40:00,666 --> 00:40:02,250
‫پس به عشق واکنش نشون میدن؟

527
00:40:04,333 --> 00:40:06,291
‫به‌نظرت واکنش‌شون به کلمات چیه؟

528
00:40:06,375 --> 00:40:09,125
‫ببخشید، آقای گورکن غول‌پیکر

529
00:40:09,833 --> 00:40:12,750
‫خیلی ممنون می‌شیم اگه مسیر ورود به قصر رو نشون بدین.

530
00:40:13,458 --> 00:40:14,458
‫لطفا؟

531
00:40:26,125 --> 00:40:27,125
‫عه...

532
00:40:53,875 --> 00:40:56,041
‫لطفا، بومی! نیازی به این کار نیست.

533
00:40:56,125 --> 00:40:57,500
‫ولی هست

534
00:40:58,083 --> 00:41:01,541
‫یه سریا مجبورن بجنگن، حتی وقتی نمی‌خوان.

535
00:41:01,625 --> 00:41:04,000
‫جنگ همینه.

536
00:41:08,708 --> 00:41:10,875
‫نه!

537
00:41:12,541 --> 00:41:14,291
‫آخ

538
00:41:17,875 --> 00:41:21,458
‫اگه اینجا بودی می‌دونستی، ولی نبودی.

539
00:41:23,500 --> 00:41:24,583
‫ما رو ول کردی.

540
00:41:27,291 --> 00:41:29,541
‫تو آواتار بودی.

541
00:41:30,750 --> 00:41:32,625
‫و ما رو ول کردی.

542
00:41:36,125 --> 00:41:39,041
‫تو این دنیا نمیشه رو هیچ‌کس حساب کرد

543
00:41:39,958 --> 00:41:41,250
‫حتی رو دوستات.

544
00:41:48,375 --> 00:41:50,375
‫به‌خصوص دوستات.

545
00:42:00,208 --> 00:42:02,208
‫اه

546
00:42:21,125 --> 00:42:23,791
‫خب، با این‌که خوش گذشت

547
00:42:23,875 --> 00:42:28,166
‫وقتشه که بازی تموم بشه.

548
00:42:35,000 --> 00:42:36,375
‫ها؟

549
00:42:48,291 --> 00:42:51,041
‫بومی، نمی‌تونم جفت‌شون رو نگه دارم

550
00:42:51,125 --> 00:42:52,125
‫بذار بیفته.

551
00:42:52,583 --> 00:42:54,958
‫بذار بیفته، و برنده شو!

552
00:42:55,041 --> 00:42:58,000
‫- بومی، این بازی نیست.
‫- چرا، هست

553
00:42:58,708 --> 00:43:02,166
‫بازی‌ای که باید تصمیمات غیر ممکن بگیری.

554
00:43:02,250 --> 00:43:05,291
‫این شهر رو نجات بدم، یا اونو؟

555
00:43:05,375 --> 00:43:09,291
‫کی آخرین تیکهٔ غذا رو بخوره؟
‫یتیم؟ یا سرباز؟

556
00:43:09,375 --> 00:43:12,375
‫باید چنین تصمیماتی بگیری

557
00:43:12,458 --> 00:43:16,750
‫هر روز و هر سال.

558
00:43:16,833 --> 00:43:20,666
‫و فقط واسه نجات این یه شهره.

559
00:43:20,750 --> 00:43:23,541
‫تو باید کل دنیا رو نجات بدی.

560
00:43:23,625 --> 00:43:24,916
‫بذار بیفته، آنگ

561
00:43:25,791 --> 00:43:29,833
‫و یاد بگیر که آواتار بودن یعنی چی.

562
00:43:30,625 --> 00:43:31,625
‫نه!

563
00:43:35,708 --> 00:43:38,708
‫پس دنیا به فنا رفته.

564
00:43:44,583 --> 00:43:45,750
‫ساکا، برو پیش پادشاه

565
00:43:50,041 --> 00:43:51,458
‫ها؟

566
00:43:51,541 --> 00:43:52,791
‫آخ

567
00:43:52,875 --> 00:43:54,166
‫آنگ، الان.

568
00:43:59,291 --> 00:44:00,166
‫خوبی؟

569
00:44:02,458 --> 00:44:04,833
‫خب، بچه جون، معلومه که بلدی خونه رو خراب کنی.

570
00:44:09,750 --> 00:44:12,791
‫متقلب! تقلب کردی!

571
00:44:13,291 --> 00:44:15,375
‫تنهایی انجامش ندادی

572
00:44:15,458 --> 00:44:18,708
‫پس هیچی یاد نگرفتی.

573
00:44:18,791 --> 00:44:20,000
‫اشتباه می‌کنی

574
00:44:20,083 --> 00:44:22,333
‫می‌تونی رو دوستات حساب کنی

575
00:44:22,833 --> 00:44:26,208
‫و فقط این‌جوری می‌تونم دنیا رو نجات بدم.

576
00:44:27,416 --> 00:44:28,833
‫با دوستام.

577
00:44:28,916 --> 00:44:31,958
‫مثل یه بچه فکر می‌کنی.

578
00:44:34,250 --> 00:44:36,000
‫خیلی بده؟

579
00:44:38,166 --> 00:44:39,166
‫ها؟

580
00:44:41,833 --> 00:44:42,833
‫اینو یادته؟

581
00:44:43,875 --> 00:44:45,416
‫واسه صدا زدن یه دوست استفاده می کنم.

582
00:44:47,875 --> 00:44:49,291
‫الان می‌خوام همین کار رو کنم.

583
00:44:51,958 --> 00:44:53,708
‫یه دوست قدیمی رو صدا کن.

584
00:45:00,208 --> 00:45:01,208
‫حق با تو بود.

585
00:45:03,333 --> 00:45:06,375
‫کنار دنیا نبودم، یا کنار تو

586
00:45:08,708 --> 00:45:09,791
‫ولی الان هستم.

587
00:45:23,583 --> 00:45:24,666
‫والاحضرت

588
00:45:25,666 --> 00:45:27,666
‫درخواست تجدید قوا کردیم.

589
00:45:28,500 --> 00:45:30,958
‫و... نگهبانای دیوار رو دوبرابر کردی؟

590
00:45:31,041 --> 00:45:34,208
‫- بله، والاحضرت.
‫- خوبه، بگو زود میام اونجا

591
00:45:35,708 --> 00:45:37,291
‫وایسا، چه خبره؟

592
00:45:38,291 --> 00:45:42,208
‫نیروهای ملت آتش حرکت کردن.
‫تا صبح می‌رسن اینجا.

593
00:45:42,291 --> 00:45:43,708
‫بهتون حمله شده؟

594
00:45:43,791 --> 00:45:47,708
‫بهمون میشه، ولی به‌نظرم آماده باشیم.

595
00:45:47,791 --> 00:45:50,750
‫خوشبختانه یه منبع قبلش بهمون خبر داد.

596
00:45:52,958 --> 00:45:54,041
‫سای؟

597
00:45:54,118 --> 00:45:57,409
‫طراح به فرمانده‌ها در مورد یه شبکهٔ جاسوسی تو شهر هشدار داد.

598
00:45:57,500 --> 00:46:01,291
‫کمک کرد که جمع‌شون کنیم
‫حالا همه‌تون از اینجا برید.

599
00:46:01,875 --> 00:46:04,596
‫آواتار باید جاهایی که لازمه.

600
00:46:04,620 --> 00:46:06,625
‫ما می‌تونیم از خودمون دفاع کنیم.

601
00:46:07,333 --> 00:46:10,500
‫وقتشه که اوماشو دوباره به جنگ بپیونده.

602
00:46:11,958 --> 00:46:17,791
‫آها، ولی یه چالش دیگه واسه‌ات دارم.

603
00:46:25,916 --> 00:46:27,458
‫کلم‌هام!

604
00:46:38,000 --> 00:46:39,958
‫آخ

605
00:46:47,750 --> 00:46:50,833
‫انگاری مدام در حال رفت و آمد با قایقیم.

606
00:46:52,041 --> 00:46:54,666
‫شاید سرنوشت ما همینه، شاهزاده زوکو.

607
00:47:27,333 --> 00:47:29,916
‫خوبه، هنوز خیلی دیر نیست.

608
00:47:31,000 --> 00:47:33,392
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی، عمو؟
‫- درست مثل تو

609
00:47:33,416 --> 00:47:37,250
‫آمادهٔ شروع سفری‌ام که قطعاً به یادموندنی میشه.

610
00:47:39,750 --> 00:47:41,125
‫می‌خوای با من بیای؟

611
00:47:41,708 --> 00:47:43,240
‫حسابی آماده‌ام.

612
00:47:43,264 --> 00:47:44,666
‫به اندازه کافی چایی آوردم.

613
00:47:47,250 --> 00:47:48,791
‫پرستار لازم ندارم.

614
00:47:55,375 --> 00:47:56,500
‫دوست چطور؟

615
00:48:08,750 --> 00:48:10,750
‫پدرم خیل واضح گفت

616
00:48:11,750 --> 00:48:14,458
‫که تا آواتار رو پیدا نکردم بر نگردم...

617
00:48:16,458 --> 00:48:17,458
‫که یعنی...

618
00:48:18,625 --> 00:48:21,583
‫خیلی طول می‌کشه تا برگردیم خونه.

619
00:48:27,041 --> 00:48:28,041
‫خونه

620
00:48:32,041 --> 00:48:35,250
‫هر چی که لازم دارم رو این قایقه.

621
00:48:42,250 --> 00:48:45,541
‫گفت که، به اندازه کافی چایی آوردم.

622
00:49:06,125 --> 00:49:07,250
‫چی شده، زوکو؟

623
00:49:08,541 --> 00:49:09,583
‫هیچی.

624
00:49:12,833 --> 00:49:13,958
‫بذار ببرمت خونه.

625
00:49:20,019 --> 00:49:40,559
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

