﻿1
00:00:00,042 --> 00:00:03,087
‫پرسش سؤالی که این روزها
‫ذهن همه رو درگیر خودش کرده

2
00:00:03,170 --> 00:00:05,589
‫نظر شما راجع‌به «بتمن» چیه؟

3
00:00:05,673 --> 00:00:09,593
‫همون یارو که پلیس‌ها رو لت و پار کرد؟
‫اصلاً خوشم نمیاد ازش، حتی یه‌ذره

4
00:00:09,677 --> 00:00:12,680
‫من و آبجیم فکر می‌کنیم که
‫اون ممکنه یه خون‌آشام باشه

5
00:00:12,763 --> 00:00:15,224
‫خب به‌نظر من این پسره بتمن
‫خوب دل‌وجرئتی داره

6
00:00:15,307 --> 00:00:18,160
‫کم‌کم وقتش رسیده بود
‫یه نفر حقِ این پلیسا رو بذاره کف دست‌شون

7
00:00:18,436 --> 00:00:20,646
‫من ازش وحشت دارم. نظرم راجع بهش اینه

8
00:00:20,730 --> 00:00:22,898
‫دیگه جرئت ندارم شب‌ها از خونه بیرون برم

9
00:00:22,982 --> 00:00:26,277
‫کل این شهر تبدیل به
‫یه جهنمِ پرآشوب شده

10
00:00:26,360 --> 00:00:27,880
‫خب، طرف داره قانون‌شکنی می‌کنه،
‫نمی‌کنه؟

11
00:00:27,945 --> 00:00:29,947
‫پس باید اون روانی رو بگیرن
‫و بندازنش گوشۀ هلفدونی

12
00:00:30,030 --> 00:00:32,908
‫و الان هم که افتاده به جونِ
‫مأمورین شجاع پلیس‌مون.
‫[بتمن از کنترل خارج شده]

13
00:00:32,992 --> 00:00:35,369
‫من که میگم این وضعیت
‫نمی‌تونه ادامه پیدا کنه

14
00:00:35,453 --> 00:00:39,123
‫مردم به من رأی دادن که
‫این شهر رو جای بهتر و امن‌تری بکنم،

15
00:00:39,206 --> 00:00:41,417
‫یک شهرِ نظم و قانون

16
00:00:41,500 --> 00:00:44,128
‫بنابراین امروز می‌خوام
‫یک کارگروه ویژه قرار بدم

17
00:00:44,211 --> 00:00:48,048
‫برای دستگیر کردنِ این «بتمن»
‫که اون رو به سزای اعمالش برسونیم

18
00:00:48,132 --> 00:00:50,676
‫این مرد یک قهرمان نیست.
‫اون یک خلافکاره

19
00:00:50,760 --> 00:00:53,596
‫و دورانش در گاتهام دیگه به سر اومده

20
00:00:53,679 --> 00:00:55,347
‫آقای شهردار! جناب شهردار!

21
00:00:55,431 --> 00:00:59,101
‫امیدوارم خوب گوش داده باشی، گوردون.
‫مسئولیتِ این خفاش از حالا گردن توئه

22
00:00:59,185 --> 00:01:01,145
‫و به‌نفعتـه که خراب‌کاری نکنی

23
00:01:01,228 --> 00:01:03,939
‫باشه، باشه.
‫یکی یکی به نوبت، دوستان

24
00:01:07,866 --> 00:01:18,866
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

25
00:01:19,031 --> 00:01:27,031
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

26
00:01:42,853 --> 00:01:44,605
‫اذیت نکن، کمیسر

27
00:01:44,688 --> 00:01:47,983
‫من و فلس از بقیۀ اعضای اون یگان روی‌هم‌رفته،
‫آمار بازداشت‌مون بالاتره

28
00:01:48,067 --> 00:01:50,152
‫ما باید سرگروهِ این نیروی ویژه می‌شدیم

29
00:01:50,236 --> 00:01:52,571
‫همه‌ی این بدبختی‌ها زیر سرِ تو و همکارتـه

30
00:01:52,655 --> 00:01:54,782
‫«رئیس تورن» کنترلِ محلۀ ناروز رو دستش گرفته،

31
00:01:54,865 --> 00:01:57,660
‫ولی من الان باید منابعم رو
‫صرفِ تعقیب و دنبال کردن یه سایه بکنم

32
00:01:57,743 --> 00:01:59,995
‫چون عکس جنابعالی
‫رفته رو صفحۀ اول روزنامه‌ها

33
00:02:00,079 --> 00:02:02,915
‫شرمنده، بولاک
‫ولی قرار نیست واسه این پاداش بگیری

34
00:02:02,998 --> 00:02:06,502
‫ولی آخه اون دختر؟ واقعاً فکر کردی
‫بچه‌ها از اون حرف‌شنوی دارن...

35
00:02:06,585 --> 00:02:10,256
‫من از افرادم انتظار دارم که
‫از سلسه‌مراتب فرماندهی تبعیت کنن

36
00:02:10,339 --> 00:02:12,341
‫حتی خود تو.
‫دیگه هم غُر نزن

37
00:02:12,424 --> 00:02:14,027
‫همین‌الانش باعث شدی
‫به جلسۀ توجیهی دیر برسیم

38
00:02:14,051 --> 00:02:17,721
‫و نمی‌گمم که قراره کار راحتی باشه،
‫ولی کارِ ما دستگیر کردن خلافکاراست

39
00:02:17,805 --> 00:02:20,224
‫حالا این یکی شبیه دراکولا تیپ می‌زنه.
‫که چی؟

40
00:02:20,307 --> 00:02:23,060
‫همچنان یک خلافکار محسوب میشه،
‫و ما دستگیرش می‌کنیم

41
00:02:23,143 --> 00:02:25,729
‫خب چه اطلاعاتی دربارۀ این بتمن داریم؟
‫چندلر؟

42
00:02:25,813 --> 00:02:28,858
‫اون بیشتر بین ساعات ۱۰ شب
‫تا ۴ بامداد دیده میشه

43
00:02:28,941 --> 00:02:31,652
‫و معمولاً با اون ماشین مسابقه‌ایش
‫با سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت تو خیابونا ویراژ میده

44
00:02:31,735 --> 00:02:34,738
‫و بیشتر از هرجایی
‫تو منطقۀ ایست اِند دیده شده

45
00:02:34,822 --> 00:02:36,907
‫آره، چند هفته‌ای هست داره اونجا

46
00:02:36,991 --> 00:02:39,076
‫ننه بابای ساقی‌ها و خفت‌گیرا رو
‫میاره جلو چشم‌شون

47
00:02:39,159 --> 00:02:41,954
‫هنوزم باورم نمی‌شه گوردون
‫این دختره رو مسئول نیروی ویژه کرد

48
00:02:42,037 --> 00:02:44,874
‫فقط منتظر بمون.
‫یه فکری براش می‌کنم

49
00:02:44,957 --> 00:02:46,417
‫خیله‌خب. دیگه چی می‌دونیم؟

50
00:02:46,500 --> 00:02:48,544
‫خب، اینو می‌دونیم که از پلیس‌ها نمی‌ترسه

51
00:02:48,627 --> 00:02:52,339
‫کوریگان درست میگه. اون خفاش ماه گذشته
‫شش تا از مأمورامون رو انداخته گوشۀ بیمارستان

52
00:02:52,704 --> 00:02:56,040
‫البته به غیر از فلس و بولاک

53
00:02:56,969 --> 00:03:00,681
‫آره خیلی بامزه بود،
‫ولی هنوز نفهمیدم نقشه‌ات چیه، مانتویا

54
00:03:00,764 --> 00:03:02,600
‫دقیقاً چطوری می‌خوای این یارو رو دستگیر کنی؟

55
00:03:02,683 --> 00:03:04,268
‫خب، براش تله می‌ذاریم

56
00:03:04,351 --> 00:03:07,187
‫و برای شروع کار یه تور بزرگ پهن می‌کنیم

57
00:03:14,528 --> 00:03:18,324
‫بهتره یه چیزی تو اون کیفت داشته باشی، آبجی
‫وگرنه اوضاع خیلی زود خیت میشه

58
00:03:21,702 --> 00:03:23,704
‫وای خدا! جوگیر نشو بابا

59
00:03:23,787 --> 00:03:26,081
‫شرمنده، رومی
‫می‌خواستم واقعی جلوه کنه

60
00:03:26,165 --> 00:03:28,792
‫خب، بد نیست دفعۀ بعد
‫از سطل آشغالا دوری کنی

61
00:03:28,876 --> 00:03:31,754
‫خب، حالا چی؟
‫ده دقیقه صبر کنیم و دوباره امتحان کنیم؟

62
00:03:31,837 --> 00:03:34,298
‫هوم.. آره

63
00:03:35,758 --> 00:03:37,384
‫به من نزدیک نشو مردک!

64
00:03:37,468 --> 00:03:40,012
‫فقط داری شرایط رو
‫واسه خودت سخت‌تر می‌کنی، پیری

65
00:03:40,095 --> 00:03:42,598
‫کمک! یکی به داد من برسه!

66
00:03:42,681 --> 00:03:44,683
‫ای وای! تو رو خدا! نه!

67
00:03:44,767 --> 00:03:46,685
‫اون الان منو می‌کُشه! یکی به دادم برسه!

68
00:03:48,604 --> 00:03:50,689
‫نه! نه صبر کن! خواهش می‌کنم!

69
00:03:50,773 --> 00:03:55,110
‫گوش کن. ببینید چی میگم، بچه‌ها
‫من فقط چند روز بیشتر وقت لازم دارم، لطفاً

70
00:03:55,194 --> 00:03:58,238
‫ما کاره‌ای نیستیم، رفیق.
‫گمونم الان مجبوریم خط‌خطیت کنیم

71
00:03:58,322 --> 00:04:00,741
‫نه وایسا! این کارو نکن! نه!

72
00:04:08,832 --> 00:04:11,520
‫هی! نمی‌تونی ما رو تو این وضعیت ول کنی بری!

73
00:04:11,559 --> 00:04:12,934
‫[نشان پلیس]

74
00:04:13,128 --> 00:04:14,880
‫از مرکز فرماندهی صحبت می‌کنم،
‫گزارش وضعیت بدید

75
00:04:14,964 --> 00:04:18,342
‫مرکز، واحد تلۀ یک صحبت می‌کنه.
‫تا به الان منفیـه

76
00:04:18,425 --> 00:04:22,137
‫- واحد تلۀ دو، ما هم منفی
‫- تلۀ سه، هیچ خبری نیست

77
00:04:22,221 --> 00:04:23,973
‫تلۀ چهار، اعلام وضعیت؟

78
00:04:24,056 --> 00:04:27,142
‫مرکز، اون اینجا بود،
‫ولی دقیق نتونستیم ببینیمش

79
00:04:27,226 --> 00:04:30,104
‫و فکر کنم یه ماشین آتش‌نشانی هم لازم داریم

80
00:04:30,187 --> 00:04:33,607
‫لعنتی. باید چند نفر هم
‫می‌ذاشتیم روی پشت‌بوم‌ها

81
00:04:33,691 --> 00:04:35,985
‫- متوجهِ اونا هم می‌شد
‫- آره، خیلی زیرکـه

82
00:04:36,068 --> 00:04:38,445
‫ولی حس می‌کنم در هر صورت
‫به صدای جیغ واکنش نشون میده

83
00:04:38,529 --> 00:04:43,450
‫- خب حالا چی‌کار کنیم، رئیس؟
‫- فردا شب.. ریسکی‌تر کار می‌کنیم

84
00:04:43,534 --> 00:04:46,912
‫گزارش به تمامی خودروها.
‫تعقیب و گریزِ سنگین در حال انجام است

85
00:04:46,996 --> 00:04:50,624
‫ماشینِ فرار در حال حرکت در خیابان پنجم،
‫در فاصلۀ سه بلوکی با پل رابینسون

86
00:04:50,708 --> 00:04:53,157
‫تکرار می‌کنم، تمامی واحدها پاسخ‌گو باشند

87
00:04:53,961 --> 00:04:55,504
‫به به، صفا باشد

88
00:05:06,639 --> 00:05:09,309
‫خودروی شماره ۵۱ صحبت می‌کنه.
‫مجرم رو پیدا کردیم. برو!

89
00:05:10,644 --> 00:05:13,397
‫گلوله‌های مشقی رو بذارید کنار بچه‌ها!
‫بریم سراغ گلولۀ واقعی!

90
00:05:31,790 --> 00:05:33,625
‫خودشه. محاصره‌ش کنید. تو چنگ‌مونـه

91
00:05:44,386 --> 00:05:46,472
‫برید کنار! برید!

92
00:05:55,564 --> 00:05:57,191
‫نه! مراقب باشین!

93
00:06:06,992 --> 00:06:08,911
‫تُف توش! تو چنگ‌مون بود ها!

94
00:06:15,129 --> 00:06:16,314
‫[خفاش دستِ پلیس‌ها را در حنا گذاشت]

95
00:06:16,339 --> 00:06:19,546
‫خب به‌نظر من باعث تأسفـه.
‫تأسف‌آوره که شهردار کنونی

96
00:06:19,630 --> 00:06:22,883
‫می‌خواد پول مالیات‌دهندگان رو
‫سر چیزی که مشخصاً یک نمایش سیاسیـه، هدر بده

97
00:06:22,966 --> 00:06:25,385
‫اما بدتر از اون، کاشف به عمل اومده که
‫نیروی ویژه‌اش

98
00:06:25,469 --> 00:06:28,931
‫اصلاً در حد و اندازه‌های مسئولیت ویژه‌شون نیستن.
‫مایۀ آبروریزیـه

99
00:06:29,014 --> 00:06:31,475
‫به همین خاطر می‌خوام
‫در انتخابات به مصافِ شهردار جسوپ برم

100
00:06:31,558 --> 00:06:34,770
‫چون‌که گاتهام نیاز داره که
‫دوباره قدرتمند و امن و باعزت بشه

101
00:06:35,297 --> 00:06:38,384
‫و اگر هاروی دنت شهردارتون بشه،
‫همین‌طور هم خواهد شد

102
00:06:44,696 --> 00:06:47,324
‫- گوردون هستم
‫- تیتر صفحۀ اول لامصب!؟

103
00:06:47,407 --> 00:06:50,702
‫- بله آقای شهردار. روزنامه رو دیدم
‫- خب برنامه‌ات چیه؟

104
00:06:50,786 --> 00:06:53,413
‫- قربان ما داریم تمام تلاش‌مون...
‫- چون من خیلی رُک گفتم که

105
00:06:53,497 --> 00:06:56,166
‫دستگیر کردن این دیوونۀ نقاب‌دار
‫باید اولویتِ یکـت باشه!

106
00:06:56,250 --> 00:06:59,128
‫بله، و همۀ انرژی‌مون رو براش گذاشتیم.
‫تمام افرادم تو خیابونا مشغولن

107
00:06:59,211 --> 00:07:02,965
‫من تیترهای خوب می‌خوام، گوردون!
‫مگه واسه همین این پُست رو بهت ندادم؟

108
00:07:03,048 --> 00:07:06,332
‫- وجهۀ رسانه‌ایِ خوب!
‫- قربان، ما دستگیرش می‌کنیم. فقط کمی...

109
00:07:11,056 --> 00:07:14,309
‫خودروی چهار صحبت می‌کنه.
‫تقاطع مارکت و دهم امن و امانـه

110
00:07:14,393 --> 00:07:15,644
‫هیچ اثری از سوژه نیست

111
00:07:28,407 --> 00:07:29,992
‫تکون نخور! بایست!

112
00:07:30,576 --> 00:07:31,702
‫گفتم وایسا، لعنتی!

113
00:07:52,472 --> 00:07:54,224
‫وایسا ببینم، اون اومده بود اینجا؟

114
00:07:54,308 --> 00:07:56,435
‫همین‌جا وسط اتاق کنفرانس بود!

115
00:07:56,518 --> 00:08:00,230
‫شهردار ول‌کن‌مون نیست و
‫این یارو ما رو به سُخره گرفته

116
00:08:00,314 --> 00:08:03,442
‫به زمان بیشتری نیاز داریم.
‫شهردار نمی‌تونه توقع معجزه داشته باشه

117
00:08:03,525 --> 00:08:05,903
‫خب، توقع داره.
‫خیلی واضح اینو گفت

118
00:08:05,986 --> 00:08:10,616
‫ببین، من سعی دارم اینجا رو متحول کنم.
‫پلیس‌های فاسد و رشوه‌بگیر رو پاکسازی کنم

119
00:08:10,699 --> 00:08:12,701
‫ولی واسه انجام این کار
‫باید جایگاهم رو حفظ کنم

120
00:08:12,784 --> 00:08:14,077
‫اون شغلت رو تهدید کرده؟

121
00:08:14,161 --> 00:08:17,206
‫مستقیماً که نمی‌گه، ولی منظور حرفاشـو می‌گیرم

122
00:08:17,289 --> 00:08:20,042
‫ما باید این بتمنـه رو دستگیر کردیم، اونم فوری،

123
00:08:20,125 --> 00:08:22,211
‫وگرنه منو منتقل می‌کنن به مارشال آیلند،

124
00:08:22,294 --> 00:08:24,963
‫و دوباره با تو مثل
‫منشی حمالِ دفتر رفتار می‌کنن

125
00:08:25,047 --> 00:08:27,758
‫هنوز یک هفته هم نشده.
‫ما از پسش برمیایم. من فقط...

126
00:08:27,841 --> 00:08:31,386
‫نه. اون باهوش‌تر از ایناست که
‫این نقشه‌ها روش جواب بده

127
00:08:33,126 --> 00:08:34,806
‫رِنی، این کارا جواب نمیده

128
00:08:35,178 --> 00:08:37,347
‫باید یه راه دیگه رو امتحان کنیم

129
00:08:37,893 --> 00:08:39,895
‫خیله‌خب، اون زیادی باهوشـه

130
00:08:39,978 --> 00:08:43,106
‫شاید بتونیم از همینش استفاده کنیم،
‫بریم تو مخش

131
00:08:44,358 --> 00:08:46,920
‫خب اولاً که طرف یه پسر خجالتیـه، نه؟

132
00:08:46,944 --> 00:08:49,112
‫سیستم بزن و دررویی که داره، نقابش

133
00:08:49,196 --> 00:08:52,699
‫این سؤال پیش میاد که
‫دیگه چه چیزی رو اون پشت پنهون کرده؟

134
00:08:52,783 --> 00:08:56,870
‫به غیر از مشکل واضحش با مقامات
‫و شاید یکی دوتا فتیش

135
00:08:56,954 --> 00:09:00,165
‫استاد دانشگاه قدیمم، دکتر کرین،
‫همیشه می‌گفت...

136
00:09:00,249 --> 00:09:02,834
‫این دکتر کوئینزل شخصیت جالبیـه
‫از کجا پیداش کردی؟

137
00:09:02,918 --> 00:09:06,922
‫دخترتون. دوست‌ان
‫اون یکی از شاهدین متخصص بارباراست

138
00:09:07,005 --> 00:09:09,633
‫- آهان! خب معلومه
‫- آره

139
00:09:09,716 --> 00:09:14,170
‫بارب توی مهمونی کریسمس‌مون
‫ما رو به هم معرفی کرد و ما ارتباطمونـو حفظ کردیم

140
00:09:14,721 --> 00:09:18,809
‫خب، دلیل این همه کینه و دشمنی با پلیس چیه؟
‫از کجا نشأت می‌گیره؟

141
00:09:19,093 --> 00:09:22,437
‫خب، راستشو بخواین،
‫به‌نظر من نیروی پلیس صرفاً راهشو سد کرده

142
00:09:22,521 --> 00:09:26,108
‫اهداف اصلی این فرد مجرم‌ها هستن.
‫داره اونا رو مجازات می‌کنه

143
00:09:26,191 --> 00:09:28,527
‫به همین خاطر هرشب و هرشب
‫داره توی خیابون‌ها پرسه می‌زنه

144
00:09:28,610 --> 00:09:30,237
‫وسواس گرفته

145
00:09:30,320 --> 00:09:33,615
‫ببین، این خزعبلات روان‌کاوانه
‫شاید برای شما معنی داشته باشه، دُکی

146
00:09:33,699 --> 00:09:36,660
‫ولی میشه لطفاً فقط بهمون بگی
‫چطوری این یارو رو دستگیر کنیم؟

147
00:09:36,743 --> 00:09:37,911
‫حتماً

148
00:09:37,995 --> 00:09:40,956
‫بتمن گویا علاقۀ خاصی داره به این
‫دیوونه‌هایی که لباس مخصوص می‌پوشن

149
00:09:41,039 --> 00:09:44,418
‫و دم به دقیقه ظاهر می‌شن، نه؟
‫شاید یاد خودش میندازنش

150
00:09:44,501 --> 00:09:47,713
‫از کجا معلوم؟
‫بهرحال، این‌جوری می‌تونید گیرش بندازید

151
00:09:47,796 --> 00:09:50,799
‫با استفاده از یک تلۀ متفاوت.
‫به یه دیوونه نیاز دارید

152
00:09:50,882 --> 00:09:53,677
‫- زد تو خال
‫- ها؟ هی، صبر کن

153
00:09:56,972 --> 00:10:00,267
‫خب، تو بازداشتگاه کی‌ها رو داریم؟
‫بذار ببینم...

154
00:10:00,350 --> 00:10:02,811
‫مست و آشوب‌گر، نه

155
00:10:02,894 --> 00:10:04,730
‫سارق ماشین، نه

156
00:10:04,813 --> 00:10:07,899
‫ضرب و جرح شدید. آها، این خوبه

157
00:10:07,983 --> 00:10:10,027
‫دنبال همین بودیم

158
00:10:11,611 --> 00:10:13,989
‫میگم فلس. راجع‌به این کار مطمئنی؟

159
00:10:14,072 --> 00:10:17,409
‫شنیدی که خانم دکتر چی گفتن.
‫این‌جور آدما میرن رو مخِ آقای خفاش

160
00:10:17,492 --> 00:10:20,579
‫آدمایی که اسم‌های عجیب‌غریب
‫و عادت‌های ناجور دارن

161
00:10:20,662 --> 00:10:23,999
‫خیله‌خب، پاشو بریم، فایرفلای
‫وقتشه بریم یه دوری بزنیم

162
00:10:24,708 --> 00:10:27,294
‫اسمم فایرباگ‌ـه (آتش‌افروز)

163
00:10:27,377 --> 00:10:29,796
‫آره، فایرباگ

164
00:10:30,119 --> 00:10:32,507
‫بهتره که لباس مخصوصش هم
‫از اتاق مدارک برداریم

165
00:10:39,348 --> 00:10:40,682
‫ایشون موکل منـه.

166
00:10:40,766 --> 00:10:43,435
‫- دارید کجا می‌برینش؟
‫- به تو ربطی نداره

167
00:10:43,518 --> 00:10:46,605
‫دستور دریافت کردیم که ایشون رو
‫به تیمارستان آرکهام منتقل کنیم، خانم گوردون

168
00:10:46,688 --> 00:10:49,816
‫- فکر می‌کنم برای یک ارزیابی روانی باشه
‫- به من اطلاع نداده بودن

169
00:10:49,900 --> 00:10:52,736
‫احتمالاً اهمال‌کاری بوده،
‫می‌دونید دیگه، تشریفات اداری

170
00:10:52,819 --> 00:10:55,238
‫- بگذریم...
‫- خب، مراقب این شخص باشید

171
00:10:55,322 --> 00:10:57,657
‫اون خطرناک‌تر از چیزیه که به‌نظر میاد

172
00:10:57,741 --> 00:11:00,765
‫آره، شنیده بودیم

173
00:11:05,624 --> 00:11:07,626
‫راستی، باربی داره میاد اینجا منو ببینه

174
00:11:07,709 --> 00:11:08,877
‫می‌خوایم بریم کافه «جینو»

175
00:11:08,960 --> 00:11:12,506
‫عه، تونستی توی کافه جینو میز رزرو کنی؟
‫حتماً یه پارتی داری

176
00:11:12,589 --> 00:11:16,093
‫راستشو بخوای، من پارتی زیاد دارم، کمیسر

177
00:11:16,176 --> 00:11:20,806
‫- می‌خوای با ما بیای، رنی؟
‫- دوست دارم، ولی ساعت کاریم تموم نشده

178
00:11:20,889 --> 00:11:23,266
‫- شاید یه وقت دیگه؟
‫- منتظر هستم پس

179
00:11:23,350 --> 00:11:24,976
‫عه، خانم تشریف آوردن

180
00:11:25,060 --> 00:11:26,603
‫بابا، فکر کنم یه مشکلی دارید

181
00:11:26,686 --> 00:11:29,314
‫تو به فلس و بولاک دستور داده بودی
‫یه زندانی رو منتقل کنن؟

182
00:11:29,398 --> 00:11:31,149
‫نه. کدوم زندانی؟

183
00:11:43,245 --> 00:11:44,955
‫شما حسش نمی‌کنید؟

184
00:11:45,038 --> 00:11:48,875
‫تمام این آدما که میل به شعلۀ آتش دارن،

185
00:11:48,959 --> 00:11:51,253
‫و میل به اینکه حقیقتِ آتش پرده از...

186
00:11:51,336 --> 00:11:54,005
‫هی فایرفلای، دهنتو ببند.
‫کسی به این حرفا اهمیت نمیده

187
00:11:54,361 --> 00:11:56,091
‫فایرباگ‌ام

188
00:11:56,174 --> 00:11:59,886
‫میگم فلس، من که دلم نمی‌خواست
‫همچین پسر نحیف و کوچولویی توی زندان باشم

189
00:11:59,970 --> 00:12:03,682
‫اگه می‌خوای اونجا دووم بیاری
‫باید یه اسم و رسم ترسناکی داشته باشی

190
00:12:03,765 --> 00:12:07,436
‫آره. یکی دو فقره ایجاد حریق
‫و یه لباس مخصوص مامان‌دوز کفایت نمی‌کنه

191
00:12:07,519 --> 00:12:09,020
‫لباسش رو دیدی؟

192
00:12:10,689 --> 00:12:13,733
‫مثل یه لباس زیر دراز بود، ولی برعکس،

193
00:12:13,817 --> 00:12:15,944
‫و اون عینک حشره‌گونه‌اش (باگ = حشره)

194
00:12:16,027 --> 00:12:18,405
‫اون یونیفرم ضد آتشـه

195
00:12:18,488 --> 00:12:21,867
‫آره، دیدم
‫میگم اونو گذاشتیش صندوق عقب، نه؟

196
00:12:21,950 --> 00:12:24,744
‫آره، همون‌جاست،
‫با اون بیلبیلکِ مخزن سوختش

197
00:12:24,828 --> 00:12:27,080
‫صبر کن ببینم. قفل صندوق عقب هنوز خرابه؟

198
00:12:27,164 --> 00:12:30,375
‫لعنتی، راست میگی
‫همه‌ش یادم میره ببرم تعمیرش کنن

199
00:12:30,459 --> 00:12:33,044
‫منظورت اینه که هرکسی می‌تونه
‫در اون صندوق رو باز کنه

200
00:12:33,128 --> 00:12:35,505
‫و لباس مخصوص فایرباگ رو برداره و فلنگـو ببنده؟

201
00:12:35,589 --> 00:12:38,467
‫آره به گمونم. اوه! شنیدی؟

202
00:12:38,550 --> 00:12:40,206
‫به‌نظر موتور به مشکل خورده

203
00:12:53,356 --> 00:12:55,025
‫نظرت چیه؟ از رادیاتوره؟

204
00:12:55,108 --> 00:12:57,319
‫نه نه، صداش شبیه تسمۀ پروانه بود

205
00:13:01,114 --> 00:13:05,952
‫- شاید باید زنگ بزنیم چرثقیل بیاد
‫- نه بابا، نمی‌خواد. اون...

206
00:13:07,370 --> 00:13:10,373
‫خیله‌خب. پس اون‌قدرا هم کله‌پوک نیست

207
00:13:17,839 --> 00:13:19,799
‫خب. یه‌جوری بزن واقعی جلوه کنه

208
00:13:19,883 --> 00:13:22,886
‫اوه نه. میگم فلس، من نمی‌تونم...

209
00:13:22,969 --> 00:13:24,179
‫بزن بابا

210
00:13:27,933 --> 00:13:29,100
‫دوباره بزن

211
00:13:33,146 --> 00:13:36,816
‫- فلس؟ ردیفی؟
‫- آره

212
00:13:36,900 --> 00:13:38,652
‫آره، خوبم

213
00:13:38,735 --> 00:13:41,196
‫خیله‌خب، داستان از این قراره

214
00:13:41,279 --> 00:13:43,823
‫ما پنچر کردیم
‫و تو پیاده شدی که یه نگاهی بندازی

215
00:13:43,907 --> 00:13:46,284
‫به نحوی فایرباگ تونست منو بزنه

216
00:13:46,368 --> 00:13:48,662
‫کوچولوی پدرسوخته قوی‌تر از اونیه که به‌نظر میاد

217
00:13:48,745 --> 00:13:51,164
‫و بعدم فلنگـو بست. فهمیدی؟

218
00:13:51,248 --> 00:13:53,083
‫فکر می‌کنی این نقشه جواب میده؟

219
00:13:53,166 --> 00:13:56,336
‫یه دیوونه با لباس مخصوص بره
‫منطقۀ ایست‌ساید رو به آتیش بکشه؟

220
00:13:56,419 --> 00:13:58,505
‫واقعاً فکر می‌کنی این کار
‫خفاش رو بیرون می‌کشه؟

221
00:13:58,588 --> 00:14:01,550
‫اگه نشد، یه راه دیگه رو امتحان می‌کنیم

222
00:14:53,602 --> 00:14:56,062
‫ایول. خودشه

223
00:15:46,321 --> 00:15:48,365
‫فلس و بولاک همیشه همین‌جورین،

224
00:15:48,448 --> 00:15:50,992
‫هرکاری که فکر کنن می‌تونن
‫از زیرش قسر در برن رو انجام میدن

225
00:15:51,076 --> 00:15:53,370
‫خب این دفعه نه دیگه. لعنتی!

226
00:15:53,453 --> 00:15:55,121
‫اونا کجان؟

227
00:15:56,373 --> 00:15:59,250
‫رو خط پلیس چیزی درمورد
‫منطقه مسکونی ایست‌ساید نگفتن؟

228
00:15:59,334 --> 00:16:02,212
‫نه، در حال حاضر که...
‫عه، یک لحظه

229
00:16:02,295 --> 00:16:04,631
‫همین‌الان یه گزارش اومد از یک مرد نقاب‌دار

230
00:16:04,714 --> 00:16:06,633
‫که داره یکی از آپارتمان‌ها رو به آتش می‌کشه

231
00:16:11,054 --> 00:16:14,849
‫یکی زنگ بزنه آتش‌نشانی!
‫تو رو خدا کمک کنید!

232
00:16:18,478 --> 00:16:19,896
‫کارآگاه فلس هستم

233
00:16:19,979 --> 00:16:22,607
‫می‌خوام تمام نیروهامون فوراً
‫خودشون رو به منطقۀ ایست‌ساید برسونن

234
00:16:22,691 --> 00:16:26,778
‫اینجا یک ساختمون آتش گرفته،
‫و یک زندانی فراری داریم و همچنین بتمن رو

235
00:16:26,861 --> 00:16:31,032
‫تکرار می‌کنم، خفاش در محوطه حاضره.
‫افراد فوراً خودتونو برسونید. عجله کنید!

236
00:16:32,859 --> 00:16:36,488
‫ایست‌ساید، منطقۀ عملیاتی قدیمی من بود.
‫یه حریق اونجا تبدیل به جهنم میشه

237
00:16:36,579 --> 00:16:39,999
‫آخرین چیزی که مردمش نیاز دارن
‫اینه که فلس و بولاک اونجا رو منطقۀ جنگی هم بکنن

238
00:16:40,083 --> 00:16:41,960
‫کمیسر گوردون صحبت می‌کنه

239
00:16:42,043 --> 00:16:44,629
‫تا من نرسیدم اونجا
‫هیچکس حق نداره کاری بکنه

240
00:16:44,713 --> 00:16:46,631
‫متوجه شدید؟

241
00:16:46,715 --> 00:16:48,591
‫خیله‌خب، وقتی رفتیم داخل پخش می‌شیم

242
00:16:48,675 --> 00:16:52,011
‫دنبال خفاش هستیم،
‫و اون دیوانه‌ای که این حریق رو راه انداخته

243
00:16:52,095 --> 00:16:53,930
‫مجوزِ شلیک دارید

244
00:16:54,013 --> 00:16:57,142
‫خب بچه‌ها، بریم حق این عوضیا رو بذاریم کف دست‌شون

245
00:17:06,776 --> 00:17:07,944
‫بس کن

246
00:17:28,256 --> 00:17:31,801
‫اذیت نکن. من اوبراین‌ام از روزنامۀ «گازتا»
‫باید بذاری رد شم

247
00:17:31,885 --> 00:17:33,470
‫من مجبور نیستم هیچ‌کاری بکنم، رفیق

248
00:17:33,553 --> 00:17:35,263
‫همه خوب به من گوش کنید!

249
00:17:37,432 --> 00:17:39,684
‫باید افراد غیرنظامی رو از اینجا دور کنیم

250
00:17:39,768 --> 00:17:42,437
‫هرلحظه ممکنه کل این منطقه
‫مثل یه جعبۀ باروت بره رو هوا

251
00:17:42,520 --> 00:17:44,063
‫فلس و بولاک کجان؟

252
00:17:44,147 --> 00:17:46,357
‫چند دقیقه پیش با یه جوخۀ مسلح
‫رفتن داخل ساختمون، قربان

253
00:17:46,441 --> 00:17:48,985
‫- هیچکس دیگه‌ای نره داخل. مفهومه؟
‫- بله قربان

254
00:17:51,196 --> 00:17:52,906
‫داری چی‌کار می‌کنی؟ خودت الان گفتی...

255
00:17:52,989 --> 00:17:55,992
‫اجازه نمیدم به‌خاطر اون دو نفر
‫پلیس‌های خوبم اون داخل جون بدن

256
00:18:07,545 --> 00:18:09,297
‫بیا بریم. یه راه دیگه می‌شناسم

257
00:18:12,383 --> 00:18:15,887
‫شلی میگه خفاش در طبقۀ پنجم دیده شده.
‫بزن بریم

258
00:18:15,970 --> 00:18:18,223
‫صبر کن. نگاه کن، اوناهاش!

259
00:18:20,975 --> 00:18:24,604
‫- لعنتی. مطمئنم که اونجا...
‫- بیا بریم

260
00:18:24,687 --> 00:18:25,772
‫اون اینجا نیست

261
00:18:36,032 --> 00:18:38,451
‫کمک! تو رو خدا کمک کنید!

262
00:18:38,535 --> 00:18:41,412
‫بیاید بچه‌ها. نزدیک مامان بمونید

263
00:18:52,799 --> 00:18:54,342
‫وای!

264
00:18:54,425 --> 00:18:56,803
‫از اون طرف. شما برید!

265
00:19:02,392 --> 00:19:03,810
‫با مایک و جیم برید...

266
00:19:07,897 --> 00:19:10,608
‫خب، پشمام

267
00:19:16,364 --> 00:19:19,200
‫- می‌تونی بلند شی؟
‫- آره فکر کنم

268
00:19:19,284 --> 00:19:21,369
‫آره

269
00:19:21,452 --> 00:19:22,787
‫فلس و بولاک کجان؟

270
00:19:22,871 --> 00:19:25,623
‫نمی‌دونم. از هم جدا شدیم

271
00:19:25,707 --> 00:19:29,252
‫<i>کمیسر، ما الان بتمن رو دیدیم
‫داره میره سمت طبقات بالایی</i>

272
00:19:29,335 --> 00:19:30,712
‫باید اونا رو از اینجا ببری بیرون، رنی

273
00:19:30,795 --> 00:19:32,398
‫- و همین‌طور که میری چشمت دنبال بقیه هم باشه
‫- ولی...

274
00:19:32,422 --> 00:19:33,882
‫این یه دستور بود. برو

275
00:19:41,389 --> 00:19:42,807
‫خیله‌خب. پاشید بریم بچه‌ها

276
00:19:59,032 --> 00:20:01,618
‫خب، وکیلت درست می‌گفت

277
00:20:01,701 --> 00:20:04,203
‫خطرناک‌تر از چیزی هستی که به‌نظر میای

278
00:20:04,954 --> 00:20:09,626
‫بله، ولی الان همه‌ی سوختم رو مصرف کردم،
‫پس فکر کنم باید تسلیم شم

279
00:20:10,793 --> 00:20:13,671
‫لومون میده. قضیۀ فرارش رو

280
00:20:25,391 --> 00:20:26,392
‫خدای من!

281
00:20:41,282 --> 00:20:42,283
‫از سر جات تکون نخور!

282
00:20:46,579 --> 00:20:48,122
‫یه بچۀ دیگه هم داخلـه

283
00:20:55,880 --> 00:20:57,674
‫چیزی نیست، پسرم
‫من دارمت

284
00:21:05,223 --> 00:21:08,559
‫- می‌تونم ببرمش بیرون
‫- نه. افرادم بهت شلیک می‌کنن

285
00:21:08,643 --> 00:21:12,271
‫ممکنه بچه‌ها رو نبینن.
‫همراهم بیا. من این ساختمونا رو می‌شناسم

286
00:21:12,355 --> 00:21:13,773
‫اینجا قبلاً منطقه گشتی‌ام بوده

287
00:21:15,900 --> 00:21:18,903
‫- این راه می‌خوره به اتاق رختشویی
‫- پایینش چه خبره؟

288
00:21:20,363 --> 00:21:22,448
‫- فکر کنم باید بریم بفهمیم
‫- آره فکر کنم

289
00:21:29,914 --> 00:21:31,416
‫امنـه

290
00:21:36,087 --> 00:21:38,965
‫خیله‌خب. بیاید بریم بچه‌ها.
‫تو الان می‌خوای...

291
00:21:40,466 --> 00:21:42,844
‫خب، همه نزدیک من بمونید

292
00:21:49,976 --> 00:21:53,187
‫خداروشکر. فکر می‌کردم هنوز اون تویی

293
00:21:53,271 --> 00:21:55,189
‫یه میونبُر پیدا کردم

294
00:21:57,368 --> 00:22:01,279
‫میگم کمیسر، اونجا بتمن رو ندیدی؟
‫شنیدم داشته فایرباگ رو تعقیب می‌کرده

295
00:22:01,821 --> 00:22:03,990
‫نه، ندیدم

296
00:22:21,215 --> 00:22:25,053
‫بذارید خیلی واضح بگم.
‫من دقیقاً می‌دونم شما چه غلطی کردین

297
00:22:25,136 --> 00:22:29,182
‫شما جانِ همکاران پلیس‌تون
‫و مردم بی‌گناه رو عمداً به خطر انداختید،

298
00:22:29,265 --> 00:22:31,392
‫و من به‌خاطر این کارِتون
‫نشان‌هاتونو می‌گیرم

299
00:22:32,810 --> 00:22:34,479
‫چیز خنده‌داری هست، بولاک؟

300
00:22:35,229 --> 00:22:37,148
‫فکر کنم تیتر روزنامه رو ندیدید

301
00:22:38,161 --> 00:22:41,122
‫[جهنم ایست‌ساید!]
‫[پلیس قهرمان فایرباگ را متوقف کرد]

302
00:22:44,947 --> 00:22:46,741
‫گوردون، شهردار جسوپ‌ام

303
00:22:46,824 --> 00:22:49,827
‫فکر کنم وقتشـه یه تغییراتی
‫توی این کارگروه ویژه‌مون اعمال کنیم

304
00:22:49,911 --> 00:22:52,789
‫این دوتا پلیس قهرمان تو روزنامه،
‫فلس و بولاک،

305
00:22:52,872 --> 00:22:54,874
‫می‌خوام از الان اونا سرپرست کارگروه باشن

306
00:22:54,957 --> 00:22:58,878
‫ولی ببین، دیدم که تو هم کارهای خوبی
‫اونجا انجام دادی، جیم. چندتا بچه رو نجات دادی

307
00:22:58,961 --> 00:23:01,380
‫پس فعلاً تو رو هم نگه می‌داریم

308
00:23:01,464 --> 00:23:04,967
‫فقط مطمئن شو همه‌چیز برای
‫پسرهام فراهم باشه و پاپیچ‌شون هم نشو

309
00:23:05,051 --> 00:23:08,096
‫- متوجه شدی؟
‫- بله، آقای شهردار

310
00:23:10,556 --> 00:23:14,477
‫بذار رو هوا یه حدس بزنم.
‫درمورد ما حرف می‌زدید؟

311
00:23:20,396 --> 00:23:22,692
‫[جهنم ایست‌ساید!]
‫[پلیس قهرمان فایرباگ را متوقف کرد]

312
00:23:36,666 --> 00:23:40,128
‫طوری نیست، دخترم.
‫هنوز شکستم ندادن

313
00:23:40,852 --> 00:24:00,852
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

