﻿1
00:00:01,764 --> 00:00:03,764
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:03,788 --> 00:00:06,187
شش ماه قبل

3
00:00:08,371 --> 00:00:11,525
‫ولی چطوری؟ آقای سایا، چطوری تونستین...

4
00:00:11,526 --> 00:00:14,561
‫آکو، نگران اونجاش نباش
‫من ترتیب همه چیز رو دادم

5
00:00:14,562 --> 00:00:16,196
‫- و می‌تونیم کار کنیم؟
‫- بله

6
00:00:16,197 --> 00:00:18,977
‫یکی از دوستای خوبم یه کار برا هر کدومتون پیدا کرده

7
00:00:19,394 --> 00:00:21,568
‫از مهارت‌هایی که بهتون آموزش داده شده استفاده کنین

8
00:00:21,569 --> 00:00:23,070
‫کاری که بهتون گفته شده رو بکنید،

9
00:00:23,071 --> 00:00:26,319
‫و همتون به چیزهای بزرگی در آمریکا میرسید

10
00:00:27,380 --> 00:00:29,359
‫ممنون آقای سایا

11
00:00:29,368 --> 00:00:32,584
‫ممنون که... ممنون که این فرصت رو بهمون دادید

12
00:00:32,585 --> 00:00:34,472
‫من چیزی بهتون ندادم

13
00:00:34,473 --> 00:00:36,474
‫خودتون به دستش آوردین

14
00:00:36,575 --> 00:00:38,142
‫دلم براتون تنگ میشه

15
00:00:40,778 --> 00:00:43,879
‫ما میریم به نیویورک سیتی!

16
00:00:48,753 --> 00:00:50,721
‫آکول صالح؟

17
00:00:50,967 --> 00:00:52,231
‫بله؟

18
00:00:52,232 --> 00:00:53,258
‫شما رو می‌شناسم؟

19
00:00:53,259 --> 00:00:55,175
‫نه، ولی من تو رو می‌شناسم

20
00:00:55,176 --> 00:00:57,177
‫تو و جیدن و وینی اهل سودانین

21
00:00:57,178 --> 00:00:59,518
‫بیشتر زندگی‌تون رو توی این کمپ پناهندگان زندگی کردید

22
00:00:59,808 --> 00:01:01,514
‫و تو خطر بزرگی هستید

23
00:01:01,547 --> 00:01:03,783
‫فکر میکنم شما باید برید

24
00:01:03,784 --> 00:01:05,291
‫آقای سایا یکم دیگه برمی‌گرده

25
00:01:05,292 --> 00:01:07,159
‫آقای سایا یه دروغگویه

26
00:01:07,207 --> 00:01:10,497
‫آدمایی که براشون کار میکنه آدمای
‫وحشتناکی هستن که کارهای وحشتناکی میکنن

27
00:01:10,498 --> 00:01:13,014
‫میخوان به شما و هر کسی که تو این اردوگاهه آسیب بزنن

28
00:01:13,015 --> 00:01:14,061
‫تو کی هستی؟

29
00:01:14,062 --> 00:01:16,462
‫یه نگاه به کارهایی که
‫دوست آقای سایا میخواد بهتون بده بکنین

30
00:01:16,463 --> 00:01:18,304
‫ببینین چه کارهایی میخواد بکنین

31
00:01:18,584 --> 00:01:20,933
‫خواهید دید که حقیقت رو میگم،
‫و وقتی اینو فهمیدید

32
00:01:20,934 --> 00:01:22,747
‫به این شماره زنگ بزنید

33
00:01:23,895 --> 00:01:25,992
‫مگان بوتانی؟ اون کیه؟

34
00:01:25,993 --> 00:01:27,306
‫یه روزنامه‌نگار

35
00:01:27,307 --> 00:01:29,942
‫اون جونتون رو نجات میده

36
00:01:36,346 --> 00:01:38,346
[امروز]

37
00:01:39,371 --> 00:01:41,305
‫انتخاب کن. نمی‌تونی جفتشون رو داشته باشی

38
00:01:41,306 --> 00:01:44,490
‫هیچکدومشون رو نمی‌خوام مگ، از قهوه متنفرم
‫و واقعاً باید برم سر کارم

39
00:01:44,498 --> 00:01:47,723
‫اگه بهت بگم یکی از این قهوه‌ها
‫هجده دلار پولشه چی؟

40
00:01:47,724 --> 00:01:50,535
‫بعد بهت میگم بهتره در عوض شونزده دلار
‫تو یکی از اون فنجون‌ها باشه

41
00:01:50,536 --> 00:01:52,369
‫میدونم! ولی مردم میخرنش!

42
00:01:52,370 --> 00:01:54,097
‫و برا همین دارم این مقاله رو می‌نویسم

43
00:01:55,745 --> 00:01:57,070
‫همه چی مرتبه؟

44
00:01:57,071 --> 00:01:59,037
‫آره، فقط یکیه که مدام بهم زنگ میزنه

45
00:01:59,038 --> 00:02:00,811
‫یکی که مدام بهت زنگ میزنه؟

46
00:02:00,812 --> 00:02:02,613
‫یه منبع

47
00:02:02,746 --> 00:02:05,516
‫یه پناهنده از سودان که میخواد داستانش رو بهم بگه

48
00:02:05,572 --> 00:02:07,418
‫به یکی از دوستام ارجاعش میدم

49
00:02:07,419 --> 00:02:10,620
‫آها، چون... مگه جایزه‌ی «پولیتزر» برام مهمه؟
‫[جایزه‌ای سالانه در عکاسی، روزنامه نگاری و ادبیات]

50
00:02:10,646 --> 00:02:11,835
‫بهت گفتم،

51
00:02:11,836 --> 00:02:15,362
‫نمیخوام گزارشگر مهاجرانی باشم
‫که فقط داستان‌های مهاجران رو داره

52
00:02:15,378 --> 00:02:16,802
‫اصلاً می‌دونی داستانش چیه؟

53
00:02:16,803 --> 00:02:18,262
‫پشت گوشی نمیگه

54
00:02:18,263 --> 00:02:20,698
‫تو آخرین پیامش گفت که خودش و برادر و خواهرش

55
00:02:20,699 --> 00:02:22,766
‫پناهنده‌های کمپ آیکو هستن؟

56
00:02:22,787 --> 00:02:24,151
‫کمپ ایکو؟

57
00:02:29,243 --> 00:02:31,275
‫- تو کنیا؟
‫- آره

58
00:02:31,429 --> 00:02:33,230
‫ببین، این مورد خیلی سطحیه

59
00:02:33,231 --> 00:02:34,765
‫همش میگه میخواد منو ببینه

60
00:02:34,766 --> 00:02:37,480
‫شاید بهتر باشه حرفاش رو بشنویم
‫من می‌برمت

61
00:02:39,701 --> 00:02:40,934
‫چرا داری عجیب رفتار میکنی؟

62
00:02:40,935 --> 00:02:42,970
‫فکر کردم داری میری سر کار

63
00:02:42,971 --> 00:02:45,869
‫کمپ آیکو شاید یه ربطی به یه
‫پرونده‌ی در جریان فدرال داشته باشه

64
00:02:45,870 --> 00:02:47,504
‫کدوم پرونده؟

65
00:02:48,318 --> 00:02:51,377
‫درباره‌ی اون خالکوبی‌هایه مگه نه؟
‫همونایی که درباره‌شون چیزی بهم نمیگی؟

66
00:02:51,409 --> 00:02:53,267
‫تو حتی نباید بدونی اون خالکوبی‌ها وجود دارن

67
00:02:53,268 --> 00:02:55,423
‫من فقط فکر میکنم ما باید بریم و حرفاش رو بشنویم

68
00:02:55,449 --> 00:02:57,537
‫باشه. بهش زنگ میزنم

69
00:02:57,832 --> 00:03:00,656
‫ولی هنوز یه تست چشیدن بهم بدهکاری

70
00:03:03,969 --> 00:03:06,261
‫سلام، منم...

71
00:03:07,028 --> 00:03:09,447
‫یه پیام دیگه برات می‌ذارم

72
00:03:09,898 --> 00:03:11,184
‫من دارم میرم

73
00:03:11,185 --> 00:03:12,982
‫هر چقدر لازمه زمان بذار

74
00:03:12,983 --> 00:03:15,102
‫- وقتی آماده شدی، می‌تونیم...
‫- نه

75
00:03:15,103 --> 00:03:16,803
‫دارم ترکت میکنم

76
00:03:19,884 --> 00:03:22,193
‫من باید کسی باشم که تو هتل می‌مونه

77
00:03:23,244 --> 00:03:24,912
‫نه تو

78
00:03:25,152 --> 00:03:29,923
‫پس خواهش میکنم، فقط... ققط بیا خونه

79
00:03:32,299 --> 00:03:34,334
‫دوستت دارم

80
00:03:39,358 --> 00:03:42,358
[لندن]

81
00:03:48,562 --> 00:03:50,153
‫سلام

82
00:03:50,154 --> 00:03:51,254
‫چطوری؟

83
00:03:51,363 --> 00:03:52,396
‫سلام

84
00:03:55,176 --> 00:03:56,576
‫دلم برات تنگ شده بود

85
00:03:56,702 --> 00:03:58,412
‫مراکش چطور بود؟

86
00:03:58,488 --> 00:04:00,214
‫جالب بود

87
00:04:00,215 --> 00:04:01,728
‫داغ بود، هنک کجاست؟

88
00:04:01,729 --> 00:04:04,075
‫پدرم یهویی مجبور شد با پرواز به زوریخ بره

89
00:04:04,095 --> 00:04:05,719
‫فکر نکردی اینو بهم بگی؟

90
00:04:05,720 --> 00:04:07,406
‫آره، همونطور که گفتم یهویی بود

91
00:04:07,407 --> 00:04:09,256
‫من معاون عملیاتی پدرت هستم

92
00:04:09,257 --> 00:04:12,258
‫اگه اون قرار نیست به ناهار صندوق اعانه بره
‫پس من اینجا چه غلطی میکنم؟

93
00:04:12,259 --> 00:04:14,252
‫نگران اون نباش. تو هواپیما نتونست بخوابه

94
00:04:14,253 --> 00:04:15,729
‫آره، مشخصه

95
00:04:15,730 --> 00:04:18,000
‫و من به جای پدرم به اون ناهار میرم

96
00:04:18,001 --> 00:04:19,813
‫و نیاز به دوست‌پسرم دارم

97
00:04:20,295 --> 00:04:22,315
‫خیلی‌خب، کِی باید بیام دنبالتون؟

98
00:04:22,324 --> 00:04:25,333
‫خیلی خوشحال میشیم که با من و تام بیای

99
00:04:25,334 --> 00:04:27,297
‫ببخشید، این ناهار قضیه‌ش چیه؟

100
00:04:27,298 --> 00:04:31,175
‫چند صد نفر آدم گنده که توی روز مست میکنن
‫خوشبختانه کیف پولشون رو هم باز میکنن

101
00:04:31,179 --> 00:04:35,201
‫و پوشش خبری و با بی‌حیایی
‫بالا بردن خودشون رو هم فراموش نکن

102
00:04:35,202 --> 00:04:39,441
‫تام، به گمونم برای عکس‌ها لباس جدید میخوای
‫برا همین خیاط لندنمون رو به اتاقمون فرستادم

103
00:04:39,721 --> 00:04:43,921
‫راستش فکر کنم شاید این‌بار رو حاضر نشم
‫اگه اشکالی نداره

104
00:04:43,925 --> 00:04:45,865
‫خستگی پرواز خیلی تو تنم مونده

105
00:04:45,866 --> 00:04:47,038
‫خب، ما زیاد اونجا نمی‌مونیم

106
00:04:47,039 --> 00:04:50,140
‫فقط باید لُپ چند نفر رو بوس کنم و چند تا عکس بگیرم

107
00:04:50,240 --> 00:04:52,966
‫آره، شرمنده... من نمی‌تونم

108
00:04:52,967 --> 00:04:54,345
‫چرا نمی‌تونی؟

109
00:04:54,445 --> 00:04:57,465
‫جمعیت... و دوربین‌ها

110
00:04:58,244 --> 00:04:59,573
‫فلش دوربین‌ها ممکنه...

111
00:04:59,574 --> 00:05:01,341
‫فلش دوربین‌ها ممکنه چی؟

112
00:05:01,652 --> 00:05:03,106
‫ماشه باشن

113
00:05:03,107 --> 00:05:05,773
‫درست نیست تی‌جی؟
‫بخاطر اختلال عصبی پس از حادثه‌ت؟

114
00:05:06,420 --> 00:05:08,548
‫همش یادم میره این دوستت حادثه‌ی تلخی داشته

115
00:05:08,549 --> 00:05:09,883
‫خیلی ناراحت کننده‌ست

116
00:05:10,280 --> 00:05:12,040
‫صحیح

117
00:05:13,066 --> 00:05:16,189
‫نه، من... من نمی‌دونستم انقدر جدیه

118
00:05:16,797 --> 00:05:19,411
‫اگه بی‌عاطفه بودم معذرت میخوام

119
00:05:20,621 --> 00:05:23,489
‫ببخشید، من باید آماده بشم

120
00:05:33,258 --> 00:05:34,792
‫سلام

121
00:05:35,164 --> 00:05:36,447
‫پیام‌هام به دستت میرسه؟

122
00:05:36,448 --> 00:05:37,722
‫هر چیزی لازم باشه دارم

123
00:05:37,723 --> 00:05:38,903
‫باشه

124
00:05:39,097 --> 00:05:40,462
‫اگه چیزی میخوای جین...

125
00:05:40,463 --> 00:05:42,779
‫هر چیزی لازم باشه دارم

126
00:05:50,421 --> 00:05:51,808
‫سلام

127
00:05:51,809 --> 00:05:54,035
‫خب، رید زنگ زد، دیر میاد سر کار

128
00:05:54,036 --> 00:05:55,880
‫- رفته دنبال یه خالکوبی
‫- کدومشون؟

129
00:05:55,881 --> 00:05:57,024
‫خب، خیلی عجیبه...

130
00:05:57,025 --> 00:05:58,708
‫چرا باید تنهایی میرفت سراغش؟

131
00:05:58,709 --> 00:06:00,764
‫الان... میخواستم بهش برسم

132
00:06:00,765 --> 00:06:02,615
‫اگه میخوایم می‌تونیم اول سوال‌ها رو بپرسیم

133
00:06:02,616 --> 00:06:04,599
‫- و بعد می‌تونم...
‫- باشه، ادامه بده

134
00:06:04,600 --> 00:06:08,566
‫آره، خب، خالکوبی "علامت با پرچم" رو یادتون میاد؟

135
00:06:08,620 --> 00:06:12,115
‫اونی که سه نفر نیزه و سپر دستشونه؟

136
00:06:12,116 --> 00:06:14,279
‫سیاه قرمز و سبز. رنگ‌های پرچم کنیا

137
00:06:14,280 --> 00:06:17,381
‫صحیح، پس می‌دونستیم که نیزه‌ها و سپرها

138
00:06:17,382 --> 00:06:19,810
‫حروف ای.کِی.اُ هستن

139
00:06:19,811 --> 00:06:24,172
‫که به نظر اشاره به کمپ آیکو داره

140
00:06:24,173 --> 00:06:25,380
‫کمپ پناهندگی

141
00:06:25,381 --> 00:06:27,146
‫آره، جز اینکه نتونستیم چیزی پیدا کنیم

142
00:06:27,147 --> 00:06:29,077
‫دویست هزار پناهنده تو اون کمپ زندگی میکنن

143
00:06:29,078 --> 00:06:30,381
‫و هر چیزی که به نظر زیاد میومد

144
00:06:30,382 --> 00:06:32,554
‫- همش به بن‌بست میرسید
‫- تا الان

145
00:06:32,555 --> 00:06:35,677
‫یه پناهنده‌ی سودانی از اون کمپ
‫تازه با مگ تماس گرفته

146
00:06:35,678 --> 00:06:37,331
‫- مگ کیه؟
‫- دوست‌دختر رید

147
00:06:37,332 --> 00:06:38,504
‫یه روزنامه‌نگاره

148
00:06:38,505 --> 00:06:40,120
‫- با هم زندگی میکنن
‫- چرا؟

149
00:06:40,121 --> 00:06:41,465
‫همه تا ازدواج صبر نمیکنن

150
00:06:41,466 --> 00:06:43,028
‫- تا با شریک زندگیشون مشترک زندگی کنن
‫- نه، منظورم اینه که

151
00:06:43,029 --> 00:06:46,119
‫چرا یه پناهنده‌ی سودانی از کمپ آیکو به اون زنگ زده؟

152
00:06:46,335 --> 00:06:48,660
‫این چیزیه که رید میخواد بفهمه

153
00:06:48,907 --> 00:06:54,979
‫اکول صالح، ماه پیش با خواهر و برادرش
‫وینی و جیدن به نیویورک رسیدن

154
00:06:55,070 --> 00:06:56,435
‫رید الان کجاست؟

155
00:06:56,436 --> 00:06:59,054
‫اون و مگ دارن نزدیک میدون یونیون
‫باهاشون قهوه می‌خورن

156
00:06:59,055 --> 00:07:02,689
‫چرا رومن باید این پناهنده‌ها رو
‫جای ما سمت مگ بفرسته؟

157
00:07:02,885 --> 00:07:05,725
‫از این وضع خوشم نمیاد
‫یه چیزی اینجا اشتباهه

158
00:07:06,240 --> 00:07:09,142
‫همینکه رسیدیم مجسمه‌ی آزادی رو دیدیم

159
00:07:09,143 --> 00:07:11,610
‫توصیف... نشدنی بود

160
00:07:11,611 --> 00:07:13,712
‫باید بگم خیلی خوب حرف میزنی

161
00:07:13,713 --> 00:07:16,241
‫انگلیسی تو نسبت به زمانی که
‫من تازه اومده بودم آمریکا خیلی بهتره

162
00:07:16,242 --> 00:07:18,456
‫فکر کنم مال برادر و خواهرم بدتره

163
00:07:18,492 --> 00:07:20,259
‫من توی کتابخونه‌ی کمپ خیلی کتاب خوندم

164
00:07:20,385 --> 00:07:21,652
‫تو پیشرفتم کمک کردن

165
00:07:21,653 --> 00:07:23,153
‫اینجوری اسمم رو گیر آوردی؟

166
00:07:23,283 --> 00:07:25,301
‫از یه مقاله‌ی قدیمی که نوشتم یا همچین چیزی؟

167
00:07:25,302 --> 00:07:28,270
‫نه، یه مرد اینو بهم داد

168
00:07:28,426 --> 00:07:29,826
‫این مرد رو توصیف کن

169
00:07:29,827 --> 00:07:32,229
‫- اد...
‫- نه، خواهش میکنم

170
00:07:32,468 --> 00:07:34,155
‫توصیفش کن، یه مرد سفیدپوست بود؟

171
00:07:34,156 --> 00:07:37,597
‫ریش داشت؟ یکم قدبلند بود؟ خیلی جدی بود؟

172
00:07:38,260 --> 00:07:40,161
‫بله! خودشه!

173
00:07:40,303 --> 00:07:41,347
‫با هم دوستین؟

174
00:07:41,348 --> 00:07:43,298
‫نه نیستیم، ببخشید

175
00:07:43,299 --> 00:07:44,933
‫باید یه زنگ بزنم

176
00:07:46,989 --> 00:07:48,775
‫آنتن داری عزیزم؟

177
00:07:50,473 --> 00:07:51,906
‫خب، یه دقیقه پیش داشتم

178
00:07:51,907 --> 00:07:53,508
‫منم همینطور

179
00:07:55,444 --> 00:07:57,946
‫وای نه، پیدامون کردن

180
00:08:05,168 --> 00:08:08,162
‫اف‌بی‌آی! خانم‌ها آقایون، ازتون میخوام
‫بلند بشین و به سمت خروجی‌ها برید

181
00:08:08,163 --> 00:08:09,770
‫آروم باشید و به سمت خروجی‌ها برید!

182
00:08:09,771 --> 00:08:11,676
‫- بریم، بجنبید!
‫- چی شده؟

183
00:08:11,677 --> 00:08:13,377
‫بهمون حمله شده

184
00:08:27,311 --> 00:08:28,578
‫بریم اون سمت بچه‌ها، اون خروجی

185
00:08:39,021 --> 00:08:41,681
‫خب، دیگه چی درباره‌ی
‫آکول و خواهر و برادرش می‌دونیم؟

186
00:08:41,682 --> 00:08:43,706
‫می‌دونیم براشون پارتی‌بازی شده

187
00:08:43,706 --> 00:08:47,613
‫پناهنده‌ها شانس بیارن بعد از یه دوره‌ی انتظار سه‌ساله
‫دوباره تو کمپ نگهشون دارن

188
00:08:47,614 --> 00:08:49,624
‫درحالیکه شدیداً گذشته‌شون
‫مورد بررسی قرار می‌گیره

189
00:08:49,631 --> 00:08:52,494
‫تشریفات اداری جیدن، آکول، و وینی

190
00:08:52,794 --> 00:08:54,418
‫فقط در عرض شش ماه تایید شد

191
00:08:54,419 --> 00:08:55,998
‫خب، کی از تقاضای پناهندگیشون حمایت کرده؟

192
00:08:55,999 --> 00:09:00,313
‫یه سازمان غیردولتی به اسم
‫«اتحاد یک دنیا» که تو کمپ آیکو کار میکنه

193
00:09:00,934 --> 00:09:02,735
‫ولی شرکتش کاغذیه

194
00:09:02,936 --> 00:09:04,848
‫اعضای هیئت‌مدیره، مدیر اجرایی

195
00:09:04,849 --> 00:09:08,590
‫همشون قلابی‌ان به جز این آدم: جان سایا

196
00:09:10,991 --> 00:09:12,217
‫باید به پلیس زنگ بزنیم

197
00:09:12,218 --> 00:09:13,959
‫الان نمی‌تونیم به کسی زنگ بزنیم
‫آنتن نداریم

198
00:09:13,960 --> 00:09:15,821
‫خطوط اضطراری همیشه وصلن!

199
00:09:15,822 --> 00:09:17,256
‫نه اگه روشون پارازیت بندازن!

200
00:09:17,351 --> 00:09:19,458
‫آکول، از اون آدمای مسلح کسی رو می‌شناختی؟

201
00:09:19,459 --> 00:09:22,318
‫فقط یکیشون. اسمش درک هست
‫دوست آقای سایا ست

202
00:09:22,319 --> 00:09:24,105
‫میخواد شکل قضیه رو جوری کنه
‫که ما به مردم صدمه می‌زنیم

203
00:09:24,106 --> 00:09:26,439
‫منظورت چیه به مردم صدمه می‌زنین؟
‫و آقای سایا کیه؟

204
00:09:26,440 --> 00:09:30,502
‫جان سایا یه پیمان‌کار خصوصی نظامیه
‫که شد یه مشاور غیرانتفایی

205
00:09:30,503 --> 00:09:32,437
‫که از پناهنده‌ها حمایت میکنه

206
00:09:32,499 --> 00:09:34,960
‫آره، با اینکه قبلاً هم گفتم
‫اصلاً منطقی نیست

207
00:09:34,961 --> 00:09:38,905
‫ولی سازمان غیرانتفایی اون قراردادهای زیادی گرفت

208
00:09:38,906 --> 00:09:41,164
‫تا در کمپ‌های پناهندگی سراسر جهان کار کنه

209
00:09:41,165 --> 00:09:43,277
‫- کی این قراردادها رو بهش میده؟
‫- کشورهای میزبان

210
00:09:43,278 --> 00:09:45,558
‫بیشترشون منابع لازم برای عملیات‌های روزانه رو ندارن

211
00:09:45,559 --> 00:09:46,631
‫پس به منابع خارجی روی میارن

212
00:09:46,632 --> 00:09:49,028
‫پیمان‌کارها هم بوی پول به مشامشون میرسه
‫و سریع خودشون رو می‌رسونن

213
00:09:49,029 --> 00:09:51,686
‫پول کلانی در پناهندگی و صنعت کمک‌رسانی هست

214
00:09:51,704 --> 00:09:53,506
‫راستش نباید یه صنعت باشه

215
00:09:53,507 --> 00:09:56,289
‫خب، هست، و ارزشش میلیاردها دلاره

216
00:09:59,198 --> 00:10:01,332
‫خیلی‌خب، بجنبید، بجنبید

217
00:10:01,634 --> 00:10:04,102
‫بجنبید بجنبید

218
00:10:05,367 --> 00:10:06,935
‫خیلی‌خب، پشت درو محکم کنید

219
00:10:06,936 --> 00:10:08,959
‫غیر از من کسی رو داخل راه ندید،‌ باشه؟

220
00:10:08,960 --> 00:10:10,430
‫وایسا وایسا، کجا میری؟

221
00:10:10,431 --> 00:10:11,700
‫تا یه تلفن خطی پیدا کنم و تقاضای کمک کنم

222
00:10:11,701 --> 00:10:13,689
‫سه نفر مسلح اون بیرونن

223
00:10:13,690 --> 00:10:15,636
‫میدونم، ولی هدف من نیستم، اونا هستن

224
00:10:15,637 --> 00:10:17,356
‫فقط اینجا بمون و مواظبشون باش

225
00:10:17,370 --> 00:10:19,380
‫برمی‌گردم باشه؟ دوستت دارم

226
00:10:19,381 --> 00:10:20,949
‫منم دوستت دارم

227
00:10:28,099 --> 00:10:31,392
‫خب، هیچکس نظارتی روی پیمان‌کارهای این کمپ‌ها نداره؟

228
00:10:31,580 --> 00:10:34,662
‫سعی کردن، ولی این کمپ‌ها اندازه‌ی یه شهر هستن

229
00:10:34,663 --> 00:10:36,137
‫بدون هیچ کدوم از زیربناهاش

230
00:10:38,200 --> 00:10:39,834
‫اون ریده؟

231
00:10:39,835 --> 00:10:43,738
‫نه، این.. باید جواب بدمش

232
00:10:46,144 --> 00:10:47,884
‫- سلام
‫- سلام

233
00:10:47,885 --> 00:10:49,273
‫فقط همین؟

234
00:10:49,274 --> 00:10:52,324
‫آخه بعد از اینهمه چیزایی که بینمون بود
‫انتظار حداقل یه "چه خبر" داشتم

235
00:10:53,276 --> 00:10:55,945
‫- چه خبر؟
‫- پیامت به دستم رسید

236
00:10:55,946 --> 00:10:57,513
‫سلام کلم، جین هستم

237
00:10:57,668 --> 00:11:01,217
‫هجده سال پیش دخترم رو به فرزندخوندگی دادم

238
00:11:01,218 --> 00:11:05,888
‫گفتم اگه یه نفر بتونه پیداش کنه اون تویی

239
00:11:05,937 --> 00:11:08,639
‫باید بگم جا خوردم که فهمیدم یه دختر داشتی

240
00:11:08,699 --> 00:11:10,440
‫اگرچه انگار خودتم جا خوردی

241
00:11:10,441 --> 00:11:12,657
‫یه مقدار تحقیق کردم، یه چیزی پیدا کردم

242
00:11:12,658 --> 00:11:14,410
‫شش ماه پیش اوری تو برلین بود

243
00:11:14,411 --> 00:11:17,579
‫- بعد از اون، ردش یجوری...
‫- کلم...

244
00:11:17,938 --> 00:11:21,750
‫متاسفم، باید زودتر بهت زنگ میزدم، ولی...

245
00:11:22,103 --> 00:11:23,684
‫اوری مرده

246
00:11:24,064 --> 00:11:25,688
‫تو کجایی؟

247
00:11:25,689 --> 00:11:27,056
‫نیویورک

248
00:11:27,057 --> 00:11:29,158
‫راننده تاکسی اطلاعات دقیق‌تری لازم داره

249
00:11:29,341 --> 00:11:31,527
‫- وایسا، تو اینجایی؟
‫- دیشب رسیدم

250
00:11:31,528 --> 00:11:33,828
‫گفتم با همدیگه شانس بهتری
‫برا پیدا کردن اوری داریم، ولی...

251
00:11:33,829 --> 00:11:36,008
‫- شرمنده که مجبور شدی اینهمه راه اومدی
‫- من نیستم

252
00:11:36,108 --> 00:11:37,933
‫کجایی؟ میام پیشت

253
00:11:37,934 --> 00:11:40,302
‫نه، باشه؟ نمی‌تونم. شرمنده

254
00:11:40,320 --> 00:11:41,617
‫نمی‌تونیم با رید تماس بگیریم

255
00:11:41,618 --> 00:11:44,140
‫آژیر آتش‌سوزی تو موقعیتش
‫روشن شده و تیراندازی شده

256
00:11:44,141 --> 00:11:46,409
‫پنج دقیقه راهه، پس بیا راه بیفتیم

257
00:12:18,341 --> 00:12:19,775
‫بیاین بیاین!

258
00:12:35,076 --> 00:12:37,259
‫خوبی؟ کسی زخمی شده؟

259
00:12:37,260 --> 00:12:40,289
‫- نه... نه. تو خوبی؟
‫- من خوبم

260
00:12:40,290 --> 00:12:41,933
‫کدوم بخش از "اینجا بمونین" رو نفهمیدی؟

261
00:12:41,934 --> 00:12:43,338
‫صدای شلیک شنیدیم

262
00:12:43,339 --> 00:12:45,134
‫و بعد فکر کردم تویی...

263
00:12:45,135 --> 00:12:47,328
‫ببین، من فقط باید شما رو
‫یه جا مخفی کنم باشه؟

264
00:12:47,329 --> 00:12:48,996
‫دنبالم بیاین و ازم فاصله نگیرین

265
00:12:57,947 --> 00:12:59,147
‫امنه!

266
00:13:00,061 --> 00:13:01,395
‫امنه!

267
00:13:07,319 --> 00:13:09,319
[دو ماه پیش]

268
00:13:12,175 --> 00:13:14,134
‫- بازم تویی
‫- این کار منه

269
00:13:14,134 --> 00:13:15,342
‫مال منم هست

270
00:13:15,343 --> 00:13:16,568
‫من اول اینجا بودم

271
00:13:16,569 --> 00:13:18,544
‫اگه منظورت از اول دوم باشه

272
00:13:18,838 --> 00:13:21,681
‫چیه، فکر نکردی عجیبه که
‫هیچ نگهبانی نبود تا جلوت رو بگیره؟

273
00:13:21,682 --> 00:13:23,473
‫چهار تا نگهبان رو کشتم

274
00:13:23,474 --> 00:13:26,642
‫آره، چهار تا از ده تا... خواهش میکنم

275
00:13:28,477 --> 00:13:29,970
‫تو هم همینطور لری

276
00:13:30,050 --> 00:13:32,614
‫می‌بینم که هنوز باعث ناراحتی محلی‌ها میشی

277
00:13:32,615 --> 00:13:33,781
‫این یارو رو می‌شناسی؟

278
00:13:33,782 --> 00:13:36,283
‫آره، تا حالا سه بار نجاتش دادم

279
00:13:36,284 --> 00:13:39,043
‫یه بار دیگه هم بشه نفر بعدی رایگانه

280
00:13:39,530 --> 00:13:41,696
‫باهات تقسیمش میکنم، پنجاه پنجاه

281
00:13:42,102 --> 00:13:44,653
‫نصفه‌ی بالاییش رو میخوای یا پایینی؟

282
00:13:45,087 --> 00:13:47,462
‫خیلی‌خب باشه، ولی باید تقسیم بر سه بشه

283
00:13:47,463 --> 00:13:49,176
‫یه آدم بیرون دارم که می‌تونه
‫ما رو از اینجا ببره بیرون

284
00:13:52,201 --> 00:13:54,702
‫آدمت علاقه‌ای به تقسیم بر سه نداره

285
00:13:54,703 --> 00:13:57,087
‫چه مرگته دوایر؟ اون یکی از ماست، احمق لعنت...

286
00:14:01,382 --> 00:14:03,650
‫کاملاً مطمئنم "ما"یی وجود نداره

287
00:14:07,328 --> 00:14:08,772
‫امنه!

288
00:14:13,368 --> 00:14:14,869
‫بجنبید بچه‌ها

289
00:14:15,514 --> 00:14:16,538
‫همه خوبن؟

290
00:14:16,539 --> 00:14:17,806
‫آره، فرد مسلحی دیدی؟

291
00:14:17,806 --> 00:14:19,073
‫یکی. چند تاین؟

292
00:14:19,154 --> 00:14:20,497
‫سه تا، یکیشون رو اونجا زدم

293
00:14:20,498 --> 00:14:21,963
‫پس اینجوری هنوز یه نفر می‌مونه

294
00:14:21,964 --> 00:14:23,498
‫کدوم گوریه؟

295
00:14:24,003 --> 00:14:27,101
‫اف‌بی‌آی پیداش شد و پناهنده‌ها رو گرفت

296
00:14:27,705 --> 00:14:29,072
‫عملیات کنسله؟

297
00:14:29,073 --> 00:14:31,030
‫نه، ادامه میدیم

298
00:14:31,142 --> 00:14:32,710
‫جوخه‌ی براوو رو فعال کن

299
00:14:32,711 --> 00:14:34,698
‫حمله امروز اتفاق میفته

300
00:14:42,518 --> 00:14:44,970
‫آکول، ایشون مامور ویژه ولر هستن

301
00:14:47,669 --> 00:14:50,098
‫چطوره که با گفتن حرفایی که به من و مگان

302
00:14:50,099 --> 00:14:52,667
‫تو کافی‌شاپ گفتین شروع کنیم

303
00:14:55,224 --> 00:14:57,458
‫بنا بر حقوق ششمین اصلاحیه‌مون
‫[حقوق یک فرد هنگام بازداشت شدن]

304
00:14:57,459 --> 00:14:59,727
‫تقاضای حضور یک وکیل رو داریم

305
00:14:59,815 --> 00:15:01,937
‫آکول، نیازی نداری...

306
00:15:01,938 --> 00:15:05,140
‫تو، برادرت و خواهرت تو هیچ دردسری نیفتادین

307
00:15:05,354 --> 00:15:08,656
‫ولی مدت خیلی کمی هست
‫که به این کشور اومدین

308
00:15:08,764 --> 00:15:11,991
‫حالا، سه فرد مسلح سعی کردن شما رو بکشن

309
00:15:12,461 --> 00:15:15,062
‫پس، ما باید بدونیم چرا

310
00:15:16,458 --> 00:15:18,396
‫بنا بر حقوق ششمین اصلاحیه‌مون

311
00:15:18,397 --> 00:15:21,599
‫تقاضای حضور یک وکیل رو داریم

312
00:15:22,511 --> 00:15:23,844
‫باشه

313
00:15:24,753 --> 00:15:26,101
‫یه وکیل میخوان

314
00:15:26,102 --> 00:15:29,355
‫آکول حقوق ششمین اصلاحیه‌ش رو
‫روی کارت ویزیت مگ نوشته

315
00:15:29,431 --> 00:15:31,159
‫حتماً رومن یادش داده چی بگه

316
00:15:31,160 --> 00:15:34,188
‫- نه، من دادم
‫- چی؟ کِی؟

317
00:15:34,189 --> 00:15:36,057
‫تو راه اینجا

318
00:15:36,326 --> 00:15:38,588
‫من نمیخوام جلوی کار شما رو بگیرم

319
00:15:38,707 --> 00:15:41,273
‫ولی تازه به این کشور اومدن
‫و تو بازداشت اف‌بی‌آی هستن

320
00:15:41,274 --> 00:15:42,635
‫و حق اینو دارن که یه وکیل داشته باشن

321
00:15:42,636 --> 00:15:45,418
‫- یکم پیش بهشون حمله شد
‫- میدونم، همینطور من

322
00:15:45,534 --> 00:15:48,007
‫ولی با توجه به شرایطشون
‫باید خیلی مراقب باشن

323
00:15:48,084 --> 00:15:50,485
‫درک میکنم سعی داری کمک کنی

324
00:15:50,486 --> 00:15:52,253
‫ما هم همینطوریم

325
00:15:52,288 --> 00:15:55,363
‫آدمایی که یکم پیش به آکول و خواهر برادرش حمله کردن
‫بازم می‌تونن اینکارو کنن

326
00:15:55,391 --> 00:15:57,133
‫یا می‌تونن طرح چیزی بزرگ‌تری رو بکشن

327
00:15:57,134 --> 00:15:58,377
‫ما فقط سعی داریم کارمون رو بکنیم

328
00:15:58,378 --> 00:16:00,471
‫و منم سعی دارم از منبعم محافظت کنم

329
00:16:00,503 --> 00:16:02,904
‫- اون بهمون زنگ زد
‫- نه، اون به من زنگ زد

330
00:16:03,192 --> 00:16:05,279
‫حق با اونه، من قبلآً اونجا بودم

331
00:16:05,280 --> 00:16:07,662
‫تو اون اتاق نشسته باشم
‫پشت اون میز، ترسیده

332
00:16:07,663 --> 00:16:11,152
‫نمی‌دونستم داشت چه اتفاقی میفتاد
‫حقوقم چی بود

333
00:16:11,420 --> 00:16:14,355
‫ایکاش یکی رو داشتم که مراقبم می‌بود

334
00:16:14,710 --> 00:16:17,205
‫با این وجود، یکی سعی داره اینارو بکشه

335
00:16:17,206 --> 00:16:19,171
‫پس اگه واقعاً میخواین از منابعت محافظت کنی

336
00:16:19,172 --> 00:16:22,274
‫متقاعدشون کن قبل اینکه خیلی دیر بشه همکاری کنن

337
00:16:30,119 --> 00:16:31,686
‫آره، تقریباً آماده شدم

338
00:16:36,926 --> 00:16:40,259
‫اینکه جذاب باشی دلیل نمیشه تو مخمصه نباشی

339
00:16:40,353 --> 00:16:43,330
‫تو بودی که تا شنیدی «اختلال عصبی بعد از
‫حادثه» دارم رفتی، و منم که تو مخمصه‌ام؟

340
00:16:43,341 --> 00:16:46,134
‫نه، تو بهم نگفتی، ویکتور گفت

341
00:16:46,904 --> 00:16:49,003
‫و رفتم چون داری بهم دروغ میگی

342
00:16:49,819 --> 00:16:51,103
‫نه نمیگم

343
00:16:51,104 --> 00:16:53,138
‫ما توی حراجی خیریه همدیگه رو دیدیم

344
00:16:53,256 --> 00:16:56,849
‫یه جمعیت زیاد با کلی دوربین
‫اونموقع ندیدم بری یه گوشه برا خودت بلرزی

345
00:16:57,068 --> 00:16:59,680
‫- موقعیت‌های سخت می‌تونن...
‫- هنوز داری بهم دروغ میگی

346
00:16:59,771 --> 00:17:03,441
‫دارم تو چشمات می‌بینمش و بهم نگو
‫اختلال عصبی بعد از حادثه‌ست

347
00:17:05,963 --> 00:17:08,320
‫شبی که همدیگه رو دیدیم جونم داشت در میومد

348
00:17:08,893 --> 00:17:10,981
‫و تنها دلیلی که خودم رو وادار کردم بیام اونجا

349
00:17:10,982 --> 00:17:13,550
‫این بود که از شر پولی که دوست فوت‌شده‌م
برام گذاشته بود خلاص بشم

350
00:17:13,822 --> 00:17:16,642
‫تا دیگه مثل باری روی دوشم نباشه

351
00:17:16,848 --> 00:17:20,265
‫و تنها دلیلی که یه گوشه نمی‌لرزیدم...

352
00:17:21,115 --> 00:17:23,183
‫تو بودی

353
00:17:23,607 --> 00:17:26,812
‫هیچکس رو تو زندگیم ندیدم
‫که اینقدر محکم نگهم داره

354
00:17:26,947 --> 00:17:30,015
‫خب، چی رو بهم نمی‌گفتی تام؟

355
00:17:30,778 --> 00:17:33,146
‫اینکه دوستت دارم

356
00:17:35,717 --> 00:17:37,091
‫حرفم رو باور نمی‌کنی؟

357
00:17:37,092 --> 00:17:39,360
‫تو چشمام نگاه کن و بهم بگو دروغ میگم

358
00:17:40,175 --> 00:17:41,472
‫تو منو دوست داری؟

359
00:17:41,473 --> 00:17:42,940
‫آره

360
00:17:43,774 --> 00:17:46,191
‫می‌دونی اینکه دوباره و دوباره توسط آدمایی که

361
00:17:46,192 --> 00:17:47,850
‫قراره براشون مهم باشی
‫ناامید بشی چه حسی داره؟

362
00:17:47,851 --> 00:17:49,744
‫- آره
‫- تو تحمل میکنی تام

363
00:17:49,745 --> 00:17:52,513
‫تو کسایی رو که دوست داری
‫تحمل میکنی و بعد لو میری

364
00:17:52,527 --> 00:17:53,855
‫- درسته
‫- نه گفتن رو دوست نداری

365
00:17:53,856 --> 00:17:57,298
‫چون ازش خوشت نمیاد
‫چون برات راحت نیست

366
00:17:57,299 --> 00:17:59,567
‫نیست، من اینجایم

367
00:18:24,366 --> 00:18:25,716
‫آکول داره حرف میزنه؟

368
00:18:25,717 --> 00:18:27,354
‫آره، با تشکر از مگ

369
00:18:27,355 --> 00:18:29,410
‫همه رو تو اتاق کنفرانس جمع کرده

370
00:18:29,411 --> 00:18:31,731
‫آکول میگه تا وقتی مگ پیشش باشه
‫همه چیز رو بهمون میگه

371
00:18:32,121 --> 00:18:33,988
‫رید داره عقلش رو از دست میده؟

372
00:18:34,036 --> 00:18:37,271
‫آره

373
00:18:39,948 --> 00:18:41,849
‫تو و ولر چطورین؟

374
00:18:42,193 --> 00:18:43,893
‫خوب نیستیم

375
00:18:44,453 --> 00:18:46,676
‫هنوز دوستش دارم، ولی...

376
00:18:46,761 --> 00:18:50,397
‫فقط نمی‌دونم می‌تونم ببخشمش یا نه

377
00:18:50,884 --> 00:18:52,760
‫می‌خوای دوباره فرار کنی؟

378
00:18:53,401 --> 00:18:54,829
‫نه

379
00:18:55,654 --> 00:18:56,931
‫خوبه

380
00:18:56,932 --> 00:18:59,819
‫چون اون تنها کسی نیست
‫که دلش برات تنگ میشه

381
00:19:01,203 --> 00:19:02,695
‫به اون هتل برنگرد

382
00:19:02,696 --> 00:19:04,021
‫بیا به خونه‌ی من

383
00:19:04,022 --> 00:19:06,581
‫قول میدم مجبورت نکنم
‫درباره‌ی احساساتت حرف بزنی

384
00:19:06,582 --> 00:19:08,983
‫از احساسات متنفرم، می‌تونیم فقط مشروب بخوریم

385
00:19:08,997 --> 00:19:11,309
‫راستش هتل خوبه

386
00:19:11,689 --> 00:19:16,650
‫ولی اگه نظرت عوض شده
‫بار کوچولو همیشه بازه

387
00:19:28,985 --> 00:19:32,907
‫به رفیقت دوایر بگو این کارش
‫خیلی رو سهمش تاثیر میذاره

388
00:19:33,008 --> 00:19:36,410
‫آره، خب... دوایر رفیق من نیست

389
00:19:36,412 --> 00:19:39,781
‫فقط بعضی وقتا ازش استفاده میکنم
‫چون ارزونه و در دسترس

390
00:19:40,142 --> 00:19:41,968
‫فکر میکنم دارم دلیلش رو می‌بینم

391
00:19:42,070 --> 00:19:44,371
‫چه استانداردهای بالایی داری

392
00:19:44,783 --> 00:19:46,480
‫پس داستانت چیه؟

393
00:19:46,481 --> 00:19:48,122
‫تنهایی تو پاریس یه عملیات رو انجام میدی؟

394
00:19:48,123 --> 00:19:50,477
‫- هیچکس هوات رو نداره؟
‫- حق با توئه

395
00:19:50,478 --> 00:19:54,145
‫شاید بهتر باشه فقط یکی رو استخدام کنم
‫تا بهم شلیک کنه و همه‌ی پولم رو بدزده

396
00:19:54,456 --> 00:19:55,843
‫خیلی‌خب، نقشه چیه؟

397
00:19:55,844 --> 00:19:58,234
‫خب، اول از همه، باید از شر
‫این دستبندها راحت بشیم

398
00:19:58,235 --> 00:20:01,028
‫و دستت رو جای راحت‌تری بذاری؟
‫از طرز فکرت خوشم میاد

399
00:20:01,029 --> 00:20:03,086
‫میخوای لاس بزنی یا میخوای
‫کمکم کنی اینارو باز کنم؟

400
00:20:03,087 --> 00:20:05,493
‫چرا نتونم جفتشون رو انجام بدم؟

401
00:20:05,901 --> 00:20:07,701
‫خیلی‌خب، با شماره‌ی سه؟

402
00:20:07,843 --> 00:20:10,004
‫یک دو سه!

403
00:20:12,066 --> 00:20:13,641
‫خیلی‌خب

404
00:20:13,642 --> 00:20:15,760
‫یک دو سه

405
00:20:18,119 --> 00:20:19,986
‫خب، می‌بینمت

406
00:20:20,048 --> 00:20:22,216
‫هی، اسمی هم داری؟

407
00:20:22,324 --> 00:20:24,538
‫چی، برای دفعه‌ی بعدی که
‫با دستبند به همدیگه بستنمون؟

408
00:20:24,539 --> 00:20:26,266
‫برای دفعه‌ی بعدی که یه همکار میخواستم چطوره؟

409
00:20:26,267 --> 00:20:30,327
‫بنظر به یه همکار جدید نیاز دارم و نمی‌دونم،
‫یه چیزی بهم میگه با هم تیم خوبی میشیم

410
00:20:32,817 --> 00:20:33,961
‫جین

411
00:20:33,962 --> 00:20:37,284
‫کلم. و فقط من نبودم که لاس میزدم

412
00:20:37,285 --> 00:20:39,653
‫تو هم به شکل دیگه‌ای لاس زدی. خیلی زیرکانه‌تر

413
00:20:40,329 --> 00:20:42,408
‫شاید اینقدرا ازت خوشم نیاد

414
00:20:53,674 --> 00:20:55,494
‫ما آقای سایا رو تو کمپ آیکو دیدیم

415
00:20:55,495 --> 00:20:57,329
‫بعد اینکه توسط یه گروه شبه‌نظامی به اونجا حمله شد

416
00:20:57,330 --> 00:20:59,398
‫بهمون یاد داد چطوری از خودمون محافظت کنیم

417
00:20:59,399 --> 00:21:02,227
‫و همینطور مهارت‌های دیگه، تا کمکمون کنه
‫وقتی از کمپ رفتیم کار گیر بیاریم

418
00:21:02,228 --> 00:21:04,703
‫و بعد ازتون حمایت کرد
‫و این شغل رو براتون گیر آورد؟

419
00:21:04,704 --> 00:21:08,375
‫بله، شغل پیک رو پیش دوستش درک برامون جور کرد
‫کسی که شرکت پیک داره

420
00:21:08,376 --> 00:21:10,275
‫همون مردی که سعی کرد تو رو بکشه؟

421
00:21:10,283 --> 00:21:13,716
‫تو گفتی که فکر میکنی درک میخواد کاری کنه
‫جوری بنظر بیاد که شما به مردم صدمه می‌زنین

422
00:21:13,832 --> 00:21:15,265
‫چرا همچین فکری میکنی؟

423
00:21:15,321 --> 00:21:17,815
‫بخاطر اتفاقی که تو آلمان سر عثمان افتاد

424
00:21:17,816 --> 00:21:19,811
‫عثمان باریس؟ بمب‌گذار کلیسا؟

425
00:21:19,812 --> 00:21:21,686
‫عثمان بمب‌گذار نبود!

426
00:21:21,687 --> 00:21:23,420
‫این چیزیه که اخبار گفت!

427
00:21:23,421 --> 00:21:25,964
‫ما باهاش بزرگ شدیم
‫اون هیچوقت به کسی آسیب نمیزد

428
00:21:25,965 --> 00:21:28,679
‫اخبار گفت که عثمان سعی کرد با یه ون فرار کنه

429
00:21:28,680 --> 00:21:31,015
‫و وقتی نتونست خودش رو منفجر کرد

430
00:21:31,016 --> 00:21:32,344
‫به همراه دو تا همدست

431
00:21:32,345 --> 00:21:33,383
‫باورم نمیشه

432
00:21:33,384 --> 00:21:35,359
‫همشون رو آقای سایا به آلمان فرستاد

433
00:21:35,360 --> 00:21:37,219
‫همونطور که تو رو اینجا فرستاد

434
00:21:37,443 --> 00:21:39,984
‫پس میگی سایا و درک بمب‌گذاری رو انجام دادن

435
00:21:39,985 --> 00:21:42,052
‫و بعد قضیه رو جوری کردن که تقصیر دوستته؟

436
00:21:42,053 --> 00:21:44,421
‫برا همین بهت زنگ زدم

437
00:21:44,510 --> 00:21:46,236
‫فکر میکنم میخوان با ما هم همچین کاری بکنن

438
00:21:46,237 --> 00:21:48,089
‫چی باعث شده همچین فکری بکنی؟

439
00:21:48,533 --> 00:21:50,834
‫بخاطر اینا

440
00:21:55,200 --> 00:21:57,408
‫مواردی که در رسیدهای آکول
‫دورشون خط کشیده شده

441
00:21:57,409 --> 00:22:00,316
‫درست همونایی هستن که تو بمب‌گذاری
‫کلیسای آلمان استفاده شدن

442
00:22:00,317 --> 00:22:01,712
‫حتی تا گلوله‌ی شرپنل
‫[نوعی گلوله‌ی انفجاری]

443
00:22:01,713 --> 00:22:03,929
‫آکول گفت درک مجبورش کرده ون رو برونه

444
00:22:03,930 --> 00:22:05,286
‫و تمام اون مواد رو بخره

445
00:22:05,287 --> 00:22:08,681
‫تا یه سلسله مدارک درست کنه، و داخل
‫خودروی حمله ببرش جلوی دوربین‌های مدار بسته

446
00:22:08,682 --> 00:22:11,882
‫همینطور گفت درک رو دنبال کرده
‫و دیده که دیروز با سایا دیدار کرده

447
00:22:11,979 --> 00:22:14,992
‫خب، هیچی از اینکه سایا
‫کنیا رو ترک کرده باشه ثبت نشده

448
00:22:14,993 --> 00:22:18,195
‫پس، اگه اون اینجاست با پاسپورت جعلی اومده

449
00:22:18,317 --> 00:22:20,566
‫چرا باید ریسک این که خودش بیاد اینجا رو بکنه؟

450
00:22:20,813 --> 00:22:23,092
‫چون اون دلتای 89 هست

451
00:22:23,282 --> 00:22:25,483
‫ببینین، مهارت شغلی نظامی سایا

452
00:22:25,484 --> 00:22:27,504
‫متخصص مواد انفجاریه

453
00:22:27,505 --> 00:22:28,730
‫اون بمب‌ها رو می‌سازه

454
00:22:28,731 --> 00:22:30,454
‫پس حالا روش کارش رو می‌دونیم

455
00:22:30,455 --> 00:22:33,024
‫یه بمب برای هدف، یه بمب برای بز قربانی

456
00:22:33,025 --> 00:22:35,006
‫ولی اصلاً چرا سایا باید ترتیب این حملات رو بده؟

457
00:22:35,007 --> 00:22:36,860
‫تا ترس عمومی رو بالا ببره

458
00:22:37,083 --> 00:22:39,436
‫مرزها رو می‌بنده و تلاش‌های جابجایی رو آروم میکنه

459
00:22:39,437 --> 00:22:41,272
‫و پناهنده‌ها رو تو کمپ نگه می‌داره

460
00:22:41,273 --> 00:22:43,908
‫درسته، ولی اینطور نیست که پناهنده کم داشته باشه

461
00:22:43,909 --> 00:22:45,531
‫کمپ‌ها همین الان براش
‫رود بی‌پایانی از سود هستن

462
00:22:45,532 --> 00:22:47,491
‫اگه مسئله درباره‌ی سود نباشه چی؟

463
00:22:47,492 --> 00:22:49,425
‫اگه رومن داره ما رو به سمت چیزی بزرگ‌تر میبره چی؟

464
00:22:49,426 --> 00:22:51,366
‫خب، اگه اینطوره، هنوز نمی‌دونیم اون چیه

465
00:22:51,862 --> 00:22:53,376
‫و درک هنوز اون بیرونه،

466
00:22:53,377 --> 00:22:55,002
‫که یعنی سایا می‌دونه حواسمون بهش هست

467
00:22:55,003 --> 00:22:56,941
‫ولی تا وقتی که پناهنده‌ها رو در امان نگه داریم،

468
00:22:56,942 --> 00:22:59,366
‫حمله‌ش نمی‌تونه انجام بشه.
‫کسی نیست تا حمله رو گردنش بندازه

469
00:22:59,367 --> 00:23:01,130
‫هنوز باید بدونیم هدف چیه

470
00:23:01,131 --> 00:23:03,358
‫آکول لیستی از جاهایی که بسته‌ها رو
‫به اونجا می‌بردن رو بهمون داده

471
00:23:03,359 --> 00:23:05,129
‫هتل‌ها، فرودگاه‌ها، پاساژها

472
00:23:05,130 --> 00:23:08,006
‫داشتم از طریق اتحاد یک دنیای غیرانتفاییش
‫درباره‌ی سایا تحقیق می‌کردم

473
00:23:08,007 --> 00:23:10,541
‫برای پناهنده شدن گروهی دیگه
‫از پناهنده‌ها هم کمک کرده

474
00:23:10,542 --> 00:23:12,262
‫سه مرد از یه کمپ در تایلند

475
00:23:12,263 --> 00:23:14,280
‫- کجا فرود اومدن؟
‫- اینجا، در نیویورک

476
00:23:14,281 --> 00:23:16,159
‫دو روز بعد از آکو و خواهر برادرش

477
00:23:16,161 --> 00:23:17,794
‫سایا یه تیم پشتیبان داره

478
00:23:17,849 --> 00:23:19,141
‫و اگه پیداشون نکنیم،

479
00:23:19,142 --> 00:23:21,131
‫توی حمله کشته میشن

480
00:23:21,132 --> 00:23:24,301
‫همراه با خدا می‌دونه چند نفر دیگه

481
00:23:30,375 --> 00:23:31,871
‫یه دقیقه وقت داری؟

482
00:23:31,872 --> 00:23:33,011
‫یجوری...

483
00:23:33,012 --> 00:23:35,679
‫میخوام موقعیت گروه دوم پناهنده‌ها رو شناسایی کنم

484
00:23:35,680 --> 00:23:38,175
‫ولی بیشتر کار رو کامپیوتر میکنه

485
00:23:38,176 --> 00:23:40,745
‫- چه خبر؟
‫- درباره‌ی دختر جین‌ـه

486
00:23:41,567 --> 00:23:43,880
‫آره...

487
00:23:43,881 --> 00:23:46,983
‫دوست دارم تو این ماجرا نباشم

488
00:23:47,071 --> 00:23:52,108
‫تو سوگ کسی نشسته که هیچوقت اونو ندیده

489
00:23:52,750 --> 00:23:55,086
‫جز چند تا عکس

490
00:23:55,087 --> 00:23:57,426
‫نتونستم چیزی ازش توی اینترنت پیدا کنم

491
00:23:57,535 --> 00:24:00,771
‫پس امیدوار بودم بتونی یکم عمیق‌تر تحقیق کنی

492
00:24:00,998 --> 00:24:06,210
‫فقط یه چیزی پیدا کنی
‫تا بهش بدیم و قضیه تموم بشه

493
00:24:06,926 --> 00:24:08,713
‫چه ایده‌ی بدی

494
00:24:08,851 --> 00:24:10,498
‫دیگه نمی‌دونم چیکار کنم

495
00:24:10,499 --> 00:24:12,667
‫فکر نمیکنم بتونی کاری بکنی

496
00:24:12,960 --> 00:24:15,812
‫می‌دونم این چیزی نیست
‫که میخوای بشنوی، ولی...

497
00:24:16,240 --> 00:24:18,942
‫فکر میکنم باید جین رو تنها بذاری

498
00:24:19,471 --> 00:24:21,857
‫نه تا همیشه. فقط فعلاً

499
00:24:26,544 --> 00:24:28,331
‫چیه؟

500
00:24:28,339 --> 00:24:30,307
‫گروه دوم پناهنده‌ها رو پیدا کردیم

501
00:24:30,308 --> 00:24:33,485
‫سوال‌های بیشتری از آکول دارم
‫نمی‌تونی همینطوری منو پرت کنی بیرون

502
00:24:33,486 --> 00:24:36,841
‫- من پرتت نمیکنم بیرون
‫- دقیقاً داری پرتم میکنی بیرون

503
00:24:36,861 --> 00:24:38,052
‫پترسون یه چیزی پیدا کرده

504
00:24:38,053 --> 00:24:41,280
‫ما قراره درباره‌ی جزئیاتی صحبت کنیم که
‫نمی‌تونم با یه روزنامه‌نگار در میون بذارم، پس...

505
00:24:41,281 --> 00:24:45,082
‫- مامورین منتظرتن
‫- چی؟ محض اینکه خودم بیرون نرفتم؟

506
00:24:45,330 --> 00:24:47,805
‫نه، محض اینکه یکی دوباره بخواد بهت شلیک کنه

507
00:24:47,806 --> 00:24:51,518
‫خیلی‌خب؟ یه ماموریت حفاظت برای تو گذاشتم
‫تا بعنوان احتیاط مواظبت باشیم

508
00:24:51,769 --> 00:24:52,905
‫تو خونه

509
00:24:52,906 --> 00:24:55,612
‫آکول بهم گفت همینکه کارش
‫اینجا تموم بشه بهم زنگ میزنه

510
00:24:55,613 --> 00:24:57,184
‫نمی‌تونی جلوم رو بگیری که باهاش حرف نزنم

511
00:24:57,185 --> 00:25:00,821
‫میخوام داستانش رو بگی، پس بگو... از خونه

512
00:25:01,539 --> 00:25:03,043
‫خب، خیلی‌خب پس

513
00:25:03,044 --> 00:25:04,474
‫من فقط سعی دارم کارم رو بکنم

514
00:25:04,475 --> 00:25:06,270
‫- امروز عالی بودی
‫- تو هم همینطور

515
00:25:06,271 --> 00:25:08,965
‫کنترل رو بدست می‌گرفتی
‫مدام اینور اونور می‌رفتی

516
00:25:09,007 --> 00:25:11,518
‫خب، اینور اونور نمی‌رفتم
‫فقط تاکتیکی عمل می‌کردم

517
00:25:12,831 --> 00:25:14,382
‫میخوای بعداً هم تاکتیکی عمل کنی؟

518
00:25:14,383 --> 00:25:17,269
‫اوه، بله، می‌دونی دوست دارم
‫ولی دوباره میگم، تو خونه

519
00:25:18,353 --> 00:25:19,821
‫- خدافظ
‫- خدافظ

520
00:25:19,844 --> 00:25:21,745
‫اوه، شرمنده

521
00:25:22,697 --> 00:25:24,722
‫این یه بوسه‌ی کاری بود، چیزی نیست

522
00:25:24,723 --> 00:25:26,804
‫خدافظ تاشا، یه بار دیگه که کسی نمی‌خواست

523
00:25:26,805 --> 00:25:29,490
‫یکی دیگه رو بکشه دور هم جمع بشیم

524
00:25:29,675 --> 00:25:32,143
‫آره، بنظر خوبه

525
00:25:35,746 --> 00:25:37,354
‫مگ بنظر حالش خوبه

526
00:25:37,355 --> 00:25:38,742
‫گفتم شاید یکم ترسیده باشه

527
00:25:38,743 --> 00:25:40,601
‫راستش، فکر کنم شاید یکم
‫برانگیخته‌ش هم کرده باشه

528
00:25:40,602 --> 00:25:43,003
‫اون خیلی آتیشیه. یکی از دلایلیه که دوستش دارم

529
00:25:45,711 --> 00:25:48,094
‫فکر کنم اولین باریه که کلمه‌ی "ع" رو گفتی

530
00:25:48,105 --> 00:25:51,412
‫یجورایی عجیبه

531
00:25:51,786 --> 00:25:55,319
‫تاشا، اگه نمی‌گفتم عجیب میشد
‫ما با همدیگه زندگی میکنیم

532
00:26:01,079 --> 00:26:03,347
‫آره، فقط یه دقیقه دیگه

533
00:26:03,395 --> 00:26:04,735
‫چهارمین باره که در میزنن

534
00:26:04,736 --> 00:26:08,765
‫آره، احتمالاً باید برم اون پایین و سخنرانی پدرم رو بخونم

535
00:26:08,766 --> 00:26:11,620
‫خیلی‌خب، خب، من مردی میشم که
‫از همه‌ی دوربین‌ها و آدما قایم میشه

536
00:26:12,121 --> 00:26:14,278
‫اون گوشه به خودش می‌لرزه

537
00:26:14,279 --> 00:26:16,661
‫وای نه، نمی‌تونیم با این وضع بریم اون پایین

538
00:26:16,662 --> 00:26:20,235
‫این داستانی نیست که بخوام درباره‌ی این رویداد بنویسن

539
00:26:20,236 --> 00:26:22,704
‫- فکر میکنم خوشگل شدی
‫- جدی؟ خب...

540
00:26:23,068 --> 00:26:26,333
‫تو انگار همین الان تو اتاق انتظار سکس داشتی

541
00:26:26,795 --> 00:26:28,171
‫خیلی‌خب، تو مخمصه نیستی

542
00:26:28,172 --> 00:26:29,411
‫- مطمئنی؟
‫- آره

543
00:26:29,412 --> 00:26:31,858
‫نه، مشکلی نیست، من فقط
‫من زود موهام رو می‌بندم و میام

544
00:26:31,859 --> 00:26:33,295
‫این چیزا رو چشم بسته انجام میدم

545
00:26:33,296 --> 00:26:34,371
‫فقط برو ویک رو پیدا کن

546
00:26:34,372 --> 00:26:37,481
‫اونم از مراسمات صندوق اعانه‌مون متنفره
‫و توی بار قایم میشه

547
00:26:37,482 --> 00:26:39,630
‫برم ویک رو پیدا کنم؟ فکر کنم گفتی تو مخمصه نیستم

548
00:26:39,631 --> 00:26:42,722
‫فقط سعی کن زیادی تو دردسر نیفتی
‫اون پارتی گرفتن رو دوست داره

549
00:26:45,544 --> 00:26:47,778
‫اصلاً داستان شما دو تا چیه؟

550
00:26:48,284 --> 00:26:50,150
‫من و ویک؟

551
00:26:50,151 --> 00:26:51,388
‫ما فقط...

552
00:26:51,389 --> 00:26:53,744
‫مدت زیادیه همدیگه رو می‌شناسیم

553
00:26:53,745 --> 00:26:56,747
‫از صفر کارش رو شروع کرد، تا اینجا رسیده

554
00:26:56,780 --> 00:27:00,316
‫اعتماد پدرم رو بدست آورده
‫و حالا مثل پسرش می‌مونه

555
00:27:00,365 --> 00:27:02,032
‫و یه برادر؟

556
00:27:02,033 --> 00:27:04,468
‫خب، نمی‌دونم باید تا اینجا هم بهت می‌گفتم یا نه

557
00:27:04,795 --> 00:27:06,964
‫ولی خیلی مواظبم هست

558
00:27:06,965 --> 00:27:09,767
‫و توسط تو جایگاهش به خطر افتاده

559
00:27:10,260 --> 00:27:12,129
‫ولی دوست دارم با هم دوست باشین، چونکه

560
00:27:12,130 --> 00:27:15,452
‫اون دشمنی نیست که بخوای داشته باشیش

561
00:27:15,513 --> 00:27:21,545
‫پس نزدیک نگهش دار
‫یا... نزدیک‌تر نگهش دار

562
00:27:24,342 --> 00:27:26,042
‫نصیحت خوبیه

563
00:27:26,111 --> 00:27:29,245
‫وقتی سایا برای عثمان بخاطر
‫بمب‌گذاری کلیسای آلمان پاپوش دوخت

564
00:27:29,264 --> 00:27:31,935
‫پلیس هر جور مدرکی تو آپارتمانش پیدا کرد

565
00:27:31,936 --> 00:27:33,303
‫مدارک جایگذاری شده

566
00:27:33,325 --> 00:27:34,821
‫پس دنبال یه آپارتمان می‌گردیم

567
00:27:34,822 --> 00:27:36,906
‫- نه، آپارتمان رو پیدا کردم
‫- چطوری؟

568
00:27:36,907 --> 00:27:39,451
‫خب، مردم فکر میکنن بدون کارت ملی
‫نمیشه کارت اعتباری گرفت

569
00:27:39,452 --> 00:27:42,614
‫ولی باحالش اینجاست که می‌تونی یه
‫کارت اعتباری پمپ بنزین بدون داشتن تقریباً هیچ...

570
00:27:42,615 --> 00:27:45,763
‫اسامی پناهنده‌های تایلندی رو
‫تو اداره‌های صدور کارت زد،

571
00:27:45,764 --> 00:27:48,456
‫و کارت‌های پمپ بنزین و
‫یه آدرس دریافت‌کننده پیدا کرد

572
00:27:48,457 --> 00:27:49,684
‫یه تیم فرستادیم

573
00:27:49,685 --> 00:27:51,109
‫هیچ اثری از پناهنده‌ها نیست

574
00:27:51,110 --> 00:27:54,207
‫ولی تموم اونجا پره از مدارک جایگزاری شده

575
00:27:54,347 --> 00:27:57,575
‫مامورین ما همینطور در حین عملیات
‫دارن برام عکس می‌فرستن، پس...

576
00:27:57,576 --> 00:28:00,845
‫خیلی‌خب، لپ‌تاپ، مواد ساخت بمب

577
00:28:00,846 --> 00:28:02,893
‫پیچ، میخ، بلبرینگ

578
00:28:02,894 --> 00:28:04,795
‫سایا داره پرونده رو به طور قطعی علیه اونا میکنه

579
00:28:04,796 --> 00:28:07,287
‫آره، چرا جای دور بری وقتی
‫همه‌ی جواب‌ها درست جلوتن؟

580
00:28:07,288 --> 00:28:10,164
‫پس اگه مدارک الان جایگزاری شدن
‫یعنی پناهنده‌ها برنمی‌گردن

581
00:28:10,165 --> 00:28:12,420
‫نه، اونا توی ونی هستن که منتظر منفجر شدنه

582
00:28:12,579 --> 00:28:14,366
‫این حمله همین الان داره اتفاق میفته

583
00:28:15,778 --> 00:28:17,220
‫صبر کنین، اینو ببینین

584
00:28:17,221 --> 00:28:19,215
‫طبقه‌ی همکف یکی از لپ‌تاپ‌ها

585
00:28:19,216 --> 00:28:21,484
‫- هتل اسلون
‫- هدف باید اونجا باشه

586
00:28:21,499 --> 00:28:23,767
‫به پلیس نیویورک زنگ بزنین،
‫هتل رو تخلیه کنین، بجنبید بریم

587
00:28:34,781 --> 00:28:36,115
‫منتظر بمونید بچه‌ها

588
00:28:41,186 --> 00:28:42,720
‫الان برمی‌گردم

589
00:28:58,289 --> 00:28:59,856
‫اف‌بی‌آی تو آپارتمانه

590
00:28:59,971 --> 00:29:01,605
‫زودتر از چیزی که انتظار داشتیم فهمیدن

591
00:29:01,606 --> 00:29:03,641
‫مهم نیست، بسته رو کار گذاشتیم

592
00:29:03,642 --> 00:29:06,310
‫اولین بمب هفده دقیقه‌ی دیگه منفجر میشه

593
00:29:06,310 --> 00:29:11,577
‫همینکه منفجر بشه، ون و هر چیزی که تو شعاع
‫شصت متری باشه تبدیل به خاک میکنم

594
00:29:26,057 --> 00:29:27,957
‫این یک تخلیه‌ی اضطراریه

595
00:29:28,848 --> 00:29:30,700
‫به سمت نزدیک‌ترین خروجی برید

596
00:29:30,892 --> 00:29:33,159
‫پترسون، ما تو هتلیم
‫جوخه‌ی خنثی‌سازی بمب کجاست؟

597
00:29:33,160 --> 00:29:35,609
‫تو راهه. همه‌ی اتاق‌ها رو باز کردم

598
00:29:35,610 --> 00:29:38,678
‫پلیس نیویورک داره طبقات بالایی رو خالی میکنه
‫و همینطور به پایین میاد

599
00:29:38,679 --> 00:29:41,120
‫من دارم فیلم‌های دوربین‌های مداربسته رو می‌بینم

600
00:29:41,121 --> 00:29:43,235
‫و دنبال هر تحویلی مشکوکی می‌گردم

601
00:29:43,237 --> 00:29:45,785
‫هیچ ردی از هدف‌ها یا گروه دوم پناهنده‌ها نیست؟

602
00:29:45,786 --> 00:29:48,520
‫هنوز نه، تموم هتل برای
‫کنفرانس تکنولوژی فروخته شده

603
00:29:48,609 --> 00:29:50,777
‫دستفروش‌هایی که ون سفید دارن
‫تموم روز اونجا میومدن

604
00:29:50,785 --> 00:29:52,035
‫خیلی‌خب، بیاین پخش بشیم

605
00:29:52,036 --> 00:29:53,713
‫یه بمب تو ون هست و یکی تو هتل

606
00:29:53,714 --> 00:29:55,780
‫- خیلی‌خب، من میرم به هتل
‫- من میرم به هتل

607
00:29:56,226 --> 00:29:57,532
‫خیلی‌خب، انگار ما میریم سراغ ون

608
00:29:57,533 --> 00:29:59,234
‫این یک تخلیه‌ی اضطراریه

609
00:29:59,577 --> 00:30:01,544
‫چقدر ون سفید پُستی

610
00:30:01,879 --> 00:30:03,993
‫کجایی؟ کجایی؟

611
00:30:06,054 --> 00:30:07,717
‫تقریبآً رسیدیم به اتاق کنفرانس

612
00:30:07,718 --> 00:30:09,878
‫- باید دنبال چی بگردیم؟
‫- هنوز نمی‌دونم

613
00:30:09,879 --> 00:30:11,593
‫وایسا، پیداش کردم

614
00:30:11,594 --> 00:30:13,352
‫همین الان یه فیلم از یکی از پناهنده‌ها

615
00:30:13,353 --> 00:30:15,602
‫که اوایل امروز با یه چمدون مشکی وارد شده دیدم

616
00:30:15,605 --> 00:30:17,991
‫اونو گذاشت توی لابی و رفت
‫پس اتاق بارها رو چک کنید

617
00:30:17,992 --> 00:30:20,642
‫تو راهیم!

618
00:30:21,252 --> 00:30:22,886
‫ببخشید، برید کنار

619
00:30:26,867 --> 00:30:28,668
‫چمدونه چه شکلیه؟

620
00:30:28,820 --> 00:30:30,770
‫بزرگ و سیاهه

621
00:30:30,771 --> 00:30:32,693
‫یه چمدون زیپ‌داره که چرخ و دسته هم داره

622
00:30:32,694 --> 00:30:34,254
‫این خیلی کمک نمی‌کنه

623
00:30:34,255 --> 00:30:35,915
‫خیلی‌خب، باید همشون رو چک کنیم

624
00:30:39,619 --> 00:30:42,162
‫وایسین، یه...

625
00:30:42,163 --> 00:30:44,197
‫یه برچسب صورتی رنگ فرودگاه روش داره

626
00:30:44,198 --> 00:30:46,532
‫یه برچسب بار گمشده

627
00:30:52,755 --> 00:30:55,428
‫رید، با استفاده از دوربین‌های ترافیکی
‫ون رو ردیابی کردم

628
00:30:55,429 --> 00:30:58,672
‫شماره پلاک
‫DK0-34M8

629
00:30:58,673 --> 00:31:00,364
‫ون سفید بدون شیشه جانبی
‫پشتش هم شیشه نداره

630
00:31:00,365 --> 00:31:02,721
‫توی خیابون اونور چهارراه پارک شده

631
00:31:02,722 --> 00:31:04,456
‫تو راهیم

632
00:31:33,934 --> 00:31:35,380
‫جین

633
00:31:50,310 --> 00:31:52,679
‫خیلی‌خب پترسون
‫بمب رو پیدا کردیم

634
00:31:52,680 --> 00:31:54,534
‫شرپنل داخلش نیست

635
00:31:54,915 --> 00:31:56,182
‫دور تا دورشه

636
00:31:56,357 --> 00:31:58,125
‫خیلی‌خب، باید بیرون بیاریمش

637
00:31:58,126 --> 00:31:59,932
‫خیلی‌خب، فقط یادتون باشه

638
00:31:59,933 --> 00:32:03,029
‫که سایا یه حرفه‌ایه که سعی داره
‫مثل یه آماتور خودش رو نشون بده

639
00:32:03,030 --> 00:32:07,391
‫پس یه دستگاه با تکنولوژی بالا نیست
که یعنی اون احتمالاً خیلی بی‌ثباته

640
00:32:07,401 --> 00:32:09,119
‫خیلی‌خب، دقیقاً میخوای چیکار کنیم؟

641
00:32:09,120 --> 00:32:11,704
‫فقط سعی نکنین بمب رو دستکاری کنین

642
00:32:11,836 --> 00:32:13,296
‫خیلی‌خب، هی هی، وایسا وایسا

643
00:32:13,297 --> 00:32:15,548
‫اجزای کناریش دارن ول میشن

644
00:32:15,549 --> 00:32:17,503
‫خیلی‌خب، بمب رو درست نگه می‌دارم

645
00:32:17,504 --> 00:32:18,578
‫باشه

646
00:32:18,579 --> 00:32:19,850
‫یکم از اون شرپنل‌ها رو جابجا کن

647
00:32:19,851 --> 00:32:21,169
‫تا بتونیم بیرون بیاریمش

648
00:32:21,170 --> 00:32:22,338
‫باشه

649
00:32:26,294 --> 00:32:27,531
‫برو که بریم

650
00:32:27,532 --> 00:32:28,691
‫بیرون آوردینش؟

651
00:32:28,692 --> 00:32:30,853
‫آره، بمبش ساده‌ست

652
00:32:30,891 --> 00:32:33,059
‫صفحه دیجیتالی، باتری، سیم...

653
00:32:33,060 --> 00:32:35,515
‫جایی سیم انفجاری نمی‌بینم
‫باید داخلش پنهان شده باشه

654
00:32:35,516 --> 00:32:37,564
‫لعنتی! نیاز به یه ربات داریم

655
00:32:37,565 --> 00:32:39,008
‫جوخه‌ی خنثی‌سازی دو دقیقه دیگه میرسه

656
00:32:39,009 --> 00:32:42,144
‫- خیلی‌خب، ما 46 ثانیه زمان داریم
‫- باشه...

657
00:32:42,467 --> 00:32:44,771
‫پس تنها کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که
‫تلفات رو پایین بیاریم. یه دقیقه بهم وقت بدید

658
00:32:44,772 --> 00:32:46,973
‫پترسون، بمب تو دستامه

659
00:32:47,104 --> 00:32:49,809
‫این اتاق اندازه کافی امنه تا همینجا منفجرش کنیم؟

660
00:32:49,810 --> 00:32:53,411
‫نُچ، اون دیوار حماله
‫تموم ساختمون سقوط میکنه

661
00:32:53,447 --> 00:32:56,174
‫اتاق تعمیر نه، اتاق لباسشویی نه

662
00:32:56,261 --> 00:32:57,485
‫پترسون؟

663
00:32:57,486 --> 00:32:58,889
‫می‌تونی ببریش تو آشپزخونه؟

664
00:32:58,890 --> 00:33:00,531
‫آره! اگه بهمون بگی کجاست!

665
00:33:00,532 --> 00:33:03,295
‫برو تو لابی و از سمت پله‌ها برو به چپ

666
00:33:03,482 --> 00:33:05,884
‫وایسین! وایسین! از اینجا برین بیرون!

667
00:33:09,321 --> 00:33:11,255
‫ون رو پیدا کردم

668
00:33:11,496 --> 00:33:13,085
‫سایا رو پیدا کردم!

669
00:33:13,180 --> 00:33:15,735
‫بعدی رو بپیچید چپ، و بعد راست
‫و بعد مستقیم برید تا سالن اصلی

670
00:33:15,736 --> 00:33:17,844
‫باید یه فریزر صنعتی توی آشپزخونه باشه

671
00:33:17,845 --> 00:33:19,758
‫می‌تونه بعنوان یه محفظه‌ی
‫نگهداری بمب عمل کنه

672
00:33:19,759 --> 00:33:22,194
‫فقط، می‌دونی، سردتره

673
00:33:26,023 --> 00:33:28,658
‫چاشنی دست سایا ست

674
00:33:29,700 --> 00:33:31,935
‫چیزی نیست! چیزی نیست
‫ما اینجاییم که کمکتون کنیم

675
00:33:38,317 --> 00:33:40,166
‫همراه با بمب داخل زندانی شدن

676
00:33:46,297 --> 00:33:48,866
‫برید عقب! میخوام برید عقب!

677
00:34:03,662 --> 00:34:06,964
‫برید! آزادشون کردم! پناهنده‌ها در امانن!

678
00:34:09,327 --> 00:34:10,618
‫همینطور چاشنی

679
00:34:10,619 --> 00:34:11,723
‫شما بچه‌ها موفق میشید؟

680
00:34:11,724 --> 00:34:13,525
‫پونزده ثانیه مونده!

681
00:34:20,730 --> 00:34:22,764
‫بجنبید!

682
00:34:24,876 --> 00:34:26,677
‫جین، سه ثانیه مونده!

683
00:34:26,824 --> 00:34:28,793
‫بهم بگید تو آشپزخونه‌اید

684
00:34:39,103 --> 00:34:40,891
‫- هی
‫- خوبی؟

685
00:34:41,342 --> 00:34:43,661
‫آره.. تو چی؟

686
00:34:45,466 --> 00:34:47,748
‫ممنون که بهم شلیک نکردی و پولم رو ندزدیدی

687
00:34:47,749 --> 00:34:50,050
‫خب، شب هنوز تموم نشده

688
00:34:50,204 --> 00:34:52,005
‫پول زیادی رو اون تخت هست

689
00:34:52,006 --> 00:34:53,747
‫اینو فقط تو شیش ماه بدست آوردیم

690
00:34:53,748 --> 00:34:56,450
‫تصور کن تو چند سال چقدر می‌تونیم در بیاریم

691
00:34:59,487 --> 00:35:01,321
‫چرا پَکری؟

692
00:35:02,311 --> 00:35:04,985
‫هیچی

693
00:35:04,986 --> 00:35:07,788
‫من فقط...

694
00:35:07,804 --> 00:35:10,572
‫دلم برای اینکه تو یه تیم باشم تنگ شده

695
00:35:10,726 --> 00:35:13,527
‫هر تیمی یا تیم خاصی؟

696
00:35:15,745 --> 00:35:18,270
‫فرار کردن رو تموم کن، تنها بودن رو تموم کن

697
00:35:18,271 --> 00:35:21,339
‫از همینجا شروع کن، درست همینجا

698
00:35:21,623 --> 00:35:23,791
‫تو می‌تونی شاد باشی جین

699
00:35:36,871 --> 00:35:38,038
‫خب...

700
00:35:38,513 --> 00:35:41,081
‫نمی‌تونی یه مرد رو برای سعی کردن سرزنش کنی

701
00:35:56,352 --> 00:35:58,980
‫نگهبانای فرودگاه همین الان درک رو
‫تو فرودگاه جان‌اف‌کندی دستگیر کردن

702
00:35:58,981 --> 00:36:01,255
‫اون و سایا جفتشون وکیل میخوان، حرف نمی‌زنن

703
00:36:01,256 --> 00:36:03,487
‫نظری ندارین چرا رومن مگ رو انتخاب کرد؟

704
00:36:03,488 --> 00:36:04,581
‫ایکاش می‌دونستم

705
00:36:04,582 --> 00:36:07,380
‫هر باری که مسئله رو شخصی کرده
‫به قصد فاش کردن یکی از رازهامون بوده

706
00:36:07,381 --> 00:36:09,372
‫و اصلاً چرا رومن باید به پناهنده‌ها کمک کنه؟

707
00:36:09,373 --> 00:36:10,910
‫این قضیه چطوری به تصویر بزرگ‌تر ربط پیدا میکنه؟

708
00:36:10,911 --> 00:36:14,076
‫خب، یه ارتباطی هست
‫فقط غیرقانونی نیست

709
00:36:14,283 --> 00:36:16,346
‫خب، چندین شرکت کرافورد

710
00:36:16,347 --> 00:36:19,353
‫قراردادهایی داخل کمپ‌های پناهندگی دارن

711
00:36:19,354 --> 00:36:23,030
‫و اون کمک‌های بلاعوض زیادی به همشون میکنه
‫از جمله کمپ آیکو

712
00:36:23,031 --> 00:36:25,382
‫یه چیزی بهم میگه اون دنبال
‫چیزی بیشتر از تخفیف مالیاتیه

713
00:36:25,383 --> 00:36:27,985
‫ولی اون چیه؟ بازی پایانیش چیه؟

714
00:36:38,414 --> 00:36:40,443
‫بجنب مرد، فکر می‌کردم میخوای حساب کنی و بریم

715
00:36:40,444 --> 00:36:42,707
‫هنوز سر شبه تی‌جی، هنوز سر شبه

716
00:36:43,234 --> 00:36:46,001
‫بیشتر مردم چیزای گرون رو میخرن ولی نمی‌فهمن

717
00:36:46,002 --> 00:36:47,799
‫که چیزای گرون رو برای توریست‌های آمریکایی ساختن

718
00:36:47,800 --> 00:36:49,801
‫اینی که اینجاست اصل جنسه

719
00:36:51,613 --> 00:36:54,548
‫چیزای باکلاس حواس مردم رو پرت میکنه

720
00:36:56,804 --> 00:36:58,020
‫عجب

721
00:36:58,021 --> 00:37:00,656
‫ما درباره‌ی وودکا حرف نمی‌زنیم

722
00:37:02,763 --> 00:37:04,879
‫عصبانی شدی که بهش درباره‌ی بیماریت گفتم؟

723
00:37:04,904 --> 00:37:06,821
‫دقیقاً تو نبودی که باید اینو می‌گفتی

724
00:37:07,528 --> 00:37:11,525
‫به گمونم بلیک خیلی خوش‌شانس بود که وقتی
‫تو بارسلونا بهش دستبرد زدن تو هم اتفاقی اونجا بودی

725
00:37:11,525 --> 00:37:13,458
‫در زمان درست تو مکان درست آره؟

726
00:37:14,934 --> 00:37:16,836
‫ببخشید

727
00:37:17,084 --> 00:37:18,384
‫بله؟

728
00:37:18,486 --> 00:37:22,026
‫پول رو بفرست به حساب وکیلش
‫و دیگه به این شماره‌م زنگ نزن

729
00:37:22,938 --> 00:37:24,738
‫همه چی مرتبه؟

730
00:37:26,187 --> 00:37:27,421
‫آره

731
00:37:29,244 --> 00:37:31,546
‫فقط یه مشکلی تو نیویورک پیش اومده

732
00:37:33,548 --> 00:37:34,956
‫چرا تو مراکش برام پاپوش دوختی؟

733
00:37:34,957 --> 00:37:36,782
‫نمی‌دونم درباره‌ی چی حرف میزنی

734
00:37:36,783 --> 00:37:38,759
‫بهم سکه‌ی کرافورد رو دادی، همونی که باعث میشه

735
00:37:38,760 --> 00:37:43,024
‫یه معامله‌ی سی میلیارد دلاری جوش بخوره
‫و بعد چند نفر رو استخدام کردی تا ازم بدزدنش

736
00:37:43,105 --> 00:37:45,317
‫تا بتونی به کرافورد بگی من از دستش دادم

737
00:37:45,454 --> 00:37:47,756
‫و وقتی برش گردوندی مثل یه قهرمان باشی

738
00:37:47,929 --> 00:37:50,578
‫به گمونم تو الان یجورایی جواب سوالت رو دادی

739
00:37:50,579 --> 00:37:51,692
‫نقشه‌ی خوبی بود

740
00:37:51,693 --> 00:37:53,267
‫فقط آدمای اشتباهی رو استخدام کردی

741
00:37:53,268 --> 00:37:55,615
‫اگه میخوای یه کاری رو دست انجام بدی، باید...

742
00:37:55,616 --> 00:37:57,305
‫خودت انجامش بدی

743
00:37:57,306 --> 00:37:59,140
‫خب میخوای چیکار کنی؟

744
00:37:59,314 --> 00:38:01,015
‫- فقط ببخشی و فراموش کنی؟
‫- راستش نه

745
00:38:01,016 --> 00:38:02,182
‫منم همینطور

746
00:38:02,823 --> 00:38:04,779
‫باید منو می‌کشتی

747
00:38:04,912 --> 00:38:06,412
‫شاید هنوزم بخوام بکشمت

748
00:38:09,251 --> 00:38:10,818
‫جدی؟

749
00:38:20,362 --> 00:38:21,796
‫فردا می‌بینمت

750
00:38:22,011 --> 00:38:24,512
‫نه اگه من اول نبینمت

751
00:38:29,673 --> 00:38:31,073
‫اثر انگشتش رو بگیر

752
00:38:31,985 --> 00:38:34,358
‫میخوام بدونم تام جیکمن واقعاً کیه

753
00:38:48,689 --> 00:38:50,459
‫همینطوری، آره؟

754
00:38:51,223 --> 00:38:52,928
‫ایکاش می‌تونستم بمونم

755
00:38:53,731 --> 00:38:55,178
‫پس بمون

756
00:38:55,291 --> 00:38:57,066
‫نمی‌تونم

757
00:38:57,067 --> 00:38:58,801
‫تو مرد فوق‌العاده‌ای هستی

758
00:38:59,023 --> 00:39:01,036
‫ولی من از قبل یه مرد فوق‌العاده دارم

759
00:39:01,316 --> 00:39:03,183
‫پس کجاست؟

760
00:39:05,441 --> 00:39:06,908
‫واقعآً دوستش داری؟

761
00:39:07,469 --> 00:39:09,214
‫واقعآً دارم

762
00:39:11,173 --> 00:39:13,474
‫ولی...

763
00:39:13,755 --> 00:39:16,223
‫دلم برات تنگ میشه

764
00:39:36,699 --> 00:39:38,153
‫دیوانگیه

765
00:39:38,154 --> 00:39:42,132
‫گذشته‌ی پناهنده‌ها رو بیشتر از همه‌ی مهاجرینی
‫که وارد آمریکا میشن مورد بررسی قرار میدن

766
00:39:42,133 --> 00:39:44,797
‫میذاری بخونمش یا میخوای هی اسپویلش کنی؟

767
00:39:44,809 --> 00:39:46,313
‫سایا کاری میکنه خطرناک بنظر بیان

768
00:39:46,314 --> 00:39:48,570
‫کاری میکنه که بنظر بیاد بررسی‌ها جواب نمیدن

769
00:39:48,571 --> 00:39:50,401
‫که یعنی پناهنده‌ها برمی‌گردن به کمپ‌هاشون

770
00:39:50,402 --> 00:39:53,348
‫که یعنی پول بیشتری برای آدمایی مثل اون

771
00:39:54,050 --> 00:39:57,052
‫شرمنده... فقط زود رسیدم به آخرش

772
00:40:00,931 --> 00:40:02,565
‫اجازه دادن آکول بمونه

773
00:40:02,578 --> 00:40:04,172
‫اجازه دادن همشون بمونن

774
00:40:04,173 --> 00:40:06,598
‫باید شادی توش صداش رو می‌شنیدی، اون...

775
00:40:06,599 --> 00:40:08,633
‫وصف نشدنی بود

776
00:40:08,817 --> 00:40:12,781
‫من می‌تونم این داستان رو تبدیل
‫به مجموعه‌ای کارآگاهی کنم

777
00:40:13,269 --> 00:40:16,058
‫البته اول باید مستندم درباره‌ی یه قهوه‌ی گرون رو بسازم

778
00:40:16,059 --> 00:40:19,060
‫اوه، خب اینطوری جایزه‌ی پولیتزر رو می‌گیری

779
00:40:27,662 --> 00:40:29,463
‫چی شده؟

780
00:40:29,465 --> 00:40:31,435
‫ویراستارمه

781
00:40:32,148 --> 00:40:35,094
‫میخواد داستان منو تو صفحه‌ی اصلی بذاره

782
00:40:35,945 --> 00:40:39,748
‫این شگفت‌انگیزه، عالیه، نه؟

783
00:40:39,949 --> 00:40:41,914
‫توجه زیادی جلب میکنه

784
00:40:42,064 --> 00:40:43,814
‫عزیزم، نه...

785
00:40:44,874 --> 00:40:47,028
‫هیچکس چیزی نمی‌دونه

786
00:40:47,029 --> 00:40:48,596
‫چیزی نمیشه

787
00:41:04,813 --> 00:41:06,747
‫نمی‌دونم چرا اینجایم

788
00:41:06,935 --> 00:41:08,988
‫نیازی به دلیل نداری

789
00:41:27,670 --> 00:41:29,243
‫پیامت رو گرفتم، چه خبر؟

790
00:41:29,244 --> 00:41:33,094
‫یادته که بهت گفتم ایده‌ی افتضاحیه
‫که بری درباره‌ی اوری تحقیق کنی

791
00:41:33,095 --> 00:41:35,596
‫و باید جین رو تنها بذاری و کاری نکنی؟

792
00:41:35,631 --> 00:41:37,298
‫آره، یکم برام آشناست

793
00:41:37,360 --> 00:41:40,962
‫خب، من به نصیحت خودم گوش ندادم

794
00:41:41,350 --> 00:41:43,433
‫رو تاریخی که تو برلین بودین کار کردم

795
00:41:43,434 --> 00:41:44,793
‫و میخواستم وسعت کار رو بیشتر کنم

796
00:41:44,794 --> 00:41:46,828
‫فقط از روی کنجکاوی

797
00:41:47,116 --> 00:41:49,217
‫ببین

798
00:41:50,440 --> 00:41:52,029
‫این هتلی هست که اوری رو دیدم

799
00:41:52,030 --> 00:41:55,157
‫آره، این تو و اوری تو روز دیدارتون هستین

800
00:41:55,925 --> 00:42:00,161
‫و این... یه روز قبلشه

801
00:42:00,235 --> 00:42:01,778
‫داره یکی رو می‌بینه

802
00:42:01,779 --> 00:42:05,052
‫و اگه بخوام حدس بزنم،
‫توی اون پاکت یه مقدار پوله

803
00:42:05,314 --> 00:42:06,538
‫می‌تونی از یه زاویه‌ی دیگه بگیری؟

804
00:42:06,539 --> 00:42:08,113
‫وقتی اومدی تو میخواستم اینکارو بکنم

805
00:42:08,114 --> 00:42:11,524
‫بذار ببینم می‌تونم کد زمانیش رو بالا بیارم
‫و دوربین دیگه‌ای رو بالا بیارم

806
00:42:13,175 --> 00:42:15,276
‫وای خدای من، اون...

807
00:42:17,847 --> 00:42:19,266
‫اون رومنه

808
00:42:19,395 --> 00:42:20,636
‫وایسا، این یعنی...

809
00:42:20,637 --> 00:42:22,738
‫یعنی برام پاپوش دوخته

810
00:42:22,762 --> 00:42:33,362
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

