﻿1
00:00:00,500 --> 00:00:05,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:06,500 --> 00:00:11,200
‫داروسازی «کارنس»
‫دوسال قبل

3
00:00:14,242 --> 00:00:16,523
‫فکر کردین از این خبردار نمیشدم؟

4
00:00:16,632 --> 00:00:18,310
‫دکتر «روگا»، منو غافلگیر کردین.

5
00:00:18,377 --> 00:00:21,423
‫- چه کمکی ازم برمیاد؟
‫- زتا پروتئین تعاملی.

6
00:00:21,470 --> 00:00:23,630
‫اون دارویی که ما برای کمک به بیماران PTSD

7
00:00:23,655 --> 00:00:25,642
‫و فراموشی موقت تولید کرده بودیم؟

8
00:00:25,675 --> 00:00:27,777
‫وقتی من و «دیل» فهمیدیم کشنده ست،

9
00:00:27,802 --> 00:00:30,929
‫باید نابود میشد، ولی این اسناد نشون میده

10
00:00:30,955 --> 00:00:33,968
‫بعد از تاریخ مصرف هم به فروش رفته.

11
00:00:34,058 --> 00:00:37,168
‫اگه زیپ اون بیرون داره مردمُ میکشه تقصیر ماست.

12
00:00:37,206 --> 00:00:38,421
‫اینارو از کجا آوردی؟

13
00:00:38,446 --> 00:00:40,861
‫تو به ما اطمینان دادی که تو کار درستُ انجام میدی.

14
00:00:40,886 --> 00:00:45,810
‫دکتر «روگا»، اون کسانی که
‫به طور مخفیانی نمونه های

15
00:00:45,835 --> 00:00:48,895
‫زیپ ما رو به فروش رساندند،
‫که کار شنیعی بوده...

16
00:00:48,938 --> 00:00:51,876
‫توسط قانون به اشد مجازاتشون رسیدند..

17
00:00:52,087 --> 00:00:54,688
‫ما مسکوت نگهش داشتیم؟
‫بله.

18
00:00:54,751 --> 00:00:58,344
‫و وکلای ما هم بیشتر پول گرفتند
‫تا صداشو در نیارن.

19
00:00:58,485 --> 00:01:00,825
‫ولی بهتون اطمینان میدم تمام اینها مال گذشته ست.

20
00:01:00,850 --> 00:01:03,302
‫پس، من قدردان این پیشقدمی شما هستم

21
00:01:03,359 --> 00:01:05,525
‫ولی نیازی نیست دیگه نگران چیزی باشید.

22
00:01:05,941 --> 00:01:08,368
‫خب، بهتره چون اگه بازم چیزی پیدا کنم...

23
00:01:08,393 --> 00:01:10,362
‫پیدا نمیکنین. ما قبلاً از یه شرایط

24
00:01:10,387 --> 00:01:12,564
‫مصیبت زای فرار کرده بودیم،

25
00:01:12,589 --> 00:01:15,557
‫و دیگه خودمونُ تو این وضعیت قرار نخواهیم داد.

26
00:01:15,665 --> 00:01:18,375
‫و خوشحالم که شجاعت صحبت دراین موردُ داشتین.

27
00:01:18,468 --> 00:01:21,102
‫این شرکت به آدمهای بیشتری مثل شما نیاز داره.

28
00:01:21,195 --> 00:01:22,849
‫صداقت و امانت اینجا

29
00:01:22,878 --> 00:01:24,542
‫باعث پیشرفت خوبی میشه.

30
00:01:25,907 --> 00:01:28,472
‫چیز دیگه ای هم بود؟

31
00:01:28,839 --> 00:01:30,299
‫نه
‫خوبه

32
00:01:30,324 --> 00:01:32,019
‫خب...

33
00:01:32,148 --> 00:01:33,803
‫اگه مشکلی نیست من...

34
00:01:34,950 --> 00:01:37,017
‫متشکرم.

35
00:01:45,660 --> 00:01:46,979
‫«روگا» میدونه.

36
00:01:47,796 --> 00:01:49,309
‫نمیدونم.

37
00:01:49,338 --> 00:01:51,465
‫ولی وقتشه شرشو کم کنیم.

38
00:01:51,560 --> 00:01:52,960
‫و دستیارش.

39
00:02:02,837 --> 00:02:04,190
‫متشکرم.

40
00:02:04,417 --> 00:02:05,803
‫همه جا دنبالت میگشتم.

41
00:02:10,459 --> 00:02:11,725


42
00:02:11,954 --> 00:02:13,621
‫تو خوبی؟

43
00:02:13,723 --> 00:02:15,248
‫این سردردهاست.

44
00:02:15,324 --> 00:02:20,143
‫همینطوری، قایم شدم فک کنم.

45
00:02:20,596 --> 00:02:22,763
‫برو خونه. مجبور نیستی اینجا بمونی.

46
00:02:22,892 --> 00:02:24,140
‫بعد از تمام مشکلاتی که داشتی...

47
00:02:24,164 --> 00:02:25,296
‫نه مجبورم.

48
00:02:25,339 --> 00:02:28,536
‫اگه فقط بتونم معذرت خواهی کنم.

49
00:02:28,831 --> 00:02:31,397
‫کاری که «رمی» کرد منظورته.

50
00:02:31,477 --> 00:02:33,118
‫«رمی» رفته.

51
00:02:33,376 --> 00:02:36,017
‫فقط اینکه تمام خاطراتشُ دارم.

52
00:02:36,145 --> 00:02:38,966
‫و بیشتر هم میشه.

53
00:02:39,749 --> 00:02:42,538
‫انگار از یه کابوسی بیدار شدم

54
00:02:42,563 --> 00:02:46,220
‫که توش کارهای وحشتناک علیه
‫کسایی که دوستشون دارم انجام میدم.

55
00:02:46,393 --> 00:02:49,156
‫فقط این کابوس نبود. واقعاً اتفاق افتاد.

56
00:02:49,364 --> 00:02:52,593
‫ریچ و پترسون، خب اونها با آغوش باز
‫بهت خوش آمد گفتن.

57
00:02:52,669 --> 00:02:56,286
‫«زاپاتا» هم تازه با دستبند وارد اف.بی.آی شد.

58
00:02:56,432 --> 00:02:59,008
‫اون بیشتر از من عضو این بود.

59
00:02:59,168 --> 00:03:01,763
‫- چرا تجویز خاصُ برای من دادین؟
‫- اینطور نیست.

60
00:03:01,811 --> 00:03:04,244
‫اون مسیرشو انتخاب کرد.

61
00:03:04,580 --> 00:03:05,793
‫تو نکردی.

62
00:03:11,300 --> 00:03:14,287
‫پترسونه، نتایجت رسیده.

63
00:03:14,491 --> 00:03:16,711
‫هی. پیامتو گرفتم. نتایج «جین» چطوره؟

64
00:03:16,813 --> 00:03:18,904
‫وایسا، همینطوری که نمیتونیم محرمانگی

65
00:03:18,929 --> 00:03:20,521
‫بین بیمار و پزشک رو نقض کنیم.

66
00:03:20,774 --> 00:03:22,921
‫- تو دکتر نیستی.
‫- پس به مادرم نگو.

67
00:03:22,954 --> 00:03:24,936
‫منتظر جین و ولر میمونیم.

68
00:03:24,961 --> 00:03:26,321
‫«زاپاتا» چطوره؟

69
00:03:26,362 --> 00:03:28,842
‫- هنوز یه کلمه هم نگفته.
‫- انگار خودشه.

70
00:03:28,927 --> 00:03:30,274
‫خودت چطور پیش رفتی؟

71
00:03:30,366 --> 00:03:31,632
‫ته و توش در میاریم.

72
00:03:31,833 --> 00:03:33,166
‫منظورم این نبود.

73
00:03:33,381 --> 00:03:34,510
‫میدونم.

74
00:03:34,535 --> 00:03:36,667
‫هی. چی فهمیدی؟

75
00:03:36,793 --> 00:03:39,060
‫خب نتیجه نهاییه.

76
00:03:39,275 --> 00:03:42,943
‫عمل N-CRIPT تو موفقیت آمیز بود.

77
00:03:43,254 --> 00:03:44,566
‫دیگه 100 درصد خودتی.

78
00:03:44,591 --> 00:03:45,957
‫دانش واقعیه!

79
00:03:46,002 --> 00:03:49,708
‫ولی طبق انتظار، برای اینکه

80
00:03:49,733 --> 00:03:51,285
‫خاطرات خودت دوباره برگرده،

81
00:03:51,353 --> 00:03:53,561
‫باید با خاطرات «رمی» هم زندگی کنی.

82
00:03:53,586 --> 00:03:55,425
‫یا همون رامرات مثلا.

83
00:03:55,541 --> 00:03:57,350
‫یکم وقت میبره عادت کنم.

84
00:03:57,485 --> 00:03:58,994
‫فقط خوشحالیم که برگشتی.

85
00:03:59,141 --> 00:04:02,909
‫متشکرم، از همه تون بابت همه چیز.

86
00:04:03,468 --> 00:04:04,965
‫ببین فقط میخواستم...

87
00:04:05,119 --> 00:04:06,500
‫میخوام بگم من...

88
00:04:06,568 --> 00:04:08,836
‫بابت تمام کارهایی که کردم متأسفم.

89
00:04:08,909 --> 00:04:10,421
‫تو خودت نبودی.

90
00:04:10,578 --> 00:04:11,775
‫آره فکر کنم «رمی»

91
00:04:11,800 --> 00:04:13,366
‫یه عوارض از بیماریت بوده،

92
00:04:13,476 --> 00:04:16,858
‫مثل تب خال یا... اسهال مسافر.

93
00:04:16,883 --> 00:04:18,992
‫- ریچ.
‫- چیه؟

94
00:04:19,161 --> 00:04:21,718
‫«وایتز» بابت کاری که کردم
‫منو پاسخگو نمیکنه؟

95
00:04:21,866 --> 00:04:23,582
‫خب نتایجُ که نشونش بدیم اونم خوشحال میشه.

96
00:04:23,607 --> 00:04:26,675
‫خودشم میخواد جایی جوابگو نشه و فراموشش کنیم.

97
00:04:27,202 --> 00:04:29,957
‫خب، باید برگردم ببینم میتونم «زاپاتا» رو به حرف بیارم.

98
00:04:30,068 --> 00:04:31,380
‫اه بابت خبر ممنون.

99
00:04:31,405 --> 00:04:34,505
‫- ما هم باید بریم.
‫- آره.

100
00:04:43,505 --> 00:04:44,705
‫هی

101
00:04:44,919 --> 00:04:46,925
‫وایسید.
‫ببخشید.

102
00:04:47,085 --> 00:04:49,710
‫باید راجع به یه مسئله ای صحبت کنیم.

103
00:04:50,286 --> 00:04:51,426
‫عملی که انجام دادی

104
00:04:51,451 --> 00:04:53,382
‫شخصیت و خاطراتتُ برگردوند ولی...

105
00:04:53,407 --> 00:04:55,674
‫زیپ تو بدنمه و داره منو میکشه.

106
00:04:56,168 --> 00:04:58,415
‫فکر نکنم «رومن» جز بن بست چیزی پیدا کرده باشه.

107
00:04:58,440 --> 00:05:01,244
‫بار آخری که با هم بودیم اون دنبال کارای

108
00:05:01,269 --> 00:05:04,170
‫یه نفر به اسم «کالیستو» بود.

109
00:05:05,888 --> 00:05:09,048
‫شاید مهم نباشه ولی «شپرد» درمورد یه

110
00:05:09,073 --> 00:05:12,209
‫دانشمند به اسم «کالیستو» گفت که
‫«رومن» دنبالش میگشت.

111
00:05:12,381 --> 00:05:14,148
‫خیلی زیاد نیست ولی شاید کمک کنه.

112
00:05:14,212 --> 00:05:16,637
‫- باشه دنبالش میگردیم.
‫- ممنون.

113
00:05:18,392 --> 00:05:21,228
‫به اف.بی.آی و سیا دروغ میگی.

114
00:05:21,528 --> 00:05:23,944
‫یه تحقیقات در جریانُ مختل میکنی.

115
00:05:24,195 --> 00:05:25,876
‫کمک کردن به یک مضنون فراری برای

116
00:05:25,901 --> 00:05:28,315
‫عملیات یک سازمان متخلف شناخته شده.

117
00:05:28,408 --> 00:05:30,808
‫ورود غیرقانونی، اونم خونه من.

118
00:05:30,909 --> 00:05:33,490
‫حمله به مأمور قانون در همان خانه.

119
00:05:33,589 --> 00:05:35,263
‫دزدیدن اسناد رسمی.

120
00:05:35,337 --> 00:05:36,903
‫چیزی از قلم ننداختم؟

121
00:05:39,376 --> 00:05:41,161
‫ببین هردو میدونیم چطور پیش میره.

122
00:05:41,593 --> 00:05:44,101
‫من هجوم میارم، تو ترک برنمیداری.

123
00:05:44,254 --> 00:05:45,966
‫یکم همدردی میکنم. بهت پیشنهاد میدم.

124
00:05:46,007 --> 00:05:48,394
‫تو مخالفت میکنی، شاید یکم گمراهم کنی،

125
00:05:48,449 --> 00:05:50,304
‫و این دور باطل ادامه داره.

126
00:05:50,696 --> 00:05:53,073
‫ولی تو هیچ فضای مانور نداری اینجا،

127
00:05:53,120 --> 00:05:56,002
‫و آخرش من به خواستم میرسم.

128
00:05:56,838 --> 00:06:00,439
‫پس چطوره مستقیم بریم بخشی
‫که تو همه چیزُ به من میگی؟

129
00:06:02,969 --> 00:06:05,446
‫خیلی خب پس، باید برم سراغ کاغذبازی

130
00:06:05,471 --> 00:06:08,122
‫پس چندساعت دیگه میبینمت.

131
00:06:08,710 --> 00:06:10,810
‫میخوام با «کیتون» حرف بزنم.

132
00:06:13,834 --> 00:06:16,135
‫فکر کردم اخراجت کرده. داری میگی نه؟

133
00:06:17,258 --> 00:06:19,188
‫اگه فکر کردی اون بلیط خروجت از اینجاست،

134
00:06:19,213 --> 00:06:20,701
‫متأسفم که بهت میگم ولی اشتباه میکنی.

135
00:06:21,216 --> 00:06:22,515
‫چرا؟

136
00:06:22,651 --> 00:06:24,317
‫اون تو کماست.

137
00:06:29,976 --> 00:06:32,413
‫دروغ میگی. میخوام باهاش حرف بزنم.

138
00:06:32,641 --> 00:06:34,802
‫میخوای باور نکن، اون نمیاد.

139
00:06:34,876 --> 00:06:37,377
‫میخوای با کسی حرف بزنی با من حرف بزن.

140
00:06:38,739 --> 00:06:40,016
‫یا میتونی بشینی اینجا و چیزی نگی.

141
00:06:40,041 --> 00:06:41,574
‫اشکالی نداره ، تمام روز دارم.

142
00:06:41,913 --> 00:06:44,607
‫- «دل تورو» کجاست؟
‫- تو تورنتو.

143
00:06:44,720 --> 00:06:47,361
‫یه ملاقات ترتیب دادم.
‫جمعه ساعت 6 صبح.

144
00:06:47,739 --> 00:06:48,884
‫دیر نکنید.

145
00:06:49,417 --> 00:06:51,217
‫منم همینطور.

146
00:06:59,565 --> 00:07:02,213
‫خب، برای نجات جون «جین»،

147
00:07:02,322 --> 00:07:03,488
‫باید «کالیستو» رو حل کنیم.

148
00:07:03,513 --> 00:07:06,219
‫خیلی خب، کالیستو، اه ماه ژویپتر؟

149
00:07:06,286 --> 00:07:07,933
‫خسته کننده شد! حوصله م سر رفت.

150
00:07:08,273 --> 00:07:10,154
‫اصل ماجرا تو اساطیر یونانه

151
00:07:10,179 --> 00:07:12,039
‫جایی که تصادفاً یه حوری بسیار زیباست.

152
00:07:12,485 --> 00:07:14,147
‫یه اصطلاحه برای حوریه های بهشتی باشه؟

153
00:07:14,172 --> 00:07:15,538
‫اینقدر حیض بازی در نیار.

154
00:07:15,591 --> 00:07:17,601
‫خیلی خب، اون کنار ژوپیترِ

155
00:07:17,626 --> 00:07:19,066
‫که تغییر شکل داده شبیه دیانا شده.

156
00:07:19,273 --> 00:07:20,561
‫اصلاً باحال نیست ژوپیتر.

157
00:07:20,946 --> 00:07:24,821
‫اساطیر «کالیستو» رو تبدیل به خرس کردن،

158
00:07:24,846 --> 00:07:26,925
‫- خیلی هم عادیه.
‫- آره.

159
00:07:26,964 --> 00:07:30,104
‫و بعد درست قبل از اینکه کشته بشه،

160
00:07:30,145 --> 00:07:32,478
‫توسط زئوس وارد بهشت میشه،

161
00:07:32,679 --> 00:07:35,464
‫و بعد تبدیل به صورت فلکی بزرگ آرسا میشه.

162
00:07:35,489 --> 00:07:37,615
‫همم، الان یه "deus ex machina" به دردمون میخوره.
<font color=Red>‫  [این عبارت لاتین در ابتدا یک دستگاه طرح قدیم که در تئاتر یونانی و رومی استفاده می شود را توصیف میکند. بسیاری از نویسندگان داستانهای غم انگیز از این روش استفاده کرده اند تا موقعیت های پیچیده و حتی ظاهرا ناامید کننده را در قسمت های نمایشنامه هایشان حل کنند. عبارت به وضوح به عنوان "خدا یک ماشین است" ترجمه شده است.] </font>

163
00:07:38,475 --> 00:07:40,751
‫یه لحظه، اطلاعات «رومنُ» بیار بالا.

164
00:07:41,242 --> 00:07:44,445
‫خیلی خب، اه، آرسا، بزرگ.

165
00:07:44,517 --> 00:07:45,648
‫خرس گریزلی.

166
00:07:45,695 --> 00:07:47,619
‫یه خرس داریم، فکر کنم تطابق داره.

167
00:07:47,702 --> 00:07:51,113
‫خیلی خب، بذار کالیستو رو امتحان کنیم.

168
00:07:51,186 --> 00:07:52,826
‫بصبر!

169
00:07:53,006 --> 00:07:54,813
‫ها؟ بازم خرسه.

170
00:07:54,874 --> 00:07:57,392
‫با K بنویسش.

171
00:07:57,867 --> 00:08:00,334


172
00:08:00,974 --> 00:08:02,700
‫هی!

173
00:08:04,488 --> 00:08:06,609
‫خیلی خب، کالیستو باید بخش بزرگ

174
00:08:06,634 --> 00:08:08,354
‫نقشه اطلاعات «رومنُ» ایفا کنه.

175
00:08:08,403 --> 00:08:11,604
‫بخش بزرگ صورت فلکی آرسا...

176
00:08:11,914 --> 00:08:13,577
‫همون دب اکبره.

177
00:08:14,364 --> 00:08:16,330
‫یکم زیادی بزرگه ولی...

178
00:08:16,692 --> 00:08:17,824


179
00:08:17,898 --> 00:08:19,591
‫«رومن» از تلفظ مبهم برای کالیستو استفاده کرد.

180
00:08:19,631 --> 00:08:21,911
‫شاید برای دب اکبر هم از اسم مبهم استفاده کرده.

181
00:08:21,998 --> 00:08:23,377
‫بزن بغل...

182
00:08:23,583 --> 00:08:24,985
‫چی؟

183
00:08:25,010 --> 00:08:26,625
‫گاو آهن؟ کی اینطوری صداش میزنه؟

184
00:08:26,650 --> 00:08:28,738
‫انگلیسیا دیگه. اونا واسه هرچی
‫یه اسم متفاوتی دارن.

185
00:08:28,763 --> 00:08:30,196
‫چیپس؟ سیب زمینی؟

186
00:08:30,230 --> 00:08:31,806
‫معلوم نیست دارن چی نوشخوار میکنن؟

187
00:08:32,388 --> 00:08:34,001


188
00:08:34,535 --> 00:08:35,802
‫خیلی خب.

189
00:08:35,996 --> 00:08:37,861
‫دکتر «نورا لی روگا».

190
00:08:37,915 --> 00:08:39,573
‫ببینیم میتونی زندگیِ «جینُ» نجات بدی.

191
00:08:43,904 --> 00:08:46,706
‫اه نه، این خوب نیست.

192
00:08:48,603 --> 00:08:51,359
‫خیلی خب ما خبرای خوب و خبرای وحشتناک داریم

193
00:08:51,384 --> 00:08:52,917
‫که خبرای خوبُ قابل بحث میکنه.

194
00:08:52,957 --> 00:08:56,457
‫- چی شده؟
‫- رومن دکتر «نورا لی روگا» رو،

195
00:08:56,482 --> 00:09:00,011
‫به عنوان خالق زیپ و تنها
‫درمان برای تو معرفی کرده.

196
00:09:00,423 --> 00:09:04,155
‫خبر بد هم؟ اینه که...

197
00:09:04,816 --> 00:09:06,983
‫اون دوسال پیش مُرد.

198
00:09:08,919 --> 00:09:11,087
‫درمان «جینُ» هم با خودش برد.

199
00:09:25,811 --> 00:09:27,072
‫خب پس تنها دکتری

200
00:09:27,097 --> 00:09:28,812
‫که درمان احتمالی «جینُ» داشت مرده.

201
00:09:28,837 --> 00:09:30,387
‫- حالا چی؟
‫- درموردش چی میدونیم؟

202
00:09:30,412 --> 00:09:33,379
‫56 ساله، بسیار مورد احترام،

203
00:09:33,434 --> 00:09:35,922
‫در داروسازی «کارنس» 11 سال کار کرده،

204
00:09:36,003 --> 00:09:38,570
‫دوسال پیش تو تصادف فوت کرده، یه پسر هم داره.

205
00:09:38,630 --> 00:09:40,430
‫به نظر خانوادگی دانشمندن.

206
00:09:40,455 --> 00:09:43,016
‫«کلی روگا» یه استاد زیست شناس

207
00:09:43,041 --> 00:09:44,727
‫در دانشگاه مترو نیویورکه.

208
00:09:44,827 --> 00:09:46,392
‫درواقع وقتی داشته مدرک میگرفته تو

209
00:09:46,417 --> 00:09:47,750
‫زیرزمین خونه مادرش زندگی میکرده.

210
00:09:47,820 --> 00:09:48,974
‫ژن خوبها، نه؟

211
00:09:48,999 --> 00:09:50,840
‫«کلی» شاید یه چیزی از
‫کار مامانش بدونه.

212
00:09:50,940 --> 00:09:53,533
‫باهاش تماس میگیرم، ببینم چی میتونه به ما بگه.

213
00:09:53,600 --> 00:09:55,440
‫منم یکیو میفرستم داروسازی «کارنس».

214
00:09:55,498 --> 00:09:57,431
‫ببینم قبل از مرگش چیکارا میکرده.

215
00:09:57,498 --> 00:09:59,695
‫خیلی خب، ما هم این فایلهارو بیشتر میگردیم.

216
00:10:03,837 --> 00:10:07,039
‫مأمور «لارن»، چطور میتونم کمکتون کنم؟

217
00:10:07,182 --> 00:10:09,182
‫اه، فکر کنم یه چیزی از مال من پیش شماست.

218
00:10:09,232 --> 00:10:11,462
‫چی، دفعه قبل خودکارتو دزدیدم؟ یکی بردار.

219
00:10:11,487 --> 00:10:13,829
‫شما «تاشا زاپاتا» رو اینجا در اف.بی.آی نگه داشتین

220
00:10:13,854 --> 00:10:17,462
‫به جای اینکه اونو به سیا تحویل بدین
‫جایی که بهش تعلق داره.

221
00:10:17,745 --> 00:10:20,079
‫احتمالاً اشتباهی شده، پیش میاد دیگه.

222
00:10:20,128 --> 00:10:21,837
‫اومدم ببینم شما درستش میکنید.

223
00:10:21,963 --> 00:10:24,699
‫«زاپاتا» سوژه یک تحقیقات در جریان اف.بی.آیه

224
00:10:24,724 --> 00:10:26,512
‫و با شما هم جایی قرار نیست بره،

225
00:10:26,537 --> 00:10:28,265
‫تا وقتی من کارم باهاش تموم بشه.

226
00:10:28,290 --> 00:10:30,173
‫حتی نمیدونم چرا دارم با شما حرف میزنم.

227
00:10:30,198 --> 00:10:31,765
‫خب حداقل رو یه چیزی توافق داریم.

228
00:10:31,790 --> 00:10:33,716
‫- «وایتز» شمارو منفصل نکرد؟
‫- آره.

229
00:10:33,741 --> 00:10:35,107
‫و بعدش لغوش کرد.

230
00:10:35,203 --> 00:10:36,456
‫پس اگه کار دیگه ای ندارین،

231
00:10:36,481 --> 00:10:38,682
‫من کلی کار رو سرم ریخته پس...

232
00:10:38,847 --> 00:10:41,383
‫من امروز با اختیارات قانونی برمیگردم اینجا

233
00:10:41,408 --> 00:10:43,916
‫تا اون زنُ ببرم تحت بازداشت سیا،

234
00:10:44,052 --> 00:10:46,352
‫و از شما هم همکاری تمام و کمال انتظار دارم.

235
00:10:46,434 --> 00:10:48,329
‫اختیارات قانونی بیارین و مال خودتون.

236
00:10:48,390 --> 00:10:51,452
‫میدونی رئیس سیا هم با دادستان کل هم

237
00:10:51,477 --> 00:10:53,559
‫با رئیس سازمان اطلاعات ملی دوسته.

238
00:10:53,647 --> 00:10:56,975
‫شاید بخوان به این وضعیت کوچیک ورود پیدا کنند.

239
00:10:57,115 --> 00:10:59,659
‫پس، این تحقیقات درباره هرچی که هست،

240
00:10:59,734 --> 00:11:01,614
‫بهتره سریع تمومش کنی.

241
00:11:02,543 --> 00:11:05,191
‫از دیدنت خوشحال شدم «سابرینا»
‫ممنون بابت هشدار.

242
00:11:11,370 --> 00:11:14,347
‫هنوز دقیقاً نمیدونم چرا اینجا هستم.

243
00:11:14,477 --> 00:11:16,883
‫من تو دردسر افتادم؟

244
00:11:17,024 --> 00:11:18,184
‫دلیلی داره اینجا باشی؟

245
00:11:18,317 --> 00:11:21,019
‫اه نه، تا جایی که میدونم نه.

246
00:11:21,127 --> 00:11:23,489
‫ما فقط دنبال سرنخهایی از تحقیقات مادرت هستیم.

247
00:11:23,901 --> 00:11:27,345
‫ما درمورد زیتا پروتئین تعاملی میدونیم، زیپ؟

248
00:11:27,395 --> 00:11:29,815
‫- مادرت روش کار میکرد درسته؟
‫- اه آره.

249
00:11:29,840 --> 00:11:32,534
‫خب اون زیاد درمورد کارش حرف نمیزد.

250
00:11:32,600 --> 00:11:34,476
‫ینی اون دانشمند بزرگی بود ولی من...

251
00:11:34,536 --> 00:11:37,103
‫فقط میخواست برای من یه مادر باشه، میدونی؟

252
00:11:37,204 --> 00:11:39,038
‫- پس نزدیک بودین؟
‫- آره.

253
00:11:39,106 --> 00:11:40,967
‫پا جای پای اون گذاشتی؟

254
00:11:41,676 --> 00:11:43,080
‫سعی کردم.

255
00:11:43,253 --> 00:11:45,178
‫وقتی فوت کرد من نزدیک بود ول کنم.

256
00:11:45,411 --> 00:11:47,614
‫ولی سعی میکنم به روش خودم یادشو زنده نگه دارم.

257
00:11:47,648 --> 00:11:49,169
‫تو زمینه که عاشقش بود کار میکنم.

258
00:11:49,230 --> 00:11:51,531
‫- به نظر پسر خوبی هستی.
‫- باید اینو نگاه کنی.

259
00:11:51,864 --> 00:11:53,886
‫همیشه برای من وقت میذاشت،

260
00:11:53,959 --> 00:11:56,756
‫حتی وقتی سرش شلوغ بود یا پول کم داشت.

261
00:11:56,876 --> 00:11:59,766
‫هر یکشنبه میرفتیم ناهارخوری هنری

262
00:11:59,928 --> 00:12:01,994
‫هرهفته انجامش میدادیم.

263
00:12:06,919 --> 00:12:09,168
‫متوجه شدم یه ماشین تقریباً زیبارو میرونی

264
00:12:09,416 --> 00:12:10,731
‫برای استاد زیست شناسی.

265
00:12:10,756 --> 00:12:12,119
‫این ربطی به ارث بزرگ و

266
00:12:12,143 --> 00:12:14,540
‫خوشگلی که بعد از فوت مادرت گرفتی داره؟

267
00:12:15,564 --> 00:12:16,891
‫اه، من پس انداز کردم.

268
00:12:16,924 --> 00:12:18,524
‫میدونی، یکم از مادرت تحقیق کردیم.

269
00:12:18,680 --> 00:12:20,491
‫گفتی پول کم داشتی.

270
00:12:20,516 --> 00:12:22,448
‫و برای زنی که هشتش گروی نهشه...

271
00:12:22,486 --> 00:12:24,201
‫و کسی که داشت ورشکست میشد...

272
00:12:24,226 --> 00:12:26,028
‫پول گنده ای برات گذاشت.

273
00:12:27,888 --> 00:12:29,648
‫ما احتمال میدیم اون شاید یه کار
‫غیرقانونی انجام داده،

274
00:12:29,672 --> 00:12:31,324
‫اگه هنوز متوجه نشدی.

275
00:12:31,748 --> 00:12:33,359
‫پس چیو از ما مخفی میکنی؟

276
00:12:33,710 --> 00:12:35,080
‫اون پول برای تو از کجا آورد؟

277
00:12:35,105 --> 00:12:36,293
‫به خدا قسم میخورم نمیدونم.

278
00:12:36,323 --> 00:12:38,194
‫- من فقط...
‫- داری دروغ میگی و یه چیزی میدونی!

279
00:12:38,219 --> 00:12:39,539
‫نمیدونم! من چیزی نمیدونم!

280
00:12:39,564 --> 00:12:40,917
‫- قسم میخورم!
‫- یا یه کاری کردی

281
00:12:40,941 --> 00:12:42,587
‫تا مطمئن بشی اون پولُ تحویل میگیری.

282
00:12:42,654 --> 00:12:44,278
‫- برای همین عصبی شدی؟
‫- خب من عصبیم

283
00:12:44,302 --> 00:12:45,690
‫چون داری منو بدجوری میترسونی.

284
00:12:45,714 --> 00:12:47,904
‫خوبه! چون قراره تمام گوشه های زندگیتُ نگاه کنم.

285
00:12:47,950 --> 00:12:50,087
‫از تمام افرادی که میشناسی سؤال میپرسم.

286
00:12:50,147 --> 00:12:52,702
‫و بعد تمام کارهای مشکوکی که انجام دادی رو

287
00:12:52,727 --> 00:12:54,242
‫از زیرخاک میکشم بیرون «کلی».
‫- «کرت»،

288
00:12:54,267 --> 00:12:56,671
‫میشه یه لحظه بیای بیرون؟

289
00:13:01,961 --> 00:13:04,934
‫فقط میخواست صداش یکم بازتر بشه، پس...

290
00:13:05,074 --> 00:13:06,601
‫اون اتاقی که توش هستیم میبینی؟

291
00:13:06,698 --> 00:13:08,404
‫این یه مکالمه ست نه یه بازجویی.

292
00:13:08,429 --> 00:13:10,623
‫اون میتونه کلید نجات زندگیت باشه.

293
00:13:10,649 --> 00:13:11,849
‫اگه اون چیزی مخفی کرده باشه...

294
00:13:11,873 --> 00:13:13,150
‫بیشتر از همه درک میکنم

295
00:13:13,175 --> 00:13:15,301
‫چقدر میخوای حقیقتُ پیدا کنی،

296
00:13:15,609 --> 00:13:17,236
‫ولی اگه میخوای چیزی ازش بکشی بیرون،

297
00:13:17,329 --> 00:13:19,105
‫تو باید یکم به عقب برگردی.

298
00:13:19,344 --> 00:13:21,908
‫«کرت»... آتش تو یکی از چیزهاییه که

299
00:13:21,952 --> 00:13:23,705
‫عاشقت شدم.

300
00:13:24,205 --> 00:13:26,188
‫ولی باید کنترلش کنی باشه؟

301
00:13:26,247 --> 00:13:29,170
‫ام، مأمورهایی که «رید» فرستاد
‫داروسازی «کارنس»

302
00:13:29,195 --> 00:13:30,456
‫دست خالی برگشتن.

303
00:13:30,496 --> 00:13:31,837
‫به نظر میخوان وکیل بگیرن و مثل همیشه

304
00:13:31,861 --> 00:13:33,053
‫چوب لای چرخ همکاریشون بکنن.

305
00:13:33,077 --> 00:13:34,884
‫هفته ها طول میکشه که جواب بدند.

306
00:13:34,923 --> 00:13:36,485
‫- اینقدر وقت نداریم.
‫- آره.

307
00:13:36,510 --> 00:13:38,701
‫پس مگه اینکه کسی از اون شرکت به حرف بیاد...

308
00:13:38,726 --> 00:13:40,638
‫ما فقط «کلیُ» داریم.

309
00:13:47,273 --> 00:13:48,540
‫چی شده؟

310
00:13:48,920 --> 00:13:50,162
‫برای پوشش دادن «جین»

311
00:13:50,187 --> 00:13:52,018
‫گلوله خورد کاری که تو قرار بود انجام بدی.

312
00:13:52,099 --> 00:13:54,233
‫حالا زندگیش به مویی بنده.

313
00:13:59,266 --> 00:14:00,795
‫نمیدونم فکر کردی چه کاری میتونست واست بکنه

314
00:14:00,819 --> 00:14:02,867
‫یا چه دروغهایی میتونست بگه تا نجاتت بده،

315
00:14:02,892 --> 00:14:04,794
‫ولی اون نمیتونه نجاتت بده.

316
00:14:05,187 --> 00:14:06,653
‫شاید خوشت نیاد ولی تنها چیزی که بین

317
00:14:06,678 --> 00:14:07,993
‫تو و سیا ایستاده من هستم،

318
00:14:08,018 --> 00:14:09,546
‫و اونا میخوان یه جایی توی یه سوراخی

319
00:14:09,581 --> 00:14:11,013
‫بندازنت که کسی دیگه ازت خبری نگیره.

320
00:14:11,619 --> 00:14:13,323
‫وقت حرف زدنه «زاپاتا».

321
00:14:14,586 --> 00:14:16,485
‫خیلی خب، یه چیزی پیدا کردم.

322
00:14:16,613 --> 00:14:19,165
‫تونستم فعالیتهای «روگا» رو

323
00:14:19,190 --> 00:14:21,654
‫از حسابهای پوششی به سمت...

324
00:14:21,953 --> 00:14:23,871
‫تئومینگ موچوال ردگیری کنم، که...

325
00:14:23,896 --> 00:14:25,278
‫تومینگ موچوال، عاشقشونم!

326
00:14:25,303 --> 00:14:27,373
‫یه بانکه معروفه به بستن قراردادهای

327
00:14:27,398 --> 00:14:28,864
‫مشکوک با آدمای مشکوک.

328
00:14:29,527 --> 00:14:31,534
‫داشتم به یه توم دیگه فکر میکردم...

329
00:14:31,559 --> 00:14:32,944
‫یکی تو کانادا هست، فکر کنم.

330
00:14:32,969 --> 00:14:35,499
‫به هر حال، اونا دیگه وجود خارجی ندارن.

331
00:14:35,594 --> 00:14:37,955
‫اونا تو دوسال گذشته توسط بانکهای بزرگ جذب شدند

332
00:14:37,980 --> 00:14:40,209
‫ولی اینو یه نگاه بنداز.

333
00:14:40,962 --> 00:14:43,472
‫به نظرت چیزی عجیب نیست؟

334
00:14:43,535 --> 00:14:45,693
‫چطور یه نفر بعد از مرگش
‫یه حساب باز میکنه؟

335
00:14:45,740 --> 00:14:46,960
‫شاید تاریخشو اشتباه زدن.

336
00:14:46,985 --> 00:14:49,201
‫یا شاید یه نفر دیگه ثبتش کرده.

337
00:14:49,226 --> 00:14:50,887
‫شاید اون یه روح بوده.

338
00:14:50,975 --> 00:14:55,143
‫یا شاید روز بعد از اینکه مثلاً مرد...

339
00:14:56,627 --> 00:14:58,980
‫وارد میشه و خودش انجامش میده،

340
00:14:59,484 --> 00:15:01,831
‫که یعنی تنها کسی که میتونه «جینُ» نجات بده...

341
00:15:01,856 --> 00:15:03,766
‫یه روحه!

342
00:15:03,808 --> 00:15:07,241
‫زنده ست اه خدای من، اون زنده ست.

343
00:15:12,484 --> 00:15:15,196
‫چرا این دانشمند باید مرگ خودشو جعل کنه؟

344
00:15:15,221 --> 00:15:18,122
‫کار آسونی نیست. مطمئنین این معتبره؟

345
00:15:18,147 --> 00:15:19,492
‫ما هم سوابق تصویری

346
00:15:19,517 --> 00:15:21,518
‫و هم اسکنی از کپی اسناد و مدارکش رو داریم.

347
00:15:21,599 --> 00:15:24,578
‫و وقتی مقایسه کردیم...

348
00:15:24,640 --> 00:15:25,984
‫تاریخها تطابق ندارن.

349
00:15:26,009 --> 00:15:28,299
‫متأسفانه، تقریباً غیرممکنه

350
00:15:28,324 --> 00:15:30,057
‫بفهمیم حالا که تومینگ موچوال

351
00:15:30,100 --> 00:15:32,601
‫دوبار مورد تملک قرار گرفته چه کسی
‫این تغییراتُ ایجاد کرده.

352
00:15:32,754 --> 00:15:34,320
‫کاری که انجام دادیمُ شانسی فهمیدیم.

353
00:15:34,484 --> 00:15:37,012
‫هنوز حس میکنم «کلی» بیشتر از
‫چیزی که گفته میدونه.

354
00:15:37,074 --> 00:15:38,679
‫فکر میکنی میدونه مادرش هنوز زنده ست؟

355
00:15:38,735 --> 00:15:40,335
‫فکر کنم تا الان باید حرف میزد.

356
00:15:40,360 --> 00:15:41,502
‫ینی بدجوری ترسیده بود.

357
00:15:41,527 --> 00:15:42,594
‫آره راستش من تاحالا صدای

358
00:15:42,618 --> 00:15:43,884
‫چق چق دندون کسیُ نشنیده بودم.

359
00:15:43,927 --> 00:15:45,693
‫و حتی اگه چیزیم ندونه،

360
00:15:45,842 --> 00:15:48,345
‫اگه «کلی» همونطور که میگه
‫به مامانش نزدیک بوده،

361
00:15:48,572 --> 00:15:50,805
‫شاید باهاش در تماس بوده.

362
00:15:50,961 --> 00:15:52,684
‫باورم نمیشه.

363
00:15:53,864 --> 00:15:55,664
‫ینی اون هنوز زنده ست؟

364
00:15:55,905 --> 00:15:57,875
‫یه جایی اون بیرونه؟

365
00:15:58,215 --> 00:16:00,115
‫امیدواریم.

366
00:16:00,146 --> 00:16:02,149
‫و امید داریم بتونی کمکمون کنی پیداش کنیم.

367
00:16:02,174 --> 00:16:03,840
‫من چیزی نمیدونم، چرا بهم...

368
00:16:04,207 --> 00:16:05,888
‫چرا بهم نگفت؟

369
00:16:06,088 --> 00:16:07,876
‫«کلی» میدونم این احمقانه به نظر میاد،

370
00:16:07,977 --> 00:16:10,646
‫ولی مامانت برای اینکارش دلیلی داشته،

371
00:16:10,718 --> 00:16:12,575
‫ما هنوز نمیدونیم.

372
00:16:12,635 --> 00:16:14,986
‫شاید برای محافظت از کسانی
‫که دوستشون داشته دروغ میگفته.

373
00:16:15,292 --> 00:16:17,216
‫یا شاید اون به کمک نیاز داره.

374
00:16:17,343 --> 00:16:18,492
‫فکر میکنی در خطره؟

375
00:16:18,517 --> 00:16:19,731
‫خب اینم هنوز نمیدونیم.

376
00:16:19,755 --> 00:16:21,513
‫شاید بتونی کمکمون کنی بفهمیم.

377
00:16:21,585 --> 00:16:23,084
‫البته، هرچی لازم دارید.

378
00:16:23,109 --> 00:16:24,876
‫امکانش هست که سعی کنه

379
00:16:24,901 --> 00:16:26,233
‫باهات تماس بگیره

380
00:16:26,509 --> 00:16:28,184
‫بدون اینکه خودت بفهمی؟

381
00:16:28,224 --> 00:16:30,203
‫نمیدونم، نه تا جایی که میدونم.

382
00:16:30,320 --> 00:16:32,667
‫این مردو میشناسی؟

383
00:16:32,754 --> 00:16:34,149
‫دنبال کارهای مادرت بوده

384
00:16:34,174 --> 00:16:36,141
‫قبل از اینکه مادرت بمیره.

385
00:16:36,239 --> 00:16:37,553
‫نه

386
00:16:37,578 --> 00:16:39,989
‫گوشیُ نگه دارین! سوابق گوشی راستش.

387
00:16:40,063 --> 00:16:41,729
‫دقیقاً از «کلی».

388
00:16:43,613 --> 00:16:45,180
‫سوابق تلفن منو دارین؟

389
00:16:45,205 --> 00:16:47,627
‫آره مشکلیه؟ یه لحظه پیش گفتی مشکلی نیست.

390
00:16:47,660 --> 00:16:49,700
‫میخوای تندنویس دادگاهُ برات بخونم؟

391
00:16:49,755 --> 00:16:51,492
‫"«پترسون»: شاید بتونی کمکمون کنی بفهمیم"

392
00:16:51,521 --> 00:16:53,030
‫"«کلی»: البته هرچی لازم دارید."

393
00:16:53,055 --> 00:16:54,988
‫- طوریه؟
‫- آره.

394
00:16:55,013 --> 00:16:57,236
‫- چی فهمیدی «ریچ»؟
‫- یه زنجره ای از تماسهای کوتاه

395
00:16:57,261 --> 00:17:00,694
‫با شماره های مشابه در
‫مدت منظم گرفته شده.

396
00:17:00,796 --> 00:17:02,725
‫هیچ کدوم از اینا آشنا نیست «کلی»؟

397
00:17:03,052 --> 00:17:05,767
‫آره، ولی هیچوقت کسی جواب نمیداد.

398
00:17:06,312 --> 00:17:08,483
‫چند ماه تماس گرفتن و وقتی خط
‫ثابتمُ عوض کردم،

399
00:17:08,508 --> 00:17:09,856
‫مدام به گوشیم تماس میگرفت.

400
00:17:09,906 --> 00:17:11,706
‫اون تماسها همه در شبهای یکشنبه انجام میشد.

401
00:17:11,942 --> 00:17:13,457
‫تمام شبهای یکشنبه.

402
00:17:14,507 --> 00:17:16,565
‫وقتی عادت داشتیم بریم رستوران هنری.

403
00:17:16,639 --> 00:17:18,372
‫«کلی»، فکر کنم اون مادرت بوده.

404
00:17:18,482 --> 00:17:20,142
‫ینی فکر میکنی خودش بوده؟

405
00:17:20,223 --> 00:17:23,103
‫«کلی» مادرت سعی میکرده باهات در ارتباط باشه،

406
00:17:23,128 --> 00:17:25,013
‫به هر طریق که میتونست.

407
00:17:25,781 --> 00:17:29,017
‫ریچ پترسون، لطفاً اون تماسهارو ردگیری کنین.

408
00:17:29,532 --> 00:17:31,031
‫بله.

409
00:17:35,331 --> 00:17:37,266
‫عذر تو هیچ تضمینی نداره.

410
00:17:37,424 --> 00:17:39,870
‫برای فکر کردن هم وقت داشتی.

411
00:17:40,930 --> 00:17:42,511
‫حالا حرف بزن.

412
00:17:46,061 --> 00:17:49,275
‫توی بیمارستان، تو خبر نداشتی
‫«کیتون» تو کما بوده مگه نه؟

413
00:17:50,326 --> 00:17:52,894
‫تورنتو، جمعه، شش صبح.

414
00:17:52,950 --> 00:17:54,123
‫دیر نکنین.

415
00:17:54,300 --> 00:17:55,561
‫یه جایی هست که باید برم،

416
00:17:55,586 --> 00:17:56,707
‫و اگه نرسم اونجا،

417
00:17:56,754 --> 00:17:58,854
‫اتفاق وحشتناکی قراره بیافته.

418
00:17:58,922 --> 00:18:01,089
‫اتفاقی بدتر از کاری که داشتی میکردی؟

419
00:18:02,749 --> 00:18:04,533
‫«تاشا»، باید بده بستون کنیم.

420
00:18:04,588 --> 00:18:06,554
‫- «رید» خواهش میکنم
‫- حرف بزن.

421
00:18:09,277 --> 00:18:12,397
‫من تمام مدت با سیا در پوشش فوق مخفی بودم.

422
00:18:12,711 --> 00:18:14,836
‫منظورت چیه تمام مدت؟

423
00:18:14,921 --> 00:18:16,204
‫چجور کاری؟

424
00:18:16,350 --> 00:18:17,923
‫فوق امنیتی.

425
00:18:17,990 --> 00:18:21,009
‫غیررسمی، نفوذ عمیق و بسیار خطرناک.

426
00:18:21,310 --> 00:18:22,811
‫و فکر کنم برای اینکار مناسب باشی.

427
00:18:23,179 --> 00:18:24,580
‫خب چطور کار کنم؟

428
00:18:24,748 --> 00:18:27,248
‫من پیگیر تو میشم و تمام مدت به من جواب میدی.

429
00:18:27,397 --> 00:18:29,064
‫هیچکس نمیتونه بفهمه.

430
00:18:29,089 --> 00:18:31,289
‫نه «رید» نه «ولر» هیچکس.

431
00:18:31,355 --> 00:18:32,788
‫تو سیا کی میفهمه؟

432
00:18:33,127 --> 00:18:34,553
‫داری بهش نگاه میکنی.

433
00:18:34,920 --> 00:18:38,093
‫اینکارو بکنی مجبوری از همه پشت کنی.

434
00:18:38,247 --> 00:18:41,566
‫و من نمیدونم کی یا اصلاً برمیگردی.

435
00:18:48,130 --> 00:18:49,490
‫هستم.

436
00:18:54,924 --> 00:18:57,092
‫تو دفتر کاغذخردکن هست.

437
00:18:57,497 --> 00:18:59,625
‫خب، پس نقشه چی بود؟

438
00:18:59,683 --> 00:19:01,049
‫اگه «هنک کرافورد» سقوط میکرد،

439
00:19:01,074 --> 00:19:03,185
‫شرکت HCI یه رهبردیگه پیدا میکرد.

440
00:19:03,511 --> 00:19:05,306
‫«کیتون» یه نفرو داخل میخواست

441
00:19:05,331 --> 00:19:07,155
‫تا با جایگزینش هرکی هست دربیافتیم.

442
00:19:07,224 --> 00:19:08,390
‫نفوذی کی شدی؟

443
00:19:08,475 --> 00:19:10,603
‫دختر کرافورد «بلیک».

444
00:19:10,803 --> 00:19:13,055
‫من «جولی پیج» هستم برای «تریسی زازلو» کار میکنم

445
00:19:13,080 --> 00:19:15,048
‫از بنیاد فریدمن برای آسمان پاک.

446
00:19:15,084 --> 00:19:16,584
‫از دیدنت خوشحالم «جولی».

447
00:19:18,163 --> 00:19:19,568
‫سیگنال «زاپاتا» رو از دست دادم.

448
00:19:19,807 --> 00:19:22,049
‫خب طبقه پایین میبینمت.

449
00:19:23,353 --> 00:19:24,719
‫«بلیک».

450
00:19:26,160 --> 00:19:27,842
‫پدرت امروز دستگیر شد

451
00:19:27,867 --> 00:19:29,597
‫همینطور دوست پسرت.

452
00:19:29,804 --> 00:19:31,903
‫میخوام خیلی با دقت بهم گوش کنی

453
00:19:31,928 --> 00:19:33,829
‫چون دارم سعی میکنم نجاتت بدم.

454
00:19:33,854 --> 00:19:35,821
‫درمورد چی حرف میزنی؟ تو کی هستی؟

455
00:19:35,846 --> 00:19:38,446
‫من «تاشا» هستم و یه دوستم.

456
00:19:38,481 --> 00:19:39,948
‫- تو با اف.بی.آی هستی.
‫- نه.

457
00:19:40,024 --> 00:19:42,257
‫- پس سیا هستی.
‫- دیگه نه.

458
00:19:42,411 --> 00:19:44,059
‫الان برای خودم کار میکنم.

459
00:19:44,311 --> 00:19:47,547
‫و اگه میخوای از پس این بربیای به کمک من نیاز داری.

460
00:19:50,412 --> 00:19:52,847
‫پس تو یه حرکت کردی اون پذیرفت،

461
00:19:52,872 --> 00:19:54,238
‫و اونو واردش کردی؟

462
00:19:54,271 --> 00:19:55,679
‫- همین؟
‫- اره.

463
00:19:55,704 --> 00:19:57,237
‫مشخص شد من تو این کارها مهارت دارم.

464
00:19:57,605 --> 00:19:59,307
‫آره، مهارت داری.

465
00:19:59,635 --> 00:20:02,377
‫پس تو تونستی با «بلیک» رفیق بشی،

466
00:20:02,796 --> 00:20:05,524
‫ولی بعد ما دیدیم «کیتون» عصبانی
‫شد و تورو اخراجت کرد.

467
00:20:06,118 --> 00:20:09,051
‫تو هیچ خبر داری چه خطری روی تو کردم،

468
00:20:09,195 --> 00:20:11,927
‫یه تازه کار کله خراب اف.بی.آی
‫رو وارد جمع کله گنده ها کنم؟

469
00:20:11,955 --> 00:20:13,221
‫چون این الان گردن منه.

470
00:20:13,377 --> 00:20:15,071
‫تو تازه شدی اشتباه من.

471
00:20:15,109 --> 00:20:16,976
‫درسته شاید بهتره خصوصی حرف بزنیم.

472
00:20:17,027 --> 00:20:18,260
‫فکر میکنی؟

473
00:20:21,777 --> 00:20:23,910
‫اون چی بود؟ اونم برای ما نمایش بود؟

474
00:20:23,961 --> 00:20:25,744
‫باید طوری نشون میدادیم انگار من میخوام

475
00:20:25,769 --> 00:20:28,203
‫خیانت کنم تا بتونم داستانم با
‫«بلیک» رو مستحکم کنم.

476
00:20:28,620 --> 00:20:31,952
‫- باید یه فرار واقعی جلوه میداد.
‫- تو به اون میگی واقعی؟

477
00:20:32,153 --> 00:20:33,385
‫تو و «کیتون» بعدش با هم

478
00:20:33,410 --> 00:20:35,121
‫دست دادین و خندیدین؟
‫- نه.

479
00:20:35,245 --> 00:20:37,979
‫اون یکی از سختترین کارهایی بود
‫که به عمرم انجام دادم.

480
00:20:39,548 --> 00:20:41,049
‫خب، کارت نقص نداشت.

481
00:20:41,285 --> 00:20:43,351
‫اون اشکها هم کارشو کرد درهرحال.

482
00:20:43,398 --> 00:20:46,121
‫- تمام کلماتُ باور کردن.
‫- این درست نیست.

483
00:20:46,221 --> 00:20:47,998
‫- ما هنوز میتونیم اونارو وارد کنیم.
‫- نه.

484
00:20:48,023 --> 00:20:49,455
‫تنها راهی که باور میکنن اینه

485
00:20:49,480 --> 00:20:52,114
‫که تو نشان سیا و اف.بی.آی خودتو آتیش بزنی.

486
00:20:52,262 --> 00:20:54,996
‫بعدش آزادی بری پشت خطوط
‫تمام دشمنان اونم بدون نشان.

487
00:20:55,336 --> 00:20:56,443
‫آره.

488
00:20:56,468 --> 00:20:59,244
‫حالا برگرد اونجا و بهشون بگو
‫کارت با سیا تموم شده.

489
00:20:59,544 --> 00:21:01,246
‫و نمیخواد روابطتت رو تنظیم کنی.

490
00:21:01,271 --> 00:21:03,771
‫هیچکاری نکن که شبیه خداحافظی به نظر بیاد.

491
00:21:06,455 --> 00:21:09,805
‫و اون همون شبی بود که ما...

492
00:21:15,724 --> 00:21:17,422
‫زود میبینمت.

493
00:21:18,334 --> 00:21:21,569
‫فکر کردم شاید آخرین باری که میبینمت.

494
00:21:23,574 --> 00:21:26,710
‫هرچی میخوای فکر کنم ولی اون واقعی بود.

495
00:21:28,031 --> 00:21:31,814
‫«کیتون» صبح بعدش زنگ زد و گفت وقت رفتنه.

496
00:21:32,055 --> 00:21:34,689
‫خب، پس اخراجت رو جعل کردی

497
00:21:34,772 --> 00:21:37,118
‫تا به سازمان «کرافورد» نفوذ کنی،

498
00:21:37,187 --> 00:21:40,088
‫شرکت HCI به زیر بکشونی و «رومن» دستگیر کنی،

499
00:21:40,144 --> 00:21:42,151
‫ولی باید تماماً مخفی باقی میموندی

500
00:21:42,652 --> 00:21:43,985
‫وقتی «بلیک» رومنُ کشت.

501
00:21:44,014 --> 00:21:45,647
‫اینو درست فهمیدم؟

502
00:21:47,731 --> 00:21:51,340
‫میدونم چطور به نظر میاد ولی حقیقت داره.

503
00:21:51,421 --> 00:21:52,984
‫- تمام کلمات.
‫- حتی اگر هم همینطوره،

504
00:21:53,009 --> 00:21:54,909
‫و این یه اگه بزرگه،

505
00:21:55,125 --> 00:21:57,069
‫هنوزم باید به تیم میگفتی.

506
00:21:57,127 --> 00:21:58,829
‫راست یا دروغ کارت خیانت به ما بود.

507
00:21:58,854 --> 00:22:01,455
‫میخواستم دفعات زیادی بهتون بگم.

508
00:22:01,480 --> 00:22:05,680
‫فقط... نتونستم.

509
00:22:06,363 --> 00:22:08,105
‫بعد از اینکه «مدلین» بلیکُ کشت

510
00:22:08,130 --> 00:22:09,806
‫و همینطور اعضای هیئت رئیسه شرکتُ،

511
00:22:09,831 --> 00:22:11,931
‫میدونستم کارم ساخته ست.

512
00:22:19,016 --> 00:22:21,909
‫حالا، با تو چیکار کنیم.

513
00:22:22,948 --> 00:22:24,803
‫باید منو از اینجا ببری بیرون،
‫باید تجدید قوا کنیم.

514
00:22:24,863 --> 00:22:27,098
‫به یه روش دیگه بیام، میخوام
‫تیمُ وارد کنم.

515
00:22:27,151 --> 00:22:29,478
‫نه، وسط رودخونه اسب عوض نمیکنی.

516
00:22:29,564 --> 00:22:32,240
‫اینکه هنوز زنده ای ینی بهت اعتماد کرده.

517
00:22:32,329 --> 00:22:34,053
‫نزدیکی و دسترسی تو به «مدلین»

518
00:22:34,078 --> 00:22:35,430
‫بهترین فرصتیه که داریم.

519
00:22:35,480 --> 00:22:37,666
‫من همین الان دیدم یه اتاق
‫پر از آدمُ کشت.

520
00:22:37,810 --> 00:22:39,178
‫این برای سقوطش کافی نیست؟

521
00:22:39,203 --> 00:22:40,612
‫کل شرکت باید سقوط کنه،

522
00:22:40,637 --> 00:22:42,804
‫وگرنه یه روانی دیگه جاشو میگیره.

523
00:22:42,829 --> 00:22:44,362
‫کارت حرف نداره «تاشا».

524
00:22:44,387 --> 00:22:47,088
‫وقتی من گفتم میای بیرون نه یه ثانیه زودترش.

525
00:22:47,211 --> 00:22:49,625
‫پس میخواستی خارج بشی و «کیتون» مخالفت کرد؟

526
00:22:49,752 --> 00:22:53,093
‫کمک شمارو خواستم و اون مخالفت کرد.

527
00:22:53,266 --> 00:22:54,646
‫ولی مشکلی نداشت که تو و «کلادیا»

528
00:22:54,671 --> 00:22:55,910
‫منو ببندین و تا میخوره منو بزنین،

529
00:22:55,934 --> 00:22:58,149
‫و اسناد رو از سرور امنیتی اف.بی.آی بدزدین؟

530
00:22:58,174 --> 00:22:59,941
‫فکر کردم «کلادیا» میخواد تورو بکشه.

531
00:23:00,003 --> 00:23:02,837
‫من بیهوشت کردم تا زنده بمونی.

532
00:23:03,037 --> 00:23:04,303
‫بعدش فهمیدم

533
00:23:04,328 --> 00:23:05,794
‫اون کسی نیست که میگه.

534
00:23:05,931 --> 00:23:07,655
‫اون از ام.آی.6.

535
00:23:08,318 --> 00:23:10,062
‫از کجا میدونی؟

536
00:23:10,814 --> 00:23:13,378
‫یه چیزی درست در نمیومد، منم یکم تحقیق کردم

537
00:23:13,403 --> 00:23:15,933
‫و فهمیدم اون از اطلاعات انگلیسه.

538
00:23:16,145 --> 00:23:18,345
‫به «کلادیا» گفتم من از سیا هستم.

539
00:23:18,767 --> 00:23:20,795
‫«مدلین» داشت به هردومون مشکوک میشد،

540
00:23:20,820 --> 00:23:23,915
‫ما هم تصمیم گرفتیم یکیمون فداکاری کنه

541
00:23:24,215 --> 00:23:26,825
‫تا کمک کنه دیگری نسبت به «مدلین» وفاداره.

542
00:23:38,227 --> 00:23:39,427
‫موفق باشی.

543
00:23:42,422 --> 00:23:43,722
‫چیه، نکنه سکه انداختین و

544
00:23:43,747 --> 00:23:45,333
‫تصمیم گرفتین کی تیر بخوره؟

545
00:23:45,386 --> 00:23:48,347
‫تمام چیزهایی که بهت میگم حقیقت داره،

546
00:23:48,409 --> 00:23:50,015
‫ولی نمیتونم چیز دیگه ای بهت بگم.

547
00:23:50,040 --> 00:23:51,794
‫این مأمورت خیلی حساسه.

548
00:23:51,852 --> 00:23:53,886
‫اگه تا ساعت 6 صبح نتونم

549
00:23:53,911 --> 00:23:56,044
‫برسم جایی، همه چیز از هم میپاشه.

550
00:23:56,087 --> 00:23:58,513
‫کجا؟ کل تیمو با خودمون میاریم.

551
00:23:58,562 --> 00:24:01,208
‫نمیتونم بهت بگم، باید تنهایی انجامش بدم.

552
00:24:01,233 --> 00:24:03,183
‫خب پس نمیخوای به تیم بگی؟

553
00:24:03,233 --> 00:24:04,916
‫الان یکم گیج شدم.

554
00:24:04,941 --> 00:24:06,694
‫اینطور نیست که به تیم اعتماد ندارم.

555
00:24:06,756 --> 00:24:09,023
‫«مدلین» همه جا گوش و چشم داره.

556
00:24:10,312 --> 00:24:11,739
‫با ام.آی.6 تماس بگیر.

557
00:24:11,764 --> 00:24:13,730
‫«کلادیا» داستان منو تأیید میکنه.

558
00:24:13,755 --> 00:24:16,259
‫قبلاً باهاشون تماس گرفتم اونا
‫چیزیُ تأیید نمیکنن.

559
00:24:16,326 --> 00:24:18,088
‫ولی باشه یه تلاش دیگه میکنم.

560
00:24:18,134 --> 00:24:20,047
‫فقط بشین اینجا.

561
00:24:22,439 --> 00:24:24,105
‫«رید» داره وقتم تموم میشه.

562
00:24:24,739 --> 00:24:26,839
‫کاملاً درست میگی.

563
00:24:30,871 --> 00:24:33,260
‫خب تماسی که از طرف مامانت انجام شد

564
00:24:33,285 --> 00:24:35,476
‫از یه شماره ای گرفته شد که
‫پروتوکلهای امنیتی

565
00:24:35,501 --> 00:24:37,067
‫خیلی محکمی داشت.

566
00:24:37,109 --> 00:24:40,343
‫یکم زمان برد ولی تونستیم منبعشو ردگیری کنیم.

567
00:24:40,379 --> 00:24:42,649
‫این علامت ایکس جای مادرتو نشون میده.

568
00:24:42,674 --> 00:24:44,955
‫آره عالیه! کی میتونیم بریم؟

569
00:24:45,104 --> 00:24:46,377
‫«کلی»، تو باید سرجات بمونی

570
00:24:46,402 --> 00:24:47,901
‫تا اینکه بتونیم روی وضعیت کنترل داشته باشیم.

571
00:24:47,925 --> 00:24:49,425
‫آره، حق با اونه.

572
00:24:49,450 --> 00:24:51,747
‫امیدواریم تماسها مارو
‫ببره سمت مادرت،

573
00:24:51,772 --> 00:24:53,505
‫ولی تا وقتی رسیدیم اونجا چیزی نمیدونیم.

574
00:24:53,550 --> 00:24:56,718
‫- میتونم به نامزدم بگم؟
‫- هنوز نه متأسفم.

575
00:24:56,814 --> 00:24:58,947
‫خب اگه خودشه، بهش بگین دلم براش تنگ شده.

576
00:24:59,057 --> 00:25:01,238
‫حتماً.
‫حرکت کنین.

577
00:25:01,688 --> 00:25:03,042
‫«ریچل» میشه برگردونیش

578
00:25:03,067 --> 00:25:04,906
‫به اتاق کنفرانس لطفاً؟

579
00:25:11,258 --> 00:25:12,673
‫عزیزم نباید اینو بهت بگم،

580
00:25:12,697 --> 00:25:13,813
‫ولی باورت نمیشه.

581
00:25:13,838 --> 00:25:15,465
‫اون تماس عجیبها که میگرفتم؟

582
00:25:15,533 --> 00:25:17,864
‫خودشه، مامانم هنوز زنده ست.

583
00:25:17,984 --> 00:25:19,712
‫بهت گفتم اون نمرده بود.

584
00:25:19,737 --> 00:25:22,125
‫ما چند هفته تا بزرگترین جمع بندی

585
00:25:22,150 --> 00:25:23,344
‫تاریخ این شرکت فاصله داریم.

586
00:25:23,377 --> 00:25:26,432
‫اگه الان لو بریم همه چیزو از دست میدیم.

587
00:25:26,488 --> 00:25:28,889
‫بهم بگو میتونی تماسُ تا مکانش ردگیری کنی.

588
00:25:28,917 --> 00:25:30,696
‫- یه نفر روش کار میکنه.
‫- خوبه!

589
00:25:30,752 --> 00:25:32,422
‫من تا آخر امروز میخوام «روگا» بمیره.

590
00:25:32,447 --> 00:25:36,001
‫و این دفعه «رجی» مُرده باقی بمونه.

591
00:25:56,602 --> 00:25:58,669
‫هاآ، جای قشنگیه.

592
00:25:58,977 --> 00:26:01,945
‫یه ویژگیه کسی نمیتونه جیغتُ
‫بشنوه رو داره.

593
00:26:06,126 --> 00:26:08,028
‫مطمئنی میخوای این پشت با «ریچ» بمونی؟

594
00:26:08,053 --> 00:26:09,144
‫بدترشم تجربه کردم.

595
00:26:09,169 --> 00:26:10,301
‫آره، به دنیای من خوش اومدی.

596
00:26:10,326 --> 00:26:11,987
‫خیلی خب دیگه داره دردم میاد.

597
00:26:12,033 --> 00:26:13,651
‫فقط مطمئن نیستم آماده چیزی بیشتر

598
00:26:13,683 --> 00:26:16,487
‫کار حمایتی باشم، ولی از اینجا هواتونو داریم.

599
00:26:16,541 --> 00:26:18,500
‫برام مهم نیست اون بیرون چه نقشی ایفا میکنی.

600
00:26:18,553 --> 00:26:20,648
‫فقط خوشحالم همکارم برگشته.

601
00:26:21,213 --> 00:26:24,105
‫حالا بهتر نیست بریم یه دانشمند مُرده پیدا کنیم؟

602
00:26:29,132 --> 00:26:30,299
‫چیه؟

603
00:26:30,372 --> 00:26:32,659
‫قبلاً بهم میگفت تو ماشین بمونم.

604
00:26:33,486 --> 00:26:35,205
‫حالا ازم میخواد برم بیرون.

605
00:26:36,100 --> 00:26:38,467
‫شماها حرف ندارین.

606
00:26:45,888 --> 00:26:47,040
‫- هی اه!
‫- واو واو!

607
00:26:47,065 --> 00:26:48,829
‫شلیک نکن. اف.بی.آی.

608
00:26:49,404 --> 00:26:50,554
‫ثابتش کن.

609
00:26:50,823 --> 00:26:52,738
‫- «کرت»؟
‫- اشکالی ندارن «جین»

610
00:26:52,972 --> 00:26:54,511
‫سرجات بمون.

611
00:26:55,058 --> 00:26:57,795
‫خانم میخوام نشانمو نشونتون بدم.

612
00:26:58,078 --> 00:27:00,718
‫اینجاست، میبینی؟

613
00:27:01,545 --> 00:27:03,248
‫با پسرتون «کلی» حرف زدیم.

614
00:27:03,273 --> 00:27:06,243
‫لطفاً، تفنگو بذارید کنار. فقط کمکتون لازم داریم.

615
00:27:06,290 --> 00:27:08,085
‫- «کرت» به نیاز داری؟
‫- منفیه.

616
00:27:08,123 --> 00:27:09,591
‫سرجاتون بمونین.

617
00:27:09,685 --> 00:27:11,254
‫مطمئنم آخرین چیزی که پسرتون میخواد

618
00:27:11,279 --> 00:27:13,003
‫اینه که بشنوه مادرش زنده ست

619
00:27:13,056 --> 00:27:15,331
‫و به همین الان به دو مأمور اف.بی.آی شلیک کرده.

620
00:27:15,584 --> 00:27:17,198
‫میدونیم زیپُ شما ساختین.

621
00:27:17,284 --> 00:27:18,822
‫و تصور میکنیم شما روی یه درمان برای

622
00:27:18,846 --> 00:27:20,416
‫عواقبش کار میکردین.

623
00:27:20,505 --> 00:27:22,885
‫عواقب؟ این کشنده ست.

624
00:27:23,311 --> 00:27:25,174
‫میدونیم، ولی اگه میخواین کمکمون کنید،

625
00:27:25,286 --> 00:27:27,345
‫میتونیم زندگی قبلیتونُ بهتون پس بدیم.

626
00:27:27,370 --> 00:27:29,211
‫با پسرتون زندگی کنین.

627
00:27:29,706 --> 00:27:30,972
‫خواهش میکنم.

628
00:27:31,040 --> 00:27:33,107
‫شما آخرین فرصت ما هستین.

629
00:27:35,978 --> 00:27:38,087
‫خیلی خب، ما خوبیم، میریم داخل.

630
00:27:40,784 --> 00:27:42,883
‫میدونی برای کسی که گفت این پشت مشکلی نداره،

631
00:27:42,908 --> 00:27:45,118
‫الان واقعاً به نظر میرسید میخوای
‫از ون خارج بشی.

632
00:27:45,143 --> 00:27:48,030
‫- همینجا جام خوبه.
‫- خب اه، چه حسی داره

633
00:27:48,055 --> 00:27:52,256
‫که از نظر علمی یه بار برای همیشه
‫شیطان زدایی شدی؟

634
00:27:52,876 --> 00:27:56,205
‫حتی با اینکه میدونم «رمی» برنمیگرده،

635
00:27:56,608 --> 00:27:58,265
‫تمام اون خاطرات تاریکش

636
00:27:58,290 --> 00:28:00,107
‫مدام تو سرم داره مرور میشه.

637
00:28:00,324 --> 00:28:02,548
‫یه چیزایی میبینم، یا میشنوم.

638
00:28:02,606 --> 00:28:03,736
‫و بعد یه دفعه،

639
00:28:03,761 --> 00:28:07,326
‫یه چیز وحشتناک کاملاً جدید یادم میاد.

640
00:28:07,569 --> 00:28:08,951
‫مثل میدون مین میمونه.

641
00:28:09,200 --> 00:28:10,786
‫کاملاً میدونم اون چه حسیه.

642
00:28:10,908 --> 00:28:13,105
‫ینی همین چند وقت پیش بود که،

643
00:28:13,130 --> 00:28:16,275
‫خودم مسئول یه حرکت فراموش شده "شیاطینی" بودم.

644
00:28:16,382 --> 00:28:19,093
‫که البته تو بازیهای ار پی جی از این اسم استفاده میکنم.

645
00:28:19,159 --> 00:28:21,485
‫منظورم اینه میدونی، یه سری موضوعاتی هستند

646
00:28:21,510 --> 00:28:24,122
‫که روشون احساس شرم عادی انسانی دارم،

647
00:28:24,147 --> 00:28:27,570
‫ولی، یه سری استثناءاتی هست.

648
00:28:27,948 --> 00:28:30,291
‫- مثلاً چی؟
‫- میدونی، درست مثل خودت.

649
00:28:30,316 --> 00:28:33,819
‫یه سری چیزها در گذشته من هست که شکارم میکنه.

650
00:28:34,081 --> 00:28:37,123
‫حتی بهونه من خوب یا من بد
‫رو ندارم که بیخیالش بشم.

651
00:28:37,229 --> 00:28:39,238
‫گرچه اونموقعها آشپزیم خیلی بود پس...

652
00:28:39,263 --> 00:28:42,101
‫و تو، اه حس میکنی از وقتی وارد تیم

653
00:28:42,155 --> 00:28:44,520
‫- تیم شدی تغییر کردی؟
‫- بدون شک.

654
00:28:44,750 --> 00:28:46,029
‫ینی، به کسی نگی،

655
00:28:46,054 --> 00:28:49,615
‫ولی مطمئنم به طور قطع تغییر کردم،

656
00:28:49,640 --> 00:28:51,314
‫به خاطر شماها.

657
00:28:51,756 --> 00:28:53,442
‫حس میکنم اگه «رمی» هم بیشتر
‫میموند،

658
00:28:53,467 --> 00:28:54,863
‫اونم ممکن بود تغییر کنه.

659
00:28:55,344 --> 00:28:58,368
‫نمیدونم، اون واقعاً عصبانی بود.

660
00:28:58,761 --> 00:29:00,373
‫انتخابهای خوب آسونتره

661
00:29:00,398 --> 00:29:02,153
‫وقتی آدمای خوب تورو احاطه کردن.

662
00:29:02,240 --> 00:29:04,650
‫یجورایی بهت میماله. نه از نگاه عجیبش.

663
00:29:04,675 --> 00:29:06,109
‫فکر بد نکن، الان دارم یه

664
00:29:06,133 --> 00:29:08,133
‫موقعیت احساسیُ تجربه میکنم.

665
00:29:08,380 --> 00:29:12,583
‫حدس میزنم... هرروز باید یه انتخابی بکنی

666
00:29:12,608 --> 00:29:14,261
‫تا «جین» خوب باشی.

667
00:29:16,635 --> 00:29:17,953
‫ممنون «ریچ».

668
00:29:18,342 --> 00:29:20,774
‫گرچه ایده «رمیُ» کلاً بیخیال نمیشم،

669
00:29:20,799 --> 00:29:24,457
‫چون ینی، به عنوان لباس هالویین، خدای بزرگ.

670
00:29:25,401 --> 00:29:26,953
‫باشه.

671
00:29:29,229 --> 00:29:31,473
‫شما یه سانتریفیوژ جی68

672
00:29:31,498 --> 00:29:34,495
‫و یه زودپز مکسور و دستگاه سترونی داری؟

673
00:29:34,585 --> 00:29:36,348
‫اگه اجاق پیوند زنی راداتز هم میداشتی،

674
00:29:36,373 --> 00:29:38,800
‫اینجا میشد باحالترین آزمایشگاه...

675
00:29:40,477 --> 00:29:42,988
‫بیخیال.

676
00:29:46,101 --> 00:29:48,136
‫تاحالا این مردو دیدین؟

677
00:29:49,897 --> 00:29:52,123
‫- حالش خوبه؟
‫- متأسفانه مرده.

678
00:29:52,589 --> 00:29:54,480
‫خیلی دیر کردم.

679
00:29:54,673 --> 00:29:56,925
‫پس دنبال درمان میگشتین؟

680
00:29:57,026 --> 00:29:59,989
‫بخاطر بیماری که من بهش دادم.

681
00:30:00,016 --> 00:30:02,974
‫دستیارم «دیل» و من، روی
‫درمان برای بیماری

682
00:30:02,999 --> 00:30:04,833
‫آلزایمر چیزهای دیگه و

683
00:30:04,879 --> 00:30:06,707
‫اختلالات نوروژنیک کار میکردیم.

684
00:30:06,732 --> 00:30:09,224
‫زیپ اولش نتایج امیدوارکننده ای داشت،

685
00:30:09,279 --> 00:30:12,221
‫ولی وقتی عواقبش نشون داد کشنده ست،
‫ما اصرار کردیم

686
00:30:12,255 --> 00:30:14,523
‫تا پروژه متوقف بشه.

687
00:30:14,612 --> 00:30:17,324
‫به ما گفتن متوقف شده، ولی دروغ گفتن.

688
00:30:17,407 --> 00:30:19,190
‫پس سنداستورم اینطوری بهشون رسیده.

689
00:30:19,490 --> 00:30:22,184
‫وقتی مدارک فروشُ به «کارنس» دادم،

690
00:30:22,209 --> 00:30:24,153
‫رئیسم زد روی شونه م،

691
00:30:24,197 --> 00:30:27,008
‫و بهم گفت همه چیز خوب پیش رفت و منو فرستاد رفت.

692
00:30:27,128 --> 00:30:30,159
‫روز بعدش «دیل» مُرد.

693
00:30:30,565 --> 00:30:32,348
‫و اونموقع بود «رومن» اومد پیش من.

694
00:30:32,373 --> 00:30:34,897
‫اون کارهای مارو پیگیری میکرده.

695
00:30:35,188 --> 00:30:38,295
‫اون قبل از خودم میدونست تو چه خطری افتاده بودم.

696
00:30:38,382 --> 00:30:40,830
‫- پس کمکتون کرد مرگ خودتونُ جعل کنین؟
‫- اره آره.

697
00:30:40,855 --> 00:30:44,467
‫و این آزمایشگاه دهن سرویسُ براتون آماده کرد.

698
00:30:45,078 --> 00:30:46,771
‫اون داشت تحقیقات شمارو حمایت میکرد.

699
00:30:46,796 --> 00:30:48,824
‫و حساب بانکی پسرتون.

700
00:30:50,923 --> 00:30:52,869
‫چقدر به پیدا کردن درمان نزدیک هستین؟

701
00:30:53,023 --> 00:30:54,464
‫اه دارمش.

702
00:30:54,564 --> 00:30:56,457
‫فقط منتظر «رومن» بودم بیاد ببرتش.

703
00:30:56,482 --> 00:30:57,747
‫ماههاست دارمش.

704
00:30:57,817 --> 00:30:59,803
‫ببخشید، اینجا پیش شماست؟

705
00:30:59,857 --> 00:31:02,110
‫آره آره، فقط ای کاش

706
00:31:02,135 --> 00:31:03,559
‫میتونستم سریعتر کار کنم.

707
00:31:03,693 --> 00:31:06,288
‫برای نجات «رومن» دیر شده،

708
00:31:06,943 --> 00:31:09,344
‫ولی برای نجات خواهرش دیر نشده.

709
00:31:09,498 --> 00:31:10,644
‫کمکمون میکنی؟

710
00:31:10,708 --> 00:31:13,032
‫خوشحال میشم.

711
00:31:19,075 --> 00:31:21,540
‫ام آی 6 خیلی اصرار نداره داستان تورو تأیید کنه.

712
00:31:21,573 --> 00:31:23,462
‫هیچ کدوم از ما هم وقتی برای هدردادن نداریم.

713
00:31:23,582 --> 00:31:26,215
‫تو یه فرصت دیگه داری که خودتو تبرئه کنی.

714
00:31:26,701 --> 00:31:28,884
‫فردا ساعت 6 چی میشه؟

715
00:31:30,907 --> 00:31:33,174
‫- میدونی دل تورو کیه؟
‫- هکر.

716
00:31:33,390 --> 00:31:34,586
‫احتمالاً شکست ناپذیر.

717
00:31:34,611 --> 00:31:36,281
‫قراره تو تورنتو ببینمش،

718
00:31:36,306 --> 00:31:38,138
‫برای «مدلین» استخدامش کنم.

719
00:31:38,247 --> 00:31:39,559
‫ببین.

720
00:31:39,697 --> 00:31:42,528
‫میفهمم که اگه هنوز با سیا هستی،

721
00:31:42,588 --> 00:31:44,060
‫برای خودت نقشه کشیدی،

722
00:31:44,294 --> 00:31:46,872
‫ولی اگه الان همه چیزُ بهم نگی،

723
00:31:46,897 --> 00:31:48,479
‫اون نقشه تموم میشه.

724
00:31:50,303 --> 00:31:52,931
‫«مدلین» میخواد یه هواپیمارو ساقط کنه.

725
00:31:53,217 --> 00:31:54,653
‫نمیدونم کدومش.

726
00:31:54,678 --> 00:31:56,817
‫فقط آدمای بیگناه میمیرن.

727
00:31:56,917 --> 00:31:59,206
‫و اگه خودمو به اون ملاقات با «دل تورو» نرسونم

728
00:31:59,231 --> 00:32:01,469
‫و یه راهی برای کنترلش پیدا نکنم،

729
00:32:01,727 --> 00:32:05,554
‫یه نفر دیگه رو پیدا میکنه تا به
‫جای من انجامش بده، اینبار واقعاً.

730
00:32:08,383 --> 00:32:10,859
‫- چی شده؟
‫- ام آی 6.

731
00:32:11,023 --> 00:32:12,995
‫اونا هفته هاست از «کلادیا» خبری ندارن.

732
00:32:13,250 --> 00:32:15,697
‫اون گمشده و فرضاً هم مرده.

733
00:32:15,999 --> 00:32:18,066
‫اونا میگن تو دروغ میگی.

734
00:32:24,703 --> 00:32:27,942
‫معلومه ام آی 6 میگه خبری
‫از «کلادیا» ندارن.

735
00:32:28,049 --> 00:32:31,967
‫ما هردو تو یه عملیات فوق سری عمیقاً نفوذی بودیم.

736
00:32:32,120 --> 00:32:33,917
‫اونا نمیتونن ریسک کنند کسی بفهمه اون زنده ست.

737
00:32:33,942 --> 00:32:36,295
‫نه تو نه اف.بی.آی.

738
00:32:36,550 --> 00:32:39,663
‫«رید» همه چیزُ بهت گفتم.

739
00:32:39,762 --> 00:32:43,670
‫حتی اگه یه تصمیم مستقیم از رئیسم رو نقض کنه.

740
00:32:43,917 --> 00:32:46,321
‫و میدونم چقدر احمقانه به نظر میاد،

741
00:32:46,368 --> 00:32:48,985
‫ولی این اینجا، این خود منم.

742
00:32:49,278 --> 00:32:52,950
‫خیلی متأسفم که تورو تو این شرایط قرار دادم.

743
00:32:53,077 --> 00:32:55,741
‫اصلاً تصور نمیکنم چه فکری درموردم کردی.

744
00:32:56,431 --> 00:32:58,677
‫کی گفته متوقف شدم؟

745
00:32:59,260 --> 00:33:01,663
‫فقط بدون تمام اون چیزهایی وحشتناکی که
‫برام آرزو کردی،

746
00:33:01,690 --> 00:33:04,256
‫یه میلیون برابرش رو خودم آرزو میکنم.

747
00:33:04,929 --> 00:33:08,178
‫آره، ازت مخفی میکنم، اذیتت میکنم.

748
00:33:08,245 --> 00:33:09,407
‫ولی بهت قسم میخورم.

749
00:33:09,432 --> 00:33:12,313
‫الان دارم بهت حقیقتُ میگم ، کلمه به کلمه رو.

750
00:33:12,420 --> 00:33:15,160
‫«رید» اگه نذاری از اینجا برم،

751
00:33:15,563 --> 00:33:17,930
‫تمام چیزهایی که براش کار کردم نابود میشه.

752
00:33:18,180 --> 00:33:19,431
‫مردم میمیرن.

753
00:33:20,007 --> 00:33:23,218
‫و تمام کارهای وحشتناکی که با تو کردم، با خودمون،

754
00:33:23,243 --> 00:33:25,285
‫برای هیچ میشه.

755
00:33:26,125 --> 00:33:28,864
‫رید خواهش میکنم، به غریزه ت گوش کن.

756
00:33:29,274 --> 00:33:30,972
‫بذار من برم.

757
00:33:35,440 --> 00:33:37,816
‫جواب من نه.

758
00:33:38,218 --> 00:33:40,285
‫نمیذارم بری.

759
00:33:44,481 --> 00:33:46,859
‫من میفرستم بیرون، من میشم مسئولت.

760
00:33:47,125 --> 00:33:48,794
‫ولی یه چیزُ مستقیم میگم.

761
00:33:49,180 --> 00:33:51,610
‫من و تو، تموم شدیم، خلاص.

762
00:33:51,635 --> 00:33:53,565
‫هر رابطه ای، دوستی،

763
00:33:53,590 --> 00:33:55,998
‫هرچیزی که داشتیم، تمومه.

764
00:33:57,365 --> 00:33:59,204
‫تورو به خاطر این نمیبخشم.

765
00:33:59,925 --> 00:34:02,141
‫- رید گوش کن.
‫- نه تو گوش کن.

766
00:34:02,649 --> 00:34:04,815
‫دیگه به من نزدیک نمیشی.

767
00:34:08,485 --> 00:34:10,680
‫ولی اگه حقیقتُ میگی، پس بهترین فرصت ما هستی

768
00:34:10,705 --> 00:34:13,819
‫تا بتونیم «مدلینُ» سرنگون کنیم،
‫پس برمیگردی بیرون.

769
00:34:14,315 --> 00:34:17,180
‫تو یه وظیفه داری ، و باید بهش خدمت کنی

770
00:34:17,209 --> 00:34:19,143
‫تا اون وظیفه تموم بشه.

771
00:34:29,648 --> 00:34:31,454
‫تو فقط باید به من میگفتی.

772
00:34:31,628 --> 00:34:35,043
‫میتونستم کمکت کنم، ولی
‫به جاش، اینجاییم.

773
00:34:35,569 --> 00:34:38,192
‫و اگه بفهمم درمورد یه ذره از اینا دروغ میگفتی،

774
00:34:38,217 --> 00:34:40,451
‫قسم میخورم خودم میندازمت تو زندان.

775
00:34:49,367 --> 00:34:50,741
‫چند دقیقه زمان میبره تا

776
00:34:50,766 --> 00:34:53,015
‫سلول های بنیادی رو برای
‫انتقال آماده کنم.

777
00:34:53,941 --> 00:34:56,933
‫اگه دمارو به طور دقیق کنترل نکنم،

778
00:34:57,180 --> 00:34:58,730
‫میتونه این سلولهارو نابود کنه.

779
00:34:59,159 --> 00:35:00,754
‫ولی بیشتر هم میتونین بسازین درسته؟

780
00:35:00,848 --> 00:35:03,066
‫نه این تنها مقداریه که دارم،

781
00:35:03,091 --> 00:35:04,606
‫و تنها کلید درمان هستن.

782
00:35:04,700 --> 00:35:06,155
‫بهشون میگن سلولهای های استنتون.

783
00:35:06,222 --> 00:35:08,394
‫سلولهای استنتون؟

784
00:35:08,422 --> 00:35:10,805
‫فکر کردم اون یه افسانه ست.
‫پیدا کردنش غیرممکنه.

785
00:35:10,830 --> 00:35:12,457
‫نشانگرهای ژنتیکی منحصر به فرد.

786
00:35:12,531 --> 00:35:13,698
‫اونا واقعین.

787
00:35:13,764 --> 00:35:16,552
‫- چطور پیداشون کردی؟
‫- رومن.

788
00:35:16,628 --> 00:35:19,060
‫هرچیزی میخواستم برام میاوردش.

789
00:35:19,118 --> 00:35:21,085
‫به نظر شماها خیلی نزدیک بودین.

790
00:35:21,668 --> 00:35:24,525
‫وقتی مجبور بودم از پسرم فاصله بگیرم،

791
00:35:24,605 --> 00:35:27,612
‫خیلی خوب بود یه نفر باشه باهاش حرف بزنم.

792
00:35:27,704 --> 00:35:29,046
‫کمک میکرد.

793
00:35:29,178 --> 00:35:31,449
‫با توجه به زندگی که «رومن» داشت،

794
00:35:31,924 --> 00:35:33,824
‫مطمئنم این به اون هم کمک کرد.

795
00:35:39,910 --> 00:35:42,303
‫«ولر، پترسون» مهمون داریم.

796
00:35:46,330 --> 00:35:48,231
‫خیلی خب پنج نفر دارن میان سمتتون.

797
00:35:50,264 --> 00:35:51,952
‫دیگه نمیبینمشون.

798
00:35:51,977 --> 00:35:53,777
‫دارن میان توی خونه.

799
00:36:01,223 --> 00:36:04,289
‫«جین دو» تو هزار درصد دیگه خودتی.

800
00:36:04,369 --> 00:36:07,118
‫باید گذشته رو فراموش کنی و به خود
‫الآنت اعتماد کنی.

801
00:36:07,199 --> 00:36:09,399
‫برو بیرون یه کار مفید کن.

802
00:36:15,853 --> 00:36:17,760
‫باید تو آلونک باشن.

803
00:36:24,848 --> 00:36:26,282
‫پایین پایین!

804
00:36:32,483 --> 00:36:34,951
‫- سریعتر نمیره؟
‫- رویه حساسیه.

805
00:36:35,114 --> 00:36:37,170
‫یه درجه قاتی بشه اونوقت کاملاً...

806
00:36:39,403 --> 00:36:41,220
‫- توخوبی؟
‫- نه.

807
00:36:52,990 --> 00:36:54,444
‫اه!

808
00:37:03,676 --> 00:37:04,908
‫توخوبی؟

809
00:37:14,441 --> 00:37:15,931
‫گرفتمش پترسون.

810
00:37:16,031 --> 00:37:17,873
‫بچه ها، فکر کنم دیگه فهمیده باشین،

811
00:37:17,898 --> 00:37:19,364
‫ولی ساختمون لعنتی آتیش گرفته.

812
00:37:19,389 --> 00:37:20,931
‫پس شاید بخواین از اونجا خارج بشین.

813
00:37:22,952 --> 00:37:25,556
‫کرت، کرت باید بیای بیرون.

814
00:37:25,618 --> 00:37:29,384
‫نه! اون سلول های بنیادی رو لازم داریم!

815
00:37:29,556 --> 00:37:31,189
‫این آخرین فرصت ماست!

816
00:37:37,643 --> 00:37:39,617
‫دیگه دیر شده.

817
00:37:40,679 --> 00:37:42,747
‫زودباش، باشه.

818
00:38:12,525 --> 00:38:14,291
‫هی.

819
00:38:14,427 --> 00:38:15,964
‫نباید خودتو ناراحت کنی.

820
00:38:16,105 --> 00:38:18,105
‫تلاشتو کردی.

821
00:38:18,592 --> 00:38:20,814
‫اگه یکم سریعتر بودم میتونستم نجاتشون بدم.

822
00:38:20,839 --> 00:38:22,305
‫میتونستی؟ وایسا میتونستی چی؟

823
00:38:22,330 --> 00:38:26,409
‫سریعتر خودتو میسوزوندی؟
‫زنده تو بیشتر به دردم میخوره.

824
00:38:26,666 --> 00:38:29,067
‫برای نجات اون سلول های بنیادی
‫کاری نبود که بتونی انجامش بدی.

825
00:38:29,097 --> 00:38:31,370
‫آره راست میگه، اونا بدجوری تو آتیش بودن

826
00:38:31,395 --> 00:38:33,266
‫تو یه لحظه اونجا تبدیل شد به فانونس دریایی.

827
00:38:33,292 --> 00:38:35,314
‫متأسفم بخاطر اخلاقم.

828
00:38:36,054 --> 00:38:38,064
‫ما دنبال درمان میگردیم «جین».

829
00:38:38,190 --> 00:38:40,824
‫آره و بالاخره پیدا میکنیم.

830
00:38:41,566 --> 00:38:44,374
‫خب، حداقل یه اتفاق خوب افتاد.

831
00:38:44,463 --> 00:38:46,229
‫اه، فقط...

832
00:38:46,395 --> 00:38:49,605
‫فقط میخواستم بابت برگردوندن مامانم ازتون تشکر کنم.

833
00:38:49,692 --> 00:38:52,820
‫خوشحالیم که تونستین دوباره خانواده بشین، شما لایقش هستین.

834
00:38:52,845 --> 00:38:54,129
‫الان اون بیرون برای ما

835
00:38:54,154 --> 00:38:55,335
‫- جای امنیه؟
‫- آره.

836
00:38:55,360 --> 00:38:56,816
‫رئیس قبلیت تو داروسازی «کیرنس»

837
00:38:56,841 --> 00:38:58,808
‫و همینطور همکارهاش تازه دستگیر شدن.

838
00:38:58,833 --> 00:39:00,811
‫اونا تا مدتها مزاحم شما نخواهند شد.

839
00:39:00,836 --> 00:39:02,188
‫متشکرم.

840
00:39:02,257 --> 00:39:03,719
‫از همه شما.

841
00:39:04,052 --> 00:39:06,858
‫و «جین»، وقتی برادرت من آخرین بار صحبت کردیم،

842
00:39:06,918 --> 00:39:09,552
‫اون درمورد یه سرنخ احتمالی

843
00:39:09,577 --> 00:39:11,911
‫از یه دسته دیگه از سلولهای استنتون صحبت کرد.

844
00:39:12,024 --> 00:39:14,449
‫حالا، اون گفت میتونه سخت باشه،

845
00:39:14,519 --> 00:39:17,587
‫ولی حالا میدونم چرا اینقدر اونارو میخواست.

846
00:39:18,248 --> 00:39:20,005
‫برای تو بود.

847
00:39:20,939 --> 00:39:22,372
‫اون دوستت داشت.

848
00:39:23,601 --> 00:39:24,733
‫متشکرم.

849
00:39:24,816 --> 00:39:26,528
‫خب، اگه اون سلولهارو پیدا کردین،

850
00:39:26,584 --> 00:39:28,785
‫من دارو رو ترکیب میکنم.

851
00:39:28,841 --> 00:39:30,407
‫تا اونموقع...

852
00:39:30,509 --> 00:39:33,677
‫کلی روزهای یکشنبه هست که
‫باید بریم رستوران هنری.

853
00:39:33,759 --> 00:39:35,292
‫متشکرم.

854
00:39:40,718 --> 00:39:42,306
‫ولش کردی رفت؟

855
00:39:42,387 --> 00:39:44,921
‫تو مدرکی داری که ثابت کنه اون خائن نیست.

856
00:39:44,991 --> 00:39:46,131
‫نه، با غریزه م عمل کردم.

857
00:39:46,156 --> 00:39:48,035
‫خب غریزه ت اشتباه بزرگی مرتکب شد.

858
00:39:48,134 --> 00:39:50,487
‫هر اتفاقی که از الان اشتباه پیش بره،

859
00:39:50,522 --> 00:39:53,857
‫هر کاری که «زاپاتا» انجام بده، مسئولش تویی.

860
00:39:53,999 --> 00:39:56,800
‫- میدونم.
‫- این تموم نشده.

861
00:40:01,539 --> 00:40:03,006
‫هی.

862
00:40:03,205 --> 00:40:05,375
‫هنوزم نمیخوای دست از این رفتارت برداری؟

863
00:40:05,439 --> 00:40:08,807
‫دکتر «روگا» گفت اون بیرون سلولهای بیشتری هست.

864
00:40:08,920 --> 00:40:10,782
‫- ممکنه هر جایی باشه.
‫- ولی نیست.

865
00:40:10,879 --> 00:40:13,066
‫یه جایی هست. و ما پیداشون میکنیم.

866
00:40:13,126 --> 00:40:14,473
‫به نظر مطمئن میای.

867
00:40:14,566 --> 00:40:17,434
‫- خب امروز دوتا چیز یاد گرفتم.
‫- چیه؟

868
00:40:17,763 --> 00:40:20,995
‫یک، مهم نیست در گذشته چه وضعی داشتم،

869
00:40:21,429 --> 00:40:23,925
‫هنوزم جام اون بیرونه که کارهای خوب انجام بدم.

870
00:40:23,996 --> 00:40:25,295
‫روی این موافقیم.

871
00:40:25,323 --> 00:40:29,525
‫و دو، یه مردی دارم که رسماً حاضره

872
00:40:29,621 --> 00:40:32,355
‫برای نجات من وارد آتش بشه.

873
00:40:32,645 --> 00:40:34,969
‫با یه همچین کسی کنارم،

874
00:40:35,054 --> 00:40:37,142
‫میتونیم هرکاری بکنیم.

875
00:40:38,356 --> 00:40:40,614
‫من تورو از دست نمیدم «جین».

876
00:40:40,745 --> 00:40:43,680
‫هیچوقت ، هرگز بیخیالت نمیشم.

877
00:40:46,484 --> 00:40:47,780
‫چیه؟

878
00:40:47,853 --> 00:40:50,982
‫مدام اینو میگی، خوشم میاد.

879
00:40:56,446 --> 00:40:57,613
‫کلادیا.

880
00:40:57,706 --> 00:40:59,966
‫تقریباً بدون ماسکت نشناختمت.

881
00:41:00,051 --> 00:41:02,489
‫نباید باهات تماس بگیرم، ولی شنیدم

882
00:41:02,514 --> 00:41:04,414
‫از ام آی 6 سراغ منو میگرفتی.

883
00:41:04,562 --> 00:41:05,920
‫شما خیلی مُسِر هستین.

884
00:41:05,980 --> 00:41:07,350
‫تو هم برای کسی که قراره مُرده باشی

885
00:41:07,375 --> 00:41:08,603
‫خیلی خوب موندی.

886
00:41:08,634 --> 00:41:10,066
‫زنگ زدم تا تایید کنم

887
00:41:10,141 --> 00:41:11,708
‫که تمام حرفهایی که «زاپاتا» زده درسته،

888
00:41:12,251 --> 00:41:14,797
‫و بگم که متأسفم

889
00:41:14,833 --> 00:41:16,900
‫نسبت به اتفاقهای که توی آپارتمانتون افتاد.

890
00:41:17,274 --> 00:41:18,401
‫پس هردومون.

891
00:41:18,426 --> 00:41:21,026
‫و محظ اطلاع، من هیچوقت نمیخواستم بکشمتون.

892
00:41:21,693 --> 00:41:23,745
‫فقط میخواستم خوب به نظر بیاد.

893
00:41:23,789 --> 00:41:25,809
‫مشخص شد «زاپاتا» هم داشت همون کارو میکرد.

894
00:41:25,849 --> 00:41:27,857
‫فقط نمیدونستیم تو یه جناح هستیم.

895
00:41:27,977 --> 00:41:30,486
‫- بعضی وقتا زندگی خنده دار میشه.
‫- شوخی برداره.

896
00:41:30,581 --> 00:41:34,109
‫فقط باید بدونید از طرف من
‫هیچ خصومت شخصی نبود

897
00:41:34,158 --> 00:41:36,024
‫و اینکه اون به شما اهمیت میده.

898
00:41:36,069 --> 00:41:39,588
‫- این یه عذرخواهیه؟
‫- بله.

899
00:41:40,058 --> 00:41:42,634
‫پذیرفته شد. ممنون که زنگ زدید.

900
00:41:43,068 --> 00:41:44,868
‫موفق باشید.

901
00:41:50,507 --> 00:41:51,507
‫تورنتو، 5:43 صبح.

902
00:41:51,508 --> 00:41:53,109
‫من تو مکان ملاقات هستم.
‫[تورنتو، 5:43 صبح]

903
00:41:53,134 --> 00:41:56,815
‫دوستمون باید تا 15 دقیقه دیگه اینجا باشه.

904
00:41:58,389 --> 00:42:00,194
‫راستش زود اومد.

905
00:42:00,351 --> 00:42:02,018
‫زود زنگ میزنم.

906
00:42:04,195 --> 00:42:05,501
‫هی.

907
00:42:05,628 --> 00:42:09,091
‫از اه، وقت شناسیتون متشکرم.

908
00:42:09,127 --> 00:42:10,393
‫من «تاشا» هستم.

909
00:42:17,241 --> 00:42:18,942
‫اه!

910
00:42:20,411 --> 00:42:21,880
‫سیا باهات حرف داره.

911
00:42:21,904 --> 00:42:31,904
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

