﻿1
00:00:00,500 --> 00:00:05,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:22,210 --> 00:00:24,040
‫هی، اینجایی؟

3
00:00:24,080 --> 00:00:25,511
‫توماس؟

4
00:00:25,624 --> 00:00:26,852
‫کجا رفته بودی؟

5
00:00:26,889 --> 00:00:28,189
‫تو گفتی غذا هم هست.

6
00:00:28,226 --> 00:00:29,526
‫چه مهمونی باحالیه.

7
00:00:30,123 --> 00:00:31,834
‫پسرت داره عصبانی و گرسنه میشه.

8
00:00:31,933 --> 00:00:33,973
‫آره، بیا بریم حاضری؟

9
00:00:34,491 --> 00:00:35,726
‫گوش کنین!

10
00:00:35,763 --> 00:00:37,527
‫همه سرجاشون بمونن.

11
00:00:37,626 --> 00:00:39,905
‫تمام وسایل الکترونیکی باید باز

12
00:00:39,950 --> 00:00:41,447
‫و فوری تحویل داده بشن.

13
00:00:41,558 --> 00:00:42,686
‫«ایوان» چه خبر شده؟

14
00:00:42,723 --> 00:00:44,580
‫حتماً یه نفوذ امنیتی شده.

15
00:00:46,223 --> 00:00:49,223
‫- «آرون» داری چیکار میکنی؟
‫- واو واو.

16
00:00:49,450 --> 00:00:51,020
‫فقط دستوراتُ انجام میدم آقای «مایرز».

17
00:00:51,122 --> 00:00:52,365
‫عقب بایستید و منتظر وایسید.

18
00:00:52,489 --> 00:00:54,170
‫هیچکس حرف نزنه.

19
00:01:00,897 --> 00:01:03,083
‫یه سرنخ از خالکوبی داریم.
‫یه مؤسسه تحقیقاتی ملی،

20
00:01:03,120 --> 00:01:05,560
‫دچار نشتی اطلاعات محرمانه شده.

21
00:01:05,600 --> 00:01:08,647
‫مرکز الکتریکی شتاب یا EVC.

22
00:01:08,684 --> 00:01:10,074
‫اونا کاوشکرهای فضایی میسازن.

23
00:01:10,111 --> 00:01:11,899
‫یه جنگ ستارگان واقعی اونطرفاست.

24
00:01:11,936 --> 00:01:13,630
‫این نباید تو بخش سایبری FBI باشه؟

25
00:01:13,667 --> 00:01:15,617
‫بود، تا اینکه ما فهمیدیم

26
00:01:15,711 --> 00:01:18,520
‫که یکی از فایلهای دزدیده شده به
‫یه خالکوبی مرتبط میشه.

27
00:01:18,719 --> 00:01:20,899
‫یه سری شماره ست که به یه

28
00:01:20,936 --> 00:01:23,255
‫پروژه محرمانه دولتی مرتبط میشه.

29
00:01:23,300 --> 00:01:25,826
‫پس محرمانه یعنی به ما درموردش نمیگن.

30
00:01:25,876 --> 00:01:27,116
‫میرم مجوزشو بگیرم.

31
00:01:27,185 --> 00:01:29,113
‫تا مجوز بیاد ما سرنخی داریم.

32
00:01:29,150 --> 00:01:32,457
‫CSU این انتقال دهنده بلوتوثُ جاساز
‫شده تو یه لوله پیدا کرد.

33
00:01:32,494 --> 00:01:35,053
‫با یکی از شبکه های ایرگپ کامپیوترهای

34
00:01:35,090 --> 00:01:38,050
‫طبقه 25م EVC متصل شده بود.

35
00:01:38,203 --> 00:01:41,178
‫یه نفر از این انتقال دهنده استفاده کرده تا

36
00:01:41,215 --> 00:01:43,605
‫چندین فایل به درایو ناشناس منتقل کنه.

37
00:01:43,642 --> 00:01:45,042
‫یه لیست از آدمهای داخل ساختمون داریم

38
00:01:45,078 --> 00:01:46,862
‫که در زمان حمله حضور داشتند.

39
00:01:46,899 --> 00:01:49,535
‫به نظر EVC مهمونی سالگرد 50سالگیش میگرفته.

40
00:01:49,572 --> 00:01:51,296
‫پس کلی مضنون هست،

41
00:01:51,333 --> 00:01:52,738
‫همه‌شون بازداشت خانگی هستند.

42
00:01:52,828 --> 00:01:54,835
‫تمام موبایلها ضبط شدند،

43
00:01:54,872 --> 00:01:56,749
‫تا احتمالاً یکی از فایلهای دزدیده شده

44
00:01:56,786 --> 00:01:58,147
‫تو یکیشون پیدا بشه.

45
00:01:58,216 --> 00:01:59,795
‫خیلی خب شروع کنیم.

46
00:01:59,863 --> 00:02:01,823
‫هی «جین و ولر» کجان؟

47
00:02:08,467 --> 00:02:09,975
‫ببین میدونم این سخته.

48
00:02:10,149 --> 00:02:12,059
‫شاید حرف بزنی کمکت کنه.

49
00:02:14,420 --> 00:02:16,375
‫پس واقعاً درمورد مادرم چیزی نمیدونستی؟

50
00:02:16,540 --> 00:02:19,530
‫که با سازمان تروریستی مادرم همکاری میکرده؟

51
00:02:20,135 --> 00:02:21,599
‫اون مادر منه.

52
00:02:21,933 --> 00:02:25,453
‫روحمم خبر نداشت که مادرت یکی از مخبرهاش بوده.

53
00:02:25,542 --> 00:02:27,000
‫فکر کنم با عقل جوردر میاد.

54
00:02:27,868 --> 00:02:29,920
‫«شپرد» دنبال یه راهی به زندگی من میگشت.

55
00:02:30,035 --> 00:02:31,695
‫مامانم هدف راحتی بود.

56
00:02:32,999 --> 00:02:34,624
‫خیلی درمورد مادرت حرف نمیزدی.

57
00:02:34,661 --> 00:02:36,014
‫حرف زیادی برای گفتن نیست.

58
00:02:36,170 --> 00:02:37,678
‫اون یه معتاده.

59
00:02:38,140 --> 00:02:40,026
‫انتخابهای بدی کرد.

60
00:02:40,950 --> 00:02:42,910
‫سالها پیش رابطه‌مونُ قطع کردم.

61
00:02:43,678 --> 00:02:45,098
‫به توانبخشی رفته؟

62
00:02:45,135 --> 00:02:46,444
‫گفتم پولشو من میدم.

63
00:02:46,481 --> 00:02:48,586
‫خودم رسوندمش اونجا.

64
00:02:49,886 --> 00:02:51,451
‫انجامش نمیده.

65
00:02:55,557 --> 00:02:57,601
‫فکر بدیه. باید بریم.

66
00:02:57,676 --> 00:02:59,352
‫وایسا، اگه من بودم،

67
00:02:59,389 --> 00:03:01,609
‫میگفتی از مشکلاتم فرار نکنم.

68
00:03:01,728 --> 00:03:03,531
‫و اینکه با هم حلش میکنیم.

69
00:03:03,568 --> 00:03:05,684
‫درسته؟
‫- کرت؟

70
00:03:07,825 --> 00:03:09,393
‫سلام.

71
00:03:10,834 --> 00:03:12,318
‫سلام مامان.

72
00:03:15,848 --> 00:03:19,401
‫مجوز اطلاعات محرمانه EVC رو دریافت کردم.

73
00:03:20,860 --> 00:03:22,170
‫یه نگاه بندازین.

74
00:03:22,207 --> 00:03:25,797
‫خیلی خب، طبق این،

75
00:03:25,834 --> 00:03:28,592
‫EVC هفته پیش یه ماهواره پرتاب کرد...

76
00:03:28,725 --> 00:03:30,358
‫اه خدای من، این حقیقت داره؟

77
00:03:30,441 --> 00:03:33,774
‫- چی؟ چی شده؟
‫- EVC یه ماهواره رو مسلح کرده.

78
00:03:33,811 --> 00:03:36,471
‫مجهز به موشکهای فعاله که
‫میتونن از فضا شلیک بشن.

79
00:03:36,508 --> 00:03:38,404
‫گفتم این جنگ ستارگانه.

80
00:03:38,441 --> 00:03:40,041
‫وایسا، الان ما امپراتوری هستیم یا شورشیا؟

81
00:03:40,077 --> 00:03:41,590
‫هدف خاصی دارن؟

82
00:03:41,718 --> 00:03:43,108
‫اه...

83
00:03:43,181 --> 00:03:44,451
‫طبق این سند نه.

84
00:03:44,488 --> 00:03:46,267
‫هنوز تو فاز آزمایشیه،

85
00:03:46,304 --> 00:03:48,280
‫ولی کاملاً فعاله.

86
00:03:48,317 --> 00:03:51,577
‫اه بچه‌ها، تازه رسیدم به بخش بدش.

87
00:03:51,677 --> 00:03:53,327
‫فایلهایی که دیشب دزدیده شدن

88
00:03:53,364 --> 00:03:55,368
‫حاوی کدهای پرتاب این موشکهاست.

89
00:03:55,569 --> 00:03:58,362
‫که یعنی هرکسی دزدیده میتونه
‫به هرکشوری که

90
00:03:58,399 --> 00:04:00,462
‫بخواد حمله هسته ای انجام بده.

91
00:04:00,873 --> 00:04:02,713
‫بدون راهی برای توقفش.

92
00:04:19,662 --> 00:04:21,139
‫ببخشید معطلتون کردم.

93
00:04:21,176 --> 00:04:23,108
‫مجبور شدم رئیسمُ قانع کنم

94
00:04:23,145 --> 00:04:24,701
‫که پسرم سرزده اومده ملاقاتم

95
00:04:24,738 --> 00:04:26,748
‫به همراه همسر زیباش

96
00:04:26,785 --> 00:04:28,994
‫ارزش پنج دقیقه استراحتُ داره.

97
00:04:29,290 --> 00:04:30,904
‫باید چندتا سؤال ازت بپرسیم.

98
00:04:30,990 --> 00:04:32,600
‫اه عزیزم، اول

99
00:04:32,637 --> 00:04:35,740
‫یکم از خودت تعریف کن لطفاً.

100
00:04:35,940 --> 00:04:37,787
‫برای احوال پرسی نیومدیم مامان.

101
00:04:38,225 --> 00:04:40,045
‫اه خانم «ولر»...

102
00:04:40,082 --> 00:04:41,562
‫نه نه منو «لیندا» صدا بزن

103
00:04:41,705 --> 00:04:43,240
‫ما خانواده ایم.

104
00:04:43,787 --> 00:04:45,389
‫این زنو میشناسی؟

105
00:04:46,088 --> 00:04:47,630
‫آره، اون «النِ»

106
00:04:47,667 --> 00:04:49,640
‫- چطور... مگه چی...
‫- کی دیدیش؟

107
00:04:49,677 --> 00:04:51,403
‫پنج سال پیش شاید.

108
00:04:51,440 --> 00:04:54,400
‫وقتی پیرتر میشی یکم سخت بخاطر میارم.

109
00:04:54,544 --> 00:04:56,584
‫میشه درمورد رابطه‌تون

110
00:04:56,621 --> 00:04:57,787
‫یکم بیشتر به ما بگی؟

111
00:04:57,824 --> 00:04:59,444
‫میدونی تو یه رستوران همو دیدیم.

112
00:04:59,586 --> 00:05:01,326
‫اینقدر حرف زدیم که تعطیل کردن

113
00:05:01,363 --> 00:05:03,211
‫و مارو انداختن بیرون.

114
00:05:03,248 --> 00:05:05,732
‫از اونموقع با هم دوست بودیم.

115
00:05:06,264 --> 00:05:08,045
‫میخوای با این داستان پیش بری؟

116
00:05:08,280 --> 00:05:10,021
‫خب حقیقت داره.

117
00:05:10,139 --> 00:05:12,458
‫من و «الن» شباهتهای زیادی بهم داشتیم.

118
00:05:12,559 --> 00:05:14,432
‫دوستت «الن»

119
00:05:15,365 --> 00:05:17,795
‫یه تروریست به اسم «شپرد» بود.

120
00:05:17,920 --> 00:05:19,208
‫متوجه نمیشم.

121
00:05:19,275 --> 00:05:21,755
‫«لیندا» اون فقط دنبال یه

122
00:05:21,792 --> 00:05:24,358
‫مکالمه صاف و ساده با تو نبود.

123
00:05:24,498 --> 00:05:26,764
‫«شپرد» از تو به عنوان یه نیرو استفاده میکرد،

124
00:05:26,801 --> 00:05:29,306
‫تا از «کرت» اطلاعات بدست بیاره.

125
00:05:31,610 --> 00:05:33,334
‫این تویی که وارد یه ساختمان میشی

126
00:05:33,403 --> 00:05:35,963
‫که مشخص شده یکی از انبارهای
‫تروریستی «شپرد» بوده.

127
00:05:36,044 --> 00:05:39,394
‫ما با یه کلید وارد اون ساختمون شدیم.

128
00:05:39,489 --> 00:05:42,178
‫- میتونم توضیح بدم.
‫- باشه.

129
00:05:42,432 --> 00:05:44,562
‫چند هفته پیش یه، ام...

130
00:05:44,720 --> 00:05:47,264
‫نامه از وکیل «الن» رسید دستم.

131
00:05:47,543 --> 00:05:50,741
‫داخلش یه کلید و یه نامه بود

132
00:05:50,802 --> 00:05:53,022
‫نوشته بود برم تو اون ساختمون و

133
00:05:53,059 --> 00:05:55,033
‫پولی که تو وصیتش نوشته بود بردارم.

134
00:05:55,077 --> 00:05:56,808
‫این نقشه «شپرد» بوده.

135
00:05:56,904 --> 00:05:58,193
‫به هردوی ما کلید داد.

136
00:05:58,230 --> 00:05:59,840
‫میخواست ما همدیگه رو پیدا کنیم.

137
00:06:01,636 --> 00:06:02,859
‫اه...

138
00:06:02,925 --> 00:06:04,965
‫اه من باید...

139
00:06:05,014 --> 00:06:06,820
‫باید برگردم سر کار.

140
00:06:08,872 --> 00:06:10,177
‫میتونم کمکتون کنم؟

141
00:06:10,365 --> 00:06:12,178
‫تو سر راه منی کلانتر.

142
00:06:12,390 --> 00:06:14,615
‫راستش من کلانتر نیستم.

143
00:06:15,420 --> 00:06:16,804
‫من یه مأمور ویژه م.

144
00:06:16,881 --> 00:06:18,428
‫باید اینو به اون نشون بدی.

145
00:06:18,504 --> 00:06:19,844
‫اون مجرم واقعیه.

146
00:06:20,565 --> 00:06:22,506
‫فکر کنم یه وقت دیگه باید برگردم.

147
00:06:30,739 --> 00:06:33,006
‫این بار تو چه دردسری گرفتار شدی؟

148
00:06:40,100 --> 00:06:41,936
‫هی تو هم شنیدی؟ ولر و جین

149
00:06:41,973 --> 00:06:43,459
‫برگشتن پیش مادر ولر.

150
00:06:43,527 --> 00:06:45,137
‫دستم بند جلوگیری از یه حمله

151
00:06:45,174 --> 00:06:47,564
‫هسته‌ایه، وقتی برای شایعه پراکنی ندارم.

152
00:06:47,672 --> 00:06:48,965
‫چیه، دستگیرش کردن؟

153
00:06:49,009 --> 00:06:50,061
‫وقتی آوردنش اتاق

154
00:06:50,098 --> 00:06:51,538
‫کنفرانس دستبند دستش نداشت.

155
00:06:52,457 --> 00:06:54,303
‫- این خیلی خیلی بده.
‫- نه میدونم.

156
00:06:54,399 --> 00:06:56,451
‫«کرت» خیلی هم از خانواده شانس نیاورده.

157
00:06:56,488 --> 00:06:57,968
‫نه، منظورم این بود.

158
00:06:58,077 --> 00:07:01,037
‫تازه بررسی داده‌های آخرین وسیله

159
00:07:01,074 --> 00:07:03,968
‫الکترونیکی از پارتی EVC رو تموم کردم.

160
00:07:04,005 --> 00:07:05,525
‫فایلهای دزدی تو هیچکدومشون نیست.

161
00:07:05,614 --> 00:07:06,964
‫پس اونها جلوی نشتیُ نگرفتن.

162
00:07:07,001 --> 00:07:08,911
‫اه حالا فهمیدم چه مشکلی داریم.

163
00:07:09,467 --> 00:07:11,076
‫چی فهمیدین؟

164
00:07:11,817 --> 00:07:14,687
‫کد پرتاب یه ماهواره

165
00:07:14,724 --> 00:07:17,594
‫خطرناک مسلح به موشک همین
‫دیشب دزدیده شد.

166
00:07:17,820 --> 00:07:19,975
‫اون میتونه از فضا موشک شلیک کنه؟

167
00:07:20,082 --> 00:07:22,084
‫بهش میگن ماهواره مسلح جوی.

168
00:07:22,121 --> 00:07:24,537
‫توسط یه شرکت به اسم مرکز الکتریکی شتاب

169
00:07:24,574 --> 00:07:27,389
‫و وزارت دفاع به طور فوق محرمانه ساخته شده.

170
00:07:27,443 --> 00:07:28,654
‫داریم سعی میکنیم بفهمیم

171
00:07:28,715 --> 00:07:31,069
‫کدوم یکی از بیشتر از 100 نفر آدم توی ساختمون

172
00:07:31,106 --> 00:07:32,537
‫کدهای پرتابُ دزدیده.

173
00:07:32,631 --> 00:07:35,520
‫ولی تا الآن فایلهای دزدی تو هیچکدوم از دستگاهها نیست.

174
00:07:35,625 --> 00:07:37,582
‫دزد میتونست یه فلش درایو کوچیک رد کنه.

175
00:07:38,068 --> 00:07:39,592
‫درسته یه بار نیم میلیون دلار

176
00:07:39,629 --> 00:07:41,303
‫با بیت کوین زدم به بدن.

177
00:07:41,384 --> 00:07:42,600
‫بذار بگم عاقبت اون

178
00:07:42,637 --> 00:07:44,467
‫سرمایه گذاری خاص بدون بازدهی بود.

179
00:07:44,630 --> 00:07:46,940
‫من بودم فلش درایوُ داخل ساختمون پنهان میکردم.

180
00:07:47,003 --> 00:07:49,639
‫صبر میکردم آبا از آسیاب بیافته
‫و بعد بردارم.

181
00:07:49,676 --> 00:07:51,201
‫یه تیم میفرستم به EVC

182
00:07:51,238 --> 00:07:52,771
‫منم رو رابطهای CIA کار میکنم.

183
00:07:52,808 --> 00:07:55,773
‫خیلی خب ما هم اینترنت تاریکُ برای
‫هر فروش احتمالی بررسی میکنیم.

184
00:07:55,970 --> 00:07:57,568
‫هی، خودمون تحت کنترل داریم.

185
00:07:57,605 --> 00:07:59,929
‫تو برو برگرد پیش مامانت و «جین».

186
00:08:09,135 --> 00:08:10,863
‫میخوای بشینی؟

187
00:08:11,185 --> 00:08:12,553
‫«جیسون» میدونه فدرالی هستی

188
00:08:12,590 --> 00:08:14,879
‫فکر میکنه دارم میفروشمش.

189
00:08:15,162 --> 00:08:17,939
‫پس «جیسون»، گفت باید دستگیرت کنم.

190
00:08:18,416 --> 00:08:19,950
‫چرا؟

191
00:08:20,342 --> 00:08:22,873
‫«لیندا»، میخوایم کمکت کنیم.

192
00:08:23,039 --> 00:08:25,772
‫ولی باید بدونیم چه خبر شده.

193
00:08:26,726 --> 00:08:29,865
‫چند سال پیش، دچار حادثه شدم

194
00:08:30,063 --> 00:08:32,017
‫سر از بیمارستان درآوردم.

195
00:08:32,334 --> 00:08:35,114
‫دکتر آکسیکانتین تجویز کرد.

196
00:08:35,226 --> 00:08:39,796
‫وقتی تجویزش تموم شد من
‫هنوز درد داشتم.

197
00:08:39,833 --> 00:08:41,443
‫مجبور شدم یه راه دیگه داروهارو جور کنم.

198
00:08:41,480 --> 00:08:42,907
‫اونموقع بود که با «جیسون» آشنا شدم.

199
00:08:42,944 --> 00:08:44,124
‫پس اون دلالته.

200
00:08:44,213 --> 00:08:45,743
‫آکسی ارزون نیست.

201
00:08:45,803 --> 00:08:48,045
‫به «جیسون» بدهکار شدم

202
00:08:48,082 --> 00:08:49,326
‫و نمیتونستم بهش پول بدم.

203
00:08:49,363 --> 00:08:52,663
‫اون گفت اگه یه تحویل ساده انجام بدم،

204
00:08:52,728 --> 00:08:55,123
‫اونوقت با هم بیحساب میشیم.

205
00:08:55,335 --> 00:08:56,985
‫پس شدی حمال مواد؟

206
00:08:57,120 --> 00:08:59,350
‫کرت.
‫- نه نه...

207
00:08:59,387 --> 00:09:00,866
‫مشکل همینجاست.

208
00:09:00,903 --> 00:09:01,990
‫نمیتونستم انجامش بدم.

209
00:09:02,027 --> 00:09:04,051
‫خیلی ترسیده بودم و...

210
00:09:04,088 --> 00:09:05,725
‫فکر کردم پلیس دنبالمه

211
00:09:05,762 --> 00:09:09,139
‫منم قرصارو انداختم دور.

212
00:09:10,860 --> 00:09:12,480
‫چقدر بهش بدهکاری؟

213
00:09:13,262 --> 00:09:15,060
‫100.000$

214
00:09:18,407 --> 00:09:19,904
‫نمیدونم باید چیکار کنم.

215
00:09:19,951 --> 00:09:21,295
‫چرا نمیری توانبخشی؟

216
00:09:21,356 --> 00:09:22,553
‫از شر اعتیاد خلاص شی.

217
00:09:22,590 --> 00:09:23,920
‫- میخوام.
‫- آره.

218
00:09:23,957 --> 00:09:25,267
‫نه میخوام.

219
00:09:25,405 --> 00:09:27,834
‫ولی باید پول «جیسونُ» بهش پس بدم.

220
00:09:27,871 --> 00:09:29,720
‫میخوای از انعام پول در بیاری؟

221
00:09:30,810 --> 00:09:33,240
‫اینجا... دستشویی هست؟

222
00:09:38,158 --> 00:09:41,919
‫«الکس» این زنُ تا دستشویی همراه کن.

223
00:09:41,956 --> 00:09:43,476
‫نذار از جلوی چشمات دور بشه.

224
00:09:43,682 --> 00:09:45,709
‫من ملازم نیاز ندارم «کرت».

225
00:09:46,723 --> 00:09:48,684
‫من که میگم داری.

226
00:09:56,089 --> 00:09:59,699
‫اون زن... خیلی باعث عذاب من میشه.

227
00:09:59,804 --> 00:10:01,154
‫تمام زندگیم.

228
00:10:01,241 --> 00:10:03,591
‫خب حق داری عصبانی باشی.

229
00:10:03,732 --> 00:10:06,127
‫ولی «کرت» اون در خطره.

230
00:10:06,310 --> 00:10:07,459
‫و اون خانوادته.

231
00:10:07,496 --> 00:10:09,523
‫نمیتونی همینطوری بهش پشت کنی.

232
00:10:10,179 --> 00:10:11,309
‫باشه.

233
00:10:11,445 --> 00:10:13,076
‫خب به اداره فیلی زنگ میزنم.
‫[فیلادلفیا]

234
00:10:13,169 --> 00:10:15,219
‫ببینم میتونن این «جیسونُ» از خیابون جمعش کنن.

235
00:10:15,353 --> 00:10:16,732
‫تا دیگه تهدیدی نباشه.

236
00:10:16,769 --> 00:10:18,509
‫من «لیندا» رو میبرم به آپارتمانمون.

237
00:10:18,546 --> 00:10:20,101
‫براش تیم حفاظتی میگیرم.

238
00:10:20,265 --> 00:10:23,085
‫یکم زمان میخریم تا بفهمیم
‫گام بعدیمون چیه.

239
00:10:24,084 --> 00:10:25,860
‫همه چیز درست میشه.

240
00:10:28,620 --> 00:10:32,150
‫خیلی الان تیم ما از مرکز EVC خبر رسوند.

241
00:10:32,187 --> 00:10:34,577
‫تا الآن نظر «ولر» درمورد دستگاه

242
00:10:34,614 --> 00:10:36,201
‫جاسازی شده به جایی نرسیده.

243
00:10:36,238 --> 00:10:38,039
‫خیلی خب، اینجا داریم به یه جاهایی میرسیم.

244
00:10:38,075 --> 00:10:40,578
‫ده کارمند تو نواحی محدود کارت شناساییشونُ

245
00:10:40,615 --> 00:10:42,678
‫یه ساعت قبل از دزدیده شدن کدهای پرتاب جابه جا کردن.

246
00:10:42,715 --> 00:10:43,935
‫مأمور «وودز» داره دنبالشون میکنه.

247
00:10:43,972 --> 00:10:45,771
‫اه چرا مأمور «وودز» داره ردشونُ میگیره؟

248
00:10:45,841 --> 00:10:47,891
‫چون یه چیز نگران کننده دارم بهت بگم.

249
00:10:47,954 --> 00:10:50,670
‫نگران کننده تر از ماهوارهای مسلح؟

250
00:10:50,724 --> 00:10:51,935
‫خب تو بهم بگو.

251
00:10:52,006 --> 00:10:54,881
‫رو گوشیم یه اپ آگاه سازی بازداشتیهای فدرال نصب کردم

252
00:10:54,918 --> 00:10:56,146
‫بله براش یه اپ هست.

253
00:10:56,183 --> 00:10:58,533
‫و تازه یه هشدار درمورد «کتی» گرفتم.

254
00:10:58,890 --> 00:11:00,530
‫یعنی «کتی» ما؟

255
00:11:00,567 --> 00:11:02,389
‫آره کتی ما، «کتی گوستافسن»

256
00:11:02,426 --> 00:11:03,943
‫«کتی»...

257
00:11:04,055 --> 00:11:07,315
‫«کتی» عضو یه تیم سه نفره
‫هکر حرفه ای بود.

258
00:11:07,607 --> 00:11:10,545
‫سه موش کور دوباره کنار هم.

259
00:11:10,582 --> 00:11:11,899
‫این زن دیوونه ست.

260
00:11:11,936 --> 00:11:13,560
‫تو دوست خوبی نیستی.

261
00:11:15,012 --> 00:11:16,217
‫اه!

262
00:11:16,271 --> 00:11:17,764
‫«کتی گوستافسن» تو بازداشتی.

263
00:11:18,177 --> 00:11:19,357
‫اون از زندان آزاد شده.

264
00:11:19,394 --> 00:11:21,248
‫اون هنوز پنج سال از محکومیتش داره.

265
00:11:21,285 --> 00:11:22,350
‫آزادی مشروط زود هنگام.

266
00:11:22,387 --> 00:11:23,452
‫ننوشته چطور خارج شده.

267
00:11:23,489 --> 00:11:24,652
‫نوشته خارج شده.

268
00:11:24,689 --> 00:11:26,584
‫فکر میکنی از ما واسه اخاذی استفاده کرده؟

269
00:11:26,621 --> 00:11:28,780
‫- زود به نتیجه نرسون.
‫- زود نیست.

270
00:11:28,817 --> 00:11:30,490
‫وقتی زندان بودم همه رو میفروختم.

271
00:11:30,529 --> 00:11:31,684
‫آخه میشه سرزنشش کرد؟

272
00:11:31,771 --> 00:11:33,365
‫ما با همدیگه اون هکها رو انجام دادیم.

273
00:11:33,402 --> 00:11:34,842
‫ولی فقط اون بود که افتاد زندان.

274
00:11:34,878 --> 00:11:37,134
‫آره... عذاب هم وجدان گرفتی؟

275
00:11:37,171 --> 00:11:38,366
‫خب اون مارو گروگان گرفت

276
00:11:38,403 --> 00:11:40,303
‫قلاده شوک به گردنمون بست
‫و خواست بهم شلیک کنه،

277
00:11:40,340 --> 00:11:42,197
‫پس خیلی هم بهم بیخوابی نداده.

278
00:11:42,310 --> 00:11:43,545
‫ولی اگه اون به کسی بگه که

279
00:11:43,582 --> 00:11:44,983
‫ما اون دو نفر دیگه سه موش کور هستیم،

280
00:11:45,020 --> 00:11:46,261
‫میدونی ممکنه چه اتفاقی...

281
00:11:46,297 --> 00:11:47,356
‫هی مأمور «وودز»!

282
00:11:47,423 --> 00:11:49,217
‫سلام اه!

283
00:11:49,254 --> 00:11:51,834
‫اه، چه سریع و ساکتی.

284
00:11:51,889 --> 00:11:53,125
‫چطور کمکت کنم؟

285
00:11:53,162 --> 00:11:54,510
‫من تمام اسمهای تو لیستُ بررسی کردم

286
00:11:54,560 --> 00:11:55,717
‫و اسم همه هست غیر از یه

287
00:11:55,754 --> 00:11:58,184
‫سرپرست ارشد به اسم «ایوان مایرز».

288
00:11:58,775 --> 00:12:00,430
‫منظورت چیه اسمش نیست؟

289
00:12:00,876 --> 00:12:02,334
‫«ایوان مایرز» یه مجوز ویژه

290
00:12:02,371 --> 00:12:03,756
‫برای رفع بازداشت خانگیش گرفت

291
00:12:03,793 --> 00:12:05,108
‫تا بتونه به جلسه هیئت مدیره

292
00:12:05,145 --> 00:12:07,248
‫EVC برسه ولی هیچوقت اونجا نرفت.

293
00:12:07,285 --> 00:12:10,478
‫به همسر «ایوان» حرف زدیم و اون گفت که «ایوان»

294
00:12:10,515 --> 00:12:12,717
‫امروز صبح از خونه رفت و
‫پسرشون «توماس» رو هم برد.

295
00:12:12,754 --> 00:12:15,123
‫قرار بود تا مدرسه برسونتش

296
00:12:15,190 --> 00:12:16,382
‫ولی «توماس» به مدرسه نرسیده.

297
00:12:16,435 --> 00:12:18,662
‫انگار «ایوان» فرار کرده ولی چرا پسرشو برده؟

298
00:12:18,732 --> 00:12:20,073
‫به نظر بار اضافی با خودش برده.

299
00:12:20,145 --> 00:12:22,670
‫آره خب ما هم همین فکرو کردیم
‫تا اینکه اینو فهمیدیم.

300
00:12:22,707 --> 00:12:25,084
‫«توماس» دیابت داره، و پارسال

301
00:12:25,139 --> 00:12:28,041
‫یه سرنگ انسولین گرفت که فوق پیشرفته ست.

302
00:12:28,078 --> 00:12:29,248
‫اطلاعات هم ذخیره میکنه؟

303
00:12:29,310 --> 00:12:30,834
‫یه مقدار کم ولی آره.

304
00:12:30,871 --> 00:12:32,467
‫قابلیت بلوتوث هم داره.

305
00:12:32,504 --> 00:12:33,865
‫و بچه تو مهمونی هم بوده

306
00:12:33,902 --> 00:12:35,622
‫حتماً همون هارددرایوی که دنبالش میگردیم.

307
00:12:35,658 --> 00:12:36,905
‫«ایوان» حتماً میدونسته حراست

308
00:12:36,942 --> 00:12:38,518
‫یه وسیله پزشکی رو ضبط نمیکنه.

309
00:12:38,592 --> 00:12:40,024
‫همین الان تلفنی با «کیتون» حرف زدم.

310
00:12:40,100 --> 00:12:42,456
‫CIA مکالمات بین مأمورای روسیُ دریافت کرد

311
00:12:42,514 --> 00:12:43,955
‫اونها درمورد دریافت کنترل یه

312
00:12:43,991 --> 00:12:45,818
‫ماهواره مسلح از یکی از نیروهاشون حرف میزدن.

313
00:12:45,874 --> 00:12:47,154
‫اینم نیروشون.

314
00:12:47,191 --> 00:12:48,801
‫اگه روسها دستشون به اون کدهای پرتاب برسه.

315
00:12:48,838 --> 00:12:51,350
‫قدرت اینو دارن که هرکشوریُ
‫بخوان محو کنند.

316
00:12:56,109 --> 00:12:57,469
‫باید بدونیم «ایوان» داره کجا میره.

317
00:12:57,505 --> 00:12:58,825
‫اگه اون یه جاسوس خارجیه حتماً یجور

318
00:12:58,862 --> 00:13:00,102
‫ردیابی چیزی یه جایی داره.

319
00:13:00,140 --> 00:13:02,538
‫ما هارد درایوشو باز کردیم

320
00:13:02,750 --> 00:13:04,490
‫به نظر اون یه عالمه اطلاعات

321
00:13:04,540 --> 00:13:06,703
‫از رو لپتاپش دیشب پاک کرده
‫یا میخواسته.

322
00:13:06,740 --> 00:13:09,398
‫ما یه سند متنی با کلی تاریخ و زمان روش پیدا کردیم،

323
00:13:09,435 --> 00:13:11,593
‫و حرف مخفف NB کنار هرکدومش هست.

324
00:13:11,682 --> 00:13:13,292
‫آره، با سوابق تماسهاش

325
00:13:13,329 --> 00:13:14,953
‫و تقویمش مقایسه کردم.

326
00:13:14,990 --> 00:13:17,046
‫تو از همسر «ایوان» خبری نگرفتی؟

327
00:13:17,110 --> 00:13:18,929
‫«ولر» داره میره جرسی تا باهاش حرف بزنه.

328
00:13:19,020 --> 00:13:21,240
‫اه آره مامان «ولر» تو آپارتمانشونه نه؟

329
00:13:21,277 --> 00:13:23,765
‫یکم یواشکی گوش کردم. شکایت کن ازم.

330
00:13:23,939 --> 00:13:25,719
‫کسی غیراز من نمیخواد درمورد
‫مامان «ولر» حرف بزنه؟

331
00:13:25,756 --> 00:13:27,036
‫نه، دستمون بند نجات دنیا

332
00:13:27,072 --> 00:13:28,691
‫از حمله مداری یه ماهواره ست.

333
00:13:37,000 --> 00:13:38,679
‫آخرین باری که «کرت» اینقدر خوشحال دیدم

334
00:13:38,716 --> 00:13:41,376
‫صبح کریسمس بود وقتی 9 سالش بود.

335
00:13:42,796 --> 00:13:44,657
‫از کل زندگیش بی خبر بودم.

336
00:13:46,929 --> 00:13:48,624
‫- ببین
‫- میخوای بدونی

337
00:13:48,720 --> 00:13:50,470
‫چطور بچه‌هامُ ول کردم

338
00:13:50,729 --> 00:13:52,729
‫چطور اونها رو با پدرشون تنها گذاشتم

339
00:13:52,800 --> 00:13:55,531
‫وقتی میدونستم اون یه هیولاست.

340
00:13:55,632 --> 00:13:57,546
‫من این حقُ ندارم که بپرسم...

341
00:13:57,583 --> 00:13:59,499
‫درسته تو از زندگی من خبر نداری.

342
00:13:59,579 --> 00:14:01,499
‫همونقدری که من از پسرم خبرندارم.

343
00:14:04,648 --> 00:14:05,867
‫متأسفم.

344
00:14:05,904 --> 00:14:07,007
‫متأسفم نباید...

345
00:14:07,044 --> 00:14:08,654
‫هیچکدوم از اینا تقصیر تو نیست.

346
00:14:09,484 --> 00:14:11,560
‫تو باید بری پیش «کرت».

347
00:14:11,881 --> 00:14:13,671
‫من اینجا حالم خوبه.

348
00:14:14,127 --> 00:14:15,578
‫ام...

349
00:14:18,505 --> 00:14:20,765
‫چطوره یکم چایی درست کنم؟

350
00:14:24,023 --> 00:14:27,078
‫میتونم قهوه یا چایی بیارم؟ آب میخواین یا...

351
00:14:27,161 --> 00:14:28,828
‫من خوبم.

352
00:14:29,031 --> 00:14:31,078
‫باید چندتا سؤال درمورد

353
00:14:31,115 --> 00:14:32,304
‫شوهرتون بپرسم.

354
00:14:32,341 --> 00:14:34,632
‫باشه، میخواین بشینین...

355
00:14:34,882 --> 00:14:37,085
‫باورم نمیشه اون پسرمونُ دزدیده.

356
00:14:37,122 --> 00:14:38,800
‫«توماس» دیابت داره

357
00:14:38,850 --> 00:14:40,507
‫ممکنه وارد شوک انسولین بشه.

358
00:14:40,544 --> 00:14:42,634
‫میدونیم، هشدار امبرُ ارسال کردیم.
‫[یک سیستم واکنش اضطراری که اطلاعات مربوط به یک فرد گمشده (معمولا یک کودک) را پخش می کند]

359
00:14:42,712 --> 00:14:43,865
‫باشه

360
00:14:43,950 --> 00:14:45,195
‫یادتون میاد شوهر شما در

361
00:14:45,232 --> 00:14:47,812
‫چند روز گذشته رفتار عجیبی داشته باشه؟

362
00:14:47,929 --> 00:14:49,757
‫نه، اون همیشه طولانی مدت کار میکنه

363
00:14:49,956 --> 00:14:52,679
‫شبها جواب تلفنُ میده

364
00:14:52,913 --> 00:14:54,515
‫گفت رو یه پروژه بزرگ کار میکنه

365
00:14:54,552 --> 00:14:55,956
‫ولی الان نگران شدم

366
00:14:55,993 --> 00:14:58,281
‫و نمیدونم دقیقاً نگران چی شدم

367
00:14:58,318 --> 00:15:00,500
‫هیچکدوم از اینا با عقل جوردر نمیاد.
‫- متوجه هستم.

368
00:15:00,537 --> 00:15:02,090
‫حالا درمورد دیشب

369
00:15:02,130 --> 00:15:03,398
‫تو مهمونی شرکت،

370
00:15:03,435 --> 00:15:05,915
‫ندیدین «ایوان» به طبقه 25م بره؟

371
00:15:06,270 --> 00:15:07,726
‫تا جایی که یادمه نه.

372
00:15:07,786 --> 00:15:10,031
‫شما و «توماسُ» تنها نگذاشت؟

373
00:15:10,068 --> 00:15:12,028
‫یه مهمونی کاری بود خب، اون...

374
00:15:12,065 --> 00:15:14,484
‫با مردم حرف میزد و من فقط زنش بودم.

375
00:15:14,558 --> 00:15:16,298
‫من ... اون...

376
00:15:16,580 --> 00:15:18,695
‫مرد خوبیه اون بابای خوبیه.

377
00:15:18,732 --> 00:15:19,999
‫اون... اون...

378
00:15:20,132 --> 00:15:21,890
‫ببخشید، میخوام کمک کنم.

379
00:15:21,930 --> 00:15:23,312
‫من کمک نمیکنم.

380
00:15:23,398 --> 00:15:25,007
‫- نه، چرا کمک میکنین.
‫- باشه.

381
00:15:25,044 --> 00:15:26,374
‫کارتون عالیه.

382
00:15:26,468 --> 00:15:28,367
‫جاییُ میشناسین که «ایوان»

383
00:15:28,474 --> 00:15:29,850
‫ممکنه «توماسُ» برده باشه اونجا؟

384
00:15:30,093 --> 00:15:32,257
‫پاسپورتشون گم شده پس...

385
00:15:32,359 --> 00:15:33,624
‫کانادا؟

386
00:15:33,709 --> 00:15:35,380
‫اونجا رابطهای کاری داره.

387
00:15:35,430 --> 00:15:37,570
‫به گشت مرزی خبر میدم.

388
00:15:37,816 --> 00:15:40,256
‫و یه تیم حفاظتی هم داره میاد اینجا.

389
00:15:40,293 --> 00:15:42,062
‫میشه لطفاً پسرمو برگردونین خونه؟

390
00:15:42,099 --> 00:15:43,409
‫چون...

391
00:15:43,577 --> 00:15:45,707
‫بدون اون نمیتونم زندگی کنم...

392
00:15:47,447 --> 00:15:49,117
‫تمام تلاشمو میکنم خانم.

393
00:15:51,452 --> 00:15:52,554
‫هی رئیس.

394
00:15:52,591 --> 00:15:54,137
‫چیزی هست که شما بخواین بهم بگین؟

395
00:15:54,270 --> 00:15:55,665
‫اگه داری میگی من میدونم دستکشهای

396
00:15:55,701 --> 00:15:57,062
‫لاستیکی کجان در اشتباهی.

397
00:15:57,099 --> 00:15:58,266
‫درمورد اون حرف نمیزنم.

398
00:15:58,303 --> 00:15:59,663
‫هیچکس درمورد این حرف نمیزنه.

399
00:15:59,699 --> 00:16:00,815
‫یه حمله سایبری انجام دادن

400
00:16:00,852 --> 00:16:02,465
‫تمام اعضای بانک ملی نیوانگلند

401
00:16:02,502 --> 00:16:03,864
‫یه ایمیل هشدار دریافت کردن که

402
00:16:03,901 --> 00:16:05,567
‫بانکشون درحال کلاهبرداریه.

403
00:16:05,701 --> 00:16:08,309
‫و پیام با یه لوگو امضا شده

404
00:16:08,422 --> 00:16:10,682
‫لوگوی سه موش کور.

405
00:16:10,893 --> 00:16:12,293
‫این چیه؟

406
00:16:12,330 --> 00:16:13,870
‫این چیه؟ شوخیت گرفته؟

407
00:16:13,907 --> 00:16:15,683
‫حرف بزنین حالا!

408
00:16:15,750 --> 00:16:17,050
‫باشه

409
00:16:17,234 --> 00:16:21,066
‫«کتی» امروز صبح آزاد شد، آزادی مشروط.

410
00:16:21,364 --> 00:16:23,033
‫و فکر نکردی اینو به من بگی؟

411
00:16:23,070 --> 00:16:24,151
‫میخواستم بگم ولی

412
00:16:24,188 --> 00:16:25,308
‫- اون گفت...
‫- تو گفتی!

413
00:16:27,183 --> 00:16:28,549
‫ما «کتیُ» دستگیر کردیم...

414
00:16:28,606 --> 00:16:30,713
‫و فکر کردم سه موش کور تموم شده.

415
00:16:30,750 --> 00:16:32,573
‫میخواستم احتمال دست داشتن شمارو بررسی کنم.

416
00:16:32,651 --> 00:16:35,131
‫ولی حالا میفهمم گروه هکر شما دوباره فعال شده؟

417
00:16:35,168 --> 00:16:36,620
‫- نه!
‫- نه نه نه این...

418
00:16:36,666 --> 00:16:38,807
‫نه، ما هیچ دخالتی در این نداشتیم.

419
00:16:38,844 --> 00:16:40,804
‫اگه «کتی» اینکارو کرده، تنها انجامش داده.

420
00:16:40,861 --> 00:16:42,093
‫یا شاید یه مقلده.

421
00:16:42,130 --> 00:16:43,175
‫هی مقلد، موش...
‫[مقلد=گربه]

422
00:16:43,212 --> 00:16:44,398
‫اینجا میشه یه جک درست کرد.

423
00:16:44,435 --> 00:16:46,229
‫من جک لازم ندارم جواب میخوام «ریچ».

424
00:16:46,341 --> 00:16:48,082
‫7پرونده EVC اولویت اوله،

425
00:16:48,119 --> 00:16:50,069
‫ولی میخوام این مشکل هک بانک ملی نیوانگلند حل بشه.

426
00:16:50,166 --> 00:16:51,966
‫وگرنه همه باید به جای سه موش کور جواب پس بدیم.

427
00:16:52,197 --> 00:16:53,440
‫- میفهمین؟
‫- آره.

428
00:16:53,477 --> 00:16:54,997
‫خیلی خب.
‫- باشه.

429
00:16:56,831 --> 00:16:58,823
‫اه خدای من.

430
00:16:59,120 --> 00:17:00,809
‫هی آروم باش میتونیم درستش کنیم.

431
00:17:00,846 --> 00:17:02,395
‫میدونم میتونیم

432
00:17:02,432 --> 00:17:03,684
‫قضیه این نیست

433
00:17:03,721 --> 00:17:05,393
‫وقتی کار کردن با «کتیُ» شروع کردیم

434
00:17:05,471 --> 00:17:06,934
‫فکر کردم داریم یه کار درست انجام میدادیم

435
00:17:06,971 --> 00:17:08,494
‫ولی در اصل داشتیم قانونُ نقض میکردیم!

436
00:17:08,531 --> 00:17:11,215
‫باشه «رید» قرار نیست شغلشو از دست
‫بده و با ما بیاد زندان،

437
00:17:11,252 --> 00:17:13,052
‫اونم بخاطر یه هک کلاه سفید بی آزار.

438
00:17:13,088 --> 00:17:14,465
‫آخه بیخیال، هی نگاش کن!

439
00:17:14,502 --> 00:17:16,252
‫انگار اینجا پمپ بنزین عمومیه!

440
00:17:16,289 --> 00:17:17,786
‫«ایوان مایرز» در شش ماه گذشته به

441
00:17:17,823 --> 00:17:19,497
‫فردی به اسم «لوید همرستاین» وجه واریز میکرده،

442
00:17:19,534 --> 00:17:21,320
‫یه کارگاه خصوصی معتبر.

443
00:17:21,651 --> 00:17:24,434
‫اگه «ایوان» با دولت روسیه در ارتباطه،

444
00:17:24,471 --> 00:17:27,460
‫چرا به یه کارگاه دسته اول پول داده؟

445
00:17:27,869 --> 00:17:29,940
‫شاید میخواسته از کارچاقکناش آتو دست بگیره.

446
00:17:30,252 --> 00:17:32,543
‫یعنی، اگه فکر میکرده میخوان ازش اخاذی کنن،

447
00:17:32,580 --> 00:17:34,737
‫شاید میخواسته تلافی کنه، میدونی؟ این با اون در؟

448
00:17:37,730 --> 00:17:39,820
‫ماشین «ایوان» تو یه ایستگاه بنزین

449
00:17:39,860 --> 00:17:41,323
‫در میدلتون نیویورک شناسایی شد.

450
00:17:42,560 --> 00:17:44,182
‫20 رو 6

451
00:17:45,260 --> 00:17:46,830
‫بابا باید جیش کنم.

452
00:17:47,560 --> 00:17:49,360
‫باشه ، بیا اون پشته.

453
00:17:49,518 --> 00:17:51,955
‫خودم میتونم برم، من بچه نیستم.

454
00:17:52,127 --> 00:17:55,480
‫باشه، خب میرم ماشینُ میارم و دور میزنم.

455
00:17:55,693 --> 00:17:57,252
‫وقت هدر نده.

456
00:18:08,240 --> 00:18:09,670
‫هی

457
00:18:09,799 --> 00:18:11,150
‫بچه کجاست؟

458
00:18:11,338 --> 00:18:12,807
‫نمیدونم درمورد چی حرف میزنی.

459
00:18:12,940 --> 00:18:14,416
‫شمارو اه...

460
00:18:14,871 --> 00:18:16,441
‫شمارو میشناسم؟

461
00:18:18,374 --> 00:18:19,634
‫اه!

462
00:18:19,760 --> 00:18:20,956
‫بابا!

463
00:18:27,019 --> 00:18:29,043
‫«ایوان مایرز» تو یه پمپ بنزین تیر خورد

464
00:18:29,080 --> 00:18:31,636
‫و الآن دارن جراحیش میکنند و وضعش بحرانیه.

465
00:18:31,738 --> 00:18:33,202
‫پسرش «توماس» کجاست؟

466
00:18:33,252 --> 00:18:35,027
‫از صحنه فرار کرد و هنوزم گمشده.

467
00:18:35,064 --> 00:18:37,316
‫چندتا تیم دارن منطقه رو میگردن.

468
00:18:37,363 --> 00:18:38,519
‫کسی که شلیک کرد فرار کرده

469
00:18:38,574 --> 00:18:39,762
‫ولی چهره‌اشُ دوربینهای

470
00:18:39,799 --> 00:18:41,460
‫مداربسته ضبط کردن.

471
00:18:41,527 --> 00:18:44,302
‫به گفته رابطهای CIA من، این «نیکلای برلینسکیِ»

472
00:18:44,363 --> 00:18:45,860
‫یه مأمور معروف روسی.

473
00:18:45,949 --> 00:18:47,615
‫NB, این همون حروف

474
00:18:47,652 --> 00:18:49,777
‫توی اسنادیه که «ایوان» خواست دیشب پاکشون کنه.

475
00:18:49,814 --> 00:18:51,514
‫شاید «ایوان» میخواست ملاقاتهاشُ یادداشت کنه.

476
00:18:51,593 --> 00:18:52,953
‫«نیکولای» میتونه دلال «ایوان» باشه.

477
00:18:52,990 --> 00:18:54,199
‫ولی اگه اینطوریه،

478
00:18:54,252 --> 00:18:55,862
‫چرا قبل از معامله به آدمش شلیک کرد؟

479
00:18:56,092 --> 00:18:58,011
‫شاید «ایوان» نظرش عوض شد خواست معامله رو لغو کنه.

480
00:18:58,048 --> 00:19:00,675
‫یا حریص شد و پول بیشتری واسه کدها میخواست.

481
00:19:02,976 --> 00:19:05,196
‫اینو ببین، «نیکولای»...

482
00:19:05,488 --> 00:19:07,582
‫درست بعد از شلیک میره داخل.

483
00:19:07,675 --> 00:19:08,995
‫پس اون دنباله «توماسه»

484
00:19:09,032 --> 00:19:10,144
‫حتماً میدونه کدهاش تو

485
00:19:10,181 --> 00:19:11,727
‫سرنگ انسلینش قرار داره.

486
00:19:11,852 --> 00:19:14,503
‫پس ممکنه دست روسها به «توماسُ» کدها رسیده باشه.

487
00:19:14,878 --> 00:19:16,722
‫سرنخ دیگه‌ای نداریم؟

488
00:19:17,019 --> 00:19:18,602
‫فعلاً که باید منتظر بمونیم

489
00:19:18,642 --> 00:19:21,252
‫ولی سیستم من دوربینهای خیابون و تصاویر

490
00:19:21,292 --> 00:19:22,926
‫مداربسته رو تحت نظر داره،

491
00:19:22,963 --> 00:19:24,895
‫دنبال اثری از «توماس یا نیکولای» هستم.

492
00:19:25,081 --> 00:19:27,412
‫و هنوز دنبال کارگاه خصوصی که «ایوان» استخدام کرد میگردیم.

493
00:19:27,449 --> 00:19:29,386
‫چند نفر فرستادم به خونه‌اش و دفترش.

494
00:19:29,519 --> 00:19:31,269
‫اطلاعاتشُ بفرست برام، من پیگیرش میشم.

495
00:19:31,339 --> 00:19:33,427
‫«ریچ، پترسون» روی هک بانک ملی نیوانگلند تمرکز کنین

496
00:19:33,464 --> 00:19:34,878
‫«وایتز» مدام ازم سؤال میپرسه

497
00:19:34,915 --> 00:19:36,271
‫چند ساعت دیگه بازار بورس بسته میشه

498
00:19:36,308 --> 00:19:37,839
‫و سهام بانک داره ضرر میبینه.

499
00:19:37,966 --> 00:19:39,539
‫خیلی خب! یکی برای همه ها؟

500
00:19:39,576 --> 00:19:41,096
‫همه برای...

501
00:19:41,133 --> 00:19:42,783
‫کسی نمیخواد انجام بده.

502
00:19:42,863 --> 00:19:43,993
‫انگاری.

503
00:19:46,008 --> 00:19:47,206
‫هی

504
00:19:47,257 --> 00:19:48,867
‫تونستی هک بانکُ به «کتی» مرتبط کنی؟

505
00:19:48,904 --> 00:19:50,628
‫اه، میشه گفت.

506
00:19:50,738 --> 00:19:52,730
‫خوشبختانه مارو هم بهش مرتبط کرده.

507
00:19:52,848 --> 00:19:54,824
‫این پیام کوچیک که برامون فرستاده نگاه کن.

508
00:19:54,886 --> 00:19:56,339
‫ک + پ + ر

509
00:19:56,376 --> 00:19:59,355
‫که میشه بهترین دوستان تا ابد.

510
00:19:59,392 --> 00:20:01,378
‫یکم غلو کرده ولی مشخصه خودشه.

511
00:20:01,446 --> 00:20:03,180
‫ولی درمورد کلاهبرداری بانک درست میگفت.

512
00:20:03,228 --> 00:20:05,358
‫مشخص شد بانک ملی نیوانگلند

513
00:20:05,416 --> 00:20:07,856
‫2.5 میلیون حساب کارت اعتباری بدون

514
00:20:07,893 --> 00:20:09,463
‫تأیید مشتریهاشون ایجاد کردند.

515
00:20:09,638 --> 00:20:12,081
‫که جمعاً سودش میشه 4میلیون دلار.

516
00:20:12,118 --> 00:20:14,683
‫پس اون فساد در مقیاس عظیم رو افشا کرده؟

517
00:20:14,777 --> 00:20:16,550
‫این قشنگ برند "سه موش کور" میشه که.

518
00:20:16,587 --> 00:20:18,351
‫فقط اینکه برای ارتکاب یه جرم

519
00:20:18,388 --> 00:20:19,542
‫فدرالی، آزادی مشروطشُ نقض کرده.

520
00:20:19,579 --> 00:20:21,589
‫خیلی خب، میخوام از یه آدم باهوشی که یه

521
00:20:21,626 --> 00:20:23,721
‫زمانی میشناختم نقل قول کنم
‫"شورشیهای کیبوردباز

522
00:20:23,758 --> 00:20:25,928
‫باید خودشونُ برای هدف والا فدا کنند"

523
00:20:26,095 --> 00:20:27,472
‫من اینو گفتم...

524
00:20:27,509 --> 00:20:29,365
‫وقتی فکر میکردم دارم از FBI بازنشست میشم

525
00:20:29,402 --> 00:20:31,574
‫وقتی نمیدونستم داریم برای یه روانی کار میکنیم.

526
00:20:31,708 --> 00:20:33,228
‫باشه خیلی خب.

527
00:20:36,589 --> 00:20:37,730
‫اینو ببین.

528
00:20:37,816 --> 00:20:39,574
‫این لگوی سه موش کوره که

529
00:20:39,611 --> 00:20:41,152
‫«کتی» باهاش بهمون ایمیل میفرستاد.

530
00:20:41,189 --> 00:20:43,441
‫با اونی که قبلاً استفاده میکردیم فرق میکنه.

531
00:20:43,478 --> 00:20:45,995
‫چی؟ پس یه پیام مخفیه؟

532
00:20:46,183 --> 00:20:48,167
‫"تا حالا به عنوان سه موش کور چنین

533
00:20:48,204 --> 00:20:49,699
‫بصیرتی تو زندگیت داشتی."

534
00:20:49,754 --> 00:20:51,474
‫یه لحظه وایسا، بعضی حروف یه خط روش دارن

535
00:20:51,511 --> 00:20:52,991
‫بعضیاش ندارن، این چیزی میشه؟

536
00:20:53,027 --> 00:20:56,179
‫اگه هر حرفیُ تو گروهای سه تایی بذاریم...

537
00:20:56,300 --> 00:20:57,649
‫میشه کد سه تایی.

538
00:20:57,686 --> 00:20:59,126
‫کد سه تایی، سه موش کور.

539
00:20:59,184 --> 00:21:00,924
‫بیخیال، این خلاقیتش قابل تحسینه.

540
00:21:00,961 --> 00:21:03,651
‫هرگروه به یه عدد میرسه...

541
00:21:03,918 --> 00:21:07,308
‫که به یه حرف از الفبا مرتبط میکنه.

542
00:21:07,503 --> 00:21:09,745
‫و به ما...

543
00:21:10,048 --> 00:21:11,784
‫"30 دویوی 9 بی"

544
00:21:15,593 --> 00:21:17,023
‫خیلی خب...

545
00:21:17,347 --> 00:21:19,386
‫خیلی خب، یه خیابون 30 دویوی تو

546
00:21:19,423 --> 00:21:20,534
‫حوزه اقتصادی هست.

547
00:21:20,571 --> 00:21:22,271
‫«کتی» داره میگه کجا پیداش کنیم؟

548
00:21:22,409 --> 00:21:24,019
‫خب یه راه برای فهمیدنش هست.

549
00:21:27,768 --> 00:21:29,988
‫پترسون! ریچ!

550
00:21:30,071 --> 00:21:34,456
‫اه دوتا از دوستای موردعلاقه‌م تو تمام دنیا!

551
00:21:35,120 --> 00:21:36,972
‫این، واقعیه الان؟

552
00:21:37,113 --> 00:21:38,917
‫داریم میایم داخل؟

553
00:21:38,978 --> 00:21:40,042
‫من درو میبندم.

554
00:21:40,118 --> 00:21:42,118
‫میدونستم پیاممو رمزگشایی میکنین

555
00:21:42,381 --> 00:21:43,691
‫درست به موقع.

556
00:21:43,728 --> 00:21:46,394
‫حس خوبی نداره که دوباره همدیگه رو میبینیم؟

557
00:21:46,534 --> 00:21:48,995
‫خیلی دلم براتون تنگ شده بود.

558
00:21:49,138 --> 00:21:51,402
‫از مدل موت خوشم میاد
‫خودت کوتاهش کردی؟

559
00:21:51,472 --> 00:21:54,519
‫اه «کتی» برای احوالپرسی نیومدیم.

560
00:21:54,556 --> 00:21:55,847
‫تو امروز یه بانکُ هک کردی.

561
00:21:55,884 --> 00:21:58,494
‫و یه فساد گسترده رو افشا کردم.

562
00:21:58,592 --> 00:22:00,050
‫کار ما همینه درسته؟

563
00:22:00,104 --> 00:22:01,494
‫اه شاید بخوای خیلی روی "ما"

564
00:22:01,531 --> 00:22:02,706
‫حساب باز نکنی.

565
00:22:02,743 --> 00:22:04,592
‫آخه "ما" هیچ دخالتی تو این نداشتیم.

566
00:22:04,629 --> 00:22:07,149
‫کار تو بود، تنها کار میکردی.

567
00:22:07,792 --> 00:22:09,548
‫دارم به چی نگاه میکنم؟

568
00:22:09,690 --> 00:22:14,019
‫به جشن لباس ساقدوشی خوش اومدین!

569
00:22:14,131 --> 00:22:16,634
‫- به چی گفتی؟
‫- من دارم عروسی میکنم.

570
00:22:16,824 --> 00:22:18,706
‫و میخوام شما ساقدوش من باشین.

571
00:22:18,743 --> 00:22:20,793
‫میشه؟ بگین بله!

572
00:22:21,039 --> 00:22:22,909
‫تو تازه آزاد شدی

573
00:22:22,998 --> 00:22:25,488
‫همین امروز صبح، و نامزد هم کردی.

574
00:22:25,598 --> 00:22:28,388
‫فهمیدم، تو عاشق یه نگهبان شدی...

575
00:22:28,425 --> 00:22:30,555
‫نه سرنگهبان و، اونها پارتی بازی کردن،

576
00:22:30,616 --> 00:22:32,017
‫و برای همین اینقدر زود آزاد شدی؟

577
00:22:32,053 --> 00:22:33,902
‫من بخاطر خوش رفتاری آزاد شدم.

578
00:22:33,939 --> 00:22:35,819
‫نه یه لحظه دیرتر.

579
00:22:35,896 --> 00:22:37,806
‫عشقم «پاستری» و من

580
00:22:37,843 --> 00:22:39,629
‫بالاخره امروز برای بار

581
00:22:39,666 --> 00:22:41,749
‫اول همو بوسیدیم.

582
00:22:41,815 --> 00:22:43,815
‫بیصربانه منتظرم شما ببینینش.

583
00:22:44,011 --> 00:22:45,488
‫مطمئنم اون مرد

584
00:22:45,525 --> 00:22:47,785
‫مناسبیه «کتی».

585
00:22:47,822 --> 00:22:50,003
‫خیلی برات خوشحالیم.

586
00:22:50,040 --> 00:22:52,333
‫ولی تو امروز یه جرم مرتکب شدی.

587
00:22:52,370 --> 00:22:54,510
‫ولی کسی لازم نیست درموردش بدونه.

588
00:22:54,572 --> 00:22:56,800
‫متأسفانه اون گربه از سبد پریده بیرون.

589
00:22:56,944 --> 00:22:59,644
‫یه گربه و موش. یادته یه بار گفتم...

590
00:22:59,681 --> 00:23:00,921
‫داشتم میگفتم گربه و موش ...

591
00:23:00,957 --> 00:23:02,170
‫باید دستگیرت کنیم.

592
00:23:02,277 --> 00:23:03,699
‫نه خواهش میکنم اینکارو نکن.

593
00:23:03,736 --> 00:23:05,956
‫خیلی از زندان متنفر بودم.

594
00:23:06,128 --> 00:23:08,566
‫اگه شما منو برگردونین اونجا،

595
00:23:08,605 --> 00:23:10,402
‫مجبورم به همه بگم

596
00:23:10,439 --> 00:23:12,419
‫که شما همکار من بودین،

597
00:23:12,456 --> 00:23:16,159
‫و بقیه کارهایی که قبلاً کردین.

598
00:23:16,348 --> 00:23:18,808
‫ولی نمیخواین اونکارو بکنین مگه نه؟

599
00:23:20,464 --> 00:23:22,941
‫باشه! حالا که حلش کردیم،

600
00:23:22,978 --> 00:23:25,680
‫بیاین این سوگلیهای عروسیو امتحان کنیم.

601
00:23:29,188 --> 00:23:31,058
‫بعد از اینکه «تیلور شاو» گم شد

602
00:23:31,095 --> 00:23:33,005
‫میدونستم که باید از «بیل» دور بشم.

603
00:23:33,386 --> 00:23:35,800
‫سعی کردم بچه‌امُ با خودم ببرم.

604
00:23:36,108 --> 00:23:37,534
‫- واقعاً؟
‫- اره.

605
00:23:37,571 --> 00:23:39,494
‫کرت، کرت بهش اشاره نکرد.

606
00:23:39,615 --> 00:23:41,167
‫فکر نکنم یادش باشه.

607
00:23:41,222 --> 00:23:42,324
‫اه

608
00:23:42,437 --> 00:23:44,707
‫من هفته‌ها نقشه فرار میکشیدم.

609
00:23:44,974 --> 00:23:48,324
‫صبر کردم «بیل» مست کنه و بخوابه

610
00:23:48,468 --> 00:23:50,503
‫بعد بچه‌ها رو بیدار کردم

611
00:23:51,488 --> 00:23:54,058
‫و بعد تا یه پناهگاه تاکسی گرفتیم.

612
00:23:54,167 --> 00:23:55,279
‫مجبور، نیستیم در مورد

613
00:23:55,316 --> 00:23:56,524
‫این حرف بزنیم اگه دوست نداری.

614
00:23:56,562 --> 00:23:58,132
‫خودم میخوام.

615
00:23:58,542 --> 00:24:00,284
‫فکر کنم وقتی «کرت»

616
00:24:00,321 --> 00:24:02,501
‫اون شب بیدار شد من خواب بودم.

617
00:24:02,658 --> 00:24:04,386
‫اون ترسیده بود

618
00:24:04,838 --> 00:24:06,956
‫یه زنیُ پیدا کرد که مسئول بود

619
00:24:07,138 --> 00:24:09,644
‫اون گذاشت زنگ بزنه باباش.

620
00:24:10,016 --> 00:24:11,886
‫«کرت» نمیدونست چرا رفتین اونجا.

621
00:24:11,991 --> 00:24:14,121
‫خب چطور به یه بچه 10 ساله

622
00:24:14,208 --> 00:24:16,456
‫میگی که فکر میکنی باباش یه آدمکشه؟

623
00:24:17,299 --> 00:24:21,011
‫«بیل» گفت که همه مارو میکشه

624
00:24:21,151 --> 00:24:25,058
‫اگه حتی به نظر بیاد میخوام
‫بچه‌هاشُ ازش دور کنم.

625
00:24:26,144 --> 00:24:28,058
‫برای همین رفتی تا ازش حفاظت کنی.

626
00:24:28,393 --> 00:24:30,703
‫قسم میخورم به خاطراونا برمیگشتم.

627
00:24:30,845 --> 00:24:32,325
‫خب چرا اینکارو نکردی؟

628
00:24:32,695 --> 00:24:34,378
‫خب اولش بخاطر «بیل»

629
00:24:34,518 --> 00:24:36,456
‫و حرفی که زد انجام میده.

630
00:24:37,437 --> 00:24:39,747
‫و بعد بخاطر خودم بود.

631
00:24:40,130 --> 00:24:43,659
‫بخاطر اعتیادم و ضعفم.

632
00:24:44,324 --> 00:24:47,398
‫«بیل» شیاطینشُ درونش حبس کرد.

633
00:24:47,574 --> 00:24:49,757
‫ولی یجوری شیاطین من...

634
00:24:50,138 --> 00:24:51,680
‫آزاد شدن.

635
00:24:51,820 --> 00:24:54,040
‫و نمیخواستم بهشون نزدیک بشم.

636
00:24:55,459 --> 00:24:57,808
‫یه حسی بهم میگه تو درموردش میدونی.

637
00:24:59,941 --> 00:25:02,034
‫داشتن شیاطین.

638
00:25:04,202 --> 00:25:05,252
‫آره.

639
00:25:06,519 --> 00:25:08,129
‫حرفش شد...

640
00:25:08,280 --> 00:25:12,214
‫فکر نکنم نوشیدنی قوی تری داشته باشی.

641
00:25:13,144 --> 00:25:15,269
‫چطوره فعلاً همین چاییُ بخوریم.

642
00:25:15,468 --> 00:25:16,908
‫یه قوری دیگه دم میکنم.

643
00:25:24,526 --> 00:25:25,651
‫من...

644
00:25:25,688 --> 00:25:27,820
‫خدای من مثل یه دستکش اندازه‌مه.

645
00:25:27,995 --> 00:25:30,730
‫این چه رنگیه؟ لوزوی؟ زبونی؟

646
00:25:30,939 --> 00:25:33,159
‫زبون سگ.
‫کوسن مبل.

647
00:25:33,300 --> 00:25:34,457
‫چطور «کتی» سایز منو

648
00:25:34,494 --> 00:25:35,519
‫اینقدر دقیق میدونه؟
‫- هی

649
00:25:35,556 --> 00:25:37,750
‫- میشه یه لحظه تمرکز کنیم؟
‫- اینو ببین. آره.

650
00:25:37,830 --> 00:25:39,128
‫باید بفهمیم چیکار میخوایم بکنیم.

651
00:25:39,165 --> 00:25:40,168
‫باید دستگیرش کنیم.

652
00:25:40,205 --> 00:25:41,497
‫- درسته؟
‫- درسته

653
00:25:41,758 --> 00:25:43,464
‫اه ریچ

654
00:25:43,520 --> 00:25:45,128
‫چقدر شگفت آور شدی.

655
00:25:45,179 --> 00:25:46,238
‫آره مگه نه؟

656
00:25:46,275 --> 00:25:48,620
‫«پترسون» مال تو یکم کار میخواد.

657
00:25:48,676 --> 00:25:50,230
‫اه آره

658
00:25:50,376 --> 00:25:51,738
‫هی گوش کن

659
00:25:51,775 --> 00:25:53,861
‫داشتم فکر میکردم، میدونی

660
00:25:53,898 --> 00:25:55,198
‫حالا که داری عروسی میکنی...

661
00:25:55,235 --> 00:25:56,917
‫مرد جدید، فصل جدید

662
00:25:56,954 --> 00:25:58,534
‫یه شروع تازه جدید چطوره؟

663
00:25:58,688 --> 00:26:00,058
‫هک نکنی،

664
00:26:00,095 --> 00:26:01,691
‫آزادی مشروط نقض نکنی

665
00:26:01,728 --> 00:26:04,686
‫دیگه، میدونی، هیچ جرمی مرتکب نشی.

666
00:26:04,772 --> 00:26:06,904
‫- فکر خیلی خوبیه.
‫- آره.

667
00:26:06,941 --> 00:26:10,387
‫متأسفانه، عروسیها خیلی گرون در میان

668
00:26:10,424 --> 00:26:12,424
‫و خب وقتی تو زندون داری

669
00:26:12,498 --> 00:26:14,301
‫از دوستات محافظت میکنی

670
00:26:14,338 --> 00:26:16,128
‫بهت خیلی پول نمیدن.

671
00:26:16,228 --> 00:26:18,183
‫یه صفحه کمک خیرخواهانه درست کردیم

672
00:26:18,220 --> 00:26:20,260
‫ولی تا الان کسی اهداء نکرده.

673
00:26:20,902 --> 00:26:23,480
‫اه
‫خب...

674
00:26:23,800 --> 00:26:26,824
‫من ... خیلی دوست دارم کمک کنم.

675
00:26:26,959 --> 00:26:28,980
‫مثلاً...

676
00:26:29,368 --> 00:26:30,941
‫10.000$ خوبه؟

677
00:26:30,978 --> 00:26:32,909
‫البته، برای دی جی

678
00:26:33,068 --> 00:26:34,667
‫عروسی رؤیایی من

679
00:26:34,704 --> 00:26:36,834
‫بیشتر از 10 میلیون میشه.

680
00:26:37,039 --> 00:26:38,667
‫10 میلیون؟

681
00:26:38,769 --> 00:26:40,316
‫اه پسر، چه رؤیاییه.

682
00:26:40,357 --> 00:26:43,720
‫«پترسون»، داریم زندگیُ جشن میگیریم

683
00:26:43,783 --> 00:26:45,621
‫بعد از اینکه من زندگیمُ

684
00:26:45,658 --> 00:26:47,277
‫تو یه جعبه بتونی هدر دادم

685
00:26:47,314 --> 00:26:50,104
‫اونم وقتی شما مثل روباه در رفتین.

686
00:26:50,863 --> 00:26:52,503
‫مثل روباه؟ این...

687
00:26:52,540 --> 00:26:54,089
‫تا حالا این اصطلاحُ نشنیده بودم.

688
00:26:54,126 --> 00:26:55,206
‫از تو زندان یاد گرفتی...

689
00:26:55,242 --> 00:26:56,576
‫چطوره...

690
00:26:56,663 --> 00:26:58,620
‫بهت 200 هزارتا بدیم

691
00:26:58,808 --> 00:27:00,386
‫تا دیگه هیچوقت جرمی مرتکب نشی

692
00:27:00,423 --> 00:27:02,513
‫یا هویت واقعی دوتا

693
00:27:02,643 --> 00:27:04,083
‫موش کور دیگه رو افشا نکنی؟

694
00:27:04,433 --> 00:27:07,318
‫قبوله. 200 تا هرکدوم.

695
00:27:07,469 --> 00:27:10,639
‫و میتونین تو سایت KathysDreamWedding.com اهدا کنین.

696
00:27:11,933 --> 00:27:13,909
‫هی هی هی، سرندپیتی!

697
00:27:14,034 --> 00:27:15,429
‫من 200 هزارتا همینجوری

698
00:27:15,466 --> 00:27:16,636
‫یه جا قایم نکردم، میدونی.

699
00:27:16,673 --> 00:27:18,675
‫باید... باید پول مجازی جابه جا کنم

700
00:27:18,746 --> 00:27:20,722
‫و شاید اه، چندتا اموال

701
00:27:20,759 --> 00:27:22,433
‫که به FBI نگفتم رو بفروشم.

702
00:27:22,505 --> 00:27:23,786
‫و پسووردهامم همراهم نیست،

703
00:27:23,822 --> 00:27:24,753
‫پس امروز نمیتونم.

704
00:27:24,790 --> 00:27:25,990
‫باشه بعداً بهم پس بده.

705
00:27:26,027 --> 00:27:27,271
‫آره آره البته.

706
00:27:27,503 --> 00:27:29,245
‫هی کتی...

707
00:27:29,478 --> 00:27:32,027
‫ما نمیتونیم به عروسیت برسیم

708
00:27:32,122 --> 00:27:33,732
‫ولی نگفتم زمانش کیه.

709
00:27:33,769 --> 00:27:34,899
‫اه کیه؟

710
00:27:34,936 --> 00:27:36,141
‫بهار بعدی.

711
00:27:36,178 --> 00:27:37,620
‫یا زمستون.

712
00:27:37,682 --> 00:27:39,511
‫اون...

713
00:27:39,548 --> 00:27:40,668
‫نمیتونیم بهش برسیم.

714
00:27:40,704 --> 00:27:42,245
‫آره، یعنی جسماً نمیرسیم

715
00:27:42,282 --> 00:27:43,762
‫ولی روحمون اونجا خواهد بود.

716
00:27:43,823 --> 00:27:46,308
‫آره، بهترین دوستا تا ابد، درسته؟

717
00:27:46,397 --> 00:27:48,487
‫اینم از این...

718
00:27:48,746 --> 00:27:50,558
‫بفرما

719
00:27:50,595 --> 00:27:53,128
‫پس از عاقبت خیرت لذت ببر.

720
00:27:53,165 --> 00:27:55,177
‫آره. دی.جی کیه؟

721
00:27:57,683 --> 00:27:58,886
‫هی! چی فهمیدی؟

722
00:27:58,923 --> 00:28:00,641
‫وای، بعد از قدم زدن اون بیرون

723
00:28:00,678 --> 00:28:01,831
‫چه هوای به سر آدم میخوره.

724
00:28:01,868 --> 00:28:03,583
‫بهش عادت نکن. «کتیُ» پیدا کردین؟

725
00:28:03,620 --> 00:28:05,521
‫اه پیچیده ست، بعداً توضیح میدم.

726
00:28:05,558 --> 00:28:06,728
‫اوضاع اینجا چطوره؟

727
00:28:06,768 --> 00:28:07,988
‫این یارو «بلینسکیُ» گرفتین

728
00:28:08,025 --> 00:28:09,585
‫قبل از اینکه موشک بندازه رو سرمون؟

729
00:28:09,622 --> 00:28:11,378
‫تازه کارگاه خصوصی که «ایوان»
‫استخدام کرد پیدا کردیم.

730
00:28:11,415 --> 00:28:13,761
‫اون گفت بهش پول دادن تا «اسکارلتُ» مدت 30 روز تعقیب کنه.

731
00:28:13,798 --> 00:28:15,042
‫الان تصاویرشو برامون میفرسته.

732
00:28:15,078 --> 00:28:16,652
‫خدایا، مشکل اعتماد دارن.

733
00:28:16,689 --> 00:28:18,488
‫یکی از دلایلی که ازدواجهای رسمی برای

734
00:28:18,525 --> 00:28:20,011
‫دیوانه کردن ملت ساخته شده.

735
00:28:20,078 --> 00:28:21,389
‫تو همه مارو دیوونه کردی

736
00:28:21,426 --> 00:28:22,636
‫ولی کسی باهات ازدواج نمیکنه.

737
00:28:22,673 --> 00:28:24,316
‫مثل یه همسر کاری واقعی حرف زدی.

738
00:28:25,409 --> 00:28:26,967
‫خیلی خب اینم از این.

739
00:28:28,017 --> 00:28:30,925
‫هی، این همونیه که فکر میکنم؟

740
00:28:31,231 --> 00:28:32,711
‫نیکلای برلینسکی.

741
00:28:32,798 --> 00:28:34,261
‫چرا «اسکارلت» باهاش ملاقات کرده؟

742
00:28:34,298 --> 00:28:35,998
‫به گفته کارگاه خصوصی...

743
00:28:36,224 --> 00:28:38,152
‫چندبار در هفته باهاش ملاقات داشته.

744
00:28:38,213 --> 00:28:40,223
‫این «ایوان» نیست که با روسها کار میکنه.

745
00:28:40,675 --> 00:28:42,018
‫همسرشه.

746
00:28:42,118 --> 00:28:44,347
‫«اسکارلت» بود که کدهای پرتاب
‫EVC رو دزدیده.

747
00:28:44,384 --> 00:28:45,984
‫بعد از اینکه نشتی اطلاعات اتفاق افتاد

748
00:28:46,020 --> 00:28:47,745
‫«ایوان» حتماً فهمیده همسرش دزدی کرده.

749
00:28:47,812 --> 00:28:49,372
‫خب چرا نرفته پیش پلیس؟

750
00:28:49,409 --> 00:28:51,019
‫چون تمام مدارک علیه اونه.

751
00:28:51,105 --> 00:28:52,613
‫پس «اسکارلت» از کارت «ایوان»

752
00:28:52,650 --> 00:28:54,650
‫استفاده کرد و درحین مهمونی رفت طبقه 25...

753
00:28:54,687 --> 00:28:56,167
‫تا براش پاپوش درست کنه.

754
00:28:56,499 --> 00:28:58,419
‫اون پسر خودشو گروگان نگرفته

755
00:28:58,933 --> 00:29:00,931
‫اون داره ازش دربرابر مادرش محافظت میکنه.

756
00:29:01,253 --> 00:29:03,011
‫«پترسون» به مأمورای داخل خونه
‫«اسکارلت» تماس بگیر.

757
00:29:03,048 --> 00:29:04,162
‫بگو الان دستگیرش کنند.

758
00:29:04,318 --> 00:29:05,888
‫بابا گفت نمیتونم برم خونه

759
00:29:06,037 --> 00:29:08,300
‫«توماس» آروم باش طوریت نمیشه.

760
00:29:08,337 --> 00:29:09,425
‫بعد بهش تیر زدن.

761
00:29:09,462 --> 00:29:11,543
‫- الان کجایی؟
‫- بابا گفت اگه از هم جدا شدیم

762
00:29:11,580 --> 00:29:13,800
‫برم همونجایی که پارسال آتش بازیُ نگاه کردیم.

763
00:29:14,098 --> 00:29:15,667
‫باشه، چیز دیگه ای نگو.

764
00:29:15,704 --> 00:29:17,924
‫اونجا میبینمت، دوستت دارم.

765
00:29:18,098 --> 00:29:19,488
‫منم دوستت دارم مامان.

766
00:29:35,669 --> 00:29:37,413
‫مامان خانه دار معلوم شد جاسوس روسهاست

767
00:29:37,450 --> 00:29:38,500
‫تحرکات خطرناکی انجام داده...

768
00:29:38,537 --> 00:29:40,272
‫اون لیموناد مأمور مارو سمی کرد

769
00:29:40,309 --> 00:29:41,879
‫و زد به چاک.

770
00:29:42,012 --> 00:29:44,041
‫این درست بعد از تماس «توماس» بود

771
00:29:44,078 --> 00:29:46,691
‫ضبطش کردیم اون گفت میره یه جای امن

772
00:29:46,823 --> 00:29:48,523
‫جایی که قبلاً اتش بازی تماشا میکردن.

773
00:29:48,560 --> 00:29:51,167
‫و «اسکارلت» تو راهه داره میره ملاقاتش.

774
00:29:51,281 --> 00:29:52,909
‫بچه گوشی داره که ردشو گرفت؟

775
00:29:52,964 --> 00:29:55,238
‫نه، از یکی تو ووداستاک قرض گرفت.

776
00:29:55,293 --> 00:29:56,613
‫پس روسها «توماسُ» ندارن

777
00:29:56,680 --> 00:29:57,933
‫کدهارو هم ندارن.

778
00:29:57,970 --> 00:29:59,042
‫ولی جاهای زیادی اونجا هست

779
00:29:59,079 --> 00:30:00,327
‫که بشه آتش بازی تماشا کرد.

780
00:30:00,383 --> 00:30:02,933
‫دقیقاً، ما شبکه اجتماعی خانواده رو بالا آوردیم...

781
00:30:03,031 --> 00:30:05,136
‫پیامها، سوابق تماس، تقویمها

782
00:30:05,181 --> 00:30:07,378
‫هیچی درمورد ووداستاک یا آتش بازی نیست.

783
00:30:07,425 --> 00:30:09,985
‫آره، و هیچکدوم از اعضای خانواده
‫اونجا ملکی نداره.

784
00:30:10,160 --> 00:30:11,550
‫پلیس هنوز داره منطقه رو میگرده

785
00:30:11,587 --> 00:30:13,337
‫ولی تا الآن اثری از «توماس» نیست.

786
00:30:13,395 --> 00:30:15,355
‫- پس خوردیم به بن بست.
‫- شاید نه.

787
00:30:15,450 --> 00:30:16,941
‫«ایوان» هر لحظه جراحیش تموم میشه

788
00:30:16,978 --> 00:30:19,159
‫اون تنها کسیه که میدونه پسرش قراره کجا باشه

789
00:30:19,267 --> 00:30:20,921
‫اگه ریکاوریشُ جلو بندازیم چی؟

790
00:30:20,992 --> 00:30:22,222
‫به اجبار بیدارش کنیم؟

791
00:30:22,259 --> 00:30:23,689
‫- آره
‫- اینکار میشه کرد؟

792
00:30:23,726 --> 00:30:25,269
‫از نظرفنی یا اخلاقی؟

793
00:30:25,306 --> 00:30:27,966
‫چون میتونیم یه بیمارُ با استفاده از دز بالای

794
00:30:28,003 --> 00:30:29,535
‫ریتالین از بیهوشی دربیاریم،

795
00:30:29,572 --> 00:30:32,576
‫ولی اون یه رویه خطرناکه.

796
00:30:32,613 --> 00:30:33,909
‫چقدر خطرناک؟

797
00:30:33,946 --> 00:30:35,596
‫منظورم یعنی خیلی خطرناک.

798
00:30:35,702 --> 00:30:37,120
‫پس زندگیشو به خطر میندازیم.

799
00:30:37,157 --> 00:30:38,706
‫«ایوان» انتظار داره اینکارو بکنیم.

800
00:30:38,776 --> 00:30:40,617
‫یعنی اون خطر کرد تا بچه‌اشُ نجات بدیم.

801
00:30:40,653 --> 00:30:42,402
‫- چرا الان اینکارو نکنه؟
‫- از نظر اخلاقی یه منطقه خاکستریه

802
00:30:42,454 --> 00:30:44,234
‫ولی فقط همینو داریم، بیدارش کنیم.

803
00:30:44,271 --> 00:30:45,701
‫خیلی خب

804
00:30:48,489 --> 00:30:50,128
‫«کتی» چی شد؟

805
00:30:50,450 --> 00:30:53,784
‫اه... سرنخ ما به بن بست خورد

806
00:30:54,120 --> 00:30:55,995
‫پیداش نکردیم ولی همچنان میگردیم.

807
00:30:56,160 --> 00:30:57,675
‫و بانک ملی نیوانگلند؟

808
00:30:57,712 --> 00:31:00,111
‫اه تونستم ضعفهای سرورشونُ رفع کنم.

809
00:31:00,148 --> 00:31:01,334
‫دیگه هکی اتفاق نمیافته.

810
00:31:01,371 --> 00:31:02,597
‫و یه بازجویی از اقدامات

811
00:31:02,634 --> 00:31:04,204
‫فریبکارانه مالیشون شروع کردیم.

812
00:31:04,241 --> 00:31:05,771
‫«وایتز» خوشش نمیاد.

813
00:31:05,856 --> 00:31:08,376
‫خب، میتونی بهش بگی 2.5 میلیون نفر

814
00:31:08,413 --> 00:31:11,456
‫از اینکه حساب جعلی به نامشون
‫باز شده خوششون نمیاد.

815
00:31:12,214 --> 00:31:14,564
‫منصفانه ست، تماس جالبی میشه.

816
00:31:16,368 --> 00:31:17,708
‫دروغ گفتی؟

817
00:31:17,805 --> 00:31:20,808
‫تو؟ خانم بی عیب و نقص دروغ گفت؟ شوکه شدم.

818
00:31:20,845 --> 00:31:21,985
‫خب باید چیکار میکردم؟

819
00:31:22,022 --> 00:31:23,167
‫نمیدونم میسپردیش به من.

820
00:31:23,222 --> 00:31:24,550
‫دروغ گفتن از تو انتظار میره.

821
00:31:24,618 --> 00:31:26,574
‫- آره.
‫- من، نه خیلی.

822
00:31:26,650 --> 00:31:29,635
‫یه روی جدید از تو دارم میبینم امروز.

823
00:31:30,501 --> 00:31:31,941
‫و خوشم میاد.

824
00:31:32,441 --> 00:31:34,956
‫تا حالا تو عمرم اینقدر چایی نخورده بودم.

825
00:31:37,078 --> 00:31:39,573
‫ممنون که پیش من موندی «جین»

826
00:31:39,643 --> 00:31:42,714
‫متأسفم که کل قصه‌هامُ ریختم جلوت.

827
00:31:42,778 --> 00:31:45,503
‫خب، خوشحالم که بهم گفتی

828
00:31:46,017 --> 00:31:49,238
‫«لیندا»، فکر کنم «کرت» هم باید بشنوه

829
00:31:49,534 --> 00:31:51,792
‫اینکه چرا رفتی... چرا دور شدی...

830
00:31:51,829 --> 00:31:54,404
‫نه، اون نیاز نداره اینارو بشنوه.

831
00:31:54,868 --> 00:31:56,324
‫به اندازه کافی مشکل داره.

832
00:31:56,618 --> 00:31:58,246
‫چی عوض میشه؟

833
00:31:58,283 --> 00:31:59,758
‫بچه‌هام بدون من بزرگ شدن

834
00:31:59,795 --> 00:32:01,503
‫اونا رفتن

835
00:32:06,261 --> 00:32:07,578
‫شروع کنیم

836
00:32:08,419 --> 00:32:10,558
‫مدام به «توماس» فکر میکنم

837
00:32:10,788 --> 00:32:12,188
‫اون خبر نداره

838
00:32:12,225 --> 00:32:13,665
‫مادرش داشته بهش دروغ میگفته.

839
00:32:13,702 --> 00:32:14,878
‫که ازش سوءاستفاده کرد.

840
00:32:14,978 --> 00:32:16,769
‫هنوز باباشو داره.

841
00:32:17,240 --> 00:32:19,378
‫حداقل یه پدر داره که روش حساب کنه.

842
00:32:21,019 --> 00:32:23,324
‫خبری از مأمورای فیلی نگرفتی؟

843
00:32:24,600 --> 00:32:26,191
‫خبرجدیدی از دلال مامانه نشد؟

844
00:32:26,316 --> 00:32:29,304
‫به نظر این یارو «جیسون» عضو
‫یه دارودسته بزرگه.

845
00:32:29,360 --> 00:32:30,426
‫پس حتی اگه اونُ بگیریم

846
00:32:30,463 --> 00:32:32,183
‫یه نفر دیگه میاد تا جاشو بگیره.

847
00:32:32,237 --> 00:32:34,269
‫و احتمالاً میان دنبال انتقام.

848
00:32:34,818 --> 00:32:36,348
‫پس واقعاً نمیدونم چیکار کنم.

849
00:32:36,597 --> 00:32:38,105
‫پول نقد داری؟

850
00:32:38,348 --> 00:32:39,925
‫مادرم هیچوقت کاری برام نکرد.

851
00:32:39,962 --> 00:32:42,249
‫پس باید چیکار کنم؟

852
00:32:42,397 --> 00:32:44,797
‫بیخیال آینده بشم تا گذشته رو پاک کنم؟

853
00:32:44,954 --> 00:32:46,320
‫آره

854
00:32:46,542 --> 00:32:49,008
‫فکر کنم همینکارو بکن، اون خانواده ست.

855
00:32:51,552 --> 00:32:52,992
‫کجاست...

856
00:32:53,188 --> 00:32:55,123
‫«توماس» کجاست، پسرم؟

857
00:32:55,232 --> 00:32:56,675
‫«توماس» فرار کرده

858
00:32:56,758 --> 00:32:58,317
‫ولی تو خطره.

859
00:32:59,081 --> 00:33:00,534
‫میتونی به ما بگی کجا رفته؟

860
00:33:00,571 --> 00:33:02,131
‫اون گفت میره جایی که

861
00:33:02,168 --> 00:33:03,569
‫بهش گفتی بره...

862
00:33:03,847 --> 00:33:05,206
‫جایی که آتش بازی تماشا میکردین.

863
00:33:05,299 --> 00:33:07,820
‫کریستین پورتر.

864
00:33:08,144 --> 00:33:09,553
‫رودخانه کوپر.

865
00:33:09,642 --> 00:33:12,450
‫همسرم... اون فایلهارو دزدید.

866
00:33:13,061 --> 00:33:14,463
‫اون خطرناکه.

867
00:33:14,558 --> 00:33:16,933
‫میدونیم، و پسرتم پیدا میکنیم.

868
00:33:21,388 --> 00:33:22,839
‫توماس!

869
00:33:23,755 --> 00:33:24,988
‫مامان...

870
00:33:26,705 --> 00:33:27,941
‫سلام

871
00:33:29,118 --> 00:33:30,878
‫میدونی چقدر دوستت دارم؟

872
00:33:31,098 --> 00:33:32,578
‫- خیلی زیاد
‫- آره

873
00:33:35,623 --> 00:33:36,972
‫خیلی خب

874
00:33:37,093 --> 00:33:38,458
‫تو خوبی

875
00:33:38,620 --> 00:33:40,233
‫همونیه که به بابا شلیک کرد.

876
00:33:40,322 --> 00:33:41,529
‫توماس...

877
00:33:41,611 --> 00:33:43,091
‫وقتی برای توضیح ندارم.

878
00:33:43,162 --> 00:33:44,862
‫فقط باید بهم اعتماد کنی.

879
00:33:45,238 --> 00:33:48,171
‫بابات آدم بدیه

880
00:33:48,418 --> 00:33:51,574
‫«نیکولای» داشت تورو نجات میداد

881
00:33:51,827 --> 00:33:54,464
‫اون یه دوسته، به ما آسیب نمیرسونه.

882
00:33:56,900 --> 00:33:58,144
‫مهمون داریم.

883
00:33:58,199 --> 00:33:59,859
‫خیلی خب، بیا اینطرف.

884
00:34:11,618 --> 00:34:12,988
‫حرکت کنین!

885
00:34:18,137 --> 00:34:19,644
‫اه!

886
00:34:19,887 --> 00:34:21,277
‫دور میزنم میرم اونطرف

887
00:34:21,378 --> 00:34:22,944
‫دو نفر از پشت میرن.

888
00:34:26,685 --> 00:34:28,295
‫خشاب عوض میکنم!

889
00:34:42,771 --> 00:34:43,867
‫FBI

890
00:34:43,917 --> 00:34:45,437
‫برگرد عقب!

891
00:34:46,471 --> 00:34:49,091
‫FBI! تفنگتو بنداز!

892
00:34:49,917 --> 00:34:51,771
‫شما پسرمو ازم نمیگیرین!

893
00:34:51,892 --> 00:34:53,247
‫فقط میخوایم حرف بزنیم.

894
00:34:53,396 --> 00:34:55,325
‫«توماس» اسم من «کرتِ».

895
00:34:55,398 --> 00:34:56,935
‫من مأمور FBI هستم.

896
00:34:57,045 --> 00:34:58,475
‫بابات حالش خوبه.

897
00:34:58,525 --> 00:34:59,716
‫خیلی نگرانت شده.

898
00:34:59,789 --> 00:35:01,395
‫مامانم میگه آدم بدیه.

899
00:35:01,435 --> 00:35:03,309
‫نه... نیست.

900
00:35:03,520 --> 00:35:04,786
‫فقط داشت ازت مراقبت میکرد.

901
00:35:04,823 --> 00:35:06,229
‫به پسرم دروغ نگو!

902
00:35:06,345 --> 00:35:08,175
‫پس از اون سپر انسانی نساز.

903
00:35:08,275 --> 00:35:10,535
‫من دارم ازش دربرابر شما حفاظت میکنم.

904
00:35:12,365 --> 00:35:13,445
‫باشه.

905
00:35:14,271 --> 00:35:15,635
‫بفرما.

906
00:35:16,479 --> 00:35:18,269
‫«توماس» باید حقیقتُ بدونه.

907
00:35:18,646 --> 00:35:20,185
‫پس کی قراره بهش بگه؟

908
00:35:20,263 --> 00:35:21,703
‫تو یا من؟

909
00:35:21,782 --> 00:35:24,075
‫مامان... درمورد چی حرف میزنه؟

910
00:35:24,281 --> 00:35:26,281
‫حرفاشو باور نکن عزیزم.

911
00:35:26,415 --> 00:35:27,985
‫اشکالی نداره «توماس».

912
00:35:28,380 --> 00:35:30,205
‫فقط... بیا پیش من.

913
00:35:30,599 --> 00:35:32,344
‫میبرمت پیش بابات.

914
00:35:32,888 --> 00:35:34,150
‫مامان

915
00:35:34,293 --> 00:35:35,888
‫من گیج شدم.

916
00:35:36,194 --> 00:35:38,494
‫من تورو بیشتر از هرچیزی تو این دنیا دوست دارم.

917
00:35:38,896 --> 00:35:40,497
‫اگه حقیقت داره...

918
00:35:40,677 --> 00:35:42,613
‫این فرصتُ داری که ثابتش کنی.

919
00:35:42,671 --> 00:35:45,711
‫تو تصمیمای خیلی بدی گرفتی

920
00:35:45,748 --> 00:35:47,826
‫که «توماسُ» در خطر انداخت.

921
00:35:48,104 --> 00:35:50,463
‫میتونی الآن تصمیم درستُ بگیری.

922
00:35:53,755 --> 00:35:55,095
‫برای پسرت.

923
00:35:55,246 --> 00:35:56,816
‫پس خواهش میکنم.

924
00:35:57,855 --> 00:35:59,295
‫فقط ولش کن.

925
00:35:59,710 --> 00:36:01,074
‫خودتو تسلیم کن.

926
00:36:01,188 --> 00:36:02,605
‫خواهش میکنم مامان.

927
00:36:02,895 --> 00:36:04,661
‫هرکاری میگن بکن.

928
00:36:05,436 --> 00:36:07,051
‫ولم کن برم.

929
00:36:17,255 --> 00:36:18,995
‫من...

930
00:36:21,020 --> 00:36:22,371
‫من...

931
00:36:22,508 --> 00:36:24,358
‫خیلی خیلی متأسفم.

932
00:36:25,343 --> 00:36:26,963
‫خواهش میکنم منو ببخش.

933
00:36:31,175 --> 00:36:33,051
‫بیا اینجا «توماس»

934
00:36:33,200 --> 00:36:36,159
‫بیا اینجا، بیا اینجا.

935
00:36:53,285 --> 00:36:54,664
‫«ایوان»...

936
00:36:56,461 --> 00:36:58,116
‫بابا

937
00:36:59,115 --> 00:37:00,499
‫اه

938
00:37:04,720 --> 00:37:05,770
‫متشکرم.

939
00:37:05,865 --> 00:37:07,085
‫باعث افتخارمه.

940
00:37:07,125 --> 00:37:08,422
‫من همین بیرونم.

941
00:37:09,805 --> 00:37:11,418
‫تو خوبی؟

942
00:37:12,064 --> 00:37:13,364
‫هی
‫هی

943
00:37:13,485 --> 00:37:14,695
‫اینجا چیکار داری؟

944
00:37:14,732 --> 00:37:16,897
‫مامانت خوابیده و...

945
00:37:17,015 --> 00:37:18,445
‫تیم حفاظتی پیشش هست.

946
00:37:18,482 --> 00:37:19,745
‫فقط من...

947
00:37:20,234 --> 00:37:21,914
‫درمورد دستگیری شنیدم.

948
00:37:22,162 --> 00:37:23,862
‫«توماس» چطوره؟

949
00:37:23,965 --> 00:37:25,445
‫الان بهتره.

950
00:37:25,524 --> 00:37:27,054
‫پیش باباشه.

951
00:37:27,484 --> 00:37:28,935
‫بچه بیچاره.

952
00:37:29,223 --> 00:37:31,223
‫زندگیش مثل قبل نمیشه.

953
00:37:32,566 --> 00:37:34,140
‫بخاطر مادرش.

954
00:37:35,333 --> 00:37:37,423
‫درسته ولی...

955
00:37:37,468 --> 00:37:40,052
‫شاید اون یادش بیاد...

956
00:37:40,275 --> 00:37:42,620
‫در آخر مادرش اونُ ترجیح داد.

957
00:37:43,775 --> 00:37:45,210
‫یعنی، هرکار دیگه‌ای کرده،

958
00:37:45,247 --> 00:37:48,247
‫هنوزم پسرشو دوست داره «کرت».

959
00:37:50,090 --> 00:37:52,650
‫نمیدونم مامانم امروز چی بهت گفت

960
00:37:52,966 --> 00:37:54,718
‫ولی مارو رها کرد.

961
00:37:55,266 --> 00:37:57,103
‫گذاشت رفت.

962
00:37:57,655 --> 00:37:59,299
‫هیچ توجیهی برای این نیست.

963
00:37:59,929 --> 00:38:02,514
‫ولی اون خیلی پشیمون بود «کرت»

964
00:38:02,927 --> 00:38:04,887
‫و فقط نمیخوام ببینم کاری میکنی که

965
00:38:04,924 --> 00:38:07,624
‫بعداً بخاطرش عصبانی یا پشیمون بشی.

966
00:38:12,279 --> 00:38:14,445
‫خب من...

967
00:38:15,282 --> 00:38:18,378
‫اون داستانی که به «جین» گفتیُ بررسی کردم.

968
00:38:18,718 --> 00:38:21,139
‫ازش خواستم هیچکدومشُ بهت نگه.

969
00:38:22,119 --> 00:38:23,570
‫اگه از اول میدونستم

970
00:38:23,607 --> 00:38:25,813
‫چرا داریم از بابا فرار میکنیم،

971
00:38:26,578 --> 00:38:28,408
‫اوضاع خیلی متفاوت تموم میشد.

972
00:38:28,445 --> 00:38:29,932
‫تو یه بچه بودی.

973
00:38:30,171 --> 00:38:31,851
‫نمیتونستم این بارُ روی دوشت بذارم.

974
00:38:31,888 --> 00:38:33,018
‫خب گذاشتی.

975
00:38:33,106 --> 00:38:34,640
‫همون لحظه ای که رفتی...

976
00:38:34,965 --> 00:38:37,249
‫- تمامش رو دوشم بود.
‫- میدونم.

977
00:38:37,859 --> 00:38:41,225
‫و اگه میتونستم برگردم و تغییرش بدم، اینکارو میکردم.

978
00:38:41,466 --> 00:38:43,531
‫ولی... نمیتونم.

979
00:38:43,601 --> 00:38:46,045
‫من بچه‌هامُ ناامید کردم.

980
00:38:46,578 --> 00:38:48,514
‫این باریه که باید حمل کنم.

981
00:38:49,779 --> 00:38:52,349
‫میدونی، فکر کردم مأمور FBI بشم

982
00:38:52,625 --> 00:38:54,145
‫بخاطر بابا...

983
00:38:54,328 --> 00:38:56,674
‫تا از دنیا دربرابر آدمایی مثل اون حفاظت کنم.

984
00:38:57,018 --> 00:38:59,296
‫ولی شدم مثل اون بخاطر تو.

985
00:38:59,585 --> 00:39:01,285
‫چون نمیتونستی ازمون محافظت کنی.

986
00:39:03,643 --> 00:39:05,362
‫نمیدونم اگه...

987
00:39:05,619 --> 00:39:07,639
‫این حقو دارم،

988
00:39:08,010 --> 00:39:10,908
‫به آدمی که هستی خیلی افتخار میکنم.

989
00:39:11,035 --> 00:39:13,515
‫از مردی که بهش تبدیل شدی.

990
00:39:13,909 --> 00:39:16,385
‫متأسفم که نبودم تا ببینم.

991
00:39:18,665 --> 00:39:20,058
‫من بهت...

992
00:39:20,095 --> 00:39:21,745
‫اون 100.000$ که لازم داریُ میدم

993
00:39:21,782 --> 00:39:23,177
‫تا بدهیتو صاف کنی.

994
00:39:25,224 --> 00:39:26,894
‫تازه پول یه اتاق...

995
00:39:27,470 --> 00:39:29,380
‫تو مرکز توانبخشی در جرسی.

996
00:39:31,015 --> 00:39:32,665
‫نمیدونم چی بگم.

997
00:39:33,011 --> 00:39:34,750
‫فقط بگو که قبول میکنی.

998
00:39:34,975 --> 00:39:36,984
‫برای شروع تازه فقط همینو لازم داری.

999
00:39:37,325 --> 00:39:38,696
‫خواهش میکنم...

1000
00:39:39,643 --> 00:39:41,277
‫دور نندازش.

1001
00:39:41,975 --> 00:39:43,722
‫نه نمیندازم.

1002
00:39:44,755 --> 00:39:48,784
‫و هرجوری که بتونم بهت پسش میدم.

1003
00:39:53,018 --> 00:39:54,802
‫دوستت دارم.

1004
00:40:02,188 --> 00:40:04,237
‫امم، باید این نودلهارو امتحان کنی.

1005
00:40:04,284 --> 00:40:05,925
‫بیا عوض کنیم.

1006
00:40:11,431 --> 00:40:13,741
‫اه، از من خیلی بهتره.

1007
00:40:13,875 --> 00:40:15,276
‫موافقم.

1008
00:40:15,558 --> 00:40:17,059
‫حالا از منو پس بده.

1009
00:40:17,096 --> 00:40:18,212
‫عمراً.

1010
00:40:18,292 --> 00:40:19,510
‫- نودلها رو بده.
‫- نه

1011
00:40:19,546 --> 00:40:21,217
‫نودلها رو پس بده.

1012
00:40:21,254 --> 00:40:22,805
‫نه

1013
00:40:26,025 --> 00:40:27,816
‫باشه خب...

1014
00:40:27,853 --> 00:40:29,413
‫اینم اجاره یه هفته‌ام.

1015
00:40:30,081 --> 00:40:31,331
‫اصلاً از بازار مسکن

1016
00:40:31,368 --> 00:40:32,808
‫نیویورک سیتی خبر نداری.

1017
00:40:33,025 --> 00:40:34,595
‫میتونی هرچی میخوای اینجا بمونی.

1018
00:40:34,784 --> 00:40:36,178
‫به یه شرط.

1019
00:40:36,851 --> 00:40:39,479
‫میشه مسواکُ از وسط فشار ندی؟

1020
00:40:41,869 --> 00:40:44,316
‫باشه نگران نباش... اینجا نمیمونم

1021
00:40:44,353 --> 00:40:46,284
‫تا مسواک عزیزت یه وقت خراب نشه.

1022
00:40:46,385 --> 00:40:49,745
‫به محض اینکه «دامنیکُ» دستگیر کنیم
‫و جلوی نقشه «مدلینُ» گرفتیم

1023
00:40:49,891 --> 00:40:51,722
‫بالاخره برمیگردم سر زندگیم.

1024
00:40:51,935 --> 00:40:53,370
‫قبوله

1025
00:40:53,683 --> 00:40:55,339
‫باید درمورد خر و پف کردنت هم حرف بزنیم.

1026
00:40:55,386 --> 00:40:56,798
‫- خر و پف کردن من؟
‫- آره باید...

1027
00:40:56,835 --> 00:40:58,275
‫تو خروپف میکنی.
‫- نه نمیکنم.

1028
00:40:58,312 --> 00:40:59,922
‫تو هزاردرصد خروپف میکنی.

1029
00:41:02,328 --> 00:41:03,489
‫صبح بخیر
‫صبح بخیر

1030
00:41:03,525 --> 00:41:05,170
‫اه وای چه مهربون.

1031
00:41:05,249 --> 00:41:08,372
‫خب درمورد اون 200 هزارتا

1032
00:41:08,464 --> 00:41:10,097
‫که بهت وام دادم
‫- وای چه سریع.

1033
00:41:10,151 --> 00:41:11,636
‫باید نگران سرزانوم باشم؟

1034
00:41:11,810 --> 00:41:13,706
‫گوش کن، من یه قهرمانی

1035
00:41:13,743 --> 00:41:14,972
‫مسابقات پوکرُ کم دارم تا

1036
00:41:15,009 --> 00:41:16,442
‫بتونم بدهی کامل تورو بهت پس بدم.

1037
00:41:16,479 --> 00:41:19,399
‫هی اه، مجبور نیستی پولمو پس بدی.

1038
00:41:19,494 --> 00:41:21,934
‫ایده من بود، من تورو واردش کردم.

1039
00:41:22,169 --> 00:41:24,167
‫وای، چه بزرگی و بخشندگیتو میرسونه.

1040
00:41:24,204 --> 00:41:25,355
‫خب، فقط یه عالمه پول دارم.

1041
00:41:25,392 --> 00:41:26,957
‫- وای.
‫- و تازه، فقط میخوام فراموشش کنیم.

1042
00:41:26,994 --> 00:41:28,065
‫هی، به سلامتیش.

1043
00:41:28,102 --> 00:41:30,417
‫و به سلامتی یه «کتیِ» تغییر کرده و اصلاح شده.

1044
00:41:30,454 --> 00:41:32,384
‫باشد که عشق جدیدش اونُ خوشحال و سالم و

1045
00:41:32,421 --> 00:41:33,811
‫تا ابد از ما دور نگه داره.

1046
00:41:33,916 --> 00:41:35,128
‫آره

1047
00:41:35,204 --> 00:41:36,944
‫پس ما قطعاً نمیتونیم به اون عروسی بریم درسته؟

1048
00:41:36,981 --> 00:41:38,748
‫- آره قطعاً نه
‫- باشه.

1049
00:41:38,875 --> 00:41:40,717
‫فقط اون لباسو دوست داشتم.

1050
00:41:41,805 --> 00:41:44,779
‫نقشه ما خیلی عالی جواب داد.

1051
00:41:44,894 --> 00:41:47,284
‫حالا میتونیم تا ابد با هم باشیم.

1052
00:41:47,585 --> 00:41:50,038
‫دوستت دارم شیرینی خامه‌ایم.

1053
00:41:53,948 --> 00:41:55,650
‫منم دوستت دارم عشق من

1054
00:41:55,687 --> 00:41:58,033
‫روزشماری میکنم تا تو رو در آغوشم بگیرم.

1055
00:41:58,070 --> 00:41:59,420
‫منم بیصربانه منتظرم ازدواج کنیم.

1056
00:41:59,457 --> 00:42:01,792
‫بیا همین الآن بریم آتلانتیک سیتی

1057
00:42:02,066 --> 00:42:03,335
‫آسیاب به نوبت.

1058
00:42:03,372 --> 00:42:06,152
‫اول، باید کاری که شروع کردیمُ تموم کنیم.

1059
00:42:06,534 --> 00:42:08,112
‫تو تلافی نمیخوای؟

1060
00:42:08,269 --> 00:42:10,036
‫بیشتر از هرچیزی.

1061
00:42:10,215 --> 00:42:12,936
‫به محض اینکه هلیوسُ تموم کردیم

1062
00:42:13,714 --> 00:42:15,314
‫فقط من و توییم.

1063
00:42:15,354 --> 00:42:17,624
‫تا ابد و ابد.

1064
00:42:18,102 --> 00:42:20,436
‫پس بیا کم هرج و مرج درست کنیم.

1065
00:42:20,460 --> 00:42:30,360
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

