﻿1
00:00:01,464 --> 00:00:10,101
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:12,458 --> 00:00:13,458
‫نامه داری.

3
00:00:21,208 --> 00:00:22,333
‫الکس عزیز

4
00:00:22,416 --> 00:00:24,541
‫آدرس مکانی که موقتاً توش
‫هستیم رو برات می‌نویسم

5
00:00:24,625 --> 00:00:26,250
‫خونۀ پدرم رابرت.

6
00:00:26,333 --> 00:00:29,041
‫من و گاس اینجا هستیم،
.چون مامان زندانـه

7
00:00:30,166 --> 00:00:34,583
‫گاس داره دوباره نقاشی می‌کشـه، یجورایی
نقاشی می‌کشـه که بزنیم روی سوراخ‌های دیوار

8
00:00:34,666 --> 00:00:36,500
‫اما همه‌شون یجورایی عجیبـن.

9
00:00:36,583 --> 00:00:39,000
‫دیروز یه نقاشی از من با موهای قرمز کشید

10
00:00:39,083 --> 00:00:42,041
‫که توش دارم از اون مغازه مرغ فروشی
بزرگ و قرمز ‫توی خیابون بَرت میام بیرون

11
00:00:42,125 --> 00:00:44,250
‫اسمـش رو گذاشته
".بهتر قرمزی باشی تا این که بمیری"

12
00:00:45,750 --> 00:00:48,666
‫و الان هم داره داستان آشنایی مادرم
‫با پدرم رو نقاشی می‌کنـه.

13
00:00:48,750 --> 00:00:52,250
‫اون هیچ‌وقت بهمون نگفت که چی
‫باعث شده اونطوری خونه رو ول کنـه و بره.

14
00:00:52,916 --> 00:00:56,291
‫اما خب به هر دلیلی، اون یه روزی
میاد بیرون و ‫به سمت شمال میره.

15
00:00:56,875 --> 00:01:00,625
‫بیرون شهر تاونزویل که بوده، یه آدم روانی
‫اون رو به زور سوار ماشینـش کرده

16
00:01:00,708 --> 00:01:03,541
‫و رفته به سمت مزرعه‌های نیشکر

17
00:01:05,166 --> 00:01:07,666
‫که یهو بر می‌خورن به یه قسمت درحال تعمیر،
‫واسه همین مجبور میشه وایسه

18
00:01:08,166 --> 00:01:09,875
‫صدات در نیاد

19
00:01:11,000 --> 00:01:12,000
‫لعنت بهش!

20
00:01:13,791 --> 00:01:16,666
‫و مامانـم همونجا از داخل ماشین
‫شیرجه می‌زنه روی آسفالت‌ها

21
00:01:17,833 --> 00:01:18,833
‫لعنت!

22
00:01:26,875 --> 00:01:28,166
‫هی، یواش!

23
00:01:29,958 --> 00:01:32,500
‫چیزی نیست، عزیزم. هوات رو دارم.
‫تو خوبی. خوبی.

24
00:01:33,625 --> 00:01:34,625
‫یا مسیح.

25
00:01:36,000 --> 00:01:37,000
‫ممنون.

26
00:01:42,583 --> 00:01:46,416
‫اونجا مامانـم زل می‌زنه به چشای
‫آبی و نافذ مردی که نجاتـش داده.

27
00:01:47,125 --> 00:01:49,041
‫و اون مرد رابرت بل بود...

28
00:01:49,125 --> 00:01:50,125
‫روز خوش.

29
00:01:50,166 --> 00:01:51,166
‫پدرم.

30
00:01:52,166 --> 00:01:55,125
« پسری که جهان را قورت داد »

31
00:01:55,208 --> 00:02:00,083
« قسمت چهارم: پسری که پدرش را از دست می‌دهد »

32
00:02:00,100 --> 00:02:06,083
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

33
00:02:06,083 --> 00:02:12,400
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

34
00:02:13,875 --> 00:02:17,416
[معروف‌ترین فرارها از زندان های استرالیا]

35
00:02:20,250 --> 00:02:21,833
‫آه...

36
00:02:41,625 --> 00:02:42,625
‫لعنت بهش.

37
00:02:42,958 --> 00:02:44,416
‫آه...

38
00:02:46,000 --> 00:02:47,000
‫سلام علیکـم.

39
00:02:52,083 --> 00:02:54,375
‫آه...

40
00:03:43,916 --> 00:03:44,916
‫آه، آره.

41
00:03:45,458 --> 00:03:46,625
‫اهمم.

42
00:03:48,958 --> 00:03:50,166
‫هم...

43
00:03:50,916 --> 00:03:51,916
‫اوه، لعنت.
‫لعنت.

44
00:03:51,958 --> 00:03:53,500
‫اوه لعنتی!
‫گندش بزنن!

45
00:03:55,041 --> 00:03:55,875
‫کمک! کمک!

46
00:03:55,958 --> 00:03:58,708
‫اوه! اوه!

47
00:03:58,791 --> 00:04:00,541
‫آه!

48
00:04:01,125 --> 00:04:02,333
‫کمک! کمک!
‫کمک!

49
00:04:02,416 --> 00:04:03,776
‫- پدر، این دیگه...
‫- یا خدا.

50
00:04:09,916 --> 00:04:11,333
‫اوه!

51
00:04:11,416 --> 00:04:13,416
‫این چه کاری بود کردی؟

52
00:04:13,500 --> 00:04:16,666
‫- شلوارت داشت می‌سوخت‌ها.
‫- خب درش آورده بودم، کله‌پوک.

53
00:04:18,625 --> 00:04:20,125
‫همه‌چی مرتبه، رابرت؟

54
00:04:23,125 --> 00:04:24,833
‫خیلی خب رفقا، نمایش تموم شد.

55
00:04:25,458 --> 00:04:26,875
‫- خیلی خب.
‫- ممنون.

56
00:04:28,375 --> 00:04:30,541
‫- بیا بریم.
‫- عینک‌هام کجان؟

57
00:04:32,750 --> 00:04:34,541
‫عینک‌هام کجان رفقا؟

58
00:04:38,708 --> 00:04:40,625
‫بوی گند روغن تربانتین میاد.

59
00:04:43,708 --> 00:04:44,708
‫چی شد؟

60
00:04:46,375 --> 00:04:48,000
‫فقط داشتم سعی می‌کردم یه مشروبی بزنم.

61
00:04:48,083 --> 00:04:49,723
‫شاید بهتر باشه دفعه بعد
‫بری عرق فروشی.

62
00:04:49,750 --> 00:04:54,416
‫شما هم شاید باید دیگه پول‌هایی که از
‫حمایت از کودکان بهم میدن رو خرج رنگ و اینا نکنید.

63
00:04:54,500 --> 00:04:56,541
‫شایدم تو باید ما رو ببری مادرمون رو ببینیم.

64
00:04:56,625 --> 00:04:58,333
‫اسمـش آگورافوبیا هست، ایلای.

65
00:04:58,416 --> 00:05:02,166
‫آگورافوبیا. یعنی ترس از مکان‌های عمومی
‫که کلی آدم داخل آنها است.

66
00:05:02,250 --> 00:05:04,208
‫این تعریف دیکشنری آکسفورده.

67
00:05:04,291 --> 00:05:06,583
‫- به یکی دیگه بگید ببرتتون.
‫- کی مثلاً؟

68
00:05:06,666 --> 00:05:08,875
‫خب، من چمی‌دونم.
‫شاید رفیق پیرتون اسلیم هالیدی

69
00:05:08,958 --> 00:05:10,125
‫اسلیم حتی نزدیک اونجا هم نمیشه.

70
00:05:10,208 --> 00:05:11,666
‫قبلاً ازش خواستیم.

71
00:05:11,750 --> 00:05:14,500
‫جواب نده. حفاظت از کودکانـه.

72
00:05:14,583 --> 00:05:16,833
‫باید قبل از این که ببرنتون پرورشگاه

73
00:05:16,916 --> 00:05:18,356
‫پاشید خبر مرگتون برید مدرسه.

74
00:05:18,416 --> 00:05:20,791
‫اینطوری نگام نکن، ایلای بل!

75
00:05:20,875 --> 00:05:24,208
‫به من چه پدرخوندۀ کوفتی‌تون
‫رو یه کوسه خورده.

76
00:05:30,083 --> 00:05:31,875
‫اوه، شرمنده.

77
00:05:32,958 --> 00:05:36,250
‫خب ببنید، عصری میرم حق بیمه بیکاریـم رو می‌گیرم

78
00:05:36,333 --> 00:05:40,291
‫بعدش می‌تونید برید برای شام
‫مرغ و سیب زمینی سرخ کرده بگیرید، خب؟

79
00:05:41,208 --> 00:05:42,333
‫شام خانوادگی.

80
00:05:43,291 --> 00:05:44,291
‫آره؟

81
00:05:45,666 --> 00:05:48,583
‫مرغ، سیب زمینی سرخ کرده.
‫فردا حالـم بهتر میشه.

82
00:05:49,791 --> 00:05:51,000
‫آه...

83
00:05:53,416 --> 00:05:54,416
‫شرمنده رفیق.

84
00:06:14,333 --> 00:06:17,250
[دپارتمان سلامتی و رفاۀ کوئینزلند]

85
00:06:37,166 --> 00:06:38,541
[جناب هالیدی عزیز]

86
00:06:38,625 --> 00:06:41,208
[درخواست داریم جهت نمونه برداری از غدۀ لنفاوی]

87
00:06:41,291 --> 00:06:44,541
[فوراً به بیمارستان سلطنتی بریزبن مراجعه کنید]

88
00:07:13,916 --> 00:07:14,916
‫پری‌ کوچولو.

89
00:07:16,833 --> 00:07:19,458
‫راسته برادرت با تبر زده
انگشتت رو قطع کرده؟

90
00:07:19,541 --> 00:07:20,666
‫تصادفی بود.

91
00:07:23,291 --> 00:07:24,708
‫می‌خوای حقش رو بزاریم کف دستـش؟

92
00:07:25,333 --> 00:07:28,458
‫باید از حق خودت دفاع کنی رفیق،
‫وگرنه هر روز بدتر میشه.

93
00:07:29,333 --> 00:07:31,958
‫دفعه بعد ممکنـه کیرت رو قطع کنـه.

94
00:07:32,041 --> 00:07:35,333
‫- ما داریم یه گنگ راه می‌ندازیم، می‌خوای ملحق شی؟
‫- فکر می‌کردم توی دار و دستۀ "دارن" باشید

95
00:07:35,416 --> 00:07:37,896
‫دارن مدرسه رو ول کرد که به مامانـش
‫توی کسب و کارش کمک کنـه.

96
00:07:38,416 --> 00:07:40,416
‫چی؟ داره به "بیک" کمک می‌کنـه
‫رستوران رو بگردونـه؟

97
00:07:40,500 --> 00:07:42,041
‫نه اون یکی کاسبیش، احمق.

98
00:07:43,333 --> 00:07:46,583
‫- چیزی درموردش نمی‌دونم.
‫- معلومـه نمی‌دونی.

99
00:07:46,666 --> 00:07:48,833
‫شنیدم مامانـت سه چهار سالی
‫باید بخاطر مواد آب خنک بخوره.

100
00:07:48,916 --> 00:07:51,833
‫اوضاعش توی زندان بوگو روود ردیفـه؟
‫نکنـه هنوز نرفتی اونجا؟

101
00:07:52,583 --> 00:07:55,125
‫شنیدم اونجا همه‌شون لزبین هستن
‫اونا هم که نیستن باید به زندانبان‌ها بدن.

102
00:07:57,375 --> 00:08:00,583
‫اگه می‌خوای بری ملاقات، قبلـش باید
‫یه تیپ اساسی بزنی.

103
00:08:01,083 --> 00:08:02,833
‫یه شامپوی خوب هم باید بزنی به موهات.

104
00:08:05,583 --> 00:08:08,125
‫- گرفتمـش! گرفتمـش! یکی کمک کنـه.
‫- نه!

105
00:08:09,833 --> 00:08:11,791
‫- خیلی خب، دست‌هاش رو باز کنید.
‫- آروم باش رفیق.

106
00:08:11,875 --> 00:08:13,958
‫یالا. ولـم کن بابی.

107
00:08:15,583 --> 00:08:17,791
‫- بیخیال بچه‌ها! ولـم کنید!
‫- حال میده؟

108
00:08:17,875 --> 00:08:21,000
‫همه‌جا بمال. به ریشه
‫موها هم بزنیم که قوی بشن.

109
00:08:22,291 --> 00:08:23,875
‫- خوبـه.
‫- ولـم کنید!

110
00:08:24,583 --> 00:08:25,750
‫چه حسی داره، ایلای؟

111
00:08:30,625 --> 00:08:32,000
‫ویدئو رو گرفتی؟

112
00:08:35,916 --> 00:08:36,916
‫هی، ایلای.

113
00:08:47,583 --> 00:08:48,583
‫چی شده؟

114
00:08:50,875 --> 00:08:54,916
‫سس گوجه‌ست. بابی لینیت
‫و رفیق‌هاش خفتـم کردن.

115
00:08:59,541 --> 00:09:01,208
‫- می‌خوای دخلشون رو بیارم؟
‫- نه.

116
00:09:01,291 --> 00:09:03,458
‫باید یادم بگیرم خودم حریفشون بشم.

117
00:09:04,458 --> 00:09:06,208
‫قرمزی بودن بهتر از مرده بودنـه، درسته؟

118
00:09:17,791 --> 00:09:18,791
‫بهتر میشه.

119
00:09:19,833 --> 00:09:20,666
‫چی؟

120
00:09:20,750 --> 00:09:21,833
‫این زندگی.

121
00:09:22,750 --> 00:09:25,250
‫انقد خوب که یادت بره یه زمانی بد بوده.

122
00:09:29,958 --> 00:09:30,958
‫حتماً

123
00:09:31,958 --> 00:09:33,625
‫چطوری اون وقت؟

124
00:09:35,250 --> 00:09:36,250
‫میشه دیگه.

125
00:09:37,083 --> 00:09:38,250
‫من قبلاً اینجا بودم.

126
00:09:40,541 --> 00:09:42,708
‫چی داری میگی، گاس؟

127
00:09:42,791 --> 00:09:44,625
‫ما یک زندگی رو بارها و بارها زندگی می‌کنیم.

128
00:09:45,416 --> 00:09:49,250
‫وقتی که بمیری، برمی‌گردی
‫و دوباره زندگی می‌کنی، همون رو به شکل دیگه‌ای.

129
00:09:49,833 --> 00:09:52,583
‫اسلیم نظریه متفاوتی داشت.

130
00:09:52,666 --> 00:09:54,166
‫این یه نظریه نیست.

131
00:09:54,958 --> 00:09:57,000
‫من و تو قبلاً هم یک بار مردیم، یادتـه؟

132
00:09:57,083 --> 00:09:58,208
‫و دوباره برگشتیم.

133
00:10:05,250 --> 00:10:08,416
‫هردفعه تلاش می‌کنیم و اشتباهاتی
‫که کردیم رو تصور می‌کنم

134
00:10:08,500 --> 00:10:10,041
‫اینطوری می‌فهمم چطوری باید درستشون کنم.

135
00:10:11,583 --> 00:10:14,250
‫جسته گریخته یه چیزایی به ذهنـم میاد

136
00:10:14,333 --> 00:10:16,833
‫آینده اینطوری با آدم صحبت می‌کنـه.

137
00:10:23,166 --> 00:10:25,206
‫اون صدای پشت تلفن قرمز رو یادتـه، درسته؟

138
00:10:25,250 --> 00:10:26,291
‫آره.

139
00:10:26,375 --> 00:10:28,333
‫یادت هست چطوری فکر کردی
‫که می‌شناسیش؟

140
00:10:29,500 --> 00:10:30,750
‫فکر می‌کنم اون من بودم.

141
00:10:33,666 --> 00:10:35,791
‫داشتم از آینده باهات صحبت می‌کردم.

142
00:10:43,625 --> 00:10:44,625
‫ببین.

143
00:10:45,208 --> 00:10:47,583
‫گاس، خوبه که الان داریم صحبت می‌کنیم، اما...

144
00:10:49,500 --> 00:10:52,041
‫خواهش می‌کنم روانی نشو.

145
00:10:53,583 --> 00:10:55,041
‫زندگی همینطوریـش هم به اندازه کافی سختـه.

146
00:11:35,666 --> 00:11:36,666
‫کمک!

147
00:12:05,916 --> 00:12:07,875
‫هی.
‫هی، نگهبان!

148
00:12:11,833 --> 00:12:15,000
‫فرانکی، میشه انقد رو مخ نری.
‫این دفعه دیگه چیـه؟

149
00:12:15,083 --> 00:12:17,708
‫من هنوز هم منتظرم که بتونم
‫با بچه‌هام ارتباط برقرار کنم.

150
00:12:17,791 --> 00:12:22,166
‫- تلفن که داریم. تو شماره داری؟
‫- آره، شماره همسر سابقـم هست و جواب نمیده

151
00:12:22,250 --> 00:12:24,916
‫- پس براشون نامه بنویس.
‫- آره، نوشتـم. جواب ندادن.

152
00:12:25,000 --> 00:12:26,958
‫خب پس دوباره بنویس.

153
00:12:28,166 --> 00:12:29,458
‫من می‌دونم اینجا چه خبره.

154
00:12:30,458 --> 00:12:32,833
‫بگو خب. چه خبره؟

155
00:12:32,916 --> 00:12:36,250
‫تیم کاتن کوفتی نمی‌خواد من
‫با خانواده‌ام صحبت کنـم.

156
00:12:37,000 --> 00:12:39,875
‫- اصلاً نمی‌فهمم چی داری میگی.
‫- از کاراگاه کاتن بپرس.

157
00:12:40,375 --> 00:12:44,458
‫من فقط واقعاً دلـم نمی‌خواد مثل بقیه
‫با خانواده‌ام صحبت کنـم.

158
00:12:44,541 --> 00:12:46,666
‫میشه این رو بهش بگی؟
‫خواهش می‌کنم.

159
00:12:47,208 --> 00:12:50,833
‫فرانکی عزیزم، بزار بریم
‫غذای مردم رو بدیم تو رو به خدا.

160
00:12:51,333 --> 00:12:54,416
‫اگه پیغامی برای مقامات بالاتر داری،
‫باید بندازیـش توی صندوق اعتراضات.

161
00:13:32,333 --> 00:13:33,333
‫می‌خوای امتحان کنی؟

162
00:13:34,791 --> 00:13:35,791
‫نه.

163
00:13:36,666 --> 00:13:37,833
‫نه، ممنون.

164
00:13:38,583 --> 00:13:39,833
‫زمان می‌خوام که فکر کنم.

165
00:13:39,916 --> 00:13:42,583
‫صـحـیـح.

166
00:13:42,666 --> 00:13:45,583
‫جای درستی اومدی پس.

167
00:14:06,250 --> 00:14:08,875
‫[اسلیم هالیدی]
[داستان‌های فرارهای استادانۀ او حقیقت دارند]

168
00:14:08,958 --> 00:14:13,375
[این فرد معروف به جادوگر زندان بوگو روود است]
[دو فرار از ده فرار او، موفقیت آمیز بودند]

169
00:14:13,458 --> 00:14:14,833
[جهش هالیدی]
[چطوری؟]

170
00:14:16,041 --> 00:14:18,250
‫لعنتی.

171
00:14:19,541 --> 00:14:22,208
‫بیا، یه نگاه بهش بندازید.
‫نگاهش کنید پسرا.

172
00:14:22,291 --> 00:14:24,916
‫باید خیلی سریع برگردید به مدرسه.

173
00:14:25,458 --> 00:14:27,166
[فوری]
[موضوع: غیبت از مدرسه]

174
00:14:27,750 --> 00:14:29,625
‫وقتی ببری‌مون مادرمون رو ببینیم، میریم مدرسه.

175
00:14:29,708 --> 00:14:32,750
‫باشه، خیلی خب. پس از اینجا می‌برنتون

176
00:14:32,833 --> 00:14:34,541
‫می‌رید به یه پرورشگاه

177
00:14:34,625 --> 00:14:36,583
‫بعد دیگه مثل اون رفیق پیرتون

178
00:14:36,666 --> 00:14:38,916
‫اسلیم هالیدی تبدیل می‌شید به جنایتکار.

179
00:14:39,708 --> 00:14:41,458
‫اینطوری مامان فکر می‌کنـه فراموشش کردیم.

180
00:14:41,541 --> 00:14:44,458
‫ببین، نمی‌خوام واقعاً اذیتتون بکنم.

181
00:14:44,541 --> 00:14:46,458
‫فقط دارم سعی می‌کنم ازتون مراقبت کنم.

182
00:14:47,583 --> 00:14:48,708
‫جواب ندید.

183
00:15:07,208 --> 00:15:09,208
‫این لایل اورلیک هست.

184
00:15:09,833 --> 00:15:13,000
‫یک موادفروش میان ردۀ اهل دارا
‫که طبق گزارشات فراریـه.

185
00:15:13,666 --> 00:15:18,041
‫همه می‌دونیم که واردات هروئین
‫توسط باندهایی از ویتنام انجام میشه.

186
00:15:19,208 --> 00:15:22,333
‫قطع کردن اعضای بدن به عنوان بازپرداخت
‫به نوعی امضاشون هست.

187
00:15:23,333 --> 00:15:26,208
‫پس داری میگی که واقعاً یک کوسه
‫به آقای اورلیک حمله نکرده؟

188
00:15:27,416 --> 00:15:31,958
‫"قطعی پا از مفصل زانو به شکلی
‫وحشیانه با دلیلی نا معلوم."

189
00:15:36,416 --> 00:15:38,250
‫و بررسی کردیم که فرانکی کیـه؟

190
00:15:39,208 --> 00:15:42,041
‫فرانکی بیل، همسر غیررسمی لایل اورلیک،

191
00:15:42,125 --> 00:15:45,333
‫مدتی پیش به دلیل خرید و فروش
.و در اختیار داشتن مواد مخدر بازداشت شده

192
00:15:45,416 --> 00:15:49,000
‫دوتا پسر 13 و 15 ساله داره
‫که در مدرسه گرین‌ویوو استیت ثبت نام شدن.

193
00:15:49,083 --> 00:15:51,958
ایلای، پسر کوچیکـه مدتی پیش

194
00:15:52,041 --> 00:15:55,000
‫با یه دست آسیب دیده اومده اینجا
‫و گفته آدم‌ بد‌ها ربطی به این قضیه دارن.

195
00:15:55,875 --> 00:15:57,875
‫- چجور آدم بدهایی؟
‫- نمی‌دونم.

196
00:15:58,458 --> 00:16:01,041
‫وقتی که سر و کلۀ پلیس پیدا شده
‫فرار کرده.

197
00:16:01,125 --> 00:16:02,833
‫تایتس برای یه جلسه رسیده بوده

198
00:16:02,916 --> 00:16:06,333
‫و ریموند لیری داشته سعی میکرده
‫که راه رو برای از در رو به روی باز کنـه.

199
00:16:07,208 --> 00:16:11,500
‫طبق گزارش بیمارستان، دست ایلای
‫طی یک حادثۀ خونگی صدمه دیده.

200
00:16:12,291 --> 00:16:14,791
‫گفته برادرش با یه تبر این کار رو کرده.

201
00:16:14,875 --> 00:16:16,333
‫همون 15 سالۀ؟

202
00:16:19,125 --> 00:16:22,041
‫خب برادر من هم وقتی 15 سالـم بود
‫زد با یه چنگک باغبونی ناکارم کرد.

203
00:16:22,125 --> 00:16:24,083
‫می‌خواستیم نبرد "ال سید" رو بازسازی کنیم.
‫[یک رهبر نظامی]

204
00:16:24,166 --> 00:16:27,541
‫مدرسه اطلاعات محل اقامتشون رو بهم نمیده،
‫و حتی مطمئن نیستم خودشون هم بدونن.

205
00:16:27,625 --> 00:16:30,708
‫چرا با رفیقـت تیم کاتن تماس نمی‌گیری؟
‫شاید اون بهمون یه سری اطلاعات بده.

206
00:16:30,791 --> 00:16:31,625
‫اون رفیق من نیست.

207
00:16:31,708 --> 00:16:34,583
‫نه، اما ازت خوشش میاد
‫که این هم عالیـه.

208
00:16:35,333 --> 00:16:36,666
‫بیخیال، اخم نکن.

209
00:16:37,291 --> 00:16:38,791
‫از استعداد‌هات استفاده کن!

210
00:16:39,416 --> 00:16:43,333
داستان رو برای خودت بکن
‫و اینا رو هم از روی میز من بردار.

211
00:17:08,791 --> 00:17:10,916
‫سلام... تیم.

212
00:17:11,583 --> 00:17:13,125
‫کایتلن؟
‫سلام.

213
00:17:13,750 --> 00:17:17,708
‫- اومدی اینجا مصاحبه کاری بدی؟
‫- فکر نمی‌کنم صلاحیتـش رو داشته باشم.

214
00:17:18,375 --> 00:17:21,208
‫بیخیال، فقط یه ماره.
‫مگه چقد سختـه؟

215
00:17:24,791 --> 00:17:27,458
‫- چی می‌خوری؟
‫- فقط آب.

216
00:17:28,416 --> 00:17:31,875
‫- باید حداقل پول یه کوکتل رو بدی که بتونی بشینی.
‫- اون با منـه، بانی.

217
00:17:32,916 --> 00:17:34,541
‫برو پی کارت.
‫خوشکلـه.

218
00:17:37,958 --> 00:17:40,041
‫- خب؟
‫- جنگ‌های مواد آسیایی‌ها.

219
00:17:40,125 --> 00:17:42,416
‫داشتم یه نگاه به پرونده‌های قتل‌های
‫انتقام جویانه قدیمی می‌کردم

220
00:17:42,500 --> 00:17:44,458
‫که مربوط می‌شن به بیش از 5 سال پیش.

221
00:17:44,541 --> 00:17:47,333
‫بیشترشون حمل کننده مواد بودن.
‫بیشترشون هم حل نشدن.

222
00:17:47,416 --> 00:17:49,875
‫خب، حل اینطور جنایت‌های بین ایالتی
‫کار سختیـه.

223
00:17:49,958 --> 00:17:52,208
‫پلیس‌های نیو ساوت ولز
‫خیلی فاسد هستن.

224
00:17:52,291 --> 00:17:53,811
‫چی؟
‫یعنی برعکس پلیس‌های کوینزلند؟

225
00:17:54,375 --> 00:17:57,416
‫امیدوارم منظورت از این حرف‌ها،
‫نقد معیارهای والای اخلاقی‌ ما نباشه.

226
00:18:03,750 --> 00:18:05,916
‫خب لایل اورلیک؟

227
00:18:06,000 --> 00:18:08,916
‫همونی که کوسه کشتـش؟
‫خب که چی؟

228
00:18:09,000 --> 00:18:12,000
‫بچه‌اش، ایلای بل، رفته توی دفترهای روزنامه

229
00:18:12,500 --> 00:18:13,541
‫یه انگشتـش هم قطع شده بوده.

230
00:18:13,625 --> 00:18:15,291
‫گفته که یه داستان داره.

231
00:18:16,458 --> 00:18:17,458
‫جدی؟

232
00:18:18,666 --> 00:18:20,875
‫- البته هنوز باهاش صحبت نکردم.
‫- نکن.

233
00:18:22,083 --> 00:18:24,333
‫ما داریم تحقیقاتمون رو انجام می‌دیم.

234
00:18:25,333 --> 00:18:27,083
‫اینی که میگم بین خودمون بمونـه

235
00:18:27,166 --> 00:18:29,750
‫داستین ونگ داره توسط ما رصد میشه.

236
00:18:29,833 --> 00:18:32,000
‫رهبر باند بی‌تی‌کی توی
سیندنی هست رو میگی؟

237
00:18:32,875 --> 00:18:35,791
‫پس تو فکر می‌کنی که مرگ لایل اورلیک
‫مرتبط با مواد بوده.

238
00:18:35,875 --> 00:18:39,375
‫ببین، ذره‌ای از این‌ اطلاعات
‫نباید به بیرون بره، متوجه‌ای؟

239
00:18:39,458 --> 00:18:40,833
‫چی؟ تا کی؟

240
00:18:40,916 --> 00:18:43,083
‫تا زمانی که چیزی برای ارائه
‫توی دادگاه داشته باشیم.

241
00:18:43,166 --> 00:18:45,250
‫نباید قاطی این یکی بشی.
‫جدی میگم.

242
00:18:45,333 --> 00:18:48,125
‫- و چقد قراره طول بکشه؟
‫- ماه‌ها.

243
00:18:48,708 --> 00:18:50,268
‫- سال‌ها.
‫- خب، پس داستان من همینجا تموم میشه.

244
00:18:50,333 --> 00:18:51,208
‫شرمنده کیتی.

245
00:18:51,291 --> 00:18:55,708
‫بهت قول میدم که وقتی نزدیک به چیزی شدیم،
‫تو اولین کسی خواهی بود که می‌فهمه.

246
00:18:56,208 --> 00:18:58,166
‫تا اون زمان، تنها کمک به ما

247
00:18:58,791 --> 00:19:02,416
‫تا اون زمان این هست که روی نیمکت دخیره بمونی.
‫البته اگه با همچین چیزی آشنایی داری.

248
00:19:02,500 --> 00:19:07,208
‫حتماً. زیاد پیش میاد این رو ازم می‌خوان.
‫واسه همین هم هست که از فوتبال متنفرم.

249
00:19:30,250 --> 00:19:31,250
‫آهای؟

250
00:19:35,250 --> 00:19:36,750
‫تو منتظر کسی هستی؟

251
00:19:39,000 --> 00:19:40,875
‫- آهای؟
‫- دارم میام.

252
00:19:51,666 --> 00:19:53,416
‫سلام خانم برکبک.

253
00:19:53,500 --> 00:19:55,458
‫سلام ایلای، بابات خونه‌ست؟

254
00:19:56,416 --> 00:19:57,625
‫آم...

255
00:19:57,708 --> 00:19:59,541
‫آره، اون شب کاره.

256
00:19:59,625 --> 00:20:02,416
‫واسه همین...
‫الان خوابه.

257
00:20:02,500 --> 00:20:03,750
‫میشه لطفاً بیدارش کنی؟

258
00:20:05,625 --> 00:20:06,500
‫خیلی خب.

259
00:20:12,041 --> 00:20:14,666
‫- بابا. بابا. بابا.
‫- چیـه؟ گمشو.

260
00:20:15,166 --> 00:20:17,750
‫پاپی برکبک با یه پلیس دم دره.

261
00:20:18,416 --> 00:20:21,583
‫- یه دستبند به کمرش هست و...
‫- پاپی برکبک دیگه کدوم خریـه؟

262
00:20:21,666 --> 00:20:23,500
‫روانپزشک مدرسه ست.

263
00:20:23,583 --> 00:20:26,166
‫آه... اوه...

264
00:20:27,291 --> 00:20:28,750
‫پرده رو بکش.

265
00:20:28,833 --> 00:20:30,583
‫آه..

266
00:20:31,833 --> 00:20:33,208
‫اوه...

267
00:20:33,916 --> 00:20:35,000
‫اوه، ایلای.

268
00:20:35,583 --> 00:20:38,708
‫- خب، از زنـه خوشت میاد؟
‫- آدم خوبیـه.

269
00:20:38,791 --> 00:20:42,041
‫یعنی یکم فضول هست. و رو مخ.
‫اما آدم خوبیـه.

270
00:20:42,125 --> 00:20:44,583
‫بهش بگو یکم دیگه میام، خب؟

271
00:20:44,666 --> 00:20:45,708
‫- باشه.
‫- باشه.

272
00:20:47,791 --> 00:20:48,958
‫الان میاد.

273
00:20:49,500 --> 00:20:50,500
‫خیلی خب.

274
00:20:51,916 --> 00:20:53,416
‫من اینجام.
‫من اینجام.

275
00:20:57,583 --> 00:20:58,458
‫گاس.

276
00:20:58,541 --> 00:21:00,291
‫بیا اینجا. بیا اینجا.
‫بیا اینجا.

277
00:21:00,375 --> 00:21:04,916
‫بیا اینجا. این آت و آشغال‌ها رو جمع کن.
‫مهمون داریم، مهمون داریم.

278
00:21:05,583 --> 00:21:07,916
‫خرت و پرت‌ها رو جمع کن، باشه؟
‫ممنون.

279
00:21:12,583 --> 00:21:13,583
‫خیلی خب.

280
00:21:20,875 --> 00:21:23,041
‫سلام، من رابرت بل هستم.

281
00:21:23,125 --> 00:21:25,333
‫پاپی برکبک هستم، مشاور مدرسه.

282
00:21:25,416 --> 00:21:27,083
‫ایلای همیشه بهم

283
00:21:27,166 --> 00:21:31,125
‫درمورد مشاوره‌های معرکه‌ای که شما
‫بهش می‌دید میگه.

284
00:21:31,833 --> 00:21:32,958
‫تلاش خودمون رو می‌کنیم.

285
00:21:33,041 --> 00:21:34,916
‫همم...

286
00:21:35,000 --> 00:21:38,583
‫گاهی شناختن کودک درون مهم‌ترین
‫چیزی هست که یک مدرسه می‌تونه ارائه بده.

287
00:21:38,666 --> 00:21:40,250
‫حق. حق.

288
00:21:40,333 --> 00:21:43,000
‫آموزش مغز بدون آموزش قلب

289
00:21:43,083 --> 00:21:45,166
‫اصلاً آموزش نیست.

290
00:21:45,250 --> 00:21:47,875
‫قطعاً زندگیـم رو روی این حرف گذاشتم.

291
00:21:47,958 --> 00:21:49,083
‫از ارسطو هست.

292
00:21:49,166 --> 00:21:52,083
‫عجب مرد دوستانی‌ای هست این مرد یونانی.
‫عاشق قدم زدن هم بوده.

293
00:21:53,083 --> 00:21:55,250
‫ایشون افسر دلی هستند.

294
00:21:55,333 --> 00:21:58,125
‫بله، از آشنایی با شما خوشوقتم
‫افسر دلی.

295
00:21:58,208 --> 00:22:01,208
‫مسئله این هست، رابرت...
‫میشه رابرت صدات کنم؟

296
00:22:01,291 --> 00:22:02,833
‫بله پیپی.
‫پاپی.

297
00:22:03,416 --> 00:22:06,666
‫پسرها سه هفته‌ست که مدرسه نیومدن،
‫و این نگرانی وجود داره که...

298
00:22:06,750 --> 00:22:10,958
‫بله خب، ما هنوز داریم تلاش می‌کنیم
‫که با این موقعیت جدید

299
00:22:11,041 --> 00:22:13,916
‫که مادر اونا دیگه نیست سازگار بشیم.

300
00:22:14,000 --> 00:22:15,541
‫شنیدیم یک آتیش سوزی اتفاق افتاده.

301
00:22:16,708 --> 00:22:19,000
‫بخاطر سرخ کن بود.
‫پیش میاد دیگه.

302
00:22:19,083 --> 00:22:21,416
‫- کسی هم آسیب دیده؟
‫- نه، نه همه خوبیـم.

303
00:22:22,416 --> 00:22:25,166
‫ما همه... ما خوبیم.
‫همه خوبیم.

304
00:22:26,208 --> 00:22:28,833
‫- اشکالی نداره چند لحظه بیاییم داخل؟
‫- خیر.

305
00:22:30,208 --> 00:22:31,625
‫نه، معلومـه که نه.

306
00:22:39,583 --> 00:22:42,375
‫- داریم وارد اقامتگاه می‌شیم.
‫- دریافت شد. به گوشـم.

307
00:22:42,958 --> 00:22:46,791
‫داریم خونه تکونی انجام می‌دیم،
‫یخورده نا مرتبـه.

308
00:22:55,541 --> 00:22:58,000
‫گاس، ایلای، ایشون افسر دلی هستن.

309
00:22:58,083 --> 00:23:00,875
‫ایشون از دپارتمان محافظت از کودکان اومدن.

310
00:23:01,458 --> 00:23:02,458
‫حالتون چطوره؟

311
00:23:02,916 --> 00:23:05,375
‫آره. آره. خیلی خوبیم.
‫ آره.

312
00:23:05,875 --> 00:23:09,375
‫- بابت انگشتـت متاسفم ایلای.
‫- شنیدم یه حادثه با تبر بوده.

313
00:23:10,583 --> 00:23:14,791
‫آره، همینطوره. تقصیر خودم بود.
‫نباید این کار رو می‌کردم.

314
00:23:14,875 --> 00:23:16,595
‫گاسی بیچاره، حتماً خیلی داغون شده.

315
00:23:16,666 --> 00:23:22,083
‫نه حالا گاس همچین هم داغون نشده.
‫چرا نمی‌شینید پاپی.

316
00:23:23,583 --> 00:23:28,166
‫پسرا چرا نمی‌رید یچی آماده کنید
‫که ما هم اینجا بیشتر آشنا بشیم؟

317
00:23:28,250 --> 00:23:29,583
‫گپ بزنیم و...

318
00:23:30,458 --> 00:23:31,958
‫اینـم از این.
‫شرمنده.

319
00:23:32,666 --> 00:23:33,750
‫ممنون.

320
00:23:33,833 --> 00:23:36,166
‫برید یکم چایی و بیسکوئیت آماده کنید، هان؟

321
00:23:36,750 --> 00:23:40,208
‫- خوبه. پسرای خوب.
‫- زودباش ایلای.

322
00:23:45,625 --> 00:23:46,625
‫اوه!

323
00:23:48,041 --> 00:23:49,166
‫آه...

324
00:23:50,583 --> 00:23:52,183
‫درسته، خب..

325
00:23:53,291 --> 00:23:54,666
‫چای و بیسکوئیت؟

326
00:24:05,958 --> 00:24:08,708
‫حتماً خیلی خوبـه که پسرا پیشتون هستن.

327
00:24:08,791 --> 00:24:12,208
‫این یه نعمت بزرگ به همراه کلی مسئولیت هست.

328
00:24:13,208 --> 00:24:16,000
‫شما که درک می‌کنید نمی‌تونن
‫مدت زیادی رو از مدرسه دور بمونن؟

329
00:24:16,083 --> 00:24:18,416
‫خب من دارم دائم بهشون این رو میگم.
‫مگه نه، پسرا؟

330
00:24:18,500 --> 00:24:19,708
‫- بله.
‫- بله.

331
00:24:22,666 --> 00:24:23,916
‫واو!

332
00:24:24,000 --> 00:24:25,875
‫واو.
‫اوه!

333
00:24:25,958 --> 00:24:26,958
‫لعنتی.

334
00:24:29,625 --> 00:24:32,416
‫گزارشات ما نشون میدن که پسرها

335
00:24:32,500 --> 00:24:34,375
‫هنوز به مقالات مادرشون در زندان نرفتن.

336
00:24:34,458 --> 00:24:38,333
‫نه، این مدت سر همه مون خیلی شلوغ بوده.

337
00:24:41,208 --> 00:24:42,541
‫عجیب پرونده‌ای از ما دارید ها.

338
00:24:43,875 --> 00:24:44,958
‫داره بهش اضافه هم میشه.

339
00:24:46,541 --> 00:24:47,416
‫آره.

340
00:24:47,500 --> 00:24:52,208
‫واضحاً پسرها طی این سال‌ها
‫آسیب‌های روحی زیادی رو تجربه کردن.

341
00:24:53,416 --> 00:24:57,583
‫پایان ازدواج شما، فعالیت‌های غیرقانونی پدر خوانده

342
00:24:57,666 --> 00:24:59,666
‫و حالا هم رفتن مادرشون.

343
00:24:59,750 --> 00:25:00,750
‫بیا.

344
00:25:03,916 --> 00:25:04,916
‫خیلی خب.

345
00:25:05,291 --> 00:25:06,666
‫آم...

346
00:25:16,041 --> 00:25:17,666
‫ممنون گاس.

347
00:25:17,750 --> 00:25:19,750
‫یکم دیگه با تو و ایلای صحبت می کنیم.

348
00:25:20,666 --> 00:25:23,041
‫شاید بهتر باشه وسایل خودت
‫و برادرت رو جمع کنید.

349
00:25:23,125 --> 00:25:24,916
‫وایسا.
‫وایسا، چی؟

350
00:25:47,500 --> 00:25:50,375
‫رابرت، مسئله این هست که پسرهای شما

351
00:25:50,458 --> 00:25:52,500
‫بی اندازه برای کارکنان مدرسه مهم هستند.

352
00:25:52,583 --> 00:25:57,083
‫ما فکر می‌کنیم که اونا استثنایی هستند.
‫واقعاً استثنایی.

353
00:25:57,166 --> 00:25:59,083
‫پس قضیه این جمع کردن وسیله چیـه؟

354
00:25:59,166 --> 00:26:02,041
‫ما به این امید اینجا هستیم که شما

355
00:26:02,125 --> 00:26:03,541
‫ما رو قانع کنید که این کار رو انجام ندیم.

356
00:26:05,208 --> 00:26:08,041
‫دارید تهدید می‌کنید که پسرهام رو ازم می‌گیرید؟

357
00:26:08,750 --> 00:26:10,767
‫- ما هیچکس رو تهدید نمی‌کنیم.
‫- نه؟

358
00:26:10,791 --> 00:26:14,291
‫فکر می‌کنم اونقد تجربه دارم که بدونم
‫یه تهدید چه شکلیـه.

359
00:26:14,375 --> 00:26:15,375
‫رابرت.

360
00:26:15,458 --> 00:26:18,500
‫اولـش خیلی دوستانه رفتار می‌کنید

361
00:26:18,583 --> 00:26:21,000
‫و بعدش شروع می‌کنید به بازجویی کردن.

362
00:26:21,083 --> 00:26:24,833
‫آقای بل، در خونۀ شما یک آتیش سوزی رخ داده
‫و یکی از پسر ها به شدت آسیب دیده.

363
00:26:24,916 --> 00:26:26,583
‫کار ما این نیست که به شما احساس خوبی بدیم.

364
00:26:26,666 --> 00:26:29,541
‫خوب شد گفتی چون اصلاً دارید
‫همچین حسی بهم نمی‌دید.

365
00:26:29,625 --> 00:26:32,250
‫قضیه این هست که الان پسرها
‫در حضانت تک نفرۀ شما هستند.

366
00:26:32,333 --> 00:26:33,708
‫چون من پدرشونـم!

367
00:26:33,791 --> 00:26:37,458
‫شخص شما هم چنین پروندۀ پاکی ندارید.

368
00:26:37,541 --> 00:26:40,000
‫ببین، نمی‌خوام انکار کنم که

369
00:26:40,083 --> 00:26:43,583
‫که گهگاهی مشکل مصرف مشروب دارم،

370
00:26:43,666 --> 00:26:47,041
‫و همه می‌دونین این مشکل
‫چه مشکلاتی رو بهمراه میاره.

371
00:26:47,125 --> 00:26:50,541
‫مختل کردن آرامش، ضرب و شتم
‫منجر شده به صدمۀ فیزیکی.

372
00:26:50,625 --> 00:26:54,458
‫باید اضافه کنم که در بیشتر مواقع
‫این من بودم که آسیب فیزیکی دیده.

373
00:26:54,541 --> 00:26:55,666
‫هیچ وقت با پسرا درگیری داشتید؟

374
00:26:55,750 --> 00:26:59,416
‫هیچ وقت بیشتر از یه گوش پیچوندن
‫اونـم برای صلاح خودشون چیزی نبوده.

375
00:26:59,500 --> 00:27:00,916
‫چیز جدی‌تری نبوده؟

376
00:27:01,000 --> 00:27:04,101
‫ببین، متوجه نمیشم، دارید من رو
‫به چی متهم می‌کنید؟

377
00:27:04,125 --> 00:27:06,000
‫ما کسی رو متهم نمی‌کنیم،
‫فقط داریم سوال می‌پرسیم.

378
00:27:07,541 --> 00:27:10,000
‫میشه درمورد کار هنری گاس صحبت کنیم؟

379
00:27:10,083 --> 00:27:11,291
‫اره، من..، من...

380
00:27:11,916 --> 00:27:15,375
‫این خوبـه، پاپی.
‫بیایید درمورد هنر صحبت کنیم.

381
00:27:15,458 --> 00:27:18,000
‫نقاشی‌هاش، واقعاً خوب هستن.

382
00:27:18,500 --> 00:27:21,166
‫به عنوان یک پسر 15 ساله
‫نقاشی‌هاش استثنایی هستن.

383
00:27:22,250 --> 00:27:25,416
‫اما موضوعات انتخابیش مقداری
‫آزار دهنده هستند.

384
00:27:25,500 --> 00:27:28,166
‫تخیل فعال. خانوادگی اینطوری هستیم.

385
00:27:29,875 --> 00:27:32,625
‫یا خدا، چقد پرونده علیه
‫ما ردیف کردید؟

386
00:27:32,708 --> 00:27:35,250
‫این‌ها فقط نقاشی‌های گاس
‫برای مدرسه هستند.

387
00:27:35,333 --> 00:27:36,708
‫داشتم به افسر دلی می‌گفتم که

388
00:27:36,791 --> 00:27:40,083
‫برای یه مدت طولانی، گاس همیشه
‫نقاشی یک تصویر خاص رو می‌کشیده.

389
00:27:40,166 --> 00:27:42,583
‫خب این که غیرقانونی نیست، هست؟

390
00:27:43,333 --> 00:27:46,541
‫این نقاشیش برای رقابت علمی تخیلی بوده.

391
00:27:47,583 --> 00:27:49,125
‫خوبه، خوبه.

392
00:27:49,791 --> 00:27:51,916
‫و این هم پرتره خانوادگیـش هست.

393
00:27:59,458 --> 00:28:02,250
‫آره، این... قشنگـه.
‫قشنگـه.

394
00:28:02,333 --> 00:28:05,458
‫از سفر با ماشین خوشش میاد.
‫همیشه خوشش میومده.

395
00:28:05,541 --> 00:28:09,416
‫ایلای بهم گفت که گاس نقاشی‌هایی رو
‫می‌کشیده که خواب جفت پسرا بوده.

396
00:28:09,958 --> 00:28:12,833
‫اون خواب رو خیلی واضح و صریح توصیف می‌کنـه
[چرا این رو بهش گفتی؟]

397
00:28:12,916 --> 00:28:15,750
‫صدای موتور ماشین توی جاده

398
00:28:15,833 --> 00:28:17,458
‫با بوی روکش صندلی.

399
00:28:17,541 --> 00:28:19,375
‫آره، ایلای اینطوریـه.

400
00:28:19,458 --> 00:28:21,166
‫زیاد به جزئیات دقت می‌کنـه.

401
00:28:21,250 --> 00:28:24,708
‫مسئله این هست که این خواب
‫غیر قابل قبول نیست

402
00:28:24,791 --> 00:28:27,208
‫اما، خیلی غیرمعمولی هست.

403
00:28:27,291 --> 00:28:30,958
‫خب، فکر می‌کنم بهتر باشه بگیم

404
00:28:31,041 --> 00:28:34,083
.قضیه اصلی اون تصادف ماشین هست

405
00:28:35,250 --> 00:28:37,083
‫یک خاطره، نه خواب.

406
00:28:46,500 --> 00:28:49,791
‫دو روز بعد از این که همسرتون شما رو ترک کرد
‫یک حادثه رانندگی رخ داده، آقای بل.

407
00:28:52,041 --> 00:28:55,125
‫بیخیال. چرا پای این مسئله رو
‫پیش می‌کشید؟

408
00:28:55,625 --> 00:28:58,708
‫در اظهارات اولیه همسرتون که بعدش
‫پسشون گرفته، گفته که فکر می‌کنـه

409
00:28:58,791 --> 00:29:00,333
‫شما سعی داشتید بچه‌ها رو بکشید.

410
00:29:00,416 --> 00:29:01,416
‫مزخرفه.

411
00:29:02,375 --> 00:29:03,375
‫اون اظهارات رو پس گرفته.

412
00:29:04,041 --> 00:29:05,750
‫فقط از دستـم ناراحت بوده.

413
00:29:05,833 --> 00:29:08,291
‫- پس شما تلاش نکردید که اونا رو بکشید؟
‫- معلومـه که نه!

414
00:29:12,916 --> 00:29:14,458
‫شما عاشق این کار هستید.

415
00:29:14,541 --> 00:29:17,666
‫عاشقـش هستید، مگه نه؟
‫عاشقـش هستید.

416
00:29:17,750 --> 00:29:22,208
‫نه رابرت، ما با این نیت خیر به اینجا اومدیم
‫که روایت اتفاقات رو از دیدگاه تو بشنویم.

417
00:29:22,291 --> 00:29:24,833
‫مطمئن هستم که جفت‌مون
‫بهترین رو برای بچه‌ها می‌خوایم.

418
00:29:24,916 --> 00:29:27,958
‫و بهترین این هست که اونا
‫رو از من دور کنید؟

419
00:29:28,041 --> 00:29:29,291
‫هیچکس همچین چیزی نمیگه.

420
00:29:29,375 --> 00:29:32,166
‫جفت‌تون همین فکر رو می‌کنید، نه؟

421
00:29:32,666 --> 00:29:34,000
‫این قراره چطوری کمک کنـه؟

422
00:29:34,666 --> 00:29:35,750
‫این که از هم جداشون کنید.

423
00:29:35,833 --> 00:29:37,458
‫تنها چیزی که اونا دارن، همدیگه‌ست.

424
00:29:37,541 --> 00:29:41,083
‫اینکه ببریدشون پرورشگاه و بهشون
‫بگید که پدرشون یه هیولاست چه کمکی می‌کنـه.

425
00:29:45,125 --> 00:29:46,416
‫من عاشق پسرا هستم.

426
00:29:47,541 --> 00:29:48,791
‫اونا پسرای منن.

427
00:29:51,458 --> 00:29:53,708
‫وقتی اونا بچه بودن،
‫اونا...

428
00:29:54,833 --> 00:29:57,208
‫هیچ وقت بیشتر از اون موقع خوشبخت نبودم.

429
00:30:06,208 --> 00:30:08,208
‫شما شب با پیژامه

430
00:30:08,833 --> 00:30:11,208
‫بردیدشون بیرون از شهر

431
00:30:11,291 --> 00:30:14,750
‫و به شکلی هر سه تای شما
‫سر از ته دریاچه در آوردید.

432
00:30:16,541 --> 00:30:17,541
‫لعنتی.

433
00:30:24,833 --> 00:30:29,666
‫خیلی خب، بهتون میگم دقیقاً
‫چه اتفاقی افتاد.

434
00:30:43,500 --> 00:30:46,916
‫داشتم بچه‌ها رو می‌بردم به
‫سیدر کریک فالز

435
00:30:47,000 --> 00:30:48,250
‫برای کمپ زدن.

436
00:30:53,375 --> 00:30:56,291
‫بحث‌های بین من و مادرشون
‫اتفاق افتاده بود.

437
00:31:01,166 --> 00:31:03,750
‫اما پسرا، عاشق کمپ هستند.

438
00:31:04,291 --> 00:31:05,666
‫زیر ستاره‌ها.

439
00:31:08,083 --> 00:31:11,458
‫من وقتی استرسی می‌شم،
‫حمله عصبی بهم دست میده

440
00:31:11,541 --> 00:31:14,041
‫از بچگی همینطوری بودم.

441
00:31:17,041 --> 00:31:18,250
‫لرز میوفته توی بدنـم.

442
00:31:19,250 --> 00:31:20,291
‫لرزهای بدجور.

443
00:31:22,041 --> 00:31:23,875
‫داشتم نزدیک یه پیج بدجور می‌شدم.

444
00:31:23,958 --> 00:31:25,666
‫نمی‌دیدم دارم کجا میرم

445
00:31:25,750 --> 00:31:28,791
‫و متوجه نبودم که سرعتـم چقد بالاست.

446
00:32:26,125 --> 00:32:27,125
‫بیا اینجا!

447
00:33:26,916 --> 00:33:27,916
‫ایلای.

448
00:33:37,875 --> 00:33:39,958
‫ایلای.
‫ایلای، زود باش.

449
00:33:40,541 --> 00:33:42,125
‫یا خدا، نرو.

450
00:33:44,291 --> 00:33:46,291
‫فکر کردم قراره ایلای رو از دست بدم.

451
00:33:47,375 --> 00:33:50,291
‫کمک!
‫خواهش می‌کنم یکی کمک کنـه!

452
00:33:50,833 --> 00:33:52,333
‫ایلای، هی.

453
00:33:52,416 --> 00:33:57,083
‫مردی که توی یه کلبه کنار سد
‫زندگی می‌کرد، زنگ زد کمک بیاد.

454
00:33:57,583 --> 00:34:00,458
‫خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم!

455
00:34:01,166 --> 00:34:02,375
‫داشتم تکونـش می‌دادم.

456
00:34:04,375 --> 00:34:08,666
‫التماس خدا می‌کردم که برش گردونـه.

457
00:34:13,500 --> 00:34:16,125
‫پسر قشنگـم.

458
00:34:17,916 --> 00:34:19,500
‫چیزی نیست. یالا.
‫زود باش.

459
00:34:19,583 --> 00:34:21,875
‫- آمبولانس داره میاد.
‫- ایلای.

460
00:34:23,333 --> 00:34:24,958
‫یا خدا، من رو ترسوندی.

461
00:34:38,583 --> 00:34:41,083
‫وقتی که آمبولانس رسید،

462
00:34:41,166 --> 00:34:43,875
‫گفتن که اولین کسایی نبودیم
‫که از اونجا افتادیم پایین.

463
00:34:46,291 --> 00:34:49,166
‫و این یه معجزه بوده که کسی
‫آسیب جدی ندیده.

464
00:34:51,833 --> 00:34:54,250
‫فکر می‌کنم خوش شانس بودیم.

465
00:34:57,250 --> 00:34:58,333
‫بابا.

466
00:34:58,416 --> 00:35:00,541
‫اوه، یکم بهمون وقت بدید پسرا.

467
00:35:00,625 --> 00:35:02,250
‫ما...
‫ما سرمون شلوغـه.

468
00:35:02,333 --> 00:35:03,666
‫برید، برید، گمشید.

469
00:35:03,750 --> 00:35:04,833
‫چی می‌خواید؟

470
00:35:10,041 --> 00:35:12,958
‫نزار ما رو ببرن، بابا.
‫ما نمی‌ریم.

471
00:35:13,041 --> 00:35:15,500
‫برامون مهم نیست قبلاً چی شده.

472
00:35:15,583 --> 00:35:19,125
‫من و گاس نمی‌خوایم هیچ جای دیگه
‫بجز اینجا زندگی کنیم.

473
00:35:26,333 --> 00:35:30,833
‫رابرت، اگه بتونی این اطمینان
‫رو بهم بدی که پسرا دوباره میرن مدرسه

474
00:35:31,916 --> 00:35:34,958
‫و می‌بریشون که مادرشون رو ببینن،
‫می‌تونن بمونن.

475
00:35:35,041 --> 00:35:38,083
‫ببین، می‌دونم که پدر خیلی بدی بودم.

476
00:35:38,666 --> 00:35:42,041
‫انجامـش میدم.
‫دوباره شروع می‌کنم.

477
00:35:43,500 --> 00:35:44,500
‫می‌بینید.

478
00:35:44,958 --> 00:35:46,166
‫می‌بینید پسرا.

479
00:35:51,000 --> 00:35:52,000
‫می‌بینم‌تون.

480
00:36:26,250 --> 00:36:27,791
‫اوه، بیخیال.

481
00:36:33,166 --> 00:36:35,000
‫خدا، چقد قیافه‌ات تخمیـه.

482
00:36:37,083 --> 00:36:39,458
‫احتمالاً اونـم همچین فکری
‫درمورد تو داره.

483
00:36:39,541 --> 00:36:42,875
‫یبار یکی رو گرفتیم که کون یکی
‫از اینا گذاشته بود.

484
00:36:43,375 --> 00:36:44,916
‫ماده‌هاشون خوشکلتر هستن، نه؟

485
00:36:46,041 --> 00:36:49,291
‫فکر نکنم قیافه برای کسی که
‫ترییب حیوون‌ها رو میده یه ویژگی باشه.

486
00:36:53,000 --> 00:36:54,083
‫اون برای چیـه؟

487
00:36:55,916 --> 00:36:57,583
‫برای قطع کردن دندون مبارزه‌اش.

488
00:36:59,083 --> 00:37:01,625
‫که دیگه نتونه به بقیه
‫نرها حمله کنـه.

489
00:37:05,208 --> 00:37:06,541
‫قضیه لایل اورلیک...

490
00:37:08,875 --> 00:37:09,875
‫حملۀ کوسه؟

491
00:37:10,750 --> 00:37:14,458
‫چند نفر شک دارن که اون یارو
‫هنوز زنده باشه.

492
00:37:14,541 --> 00:37:18,833
‫باید خیلی خوش شانس باشی
‫که با همچین جراحتی بازم زنده بمونی.

493
00:37:19,333 --> 00:37:21,541
‫به نظر تو آدم خوش شانسی بود؟

494
00:37:22,333 --> 00:37:24,916
‫از برداشت من اون اصلاً خوش شانس نبود.

495
00:37:26,750 --> 00:37:28,083
‫از اینا برای چی استفاده می‌کنی؟

496
00:37:29,583 --> 00:37:30,833
‫گرفتن ناخن‌های انگشت پا.

497
00:37:32,916 --> 00:37:36,500
‫به نظر میرسه پسرش توی یه
‫قضیه خانگی، انگشتـش رو از دست داده.

498
00:37:37,750 --> 00:37:39,375
‫دنیای خطرناکی شده.

499
00:37:41,500 --> 00:37:44,791
‫یه زنه رو از روزنامۀ کوریرمیل
‫می‌شناسم که داشت توی این قضیه سرک می‌کشید.

500
00:37:50,375 --> 00:37:54,208
‫با رئیس صحبت می‌کنم، ببینـم می‌خواد
‫کسی رو خفه کنـه یا نه.

501
00:37:54,291 --> 00:37:57,750
‫ببین، خفه کردن صداها چیزی هست
‫که بیشتر از همه چی نگرانشـم.

502
00:37:58,625 --> 00:38:01,875
‫- به شدت پیشنهاد می‌کنم...
‫- تیم، بزار یچیزی رو روشن کنم

503
00:38:02,500 --> 00:38:04,875
‫فقط در صورتی می‌تونی چیزی رو
‫شدیداً به ما پیشنهاد بدی

504
00:38:04,958 --> 00:38:07,875
‫که بهمون پول بدی.

505
00:38:07,958 --> 00:38:09,791
‫من طرف شمام، ایوان.

506
00:38:09,875 --> 00:38:12,791
‫دارم سعی می‌کنم این قضیۀ
‫حمله کوسه رو بخوابونـم.

507
00:38:13,375 --> 00:38:15,625
‫خب در این صورت پس شاید باید
‫سرت توی کار خودت باشه.

508
00:38:15,708 --> 00:38:17,541
‫اون بچه‌ها رو از خیابون حذف کن.

509
00:38:17,625 --> 00:38:21,458
‫و همینطور جلوی این روزنامه نگار رو بگیری
‫که دماغـش رو هر جایی نکنـه.

510
00:38:21,541 --> 00:38:23,750
‫- دارم روش کار می‌کنم.
‫- معلومه به اندازه کافی کار نمی‌کنی.

511
00:38:23,833 --> 00:38:25,583
‫فقط هیچ کار افراطی‌ای نکن، خب؟

512
00:38:25,666 --> 00:38:28,791
‫روزنامه نگاره می‌دونه که نباید خودش رو
‫قاطی کنـه و دارم مشکل پسرا رو هم حل می‌کنم.

513
00:38:28,875 --> 00:38:30,666
‫همین کار رو بکن.

514
00:38:32,125 --> 00:38:33,875
‫وگرنه خودم باید بجات انجامـش بدم.

515
00:38:59,833 --> 00:39:01,125
‫- مشکلی برات پیش نمیاد؟
‫- نه.

516
00:39:01,208 --> 00:39:03,375
‫رسیدن به خیر، پری کوچولو.
‫میشه یه آرزو بکنـم؟

517
00:39:08,083 --> 00:39:09,333
‫گاس و ایلای عزیز

518
00:39:10,291 --> 00:39:11,708
‫من دوست پیرتون اسلیم هستم.

519
00:39:12,416 --> 00:39:15,958
‫چندباری بهتون زنگ زدم، اما جواب ندادید

520
00:39:16,041 --> 00:39:18,208
‫پس فکر کنم سرتون شلوغـه.

521
00:39:22,291 --> 00:39:23,916
‫فقط می‌خواستم بگم که...

522
00:39:24,000 --> 00:39:26,708
‫فقط می‌خوام بگم که
‫خبر های بدی دارم.

523
00:39:28,000 --> 00:39:31,916
‫فقط می‌خواستم بگم که از این که دوریم متنفرم،
‫پس اگه دوست داشتی یه ماهیگیری...

524
00:39:43,000 --> 00:39:44,000
‫لعنتی.

525
00:39:47,458 --> 00:39:51,583
‫زودباش، بیا. می‌خوام ناهارت رو بدم.
‫بیا. زود.

526
00:40:02,500 --> 00:40:05,708
‫بابا، ما آماده‌ایم.
‫اتوبوس میره‌ها.

527
00:40:07,041 --> 00:40:08,791
‫ساعات ملاقات مامانـه.

528
00:40:12,333 --> 00:40:14,541
‫خیلی خب، ببینید پسرا...

529
00:40:17,541 --> 00:40:19,750
‫من نمی‌تونم.
‫شرمنده.

530
00:40:19,833 --> 00:40:22,416
‫یعنی چی بابا. تو قول دادی.
‫منطورت چیـه که نمی‌تونی؟

531
00:40:22,500 --> 00:40:26,333
‫آره، نمی‌دونم. نمی‌دونم.
‫اون هنوز هم ازم متنفره

532
00:40:26,416 --> 00:40:29,666
‫و من رو مقصر اون تصادف میدونه، این...

533
00:40:29,750 --> 00:40:33,416
‫چیزی نیست، ما بهش توضیح می‌دیم.
‫همونطور که تو به خانم برکبک توضیح دادی.

534
00:40:33,500 --> 00:40:35,684
‫اصلاً خوب نیست. اون باور نمیکنـه رفیق.

535
00:40:35,708 --> 00:40:37,666
‫- نه.
‫- شلوارش رو بیار.

536
00:40:38,333 --> 00:40:39,333
‫خیلی خب. باشه.

537
00:40:39,375 --> 00:40:43,000
‫بابا، بدون تو اجازه نمیدن مامان رو ببینیم.
‫توام میای.

538
00:40:43,083 --> 00:40:45,416
‫آره ببین، شرمنده رفیق.
‫شرمنده‌ام.

539
00:40:45,500 --> 00:40:46,833
‫- بگیرش.
‫- نه. چی؟

540
00:40:46,916 --> 00:40:48,916
‫- بگیرش و شلوارش رو پاش کن.
‫- نه.

541
00:40:49,416 --> 00:40:52,500
‫- نگهش دار گاس! نگهش دار.
‫- آگورافوبیا! آگورافوبیا!

542
00:40:52,583 --> 00:40:54,416
‫- نه، نه، نه!
‫- آره.

543
00:40:54,500 --> 00:40:56,166
‫- آره.
‫ وای خدا.

544
00:40:56,250 --> 00:40:58,083
‫وای خدا.
‫وای خدا.

545
00:40:58,166 --> 00:40:59,000
‫آه...

546
00:40:59,083 --> 00:41:00,791
‫دیگه چی شده؟

547
00:41:01,375 --> 00:41:03,125
‫قلبـم.
‫جدی میگم.

548
00:41:03,791 --> 00:41:05,500
‫- نه. بسه.
‫- زنگ بزن آمبولانس.

549
00:41:05,583 --> 00:41:09,541
‫- قلبـت هیچیش نیست.
‫- هست. زنگ بزنید آمبولانس.

550
00:41:10,333 --> 00:41:11,375
‫شوخی نمی‌کنم.

551
00:41:12,583 --> 00:41:15,500
‫زنگ بزنید سه صفر.
‫زنگ بزنید سه صفر.

552
00:41:42,333 --> 00:41:43,833
‫خب برید عقب، ما هواش رو داریم.

553
00:41:45,750 --> 00:41:48,166
‫خیلی خب رابرت.
‫نفس بکش.

554
00:41:48,250 --> 00:41:51,875
‫سرت رو بگیر بالا. حالت خوب میشه.
‫می‌بریمـت که یه چک آپ ازت بگیریم.

555
00:41:53,000 --> 00:41:55,333
‫- قبلاً هم اینطوری شده؟
‫- همیشه اینطوری میشه رفیق.

556
00:41:55,916 --> 00:41:57,375
‫حمله اضطراب.

557
00:41:57,458 --> 00:42:00,666
‫یه نوار قلب و آزمایش خون ازش می‌گیریم.
‫تا عصر برمی‌گرده پیشتون.

558
00:42:03,250 --> 00:42:04,250
‫سلام جیم.

559
00:42:04,750 --> 00:42:05,750
‫هی راب.

560
00:42:15,750 --> 00:42:18,166
‫- هی.
‫- شرمنده فرانکی، اونا نمیان.

561
00:42:19,708 --> 00:42:22,892
‫- منظورت چیـه که نمیان؟
‫- یه مسئله پزشکی برای پدرشون پیش اومده.

562
00:42:22,916 --> 00:42:26,000
‫تا اینجا اومدن ولی بدون پدرشون
‫نمی‌تونن تو رو ببینن.

563
00:42:26,083 --> 00:42:27,291
‫نه، گور باباشون.

564
00:42:27,875 --> 00:42:30,250
‫هی! فرانکی، بیخیال.
‫الم شنگه به پا نکن.

565
00:42:30,333 --> 00:42:31,708
‫می‌خوام پسرهام رو ببینم.

566
00:42:31,791 --> 00:42:33,583
‫- می‌خوام پسرهام رو ببینم.
‫- فرانکی!

567
00:42:33,666 --> 00:42:36,306
‫فرانکی، اگه درست رفتار نکنی
‫حق ملاقات رو ازت می‌گیریم.

568
00:42:36,333 --> 00:42:38,291
‫اونوقت دیگه نمی‌تونی کسی رو
‫قبل از کریسمس ببینی.

569
00:42:38,375 --> 00:42:40,000
‫می‌خوام پسر‌هام رو ببینم!

570
00:42:40,583 --> 00:42:42,500
‫می‌خوام پسر‌هام رو ببینم!

571
00:42:43,083 --> 00:42:49,291
‫می‌خوام پسر‌هام رو ببینم!

572
00:42:49,375 --> 00:42:51,375
‫مامان!

573
00:42:51,458 --> 00:42:52,458
‫مامان!

574
00:42:53,041 --> 00:42:54,375
‫مامان!

575
00:42:54,458 --> 00:42:55,458
‫مامان!

576
00:42:55,500 --> 00:42:56,500
‫مامان!

577
00:42:56,583 --> 00:43:00,208
‫هوی، شما دوتا. گمشید
‫وگرنه زنگ می‌زنم به پلیس.

578
00:43:25,833 --> 00:43:26,833
‫هممم...

579
00:43:27,333 --> 00:43:28,208
‫بده ببینم.

580
00:44:21,666 --> 00:44:22,666
‫هی شلی.

581
00:44:23,250 --> 00:44:24,250
‫هی گاس.

582
00:44:24,708 --> 00:44:25,708
‫اوه.

583
00:44:26,166 --> 00:44:27,166
‫ممنون.

584
00:44:29,083 --> 00:44:30,250
‫مامانت چطوره؟

585
00:44:30,750 --> 00:44:34,208
‫هنوز نمی‌دونم. پدرمون نبردمون
‫که ببینیمـش.

586
00:44:36,166 --> 00:44:38,541
‫از مامانـت خوشم میاد.
‫از طرف من بغلـش کن.

587
00:44:39,666 --> 00:44:42,541
‫فکر نمی‌کنم اجازه بدن توی
‫ملاقات زندان کسی رو بغل کنی.

588
00:44:42,625 --> 00:44:45,166
‫خب کسی که عصا داره رو هم
‫نمیشه بغل کرد، پس...

589
00:44:45,666 --> 00:44:47,083
‫درمان چطوری پیش میره؟

590
00:44:53,666 --> 00:44:54,833
‫درمانی نداره.

591
00:44:54,916 --> 00:44:56,291
‫تحلیل و فساد عضلانی.

592
00:44:57,500 --> 00:44:58,500
‫بدترین نوعش.

593
00:44:59,208 --> 00:45:01,541
‫تنها کاری که می‌تونی بکنی
‫این هست که شاهد بدتر شدنش باشی.

594
00:45:04,375 --> 00:45:06,916
‫بعد از یه مدت انقد ضعیفـت می‌کنـه
‫که نمی‌تونی از عصا استفاده کنی

595
00:45:07,000 --> 00:45:10,708
‫و بعدش میرم روی ویلچر، تا انقد
‫ضعیف بشم که نتونم نفس بکشم.

596
00:45:19,000 --> 00:45:20,583
‫اما معجزه هنوز هم اتفاق میوفته.

597
00:45:21,458 --> 00:45:22,541
‫تو دوباره داری حرف می‌زنی.

598
00:45:23,375 --> 00:45:24,458
‫گور بابای معجزه‌ها.

599
00:45:26,291 --> 00:45:27,458
‫بهم بگو چطوری می‌تونم کمکـت کنم.

600
00:45:33,208 --> 00:45:34,291
‫یه برگر می‌خوای؟

601
00:45:34,375 --> 00:45:36,000
‫هرچی باشه خوبـه.

602
00:46:10,375 --> 00:46:12,333
‫آره، گیل هستی؟

603
00:46:13,083 --> 00:46:15,458
.می‌خوام اسلیم هالیدی رو ببینم

604
00:46:16,291 --> 00:46:17,291
‫ایلای.

605
00:46:18,208 --> 00:46:19,416
‫یکی از دوستاش هستم.

606
00:46:20,375 --> 00:46:22,500
‫فقط چندتا نصیحت نیاز دارم.

607
00:46:50,083 --> 00:46:51,291
‫چیزی هم گرفتی؟

608
00:46:54,666 --> 00:46:56,000
‫چندتا کوچیک.

609
00:46:57,833 --> 00:46:58,958
‫داری از مدرسه برمی‌گردی؟

610
00:47:04,708 --> 00:47:05,625
‫اره.

611
00:47:07,000 --> 00:47:08,208
‫پلیس‌ها مجبورمون کردن که بریم مدرسه.

612
00:47:08,916 --> 00:47:12,541
‫- خوبـه. مامانتون رو دیدید؟
‫- حتی جواب نامه‌هامون رو هم نمیده.

613
00:47:14,000 --> 00:47:15,916
‫- شاید خجالت می‌کشه.
‫- از چی؟

614
00:47:16,000 --> 00:47:17,333
‫اون که کار اشتباهی نکرده.

615
00:47:17,416 --> 00:47:20,208
‫اره خب، اما زن‌ها گاهی
‫موجودات عجیبی هستند.

616
00:47:20,291 --> 00:47:22,833
‫فکر می‌کنم زندانبان‌ها نمی‌خوام
‫ما باهاش صحبت کنیم

617
00:47:22,916 --> 00:47:25,500
‫چون ممکنه موافقت کنیم که راز
‫لایل و ایوان کرول رو فاش کنیم.

618
00:47:25,583 --> 00:47:27,333
‫من مطمئنـم که دلـش براتون تنگ شده رفیق،
‫اما...

619
00:47:28,250 --> 00:47:31,083
‫اون می‌خواد که شما دوتا همه چی رو فراموش کنید

620
00:47:31,166 --> 00:47:32,541
‫و برید سراغ زندگی خودتون.

621
00:47:32,625 --> 00:47:34,375
‫کریسمس براش پودینگ کشمش بفرستید.

622
00:47:34,458 --> 00:47:38,166
‫نمی‌رسه به دستش. جلوی چیزایی
‫که براش می‌فرستیم رو می‌گیرن

623
00:47:38,250 --> 00:47:39,500
‫آره، گاهی از این کارا می‌کنن.

624
00:47:39,583 --> 00:47:43,791
‫بجز این روش، راه های دیگه‌ای هم هست
‫که چیزی براش بفرستید.

625
00:47:43,875 --> 00:47:44,875
‫چی مثلاً؟

626
00:47:45,708 --> 00:47:46,708
‫یک لحظه صبر کن.

627
00:47:48,250 --> 00:47:49,166
‫ماهی گرفتی؟

628
00:47:49,250 --> 00:47:50,083
‫فقط گاز زدن.

629
00:47:50,166 --> 00:47:52,666
‫خب چه راه‌های دیگه‌ای؟

630
00:47:52,750 --> 00:47:54,541
‫خب، من یکی رو می‌شناسم.

631
00:47:54,625 --> 00:47:55,875
‫جرج مسومی.

632
00:47:57,333 --> 00:48:00,833
‫دوازده سال هست که داره برای
‫بوگو روود میوه می‌فرسته.

633
00:48:00,916 --> 00:48:01,916
‫نگهبان‌ها می‌شناسنـش

634
00:48:02,875 --> 00:48:05,583
‫و قبول کردن که کاری با
‫جعبه‌هایی که میوه نیستن نداشته باشن.

635
00:48:05,666 --> 00:48:07,250
‫چی قاچاق می‌کنـه؟

636
00:48:07,333 --> 00:48:09,625
‫هرچی بخوای. سیگار.
‫لباس زیر سکسی.

637
00:48:10,666 --> 00:48:12,791
‫آخه لباس زیر سکسی توی زندان به چه دردی می‌خوره؟

638
00:48:14,416 --> 00:48:16,666
‫این هم یکی دیگه از راز‌های زندگیـه.

639
00:48:16,750 --> 00:48:21,333
‫خب پس اگه بخوام یه بسته به دست مامان برسونـم

640
00:48:21,416 --> 00:48:24,333
‫فقط باید به جرج پول بدم.

641
00:48:24,416 --> 00:48:26,708
‫نه، لازم نیست بهش پول بدی.
‫سر قضیه محکومیت طولانی برادرش

642
00:48:26,791 --> 00:48:29,041
‫بهش کمک کردم، پس بهم مدیونـه.

643
00:48:30,083 --> 00:48:32,958
‫- چی می‌خوای براش بفرستی؟
‫- ابزار فرار.

644
00:48:33,041 --> 00:48:35,750
‫بیدار شو ایلای. اگه با اونا گیر بیوفته
‫محکومیتـش رو دو برابر می‌کنن.

645
00:48:35,833 --> 00:48:36,833
‫اما محکومیت تو رو که زیاد نکردن.

646
00:48:36,875 --> 00:48:39,375
‫آره، اما من چیزی برای باختن نداشتم.
‫من حبس ابد داشتم.

647
00:48:39,458 --> 00:48:42,375
‫- اون چهارتا کریسمس دیگه میاد بیرون.
‫- چهار سال کم نیست، اسلیم.

648
00:48:43,958 --> 00:48:45,125
‫اون موقع من 17 سال دارم.

649
00:48:50,375 --> 00:48:52,916
‫شرمنده. فقط خیلی دلـم
‫براش تنگ شده. می‌دونی؟

650
00:48:54,375 --> 00:48:56,041
‫الان هیچ بزرگتری ندارم.

651
00:48:56,875 --> 00:48:58,791
‫فقط تو و رابرت هستید.

652
00:48:59,375 --> 00:49:02,958
‫آره می‌دونم، اما روی هم رفته
‫چهارسال هیچی نیست.

653
00:49:03,625 --> 00:49:06,416
‫تازه برای رفتار خوب هم تخفیف می‌خوره.

654
00:49:07,666 --> 00:49:09,750
‫فقط تمرکز کن روی درس.
‫کاری کن بهت افتخار کنـه.

655
00:49:09,833 --> 00:49:12,666
‫وایسا.

656
00:49:14,083 --> 00:49:15,458
‫یکی دیگه گرفتی؟

657
00:49:15,541 --> 00:49:17,083
‫آره، یه ماهی سرخو حرا هست.

658
00:49:17,166 --> 00:49:19,458
‫حتماً ده کیلویی هست.

659
00:49:19,541 --> 00:49:21,625
‫از وقتی اومدم اینجا دنبالـشم.

660
00:49:21,708 --> 00:49:22,958
‫بی ناموس خیلی باهوشـه.

661
00:49:23,041 --> 00:49:26,166
‫خیلی زشت میشه اگه قبل از اون بمیرم.

662
00:49:27,250 --> 00:49:29,833
‫فکر می‌کنم هنوز یه چندسالی
‫وقت داری اسلیم.

663
00:49:30,875 --> 00:49:31,875
‫نه راستش.

664
00:49:33,125 --> 00:49:35,291
‫سرطان ریـه.
‫مرحله چهارمـش.

665
00:49:37,875 --> 00:49:39,125
‫چندتا مرحله داره؟

666
00:49:41,666 --> 00:49:42,666
‫چهارتا.

667
00:49:44,000 --> 00:49:47,125
‫خب چقدر دیگه وقت داری؟

668
00:49:50,291 --> 00:49:51,750
‫چند ماهی.

669
00:49:53,583 --> 00:49:55,083
‫چند ماهی؟

670
00:49:55,166 --> 00:49:57,083
‫نه، نه، اسلیم. اسلیم.
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

671
00:49:57,166 --> 00:49:58,851
‫می‌خواستم برات یه نامه بنویسم، اما...

672
00:49:58,875 --> 00:50:01,541
‫اما خیلی توی این کار ماهر نیستم.

673
00:50:04,833 --> 00:50:06,833
‫خواهش می‌کنم بگو تحت درمانی.

674
00:50:08,041 --> 00:50:10,333
‫من اون داروی‌های کوفتی رو نمی‌خورم.
‫راه های بهتری هم برای مردن هست.

675
00:50:10,416 --> 00:50:14,541
‫اما تو نمی‌تونی بمیری اسلیم.
‫تو الان دیگه تنها پدری هستی که داریم.

676
00:50:14,625 --> 00:50:15,708
‫رابرت پدر شماست.

677
00:50:16,333 --> 00:50:17,416
‫و اگه بخوام صادق باشم

678
00:50:18,041 --> 00:50:20,333
‫احتمالاً تا جایی که می‌تونستم
‫بهتون یاد دادم.

679
00:50:20,416 --> 00:50:22,291
‫باید تحت درمان قرار بگیری، اسلیم.

680
00:50:25,166 --> 00:50:26,708
‫من نیاز دارم که تو زنده بمونی.

681
00:50:27,625 --> 00:50:28,625
‫خواهش می‌کنم.

682
00:50:29,208 --> 00:50:33,083
‫بر لوح نشانِ بودنی‌ها بوده‌است

683
00:50:34,250 --> 00:50:36,791
‫پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده‌است؛

684
00:50:37,750 --> 00:50:40,250
‫در روز ازل هر آن‌چه بایست بداد،

685
00:50:41,000 --> 00:50:43,625
‫غم خوردن و کوشیدنِ ما بیهوده است.

686
00:50:44,625 --> 00:50:47,958
‫رباعیات عمر خیام.
‫بهترین شعریه که نوشته شده.

687
00:50:52,083 --> 00:50:53,791
‫چوب رو بکش!
‫چوب رو بکش!

688
00:50:53,875 --> 00:50:55,250
‫یه ماهی کوفتیـه!

689
00:50:55,333 --> 00:50:56,750
‫بکش!
‫چوب رو بکش!

690
00:50:57,625 --> 00:51:00,166
‫- آره. بکش بیرون. بکشش بیرون!
‫- یه کوسه ست؟

691
00:51:00,250 --> 00:51:03,416
‫نه، این همون ماهی گنده ست که گفتم.
‫حرومی رو بکش بیرون!

692
00:51:03,500 --> 00:51:05,416
‫زود باش، بگیرش.
‫زود باش.

693
00:51:05,500 --> 00:51:07,666
‫زودباش. یکم سیم رو باز کن.
‫سیم رو باز کن.

694
00:51:07,750 --> 00:51:11,041
‫بزار یکم بازی کنـه.
‫می‌دونی، کاری کن که مبارزه کنـه!

695
00:51:12,666 --> 00:51:13,583
‫قرقره رو ببند!

696
00:51:13,666 --> 00:51:15,833
‫قرقره رو ببند... قرقره...!

697
00:51:15,916 --> 00:51:18,625
‫لعنت! بزار...
‫ولـش نکن، فقط..

698
00:51:20,875 --> 00:51:23,583
‫وای خدای من! وای خدای من!
‫گرفتیمش، داره میاد.

699
00:51:27,375 --> 00:51:29,500
‫نه، نکن.
‫زود باش.

700
00:51:30,375 --> 00:51:32,125
‫وای خدای من.

701
00:51:32,708 --> 00:51:35,958
‫اسلیم، گرفتمـش!
‫اسلیم، گرفتمـش! گرفتمـش!

702
00:51:36,041 --> 00:51:37,333
‫سیم رو بکش، اسلیم.

703
00:51:43,875 --> 00:51:45,041
‫اسلیم، خواهش می‌کنم.

704
00:51:45,125 --> 00:51:46,416
‫باهام حرف بزن اسلیم.

705
00:51:47,500 --> 00:51:49,500
‫خواهش می‌کنم اسلیم.

706
00:51:50,375 --> 00:51:52,291
‫بیدارشو اسلیم.
‫خواهش می‌کنم.

707
00:51:53,500 --> 00:51:54,750
‫کمک!

708
00:51:56,500 --> 00:51:57,500
‫کمک!

709
00:51:57,958 --> 00:52:00,333
‫کمک، خواهش می‌کنم!

710
00:52:01,375 --> 00:52:02,416
‫کمک!

711
00:53:15,375 --> 00:53:32,416
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

