﻿1
00:00:01,125 --> 00:00:08,389
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:10,500 --> 00:00:12,041
‫راحت باشین؛ یه لیوان دیگه بخورین

3
00:00:12,125 --> 00:00:13,708
‫ممنون خانم بل

4
00:00:14,500 --> 00:00:18,583
‫اما خب تو و این رفیق‌های موتور سوارت

5
00:00:18,666 --> 00:00:22,916
‫شماها زیاد از قوانین پیروی نمی‌کنین

6
00:00:24,166 --> 00:00:26,000
‫گروه‌های موتورسواری قوانین زیادی دارن

7
00:00:26,500 --> 00:00:28,875
‫و من همه‌شون رو از بَرم
‫چون به‌شون پایبندم

8
00:00:30,708 --> 00:00:33,000
‫واقعاً پسرهای با ادبی تربیت کردید

9
00:00:33,083 --> 00:00:35,333
‫بله. نهایت تلاش‌مون رو کردیم دیگه

10
00:00:36,500 --> 00:00:40,833
‫وقتی توی زندان بودم خوندن
‫نامه‌های ایلای واقعاً حالم رو خوب می‌کرد

11
00:00:40,916 --> 00:00:43,875
‫اون من رو قضاوت نکرد  به حرف‌هایی که مردم
‫پشت سرم می‌زنن اهمیتی نمی‌داد

12
00:00:45,000 --> 00:00:47,875
‫بگذریم، حالا  اومدم که

13
00:00:49,375 --> 00:00:50,375
‫این رو بهت بدم

14
00:00:50,458 --> 00:00:51,875
‫- واقعاً؟
‫- آره  بازش کن

15
00:00:53,541 --> 00:00:55,458
‫ببخشید که اینقدر داغون
‫کادوش کردم

16
00:00:56,041 --> 00:00:58,166
‫ما موتورسوارها تو اینجور
‫چیزها کارمون خوب نیست

17
00:00:59,833 --> 00:01:02,958
‫همیشه توی نامه‌هات می‌گفتی
‫دوست داری نویسنده بشی

18
00:01:03,041 --> 00:01:05,041
‫این رو برات گرفتم تا
‫گفته‌ و شنیده‌ ها رو ضبط کنی

19
00:01:06,625 --> 00:01:09,041
‫روشنش کن. یه نگاهی
‫بهش بنداز رفیق

20
00:01:13,666 --> 00:01:15,000
‫یه‌چیزی توش ضبط کن

21
00:01:18,458 --> 00:01:20,666
‫امتحان می‌کنیم؛ یک، دو، سه
‫امتحان می‌کنیم

22
00:01:20,750 --> 00:01:21,625
‫به‌به

23
00:01:23,375 --> 00:01:25,208
‫امتحان می‌کنیم؛ یک، دو، سه
‫امتحان می‌کنیم

24
00:01:26,791 --> 00:01:29,333
‫آفرین رفیق. مطمئنم بزودی
‫یه نویسنده ماهر می‌شی

25
00:01:29,416 --> 00:01:30,833
‫از بچگی می‌خواست
‫نویسنده بشه

26
00:01:31,500 --> 00:01:34,375
‫ولی خب آسون نیست
‫باید حتماً بری دانشگاه

27
00:01:35,041 --> 00:01:37,308
‫یا یه داستان جدید بنویسی که هیچکس
‫تا حالا به گوشش نخورده

28
00:01:38,041 --> 00:01:40,000
‫راستش رو بخوای من تا
‫دلت بخواد داستان بلدم

29
00:01:40,541 --> 00:01:43,261
‫حبسم رو هم که کشیدم،
‫دیگه نمی‌تونن زندانی‌ام کنن

30
00:01:43,291 --> 00:01:45,833
‫هرچی می‌خوای بپرس تا بهت بگم

31
00:01:49,750 --> 00:01:55,270
« پسری که جهان را قورت داد »
قسمت هفت: پایان داستان پسرک

32
00:02:01,958 --> 00:02:04,041
‫مشکل جنایت‌کارهای معروف
‫اینه که

33
00:02:04,125 --> 00:02:05,791
‫همیشه یکی دنبالته!

34
00:02:05,875 --> 00:02:08,666
‫پلیس‌ها همیشه دوست دارن خودشون
‫همه‌چی رو بررسی کنن، اما معمولاً

35
00:02:08,750 --> 00:02:10,791
‫از می‌خونه‌های رودخانه کاندامین
‫توی وارویک سر در میارن

36
00:02:10,875 --> 00:02:13,208
‫خلاصه که رفتیم اون‌جا، و یهو راهزنان جاده سیدنی

37
00:02:13,291 --> 00:02:14,666
‫انگار که اون‌جا ارث باباشونه،
‫به‌مون حمله کردن

38
00:02:15,083 --> 00:02:16,363
« مرگ بیت دانگ »

39
00:02:18,875 --> 00:02:20,791
‫عزیزدلم این برای شماست

40
00:02:28,042 --> 00:02:33,042
‫خانم اسپایز عزیز، اسناد پیوست شدۀ ارسالی توسط
‫متولیان مرحوم بیک دنگ را بررسی نمایید. بااحترام، کارتر و چین

41
00:02:37,375 --> 00:02:41,041
همیشه توی بارهای بین جاده‌ای
این اتفاقات میفته

42
00:02:41,125 --> 00:02:44,041
‫به‌هوش اومدم، با سر و وضع خونی روی زمین
‫افتاده بودم و همه‌چی درب و داغون بود

43
00:02:44,125 --> 00:02:47,208
‫می‌خواستم از رو زمین بلند شم
‫که دیدم یه موتورسیکلت داره میاد سمتم

44
00:02:47,291 --> 00:02:50,458
‫یکی از موتورهای ما زیر پاش بود  از گردن
‫آویزون‌ش کردم و پرسیدم: « طرفِ کی هستی؟»

45
00:03:09,625 --> 00:03:12,416
‫گفت: من طرف کسی نیست،
‫من صاحبِ این بـارم»

46
00:03:12,500 --> 00:03:14,083
‫تا ابد حق ندارید پاتون
‫رو بذارید این‌جا

47
00:03:14,500 --> 00:03:20,340
‫ترجمه از «آیــــــدا و iredprincess»

48
00:03:36,708 --> 00:03:37,708
‫بله؟

49
00:03:38,083 --> 00:03:39,458
‫شما الکس برمودا هستین؟

50
00:03:39,958 --> 00:03:40,958
‫شما کی باشی؟

51
00:03:41,000 --> 00:03:42,958
‫من برایان رابرتسون هستم
‫از روزنامه «کوریر میل»

52
00:03:43,041 --> 00:03:46,291
‫یه آقا پسر به اسم ایلای بل
‫اومده این‌جا

53
00:03:46,375 --> 00:03:48,041
‫می‌گه شما داستان زندگی‌تون
‫رو براش تعریف کردین

54
00:03:48,125 --> 00:03:49,916
‫آره. خودم براش تعریف کردم

55
00:03:50,000 --> 00:03:52,000
‫هرچی نوشته رو تک به تک چاپ کنید

56
00:03:52,083 --> 00:03:53,458
‫اطلاع دارین چقدر طولانیه؟

57
00:03:53,541 --> 00:03:55,916
‫این آقا پسر خودش رو یه نویسنده
‫بزرگ مثل تولستوی می‌دونه

58
00:03:56,000 --> 00:03:58,208
‫شما از کجا می‌دونی که یه
‫نویسنده بزرگ نیست؟

59
00:04:05,791 --> 00:04:09,500
‫خب به‌نظرت حالا که آقای برمودا از زندان آزاد شده،
‫برنامه‌ش برای ادامه زندگی‌ چیه؟

60
00:04:09,583 --> 00:04:14,791
‫خب، برادرم گاس می‌خواد بزنه توی کار
‫خیره و این‌ها

61
00:04:15,750 --> 00:04:17,750
‫الکس گفت توی پول جمع کردن و
‫کارهای خیریه تجربه داره

62
00:04:18,625 --> 00:04:21,125
‫قطعاً همین‌طوره

63
00:04:21,208 --> 00:04:24,250
‫خب بگو ببینم؛ چقدر
‫پول می‌خوای بابت این؟

64
00:04:24,333 --> 00:04:26,791
‫نمی‌دونم. معمولاً
‫چقدر می‌دین؟

65
00:04:30,041 --> 00:04:32,333
‫آخه من با دل و جون
‫این شغل رو می‌خوام

66
00:04:32,416 --> 00:04:33,416
‫چه شغلی؟

67
00:04:34,041 --> 00:04:35,541
‫دستیار گزارشگر پرونده‌های جنایی

68
00:04:36,250 --> 00:04:37,083
‫خواب دیدی خیره رفیق

69
00:04:37,166 --> 00:04:39,500
‫اصلاً مدرسه‌ت رو تموم کردی؟
‫همچین چیزی ممکن نیست

70
00:04:42,208 --> 00:04:44,958
‫تهش بتونیم توی بخش
‫متن‌های توصیفی بهت کار بدیم

71
00:04:46,166 --> 00:04:47,166
‫متن‌های توصیفی دیگه چیه؟

72
00:04:47,250 --> 00:04:51,666
‫تمرکز به‌روی فضای پرونده
‫و توصیف دقیق یک مکان

73
00:04:51,750 --> 00:04:55,916
‫مثل مسابقه بهترین مادربزرگ، نمایش گل،
‫توصیف فضای ملک املاک،

74
00:04:56,000 --> 00:04:57,750
‫کار هرکسی نیست، بهم اعتماد کن

75
00:04:57,833 --> 00:04:59,666
‫استعداد تو خدا دادیه!

76
00:05:00,416 --> 00:05:01,250
‫باشه پس

77
00:05:01,333 --> 00:05:05,916
‫خیلی‌خب، به شرلی می‌گم
‫دست‌مزد اولیه رو بهت بده

78
00:05:06,666 --> 00:05:07,500
‫خیلی‌خب

79
00:05:07,583 --> 00:05:09,333
‫- به تیم‌مون خوش اومدی
‫- ممنونم

80
00:05:10,291 --> 00:05:14,208
‫دوستان، ایشون ایلای بل‌ـه

81
00:05:14,291 --> 00:05:16,666
‫می‌خواد یه‌روزی
‫مثل شما بشه

82
00:05:17,291 --> 00:05:18,291
برو پی کارت

83
00:05:20,833 --> 00:05:27,541
‫که این رقم رو 223 هزار دلار می‌رسونه، که
‫البته هدف ما بیشتر از این‌هاست

84
00:05:28,541 --> 00:05:30,625
‫ممنون که وقت‌تون رو
‫در اختیارمون گذاشتید

85
00:05:37,416 --> 00:05:41,541
‫سلام  واقعاً ممنونم
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم

86
00:05:51,083 --> 00:05:52,000
‫گندش بزنن!

87
00:05:52,083 --> 00:05:53,323
‫حالت خوبه؟

88
00:05:53,375 --> 00:05:54,458
‫آره  چیزی نیست

89
00:05:55,625 --> 00:05:56,625
‫خیلی‌خب

90
00:05:57,750 --> 00:05:58,583
‫روشن کن

91
00:05:58,666 --> 00:06:01,000
‫خوبه، خوبه. کیرم توش!

92
00:06:01,083 --> 00:06:03,666
‫دنده رو خلاص کن. خلاص‌ش کن
‫لعنت بهش

93
00:06:04,166 --> 00:06:05,000
‫دوباره استارت بزن

94
00:06:10,666 --> 00:06:11,666
‫همینه!

95
00:06:11,750 --> 00:06:13,708
‫- حدس بزنید چی شده!
‫- چی شده؟

96
00:06:13,791 --> 00:06:15,791
‫- استخدام شدم!
‫- چی؟

97
00:06:18,291 --> 00:06:20,833
‫- باورتون می‌شه؟
‫- بهت که گفتم

98
00:06:20,916 --> 00:06:22,916
‫الان دیگه یه روزنامه‌نگـارم!

99
00:06:23,000 --> 00:06:27,083
‫وای! بهت افتخار می‌کنم ایلای
‫خیلی عالیه!

100
00:06:27,166 --> 00:06:28,500
‫- حدس بزن چی شده!
‫- چی شده؟

101
00:06:28,583 --> 00:06:29,583
‫بلاخره استخدام شدم!

102
00:06:29,666 --> 00:06:31,208
‫- واقعاً؟ آفرین!
‫- ممنون

103
00:06:31,291 --> 00:06:33,333
‫پسرم الان یه روزنامه‌نگارـه!

104
00:06:33,416 --> 00:06:35,708
‫حالا که می‌ری سرکار اون 50 دلاری
‫که ازم گرفتی رو پس بده ببینم!

105
00:06:35,791 --> 00:06:38,416
‫- خودت برو کار کن
‫- می‌بینی که دارم ماشین رو تعمیر می‌کنم

106
00:06:38,500 --> 00:06:41,041
‫- درست شد؟
‫- آره  مثل روز اولش!

107
00:06:41,125 --> 00:06:42,125
‫تمیز و مامانی

108
00:06:42,166 --> 00:06:44,791
‫ماشین پرواز می‌کنه واسه‌ت
‫دوست‌ من اومد!

109
00:06:44,875 --> 00:06:46,115
‫- من دیگه باید برم
‫-باشه

110
00:06:46,166 --> 00:06:48,125
‫- تو یه قهرمانی پسرم!
‫- ممنون بابا

111
00:06:50,791 --> 00:06:52,875
‫- تبریک می‌گم
‫- روز خوش

112
00:06:52,958 --> 00:06:54,958
‫پسرم روزنامه‌نگار شده!

113
00:06:56,666 --> 00:06:58,291
‫بریم

114
00:07:01,041 --> 00:07:03,416
‫«مردی در هوانا»
‫خوندیش؟

115
00:07:03,500 --> 00:07:06,791
‫آره. وقتی تموم شد افسردگی گرفتم
‫از نظر من بهترین کتاب «گراهام گریم»ـه

116
00:07:07,375 --> 00:07:08,833
‫- جین آستین؟
‫- آره

117
00:07:08,916 --> 00:07:11,666
‫- دوباره داره می‌ره سراغ مد و فشن
‫- آره

118
00:07:11,750 --> 00:07:15,625
‫«مردی که از خواندن رمان‌ لذت نمی‌برد،

119
00:07:15,708 --> 00:07:17,541
‫احمقی بیش نیست»

120
00:07:19,458 --> 00:07:21,333
‫همه‌شون رو می‌خوام

121
00:07:22,541 --> 00:07:24,000
‫بیست دلار کافیه؟

122
00:07:25,791 --> 00:07:27,833
‫ممنون پسرها. دم‌تون گرم

123
00:07:28,916 --> 00:07:29,916
‫اوه

124
00:07:31,166 --> 00:07:32,208
‫چقدر خوشحالی!

125
00:07:32,291 --> 00:07:36,291
‫آره خب، چندتا از جعبه‌ کتاب‌ها رو برد
‫و قراره برای

126
00:07:36,375 --> 00:07:39,500
‫این‌که سه هفته در روز
‫تو مغازه‌ش کار کنم بهم پول بده!

127
00:07:40,083 --> 00:07:42,375
‫- وای!
‫- آره

128
00:07:42,458 --> 00:07:45,875
‫خب آگورافوبیات رو چیکار می‌کنی؟
‫مغازه‌ش حتماً شلوغ می‌شه
‫[ترس از حضور در مکان های شلوغ]

129
00:07:47,250 --> 00:07:49,208
‫فرانکی، یه کتاب‌فروشی کوچیک
‫توی «دارا» بیشتر نیست

130
00:07:49,291 --> 00:07:52,000
‫بعید می‌دونم شلوغ پلوغ بشه

131
00:07:52,625 --> 00:07:55,791
‫اما خب، قراره پول بیارم براتون

132
00:07:56,375 --> 00:08:00,458
‫وگرنه در غیر این صورت
‫من واقعاً مدیونت‌ام فرانکی

133
00:08:03,458 --> 00:08:04,833
‫منم همینطور

134
00:08:06,041 --> 00:08:09,625
‫وقتی من نبودم به بهترین نحو ممکن
‫از بچه‌ها مراقبت کردی

135
00:08:12,666 --> 00:08:15,625
‫نه حالا بهترین نحو، ولی ممنون

136
00:08:18,625 --> 00:08:22,125
‫و واقعاً ازت ممنونم که از وقتی که من برگشتم
‫مشروب خوردن رو ترک کردی

137
00:08:22,208 --> 00:08:24,083
‫می‌دونم داری نهایت تلاشت رو می‌کنی

138
00:08:28,541 --> 00:08:30,125
‫راستشو بخوای

139
00:08:31,333 --> 00:08:33,791
‫اونقدرها هم که فکر می‌کنی
‫دلم براش تنگ نشده

140
00:08:34,500 --> 00:08:39,458
‫اما می‌دونی، پسرهامون و
‫این‌که تو این‌جایی

141
00:08:41,666 --> 00:08:43,333
‫خیلی حالم رو بهتر می‌کنه

142
00:08:49,000 --> 00:08:52,000
‫نترس چیز خاصی نیست،
‫خودم حواسم هست

143
00:08:52,916 --> 00:08:56,291
‫نمی‌خوام بگم که دارم وابسته‌ت
‫می‌شم و این حرف‌ها

144
00:08:58,875 --> 00:09:00,250
‫فقط حال دلم خوبه

145
00:09:00,750 --> 00:09:03,666
‫روز قشنگیه. واقعاً اینطور نیست؟

146
00:09:03,750 --> 00:09:04,875
فوق‌العاده‌ست

147
00:09:18,875 --> 00:09:21,458
‫کارت توی جمع‌آوری اطلاعات
‫بانکی وانواتو واقعاً عالی بود

148
00:09:21,541 --> 00:09:24,750
‫اما حواست باشه کسی نفهمه،
‫دیوار موش داره موشم گوش داره

149
00:09:32,583 --> 00:09:33,583
‫کیتلین؟

150
00:09:34,333 --> 00:09:36,166
‫ایلای؟ تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

151
00:09:36,833 --> 00:09:40,083
‫همون‌ کاری که گفتی رو کردم
‫متنی برای رابرت‌سون نوشتم که نتونه ردش کنه

152
00:09:40,166 --> 00:09:42,708
‫خدای من. بزن قدش ببینم

153
00:09:42,791 --> 00:09:45,333
‫- متن‌ت درمورد چی بود؟
‫- «الکس برمودا، زندگی با جرم و جنایت»

154
00:09:45,916 --> 00:09:47,208
‫- تو اون رو نوشتی؟
‫- آره

155
00:09:47,291 --> 00:09:49,000
‫آره اما «دیو کالین» بازنویسی‌ش کرد

156
00:09:49,083 --> 00:09:51,083
‫بر اساس مصاحبه‌های من با الکس برمودا

157
00:09:51,166 --> 00:09:54,583
‫آره اینجور چیزها عادیه. حداقل امیدوارم
‫پولی خوبی بهت داده باشن

158
00:09:54,666 --> 00:09:56,541
‫می‌خوان یه دست‌مزد اولیه بهم بدن

159
00:09:56,625 --> 00:09:57,708
‫چقدر؟

160
00:09:57,791 --> 00:09:59,666
‫نمی‌دونم. نپرسیدم

161
00:10:00,708 --> 00:10:03,291
‫اگه کمتر از 200 دلار در هفته بود،
‫بگو زیادش کنن

162
00:10:03,875 --> 00:10:05,583
‫خیلی‌خب. وانواتو خوش گذشت؟

163
00:10:06,666 --> 00:10:08,375
‫کی گفته من اون‌جا بودم؟

164
00:10:08,458 --> 00:10:10,250
‫ناخواسته وقتی برایان داشت
‫می‌گفت شنیدم

165
00:10:12,583 --> 00:10:15,083
‫آهان. خوب بود
‫برای گذروندن تعطیلات جای خوبیه

166
00:10:16,458 --> 00:10:18,083
‫خیلی‌خب، می‌بینمت

167
00:10:32,791 --> 00:10:33,916
‫داری چیکار می‌کنی؟

168
00:10:35,458 --> 00:10:39,083
‫می‌خوام یکم هیکلم رو بیارم رو فرم

169
00:10:41,875 --> 00:10:45,000
‫- به‌خاطر مامانه؟
‫- نه. نه

170
00:10:45,916 --> 00:10:47,750
‫راستش نمی‌دونم. شاید

171
00:10:48,666 --> 00:10:52,083
‫لایل
‫خیلی هیکلی بود نه؟

172
00:10:52,166 --> 00:10:53,500
‫آره  یه‌مدت بوکس کار می‌کرده

173
00:10:53,583 --> 00:10:55,875
‫آره خب
‫زن‌ها عاشق بازوهای عضلانی‌ان

174
00:10:57,000 --> 00:11:00,208
‫نمی‌دونم چرا؛ من‌که زیاد
‫هیکل و این‌هام ردیف نیست

175
00:11:00,708 --> 00:11:03,583
‫آره خب ولی بعید می‌دونم دلیل این‌که
‫مامان ترکت کرد، هیکل‌ت بوده باشه

176
00:11:03,666 --> 00:11:04,666
‫محض اطلاع

177
00:11:04,750 --> 00:11:06,041
‫نه، حق با توئه

178
00:11:06,125 --> 00:11:09,291
‫خیلی چیزها هست
‫که باید جبران کنم

179
00:11:10,250 --> 00:11:12,833
تو تدی رو نشوندی سرجاش
‫این خودش خیلیه!

180
00:11:12,916 --> 00:11:14,791
‫- چیز خاصی که نبود
‫- کارت عالی بود بابا

181
00:11:14,875 --> 00:11:17,250
‫حتی یه‌ذره هم مضطرب نبودی،
‫برعکس شرایط‌های مشابه

182
00:11:17,958 --> 00:11:19,625
‫وقتی بهم می‌گی «بابا»
‫خوشحال می‌شم

183
00:11:21,041 --> 00:11:23,416
‫به‌نظرت مامانت فکر می‌کنه
‫لایل هنوز زنده‌ست؟

184
00:11:26,166 --> 00:11:28,250
‫نه  اون می‌دونه که
‫لایل دیگه قرار نیست برگرده بابا

185
00:11:36,291 --> 00:11:37,708
‫عجب روز خوبیه

186
00:11:37,791 --> 00:11:39,375
‫آره. عالیه

187
00:11:49,000 --> 00:11:50,880
‫- آدم وقتی یکی رو دوست داره
‫- خب

188
00:11:50,958 --> 00:11:53,678
‫باید دست به کارهایی بزنه
‫که تا حالا انجام نداده

189
00:11:54,041 --> 00:11:56,791
‫- مثل چی؟
‫- نمی‌دونم. کارهایی که ازشون می‌ترسی

190
00:11:56,875 --> 00:11:59,291
‫مثل رفتن به سوپرمارکت و اینجورجاها

191
00:11:59,958 --> 00:12:01,125
‫- آره
‫- هرکاری

192
00:12:01,666 --> 00:12:07,125
‫خوب این‌جورچیزها رو بلدی‌ها
‫نکنه از کسی خوشت میاد رفیق؟

193
00:12:08,208 --> 00:12:09,625
‫خب یکی هست

194
00:12:10,708 --> 00:12:12,875
‫اما من لیاقت‌ش رو ندارم

195
00:12:12,958 --> 00:12:16,750
خب ببین منم اون اوایل که با مامانت
آشنا شده بودم همچین فکری می‌کردم

196
00:12:16,833 --> 00:12:19,333
‫ولی تا وقتی از خودشون نپرسی،
‫مشخص نمی‌شه

197
00:12:24,125 --> 00:12:27,041
‫نوبتی هم باشه نوبت داستانِ
‫قهرمان‌های شهرمونه!

198
00:12:27,541 --> 00:12:30,875
‫شماها حتماً نام «شلی هافمن»
‫رو به‌خاطر دارید،

199
00:12:30,958 --> 00:12:35,166
‫کسی که زندگی‌ش با کمک‌های 50 هزار دلاری
‫مردمی از این رو به اون رو شد

200
00:12:35,916 --> 00:12:37,958
‫اما ظاهراً هیچ‌چیز جلودار این
‫زن قوی نیست

201
00:12:38,041 --> 00:12:41,166
‫ایلای؟ رابرت؟
‫تو رادیو دارن درمورد شلی صحبت می‌کنن

202
00:12:41,250 --> 00:12:44,333
‫زنی که بالغ بر 200 هزار دلار پول

203
00:12:44,416 --> 00:12:47,083
‫برای دانش‌آموزان معلول سرتاسر
‫ایالت جمع کرده!

204
00:12:47,625 --> 00:12:49,208
‫این زوج با این کارشون، در لیست

205
00:12:49,291 --> 00:12:51,916
‫قهرمانان امسال «کویینزلند»
‫قرار گرفتن

206
00:12:52,000 --> 00:12:55,333
‫- تا کمک‌های استثنایی‌شون مورد تقدیر قرار بگیره
‫- خدای من!

207
00:12:55,416 --> 00:12:56,583
‫خیر معروف و صاحبِ

208
00:12:56,666 --> 00:12:59,791
‫- خدای من!
‫- شرکت اطلس، تایتس بروز گفته

209
00:12:59,875 --> 00:13:04,041
‫خدای من! گاس قراره
‫قهرمان ایالت بشه!

210
00:13:04,125 --> 00:13:06,142
‫- این جشنواره
‫- ساکت باشین! ساکت! ساکت

211
00:13:06,166 --> 00:13:09,083
‫در تالار همایش‌های «بریزبن»
‫برگزار خواهد شد

212
00:13:09,166 --> 00:13:11,166
‫چی؟ قراره جشنواره اهدای جوایز
‫برگزار کنن؟

213
00:13:14,291 --> 00:13:17,250
‫خیلی‌خب. کسی حق مخالفت نداره
‫همه‌مون قراره بریم!

214
00:13:17,333 --> 00:13:20,458
‫حالا اگه بلیط نیست و این‌ها
‫اشکالی نداره من نمیام

215
00:13:20,541 --> 00:13:22,750
‫- تو هم قراره بیای رابرت!
‫- باشه

216
00:13:22,833 --> 00:13:24,750
‫- به چی داری می‌خندی تو؟
‫- هیچی

217
00:13:24,833 --> 00:13:26,750
‫چرا من از این موضوع خبر نداشتم؟

218
00:13:26,833 --> 00:13:29,166
‫این از اون خبرهاست که
‫باید صفحه اول روزنامه باشه!

219
00:13:29,250 --> 00:13:31,791
‫تو مگه خبرنگار نیستی خیر سرت؟

220
00:13:39,708 --> 00:13:42,250
‫خیلی خب، دیو کالن، ازت می‌خوام درمورد

221
00:13:42,333 --> 00:13:44,833
‫جسد بدون پایی که توی «ایندورپلی»
‫پیدا شده، تحقیقاتت رو شروع کنی

222
00:13:44,916 --> 00:13:47,875
‫ببین کار قاچاقچی های
‫ مواد بوده یا چیز دیگه‌ای

223
00:13:47,958 --> 00:13:51,291
‫کیت‌لین تو هنوز داری روی اون تحقیقات
‫ویژه که درموردش حرف زدیم کار می‌کنی؟

224
00:13:51,375 --> 00:13:54,250
‫آره؟ خیلی‌خب پس. کارل،
‫تو و سم قراره روی مقاله

225
00:13:54,333 --> 00:13:55,958
‫وضعیت فعلی حزب ملی کار کنید

226
00:13:56,041 --> 00:13:58,458
‫چون این داستان به دو بخش تقسیم می شه

227
00:13:58,541 --> 00:14:00,791
‫یا کویینزلند به چوخ می‌ره،

228
00:14:00,875 --> 00:14:04,958
‫یا مایک آهرن با مقاله‌ای که می‌نویسه
‫کویینزلند رو از به چوخ رفتن نجات می‌ده،

229
00:14:05,041 --> 00:14:06,625
‫خب، دیگه چی مونده؟

230
00:14:07,333 --> 00:14:10,750
‫کسی دلش می‌خواد درمورد

231
00:14:10,833 --> 00:14:13,666
‫جشنواره سالانه قهرمانِ کویینزلند بنویسه؟

232
00:14:14,708 --> 00:14:17,416
‫- راستش من می‌...
‫- ایلای تو اصلاً نباید این‌جا باشی راستش

233
00:14:17,500 --> 00:14:19,559
‫نه، می‌دونم
‫فقط داداشم توی لیست قهرمانانِ ساله و

234
00:14:19,583 --> 00:14:22,375
‫چیکار کرده؟ با پوگو استیک رفته «کیپ یورک» ؟
‫[ پوگو استیک: وسیله نقلیه برای کودکان ]

235
00:14:24,833 --> 00:14:27,434
‫راستش اون و دوستش حدود 250 هزار دلار برای

236
00:14:27,458 --> 00:14:29,125
‫افراد معلول جمع کردن!

237
00:14:30,375 --> 00:14:31,375
‫که اینطور

238
00:14:32,666 --> 00:14:34,750
‫- پس تو می‌خوای بنویسی؟
‫- آره

239
00:14:34,833 --> 00:14:36,500
‫راستش بیا این
‫چندتا پرونده باقی مونده هم با تو

240
00:14:36,583 --> 00:14:40,208
‫می‌تونیم قبل و بعد از مراسم محضِ این‌که
‫مقاله کم نیاریم، منتشرشون کنیم

241
00:14:40,291 --> 00:14:42,416
‫بیا بگیرشون، حالش رو ببر

242
00:14:42,500 --> 00:14:46,083
‫داستانِ یک زن تنها که به‌تنهایی
‫دور تا دور دنیا رو سفر می‌کنه

243
00:14:46,166 --> 00:14:50,208
‫و جوانی که بدون یه چشم و بند انگشت
‫به اورست صعود می‌کنه

244
00:14:50,291 --> 00:14:52,791
‫پیروزی روح انسان بر جسم
‫خدایی استرالیایی‌ها آدم‌های خفنی نیستن؟

245
00:14:52,875 --> 00:14:53,750
‫و این حرف‌ها

246
00:14:53,833 --> 00:14:57,333
‫- با تایتس بروز مصاحبه نکنم؟
‫- چرا می‌خوای با آقای بروز مصاحبه کنی؟

247
00:14:57,916 --> 00:15:00,583
‫امسال اون جوایز رو به برنده‌ها تقدیم می‌کنه،
‫بهتر نیست

248
00:15:00,666 --> 00:15:02,375
‫اون هرسال این‌کار رو می‌کنه

249
00:15:02,458 --> 00:15:05,708
‫راستش اگه جوایز رو تقدیم نمی‌کرد،
‫خبر خیلی مهمی می‌شد، پس...

250
00:15:06,416 --> 00:15:08,000
‫داشتی می‌رفتی در هم
‫پشت سرت ببند

251
00:15:08,791 --> 00:15:09,791
‫چشم

252
00:15:15,041 --> 00:15:17,241
‫چرا می‌خوای با تایتس بروز مصاحبه کنی؟

253
00:15:18,291 --> 00:15:20,625
‫چون اون مجری جشنواره‌ست
‫و منم دارم درمورد جشنوراه می‌نویسم

254
00:15:25,166 --> 00:15:27,250
‫می‌خوای بریم بیرون
‫یکم استراحت کنیم؟

255
00:15:29,458 --> 00:15:32,000
‫تایتس بروز جدیداً درگیر
‫یه‌سری کارهای مشکوک شده

256
00:15:32,083 --> 00:15:33,750
تو این شک توی دل من انداختی؛ می‌دونی؟

257
00:15:33,833 --> 00:15:36,041
‫وقتی گفتی برم با «بیت دنگ» صحبت کنم

258
00:15:37,000 --> 00:15:39,541
‫گفت احساس می‌کنه جون‌ش در خطره،

259
00:15:39,625 --> 00:15:42,208
‫و نمی‌دونم، اون موقع فکر کردم
‫الکی نگرانه،

260
00:15:43,166 --> 00:15:44,958
‫ولی چند روز بعدش مُرد

261
00:15:46,166 --> 00:15:48,000
‫اون هم بر اثر سکته!

262
00:15:49,541 --> 00:15:52,250
‫بعدش هم یکی این رو فرستاد دفتر

263
00:15:54,250 --> 00:15:56,666
‫- این چیه؟
‫- وکیل بیت دانگ فرستادتش

264
00:15:58,500 --> 00:16:01,500
‫اسناد انتقال پول به خارج کشور
‫از یه بانک توی وانواتو

265
00:16:03,041 --> 00:16:05,833
‫بعداً فهمیدم این یکی از حساب‌های
‫مخفی تایتس بروزـه

266
00:16:05,916 --> 00:16:07,916
‫با امضا و اسم بیت دانگ!

267
00:16:08,000 --> 00:16:09,708
‫هنوز نمی‌دونم کی داره
‫پول رو انتقال می‌ده،

268
00:16:09,791 --> 00:16:11,666
‫سوال من، اینه که چرا تایتس بروز باید

269
00:16:11,750 --> 00:16:13,666
‫با یه رستوران ویتنامی به‌دردنخور
‫هم‌کاری داشته باشه؟

270
00:16:16,750 --> 00:16:22,916
‫تایتس بروز مجرم‌های آزاد شده و خلافکارها و
‫معتادها رو استخدام می‌کنه

271
00:16:23,000 --> 00:16:24,708
‫توی انبارش کار کنن

272
00:16:25,291 --> 00:16:27,000
‫واسه همین لایل اون‌جا کار می‌کرد

273
00:16:27,791 --> 00:16:30,875
‫اگه تایتس بروز، بیت دانگ رو استخدام کرده بوده
‫ تا براش هروئین بفروشه چی؟

274
00:16:30,958 --> 00:16:32,791
‫دقیقاً مثل کاری که با ناپدری‌ من کرد؟

275
00:16:34,375 --> 00:16:36,000
‫خب یعنی منظورت اینه که

276
00:16:36,083 --> 00:16:39,166
‫بزرگ‌ترین خیر بریزبن
‫تو کار قاچاق هروئین‌ـه؟

277
00:16:39,250 --> 00:16:40,833
‫اصلاً شاید همینطوری
‫اینقدر پول‌دار شده!

278
00:16:40,916 --> 00:16:44,291
‫یعنی مطمئنم از کسب و کار فروش اندام مصنوعی
‫بیشتر پول توشه!

279
00:16:47,041 --> 00:16:47,875
‫خیلی‌خب

280
00:16:49,000 --> 00:16:51,416
‫بقیه خلافکارهایی که
‫استخدام کرده رو می‌شناسی؟

281
00:16:51,500 --> 00:16:52,791
‫جز ناپدری‌ات

282
00:16:52,875 --> 00:16:54,958
‫تدی کلاس، کلاه‌بردار معروف

283
00:16:56,083 --> 00:16:58,333
‫خب. دیگه کی؟

284
00:17:02,541 --> 00:17:03,583
‫ایوان کرول

285
00:17:05,000 --> 00:17:07,041
‫ایوان کرول همونیه که انگشت من رو قطع کرده

286
00:17:09,000 --> 00:17:11,958
‫و احتمالاً همونی که ناپدری‌ام رو کشت
‫و تیکه تیکه کرد

287
00:17:13,333 --> 00:17:15,166
‫درمورد این موضوع به
‫کسی نگفتی؟

288
00:17:15,750 --> 00:17:16,750
‫نه

289
00:17:38,000 --> 00:17:41,120
«آلپاکا گلامر»

290
00:17:43,050 --> 00:17:45,730
مدیرعامل شرکت: ایوان کرول

291
00:17:50,166 --> 00:17:53,791
‫انتقال پول از یک حساب مخفی که
‫متعلق به تایتس‌ بروزـه، به استرالیا

292
00:17:53,875 --> 00:17:57,250
‫این یکی خیلی نظرم رو جلب کرد
‫و می‌خواستم درموردش ازت بپرسم

293
00:17:58,500 --> 00:18:00,833
‫«آلپاکا گلامر»
‫چی درست می‌کنن اون‌جا؟

294
00:18:00,916 --> 00:18:02,291
‫نمی‌خواد بگی
‫موی مصنوعی حیوانات

295
00:18:03,208 --> 00:18:05,125
‫شرکت برای ایوان کروله

296
00:18:05,625 --> 00:18:09,583
‫- یعنی تایتس داره موی آلپاکا می‌خره؟
‫- که ظاهراً 500 هزار دلار می‌ارزه!

297
00:18:11,916 --> 00:18:13,291
‫تو که می‌دونی طرف اندام های مصنوعی
‫درست می‌کنه

298
00:18:13,375 --> 00:18:16,333
‫آره اما اندام های مصنوعی مـودار که
‫درست نمی‌کنه!

299
00:18:16,416 --> 00:18:17,666
‫بهتره از خودش بپرسی

300
00:18:17,750 --> 00:18:20,708
‫راستش اگه با خودِ ایوان کرول
‫صحبت کنم خیلی بهتر می‌شه

301
00:18:22,416 --> 00:18:23,875
‫گمون کنم تو باهاش در ارتباطی!

302
00:18:25,583 --> 00:18:27,041
‫چرا باید با اون پلشت
‫در ارتباط باشم؟

303
00:18:27,125 --> 00:18:29,958
‫نمی‌دونم، همونطوری که
‫با بقیه پلشت‌ها در ارتباطی

304
00:18:31,250 --> 00:18:34,083
‫همکار من شما دوتا رو توی
‫ یه رویداد با هم دیده،

305
00:18:34,666 --> 00:18:37,791
‫مهمونی‌ای که بیت دانگ قبل از این‌که
‫سکته کنه ترتیب داده بود!

306
00:18:39,208 --> 00:18:42,875
‫شاید یه گپ کوتاهی با هم زده باشیم. اصلاً
‫می‌دونی جرم اون هیچوقت ثابت نشده؟

307
00:18:42,958 --> 00:18:44,333
‫خب درمورد چی حرف می‌زدین؟

308
00:18:44,416 --> 00:18:47,666
‫دست بردار کیت، آدم اینطوری مهمونی‌ها
‫رو می‌ره تا یکم ارتباطات اجتماعی داشته باشه،

309
00:18:47,750 --> 00:18:50,390
‫یکم مشروب می‌خوری، وقتی یه خیر بزرگ تو
‫مهمونیه این اتفاق‌ها می افته

310
00:18:50,416 --> 00:18:52,916
‫و یه‌یارویی که صورت‌ به‌گا رفته‌ش
‫تازه درست شده

311
00:18:54,041 --> 00:18:57,291
‫- درمورد پرورش آلپاکا حرف نزدین؟
‫- نه. یادم نمیاد

312
00:19:08,625 --> 00:19:09,750
‫سلام. منم تیم

313
00:19:10,291 --> 00:19:13,583
‫می‌شه لطفاً به اون یکی
‫تلفنم یه زنگ بزنی؟

314
00:19:13,666 --> 00:19:15,791
‫باید یه خبرایی به‌تون بدم

315
00:19:36,291 --> 00:19:39,500
‫- سلام، آقای لیری؟
‫- بله خودمم

316
00:19:40,083 --> 00:19:42,125
‫من «کیت‌لین اسپایز» هستم از روزنامه «کوریر»

317
00:19:42,708 --> 00:19:43,791
‫برو به درک

318
00:19:47,791 --> 00:19:48,791
‫بله، خیلی هم عالی

319
00:19:48,875 --> 00:19:50,750
‫خب می‌تونم بدونم چرا

320
00:19:50,833 --> 00:19:53,208
‫چشم شیشه‌ای رو توی برف قایم کرده بودین؟

321
00:19:53,708 --> 00:19:57,041
‫راستش وقتی داشتم
‫از قله می‌رفتم بالا از جیبم افتاده بود

322
00:19:57,125 --> 00:20:00,625
‫و نمی‌خواستم یه انگشت دیگه‌ام رو
‫در راه پیدا کردن اون چشم از دست بدم

323
00:20:00,708 --> 00:20:03,166
‫خیلی‌خب، درسته. ممنونم
‫کاملاً منطقی

324
00:20:03,250 --> 00:20:05,500
‫آره و راستش توی راه برگشت که بودم دیدمش

325
00:20:05,583 --> 00:20:07,458
‫اشکال نداره بعداً به‌تون زنگ بزنم؟

326
00:20:07,541 --> 00:20:09,750
‫- نه، نه، نه، اصلاً
‫- ممنون

327
00:20:14,333 --> 00:20:15,875
‫سلام، چه‌خبر؟

328
00:20:15,958 --> 00:20:18,000
‫خبر جدید، حق با تو بود

329
00:20:18,500 --> 00:20:21,041
‫تایتس به‌طور منظم به حساب
‫ایوان کرول پول واریز می‌کرده

330
00:20:21,541 --> 00:20:24,000
‫تازه، با رایموند لیری هم
‫همکاری کرده

331
00:20:24,625 --> 00:20:25,916
‫رایموند لیری دیگه کیه؟

332
00:20:26,000 --> 00:20:28,958
‫اون یارویی که اومده بود این‌جا
‫خودش رو می‌کوبید به در رو یادته؟

333
00:20:29,041 --> 00:20:31,666
‫- از شیشه فاصله بگیر. لطفاً
‫- بذارین بیام داخل

334
00:20:31,750 --> 00:20:32,583
‫آره

335
00:20:32,666 --> 00:20:34,666
‫یه‌بار برای تایتس کارِ بتن‌ریزی
‫انجام داده بوده

336
00:20:34,750 --> 00:20:39,208
‫با من صحبت نمی‌کنه، اما ممکنه
‫تو رو یادش بیاد

337
00:21:05,541 --> 00:21:07,625
‫آقای لیری، من ایلای بل هستم

338
00:21:08,125 --> 00:21:09,500
‫منم کیت‌لین اسپایز ‌ام

339
00:21:11,500 --> 00:21:13,208
‫گفتم که با شما حرفی ندارم

340
00:21:13,291 --> 00:21:15,851
‫آقای لیری، می‌دونم که دفتر
‫درست و حسابی به شکایت شما رسیدگی نکرد

341
00:21:15,875 --> 00:21:17,416
‫اصلاً رسیدگی نکردن!

342
00:21:18,833 --> 00:21:20,583
‫داریم دوباره پرونده
‫رو بررسی می‌کنیم

343
00:21:22,333 --> 00:21:24,625
‫تایتس بروز از یک حسابِ خارجی
‫به حساب شما پول واریز می‌کرده

344
00:21:24,708 --> 00:21:27,041
‫می‌خوایم بدونیم این پول در
‫قبال چه کاری بوده!

345
00:21:27,125 --> 00:21:29,875
‫ببینید، نیومدیم شما رو متهم کنیم
‫فقط می‌خوایم بدونیم...

346
00:21:29,958 --> 00:21:32,833
‫چرا تایتس بروز سعی داشته مورد شما رو
‫اینقدر آروم و بی‌سروصدا پیش ببره!

347
00:21:32,916 --> 00:21:34,416
‫من ورشکست شدم

348
00:21:35,125 --> 00:21:37,291
‫همسرم از غم و غصه این ماجرا
‫خودش رو کشت

349
00:21:38,041 --> 00:21:39,958
‫شماها یه چهارسالی دیر کردین!

350
00:21:41,666 --> 00:21:43,000
‫هیچوقت دیر نیست

351
00:21:45,083 --> 00:21:48,708
‫دوست من، «اسلیم هلیدی»  25 سال
‫به‌خاطر جرمی که

352
00:21:48,791 --> 00:21:50,666
‫مرتکب نشده بود، توی زندان بود

353
00:21:51,541 --> 00:21:54,666
‫اون گفت می‌تونستم تمام این سال‌ها
‫رو بشینم غصه بخورم،

354
00:21:54,750 --> 00:21:56,875
‫اما این‌کار رو نکرد و دوباره راه خودش
‫رو به سمت زندگی پیدا کرد

355
00:21:58,083 --> 00:22:01,541
‫آقای لیری ما فقط می‌خوایم بدونیم
‫شما چه کاری برای آقای تایتس انجام دادین

356
00:22:03,166 --> 00:22:04,166
‫لطفاً

357
00:22:11,041 --> 00:22:13,875
‫مشخصات اولیه کار اینجاست

358
00:22:15,208 --> 00:22:17,041
‫با یه معمار پزشکی قرارداد بسته بود

359
00:22:17,125 --> 00:22:20,416
‫طرف اون‌طوری که تایتس می‌خواست کار
‫نمی‌کرد و اون هم من رو مقصر می‌دونست

360
00:22:20,500 --> 00:22:22,458
‫معمار پزشکی دیگه چیه؟

361
00:22:22,541 --> 00:22:25,875
‫معمار بیمارستان‌ها و این چرت و پرت‌ها
‫طرف روانی بود

362
00:22:25,958 --> 00:22:29,166
‫هیچ‌کدوم از مصالح‌ش استاندارد نبودن
‫همه‌شون وارداتی بودن

363
00:22:29,750 --> 00:22:31,375
‫خدا می‌دونه چی بودن...

364
00:22:31,458 --> 00:22:33,818
‫به‌نظرتون تایتس چی داشته توی
‫حیاط خونه‌ش می‌ساخته؟

365
00:22:33,875 --> 00:22:34,875
‫نمی‌دونم

366
00:22:35,375 --> 00:22:38,833
‫محدوده‌ی استریل، انبار مواد شیمایی،
‫آزمایشگاه

367
00:22:39,708 --> 00:22:42,208
‫مشخصه یه‌چیزی پیچیده‌تر
‫از مواد و این حرف‌هاست

368
00:22:42,708 --> 00:22:44,666
‫لیری حتی موقع حرف زدن درموردش
‫هم استرس داشت!

369
00:22:45,166 --> 00:22:47,041
‫یعنی از ایوان کرول اینقدر می‌ترسه؟

370
00:22:47,625 --> 00:22:49,791
‫خبر داری اون آدم‌ها رو با اره‌برقی
‫تیکه تیکه می‌کنه دیگه؟

371
00:22:52,083 --> 00:22:55,291
‫من فکر می‌کنم همچین کاری نمی‌کنه،
‫می‌خواد مردم این‌طوری فکر بکنن

372
00:22:56,166 --> 00:22:59,625
‫اما می‌دونی، این آدم‌های خوفناک
‫و عجیب غریب

373
00:23:00,541 --> 00:23:03,625
‫تا وقتی در امانن که هیچکس
‫چیز زیادی ازشون نمی‌دونه!

374
00:23:03,708 --> 00:23:05,958
‫به محض این‌که جنایت‌هاشون
‫میفته سر زبون مردم،

375
00:23:06,041 --> 00:23:07,708
‫قدرت‌شون فروکش می‌کنه

376
00:23:07,791 --> 00:23:10,708
‫توجه پلیس جلب می‌شه،
‫شاهدها دهن وا می‌کنن

377
00:23:11,291 --> 00:23:14,583
‫کم کم سایه‌ای که درش پنهان شده بودن
‫از بین می‌ره و شکست می‌خورن

378
00:23:16,291 --> 00:23:19,166
‫من و تو، قراره اون سایه
‫رو از بین ببریم

379
00:23:37,791 --> 00:23:41,541
‫عجب جای خفنی

380
00:23:52,208 --> 00:23:58,083
‫اومدم بگم باید واسه یه مدت
‫ارتباط‌مون رو قطع کنیم

381
00:23:58,750 --> 00:24:01,666
‫همون بچه‌ای که براش انگشت
‫مصنوعی درست کردیم، ایلای بل

382
00:24:02,333 --> 00:24:05,125
‫الان تو یه روزنامه مشغول به‌کار شده

383
00:24:05,208 --> 00:24:08,458
‫می‌خوان ته‌ و تو پول‌هایی که بین تو

384
00:24:08,541 --> 00:24:10,166
‫و تایتس بروز رد و بدل می‌شده رو در بیارن

385
00:24:10,250 --> 00:24:13,291
‫ممکنه دست‌مون رو، رو کنن

386
00:24:13,375 --> 00:24:15,208
‫رئیس اصلاً از شنیدن
‫این خبر خوشحال نمی‌شه

387
00:24:16,083 --> 00:24:17,083
‫پس...

388
00:24:18,083 --> 00:24:19,000
‫درکل،

389
00:24:19,083 --> 00:24:22,166
‫به نفع همه‌مونه که برای یه مدت

390
00:24:22,250 --> 00:24:24,500
‫جمع کنیم از کشور خارج بشیم

391
00:24:24,583 --> 00:24:27,750
‫سال‌ها پیش بهت گفتم
‫باید از شر اون حروم‌زاده‌ها خلاص بشیم

392
00:24:27,833 --> 00:24:29,166
‫الان دیگه گذشته

393
00:24:29,250 --> 00:24:33,375
‫ایوان، اگه کار احمقانه‌ای انجام بدی فقط
‫توجه بیشتری رو به سمت‌مون جلب می‌کنی

394
00:24:33,875 --> 00:24:37,375
‫ساقی مواد و ارازل‌اوباش‌ها اوکی‌ان،
‫ولی روزنامه‌نگارها...

395
00:24:38,916 --> 00:24:45,000
‫مطمئنم رئیس دستور می‌ده هرچه‌ سریع‌تر
‫از شرشون خلاص بشیم

396
00:24:46,708 --> 00:24:49,333
‫تور اروپا این وقت سال خیلی ارزونه...

397
00:24:49,833 --> 00:24:51,375
‫شاید زمان خوبی باشه که...

398
00:24:51,458 --> 00:24:55,958
‫نمی‌دونم، بگردی ببین ننه بابات کی بودن

399
00:24:57,500 --> 00:24:59,583
‫تو برو بگرد ببین ننه بابای
‫حروم‌زاده‌ت کی بودن

400
00:25:00,833 --> 00:25:05,000
‫فقط این رو بدون، اگه غلط اضافه کنی
‫برام خیلی سخت می‌شه که نجاتت بدم

401
00:25:06,750 --> 00:25:08,375
‫فقط گفتم که بدونی

402
00:25:12,083 --> 00:25:13,083
‫حله

403
00:25:15,333 --> 00:25:16,333
‫خوبه

404
00:25:21,750 --> 00:25:24,416
‫- مرسی که رک و راست باهام حرف زدی تیم
‫- خواهش می‌کنم

405
00:25:24,500 --> 00:25:27,375
‫ممنون واقعاً. فقط خودت رو بگیر!

406
00:25:29,958 --> 00:25:35,958
ارائـه شده توسط وبـسایت آوا‌مــووی

407
00:26:09,583 --> 00:26:11,083
‫سلام عزیزم!

408
00:26:14,833 --> 00:26:17,000
‫سلام!

409
00:26:22,208 --> 00:26:23,583
‫چه دختر خوبی

410
00:27:32,166 --> 00:27:34,125
‫- ایلای!
‫- پشمام! گـاس!

411
00:27:34,208 --> 00:27:35,500
‫ببخشید، نگرانت شدم

412
00:27:37,000 --> 00:27:39,541
‫حس کردم دیدم آیوان این دور و بر می‌پلکه

413
00:27:39,625 --> 00:27:42,041
‫بخاطر همین... اومدم دنبالت. حالت خوبه؟

414
00:27:42,125 --> 00:27:44,375
‫خوب بودم که از راه رسیدی
‫و زهره‌ترکم کردی

415
00:27:45,041 --> 00:27:47,250
‫بیا بریم دیگه، خب؟

416
00:27:48,291 --> 00:27:52,333
‫داستان چیه؟ قبلاً که خدای خونسردی و آرامش بودی

417
00:27:54,750 --> 00:27:56,916
‫- گاس؟
‫- نمی‌دونم

418
00:27:58,333 --> 00:28:00,458
‫همش فکرم هزار راه می‌ره

419
00:28:01,041 --> 00:28:03,208
‫مثل همون دفعه
‫که تدی به مامان حمله کرده بود

420
00:28:03,291 --> 00:28:05,500
‫خب مرسی که بهم گفتی قراره اتفاق بیفته

421
00:28:05,583 --> 00:28:07,875
‫من نمی‌دونستم که الی

422
00:28:08,458 --> 00:28:10,541
‫راستش نمی‌دونم
‫چه فکری درموردم می‌کنی

423
00:28:10,625 --> 00:28:12,541
‫ولی من رمال نیستم

424
00:28:13,291 --> 00:28:16,916
‫صرفاً... یه سری الهاماتِ پراکنده دارم

425
00:28:17,708 --> 00:28:20,958
‫نباید انتظار داشته باشی
‫هرچیزی تو فکرم می‌گذره رو واست بریزم رو دایره

426
00:28:21,041 --> 00:28:23,750
‫خب اگه بتونیم از کتک خوردنمون جلوگیری کنیم،
‫چرا که نه؟

427
00:28:23,833 --> 00:28:27,000
‫ببین می‌خوام اینو بگم
‫که الهاماتم... کاملاً واضح نیستن

428
00:28:29,500 --> 00:28:31,140
‫می‌دونی انگار دیوونه شدی دیگه؟

429
00:28:31,166 --> 00:28:32,750
‫آره ولی بامزه‌ست، نیست؟

430
00:28:32,833 --> 00:28:35,625
‫همۀ چیزهایی که دیوونگی به نظر می‌رسن،
‫همیشه به حقیقت بدل می‌شن

431
00:29:02,375 --> 00:29:03,208
‫عه؟

432
00:29:04,458 --> 00:29:06,166
‫سلام، ببخشید. آم...

433
00:29:07,375 --> 00:29:11,083
‫نمی‌تونم بخوام
‫تازه چراغ اتاقمم هم خراب شده

434
00:29:12,166 --> 00:29:13,458
‫یه کتاب آوردم

435
00:29:15,541 --> 00:29:16,541
‫آره، آم...

436
00:29:17,666 --> 00:29:19,541
‫آم آره. آره، بپر بالا

437
00:29:21,625 --> 00:29:22,625
‫ممنون

438
00:29:45,416 --> 00:29:48,333
‫اگه... بخوای می‌تونم برم روی مبل بخوابم

439
00:29:48,416 --> 00:29:49,416
‫نه راحتـم

440
00:29:50,708 --> 00:29:52,250
‫همم، باشه

441
00:29:59,291 --> 00:30:02,333
‫باید درمورد تصادفه صحبت کنیم؟

442
00:30:03,666 --> 00:30:04,666
‫نمی‌شه نکنیم؟

443
00:30:06,833 --> 00:30:07,833
‫چرا

444
00:30:21,625 --> 00:30:22,833
‫می‌دونی، من عاشق این پسرهام

445
00:30:22,916 --> 00:30:25,375
‫اگه مجبور باشم،
‫حاضرم بخاطرشون...

446
00:30:25,458 --> 00:30:27,083
‫جونمم بدم

447
00:30:34,583 --> 00:30:37,000
‫خب امیدوارم مجبور نشی

448
00:31:31,875 --> 00:31:33,041
باز ‫نکن مامان!

449
00:31:34,375 --> 00:31:35,434
‫- سلام
‫- ببخشید بیدارتون کردم

450
00:31:35,458 --> 00:31:36,666
‫اینو یه امضا بزنید

451
00:31:36,750 --> 00:31:38,750
‫می‌دونید که خونه‌مون زنگ داره، نه؟

452
00:31:38,833 --> 00:31:41,750
‫خب قبلاً که داشت

453
00:31:43,166 --> 00:31:44,166
‫خیلی‌خب

454
00:31:45,333 --> 00:31:47,375
‫- روزتون بخیر
‫- ممنون، همچنین

455
00:31:47,916 --> 00:31:49,083
‫هورا

456
00:31:50,541 --> 00:31:56,000
‫«جشنوارۀ اهدای جوایز قهرمانانِ کویینزلند»

457
00:31:56,500 --> 00:31:58,875
‫- جیجیجینگ!
‫- با بابا، آم...

458
00:31:58,958 --> 00:32:01,958
‫- نه
‫- بذار حرفم تموم بشه

459
00:32:02,041 --> 00:32:04,875
‫نیازی نیست، چون نکردیم

460
00:32:05,500 --> 00:32:08,083
‫حتی اگرم کرده باشیم،
‫به تو ربطی نداره

461
00:32:08,166 --> 00:32:10,250
‫باشه، می‌شه لطفاً
‫با احتیاط در رو وا کنی؟

462
00:32:10,333 --> 00:32:13,916
‫گمونم به اندازۀ کافی بزرگ هستم
‫که بتونم در رو وا کنم الی

463
00:32:16,750 --> 00:32:20,291
‫- تو که مبتلا نشدی؟
‫- صبر کن ببینم، مبتلا چیه؟

464
00:32:20,791 --> 00:32:24,000
‫منظورم... آگورافوبیاست

465
00:32:24,750 --> 00:32:28,000
‫- نه، نه، فقط نگرانتم همین
‫- باشه

466
00:32:28,083 --> 00:32:33,333
‫وای ایلای جون، تو خیلی مهربونی
‫ولی خودم از پس خودم برمیام

467
00:32:46,416 --> 00:32:48,458
‫برای شنیدن خبر جدید،
‫شمارۀ یک رو فشار بدید

468
00:32:48,541 --> 00:32:50,333
‫مرسی سوفی

469
00:32:53,125 --> 00:32:55,500
‫خواستم در جریان بذارمت،
‫مسئله‌ای که راجع‌بهش حرف زده بودیم

470
00:32:55,583 --> 00:32:57,291
‫مُرده و زیر خاکه

471
00:32:58,375 --> 00:33:00,541
‫می‌تونیم درمورد روزنامه‌نگاره هم
‫به یه نتیجه‌ای برسیم اگه...

472
00:33:00,625 --> 00:33:02,666
‫نه، همه‌چی زیر سر اون بچه‌ست

473
00:33:02,750 --> 00:33:05,458
‫می‌کشونمشون اینجا
‫تا ببینم چی تو چنته دارن

474
00:33:29,125 --> 00:33:30,208
‫چه خبر شده؟

475
00:33:31,375 --> 00:33:32,875
‫تیم کاتن غیبش زده

476
00:33:33,375 --> 00:33:36,333
‫ای بابا، درمورد طرف
‫رفتی باهاش صحبت کردی؟

477
00:33:36,416 --> 00:33:38,875
‫آره بابا، خودش رو زد به اون راه

478
00:33:38,958 --> 00:33:41,583
‫- تقریباً...
‫- بیا دفترم ایلای

479
00:33:42,666 --> 00:33:43,791
میام پیشت

480
00:33:48,916 --> 00:33:54,333
‫ترکوندی، همین روال پیش برو
‫«گذشتۀ من» فوق‌العاده بود

481
00:33:54,416 --> 00:33:57,250
‫یادمه گفته بودی می‌خوای
‫با تایتس بروز مصاحبه کنی

482
00:33:57,333 --> 00:33:58,166
‫جدی؟

483
00:33:58,250 --> 00:34:00,333
‫یهویی خودش زنگ زده،

484
00:34:00,416 --> 00:34:03,458
‫و خواسته واسه شرکتش تبلیغات کنیم

485
00:34:03,541 --> 00:34:07,041
‫حالا وقتش رسیده که
ماتحت مبارک رو تکون بدی، ‫بری بروکفیلد

486
00:34:07,125 --> 00:34:10,958
‫اون عکاسه جف یه ماشین کرایه کرده،
‫ساعت 2 و نیم میاد دنبالت

487
00:34:11,041 --> 00:34:14,208
‫- باید برم جشنوارۀ قهرمانان کویینزلند واسه...
‫- برنامه‌ش شبه‌ها

488
00:34:14,291 --> 00:34:16,708
‫- کُلی وقت داری
‫- دیگه کسی نبود؟

489
00:34:16,791 --> 00:34:20,500
‫ایلای جان یارو شخصاً تو رو خواسته،
‫یکی از طرفدارهای پروپاقرصِ آثارته

490
00:34:21,541 --> 00:34:25,041
‫مصاحبه از آدمی مثل تایتس بروز
‫جهش بزرگیه

491
00:34:25,125 --> 00:34:27,125
‫می‌خوای روزنامه‌نگار بشی یا نه؟

492
00:34:27,208 --> 00:34:28,208
‫- آره خب
‫- خوبه پس!

493
00:34:28,291 --> 00:34:31,083
‫برو دفترت رو بردار و برو پی کارت
‫پنج دقیقه بیشتر فرصت نداری

494
00:34:37,125 --> 00:34:40,291
‫گمونم تایتس دنبالمونه
‫خواسته من برم بروکفیلد به دیدنش

495
00:34:40,875 --> 00:34:42,916
‫منم باهات میام، خب؟
‫بدون من نری‌ها

496
00:35:07,958 --> 00:35:09,500
‫- سلام
‫- بپر بالا

497
00:35:09,583 --> 00:35:10,583
‫خیله‌خب، باشه

498
00:35:14,000 --> 00:35:16,083
‫ببخشید، منتظر اون عکاسه جف بودم

499
00:35:18,625 --> 00:35:20,425
‫- باهاش کنار میاد
‫- خب برایان چی؟

500
00:35:20,500 --> 00:35:21,666
‫ریدم تو برایان

501
00:35:21,750 --> 00:35:23,666
‫ببین مهم‌ترین چیزی که
‫باید درمورد برایان بدونیم

502
00:35:23,750 --> 00:35:26,208
‫اینه که عملاً
‫فقط با یه چیز حال می‌کنه

503
00:35:27,208 --> 00:35:28,625
‫خبر داغ، واسه‌ش خبر داغ ببر

504
00:35:28,708 --> 00:35:30,791
‫هرکاری هم که کرده باشی،
‫به یه ورش نیست

505
00:35:30,875 --> 00:35:32,934
‫تنها نگرانیم زنده موندنمه

506
00:35:32,958 --> 00:35:36,083
‫آره خب منم واسم مهمه ایلای
‫چی فکر کردی؟

507
00:35:37,375 --> 00:35:40,125
‫ما دشمنِ سایه‌هاییم
برید کنار که خورشید خانم داره میاد

508
00:36:02,250 --> 00:36:04,291
‫چطورم؟

509
00:36:05,333 --> 00:36:07,416
همون کیتلین اسپایزی که کلاه گذاشته

510
00:36:14,875 --> 00:36:16,555
‫اگه همونقدری که فکر می‌کنیم
‫آدم خطرناکی باشه،

511
00:36:16,583 --> 00:36:19,583
‫سر هردوی ما و عزیزانمون خراب می‌شه

512
00:36:20,083 --> 00:36:21,875
‫پس زیادی تحریکش نکن

513
00:36:46,208 --> 00:36:49,916
‫آقای بروز توی اتاق مطالعه میان به دیدنتون
‫بفرمایید از این طرف

514
00:36:59,208 --> 00:37:01,208
‫آقای بروز به زودی میان خدمتتون

515
00:38:37,875 --> 00:38:39,708
‫کی اونجاست؟ گاس؟

516
00:38:40,208 --> 00:38:41,708
‫آم، یه سوال دارم
‫آم...

517
00:38:41,791 --> 00:38:43,125
‫تو... تو خودِ منی؟

518
00:38:43,208 --> 00:38:45,666
‫خب خودت چی فکر می‌کنی؟

519
00:38:45,750 --> 00:38:48,833
‫سوال و که با سوال جواب نمی‌دن
‫یه جواب... درست و حسابی بده

520
00:38:49,708 --> 00:38:53,125
‫جواب درست و حسابی‌ای در کار نیست گاس
‫خودت... دیگه باید فهمیده باشی

521
00:38:53,625 --> 00:38:56,458
‫همه‌چیز بسته به یه چیز دیگه‌ست
‫یه سوال دیگه بپرس

522
00:38:57,750 --> 00:38:59,000
‫ای...

523
00:38:59,083 --> 00:39:00,666
‫ایلای قراره بمیره؟

524
00:39:01,291 --> 00:39:04,791
‫شتریه که در خونۀ همه می‌خوابه گاس
‫فقط مسئله زمانشه

525
00:39:05,666 --> 00:39:06,583
‫چ...

526
00:39:11,541 --> 00:39:13,416
‫گاس! حالت خوبه؟

527
00:39:15,208 --> 00:39:16,916
‫- آره
‫- چی شد؟

528
00:39:17,000 --> 00:39:18,625
‫یکمی ترس برم داشت

529
00:39:20,458 --> 00:39:23,083
‫بیخیال بابا،
‫یه مراسم اهدای جوایزه دیگه

530
00:39:23,166 --> 00:39:24,458
‫نه موضوع یه چیز دیگه‌ست

531
00:39:25,250 --> 00:39:27,541
‫فقط... خیلی نگرانِ ایلایـم

532
00:39:28,916 --> 00:39:29,916
‫چرا؟

533
00:39:31,000 --> 00:39:33,916
‫یه حسی بهم می‌گه که توی دردسر افتاده...

534
00:39:34,000 --> 00:39:36,166
‫   و منم باید یه حرکتی بزنم

535
00:39:37,125 --> 00:39:38,125
‫باشه

536
00:39:39,125 --> 00:39:40,875
‫می‌خوای نظرم رو بگم؟

537
00:39:40,958 --> 00:39:42,208
‫آره حتماً

538
00:39:43,666 --> 00:39:47,208
‫به نظرم همیشه براش حکم فرشتۀ نگهبان رو داشتی،

539
00:39:48,041 --> 00:39:49,958
‫درست مثل نقش مامانم توی زندگی من

540
00:39:50,041 --> 00:39:54,041
‫ولی اشکالی نداره که بخوای
‫فقط یک شب رو به خودت اختصاص بدی

541
00:39:55,958 --> 00:39:57,708
‫آره، آره

542
00:40:01,750 --> 00:40:02,750
‫ایلای بل؟

543
00:40:04,291 --> 00:40:06,125
‫من... عکاسم

544
00:40:08,041 --> 00:40:09,041
‫بشین

545
00:40:20,666 --> 00:40:22,791
‫پسرخوندۀ لایل اورلیکی

546
00:40:23,416 --> 00:40:24,583
‫تسلیت می‌گم

547
00:40:25,875 --> 00:40:26,875
‫غم بزرگیه

548
00:40:28,291 --> 00:40:29,458
‫خوشت اومده؟

549
00:40:29,541 --> 00:40:32,208
‫واقعاً... خیلی جزئی طراحی شده

550
00:40:32,708 --> 00:40:35,208
‫بخاطر اینکه یه دستِ واقعیه

551
00:40:36,375 --> 00:40:37,375
‫کسی اهداش کرده؟

552
00:40:38,625 --> 00:40:40,291
‫منظورم شخصیه که مُرده

553
00:40:40,375 --> 00:40:42,625
‫خب بهش می‌گن پلاستینه‌سازی

554
00:40:43,125 --> 00:40:46,916
‫تموم اجزای ماهیچه‌ها و استخون‌ها
‫تبدیل به پلاستیک می‌شه

555
00:40:47,000 --> 00:40:48,958
‫یعنی هیچوقت ازش استفاده نکردید؟

556
00:40:49,041 --> 00:40:51,375
‫نه، نه بابا، خیلی سنگینه

557
00:40:52,166 --> 00:40:54,833
‫بازوهای الکترومکانیکی
نقص‌های زیادی دارن

558
00:40:55,458 --> 00:40:57,833
‫متاسفانه نمی‌شه جایگزین اندام بدن بشن

559
00:40:57,916 --> 00:40:59,916
‫- مشکلی دارید اگه مکالمه‌مون رو ضبط کنه؟
‫- بله، مشکل دارم

560
00:41:03,666 --> 00:41:07,250
‫یادمه توی یکی از سخنرانی‌هاتون
‫گفته بودید که دخترتون بدون دست به دنیا اومد،

561
00:41:07,333 --> 00:41:10,083
‫و همین باعث شد
‫که زندگیتون رو وقفِ...

562
00:41:10,166 --> 00:41:11,916
‫اندام‌های مصنوعی یا پروتز بکنید

563
00:41:12,000 --> 00:41:14,160
‫سختی‌های زیادی رو پشت‌سر گذاشت

564
00:41:16,000 --> 00:41:18,541
‫ظاهراً شما هم
‫یکی از انگشت‌هاتون رو از دست دادید

565
00:41:20,250 --> 00:41:21,500
‫تصادفی قطع شد

566
00:41:23,041 --> 00:41:25,291
‫ولی خب هیچ چیزی
‫به طور کامل تصادفی رخ نمی‌ده...

567
00:41:26,416 --> 00:41:27,416
‫مگه نه؟

568
00:41:27,500 --> 00:41:28,708
‫می‌تونم ببینمش؟

569
00:41:36,333 --> 00:41:37,333
‫اوه...

570
00:41:38,708 --> 00:41:39,875
‫چه تمیز

571
00:41:39,958 --> 00:41:42,416
‫ازشون خواستی که
‫جراحی کنن و وصلش کنن؟

572
00:41:42,500 --> 00:41:44,875
‫گفتن بی‌فایده‌ست
‫مثل یه گوشت لخم آویزون می‌شه

573
00:41:44,958 --> 00:41:47,541
‫درمورد دست و پا و اندام‌های صورت هم همینطوره

574
00:41:47,625 --> 00:41:51,041
‫چطوری می‌شه که متحرک و انعطاف‌پذیر باشه
‫تا دوباره رشد بکنه؟

575
00:41:51,625 --> 00:41:54,166
‫شما دارید در این زمینه تحقیق می‌کنید؟

576
00:41:58,375 --> 00:41:59,875
‫می‌رم ببینم چی شد

577
00:42:00,625 --> 00:42:03,458
‫پرنده‌های لعنتی، خیلی بی‌عقل‌ان

578
00:42:04,458 --> 00:42:07,083
‫آدم فکر می‌کنه
‫از اشتباهاتشون درس می‌گیرن

579
00:42:08,583 --> 00:42:09,583
‫ایلای؟

580
00:42:11,208 --> 00:42:12,208
‫ببخشید

581
00:42:27,250 --> 00:42:28,500
‫نمُرده

582
00:42:30,791 --> 00:42:32,625
‫ «پایانت مثل یه پرندۀ الیکاییِ آبی مُرده‌ست»

583
00:42:33,625 --> 00:42:34,708
‫نقل قول بود؟

584
00:42:35,375 --> 00:42:37,083
داداشم بهم گفته

585
00:42:47,291 --> 00:42:49,166
نمُرده بود

586
00:42:49,250 --> 00:42:51,125
‫گمونم فقط مسئله زمانه

587
00:42:51,791 --> 00:42:54,666
‫می‌شه توی باغچه‌تون قدم بزنیم؟

588
00:42:54,750 --> 00:42:57,041
‫نه، گمونم هرچیزی که لازم بوده
‫رو شنیدید،

589
00:42:57,125 --> 00:43:00,125
‫و من هم باید برای جشنوارۀ اهدای جوایز آماده بشم

590
00:43:01,166 --> 00:43:03,750
‫- پس می‌رم وسایلم رو بردارم
‫- باشه

591
00:43:09,166 --> 00:43:11,166
‫حالا خوب گوش‌هات رو وا کن ایلای بل

592
00:43:11,708 --> 00:43:13,416
‫کاملاً این دختره رو می‌شناسم،

593
00:43:14,500 --> 00:43:15,875
‫و خودتم خوب می‌شناسم

594
00:43:16,750 --> 00:43:19,333
‫تو هم خیلی خوب بنده رو می‌شناسی

595
00:43:27,916 --> 00:43:30,666
‫سوفی! تا بیرون همراهیشون کن

596
00:43:48,000 --> 00:43:50,559
‫دیدی چطوری دستم رو گرفت و
‫گفت «چه تمیز»؟

597
00:43:50,583 --> 00:43:54,000
‫انگار که هنر دستِ ایوان کرول رو شناخت
‫و بهش دست‌مریزاد گفت

598
00:43:54,500 --> 00:43:57,250
‫پس لقب «بزرگترین خیّرِ بریزبین» تو کَتت نمی‌ره؟

599
00:43:58,000 --> 00:44:00,000
‫همینه ایلای، اولین خبر داغی که دستت رو گرفته

600
00:44:03,791 --> 00:44:05,000
‫برایان کله‌م رو می‌کَنه

601
00:44:05,083 --> 00:44:09,666
‫نه بابا، تهش می‌خواد داد و قال راه بندازه و روی میز بکوبه دیگه
‫من بهش می‌گم چرا دیر کردیم، خوبه؟

602
00:44:10,166 --> 00:44:12,041
‫امشب باید برم مراسم اهدای جوایز

603
00:44:12,125 --> 00:44:15,833
‫- به داداشم گفتم که می‌رم
‫- ایلای، لطفاً... تمرکز کن، خب؟

604
00:44:16,375 --> 00:44:19,583
‫رایموند لیری یه جور تشکیلات پزشکی خصوصی
‫در اختیار تایتس گذاشته،

605
00:44:19,666 --> 00:44:21,625
‫که احتمالاً هم از طرف تجارت غیرقانونیِ
‫هروئین تامین مالی شده،

606
00:44:21,708 --> 00:44:24,416
‫و الانم تایتس خوشش نمیاد
‫که دور و بر ملکش بپلکیم

607
00:44:25,083 --> 00:44:27,041
‫یه ذره هم واست جذابیت نداره؟

608
00:44:27,791 --> 00:44:29,208
‫ارزش اخراج شدنم رو داره؟

609
00:44:29,291 --> 00:44:32,250
‫صبر می‌کنیم هوا تاریک بشه
‫و مطمئن می‌شیم که تایتس رفته باشه،

610
00:44:32,333 --> 00:44:34,000
‫از بالای دیوار می‌ریم
‫و یه نگاهی به زیرزمینش می‌اندازیم

611
00:44:34,083 --> 00:44:36,000
‫و اگه جواب نداد،
‫به بریزبین برمی‌گردیم

612
00:44:36,083 --> 00:44:40,416
‫و اگه برایان تهدید به اخراجت کرد،
‫منم پشتت درمیام می‌گم دیگه نمیام

613
00:44:42,250 --> 00:44:43,250
‫نظرت چیه؟

614
00:44:47,625 --> 00:44:50,125
‫نیم ساعت دیگه مهلت‌تون تمومه رفقا

615
00:44:50,208 --> 00:44:56,083
‫حالا بگید ببینم کیتلین اسپایز
‫و ایلای بل کثافت کدوم گوری‌ان؟

616
00:44:56,958 --> 00:44:58,333
‫گندش بزنن

617
00:44:58,958 --> 00:45:00,583
‫- هی
‫- دارم چه غلطی می‌کنم؟

618
00:45:00,666 --> 00:45:02,666
‫بده ببینم، بذار من واست ببندمش

619
00:45:02,750 --> 00:45:03,750
‫اوه...

620
00:45:04,833 --> 00:45:07,416
‫هی آروم باش، عالی پیش رفتی

621
00:45:07,916 --> 00:45:09,166
‫باشه

622
00:45:09,250 --> 00:45:11,083
‫ازت ممنونم که بخاطر ما
‫حاضر شدی این کار رو بکنی

623
00:45:11,166 --> 00:45:14,625
‫می‌دونم اصلاً از این دسته آدم‌ها...

624
00:45:14,708 --> 00:45:17,166
‫   خوشت هم نمیاد

625
00:45:17,666 --> 00:45:21,125
‫ولی برای گاسی و یه جورایی هم ایلای،
‫روز بزرگی به حساب میاد

626
00:45:22,958 --> 00:45:25,666
‫همچنین برای خودم و خودت

627
00:45:26,833 --> 00:45:28,750
‫پسرهامون رو راهیِ مسیر زندگی جدیدشون می‌کنیم

628
00:45:28,833 --> 00:45:31,083
‫یکیـشون که شده روزنامه‌نگارِ حسابی

629
00:45:31,166 --> 00:45:33,583
‫و اون یکی هم قهرمان کویینزلنده

630
00:45:33,666 --> 00:45:34,666
‫وای!

631
00:45:34,708 --> 00:45:37,166
‫باید بهشون افتخار کنیم، نه؟

632
00:45:39,458 --> 00:45:41,538
‫آره، خوب بزرگشون کردیم فرانکی

633
00:45:53,666 --> 00:45:54,666
‫وای

634
00:45:55,791 --> 00:45:56,791
‫آره

635
00:45:58,875 --> 00:45:59,875
‫چیزی نبود

636
00:46:34,458 --> 00:46:35,291
‫گندش بزنن

637
00:46:40,125 --> 00:46:41,208
‫حالت خوبه تو؟

638
00:46:50,375 --> 00:46:53,125
‫- می‌شه یه سوال ازت بپرسم؟
‫- درمورد کاره؟

639
00:46:57,041 --> 00:46:58,375
‫یکمی شخصیه

640
00:47:00,875 --> 00:47:01,875
‫بپرس

641
00:47:03,125 --> 00:47:06,083
‫می‌خواستم بدونم نظرت راجع‌به همکارهایی که
‫با همدیگه تو رابطه‌ان، چیه

642
00:47:06,166 --> 00:47:07,625
‫خیلی‌خب

643
00:47:15,000 --> 00:47:18,583
‫منظورم اینه که اگه با همدیگه همکار نبودیم،
‫چی می‌شد به نظرت؟

644
00:47:18,666 --> 00:47:20,958
‫وای خدا، نمی‌خوای دست برداری ایلای؟

645
00:47:22,000 --> 00:47:25,916
‫یه روزنامه‌نگار خوب همینجوریه دیگه
‫البته به گفتۀ برایان رابرتسون

646
00:47:28,583 --> 00:47:30,583
‫وای لعنتی

647
00:47:39,750 --> 00:47:41,041
‫به نظرت ما رو دید؟

648
00:47:43,833 --> 00:47:46,208
‫خیلی‌خب، بیا بریم

649
00:47:50,833 --> 00:47:52,375
‫- ایوان
‫- بله رئیس؟

650
00:47:53,166 --> 00:47:55,041
‫باید یه کاری واسم بکنی

651
00:47:55,125 --> 00:47:58,500
‫دوست جوونمون و اون روزنامه‌نگاره به مرکز تحقیقاتیمون

652
00:47:58,583 --> 00:48:00,208
‫علاقۀ ناخوشایندی نشون دادن

653
00:48:00,291 --> 00:48:02,500
‫- از شرشون خلاص شو
‫- تو راهم

654
00:49:12,291 --> 00:49:13,291
‫بجنب

655
00:49:53,000 --> 00:49:54,458
‫واقعاً دیوونگیه

656
00:51:36,125 --> 00:51:38,583
‫هی بدتر و بدتر می‌شه

657
00:51:55,333 --> 00:51:56,958
‫داره اندام پرورش می‌ده

658
00:51:57,750 --> 00:52:00,208
‫یه مرکز... مرکز اندام‌های مصنوعیه

659
00:52:38,708 --> 00:52:39,708
‫می‌شناسیش؟

660
00:52:41,083 --> 00:52:42,333
‫ناپدریمه

661
00:52:47,458 --> 00:52:48,458
‫ایلای

662
00:52:56,083 --> 00:52:57,833
‫لایل کوفتیه

663
00:52:58,541 --> 00:52:59,625
‫متاسفم

664
00:53:11,125 --> 00:53:13,000
‫هی صبر کن ببینم
‫داری چیکار می‌کنی؟

665
00:53:15,958 --> 00:53:18,875
‫- می‌خوای چیکارش بکنی ایلای؟
‫- مدرکه

666
00:53:20,541 --> 00:53:21,541
‫باشه

667
00:53:23,791 --> 00:53:24,791
‫بیا بریم

668
00:53:27,291 --> 00:53:28,333
‫هی صبر کن، یه...

669
00:53:41,625 --> 00:53:43,791
‫خدمات اورژانسی
در خدمتم

670
00:53:43,875 --> 00:53:45,375
‫کیتلین اسپایزم، الان...

671
00:53:45,458 --> 00:53:49,041
‫   توی یه زیرزمینی توی ملک تایتس بروز توی بروکفیلدم

672
00:53:49,125 --> 00:53:51,083
‫می‌خوام گزارش یه قتل بدم

673
00:53:51,166 --> 00:53:53,309
‫جون خودتون در خطره؟

674
00:53:53,333 --> 00:53:54,875
‫لعنتی

675
00:54:56,166 --> 00:54:57,541
‫وای!

676
00:54:59,625 --> 00:55:01,041
‫برو! برو! برو!

677
00:55:35,583 --> 00:55:36,416
‫ایلای!

678
00:55:45,083 --> 00:55:46,125
‫ای داد!

679
00:55:53,958 --> 00:55:54,958
‫وای لعنتی!

680
00:56:00,875 --> 00:56:04,625
‫عجله کن ایلای! بجنب
‫حالت خوبه؟

681
00:56:19,500 --> 00:56:20,666
‫وای گندش بزنن!

682
00:56:24,083 --> 00:56:25,291
‫وای لعنتی، کشتیمش؟

683
00:56:25,375 --> 00:56:27,416
‫روحمم خبر نداره
‫به تخمم هم نیست، فقط برو!

684
00:56:43,583 --> 00:56:45,000
‫داره تعقیبمون می‌کنه؟

685
00:56:47,666 --> 00:56:48,500
‫نمی‌دونم

686
00:56:48,583 --> 00:56:51,458
‫وای لعنتی، بدبخت شدیم

687
00:57:17,458 --> 00:57:18,458
‫وای!

688
00:57:19,833 --> 00:57:20,833
‫خیله‌خب

689
00:57:21,833 --> 00:57:22,833
‫خوبه

690
00:57:24,458 --> 00:57:26,750
‫- گاسی، شلی، حالتون خوبه؟
‫- سلام

691
00:57:26,833 --> 00:57:27,666
‫- سلام مامان
‫- آره

692
00:57:27,750 --> 00:57:28,916
‫ایلای کو؟

693
00:57:29,666 --> 00:57:33,333
‫آم... درگیر یه داستانی
‫توی بروکفیلد شده

694
00:57:33,416 --> 00:57:34,666
‫بروکفیلد؟

695
00:57:34,750 --> 00:57:36,541
‫چیزی نیست مامان
‫سروکله‌ش پیدا می‌شه

696
00:57:38,666 --> 00:57:41,041
‫می‌رم یه زنگی بهش بزنم، خب؟

697
00:57:43,041 --> 00:57:44,166
‫گاسی حالش خوبه؟

698
00:57:44,250 --> 00:57:48,250
‫آم، چیز خاصی نیست
‫احتمالاً استرس قبل مسابقه‌ست

699
00:57:48,333 --> 00:57:49,416
‫آره، آره، آره

700
00:57:49,500 --> 00:57:53,500
‫- بیاید بریم میزمون رو نشونتون بدم
‫- باشه بریم، شما مسیر رو نشونم بده مک‌داف

701
00:57:54,416 --> 00:57:56,458
‫درب کابین رو بررسی بکنید
‫وارد می‌شیم!

702
00:57:56,541 --> 00:57:58,958
‫- شرمنده
‫- قهرمان وارد می‌شود

703
00:59:04,666 --> 00:59:05,666
‫خبری نشد؟

704
00:59:06,166 --> 00:59:08,166
‫چیزی نمونده، خب؟
‫تو راهه

705
00:59:18,250 --> 00:59:22,500
‫خانم‌ها و آقایون،
‫میهمانان عزیز،

706
00:59:22,583 --> 00:59:25,416
‫گردهم اومدیم تا دستاوردهای

707
00:59:25,500 --> 00:59:28,833
‫شش ساکن ویژۀ کویینز رو جشن بگیریم

708
00:59:29,625 --> 00:59:33,500
‫با دست‌های گرمتون ورود مردی که معرفِ

709
00:59:33,583 --> 00:59:37,166
‫حضور همگی شما هست رو خوشامد بگید،

710
00:59:37,250 --> 00:59:39,416
‫تایتس بروز

711
00:59:52,875 --> 00:59:54,708
‫ممنونم خانم شهردار

712
00:59:54,791 --> 00:59:58,500
‫مایلم که همراه با هم
‫به مسیری از اکتشافات قدم برداریم

713
01:00:05,541 --> 01:00:08,208
‫هی می‌رسیم خب؟ قول می‌دم

714
01:00:23,583 --> 01:00:26,916
‫کاشت‌های بیومکانیکی
‫شنواییِ هزاران بیمار

715
01:00:27,000 --> 01:00:28,958
‫رو بهشون برگردونده،

716
01:00:29,583 --> 01:00:34,041
‫امید است که چنین روزی
‫رو برای نابینایان عزیز رقم بزنیم

717
01:00:42,750 --> 01:00:47,125
‫اما مانع اصلی تکنولوژی نیست،

718
01:00:47,208 --> 01:00:50,000
‫بلکه نازک‌طبعی انسان‌هاست

719
01:00:59,791 --> 01:01:02,333
‫اگه بتونیم به این مانع غلبه کنیم،

720
01:01:02,416 --> 01:01:04,458
‫به زودی خواهیم توانست

721
01:01:04,541 --> 01:01:09,625
‫تک‌تکِ اعضای بدن انسان رو
‫با عناصر کاربردی جایگزین کنیم،

722
01:01:09,708 --> 01:01:13,291
‫تولید کنیم و یا که پرورش بدیم

723
01:01:16,291 --> 01:01:20,125
‫آینده نزدیک‌تر از رگ گردن به ماست

724
01:01:23,125 --> 01:01:24,750
‫به پیش برید،

725
01:01:24,833 --> 01:01:27,875
‫جرئت شکستن تابوهای جامعه رو داشته باشید،

726
01:01:28,500 --> 01:01:35,416
‫و هرگز اجازه ندید احد و ناسی
‫سدّ راه رویاهاتون بشه

727
01:01:40,625 --> 01:01:42,500
‫این مرد یک اهریمنه!

728
01:01:42,583 --> 01:01:44,500
‫به حرف‌های این حرومزاده گوش ندید!

729
01:01:45,416 --> 01:01:48,000
‫سرِ ناپدریم رو قطع کرده
‫و گذاشته توی بطری

730
01:01:48,083 --> 01:01:49,250
‫تا بتونه روش آزمایش انجام بده

731
01:01:49,333 --> 01:01:52,583
‫- خودشم نمی‌دونه چی داره می‌گه
‫- ای قاتل کثافت!

732
01:01:52,666 --> 01:01:54,833
‫- یه شیادِ عوضیه!
‫- حراست رو خبر کنید

733
01:01:56,833 --> 01:01:59,291
‫- این مرد جوون رو از تالار می‌برید؟
‫- یه روانیه!

734
01:01:59,375 --> 01:02:01,208
‫آقای بروز برای بازجویی می‌بریمتون

735
01:02:01,291 --> 01:02:03,875
‫یعنی چی خب؟
‫من که کاری نکردم

736
01:02:04,375 --> 01:02:06,916
‫باید این پسرک رو با خودتون ببرید

737
01:02:08,208 --> 01:02:11,166
‫خانم‌ها و آقایان،
‫از همگی عذرخواهی می‌کنم

738
01:02:11,250 --> 01:02:14,875
‫چند لحظه‌ای رو استراحت کنید
‫تا مسئله رو حلش کنیم

739
01:02:20,958 --> 01:02:23,041
‫شرمنده مامان
‫تنها راهش همین بود

740
01:02:30,833 --> 01:02:31,833
‫عجب آشوبی

741
01:02:38,583 --> 01:02:42,500
‫همین الان ایوان کرول رو دیدم
‫باید خونواده‌ات رو از اینجا ببری

742
01:02:42,583 --> 01:02:44,541
‫فقط پیش خونواده‌ات بمون، خب؟

743
01:02:44,625 --> 01:02:45,625
‫زودی می‌بینمت

744
01:02:50,250 --> 01:02:52,708
‫مامان! بابا، گاس!

745
01:02:53,750 --> 01:02:54,958
‫وای!

746
01:02:55,041 --> 01:02:56,291
‫هی، نه!

747
01:02:58,541 --> 01:02:59,416
‫ایلای!

748
01:02:59,500 --> 01:03:00,916
‫ایلای! بابا!

749
01:03:01,000 --> 01:03:02,958
‫وای! رابرت! رابرت؟

750
01:03:10,458 --> 01:03:12,291
‫تو پیش بابا بمون، من می‌رم ایلای رو بیارم

751
01:03:35,291 --> 01:03:37,500
‫من پیشتم، من پیشتم

752
01:03:37,583 --> 01:03:39,166
‫هی، بیدار بمون

753
01:03:39,666 --> 01:03:42,625
‫- دوستت دارم
‫- دوستت دارم

754
01:04:21,291 --> 01:04:22,291
‫آخ!

755
01:05:18,875 --> 01:05:19,875
‫آخ...

756
01:06:44,958 --> 01:06:45,958
‫من اینجام

757
01:06:46,000 --> 01:06:48,583
‫گاسم، خوبی؟

758
01:06:58,791 --> 01:07:01,458
‫بجنب، بیدار بمون
‫یالا، پیشمون بمون

759
01:07:01,541 --> 01:07:04,666
‫قرار نیست بمیری‌ها، خب؟
‫بهت قول می‌دم نمیری

760
01:07:05,291 --> 01:07:06,291
‫نه

761
01:07:07,791 --> 01:07:08,791
‫نه

762
01:07:13,041 --> 01:07:14,041
‫ایلای

763
01:07:18,291 --> 01:07:19,291
‫بیدار بمون

764
01:07:27,041 --> 01:07:28,125
‫نباید بمیری

765
01:07:30,291 --> 01:07:32,125
‫یالا بیدار بمون

766
01:07:33,458 --> 01:07:35,583
‫قول بده که نمی‌میری

767
01:08:59,166 --> 01:09:00,166
‫کیتلین؟

768
01:09:02,000 --> 01:09:03,000
‫سلام

769
01:09:12,000 --> 01:09:13,125
‫توی بیمارستانی

770
01:09:16,083 --> 01:09:17,333
‫بابا چطوره؟

771
01:09:17,958 --> 01:09:18,958
‫زنده مونده؟

772
01:09:19,708 --> 01:09:20,708
‫آره

773
01:09:21,041 --> 01:09:24,208
‫همین الان رفتن،
‫نوبتی پیشت می‌مونیم

774
01:09:28,166 --> 01:09:29,791
‫نظرت راجع‌به خونواده‌ام چیه؟

775
01:09:31,250 --> 01:09:34,458
‫فوق‌العاده‌ان، واقعاً معمولی‌تر از انتظاراتم‌ان

776
01:09:35,416 --> 01:09:37,666
‫فکر کنم دارن تلاششون رو می‌کنن

777
01:09:53,333 --> 01:09:54,625
‫من اینو ننوشتم

778
01:09:55,208 --> 01:09:57,791
‫نه، ولی قراره بنویسی

779
01:09:58,708 --> 01:09:59,958
‫فقط یه پیش‌درآمده،

780
01:10:00,750 --> 01:10:04,041
‫و برایان هم درگیر ساخت
‫یه سریال تلویزیونیه

781
01:10:05,791 --> 01:10:08,291
‫به بخش جرم و جنایت خوش اومدی همکار

782
01:10:14,125 --> 01:10:16,375
‫- می‌خوای پاشی بشینی؟
‫- آره

783
01:10:18,125 --> 01:10:19,791
‫اسلیم هالیدی قبلاً بهم گفته بود...

784
01:10:20,625 --> 01:10:22,875
‫زمان روی انگشت تو می‌چرخه

785
01:10:23,625 --> 01:10:26,791
‫اگه بخوای سریع بگذره،
‫می‌تونی خودت رو سرگرم کنی

786
01:10:27,875 --> 01:10:31,666
‫و با تمرکز کردن روی تموم جزئیات،
‫می‌تونی سرعتش رو کُند کنی

787
01:10:32,750 --> 01:10:34,791
‫موقع نوشتن این،
‫دقیقاً همین کار رو کردم

788
01:10:56,583 --> 01:10:58,625
‫بیدار شده که!

789
01:10:58,708 --> 01:11:01,041
‫وای خوشحالم که پا شدی رفیق

790
01:11:01,708 --> 01:11:03,750
‫نگرانمون کردی‌ها

791
01:11:04,250 --> 01:11:06,250
‫- اوه...
‫- گردنت چطوره بابا؟

792
01:11:06,333 --> 01:11:09,791
‫فقط یه زخمه دیگه
‫چیز خاصی نیست رفیق

793
01:11:09,875 --> 01:11:12,000
‫اونقدرهام که بد به نظر میاد، نیست

794
01:11:13,291 --> 01:11:15,125
‫بخاطر من چاقو خوردی بابا

795
01:11:16,000 --> 01:11:20,458
‫توی زمان مناسب
‫توی موقعیت اشتباهی قرار گرفتم خب

796
01:11:20,958 --> 01:11:23,416
‫گاسی قهرمان ماجرا بود

797
01:11:23,500 --> 01:11:24,500
‫آره

798
01:11:28,583 --> 01:11:29,791
‫تو نجاتم دادی گاسی

799
01:11:31,541 --> 01:11:32,833
‫نه بابا، دیوونه شدید

800
01:11:34,625 --> 01:11:36,041
‫بامزه‌ست، نه؟

801
01:11:36,125 --> 01:11:38,666
‫اینکه چطوری همۀ اون دیوونگی‌ها
‫به حقیقت بدل شد

802
01:11:46,541 --> 01:11:48,500
‫بجنبید بیاید

803
01:11:49,166 --> 01:11:50,166
‫بغل و بدید بیاد

804
01:11:51,166 --> 01:11:52,750
‫وای! هی!

805
01:11:52,833 --> 01:11:54,916
‫وای!

806
01:11:55,000 --> 01:11:56,666
‫- خیلی قشنگه
‫- عالیه

807
01:11:56,690 --> 01:12:06,059
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

808
01:12:11,083 --> 01:12:13,958
‫یکمی آروم‌تر
‫هنوز کامل خوب نشدم

809
01:12:14,041 --> 01:12:15,791
‫ببخشید

810
01:12:16,500 --> 01:12:20,000
<i>‫حق با گاس بود
‫واقعاً که پایانم مثل یه پرندۀ الیکایی آبی مُرده بود</i>

811
01:12:20,083 --> 01:12:23,416
<i>‫ولی اون لحظه درواقع برای همه‌مون،
‫شروع ماجرا بود</i>

812
01:12:24,125 --> 01:12:25,708
<i>‫نازل شدن اون همه از داستان‌ پشت سرهم،</i>

813
01:12:25,791 --> 01:12:28,083
<i>‫که تنها از همون لحظه نشات گرفته بود</i>

814
01:12:29,375 --> 01:12:32,416
<i>‫با تصور همۀ اون اتفاقات،
‫تشخیص واقعیت و خیالات</i>

815
01:12:32,500 --> 01:12:33,625
<i>‫واقعاً سخته</i>

816
01:12:34,708 --> 01:12:36,291
<i>‫ولی می‌دونم که اصل داستان واقعیه</i>

817
01:12:37,750 --> 01:12:38,750
مردی که شوق زندگی در قلبش بیدار می‌شه

818
01:12:42,125 --> 01:12:43,125
‫مادرم که روح تازه‌ای پیدا می‌کنه

819
01:12:46,125 --> 01:12:47,500
‫هنرمند که تریبون در اختیارش قرار می‌گیره

820
01:12:48,708 --> 01:12:50,291
‫- شام آماده‌ست
‫- خیله‌خب

821
01:12:51,250 --> 01:12:54,125
‫شکسپیرجان یه تکونی بخور لطفاً
‫یه نگاهی بنداز

822
01:12:55,625 --> 01:12:56,666
‫باشه

823
01:12:59,583 --> 01:13:00,500
‫وای!

824
01:13:00,583 --> 01:13:01,833
<i>‫اینم شد از داستان زندگی من</i>

825
01:13:03,208 --> 01:13:05,583
<i>‫برادرم خیلی از اتفاقات رخ داده
‫رو پیش‌بینی کرده بود،</i>

826
01:13:05,666 --> 01:13:08,833
<i>‫وقتی اولین بار دید که
‫جلوی یه پس‌زمینۀ پُرستاره در حال خمیازه کشیدنم،</i>

827
01:13:09,333 --> 01:13:12,291
<i>درواقع داشت شدتِ مسئولیت‌پذیریم
توی زندگی رو به نمایش می‌ذاشت</i>

828
01:13:14,333 --> 01:13:15,833
<i>‫یا به قول خودش...</i>

829
01:13:17,380 --> 01:13:21,106
<i>‫«پسری که جهان را قورت داد»</i>

830
01:13:27,833 --> 01:13:29,791
‫- آره لطفاً
‫- همونجا بمون

831
01:13:35,150 --> 01:14:06,469
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

