﻿1
00:00:10,000 --> 00:00:20,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:33,742 --> 00:00:34,742
‫صبح بخیر

3
00:00:36,619 --> 00:00:37,704
‫چطور خوابیدی؟

4
00:00:42,125 --> 00:00:43,125
‫جسته گریخته

5
00:00:47,505 --> 00:00:49,299
‫دارم میرم عمارت بریجرتون واسه صبحونه

6
00:00:49,382 --> 00:00:50,884
‫ولی مادرم داره میاد

7
00:00:50,967 --> 00:00:52,927
‫تو و مادرت رو تنها می‌ذارم

8
00:00:53,011 --> 00:00:55,346
‫- نه، مجبور نیستی بری
‫- دلم می‌خواد برم

9
00:01:06,024 --> 00:01:08,610
‫خانم، توی اتاق نقاشی یه مهمون دارید

10
00:01:08,693 --> 00:01:10,570
‫براش چایی ببر

11
00:01:10,653 --> 00:01:11,653
‫هنوز آماده نیستم

12
00:01:12,000 --> 00:01:21,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

13
00:01:21,498 --> 00:01:22,791
‫صبح بخیر، مامان

14
00:01:24,501 --> 00:01:26,169
‫کرسیدا

15
00:01:26,252 --> 00:01:29,255
‫صبح بخیر. ایشالا که صبح خوبی داشتی؟

16
00:01:30,048 --> 00:01:31,257
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

17
00:01:31,341 --> 00:01:34,969
‫صرفاً اومدم دیدنِ بانو ویسلداون محترم

18
00:01:36,387 --> 00:01:38,264
‫من رازت رو می‌دونم

19
00:01:40,058 --> 00:01:42,143
‫هر چی که به خیالِ خودت می‌دونی،
‫اشتباه می‌کنی

20
00:01:42,227 --> 00:01:43,228
‫حالا ازت می‌خوام بری

21
00:01:43,311 --> 00:01:47,065
‫می‌دونی، حالا که دوباره به همه چی
‫فکر می‌کنم، کاملاً با عقل جور در میاد

22
00:01:47,649 --> 00:01:51,361
‫هیچکس اصلاً به تو شک نمی‌کنه
‫چون اصلاً به یاد موندنی نیستی

23
00:01:51,444 --> 00:01:53,404
‫قیافت خیلی دیدنی شده

24
00:01:53,488 --> 00:01:56,908
‫حیف که نمی‌تونم بمونم و ازش لذت ببرم،
‫چون دست و بالم بسته‌ست

25
00:01:56,991 --> 00:01:59,661
‫تا عمه‌ام بیاد و منو ببره به حومه شهر

26
00:02:01,371 --> 00:02:04,999
‫- داری از شهر میری؟
‫- آره. ولی نمیرم خونۀ عمه جوانام

27
00:02:05,834 --> 00:02:09,754
‫ببین، تو قراره دو برابر
‫پاداش ملکه رو بهم بدی

28
00:02:09,838 --> 00:02:12,006
‫تا زندگیم رو خارج از کشور ردیف کنم

29
00:02:12,090 --> 00:02:14,926
‫وگرنه هویت واقعی‌ت رو به همه میگم

30
00:02:15,718 --> 00:02:17,554
‫هیچکس حرفت رو باور نمی‌کنه، کرسیدا

31
00:02:18,096 --> 00:02:20,557
‫بیشتر از الانت نمی‌تونی بی‌اعتبار بشی

32
00:02:22,433 --> 00:02:23,560
‫دوشیزه کاوپر

33
00:02:23,643 --> 00:02:24,894
‫بانو فدرینگتون

34
00:02:25,436 --> 00:02:29,190
‫من و پنه‌لوپه داشتیم بحث می‌کردیم که
‫آیا بقیه حرفامو باور می‌کنن یا نه

35
00:02:31,192 --> 00:02:32,277
‫بذار ببینیم

36
00:02:35,155 --> 00:02:37,490
‫عشق دخترتون به کلماتِ
‫نوشته‌شده رو در نظر بگیرید

37
00:02:38,283 --> 00:02:40,660
‫و فکر کنید که چقدر راحت نبودش حس نمیشه

38
00:02:40,743 --> 00:02:43,663
‫باعث میشه مدت زیادی بتونه غیب بشه

39
00:02:44,330 --> 00:02:46,457
‫و فکر کنید که چطور همه‌ی کسایی که
‫دشمن تلقی می‌کنه

40
00:02:46,541 --> 00:02:48,710
‫توی نوشته‌هاش تحقیر میشن

41
00:02:50,170 --> 00:02:51,629
‫و بعدش از خودت بپرس

42
00:02:52,255 --> 00:02:55,049
‫چطوری اینقدر برات طول کشید که بفهمی

43
00:02:55,133 --> 00:02:58,469
‫اون بانو ویسلداون واقعیـه

44
00:02:59,804 --> 00:03:01,347
‫پول منو بهم میدی

45
00:03:01,431 --> 00:03:04,225
‫وگرنه حقیقت رو به کل جامعه میگم

46
00:03:08,730 --> 00:03:10,315
‫از صبح‌تون لذت ببرید، خانم‌ها

47
00:03:15,445 --> 00:03:16,446
‫پنه‌لوپه

48
00:03:26,080 --> 00:03:27,874
‫بگو که حقیقت نداره

49
00:03:28,750 --> 00:03:30,960
‫برای اولین بار کرسیدا دروغ نمیگه

50
00:03:35,465 --> 00:03:37,467
‫توی هر مراسمی،

51
00:03:37,550 --> 00:03:40,303
‫یه ساعت غیبت می‌زد

52
00:03:40,386 --> 00:03:43,556
‫فکر می‌کردم بعد از چند ساعت
‫آداب معاشرتت ته می‌کشه

53
00:03:43,640 --> 00:03:47,101
‫ولی حالا می‌فهمم...
‫عجب احمقی بودم

54
00:03:47,185 --> 00:03:48,019
‫مامان

55
00:03:48,102 --> 00:03:50,855
‫همه‌ی چیزای وحشتناکی که
‫راجع به خواهرهات نوشتی

56
00:03:50,939 --> 00:03:53,733
‫راجع من، راجع به خودت

57
00:03:54,943 --> 00:03:56,903
‫با تمام توانم جنگیدم

58
00:03:56,986 --> 00:03:59,155
‫تا بارها و بارها نذارم نابود بشیم

59
00:03:59,239 --> 00:04:00,990
‫اون‌وقت، زیر سقف خودم

60
00:04:01,074 --> 00:04:04,077
‫هم‌خون خودم تمام مدت داشته
‫بذر نابودی‌مون رو می‌کاشته

61
00:04:04,160 --> 00:04:06,079
‫چطور روت شد، پنه‌لوپه؟

62
00:04:09,374 --> 00:04:10,667
‫شوهرت خبر داره؟

63
00:04:12,418 --> 00:04:13,419
‫اوه...

64
00:04:15,004 --> 00:04:18,299
‫خب، اون نباید از این رسوایی خبردار بشه

65
00:04:18,383 --> 00:04:20,760
‫اینکه آقای متشخصی مثل بریجرتون بفهمه

66
00:04:20,843 --> 00:04:22,887
‫اعمالت باعث اخاذی شدن

67
00:04:23,888 --> 00:04:27,767
‫دلیل کافی واسه طلاق گیرش میاد، حتی
‫مقدس‌نماترین اسقف هم موافقت می‌کنه

68
00:04:27,850 --> 00:04:29,602
‫مامان، دیگه نمی‌خوام دروغ بگم

69
00:04:31,271 --> 00:04:32,438
‫باید به کالین بگم

70
00:04:33,856 --> 00:04:35,316
‫خب، من نمی‌ذارم

71
00:04:36,567 --> 00:04:39,237
‫ولی مشخصه حرفِ من تو گوشِت نمیره

72
00:04:40,863 --> 00:04:41,948
‫باید لباس بپوشم

73
00:04:55,420 --> 00:04:58,172
‫امروز خیلی بی‌دقت بازی می‌کنی، بانو دنبری

74
00:04:58,840 --> 00:05:00,883
‫بازی تا ابد ادامه نداره

75
00:05:02,051 --> 00:05:06,556
‫علیاحضرت نسبت به اتهامات اخیر
‫خیلی صریح بودن

76
00:05:06,639 --> 00:05:09,267
‫مونده بودم چطوری مطرحش کنم

77
00:05:09,350 --> 00:05:11,728
‫بدجور به بریجرتون‌ها علاقه داری

78
00:05:12,812 --> 00:05:15,565
‫ولی نه، اتهامی در کار نبود

79
00:05:15,648 --> 00:05:16,816
‫حقیقتـه

80
00:05:17,442 --> 00:05:20,570
‫الان بیشتر از قبل به پیدا کردنِ
‫بانو ویسلداون نزدیکم

81
00:05:28,244 --> 00:05:31,873
‫اون‌وقت موقعی که هویتش رو
‫پیدا کردید چیکار می‌کنید؟

82
00:05:33,499 --> 00:05:35,335
‫برنده میشم دیگه

83
00:05:35,418 --> 00:05:36,544
‫و بعدش؟

84
00:05:37,587 --> 00:05:40,048
‫بهش دستور می‌دید نوشتن رو متوقف کنه؟

85
00:05:40,715 --> 00:05:42,592
‫توی سیاه‌چال زندونیش می‌کنید؟

86
00:05:42,675 --> 00:05:44,969
‫به چی می‌خوای برسی، بانو دنبری؟

87
00:05:45,595 --> 00:05:47,972
‫اولش وقتی ویسلداون شروع به نوشتن کرد

88
00:05:49,098 --> 00:05:52,226
‫فکر می‌کردم یه شخص قدرتمند توی جامعه‌ست

89
00:05:52,310 --> 00:05:54,812
‫ولی توی نوشته‌های اخیرش،
‫معلوم شد

90
00:05:54,896 --> 00:06:00,568
‫اون آسیب‌پذیره و می‌خواد
‫یجورایی خودش رو پیدا کنه

91
00:06:01,361 --> 00:06:03,613
‫دقیق می‌دونی ویسلداون کیه؟

92
00:06:04,906 --> 00:06:08,201
‫واسه همین سعی داری
‫از بریجرتون‌ها محافظت کنی؟

93
00:06:11,371 --> 00:06:13,039
‫یه چیزایی دستگیرم شده، مگه نه؟

94
00:06:13,790 --> 00:06:15,625
‫من فقط میگم

95
00:06:15,708 --> 00:06:18,503
‫که شاید بانو ویسلدوان نمی‌خواد

96
00:06:18,586 --> 00:06:20,922
‫شما رو توی بازی خودتون شکست بده

97
00:06:21,005 --> 00:06:25,593
‫شاید صرفاً داره سعی می‌کنه
‫توی بازی بمونه

98
00:06:26,844 --> 00:06:28,554
‫به‌عنوان یه بازیکن آسیب‌پذیر

99
00:06:30,598 --> 00:06:34,644
‫حسی که شاید بتونید باهاش همدردی کنید

100
00:06:36,687 --> 00:06:38,022
‫شاید خیلی وقت پیش

101
00:06:47,824 --> 00:06:50,660
‫می‌تونستی کیش و ماتم کنی،
‫بانو دنبری

102
00:06:51,285 --> 00:06:52,829
‫می‌دونم

103
00:06:52,912 --> 00:06:56,207
‫ولی اون‌وقت بازی زود تموم میشد

104
00:06:56,833 --> 00:06:59,419
‫و این کجاش حال میده؟

105
00:07:06,342 --> 00:07:08,553
‫باید لباس‌های پاییزی‌مون رو حاضر کنیم

106
00:07:08,636 --> 00:07:11,305
‫واسه همین دیگه عطسه نمی‌کنی، آلبی؟

107
00:07:11,389 --> 00:07:13,141
‫همین هوای گرمی که داریم؟

108
00:07:13,224 --> 00:07:14,600
‫فصلی نیست

109
00:07:14,684 --> 00:07:18,938
‫این یه عطسۀ عصبیـه که با
‫سرخوشی ازدواج‌مون سرکوب شده

110
00:07:19,939 --> 00:07:24,444
‫همین الانش با سرما دست و پنجه نرم کردم.
‫حالا باید با این اداهای شما هم کنار بیام؟

111
00:07:24,527 --> 00:07:26,404
‫می‌خوای برگردیم خونه، عزیزم؟

112
00:07:26,487 --> 00:07:28,656
‫اگه بریم هم هیچکس متوجه نمیشه

113
00:07:28,739 --> 00:07:31,367
‫حالا که پنه‌لوپه با یه بریجرتون ازدواج کرده

114
00:07:31,451 --> 00:07:33,327
‫ما دیگه از مُد افتادیم

115
00:07:33,411 --> 00:07:37,457
‫وقتی شکم‌مون برجسته بشه،
‫جامعه هم از تلاش‌مون قدردانی می‌کنه

116
00:07:37,540 --> 00:07:41,169
‫تابحال یه خانم حامله
‫توی مراسمی دیدی، فیلیپا؟

117
00:07:41,252 --> 00:07:43,129
‫خب... نه

118
00:07:43,212 --> 00:07:47,425
‫چون وقتی زن‌ها حامله میشن،
‫انتظار میره که از جامعه کناره‌گیری کنن

119
00:07:48,134 --> 00:07:50,511
‫من یکی که نمی‌خوام با ناله و درد بیرون برم

120
00:07:50,595 --> 00:07:53,556
‫حاضرم هر کاری بکنم که
‫دچار این وضعیت نشی، عزیزم

121
00:07:54,765 --> 00:07:55,765
‫خوبه

122
00:07:56,142 --> 00:07:59,228
‫چون من و فیلیپا قراره
‫میزبان یه مراسم باشیم

123
00:07:59,312 --> 00:08:02,356
‫متمرکز روی رنگ بنفش

124
00:08:02,440 --> 00:08:03,566
‫و نارنجی!

125
00:08:03,649 --> 00:08:06,569
‫بلور و طلا هم هستن،

126
00:08:06,652 --> 00:08:07,904
‫و صدها گل

127
00:08:07,987 --> 00:08:09,655
‫تازه می‌تونیم حشرات هم بذاریم!

128
00:08:09,739 --> 00:08:13,075
‫چطوره راجع به بودجه‌اش صحبت کنیم؟

129
00:08:13,159 --> 00:08:15,953
‫البته. باید خیلی خیلی زیاد باشه

130
00:08:24,962 --> 00:08:26,672
‫مطمئنی درسته در معرض دید عموم باشیم؟

131
00:08:26,756 --> 00:08:29,967
‫ملکه از نامزدیت خبر داره.
‫دیگه مخفی کردنش فایده‌ای نداره.

132
00:08:30,051 --> 00:08:32,303
‫اون خیال می‌کنه یکی از ما ویسلدوانـه

133
00:08:32,386 --> 00:08:36,390
‫و من هم به‌عنوان مادر خانواده‌مون خوب
‫می‌دونم که هیچکس ویسلداون نیست

134
00:08:36,474 --> 00:08:39,602
‫بهترین کاری که می‌تونیم الان
‫بکنیم اینه که توی ملأ عام باشیم

135
00:08:39,685 --> 00:08:43,022
‫تا جامعه خیال نکنه
‫چیزی واسه مخفی کردن داریم

136
00:08:45,191 --> 00:08:47,735
‫شاید بی‌اعتنایی‌مون ملکه رو مجاب کنه که

137
00:08:47,818 --> 00:08:50,321
‫اتهاماتش بی‌جا هستن.
‫به امید خدا.

138
00:08:50,404 --> 00:08:52,615
‫حالا بخورید دیگه

139
00:08:56,410 --> 00:08:57,410
‫می‌بینید؟

140
00:08:59,121 --> 00:09:03,084
‫بیرونیم، مثل هر خانوادۀ دیگه‌ای

141
00:09:04,377 --> 00:09:07,547
‫بستنی می‌خوریم و
‫برای عروسی برنامه‌ریزی می‌کنیم

142
00:09:09,674 --> 00:09:11,425
‫عروسی که لغو نشده؟

143
00:09:11,509 --> 00:09:12,510
‫البته

144
00:09:12,593 --> 00:09:15,763
‫فقط من و جان قراره مجوز ویژه بگیریم

145
00:09:15,846 --> 00:09:18,891
‫تا بتونیم یه مراسم ساده و
‫کوچیک توی خونه بگیریم

146
00:09:19,433 --> 00:09:22,186
‫بعدش هم می‌ریم املاک خانوادگی جان

147
00:09:22,270 --> 00:09:24,981
‫تا از خشم آتی ملکه دوری کنیم

148
00:09:25,064 --> 00:09:27,775
‫آره گمونم این... عاقلانه باشه

149
00:09:28,401 --> 00:09:33,030
‫و گمونم املاک‌تون توی آکسفوردشر
‫راهش با ماشین بیشتر از یه روز نیست، نه؟

150
00:09:35,741 --> 00:09:40,913
‫راستش... می‌خوایم توی املاکِ اصلی جان

151
00:09:41,914 --> 00:09:43,457
‫مستقر بشیم

152
00:09:43,541 --> 00:09:44,542
‫توی اسکاتلند؟

153
00:09:46,127 --> 00:09:48,421
‫دقیقاً کجاست؟

154
00:09:48,504 --> 00:09:49,839
‫نزدیک مرزه؟

155
00:09:49,922 --> 00:09:51,632
‫نه. ارتفاعات اسکاتلند

156
00:09:52,341 --> 00:09:55,428
‫ولی از گلاسگو زیاد دور نیست

157
00:09:55,511 --> 00:09:57,847
‫کم ِکم دو هفته راهـه

158
00:09:57,930 --> 00:09:59,890
‫واسه همین از اقامت توی اونجا لذت می‌برم

159
00:10:00,474 --> 00:10:03,561
‫این فاصله یه حس آرامش واقعی ایجاد می‌کنه

160
00:10:04,103 --> 00:10:05,813
‫بی‌صبرانه منتظر سکوت و آرامشم

161
00:10:07,398 --> 00:10:08,399
‫اوه

162
00:10:25,374 --> 00:10:26,374
‫حالت چطوره؟

163
00:10:27,835 --> 00:10:29,670
‫دارم سعی می‌کنم به دیروز فکر نکنم

164
00:10:32,340 --> 00:10:35,843
‫گمونم مامان هیجان‌زده بود که ملکه افتخار داد
‫توی صبحونه‌ی عروسیت حضور پیدا کرد

165
00:10:39,972 --> 00:10:41,932
‫می‌دونی که مشکلی برای خانواده پیش نمیاد

166
00:10:45,061 --> 00:10:46,729
‫خودت به حرفت باور داری؟

167
00:10:46,812 --> 00:10:49,732
‫یه بار علیاحضرت به من تهمتِ ویسلداون بودن
‫زد و ازش از بیخ گوشم گذشت

168
00:10:50,900 --> 00:10:52,276
‫البته جای زخمش مونده

169
00:10:54,612 --> 00:10:56,906
‫نذار ازدواجت اون جای زخم باشه

170
00:10:56,989 --> 00:10:59,867
‫- نه
‫- خودت می‌دونی که بالأخره حلش می‌کنی...

171
00:10:59,950 --> 00:11:02,119
‫پنه‌لوپه. اینجا چیکار می‌کنی؟

172
00:11:02,203 --> 00:11:05,998
‫من... توقع نداشتم تا سر شب ببینمت

173
00:11:06,082 --> 00:11:08,417
‫اون می‌دونه، کالین.
‫لازم نیست عصبانیتت رو مخفی کنی.

174
00:11:08,501 --> 00:11:12,213
‫قطعاً نباید این مکالمه رو جلوی
‫دوشیزه بریجرتون داشته باشیم

175
00:11:12,296 --> 00:11:14,882
‫- اون هم همه چی رو می‌دونه
‫- عالیه

176
00:11:14,965 --> 00:11:17,968
‫خوشحالم که کل می‌فر قبل از
‫مادرت ماجرا رو می‌دونن

177
00:11:18,052 --> 00:11:19,929
‫اون‌وقت چرا همگی یهویی خبردار شدیم؟

178
00:11:20,012 --> 00:11:21,847
‫چون کریسدا رازم رو فهمید

179
00:11:21,931 --> 00:11:23,808
‫ده هزار پوند طلب کرده تا فاشش نکنه

180
00:11:23,891 --> 00:11:26,435
‫- جدی که نمیگی؟
‫- چطوری مچت رو گرفت؟

181
00:11:26,519 --> 00:11:29,188
‫- مطمئن نیستم
‫- چطورش مهم نیست

182
00:11:29,271 --> 00:11:31,565
‫اگه اون می‌دونه، نباید بذاریم فاشش کنه

183
00:11:31,649 --> 00:11:34,360
‫من ازت درخواست کمک ندارم.
‫فقط می‌خواستم باهات روراست باشم.

184
00:11:34,443 --> 00:11:35,903
‫اینکه ما چیکار می‌کنیم دستِ تو نیست

185
00:11:35,986 --> 00:11:38,489
‫اگه دوشیزه کاوپر این شایعه رو پخش کنه

186
00:11:38,572 --> 00:11:41,117
‫اسم بریجرتون و کل خانواده‌مون لکه‌دار میشه

187
00:11:41,200 --> 00:11:43,536
‫و من تحمل نمی‌کنم که کسی
‫از همسرم اخاذی کنه

188
00:11:43,619 --> 00:11:47,081
‫- خب، خیالم راحت شد
‫- نه، لطف داری کالین، ولی...

189
00:11:48,999 --> 00:11:50,000
‫من می‌تونم این پول رو بهش بدم

190
00:11:52,086 --> 00:11:53,796
‫این همه پول داری؟

191
00:11:53,879 --> 00:11:55,756
‫راستش رو بخوای یه مقدار هم بیشتر

192
00:11:57,633 --> 00:11:58,633
‫تمام این مدت؟

193
00:12:02,096 --> 00:12:04,223
‫به دوشیزه کاوپر یه پنی هم پول نمیدی

194
00:12:04,306 --> 00:12:07,351
‫- ولی کالین، این...
‫- پس چطوره شما پول رو بدید، آقای بریجرتون؟

195
00:12:07,435 --> 00:12:09,019
‫- نه، نباید این کار رو بکنه
‫- هیچکس پولی بهش نمیده

196
00:12:09,103 --> 00:12:11,663
‫- پس پیشنهاد میدی چیکار کنیم؟
‫- خواهش می‌کنم، اگه بذارید...

197
00:12:11,731 --> 00:12:15,276
‫من جلوی دوشیزه کاوپر دولا راست نمیشم.
‫فردا صداش می‌زنم بیاد.

198
00:12:15,359 --> 00:12:18,612
‫متقاعدش می‌کنم که این کار
‫برای همه دردسرسازه

199
00:12:18,696 --> 00:12:20,156
‫تنها راهمون همینـه

200
00:12:44,000 --> 00:12:51,000
‫تـرجمه از « محمدعلی sm و امیر ستارزاده »

201
00:12:54,732 --> 00:12:56,025
‫آقای بریجرتون

202
00:12:57,568 --> 00:12:58,694
‫بانو کاوپر

203
00:12:59,779 --> 00:13:01,939
‫امیدوار بودم چند لحظه
‫با دخترتون تنها صحبت کنم

204
00:13:03,532 --> 00:13:05,576
‫علی‌رغم حرفی که جامعه شاید بزنه،

205
00:13:05,659 --> 00:13:09,747
‫اگه خیال می‌کنید هنوز این خانواده
‫محترم نیست، بهم توهین می‌کنید

206
00:13:09,830 --> 00:13:11,457
‫مادر، تنهامون بذار

207
00:13:11,957 --> 00:13:13,793
‫دیگه مهم نیست

208
00:13:14,502 --> 00:13:15,502
‫لطفاً برو

209
00:13:19,799 --> 00:13:21,509
‫پنج دقیقه بهتون وقت میدم

210
00:13:27,389 --> 00:13:30,684
‫گمونم مادرت خبر نداره که داری
‫از همسرم اخاذی می‌کنی؟

211
00:13:30,768 --> 00:13:33,479
‫دیگه جز خودم به کسی اعتماد ندارم

212
00:13:34,438 --> 00:13:35,940
‫لابد حس تنهایی شدیدی داری

213
00:13:37,274 --> 00:13:40,236
‫من خوب می‌دونم واقعاً تنها بودن چه حسی داره

214
00:13:40,945 --> 00:13:42,363
‫وقتی میرم سفر

215
00:13:42,446 --> 00:13:43,781
‫آقای بریجرتون بیچاره

216
00:13:44,406 --> 00:13:47,827
‫توی قاره سفر می‌کنی،
‫مناظر زیبای دنیا رو می‌بینی،

217
00:13:47,910 --> 00:13:49,328
‫طوری که فقط یه مرد می‌تونه

218
00:13:49,411 --> 00:13:51,622
‫شبیه الوئیز حرف می‌زنی

219
00:13:52,623 --> 00:13:55,251
‫حق با توئـه.
‫سفر کردن یه امتیازه.

220
00:13:56,418 --> 00:13:57,962
‫ولی همین سال پیش

221
00:13:58,045 --> 00:14:01,048
‫دل تو دلم نبود که سراغی از خونه بگیرم

222
00:14:02,132 --> 00:14:03,884
‫راستش، از پنه‌لوپه

223
00:14:04,385 --> 00:14:06,053
‫ولی بهم جواب نداد

224
00:14:07,179 --> 00:14:09,473
‫یا کلاً هیچکس

225
00:14:10,850 --> 00:14:13,686
‫حسم این بود که همه
‫مشغول زندگی‌شون هستن

226
00:14:13,769 --> 00:14:15,604
‫بدون اینکه نیازی به من داشته باشن

227
00:14:16,188 --> 00:14:18,983
‫پس سعی کردم این وضعیت رو جبران کنم

228
00:14:20,067 --> 00:14:22,945
‫و مردی بی‌نیاز باشم

229
00:14:24,655 --> 00:14:27,283
‫مسیری نیست که توصیه‌اش کنم

230
00:14:27,366 --> 00:14:30,244
‫آقای بریجرتون، من گیج شدم

231
00:14:30,327 --> 00:14:33,455
‫انگار اومدید که باهاتون همدردی کنم

232
00:14:33,539 --> 00:14:36,125
‫ولی اونی که قراره پول بگیره منم

233
00:14:36,208 --> 00:14:37,918
‫واسه همدردیت نیومدم

234
00:14:38,752 --> 00:14:40,963
‫واسه رحم و بخششت اومدم

235
00:14:41,964 --> 00:14:43,382
‫پنه‌لوپه آدم بدی نیست

236
00:14:45,885 --> 00:14:47,011
‫باور کن

237
00:14:47,094 --> 00:14:50,180
‫درک می‌کنم که چرا شاید
‫از ویسلداون بدت بیاد

238
00:14:50,264 --> 00:14:53,142
‫کلماتش تیز و بُرنده هستن

239
00:14:53,225 --> 00:14:57,980
‫با این‌حال، مخاطبانش حاضرن هر هفته پول بدن
‫تا نوشته‌هاش رو راجع به خودشون بخونن

240
00:14:58,063 --> 00:15:00,900
‫انگار شما از ویسلداون بدتون نمیاد

241
00:15:00,983 --> 00:15:02,985
‫انگار بهش حسودی می‌کنی

242
00:15:03,819 --> 00:15:04,819
‫نه، نمی‌کنم

243
00:15:06,530 --> 00:15:10,910
‫منظورم اینه، ویسلداون و
‫پنه‌لوپه از هم جدا هستن

244
00:15:11,577 --> 00:15:15,205
‫پنه‌لوپه نوعی از تنهایی رو تجربه کرده که
‫قطعاً هیچ‌کدوم‌مون نمی‌تونیم درکش کنیم

245
00:15:16,498 --> 00:15:21,045
‫تصور کن طوری نادیده‌ات بگیرن که
‫حس کنی نامرئی هستی

246
00:15:22,713 --> 00:15:25,257
‫عذر موجهی برای کاری که کرده نیست

247
00:15:25,341 --> 00:15:27,927
‫ولی شاید قابل درک باشه که گاهی

248
00:15:28,010 --> 00:15:30,930
‫نوشته‌هاش بازتاب ظلم و ستم اطرافش هستن

249
00:15:31,013 --> 00:15:33,515
‫ظلمی که گمونم تو هم حسش کردی

250
00:15:35,225 --> 00:15:38,020
‫می‌دونم که پنه‌لوپه بابت نوشته‌هاش
‫راجع به مشکلاتِ تو پشیمونـه

251
00:15:38,729 --> 00:15:41,607
‫و توی نوشته‌ی آخرش
‫به تو هجمه‌ای وارد نکرده

252
00:15:41,690 --> 00:15:44,944
‫پس اگه حتی پنه‌لوپه دلش برات سوخته

253
00:15:45,027 --> 00:15:47,613
‫به نظرت جامعه هم تو رو نمی‌بخشه؟

254
00:15:48,697 --> 00:15:52,868
‫و مطمئنم زمان که بگذره پدرت
‫با آغوش باز توی لندن پذیرای توئـه

255
00:15:53,535 --> 00:15:55,287
‫عشق خانوادگی ابدیـه

256
00:16:00,000 --> 00:16:02,002
‫این فرق بین تو و منـه

257
00:16:04,296 --> 00:16:08,133
‫تو همیشه اطمینان داری که
‫خانواده‌ات پشتت هستن

258
00:16:09,885 --> 00:16:11,804
‫ما مثل هم نیستیم، آقای بریجرتون

259
00:16:12,763 --> 00:16:13,931
‫و هیچ‌وقت هم نخواهیم بود

260
00:16:14,014 --> 00:16:15,182
‫دوشیزه کاوپر

261
00:16:15,933 --> 00:16:16,933
‫دوشیزه کاوپر

262
00:16:19,061 --> 00:16:20,145
‫دوشیزه کاوپر!

263
00:16:20,229 --> 00:16:22,523
‫اگه بگیم دروغ میگی
‫کسی حرفت رو باور نمی‌کنه

264
00:16:22,606 --> 00:16:23,524
‫مدرکی نداری

265
00:16:23,607 --> 00:16:26,902
‫یه شاگرد چاپ‌خونه هست که حاضره
‫حقیقت رو تأیید کنه

266
00:16:26,986 --> 00:16:29,613
‫فقط دلش می‌خواد بانو ویسلدوان واقعی رو
‫از نزدیک ببینه

267
00:16:30,906 --> 00:16:33,367
‫تا قبل از مراسم دنکورث-فینچ
‫وقت دارید پولم رو بدید،

268
00:16:33,951 --> 00:16:36,495
‫وگرنه صبح فرداش، به همه میگم

269
00:16:37,162 --> 00:16:41,083
‫اتفاقاً، از اونجا که در آینده
‫قراره پشت و پناهی نداشته باشم،

270
00:16:41,166 --> 00:16:43,377
‫شاید مبلغ کافی ازتون درخواست نکردم

271
00:16:46,505 --> 00:16:49,967
‫فقط یه مقدار بودجه‌ی اضافی
‫واسه مراسم این فصل

272
00:16:50,050 --> 00:16:52,761
‫موجودات کوچیک با کلی پا

273
00:16:52,845 --> 00:16:56,640
‫قطعاً بهمون مدیونی، چون واسه عروسی
‫پنه‌لوپه بیشتر از عروسی ما خرج کردی

274
00:16:56,724 --> 00:16:59,476
‫چون شوهر جفت‌تون بی‌نام و نشون بود

275
00:16:59,560 --> 00:17:02,187
‫در حالی که پنه‌لوپه با یه بریجرتون
‫خیلی ثروتمند ازدواج کرد

276
00:17:02,271 --> 00:17:05,399
‫که حتماً موقع پیری عصای دستت میشه

277
00:17:05,482 --> 00:17:07,585
‫الان چه نیازی داری که
‫پولات رو پس‌انداز کنی؟

278
00:17:07,609 --> 00:17:08,861
‫بذار بیایم داخل

279
00:17:08,944 --> 00:17:12,364
‫الان موقع مناسبی نیست.
‫منتظر یه مهمون هستم.

280
00:17:12,448 --> 00:17:13,699
‫کی؟

281
00:17:15,617 --> 00:17:17,411
‫نترسید، خانم‌ها

282
00:17:17,911 --> 00:17:19,455
‫از بین همه‌ی خدمتکاران توی لندن،

283
00:17:19,538 --> 00:17:22,666
‫من کم و بیش از همه‌شون
‫باتجربه‌تر هستم

284
00:17:30,090 --> 00:17:33,469
‫اقلاً خواهرام خوشحال میشن که
‫اقداماتم ویرانی به بار آوردن

285
00:17:33,552 --> 00:17:36,889
‫چطوره مثبت فکر کنیم و
‫توقع‌مون رو ببریم بالاتر؟

286
00:17:37,473 --> 00:17:39,600
‫کالین وقتی بخواد، خیلی خوب
‫آدما رو متقاعد می‌کنه

287
00:17:39,683 --> 00:17:41,226
‫من نگرانِ اون نیستم

288
00:17:41,310 --> 00:17:44,897
‫کرسیدا هم گاهی منطقی رفتار می‌کنه.
‫ایشالا که امروز هم اینطور باشه.

289
00:17:47,524 --> 00:17:48,817
‫واقعاً ازش خوشت می‌اومد؟

290
00:17:49,568 --> 00:17:51,528
‫یا باهاش دوست شدی
‫تا منو تنبیه کنی؟

291
00:17:51,612 --> 00:17:53,739
‫من اینقدر عقده‌ای نیستم

292
00:17:54,323 --> 00:17:56,533
‫واقعاً اولاش ازش خوشم می‌اومد

293
00:17:58,660 --> 00:18:01,705
‫ولی شاید موقع شروع دوستی‌مون

294
00:18:01,789 --> 00:18:04,374
‫یه کوچولو دلم براش سوخته باشه

295
00:18:07,836 --> 00:18:09,213
‫بگو ببینم چی می‌خونی

296
00:18:16,178 --> 00:18:17,846
‫متأسفانه موفق نشدم

297
00:18:18,472 --> 00:18:21,600
‫و حالا دو برابرش رو می‌خواد

298
00:18:22,184 --> 00:18:23,352
‫بیست هزار پوند

299
00:18:23,435 --> 00:18:25,479
‫- عقلش رو از دست داده
‫- من همچین پولی ندارم

300
00:18:25,562 --> 00:18:28,273
‫بازم هست. ازت می‌خواد
‫از مقاله‌ات استفاده کنی

301
00:18:28,357 --> 00:18:29,942
‫تا شهرت و اعتبارش رو بهش برگردونی

302
00:18:32,528 --> 00:18:33,779
‫باید عذرخواهی کنم. من...

303
00:18:34,988 --> 00:18:37,407
‫انگار همه چی رو بدتر کردم

304
00:18:37,491 --> 00:18:38,826
‫کلاً تقصیر منـه

305
00:18:38,909 --> 00:18:40,369
‫حالا چیکار کنیم؟

306
00:18:40,452 --> 00:18:43,413
‫شاید حق با پنه‌لوپه بوده.
‫بهتر بود فقط پول رو بهش می‌دادیم.

307
00:18:44,289 --> 00:18:45,332
‫من پول کافی دارم

308
00:18:45,415 --> 00:18:49,461
‫باید از بندیکت بخوام اجازه‌ی
‫همچین خرج بزرگی رو بده

309
00:18:49,545 --> 00:18:51,630
‫هویت پنه‌لوپه رو به برادرت میگی؟

310
00:18:51,713 --> 00:18:55,342
‫نه. باید یه دروغی از خودم سر هم کنم

311
00:18:56,135 --> 00:18:57,928
‫هویتش رو مخفی نگه می‌داریم

312
00:18:59,471 --> 00:19:00,471
‫خب

313
00:19:01,598 --> 00:19:04,184
‫مطمئنم دخترکِ کاوپر فقط می‌خواد

314
00:19:04,268 --> 00:19:07,729
‫دو سه کلمه از ظاهر و جذابیتش تعریف کنی

315
00:19:07,813 --> 00:19:09,398
‫نتیجه‌ی خوش‌حال‌کننده‌ای نیست

316
00:19:10,232 --> 00:19:12,943
‫گمونم نباید بیشتر از این
‫از کرسیدا انتظار می‌داشتم

317
00:19:13,902 --> 00:19:15,279
‫خیلی ممنونم

318
00:19:16,196 --> 00:19:17,322
‫بابت همۀ توصیه‌هاتون

319
00:19:55,694 --> 00:19:59,656
‫انگار ملکه می‌خواد بیخیال تحقیقاتش بشه؟

320
00:20:00,157 --> 00:20:03,035
‫امیدوارم به زودی
‫یه حواس‌پرتی جدید پیدا کنه

321
00:20:03,118 --> 00:20:04,494
‫که حرف از حواس‌پرتی شد،

322
00:20:05,662 --> 00:20:07,247
‫- اوهوم
‫- اوهوم

323
00:20:11,793 --> 00:20:13,629
‫خیلی سنگینـه

324
00:20:13,712 --> 00:20:16,048
‫فقط اسکاتلندی‌ها می‌تونن
‫همچین نوشیدنی‌ای رو بخورن

325
00:20:16,673 --> 00:20:19,718
‫واسه مقابله با سرمای
‫استخون‌سوز اونجا، لازمـه

326
00:20:19,801 --> 00:20:23,013
‫بیشتر از این منو نترسون، آگاتا

327
00:20:23,513 --> 00:20:25,140
‫من بودم نگران نمی‌شدم

328
00:20:25,641 --> 00:20:28,894
‫انگار فرانچسکا شجاعت درونیش رو پیدا کرده

329
00:20:28,977 --> 00:20:31,021
‫آره، همینطوره

330
00:20:31,521 --> 00:20:35,025
‫و حالا داره ازش استفاده می‌کنه که
‫تا جای ممکن از مادرش دور بشه

331
00:20:35,525 --> 00:20:39,738
‫سال‌ها پیش توی سفرم
‫به اسکاتلند این رو خریدم

332
00:20:40,405 --> 00:20:43,825
‫اولش به کامم خیلی تلخ بود

333
00:20:44,451 --> 00:20:47,454
‫ولی به مرور زمان، آدم خوشش میاد

334
00:20:47,537 --> 00:20:49,665
‫هنوزم تلخـه

335
00:20:52,417 --> 00:20:55,337
‫در نبود فرانچسکا، روی حمایت من حساب کن

336
00:20:57,297 --> 00:20:58,924
‫همینطور حمایتِ برادرم،

337
00:21:00,133 --> 00:21:01,133
‫اگه بخوای

338
00:21:01,176 --> 00:21:03,595
‫لازم نیست در این باره بحث کنیم

339
00:21:03,679 --> 00:21:05,264
‫ولی شاید بهتر باشه بحث کنیم؟

340
00:21:08,976 --> 00:21:11,937
‫لرد اندرسون یه جنتلمن نمونه‌ بوده

341
00:21:13,605 --> 00:21:17,025
‫و اگه رضایت داشته باشی...

342
00:21:17,109 --> 00:21:20,654
‫قطعاً رضایت من در این مورد شرط نیست

343
00:21:21,154 --> 00:21:22,447
‫هر دوتون بالغ هستید

344
00:21:23,323 --> 00:21:24,741
‫هر کاری دل‌تون بخواد می‌تونید بکنید

345
00:21:30,163 --> 00:21:34,835
‫هر چی نباشه، من هم ازت رخصت نگرفتم

346
00:21:40,173 --> 00:21:42,259
‫الان یهویی راحت از گلو پایین میره

347
00:21:45,512 --> 00:21:47,347
‫می‌دونی

348
00:21:49,766 --> 00:21:50,766
‫آره؟

349
00:21:52,019 --> 00:21:54,021
‫می‌دونم پدرم آدم خوبی بود

350
00:21:55,480 --> 00:21:57,649
‫و تو دوست خیلی خوبی بودی

351
00:21:59,776 --> 00:22:01,611
‫و فقط دونستن همین برام کافیـه

352
00:22:07,868 --> 00:22:09,578
‫و برادرم هم آدم خوبیـه

353
00:22:11,163 --> 00:22:12,748
‫و تو هم دوست خوبی هستی

354
00:22:14,291 --> 00:22:16,418
‫و من هم برام دونستنِ همین کافیه

355
00:22:18,962 --> 00:22:21,048
‫ولی اگه بین‌تون دعوا درست کرد

356
00:22:21,131 --> 00:22:22,966
‫طرف تو رو می‌گیرم

357
00:22:23,050 --> 00:22:25,177
‫سر حماقتِ اون، تو رو از دست نمیدم

358
00:22:25,260 --> 00:22:27,846
‫این کار از هیچ مردی بر نمیاد

359
00:22:37,522 --> 00:22:39,441
‫می‌تونید تصورش رو بکنید که
‫سه تایی توی مراسم باشیم؟

360
00:22:39,941 --> 00:22:43,570
‫چطوری به بانوی بیوه‌ی چلتنهام توضیح بدیم؟

361
00:22:44,237 --> 00:22:46,365
‫باید حرفمون رو یکی کنیم

362
00:22:46,448 --> 00:22:48,325
‫تو که عمراً بیای مراسم

363
00:22:48,408 --> 00:22:49,408
‫درسته

364
00:22:57,000 --> 00:22:59,086
‫چطوری رویدادهای اجتماعی رو تحمل می‌کنید؟

365
00:23:03,340 --> 00:23:05,801
‫گمونم کلی عشق واسه بخشیدن دارم

366
00:23:06,718 --> 00:23:08,512
‫بدم هم نمیاد یه گپ و گفتی داشته باشم

367
00:23:10,722 --> 00:23:12,307
‫همینطور یه مهمونی درست‌حسابی

368
00:23:14,601 --> 00:23:19,606
‫مخصوصاً یه جمع سه نفره

369
00:24:00,105 --> 00:24:01,105
‫شب بخیر، قربان

370
00:24:28,049 --> 00:24:30,260
‫فقط یه پتو واسه مبل می‌خوام

371
00:24:32,637 --> 00:24:33,637
‫البته

372
00:25:00,415 --> 00:25:03,126
‫قبل از عروسی خواهرت
‫یه چایی با مادرم می‌خورم

373
00:25:03,710 --> 00:25:06,150
‫فکر کردم با یه کالسکه نریم، راحت‌ترید

374
00:25:37,000 --> 00:25:39,000
‫«آقای بریجرتون»

375
00:25:39,001 --> 00:25:41,001
‫«کالین بریجرتون، فرانسه، پاریس»

376
00:25:44,302 --> 00:25:46,002
‫«کالین بریجرتون، فرانسه، مارسی»

377
00:25:52,003 --> 00:25:55,003
‫«با عشق، پنه‌لوپه»

379
00:26:08,400 --> 00:26:09,484
‫خانم

380
00:26:09,568 --> 00:26:10,860
‫پنه‌لوپه اینجاست؟

381
00:26:10,944 --> 00:26:13,029
‫دیگه بیشتر از این نمی‌تونم معطلش کنم، خانم

382
00:26:13,613 --> 00:26:16,408
‫اون وکیل، اینجاست

383
00:26:22,872 --> 00:26:25,250
‫راهنماییش کن داخل

384
00:26:27,294 --> 00:26:28,378
‫اوه

385
00:26:33,258 --> 00:26:36,845
‫- بانو فدرینگتون. والتر د...
‫- والتر داندسِ وکیل. یادمـه

386
00:26:37,679 --> 00:26:40,932
‫حس می‌کنم اومدید ازدواج
‫دخترم رو با یکی از

387
00:26:41,016 --> 00:26:42,976
‫معتبرترین و محترم‌ترین

388
00:26:43,059 --> 00:26:45,520
‫خانواده‌های اشرافی تبریک بگید

389
00:26:45,604 --> 00:26:49,190
‫متأسفانه، نه، بابت امر خیر و شاد نیومدم

390
00:26:49,274 --> 00:26:52,200
‫هرچند، شنیدم رهایی از فریب و حیله

391
00:26:52,201 --> 00:26:54,029
‫مایه‌ی تسلی و آرامش خاطره

392
00:26:54,738 --> 00:26:56,615
‫امیدوارم مدرک محکمی واسه

393
00:26:56,698 --> 00:26:59,659
‫تمام اتهاماتی که گویا
‫می‌خواید وارد کنید داشته باشید

394
00:26:59,743 --> 00:27:03,788
‫مدرکی که دنبالش بودم، نه،
‫ولی همۀ مدارکی که لازم دارم هستن

395
00:27:06,249 --> 00:27:10,045
‫پولی که از عمه‌تون پتونیا بهتون ارث رسیده

396
00:27:11,254 --> 00:27:13,882
‫برام عجیب بود دقیقاً
‫همون موقع که جک فدرینگتون

397
00:27:13,965 --> 00:27:16,968
‫با اموالت فرار کرد،
‫همچین ثروتی نصیبت شد

398
00:27:17,552 --> 00:27:22,057
‫و اتفاقاً، گویا همسایه‌های عمه پتونیا
‫توی کورن‌وال باهام موافق هستن

399
00:27:22,140 --> 00:27:25,518
‫اینطور که شنیدم، اون مدام در فقر بوده

400
00:27:26,269 --> 00:27:29,022
‫از کجا معلوم خوب پس‌انداز نمی‌کرده

401
00:27:29,814 --> 00:27:33,526
‫صرفه‌جویانه زندگی کرده
‫تا شاید یه روز بقیه نفع ببرن؟

402
00:27:33,610 --> 00:27:34,861
‫طلبکارهاش موافق نیستن

403
00:27:35,904 --> 00:27:37,322
‫اوه، بانو فدرینگتون

404
00:27:38,740 --> 00:27:39,866
‫می‌دونم ثروت شما

405
00:27:39,949 --> 00:27:42,952
‫از فعالیت‌های مُجرمانه‌ی جک فدرینگتون اومده

406
00:27:44,162 --> 00:27:46,581
‫و به نظرم سلطنت موافقـه که

407
00:27:46,665 --> 00:27:50,210
‫عنوان فدرینگتون باید به یه خانواده‌ی

408
00:27:50,293 --> 00:27:51,920
‫شریف‌تر منتقل بشه

409
00:27:52,962 --> 00:27:56,383
‫باید این هفته کشفیاتم رو
‫به مقامات سلطنتی ارائه بدم

410
00:27:58,176 --> 00:27:59,176
‫روز بخیر

411
00:28:00,095 --> 00:28:01,096
‫آه

412
00:28:05,809 --> 00:28:07,018
‫پنه‌لوپه

413
00:28:08,061 --> 00:28:09,062
‫حقیقت داره؟

414
00:28:10,605 --> 00:28:14,109
‫پولِ تو همون پولیـه که پسرعمو جک
‫از اشرافی‌ها دزدیده؟

415
00:28:14,192 --> 00:28:17,112
‫ما بیشتر از اونا به اون پول نیاز داشتیم

416
00:28:17,195 --> 00:28:18,405
‫تو ازشون دزدیدی!

417
00:28:18,488 --> 00:28:20,699
‫و تو تحقیرشون کردی

418
00:28:20,782 --> 00:28:23,326
‫- تو شأن و وقارشون رو دزدیدی
‫- نه...

419
00:28:23,410 --> 00:28:25,662
‫کاری که من و تو کردیم فرقی نداره

420
00:28:25,745 --> 00:28:27,580
‫کاری که تو کردی جُرمـه!

421
00:28:27,664 --> 00:28:31,167
‫کاری رو که واسه محافظت
‫از این خانواده لازم بود انجام دادم

422
00:28:31,251 --> 00:28:33,336
‫تو با مقاله‌هات از کی محافظت می‌کردی؟

423
00:28:33,420 --> 00:28:35,296
‫- خودم!
‫- عه؟ از کی؟

424
00:28:40,427 --> 00:28:41,427
‫که اینطور

425
00:28:49,018 --> 00:28:50,520
‫می‌دونی...

426
00:28:51,229 --> 00:28:53,732
‫پدر مادر بودن اصلاً آسون نیست

427
00:28:54,399 --> 00:28:57,152
‫چطور باید چندتا دختر
‫بزرگ می‌کردم وقتی کل عمرم،

428
00:28:57,235 --> 00:29:00,655
‫بهم یاد داده بودن که تمام قدرت
‫از مردها نشأت می‌گیره؟

429
00:29:02,240 --> 00:29:06,119
‫کاری که کردی، کاملاً تنهایی انجامش دادی

430
00:29:08,329 --> 00:29:12,500
‫حتی اگه از چیزهایی که طی
‫این سال‌ها نوشتی خوشم نیاد

431
00:29:13,334 --> 00:29:16,796
‫خیلی پشیمونم که این همه مدت
‫تو رو نادیده گرفتم

432
00:29:18,757 --> 00:29:22,302
‫من و تو هر دو،
‫با فرصت‌هایی که جامعه...

433
00:29:22,802 --> 00:29:27,140
‫در اختیارمون قرار داد
‫بهترین کار رو انجام دادیم

434
00:29:31,102 --> 00:29:33,062
‫باشه

435
00:29:33,646 --> 00:29:37,650
‫شاید راه‌های دیگه‌ای بود.
‫ولی اون موقع...نتونستم ببینم

436
00:29:41,362 --> 00:29:43,323
‫بانو ویسلداون راجع به

437
00:29:43,406 --> 00:29:47,243
‫رسوایی‌مون چی می‌نویسه
‫وقتی من بدنام بشم؟

438
00:29:57,170 --> 00:30:00,215
‫هر چی که من بخوام می‌نویسه

439
00:30:03,760 --> 00:30:05,053
‫این قدرت بزرگیـه

440
00:30:07,055 --> 00:30:09,432
‫عجب چیزی برای خودت ساختی

441
00:30:11,476 --> 00:30:12,476
‫ممنون

442
00:30:14,771 --> 00:30:17,482
‫شاید بیشتر از چیزی که بخوام اعتراف کنم
‫به هم شبیه هستیم.

443
00:30:20,777 --> 00:30:22,362
‫اگه از این مصیبت جون سالم به در بردیم...

444
00:30:25,573 --> 00:30:27,866
‫باید رفتارمون رو اصلاح کنیم

445
00:30:43,424 --> 00:30:45,468
‫وای، عزیزم

446
00:30:46,261 --> 00:30:48,263
‫مامان

447
00:30:48,346 --> 00:30:52,976
‫قراره به اسکاتلند شکوه و زیبایی ببخشی

448
00:30:54,018 --> 00:30:56,855
‫- از رفتنم ناراحتی؟
‫- نه، البته که نیستم

449
00:30:56,938 --> 00:31:00,441
‫من... فقط... توقع نداشتم
‫به این زودی‌ها سر و سامون بگیری

450
00:31:01,359 --> 00:31:03,778
‫- انتونی و کیت رفتن هند
‫- آره

451
00:31:04,445 --> 00:31:06,823
‫ولی همین الانشم تو
‫مدت زیادی ازمون دور بودی

452
00:31:06,906 --> 00:31:08,658
‫توی باث با عمه‌ات

453
00:31:08,741 --> 00:31:11,536
‫یا تنهایی موقعی که خونه‌ای

454
00:31:12,412 --> 00:31:14,581
‫و حالا می‌ترسم واسه همیشه از دستت بدم

455
00:31:15,540 --> 00:31:18,376
‫مامان، برعکس

456
00:31:21,671 --> 00:31:24,257
‫توی این خونه گاهی حتی

457
00:31:24,340 --> 00:31:27,302
‫شنیدن صدای خودم بین سر و صداها سختـه

458
00:31:27,969 --> 00:31:29,095
‫در حالی که با جان،

459
00:31:29,929 --> 00:31:32,307
‫بیشتر و بیشتر صدای خودم رو می‌شنوم

460
00:31:34,100 --> 00:31:38,600
‫بزرگ‌ترین آرزوم اینه که
‫سکوت و زیبایی اسکاتلند

461
00:31:38,600 --> 00:31:40,520
‫باعث بشه بتونم خودم رو بهتر بشناسم

462
00:31:40,520 --> 00:31:42,900
‫تا شماها هم بتونین
‫من رو بهتر بشناسین

463
00:31:42,900 --> 00:31:45,320
‫چون من فقط می‌خوام
‫که بهتون نزدیک‌تر باشم

464
00:31:45,320 --> 00:31:49,020
‫اون‌وقت این سکوت و زیبایی رو
‫نمیشد تو آکسفوردشر پیدا کنی؟

465
00:31:49,020 --> 00:31:51,740
‫وسوسه میشم که مرتباً‌ بیام خونه

466
00:31:51,810 --> 00:31:53,320
‫اما برمی‌گردی دیگه؟

467
00:31:53,320 --> 00:31:55,320
‫معلومه

468
00:31:57,990 --> 00:31:59,870
‫دختر شجاع و باهوشـم

469
00:32:02,330 --> 00:32:04,960
‫بار اولی که با پدرت آشنا شدم...

470
00:32:06,790 --> 00:32:09,630
‫حتی نمی‌تونستم خودم رو معرفی کنم.
‫واقعاً‌ مجذوبـش شده بودم.

471
00:32:09,630 --> 00:32:12,300
‫- هرچی می‌خواستم بگم، زبونم بند میومد...
‫- مامان...

472
00:32:12,300 --> 00:32:14,430
‫فکر می‌کردم دیگه باهاش کنار اومدیم.
‫جان...

473
00:32:14,430 --> 00:32:18,310
‫...مرد خوب
‫و انتخاب خوبیـه

474
00:32:20,730 --> 00:32:23,770
‫می‌خواستم بگم که
‫تا مدت زیادی

475
00:32:24,440 --> 00:32:28,480
‫فکر می‌کردم عشق برای همه همینطوریـه

476
00:32:29,150 --> 00:32:31,950
‫غافلگیرکننده، پرزور، ‫سریع

477
00:32:33,660 --> 00:32:35,950
‫اما تو بهم نشون دادی
‫که راه دیگه‌ای هم هست

478
00:32:35,950 --> 00:32:40,040
‫زیبایی...
‫توی آهسته رشد کردنـه

479
00:32:42,040 --> 00:32:45,700
‫تو همین الانش هم
‫نسبت به سنـت، عاقل‌تری

480
00:32:49,380 --> 00:32:52,090
‫به‌نظرم توی اسکاتلند کُلی چیز یاد می‌گیری

481
00:33:06,940 --> 00:33:09,980
‫من شما را به‌عنوان همسر قانونی‌ام می‌پذیرم

482
00:33:09,980 --> 00:33:13,540
‫تا از اکنون شما را در کنار خود داشته باشم،

483
00:33:13,540 --> 00:33:17,310
‫در ثروت و فقر،
‫در خوشی و ناخوشی،

484
00:33:17,820 --> 00:33:19,980
‫تا زمانی که مرگ از هم جدای‌مان کند

485
00:33:24,710 --> 00:33:27,460
‫من شما را به‌عنوان همسر قانونی‌ام می‌پذیرم

486
00:33:27,460 --> 00:33:30,210
‫تا از اکنون شما را در کنار خود داشته باشم،

487
00:33:30,210 --> 00:33:33,760
‫در ثروت و فقر،
‫در خوشی و ناخوشی،

488
00:33:34,470 --> 00:33:36,450
‫تا زمانی که مرگ از هم جدای‌مان کند

489
00:33:37,970 --> 00:33:42,600
‫باشد که تا آخرین نفس‌های‌تان، در سایه‌ی
‫ این پیوند مقدس، کنار یکدیگر زندگی کنید

490
00:33:43,000 --> 00:33:45,380
‫آمین

492
00:34:03,120 --> 00:34:05,000
‫وای عزیزم

493
00:34:05,320 --> 00:34:06,270
‫تبریک میگم

494
00:34:10,380 --> 00:34:12,960
‫- واسه عروسیـم لحظه‌شماری می‌کنم
‫- خوش گذشت؟

495
00:34:14,340 --> 00:34:17,180
‫من زیادی تحت‌تاثیر سخنرانی احساسیِ
‫ وزیر قرار گرفتم

496
00:34:17,180 --> 00:34:20,260
‫یا لرد اندرسون مجذوب مادر شده؟

497
00:34:20,260 --> 00:34:23,660
‫انگار خیلی خوشحالـن. اگه اینطور باشه،
‫ ما کی باشیم که قضاوت کنیم؟

498
00:34:23,660 --> 00:34:24,810
‫بهش می‌خوره مرد خوبی باشه

499
00:34:24,810 --> 00:34:27,480
‫که خیلی هم خوش‌شانسـه
‫که آنتونی از شهر رفته

500
00:34:27,740 --> 00:34:30,140
‫باید قدردان لـرد آندرسون باشی

501
00:34:30,140 --> 00:34:33,570
‫حالا که من ازدواج کردم،
‫ممکنه توجه مادر دوباره به تو برگرده

502
00:34:33,570 --> 00:34:35,400
‫مگه این که حواسـش پرت بشه

503
00:34:36,690 --> 00:34:40,960
‫می‌بخشید. ‫حس می‌کنم باید
یه سلامی به خانم موندریچ بکنم

504
00:34:42,830 --> 00:34:44,080
‫سلام

505
00:34:44,080 --> 00:34:45,580
‫مراسم زیبایی بود

506
00:34:45,580 --> 00:34:47,000
‫باهاتون هم‌نظرم

507
00:34:47,540 --> 00:34:50,100
‫البته به پای زیبایی میزبانانـش نمی‌رسید

508
00:34:50,280 --> 00:34:51,460
‫لطف دارین

509
00:34:51,460 --> 00:34:52,920
‫صادقانه میگم

510
00:34:54,750 --> 00:34:59,220
‫و صادقانه کنجکاوم که بدونم
‫شایسته‌ی این هستم که...

511
00:35:00,970 --> 00:35:03,930
‫توی مراسم رقص بعدی
‫همراه‌تون برقصـم؟

512
00:35:04,970 --> 00:35:09,420
‫ام...
‫مراسمِ دنکورث‌فینچ؟

513
00:35:09,420 --> 00:35:11,900
‫خب..
‫من...

514
00:35:11,900 --> 00:35:13,480
‫بله

515
00:35:14,460 --> 00:35:15,180
‫اینطوری...

516
00:35:15,180 --> 00:35:17,080
‫واقعاً عالی میشه

517
00:35:17,440 --> 00:35:18,280
‫خوبه

518
00:35:19,320 --> 00:35:20,820
‫خیلی خوبه

519
00:35:24,030 --> 00:35:26,940
‫با اجازه‌تون می‌خواستم کمی صحبت کنم

520
00:35:28,750 --> 00:35:30,160
‫به سلامتی همسر زیبام،

521
00:35:31,120 --> 00:35:34,000
‫نمی‌تونم عشقی که بهش دارم رو
 توصیف کنم

522
00:35:34,000 --> 00:35:36,300
‫که مطمئنم بابت این اتفاق ‫خوشحالی

523
00:35:36,300 --> 00:35:40,010
‫چون می‌دونم که بدت میاد طولانی‌مدت
 توی مرکز توجهات باشی

524
00:35:40,010 --> 00:35:44,850
‫بنابراین به‌جاش حرفایی رو از ته دلـم
‫خطاب به خونواده‌ـت می‌زنم

525
00:35:44,850 --> 00:35:46,350
‫خصوصاً مادرت

526
00:35:47,010 --> 00:35:51,810
‫بانو بریجرتون، ‫انعکاس روراست بودن‌تون
رو در بندیکت می‌بینم،

527
00:35:52,040 --> 00:35:53,980
‫مسحور‌کنندگی‌تون رو در کالین،

528
00:35:53,980 --> 00:35:56,020
‫حکیمانه بودن‌تون رو در الوئیز،

529
00:35:56,610 --> 00:36:00,020
‫و روشنگری‌تون رو که در گرگوری
 و هیاسنث نهادینه کردین

530
00:36:00,650 --> 00:36:03,870
‫در این لحظه که
 ،قدردان همسر جدیدم هستم

531
00:36:03,870 --> 00:36:08,200
‫به همون اندازه هم قدردانِ
‫ زن فوق‌العاده‌ای هستم که اون رو بزرگ کرده

532
00:36:09,000 --> 00:36:09,870
‫مامان

533
00:36:09,870 --> 00:36:11,160
‫ازتون مچکرم

534
00:36:12,040 --> 00:36:14,630
‫از همه‌تون،
‫از صمیم قلب مچکرم

535
00:36:17,000 --> 00:36:17,920
‫عزیزم

536
00:36:18,900 --> 00:36:19,550
‫به‌سلامتی

537
00:36:19,550 --> 00:36:22,630
‫من رو ببخشید.
‫اصلاً‌ نمی‌خواستم اشک‌تون رو در بیارم.

538
00:36:22,630 --> 00:36:25,470
‫هیاسنث تموم این مدت
‫داشت گریه می‌کرد

539
00:36:25,840 --> 00:36:28,260
‫مگه همه مثل تو بی‌احساسـن؟

540
00:36:28,810 --> 00:36:30,890
‫مامان،
‫میشه لطفاً دونفره پیانو بزنیم؟

541
00:36:30,890 --> 00:36:34,520
‫الان بزنیم؟
‫من که... متاسفانه اصلاً تمرین نکردم

542
00:36:34,520 --> 00:36:38,300
‫یادمه آخرین باری که نزدیک بود اشکـت رو
‫ در بیارم، دفعه‌ی اولی بود که پیانو زدم

543
00:36:38,300 --> 00:36:41,800
‫فقط اون نبود. من هم داشتم‌ به‌خاطر اون
‫ آکوردهای وحشتناکـت، تو اتاقم زار می‌زدم.

544
00:36:41,800 --> 00:36:42,950
‫ها ها

545
00:36:42,950 --> 00:36:45,780
‫خداروشکر مامان هیچوقت تنهام نذاشت

546
00:36:45,780 --> 00:36:47,620
‫من هم الان نباید تنهات بذارم

547
00:36:47,620 --> 00:36:49,120
‫تهدید بود؟

548
00:36:52,870 --> 00:36:54,540
‫- موفق باشی
‫- ممنون

549
00:36:55,460 --> 00:36:57,130
‫- ممنونم جان
‫- ممنون

550
00:36:58,540 --> 00:37:00,460
‫اوم..

551
00:37:40,090 --> 00:37:41,550
‫احسنت!

552
00:37:41,550 --> 00:37:43,510
‫احسنت.
‫دوباره!

553
00:37:43,510 --> 00:37:45,260
‫دوباره!

554
00:37:47,180 --> 00:37:48,260
‫میشه حرف بزنیم؟

555
00:37:49,890 --> 00:37:51,680
‫نمایش بی‌نظیری بود

556
00:37:58,690 --> 00:38:00,900
‫اگه نگران پول دوشیزه کوپری،

557
00:38:00,900 --> 00:38:03,070
‫باید بگم که امشب
 با بندیکت حرف می‌زنم

558
00:38:03,070 --> 00:38:05,190
‫فقط منتظر بودم عروسی تموم شه

559
00:38:05,190 --> 00:38:06,110
‫خوبه

560
00:38:06,900 --> 00:38:08,740
‫نمی‌خوام باهاش حرف بزنیم

561
00:38:08,740 --> 00:38:10,490
‫اما دیگه وقتی برامون نمونده

562
00:38:10,490 --> 00:38:12,920
‫نمی‌تونم ازت بخوام که به‌خاطر من
‫به برادرت دروغ بگی

563
00:38:12,920 --> 00:38:17,980
‫خونواده‌ـت... کسایی که لطف کردی
‫و من رو باهاشون آشنا کردی، آدم‌های بی‌نظیری‌ان

564
00:38:18,870 --> 00:38:22,840
‫اینقدر صمیمی و فوق‌العاده‌ـن ‫که حق‌شون نیست
 فریب بخورن و بهشون پشت شه

565
00:38:22,840 --> 00:38:25,420
‫دیگه نمی‌ذارم دروغ‌هام مثل قبل پخش بشن

566
00:38:25,420 --> 00:38:27,170
‫پس چطوری می‌تونم کمکـت کنم؟

567
00:38:27,170 --> 00:38:28,340
‫با دوست داشتنـم

568
00:38:29,760 --> 00:38:31,890
‫همین الانش هم خیلی بهم لطف کردی

569
00:38:33,140 --> 00:38:34,680
‫بهم یاد دادی که کم نیارم

570
00:38:34,680 --> 00:38:39,080
‫بهم نشون دادی می‌تونم لذتی رو تجربه کنم
‫که حتی تصورش رو هم نمی‌تونستم بکنم اما...

571
00:38:39,500 --> 00:38:41,810
‫اما این کارهات نیست که
‫باعث شد من عاشقت باشم

572
00:38:43,360 --> 00:38:44,780
 مهربونیـته

573
00:38:45,740 --> 00:38:46,820
‫هم‌دردیـت

574
00:38:47,900 --> 00:38:49,450
‫اهمیت دادن‌هات

575
00:38:51,740 --> 00:38:54,790
‫همین که خودت باشی کافیه کالین

576
00:38:56,540 --> 00:39:00,080
‫لازم نیست نجاتم بدی.
‫فقط می‌خوام کنارم وایسی.

577
00:39:01,540 --> 00:39:02,630
‫من رو نگه داری

578
00:39:04,380 --> 00:39:06,030
‫بوسـم کنی

579
00:39:07,010 --> 00:39:09,470
‫خیلی دلم می‌خواد این کارها رو بکنم

580
00:39:09,470 --> 00:39:11,390
‫چیه که جلوت رو گرفته؟

581
00:39:12,510 --> 00:39:13,470
‫نمی‌دونم

582
00:39:15,430 --> 00:39:19,310
‫اما یه چیزی رو می‌دونم.
‫دوشیزه کاوپر دست از سرمون برنمی‌داره.

583
00:39:19,310 --> 00:39:22,980
‫و تا وقتی که این راز رو
‫توی دلت نگه داشتی...

584
00:39:25,150 --> 00:39:26,980
‫تا ابد چیزی بین‌مون باقی می‌مونه

585
00:39:26,980 --> 00:39:27,900
‫می‌دونم

586
00:39:29,610 --> 00:39:31,110
‫شاید هم راه‌حل همین باشه

587
00:39:31,540 --> 00:39:32,850
‫منظورت چیه؟

588
00:39:50,870 --> 00:39:53,180
<i>‫این نامه برای شماست،
‫علیاحضرت</i>

589
00:40:08,440 --> 00:40:09,440
‫کالین

590
00:40:12,440 --> 00:40:15,180
‫یه نامه از همسرت بهم رسیده

591
00:40:15,700 --> 00:40:17,030
‫بهتره اول بشینیم

592
00:41:00,450 --> 00:41:02,910
‫تعجبی نداره که اینطوری شده

593
00:41:02,910 --> 00:41:04,330
‫این خونه زیادی گرمـه

594
00:41:04,330 --> 00:41:07,700
‫حق با توئه خواهرم.
‫تقصیر زنمـه.

595
00:41:10,250 --> 00:41:13,050
‫یادم رفته بود که چه زن بدذاتیـه

596
00:41:13,050 --> 00:41:15,130
‫من باهاش هیچ‌جا نمیرم

597
00:41:15,130 --> 00:41:16,720
‫چاره‌ای نداری کرسیدا

598
00:41:17,120 --> 00:41:20,220
‫واقعاً‌ می‌خوای اجازه بدی
‫که به این سرنوشت دچار بشم؟

599
00:41:22,640 --> 00:41:25,100
‫بیا دخترم.
‫خودت رو معرفی کن.

600
00:41:25,100 --> 00:41:28,020
‫تا ببینم باید رو چی کار کنم

601
00:41:28,020 --> 00:41:29,740
‫حتماً،
‫عمه جوانا

602
00:41:30,690 --> 00:41:33,180
‫بعد از امشب،
‫دیگه هیچی مهم نیست

603
00:41:50,000 --> 00:41:51,670
‫خدمتکارت گفت بیام بالا

604
00:41:54,170 --> 00:41:56,340
‫کم کم دارم از این ورودهای ویژه لذت می‌برم

605
00:41:56,840 --> 00:41:58,430
‫مثل همیشه خوشتیپ شدی

606
00:42:05,940 --> 00:42:08,270
‫پاول هم میاد؟

607
00:42:09,650 --> 00:42:11,900
‫مطمئنم که امشب با کس دیگه‌ایـه

608
00:42:12,570 --> 00:42:14,110
‫صد در صد

609
00:42:14,110 --> 00:42:16,570
‫پس یکی دیگه رو باید دعوت کنیم؟

610
00:42:18,910 --> 00:42:20,780
‫باید باهات روراست باشم

611
00:42:20,780 --> 00:42:23,290
‫با این که خیلی لذت می‌برم
‫که سه‌تایی‌مون با هم باشیم

612
00:42:23,290 --> 00:42:25,960
‫گفتم شاید بهتر باشه که امشب
‫خودمون دونفر باشیم

613
00:42:25,960 --> 00:42:27,040
‫اوه

614
00:42:28,790 --> 00:42:30,920
‫یعنی دوست نداشتی پاول باهامون باشه؟

615
00:42:32,250 --> 00:42:33,340
‫چرا

616
00:42:34,170 --> 00:42:36,880
‫خیلی دوست داشتم.
‫اما رابطه‌ی من با پاول دوستانه‌ـس.

617
00:42:36,880 --> 00:42:39,180
‫و این به‌نظرم...

618
00:42:41,350 --> 00:42:43,560
‫دوست دارم توجهم به تو باشه، بندیکت

619
00:42:45,280 --> 00:42:46,820
‫و فقط دوست همدیگه نباشیم

620
00:42:48,440 --> 00:42:50,600
‫بی‌پردگیـت،

621
00:42:51,190 --> 00:42:52,610
‫عشق بی‌حد و حصرت...

622
00:42:53,480 --> 00:42:56,440
‫تاحالا کسی رو ندیدم
‫که اینقدر شبیه خودم باشه

623
00:42:56,440 --> 00:42:58,900
‫و می‌خوام بدونم

624
00:42:58,900 --> 00:43:02,070
‫که چی میشه بذاریم رابطه‌ی بین‌مون
‫جدی‌تر از این بشه؟

625
00:43:02,070 --> 00:43:05,740
‫تیلی...
‫تو بی‌نظیری

626
00:43:09,870 --> 00:43:10,750
‫اما...

627
00:43:13,290 --> 00:43:15,880
‫اما مطمئن نیستم که دنبال همچین جدیتی باشم

628
00:43:24,100 --> 00:43:26,890
‫به‌خاطرِ...
‫پاولـه؟

629
00:43:26,890 --> 00:43:31,650
‫نه، چه پاول باشه، چه پولی، چه پیتر
‫یا چه هرسه‌‌نفرشون

630
00:43:33,730 --> 00:43:35,730
‫اتفاقی که بین ما سه‌تا افتاده،

631
00:43:35,730 --> 00:43:37,820
‫اتفاقی که از وقتی باهات آشنا شدم افتاده،

632
00:43:39,030 --> 00:43:41,910
‫باعث شده درک کنم
‫که آزاد بودن چه حس خوبی داره

633
00:43:45,740 --> 00:43:47,120
‫تو دنیای من رو باز کردی

634
00:43:49,960 --> 00:43:54,320
‫و آمادگیـش رو ندارم
‫که الان دوباره ببندمـش

635
00:43:58,710 --> 00:44:01,380
‫فکر می‌کردم تو هم
 دنبال همچین چیزی باشی

636
00:44:02,010 --> 00:44:02,930
‫همینطور هم بود

637
00:44:05,300 --> 00:44:07,600
‫تا این که فهمیدم با تو بودن
‫چه حسی داره

638
00:44:09,220 --> 00:44:11,920
‫من هم به اندازه‌ی تو غافلگیر شدم

639
00:44:17,690 --> 00:44:19,150
‫به‌ خواسته‌هات احترام می‌ذارم

640
00:44:21,030 --> 00:44:23,910
‫اما باید بگم که حتی خوشی هم
‫می‌تونه دل آدم رو بزنه

641
00:44:26,830 --> 00:44:31,000
‫همین که یک بار می‌خواستم
به کسی متعهد باشم، حس خوبی داشت

642
00:44:33,960 --> 00:44:36,540
‫ممنون که بهم یادآوری کردی
‫همچین چیزی ممکنه

643
00:44:51,060 --> 00:44:53,190
‫چه جالب که اینجایی

644
00:44:57,440 --> 00:45:00,940
‫حتی برای خودم عادی شده
‫که اینور اونور بچرخم

645
00:45:00,940 --> 00:45:03,950
‫و به هیچ جایی نرسم

646
00:45:03,950 --> 00:45:05,950
‫حالا می‌خوای به کجا برسی؟

647
00:45:07,200 --> 00:45:09,200
‫فعلاً دوست‌ دارم کنار خونواده‌ـم باشم،

648
00:45:09,200 --> 00:45:11,580
‫تا این غائله‌ی ویسلداون با ملکه تموم شه

649
00:45:11,580 --> 00:45:12,620
‫تموم میشه

650
00:45:13,620 --> 00:45:14,540
‫بعدش چی؟

651
00:45:16,290 --> 00:45:18,840
‫واقعاً هرجایی باشه فرق نمی‌کنه

652
00:45:18,840 --> 00:45:22,910
‫تقریباً کل زندگیـم رو یا توی می‌فر بودم
‫یا آبری هال

653
00:45:24,010 --> 00:45:26,260
‫اگه می‌خوام تلاش کنم
‫که دنیا رو تغییر بدم

654
00:45:26,260 --> 00:45:27,880
‫اول باید یکم ازش رو ببینم

655
00:45:27,880 --> 00:45:31,660
‫با کسایی آشنا شم که نه خونواده‌ـم باشن
‫و نه این دخترهای اشرافی دم بخت که دنبال شوهرن

656
00:45:31,660 --> 00:45:33,740
‫باز هوس کردی دنیا رو تغییر بدی؟

657
00:45:33,740 --> 00:45:36,690
‫فکر می‌کردم امسال بیشتر هدفـت اینه
‫که همرنگ جماعت بشی

658
00:45:36,690 --> 00:45:39,190
به گمونم دیگه کلاً دورش رو خط کشیدم

659
00:45:39,190 --> 00:45:40,360
‫دختر خودمونی دیگه

660
00:45:49,400 --> 00:45:52,180
‫سکوتـت نشون‌دهنده‌ی اینه
‫ که از چیزی خبر داری که من ندارم؟

661
00:45:52,180 --> 00:45:53,370
‫نه

662
00:45:53,370 --> 00:45:54,410
‫معلومه که نه

663
00:45:55,000 --> 00:45:59,990
‫باور کن... هرچی بیشتر یاد می‌گیرم
‫بیشتر می‌فهمم که چیزی حالیـم نیست

664
00:46:02,670 --> 00:46:03,760
‫حس می‌کنم...

665
00:46:06,220 --> 00:46:08,840
‫حس می‌کنم چیز بعدی‌ای که یاد می‌گیرم

666
00:46:08,840 --> 00:46:11,040
‫می‌تونه کاملاً‌ از این رو به اون روم کنه

667
00:46:13,520 --> 00:46:15,350
‫با این که حرفات رو کامل تایید می‌کنم

668
00:46:15,350 --> 00:46:17,600
‫اما اصلاً نمی‌دونم چی داری میگی

669
00:46:17,600 --> 00:46:19,060
‫همم

670
00:46:20,150 --> 00:46:21,980
‫البته یه چیزی هست که می‌دونم

671
00:46:23,900 --> 00:46:26,820
‫نباید دیگه اینقدر

672
00:46:26,820 --> 00:46:31,730
‫بین این تاب‌بازی‌هامون
‫و سردرگم‌شدن‌هامون فاصله بندازیم

673
00:46:41,340 --> 00:46:42,590
‫چقدر خوشگل شدی

674
00:46:42,590 --> 00:46:45,580
‫وقتی می‌دونم پشت این درها
‫دلسردی قایم شده،

675
00:46:45,580 --> 00:46:47,340
‫ادامه دادن برام سخت میشه

676
00:46:47,340 --> 00:46:49,840
‫مطمئنم وارلی نهایت تلاشـش رو کرده

677
00:47:05,440 --> 00:47:07,900
‫پر شترمرغ گرفته!

678
00:47:07,900 --> 00:47:09,700
‫ارکیده‌ی بنفش هم گرفته!

679
00:47:10,610 --> 00:47:13,530
‫فیلیپا... یک...
‫دو، سه‌، چهار...

680
00:47:13,530 --> 00:47:15,450
‫گروه هشت‌نفره آورده!

681
00:47:17,290 --> 00:47:18,330
‫گرفتیم؟

682
00:47:18,910 --> 00:47:19,790
‫گرفتیم

683
00:47:21,250 --> 00:47:25,750
‫فیلیپا، عین بچه‌هایی که اولین گاز کیک‌شون رو
‫ می‌خورن، بالا پایین می‌پری

684
00:47:25,750 --> 00:47:28,880
‫مامان...
‫ممنونم!

685
00:47:28,880 --> 00:47:30,930
‫معنی این کارها چیه؟

686
00:47:30,930 --> 00:47:33,890
‫خب حتماً تو پول اینا رو دادی دیگه

687
00:47:37,310 --> 00:47:41,920
‫مامان گفت می‌خواسته بهترین مراسم رقصی که
‫ تاحالا تو می‌فر برگزار شده رو برات بگیره

688
00:47:42,520 --> 00:47:44,610
‫همم.
‫خواهش می‌کنم.

689
00:47:46,070 --> 00:47:46,980
‫ممنون

690
00:47:52,280 --> 00:47:53,450
‫قشنگـه

691
00:47:54,700 --> 00:47:56,370
‫بهتون افتخار می‌کنم

692
00:49:06,610 --> 00:49:07,560
‫اوه!

693
00:49:11,070 --> 00:49:12,780
‫خوش بگذره

694
00:49:18,740 --> 00:49:20,580
‫من گفتم بنفش باشه

695
00:49:27,420 --> 00:49:30,090
‫اگه قرار باشه آخرین شب‌مون
 بین مردم باشه

696
00:49:30,090 --> 00:49:33,340
‫حداقل پرودنس و فیلیپا
 حسابی خوش می‌گذرونن

697
00:49:36,640 --> 00:49:37,980
‫علیاحضرت!

698
00:49:39,010 --> 00:49:40,180
‫ما رو ببخشید علیاحضرت

699
00:49:40,180 --> 00:49:42,500
‫فکر نمی‌کردیم دعوت‌مون رو قبول کنین

700
00:49:42,500 --> 00:49:45,640
‫برای همین جایگاهی درخور شأن‌تون
‫ حاضر نکردیم

701
00:49:45,640 --> 00:49:49,310
‫به‌خاطر دعوتنامه‌تون نیومدم اینجا

702
00:49:49,310 --> 00:49:51,080
‫موسیقی رو قطع کنین

703
00:49:57,320 --> 00:49:59,870
‫بعد از جست‌وجو‌های بی‌وقفه‌ـم

704
00:49:59,870 --> 00:50:03,330
‫که حسابی تحت فشار گذاشته بودش

705
00:50:03,950 --> 00:50:07,290
‫اوایل این هفته...
‫نامه‌ای از طرف

706
00:50:08,500 --> 00:50:10,290
‫بانو ویسلداون به‌دستم رسید

707
00:50:20,050 --> 00:50:21,850
‫بهم التماس کرد

708
00:50:23,060 --> 00:50:26,100
‫که بذارم خودشون باهاتون صحبت کنه

709
00:50:27,020 --> 00:50:31,730
‫تا قبل از این که من نظر نهاییـم رو بگم،
‫جلوی همه از خودش دفاع کنه

710
00:50:33,610 --> 00:50:35,990
‫برای همین صحنه رو خالی می‌کنم...

711
00:50:37,570 --> 00:50:39,530
‫تا خودش حرفاش رو بزنه

712
00:50:50,360 --> 00:50:51,500
‫اون نه

713
00:50:51,500 --> 00:50:52,540
‫می‌بخشید

714
00:50:53,880 --> 00:50:55,090
‫اون

715
00:51:20,700 --> 00:51:22,410
‫سلام به همگی

716
00:51:24,410 --> 00:51:28,000
‫شاید هم بهتر باشه بگم
‫«خواننده‌ی عزیز و گرامی»

717
00:51:34,170 --> 00:51:36,760
‫می‌دونم کاری که کردم

718
00:51:37,670 --> 00:51:39,970
‫موضوع شوخی‌برداری نیست

719
00:51:39,970 --> 00:51:41,470
‫اولـش...

720
00:51:41,470 --> 00:51:44,300
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم که
‫کسی نوشته‌هام رو جدی بگیره

721
00:51:46,180 --> 00:51:47,470
‫چرا جدی بگیره؟

722
00:51:48,180 --> 00:51:50,810
‫کسی اصلاً تاحالا من رو جدی نگرفته

723
00:51:51,850 --> 00:51:54,690
‫الانـه که این حس مشترک رو درک می‌کنم

724
00:51:56,070 --> 00:51:59,050
‫زن جوانی که هیچکس به حرفاش گوش نمیده

725
00:52:00,280 --> 00:52:03,240
‫درمورد همه‌تون نوشتم
‫چون مجذوب‌تون شده بودم،

726
00:52:04,450 --> 00:52:07,020
‫مجذوب زندگی آزادنه و بی‌باک‌تون

727
00:52:08,080 --> 00:52:11,460
‫و وقتی که داشتم درموردتون می‌نوشتم
‫انگار دوباره جون گرفتم

728
00:52:12,370 --> 00:52:13,330
‫صاحب قدرت شدم

729
00:52:15,290 --> 00:52:18,460
‫اگه کسی اینجا باشه که
 ،مزه‌ـش رو چشیده باشه

730
00:52:19,460 --> 00:52:21,420
‫می‌دونه که سرمست‌کننده‌ـس

731
00:52:23,180 --> 00:52:26,220
‫اما من تو استفاده از این قدرت
‫بی‌احتیاط بودم

732
00:52:26,220 --> 00:52:30,680
‫از توی تاریکی که کسی نمی‌تونست پیدام کنه
‫راحت می‌تونستم توهین کنم

733
00:52:31,600 --> 00:52:35,820
‫اما الان متوجه میشم که زندگی بدون نقاب
‫چقدر جسارت می‌خواد

734
00:52:36,300 --> 00:52:39,320
‫شجاعت، توی به نمایش دادن ضعف‌هامونـه

735
00:52:39,320 --> 00:52:41,980
‫که ما رو تبدیل به انسان‌های ارزشمندی می‌کنه

736
00:52:43,140 --> 00:52:47,640
‫فارغ از هر نتیجه‌ و بازخوردی
‫که ممکنه داشته باشه

737
00:52:51,790 --> 00:52:53,080
‫ما همه‌مون حرف می‌زنیم

738
00:52:53,960 --> 00:52:54,920
‫سخن‌چینی می‌کنیم

739
00:52:56,590 --> 00:52:58,250
‫سخن‌چینی یعنی اطلاعات

740
00:52:59,300 --> 00:53:01,120
‫باعث ایجاد همبستگی میشه

741
00:53:02,090 --> 00:53:04,680
‫مخصوصاً برای ماهایـی که
‫کسی چیزی بهمون نمیگه

742
00:53:06,260 --> 00:53:10,420
‫اما من دیگه نمی‌تونم
‫بزرگ‌ترین اطلاعاتی که دارم رو پنهون کنم

743
00:53:11,180 --> 00:53:12,230
‫هویتـم

744
00:53:14,310 --> 00:53:17,110
‫برای همینـه که از ملکه‌مون سپاسگزارم

745
00:53:17,980 --> 00:53:21,890
‫که با یه نقشه‌ی زیرکانه
‫من رو از این تاریکی بیرون کشیدن

746
00:53:22,650 --> 00:53:24,780
‫اگه ایشون فرصت دیگه‌ای بهم بدن

747
00:53:26,060 --> 00:53:28,280
‫قول میدم از قلمـم مسئولانه‌تر استفاده کنم

748
00:53:29,280 --> 00:53:30,740
‫این طلب بخشش

749
00:53:32,290 --> 00:53:33,250
‫و خواهش منـه

750
00:53:43,510 --> 00:53:46,130
‫به‌نظر می‌رسه که
‫حرفاش از روی تواضع باشه

751
00:53:46,130 --> 00:53:48,930
‫اما حواس‌مون بهش هست
‫تا همینطور باقی بمونه

752
00:53:56,980 --> 00:54:00,660
‫زندگی بدون یه‌کوچولو سخن‌چینی
 چه معنایی داره؟

753
00:54:22,800 --> 00:54:23,630
‫جداً؟

754
00:54:25,670 --> 00:54:27,930
‫حالا وارلی!
‫حشره‌ها!

755
00:55:05,300 --> 00:55:08,170
‫نمی‌دونستم قراره پروانه باشن

756
00:55:08,170 --> 00:55:09,970
‫گفتم که،
‫حشره

757
00:55:09,970 --> 00:55:13,310
‫تو... نابغه‌ای

758
00:55:13,850 --> 00:55:15,350
‫می‌دونم

759
00:55:16,350 --> 00:55:17,350
‫مایلید که برقصیم؟

760
00:55:52,340 --> 00:55:54,930
‫تو «تحمل دروغ نداری؟»

761
00:55:54,930 --> 00:55:56,010
‫بانو دنبری

762
00:55:56,010 --> 00:55:57,310
‫آخرین بخش از مقاله‌ـت بود

763
00:55:58,180 --> 00:56:00,600
‫علیاحضرت کم کم داشتن می‌فهمیدن

764
00:56:00,600 --> 00:56:03,860
‫که ویسلداون یکی از بریجرتونـی‌هاست
‫که داره ازشون طرفداری می‌کنه

765
00:56:03,860 --> 00:56:08,560
‫اما من اونقدر این خونواده رو می‌شناسم
‫که می‌دونم یکی از اون‌ها نبوده

766
00:56:09,110 --> 00:56:14,140
‫فقط یه نفر هست
‫که بریجرتون‌ها رو بیشتر از من دوست داره

767
00:56:15,030 --> 00:56:16,410
‫می‌دونستین کار من بود

768
00:56:16,410 --> 00:56:17,740
‫همم...
‫شک کرده بودم

769
00:56:18,410 --> 00:56:22,260
‫تو تنها بانوی طبقه‌ی تُن نیستی
‫که می‌تونه راز نگه داره

770
00:56:22,920 --> 00:56:25,880
‫چشم‌انتظار چاپ بعدیـتم

771
00:56:25,880 --> 00:56:27,300
‫همم؟

772
00:56:35,800 --> 00:56:36,890
‫حرف نداری

773
00:56:37,390 --> 00:56:39,180
‫نمی‌تونستم بدون حمایت‌هات
‫از پسـش بربیام

774
00:56:39,180 --> 00:56:40,350
‫و حمایت ملکه

775
00:56:40,350 --> 00:56:42,690
‫بله.
‫با پذیرش ایشون

776
00:56:42,690 --> 00:56:46,160
‫می‌تونیم به اون مشاور حقوقی بگیم که
‫پولـت از راه نویسندگی من در اومده

777
00:56:46,160 --> 00:56:48,260
‫دیگه کاری از دستش برنمیاد

778
00:56:48,780 --> 00:56:50,930
‫وقتش رسیده یه سر و سامونی به خودمون بدیم

779
00:56:55,660 --> 00:56:56,490
‫دخترم

780
00:57:16,430 --> 00:57:17,430
‫عصربخیر

781
00:57:18,510 --> 00:57:19,390
‫عصر تو هم بخیر

782
00:57:21,770 --> 00:57:23,140
‫بابت نامه‌ـت ممنونم

783
00:57:23,980 --> 00:57:27,780
‫فکر نمی‌کنم که تاحالا دیده باشم
‫که مادرم انقدر زود شوکه شده باشه

784
00:57:28,520 --> 00:57:32,260
‫و همچنین...
‫اینقدر زود تحت‌تاثیر قرار گرفته باشه

785
00:57:33,740 --> 00:57:35,240
‫مطمئنم بهت افتخار می‌کنه

786
00:57:35,780 --> 00:57:37,950
‫یه چیزی رو توی اون نامه جا انداختم

787
00:57:39,660 --> 00:57:42,540
‫که اگه درخواست طلاق می‌‌دادی
 اعتراضی نمی‌کردم

788
00:57:43,120 --> 00:57:45,330
‫نمی‌خوام به‌خاطر امروز

789
00:57:45,330 --> 00:57:47,580
‫آسیبی به تو یا خونواده‌ـت برسه

790
00:57:48,710 --> 00:57:50,750
‫ملکه شخصاً تو رو پذیرفت

791
00:57:51,340 --> 00:57:52,340
‫موقتاً

792
00:57:52,960 --> 00:57:54,760
‫مثل همه که شاهد بودن

793
00:57:54,760 --> 00:57:59,180
‫اما ویسلداون خیلی‌ها رو ناراحت کرده
‫که به این زودی‌ها هم فراموش نمی‌کنن

794
00:57:59,180 --> 00:58:01,310
‫شاید روزای خوشی در انتظار آینده‌مون نباشه

795
00:58:01,310 --> 00:58:05,100
‫پِن، از وقتی که فهمیدم
‫تو ویسلداونی،

796
00:58:05,690 --> 00:58:08,810
‫هرکاری که می‌تونستم کردم
‫تا تو رو از اون جدا کنم

797
00:58:09,310 --> 00:58:13,150
‫اما یه روز دیگه رفتم و
‫تموم نامه‌هایی که برام فرستادی رو خوندم

798
00:58:14,570 --> 00:58:17,450
‫نامه‌های هیچکسی جز تو رو
‫با این اشتیاق نمی‌خونم

799
00:58:17,450 --> 00:58:18,700
‫و به این نتیجه رسیدم...

800
00:58:20,070 --> 00:58:21,120
‫که تو خود اونی

801
00:58:22,290 --> 00:58:24,910
‫صدات همیشه تَک بوده

802
00:58:24,910 --> 00:58:27,540
‫هیچ‌جوره نمیشه تو رو
‫از ویسلداون جدا کرد

803
00:58:29,330 --> 00:58:31,290
‫بعد از این که حرفای امروزت رو هم شنیدم...

804
00:58:32,710 --> 00:58:34,740
‫که البته دلم نمی‌خواست بشنوم

805
00:58:35,130 --> 00:58:39,000
‫من رو ببخش
‫اما خیلی خفن بود

806
00:58:42,970 --> 00:58:44,520
‫راستش به‌نظرم...

807
00:58:47,020 --> 00:58:48,690
‫من همیشه بهت حسادت می‌کردم

808
00:58:49,810 --> 00:58:51,110
‫به موفقیتـت

809
00:58:52,110 --> 00:58:53,800
‫به شجاعتـت

810
00:58:54,320 --> 00:58:56,150
‫و حالا اصلاً باورم نمیشه

811
00:58:56,150 --> 00:58:59,240
‫که زنی با همچین شجاعتی
‫من رو دوست داره

812
00:59:01,620 --> 00:59:04,290
‫چقدر خوش‌بختم که می‌تونم کنارت وایسم

813
00:59:05,200 --> 00:59:07,410
‫و ذره‌ای از این گرمای وجودت رو حس کنم

814
00:59:13,750 --> 00:59:18,630
‫اگه تنها هدف زندگیم،
‫دوست‌ داشتن زنی به خوبی تو باشه...

815
00:59:20,840 --> 00:59:24,290
‫می‌تونم با افتخار بگم
‫که به هرچی که می‌خوام رسیدم

816
00:59:24,810 --> 00:59:25,770
‫عاشقتم

817
00:59:27,520 --> 00:59:29,600
‫تو مرد خیلی خوبی هستی
‫آقای بریجرتون

818
00:59:31,020 --> 00:59:31,980
‫من هم عاشقتم

819
00:59:36,820 --> 00:59:37,650
‫حالا...

820
00:59:38,610 --> 00:59:40,450
‫میشه لطفاً بهم افتخار بدی

821
00:59:40,450 --> 00:59:43,580
‫و تا صحنه‌ی رقص همراهیـم کنی،
‫خانم بریجرتون؟

822
01:00:55,150 --> 01:00:57,070
‫به همه‌شون می‌‌خوره خوشحال باشن

823
01:00:57,070 --> 01:00:58,110
‫همینطور هم هست

824
01:00:59,690 --> 01:01:00,610
‫خودت چی؟

825
01:01:01,860 --> 01:01:03,720
‫من که انگار بال درآوردم...

826
01:01:03,720 --> 01:01:05,780
‫چون یه فکر ناب به ذهنم رسیده

827
01:01:05,780 --> 01:01:07,740
‫یا اینطور بگم که،
‫یه درخواست

828
01:01:07,740 --> 01:01:09,080
‫اون‌وقت چه درخواستی؟

829
01:01:09,080 --> 01:01:11,120
‫می‌ذاری من هم تا اسکاتلند باهات بیام؟

830
01:01:11,120 --> 01:01:13,120
‫مامان که عمراً بدش بیاد
 حواسـم بهت باشه

831
01:01:13,120 --> 01:01:16,040
‫اما حقیقتـش اینه که
‫دلم می‌خواد مدتی

832
01:01:16,040 --> 01:01:18,320
‫بیرون این حباب کوچیک‌مون زندگی کنم

833
01:01:18,340 --> 01:01:19,840
‫ماجراجویی کنم

834
01:01:19,840 --> 01:01:22,670
‫نمی‌تونم بدون دیدن دنیا
‫عوضـش کنم

835
01:01:23,260 --> 01:01:25,220
‫قول میدم مزاحمت نباشم

836
01:01:25,970 --> 01:01:27,220
‫نظرت چیه؟

837
01:01:28,350 --> 01:01:31,060
‫اگه تو اتاق خودت توی قلعه بمونی باشه

838
01:01:31,060 --> 01:01:33,270
‫قراره تو این قلعه‌‌های درست‌حسابی
 زندگی کنیم؟

839
01:01:33,270 --> 01:01:34,600
‫زندگی کنیم؟

840
01:01:35,600 --> 01:01:37,610
‫الوئیز خواسته باهامون بیاد

841
01:01:37,610 --> 01:01:39,770
‫البته اگه باری رو دوش‌تون نباشم،
‫جناب لـرد

842
01:01:39,770 --> 01:01:41,070
‫به هیچ‌وجه

843
01:01:41,070 --> 01:01:42,900
‫چه خبر خوبی

844
01:01:42,900 --> 01:01:46,820
‫و خداروشکر دخترعموم هم از راه رسیده
‫تا جمع سفرمون تکمیل شه

845
01:01:46,820 --> 01:01:49,410
‫خوشحالم که بهتون معروفی‌شون کنم...

846
01:01:50,080 --> 01:01:51,410
‫میکلا استرلینگ

847
01:01:51,910 --> 01:01:57,210
‫بهتون هشدار میدم که همه حرفای چرتی
‫که جان درموردم گفته، دروغ بوده

848
01:01:57,210 --> 01:01:59,420
‫حقیقتـش من بدتر از این حرفـام

849
01:02:00,090 --> 01:02:01,250
‫شما هم باید...

850
01:02:05,170 --> 01:02:06,430
‫من...

851
01:02:07,140 --> 01:02:08,140
‫خب من...

852
01:02:08,800 --> 01:02:11,140
‫فرانچسکا بریجرتون...
‫کیلمارتین هستم

853
01:02:11,140 --> 01:02:13,640
‫از الان دیگه کیلمارتینـم

854
01:02:13,640 --> 01:02:15,600
‫آشنایی باهاتون باعث افتخاره

855
01:02:16,190 --> 01:02:19,110
<i>‫خواننده‌ی عزیز و گرامی</i>

856
01:02:19,110 --> 01:02:24,350
<i>‫به خودم اومدم و دیدم
‫که زبانـم قاصره</i>

857
01:02:26,240 --> 01:02:30,030
<i>‫دلیل این اتفاق به‌خاطر این نیست</i>

858
01:02:30,030 --> 01:02:33,410
<i>‫که بخوام روابط جنسی رو لاپوشانی کنم</i>

859
01:02:35,040 --> 01:02:38,710
<i>‫با این‌حال شایعاتی به گوشم رسیده</i>

860
01:02:40,250 --> 01:02:45,100
<i>‫خویشتن‌داریـم از روی خوشیـه</i>

861
01:02:48,180 --> 01:02:49,970
<i>‫از تمام کسانی که</i>

862
01:02:49,970 --> 01:02:53,260
<i>‫احساس کردند این نویسنده‌ی حقیر
‫در حق‌شون اجحاف کرده،</i>

863
01:02:53,260 --> 01:02:56,040
<i>‫صمیمانه معذرت می‌خوام</i>

864
01:02:58,640 --> 01:03:01,190
<i>‫آرزوی بهترین‌ها رو برای‌تان دارم</i>

865
01:03:13,400 --> 01:03:14,850
‫دلم برات تنگ میشه

866
01:03:16,580 --> 01:03:18,460
‫فقط تا سال بعد

867
01:03:18,460 --> 01:03:21,630
‫به‌نظرت مامان اصلاً می‌ذاره
‫که مجلس‌ رقص‌ بالماسكه‌ـش رو از دست بدم؟

868
01:03:21,630 --> 01:03:22,630
‫همم.
‫گمون نکنم.

869
01:03:23,210 --> 01:03:26,130
‫من هم که حتماً میام،
‫پشت یه ماسک قایم میشم،

870
01:03:26,130 --> 01:03:28,630
‫و مثل طاعون از خانم‌های مجرد دوری می‌کنم

871
01:03:28,630 --> 01:03:30,890
‫پس من هم باید بیام تو مخفی‌گاهـت

872
01:03:30,890 --> 01:03:32,220
‫همم

873
01:03:42,360 --> 01:03:45,860
<i>‫وقتش رسیده که
‫به فکر آینده باشیم</i>

874
01:03:45,860 --> 01:03:47,530
<i>‫هرچیزی که پیش رومون باشه</i>

875
01:03:53,200 --> 01:03:56,620
<i>‫این نویسنده اینقدر تجربه داره که</i>

876
01:03:56,620 --> 01:04:00,730
<i>آینده رو پیشبینی نکنه</i>

877
01:04:08,420 --> 01:04:11,550
<i>‫اما هرچه به پایان فصل‌ها نزدیک میشیم</i>

878
01:04:11,550 --> 01:04:14,850
<i>‫داستان غنی‌تر و عمیق‌تر میشه</i>

879
01:04:41,330 --> 01:04:44,880
<i>‫ماجراجویی‌ بزرگی با همدیگه داشتیم</i>

880
01:04:45,670 --> 01:04:48,550
<i>‫و با قلبی آکنده از اندوه</i>

881
01:04:48,550 --> 01:04:53,220
<i>‫آخرین و به‌طرز باورنکردنی‌ای
‫کوتاه‌ترین جمله را</i>

882
01:04:53,220 --> 01:04:55,890
<i>‫به‌عنوان بانو ویسلداون می‌نویسم...</i>

883
01:04:58,060 --> 01:04:59,060
<i>‫خدانگهدار</i>

884
01:05:05,810 --> 01:05:08,110
‫- کدوم‌شون از همه خوشتیپ‌تره؟
‫- آره

885
01:05:08,110 --> 01:05:09,030
‫- تویی
‫- آره

886
01:05:09,030 --> 01:05:10,780
‫- کویی
‫- چقدر خوشتیپی

887
01:05:10,780 --> 01:05:13,280
‫آره خودت.
‫بلند شو ببینم.

888
01:05:16,410 --> 01:05:19,410
‫هنوز باورم نمیشه که پسردار شدی

889
01:05:19,410 --> 01:05:21,330
‫تازه اونم جانشین

890
01:05:22,410 --> 01:05:25,040
‫لرد فدرینگتون جدید واقعاً خوشتیپـه

891
01:05:25,710 --> 01:05:27,590
‫به باباش رفته

892
01:05:27,590 --> 01:05:31,510
‫پدرت همیشه می‌خواد حواس ها رو
‫با کلمات زیرکانه و لبخندای اغواکننده، پرت کنه

893
01:05:31,510 --> 01:05:33,420
‫لبخندام اغواکننده‌ـن؟

894
01:05:34,840 --> 01:05:36,840
‫من که خوشحالم دختردار شدیم

895
01:05:36,840 --> 01:05:39,510
‫مطمئنـم که جفت‌شون
 شوهرای خوبی پیدا می‌کنن

896
01:05:40,140 --> 01:05:43,100
‫به‌نظرم فیلومینا‌ کوچولو
‫یه روز یه نویسنده بزرگ میشه

897
01:05:43,100 --> 01:05:45,260
‫که نیازی هم به شوهر کردن نداره

898
01:05:45,260 --> 01:05:47,650
‫خب،
‫تو خون‌مونـه دیگه

899
01:05:47,650 --> 01:05:49,110
‫من که نمی‌تونستم

900
01:05:49,110 --> 01:05:52,480
‫بدونم کمک‌های خاله پنه‌لوپه‌ی فیلومینا
‫کتابم رو بنویسم

901
01:05:55,070 --> 01:05:56,610
‫از چیزی که انتظار داشتم بهتره

902
01:05:57,910 --> 01:05:59,580
‫مگه سنت مناسب این کتابـه؟

903
01:06:00,120 --> 01:06:01,990
‫- آره
‫- رسید!

904
01:06:01,990 --> 01:06:03,790
‫تقریباً‌ به اندازه‌ی همه گرفتم

905
01:06:03,790 --> 01:06:06,460
‫- اوه. ممنون
‫- بده من بچه رو بگیرم

906
01:06:06,460 --> 01:06:10,840
<i>‫و حالا که از شخصیت ادبیـم خداحافظی می‌کنم</i>

907
01:06:10,840 --> 01:06:13,840
<i>‫می‌خوام رسماً خودم رو معرفی کنم</i>

908
01:06:17,590 --> 01:06:19,850
<i>‫گوشه‌گیر سابق،</i>

909
01:06:20,850 --> 01:06:22,560
<i>‫مقاله‌نویس فعلی،</i>

910
01:06:23,470 --> 01:06:24,390
<i>‫تماشاگر،</i>

911
01:06:25,230 --> 01:06:27,020
<i>‫قلم به ‌دست.</i>

912
01:06:28,190 --> 01:06:33,160
<i>شخص خاصی نیستم
‫با این‌حال ویژگی‌های خودم رو دارم</i>

913
01:06:34,570 --> 01:06:36,570
<i>‫و خواننده‌ی گرامی،
‫امیدوارم که</i>

914
01:06:36,570 --> 01:06:38,820
<i>‫برای شروع قسمت بعدی ماجراجویی‌هامون</i>

915
01:06:39,320 --> 01:06:41,830
<i>‫کنار من بمونین
‫و لذت ببرین</i>

916
01:06:44,500 --> 01:06:45,620
<i>‫ارادتمند شما</i>

917
01:06:47,040 --> 01:06:49,960
<i>‫پنه‌لوپه بریجرتون</i>

918
01:06:55,410 --> 01:07:22,410
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

