﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:06,964 --> 00:00:08,716
<i>چي تو رو برگردوند به خونه؟</i>

3
00:00:08,716 --> 00:00:11,343
<i>آدم‌ربايي -
لعنتي -</i>

4
00:00:11,343 --> 00:00:13,887
<i>کاري که با اون بچه کردن رو
نميشه اسم ديگه‌اي گذاشت</i>

5
00:00:13,887 --> 00:00:16,140
<i>فکر مي‌کني به‌خاطر همين برگشتي؟</i>

6
00:00:16,140 --> 00:00:17,975
<i>چون اين رو به يادت مياره؟</i>

7
00:00:17,975 --> 00:00:19,768
<i>هنري»؟»</i>

8
00:00:19,768 --> 00:00:22,229
<i>هيچ نشوني از يخ‌زدگي نيست
جاي ديگه‌اي بودي؟</i>

9
00:00:23,400 --> 00:00:25,300
<font color="#ff0000"><i>?آنچه که در سريال
: گذشت "Castle Rock"</i></font>

10
00:00:25,500 --> 00:00:27,419
<i>من تجربه‌ي زيبايي داشتم</i>

11
00:00:29,028 --> 00:00:31,530
<i>و من شنيدمش -
چي رو؟ -</i>

12
00:00:31,530 --> 00:00:34,408
<i>يعني داري ميگي که پدرم باور داشت
مي‌تونست صداي خدا رو بشنوه؟</i>

13
00:00:34,408 --> 00:00:36,410
<i>هر جا و در هر مکان</i>

14
00:00:36,410 --> 00:00:39,622
<i>گذشته‌هاي ممکن و حالات ممکن زمان حال</i>

15
00:00:39,622 --> 00:00:43,668
<i>شيزما صداي جهان هستي‌ـه که
سعي مي‌کنه اونا رو وفق بده</i>

16
00:00:43,668 --> 00:00:46,587
<i>هيچ‌وقت نذار دوباره نور روز رو ببينه</i>

17
00:00:48,089 --> 00:00:50,132
<i>همون چيزيه که خدا بهم گفت</i>

18
00:00:50,132 --> 00:00:51,717
<i>تو من رو مي‌شناسي</i>

19
00:00:51,717 --> 00:00:54,220
<i>من راجبه تو هيچي نميدونم</i>

20
00:00:54,220 --> 00:00:56,597
<i>مي‌شناسي و منم تو رو مي‌شناسم</i>

21
00:00:56,597 --> 00:00:58,683
<i>اون بيرون توي جنگل</i>

22
00:00:58,683 --> 00:01:00,184
<i>همونجايي هستش که توش مُردي</i>

23
00:01:03,229 --> 00:01:05,940
<i>مي‌شنوي؟ بايد بريم داخل جنگل</i>

24
00:01:05,940 --> 00:01:07,608
<i>چرا سراغ من رو گرفتي؟</i>

25
00:01:07,608 --> 00:01:10,403
<i>مرد جوان ، تو کي هستي؟</i>

26
00:01:10,403 --> 00:01:11,921
<i>«هنري ديوِر»</i>

27
00:01:17,910 --> 00:01:21,998
<i>خدا به اين مکان پشت کرده</i>

28
00:01:26,919 --> 00:01:30,590
<i>ترک‌مون کرده
اين چيزيه که مردم ميگن</i>

29
00:01:33,259 --> 00:01:36,721
<i>يا اينکه ميگن داره به‌خاطر
گناهان‌مون ما رو مجازات مي‌کنه</i>

30
00:01:36,721 --> 00:01:39,139
<i>"مثل شهر‌هاي "سودوم" و "گوموراه</i>
<font color="#ff8000">شهر‌هايي که در انجيل به‌خاطر)
(گناهان متعدد مردمانش نابود شد</font>

31
00:01:42,268 --> 00:01:44,854
<i>تصادف هليکوپتر رو يادته؟</i>

32
00:01:47,690 --> 00:01:51,277
<i>اتوبوس مدرسه چطور؟</i>

33
00:02:03,706 --> 00:02:06,959
<i>مردم ميگن "تقصير من نيست</i>

34
00:02:11,964 --> 00:02:13,758
<i>"تقصير اين مکان‌ـه</i>

35
00:02:18,346 --> 00:02:20,351
<i>....و موضوع اينه که</i>

36
00:02:23,351 --> 00:02:24,894
<i>حق با اوناست</i>

37
00:02:26,771 --> 00:02:30,191
<i>وقتي که بچه بودم
مامانم بهم يه قصه گفت</i>

38
00:02:30,191 --> 00:02:32,526
<i>راجبه روز قيامت</i>

39
00:02:33,819 --> 00:02:37,365
<i>او جوان بود</i>

40
00:02:37,365 --> 00:02:40,451
<i>تنها بود</i>

41
00:02:40,451 --> 00:02:44,288
<i>و متقاعد شده بود شيطان بر من مسلطه</i>

42
00:02:44,288 --> 00:02:46,624
<i>شايد هم همينطور باشه</i>

43
00:02:50,127 --> 00:02:54,090
<i>يا شايد شيطان مادرم رو
زير سلطه خودش داشت</i>

44
00:03:10,815 --> 00:03:13,734
<i>...ولي يه‌دفعه</i>

45
00:03:13,734 --> 00:03:16,362
<i>يه معجزه رخ داد</i>

46
00:03:23,411 --> 00:03:28,082
<i>خداوند اون روز هر دوـي ما را نجات داد</i>

47
00:03:28,082 --> 00:03:30,292
<i>من رو از مرگ برگرداند</i>

48
00:03:30,292 --> 00:03:32,753
<i>مثل تنها فرزندش</i>
<font color="#ff8000">(حضرت عيسي مسيح)</font>

49
00:03:32,753 --> 00:03:38,926
<i>من بقيه عمرم رو در اختيارش بودم
تا در اين مبارزه بزرگ شرکت کنم</i>

50
00:03:38,926 --> 00:03:41,345
<i>تا صداي خدا را بشنوم</i>

51
00:03:41,345 --> 00:03:44,181
<i>بهش گفتم بذار من اونطرف در به‌ايستم</i>

52
00:03:44,181 --> 00:03:49,186
<i>ولي خدا هر درخواستي رو نمي‌پذيره</i>

53
00:03:49,186 --> 00:03:53,524
<i>پس منتظر شدم براي سال‌ها</i>

54
00:03:55,985 --> 00:03:57,862
<i>براي راه رسيدن به هدفم</i>

55
00:04:04,493 --> 00:04:07,246
<i>...اما بالاخره يک روز</i>

56
00:04:09,290 --> 00:04:12,044
<i>...در يه روز وحشتناک</i>

57
00:04:14,044 --> 00:04:15,671
<i>خدا جواب داد</i>

58
00:04:36,700 --> 00:04:38,900
<font color="#ff0000">"Castle Rock"
فصل 1
«قسمت 9 : «هنري ديوِر</font>

59
00:05:34,792 --> 00:05:38,879
<i>تداوم در عمل ، سخت کار کردن</i>

60
00:05:38,879 --> 00:05:40,422
<i>متوجه نمي‌شديم داريم اين‌کار رو مي‌کنيم</i>

61
00:05:40,422 --> 00:05:42,216
<i>ولي داريم اتفاقات رو در
يه توالي مرتب قرار ميديم</i>

62
00:05:42,216 --> 00:05:44,093
<i>تا زندگي‌مون معني پيدا کنه</i>

63
00:05:45,636 --> 00:05:51,350
<i>وقتي اين تداوم برهم بخوره
همه چيز خراب ميشه</i>

64
00:05:51,350 --> 00:05:53,769
<i>انجام اعمال بالاتر و مهم‌تر
چالش‌برانگيز و سخت ميشه</i>

65
00:05:53,769 --> 00:05:57,147
<i>منطق و عدالت کم‌کم از بين ميره</i>

66
00:05:57,147 --> 00:06:00,526
<i>نميشه هزينه‌ها رو مديريت کرد
نميشه سوار ماشين شد</i>

67
00:06:00,526 --> 00:06:02,945
<i>برنامه‌ريزي و حل مشکلات هم پر</i>

68
00:06:02,945 --> 00:06:07,616
<i>و سردرگمي و مشکلات با زمان و مکان</i>

69
00:06:07,616 --> 00:06:12,413
اين داستان بيماري آلزايمر هستش

70
00:06:12,413 --> 00:06:16,275
يا حداقل تا الان که بوده

71
00:06:20,588 --> 00:06:22,464
اين "پاک" هستش

72
00:06:22,464 --> 00:06:25,843
حالا "پاک" با يه تمايل ژنتيکي به دنيا اومده

73
00:06:25,843 --> 00:06:32,182
به نام اختلال پيري در گربه‌ها
که شباهت زيادي به آلزايمر داره

74
00:06:32,182 --> 00:06:36,896
بي‌تفاوتي ، گيجي
و ناتواني حرکت در محيط

75
00:06:36,896 --> 00:06:40,566
اين براي قبل از اين بود که
ما ايمپلنت مغزي رو کار بذاريم

76
00:06:40,566 --> 00:06:42,192
«توي مغز «پاک

77
00:06:45,237 --> 00:06:48,908
و الان «پاک» يه معجزه هستش

78
00:06:48,908 --> 00:06:50,951
يادش مياد ظرف غذاش کجاست

79
00:06:50,951 --> 00:06:54,538
يادش مياد گربه ماده سکسي
همسايه کِي مياد تو پاسيو

80
00:06:54,538 --> 00:06:58,250
پاک" دوباره به زندگي عاديش برگشته"

81
00:06:58,250 --> 00:07:01,128
مي‌بينيد؟ آلزايمر داستان شمارو به‌هم ريخت

82
00:07:01,128 --> 00:07:03,339
...و

83
00:07:03,339 --> 00:07:05,841
خب ، آلزايمر چراغ زندگي رو خاموش مي‌کنه

84
00:07:05,841 --> 00:07:08,886
ما دوباره چراغ رو روشن مي‌کنيم

85
00:07:08,886 --> 00:07:11,972
<i>و واقعاً اون حرف رو زدي
اونم با يه چهره جدّي و مصمم؟</i>

86
00:07:11,972 --> 00:07:15,684
<i>آره . منظورم اينه که مي‌تونيم
تا 3 سال آينده به سود برسيم</i>

87
00:07:15,684 --> 00:07:20,022
به‌خاطر همينه آدمايي مثل من نميذارن
آدمايي مثل تو پول رو مديريت کنن

88
00:07:20,022 --> 00:07:22,441
هي ، امروز 20ـم‌ـه ، مگه نه؟

89
00:07:22,441 --> 00:07:24,735
...قرار نبود تو -
آره . فردا -

90
00:07:24,735 --> 00:07:27,071
فردا؟ باشه -
صبر -

91
00:07:27,071 --> 00:07:29,865
زياد با شخصيت من نمي‌سازه

92
00:07:32,034 --> 00:07:33,410
وايسا

93
00:07:36,747 --> 00:07:38,666
سلام ، همه چيز مرتبه؟

94
00:07:38,666 --> 00:07:40,501
<i>راستش نه</i>

95
00:07:40,501 --> 00:07:42,419
<i>خبرهاي بدي دارم</i>

96
00:07:42,419 --> 00:07:44,004
مامان چيزيش شده؟

97
00:07:44,004 --> 00:07:45,964
<i>روت" حالش خوبه"</i>

98
00:07:45,964 --> 00:07:47,883
<i>راجبه پدرت‌ـه</i>

99
00:08:18,414 --> 00:08:21,875
از اينجا به بعد رو پياده ميرم . ممنون

100
00:11:17,509 --> 00:11:19,970
<i>حرف ما چيه؟</i>

101
00:11:21,638 --> 00:11:22,806
<i>که غمگين و نااميد باشيم؟</i>

102
00:11:25,058 --> 00:11:30,647
<i>کتاب مقدس ميگه
مرگ داخل پيروزي هستش</i>

103
00:12:22,199 --> 00:12:24,159
سلام

104
00:12:24,159 --> 00:12:26,745
ببخشيد مزاحم‌تون ميشم

105
00:12:26,745 --> 00:12:29,248
...شما -
بريجيد» هستم» -

106
00:12:29,248 --> 00:12:33,085
بايد وضع خيلي خراب باشه که آدمايي
مثل شما اومدن سراغ اون سگ‌دوني

107
00:12:33,085 --> 00:12:36,171
2تا دلال ديروز از «پورتلند» اومده بودن

108
00:12:36,171 --> 00:12:37,798
شما داستان‌هاي بد اينجا رو
پيگيري کرديد . درسته؟

109
00:12:37,798 --> 00:12:39,216
چون من شنيدم که

110
00:12:39,216 --> 00:12:41,218
اون اين‌کار رو اون بيرون
تو درياچه انجام داده

111
00:12:41,218 --> 00:12:42,928
اينجوري

112
00:12:42,928 --> 00:12:45,722
ميدوني ، توي خونه نه
اگه تفاوتي ايجاد مي‌کنه

113
00:12:45,722 --> 00:12:48,517
من دلال ملک نيستم

114
00:12:48,517 --> 00:12:50,185
...احتمالاً من رو يادت نمياد ولي

115
00:12:50,185 --> 00:12:53,563
«بريج» -
بله . من اين بيرونم -

116
00:12:56,566 --> 00:12:57,651
هي

117
00:13:00,529 --> 00:13:01,697
"مالي"

118
00:13:03,365 --> 00:13:05,033
هنري ديوِر»؟»

119
00:13:13,709 --> 00:13:16,086
بفرمايين -
ممنون -

120
00:13:16,086 --> 00:13:17,372
«سلام «مالي -
سلام -

121
00:13:17,396 --> 00:13:18,671
چه خبرا «مالي»؟ -
سلام -

122
00:13:18,672 --> 00:13:20,716
بفرما

123
00:13:22,217 --> 00:13:24,386
يه نگاه به خودت بنداز -
چي؟ -

124
00:13:24,386 --> 00:13:28,181
عين شهردار‌ها شدي -
بيخيال . شوراي شهر -

125
00:13:28,181 --> 00:13:30,100
يه‌جور قدرت واقعي‌ـه

126
00:13:30,100 --> 00:13:31,852
وقتي بچه بوديم خيلي خجالتي بودي

127
00:13:31,852 --> 00:13:33,895
آدما عوض ميشن . ميدوني؟

128
00:13:33,895 --> 00:13:35,856
خواهرت هم همينطور

129
00:13:35,856 --> 00:13:37,983
آره . به نظرم آدماي خوش‌شانس تغيير مي‌کنن

130
00:13:37,983 --> 00:13:42,612
و بدشانس‌ها وسط کنفرانس رياضي دبيرستان
به همسرشون خيانت مي‌کنن

131
00:13:42,612 --> 00:13:45,991
و تا يه سالي مجبور ميشن روي
مبل خونه خواهرشون سر کنن

132
00:13:48,118 --> 00:13:50,871
مادرت چطوره؟

133
00:13:50,871 --> 00:13:54,958
تو "ساراسوتا" هستش

134
00:13:54,958 --> 00:13:58,503
ميدوني با کي زندگي مي‌کنه؟
«آلن پنگبورن»

135
00:13:58,503 --> 00:14:00,297
کلانتر پيره؟ -
آره -

136
00:14:00,297 --> 00:14:05,052
قبلاً يه‌جورايي به هم علاقه‌مند شده بودن

137
00:14:05,052 --> 00:14:07,054
اون کسي بودش که مادرم رو متقاعد کرد
که پدرم رو ول کنه

138
00:14:07,054 --> 00:14:10,724
«چند روز بعدش رفتيم به «بوستون
آلن» يهو دم در پيداش شد»

139
00:14:10,724 --> 00:14:13,185
و الان به خوبي ازش مراقبت مي‌کنه

140
00:14:15,020 --> 00:14:17,355
مادرم آلزايمر داره

141
00:14:17,355 --> 00:14:21,401
نه . «هنري» ، متأسفم
من خبر نداشتم

142
00:14:21,401 --> 00:14:23,001
خيلي زود آلزايمر گرفت

143
00:14:23,779 --> 00:14:29,367
اول خدايان "نورس" رو يادش رفت
و بعدش چيزهاي ديگه

144
00:14:29,367 --> 00:14:33,330
ولي به‌خاطر اونه که وارد اين رشته شدم -
البته -

145
00:14:33,330 --> 00:14:35,665
يه چيز ديگه که من بهش مديونم

146
00:14:38,126 --> 00:14:41,421
کار درستي کرد که تو رو از اينجا برد

147
00:14:53,683 --> 00:14:57,145
ميشه يه چيزي ازت بپرسم؟ -
آره -

148
00:14:57,145 --> 00:15:01,358
پدرم واسه مدت زيادي بود
که عقلش رو از دست داده بود

149
00:15:01,358 --> 00:15:04,319
چرا حالا به سر خودش شليک کرد؟

150
00:15:04,319 --> 00:15:06,321
تا حالا باهاش صحبت کرده بودي؟

151
00:15:10,408 --> 00:15:14,621
بعد از اينکه کليسا رو ترک کرد
فکر نکنم با کسي حرف زده باشه

152
00:15:18,041 --> 00:15:20,836
چراغ‌قوه‌ها رو يادته؟

153
00:15:20,836 --> 00:15:23,547
معلومه که آره

154
00:15:23,547 --> 00:15:25,590
هميشه ميدونستي که من کِي بيدارم

155
00:15:25,590 --> 00:15:30,137
چون هر وقت چراغ اتاقم
خاموش بود باز هم ميدونستي

156
00:15:30,137 --> 00:15:33,140
خيلي چيزها رو ميدونستي

157
00:15:33,140 --> 00:15:36,726
آره . هميشه خيلي فضول بودم
هميشه همينجوري بودم

158
00:15:39,688 --> 00:15:41,898
خيلي‌خوبه که دوباره ديدمت -
آره -

159
00:15:46,987 --> 00:15:48,989
شب‌بخير -
شب‌بخير -

160
00:15:57,497 --> 00:16:01,376
<i>پس حال‌ـت خوبه؟ -</i>
خوبم -

161
00:16:01,376 --> 00:16:04,838
آره . همه چيز مرتبه

162
00:16:04,838 --> 00:16:07,674
به نيمه پر ليوان نگاه کن
الان ديگه خونه‌دار شديم

163
00:16:07,674 --> 00:16:09,050
<i>وايسا</i>

164
00:16:10,927 --> 00:16:12,804
<i>لعنتي -</i>
چيه؟ -

165
00:16:12,804 --> 00:16:14,514
<i>فيوز برق پريد</i>

166
00:16:14,514 --> 00:16:17,142
حتي نميدونم جعبه برق کجاست

167
00:16:17,142 --> 00:16:18,643
صبر کن

168
00:16:28,069 --> 00:16:30,197
يه چراغ‌قوه پيدا کردم

169
00:16:30,197 --> 00:16:33,325
<i>اميدوارم مجبور نباشي زياد اونجا بموني</i>

170
00:16:33,325 --> 00:16:35,202
هي ، فقط فرداست

171
00:16:35,202 --> 00:16:38,705
...امروز در اصل فرداست . 21ـه پس

172
00:16:38,705 --> 00:16:41,708
نه . هنوز نشده -
<i>پس دير کردي -</i>

173
00:16:41,708 --> 00:16:46,296
<i>فقط يه روز -</i>
...آره ولي -

174
00:16:46,296 --> 00:16:48,298
تو معمولاً آدم وقت‌شناسي هستي

175
00:16:48,298 --> 00:16:50,550
فقط يه آزمايش بارداري هم بگير

176
00:16:50,550 --> 00:16:53,345
<i>بهت گفتم که فقط يه روز گذشته؟</i>

177
00:16:55,472 --> 00:16:59,100
اولين ماه تلاش کردن‌مون‌ـه . آره . ميدونم

178
00:16:59,100 --> 00:17:03,188
...ولي من فقط

179
00:17:03,188 --> 00:17:04,898
يه حسي دارم

180
00:17:06,524 --> 00:17:09,527
<i>هي ، نمي‌تونم تصورش رو بکنم
که بودن تو اون خونه چجوريه</i>

181
00:17:09,527 --> 00:17:11,905
<i>بعد اون‌همه سال</i>

182
00:17:11,905 --> 00:17:13,740
آر ه

183
00:17:15,283 --> 00:17:17,494
<i>فقط صبح بهم زنگ بزن . باشه؟</i>

184
00:17:18,745 --> 00:17:20,538
«دوست‌ـت دارم «مارِت

185
00:17:20,538 --> 00:17:22,249
<i>دوست‌ـت دارم</i>

186
00:17:42,477 --> 00:17:43,937
بذار ببينم

187
00:17:53,863 --> 00:17:54,990
نه

188
00:18:07,002 --> 00:18:09,004
<i>آخرين‌باري که با پدرت حرف زدي کِي بود؟</i>

189
00:18:10,797 --> 00:18:13,133
نميدونم

190
00:18:13,133 --> 00:18:14,801
وقتي همسن اون پسره بودم

191
00:18:19,097 --> 00:18:21,349
چيا ميگه؟

192
00:18:22,475 --> 00:18:24,394
فعلاً که هيچي

193
00:18:25,395 --> 00:18:27,647
يعني به غير از اسم شما

194
00:18:30,900 --> 00:18:32,402
هنري ديوِر»؟»

195
00:18:34,279 --> 00:18:36,448
شمايي . درسته؟

196
00:18:57,260 --> 00:19:01,890
پدرتون تا حالا بهتون دست زده بود؟ -
چي؟ -

197
00:19:01,890 --> 00:19:06,936
نه . ببين ، پدرم خيلي مزخرف بود
ولي اونجوري نبود

198
00:19:06,936 --> 00:19:08,813
پس چجوري مزخرف بود؟

199
00:19:12,317 --> 00:19:16,946
فکر مي‌کرد که صداي خدا رو
داخل اون جنگل شنيده

200
00:19:19,407 --> 00:19:23,572
منم با خودش نصفه‌شب
مي‌کشوند اونجا وسط زمستون

201
00:19:24,597 --> 00:19:27,415
<i>اونجا من رو مي‌گردوند</i>

202
00:19:27,415 --> 00:19:29,209
اميدوار بود منم صداش رو بشنوم

203
00:19:30,502 --> 00:19:32,061
شنيدي؟

204
00:19:47,769 --> 00:19:50,897
هي ، وايسا . برگرد اينجا

205
00:19:59,906 --> 00:20:02,450
همه چيز خوبه . مشکلي نيست

206
00:20:07,372 --> 00:20:09,207
سعي مي‌کرد کجا بره؟

207
00:20:39,779 --> 00:20:42,907
<i>آتش‌سوزي در جنگل
حدود 1000 هکتار رو نابود کرد</i>

208
00:20:42,907 --> 00:20:45,368
<i>...خلبان هليکوپتر مستي که</i>

209
00:20:47,662 --> 00:20:49,372
<i>«و در «تاون پلازا...</i>

210
00:20:50,957 --> 00:20:54,836
<i>اتوبوس مدرسه و همه‌ي اون بچه‌هاي
بامزه رو ريل قطار مُردند</i>

211
00:22:09,452 --> 00:22:11,746
<i>اين لعنت و نفرين از همون اول وجود داشت</i>

212
00:22:11,746 --> 00:22:16,835
<i>از وقتي که اون مهاجران اصيل فرانسوي
200سال پيش يخ زدند و از گرسنگي مردند</i>

213
00:22:16,835 --> 00:22:18,795
<i>تنها نجات‌يافته يه دختر جوان بود</i>

214
00:22:18,795 --> 00:22:22,215
<i>که مجبور شد اجساد خانواده
خودش رو تکه‌تکه کنه و بخوره</i>

215
00:22:22,215 --> 00:22:23,675
<i>اين وقتي بودش که شروع شد؟</i>

216
00:22:26,302 --> 00:22:29,514
<i>خدا به اين مکان پشت کرده</i>

217
00:22:29,514 --> 00:22:31,140
<i>ما رو ترک کرده</i>

218
00:22:31,140 --> 00:22:32,851
<i>اين چيزيه که مردم ميگن</i>

219
00:22:32,851 --> 00:22:34,686
<i>يا ميگن که داره ما رو مجازات مي‌کنه</i>

220
00:22:37,480 --> 00:22:40,275
<i>اگه فقط يه صدا نباشه چي؟</i>

221
00:22:51,953 --> 00:22:54,831
<i>بعد از پايان بدترين اين اتفاقات</i>

222
00:22:54,831 --> 00:22:58,501
<i>اين نگون‌بختي که در
اون فصل بهار داشتيم</i>

223
00:22:58,501 --> 00:23:00,003
<i>خداي بهشت</i>

224
00:23:03,006 --> 00:23:06,551
<i>هرشب کلي ساعت اونجا مي‌گذرونديم
تو اون جنگل لعنتي دعا مي‌کرديم</i>

225
00:23:07,844 --> 00:23:10,179
<i>سعي مي‌کرديم که صداش رو بشنويم</i>

226
00:23:10,179 --> 00:23:12,390
<i>فکر مي‌کردم اگه 1بار ديگه
بتونم صداش رو بشنوم</i>

227
00:23:12,390 --> 00:23:14,642
<i>بهم ميگه چجوري اين وضع رو تموم کنم</i>

228
00:23:14,642 --> 00:23:16,561
<i>به اين سياه‌بختي خاتمه بدم</i>

229
00:23:17,729 --> 00:23:20,857
<i>ولي بهم نگفت</i>

230
00:23:20,857 --> 00:23:22,483
<i>شايدم من نتونستم بشنوم</i>

231
00:23:22,483 --> 00:23:25,028
<i>شايد به اندازه کافي گوشم رو نسپردم</i>

232
00:23:27,113 --> 00:23:29,991
<i>ولي بعدش يه چيزي شنيدم</i>

233
00:23:31,534 --> 00:23:33,661
<i>يه صدايي از در عقبي شنيدم</i>

234
00:23:33,661 --> 00:23:35,955
<i>صداي چيزي که سعي مي‌کرد وارد بشه</i>

235
00:23:35,955 --> 00:23:37,790
<i>دليل همه‌ي اين سختي‌ها</i>

236
00:23:37,790 --> 00:23:42,045
<i>چوب بيسبالم رو از کمد درآوردم
پرتش کردم تا در عقبي باز بشه</i>

237
00:23:42,045 --> 00:23:44,047
<i>و اون اونجا بود</i>

238
00:23:44,047 --> 00:23:46,299
<i>بهم نگاه کرد</i>

239
00:23:46,299 --> 00:23:48,843
<i>به اون چوب نگاه کرد
خيلي ترسيده بود</i>

240
00:23:48,843 --> 00:23:51,429
<i>به‌نظر گير افتاده بود
مي‌توني اون رو مقصر بدوني؟</i>

241
00:23:51,429 --> 00:23:55,516
<i>بين يه مرد با چوب بيسبال و جنگلي
که ازش اومده بود گير افتاده بود</i>

242
00:23:55,516 --> 00:23:59,103
<i>خب ، بذار بگم که
فقط اون نبود که ترسيده بود</i>

243
00:23:59,103 --> 00:24:01,189
<i>باور کنيد رفتم سراغ موبايلم</i>

244
00:24:01,189 --> 00:24:05,151
<i>مي‌خواستم به پليس زنگ بزنم
بخش کودکان ، بخش امنيت</i>

245
00:24:05,151 --> 00:24:08,237
<i>و بعدش شروع کرد به گفتن
"من شنيدمش بابا"</i>

246
00:24:08,237 --> 00:24:11,240
<i>خيلي بلند بود بابا"
"همه اطراف ما رو فرا گرفته</i>

247
00:24:11,240 --> 00:24:13,159
<i>توي سرم و اين خيلي زياد بود برام</i>

248
00:24:13,159 --> 00:24:15,620
<i>و بعدش تو رفتي
و بعدش من رفتم</i>

249
00:24:15,620 --> 00:24:17,497
<i>و من توي جنگل بيدار شدم</i>

250
00:24:17,497 --> 00:24:19,832
<i>ولي يک‌دفعه ديگه
هيچ برفي وجود نداشت</i>

251
00:24:19,832 --> 00:24:23,670
<i>و بعدش رفتم به شهر و همه چيز
تغيير کرده بود</i>

252
00:24:23,670 --> 00:24:28,007
<i>همون "کَسِل راک" بود ولي تغيير کرده بود
و هيچ‌کس تو شهر هم من رو نمي‌شناخت</i>

253
00:24:28,007 --> 00:24:30,385
<i>اين چيزيه که اون گفت
اصلاً با عقل جور درنمياد</i>

254
00:24:30,385 --> 00:24:32,720
<i>و بعدش برام يه داستاني تعريف کرد</i>

255
00:24:32,720 --> 00:24:36,140
<i>گفت که پسر من «هنري»ـه</i>

256
00:24:36,140 --> 00:24:38,101
<i>به فرزندي من دراومده بود</i>

257
00:24:38,101 --> 00:24:42,605
<i>داستاني از ما 2تا گفتش که رفتيم
«براي دعا تو جنگل‌هاي «کَسِل راک</i>

258
00:24:42,605 --> 00:24:48,653
<i>گفت که اون بيرون بوديم
گفت که صداي خدا رو بشنويم</i>

259
00:24:48,653 --> 00:24:50,029
<i>و اون هم شنيد</i>

260
00:24:50,029 --> 00:24:51,990
<i>گفت که واقعاً اون صدا رو شنيده</i>

261
00:24:51,990 --> 00:24:53,825
<i>اين‌دفعه ديگه شوخي نبود</i>

262
00:24:53,825 --> 00:24:56,244
<i>از اون زرنگي‌ها و فريب‌هاي مادرش نبود</i>

263
00:24:56,244 --> 00:24:58,955
<i>و اونجا...دقيقاً همونجا
من رو گول زد</i>

264
00:24:58,955 --> 00:25:00,915
<i>چون کي بايد ميدونست؟</i>

265
00:25:00,915 --> 00:25:04,419
<i>کي ممکنه بود بدونه اون زن
سعي داشت من رو گول بزنه؟</i>

266
00:25:07,672 --> 00:25:10,466
<i>من بازم امتحانش کردم؟
البته که کردم</i>

267
00:25:10,466 --> 00:25:16,139
<i>ازش پرسيدم که چجوري دوست دارم
تخم‌مرغم رو اجاق گاز پخته بشه</i>

268
00:25:16,139 --> 00:25:18,641
<i>اينکه چه اسمي روش گذاشتيم
و چه شکلي هستش</i>

269
00:25:18,641 --> 00:25:19,934
<i>اون ميدونست</i>

270
00:25:21,936 --> 00:25:23,646
<i>همه رو ميدونست</i>

271
00:25:24,939 --> 00:25:28,568
<i>و اين حس رستگاري و خوشبختي بود</i>

272
00:25:28,568 --> 00:25:30,236
<i>انگار که برگشته بود پيش من</i>

273
00:25:30,236 --> 00:25:32,822
<i>عوض شده بود ولي خودش بود</i>

274
00:25:32,822 --> 00:25:35,033
<i>حالش بهبود پيدا کرده بود</i>

275
00:25:35,033 --> 00:25:37,410
<i>هنري» عزيزم بالاخره برگشت پيش خودم»</i>

276
00:25:41,414 --> 00:25:46,419
<i>و اينجوري بود که
فهميدم چي‌کار کردم</i>

277
00:25:47,962 --> 00:25:51,674
<i>من آرزو مي‌کردم دعا نمي‌کردم</i>

278
00:25:51,674 --> 00:25:55,386
<i>همين رو مي‌خواستم . آره . همين</i>

279
00:25:57,305 --> 00:26:01,768
<i>و همين بود . درست مثل شبکه‌هاي
تلوزيون که مرتب‌شون مي‌کردم</i>

280
00:26:01,768 --> 00:26:05,897
<i>خب ، ما ميدونيم که اون کيه ، مگه نه؟</i>

281
00:26:05,897 --> 00:26:10,526
<i>کيه که هر چي آرزو کني بهت ميده
وقتي که بيشتر از هر وقت ديگه‌اي لازمش داري</i>

282
00:26:10,526 --> 00:26:13,362
<i>و به هر ترتيبي بهت ميرسونه</i>

283
00:26:14,989 --> 00:26:17,617
<i>من در اختيار بودم
خيلي راحت در اختيار افتاده بودم</i>

284
00:26:17,617 --> 00:26:20,161
<i>اين پسر من نبود</i>

285
00:26:26,584 --> 00:26:33,966
<i>در کوري رويا و خواسته‌ي من
من فريب‌کار رو دعوت کردم</i>

286
00:26:38,638 --> 00:26:42,642
من تمام اين مدت فقط از
بالا تا پايين يه تپه فاصله داشتم

287
00:26:42,642 --> 00:26:45,394
ميدونستم که چجوريه

288
00:26:45,394 --> 00:26:48,606
به‌خاطر همين هيچ‌وقت بهش توجه نمي‌کردم

289
00:26:50,525 --> 00:26:54,654
چيزهايي که بهم مي‌گفت
اون بچه راجبه مادرم بهش گفت

290
00:26:56,906 --> 00:27:01,410
جوري که بهم مي‌گفت که راجبه
شنيدن صداي خدا تو جنگل دروغ بگم

291
00:27:01,410 --> 00:27:04,288
تا دست از سرم برداره

292
00:27:04,288 --> 00:27:06,749
اون اتفاق افتاد

293
00:27:09,836 --> 00:27:11,671
چي داري ميگي؟

294
00:27:14,132 --> 00:27:15,800
نميدونم

295
00:27:18,136 --> 00:27:21,264
...«ولي «هنري

296
00:27:21,264 --> 00:27:23,140
بهم گوش کن

297
00:27:23,140 --> 00:27:26,561
چيزهايي که راجبه‌شون صحبت کرد

298
00:27:26,561 --> 00:27:31,440
سقوط هليکوپتر
تصادف اتوبوس مدرسه

299
00:27:31,440 --> 00:27:34,026
دهه‌ها قبل اتفاق افتادن

300
00:27:38,739 --> 00:27:40,616
ميرسه به دهه‌هاي سال 1400

301
00:27:43,578 --> 00:27:45,955
اونم اين رو ضبط کرد

302
00:27:47,415 --> 00:27:50,710
نه ولي اون بچه نمي‌تونه
بيشتر از 12 سالش باشه

303
00:27:54,255 --> 00:27:57,091
<i>سال‌ها اونجا موند</i>

304
00:27:57,091 --> 00:27:59,260
<i>سال‌هاي زياد</i>

305
00:27:59,260 --> 00:28:02,847
<i>و من پيرتر و تنها‌تر شدم</i>

306
00:28:02,847 --> 00:28:05,808
<i>وقتايي بود که من مريض بودم</i>

307
00:28:05,808 --> 00:28:07,935
<i>تو زيرزمين کريسمس رو جشن مي‌گرفتيم</i>

308
00:28:07,935 --> 00:28:09,896
<i>«با پيروزي‌هاي تيم «رِد ساکس</i>

309
00:28:09,896 --> 00:28:12,481
<i>بهش ياد دادم چجوري از صابون
مجسمه درست کنه</i>

310
00:28:12,481 --> 00:28:15,234
<i>همونجوري که به پسرم يک‌بار ياد دادم</i>

311
00:28:15,234 --> 00:28:18,613
<i>و آره . معلومه که ميذاشتم بيرون بياد</i>

312
00:28:18,613 --> 00:28:24,160
<i>اونم چندبار . من تقريباً در برابر داستانش
تسليم شدم . خنده‌هاش</i>

313
00:28:24,160 --> 00:28:26,787
<i>نميدونم کسي به اينا گوش ميده يا نه</i>

314
00:28:26,787 --> 00:28:30,124
<i>«شايدم خود «هنري
هنري» عزيزم»</i>

315
00:28:30,124 --> 00:28:34,295
<i>پس بدون که من بالاخره تسليم شدم</i>

316
00:28:34,295 --> 00:28:36,505
<i>ولي بهم گوش کن پسرم</i>

317
00:28:36,505 --> 00:28:39,967
<i>تا وقتي که شيطان تو خيابوناي
کَسِل راک» قدم ميزنه»</i>

318
00:28:39,967 --> 00:28:42,136
<i>فاجعه پشت فاجعه رخ ميده</i>

319
00:28:42,136 --> 00:28:44,096
<i>و مردم به همديگه حمله‌ور مي‌شوند</i>

320
00:28:44,096 --> 00:28:48,726
<i>و خون توي خيابون‌ها جاري ميشه
تا وقتي که برگرده به قفس</i>

321
00:28:58,235 --> 00:29:00,613
من مي‌تونم بفهمم کجا بردنش

322
00:29:33,187 --> 00:29:34,939
چه خبره؟

323
00:30:04,635 --> 00:30:06,095
من اينا رو مي‌شناسم

324
00:30:17,523 --> 00:30:19,817
فکر مي‌کنن کار اونه

325
00:30:26,657 --> 00:30:29,493
7نفر مُردن

326
00:30:29,493 --> 00:30:32,079
10نفر مفقود شدن -
خداي من -

327
00:30:33,664 --> 00:30:38,085
کسي بچه رو ديده؟ -
از اينجا بردنش -

328
00:30:38,085 --> 00:30:39,962
فکر مي‌کنن اون اين‌کار رو کرده

329
00:30:50,431 --> 00:30:52,725
ممنون

330
00:31:03,319 --> 00:31:06,447
پسره که تو تخت بغليش بوده
گفت که يه فندک پيدا کرد

331
00:31:06,447 --> 00:31:08,491
ديده که تشک خودش رو آتش زده

332
00:31:08,491 --> 00:31:10,993
بچه چند سالش‌ـه؟ همون شاهدتون

333
00:31:10,993 --> 00:31:14,914
اون پسر اين‌کار رو کتمان نمي‌کنه -
«بذار فقط باهاش حرف بزنيم «جيم -

334
00:31:14,914 --> 00:31:16,499
هنري» يه دکتره»

335
00:31:16,499 --> 00:31:19,960
اون پسر حتماً آسيب ذهني ديده

336
00:31:19,960 --> 00:31:24,256
هنري» فقط مي‌خواد هر طور»
که مي‌تونه کمک کنه

337
00:31:25,299 --> 00:31:27,051
من "مالي" هستم

338
00:31:28,135 --> 00:31:30,012
و اين "هنري" هستش

339
00:31:31,514 --> 00:31:34,266
اسم خودت رو ميدوني؟

340
00:31:35,559 --> 00:31:39,688
...هنري متيو»

341
00:31:39,688 --> 00:31:41,315
«ديوِر

342
00:31:45,945 --> 00:31:48,864
ميشه بهمون بگي چند سالته؟

343
00:32:04,421 --> 00:32:07,633
بيا . اين ممکنه کمکت کنه

344
00:32:08,634 --> 00:32:10,803
خيلي‌خب ، چيزي نيست . متأسفم

345
00:32:23,399 --> 00:32:25,943
مي‌تونيم ازت يه سوال ديگه هم بپرسيم؟

346
00:32:29,488 --> 00:32:32,116
تو آتيش توي بيمارستان رو شروع کردي؟

347
00:32:37,621 --> 00:32:39,123
چرا؟

348
00:32:40,541 --> 00:32:43,252
...من

349
00:32:43,252 --> 00:32:45,004
نتونستم جلوش رو بگيرم

350
00:32:47,423 --> 00:32:53,637
پسره که تو تخت کناريم بود
...اون داشت

351
00:32:56,307 --> 00:32:58,267
زيادي نزديک مي‌شد

352
00:32:58,267 --> 00:33:01,520
نزديک به چي؟

353
00:33:12,489 --> 00:33:14,867
نه

354
00:33:22,958 --> 00:33:25,377
بايد بريم به جنگل

355
00:33:25,377 --> 00:33:26,921
وقت زيادي باقي نمونده

356
00:33:29,590 --> 00:33:31,286
<i>مي‌شنوي صدا رو؟</i>

357
00:33:31,311 --> 00:33:34,345
<i>در يک چشم‌به‌هم‌زدن
...صداي ساز به گوش</i>

358
00:33:34,345 --> 00:33:35,924
<i>الان صداش رو مي‌شنوي؟</i>

359
00:33:38,224 --> 00:33:40,434
<i>با همديگه</i>

360
00:33:49,985 --> 00:33:53,364
وقت‌تون تموم‌ـه . بايد ببريمش بالا

361
00:34:11,966 --> 00:34:15,344
خدا ميدونه چندوقت تو يه قفس بوده

362
00:34:15,344 --> 00:34:17,554
نمي‌تونيد دوباره بندازينش تو يه قفس ديگه

363
00:34:17,554 --> 00:34:23,102
به‌عنوان عضو شوراي شهر
من مسئوليت کاملش رو قبول مي‌کنم

364
00:34:30,192 --> 00:34:31,694
چه خبره؟

365
00:34:31,694 --> 00:34:33,904
اون با ما مياد

366
00:34:37,324 --> 00:34:40,786
مأمورين فردا صبح ميان که ببرنش

367
00:34:40,786 --> 00:34:43,038
پسره از منزل شما خارج نميشه

368
00:34:43,038 --> 00:34:46,417
دنيس» منزل شما رو براي پيدا کردن»
اسلحه و مواد محترقه تفتيش مي‌کنه

369
00:34:46,417 --> 00:34:47,918
متوجه شديد؟ -
بله -

370
00:34:47,918 --> 00:34:50,087
و تمام شب رو خارج منزل شما مي‌مونه

371
00:34:50,087 --> 00:34:52,923
بچه تا الان 1بار سعي کرده فرار کنه

372
00:36:11,585 --> 00:36:13,545
بايد کمکش کنيم

373
00:36:14,546 --> 00:36:16,590
داري راجبه چي صحبت مي‌کني؟

374
00:36:18,801 --> 00:36:22,930
بايد ببريمش جايي که مي‌خواد بره

375
00:36:22,930 --> 00:36:24,264
به سمت صدا

376
00:36:24,264 --> 00:36:28,060
توي جنگل؟ براي چي؟

377
00:36:31,230 --> 00:36:33,190
نميدونم

378
00:36:36,152 --> 00:36:37,152
لعنتي

379
00:36:42,950 --> 00:36:45,327
لعنتي ، لعنتي

380
00:36:49,331 --> 00:36:52,376
هي ، وايسا

381
00:37:12,312 --> 00:37:14,857
ماشين رو ديدم
دارن پياده حرکت مي‌کنن

382
00:37:14,857 --> 00:37:16,650
فاصله نيم مايلي از سمت
«شرقي «درياچه‌ي کَسِل

383
00:37:16,650 --> 00:37:17,943
<i>دريافت شد</i>

384
00:38:06,867 --> 00:38:08,243
پليس...همونجايي که هستي وايسا

385
00:38:08,243 --> 00:38:10,829
افسر ، همه چيز مرتبه . باشه؟

386
00:38:10,829 --> 00:38:13,582
آروم باش -
همين الان بخواب رو زمين -

387
00:38:13,582 --> 00:38:15,459
بهم گوش کن . به حرفم گوش کن

388
00:38:15,459 --> 00:38:17,019
«مالي»

389
00:38:32,601 --> 00:38:34,144
به حرفم گوش کن -
«مالي» -

390
00:38:34,144 --> 00:38:36,480
لعنت بهت «مالي» . وايسا

391
00:39:06,301 --> 00:39:08,136
<i>لعنت بهت «مالي» . وايسا</i>

392
00:39:23,402 --> 00:39:25,904
چي؟ -
چه غلطي کردي؟ -

393
00:39:25,904 --> 00:39:29,366
«مالي» ، «مالي»

394
00:39:29,366 --> 00:39:32,744
من تو هوا شليک کردم
فقط يه تير هوايي هشداري بود

395
00:39:32,744 --> 00:39:34,830
مشکلي نيست . مشکلي نيست

396
00:39:34,830 --> 00:39:36,123
<i>همه چيز درست ميشه</i>

397
00:39:36,123 --> 00:39:38,333
<i>زنگ بزن آمبولانس</i>

398
00:39:38,333 --> 00:39:40,294
<i>مشکلي نيست . مشکلي نيست</i>

399
00:39:41,962 --> 00:39:43,088
<i>کمکش کن</i>

400
00:39:48,302 --> 00:39:51,513
<i>کمکش کن . کمکش کن</i>

401
00:39:55,475 --> 00:39:57,561
<i>مالي»؟ «مالي»؟»</i>

402
00:39:57,561 --> 00:39:59,688
<i>مالي»؟»</i>

403
00:41:23,271 --> 00:41:24,481
<i>«هنري»</i>

404
00:41:26,900 --> 00:41:29,486
<i>«هنري»</i>

405
00:41:57,973 --> 00:42:02,853
من چند روزي سرگردون بودم

406
00:42:02,853 --> 00:42:05,647
سعي مي‌کردم برگردم

407
00:42:05,647 --> 00:42:07,107
و نتونستم

408
00:42:09,359 --> 00:42:11,653
بعدش «لِيسي» من رو پيدا کرد

409
00:42:14,781 --> 00:42:17,034
«من رو برد به «شاوشنک

410
00:42:19,369 --> 00:42:21,997
گفت که دستور رو شنيده

411
00:42:25,292 --> 00:42:27,252
گفت که من شيطانم

412
00:42:31,298 --> 00:42:33,675
باورم مي‌کني ، مگه نه؟

413
00:42:39,200 --> 00:42:46,200
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

