﻿1
00:00:15,850 --> 00:00:18,149
‫گروهبان کارآگاه لنکر
‫از واحد وی‌سِون صحبت می‌کنم

3
00:00:18,390 --> 00:00:21,520
‫دارم وارد طبقۀ نهم ساختمون هدروِی می‌شم

4
00:00:21,520 --> 00:00:24,270
‫مقصد واحد ۹۴۲ هستش،
‫مظنون همچنان فراریه

5
00:00:24,270 --> 00:00:26,480
<i>‫- گروهبان کارآگاه واحد سِون‌ام، دریافت شد</i>
‫- برید داخل

6
00:00:26,480 --> 00:00:28,650
<i>‫ما توی مسیریم
‫تا سه دقیقۀ دیگه می‌رسیم</i>

7
00:00:29,860 --> 00:00:31,813
<i>‫لطفاً بااحتیاط پیش برید</i>

8
00:00:36,240 --> 00:00:37,378
‫پلیس!

9
00:00:43,157 --> 00:00:45,995
‫- دارم وارد می‌شم
<i>‫- تفهیمه، تا دو دقیقۀ دیگه می‌رسیم</i>

10
00:00:47,021 --> 00:00:57,021
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

11
00:01:46,770 --> 00:01:47,850
زنگ بزنید پلیس

12
00:01:56,110 --> 00:01:57,400
‫نه، وایسا!

13
00:01:59,620 --> 00:02:00,620
‫پلیس!

14
00:02:03,080 --> 00:02:03,950
‫ایست!

15
00:02:44,006 --> 00:02:50,454
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

16
00:02:53,478 --> 00:03:00,606
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

17
00:03:11,214 --> 00:03:13,925
‫«ســوءپیشینه»
‫[فصل اول، قسمت دوم]

18
00:03:13,949 --> 00:03:33,949
‫♪ آهنگ Just Me and You ♪
‫♪ از Dreamliners ♪

19
00:03:59,406 --> 00:04:00,526
[پروندۀ کیفری]

20
00:04:06,530 --> 00:04:07,530
‫نه!

21
00:04:17,960 --> 00:04:19,130
‫خودشه

22
00:04:24,010 --> 00:04:25,140
‫«کلایو سیلکاکس»

23
00:04:25,140 --> 00:04:26,970
‫شک ندارم خودشه

24
00:04:31,310 --> 00:04:33,440
‫اسمش توی پایگاه داده‌ها ثبته، سابقۀ کیفریش چیه؟

25
00:04:33,440 --> 00:04:37,114
‫اتهامات متعددی مبنی بر تعدی،
‫خشونت خونگی،

26
00:04:37,520 --> 00:04:39,923
‫عضویت توی یک سازمان غیرقانونی

27
00:04:40,730 --> 00:04:43,761
‫و بعضی از گروه‌های افراطی
‫فکر کنم یه واحد رزمی باشه

28
00:04:44,200 --> 00:04:46,196
‫بله، هیچ کدوم هم به محکومیت ختم نشد

29
00:04:46,570 --> 00:04:49,200
‫اتهامات خشونتش ‫مال چند وقت پیش‌ان؟

30
00:04:49,790 --> 00:04:51,040
آگوست ۲۰۰۹

31
00:04:51,540 --> 00:04:54,168
واسه آشوب توی خیابون مایکلز
‫با پلیس تماس گرفتن

32
00:04:54,193 --> 00:04:56,493
‫خیابون مایکلز؟
‫پس از افراد بومیه

33
00:04:57,152 --> 00:05:00,293
‫چطور مگه؟ چرا مهمه؟

34
00:05:01,130 --> 00:05:04,510
‫قربانی، ماریا دسوزا

35
00:05:07,010 --> 00:05:11,010
‫به نظرم همون تماس‌گیرنده‌ای بود
‫که سه‌شنبه شب از هایزلین زنگ زد

36
00:05:12,350 --> 00:05:13,640
‫همون تماس ناشناس؟

37
00:05:13,640 --> 00:05:14,730
‫بله قربان

38
00:05:16,100 --> 00:05:19,730
‫خشونتِ دوست‌پسری رو گزارش داده بود
‫و مدعی بود که قتل ادلاید باروز کار خودشه

39
00:05:21,070 --> 00:05:23,570
‫درخواست پشتیبانی داده بودم،
‫یادت میاد؟

40
00:05:23,570 --> 00:05:24,780
‫- جون...
‫- و حالا...

41
00:05:28,240 --> 00:05:33,910
‫حالا ممکنه سراغ همسایه‌ها، همکارها
‫یا دوست‌دخترهای سابقش هم بره

42
00:05:35,160 --> 00:05:37,580
‫- اگه سابقۀ خشونت داشته باشه...
‫- ببین...

43
00:05:37,580 --> 00:05:39,000
‫نه، تو چَنگم بود

44
00:05:41,380 --> 00:05:43,022
تو چیزی کم نذاشتی

45
00:05:46,760 --> 00:05:49,363
‫مهم‌ترین چیز اینه که الان حالت خوبه

46
00:05:51,180 --> 00:05:52,560
‫فقط همینه که مهمه

47
00:05:53,310 --> 00:05:56,384
‫خب حالا گوش کن،
‫اگه مورد مشکوکی توی اون پروندۀ قتل باشه،

48
00:05:56,409 --> 00:05:57,909
‫ادلاید باروز رو می‌گم...

49
00:05:59,350 --> 00:06:00,610
‫روش تحقیق می‌کنیم

50
00:06:01,980 --> 00:06:03,230
‫بهت قول می‌دم

51
00:06:07,623 --> 00:06:09,735
<i>‫هر کاری از دستمون بربیاد، دریغ نمی‌کنیم</i>

52
00:06:13,004 --> 00:06:15,502
[کیم]

53
00:06:17,000 --> 00:06:18,420
<i>‫هرچی کله‌گنده‌تر...</i>

54
00:06:18,420 --> 00:06:20,420
‫کیم، چه کمکی از دستم برمیاد؟

55
00:06:20,420 --> 00:06:21,670
‫...ضربه سهمگین‌تر

56
00:06:29,106 --> 00:06:32,126
‫شنیدم توی محله‌تون قتلی اتفاق افتاده

57
00:06:37,640 --> 00:06:40,190
‫ببخشید
‫سلام، عذر می‌خوام

58
00:06:40,190 --> 00:06:41,940
‫دنبال خانمی به اسم جون لنکرم

59
00:06:41,940 --> 00:06:44,150
‫- چند ساعتی می‌شه که آوردنش اینجا
‫- ای داد

60
00:06:46,190 --> 00:06:47,190
‫اونجاست

61
00:06:48,450 --> 00:06:49,570
‫باشه، ممنون

62
00:06:53,830 --> 00:06:54,990
‫- سلام عرض شد
‫- سلام

63
00:06:56,750 --> 00:06:58,000
‫- خوبی؟
‫- آره

64
00:06:59,920 --> 00:07:01,380
‫- مطمئنی؟
‫- آره

65
00:07:09,260 --> 00:07:10,260
‫بیا پیشم

66
00:07:12,220 --> 00:07:14,510
‫با لباس‌هات چیکار کردن؟

67
00:07:14,510 --> 00:07:17,720
‫خب گرفتن‌شون، صرفاً برای
‫شواهد و الیاف و دی‌ان‌ای...

68
00:07:17,720 --> 00:07:18,980
‫- طبیعیـه
‫- باشه

69
00:07:18,980 --> 00:07:21,770
‫طبیعی؟ طبیعی.
‫هیچ چیزی توی این جریانات طبیعی نیست...

70
00:07:21,770 --> 00:07:25,400
‫چیزی نیست لئو
‫یه چندتا... بریدگی و کبودیه دیگه

71
00:07:28,820 --> 00:07:30,200
‫شرمنده، نمی‌دونم چم شده

72
00:07:30,200 --> 00:07:33,030
‫نه، اشکالی نداره
‫فقط... چیه لحظه صبر کن، خب؟

73
00:07:33,030 --> 00:07:35,530
‫ببخشید. ببخشید، عذر می‌خوام

74
00:07:35,530 --> 00:07:36,660
‫چیزی نیست عزیزم

75
00:07:36,660 --> 00:07:38,290
‫امروز دکتری شیفت هست؟

76
00:07:38,290 --> 00:07:41,920
‫دکتری... چون خانمم مأمور پلیسه
‫و مورد تعرض قرار گرفته

77
00:07:41,920 --> 00:07:43,080
‫لئو

78
00:07:43,080 --> 00:07:44,750
‫لئو بهم اعلام کردن که مشکلی ندارم

79
00:07:44,750 --> 00:07:47,050
‫فقط منتظرم دکتر برگه‌های ترخیصم رو امضا کنه

80
00:07:47,050 --> 00:07:48,590
‫باشه، پس باید با یه دکتر صحبت کنه

81
00:07:48,590 --> 00:07:49,510
‫- باشه؟
‫- باشه

82
00:07:49,510 --> 00:07:51,930
‫- خب می‌شه الان باهاشون صحبت کنه لطفاً؟
‫- آره، یه لحظه صبر کنید

83
00:07:51,930 --> 00:07:52,840
‫متشکرم

84
00:07:56,560 --> 00:07:57,640
‫حل شد

85
00:07:58,520 --> 00:07:59,520
‫حل شد

86
00:08:01,940 --> 00:08:03,230
‫چیکار می‌کنی عزیزم؟

87
00:08:03,810 --> 00:08:04,730
‫هیچ‌کار

88
00:08:05,810 --> 00:08:07,110
‫همون چیزیه که تو ذهنمه؟

89
00:08:07,110 --> 00:08:09,190
‫- داری توی فضای مجازی پست می‌ذاری؟
‫- نه بابا

90
00:08:10,400 --> 00:08:11,900
‫وای خدای من، داری می‌ذاری دیگه
‫بذار ببینم

91
00:08:13,160 --> 00:08:15,700
‫- بیخیال مامان
‫- وای

92
00:08:15,700 --> 00:08:17,620
‫جیکوب، وای تو دیگه...
‫چیکار؟

93
00:08:17,620 --> 00:08:19,870
‫رسماً داری... از جراحات مامانت
‫سوءاستفاده می‌کنی

94
00:08:19,870 --> 00:08:21,540
‫امیدوارم بابات فالوت نکرده باشه

95
00:08:22,460 --> 00:08:23,830
‫نه بابا، بلاکش کردم

96
00:08:24,420 --> 00:08:28,420
‫ولی ۱۳ تا لایک خورده و داره بیشترم می‌شه
‫نشونۀ خوبیه؟

97
00:08:29,130 --> 00:08:30,510
‫شبیه ۸۰ ساله‌ها شدی

98
00:08:30,510 --> 00:08:32,590
‫یکی بهم گفت خفن

99
00:08:33,220 --> 00:08:34,930
‫با این «خفن» شدنم خیلی راضی‌ام

100
00:08:36,140 --> 00:08:37,140
‫شرمنده

101
00:08:37,800 --> 00:08:40,060
‫با همین چیزها
‫می‌تونی به همچین مادری افتخار کنی؟

102
00:09:40,205 --> 00:09:44,494
[نتونستم بخوابم، می‌رم سرکار]

103
00:10:11,270 --> 00:10:12,360
‫ایشون هستن

104
00:10:13,070 --> 00:10:14,400
‫کلایو سیلکاکس

105
00:10:15,490 --> 00:10:18,320
‫ایشون هستن، کلایو سیلکاکس

106
00:10:18,320 --> 00:10:20,700
ببینید کسی اخیراً باهاش در تماس بوده یا نه

107
00:10:21,200 --> 00:10:23,330
‫دوست‌دختر سابق، خواهر، خونواده

108
00:10:26,410 --> 00:10:27,500
‫هر چیزی می‌تونه مفید باشه

109
00:10:30,790 --> 00:10:33,090
‫این شمارۀ منه

110
00:10:33,090 --> 00:10:34,460
‫این شمارۀ جدیدمه

111
00:10:35,960 --> 00:10:37,930
‫ممنون عزیزم، فرشتۀ نجاتمی

112
00:10:37,930 --> 00:10:39,510
‫شیر و یه قاشق شکر؟

113
00:10:39,510 --> 00:10:40,930
‫درواقع دوتا قاشقه
‫ولی اشکالی نداره

114
00:10:40,930 --> 00:10:43,930
‫نه نیازی نیست
‫باورم نمی‌شه هنوزم شیفت شب وامیستی

115
00:10:44,520 --> 00:10:45,600
‫عادت می‌کنی دیگه

116
00:10:47,940 --> 00:10:50,690
‫بخاطر خودم نیومدم
‫موضوع کاریه

117
00:10:50,690 --> 00:10:52,150
‫خیلی بعیده،

118
00:10:53,400 --> 00:10:57,070
‫ولی می‌خوام این یارو رو پیدا کنم
‫اسمش کلایو سیلکاکسه

119
00:11:00,950 --> 00:11:01,990
پرس‌وجو می‌کنم

120
00:11:51,586 --> 00:11:55,298
[چهار پیامک جدید از دفتر سربازرس]
[تماس از دست رفته از لئو]

121
00:11:56,920 --> 00:11:58,760
‫جون با پروندۀ برج‌های هدروِی

122
00:11:58,760 --> 00:12:02,180
‫یه پیشرفت‌هایی داشتیم
‫شرمنده، زود بهم زنگ بزن

123
00:12:15,150 --> 00:12:16,690
‫ببخشید، عذر می‌خوام
‫شرمنده

124
00:12:35,250 --> 00:12:38,670
‫قربان می‌دونید من اولین نفری بودم
‫که به صحنۀ مرگ رسیدم؟

125
00:12:39,510 --> 00:12:41,050
‫بذار حرفت رو قطع کنم

126
00:12:41,050 --> 00:12:43,260
‫کاشف به عمل اومده،
‫این آقای سیلکاکس،

127
00:12:43,260 --> 00:12:45,510
‫سوژۀ یکی از تحقیقات
‫در حال بررسیه

128
00:12:45,510 --> 00:12:46,600
‫واقعاً؟

129
00:12:46,600 --> 00:12:49,720
‫بله، ظاهراً اکتبر گذشته یه خانم جوونی
‫توی راه برگشت به خونه مورد تعرض قرار گرفته

130
00:12:49,720 --> 00:12:54,310
‫بخش تعیین تکلیف و هماهنگی اعلام کردن
‫که بهتره پروندۀ قتل به تیم تحقیقاتی موجود واگذار بشه

131
00:12:54,310 --> 00:12:55,600
‫پیداش کردید؟

132
00:12:56,270 --> 00:12:59,070
‫هر سؤالی داری از همکارم
‫سربازرس گیرینگ بپرس

133
00:13:00,900 --> 00:13:03,900
‫مسئول اصلی ایشونه
‫من فقط دارم از دور تماشا می‌کنم

134
00:13:04,820 --> 00:13:05,910
‫صبر کن، پس ایشون...

135
00:13:06,620 --> 00:13:08,160
‫فکر می‌کنن طرف اینجاست هنوز؟

136
00:13:08,160 --> 00:13:09,620
‫اصلاً خوشم نمیاد

137
00:13:10,540 --> 00:13:13,370
‫قبل از اینکه مقتول،
‫ماریا بمیره جناب،

138
00:13:13,370 --> 00:13:17,250
‫به اپراتور اورژانس اعلام کرد
‫خودش بود که از باجۀ هایزلین زنگ زده بود

139
00:13:17,250 --> 00:13:19,550
‫- تماس‌گیرندۀ هایزلین؟
‫- تماس ناشناسی که من...

140
00:13:19,550 --> 00:13:21,920
‫- چهارشنبه روزی درموردش بهتون گفتم
‫- آها آره

141
00:13:21,920 --> 00:13:24,130
‫بنابراین، اگه تونستید
‫مظنون رو دستگیر کنید،

142
00:13:24,130 --> 00:13:26,890
‫ازتون می‌خوام که اجازه بدید
‫من باب اتهاماتش ازش بازجویی کنم

143
00:13:26,890 --> 00:13:29,970
‫- کدوم اتهامات؟
‫- مرگِ ادلاید باروز

144
00:13:29,970 --> 00:13:32,350
‫دو تا تماس و یک خانم مشترک
‫نظریه‌ت اینه؟

145
00:13:32,350 --> 00:13:34,180
‫- بله
‫- خیلی خیلی پیش پا افتاده‌ست

146
00:13:35,060 --> 00:13:38,650
‫نه، ماریا دسوزا، خودش به اپراتور
‫گفت که ما قبلاً با همدیگه صحبت کردیم...

147
00:13:38,650 --> 00:13:42,030
‫بله، داری می‌گی قبلاً حرف زدن، حرف
‫نگفت که کِی و کجا حرف زدن

148
00:13:42,030 --> 00:13:43,740
‫خب نمی‌شه که
‫به همین راحتی بذاریمش کنار

149
00:13:44,280 --> 00:13:46,860
‫آخه این دو تا زن
‫از لحاظ ظاهری شبیه به همدیگه‌ان

150
00:13:47,570 --> 00:13:50,990
‫بدنـشون شبیه به همه
‫هردو اسپانیایی‌ان

151
00:13:50,990 --> 00:13:52,660
‫صداشون مثل همدیگه‌ست

152
00:13:53,870 --> 00:13:55,330
‫شنیدم شاهد مرگش بودی

153
00:13:57,790 --> 00:13:58,790
‫درسته

154
00:13:58,790 --> 00:14:00,710
‫خب من نمی‌خوام
‫خودم رو همه‌چی‌دون جلوه بدم،

155
00:14:02,050 --> 00:14:05,510
‫ولی صدای ضبط‌شدۀ تماستون
‫رو گوش دادم و حرفی که زدی...

156
00:14:06,590 --> 00:14:09,970
‫توصیه‌ای که در آخرین لحظاتِ مرگش دادی

157
00:14:10,970 --> 00:14:12,180
‫کاملاً درست بود

158
00:14:13,430 --> 00:14:14,560
‫کاری که باید می‌کردی رو انجام دادی

159
00:14:15,140 --> 00:14:16,190
‫پشتش رو خالی نکردی

160
00:14:22,690 --> 00:14:24,030
‫همون تماس‌گیرنده‌ست

161
00:14:25,360 --> 00:14:27,280
‫- باشه
‫- همونیه که از هایزلین تماس گرفته بود

162
00:14:27,280 --> 00:14:29,870
‫- و احتمالش زیاده که...
‫- مختاری هرطور که می‌خوای فکر کنی

163
00:14:29,870 --> 00:14:30,950
‫درمورد همه‌مون صدق می‌کنه

164
00:14:30,950 --> 00:14:32,580
‫فقط می‌خوام با این فرد مصاحبه کنم

165
00:14:32,580 --> 00:14:36,040
‫خواستۀ هردوی ما اینه گروهبان کارآگاه
‫افسوس که نمی‌دونم کجاست

166
00:14:36,040 --> 00:14:37,870
‫ده ساعت گذشته

167
00:14:37,870 --> 00:14:39,370
‫دارید وقتمون رو هدر می‌دید

168
00:14:40,920 --> 00:14:43,340
‫این حرفت رو می‌ذارم
‫رو حساب ضربه‌ای که به سرت خورده

169
00:14:43,340 --> 00:14:44,420
‫من حالم خوبه

170
00:14:44,420 --> 00:14:46,840
‫نخیر، شما قربانیِ یک تعرض قرار گرفتی

171
00:14:46,840 --> 00:14:49,260
‫- آخه چرا فکر می‌کنه که هنوز اینجاست؟
‫- زخمت سطحی نیست

172
00:14:49,260 --> 00:14:50,800
‫داری وقت و منابعمون رو حروم می‌کنید

173
00:14:50,800 --> 00:14:53,220
‫- باید برید دنبالش بگردید
‫- برو خونه، یکمی استراحت کن

174
00:14:56,850 --> 00:14:58,270
‫هردوی ما توی یه تیم هستیم

175
00:15:25,880 --> 00:15:31,050
<i>‫گوش بده،
‫خیلی وقت پیش یه دوست‌دختری داشته</i>

176
00:15:31,050 --> 00:15:32,340
<i>‫درست مثل خودم</i>

177
00:15:32,890 --> 00:15:35,760
<i>‫می‌گفت هرزۀ احمق، هیچوقت گوشش بدهکار نبود</i>

178
00:15:36,310 --> 00:15:38,520
<i>‫هیچوقت نتونست راضی نگه‌ش داره</i>

179
00:15:39,480 --> 00:15:43,190
<i>‫- می‌تونی اسمت رو بهم بگی؟
‫- ماریا</i>

180
00:15:43,190 --> 00:15:45,610
<i>‫ماریا، خیله‌خب ماریا</i>

181
00:15:47,730 --> 00:15:51,360
<i>‫قبلاً بهت زنگ زدم
‫با همدیگه حرف زدیم</i>

182
00:15:51,360 --> 00:15:53,740
<i>‫آره، یادمه</i>

183
00:15:56,240 --> 00:16:00,750
<i>‫دقیقاً با همون چاقویی که الان بهم آسیب رسونده،
‫چندین بار به اون دختره هم ضربه زده بود</i>

184
00:16:01,540 --> 00:16:07,130
<i>‫یه آقایی به خاطر کشتن دختره،
‫به ۲۴ سال حبس محکوم شده</i>

185
00:16:07,880 --> 00:16:12,970
<i>‫نه، همش تکرار می‌کنه که این یارو
‫توی زندون وایت‌کراسه...</i>

186
00:16:14,930 --> 00:16:17,310
<i>‫می‌گه خیلی بی‌عرضه‌ست و...</i>

187
00:16:18,930 --> 00:16:21,310
<i>‫ای هرزۀ احمقِ کودن</i>

188
00:16:21,310 --> 00:16:23,650
<i>‫- بگو که متوجه شدی
‫- متوجه شدم</i>

189
00:16:23,650 --> 00:16:27,440
<i>‫- بگیرش...
‫- اون هرزۀ احمق هیچوقت گوشش بدهکار نبود</i>

190
00:16:28,030 --> 00:16:30,150
<i>‫و هیچوقت نتونست راضی نگه‌ش داره</i>

191
00:16:40,160 --> 00:16:43,420
‫خب، ما فهرستی از جستجوهای شما
در پایگاه اطلاعاتی خودروها درست کردیم

192
00:16:43,420 --> 00:16:47,710
‫همونطور که می‌بینید، هیچکدوم از این شماره پلاک‌ها
‫مرتبط با پروندۀ جرم شما نیست

193
00:16:49,210 --> 00:16:53,130
‫حالا ما ازتون می‌خوایم
‫همۀ جستجوهاتون رو بررسی کنید

194
00:16:53,130 --> 00:16:56,260
‫و شماره پروندۀ مربوط
‫به هرکدوم رو وارد کنید

195
00:16:56,260 --> 00:16:59,180
‫همونطور که خودتون واقف هستید،
‫این کار نقض...

196
00:17:05,730 --> 00:17:07,150
‫یه مروری به گزارش کارت بکن،

197
00:17:07,150 --> 00:17:10,190
‫شماره پرونده‌ها رو دربیار
‫که این قائله ختم بشه، باشه؟

198
00:17:10,190 --> 00:17:14,780
‫قربان می‌خوام برای بررسی اون دو تا تماس اضطراری
‫درخواست تجزیه و تحلیل صوتی کنم

199
00:17:14,780 --> 00:17:16,240
‫قربانی‌های خیابون هایزلین و دیشبی،

200
00:17:16,240 --> 00:17:19,030
‫برای تایید این مسئله
‫که آیا هر دو یک نفرن یا نه

201
00:17:19,030 --> 00:17:21,200
‫پروندۀ ما نیست جون
‫فکر کنم قبلاً درموردش حرف زدیم

202
00:17:21,200 --> 00:17:24,830
‫قربان تماس‌گیرندۀ هایزلین رو
‫مرکز فرماندهی و کنترل علامت‌گذاری کرده بود

203
00:17:24,830 --> 00:17:27,130
‫خودتون ازم خواستید پیگیری بکنم

204
00:17:27,710 --> 00:17:30,300
‫اگه تماس‌گیرنده
‫همون ماریا دسوزا بوده باشه،

205
00:17:30,300 --> 00:17:31,920
‫می‌تونیم پرونده رو ببندیم
‫همۀ خواسته‌ام همینه

206
00:17:31,920 --> 00:17:33,050
‫باشه، ببین

207
00:17:34,470 --> 00:17:35,680
‫می‌فهمم که ناراحتی

208
00:17:36,930 --> 00:17:37,930
‫خب؟

209
00:17:39,050 --> 00:17:42,600
‫لطفاً برو یه فکری واسه جیم بکن

210
00:17:42,600 --> 00:17:44,600
‫روی پروندۀ دزدی‌های
‫اوکموره. درست می‌گم رفیق؟

211
00:17:44,600 --> 00:17:48,690
‫- پس برو روی همین پرونده، خب؟
‫- بله قربان

212
00:18:42,080 --> 00:18:43,370
‫آماده؟

213
00:18:49,500 --> 00:18:52,460
‫دوباره بریم!
‫هی هی هی هی هی!

214
00:18:55,590 --> 00:18:56,840
‫حالا برو که رفتیم

215
00:19:08,390 --> 00:19:09,730
‫بیاید کنار، یالا

216
00:19:14,900 --> 00:19:18,530
‫- همه‌چیز خوب پیش می‌ره
‫- نمی‌خوام بهم زُل بزنن

217
00:19:18,530 --> 00:19:22,370
‫وای بیخیال، ناسلامتی عروسی عزیزم
‫روز روزِ توئه

218
00:19:22,950 --> 00:19:24,030
‫باید خودنمایی کنی اصلاً

219
00:19:26,040 --> 00:19:27,660
‫شما دوریس متیس هستید؟

220
00:19:27,660 --> 00:19:31,460
‫بله، تقریباً کارمون تموم شده
‫بفرمایید داخل

221
00:19:31,460 --> 00:19:33,630
‫نمی‌دونم، مطمئن نیستم

222
00:19:33,630 --> 00:19:35,590
‫بیا یه نگاهی تو آینه بنداز

223
00:19:38,090 --> 00:19:40,380
‫- به‌به
‫- آره، دیدی؟

224
00:19:53,270 --> 00:19:55,980
‫- هفتۀ بعد می‌بینمت
‫- باشه، تا هفتۀ بعدی پس

225
00:19:55,980 --> 00:19:57,150
‫خداحافظ

226
00:20:03,870 --> 00:20:06,370
‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫- خیلی قشنگ شده بود

227
00:20:06,370 --> 00:20:07,700
‫وای ممنونم

228
00:20:07,700 --> 00:20:11,290
‫من گروهبان کارآگاه جون لنکر هستم
‫شرمنده مزاحم وقتتون می‌شم

229
00:20:11,290 --> 00:20:12,370
‫مشکلی نیست

230
00:20:13,670 --> 00:20:16,090
‫متیشا جان، چند لحظه تنهامون می‌ذارید؟

231
00:20:16,090 --> 00:20:17,170
‫حتماً

232
00:20:17,960 --> 00:20:20,920
‫ما در تلاشیم که
‫موقعیت تقریبیِ این آقا رو پیدا کنیم

233
00:20:21,880 --> 00:20:23,390
‫اسمش کلایو سیلکاکسه

234
00:20:23,390 --> 00:20:24,720
‫پلیس دنبالشه

235
00:20:25,220 --> 00:20:28,680
‫دنبال سرنخیم که بفهمیم
‫کجا مخفی شده، از افراد بومی همینجاست

236
00:20:29,350 --> 00:20:31,980
‫بنابراین با هرکسی که
‫ممکنه باهاش روبه‌رو شده باشه

237
00:20:31,980 --> 00:20:33,850
‫یا پیشینه‌ای باهاش داشته،
‫تماس برقرار می‌کنیم

238
00:20:33,850 --> 00:20:35,770
‫- بنابراین آیا خبری چیزی...
‫- بهم بگید،

239
00:20:36,520 --> 00:20:40,440
‫خانم خوبی مثل شما
‫توی ادارۀ پلیس چیکار می‌کنه؟

240
00:20:43,740 --> 00:20:44,990
‫پسر شما چی؟

241
00:20:44,990 --> 00:20:47,620
‫منظورم اینه که شاید
‫قبلاً همدیگه رو می‌شناختن

242
00:20:48,540 --> 00:20:49,950
‫با ارولم صحبت کردید؟

243
00:20:49,950 --> 00:20:51,790
‫نه، چطور مگه؟ شما...

244
00:20:52,660 --> 00:20:54,500
‫فکر می‌کنید همدیگه رو می‌شناسن؟

245
00:20:54,500 --> 00:20:57,420
‫یعنی ممکنه خونۀ ارول رفته باشه؟
‫شایدم ادلاید رو می‌شناخته؟

246
00:20:57,420 --> 00:21:01,170
‫ادلاید؟
‫چرا حرف ادلاید رو وسط کشیدید؟

247
00:21:02,760 --> 00:21:04,430
‫گوش بدید عزیزم

248
00:21:05,260 --> 00:21:09,010
‫چیز تازه‌ای نیست برای من
‫خیلی راحت می‌تونم راست و دروغ رو تشخیص بدم

249
00:21:09,010 --> 00:21:11,140
‫فقط قصدم کمکه

250
00:21:12,390 --> 00:21:14,850
‫کارت شناسایی دارید همراهتون خانم گروهبان کارآگاه...
‫چی بودید؟

251
00:21:14,850 --> 00:21:16,770
‫لنکر، جون لنکر

252
00:21:19,110 --> 00:21:21,570
‫خب بهم گوش بده گروهبان کارآگاه لنکر،

253
00:21:22,280 --> 00:21:24,360
‫اگه فکر کردی می‌تونی
‫پا شی بیای اینجا،

254
00:21:24,360 --> 00:21:27,070
‫و واسه ارول عزیزم
‫داستان دربیاری...

255
00:21:27,070 --> 00:21:29,540
‫- نه، من اصلاً همچین قصدی ندارم
‫- برو پی کارت لطفاً

256
00:21:39,130 --> 00:21:40,130
‫کی فرستادتت؟

257
00:21:41,300 --> 00:21:42,380
‫کارِ اونه؟

258
00:21:43,380 --> 00:21:44,720
‫- کی؟
‫- هاگرتی؟

259
00:21:45,300 --> 00:21:47,050
‫و نوچه‌هاش

260
00:21:47,050 --> 00:21:51,140
‫خودش و همۀ نوچه‌هاش،
‫یه مشت دروغگوئن

261
00:21:51,640 --> 00:21:52,640
‫و اون‌ها...

262
00:21:54,520 --> 00:21:56,850
‫پارۀ تنم رو ازم گرفتن

263
00:21:57,400 --> 00:22:00,900
‫و وقتی‌که مودبانه
‫برای دفاع از خودت...

264
00:22:01,530 --> 00:22:03,490
‫می‌گی که ببخشید،
‫فکر کنم اشتباهی پیش اومده

265
00:22:03,490 --> 00:22:05,570
‫یعنی اشتباهی بیش نبوده!

266
00:22:07,700 --> 00:22:10,660
‫از طرف من بهش بگو

267
00:22:12,160 --> 00:22:13,580
‫«من هنوزم همینجام»

268
00:22:15,910 --> 00:22:18,920
‫درسته، کلایو سیلکاکس

269
00:22:18,920 --> 00:22:21,880
‫مارس ۲۰۱۱،
‫ساکن خیابون لیک ۲۴بی‌ـه

270
00:22:21,880 --> 00:22:23,460
‫انتهای خیابون لیک

271
00:22:24,050 --> 00:22:25,760
‫پیکِ رودینه

272
00:22:25,760 --> 00:22:28,050
‫همون جای قدیمی یهودی؟
‫وای، من و یادم قدیم می‌اندازه

273
00:22:29,180 --> 00:22:30,350
‫شاهدی داره؟

274
00:22:30,350 --> 00:22:31,640
‫من که نتونستم کسی رو پیدا کنم

275
00:22:31,640 --> 00:22:35,100
‫چه حیف
‫اون موقع باهاش مصاحبه هم نکردیم؟

276
00:22:35,100 --> 00:22:36,480
‫البته که نه

277
00:22:36,480 --> 00:22:39,900
‫یعنی چی؟ یعنی باید بیفتیم دنبال هر
‫بی‌سروپایی که تو لندن هست؟

278
00:22:39,900 --> 00:22:41,190
‫آره، ما قاتل رو پیدا کرده بودیم

279
00:22:43,570 --> 00:22:48,860
‫ببین، هرچیزی که باعث می‌شه سیلکاکس
‫به ادلاید، ارول متیس یا اون خونه ربط پیدا کنه،

280
00:22:49,870 --> 00:22:53,620
‫هرچیزی که بتونه برای تحقیقات
‫یا برعلیه من ازش استفاده بکنه

281
00:22:54,830 --> 00:22:55,830
‫رو باید بدونم

282
00:22:57,290 --> 00:22:58,290
‫خب؟

283
00:22:58,290 --> 00:22:59,710
‫من مزاحمش نشدم

284
00:22:59,710 --> 00:23:01,540
‫خب، نظر خودش که این بود

285
00:23:01,540 --> 00:23:04,590
‫پس لطفاً فوراً بهم بگو که
‫موکل من چه ربطی به کلایو سیلکاکس داره؟

286
00:23:04,590 --> 00:23:08,130
‫وگرنه بخدا قسم، همین الان زنگ می‌زنم
‫ادارۀ شکایات پلیس و گزارش می‌دم

287
00:23:08,130 --> 00:23:11,350
‫یه احتمالی وجود داره
‫که ممکنه سیلکاکس اطلاعاتی

288
00:23:11,350 --> 00:23:13,310
‫از قتل ادلاید داشته باشه

289
00:23:13,310 --> 00:23:17,730
‫پس هرچیزی که سیلکاکس رو
‫به ادلاید یا ارول وصل بکنه، هرچیزی...

290
00:23:17,730 --> 00:23:19,310
‫اطلاعات مربوطه؟

291
00:23:19,940 --> 00:23:22,150
‫یعنی چی؟ شاهده؟

292
00:23:22,940 --> 00:23:24,270
‫یا مظنون؟

293
00:23:26,240 --> 00:23:28,320
‫نمی‌تونم چیزی بگم. محرمانه‌ست

294
00:23:28,320 --> 00:23:29,490
‫ای خدا

295
00:23:39,120 --> 00:23:40,540
‫- کلویی؟
‫- بله؟

296
00:23:40,540 --> 00:23:42,880
‫توی هکنی داونز دوست و رفیق داری نه؟

297
00:23:43,750 --> 00:23:45,000
‫آره؟

298
00:23:45,550 --> 00:23:46,550
‫می‌خوام یه لطفی بهم بکنی

299
00:23:47,630 --> 00:23:50,180
‫ببین اگه مسئله پروندۀ
‫قتلیه که دستته...

300
00:23:50,180 --> 00:23:52,390
‫- پای من رو وسط نکش
‫- بیخیال کلویی

301
00:23:52,390 --> 00:23:55,100
‫می‌دونی که نمی‌تونم دخالت کنم؟
‫محرمانه‌ست

302
00:23:55,100 --> 00:23:59,060
‫خواهش می‌کنم
‫اگه مهم نبود هیچوقت درخواست نمی‌کردم

303
00:24:03,110 --> 00:24:04,610
‫یه لطف بزرگه یا کوچک؟

304
00:25:22,180 --> 00:25:23,270
‫- بفرما
‫- ممنون

305
00:25:23,270 --> 00:25:26,150
‫قوی‌ترین قهوۀ دلستونه
‫تا امتحانش نکردی ازم تشکر نکن

306
00:25:27,230 --> 00:25:32,690
‫خب حالا، با دوریس صحبت کردم
‫و ارول هم‌مدرسه‌ایش بود

307
00:25:34,030 --> 00:25:35,950
‫- با کی؟
‫- کلایو سیلکاکس

308
00:25:35,950 --> 00:25:37,700
‫آموزشگاه سنت جوزف

309
00:25:39,790 --> 00:25:43,410
‫ولی کلایو دو سال ازش بزرگتر بود،
‫خیلی به همدیگه نزدیک نبودن

310
00:25:43,410 --> 00:25:45,670
‫ولی دوریس گفت که یه جورایی
‫خونواده‌شون رو می‌شناخته

311
00:25:45,670 --> 00:25:48,090
‫یه جورایی؟ یه جورایی یعنی چی؟

312
00:25:48,090 --> 00:25:51,510
‫ارول یه پسرعمویی داشت به اسم جمیل،
‫که عاشق خواهر سیکاکس بود

313
00:25:52,260 --> 00:25:54,130
‫ولی دوریس باهاشون مخالف بود،
‫بخاطر همینم...

314
00:25:56,220 --> 00:25:57,680
‫پس ارول می‌شناختدش؟

315
00:25:58,470 --> 00:25:59,470
‫ارول می‌شناختدش

316
00:26:02,850 --> 00:26:03,850
‫ممنونم

317
00:26:04,890 --> 00:26:05,890
‫قربونت

318
00:26:14,190 --> 00:26:18,070
‫به نظرت من تهاجمی‌ام؟

319
00:26:20,200 --> 00:26:22,370
‫تهاجمی؟ یعنی؟

320
00:26:22,370 --> 00:26:24,201
‫یعنی کلافه

321
00:26:24,750 --> 00:26:29,910
‫چموش، بدقلق، خل‌وچل.
‫تعارف نکن، بذار ادامه بدم

322
00:26:30,920 --> 00:26:32,460
‫روی می‌گفت ناراحتم

323
00:26:33,260 --> 00:26:36,219
‫ولی مثل یه قانونه،
‫قانون زن‌های خل‌وچل

324
00:26:36,550 --> 00:26:38,220
‫- جون
‫- چیه؟

325
00:26:38,220 --> 00:26:42,260
‫تو ضربۀ روحی خوردی، خب؟
‫بهش حق بده این سؤال رو بپرسه

326
00:26:45,810 --> 00:26:47,658
‫پس من الکی ذهنم رو درگیرش کردم

327
00:26:58,860 --> 00:27:00,828
‫چقدر جذاب پارک می‌کنی، می‌دونستی؟

328
00:27:01,070 --> 00:27:03,461
‫تعریف عجیب و به‌جایی کردی

329
00:27:09,500 --> 00:27:11,210
‫- این‌جوری خوبه؟
‫- نه

330
00:27:11,920 --> 00:27:13,786
‫- الان چی؟
‫- گندش بزنم

331
00:27:15,460 --> 00:27:17,050
‫- لذت کافی رو بُردی؟
‫- نه

332
00:27:17,050 --> 00:27:18,800
‫می‌تونم برم برات بستنی هم بخرم.

333
00:27:23,640 --> 00:27:25,061
‫حالت خوبه؟

334
00:27:30,350 --> 00:27:32,306
‫راستش، توی یه دردسری افتادم

335
00:27:37,900 --> 00:27:38,900
‫بدو

336
00:27:39,860 --> 00:27:40,860
‫بده اینجا

337
00:27:45,120 --> 00:27:47,500
‫من که متوجه نمی‌شم، توی پایگاه داده
‫اطلاعاتش رو بیرون آوردی، مگه چیه؟

338
00:27:47,500 --> 00:27:49,837
‫جست‌وجوهای توی سامانه باید کاری باشه

339
00:27:49,862 --> 00:27:52,148
‫واسه هر جست‌وجو باید
‫شمارۀ پروندۀ مربوطه رو وارد کنی

340
00:27:52,460 --> 00:27:53,460
‫خب؟

341
00:27:54,000 --> 00:27:56,670
‫جست‌وجو واسه کارم نبود، واسه مامان بود

342
00:27:56,670 --> 00:27:58,340
‫خب، مگه چندبار این کارو کردی؟

343
00:27:59,260 --> 00:28:00,800
‫نمی‌دونم، یه هشت باری می‌شه

344
00:28:01,890 --> 00:28:05,350
‫هشت؟ جون، چرا اینو بهم نگفتی؟

345
00:28:05,350 --> 00:28:06,970
‫چون می‌دونستم چی می‌خوای بگی

346
00:28:06,970 --> 00:28:09,180
‫و من نمی‌تونم مامانمو دوباره بستری کنم، خب؟

347
00:28:09,205 --> 00:28:10,560
‫دیگه این کارو نمی‌کنم!

348
00:28:10,560 --> 00:28:13,360
‫پس مشکل همینه؟
‫واسه چندتا جست‌وجو توی پایگاه داده؟

349
00:28:13,360 --> 00:28:17,230
‫اگه پای اون یارو وسط نبود
‫هیچ کدوم از این اتفاق‌ها نمیفتاد

350
00:28:17,230 --> 00:28:19,900
‫- اون هگرتی. فقط وراجی می‌کنه
‫- تو که گفتی تصادفی اومده بودن وارسی کنن

351
00:28:19,900 --> 00:28:23,320
‫اون یه آب‌زیر‌کاهه، پارتی داره.
‫همه‌جا آشنا داره

352
00:28:23,320 --> 00:28:25,450
‫خب، توام نذار قضیه بزرگ شه،
‫برو با مدیر واحد خودت صحبت کن

353
00:28:25,450 --> 00:28:27,330
‫- با روی؟
‫- آره، مگه چیه؟ بگو چیکار کردی

354
00:28:27,330 --> 00:28:29,620
‫این بدترین کاریه که می‌تونم بکنم

355
00:28:29,620 --> 00:28:31,041
‫- چرا؟
‫- چون اون چراغ قرمز هم رد نمی‌کنه

356
00:28:31,066 --> 00:28:33,080
‫فکر می‌کنه موظفه که همه‌چی رو گزارش کنه

357
00:28:33,080 --> 00:28:36,000
‫خب، سلسله‌مراتب رو طی کن،
‫به دستیار کمیسر بگو

358
00:28:36,000 --> 00:28:38,670
‫همونی که راجع‌بهش حرف می‌زدی
‫همونی که تشویقت کرد پلیس آگاهی شی

359
00:28:38,670 --> 00:28:40,050
‫یهو بهش زنگ بزنم؟

360
00:28:40,050 --> 00:28:41,510
‫«هی، منو که یادت میاد؟»

361
00:28:41,510 --> 00:28:45,180
‫«من اون زنی‌ام که توی آزمون استخدامی
‫آخرهفتۀ هانزلو باهاش خوب برخورد کردی»

362
00:28:45,180 --> 00:28:48,060
‫- چرا که نه؟
‫- چون من مثل تو نیستم، خب؟

363
00:28:49,680 --> 00:28:52,190
‫من نمی‌تونم دلم رو به دریا بزنم
‫و شخصیتم رو کوچیک کنم

364
00:28:52,190 --> 00:28:54,190
‫اینکه با جسارت حرفت رو بزنی که جرم نیست!

365
00:28:54,190 --> 00:28:55,650
‫با جسارت؟

366
00:28:56,610 --> 00:28:59,186
‫خیلی مطمئن نیستم
‫معنای «جسارت» رو بدونم

367
00:28:59,780 --> 00:29:02,150
‫پس چون محرمانه‌ست نمی‌خوای بهم بگی

368
00:29:02,150 --> 00:29:03,700
‫نمی‌دونم، من نمی‌دونم، لئو

369
00:29:03,700 --> 00:29:07,990
‫ولی اینو خوب می‌دونم که اگه جای تو بودم،
‫واسه اینکه عصبانیت خودم رو خالی کنم...

370
00:29:07,990 --> 00:29:10,870
‫سر یه پرستار بیچارۀ بیمارستان عربده نمی‌زدم

371
00:29:10,870 --> 00:29:12,830
‫- مثلاً اونجا خواستی جسور باشی؟ نمی‌دونم
‫- ببخشید، چی؟

372
00:29:12,830 --> 00:29:14,880
‫شاید، احتمالاً، من که نمی‌دونم

373
00:29:18,590 --> 00:29:20,880
‫- داور!
‫- گوش کن، بیا اینجا، خطا بود

374
00:29:20,880 --> 00:29:22,331
‫چه خبر شده؟

375
00:29:22,930 --> 00:29:24,380
‫- خطا کرد
‫- واقعاً؟

376
00:29:24,380 --> 00:29:26,600
‫آره، پاشو زد

377
00:29:28,387 --> 00:29:30,597
‫جیک، به حرف داور گوش کن، رفیق

378
00:29:34,190 --> 00:29:37,190
‫این دفعه رو اخطار لفظی میدم، خب؟
‫اگه تکرار شه بیرون میری

379
00:29:37,190 --> 00:29:38,360
‫خیلی‌خب، شروع کنید

380
00:29:39,730 --> 00:29:41,860
‫یالا جیکی، ماشالله پسر

381
00:29:42,950 --> 00:29:44,570
‫ببین، خیلی‌خب...

382
00:29:45,530 --> 00:29:47,740
‫من معذرت می‌خوام، خب؟

383
00:29:47,740 --> 00:29:50,990
‫اگه با اون پرستار بد برخورد کردم،
‫ولی توی وضعیت بدی بودم

384
00:29:50,990 --> 00:29:54,580
‫ناراحت بودم، چون بهم تلفن شده بود، خب؟

385
00:29:54,580 --> 00:29:56,330
‫و واسه یه لحظه... گوشِت با منه؟

386
00:29:59,960 --> 00:30:01,582
‫یه لحظه فکر کردم فوت کردی

387
00:30:08,319 --> 00:30:12,529
‫آفرین، رفیق
‫کارِت عالی بود

388
00:30:13,850 --> 00:30:15,020
‫می‌دونی...

389
00:30:17,440 --> 00:30:20,150
‫بعضی وقت‌ها به این که من و تو
‫توی یه سیاره‌ایم شک می‌کنم!

390
00:30:21,820 --> 00:30:23,240
‫- الو؟
<i>‫- سلام جون</i>

391
00:30:23,240 --> 00:30:26,200
<i>‫بکا هستم از «شلتر مور استریت»</i>

392
00:30:26,200 --> 00:30:29,620
‫- خب، الو سلام
<i>‫- شما دنبال کلایو سیلکاکس می‌گشتین؟</i>

393
00:30:29,620 --> 00:30:31,120
‫- جِی؟
<i>‫- موضوع اینه که ما...</i>

394
00:30:31,120 --> 00:30:32,240
‫تماس کاریه

395
00:30:32,240 --> 00:30:34,500
‫باشه، پس ما با اتوبوس برمی‌گردیم، خب؟

396
00:30:34,500 --> 00:30:36,290
<i>‫یکی پیش ما اومده...</i>

397
00:30:36,290 --> 00:30:38,300
‫نگران نباش، ما چیزی‌مون نمی‌شه

398
00:30:40,031 --> 00:30:44,531
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

399
00:30:55,270 --> 00:30:57,980
‫سلام، شما داون هستین؟ داون تیلور؟

400
00:30:57,980 --> 00:30:59,650
‫- خودم‌ام
‫- ببخشین مزاحم شدم

401
00:30:59,650 --> 00:31:02,110
‫من گروهبان کارآگاه جون لنکرم.

402
00:31:02,110 --> 00:31:05,661
‫من دنبال یکی به اسم کلایو سیلکاکس‌ام
‫که شما هم باهاش آشنا هستین

403
00:31:05,686 --> 00:31:08,307
‫متوجه شدم که سال ۲۰۱۸ باهم در ارتباط بودین

404
00:31:08,780 --> 00:31:11,044
‫می‌دونین کجا ممکنه متواری شده باشه؟

405
00:31:11,410 --> 00:31:13,790
‫یا دوست و آشنایی نداره که شما...

406
00:31:15,870 --> 00:31:18,870
‫- نه
‫- نه؟ باشه، خیلی‌خب

407
00:31:19,670 --> 00:31:21,215
‫با من بیا

408
00:31:22,982 --> 00:31:24,998
‫باشه، خیلی ممنون واسه وقتی که گذاشتین

409
00:31:25,300 --> 00:31:26,300
‫چرا نمیای؟

410
00:31:26,300 --> 00:31:27,510
‫مامانم

411
00:31:51,320 --> 00:31:53,780
‫زیرو یانکی دلتا،
‫گروهبان کارآگاه جون لنکر صحبت می‌کنه

412
00:31:53,780 --> 00:31:56,304
‫من داخل خیابون ورلین ۷۰ام

413
00:31:56,580 --> 00:31:59,000
‫کلایو سیلکاکس رو پیدا کردم

414
00:31:59,000 --> 00:32:00,870
<i>‫دریافت شد، تمام</i>

415
00:32:00,870 --> 00:32:02,580
<i>‫خودروهای پشتیبان توی مسیرن</i>

416
00:32:02,580 --> 00:32:03,960
‫چقدر فاصله دارن؟

417
00:32:04,630 --> 00:32:06,590
<i>‫زیرو دلتا براوو،
‫زمان تقریبی ۶ دقیقه</i>

418
00:32:07,090 --> 00:32:09,800
<i>‫شش دقیقه تا محل، سر جاتون بمونین</i>

419
00:32:09,800 --> 00:32:11,550
<i>‫منتظر تیم پشتیبانی باشین، تمام</i>

420
00:32:12,390 --> 00:32:13,430
‫دریافت شد

421
00:32:37,107 --> 00:32:40,121
[دوستت دارم]

422
00:32:45,035 --> 00:32:46,815
‫[تماس از لئو]

423
00:32:55,180 --> 00:32:59,100
‫زیرو دلتا یانکی،
‫توی ساختمون صدای درگیری میاد، تمام

424
00:32:59,680 --> 00:33:01,940
<i>‫منتظر باشید،
‫تیم پشتیبان توی مسیره</i>

425
00:33:03,650 --> 00:33:04,650
‫گور باباش

426
00:33:13,410 --> 00:33:15,070
‫پلیس! در رو باز کنید

427
00:33:16,200 --> 00:33:17,200
‫پلیس!

428
00:33:17,910 --> 00:33:20,660
‫زیرو دلتا یانکی،
‫توی ساختمون داره تعرض صورت می‌گیره

429
00:33:20,660 --> 00:33:22,710
‫- چی شده؟
‫- می‌تونم داخل باغ‌تون برم؟

430
00:33:22,710 --> 00:33:24,670
‫- البته
<i>‫- منتظر تیم پشتیبان باشید</i>

431
00:33:25,670 --> 00:33:27,000
<i>‫تمامی واحدها، تمامی واحدها</i>

432
00:33:34,503 --> 00:33:37,793
‫زیرو دلتا یانکی،
‫فوراً نیروی کمکی آتش‌نشانی رو بفرستید

433
00:33:39,350 --> 00:33:41,230
<i>‫زیرو دلتا یانکی، تکرار کن لطفاً</i>

434
00:33:44,940 --> 00:33:46,980
<i>‫زیرو دلتا یانکی، تکرار کن لطفاً</i>

435
00:33:50,530 --> 00:33:52,780
<i>‫زیرو دلتا یانکی، تکرار کن لطفاً</i>

436
00:33:52,780 --> 00:33:54,490
‫گفتم ساختمون آتیش گرفته!

437
00:33:55,110 --> 00:33:57,370
<i>‫فوراً نیروی کمکی آتش‌نشانی رو بفرستید</i>

438
00:34:02,910 --> 00:34:04,040
‫آهـای؟

439
00:34:04,580 --> 00:34:05,580
‫داون؟

440
00:34:12,710 --> 00:34:13,710
‫آهـای؟

441
00:34:19,720 --> 00:34:24,100
‫- کسی اونجاست؟
‫- کمک! ما اینجاییم

442
00:34:25,060 --> 00:34:26,828
‫از در فاصله بگیر

443
00:34:31,320 --> 00:34:33,440
‫بیرون برید! برید پایین

444
00:34:33,940 --> 00:34:34,940
‫برید!

445
00:35:51,060 --> 00:35:52,060
‫جون

446
00:35:53,190 --> 00:35:54,020
‫جون

447
00:35:54,020 --> 00:35:55,110
‫بله؟

448
00:35:57,070 --> 00:35:58,360
‫شتر دیدی ندیدی!

449
00:36:00,254 --> 00:36:01,450
‫قسم بخور!

450
00:36:02,410 --> 00:36:04,140
‫گزارش آسیب‌شناسی رو گرفتی؟

451
00:36:04,330 --> 00:36:05,450
‫اول قسم بخور!

452
00:36:05,450 --> 00:36:06,540
‫قسم می‌خورم

453
00:36:06,540 --> 00:36:08,210
‫به محض اینکه کارِت تموم شد حذفش می‌کنی

454
00:36:08,830 --> 00:36:09,830
‫باشه

455
00:36:15,021 --> 00:36:17,724
‫[گزارش آسیب‌شناسی ماریا دسوزا]

456
00:36:35,650 --> 00:36:36,480
‫آماده‌ای؟

457
00:36:37,480 --> 00:36:38,490
‫آره

458
00:36:41,320 --> 00:36:43,620
‫اون می‌دونه منم توی جلسه هستم دیگه؟

459
00:36:43,620 --> 00:36:46,312
‫آره، در واقع پیشنهاد خودش بود

460
00:36:51,040 --> 00:36:54,080
‫خب، از هردوتون ممنونم
‫که وقت گذاشتین...

461
00:36:54,080 --> 00:36:57,466
‫- حداقل کاریه که ازمون برمیاد
‫- خبر اصلی رو بگو

462
00:36:57,714 --> 00:36:59,787
‫کلایو سیلکاکس به قتل اعتراف کرد

463
00:36:59,812 --> 00:37:01,031
ا‫ز این بهتر نمی‌شه

464
00:37:01,056 --> 00:37:02,846
‫زود زبون باز کرد، نه؟

465
00:37:03,430 --> 00:37:06,799
‫اعتراف به قتل ماریا دسوزا،
‫مبادرت به فرار در هنگام دستگیری

466
00:37:06,824 --> 00:37:09,140
‫معلوم شد با بد مأموری درافتاده

467
00:37:09,140 --> 00:37:10,533
‫واقعاً

468
00:37:12,020 --> 00:37:14,653
‫می‌دونین وقتی انگیزۀ قتل رو
‫ازش پرسیدیم چه جوابی داد؟

469
00:37:14,678 --> 00:37:16,230
‫«روی فرش رنگ ریخت»

470
00:37:16,230 --> 00:37:18,013
‫- نه
‫- چون روی فرش رنگ ریخته بود

471
00:37:18,110 --> 00:37:20,227
‫درست وقتی که فکر می‌کنی
‫دیگه جای تعجبی باقی نمی‌مونه

472
00:37:20,252 --> 00:37:23,110
‫دایرۀ دادرسی به ما چراغ سبر نشون داد،
‫و ما سه ساعت پیش اتهامات رو وارد کردیم

473
00:37:23,135 --> 00:37:24,475
‫پس دیگه مشکلی نمونده

474
00:37:24,817 --> 00:37:27,134
‫می‌خوام اجازۀ مصاحبه
‫با سبلکاکس رو به من بدین

475
00:37:27,580 --> 00:37:29,660
‫- در رابطه با...؟
‫- قتل ادلاید باروز

476
00:37:31,870 --> 00:37:35,164
‫یه پروندۀ قدیمیه، واسه سال...

477
00:37:35,189 --> 00:37:40,010
‫- سال ۲۰۱۱
‫- سال ۲۰۱۱، یه قتل قدیمیه

478
00:37:40,590 --> 00:37:43,260
‫دوست‌پسره، ارول متیس، به...

479
00:37:43,260 --> 00:37:45,822
‫- ۲۴ سال حبس محکوم شده
‫- آره، فقط می‌خوام باهاش صحبت کنم

480
00:37:46,550 --> 00:37:49,180
‫خب، فکر کنم باید یه‌سری چیزها رو روشن کنم

481
00:37:49,180 --> 00:37:50,725
‫و این موضوع رو حلش کنم

482
00:37:50,970 --> 00:37:53,399
‫خب، کارآگاه... می‌تونم «جون» صدات کنم؟

483
00:37:53,940 --> 00:37:55,810
‫- البته
‫- خیلی‌خب، جون

484
00:37:55,835 --> 00:37:58,241
‫با اسناد و شواهدی می‌خوای ثابت کنی...

485
00:37:58,266 --> 00:38:00,796
‫کلایو سیلکاکس توی اون آپارتمان...

486
00:38:00,821 --> 00:38:02,237
‫پیش ادلاید باروز بود؟

487
00:38:02,262 --> 00:38:04,200
‫اون زمان توی همون محل زندگی می‌کرد

488
00:38:04,200 --> 00:38:06,030
‫خیابون لیک ۲۴بی

489
00:38:06,910 --> 00:38:08,175
‫خودشه

490
00:38:08,450 --> 00:38:11,500
‫- فقط ۵۰۰ متر با برج‌ها فاصله داره
‫- توی اون محلۀ بزرگ و قدیمی

491
00:38:12,200 --> 00:38:15,210
‫سیلکاکس سابقۀ اتهاماتی
‫مثل خشونت علیه زنان داشته

492
00:38:15,710 --> 00:38:17,540
‫یک موردش توی سال ۲۰۰۹،
‫و مورد بعدی...

493
00:38:17,540 --> 00:38:19,250
‫ماه مِی ۲۰۱۱. آره، دیگه چی؟

494
00:38:19,250 --> 00:38:22,815
‫سیلکاکس و ارول متیس هم‌مدرسه‌ای بودن

495
00:38:22,840 --> 00:38:25,119
‫سنت جوزف بیش از ۲۰۰۰ دانش‌آموز داشت

496
00:38:25,380 --> 00:38:26,720
‫یکی دو سالی فاصله داشتن

497
00:38:26,720 --> 00:38:30,350
‫سیلکاکس خواهری داشت به اسم «لیان»
‫که رابطۀ صمیمانه‌ای با پسرخالۀ ارول داشت

498
00:38:30,350 --> 00:38:33,242
‫پسرخاله؟ همه‌مون پسرخاله داریم
‫بعضی‌ها بیشتر از بقیه

499
00:38:33,267 --> 00:38:34,802
‫شما خودتون ازش مصاحبه کردین؟

500
00:38:35,620 --> 00:38:36,545
‫جون...

501
00:38:36,570 --> 00:38:38,625
‫تا از دایرۀ تحقیقات خط بزنیدش

502
00:38:38,650 --> 00:38:44,049
‫جون، بگو ببینم. با عبارت
‫«سوگیری ناخودآگاهانه» آشنا هستی؟

503
00:38:46,030 --> 00:38:49,279
‫من واسه خطاهای که کردم، یه روز کاری رو با
‫همکارهام جلسه گذاشتم، نشان رو گرفتم

504
00:38:49,613 --> 00:38:51,903
‫همۀ این‌ها کارهای آموزنده‌ای بودن

505
00:38:52,410 --> 00:38:54,830
‫حالا ماجرای سوگیری ناخودآگاهانه اینه که...

506
00:38:54,830 --> 00:38:56,830
‫خودم می‌دونم سوگیری ناخودآگاهانه چیه

507
00:38:56,830 --> 00:38:59,847
‫آره، می‌خوام تکرار کنم همه خوب متوجه شن،
‫قصد بی‌احترامی ندارم، روی

508
00:39:00,380 --> 00:39:03,960
‫بعضی وقت‌ها یه افسر می‌تونه دیدگاه
‫تحریف‌شده‌ای رو وارد یه پرونده بکنه

509
00:39:04,670 --> 00:39:09,220
‫و این خودش مسبب غرض‌ورزی‌ای می‌شه
‫که توی دلشون ریشه کرده.

510
00:39:09,526 --> 00:39:12,156
‫غرض‌ورزی، غرض‌ورزی؟

511
00:39:12,470 --> 00:39:15,600
‫باشه، خیلی‌خب.
‫نه حرف تو نه حرف من. ایمان؟

512
00:39:17,270 --> 00:39:19,476
‫یقین داشتن؟ این چطوره؟

513
00:39:20,690 --> 00:39:25,820
‫کارآگاه جون یقین داره که ارول متیس...

514
00:39:25,845 --> 00:39:30,451
‫مردی که جهت اطلاع باید بگم که از
‫آباواجداد مردم آفریقای غربیه، آره؟

515
00:39:31,410 --> 00:39:35,714
‫به دلایلی مبهم باهاش غیرمنصفانه برخورد شده

516
00:39:35,739 --> 00:39:37,660
‫غیر از این مورد که یه
‫تماس اورژانسی‌ای وجود داره!

517
00:39:37,660 --> 00:39:40,720
‫باز هم احساسی نظر دادی،
‫دو تماس اورژانس، هردو خانم

518
00:39:41,670 --> 00:39:44,249
‫دو تماس از یک خانم!

519
00:39:44,670 --> 00:39:47,220
‫نمی‌تونیم بهش بی‌توجه باشیم

520
00:39:47,220 --> 00:39:51,637
‫تو از تعداد زنان قربانی
‫خشونت خانگیِ این شهر...

521
00:39:51,662 --> 00:39:53,350
‫توی سالی که گذشت خبر داری؟

522
00:39:53,350 --> 00:39:55,890
‫- چیزی نزدیک به ۲۵۰ هزار مورد
‫- آره، واو. نزدیک به ۲۵۰ هزار مورد

523
00:39:55,890 --> 00:39:57,560
‫هردو هم پرتغالی بودن

524
00:39:57,560 --> 00:39:59,270
‫این خودش اندازۀ کلیساهای آزاده‌اندیشه

525
00:39:59,270 --> 00:40:01,310
‫داریم راجع‌به ۸۰-۹۰ هزار نفر صحبت می‌کنیم

526
00:40:01,310 --> 00:40:03,730
‫واسه همینه که می‌گم باید حکم
‫کارشناسی پزشکی قانونی رو بگیریم

527
00:40:03,730 --> 00:40:05,110
‫محض رضای خدا

528
00:40:05,110 --> 00:40:08,280
‫تا مطمئن شیم هردو یه خانم هستن یا نه

529
00:40:08,280 --> 00:40:09,200
‫خیلی‌خب

530
00:40:11,870 --> 00:40:14,283
‫نظرت راجع‌به این چیه؟ ماریا

531
00:40:15,120 --> 00:40:18,438
‫کی؟ اوه، قربانی‌مون
‫از هزینه‌های آزمایشگاه نگم

532
00:40:18,463 --> 00:40:20,330
‫داریم راجع‌به یه هزینۀ
‫اضافۀ پنج رقمی حرف می‌زنیم

533
00:40:20,330 --> 00:40:24,090
‫و ما یه بازداشتی داریم
‫که می‌خواد به قتلی که کرده اعتراف کنه

534
00:40:26,000 --> 00:40:30,800
‫تا دیگه مادر، برادر و دوتا پسربچه‌شو
‫توی دادگاه عذاب نده

535
00:40:30,800 --> 00:40:34,600
‫جسدش رو همین الان دارن به
‫سائو پائولو می‌برن. این خبر خوبیه

536
00:40:35,720 --> 00:40:38,430
‫اون‌وقت تو می‌خوای واسه سرگرمی خودت
‫تمامی این‌ها رو به باد بدی

537
00:40:38,430 --> 00:40:43,110
‫ماریا دوتا جای پارگی قدیمی داشت

538
00:40:43,980 --> 00:40:45,940
‫روی شکم و شونه‌ش

539
00:40:47,590 --> 00:40:49,810
‫خانمی که از خیابون
‫هایزلین تماس گرفت...

540
00:40:49,824 --> 00:40:51,715
‫همچنین گزارش داده بود که
‫دوتا جای پارگی از شریکش داره

541
00:40:51,740 --> 00:40:54,990
‫در ضمن گفت: «اونو زد»
‫که منظورش همون «ادلاید» بود،

542
00:40:54,990 --> 00:40:57,620
‫«با همون چاقویی که
‫بارها و بارها اونو زد، منم زد»

543
00:40:57,620 --> 00:40:59,708
‫عذر می‌خوام،
‫این چیزها رو از کجا میاری؟

544
00:41:00,500 --> 00:41:03,296
‫- این‌ها صحبت‌های تلفنی خودش‌ان
‫- منظورم تماس تلفنی نیست

545
00:41:03,790 --> 00:41:06,500
‫منظورم جاهای زخم خانم دسوزائه

546
00:41:10,470 --> 00:41:12,860
‫جون، بگو ببینم.
‫گزارش آسیب‌شناسیش رو دیدی؟

547
00:41:13,470 --> 00:41:15,720
‫فکر می‌کنم چیزی که اینجا مهمه...

548
00:41:15,720 --> 00:41:17,260
‫نه، عذر می‌خوام که این کارو می‌کنم،

549
00:41:17,260 --> 00:41:20,430
‫ولی اون گزارش به‌طور محرمانه
‫برای ویو و تیمش فرستاده شد

550
00:41:21,020 --> 00:41:24,100
‫درسته؟ پس مگه اینکـ... ویو، تو گزارش
‫رو به گروهبان کارآگاه لنکر دادی؟

551
00:41:24,100 --> 00:41:25,270
‫- خیر، قربان
‫- «خیر، قربان»

552
00:41:25,270 --> 00:41:28,690
‫پس موظفم بپرسم،
‫چطور گزارش به دست تو رسیده؟

553
00:41:28,690 --> 00:41:29,860
‫دست من نرسیده

554
00:41:30,989 --> 00:41:32,490
‫یکی بهت نشونش داده؟

555
00:41:32,490 --> 00:41:33,740
‫خیر

556
00:41:33,740 --> 00:41:37,122
‫خب، پس هکری و پابه‌پای
‫کُره‌ای‌ها داری پیش میری؟

557
00:41:40,080 --> 00:41:42,830
‫یعنی می‌گی تو اون گزارش رو نخوندی؟

558
00:41:43,750 --> 00:41:44,790
‫خیر، قربان

559
00:41:45,380 --> 00:41:47,350
‫پس این اطلاعات رو از کجا آوردی؟

560
00:41:48,380 --> 00:41:49,889
‫خودم دیدم

561
00:41:52,510 --> 00:41:54,062
‫خودت دیدی؟

562
00:41:57,550 --> 00:41:59,378
‫من نفر اولی بودم که به صحنه رسیدم

563
00:42:01,600 --> 00:42:05,811
‫وقتی که ماریا رو پیدا کردم،
‫طبیعتاً علائم حیاتیش رو بررسی کردم

564
00:42:06,230 --> 00:42:07,694
‫دیدم‌شون

565
00:42:08,820 --> 00:42:10,150
‫جاهای زخم رو دیدم

566
00:42:12,440 --> 00:42:15,320
‫جای دوتا زخم قدیمی رو!
‫اون هم توی کسری از ثانیه

567
00:42:19,080 --> 00:42:22,155
‫دو تماس، با زخم‌هایی مشابه

568
00:42:23,500 --> 00:42:25,534
‫حالا چقدر احتمالش هست؟

569
00:42:31,590 --> 00:42:32,590
‫بیا

570
00:42:33,105 --> 00:42:34,905
‫یه لمس توپ خوب،
‫همه‌چی به زمان‌بندی بستگی داره

571
00:42:34,930 --> 00:42:36,800
‫باید... دیدی؟

572
00:42:36,800 --> 00:42:37,890
‫خب

573
00:42:38,510 --> 00:42:40,100
‫دوباره، عالی بود

574
00:42:43,100 --> 00:42:44,890
‫آره! عالی بود

575
00:42:45,890 --> 00:42:47,190
‫- دوباره
‫- خیلی‌خب

576
00:42:47,190 --> 00:42:49,610
‫بیا، آفرین. خوبه

577
00:42:49,610 --> 00:42:51,530
‫این چیه؟ اینجا هم تمرین می‌کنین؟

578
00:42:51,530 --> 00:42:53,150
‫خیلی‌خب، بیا. همین‌جا بمون

579
00:42:53,150 --> 00:42:55,070
‫وایسا، خب. وایسا، وایسا

580
00:42:56,780 --> 00:42:58,070
‫چه گلی!

581
00:42:59,490 --> 00:43:00,910
‫هرچی بلدی صدقه‌سر منه

582
00:43:00,910 --> 00:43:03,870
‫- همه‌شو از من یاد گرفتی
‫- مامان، مگه هندباله؟

583
00:43:03,870 --> 00:43:05,502
‫آبروی خودتو نبر

584
00:43:07,170 --> 00:43:08,170
‫دوباره بریم؟

585
00:43:09,880 --> 00:43:11,000
‫الو؟

586
00:43:11,000 --> 00:43:12,895
<i>‫خیلی‌خب، به چیزی که می‌خواستی رسیدی</i>

587
00:43:15,773 --> 00:43:20,045
<i>‫با توجه به «ماهیت بی‌بدیل شرایط»</i>

588
00:43:21,810 --> 00:43:22,810
‫زندانی خارج می‌شه

589
00:43:22,810 --> 00:43:25,235
<i>‫بهت اجازۀ مصاحبه با مظنون داده می‌شه</i>

590
00:43:26,140 --> 00:43:27,140
‫خیلی ممنون

591
00:43:27,640 --> 00:43:30,980
<i>‫اما طرح مصاحبه از قبل بررسی می‌شه، خب؟</i>

592
00:43:30,980 --> 00:43:32,230
‫باشه

593
00:43:33,780 --> 00:43:35,990
<i>‫اجازۀ ارجاع بخصوصی به قتل...</i>

594
00:43:35,990 --> 00:43:37,820
<i>‫ادلاید بروز رو نداری، تفهیمه؟</i>

595
00:43:38,410 --> 00:43:39,410
‫بله

596
00:43:40,570 --> 00:43:42,370
<i>‫غیر از این موارد،
‫دیگه چیز خاصی نیست</i>

597
00:43:42,870 --> 00:43:43,950
‫خیلی ممنون، قربان

598
00:44:05,560 --> 00:44:08,940
‫کلایو سیلکاکس، شما به
‫قتل ماریا دسوزا اعتراف کردی

599
00:44:10,060 --> 00:44:13,230
‫ولی من امروز اینجا اومدم تا بخوام
‫راجع‌به مورد دیگه‌ای با من همکاری کنی

600
00:44:14,730 --> 00:44:19,490
‫در مارس ۲۰۱۱، شما ساکن
‫خیابون لیک ۲۴بی بودین. درسته؟

601
00:44:20,648 --> 00:44:21,938
‫بله

602
00:44:23,330 --> 00:44:25,415
‫این فرد رو بجا میارین؟

603
00:44:30,120 --> 00:44:31,653
‫می‌شناسینش؟

604
00:44:36,460 --> 00:44:37,460
‫ارول

605
00:44:37,460 --> 00:44:42,180
‫ارول متیس.
‫باهم توی سنت جوزف درس خوندین؟

606
00:44:43,140 --> 00:44:44,140
‫بله

607
00:44:44,776 --> 00:44:46,430
‫خونواده‌شو می‌شناختین؟

608
00:44:46,430 --> 00:44:47,520
‫بله

609
00:44:48,640 --> 00:44:50,060
‫می‌دونین که برای ارول متیس...

610
00:44:50,060 --> 00:44:52,650
‫- حکم کلفتی بُردین؟
‫- مرسی

611
00:44:53,560 --> 00:44:55,230
‫۲۴ سال، درسته؟

612
00:44:55,230 --> 00:44:57,400
‫بله، می‌دونین کدوم زندانه؟

613
00:44:58,440 --> 00:45:01,610
‫- وایت‌کراس؟
‫- زندان وایت‌کراس، درسته

614
00:45:01,610 --> 00:45:03,596
‫- خب؟ که چی؟
‫- گروهبان کارآگاه لنکر

615
00:45:04,950 --> 00:45:06,497
‫دلیلش رو می‌دونین؟

616
00:45:07,120 --> 00:45:08,120
‫بله

617
00:45:08,120 --> 00:45:10,000
‫- ببخشید...
‫- همه اینو می‌دونن

618
00:45:10,000 --> 00:45:11,830
‫اگه می‌خواین موکل منو گول بزنید...

619
00:45:11,830 --> 00:45:15,790
‫نه، نه. فقط می‌خوام خودش اعتراف کنه

620
00:45:20,470 --> 00:45:21,720
‫اسمش چیه؟

621
00:45:21,720 --> 00:45:23,720
‫- خب دیگه
‫- بگو، اسمش چیه؟

622
00:45:23,720 --> 00:45:25,970
‫این مصاحبه رو قطع می‌کنم

623
00:45:25,970 --> 00:45:28,220
‫ساعت ۱۴:۳۶

624
00:45:31,520 --> 00:45:33,598
‫این چه گهی می‌خورد؟

625
00:45:37,803 --> 00:45:40,550
‫- می‌شناخت! جفت‌شون رو می‌شناخت
‫- جون

626
00:45:42,030 --> 00:45:44,110
‫- دن، می‌خوای...
‫- نه، خودت بخون

627
00:45:47,397 --> 00:45:49,670
‫بنا به درخواست حضرت‌عالی،
‫سربازرس هگرتی...

628
00:45:49,695 --> 00:45:52,198
‫صلاح دانسته تا با حداکثر تلاش ممکن،

629
00:45:52,223 --> 00:45:54,491
‫تحلیلی کامل از موارد کالبدشکافیِ
‫دو تماس اورژانسی...

630
00:45:54,516 --> 00:45:56,302
‫به سرکارعالی ارائه دهم

631
00:45:57,616 --> 00:45:59,407
‫نتایج قطعی‌ست

632
00:46:01,220 --> 00:46:03,880
‫همکارانِ آواشناس و مهندس بنده
‫هردو به نتایج برابری دست پیدا کردند

633
00:46:03,880 --> 00:46:07,050
‫فشارهای صوتی مختلف،
‫آواهای صدادارِ مختلف،

634
00:46:08,000 --> 00:46:09,336
‫و دو خانم مختلف

635
00:46:09,720 --> 00:46:11,560
‫- چی؟
‫- هیچ جای شکی باقی نمی‌ماند

636
00:46:12,140 --> 00:46:14,629
‫فردی که از هایزلین تماس گرفته
‫ماریا دسوزا نمی‌باشد

637
00:46:16,610 --> 00:46:19,562
‫هیچ سند و مدرکی...

638
00:46:19,587 --> 00:46:22,338
‫برای ارتباط کلایو سیلکاکس
‫به این پروندۀ قدیمیِ قتل وجود ندارد

639
00:46:22,363 --> 00:46:23,443
‫درسته؟

640
00:46:24,346 --> 00:46:25,610
‫همه موافقید؟

641
00:46:26,380 --> 00:46:29,210
‫بیاین یه‌بار واسه همیشه قال قضیه رو بکنیم

642
00:46:34,080 --> 00:46:35,364
‫خب؟

643
00:46:46,840 --> 00:46:49,744
‫تو چه‌ت شده؟ یه نگاه به کلویی بنداز

644
00:46:50,010 --> 00:46:51,680
‫اون مشکلی نداره

645
00:46:51,786 --> 00:46:53,339
‫با قضیه کنار میاد

646
00:46:54,640 --> 00:46:57,958
‫ادارۀ بازرسی چی شد؟
‫بهشون زنگ زدی؟ نه؟

647
00:46:58,940 --> 00:47:00,152
‫تمومش کن

648
00:47:00,379 --> 00:47:02,411
‫اون‌ها واسه رفتار غیرحرفه‌ای اذیتت می‌کنن

649
00:47:38,276 --> 00:47:39,620
‫جون

650
00:47:53,387 --> 00:47:55,752
‫حق با اون بود، من اشتباه کردم

651
00:47:57,459 --> 00:48:00,026
‫گه توش،
‫حالم از این شرایط به‌هم می‌خوره

652
00:48:02,199 --> 00:48:03,732
‫ببین...

653
00:48:05,130 --> 00:48:07,774
‫یه شایعاتی شده...

654
00:48:08,593 --> 00:48:11,803
‫یه روز بعد از اینکه سیلکاکس
‫ماریا دسوزا رو به قتل می‌رسونه...

655
00:48:14,560 --> 00:48:18,509
‫هگرتی گزارش پرشکی قانونی مربوط به
‫اون دو تماس رو یه‌شبـه آماده کرد

656
00:48:19,471 --> 00:48:20,770
‫چی؟

657
00:48:22,531 --> 00:48:24,731
‫با اینکه می‌دونست
‫اون دوتا یه نفر نیستن بازم...

658
00:48:24,756 --> 00:48:26,185
‫گزارش رو دیر منتشر کرد

659
00:48:27,740 --> 00:48:28,740
‫وایسا ببینم

660
00:48:29,860 --> 00:48:31,531
‫کلِ اون جلسه...

661
00:48:32,453 --> 00:48:34,229
‫توافق سر مصاحبه...

662
00:48:34,990 --> 00:48:37,696
‫چرا؟ چرا باید این کارو بکنه؟

663
00:48:46,130 --> 00:48:47,840
‫همیشه دود از کُنده بلند می‌شه

664
00:48:51,430 --> 00:48:52,793
‫منو بازی داد

665
00:48:57,930 --> 00:49:00,060
‫یه تله بود، منم صاف توش افتادم

666
00:49:07,230 --> 00:49:12,171
‫حتماً گفته جوری زمین می‌زنمش
‫که دیگه نتونه روی پاهاش وایسته

667
00:49:16,466 --> 00:49:17,634
‫نه

668
00:49:22,253 --> 00:49:23,253
‫نه

669
00:49:26,606 --> 00:49:28,212
‫من ول‌کن نیستم

670
00:49:30,220 --> 00:49:34,970
<i>‫گوش بده، خیلی وقت پیش
‫یه دوست‌دختری داشت، درست مثل خودم</i>

671
00:49:36,180 --> 00:49:39,060
<i>‫می‌گفت هرزۀ احمق،
‫هیچ‌وقت گوشش بدهکار نبود</i>

672
00:49:39,600 --> 00:49:41,850
<i>‫هیچ‌وقت نتونست راضی نگه‌ش داره</i>

673
00:49:44,690 --> 00:49:47,574
<i>‫دقیقاً با همون چاقویی که
‫الان بهم آسیب رسونده،</i>

674
00:49:47,599 --> 00:49:49,656
<i>‫چندین بار به اون دختره هم ضربه زده بود</i>

675
00:49:50,150 --> 00:49:56,030
<i>‫یه آقایی به خاطر کشتن دختره،
‫به ۲۴ سال حبس محکوم شده</i>

676
00:49:58,830 --> 00:50:04,584
<i>‫و همش تکرار می‌کنه که این یارو
‫توی زندون وایت‌کراسه...</i>

677
00:50:04,609 --> 00:50:07,458
<i>‫می‌گه خیلی بی‌عرضه‌ست و...</i>

678
00:50:07,965 --> 00:50:09,391
‫این واسه کِیـه؟

679
00:50:09,416 --> 00:50:10,785
‫سه‌شنبه پیش

680
00:50:12,840 --> 00:50:15,542
‫ببین، این تماس‌ها محرمانه‌ان

681
00:50:17,350 --> 00:50:21,810
‫اگه به کسی چیزی بگی،
‫اون‌ها دخلم رو میارن

682
00:50:30,737 --> 00:50:31,860
‫بیا

683
00:50:33,860 --> 00:50:35,280
‫فکر می‌کردم تو مسلمونی

684
00:50:35,280 --> 00:50:38,660
‫من پیروی آیین «سیک»ام.
‫مثل اسمم، سینگ. سونیا سینگ

685
00:50:39,103 --> 00:50:41,490
‫ما این مشروب‌ها رو
‫یه‌جوری می‌خوریم انگار ساندیسه

686
00:50:48,590 --> 00:50:51,447
‫خیلی‌خب، اشتباه می‌کردی

687
00:50:51,760 --> 00:50:53,882
‫یه نبرد رو باختی،
‫دنیا که به آخر نرسیده!

688
00:50:53,907 --> 00:50:55,367
‫می‌دونی چیه؟

689
00:50:56,042 --> 00:50:57,489
‫اون دختر زنده‌ست

691
00:51:08,980 --> 00:51:13,869
‫اون تنها کسیه که می‌تونه به
‫ارول کمک کنه و زنده‌ست!

692
00:51:16,030 --> 00:51:17,030
‫آره

693
00:51:19,620 --> 00:51:21,502
‫و ما قراره پیداش کنیم

694
00:51:30,140 --> 00:51:50,140
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

