﻿1
00:00:05,890 --> 00:00:15,890
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:15,914 --> 00:00:24,723
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:00:29,747 --> 00:00:35,556
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

4
00:00:43,580 --> 00:00:45,210
‫هی، هی!
‫گوشِـت با منه؟

5
00:00:45,960 --> 00:00:48,750
‫بابا ببین چی می‌گم اصلاً،
‫دارم می‌گم خودم بررسیش کردم

6
00:00:49,250 --> 00:00:51,000
‫نه، نه، نه آقا، من نمی...

7
00:01:08,770 --> 00:01:10,020
‫الو؟

8
00:01:10,110 --> 00:01:12,650
‫الو؟ توی پارک «راون‌تری» تیراندازی شده

9
00:01:12,730 --> 00:01:14,900
‫بسیارخب خانم، شما در امانیـد؟

10
00:01:14,990 --> 00:01:17,530
‫فکر کنم به یکی از پسربچه‌ها شلیک کردن

11
00:01:19,240 --> 00:01:21,790
‫می‌بینید که...
‫هنوزم تیراندازی‌شون ادامه داره یا نه؟

12
00:01:21,870 --> 00:01:22,950
‫چه می‌دونم!

13
00:01:24,160 --> 00:01:26,750
‫پسره روی زمین ولو شده
‫اصلاً تکون نمی‌خوره!

14
00:01:31,717 --> 00:01:34,230
‫«ســوءپیشینه»
‫[فصل اول، قسمت سوم]

15
00:01:34,254 --> 00:01:44,254
‫♪ آهنگ Just Me and You ♪
‫♪ از Dreamliners ♪

16
00:02:20,720 --> 00:02:23,760
‫بسیارخب، جان
‫من الان به پارک راون‌تری توی منطقۀ

17
00:02:23,850 --> 00:02:26,270
‫هکنی داونز لندن رسیدم

18
00:02:26,350 --> 00:02:30,940
‫ظاهراً پسربچه‌ای در حالی‌که داشته از مدرسه
‫به خونه برمی‌گشته، توی مسیر تیر می‌خوره

19
00:02:31,020 --> 00:02:33,610
‫و طبق گفتۀ شاهدین، ضاربینِ حادثه
‫سوار بر موتور تیراندازی کردن

20
00:02:34,110 --> 00:02:35,980
‫به نظر می‌رسد این حادثه تازه‌ترین مورد

21
00:02:36,070 --> 00:02:40,030
‫از مجموعه اتفاقاتِ خشونت‌آمیز
‫مرتبط با باندهای مختلف در ماه‌های اخیر باشد

22
00:02:40,110 --> 00:02:42,120
‫همونطور که می‌بینید، کلِ پارک...

23
00:02:44,719 --> 00:02:45,680
‫[این خانم رو می‌شناسید؟]

24
00:02:45,705 --> 00:02:48,305
‫[در صورت داشتن هرگونه اطلاعات،
‫با این شماره تلفن تماس بگیرید]

25
00:02:54,091 --> 00:02:56,979
‫[نقض سیستم شناسایی شماره پلاک خودرو]
‫[نتایج مرتبط با جون لنکر]
‫[شمارۀ پرونده‌های مربوطه]

26
00:02:58,900 --> 00:03:00,065
‫[اطلاعات شما با موفقیت اضافه گردید]

27
00:03:00,090 --> 00:03:02,050
‫خیلی‌خب، همه گوش‌هاشون با من باشه

28
00:03:02,140 --> 00:03:05,140
‫همین الان بهم خبر رسیده که
‫بخاطر تیراندازی توی پارک راون‌تری

29
00:03:05,220 --> 00:03:07,180
‫پروندۀ بزرگی زیر دستمونه

30
00:03:07,270 --> 00:03:09,430
‫احتمال خیلی زیاد مربوط به باند خلافکارهاست

31
00:03:10,190 --> 00:03:12,350
‫هکنی داونز دنبال چندتا پلیس اضافه‌ست

32
00:03:12,440 --> 00:03:15,940
‫اگه کسی داوطلب بشه،
‫واقعاً ممنون می‌شم

33
00:03:16,020 --> 00:03:18,240
‫افسر ارشد تحقیقات پرونده،
‫سربازرس هگرتی‌ـه

34
00:03:18,780 --> 00:03:20,320
‫فعلاً اطلاعاتمون در همین حده،

35
00:03:20,400 --> 00:03:23,370
‫ولی اینم بدونید که تحت فشار قرار می‌گیریم
‫و کمبود منابع خواهیم داشت

36
00:03:23,450 --> 00:03:24,830
‫پس باید تموم فکر و ذکرتون رو روش بذارید

37
00:03:28,580 --> 00:03:29,960
‫خداروشکر پسره زنده مونده

38
00:03:29,985 --> 00:03:31,965
‫خداروشکر؟ برو بابا،
‫ندیدی چه بلایی سرش اومده؟

39
00:03:31,990 --> 00:03:33,925
‫عکس سرش رو نشون رفیقم بده، گبی

40
00:03:34,000 --> 00:03:35,170
‫لذت ببر

41
00:03:36,340 --> 00:03:37,340
‫نُه میلی‌متره

42
00:03:38,510 --> 00:03:39,720
‫گلوله رو از توی سرش درنیاوردن؟

43
00:03:40,220 --> 00:03:42,800
‫بخیه زدن و منتظرن که ورمش بخوابه

44
00:03:42,890 --> 00:03:44,340
‫به خیالشون آپاندیسه

45
00:03:45,100 --> 00:03:47,220
‫به جراح گفتم که گلوله رو می‌خوایم

46
00:03:47,890 --> 00:03:50,850
‫هرچی زودتر گلوله رو بررسی کنیم،
‫سریع‌تر می‌تونیم برای پیدا کردن اسلحه اقدام کنیم

47
00:03:50,930 --> 00:03:52,140
‫کاغذبازیش در چه حاله؟

48
00:03:53,350 --> 00:03:56,190
‫افسرهای بخش‌ها دیگه واسه
همکاریِ فوری اعلام آمادگی کردن

49
00:03:56,270 --> 00:03:57,820
‫باشه، تصمیمش با خودم

50
00:03:58,570 --> 00:03:59,570
باشه

51
00:04:03,558 --> 00:04:05,457
‫[اعزام نیرو جهت همکاری متقابل]

52
00:04:08,020 --> 00:04:10,084
‫[گروهبان کارآگاه لنکر]

53
00:04:15,330 --> 00:04:16,710
‫نه، با مادرش صحبت کردم

54
00:04:16,790 --> 00:04:18,800
نمی‌شه خیلی راحت
توجه رسانه‌ها رو به سمتش جلب کنیم

55
00:04:18,880 --> 00:04:19,880
‫مطمئن هستید؟

56
00:04:19,960 --> 00:04:22,010
‫به نظرم واقعاً سروصدا بکنه
‫و بتونن حقیقت رو لمس کنن

57
00:04:22,090 --> 00:04:24,470
‫خانم؟ لطف می‌کنید
‫چند لحظه صبر کنید؟

58
00:04:24,550 --> 00:04:25,550
‫- بله
‫- متشکرم

59
00:04:27,550 --> 00:04:31,520
‫گروهبان کارآگاه لنکر
‫به تیم خوش اومدید

60
00:04:31,600 --> 00:04:32,600
‫ممنون جناب

61
00:04:33,350 --> 00:04:36,770
‫بیا، یکیش رو واسه خبرگزاری انتخاب کن

62
00:04:38,360 --> 00:04:39,440
‫ممنون که اومدی

63
00:04:40,190 --> 00:04:41,740
‫خوشحالم که می‌بینم داوطلب شدی

64
00:04:42,690 --> 00:04:46,490
‫خب، خودم مادرم و پسر دارم،
‫برای همین...

65
00:04:47,410 --> 00:04:48,410
‫هرکاری از دستم بربیاد، انجام می‌دم

66
00:04:48,950 --> 00:04:50,370
‫خوبه. خوبه.

67
00:04:50,450 --> 00:04:51,290
‫- ولری
‫- بله؟

68
00:04:51,370 --> 00:04:53,160
‫- واسه بخش رسانه‌ست
‫- بسیارخب

69
00:04:54,250 --> 00:04:55,250
‫حالت خوبه؟

70
00:04:56,250 --> 00:04:57,380
‫بله

71
00:04:58,380 --> 00:05:00,380
‫لینک «زوم» توی واگن آماده‌ست

72
00:05:01,050 --> 00:05:03,550
‫پیدا کردن تماس‌گیرندۀ خیابون هایز
‫به کجا رسیدی؟

73
00:05:04,130 --> 00:05:06,390
‫خب به بخش اورژانس گزارشش رو دادم

74
00:05:06,470 --> 00:05:08,350
‫که شاید دوباره تماس بگیره،
‫ولی خب، آخه...

75
00:05:08,430 --> 00:05:09,640
‫- جدای از اون...
‫- نهایت سعی‌ات رو کردی

76
00:05:09,720 --> 00:05:10,720
‫خودت رو سرزنش نکن

77
00:05:12,180 --> 00:05:13,180
‫باشه جناب

78
00:05:16,810 --> 00:05:18,980
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫فکر می‌کردم حالت ازش به‌هم می‌خوره

79
00:05:19,480 --> 00:05:20,360
‫تا پنج دقیقۀ دیگه می‌ریم

80
00:05:23,570 --> 00:05:24,570
‫جون لنکر؟

81
00:05:26,950 --> 00:05:29,490
‫- نه. شرمنده کار...
‫- شوخی می‌کنم بابا

82
00:05:31,030 --> 00:05:32,700
‫امروز مسیرمون با همدیگه‌ست
‫کفارۀ گناهانمه، گمونم

83
00:05:33,500 --> 00:05:35,750
‫- کیم کاردول هستم
‫- بله، می‌شناسمتون

84
00:05:36,250 --> 00:05:37,080
‫خوبه

85
00:05:38,080 --> 00:05:40,880
‫می‌دونید چندتا باند خلافکار
‫توی این منطقه مشغولن؟

86
00:05:42,050 --> 00:05:43,960
‫- هفده‌تا
‫- ماشالا

87
00:05:44,050 --> 00:05:45,050
تازه ‫ما از هفده‌تاش خبر داریم

88
00:05:46,130 --> 00:05:49,390
‫و جالب اینجاست که به چشم بچه‌های اینجا،
‫این خلافکارها خدان

89
00:05:49,415 --> 00:05:51,636
‫- که این‌طور
‫- ما می‌تونیم با شگردِ خودمون پیش بریم

90
00:05:51,661 --> 00:05:53,825
‫می‌شه از ساکنین پرس‌وجو بکنیم،
‫ولی هیچکس لام تا کام زبون وا نمی‌کنه

91
00:05:53,850 --> 00:05:56,100
‫- ابداً
‫- خب، فایده‌ش چیه؟

92
00:05:56,526 --> 00:05:57,651
هیچی

93
00:05:57,676 --> 00:06:00,980
‫معمولاً اگه اطلاعاتی در کار باشه،
‫از طرف منابع ناشناس به دستمون می‌رسه

94
00:06:01,060 --> 00:06:03,570
‫خبرچین‌ها و منابع مخفی

95
00:06:04,070 --> 00:06:08,030
‫جمع شید!
‫شما هم همین‌طور، گروهبان لنکر

96
00:06:08,820 --> 00:06:12,200
‫بجنبید، بسیارخب، خیلی خوشحالـم
‫که تعدامون به این حد رسیده

97
00:06:12,280 --> 00:06:14,830
‫سلام، هگرتی هستم

98
00:06:15,750 --> 00:06:17,080
‫اطلاعات می‌خوام

99
00:06:18,040 --> 00:06:19,370
‫بله، درمورد این بچۀ توی پارک

100
00:06:20,080 --> 00:06:24,090
‫می‌دونم، نُه
‫نُه سالش بوده

101
00:06:24,170 --> 00:06:25,800
‫بله، شما هم مادرید
‫معلومه که همین‌طوره

102
00:06:25,880 --> 00:06:29,680
‫بله، بگی‌نگی
‫برام مهم نیست، اصلاً واسم اهمیتی نداره

103
00:06:29,760 --> 00:06:30,760
‫گوش بده...

104
00:06:31,680 --> 00:06:34,810
‫آره، می‌تونم یه لطفی بهت بکنم،
‫ولی باید جبرانش بکنی

105
00:06:34,890 --> 00:06:36,100
‫می‌تونم سفارشش رو بکنم واست

106
00:06:37,730 --> 00:06:40,980
‫گوش بده، من اصلاً از این کارها نمی‌کنم،
‫ولی شما تنها کسی هستی که می‌تونی کمکم کنی

107
00:06:41,060 --> 00:06:45,480
‫آره، یه پرس‌وجو بکن
‫ببین چی می‌گن

108
00:06:56,620 --> 00:06:58,540
‫جیکوب با کی‌ها می‌پلکه؟

109
00:07:00,710 --> 00:07:01,830
‫چهارتا بچه‌ان دیگه، عزیزم

110
00:07:02,790 --> 00:07:04,750
‫بله، می‌دونم مادر جان
‫ولی دوست‌های صمیمیش کجان؟

111
00:07:04,840 --> 00:07:06,260
‫منظورم نوین و رفقاشه؟

112
00:07:06,340 --> 00:07:09,050
‫خب، یکمی چیز بودن...
‫چی می‌گن؟

113
00:07:09,880 --> 00:07:10,880
‫سوسول

114
00:07:11,390 --> 00:07:12,720
‫شاید با همدیگه بحثشون شده

115
00:07:13,430 --> 00:07:14,680
‫چرا چیزی بهم نگفته پس

116
00:07:15,680 --> 00:07:16,890
‫چرا جوک می‌گی

117
00:07:17,720 --> 00:07:20,520
‫- می‌شه درست غذات رو بخوری؟
‫- تجربۀ جدیدیه واسش

118
00:07:20,600 --> 00:07:22,100
‫- عادیه
<i>‫- پلیس شرق لندن</i>

119
00:07:22,190 --> 00:07:25,360
<i>‫من باب حادثۀ تیراندازی امروز به
‫پسرک محصل در پارک راون‌تری،</i>

120
00:07:25,440 --> 00:07:27,280
<i>‫از شاهدین عزیز تقاضا می‌کند</i>

121
00:07:27,780 --> 00:07:30,110
<i>‫آیزک ویتلوی نُه ساله،
‫که همچنان در شرایط وخیمی به سر می‌برد...</i>

122
00:07:30,200 --> 00:07:32,110
‫وای، خدایا. همین بچه‌ست؟

123
00:07:32,200 --> 00:07:33,660
<i>‫- ...در مسیر برگشت مدرسه به خانه...</i>
‫- چی؟

124
00:07:33,740 --> 00:07:35,910
<i>‫- ...در ساعت چهار بعدازظهر...</i>
‫- همون پسری که پرونده‌ش دستته؟

125
00:07:35,990 --> 00:07:37,660
<i>‫- ...با شلیک یک گلوله به سرش...</i>
‫- آره

126
00:07:37,740 --> 00:07:38,750
<i>‫...مجروح گردیده</i>

127
00:07:39,290 --> 00:07:41,460
‫ای وای، داشت یادم می‌رفت‌ها
‫بابای جیکوب زنگ زد

128
00:07:41,540 --> 00:07:43,000
‫زک؟ چی می‌گفت؟

129
00:07:43,080 --> 00:07:44,880
<i>‫- پلیس شرق لندن...</i>
‫- خونواده‌ش رو می‌شناسن

130
00:07:44,960 --> 00:07:48,010
‫ظاهراً موروآ با مادر پسره،
‫توی انجمن اولیا و مربیان آشنا شدن

131
00:07:48,090 --> 00:07:49,050
‫معلومه که آره

132
00:07:49,130 --> 00:07:51,630
‫درمورد اینکه حالش خوب می‌شه
‫و نمی‌دونم این حرف‌ها، پرسید

133
00:07:52,630 --> 00:07:53,640
‫بهش زنگ می‌زنم باز

134
00:07:53,720 --> 00:07:55,600
‫به نظرتون اگه پسره سیاه‌پوست بود هم،
‫خبرش انقدر سروصدا می‌کرد؟

135
00:07:55,680 --> 00:07:57,930
‫آره، منم داشتم به همین موضوع فکر می‌کردم

136
00:07:58,020 --> 00:08:00,020
‫ای داد بی‌داد، از دستِ شما دوتا!‍
‫چی می‌خواید الان؟ مدال طلا؟

137
00:08:00,100 --> 00:08:02,020
<i>‫با توجه به تحقیقات میدانی پلیس،</i>

138
00:08:02,100 --> 00:08:04,860
<i>‫تصویر چند نفری رو منتشر کردن،
‫که باور دارن...</i>

139
00:08:04,940 --> 00:08:09,990
‫می‌دونید که گلوله توی مغزش گیر کرده؟

140
00:08:10,690 --> 00:08:11,900
‫چیزیش نمی‌شه، مامان

141
00:08:12,650 --> 00:08:13,820
‫یه لیوان دیگه چای بیارم؟

142
00:08:13,910 --> 00:08:15,910
<i>‫هنوز کسی بازداشت نشده</i>

143
00:08:15,990 --> 00:08:18,740
‫- یه لیوان شراب بیارم؟
‫- احسنت، پیشنهاد خوبی بود

144
00:08:28,380 --> 00:08:29,380
‫کدوم قسمت؟

145
00:08:30,380 --> 00:08:31,760
‫قسمت چی؟

146
00:08:31,840 --> 00:08:32,840
‫کجای مغزش؟

147
00:08:33,800 --> 00:08:34,800
‫اینجا

148
00:08:36,640 --> 00:08:38,010
‫لوب پیشونی راست

149
00:08:38,100 --> 00:08:39,260
‫خب، یعنی چی...

150
00:08:40,770 --> 00:08:42,230
‫بگید ببینم درمورد چی پچ‌پچ می‌کنید؟

151
00:08:42,770 --> 00:08:44,770
‫درمورد توئه، مامان
‫داریم راجع‌به تو غیبت می‌کنیم

152
00:08:44,850 --> 00:08:46,440
‫خب باشه، پس ایرادی نداره

153
00:08:46,980 --> 00:08:47,980
‫ممنونم

154
00:08:50,320 --> 00:08:52,780
‫خب، کارکردش نظارت
‫روی عملکردهای شناختیه

155
00:08:54,240 --> 00:08:55,240
‫خب؟

156
00:08:56,110 --> 00:08:59,660
‫خب ببین، نمی‌شه پیش‌بینی کرد
‫علی‌الخصوص وقتی‌که حرف از بچه‌ها میاد

157
00:09:00,580 --> 00:09:01,830
‫کِی عملش می‌کنن؟

158
00:09:01,910 --> 00:09:03,210
‫امشب

159
00:09:03,290 --> 00:09:06,500
‫خوبه
‫خوبه دیگه، می‌دونی؟

160
00:09:06,580 --> 00:09:07,580
‫هرچی زودتر بیرون بیارنش...

161
00:09:14,630 --> 00:09:16,090
‫تا بعد، داداش

162
00:09:19,470 --> 00:09:20,470
‫چی شده؟

163
00:09:26,730 --> 00:09:29,360
‫وایسا ببینم، چی می‌گی؟
‫باهاش همکار شدی الان؟

164
00:09:29,440 --> 00:09:32,230
‫نه، نه بابا، بخاطر تحقیقاته

165
00:09:32,320 --> 00:09:34,860
‫عجبا... مراقب خودت باش، خب؟

166
00:09:34,885 --> 00:09:36,809
‫چیزی نمی‌شه بابا،
‫صرفاً فرصت خوبیه که...

167
00:09:36,834 --> 00:09:38,676
‫از نزدیک زیرنظر بگیرمش،
‫می‌دونی چی می‌گم؟

168
00:09:38,700 --> 00:09:42,080
‫تا سر از کارهاش دربیارم
‫و اگه تونستم، بکشونمش سمتِ خودمون

169
00:09:42,580 --> 00:09:46,250
‫چطور بود؟ رفتارش عجیب‌وغریب نبود؟

170
00:09:46,920 --> 00:09:49,130
‫- سر از چیزی درآوردی؟
‫- نه، هنوز که نه

171
00:09:49,155 --> 00:09:52,431
‫ولی کیم کاردول رو گذاشته بالاسرم
‫نتونم دست از پا خطا کنم، واسه همین هم...

172
00:09:53,023 --> 00:09:54,151
‫از این بدتر نمی‌شد

173
00:09:54,176 --> 00:09:56,386
‫آره، خب بگو ببینم
‫خبری چیزی گیرت اومده؟

174
00:09:57,300 --> 00:10:00,350
‫چند تا از داوطلب‌های
‫کمپین دوریس رو متقاعد کردم

175
00:10:00,430 --> 00:10:03,680
‫- خب...
‫- چیزی نیست، چندین ساله که می‌شناسمشون

176
00:10:03,770 --> 00:10:05,600
‫اونوقت چطوری توجیه‌شون کردی؟

177
00:10:06,190 --> 00:10:07,350
‫درمورد تماس‌گیرندۀ خیابون هایزلین می‌گم

178
00:10:08,270 --> 00:10:12,020
‫خب، با خودم فکر کردم شاید
‫بتونه توی پروندۀ ارول کمکـمون بکنه

179
00:10:12,110 --> 00:10:14,110
‫فقط همین رو بهش گفتی؟
‫حرفی از تماس اضطراری نزدی؟

180
00:10:14,190 --> 00:10:16,240
‫نه، بخدا

181
00:10:18,610 --> 00:10:19,450
‫باشه

182
00:10:19,530 --> 00:10:22,700
‫در هر حال، همه جا پخش شده
‫داره دست به دست می‌چرخه

183
00:10:22,780 --> 00:10:24,450
‫توی کافه، رستوران و هرجا که فکرش رو بکنی

184
00:10:24,540 --> 00:10:25,700
‫سنگ تموم گذاشتن

185
00:10:26,330 --> 00:10:27,160
‫ممنونم

186
00:10:28,960 --> 00:10:31,000
‫وایسا، قبل اینکه بری

187
00:10:34,800 --> 00:10:35,800
‫این چیه دیگه؟

188
00:10:35,880 --> 00:10:37,840
‫مدارکِ دادگاهِ سابق ارول

189
00:10:39,010 --> 00:10:40,050
‫نه، سونیا

190
00:10:40,640 --> 00:10:43,760
‫نه، فکر کردم توافق کردیم که روی
‫پروندۀ تماس‌گیرندۀ خیابون هایزلین کار کنیم

191
00:10:43,850 --> 00:10:46,100
‫می‌دونم قول و قرارمون چی بود
‫حالا یه نگاهی بنداز دیگه، خب؟

192
00:10:46,180 --> 00:10:47,890
‫اصلاً نباید اینجا می‌اومدم

193
00:10:47,980 --> 00:10:49,020
‫بیخیال دیگه

194
00:10:49,100 --> 00:10:51,480
‫به رئیسم قول دادم
‫اصلاً نزدیکِ پروندۀ ارول نشم

195
00:10:51,560 --> 00:10:54,020
‫پس نه، نمی‌شه
‫اولویت با تماس‌گیرندۀ هایزلینـه

196
00:10:54,110 --> 00:10:56,280
‫خب که چی؟
‫راجع‌به تماس تلفنی‌های معروف نشنیدی؟

197
00:10:56,360 --> 00:10:58,280
‫- همش سرکاریه، خب؟
‫- نخیر

198
00:10:58,900 --> 00:11:01,030
‫- نه، این آدم واقعیـه
‫- یه نگاه بنداز دیگه

199
00:11:01,110 --> 00:11:03,120
‫من پلیس نیستم!

200
00:11:03,200 --> 00:11:05,490
‫من بُرش و نفوذ ندارم.
‫تو دستت به یه جایی بنده، خب؟

201
00:11:05,580 --> 00:11:08,330
‫پس لطفاً، یه لطفی به منِ بدبخت بکن

202
00:11:10,120 --> 00:11:11,120
‫باشه

203
00:11:13,540 --> 00:11:14,630
‫مرسی عزیزم

204
00:11:38,640 --> 00:11:41,883
‫[متیس ارول]

205
00:11:56,500 --> 00:11:57,500
‫تون؟

206
00:11:58,340 --> 00:11:59,510
‫بیا داخل، رفیق!

207
00:12:08,350 --> 00:12:10,980
‫حاضری واسۀ... چی بود؟

208
00:12:11,060 --> 00:12:12,190
‫کلونوسکوپی؟

209
00:12:14,020 --> 00:12:15,020
‫ماشین گرفتی؟

210
00:12:15,110 --> 00:12:17,650
‫بله، همه‌چیز هماهنگ شده
‫با خیال راحت برو به کارت برس

211
00:12:17,730 --> 00:12:19,860
‫متأسفانه مثل بختک توی سرنوشتمی

212
00:12:21,400 --> 00:12:22,700
‫مشکلی پیش اومد، بهم زنگ بزن

213
00:12:26,950 --> 00:12:28,990
‫تحقیقاتت چطور پیش می‌ره؟

214
00:12:31,160 --> 00:12:35,040
‫چه مرگته تو؟ بچه شدی؟

215
00:12:35,130 --> 00:12:37,790
‫کرۀ بادوم‌زمینی رو زیر سؤال نبر، رفیق
‫یکی از بهترین غذاهای اصلیـه

216
00:12:41,420 --> 00:12:45,510
‫گوش کن، رفیق
‫توی اتاق مهمان یه چیزی هست که باید ببینی

217
00:12:45,590 --> 00:12:48,350
‫ولی اصلاً خوشحال نمی‌شی

218
00:13:02,150 --> 00:13:05,610
‫پس به خیالت این دختر خوشگله
‫بیخیال شده و رفته پی زندگیش، نه؟

219
00:13:07,910 --> 00:13:09,330
‫به همین خیال باش

220
00:13:46,820 --> 00:13:50,200
<i>‫من کشتمش
‫من آدلاید باروز رو کشتم</i>

221
00:13:58,080 --> 00:14:00,920
<i>‫توی یکی از آپارتمان‌های
‫طبقۀ پایین درگیری شده</i>

222
00:14:01,000 --> 00:14:02,630
<i>‫می‌شه آدرستون رو بدید، لطفاً؟</i>

223
00:14:02,710 --> 00:14:05,670
<i>‫صداش رو می‌شنوید؟
‫داره فریاد می‌زنه! خدای من</i>

224
00:14:09,180 --> 00:14:10,430
<i>‫مامانی کو؟</i>

225
00:14:11,390 --> 00:14:12,760
<i>‫مامانت اینجا نیست</i>

226
00:14:12,850 --> 00:14:14,270
<i>‫ارول کو؟</i>

227
00:14:15,020 --> 00:14:16,600
<i>‫گرسنه‌ای؟</i>

228
00:14:17,390 --> 00:14:18,600
<i>‫آره</i>

229
00:14:18,690 --> 00:14:20,110
<i>‫خب، خوبه پس</i>

230
00:14:20,730 --> 00:14:26,570
<i>‫چی می‌خوای بخوری؟
‫پاستا؟ سیب‌زمینی؟ بستنی یا ژله؟</i>

231
00:14:27,150 --> 00:14:28,360
<i>‫ژله دوست ندارم</i>

232
00:14:28,450 --> 00:14:31,160
<i>‫خیلی‌خب باشه، ژله رو بیخیال</i>

233
00:14:32,530 --> 00:14:34,950
<i>‫توی خونه آشپزی با کیه؟</i>

234
00:14:37,120 --> 00:14:38,370
<i>‫ارول</i>

235
00:14:43,000 --> 00:14:44,550
<i>‫خب، نظرت چیه؟</i>

236
00:14:45,210 --> 00:14:49,430
<i>‫من که در کل، بی‌طرفم
‫دارم یه نگاهی به مدارک می‌اندازم، اما...</i>

237
00:14:49,907 --> 00:14:51,524
‫اصلاً شواهد خوبی نیستن

238
00:14:52,550 --> 00:14:57,100
‫یعنی سابقه داشته، درست می‌گم؟
‫ قبلاً ارول از پدرومادرش دزدی کرده

239
00:14:57,180 --> 00:15:01,520
‫- اونی که گزارشش رو به پلیس دادن، چی بوده؟
‫- فروش مواد برای تسویۀ بدهیش بوده

240
00:15:02,440 --> 00:15:05,070
‫توی بد مخمصه‌ای گیر افتاده بود

241
00:15:06,400 --> 00:15:09,240
‫گول کسایی رو خورد
‫که می‌خواست یه خودی بهشون نشون بده

242
00:15:09,320 --> 00:15:10,320
‫خیلی‌خب

243
00:15:10,410 --> 00:15:11,950
‫بعد از اون هم، چند باری دستگیر شد

244
00:15:12,030 --> 00:15:15,450
‫- بله، و هر دفعه هم آزاد شد
‫- آره، می‌دونم می‌خوای چی رو...

245
00:15:15,990 --> 00:15:18,160
‫شکایت جرایم اینترنتی بوده
‫فقط در زمان اشتباه، جای اشتباهی بوده

246
00:15:18,250 --> 00:15:21,250
‫دیگه خودت تا تهش رو برو!
‫چون بهش شک داشتن دستگیرش کردن

247
00:15:21,330 --> 00:15:22,670
‫اغتشاشات چی؟

248
00:15:22,750 --> 00:15:23,880
‫برگ‌هام دختر

249
00:15:23,960 --> 00:15:26,380
‫آگست ۲۰۱۱، بزرگراه تاتنهام

250
00:15:26,460 --> 00:15:30,800
‫آخه این مسئله واسۀ چند هفته
‫قبل از مرگِ آدلایده. داستانش چیه؟

251
00:15:30,880 --> 00:15:32,640
‫اینم اشتباهی پیش اومده بود یا...

252
00:15:32,720 --> 00:15:35,350
‫گوش بده. باشه قبول.
‫داشت دله‌دزدی می‌کرد

253
00:15:35,430 --> 00:15:37,810
‫اصلاً می‌دونی چند نفر
‫سر این جریانات دستگیر شدن؟

254
00:15:38,390 --> 00:15:40,140
‫به‌هرحال، فکر می‌کردم
‫داری بی‌طرف به این قضیه نگاه می‌کنی

255
00:15:42,190 --> 00:15:43,230
‫خیلی‌خب، ببین

256
00:15:43,310 --> 00:15:46,730
‫اگه اعترافاتش رو کنار بذاریم،

257
00:15:47,230 --> 00:15:48,940
‫مسئله اینجاست که یه جای کار می‌لنگه

258
00:15:49,030 --> 00:15:50,320
<i>‫آخه، ارول اصلاً...</i>

259
00:15:50,400 --> 00:15:51,780
‫- سونیا
<i>‫- ...سابقۀ خشونتی نداشته،</i>

260
00:15:51,805 --> 00:15:53,658
<i>‫روی بدن قربانی
‫اثری از زخم و جراحت نبود،</i>

261
00:15:53,672 --> 00:15:55,154
<i>‫هیچ کسی از محله‌شون شهادت نداده</i>

262
00:15:55,179 --> 00:15:59,429
‫درواقع، هیچ انگیزۀ قتلی وجود نداره

263
00:16:00,540 --> 00:16:04,290
‫به جز پول، مسائل مالی

264
00:16:05,340 --> 00:16:08,090
‫ولی خب، مستنداتش کو؟

265
00:16:08,170 --> 00:16:10,840
‫نه شاهدی هست و نه مدرکی

266
00:16:12,180 --> 00:16:15,100
‫فقط خون دختره روی بدنش پیدا شده

267
00:16:15,600 --> 00:16:20,350
‫و با پاتریک هم از صحنۀ جُرم فرار کرده

268
00:16:22,140 --> 00:16:24,400
<i>‫- تصادف هم هست</i>
‫- آره، داستانش چیه؟

269
00:16:24,480 --> 00:16:26,150
‫ارول یادش نمیاد

270
00:16:27,070 --> 00:16:30,280
‫طبق گفتۀ دادستانی،
‫خودکشی بعد از ارتکاب قتلـه

271
00:16:30,360 --> 00:16:33,820
<i>‫دختره رو می‌کشه و بعدش تصمیم می‌گیره
‫خودش و پسرش رو با هم خلاص کنه</i>

272
00:16:34,950 --> 00:16:35,950
‫نظر خودت چیه؟

273
00:16:36,910 --> 00:16:38,620
<i>‫خب، من درک می‌کنم</i>

274
00:16:39,120 --> 00:16:42,290
<i>‫این‌جور مواقع آدم دلش می‌خواد گم‌وگور شه.
‫می‌شینی تو ماشین و پات و می‌ذاری روی گاز</i>

275
00:16:42,370 --> 00:16:45,210
‫ولی مشکل اصلی اینجاست

276
00:16:46,540 --> 00:16:50,840
<i>‫وقتی که ون بهش برخورد کرد،
‫ماشین داشت می‌پیچید</i>

277
00:16:50,920 --> 00:16:53,510
<i>‫ارول داشته می‌پیچیده سمتِ راست...</i>

278
00:16:56,680 --> 00:17:00,470
<i>‫داشته می‌رفته همون جایی که
‫همیشۀ خدا ازش استقبال می‌شده</i>

279
00:17:01,810 --> 00:17:03,890
<i>‫می‌خواست در امان باشه</i>

280
00:17:03,980 --> 00:17:05,520
<i>‫به آغوش کسی نیاز داشته</i>

281
00:17:06,100 --> 00:17:09,860
<i>‫داشت سمت خونۀ دوریس می‌رفت، مادرش</i>

282
00:17:17,700 --> 00:17:20,450
‫می‌خوای بری ملاقات ارول؟
‫می‌تونم ترتیبش رو بدم

283
00:17:20,540 --> 00:17:21,700
‫آره حتماً

284
00:17:22,790 --> 00:17:24,670
‫مجوز ملاقات با ارول بهم بدن،

285
00:17:24,750 --> 00:17:27,040
‫دوباره باید با بخش بازرسی دربیفتم

286
00:17:27,130 --> 00:17:29,590
‫اون هم دقیقاً دنبال همچین چیزیه

287
00:17:29,670 --> 00:17:32,760
‫ناسلامتی من وکیلم‌ها، جون

288
00:17:32,840 --> 00:17:35,430
‫چند و چونِ سیستم عدالت کیفری رو
‫عین کف دست بلدم، رویۀ کارشون و از بَرَم

289
00:17:35,510 --> 00:17:38,470
‫و راستش رو بخوای، چندین بار
‫رفتم زندون وایت‌کراس و برگشتم،

290
00:17:38,550 --> 00:17:39,720
‫روال کارشون دستمه

291
00:17:41,010 --> 00:17:42,720
‫سوراخ سُمبه‌هاشون رو می‌شناسم

292
00:17:43,230 --> 00:17:44,690
<i>‫اگه بخوای ببینیش،</i>

293
00:17:44,770 --> 00:17:47,062
<i>‫قسم می‌خورم جوری داخل بفرستمت که...</i>

294
00:17:47,087 --> 00:17:49,422
<i>‫عمراً هگرتی بویی از این ماجرا ببره</i>

295
00:17:51,020 --> 00:17:54,400
هستی یا نه؟

296
00:18:01,660 --> 00:18:03,700
‫پشت خطی دارم، باید جواب بدم

297
00:18:05,620 --> 00:18:08,670
‫- الو؟
<i>‫- گروهبان لنکر، سربازرس هگرتی‌ام</i>

298
00:18:08,750 --> 00:18:09,960
<i>‫اومدم بیمارستان</i>

299
00:18:10,040 --> 00:18:13,050
<i>‫ببین، شرمنده ولی می‌تونی
‫صبحِ اولِ وقت اینجا بیای؟</i>

300
00:18:13,550 --> 00:18:14,840
<i>‫همه‌چیز مرتبه؟</i>

301
00:18:14,865 --> 00:18:16,785
<i>‫خب، جراح همچنان قصد جراحی نداره</i>

302
00:18:16,810 --> 00:18:19,192
<i>‫- کارشناس‌های اسلحه باید منتظر گلوله بمونن
‫- جنی ویتلو؟</i>

303
00:18:19,430 --> 00:18:23,100
<i>‫- همین‌جاست
‫- مادر آیزک خبر تو رو گرفت</i>

304
00:18:23,180 --> 00:18:25,060
‫من؟ چرا؟

305
00:18:25,140 --> 00:18:26,850
<i>‫سؤال منم همینـه</i>

306
00:18:36,950 --> 00:18:37,950
‫جون شمایید؟

307
00:18:38,780 --> 00:18:42,160
‫- بله
‫- سلام، موروآ بهم پیام داد

308
00:18:42,240 --> 00:18:46,290
‫گفت که خانم خوبی هستید
‫و می‌تونم بهتون اعتماد کنم

309
00:18:47,040 --> 00:18:48,920
‫بله، خب رک و راست بگم،

310
00:18:49,000 --> 00:18:52,290
‫همسرش، زک،
‫پدرِ بچۀ منه، برای همین هم...

311
00:18:53,670 --> 00:18:54,840
‫دختره یا پسر؟

312
00:18:56,550 --> 00:18:57,550
‫پسره

313
00:19:13,320 --> 00:19:16,150
‫کالین می‌گه باید از اینجا ببریمش

314
00:19:16,240 --> 00:19:17,740
‫نمی‌دونم، دکترهای دیگه هم ویزیتش کنن

315
00:19:18,820 --> 00:19:19,950
‫جدّی؟

316
00:19:20,030 --> 00:19:21,910
‫اینجا هم همه‌جوره مراقبش هستن، جنی

317
00:19:21,990 --> 00:19:24,200
‫آره، اینجا هم خیلی خوب
‫ازش مراقبت می‌کنن

318
00:19:25,096 --> 00:19:25,926
‫آره

319
00:19:27,450 --> 00:19:31,290
‫ولی... فقط می‌خوام
‫گلوله رو دربیارن، می‌دونی؟

320
00:19:31,380 --> 00:19:34,007
‫می‌خوام گلوله رو از سرش دربیارن

321
00:19:34,032 --> 00:19:35,032
‫متأسفم

322
00:19:40,724 --> 00:19:43,443
‫[نقاشی: خیلی زود خوب شو]

323
00:20:00,860 --> 00:20:01,860
‫ممنون

324
00:20:03,706 --> 00:20:06,088
‫خب، مادرش چی می‌گفت؟ دوستت بود؟

325
00:20:07,410 --> 00:20:08,996
‫آشنای یکی از دوست‌هام بود

326
00:20:09,866 --> 00:20:13,036
‫خوبه که فکر می‌کنه
‫تو یه آدم عادی عین خودشی

327
00:20:13,420 --> 00:20:14,822
‫طفلی روحش هم خبر نداره

328
00:20:18,800 --> 00:20:22,340
‫وضعیت آزاردهنده‌ایه
‫گلوله رو می‌گم

329
00:20:25,100 --> 00:20:26,680
‫جراح بهم می‌گه آدم زورگویی‌ام

330
00:20:27,810 --> 00:20:28,810
‫عجب!

331
00:20:29,470 --> 00:20:32,361
‫می‌بینی؟ پیش خوب کسی اومدی

332
00:20:33,520 --> 00:20:34,520
‫آره

333
00:20:35,310 --> 00:20:37,783
‫تازه خیلی هم بداخلاقی نکردم
‫فقط داشتم به کارم می‌رسیدم

334
00:20:38,190 --> 00:20:39,748
‫مطمئناً خودش اینو می‌دونست

335
00:20:40,860 --> 00:20:43,660
‫خانم بود. خانمه می‌دونست

336
00:20:46,530 --> 00:20:47,908
‫جراحش خانم بود؟

337
00:20:47,933 --> 00:20:49,010
‫متأسفانه

338
00:20:49,904 --> 00:20:51,015
‫احساس شرم کردی؟

339
00:20:51,040 --> 00:20:53,210
‫آره، انتظارشو نداشتم

340
00:20:56,380 --> 00:20:57,460
‫صبر کن

341
00:21:07,056 --> 00:21:10,034
‫[رانندگان وی‌آی‌پی]
‫[خدمات حفاظتی و خودروییِ لوکس]

342
00:21:10,741 --> 00:21:12,454
‫[راننده: دنیل هگرتی]

343
00:21:13,230 --> 00:21:14,560
‫خب دیگه، من باید برم

344
00:21:15,252 --> 00:21:16,461
‫باشه، حتماً

345
00:21:16,486 --> 00:21:18,474
‫- بعداً می‌بینمت
‫- باشه، مشکلی نیست

346
00:21:35,580 --> 00:21:37,481
<i>‫خب، تو راهم</i>

347
00:21:37,840 --> 00:21:39,920
<i>‫خیلی‌خب، الان آماده می‌شم</i>

348
00:22:06,061 --> 00:22:09,167
‫[زندان وایت‌کراس]

349
00:22:23,380 --> 00:22:24,720
‫- نام، لطفاً
‫- سلام

350
00:22:25,300 --> 00:22:27,705
‫- جون لنکر
‫- و برای ملاقات کی اینجا اومدین؟

351
00:22:27,730 --> 00:22:30,390
‫- سمسون مایکلز
‫- درسته

352
00:22:32,180 --> 00:22:33,180
‫ممنون

353
00:22:33,890 --> 00:22:36,980
‫بشینین و منتظر شین تا اسمش رو صدا کنن

354
00:22:40,770 --> 00:22:42,068
‫دست‌ها بالا

355
00:22:46,110 --> 00:22:48,700
‫- خب، بفرما داخل
‫- ممنون

356
00:23:00,880 --> 00:23:02,540
‫- پیتر آرنولد
‫- بله

357
00:23:12,180 --> 00:23:13,640
‫سمسون مایکلز

358
00:23:24,820 --> 00:23:26,530
‫- ویلیامز داونز
‫- بله

359
00:23:36,290 --> 00:23:37,620
‫ارول متیس

360
00:23:42,540 --> 00:23:44,000
‫- ارول متیس
‫- بله

361
00:23:44,500 --> 00:23:45,650
‫بیا

362
00:24:02,973 --> 00:24:04,353
‫کار چطوره؟

363
00:24:04,378 --> 00:24:05,730
‫خداروشکر

364
00:24:05,937 --> 00:24:08,356
‫واسه همین لحظه‌هاست
‫که خدا «همسر» رو آفرید

365
00:24:09,030 --> 00:24:12,496
‫راجع‌به اون بچه‌ای که توی
‫پارک تیر خورد، کمکی از دستت برمیاد؟

366
00:24:49,860 --> 00:24:50,860
‫سلام

367
00:24:55,620 --> 00:24:56,990
‫مامانم می‌دونه تو اینجایی؟

368
00:24:57,080 --> 00:25:00,351
‫در واقع، من دوستِ سونیام

369
00:25:02,620 --> 00:25:03,833
‫واقعاً؟

370
00:25:05,630 --> 00:25:06,790
‫چی می‌خوای؟

371
00:25:06,880 --> 00:25:08,855
‫نکنه توام یکی از اون آدم‌های نیکوکاری؟

372
00:25:08,880 --> 00:25:11,053
‫چطور مگه؟
‫خیلی از اون آدم‌ها ملاقاتت میان؟

373
00:25:11,510 --> 00:25:12,970
‫آره، یکی دوتاشون

374
00:25:14,010 --> 00:25:15,361
‫اسمت چی بود؟

375
00:25:20,270 --> 00:25:21,588
‫پس این‌جوریاست!

376
00:25:23,940 --> 00:25:26,270
‫حالا کی هستی؟ پلیسی؟

377
00:25:30,780 --> 00:25:32,312
‫اون‌ها خبر دارن؟

378
00:25:38,450 --> 00:25:41,040
‫دیگه چه بلایی می‌خوای سرم بیاری؟

379
00:25:42,120 --> 00:25:44,500
‫همین الانش هم زندونی‌ام، مگه نه؟

380
00:25:46,040 --> 00:25:48,090
‫- آره
‫- آره

381
00:25:50,670 --> 00:25:54,510
‫- خب...
‫- از من سؤالی داری؟

382
00:25:54,535 --> 00:25:55,535
‫آره

383
00:25:56,550 --> 00:26:00,350
‫- خیلی‌خب، بپرس
‫- خب

384
00:26:02,310 --> 00:26:04,227
‫وقتی اولین‌بار باهات صحبت کردن،

385
00:26:04,770 --> 00:26:08,360
‫به یه افسر گفتی که یه عذر موجه داری

386
00:26:09,480 --> 00:26:13,110
‫- اون گفت که تو دنبال کار می‌گشتی
‫- آرایشگری، جادۀ مکسین

387
00:26:13,190 --> 00:26:15,240
‫گفت با یه یارویی صحبت کردی که اسم...

388
00:26:15,990 --> 00:26:17,110
‫اسمش مصطفی بود

389
00:26:19,030 --> 00:26:20,966
‫پلیس گفت اون اصلاً منو نمی‌شناخت

390
00:26:21,240 --> 00:26:23,500
‫در واقع گفتن عذرت موجه نبود

391
00:26:24,080 --> 00:26:25,870
‫حالا باید ببینیم چرا!

392
00:26:25,960 --> 00:26:28,580
‫وقتی داشتیم کارهای حکم تجدیدنظر رو
‫انجام می‌دادیم، دنبال طرف گشتیم

393
00:26:28,670 --> 00:26:31,800
‫- مثل اینکه برگشته بود ترکیه
‫- تو هنوز پای حرفت هستی؟

394
00:26:31,825 --> 00:26:34,355
‫مطمئنی اون کسی که
‫باهاش حرف زدی مصطفی بود؟

395
00:26:34,630 --> 00:26:35,630
‫آره

396
00:26:37,470 --> 00:26:38,470
‫خیلی‌خب

397
00:26:41,370 --> 00:26:43,392
‫اعترافاتت چی؟

398
00:26:45,810 --> 00:26:47,900
‫وقتی که اول باهات صحبت کردن،

399
00:26:48,520 --> 00:26:51,440
‫گفتی اصلاً یادت نمیاد بعد از اینکه
‫وارد آپارتمان شدی چه اتفاقی افتاد

400
00:26:52,770 --> 00:26:56,450
‫ولی بعدش، روز سومی که بازداشت بودی

401
00:26:56,530 --> 00:26:58,740
‫به قتلش اعتراف کردی؟

402
00:26:59,263 --> 00:27:01,595
‫حالا چی شد؟ اعترافاتت یادت نمیاد؟

403
00:27:01,620 --> 00:27:03,236
‫یا یادت میاد؟

404
00:27:03,410 --> 00:27:04,691
‫راستش...

405
00:27:05,016 --> 00:27:09,016
‫واقعیت اینه که... من درگیر مواد بودم

406
00:27:13,342 --> 00:27:15,338
‫فکر می‌کنی خودت کشتیش؟

407
00:27:19,630 --> 00:27:21,235
‫من روزهای بدی داشتم

408
00:27:21,260 --> 00:27:22,635
‫منظورت چیه؟

409
00:27:22,970 --> 00:27:24,520
‫دارم تحمل می‌کنم

410
00:27:24,600 --> 00:27:27,270
‫سعی می‌کنم خودم رو جمع‌وجور کنم و...

411
00:27:27,770 --> 00:27:32,610
‫به خودم می‌گم مردم قصدشون خیره،
‫سعی می‌کنم مثبت فکر کنم

412
00:27:32,690 --> 00:27:35,530
‫ولی باز، آخرش...

413
00:27:35,610 --> 00:27:39,660
‫هر اتفاقی هم بیفته، اون مُرده

414
00:27:42,780 --> 00:27:44,330
‫و دیگه زنده نمی‌شه

415
00:27:48,040 --> 00:27:50,554
‫«پس دیگه چه فایده‌ای داره؟»

416
00:27:51,260 --> 00:27:53,148
‫منظورت همینه؟

417
00:27:53,920 --> 00:27:55,584
‫پس مامانت چی می‌شه؟

418
00:27:56,090 --> 00:27:58,260
‫پاتریک چی می‌شه؟

419
00:27:59,130 --> 00:28:00,561
‫پَت؟ تو دیدیش؟

420
00:28:01,339 --> 00:28:02,353
‫- اون...
‫- نه

421
00:28:02,378 --> 00:28:04,353
‫- پَت چیزی گفته؟
‫- نه، ندیدمش

422
00:28:04,810 --> 00:28:07,020
‫شرمنده. نه، پاتریک رو ندیدم

423
00:28:18,858 --> 00:28:20,085
‫یه لطفی کن

424
00:28:20,110 --> 00:28:24,120
‫هروقت مامانم رو دیدی
‫از طرف من ببوسش

425
00:28:41,460 --> 00:28:43,515
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

426
00:28:48,720 --> 00:28:51,350
‫- گزارش رو بده
‫- بفرما

427
00:28:54,270 --> 00:28:55,270
‫مرسی

428
00:29:09,080 --> 00:29:10,080
‫الو؟

429
00:29:11,870 --> 00:29:14,370
‫خب، چی شد؟

430
00:29:15,420 --> 00:29:16,750
‫حاضر نشد حرف بزنه؟

431
00:29:16,775 --> 00:29:18,539
‫نکنه باز اعتصاب غذا کرده؟

432
00:29:18,564 --> 00:29:20,500
‫نکنه دوباره می‌خواد اُوِردوز کنه؟

433
00:29:21,600 --> 00:29:22,896
‫نه؟

434
00:29:23,840 --> 00:29:27,058
‫تبریک می‌گم. مثل اینکه
‫روز خوبی واسه ملاقاتش اومدی

435
00:29:27,083 --> 00:29:28,898
‫چرا می‌خواستی ببینمش؟

436
00:29:30,296 --> 00:29:32,619
‫- هدف از این کار چی بود؟
‫- خواستم با چشم‌های خودت ببینی

437
00:29:33,046 --> 00:29:34,366
‫اون دیگه تحملش رو نداره

438
00:29:34,600 --> 00:29:38,955
‫[اشاره به زمانی که مسیح مجبور ‫به حمل صلیبِ خود برای تصلیب شد]
‫اون دیگه تحمل این عذاب رو نداره. ‫از اینجا به بعدش به عهدۀ خودمونـه

439
00:29:38,980 --> 00:29:42,961
‫ببخشید، این حرف‌ها رو باید «دوریس» می‌زد. ‫خودت
منظورم رو می‌دونی ‫[دوریس: مادر ارول و اسم همسر مسیح]

440
00:29:43,950 --> 00:29:45,110
‫ببین

441
00:29:46,570 --> 00:29:51,750
‫می‌دونم یه وقت‌هایی زیاده‌روی می‌کنم

442
00:29:52,370 --> 00:29:54,060
‫ولی واقعیت اینه که...

443
00:29:54,870 --> 00:29:57,710
‫تا الان هیچ‌وقت کسی توی حوزۀ شما
‫بهمون توجهی نمی‌کرد

444
00:29:57,959 --> 00:30:00,708
‫یه... خب، مثل یه...

445
00:30:00,733 --> 00:30:02,301
‫بهش می‌گن تغییرپذیری

446
00:30:04,260 --> 00:30:07,260
‫بیا، از این خبر داشتی؟

447
00:30:07,850 --> 00:30:11,880
‫هگرتی یه شغل دومی هم داره،
‫که در واقع «شوفری»ـه

448
00:30:11,905 --> 00:30:13,115
‫شوفر؟

449
00:30:13,140 --> 00:30:15,259
‫- دقیقاً
‫- واو

450
00:30:15,284 --> 00:30:18,128
‫این خیلی ضایع‌ست

451
00:30:18,650 --> 00:30:19,980
‫کلاه هم سرش می‌ذاره؟

452
00:30:20,860 --> 00:30:22,440
‫نمی‌تونم تأیید یا تکذیبش کنم

453
00:30:24,700 --> 00:30:26,200
‫این کارها طبیعیه؟

454
00:30:26,280 --> 00:30:28,120
‫یه افسر ارشد شغل ثانویه داشته باشه!

455
00:30:28,200 --> 00:30:31,990
‫خیلی هم بی‌سابقه نیست.
‫افسر مُسنی که دنبال حقوق بیشتره

456
00:30:33,304 --> 00:30:34,775
‫شاید به‌خاطر پولشه

457
00:30:34,800 --> 00:30:36,222
‫پول می‌خواد چیکار؟

458
00:30:38,790 --> 00:30:39,790
‫گه توش

459
00:30:50,794 --> 00:30:53,268
‫بالاخره پیداش شد.
‫تعطیلات خوش گذشت، عشقم؟

460
00:30:53,293 --> 00:30:54,640
‫کدوم گوری بودی؟

461
00:30:54,665 --> 00:30:56,205
‫شرمنده، چی شده؟

462
00:30:56,230 --> 00:30:59,347
‫نفوذی‌مون اسمش رو لو داد، برید!
‫توی محلی به اسم «وایت‌چپل»

463
00:31:00,020 --> 00:31:02,070
‫همراه داسون برو

464
00:31:02,150 --> 00:31:03,980
‫اون‌ها می‌برنت پیش انجمن حمایت از محله

465
00:31:04,005 --> 00:31:05,335
‫- قربان
‫- هم‌سطح خودتن دیگه؟

466
00:31:05,360 --> 00:31:07,414
‫- تیم مراقبت آماده‌ست
‫- خوبه، بریم

467
00:31:12,796 --> 00:31:14,440
‫کلویی، کلویی

468
00:31:15,160 --> 00:31:17,040
‫- مظنون کیه؟
‫- جیسون ریو

469
00:31:17,120 --> 00:31:19,250
‫به هگرتی خبر دادن،
‫احتمالاً شلیک کار اون بوده

470
00:31:19,275 --> 00:31:20,559
‫سوار شو، بجنب

471
00:31:42,360 --> 00:31:43,730
‫تیم آلفا توی موقعیتـه

472
00:31:43,820 --> 00:31:46,150
‫یادآوری می‌کنم، هدف ممکنه مسلحه باشه

473
00:31:46,175 --> 00:31:48,150
‫همه‌جوره مراقب باشید

474
00:31:48,175 --> 00:31:50,885
‫واحدها، تمامی محل‌های
‫ورودی و خروجی رو داشته باشید

475
00:31:50,910 --> 00:31:53,200
‫نمی‌خوام همسایه‌ها وارد محدوده شن

476
00:32:27,900 --> 00:32:28,990
‫توی موقعیتیم

477
00:32:30,650 --> 00:32:32,030
‫خیلی‌خب کیم.
‫هروقت آماده بودی برو

478
00:32:36,290 --> 00:32:37,465
‫برید، برید، برید!

479
00:32:38,000 --> 00:32:40,460
‫- پلیس! وارد شدیم!
‫- پلیس!

480
00:32:44,080 --> 00:32:45,460
‫- جِد
‫- بله

481
00:32:46,710 --> 00:32:47,880
‫تصاویر رو برگردون!

482
00:32:48,460 --> 00:32:51,090
‫دوربین‌ها از کار افتادن،
‫هدف توی تیررسـه؟

483
00:32:52,370 --> 00:32:54,185
‫[تونی]

484
00:32:55,350 --> 00:32:56,810
‫کیم

485
00:32:57,720 --> 00:33:00,600
‫خدایا! لعنتی.
‫کیم، اونجا چه‌خبر شده؟

486
00:33:00,680 --> 00:33:02,570
‫- مظنون رو گرفتیم؟
‫- هی، بجنب!

487
00:33:02,900 --> 00:33:06,360
‫صدای منو داری؟
‫تکرار می‌کنم، دوربین‌ها از کار افتادن

488
00:33:06,385 --> 00:33:07,600
‫جِد، محض رضای خدا جواب بده!

489
00:33:07,625 --> 00:33:09,875
‫بخوابید، بخوابید رو زمین!
‫کسی حرف نزنه!

490
00:33:09,900 --> 00:33:12,530
‫- مورد دستگیر شد
‫- گرفتیدش؟

491
00:33:13,110 --> 00:33:15,313
‫- دستگیرش کردی؟ کیم، تأیید کن
‫- داریم خارج می‌شیم

492
00:33:15,507 --> 00:33:19,910
‫رئیس، دوست‌دخترشه.
‫جیسون ریو اینجا نبود

493
00:33:19,935 --> 00:33:21,895
‫کجاست پس؟
‫کسی اسلحه رو پیدا کرده؟

494
00:33:21,920 --> 00:33:24,266
‫خبری از اسلحه نیست.
‫داریم خونه رو می‌گردیم

495
00:33:24,291 --> 00:33:25,398
‫کیم، از اونجا بیا بیرون

496
00:33:25,423 --> 00:33:29,085
‫از دوست‌دخترش بپرس:
‫«اون کجاست؟ اسلحه کجاست؟»

497
00:33:37,300 --> 00:33:39,640
‫- جِد، لعنتی...
‫- بله...

498
00:33:39,665 --> 00:33:41,505
‫یه نگاهی به گیرنده میندازم

499
00:33:41,530 --> 00:33:42,990
‫[تونی]

500
00:33:47,230 --> 00:33:48,230
‫لعنتی

501
00:33:51,400 --> 00:33:53,490
‫بگو ببینم، زنده‌ای یا مُرده؟

502
00:33:53,570 --> 00:33:55,450
‫- چیزی نیست، من خوبم. گوش کن...
‫- آره

503
00:33:55,475 --> 00:33:56,885
‫آره، بعداً باهات صحبت می‌کنم

504
00:33:56,910 --> 00:33:58,780
‫نه... صبر کن.
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

505
00:33:58,870 --> 00:34:03,688
‫راجع‌به جون لنکره، خب؟
‫امروز رفته بود زندان وایت‌کراس

506
00:34:03,960 --> 00:34:09,000
‫خب؟ گفتنش واسه خودم‌ام مشکل بود،
‫ولی به‌هرحال بهت گفتم، خب؟

507
00:34:09,090 --> 00:34:10,800
‫داره دور از چشمت یه کارهایی می‌کنه

508
00:34:10,880 --> 00:34:13,590
‫می‌خواد وارد جنگ شه، رفیق.
‫قصد هم نداره بیخیال شه

509
00:34:13,670 --> 00:34:17,186
‫مثل اینکه باید بال و پرش رو بچینیم، نه؟

510
00:34:27,560 --> 00:34:28,860
‫همچنان دنبال اسلحه‌ایم

511
00:34:28,885 --> 00:34:30,901
‫ولی دوست‌دخترش می‌گه
‫یارو اسلحه رو با خودش برده

512
00:34:31,730 --> 00:34:34,530
‫تکرار می‌کنم، اسلحه دست جیسون ریوه

513
00:35:19,450 --> 00:35:20,620
‫وایسا

514
00:35:25,620 --> 00:35:26,877
‫قربان؟

515
00:35:29,290 --> 00:35:31,540
‫گروهبان لنکر، برگرد عقب.
‫هدف داره نزدیک می‌شه

516
00:35:31,630 --> 00:35:33,000
‫- جون، پناه بگیر!
‫- وایسا!

517
00:35:35,710 --> 00:35:37,470
‫بیرون صدای شلیک اومد، تمام

518
00:35:56,530 --> 00:35:58,150
‫جون، خوبی؟ تیر خوردی؟

519
00:35:58,240 --> 00:35:59,990
‫نه. من خوبم. من خوبم

520
00:36:00,070 --> 00:36:01,370
‫- خیلی‌خب
‫- آره، من خوبم

521
00:36:05,450 --> 00:36:08,370
‫مظنون بازداشت شد.
‫شلیک دیگه‌ای صورت نگرفت

522
00:36:08,460 --> 00:36:11,710
‫واحد ۲۴، سربازرس هگرتی صحبت می‌کنه.
‫اسلحه رو پیدا کردین؟

523
00:36:11,735 --> 00:36:13,115
‫خیر، قربان

524
00:36:13,140 --> 00:36:15,907
‫فکر کنم وقتی که داشت از تونل رد می‌شد
‫اسلحه رو پرت کرده

525
00:36:36,480 --> 00:36:38,240
‫خداروشکر نشونه‌گیریش خوب نبود

526
00:36:39,820 --> 00:36:41,693
‫توی جلسۀ توجیهی جات خالی بود

527
00:36:42,030 --> 00:36:46,211
‫آره، توی جلسۀ رسیدگی بودم.
‫شرمنده، خبر دادم

528
00:36:46,700 --> 00:36:48,540
‫- باشه
‫- درگیر پروندۀ خشونت خانگی بودم

529
00:36:48,620 --> 00:36:51,040
‫خودت که می‌دونی چه‌جوریه.
‫توی سیستم به مشکل می‌خوری

530
00:36:51,120 --> 00:36:54,040
‫توی سیستم به مشکل می‌خوری فقط،
‫توی سیستم به...

531
00:36:54,065 --> 00:36:55,915
‫ببخشید، راستش این اتفاق نیفتاد

532
00:36:57,920 --> 00:36:59,760
‫پس یعنی دادگاه نبودی؟

533
00:37:01,130 --> 00:37:04,600
‫نه، رفته بودم ملاقات یه زندانی

534
00:37:06,020 --> 00:37:07,443
‫توی کدوم زندان؟

535
00:37:09,166 --> 00:37:12,136
‫وایت‌کراس.
‫یکی از بازداشتی‌های قدیمی من بود

536
00:37:12,161 --> 00:37:14,439
‫فهمیدم یه‌سری سرنخ از
‫گروه‌های خلافکاری تاتنهام داره

537
00:37:15,110 --> 00:37:16,440
‫- محرمانه‌ست؟
‫- آره

538
00:37:16,465 --> 00:37:17,845
‫- واسه آیزَک؟
‫- اوه، آره

539
00:37:17,870 --> 00:37:19,205
‫بهت کمکی هم کرد؟

540
00:37:19,230 --> 00:37:22,110
‫خب، طرف دیگه توی خلاف نیست،
‫الکی وقتم رو تلف کردم

541
00:37:22,950 --> 00:37:24,215
‫باید همون اول بهت می‌گفتم،
‫ولی فکر کردم...

542
00:37:24,240 --> 00:37:28,014
‫گفتم اگه اسم زندان «وایت‌کراس» رو بشنوی...

543
00:37:29,450 --> 00:37:30,910
‫ببخشید، کار احمقانه‌ای بود

544
00:37:32,210 --> 00:37:35,380
‫بگذریم، مرسی که جونم رو
‫نجات دادی. البته تقریباً

545
00:37:35,960 --> 00:37:39,383
‫کاری نکردم.
‫همه‌مون دنبال یه هدف مشترکیم، مگه نه؟

546
00:37:41,420 --> 00:37:42,420
‫درسته

547
00:37:43,187 --> 00:37:45,124
‫خوشحالم چیزیت نشد

548
00:37:48,383 --> 00:37:50,604
‫پیداش کردیم.
‫اسلحه رو پیدا کردیم

549
00:37:52,430 --> 00:37:53,767
‫آفرین

550
00:37:58,520 --> 00:38:00,217
‫جد، می‌تونم چند لحظه وقتت رو بگیرم؟

551
00:38:04,320 --> 00:38:07,379
‫خوب سیستم‌های الکتریکی رو مختل کردی!

552
00:38:09,280 --> 00:38:12,290
‫می‌دونم، ممکن بود تیر بخوره

553
00:38:14,250 --> 00:38:17,960
‫ولی ببین، صحیح و سالمـه.
‫کسی هم چیزیش نشده، مگه نه؟

554
00:38:21,420 --> 00:38:23,942
‫حالا توی گزارش این چیزها رو بنویسم؟

555
00:38:27,220 --> 00:38:29,600
‫زندگی خیلی کوتاهه، مگه نه؟

556
00:38:35,648 --> 00:38:37,029
‫پسر خوب

557
00:38:45,490 --> 00:38:49,780
‫«یک نفر بازداشت شد.
‫پیشرفت قابل توجه‌ای بود.»

558
00:38:49,870 --> 00:38:52,540
‫- «پیشرفت غیرمنتظره‌ای بود؟»
‫- «غیرمنتظره» به‌نظر بهتره، آره

559
00:38:52,565 --> 00:38:54,650
‫مرتبط با گروه‌های خلافکاری بوده؟
‫موظفن که بپرسن

560
00:38:54,675 --> 00:38:56,475
‫بذارش واسه بعد. فعلاً متهم نشده

561
00:38:56,500 --> 00:38:58,297
‫حواست باشه تکذیب نکنی

562
00:38:58,630 --> 00:39:01,630
‫دَن، کی رو جایگاه می‌فرستیم؟

563
00:39:01,655 --> 00:39:03,398
‫واسه کنفرانس مطبوعاتی؟

564
00:39:04,220 --> 00:39:06,671
‫- خودم، به عنوان افسر ارشد تحقیقات
‫- حتماً

565
00:39:07,550 --> 00:39:09,798
‫ممکنه خودت سؤال‌ها رو بپرسی؟

566
00:39:10,970 --> 00:39:11,970
‫باشه

567
00:39:13,430 --> 00:39:15,796
‫می‌شه چند لحظه تنهامون بذارید، لطفاً؟
‫خیلی ممنون

568
00:39:16,770 --> 00:39:18,104
‫ممنون همگی

569
00:39:30,740 --> 00:39:31,580
‫اوه اوه

570
00:39:35,472 --> 00:39:37,305
‫بیا بریم سر اصل مطلب

571
00:39:37,330 --> 00:39:40,420
‫یکی از اعضای باند خلافکاری
‫به یه پسر خوشتیپِ چشم آبی شلیک کرده

572
00:39:40,445 --> 00:39:42,340
‫- هیچ کدوم‌شون هم این مشخصه‌ها رو ندارن
‫- کلودیا...

573
00:39:42,365 --> 00:39:44,590
‫الان فقط پای جیسون ریو وسط نیست، خب؟

574
00:39:44,670 --> 00:39:46,970
‫- پای خودمون و این مؤسسه هم گیره
‫- کلودیا

575
00:39:47,050 --> 00:39:49,430
‫- ما باید دیده شیم تا...
‫- آینه باشیم

576
00:39:50,340 --> 00:39:53,698
‫آینه‌ای واسه جامعه‌ای
‫که بهش خدمت می‌کنیم، درسته؟

577
00:39:54,260 --> 00:39:56,520
‫توی تمام اون تنوعی که جامعه‌مون داره

578
00:39:57,430 --> 00:39:59,940
‫می‌فهمم. هوشمندانه‌ست

579
00:40:01,650 --> 00:40:02,844
‫ممنون

580
00:40:08,530 --> 00:40:09,820
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

581
00:40:11,320 --> 00:40:13,183
‫توجه رو روی کی بذاریم؟

582
00:40:19,040 --> 00:40:20,920
‫جون لنکر. کلودیا مِی‌هیو هستم

583
00:40:21,000 --> 00:40:24,040
‫- بله، شما رو می‌شناسم.
‫- ژاکت قشنگیه

584
00:40:24,130 --> 00:40:26,760
‫واقعاً؟ بهم گفتن این هوشمندانه‌تره

585
00:40:26,840 --> 00:40:29,531
‫آره، راستش یکی از لباس‌های خودمه

586
00:40:30,130 --> 00:40:32,550
‫- اوه، لعنتی
‫- به تو بیشتر میاد

587
00:40:33,127 --> 00:40:35,587
‫ببین، ممنون از این بابت

588
00:40:35,779 --> 00:40:38,009
‫- نه، خیالت راحت باشه
‫- نه

589
00:40:38,680 --> 00:40:43,496
‫داری کاری می‌کنی که ما نمی‌تونیم
‫چنین انتظاری ازت داشته باشیم، پس...

590
00:40:44,440 --> 00:40:45,665
‫ببخشید

591
00:40:49,190 --> 00:40:50,422
‫اون کیه؟

592
00:40:50,447 --> 00:40:54,005
‫افسر حفاظتِ شبانه‌روزی از هوادارهای
‫کلودیا توی شبکه‌های اجتماعی

593
00:40:54,030 --> 00:40:56,200
‫کلی دشمن و بدخواه داره

594
00:40:56,700 --> 00:40:58,807
‫مشکلی نیست. جواب بده

595
00:40:59,410 --> 00:41:02,500
‫- الو؟
<i>‫- گروهبان لنکر، میک هارگریوز هستم</i>

596
00:41:02,580 --> 00:41:05,500
<i>‫هفتۀ پیش برام پیغامی گذاشتین...</i>

597
00:41:05,590 --> 00:41:08,260
<i>‫راجع‌به اون بچه‌ای که
‫به جرم حمل و فروش مواد دستگیر شد</i>

598
00:41:08,340 --> 00:41:09,920
<i>‫بازداشتی «پاتریک باروز» بود</i>

599
00:41:10,010 --> 00:41:14,220
‫بله، خیلی ممنون که تمای گرفتین.
‫یادتو میاد کدوم پرونده‌ست؟

600
00:41:15,050 --> 00:41:16,510
<i>‫به‌طرز عجیبی، آره!</i>

601
00:41:16,535 --> 00:41:17,535
‫پلیس‌ها اومدن!

602
00:41:20,560 --> 00:41:23,190
<i>‫روز... روزِ بزرگی بود</i>

603
00:41:23,270 --> 00:41:25,230
‫فقط ۳۰۰ گرم مواد «کلاس الف» گرفتیم
‫(معادل کوکائین، هروئین و اکستازی)

604
00:41:25,310 --> 00:41:28,400
‫هشت نفر دستگیر شدن.
‫هفت نفر متهم و همگی محکوم شدن

605
00:41:28,480 --> 00:41:30,070
‫بیا ببینم، پسر. بیا سوار شو

606
00:41:30,150 --> 00:41:32,103
<i>‫آره، ولی پاتریک محکوم نشد</i>

607
00:41:32,443 --> 00:41:33,740
‫نه، نشد

608
00:41:34,570 --> 00:41:37,240
‫خب، چرا؟ چرا این کارو کردین؟
‫چرا گذاشتین بره؟

609
00:41:38,580 --> 00:41:41,960
<i>‫خب... یکی مداخله کرد</i>

610
00:41:42,580 --> 00:41:47,090
‫یه سربازرس توی خیابون اومد
‫بهمون گفت: «بذار پسره بره»

611
00:41:47,115 --> 00:41:49,158
‫- چی؟
‫- خواست شخصاً این لطف رو در حقش کنیم

612
00:41:49,185 --> 00:41:50,895
<i>‫- و شما هم حرفش رو گوش دادین؟
‫- خب، ببین...</i>

613
00:41:50,920 --> 00:41:52,660
<i>‫نمی‌دونم خانوادۀ پسره رو می‌شناخت یا...</i>

614
00:41:52,685 --> 00:41:54,315
<i>‫می‌خواست محرمانه از پسره بازجویی کنه</i>

615
00:41:54,340 --> 00:41:57,350
‫ولی... رئیس حرفش رو زمین نمی‌زد

616
00:41:58,260 --> 00:42:02,365
‫و بعدش صاف به چشم‌هام خیره شده و گفت

617
00:42:02,390 --> 00:42:04,255
‫«من ضمانتش رو می‌کنم»

618
00:42:04,280 --> 00:42:06,049
‫ضمانت می‌کنه؟

619
00:42:06,074 --> 00:42:09,110
‫نمی‌دونم. حرفیه که خودش زد

620
00:42:09,690 --> 00:42:12,110
‫اسم این بازرسـه رو یادته؟

621
00:42:12,830 --> 00:42:14,206
‫واسه این‌طرف‌ها نبود

622
00:42:16,376 --> 00:42:18,123
‫پلیس آگاهی

623
00:42:18,148 --> 00:42:19,148
‫از گلاسگو

624
00:42:20,511 --> 00:42:47,510
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

