﻿1
00:00:03,547 --> 00:00:05,590
<i>‫از همۀ عزیزانی که بعدازظهر سه‌شنبه</i>

2
00:00:05,590 --> 00:00:09,970
<i>‫حوالی پارک راون‌تری حضور داشتن،
‫عاجزانه تقاضای کمک می‌کنیم</i>

3
00:00:10,929 --> 00:00:13,307
‫اگه چیزی یا کسی رو دیدید،
‫و یا حرفی و نقلی به گوشتون رسیده،
[جون لنکــر]

4
00:00:13,898 --> 00:00:14,898
[جنی ویتلو]

5
00:00:14,975 --> 00:00:18,228
<i>‫حتی کوچک‌ترین موارد،
‫خواهش می‌کنیم با ما درمیون بذارید</i>

6
00:00:19,020 --> 00:00:20,188
<i>‫با شمارۀ پشتیبانی تماس بگیرید</i>

7
00:00:20,772 --> 00:00:22,524
<i>‫تمامی خطوط محرمانه‌‌ان</i>

8
00:00:22,524 --> 00:00:24,985
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- از مامانت بپرس، خب

9
00:00:24,985 --> 00:00:26,945
‫می‌خواست ببینه چه خبره

10
00:00:26,945 --> 00:00:30,198
<i>‫هرکسی مستحق امنیت و آسایشـه...</i>

11
00:00:30,198 --> 00:00:32,158
‫- سلام
‫- سلام

12
00:00:32,158 --> 00:00:34,536
<i>‫- ممکن بود این اتفاق برای خونوادۀ شما بیفته</i>
‫- تلویزیون من یه جور دیگه‌ست

13
00:00:35,620 --> 00:00:38,331
<i>‫امکانش بود که الان بچه‌های شما
‫قربانی این حادثه بشن هیچ عذری...</i>

14
00:00:38,331 --> 00:00:40,792
‫- تا جایی‌که یادمه حالت از پلیس جماعت به‌هم می‌خورد
‫- دخترم رو که دوست دارم

15
00:00:40,792 --> 00:00:42,168
‫خوبه که فهمیدم

16
00:00:42,168 --> 00:00:43,879
<i>‫...در هر جامعه‌ای</i>

17
00:00:43,879 --> 00:00:47,257
‫- متشکرم، گروهبان لنکر
<i>‫- قبلاً همۀ نمایش‌های مدرسه‌ش رو تماشا می‌کردم</i>

18
00:00:47,257 --> 00:00:49,509
‫- مامان و نمایش؟
‫- گروهی دیگه

19
00:00:50,010 --> 00:00:53,221
‫خیلی ضایع‌ست
‫کارش چطور بود؟ خوب بازی می‌کرد؟

20
00:00:53,221 --> 00:00:57,434
‫خب، کاملاً شفاف بود
‫صدای خیلی بلندی داشت

21
00:00:57,434 --> 00:00:59,644
‫- باید با فاصله می‌نشستی تا کَر نشی
‫- وای، مامان

22
00:00:59,644 --> 00:01:01,271
‫وای، بیخیال شید دیگه توروخدا

23
00:01:02,063 --> 00:01:05,942
<i>‫آیزک تموم بچگیش رو اونجا گذرونده
‫آخه کلاً عاشق اون پارک بود</i>

24
00:01:06,860 --> 00:01:10,780
<i>‫هر روز تو راه برگشت از مدرسه،
‫همیشه دستم رو می‌کشید و می‌گفت:</i>

25
00:01:10,780 --> 00:01:13,742
<i>‫«توروخدا مامانی. یه پنج دقیقه بمونیم.
‫فقط پنج دقیقۀ دیگه.»</i>

26
00:01:13,742 --> 00:01:15,869
‫خب مامان‌جون مو،
‫بگو ببینم مشکلت با پلیس چیه؟

27
00:01:15,869 --> 00:01:17,954
<i>‫- بله، پسرم...</i>
‫- من مشکلی نـ...

28
00:01:18,580 --> 00:01:20,749
<i>‫- خیلی از شما متشکرم</i>
‫- خب، چی می‌گید بهش...

29
00:01:20,749 --> 00:01:22,959
‫- موضوع بابابزرگته
<i>‫- ...ممنون که وقتتون رو در اختیار ما گذاشتید...</i>

30
00:01:22,959 --> 00:01:27,672
‫به یه سنی که رسید،
‫هر روزِ خدا یه داستانی براش درمی‌آوردن

31
00:01:27,672 --> 00:01:29,507
‫فقط هم... می‌دونی...
‫کلاً هدفشون مسخره‌بازی بود

32
00:01:29,507 --> 00:01:31,509
‫- مامان
‫- چیه؟ باید بدونه دیگه

33
00:01:31,509 --> 00:01:33,678
‫- الان وقتش نیست
‫- وای، بس کن توروخدا

34
00:01:36,014 --> 00:01:38,016
‫نظرت چیه تا خونه برسونمت؟
‫بیا بریم

35
00:01:40,018 --> 00:01:43,688
‫می‌دونی فرق تو با بابا چیه؟
‫هیچ‌وقت ندیدم هی راجع‌به این موضوع حرف بزنه

36
00:01:43,688 --> 00:01:45,649
‫آره، واقعاً هم همینطور بود

37
00:01:46,233 --> 00:01:49,903
‫بی‌دغدغه با همه‌چیز کنار اومد
‫و هیچ شلوغ‌کاری‌ای هم نکرد

38
00:01:50,737 --> 00:01:52,739
‫همین رفتارش کُفرم و درمی‌آورد

39
00:01:53,657 --> 00:01:56,576
‫واسه چی باید می‌‌رفتی
‫و یکی از اون‌ها بشی،

40
00:01:56,576 --> 00:01:58,912
‫- هیچ‌وقت تو کَتـم نمی‌ره
‫- من سعی داشتم...

41
00:01:59,788 --> 00:02:01,373
‫فکر کردی می‌تونی تغییرشون بدی

42
00:02:02,707 --> 00:02:05,126
‫ولی یادت باشه،
‫هیچ کوفتی رو نمی‌تونی تغییر بدی

43
00:02:16,221 --> 00:02:18,813
<i>‫تایید می‌کنم که شخصی رو
دستگیر کردیم،</i>
[دنیل هگرتی]

44
00:02:18,891 --> 00:02:22,227
<i>‫و این اتفاق رو
می‌شه ‫دستاوردِ بزرگی تلقی کرد</i>
[کلودیا می‌هیو]

45
00:02:23,937 --> 00:02:27,148
<i>‫به اتفاق سرپرست‌های انجمن‌ها
‫در حال پیشروی هستیم،</i>

46
00:02:27,774 --> 00:02:31,278
<i>‫در همین لحظه،
‫همکاران عزیزمون در تکاپوی بررسی پرونده‌ان</i>

47
00:02:31,278 --> 00:02:35,824
<i>‫متشکرم. همونطوری که اطلاع دارید،
‫همچنان آیزک در وضعیت وخیمی قرار داره</i>

48
00:02:36,408 --> 00:02:38,451
<i>‫تحت مراقبت‌های عالی بیمارستانه...</i>

49
00:02:38,660 --> 00:02:48,986
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

50
00:03:27,417 --> 00:03:28,418
‫جیسون

51
00:03:29,586 --> 00:03:32,756
‫شاهدی داریم که دیده اسلحه به دست بودی

52
00:03:33,882 --> 00:03:37,677
‫توی فیلم‌های مداربسته‌مون هست
‫که داری اسلحۀ مدنظر رو می‌اندازی دور

53
00:03:40,680 --> 00:03:44,768
‫فقط سؤالم اینه که،
‫چطوری به دستِ تو رسیده؟

54
00:03:47,354 --> 00:03:49,022
<i>‫کسی دادتـش بهت؟</i>

55
00:03:55,737 --> 00:03:57,113
‫آره، تیر خورده، نه؟

56
00:03:58,615 --> 00:04:00,700
‫جیسون، در نظر داشته باش
‫که می‌تونی از حقِ...

57
00:04:00,700 --> 00:04:05,455
‫تیر اشتباهی به پسرک خورد

58
00:04:08,625 --> 00:04:11,211
<i>‫اصلاً نمی‌خواستم قاتی این ماجرا بشه</i>

59
00:04:12,837 --> 00:04:14,631
<i>‫فقط می‌خواستم رقبا رو بترسونم</i>

60
00:04:15,507 --> 00:04:17,259
‫یعنی با باندِ رقیبت در بحث‌وجدل بودی؟

61
00:04:20,845 --> 00:04:24,766
‫اگه بتونم زمان رو به عقب برگردونم
‫و چیزی رو عوض کنم...

62
00:04:27,644 --> 00:04:30,355
‫پس داری اعتراف می‌کنی
‫که به آیزک ویتلو شلیک کردی؟

63
00:04:35,068 --> 00:04:36,194
‫بله

64
00:04:37,904 --> 00:04:38,905
‫همینطوره

65
00:04:43,868 --> 00:04:45,579
‫بسیارخب، جمع شید

66
00:04:47,372 --> 00:04:49,165
‫با مسئولین آزمایشگاه صحبت کردم

67
00:04:50,083 --> 00:04:52,335
‫گلوله‌ای که به آیزک خورده،
‫با اسلحۀ جیسون مطابقت داره

68
00:04:54,838 --> 00:04:56,131
‫بسیارخب، قدم بعدی چیه؟

69
00:04:56,631 --> 00:04:57,716
‫خب...

70
00:04:58,341 --> 00:04:59,342
‫تو نه

71
00:05:02,262 --> 00:05:03,263
‫جون

72
00:05:06,266 --> 00:05:08,476
‫- به نوار بازجویی گوش دادی؟
‫- بله

73
00:05:08,476 --> 00:05:09,561
‫خب؟

74
00:05:10,228 --> 00:05:12,105
‫به نظرم گزارشات بالستیک
‫به همراه اعترافش...

75
00:05:14,107 --> 00:05:16,276
‫با «خدمات محافظت از کودکان» درمیون می‌ذاریم،
‫تا مراتب قانونی طِی بشه

76
00:05:17,235 --> 00:05:18,320
‫خیلی‌خب

77
00:05:19,946 --> 00:05:22,824
‫باورت شده؟ منظورم، اعترافشه؟

78
00:05:23,658 --> 00:05:25,118
‫آره. خب، آره متقاعد شدم، آره.

79
00:05:26,244 --> 00:05:30,332
‫آره، ولی الزامی به اعتراف نبود
‫خیلی راحت به‌ همه‌چیز اقرار کرد

80
00:05:30,332 --> 00:05:32,375
‫بچه‌ست خب، فقط ۱۷ سالشه

81
00:05:32,375 --> 00:05:35,086
‫آره، ولی چند بار دستگیر شده؟

82
00:05:35,086 --> 00:05:36,838
‫- هفت
‫- هفت

83
00:05:36,838 --> 00:05:38,298
‫هفت‌بار

84
00:05:38,298 --> 00:05:40,008
‫هیچ‌کدومش قتل عمد نبوده

85
00:05:40,926 --> 00:05:45,597
‫ولی خیلی خونسرد و آروم بود
همه‌چیز رو خیلی شُسته رُفته بیان کرد

86
00:05:46,890 --> 00:05:49,351
‫خب، شاید می‌گه الان همکاری کنم...

87
00:05:49,351 --> 00:05:53,313
‫زودتر دستگیر بشم، اعتراف کنم
‫تا مجازاتم تخفیف بخوره

88
00:05:54,022 --> 00:05:55,065
‫آره

89
00:06:00,111 --> 00:06:01,321
‫مطمئنی از این بابت؟

90
00:06:03,198 --> 00:06:06,034
‫خب، انصافاً فرضیه منطقی‌ایه

91
00:06:06,034 --> 00:06:07,327
‫انصافاً؟

92
00:06:09,579 --> 00:06:10,580
‫متوجه منظورت شدم

93
00:06:10,580 --> 00:06:14,084
‫خب اعتراف، همیشه مثل آبِ روی آتشه

94
00:06:14,876 --> 00:06:16,419
‫معیار استانداردیه

95
00:06:17,963 --> 00:06:20,340
‫هیئت منصفه که اعتراف رو می‌پذیره
‫کار پسره هم تمومه

96
00:06:20,340 --> 00:06:25,470
‫هجده سالشه، ۲۰ سال بعدی هم به فنا می‌ره
‫با این مسئله مشکلی نداری؟

97
00:06:35,105 --> 00:06:36,356
نه

98
00:06:37,274 --> 00:06:38,275
‫آره

99
00:06:40,652 --> 00:06:43,738
‫مدرکمون اسلحه‌ست

100
00:06:45,198 --> 00:06:46,283
‫که مالِ جیسونه

101
00:06:46,866 --> 00:06:48,868
‫جیسون ریو عضو یک بانده

102
00:06:49,911 --> 00:06:51,788
‫آخه آدم بره به یه بچه توی پارک شلیک بکنه،

103
00:06:51,788 --> 00:06:53,999
‫حاضره اسلحۀ کوفتیش رو پیش خودش نگه داره؟

104
00:06:53,999 --> 00:06:56,209
‫خب، ظاهراً این پسره نگه داشته

105
00:06:56,960 --> 00:06:58,169
‫بسیارخب

106
00:06:59,588 --> 00:07:00,839
‫درسته که تفنگ دستش بود

107
00:07:01,965 --> 00:07:06,177
‫ولی آیا خودش ماشه رو کشیده؟
‫یا که امانتیِ رفیقش بوده؟

108
00:07:06,803 --> 00:07:11,141
‫آخه ببینید، سریع برای فرار از دستگیری،
‫از جادۀ کنون جیم زد

109
00:07:11,141 --> 00:07:12,642
‫وقت جور می‌کنه که یه زنگ بزنه،

110
00:07:13,226 --> 00:07:16,396
‫به مدت ۳۴ ثانیه با یه شمارۀ ثبت‌نشده‌ای
‫که دیگه در دسترس نیست تماس می‌گیره

111
00:07:16,396 --> 00:07:19,065
‫آدم واسه‌ش سؤال پیش میاد که،
‫«به کی زنگ زده یعنی؟»

112
00:07:20,650 --> 00:07:21,651
‫به کی واقعاً؟

113
00:07:24,195 --> 00:07:25,614
‫می‌دونید این پرونده به چشم من چه حکمی داره؟

114
00:07:27,324 --> 00:07:28,950
‫اینکه یه بچۀ ۱۷ ساله،

115
00:07:29,951 --> 00:07:32,954
حق‌السکوت گرفته و تهدید شده
‫که یه سری اعترافاتی داشته باشه

116
00:07:41,666 --> 00:07:45,672
‫[آیا این زن را می‌شناسید؟]

117
00:07:47,302 --> 00:07:48,595
‫هفتۀ بعد می‌بینمت

118
00:07:52,223 --> 00:07:54,793
‫[آخرین بار چهارشنبه در خیابان هایزلین
‫حوالی ساعت ۱۰ شب دیده شده]
‫[هشدار امنیتی، لبخند بزنید!]
‫[شما زیرنظر دوربین مداربسنده‌اید]

119
00:07:56,817 --> 00:08:02,817
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

120
00:08:07,364 --> 00:08:08,365
‫الو؟

121
00:08:08,365 --> 00:08:11,201
<i>‫من دیدمش، اون زن رو می‌شناسم</i>

122
00:08:20,126 --> 00:08:23,672
‫واسه چی فکر می‌کنی عکس خانمی که
‫توی آگهیـه، همون آدمیه که شما دیدی؟

123
00:08:24,756 --> 00:08:29,386
‫اینجا نوشته، شمال کشور، توی ریو گرنده

124
00:08:30,303 --> 00:08:32,013
‫گفت که شغلش چی بوده؟

125
00:08:32,013 --> 00:08:34,933
‫- گمونم، خدمتکار بود
‫- می‌دونید کجا کار می‌کنه؟

126
00:08:36,726 --> 00:08:40,855
‫نه، ولی کارش رو دوست داشت
‫توی یادگیری زبان بهش کمک می‌کرد

127
00:08:40,855 --> 00:08:42,731
‫بعد دوست‌پسرش بهش گفت که استعفا بده

128
00:08:42,731 --> 00:08:43,942
‫دوست‌پسرش؟

129
00:08:44,568 --> 00:08:47,904
‫یه آقای انگلیسی بوده
‫دختره که باهاش هم‌خونه می‌شه...

130
00:08:47,904 --> 00:08:50,073
‫- دیگه خبری ازش نشد
‫- درسته

131
00:08:51,700 --> 00:08:55,036
‫خاطرتون هست اسمش چی بود، خانم اودیناکا؟

132
00:08:56,496 --> 00:09:00,792
‫کارلیتا؟ کارلا؟ کارلا بود

133
00:09:01,668 --> 00:09:04,004
‫مطمئنید که همون خانمه؟

134
00:09:04,004 --> 00:09:05,255
‫خیلی‌خب...

135
00:09:07,465 --> 00:09:10,719
‫تابستون پارسال یه دورهمی باهم داشتیم و...

136
00:09:12,512 --> 00:09:16,308
‫ایناهاش، خودشه
‫پشتم وایساده

137
00:09:38,163 --> 00:09:39,998
<i>‫سلام، شما با تیم تحقیق و پرس‌وجو تماس گرفتید</i>

138
00:09:40,498 --> 00:09:43,919
<i>‫سلام، بابت تیراندازی پارک راون‌تری تماس می‌گیرم</i>

139
00:09:44,419 --> 00:09:47,631
<i>‫منظورم همونیه که خبرش توی تلویزیون پخش شد
‫و داشتن راجع‌بهش صحبت می‌کردن؟</i>

140
00:09:48,506 --> 00:09:51,760
<i>‫- با چشم‌هام دیدم که به اون بچه شلیک کردن
‫- بسیارخب</i>

141
00:09:52,802 --> 00:09:54,346
<i>‫چند نفر ضارب دیدید؟</i>

142
00:09:55,222 --> 00:09:56,389
<i>‫دو نفر</i>

143
00:09:56,389 --> 00:09:58,808
<i>‫یکی‌شون سیاه‌پوست بود
‫که پشت فرمون نشسته بود</i>

144
00:09:58,808 --> 00:10:02,938
<i>‫ولی اون یکی دیگه، کسی که شلیک کرد
‫سفیدپوست بود</i>

145
00:10:07,525 --> 00:10:09,236
‫یکی با شمارۀ پشتیبانی تماس گرفت

146
00:10:11,780 --> 00:10:13,531
‫- جد
‫- بله قربان؟

147
00:10:13,531 --> 00:10:15,283
‫نوبتِ توئه. یالا بیا

148
00:10:15,283 --> 00:10:16,368
‫خیلی‌خب

149
00:10:26,461 --> 00:10:28,547
‫ما خبر داریم که تو ماشه رو نکشیدی

150
00:10:31,049 --> 00:10:33,927
‫ولی اگه بگی کی شلیک کرده،
‫ما امنیتت رو تأمین می‌کنیم

151
00:10:34,427 --> 00:10:37,847
‫سمعک‌لازمید؟
‫گفتم من شلیک کردم دیگه، نگفتم؟

152
00:10:44,646 --> 00:10:46,022
‫ما یه شاهد عینی داریم

153
00:11:04,249 --> 00:11:05,417
‫این دار و دسته...

154
00:11:07,627 --> 00:11:09,212
‫آدم‌های بی‌رحمی‌ان

155
00:11:10,088 --> 00:11:14,134
‫یهو سروکله‌شون از ناکجاآباد پیدا شد،
‫شروع کردن به دستور دادن به ما و موی دماغمون شدن

156
00:11:15,010 --> 00:11:17,804
‫هدف‌شون بدست گرفتن همه‌چیزه
‫و نمی‌ذارن کسی به گردِ پاشون برسه

157
00:11:18,430 --> 00:11:20,098
‫یعنی این رقابت بر سرِ قدرته؟

158
00:11:22,934 --> 00:11:25,353
‫بیخیال. اگه به گوششون برسه
‫که همچنان دنبال مُجرمیم،

159
00:11:25,353 --> 00:11:27,898
‫حالا چه درست چه غلط،
‫تاوانش رو تو باید بدی

160
00:11:28,690 --> 00:11:29,816
‫یا شاید هم خونواده‌ت

161
00:11:34,487 --> 00:11:36,781
‫شاهد جزئیات کوچکی رو در اختیارمون گذاشت

162
00:11:39,200 --> 00:11:40,410
‫کجاییه؟ ارمنی؟

163
00:11:43,330 --> 00:11:44,331
‫آلبانی؟

164
00:11:48,251 --> 00:11:49,252
‫ترک؟

165
00:11:55,467 --> 00:11:56,468
‫تُرکه پس

166
00:12:09,481 --> 00:12:10,690
‫شما ساکن همینجایید؟

167
00:12:10,690 --> 00:12:12,609
‫بسیارخب، ما داریم روی
‫حادثه‌ای که چهارشنبه ۲۸ام ماه...

168
00:12:12,609 --> 00:12:14,027
‫رخ داد، تحقیق و بررسی می‌کنیم

169
00:12:14,027 --> 00:12:16,696
‫دنبال یه آقای ترک‌زبانیم
‫متشکرم

170
00:12:16,696 --> 00:12:19,699
‫سلام آقا. درمورد حادثه‌ای که توی پارک

171
00:12:19,699 --> 00:12:21,201
‫به سر اون پسرک اومده‌ست

172
00:12:21,201 --> 00:12:23,203
‫هر اطلاعاتی واقعاً کمک کننده‌ست

173
00:12:23,203 --> 00:12:25,163
‫- سلام. بله، شما...
‫- چی هست؟

174
00:12:25,163 --> 00:12:27,791
‫سلام، آقا. این اطلاعیه بخاطر
‫اتفاقیه که توی پارک رخ داده

175
00:12:27,791 --> 00:12:30,877
‫دنبال یه آقایی هستیم که ترک‌زبانه

176
00:12:30,877 --> 00:12:31,962
‫نه. داستان چیه؟

177
00:12:31,962 --> 00:12:33,255
‫- اینجا چیکار می‌کنید؟
‫- برای کمک اومدم

178
00:12:33,255 --> 00:12:34,631
‫همیشۀ خدا پلیس افتاده اینجا

179
00:12:34,631 --> 00:12:36,758
‫صرفاً اومدیم تا جایی که می‌تونیم
‫اطلاعات بدست بیاریم

180
00:12:36,758 --> 00:12:38,176
‫همیشه می‌ریزید اینجا

181
00:12:38,176 --> 00:12:39,719
‫- مزاحم آسایشمون می‌شید. چرا؟
‫- برید عقب. نخیرم، اینطوری نیست.

182
00:12:39,719 --> 00:12:42,389
‫ما با شما کاری نداریم
‫لطفاً خونسردی‌تون رو حفظ کنید

183
00:12:42,389 --> 00:12:43,306
‫از این طرف، لطفاً

184
00:12:44,099 --> 00:12:45,642
‫- آروم باشید، برید سر کارتون
‫- هی!

185
00:12:45,642 --> 00:12:48,687
‫اگه سؤالی دارید از ما بپرسید، خب؟

186
00:12:48,687 --> 00:12:50,480
‫ممنون بابت همکاریتون

187
00:12:53,692 --> 00:12:55,777
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

188
00:12:55,777 --> 00:12:57,279
‫- مطمئنی؟
‫- بله

189
00:13:07,706 --> 00:13:09,708
<i>‫«دن مک‌کیبِ» «اِلتهام» رو یادت میاد؟</i>

190
00:13:09,708 --> 00:13:12,919
‫۱۷ سال آزگار بهشون خدمت کرده

191
00:13:12,919 --> 00:13:14,921
‫حالا بخاطر چهارتا پیامکِ نمی‌دونم،
‫مثلاً تهدیدآمیز...

192
00:13:15,086 --> 00:13:17,899
<i>‫گرفتن از کار برکنارش کردن</i>

193
00:13:17,924 --> 00:13:21,344
‫ببین کیم، اصلاً چه ربطی داره؟
‫من کار و زندگی دارم

194
00:13:21,344 --> 00:13:23,263
‫الان وقت ندارم راجع‌به دنِ کوفتی

195
00:13:23,263 --> 00:13:25,348
‫که واسه هر خراب‌شده‌ای هم هست،
‫صحبت کنم

196
00:13:25,348 --> 00:13:28,268
‫راستش رو بخوای،
‫منتظر اون روزم رفیق

197
00:13:29,644 --> 00:13:30,645
‫دوره زمونۀ بدی شده

198
00:13:30,645 --> 00:13:33,189
<i>‫من منتظر یه تماسم، کیم</i>

199
00:13:33,189 --> 00:13:35,525
‫بگو ببینم، داستانِ مزخرفاتِ
‫کنفرانس مطبوعاتی چیه؟

200
00:13:35,525 --> 00:13:37,360
‫رفیقت، شاهزاده خانم رو می‌گم

201
00:13:37,360 --> 00:13:39,029
‫- کی؟
‫- جون لنکر

202
00:13:39,029 --> 00:13:42,490
من می‌فهمم حضورش توی تلویزیون تأثیرگذاره
‫اصلاً هم اعتراضی ندارم

203
00:13:43,199 --> 00:13:45,410
‫بهشون گفتم اگه بخوام حرکتی بزنم،
‫رئیسش، کلودیا می‌هیو...

204
00:13:45,410 --> 00:13:46,703
‫بالم رو می‌چینه

205
00:13:46,703 --> 00:13:49,623
<i>‫گوش کن،
‫هرچی کمک بیشتر باشه به نفعمونه، خب؟</i>

206
00:13:49,623 --> 00:13:52,667
‫ولی کارش چیه؟ چی می‌خواد؟

207
00:13:52,667 --> 00:13:56,046
‫به ما چه؟ چه اهمیتی داره که چی می‌خواد؟
‫گوش بده، همینه که هست. خب؟

208
00:13:56,046 --> 00:13:58,465
‫زندگی همینه دیگه، پسر
‫بهش عادت کن، خب؟

209
00:13:58,465 --> 00:14:02,719
<i>‫و انقدر هم نگران ارول متیس نباش
‫حل و فصل شده</i>

210
00:14:02,719 --> 00:14:05,764
<i>‫پرونده‌ش بسته شد، رفت پیِ کارش
‫دست از سرم بردار</i>

211
00:14:05,764 --> 00:14:08,433
‫لعنتی یه روز خوش به ما نیومده

212
00:14:22,697 --> 00:14:25,283
‫هروقت داستانی پیش میاد،
‫صاف پا می‌شید میاید سراغ من چرا؟

213
00:14:25,283 --> 00:14:27,035
‫مگه من نمایندۀ ملت توی خیابونم؟

214
00:14:27,035 --> 00:14:29,454
‫خیلی‌خب، حَسَد
‫بگو ببینم چند دفعه بازداشت شدی؟

215
00:14:29,454 --> 00:14:30,705
‫مسئله این نیست

216
00:14:31,498 --> 00:14:35,126
‫حرفم اینه که، لطفاً اگه خبری شد
‫بهم یه زنگی بزن

217
00:14:35,126 --> 00:14:38,964
‫خواهش می‌کنم، این بچه فقط نُه سالشه
‫یه گلوله خالی کردن توی مغزش

218
00:14:38,964 --> 00:14:42,592
‫نمی‌گیرمش، نمی‌گیرم. ببین، من هیچ کوفتی
‫راجع‌به این قضایای تیراندازی نمی‌دونم

219
00:14:43,176 --> 00:14:45,053
‫درضمن صرفاً دارید وقتتون رو هدر می‌دید

220
00:14:45,053 --> 00:14:47,138
‫چند تا پفیوز توی خیابون داونینگ افتادن
‫که باید برید بهشون رسیدگی بکنید

221
00:14:47,138 --> 00:14:49,558
‫خیلی‌خب، می‌خوای شماره‌ت رو بهم بدی؟

222
00:14:49,558 --> 00:14:51,309
‫حالا شاید یه نماینده واسه مردم نیاز داشتیم

223
00:14:51,309 --> 00:14:52,435
‫خیلی‌خب

224
00:14:52,936 --> 00:14:54,604
‫خیلی‌خب. «حسد»؟

225
00:14:54,629 --> 00:14:56,255
‫[حسد]

226
00:14:56,982 --> 00:14:58,608
‫اولین پلیسی هستی که اسمم رو درست نوشتی

227
00:14:58,608 --> 00:14:59,985
‫یعنی چی؟

228
00:14:59,985 --> 00:15:02,445
‫خب، معمولاً همه با «هـ» دو چشم می‌نویسن

229
00:15:02,445 --> 00:15:06,283
‫املای اسمم رو درست نمی‌نویسن

230
00:15:09,160 --> 00:15:10,787
‫کلاً اسم‌های ترکی آدم‌ها رو گیج می‌کنه

231
00:15:15,584 --> 00:15:17,043
‫بله، ممنون

232
00:15:26,303 --> 00:15:27,929
‫- سلام
‫- آب بیارم؟

233
00:15:27,929 --> 00:15:30,432
‫آره، ممنون می‌شم

234
00:15:33,184 --> 00:15:37,105
‫گوش کن، شاهدِ ارول،
‫همون یارو که توی سلمونی بود...

235
00:15:37,105 --> 00:15:38,732
‫- مصطفی دمیر؟
‫- آره

236
00:15:38,732 --> 00:15:41,359
‫آره، همۀ جزئیات توی مغزمه
‫و واقعاً اعصابم رو به‌هم می‌ریزه

237
00:15:42,444 --> 00:15:45,322
‫- مطمئنی برگشت ترکیه؟
‫- آره

238
00:15:46,239 --> 00:15:50,952
‫- یعنی رفتی چک کردی؟
‫- آره دیگه

239
00:15:51,453 --> 00:15:53,914
‫با رئیس سابقش صحبت کردم،
‫به آخرین جایی که زندگی می‌کرد سَر زدم،

240
00:15:53,914 --> 00:15:55,790
‫اینترنت رو زیرورو کردم و هزارتا
‫کوفت و زهرمار دیگه. چطور مگه؟

241
00:15:57,208 --> 00:15:59,461
‫شاید مسخره به نظر برسه،
‫ولی خوب گوش بده

242
00:15:59,461 --> 00:16:01,880
‫اسم‌های تُرکی ملت رو گیج می‌کنن

243
00:16:02,464 --> 00:16:03,757
‫یعنی چی که گیج می‌کنن؟

244
00:16:03,757 --> 00:16:05,508
‫اسم مصطفی رو گوگل کردم

245
00:16:06,259 --> 00:16:09,179
‫دیدم هفت مدل مختلف،
‫می‌شه نوشتش

246
00:16:09,846 --> 00:16:11,056
‫خب؟

247
00:16:11,056 --> 00:16:14,392
‫خب، اگه مأمور اسمش رو
‫اشتباهی نوشته باشه چی؟

248
00:16:16,895 --> 00:16:19,147
‫اگه دنبال مصطفی
‫با املای اشتباهی می‌گشتیم، چی؟

249
00:16:22,859 --> 00:16:25,445
‫بیا، می‌شه ده پوند
‫نظرت چیه؟

250
00:16:27,572 --> 00:16:29,824
‫باشه، مهم نیست

251
00:16:33,536 --> 00:16:35,997
‫ببین، من می‌تونم باهات بیام‌ها

252
00:16:35,997 --> 00:16:38,083
‫نه، از پسش برمیام

253
00:16:40,669 --> 00:16:41,878
‫هی

254
00:16:42,629 --> 00:16:46,424
‫ببین، می‌دونم که روز مهمیه واست

255
00:16:49,219 --> 00:16:51,471
‫از پسش برمیای، گردن‌کلفتِ منی

256
00:17:42,188 --> 00:17:43,815
‫تولدت مبارک، مامان

257
00:17:53,992 --> 00:17:56,286
‫وقتی که به دنیا اومدی،
‫مامانت خیلی جوون بود

258
00:17:58,079 --> 00:18:00,874
‫اولین باری که ارول مادرت رو
آورد خونه‌مون رو یادمه

259
00:18:01,958 --> 00:18:05,712
‫تو هم همراهش بودی،
‫خیلی خجالتی بودی و پوست و استخون

260
00:18:06,546 --> 00:18:09,549
‫می‌خواستم با خوراک ماهی
و نون چاق و چله‌ات کنم

261
00:18:10,091 --> 00:18:13,929
‫آره، اون فلفل‌های اسکاچ‌بانت بدجور تُند بودن

262
00:18:17,307 --> 00:18:18,683
‫ولی مامانت می‌تونست تُندیش رو تحمل کنه

263
00:18:19,935 --> 00:18:21,102
‫آره

264
00:18:23,480 --> 00:18:27,359
‫اگه می‌دید انقدر کار و بارت روبه‌راهه

265
00:18:28,318 --> 00:18:31,571
‫و قد کشیدی و مرد شدی،

266
00:18:31,571 --> 00:18:33,740
‫حتماً خیلی بهت افتخار می‌کرد

267
00:18:37,118 --> 00:18:38,245
‫منم هیچ نقشی درش نداشتم

268
00:18:40,664 --> 00:18:42,540
‫- می‌دونم که ناامیدت کردم
‫- طوری نیست

269
00:18:43,416 --> 00:18:46,753
‫ما سعی‌مون رو کردیم، عزیزم
‫تلاش کردیم که حضانتت رو بگیریم ولی...

270
00:18:46,753 --> 00:18:48,463
‫مهم نیست

271
00:18:50,549 --> 00:18:52,342
‫نمی‌تونستم پا روی ارولم بذارم...

272
00:18:53,635 --> 00:18:54,803
‫و کلاً بیخیالش بشم

273
00:18:54,803 --> 00:18:57,138
‫خواسته‌شون همچین چیزی بود. ببین.

274
00:18:59,182 --> 00:19:02,561
‫من شرمنده‌تم. اینو می‌فهمی دیگه؟

275
00:19:06,815 --> 00:19:07,941
‫آره

276
00:19:08,775 --> 00:19:09,776
‫با این حال...

277
00:19:11,486 --> 00:19:13,488
‫نباید اینو بهت بگم ولی...

278
00:19:13,488 --> 00:19:19,244
‫بالاخره توی اون مسئله پیشرفت‌هایی داشتیم

279
00:19:20,704 --> 00:19:22,247
‫چی؟ منظورت چیه؟

280
00:19:24,082 --> 00:19:27,377
‫یه خانمی هست به اسم کارلا،
‫که داریم دنبالش می‌گردیم

281
00:19:27,377 --> 00:19:28,461
‫خب؟

282
00:19:28,461 --> 00:19:30,130
‫اطلاعات جدیدی داره

283
00:19:30,130 --> 00:19:31,256
‫اطلاعات؟

284
00:19:32,132 --> 00:19:34,926
‫- چه اطلاعاتی؟
‫- تو خودت رو نگران نکن

285
00:19:35,594 --> 00:19:40,515
‫ولی بهت می‌گم،
‫که به زودی ارول رو برمی‌گردونیم خونه

286
00:19:52,185 --> 00:19:53,300
‫[نامش دیوانگی‌ست یا حاشا؟
‫با اینکه دادگاه او را متهم شناخت...]

287
00:19:53,325 --> 00:19:55,120
‫[همچنان دوریس متیس، مادرِ ارول متیسِ قاتل،
‫فرزندِ خود را بی‌گناه می‌شمارد]

288
00:19:55,145 --> 00:19:56,151
‫[دوریس متیس: مادری متوهم؟]

289
00:19:57,198 --> 00:19:58,700
‫اینه، پس

290
00:20:00,493 --> 00:20:02,704
‫چه پونی ملوسی

291
00:20:04,789 --> 00:20:07,667
‫با اعتماد به نفس برو داخل
‫هیچکس خنده‌ش نمی‌گیره

292
00:20:12,017 --> 00:20:13,017
‫[هیــولا راهی زندان می‌شود]

293
00:20:13,041 --> 00:20:15,798
‫[ارول متیس به جُرم قتل دوست‌دخترش،
‫آدلاید باروز به حبس ابد محکوم شد]

294
00:20:26,269 --> 00:20:27,604
‫هی، گمشو، پسر!

295
00:20:30,579 --> 00:20:31,258
‫[اثرات گاز گرفتگی!]

296
00:20:31,283 --> 00:20:32,498
‫اثرات متعدد گازگرفتگی بر روی
‫جسد آدلاید وجود دارد، اما...

297
00:20:32,525 --> 00:20:33,718
‫وکیل مدافع مدعی است که گازگرفتگی‌ها
‫در حین رابطۀ جنسی رخ داده

298
00:20:35,737 --> 00:20:36,947
‫هی، گه نخور...

299
00:20:46,957 --> 00:20:48,375
‫چته؟

300
00:20:57,716 --> 00:20:58,716
[جستجو]

301
00:21:01,992 --> 00:21:04,064
‫[مصطفی دِمیر لندن]

302
00:21:08,271 --> 00:21:09,391
‫[مشاهدۀ همه]

303
00:21:42,846 --> 00:21:44,264
‫پاتریک

304
00:21:51,897 --> 00:21:53,106
‫از تو خوشش میاد

305
00:21:53,607 --> 00:21:55,942
‫آره، با سگ‌ها جورم

306
00:21:55,942 --> 00:21:57,736
‫درسته. بیا بشین

307
00:21:59,321 --> 00:22:00,322
‫بیا اینجا

308
00:22:00,822 --> 00:22:01,823
‫هی

309
00:22:04,743 --> 00:22:06,077
‫بذارش روی چشمت

310
00:22:07,579 --> 00:22:08,622
‫سرت رو ببر عقب

311
00:22:09,789 --> 00:22:10,790
‫مرسی

312
00:22:11,875 --> 00:22:14,711
‫خب، بگو ببینم اون یکی چیزیش شد؟

313
00:22:15,420 --> 00:22:18,256
‫چیزیش شد؟ بیخیال بابا
‫ترکوندمش، قطعاً

314
00:22:20,091 --> 00:22:21,927
‫- کار و بار خوبه؟
‫- آره

315
00:22:21,927 --> 00:22:23,136
‫آره، خوبه

316
00:22:24,638 --> 00:22:26,306
‫یکی از بچه‌های آپارتمان بود

317
00:22:28,433 --> 00:22:29,768
‫کاری از دستم برمیاد؟

318
00:22:31,144 --> 00:22:32,229
‫نه

319
00:22:36,650 --> 00:22:37,943
‫مرسی

320
00:22:39,236 --> 00:22:40,737
‫خب، چه خبر؟

321
00:22:47,953 --> 00:22:49,496
‫حس می‌کنم هیچ‌وقت قرار نیست فراموشش کنم

322
00:22:57,462 --> 00:22:59,756
‫چی شده؟ کسی بخاطر مامانت، بهت پیچیده؟

323
00:23:01,841 --> 00:23:02,842
‫کی بود؟

324
00:23:05,011 --> 00:23:05,887
‫افسر پلیس؟

325
00:23:06,513 --> 00:23:09,724
‫نه، منظورت چیه؟

326
00:23:12,227 --> 00:23:16,481
‫پس کارِ دوریسـه.
‫دیگه چه آشی داره واسه‌ت می‌پزه؟

327
00:23:18,275 --> 00:23:19,401
‫نمی‌دونم

328
00:23:20,860 --> 00:23:22,904
‫دنبال یه خانمی‌ان که
‫یه سری اطلاعات داره

329
00:23:22,904 --> 00:23:26,533
‫آره، خبر دارم. چیز خاصی نیست.
‫به کاهدون زدن

330
00:23:26,533 --> 00:23:28,034
‫کی هست؟

331
00:23:29,327 --> 00:23:30,495
‫شخص خاصی نیست

332
00:23:34,457 --> 00:23:35,458
‫حالت خوبه تو؟

333
00:23:38,378 --> 00:23:39,588
‫آره

334
00:23:42,173 --> 00:23:44,092
‫می‌خوای کل ماجرا رو از سَر بگم واست؟

335
00:23:48,388 --> 00:23:49,389
‫آره

336
00:23:51,349 --> 00:23:52,559
‫باشه

337
00:24:03,987 --> 00:24:07,157
‫ما وارد آپارتمان شدیم
‫یکی از همسایه‌ها به پلیس زنگ زده بود

338
00:24:09,826 --> 00:24:10,994
‫بدجور دعواشون شده بود

339
00:24:12,704 --> 00:24:19,085
‫ارول و مامانت،
‫داد و فریاد می‌زدن و... سروصدا می‌کردن

340
00:24:21,171 --> 00:24:25,425
‫مامانت رو... توی آشپزخونه دیدم

341
00:24:28,803 --> 00:24:30,388
‫تصادف ماشین رو یادت میاد؟

342
00:24:33,058 --> 00:24:34,059
‫نه

343
00:24:35,602 --> 00:24:37,520
‫درسته. خب، پاهات بدجور آسیب دیده بود

344
00:24:37,520 --> 00:24:38,605
‫ارول...

345
00:24:41,107 --> 00:24:42,359
‫ارول حالش خوب بود

346
00:24:43,818 --> 00:24:49,074
‫سر و بدنش خونی بود
‫ولی خونِ مادرت بود. خب؟

347
00:24:49,074 --> 00:24:52,619
‫خونِ خودش نبود
‫متوجهی که چی می‌گم؟

348
00:24:54,371 --> 00:24:55,372
‫آره

349
00:25:06,381 --> 00:25:07,817
[مصطفی دمیر]

350
00:25:10,679 --> 00:25:12,055
<i>‫چیکار کنیم مصطفی؟</i>

351
00:25:13,265 --> 00:25:15,600
<i>‫خب، مهمونِ ویژه‌م تصمیم می‌گیره</i>

352
00:25:15,600 --> 00:25:16,685
‫خیلی‌خب

353
00:25:18,270 --> 00:25:19,729
‫می‌خوای که ادامه بدم؟

354
00:25:22,774 --> 00:25:23,775
‫آره

355
00:25:29,030 --> 00:25:30,699
‫توی خونه یه سری مشکلات داشتن

356
00:25:31,616 --> 00:25:35,537
‫بخاطر پول و کاروبار
‫سر همین هم زود از کوره در می‌رن

357
00:25:35,537 --> 00:25:37,247
‫خب، خودت که می‌دونی، نه؟

358
00:25:39,332 --> 00:25:44,254
‫ولی ارول منکر شد

359
00:25:44,921 --> 00:25:45,922
‫زبون وا نکرد

360
00:25:48,383 --> 00:25:49,634
‫حتی شاهد هم داشت

361
00:25:51,595 --> 00:25:52,846
‫آره

362
00:25:53,513 --> 00:25:54,931
‫ولی طرف رو پیدا کردیم

363
00:25:58,018 --> 00:26:00,854
‫ردش رو زدیم، باهاش صحبت کردیم
‫و اون گفت نه

364
00:26:00,854 --> 00:26:02,564
‫ارول... اون هیچ‌وقت ارول رو ندیده بود

365
00:26:02,564 --> 00:26:04,234
‫همین‌جاست، من لندن‌ام

366
00:26:04,259 --> 00:26:07,402
‫- به رؤیایی خودت رسیدی
‫- آره، رفیق. زندگی قشنگه!

367
00:26:07,402 --> 00:26:09,070
‫از خودش درآورده بود، متوجه‌ای؟

368
00:26:09,696 --> 00:26:12,365
‫همسایه‌ها، درگیری، خون و کالبدشکافی

369
00:26:12,365 --> 00:26:14,784
‫من... اصلاً نیازی نیست
‫این چیزها رو بهت بگم

370
00:26:17,078 --> 00:26:21,875
‫آخرش نتونست تحمل کنـه
‫کنترل دعوا از دستش در رفت

371
00:26:24,183 --> 00:26:25,693
‫اعتراف کرد

372
00:26:27,172 --> 00:26:32,093
‫تمامش رو اعتراف کرد، کُل ماجرا رو!

373
00:26:35,472 --> 00:26:37,057
‫و مردم رو که می‌شناسی،

374
00:26:37,057 --> 00:26:40,018
‫هرچی که بخوان می‌تونن بگن،
‫ولی من خودم اونجا بودم

375
00:26:40,018 --> 00:26:42,604
‫این‌ها حقایق‌ان

376
00:27:09,673 --> 00:27:11,697
‫خدایا، واسه پیدا کردنت
‫زمین و زمان رو زیر و رو کردم

377
00:27:12,175 --> 00:27:14,761
‫رئیست فکر می‌کرد استامبول رفتی

378
00:27:17,347 --> 00:27:22,477
‫چندتا سؤال راجع‌به یه پروندۀ قدیمی دارم،
‫واسه چند سال پیشه. ارول متیس؟

379
00:27:25,132 --> 00:27:28,193
‫ظاهراً عذر موجهش رو رد کردی

380
00:27:29,901 --> 00:27:32,195
‫ارول اعتراف کرد وقتی
‫دوست‌دخترش به قتل رسید،

381
00:27:32,195 --> 00:27:34,781
‫اون در واقع توی آرایشگاهِ تو
‫دنبال کار می‌گشت

382
00:27:35,949 --> 00:27:37,701
‫مردم همیشه می‌اومدن

383
00:27:37,701 --> 00:27:39,494
‫پس قبول داری یکی اومده؟

384
00:27:40,042 --> 00:27:41,663
‫ببین، من دنبال دردسر نیستم

385
00:27:41,663 --> 00:27:42,747
‫آره، حتماً

386
00:27:42,747 --> 00:27:46,330
‫ولی یه نفر توی زندان واسه جرمی که من
‫فکر می‌کنم مرتکب نشده داره آب‌خنک می‌خوره

387
00:27:48,086 --> 00:27:50,755
‫پس، داشتی دروغ می‌گفتی؟
‫کسی تهدیدت کرده بود؟

388
00:27:51,673 --> 00:27:54,676
‫مصطفی، چیزی می‌خوای بگی؟

389
00:27:56,392 --> 00:27:57,894
‫کار...

390
00:27:59,264 --> 00:28:03,268
‫پلیس ازم خواست از روی تصاویر شناساییش کنم

391
00:28:04,185 --> 00:28:05,228
‫آره، خب؟

392
00:28:05,767 --> 00:28:06,767
‫اون...

393
00:28:08,356 --> 00:28:10,275
‫- عکس‌ها؟
‫- صورت‌ها

394
00:28:11,776 --> 00:28:13,945
‫به‌نظرم فرقی باهم نداشتن

395
00:28:17,365 --> 00:28:19,117
‫من نژادپرست نیستم، قسم می‌خورم

396
00:28:20,033 --> 00:28:21,852
‫نتونستی فرق‌شون رو تشخیص بدی

397
00:28:23,496 --> 00:28:26,403
‫بهت کلی عکس آدم سیاه‌پوست نشون دادن،
‫توام آدم اشتباهی رو انتخاب کردی

398
00:28:27,792 --> 00:28:31,104
‫وقتی که توی تلویزیون دیدمش،
‫وقتی ارول رو دیدم،

399
00:28:32,255 --> 00:28:35,269
‫گفتم: «همین بود؟ همین رو توی مغازه دیدم؟»

400
00:28:35,294 --> 00:28:37,219
‫پس چرا برنگشتی که بگی اشتباه کردی؟

401
00:28:37,219 --> 00:28:41,516
‫بیخیال، تو که خودت کارآگاه‌های
‫منطقۀ هکنی داونز رو می‌شناسی

402
00:28:41,541 --> 00:28:44,242
‫پلیس‌هایی که کلی آدم
‫توی گروه‌های راست‌گرا دارن

403
00:28:44,267 --> 00:28:46,102
‫فاشیست‌ها، جبهۀ سیاه

404
00:28:46,102 --> 00:28:48,021
‫- آره، ولی تو می‌تونستی...
‫- ببین...

405
00:28:48,688 --> 00:28:51,343
‫مردم می‌بینن، مردم زبون باز می‌کنن

406
00:28:54,319 --> 00:28:56,238
‫من دنبال دردسر نبودم

407
00:28:57,530 --> 00:28:58,746
‫باشه

408
00:28:59,616 --> 00:29:01,961
‫می‌دونی، من هرروز بهش فکر می‌کنم

409
00:29:03,870 --> 00:29:05,184
‫به کاری که کردم

410
00:29:07,040 --> 00:29:08,041
‫احمقانه بود

411
00:29:10,052 --> 00:29:11,378
‫بهش بگو...

412
00:29:14,297 --> 00:29:17,384
‫بابت همه‌چی متأسفم

413
00:29:19,213 --> 00:29:20,362
‫حتماً

414
00:29:26,351 --> 00:29:28,438
‫و مطمئنی همون مصطفی خودمونه؟

415
00:29:28,463 --> 00:29:31,373
‫- انکار نکرد
‫- باورم نمی‌شه

416
00:29:31,398 --> 00:29:35,110
‫فکر کنم راحت شد که
‫بالاخره خودش رو خالی کرد

417
00:29:35,694 --> 00:29:37,696
‫به‌نظرت حاضره توی اظهاریه‌ش تجدیدنظر کنه؟

418
00:29:37,696 --> 00:29:39,516
‫تأیید کنه که ارول رو توی مغازه‌ش دیده؟

419
00:29:40,574 --> 00:29:44,327
‫نمی‌دونم، شاید!
‫ولی سونیا، خودت بهم بگو...

420
00:29:44,327 --> 00:29:45,662
‫توی این ۱۲ سالی که اون داخل بوده،

421
00:29:45,662 --> 00:29:48,534
‫ممکنه نظر اعضای هیئت تجدیدنظر تغییری کنه؟

422
00:29:49,499 --> 00:29:54,004
‫ببین، الان یکی صاف
‫توی چشم‌هام نگاه کرد...

423
00:29:54,004 --> 00:29:57,022
‫و گفت فکر نمی‌کنه موقع قتل
‫ارول توی آپارتمانش بوده باشه.

424
00:29:57,424 --> 00:30:00,927
‫اون بی‌گناهه، خب؟ پس...

425
00:30:04,989 --> 00:30:07,528
‫یه لحظه صبر کن.
‫اون ماشین منه...

426
00:30:08,143 --> 00:30:09,477
‫اون ماشین منه!

427
00:30:10,263 --> 00:30:11,272
‫گه توش!

428
00:30:14,858 --> 00:30:16,026
‫گه توش!

429
00:30:50,393 --> 00:30:51,394
‫تو خوبی؟

430
00:30:52,771 --> 00:30:54,383
‫تا کِی اینجا می‌مونه؟

431
00:30:54,773 --> 00:30:57,788
‫شبانه‌روز اینجا هست،
‫تا خاطرجمع شه تکالیفت رو انجام میدی

432
00:30:58,360 --> 00:30:59,444
‫خیلی بامزه بود

433
00:30:59,444 --> 00:31:02,391
‫چیزی به مامان‌جون مو نمی‌گی‌ها!
‫خودت می‌دونی چه اخلاقی داره

434
00:31:02,416 --> 00:31:04,939
‫ولی بازم مراقبت ۲۴ ساعته خیلی خفنـه

435
00:31:04,964 --> 00:31:08,028
‫نه، راستش مضحکـه،
‫الکی دارن پول‌شون رو هدر میدن

436
00:31:14,292 --> 00:31:15,555
‫خدای من

437
00:31:18,672 --> 00:31:20,799
‫جُـم نخورید، با هردوتون‌ام

438
00:31:25,470 --> 00:31:27,639
‫نگران نباش، فقط...

439
00:31:31,333 --> 00:31:32,601
‫نیازی نبود توی زحمت بیفتی

440
00:31:32,626 --> 00:31:35,574
‫بابت همۀ این اتفاق‌ها متأسفم،
‫ولی خودم دستور دادم اینجا باشن

441
00:31:35,814 --> 00:31:37,804
‫خب، نیازی نیست

442
00:31:38,608 --> 00:31:41,026
‫اگه اون بیرون یکی داره
‫تو رو اون بیرون هدف قرار میده،

443
00:31:41,271 --> 00:31:44,023
‫داره بهت هشدار میده که سراغ
‫کسی که به آیزک شلیک کرد نری،

444
00:31:44,823 --> 00:31:46,992
‫خدایی نکرده ممکنه آدرست رو گیر بیاره

445
00:31:47,017 --> 00:31:49,686
‫اشتباهِ من بود، نباید تو رو
‫جلوی دوربینِ رسانه‌ها می‌بردم

446
00:31:50,903 --> 00:31:53,471
‫باید ازت بخوایم که به تحقیقاتت ادامه ندی

447
00:31:55,721 --> 00:31:56,894
‫چرا؟

448
00:31:57,982 --> 00:32:00,275
‫یه سری فعالیت‌های اینترنتی‌ای شکل گرفته

449
00:32:00,395 --> 00:32:01,882
‫فعالیت‌های اینـ... چی؟

450
00:32:01,882 --> 00:32:06,887
‫موارد مربوط به گروه‌های خلاف.
‫تهدید کردن که دفعۀ بعد ممکنه چیکار کنن

451
00:32:07,166 --> 00:32:10,085
‫سعی داریم جلوشون رو بیگریم،
‫ولی به همین آسونی‌ها نیست

452
00:32:10,974 --> 00:32:15,638
‫کار درست همینه،
‫فقط پی قضیه رو نگیر، خب؟

453
00:32:16,396 --> 00:32:18,135
‫نمی‌خواد نگران چیزی هم باشی

454
00:32:21,860 --> 00:32:23,445
‫باشه، ممنون

455
00:32:35,206 --> 00:32:36,374
‫متوجه شدی؟

456
00:32:53,350 --> 00:32:54,968
‫شاید بتونی از اینجا شروع کنی...

457
00:32:57,479 --> 00:32:59,856
‫دوربین رو بچرخون، بچرخون!

458
00:32:59,856 --> 00:33:02,275
‫آره، پسر. آره، بزن بریم

459
00:33:04,569 --> 00:33:07,405
‫- بجنب، زود...
‫- برو عقب

460
00:33:07,906 --> 00:33:10,867
‫کون لق هرچی پلیسه!
‫کون لق همه‌شون!

461
00:33:13,703 --> 00:33:15,247
‫دیگه هیچ‌وقت سربه‌سر ما نذار

462
00:33:15,272 --> 00:33:17,216
‫[جزغاله شد، آره هشتگ بی‌قانونی]
‫[دیگه پُر واضحه... هشتگ بسوز خوشگله بسوز]

463
00:33:17,241 --> 00:33:18,534
‫[حقت همینه. هشتگ لشکر خلافکارها]

464
00:33:21,661 --> 00:33:23,423
‫[با ما در بیفتی، باهات درمیفتیم]
‫[جون، ما می‌دونیم خونه‌ت کجاست]

465
00:34:28,945 --> 00:34:30,614
‫من می‌خوام کمکت کنم، جیسون

466
00:34:34,451 --> 00:34:35,884
‫می‌خوام ازت محافظت کنم

467
00:34:39,623 --> 00:34:41,189
‫بهم اجازۀ این کارو میدی؟

468
00:34:46,902 --> 00:34:48,657
‫فقط اسمش رو بهم بگو

469
00:35:02,771 --> 00:35:04,272
‫- بله، قربان؟
‫- جون

470
00:35:04,272 --> 00:35:06,524
‫می‌شه به محض اینکه
‫رسیدی خبرمون کنی؟

471
00:35:07,025 --> 00:35:08,944
‫متأسفانه یه مورد اضطراریه

472
00:35:12,656 --> 00:35:15,992
‫موضوع نقض سیستم شناسایی شماره پلاکـه؟
‫چون گزارش اون‌ها رو نوشتم

473
00:35:15,992 --> 00:35:17,869
‫اون موضوع هنوز درحال بررسیـه

474
00:35:18,453 --> 00:35:19,955
‫ولی من وظیفه‌ای دارم که
‫باید شما رو در جریان بذارم

475
00:35:19,955 --> 00:35:22,687
‫که علیه‌ت شکایت جدیدی ثبت شده

476
00:35:22,749 --> 00:35:24,040
‫ببخشید چی؟

477
00:35:25,846 --> 00:35:28,854
‫مدعی شدن که توی محل کار
‫به همکارهات زور می‌گی

478
00:35:58,076 --> 00:35:59,361
‫جون

479
00:36:00,620 --> 00:36:05,041
‫جون. می‌دونم، تحملش سخته

480
00:36:05,041 --> 00:36:07,011
‫آره، این یه مورد رو باهات موافقم

481
00:36:08,169 --> 00:36:10,149
‫باید با همه عادلانه برخورد کنم

482
00:36:10,174 --> 00:36:12,593
‫- کدوم همه؟
‫- می‌دونی که نمی‌تونم مسئله رو باز کنم

483
00:36:13,258 --> 00:36:14,259
‫درسته

484
00:36:15,760 --> 00:36:21,988
‫درسته. شرمنده قربان.
‫فقط یه موضوع دیگه‌ای هم هست، می‌دونین؟

485
00:36:22,603 --> 00:36:23,643
‫می‌دونم

486
00:36:23,668 --> 00:36:26,702
‫اون منو از دایرۀ تحقیقات بیرون کرد

487
00:36:26,727 --> 00:36:28,080
‫می‌دونستین؟

488
00:36:28,870 --> 00:36:30,255
‫منظورت از «اون» کیه؟

489
00:36:31,499 --> 00:36:32,736
‫آره، می‌دونم

490
00:36:32,736 --> 00:36:34,446
‫ماشینم رو آتیش زدن

491
00:36:34,446 --> 00:36:37,616
‫- می‌دونم، ما همه کنارت هستیم
‫- باید اعتراف کنین که...

492
00:36:38,283 --> 00:36:39,284
‫چی رو؟

493
00:36:39,815 --> 00:36:42,174
‫یه‌کم آدم ناراحت می‌شه، مگه نه؟

494
00:36:43,121 --> 00:36:43,955
‫جون

495
00:36:43,955 --> 00:36:48,425
‫اون یارو از کجا می‌دونست
‫من ماشینم رو کجا پارک کردم؟

496
00:36:48,710 --> 00:36:51,087
‫می‌دونم چطور به‌نظر میاد،
‫می‌دونم آدم باورش نمی‌شه

497
00:36:51,087 --> 00:36:54,507
‫- ولی ماشین‌های ما همگی ردیابی می‌شن
‫- خدایا...

498
00:36:54,507 --> 00:36:56,760
‫هگرتی به یکی زنگ می‌زنه،
‫ازش یه خواهشی می‌کنه

499
00:36:56,760 --> 00:37:00,720
‫- بیخیال
‫- و بعدشم امروز، من به بقیه زور می‌گم؟

500
00:37:01,223 --> 00:37:02,515
‫بیخیال، باید اعتراف کنین

501
00:37:02,515 --> 00:37:04,643
‫- زمان‌بندیش بی‌نظیر بوده!
‫- تمومش کن

502
00:37:06,686 --> 00:37:07,687
‫جون

503
00:37:11,483 --> 00:37:14,152
‫یه چیزی به من بگو. تابحال کسی
‫به اسم «آمیت شکر» به گوشِت خورده؟

504
00:37:14,653 --> 00:37:17,281
‫نه؟ ۲۸ ساله، لهجۀ ترکی

505
00:37:18,102 --> 00:37:19,866
‫خب، اینجا توی سیارۀ زمین

506
00:37:19,866 --> 00:37:22,160
‫حدوداً... دو ساعت پیش...

507
00:37:22,160 --> 00:37:25,497
‫یه مردی به این اسم به جرم
‫شلیک به قربانیِ تو دستگیر شد

508
00:37:26,294 --> 00:37:28,512
‫همون پسره، آیزک ویتلو

509
00:37:30,627 --> 00:37:32,724
‫آره، اسمش رو به هگرتی دادن

510
00:37:32,749 --> 00:37:34,619
‫تیم کل شب رو مشغول بود

511
00:37:34,644 --> 00:37:38,690
‫مأموریت بودن. طرف رو تا پاتوق
‫موادفروش‌ها توی جادۀ کِمپ دنبال کردن

512
00:37:41,091 --> 00:37:43,302
‫حالا... خودش بود؟ همونی که شلیک کرد؟

513
00:37:43,945 --> 00:37:45,196
‫آره

514
00:37:45,221 --> 00:37:46,434
‫چطور مطمئنن خودشه؟

515
00:37:46,434 --> 00:37:47,821
‫همه‌چی معلومه

516
00:37:47,994 --> 00:37:50,173
‫مدارک فیزیکی، شهادت مظنون

517
00:37:50,684 --> 00:37:53,275
‫وکیل می‌خواد معامله کنه،
‫ولی هگرتی به فکر معامله نیست

518
00:37:53,275 --> 00:37:55,485
‫چون می‌خواد ثابت کنه قتل عمد بوده

519
00:37:57,737 --> 00:37:58,738
‫خوبه

520
00:37:59,531 --> 00:38:00,532
‫خوبه

521
00:38:02,033 --> 00:38:04,138
‫جنی، مادر آیزک هم باید اونجا بـ...

522
00:38:08,413 --> 00:38:10,251
‫منم دوست داشتم اونجا باشم

523
00:38:11,960 --> 00:38:12,961
‫می‌دونم

524
00:38:16,298 --> 00:38:19,230
‫ولی بذار به عنوان
‫رئیس باتجربه‌ت یه نصیحتی کنم:

525
00:38:19,883 --> 00:38:21,697
‫بیخیالش شو

526
00:38:22,888 --> 00:38:25,505
‫چون برخلاف چیزی که می‌بینی،

527
00:38:26,271 --> 00:38:28,671
‫دَن جزء آدم خوب‌هاست

528
00:38:30,415 --> 00:38:32,419
‫و کم رفیق و آشنا نداره

529
00:38:33,376 --> 00:38:34,885
‫پس این هم حواست باشه

530
00:38:50,081 --> 00:38:51,556
‫سلام

531
00:38:51,977 --> 00:38:54,843
‫توی محل کار غذا اضافی اومد، منم...

532
00:38:55,545 --> 00:38:57,672
‫- این‌ها رو خودت درست کردی؟
‫- آره

533
00:39:00,967 --> 00:39:02,469
‫- ببین...
‫- لازانیاست

534
00:39:03,053 --> 00:39:04,693
‫واسه تشکر و این چیزها

535
00:39:06,139 --> 00:39:10,018
‫پاتریک، نمی‌تونی دم‌به‌دقیقه این‌طرف‌ها بیای

536
00:39:15,232 --> 00:39:17,404
‫ببین، نمی‌تونی این کارو کنی، خب؟

537
00:39:18,401 --> 00:39:19,402
‫باشه

538
00:39:21,696 --> 00:39:22,697
‫هی

539
00:39:26,618 --> 00:39:28,738
‫ایشون دخترمه، لیزا

540
00:39:29,037 --> 00:39:30,295
‫پاتریک

541
00:39:30,477 --> 00:39:32,878
‫خوشبختم

542
00:39:37,420 --> 00:39:40,448
‫نظرت چیه ببینیم می‌شه یه کاری کرد
‫از اون خونه بیرون بیای، هان؟

543
00:39:51,726 --> 00:39:53,228
‫- لیزا
‫- یه لحظه

544
00:39:57,314 --> 00:39:59,565
‫[پیام به پاتریک]
‫[عقل تو کله‌ت نیست؟]

545
00:40:05,540 --> 00:40:08,800
‫[این‌جوری قاتی می‌کنه!]

546
00:40:25,760 --> 00:40:29,264
‫ببین، کار من بود

547
00:40:30,216 --> 00:40:31,330
‫چی کار تو بود؟

548
00:40:33,435 --> 00:40:35,539
‫من هیچ‌وقت نگفتم بهم زور گفتی

549
00:40:35,937 --> 00:40:39,524
‫اصلاً از اون واژه استفاده نکردم.
‫ولی «روی» کلافه‌م کرده بود

550
00:40:40,775 --> 00:40:42,166
‫هی وِر وِر وِر

551
00:40:42,191 --> 00:40:44,566
‫«تو گزارش آسیب‌شناسی رو بهش دادی؟»

552
00:40:44,821 --> 00:40:46,489
‫- گزارش آسیب‌شناسی؟
‫- آره

553
00:40:46,489 --> 00:40:50,340
‫واسه ماریا دِسوزا.
‫پروندۀ کلایو سیلکاکس

554
00:40:50,827 --> 00:40:53,330
‫چپ و راست گیر داده بودن که
‫من گزارش رو بهت داد، و منم...

555
00:40:53,830 --> 00:40:56,066
‫سعی کردم بهشون توضیح بدم

556
00:40:56,091 --> 00:40:57,370
‫خب...

557
00:40:58,523 --> 00:41:00,879
‫بیا روراست باشیم،
‫توام صدبار گفتی گزارش رو بده

558
00:41:00,879 --> 00:41:04,474
‫آره، ولی من که بهت زور نگفتم!
‫خدایا، کلویی...

559
00:41:04,499 --> 00:41:05,828
‫شرمنده، متأسفم

560
00:41:05,853 --> 00:41:08,278
‫ولی اگه روی رد داده و...

561
00:41:08,303 --> 00:41:10,699
‫می‌خواد جنگ راه بندازه،
‫این پای خودشه، دیگه تقصیر من نیست

562
00:41:10,724 --> 00:41:14,394
‫نه، من بهت اعتماد کرده بودم.
‫آخه این چه گهی بود خوردی؟

563
00:41:16,385 --> 00:41:19,368
‫چیه؟ الان این چه قیافه‌ایه می‌گیری؟

564
00:41:23,033 --> 00:41:25,003
‫بالاخره خونِ تو از ما رنگین‌تره!

565
00:41:25,771 --> 00:41:27,750
‫- چی؟
‫- تو و اون دوست‌های جدیدت

566
00:41:27,890 --> 00:41:29,616
‫- چشم پیشرفت ما رو نداری
‫- ببخشید! من...

567
00:41:29,616 --> 00:41:32,273
‫نه، نه، نه. خودت خوب می‌دونی!
‫اون کنفرانس مطبوعاتی رو می‌گم!

568
00:41:32,298 --> 00:41:37,291
‫می‌فهمم، سیاه‌پوستم. آره
‫ولی اون‌قدرها هم سیاه‌پوست نیستم

569
00:41:37,316 --> 00:41:39,292
‫- چی؟
‫- اون‌قدرها تهدیدی به حساب نمیام

570
00:41:39,317 --> 00:41:40,341
‫کون لقت، یعنی چی؟

571
00:41:40,365 --> 00:41:43,255
‫منصفانه‌ست،
‫من از پس اون کار برنمی‌اومدم

572
00:41:44,506 --> 00:41:46,798
‫همون چیزی که همه می‌گن،
‫همه‌ش بازیه، مگه نه؟

573
00:41:47,175 --> 00:41:50,220
‫فقط انتظار نداشته باش کسی
‫به‌خاطر این کارت ازت خوشش بیاد

574
00:41:50,845 --> 00:41:51,763
‫جدی می‌گم! می‌دونی...

575
00:41:51,763 --> 00:41:54,474
‫باید خودت بیای ببینی
‫توی گروه چی صدات می‌کنن...

576
00:41:58,728 --> 00:42:00,384
‫از قهوه‌ت لذت ببر

577
00:42:40,854 --> 00:42:41,688
‫الو؟

578
00:42:41,688 --> 00:42:43,023
‫سلام، جون. بِکا هستم...

579
00:42:43,023 --> 00:42:44,745
‫از «مور استریت شلتر»
‫(خانۀ امن زنان)

580
00:42:47,402 --> 00:42:49,689
‫- ببخشید، حالت خوبه؟
‫- آره، من خوبم.

581
00:42:49,729 --> 00:42:51,381
‫چه کمکی می‌تونم بکنم؟

582
00:42:51,406 --> 00:42:55,368
‫از همکارهات خواسته بودی اگه خبری
‫از کسی به اسم کارلا شد زنگ بزنن؟

583
00:43:07,255 --> 00:43:08,173
‫سونیا

584
00:43:08,173 --> 00:43:10,217
‫جون، چی شده؟

585
00:43:10,217 --> 00:43:14,589
‫کسی به خونه‌های امن زنگ زده سراغ
‫اونی که دنبالش هستیم رو گرفته؟

586
00:43:14,804 --> 00:43:17,599
‫نه، ما منتظر تو بودیم
‫تا لیست رو بفرستی. چطور؟

587
00:43:17,599 --> 00:43:22,282
‫درسته. آخه یکی از پناهگاه
‫«لیتون» بهم زنگ زده بود

588
00:43:23,188 --> 00:43:25,750
‫گفت یه پلیس مرد اومده...

589
00:43:25,775 --> 00:43:29,314
‫دنبال کسی به اسم کارلا
‫توی اسامی ثبت شده می‌گشته

590
00:43:29,474 --> 00:43:32,197
‫ببخشید، یعنی یکی دیگه
‫دنبال کسی به اسم کارلا بوده؟ کی؟

591
00:43:33,073 --> 00:43:34,866
‫خب، افسره خودش رو معرفی نکرد

592
00:43:35,367 --> 00:43:37,953
‫که خودش مشکوکـه.
‫واسه همین به من زنگ زد

593
00:43:38,888 --> 00:43:42,030
‫یعنی... چیزی هست که من ازش بی‌خبرم؟

594
00:43:43,133 --> 00:43:45,460
‫تو به کسی گفتی ما دنبال کارلا می‌گردیم؟

595
00:43:45,485 --> 00:43:46,719
‫نه

596
00:43:47,510 --> 00:43:48,814
‫نه!

597
00:43:48,838 --> 00:43:51,998
‫خب، یکی حتماً حرفی زده،

598
00:43:52,989 --> 00:43:55,475
‫اگه ما حرفی نزدیم،
‫پس کی زده؟ دوریس؟

599
00:43:55,971 --> 00:43:57,665
‫یا شاید کارِ یکی از دستیارهاش بوده

600
00:43:57,898 --> 00:43:59,112
‫[مارسیا جونز]

601
00:43:59,137 --> 00:44:00,704
‫مارسیا

602
00:44:02,435 --> 00:44:03,436
‫جو؟

603
00:44:03,557 --> 00:44:05,311
‫[جو شیکُنی]

604
00:44:05,438 --> 00:44:06,957
‫[خطا: نتایج برای این نام: صفر]

605
00:44:06,982 --> 00:44:07,983
‫لاتیشا؟

606
00:44:12,168 --> 00:44:13,819
‫[لاتیشا الیمیو]

607
00:44:13,910 --> 00:44:16,119
‫[جرم: مظنون به دزدی از مغازه]
‫[(به ارزش بالای ۲۰۰ پوند)]

608
00:44:24,847 --> 00:44:27,678
‫[مأمور جلب: تونی گیلفوی]

609
00:44:51,568 --> 00:44:55,140
‫خب، تونی گیلفوی

610
00:44:56,156 --> 00:45:00,242
‫به جرم دزدی بازداشتت کرده،
‫ولی بعدش از اتهامات صرف‌نظر کرد

611
00:45:00,911 --> 00:45:02,287
‫به ازای چی این کارو کرد؟

612
00:45:03,163 --> 00:45:05,165
‫- بهش اطلاعات بدم
‫- اطلاعات؟

613
00:45:05,165 --> 00:45:07,584
‫داشتی گزارش دوریس رو می‌دادی؟
‫جاسوسی کمپینش رو می‌کردی؟

614
00:45:07,584 --> 00:45:11,838
‫جاسوسی نمی‌کردم،
‫فقط می‌گفتم کارمون چطوریه

615
00:45:12,802 --> 00:45:14,064
‫چند وقت؟

616
00:45:15,383 --> 00:45:17,418
‫چند وقته این کارو می‌کنی؟

617
00:45:19,179 --> 00:45:20,180
‫هشت سال

618
00:45:21,139 --> 00:45:24,017
‫- هشت!
‫- ولی فقط چیزهای خوب گفتم

619
00:45:24,017 --> 00:45:26,201
‫هرگز بدش رو نگفتم

620
00:45:26,937 --> 00:45:30,106
‫اون خیلی به من لطف کرده.
‫هوای بچه‌هامو داشته

621
00:45:30,106 --> 00:45:32,136
‫با سابقه‌ای که داشتم
‫ممکن بود از دست بدم‌شون

622
00:45:32,161 --> 00:45:33,683
‫ولی اون قضاوتم نکرد

623
00:45:33,985 --> 00:45:36,899
‫اون هرکاری کرد تا چیزی از مادریم کم نشه

624
00:45:37,280 --> 00:45:38,281
‫خدای من

625
00:45:40,784 --> 00:45:43,036
‫خب، حالا چه معامله‌ای با گیلفوی
‫کرده بودی؟ بهت پول می‌داد؟

626
00:45:43,036 --> 00:45:45,101
‫نه، فقط اسم منو توی لیست گذاشت، همین

627
00:45:45,126 --> 00:45:46,419
‫- لیست؟
‫- لیست خرید آپارتمان

628
00:45:47,707 --> 00:45:48,708
‫باشه

629
00:45:50,126 --> 00:45:53,463
‫باشه، باشه. پس تو راجع‌به
‫کارلا به تونی گفتی، مشخصاً

630
00:45:54,923 --> 00:45:56,174
‫- آره
‫- در مورد من چی؟

631
00:45:57,717 --> 00:45:59,706
‫بهش گفتی دارم کمکت می‌کنم؟

632
00:46:01,179 --> 00:46:02,472
‫آره

633
00:46:06,935 --> 00:46:08,687
‫خیلی‌خب، امشب به دوریس زنگ می‌زنی...

634
00:46:08,687 --> 00:46:10,021
‫- نه، نمی‌تونم
‫- و بهش می‌گی...

635
00:46:10,021 --> 00:46:12,848
‫بگو عمه‌م مریضه، شغل جدید گرفتم،
‫اصلاً واقعیت رو بگو

636
00:46:12,873 --> 00:46:15,075
‫برام مهم نیست، دیگه ادامه نمی‌دی!

637
00:46:15,652 --> 00:46:17,696
‫ازش فاصله می‌گیری،
‫و همین امشب این کارو می‌کنی

638
00:46:21,866 --> 00:46:23,643
‫به تونی چی بگم؟

639
00:46:24,202 --> 00:46:25,745
‫هرچی دوست داشتی می‌تونی بگی

640
00:46:27,872 --> 00:46:29,990
‫احتمالاً خودش تا الان ماجرا رو فهمیده

641
00:46:46,272 --> 00:46:48,018
‫لاتیشا، سلام عزیزم

642
00:46:48,018 --> 00:46:49,436
<i>‫شرمنده، سرت شلوغه؟</i>

643
00:46:49,436 --> 00:46:51,021
‫نه. چه کمکی ازم برمیاد؟

644
00:46:51,021 --> 00:46:54,816
<i>‫خب، راستش می‌خواستم باهات راجع‌به...</i>

645
00:46:56,276 --> 00:46:57,819
<i>‫شرمنده دوریس</i>

646
00:46:57,819 --> 00:47:00,681
<i>‫رئیس، بابت تمام این اتفاقات متأسفم، خب؟</i>

647
00:47:01,239 --> 00:47:03,408
<i>‫فردا می‌بینمت، باشه؟
‫ممنون، رفیق</i>

648
00:47:04,242 --> 00:47:05,243
‫باشه

649
00:47:13,668 --> 00:47:16,922
‫تونی این مدلیه که شغلش زندگیشـه

650
00:47:17,318 --> 00:47:19,829
‫ده ساله که ام‌اس داره

651
00:47:20,342 --> 00:47:23,345
‫خودم توی ملاقات‌های مدرسه‌ای
‫و پروتکل‌های افراد ناتوان هواش رو داشتم.

652
00:47:23,345 --> 00:47:25,597
‫اینو برو به آی‌او‌پی‌سی بگو
‫(سازمان رسیدگی به تخلفات)

653
00:47:25,597 --> 00:47:26,890
‫اون آزارش به مورچه هم نمی‌رسه

654
00:47:26,890 --> 00:47:29,059
‫واقعاً؟ نمی‌رسه؟

655
00:47:29,059 --> 00:47:32,604
‫هشت سال یه زن بی‌دفاع رو زیرنظر داشت

656
00:47:32,604 --> 00:47:35,513
‫این چیزها واسه تو عادیه؟
‫تو و اون رفیق‌های مُسنت

657
00:47:35,538 --> 00:47:36,983
‫ببین، اون‌ها قرار بود تجدیدنظر کنن

658
00:47:36,983 --> 00:47:38,902
‫می‌خواستیم بدونیم
‫چه برنامه‌ای دارن، فقط همین

659
00:47:38,902 --> 00:47:42,405
‫تو اصلاً نمی‌دونی چه آسیبی زدی!

660
00:47:42,405 --> 00:47:44,783
‫- آسیب؟
‫- آره، آسیب!

661
00:47:45,901 --> 00:47:47,077
‫بذار این سؤال رو ازت بپرسم:

662
00:47:47,077 --> 00:47:51,873
‫رفیق‌های جدیدِ خودت از ادعاهای بخصوصی
‫که توی تماس اضطراری شده خبر دارن؟

663
00:47:51,873 --> 00:47:52,916
‫نه

664
00:47:53,463 --> 00:47:54,729
‫نه

665
00:47:54,754 --> 00:47:56,494
‫خب، محض شفاف‌سازی می‌گم

666
00:47:57,087 --> 00:48:00,754
‫اگه بفهمم خبرش جایی درز کرده،
‫حتی ذره‌ایش،

667
00:48:01,219 --> 00:48:03,140
‫دیگه دست روی دست نمی‌ذارم

668
00:48:04,904 --> 00:48:07,278
‫اون‌وقت رفیق‌هات باید به دادت برسن

669
00:48:08,848 --> 00:48:10,582
‫چون دیگه ولت نمی‌کنم

670
00:48:22,654 --> 00:48:23,947
‫همه‌چی ردیفـه؟

671
00:48:28,854 --> 00:48:30,580
‫«آزارش به مورچه نمی‌رسه»

672
00:48:30,844 --> 00:48:33,535
‫این رو بهم گفته،
‫«آزارش به مورچه نمی‌رسه»

673
00:48:33,748 --> 00:48:35,481
‫انگار هیچکس براش مهم نیست

674
00:48:35,917 --> 00:48:38,108
‫حداقل آدم‌هایی مثل دوریس براش مهم نیستن

675
00:48:39,004 --> 00:48:40,714
‫شرمنده، من دارم...

676
00:48:40,714 --> 00:48:43,091
‫نه، حق با توئه. من فقط...

677
00:48:45,302 --> 00:48:47,894
‫خب، حالا چیکار کنیم؟ هان؟

678
00:48:48,930 --> 00:48:52,100
‫می‌خوای آمار این بیشرف‌ها رو بدی؟

679
00:48:52,100 --> 00:48:54,603
‫چون اگه می‌خوای این کارو کنی،
‫مشکلی نداره

680
00:48:54,603 --> 00:48:55,770
‫من.. من پایه‌ام

681
00:48:56,271 --> 00:48:59,900
‫جدی می‌گم،
‫اگه این درمان دردشونـه، پس...

682
00:49:00,400 --> 00:49:02,803
‫همین‌جوریش هم حبس خانگی‌ایم

683
00:49:02,903 --> 00:49:05,155
‫دیگه چه بلایی می‌خوان سرمون بیارن؟

684
00:49:06,621 --> 00:49:08,283
‫به خودت بستگی داره،

685
00:49:09,752 --> 00:49:11,221
‫نه، زنگ بزن

686
00:49:14,122 --> 00:49:16,750
‫بذار بهت بگم، با اون خانم رئیسه
‫که توی تلویزیون بود زنگ بزن

687
00:49:16,750 --> 00:49:18,919
‫همون مو قرمزه،
‫اسمش چی بود؟ کلودیا

688
00:49:19,637 --> 00:49:22,045
‫«اون مو قرمزه که توی تلویزیون بود»
‫نگران شم؟

689
00:49:23,590 --> 00:49:24,549
‫فقط یه زنگ بهش بزن

690
00:49:24,549 --> 00:49:29,763
‫باشه، حالا فرض کن زنگ زدم.
‫اون‌ها هم یه فرم شکایت پر می‌کنن

691
00:49:29,763 --> 00:49:32,515
‫میرن رسیدگی می‌کنن، و چندین
‫و چند ماه قراره ادامه داشته باشه

692
00:49:32,515 --> 00:49:34,392
‫همین‌جوری ادامه داشته باشه،
‫خب، بعدش چی؟

693
00:49:36,061 --> 00:49:38,006
‫باید پای تلفن می‌شنیدی چی می‌گفت.
‫هگرتی رو می‌گم

694
00:49:38,031 --> 00:49:40,899
‫حرف‌هاش زننده بود، ولی صداش می‌لرزید

695
00:49:42,192 --> 00:49:44,945
‫چرا؟ یعنی چی رو داره مخفی می‌کنه؟

696
00:49:46,606 --> 00:49:49,487
‫یعنی چه بلایی سر پسر اون زن بیچاره آوردن؟

697
00:49:54,246 --> 00:49:56,498
‫- سونیاست. باید برم
‫- باشه

698
00:49:58,458 --> 00:49:59,918
‫فکر کنم منظورم اینه که...

699
00:49:59,918 --> 00:50:01,471
‫نباید جا بزنی

700
00:50:03,338 --> 00:50:04,339
‫آره

701
00:50:05,298 --> 00:50:06,299
‫خیلی‌خب

702
00:50:08,258 --> 00:50:09,487
‫مطمئنی؟

703
00:50:10,136 --> 00:50:11,670
‫البته، هرچی تو بخوای هستم

704
00:50:14,891 --> 00:50:15,892
‫مرسی

705
00:50:59,227 --> 00:51:00,228
‫خب...

706
00:51:02,939 --> 00:51:04,312
‫حالا چی؟

707
00:51:06,130 --> 00:51:07,610
‫[این خانم رو می‌شناسید؟]

708
00:51:07,635 --> 00:51:09,263
‫[در صورت داشتن هرگونه اطلاعات،
‫با این شماره تلفن تماس بگیرید]

709
00:51:19,247 --> 00:51:20,665
‫باید جواب بدم

710
00:51:27,589 --> 00:51:28,590
‫الو؟

711
00:51:30,133 --> 00:51:31,496
‫الو، می‌تونم کمکتون کنم؟

712
00:51:33,094 --> 00:51:34,346
‫دنبالم نگردین

713
00:51:37,557 --> 00:51:38,837
‫ببخشید، شما؟

714
00:51:39,226 --> 00:51:41,470
‫شما نمی‌دونین،
‫دارین با دم شیر بازی می‌کنین

715
00:51:41,770 --> 00:51:42,729
‫کارلا؟

716
00:51:42,729 --> 00:51:44,830
‫اسم کوفتی منو از کجا می‌دونین؟

717
00:51:46,900 --> 00:51:48,235
‫کارلا، کجایی؟

718
00:51:48,235 --> 00:51:51,613
‫خواهش می‌کنم، ادامه ندین
‫خواهش می‌کنم، ادامه ندین

719
00:51:51,613 --> 00:51:54,241
‫قول میدم می‌تونیم کمکت کنیم

720
00:51:54,241 --> 00:51:57,953
‫نه! اصلاً فراموشم کنین

721
00:51:57,953 --> 00:52:00,664
‫فراموش کنین من کی‌ام.
‫چون منو به کشتن می‌دین!

722
00:52:01,331 --> 00:52:05,210
‫نه، ما می‌تونیم ازت مراقبت کنیم

723
00:52:05,810 --> 00:52:09,647
‫حرفم رو باور نمی‌کنی.
‫قبلاً هم این کارو کرده

724
00:52:09,672 --> 00:52:11,135
‫باز هم می‌کنه

725
00:52:11,341 --> 00:52:15,262
‫ما حرفت رو باور می‌کنیم.
‫فقط کافیه اسمش رو بگی

726
00:52:15,262 --> 00:52:17,279
‫اسم بی اسم!

727
00:52:17,304 --> 00:52:21,400
‫حرف آدمیزاد حالی‌تون نمی‌شه؟
‫مراقبش‌ان (به زبان پرتغالی)

728
00:52:22,561 --> 00:52:23,837
‫می‌گه مراقبش‌ان

729
00:52:24,187 --> 00:52:25,677
‫مراقبش‌ان؟

730
00:52:27,190 --> 00:52:30,318
‫چطوری؟
‫کی مراقبشـه؟

731
00:52:33,738 --> 00:52:35,657
‫- کارلا؟
‫- فقط ادامه ندین!

732
00:52:38,458 --> 00:52:42,458
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

733
00:52:43,619 --> 00:53:18,619
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

