﻿1
00:01:12,008 --> 00:01:17,265
‫«بنیاد»

2
00:01:17,789 --> 00:01:23,445
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

4
00:01:30,343 --> 00:01:35,453
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

5
00:01:36,430 --> 00:01:40,976
‫یک بار مردی پیش هری سلدون رفت
‫و ازش خواست که سرنوشتش رو بهش بگه.

6
00:01:48,901 --> 00:01:50,110
‫می‌خواست بدونه

7
00:01:50,194 --> 00:01:53,488
‫الگوهای پیش‌بینی می تونه
‫مفهوم زندگی ناچیزش رو ترسیم کنه یا نه.

8
00:01:58,285 --> 00:02:02,289
‫ولی هری بهش گفت فقط حرکات
‫آحاد مردم رو میشه پیش‌بینی کرد.

9
00:02:05,334 --> 00:02:10,214
‫سرنوشت یک شخص
‫هیچ‌وقت مشخص نیست.

10
00:02:54,132 --> 00:02:56,468
‫روند منظم تمدن...

11
00:02:59,304 --> 00:03:01,807
‫قیام و سقوط فرهنگ ها...

12
00:03:04,309 --> 00:03:06,478
‫آرمان‌ها و سیارات...

13
00:03:09,439 --> 00:03:13,193
‫این‌ها جواب‌هایی بود که
‫هری سلدون از خیلی وقت پیش به دست آورده بود.

14
00:03:15,529 --> 00:03:18,949
‫ایمان سلاح قدرتمندیه.

15
00:03:20,701 --> 00:03:25,038
‫بخاطر همین امپراتوری از پیش‌بینی‌های
‫هری سلدون خیلی می‌ترسید.

16
00:03:26,707 --> 00:03:32,713
‫امپراتوری‌ها مسائل دنیوی رو مدیریت می‌کنن
‫ولی بعدش چی؟ روحمون؟

17
00:03:33,463 --> 00:03:35,674
‫این قلمروها، قلمرو سرنوشت هستن.

18
00:03:35,757 --> 00:03:40,929
‫و سرنوشت شمشیری‌ست که
‫در آتش‌های لایزال ساخته میشه.

19
00:04:26,141 --> 00:04:28,977
‫امپراتور؟
‫خواستار سرگرمی دیگه‌ای هستید؟

20
00:04:29,061 --> 00:04:33,565
‫تو کارت رو بکن.
‫لذت عادی در رفتار عادیه.

21
00:04:33,649 --> 00:04:36,235
‫چه لذتی رو ترجیح می‌دید، امپراتور؟

22
00:04:37,194 --> 00:04:41,406
‫لذت از هیچی رو هم داری؟
‫همچین چیزی بلدی؟

23
00:04:42,157 --> 00:04:45,160
‫حقیقت داره که کسی حق نداره
‫به شما دست بزنه؟

24
00:04:48,080 --> 00:04:49,456
‫نترسی، نه؟

25
00:04:49,540 --> 00:04:55,198
‫فقط 24 ساعت وقت دارم که به شما خدمت کنم.
‫می‌خوام بیشترین استفاده رو داشته باشم.

26
00:04:57,005 --> 00:04:58,423
‫پس سعی کن منو لمس کنی.

27
00:05:02,219 --> 00:05:03,929
‫گفتم سعیت رو بکن.

28
00:05:31,915 --> 00:05:33,709
‫هاله، انرژی جنبشی رو دفع می‌کنه.

29
00:05:35,794 --> 00:05:40,090
‫ازت می‌خوام دوباره آروم‌تر لمس کنی.

30
00:05:41,884 --> 00:05:42,885
‫آروم‌تر.

31
00:05:47,431 --> 00:05:48,432
‫آروم‌تر.

32
00:06:05,657 --> 00:06:07,451
‫خب چطوری...

33
00:06:07,534 --> 00:06:08,577
‫بقیه‌ش انجام میشه؟

34
00:06:24,051 --> 00:06:25,469
‫چیه؟

35
00:06:25,552 --> 00:06:27,179
‫مسئله‌ای پیش اومده، امپراتور.

36
00:06:28,066 --> 00:06:32,100
‫متوجه هستم که امپراتور نیاز فیزیولوژی
‫به هم‌بستری دارن.

37
00:06:32,184 --> 00:06:34,811
‫ولی مسئله‌ای که پیش اومده
‫ارجح بر نیاز شماست.

38
00:06:48,909 --> 00:06:50,285
‫سفیر سنوال.

39
00:06:51,161 --> 00:06:54,206
‫ارادتمندم امپراتور، حمد و ستایش...

40
00:06:54,289 --> 00:06:55,832
‫حرفت رو بزن، سفیر.

41
00:06:57,251 --> 00:07:00,254
‫پروکسیما اوپال فوت کردن، امپراتور.

42
00:07:00,337 --> 00:07:01,463
‫تسلیت عرض می‌کنیم.

43
00:07:01,547 --> 00:07:03,590
‫تسلیت عرض می‌کنم، از صمیم قلب.

44
00:07:03,674 --> 00:07:05,551
‫ممنون، امپراتور.

45
00:07:05,634 --> 00:07:09,137
‫پیروان پراکسیما اوپال دلتنگ
‫و عزادار ایشون خواهند بود.

46
00:07:09,221 --> 00:07:13,433
‫و حالا مجمع، جانشینش رو
‫جای اون می‌ذاره، زفر گلات.

47
00:07:13,517 --> 00:07:15,644
‫نامزد لایقیه.
‫ایشون رو می‌پسندیم.

48
00:07:16,144 --> 00:07:18,647
‫از طرف ما بهشون تسلیت بگید، سفیر.

49
00:07:18,730 --> 00:07:22,734
‫و به گلات عرض کنید که
‫در ترنتور قدمشون روی چشم ما جای داره.

50
00:07:22,818 --> 00:07:26,697
‫مسئلهٔ جانشینی، امپراتور

51
00:07:26,780 --> 00:07:29,950
‫یه اختلافی هست.

52
00:07:30,659 --> 00:07:33,954
‫نامزد دیگری حمایت بقیه رو
‫بدست آورده.

53
00:07:35,414 --> 00:07:36,415
‫زفیر هالیما.

54
00:07:37,457 --> 00:07:41,628
‫هالیما ایفا مثل پروکسیماهای قبلی معتقد به

55
00:07:41,712 --> 00:07:44,339
‫قبول کردن دکترین نیستن.
‫<font color="#ff8040">(سیاست و باورهای یک چیز که باید تابع چهارچوبی بود)</font>

56
00:07:44,423 --> 00:07:48,177
‫ایشون طرفدار برگشت به
‫اُکتاوی نخستین هستند.

57
00:07:49,595 --> 00:07:50,762
‫از جونش سیر شده؟

58
00:07:51,805 --> 00:07:54,016
‫این زن کیه که جایگاه ما رو زیر سوال می‌بره؟

59
00:07:54,099 --> 00:07:55,976
‫ببخشید، امپراتور...

60
00:07:56,059 --> 00:07:58,187
‫- تو از این داستان خبر داشتی؟
‫- همین چند لحظه پیش فهمیدم.

61
00:07:58,979 --> 00:08:00,564
‫مراسم ختم اوپال کیه؟

62
00:08:00,647 --> 00:08:02,357
‫دو روز دیگه امپراتور.

63
00:08:15,495 --> 00:08:19,082
‫از این صحبت‌ها به کسی چیزی نمی‌گی.
‫به زودی باهاتون تماس می‌گیریم.

64
00:08:27,549 --> 00:08:30,052
‫در انتصاب پروکسیمای قبلی
‫من کمک کردم.

65
00:08:30,135 --> 00:08:32,638
‫به محض اینکه بتونم
‫به مجمع می‌رم.

66
00:08:32,721 --> 00:08:35,557
‫واقعا لازمه؟
‫نمی‌تونی هولوگرام خودت رو بفرستی؟

67
00:08:35,640 --> 00:08:36,642
‫این دفعه نه.

68
00:08:36,725 --> 00:08:42,523
‫هنر لومینیسم ادعا داره که سه تریلیون طرفدار داره.
‫برای این فرقه باید شخصا حضور پیدا کرد.

69
00:08:50,739 --> 00:08:52,783
‫اُکتاوی نخستین چیه؟

70
00:08:53,617 --> 00:08:56,954
‫یه کتاب الحادی،
‫مال قبل امپراتوری.

71
00:08:58,121 --> 00:09:01,250
‫مستقیماً روح رو به
‫جسم ذی‌شعور متصل می‌کنه.

72
00:09:01,834 --> 00:09:05,254
‫- یعنی چی...
‫- جسم ذی‌شعور.

73
00:09:05,337 --> 00:09:07,047
‫فکر کن، برادر دان.

74
00:09:07,130 --> 00:09:09,758
‫اگر روح به جسم
‫ذی شعور متصل بشه

75
00:09:09,842 --> 00:09:13,136
‫ممکنه چیزی پیش بیاد که نشه
‫تشخیصش داد.

76
00:09:14,388 --> 00:09:20,602
‫تمام کلئون‌ها، کلون ژنتیکی بی‌نقص
‫از فرد اول هستند.

77
00:09:20,686 --> 00:09:21,687
‫و بخاطر همین...

78
00:09:22,521 --> 00:09:24,189
‫ما روح نداریم.

79
00:09:25,148 --> 00:09:28,277
‫این زنه هالیما می‌گه ما
‫چی هستیم؟

80
00:09:29,778 --> 00:09:30,904
‫آدم نیستیم؟

81
00:09:30,988 --> 00:09:32,573
‫مستقیما نه ولی...

82
00:09:32,656 --> 00:09:34,658
‫اگه کهشکان باور کنه که

83
00:09:34,741 --> 00:09:37,953
‫رهبرانشون به جای اینکه قوی‌تر باشن
‫ضعیف‌تر از خودشونن

84
00:09:38,036 --> 00:09:39,746
‫ممکنه دیگه ازمون پیروی نکنن.

85
00:09:44,877 --> 00:09:46,336
‫ما ظرفی شیشه‌ای هستیم...

86
00:09:47,687 --> 00:09:50,132
‫که در دست اهلش افتادیم.

87
00:09:52,801 --> 00:09:57,181
‫اگر نگرانی، درونمون به وجود بیاد
‫و ما یک‌دست نباشیم...

88
00:10:00,392 --> 00:10:01,602
‫تکه تکه می‌شیم.

89
00:10:07,733 --> 00:10:09,818
‫- کی هستی؟
‫- سالور هاردین.

90
00:10:11,236 --> 00:10:12,404
‫نگهبان ترمینس.

91
00:10:17,451 --> 00:10:19,745
‫آناکرئونی‌ها اجازه ندارن وارد
‫خاک امپراتوری بشن.

92
00:10:23,832 --> 00:10:24,917
‫اینجا چی‌کار می‌کنید؟

93
00:10:25,000 --> 00:10:26,376
‫ضایعات جمع می‌کنیم.

94
00:10:26,460 --> 00:10:27,920
‫زره‌های زیادی برای ضایعاتی‌ها هست.

95
00:10:28,003 --> 00:10:30,005
‫ما دنبال ماژول هدایت سفینه هستیم.

96
00:10:30,088 --> 00:10:32,966
‫هر کدوم از اجزاء حیاتی این
‫سفینه سال‌ها پیش جدا شده.

97
00:10:33,050 --> 00:10:35,802
‫ولی بازم میگم
‫ضایعاتی واقعی این رو می‌دونه.

98
00:10:35,886 --> 00:10:39,515
‫باید قبل از اینکه امپراتور
‫خبردار بشه از اینجا برید.

99
00:10:39,598 --> 00:10:41,517
‫مردم من از امپراتوری ترسی ندارن.

100
00:10:48,148 --> 00:10:49,209
‫من اتفاقی شما رو دیدم

101
00:10:49,233 --> 00:10:50,609
‫حالا که دارید الکی داستان سر هم می‌کنید.

102
00:10:52,194 --> 00:10:55,364
‫ولی اگه می‌خواستید من رو بکشید
‫تا الان من رو کشته بودید.

103
00:10:55,447 --> 00:10:56,740
‫نقشه‌تون چیه؟

104
00:11:02,788 --> 00:11:05,290
‫اون برج... ما رو ببر اونجا.

105
00:11:05,374 --> 00:11:06,416
‫چرا؟

106
00:11:09,253 --> 00:11:11,380
‫بذار روشنت کنم، نگهبان.

107
00:11:11,463 --> 00:11:14,216
‫ما خودمون بلدیم از هر منبعی
‫که پیدا می‌کنیم چطور استفاده کنیم.

108
00:11:15,175 --> 00:11:17,469
‫بچه‌ها رو چند ساعت پیش اسیر گرفتیم

109
00:11:17,553 --> 00:11:20,138
‫قبل غروب دیدیم چطوری
‫دزدکی فرار کردن،

110
00:11:20,222 --> 00:11:22,724
‫از پایگاهتون خیلی دور شدن.

111
00:11:22,808 --> 00:11:27,229
‫اگه ما رو اونجا نبری،
‫راحت از یکیشون استفاده می‌کنیم.

112
00:11:27,312 --> 00:11:29,523
‫به این سادگیا نیست.
‫حصار داریم.

113
00:11:29,606 --> 00:11:30,899
‫می‌دونیم حصار داریم.

114
00:11:30,983 --> 00:11:32,985
‫دیدیم که داشتین تعمیرش می‌کردین.

115
00:11:33,068 --> 00:11:36,655
‫که بخاطر همین تو بهترین فرد
‫برای عبور ما از حصار هستی.

116
00:11:37,364 --> 00:11:38,490
‫میریم سمت برج!

117
00:11:53,338 --> 00:11:55,340
‫حصار سیستم تشخیص دی.ان.ای داره.

118
00:11:57,259 --> 00:11:59,428
‫اسم هر کسی که تو پایگاه
‫اطلاعاتی نباشه پس می‌زنه.

119
00:12:05,225 --> 00:12:06,705
‫شاید بتونم یک نفرتون رو رد کنم.

120
00:12:06,768 --> 00:12:08,061
‫اگه با هم بریم داخل،

121
00:12:08,145 --> 00:12:10,480
‫حصار نفر دوم رو
‫خطا حساب نمی‌کنه.

122
00:12:10,564 --> 00:12:11,732
‫پس همه‌مون رو رد کن.

123
00:12:11,815 --> 00:12:14,234
‫احتمالا یه بار بیشتر کار نکنه.

124
00:12:17,779 --> 00:12:20,741
‫هر چی آدم از اینجا رد کردم
‫قبلا مرده بودن.

125
00:12:29,333 --> 00:12:33,170
‫اضطرابت رو حس می‌کنم.
‫نگران نباش.

126
00:12:33,253 --> 00:12:37,674
‫اگه تا 24 ساعت برنگرده،
‫شهرت رو با خاک یکسان می‌کنیم.

127
00:12:54,107 --> 00:12:55,651
‫برو بقیه رو رو بیار.

128
00:12:55,734 --> 00:12:57,528
‫سنگر درست کنید و
‫توی چشم نباشید.

129
00:13:08,080 --> 00:13:09,706
‫می‌خوای تو برونی و من
‫اسلحه رو نگه دارم؟

130
00:13:20,759 --> 00:13:22,052
‫حداقل اسمت رو بهم بگو.

131
00:13:23,011 --> 00:13:24,304
‫حالا دیگه دوستای صمیمی شدیم؟

132
00:13:24,805 --> 00:13:26,348
‫خیلی چیزا رو به خطر انداختی
‫که اینجا اومدی.

133
00:13:26,431 --> 00:13:28,767
‫همه‌چیزمون رو به خطر انداختیم، نگهبان.

134
00:13:35,858 --> 00:13:39,778
‫- نه، یه پسربچه سر راهمون بود!
‫- سر منو شیره‌ نمال، خودم چشم دارم.

135
00:13:49,955 --> 00:13:50,956
‫برج اون طرفه.

136
00:13:51,039 --> 00:13:53,125
‫دارم میون‌بر می‌زنم.
‫نگهبان‌های کمتری این‌طرف هستن.

137
00:13:57,838 --> 00:13:59,256
‫این چیه؟

138
00:14:04,219 --> 00:14:05,220
‫وایستا.

139
00:14:10,309 --> 00:14:11,518
‫وایستا.

140
00:14:17,691 --> 00:14:21,153
‫داستان‌های سالور هاردین
‫معمولا از اینجا شروع میشه.

141
00:14:21,236 --> 00:14:24,531
‫نگهبان و روح

142
00:14:24,615 --> 00:14:26,742
‫به طرز عجیبی با هم ارتباط دارن.

143
00:14:26,825 --> 00:14:27,826
‫ممنون.

144
00:14:36,793 --> 00:14:38,545
‫چطوری رادارمون رو رد کردن؟

145
00:14:38,629 --> 00:14:41,548
‫شاید موقعی بوده که
‫حواسمون نبوده.

146
00:14:41,632 --> 00:14:42,841
‫اثری از سفینه‌شون نبود؟

147
00:14:42,925 --> 00:14:46,136
‫میگن که ضایعاتین.
‫گفت دنبال ماژول هدایتن.

148
00:14:46,220 --> 00:14:48,472
‫- معلومه چرت میگه.
‫- باید با امپراتوری تماس بگیریم.

149
00:14:48,555 --> 00:14:50,116
‫بدون اجازه نمی‌تونیم کاری بکنیم.

150
00:14:50,140 --> 00:14:52,220
‫بیخیال مامان.
‫ما فقط اسماً پایگاه امپراتوری هستیم.

151
00:14:53,060 --> 00:14:55,413
‫آخرین باری که باهامون تماس
‫گرفتن کی بود؟ ده سال پیش؟

152
00:14:55,437 --> 00:14:57,564
‫ازمون محافظت نمی‌کنن.
‫خودمون باید یه کاریش رو بکنیم.

153
00:14:57,648 --> 00:15:00,108
‫آروم! خشم اولش حماقته...

154
00:15:00,192 --> 00:15:02,778
‫آخرش ندامت، می‌دونم.
‫از اون اعتقاد‌های آدمای قدیمیه.

155
00:15:02,861 --> 00:15:04,881
‫تجربه‌ایه که وقتی کوچیک‌تر
‫از تو بودم دیدم.

156
00:15:04,905 --> 00:15:08,158
‫اگه هری بود نقشه‌اش این می‌شد
‫که منتظر کمک باشیم یا خودمون وارد عمل بشیم؟

157
00:15:08,242 --> 00:15:11,328
‫هری اینجا نیست مامان.
‫خودمون باید گلیممون رو بکشیم بالا.

158
00:15:15,499 --> 00:15:17,334
‫خوش برگشتی، رفیق صمیمی.

159
00:15:18,252 --> 00:15:21,547
‫کم‌کم داشتیم همدیگه رو می‌شناختیم
‫که بیخیال صحبت شدی.

160
00:15:21,630 --> 00:15:22,756
‫سردرد داری؟

161
00:15:22,840 --> 00:15:24,716
‫حس می‌کنی دندون‌هات می‌خواد بریزه؟

162
00:15:24,800 --> 00:15:26,510
‫اون چیز نفرین شده چی بود؟

163
00:15:26,593 --> 00:15:28,595
‫قبل سکونت ما در ترمینس همین‌جا بوده.

164
00:15:28,679 --> 00:15:32,266
‫دستگاه‌های اسکن ما که نشونش نداد.
‫فکر کنم مال شما هم نشون نداده.

165
00:15:32,349 --> 00:15:34,309
‫چرا روی تو تأثیر نذاشت؟

166
00:15:34,393 --> 00:15:37,980
‫بذار این‌طور بگم که عمراً اگه دلت بخواد
‫توی ترمینش با من زد‌و‌خورد داشته باشی.

167
00:15:39,022 --> 00:15:40,022
‫خب...

168
00:15:41,233 --> 00:15:42,776
‫حالا چی نگهبان؟

169
00:15:44,945 --> 00:15:46,655
‫یه ارتش کوچیک با خودش داشت.

170
00:15:46,738 --> 00:15:48,949
‫و رد پاهاشون بعضیاش
‫عمیق بود.

171
00:15:49,032 --> 00:15:52,494
‫فاصله‌ی قدم‌هاشون کوتاه بود
‫انگار که وسیله‌ی سنگینی داشتن.

172
00:15:53,036 --> 00:15:54,955
‫انگاری می‌خواستن حفاری کنن پدر.

173
00:15:55,455 --> 00:15:57,708
‫- می‌خوای چی‌کار کنی؟
‫- نمی‌دونم.

174
00:15:58,292 --> 00:16:00,210
‫من غریزی عمل می‌کردم...

175
00:16:00,294 --> 00:16:01,974
‫نمی‌دونم، شایدم شانس آوردم.

176
00:16:02,004 --> 00:16:04,381
‫غرائر تو فقط تو رو به سمت
‫سفینه‌ها نبرد.

177
00:16:04,464 --> 00:16:06,633
‫پیش این دختره برد
‫و جلوش رو گرفتی.

178
00:16:08,093 --> 00:16:09,428
‫اگه ریاضیت بهتر بود

179
00:16:09,511 --> 00:16:13,015
‫می‌فهمیدی که پشت سر هم شانس آوردن
‫فقط شانس نیست، سالور.

180
00:16:13,932 --> 00:16:15,851
‫حالا مادرت چه اعتراف بکنه یا نه

181
00:16:15,934 --> 00:16:19,938
‫ما از همون لحظه که روی پای خودت وایستادی
‫از دستور تو پیروی می‌کردیم.

182
00:16:20,856 --> 00:16:24,526
‫اتفاقی نیست که
‫مردم تو رو نگهبان اینجا کردن.

183
00:16:26,069 --> 00:16:27,237
‫پس هدایتمون کن.

184
00:16:39,416 --> 00:16:42,711
‫تا به حال سعادت حضور شما رو نداشتم امپراتور.
‫چه کاری می‌تونم براتون بکنم؟

185
00:16:42,794 --> 00:16:44,046
‫کاپیتان اوبرکت هستی، درسته؟

186
00:16:44,129 --> 00:16:47,549
‫ارباب سایه امپراتور.
‫ارباب سایه اوبرکت.

187
00:16:47,633 --> 00:16:48,884
‫چه نقاشی قشنگی!

188
00:16:51,428 --> 00:16:54,640
‫پروتکل حل مشکل با مأمور رسیدگی قصر چیه؟

189
00:16:54,723 --> 00:16:56,850
‫در چه سطح مأموری،
‫اگه پرسیدنش اشکالی نداره؟

190
00:16:57,601 --> 00:17:00,938
‫- یک نفر که توی باغ کار می‌کنه.
‫- میشه بپرسم چه جور مشکلیه؟

191
00:17:01,021 --> 00:17:03,482
‫نخیر، فقط اسمش رو می‌خوام.

192
00:17:04,107 --> 00:17:07,944
‫می‌تونم این کار رو انجام بدم امپراتور
‫و هر کار دیگه‌ای که بخواین .

193
00:17:08,028 --> 00:17:09,238
‫فعلا همین کافیه.

194
00:17:18,539 --> 00:17:21,541
‫حداقل دوازده‌تا آناکرئونی
‫بیرون از حصار اینجا دیدم.

195
00:17:21,625 --> 00:17:23,544
‫تراویک، برو قسمت جنوبی.

196
00:17:23,627 --> 00:17:25,295
‫کیلین، قسمت غربی رو پوشش بده.

197
00:17:25,378 --> 00:17:29,132
‫ییت، می‌خوام به قسمت شرقی بری
‫تا هر کسی که از کوه‌ها میاد رو شناسایی کنی.

198
00:17:29,216 --> 00:17:32,970
‫اگر کسی رو دیدیم
‫چی‌کار کنیم؟

199
00:17:33,053 --> 00:17:34,054
‫هیچی.

200
00:17:34,137 --> 00:17:37,200
‫شلیک نکنید، صحبت نکنید.
‫فقط حواستون بهشون باشه و منو خبر کنید.

201
00:17:37,224 --> 00:17:39,852
‫- قضیهٔ ورود آناکرئونی‌ها به ترمینس چیه؟
‫- اسمش فرائه.

202
00:17:39,935 --> 00:17:42,396
‫در ضمن هیچی از داستانش
‫با عقل جور در نمیاد.

203
00:17:42,479 --> 00:17:44,815
‫اگه کسی بتونه دروغ رو
‫تشخیص بده، تویی.

204
00:17:44,898 --> 00:17:47,192
‫مسئله همینه
‫نمی‌تونم بفهمم دروغ می‌گه

205
00:17:47,276 --> 00:17:49,027
‫یا اینکه راستش رو نمی‌گه.

206
00:17:49,111 --> 00:17:50,279
‫مگه فرقی هم داره؟

207
00:17:50,821 --> 00:17:52,990
‫یه نقشه دارم
‫ولی به کمکت احتیاج دارم.

208
00:17:59,079 --> 00:18:01,164
‫چی‌کار می‌خواین بکنید؟ شکنجه؟

209
00:18:01,248 --> 00:18:03,625
‫این نوچه‌ی منه.

210
00:18:03,709 --> 00:18:07,087
‫پادویی کارام رو می‌کنه.
‫وقتی لازم باشه چکمه‌هام رو مرمت می‌کنه.

211
00:18:07,171 --> 00:18:12,509
‫در مورد افراد صحرانشین من
‫فکر کنم یه شبانه روز گذشته.

212
00:18:12,593 --> 00:18:13,969
‫واقعا چرا اینجا اومدی، فرا؟

213
00:18:15,470 --> 00:18:17,472
‫سالور می‌تونه ذهن آدما رو بخونه.

214
00:18:18,473 --> 00:18:21,101
‫چیز عجیبی هم هست واقعا.
‫الان داشتم به مادرش می‌گفتم.

215
00:18:21,602 --> 00:18:22,811
‫حرفت رو باور نمی‌کنه.

216
00:18:22,895 --> 00:18:25,564
‫خب، گفتی رئیسمی.
‫حالا دیگه تعریف کردن فایده‌ای نداره.

217
00:18:25,647 --> 00:18:27,250
‫از برج بنیاد چی می‌خوای؟

218
00:18:27,274 --> 00:18:31,278
‫ماژول، قبلا که بهت گفتم.
‫همش یه سوال رو ازم می‌پرسی.

219
00:18:31,361 --> 00:18:34,239
‫دارم بهت فرصت میدم
‫که جواب بهتری بدی.

220
00:18:34,323 --> 00:18:35,657
‫شیر.

221
00:18:38,702 --> 00:18:41,288
‫می‌دونم دنبال چیز دیگه‌ای هستی.

222
00:18:41,371 --> 00:18:45,626
‫ما نه چیزی از آناکرئون‌ها داریم
‫نه سلاح سنگین...

223
00:18:45,709 --> 00:18:46,960
‫هی مدام برمی‌گردیم سر خونهٔ اول.

224
00:18:48,420 --> 00:18:49,421
‫بهش توضیح بده.

225
00:18:49,922 --> 00:18:51,590
‫جوابش رو بده دیگه.

226
00:18:51,673 --> 00:18:53,759
‫لهجه‌‌ت بدک نیست.

227
00:18:54,176 --> 00:18:56,887
‫معلومه یکی توی دروازه بهت یاد داده.

228
00:18:57,721 --> 00:18:59,097
‫راحت حروف صدادار رو تلفظ می‌کنی.

229
00:18:59,181 --> 00:19:00,599
‫من دلالم.

230
00:19:01,099 --> 00:19:03,519
‫هر از گاهی با
‫شماها کار می‌کنم.

231
00:19:03,894 --> 00:19:06,688
‫فکر کردم بوی تسپین رو
‫از وجودت حس کردم.

232
00:19:07,022 --> 00:19:09,733
‫من ماژول هدایت رو می‌خوام، تمام.

233
00:19:09,816 --> 00:19:10,984
‫بازم دروغ می‌گی.

234
00:19:11,527 --> 00:19:12,861
‫آناکرئونی هم بلدی صحبت کنی؟

235
00:19:12,945 --> 00:19:14,029
‫یه کلمه هم بلد نیستم.

236
00:19:14,112 --> 00:19:15,697
‫- ولی بازم فهمیدی دروغ میگم؟
‫- خط.

237
00:19:18,158 --> 00:19:19,243
‫احتمالش پنجاه پنجاه بود.

238
00:19:19,326 --> 00:19:20,702
‫بازم خط میفته.
‫کی هستی؟

239
00:19:24,331 --> 00:19:26,333
‫احتمالش 25 درصد بود.

240
00:19:26,416 --> 00:19:27,709
‫حالا برمی‌گردیم سراغ شیر.

241
00:19:29,086 --> 00:19:31,797
‫دوازده و نیم درصد.
‫بازم شیر میفته. چرا اینجا اومدی؟

242
00:19:32,756 --> 00:19:33,924
‫بازم شیر میفته.

243
00:19:47,020 --> 00:19:51,483
‫من احتمال رو می‌گم
‫ولی پشت سر هم شانس آوردن شانس نیست.

244
00:19:56,738 --> 00:19:57,739
‫کی هستی؟

245
00:19:58,240 --> 00:20:00,701
‫ما ضایعاتی هستیم.
‫دنبال ماژول هدایت می‌گردیم.

246
00:20:00,784 --> 00:20:03,829
‫شماها ضایعاتی نیستید.
‫ماژول هدایت هم...

247
00:20:03,912 --> 00:20:05,539
‫این بچه‌بازیا بسه دیگه.

248
00:20:05,622 --> 00:20:08,292
‫این تسپین تبهکار رو ولش کن
‫هر کاری دلش می‌خواد بکنه!

249
00:20:08,375 --> 00:20:09,376
‫زخم‌هات...

250
00:20:10,669 --> 00:20:11,670
‫کلوئیده.
‫<font color="#ff8000">(خوب شدن زخمی بر اثر فزونی کلاژن)</font>

251
00:20:16,592 --> 00:20:18,051
‫چشم چپت...

252
00:20:19,636 --> 00:20:20,637
‫مصنوعیه.

253
00:20:20,721 --> 00:20:23,515
‫وقتی امپراتوری، آناکرئون رو
‫بمباران کرد از دست دادی؟

254
00:20:23,599 --> 00:20:26,768
‫به نظرم اون موقع
‫پنج شیش ساله بودی.

255
00:20:26,852 --> 00:20:31,523
‫بمب‌های نوترونی قدرت انفجار کمی دارن
‫ولی اشعهٔ یونیزه کنندهٔ خطرناکی دارن.

256
00:20:31,607 --> 00:20:35,652
‫می‌دونم پنجاه درصد جمعیت
‫در کمتر از یک هفته مردن،

257
00:20:35,736 --> 00:20:38,780
‫تا آخر سال هم بیست یا
‫سی درصد دیگه مردن.

258
00:20:39,364 --> 00:20:42,117
‫احتمالا آخر سر یتیم شدی، نه؟

259
00:20:43,702 --> 00:20:47,164
‫احتمالا مامان و بابات رو از دست دادی.

260
00:20:47,998 --> 00:20:50,125
‫زنده زنده کباب شدن.

261
00:20:51,835 --> 00:20:53,921
‫شایدم آروم‌تر.

262
00:20:54,713 --> 00:20:55,714
‫سرطان.

263
00:20:58,175 --> 00:21:02,971
‫مادرت سرطان تیروئید گرفت
‫صداش قبل از مرگش عوض شد.

264
00:21:03,055 --> 00:21:05,682
‫دیگه کی رو از دست دادی؟
‫خواهرت؟

265
00:21:10,812 --> 00:21:11,897
‫برادرت.

266
00:21:15,150 --> 00:21:16,818
‫برادر کوچولوت.

267
00:21:34,211 --> 00:21:36,547
‫یه حالت مردگی تو وجودشه.
‫مثل...

268
00:21:36,630 --> 00:21:39,925
‫چاهیه که ته نداره
‫و همه‌چیز رو می‌بلعه.

269
00:21:41,593 --> 00:21:42,803
‫دوست داره بمیره.

270
00:21:44,388 --> 00:21:48,100
‫دوست داره همه بمیرن.
‫حسش کردم.

271
00:21:53,814 --> 00:21:56,125
‫وقتی مُقر اومد چی گفت؟
‫فهمیدی چیزی؟

272
00:21:56,149 --> 00:21:58,777
‫بعضیاش رو آره.
‫زبان آناکرئونی رایج نبود.

273
00:21:58,861 --> 00:22:02,239
‫سوتی داد.
‫چون خودمم یه چیزی رو فهمیدم.

274
00:22:03,031 --> 00:22:06,577
‫یه اسمی رو از هولوگرام‌ها
‫یادم اومد. لارکن کین.

275
00:22:10,414 --> 00:22:12,040
‫موقع جنگ انتر بلت،

276
00:22:12,124 --> 00:22:14,376
‫آناکرئون‌ و تسپیس برای
‫امپراتور هدیه بردن.

277
00:22:14,459 --> 00:22:15,961
‫هدیهٔ مردم من کتاب ابلوش بود...

278
00:22:16,044 --> 00:22:18,338
‫و هدیهٔ آناکرئون هم یه کمان بود
‫که برای بزرگترین شکارچی ساخته شده بود.

279
00:22:18,964 --> 00:22:20,632
‫- لارکن کین.
‫- یعنی چی؟

280
00:22:20,716 --> 00:22:22,467
‫فرا ضایعاتی نیست.

281
00:22:23,302 --> 00:22:25,179
‫بزرگترین زن شکارچی آناکرئونه.

282
00:22:35,355 --> 00:22:38,609
‫عامل این همه آشوب کیه؟

283
00:22:39,318 --> 00:22:41,945
‫سینکر‌ها. توی این قضیه دست داشتن.

284
00:22:42,446 --> 00:22:47,993
‫بعد از اینکه گرماگیر در طبقهٔ 77 از کار افتاد.
‫موقعی بود که پل ستاره‌ای سقوط کرد.

285
00:22:48,076 --> 00:22:51,955
‫با وجود گذشت 35 سال هنوزم
‫داریم با عواقبش دست‌و‌پنجه نرم می‌کنیم.

286
00:22:54,416 --> 00:22:59,588
‫وظیفهٔ امپراتوری
‫ترتیب‌بندی این اولویت‌هاست که در تضادن.

287
00:23:00,214 --> 00:23:03,425
‫وقتی به مجمع برم
‫برادر دی به حمایت تو نیاز داره.

288
00:23:04,384 --> 00:23:05,594
‫سخته.

289
00:23:05,677 --> 00:23:06,887
‫برای یه نفر آره.

290
00:23:07,971 --> 00:23:10,516
‫خوشبختانه ما سه نفریم.

291
00:23:10,599 --> 00:23:14,269
‫خبر بد هم سه بار میاد.
‫خبرها رو شنیدی برادر؟

292
00:23:15,020 --> 00:23:18,941
‫یک گوی ارتباطی در
‫قسمت ژوبین‌دار خاموش شده.

293
00:23:19,024 --> 00:23:21,985
‫همیشه خاموش میشه دیگه، نه؟

294
00:23:22,069 --> 00:23:24,363
‫احتمالا هزارتا ازش
‫توی کهشکان داریم.

295
00:23:24,446 --> 00:23:25,697
‫ده‌هزارتا داریم.

296
00:23:25,781 --> 00:23:29,034
‫ولی فقط یکیشون ارتباطات
‫در آسمان دور دست رو انجام میده.

297
00:23:30,285 --> 00:23:32,621
‫می‌بینم که توی یادگیری
‫مسائل مهم مشکل داری.

298
00:23:33,330 --> 00:23:34,748
‫ترمینسه.

299
00:23:36,250 --> 00:23:39,795
‫جاییه که برادر داسک طرفداران
‫هری سلدون رو تبعید کرد.

300
00:23:43,507 --> 00:23:48,262
‫آسمان دور دست، مجمع،
‫شورش...

301
00:23:50,055 --> 00:23:52,224
‫اینجایی الگویی می‌بینی که شکل گرفته؟

302
00:23:53,225 --> 00:23:54,226
‫نشونشون بدید.

303
00:23:56,103 --> 00:24:00,357
با حس کردن آسیب پذیر بودن بزودی بقیه‌ی
بازیکن‌ها هم فشار هاشون رو اعمال می‌کنن

304
00:24:01,024 --> 00:24:05,696
ترغیب از یکی از بزرگترین ادیان
کهکشان یه چیز غیر قابل انکاره

305
00:24:05,779 --> 00:24:08,615
یا شایدم یه قیام از پیش
تعیین شده همینجا توی ترنتورسه

306
00:24:09,283 --> 00:24:14,872
اگه سقوط می‌تونه سرعت بگیره
پس آیا نمی‌تونه سرعتش کم بشه؟

307
00:24:14,955 --> 00:24:16,081
حالا خودتو ببین برادر

308
00:24:16,164 --> 00:24:19,585
چقدر خودخواهانه از جایگاه
تخت پادشاهی میانی خودت اطمینان داشتی

309
00:24:19,668 --> 00:24:22,004
قبلاً اون لبخند رو توی آیینه تمرین می‌کردم

310
00:24:22,087 --> 00:24:24,173
کافیه، می‌دونم این صحنه چطور تموم میشه

311
00:24:24,256 --> 00:24:26,049
ولی آیا از درس‌هاش چیزی یاد گرفتی؟

312
00:24:26,133 --> 00:24:29,136
لومینیسم
قیام سینکرها همین حالا در حال وقوعه

313
00:24:29,219 --> 00:24:31,763
سلدون برات تقریباً یه لیست
از کارایی که باید کرد داد

314
00:24:33,015 --> 00:24:34,016
و تو نادیده‌اش گرفتی

315
00:24:34,099 --> 00:24:35,726
چون یه حقه باز بود

316
00:24:35,809 --> 00:24:37,561
تو هیچ چیز جدیدی ارائه نمیدی

317
00:24:38,103 --> 00:24:41,023
...فقط یه انگور جوانتر

318
00:24:41,607 --> 00:24:42,733
از همون تاکِ قبلی

319
00:24:43,233 --> 00:24:46,069
که برای همون بطری قدیمی مقدر شده

320
00:24:46,153 --> 00:24:48,238
...شما نمی‌تونید خودتون رو نجات بدید

321
00:24:48,322 --> 00:24:50,282
ولی می‌تونید میراثتون رو نجات بدید

322
00:24:51,950 --> 00:24:53,994
هری سلدون خیلی وقته که مُرده

323
00:24:55,204 --> 00:24:57,456
.محافظش اون رو کشت

324
00:24:57,539 --> 00:25:00,167
خود شخص به قتل رسید
ولی جنبشی که راه انداخت چی برادر؟

325
00:25:02,419 --> 00:25:04,930
.شهدا عادتاً زندگیشون ادامه‌داره

326
00:25:13,305 --> 00:25:17,226
به لطف تو حالا در خطر یک بحران سیاسی هستیم

327
00:25:17,309 --> 00:25:19,269
خب چیکار می‌کردم لوئیس؟

328
00:25:19,353 --> 00:25:21,193
می‌ذاشتم فرا منو بکشه و بره سمت اون بچه؟

329
00:25:21,230 --> 00:25:22,916
نباید بدون من ازش سؤالی می‌پرسیدی

330
00:25:22,940 --> 00:25:24,608
خدا رو شکر کن این کارو کردم
حالا می‌دونیم کیه

331
00:25:24,691 --> 00:25:26,693
الان دست بالا رو داریم
می‌تونیم با مردمش معامله کنیم

332
00:25:26,777 --> 00:25:28,617
اگر این تصمیم
مردم شهر رو عصبانی کنه

333
00:25:28,654 --> 00:25:30,531
اینطوری هممون رو به سمت
خودکشی هدایت کردی

334
00:25:30,614 --> 00:25:32,991
مگه هری نگفت بنیاد از بحران
اول جون سالم به در می‌بره؟

335
00:25:33,075 --> 00:25:36,870
آره، گفت ولی همونطور که قبلاً هم گفتم
تو یه بیگانه‌ای

336
00:25:36,954 --> 00:25:38,080
منظورت چیه؟ -
سالور -

337
00:25:38,163 --> 00:25:39,748
منظور اینه که تو توی برنامه جایی نداری

338
00:25:39,831 --> 00:25:41,291
با معلق یه رابطه‌ای داری

339
00:25:41,375 --> 00:25:43,627
که هیچ جوره ممکن نبوده پیش‌بینی شده باشه

340
00:25:43,710 --> 00:25:45,170
.با بقیه فرق داری

341
00:25:45,254 --> 00:25:46,773
داری میگی من بخشی از نقشه‌ی خدا نیستم؟

342
00:25:46,797 --> 00:25:49,049
دارم میگم روان‌شناسی تاریخی
نمی‌تونه افراد رو به خصوصه پیش‌بینی کنه

343
00:25:49,132 --> 00:25:50,693
پس میگی من نقشه‌ی خدا رو نابود کردم؟

344
00:25:50,717 --> 00:25:53,053
وقتشه بکشی کنار، سالور -
بکشم کنار؟ -

345
00:25:53,136 --> 00:25:55,097
فکر می‌کردم کل هدف این بنیاد

346
00:25:55,180 --> 00:25:57,558
آماده شدن برای غیر منتظره ترین اتفاقات بود

347
00:25:57,641 --> 00:25:59,711
وقتی درخواست اسلحه‌های دفاعی بیشتر کردم

348
00:25:59,810 --> 00:26:02,354
تو گفتی احتمال یه حمله
خیلی بعید بنظر می‌رسه

349
00:26:02,437 --> 00:26:04,581
وقتی خواستم بیشتر حفاری کنید، هیچی به هیچی

350
00:26:05,065 --> 00:26:06,859
برای همین حالا توی این لحظه گیر افتادیم
بدون آمادگی

351
00:26:06,942 --> 00:26:11,154
من شاید بیگانه باشم، ولی اونی
نیستم که نقشه رو خراب می‌کنه لوئیس

352
00:26:18,370 --> 00:26:20,414
لوئیس پایرین هستم
رئیس

353
00:26:20,497 --> 00:26:24,418
چرا شورای آناکرئون باید
رده بالا ترین افسر ارتشش رو

354
00:26:24,501 --> 00:26:26,295
به یه پایگاه امپراتوری بفرسته؟

355
00:26:26,378 --> 00:26:28,964
پس وانمود می‌کنید که این
فرقه‌ی آخرالزمانیتون اینطوریه؟

356
00:26:29,047 --> 00:26:30,883
چون من که امپراتوری رو جایی نمی‌بینم

357
00:26:30,966 --> 00:26:34,553
فقط چندتا دانشجو، کارگر و
.چندتا اسلحه می‌بینم

358
00:26:34,636 --> 00:26:35,929
تو گوی‌های ارتباطی رو از کار انداختی

359
00:26:36,013 --> 00:26:39,558
البته، می‌خواستیم توی سایه‌ها کار کنیم
دور از چشم‌های کنجکاو

360
00:26:39,641 --> 00:26:42,728
باید بدونی که بالأخره امپراتوری
یکی رو برای بازرسی می‌فرسته

361
00:26:43,562 --> 00:26:44,855
یا شایدم هدفت همینه؟

362
00:26:44,938 --> 00:26:46,773
زن‌هاتون نسبت مردهاتون باهوش ترن

363
00:26:47,983 --> 00:26:51,695
پادشاهی‌های بی‌تمدن تبعید شدن
شما اینجا هیچ کاری ندارید

364
00:26:53,405 --> 00:26:54,656
بی‌تمدن

365
00:26:55,657 --> 00:26:57,951
یه تهمتِ ساده واسه هر کسی
 که شبیه شما نیست

366
00:26:58,535 --> 00:27:02,122
ترنتور هم مردم من هم شما رو
.اینجا ول کرد که بمیریم

367
00:27:02,206 --> 00:27:03,999
.حالا یکم دیر یا زود داره

368
00:27:04,082 --> 00:27:05,417
بنیاد در حال مرگ نیست

369
00:27:05,501 --> 00:27:09,087
ما داریم مأموریتی که هری
سلدون بهمون سپرد رو انجام میدیم

370
00:27:09,171 --> 00:27:12,841
سلدون این رو هم پیش‌بینی کرد که
نابودی از لبه‌ی کهکشان شروع میشه

371
00:27:13,967 --> 00:27:15,385
یعنی اینجا -
همون علمی -

372
00:27:15,469 --> 00:27:17,530
که قصر امپراتوری رو هنگام
سقوط پل ستاره‌ای نجات داد

373
00:27:17,554 --> 00:27:18,764
از شهر ترمینس هم محافظت می‌کنه

374
00:27:18,847 --> 00:27:20,265
منظورت حصارهای انرژی‌تونه؟

375
00:27:21,433 --> 00:27:25,395
خوبی هر سلاح بستگی
.به این داره که دست کی باشه

376
00:27:40,619 --> 00:27:41,870
کیلن، وضعیت تو چطوره؟

377
00:27:41,954 --> 00:27:43,872
اینجا خیلی داره شلوغ میشه

378
00:27:43,956 --> 00:27:46,208
فکر کنم به پشتیبانی نیاز داریم -
نمیشه -

379
00:27:46,291 --> 00:27:49,586
سالور 10، 12 نفر بیشتر ندید
یعنی آناکرئونی‌ها محاصره‌مون کردن؟

380
00:27:49,670 --> 00:27:52,506
دارم میگم انقدری اسلحه
می‌بینم که کل شهر رو نابود کنن

381
00:27:53,924 --> 00:27:55,008
.امپراتور

382
00:27:59,429 --> 00:28:00,639
موضوعی که راجع بهش بحث کردیم

383
00:28:01,890 --> 00:28:05,477
اسمش آزورا اودیلی هست
از 13 سالگی گیاه‌شناس قصر بوده

384
00:28:06,061 --> 00:28:09,523
پدرش فوت کرده و بوم‌شناس کشاورزی در باغ بوده

385
00:28:10,065 --> 00:28:13,277
مادرش در ایکبانا یه مدرسه احداث کرد،
الان تعطیل شده

386
00:28:14,736 --> 00:28:16,196
گفتید مشکلی هست؟

387
00:28:17,865 --> 00:28:21,159
معمولاً مشکلات توی این موقعیت چطور حل میشن؟

388
00:28:21,910 --> 00:28:26,415
به هر طریقی به نتیجه باید رسید
.شغل من حذف کردن مشکلاته امپراتور

389
00:28:39,052 --> 00:28:40,804
آزورا اودایلی؟

390
00:28:43,682 --> 00:28:45,684
اودیلی؟ اودلی؟

391
00:28:45,767 --> 00:28:46,852
.دی، امپراتور

392
00:28:46,935 --> 00:28:48,854
.چند ساعت پیش کنار تالارم بود

393
00:28:50,439 --> 00:28:53,066
می‌خوام بدونم چی دیدی -
من هیچی ندیدم امپراتور -

394
00:28:53,150 --> 00:28:54,902
نه، به نظرم یه چیزی دیدی

395
00:28:54,985 --> 00:28:57,154
.من هر چیزی که امپراتور بخوان می‌بینم

396
00:28:57,237 --> 00:28:59,489
می‌تونستم کاری کنم از
ایستگاهت منتقل بشی

397
00:29:00,574 --> 00:29:02,743
بری طبقه‌ی 80 گرماگیر رو تمیز کنی

398
00:29:02,826 --> 00:29:06,079
می‌تونم بلای بدتری سرت بیارم
خیلی بدتر

399
00:29:06,163 --> 00:29:07,372
همه‌ی اینا رو می‌دونی

400
00:29:07,456 --> 00:29:09,958
امپراتور،  برادر داسک ازم خواستن شما رو ببرم

401
00:29:10,042 --> 00:29:11,376
بهش بگو دارم میام

402
00:29:13,337 --> 00:29:14,838
این باغچه رو کلاً نابود کن

403
00:29:15,464 --> 00:29:18,217
توی اتاقم بوی شکوفه‌ها غیر قابل تحمله

404
00:29:18,300 --> 00:29:21,470
...امپراتور، شما نیازی نیست با این -
باشه، می‌تونی بری -

405
00:29:25,432 --> 00:29:27,234
ولوزبرث(نفسِ گرگ) به التیام درد کمک می‌کنه

406
00:29:27,768 --> 00:29:29,568
برگ‌های لجنی با رگه‌های قرمز

407
00:29:29,603 --> 00:29:31,164
باعث کمتر شدن کبودی و ورم میشن

408
00:29:31,188 --> 00:29:33,649
یادم نمیاد ازت مشاوره‌ی پزشکی خواسته باشم

409
00:29:35,526 --> 00:29:36,527
کدومشه؟

410
00:29:59,591 --> 00:30:00,717
برگ‌های نوک تیز

411
00:30:13,730 --> 00:30:14,731
این چیه؟

412
00:30:15,232 --> 00:30:16,859
لوپای اسپریتس

413
00:30:17,442 --> 00:30:20,946
ولوزبرث امپراتور
از باغ دارویی

414
00:30:21,029 --> 00:30:23,824
یه مسکنه و باعث اتساع عروق میشه

415
00:30:23,907 --> 00:30:24,992
سمی هست؟

416
00:30:25,075 --> 00:30:29,329
خیر، ولوزبرث هم مثل
تنتور در چای استفاده میشه

417
00:30:29,413 --> 00:30:32,708
رگ‌های خونی رو باز
...می‌کنه و روند التیام رو

418
00:30:32,791 --> 00:30:33,959
بخورش

419
00:30:38,755 --> 00:30:40,674
اگه تا چند ساعت دیگه نمُردی

420
00:30:40,757 --> 00:30:42,885
چند کیلوگرم بفرست به مقر من

421
00:30:42,968 --> 00:30:44,178
حتماً امپراتور

422
00:30:50,684 --> 00:30:53,437
لیلو فولم، همین الان تن
!گمشو برو خونه

423
00:30:53,520 --> 00:30:54,581
قراره از مرز رد بشن؟

424
00:30:54,605 --> 00:30:55,689
معلومه که نه

425
00:30:56,607 --> 00:31:01,904
برید خونه‌هاتون لطفاً
اینجا امن نیست، برگردید، برگردید.

426
00:31:03,572 --> 00:31:05,199
همین حالا باید بیای این بیرون

427
00:31:05,282 --> 00:31:06,366
یه جورایی الان دستم بنده یِیت

428
00:31:06,450 --> 00:31:07,993
می‌دونم ولی بازم بهت میگم

429
00:31:08,076 --> 00:31:11,246
سربازهای آناکرئونی دارن از شرق، غرب، جنوب

430
00:31:11,330 --> 00:31:13,081
و احتمالاً شمال نزدیک میشن

431
00:31:14,625 --> 00:31:16,835
بلدی چطوری مسلسل دستت بگیری پیرمرد؟

432
00:31:16,919 --> 00:31:18,003
لولهٔ تفنگ رو باید جلو بگیری؟

433
00:31:18,712 --> 00:31:21,465
بیرون حصار چند تا آناکرئونی دیده شناسایی کردن

434
00:31:22,090 --> 00:31:23,842
من سمت غرب میرم -
ما هم میریم شمال -

435
00:31:24,343 --> 00:31:26,720
.نباید برم
.مخ لوئیس رو اونجا می‌زنه

436
00:31:26,803 --> 00:31:28,263
من حواسم بهش هست
قول میدم

437
00:31:29,139 --> 00:31:30,307
خیلی‌خب

438
00:31:31,475 --> 00:31:34,269
راسته؟ این تو یه جور سرباز
بالا رده آناکرئونی نگه داشتید؟

439
00:31:34,353 --> 00:31:35,604
مست کردی مولر؟

440
00:31:35,687 --> 00:31:38,857
پایانِ کهکشان نزدیکه، نه؟
پیش‌بینی‌های هری داره اتفاق میوفته

441
00:31:38,941 --> 00:31:41,360
شایعه رو بد بهت رسوندن مولر
اونا فقط شکارچی‌های غیرقانونی هستن

442
00:31:41,443 --> 00:31:43,028
از قبل اومدن اینجا، نه؟

443
00:31:43,904 --> 00:31:46,365
چرا نمی‌ری استراحت کنی؟

444
00:32:01,004 --> 00:32:02,005
هی!

445
00:32:02,714 --> 00:32:03,966
من بهت صدمه‌ای نمی‌زنم

446
00:32:07,427 --> 00:32:08,554
فقط بگو کی هستی

447
00:32:09,471 --> 00:32:10,639
سال

448
00:32:11,139 --> 00:32:12,140
سال

449
00:32:12,224 --> 00:32:14,726
سال، هی چی شده؟

450
00:32:14,810 --> 00:32:16,770
توی کتابخونه‌ی امپراتوری توی ترنتور بودم

451
00:32:16,854 --> 00:32:19,815
منظورت چیه اونجا بودی؟ -
اونجا بودم، بین قفسه‌های کتابخونه -

452
00:32:20,482 --> 00:32:22,669
سقفش چوبی بود
و کلی مجسمه نیم‌تنهٔ مرمر بود

453
00:32:22,693 --> 00:32:24,278
.و یه پسری که چاقو دستش بود

454
00:32:25,904 --> 00:32:28,073
همون پسری که منو برد سمت آناکرئونی‌ها

455
00:32:29,408 --> 00:32:33,453
کارِ معلق بود، حسش می‌کنم هیوگو
می‌خواد یه چیزی بهم بگه

456
00:32:33,537 --> 00:32:36,582
راجع به آناکرئونی‌ها و این بحران
و همه چیز

457
00:32:36,665 --> 00:32:40,544
ببین، من همیشه گفتم بذار
این سیاره بهت بی‌اعتنایی کنه

458
00:32:41,587 --> 00:32:46,216
ولی تماشا کردنِ کارت،
...اینکه تونستی حال فرا رو در کنی

459
00:32:47,926 --> 00:32:48,927
.این یه چیز خاصه

460
00:32:49,511 --> 00:32:51,180
بقیه‌ی آدما نمی‌تونن همچین کاری بکنن
سال

461
00:32:51,263 --> 00:32:52,890
من کاملاً بهت ایمان دارم

462
00:32:56,185 --> 00:32:58,979
من کاملاً بهت ایمان دارم

463
00:33:19,291 --> 00:33:22,044
بین شما متخصص آمارشناسی تیوولی کیه؟

464
00:33:26,048 --> 00:33:29,134
امپراتور
باشد که روشنایی هیچگاه از بین نرود

465
00:33:29,218 --> 00:33:30,761
باشد که روشنایی هیچگاه از بین نرود

466
00:33:30,844 --> 00:33:33,555
پرسش من دستت رسید -
بله امپراتور -

467
00:33:33,639 --> 00:33:35,807
ولی هنوز نمی‌تونم بگم
نتیجه رو بدست آوردیم یا نه

468
00:33:35,891 --> 00:33:38,936
از زمانی که داسک این
کار رو بهت سپرده چقدر می‌گذره؟

469
00:33:39,520 --> 00:33:40,646
سی‌ سال؟

470
00:33:40,729 --> 00:33:44,900
توی آرامگاه حساب و کتابتون چیکار می‌کنید

471
00:33:44,983 --> 00:33:48,278
اگه نتایجی به دست نمیارید؟

472
00:33:50,072 --> 00:33:53,575
پیشرفت حداقل
پیشرفتتون چی بوده؟

473
00:33:54,743 --> 00:34:01,041
به نظر ما الگوهای
پیش‌بینیِ هری سلدون خلاف واقعه

474
00:34:03,585 --> 00:34:05,754
اونوقت چرا این رو باور داری؟

475
00:34:06,421 --> 00:34:11,342
35 ساله که از ادعاهای ارتدادآمیز
هری سلدون می‌گذره،

476
00:34:11,426 --> 00:34:15,848
قلمرو امپراتوری کوچیک‌تر که نشده، وسعت هم پیدا کرده
...با هر معیار متری که

477
00:34:15,931 --> 00:34:16,931
بس کن

478
00:34:18,183 --> 00:34:19,560
پیش‌گویی‌های سلدون

479
00:34:19,643 --> 00:34:24,273
.راجع به ریاضی و آنالیز ترتیبی بهم بگو

480
00:34:24,356 --> 00:34:27,025
این‌ها مجموعه‌ای از
کارت‌های فالگیری هستن که

481
00:34:27,109 --> 00:34:31,071
که سلدون تصمیم گرفت
این‌ها رو بعنوان پیش‌گویی رو تفسیر کنه

482
00:34:32,697 --> 00:34:36,702
تأییدیه‌ای که سلدون در الگوهای رگرسیونی
پیدا کرد هیچ کسی ازش پشتیبانی نمی‌کنه

483
00:34:36,784 --> 00:34:40,581
ولی این...رخدادهای اخیر چی؟

484
00:34:40,664 --> 00:34:41,956
مجمع؟ لومینیسم؟

485
00:34:42,040 --> 00:34:46,920
حدس‌های بی‌اساس
مبهم هستن و ازشون پشتیبانی نمیشه

486
00:34:47,004 --> 00:34:50,924
هر کسی می‌تونه بازگشت
به ارتدکس رو پیش‌بینی کنه

487
00:34:51,592 --> 00:34:56,221
روانشناسی تاریخی یه کار
خیالی از یه پیر مرد خیال بافه

488
00:34:56,304 --> 00:34:58,992
اگه اینا  کار خیالی از یه
پیر مرد خیال باف نبود چی؟

489
00:34:59,016 --> 00:35:02,978
احتمالش چقدره که درست باشن؟
هر پیش‌گویی؟

490
00:35:03,812 --> 00:35:05,981
خیلی احتمالش کمه اعلی‌حضرت

491
00:35:06,064 --> 00:35:07,399
ولی صفر نیست

492
00:35:09,735 --> 00:35:10,986
درسته؟

493
00:35:11,945 --> 00:35:13,989
صفر نیست؟

494
00:35:14,740 --> 00:35:17,910
آخه شما چقدر ابله هستید؟

495
00:35:17,993 --> 00:35:21,163
...هزاران ریاضیدانِ امپراتوری

496
00:35:21,246 --> 00:35:24,124
نمی‌تونن اعداد یک مرد رو تجزیه و تحلیل کنن؟

497
00:35:24,208 --> 00:35:28,670
پس هیچ کاری نیست که کسی
بتونه توی کل کهکشان بکنه؟

498
00:35:31,256 --> 00:35:34,885
همینه؟
تمام تلاشتون همین بود؟

499
00:35:36,762 --> 00:35:39,681
بهم بگو
!بهم بگو

500
00:35:41,725 --> 00:35:44,478
!بهم بگو

501
00:35:55,364 --> 00:35:57,658
...در هوای گرگ و میشِ زندگی یک مرد

502
00:35:57,741 --> 00:36:00,410
وقتی که زندگی‌نامه‌اش به پایان نزدیکه

503
00:36:01,036 --> 00:36:03,580
برای فهمیدن تعداد روزهای باقی
مانده از زندگیش هر کاری می‌کنه

504
00:36:05,541 --> 00:36:09,169
این که چطور صداش با صدای هم سُرایان
کسایی که قبلاً اومدن مقایسه میشه

505
00:36:12,714 --> 00:36:16,051
آیا من ارزش دارم؟
آیا انتخاب‌هام رو خودم انجام دادم؟

506
00:36:16,844 --> 00:36:20,597
یا اینکه سرنوشت من توسط
دست‌های پنهان مقدر شده؟

507
00:36:32,651 --> 00:36:34,736
برادر دِی
اومدی ازمون خداحافظی کنی؟

508
00:36:34,820 --> 00:36:37,614
آمارشناس‌هات بهم سر زدن

509
00:36:37,698 --> 00:36:40,617
جالبه که چقدر نتایجشون خود تقویت گره

510
00:36:40,701 --> 00:36:45,080
بنظرم بهتره توی ترنتور
بمونی و به مشکلات رسیدگی کنی

511
00:36:45,956 --> 00:36:49,543
امپراتور، تا حالا هیچ کلئونِ ارشدی

512
00:36:49,626 --> 00:36:51,753
از زمان سلسله‌ی ژنتیکی
آغوش ترنتور رو ترک نکرده

513
00:36:51,837 --> 00:36:52,838
حق با دمرزله

514
00:36:53,714 --> 00:36:56,508
ما این قوانینو به یه دلیلی درست کردیم

515
00:36:56,592 --> 00:37:03,182
و من میگم قوانینمون ما رو از خود راضی کرده

516
00:37:03,891 --> 00:37:05,976
وقتی که تو روی تخت وسط
نشتی که البته حالا من می‌شینم

517
00:37:06,059 --> 00:37:08,478
و راجع به رسیدگی به آناکرئون
و تسپیس مذاکره می‌کردی

518
00:37:08,562 --> 00:37:11,773
این که چه پاسخی باید بدیم
یادته چی گفتی؟

519
00:37:13,233 --> 00:37:14,234
من یادمه

520
00:37:15,319 --> 00:37:16,695
انگار همین دیروز بود

521
00:37:17,279 --> 00:37:18,530
من 7 سالم بود

522
00:37:18,614 --> 00:37:21,700
برادر بزرگمون برای گذشت از اونا بحث کرد

523
00:37:21,783 --> 00:37:24,536
:تو رو به من برگشتی و گفتی
نظر تو چیه، داونِ والامقام؟

524
00:37:25,829 --> 00:37:27,331
می‌دونستم تو مخالف عفو هستی

525
00:37:27,956 --> 00:37:30,876
و می‌خواستی که پادشاهی‌های
بی‌تمدن رو بمبارون کنی

526
00:37:30,959 --> 00:37:35,130
ولی من ترسیده بودم
و همین رو هم گفتم

527
00:37:35,964 --> 00:37:38,383
ولی دیگه نمی‌ترسم

528
00:37:39,218 --> 00:37:45,098
تحت نظر تو پل ستاره‌ای سقوط کرد
و از همون زخم، قیام متولد شد

529
00:37:45,182 --> 00:37:47,601
تحت نظر تو، دو سیاره بدون توجه

530
00:37:47,684 --> 00:37:50,229
به عواقب و آدمای بی‌گناهش به آتیش کشیده شدن

531
00:37:50,312 --> 00:37:53,732
تحت نظر تو به هری سلدون و
طرفدارانش اجازه دادی فرار کنن

532
00:37:54,274 --> 00:37:57,694
امپراتوری‌ای که برای من به ارث
گذاشتی روی تصمیم‌های خود سرانه بنا شده

533
00:37:57,778 --> 00:38:01,698
ولی یه همچین حرفی رو درباره‌ی من نمی‌زنن
نه تحت نظر من

534
00:38:02,282 --> 00:38:04,701
من میراثمون رو نجات میدم

535
00:38:04,785 --> 00:38:05,786
...برادر

536
00:38:07,120 --> 00:38:11,375
مردی که سال‌ها پیش
.مرده تو رو تسخیر کرده

537
00:38:11,458 --> 00:38:13,710
ما همه همینیم برادر

538
00:38:18,340 --> 00:38:20,092
دوران حکومت تو تموم شده

539
00:38:21,552 --> 00:38:25,889
تو توی ترنتور می‌مونی تا به
زخم‌هایی که عفونت کردن رسیدگی کنی

540
00:38:27,140 --> 00:38:28,141
برو

541
00:38:29,059 --> 00:38:31,520
وسایل برادر داسک رو به قصر برگردونید

542
00:38:42,739 --> 00:38:46,660
به طور قطع حالا دیگه
امپراتوری خودسرانه عمل نمی‌کنه

543
00:39:18,859 --> 00:39:19,985
منو احضار کردید اعلی‌حضرت؟

544
00:39:20,068 --> 00:39:22,779
یک گوی ارتباطی در
آسمان دوردست از کار افتاده

545
00:39:24,114 --> 00:39:25,574
گروهت رو ببر و بررسی کن

546
00:39:26,408 --> 00:39:27,618
رو چشم امپراتور

547
00:39:28,118 --> 00:39:29,119
.داروین

548
00:39:30,037 --> 00:39:32,706
پیام‌هامون از طرف بنیاد کم شده

549
00:39:32,789 --> 00:39:33,874
بهشون یه سری بزن

550
00:39:33,957 --> 00:39:37,836
و به بنیاد یادآوری کن که
امپراتوری همیشه بی‌خبر نمی‌مونه

551
00:40:41,984 --> 00:40:44,236
...این -
خوب به نظر نمیاد، میاد؟ -

552
00:41:03,130 --> 00:41:07,134
کی اینجا رئیسه لوئیس؟ تو؟
یا اون نگهبانه که بلده با سکه شعبده کنه؟

553
00:41:07,217 --> 00:41:09,553
چون انگار تونسته شرایط رو پیچیده کنه

554
00:41:09,636 --> 00:41:11,972
...بذار واضح بگم شکارچی کین -
شکارچی بزرگ -

555
00:41:12,055 --> 00:41:13,599
تنها دلیلی که الان توی بحرانیم

556
00:41:13,682 --> 00:41:17,144
بخاطر اینه که شما وارد ملک
.شخصی امپراتور شدید

557
00:41:17,227 --> 00:41:20,439
اگه فقط سالور منو به برج می‌برد
و چیزی که می‌خواستم رو بهم می‌داد

558
00:41:20,522 --> 00:41:22,149
تا الان از این سیاره رفته بودیم

559
00:41:22,232 --> 00:41:23,734
ماژولِ سفینه‌ی کُند رومون؟

560
00:41:23,817 --> 00:41:26,320
حالا نه انگار که مردمت ازش استفاده می‌کنن

561
00:41:26,820 --> 00:41:30,407
شما روی توی ترمینس ول کردن
امپراتوری از این امر مطمئن شد

562
00:41:30,490 --> 00:41:31,825
لوئیس

563
00:41:32,743 --> 00:41:33,744
چرا بهش نیاز دارید؟

564
00:41:34,244 --> 00:41:36,455
مردم من از نظر تکنولوژی سطح پایینی دارن

565
00:41:36,538 --> 00:41:38,165
ما در حال مرگیم، رئیس

566
00:41:38,957 --> 00:41:42,461
از وقتی امپراتوری اتمسفر ما
رو به آتیش کشیده در حال مرگیم

567
00:41:42,544 --> 00:41:46,381
نصف جمعیتمون واسه تقاص
کاری مُردن که انجامش ندادیم

568
00:41:46,465 --> 00:41:48,300
برعکس شما
ما سفینه داریم

569
00:41:48,383 --> 00:41:51,970
می‌تونیم سیارهٔ سمی خودمون رو ترک کنیم و
یه سامانهٔ ستاره‌ای دیگه پیدا کنیم

570
00:41:52,061 --> 00:41:55,231
اگه فقط وسیلهٔ لازم برای
هدایت خلأ رو داشتیم

571
00:41:55,307 --> 00:41:57,027
امپراتوری ما رو بخاطر
کمک به شما نابود می‌کنه

572
00:41:57,100 --> 00:41:58,852
ما داریم مجبورتون می‌کنیم رئیس

573
00:41:59,853 --> 00:42:01,730
چون چیزی برای از دست دادن نداریم

574
00:42:02,689 --> 00:42:05,901
نمی‌تونی با کسی که می‌خواد تخته
رو به آتیش بکشه شطرنج بازی کنی

575
00:42:09,905 --> 00:42:11,949
اون یه جور توپ ضد هواییه؟

576
00:42:12,032 --> 00:42:14,632
دارن وقتشونو هدر میدن اگه فکر
کردن می‌تونن از حصار رد بشن

577
00:42:14,701 --> 00:42:18,163
هیچکدوم از اینا حس درستی نداره
فرا عاقل تر از این حرفاست

578
00:42:18,247 --> 00:42:20,666
اونا گوی‌های ارتباطی رو از کار انداختن
و با آمادگی اومدن

579
00:42:20,749 --> 00:42:23,418
یه استراتژی بزرگتر این
وسط هست که من هنوز نفهمیدم

580
00:42:23,502 --> 00:42:25,814
اگه سفینه‌ام رو بیارم بریم و
بریم و کمک بیاریم چی؟

581
00:42:25,838 --> 00:42:29,216
نه، نه قبل از رسیدن به
مدار رو هوا می‌زننمون

582
00:42:30,259 --> 00:42:32,070
از اینکه وقتی فرصتشو
داشتی فرار نکردی پشیمونی؟

583
00:42:32,094 --> 00:42:34,763
من کارهای احمقانه توی زندگیم زیاد کردم
سالور هاردین

584
00:42:34,847 --> 00:42:36,682
موندن کنارت یکی از اون کارها نیست

585
00:42:38,016 --> 00:42:39,434
تو بهترین خدمتگزاری

586
00:42:50,737 --> 00:42:52,281
معلق نه آناکرئونیه

587
00:42:53,156 --> 00:42:54,199
نه اصلاً بیگانه‌ست

588
00:42:54,283 --> 00:42:55,742
باید به هری ربط داشته باشه

589
00:42:55,826 --> 00:42:56,827
از کجا می‌دونی؟

590
00:42:56,910 --> 00:42:58,787
چون اون رویایی که وقتی بیهوش شدم دیدم

591
00:42:59,413 --> 00:43:04,042
توی ترنتور و کتابخونه‌ی هری
بود و یه پسری جلوم چاقو گرفته بود

592
00:43:04,835 --> 00:43:06,503
اگه بهم هشدار داده باشه عقب وایسم چی؟

593
00:43:07,754 --> 00:43:09,256
اگه حق با لوئیس باشه چی؟

594
00:43:09,339 --> 00:43:12,467
اگه بیگانه باشم همونطور که اون میگه
همه چیز رو خراب کنم

595
00:43:12,551 --> 00:43:13,844
و به نقشه‌ی هری گند بزنم چی؟

596
00:43:13,927 --> 00:43:16,430
سالور، اگه خود تو نقشه‌ی هری باشی چی؟

597
00:43:18,682 --> 00:43:22,394
سرنوشت یک فرد هیچ‌وقت
.مشخص نیست

598
00:43:22,477 --> 00:43:26,857
قولم رو یادته نگهبان؟
گفته بودم شهرتو با خاک یکسان می‌کنم

599
00:43:26,940 --> 00:43:28,901
ولی حرکت آحاد مردم

600
00:43:28,984 --> 00:43:32,529
...قیام و سقوط فرهنگ‌ها، آرمان‌ها و سیاره‌ها

601
00:43:33,363 --> 00:43:36,533
این‌ها جواب‌هایی بودن که هری
سلدون از خیلی وقت پیش پیدا کرده بود

602
00:43:37,201 --> 00:43:38,493
وقتشه

603
00:43:38,577 --> 00:43:42,372
و شروعِ پایان
همینطور که لایق اسمشه

604
00:43:42,456 --> 00:43:44,249
در ترمینس صورت گرفت.
(ایستگاه آخر)

605
00:43:44,273 --> 00:43:48,273
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

606
00:43:48,297 --> 00:43:55,297
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

