﻿1
00:01:01,508 --> 00:01:11,508
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:01:11,509 --> 00:01:21,509
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

3
00:01:21,510 --> 00:01:31,510
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

4
00:01:32,509 --> 00:01:33,510
‫بهم اعتماد داری؟

5
00:01:34,511 --> 00:01:36,137
‫ای کاش هیچ وقت ندیده بودمت,

6
00:01:36,138 --> 00:01:40,392
‫حالا که دیدی، الانم رسیدیم به اینجا,

7
00:01:41,435 --> 00:01:46,148
‫کل این کهکشان روی تصمیم یه نفر
‫می چرخه، تو,

8
00:01:47,941 --> 00:01:50,319
‫ریش، ریش,,,

9
00:01:52,404 --> 00:01:55,156
‫فکر نمی کنم بتونم از پسش بر بیام,

10
00:01:55,157 --> 00:02:00,245
‫و تو بهتر از هر کسی می دونی
‫پای چی وسطه,

11
00:02:02,331 --> 00:02:03,916
‫از بلایی که سرمون آوردی متنفرم,

12
00:02:04,583 --> 00:02:07,794
‫می دونم, اگه عصبانی باشی بهتره,

13
00:02:08,294 --> 00:02:09,420
‫عصبانی نیستم,من,,,

14
00:02:13,383 --> 00:02:14,384
‫دوستت دارم,

15
00:02:17,387 --> 00:02:18,805
‫می دونم پسرم,

16
00:02:32,528 --> 00:02:33,529
‫تمومش کن,

17
00:02:34,613 --> 00:02:37,616
‫مستقیم برو تو محفظه خواب مصنوعی,
‫مخصوص خودت برنامه ریزی شده,

18
00:02:38,242 --> 00:02:40,994
‫و نباید با اون خداحافاظی کنی,

19
00:02:42,454 --> 00:02:44,164
‫اون رو قاطی این کار نکن,

20
00:03:27,583 --> 00:03:28,625
‫ریش,

21
00:03:33,422 --> 00:03:35,340
‫هنوز دارم خواب می بینم، مگه نه؟

22
00:03:35,841 --> 00:03:37,176
‫خواب نمی بینی,

23
00:03:41,847 --> 00:03:43,140
‫تو چطور هنوز زنده ای؟

24
00:03:44,308 --> 00:03:47,311
‫نیستم, توی دلیورنس مردم,

25
00:03:48,937 --> 00:03:50,147
‫همشون رو گول زدی,

26
00:03:50,939 --> 00:03:52,441
‫فکر می کنند بهشون اهمیت می‌دی,

27
00:03:53,358 --> 00:03:55,611
‫ولی حقیقت اینه که
‫هیچ کسی برای تو مهم نیست,

28
00:03:56,195 --> 00:03:58,780
‫همشون نقطه‌های روی یه نمودارن,

29
00:04:00,115 --> 00:04:01,449
‫برای همینه که شکست می‌خوری,

30
00:04:01,450 --> 00:04:03,868
‫چون برات مهم نیست کی می‌میره
‫یا زنده می‌مونه,

31
00:04:03,869 --> 00:04:07,330
‫قرار نبود تو بمیری,
‫ولی نقشه رو عوض کردی,

32
00:04:07,331 --> 00:04:12,586
‫من رو قاطیش کردی چون بهم اعتماد
‫نداشتی، اگه بهم اعتماد می‌کردی زنده می‌موندم,

33
00:04:12,587 --> 00:04:16,214
‫بعدش مثل آشغال من
‫رو از هوابند بیرون انداختن,

34
00:04:17,882 --> 00:04:20,719
‫بیرون انداختنم که تا ابد توی
‫فضا، منجمد و معلق باشم,

35
00:04:21,553 --> 00:04:22,679
‫تو آشغال نبودی,

36
00:04:23,514 --> 00:04:24,515
‫نه,

37
00:04:33,023 --> 00:04:38,195
‫پسرت بودم، و گذاشتی بمیرم,

38
00:04:40,906 --> 00:04:46,078
‫ولی چرا تعجب کردم؟ جفتمون می‌دونیم
‫که بار اول نبوده,

39
00:05:58,692 --> 00:06:00,026
‫حالت خوبه؟

40
00:06:00,027 --> 00:06:01,819
‫یه قرنی میشه که پا نداشته,

41
00:06:01,820 --> 00:06:04,322
‫حالا که حرف از پا شد،
‫پاهات رو از کجا آوردی هری؟

42
00:06:04,323 --> 00:06:08,660
‫بهت که گفتم، نمی‌دونم,
‫کاله بهم گفت برم سمت دنیای "اونا"

43
00:06:08,661 --> 00:06:10,661
‫چطوری؟ توی منشور نخستین
‫گیر کرده بودی,

44
00:06:10,662 --> 00:06:14,165
‫وقتی ذهنم رو از دست داده بودم
‫جلوم ظاهر شد,

45
00:06:14,166 --> 00:06:18,211
‫گفت که تجسم خود منشوره,

46
00:06:18,212 --> 00:06:22,299
‫ولی من اون رو دیدم, مثل من جسم مادی داشت، ولی روی رادار به عنوان موجود زنده ثبت نشد,

47
00:06:22,300 --> 00:06:23,258
‫من ثبت میشم؟

48
00:06:23,259 --> 00:06:24,510
‫آره,

49
00:06:25,219 --> 00:06:28,388
‫بدنم دقیقا مثل لحظه قبل از مرگمه,

50
00:06:29,515 --> 00:06:35,270
‫با کاله رفتم توی غار، هیچ وزنی نداشتم
‫و توی تاریکی غار منتظر ایستادم,

51
00:06:36,522 --> 00:06:40,984
‫و بعد وقتی کنار تو بیدار شدم، کشش جاذبه
‫رو روی ستون فقراتم حس کردم,

52
00:06:40,985 --> 00:06:42,069
‫ازت یه بدل درست کرده,

53
00:06:43,111 --> 00:06:47,032
‫پس بعد از یه قرن و نیم، سلسله ژنتیکی
‫رقیب پیدا کرده,

54
00:06:47,533 --> 00:06:49,033
‫متوجهم چه قدر مضحکه,

55
00:06:49,034 --> 00:06:50,910
‫یه نفر هست که ‌می‌خواسته
‫دوباره یه بدن از گوشت و خون داشته باشی,

56
00:06:50,911 --> 00:06:54,289
‫چه قدر به خودت زحمت دادی
‫تا خودت رو تبدیل به یه ایده بکنی,

57
00:06:54,790 --> 00:06:57,793
‫یه نگاهی به این بنداز,
‫چندتا پیغام ارسالی پیدا کردم,

58
00:06:58,502 --> 00:07:01,630
‫بنیاد سراسر حاشیه بیرونی
‫گسترش پیدا کرده,

59
00:07:02,130 --> 00:07:05,384
‫دارن روانشناسی تاریخی رو
‫به عنوان جادو تبلیغ می‌کنند,

60
00:07:05,926 --> 00:07:08,282
‫تو رو به عنوان پیامبر تبلیغ معرفی می‌کنند,

61
00:07:08,283 --> 00:07:10,638
‫من نه, اون, اون یکی سلدان,

62
00:07:10,639 --> 00:07:13,433
‫و رخ دادنش هم ناگریز بود
‫مردم عاشق زانو زدننند,

63
00:07:13,434 --> 00:07:14,955
‫در حال نزدیک شدن به ایگنیس,

64
00:07:14,956 --> 00:07:16,477
‫داریم به ایگنیس می‌رسیم,

65
00:07:16,478 --> 00:07:18,272
‫مگه این که بخوای دوباره کشتیم
‫رو ازم بگیری,

66
00:07:24,611 --> 00:07:27,780
‫ایگنیس, هزار سال پیش دست امپراطوری بود,

67
00:07:27,781 --> 00:07:31,326
‫گونه‌های زنده متنوعی داره، ولی از زمان رفتن
‫امپراطوری انسانی روش زندگی نکرده,

68
00:07:32,244 --> 00:07:34,244
‫خب، اگه کسی اونجا نیست،
‫کی ما رو صدا کرد؟

69
00:07:35,205 --> 00:07:36,415
‫در حال ورود به جو,

70
00:07:40,544 --> 00:07:42,171
‫لعنتی!
‫چی شده؟

71
00:07:44,381 --> 00:07:47,301
‫خرده ریزای یونی توی جو
‫سیستم رو ریست کردند,

72
00:07:47,302 --> 00:07:48,217
‫یعنی چی؟

73
00:07:48,218 --> 00:07:50,470
‫یعنی فقط می‌تونم بچرخم,موتور از کار
‫افتاده,

74
00:07:50,471 --> 00:07:51,889
‫یعنی بده؟
‫آره!

75
00:07:56,810 --> 00:07:58,103
‫می‌تونی ببریمون پایین؟
‫خفه شو!

76
00:07:59,313 --> 00:08:01,857
‫درختا! درختا! درختا!
‫می‌دونم!

77
00:08:07,863 --> 00:08:09,364
‫بجنب!

78
00:08:20,584 --> 00:08:21,542
‫هری، صدمه دیدی؟

79
00:08:21,543 --> 00:08:26,048
‫یه کم, خیلی وقت بود که درد فیزیکی
‫رو تجربه نکرده بودم, خوشحال کننده است,

80
00:08:26,548 --> 00:08:27,798
‫تا وقتی زخمات بدتر نباشه آره,

81
00:08:27,799 --> 00:08:29,718
‫یه بررسی صدمات انجام بده,
‫می‌رم و میام,

82
00:08:29,719 --> 00:08:31,053
‫کجا داری می‌ری؟

83
00:08:31,553 --> 00:08:33,429
‫جنگل, یه نفر داشت فرودمون
‫رو تماشا می‌کرد,

84
00:08:33,931 --> 00:08:36,058
‫به نظرم اول باید بهمون
‫کمک کنی سفینه رو تعمیر کنیم,

85
00:08:36,059 --> 00:08:37,933
‫خب، حین فرود کلی سر و صدا
‫راه انداختیم,

86
00:08:37,934 --> 00:08:40,895
‫اگه یه نفر داشته بهمون نگاه می‌کرده،
‫ترجیح می‌دم به جای اینجا، اون بیرون ببینمش,

87
00:08:41,438 --> 00:08:44,775
‫لعنتی! پله‌های خروجی حین فرود صدمه
‫دیدن, از هوابند می‌رم,

88
00:08:54,743 --> 00:08:58,330
‫داری اجازه می‌دی چیزی که توی بینشت
‫دیدی روت اثر بذاره, بهش اجازه نده,

89
00:09:10,008 --> 00:09:11,759
‫می‌دونستم کار راحتی نیست,

90
00:09:11,760 --> 00:09:14,680
‫هر اثری از سوقصد که مونده باشه
‫رو ممنوع الپخش کردند,

91
00:09:14,681 --> 00:09:17,140
‫درسته, ویدئو‌های اتاق خواب امپراطوری
‫از دسترس خارجن,

92
00:09:17,141 --> 00:09:18,808
‫و مسئله خانواده‌ام چی؟

93
00:09:18,809 --> 00:09:20,477
‫چیزی وجود نداره، قلمرو, متاسفم,

94
00:09:21,436 --> 00:09:24,439
‫ممنونم مارکلی, به زودی
‫درخواست دیگه‌ای برات می‌فرستیم,

95
00:09:25,023 --> 00:09:26,900
‫تو اتاق خواب دی بهش حمله کردند,

96
00:09:28,318 --> 00:09:30,070
‫فکر کنم باید یه جوری برم اون
‫تو تا یه نگاهی بندازم,

97
00:09:30,071 --> 00:09:32,030
‫و مطمئنی این تنها راهه؟

98
00:09:32,614 --> 00:09:35,617
‫خوشت نمیاد بدن جوان و زیبام
‫رو در ازای اطلاعات پیشکش کنم؟

99
00:09:36,410 --> 00:09:38,828
‫نترس رو, بیشتر از اون چیزی
‫که بخوام بهش نمی‌دم,

100
00:09:38,829 --> 00:09:43,750
‫امیدوارم همینطور باشه, بعضی وقتا
‫موندم اون شاهدخت سارث خجالتی کجاست؟

101
00:09:44,251 --> 00:09:45,794
‫همراه بقیه خانواده‌ام مرد,

102
00:10:01,143 --> 00:10:02,560
‫می‌خواد همبستر بشیم,

103
00:10:02,561 --> 00:10:05,606
‫همونطور که امیدوار بودی, یه اتحاد واقعی می‌خواستی، نه یه اتحاد کاغذی,

104
00:10:05,607 --> 00:10:08,567
‫بله, همه چیز داره خوب پیش میره,
‫ولی من,,,

105
00:10:09,359 --> 00:10:11,945
‫در اون زمینه به تو عادت کردم,

106
00:10:12,946 --> 00:10:16,033
‫تو یه مرد هستی, یه مرد فوق العاده از هر نظر
‫که اون دختر

107
00:10:16,034 --> 00:10:17,910
‫تا حالا مثلش رو ندیده,

108
00:10:18,702 --> 00:10:19,577
‫دقیقا,

109
00:10:19,578 --> 00:10:25,334
‫و از اونجایی که پیشنهاد از طرف اونه،
‫احتمالا خودش رو آماده کرده, زمان زیادی لازم نداره,

110
00:10:27,836 --> 00:10:29,505
‫و حس‌ می‌کنم که تو هم آماده‌ای,

111
00:10:33,884 --> 00:10:35,302
‫همین نزدیکیا می‌مونم,
‫باشه,

112
00:10:38,680 --> 00:10:39,681
‫به من فکر کن,

113
00:10:54,947 --> 00:10:57,950
‫بیا تو سارث,
‫منتظرت بودم,

114
00:10:59,868 --> 00:11:01,119
‫ممنونم که موافقت کردی,

115
00:11:01,620 --> 00:11:05,958
‫متوجهم که امور عاشقانه
‫برای بانوان جوان مهم هست,

116
00:11:07,084 --> 00:11:09,753
‫خلوتگاه درونی, اجازه هست؟

117
00:11:09,754 --> 00:11:11,421
‫خواهش می‌کنم, راحت باش,

118
00:11:13,882 --> 00:11:19,137
‫واو، این یکی رو باش, عجب چیزیه,

119
00:11:19,638 --> 00:11:20,639
‫ممنونم,

120
00:11:21,932 --> 00:11:23,141
‫داره تعمیر میشه؟

121
00:11:24,601 --> 00:11:27,896
‫به خاطر کپک و انگله,

122
00:11:28,522 --> 00:11:31,399
‫قدیمیه, اصالتا کلیان اول
‫رو نشون می‌داد،

123
00:11:31,400 --> 00:11:35,320
‫ولی برای هر دی دوباره طراحی
‫میشه تا تلاش منحصر به فردشون در راه

124
00:11:35,321 --> 00:11:36,321
‫امپراطوری رو نشون بده,

125
00:11:36,905 --> 00:11:39,825
‫و اونا بالای سرت حلقه‌های مدارین؟
‫چه قدر دراماتیک,

126
00:11:40,450 --> 00:11:43,704
‫برادرم شروعشون کرد,
‫خودم کاملشون کردم,

127
00:11:44,788 --> 00:11:47,582
‫از اون چیزی که فکرش رو می‌کردم
‫چشم گیر ترن,

128
00:11:47,583 --> 00:11:50,376
‫اصالتا طراحی شده بودند
‫تا از روی زمین دیده نشن,

129
00:11:50,377 --> 00:11:55,674
‫ولی می‌خواستم مردم کمان ها رو ببینند،
‫مثل زنجیری که دور دنیا پیچیده شده,

130
00:11:57,176 --> 00:11:59,928
‫مردم همیشه باید به یاد داشته
‫باشن که فقط به خاطر اراده من

131
00:11:59,929 --> 00:12:01,263
‫زنده هستند,

132
00:12:04,099 --> 00:12:06,810
‫هاله‌ات, حتی حین همبستری
‫هم می‌پوشیش؟

133
00:12:08,187 --> 00:12:09,395
‫همیشه,

134
00:12:09,396 --> 00:12:13,150
‫درجه‌اش رو تا این حد بالا بردی؟ اگه خوای,,,

135
00:12:13,734 --> 00:12:16,069
‫نمی دونم,,, در کونی بخوری چی؟

136
00:12:16,695 --> 00:12:19,781
‫تصور می‌کنم اینجا عصایی چیزی باشه
‫که بتونه نشان سلطنتی رو

137
00:12:19,782 --> 00:12:20,740
‫روی باسن آدم حک بکنه,

138
00:12:20,741 --> 00:12:22,034
‫دستور می‌دم چندتایی درست کنند,

139
00:12:26,413 --> 00:12:27,915
‫تخت خیلی نرمی داری,

140
00:12:30,792 --> 00:12:32,461
‫یه مثل قدیمی هست که می‌گه:

141
00:12:33,295 --> 00:12:36,048
‫سر یک پادشاه هیچ وقت
‫به نرمی روی بالشش استراحت نمی‌کنه,

142
00:12:36,049 --> 00:12:37,423
‫راست می‌گن؟

143
00:12:37,424 --> 00:12:40,636
‫ظاهرا اون پادشاهای دیگه
‫بالشای بهتری لازم دارن,

144
00:12:41,220 --> 00:12:43,722
‫و به نظرم اون جوک رو قبلا بهت گفتم,

145
00:12:47,351 --> 00:12:48,894
‫هنوزم داری به جوک
‫بالش می‌خندی؟

146
00:12:48,895 --> 00:12:50,354
‫نه, به تو می‌خندم,

147
00:12:50,938 --> 00:12:53,856
‫فکر کنم وقتی یه مرد
‫و زن کنار هم هستند،

148
00:12:53,857 --> 00:12:59,530
‫متوجه میشی که اگه بخوای همه چی خوب پیش بره، مرد باید رو باشه,

149
00:13:00,948 --> 00:13:02,031
‫یه احمق رو حس می‌کنم,

150
00:13:02,032 --> 00:13:05,244
‫یاد می‌گیری, بذار لباست رو بزنیم بالا,

151
00:13:06,703 --> 00:13:07,703
‫زانوهات؟

152
00:13:07,704 --> 00:13:08,956
‫نه,
‫چی کار داری,,,

153
00:13:08,957 --> 00:13:10,958
‫نه, بسپرش به من,

154
00:13:11,875 --> 00:13:14,920
‫خب، اون انگشت پامه,
‫خیلی خب, حواسم هست,

155
00:13:18,715 --> 00:13:20,217
‫می‌خوای که من,,,
‫حرف نزن,

156
00:13:26,849 --> 00:13:28,308
‫بار اولت نیست,

157
00:13:28,892 --> 00:13:30,518
‫حقیقتش، مثل این یکی نه,

158
00:13:30,519 --> 00:13:32,938
‫داری نقش بازی می‌کنی,
‫می‌دونم که قبلا معشوقه داشتی,

159
00:13:33,605 --> 00:13:35,857
‫توی حادثه‌ای که تو رو به تخت
‫نشوند کشته شده بودند,

160
00:13:35,858 --> 00:13:39,194
‫چرا تعجب نمی‌کنم که تو اینقدر
‫از روزای آخر خانواده من خبر داری؟

161
00:13:39,195 --> 00:13:40,904
‫قصد تو همبستری با من نبود,

162
00:13:43,198 --> 00:13:47,703
‫می‌دونم برای چی اینجایی,
‫توی این اتاق بود که من تقریبا کشته شدم,

163
00:13:47,704 --> 00:13:48,911
‫تو همین اتاق؟

164
00:13:48,912 --> 00:13:52,165
‫دیدم چطور اطراف اینجا چرخیدی،
‫سناریوی ترور رو تصور می‌کردی،

165
00:13:52,166 --> 00:13:54,125
‫و فکر می‌کردی چرا موفق نشدند,

166
00:13:54,126 --> 00:13:56,085
‫آروز می‌کنی که موفق شده بودند، مگه نه؟

167
00:13:56,086 --> 00:13:59,214
‫شاید فکر می‌کنی اینطوری اون ترازوی
‫خیالی عدالت برابر می‌شد؟

168
00:13:59,215 --> 00:14:01,549
‫شاید تو بهشون پول دادی؟

169
00:14:01,550 --> 00:14:04,261
‫آره! می‌خواستم ببینم چطوری آدم
‫کشا اومدن اینجا,

170
00:14:04,262 --> 00:14:06,220
‫نه به خاطر این که اونا رو اجیر کرده
‫بودم,

171
00:14:06,221 --> 00:14:08,848
‫می‌خواستم ببینم اینجا برای
‫زندگی کردن امنه یا نه,

172
00:14:08,849 --> 00:14:12,144
‫تا حالا اصلا سعی کردی خودت
‫رو بذاری جای من؟

173
00:14:12,769 --> 00:14:15,396
‫اصلا درک می‌کنی بقیه هم
‫نظر و درک خودشون رو دارن؟

174
00:14:15,397 --> 00:14:18,025
‫چطور ممکنه درک کنی؟
‫نزدیک ترین آدمایی که داری خود توئن,

175
00:14:18,026 --> 00:14:20,359
‫فکر می‌کنی نمی‌تونم امنیتت رو تامین کنم؟

176
00:14:20,360 --> 00:14:23,300
‫کل ترانتور رو دارم زیر و رو می‌کنم,
‫خائنا رو پیدا می‌کنم,,,

177
00:14:23,301 --> 00:14:26,241
‫روزهاست که داری می‌گردی،
‫ولی هیچ چیزی پیدا نکردی,

178
00:14:26,242 --> 00:14:29,243
‫عذر می‌‌خوام امپراطوری،
‫ولی خیال من جمع نشده,

179
00:14:29,244 --> 00:14:32,372
‫اگه داری درخواست ازدواجم رو رد
‫می‌کنی بگو!

180
00:14:32,373 --> 00:14:33,832
‫و حکم مرگ خودم رو امضا کنم؟

181
00:14:34,958 --> 00:14:38,378
‫خائنت رو پیدا کن و قول بده که امنیت
‫رو بر قرار می‌کنی و بعد پیشنهادت رو قبول می‌کنم,

182
00:14:38,379 --> 00:14:40,860
‫البته که می‌تونم, عهد می‌بندم!

183
00:14:40,861 --> 00:14:43,342
‫پس منم قبول می‌کنم!
‫پس برو بیرون!

184
00:15:07,282 --> 00:15:08,533
‫همه چی رو شنیدی؟

185
00:15:08,534 --> 00:15:10,702
‫نه, از راه خدمتکارا رفتم,

186
00:15:11,995 --> 00:15:15,499
‫گمان می‌کنه خانواده‌اش رو من کشتم,
‫مجبور شدم متهمش کنم که قصد کشتنم رو داشته,

187
00:15:15,500 --> 00:15:18,168
‫دعوا بالا گرفت, نامزد شدیم,

188
00:15:19,378 --> 00:15:20,379
‫موفق باشی,

189
00:15:21,463 --> 00:15:24,383
‫هیچ ردی از قتل خانواده‌اش
‫به تو نمیرسه,

190
00:15:24,384 --> 00:15:25,633
‫شخصا ازش مطمئن شدم,

191
00:15:25,634 --> 00:15:27,302
‫باید با احتیاط باهاش رفتار کنیم,

192
00:15:28,804 --> 00:15:31,932
‫باهوشه, و اهل پیش بردن نقشه‌های خودشه,

193
00:15:35,102 --> 00:15:38,105
‫شهبانوی آینده خوش شانس تر
‫از چیزیه که لیاقتشه,

194
00:15:43,110 --> 00:15:44,528
‫و نیاز تو هم برطرف نشده,

195
00:15:53,203 --> 00:15:54,391
‫ممنونم امپراطوری,

196
00:15:54,392 --> 00:15:55,581
‫کلیان صدام کن,

197
00:16:02,129 --> 00:16:03,130
‫خوشم اومد,

198
00:16:05,757 --> 00:16:09,803
‫چه لذیذ,
‫چطور اینقدر خوشمزه شدی,

199
00:16:09,804 --> 00:16:11,847
‫نمک زیاد می‌خورم کلیان,

200
00:16:14,725 --> 00:16:15,726
‫از قبل مزه دار شدم,

201
00:16:16,935 --> 00:16:17,936
‫اسمت چیه؟

202
00:16:20,022 --> 00:16:22,608
‫رو، رو کورینثا از قلمرو,

203
00:16:23,734 --> 00:16:27,237
‫اسم زیبا برای یه زن زیبا,

204
00:16:29,907 --> 00:16:35,120
‫خب، هاله رو بر می‌دارم تا اگه
‫خواستی بتونی تو هم گاز بگیری,

205
00:16:46,965 --> 00:16:48,050
‫فوق العاده است,

206
00:16:49,885 --> 00:16:52,930
‫می‌تونیم عقب بریم؟ وقتی
‫که توی دربار گوسامبر انتخابم کردی؟

207
00:16:55,265 --> 00:16:58,227
‫در زمان حال اوضاع خیلی
‫جالب تره,

208
00:16:58,228 --> 00:17:03,524
‫به اونم می‌رسیم,
‫نیمی از لذت به صبر کردنه,

209
00:17:03,525 --> 00:17:06,568
‫باشه, پس می‌ریم عقب تر,

210
00:17:10,864 --> 00:17:14,492
‫این صحنه از دوربینای متعدد
‫دربار گوسامر کنار هم چیده شده,

211
00:17:19,998 --> 00:17:21,290
‫بالاخره اومدی,

212
00:17:40,936 --> 00:17:43,105
‫فکر کنم دارن سعی می‌کنند
‫توجهت رو جلب کنند,

213
00:17:43,689 --> 00:17:46,024
‫یکیشون احتمالا یه جاییش رو رگ به رگ
‫کنه,

214
00:17:47,109 --> 00:17:48,110
‫باعث تاسفه,

215
00:17:50,153 --> 00:17:52,865
‫و تو برای جلب توجه چی کار می‌کنی؟

216
00:17:53,490 --> 00:17:56,743
‫من؟ چشمم رو از بازی بر نمی‌دارم,

217
00:17:57,452 --> 00:17:59,288
‫اثر مورد نظرت رو داره؟

218
00:18:01,331 --> 00:18:05,085
‫فقط پات رو می‌تونم ببینم، برای همین
‫مطمئن نیستم, ولی باز شدن سر صحبت امیدوار کننده است,

219
00:18:09,548 --> 00:18:12,467
‫اینجا رو یادمه, بعد از این دیگه چیزی
‫یادم نیست,

220
00:18:13,135 --> 00:18:14,803
‫حالا می‌تونی برگردی
‫صحنه سکس,

221
00:18:21,310 --> 00:18:24,146
‫نبودش رو حس می‌کنی؟ اون حافظه
‫رو می‌گم,

222
00:18:25,022 --> 00:18:26,064
‫نه,

223
00:18:26,773 --> 00:18:30,944
‫به سمتت دست دراز کردم،
‫و بعد با جای گاز روی شونه

224
00:18:31,778 --> 00:18:35,240
‫و یه حساب بانکی پر داشتن
‫برم می‌گردوندند خونه,

225
00:18:36,241 --> 00:18:38,952
‫همش عادی به نظر میومد،
‫انگار که هیچ چیزی حذف نشده بود,

226
00:18:39,453 --> 00:18:40,453
‫واقعا؟

227
00:18:41,413 --> 00:18:45,167
‫تصور می‌کردم یه فضای سفید
‫ناخوشایند خودش رو نشون بده، مثل,,,

228
00:18:45,168 --> 00:18:47,711
‫مثل یه کپه پنبه تو ذهن ادم,

229
00:18:49,004 --> 00:18:51,757
‫می‌دونی، فکر می‌کردم از اون جایی
‫که تواناییش رو داری، شاید,,,,

230
00:18:54,676 --> 00:18:56,345
‫خاطرات خودت رو دستکاری نمی‌کنی؟

231
00:18:57,554 --> 00:19:01,016
‫می‌تونم یه امپراطور رو در حال بریدن
‫خاطراتی که می‌خواد فراموش کنه تصور کنم,

232
00:19:02,059 --> 00:19:03,936
‫ولی نمی‌تونی اجازه بدی
‫در تاریخ گم بشن,

233
00:19:05,562 --> 00:19:11,276
‫نه، در مموریم به همراه
‫بقیه بررسی خاطرات عادیم هستن,

234
00:19:12,736 --> 00:19:14,321
‫ولی ایده جذابیه,

235
00:19:15,322 --> 00:19:16,322
‫چی؟

236
00:19:21,912 --> 00:19:24,039
‫پایانی بر حسرت,

237
00:19:25,582 --> 00:19:26,750
‫حاضری انجامش بدی؟

238
00:19:28,877 --> 00:19:32,923
‫هرگز, من حسرتام رو به آغوش می‌کشم,

239
00:19:33,507 --> 00:19:36,134
‫می‌خوام منظره بالای کوه
‫رو به یاد بیارم,

240
00:19:38,512 --> 00:19:41,431
‫حتی اگه به این معنی باشه
‫که سقوط رو هم به یاد میارم,

241
00:19:42,850 --> 00:19:46,895
‫خوش شانسی که می‌تونی به خاطراتت
‫اعتماد کنی,

242
00:20:31,315 --> 00:20:35,110
‫ظاهرا هنوز هنر ظریف مخفیانه
‫از پشت حمله کردن رو بلد نشدی,

243
00:20:36,320 --> 00:20:37,988
‫خوبه, خیلی خوبه,
‫باید به این که,,,

244
00:20:37,989 --> 00:20:39,114
‫بندازش,

245
00:20:42,409 --> 00:20:44,661
‫دستات رو بیار بالا, ماسک رو در بیار,

246
00:20:53,337 --> 00:20:54,630
‫سلام سال,

247
00:20:56,173 --> 00:20:57,799
‫نه, امکان نداره تا الان زنده مونده باشی,

248
00:20:58,383 --> 00:21:00,259
‫ناامیدت کردم؟
‫نه، ولی,,,

249
00:21:00,260 --> 00:21:04,348
‫ولی تو تویی, دندون اسب پیشکشی
‫رو می‌شمری,

250
00:21:04,932 --> 00:21:07,225
‫بگار بهم گفت داری وارد
‫خواب مصنوعی میشی,

251
00:21:07,226 --> 00:21:09,874
‫توی ترمینوس چیزی برام باقی نمونده بود سال، برای همین منم وارد خواب مصنوعی شدم,

252
00:21:09,875 --> 00:21:12,522
‫شاید فرماندهیش رو به تو داده باشم،
‫ولی کدش هنوز به من وصله,

253
00:21:12,523 --> 00:21:15,775
‫محفظه خوابم رو طوری تنظیم
‫کردم که با فعال شدن بگار بیدار بشم,

254
00:21:15,776 --> 00:21:19,029
‫به محض این که تصمیم می‌گرفتی
‫بیدار بشی منم بیدار می‌شدم,

255
00:21:20,364 --> 00:21:21,865
‫ولی چطور ممکنه اینجا باشی؟

256
00:21:22,366 --> 00:21:24,910
‫دور و بر این منطقه گشت می‌زدی سال,

257
00:21:26,078 --> 00:21:28,163
‫خط مسیرت از دنیای "اونا" رو
‫پیدا کردم,

258
00:21:30,916 --> 00:21:32,668
‫نصف روز زودتر از تو به ایگنیس رسیدم,

259
00:21:34,253 --> 00:21:39,424
‫و بعد یه دفعه، دوباره صدای
‫شیرین تو رو شنیدم,

260
00:21:59,862 --> 00:22:00,946
‫متاسفم,

261
00:22:02,281 --> 00:22:06,285
‫نمی‌خواستم در مورد سالور و بینش
‫اینقدر رک باشم,

262
00:22:07,578 --> 00:22:09,078
‫نمی‌تونم از سرم بیرونش کنم,

263
00:22:09,079 --> 00:22:12,165
‫پس این که بهم بگی فراموشش کنم
‫فایده‌ای نداره,

264
00:22:12,708 --> 00:22:14,626
‫یا بهم کمک کن یا حرف نزن,

265
00:22:16,003 --> 00:22:19,715
‫کل فرضیه روانشناسی تاریخی
‫بر این اساسه که آینده روی سنگ حک نشده,

266
00:22:20,215 --> 00:22:21,967
‫ولی همه بینشای من به واقعیت تبدیل شدن,

267
00:22:25,095 --> 00:22:29,141
‫در سینکس، خواب دیدی که موجی
‫عظیم تو رو در خودش می‌بلعه,

268
00:22:29,142 --> 00:22:31,393
‫نبلعید, تو هم اینجایی,

269
00:22:32,311 --> 00:22:34,938
‫پس از کجا باید بفهمیم که کدوم
‫یکی از اعمالمون

270
00:22:34,939 --> 00:22:36,272
‫جلوی آینده سالور رو میگیره؟

271
00:22:36,273 --> 00:22:39,443
‫نمی‌تونیم, حتی اگه می‌تونستیم، باید
‫جلوش رو بگیریم؟

272
00:22:40,903 --> 00:22:42,361
‫فقط می خوای من قید سالور رو بزنم،

273
00:22:42,362 --> 00:22:44,907
‫چون نمی‌تونی به هیچ چیزی
‫جز اون,,,

274
00:22:44,908 --> 00:22:47,284
‫هی! اون بچه ریشم هست,

275
00:22:47,784 --> 00:22:49,995
‫یعنی نوه منه,

276
00:22:50,829 --> 00:22:51,871
‫اگه می‌دونستم,,,

277
00:22:51,872 --> 00:22:55,209
‫چی کار می‌کردی؟
‫نقشه‌ات رو عوض می‌کردی؟

278
00:22:56,335 --> 00:22:58,837
‫نمی دونم, دوست دارم فکر کنم
‫که آره,

279
00:23:01,298 --> 00:23:04,927
‫ولی یه رویان کاملا موضوع
‫متفاوتی نسبت به یه انسان واقعیه,

280
00:23:09,097 --> 00:23:10,682
‫هنوز تصمیم نگرفته بودیم

281
00:23:11,934 --> 00:23:13,810
‫که بچه دار بشیم یا نه,

282
00:23:16,104 --> 00:23:19,525
‫چون می دونست که اون اینجا نمی‌مونه,
‫جفتمون می‌خواستیمش,

283
00:23:24,571 --> 00:23:30,160
‫هنوز این لحظه‌ای که کنارش هستی رو داری,
‫هر کسی چنین موقعیتی به دست نمیاره,

284
00:23:38,418 --> 00:23:39,962
‫گیل, مشنور نخستین کجاست؟

285
00:23:41,046 --> 00:23:42,047
‫توی اتاقک خلبان,

286
00:23:43,882 --> 00:23:45,049
‫داره می‌خنده,

287
00:23:45,050 --> 00:23:47,261
‫مخفیش کن, بهم نگو کجاست,

288
00:23:47,262 --> 00:23:48,428
‫بجنب,

289
00:23:53,183 --> 00:23:56,520
‫سالور، غریبه‌ای که داری به سفینه‌مون
‫میاری رو معرفی کن,

290
00:23:56,521 --> 00:23:58,105
‫از نظر فنی، فکر کنم
‫اون سفینه من باشه,

291
00:23:58,106 --> 00:23:59,021
‫خیلی خب,

292
00:23:59,022 --> 00:24:00,815
‫هیوگو کرست، از ترمینوس,

293
00:24:00,816 --> 00:24:02,838
‫اون فانوسمه،
‫همونی که بهت گفته بودم,

294
00:24:02,839 --> 00:24:04,862
‫من یه کم بیشتر از یه فانوسم سال,

295
00:24:05,362 --> 00:24:06,363
‫هوابند رو باز کن,

296
00:24:13,078 --> 00:24:14,079
‫خیلی خب,

297
00:24:24,673 --> 00:24:25,841
‫هری، در رو باز کن,

298
00:24:25,842 --> 00:24:27,092
‫بازش کن، هری,

299
00:24:31,597 --> 00:24:32,848
‫هیوگو، قدت چه قدره؟

300
00:24:33,432 --> 00:24:35,100
‫یه کم کمتر از دو متر,

301
00:24:35,601 --> 00:24:38,895
‫طبق بایگانی بگار باید 181 سانت باشه,
‫هری، چی کار داری می‌کنی؟

302
00:24:38,896 --> 00:24:42,190
‫بگار می‌گه وزن ترکیبیت
‫سه کیلو کمه,

303
00:24:42,191 --> 00:24:46,278
‫شوخیت گرفته؟ تو جنگل راحت
‫سه کیلو ازت کم میشه, باز کن,

304
00:24:48,322 --> 00:24:49,488
‫اون هیوگو نیست,

305
00:24:49,489 --> 00:24:53,994
‫هری، سه کیلو که چیزی نیست,
‫میشه یه چندتا آبجو,

306
00:24:53,995 --> 00:24:56,205
‫مشکل حجمشه که هیوگو باهاش
‫تطابق نداره,

307
00:24:56,206 --> 00:24:58,123
‫ممکنه به خاطر وسایلش یا چیز
‫دیگه‌ای باشه,

308
00:25:00,167 --> 00:25:02,669
‫کنترل سفینه رو به دست گرفتم,
‫نمی‌تونی بازش کنی,

309
00:25:02,670 --> 00:25:06,507
‫دکتر سلدان، منم هیوگو,
‫توی بحران اول دخالت داشتم,

310
00:25:06,508 --> 00:25:08,550
‫من بودم که رفت تسپینایی ها رو
‫آورد,

311
00:25:08,551 --> 00:25:10,802
‫"ماشالا هیوگو" یادت نیست؟

312
00:25:11,303 --> 00:25:12,596
‫جدا یادش نیست,

313
00:25:13,972 --> 00:25:16,225
‫هیوگو یکی از ماست, این سفینه خودشه,

314
00:25:17,434 --> 00:25:18,852
‫سفینه خودشه؟ یه سفینه تسپینی,

315
00:25:19,728 --> 00:25:21,604
‫پس هنوزم باید ژنتیکی به سیستم
‫وصل باشه,

316
00:25:21,605 --> 00:25:23,482
‫آره، درسته, بگار می‌شناستش,

317
00:25:23,483 --> 00:25:24,941
‫کنترل رو بهش برگردون,

318
00:25:24,942 --> 00:25:28,194
‫نمی‌تونم, دائمی منتقلش کرد به من,

319
00:25:28,195 --> 00:25:32,282
‫جدا؟ وقتی توی پردازنده مرکزی بودم
‫سفینه رو کاملا ریست کردم,

320
00:25:32,283 --> 00:25:34,701
‫لعنتی! اگه در رو باز نکنی،
‫کنترل رو بهش بر می‌گردونم,

321
00:25:34,702 --> 00:25:35,702
‫سالور، صبر کن,

322
00:25:35,703 --> 00:25:36,787
‫منتقلش کن,

323
00:25:38,038 --> 00:25:39,664
‫بگار، پروتوکل رو شروع کن,

324
00:25:39,665 --> 00:25:42,084
‫انتقال سفینه به هیوگو کرست,

325
00:25:42,960 --> 00:25:44,795
‫حالا خودش می‌تونه هوابند
‫رو باز کنه,

326
00:25:45,712 --> 00:25:46,712
‫بازش کن,

327
00:25:48,340 --> 00:25:50,092
‫هری، به مشکل خوردیم,

328
00:25:51,426 --> 00:25:52,928
‫سالور، مواظب باش!

329
00:25:55,389 --> 00:25:58,392
‫سلاحای خارجی سفینه رو غیر فعال
‫کن وگرنه می‌کشمش,

330
00:26:09,361 --> 00:26:10,361
‫هری!

331
00:26:13,949 --> 00:26:15,784
‫سالور!
‫گیل!

332
00:26:26,170 --> 00:26:27,254
‫ذهنشون رو تهی کنید

333
00:26:36,638 --> 00:26:37,723
‫پس نامزدی انجام شد,

334
00:26:38,348 --> 00:26:40,976
‫شک کرده بود که خطرناکم,
‫باید آرومش می‌کردم,

335
00:26:41,643 --> 00:26:45,480
‫و همونطور که همیشه گفتی، نزدیک
‫شدن به تاج و تخت مزیتای خودش روداره,

336
00:26:46,481 --> 00:26:48,774
‫مطمئن شدم که آدم کشا
‫واقعا وارد اتاق خوابش شدند,

337
00:26:48,775 --> 00:26:52,237
‫از شمشیرای ریزر استفاده کردند و روی نقاشی
‫پشت تخت خون پاشیده شده بوده,

338
00:26:52,238 --> 00:26:55,240
‫ولی شب بعدش با ما
‫شام خورد,

339
00:26:55,241 --> 00:26:58,242
‫ممکنه؟
‫شاید واقعا جایگزین شده بوده,

340
00:26:58,243 --> 00:27:01,079
‫مارکلی، باید بفهمیم روز ترور چه اتفاقی
‫افتاده,

341
00:27:01,080 --> 00:27:03,165
‫بهتون اطمینام می‌دم دومینیون،
‫هیچ کسی دستش به اون بایگانی نمی‌رسه,

342
00:27:03,166 --> 00:27:05,918
‫امپراطوری هم مثل همخوابه‌ها
‫و بقیه کسایی

343
00:27:05,919 --> 00:27:07,461
‫که تو قصر کار می‌کنند بازرسی حافظه داره,

344
00:27:07,462 --> 00:27:08,712
‫و تا ابد نگه داشته میشن,

345
00:27:09,213 --> 00:27:11,590
‫بارگذاری اولیه توی مکانی
‫به اسم مموریم ذخیره میشه,

346
00:27:11,591 --> 00:27:12,757
‫می‌تونی واردش بشی؟

347
00:27:12,758 --> 00:27:15,928
‫بله, ولی خاطرات یه کلیان؟
‫هیچ وقت اونا رو منتشر نمی‌کنند,

348
00:27:17,304 --> 00:27:18,889
‫شاید خاطرات دی نه,

349
00:27:21,558 --> 00:27:23,977
‫ولی قطعا یه نفر به زخماش رسیدگی کرده,

350
00:27:29,274 --> 00:27:31,964
‫کلاویجر؟
‫کیپر یارتل، دستور امپراطوری,

351
00:27:31,965 --> 00:27:34,654
‫دی یه حافظه بررسی شده
‫از اسپلیوم رو می‌خواد,

352
00:27:34,655 --> 00:27:37,241
‫تاریخ، زمان و شماره بایگانیش
‫رو دارم,

353
00:27:37,242 --> 00:27:38,325
‫بدش ببینم,

354
00:27:41,578 --> 00:27:43,163
‫سوقصد,

355
00:27:45,499 --> 00:27:47,208
‫اینا قبلا باید بهش داده شده باشه,

356
00:27:47,209 --> 00:27:49,460
‫می‌دونی، امیدوارم یکی تاریخچه
‫دستورا رو نگه داره,

357
00:27:49,461 --> 00:27:51,712
‫هر چیزی که از اون تاریخ داریم
‫رو از بیخ داشته بررسی می‌کرده,

358
00:27:51,713 --> 00:27:54,508
‫حتی کیر دستیار سوم,
‫فقط دارم دستورام رو انجام می‌دم,

359
00:28:08,605 --> 00:28:09,605
‫ممنونم کیپر,

360
00:28:12,526 --> 00:28:14,611
‫نگرانم دمرزل,

361
00:28:15,195 --> 00:28:19,783
‫داری می‌گی فقط دی اختیار
‫تغییر خاطراتش رو داره؟

362
00:28:19,784 --> 00:28:23,620
‫درسته, یا خاطرات تو و دان,

363
00:28:24,788 --> 00:28:25,789
‫امکان نداره,

364
00:28:28,125 --> 00:28:30,836
‫قطعا باید اختیار مشترک داشته باشیم,

365
00:28:31,503 --> 00:28:34,214
‫قبلا بله,
‫ولی بعد از سوقصد،

366
00:28:34,215 --> 00:28:35,924
‫دی به هردوی شما شک داشت,

367
00:28:37,467 --> 00:28:40,304
‫ولی همه اسکنا رو دید, می‌دونه
‫که بی گناهیم, اون,,,

368
00:28:46,977 --> 00:28:50,731
‫با اینحال قدرت جدید و اختصاصیش
‫رو محکم در چنگ گرفته,

369
00:28:55,235 --> 00:28:58,530
‫اگه دی خاطرات من
‫یا دان رو پاک کرده باشه،

370
00:29:00,407 --> 00:29:02,034
‫از کجا می‌تونیم بفهمیم؟

371
00:29:03,410 --> 00:29:05,746
‫خاطرات شما در مموریم نگه داری میشه,

372
00:29:06,622 --> 00:29:09,875
‫و کامل تر از اون، حافظه من
‫غیرقابل تغییره,

373
00:29:10,626 --> 00:29:13,128
‫پس دو تا بکاپ وجود داره,
‫اگه سوال دیگه‌ای هست,,,

374
00:29:15,839 --> 00:29:17,424
‫ولی نمی‌دونم چی رو بپرسم,

375
00:29:20,177 --> 00:29:22,638
‫اگه حافظه پاک شده باشه هم حسش نمی‌کنم,

376
00:29:23,430 --> 00:29:26,975
‫اگه برادر دی چنین تصمیم مهمی گرفته باشه،
‫حتما من رو مطلع می‌کنه,

377
00:29:27,768 --> 00:29:32,981
‫و همونطور که می‌دونی، من باید تحت هر شرایطی صلاح امپراطوری رو در نظر بگیرم، نه فقط صلاح دی,

378
00:29:34,149 --> 00:29:36,276
‫اگر اتفاقی رخ داده باشه بهت اطلاع می‌دم برادر داسک,

379
00:29:37,277 --> 00:29:41,073
‫همیشه اینجا خواهم بود،
‫همونطور که همیشه بوده‌ام,

380
00:29:42,991 --> 00:29:44,952
‫برادر دی به خودش زحمت زیادی می‌ده,

381
00:29:56,922 --> 00:29:57,923
‫ممنون مارکلی,

382
00:30:00,342 --> 00:30:01,343
‫پخشش کن,

383
00:30:02,803 --> 00:30:05,138
‫اگه نمی‌تونیم حرکت شمشیر رو ببینیم،
‫بذار ببینیم به کی خورده

384
00:30:05,139 --> 00:30:06,682
‫و چطور درمانش کردند,

385
00:30:11,103 --> 00:30:13,272
‫زهر نانويي با تيغه مولکولي تزريق شده,

386
00:30:14,022 --> 00:30:17,025
‫پيش از اين که التهاب مايعات منجر به مرگ
‫,ساقه مغزي بشه 12 ثانيه وقت داريم,

387
00:30:20,737 --> 00:30:21,738
‫بدش به من,

388
00:30:26,994 --> 00:30:28,911
‫نصف سرش,
‫غیرممکنه,

389
00:30:28,912 --> 00:30:31,080
‫اون دمرزله,
‫ماشینه؟ انگار ماشینه,

390
00:30:31,081 --> 00:30:33,250
‫ترانتور انسانای ماشینی داشت،
‫ولی مال هزار سال پیش بودند,

391
00:30:33,251 --> 00:30:34,458
‫همه از بین رفتند, ممنوع شدند,
‫یه نفرم زنده نموند,

392
00:30:34,459 --> 00:30:37,421
‫من دستش رو لمس کردم,
‫گرم و زنده بود,

393
00:30:37,422 --> 00:30:39,088
‫اون خون نیست,

394
00:30:39,089 --> 00:30:41,300
‫ولی هر چی که هست،
‫قطعا قابل ترشحه,

395
00:30:41,301 --> 00:30:42,885
‫توی اتاق خوابش بود,

396
00:30:45,804 --> 00:30:47,097
‫و یه رباته,

397
00:30:51,476 --> 00:30:56,231
‫به محض این که دی ازمون خواست
‫اتاق سریر رو ترک کنیم از اینجا سر در میاریم,

398
00:30:56,815 --> 00:31:02,279
‫داره سر خود تصمیم می‌گیره, ژنرالای
‫آتش افروز رو دنبال ماموریت می‌فرسته,

399
00:31:02,863 --> 00:31:05,365
‫و حالا هم این قدرت رو ازمون گرفته,

400
00:31:07,868 --> 00:31:10,871
‫قطعا قصد اون نبوده,
‫هیچ وقت باهاش حرف نزدم,

401
00:31:11,747 --> 00:31:16,460
‫منم همینطور, هیچ وقت اونقدر متواضع نبودم
‫که اعتراف کنم لازمه باهاش حرف بزنم,

402
00:31:18,086 --> 00:31:19,087
‫بذار ببینیم چی میشه,

403
00:31:22,508 --> 00:31:24,718
‫اگه اصلاحات ژنمون
‫برای تطابق

404
00:31:24,719 --> 00:31:26,220
‫اثر دستمون کافی نباشه چی؟

405
00:31:26,221 --> 00:31:27,304
‫حرفشم نزن,

406
00:31:28,639 --> 00:31:32,643
‫اگه بفهمه دیگه از روی اون ساخته نمیشیم
‫سقف رو روی سرمون خراب می‌کنه,

407
00:31:34,061 --> 00:31:35,062
‫حالا ساکت باش,

408
00:31:38,357 --> 00:31:39,983
‫کلیان، ما در مقابل تو ایستاده‌ایم,

409
00:31:40,567 --> 00:31:44,488
‫پسران،برادران، خودمان،
‫برای درخواست ملاقات با خاطره جلاله

410
00:31:44,489 --> 00:31:46,657
‫که منشا همه چیز ماست,

411
00:31:47,324 --> 00:31:51,870
‫دستان ما داستان ما را بازگو می‌کند،
‫و این داستان تو است,

412
00:31:53,205 --> 00:31:56,291
‫خواهش می‌کنیم، سوال ما را بشنو,

413
00:31:58,544 --> 00:31:59,920
‫شرط می‌بندم به خاطر کف دست منه,

414
00:32:16,687 --> 00:32:20,399
‫من خاطره کلیان اول هستم,
‫چه کسی من رو خطاب قرار می‌ده؟

415
00:32:21,483 --> 00:32:26,321
‫ما هستیم, شانزدهمین و هجدهمین
‫تجسم وجود تو,

416
00:32:27,197 --> 00:32:29,533
‫بابت زندگیمان از تو متشکریم,

417
00:32:30,742 --> 00:32:32,744
‫سوالاتتون رو بپرسید برادران,

418
00:32:33,328 --> 00:32:36,999
‫برادر دی قدرت دستکاری خاطراتمون
‫رو منحصر به خودش کرده،

419
00:32:37,749 --> 00:32:40,752
‫و ما حتی اختیار نداریم ببینیم
‫خاطراتمون دستکاری شده یا نه,

420
00:32:40,753 --> 00:32:42,880
‫این مطابق طرح شماست؟

421
00:32:43,463 --> 00:32:45,132
‫بینتون ستیز پیش اومده، مگه نه؟

422
00:32:45,632 --> 00:32:47,217
‫بیش از حد قدرت گرفته,

423
00:32:48,093 --> 00:32:52,764
‫سه بخش امپراطوری در تعادل نیستند,
‫باید دوباره هما,,,

424
00:32:52,765 --> 00:32:53,849
‫کافیه,

425
00:32:56,351 --> 00:32:57,977
‫شما یک مرد هستین,

426
00:32:57,978 --> 00:33:02,816
‫اگر بینتون تفرقیه بیفته، من و طرح من رو
‫سرافکنده می‌کنید,

427
00:33:02,817 --> 00:33:06,737
‫ماهیت طبیعی شما اتحاده,

428
00:33:08,113 --> 00:33:12,034
‫حسادت به دی حسادت به خودتونه,

429
00:33:12,035 --> 00:33:14,452
‫از نظر ژنتیکی ما یکی هستیم,

430
00:33:14,453 --> 00:33:19,750
‫ولی در مزاجمون باید متغیر باشیم,
‫و این دی،

431
00:33:20,334 --> 00:33:25,463
‫اجازه می‌ده بخش سلطه جوی ما,,,

432
00:33:25,464 --> 00:33:30,302
‫من از مزاج خودم
‫و وجوه بسیارش مطلعم,

433
00:33:30,969 --> 00:33:32,804
‫از قبل حساب شده ان,

434
00:33:33,514 --> 00:33:34,639
‫منظورت چیه؟

435
00:33:34,640 --> 00:33:36,558
‫برای شما جای نگرانی وجود نداره,

436
00:33:37,309 --> 00:33:38,310
‫چطور می‌تونی این رو بگی؟

437
00:33:38,852 --> 00:33:41,939
‫این قابلیت رو به وجود نیاوردی
‫تا بتونیم ازت کمک بخوایم؟

438
00:33:42,564 --> 00:33:46,318
‫من اینجام تا چیزی که لازم دارید رو بهتون
‫بدم، فقط همین,

439
00:33:49,154 --> 00:33:50,947
‫رویا درون شما زنده است,

440
00:33:50,948 --> 00:33:53,784
‫چون شما درونتون زنده نگهش داشتید,

441
00:34:02,376 --> 00:34:06,421
‫کیپر، می‌خوایم اطلاعات
‫بایگانی خاطراتمون رو ببینیم,

442
00:34:06,422 --> 00:34:09,298
‫خصوصا این که فایل هامون
‫چه اندازه ان,

443
00:34:09,299 --> 00:34:12,803
‫اطلاع نداشتم امپراطوری به فراداده
‫علاقه دارن,

444
00:34:13,428 --> 00:34:15,514
‫چیزی که اون موقع می‌خواستین
‫رو پیدا نکردین؟

445
00:34:17,056 --> 00:34:18,057
‫نکردیم,

446
00:34:18,058 --> 00:34:20,392
‫باشه, خب، باید دنبالش بگردم,

447
00:34:20,393 --> 00:34:24,022
‫حالا که دستت بنده، اطلاعاتی
‫که خواستیم رو برای همه کلیان ها بیار,

448
00:34:25,107 --> 00:34:26,525
‫چیزی هست که باید مقایسه کنیم,

449
00:34:26,526 --> 00:34:30,237
‫همش؟ تا کجا؟

450
00:34:30,904 --> 00:34:33,407
‫تا آخرش, 18 تا که بیشتر نبودیم,

451
00:34:33,408 --> 00:34:34,740
‫از پسش بر میای مرد,

452
00:34:34,741 --> 00:34:37,159
‫یه لحظه طول می‌کشه,
‫لطفا سمت چپ منتظر باشید,

453
00:34:40,121 --> 00:34:41,748
‫گستاخ ابله,

454
00:34:42,416 --> 00:34:44,376
‫باید بگم انگشتای شصتش رو
‫قطع کنند,

455
00:34:45,168 --> 00:34:48,839
‫حس نمی‌کنی این طرفا ما
‫دیگه در راس نیستیم؟

456
00:34:50,549 --> 00:34:52,301
‫به نظرت,,, یعنی,,,,

457
00:34:52,926 --> 00:34:55,596
‫ما که تو خطر نیستیم، درسته؟
‫ما امپراطوری‌ایم,

458
00:34:58,098 --> 00:34:59,891
‫یادته اون کی بود؟

459
00:34:59,892 --> 00:35:01,685
‫امپراطور الگرن؟ دوران پیش از کلیان‌ها,

460
00:35:02,269 --> 00:35:05,146
‫آره, اون رد قلم رو ببین,
‫رنگ سبز روی گردن,

461
00:35:05,147 --> 00:35:08,734
‫بعد از مرگش اضافه شد, مثل یه پاورقی,
‫نماد چیه؟

462
00:35:09,860 --> 00:35:11,361
‫یه راه راه تراشیده شده است,

463
00:35:12,196 --> 00:35:17,826
‫نماد یه خیانتکاره, یه خائن,
‫به خاطر خیانت والا اعدام شده بود,

464
00:35:18,577 --> 00:35:21,496
‫ما چند نفریم، ولی فانی هستیم,

465
00:35:22,414 --> 00:35:27,252
‫و باید زودتر تشخیصش می‌دادم,
‫باید زودتر تشخیصش می‌دادم,

466
00:35:28,420 --> 00:35:29,630
‫و دی؟

467
00:35:30,839 --> 00:35:35,928
‫دی همیشه قرار بود خودش رو وارد تاریخ بکنه، به هر طریق ممکن,

468
00:35:38,347 --> 00:35:39,556
‫زمان حاکمیت من،

469
00:35:41,225 --> 00:35:44,102
‫درگیریای کوچیکی پیش اومد

470
00:35:44,770 --> 00:35:47,105
‫که صدها سال بود رخ نداده بودند,

471
00:35:47,648 --> 00:35:49,650
‫و ترتیب یکیشون رو هم ندادم,

472
00:35:52,027 --> 00:35:54,779
‫دمرزل کهکشان رو برام رام کرد,

473
00:35:54,780 --> 00:35:58,033
‫ولی دی، حتی وقتی پسر کوچیکی بود،
‫به خاطرش من رو شرمسار می‌کرد,

474
00:35:59,326 --> 00:36:01,537
‫ازم می‌پرسید، تاریخ چی صدام می‌کنه؟

475
00:36:03,121 --> 00:36:08,794
‫قطعا نه آورنده صلح، نه فاتح و
‫نه حتی خائن,

476
00:36:17,010 --> 00:36:18,262
‫تو هنوز نمردی,

477
00:36:19,555 --> 00:36:20,931
‫برای میراثت هنوز فرصت هست,

478
00:36:21,974 --> 00:36:26,728
‫وقتی یه مرد پیر میشه،
‫براش مهم نیست چی به یاد میاره,

479
00:36:28,021 --> 00:36:29,898
‫براش مهمه که بقیه چطور اون رو به یاد
‫میارن,

480
00:36:31,066 --> 00:36:34,987
‫و در پایان، ما همه فقط مموریوم هستیم,

481
00:36:35,529 --> 00:36:38,448
‫شاید دی با گرفتن جایگاهت
‫بهت لطف کرده,

482
00:36:41,034 --> 00:36:42,995
‫خب، حالا می‌تونی چیزی که
‫من همیشه می‌خواستم رو داشته باشی,

483
00:36:44,788 --> 00:36:45,998
‫چی می‌خواستی؟

484
00:36:46,582 --> 00:36:47,916
‫چیزی که هر مرد جوونی می‌خواد,

485
00:36:49,793 --> 00:36:50,794
‫یه زندگی,

486
00:36:52,713 --> 00:36:53,714
‫عشق,

487
00:37:00,053 --> 00:37:01,930
‫چه قدر زیبا بودم,

488
00:37:05,142 --> 00:37:06,185
‫امپراطوری,

489
00:37:09,479 --> 00:37:10,856
‫تنهامون بذار,

490
00:37:14,735 --> 00:37:15,736
‫هفتاد و هشت؟

491
00:37:16,695 --> 00:37:19,531
‫کل برگه‌های حافظه ام,

492
00:37:19,532 --> 00:37:20,866
‫از من چندتاست؟

493
00:37:22,910 --> 00:37:24,036
‫29,

494
00:37:24,953 --> 00:37:26,580
‫بذار بقیه کلیان ها رو ببینیم,

495
00:37:27,080 --> 00:37:31,043
‫89، 87، 82

496
00:37:31,627 --> 00:37:33,712
‫83، یه 87 دیگه,

497
00:37:35,172 --> 00:37:36,298
‫خیالم راحت شد,

498
00:37:36,798 --> 00:37:41,887
‫ظاهرا به میانگین مناسبم
‫می‌رسم، وقتی که,,,

499
00:37:44,348 --> 00:37:45,724
‫چی؟
‫چی شده؟

500
00:37:49,645 --> 00:37:52,814
‫کلیان اول 213 برگه خاطره داشته؟

501
00:37:53,941 --> 00:37:56,109
‫خب، اون خاص بود,

502
00:37:57,528 --> 00:38:00,572
‫طبیعیه که تجارب زندگیش
‫گسترده تر باشه,

503
00:38:00,573 --> 00:38:01,657
‫آره,

504
00:38:03,116 --> 00:38:04,117
‫ولی اینقدر بزرگتر؟

505
00:38:04,868 --> 00:38:06,495
‫زندگیش اونقدر پر از اتفاقات بود؟

506
00:38:07,287 --> 00:38:10,207
‫یا این که بقیه ما یه چیزی کم داریم؟

507
00:38:11,291 --> 00:38:12,292
‫چی کار کنیم؟

508
00:38:13,794 --> 00:38:18,257
‫تا وقتی بتونم یه اهرم فشار پیدا کنم،
‫مطلقا هیچی,

509
00:38:37,234 --> 00:38:38,235
‫سالور؟

510
00:38:41,572 --> 00:38:42,572
‫حالت خوبه؟

511
00:38:42,573 --> 00:38:43,657
‫جسمی؟ آره,

512
00:38:44,908 --> 00:38:48,120
‫حق با غریزه تو بود,
‫خب، زیاد بهم قوت قلب نمی‌ده مگه نه؟

513
00:38:49,162 --> 00:38:50,246
‫سلاحام رو گرفتند,

514
00:38:50,247 --> 00:38:52,916
‫پس زندانی شدیم,
‫زندانی کی و کجا؟

515
00:38:53,417 --> 00:38:55,502
‫خب، اینا از سلسله ژنتیکی
‫قدیمی ترن,

516
00:38:56,461 --> 00:39:01,049
‫امپراطور کندار پنجم، کاخ تابستونیش،
‫کلیان‌ها احتمالا ولش کردن تا بپوسه,

517
00:39:01,550 --> 00:39:03,030
‫نگهبانی نیست,

518
00:39:03,031 --> 00:39:04,511
‫برای یه زندان عجیبه,

519
00:39:05,095 --> 00:39:06,430
‫اون رو می‌شنوی؟

520
00:39:07,306 --> 00:39:08,556
‫باید از اونطرف بریم,

521
00:39:08,557 --> 00:39:11,017
‫من چیزی نمی‌شنوم,

522
00:39:11,018 --> 00:39:13,478
‫من می‌شنوم, صدا, نجوا,

523
00:39:21,904 --> 00:39:22,905
‫از اون بالا میاد,

524
00:40:05,030 --> 00:40:09,450
‫من طلم باند هستم،
‫هفتمین تجسم جسمانی پائا،

525
00:40:09,451 --> 00:40:14,623
‫الهه نور، خردمندی، مخلوقات پرنده
‫و دومین تالار ابدیت,

526
00:40:15,290 --> 00:40:20,045
‫پائا به شما خوش آمد می‌گه,
‫نشان او را نمایش دهید و خود را معرفی کنید,

527
00:40:22,089 --> 00:40:28,387
‫الهه، من هری سلدان از
‫دانشگاه استریلینگ هستم,

528
00:40:28,971 --> 00:40:30,012
‫اینا همکاران من هستند,

529
00:40:30,013 --> 00:40:32,099
‫خودشون زبون ندارن؟

530
00:40:36,812 --> 00:40:38,689
‫گیل دورنیک از سینکس,

531
00:40:40,691 --> 00:40:41,858
‫سالور,

532
00:40:41,859 --> 00:40:45,612
‫خوش آمدید، هری سلدان، گیل دورنیک

533
00:40:45,613 --> 00:40:49,366
‫و سالور هاردین از ترمینوس,

534
00:40:49,367 --> 00:40:50,951
‫شما مهمان ما هستید,

535
00:40:51,451 --> 00:40:53,787
‫هدایا گاها خلاف جریان
‫حرکت می‌کنند,

536
00:40:53,788 --> 00:40:56,874
‫غذا، از طرف خدا به یک انسان,

537
00:40:57,416 --> 00:40:59,585
‫از مهمان نوازی شما متشکریم
‫الهه,

538
00:40:59,586 --> 00:41:01,044
‫از کجا بدونیم سمی نیست؟

539
00:41:01,670 --> 00:41:05,924
‫می‌تونستم تو خواب بکشمتون،
‫چرا باید بیدارتون کنم تا مسمومتون کنم؟

540
00:41:06,550 --> 00:41:08,969
‫پس عجیبه که چرا
‫اولش بیهوشمون کردین,

541
00:41:08,970 --> 00:41:12,264
‫من در انزوا زندگی می‌کنم,
‫مهمان های زیادی ندارم,

542
00:41:14,266 --> 00:41:18,896
‫باید از قصدتون آگاه می‌شدم,
‫ولی اگه حس زندانی بودن دارید،

543
00:41:18,897 --> 00:41:20,647
‫الان احساس امنیت می کنین؟

544
00:41:20,648 --> 00:41:22,399
‫بهم حس مسلح بودن می‌ده,

545
00:41:23,400 --> 00:41:26,153
‫به سختی به یه الهه نگاه می‌کنی،
‫هری سلدان از استریلینگ,

546
00:41:26,904 --> 00:41:30,449
‫عذر می‌خوام, به خاطر اینه که خورشید
‫بالای سر شما بیشتر می‌درخشه,

547
00:41:31,575 --> 00:41:33,326
‫پائا الهه نوره,

548
00:41:33,327 --> 00:41:37,581
‫صحیح, ولی با وجود درخشش
‫خورشید،

549
00:41:37,582 --> 00:41:39,416
‫به نظر نمیاد که تو سایه داشته باشی,

550
00:41:41,668 --> 00:41:44,713
‫تجسم جسمانیت
‫زیاد جسمانی نیست الهه,

551
00:41:45,297 --> 00:41:48,759
‫هرکسی که پشت این جریانه،
‫میشه دست از این مسخره بازی برداریم؟

552
00:41:55,974 --> 00:41:57,976
‫تصور می‌کنم طلم بند باشی؟

553
00:41:58,477 --> 00:42:00,853
‫فکر می‌کردم تو متوجهش بشی,

554
00:42:00,854 --> 00:42:04,711
‫افرادی که از نظر ذهنی ناتوان هستند
‫با حواس دیگه‌شون جبرانش می‌کنند,

555
00:42:04,712 --> 00:42:08,570
‫شرمنده، ولی می‌خواستم بدون این که
‫تماشام کنی، تماشات کنم,

556
00:42:09,279 --> 00:42:12,699
‫وقتی مدتی کنارمون باشی،
‫دلیل احتیاطمون رو درک می‌کنی,

557
00:42:14,409 --> 00:42:16,328
‫چی تو رو به دنیای ما آورده؟

558
00:42:17,329 --> 00:42:18,330
‫غریزه,

559
00:42:20,332 --> 00:42:22,876
‫انگار یه نفر داره ما رو صدا می‌کنه,
‫می‌شنویش؟

560
00:42:24,044 --> 00:42:25,045
‫بله,

561
00:42:25,838 --> 00:42:28,548
‫منظورت یه صداست؟ صدای من,

562
00:42:28,549 --> 00:42:31,426
‫قراره همینطوری کار بکنه,
‫ما یه پناهگاهیم،

563
00:42:31,427 --> 00:42:33,386
‫و شما پیام خوش آمدگویی ما رو شنیدید,

564
00:42:33,387 --> 00:42:38,600
‫شما دو تا شنیدیدش چون مثل ما هستین،
‫همه حواس ما رو دارین,

565
00:42:38,601 --> 00:42:42,312
‫بعضیا بهش می‌گن "منتالیکس"
‫ولی شخصا "بیننده" رو ترجیح می‌دم,

566
00:42:42,938 --> 00:42:44,690
‫من اولین کسی بودم که به اینجا
‫رسیدم,

567
00:42:45,274 --> 00:42:50,112
‫فکر می‌کردم ایگنیس می‌تونه پناهگاهی برای
‫بقیه بیننده ها باشه، برای همین صداشون زدم,

568
00:42:50,737 --> 00:42:55,993
‫مثل یه فانوس دریایی برای کشتیای رهگذر،
‫ولی تصویر تو رو قرض گرفتم,

569
00:42:55,994 --> 00:42:59,746
‫همیشه براده اهنایی که به آهن ربا
‫جذب میشن رو تصور می‌کنم,

570
00:43:00,539 --> 00:43:01,623
‫یا مثل پروانه و شمع,

571
00:43:03,083 --> 00:43:04,168
‫اونقدر کشنده هم نه,

572
00:43:05,586 --> 00:43:12,050
‫به هر حال، همدیگه رو پیدا کردیم،
‫در امان و قوی بودیم,

573
00:43:13,260 --> 00:43:16,054
‫تلپات هایی با توانایی و مهارت‌های
‫متفاوت,

574
00:43:16,055 --> 00:43:18,849
‫اون الهه غمگین کوچیک
‫بچگی خودت بود,

575
00:43:19,433 --> 00:43:23,854
‫توانایی های من به اشتباه خداوندی
‫تصور شده بود، اشتباهی که تقریبا به جنون کشوندم,

576
00:43:23,855 --> 00:43:27,316
‫بچه ها رو نپرستید,
‫براشون خوب نیست,

577
00:43:28,150 --> 00:43:29,401
‫برای بقیه بدتر بود,

578
00:43:29,985 --> 00:43:34,823
‫در دنیاهای خودشون مورد تبعیض و آزار قرار می‌گرفتند، قبل از کشته شدن فرار کردند,

579
00:43:36,658 --> 00:43:37,910
‫سوختگیای لوران رو ببین,

580
00:43:42,206 --> 00:43:43,373
‫زخم جسیا,

581
00:43:45,209 --> 00:43:47,419
‫تو می‌دونی چطوریه مگه نه گیل؟

582
00:43:48,170 --> 00:43:50,297
‫فرار از کسانی که می‌خوان بکشنت,

583
00:43:50,923 --> 00:43:53,342
‫زخمای کوچیک رو می‌بینم،
‫بخشی از فرارت بودند,

584
00:43:54,676 --> 00:43:58,514
‫طعنه آمیز نیست که بیننده باشی
‫ولی خدات تو رو نبینه؟

585
00:43:59,223 --> 00:44:02,226
‫خب، حتی اگه خدات نبینه،
‫من تو رو می‌بینم,

586
00:44:03,352 --> 00:44:08,857
‫و تو، که روی لبه سرد جامعه‌ات ایستادی
‫و تشنه یکی شدن با بقیه بودی,

587
00:44:09,358 --> 00:44:10,609
‫داری ما رو می‌خونی,

588
00:44:11,735 --> 00:44:13,737
‫ذهنتون به زلالی آبه,

589
00:44:14,988 --> 00:44:18,408
‫چیزایی که از دست دادین,
‫آدمایی که از دست دادین,

590
00:44:19,993 --> 00:44:23,372
‫متاسفم که مجبور شدیم از
‫تصویر شریکت استفاده کنیم سالور,

591
00:44:24,414 --> 00:44:27,626
‫می‌دونی، تو از اون چیزی که
‫نشون می‌دی احساسی تری,

592
00:44:28,377 --> 00:44:31,380
‫آره، اون یارو من رو بوسید,
‫خیلی کصکشی,

593
00:44:32,089 --> 00:44:35,967
‫فکر نمی‌کردم اینطوری بشه,
‫شرمنده,

594
00:44:35,968 --> 00:44:39,930
‫ولی از این که بهت گفتم احساسی
‫بیشتر عصبانی شدی,

595
00:44:40,848 --> 00:44:41,849
‫ازت خوشم میاد,

596
00:44:44,309 --> 00:44:48,897
‫تو بودی که وانمود می‌کردی ریشی،
‫همونی که توی سرم بود,

597
00:44:49,815 --> 00:44:55,112
‫هری سلدان مشهوره، و شُهره شَهره
‫که مرده و خوندنش بسیار سخته,

598
00:44:56,196 --> 00:44:58,407
‫می‌خواستم به مرگ
‫و بازگشتت فکر کنی

599
00:44:58,408 --> 00:45:00,909
‫تا بتونم درک کنم چه اتفاقی افتاده,

600
00:45:00,910 --> 00:45:02,995
‫خب، فهمیدی؟ چی شد؟

601
00:45:03,495 --> 00:45:07,416
‫روحمم خبر نداره, داخل ذهن هری
‫بسیار تاریکه,

602
00:45:08,000 --> 00:45:09,835
‫ولی می‌تونم ببینم که نقشه‌ای داری,

603
00:45:10,544 --> 00:45:14,214
‫و فکر می‌کنی اینجا
‫و بیننده های من بخشی ازشن,

604
00:45:15,507 --> 00:45:18,844
‫آره، درسته, اونا هم بخشی ازش هستن,

605
00:45:20,721 --> 00:45:23,098
‫فردا بیا پیشم،
‫در موردش حرف می‌زنیم,

606
00:45:24,016 --> 00:45:26,894
‫حضور همه شما، در حالی
‫که اینقدر بلند فکر می‌کنین،

607
00:45:27,811 --> 00:45:29,688
‫پریشان کننده است,

608
00:45:30,981 --> 00:45:32,649
‫مردمم استراحت لازم دارن,

609
00:45:39,198 --> 00:45:42,201
‫چه قدر از توی تاریکیم خوندی؟

610
00:45:44,244 --> 00:45:45,245
‫به اندازه کافی عزیزم,

611
00:45:54,421 --> 00:45:55,422
‫چی شده؟

612
00:45:56,798 --> 00:45:57,799
‫منظورت این بود؟

613
00:46:00,260 --> 00:46:01,970
‫فکر می‌کنم بهش می گن منشور نخستین,

614
00:46:02,471 --> 00:46:03,472
‫آره، خودشه,

615
00:46:05,516 --> 00:46:07,809
‫واقعا سخت تلاش می‌کردند
‫تا بهش فکر نکنند,

616
00:46:09,478 --> 00:46:11,355
‫شنیدم هری به گیل گفت
‫مخفیش کنه,

617
00:46:19,571 --> 00:46:22,908
‫پیداش می‌کنم و خردش می‌کنم,

618
00:46:25,077 --> 00:46:27,496
‫بنیاد دومی در کار نخواهد بود,

619
00:46:27,497 --> 00:46:38,497
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

620
00:46:38,498 --> 00:46:48,498
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

