﻿1
00:00:17,051 --> 00:00:18,592
‫آنچه گذشت...

2
00:00:18,593 --> 00:00:20,107
‫واسه همین طلاق می‌خواستی...

3
00:00:20,108 --> 00:00:22,986
‫آخه فرار کردن برات
‫از تلاش در راستای...

4
00:00:22,987 --> 00:00:26,433
‫حفظ انسجام خانواده‌مون راحت‌تر بود!

5
00:00:26,434 --> 00:00:28,477
‫وقتی پیش زنتی،

6
00:00:28,478 --> 00:00:31,188
‫بهتره خفه‌خون مرگ بگیری
‫و به حرفش گوش بدی.

7
00:00:31,189 --> 00:00:32,755
‫این کارت...

8
00:00:32,756 --> 00:00:35,109
‫که این‌قدر سفت همه‌چی رو چسبیدی،

9
00:00:35,110 --> 00:00:37,986
‫از روی ترس خودته.

10
00:00:37,987 --> 00:00:40,864
‫از وقتی به هوش اومدم،
‫یه اتفاقی داره برام می‌افته.

11
00:00:40,865 --> 00:00:42,491
‫صدای جیغ چند نفر رو می‌شنوم.

12
00:00:42,492 --> 00:00:45,413
‫دم یه گذرگاهی.
‫قهرمان باید شجاع باشه.

13
00:00:50,292 --> 00:00:51,959
‫جولی! جولی!

14
00:00:51,960 --> 00:00:53,836
‫پسرک سفیدپوش بود.

15
00:00:53,837 --> 00:00:56,420
‫اون داشت اون رازها رو به کریستوفر می‌گفت.

16
00:00:56,421 --> 00:00:58,759
‫کریستوفر حاضر نبود
‫بره دم درخته، واسه همین...

17
00:00:58,760 --> 00:00:59,823
‫چی شد؟

18
00:00:59,824 --> 00:01:02,803
‫من حرف‌های پسرک سفیدپوش رو
‫به مادرم گفتم.

19
00:01:02,804 --> 00:01:04,638
‫کمکم کن الجین.

20
00:01:04,639 --> 00:01:07,184
‫می‌تونم همه‌تون رو نجات بدم.

21
00:01:16,110 --> 00:01:17,484
‫واقعا همین‌جاست؟

22
00:01:17,485 --> 00:01:19,620
‫تو گلخونه بودیم.

23
00:01:19,621 --> 00:01:21,689
‫می‌خواست کمکم کنه.

24
00:01:21,690 --> 00:01:22,823
‫وای فاطمه!

25
00:01:22,824 --> 00:01:25,255
‫گفتم برو!

26
00:01:25,256 --> 00:01:27,952
‫دست خودم نبود.

27
00:01:27,953 --> 00:01:31,800
‫یا موجود وحشتناکی
‫داره تو بدنش رشد می‌کنه...

28
00:01:31,801 --> 00:01:35,024
‫یا اینجا بالاخره ذهنش رو خراب کرده؛

29
00:01:35,025 --> 00:01:39,210
‫ولی اگه تو به همه نگی،
‫خودم می‌گم.

30
00:01:39,211 --> 00:01:41,969
‫هفته‌ای دو بار براتون تو کلبه
‫آذوقه می‌ذارم.

31
00:01:43,637 --> 00:01:45,429
‫فاطمه!

32
00:01:45,430 --> 00:01:48,098
‫تنها جایی که بچه توش در امانه
‫همین‌جاست.

33
00:01:48,099 --> 00:01:48,961
‫بچه‌ای در کار نیست!

34
00:01:48,962 --> 00:01:50,559
‫چرا، هست.

35
00:01:50,560 --> 00:01:52,186
‫فقط بچه تو نیست.

36
00:01:52,187 --> 00:01:53,731
‫برو کنار!

37
00:01:54,810 --> 00:01:57,775
‫نه! نه، نه! نه، نه!

38
00:01:57,776 --> 00:02:00,571
‫الجین! کمک کنین!

39
00:02:02,872 --> 00:02:06,584
‫فاطمه! فاطمه!

40
00:02:08,788 --> 00:02:09,951
‫ببین، داره تاریک می‌شه.

41
00:02:09,952 --> 00:02:12,456
‫من بدون اون برنمی‌گردم شهر بابا.

42
00:02:12,457 --> 00:02:14,541
‫ببین الیس، طلسمه رو برداشته.

43
00:02:14,542 --> 00:02:16,527
‫خب که چی؟ اون که همین‌جوری
‫نمی‌ذاره بره.

44
00:02:16,528 --> 00:02:18,212
‫از کجا معلوم؟
‫شاید...

45
00:02:18,213 --> 00:02:20,020
‫ببین، ببین چی می‌گم.
‫ببین چی می‌گم.

46
00:02:20,021 --> 00:02:22,756
‫ببین، می‌تونیم صبح برگردیم بیرون، خب؟

47
00:02:22,757 --> 00:02:24,401
‫نه، من شب تا صبح اینجا ولش نمی‌کنم.

48
00:02:24,402 --> 00:02:27,722
‫می‌خوای چیکار کنی، ها؟
‫می‌خوای... می‌خـ...

49
00:02:29,892 --> 00:02:31,391
‫دستت چی شده؟

50
00:02:31,392 --> 00:02:35,962
‫هیچی. بیا...
‫بیا...

51
00:02:35,963 --> 00:02:37,412
‫بیا...

52
00:02:37,413 --> 00:02:38,565
‫عه!

53
00:02:38,566 --> 00:02:40,067
‫بابا؟

54
00:02:40,068 --> 00:02:41,045
‫چی شده؟

55
00:02:41,046 --> 00:02:42,611
‫خیلی‌خب.

56
00:02:42,612 --> 00:02:44,405
‫چی شده؟

57
00:02:45,862 --> 00:02:47,447
‫خیلی‌خب، بیا اینجا.

58
00:02:48,869 --> 00:02:50,495
‫هوات رو دارم.

59
00:02:51,914 --> 00:02:54,834
‫آفرین. بپا.

60
00:02:55,712 --> 00:03:06,712
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

61
00:03:08,462 --> 00:03:09,546
‫سلام.

62
00:03:11,350 --> 00:03:13,193
‫برات یه سری چیز آوردم...

63
00:03:13,194 --> 00:03:15,811
‫که یه‌کم راحت‌تر باشی.

64
00:03:15,812 --> 00:03:18,313
‫الجین...

65
00:03:18,314 --> 00:03:22,050
‫خواهش می‌کنم بذار برم.

66
00:03:22,051 --> 00:03:25,362
‫تو اینجا زندانی نیستی.
‫بهت که گفتم،

67
00:03:25,363 --> 00:03:27,656
‫به صلاح خودته.

68
00:03:27,657 --> 00:03:29,201
‫ببین.

69
00:03:30,744 --> 00:03:33,287
‫من می‌خوام ازت محافظت کنم.

70
00:03:33,288 --> 00:03:37,124
‫الجین، ببین چی می‌گم.
‫من دیدمش.

71
00:03:37,125 --> 00:03:41,216
‫اون موجودی که باهات حرف می‌زنه رو دیدم.

72
00:03:41,217 --> 00:03:43,505
‫راست نمی‌گه.

73
00:03:43,506 --> 00:03:46,734
‫این چیزی که تو بدنمه خوب نیست.

74
00:03:46,735 --> 00:03:50,309
‫کارهای خوبی نمی‌کنه.
‫ببین چه بلایی سر تیلی اومد.

75
00:03:50,310 --> 00:03:53,223
‫بچه ترسیده بود
‫که اون‌جوری شد.

76
00:03:53,224 --> 00:03:55,976
‫- الجین...
‫- گرسنه بود.

77
00:03:55,977 --> 00:03:58,145
‫بهش غذا نمی‌دادی.

78
00:03:58,146 --> 00:04:00,691
‫فاطمه، باید دست از تقلا برداری.

79
00:04:01,775 --> 00:04:03,979
‫عه، عه، عه.
‫وایستا، وایستا، وایستا.

80
00:04:03,980 --> 00:04:05,887
‫فاطمه، فاطمه، فاطمه، خواهش می‌کنم.

81
00:04:05,888 --> 00:04:09,742
‫فقط گوش کن. ببین.
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

82
00:04:11,410 --> 00:04:13,578
‫کافیه بشینی.

83
00:04:19,168 --> 00:04:21,418
‫باید غذا بخوری.

84
00:04:21,419 --> 00:04:25,555
‫هرچی زودتر غذا بخوری،
‫بچه قوی‌تر می‌شه...

85
00:04:25,556 --> 00:04:28,259
‫و تا چشم به هم بزنی،
‫می‌ریم خونه.

86
00:04:29,261 --> 00:04:31,639
‫همه‌مون می‌ریم.

87
00:04:33,265 --> 00:04:35,349
‫اون بچه همین الانش هم
‫یه‌بار کمکمون کرده.

88
00:04:35,350 --> 00:04:38,518
‫شبی که فهمیدم بارداری،

89
00:04:38,519 --> 00:04:43,901
‫خوابم رو به خاطر آوردم
‫و بوید همون‌جوری تونست شهر رو نجات بده.

90
00:04:44,947 --> 00:04:46,863
‫الجین، نه.

91
00:04:46,888 --> 00:04:48,973
‫خیلی گرسنه است فاطمه.

92
00:04:49,197 --> 00:04:50,364
‫- فقط یه کوچولو.
‫- نه.

93
00:04:50,365 --> 00:04:52,908
‫خواهش می‌کنم.

94
00:04:52,909 --> 00:04:56,078
‫تو از وقتی من اومدم اینجا
‫کلی کمکم کردی.

95
00:04:56,079 --> 00:04:57,239
‫خواهش می‌کنم بذار کمکت کنم.

96
00:04:57,264 --> 00:04:58,308
‫نه.

97
00:04:59,458 --> 00:05:02,920
‫اذیت نکن.
‫یه کوچولو بخور.

98
00:05:12,426 --> 00:05:14,261
‫دیدی؟

99
00:05:34,538 --> 00:05:35,143
‫«منشأ»

100
00:05:35,167 --> 00:05:37,005
‫«فصل سوم، قسمت نهم»
‫«مکاشفات: قسمت یکم»

101
00:05:38,151 --> 00:05:42,904
‫♪ وقتی پسرکی کم سن و سال بودم، ♪

102
00:05:43,106 --> 00:05:45,607
‫♪ از پدرم پرسیدم: ♪

103
00:05:45,632 --> 00:05:47,844
‫♪ «من چه‌کاره می‌شم؟» ♪

104
00:05:49,262 --> 00:05:51,596
‫♪ «خوش‌تیپ می‌شم؟» ♪

105
00:05:51,621 --> 00:05:54,080
‫♪ «ثروتمند می‌شم؟» ♪

106
00:05:54,105 --> 00:05:58,067
‫♪ اون هم بهم گفت: ♪

107
00:05:58,092 --> 00:06:01,555
‫♪ «که سرا، سرا» ♪

108
00:06:02,211 --> 00:06:06,142
‫♪ «هرچی بشه، همون می‌شه» ♪

109
00:06:07,211 --> 00:06:11,380
‫♪ «ما نمی‌تونیم آینده رو ببینیم» ♪

110
00:06:11,405 --> 00:06:14,761
‫♪ که سرا، سرا ♪

111
00:06:16,618 --> 00:06:19,413
‫♪ هرچی بشه، همون می‌شه ♪

112
00:06:28,570 --> 00:06:33,322
‫♪ حالا خودم ♪
‫♪ بچه‌دار شدم ♪

113
00:06:33,575 --> 00:06:36,077
‫♪ از پدرشون می‌پرسن: ♪

114
00:06:36,102 --> 00:06:39,771
‫♪ «من چه‌کاره می‌شم؟» ♪

115
00:06:39,796 --> 00:06:42,298
‫♪ «خوشگل می‌شم؟» ♪

116
00:06:42,323 --> 00:06:44,741
‫♪ «ثروتمند می‌شم؟» ♪

117
00:06:44,766 --> 00:06:48,685
‫♪ من هم مهرآمیز بهشون می‌گم: ♪

118
00:06:48,710 --> 00:06:51,549
‫♪ که سرا، سرا ♪

119
00:06:52,765 --> 00:06:56,894
‫♪ هرچی بشه، همون می‌شه ♪

120
00:06:57,507 --> 00:07:01,425
‫♪ ما نمی‌تونیم آینده رو ببینیم ♪

121
00:07:01,996 --> 00:07:05,209
‫♪ که سرا، سرا ♪

122
00:07:07,252 --> 00:07:10,547
‫♪ هرچی بشه، همون می‌شه ♪

123
00:07:12,091 --> 00:07:15,094
‫♪ که سرا، سرا ♪

124
00:07:29,024 --> 00:07:30,989
‫وایستا ویکتور.

125
00:07:30,990 --> 00:07:32,930
‫دیگه نمی‌خوام صحبت کنم.

126
00:07:32,931 --> 00:07:34,977
‫درک می‌کنم که برات سخته؛

127
00:07:34,978 --> 00:07:37,636
‫ولی اگه بتونیم با خاطراتت
‫راحت‌تر بفهمیم...

128
00:07:37,637 --> 00:07:38,141
‫جریان از چه قراره...

129
00:07:38,142 --> 00:07:42,108
‫نه‌خیر، نمی‌فهمین!
‫کمکی از دست من برنمیاد،

130
00:07:42,109 --> 00:07:44,746
‫آخه فقط همه‌چی رو بدتر کردم.

131
00:07:44,747 --> 00:07:46,534
‫رو چه حساب؟

132
00:07:46,535 --> 00:07:51,343
‫اگه من نگفته بودم...
‫اصلا نمی‌رفت...

133
00:07:53,353 --> 00:07:55,561
‫دیگه نمی‌خوام به یاد بیارم!

134
00:07:56,077 --> 00:07:57,704
‫وایستا ویکتور!

135
00:08:02,955 --> 00:08:05,392
‫نه، کمکی از دست من برنمیاد.
‫نمی‌تونم به هیچ‌کس کمک کنم.

136
00:08:05,393 --> 00:08:07,060
‫شرمنده‌ام.

137
00:08:10,816 --> 00:08:13,066
‫الان چی شد؟

138
00:08:13,067 --> 00:08:14,568
‫- وقتی دستش رو گرفتی، چی شد؟
‫- سلام!

139
00:08:14,569 --> 00:08:16,403
‫نمی‌دونم.

140
00:08:16,404 --> 00:08:20,991
‫سلام، باید برین درمانگاه.

141
00:08:20,992 --> 00:08:22,409
‫جولی تو جنگل حالش بد شده.

142
00:08:22,410 --> 00:08:23,451
‫چی؟

143
00:08:23,452 --> 00:08:24,663
‫آره.

144
00:08:29,418 --> 00:08:30,990
‫خیلی‌خب، حالا اینجا رو نگاه کن.

145
00:08:30,991 --> 00:08:32,586
‫مردمکت رو معاینه کنم.

146
00:08:32,587 --> 00:08:34,963
‫خوبه.

147
00:08:34,964 --> 00:08:36,673
‫حالش خوبه؟

148
00:08:36,674 --> 00:08:40,093
‫خب، من آسیبی تشخیص نمی‌دم،
‫پس خوبه دیگه.

149
00:08:40,094 --> 00:08:42,929
‫خودم دارم می‌گم چیزیم نیست.

150
00:08:42,930 --> 00:08:45,599
‫دیدی؟
‫جای نگرانی نبود، خب؟

151
00:08:45,600 --> 00:08:46,766
‫بیا.

152
00:08:46,767 --> 00:08:49,019
‫- این رو بخور.
‫- مرسی.

153
00:08:49,020 --> 00:08:50,661
‫خب جولی، می‌شه دوباره بهم بگی...

154
00:08:50,662 --> 00:08:51,815
‫دقیقا چی شده بود؟

155
00:08:53,358 --> 00:08:55,483
‫چیز خاصی نشد.

156
00:08:55,484 --> 00:08:59,160
‫رفته بودیم دم اون خرابه،

157
00:08:59,161 --> 00:09:01,531
‫من رفتم توش
‫و یهو بیهوش شدم.

158
00:09:01,532 --> 00:09:04,784
‫چیز دیگه‌ای یادت نیست؟

159
00:09:04,785 --> 00:09:08,163
‫خواب خیلی عجیبی دیدم.

160
00:09:08,164 --> 00:09:09,832
‫همین.

161
00:09:13,212 --> 00:09:15,190
‫خیلی‌خب، ترجیح می‌دم
‫تا صبح اینجا بمونی،

162
00:09:15,191 --> 00:09:16,803
‫البته اگه شما مشکلی ندارین.

163
00:09:16,804 --> 00:09:18,465
‫- باشه، باشه، مشکلی نیست.
‫- باشه.

164
00:09:18,466 --> 00:09:21,134
‫خیلی‌خب، یه‌کم تنهاتون می‌ذاریم.

165
00:09:21,780 --> 00:09:23,658
‫ممنون.

166
00:09:34,566 --> 00:09:36,697
‫تو و ایتان اونجا چیکار می‌کردین؟

167
00:09:40,280 --> 00:09:42,656
‫مسخره‌بازی بود. داشتیم...

168
00:09:42,657 --> 00:09:45,158
‫دیروز با رندال رفته بودم جنگل...

169
00:09:45,159 --> 00:09:46,498
‫و بعدش به اون خرابه رسیدیم...

170
00:09:46,499 --> 00:09:48,495
‫عه، عه، عه، عه. با...

171
00:09:48,496 --> 00:09:50,212
‫با رندال رفته بودی؟

172
00:09:50,213 --> 00:09:51,816
‫ببین بابا، از اون خبرها نیست.

173
00:09:51,817 --> 00:09:52,709
‫جولی؟

174
00:09:53,919 --> 00:09:55,513
‫سلام مامان.

175
00:09:55,514 --> 00:09:56,758
‫چی شده؟
‫حالت خوبه؟

176
00:09:56,759 --> 00:09:59,349
‫- آره. آره، خوبه.
‫- من الان میام.

177
00:09:59,350 --> 00:10:00,840
‫خیلی‌خب.

178
00:10:00,841 --> 00:10:02,256
‫چی شده؟
‫چیزیت شده؟

179
00:10:02,257 --> 00:10:04,095
‫نه.
‫یه کوچولو بیهوش شدم.

180
00:10:04,096 --> 00:10:05,697
‫«یه کوچولو» یعنی چی؟

181
00:10:05,698 --> 00:10:07,070
‫چیزی نیست.

182
00:10:22,447 --> 00:10:23,864
‫آخ! بی‌خیال دیگه!

183
00:10:27,244 --> 00:10:30,079
‫وای!

184
00:10:35,043 --> 00:10:37,127
‫وای!

185
00:10:37,128 --> 00:10:39,213
‫رندال، اینجایی؟

186
00:10:49,521 --> 00:10:50,980
‫کاری از دستم برمیاد؟

187
00:10:52,644 --> 00:10:55,395
‫تو و جولی تو جنگل چیکار می‌کردین؟

188
00:10:55,396 --> 00:10:58,398
‫خودش بهت گفته تو جنگل چیکار می‌کردیم؟

189
00:10:58,399 --> 00:11:00,151
‫من دارم از تو می‌پرسم.

190
00:11:02,329 --> 00:11:04,323
‫ببین، اگه الان اومدی
‫ادای بابای ترسناک رو دربیاری،

191
00:11:04,348 --> 00:11:05,949
‫من حال و حوصله ندارم، خب؟

192
00:11:05,950 --> 00:11:10,076
‫بعد از بلایی که سر خودت،
‫ماریل و جولی اومد...

193
00:11:10,077 --> 00:11:12,245
‫اصلا ازش صحبت نمی‌کنه.

194
00:11:12,246 --> 00:11:15,290
‫می‌دونم تجربیاتی داره که...

195
00:11:15,291 --> 00:11:18,960
‫از درک من خارجه،
‫ولی با خودم گفتم شاید تو درک کنی.

196
00:11:18,961 --> 00:11:22,549
‫داشتم بهش رانندگی یاد می‌دادم.

197
00:11:23,925 --> 00:11:26,880
‫- چی؟
‫- گفت گواهی‌نامه‌اش رو...

198
00:11:26,881 --> 00:11:28,914
‫نگرفته، ما هم ون خانه اجتماعات رو برداشتیم.

199
00:11:28,915 --> 00:11:30,638
‫من...

200
00:11:30,639 --> 00:11:33,977
‫از یه چیزی ترسیدم
‫و از تو جنگل سر در آوردیم.

201
00:11:35,187 --> 00:11:37,270
‫خرابه‌ای که دیدین چی بود؟

202
00:11:37,271 --> 00:11:40,457
‫ببین، نمی‌خوام بی‌شعور بازی دربیارم،

203
00:11:40,458 --> 00:11:43,318
‫ولی من مشکلات خودم رو دارم، خب؟

204
00:11:43,319 --> 00:11:46,446
‫می‌خوای توضیح بدم چی به سرمون اومده؟
‫خب، نمی‌تونم.

205
00:11:46,447 --> 00:11:48,808
‫نمی‌دونم جریان اون خرابه کثافت چیه،

206
00:11:48,809 --> 00:11:51,126
‫ولی بهش گفتم دوباره نره اونجا.

207
00:11:51,127 --> 00:11:52,472
‫چرا؟

208
00:11:54,977 --> 00:11:57,894
‫چون...

209
00:11:58,125 --> 00:12:00,126
‫یه جای کارش می‌لنگید.

210
00:12:00,127 --> 00:12:02,128
‫کجاش؟

211
00:12:02,129 --> 00:12:04,130
‫می‌لنگید دیگه جیم.

212
00:12:04,131 --> 00:12:06,341
‫همین‌قدر می‌دونم.

213
00:12:06,342 --> 00:12:08,178
‫تموم شد؟

214
00:12:14,101 --> 00:12:15,936
‫به نظر من...

215
00:12:20,261 --> 00:12:23,513
‫برو ون رو بردار
‫و به بچه‌ات رانندگی یاد بده،

216
00:12:23,818 --> 00:12:25,946
‫آخه کار دیگه‌ای از دستت برنمیاد.

217
00:12:27,742 --> 00:12:30,743
‫هیچ‌کدوممون جون سالم
‫از اینجا به در نمی‌بریم.

218
00:12:30,991 --> 00:12:33,412
‫من این حرف رو قبول نمی‌کنم.

219
00:12:35,958 --> 00:12:37,876
‫خوش به حالت.

220
00:12:40,711 --> 00:12:41,628
‫وای.

221
00:12:43,588 --> 00:12:44,587
‫خیلی‌خب.

222
00:12:44,588 --> 00:12:46,005
‫آره.

223
00:12:46,006 --> 00:12:47,228
‫آروم باش.

224
00:12:47,229 --> 00:12:49,386
‫چیزیم نیست. چیزیم نیست.

225
00:12:53,106 --> 00:12:54,856
‫خیلی‌خب، باید بریم درمانگاه.

226
00:12:54,881 --> 00:12:57,267
‫گفتم چیزیم نیست.

227
00:12:57,268 --> 00:12:58,973
‫داره غروب می‌شه.

228
00:12:58,974 --> 00:13:01,020
‫باید زنگم رو بزنم.

229
00:13:01,021 --> 00:13:04,190
‫خیلی‌خب.

230
00:13:04,191 --> 00:13:07,444
‫باشه. خیلی‌خب.
‫بابا، داری به زور راه می‌ری.

231
00:13:07,445 --> 00:13:09,742
‫حب؟ یه چیزیت هست.
‫نمی‌دونم چت شده...

232
00:13:09,743 --> 00:13:11,575
‫ببین، خودم می‌دونم چم شده! چـ...

233
00:13:14,327 --> 00:13:16,079
‫چی؟

234
00:13:17,539 --> 00:13:18,582
‫تف به این زندگی.

235
00:13:20,169 --> 00:13:22,213
‫آره، چند وقتی می‌شه که می‌دونم.

236
00:13:25,338 --> 00:13:28,631
‫بشین.

237
00:13:28,632 --> 00:13:31,416
‫ببین الیس، الیس، الیس.

238
00:13:31,417 --> 00:13:32,886
‫طلسمه رو برداشته.

239
00:13:32,887 --> 00:13:35,889
‫هر جایی که باشه، هر جایی که رفته باشه،
‫در امانه.

240
00:13:35,890 --> 00:13:37,934
‫خب؟ آروم باش.

241
00:13:39,311 --> 00:13:42,772
‫بشین.
‫باید صحبت کنیم.

242
00:13:44,965 --> 00:13:46,175
‫آره دیگه.

243
00:14:16,933 --> 00:14:18,933
‫امشب اینجا جمع شدیم...

244
00:14:18,958 --> 00:14:22,077
‫تا سالگرد خیلی عزیزی رو
‫گرامی بداریم.

245
00:14:22,102 --> 00:14:25,068
‫دقیقا یه سال پیش...

246
00:14:25,069 --> 00:14:29,317
‫فاطمه ناز و مهربونمون
‫وارد زندگیمون شد.

247
00:14:29,318 --> 00:14:31,633
‫بعضی‌هاتون اون موقع اینجا بودین.

248
00:14:31,634 --> 00:14:34,989
‫خیلی‌هاتون بعدش اومدین؛

249
00:14:34,990 --> 00:14:40,036
‫ولی همه‌تون باهاش آشنا شدین
‫و بابت مهربونیش،

250
00:14:40,037 --> 00:14:44,457
‫قدرتش و ذکاوتش...

251
00:14:44,458 --> 00:14:45,806
‫عاشقش شدین...

252
00:14:45,807 --> 00:14:46,710
‫گلش رو یادت نره!

253
00:14:50,324 --> 00:14:53,990
‫قطعا گلش هم مزید بر علته.

254
00:14:54,958 --> 00:14:57,475
‫گلخونه‌مون قبلا اصلا
‫به این خوش‌بویی نبود.

255
00:14:59,975 --> 00:15:02,005
‫بی‌شوخی، حقیقت از این قراره...

256
00:15:02,006 --> 00:15:04,305
‫که تو باعث شدی این جعبه قدیمی
‫و زوار در رفته...

257
00:15:04,306 --> 00:15:06,106
‫یه‌کم بیشتر جو خونه داشته باشه.

258
00:15:07,770 --> 00:15:10,772
‫سالگردت مبارک عزیز دلم.

259
00:15:18,857 --> 00:15:20,690
‫بچه‌ها خوابن؟

260
00:15:20,911 --> 00:15:24,357
‫آره.
‫ایتان بالاخره خوابش برد.

261
00:15:24,358 --> 00:15:27,250
‫می‌تونستم پیش جولی بمونم.

262
00:15:27,251 --> 00:15:30,169
‫بهتر بود ایتان رو برمی‌گردوندیم خونه.

263
00:15:30,170 --> 00:15:32,589
‫اون‌جوری که خوش نمی‌گذشت.
‫بی‌خیال.

264
00:15:32,791 --> 00:15:34,752
‫مهمونی شبانه خیلی حال می‌ده.

265
00:15:40,974 --> 00:15:43,516
‫من اخیرا خیلی خوب عمل نکردم.

266
00:15:43,517 --> 00:15:46,103
‫وای جیم، عیبی نداره.
‫تو...

267
00:15:46,104 --> 00:15:47,897
‫بذار حرفم رو تموم کنم.

268
00:15:54,029 --> 00:15:57,697
‫می‌دونم می‌خوای
‫از ساز و کار اینجا...

269
00:15:57,698 --> 00:15:59,075
‫و وقایع اخیر سر در بیاری.

270
00:16:01,953 --> 00:16:04,579
‫اگه ذره‌ای احتمال داشته باشه
‫به خونه رفتنمون ختم بشه،

271
00:16:04,580 --> 00:16:07,917
‫من پایه‌ام.

272
00:16:10,003 --> 00:16:12,629
‫همه‌جوره پایه‌ام.

273
00:16:12,630 --> 00:16:15,467
‫دیگه شک نمی‌کنم،
‫دیگه مقاومت نمی‌کنم.

274
00:16:23,308 --> 00:16:26,059
‫جولی یه چیزی رو ازمون پنهان کرده.

275
00:16:26,060 --> 00:16:27,312
‫می‌دونم.

276
00:16:29,689 --> 00:16:32,940
‫چند وقته می‌دونی؟

277
00:16:32,941 --> 00:16:36,446
‫قبل از جنگل رفتنم با سارا شروع شد.

278
00:16:43,244 --> 00:16:44,452
‫کس دیگه‌ای هم می‌دونه؟

279
00:16:44,453 --> 00:16:47,080
‫آره، کریستی.

280
00:16:47,081 --> 00:16:48,458
‫کنی.

281
00:16:50,227 --> 00:16:52,097
‫ببین، نمی‌خواستم نگرانت کنم.

282
00:16:52,122 --> 00:16:55,799
‫- باید بهم می‌گفتی.
‫- الان دارم می‌گم دیگه.

283
00:17:03,848 --> 00:17:06,265
‫قبلا هم این‌جوری شده بودی؟

284
00:17:06,266 --> 00:17:07,266
‫چـ...

285
00:17:07,267 --> 00:17:08,476
‫آره، پات رو می‌گم.

286
00:17:08,477 --> 00:17:09,729
‫نه.

287
00:17:12,607 --> 00:17:14,816
‫یعنی داره بدتر می‌شه.

288
00:17:14,817 --> 00:17:17,320
‫آره، ظاهرا.

289
00:17:18,477 --> 00:17:20,394
‫باید یه چیز...

290
00:17:21,090 --> 00:17:23,134
‫یه چیز دیگه رو هم بهت بگم.

291
00:17:25,337 --> 00:17:27,089
‫چیه؟

292
00:17:29,624 --> 00:17:34,671
‫با تیان‌چن که تو طویله بودم...

293
00:17:36,381 --> 00:17:39,632
‫مجبورم کردن تماشا کنم.

294
00:17:39,633 --> 00:17:41,959
‫مجبورم کردن مرگش رو...

295
00:17:41,960 --> 00:17:44,764
‫تماشا کنم.

296
00:17:45,986 --> 00:17:47,807
‫کلا هدفشون این بود که...

297
00:17:47,808 --> 00:17:51,354
‫گفتن می‌خوان من رو
‫از پا در بیارن.

298
00:17:54,232 --> 00:17:55,692
‫یا خدا.

299
00:17:56,901 --> 00:18:00,864
‫شاید این ماجرا فاطمه و بچه هم...

300
00:18:02,157 --> 00:18:05,867
‫نه بابا، به تو ربطی نداره.

301
00:18:05,868 --> 00:18:08,578
‫ولی از کجا معلوم؟
‫از کجا؟

302
00:18:08,579 --> 00:18:10,492
‫ما از هیچی خبر نداریم،

303
00:18:10,493 --> 00:18:12,673
‫الان هم تیلی مرده،

304
00:18:12,674 --> 00:18:15,084
‫فاطمه یه‌جایی واسه خودشه...

305
00:18:15,529 --> 00:18:18,490
‫و من همین‌جا دست رو دست گذاشتم.

306
00:18:19,841 --> 00:18:22,383
‫حالت خوبه بوید؟

307
00:18:22,384 --> 00:18:24,385
‫تف به این زندگی.

308
00:18:24,386 --> 00:18:26,386
‫چی گفتی؟

309
00:18:26,387 --> 00:18:27,680
‫- بابا، نه.
‫- ها؟

310
00:18:27,681 --> 00:18:29,551
‫- آروم باش بابا.
‫- نه. وایستا. ها؟

311
00:18:31,383 --> 00:18:34,687
‫دهن کثیفت رو ببند.
‫دهنت رو ببند پدرسگ!

312
00:18:34,688 --> 00:18:37,974
‫عه، بی‌خیال بابا، فقط...
‫عه، می‌خوای... پشم‌هام!

313
00:18:37,975 --> 00:18:39,986
‫از دم پنجره بیا کنار.

314
00:18:41,613 --> 00:18:43,907
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫خیلی‌خب.

315
00:19:20,026 --> 00:19:21,778
‫چیه؟

316
00:19:26,866 --> 00:19:28,785
‫نه.

317
00:19:30,370 --> 00:19:33,246
‫نه، بس کنین! بس کنین!

318
00:19:33,247 --> 00:19:37,193
‫نه! نه، نه، نه، نه، نه!

319
00:19:39,587 --> 00:19:43,172
‫نه، بس کنین! بس کنین!
‫بس کنین!

320
00:19:43,173 --> 00:19:46,886
‫دست از سرم بردارین!

321
00:19:47,726 --> 00:19:50,306
‫دست از سرم بردارین!

322
00:20:44,841 --> 00:20:46,424
‫وای.

323
00:20:46,449 --> 00:20:47,572
‫اینجا رو باش.

324
00:20:49,490 --> 00:20:53,241
‫بهت که گفتم اگه غذا بخوری،
‫همه‌چی سریع‌تر پیش می‌ره.

325
00:20:53,242 --> 00:20:56,078
‫بچه سه‌سوته به دنیا میاد.

326
00:20:56,079 --> 00:20:58,290
‫راستش، احتمالا بهتر باشه
‫این رو بپوشی.

327
00:20:58,291 --> 00:21:00,019
‫اون لباس‌ها به زودی برات تنگ می‌شن.

328
00:21:00,020 --> 00:21:01,348
‫امیدوارم بد نباشه.

329
00:21:01,349 --> 00:21:02,962
‫مجبور شدم از انبار اصلی بردارم.

330
00:21:02,963 --> 00:21:05,460
‫نمی‌خواستم خطر کنم
‫و تو اتاق خودت برم.

331
00:21:08,468 --> 00:21:10,885
‫می‌شه کمکم کنی بلند شم؟

332
00:21:10,886 --> 00:21:12,872
‫آره. معلومه.

333
00:21:14,744 --> 00:21:16,223
‫وای!

334
00:21:16,224 --> 00:21:17,226
‫آخ!

335
00:21:19,714 --> 00:21:21,604
‫نه، نه! نه فاطمه، وایستا!

336
00:21:21,605 --> 00:21:24,857
‫نه! نه! الجین!
‫وایستا! نه! الجین!

337
00:21:24,858 --> 00:21:29,195
‫کمک کنین! کمک کنین!
‫کمک کنین!

338
00:21:29,196 --> 00:21:31,455
‫نباید بی‌خبر بزنی بیرون.
‫ممکنه هر جایی باشه.

339
00:21:31,456 --> 00:21:33,113
‫خب، اگه اینجا دست رو دست بذارم
‫که پیداش نمی‌کنم.

340
00:21:33,114 --> 00:21:34,700
‫خیلی‌خب، پس آدم‌های بیشتری
‫جمع می‌کنیم.

341
00:21:34,701 --> 00:21:36,703
‫- گروه تجسس تشکیل می‌دیم.
‫- چه‌جوری؟

342
00:21:36,704 --> 00:21:40,093
‫چه‌جوری؟ دانا می‌خواد به کل شهر بگه
‫فاطمه چیکار کرده.

343
00:21:40,094 --> 00:21:42,333
‫واقعا خیال کردی وقتی مردم
‫خبردار بشن،

344
00:21:42,334 --> 00:21:43,418
‫به صف می‌شن که کمک کنن؟

345
00:21:43,419 --> 00:21:44,814
‫با دانا صحبت می‌کنم.

346
00:21:44,815 --> 00:21:46,258
‫خیلی‌خب، عالیه.
‫بهم بگو چی شد.

347
00:21:46,259 --> 00:21:48,422
‫الیس! گوش کن!

348
00:21:48,423 --> 00:21:50,944
‫ببخشید. نمی‌خواستم مزاحم بشم،

349
00:21:50,945 --> 00:21:53,135
‫ولی گمون کنم مسئله خیلی مهمی باشه.

350
00:21:53,136 --> 00:21:55,554
‫عیبی نداره.
‫چی شده؟

351
00:21:55,555 --> 00:21:57,642
‫حال فاطمه خوبه؟

352
00:21:59,477 --> 00:22:02,326
‫گم شده، مگه نه؟

353
00:22:02,327 --> 00:22:04,129
‫تو چی می‌دونی زنیکه عوضی؟

354
00:22:04,130 --> 00:22:06,732
‫- نه، تو چی می‌دونی...
‫- عه! عه، عه!

355
00:22:06,733 --> 00:22:08,152
‫بسه دیگه!

356
00:22:10,530 --> 00:22:12,738
‫آروم باش.

357
00:22:12,739 --> 00:22:14,283
‫چی شده؟

358
00:22:15,866 --> 00:22:18,034
‫چیزی نیست.

359
00:22:19,956 --> 00:22:23,505
‫واسه اولین بار بعد از اون خرابه،

360
00:22:23,506 --> 00:22:25,491
‫دیشب صداهاشون رو شنیدم.

361
00:22:26,587 --> 00:22:28,421
‫چی گفتن؟

362
00:22:28,422 --> 00:22:31,590
‫گفتن فاطمه خودش نرفته،
‫یه چیزی فاطمه رو دزدیده.

363
00:22:31,591 --> 00:22:33,136
‫وایستا ببینم. چی؟

364
00:22:34,595 --> 00:22:37,513
‫می‌خوان بدونین همین حوالیه.

365
00:22:37,514 --> 00:22:39,142
‫ترسیده.

366
00:22:40,435 --> 00:22:42,268
‫داشتن می‌خندیدن.

367
00:22:42,269 --> 00:22:44,520
‫- چرا؟
‫- چون...

368
00:22:44,521 --> 00:22:46,524
‫می‌دونن به موقع پیداش نمی‌کنین.

369
00:22:49,277 --> 00:22:51,654
‫می‌خوان بدونین نمی‌تونین نجاتش بدین.

370
00:22:59,250 --> 00:23:00,668
‫این دیگه چه کاریه؟

371
00:23:08,500 --> 00:23:11,674
‫چه غلطی می‌کنه؟
‫یا خدا.

372
00:23:13,176 --> 00:23:15,956
‫ویکتور؟ ویکتور!
‫چیکار می‌کنی؟

373
00:23:15,957 --> 00:23:17,682
‫کل این وسایل...

374
00:23:19,264 --> 00:23:22,850
‫کل این وسایل رو نگه داشتم،
‫چون خیال می‌کردم به دردمون می‌خورن!

375
00:23:22,851 --> 00:23:25,811
‫ولی فقط اذیتمون می‌کنن!

376
00:23:25,812 --> 00:23:29,148
‫می‌خوام گم بشن!
‫همه‌شون گم بشن!

377
00:23:29,149 --> 00:23:31,029
‫ویکتور...
‫وایستا، یه لحظه...

378
00:23:31,030 --> 00:23:33,157
‫یه لحظه وایستا!
‫وایستا ببینم. ویکتور!

379
00:23:33,158 --> 00:23:35,321
‫- عه، سلام. چی شده؟
‫- برو کنار.

380
00:23:35,322 --> 00:23:36,530
‫اول آروم باش.

381
00:23:36,531 --> 00:23:38,103
‫گفتم برو کنار!

382
00:23:38,104 --> 00:23:39,577
‫خیلی‌خب، باشه. بیا.

383
00:23:41,412 --> 00:23:43,245
‫ویکتور! وایستا! عه، وایستا!

384
00:23:43,246 --> 00:23:44,761
‫- وایستا، وایستا، وایستا، وایستا!
‫- آهای!

385
00:23:47,752 --> 00:23:49,384
‫ویکتور!

386
00:23:49,385 --> 00:23:52,260
‫ویکتور، جریان چیه؟
‫وایستا! چـ...

387
00:23:52,261 --> 00:23:53,506
‫- عه، عه!
‫- ویکتور!

388
00:23:53,507 --> 00:23:54,668
‫یا خدا!

389
00:23:54,669 --> 00:23:56,884
‫بذارش کنار.

390
00:23:56,885 --> 00:24:00,096
‫- بلایی سر کسی نمیارم.
‫- خیلی‌خب، باشه.

391
00:24:00,243 --> 00:24:01,883
‫پس بذارش کنار.

392
00:24:03,017 --> 00:24:04,725
‫لازمش دارم.

393
00:24:04,726 --> 00:24:05,985
‫داری بقیه رو می‌ترسونی.

394
00:24:05,986 --> 00:24:09,021
‫نه‌خیر.
‫باید هم بترسن.

395
00:24:09,022 --> 00:24:11,107
‫باید بیشتر بترسن.

396
00:24:11,108 --> 00:24:12,756
‫ویکتور، خواهش می‌کنم.

397
00:24:12,757 --> 00:24:14,452
‫خیلی... خیلی...

398
00:24:14,453 --> 00:24:19,949
‫خیلی احمق بودم!

399
00:24:19,950 --> 00:24:21,367
‫آره، خیلی...

400
00:24:21,368 --> 00:24:24,252
‫فقط... خواهش می‌کنم ولم کنین.
‫خواهش می‌کنم!

401
00:24:24,253 --> 00:24:26,539
‫اگه بگی می‌خوای با تبره چیکار کنی،
‫ولت می‌کنیم.

402
00:24:26,540 --> 00:24:29,669
‫می‌خوام برم یه درخت رو قطع کنم.

403
00:24:37,611 --> 00:24:39,344
‫من برمی‌گردم خونه.

404
00:24:39,369 --> 00:24:41,377
‫نه، بیا.
‫باید یه چیزی بخوری.

405
00:24:41,378 --> 00:24:42,555
‫بیا.

406
00:24:42,556 --> 00:24:44,890
‫سلام بچه‌ها.

407
00:24:44,891 --> 00:24:47,146
‫خوشحالم که می‌بینم اینجا دوباره راه افتاده.

408
00:24:47,147 --> 00:24:49,728
‫هوم. یه‌کم کمک داشتم.

409
00:24:49,729 --> 00:24:52,941
‫این کوچولو خیلی تو تمیزکاری
‫و مرتب کردن کمکم کرد.

410
00:24:52,942 --> 00:24:55,568
‫هر وقت خواستی بیای کمکم کنی،

411
00:24:55,569 --> 00:24:56,920
‫خیلی خوشحال می‌شم.

412
00:24:56,921 --> 00:24:58,438
‫خب، شنیدی چی گفت؟

413
00:24:58,439 --> 00:25:00,072
‫هوم؟

414
00:25:00,073 --> 00:25:02,345
‫راستش، کنی خیلی هوام رو داشت.

415
00:25:02,346 --> 00:25:03,657
‫هوم.

416
00:25:03,658 --> 00:25:04,867
‫گمون کنم براش سخت بود...

417
00:25:04,868 --> 00:25:07,376
‫که ببینه اینجا همیشه خالیه.

418
00:25:07,377 --> 00:25:09,290
‫بعد از بلایی که سر تیلی اومد،

419
00:25:09,291 --> 00:25:11,674
‫به نظرم مردم به جایی
‫که عادی جلوه کنه نیاز دارن.

420
00:25:11,675 --> 00:25:13,525
‫- آره.
‫- آره، معلومه.

421
00:25:13,526 --> 00:25:15,377
‫قاتلش رو پیدا نکردن؟

422
00:25:15,378 --> 00:25:16,716
‫هنوز نه.

423
00:25:18,009 --> 00:25:19,730
‫بفرمایین... بخورین.

424
00:25:19,731 --> 00:25:21,092
‫- باشه.
‫- یه چیزی بردارین.

425
00:25:21,093 --> 00:25:23,973
‫- من چندتا بشقاب برمی‌دارم.
‫- باشه.

426
00:25:28,769 --> 00:25:30,730
‫دستم بنده.

427
00:25:31,898 --> 00:25:33,733
‫منم، بوید.

428
00:25:35,523 --> 00:25:37,357
‫بیا تو.

429
00:25:39,298 --> 00:25:44,581
‫ببین، ببین، می‌دونم از دستم ناراحتی،
‫خیلی‌خب،

430
00:25:44,606 --> 00:25:45,451
‫ولی باید یه چیزی رو...

431
00:25:45,452 --> 00:25:47,036
‫به کسی نمی‌گم...

432
00:25:47,037 --> 00:25:49,622
‫فاطمه چیکار کرده،

433
00:25:49,623 --> 00:25:53,042
‫آخه خودش، روحیاتش
‫و خوش‌روییش...

434
00:25:53,043 --> 00:25:57,463
‫واسه همه خیلی عزیزه.

435
00:25:57,464 --> 00:26:00,009
‫گمون نکنم بقیه بتونن هضمش کنن.

436
00:26:02,453 --> 00:26:04,955
‫گمون نکنم خودم بتونم هضمش کنم.

437
00:26:06,485 --> 00:26:07,653
‫نیست.

438
00:26:08,744 --> 00:26:10,828
‫چی/

439
00:26:11,237 --> 00:26:15,323
‫تو یه کلبه خارج از شهر
‫مستقرش کرده بودم.

440
00:26:15,565 --> 00:26:19,318
‫خودم و الیس دیشب رفتیم اونجا، ولی نبود.

441
00:26:19,319 --> 00:26:22,154
‫رفته؟

442
00:26:22,155 --> 00:26:25,658
‫صداهایی که سارا می‌شنوه...

443
00:26:25,659 --> 00:26:27,993
‫گفتن یه چیزی فاطمه رو دزدیده.

444
00:26:27,994 --> 00:26:30,265
‫گفتن همین حوالیه،

445
00:26:30,266 --> 00:26:33,332
‫ولی نمی‌تونیم به موقع نجاتش بدیم.

446
00:26:33,333 --> 00:26:36,128
‫گفت صداها می‌خندیدن.

447
00:26:37,797 --> 00:26:39,548
‫ریدم به این شهر.

448
00:26:41,300 --> 00:26:44,428
‫زنگت رو بزن.
‫جلسه می‌ذاریم.

449
00:26:50,601 --> 00:26:52,518
‫چی میل دارین؟

450
00:26:52,519 --> 00:26:54,353
‫چیه؟
‫غذات رو دوست نداری؟

451
00:26:54,354 --> 00:26:57,130
‫دلتنگ پنکیک‌های تیان‌چنم.

452
00:26:58,276 --> 00:26:59,692
‫عه، کجا می‌ری؟

453
00:26:59,693 --> 00:27:01,612
‫می‌رم مستراح.

454
00:27:05,366 --> 00:27:08,284
‫خیال می‌کنه تقصیر اونه
‫که من این‌جوری شدم.

455
00:27:08,285 --> 00:27:10,077
‫آخه چرا؟

456
00:27:10,078 --> 00:27:12,079
‫چون ازش پرسیدم چیکار کنم،

457
00:27:12,080 --> 00:27:14,258
‫پرسیدم برم تو خرابه یا نه.

458
00:27:14,259 --> 00:27:16,917
‫می‌دونم کارم مسخره بود. آخه...

459
00:27:16,918 --> 00:27:19,586
‫انگار خیلی...

460
00:27:19,587 --> 00:27:22,233
‫شبیه داستان‌هایی بود
‫که همیشه برامون می‌گفت،

461
00:27:22,234 --> 00:27:26,385
‫من هم ترسیده بودم
‫و نمی‌دونستم دیگه از کی بپرسم.

462
00:27:26,386 --> 00:27:27,553
‫ضمنا، توهین نباشه، ولی این...

463
00:27:27,554 --> 00:27:29,045
‫صبحانه خانوادگی به ظاهر بی‌نقص...

464
00:27:29,046 --> 00:27:30,931
‫معلومه از کجا بلند می‌شه، ولی...

465
00:27:30,932 --> 00:27:32,319
‫هیچی رو بهتر نمی‌کنه.

466
00:27:32,320 --> 00:27:34,144
‫فقط همه‌چی رو بدتر می‌کنه.

467
00:27:37,982 --> 00:27:39,346
‫آهای مردم!

468
00:27:39,347 --> 00:27:41,026
‫- بیاین.
‫- بیاین!

469
00:27:41,944 --> 00:27:43,444
‫جریان چیه؟

470
00:27:43,445 --> 00:27:45,238
‫نمی‌دونم.

471
00:27:49,243 --> 00:27:51,577
‫همه باید یه دقیقه بیان بیرون.

472
00:27:51,578 --> 00:27:52,578
‫بیاین.

473
00:27:52,579 --> 00:27:54,416
‫- بیاین.
‫- مامان؟

474
00:27:54,417 --> 00:27:55,803
‫- بیاین دیگه.
‫- جریان چیه؟

475
00:27:55,804 --> 00:27:57,636
‫شما برین. من منتظر ایتان می‌مونم.

476
00:27:57,637 --> 00:27:58,836
‫باشه.

477
00:28:02,256 --> 00:28:04,050
‫بیاین جلو. بیاین اینجا.

478
00:28:07,011 --> 00:28:09,762
‫بابا، چیکار می‌کنی؟

479
00:28:09,763 --> 00:28:11,805
‫چیزی نیست.

480
00:28:11,806 --> 00:28:13,392
‫مشکلی نیست.

481
00:28:20,820 --> 00:28:22,700
‫بیاین اینجا.

482
00:28:24,185 --> 00:28:26,605
‫خب جماعت، گوش کنین!

483
00:28:26,685 --> 00:28:31,105
‫می‌دونیم همه‌تون بعد از بلایی
‫که سر تیلی اومد، وحشت کردین.

484
00:28:31,662 --> 00:28:33,582
‫ضمنا می‌دونیم جواب می‌خواین.

485
00:28:33,607 --> 00:28:35,607
‫من هم دنبال جوابم.

486
00:28:35,682 --> 00:28:36,932
‫ولی فعلا جوابی نداریم.

487
00:28:37,313 --> 00:28:38,779
‫چی شده؟

488
00:28:38,804 --> 00:28:40,014
‫شما رو جمع کردیم تا بگیم...

489
00:28:40,039 --> 00:28:42,039
‫بیا. همه بیرونن.

490
00:28:42,064 --> 00:28:44,765
‫ببینید، ازتون کمک می‌خوایم.

491
00:28:46,446 --> 00:28:47,446
‫یعنی...

492
00:28:47,526 --> 00:28:48,816
‫سلام.

493
00:28:50,759 --> 00:28:52,439
‫فاطمه گم شده.

494
00:28:52,752 --> 00:28:54,381
‫- چی؟
‫- فاطمه گم شده؟

495
00:28:54,960 --> 00:28:56,455
‫هیچ‌کس، عه...

496
00:28:57,123 --> 00:28:59,029
‫هیچ‌کس از دیشب ندیدش.

497
00:29:00,805 --> 00:29:03,212
‫یعنی ازتون می‌خوایم
‫گروه جست‌جو تشکیل بدیم.

498
00:29:03,237 --> 00:29:06,617
‫می‌خوایم یه جماعت کل شهر،
‫هر گوشه و کنار،

499
00:29:06,711 --> 00:29:09,011
‫لای هر سوراخ سنبه‌ای رو بگردن
‫تا بتونیم پیداش کنیم.

500
00:29:09,036 --> 00:29:12,042
‫ممکنه اون چیزی که فاطمه رو برده،
‫همونی باشه که تیلی رو کشته؟

501
00:29:12,454 --> 00:29:14,164
‫معلوم نیست.

502
00:29:14,596 --> 00:29:17,751
‫ببینید، من ریز و درشت اینکه
‫دقیقا چی شد رو نمی‌دونم.

503
00:29:17,776 --> 00:29:20,425
‫فقط در این حد مطمئنم که همین نزدیکیه.

504
00:29:20,646 --> 00:29:21,726
‫از کجا مطمئنی؟

505
00:29:27,072 --> 00:29:29,351
‫چون یه چیزی که اینجاست بهمون گفته...

506
00:29:29,873 --> 00:29:31,185
‫یه چیزی که...

507
00:29:31,210 --> 00:29:34,815
‫می‌خواد بدونیم تنهاست و ترسیده.

508
00:29:35,470 --> 00:29:37,930
‫یه چیزی که فکر می‌کنه
‫ما جربزه و توان...

509
00:29:38,270 --> 00:29:39,388
‫پیدا کردنش رو نداریم.

510
00:29:39,567 --> 00:29:41,907
‫ببینید، من هم نمی‌تونم
‫برگردم به همه دستور بدم چیکار کنن.

511
00:29:41,932 --> 00:29:45,117
‫خب؟ ولی... این رو می‌بینید؟

512
00:29:46,492 --> 00:29:47,983
‫از اول که این‌ها رو نداشتیم.

513
00:29:48,710 --> 00:29:51,834
‫اون اوایل که من اومده بودم،
‫همین جانورهای توی جنگل،

514
00:29:51,859 --> 00:29:52,945
‫شب‌ها که می‌اومدن،

515
00:29:52,970 --> 00:29:55,216
‫هر کسی که دلشون می‌خواست رو
‫با خودشون می‌بردن.

516
00:29:56,048 --> 00:29:58,354
‫تمام اهالی این شهر روز به روز،

517
00:29:58,510 --> 00:30:01,010
‫ساعت به ساعت، لحظه به لحظه
‫زندگیش تحت خطر بود.

518
00:30:01,325 --> 00:30:02,317
‫ما این‌ها رو پیدا کردیم.

519
00:30:03,044 --> 00:30:06,714
‫ثابت کردیم که این شهر
‫نمی‌تونه ما رو به زانو در بیاره.

520
00:30:06,991 --> 00:30:09,751
‫حالا داره دوباره سعی می‌کنه
‫کمر ما رو خم کنه.

521
00:30:09,776 --> 00:30:14,196
‫پس تحت این شرایط می‌تونید
‫تسلیم بشید و بمیرید، یا...

522
00:30:14,338 --> 00:30:16,064
‫می‌تونیم بهش بگیم کون لقت!

523
00:30:17,172 --> 00:30:18,525
‫کون لقش!

524
00:30:20,465 --> 00:30:22,465
‫افسار زندگیمون رو پس می‌گیریم!

525
00:30:23,835 --> 00:30:26,575
‫چون می‌تونیم مقابله کنیم!

526
00:30:27,602 --> 00:30:29,352
‫قبلا با هم ثابتش کردیم،

527
00:30:29,383 --> 00:30:33,623
‫الان هم ازتون می‌خوام
‫دوباره با اتحادتون ثابتش کنید.

528
00:30:34,456 --> 00:30:36,054
‫ببینید، تصمیم با خودتونه.

529
00:30:36,334 --> 00:30:37,884
‫عقب‌نشینی هیچ خجالتی نداره.

530
00:30:38,815 --> 00:30:39,933
‫خب؟

531
00:30:40,726 --> 00:30:42,096
‫چطوری گروه‌ها رو ساماندهی کنیم؟

532
00:30:43,013 --> 00:30:45,552
‫خوبه. چون باید...

533
00:30:46,686 --> 00:30:49,066
‫همه جفتی دنبالش می‌گردن.

534
00:30:50,340 --> 00:30:51,512
‫با گروه‌های دو نفره...

535
00:30:51,537 --> 00:30:53,948
‫دنبال فاطمه می‌گردیم...

536
00:30:53,973 --> 00:30:57,314
‫و از زیر سنگ هم شده پیداش می‌کنیم، خب؟

537
00:31:00,000 --> 00:31:04,090
‫خیلی‌خب. بسیارخب.
‫بریم تو کارش. شروع می‌کنیم.

538
00:31:06,706 --> 00:31:09,296
‫من هم کمک می‌کنم. فاطمه دوستمه.

539
00:31:09,376 --> 00:31:10,706
‫من هم می‌خوام کمک کنم.

540
00:31:12,256 --> 00:31:13,466
‫باشه. من ایتان رو می‌برم.

541
00:31:13,546 --> 00:31:15,256
‫- باشه.
‫- تو جولی رو ببر.

542
00:31:15,336 --> 00:31:17,006
‫اینطوری جاهای بیشتری رو می‌تونیم بگردیم.

543
00:31:17,031 --> 00:31:18,531
‫آره. باشه.

544
00:31:18,676 --> 00:31:19,806
‫مواظب باشین.

545
00:31:20,676 --> 00:31:22,881
‫شما هم همینطور. بیا.

546
00:31:23,936 --> 00:31:25,050
‫الیس.

547
00:31:26,686 --> 00:31:27,855
‫ببین.

548
00:31:28,903 --> 00:31:31,271
‫قراره کلی سوال برای همه پیش بیاد.

549
00:31:32,013 --> 00:31:33,802
‫بهتره یکی از خودمون پیداش کنه.

550
00:31:34,517 --> 00:31:36,955
‫اگه جدا بشیم احتمالش بیشتره
‫یکی از ما پیداش کنه، خب؟

551
00:31:36,980 --> 00:31:38,116
‫باشه.

552
00:31:38,368 --> 00:31:39,695
‫ببین.

553
00:31:39,720 --> 00:31:41,430
‫قول می‌دم پیداش کنیم.

554
00:31:42,786 --> 00:31:43,786
‫باشه.

555
00:31:44,776 --> 00:31:45,862
‫کنی!

556
00:31:48,549 --> 00:31:49,537
‫بله؟

557
00:31:49,562 --> 00:31:51,362
‫ببینم، دلت می‌خواد با هم بریم؟

558
00:31:52,758 --> 00:31:53,878
‫آره، حتما.

559
00:31:54,431 --> 00:31:55,831
‫- عالی.
‫- خیلی‌خب.

560
00:31:55,913 --> 00:31:57,082
‫پس بریم.

561
00:31:58,731 --> 00:31:59,889
‫الیس.

562
00:32:00,756 --> 00:32:02,386
‫هم‌گروهی نمی‌خوای؟

563
00:32:03,636 --> 00:32:05,386
‫چرا، لطف می‌کنی.

564
00:32:05,476 --> 00:32:06,800
‫هر کاری در توانم باشه می‌کنم.

565
00:32:08,824 --> 00:32:15,824


566
00:33:19,255 --> 00:33:22,005
‫فاطمه! صدام رو می‌شنوی؟!

567
00:33:22,426 --> 00:33:24,346
‫نمی‌فهمم این بیرون چیکار می‌کنیم.

568
00:33:24,371 --> 00:33:25,781
‫کسی مجبورت نکرده کمک کنی.

569
00:33:25,806 --> 00:33:27,226
‫اگه می‌خوای برگردی خانه اجتماعات...

570
00:33:27,251 --> 00:33:29,111
‫منظورم این نبود...
‫ببین...

571
00:33:29,136 --> 00:33:31,737
‫بوید گفت یه چیزی بهتون گفته
‫که فاطمه این بیرونه.

572
00:33:31,762 --> 00:33:32,815
‫اصلا این حرف یعنی چی؟

573
00:33:32,840 --> 00:33:34,340
‫در واقع یه چیزی به سارا گفته بود.

574
00:33:34,365 --> 00:33:35,955
‫فاطمه!

575
00:33:35,980 --> 00:33:38,230
‫سارا؟ منظورت دختریه
‫که آدم بی‌گناه کشته؟

576
00:33:38,711 --> 00:33:40,171
‫سارا از جهاتی که توضیحش سخته،

577
00:33:40,196 --> 00:33:42,066
‫با این شهر ارتباط داره.

578
00:33:42,211 --> 00:33:44,168
‫یعنی همینطوری حرفش رو باور می‌کنید؟

579
00:33:44,193 --> 00:33:46,336
‫نمی‌گید نکنه سارا زده
‫تیلی و فاطمه رو کشته،

580
00:33:46,361 --> 00:33:47,861
‫بعد چرت و پرت سر هم کرده،

581
00:33:47,886 --> 00:33:50,320
‫که فاطمه یه گوشه تو جنگل گیر افتاده؟

582
00:33:50,345 --> 00:33:51,595
‫چنین اتفاقی نیفتاده.

583
00:33:52,381 --> 00:33:53,456
‫از کجا مطمئنی؟

584
00:33:53,996 --> 00:33:55,283
‫مطمئنم دیگه.

585
00:33:56,179 --> 00:33:59,731
‫باشه. پس چرا این صدای جادویی...

586
00:33:59,756 --> 00:34:01,569
‫مستقیم به سارا نمی‌گه فاطمه کجاست؟

587
00:34:01,594 --> 00:34:03,466
‫یا اصلا چرا نمی‌گه کی تیلی رو کشته؟

588
00:34:03,828 --> 00:34:05,332
‫روالش اینطوری نیست، خب؟

589
00:34:05,357 --> 00:34:07,607
‫پس جوری توضیح بده که بفهمم.

590
00:34:08,102 --> 00:34:09,675
‫چون تو از یه چیزی خبر داری.

591
00:34:09,936 --> 00:34:11,846
‫یه چیزی می‌دونی که بهم نمی‌گی.

592
00:34:11,871 --> 00:34:15,371
‫اصلا شما جماعت رو درک نمی‌کنم.
‫من پلیس خوبی‌ام.

593
00:34:15,971 --> 00:34:18,068
‫می‌تونم بهتون کمک کنم.
‫فقط کافیه...

594
00:34:18,093 --> 00:34:20,652
‫اگه چیکار کنم؟ اگه برات توضیح بدم
‫این شهر به چند روش و ترفند...

595
00:34:20,677 --> 00:34:22,757
‫کاری می‌کنه روح و روانت از هم بپاشه؟

596
00:34:24,117 --> 00:34:27,941
‫وقت کلاس درس گذاشتن
‫واسه جنابعالی ندارم، خب؟

597
00:34:28,231 --> 00:34:31,403
‫فاطمه این بیرونه. باید پیداش کنیم...

598
00:34:33,438 --> 00:34:36,053
‫چون واسه مردم این شهر عزیزه.

599
00:34:38,266 --> 00:34:40,537
‫چون... واسه خودم عزیزه.

600
00:34:41,830 --> 00:34:44,916
‫اگه می‌خوای باور کنم
‫که کارت رو خوب بلدی،

601
00:34:44,941 --> 00:34:46,585
‫ازت می‌خوام بهم اعتماد کنی.

602
00:34:47,261 --> 00:34:48,971
‫می‌خوام بهم کمک کنی.

603
00:34:49,691 --> 00:34:51,047
‫از پسش بر میای؟

604
00:34:53,774 --> 00:34:54,894
‫آره.

605
00:34:55,186 --> 00:34:56,204
‫خوبه.

606
00:34:57,226 --> 00:34:59,931
‫اوضاع که ختم به خیر شد صحبت می‌کنیم، باشه؟

607
00:35:01,755 --> 00:35:02,792
‫باشه.

608
00:35:02,816 --> 00:35:03,977
‫فاطمه!

609
00:35:05,549 --> 00:35:06,794
‫فاطمه!

610
00:35:09,748 --> 00:35:11,818
‫خب، پس رفتی خانه اجتماعات زندگی کنی؟

611
00:35:12,482 --> 00:35:13,528
‫آره.

612
00:35:14,996 --> 00:35:17,416
‫تو فکرش بودم بیام بهت سر بزنم.

613
00:35:17,441 --> 00:35:18,611
‫فقط، عه...

614
00:35:18,746 --> 00:35:20,869
‫اشکال نداره. تو هم...

615
00:35:21,976 --> 00:35:24,407
‫فعلا دغدغه‌های مهم‌تری داری.

616
00:35:24,432 --> 00:35:26,611
‫آره، دغدغه که هیچ‌وقت تمومی نداره.

617
00:35:26,636 --> 00:35:27,546
‫آره.

618
00:35:27,995 --> 00:35:29,486
‫ببین کنی.

619
00:35:29,902 --> 00:35:33,381
‫متوجه شدم که اوضاع بین ما...

620
00:35:34,986 --> 00:35:36,656
‫هیچ‌وقت قرار نیست عین قدیم بشه.

621
00:35:36,681 --> 00:35:38,011
‫- بوید، لازم نیست...
‫- نه، عه...

622
00:35:38,258 --> 00:35:40,180
‫در مورد کاری که سارا کرد
‫بهت دروغ گفته بودم،

623
00:35:40,597 --> 00:35:42,581
‫در مورد مرگ بابات دروغ گفتم.
‫مطمئنم که ته دلت...

624
00:35:42,606 --> 00:35:44,059
‫هیچ‌وقت قرار نیست من رو ببخشی.

625
00:35:44,446 --> 00:35:45,906
‫مسئول این شهر بودن...

626
00:35:45,931 --> 00:35:48,421
‫باعث می‌شه آدم تصمیماتی بگیره...

627
00:35:48,446 --> 00:35:49,746
‫که بر خلاف میل باطنیشه.

628
00:35:49,771 --> 00:35:52,971
‫ولی توانایی در تصمیم‌گیری...

629
00:35:52,996 --> 00:35:55,412
‫مرگ و زندگی اهالی این شهر رو رقم می‌زنه.

630
00:35:56,346 --> 00:35:58,165
‫منظـ... منظورت چیه؟

631
00:35:59,152 --> 00:36:02,190
‫حال و احوالم داره بدتر می‌شه.
‫پارکینسونم رو می‌گم.

632
00:36:02,849 --> 00:36:04,679
‫دیروز پام بی‌حس شد. نزدیک بود...

633
00:36:05,046 --> 00:36:06,379
‫نمی‌تونستم وایستم.

634
00:36:07,026 --> 00:36:08,069
‫خدایا، عه...

635
00:36:08,094 --> 00:36:11,441
‫گوش کن.
‫نمی‌گم امروز چیزیم می‌شه، خب؟

636
00:36:11,466 --> 00:36:14,266
‫یا اینکه فردا یا یک ماه دیگه
‫قراره چیزیم بشه.

637
00:36:15,049 --> 00:36:16,630
‫فقط می‌دونم زیاد وقت نمونده.

638
00:36:17,826 --> 00:36:20,331
‫دیروز بیشتر از همیشه فهمیدم
‫که چقدر کم از وقتم مونده.

639
00:36:20,356 --> 00:36:23,223
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم در نبودم...

640
00:36:23,248 --> 00:36:24,578
‫- نه، نمی...
‫- گوش کن!

641
00:36:24,603 --> 00:36:26,227
‫می‌خوام مطمئن بشم در نبودم...

642
00:36:26,252 --> 00:36:29,521
‫یا در شرایطی که از شدت ناتوانی
‫نتونستم هیچ کاری بکنم،

643
00:36:30,577 --> 00:36:32,945
‫باید بدونم که تو جام رو می‌گیری...

644
00:36:33,652 --> 00:36:35,302
‫و هوای این جماعت رو داری.

645
00:36:37,471 --> 00:36:39,989
‫حتما باید تو این نشان رو داشته باشی،

646
00:36:40,014 --> 00:36:41,736
‫نه یکی مثل آکوستا که کله‌اش داغه...

647
00:36:41,761 --> 00:36:44,011
‫یا هر کس دیگه‌ای
‫که ممکنه پاش به اینجا باز بشه.

648
00:36:44,455 --> 00:36:45,786
‫فقط خودت.

649
00:36:46,233 --> 00:36:50,166
‫باید مطمئن بشم که خانواده‌ام
‫به آدم درستی تکیه می‌کنن.

650
00:36:51,946 --> 00:36:53,487
‫من نشانت رو قبول نمی‌کنم.

651
00:36:53,512 --> 00:36:54,472
‫کنی...

652
00:36:54,497 --> 00:36:55,588
‫ولی...

653
00:36:57,056 --> 00:36:58,717
‫ولی اگه همچنان
‫دنبال معاون کلانتر بودی،

654
00:36:59,982 --> 00:37:01,348
‫حاضرم اون نشان رو پس بگیرم.

655
00:37:03,333 --> 00:37:04,576
‫باشه؟

656
00:37:05,194 --> 00:37:06,324
‫جدی؟

657
00:37:07,841 --> 00:37:09,561
‫آره. حالا بیا.

658
00:37:09,586 --> 00:37:10,812
‫باید بگردیم.

659
00:37:12,526 --> 00:37:13,826
‫فاطمه!

660
00:37:31,611 --> 00:37:33,531
‫خیلی‌خب. این هم از این.

661
00:37:34,422 --> 00:37:35,837
‫آخ.

662
00:37:44,311 --> 00:37:46,139
‫تو دیگه چی می‌خوای؟ ها؟

663
00:37:47,646 --> 00:37:49,146
‫به نظرت دیگه بیش‌ازحد...

664
00:37:49,171 --> 00:37:50,560
‫ریخت شما رو ندیدم؟

665
00:37:51,236 --> 00:37:54,105
‫حداقل یه کار جدید بکنید،
‫چون این... این کار...

666
00:37:54,843 --> 00:37:56,446
‫دیگه هیچ تاثیری روم نداره.

667
00:37:59,121 --> 00:38:01,661
‫خوبی؟ با کی حرف می‌زدی؟

668
00:38:01,686 --> 00:38:02,614
‫هیچ‌کس.

669
00:38:02,639 --> 00:38:05,172
‫خب، پس بذار سوالم رو بهتر بپرسم:

670
00:38:05,197 --> 00:38:07,086
‫فکر می‌کردی داری با کی صحبت می‌کنی؟

671
00:38:07,111 --> 00:38:09,263
‫هنری، الان سرم شلوغه.
‫خب؟ کارت چیه؟

672
00:38:10,280 --> 00:38:11,623
‫تو این‌ها رو آویزون کردی؟

673
00:38:12,192 --> 00:38:13,851
‫آره، خودم کردم.

674
00:38:13,876 --> 00:38:17,086
‫خانم من هم تو حیاطمون
‫یکی از این‌ها درست کرده بود.

675
00:38:17,625 --> 00:38:19,165
‫تو که همه‌اش همین رو می‌گی.

676
00:38:19,636 --> 00:38:20,746
‫واسه چیه؟

677
00:38:20,771 --> 00:38:22,967
‫خودم هم نمی‌دونم، خب؟
‫گفتم شاید کمکی بکنه.

678
00:38:23,617 --> 00:38:26,247
‫یعنی کمکت کنه ربط
‫اون اعداد رو پیدا کنی؟

679
00:38:27,856 --> 00:38:29,896
‫چیزی می‌خواستی پیشم اومدی؟

680
00:38:30,353 --> 00:38:33,618
‫بیشتر اهالی شهر رفتن
‫دنبال اون دختره بگردن.

681
00:38:34,562 --> 00:38:35,721
‫چی؟

682
00:38:35,861 --> 00:38:38,281
‫عه، عروس کلانتر رو می‌گم.

683
00:38:38,786 --> 00:38:40,616
‫جلسه هم گذاشته بودن.

684
00:38:40,706 --> 00:38:41,916
‫صدای زنگوله رو نشنیدی؟

685
00:38:43,581 --> 00:38:45,740
‫چرا، فقط... آم...

686
00:38:45,910 --> 00:38:47,750
‫سرت... سرت شلوغ بود.

687
00:38:47,963 --> 00:38:49,923
‫آره. همون.

688
00:38:50,006 --> 00:38:51,626
‫آم، می‌خوای...

689
00:38:51,651 --> 00:38:53,901
‫می‌خوای کمکم کنی دنبالش بگردم؟

690
00:38:53,926 --> 00:38:55,786
‫- ببین، عه...
‫- می‌خواستم ببینم می‌شه...

691
00:38:55,811 --> 00:38:57,293
‫در مورد ویکتور حرف بزنیم؟

692
00:39:18,866 --> 00:39:20,194
‫بس کن!

693
00:39:22,835 --> 00:39:24,320
‫نباید چنین کاری بکنی.

694
00:39:26,036 --> 00:39:28,996
‫این درخت بدیه. کارهای بد می‌کنه.

695
00:39:30,034 --> 00:39:31,126
‫اما مهمه.

696
00:39:31,534 --> 00:39:32,698
‫چرا؟

697
00:39:33,543 --> 00:39:35,408
‫چرا مهمه؟

698
00:39:36,168 --> 00:39:38,449
‫چرا... چرا کمکمون نمی‌کنی؟

699
00:39:38,691 --> 00:39:42,006
‫چون با گفتن حقیقت به کریستوفر
‫سعی کردم کمک کنم.

700
00:39:43,663 --> 00:39:45,873
‫به نظرم بهتره خودتون متوجه بشین.

701
00:39:45,898 --> 00:39:47,858
‫فقط اینطوری شرایط رو درک می‌کنید.

702
00:39:53,026 --> 00:39:54,642
‫ظاهرت عوض شده.

703
00:39:55,696 --> 00:39:57,145
‫خودت هم همینطور.

704
00:39:59,139 --> 00:40:01,059
‫این همه سال ظاهرت عوض نمی‌شد.

705
00:40:01,538 --> 00:40:03,281
‫چرا یهو تغییر کردی؟

706
00:40:03,306 --> 00:40:05,596
‫چون الان همه‌چی داره عوض می‌شه.

707
00:40:09,898 --> 00:40:11,284
‫نشونه بدیه؟

708
00:40:13,690 --> 00:40:15,112
‫چون نمی‌دونم باید چیکار کنم.

709
00:40:16,457 --> 00:40:19,798
‫بهم بگو...
‫بگو چطور کمکشون کنم.

710
00:40:22,096 --> 00:40:23,422
‫خواهش می‌کنم.

711
00:40:25,952 --> 00:40:28,092
‫ناسلامتی قرار بود دوست باشیم.

712
00:40:29,056 --> 00:40:30,646
‫من دوستتم.

713
00:40:30,726 --> 00:40:32,138
‫پس کمکم کن.

714
00:40:32,726 --> 00:40:36,142
‫می‌شه؟ می‌شه کمکم کنی؟
‫فقط بگو چیکار کنم.

715
00:40:37,164 --> 00:40:38,954
‫اون درخت رو قطع نکن.

716
00:40:42,001 --> 00:40:44,943
‫کجا می‌ری؟ نه، برگرد!

717
00:40:45,585 --> 00:40:46,903
‫برگرد!

718
00:40:49,456 --> 00:40:50,836
‫کجا می‌ری؟

719
00:40:52,439 --> 00:40:57,061
‫راستش وقتی بچه بودم
‫یکی از دوست‌هام گم شده بود.

720
00:40:57,086 --> 00:40:58,676
‫تا حالا وحشت عمومی دیدی؟

721
00:40:58,966 --> 00:41:00,626
‫کل محلمون ریخته بودن
‫داشتن دنبالش می‌گشتن.

722
00:41:01,951 --> 00:41:04,275
‫مامان بزرگم می‌گفت نگران نباشم،
‫ولی حسابی وحشت کرده بودم.

723
00:41:04,617 --> 00:41:07,037
‫کاشف به عمل اومد رفته بود
‫پارک بازی اون‌طرف شهر...

724
00:41:07,062 --> 00:41:09,789
‫داشت واسه خودش کیف می‌کرد.
‫الکی همه رو ترسونده بود.

725
00:41:09,939 --> 00:41:11,596
‫به نظرت قضیه از این قراره؟

726
00:41:12,316 --> 00:41:14,106
‫همه الکی نگران شدن؟

727
00:41:15,316 --> 00:41:18,696
‫نه، صرفا...

728
00:41:18,776 --> 00:41:21,526
‫به نظرم وقتی شرایط برامون مبهمه،

729
00:41:21,551 --> 00:41:22,842
‫بدترین فرض رو در نظر می‌گیریم.

730
00:41:22,867 --> 00:41:25,274
‫ولی تا این حد می‌دونیم که زنم گم شده.

731
00:41:25,601 --> 00:41:26,796
‫خب؟ توهین نباشه‌ها،

732
00:41:26,821 --> 00:41:28,821
‫ولی دنبال یه بچه سرتق
‫تو پارک بازی نمی‌گردیم.

733
00:41:29,879 --> 00:41:31,926
‫من همینطوریش از مرگ مامانم کم نکشیدم.

734
00:41:34,561 --> 00:41:36,342
‫اگه بخواد بلایی سر فاطمه بیاد...

735
00:41:37,046 --> 00:41:38,246
‫مامانت اینجا بود؟

736
00:41:44,716 --> 00:41:46,087
‫ببین، وقتی مرد...

737
00:41:48,386 --> 00:41:49,674
‫جوری که مرد...

738
00:41:53,218 --> 00:41:54,759
‫دیگه تحمل اون حال و احوال رو ندارم.

739
00:41:58,044 --> 00:41:59,308
‫نمی‌ذارم اونطوری بشه.

740
00:42:11,166 --> 00:42:12,947
‫به نظرت ممکنه اینجا باشه؟

741
00:42:13,376 --> 00:42:18,080
‫خب، معلوم که نیست.
‫بهتره همه‌جا رو بگردیم.

742
00:42:20,787 --> 00:42:24,698
‫تازه، به نظرم جای خوبی واسه گپ زدنه.

743
00:42:25,439 --> 00:42:26,802
‫در مورد چی؟

744
00:42:30,386 --> 00:42:31,674
‫بیا تو.

745
00:42:40,526 --> 00:42:41,934
‫پنجره اینجا چی شده؟

746
00:42:42,730 --> 00:42:45,979
‫خب، چند وقت پیش مجبور بودیم
‫واسه فرار اینطوریش کنیم.

747
00:42:46,291 --> 00:42:48,381
‫به نظر که فاطمه اینجا نیست.

748
00:42:48,406 --> 00:42:49,734
‫می‌دونم.

749
00:42:50,974 --> 00:42:55,024
‫آخرین بار که خودت اینجا بودی،
‫خیلی حالت بد بود.

750
00:42:57,542 --> 00:43:00,092
‫من هم مدام با خودم می‌گفتم:
‫«تقصیر خودمه.»

751
00:43:00,531 --> 00:43:02,759
‫«من پشت فرمون بودم.»

752
00:43:03,174 --> 00:43:05,545
‫«تقصیر منه که ماشینه رو ندیدم.»

753
00:43:05,939 --> 00:43:08,059
‫هی فکر می‌کردم قراره از پیشمون بری.

754
00:43:08,084 --> 00:43:10,794
‫دقیقا همونطوری که توماس رفت.

755
00:43:12,219 --> 00:43:14,342
‫دیگه امکان نداشت بتونم
‫خودم رو ببخشم.

756
00:43:16,071 --> 00:43:17,690
‫ولی تقصیر تو نبود.

757
00:43:18,066 --> 00:43:20,765
‫نبود؟ چرا؟

758
00:43:21,118 --> 00:43:22,778
‫چون ترسیده بودی.

759
00:43:23,236 --> 00:43:24,906
‫داشتی تمام تلاشت رو می‌کردی.

760
00:43:26,681 --> 00:43:28,091
‫مثل خودت که به جولی گفتی...

761
00:43:28,116 --> 00:43:30,066
‫وارد اون خرابه بشه؟

762
00:43:31,186 --> 00:43:33,599
‫می‌خواستی بهترین تصمیم رو بگیری، نه؟

763
00:43:34,347 --> 00:43:35,580
‫فکر کنم.

764
00:43:40,126 --> 00:43:41,494
‫گوش کن چی می‌گم.

765
00:43:43,086 --> 00:43:46,676
‫اینجا اتفاقات بدی میفته.
‫اتفاقاتی که ما روش کنترلی نداریم.

766
00:43:46,701 --> 00:43:51,291
‫این شهر می‌خواد...
‫خودمون رو مقصر بدونیم.

767
00:43:52,256 --> 00:43:54,281
‫می‌خواد ترسیده باشیم.

768
00:43:54,954 --> 00:43:57,574
‫می‌خوام همیشه یادت بمونه
‫که باید بهترین تصمیم رو بگیریم،

769
00:43:57,599 --> 00:43:59,519
‫حتی وقتی اتفاقات بد میفته.

770
00:43:59,765 --> 00:44:02,014
‫مخصوصا وقتی اتفاقات بد میفته.

771
00:44:03,135 --> 00:44:07,135
‫چون مهم‌ترین چیز اینه که...
‫چطور باهاشون روبه‌رو می‌شیم.

772
00:44:07,506 --> 00:44:09,000
‫چه تصمیماتی که می‌گیریم،

773
00:44:09,040 --> 00:44:12,253
‫چه اینکه تقصیر کی بوده،
‫هیچ‌کدوم اندازه اینکه...

774
00:44:12,278 --> 00:44:14,828
‫تحت هر شرایطی پشت همدیگه باشیم
‫و بهترین تصمیم رو بگیریم، مهم نیست.

775
00:44:15,326 --> 00:44:16,571
‫متوجهی؟

776
00:44:19,083 --> 00:44:20,652
‫دوستت دارم رفیق.

777
00:44:20,956 --> 00:44:22,416
‫من هم دوستت دارم بابا.

778
00:44:28,546 --> 00:44:31,878
‫خب. برگردیم دنبال فاطمه بگردیم؟

779
00:44:37,016 --> 00:44:39,306
‫بابا؟ صدام رو می‌شنوی؟

780
00:44:41,954 --> 00:44:45,017
‫بابا، تو رو خدا اینجا تنهام نذار.

781
00:44:45,042 --> 00:44:46,350
‫بیا بابا.

782
00:44:47,353 --> 00:44:50,930
‫راست می‌گفتی. خودش نیست.

783
00:44:52,406 --> 00:44:53,656
‫توماس نیست.

784
00:44:58,821 --> 00:45:00,781
‫کجا می‌ری؟

785
00:45:05,021 --> 00:45:06,240
‫بابا؟

786
00:45:12,256 --> 00:45:13,544
‫اینجا کجاست؟

787
00:45:14,033 --> 00:45:15,817
‫ویکتور بعضی وقت‌ها میاد اینجا.

788
00:45:15,953 --> 00:45:18,799
‫اون شب که از تونل‌ها
‫بیرون اومدیم، اینجا موندیم.

789
00:45:19,574 --> 00:45:20,831
‫فاطمه که اینجا نیست.

790
00:45:20,856 --> 00:45:21,844
‫آره.

791
00:45:26,486 --> 00:45:28,856
‫یعنی از این به بعد قراره اینطوری باشه؟

792
00:45:28,881 --> 00:45:31,341
‫یکی یکی همه قراره غیب بشن؟

793
00:45:31,373 --> 00:45:33,083
‫نه.

794
00:45:33,591 --> 00:45:35,881
‫فاطمه اولین کسی بود
‫که با دیدنش حس کردم...

795
00:45:35,906 --> 00:45:37,616
‫این شهر می‌تونه چندان بدک نباشه.

796
00:45:37,641 --> 00:45:39,864
‫قربونت برم. پیداش می‌کنیم.

797
00:45:40,343 --> 00:45:42,133
‫دلواپس نباش. بیا.

798
00:45:44,540 --> 00:45:46,080
‫به نظرم خواب نبود.

799
00:45:50,436 --> 00:45:51,707
‫چی؟

800
00:45:52,393 --> 00:45:54,877
‫اون موقع که تو خرابه
‫از هوش رفتم رو می‌گم...

801
00:45:56,190 --> 00:45:58,673
‫انگار واقعا یه جای دیگه بودم.

802
00:46:01,928 --> 00:46:06,098
‫مثلا، یه لحظه تو دالان عجیبی بودم،

803
00:46:06,123 --> 00:46:10,553
‫که ما سه نفر هم اونجا بودیم...
‫خودم، رندال و ماریل رو می‌گم.

804
00:46:12,158 --> 00:46:13,813
‫داشتیم جیغ می‌کشیدیم.

805
00:46:15,906 --> 00:46:18,776
‫بعد دیدم یه نفر به دیوار زنجیر شده،

806
00:46:18,801 --> 00:46:20,131
‫بعدش سر از تونل در آوردم،

807
00:46:20,156 --> 00:46:22,906
‫حرف‌های تو به ویکتور رو شنیدم.

808
00:46:23,959 --> 00:46:26,209
‫سعی کردم پیدات کنم، ولی صدات...

809
00:46:26,234 --> 00:46:28,577
‫داشت دور و دورتر می‌شد.

810
00:46:31,788 --> 00:46:33,608
‫بعد صدای بچه‌ها رو شنیدم.

811
00:46:33,963 --> 00:46:36,123
‫اون کلمه رو بلند می‌گفتن.

812
00:46:36,876 --> 00:46:38,284
‫آنکویی.

813
00:46:42,993 --> 00:46:44,489
‫فقط با خودم می‌گفتم...

814
00:46:46,223 --> 00:46:48,005
‫«نکنه دیگه نتونم برگردم؟»

815
00:46:48,776 --> 00:46:52,184
‫«نکنه... نکنه گم شده باشم
‫و هیچ‌کس نتونه پیدام کنه؟»

816
00:46:52,446 --> 00:46:53,686
‫نه.

817
00:46:53,711 --> 00:46:55,086
‫- «نکنه دیگه خودم تنها باشم؟»
‫- نه.

818
00:46:55,111 --> 00:46:56,529
‫خیلی ترسیده بودم.

819
00:46:56,554 --> 00:46:57,724
‫عزیز دلم.

820
00:46:59,270 --> 00:47:00,776
‫تنها نیستی.

821
00:47:01,996 --> 00:47:04,905
‫هیچ‌وقت اینجا تنها نیستی.

822
00:47:07,065 --> 00:47:09,660
‫خب؟ بیا بغلم.

823
00:47:20,793 --> 00:47:21,926
‫چی شد؟

824
00:47:25,106 --> 00:47:26,637
‫یکیشون داره نگاهمون می‌کنه.

825
00:47:27,856 --> 00:47:29,066
‫یکی از بچه‌ها؟

826
00:47:29,091 --> 00:47:30,051
‫آره.

827
00:47:31,396 --> 00:47:32,606
‫داره چیکار می‌کنه؟

828
00:47:34,952 --> 00:47:36,955
‫می‌خواد دنبالش بریم.

829
00:47:38,224 --> 00:47:39,634
‫کجا دنبالش بریم؟

830
00:47:39,659 --> 00:47:41,400
‫نمی‌دونم. بیا.

831
00:47:42,221 --> 00:47:45,391
‫این شرایطی که ویکتور الان داره،

832
00:47:45,970 --> 00:47:47,793
‫یا شرایطی که پشت سر گذاشته،

833
00:47:47,910 --> 00:47:51,538
‫باعث می‌شه حس کنم انگار دارم
‫با یه آدم غریبه صحبت می‌کنم.

834
00:47:51,563 --> 00:47:53,015
‫آره خب، چون با هم غریبه شدین.

835
00:47:53,040 --> 00:47:55,330
‫ببین، چرا داری این حرف‌ها رو به من می‌زنی؟

836
00:47:55,355 --> 00:47:58,167
‫چرا به تابیتا یا...

837
00:47:59,084 --> 00:48:00,754
‫نمی‌دونم، با هر کی به جز من
‫درد دل نمی‌کنی؟

838
00:48:00,779 --> 00:48:03,321
‫تابیتا که نگران بچه‌های خودشه.

839
00:48:03,346 --> 00:48:05,596
‫ضمنا از حرفم بد برداشت نکن،

840
00:48:05,935 --> 00:48:07,605
‫ولی من رو یاد خودش می‌ندازی.

841
00:48:08,621 --> 00:48:09,871
‫تو رو یاد ویکتور می‌ندازم؟

842
00:48:09,936 --> 00:48:11,680
‫یه کوچولو. مثلا اون...

843
00:48:11,723 --> 00:48:13,723
‫می‌خواد یه تیکه چوب رو
‫وادار کنه براش قصه بگه،

844
00:48:13,748 --> 00:48:15,024
‫تو هم روی نردبون رفتی،

845
00:48:15,049 --> 00:48:17,001
‫سر آدم‌هایی که وجود ندارن داد می‌زنی.

846
00:48:17,343 --> 00:48:18,921
‫آره، بیراه نمی‌گی.

847
00:48:18,946 --> 00:48:20,389
‫تو چه حسی داشتی...

848
00:48:20,414 --> 00:48:23,591
‫اگه بابات سر از اینجا در می‌آورد
‫و اینطوری پیدات می‌کرد؟

849
00:48:23,616 --> 00:48:26,028
‫می... می‌خواستی بهت چی بگه؟

850
00:48:27,271 --> 00:48:28,851
‫خب، اولا دوست داشتم بدونم...

851
00:48:28,876 --> 00:48:30,220
‫این همه مدت کدوم گوری بود.

852
00:48:30,245 --> 00:48:32,535
‫ولی این، عه...
‫گوش کن...

853
00:48:33,424 --> 00:48:36,284
‫تو می‌خوای بفهمی چطور
‫ویکتور رو درست کنی، خب؟

854
00:48:36,719 --> 00:48:38,133
‫ولی نمی‌تونی.

855
00:48:38,675 --> 00:48:40,376
‫چون مشکلی نداره.

856
00:48:40,933 --> 00:48:45,011
‫ویکتور محصول اتفاقات و شرایطیه
‫که این شهر براش ساخته.

857
00:48:45,726 --> 00:48:49,927
‫ویکتور چند ده ساله...
‫که داره اینجا زنده می‌مونه.

858
00:48:49,952 --> 00:48:52,304
‫این شهر بهش شک داده. مثل...

859
00:48:53,936 --> 00:48:56,976
‫مثل تارزان می‌مونه
‫که توی جنگل بزرگ شده.

860
00:48:57,621 --> 00:48:59,541
‫تو هم کسی هستی که از راه می‌رسه،

861
00:48:59,566 --> 00:49:00,906
‫بهش احساس کمبود می‌ده،

862
00:49:00,931 --> 00:49:03,061
‫صرفا چون بلد نیست با چنگال غذا بخوره.

863
00:49:05,137 --> 00:49:06,694
‫علم موشکی که نیست.

864
00:49:08,008 --> 00:49:09,486
‫کجا می‌ری؟

865
00:49:09,869 --> 00:49:11,431
‫برمی‌گردم بار.

866
00:49:11,456 --> 00:49:13,576
‫حداقل اونجا می‌شه وانمود کرد
‫دارم کار مفیدی می‌کنم.

867
00:49:18,521 --> 00:49:19,915
‫فاطمه!

868
00:49:22,926 --> 00:49:24,556
‫فاطمه!

869
00:49:30,756 --> 00:49:32,341
‫می‌دونستی من رو اینجا آورده بود؟

870
00:49:33,379 --> 00:49:35,072
‫کفیلم شده بود.

871
00:49:36,207 --> 00:49:38,476
‫از وقتی پام به اینجا باز شد
‫کلی بهم کمک کرد.

872
00:49:40,650 --> 00:49:42,062
‫به خیلی‌ها کمک کرد.

873
00:49:43,982 --> 00:49:45,522
‫کارش همینه.

874
00:49:49,286 --> 00:49:52,246
‫از ته دلم بابت مامانت تسلیت می‌گم.

875
00:49:54,543 --> 00:49:55,776
‫ولش کن حالا.

876
00:49:58,836 --> 00:50:00,748
‫فاطمه قرار نیست از پیشت بره.

877
00:50:01,361 --> 00:50:03,111
‫اصلا کار به اونجا نمی‌کشه.

878
00:50:03,136 --> 00:50:03,998
‫حالش خوب می‌شه.

879
00:50:04,023 --> 00:50:05,336
‫ببین، می‌شه...

880
00:50:07,176 --> 00:50:08,339
‫می‌شه بس کنی؟

881
00:50:09,976 --> 00:50:11,096
‫خواهش کردم.

882
00:50:13,896 --> 00:50:15,137
‫تمومش کن.

883
00:50:15,448 --> 00:50:19,198
‫دمت گرم...
‫که تا اینجا باهام اومدی.

884
00:50:19,646 --> 00:50:21,446
‫فقط تحمل ندارم...

885
00:50:29,054 --> 00:50:30,634
‫باید یه چیزی بهت بگم.

886
00:50:33,496 --> 00:50:34,615
‫چیه؟

887
00:50:38,343 --> 00:50:42,361
‫وقتی تو راه اینجا سوار اتوبوس بودیم،
‫یه خوابی دیده بودم.

888
00:50:42,386 --> 00:50:43,707
‫آره، یادمه.

889
00:50:44,346 --> 00:50:45,793
‫از اون موقع...

890
00:50:45,818 --> 00:50:48,448
‫حس می‌کنم یه نیرویی
‫می‌خواد باهام صحبت کنه.

891
00:50:50,775 --> 00:50:52,186
‫منظورت چیه؟

892
00:50:52,874 --> 00:50:54,340
‫نکنه همه این‌ها...

893
00:50:55,606 --> 00:50:58,597
‫نکنه علتی پشت همه این اتفاق‌ها بوده؟

894
00:50:58,622 --> 00:51:01,298
‫نکنه فاطمه الان حالش خوب باشه،

895
00:51:01,323 --> 00:51:03,287
‫و مشغول کاریه که به ما کمک کنه؟

896
00:51:04,696 --> 00:51:06,272
‫شاید نشونه خوبی باشه.

897
00:51:06,764 --> 00:51:10,192
‫همین... جریان بچه رو می‌گم.

898
00:51:10,948 --> 00:51:14,511
‫وایستا ببینم، این اصلا...
‫چه ربطی به بچه ما داره؟

899
00:51:14,536 --> 00:51:17,366
‫نه، فقط...
‫دارم می‌گم که...

900
00:51:17,987 --> 00:51:19,535
‫شاید...

901
00:51:22,426 --> 00:51:24,836
‫هنوز که ریز و درست همه‌چی رو نمی‌دونیم.

902
00:51:24,926 --> 00:51:26,256
‫حرفم همینه.

903
00:51:27,573 --> 00:51:30,243
‫نمی‌خوام دلواپس ببینمت. واقعا...

904
00:51:32,386 --> 00:51:34,133
‫به نظرم حالش خوب می‌شه.

905
00:51:40,379 --> 00:51:43,726
‫بیا. بریم بگردیم.

906
00:52:05,756 --> 00:52:06,915
‫باز شو.

907
00:52:07,926 --> 00:52:09,168
‫باز شو.

908
00:52:15,671 --> 00:52:16,842
‫آخ.

909
00:52:30,446 --> 00:52:31,899
‫کجا داریم می‌ریم؟

910
00:52:31,924 --> 00:52:33,718
‫نمی‌دونم. اولین باره چنین کاری می‌کنن.

911
00:52:36,056 --> 00:52:38,211
‫- بیا، بیا، بیا.
‫- اومدم.

912
00:52:38,786 --> 00:52:41,956
‫چی می‌خوای؟ چی از جونم می‌خوای؟!

913
00:52:43,126 --> 00:52:45,586
‫- هیس...
‫- نه! نه، نه، نه.

914
00:52:45,611 --> 00:52:48,651
‫نه، نه، نه!
‫نه، سمت من نیا.

915
00:52:48,676 --> 00:52:50,516
‫سمت من نیا. سمت من نیا.

916
00:52:50,541 --> 00:52:51,541
‫سمت من نیا.

917
00:52:51,566 --> 00:52:53,566
‫سمت من نیا. نه، نه!

918
00:52:53,591 --> 00:52:55,273
‫- هیس.
‫- نه!

919
00:52:55,298 --> 00:52:56,486
‫نه!

920
00:53:03,396 --> 00:53:04,686
‫کجا رفت؟

921
00:53:06,852 --> 00:53:09,395
‫این... انبار زیرزمینیه.

922
00:53:09,420 --> 00:53:10,305
‫وقتی ویکتور...

923
00:53:10,330 --> 00:53:12,395
‫از تو درخت هلم داد، اینجا موندم.

924
00:53:13,038 --> 00:53:14,692
‫یکی اون پایینه.

925
00:53:25,086 --> 00:53:26,412
‫آهای.

926
00:53:27,529 --> 00:53:29,135
‫همین‌جا بمون، خب؟

927
00:53:39,570 --> 00:53:40,644
‫مامان؟

928
00:53:42,827 --> 00:53:43,971
‫مامان؟

929
00:53:50,040 --> 00:53:51,311
‫خوبم.

930
00:53:58,371 --> 00:53:59,371
‫هیس.

931
00:54:13,687 --> 00:54:14,877
‫ویکتور؟

932
00:54:19,603 --> 00:54:21,695
‫اینجا چیکار می‌کنی ویکتور؟

933
00:54:23,122 --> 00:54:25,201
‫همین‌جا بود.

934
00:54:28,066 --> 00:54:29,933
‫همین‌جا تنهامون گذاشت.

935
00:54:32,671 --> 00:54:33,994
‫انصاف نیست.

936
00:54:36,786 --> 00:54:38,906
‫این همه سال فکر می‌کردم دلیلی داشته...

937
00:54:38,931 --> 00:54:40,360
‫که من زنده موندم.

938
00:54:44,996 --> 00:54:47,327
‫به خاطر من مرد.

939
00:54:49,181 --> 00:54:52,915
‫نه ویکتور. تقصیر تو نبود.

940
00:54:57,926 --> 00:54:59,726
‫آخه خیلی کوچولو بودی.

941
00:55:06,620 --> 00:55:08,080
‫دوستتون دارم.

942
00:55:10,849 --> 00:55:12,726
‫خیلی دوستتون دارم.

943
00:55:14,173 --> 00:55:15,696
‫نه، نه، نه!

944
00:55:15,721 --> 00:55:16,939
‫چی شد؟

945
00:55:16,964 --> 00:55:18,421
‫- نه، نه!
‫- چی شد مامان؟

946
00:55:18,446 --> 00:55:19,736
‫نه، نه. امکان نداره.

947
00:55:20,113 --> 00:55:21,573
‫- چی...
‫- امکان نداره!

948
00:55:51,308 --> 00:55:52,426
‫نه!

949
00:55:58,794 --> 00:56:00,033
‫مامان!

950
00:56:00,979 --> 00:56:02,631
‫چی شد مامان؟

951
00:56:02,656 --> 00:56:04,166
‫بهم دست نزن! دست نزن!

952
00:56:04,191 --> 00:56:05,611
‫تو رو خدا نکن مامان، دارم می‌ترسم.

953
00:56:05,636 --> 00:56:06,636
‫بهم دست نزن!

954
00:56:06,661 --> 00:56:08,031
‫مامان، مامان!

955
00:56:11,506 --> 00:56:14,006
‫تو رو خدا بگو چیکار کنم مامان.

956
00:56:15,230 --> 00:56:35,230
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

