﻿1
00:00:15,348 --> 00:00:16,558
‫<i>گریسلدا.</i>

3
00:00:17,350 --> 00:00:19,019
‫<i>باید حرف بزنیم.</i>

4
00:00:19,644 --> 00:00:20,979
‫<i>پاپو قلمروهای آمیلکار رو
‫ از چنگش در آورده.</i>

5
00:00:21,062 --> 00:00:23,314
‫<i>اون نمی‌خواد با تو چیزی رو شریک بشه.</i>

6
00:00:23,398 --> 00:00:26,317
‫<i>اون از قبل با رافا قرار و مدار
‫گذاشته. منم با اون همراه میشم.</i>

7
00:00:26,401 --> 00:00:29,863
‫<i>بهت که گفتم بود یه روزی
‫ یه‌جوری می‌ذارم در کونت.</i>

8
00:00:35,827 --> 00:00:37,537
‫<i>من بودم که کلی ساقی واسه‌ت جور کردم.</i>

9
00:00:37,620 --> 00:00:38,723
‫<i>دیگه چیزی واسه دادن نداری.</i>

10
00:00:38,747 --> 00:00:40,832
‫<i>چرا پیشنهاد خرید سهام مدیرتی رو قبول نکردی؟ </i>

11
00:00:40,915 --> 00:00:42,876
‫<i>در اون طرفه، جنده‌خانم.</i>

12
00:00:42,958 --> 00:00:51,775
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

13
00:00:51,800 --> 00:00:59,925
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

15
00:01:02,145 --> 00:01:03,730
‫<i>حقیقت اینه که...</i>

16
00:01:05,607 --> 00:01:07,442
‫<i>تو منو بیشتر
‫از اون‌ها می‌ترسونی.</i>

17
00:01:07,523 --> 00:01:12,790
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

18
00:01:12,947 --> 00:01:15,617
‫<i>بعضی از قایق‌ها برای همچین مسیری
‫ بیش از حد زهوار در رفته هستند.</i>

19
00:01:15,700 --> 00:01:17,869
‫<i>وزارت امور خارجه به
‫ قایق‌ران‌ها هشدار داده است که</i>

20
00:01:17,952 --> 00:01:19,996
‫<i>ممکنه دستگیر بشوند و جریمه‌های
‫ سنگینی برای آن‌ها صادر شود.</i>

21
00:01:20,080 --> 00:01:21,706
‫<i>اما این سفرها تا امروز صبح
‫نیز ادامه داشته ایت.</i>

22
00:01:21,790 --> 00:01:25,668
‫<i>گروهی از قایق‌هایی که
‫بین میامی و کوبا رفت و آمد می‌کنند</i>

23
00:01:25,752 --> 00:01:27,170
‫<i> تا کوبایی‌هایی رو خارج کنند که</i>

24
00:01:27,253 --> 00:01:30,507
‫<i>اذعان دارند دیگر نمی‌توانند تحت
‫حکومت کمونیستی آنجا زندگی کنند.</i>

25
00:01:30,590 --> 00:01:34,761
‫برای مدت طویلی، باندهای فروشندگان مواد
‫مخدر شهر ما رو به گروگان گرفته‌اند،

26
00:01:34,844 --> 00:01:37,388
‫به همین دلیله که امروز، می‌خوام تشکیل

27
00:01:37,472 --> 00:01:40,141
‫یک واحد جدید سنتک رو با
‫دستور دولت فدرال اعلام کنم.

28
00:01:40,850 --> 00:01:43,895
‫این گروه عملیاتی شامل
‫ماموران محلی و فدرال هست

29
00:01:43,978 --> 00:01:46,564
‫و توسط کارآگاه رائول دیاز هدایت خواهد شد.

30
00:01:48,691 --> 00:01:50,151
‫تبریک میگم.

31
00:01:50,235 --> 00:01:52,195
‫خیلی ممنونم.
‫جیم حالت چطوره؟

32
00:01:59,786 --> 00:02:02,080
‫این همون خونه‌ایه که راجع بهش بهت گفتم.

33
00:02:02,163 --> 00:02:05,583
‫چند روزی تا بعضی چیزها رو
‫راست و ریست کنم اینجا می‌مونیم.

34
00:02:05,667 --> 00:02:07,961
‫- چه چیزهایی؟
‫- چیزها دیگه.

35
00:02:08,628 --> 00:02:12,423
‫- گمونم اینجا یه تمساح هم دیدم.
‫- تیم حفاظتی جدید جریانش چیه؟

36
00:02:12,507 --> 00:02:14,342
‫محض احتیاطه دیگه.

37
00:02:25,478 --> 00:02:26,938
‫این ریگو‌ـه.

38
00:02:27,021 --> 00:02:29,607
‫اون و پسرعموهاش
‫با همون قایق‌هایی که از

39
00:02:29,691 --> 00:02:31,484
‫کوبا میان و تو اخبار دیدیم اومدن،‌ اوزی.

40
00:02:31,568 --> 00:02:33,278
‫بهمون میگن «ماریلیتوس‌».

41
00:02:38,032 --> 00:02:39,033
‫این‌ها رو بپوش.

42
00:02:39,117 --> 00:02:40,117
‫ممنونم.

43
00:02:40,577 --> 00:02:42,912
‫کمک کنید بار ماشین خالی بشه.

44
00:02:43,663 --> 00:02:44,998
‫باید یه تماسی بگیرم.

45
00:02:49,335 --> 00:02:50,587
‫ریگو فکر می‌کنه
‫که مادرت یه قدیسه،

46
00:02:50,670 --> 00:02:53,172
‫چون که به اون و پسر
‫عموش کار داده.

47
00:02:59,804 --> 00:03:02,265
‫<i>آقا رو ببین، خودتم که مستی.</i>

48
00:03:02,348 --> 00:03:03,348
‫<i>یالا دیگه.
‫بیا بریم.</i>

49
00:03:09,147 --> 00:03:09,981
‫الو.

50
00:03:10,064 --> 00:03:11,357
‫<i>اوضاع چطوره؟</i>

51
00:03:11,900 --> 00:03:13,818
‫داریم حسابی همه چیز رو تر تمیز می‌کنیم.

52
00:03:13,902 --> 00:03:16,154
‫منظورت اینه که دارید تو
‫ حیاط خلوت نعشه می‌کنید؟

53
00:03:16,237 --> 00:03:20,116
‫ما هم هر از گاهی «تعطیلات» لازم داریم دیگه.

54
00:03:20,199 --> 00:03:21,199
‫خب؟

55
00:03:21,868 --> 00:03:22,868
‫هنوز اتفاق نیافتاده؟

56
00:03:23,995 --> 00:03:25,538
‫هنوز دستورش رو ندادم.

57
00:03:26,915 --> 00:03:28,207
‫گوش کن.

58
00:03:28,791 --> 00:03:31,294
‫قدیم ندیما، وقتی یه مردی باهامون بد اخلاقی می‌کردش،

59
00:03:31,377 --> 00:03:33,463
‫تنها کاری که می‌تونستیم بکنیم این
‫بود که یه زانو شتری بزنیم از تخماش.

60
00:03:34,005 --> 00:03:35,465
‫ولی تو الان دستات باز‌تر‌ـه.

61
00:03:35,548 --> 00:03:37,967
‫برای پس گرفتن چیزی که مال
‫ خودته عذاب وجدان نگیر.

62
00:03:38,718 --> 00:03:39,761
‫<i>چه خبره؟</i>

63
00:03:39,844 --> 00:03:42,597
‫قراره لیلی به لالای کسایی
‫ که قلمروش رو دزدیدن بذاره.

64
00:03:42,680 --> 00:03:45,016
‫جانمی‌جان، مادرخونده!

65
00:03:46,559 --> 00:03:48,770
‫وقت کردی یه دستی به
‫سر و ضع خونه بکش،‌ باشه؟

66
00:03:48,853 --> 00:03:50,730
‫اطاعت، ناخدا.

67
00:03:51,397 --> 00:03:52,397
‫<i>موفق باشی.</i>

68
00:04:09,874 --> 00:04:10,874
‫<i>سلام.</i>

69
00:04:12,585 --> 00:04:13,585
‫ما رسیدیم.

70
00:04:15,213 --> 00:04:16,213
‫را بیافتید.

71
00:04:25,890 --> 00:04:27,058
‫این آدما دیگه کی‌اند؟

72
00:04:27,141 --> 00:04:28,977
‫یحتما صاحب خونه‌هان.

73
00:04:29,060 --> 00:04:32,105
‫ریگو. چوچو. داریو تو راهه.
‫شما هم بهتره برید.

74
00:04:41,656 --> 00:04:42,991
‫کجا میرن؟

75
00:04:43,700 --> 00:04:45,660
‫هیچ‌جایی. برید وسایلای
‫ اتاقتون رو بچینید.

76
00:05:28,244 --> 00:05:30,413
‫- اون خودشه؟
‫- اهوم.

77
00:05:33,333 --> 00:05:35,001
‫قراره خوشبگذره.

78
00:06:04,739 --> 00:06:06,240
‫هیچکس زنده
‫بیرون نمیادش.

79
00:06:15,124 --> 00:06:16,584
‫می‌بینی کاسترو داره
‫چیکار می‌کنه؟

80
00:06:17,251 --> 00:06:19,003
‫همین الانش هم به انداره کافی
‫کوبایی تو این شهر ریخته.

81
00:06:19,837 --> 00:06:22,090
‫شبیه سوسک‌های کوفتی هستن.

82
00:06:22,173 --> 00:06:24,050
‫آبجو می‌خوای، بابا؟

83
00:06:24,133 --> 00:06:25,133
‫آره.

84
00:06:48,074 --> 00:06:48,908
‫بمیر!

85
00:07:16,477 --> 00:07:18,354
‫بزن بریم.

86
00:07:31,909 --> 00:07:32,909
‫وهوو!

87
00:07:44,714 --> 00:07:45,714
‫مامان.

88
00:07:46,424 --> 00:07:48,676
‫خدایا، اوزی،
‫بد ترسوندیم.

89
00:07:49,385 --> 00:07:50,887
‫گمونم تمساح رو پیداش کردم.

90
00:07:51,429 --> 00:07:55,433
‫- حتماً باید بری دنبالش؟
‫- دوست دارم خوردنش رو نگاه کنم.

91
00:07:56,767 --> 00:07:58,352
‫چقدر اینجا می‌مونیم؟

92
00:08:00,062 --> 00:08:03,149
‫حداکثر یکی دو روز دیگه بر می‌گردیم خونه، باشه؟

93
00:08:17,830 --> 00:08:18,830
‫تمومه.

94
00:08:24,795 --> 00:08:26,923
‫هی. تموم شدش.

95
00:08:28,174 --> 00:08:29,800
‫- بالاخره تموم شد.
‫- اهوم.

96
00:08:30,968 --> 00:08:32,845
‫کارت عالی بودش، عشقم.

97
00:08:38,476 --> 00:08:41,020
‫<i>حمله امروز به یک مرکز خرید لوکس</i>

98
00:08:41,103 --> 00:08:42,313
‫<i>دو کشته بر جای گذاشت.</i>

99
00:08:42,396 --> 00:08:45,066
‫<i>مهاجمان چیزی را که پلیس آن‌ را
‫واگن جنگی می‌نامد از خودشان به جا گذاشتند.</i>

100
00:08:45,149 --> 00:08:47,109
‫<i>هم اکنون به صورت
‫زنده میریم به صحنه جرم.</i>

101
00:08:47,193 --> 00:08:50,488
‫<i>دوتا شاتگان، سه‌تا مسلسل،
‫ پنج قبضه کلت کمری</i>

102
00:08:50,571 --> 00:08:52,907
‫<i>و تعدادی جلیقۀ ضدگلوله
‫ داخل وانت بودش.</i>

103
00:08:52,990 --> 00:08:56,160
‫<i>پلیس بیش از یه ساعت
‫تو این محله برای یافتن</i>

104
00:08:56,244 --> 00:08:58,079
‫<i>مظنون‌ها تلاش کرد، اما
‫نتونست کسی رو پیدا بکنه.</i>

105
00:08:58,162 --> 00:09:00,122
‫<i>مظنون‌ها همچنان متواری هستن.</i>

106
00:09:00,206 --> 00:09:02,792
‫<i>پلیس گفته که نمی‌دونن
‫انگیزه پشت این حمله چی بوده...</i>

107
00:09:04,710 --> 00:09:07,380
‫ماهواره کوفتی.

108
00:09:10,299 --> 00:09:12,093
‫خودشه؟

109
00:09:12,176 --> 00:09:14,845
‫گریسلدا؟ همونی
‫که راجع بهش بهم گفتی؟

110
00:09:14,929 --> 00:09:15,763
‫آره.

111
00:09:15,846 --> 00:09:18,391
‫<i>تا دندون مسلح واسه جنگ از راه رسیدن.</i>

112
00:09:18,474 --> 00:09:20,560
‫{\an8}<i>همچنین گزارش شده
‫است که در آن طرف شهر</i>

113
00:09:20,643 --> 00:09:24,230
‫{\an8}<i>یک انفجار مهیب خانه این
‫مرد، پاپو مخیا را ویران کرده است.</i>

114
00:09:24,313 --> 00:09:25,314
‫لعنتی، پاپو رو هم کشتن.

115
00:09:25,398 --> 00:09:29,318
‫<i>هنوز نگفته‌اند که این حمله هم  مربوط به مواد
‫مخدر هست یا نه، اما همچنان جز احتمالاته.</i>

116
00:09:29,402 --> 00:09:30,736
‫خار تو چشم شده.

117
00:09:30,820 --> 00:09:32,905
‫<i>... یه مشروب فروشی باز کرد،</i>

118
00:09:32,989 --> 00:09:34,907
‫<i>فرد مرده و قربانیان هنوز
‫داخل هستند...</i>

119
00:09:34,991 --> 00:09:37,034
‫زن خفنیه.

120
00:09:37,118 --> 00:09:40,329
‫<i>مقامات یکی از قربانیان
‫را شناسایی کرده‌اند.</i>

121
00:09:40,413 --> 00:09:42,373
‫{\an8}<i>گرمان پانسو،</i>

122
00:09:42,456 --> 00:09:45,126
‫{\an8}<i> یک شهروند کلمبیایی
‫مظنون به قاچاق مواد مخدر.</i>

123
00:09:45,209 --> 00:09:48,838
‫<i>گفته می‌شود پانسو هدف
‫اصلی افراد مسلح بوده است.</i>

124
00:09:51,340 --> 00:09:53,050
‫آه، در حال حاضر، ما دو ...

125
00:09:54,302 --> 00:09:56,137
‫قبلاً راجع بهش شندیم....

126
00:09:58,014 --> 00:09:59,432
‫بی دلیل اینجا ولش نکردن.

127
00:09:59,515 --> 00:10:02,268
‫آره، یکی داره پیغام می‌فرسته
‫که شوخی سرش نمیشه.

128
00:10:02,351 --> 00:10:03,394
‫قضیه پاپو هم به این وصله.

129
00:10:03,936 --> 00:10:04,936
‫سوال اینه که کی مسئولشه.

130
00:10:05,896 --> 00:10:10,610
‫قربانی ما تامین کننده‌ای از
‫مدلین بودش. اسمش گرمان پانسو‌ـه.

131
00:10:10,693 --> 00:10:11,944
‫گمونم سرنخ اصلی‌مون همینه.

132
00:10:12,028 --> 00:10:15,281
‫اگه بتونمی عاملینش رو اینجا دستگیر کرده و
‫علنیش کنیم، به همه اطمینان خاطر میدیم.

133
00:10:16,741 --> 00:10:18,409
‫برای همین سنتک رو راه انداختیم، جون.

134
00:10:19,201 --> 00:10:20,201
‫همه نگاه‌هاشون به ما
‫دوخته شده.

135
00:10:22,079 --> 00:10:24,165
‫من و تو، این پرونده
‫رو با هم پیش می‌بریم.

136
00:10:40,723 --> 00:10:43,476
‫لازم نبود این
‫همه راه بیایی.

137
00:10:43,559 --> 00:10:45,227
‫بیخیال، گریسلدا.

138
00:10:46,479 --> 00:10:49,649
‫خودت می‌خواستی
‫که این همه راه رو بیایم.

139
00:10:49,732 --> 00:10:51,484
‫اون‌ها همه چیزم رو ازم گرفتند، رافا.

140
00:10:57,907 --> 00:10:59,241
‫و من همه‌شون رو پس می‌خوام.

141
00:11:00,409 --> 00:11:01,494
‫می‌فهممت.

142
00:11:02,745 --> 00:11:04,747
‫هرچند نمی‌تونم بگم که
‫روشت خوشم اومده.

143
00:11:05,665 --> 00:11:07,458
‫سعی کردم حرف بزنم.

144
00:11:07,541 --> 00:11:08,876
‫منظورم اون نیستش.

145
00:11:10,211 --> 00:11:15,341
‫فکر کردی با منفجر کردن
‫خونه یکی، ‌می‌کشی‌شون.

146
00:11:16,300 --> 00:11:17,885
‫بیشتر اوقات، آره.

147
00:11:18,719 --> 00:11:23,307
‫مشکل اینه که، گاهاً،
‫هدفت جایی که می‌خوای نیستش.

148
00:11:23,391 --> 00:11:27,478
‫و وقتی که دیوار فرو می‌ریزن، به جای
‫اینکه لهش کنه، ازش محافظت می‌کنه.

149
00:11:30,272 --> 00:11:31,272
‫بله.

150
00:11:32,024 --> 00:11:33,192
‫پاپو هنوز زنده‌ست.

151
00:11:33,859 --> 00:11:37,238
‫و تا جایی که به من مربوط میشه،
‫اون همچنان رئیس شهر‌ـه.

152
00:11:38,072 --> 00:11:41,617
‫اینجا نیومدم که برات کضشعر تفت بدم.

153
00:11:41,700 --> 00:11:44,078
‫پس راجع به جسد کی حرف میزدن؟

154
00:11:44,161 --> 00:11:46,747
‫هوم. بهترین قسمتش اینجاست.

155
00:11:46,831 --> 00:11:49,417
‫پدر پاپو بودش.

156
00:11:50,042 --> 00:11:51,710
‫خدایا، گریسلدا.

157
00:11:51,794 --> 00:11:54,797
‫زدی دل و روده‌ی اون پیرمرد رو با خاک یکی کردی.

158
00:11:56,841 --> 00:11:59,760
‫برای همین این همه راه اومدم. میفهمی؟

159
00:12:00,344 --> 00:12:02,972
‫عمراً‌اگه فرصت دیدن قیافه‌های الان‌تون رو

160
00:12:03,055 --> 00:12:06,767
‫از دست می‌دادم.

161
00:12:06,851 --> 00:12:09,186
‫این لحظه رو باید تو ذهنم حک کنم.

162
00:12:11,689 --> 00:12:14,483
‫پاپو باهوش‌تر از اون
‫چیزیه که فکرش رو می‌کردم.

163
00:12:16,694 --> 00:12:19,655
‫افرادش قبل از رسیدن
‫پلیس فراریش دادن.

164
00:12:19,738 --> 00:12:21,866
‫و گذاشت فکر کنی که کشتیش.

165
00:12:22,533 --> 00:12:26,203
‫تو کف این پاوپو موندم من، عجب کلکی‌ـه این یارو.

166
00:12:27,079 --> 00:12:30,124
‫و خانم‌ رو باش داره گل‌هاش رو می‌چینه.

167
00:12:30,207 --> 00:12:32,501
‫گمونم همین الانش هم گاردت رو پایین آوردی.

168
00:12:34,420 --> 00:12:36,380
‫ولی نگران نباش. آروم باش.

169
00:12:36,464 --> 00:12:41,010
‫اینجا هیچ اتفاقی برات نمی‌افته.
‫عملاً‌ اینجا رو قرنطینه کردی.

170
00:12:41,093 --> 00:12:43,554
‫پاپو اینجا سراغت نمیادش.

171
00:12:43,637 --> 00:12:45,681
‫اون در این حد  کودن نیستش. خوش خیال نباش.

172
00:12:46,599 --> 00:12:47,599
‫هوم؟

173
00:12:49,393 --> 00:12:50,978
‫ولی می‌دونی من بودم چیکار می‌کردم؟

174
00:12:52,354 --> 00:12:55,816
‫سریع اون یکی کارم رو راست و ریست می‌کردم.

175
00:12:56,901 --> 00:12:59,862
‫و گورم رو از این شهر گم می‌کردم.

176
00:13:02,656 --> 00:13:04,617
‫چون اگه پاپو هم تو رو نکشه...

177
00:13:05,201 --> 00:13:06,201
‫هی.

178
00:13:07,912 --> 00:13:09,121
‫با دقت گوش کن.

179
00:13:09,705 --> 00:13:12,249
‫شاید مجبور بشم خودم کلکت رو بکنم.

180
00:13:12,875 --> 00:13:13,875
‫هر دوتون رو.

181
00:13:26,096 --> 00:13:28,057
‫ریگو و ایزا تو یه
‫خونه دیگه‌اند.

182
00:13:36,758 --> 00:13:38,438
‫[Mamy Blue Song by Pop-Tops]

183
00:14:21,694 --> 00:14:23,404
‫این دیوونگی‌ـه،
‫روانی‌ها.

184
00:15:30,596 --> 00:15:33,182
‫<i>سلام، گریسلدا.</i>

185
00:15:34,183 --> 00:15:35,726
‫فکر می‌کردم که تو زندونی.

186
00:15:36,518 --> 00:15:41,023
‫اون‌ها دخل آمیلکار رو در آوردند، ولی
‫من فرار کردم و از شهر رفتم.

187
00:15:41,106 --> 00:15:45,152
‫<i>خوشحالم که سزای کار اون
‫ احمق‌ها رو گذاشتی کف دستشون..</i>

188
00:15:49,281 --> 00:15:50,616
‫کجایی؟

189
00:15:51,325 --> 00:15:52,325
‫کالیفرنیا.

190
00:15:53,077 --> 00:15:55,454
‫اینجا واسه‌م امن تره.

191
00:15:56,330 --> 00:15:57,456
‫خب که چی، ریوی؟

192
00:15:59,041 --> 00:16:03,212
‫فقط زنگ زدی که بهم باریکلا بگی؟

193
00:16:05,589 --> 00:16:08,676
‫من هر روز تو گرمای سوزان
‫اینجا میرم بیرون

194
00:16:08,759 --> 00:16:13,138
‫<i>و این غذایی که هندی‌ها می‌خورن،
‫ پیوته رو سفارش میدم.</i>

195
00:16:13,222 --> 00:16:16,517
‫و با خودم میشینم تو این صحرای وسیع به فکر فرو میرم.

196
00:16:17,935 --> 00:16:19,186
‫اما ذهنم...

197
00:16:21,188 --> 00:16:23,691
‫مدام به فکر تو می‌افته، گریسلدا.

198
00:16:23,774 --> 00:16:24,608
‫من؟

199
00:16:24,692 --> 00:16:26,068
‫<i>مطمئن نیستم چرا.</i>

200
00:16:27,027 --> 00:16:30,072
‫<i>گمونم به این دلیله که تو هنوز برای ناشناخته‌ای.</i>

201
00:16:30,155 --> 00:16:32,616
‫این راجع به پاپو یا پانسو نیستش.

202
00:16:33,325 --> 00:16:36,704
‫<i>یحتمل مربوط به آسموناست، اینکه هر روز زندگیت</i>

203
00:16:38,414 --> 00:16:40,332
‫<i>حواسشون بهت هست.</i>

204
00:16:42,835 --> 00:16:44,586
‫<i>بهت گفتم که می‌تونم کمکت کنم.</i>

205
00:16:45,170 --> 00:16:48,465
‫وقتی آماده شدی بهم زنگ بزن.

206
00:16:59,601 --> 00:17:02,396
‫وایستا، صبرکن، میشه روش نور بندازی؟

207
00:17:05,983 --> 00:17:06,983
‫خونگی‌ـه.

208
00:17:07,776 --> 00:17:08,819
‫به احتمال زیاد تو زندون ساخته شده.

209
00:17:10,029 --> 00:17:11,030
‫اون یه ماریلیتو‌ـه.

210
00:17:11,905 --> 00:17:15,242
‫کارکن دادلند گفتش که ضارب
‫ تتوهای خوشگلی هم داشتش.

211
00:17:15,325 --> 00:17:16,744
‫ممکنه یه ماریلیتو دیگه باشه.

212
00:17:20,372 --> 00:17:21,372
‫آره.

213
00:17:22,332 --> 00:17:25,544
‫ولی کدوم یکی از هزارن نفری که تا حالا اومدن؟

214
00:17:47,566 --> 00:17:49,068
‫میگلیتو اومدش.

215
00:17:51,528 --> 00:17:53,328
‫- ممنونم.
‫- ما اومدیم.

216
00:17:53,363 --> 00:17:54,363
‫بالاخره رسیدیم.

217
00:18:02,039 --> 00:18:03,832
‫این عمه من، مادر ریگو.

218
00:18:04,541 --> 00:18:06,418
‫من باید با خانم بلانکو صحبت کنم.

219
00:18:07,377 --> 00:18:08,377
‫خواهش می‌کنم.

220
00:18:12,216 --> 00:18:14,301
‫من سال‌ها پیش از کوبا به اینجا اومدم.

221
00:18:16,011 --> 00:18:19,848
‫ولی پسرم به خاطر کاری که بچگیاش انجام داد افتادش زندون.

222
00:18:21,433 --> 00:18:24,394
‫کلی صبر کردم تا بالاخره کاسترو گذاشت که بیادش.

223
00:18:25,312 --> 00:18:26,522
‫و حالا

224
00:18:27,439 --> 00:18:29,024
‫دیگه هرگز قرار نیست که ببینمش.

225
00:18:30,776 --> 00:18:31,985
‫خودمم پسر دارم.

226
00:18:33,237 --> 00:18:34,905
‫نمی‌تونم تصور کنم که چی پشت سر گذاشتی.

227
00:18:36,532 --> 00:18:41,411
‫ریگو گفتش شما علاوه‌بر مادر سه‌تا پسر،
‫مادر همه کسایی هستین که براتون کار می‌کنن.

228
00:18:42,621 --> 00:18:44,748
‫گفتش که همه بهتون مادرخونده میگن.

229
00:18:47,042 --> 00:18:49,962
‫پس شاید شما جواب منو داشته باشید

230
00:18:52,172 --> 00:18:53,006
‫حرفت رو بزن

231
00:18:53,090 --> 00:18:55,134
‫اون‌ها سر پسرم رو بریدند.

232
00:18:57,719 --> 00:19:00,639
‫به نظرت هنوزم می‌تونه به بهشت بره؟

233
00:19:04,393 --> 00:19:05,769
‫بله، البته که.

234
00:19:09,022 --> 00:19:10,983
‫پسرت ریگو به خاطر من مردش.

235
00:19:13,944 --> 00:19:16,405
‫نمی‌دونی که چقدر از این بابت متاسفم.

236
00:19:16,488 --> 00:19:19,366
‫اینجا کسی نیست که بتونیم بهش اعتماد کنیم.

237
00:19:21,827 --> 00:19:26,039
‫پلیس، مسئولین، هیچ تفاوتی با پلیس‌های کوبا ندارند.

238
00:19:26,123 --> 00:19:27,624
‫کلی از این پسرها به اینجا اومدند،

239
00:19:29,459 --> 00:19:31,086
‫ولی هیچی ندارن.

240
00:19:31,170 --> 00:19:33,005
‫کاری برای انجام دادن ندارن.

241
00:19:33,088 --> 00:19:34,381
‫چیزی برای باور کردن ندارن.

242
00:19:36,008 --> 00:19:37,134
‫ولی شما همه این‌ها رو بهش دادی.

243
00:19:38,385 --> 00:19:43,557
‫اگر برادرها ریگو هم بتونن بیان اینجا،

244
00:19:43,640 --> 00:19:46,268
‫امیدوارم اون‌ها هم بتونند
‫براتون کار کنند.

245
00:19:49,563 --> 00:19:50,606
‫بیا بریم.

246
00:19:50,689 --> 00:19:51,815
‫ممنونم.

247
00:19:54,234 --> 00:19:55,527
‫ازمرلدا، صبر کن.

248
00:19:57,362 --> 00:19:59,406
‫اگه بتونم برات
‫جبران کنم چی؟

249
00:20:00,949 --> 00:20:03,619
‫کاری کنم که این مردها
‫تاوان کاری رو که کردن رو بدن

250
00:20:03,702 --> 00:20:06,288
‫و بهت پول بدم تا بقیه پسرهات رو هم بیاری اینجا.

251
00:20:10,417 --> 00:20:11,501
‫واقعاً همچین کاری می‌کنید؟

252
00:20:13,378 --> 00:20:14,671
‫برای تو هر کاری می‌کنم.

253
00:20:23,597 --> 00:20:24,597
‫الو.

254
00:20:24,640 --> 00:20:27,684
‫<i>ریوی، ازت می‌خوام که آدمکش
‫پاپو رو برام پیدا کنی.</i>

255
00:20:37,903 --> 00:20:39,404
‫چرا نمی‌زاری من این کار رو بکنم؟

256
00:20:42,074 --> 00:20:44,368
‫باید بدونن که این کار خودمه.

257
00:21:23,699 --> 00:21:24,574
‫هی!

258
00:21:26,118 --> 00:21:28,537
‫ولم کن!

259
00:21:39,423 --> 00:21:40,423
‫زودباش.

260
00:21:49,266 --> 00:21:52,144
‫ولم کن!
‫ولم کن!

261
00:21:56,189 --> 00:21:57,189
‫اونجاست.

262
00:22:04,948 --> 00:22:07,617
‫- کیرم دهنت، هرزه!
‫- خفه‌شو!

263
00:22:08,702 --> 00:22:09,870
‫فقط یه ضربه بزن بهش، بقیه‌ش رو خودم می‌برم.

264
00:22:15,208 --> 00:22:17,544
‫مادرجنده، همون بلایی رو که سر دوستم آوردی سرت میارم.

265
00:22:17,627 --> 00:22:19,004
‫و بلایی که سر پسر عموم آوردی.

266
00:22:20,297 --> 00:22:21,548
‫تو رو خدا نکشتم.

267
00:22:22,132 --> 00:22:23,800
‫منو نکش. التماست می‌کنم. تو رو خدا.

268
00:22:24,384 --> 00:22:26,303
‫بزارید برم، لطفاً.

269
00:22:28,013 --> 00:22:30,265
‫بزار
‫برم لطفا

270
00:22:31,266 --> 00:22:32,266
‫گریسلدا؟

271
00:22:40,108 --> 00:22:42,360
‫ممنونم.
‫ممنونم.

272
00:22:45,864 --> 00:22:47,324
‫ممنونم.

273
00:22:52,120 --> 00:22:54,164
‫کافیه. دیگه مرده.

274
00:22:55,040 --> 00:22:57,000
‫یالا. باید بریم.

275
00:23:32,702 --> 00:23:35,288
‫<i>هی، مراقب باش.
‫این چیزه تیزه ها.</i>

276
00:23:35,372 --> 00:23:36,248
‫<i>گوش کن.</i>

277
00:23:36,331 --> 00:23:38,458
‫<i>پشم من تو رو گرم نگهت نمی‌داره!</i>

278
00:23:38,542 --> 00:23:40,961
‫<i>خب، راستش حتی خودمم  گرم نگه‌ نمی‌داره!</i>

279
00:24:15,871 --> 00:24:18,165
‫چطور قراره به همه این‌ها رسیدگی کنیم؟

280
00:24:19,666 --> 00:24:22,544
‫اون میگه که یه چیزی دیده،
‫ولی من اسپانیایی بلد نیستم.

281
00:24:30,510 --> 00:24:31,928
‫آقا.

282
00:24:32,012 --> 00:24:33,180
‫شما چیزی دیدید؟

283
00:24:34,389 --> 00:24:37,392
‫سه نفر بودند، ولی چهره‌شون رو ندیدم.

284
00:24:37,475 --> 00:24:39,895
‫فقط می‌دونم که یکی از اون‌ها زن بود.

285
00:24:46,234 --> 00:24:47,319
‫بیشترم بودش،

286
00:24:47,402 --> 00:24:49,821
‫ولی همین تعداد تو ماشین جا می‌شدش.

287
00:24:51,323 --> 00:24:52,449
‫اینو برات گرفتم.

288
00:24:56,077 --> 00:24:58,830
‫برای اون‌ها، شاید بخوای بندازیش گردنت.

289
00:25:10,675 --> 00:25:12,636
‫از همه‌تون ممنونم که اومدید.

290
00:25:14,846 --> 00:25:16,640
‫من گریسلدا بلانکو هستم.

291
00:25:24,022 --> 00:25:26,233
‫همه‌مون یه مشکل رو داریم.

292
00:25:26,816 --> 00:25:31,655
‫به هر اتاقی که وارد بشم،
‫فقط یه یه زن هستم.

293
00:25:31,738 --> 00:25:37,327
‫و شما هم به هر اتاقی که وارد بشید
‫شوید، فقط یه ماریلیتو هستین.

294
00:25:39,913 --> 00:25:41,456
‫وقتی مردم بهتون نگاه می‌کنن،

295
00:25:42,123 --> 00:25:45,126
‫فقط خالکوبی‌هاتون رو می‌بینند
‫و اینکه زبونشون رو بلد نیستید.

296
00:25:45,752 --> 00:25:49,714
‫و با خودشون میگن «چطور می‌تونم
‫ ازشون سوء استفاده کنم؟»

297
00:25:49,798 --> 00:25:51,549
‫«چطور می‌تونم ازشون بهره ببرم؟»

298
00:25:51,633 --> 00:25:55,303
‫تنها راه رسیدن به خواسته‌هامون

299
00:25:55,387 --> 00:25:59,349
‫اینه که به زور بگیریمش.

300
00:25:59,432 --> 00:26:01,601
‫آره!
‫آره!

301
00:26:02,269 --> 00:26:04,604
‫و واسه این کار قدرت لازم داریم.

302
00:26:04,688 --> 00:26:06,439
‫آره!

303
00:26:06,523 --> 00:26:09,025
‫- هم قدرت در اینجا و هم قوت قلب باید داشته باشیم.
‫- آره!

304
00:26:09,109 --> 00:26:10,402
‫آره!

305
00:26:12,862 --> 00:26:19,786
‫لازم نیست بهتون بگم که
‫واسه خونواده‌هاتون قراره چه کارهایی بکنم.

306
00:26:19,869 --> 00:26:22,247
‫- خودتون خوب دیدینش.
‫- آره.

307
00:26:22,330 --> 00:26:28,336
‫لازم نیست بهتون بگم که
‫براتون می‌جنگم، خودتون دیدینش.

308
00:26:28,420 --> 00:26:29,629
‫آره! با همدیگه!

309
00:26:29,713 --> 00:26:33,300
‫چیزی که باید بدونید اینه که
‫ اگه واسه من کار کنید،

310
00:26:33,383 --> 00:26:35,719
‫هدفی خواهید داشت،

311
00:26:35,802 --> 00:26:38,138
‫و همه بهتون احترام خواهند گذاشت.

312
00:26:41,057 --> 00:26:43,560
‫وقتی این قضیه رو فیصله بدیم،

313
00:26:43,643 --> 00:26:47,272
‫دیگه قرار نیست ظرف‌های کوفتی‌شون رو بشورید.

314
00:26:47,355 --> 00:26:52,235
‫میشنید پشت میز اون‌ها، خرچنگ اون‌ها رو می‌خورید

315
00:26:52,319 --> 00:26:54,404
‫کادیلاک اون‌ها رو می‌رونید،

316
00:26:54,487 --> 00:26:57,741
‫و تو استخرهای کیری اون‌ها شنا می‌کنید.

317
00:27:02,203 --> 00:27:03,913
‫خب، کی این‌ها رو می‌خواد؟

318
00:27:06,166 --> 00:27:09,127
‫بریم سراغشون دوستان.

319
00:27:09,878 --> 00:27:10,920
‫میریم سراغشون.

320
00:27:11,004 --> 00:27:12,339
‫مادرخوانده!

321
00:27:23,641 --> 00:27:26,227
‫اون یه ارتش ماریلیتوس واسه خودش جور کرده،‌ پاپو.

322
00:27:26,311 --> 00:27:29,939
‫از نقطه به نقطه خونه‌ش محافظت می‌کنن.

323
00:27:30,023 --> 00:27:31,023
‫راهی برای ورود نیست.

324
00:27:31,608 --> 00:27:33,318
‫می‌تونیم تا وقتی که می‌خواد بره صبرکنیم...

325
00:27:33,401 --> 00:27:35,779
‫اصلاً چرا اون جنده باید بذاره بره، خاکومو؟

326
00:27:38,656 --> 00:27:40,700
‫خوب می‌دونه منم می‌خوام سرش رو ببرم.

327
00:27:44,954 --> 00:27:47,165
‫حیاط خونه‌ات شبیه
‫زندان‌ها کوبا شده.

328
00:27:47,248 --> 00:27:48,917
‫این ارتش جدیدشه.

329
00:27:49,000 --> 00:27:51,961
‫گمونم به یه دلیلی ازم خواستی که بیام اینجا بمونم.

330
00:27:52,045 --> 00:27:54,255
‫می‌خوام به محموله‌های اوچوا حمله کنم.

331
00:27:59,636 --> 00:28:01,429
‫می‌خوای با اوچو وارد جنگی بشی.

332
00:28:01,513 --> 00:28:02,680
‫نه فقط اون‌ها.

333
00:28:03,765 --> 00:28:05,600
‫همینطود پاپو و ساقی‌هاش.

334
00:28:06,267 --> 00:28:09,604
‫از فردا می‌خوام به همه‌شون حمله کنم.

335
00:28:10,730 --> 00:28:12,399
‫گند بزنم به سیستمشون.

336
00:28:12,482 --> 00:28:15,360
‫اوچواها کلی کوکائین تو باهاماس دارن،

337
00:28:15,443 --> 00:28:17,153
‫ولی جایی پیدا نخواهند کرد که بفروشنش.

338
00:28:18,029 --> 00:28:19,656
‫چیزی رو که می‌خوام دو دستی بهم میدن.

339
00:28:20,240 --> 00:28:21,491
‫قلمروت رو؟

340
00:28:21,574 --> 00:28:25,036
‫چیزی که مال ماست رو. همه‌مون سخت براش کار کردیم.

341
00:28:25,120 --> 00:28:27,247
‫- ندیدی... نه، گوش بده.
‫- ولی...

342
00:28:27,330 --> 00:28:28,623
‫تو چیزی که من دیدم رو ندیدی.

343
00:28:28,706 --> 00:28:32,085
‫اون عوضی‌ها قرار نیست دست بردارند، و خودتم اینو می‌دونی.

344
00:28:32,877 --> 00:28:36,548
‫با ماریلیتو‌ها اینجا، در امانیم.
‫ لازم نیست فرار کنیم.

345
00:28:37,966 --> 00:28:39,634
‫این تنها راهه، آرتورو.

346
00:28:44,639 --> 00:28:47,142
‫خب، نه که حالا قراره با
‫ مادرخونده مخالفت کنم..

347
00:30:07,555 --> 00:30:08,640
‫عجله کنید!

348
00:30:12,977 --> 00:30:16,898
‫الان موندن که چطور می‌دونی کجا باید بهشون
‫حمله کنی، همیشه ازشون یه قدم جلویی.

349
00:30:19,275 --> 00:30:22,946
‫میگولیتو، یه منبع موثق دارم.
‫ولی اینو بهشون نگی ها.

350
00:30:23,029 --> 00:30:25,532
‫قبلاً بهشون گفته بودم که
‫از اون بالاها هوات رو دارن.

351
00:30:28,701 --> 00:30:31,079
‫به افتخاره مادرخوانده!
‫به افتخار دلسوز ما!

352
00:30:34,165 --> 00:30:35,917
‫یه دل سیر بنوشید و استراحت کنید.

353
00:30:36,000 --> 00:30:39,254
‫فردا دوباره دمار از روزگار اون مادرجند‌ه‌ها در میاریم!

354
00:30:42,924 --> 00:30:46,261
‫شایعه شده که حتی نمی‌تونی یه سگ
‫ ولگرد رو هم تو خیابون‌ها پیدا کنی.

355
00:30:47,679 --> 00:30:51,391
‫این دیگه یحتمل رافا رو بکشونه پای میز.

356
00:30:54,102 --> 00:30:55,228
‫مادرخوانده!

357
00:30:58,940 --> 00:30:59,940
‫نگاه کن.

358
00:31:00,775 --> 00:31:03,862
‫گمونم کم‌کم داره از همه این خزعبلات خوشش میاد.

359
00:31:12,245 --> 00:31:14,163
‫و همینش سرمست کننده‌ست، دوست من.

360
00:31:25,925 --> 00:31:28,469
‫می‌دونم که برای به دست آوردن دلشون چیکار کرده.

361
00:31:34,392 --> 00:31:36,144
‫امیدوارم هیچوقت مثل اون نباشم.

362
00:31:36,728 --> 00:31:37,728
‫نمیشی.

363
00:31:38,563 --> 00:31:39,772
‫تو اون نیستی.

364
00:31:40,690 --> 00:31:42,817
‫تو ریشه‌ات از یه جای دیگه‌ست.

365
00:31:44,569 --> 00:31:46,654
‫می‌دونم که چیزهای زیادی رو بهم نمیگه.

366
00:31:47,530 --> 00:31:48,865
‫اون فقط داره ازت محافظت می‌کنه.

367
00:31:52,535 --> 00:31:55,788
‫هر محموله‌ای رو که نابود می‌کنه قوی‌ترش می‌کنه

368
00:31:55,872 --> 00:31:58,625
‫و کل سیستم ما رو درست لحظه‌ای که
‫می‌خوایم شروع کنیم از کار می‌ندازه.

369
00:31:58,708 --> 00:32:01,252
‫پاپو، تو رئیس اون شهری.

370
00:32:01,336 --> 00:32:03,421
‫فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

371
00:32:03,504 --> 00:32:05,089
‫می‌خوای واسه‌ت چیکار کنم؟

372
00:32:05,173 --> 00:32:08,051
‫هیچ راهی واسه ورود به اونجا وجود نداره.
‫ اون یه ارتش کوفتی داره اونجا، رافا.

373
00:32:09,385 --> 00:32:10,219
‫چی؟

374
00:32:10,303 --> 00:32:11,303
‫هی.

375
00:32:11,763 --> 00:32:12,764
‫دیر وقته ها.

376
00:32:13,556 --> 00:32:17,977
‫خب، داشتم کیف یکی از زن‌های سر
‫ بریده شده تو اون خونه رو می‌گشتم.

377
00:32:18,061 --> 00:32:20,355
‫- فرض می‌‌کردیم که اون‌ها روسپی هستن.
‫- آره.

378
00:32:20,438 --> 00:32:23,775
‫ولی من این یادداشت ها رو که روش اعدادی
‫ داره رو پیدا کردم، ممکنه نشون‌گر گرم باشه.

379
00:32:25,443 --> 00:32:28,529
‫سه و نیم گرم تو یه هشتمه، 28 گرم یه اونس‌ـه.

380
00:32:28,613 --> 00:32:31,491
‫- آره، دیگه رو کیلو نیستن. تو خیابون می‌فروشنش.
‫- اهوم.

381
00:32:31,574 --> 00:32:35,620
‫- ساقی‌ها معمولاًیکی رو واسه اینکارها اجیر می‌کنند.
‫- دقیقا. ولی هیچوقت زن نبودند...

382
00:32:35,703 --> 00:32:37,914
‫... مگه اینکه یه زن
‫داره این‌ها اجیر می‌کنه.

383
00:32:37,997 --> 00:32:40,291
‫ما از آخرین صحنه قتل‌مون یه شاهد داشتیم.

384
00:32:40,375 --> 00:32:42,377
‫اون یه زنی رو دیده بودش،
‫توصیفاتش رو داده.

385
00:32:43,586 --> 00:32:45,254
‫هنوزم گیر این نارکوی زن هستی ها.

386
00:32:45,338 --> 00:32:47,090
‫می‌دونم که می‌خوای بگی،
‫«اگر به حل پرونده قتل‌ها کمکی نکنه

387
00:32:47,173 --> 00:32:50,176
‫- چه اهمیتی داره؟»
‫- به قتل‌ها ربطی نداره.

388
00:32:50,259 --> 00:32:54,138
‫ولی اگه یکی از کارکناش قربانی
‫شده باشه، پس یعنی اونم یه‌جورایی دخیل‌ـه.

389
00:32:54,222 --> 00:32:55,723
‫«اونم یه‌جورایی دخیل‌ـه.»

390
00:32:56,432 --> 00:32:57,432
‫باشه، ببین.

391
00:32:58,977 --> 00:33:03,231
‫نقاط قرمز، یعنی قتل‌های تکی.
‫آبی، یعنی حملات ماریلیتوس‌.

392
00:33:03,314 --> 00:33:05,608
‫آره، می‌فهمم چرا بقیه میگن اینجا شده یه منطقه جنگی.

393
00:33:05,692 --> 00:33:08,695
‫دیاز، این‌ها حملات علیه گروه اوچوا،

394
00:33:08,778 --> 00:33:10,071
‫تصادفی نیستند.

395
00:33:10,154 --> 00:33:12,281
‫از یه‌جایی هدایت میشن. دقیق هستن.

396
00:33:17,954 --> 00:33:22,333
‫کی حاضره به طور
‫سیستماتیک بره سراغ اوچواها؟

397
00:33:23,835 --> 00:33:24,835
‫هیچکس.

398
00:33:29,298 --> 00:33:31,884
‫مگر اینکه ماریلیتوها رو
‫ در اختیار داشته باشند.

399
00:33:33,469 --> 00:33:37,306
‫می‌دونیم که ماریلیتوهایی تو اون خونه کنار زن‌ها مردن،‌ نه؟

400
00:33:37,390 --> 00:33:38,266
‫آهان.

401
00:33:38,349 --> 00:33:42,395
‫پس فقط زن‌ها نیستن که برای
‫ نارکو مزموز من کار می‌کنن،

402
00:33:42,478 --> 00:33:43,855
‫بلکه ماریلیتوس هم جزئشون هستش.

403
00:33:44,605 --> 00:33:49,152
‫برای همین به نظرم این حملات،
‫به نوعی پاسخ کاری هستش،

404
00:33:49,235 --> 00:33:52,739
‫ نوعی انتقام اتفاقاتی‌ـه که تو خونه‌اش افتاده.

405
00:33:53,740 --> 00:33:56,034
‫داری میگی که همون شخص پشت این حملاته؟

406
00:33:56,117 --> 00:33:57,117
‫آره.

407
00:33:58,453 --> 00:34:01,456
‫دارم میگم دست یه زن
‫پشت همه این‌هاست.

408
00:34:07,712 --> 00:34:08,880
‫<i>مایکل، حقیقت داره؟</i>

409
00:34:11,340 --> 00:34:13,342
‫<i>از من در مورد کارم چیزی نپرس، کی.</i>

410
00:34:13,426 --> 00:34:14,426
‫<i> حقیقت داره؟</i>

411
00:34:14,969 --> 00:34:16,947
‫<i>- از من در مورد کارم چیزی نپرس.
‫- نه.</i>

412
00:34:16,971 --> 00:34:17,971
‫<i>کافیه!</i>

413
00:34:21,059 --> 00:34:23,019
‫«از من در مورد کارم چیزی نپرس، کی.»

414
00:34:25,563 --> 00:34:28,232
‫- «از من در مورد کارم چیزی نپرس.»
‫<i>- خیله‌خب.</i>

415
00:34:28,316 --> 00:34:30,651
‫- داریو، خفه شو مرد.
‫- «کافیه!»

416
00:34:30,735 --> 00:34:31,819
‫<i>فقط اینبار.</i>

417
00:34:34,697 --> 00:34:37,158
‫<i>فقط این‌بار، می‌زارم تا در مورد
‫ کار و بارم ازم سوال کنی.</i>

418
00:34:37,241 --> 00:34:39,160
‫زودی بر می‌گردم.

419
00:34:41,704 --> 00:34:42,538
‫<i> حقیقت داره؟</i>

420
00:34:46,209 --> 00:34:47,209
‫مامان؟

421
00:34:48,127 --> 00:34:49,127
‫حالت خوبه؟

422
00:34:50,797 --> 00:34:53,674
‫صرفاً مضطربم، چیزی نیست برو فیلمت رو ببین.

423
00:34:57,053 --> 00:34:58,053
‫اضطراب.

424
00:35:02,266 --> 00:35:03,266
‫داری دروغ میگی.

425
00:35:06,479 --> 00:35:09,857
‫همه‌ش می‌زارم بهم دروغ بگی،
‫چون که فکر می‌کنم کمکت می‌کنه.

426
00:35:10,650 --> 00:35:12,068
‫و راستش از اینش اصلاً مطمئن نیستم.

427
00:35:14,695 --> 00:35:17,698
‫ولی می‌دونم که کم‌کم داره میره رو اعصابم.

428
00:35:20,118 --> 00:35:23,871
‫من حامله‌م، اوبر. واسه همینه که همه‌ش بالا میارم.

429
00:35:25,039 --> 00:35:26,916
‫داریو چیزی نمی‌دونه.

430
00:35:33,339 --> 00:35:37,218
‫روزی رو که فهمیدم مادرم یه چاخان بیش نیست رو یادمه.

431
00:35:39,512 --> 00:35:45,810
‫اما فرق من و اون اینه که اون بخاطر خودش دروغ گفتش.

432
00:35:46,936 --> 00:35:48,479
‫همه‌چیز همیشه فقط راجع به اون بودش.

433
00:35:49,897 --> 00:35:53,109
‫می‌خوام بدونی هرکاری که می‌کنم

434
00:35:53,192 --> 00:35:54,819
‫بخاطر شما پسرهاست.

435
00:35:56,154 --> 00:35:57,488
‫بخاطر خونواده‌مونه.

436
00:36:01,200 --> 00:36:03,661
‫می‌خوام این بین خودمون بمونه.

437
00:36:12,461 --> 00:36:15,089
‫همه نارکو اینجا میان.

438
00:36:16,174 --> 00:36:18,551
‫یه خبرچین سری رو وارد اینجا کردم،
‫معروف به میمون مورالس.

439
00:36:18,634 --> 00:36:21,053
‫اگر قرار باشه کسی
‫یزی راجع به یه نارکوی زن بدونه

440
00:36:21,929 --> 00:36:23,139
‫خود اونه.

441
00:36:23,764 --> 00:36:26,267
‫خب، روند کار با این میمون چیه؟

442
00:36:28,060 --> 00:36:29,187
‫همینجا منتظر می‌مونیم.

443
00:36:30,813 --> 00:36:31,981
‫تا ببینیم که فرصت می‌کنه چیزی بگه یا نه.

444
00:36:42,366 --> 00:36:44,076
‫- میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
‫- اهوم.

445
00:36:44,160 --> 00:36:45,578
‫با بابات صمیمی‌ای؟

446
00:36:46,495 --> 00:36:47,663
‫بابای خودم؟

447
00:36:48,789 --> 00:36:52,501
‫پدر واقعی‌م، من و برادرم رو تنهایی
‫سوار هواپیما کرد تا از کوبا خارج بشیم.

448
00:36:52,585 --> 00:36:55,713
‫پس، فعلاً «بابا» برای من یه مشت عموهای
‫ مسته که اینجا زندگی می‌کنن.

449
00:36:55,796 --> 00:36:56,796
‫چرا؟

450
00:36:59,425 --> 00:37:01,802
‫آه، پسرم، اون می‌خواست
‫بره و پیش پدرش بمونه.

451
00:37:02,762 --> 00:37:04,263
‫حس کرد که چندان نمی‌شناستش.

452
00:37:05,056 --> 00:37:06,057
‫و تو هم دلت شکست.

453
00:37:06,140 --> 00:37:07,183
‫خیلی.

454
00:37:07,725 --> 00:37:08,601
‫هوم.

455
00:37:08,684 --> 00:37:12,521
‫ولی گفتم خودش باید بفهمه که باباش چه عوضی‌ای هستش.

456
00:37:15,942 --> 00:37:17,109
‫و شاید

457
00:37:18,486 --> 00:37:21,197
‫می‌خواستم بذاره بره تا واسه
‫اینکار جدیدم دست و پا گیرم نشه.

458
00:37:23,282 --> 00:37:26,619
‫خیله‌خوب. چیزی برای خجالت کشیدن وجود نداره،‌
‫چون کارت رو دوست داری.

459
00:37:26,702 --> 00:37:29,580
‫ناراحت نشی، دیاز، ولی
‫تو یه مادر مجرد نیستی.

460
00:37:30,498 --> 00:37:32,124
‫فکر می‌کنی اداره کردن سنتک سخته؟

461
00:37:32,208 --> 00:37:34,335
‫اون وقع ازم سوال درستی رو نپرسیدی.

462
00:37:35,753 --> 00:37:38,965
‫ببین... من با مامانم خیلی
‫خیلی صمیمی بودم.

463
00:37:39,048 --> 00:37:42,802
‫وقتی اون اومدش اینجا، کار کرد و
‫من و برادرهام رو  کنار هم نگه داشت.

464
00:37:42,885 --> 00:37:43,886
‫درست مثل خودت.

465
00:37:48,099 --> 00:37:49,099
‫میمون اونه.

466
00:37:50,977 --> 00:37:51,977
‫خیله‌خب.

467
00:37:52,728 --> 00:37:54,772
‫بریم سر کار، قراره بیاد باهامون حرف بزنه.

468
00:37:56,607 --> 00:38:00,569
‫چیزی راجع به یه نارکوی زن می‌دونی؟ یا که شنیده باشی؟

469
00:38:03,739 --> 00:38:05,199
‫یه نارکوی زن...

470
00:38:07,576 --> 00:38:09,203
‫هم قد من، موهای قهوه‌ای.

471
00:38:09,996 --> 00:38:11,122
‫و خوشگله.

472
00:38:13,374 --> 00:38:16,043
‫پس پلیس زن به دنبال یه نارکوی زن افتاده؟

473
00:38:16,127 --> 00:38:18,004
‫جواب سوال رو بده، میمون.

474
00:38:21,215 --> 00:38:22,215
‫اوم...

475
00:38:23,968 --> 00:38:25,177
‫هیچ نمی‌دونم.

476
00:38:26,929 --> 00:38:30,683
‫<i>[Give me just a little smile by Bob Marley]</i>

477
00:38:31,976 --> 00:38:34,478
‫باشه. ممنون بابت هیچی.

478
00:38:45,323 --> 00:38:46,824
‫یه لحظه منتظرم باش.

479
00:38:52,621 --> 00:38:54,415
‫او یه چیزی می‌دونه، مطمئنم.

480
00:38:54,498 --> 00:38:56,959
‫مردک معمولاً باهام رو راسته.

481
00:38:58,169 --> 00:39:01,213
‫هی، به نظرت یه‌کم زیادی تو نخ نارکوی زنی.

482
00:39:02,131 --> 00:39:03,883
‫شاید درست به قضیه نگاه نمی‌کنی.

483
00:39:10,097 --> 00:39:13,225
‫هی. از این یکی پرونده من عقب می‌کشم.

484
00:39:13,309 --> 00:39:16,145
‫بگرد بهش بگو من یه کودنم و راجع به این که

485
00:39:16,228 --> 00:39:19,231
‫پلیس‌های زن بلای جون آدمان جوک بگو...

486
00:39:19,315 --> 00:39:21,859
‫- جون، نمی خوام برگردم، باشه؟
‫- کاری که میگم رو بکن.

487
00:39:29,617 --> 00:39:30,617
‫دیاز.

488
00:39:31,911 --> 00:39:34,080
‫لعنتی. تف‌توش.

489
00:40:01,440 --> 00:40:02,483
‫خب؟

490
00:40:02,566 --> 00:40:04,318
‫خب، کارآگاه هاوکینز ...

491
00:40:06,278 --> 00:40:09,990
‫معلوم شد که میمون نارکوی زنت رو چندین‌بار تو میوتینی دیده.

492
00:40:11,992 --> 00:40:12,992
‫دیدتش؟

493
00:40:14,078 --> 00:40:16,038
‫اسمش گریسلدا بلانکو‌ـه.

494
00:40:37,017 --> 00:40:38,644
‫مشکل چیه؟

495
00:40:47,069 --> 00:40:48,904
‫بازم به محموله‌هامون حمله کردش.

496
00:40:50,197 --> 00:40:51,282
‫انگار زده به سرش.

497
00:40:52,616 --> 00:40:54,160
‫شیطونه میگه پسر عموت رو بفرستم

498
00:40:54,243 --> 00:40:57,371
‫تا با چندتا مهمات سنگین
‫حساب این زنیکه جنده رو برسه.

499
00:40:57,955 --> 00:41:01,542
‫می‌خوای ارتش اوچوا رو بیاری؟

500
00:41:04,170 --> 00:41:09,008
‫«بمیرید، مادرجنده‌ها.»

501
00:41:17,975 --> 00:41:20,060
‫البته، اونجوری،

502
00:41:21,896 --> 00:41:23,856
‫باید به خونواده من اعتراف کنی که

503
00:41:24,482 --> 00:41:28,402
‫سربازهای میامی‌ات به دست یه زن بگا رفتن.

504
00:41:45,628 --> 00:41:49,381
‫رافا، خوشحالم که زنگ زدی. کار و بار چطوره؟

505
00:41:49,465 --> 00:41:51,634
‫<i> چه بلایی سر کوکائین من آوردی، گریسلدا؟</i>

506
00:41:52,510 --> 00:41:56,430
‫نگران نباش. همه‌ش ور دست خودمه.

507
00:41:56,514 --> 00:41:58,807
‫<i>خیله‌خب. قراره اینکار رو بکنیم.</i>

508
00:41:59,892 --> 00:42:02,269
‫<i>دست از این کارهای کصشعرت ورمی‌داری</i>

509
00:42:02,353 --> 00:42:05,397
‫<i>کوک منو برمی‌گردونی و من قلمروت رو بهت میدم.</i>

510
00:42:06,065 --> 00:42:06,899
‫و پاپو؟

511
00:42:06,982 --> 00:42:09,151
‫پاپو هم می‌خواد این قضیه تموم بشه،

512
00:42:09,235 --> 00:42:11,403
‫تنها دردش اینه که به مدلین بره، تا پدرش رو دفن کنه،

513
00:42:11,487 --> 00:42:14,073
‫برگرده و دوباره پول دربیاره، مشکلش کجاست؟

514
00:42:14,782 --> 00:42:15,908
‫<i>همینطورم باید باشه.</i>

515
00:42:15,991 --> 00:42:21,080
‫خوبه. تنها چیزی که می‌خوام اینه که
‫ وقتی قول بدی وقتی برگشت،

516
00:42:21,163 --> 00:42:23,624
‫رو در روی هم بشینید و باهم آشتی کنید.

517
00:42:23,707 --> 00:42:25,918
‫دیگه نمی‌خوام شاهد هیچ کضشعری تو میامی باشم.

518
00:42:31,757 --> 00:42:34,468
‫بهش گفتم صبح جوابم رو بهش میگم.

519
00:42:34,552 --> 00:42:38,222
‫- کجاش فکر کردن می‌خواد؟
‫- اون نمی‌خواد دست برداره.

520
00:42:38,305 --> 00:42:41,308
‫تو همین الانش هم وادارش کردی
‫ تسلیم بشه، همینشم باور نکردنی‌ـه.

521
00:42:41,392 --> 00:42:45,479
‫این پیروزیت رو قبول کن تموم بشه بره.
‫دیگه چی مونده که راجع بهش فکر کنی؟

522
00:42:45,563 --> 00:42:46,981
‫یه لحظه بهمون فرصت بده.

523
00:42:58,075 --> 00:43:00,452
‫داشتم فکر می‌کردم می‌تونم
‫یه سر و سامونی به اینجا بدم.

524
00:43:01,161 --> 00:43:04,123
‫و حالا که اینجا گیر افتادم یه‌چیزی بکارم.

525
00:43:09,211 --> 00:43:10,588
‫مشکل چیه، داریو؟

526
00:43:10,671 --> 00:43:13,549
‫فکر می‌کردم که همه این‌ها فقط
‫واسه بازگردوندن قلمروت بودش.

527
00:43:13,632 --> 00:43:14,632
‫بودش.

528
00:43:15,759 --> 00:43:16,885
‫ولی حالا مطمئن نیستم.

529
00:43:16,969 --> 00:43:19,138
‫خب، به نظرم باید دیگه دست نگه داریم.

530
00:43:21,515 --> 00:43:23,392
‫اوبر بهت گفته که من حامله‌م.

531
00:43:23,475 --> 00:43:24,475
‫اهوم.

532
00:43:25,144 --> 00:43:26,770
‫سوال اینه که چرا خودت نگفتی؟

533
00:43:27,396 --> 00:43:30,357
‫نگران بودم لحظه‌ای که بفهمی،

534
00:43:30,441 --> 00:43:34,153
‫منو به چشم یه چیزه ظریفی می‌بینی که باید ازش محافظت کنی...

535
00:43:34,236 --> 00:43:36,905
‫و اینکه دیگه نمی‌ذاشتم ریسک کنی.

536
00:43:37,489 --> 00:43:40,492
‫من خوب می‌دونم با کی تو رابطه‌ام.

537
00:43:41,201 --> 00:43:42,995
‫می‌دونم تو چه نوع زنی هستی.

538
00:43:43,078 --> 00:43:46,832
‫می‌دونم که تو یه زن خفنی که تسلیم نمیشه،
‫‌و همینو راجع بهت دوست دارم.

539
00:43:48,459 --> 00:43:51,920
‫فقط نگرانم که این چرندیات سردرگمت کنه،

540
00:43:52,004 --> 00:43:54,340
‫و خوب فکر همه چیز رو نکنی.

541
00:43:54,423 --> 00:43:55,841
‫و به این فکر نکنی که چی تو راهه.

542
00:43:55,924 --> 00:43:58,677
‫چرا؟ هوم؟
‫چون که حامله‌م؟

543
00:43:58,761 --> 00:44:03,515
‫چون که تو یه ارتش متشکل از کوبایی‌های
‫ روانی داری که هر کاری برات می‌کنن.

544
00:44:11,440 --> 00:44:12,483
‫این مال ماست.

545
00:44:13,942 --> 00:44:16,028
‫مال تو و منه. و زیباست.

546
00:44:18,989 --> 00:44:21,158
‫و به نظرم از این به بعد
‫باید بیشتر مراقب باشیم.

547
00:44:21,784 --> 00:44:23,744
‫به قلمرو خودت راضی باش.

548
00:44:24,953 --> 00:44:26,330
‫بیش از این چیزی لازم نداری.

549
00:44:28,248 --> 00:44:30,042
‫<i>وضعست اطلاعاتمون چطوره؟</i>

550
00:44:30,125 --> 00:44:32,795
‫رافا قلمروم رو  بهم پس دادش.

551
00:44:35,005 --> 00:44:37,341
‫<i>هوم. اما مثل اینکه حس خوبی نداری راجع بهش.</i>

552
00:44:39,176 --> 00:44:40,176
‫نه.

553
00:44:40,928 --> 00:44:42,388
‫دوستت که مرده.

554
00:44:43,889 --> 00:44:44,890
‫اون بود چی می‌گفت؟

555
00:44:47,351 --> 00:44:48,811
‫که به جنگیدن ادامه بدم.

556
00:44:50,354 --> 00:44:51,480
‫ولی؟

557
00:44:51,563 --> 00:44:53,982
‫<i>اون بچه‌ای نداشت
‫ولی من دارم.</i>

558
00:44:55,150 --> 00:44:59,446
‫حس می‌کنم هر چه بیشتر براشون
‫می‌جنگم، بیشتر ازم دور میشن.

559
00:45:00,781 --> 00:45:02,491
‫و الانم که حامله‌م.

560
00:45:07,579 --> 00:45:10,791
‫به دنیا آوردین یه زندگی مسئولیت خیلی بزرگی‌ـه.

561
00:45:12,376 --> 00:45:13,460
‫<i>و همینطور گرفتنش.</i>

562
00:45:16,255 --> 00:45:17,339
‫<i>وقتی اینجایی،</i>

563
00:45:18,132 --> 00:45:21,218
‫<i>می‌تونی چرخه‌های بزرگ تاریخ
‫رو ببینی، گریسلدا.</i>

564
00:45:22,219 --> 00:45:23,846
‫و اون موقع‌ست که می‌فهمی زمان...

565
00:45:25,764 --> 00:45:27,391
‫تو یه خط مستقیم سیر نمی‌کنه.

566
00:45:29,017 --> 00:45:30,769
‫<i>بلکه یه دایره پیوسته‌ست</i>

567
00:45:31,854 --> 00:45:33,105
‫که متوقف نمیشه.

568
00:45:38,944 --> 00:45:42,489
‫و تعداد خیلی کمی می‌تونند اون چرخه رو بشکونن.

569
00:45:44,992 --> 00:45:46,410
‫<i>چی داری میگی؟</i>

570
00:45:46,493 --> 00:45:50,789
‫اینکه من نمی‌تونم جلوی اوچوآها رو بگیرم،
‫و اینکه حتی تلاش برای اینکار هم  احمقانه‌ست؟

571
00:45:51,665 --> 00:45:55,544
‫دارم میگم که تو نیازی به مشاوره از من نداری.

572
00:45:59,756 --> 00:46:01,550
‫خودت حقیقتت رو می‌دونی.

573
00:46:20,903 --> 00:46:23,780
‫ما این کار رو برای بدست آوردن
‫کوهی از کوکائین انجام ندادیم.

574
00:46:25,491 --> 00:46:31,622
‫ما این کار رو کردیم تا اون مادرجنده‌ها بفهمن
‫که کارشون با ما چه احساسی داشت!

575
00:46:31,705 --> 00:46:35,626
‫حس بی‌قدرت بود! حس ترسیدن!

576
00:46:36,877 --> 00:46:42,591
‫تا زمانی که اون حرومزاده‌ها رو به
‫زانو در نیاریم کارمون تموم نشده،

577
00:46:42,674 --> 00:46:46,303
‫تا وقتی که بهمون التماس کنن که بس کنیم!

578
00:46:47,763 --> 00:46:48,597
‫همین!

579
00:46:48,680 --> 00:46:50,599
‫بسوزونش! بسوزونش!

580
00:47:07,866 --> 00:47:14,414
‫<i>[Lullaby in Ragtime Song by Harry Nilsson
‫]</i>

581
00:47:22,839 --> 00:47:24,508
‫برای پسر عموت، میگلیتو.

582
00:47:29,429 --> 00:47:30,847
‫ایول، مادرخوانده.

583
00:47:34,643 --> 00:47:36,019
‫مادرخوانده من!

584
00:48:42,502 --> 00:48:45,714
‫<i>برنامه‌های معمول شما را
‫برای اخبار فوری قطع می‌کنیم.</i>

585
00:48:45,797 --> 00:48:49,926
‫<i>مردی در داخل فرودگاه ملی میامی
‫مورد حمله‌ای وحشیانه قرار گرفته.</i>

586
00:48:50,010 --> 00:48:51,553
‫<i>این بیشتر...</i>

587
00:48:51,637 --> 00:48:54,431
‫<i>خب، گزارش‌ها حاکی از
‫اینه که یک مهاجم</i>

588
00:48:54,514 --> 00:48:57,059
‫<i>با یک شمشیر یا سرنیزه بزرگ
‫سعی کرده سر او رو ببره.</i>

589
00:48:57,142 --> 00:48:59,478
‫<i>منتظر اطلاعات بیشتر باشید.</i>

590
00:49:07,361 --> 00:49:08,445
‫آقا.

591
00:49:09,071 --> 00:49:10,071
‫این همین الان برامون رسیدش.

592
00:49:27,714 --> 00:49:28,548
‫الو.

593
00:49:28,632 --> 00:49:32,594
‫باشد که بایکدیگر طلا بسازیم.

594
00:49:33,470 --> 00:49:35,722
‫آقا. برای شماست.

595
00:49:53,031 --> 00:49:54,031
‫الو.

596
00:49:55,033 --> 00:49:59,162
‫به توصیه‌‌ات گوش دادم.
‫اینبار دینامیت استفاده نکردم.

597
00:49:59,246 --> 00:50:02,708
‫اینکار دیوونگیه، گریسلدا.

598
00:50:02,791 --> 00:50:05,335
‫نه، لازم بودش.

599
00:50:06,128 --> 00:50:08,839
‫هدیه‌م رسید؟
‫متنش رو خوندی؟

600
00:50:08,922 --> 00:50:13,385
‫متوجه نمیشم. چیزی رو که می‌خواستی بهت دادم.

601
00:50:13,468 --> 00:50:16,221
‫<i>گوش کن، عوضی. تو چیزی رو
‫که از قبل برای خودم بوده رو دادی بهم.</i>

602
00:50:16,304 --> 00:50:18,557
‫به همه ساقی‌های فهموندم که اگه

603
00:50:18,640 --> 00:50:22,018
‫به حرف‌هام گوش نکنن همون بلایی
‫که سر پاپو آرودم سر او‌ن‌ها میارم.

604
00:50:22,728 --> 00:50:24,980
‫من شهر رو می‌خوام، رافا. همه‌اش رو.

605
00:50:25,647 --> 00:50:28,233
‫<i>پس بهت پیشنهاد می‌کنم
‫ برگردی پیش فابیو اوچوا</i>

606
00:50:28,316 --> 00:50:31,820
‫کارتل یه اونس کوکائین هم تو میامی نمی‌تونه بفروشه

607
00:50:31,903 --> 00:50:34,656
‫مگر از طریق من.

608
00:50:39,911 --> 00:50:42,622
‫تو اینکار رو جلوی صدها شاهد کردی.

609
00:50:42,706 --> 00:50:44,332
‫هیچ راه در رویی واسه‌ت وجود نداره.

610
00:50:45,250 --> 00:50:49,963
‫بهمون کمک کن گریسلدا رو گیر بندازیم، تا ما هم
‫ از دادستانی بخوایم بهت سخت نگیره.

611
00:50:54,885 --> 00:50:57,512
‫یه کلمه هم حرف نمیزنم.

612
00:51:13,904 --> 00:51:16,031
‫دیکسون گفت که می‌خوای حرف بزنی.

613
00:51:18,074 --> 00:51:20,243
‫تو قبلاً عادت داشتی رازهامون رو نگاه داری، ‌اوبر.

614
00:51:23,955 --> 00:51:26,166
‫فکر کردم بهتره که بدونه.

615
00:51:33,757 --> 00:51:34,883
‫می‌فهمم.

616
00:51:34,966 --> 00:51:37,427
‫ولی دفعه بعد، اول
‫با من صحبت کن.

617
00:51:48,605 --> 00:51:51,316
‫اوضاع از این به بعد حالت قبل برمی‌گرده.

618
00:51:53,944 --> 00:51:55,237
‫حتی بهتر از قبل.

619
00:52:25,141 --> 00:52:27,310
‫بهت گفتم که همه
‫چی درست میشه.

620
00:52:27,394 --> 00:52:28,394
‫صحیح.

621
00:52:29,354 --> 00:52:31,231
‫تو همیشه به هرچی می‌خوای میرسی.

622
00:52:38,864 --> 00:52:42,242
‫خونواده جدید‌مون قراره هر چیزه رو
‫که ممکنه نیاز داشته باشه رو، ‌داشته باشه.

623
00:53:07,809 --> 00:53:10,562
‫زیاد مغرور نشو، عزیزم.

624
00:53:11,229 --> 00:53:12,606
‫اون طبقه بالاست.

625
00:53:20,447 --> 00:53:22,157
‫لطفاً بفرمایید تو.

626
00:53:24,534 --> 00:53:27,579
‫از آشنایی باهاتون خوشحالم، گریسلدا بلانکو.

627
00:53:28,872 --> 00:53:30,373
‫شما یحتمل آرتورو باشید.

628
00:53:31,291 --> 00:53:32,375
‫من فابیو اوچوا هستم.

629
00:53:33,168 --> 00:53:34,961
‫باعث افتخار منه، فابیو.

630
00:53:35,045 --> 00:53:36,546
‫لطفاً بشینید.

631
00:53:43,178 --> 00:53:46,389
‫همه‌مون از کاری که اینجا کردید تحت تأثیر قرار گرفتیم.

632
00:53:47,140 --> 00:53:49,935
‫رام کردن این آشغال‌دونی‌های آمریکایی کار آسونی نیستش.

633
00:53:50,018 --> 00:53:54,940
‫کلی غرور بی‌جا، کلی تفنگ، و شما...

634
00:53:56,608 --> 00:53:57,608
‫یه زن.

635
00:53:58,693 --> 00:54:00,528
‫می‌خواستی این‌ها رو بگی، فابیو؟

636
00:54:06,993 --> 00:54:07,993
‫ولی الان نشستین اینجا.

637
00:54:10,830 --> 00:54:11,957
‫من در مقابلتونم.

638
00:54:20,090 --> 00:54:22,384
‫رافا بهم گفت که تو می‌خوای مسئول اینجا باشی.

639
00:54:23,009 --> 00:54:24,803
‫بله. این دقیقاً هممن چیزیه که می‌خوام.

640
00:54:26,638 --> 00:54:28,473
‫پس همین اتفاق هم خواهد افتاد.

641
00:54:28,556 --> 00:54:33,353
‫سیستم میامی ما، محصول ما،
‫همه از طریق شما اداره میشه.

642
00:54:36,022 --> 00:54:42,404
‫می‌دونی، من نه تنها از میزان سخت کوشی و
‫باهوشی شما تحت تأثیر قرار گرفتم،

643
00:54:44,239 --> 00:54:46,116
‫بلکه اینکه چقدر بی رحم هستین.

644
00:54:47,450 --> 00:54:49,160
‫تو این مورد، لازم بودش.

645
00:54:49,828 --> 00:54:50,828
‫بله.

646
00:54:51,788 --> 00:54:52,788
‫گاهی اوقات لازمه.

648
00:54:59,421 --> 00:55:02,966
‫البته باید بهای در افتادن با ما رو بدید.

649
00:55:04,384 --> 00:55:07,095
‫تا دیگه تکرار نشه، افتاد؟

650
00:55:20,316 --> 00:55:23,778
‫حالا، بیایید بریم سراغ کار و بار.

651
00:55:29,883 --> 00:55:49,966
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

