﻿1
00:01:49,100 --> 00:01:56,100
‫[هیولای گیونگ‌سئون]

2
00:02:03,000 --> 00:02:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

3
00:02:29,640 --> 00:02:34,090
‫با مدیر ایکیرو
‫ از بیمارستان اونگ‌سئونگ قرار گذاشتم.

4
00:02:36,730 --> 00:02:39,360
<i>‫بچه‌ای که تو رَحِم‌تونه،
‫معنای خاصی داره،</i>

5
00:02:41,160 --> 00:02:44,780
<i>‫نه فقط برای آقای ایشی‌کاوا،
‫برای من هم همینطور.</i>

6
00:02:47,000 --> 00:02:48,410
<i>‫پس با این وجود،</i>

7
00:02:49,870 --> 00:02:51,750
‫باید خیلی حواس‌تون جمع باشه،
‫خب؟

8
00:02:52,250 --> 00:02:53,500
‫مواظب خودتون باشین.

9
00:02:54,380 --> 00:02:55,380
‫خانم آکیکو.

10
00:03:35,170 --> 00:03:38,500
‫شرمنده
‫ولی مغازه تعطیله خانم.

11
00:04:15,670 --> 00:04:19,340
‫هاگ‌های هیولا یک ساعته که
‫ دیگه توی هوا معلق نیستن.

12
00:04:19,840 --> 00:04:21,420
‫به هوش اومده؟

13
00:04:22,720 --> 00:04:24,720
‫نه،
‫هیچ تکونی نخورده.

14
00:04:25,220 --> 00:04:27,470
‫احتمال داره که
‫ نیتروژن بیش از حد زده باشیم؟

15
00:04:33,060 --> 00:04:36,730
‫چی تو کَلَته سیشین؟

16
00:04:47,700 --> 00:04:50,990
‫سرهنگ کاتو،
‫یه مهمون برجسته داریم.

17
00:04:51,080 --> 00:04:52,540
‫بانو مائدا هستن.

18
00:04:52,620 --> 00:04:54,290
‫همسر کمیسر ایشی‌کاوا

19
00:04:54,370 --> 00:04:58,250
‫و دختر سپهبد سیجیرو مائدا.

20
00:04:58,330 --> 00:05:02,510
‫اینجا یه منطقۀ ممنوعه‌اس.
‫متاسفانه غیرخودی‌ها اجازه ندارن اینجا باشن.

21
00:05:02,510 --> 00:05:06,220
‫سرهنگ کاتو، بانو مائدا
‫ از بخشنده‌ترین حامیان مالی بیمارستانن.

22
00:05:18,690 --> 00:05:19,770
‫هیولا اونه؟

23
00:05:22,030 --> 00:05:24,610
‫توصیه می‌کنم خیلی نزدیک نشین.

24
00:05:31,120 --> 00:05:32,120
‫سیشین.

25
00:05:39,750 --> 00:05:41,920
‫خب استاد سیشین،

26
00:05:43,550 --> 00:05:46,220
‫‫انگار هنوز زنده‌ای.

27
00:06:35,720 --> 00:06:39,060
‫« هیولای گیونگ‌سئونگ »
‫« میان توجیه و بهانه »

28
00:06:39,140 --> 00:06:41,730
‫« قسمت هشتم - هشیاری »

29
00:06:45,320 --> 00:06:47,150
<i>.انگار از هفت‌خوان گذشته</i>

30
00:06:48,490 --> 00:06:52,490
<i>‫اصلاً نتونسته بخوابه
‫یا یه قاشق غذا بخوره!</i>

31
00:06:54,370 --> 00:06:55,990
‫جانگ ته سانگ چی؟

32
00:06:56,080 --> 00:06:57,540
‫نتونستن برگردن.

33
00:06:58,040 --> 00:07:01,210
‫تاجران توی شهر هم
‫همه دستگیر شدن.

34
00:07:06,130 --> 00:07:07,340
‫بله،
‫سلام.

35
00:07:07,840 --> 00:07:09,340
‫بله،
‫متوجهم.

36
00:07:09,420 --> 00:07:10,420
‫بله قربان.

37
00:07:11,010 --> 00:07:12,470
‫بله قربان.
‫خبرتون می‌کنم...

38
00:07:12,550 --> 00:07:15,260
‫ساکت شین!
‫بشینین سر جاهاتون!

39
00:07:21,480 --> 00:07:23,900
‫هی آقای گو،
‫می‌دونین اینجا چه خبره؟

40
00:07:23,980 --> 00:07:26,150
‫پس چرا از ارباب جانگ خبری نشد؟

41
00:07:27,360 --> 00:07:28,440
کجاس ‫پس؟

42
00:07:28,530 --> 00:07:30,360
‫یعنی نمیاد نجات‌مون بده؟

43
00:07:33,110 --> 00:07:34,110
‫نمیاد؟

44
00:07:35,280 --> 00:07:36,740
‫ای خدا.

45
00:07:44,330 --> 00:07:48,800
‫[خانه گنجینۀ طلایی - گروفروشی]

46
00:07:54,390 --> 00:07:56,720
‫[تعطیل]

47
00:08:21,500 --> 00:08:22,660
‫ارباب جانگ.

48
00:08:24,420 --> 00:08:25,580
‫پس کجایین؟

49
00:08:27,210 --> 00:08:29,130
‫دیگه وقتش رسیده
‫که برگردین.

50
00:08:40,720 --> 00:08:41,720
‫نفس می‌کشه؟

51
00:08:44,980 --> 00:08:46,520
‫به زور قربان.

52
00:08:46,600 --> 00:08:49,270
‫خب پس،
‫شما دونفر ببرینش واحد درمان.

53
00:08:49,820 --> 00:08:51,440
‫- بجنبین.
‫- بله قربان!

54
00:08:58,120 --> 00:08:59,330
‫بکشینش.

55
00:09:07,080 --> 00:09:08,330
‫ردش رو بگیرین...

56
00:09:10,750 --> 00:09:12,050
‫هرجا هست پیداش کنین

57
00:09:13,760 --> 00:09:15,590
‫و اون حرومزاده رو بکشین.

58
00:10:33,340 --> 00:10:35,630
‫وایسین سر جاهاتون.
‫جلو نیاین!

59
00:10:55,320 --> 00:10:56,320
‫آزادین.

60
00:11:11,370 --> 00:11:13,790
‫قربان!
‫یه اتفاقی افتاده.

61
00:11:17,710 --> 00:11:18,800
‫کارت خیلی ضروریه؟

62
00:11:18,870 --> 00:11:21,370
‫استوار دوم هاندا رو
‫تو سردخونۀ طبقه پایین پیدا کردیم،

63
00:11:21,380 --> 00:11:23,840
‫تیر خوردن
‫ و شدیداً زخمی شدن.

64
00:11:24,010 --> 00:11:26,220
‫پوزش می‌خوام بانو مائدا.

65
00:11:26,760 --> 00:11:28,520
‫لطفاً منتظر بمونین
‫تا برگردم.

66
00:12:06,300 --> 00:12:07,430
‫جانگ ته سانگ!

67
00:12:09,600 --> 00:12:11,680
‫شما اینجا...
‫چی‌کار می‌کنین؟

68
00:12:12,310 --> 00:12:14,270
‫باید به چندتا کار رسیدگی‌ می‌کردم.

69
00:12:15,520 --> 00:12:17,360
‫اما نتونستم از اینجا برم بیرون.

70
00:12:19,440 --> 00:12:20,610
‫باید کمکم کنین

71
00:12:21,190 --> 00:12:23,700
‫تا بتونم از اینجا برم بیرون،
‫بانو مائدا.

72
00:12:29,870 --> 00:12:31,080
‫منظورت چیه؟

73
00:12:31,160 --> 00:12:33,540
‫هنوز یه چوسانی
‫ این طراف قایم شده؟

74
00:12:33,620 --> 00:12:35,570
‫بله قربان،
‫همین دور و بره.

75
00:12:35,580 --> 00:12:36,790
‫دکتر ایکیرو!

76
00:12:38,670 --> 00:12:40,760
‫انگار چوسانیه رفته سمت آزمایشگاه.

77
00:12:40,840 --> 00:12:43,920
‫چون یکی از نگهبان‌ها
‫لکه‌های خون تازه رو اون نزدیکی پیدا کرده.

78
00:12:53,680 --> 00:12:55,310
‫بانو مائدا،
‫درحال‌حاضر...

79
00:12:56,100 --> 00:12:57,860
‫فکر نمی‌کنم وقت خوبی باشه.

80
00:13:06,490 --> 00:13:08,030
‫سربازها،
‫موقعیت اضطراری!

81
00:13:08,120 --> 00:13:09,870
‫بانو مائدا رو بردن!

82
00:13:09,950 --> 00:13:12,620
‫باید سریعاً بانو مائدا رو پیدا کنیم!
‫تو خطر بزرگی‌ان!

83
00:13:12,700 --> 00:13:14,250
‫باید سریع پیداشون کنیم!

84
00:13:36,190 --> 00:13:37,270
‫بانو مائدا؟

85
00:13:51,330 --> 00:13:53,540
‫هیچ سوالی نکن.
‫فقط بشین پشت فرمون.

86
00:14:17,770 --> 00:14:18,940
‫راه بیفت.

87
00:14:30,240 --> 00:14:31,320
‫ممنون.

88
00:14:45,460 --> 00:14:47,920
‫چی‌کار کنم خانم؟
‫وایسم؟

89
00:15:11,110 --> 00:15:12,160
‫برو هوماچی.

90
00:15:27,420 --> 00:15:31,720
‫[گرو فروشی - تعطیل]

91
00:16:22,650 --> 00:16:24,860
‫باز هم رفتی خانۀ گنجینۀ طلایی؟

92
00:16:29,650 --> 00:16:30,820
‫خیلی وقته منتظری؟

93
00:16:32,570 --> 00:16:34,530
‫چهار روز شده که
‫از اونجا اومدیم بیرون.

94
00:16:35,030 --> 00:16:37,280
‫و هنوز خبری از ارباب جانگ نشده.

95
00:16:37,990 --> 00:16:39,950
‫احتمال زنده بودنش خیلی کمه.

96
00:16:41,200 --> 00:16:44,580
‫با این وجود،
‫وظیفۀ ما پیدا کردن میونگ‌جا بود،

97
00:16:44,670 --> 00:16:46,250
‫که همین کار رو هم کردیم.

98
00:16:47,290 --> 00:16:48,750
‫وقتش رسیده بریم خونه.

99
00:16:51,170 --> 00:16:53,760
‫صبح زود باید راه بیفتیم،
‫پس آماده شو.

100
00:16:54,260 --> 00:16:56,340
‫باید اونجا می‌موندم.

101
00:16:57,680 --> 00:16:59,680
‫دست خودش بود.
‫کار درست هم بود.

102
00:16:59,760 --> 00:17:03,180
‫قفط کافی بود میونگ‌جا رو نجات بده،
‫اما باز هم اونجا موند.

103
00:17:05,480 --> 00:17:06,770
‫به‌خاطر ما اونجا موند.

104
00:17:08,770 --> 00:17:11,900
‫من هم باید تو بیمارستان می‌موندم،
‫یه‌جوری مادر رو نجات می‌دادم.

105
00:17:13,360 --> 00:17:15,400
‫حداقلش باید انتقامش رو

106
00:17:15,490 --> 00:17:18,000
‫از کسایی که اون کار رو باهاش کردن
‫می‌گرفتم.

107
00:17:19,870 --> 00:17:23,250
‫اگه مادر رو نجات می‌دادم،
‫ارباب جانگ اونجا نمی‌موند.

108
00:17:24,080 --> 00:17:26,670
‫حالا به‌خاطر رفتن از بیمارستان
‫احساس گناه می‌کنم.

109
00:17:28,710 --> 00:17:30,040
‫منظورت چیه؟

110
00:17:36,590 --> 00:17:38,430
‫وقتی داخل بودیم
‫مادر رو پیدا کردم.

111
00:17:41,260 --> 00:17:42,770
‫هنوز زنده‌‌اس.

112
00:17:45,770 --> 00:17:47,520
‫تو هم احتمالاً اونجا دیدیش.

113
00:18:02,120 --> 00:18:05,080
‫از وقتی بانو مائدا رو دیده
‫اینطوری شده.

114
00:18:05,580 --> 00:18:08,330
‫انگار یه چیزی عصبانیش کرده قربان.

115
00:18:10,170 --> 00:18:12,250
‫حتماً یه چیزی این هیولا رو تحریک کرده.

116
00:18:12,340 --> 00:18:14,340
‫هان؟

117
00:18:14,420 --> 00:18:16,300
‫فقط عصبانی نیست.

118
00:18:16,800 --> 00:18:18,090
‫بیشتر بی‌تاب و قرار شده.

119
00:20:20,710 --> 00:20:21,920
‫یه بار دیگه می‌پرسم.

120
00:20:22,550 --> 00:20:25,300
‫اون زندانی‌هایی که کمک‌شون کردی
‫کجا فرار کردن؟

121
00:20:26,760 --> 00:20:29,510
‫نمی...
‫نمی‌دونم.

122
00:20:30,260 --> 00:20:32,770
‫جانگ ته سانگ کجا قایم شده؟

123
00:20:32,770 --> 00:20:33,770
‫کاش...

124
00:20:36,190 --> 00:20:37,610
‫کاش می‌دونستم کجا بود.

125
00:20:41,570 --> 00:20:43,740
‫گوش‌هات مشکلی دارن؟

126
00:20:44,280 --> 00:20:46,820
‫می‌‌خوای از اول شروع کنم؟

127
00:20:48,830 --> 00:20:50,490
‫از اول...
‫از اول شروع کن.

128
00:20:50,580 --> 00:20:53,160
‫یالا، از اول شروع کن.
‫ببین چی میشه.

129
00:20:53,250 --> 00:20:54,250
‫یالا.

130
00:20:54,580 --> 00:20:56,380
‫از اول شروع کن.
‫من از هیچی خبر ندارم.

131
00:21:01,170 --> 00:21:02,920
<i>‫تاحالا کسی</i>

132
00:21:03,670 --> 00:21:05,970
<i>‫ناخن‌هاتون رو از دستاتون کَنده؟</i>

133
00:21:09,810 --> 00:21:12,060
<i>‫تاحالا کسی
‫پوست‌تون رو سوزونده؟</i>

134
00:21:17,850 --> 00:21:20,110
<i>‫تاحالا
‫بهتون برق وصل کردن؟</i>

135
00:21:24,360 --> 00:21:26,240
<i>‫می‌دونیم چه بلایی سر کسی که</i>

136
00:21:26,320 --> 00:21:30,370
<i>‫به زور تو دماغش پودر فلفل
‫و آب می‌ریزن میاد؟</i>

137
00:21:30,870 --> 00:21:32,540
<i>‫اون هم وقتی که وارونه نگهش داشتن.</i>

138
00:21:34,500 --> 00:21:36,670
<i>‫کار به جایی می‌رسه</i>

139
00:21:36,750 --> 00:21:39,540
<i>‫که دیگه فراموش می‌کنین
.آدمین</i>

140
00:21:41,080 --> 00:21:43,800
<i>‫آقای گو،
‫اگه تو همچین وضعیتی بودین،</i>

141
00:21:43,800 --> 00:21:44,800
<i>‫مثل یه قهرمان نباشین.</i>

142
00:21:44,800 --> 00:21:49,360
<i>‫فقط اوضاع رو براتون بدتر می‌کنه.
‫به‌جاش باید همه‌چیز رو بگین.</i>

143
00:21:49,360 --> 00:21:52,010
‫اگه به این وضعی افتادین،

144
00:21:52,010 --> 00:21:54,520
‫و بهمون خیانت کردین،
‫ازتون متنفر نمیشم.

145
00:21:54,520 --> 00:21:56,250
‫خواستم یادتون بمونه.

146
00:21:58,810 --> 00:22:00,230
‫یه بار دیگه می‌پرسم.

147
00:22:00,310 --> 00:22:02,770
‫هدف واقعی خانۀ گنجینۀ طلایی چیه؟

148
00:22:03,280 --> 00:22:04,400
‫شورش می‌کنین؟

149
00:22:05,150 --> 00:22:07,320
‫اونجا یواشکی
‫از شورشی‌ها حمایت می‌کنین؟

150
00:22:09,850 --> 00:22:11,660
‫جواب من رو بده!

151
00:22:12,370 --> 00:22:15,330
‫چرا جواب نمیدی؟ هان؟!
‫جانگ ته سانگ کجاس؟!

152
00:22:28,090 --> 00:22:29,800
‫خیلی‌خب...

153
00:22:56,040 --> 00:22:57,040
‫خوب خوابیدین؟

154
00:23:00,040 --> 00:23:01,120
‫بانو مائدا،
‫شمایین.

155
00:23:20,060 --> 00:23:21,940
‫خب،
‫انگار تب‌تون قطع شده.

156
00:23:22,020 --> 00:23:24,690
‫زخماتون هم دارن بهتر میشن.

157
00:23:29,490 --> 00:23:31,240
‫چندوقته که...

158
00:23:31,320 --> 00:23:32,820
‫...من اینجام؟

159
00:23:34,320 --> 00:23:36,330
‫با امروز،
‫میشه چهار روز.

160
00:23:41,120 --> 00:23:45,920
‫خب، باید بگم که...
‫آشوب بزرگی تو بیمارستان اونگ‌سئونگ راه انداختین.

161
00:23:48,170 --> 00:23:51,380
‫انتظار نداشتم که ببینم شما
‫به‌خاطر کسی جون‌تون رو به خطر بندازین.

162
00:23:52,050 --> 00:23:54,020
‫به شما نمی‌خوره،
‫درست نمیگم؟

163
00:23:59,680 --> 00:24:00,680
‫می‌دونم.

164
00:24:02,060 --> 00:24:03,940
‫اما اوضاع الان عوض شده.

165
00:24:05,560 --> 00:24:08,730
‫تقصیر من نیست
‫که کشورم اینطوری شده.

166
00:24:11,070 --> 00:24:14,910
‫به من هیچ ربطی نداره که
‫ خیلی‌ها اونجا زندانی شدن.

167
00:24:18,200 --> 00:24:19,370
‫پس چرا کمک‌شون کردین؟

168
00:24:20,000 --> 00:24:21,080
‫چون...

169
00:24:23,460 --> 00:24:25,630
‫چون وقتی که
‫با چشم‌های خودم دیدم،

170
00:24:26,880 --> 00:24:28,550
‫خیلی عصبانی شدم.

171
00:24:29,420 --> 00:24:30,800
‫می‌خواستم کمک‌شون کنم.

172
00:24:31,720 --> 00:24:36,600
‫جانگ ته سانگ، حرفاتون اصلاً با عقل جور در نمیاد.
‫به‌خاطر چوسانی بودن‌شون کمک‌شون کردین؟

173
00:24:38,640 --> 00:24:40,560
‫نه به‌خاطر چوسانی بودن‌شون.

174
00:24:41,520 --> 00:24:43,140
‫به‌خاطر انسان بودن‌شون.

175
00:24:45,060 --> 00:24:47,480
‫به‌نظرتون تموم زندگی‌ها
‫ارزش دارن؟

176
00:24:47,560 --> 00:24:49,690
‫به‌نظرتون تموم موجودات زنده برابرن؟

177
00:24:52,280 --> 00:24:54,640
‫بله.
‫مگه شما چه عقیده‌ای دارین بانو مائدا؟

178
00:25:00,620 --> 00:25:01,660
‫جانگ ته‌‌سانگ.

179
00:25:03,120 --> 00:25:05,370
‫من و شما،
‫هنوز دوستیم؟

180
00:25:23,920 --> 00:25:25,440
‫گفتین پروندۀ یه قاتل سریالی؟

181
00:25:25,440 --> 00:25:29,110
‫بله قربان، فقط تو چهار روز گذشته
‫۱۱ قتل تو اون منطقه رخ داده.

182
00:25:29,110 --> 00:25:31,270
‫از ارتش گزارش‌های کالبد‌شکافی‌شون رو خواستیم.

183
00:25:31,270 --> 00:25:34,440
‫اما این تعداد جنازه خیلی عجیب بود.

184
00:25:34,530 --> 00:25:36,820
‫منظورت چیه که عجیبه؟

185
00:25:37,410 --> 00:25:40,280
‫مغز تمومی جسدها رو...
‫برداشته بودن قربان.

186
00:26:14,820 --> 00:26:18,140
‫ایشون از منطقۀ نظامی‌ اومدن جناب کمیسر.

187
00:26:32,380 --> 00:26:34,140
‫بله؟
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

188
00:26:34,710 --> 00:26:35,760
‫ببخشید.

189
00:26:36,720 --> 00:26:38,220
.مغازه فروشی نیست

190
00:26:40,590 --> 00:26:42,100
‫نه،
‫از کجا شنیدین؟

191
00:26:43,930 --> 00:26:44,930
‫کی مرده؟

192
00:26:45,850 --> 00:26:48,240
‫دیگه کی‌ها این حرف رو درموردش می‌زنن؟

193
00:26:48,940 --> 00:26:50,900
‫کجا با این عجله آقا؟

194
00:26:51,400 --> 00:26:54,730
‫خیلی چرته.
‫فقط یه کودن همچین چیزی رو باور می‌‌کنه.

195
00:26:54,820 --> 00:26:58,030
‫حرف دهنت رو بفهم!
‫فکر کردی کی هستی؟ ساکت شو!

196
00:26:58,900 --> 00:27:03,140
‫یه کاری می‌کنم پشیمون شی.
‫آره، خودم دهنت رو می‌بندم.

197
00:27:05,910 --> 00:27:07,560
‫این چه حرفاییه می‌زنن؟

198
00:27:07,580 --> 00:27:10,960
‫چطور می‌تونن به این راحتی بگن
‫که یه نفر مرده.

199
00:27:22,640 --> 00:27:25,140
‫خدایا،
‫دیگه عقلی برای مردم این شهر نمونده.

200
00:27:31,440 --> 00:27:32,770
‫بله؟
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

201
00:27:34,060 --> 00:27:36,520
‫در رابطه با اون باید بگم که...

202
00:27:36,610 --> 00:27:39,320
‫همکارم قبلاً براتون توضیح داده.

203
00:27:40,110 --> 00:27:41,280
‫می‌پرسین که من کی‌ام؟

204
00:27:42,660 --> 00:27:44,780
‫ارباب خانۀ گنجینۀ طلایی.

205
00:27:45,990 --> 00:27:47,160
‫جانگ ته‌سانگ.

206
00:27:51,410 --> 00:27:52,410
‫بله.

207
00:27:52,750 --> 00:27:55,290
‫نه، زنده‌ام.
‫درسته. حی و حاضر.

208
00:27:59,170 --> 00:28:02,680
‫انگار همه چشم به این گروفروشی‌مون دوختن.

209
00:28:02,760 --> 00:28:03,760
‫مگه نه؟

210
00:28:05,470 --> 00:28:07,720
‫ارباب جانگ،
‫شما زنده‌این.

211
00:28:08,310 --> 00:28:09,390
‫مگه نگفتم که

212
00:28:09,930 --> 00:28:13,440
‫فقط دو سه روز نیستم
‫و لازم نیست مغازه رو ببندین؟

213
00:28:13,520 --> 00:28:16,300
‫همینه که همه فکر می‌کنن
‫مغازه رو واسه فروش گذاشتیم.

214
00:28:16,980 --> 00:28:17,980
‫خب...

215
00:28:19,940 --> 00:28:21,840
‫چرا اینقدر طول کشید؟

216
00:28:22,740 --> 00:28:24,070
‫شرمنده،
‫یه کاری پیش اومد.

217
00:28:27,030 --> 00:28:30,200
‫یعنی اصلاً چیزی‌تون نشده؟
‫سالمین؟

218
00:28:30,480 --> 00:28:32,080
‫حالم خوبه.

219
00:28:32,600 --> 00:28:33,720
‫احمق!

220
00:28:34,320 --> 00:28:36,920
‫اگه آسیب ندیده بودین
‫پس چرا زودتر نیومدین خونه؟

221
00:28:36,920 --> 00:28:38,250
‫چرا اینقدر طول کشید؟

222
00:28:38,340 --> 00:28:41,260
‫داشتم از نگرانی سکته می‌کردم!

223
00:28:41,340 --> 00:28:44,049
‫- اصلاً به فکر من بودین؟
‫- شرمنده، معلومه که بودم.

224
00:28:44,050 --> 00:28:46,470
‫کارم بی‌دلیل نبود.

225
00:28:46,550 --> 00:28:49,260
‫از دستم ناراحت نباشین خانم ناول.
‫دیگه برگشتم.

226
00:28:54,730 --> 00:28:56,150
‫گفتم که ببخشین.
‫گریه نکنین.

227
00:28:58,650 --> 00:29:00,070
‫دیگه مهم نیست.

228
00:29:01,990 --> 00:29:05,160
‫بعدش هم،
‫باید برین دنبال آقای گو.

229
00:29:11,700 --> 00:29:12,790
‫آقای گو کجاس؟

230
00:29:49,820 --> 00:29:50,700
‫نه!

231
00:29:50,780 --> 00:29:53,450
‫وای نه.

232
00:29:56,830 --> 00:29:57,830
‫بیا بیرون.

233
00:30:02,840 --> 00:30:05,760
‫نه! ولم کنین!
‫نه! نمی‌خوام بیام!

234
00:30:06,760 --> 00:30:08,560
‫برو بیرون!

235
00:30:15,810 --> 00:30:17,100
‫ارباب جانگ،
‫شمایین.

236
00:30:21,230 --> 00:30:22,650
‫ارباب جانگ؟

237
00:30:23,900 --> 00:30:25,280
‫واقعاً ارباب جانگن؟

238
00:30:25,360 --> 00:30:27,650
‫- امکان نداره!
‫- فکر کنم خودشونن!

239
00:30:37,540 --> 00:30:38,870
‫همینجا وایسا،
‫خب؟

240
00:30:40,080 --> 00:30:41,290
‫هی،
‫وایسا سر جات!

241
00:30:42,170 --> 00:30:44,380
‫جانگ ته سانگ،
‫کجا داری میری؟

242
00:30:47,470 --> 00:30:50,220
‫ایشون ارباب جانگ
‫از خانۀ گنجینۀ طلایی نیستن؟

243
00:30:54,850 --> 00:30:56,770
‫باید با کمیسر ایشی‌کاوا صحبت کنم.

244
00:30:56,850 --> 00:30:58,140
‫هی تو!

245
00:30:58,230 --> 00:31:00,190
‫به من محل نمی‌ذاری؟

246
00:31:01,480 --> 00:31:03,310
‫برو و بهشون بگو
‫که جانگ ته‌سانگ اومده.

247
00:31:03,400 --> 00:31:04,980
‫حرومزاده!
‫مگه کری؟

248
00:31:07,190 --> 00:31:09,110
‫چرا داری به من مشت می‌زنی؟

249
00:31:09,200 --> 00:31:12,160
‫افسر پلیسی یا تبه‌کار؟
‫کارت اصلاً حرفه‌ای نیست.

250
00:31:16,370 --> 00:31:17,540
‫همه‌تون پلیسین.

251
00:31:18,120 --> 00:31:20,620
‫خیلی سخته که عین پلیس‌ها رفتار کنین؟

252
00:31:35,350 --> 00:31:37,810
‫تو بیمارستان غوغای بزرگی به پا کردی.

253
00:31:39,560 --> 00:31:41,730
‫گفتین هرکاری لازمه انجام بدم،
‫مگه نه؟

254
00:31:43,230 --> 00:31:44,310
‫بله،
‫درسته.

255
00:31:44,900 --> 00:31:47,760
‫اما چی‌کار به زندانی‌های چوسانی داشتی
‫که فراری‌شون دادی؟

256
00:31:47,760 --> 00:31:49,460
‫جزو قرارمون نبود.

257
00:31:51,150 --> 00:31:53,900
‫راستش اصلاً نمی‌دونم
‫درمورد چی حرف می‌زنین.

258
00:31:55,700 --> 00:31:57,200
‫من به نمایندگی

259
00:31:57,290 --> 00:32:00,500
‫از تموم چوسانی‌هایی که
‫ به اشتباه اینجا زندانی شدن اومدم.

260
00:32:00,580 --> 00:32:02,170
‫لطفاً هرچه سریع‌تر آزاد‌شون کنین

261
00:32:02,250 --> 00:32:04,710
‫چون اتهامات واردۀ بهشون
‫کاملاً اشتباهن.

262
00:32:06,340 --> 00:32:09,380
‫اما اون شب،
‫متاسفانه خیلی از قوانین‌مون زیر پا گذاشته شدن.

263
00:32:09,880 --> 00:32:12,090
‫آهنگ خارجی گذاشتن،
‫خوردن الکل توی عموم،

264
00:32:12,180 --> 00:32:16,440
‫نقض قوانین نظم و امنیت عمومی،
‫از بقیۀ تخطی‌های از قانون هم بگذریم.

265
00:32:16,440 --> 00:32:18,320
‫نظرتون چیه با پرداخت جریمه
‫مشکل رو حل کنیم؟

266
00:32:18,320 --> 00:32:20,520
‫فکر کردی با ولخرجی
‫میشه این مشکل رو حل کرد؟

267
00:32:20,520 --> 00:32:23,130
‫به‌نظرم آسون‌ترین راه
‫برای جمع و جور کردن اوضاعه.

268
00:32:25,860 --> 00:32:27,360
‫اگه قبول نکنم چی میشه؟

269
00:32:27,690 --> 00:32:30,280
‫خب،
‫تمومی کسب و کارها تو ناحیۀ بون‌جئونگ

270
00:32:30,280 --> 00:32:32,380
‫برای مدتی تعطیل میشن.

271
00:32:33,200 --> 00:32:37,700
‫مطمئنم خبر دارین که مهمونی‌های جمع آوری سرمایه،
‫ دو روزه که توی گیونگ‌سئونگ برگزار میشه.

272
00:32:38,280 --> 00:32:39,540
‫با تعطیلی کسب و کارها،

273
00:32:39,620 --> 00:32:42,870
‫تامین الکل و غذا برای مهمون‌ها
‫ متوقف میشن.

274
00:32:42,960 --> 00:32:44,920
‫فقط کافیه به تموم مقامات
‫ و همسران‌شون

275
00:32:44,960 --> 00:32:47,420
‫که به این مناسب
‫ لباس مخصوص سفارش دادن فکر کنین.

276
00:32:47,420 --> 00:32:50,100
‫می‌دونین که چه تاثیری
‫رو وجهۀ عمومی‌تون می‌ذاره.

277
00:32:50,960 --> 00:32:52,510
‫از اونجایی که شما به همه‌چیز ناظرین،

278
00:32:52,510 --> 00:32:54,880
‫تحقیقات سریعاً آغاز میشن.

279
00:32:54,970 --> 00:32:58,460
‫بالادستی‌هاتون حتماً شما رو
‫مسئول می‌دونن.

280
00:32:58,680 --> 00:32:59,720
‫داری تهدید می‌کنی؟

281
00:33:01,770 --> 00:33:04,640
‫یه زمانی می‌رسه
‫که دوتا دشمن

282
00:33:05,190 --> 00:33:07,020
‫موقتاً پیمان اتحاد می‌بندن.

283
00:33:07,730 --> 00:33:11,730
‫این حرف‌ها رو فقط واسه این می‌زنیم
‫که به همدیگه کمک کنیم.

284
00:33:12,990 --> 00:33:14,740
‫حد خودت رو بدون.

285
00:33:15,530 --> 00:33:18,570
برای چیزایی که بهت ربطی ندارن
‫جونت رو به خطر ننداز.

286
00:33:24,120 --> 00:33:28,290
‫ملاقات کوتاهی که توی بیمارستان اونگ‌سئونگ داشتم
‫ درس مهمی رو بهم یاد داد.

287
00:33:29,670 --> 00:33:31,670
‫وقتی جونت رو تو خطر می‌ندازی

288
00:33:32,420 --> 00:33:33,840
‫باید تا تهش بری.

289
00:33:35,170 --> 00:33:37,430
‫اگه حتی واسه یه دقیقه تردید کنی،

290
00:33:38,590 --> 00:33:39,760
‫دخلت اومده.

291
00:33:42,390 --> 00:33:43,890
<i>‫با اجازه شما جناب کمیسر...</i>

292
00:33:43,980 --> 00:33:46,230
‫فکر کنم بدونم مظنونین درجه یک
‫ چه کسایین.

293
00:33:48,100 --> 00:33:50,520
جانگ ته‌سانگ
‫از خانۀ گنجینۀ طلایی.

294
00:33:50,610 --> 00:33:54,400
‫اون اسلوثه،
‫یون چئوک هم همینطور.

295
00:33:54,400 --> 00:33:55,450
‫همچنین یه فاحشه.

296
00:33:56,150 --> 00:33:57,610
‫که چوسانیه
‫و اسمش آکیکوئه.

297
00:34:05,500 --> 00:34:06,910
‫خانم آکیکو؟

298
00:34:08,080 --> 00:34:10,500
‫حال‌تون خوبه؟

299
00:34:16,880 --> 00:34:20,890
‫دلیل خاصی هست که این‌ها رو
‫ مظنونین درجه یک می‌دونی؟

300
00:34:20,970 --> 00:34:23,720
‫چون هرسه‌نفر توی این بیمارستان بودن
‫جناب کمیسر.

301
00:34:23,810 --> 00:34:27,560
‫دزدکی وارد این منطقۀ نظامی شدن...
‫بعدش هم با هم فرار کردن.

302
00:34:28,310 --> 00:34:31,610
‫جناب ستوان...
‫می‌خوام بدونم دقیقاً تو اون بیمارستان چه خبره.

303
00:34:31,690 --> 00:34:34,730
‫تمایلی ندارم که
‫ چنین اطلاعاتی رو افشا کنم.

304
00:34:34,820 --> 00:34:36,530
‫اطلاعات محرمانه‌ایه.

305
00:34:44,160 --> 00:34:45,160
‫آکیکو.

306
00:34:49,420 --> 00:34:50,420
‫آکی...

307
00:34:55,000 --> 00:35:05,000
جم مووی

308
00:35:20,110 --> 00:35:21,740
‫خدایا!

309
00:35:26,620 --> 00:35:28,033
<i>‫بگو ببینم جانگ ته‌سانگ.</i>

310
00:35:29,120 --> 00:35:31,340
‫می‌خوام بدونم چی اونجا دیدی.

311
00:35:32,880 --> 00:35:34,630
‫می‌خوام از تموم اتفاقایی که

312
00:35:34,630 --> 00:35:37,160
‫که اون بیمارستان افتاده خبردار بشم!

313
00:35:41,050 --> 00:35:43,050
‫همونطور که می‌دونین،

314
00:35:43,680 --> 00:35:46,390
‫قیمت خدماتم خیلی بالان جناب کمیسر.

315
00:35:46,890 --> 00:35:50,230
‫اطلاعاتی که دنبالش هستین،
‫مربوط به اسرار بیمارستان نظامی میشه.

316
00:35:50,310 --> 00:35:52,520
‫و جزو اطلاعات سطح بالا به حساب میاد.

317
00:35:53,020 --> 00:35:54,940
‫به همین راحتی به کسی نمیگم،

318
00:35:55,020 --> 00:35:57,190
‫مخصوصاً اطلاعاتی به این مهمی رو.

319
00:35:57,280 --> 00:35:58,780
‫می‌خوای ازم رشوه بگیری؟

320
00:35:58,860 --> 00:36:00,530
‫کمیسر ایشی‌کاوا،

321
00:36:00,610 --> 00:36:04,120
‫من فقط به دنبال اعتماد متقابلم.

322
00:36:04,990 --> 00:36:09,160
‫این رو هم نگم که سر قولم موندم.
‫آکیکو رو صحیح و سالم برگردوندم.

323
00:36:11,750 --> 00:36:13,920
‫حالا هم شما باید لطفم رو جبران کنین.

324
00:36:15,380 --> 00:36:17,600
‫افرادم رو آزاد کنین جناب کمیسر.

325
00:36:31,640 --> 00:36:32,690
‫برین بیرون!

326
00:36:33,600 --> 00:36:35,270
‫همه‌تون آزادین!

327
00:36:35,350 --> 00:36:36,980
‫آزاد شدیم!
‫بالاخره آزاد شدیم!

328
00:36:37,060 --> 00:36:39,360
‫میریم بیرون!

329
00:36:39,440 --> 00:36:41,190
‫باورم نمیشه داریم میریم بیرون!

330
00:36:41,280 --> 00:36:43,150
‫وای خدا.
‫ممنون ارباب جانگ!

331
00:36:43,240 --> 00:36:46,160
‫ارباب جانگ از اینجا آوردمون بیرون!
‫باورم نمیشه آزاد شدیم!

332
00:36:46,240 --> 00:36:48,160
‫باورم نمیشه!
‫همه آزاد شدن.

333
00:36:48,990 --> 00:36:51,450
‫همه آزاد شدن!
‫زنده از اینجا میریم بیرون!

334
00:36:51,540 --> 00:36:54,250
‫باورم نمیشه!
‫بریم خونه!

335
00:37:13,270 --> 00:37:14,520
‫ارباب جانگ،
‫شمایین.

336
00:37:18,360 --> 00:37:19,570
‫واقعاً زنده‌این؟

337
00:37:23,860 --> 00:37:25,110
‫آقای گو،
‫می‌تونین راه برین؟

338
00:37:27,490 --> 00:37:30,660
‫چرا اینقدر طول کشید؟

339
00:37:40,750 --> 00:37:42,130
‫باید از اینجا بریم بیرون.

340
00:37:45,680 --> 00:37:47,840
‫خیلی‌خب،
‫بلند شو.

341
00:37:49,970 --> 00:37:52,970
‫- بون‌جئونگ!
‫- بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

342
00:37:53,060 --> 00:37:56,190
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

343
00:37:56,270 --> 00:37:58,850
‫- بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!
‫- هوس کردین اینجا بمیرین؟

344
00:37:59,480 --> 00:38:01,520
‫پس صداتون رو ببُرین!

345
00:38:14,540 --> 00:38:17,540
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

346
00:38:17,620 --> 00:38:19,920
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

347
00:38:20,000 --> 00:38:22,500
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

348
00:38:22,590 --> 00:38:24,170
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ!

349
00:38:24,260 --> 00:38:26,670
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ! بون‌جئونگ!

350
00:38:26,760 --> 00:38:28,430
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ!

351
00:38:28,510 --> 00:38:30,140
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ!

352
00:38:30,220 --> 00:38:32,560
‫بون‌جئونگ!
‫بون‌جئونگ!

353
00:38:32,640 --> 00:38:34,220
‫- موری.
‫- بله قربان؟

354
00:38:35,470 --> 00:38:36,310
‫جناب کمیسر.

355
00:38:36,390 --> 00:38:38,600
‫باید حواست باشه که
‫ جانگ ته‌سانگ کجاها میره.

356
00:38:38,690 --> 00:38:41,440
‫قربان؟
‫واسه چی؟

357
00:38:42,860 --> 00:38:46,530
‫خیلی‌خب...
‫هرچی شما بگین جناب کمیسر.

358
00:38:51,560 --> 00:38:54,770
‫[بیمارستان اونگ‌سئونگ - آزمایشگاه زیرزمینی]
‫[آزمایش‌های انسانی - بانو مائدا]

359
00:38:58,710 --> 00:39:02,250
‫[بانو مائدا]

360
00:39:16,850 --> 00:39:17,850
‫اوه...

361
00:39:18,480 --> 00:39:20,850
‫نگران نباشین.
‫چیزی‌شون نمیشه.

362
00:39:22,770 --> 00:39:26,320
‫بهش مدیونم.
‫باید براش جبران کنم.

363
00:39:26,400 --> 00:39:27,490
‫نه،
‫لازم نیست.

364
00:39:28,360 --> 00:39:31,610
‫شما اینقدر جون آقای گو رو نجات دادین
‫که شمارش از دستم خارج شده.

365
00:39:32,240 --> 00:39:34,030
‫راستش جون همه‌مون رو نجات دادین.

366
00:39:41,710 --> 00:39:43,380
‫آسیب شکنجه،

367
00:39:45,290 --> 00:39:47,100
‫تا مدتی با آدم می‌مونه،
‫درسته؟

368
00:39:50,300 --> 00:39:51,880
‫بهتر نیست یکم بخوابین؟

369
00:39:54,600 --> 00:39:56,750
‫نه، چیزی نیست.
‫همینجا می‌مونم.

370
00:39:56,760 --> 00:39:59,140
‫راستش یکی دیگه هم منتظرتونه.

371
00:40:02,850 --> 00:40:04,650
‫هرروز میومد اینجا.

372
00:40:05,650 --> 00:40:08,150
‫همش میومد
‫ تا ببینه سالم رسیدین خونه یا نه.

373
00:40:09,780 --> 00:40:11,110
‫من پیش آقای گو می‌مونم.

374
00:40:11,820 --> 00:40:13,530
‫برین بهش سر بزنین ارباب جانگ.

375
00:40:52,240 --> 00:40:54,320
‫امشب شام نمی‌‌خورین؟

376
00:40:54,410 --> 00:40:57,530
‫گشنم نیست.
‫تو بخور.

377
00:40:57,620 --> 00:41:00,120
‫لااقل یکم کوفته بخورین.
‫براتون می‌خرم.

378
00:41:03,750 --> 00:41:05,540
‫می‌گیرم و زودی میام.

379
00:42:02,770 --> 00:42:04,850
‫تو کی هستی؟

380
00:42:21,030 --> 00:42:24,280
من رو بگو انتظار داشتم
‫استقبال گرمی ازم بشه.

381
00:42:31,460 --> 00:42:35,210
‫حالا که صورتم رو دیدی...
‫میشه ولم کنی؟

382
00:42:42,560 --> 00:42:43,560
‫واقعاً خودتی.

383
00:43:16,510 --> 00:43:17,760
‫من هم همین احساس رو دارم.

384
00:43:21,260 --> 00:43:23,180
‫دلم برات تنگ شده بود.

385
00:43:24,890 --> 00:43:28,000
‫بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی
‫دلم برات تنگ شده بود.

386
00:43:57,670 --> 00:43:59,130
‫دقیقاً چی می‌خوای بدونی؟

387
00:43:59,210 --> 00:44:00,510
‫می‌خوام بدونم...

388
00:44:02,800 --> 00:44:08,140
‫...که تو بیمارستان اونگ‌سئونگ و...
‫آزمایشگاه زیریش چه خبره.

389
00:44:13,810 --> 00:44:17,320
‫اصلاً نمی‌دونی که
‫ تو بیمارستان اونگ‌سئونگ چه خبره؟

390
00:44:17,400 --> 00:44:20,480
‫اتفاقی نیست که توش بیفته
‫و من خبری نداشته باشم.

391
00:44:23,910 --> 00:44:26,200
چه بلایی سر آکیکو آوردی؟

392
00:44:30,910 --> 00:44:32,920
‫ازت سوال کردم.
‫چرا جواب نمیدی؟

393
00:44:33,000 --> 00:44:36,000
‫بهت می‌خوره گیج شده باشی.

394
00:44:37,090 --> 00:44:40,670
‫یادت رفته که حق نداری
‫همچین سوالاتی از من بپرسی.

395
00:44:41,800 --> 00:44:44,050
‫لازم نیست هیچ توضیحی بهت بدم.

396
00:44:44,800 --> 00:44:45,720
‫چرا.
‫لازمه.

397
00:44:45,800 --> 00:44:48,850
‫از همون اولش،
‫هردو درک متقابلی داشتیم

398
00:44:48,930 --> 00:44:51,480
‫که ازدواج‌مون به‌خاطر منافع مشترک بوده.

399
00:44:52,640 --> 00:44:56,400
‫من یه شوهر وفادار می‌خواستم
‫که بتونم بیام چوسان.

400
00:44:57,610 --> 00:45:02,110
‫تو هم به اسم و
‫ اصل و نسب قدرتمندم نیاز داشتی

401
00:45:02,190 --> 00:45:04,160
‫تا پیشرفت کنی.

402
00:45:05,490 --> 00:45:09,080
‫این که یهویی وانمود می‌کنی شوهرمی

403
00:45:09,160 --> 00:45:11,700
‫معذبم می‌کنه،

404
00:45:12,580 --> 00:45:13,710
‫کمیسر ایشی‌کاوا.

405
00:45:16,290 --> 00:45:18,960
‫نباید حریم رو می‌شکوندی
‫و آکیکو رو اذیت می‌کردی.

406
00:45:20,250 --> 00:45:22,680
‫تو هم نباید ارباب خانه گنجینۀ طلایی رو

407
00:45:22,680 --> 00:45:24,470
‫واسه پیدا کردنش استخدام می‌کردی.

408
00:45:24,550 --> 00:45:27,640
‫توافق کردیم که
‫تو زندگی همدیگه دخالت نکنیم، مگه نه؟

409
00:45:27,720 --> 00:45:30,390
‫اما تو بودی که تصمیم گرفتی
‫قرارمون رو زیر پا بذاری.

410
00:45:30,470 --> 00:45:33,640
‫این که تصمیم بگیری شب‌ها چی‌کار کنی
‫به من ربطی نداره.

411
00:45:34,600 --> 00:45:37,060
‫اما اگه یکی دیگه رو حامله کنی،

412
00:45:37,730 --> 00:45:40,070
‫اصل توافق‌مون رو بهم می‌ریزه.

413
00:45:48,780 --> 00:45:49,780
‫راستی،

414
00:45:50,120 --> 00:45:54,120
‫نمی‌دونم خبر داری یا نه...
‫اما جانگ ته‌سانگ برای خودش زن پیدا کرده.

415
00:46:00,340 --> 00:46:02,130
‫اسمش یون چئوکه.

416
00:46:02,210 --> 00:46:03,880
‫شنیدم یه زن چوسانیه.

417
00:46:04,590 --> 00:46:08,470
‫ظاهراً جوون و قشنگ هم هست.
‫بیچاره تو.

418
00:46:10,010 --> 00:46:11,970
‫گفتم شاید بخوای بدونی،

419
00:46:12,560 --> 00:46:15,930
‫چون این همه وقت و تلاش گذاشتی
‫تا سلامتیش رو برگردونی.

420
00:46:16,640 --> 00:46:18,520
‫همش هدر رفت.

421
00:47:20,420 --> 00:47:22,500
‫همم...

422
00:47:42,440 --> 00:47:43,440
‫همم...

423
00:47:55,700 --> 00:47:57,580
‫این هم کوفته‌هاتون خانم.

424
00:48:05,750 --> 00:48:06,840
‫همم...

425
00:48:09,800 --> 00:48:11,050
‫بریم؟

426
00:48:14,800 --> 00:48:16,050
‫دیدمش‌ها!

427
00:48:16,850 --> 00:48:18,560
‫یکم غذات رو بده من.

428
00:48:18,640 --> 00:48:20,060
‫نه!

429
00:48:21,100 --> 00:48:22,390
‫غذا خودت رو بخور.

430
00:48:22,480 --> 00:48:23,810
‫این مال منه.

431
00:49:00,890 --> 00:49:02,940
‫نزدیک نشو!

432
00:49:12,150 --> 00:49:14,240
‫برو...
‫برو گمشو. برو گمشو!

433
00:49:14,320 --> 00:49:16,280
‫نزدیک من نشو!

434
00:50:03,830 --> 00:50:04,830
‫مـ...

435
00:50:05,830 --> 00:50:07,750
‫میونگ...
‫میونگ‌جا!

436
00:50:22,240 --> 00:50:23,180
‫خودشه؟

437
00:50:24,020 --> 00:50:25,850
‫انگل ناجینی که کشف کردین؟

438
00:50:25,930 --> 00:50:27,100
‫درسته.

439
00:50:28,520 --> 00:50:31,900
‫تو اعماق یخچال‌‌های کوه‌های موریونگ پیدا شدن.

440
00:50:31,900 --> 00:50:33,820
‫پیدا کردن‌شون خیلی سخت بود.

441
00:50:33,820 --> 00:50:37,820
‫یعنی این انگل وارد مغز میزبانش میشه

442
00:50:37,820 --> 00:50:41,140
‫و اینطوری به هیولایی
‫ مثل سیشین جهش پیدا می‌کنه؟

443
00:50:41,870 --> 00:50:42,870
‫دقیقاً نه.

444
00:50:44,160 --> 00:50:45,580
‫اگه ناجینِ خالی باشه،

445
00:50:46,370 --> 00:50:48,460
‫میزبان فقط تبدیل به شکارچی میشه.

446
00:50:50,830 --> 00:50:52,790
<i>‫اما ظاهر بیرونیش رو حفظ می‌کنه.</i>

447
00:50:52,880 --> 00:50:54,170
<i>‫یعنی شکل انسانیش.</i>

448
00:50:54,170 --> 00:50:56,500
<i>‫برای این که زنده بمونه،</i>

449
00:50:56,500 --> 00:50:58,580
<i>‫ناجین از داخل کنترل‌شون می‌کنه،</i>

450
00:50:58,580 --> 00:51:01,160
<i>‫و مغز آدم‌ها رو شکار می‌کنه.</i>

451
00:51:33,380 --> 00:51:35,380
<i>‫ناجین شدیداً تهاجمیه</i>

452
00:51:35,460 --> 00:51:38,090
<i>‫و نسبت به بیشتر شکارچیان راس هرم
‫خشن‌تره.</i>

453
00:51:38,720 --> 00:51:42,430
<i>‫سریع موقعیت‌ها رو ارزیابی می‌کنه
‫و تقریباً همون لحظه زخم‌هاش رو درمان می‌کنه.</i>

454
00:51:48,890 --> 00:51:50,270
‫خب توضیح بدین.

455
00:51:50,350 --> 00:51:52,710
‫پس چرا سیشین اینطوری تغییر ظاهر داده؟

456
00:51:52,730 --> 00:51:56,940
‫چون دوتا تزریق به اون انجام شد.
‫یکی از سرم‌ها با سیاه‌زخم ترکیب شده بود.

457
00:52:24,090 --> 00:52:25,720
‫به محض این که
‫ سرم تزریق بشه،

458
00:52:25,800 --> 00:52:27,850
‫با انگل ناجین جهش پیدا می‌کنن

459
00:52:28,430 --> 00:52:30,230
‫مثل مورد سیشین.

460
00:52:30,930 --> 00:52:33,730
‫طبق مشاهدات‌تون،
‫نقطه ضعفی هم دارن؟

461
00:52:43,320 --> 00:52:44,780
‫نیتروژن ضعیفش می‌کنه،

462
00:52:45,870 --> 00:52:47,700
‫مثل نور خورشید و آتش.

463
00:53:10,390 --> 00:53:11,980
‫خودت رو کنترل کن.

464
00:53:12,560 --> 00:53:13,770
‫چت شده؟

465
00:53:14,850 --> 00:53:16,020
‫میونگ‌جا!

466
00:53:23,200 --> 00:53:25,030
<i>‫چقدر ترسناکه</i>

467
00:53:26,110 --> 00:53:29,870
<i>‫که وقتی تو این وضع گیر افتادی
‫یادت بیاد آدم بودن چه شکلی بود.</i>

468
00:53:31,290 --> 00:53:32,950
‫یه بلایی سرش اومده.

469
00:53:34,540 --> 00:53:36,540
‫فکر کنم توی بیمارستان
‫روش آزمایش کردن.

470
00:54:00,980 --> 00:54:03,440
‫جناب کمیسر،
‫یه منور قرمز به هوا شلیک شده.

471
00:54:21,920 --> 00:54:24,130
‫اینجا!
‫بگیرینش!

472
00:54:32,260 --> 00:54:33,350
‫وایسا سر جات!

473
00:55:04,100 --> 00:55:05,210
‫گمش نکنین!

474
00:55:05,300 --> 00:55:06,880
‫- پیداش کنین!
‫- بله قربان!

475
00:55:30,570 --> 00:55:32,950
‫اولش چیزی به خاطر نیورد.

476
00:55:33,990 --> 00:55:35,270
‫اما بعد سر و کله دخترش پیدا شد.

477
00:55:37,870 --> 00:55:39,120
‫دختر؟

478
00:55:40,170 --> 00:55:41,620
‫یعنی سیشین مادر بوده؟

479
00:55:42,330 --> 00:55:43,590
‫از کجا می‌دونین؟

480
00:55:44,170 --> 00:55:47,560
‫به زور وارد بیمارستان شد
‫تا مادرش که خیلی وقته گم شده رو پیدا کنه.

481
00:55:47,560 --> 00:55:50,040
‫اون موقع بود که
‫به هم رسیدن.

482
00:55:50,040 --> 00:55:53,560
‫سیشین دخترش رو شناخت
‫و اوضاع عوض شد.

483
00:55:54,720 --> 00:55:56,510
‫تونست ناجین رو کنترل کنه.

484
00:55:57,310 --> 00:55:59,430
‫میشه بپرسم اسم این دختر بیچاره چیه؟

485
00:55:59,520 --> 00:56:01,190
‫اسمش یون چئوکه،

486
00:56:02,980 --> 00:56:04,480
‫و یه اسلوثه.

487
00:56:06,860 --> 00:56:08,320
<i>‫نمی‌دونم خبر داری یا نه،</i>

488
00:56:08,400 --> 00:56:10,530
‫اما جانگ ته‌سانگ برای خودش زن پیدا کرده

489
00:56:11,030 --> 00:56:14,570
‫اسمش یون چئوکه.
‫شنیدم یه زن چوسانیه.

490
00:56:19,540 --> 00:56:20,960
‫- پیداش کنین!
‫- بله قربان!

491
00:56:21,040 --> 00:56:22,210
‫این سمت رو هم بگردین!

492
00:56:22,290 --> 00:56:23,920
‫- بجنبین!
‫- از این سمت!

493
00:56:24,000 --> 00:56:25,840
‫- بدوین!
‫- پیداش کنین!

494
00:56:57,370 --> 00:56:58,790
‫اونجاس!
‫برین دنبالش!

495
00:57:12,470 --> 00:57:13,300
‫حالت خوبه؟

496
00:57:13,380 --> 00:57:15,390
‫اگه میونگ‌جا رو بگیرن،
‫ممکنه بکشنش

497
00:57:16,850 --> 00:57:19,430
‫یا بلای بدتری
‫سر خودش و بچه‌اش بیارن.

498
00:57:20,060 --> 00:57:21,540
‫مثل اتفاقی که برای مادرم افتاد.

499
00:57:23,980 --> 00:57:25,440
‫برین دنبالش!

500
00:57:27,650 --> 00:57:28,730
‫بجنبین!

501
00:57:30,480 --> 00:57:32,070
‫عجله کنین!
‫بگیرینش!

502
00:57:33,450 --> 00:57:34,740
‫بگیرینش!

503
00:57:51,550 --> 00:57:53,260
‫راه بیفت.

504
00:58:00,470 --> 00:58:02,310
‫نمی‌خوام بمیرم!

505
00:58:03,310 --> 00:58:04,890
‫لطفاً من رو نکشین!

506
00:58:07,020 --> 00:58:08,310
‫بذارین زنده بمونم!

507
00:58:14,900 --> 00:58:15,990
‫وایسا!

508
00:58:16,650 --> 00:58:18,410
‫از این سمت!

509
00:58:30,000 --> 00:58:31,250
‫پیداش کنین!
‫از این سمت!

510
00:58:31,340 --> 00:58:33,840
‫- نذارین در بره!
‫- وایسا سر جات!

511
00:58:41,640 --> 00:58:44,100
‫من رو نکشین!
‫تو رو خدا من رو نکشین! تو رو خدا!

512
00:58:45,060 --> 00:58:47,100
‫نمی‌خوام بمیرم!
‫نمی‌خوام بمیرم!

513
00:58:47,850 --> 00:58:49,730
‫نمی‌خوام بمیرم!
‫من رو نکشین!

514
00:58:50,310 --> 00:58:51,770
‫نمی‌خوام بمیرم!

515
00:58:53,020 --> 00:59:53,020
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

