﻿1
00:00:01,025 --> 00:00:12,025
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:16,070 --> 00:00:17,580
‫عزیزم...

3
00:00:19,080 --> 00:00:21,080
‫یه چیزی هست
‫که باید دربارهٔ مامانت بدونی

4
00:00:22,160 --> 00:00:23,500
‫من یه دروغگوی کثیفم

5
00:00:23,500 --> 00:00:24,750
‫خدای من

6
00:00:24,750 --> 00:00:27,750
‫یعنی این داستان بی‌پایانی که تعریف می‌کنی
‫اصلا حقیقت نداره؟

7
00:00:28,460 --> 00:00:29,880
‫معلومه حقیقت داره!

8
00:00:29,880 --> 00:00:32,760
‫پارسال که تو جشن تولد ۴۰ سالگی‌ام
‫دروغ گفتن رو کنار گذاشتم

9
00:00:32,760 --> 00:00:35,050
‫- مامان...
‫- هیچی نگو

10
00:00:35,050 --> 00:00:37,260
‫اما اون زمان،
‫دروغگوییِ ناخواسته،

11
00:00:37,260 --> 00:00:39,470
‫خب، یه‌جورایی کار محبوبم بود

12
00:00:39,470 --> 00:00:41,980
‫مخصوصا زمانی که اعتماد به‌نفس نداشتم

13
00:00:42,560 --> 00:00:45,350
‫و منتظر نشستن برای این‌که از گالری زنگ بزنن
‫که عکس‌هام فروش رفته یا نه

14
00:00:45,350 --> 00:00:47,650
‫حسابی منو بی اعتماد به‌نفس کرده بود

15
00:00:47,650 --> 00:00:49,480
‫می‌دونی که می‌تونی
‫واسه همچین‌چیزی بلیت بگیری

16
00:00:49,480 --> 00:00:50,860
‫بهش میگن «پیاده‌روی بی‌حواس»

17
00:00:50,860 --> 00:00:53,650
‫یادم رفته بود قانون پیاده‌رو
‫رو کم اهمیت می‌دونی

18
00:00:53,650 --> 00:00:55,570
‫تازه‌اش، من اصلا بی‌حواس نیستم

19
00:00:57,030 --> 00:00:59,410
‫کلاس یوگا حسابی حواسم رو جمع کرده

20
00:00:59,410 --> 00:01:02,000
‫ببخشید

21
00:01:02,000 --> 00:01:04,080
‫عذر می‌خوام. شرمنده.
‫تماس مهمیـه

22
00:01:04,080 --> 00:01:05,960
‫لحظهٔ سرنوشت سازه!
‫ببخشید!

23
00:01:06,710 --> 00:01:08,710
‫الو؟ اوهوم

24
00:01:09,590 --> 00:01:11,960
‫واقعا؟ معرکه‌ست

25
00:01:12,550 --> 00:01:14,550
‫خیلی ممنون که تماس گرفتید

26
00:01:15,880 --> 00:01:17,390
‫فهمیدم موبایل من نیست

27
00:01:18,640 --> 00:01:21,970
‫ولی بروک، عمل سگت موفقیت آمیز بود.

28
00:01:24,930 --> 00:01:26,230
‫صبر کن، اون...

29
00:01:26,230 --> 00:01:27,730
‫مریدیث!

30
00:01:27,730 --> 00:01:30,400
‫دلم نمی‌خواست با این سر و وضع ببینمش.
‫قیافه‌ام حال‌بهم‌زنه!

31
00:01:30,400 --> 00:01:33,400
‫اون ستارهٔ پاپـه
‫که تک آهنگش حسابی گرفته،

32
00:01:33,400 --> 00:01:36,610
‫و منم یه عکاس ناموفقم
‫که صورتش پر جوشه. نگاه کن!

33
00:01:38,450 --> 00:01:40,280
‫یه تیکه نوقا بود

34
00:01:40,280 --> 00:01:43,040
‫آره، همه‌چیز یه‌جورایی طوفانی بوده

35
00:01:43,040 --> 00:01:44,450
‫دیروز با برنامه «تودی شو» مصاحبه داشتم

36
00:01:44,450 --> 00:01:47,670
‫فردا با برنامهٔ «تونایت شو» و هفتهٔ آینده
‫با برنامه «لست ویک تونایت» مصاحبه دارم

37
00:01:47,670 --> 00:01:49,500
‫تازه، جمعه با برنامهٔ
‫«لیت لیت شو» مصاحبه داره

38
00:01:49,500 --> 00:01:52,250
‫و بعد بعد از ظهرش
‫میره برنامهٔ «ساندی مورنینگ»

39
00:01:52,250 --> 00:01:54,340
‫فقط کم مونده پنج‌شنبه
‫واسه «ساتردی نایت لایو» نوبت ضبط داشته باشی

40
00:01:54,340 --> 00:01:56,130
‫تا گیج‌کننده‌ترین برنامه جهان رو مالِ خودت کنی

41
00:01:56,130 --> 00:01:57,380
‫اوغ، بی‌خیال!

42
00:01:57,380 --> 00:01:59,430
‫می‌دونید، چند روز شده
‫که شماره‌ام رو به ریچل دادم،

43
00:01:59,430 --> 00:02:02,180
‫و هنوز که هنوزه یه پیام نداده!
‫ولی، وقت داشته توییت کنه

44
00:02:02,180 --> 00:02:05,270
‫که سارا پلسون تجلی نقش روزان بار بود؟

45
00:02:05,270 --> 00:02:06,640
‫سارا پلسون...

46
00:02:06,640 --> 00:02:08,900
‫توی فیلم «تحقیر بار: زندگی
‫و دیوانگی روزان بار» بازی می‌کرد؟

47
00:02:09,730 --> 00:02:11,230
‫عجب آدم هزار چهره‌ایه!

48
00:02:12,690 --> 00:02:16,280
‫اوه. سید، آبجوی من فوم خالصه.

49
00:02:16,280 --> 00:02:19,410
‫- اسمش کفه، نه فوم
‫- اوه

50
00:02:19,410 --> 00:02:21,450
‫خب پس چرا انقدر منو کف‌مالی کردی؟

51
00:02:21,450 --> 00:02:23,580
‫- اوه!
‫- کف‌مالی!

52
00:02:23,580 --> 00:02:25,750
‫جمعش کن، مریدیث.
‫اینجا بار خانوادگیه

53
00:02:25,750 --> 00:02:28,580
‫نگران نباش. خودم می‌خورم
‫جی‌بوی قدیم عاشق کف و کف‌بازیه

54
00:02:28,580 --> 00:02:31,000
‫عاشق وقتی‌ام که تیکه‌های جدید میای، داداش!

55
00:02:31,000 --> 00:02:32,210
‫چی...

56
00:02:32,210 --> 00:02:34,920
‫سوفی بیرون چیکار می‌کنه؟

57
00:02:35,550 --> 00:02:38,220
‫عزیزم، باید خوب بمالی.
‫شبیه دلقکِ «آن» شدی

58
00:02:38,220 --> 00:02:39,590
‫- چی‌چی؟
‫- آن

59
00:02:39,590 --> 00:02:40,970
‫- چی‌چی؟
‫- آن

60
00:02:40,970 --> 00:02:42,300
‫آن اسم فیلمه

61
00:02:42,300 --> 00:02:43,850
‫چی اسم فیلمه؟

62
00:02:43,850 --> 00:02:46,310
‫می‌دونی که همه می‌تونن ببیننت، درسته؟

63
00:02:49,390 --> 00:02:51,730
‫عجیب‌بازی رو می‌ذاری کنار
‫و میای تو؟

64
00:02:51,730 --> 00:02:53,860
‫نمی‌دونم.
‫خیلی ناجور می‌شه

65
00:02:53,860 --> 00:02:56,990
‫احتمالا جسی جریان‌مون رو واسش گفته.
‫مطمئنم از این مسئله احساس تهدید می‌کنه

66
00:02:56,990 --> 00:02:59,110
‫- نوچ. واسش مهم نیست
‫- لعنتی

67
00:02:59,110 --> 00:03:00,990
‫خدای من، این خیلی بدتره

68
00:03:00,990 --> 00:03:02,990
‫البته که مریدیث
‫از وجودِ من تهدید نمی‌شه

69
00:03:02,990 --> 00:03:04,740
‫اون آهنگ سال رو منتشر کرده،
‫و من...

70
00:03:04,740 --> 00:03:07,160
‫همین الان یه عکس
‫با یه مبلغ خیلی بالا فروختم

71
00:03:07,160 --> 00:03:08,830
‫وای. آفرین!

72
00:03:08,830 --> 00:03:11,460
‫- فروخته؟
‫- نه‌بابا! مثل الیزابت هولمز شده

73
00:03:08,830 --> 00:03:11,460
‫{\an8}موسس ترانوس که به جرم کلاهبرداری دستگیر شد

74
00:03:11,460 --> 00:03:14,920
‫آره، یه جنگ مزایده‌ای
‫بین شاهزاده لیختن‌اشتاین

75
00:03:14,920 --> 00:03:16,420
‫مدیر مالی کمپانی بری

76
00:03:16,420 --> 00:03:19,050
‫و خواهران گروه «خواهر خواهر»
‫شکل گرفته بود. و بهتون بگم،

77
00:03:19,050 --> 00:03:22,050
‫خواهرانِ «خواهر خواهر»
‫با همدیگه به‌عنوان خواهر پیشنهاد نمی‌دادن، پس...

78
00:03:23,550 --> 00:03:25,010
‫همونطور که گفتم،

79
00:03:25,010 --> 00:03:27,390
‫یه مشکل دروغگویی کوچولو داشتم

80
00:03:27,390 --> 00:03:29,980
‫- مامان...
‫- یه مشکل دروغگویی متوسط

81
00:03:29,980 --> 00:03:31,270
‫- مامان!
‫- خیلی‌خب، باشه

82
00:03:31,270 --> 00:03:33,900
‫یه مشکل ... بزرگ بود، خب؟

83
00:03:36,940 --> 00:03:40,820
‫الن، زل زدن به در خونهٔ ریچل
‫باعث نمی‎شه بیاد باهات قرار بذاره

84
00:03:41,280 --> 00:03:44,450
‫درست مثل این‌که هر چی به پلانتونی هاپکینز
‫آب بدم دیگه زنده نمی‌شه

85
00:03:44,820 --> 00:03:46,490
‫به‌نظرت دربارهٔ من نظرش عوض شده؟

86
00:03:46,870 --> 00:03:49,410
‫معلومه عوض شده.
‫من زشتم؟

87
00:03:49,410 --> 00:03:51,250
‫چارلی، اگه زشت بودم می‌گفتی، درسته؟

88
00:03:51,250 --> 00:03:54,130
‫صد درصد. وقتی آدم‌ها زشتن
‫همیشه زشتی‌شون رو به روشون میارم

89
00:03:54,960 --> 00:03:57,130
‫فکر کردی چرا اون مردک کریه المنظر نمیاد
‫سینک‌مون رو تعمیر کنه؟

90
00:03:57,130 --> 00:03:59,130
‫حق با توئه.
‫من دهم.

91
00:04:00,300 --> 00:04:02,930
‫باید به‌خاطر شخصیت آشغالم باشه

92
00:04:02,930 --> 00:04:05,140
‫الن، اگه شخصیت تو آشغاله،

93
00:04:05,140 --> 00:04:06,680
‫پس به من بگو راکون

94
00:04:06,680 --> 00:04:08,470
‫چون من عاشقشم

95
00:04:08,890 --> 00:04:11,310
‫خب، به منم بگو آمبولانس

96
00:04:11,310 --> 00:04:14,020
‫چون با این تعریفت
‫تا یه قدمی مرگ رفتم

97
00:04:14,650 --> 00:04:16,900
‫فقط باید به ریچل یادآوری کنی
‫چقدر عالی و بی‌نظیری

98
00:04:16,900 --> 00:04:19,900
‫خب، یه دستی به سر و روی اینجا می‌کشیم،

99
00:04:19,900 --> 00:04:21,610
‫قشنگ‌ترین لباس‌مون رو می‌پوشیم،

100
00:04:21,610 --> 00:04:24,490
‫و با شیطنت در رو نیم‌باز می‌ذاریم

101
00:04:24,490 --> 00:04:27,530
‫وقتی ریچل اومد رد بشه،
‫نمی‌تونه مقاومت کنه و ازت درخواست قرار نکنه

102
00:04:30,500 --> 00:04:32,960
‫تنها ایراد نقشه‌ات اینه که...

103
00:04:32,960 --> 00:04:34,500
‫اینجا خیلی زشته

104
00:04:35,330 --> 00:04:37,340
‫آره. باید وقتی فرصتشو داشتم

105
00:04:37,340 --> 00:04:39,750
‫با چیپ و جوآنا گینز سکس سه نفره می‌کردم

106
00:04:41,170 --> 00:04:43,130
‫پنیر کبابی، از تنور در اومده

107
00:04:43,130 --> 00:04:45,720
‫ایول! این مرد استاد پنیر کبابیه

108
00:04:45,720 --> 00:04:48,220
‫مثل ادی ودر توی پنیر می‌مونه.
‫اجازه هست؟

109
00:04:48,220 --> 00:04:50,220
‫رفیق، بخوای چیزی برداری
‫اصلا لازم نیست اجازه بگیری

110
00:04:50,220 --> 00:04:52,600
‫- اوه...
‫- غذا، شامپو، دفتر خاطرات...

111
00:04:52,600 --> 00:04:54,940
‫رفیق، در این مورد حرف زدیم.
‫دفتر خاطراتمو باهات شریک نمی‌شم

112
00:04:54,940 --> 00:04:57,440
‫بازم جا خالی می‌ذارم
‫اگه یه‌وقت نظرت عوض شد

113
00:04:57,440 --> 00:05:00,020
‫- میرم سس رنچ بیارم
‫- آره، رنچ بیار، جیگر

114
00:05:00,020 --> 00:05:01,440
‫خوشمزه‌ست

115
00:05:01,440 --> 00:05:03,860
‫هی، هی، هی!
‫اصلا فکرشم نکن یه‌دونه‌اش هم بخوری

116
00:05:03,860 --> 00:05:05,700
‫- واسه من و جسیـه
‫- جدی میگی؟

117
00:05:05,700 --> 00:05:07,450
‫- شش تاست
‫- آره. آره!

118
00:05:07,450 --> 00:05:10,030
‫دو تا واسه. چهار تا واسه اون.
‫هیچی واسه تو

119
00:05:10,030 --> 00:05:11,120
‫گرسنه‌ست

120
00:05:11,830 --> 00:05:13,000
‫عزیزم، کچاپ هم می‌خوای؟

121
00:05:13,000 --> 00:05:14,580
‫ممنون میشم

122
00:05:16,210 --> 00:05:18,840
‫- یه‌دونه‌شو بده، دیوونه
‫- مریدیث، بس کن

123
00:05:18,840 --> 00:05:20,000
‫- بده ببینم...
‫- نه! نه!

124
00:05:20,000 --> 00:05:21,550
‫- زود باش، منم گشنه‌ام!
‫- هر چیزی...

125
00:05:21,550 --> 00:05:23,630
‫که بخوای گیرت نمیاد، جیگرطلا!

126
00:05:23,630 --> 00:05:25,260
‫هی، هی، هی، هی!
‫اینجا چه خبره؟

127
00:05:25,930 --> 00:05:29,180
‫نمی‌دونم. من فقط بهش
‫پنیر کبابی خیلی خوشمزه تعارف کردم

128
00:05:29,180 --> 00:05:31,140
‫دروغ میگه!
‫به من نمی‌ده

129
00:05:31,140 --> 00:05:32,810
‫چون تو گرسنه‌ای

130
00:05:32,810 --> 00:05:34,810
‫چی؟ خیلی‌خب

131
00:05:34,810 --> 00:05:36,850
‫می‌شه همگی آروم باشن؟

132
00:05:36,850 --> 00:05:39,860
‫سید، می‌دونم هنوز سر قضیه خواستگاری
‫از دستِ مریدیث عصبانی هستی،

133
00:05:39,860 --> 00:05:42,530
‫ولی ما دوباره با هم هستیم،
‫و احساس واقعا خوبی داره

134
00:05:42,530 --> 00:05:44,490
‫آره.
‫من با مریدیث مشکل داشتم

135
00:05:44,490 --> 00:05:46,200
‫خیلی قبل‌تر از این‌که توی کشور
‫مضحکه خاص و عامت کنه

136
00:05:46,200 --> 00:05:48,240
‫- اوه، واقعا؟ چی هست؟
‫- من...

137
00:05:48,240 --> 00:05:51,120
‫اوه، اوه، اوه!
‫یه فکری دارم

138
00:05:51,120 --> 00:05:53,660
‫وقتی توی سوئد با تاگ و بیورن
‫مشغول نوشتن آلبومـم بودم،

139
00:05:53,660 --> 00:05:57,370
‫استور دلا مد سیگ
‫یا همون بازگو کردن گلایه‌هامون رو انجام دادیم،

140
00:05:57,370 --> 00:06:00,460
‫و واقعا کمک کرد.
‫نظرت چیه؟

141
00:06:00,460 --> 00:06:03,210
‫خیلی‌خب، یه پیشنهاد متقابل دارم

142
00:06:03,210 --> 00:06:05,550
‫نظرت چیه به‌جای بازگو کردن گلایه‌هامون،

143
00:06:05,550 --> 00:06:07,550
‫هر چی تو دل‌مون هست رو بریزیم بیرون

144
00:06:07,550 --> 00:06:10,470
‫توی خودم مدفون کردیم.
‫خیلی وقته

145
00:06:11,470 --> 00:06:13,720
‫سوئدی‌ها هیچ‌وقت
‫منو اشتباه راهنمایی نکردن

146
00:06:13,720 --> 00:06:16,770
‫نه توی میت‌بال، نه ماساژ
‫یا گروه هاوس مافیا

147
00:06:16,770 --> 00:06:18,310
‫- همم
‫- پایه‌ام

148
00:06:24,610 --> 00:06:27,700
‫به‌نظرم آشنایی با مریدیث
‫موفقیت آمیز بود، نه؟

149
00:06:27,700 --> 00:06:30,160
‫آم... آره

150
00:06:30,160 --> 00:06:32,830
‫جز این‌که هر چی از دهنت در اومد حقیقت نداشت

151
00:06:32,830 --> 00:06:34,200
‫خیلی‌خب، باشه

152
00:06:34,200 --> 00:06:36,500
‫چند تا حرف بی‌ضرر گفتم

153
00:06:36,500 --> 00:06:38,290
‫که تا احساس بهتری
‫نسبت به خودم داشته باشم

154
00:06:38,290 --> 00:06:39,500
‫ولی کی اهمیت میده؟

155
00:06:39,500 --> 00:06:42,670
‫و من می‌دونم سنت رو دروغ میگی.
‫کار همیشگی‌ته

156
00:06:42,670 --> 00:06:44,550
‫یه بلیط کهنسال

157
00:06:44,550 --> 00:06:47,550
‫برای سانس ۲:۴۵ آواتار

158
00:06:47,920 --> 00:06:51,220
‫دروغ نیست. بازیگریه

159
00:06:51,220 --> 00:06:52,760
‫اون کار تعهد نیاز داره

160
00:06:57,520 --> 00:07:00,190
‫- رامونا. سلام
‫- سوفی

161
00:07:00,190 --> 00:07:03,190
‫ز... زایمان زودرس دارم.
‫فکر کنم وقتشه

162
00:07:03,190 --> 00:07:05,190
‫- خدای من. تقریبا وقتشه!
‫- آره

163
00:07:05,980 --> 00:07:08,610
‫رامونا از واحد ۵سی رو می‌شناسی؟

164
00:07:08,610 --> 00:07:10,820
‫منو استخدام کرده
‫تا از زایمان خونگیش عکس بگیرم

165
00:07:10,820 --> 00:07:12,910
‫اوه، صاحب‌خونه اجازه میده
‫توی خونه زایمان کنه،

166
00:07:12,910 --> 00:07:14,240
‫اما من نمی‌تونم مار داشته باشم؟

167
00:07:14,240 --> 00:07:16,950
‫خیلی‌خب، چرا وسایلت رو برنمی‌داری
‫و نمیای بالا؟

168
00:07:16,950 --> 00:07:18,290
‫ماما یه‌کم دیر میاد،

169
00:07:18,290 --> 00:07:20,160
‫پس بلدی وان زایمان رو راه بندازی، درسته؟

170
00:07:20,620 --> 00:07:22,040
‫از اونجایی
‫که چندین پروژه عکاسی زایمان خونگی داشتی

171
00:07:22,670 --> 00:07:24,460
‫خیلی‌خب...

172
00:07:24,460 --> 00:07:26,460
‫من میرم دراز بکشم

173
00:07:26,460 --> 00:07:28,050
‫کاش بهت پیام داده بودم

174
00:07:31,760 --> 00:07:34,300
‫سوفی. چرا رامونا فکر می‌کنه

175
00:07:34,300 --> 00:07:36,560
‫تجربهٔ خیلی زیادی
‫توی زایمان خونگی داری؟

176
00:07:38,100 --> 00:07:39,520
‫من انقدر از زایمان خونگی عکاسی کردم،

177
00:07:39,520 --> 00:07:42,020
‫عملا می‌تونم خودم بچه رو بدنیا بیارم

178
00:07:43,190 --> 00:07:46,480
‫واقعا؟ چون پوشهٔ کاریت
‫بیشتر عکس صورت شرکتی

179
00:07:46,480 --> 00:07:48,530
‫- و کالبد شناسی حیوون‌هاست
‫- آره

180
00:07:49,860 --> 00:07:53,780
‫چون خیلی از مشتری‌های من کله گنده‌ان

181
00:07:53,780 --> 00:07:56,700
‫پشت سر هم قرارداد منع افشا امضا می‌کنم

182
00:07:56,700 --> 00:07:59,660
‫نمی‌تونم اسم بیارم، ولی...

183
00:07:59,660 --> 00:08:02,920
‫یکی اسم یکی از مشتری‌هام
‫با اشمیلاریا اشملدوین هم قافیه‌ست

184
00:08:03,500 --> 00:08:04,500
‫یا بهتره بگم...

185
00:08:04,500 --> 00:08:05,920
‫اشمیلاریا!

186
00:08:06,630 --> 00:08:07,960
‫سوفی!

187
00:08:07,960 --> 00:08:11,470
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، باشه.
‫قبول. من، خیلی... دروغ میگم

188
00:08:12,800 --> 00:08:14,970
‫اما نه به اندازهٔ اشمیلاریا

189
00:08:21,310 --> 00:08:23,600
‫باید بگم، این زایمان خانگی...

190
00:08:24,060 --> 00:08:25,896
‫- چندان سخت نیست
‫- سوف...

191
00:08:26,011 --> 00:08:27,972
‫[سه دقیقه قبل]

192
00:08:28,570 --> 00:08:31,860
‫- لعنتی! سوف...
‫- چیه؟

193
00:08:31,860 --> 00:08:32,950
‫پمپ اینجاست

194
00:08:34,410 --> 00:08:37,410
‫ولی، حالا که تموم شد،

195
00:08:37,410 --> 00:08:39,830
‫می‌تونم برگردم سر کاری
‫که واقعا ازش سر در میارم،

196
00:08:39,830 --> 00:08:42,250
‫که عکس گرفتن از...

197
00:08:42,250 --> 00:08:43,580
‫واژن راموناست

198
00:08:46,540 --> 00:08:48,550
‫خدای من، دمای آب هزار درجه‌ست

199
00:08:48,550 --> 00:08:51,010
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫نقشهٔ جدید. آم...

200
00:08:51,010 --> 00:08:52,840
‫روی مبل زایمان می‌کنه

201
00:08:52,840 --> 00:08:54,220
‫و بعد واسش مبل جدید می‌خریم،

202
00:08:54,220 --> 00:08:57,140
‫و بعد تا آخر عمرمون
‫قسط مبل رو می‌دیم

203
00:08:57,140 --> 00:08:58,720
‫چی؟ سوف، فقط...

204
00:08:58,720 --> 00:09:00,560
‫فقط به رامونا بگو
‫نمی‌دونی داری چیکار می‌کنی

205
00:09:00,560 --> 00:09:04,190
‫نه. نمی‌تونم.
‫باید به نحو احسنت کارم رو انجام بدم

206
00:09:04,190 --> 00:09:07,520
‫آخه برای چی؟ وقتی یکی از عکس‌هاتو بفروشی
‫به این‌جور کارها نیازی نداری

207
00:09:07,520 --> 00:09:10,150
‫اگه اصلا عکس نفروشم چی؟

208
00:09:10,150 --> 00:09:12,990
‫اگه اوضاع بهتر از این نشه چی؟

209
00:09:16,450 --> 00:09:18,370
‫باشه. بیا... بیا آب وان رو خنک کنیم

210
00:09:21,160 --> 00:09:25,040
‫نه! ریه‌هام آمادهٔ چنین چیزی نیست

211
00:09:29,460 --> 00:09:31,750
‫خیلی‌خب، سید!
‫وقتِ گلایه‌ست!

212
00:09:31,750 --> 00:09:33,460
‫می‌دونی چیه؟
‫شاید به جای گلایه،

213
00:09:33,460 --> 00:09:36,300
‫در عوض حلقهٔ شکایت درست کنیم.
‫اول من شروع می‌کنم

214
00:09:37,260 --> 00:09:39,510
‫تو خوبی، دختر.
‫خیلی‌خب، حالا نوبت توئه

215
00:09:40,350 --> 00:09:42,680
‫- بیا شروع کنیم
‫- خدای من، رنگ‌بندی شده؟

216
00:09:42,680 --> 00:09:45,020
‫خیلی‌خب.
‫نتونستم همه‌شون رو پیدا کنم،

217
00:09:45,020 --> 00:09:46,230
‫ولی شروع خوبیـه

218
00:09:46,230 --> 00:09:48,060
‫مثل بچه‌ها عطسه می‌کنی

219
00:09:48,060 --> 00:09:49,810
‫انحراف تیغه بینی دارم

220
00:09:49,810 --> 00:09:52,320
‫فیلم محبوبت لالالنده

221
00:09:52,320 --> 00:09:55,950
‫بزرگراه رو بستن
‫و وسطش رقصیدن

222
00:09:55,950 --> 00:09:57,990
‫صدای پیامت زنگولهٔ بادیه،

223
00:09:57,990 --> 00:09:59,490
‫- زنیکهٔ روانی!
‫- هی!

224
00:09:59,490 --> 00:10:02,040
‫توهین و بد دهنی نداریم، خب؟
‫و همهٔ این‌هایی که گفتی خیلی جزیی‌ان

225
00:10:02,040 --> 00:10:04,330
‫شاید بتونیم بزنیم جلو
‫و برسیم به آخرش

226
00:10:04,330 --> 00:10:06,830
‫جدا؟
‫می‌خوای برسی به پایان بزرگ؟

227
00:10:06,830 --> 00:10:08,290
‫و مشخصه که دارم....

228
00:10:09,000 --> 00:10:10,500
‫درباره حادثه بوریتو حرف میزنم

229
00:10:11,170 --> 00:10:12,500
‫حادثه بوریتو چیه؟

230
00:10:12,500 --> 00:10:15,880
‫اولین روز کلاس موسیقی جسی
‫توی دبستان بود

231
00:10:15,880 --> 00:10:18,640
‫و چندین ماه با اون بچه‌ها کار می‌کرد
‫و آماده‌شون می‌کرد

232
00:10:18,640 --> 00:10:20,970
‫بی ربطه،
‫ولی منم وزنه‌برداری رو شروع کرده بودم

233
00:10:20,970 --> 00:10:23,470
‫داشتم عضله میوردم،
‫واسه خودم وعده غذایی آماده می‌کردم

234
00:10:23,470 --> 00:10:26,640
‫واسه یه هفته بوریتو درست کرده بودم،
‫هر کدوم با سالسای تازه،

235
00:10:26,640 --> 00:10:29,520
‫لوبیا چیتی خونگی،
‫و ذره‌ای ادویه عشق

236
00:10:30,100 --> 00:10:32,900
‫داشتم میرفتم سر کار، جسی،
‫برگشتی گفتی

237
00:10:32,900 --> 00:10:35,150
‫که واسه تک‌نوازی خیلی هیجان داری

238
00:10:35,150 --> 00:10:37,200
‫و مریدیث، تو گفتی

239
00:10:37,200 --> 00:10:39,660
‫خیلی مریضی که پاشی بری.
‫سرفه، سرفه

240
00:10:39,660 --> 00:10:41,950
‫داشتم میرفتم،
‫به هر دوتون گفتم،

241
00:10:41,950 --> 00:10:44,410
‫«به بوریتوهای من دست نزنید.»

242
00:10:44,410 --> 00:10:46,620
‫و بعد «بعدا بوتون می‌کنم.»

243
00:10:48,210 --> 00:10:50,500
‫خیلی خوشحالم که دیگه اینو نمیگی

244
00:10:50,500 --> 00:10:53,460
‫به هر حال، اون شب
‫قبل از تک‌نوازی اومدم خونه

245
00:10:53,460 --> 00:10:55,130
‫چون یادم رفته بود
‫گل‌هایی که واسه جسی گرفته بودم رو بردارم

246
00:10:55,130 --> 00:10:57,050
‫و اون‌موقع بود که دیدم

247
00:10:58,510 --> 00:11:00,340
‫چهارشنبه

248
00:11:00,340 --> 00:11:03,890
‫با دقت که نگاه کردم،
‫ردِ لوبیا چیتی دیدم

249
00:11:03,890 --> 00:11:06,600
‫و اون سمتِ در...

250
00:11:09,980 --> 00:11:13,150
‫توی خونه گیر افتاده بودم،
‫و با تبِ ۳۹ درجه ضعف داشتم،

251
00:11:13,150 --> 00:11:14,730
‫ناراحت بودم که تک‌نوازی
‫رو از دست دادم و...

252
00:11:16,280 --> 00:11:17,650
‫نباید غذاتو می‌خوردم

253
00:11:18,440 --> 00:11:19,450
‫ببخشید

254
00:11:19,450 --> 00:11:21,950
‫ایول! خیلی‌خب! عذرخواهی.
‫دیدی؟ پیشرفته

255
00:11:21,950 --> 00:11:23,660
‫حالا لطفا همدیگه رو بغل کنید
‫و آشتی کنید

256
00:11:23,660 --> 00:11:25,370
‫خیلی‌خب،
‫به‌عنوان بچهٔ طلاق،

257
00:11:25,370 --> 00:11:27,580
‫این دعوا و مرافه منو خیلی معذب می‌کنه

258
00:11:27,580 --> 00:11:29,830
‫بخواید همینطوری ادامه بدید،
‫باید بهم قول بدین

259
00:11:29,830 --> 00:11:32,750
‫می‌بریدم شهربازی سیکس فلگ تا از دلم در بیاد.
‫و هیچ‌وقت نمی‌برید

260
00:11:33,540 --> 00:11:35,460
‫و بعدش واسم تی‌شرت سیکس فلگ می‌خرید

261
00:11:35,460 --> 00:11:37,760
‫و با روح و روانم بازی می‌کنید
‫و می‌گید

262
00:11:37,760 --> 00:11:39,920
‫«خب، اگه نرفتیم،
‫این تی‌شرت از کجا اومده؟»

263
00:11:40,840 --> 00:11:42,050
‫برگردیم سر قضیهٔ حادثه بوریتو

264
00:11:42,050 --> 00:11:44,140
‫فکر کنم حادثه بوریتو تموم شد

265
00:11:44,140 --> 00:11:47,180
‫تو خواب ببینی، مریدیث!
‫هنوز هست

266
00:11:47,180 --> 00:11:48,310
‫اوه، عالیه!
‫بازم هست!

267
00:11:48,310 --> 00:11:50,770
‫می‌خوام برم اسکاچ بخورم!
‫میرم اسکاچ بریزم. شما می‌خورید؟

268
00:11:50,770 --> 00:11:52,400
‫به‌نظر میاد شما دو تا
‫اسکاچ به دردتون بخوره

269
00:11:52,400 --> 00:11:54,900
‫سه تا اسکاچ الان آماده میشه!
‫خیلی‌خب!

270
00:11:56,820 --> 00:11:58,440
‫باید حرف بزنیم

271
00:12:02,200 --> 00:12:04,160
‫خب؟ چطور شدم؟

272
00:12:04,160 --> 00:12:05,700
‫مثل یه میلیون پوند

273
00:12:05,700 --> 00:12:06,830
‫هی!

274
00:12:06,830 --> 00:12:08,370
‫پول رو گفتم، نه وزن

275
00:12:08,370 --> 00:12:10,290
‫- اوه
‫- حالا...

276
00:12:10,290 --> 00:12:11,750
‫برای قدم نهایی

277
00:12:11,750 --> 00:12:13,540
‫در رو نیم‌باز می‌ذاریم...

278
00:12:14,290 --> 00:12:16,500
‫و صبر می‌کنیم ماهی ریچل
‫قلاب‌مون رو به دهن بگیره

279
00:12:18,250 --> 00:12:21,010
‫خب، به کارا دلوین گفتم،

280
00:12:21,010 --> 00:12:23,510
‫«وقت ندارم بیام اتاق هتلت.

281
00:12:23,510 --> 00:12:25,850
‫دارم میرم میکونوس،
‫اونم با بلیط تجاری.»

282
00:12:25,850 --> 00:12:27,720
‫- منظورت فرست کلاسه
‫- منظورم فرست کلاسه!

283
00:12:27,720 --> 00:12:30,730
‫- تق‌تق!
‫- سلام! کسی خونه هست؟

284
00:12:31,100 --> 00:12:33,850
‫در باز بود،
‫فکر کردیم مهمون می‌خواید

285
00:12:33,850 --> 00:12:36,480
‫کاری که با خونه کردین
‫رو خیلی دوست دارم!

286
00:12:36,480 --> 00:12:38,320
‫خدای من، الن،
‫ماهی اشتباهی رو گرفتیم

287
00:12:38,320 --> 00:12:39,780
‫بندازشون تو آب.
‫بندازشون تو آب

288
00:12:39,780 --> 00:12:41,320
‫من جولیانـم.
‫این موری

289
00:12:41,320 --> 00:12:43,990
‫وقتی زن‌هامون مردن
‫هم‌خونه شدیم

290
00:12:43,990 --> 00:12:45,570
‫نمی‌دونیم مردن یا نه

291
00:12:45,570 --> 00:12:47,410
‫فقط... ناپدید شدن

292
00:12:47,410 --> 00:12:50,450
‫بیست و هفت سال پیش،
‫توی سافاری!

293
00:12:50,450 --> 00:12:52,290
‫رفیق، یه مشت استخوون پیدا کردن!

294
00:12:52,290 --> 00:12:54,620
‫یه دونه استخوون پیدا کردن!

295
00:12:54,620 --> 00:12:55,790
‫دیدیم در بازه

296
00:12:55,790 --> 00:12:58,380
‫مهمونی ساختمونی؟ ایول!

297
00:12:58,380 --> 00:12:59,670
‫نه، ما...

298
00:12:59,670 --> 00:13:02,550
‫مهمونی ساختمونیه! بیاید تو!
‫هر چی بیشتر بهتر!

299
00:13:02,550 --> 00:13:03,550
‫چیکار می‌کنی؟

300
00:13:03,550 --> 00:13:04,760
‫اگه ریچل رد بشه

301
00:13:04,760 --> 00:13:06,720
‫و بشنوه داریم درباره بقایای جنازه
‫زن‌های موری و جولیان حرف میزنیم،

302
00:13:06,720 --> 00:13:08,140
‫اونوقت تو هم مثل زن‌هاشون مردی

303
00:13:08,140 --> 00:13:09,720
‫کی اسپریتز می‌خوره؟

304
00:13:10,930 --> 00:13:12,810
‫خیلی‌خب

305
00:13:14,100 --> 00:13:15,730
‫بدو بدو رفتم آپارتمان‌مون.
‫اینو برداشتم آوردم

306
00:13:15,730 --> 00:13:16,940
‫ایول. یخ!

307
00:13:16,940 --> 00:13:18,480
‫نه! میگو

308
00:13:22,030 --> 00:13:24,400
‫الان یه عالمه میگوی یخ‌زده
‫ریختی توی وان

309
00:13:24,400 --> 00:13:26,660
‫که یه زن می‌خواد
‫توش زایمان کنه؟

310
00:13:26,660 --> 00:13:28,200
‫- آره
‫- آخه برای چی؟

311
00:13:28,200 --> 00:13:29,620
‫قالب‌های یخ خالی بود!

312
00:13:30,620 --> 00:13:32,790
‫عیبی نداره! هم میزنیم
‫تا آب رو خنک کنن،

313
00:13:32,790 --> 00:13:35,120
‫و بعدش... با این در میاریم

314
00:13:35,870 --> 00:13:37,290
‫باشه

315
00:13:44,420 --> 00:13:45,930
‫خب، آواتار جدید چطور بود؟

316
00:13:45,930 --> 00:13:48,180
‫- خوشم اومد
‫- ارزش صبر کردن رو داشت؟

317
00:13:48,180 --> 00:13:50,010
‫آره، فکر کنم

318
00:13:50,010 --> 00:13:51,850
‫خوب شد فهمیدم

319
00:13:53,810 --> 00:13:56,310
‫خنک‌تر شد.
‫موفق شدیم!

320
00:13:56,310 --> 00:13:57,850
‫بیا میگوها رو در بیاریم

321
00:14:00,060 --> 00:14:02,360
‫شرط می‌بندم از گالریه.
‫اوه...

322
00:14:02,385 --> 00:14:04,715
‫رفیق، وقتی کائنات بخواد،
‫هر جوری شده تو رو به هدفت می‌رسونه

323
00:14:13,490 --> 00:14:14,500
‫الو؟

324
00:14:15,750 --> 00:14:17,290
‫نه. نه، آرتور،

325
00:14:17,290 --> 00:14:19,880
‫واسه یه نظرسنجی کوتاه وقت ندارم!

326
00:14:19,880 --> 00:14:21,880
‫اینجا چه خبره؟

327
00:14:22,300 --> 00:14:24,460
‫و...

328
00:14:24,460 --> 00:14:27,510
‫زندگی طولانی‌مدت و شادی داشته باشی.

329
00:14:28,050 --> 00:14:30,890
‫سلام، رامونا.
‫داشتم...

330
00:14:30,890 --> 00:14:32,600
‫آب زایمان رو تبرک می‌کردم

331
00:14:33,220 --> 00:14:34,720
‫آمین

332
00:14:35,680 --> 00:14:36,770
‫میگو؟

333
00:14:42,230 --> 00:14:43,900
‫چرا میگو تو وانـه؟

334
00:14:45,440 --> 00:14:46,570
‫میگوی زایمانه

335
00:14:47,110 --> 00:14:49,410
‫زایمان به سبک میگوی اسکامپیه

336
00:14:49,410 --> 00:14:51,620
‫نه. نه، نه، نیست

337
00:14:51,620 --> 00:14:53,870
‫ببخشید، رامونا

338
00:14:53,870 --> 00:14:57,540
‫دروغ گفتم. من یه دروغگوی دروغگوام
‫که وقتی اعتماد به‌نفس ندارم دروغ میگم،

339
00:14:57,540 --> 00:14:59,540
‫که توی این روزها تقریبا همیشه میشه

340
00:14:59,540 --> 00:15:02,500
‫و مسئله اینه‌که،
‫منتظر یه تماس از گالری هستم...

341
00:15:04,710 --> 00:15:06,460
‫ایرادهای شخصیتت واسم مهم نیست،

342
00:15:06,460 --> 00:15:09,470
‫یا این‌که گالری چی هست.
‫بچه داره به‌دنیا میاد،

343
00:15:09,470 --> 00:15:12,760
‫و ماما توی واگن برقی
‫جزیره روزولت گیر افتاده!

344
00:15:12,760 --> 00:15:15,390
‫یه مترو داریم و یه پل!

345
00:15:15,390 --> 00:15:16,770
‫آخه چرا باید با واگن برقی بیای؟

346
00:15:16,770 --> 00:15:19,310
‫خدای من. خیلی‌خب.
‫باشه، آروم باش

347
00:15:19,890 --> 00:15:21,730
‫می‌بریمت بیمارستان

348
00:15:21,730 --> 00:15:23,980
‫- باشه. بیمارستان
‫- آره

349
00:15:26,650 --> 00:15:29,280
‫نه. بیمارستان نه.
‫وقت زور زدنـه

350
00:15:32,410 --> 00:15:34,240
‫- خیلی‌خب، یه نشونه‌ست! خداحافظ!
‫- وال!

351
00:15:34,240 --> 00:15:37,540
‫باشه، باشه!
‫بیا معجزه کنیم

352
00:15:38,540 --> 00:15:41,750
‫خیلی‌خب. نمی‌دونم فکر می‌کنی
‫اون شب چی شنیدی، ولی...

353
00:15:41,750 --> 00:15:44,460
‫اوه، خوب می‌دونم چی شنیدم، مریدیث.
‫تو داشتی...

354
00:15:44,460 --> 00:15:45,460
‫هیس! هیس

355
00:15:46,130 --> 00:15:48,130
‫خیلی‌خب، تو رو خدا.
‫ببین

356
00:15:48,720 --> 00:15:51,220
‫بهترین لحظهٔ زندگیم نبود

357
00:15:51,890 --> 00:15:54,050
‫باشه؟ ولی از اون زمان بزرگ شدم

358
00:15:54,640 --> 00:15:57,350
‫و الان خیلی خوشحالیم

359
00:15:57,810 --> 00:15:59,390
‫جسی، دوست صمیمیـت،

360
00:15:59,890 --> 00:16:01,850
‫خوشحاله

361
00:16:01,850 --> 00:16:03,150
‫اینو ازش نگیر

362
00:16:04,770 --> 00:16:08,280
‫خیلی‌خب!
‫برگردیم سراغ آیین جهنمی سوئدی؟

363
00:16:11,700 --> 00:16:12,910
‫می‌دونی چیه؟
‫راستش چیزی تو دلم نیست

364
00:16:14,200 --> 00:16:16,870
‫آره، حق با مریدیث بود.
‫حالم بهتره

365
00:16:16,870 --> 00:16:19,540
‫واقعا؟ خیلی‌خب، مریدیث؟
‫چیزی هست؟ بگو نه

366
00:16:19,540 --> 00:16:21,160
‫نه. چیزی نیست

367
00:16:21,160 --> 00:16:23,670
‫کاش بابا و مامانم
‫توی حل اختلافشون به این خوبی بودن

368
00:16:23,670 --> 00:16:26,290
‫ولی بازم میگم، اگه بلد بودن،
‫نمیرفتم شهر بازی سیکس فلگ

369
00:16:26,290 --> 00:16:28,800
‫اونم بین ۱۲ و صفر بار

370
00:16:33,300 --> 00:16:34,640
‫اصل مطلب،

371
00:16:34,640 --> 00:16:36,970
‫اگه هزینه سافاری

372
00:16:36,970 --> 00:16:38,770
‫انقدر خوب باشه،

373
00:16:38,770 --> 00:16:41,020
‫پس احتمالا...

374
00:16:41,020 --> 00:16:43,520
‫پروتکل‌های امنیتی رو رعایت نمی‌کنن

375
00:16:44,440 --> 00:16:45,730
‫آره، ولی شرط می‌بندم اون دو تا

376
00:16:45,730 --> 00:16:49,070
‫وقتی برگردن
‫کلی داستان دارن تعریف کنن

377
00:16:49,070 --> 00:16:51,280
‫موری،
‫وقتی دوباره زن‌هامون رو دیدیم،

378
00:16:51,280 --> 00:16:53,070
‫می‌فهمیم رفتیم بهشت

379
00:16:53,070 --> 00:16:54,700
‫چون اون‌ها مردن!

380
00:16:55,820 --> 00:16:57,870
‫هی! راستش...

381
00:16:57,870 --> 00:17:00,330
‫- مهمونی خیلی خوبی شد، مگه نه؟
‫- مهمونی معرکه‌ایه!

382
00:17:00,330 --> 00:17:02,620
‫می‌دونی، واقعا جولیان و موری
‫قضاوت غلط کردم

383
00:17:02,620 --> 00:17:03,960
‫مردم از حرف‌هاشون سیر نمیشن

384
00:17:03,960 --> 00:17:07,380
‫می‌دونی اون دو نفر
‫سر جمع ۹۴ تا نسخه دکتر دارن؟

385
00:17:07,380 --> 00:17:10,800
‫نمی‌فهمم. چرا این جو عالی
‫ریچل رو گول نمیزنه از در بیاد داخـ...

386
00:17:11,260 --> 00:17:13,010
‫لعنتی!
‫کی در رو بسته؟

387
00:17:13,010 --> 00:17:15,340
‫همون دختری که اون سمت راهرو زندگی می‌کنه

388
00:17:15,340 --> 00:17:16,970
‫همونی که کیف دستی دوست داره؟

389
00:17:16,970 --> 00:17:18,390
‫ریچله!

390
00:17:18,390 --> 00:17:20,220
‫اون تنها دلیلیـه که وانمود کردم
‫آدم باحال و خوشگذرونی‌ام!

391
00:17:20,220 --> 00:17:21,600
‫خیلی‌خب، می‌دونید چیه؟

392
00:17:21,600 --> 00:17:23,640
‫از بازی خسته شدم

393
00:17:23,640 --> 00:17:25,230
‫همه برن بیرون!

394
00:17:26,270 --> 00:17:28,520
‫عزیزم، سیم دستگاه تصفیه هوا بود

395
00:17:30,190 --> 00:17:32,070
‫خیلی‌خب، رامونا

396
00:17:32,070 --> 00:17:33,650
‫امروز اشتباه‌های خیلی زیادی صورت گرفته

397
00:17:33,650 --> 00:17:35,780
‫چند تاشون گردن من بود،
‫چند تاش گردن والنتینا

398
00:17:35,780 --> 00:17:37,410
‫دونه‌به‌دونه‌شون تقصیر توئه

399
00:17:37,410 --> 00:17:39,990
‫مهم نیست.
‫بهیارها دارن میان،

400
00:17:39,990 --> 00:17:41,290
‫خیلی‌خب،
‫و خانم مهربون

401
00:17:41,290 --> 00:17:43,410
‫از ۹۱۱ توی این حین
‫باهامون صحبت می‌کنه

402
00:17:43,410 --> 00:17:46,210
‫و به کمک همدیگه، قراره...

403
00:17:46,210 --> 00:17:48,750
‫آرزوی زایمان خونگی آرامش‌بخشی
‫که داری رو تحقق ببخشیم

404
00:17:48,750 --> 00:17:51,380
‫- خیلی‌خب
‫- باشه؟ خیلی‌خب، کریستی؟

405
00:17:51,380 --> 00:17:54,130
‫توی وانـه.
‫صحبت کن

406
00:17:54,130 --> 00:17:55,630
‫خیلی‌خب، اول...

407
00:17:57,090 --> 00:17:58,140
‫کریستی؟

408
00:18:11,980 --> 00:18:15,070
‫سرشو می‌بینم!
‫سرشو می‌بینم! زور بزن!

409
00:18:19,570 --> 00:18:22,040
‫و می‌دونی اسم بچه رو چی گذاشت؟

410
00:18:22,040 --> 00:18:23,370
‫سوفی؟

411
00:18:24,000 --> 00:18:25,910
‫نه. رایلی

412
00:18:25,910 --> 00:18:29,880
‫نوشته میشه
‫R-Y-L-E-I-G-H

413
00:18:32,250 --> 00:18:33,300
‫کابوسه

414
00:18:39,430 --> 00:18:41,600
‫خیلی‌خب، رک و پوست‌کنده میگم

415
00:18:41,600 --> 00:18:45,180
‫به‌نظرم مرز بی‌رحمی و سنگدلی رو گذروندی
‫که هنوز بهم پیام ندادی

416
00:18:45,180 --> 00:18:48,230
‫اگه نمی‌خوای قرار بذاریم، بگو.
‫قبول می‌کنم

417
00:18:50,560 --> 00:18:52,900
‫اولا، سلام

418
00:18:52,900 --> 00:18:54,070
‫دوما...

419
00:18:55,610 --> 00:18:58,910
‫می‌خواستم بهت پیام بدم،
‫ولی فکر کردم چی بگم

420
00:18:58,910 --> 00:19:01,620
‫برای همین گوگل گردم «چی بگم»
‫که رسیدم به ویدیوی...

421
00:19:01,620 --> 00:19:03,370
‫آهنگ معروف جیسون دورلو
‫به اسم «چی بگی»،

422
00:19:03,370 --> 00:19:04,950
‫در ادامه‌اش به صحنه سریال او. سی. رسیدم

423
00:19:04,950 --> 00:19:06,870
‫که ایموجین هیپ همین آهنگ رو می‌خونه
‫که جیسون سمپل کرده

424
00:19:06,870 --> 00:19:08,580
‫بعدش رسیدم
‫به ویدیوی طنز همین صحنه از اس‌ان‌ال

425
00:19:08,580 --> 00:19:10,420
‫و می‌خواستم اونو بفرستم

426
00:19:10,420 --> 00:19:14,210
‫اما اومدم خونه،
‫و دیدم مهمونی گرفتی

427
00:19:14,210 --> 00:19:17,050
‫و ظاهرا همه اهالی ساختمون
‫رو دعوت کردی جز من

428
00:19:17,050 --> 00:19:20,010
‫پس، پیش خودم گفتم
‫اگه نمی‌خوای بیام مهمونیـت،

429
00:19:20,010 --> 00:19:22,140
‫- مسلما نمی‌خوای باهام قرار بذاری...
‫- نه، نه، نه، نه، نه

430
00:19:22,140 --> 00:19:25,520
‫من... من اون مهمونی رو گرفتم
‫تا با نشون دادن باحال بودن و محبوب بودنـم

431
00:19:25,520 --> 00:19:28,140
‫وسوسه‌ات کنم بهم پیام بدی.

432
00:19:29,140 --> 00:19:30,600
‫خدای من

433
00:19:30,600 --> 00:19:32,150
‫جفتمون دیوونه‌ایم

434
00:19:32,150 --> 00:19:33,310
‫روانی هستیم

435
00:19:33,310 --> 00:19:36,150
‫خیلی‌خب. عالیه!

436
00:19:36,150 --> 00:19:37,740
‫- خب، بهت پیام بدم؟
‫- نه!

437
00:19:38,320 --> 00:19:39,360
‫پیام دادن تقریبا خل‌مون کرد

438
00:19:40,110 --> 00:19:43,160
‫نظرت چیه همین الان بریم بیرون؟

439
00:19:44,410 --> 00:19:45,580
‫الان عالیه

440
00:19:47,000 --> 00:19:50,210
‫چارلی!
‫می‌دونم داری نگاه می‌کنی!

441
00:19:50,210 --> 00:19:51,500
‫نه، نگاه نمی‌کنم

442
00:19:53,170 --> 00:19:54,250
‫قرار گذاشتن، جماعت

443
00:19:57,260 --> 00:20:01,220
‫موری، باید ۶۰ هزار دلار بهم بدی

444
00:20:04,510 --> 00:20:06,850
‫دو تا بولو مون،
‫با مقدار کف مناسب

445
00:20:06,850 --> 00:20:09,100
‫ممنون

446
00:20:20,860 --> 00:20:24,280
‫الکی گفتم مریضم.
‫تک‌نوازی بچه‌هاست

447
00:20:24,280 --> 00:20:26,530
‫دو ساعت از وقتم
‫رو بذارم توی مترو

448
00:20:26,530 --> 00:20:28,330
‫و برم به چند تا بچهٔ کلاس دومی گوش بدم

449
00:20:28,330 --> 00:20:30,410
‫که به آهنگ «نون گرد داغ»
‫که پخش می‌کنن گند بزنن؟

450
00:20:33,127 --> 00:20:34,521
‫[تو رو واقعا دوست نداره]

451
00:20:36,130 --> 00:20:37,630
‫و یادت میاد وقتی گفتی...

452
00:20:37,630 --> 00:20:40,170
‫«زور بزن!»
‫و اونم زور زد!

453
00:20:40,170 --> 00:20:43,050
‫و یادت میاد وقتی گفتی
‫«بازم زور بزن!» و اونم زور زد،

454
00:20:43,050 --> 00:20:45,220
‫- و اون بچه لامصب دنیا اومد؟
‫- خدای من!

455
00:20:45,220 --> 00:20:46,720
‫وای! ‌وال!

456
00:20:46,720 --> 00:20:49,720
‫بدون تو از پسش برنمیومدم.
‫جدی میگم

457
00:20:49,720 --> 00:20:52,890
‫سوف،دست‌کمی از یه روانی دروغگوی نداری

458
00:20:52,890 --> 00:20:54,440
‫ولی روانی دروغگوی خودمی

459
00:20:56,730 --> 00:20:58,780
‫اوه... حرفش شد...

460
00:20:59,400 --> 00:21:00,860
‫باید یه کاری کنم

461
00:21:03,950 --> 00:21:05,070
‫سلام مریدیث

462
00:21:06,200 --> 00:21:08,990
‫خواستم بدونی که عکسی نفروختم

463
00:21:09,790 --> 00:21:10,790
‫هیچی

464
00:21:10,790 --> 00:21:12,620
‫- اوه
‫- ولی ایرادی نداره

465
00:21:12,620 --> 00:21:14,330
‫ایرادی نداره که فروش نرفته

466
00:21:14,330 --> 00:21:18,040
‫و تو خوشگل و معروف و باحالی

467
00:21:18,040 --> 00:21:20,210
‫چون امروز یه کار معرکه کردم

468
00:21:20,210 --> 00:21:23,630
‫کاری که به عمرت انجام ندادی.
‫بچه به‌دنیا آوردم

469
00:21:23,630 --> 00:21:26,050
‫راستش، مریدیث
‫بچه به‌دنیا آورده بود

470
00:21:26,050 --> 00:21:28,100
‫زور بزن!

471
00:21:28,100 --> 00:21:30,600
‫تو می‌تونی!
‫هواتو دارم، جن!

472
00:21:30,600 --> 00:21:33,310
‫ولی خب ربطی به داستان ما نداره

473
00:21:33,310 --> 00:21:36,440
‫و مریدیث احمق و با کلاس فقط گفت...

474
00:21:36,440 --> 00:21:38,150
‫واقعا باحاله، سوفی

475
00:21:39,770 --> 00:21:41,610
‫اوه

476
00:21:43,650 --> 00:21:44,490
‫الو؟

477
00:21:44,490 --> 00:21:46,030
‫بله.

478
00:21:46,030 --> 00:21:48,200
‫واقعا؟

479
00:21:48,200 --> 00:21:50,490
‫ایول! بالاخره!
‫اوه، اوه، اوه!

480
00:21:50,490 --> 00:21:54,000
‫یه لحظه.
‫فروش رفت! بخورش، مریدیث!

481
00:21:54,000 --> 00:21:55,790
‫هی...

482
00:21:55,790 --> 00:21:58,000
‫ببخشید.
‫فقط... خیلی هیجان زده‌ام

483
00:21:58,000 --> 00:22:00,550
‫تبریک میگم، سوفی.
‫عالیه

484
00:22:00,550 --> 00:22:02,760
‫از اون زمان تصمیم گرفتم،

485
00:22:02,760 --> 00:22:06,720
‫یه آدم جدید و صادق و رک باشم

486
00:22:06,720 --> 00:22:10,100
‫سوفی... این...

487
00:22:10,100 --> 00:22:11,810
‫میگو تو موهاته؟

488
00:22:13,020 --> 00:22:14,980
‫اوه! اوه، اینو میگی؟

489
00:22:15,850 --> 00:22:18,560
‫این یه تیکه حالت‌دهندهٔ موئه
‫که باید روی مو بمونه؟

490
00:22:18,560 --> 00:22:21,650
‫به بدنِ میگو تزریق شده
‫واسه پروتئین بیشتر

491
00:22:21,650 --> 00:22:25,320
‫مشخصا از دنیای زیبایی
‫و رسیدگی به مو سر درنمیاری

492
00:22:25,320 --> 00:22:27,110
‫هیچی یاد نگرفتم

493
00:22:32,775 --> 00:22:40,775
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

