﻿1
00:00:01,001 --> 00:00:08,001
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:15,934 --> 00:00:16,935
‫سلام.

4
00:00:16,935 --> 00:00:19,688
‫من نیکـم. فکر می‌کنم بابات باشم.

5
00:00:21,022 --> 00:00:23,358
‫چی؟ چجوری فهمیدی...

6
00:00:23,358 --> 00:00:25,777
‫بیرون مغازه دوربین مداربسته دارم.

7
00:00:27,696 --> 00:00:29,447
‫سلام احوال شما، قربان.

8
00:00:29,447 --> 00:00:31,449
‫منم، دختر گمشده شما!

9
00:00:33,118 --> 00:00:34,661
‫چه خبر، نیک؟

10
00:00:34,661 --> 00:00:36,871
‫کی بابای منه؟
‫تو بابای منی.

11
00:00:37,747 --> 00:00:39,749
‫یکمی از خودم برات بگم. من...

12
00:00:40,542 --> 00:00:42,544
‫زندگیم خیلی توپه!
‫دوستای خوب زیاد دارم.

13
00:00:42,544 --> 00:00:45,714
‫یه‌جورایی، هر شب، تو این جا
‫که بهش میگن بارِ پمبرتون مست می‌کنیم.

14
00:00:45,714 --> 00:00:47,465
‫ولی نه به شکل مشکل‌سازی.

15
00:00:48,758 --> 00:00:52,262
‫خب، از کجا فهمیدی
‫که من بابای توام؟

16
00:00:52,721 --> 00:00:55,891
‫مامانم لوری تامکینزه.

17
00:00:56,308 --> 00:00:58,935
‫شما با همدیگه
‫تو جشنواره لالوپالوزا ۱۹۹۱آشنا شدید

18
00:00:58,935 --> 00:01:00,896
‫و همزمان با آهنگ «این می‌گه»
‫منو آبستن کردید.

19
00:01:01,771 --> 00:01:04,482
‫قضاوتـتون نمی‌کنم.
‫منم موقع پخش آهنگ‌های عجیب سکس داشتم.

20
00:01:05,567 --> 00:01:07,611
‫- تو بابامی. اصلا تو عمرم سکس نداشتم.
‫- چی؟

21
00:01:07,611 --> 00:01:09,404
‫صبر کن. من ۳۰ سالمه.
‫داشتم.

22
00:01:09,404 --> 00:01:11,364
‫بیخیالش، سورپرایز!

23
00:01:13,199 --> 00:01:14,451
‫وای.

24
00:01:15,827 --> 00:01:17,579
‫تو دخترمی.

25
00:01:17,579 --> 00:01:19,456
‫با لوریِ لالوپالوزا.

26
00:01:19,956 --> 00:01:22,751
‫متاسفم که باعث شدم
‫اینجوری حقیقت رو بفهمی.

27
00:01:22,751 --> 00:01:24,628
‫اوه. نه، نباش.

28
00:01:24,628 --> 00:01:26,713
‫من تا حالا دختر نداشتم.

29
00:01:26,713 --> 00:01:27,714
‫پسر هم نداشتم.

30
00:01:27,714 --> 00:01:30,425
‫یه بار یه گربه داشتم.
‫این فرق داره راستی.

31
00:01:30,425 --> 00:01:32,552
‫فکر کنم که. واقعاً نمی‌دونم.

32
00:01:34,221 --> 00:01:35,805
‫آم...

33
00:01:35,805 --> 00:01:37,057
‫می‌خوای بریم
‫نوشیدنی بخوریم؟

34
00:01:37,057 --> 00:01:38,141
‫خیلی دوست دارم.

35
00:01:41,394 --> 00:01:42,896
‫یه آبجو براتون میارم، آقای سوفی.

36
00:01:44,773 --> 00:01:47,275
‫فکر بهتری دارم.
‫نظرت چیه که،

37
00:01:47,275 --> 00:01:49,819
‫فردا بیام مغازه‌ات،
‫و با هم دیگه ناهار بخوریم؟

38
00:01:49,819 --> 00:01:51,696
‫عالیه. عالیه.

39
00:01:51,696 --> 00:01:54,950
‫ولی، تخفیف خانوادگی نداریم.
‫بعداً از مادربزرگت ناتنیت از این خاطرش تشکر کن.

40
00:01:54,950 --> 00:01:57,827
‫وقتی داشت هات‌داگ‌های فلفلی یه بار استفاده شده رو
‫تو خانه سالمندانش می‌فروخت مچش رو گرفتم.

41
00:02:04,709 --> 00:02:06,211
‫سلام، پسر.

42
00:02:08,755 --> 00:02:10,006
‫سلام...

43
00:02:10,549 --> 00:02:11,591
‫چه خبر؟

44
00:02:13,134 --> 00:02:15,512
‫خبر... خاصی نیست...

45
00:02:16,680 --> 00:02:17,931
‫واسه چی رفتارشون عجیبه؟

46
00:02:17,931 --> 00:02:20,976
‫صحبت برادرونه‌ست.
‫من ترجمه می‌کنم.

47
00:02:20,976 --> 00:02:22,018
‫امشب چه‌کاره‌ای؟

48
00:02:22,042 --> 00:02:24,542
‫[امشب تنهام و مشتاقم که یه زن خوب همراهم باشه]

49
00:02:24,771 --> 00:02:27,732
‫کاری خاصی ندارم.
‫همون کار... همیشگی.

50
00:02:27,756 --> 00:02:30,756
‫[منم همینطور، منم مشتاقم همراه یه زن خوب باشم]

51
00:02:30,902 --> 00:02:34,739
‫می‌خواستم برم و بار جدید خیابون مرسر
‫رو امتحان کنم، اگه دوست داری همراهم بیای.

52
00:02:34,763 --> 00:02:36,763
‫[لطفاً، خواهش میکنم امشب با من بیا بیرون]

53
00:02:36,787 --> 00:02:38,787
‫[من جرئت نمی‌کنم تنهایی به یه زن نزدیک بشم]

54
00:02:39,828 --> 00:02:41,445
‫حتماً.
‫[حتماً]

55
00:02:45,834 --> 00:02:48,503
‫سلام، دوستان!

56
00:02:48,503 --> 00:02:51,214
‫خبرای خوب دارم.

57
00:02:51,214 --> 00:02:53,717
‫سوییش داره بهم خیانت می‌کنه!

58
00:02:53,717 --> 00:02:56,094
‫عه، تبریک می‌گم؟

59
00:02:56,094 --> 00:02:58,722
‫این دقیقاً همون چیزیه که
‫امیدوارم بودم اتفاق بیفته!

60
00:02:58,722 --> 00:03:02,017
‫علاقه‌اش به من از بین می‌ره،
‫یه آدم جدید می‌بینه و منو می‌پیچونه.

61
00:03:02,017 --> 00:03:04,102
‫از کجا می‌دونی که
‫داره بهت خیانت می‌کنه؟

62
00:03:05,353 --> 00:03:07,022
‫هی، عزیزم، باید برم.

63
00:03:07,022 --> 00:03:09,649
‫گروه مطالعاتی من بهم احتیاج دارن...
‫برای امتحان آخر ترم‌مون.

64
00:03:10,233 --> 00:03:12,694
‫اسم گروه مطالعاتیت «اَلیـه»؟

65
00:03:13,236 --> 00:03:16,323
‫آره! مخفف جمله...

66
00:03:16,323 --> 00:03:20,118
‫آمریکایی‌های در حال یادگیری
‫زبانشناسی... خوشمزه؟

67
00:03:22,662 --> 00:03:25,206
‫خب، دلم برای کور شدن با
‫حلقهٔ مادربزرگش تنگ میشه.

68
00:03:26,583 --> 00:03:30,170
‫اوه، می‌دونم چجوری
‫مرگ قریب‌الوقوع نامزدیت رو جشن بگیریم.

69
00:03:30,670 --> 00:03:32,088
‫یه بازدید عمومی شیک و پیک!

70
00:03:34,382 --> 00:03:37,135
‫اوه، باید بریم اینجا.

71
00:03:37,135 --> 00:03:40,096
‫سه طبقه.
‫یخچال جاداری که پر از شرابه؟

72
00:03:40,096 --> 00:03:43,308
‫و اتاقی واسه خدمتکارها!
‫این آدم‌ها خیلی تجملاتی هستن

73
00:03:43,308 --> 00:03:45,268
‫حتی نمی‌دونن که
‫نمی‌تونی دیگه کلمه خدمتکار رو به زبون بیاری.

74
00:03:48,104 --> 00:03:50,607
‫چی براتون بیارم؟

75
00:03:50,607 --> 00:03:52,943
‫دوتا جین مارتینی به همراه
‫یه تکه پوست میوه، لطفاً.

76
00:03:52,943 --> 00:03:55,111
‫اوه. و اهل کجایید؟

77
00:03:55,111 --> 00:03:57,572
‫- خب، لندن...
‫- اصالتاً از سینسیناتی.

78
00:03:59,407 --> 00:04:02,577
‫- گفتی اهل لندنی، درست شنیدم؟
‫- بله، هستم.

79
00:04:02,577 --> 00:04:04,579
‫من چارلی‌ام.
‫ایشون هم دوست من جسی هستن.

80
00:04:04,579 --> 00:04:06,748
‫اهل سینسیناتیـه.

81
00:04:06,748 --> 00:04:10,126
‫که میشه لندنِ اوهایو!

82
00:04:11,294 --> 00:04:13,213
‫می‌شه یه بار دیگه
‫بگی سینسیناتی؟

83
00:04:13,213 --> 00:04:15,131
‫آخه خیلی گوگولی میگیـش.

84
00:04:15,131 --> 00:04:16,383
‫سینسیناتی.

85
00:04:17,634 --> 00:04:19,553
‫می‌دونی، من به نوشابه می‌گم «پاپ».

86
00:04:19,553 --> 00:04:21,721
‫اگه اینم در نظرت...
‫گوگولی باشه.

87
00:04:24,808 --> 00:04:26,518
‫سلام. قرار با بابات چطور پیش رفت؟

88
00:04:26,518 --> 00:04:27,769
‫همم...

89
00:04:28,687 --> 00:04:30,230
‫یه‌جورایی بد شروع شد.

90
00:04:30,230 --> 00:04:33,525
‫خیلی‌خب. فیلم محبوبـت.
‫با شمارش سه. یک! دو!

91
00:04:33,525 --> 00:04:34,985
‫«کریسمس در کنار خانواده کرنک!»

92
00:04:36,987 --> 00:04:39,489
‫متاسفم.
‫واقعیتش زیاد اهل فیلم دیدن نیستم.

93
00:04:40,365 --> 00:04:42,117
‫تا حالا «گاراژِ جی لنو» رو دیدی؟
‫[مستند]

94
00:04:43,743 --> 00:04:45,203
‫- همم؟
‫- اوه.

95
00:04:45,203 --> 00:04:46,955
‫می‌گن ژنتیکیه!

96
00:04:46,955 --> 00:04:48,039
‫تو امتحان کن.

97
00:04:53,003 --> 00:04:54,170
‫نه. نمی‌تونم.

98
00:04:58,341 --> 00:04:59,843
‫سوفی...

99
00:05:00,886 --> 00:05:04,180
‫نباید انتظار داشته باشی
‫بعد یه روز با پدرت عیاق بشی.

100
00:05:04,180 --> 00:05:07,517
‫واسه خود من، ۳۰ سال زمان برد،
‫تا همین ماه می گذشته که

101
00:05:07,517 --> 00:05:08,894
‫یه وجه اشتراک با بابام پیدا کردم.

102
00:05:08,894 --> 00:05:10,645
‫جفتمون از «زنگوله بادی» متنفریم.

103
00:05:11,563 --> 00:05:12,564
‫تو که عاشقشی.

104
00:05:12,564 --> 00:05:15,692
‫لطفاً به بابام چیزی نگو.
‫تنها نقطه مشترکـمون همینه.

105
00:05:17,694 --> 00:05:19,404
‫در واقع،

106
00:05:19,404 --> 00:05:22,198
‫یه راهی برای پیدا کردن
‫وجه اشتراک بینـمون پیدا کردم.

107
00:05:22,782 --> 00:05:23,783
‫خوشمزه‌ست.

108
00:05:25,243 --> 00:05:26,578
‫چرا اینجا شلوغ نیست؟

109
00:05:26,953 --> 00:05:28,914
‫از وقتی که بارِ
‫روبه‌رویی بسته شده

110
00:05:28,914 --> 00:05:30,916
‫کسب و کار ما هم
‫یه‌کمی کساد شده.

111
00:05:31,416 --> 00:05:33,710
‫همیشه آخر وقت
‫آدمای زیادی می‌اومدن اینجا.

112
00:05:34,419 --> 00:05:36,213
‫چی بگم والا؟
‫آدم‌های مست هات‌داگ دوست دارن.

113
00:05:37,464 --> 00:05:38,840
‫خیلی‌خب.

114
00:05:38,840 --> 00:05:41,509
‫خب، اگه مست‌ها
‫نمیان هات‌داگ بخورن،

115
00:05:41,509 --> 00:05:44,471
‫پس ما باید هات‌داگ‌ها رو
‫به دست آدم‌های مست برسونیم.

116
00:05:44,471 --> 00:05:46,431
‫می‌خوایم بیایم اینجا آشپزی کنیم!

117
00:05:46,431 --> 00:05:50,143
‫حالا، تو جواب «مثبت» می‌دی. و من می‌گم «آخ جووون»!
‫و بعدش همدیگه رو بغل می‌کنیم.

118
00:05:51,895 --> 00:05:53,438
‫می‌خوای مستقیم بریم سراغ بغل کردن؟

119
00:06:00,278 --> 00:06:01,529
‫اینجایی!

120
00:06:01,529 --> 00:06:03,657
‫مرسی که منو با گروه قهقهه‌زن
‫تنها گذاشتی.

121
00:06:03,657 --> 00:06:06,660
‫مجبورم کردن به عنوان خرس پدینگتون سکسی
‫براشون وویس ضبط کنم.

122
00:06:06,660 --> 00:06:08,662
‫- عجب فکر احمقانه‌ای.
‫- آره، قربون دهنت.

123
00:06:08,662 --> 00:06:09,788
‫پدینگتون که سکسی نیست.

124
00:06:09,788 --> 00:06:11,623
‫یعنی، شاید گرم و احساسی باشه، ولی...

125
00:06:11,623 --> 00:06:14,793
‫نه! منظور من ایده ملاقات کردن خانم‌ها
‫در کنار تو و اون لهجه جذاب احمقانـته.

126
00:06:14,793 --> 00:06:17,587
‫- انگار من نامرئی‌ام.
‫- مطمئن‌باش، جسی، این لهجه یه نفرینه.

127
00:06:17,587 --> 00:06:19,130
‫مردم فقط قشنگیش رو می‌بینن.

128
00:06:19,130 --> 00:06:21,508
‫من فقط یه شیء بریتانیایی
‫محسوب می‌شم که بازیچه دست خانم‌ها می‌شه،

129
00:06:21,508 --> 00:06:22,884
‫مثل مجسمه بیگ بین

130
00:06:22,884 --> 00:06:25,053
‫یا یه حوله چایی
‫که عکس صورت شاهزاده کیت روش چاپ شده.

131
00:06:25,053 --> 00:06:26,763
‫حوله چایی دیگه چیه؟

132
00:06:27,764 --> 00:06:28,974
‫از این کشور متنفرم.

133
00:06:28,974 --> 00:06:30,225
‫ببین، هی، یه فکری دارم.

134
00:06:30,225 --> 00:06:32,519
‫نظرت چیه من بریتانیایی باشم
‫و تو آمریکایی باشی. باشه؟

135
00:06:32,519 --> 00:06:34,604
‫همه خانم‌ها میان سمت من،
‫و تو هم می‌تونی اون یارویی باشی

136
00:06:34,604 --> 00:06:36,231
‫که تظاهر به ور رفتن با گوشیش می‌کنه.

137
00:06:36,731 --> 00:06:37,732
‫عالیه.

138
00:06:37,732 --> 00:06:41,236
‫به نظرم متوجه بشی که
‫لهجه من درجه یک و سبک کلاسیکه.

139
00:06:42,279 --> 00:06:44,739
‫داری ادای مایکل کین رو درمیاری؟
‫تو یه مرد جوونی، جسی!

140
00:06:44,739 --> 00:06:47,367
‫درست می‌گی، داداش.
‫یه جین مارتینی دیگه می‌خوای؟

141
00:06:47,784 --> 00:06:50,704
‫- بدک نبود، داداش خودمی.
‫- خودت هم بدک نبودی، رفیق.

142
00:06:51,162 --> 00:06:52,414
‫- سلام.
‫- سلام.

143
00:06:52,414 --> 00:06:54,624
‫من آنجلینا هستم.
‫ایشون هم دوست من جولیاـست.

144
00:06:55,000 --> 00:06:58,587
‫عاشق لهجه‌ات شدم.
‫اهل کجایی؟

145
00:06:58,587 --> 00:07:00,338
‫کی، من؟ خب، از...

146
00:07:00,338 --> 00:07:01,298
‫از...

147
00:07:01,298 --> 00:07:03,049
‫از شهر عشق و عاشقیم، در واقع.

148
00:07:03,967 --> 00:07:05,510
‫پس، لندن؟

149
00:07:05,510 --> 00:07:06,761
‫اوه، عجب! پس شنیدی!

150
00:07:08,305 --> 00:07:10,473
‫خب، تو چی؟

151
00:07:10,473 --> 00:07:14,436
‫من متصدی بارـم.
‫آره، یه متصدی بار اهل آمریکا.

152
00:07:19,524 --> 00:07:21,902
‫فقط ۴۷۰ متر مربع؟

153
00:07:21,902 --> 00:07:23,778
‫یه کمی جاش تنگه، نه؟

154
00:07:23,778 --> 00:07:26,031
‫بله که تنگه.
‫تو همچین فضایی،

155
00:07:26,031 --> 00:07:28,783
‫در واقع برای دیدن
‫بچه‌هام ریسک می‌کنم.

156
00:07:31,661 --> 00:07:33,663
‫اوه...

157
00:07:39,628 --> 00:07:40,921
‫اوه، خدای من.

158
00:07:41,671 --> 00:07:43,590
‫اینجا آپارتمان " میسی موریتزه "!

159
00:07:44,257 --> 00:07:46,635
‫آدم طراز اول جامعه که
‫به پوشیدن کلاه‌های شگفت‌انگیز معروفه.

160
00:07:47,219 --> 00:07:48,637
‫اون لباس‌های شکل‌دهنده رو
‫برای سگ‌ها اختراع کرده.

161
00:07:49,471 --> 00:07:51,556
‫آهنگ «کون پُر مایه» رو اون نوشته.

162
00:07:51,556 --> 00:07:52,724
‫اوه!

163
00:07:52,724 --> 00:07:54,476
‫♪ کون کی انقدر پر مایه‌ست؟ ♪

164
00:07:54,476 --> 00:07:56,228
‫♪ این کون خیلی پر مایه‌ست ♪

165
00:07:56,228 --> 00:07:57,437
‫خدایا، عاشق اون آهنگم.

166
00:07:57,437 --> 00:07:59,022
‫انتظارش رو نداری

167
00:07:59,022 --> 00:08:01,024
‫- که اشکت رو دربیاره، ولی میاره.
‫- می‌دونم.

168
00:08:01,024 --> 00:08:03,318
‫ول، به نظرت کلاه‌هاشو
‫امتحان بکنیم؟

169
00:08:03,318 --> 00:08:04,611
‫یا به نظر تو کله‌های ما خیلی گنده‌ست؟

170
00:08:05,445 --> 00:08:08,531
‫- من وازلین آوردم.
‫- همیشه آماده میای!

171
00:08:09,324 --> 00:08:11,034
‫♪ کون کی انقدر پر مایه‌ست؟ ♪

172
00:08:11,034 --> 00:08:13,370
‫♪ این کون خیلی پر مایه‌ست ♪

173
00:08:13,370 --> 00:08:15,080
‫وای.

174
00:08:15,080 --> 00:08:16,414
‫اینجا خیلی شلوغه.

175
00:08:16,414 --> 00:08:18,458
‫انگار گروه راک تود وت اسپراکت
‫اینجا اجرایی چیزی دارن.

176
00:08:18,458 --> 00:08:20,669
‫می‌دونم!
‫رفتم تو برنامه گوگل مپ،

177
00:08:20,669 --> 00:08:23,129
‫و اینجا رو به عنوان
‫ مکان دستگاه خودپرداز علامت گذاری کردم.

178
00:08:24,214 --> 00:08:25,465
‫خب، هات‌داگ.

179
00:08:25,465 --> 00:08:28,134
‫اوه. گمون می‌کردم که این قراره
‫اولین جکـت به عنوان بابا باشه.

180
00:08:28,134 --> 00:08:29,928
‫هنوز کُلی مونده، بچه‌جون.

181
00:08:29,928 --> 00:08:31,179
‫اوه.

182
00:08:32,305 --> 00:08:34,015
‫بهم گفت بچه‌جون!

183
00:08:37,352 --> 00:08:40,480
‫پاشو تنبونت رو تنت کن و بگو،
‫«ازت مچکرم، چارلی.»

184
00:08:40,480 --> 00:08:43,650
‫جولیا و آنجلینا دارن میان اینجا
‫تا با هم کوکتل بزنیم.

185
00:08:43,650 --> 00:08:45,277
‫وایسا، جدی؟ ایول!

186
00:08:45,277 --> 00:08:48,280
‫اوه، پسر. من واقعاً رو آنجی کراش زدم.
‫اون معلمه. منم معلمـم.

187
00:08:48,280 --> 00:08:51,866
‫جفتمون وقتی می‌خوایم با بچه‌ها
‫جدی باشیم صندلی‌هامون رو به عقب می‌چرخونیم.

188
00:08:51,866 --> 00:08:53,451
‫جولی فوق‌العاده‌ست.

189
00:08:53,451 --> 00:08:54,995
‫من واقعاً خودم رو توی
‫قرار گذاشتن با اون می‌بینم.

190
00:08:54,995 --> 00:08:55,954
‫منم همینطور!

191
00:08:55,954 --> 00:08:58,248
‫ولی درگیر این
‫لهجه‌های احمقانه شدیم.

192
00:08:58,915 --> 00:09:00,584
‫موقعیت سختیه، مگه نه داشم؟

193
00:09:00,584 --> 00:09:03,128
‫درسته. باید یه فکری برای
‫برگشتن به حالت قبل بکنیم.

194
00:09:03,128 --> 00:09:05,130
‫یعنی، نمی‌تونم که واسه همیشه
‫یه «احمق آمریکایی» باشم.

195
00:09:05,922 --> 00:09:07,007
‫اوه، خدای من.

196
00:09:07,007 --> 00:09:09,593
‫اگه مجبور بشم بین صدام
‫و عشق واقعیم یکیو انتخاب کنم چی؟

197
00:09:09,593 --> 00:09:10,969
‫ببینم من پری دریاییـم؟

198
00:09:12,888 --> 00:09:15,974
‫این همون کلاهیه که میسی

199
00:09:15,974 --> 00:09:17,893
‫برای ملاقات
‫با بو اوباما پوشید!

200
00:09:19,519 --> 00:09:21,438
‫ببخشید!

201
00:09:21,438 --> 00:09:23,189
‫این اتاق «منطقه ورود ممنوعه»!

202
00:09:23,189 --> 00:09:25,025
‫که، به صورت اتفاقی، با آهنگ جدیدم

203
00:09:25,025 --> 00:09:28,028
‫که همراه با تایگا قراره بخونم، هم اسمه.
‫به دوستات بگیا.

204
00:09:28,028 --> 00:09:29,738
‫اوه، خدای من.

205
00:09:29,738 --> 00:09:31,781
‫اوه، خدای من تو میسی موریتزی!

206
00:09:31,781 --> 00:09:33,950
‫وای، تو واقعیت خیلی خوشگل‌تری.

207
00:09:33,950 --> 00:09:35,660
‫می‌دونم.

208
00:09:35,660 --> 00:09:37,037
‫راستش مشکل‌سازه.

209
00:09:37,037 --> 00:09:40,624
‫خیلی سخته این تیپ و قیافه
‫رو تو دوربین نشون بدی.

210
00:09:41,166 --> 00:09:43,293
‫بگذریم، ممنون.
‫بوس‌بوس. خداحافظ!

211
00:09:43,293 --> 00:09:44,294
‫طرفدار پر و پا قرصت هستیم!

212
00:09:44,294 --> 00:09:46,338
‫با دو تاتونـم، برید بیرون!
‫باشه؟

213
00:09:46,338 --> 00:09:47,631
‫به حراست زنگ میزنم،

214
00:09:47,631 --> 00:09:50,592
‫و اصلا نمی‌ترسن زن‌ها رو کتک بزنن
‫چون خودشون زنـن.

215
00:09:50,592 --> 00:09:52,886
‫- ایول.
‫- تغییر از بالا به پایین شروع شده.

216
00:09:52,886 --> 00:09:55,222
‫- برید بیرون!
‫- سرمون داد می‌زنه!

217
00:10:02,062 --> 00:10:03,688
‫- دو تا هات‌داگ!
‫- آره! آره!

218
00:10:05,065 --> 00:10:06,441
‫- و اینم خردل!
‫- اوه!

219
00:10:06,441 --> 00:10:09,653
‫- بوم! بوم! و بوم!
‫- آره!

220
00:10:09,653 --> 00:10:11,321
‫اینم... آره!

221
00:10:11,321 --> 00:10:12,906
‫اوه!

222
00:10:12,906 --> 00:10:14,658
‫- سوسیس براتوورست.
‫- کلم ترش!

223
00:10:15,617 --> 00:10:17,827
‫- به‌به! آره!
‫- بوم!

224
00:10:17,827 --> 00:10:19,371
‫دلم خواست هات‌داگ درست کنم.

225
00:10:19,371 --> 00:10:21,373
‫منم دلم خواست یکی دیگه درست کنم.

226
00:10:26,753 --> 00:10:29,339
‫- امشب خیلی خوش گذشت.
‫- خیلی حال داد.

227
00:10:29,339 --> 00:10:31,841
‫واقعا از این کار
‫کنارت لذت بردم.

228
00:10:31,841 --> 00:10:34,052
‫اوه. نکنه تو بابای منی؟

229
00:10:34,469 --> 00:10:37,639
‫می‌دونی، آشپزی امشب
‫رو می‌تونیم بازم تکرار کنیم.

230
00:10:37,664 --> 00:10:40,083
‫می‌تونیم بریم بارهای دیگه.
‫می‌تونه مخصوص خودمون باشه.

231
00:10:40,892 --> 00:10:42,602
‫کار خانوادگیـه، درسته؟

232
00:10:42,602 --> 00:10:44,938
‫درسته.
‫البته جز مادربزرگ ناتنیـت

233
00:10:44,938 --> 00:10:46,940
‫انتهای همین خیابون
‫یه شعبه وینتراشنیتزل زده،

234
00:10:46,940 --> 00:10:48,358
‫و حالا، واسه من مرده.

235
00:10:49,025 --> 00:10:51,736
‫وای. چه گنگش بالاست.

236
00:10:51,736 --> 00:10:53,738
‫آره، انقدری بالاست
‫که تفنگ داره.

237
00:10:55,740 --> 00:10:56,741
‫خدای من.

238
00:10:56,741 --> 00:10:59,119
‫تو لباس مردم
‫چقدر خوشگل شدیم‌ها.

239
00:10:59,119 --> 00:11:00,620
‫می‌دونم.

240
00:11:00,620 --> 00:11:03,832
‫هنوز حس می‌کنم
‫دستکش چرم بچه مار میسی...

241
00:11:04,916 --> 00:11:06,626
‫ای‌وای.

242
00:11:06,626 --> 00:11:09,004
‫حلقه مامان‌بزرگ سوییس.
‫نیست!

243
00:11:11,214 --> 00:11:14,092
‫لعنتی! فکر کنم موقع امتحان کردن
‫لباس‌های میسی از دستم افتاده.

244
00:11:14,092 --> 00:11:16,678
‫خیلی‌خب، حلقه رو گم کردی.
‫می‌تونیم بدلی‌شو بخریم.

245
00:11:16,678 --> 00:11:19,347
‫یکی رو می‌شناسم.
‫این گوشواره‌ها رو می‌بینی؟ بدله.

246
00:11:19,347 --> 00:11:20,891
‫این حلقه؟ بدله.

247
00:11:20,891 --> 00:11:22,976
‫این پابند؟ ندارم.

248
00:11:22,976 --> 00:11:25,186
‫چون کدوم آدم عاقلی پابند می‌بنده؟

249
00:11:25,186 --> 00:11:27,564
‫نمی‌تونم به سوییش
‫حلقهٔ بدل بدم!

250
00:11:27,564 --> 00:11:29,065
‫زود باش.
‫باید برگردیم خونهٔ میسی.

251
00:11:29,065 --> 00:11:31,151
‫نمی‌تونیم برگردیم!
‫بیرون‌مون کردن!

252
00:11:31,151 --> 00:11:34,195
‫الن، زن‌های مودب
‫به‌ندرت پیش میاد تاریخ‌سازی کنن.

253
00:11:34,195 --> 00:11:36,197
‫مثل جسی حرف می‌زنی.

254
00:11:38,116 --> 00:11:39,743
‫همیشه دلم می‌خواست
‫از اون زوج‌ها باشم

255
00:11:39,743 --> 00:11:42,662
‫که به‌خاطر مهمونی‌ها شام‌شون معروفن
‫مثل اینا گارتن و جفـ...

256
00:11:42,662 --> 00:11:44,039
‫و جفری!

257
00:11:44,039 --> 00:11:45,540
‫آره، آره، آره، اون یارو.

258
00:11:47,876 --> 00:11:48,919
‫ببخشید، عشقم.

259
00:11:50,295 --> 00:11:51,504
‫الو؟

260
00:11:51,504 --> 00:11:52,130
‫چی؟

261
00:11:53,089 --> 00:11:55,258
‫خب، خبر ویران‌کننده‌ایه.

262
00:11:55,258 --> 00:11:56,927
‫صداش چی شد؟

263
00:11:56,927 --> 00:11:59,387
‫چارلی، تمرین لهجه رو بی‌خیال.

264
00:11:59,387 --> 00:12:00,805
‫تئاترمون رو لغو کردن.

265
00:12:00,805 --> 00:12:02,974
‫حتما شوخیت گرفته.

266
00:12:02,974 --> 00:12:04,643
‫جریان چیه؟

267
00:12:04,643 --> 00:12:06,853
‫ببخشید که نتونستیم
‫همون اول توضیح بدیم،

268
00:12:06,853 --> 00:12:09,272
‫ولی این لهجه‌های واقعی ماست.

269
00:12:09,272 --> 00:12:11,107
‫می‌دونید، ما بازیگر هستیم.

270
00:12:11,107 --> 00:12:13,818
‫ما متود اکتینگ می‌کنیم.
‫و با لهجهٔ دیگه حرف می‌زدیم

271
00:12:13,818 --> 00:12:15,487
‫تا برای تئاتر آینده‌مون آماده بشیم.

272
00:12:15,487 --> 00:12:18,031
‫ولی حالا که تئاترمون لغو شد،
‫می‌تونیم عادی حرف بزنم.

273
00:12:18,031 --> 00:12:19,658
‫اوه.

274
00:12:19,658 --> 00:12:22,077
‫- باشه. چه عجیب.
‫- خیلی...

275
00:12:22,077 --> 00:12:23,995
‫خب، داستانِ تئاترتون چی بود؟

276
00:12:23,995 --> 00:12:25,664
‫چیز بود...

277
00:12:25,664 --> 00:12:27,791
‫- داستان دو...
‫- دو مرد؟

278
00:12:27,791 --> 00:12:29,876
‫آره! طنز ولی از نوع سیاهش.

279
00:12:29,876 --> 00:12:31,878
‫عروسک هم توش بود.

280
00:12:31,878 --> 00:12:33,213
‫چه عالیه.

281
00:12:33,213 --> 00:12:34,631
‫باید واسمون اجرا کنید.

282
00:12:34,631 --> 00:12:36,591
‫- خدای من، آره، از خدامونه.
‫- اما نمی‌تونیم!

283
00:12:36,591 --> 00:12:40,053
‫- نه، نمی‌تونیم...
‫- چون نمیشه... بدون عروسک نمیشه.

284
00:12:40,053 --> 00:12:43,014
‫برای زندگی‌های درونی حیاتی هستن...

285
00:12:43,014 --> 00:12:44,266
‫- این‌ها خوبه؟
‫- خدای من.

286
00:12:44,266 --> 00:12:45,475
‫واسه بچه‌های مدرسه می‌برم.

287
00:12:45,475 --> 00:12:47,978
‫عالیه. این‌ها...
‫از نظر ساخت هم استانداردن.

288
00:12:49,062 --> 00:12:51,481
‫موفق شدیم!

289
00:12:51,481 --> 00:12:53,024
‫همه‌اش فروش رفت!

290
00:12:53,024 --> 00:12:55,402
‫مغازه‌داری هم آسونه‌ها.

291
00:12:55,402 --> 00:12:57,153
‫حرف‌های سفید پوستی.

292
00:12:57,153 --> 00:12:59,155
‫سید، الان گفتی سفید پوستی جای...

293
00:13:00,907 --> 00:13:01,908
‫فهمیدم.

294
00:13:05,412 --> 00:13:06,913
‫هی!

295
00:13:06,913 --> 00:13:08,999
‫فکر کردی می‌تونی بیای غرب
‫و هات‌داگ بفروشی

296
00:13:08,999 --> 00:13:10,333
‫و من خبردار نمیشم؟

297
00:13:10,333 --> 00:13:13,461
‫جیو. نمی‌دونستم قلمروی توئه،
‫قسم می‌خورم.

298
00:13:13,461 --> 00:13:14,629
‫نمی‌دونستی؟

299
00:13:14,629 --> 00:13:16,590
‫از دست این بابا!

300
00:13:16,590 --> 00:13:18,049
‫این بابا نمی‌دونسته!

301
00:13:18,049 --> 00:13:19,509
‫هی!

302
00:13:19,509 --> 00:13:22,804
‫نمی‌تونی سرتو بندازی بیای تو
‫و الکی‌الکی با بابام بخندی.

303
00:13:22,804 --> 00:13:25,098
‫سوفی، هیس.
‫چرا، می‌تونه.

304
00:13:25,098 --> 00:13:27,517
‫جیو کوالسکیـه،
‫سلطانِ هات‌داگ لهستانی!

305
00:13:27,517 --> 00:13:28,894
‫توی قلمرو اون هستیم.

306
00:13:28,894 --> 00:13:31,354
‫خب، از شانس خوبت،
‫امروز تو فاز بخششم.

307
00:13:31,354 --> 00:13:33,982
‫ولی بخشش قیمت داره.

308
00:13:34,858 --> 00:13:36,735
‫عالیه. بیا و در حق دوستت لطف کنی،

309
00:13:36,735 --> 00:13:38,403
‫آخرش بیان دهنتو سرویس کنن.

310
00:13:43,074 --> 00:13:45,744
‫خیلی‌خب،
‫سلطان هات‌داگ لهستانی کیه،

311
00:13:45,744 --> 00:13:47,370
‫و چرا باید به حرفش گوش کنیم؟

312
00:13:47,370 --> 00:13:49,372
‫چی... ما اصلا لهستانی نیستیم!

313
00:13:50,749 --> 00:13:51,791
‫هستیم؟

314
00:13:52,500 --> 00:13:53,752
‫بگیر بشین، بچه‌جون.

315
00:13:53,752 --> 00:13:56,421
‫فکر کنم وقت
‫یه درس تاریخ کوچولو باشه.

316
00:13:56,421 --> 00:13:57,756
‫گوش بده،

317
00:13:58,423 --> 00:14:01,593
‫قدیم‌ها، هات‌داگ فروشی
‫تجارت پیچیده و دشواری بود.

318
00:14:01,593 --> 00:14:04,471
‫همهٔ سوسیس‌سازها
‫کف خیابون‌های شهر بودن.

319
00:14:04,471 --> 00:14:05,889
‫جنگ همگانی بود.

320
00:14:05,889 --> 00:14:07,849
‫چرخ دستی‌ها واژگون شده بود،
‫نون‌ها سوخته بود،

321
00:14:07,849 --> 00:14:09,309
‫سس قرمز توی جوی آب بود.

322
00:14:09,309 --> 00:14:11,144
‫چقدر...

323
00:14:11,144 --> 00:14:14,314
‫- حیف و میل؟
‫- آره. خطرناک هم بود.

324
00:14:14,314 --> 00:14:16,316
‫الکی که بهش نمیگن غذای خیابونی.

325
00:14:16,316 --> 00:14:18,568
‫بعدش پنج تا خانواده هات‌داگ جلسه گذاشتن.

326
00:14:18,568 --> 00:14:20,654
‫شهر رو به چند قلمرو تبدیل کردن.

327
00:14:22,322 --> 00:14:24,491
‫و ما واردِ قلمروی جیو شدیم.

328
00:14:24,491 --> 00:14:26,284
‫درسته.
‫ولی نگران نباش.

329
00:14:26,284 --> 00:14:28,620
‫فقط باید به جیو
‫دستپخت‌مون رو بدم

330
00:14:28,620 --> 00:14:30,497
‫تا تنش‌ها بخوابه.
‫ولی،

331
00:14:30,497 --> 00:14:32,999
‫متاسفانه،
‫دوران آشپزی‌مون تموم شد.

332
00:14:34,125 --> 00:14:36,711
‫و آره.
‫یه رگ‌مون لهستانیه.

333
00:14:38,755 --> 00:14:40,757
‫حالا فهمیدم
‫چرا انقدر پیروگی دوست دارم.

334
00:14:42,384 --> 00:14:46,388
‫خیلی‌خب!
‫صبح نیویورک سیتیـه.

335
00:14:46,388 --> 00:14:47,973
‫تاریخ؟

336
00:14:47,973 --> 00:14:50,350
‫یازده سپتامبر دو هزار و...

337
00:14:50,350 --> 00:14:53,520
‫- آخه چرا باید تاریخ بگی؟
‫- دو هزار! سال دو هزار!

338
00:14:53,520 --> 00:14:55,272
‫ها ها!
‫همه‌چی روبه‌راهه!

339
00:14:55,272 --> 00:14:57,983
‫دو... تاجر...

340
00:14:57,983 --> 00:15:00,026
‫سوار مترو شدن.

341
00:15:00,026 --> 00:15:02,320
‫وای، من عاشق تیوبم!
‫[ مترو به بریتانیایی ]

342
00:15:02,320 --> 00:15:04,906
‫و منم عاشق مترو سوار شدنم!

343
00:15:05,448 --> 00:15:07,659
‫یک سال دیگه همین موقع چیکاره‌ای؟

344
00:15:07,659 --> 00:15:09,869
‫- دردت چیه؟
‫- نمی‌دونم!

345
00:15:09,869 --> 00:15:11,037
‫خدای من، نمی‌تونم!

346
00:15:11,037 --> 00:15:13,999
‫من و جسی دیشب لهجه‌هامون رو عوض کردیم
‫تا با زن‌ها آشنا بشیم.

347
00:15:14,833 --> 00:15:18,128
‫اما انتظار نداشتیم کسی رو ببینیم
‫که اندازهٔ شما دو تا به دل‌مون بشینه.

348
00:15:19,546 --> 00:15:20,964
‫ازمون متنفر شدید؟

349
00:15:22,007 --> 00:15:24,134
‫نه. راستش،

350
00:15:24,134 --> 00:15:25,719
‫- داستانش جالبه.
‫- آره.

351
00:15:25,719 --> 00:15:28,179
‫وقتی آشنا شدیم،
‫ما وسطِ مسابقه جستجو

352
00:15:28,179 --> 00:15:30,181
‫برای مهمونی مجردی بودیم.

353
00:15:30,699 --> 00:15:32,617
‫مهمونی مجردی من.

354
00:15:32,642 --> 00:15:34,394
‫چی؟ نامزد داری؟

355
00:15:34,394 --> 00:15:37,939
‫مورد شماره ۱۷ لیست‌مون این بود
‫که یه مرد بریتانیایی پیدا کنم.

356
00:15:37,939 --> 00:15:40,483
‫راستش فکر نمی‌کردیم
‫دوباره شما رو ببینیم، ولی...

357
00:15:40,483 --> 00:15:43,111
‫خب، جولیا خیلی از چارلش خوشش اومد، پس...

358
00:15:43,111 --> 00:15:45,822
‫هنوز... از چارلی خوشت میاد؟

359
00:15:46,865 --> 00:15:47,866
‫بله.

360
00:15:50,201 --> 00:15:53,079
‫جولیا، فکر می‌کنم

361
00:15:53,079 --> 00:15:55,498
‫توی دستوراتِ پر جزییات
‫مخصوص ساقدوش واضح نوشته بودم

362
00:15:55,498 --> 00:15:57,751
‫که از یک ماه قبل
‫تا روز عروسیم

363
00:15:57,751 --> 00:15:59,711
‫جز من هیچ‌کسی حق داره بگه «بله»!

364
00:15:59,711 --> 00:16:01,421
‫خب آنجلینا، می‌دونی چیه؟

365
00:16:01,421 --> 00:16:03,131
‫فکر می‌کنم راستش این قضیه
‫به نفع همه باشه.

366
00:16:03,131 --> 00:16:05,133
‫به تو و آقای خوشبخت تبریک میگم.

367
00:16:11,139 --> 00:16:13,600
‫شما راویولی کدو حلوایی من نیستید.

368
00:16:14,893 --> 00:16:18,146
‫شما همون دو نفر نیستید
‫که کمدِ منو زیر و رو می‌کردید؟

369
00:16:18,146 --> 00:16:20,232
‫ما رو یادشه.

370
00:16:20,857 --> 00:16:24,402
‫آره! باید بگم کمد لباسیت
‫مثل رویا می‌مونه.

371
00:16:24,402 --> 00:16:28,156
‫می‌دونم. راستش طبق خوابم
‫که دربارهٔ کمد لباسی دیدم طراحیش کردم.

372
00:16:28,156 --> 00:16:29,950
‫اوه. اوه، صبر کن، صبر کن، صبر کن،
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن!

373
00:16:29,950 --> 00:16:32,285
‫یه چیزی رو یادم رفته.
‫حلقه‌مو.

374
00:16:32,869 --> 00:16:35,664
‫نه، ندیدمش.

375
00:16:35,664 --> 00:16:36,915
‫ممنون.
‫بوس‌بوس. خداحافظ.

376
00:16:36,915 --> 00:16:39,751
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن! تو...
‫تو دستت. حلقهٔ منه.

377
00:16:40,210 --> 00:16:42,921
‫نه عزیزدلم.
‫این حلقهٔ خودمه.

378
00:16:42,921 --> 00:16:46,466
‫و گفتم که،
‫ممنون. بوس‌بوس. خداحافظ.

379
00:16:50,512 --> 00:16:52,472
‫میسی موریتز حلقه‌تو دزدیده!

380
00:16:52,472 --> 00:16:55,183
‫صبر کن، نه اصلا خوب نیست.

381
00:16:55,183 --> 00:16:57,060
‫هیجان انگیزه، ولی بده!

382
00:16:57,060 --> 00:16:58,853
‫- چیکار کنیم؟
‫- آ...

383
00:16:58,853 --> 00:17:01,064
‫شایدد بتونیم با یه چیزی معامله کنیم.

384
00:17:01,064 --> 00:17:03,233
‫همه جواهراتم بدلیـه، ولی...

385
00:17:03,233 --> 00:17:05,443
‫این کش مو یه زمان...

386
00:17:05,443 --> 00:17:07,571
‫واسه مارشا گی‌هاردن بود.

387
00:17:08,863 --> 00:17:09,906
‫یه باشگاه

388
00:17:14,786 --> 00:17:17,581
‫بازی بسه.
‫باید یه

389
00:17:17,581 --> 00:17:20,959
‫سوفی، می‌دونی چقدر بدم میاد
‫وقتی مثل لیام نیسون حرف می‌زنی.

390
00:17:21,710 --> 00:17:24,504
‫می‌خوام برم تو دلِ
‫سلطان هات‌داگ لهستانی

391
00:17:24,504 --> 00:17:26,006
‫و بهش بگم
‫دست از سر بابام برداره.

392
00:17:26,673 --> 00:17:28,216
‫به‌نظر خیلی خطرناک میاد.

393
00:17:29,342 --> 00:17:31,011
‫خوشبختانه،

394
00:17:31,011 --> 00:17:32,804
‫من مهارت خیلی خاصی دارم.

395
00:17:32,804 --> 00:17:33,972
‫نه، نداری!

396
00:17:33,972 --> 00:17:36,182
‫تو کم‌تر از حالت عادی مهارت داری!
‫سوف.

397
00:17:36,182 --> 00:17:38,643
‫هی!
‫منم باهات میام!

398
00:17:38,643 --> 00:17:40,186
‫انگار می‌خوای
‫منو به کشتن بدی.

399
00:17:44,399 --> 00:17:46,693
‫اونجا.
‫غذای حلالِ چوبی.

400
00:17:46,693 --> 00:17:47,611
‫هه!

401
00:17:47,611 --> 00:17:50,030
‫و به خودش میگه سلطان هات‌داگ؟

402
00:17:50,030 --> 00:17:53,074
‫خب، صبر کن تا طعم خشم سوفی رو بچشه.

403
00:17:53,074 --> 00:17:55,410
‫هیو! جیو!

404
00:17:59,497 --> 00:18:01,541
‫تو رو خدا به بابام کاری نداشته باش.

405
00:18:03,585 --> 00:18:05,670
‫ببخشید.

406
00:18:05,670 --> 00:18:08,173
‫نمی‌دونم این حرف‌ها از کجام میاد!

407
00:18:08,173 --> 00:18:10,675
‫از صورتت میاد.
‫خودتو جمع کن.

408
00:18:10,675 --> 00:18:12,302
‫خانم. خانم.

409
00:18:12,302 --> 00:18:13,637
‫گریه نکن.

410
00:18:13,637 --> 00:18:16,056
‫خانم، گریه نکن.
‫من جیو کوالسکی نیستم.

411
00:18:16,056 --> 00:18:17,057
‫چی؟

412
00:18:17,057 --> 00:18:20,727
‫به عموم لطف کردم
‫و الکی گفتم جیو کوالسکی هستم.

413
00:18:22,103 --> 00:18:23,605
‫اسم من جیکـه.

414
00:18:25,190 --> 00:18:27,567
‫من پسر عموتم.

415
00:18:29,459 --> 00:18:31,169
‫من پسر عمو دارم...

416
00:18:42,499 --> 00:18:46,002
‫شما راویولی کدو حلوایی من
‫که باز سفارش دادم نیستید.

417
00:18:46,002 --> 00:18:48,838
‫نوچ.
‫خواستم اینو نشنونـت بدم.

418
00:18:49,839 --> 00:18:53,260
‫عکس کمد محشر من
‫با یه ژست زشت؟

419
00:18:53,260 --> 00:18:55,095
‫نه.

420
00:18:55,095 --> 00:18:58,098
‫این.
‫یه قوطی رنگ قرمز.

421
00:18:58,098 --> 00:18:59,808
‫قرمز مخصوص مارکِ لوبوتن .

422
00:19:00,433 --> 00:19:03,478
‫حالا سوال اینجاست، چرا یه نفر
‫باید توی کمدش رنگ داشته باشه؟

423
00:19:04,437 --> 00:19:05,814
‫نمی‌فهمم می‌خوای چی بگی.

424
00:19:05,814 --> 00:19:09,776
‫برای این‌که ته کفش‌های
‫پاشنه بلند بُنجل‌شو رنگ کنه، آره.

425
00:19:09,776 --> 00:19:13,613
‫کفش ته قرمز نمی‌خری.
‫ته قرمز درست می‌کنی.

426
00:19:15,323 --> 00:19:18,034
‫تو عمرم این رنگو ندیدم.

427
00:19:18,034 --> 00:19:20,912
‫اوه، سایت‌های زرد و شایعه پراکن
‫عاشق این خبر میشن.

428
00:19:20,912 --> 00:19:23,665
‫«میسی موریتز خسیس
‫کفش‌های فیکش را خودش درست می‌کند!»

429
00:19:23,665 --> 00:19:25,709
‫نه! اینطوری که فکر می‌کنید نیست، خب؟

430
00:19:25,709 --> 00:19:28,295
‫دلم نمی‌خواد لوبوتنِ فیک درست کنم.
‫مجبورم.

431
00:19:28,295 --> 00:19:29,963
‫چون سایز ۴۸ درست نمی‌کنن!

432
00:19:29,963 --> 00:19:31,423
‫اوه! پات ۴۸ئه؟

433
00:19:31,423 --> 00:19:33,425
‫هیس! آره! خب؟

434
00:19:33,425 --> 00:19:35,218
‫برای همین همیشه
‫کلاه‌های معرکه می‌پوشم.

435
00:19:35,218 --> 00:19:37,596
‫تا حواس‌ها به بالا پرت بشه!

436
00:19:39,764 --> 00:19:41,433
‫نظرت چیه معامله کنیم؟

437
00:19:41,433 --> 00:19:43,852
‫سکوت‌مون
‫در برابر پس گرفتن حلقه.

438
00:19:45,437 --> 00:19:46,855
‫و عکس رو حذف می‌کنی؟

439
00:19:49,065 --> 00:19:50,108
‫باش.

440
00:19:51,735 --> 00:19:53,153
‫کار با شما باعث افتخاره، میسی.

441
00:19:53,153 --> 00:19:55,113
‫موافقم.

442
00:19:55,113 --> 00:19:58,158
‫می‌دونید، از زمان دعوا با پرستارم
‫انقدر کِیف نکرده بودم.

443
00:19:59,618 --> 00:20:02,162
‫دلم می‌خواد به هر کدوم‌تون یه کلاه بدم

444
00:20:02,162 --> 00:20:03,580
‫در ازای یه ظرف خون‌تون.

445
00:20:04,873 --> 00:20:07,250
‫نه، نه، برای چیز عجیبی نیست.
‫فقط می‌دونید،

446
00:20:07,250 --> 00:20:09,252
‫تا جوون به‌نظر برسم.

447
00:20:09,252 --> 00:20:10,879
‫- فقط یه ظرف کوچیک.
‫- وال؟

448
00:20:10,879 --> 00:20:12,589
‫انقدر الکی خون‌تو حروم نکن.

449
00:20:15,175 --> 00:20:16,843
‫اینجایی.
‫کجا بودی؟

450
00:20:17,552 --> 00:20:19,888
‫پیش پسر عموم.

451
00:20:21,097 --> 00:20:22,933
‫لعنت بهت، جیک.

452
00:20:22,933 --> 00:20:24,809
‫می‌دونستم باید
‫بازیگر واقعی استخدام می‌کردم.

453
00:20:24,809 --> 00:20:27,270
‫یه کلاس بداهه میره
‫و فکر می‌کنه مارلون براندوئه.

454
00:20:28,146 --> 00:20:29,689
‫خیلی‌خب، گوش کن.

455
00:20:30,565 --> 00:20:33,360
‫ببخشید.
‫نمی‌دونستم چطوری بهت بگم که...

456
00:20:33,360 --> 00:20:36,029
‫این آشپزی‌مون خیلی خوش گذشت،
‫اما...

457
00:20:36,029 --> 00:20:38,531
‫دلم نمی‌خواد مدام بیام شهر و برم.

458
00:20:38,531 --> 00:20:39,991
‫من از مغازه‌ام راضی‌ام.

459
00:20:42,285 --> 00:20:43,328
‫فهمیدم.

460
00:20:44,663 --> 00:20:47,749
‫فکر می‌کنم فقط
‫دنبال یه دلیل بودم تا دو تایی...

461
00:20:47,749 --> 00:20:51,545
‫نسبت به همدیگه آشنا بشیم
‫چون هیچ وجه اشتراکی نداریم.

462
00:20:51,545 --> 00:20:54,798
‫و اگه چیز خاصی نداشته باشیم،
‫اونوقت شاید رفته‌رفته

463
00:20:54,798 --> 00:20:56,341
‫از زندگی هم محو بشیم.

464
00:20:56,341 --> 00:20:57,842
‫سوفی.

465
00:20:59,302 --> 00:21:01,680
‫نیازی نیست چیز خاصی داشته باشیم
‫که توی زندگی همدیگه باشیم.

466
00:21:03,306 --> 00:21:05,725
‫گوش کن.
‫من تو جوونی طلاق گرفتم.

467
00:21:05,725 --> 00:21:08,353
‫زیاد سر قرار نمیرم
‫چون همیشه در مغازه‌ام.

468
00:21:08,353 --> 00:21:10,355
‫تو یه رابطهٔ شل‌کن‌سفت‌کن سمی

469
00:21:10,355 --> 00:21:12,774
‫با تامین کننده سوسیس مغازه بودم.
‫شارون دی‌مارکو رو می‌شناسی؟

470
00:21:13,525 --> 00:21:15,735
‫چرا بشناسی؟
‫یه زن عادیه دیگه.

471
00:21:16,278 --> 00:21:17,779
‫مسئله اینه...

472
00:21:18,405 --> 00:21:20,031
‫یه‌جورایی فکر می‌کردم
‫که برای من خیلی دیر شده

473
00:21:20,031 --> 00:21:23,410
‫وقتی پای «خانواده داشتن» وسط باشه.
‫ولی...

474
00:21:24,411 --> 00:21:27,914
‫تو زندگی‌مو متحول کردی، بچه‌جون.
‫عالیش کردی.

475
00:21:33,003 --> 00:21:36,590
‫چرا بهم نگفتی که نمی‌خوای
‫یه قرار آشپزی دیگه داشته باشیم؟

476
00:21:36,590 --> 00:21:37,841
‫اوه.

477
00:21:38,341 --> 00:21:39,885
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

478
00:21:39,885 --> 00:21:41,386
‫چی؟

479
00:21:42,053 --> 00:21:45,432
‫آخه کدوم آدمی
‫همچین دروغ برنامه‌ریزی شده‌ای رو میگه

480
00:21:45,432 --> 00:21:47,934
‫تا از صحبت جدی در بره...

481
00:21:51,146 --> 00:21:52,647
‫خدای من.

482
00:21:54,941 --> 00:21:56,902
‫اولین وجه اشتراکمون.

483
00:22:06,870 --> 00:22:09,205
‫آخریش.

484
00:22:09,205 --> 00:22:10,707
‫واست کنار گذاشته بودم.

485
00:22:11,374 --> 00:22:13,251
‫ممنون که اجازه دادی آشپزی کنم.

486
00:22:13,251 --> 00:22:15,170
‫ممنون که نکشتیم.

487
00:22:15,921 --> 00:22:18,465
‫- خواهش می‌کنم.
‫- همچنین.

488
00:22:19,925 --> 00:22:22,469
‫عزیزم.
‫میشه یه ثانیه حرف بزنیم؟

489
00:22:22,469 --> 00:22:23,511
‫باشه.

490
00:22:24,054 --> 00:22:27,390
‫برو که رفتیم.
‫خداحافظ، خوشگل خانم.

491
00:22:28,141 --> 00:22:31,811
‫وال. ببین، می‌دونم
‫این اواخر خیلی عجیب رفتار کردم،

492
00:22:31,811 --> 00:22:34,105
‫- ولی دلیل داره...
‫- می‌دونم.

493
00:22:34,105 --> 00:22:35,482
‫و ایرادی نداره.

494
00:22:35,482 --> 00:22:37,609
‫اگه به الی احساس داری...

495
00:22:38,068 --> 00:22:39,569
‫الی؟

496
00:22:39,569 --> 00:22:42,489
‫من به الی احساس ندارم.
‫اون مسئول مهمونیـه.

497
00:22:43,156 --> 00:22:46,409
‫واسه جشن نامزدی هفته دیگه‌مون!
‫سوپرایز!

498
00:22:48,745 --> 00:22:50,330
‫دارم ازدواج می‌کنم؟

499
00:22:50,330 --> 00:22:51,498
‫چی؟

500
00:22:51,498 --> 00:22:53,333
‫داریم ازدواج می‌کنیم...

501
00:22:53,333 --> 00:22:54,626
‫داریم ازدواج می‌کنیم!

502
00:22:54,993 --> 00:22:58,993
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

503
00:22:59,017 --> 00:23:08,017
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

