﻿1
00:00:01,869 --> 00:00:11,869
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:15,892 --> 00:00:18,395
‫خلاصه توفان مارسی داشت شدت می‌گرفت

4
00:00:18,395 --> 00:00:20,897
‫و برقِ کلِ شهر قطع شده بود!

5
00:00:21,314 --> 00:00:24,025
‫و شرط می‌بندم نمی‌تونی حدس بزنی
‫ما کجا رفتیم

6
00:00:24,025 --> 00:00:26,278
‫- رفتین پمبرتون
‫- وایسا ببینم

7
00:00:26,278 --> 00:00:27,988
‫این تیکه‌ش رو قبلاً برات تعریف کرده بودم؟

8
00:00:27,988 --> 00:00:30,782
‫نه آخه این تنها جایی بود که شماها می‌رفتین

9
00:00:32,241 --> 00:00:35,036
‫و روز اول سید گفت:

10
00:00:35,036 --> 00:00:37,289
‫«بگذار نـور بتابد»

11
00:00:37,289 --> 00:00:39,291
‫ایول! جواب داد!

12
00:00:39,291 --> 00:00:41,042
‫بعد اونوقت شماها می‌گفتین خیلی احمقم

13
00:00:41,042 --> 00:00:43,003
‫که توی فیس‌بوک مارکت‌پلیس ژنراتور خریدم

14
00:00:43,003 --> 00:00:46,339
‫حتی این کلاهِ باحالم روش فرستادن
‫[دربارۀ ژنراتورم ازم بپرس]

15
00:00:46,798 --> 00:00:48,675
‫«دربارۀ ژنراتورم ازم بپرس»

16
00:00:50,927 --> 00:00:53,972
‫خب الان وقت خوبیه که
‫دربارۀ ژنراتورت ازت بپرسیم؟

17
00:00:54,723 --> 00:00:56,808
‫میرم چندتا شمع روشن کنم

18
00:00:59,644 --> 00:01:01,021
‫الان داشتم با پارکر حرف می‌زدم

19
00:01:01,021 --> 00:01:02,939
‫به نظر نمیومد موادغذایی ذخیره کرده باشه

20
00:01:02,939 --> 00:01:04,190
‫ولی حداقل گربه‌ش رو داره

21
00:01:04,190 --> 00:01:06,484
‫قضاوتی نمی‌کنم‌ها! یعنی
‫اگه مسئلۀ مرگ و زندگی بود

22
00:01:06,484 --> 00:01:08,028
‫باید گربه‌ت رو بخوری!

23
00:01:08,737 --> 00:01:12,032
‫خیلی‌خب، منظورم این بود که تنها نیست
‫ولی مثل همیشه مفید بود، سوفی

24
00:01:14,743 --> 00:01:16,119
‫ببین چی کار می‌کنه

25
00:01:16,119 --> 00:01:19,122
‫خیلی‌خب حالا من گفتم دوست‌دخترش ساقیه

26
00:01:19,122 --> 00:01:21,499
‫یه اشتباه سهوی بود. عذرخواهی هم کردم

27
00:01:21,499 --> 00:01:23,501
‫تازه چندین دقیقه هم ازش گذشته

28
00:01:24,461 --> 00:01:26,004
‫سوفی، می‌خوای خشن باشه یا ملایم؟

29
00:01:26,004 --> 00:01:28,048
‫خشن یا ملایم دیگه یعنی چی؟

30
00:01:28,048 --> 00:01:30,675
‫یه چیزی بین من و وال بود

31
00:01:30,675 --> 00:01:34,512
‫یه وقتایی مکالمۀ خشن و جدی
‫و گفتنِ حقایقِ تلخ نیاز بود

32
00:01:34,512 --> 00:01:36,848
‫و یه وقتایی یه چیزِ ملایم

33
00:01:36,848 --> 00:01:38,850
‫حمایت کاملاً بی قید و شرط

34
00:01:38,850 --> 00:01:40,435
‫ ♪ اسنک، اسنک، اسنک می‌خورم  ♪

35
00:01:40,435 --> 00:01:42,020
‫♪ هر روز اسنک می‌خورم ♪

36
00:01:42,020 --> 00:01:45,315
‫♪ هیچ‌وقت نمی‌بینی وقت رو
‫هدر بدم، عوضیِ یاغی ♪

37
00:01:46,316 --> 00:01:49,194
‫یعنی عملاً می‌تونم یه رپرِ حرفه‌ای بشم، نه؟

38
00:01:50,445 --> 00:01:51,488
‫می‌خوای خشن باشه یا ملایم؟

39
00:01:52,155 --> 00:01:53,198
‫ملایم

40
00:01:54,032 --> 00:01:56,326
‫«اسنک، اسنک، اسنک می‌خورم» می‌ترکونه!

41
00:01:56,326 --> 00:01:59,037
‫ایول!

42
00:01:59,037 --> 00:02:00,664
‫ولی آم...

43
00:02:00,664 --> 00:02:02,207
‫درواقع اسمش «بازتاب‌ها»ست

44
00:02:03,124 --> 00:02:04,584
‫شرمنده

45
00:02:05,168 --> 00:02:06,211
‫ملایم

46
00:02:06,753 --> 00:02:08,171
‫جسی دیگه داره شلوغش می‌کنه

47
00:02:08,171 --> 00:02:10,048
‫حالا تو دوست‌دخترش رو به
‫یه جرم فدرال متهم کردی

48
00:02:10,048 --> 00:02:12,842
‫ملت هر روز این کار رو می‌کنن.
‫بی‌خیال دیگه، رفیق

49
00:02:12,842 --> 00:02:15,887
‫خیلی خوشحالم که تو هم موافقی.
‫مشروب‌لازمم

50
00:02:15,887 --> 00:02:16,930
‫مشروب می‌خواستی؟

51
00:02:18,932 --> 00:02:20,225
‫چی؟

52
00:02:20,225 --> 00:02:22,894
‫این مارگاریتای مخصوصِ خودمه.
‫نوشیدنی‌ای که باید از مزه‌مزه کردنش لذت ببری

53
00:02:22,894 --> 00:02:25,146
‫همین که یه قلپ بخوری متوجۀ طعمِ...

54
00:02:25,146 --> 00:02:27,274
‫- میشه یکی دیگه برام درست کنی؟
‫- چرا که نه!

55
00:02:32,320 --> 00:02:34,614
‫همۀ توفان‌ها می‌گذرن. همۀ توفان‌ها می‌گذرن

56
00:02:35,907 --> 00:02:37,617
‫آم، چارلی؟

57
00:02:38,660 --> 00:02:39,828
‫از توفان می‌ترسی؟

58
00:02:40,328 --> 00:02:42,330
‫چی؟ نـه بابا!

59
00:02:46,376 --> 00:02:47,836
‫خیلی‌خب، باشه. آره. ترسیدم

60
00:02:49,129 --> 00:02:51,631
‫وقتی بچه بودم هر وقت توفان می‌شد مادرم

61
00:02:52,841 --> 00:02:55,176
‫منو توی خونه با سگ‌ها تنها
‫می‌ذاشت و خودش می‌رفت

62
00:02:55,176 --> 00:02:57,846
‫با «دنچ»ها یا «میرِن»ها مست کنه

63
00:03:07,022 --> 00:03:09,441
‫اون کوچولوها از توفان متنفر بودن

64
00:03:09,441 --> 00:03:12,235
‫گمونم از یه جایی به بعد
‫ترس‌شون به منم سرایت کرد

65
00:03:12,986 --> 00:03:14,362
‫بامزه نیست؟

66
00:03:19,618 --> 00:03:25,206
‫چارلی، مطمئنی که آسیب روحیِ ناشی
‫از رها شدن نبود که به این وضع انداختت؟

67
00:03:25,206 --> 00:03:27,500
‫والنتینا، به حالِ خودم که رها نشده بودم

68
00:03:27,500 --> 00:03:29,586
‫من رو با چندتا از بهترین
‫حیواناتِ کشورهای مشترک المنافع

69
00:03:29,586 --> 00:03:32,672
‫و گوشتِ چرخ‌کردۀ کافی تنها
‫گذاشته بودن تا سالم و سرحال بمونیم

70
00:03:34,591 --> 00:03:35,634
‫وای خدای من

71
00:03:37,302 --> 00:03:40,096
‫چارلی، توفان لزوماً ترسناک نیست

72
00:03:40,096 --> 00:03:43,808
‫البته که ممکنه باعثِ مرگِ
‫چندنفری هم بشه ولی وقتی نشه...

73
00:03:43,808 --> 00:03:46,519
‫مثلِ یه دورهمی شبونۀ بزرگ میشه

74
00:03:46,519 --> 00:03:49,189
‫می‌تونی کل شب رو کنارِ دوست‌هات
‫بگذرونی و کارهای احمقانه بکنی

75
00:03:49,189 --> 00:03:50,690
‫مگه ما همیشه این کارها رو نمی‌کنیم؟

76
00:03:50,690 --> 00:03:53,652
‫الان شمع هم داریم. بی‌خیال دیگه.
‫فقط کنارِ من بمون

77
00:03:53,652 --> 00:03:55,128
‫بهت نشون میدم چطور توی
‫یه شب توفانی خوش بگذرونی

78
00:03:59,324 --> 00:04:01,910
‫وای خدایا! هانا؟!

79
00:04:01,910 --> 00:04:02,911
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

80
00:04:02,911 --> 00:04:06,122
‫تصمیم گرفتم زودتر بیام و غافلگیرت کنم

81
00:04:06,122 --> 00:04:08,959
‫قبل از اینکه تمام پروازها رو
‫کنسل کنن، با آخرین پرواز اومدم

82
00:04:08,959 --> 00:04:11,878
‫وقتی داشتم سوار می‌شدم
‫مأمور گیت زل زد توی چشم‌هام

83
00:04:11,878 --> 00:04:13,421
‫و گفت: «دختر، اگه من بودم، نمی‌رفتم»

84
00:04:13,421 --> 00:04:16,299
‫ولی تو اومدی! و حالا اینجایی!

85
00:04:16,299 --> 00:04:17,801
‫آره، اینجام

86
00:04:19,636 --> 00:04:21,846
‫تو روحش! الان من باید پیشِ پارکر باشم

87
00:04:21,846 --> 00:04:23,557
‫و ماچ و بوسه‌های توفانیِ خودم رو تجربه کنم

88
00:04:23,557 --> 00:04:25,350
‫نه که اینجا کنارِ شما احمقا گیر افتاده باشم

89
00:04:25,350 --> 00:04:28,144
‫می‌دونین چیه؟ گور باباش! میرم بهش سر بزنم

90
00:04:28,144 --> 00:04:30,939
‫وای خدای من!

91
00:04:30,939 --> 00:04:33,900
‫چرا تصمیم گرفتم برم به دوست‌دخترم سر بزنم؟

92
00:04:36,486 --> 00:04:38,947
‫می‌دونین... گفت حالش خوبه

93
00:04:38,947 --> 00:04:40,949
‫حرفِ زن‌ها رو باور نکنیم چه کنیم؟

94
00:04:45,620 --> 00:04:48,620
‫[هانا: ایلای، لطفاً دیگه بهم پیام نده.
‫فقط همون یه بار بود]

95
00:04:49,374 --> 00:04:51,251
‫میگما، میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

96
00:04:51,251 --> 00:04:52,961
‫می‌دونی، به عنوانِ برادرِ رئیس
‫از خواهرِ یکی از کارکنان؟

97
00:04:52,961 --> 00:04:54,379
‫اِ... حتماً

98
00:04:54,921 --> 00:04:56,256
‫سوفی امشب منو دعوت کرد

99
00:04:56,256 --> 00:04:58,174
‫پس یعنی دوباره از من خوشش اومده، مگه نه؟

100
00:04:58,174 --> 00:05:00,427
‫- قطعاً
‫- پس از فرصت استفاده کنم؟

101
00:05:00,427 --> 00:05:01,928
‫آره. برو تو کارش

102
00:05:03,555 --> 00:05:05,056
‫خیلی‌خب، پسرجون

103
00:05:05,932 --> 00:05:07,434
‫تو از پسش برمیای

104
00:05:12,105 --> 00:05:13,607
‫- اِ. سلام دختر
‫- یه سوال

105
00:05:14,149 --> 00:05:15,817
‫- ایلای کیه؟
‫- چی؟

106
00:05:16,359 --> 00:05:18,570
‫همین الان بهم پیام دادی

107
00:05:18,570 --> 00:05:22,157
‫«ایلای، لطفاً دیگه بهم پیام نده.
‫فقط همون یه بار بود»

108
00:05:23,950 --> 00:05:25,869
‫لعنت به این تصحیح خودکار!

109
00:05:25,869 --> 00:05:27,871
‫قرار بود بنویسم:

110
00:05:28,705 --> 00:05:32,167
‫«الن، لطفاً بهم پیام بده...

111
00:05:33,084 --> 00:05:35,086
‫که کِی بریم شراب بخوریم»

112
00:05:36,254 --> 00:05:39,257
‫با اینکه خیلی خوشحال میشم
‫همچین پیامی بهم بدی

113
00:05:39,257 --> 00:05:40,300
‫اما باورم نمیشه

114
00:05:41,343 --> 00:05:42,761
‫حالا بگو ببینم ایلای کیه؟

115
00:05:43,261 --> 00:05:45,263
‫یکی از همکارهام بود

116
00:05:46,389 --> 00:05:47,390
‫دیشب

117
00:05:47,390 --> 00:05:49,392
‫بعد از یه شیفت طولانی با بچه‌ها رفتیم بیرون

118
00:05:49,392 --> 00:05:51,895
‫و من زیادی مشروب خوردم و یه...

119
00:05:52,812 --> 00:05:54,731
‫- یه اشتباهی کردیم
‫- چه‌جور اشتباهی؟

120
00:05:54,731 --> 00:05:56,358
‫مسئله سر، شونه، زانو یا انگشت‌هاس پاست؟

121
00:05:56,900 --> 00:05:59,778
‫اصلاً نمی‌دونم منظورت چیه؟
‫ولی فقط همدیگه رو بوسیدیم

122
00:05:59,778 --> 00:06:02,322
‫خیلی‌خب، پس شد انگشت‌های پا. گرفتم

123
00:06:02,322 --> 00:06:03,698
‫حالا کی قراره به سید بگی؟

124
00:06:03,698 --> 00:06:05,116
‫نمی‌خواستم بگم

125
00:06:05,116 --> 00:06:06,952
‫چی؟ باید بگی!

126
00:06:06,952 --> 00:06:09,704
‫حقشه که بدونه. تازه منم که
‫همچین آدمِ رازداری نیستم

127
00:06:09,704 --> 00:06:11,706
‫و نمی‌خوام سیاسیش کنم

128
00:06:11,706 --> 00:06:13,333
‫ولی رازها، رازها جالب نیستن

129
00:06:13,333 --> 00:06:14,876
‫و راز نگه داشتن‌ به آدم‌ها آسیب می‌زنه

130
00:06:14,876 --> 00:06:17,379
‫الن، دست بردار. نباید بهش بگی

131
00:06:18,255 --> 00:06:20,097
‫نمی‌خوام زندگی مشترکم
‫رو خراب کنم! اونم نه وقتی که

132
00:06:20,121 --> 00:06:21,883
‫بالاخره دوتامون توی
‫یه شهر زندگی می‌کنیم

133
00:06:23,677 --> 00:06:26,346
‫باشه. من چیزی نمیگم

134
00:06:26,721 --> 00:06:28,431
‫مرسی

135
00:06:29,266 --> 00:06:30,767
‫ایش! بیا دست‌هات رو بشور!

136
00:06:30,767 --> 00:06:32,477
‫ناسلامتی دکتری‌ها!

137
00:06:38,441 --> 00:06:41,403
‫و اون موقع بود که لی‌لا صدا رو شنید

138
00:06:41,403 --> 00:06:43,905
‫باهام بازی کن! باهام بازی کن!

139
00:06:47,367 --> 00:06:49,828
‫و اون صدا دقیقاً از توی...

140
00:06:49,828 --> 00:06:51,913
‫- جعبۀ اسباب‌بازی میومد
‫- وای! بازم اون عروسکِ تسخیرشده‌ست

141
00:06:51,913 --> 00:06:52,956
‫مگه نه؟ مگه نه؟

142
00:06:54,624 --> 00:06:56,710
‫امیدوارم پارکر هنوزم اوضاعش خوب باشه

143
00:06:56,710 --> 00:06:59,178
‫مطمئنم همین‌طوره. مگه همین
‫۶۰ ثانیه پیش باهاش حرف نزدی؟

144
00:06:59,212 --> 00:07:00,147
‫می‌دونی چیه درو؟

145
00:07:00,213 --> 00:07:02,424
‫توی ۶۰ ثانیه ممکنه اتفاقات زیادی بیفته، خب؟

146
00:07:02,424 --> 00:07:05,427
‫می‌تونی یک شصتمِ ۶۰ دقیقه رو تماشا کنی

147
00:07:05,427 --> 00:07:07,721
‫می‌دونی؟ نیکلاس کیج تو این مدت
‫می‌تونه یه ماشین بدزده

148
00:07:07,721 --> 00:07:08,763
‫می‌تونی سکس کنی!

149
00:07:08,763 --> 00:07:12,100
‫توی ۶۰ ثانیه؟
‫عزیزم، این حرف رو جایی نزنی‌ها!

150
00:07:12,934 --> 00:07:15,437
‫می‌دونین چیه؟ گور بابای توفان! خب؟
‫این دفعه دیگه واقعاً میرم پیشش

151
00:07:15,437 --> 00:07:18,231
‫- تا واسه ۶۰ ثانیه بهش حال بدی؟
‫- آره، ضربدر یه میلیون، داداش

152
00:07:25,030 --> 00:07:28,116
‫شاید بهتر باشه یه دونه از
‫بیتموجی‌هام براش بفرستم؟

153
00:07:28,116 --> 00:07:30,827
‫می‌دونین، مثلاً همون شکلکم
‫که یه قلب گنده دستشه

154
00:07:34,414 --> 00:07:37,792
‫ببین آم... اون خشکشویی
‫اون طرفِ خیابون رو دیدی؟

155
00:07:37,792 --> 00:07:40,003
‫همون که مالِ یه زن و شوهره

156
00:07:40,003 --> 00:07:41,504
‫ادواردو و سینتیا رو میگی؟

157
00:07:41,504 --> 00:07:45,133
‫آره، عاشق‌شونم. با اینکه آدم معروفی نیستم
‫عکسم رو زدن روی دیوار مغازه‌شون

158
00:07:45,133 --> 00:07:48,386
‫عکسِ من و اشلی اولسن و بلومبرگ!

159
00:07:49,346 --> 00:07:51,348
‫دیوار عجیبیه

160
00:07:52,057 --> 00:07:54,309
‫چه جالب. بگذریم...

161
00:07:54,309 --> 00:07:57,062
‫دیروز لباس‌هام رو برده بودم خشکشویی

162
00:07:57,062 --> 00:07:59,564
‫که دیدم سینتیا داره یه یارویی رو می‌بوسه

163
00:07:59,564 --> 00:08:01,650
‫که ادواردو نبود

164
00:08:01,650 --> 00:08:03,109
‫- نه
‫- چرا

165
00:08:03,109 --> 00:08:04,611
‫- نه
‫- چرا

166
00:08:04,611 --> 00:08:06,988
‫الن، همین چندوقت پیش سی‌امین
‫سالگرد ازدواج‌شون رو گرفتن

167
00:08:06,988 --> 00:08:08,365
‫خودم رفتم مهمونی‌شون

168
00:08:09,115 --> 00:08:12,077
‫نمی‌دونستم اینقدر باهاشون صمیمی هستی. آم...

169
00:08:12,077 --> 00:08:14,329
‫خیلی‌خب، یارو کی بود؟

170
00:08:14,329 --> 00:08:16,915
‫همون جوونه که تو مغازه کار می‌کنه

171
00:08:17,582 --> 00:08:19,709
‫- آلفونسو؟ ایش!
‫- آره

172
00:08:19,709 --> 00:08:22,462
‫- اون که خواهرزاده‌شـه!
‫- نه، اون نه! خیلی‌خب. نه

173
00:08:22,462 --> 00:08:24,422
‫نه، چیزه...

174
00:08:24,422 --> 00:08:26,466
‫فکر کنم اون یارو بود که لباس‌ها رو آهار می‌زنه

175
00:08:26,466 --> 00:08:28,176
‫- هنک رو میگی؟
‫- خودشه

176
00:08:28,176 --> 00:08:29,928
‫دوست‌پسرش بفهمه نابود میشه!

177
00:08:31,346 --> 00:08:32,681
‫ببین...

178
00:08:32,681 --> 00:08:34,766
‫- من نمی‌دونم طرف کی بود
‫- آهان

179
00:08:34,766 --> 00:08:37,435
‫ولی چیزی که لازمه بدونم اینه که...

180
00:08:37,435 --> 00:08:39,145
‫اگه جای ادورادو بودی

181
00:08:39,145 --> 00:08:40,522
‫می‌خواستی بدونی زنت چی کار کرده

182
00:08:40,522 --> 00:08:42,566
‫یا زنت باید این رو با خودش به گور ببره؟

183
00:08:42,566 --> 00:08:45,402
‫خب درواقع سینتیا می‌خواد
‫جسدش سوزونده بشه

184
00:08:45,402 --> 00:08:48,071
‫و بعد خاکسترش رو توی پارکی
‫که با ادواردو آشنا شده، پخش کنن

185
00:08:48,071 --> 00:08:50,740
‫- همین رو بگو!
‫- آخی! وای خدایا! مهم نیست

186
00:08:50,740 --> 00:08:52,075
‫آم...

187
00:08:52,075 --> 00:08:54,077
‫فقط بهم بگو تو بودی چی کار می‌کردی

188
00:08:55,829 --> 00:08:57,122
‫دلم می‌خواست بدونم

189
00:08:57,664 --> 00:08:58,999
‫پس بهش بگم؟

190
00:08:58,999 --> 00:09:01,585
‫نه! باید از زبونِ زنش بشنوه

191
00:09:01,585 --> 00:09:03,753
‫و امیدوارم سینتیا کار درست رو بکنه
‫و بهش بگه

192
00:09:05,046 --> 00:09:06,256
‫باید بهش بگی

193
00:09:06,256 --> 00:09:08,466
‫همین امشب. وگرنه خودم میگم

194
00:09:10,510 --> 00:09:13,763
‫خب، انتظار نداشتم همچین
‫اتفاقی بیفته ولی خفن بود!

195
00:09:17,267 --> 00:09:18,643
‫من دور بعدی رو درست می‌کنم

196
00:09:18,643 --> 00:09:21,021
‫اینا لیست نوشیدنی‌هاییه که
‫بلدم درست کنم. خیلی‌خب...

197
00:09:21,646 --> 00:09:23,648
‫ودکا کرن بری، ودکا سودا

198
00:09:23,648 --> 00:09:25,859
‫و نوشیدنیِ موردعلاقۀ خودم

199
00:09:25,859 --> 00:09:27,569
‫ودکا ودکاست!

200
00:09:28,695 --> 00:09:30,363
‫و من ودکا کرن بری می‌خوام

201
00:09:30,363 --> 00:09:32,532
‫که شنگولت می‌کنه و واسه
‫دستگاه گوارشت هم خوبه

202
00:09:33,909 --> 00:09:35,660
‫می‌دونی، یه چیز جالب: پسرها
‫هم عفونت ادراری می‌گیرن

203
00:09:36,995 --> 00:09:41,124
‫الان دیگه می‌خوام همین‌جور چرت و پرت
‫بگم تا اون قضیۀ عفونت ادراری رو یادت بره

204
00:09:41,124 --> 00:09:43,793
‫خب، شمع، نوشیدنی

205
00:09:43,793 --> 00:09:44,878
‫ماشین زمان

206
00:09:47,923 --> 00:09:51,843
‫خیلی‌خب، تا ترس برم نداشته
‫همین الان بهت میگمش. سوف...

207
00:09:51,843 --> 00:09:54,554
‫حس می‌کنم ما هنوز به هم علاقه داریم

208
00:09:54,554 --> 00:09:56,223
‫و کاملاً مطمئنم تو هم همین حس رو داری

209
00:09:57,849 --> 00:09:59,351
‫- جدی؟
‫- آره

210
00:10:00,268 --> 00:10:02,103
‫آخه دیگه چه دلیلی داره
‫که یهویی بهم زنگ بزنی

211
00:10:02,103 --> 00:10:04,105
‫و دعوتم کنی مهمونی اسباب‌کشیِ جسی؟

212
00:10:04,105 --> 00:10:05,440
‫اوه...

213
00:10:05,440 --> 00:10:08,026
‫تازه شبِ تولدِ ملودی رو یادته

214
00:10:08,026 --> 00:10:10,362
‫که به جس کمک کردی با بقیۀ معلم‌ها آشتی کنه

215
00:10:10,362 --> 00:10:12,906
‫و یه لحظۀ خاص رو تجربه کردیم؟

216
00:10:14,783 --> 00:10:15,742
‫داری چی کار می‌کنی؟

217
00:10:16,243 --> 00:10:17,869
‫فکر کنم کلاهم رو گم کردم

218
00:10:17,869 --> 00:10:20,872
‫نـه! من عاشق اون کلاه بودم

219
00:10:22,040 --> 00:10:23,083
‫شب بخیر

220
00:10:26,503 --> 00:10:28,004
‫شب شما هم بخیر

221
00:10:30,840 --> 00:10:33,343
‫تو از کلاهم تعریف کردی چون...

222
00:10:34,094 --> 00:10:35,637
‫می‌خوای یه فرصتِ دیگه به درو بدی

223
00:10:38,056 --> 00:10:39,099
‫مگه نه؟

224
00:10:40,517 --> 00:10:42,519
‫- درو...
‫- وای، نمی‌خوای

225
00:10:44,104 --> 00:10:47,023
‫واقعاً شرمنده. من همین‌جوری
‫گفتم که کلاهت رو دوست دارم

226
00:10:47,023 --> 00:10:48,775
‫نه اینکه منظورِ خاصی داشته باشم

227
00:10:48,775 --> 00:10:50,694
‫تقصیرِ تو نیست

228
00:10:50,694 --> 00:10:53,738
‫وقتی ازم تعریف می‌کنن جوگیر میشم

229
00:10:53,738 --> 00:10:56,741
‫وقتی کلاس اول بودم باید
‫یه روز مدیر می‌شدم

230
00:10:56,741 --> 00:10:59,244
‫و معلمم گفت: «درو، این چیزها توی خونته!»

231
00:10:59,244 --> 00:11:01,746
‫و من کل زندگیم رو براساس اون حرف پیش بردم

232
00:11:03,290 --> 00:11:04,708
‫چیزه...

233
00:11:04,708 --> 00:11:08,003
‫من الان اصلاً توی وضعیتی نیستم که حتی بتونم

234
00:11:08,003 --> 00:11:09,921
‫به مردی فکر کنم

235
00:11:12,340 --> 00:11:14,509
‫- هنوزم جسی رو دوست داری؟
‫- خیلی

236
00:11:17,470 --> 00:11:18,722
‫وای پسر

237
00:11:19,681 --> 00:11:21,182
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

238
00:11:22,642 --> 00:11:24,936
‫اون شب، بعد از اینکه رفتی
‫من رفتم توی دفتر سید

239
00:11:24,936 --> 00:11:26,813
‫تا ببینم کلاهم توی جعبۀ اشیاء گمشده
‫هست یا نه

240
00:11:26,813 --> 00:11:29,107
‫و یه ترانه‌ای رو پیدا کردم

241
00:11:29,107 --> 00:11:31,276
‫که جسی برای تو روی یه رسیدِ قدیمی نوشته بود

242
00:11:31,276 --> 00:11:35,155
‫دست‌خطش رو از روی نامه‌ای که توی صندوقِ
‫انتقادات و پیشنهادات مدرسه انداخته بود، شناختم

243
00:11:35,155 --> 00:11:38,533
‫یارو واقعاً می‌خواست معلم‌ها رو
‫هم با سرویس مدرسه برسونن

244
00:11:40,744 --> 00:11:42,287
‫جسی یه ترانه دربارۀ من توشته بود؟

245
00:11:42,871 --> 00:11:44,289
‫آره

246
00:11:44,289 --> 00:11:47,167
‫و پیش خودم گفتم اگه این رو بفهمی

247
00:11:47,167 --> 00:11:48,752
‫من دیگه هیچ‌وقت شانسی ندارم

248
00:11:50,462 --> 00:11:52,964
‫واقعاً معذرت می‌خوام، سوفی

249
00:11:54,341 --> 00:11:57,052
‫می‌خواستم بندازمش دور

250
00:11:57,052 --> 00:11:58,553
‫ولی واقعاً ترانۀ قشنگیه

251
00:12:00,472 --> 00:12:03,808
‫بیا. حقته بدونی اون چه حسی بهت داره

252
00:12:04,851 --> 00:12:05,894
‫ممنون

253
00:12:06,645 --> 00:12:09,648
‫وای. چیزه... باشه. دیگه می‌رفتم خونه...

254
00:12:09,648 --> 00:12:11,024
‫می‌دونم. توفانه و...

255
00:12:11,024 --> 00:12:13,193
‫نه. مامانم یه مردی رو دعوت کرده خونه

256
00:12:26,248 --> 00:12:27,666
‫خیلی‌خب، چارلی

257
00:12:27,666 --> 00:12:29,251
‫بگو ببینم

258
00:12:29,251 --> 00:12:30,502
‫پرنده کوچولو...

259
00:12:31,503 --> 00:12:32,837
‫کیه؟

260
00:12:36,049 --> 00:12:38,802
‫الن پرنده کوچولوئه! نه، نیست

261
00:12:38,802 --> 00:12:40,387
‫نه، نه، سیده. سیده

262
00:12:40,387 --> 00:12:41,930
‫خیلی‌خب، این جوابِ آخرمـه

263
00:12:41,930 --> 00:12:44,391
‫صدایِ این بشر رو هرجا باشم، می‌شناسم

264
00:12:48,895 --> 00:12:51,189
‫من عاشقِ این بازی‌م! خیلی‌خب

265
00:12:51,189 --> 00:12:52,190
‫- هِی
‫- بله؟

266
00:12:52,190 --> 00:12:53,692
‫میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

267
00:12:53,692 --> 00:12:55,151
‫اِ، آره

268
00:12:56,653 --> 00:12:58,363
‫این دیگه چیه؟

269
00:12:58,822 --> 00:13:00,323
‫- این رو از کجا آوردی؟
‫- اونش مهم نیست

270
00:13:00,323 --> 00:13:01,700
‫تو یه ترانۀ عاشقانه دربارۀ من نوشتی

271
00:13:02,200 --> 00:13:04,703
‫اصلاً هم ترانۀ عاشقانه نیست و دربارۀ تو نیست

272
00:13:04,703 --> 00:13:08,206
‫اسمش هست: «ترانۀ عاشقانه (سوفـی)»

273
00:13:08,206 --> 00:13:09,666
‫یا همون «دوستت دارم، سوفی»

274
00:13:09,666 --> 00:13:12,210
‫خیلی‌خب، باشه. دربارۀ توئه

275
00:13:12,210 --> 00:13:14,337
‫بعد از اینکه رابطه‌مون از هم پاشید،

276
00:13:14,337 --> 00:13:17,299
‫فکر کنم یه مقدار...
‫ته احساس باقی مونده بود

277
00:13:19,225 --> 00:13:20,385
‫ته احساس

278
00:13:20,385 --> 00:13:23,305
‫مگه من سوپ دامپلینگ
‫که واسه روز مبادا نگه‌ش داشتی؟

279
00:13:23,305 --> 00:13:25,891
‫مسخره‌بازی درنیار.
‫نمیشه سوپ دامپلینگ رو نگه داشت. خراب میشن.

280
00:13:27,434 --> 00:13:28,643
‫خب، کی اهمیت میده؟

281
00:13:28,643 --> 00:13:30,812
‫چرا سر چیزی که چند ماه پیش نوشتم
‫سرم داد میزنی؟

282
00:13:30,812 --> 00:13:33,273
‫چون بزدلی!

283
00:13:34,232 --> 00:13:37,903
‫اگه این همه احساس نسبت به من داشتی،
‫باید به خودم می‌گفتی

284
00:13:37,903 --> 00:13:39,988
‫- نه روی رسید خرید بنویسی
‫- عجب بابا. چقدر تو دو رویی

285
00:13:39,988 --> 00:13:41,740
‫چی؟ اونوقت چطور؟

286
00:13:41,740 --> 00:13:44,868
‫چون تو هم نسبت به من احساس داشتی!
‫همین امسال هزاران بار حسش کردم!

287
00:13:44,868 --> 00:13:47,579
‫روز ولنتاین!
‫یا وقتی بهت رانندگی یاد دادم!

288
00:13:47,579 --> 00:13:49,414
‫یا همین امشب،
‫وقتی دوست‌دخترمو متهم کردی

289
00:13:49,414 --> 00:13:51,917
‫که ساقی مواده
‫و قصد داشتی رابطه‌م رو خراب کنی!

290
00:13:51,917 --> 00:13:53,835
‫خب که چی؟
‫اصلا آهنگ گوش دادی

291
00:13:53,835 --> 00:13:55,670
‫یا فیلم دیدی؟
‫ساقی‌های مواد خفنـن

292
00:13:55,670 --> 00:13:56,922
‫خدای من

293
00:13:59,216 --> 00:14:00,217
‫باشه

294
00:14:01,134 --> 00:14:04,429
‫شاید منم نسبت به تو
‫ته موندهٔ احساس داشتم،

295
00:14:04,429 --> 00:14:06,223
‫اما دلیل خوبی داشتم
‫که دم نزنم

296
00:14:06,223 --> 00:14:07,807
‫جدا؟ توضیح بده

297
00:14:07,807 --> 00:14:09,643
‫چیزی نگفتم

298
00:14:09,643 --> 00:14:12,103
‫چون آخرین باری که امتحان کردیم،
‫دودش تو چشمم رفت!

299
00:14:12,103 --> 00:14:13,230
‫دودش تو چشمت رفت؟

300
00:14:13,230 --> 00:14:16,733
‫بعد از یه دعوای کوچیک
‫یه ساعت نشد برگشتی پیش دوست دختر سابقت!

301
00:14:16,733 --> 00:14:17,817
‫دعوای کوچیک؟

302
00:14:17,817 --> 00:14:19,736
‫میشه آخر جمله‌هامو تکرار نکنی؟

303
00:14:22,447 --> 00:14:23,573
‫می‌دونی چیه؟

304
00:14:23,573 --> 00:14:25,075
‫از این بحث خسته شدم

305
00:14:25,075 --> 00:14:27,327
‫- نه، من از این بحث خسته شدم
‫- باز تکرار کردی!

306
00:14:28,995 --> 00:14:30,080
‫راستش، من خسته نشدم!

307
00:14:35,210 --> 00:14:38,213
‫وقتی گفتم دوستت دارم
‫از دستم عصبانی شدی

308
00:14:38,213 --> 00:14:40,882
‫می‌دونی این رفتارت چقدر درد داشت؟
‫من به اون رفتار نمیگم دعوای کوچیک

309
00:14:40,882 --> 00:14:42,342
‫باشه، دعوای ملایم

310
00:14:42,342 --> 00:14:44,344
‫نه، دعوای بزرگی بود!

311
00:14:44,946 --> 00:14:46,946
‫عه، پرنده!

312
00:14:47,681 --> 00:14:49,641
‫می‌خوای بدونی چرا عصبانی شدی، سوفی؟

313
00:14:49,641 --> 00:14:51,643
‫چون تو بزدلی.
‫نه من. تو

314
00:14:53,719 --> 00:14:56,805
‫ولی من فراموش کردم، خب؟
‫تو هم باید فراموش کنی

315
00:14:57,184 --> 00:14:59,728
‫الان میرم خونهٔ دوست‌دخترم،
‫حتی اگه به قیمت کشتنـم تموم بشه

316
00:15:05,657 --> 00:15:07,075
‫به نظرتون کشتش؟

317
00:15:17,669 --> 00:15:18,962
‫سوف، می‌خوای در موردش حرف بزنی؟

318
00:15:18,962 --> 00:15:20,589
‫نه!

319
00:15:20,589 --> 00:15:22,090
‫می‌خوای به خاطرش مشروب بخوری؟

320
00:15:30,640 --> 00:15:32,142
‫هی

321
00:15:32,684 --> 00:15:35,979
‫دیدنِ بحث و دعوای سوف و جسی...

322
00:15:35,979 --> 00:15:38,189
‫باید بگم ناجور بود...

323
00:15:38,189 --> 00:15:40,191
‫با دید واقع‌بینانه‌تر نگاه کردن، می‌دونی؟

324
00:15:40,191 --> 00:15:42,319
‫رابطهٔ ادواردو و سینتیا کم‌یابه،

325
00:15:42,319 --> 00:15:44,070
‫پس نظرم عوض شد

326
00:15:44,070 --> 00:15:45,655
‫نباید به شوهرش
‫در مورد بوسش بگه

327
00:15:46,364 --> 00:15:47,991
‫وای

328
00:15:47,991 --> 00:15:51,036
‫چه تغییر نظر زیبایی
‫روی این مسئله دادی

329
00:15:52,245 --> 00:15:53,914
‫سید، میشه حرف بزنیم؟

330
00:15:54,915 --> 00:15:57,709
‫نه، اول ما حرف بزنیم

331
00:15:57,709 --> 00:15:59,753
‫حرف؟
‫من عاشق حرف زدنمم

332
00:16:00,212 --> 00:16:02,172
‫صحبت زنونه.
‫ببین کی حرف می‌زنه

333
00:16:02,172 --> 00:16:03,506
‫♪ کله‌های سخنگو ♪

334
00:16:03,506 --> 00:16:04,925
‫♪ مردهٔ سخنگو ♪

335
00:16:04,925 --> 00:16:07,636
‫خیلی‌خب. اشتباه کردم.
‫نباید به سید بگی

336
00:16:07,636 --> 00:16:09,137
‫- چرا، باید بگم
‫- نه، نگو

337
00:16:09,137 --> 00:16:11,139
‫نمی‌تونم ازش قایم کنم

338
00:16:11,932 --> 00:16:14,351
‫ازت ممنونم، الن،
‫که این مسئله رو بهم فهموندی

339
00:16:14,351 --> 00:16:16,269
‫خواهش نمی‌کنم.
‫شنیدی چی گفتم؟

340
00:16:16,269 --> 00:16:17,938
‫خواهش نمی‌کنم!

341
00:16:22,317 --> 00:16:23,568
‫خیلی‌خب!

342
00:16:23,568 --> 00:16:26,696
‫برای دور بعد
‫«آروم باش، چارلی براون،»

343
00:16:26,696 --> 00:16:28,240
‫واست...

344
00:16:29,658 --> 00:16:31,534
‫مایونز و میدوری درست کردم

345
00:16:31,534 --> 00:16:33,912
‫- بچرخ، ملوان!
‫- مجبورم؟

346
00:16:33,912 --> 00:16:35,163
‫- بچرخ!
‫- اوه

347
00:16:36,665 --> 00:16:38,166
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

348
00:16:43,505 --> 00:16:45,298
‫اوه!

349
00:16:45,298 --> 00:16:47,801
‫- قراره نقش زمین بشی، مورالز
‫- باشه

350
00:16:51,263 --> 00:16:52,931
‫و ۲۵

351
00:16:53,807 --> 00:16:54,808
‫بیست و پنج چی؟

352
00:16:54,808 --> 00:16:57,227
‫بیست و پنج رعد و برق زد و نفهمیدی

353
00:16:58,562 --> 00:17:00,564
‫- واقعا؟
‫- واقعا

354
00:17:00,939 --> 00:17:02,440
‫بهت گفتم.
‫کنار من بمون

355
00:17:07,028 --> 00:17:08,738
‫وال، می‌خوام بدونی که...

356
00:17:09,823 --> 00:17:11,825
‫با وجود اینکه خواسته‌هامون تفاوت داره،

357
00:17:12,867 --> 00:17:15,370
‫اگه بتونم به شب آشنایی‌مون برگردم،

358
00:17:16,705 --> 00:17:18,957
‫بازم میام سمتت.
‫می‌دونی...

359
00:17:20,083 --> 00:17:22,294
‫از خانواده‌م و ثروت

360
00:17:22,294 --> 00:17:24,796
‫دور میشم.
‫از همه‌چیز.

361
00:17:26,339 --> 00:17:27,841
‫من و تو؟

362
00:17:28,758 --> 00:17:30,093
‫بازم انجامش میدم

363
00:17:32,262 --> 00:17:34,264
‫آره. منم

364
00:17:35,849 --> 00:17:39,185
‫ولی در عین حال دلم می‌خواد
‫یه راهی پیدا کنی که ثروتت رو حفظ کنی

365
00:17:39,728 --> 00:17:40,770
‫آره

366
00:17:46,067 --> 00:17:48,361
‫سید، باید حرفمو باور کنی

367
00:17:49,362 --> 00:17:53,033
‫یه بوس احمقانه و از روی مستی،
‫و یه باره بود. همین

368
00:17:58,246 --> 00:17:59,664
‫سید، لطفا یه چیزی بگو

369
00:18:03,668 --> 00:18:04,920
‫من...

370
00:18:07,797 --> 00:18:09,215
‫می‌بخشمت، هانا

371
00:18:11,897 --> 00:18:14,429
‫البته هنوز نه
‫چون ده دقیقه شده و الان...

372
00:18:14,429 --> 00:18:16,723
‫هنوز تو ذهنم داره
‫راه‌های بی‌شماری که پیش رفته رو متصور میشم

373
00:18:16,723 --> 00:18:18,516
‫بوس طولانی بود؟
‫بوس و بغل بود؟

374
00:18:18,516 --> 00:18:20,518
‫بوس گردن بود؟ بوس پر شور بود؟
‫بوس یهویی بود؟

375
00:18:20,518 --> 00:18:22,187
‫- اینجوری بود که...
‫- نگو، هانا!

376
00:18:22,187 --> 00:18:23,521
‫اصلا...

377
00:18:23,521 --> 00:18:25,023
‫هر چیزی که الان بگی

378
00:18:25,023 --> 00:18:26,524
‫جواب اشتباهه

379
00:18:30,987 --> 00:18:33,031
‫ولی درک می‌کنم

380
00:18:34,935 --> 00:18:36,896
‫خود منم با یه نفر سَر و سِر داشتم

381
00:18:38,078 --> 00:18:40,997
‫- سوفی؟
‫- نه. چرا همچین فکری کردی؟

382
00:18:40,997 --> 00:18:44,376
‫نه، توی پرواز که میومدم پیش تو
‫با یه زن آشنا شدم

383
00:18:45,043 --> 00:18:47,045
‫- اوه
‫- اسمش تیلور بود

384
00:18:49,172 --> 00:18:50,966
‫اتفاق خاصی نیفتاد.
‫فقط...

385
00:18:51,883 --> 00:18:53,510
‫مدام بهم پیام می‌دادیم

386
00:18:54,135 --> 00:18:57,097
‫حس کردم ممکنه اتفاقی بیفته،
‫پس... جلوشو گرفتم

387
00:19:00,850 --> 00:19:01,893
‫هانا،

388
00:19:02,561 --> 00:19:05,647
‫رابطهٔ از راه دور... بی‌رحمانه بود

389
00:19:07,315 --> 00:19:09,317
‫بالاخره با همدیگه هستیم.
‫بیا فقط...

390
00:19:09,943 --> 00:19:11,444
‫از نو شروع کنیم

391
00:19:12,571 --> 00:19:14,781
‫- باشه؟
‫- باشه

392
00:19:14,781 --> 00:19:16,366
‫- آره! خدای من...
‫- باشه؟

393
00:19:16,741 --> 00:19:17,867
‫خدای من، آره!

394
00:19:18,827 --> 00:19:21,079
‫ایلای تا ابد از زندگی من رفت

395
00:19:21,580 --> 00:19:24,291
‫واسه همین خیلی زود
‫از لس آنجلس اومدم بیرون

396
00:19:24,291 --> 00:19:27,502
‫از کیف‌های کوچیک بسته‌بندی استفاده نکردم.
‫فقط هر چی داشتمو ریختم تو چمدون

397
00:19:28,044 --> 00:19:32,007
‫و شماره و اکانت و ایمیل
‫و همه‌چیزِ ایلای رو بلاک کردم

398
00:19:32,507 --> 00:19:34,217
‫صبر کن،
‫از کیف‌های بسته‌بندیت استفاده نکردی؟

399
00:19:34,217 --> 00:19:35,468
‫ها؟

400
00:19:37,637 --> 00:19:40,140
‫هانا، اگه انقدر مطمئنی
‫ایلای یه چیز یه باره بود،

401
00:19:42,142 --> 00:19:43,894
‫از چی فرار می‌کردی؟

402
00:19:48,899 --> 00:19:51,109
‫خیلی‌خب!
‫خودخوری بسه. اومدم تو

403
00:19:52,986 --> 00:19:54,571
‫باورت میشه جسی  رفت بیرون؟

404
00:19:54,988 --> 00:19:56,948
‫چقدر پرروئه، درسته؟

405
00:19:58,408 --> 00:19:59,701
‫می‌خوای خشن باشه یا ملایم؟

406
00:19:59,701 --> 00:20:01,328
‫ملایم بگو، عزیزم!

407
00:20:02,037 --> 00:20:03,788
‫جسی خیلی...

408
00:20:04,873 --> 00:20:07,500
‫اون خیلی...

409
00:20:09,502 --> 00:20:11,296
‫نمی‌تونم این کار رو کنم

410
00:20:11,296 --> 00:20:12,923
‫حق با اونه.
‫تو بزدلی

411
00:20:13,924 --> 00:20:17,636
‫چند ماهه به اون علاقه داری
‫و هیچ کاری نکردی

412
00:20:17,636 --> 00:20:20,513
‫سوف، بعضی‌وقت‌ها زندگی اینطور نیست
‫که بگی مشروب می‌خوام و بعدش

413
00:20:20,513 --> 00:20:21,723
‫مشروب ظاهر بشه

414
00:20:21,723 --> 00:20:25,393
‫بعضی‌وقت‎ها، باید تن‌لشتو بلند کنی
‫و بری مشروب بخری

415
00:20:25,393 --> 00:20:26,895
‫- ولی...
‫- خفه‌شو! تو یکی رو دیدی

416
00:20:26,895 --> 00:20:28,438
‫که دیوونه‌ش شدی،

417
00:20:28,438 --> 00:20:31,233
‫و هیچ اختلاف نظر اساسی ندارید

418
00:20:31,233 --> 00:20:33,652
‫که رابطه و با هم بودن‌تون رو غیر ممکن کنه

419
00:20:33,652 --> 00:20:35,779
‫می‌دونی تو چقدر خوش‌شانسی؟

420
00:20:35,779 --> 00:20:38,573
‫خودم بهت میگم.
‫خیلی خیلی خوش‌شانسی،

421
00:20:38,573 --> 00:20:40,242
‫و داری بهش گند می‌زنی

422
00:20:40,242 --> 00:20:41,785
‫و منو عصبانی می‌کنه!

423
00:20:43,036 --> 00:20:44,037
‫وای

424
00:20:45,497 --> 00:20:46,790
‫خشن گفتی

425
00:20:48,833 --> 00:20:50,418
‫تعجب نداره
‫هیچ‌وقت نگفتم خشن

426
00:20:55,006 --> 00:20:56,132
‫- بگیر
‫- کجا میری؟

427
00:20:56,132 --> 00:20:58,134
‫میرم مشروب بگیرم، خب؟

428
00:20:58,927 --> 00:21:01,012
‫و شفاف بگم،

429
00:21:01,012 --> 00:21:02,305
‫مشروبم جسیـه

430
00:21:03,348 --> 00:21:06,268
‫فهمیدم ممکنه گیج‌کننده باشه
‫چون مشروب خوردن رو هم خیلی دوست دارم

431
00:21:06,268 --> 00:21:07,644
‫برو!

432
00:21:13,358 --> 00:21:14,359
‫خب...

433
00:21:18,196 --> 00:21:19,698
‫ هی...

434
00:21:22,200 --> 00:21:24,202
‫سلام...

435
00:21:24,202 --> 00:21:25,579
‫چند وقته اینجایی؟

436
00:21:25,579 --> 00:21:27,831
‫خیلی وقته.
‫اومده بودم اینجا غصه بخورم،

437
00:21:27,831 --> 00:21:30,125
‫اما بعدش سوفی اومد اینجا
‫تا غصه بخوره و منو ندید

438
00:21:30,125 --> 00:21:32,210
‫و خیلی صبر کردم
‫بهش بگم من اینجا هستم،

439
00:21:32,210 --> 00:21:34,588
‫و اوضاع عجیب شد،
‫برای همین تصمیم گرفتم صبر کنم

440
00:21:34,588 --> 00:21:35,881
‫ولی بعدش، تو شروع کردی به غصه خوردن

441
00:21:35,881 --> 00:21:37,716
‫و حس کردم این چرخه داره تکرار میشه،

442
00:21:37,716 --> 00:21:39,426
‫واسه همین اومدم بیرون و گفتم هی

443
00:21:39,968 --> 00:21:40,969
‫- هی
‫- هی

444
00:21:42,762 --> 00:21:45,265
‫اوه!

445
00:21:47,267 --> 00:21:48,977
‫بالاخره آماده بودم

446
00:21:48,977 --> 00:21:51,229
‫می‌خواستم قلبم رو بذارم کف دستم

447
00:21:51,229 --> 00:21:52,856
‫و به مشروبم برسم

448
00:21:55,191 --> 00:21:57,736
‫نه! لعنتی!

449
00:21:59,738 --> 00:22:01,323
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

450
00:22:02,240 --> 00:22:03,950
‫تا در آپارتمانِ پارکر رفتم،

451
00:22:03,950 --> 00:22:06,703
‫و وقتی در رو باز کرد،
‫فهمیدم که...

452
00:22:06,703 --> 00:22:09,539
‫فراموش نکردم.
‫و نمی‌خوام فراموش کنم

453
00:22:09,539 --> 00:22:11,333
‫واقعا؟

454
00:22:11,333 --> 00:22:12,500
‫واقعا

455
00:22:13,501 --> 00:22:15,003
‫منم فراموش نکردم

456
00:22:16,087 --> 00:22:17,797
‫حق با توئه.
‫من ترسیده بودم. من...

457
00:22:18,965 --> 00:22:21,885
‫راستش وحشت کرده بودم
‫که می‌خوای قلبمو بشکنی

458
00:22:21,885 --> 00:22:24,930
‫می‌دونم. می‌دونم،
‫اما نمی‌شکنم، باشه؟

459
00:22:24,930 --> 00:22:26,765
‫یعنی، یه نگاه به خودت بنداز!

460
00:22:26,765 --> 00:22:30,018
‫احتمال اینکه تو قلب منو بشکنی بیشتره،

461
00:22:30,018 --> 00:22:31,519
‫پس نشکن، باشه؟

462
00:22:31,519 --> 00:22:32,771
‫نمی‌شکنم

463
00:22:33,313 --> 00:22:34,439
‫منم نمی‌شکنم

464
00:22:34,856 --> 00:22:37,150
‫هیچ‌کدوم نمی‌دونستیم

465
00:22:37,150 --> 00:22:38,944
‫داریم حقیقت رو میگیم یا نه

466
00:22:40,320 --> 00:22:42,781
‫ولی ویژگی عاشق شدن همینـه

467
00:22:42,781 --> 00:22:46,034
‫تو یه زمان مشخص،
‫باید شک و تردید رو کنار بذاری

468
00:22:46,034 --> 00:22:48,036
‫و بری تو دلش

469
00:22:49,162 --> 00:22:50,747
‫وگرنه،

470
00:22:50,747 --> 00:22:53,833
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫یه بوس کاملا عالی

471
00:22:53,833 --> 00:22:55,456
‫توی خیابون نیویورک

472
00:22:55,919 --> 00:22:57,879
‫وسط توفان داشته باشی

473
00:22:58,380 --> 00:22:59,422
‫دوستت دارم

474
00:23:00,298 --> 00:23:02,551
‫منم دوستت دارم!

475
00:23:16,856 --> 00:23:18,233
‫کُلی آب رفت تو دهنم

476
00:23:18,233 --> 00:23:20,819
‫آره، امن نیست.
‫بریم داخل باز همدیگه رو ببوسیم

477
00:23:21,070 --> 00:23:23,072
‫فکر کردم گفتی عالی بود

478
00:23:23,947 --> 00:23:25,448
‫عالی بود

479
00:23:27,907 --> 00:23:29,950
‫چرا شما دو تا انقدر خوشحالید؟

480
00:23:33,331 --> 00:23:35,333
‫چرا انقدر ناراحتی؟

481
00:23:48,972 --> 00:23:51,683
‫صبر کن. جرئته؟

482
00:23:51,683 --> 00:23:53,310
‫اگه هست ایرادی نداره!
‫هنوز هر کاری بخوای انجام میدم

483
00:23:53,310 --> 00:23:54,477
‫- خفه شو، درو
‫- باشه

484
00:23:58,565 --> 00:24:00,483
‫صبر کن،
‫نمی‌دونستم چیزی بین اون‌هاست

485
00:24:00,483 --> 00:24:02,736
‫آره.
‫فاجعه تمام عیار بود

486
00:24:02,736 --> 00:24:04,487
‫اما اگه اون‌ها نمی‌رفتن با هم،

487
00:24:04,487 --> 00:24:06,114
‫فکر نمی‌کنم چارلی و وال

488
00:24:06,114 --> 00:24:08,241
‫هیچ‌وقت الکس به زندگی‌شون میومد

489
00:24:08,241 --> 00:24:10,368
‫هی، چرا تو سوتینت بود؟

490
00:24:10,368 --> 00:24:12,203
‫واسه تاثیر هیجانی

491
00:24:12,203 --> 00:24:14,706
‫عه! پیتزام هم رسید!

492
00:24:14,846 --> 00:24:18,272
‫« پــایــان فــصــل دوم »

494
00:24:19,454 --> 00:24:39,454
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

