﻿1
00:00:26,026 --> 00:00:28,854
‫چند تا مجموعه فولکلور مطالعه کردی،

2
00:00:29,029 --> 00:00:31,770
‫و الان داری میری اون ور اقیانوس

3
00:00:31,944 --> 00:00:34,208
‫و می‌خوای مجموعه‌ای از هیولاها رو شکست بدی.

4
00:00:34,214 --> 00:00:35,474
‫آنچه در «مصاحبه با خون‌آشام» گذشت...

5
00:00:36,253 --> 00:00:37,994
‫دقیقاً چهار تا خون‌آشام تو زندگیم می‌شناسم،

6
00:00:38,168 --> 00:00:39,865
‫که یکی از یکی بدترین بودین.

7
00:00:40,040 --> 00:00:42,607
‫فقط دنبال یه خون‌آشام می‌گردم
‫که حرومزاده نباشه.

8
00:00:42,781 --> 00:00:44,827
‫والدینم اسمم رو بروس گذاشتن.

9
00:00:45,001 --> 00:00:46,805
‫حدوداً 20 تا از ماها رو
‫به مکانی به اسم «کوپنهاگ» فرستاده بودن.

10
00:00:46,829 --> 00:00:48,389
‫دوباره شروع به خوندن از روی کتاب‌هات نکن.

11
00:00:48,526 --> 00:00:50,330
‫- کتاب‌هات مزخرفن.
‫- یه خون‌آشام این جا زندگی می‌کرد.

12
00:00:50,354 --> 00:00:51,354
‫یه صلیب دیگه.

13
00:00:53,618 --> 00:00:54,402
‫لوئی!

14
00:00:54,576 --> 00:00:55,925
‫یه خون‌آشام زن.

15
00:00:56,982 --> 00:00:57,782
با ما میای؟

16
00:00:57,927 --> 00:00:59,367
‫پسری که...

17
00:00:59,494 --> 00:01:01,322
‫توی سن‌فرانسیسکو دیدمش...
‫هنوز یه جایی اون توـه.

18
00:01:01,496 --> 00:01:02,496
‫می‌تونیم کاری کنیم که درجا

19
00:01:02,627 --> 00:01:03,933
‫ادامش رو تعریف کنه.

20
00:01:04,107 --> 00:01:06,066
‫کسایی دیگه مثل خودمون رو پیدا می‌کنیم.

21
00:01:08,111 --> 00:01:10,070
‫نمیشه فقط ما خون‌آشام‌های خوبی باشیم.

22
00:01:24,011 --> 00:01:36,111
‫[مصاحبه با خون‌آشام - بخش دو]

23
00:01:38,025 --> 00:01:43,025
قسمت نهم
«‫می‌دونی مرگ عاشقت بشه یعنی چی؟ »

24
00:01:44,124 --> 00:01:49,124
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

25
00:01:49,131 --> 00:01:54,131
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

26
00:01:59,119 --> 00:02:02,644
‫پاریس... به زبون آوردنش سخته.

27
00:02:03,340 --> 00:02:05,386
‫الان معنی پاریس خیلی با چیزی

28
00:02:05,560 --> 00:02:07,344
‫که فکر می‌کردم، فرق داشت.

29
00:02:07,518 --> 00:02:09,607
‫- اجازه هست امتحان کنم؟
‫- البته. خواهش می‌کنم.

30
00:02:09,781 --> 00:02:12,567
‫پاریس لحظه بیدار شدن لوئیه.

31
00:02:12,741 --> 00:02:14,438
‫پاریس یه عطشه.

32
00:02:14,612 --> 00:02:17,137
‫اون روزها، پاریس خیلی چیزها بود.

33
00:02:17,311 --> 00:02:20,836
‫حتی الان هم که بهش فکر می‌کنم،
‫بعضی از اتفاق‌های خاص رو کنار بذاریم،

34
00:02:21,010 --> 00:02:24,318
‫بهش که فکر می‌کنم یه حسی نزدیک
‫به شادی و خوش‌حالی دارم.

35
00:02:25,232 --> 00:02:28,626
‫- اسم به تنهایی... پاریس.
‫- پاریس چرت و پرته.

36
00:02:28,800 --> 00:02:30,846
‫اما توی پاریس بود
‫که تو از آلیس درخواست ازدواج کردی.

37
00:02:31,020 --> 00:02:33,675
‫و توی جزیره استتن هم طلاقم داد.
‫واقعاً پاریس مزخرفه.

38
00:02:33,849 --> 00:02:35,649
‫پاریس دنیایی مخصوص خودشه...

39
00:02:35,764 --> 00:02:38,158
‫ماکارون هم مزخرف
‫و کافه فرهنگ هم حوصله‌سربره.

40
00:02:38,332 --> 00:02:41,161
‫اون زمان، هنوز جای زخم نازی‌ها،
‫در پاریس دیده میشد.

41
00:02:42,118 --> 00:02:45,295
‫به سرعت من و کلادیا،
‫اون هم داشت درمان میشد.

42
00:02:45,469 --> 00:02:48,951
‫برای رسیدن به چیزی توی این شهر،
‫باید دو برابر جیب‌ها رو خالی کنی.

43
00:02:49,125 --> 00:02:50,965
‫«اعتماد موقعی ارزشمنده

44
00:02:50,996 --> 00:02:53,434
‫که زمان زیادی برای پیدا کردنش صرف بشه.»

45
00:02:54,217 --> 00:02:57,525
‫- چی؟
‫- اعتمادی با ارزش‌ است

46
00:02:57,699 --> 00:03:00,180
‫که سال‌ها برای رسیدن به آن،
‫زمان گذاشته شود.

47
00:03:00,354 --> 00:03:02,138
‫معنی حرفی که زدی اینه:
‫«ارزش حقیقت چند برابر میشه،

48
00:03:02,312 --> 00:03:03,835
‫اگه چندین سال برای پیداکردنش، زمان بذاری.»

49
00:03:04,009 --> 00:03:05,533
‫یکم زبون مادریم خاک گرفته.

50
00:03:05,707 --> 00:03:08,797
‫کلی هم خاک گرفته.
‫و من هم دنبال فرنس و الماسم.

51
00:03:08,971 --> 00:03:12,017
‫- حقیقت پول اجاره خونه رو نمیده.
‫- بدون نمک، بدون کره.

52
00:03:12,192 --> 00:03:14,542
‫بدون نوزاد، خبری هم از شیر تازه نیست.

53
00:03:14,716 --> 00:03:18,807
‫و اینجا رو بخون:
‫«به خاطر رکورد جدید شکستگی استخوان

54
00:03:18,981 --> 00:03:22,332
‫که به سبب کلسیم‌زدایی و سوءتغذیه بوده،

55
00:03:22,506 --> 00:03:24,726
‫پاریس گوشت اضافه کم آورده.»
‫می‌خوای فرنس تو جیبت باشه؟

56
00:03:24,900 --> 00:03:26,554
‫این آدم‌ها پولی ندارن.

57
00:03:26,728 --> 00:03:28,991
‫شاید شهر اشتباهی رو انتخاب کردیم.

58
00:03:29,165 --> 00:03:33,865
‫امشب یه زن دیدم
‫که با لباس پنج ساله،

59
00:03:34,039 --> 00:03:35,998
‫داشت رژ جدیدش رو به لبش میزد.

60
00:03:36,172 --> 00:03:38,130
‫و خب این یعنی چی؟

61
00:03:38,305 --> 00:03:42,483
‫یعنی پاریس داره بر می‌گرده.
‫یکم بهش زمان بده، همین.

62
00:03:43,440 --> 00:03:45,616
‫چی باعث شد فکر کنی که پاریس یه زنه.

63
00:03:46,356 --> 00:03:49,359
‫- وای، می‌دونم گشنته.
‫- بهم بگو یه زن چیه؟

64
00:03:49,533 --> 00:03:51,405
‫بهت میگم که یه زن چیه.

65
00:03:55,278 --> 00:03:58,586
‫کجا می‌خوا شکار کنی؟
‫بورس تاریک به نظر میرسه.

66
00:03:59,804 --> 00:04:03,068
‫همیشه مسیر خاموشی رو پیش می‌گرفتی.
‫با خاموشی خیلی راحته.

67
00:04:03,243 --> 00:04:08,248
‫هوم. پس یه وعده غذایی می‌خوای
‫که سخت به دست بیاد، فرنس و الماس می‌خوای،

68
00:04:08,422 --> 00:04:11,599
‫و لابد بعدش هم می‌خوای بهشت باز بشه
‫و از آسمون برات شال با خز راسو بباره، مگه نه؟

69
00:04:11,773 --> 00:04:12,991
‫این هم شروع خوبیه.

70
00:04:13,165 --> 00:04:14,689
‫اختصاصیه و میشه خون‌آشام‌های مسافر

71
00:04:14,863 --> 00:04:16,995
‫که می‌خوان توسط یه محفل شناخته بشن،

72
00:04:17,169 --> 00:04:19,171
‫- اینجا تمرین کنن.
‫- فهمیدم.

73
00:04:19,346 --> 00:04:20,651
‫اون یادداشت رو نگرفتیم.

74
00:04:22,436 --> 00:04:24,525
پاریس د گال بی‌هوشم کرده بود.

75
00:04:24,699 --> 00:04:28,311
‫اه! امسال این دروغ مصلحتی 77 ساله میشه.

76
00:04:28,485 --> 00:04:30,525
تا مجبورش نکردی پس بگیرتش،
‫حق نداری دوبی رو ترک کنی.

77
00:04:30,661 --> 00:04:32,359
‫آها.

78
00:04:32,533 --> 00:04:35,013
‫اگه دیدین من و کلادیا
‫هی پشت رو نگاه می‌کنیم،

79
00:04:35,187 --> 00:04:37,799
‫به خاطر اینه که تعجب کردیم
‫که پوستمون مثل آمریکا،

80
00:04:37,973 --> 00:04:39,670
‫توجهی به خودش جلب نمی‌کنه.

81
00:04:39,844 --> 00:04:41,585
‫درسته، چون نژادپرستی

82
00:04:41,759 --> 00:04:43,370
‫در اواسط قرن 20 در فرانسه، رواج نداشت.

83
00:04:43,544 --> 00:04:44,956
‫- اوه، من همچین حرفی نزدم.
‫- همچین چیزی نگفت.

84
00:04:44,980 --> 00:04:46,590
‫فکر کنم دوست خون‌آشام الجزایریتون

85
00:04:46,764 --> 00:04:49,898
‫- با این مخالفن کنه.
‫- ولی من الجزایری نبودم.

86
00:04:50,072 --> 00:04:52,379
‫من یه آمریکایی بودم
‫و اگه حدسی قرار بود زده بشه،

87
00:04:52,553 --> 00:04:56,252
‫گفته میشد که برای ترومپت زدن
‫یا آواز خوندن برای غذا، به اینجا اومدم.

88
00:04:56,426 --> 00:04:59,647
‫اون روزها به این چیزها اهمیتی داده نمیشد.

89
00:04:59,821 --> 00:05:03,128
‫از این که می‌دونستم
‫که کسی نمی‌خواد دارم بزنه،

90
00:05:03,303 --> 00:05:05,522
‫یا مستقیم من رو بفرسته
‫به ته ته پیشخوان کافه، شاکر بودم.

91
00:05:05,696 --> 00:05:07,611
‫کل حرفش این بود آقای مولوی.

92
00:05:08,395 --> 00:05:10,440
‫شما دو تا قراره توی تمام جلسه،

93
00:05:10,614 --> 00:05:11,789
‫جملات همدیگه رو کامل کنین؟

94
00:05:11,963 --> 00:05:14,749
‫به مدت 77 ساله
‫که ما با همیم دنیل.

95
00:05:15,445 --> 00:05:17,578
‫چهل و هفت سال بیشتر
‫از مقدار زمانی که با لستت بود.

96
00:05:18,448 --> 00:05:21,495
‫بهتر نیست که ادامه ندیم
‫و بذاریم حساب و کتاب انجام بشه؟

97
00:05:22,278 --> 00:05:23,975
به قانع کردن ادامه بدین.

98
00:05:26,064 --> 00:05:27,762
خودمون رو توی آپارتمانی ناپیدا

99
00:05:27,936 --> 00:05:29,938
در له نِویم مخفی کردیم،

100
00:05:30,112 --> 00:05:32,244
‫خودمون رو جای آمریکایی‌های پولداری جا زدیم

101
00:05:32,419 --> 00:05:34,638
‫که داریم به خاطر باگت بازار سیاه،
‫کلی خرج می‌کنیم.

102
00:05:34,812 --> 00:05:36,161
‫بهترین پوشش بود.

103
00:05:36,336 --> 00:05:37,685
‫آره، موقعیتی که بی نقص ردیف شده بود،

104
00:05:37,859 --> 00:05:39,643
‫طبقه بالای صاحب‌خونه بود،

105
00:05:39,817 --> 00:05:41,993
‫و طبقه پایین دانش‌آموزها
‫و کارگرهای جنسی بودن.

106
00:05:42,167 --> 00:05:45,823
‫به معنا واقعی توسط یه مشت محرک عشق پول
‫و کنجکاو محاصره شده بودیم.

107
00:05:45,997 --> 00:05:47,564
‫هیچ‌وقت شکارمون رو به خونه نیاوردیم.

108
00:05:47,738 --> 00:05:49,479
‫- از فاضلاب برای این کار استفاده گردیم.
‫- اوهوم.

109
00:05:49,653 --> 00:05:51,742
‫راه‌های آبی که هیچ تخصصی توش نداشتن.

110
00:05:51,916 --> 00:05:53,701
‫کنترل جریان فرآیند، تلمبه‌خانه.

111
00:05:53,875 --> 00:05:55,616
‫دائماً داشتیم به کارهاشون رسیدگی می‌کردیم.

112
00:05:55,790 --> 00:05:59,576
‫و با این حال تو هیچ‌وقت
‫با اون ارتباط برقرار نکردی؟

113
00:05:59,750 --> 00:06:02,449
‫ممنون! پنج ماه اضطراب باعث شد

114
00:06:02,623 --> 00:06:05,365
‫کلی تصمیمات بگیرم
‫و اما حتی یه «صبح به‌خیر»

115
00:06:05,539 --> 00:06:08,933
‫- یا حتی «خود را آماده مرگ کن» هم نشنیدم.
‫- سفارشی و برای تمرین.

116
00:06:09,107 --> 00:06:11,762
‫یک خون‌آشام پاریسی واقعی، هیولایی مغروره.

117
00:06:11,936 --> 00:06:13,373
‫از تئاتر ما توی پیگل،

118
00:06:13,547 --> 00:06:15,070
‫فقط دو کیلومتر فاصله داشتن.

119
00:06:15,244 --> 00:06:16,811
‫صدها شب رو توی این تئاتر،

120
00:06:16,985 --> 00:06:19,030
‫به همراه لستت گذروندم.
‫برای همین دلم اصلاً بیشترش رو نمی‌خواست.

121
00:06:19,204 --> 00:06:21,337
‫یه تئاتری به نام «تیاترا د ومپیره».
‫(تئاتر خون‌آشام‌ها)

122
00:06:21,511 --> 00:06:25,820
‫شرکتی که 150 سال قدمت داره!

123
00:06:25,994 --> 00:06:29,171
‫77 سال گذشته و هنوز هم
‫ناچیز و کم به نظر میرسه.

124
00:06:29,345 --> 00:06:31,086
‫غرور.

125
00:06:31,782 --> 00:06:33,915
‫گزارشات گیج‌کنندن.

126
00:06:34,089 --> 00:06:35,612
‫عاشقانه بودن؟ نه.

127
00:06:35,786 --> 00:06:37,745
‫ارباب کی بود؟
‫به نظر می‌رسید که هیچ‌کدومشون.

128
00:06:37,919 --> 00:06:39,964
‫مرد برای خوشنود کردن اون شکار می‌کرد،

129
00:06:40,138 --> 00:06:42,402
‫و دختر هم برای خوشنود کردن اون،
‫از صحبت‌های فلسفلی رنج می‌برد و تحمل می‌کرد.

130
00:06:42,576 --> 00:06:45,492
‫به نظر میرسه که خون‌آشام‌های آمریکایی هم

131
00:06:45,666 --> 00:06:47,450
‫به اندازه گردشگرها و سربازهاشون،
‫کودن و ساده‌ـن.

132
00:06:47,624 --> 00:06:49,017
بی ادب.

133
00:06:49,191 --> 00:06:52,107
‫برای سرگرمی عکاسی رو انتخاب کردم.

134
00:06:52,281 --> 00:06:55,937
‫خون‌آشام‌هایی که سرگرمی دارن!
‫دیوونه‌کننده‌ـست!

135
00:06:56,111 --> 00:06:58,461
‫وقتی جون پاریسی‌ها رو نمی‌گرفتین،
‫وقت تلف می‌کردین.

136
00:06:58,635 --> 00:07:00,942
‫وای، موقعیت کشتی به خاک رسیده،

137
00:07:01,116 --> 00:07:03,161
‫به سراغ ساب‌میشن میره.

138
00:07:03,335 --> 00:07:07,514
عکس‌ها رو توی دستت می‌گیری و میگی:
«من اون جا بودم. این اتفاق افتاد.»

139
00:07:07,688 --> 00:07:09,608
‫این چه تفاوتی با عکس‌هایی

140
00:07:09,690 --> 00:07:11,996
‫- که توی گوشیم نگه می‌دارم، داره؟
‫- فرقی نداره.

141
00:07:12,170 --> 00:07:14,782
‫دیدگاه انسان نسبت به زمانه.

142
00:07:14,956 --> 00:07:16,392
‫وقتی قدرت این رو داری

143
00:07:16,566 --> 00:07:18,742
‫که یک میلی‌ثانیه رو تبدیل به یه ساعت کنی،

144
00:07:18,916 --> 00:07:20,701
‫بهش میگن «کاهش».

145
00:07:20,875 --> 00:07:23,443
‫هنوز به اون نتیجه نرسیده بودم.

146
00:07:23,617 --> 00:07:25,967
‫از عکس گرفتن خوشم میومد.

147
00:07:26,446 --> 00:07:28,448
‫حواسم رو از مسائل پرت می‌کرد.

148
00:07:42,810 --> 00:07:46,335
‫وقتی داری عکس می‌گیری،
‫دنبال چه چیزی می‌گردی؟

149
00:07:46,509 --> 00:07:48,685
‫نمی‌دونم. شاید یه غافلگیری.

150
00:07:48,859 --> 00:07:52,472
‫یه چیزی که عادی نباشه.
‫مثلاً کلاهی که برای سر کوچکه.

151
00:07:52,646 --> 00:07:55,126
‫یا مثلا لحظه‌ای که طرف متوجه میشه
‫که یادش رفته یه کاری رو انجام بده

152
00:07:55,300 --> 00:07:56,693
‫- و می‌ایسته.
‫- خیلی خب.

153
00:07:56,867 --> 00:07:58,434
‫اون موقع می‌تونی کاملاً روش تمرکز کنی.

154
00:07:58,608 --> 00:08:00,392
‫از خودت بپرسی که چی اون‌ها رو
‫به اینجا کشوند؟

155
00:08:00,567 --> 00:08:02,743
‫چی تو رو به اینجا کشونده؟
‫آیا همه این دور هم جمع شدن‌ها، اتفاقی بوده؟

156
00:08:02,917 --> 00:08:05,528
‫برنامه‌ریزی‌شده‌ـست؟
‫برای مترو که دیر شده. بارون...

157
00:08:05,702 --> 00:08:07,661
‫گاهی اوقات جواب کوتاه می‌خوام.

158
00:08:09,227 --> 00:08:12,187
‫به افکارشون گوش میدی.
‫می‌دونی چی در انتظارته.

159
00:08:13,841 --> 00:08:15,582
‫عکس رو می‌گیری.

160
00:08:16,844 --> 00:08:20,674
‫خب اگه جوابش رو می‌دونستی،
‫پس چرا پرسیدی؟

161
00:08:20,848 --> 00:08:23,198
‫کنار هم جمع شدنمون،
‫اتفاقی بوده یا برنامه‌ریزی شده؟

162
00:08:24,895 --> 00:08:28,029
‫بذار یکم به خودم برسه.
‫بذار فکر کنم عمیق‌تر از این حرف‌هام.

163
00:08:28,203 --> 00:08:30,335
‫این جوری خودت رو به خودت نشون میدی؟

164
00:08:30,510 --> 00:08:32,860
‫فقط سعی دارم که شب‌ها رو بگذرونم خواهر.

165
00:08:33,034 --> 00:08:35,123
‫از میانبر رفتم. مچم رو گرفتی.

166
00:08:35,297 --> 00:08:36,907
‫برد رو قبول کن.

167
00:08:38,648 --> 00:08:40,520
‫لوئی، تو کی هستی؟

168
00:08:41,912 --> 00:08:43,697
‫من برادرتم.

169
00:08:44,393 --> 00:08:46,526
‫بدون من، کی هستی؟

170
00:08:49,703 --> 00:08:53,097
من خون‌آشام کم حرف منطقه نهمم.

171
00:08:53,271 --> 00:08:54,901
‫شب‌ها قدم می‌زنم،

172
00:08:54,925 --> 00:08:56,840
‫ناامیدی و پشیمانی رو در آغوش می‌گیرم

173
00:08:57,014 --> 00:08:59,364
‫و تا حدی که یه خون‌آشام می‌تونه،
‫در خودم پنهانش می‌کنم.

174
00:08:59,539 --> 00:09:01,410
‫

175
00:09:07,547 --> 00:09:09,244
‫اگه منی نبود...

176
00:09:10,419 --> 00:09:11,638
‫و اگه اونی نبود...

177
00:09:13,204 --> 00:09:14,902
‫تو چی می‌بودی؟

178
00:09:15,859 --> 00:09:17,469
‫چی می‌خوای؟

179
00:09:17,644 --> 00:09:20,734
‫چه طور می‌خوای به اون جا برسی؟

180
00:09:26,391 --> 00:09:27,958
‫حرف حساب میزد.

181
00:09:28,132 --> 00:09:29,960
‫- آره.
‫- پاریس واقعاً مزخرفه.

182
00:09:30,134 --> 00:09:31,875
‫البته حرف حسابش این نبود.

183
00:09:32,049 --> 00:09:34,443
‫معلومه که همینه.
‫اون بدبخت بود اما نمی‌خواست

184
00:09:34,617 --> 00:09:37,011
که حس توهمیت رو بهم بزنه.

185
00:09:37,185 --> 00:09:39,970
‫چیزی رو بهم نمی‌گفت
‫که خودم از قبل ندونم.

186
00:09:40,144 --> 00:09:43,278
‫اون داشت بهم اجازه می‌داد
‫که زندگی جدا از اون رو کشف کنم.

187
00:09:43,452 --> 00:09:46,890
‫- لوئی، اون آلیسه نه کلادیا.
‫- ببخشید؟

188
00:09:47,064 --> 00:09:50,502
‫اوه، فهمیدم.
‫جرقه‌ای به خاطراتت دادم.

189
00:09:50,677 --> 00:09:53,723
‫نه، کلادیاست.
‫دفتر خاطرات اونه.

190
00:09:54,463 --> 00:09:57,553
‫- «لوئی به پاریس نیاز داره. من ندا...»
‫- برای سال 1985ـه.

191
00:09:57,727 --> 00:09:59,294
‫تو و آلیس توی بار بودین،

192
00:09:59,468 --> 00:10:01,078
‫با همدیگه صحبت می‌کردین،

193
00:10:01,252 --> 00:10:02,776
‫و اون بهت میگه که حامله‌ـست.

194
00:10:02,950 --> 00:10:04,516
دوباره شروع کردی به ماهگیری تو خاطراتم؟

195
00:10:04,691 --> 00:10:07,171
‫و تو میگی: «آره،

196
00:10:07,345 --> 00:10:09,260
‫بیا یکم دیگه امشب راجع بهش صحبت کنیم.»

197
00:10:09,434 --> 00:10:12,568
‫باید یه فصل دیگه بخونم.
‫هفته‌ای یه فصل.

198
00:10:12,742 --> 00:10:15,963
‫قبل از این که صورت حساب بیاد رفتم،
‫هیچ‌وقت هم نشد که رمان رو تموم کنم.

199
00:10:16,137 --> 00:10:20,968
‫فکر کنم کلمه «آره» بود
‫که بیشتر از همه عصبانیش کرد. آره؟

200
00:10:21,403 --> 00:10:22,709
‫آره.

201
00:10:22,883 --> 00:10:24,928
‫«لوئی به پاریس نیاز داره.

202
00:10:25,102 --> 00:10:27,262
‫من نمی‌دونم به چی نیاز دارم.

203
00:10:27,365 --> 00:10:29,541
‫شاید به یه مغز جدید نیاز دارم.

204
00:10:29,716 --> 00:10:31,413
‫چرا نمی‌تونم این رو بهش بگم؟

205
00:10:31,587 --> 00:10:34,372
‫فکر کنم می‌ترسم که لذت نبردنم،

206
00:10:34,546 --> 00:10:36,466
‫خوش‌حالیش رو بگیره
‫و شاید هم دیگه نمی‌خوام

207
00:10:36,592 --> 00:10:38,855
‫که احساساتش وابسته به من باشه.

208
00:10:39,029 --> 00:10:41,031
‫شاید بخوام از لذت نبردنم، لذت ببرم.

209
00:10:41,205 --> 00:10:43,773
یک تغییر ابدی بین جهت‌های مخالف در نمایش.»

210
00:11:01,008 --> 00:11:02,444
‫اوه!

211
00:11:14,021 --> 00:11:15,196
‫خانم؟

212
00:11:15,221 --> 00:11:16,221
من بودم ازش دوری می‌کردم!

213
00:11:28,521 --> 00:11:29,721
مغازه بسته‌ـست، ببخشید!

214
00:11:31,982 --> 00:11:33,182
نگران نباش. طول نمی‌کشه.

215
00:11:33,198 --> 00:11:35,198
مراقب باش. لباس نخیه.

216
00:11:35,217 --> 00:11:36,817
یه قطره آب می‌تونه لکش کنه.

217
00:11:36,951 --> 00:11:39,051
برای یه زن عالیه.

218
00:11:40,010 --> 00:11:42,010
خانم، نمی‌تونم اجازه بدم با لباس بازی کنین.

219
00:11:43,910 --> 00:11:45,010
لباس قبول هم می‌کنین؟

220
00:11:46,706 --> 00:11:50,013
‫آمریکایی هستی؟ فرانسویت داغونه.

221
00:11:50,884 --> 00:11:52,581
‫از من قبولش می‌کنین دیگه. درسته؟

222
00:11:52,755 --> 00:11:54,539
‫تغییرات هم ایجاد می‌کنین؟

223
00:11:54,714 --> 00:11:57,107
‫لطفاً تظاهر نکن کسی هستی
‫که واقعاً نیستی، باشه؟

224
00:11:57,281 --> 00:11:59,544
‫حرفم رو باور کن،
‫دوره زنان به زودی شروع میشه.

225
00:12:00,981 --> 00:12:03,461
‫هیچ‌وقت به تصمیم تظاهر فکر نکردم.

226
00:12:03,635 --> 00:12:05,725
‫زندگی اون قدر مهربون نبود
‫که بهم اجازه همچین کاری رو بده.

227
00:12:09,729 --> 00:12:11,818
‫شاید اگه بود، من یه خیاط تنها

228
00:12:11,992 --> 00:12:14,472
‫توی یه مغازه خالی می‌شدم
‫که داره تنها مشتری احتمالی رو می‌پرونه.

229
00:12:14,646 --> 00:12:16,736
‫به وقتم احترام بذار.

230
00:12:18,520 --> 00:12:19,739
‫نه!

231
00:12:22,742 --> 00:12:26,702
‫این لباس، برای بدن من.
‫و به دستکش هم نیاز دارم.

232
00:12:26,876 --> 00:12:28,617
‫رنگ مد نظرم سفیده.

233
00:12:31,707 --> 00:12:34,666
‫ریل رشید. دقیقاً به موقع
‫برای «داستان آشنایی زیبا» رسیدی.

234
00:12:34,841 --> 00:12:36,886
‫امروز با خودت چه چیز عجیبی آوردی؟

235
00:12:37,060 --> 00:12:40,455
‫آلبوم‌های پاریس، از سال 1946 تا 1949.

236
00:12:40,629 --> 00:12:42,152
‫اوه، وقتی داری با اسناد تاریخی

237
00:12:42,326 --> 00:12:44,415
‫کار می‌کنی، نباید دستکش بذاری ریل رشید.

238
00:12:44,589 --> 00:12:47,157
‫- چابکی رو کم می‌کنه.
‫- همون رشید خالی صدام کنین.

239
00:12:47,331 --> 00:12:49,551
‫باعث میشه موقع بررسی سوژه،

240
00:12:49,725 --> 00:12:51,509
‫احتمال این که یه صفحش رو پاره کنی بیشتر بشه.

241
00:12:51,683 --> 00:12:53,207
‫ممنون رشید.

242
00:12:54,338 --> 00:12:55,470
‫خب؟

243
00:12:56,863 --> 00:12:59,169
‫عکس‌ها سندی از گذر زمانن.

244
00:12:59,343 --> 00:13:02,042
‫- مدارک ظاهری.
‫- اون‌ها دروغ نمیگن،

245
00:13:02,216 --> 00:13:04,653
‫اما هیچ کدوم از اون‌ها هم
‫داستان کاملی برات روایت نمی‌کنن.

246
00:13:07,612 --> 00:13:09,963
‫اون مردهای جوون کین؟ خون‌آشامن؟

247
00:13:10,137 --> 00:13:12,139
‫اون‌ها دوست‌های جوونمون بودن.

248
00:13:12,879 --> 00:13:14,968
‫مرد بودن. انسان بودن.

249
00:13:18,058 --> 00:13:20,712
‫بعضی‌هاشون الان خیلی پیرن
‫و اکثرشون هم مردن.

250
00:13:20,887 --> 00:13:23,411
‫و برای تفریح، خون بعضیاشون رو
‫خوردیم و خشکشون کردیم. خب...

251
00:13:24,107 --> 00:13:25,717
‫بیشتر من کردم.

252
00:13:26,283 --> 00:13:27,894
‫لوئی راه‌ و روش خودش رو داره.

253
00:13:33,116 --> 00:13:35,858
‫از نوع راه رفتنش،
‫میشد تشخیص داد که آمریکاییه.

254
00:13:36,554 --> 00:13:40,645
‫من یه آمریکاییم.
‫دقیقاً راه رفتن آمریکایی چه طوره؟

255
00:13:40,820 --> 00:13:42,536
‫دو تا جنگ تاثیرات خاصی،

256
00:13:42,560 --> 00:13:44,388
‫روی مردان فرانسه گذاشته.

257
00:13:44,562 --> 00:13:48,479
‫هیچ جور دیگه‌ای نمیشد توصیفش کرد
‫به جز... خوش‌بینانه.

258
00:13:48,653 --> 00:13:51,439
‫یه پارکی بود که راجع بهش شنیده بودم.

259
00:13:53,136 --> 00:13:55,356
‫اغلب به این پارک می‌رفتم.

260
00:13:57,271 --> 00:13:59,926
‫اون بهار، من یه موجودی با زره بودم

261
00:14:01,710 --> 00:14:03,930
‫کسی که محکم روی پاهاش ایستاده اما...

262
00:14:05,018 --> 00:14:06,938
‫سابقه بدی سر دنبال کردن عشق اشتباه داشته.

263
00:14:07,063 --> 00:14:09,065
‫خودم توصیفش می‌کنم، ممنون.

264
00:14:09,239 --> 00:14:10,545
‫باشه.

265
00:14:12,634 --> 00:14:15,898
‫اما سابقه بدی
‫سر دنبال کردن عشق اشتباه داشته.

266
00:14:16,072 --> 00:14:18,988
‫خب، چه جایی برای این
‫که خودت رو بیشتر بشناسی،

267
00:14:19,162 --> 00:14:22,687
‫برای این که عشق درست رو پیدا کنی،
‫بهتر از یه پارک عمومیه؟

268
00:14:22,862 --> 00:14:25,168
‫صبرم رو از دست داده بودم.

269
00:14:25,342 --> 00:14:27,170
‫قانع شده بودم که داشتن سر به سرمون میذاشتن

270
00:14:27,344 --> 00:14:29,956
‫و زیاد هم نمی‌تونستم محفل رو
‫معطل نگه دارم.

271
00:14:33,394 --> 00:14:35,613
‫خودم به خوبی پارک رو می‌شناختم،

272
00:14:35,787 --> 00:14:37,702
‫می‌دونستم چه اتفاقاتی میوفته،

273
00:14:37,877 --> 00:14:41,793
‫برای همین وقتی
‫بدون دختر دیدمش، غافلگیر نشدم.

274
00:14:44,492 --> 00:14:46,886
‫با ریش‌سفیدها در میون میذارم
‫و اون رو آگاه می‌کنم

275
00:14:47,060 --> 00:14:50,672
‫که توی پاریس چه بلایی
‫سر خون‌آشام‌های سرکش میاد.

276
00:14:54,806 --> 00:14:59,289
‫مثل یه پسری به نظر می‌رسید
‫که داره ادا مردها رو در میاره.

277
00:14:59,463 --> 00:15:02,902
‫اما نیرو کهنش رو درجا حس کردم.

278
00:15:03,076 --> 00:15:05,861
‫اون... راحت نبود.

279
00:15:06,035 --> 00:15:08,603
‫تلاش می‌کرد که قاتی و هم‌رنگ مردم عادی بشه،

280
00:15:08,777 --> 00:15:11,780
‫فکر می‌کرد می‌تونه توی چشم‌انداز بره
‫و محو بشه، احمقانه بود.

281
00:15:12,607 --> 00:15:13,607
‫یعنی...

282
00:15:14,652 --> 00:15:17,699
‫به طور نگران‌کننده‌ای خوش‌تیپ
‫اما به شدت ساکت بود.

283
00:15:19,309 --> 00:15:20,963
‫فکر می‌کردم قراره من رو بکشه.

284
00:15:28,057 --> 00:15:29,580
‫خب؟

285
00:15:30,755 --> 00:15:33,149
‫- آره؟
‫- کی یخ رو شکوند؟

286
00:15:34,063 --> 00:15:36,674
‫اولین کلمات خون‌آشام کهن

287
00:15:36,848 --> 00:15:38,763
‫به عشق زندگی آیندش چی بود؟

288
00:15:39,416 --> 00:15:41,070
‫نمیگم...

289
00:15:41,244 --> 00:15:42,767
‫- لطفاً.
‫- نه.

290
00:15:42,942 --> 00:15:44,291
‫لطفاً.

291
00:15:46,902 --> 00:15:50,775
‫اون گفت: «بهت صدمه‌ای نمیزنم.»

292
00:15:51,907 --> 00:15:53,604
‫و هیچ‌وقت هم نزدم.

293
00:15:59,741 --> 00:16:00,960
‫بیا.

294
00:16:02,657 --> 00:16:05,442
‫و اون ریزاندام زیبا رو هم با خودت بیار.

295
00:16:09,664 --> 00:16:11,840
‫اصلاً قابلی نداشت.

296
00:16:39,433 --> 00:16:41,000
‫کلادیا!

297
00:16:41,174 --> 00:16:42,175
‫کلادیا!

298
00:16:42,827 --> 00:16:43,872
‫کلادیا!

299
00:16:46,570 --> 00:16:48,877
‫یکی رو پیدا کردم.
‫یا شاید هم اون پیدام کرد.

300
00:16:49,051 --> 00:16:50,487
‫ما رو پیدا کرد!

301
00:16:50,661 --> 00:16:52,141
‫بده من. بذار ببینم.

302
00:16:52,315 --> 00:16:53,838
‫پنج ماه می‌گذشت

303
00:16:54,013 --> 00:16:55,666
‫از به سختی رسیدن اون‌ها،

304
00:16:55,840 --> 00:16:58,452
‫اما آمریکایی‌ها داشتن
‫بالاخره به پیگل میومدن.

305
00:16:58,626 --> 00:17:00,671
‫زیربغل معطر پاریس.

306
00:17:00,845 --> 00:17:03,544
‫ورودی. بلیط. بلیطتون.

307
00:17:07,200 --> 00:17:09,028
‫منسیر د پوینت دولاک.

308
00:17:11,073 --> 00:17:12,770
‫این هم از بهترین صندلی‌هامون.

309
00:17:16,339 --> 00:17:18,472
‫سالن فقط نیمیش پر بود.

310
00:17:18,646 --> 00:17:23,042
‫ترکیبی از فداکاری‌های برده‌گونه
‫و رسیدگی بیش از حد به گردشگرها.

311
00:17:23,216 --> 00:17:25,174
‫به طور سرگرم‌کننده‌ای

312
00:17:25,348 --> 00:17:27,220
‫بین احتماع و افراد تئاتر، چرخیدیم

313
00:17:27,394 --> 00:17:29,178
‫و مخاطب پذیراتری از بین...

314
00:17:29,352 --> 00:17:32,877
‫دوستان کلیساییمون که داشتن
‫بعد از جنگ به پاریس هجوم میاوردن، پیدا کردیم.

315
00:17:33,052 --> 00:17:34,662
‫پنج تا از هر هفت نمایش،

316
00:17:34,836 --> 00:17:36,316
‫به زبان انگلیسی اشرافی و اصیل بود.

317
00:17:36,490 --> 00:17:39,058
‫بعضی‌ها ده‌ها بار به اون جا اومده بودن.

318
00:17:39,232 --> 00:17:41,930
‫و بعضی‌ها هم هیچ اهمیتی
‫به چیزی که بیان میشد نمی‌دادن.

319
00:17:42,104 --> 00:17:44,585
‫برای ما همشون عین هم بودن.

320
00:17:44,759 --> 00:17:46,413
‫گله‌ای گاو برای سبت شبانمون.
‫(سبت به روز آخر و تعطیل هفته که وقت برای عبادت گذاشته میشه، می‌گویند)

321
00:17:46,587 --> 00:17:49,111
‫اما ما برای خون‌آشام‌ها
‫به اون جا رفته بودیم

322
00:17:49,285 --> 00:17:52,680
‫و ما حضور تعدادیشون رو
‫توی هوا اطرافمون حس کردیم.

323
00:17:53,159 --> 00:17:56,292
‫بشینید سر جاهاتون!
‫شروع پخش! موسیقی!

324
00:17:59,861 --> 00:18:01,602
‫جیغ و نور.

325
00:18:01,776 --> 00:18:03,473
‫سنتیاگو!

326
00:18:03,647 --> 00:18:05,910
‫خانم‌ها و آقایان!

327
00:18:06,085 --> 00:18:08,304
‫مادام‌ها و موسیوها!

328
00:18:08,478 --> 00:18:12,613
‫لاشه‌های مذکر و لاشه‌های مونث.

329
00:18:27,978 --> 00:18:29,278
خوش آمدید.

330
00:18:29,282 --> 00:18:32,415
‫به سمت تغییر دلایل.

331
00:18:33,590 --> 00:18:38,465
‫و دفع خواسته‌های چندش.

332
00:18:39,596 --> 00:18:40,902
‫و منظورم از این حرف‌ها اینه...

333
00:18:41,468 --> 00:18:43,296
‫- شبتون به خیر.
‫- شب به خیر!

334
00:18:47,952 --> 00:18:49,998
‫چیزی که قراره مشاهده کنین...

335
00:18:51,260 --> 00:18:53,219
‫برای شما... خشمی مهار نشده‌ـست

336
00:18:53,393 --> 00:18:56,352
‫که سعی در پوشوندن تولد
‫و تولد مجدد چیزی...

337
00:18:56,526 --> 00:18:58,659
‫طناب شله.
‫اون واقعاً خودش  داره پرواز می‌کنه.

338
00:18:58,833 --> 00:19:01,096
‫- می‌دونم!
‫- به جای نمایش ساده انسانی،

339
00:19:01,270 --> 00:19:05,013
‫ما در تیاترا د ومپیره،

340
00:19:05,187 --> 00:19:07,711
‫درون روح انسان رو موشکافی می‌کنیم،

341
00:19:07,885 --> 00:19:12,151
‫تا برترین شکل هنر را
‫با کمترین راه‌های ممکن،

342
00:19:12,325 --> 00:19:14,979
‫به شما تقدیم کنیم!

343
00:19:19,027 --> 00:19:21,377
‫راه تهویه رو بستی؟

344
00:19:21,551 --> 00:19:23,771
‫اوه، به جای درستی اومدین.

345
00:19:23,945 --> 00:19:26,077
‫نسبت به وارثتون هراس دارین؟

346
00:19:26,252 --> 00:19:29,733
‫دوستان، ما کمک می‌کنیم
‫که ذهنیتتون رو تغییر بدیم.

347
00:19:29,907 --> 00:19:31,474
‫عطش خون؟!

348
00:19:31,648 --> 00:19:34,129
‫ترس از دیوانگی؟

349
00:19:34,303 --> 00:19:35,870
‫به خاطر صداقتتون احترام نظامی میذارم.

350
00:19:36,044 --> 00:19:38,655
‫البته بعد این که پوتینم رو
‫از توی کونتون بیرون کشیدم!

351
00:19:38,829 --> 00:19:41,180
‫اما جدی میگم دوستان من،

352
00:19:41,354 --> 00:19:44,531
‫ما با خون‌آشام بودن،
‫و طبیعتاً با برتر بودن از شما فانی‌ها،

353
00:19:44,705 --> 00:19:47,142
‫می‌تونیم به اندازه لازم خن تولید کنیم

354
00:19:47,316 --> 00:19:50,450
‫که حرکت کشتی کوچکتون
‫که اسمش «نجابت انسانی»ـه رو مختل کنیم.

355
00:19:50,624 --> 00:19:54,193
‫درواقع، ما واژگونش می‌کنیم.
‫پس اگه امشب اینجا رو ترک کردین

356
00:19:54,367 --> 00:19:59,067
‫و دنیا رو جور دیگه ندیدن
‫و یا از چیزی که دیدین و حس کردین،

357
00:19:59,241 --> 00:20:01,548
‫خوشتون نیومد،

358
00:20:03,071 --> 00:20:05,943
‫پس ما تیاترا د ومپیره،

359
00:20:06,117 --> 00:20:08,859
‫در انجام شغلمون، اون هم مهم‌ترین بخشش

360
00:20:09,033 --> 00:20:11,340
‫که خندیدن به بدبختی شماست موقعی

361
00:20:11,514 --> 00:20:14,343
‫که برای بیشتر شدنش
‫گریه می‌کنین و جیغ می‌زنین.

362
00:20:14,517 --> 00:20:15,910
‫بیشتر!

363
00:20:34,885 --> 00:20:37,236
‫تمام چیزهایی که قراره ببینید...

364
00:20:38,585 --> 00:20:39,934
‫واقعین.

365
00:20:43,677 --> 00:20:46,723
‫وقتی دارین اینجا رو ترک می‌کنید،
‫این رو به خاطر داشته باشین.

366
00:20:46,897 --> 00:20:48,595
‫شما همتون...

367
00:20:49,465 --> 00:20:51,119
‫مشکوک...

368
00:20:52,207 --> 00:20:53,948
‫زننده...

369
00:20:55,254 --> 00:20:56,777
‫و رقت‌انگیزین!

370
00:20:58,692 --> 00:20:59,910
‫و...

371
00:21:00,955 --> 00:21:03,436
‫به خاطرش دوستون دارم.

372
00:21:04,741 --> 00:21:06,743
‫و بهتون خوش آمد میگم...

373
00:21:07,788 --> 00:21:12,923
‫حتی با این که حالم رو بهم می‌زنین!

374
00:21:21,802 --> 00:21:24,021
‫آفرین! معرکه بود! معرکه!

375
00:21:32,552 --> 00:21:35,468
‫چرا ارباب ما می‌فرسته
‫که شب‌ها از این گیاه تک

376
00:21:35,642 --> 00:21:37,383
‫و با ارزش مراقبت کنیم

377
00:21:37,557 --> 00:21:39,385
‫در صورتی که به بقیه باغ
‫توی روز رسیدگی میشه؟

378
00:21:39,559 --> 00:21:42,257
‫بازیگران در مقابل پرده سینما اجرا کردن،

379
00:21:42,431 --> 00:21:44,607
‫انیمیشن و کمی فیلم رو
‫با هماهنگی تقریبا بی‌نقضی،

380
00:21:44,781 --> 00:21:46,827
‫ترکیب کردن.

381
00:21:47,741 --> 00:21:49,656
‫تاثیرات شگفت‌انگیز بودن.

382
00:21:49,830 --> 00:21:51,962
‫سینما مدرن تاثیر عظیمی

383
00:21:52,136 --> 00:21:54,313
‫روی درک زیبایی‌شناسی من داشته

384
00:21:54,487 --> 00:21:57,141
‫و نور نورافکن من روی چهره بازیگرها،
‫فضای عاشقانه‌ای برای اجرا،

385
00:21:57,316 --> 00:21:58,926
‫ایجاد کرده.

386
00:22:03,365 --> 00:22:05,672
‫نمایش‌ها عجیب بودن.

387
00:22:05,846 --> 00:22:08,414
‫نمایش‌ها بدون محدود زمانی بودن،
‫برای هر زمان به روز میشد

388
00:22:08,588 --> 00:22:10,503
‫و همش هم از مجموعه 150 سالمونه.

389
00:22:10,677 --> 00:22:12,331
‫عجیب بودن!

390
00:22:12,505 --> 00:22:15,638
‫و همیشه با مرگ
‫یا یه جور ظلم یا خشونت برانگیخته،

391
00:22:15,812 --> 00:22:17,771
‫به پایان می‌رسید.

392
00:22:17,945 --> 00:22:20,600
‫زندگی ظالمه.
‫زندگی خشنه.

393
00:22:20,774 --> 00:22:23,037
‫کلادیا کاملاً عاشقشون بود.

394
00:22:23,211 --> 00:22:25,169
‫و اولین دفعه‌ای بود که توی پاریس

395
00:22:25,344 --> 00:22:28,303
‫لبخند یا خنده‌ای ازش دیدم

396
00:22:28,477 --> 00:22:29,870
‫که به خاطر من نبوده.

397
00:22:30,479 --> 00:22:33,003
‫اما چیزی که واقعاً اولین شب گیج‌کننده بود

398
00:22:33,177 --> 00:22:35,354
‫تلاش‌ برای این که همش
‫خنده‌دار به نظر برسه، بود.

399
00:22:35,528 --> 00:22:36,920
‫سیروپ.

400
00:22:37,094 --> 00:22:38,922
‫دندون مصنوعی خون‌آشام،

401
00:22:39,096 --> 00:22:41,272
‫خون مصنوعی، ترفند طناب.

402
00:22:41,447 --> 00:22:43,536
‫همش یه اغواگری بود،

403
00:22:43,710 --> 00:22:47,496
‫تا گله رو توی یه اعتقاد
‫یا بی‌اعتقادی ارادی بکشونه.

404
00:22:47,670 --> 00:22:50,717
‫تنها نمایش دیگه‌ای که مهم بود،
‫نمایش آخر بود.

405
00:23:08,212 --> 00:23:11,738
‫چوب‌بر!

406
00:23:12,869 --> 00:23:16,264
‫- چوب‌بر!
‫- تو کی هستی؟

407
00:23:18,135 --> 00:23:22,052
‫من همون چیزیم
‫که فکر می‌کنی چوب‌بر.

408
00:23:22,226 --> 00:23:23,532
‫گمشو.

409
00:23:26,100 --> 00:23:29,320
‫ساعت توی سینت.

410
00:23:29,495 --> 00:23:32,889
‫دنده‌ها دست از کار کردن برداشتن.

411
00:23:33,005 --> 00:23:34,005
بهم کمک کنین! لطفا!

412
00:23:35,936 --> 00:23:38,242
‫یکی کمک کنه! لطفاً!

413
00:23:38,417 --> 00:23:39,418
‫این دیگه چیه؟

414
00:23:39,431 --> 00:23:40,831
اون‌ها می‌خوان من رو بکشن!
لطفاً بهم کمک کنین!

415
00:23:41,289 --> 00:23:43,291
‫اون مزاحم اجرا شد!

416
00:23:45,119 --> 00:23:47,426
‫نه! نه نه نه نه!

417
00:23:47,600 --> 00:23:49,558
‫بذار صحبت کنه سم.
‫بذار صحبت کنه.

418
00:23:49,891 --> 00:23:51,113
اون‌ها می‌خوان من رو بکشن.

419
00:23:51,194 --> 00:23:54,994
خون‌آشام‌ها می‌خوان هممون رو بکشن!

420
00:23:56,391 --> 00:23:59,263
‫هیس هیس هیس هیس.
‫وایسا وایسا وایسا.

421
00:24:00,177 --> 00:24:02,963
‫این یه اجرا «فقط به زبان انگلیسی»ـه.

422
00:24:03,920 --> 00:24:05,444
‫دوباره شروع کن.

423
00:24:06,662 --> 00:24:08,664
‫اسم...

424
00:24:08,838 --> 00:24:12,973
‫اسمم انیکا رومانه.

425
00:24:15,018 --> 00:24:16,629
‫توی انتورپ زندگی می‌کنم.

426
00:24:18,848 --> 00:24:22,983
‫دیشب از توی اتاق هتلم دزدیده شدم.

427
00:24:24,071 --> 00:24:27,466
‫این آدم‌ها خون‌آشامن!

428
00:24:27,640 --> 00:24:29,729
‫خون‌آشام‌های واقعی!

429
00:24:29,903 --> 00:24:32,166
‫این... این واقعیه!

430
00:24:32,340 --> 00:24:35,735
‫- به همسرم زنگ بزنین!
‫- الان بهش زنگ میزنم عزیزم.

431
00:24:57,496 --> 00:24:59,106
‫فرض کنیم که بذاریم بری.

432
00:24:59,280 --> 00:25:01,630
‫- لطفاً! آره.
‫- آره؟

433
00:25:01,804 --> 00:25:03,023
‫آره.

434
00:25:03,197 --> 00:25:05,634
‫فرض کنیم ریپر قلبی داشت
‫(ریپر همان مرگ یا فرشته‌ی مرگ است)

435
00:25:06,505 --> 00:25:09,203
‫که می‌تونست در مقابل
‫زیبایی بلژیکی تو مقاومت کنه.

436
00:25:12,075 --> 00:25:14,208
‫به هرحال یکی باید جات رو بگیره.

437
00:25:16,036 --> 00:25:17,211
‫همسرت؟

438
00:25:19,605 --> 00:25:20,693
‫اوه؟

439
00:25:22,390 --> 00:25:23,739
‫پسرت؟

440
00:25:23,913 --> 00:25:26,699
‫من... من نمی‌تونم...من
‫نه می‌تونم و نه انجامش میدم.

441
00:25:31,312 --> 00:25:33,880
‫نظرت چیه راجع به...

442
00:25:38,319 --> 00:25:39,407
‫اون.

443
00:25:41,278 --> 00:25:43,890
‫

444
00:25:48,677 --> 00:25:50,723
‫وای مرد عزیز،

445
00:25:50,897 --> 00:25:54,901
‫که گوشتت در تمام جهت‌های
‫اطراف سیبیلت کشیده شده،

446
00:25:55,075 --> 00:25:57,381
‫می‌خوام این رو به خاطر بسپری...

447
00:25:58,644 --> 00:26:01,168
‫دفعه بعدی رو نیمکت کلیسا نشستی،

448
00:26:01,342 --> 00:26:03,736
‫به سمت همسایت بر می‌گردی و میگی:

449
00:26:05,651 --> 00:26:06,913
‫«صلح با تو باشد.»

450
00:26:11,874 --> 00:26:14,268
‫سه تو...

451
00:26:15,312 --> 00:26:17,053
‫آزادت می‌کنن!

452
00:26:32,416 --> 00:26:34,375
‫وقت اون نرسیده انیکا!

453
00:26:34,549 --> 00:26:38,292
‫هیس، هیس.

454
00:26:41,295 --> 00:26:44,603
‫بیخیال دیگه. بیا.

455
00:26:50,521 --> 00:26:52,959
‫باید...

456
00:26:55,701 --> 00:26:56,919
‫انجام بشه.

457
00:27:04,666 --> 00:27:07,321
‫انیکا رومان از انتورپ.

458
00:27:08,627 --> 00:27:09,715
‫مرگ...

459
00:27:10,324 --> 00:27:12,326
‫منتظر همه...

460
00:27:13,066 --> 00:27:14,241
‫در همه‌جاست.

461
00:27:14,415 --> 00:27:15,982
‫چرا اینجا نباشه؟

462
00:27:18,245 --> 00:27:22,771
‫تقدیر تمام موجودات فانی،
‫مرگ بدون هوشیاریه.

463
00:27:25,731 --> 00:27:26,993
‫بالا.

464
00:27:27,733 --> 00:27:28,821
‫بالا.

465
00:27:29,778 --> 00:27:30,866
‫بالا.

466
00:27:31,388 --> 00:27:36,698
‫ما مرگ با هوشیاریم انیکا.

467
00:27:37,481 --> 00:27:39,179
‫و این باعث میشه تو..

468
00:27:41,311 --> 00:27:42,661
‫یه عروس باشی.

469
00:28:00,635 --> 00:28:04,160
‫می‌دونی مرگ عاشقت بشه یعنی چی؟

470
00:28:07,163 --> 00:28:09,035
‫دیگه دردی در کار نیست.

471
00:28:09,818 --> 00:28:11,385
‫دیگه دردی در کار نیست.

472
00:28:53,035 --> 00:28:54,776
‫- آفرین!
‫- سانتیاگو!

473
00:29:02,392 --> 00:29:03,872
‫آفرین!

474
00:29:36,905 --> 00:29:39,603
‫محفل ما از زمان حکومت شارلمان، اینجاست

475
00:29:39,778 --> 00:29:41,780
‫اما از وقتی دنتون با گیوتین اعدام شد،

476
00:29:41,954 --> 00:29:43,956
‫ما تبدیل به شرکت تئاتر شدیم.

477
00:29:44,130 --> 00:29:47,611
‫اه! دارم از زبون یه شرکت انگلیسی،
‫فرانسی می‌شنوم؟

478
00:29:49,483 --> 00:29:52,703
‫اه... بهتر شد، بهتر شد.
‫اگه می‌خوای روی سن اغوا کنی

479
00:29:52,878 --> 00:29:55,837
‫باید پایین سن رهاش کنی!
‫ممنون.

480
00:29:56,011 --> 00:29:58,187
‫لندن توی یه شب ساخته نشد میتر.

481
00:29:58,361 --> 00:30:00,102
و برای همینه که چند تا تولوژین جی

482
00:30:00,276 --> 00:30:01,887
‫توی نمایش چهار داشتن با دقت گوش می‌دادن.

483
00:30:02,061 --> 00:30:04,126
‫- اون مرد انگلیسی رو گیر آوردی؟
‫- آره، گیر آوردم میتر.

484
00:30:04,150 --> 00:30:05,934
‫وگرنه امشب خیلی متعهدم خانم.

485
00:30:06,108 --> 00:30:08,241
‫- مرسی.
‫- این شامل کل شرکت میشه.

486
00:30:08,415 --> 00:30:11,331
‫امشب همه متعهد به کارشونن!
‫آفرین! آفرین!

487
00:30:11,505 --> 00:30:13,681
‫حتی وقتی که دارن گریم رو پاک می‌کنن،

488
00:30:13,855 --> 00:30:16,858
‫انگار امشب یه شب عادیه.

489
00:30:17,032 --> 00:30:19,426
‫پنج ماه هر شب.

490
00:30:22,559 --> 00:30:25,345
‫پنج ماه لعنتی هرشب،

491
00:30:26,825 --> 00:30:31,525
‫منتظر بودیم که با حضورتون
‫بهمون افتخار بدین.

492
00:30:32,787 --> 00:30:36,835
‫از تو می‌پرسم میتر،
‫ارزش انتظار رو داشت؟

493
00:30:45,539 --> 00:30:47,106
‫هی!

494
00:30:47,280 --> 00:30:50,196
‫وای، استل!

495
00:30:50,370 --> 00:30:52,851
‫آمریکایی‌ها اومدن اینجا!

496
00:30:54,504 --> 00:30:55,504
‫عصر به خیر!

497
00:31:02,686 --> 00:31:04,558
‫لوئی و کلادیا.

498
00:31:04,732 --> 00:31:06,560
‫تیاترا د ومپیره.

499
00:31:06,734 --> 00:31:08,475
‫گمشو!

500
00:31:08,649 --> 00:31:12,087
‫اگلی، مدیریت ورود.
‫رومین، اداره و تزئینات صحنه.

501
00:31:12,261 --> 00:31:14,742
‫- لوچنبام، طراحی لباس.
‫- معرکه بود.

502
00:31:14,916 --> 00:31:17,745
‫عه... ساموئل برکلی، نمایش‌نامه‌نویس مقیم.

503
00:31:17,919 --> 00:31:19,486
‫سم. سم صدام کنین.

504
00:31:19,660 --> 00:31:22,576
‫بسیلیک و پلانچ و مردام، ارکستر.

505
00:31:22,750 --> 00:31:24,926
‫- درام خفنی بود درامر.
‫- ممنون.

506
00:31:25,100 --> 00:31:27,494
‫توئن و کوئنگ فم. نمایش،

507
00:31:27,668 --> 00:31:30,801
‫صحنه‌آرایی و بازیگر جانشین.
‫پدر و پسر هستن.

508
00:31:30,976 --> 00:31:32,760
‫اون‌های یه تور گروهی پر رویداد

509
00:31:32,934 --> 00:31:34,414
‫در قرن قبل، به محفل پیوستن.

510
00:31:34,588 --> 00:31:37,199
‫- وای، پسره انگار...
‫- از پدرش پیرتره. آره.

511
00:31:37,373 --> 00:31:39,854
‫کوئنگ تا موقعی که بتونه روی سن بره،
‫هدیه تاریک رو قبول نکرد.

512
00:31:40,028 --> 00:31:41,508
‫پسرم خیلی سرکشه.

513
00:31:44,076 --> 00:31:45,729
‫- انگلیسی!
‫- پدر یه لاشیه.

514
00:31:46,643 --> 00:31:48,341
‫Landing us our core
‫acting company.

515
00:31:48,515 --> 00:31:51,866
‫گوستاو، سلست، استل و سانتیاگو.

516
00:31:52,040 --> 00:31:54,260
‫فوق‌العاده بودی.

517
00:31:54,434 --> 00:31:57,263
‫فوق‌العاده بودم، مگه نه؟
‫عاشق این لباس شدم.

518
00:31:57,437 --> 00:31:59,178
‫وای. ممنون.

519
00:31:59,352 --> 00:32:01,920
‫همه خون‌آشام‌های آمریکایی مونث
‫به صورتشون مداد شمعی می‌زنن؟

520
00:32:02,094 --> 00:32:04,400
‫کلادیا تنها خون‌آشام آمریکایی مونثه،

521
00:32:04,574 --> 00:32:05,749
‫پس باید بگم آره.

522
00:32:05,924 --> 00:32:08,752
‫و تمام خون‌آشام‌های آمریکایی

523
00:32:08,927 --> 00:32:12,017
‫- مثل تو فریبندن؟
‫- عه...

524
00:32:12,191 --> 00:32:14,758
‫نه. لوئی به خاطر زیباییش اخراج شد.

525
00:32:14,933 --> 00:32:17,805
‫وای، چه بار سنگینی رو دوشته زیبا.

526
00:32:17,979 --> 00:32:20,547
‫خالقت کیه؟

527
00:32:20,721 --> 00:32:22,244
‫- خالقم؟
‫- هوم.

528
00:32:22,418 --> 00:32:24,464
‫اگلی برای هممون نمودار آسمان در میاره.

529
00:32:24,638 --> 00:32:26,161
‫شبی که هدیه رو دریافت کردی،

530
00:32:26,335 --> 00:32:28,163
‫حالت ماه، اسم خالق.

531
00:32:28,337 --> 00:32:30,446
‫- واقعاً نیاز ندارم به...
‫- خالق جفتتون یه شخصه؟

532
00:32:30,470 --> 00:32:32,254
‫همین‌طوره. آره.

533
00:32:32,428 --> 00:32:34,343
‫اسمش بروس بود.

534
00:32:34,517 --> 00:32:35,605
‫بروس؟

535
00:32:37,738 --> 00:32:39,653
‫اسکاتلندیه؟

536
00:32:39,827 --> 00:32:41,263
‫گفت اهل کپنهاگه.

537
00:32:41,437 --> 00:32:43,309
‫ما اون رو توی جاده بیرون از...

538
00:32:43,483 --> 00:32:45,485
‫- شیکاگو دیدیم.
‫- زیاد سفر کردیم.

539
00:32:45,659 --> 00:32:48,923
‫وقتی قربانی‌ها جمع میشن،
‫همین‌ کار رو هم باید بکنی.

540
00:32:49,097 --> 00:32:50,537
‫زیاد دوست نداریم راجع به اون صحبت کنیم.

541
00:32:50,707 --> 00:32:53,841
‫جلوی ما خودش رو توی یه آتش پرت کرد.

542
00:32:55,495 --> 00:32:58,280
‫و دوباره سانتیاگو،

543
00:32:58,454 --> 00:33:01,631
‫مثل این که به رگ نرسیدی
‫و به جاش هوا کشیدی.

544
00:33:01,805 --> 00:33:04,243
‫- هوم!
‫- یه سوال دارم.

545
00:33:04,417 --> 00:33:07,202
‫اون مرد خوشتیپ روی دیوار کیه؟

546
00:33:07,376 --> 00:33:10,379
‫اه! همیشه تو روحمون همراه ماست.

547
00:33:10,553 --> 00:33:13,992
‫یکی از سازنده‌های شرکت
‫و بهترین بازیگری که تا حالا روی سن قدم زده.

548
00:33:15,428 --> 00:33:17,256
‫لستت د لیون‌کورت.

549
00:33:19,867 --> 00:33:23,305
‫باید انتظار این رو می‌داشتم.
‫اما انتظارش رو نداشتم.

550
00:33:24,176 --> 00:33:26,439
‫- زنگ خطر بزرگیه، ها؟
‫- بزرگترین زنگ خطره.

551
00:33:26,613 --> 00:33:28,963
‫- باید بفهمی...
‫- اوه، من که می‌فهمم.

552
00:33:29,137 --> 00:33:31,400
‫توی جامعه‌ای به کوچکی جامعه ما،

553
00:33:31,574 --> 00:33:34,055
‫انتظار میره که مسیرهای نامیراها
‫به همدیگه برخورد کنه،

554
00:33:34,229 --> 00:33:35,970
‫و احتمالاً رایج‌تر از چیزیه
‫که فکرش رو می‌کنی.

555
00:33:36,144 --> 00:33:37,580
‫و خوان به نقاشی نگاه کرد

556
00:33:37,754 --> 00:33:40,366
‫و دید همسر مرده ترسا، روبرتو بوده.

557
00:33:40,540 --> 00:33:43,108
‫اون با بیوه دشمن فرار کرد.

558
00:33:43,282 --> 00:33:45,675
‫یه تله‌نوولاـه!

559
00:33:45,849 --> 00:33:50,028
‫بیخیال بابا!
‫نقاشی لستت روی دیواره!

560
00:33:50,202 --> 00:33:52,552
‫شوخیت گرفته؟ واقعاً؟

561
00:33:52,726 --> 00:33:54,641
‫وای، و این یعنی...

562
00:33:54,815 --> 00:33:57,470
‫این یعنی قبل از اون،
‫تو لستت رو می‌شناختی!

563
00:33:57,644 --> 00:34:00,777
‫- آره، لستت رو می‌شناخت.
‫- یه دقیقه صبر کن.

564
00:34:00,951 --> 00:34:03,302
‫و آره، یه مدت کوتاهی هم با لستت بود.

565
00:34:03,476 --> 00:34:05,869
‫- جفتتون با لستت خوابیدین؟!
‫- صد سالی بینشون فاصله بود.

566
00:34:06,044 --> 00:34:08,124
‫- اون‌ها با همدیگه نمی‌ساختن.
‫- اون مزه ورموت

567
00:34:08,263 --> 00:34:09,351
‫و نابودی می‌داد.

568
00:34:09,525 --> 00:34:11,353
‫شما یه دوست پسر مشترک داشتین!

569
00:34:11,527 --> 00:34:12,876
‫این عالیه!

570
00:34:13,051 --> 00:34:14,617
‫با سانتیاگو هم خوابیدم.

571
00:34:14,791 --> 00:34:17,664
‫و سلست و استل.
‫حتی با توئن و کوئنگ فم هم

572
00:34:17,838 --> 00:34:19,970
‫توی ردیف عقب یه سینما،
‫در حال دیدن «حالا، مسافر»

573
00:34:20,145 --> 00:34:22,582
‫- یه شب نفس‌گیر داشتیم.
‫- واقعاً؟

574
00:34:22,756 --> 00:34:26,020
‫یه تئاتر رپرتواره آقای مولوی.
‫فقط این جوری میشه تحملش کرد.

575
00:34:26,194 --> 00:34:28,327
‫حضور لستت مهمه،

576
00:34:28,501 --> 00:34:30,546
‫فقط نه جوری که تو فکر می‌کنی دنیل.

577
00:34:30,720 --> 00:34:33,114
‫اوه، من دیگه فکری نمی‌کنم.

578
00:34:33,288 --> 00:34:35,812
‫برام تکیلا و یکم پاپکورن بیار،

579
00:34:35,986 --> 00:34:38,250
‫بیاین کانال رو به کانال 300 و اندی عوض کنیم،

580
00:34:38,424 --> 00:34:40,861
‫یه شب یونیویژنه!

581
00:34:41,427 --> 00:34:44,427
‫چهره احمقانش رو اون بالا دیدم
‫و باید سریع یه فکری به سرم میزد.

582
00:34:44,560 --> 00:34:46,171
‫نتونستی یه اسم بگی؟

583
00:34:46,345 --> 00:34:48,042
‫بهترین دروغ‌ها کمی چاشنی حقیقت دارن.

584
00:34:48,216 --> 00:34:50,218
‫و اون تنها خون‌آشام دیگه‌ای بود که می‌شناختم.

585
00:34:51,219 --> 00:34:52,786
‫- چیزی نمیشه؟
‫- نمیشه؟

586
00:34:52,960 --> 00:34:55,093
‫آره، چیزی نمیشه. لستت چی؟

587
00:34:55,267 --> 00:34:57,617
‫اون یه نقاشی 100 و اندی ساله توی یه قابه.

588
00:34:57,791 --> 00:35:00,576
‫اون‌ها یه معبد لعنتی دارن!
‫اگه بفهمن کشتیمش چی؟

589
00:35:00,750 --> 00:35:02,796
‫- یکی از ماها باید بهشون می‌گفت.
‫- یا بهش فکر می‌کرد!

590
00:35:02,970 --> 00:35:04,841
‫خب، من همون لحظه‌ای صورتش رو توی قاب دیدم،

591
00:35:05,015 --> 00:35:07,844
‫بهش فکر کردم اما اون‌ها پنج دقیقه بعد،

592
00:35:08,018 --> 00:35:10,325
‫- دعوتمون کردن برگردیم.
‫- که بکشنمون.

593
00:35:10,499 --> 00:35:12,458
‫و بعد از این که به افکارشون هجوم بردم،

594
00:35:12,632 --> 00:35:15,200
‫نه حتی یکی، نه حتی یکیشون به چیزی

595
00:35:15,374 --> 00:35:17,550
‫حز این که می‌خوام این دو تا رو
‫لیس بزنم، فکر نکرد

596
00:35:17,724 --> 00:35:19,943
‫پس باید تا جای ممکن از استل دور بمونیم.

597
00:35:20,118 --> 00:35:21,423
‫اما اون‌ها چیزی نمی‌دونستن

598
00:35:21,597 --> 00:35:23,184
‫و به ندونستن هم ادامه میدن،

599
00:35:23,208 --> 00:35:24,881
‫تو هم اون سر شلت رو بالا می‌گیری

600
00:35:24,905 --> 00:35:26,385
‫چون می‌خوام برگردم پشت لوئی.

601
00:35:26,559 --> 00:35:28,126
‫- دیوونه شدی؟
‫- نمایش چی؟

602
00:35:28,300 --> 00:35:29,910
‫وقتی همشون به اون زن حمله کردن،

603
00:35:30,084 --> 00:35:31,999
‫و جلوی صورت احمقانشون
‫از خون خالیش کردن؟

604
00:35:32,173 --> 00:35:34,697
‫بهم بگو که بهت حس افتخار دست نداد.

605
00:35:34,871 --> 00:35:37,439
‫- بهم حس افتخار نداد.
‫- چرا، داد.

606
00:35:37,613 --> 00:35:39,224
‫پشت هم‌دردی برای اون زن،

607
00:35:39,398 --> 00:35:42,618
‫پشت ترس لو رفتن.
‫افتخار خون‌آشامی هست.

608
00:35:42,792 --> 00:35:45,708
‫اون فرانسوی‌ها عاشق خون‌آشام بودنشونن.

609
00:35:45,882 --> 00:35:47,971
‫و باعث شدن به خاطر این
‫که هیچ‌وقت همچین حسی نداشتیم،

610
00:35:48,146 --> 00:35:50,060
‫خجالت‌زده بشیم... و همین‌طور هم باید باشه!

611
00:35:50,235 --> 00:35:53,194
‫- من بر می‌گردم. بیشتر می‌خوام.
‫- اون جا امن نیست!

612
00:35:53,368 --> 00:35:56,241
‫چهارده تا خون‌آشام بیچاره‌ای
‫که توسط یه خون‌آشامی

613
00:35:56,415 --> 00:35:58,678
‫با رنگ پوستی تیره از تو، کنترل میشن؟

614
00:35:58,852 --> 00:36:03,378
‫اون جا دیگه باید از چی ترسید؟
‫به غیر از عطش خودت؟

615
00:36:03,552 --> 00:36:06,555
‫- اوه، عطشم رو حس کردی؟
‫- ارمند؟

616
00:36:06,729 --> 00:36:09,167
‫وای آره. عطش اون رو هم حس کردم.

617
00:36:09,341 --> 00:36:11,125
‫الان من می‌دونم که عشق بین دو مرد،

618
00:36:11,299 --> 00:36:14,041
‫چه حسی داره.
‫پس بابتش ممنونم.

619
00:36:15,782 --> 00:36:17,566
‫از مردمت عکس بگیر!

620
00:36:17,740 --> 00:36:19,742
‫توی نور قرمز، هر چه قدر
‫که می‌خوای بپرستشون.

621
00:36:19,916 --> 00:36:21,527
‫می‌خوام با هم‌نوع‌های خودم باشم.

622
00:36:21,701 --> 00:36:24,356
‫این رو برام خراب نکن لوئی.
‫بهش نیاز دارم.

623
00:36:24,530 --> 00:36:26,445
‫محفل روح کلادیا رو شاد کرده بود،

624
00:36:26,619 --> 00:36:29,274
‫اما دیدن نقاشی چهره لستت،
‫باعث شد بهم بریزم.

625
00:36:29,448 --> 00:36:31,450
‫من لازم داشتم از مرگش مطمئن بشم،

626
00:36:31,624 --> 00:36:33,582
‫و بعدش یادم اومد دائم از یه موسسه حقوقی

627
00:36:33,756 --> 00:36:36,019
‫در لومره، به «اسم راجت و همکاران»،

628
00:36:36,194 --> 00:36:37,934
‫به حسابش پول واریز میشد.

629
00:36:38,108 --> 00:36:39,327
‫ما دوست‌های نزدیکی بودیم.

630
00:36:39,501 --> 00:36:41,895
‫با همدیگه مشاور املاک داشتیم.

631
00:36:42,069 --> 00:36:44,332
‫یه خانه سازمانی توی خیابون رویال...

632
00:36:45,768 --> 00:36:48,684
‫تو نیو اورلینز داشتیم.
‫شاید سوابقتون بتونه ثابتشون کنه؟

633
00:36:53,515 --> 00:36:56,562
‫من و آقای لیون‌کورت،
‫به خاطر جنگ جدا شدیم.

634
00:36:56,736 --> 00:36:59,391
‫یه سری کارها توی اروپا داشتم.

635
00:37:00,261 --> 00:37:03,308
‫موقع انجامشون گذرنامه آمریکاییم رو گم کردم.

636
00:37:04,004 --> 00:37:06,049
‫من توی پروسه...

637
00:37:07,703 --> 00:37:09,792
‫عه... به خاطر پول نیومدم اینجا.

638
00:37:09,966 --> 00:37:14,580
‫اومدم این جا که بدونم
‫خبری... از اون شنیدین یا نه.

639
00:37:15,581 --> 00:37:16,756
‫اگه...

640
00:37:18,061 --> 00:37:20,281
‫اگه اون زنده باشه، و اگه همین‌طوره...

641
00:37:20,455 --> 00:37:22,127
‫از فوریه 1940،

642
00:37:22,301 --> 00:37:24,285
‫و از وقتی چندین واریزی

643
00:37:24,459 --> 00:37:27,201
‫برای یه جشنی که داشتن،
‫به حسابشون زدیم، عه...

644
00:37:27,375 --> 00:37:29,421
‫دیگه خبری از منسیر د لیون‌کورت نشنیدیم.

645
00:37:30,552 --> 00:37:32,946
‫من می‌دونم کی هستی منسیر

646
00:37:34,339 --> 00:37:36,602
‫و می‌دونم برای مشتری ما،
‫منسیر د لیون‌کورت،

647
00:37:36,776 --> 00:37:39,257
‫چه ارزش بالایی داشتین.

648
00:37:40,345 --> 00:37:41,737
‫گفتی...

649
00:37:42,738 --> 00:37:44,131
‫گفتی «داشتین.»

650
00:37:48,918 --> 00:37:50,616
‫احتمالاً اون مرده.

651
00:37:51,878 --> 00:37:53,836
‫شاید هم «خوابیده». هوم؟

652
00:37:54,576 --> 00:37:56,709
‫در حقیقت من هیچ مدرک واقعی از مرگشون ندارم،

653
00:37:56,883 --> 00:37:59,842
‫و از لحاظ قانونی سال‌هاست
‫که نمی‌تونم مرده اعلامشون کنم،

654
00:38:00,669 --> 00:38:04,369
‫اما الان که می‌بینم شما اومدین پاریس،

655
00:38:05,283 --> 00:38:08,329
‫و این که ایشون از حسابشون
‫هیچ برداشتی نکردن،

656
00:38:08,503 --> 00:38:10,984
‫باعث میشه بین خودمون،
‫مرگشون انقدر تایید بشه

657
00:38:11,158 --> 00:38:13,334
‫که این جعبه رو به شما واگذار کنم،

658
00:38:13,508 --> 00:38:16,163
‫جعبه‌ای که به همین خاطر آماده شده، عه...

659
00:38:18,165 --> 00:38:19,427
‫خب...

660
00:38:21,124 --> 00:38:23,301
‫من یه مشتری دارم
‫که تا 20 دقیقه دیگه می‌رسه.

661
00:38:25,433 --> 00:38:27,087
‫دفتر در اختیارتونه.

662
00:39:07,083 --> 00:39:08,215
‫هوم.

663
00:39:13,176 --> 00:39:15,483
‫اگه داری این رو می‌خونی،

664
00:39:16,310 --> 00:39:18,268
‫اتفاقی وحشتناک افتاده،

665
00:39:18,443 --> 00:39:22,011
‫که به معنا مرگ من نیست،
‫فقط یعنی...

666
00:39:24,144 --> 00:39:28,366
‫ما الان جفتمون توی دو دنیا متفاوت
‫زندگی می‌کنیم.

667
00:39:29,715 --> 00:39:31,934
‫زندگیت رو با گشتن به دنبال انتقام

668
00:39:32,108 --> 00:39:35,503
‫از شخص یا اشخاصی
‫که این کار رو کردن، هدر نده.

669
00:39:36,286 --> 00:39:39,028
‫بهشون رضایت شکار رو نده.

670
00:39:41,422 --> 00:39:44,251
‫بذار خیانت از درون نابودشون کنه.

671
00:39:46,122 --> 00:39:47,515
‫و تو...

672
00:39:50,039 --> 00:39:51,954
‫تو به زندگیت ادامه بده.

673
00:39:52,128 --> 00:39:54,130
‫فقط این رو بدون عزیزم،

674
00:39:54,304 --> 00:39:56,524
‫تو تنها موجودی هستی که بهش اعتماد دارم،

675
00:39:58,265 --> 00:40:01,399
‫و بیشتر و فراتر از خودم، دوستش دارم.

676
00:40:05,707 --> 00:40:07,883
‫تمام عشق من متعلق به توـه.

677
00:40:08,493 --> 00:40:10,233
‫تو نگهدارشی.

678
00:40:15,804 --> 00:40:18,546
‫از الان یه پرده‌ای پنهان،
‫پیوندمون رو تا ابد جدا می‌کنه.

679
00:40:21,070 --> 00:40:23,116
‫اما پرده‌ای نازکه...

680
00:40:25,466 --> 00:40:27,903
‫و من همیشه اون سمتم،

681
00:40:30,384 --> 00:40:33,561
‫و با انتظار بهت نگاه می‌کنم.

682
00:40:38,348 --> 00:40:40,960
از طرف ‫لستت د لیون‌کورت.

683
00:40:46,487 --> 00:40:49,272
‫لستت، لستت، لستت.

684
00:40:50,317 --> 00:40:52,319
‫عشق زندگیم، شاید هم برای شما

685
00:40:52,493 --> 00:40:54,103
‫بیشتر «عشق دوم زندگیم» باشه؟

686
00:40:54,277 --> 00:40:57,411
‫خاطره‌ای که لوئی باهات به اشتراک گذاشت،
‫خاطره‌ای دردناک بود.

687
00:40:57,585 --> 00:40:59,544
‫چه قدر راحت... قادری

688
00:40:59,718 --> 00:41:01,937
‫که با دردش شوخی کنی.
‫چه روانپا.

689
00:41:02,111 --> 00:41:04,549
‫شوخی بود. شوخی بود.
‫تو آمادش کن.

690
00:41:04,723 --> 00:41:06,420
‫آلیس ترم سومه.

691
00:41:06,594 --> 00:41:08,291
توی نبش رو پلتین و سروندونی

692
00:41:08,466 --> 00:41:11,120
- روی آدمس پا میذاره.
- اون ترفند قدیمی.

693
00:41:11,294 --> 00:41:13,601
‫مجبورت می‌کنه برای کندش،
‫از کارت اعتباریت استفاده کنی.

694
00:41:13,775 --> 00:41:16,101
‫این کارت اعتباریم نیست.
‫من اعتباری ندارم. کارت کتاب‌خونه‌ـست.

695
00:41:16,125 --> 00:41:18,606
‫اون لباس بنفش کوتاهی
‫که دوست داشتی، تنش بود.

696
00:41:18,780 --> 00:41:21,304
‫از جوری که باهاش قدم میزد، خوشم اومد.
‫خیلی با اعتماد به نفس بود.

697
00:41:21,479 --> 00:41:23,959
‫وقتی توی پاریس دست‌هاش رو می‌گرفتی،
‫بیشتر احساس آزادی می‌کردی. واقعاً چرا؟

698
00:41:24,133 --> 00:41:27,310
‫به در گاراژ ضربه بزن لوئی.
‫هر کاری می‌خوای بکن، لذت ببر!

699
00:41:27,485 --> 00:41:30,966
‫کلی زحمت کشیدی که دقیقاً
‫میز رو ببری اون کنج

700
00:41:31,140 --> 00:41:32,402
‫که بتونی رینگ رو بر پا کنی.

701
00:41:32,577 --> 00:41:34,056
‫رینگ! آره، این خوبه.

702
00:41:34,230 --> 00:41:35,686
‫درست در لحظه درست برای غافلگیر کردنش...

703
00:41:35,710 --> 00:41:38,060
‫- همین کار رو هم کردم.
‫- و وقتی بالاخره ازش خواستی

704
00:41:38,234 --> 00:41:40,759
‫که باهات ازدواج کنه، چه جوابی داد؟

705
00:41:45,677 --> 00:41:48,593
‫موقع مدرسه راهنمایی
‫مجله‌های پلی‌بوی پدرت رو می‌دزدیدی.

706
00:41:48,767 --> 00:41:50,943
‫- و موقع زنگ تفریح می‌فروختیشون.
‫- دنی.

707
00:41:51,117 --> 00:41:53,772
‫برای بار سوم می‌پرسم.

708
00:41:53,946 --> 00:41:59,255
‫وقتی از آلیس خواستی که باهات
‫ازدواج کنه، چی بهت گفت؟

709
00:41:59,429 --> 00:42:01,301
‫لوئی، احتمالاً ما نباید...

710
00:42:01,475 --> 00:42:02,955
‫گفت نه.

711
00:42:11,964 --> 00:42:15,358
‫می‌خواست که جواب مثبت بده،
‫اما بهت اعتماد نداشت.

712
00:42:15,533 --> 00:42:17,578
‫تو هم بهش دلیلی برای اعتماد نداده بودی.

713
00:42:17,752 --> 00:42:20,799
‫دوست داری بدونی
‫که الان راجع بهت چه فکری می‌کنه؟

714
00:42:20,973 --> 00:42:24,150
‫البته اگه الان بهت فکر کنه.
‫می‌تونیم این کار رو هم کنیم.

715
00:42:24,846 --> 00:42:27,283
‫یا این که می‌تونیم برگردیم سر مصاحبه.

716
00:42:27,457 --> 00:42:31,244
‫البته اگه حاضری سوالاتت رو بپرسی
‫و بعد به پاسخ گوش بدی،

717
00:42:32,462 --> 00:42:34,247
‫و کارت رو انجام بدی.

718
00:42:35,117 --> 00:42:36,423
‫باشه.

719
00:42:37,903 --> 00:42:39,165
‫خوبه.

720
00:42:40,209 --> 00:42:41,559
‫خب...

721
00:42:42,647 --> 00:42:44,387
‫سوالت.

722
00:42:44,562 --> 00:42:45,563
‫عه...

723
00:42:49,436 --> 00:42:52,570
‫بعدش چی شد؟

724
00:42:52,744 --> 00:42:54,659
‫برای شکار دعوتمون کردن.

725
00:42:54,833 --> 00:42:57,836
‫کلادیا به مدت یه ماه بود
‫که به اجراها می‌رفت

726
00:42:58,010 --> 00:43:01,143
‫و محفل حس کرده بود
‫که اون خلوص نیتش رو ثابت کرده.

727
00:43:01,317 --> 00:43:03,058
‫وقتی سانتیاگو داشت

728
00:43:03,232 --> 00:43:05,495
‫توی نقشش خیلی غلو می‌کرد،
‫من یه چرتی زدم.

729
00:43:05,670 --> 00:43:08,237
‫ظاهراً این باعث شد که برای شخصیت اصلی،

730
00:43:08,411 --> 00:43:10,283
‫غیر قابل قبول واقع بشم.

731
00:43:20,075 --> 00:43:22,208
‫ما با پیروی از رهبر،
‫نمایش رو اجرا می‌کنیم.

732
00:43:22,861 --> 00:43:25,341
‫موجودی خزنده با چندین سر،

733
00:43:25,515 --> 00:43:28,649
‫که به قصد بلعیدن دور میدون می‌چرخه.

734
00:43:29,563 --> 00:43:32,435
‫منتظره که میتر تماس بگیره.

735
00:43:32,610 --> 00:43:34,046
‫وقتی قربانیتون رو با هم سهیم میشین،

736
00:43:34,220 --> 00:43:36,570
‫مثل اون‌ها که هر شب این کار رو
‫روی صحنه انجام می‌دادن،

737
00:43:36,744 --> 00:43:42,271
‫فقط یه مزه خالیه،
‫مثل یه اموز بوش.
‫(نوعی خوراکی)

738
00:43:46,101 --> 00:43:47,625
‫وقتی گله‌ای سفر می‌کنین،

739
00:43:47,799 --> 00:43:49,583
‫دچار گرسنگی دسته جمعی میشین.

740
00:43:49,757 --> 00:43:52,891
‫هر چه قدر مسیر طولانی‌تر بشه،
‫عطشش هم شدیدتر میشه.

741
00:43:53,065 --> 00:43:56,764
توی با خانواده پریسین توی پاریسم!

742
00:44:11,170 --> 00:44:13,781
‫الز! الز! الز!

743
00:44:27,403 --> 00:44:29,623
‫دوربینت رو بذار کنار دوست آمریکایی من.

744
00:44:29,797 --> 00:44:31,494
‫یکی از ما باش.

745
00:44:31,669 --> 00:44:33,540
‫دارین ما رو کجا می‌برین؟

746
00:44:33,714 --> 00:44:35,977
‫تا جایی که بنزینمون همراهی می‌کنه، میریم.

747
00:44:41,940 --> 00:44:45,552
‫قلب‌های گرسنه‌ای که با همدیگه می‌تپیدن.

748
00:44:45,726 --> 00:44:49,382
‫حیوان گرسنه‌ای که غذاش حرکت می‌کنه!

749
00:44:56,389 --> 00:44:59,261
‫موقعیت خانواده د لاکرویکس.

750
00:44:59,435 --> 00:45:01,916
‫در حالی که افرادشون برای
‫گرفتن کوپن می‌رفتن،

751
00:45:02,090 --> 00:45:05,180
‫اون‌ها با فریب بازارهای سیاه، می‌ترکوندن.

752
00:45:05,182 --> 00:45:06,482
شماها. کی هستین؟

753
00:45:06,557 --> 00:45:09,057
دورهمی دوستان و همکارانه.

754
00:45:09,341 --> 00:45:11,041
شما مجور ندارین.

755
00:45:11,056 --> 00:45:12,884
‫سانتیاگو.

756
00:45:14,837 --> 00:45:16,937
ما به مجور نیاز نداریم.

757
00:45:17,004 --> 00:45:18,137
ما حاکم اینجاییم.

758
00:45:19,238 --> 00:45:20,979
‫عشقم، ترتیب رو بهمون بده، میشه؟

759
00:45:24,678 --> 00:45:28,160
‫چهارده اتاق. نوزده مهمان با میزبان‌هاشون.

760
00:45:28,334 --> 00:45:30,249
‫سیزده مرد و هشت زن.

761
00:45:30,423 --> 00:45:33,165
‫و... اوه!

762
00:45:33,905 --> 00:45:36,821
‫اسلحه‌های گرم کمی هم
‫توی سالن کتاب‌خونه بود.

763
00:45:38,866 --> 00:45:41,564
‫- برین کیف کنین.
‫- هوم!

764
00:45:42,478 --> 00:45:43,915
‫تو میای؟

765
00:45:44,089 --> 00:45:46,569
‫قبل از نمایش خوردم. من...

766
00:45:56,971 --> 00:45:59,234
‫فهمیدم مخلفاتی به رژیمت اضافه کردی.

767
00:46:00,366 --> 00:46:02,542
‫من هر چند شب از انسان‌ها تغذیه می‌کنم.

768
00:46:02,716 --> 00:46:04,022
‫روش من این طوره.

769
00:46:04,196 --> 00:46:06,067
‫تو نمیری...؟

770
00:46:06,241 --> 00:46:08,417
‫من الان جاییم که از ته دل می‌خواستم باشم.

771
00:46:12,944 --> 00:46:14,641
‫- شب خوبی بود.
‫- هوم.

772
00:46:14,815 --> 00:46:16,251
‫خیلی خوب بود.

773
00:46:21,474 --> 00:46:23,041
‫مراقب خودت باش.

774
00:46:23,215 --> 00:46:25,173
‫مرسی.

775
00:46:25,783 --> 00:46:27,872
‫از جوری که خودداری می‌کنی، خوشم میاد.

776
00:46:28,046 --> 00:46:30,744
‫مطمئن نیستم همین باشه.
‫شاید هم محتاطم.

777
00:46:30,918 --> 00:46:32,572
‫جذابه.

778
00:46:32,746 --> 00:46:34,356
‫روش تمرین شده.

779
00:46:34,530 --> 00:46:37,316
‫ناگهانی می‌بینم که دارم
‫فکر می‌کنم: «اون داخل چیه؟»

780
00:46:38,665 --> 00:46:40,667
‫داشتم همین فکر رو هم
‫راجع به تو می‌کردم.

781
00:46:42,277 --> 00:46:44,062
‫جدیداً زیاد بهت فکر می‌کنم.

782
00:46:48,327 --> 00:46:49,589
فریبنده بود.

783
00:46:49,763 --> 00:46:51,199
‫اون چیه؟

784
00:46:51,373 --> 00:46:52,722
‫ماییم.

785
00:46:52,897 --> 00:46:54,768
‫- آره! قول میدم، آره!
‫- هوم.

786
00:46:55,595 --> 00:46:57,510
‫زندگی توی محفل می‌تونه...

787
00:46:58,250 --> 00:47:00,339
‫سطح‌های جدیدی از پیچیدگی...

788
00:47:01,601 --> 00:47:03,081
‫می‌تونه سخت باشه.

789
00:47:07,433 --> 00:47:08,782
‫آره!

790
00:47:09,565 --> 00:47:12,873
‫- کلادیا تو، آدم خاصیه.
‫- یه جرقه تو دل تاریکیه.

791
00:47:13,047 --> 00:47:15,833
‫حیف که انقدر زود تبدیل شد.

792
00:47:16,007 --> 00:47:18,618
‫تصور کن توی بدنی می‌بود
‫که بتونه با ذهنش برابری کنه..

793
00:47:18,792 --> 00:47:20,533
‫تونست سپری کنه.

794
00:47:21,403 --> 00:47:23,318
‫و مخصوصاً توی جلوگیری از افکارش،
خیلی ماهره.

795
00:47:24,711 --> 00:47:26,321
‫تو باید بیشتر روی این کار کنی.

796
00:47:26,495 --> 00:47:27,670
‫مرسی!

797
00:47:28,715 --> 00:47:30,630
‫می‌تونم کمک کنم
‫که این مهارتت رو تقویت کنی.

798
00:47:32,371 --> 00:47:33,938
‫واقعاً؟

799
00:47:34,112 --> 00:47:36,201
‫- عالی میشه.
‫- خوبه.

800
00:47:36,766 --> 00:47:38,812
‫چون وقتی که اسم لستت آورده شد،

801
00:47:38,986 --> 00:47:40,945
‫احساس وحشت رو در تو حس کردم.

802
00:47:41,946 --> 00:47:43,034
‫کی؟

803
00:47:44,296 --> 00:47:46,341
‫دوست آمریکایی عزیزم،

804
00:47:46,515 --> 00:47:49,040
‫که زیاد بهم فکر می‌کنی...

805
00:47:49,214 --> 00:47:52,391
‫که از وقتی که بهت نگاه کردم،
‫ذهنم رو تحت سلطه گرفتی...

806
00:47:53,609 --> 00:47:55,089
‫این کار رو نکن.

807
00:47:56,264 --> 00:47:59,224
‫من جزئیات آشناییت باهاش رو نمی‌دونم.

808
00:47:59,398 --> 00:48:00,834
‫هر موقع آماده بودی، می‌تونی بهم بگی.

809
00:48:01,008 --> 00:48:04,011
‫اما بعضی از اعضا محفل
‫وقتی که بهشون دروغ گفته میشه،

810
00:48:04,185 --> 00:48:07,841
‫می‌تونن خیلی بی‌ثبات و بی گذشت باشن.

811
00:48:09,321 --> 00:48:11,889
‫اگه دوباره اسمش رو شنیدی،
‫صدای ذهنت رو خفه کن.

812
00:48:13,412 --> 00:48:15,153
‫و همچنین دوست من،

813
00:48:15,327 --> 00:48:19,766
‫پیشنهاد می‌کنم که دیگه
‫به راجت، آبرت و همکاران سر نزنی.

814
00:48:21,202 --> 00:48:24,379
‫همچین پرس و جویی می‌تونه
‫دردسرهای زیادی درست کنه.

815
00:48:25,250 --> 00:48:27,078
‫به حرفت گوش میدم میتر.

816
00:48:28,296 --> 00:48:29,689
‫اسمم ارمنده.

817
00:48:30,733 --> 00:48:32,605
‫«میتر» به عزیز محفل میگن.

818
00:48:32,779 --> 00:48:34,179
‫بجنبین مردم، بجنبین!

819
00:48:34,302 --> 00:48:35,477
‫ارمند برای شما.

820
00:48:36,565 --> 00:48:38,828
‫یه زندش رو برای برنامه فردا گرفتم.

821
00:48:39,003 --> 00:48:41,657
‫- پیپ وحشیه.
‫- اوه لوئی! حالا می‌بینم!

822
00:48:41,831 --> 00:48:43,572
‫اینجا متفاوته!
‫دوستش دارم!

823
00:48:43,746 --> 00:48:45,681
‫دیگه نمی‌خوام تنها شکار کنم!
‫نمی‌خوام هیچ‌وقت اینجا رو ترک کنم!

824
00:48:45,705 --> 00:48:49,187
‫همتون رو دوست دارم!
‫عاشق خون‌آشام بودنم!

825
00:48:49,361 --> 00:48:50,710
‫انگلیسی حرف بزنین!

826
00:48:50,884 --> 00:48:52,494
‫من عاشق همه و همه‌چیز

827
00:48:52,668 --> 00:48:54,932
‫در خود خود همین لحظه‌ام!

828
00:48:58,668 --> 00:49:07,568
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

829
00:49:16,605 --> 00:49:18,216
‫قبل از این که ببینمش،
‫حضورش رو حس کردم.

830
00:49:20,914 --> 00:49:22,437
‫و اون اومد.

831
00:49:22,611 --> 00:49:24,918
‫ممکنه الان بهمون خوش بگذره،

832
00:49:25,092 --> 00:49:27,442
‫ولی اگه بفمن بهشون دروغ گفتیم، خطرناک میشه.

833
00:49:27,616 --> 00:49:29,575
‫چه کاری می‌تونین کنین
‫که مرگ رو قبول کنن؟

834
00:49:29,749 --> 00:49:32,360
‫تغییر کبیر. واقعیه.

835
00:49:32,534 --> 00:49:35,668
‫اه! گور بابات!

836
00:49:35,842 --> 00:49:37,670
‫تا کی می‌خوای بازی کنیم لوئی؟

837
00:49:49,290 --> 00:49:51,379
‫«می‌دونی مرگ عاشقت بشه یعنی چی؟»

838
00:49:51,553 --> 00:49:53,294
‫چیزیه که...

839
00:49:53,468 --> 00:49:54,992
‫دیگه دردی در کار نیست.

840
00:49:55,166 --> 00:50:00,171
‫سانتیاگو وقتی داره قربانی‌هاش رو

841
00:50:00,345 --> 00:50:02,782
‫به سمت مرگ می‌کشونه،
‫بهشون میگه.

842
00:50:09,354 --> 00:50:10,790
‫خب یه دفعه رسیدیم پاریس،

843
00:50:10,964 --> 00:50:13,923
‫و ما توی یه پاریس بعد از جنگ هیجان‌انگیزیم.

844
00:50:14,098 --> 00:50:16,317
‫یه سری تفکرات خردمندانه داشت

845
00:50:16,491 --> 00:50:19,799
‫با اشتیاق کل شهر رو فرا می‌گرفت.

846
00:50:19,973 --> 00:50:24,195
‫پاریس تمام چیزیه
‫که کلادیا منتظرش بود.

847
00:50:24,369 --> 00:50:26,806
‫من عاشق باگت گذاشتنم،

848
00:50:26,980 --> 00:50:30,375
‫و لوئی، این شال گردن کوچک رو میذاره

849
00:50:30,549 --> 00:50:33,813
‫چون تصورش از لباس پوشیدن
‫مردم فرانسوی اینه.

850
00:50:33,987 --> 00:50:35,902
‫من خون‌آشام ساکت شبم

851
00:50:36,076 --> 00:50:37,817
‫که از اون ور آب اومدم.

852
00:50:37,991 --> 00:50:39,471
‫فکر نمی‌کنم که لوئی واقعاً داره

853
00:50:39,645 --> 00:50:41,125
‫نقش داشتن عقیده‌های یه گردشگر آمریکایی رو
‫بازی می‌کنه.

854
00:50:41,255 --> 00:50:43,083
‫فکر می‌کنم اون واقعاً همینه.
‫اون داره زندگیش می‌کنه.

855
00:50:43,257 --> 00:50:45,738
‫اون خود عقاید یه گردشگر آمریکاییه.

856
00:50:45,912 --> 00:50:47,696
‫چی می‌خوای؟

857
00:50:47,870 --> 00:50:51,048
‫چه طور می‌خوای به اون جا برسی؟

858
00:50:51,222 --> 00:50:53,137
‫اون جا به مقداری سرخوشی،

859
00:50:53,311 --> 00:50:55,071
‫و به مقداری خوش‌حالی براشون
‫وجود داره که تا حالا نداشتن.

860
00:50:55,182 --> 00:50:57,445
‫و قطعاً هم بعد لستت دیگه ذره‌ای تجربش نکردن.

861
00:50:57,619 --> 00:51:00,753
‫بهترین صندلی‌هامون.

862
00:51:00,927 --> 00:51:03,364
‫و بعد با این خون‌آشام‌ها ملاقات می‌کنن.

863
00:51:03,538 --> 00:51:05,018
‫و این واقعاً خود مسئله‌ایه

864
00:51:05,192 --> 00:51:07,238
‫که کلادیا به شدت دنبالش می‌گشت.

865
00:51:07,412 --> 00:51:10,197
‫و سر شخصیت آرمند، ما یه کسی داریم

866
00:51:10,371 --> 00:51:12,025
‫که واقعاً نسبت به لوئی کنجکاو شده.

867
00:51:12,199 --> 00:51:16,290
‫به همین دلیل جفتشون رو ابرها سیر می‌کنن.

868
00:51:16,464 --> 00:51:18,597
‫وقتی به تئاتر میرن و با محفل آشنا میشن،

869
00:51:18,771 --> 00:51:20,033
‫شما می‌فهمین

870
00:51:20,207 --> 00:51:22,122
‫که کلادیا کسی که به ارتباط نیاز داره.

871
00:51:22,296 --> 00:51:25,430
‫لوئی کسیه که نیاز داره بدونه
‫که یه جامعه‌ای وجود داره،

872
00:51:25,604 --> 00:51:26,735
‫اما نیاز داره ازش دور باشه،

873
00:51:26,909 --> 00:51:27,909
‫خیلی هم دور باشه.

874
00:51:33,873 --> 00:51:39,096
‫به «تغییر دلایل» خوش اومدین.

875
00:51:39,270 --> 00:51:43,578
‫چیزی که باعث شد از پراگ
‫برای موقعیت فیلمبرداری پاریس استفاده کنیم،

876
00:51:43,752 --> 00:51:45,841
‫خود ظاهر پراگ،

877
00:51:46,015 --> 00:51:48,037
‫که یکی از زیباترین شهرهای دنیاست

878
00:51:48,061 --> 00:51:50,716
‫و می‌تونه از خیلی لحاظ‌ها
‫پاریس رو به نمایش بذاره، نبود.

879
00:51:50,890 --> 00:51:53,719
‫به خاطر اون کارخونه بزرگی بود

880
00:51:53,893 --> 00:51:57,810
‫که رفتیم توش تا دنبال
‫تئاتر خون‌آشام‌ها بگردیم.

881
00:51:57,984 --> 00:51:59,638
‫آمریکایی‌ها اومدن اینجا.

882
00:51:59,812 --> 00:52:02,815
‫و تقریباً فوراً، جرقه‌ای

883
00:52:02,989 --> 00:52:05,034
‫در چشمان مارلا لپره‌اشلوپ دیدم،

884
00:52:05,209 --> 00:52:08,255
‫و با طراحان تولید به خودمون گفتیم:
‫«خیلی خب، رسیدیم خونه.»

885
00:52:08,429 --> 00:52:10,475
‫اینجا جایی بود که نیاز بود بریم.

886
00:52:10,649 --> 00:52:12,433
‫واقعاً دیدنیه.

887
00:52:12,607 --> 00:52:14,957
‫این یه دلیل کلیدی بود
‫که ما به پراگ اومدیم،

888
00:52:15,132 --> 00:52:17,351
‫که به این موقعیت بیاین و بفهمیم

889
00:52:17,525 --> 00:52:20,354
‫که فصل دو قراره چه قدر حیاتی باشه.

890
00:52:20,528 --> 00:52:23,531
‫چشم انداز کار کردن روی یک سریال تلویزیونی

891
00:52:23,705 --> 00:52:25,272
‫که توش یه شرکت تئاتر وجود داره،

892
00:52:25,446 --> 00:52:28,057
‫انقدر هیجان انگیز بود
‫که بی وجه نمیشد رد کرد،

893
00:52:28,232 --> 00:52:31,844
‫ما می‌خواستیم یه رهبر هیجان انگیز
‫به اسم سانتیاگو داشته باشیم.

894
00:52:32,018 --> 00:52:33,672
‫برای همین بن دنیلز کبیر رو آوردیم.

895
00:52:33,846 --> 00:52:37,545
‫ما در تیاترا د ومپیره،

896
00:52:37,719 --> 00:52:40,592
‫درون روح انسان رو موشکافی می‌کنیم،

897
00:52:40,766 --> 00:52:42,135
‫سانتیاگو و کل محفل...

898
00:52:42,159 --> 00:52:44,248
‫مثل یه نفس تازه می‌‌مونن.

899
00:52:44,422 --> 00:52:47,555
‫انگار یه نیرو خبیث جدیدی
‫به سریال اضافه شده.

900
00:52:47,729 --> 00:52:50,210
‫این چیزیه که کلادیا منتظرش بود.

901
00:52:50,384 --> 00:52:52,995
‫و رویایی از داشتن یه خانواده با اعضا محفل

902
00:52:53,170 --> 00:52:54,823
‫و بهترین زندگی با خوردن مردم رو میدید

903
00:52:56,869 --> 00:53:00,481
‫سانتیاگو قطعاً تئاتری‌ترین شخصیه

904
00:53:00,655 --> 00:53:02,831
‫که توی تئاتر خون‌آشام‌ها وجود داره.

905
00:53:03,005 --> 00:53:06,008
‫تمام چیزهایی که قراره ببینید...

906
00:53:06,183 --> 00:53:07,421
‫اون فکر می‌کنه که لارنس الیویره.

907
00:53:07,445 --> 00:53:08,707
‫واقعین.

908
00:53:08,881 --> 00:53:10,081
‫اما اون خیره کننده،

909
00:53:10,143 --> 00:53:11,710
‫و همین‌طور جذابه!

910
00:53:11,884 --> 00:53:13,668
‫و رقت‌انگیزین!

911
00:53:13,842 --> 00:53:15,409
‫و تماشاگران عاشقشن.

912
00:53:15,583 --> 00:53:18,282
‫به خاطرش دوستون دارم.

913
00:53:18,456 --> 00:53:20,284
‫و کلادیا فوراً عاشق چیزیه

914
00:53:20,458 --> 00:53:22,349
‫که اون ارائه میده شد
‫و می‌خواد بخشی ازت باشه.

915
00:53:24,549 --> 00:53:26,246
‫نه نه نه نه.

916
00:53:26,420 --> 00:53:27,682
‫بذار صحبت کنه جناب.

917
00:53:32,209 --> 00:53:35,299
‫دوست دارم در کنارش،
‫به این اشاره کنم،

918
00:53:35,473 --> 00:53:38,780
‫زنی که نقش انیکا، قربانی اولی
‫که می‌بینیم رو بازی می‌کنه،

919
00:53:38,954 --> 00:53:42,306
‫در واقع دستیار کارگردانمونه.

920
00:53:42,480 --> 00:53:44,917
‫فهمیدیم که اون یه بازیگره،
‫اون هم یه بازیگر خوب،

921
00:53:45,091 --> 00:53:46,527
و بازیگری حرفه‌ایه.

922
00:53:49,748 --> 00:53:51,315
‫سیند، کسی که نقش زن رو بازی کرد،

923
00:53:51,489 --> 00:53:54,448
‫کارش توی ترسیدن خیلی خیلی خوب بود.

924
00:53:54,622 --> 00:53:57,234
‫و خیلی دیدنش ناراحت‌کننده بود
‫چون انگار تمام وجود اون

925
00:53:57,408 --> 00:53:59,105
‫در تمام عمرش، در اون حضور داشت.

926
00:53:59,279 --> 00:54:01,716
‫اما کلادیا، اون کاملاً این شکلی بود:

927
00:54:01,890 --> 00:54:03,544
‫«پله‌های صحنه کجاست؟

928
00:54:03,718 --> 00:54:04,998
‫من رو همین الان ببرین بالای صحنه.»

929
00:54:05,154 --> 00:54:06,808
‫بالا.

930
00:54:06,982 --> 00:54:08,854
‫کار کردن همراه تیم تولید

931
00:54:09,028 --> 00:54:11,900
‫با کسی که یه دفعه‌ای

932
00:54:12,074 --> 00:54:15,730
‫روی صحنه توسط سانتیاگو، و بعد

933
00:54:15,904 --> 00:54:17,602
‫تمام شرکت خورده میشه، خیلی باحال بود.

934
00:54:17,776 --> 00:54:20,039
‫خیلی بی‌رحمانه و زیبا،

935
00:54:20,213 --> 00:54:23,390
‫و خیلی نمایشی و هوشمندانه بود.

936
00:54:30,658 --> 00:54:31,964
‫آفرین!

937
00:54:34,488 --> 00:54:37,012
‫الان دیگه... 14 تا خون‌آشام توی سریالن.

938
00:54:37,186 --> 00:54:40,886
‫و من این طوری بودم: «وای، این دیگه سخته.

939
00:54:41,060 --> 00:54:43,062
‫انگار کلا یه چیز جدیده.»

940
00:54:43,236 --> 00:54:44,756
‫و اون‌ها از قبل روابطشون رو دارن،

941
00:54:44,890 --> 00:54:46,370
‫و باهم تمرین می‌کردن

942
00:54:46,544 --> 00:54:48,304
‫و اون‌ها...
‫از این نمایش‌ها فیلمبرداری می‌کردن.

943
00:54:48,415 --> 00:54:51,418
‫برای خود من شخص خیلی کمک کننده بود

944
00:54:51,592 --> 00:54:53,681
‫که وارد این دنیای خون‌آشام‌ها بشیم.

945
00:54:53,855 --> 00:54:56,031
‫انگار... با چیزی که توی فصل یک نشون دادیم،

946
00:54:56,205 --> 00:54:58,120
‫متفاوت بود و آشنا به نظر نمی‌رسید،

947
00:54:58,295 --> 00:55:00,732
‫ولی در کنارش... خیلی گروه،

948
00:55:00,906 --> 00:55:03,778
‫دوست داشتنی و باحالین.

949
00:55:03,952 --> 00:55:06,694
‫الان ازت می‌پرسن...
‫ارزش انتظار رو داشت؟

950
00:55:15,616 --> 00:55:19,577
‫مولوی بالاخره داره سر این مسئله

951
00:55:19,751 --> 00:55:23,668
‫که چه طور با این حقیقت
‫که به جای یکی،

952
00:55:23,842 --> 00:55:26,235
‫دو خون‌‌آشام وجود داره کنار میاد.

953
00:55:26,410 --> 00:55:28,107
‫شما دو تا قراره توی تمام جلسه،

954
00:55:28,281 --> 00:55:29,911
‫جملات همدیگه رو کامل کنین؟

955
00:55:29,935 --> 00:55:32,677
‫به مدت 77 ساله
‫که ما با همیم دنیل.

956
00:55:32,851 --> 00:55:35,897
‫نکته باحال این بود که فهمیدیم

957
00:55:36,071 --> 00:55:38,813
‫در طول کل فصل یک

958
00:55:38,987 --> 00:55:41,903
‫رشید فقط توی پس‌زمینه می‌چرخید.

959
00:55:42,077 --> 00:55:43,688
خیلی دست دست می‌کنی رشید.

960
00:55:43,862 --> 00:55:45,864
‫برای من دیدن... کارهای کوچکی که اسد

961
00:55:46,038 --> 00:55:49,171
‫توی فصل یک در نقش رشید می‌کرد،
‫یعنی جاهایی

962
00:55:49,346 --> 00:55:51,043
‫که میشد زیرش ببینینش، لذت بخش بود.

963
00:55:51,217 --> 00:55:53,306
‫فکر می‌کنین وقتی کتاب منتشر بشه،

964
00:55:53,480 --> 00:55:55,047
‫چه اتفاقی برای آقای دو لاک میوفته؟

965
00:55:55,221 --> 00:55:57,919
‫عاشق کار کردن با اسدم.

966
00:55:58,093 --> 00:56:01,096
‫اون خیلی پرشوره
‫و بازی کردن مقابلش فوق‌العاده‌ـست.

967
00:56:01,270 --> 00:56:02,881
‫خیلی کیف میده.

968
00:56:03,055 --> 00:56:04,970
‫می‌خواست که جواب مثبت بده،

969
00:56:05,144 --> 00:56:06,580
‫اما بهت اعتماد نداشت.

970
00:56:06,754 --> 00:56:08,713
‫تو هم بهش دلیلی برای اعتماد نداده بودی.

971
00:56:08,887 --> 00:56:10,517
‫تقصیر مولوی نیست که اومده اینجا.

972
00:56:10,541 --> 00:56:12,630
‫لوئی اون رو آورد.

973
00:56:12,804 --> 00:56:15,633
‫اما حالا که اینجاست و کنکجاوی می‌کنه،

974
00:56:15,807 --> 00:56:17,809
‫ارمند باید از رابطه و گذشتشون

975
00:56:17,983 --> 00:56:19,811
‫محافظت کنه.

976
00:56:19,985 --> 00:56:22,857
‫البته اگه حاضری سوالاتت رو بپرسی
‫و بعد به پاسخ گوش بدی.

977
00:56:23,031 --> 00:56:25,773
تبدیل به نبرد تیزهوشی میشه..

978
00:56:25,947 --> 00:56:27,122
‫بعدش چه اتفاقی افتاد؟

979
00:56:33,520 --> 00:56:36,393
‫و ما یه صحنه معرکه‌ای در رو به رو داریم...

980
00:56:36,567 --> 00:56:38,087
‫همیشه «عمارت قتل» خطابش کردیم.

981
00:56:38,133 --> 00:56:41,136
‫دقیقاً چیزی که ما می‌بینیمش رو
‫توصیف می‌کنه.

982
00:56:41,310 --> 00:56:44,270
‫اون‌ها رسید، سپس لوئی و آرمند

983
00:56:44,444 --> 00:56:45,750
‫لاس محشری با همذیگه میزنن.

984
00:56:45,924 --> 00:56:48,840
‫- برین کیف کنین.
‫- هوم.

985
00:56:49,014 --> 00:56:51,886
‫ممکنه یکی از بهترین روزهای زندگیم بوده باشه.

986
00:56:52,060 --> 00:56:54,715
‫اون... اون... صادقانه،

987
00:56:54,889 --> 00:56:56,151
انگار آدم بزرگ‌ها داشتن بازی می‌کردن.

988
00:56:56,325 --> 00:56:57,370
‫داری میای؟

989
00:56:57,544 --> 00:57:00,504
قبل از نمایش خوردم.

990
00:57:00,678 --> 00:57:02,375
‫از چیزی که توی مسیر لون در این

991
00:57:02,549 --> 00:57:04,682
‫واقعا خوشم اومد موقعیه که به عمارت می‌رسیم،

992
00:57:04,856 --> 00:57:07,772
‫این طوری بود: «شما خون‌آشامین.
‫برین کیف کنین.

993
00:57:07,946 --> 00:57:09,817
‫خون‌آشام باشین.»

994
00:57:09,991 --> 00:57:12,472
‫هرج و مرج در پس زمینه

995
00:57:12,646 --> 00:57:16,476
و عشق تلخ قدیمی
که در پیش زمینه اتفاق میوفته.

996
00:57:16,650 --> 00:57:18,652
‫کلادیا تو، آدم خاصیه.

997
00:57:18,826 --> 00:57:20,132
‫یه جرقه تو دل تاریکیه.

998
00:57:20,306 --> 00:57:22,047
‫چیزی که بیشتر

999
00:57:22,221 --> 00:57:24,136
‫راجع به فیلمبرداری صحنه عمارت مرگ یادمه

1000
00:57:24,310 --> 00:57:26,791
‫این بود...

1001
00:57:26,965 --> 00:57:29,663
‫«اه! اه!»

1002
00:57:29,837 --> 00:57:31,598
‫فقط... کل اتفاقات دیوونه‌واری
‫که داشت پشتش میوفتاد.

1003
00:57:31,622 --> 00:57:33,319
‫تو باید بیشتر روی این کار کنی.

1004
00:57:33,493 --> 00:57:36,278
‫و هر دفعه که یه چیزی خرد میشد یا می‌ترکید،

1005
00:57:36,453 --> 00:57:38,890
من هی فقط... هل می‌شدم و بدنم می‌پرید.

1006
00:57:39,064 --> 00:57:40,805
‫نمیری تو؟

1007
00:57:40,979 --> 00:57:42,589
‫من الان جاییم که از ته دل می‌خواستم باشم.

1008
00:57:42,763 --> 00:57:44,069
‫اما یه جوری،

1009
00:57:44,243 --> 00:57:45,462
‫اسد تونست...

1010
00:57:45,636 --> 00:57:48,813
خیلی متمرکز بمونه از جا نپره.

1011
00:57:48,837 --> 00:58:08,837
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

