﻿1
00:00:25,693 --> 00:00:28,562
"لویی" و "کلادیا"
تئاتر خون آشام

2
00:00:28,786 --> 00:00:29,039
[آنچه گذشت]

3
00:00:29,163 --> 00:00:30,398
بقیه کسانی که اونجا بودن چی؟

4
00:00:30,531 --> 00:00:32,133
مشتاق بودند تا تعدادشون رو زیاد کنند

5
00:00:32,266 --> 00:00:33,634
تغییر بزرگ

6
00:00:33,767 --> 00:00:34,968
چیزی که قراره ببینید

7
00:00:35,136 --> 00:00:36,670
برای شما، یک تخطی است

8
00:00:36,804 --> 00:00:38,139
شما شگفت انگیز بودین

9
00:00:38,272 --> 00:00:40,040
- خالقت کیه؟
- اسمش "بروس" بود

10
00:00:40,174 --> 00:00:41,675
ما خیلی در موردش حرف نمیزنیم

11
00:00:41,809 --> 00:00:43,244
اون مرد خوشتیپ روی دیوار کیه؟

12
00:00:43,444 --> 00:00:45,513
بنیان گذار ما "لستات د لیونکو"

13
00:00:45,646 --> 00:00:47,981
یعنی تو "لستات" رو قبل از اون میشناختی

14
00:00:48,116 --> 00:00:50,050
اره، "ارماند" "لستات" رو میشناخت

15
00:00:50,184 --> 00:00:51,585
شما هردوتون با "لستات" سکس کردین

16
00:00:51,719 --> 00:00:52,986
اگه اونها بفهمن ما کشتیمش چی؟

17
00:00:53,121 --> 00:00:55,323
- من میخوام برگردم
- اونجا امن نیست

18
00:00:55,456 --> 00:00:57,191
باور دارم که مقداری دلهره حس کردم

19
00:00:57,325 --> 00:00:59,493
وقتی اسم "لستات" به میان آمد

20
00:00:59,660 --> 00:01:01,562
- کی؟
- ما میتونیم برگردیم سراغ مصاحبه

21
00:01:01,695 --> 00:01:05,032
اگه مایل باشی که سوالاتت رو بپرسی
و بعدش گوش بدی

22
00:01:05,166 --> 00:01:06,500
کاری که شغلت ایجاب میکنه

23
00:01:07,868 --> 00:01:09,503
بعدش چیشد؟

24
00:01:25,700 --> 00:01:35,400
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

25
00:01:35,724 --> 00:01:38,724
[این قسمت: بدون درد]

26
00:01:45,239 --> 00:01:46,807
این شد.

27
00:01:46,831 --> 00:01:47,531
[این بار زندگیت رو نجات نمیدم]

28
00:01:52,546 --> 00:01:53,881
اوه...

29
00:01:54,882 --> 00:01:59,653
به اقلام غیرجنبده علاقه دارم
باید اینو میگفتم

30
00:02:04,958 --> 00:02:06,994
خطرات قبول کردن پیشنهاد سرآشپز

31
00:02:08,296 --> 00:02:10,631
قدرت رو به سرآشپز واگذار میکنیم
مطیع وسواس او میشیم

32
00:02:10,731 --> 00:02:13,834
به وسواس او در بازار ماهی
توالی ای از خطرات.

33
00:02:15,269 --> 00:02:17,405
- درسته
- 'زیر آسمان سوزان'

34
00:02:17,405 --> 00:02:20,107
همونی که در مورد "انران" بود
'خون سیاه' بود؟

35
00:02:20,208 --> 00:02:22,843
شما "دنیل ملوی" هستی
من کتابهاتون رو خوندم

36
00:02:22,943 --> 00:02:26,347
یه خواننده. خب
خودت رو برای ناامیدی آماده کن

37
00:02:29,550 --> 00:02:32,720
میبینم که اونها تورو از لپ تاپت جدا کردن

38
00:02:32,720 --> 00:02:34,288
اونها؟

39
00:02:34,388 --> 00:02:36,524
دیروز یکم از بازیت افت کردی

40
00:02:36,624 --> 00:02:38,759
شاید باور دارن که تواضع به خرج دادی

41
00:02:38,759 --> 00:02:40,828
به نوبه خودشون باهوشند
حالا دوتا شدن

42
00:02:40,961 --> 00:02:42,863
البته، همیشه دوتا بودن

43
00:02:42,963 --> 00:02:44,532
فقط دیر فهمیدی

44
00:02:47,268 --> 00:02:49,370
دیگه نگاهت نمیکنم

45
00:02:51,472 --> 00:02:53,474
برای موساد یکم رنگ پریده ای

46
00:02:53,474 --> 00:02:55,676
گرچه میتونه خود موساد باشه

47
00:02:55,776 --> 00:02:58,279
ای کاش. اینطوری بودجه بیشتری داشتم
نه نه نه

48
00:02:58,412 --> 00:03:01,615
من برای یه کارگاه مراقب دیگه کار میکنم که اسمش

49
00:03:01,615 --> 00:03:04,985
در مکالماتت با اونها پیش نیومده

50
00:03:05,085 --> 00:03:07,288
یه علاقمند به داستانی که دارم مینویسم

51
00:03:08,155 --> 00:03:11,825
تو برام شنود گذاشتی
یا میخوای فکر کنم که گذاشتی

52
00:03:11,925 --> 00:03:14,828
ما 900 تا از اونها رو
یک ماه پیش پیگیری میکردیم

53
00:03:14,928 --> 00:03:18,466
الان داریم 1600 تا رو پیگیری میکنیم

54
00:03:18,466 --> 00:03:20,067
تغییر بزرگ

55
00:03:21,134 --> 00:03:22,903
واقعیه. داره اتفاق میفته

56
00:03:23,704 --> 00:03:25,639
خب پس شما یه مشکل فوری تر

57
00:03:25,639 --> 00:03:27,741
از یه کتاب تحقیقی دارید
اسمی داری؟

58
00:03:31,178 --> 00:03:33,914
شما اولین نفر نیستید که
برای اینکار تلاش میکنید اقای "ملوی"

59
00:03:35,283 --> 00:03:37,418
من میتونم اسم چهار نفر دیگه رو بهتون بدم
که تلاش کردن

60
00:03:37,418 --> 00:03:39,720
و همشون مرده
یا نامُرده ان

61
00:03:40,554 --> 00:03:42,590
اسم "رگلن جیمز"ـه

62
00:03:42,690 --> 00:03:45,158
اسم واقعی داری؟

63
00:03:45,693 --> 00:03:49,162
پرونده ها با رمزگذاری مناسب روی لپ تاپت که

64
00:03:49,162 --> 00:03:52,433
به طرز مسخره ای آسیب پذیر هست
بارگذاری شده

65
00:03:52,533 --> 00:03:55,569
بیشترشون منابع اصیلی هستند که
دوستان بدنام شما...

66
00:03:55,669 --> 00:03:58,205
کسی اینجا طرفدار مامورهای اطلاعاتی هست؟

67
00:03:58,306 --> 00:03:59,773
یدونه اینجا داریم

68
00:03:59,773 --> 00:04:01,509
ممنون بابت غذا آقا

69
00:04:23,331 --> 00:04:25,966
پیاده روی تون چطور بود آقای "ملوی"؟

70
00:04:26,066 --> 00:04:29,537
ماهی میشلن وسط بیابون.
کل کالری روزانه رو سوزوندم

71
00:04:30,671 --> 00:04:33,407
چند نفر توی دنیا
چیزی رو میدونن که تو میدونی "رشید"؟

72
00:04:33,507 --> 00:04:36,009
چندتا "رشید"، "رشید"؟

73
00:04:36,009 --> 00:04:38,679
گمونم به اندازه کافی تا کمکشون کنن تا
پنهان بمونن

74
00:04:38,703 --> 00:04:41,203
[لپ تاپت رو هک کردن؟]
نه، این روشیه که خون آشام های میلیاردر انجامش میدن

75
00:04:41,415 --> 00:04:43,951
چطوری خون آشام های معمولی

76
00:04:44,051 --> 00:04:47,287
آدم هایی مثل تو رو سر به راه نگه میدارن؟
تهدید های ناگفته؟

77
00:04:47,388 --> 00:04:50,958
تهدید همیشه هست
همین الان میتونه هردوی مارو بکشه

78
00:04:51,091 --> 00:04:53,627
اما نمیکشه
اونها موجودات صلح آمیزی هستن

79
00:04:53,761 --> 00:04:55,496
اونها مارو خشک و ناپدید میکنن

80
00:04:55,596 --> 00:04:57,264
اونها یه نیاز واجب زیستی دارن

81
00:04:57,365 --> 00:04:59,933
که با اخلاقیات انسانی در تضاد هست

82
00:05:00,067 --> 00:05:02,636
اما این اخلاقیات جز قوانینی که
روشون موافقت شده چی هستن؟

83
00:05:02,736 --> 00:05:04,171
ممنون "رشید"

84
00:05:08,642 --> 00:05:11,445
یه پاسخ عاشقانه به سوالت

85
00:05:11,545 --> 00:05:14,982
خون آشام معمولی کمترین تماس رو با انسان داره

86
00:05:15,583 --> 00:05:19,019
وقتی فاش بشن، اونها تغذیه میکنن
یا فرار میکنن یا خودشون رو میکشن

87
00:05:19,119 --> 00:05:21,522
و منم میگفتم ما میلیونریم

88
00:05:21,622 --> 00:05:23,691
نه میلیاردر

89
00:05:25,158 --> 00:05:28,529
این اشتباه "لویی" بود که دیروز به خاطراتت وارد شد

90
00:05:29,162 --> 00:05:31,131
شما به عنوان مهمان دعوت شدید

91
00:05:31,231 --> 00:05:33,834
- تلفن ها
- شما بی ادب بودید اما اون پا رو از گلیم درازتر کرد

92
00:05:33,934 --> 00:05:36,269
هوش مصنوعی در حال خرد کردن
داده های نامحتمل

93
00:05:36,404 --> 00:05:38,439
- من معذرت خواهی میکنم...
- چطوری از فضای ابری پنهان میمونید؟

94
00:05:38,439 --> 00:05:39,873
...از طرف اون

95
00:05:41,141 --> 00:05:42,876
احتمالا بهتره منتظرش بمونیم

96
00:05:44,745 --> 00:05:46,046
احتمالا

97
00:05:50,918 --> 00:05:52,553
وقتی خورشید به خواب بره
اون بیدار میشه

98
00:06:01,995 --> 00:06:04,598
تلفن های شما
شما رو برده ی هوس هاتون میکنه

99
00:06:04,598 --> 00:06:07,735
و بازیابی اطلاعات، در اصل برای کسب سود هست

100
00:06:07,835 --> 00:06:11,672
پس گمونم هیشکی تو آمازون تلاش نمیکنه
بهمون مخلوط کن بفروشه

101
00:06:11,805 --> 00:06:14,174
شما میکُشید، به طور شبانه

102
00:06:14,307 --> 00:06:17,578
و بعضی وقتها اون قتل رو در اخبار محلی
تماشا کردین

103
00:06:19,279 --> 00:06:21,682
شما هیچوقت آسانتر از الان نبودید که بشه
سردرگمتون کرد

104
00:06:21,782 --> 00:06:24,652
شما در اوج تمایل به بی خبری هستید

105
00:06:24,652 --> 00:06:27,254
ما ازش بهره بردیم. این...

106
00:06:28,989 --> 00:06:31,592
دیدگاه پیشگویانه "لستات" هست، بود

107
00:06:34,895 --> 00:06:38,098
- "لستات د لیونکو"؟
- بله

108
00:06:39,667 --> 00:06:42,570
قبل از تبدیل شدن او، ما سایه هایی بودیم

109
00:06:42,670 --> 00:06:44,772
 که پشت سنگها حرکت میکردیم

110
00:06:46,073 --> 00:06:47,608
دارم گوش میدم

111
00:06:48,742 --> 00:06:50,444
این شغلمه، درسته؟

112
00:06:52,379 --> 00:06:56,083
<i>سال 1556 بود وقتی که انجمن رومی من رو فرستاد</i>

113
00:06:56,249 --> 00:06:59,286
<i>تا انجمن آشفته پاریس رو هدایت کنم</i>

114
00:06:59,286 --> 00:07:00,821
<i>صورتی از شبه قاره</i>

115
00:07:00,821 --> 00:07:04,257
<i>فرانسوی زبان چهارم و ضعیف ترینم بود</i>

116
00:07:04,424 --> 00:07:06,594
<i>توی زندگیم هیچ چیز رو هدایت نکرده بودم</i>

117
00:07:07,895 --> 00:07:10,931
<i>ما خودمون رو فرزندان تاریکی صدا میزدیم</i>

118
00:07:11,098 --> 00:07:13,433
<i>ما در کثافت زندگی میکردیم
با شرم شکار میکردیم</i>

119
00:07:13,534 --> 00:07:16,169
<i>همه اینها در اطاعت سخت گیرانه از
قوانین قرون وسطی بود</i>

120
00:07:16,269 --> 00:07:19,439
<i>که وضع شده بودند تا ما رو از بشریت حفاظت کنن</i>

121
00:07:20,173 --> 00:07:22,075
<i>و گرچه تونستم برای 239 سال</i>

122
00:07:22,175 --> 00:07:28,882
<i>به عنوان لوده شیطان
نظم و فروتنی رو حفظ کنم</i>

123
00:07:29,917 --> 00:07:32,085
<i>زمانی که روبسپیر گردن زده شد</i>

124
00:07:32,185 --> 00:07:35,489
<i>من از هرجهت، در حال سقوط بودم</i>

125
00:07:36,213 --> 00:07:41,713
[بخاطر تخطی از قوانین اول و پنجم قوانین کبیر، مرگ]

126
00:07:42,195 --> 00:07:44,097
<i>طریقت ما پایان یافته بود</i>

127
00:07:44,197 --> 00:07:46,166
<i>ما خاکسترهای سرخ روی آتش در حال مرگ بودیم</i>

128
00:07:47,935 --> 00:07:50,037
<i>"لستات" باد پخش کننده بود</i>

129
00:07:50,203 --> 00:07:52,506
<i>من واقعا باید با این یارو ملاقات کنم</i>

130
00:07:52,606 --> 00:07:55,676
<i>من حضورش رو قبل از اینکه ببینمش حس کردم</i>

131
00:07:57,244 --> 00:07:59,613
<i>یکی از فراریان من، "مگنوس" براش پدری کرده بود</i>

132
00:07:59,713 --> 00:08:02,282
<i>این چیز جدیدی بود</i>

133
00:08:02,282 --> 00:08:04,918
<i>چیزی که قبلا حس نکرده بودم</i>

134
00:08:07,788 --> 00:08:10,423
<i>قانون چهارم قوانین کبیر ما حکم میکرد</i>

135
00:08:10,591 --> 00:08:14,027
<i>هیچ خون آشامی حق ندارد ذات حقیقی خود را"
به یک فانی نمایان کند</i>

136
00:08:14,127 --> 00:08:16,129
<i>و اجازه دهد که آن فانی زنده بماند"</i>

137
00:08:16,296 --> 00:08:21,301
<i>و اون اینجا بود
در حال شوخی و خودآرایی</i>

138
00:08:21,401 --> 00:08:23,571
<i>جلوی 500فانی، آن هم هرشب</i>

139
00:08:23,737 --> 00:08:26,473
<i>درست مثل یک صوفی برانگیزاننده ی رییس وار</i>

140
00:08:28,308 --> 00:08:29,943
<i>طوری که "لویی" میگفت</i>

141
00:08:29,943 --> 00:08:32,212
تبدیل شدن "لستات" به یه خون آشام
یک نمایش وحشتناک بود

142
00:08:32,312 --> 00:08:33,847
شاید اینطور باشه

143
00:08:33,947 --> 00:08:36,850
اما بعدش اون به سرعت خودش رو پیدا کرد

144
00:08:37,517 --> 00:08:41,221
<i>دیگه چطوری میشه اغوای تماشاگران رو توضیح داد؟</i>

145
00:08:42,355 --> 00:08:44,992
<i>اینکه چطوری مثل بلبل چه چه میکرد</i>

146
00:08:45,092 --> 00:08:47,995
<i>در وسط زمستان میوه تابستانی میداد</i>

147
00:08:47,995 --> 00:08:50,363
<i>اونها همشون عاشقش بودن</i>

148
00:08:50,530 --> 00:08:52,766
<i>اون روی همه این تاثیر رو داشت</i>

149
00:08:53,433 --> 00:08:55,435
<i>...اون -
- طبیعتش این بود؟</i>

150
00:08:55,535 --> 00:08:57,437
<i>کاملا غیرطبیعی بود</i>

151
00:08:58,105 --> 00:09:03,143
<i>استفاده از هدیه تاریک برای چی؟
برای غرورش؟ این کفر بود</i>

152
00:09:03,143 --> 00:09:06,747
<i>من باید به هرنحوی اون رو تحت کنترلم در میاوردم</i>

153
00:09:06,771 --> 00:09:08,171
<font color="#ff00cb">[تو فرزند حرامزاده "مگنوس" هستی]</font>

154
00:09:10,795 --> 00:09:12,795
<font color="#ff00cb">[میدونم که میتونی من رو بشنوی فرزندم]</font>

155
00:09:13,819 --> 00:09:15,419
<font color="#ff00cb">[چه کسی من رو فرزند خطاب میکنه؟]</font>

156
00:09:16,243 --> 00:09:17,343
<font color="#ff00cb">[اون مرده، اینطور نیست؟]</font>

157
00:09:17,767 --> 00:09:19,267
<font color="#ff00cb">[من میتونم ازت مراقبت کنم]</font>

158
00:09:20,091 --> 00:09:22,091
<font color="#ff00cb">[میتونم چیزی رو بهت یاد بدم که اون نداد]</font>

159
00:09:22,915 --> 00:09:24,115
<font color="#ff00cb">[به سراغم بیا]</font>

160
00:09:30,539 --> 00:09:31,739
<font color="#ff00cb">[به سراغم بیا]</font>

161
00:09:48,355 --> 00:09:50,490
<i>هفته ها دنبالش کردم</i>

162
00:09:50,490 --> 00:09:53,794
<i>رد کردن های او فقط من رو شعله ور کرد</i>

163
00:09:53,894 --> 00:09:56,764
<i>و هرچه بیشتر اجازه دادم که
خارج از انجمن باشه</i>

164
00:09:56,864 --> 00:10:00,701
<i>فرزندانم بیشتر ملتهب شدند</i>

165
00:10:00,868 --> 00:10:04,337
<i>اونها در خفا نگاه کردند
محو در نادیده گرفتن او</i>

166
00:10:04,504 --> 00:10:07,975
<i>قوانینی رو که من بهشون میگفتم
هرگز نمیتونه زیر پا گذاشته بشه</i>

167
00:10:09,877 --> 00:10:12,913
<i>اون یه معشوق فانی برگزید
کفر بیشتر</i>

168
00:10:12,937 --> 00:10:13,937
<font color="#ff00cb">[برید خونه]</font>

169
00:10:14,961 --> 00:10:15,961
<font color="#ff00cb">[بله استاد]</font>

170
00:10:16,085 --> 00:10:17,485
<font color="#ff00cb">[ببخشید... استاد]</font>

171
00:10:19,009 --> 00:10:22,809
<font color="#ff00cb">[من به سختی میتونم متنم رو به یاد بیارم
وقتی تو داخل گودی میگذرونی]</font>

172
00:10:24,733 --> 00:10:28,233
<font color="#ff00cb">[نوشته ها مات میشن وقتی
صدای پات رو روی تخته ها میشنوم]</font>

173
00:10:30,657 --> 00:10:32,157
<font color="#ff00cb">[ما رو دستگیر میکنن]</font>

174
00:10:32,281 --> 00:10:33,381
<font color="#ff00cb">[امیدوارم]</font>

175
00:10:36,305 --> 00:10:37,505
<font color="#ff00cb">[این رو میشنوی؟]</font>

176
00:10:38,129 --> 00:10:40,129
<font color="#ff00cb">[از روی صدای مشتاقانه و دلفریب تو؟]</font>

177
00:10:41,153 --> 00:10:43,153
<font color="#ff00cb">[چطوری میشه اصلا چیزی بشنوم؟]</font>

178
00:10:44,877 --> 00:10:45,377
<font color="#ff00cb">[چیه؟]</font>

179
00:10:46,801 --> 00:10:48,201
<font color="#ff00cb">[یکی داره من رو تماشا میکنه]</font>

180
00:10:49,025 --> 00:10:50,525
<font color="#ff00cb">[همه همیشه تورو تماشا میکنن]</font>

181
00:10:51,349 --> 00:10:53,349
<font color="#ff00cb">[فکر میکنه من نمیدونم اونجاست]</font>

182
00:10:53,773 --> 00:10:54,873
<font color="#ff00cb">[این شاعرانه تره؟]</font>

183
00:10:55,597 --> 00:10:57,597
<font color="#ff00cb">[دوباره نزدیکتر به گوشم بیا...]</font>

184
00:10:58,021 --> 00:11:00,021
<font color="#ff00cb">[من فقط وقتی نزدیکمی تورو میفهمم]</font>

185
00:11:08,145 --> 00:11:10,145
<font color="#ff00cb">[این پسر رو به عنوان یادآوری نگه میداری؟]</font>

186
00:11:11,069 --> 00:11:12,069
<font color="#ff00cb">["لستات"]</font>

187
00:11:12,393 --> 00:11:13,593
<font color="#ff00cb">[این کولی رو میشناسی؟]</font>

188
00:11:13,917 --> 00:11:17,117
<font color="#ff00cb">[تنهایی ای که حس میکنی رو اون نمیتونه پر کنه]</font>

189
00:11:17,241 --> 00:11:18,441
<font color="#ff00cb">[با امثال خودت باش]</font>

190
00:11:18,465 --> 00:11:22,465
<font color="#ff00cb">[و جلیقه طرح دارم رو از دست بدم؟ دستمال گردنم رو؟]</font>

191
00:11:23,489 --> 00:11:25,089
<font color="#ff00cb">[مثل یه حشره زندگی کنم؟]</font>

192
00:11:26,013 --> 00:11:27,513
<font color="#ff00cb">["لستات" این چیه؟]</font>

193
00:11:28,837 --> 00:11:29,937
<font color="#ff00cb">[هیچی نیست]</font>

194
00:11:31,961 --> 00:11:33,061
<font color="#ff00cb">[اون هیچی نیست]</font>

195
00:11:35,085 --> 00:11:37,085
<font color="#ff00cb">[شب بخیر غریبه!]</font>

196
00:11:38,298 --> 00:11:41,268
<i>همون موقع هم حضورش رو
زیادی تحمل کرده بودم</i>

197
00:11:41,268 --> 00:11:44,337
<i>مجبور بودم دست به کاری بزنم
یا اون هرچیز کوچکی که برام مونده بود نابود میکرد</i>

198
00:11:44,437 --> 00:11:46,239
"لستات"!

199
00:11:47,563 --> 00:11:48,663
<font color="#ff00cb">[اینجا]</font>

200
00:11:53,280 --> 00:11:54,915
"لستات"؟

201
00:11:55,448 --> 00:11:57,017
"نیکی"!

202
00:12:03,341 --> 00:12:05,341
<font color="#ff00cb">[تو بهش نگفتی چی هستی، گفتی؟]</font>

203
00:12:07,265 --> 00:12:08,565
<font color="#ff00cb">[این چه قدرتیه؟]</font>

204
00:12:13,089 --> 00:12:14,289
<font color="#ff00cb">[من چنین قدرتی ندارم!]</font>

205
00:12:14,313 --> 00:12:15,613
<font color="#ff00cb">[اما خواهی داشت]</font>

206
00:12:16,737 --> 00:12:18,437
<font color="#ff00cb">[تو خون "مگنوس" رو داری]</font>

207
00:12:19,261 --> 00:12:21,261
<font color="#ff00cb">[با این زندگی که میکنی داری پتانسیلت رو هدر میدی]</font>

208
00:12:24,185 --> 00:12:24,885
<font color="#ff00cb">[آزادش کن!]</font>

209
00:12:27,909 --> 00:12:28,609
<font color="#ff00cb">[آزادش کن!]</font>

210
00:12:29,333 --> 00:12:31,033
<font color="#ff00cb">[این خون آشامه!]</font>

211
00:12:36,756 --> 00:12:38,458
اهه! اهه!

212
00:12:44,982 --> 00:12:46,182
<font color="#ff00cb">[تو کی هستی؟]</font>

213
00:12:48,506 --> 00:12:49,506
<font color="#ff00cb">[من "آرماند" هستم]</font>

214
00:12:50,730 --> 00:12:52,130
<font color="#ff00cb">[من رهبر انجمنت هستم]</font>

215
00:12:56,043 --> 00:12:57,310
نیکی!

216
00:12:58,534 --> 00:13:00,534
<font color="#ff00cb">[جلیقه ات رو بیار برای حشرات، باشه؟]</font>

217
00:13:20,658 --> 00:13:22,258
<font color="#ff00cb">[خوشحالم اومدی]</font>

218
00:13:23,882 --> 00:13:25,082
<font color="#ff00cb">[اون آسیبی ندیده]</font>

219
00:13:27,706 --> 00:13:28,706
<font color="#ff00cb">[خونریزی کرده]</font>

220
00:13:30,730 --> 00:13:31,830
<font color="#ff00cb">[بیدار نمیشه]</font>

221
00:13:32,579 --> 00:13:34,614
اههه!

222
00:13:37,538 --> 00:13:41,038
<font color="#ff00cb">[خوش میگذره اینطوری توی گند و کثافت زندگی کنید؟]</font>

223
00:13:41,962 --> 00:13:43,162
<font color="#ff00cb">[ما به خدا خدمت میکنیم...]</font>

224
00:13:43,386 --> 00:13:44,786
<font color="#ff00cb">[از طریق شیطان]</font>

225
00:13:45,510 --> 00:13:46,610
<font color="#ff00cb">[از طریق "ارماند" همانگونه که مقدر شده]</font>

226
00:13:49,634 --> 00:13:50,434
<font color="#ff00cb">[یه سه گانه گِلی]</font>

227
00:13:51,558 --> 00:13:54,158
<font color="#ff00cb">[تو با گناهانت خشم خدا رو بر سرمون نازل میکنی!]</font>

228
00:13:57,782 --> 00:13:58,282
<font color="#ff00cb">[که چی هستن؟]</font>

229
00:13:58,906 --> 00:14:00,506
<font color="#ff00cb">[تو بین فانی ها زندگی میکنی!]</font>

230
00:14:00,830 --> 00:14:02,330
<font color="#ff00cb">[تو در معابد خدا قدم میزنی!]</font>

231
00:14:03,654 --> 00:14:05,654
<font color="#ff00cb">[منظورش این مرد غمگین با میخ توی دستشه؟]</font>

232
00:14:15,678 --> 00:14:17,178
<font color="#ff00cb">[فقط یه درختِ افتاده ست]</font>

233
00:14:18,902 --> 00:14:20,902
<font color="#ff00cb">[که توسط آدم های ساده برای آدم های ساده تراشیده شده]</font>

234
00:14:22,726 --> 00:14:24,726
<font color="#ff00cb">[همون درخت که یه پایه میز ساخته...]</font>

235
00:14:26,950 --> 00:14:28,950
<font color="#ff00cb">[اون فلوت رو ساخته]</font>

236
00:14:30,574 --> 00:14:32,574
<font color="#ff00cb">[از این زندانی که براتون ساخته بیرون بخزید]</font>

237
00:14:34,774 --> 00:14:36,243
تو اجازه دادی این اتفاق بیفته؟

238
00:14:37,610 --> 00:14:38,545
بله

239
00:14:39,212 --> 00:14:41,648
تو اون رو به اونجا کشوندی
تا بتونه نابودش کنه

240
00:14:41,648 --> 00:14:44,351
کلمات اون برای نیم قرن
افکار من بودند

241
00:14:45,185 --> 00:14:47,587
اگه از طرف من گفته میشد
اونها باورش نمیکردن

242
00:14:48,511 --> 00:14:49,411
<font color="#ff00cb">[خدا]</font>

243
00:14:50,735 --> 00:14:51,635
<font color="#ff00cb">[شیطان]</font>

244
00:14:52,459 --> 00:14:53,659
<font color="#ff00cb">["آرماند"؟]</font>

245
00:14:54,483 --> 00:14:55,638
<font color="#ff00cb">[حس حقیقی ای میده؟]</font>

246
00:14:55,662 --> 00:14:56,763
هم؟

247
00:14:58,487 --> 00:14:59,687
<font color="#ff00cb">[خدا ما هستیم]</font>

248
00:14:59,711 --> 00:15:01,711
<font color="#ff00cb">[شما خدا هستید]</font>

249
00:15:14,681 --> 00:15:16,549
<i>فرزندان من رفتند</i>

250
00:15:16,649 --> 00:15:17,985
<i>اونها خیابانهای پاریس رو پرسه زدند</i>

251
00:15:18,085 --> 00:15:19,919
<i>فانی ها رو به ویرانی کشیدند</i>

252
00:15:20,020 --> 00:15:23,290
بعضی ها نتونستن زندگی ای که
من براشون ساخته بودم رو

253
00:15:23,390 --> 00:15:26,426
با زندگی ای که "لستات" بهشون گفته بود ممکنه، وفق بدن

254
00:15:27,227 --> 00:15:30,897
اونها دیوانه شدن، به زندگیشون پایان دادند

255
00:15:34,201 --> 00:15:36,636
<i>تنها چیزی که من رو از آتش دور نگه داشت...</i>

256
00:15:37,937 --> 00:15:39,739
<i>آئین قدیمی بود</i>

257
00:15:56,463 --> 00:15:57,863
<font color="#ff00cb">[اتفاقی افتاده؟]</font>

258
00:15:58,687 --> 00:16:00,687
<font color="#ff00cb">[من میتونم تا آخر دنیا حرف بزنم]</font>

259
00:16:02,311 --> 00:16:04,511
<font color="#ff00cb">[و باز هم نتونم بهت بگم که چه چیزی رو اینجا نابود کردی]</font>

260
00:16:05,235 --> 00:16:06,535
<font color="#ff00cb">[کسی به جز ما نیست]</font>

261
00:16:07,459 --> 00:16:08,959
<font color="#ff00cb">[شیطان گوش نمیده]</font>

262
00:16:16,783 --> 00:16:18,783
<font color="#ff00cb">[چطوری از هوا آتش بیرون میاری؟]</font>

263
00:16:18,907 --> 00:16:21,907
<font color="#ff00cb">[چطوری با ذهنت اشیا رو حرکت میدی؟]</font>

264
00:16:26,031 --> 00:16:28,031
<font color="#ff00cb">[اون میپرسه، در حال رقص در خاکسترها]</font>

265
00:16:48,355 --> 00:16:50,355
<font color="#ff00cb">[تو "نیکولاس"ت رو به یکی از ما تبدیل کردی؟]</font>

266
00:16:59,279 --> 00:17:01,279
<font color="#ff00cb">[پسر تونست هدیه رو قبول کنه؟]</font>

267
00:17:05,103 --> 00:17:06,203
<font color="#ff00cb">[خیلی شکننده بود]</font>

268
00:17:08,427 --> 00:17:09,527
<font color="#ff00cb">[باید بهت هشدار میدادم]</font>

269
00:17:09,551 --> 00:17:10,951
<font color="#ff00cb">[ازش سربلند بیرون میاد]</font>

270
00:17:13,175 --> 00:17:14,575
<font color="#ff00cb">[نخواهد اومد]</font>

271
00:17:26,100 --> 00:17:27,200
<font color="#ff00cb">[من یه فکری دارم]</font>

272
00:17:34,924 --> 00:17:35,824
<font color="#ff00cb">[اونها با همراه وارد میشن]</font>

273
00:17:36,248 --> 00:17:38,248
<font color="#ff00cb">[برای اجتماع بودن اغوا میشن]</font>

274
00:17:38,272 --> 00:17:39,472
<font color="#ff00cb">[اونها باهم میخندند]</font>

275
00:17:39,696 --> 00:17:40,896
<font color="#ff00cb">[باهم گریه میکنند]</font>

276
00:17:42,220 --> 00:17:43,520
<font color="#ff00cb">[این برای یک خون آشام چیه؟]</font>

277
00:17:43,844 --> 00:17:44,944
<font color="#ff00cb">[یک فرصت]</font>

278
00:17:45,868 --> 00:17:48,368
<font color="#ff00cb">["هملت" با یک تیغه سمّی کشته میشه]</font>

279
00:17:48,692 --> 00:17:51,692
<font color="#ff00cb">[اما بازیگری که جلوشون دراز کشیده هنوز نفس میکشه]</font>

280
00:17:53,116 --> 00:17:55,116
<font color="#ff00cb">[در این معبد، باور محافظه]</font>

281
00:17:57,040 --> 00:17:59,040
<font color="#ff00cb">[اعلام کن که یک خون آشامی]</font>

282
00:17:59,064 --> 00:18:01,064
<font color="#ff00cb">[خون رو در ملاء عام بنوش]</font>

283
00:18:02,188 --> 00:18:03,988
<font color="#ff00cb">[آئین انجمنت رو دستور بده]</font>

284
00:18:04,812 --> 00:18:07,312
<font color="#ff00cb">[نه در فاضلاب بلکه از پشت نرده های بالکن]</font>

285
00:18:07,336 --> 00:18:09,036
<font color="#ff00cb">[من انجمنی ندارم]</font>

286
00:18:09,060 --> 00:18:10,399
<font color="#ff00cb">[تو ازم گرفتیش]</font>

287
00:18:10,423 --> 00:18:12,625
<i>برعکس استاد</i>

288
00:18:57,649 --> 00:18:59,649
<font color="#ff00cb">[ببین چقدر آرومن]</font>

289
00:19:00,373 --> 00:19:02,373
<font color="#ff00cb">[واقعا باور کردند که این یک نمایشه]</font>

290
00:19:02,697 --> 00:19:04,697
<font color="#ff00cb">[به مانند زدن حکم به در ویتنبرگ]</font>
<font color="#65ff00">داستان آغاز جدایی کاتولیک و پروتستان]
با زدن رساله 95حکمی به در کلیسای کاتولیک ویتنبرگ توسط مارتین لوتر در 1517میلادی]</font>

291
00:19:04,721 --> 00:19:06,721
<font color="#ff00cb">["تو یک اصلاحات رو رهبری کردی "لستات]</font>

292
00:19:06,745 --> 00:19:08,445
<font color="#ff00cb">[با هم انجامش دادیم]</font>

293
00:19:08,669 --> 00:19:09,969
<font color="#ff00cb">[تو مرگ بهتری میسازی]</font>

294
00:19:13,493 --> 00:19:15,493
<font color="#ff00cb">[داس همه کارهارو میکنه]</font>

295
00:19:15,517 --> 00:19:17,517
<font color="#ff00cb">[صد شب بگذره حوصله ات سر میره]</font>

296
00:19:18,541 --> 00:19:20,541
<font color="#ff00cb">[...فقط با بازیگری]</font>

297
00:19:26,165 --> 00:19:27,165
<font color="#ff00cb">[اجازه هست؟]</font>

298
00:19:28,189 --> 00:19:29,689
<font color="#ff00cb">[اینجا؟ الان؟]</font>

299
00:19:30,013 --> 00:19:31,513
<font color="#ff00cb">[جای جاداریه]</font>

300
00:19:35,537 --> 00:19:36,737
<font color="#ff00cb">[داره ما رو نگاه میکنه]</font>

301
00:19:38,161 --> 00:19:40,161
<font color="#ff00cb">[بهتره برگه ی موزیکش رو نگاه کنه]</font>

302
00:19:48,788 --> 00:19:50,189
"لستات"

303
00:19:50,213 --> 00:19:51,213
<font color="#ff00cb">[دوستت دارم]</font>

304
00:19:51,937 --> 00:19:52,937
<font color="#ff00cb">[...آره]</font>

305
00:19:54,161 --> 00:19:55,361
<font color="#ff00cb">[منم دوستت دارم]</font>

306
00:20:12,445 --> 00:20:15,715
همین؟
میخوای همینجا تمومش کنی؟

307
00:20:15,815 --> 00:20:18,318
اونها کف زمین رفتن تو کارش

308
00:20:18,318 --> 00:20:20,887
"ارماند" به "لستات" هدیه ذهنی رو آموخت

309
00:20:21,721 --> 00:20:24,391
و یک هفته بعدش
"لستات" رفته بود

310
00:20:24,491 --> 00:20:27,727
سوال این بود که خون آشام ها
چطوری از دست گوگل قایم میشن

311
00:20:27,860 --> 00:20:30,363
نه اینکه چطوری "لستات" قلبش رو شکست

312
00:20:30,463 --> 00:20:32,932
اما چون تو شنونده خوبی بودی
جواب هردوشون رو گرفتی

313
00:20:33,032 --> 00:20:35,067
وقتی شب بعدش رفت تا تئاتر رو باز کنه

314
00:20:35,167 --> 00:20:37,437
وکیل، "پیر روجت اول"، اون رو ملاقات کرد

315
00:20:37,537 --> 00:20:40,072
که با یک صندوق پر از پول و دستور العملی برای

316
00:20:40,172 --> 00:20:42,409
پوشش هزینه های مادام العمر تئاتر منتظرم بود

317
00:20:42,509 --> 00:20:46,713
اون "نیکی" رو ترک کرد. "ارماند" رو ترک کرد
انجمن رو ترک کرد

318
00:20:46,813 --> 00:20:51,951
"لستات" همیشه برای "لستات" بود، هست و خواهد بود

319
00:20:51,951 --> 00:20:54,554
هیچوقت به یه خودشیفته وحشی نگو دوستت دارم

320
00:20:54,654 --> 00:20:58,057
و من برای 150 سال اون کلمات رو زندانی کردم

321
00:21:00,693 --> 00:21:02,295
و بعد اون از راه رسید...

322
00:21:03,430 --> 00:21:05,131
و اون قفل رو شکست

323
00:21:06,433 --> 00:21:10,603
این چیزیه که...
بیشتر از هرچیز در مورد تو، من رو وحشت زده میکنه

324
00:21:15,708 --> 00:21:17,544
اون تو کپنهاگنه

325
00:21:17,544 --> 00:21:19,211
تو یه کارخونه ماشین کار میکنه

326
00:21:19,346 --> 00:21:22,315
از خالقش متنفره
با قایق برمیگرده آمریکا

327
00:21:22,449 --> 00:21:24,717
من رو سوار یه قطار به سمت شیکاگو میکنه

328
00:21:24,717 --> 00:21:27,787
من گفتم بیرون شیکاگو
اون گفت از شهرهای بزرگ خوشش نمیاد

329
00:21:27,920 --> 00:21:29,722
من رو میبره بیرون شیکاگو

330
00:21:29,722 --> 00:21:32,992
- تو یه غذاخوری تو راه گری
- من رو تو اسپرینگ فیلد پیدا میکنی

331
00:21:33,125 --> 00:21:35,161
که بیرون ایستگاه قطار شاه بلوط میفروشی

332
00:21:35,261 --> 00:21:37,229
کنار ایستگاه قطار

333
00:21:37,229 --> 00:21:39,666
اون خودش رو تو سینسیناتی میکشه

334
00:21:40,533 --> 00:21:42,502
ما از کجا در مورد سینسیناتی میدونیم؟

335
00:21:42,602 --> 00:21:44,837
اونها از سینسیناتی چی میدونن؟

336
00:21:46,072 --> 00:21:48,140
- چه شکلیه؟
- این رو نمیپرسن

337
00:21:48,240 --> 00:21:50,610
- میپرسن
- الان چندین هفته شده، کافیه

338
00:21:50,743 --> 00:21:53,346
امشب بالاخره پشت صحنه کار میکنم
نمیخوام دیر کنم

339
00:21:53,480 --> 00:21:55,515
تو بودی که گفتی اون خالق ماست

340
00:21:56,248 --> 00:21:58,250
من این سرما رو برای خودم لازم دارم

341
00:21:58,250 --> 00:22:02,355
موهای موجدار مشکی
خنده اش به چپ کج میشه

342
00:22:02,489 --> 00:22:04,657
کلی خال روی خشتک و ران

343
00:22:04,757 --> 00:22:06,426
این رو لازم ندارم

344
00:22:06,426 --> 00:22:08,828
خب، اون تورو برای یه هفته زیر تخته های کف نگه نداشت

345
00:22:08,928 --> 00:22:10,697
من نمیدونم تو چی لازم داری

346
00:22:10,797 --> 00:22:13,032
من چیزی رو بیاد میارم که خاطرم هست

347
00:22:19,338 --> 00:22:21,207
من دقت میکنم تا در امان بمونیم

348
00:22:22,308 --> 00:22:24,711
شاید الان داره بهت خوش میگذره

349
00:22:24,844 --> 00:22:27,380
اما اگه بفهمن که دروغ گفتیم
در خطر میفتیم

350
00:22:30,583 --> 00:22:33,185
شاید سینسیناتی نه
شریوپورت چطوره؟

351
00:22:35,922 --> 00:22:39,125
دریاچه کادو. پدرم من و پال رو
برای ماهیگیری اونجا برد

352
00:22:39,125 --> 00:22:41,828
اونجا یه پل متحرک هست
اون روی پل سوخت

353
00:22:41,961 --> 00:22:44,797
شریوپورت، دریاچه کادو
خودش رو روی پل آتیش زد

354
00:22:53,606 --> 00:22:54,741
"ارماند"

355
00:22:56,476 --> 00:22:57,877
در نیمه باز بود

356
00:22:58,811 --> 00:23:02,415
اه... اگه در و پنجره ها رو باز کنی

357
00:23:02,515 --> 00:23:04,684
یه نسیمی میاد

358
00:23:04,784 --> 00:23:07,954
شاد میزنی. اما مطمئنم که مراقبی

359
00:23:07,954 --> 00:23:09,088
اها

360
00:23:11,824 --> 00:23:14,260
استاد به کلبه ما خوش اومدی

361
00:23:15,327 --> 00:23:18,230
- نباید تو الان تو سالن باشی؟
- سه دقیقه وقت دارم

362
00:23:18,865 --> 00:23:20,933
من اجازه دادم تا به چشمهام نگاه کنی "پیوس"؟
[رنگ لباسی که پوشیده بود اولین بار- همینطور معنی عزیز میده. برای وضوح خود کلمه به عنوان اسم نوشته میشه]

363
00:23:21,067 --> 00:23:23,335
- نه استاد
- تقصیر من شد. نگهش داشتم

364
00:23:23,335 --> 00:23:25,337
تاحالا دیر کردم استاد؟

365
00:23:25,337 --> 00:23:27,874
اینکه تاحالا زود اومدی
سوالی هست که از خودم میپرسم

366
00:23:36,382 --> 00:23:37,784
اوضاعش چطوره؟

367
00:23:39,385 --> 00:23:41,621
با سختی کنار میاد

368
00:23:41,721 --> 00:23:44,123
- تاحالا خوشحالتر از این ندیده بودمش
- ممم

369
00:23:45,558 --> 00:23:48,595
انجمن نقشه های بزرگی براش داره

370
00:23:52,565 --> 00:23:54,366
به پرتره علاقمند شدی

371
00:23:54,366 --> 00:23:56,636
شکستی های دیوار رو پنهان میکنه

372
00:24:04,777 --> 00:24:06,479
نشونم بده شب کجا میری

373
00:24:10,382 --> 00:24:14,086
مرگ ناخودآگاه سرنوشت همه ی فانی هاست

374
00:24:15,755 --> 00:24:17,323
بالا

375
00:24:18,224 --> 00:24:19,258
بالا

376
00:24:19,859 --> 00:24:20,927
بالا

377
00:24:21,561 --> 00:24:25,031
ما مرگ آگاهیم "رولف ونگلر"

378
00:24:25,131 --> 00:24:28,801
<i>و این تورو داماد میکنه</i>

379
00:24:30,036 --> 00:24:35,107
<i>میدونی چه معنی داره که
توسط مرگ دوست داشته بشی؟</i>

380
00:24:36,142 --> 00:24:37,409
<i>بدون درد</i>

381
00:24:37,409 --> 00:24:39,245
این بخش مورد علاقه من هست

382
00:24:39,378 --> 00:24:40,880
<i>بدون درد</i>

383
00:24:40,880 --> 00:24:42,448
بدون درد

384
00:24:42,549 --> 00:24:44,016
<i>بدون درد</i>

385
00:24:44,116 --> 00:24:46,352
چطوری یه کاری میکنه که التماسش کنن؟

386
00:24:47,086 --> 00:24:49,421
چشم ها پایین "پیوس"
چشم ها پایین

387
00:24:49,421 --> 00:24:51,290
بدون درد

388
00:24:51,991 --> 00:24:53,793
بدون درد

389
00:24:58,164 --> 00:25:00,299
آخرش عطسه کردی؟

390
00:25:00,432 --> 00:25:01,934
سعی کردم خفه اش کنم

391
00:25:01,934 --> 00:25:04,503
این لحظه ی پاکیه

392
00:25:04,604 --> 00:25:06,205
فصل گرد و خاکه

393
00:25:06,305 --> 00:25:08,140
اینجا که مزرعه نیست "استل"!

394
00:25:08,975 --> 00:25:12,278
باز هم ترسناک بود اقای "سانتیاگو"
من لرزیدم به خودم

395
00:25:12,278 --> 00:25:14,280
البته که لرزیدی
چون من...

396
00:25:14,280 --> 00:25:16,115
حرفه ای هستم!

397
00:25:16,115 --> 00:25:17,650
- "پیوس"!
- دارم میام قربان

398
00:25:18,150 --> 00:25:21,387
میدونی "کلا" اینجا اسمش اتاق خیسه

399
00:25:21,520 --> 00:25:23,956
یه مکان منزجر کننده
که نمیتونی از بوش خلاص شی

400
00:25:23,956 --> 00:25:26,458
و من خوشحالم که الان کار توئه

401
00:25:26,458 --> 00:25:29,495
قربانی رو تا ده دقیقه مونده به صحنه اونجا نگه دار

402
00:25:29,629 --> 00:25:32,231
- اهم
- این جعبه جسده

403
00:25:34,801 --> 00:25:38,037
و این جعبه موشها
جسدت رو

404
00:25:38,971 --> 00:25:40,439
میندازی توی جعبه جسد

405
00:25:40,439 --> 00:25:43,009
در رو میبندی

406
00:25:43,109 --> 00:25:45,244
مجرا رو باز میکنی

407
00:25:47,113 --> 00:25:49,982
و همینطوری، موشها کار کثیفت رو انجام میدن

408
00:25:49,982 --> 00:25:53,019
حالا توی سه شنبه
این جعبه جسد و این جعبه موشه

409
00:25:53,152 --> 00:25:56,488
در چهارشنبه، اون جعبه جسده و این جعبه موش

410
00:25:56,488 --> 00:25:59,726
عوض و بدل، عوض و بدل
یادت بمونه

411
00:25:59,826 --> 00:26:02,494
این موش ها باهوشن
میتونن تو سکوت برن

412
00:26:02,494 --> 00:26:04,597
اگه در جعبه اشتباهی رو باز کنی از پله ها میدون بالا

413
00:26:04,731 --> 00:26:06,098
میرن تو اتاق سبز
داخل سالن تئاتر

414
00:26:06,232 --> 00:26:07,600
و استاد همه انجمن رو تنبیه میکنه

415
00:26:07,734 --> 00:26:09,368
که باعث نمیشه دوست پیدا کنی

416
00:26:09,368 --> 00:26:11,070
ما خونه یه کوره داشتیم

417
00:26:11,170 --> 00:26:13,039
- اون چطوری بود؟
- بندازشون داخل. نگاه کن میسوزن

418
00:26:13,172 --> 00:26:15,041
همم. یکم حس آلمانی بودن میده

419
00:26:15,174 --> 00:26:17,409
میتونی تا یه هفته صبر کنی تا استخون هارو خالی کنی

420
00:26:17,509 --> 00:26:20,613
این در به دخمه های فاضلاب
و استخون پرت کنی های مختلف میرسه

421
00:26:20,747 --> 00:26:22,448
که ما اطراف زیر زمین پنهان کردیم

422
00:26:22,448 --> 00:26:25,217
- اینها چی هستن؟
- صندوق دفن

423
00:26:25,317 --> 00:26:28,621
اعضای مرده انجمن. اکثرشون مرتد و قانون شکن هستن

424
00:26:28,721 --> 00:26:31,423
- قوانین چی هستن؟
- نه تا موقع مراسم "پیوس"

425
00:26:31,523 --> 00:26:34,460
قلب رو پیدا کردن!

426
00:26:35,494 --> 00:26:37,429
موش ها عاشق قلب هستن

427
00:26:39,866 --> 00:26:42,401
من هرشب در یه بخش جدید شهر
قدم میزنم

428
00:26:42,534 --> 00:26:44,203
تلاش میکنم گم شم

429
00:26:44,203 --> 00:26:47,573
همیشه یجوری سر از کنار رودخانه درمیارم

430
00:26:48,775 --> 00:26:52,178
آب های سین
محصور و زیبا

431
00:26:52,178 --> 00:26:53,245
اهوم

432
00:26:53,946 --> 00:26:56,816
مارپیچی از رگ ها از میان قلب پاریس

433
00:27:01,187 --> 00:27:03,322
خیلی از دوربینت در انجمن حرف هست

434
00:27:03,455 --> 00:27:05,324
راست میگی؟

435
00:27:05,457 --> 00:27:07,226
اونها میگن تو دیوانه وار عاشق بشریتی

436
00:27:07,226 --> 00:27:10,129
با نور و سایه لحظات شخصیشون رو میدزدی

437
00:27:10,229 --> 00:27:12,598
در موردش مزاحم "کلادیا" میشن

438
00:27:12,699 --> 00:27:14,600
اگه کنجکاون بهتره از من بپرسن

439
00:27:14,701 --> 00:27:17,403
چطوری اینکار رو کنن وقتی به ندرت اونجایی؟

440
00:27:17,403 --> 00:27:21,007
من به اندازه چندین زندگی توی خونه تئاتر دیدم

441
00:27:21,107 --> 00:27:23,409
- جسارت نباشه
- نه نیست

442
00:27:23,409 --> 00:27:26,145
هیچی بدتر از اینکه بی میل توسط یه همراه

443
00:27:26,278 --> 00:27:29,181
اینور اونور کشیده شی نیست
"بروس" بود؟

444
00:27:29,949 --> 00:27:32,151
اره "بروس"

445
00:27:32,251 --> 00:27:36,155
- موتورسوار عشق اوپرا
- اره

446
00:27:38,157 --> 00:27:39,692
بهتره با "توان فم" در مورد دوربین حرف بزنی

447
00:27:39,826 --> 00:27:42,194
اون خیلی بلده
شاید شما دوتا بتونید...

448
00:27:42,294 --> 00:27:44,363
من نمیخوام درگیر انجمن شم

449
00:27:45,397 --> 00:27:47,399
سعی میکنم زحمت تبلیغات نکشی

450
00:27:47,399 --> 00:27:50,536
تو "کلادیا" رو داری
اون خوشحال باشه من خوشحالم

451
00:27:51,237 --> 00:27:52,705
اما من...

452
00:27:53,505 --> 00:27:55,341
- زیاد اهل ملحق شدن نیستم
- مم

453
00:27:55,441 --> 00:27:58,010
بله. به اندازه کافی این رو روشن کردی

454
00:27:58,144 --> 00:28:00,046
پس اگه دلیل اینجا بودنت این باشه

455
00:28:01,247 --> 00:28:02,949
همه دلیلی نیست که اینجام

456
00:28:02,949 --> 00:28:04,951
- نه
- نه

457
00:28:04,951 --> 00:28:07,820
قطعا که تنها دلیل اینجا بودنش این نیست

458
00:28:09,355 --> 00:28:11,190
من ازت خوشم میاد

459
00:28:12,024 --> 00:28:14,994
منم ازت خوشم میاد، واضح نیست؟

460
00:28:18,430 --> 00:28:20,900
تو واقعا باید روی بسته نگه داشتن افکارت کار کنی

461
00:28:21,868 --> 00:28:24,136
- ببخشید؟
- "بروس"

462
00:28:24,971 --> 00:28:27,706
- الان توی ذهنت حسش میکنم
- اها

463
00:28:27,807 --> 00:28:29,909
شاید حفاظت من از افکارم به اندازه کافی خوبه

464
00:28:30,009 --> 00:28:32,411
شاید از قصد تورو توی ذهنم راه میدم

465
00:28:32,544 --> 00:28:35,848
اوه خوب بود عزیزم
خیلی خوب

466
00:28:51,463 --> 00:28:52,598
ها!

467
00:29:05,344 --> 00:29:07,880
اگه ما تنها خون آشام های پاریس بودیم...

468
00:29:09,748 --> 00:29:11,951
برای یه ثانیه حس کردم هستیم

469
00:29:15,421 --> 00:29:18,290
انجمن به مستقل بودنت حسادت میکنه

470
00:29:18,390 --> 00:29:21,627
این مشکله
تو از بیرون به داخل نگاه کنی

471
00:29:22,761 --> 00:29:25,397
مشکل توئه، نه من

472
00:29:26,265 --> 00:29:28,134
تو من رو میخوای، من اینجام

473
00:29:28,700 --> 00:29:30,369
اما اینجام. اینجا

474
00:29:30,369 --> 00:29:33,105
تو خیابون، کافه

475
00:29:33,205 --> 00:29:35,207
سالن، بار
عشق و حال با جاز

476
00:29:35,341 --> 00:29:37,676
کل اینجا حس تولد دوباره میده

477
00:29:37,676 --> 00:29:40,079
همه میپرسن
"بعدش چی؟ بعدش چی؟"

478
00:29:40,179 --> 00:29:44,450
نه اینکه "کجا بودی؟"
یا "مراقب باش"

479
00:29:44,583 --> 00:29:46,485
از اون به اندازه کافی تو خونه داشتم

480
00:29:47,286 --> 00:29:49,488
من اینجا دنبال خودمم

481
00:29:51,190 --> 00:29:53,292
پس چه جایی برای من باقی مونده

482
00:29:54,293 --> 00:29:56,362
اگه تو خودت رو پیدا نکردی؟

483
00:29:56,362 --> 00:29:57,663
همم!

484
00:29:59,932 --> 00:30:01,433
اوه، جا هست

485
00:30:09,075 --> 00:30:10,910
ما دور همدیگه میچرخیدیم

486
00:30:11,043 --> 00:30:13,179
من داشتم توی موقعیت خیلی سختی قرارش میدادم

487
00:30:13,279 --> 00:30:15,147
من قرار بود اون بکشونم سمت خودم

488
00:30:15,281 --> 00:30:17,116
اما برعکسش داشت اتفاق میفتاد

489
00:30:17,216 --> 00:30:18,985
من شروع کردم به اینکه زمان کمتری در تئاتر باشم

490
00:30:19,085 --> 00:30:21,153
و شب های بیشتری رو همراه "لویی"
در بلوارها قدم بزنم

491
00:30:21,253 --> 00:30:24,023
مکالمه آسون و عاشقانه

492
00:30:24,123 --> 00:30:26,458
- و مجادله جو بود
- و مجادله جو، اره

493
00:30:26,558 --> 00:30:29,195
اما به مهیج ترین شیوه ممکن.

494
00:30:29,929 --> 00:30:32,331
بحث کردن به عنوان پیشنوازی

495
00:30:32,464 --> 00:30:34,934
برخی از عمیق ترین احساسات

496
00:30:34,934 --> 00:30:37,103
و افکار داشت شکل میگرفت

497
00:30:37,103 --> 00:30:41,207
وقتی ذهن من با ذهن "ارماند" تماس پیدا کرد

498
00:30:41,340 --> 00:30:45,311
من به طرز عمیقی هیجان زده و تحریک شدم
<font color="#fff000">[پیشنهاد سرآشپز؟]</font>

499
00:30:45,411 --> 00:30:47,779
تا نتایج جدیدی در مورد خودم
<font color="#fff000">[در اوقات فراغتت مطالعه کن]</font>

500
00:30:47,779 --> 00:30:50,816
و خلاصه، زندگی خون آشامی شکل بدم

501
00:30:54,420 --> 00:30:56,889
- چیزی شده "دنیل"؟
- ممم...

502
00:30:56,989 --> 00:31:02,128
اوه نه. این... این بخاطر کامپیوتره..

503
00:31:02,128 --> 00:31:06,165
چیزی که گفتید باعث شد به این فکر بیفتم که...

504
00:31:07,433 --> 00:31:08,700
به فکر چی؟

505
00:31:11,003 --> 00:31:12,671
اوه... اینکه...

506
00:31:12,771 --> 00:31:15,741
از ذهنم پرید. یادم رفت

507
00:31:15,841 --> 00:31:18,744
خب تو این نقطه "کلادیا" کجاست؟

508
00:31:18,844 --> 00:31:21,180
اون چطوره؟
داره... داره چیکار میکنه؟

509
00:31:21,313 --> 00:31:23,916
در این مرحله از اوضاع؟

510
00:31:26,852 --> 00:31:28,854
چطوری اینکار رو میکنی؟

511
00:31:28,854 --> 00:31:31,057
چطوری یه کاری میکنی تا مرگ رو قبول کنن؟

512
00:31:32,891 --> 00:31:35,427
اگه سرت پایین باشه حتی صف اول هم صدات رو نمیشنوه

513
00:31:40,732 --> 00:31:44,536
اولین کاری که میکنم وقتی در رو باز میکنم

514
00:31:45,704 --> 00:31:48,774
با همکار صحنه شبم یه صحبت کوتاهی میکنم

515
00:31:49,675 --> 00:31:53,579
تو سرشون میگردم
شرم هاشون رو پیدا میکنم

516
00:31:53,679 --> 00:31:55,847
خلاصه که آمادگی یک بازیگره
[یک بازیگر آماده میشود اسم کتاب بازیگری معروف اثر استانیسلاوسکی]

517
00:31:55,847 --> 00:31:58,217
روی صحنه میبینمت "کلاد"

518
00:32:00,319 --> 00:32:02,454
"فرانسیس ناتون" کیه؟

519
00:32:07,994 --> 00:32:11,030
بهترین "یاگو" که پا روی یورک رویال گذاشته
[شخصیت داستانی اثر اوتلو از شکسپیر- تئاتر سلطنتی سالن نمایش در انگلستان، یورک]

520
00:32:11,030 --> 00:32:12,464
تو بودی؟

521
00:32:12,598 --> 00:32:15,634
و زندگی پست تو در شیکاگو چطور بود

522
00:32:15,734 --> 00:32:19,471
قبل اینکه "بروس" خون آشام گردن کوچولوت رو گاز بزنه؟

523
00:32:19,571 --> 00:32:21,140
من تو اسپرینگ فیلد بودم...

524
00:32:22,041 --> 00:32:24,476
توی ایستگاه قطار خرده ریز میفروختم

525
00:32:24,576 --> 00:32:26,712
- یتیم بودی؟
- میشه گفت

526
00:32:26,712 --> 00:32:30,249
و باز هم یه یتیم
این رو در اشتراک داریم

527
00:32:30,382 --> 00:32:32,951
- من فکر کردم تورو استاد ساخته
- چرا باید اینو بگی؟

528
00:32:33,052 --> 00:32:35,287
"استل" بهم گفت تو جوونترینی

529
00:32:35,387 --> 00:32:38,457
اما همینطور قویترین هستی
فکر کردم باید بهترین خون رو داشته باشی

530
00:32:39,558 --> 00:32:40,659
نه

531
00:32:41,793 --> 00:32:44,296
خالق من بین دیوارهای طبقه پایین خوابیده

532
00:32:45,764 --> 00:32:47,433
استاد گذاشتش اونجا

533
00:32:47,433 --> 00:32:49,768
چوب بُر، سه دقیقه

534
00:32:50,536 --> 00:32:52,004
مرسی. سه

535
00:32:52,704 --> 00:32:54,440
- متاسفم
- اوه نباش

536
00:32:54,973 --> 00:32:56,642
لایق مرگش بود...

537
00:32:58,410 --> 00:33:00,512
و خونش نفیس بود

538
00:33:01,480 --> 00:33:04,416
من مقلد خوبی هستم و میتونم پرواز کنم

539
00:33:04,416 --> 00:33:07,986
- و با خودنمایی میکُشی
- همم

540
00:33:08,120 --> 00:33:10,089
و خالق عزیز از دست رفته تو

541
00:33:10,789 --> 00:33:14,360
چه هدایایی به خون آشام کوچولو واگذار کرد؟

542
00:33:16,495 --> 00:33:18,197
بهم یاد داد چطوری خوب دروغ بگم

543
00:33:22,901 --> 00:33:25,171
پس بازیگر خوبی میشی

544
00:33:27,039 --> 00:33:30,842
این "لویی" هست که اهل شیکاگوئه، اره؟

545
00:33:31,777 --> 00:33:34,346
خارجش. گری، ایندیانا

546
00:33:36,815 --> 00:33:39,818
بهش بچسب "پیوس"
تقریبا داری موفق میشی

547
00:33:49,928 --> 00:33:53,299
من شرورم
به اندازه هر خون آشامی که بوده شرورم

548
00:33:53,299 --> 00:33:57,103
من بار ها آدم کشتم و باز هم میکشم

549
00:33:57,103 --> 00:34:00,038
چرا این تورو به اندازه هر خون آشامی شرور میکنه؟

550
00:34:00,172 --> 00:34:01,640
ایا شرارت درجاتی نداره؟

551
00:34:01,640 --> 00:34:03,642
آیا شرارت یه گرداب خطرناک بزرگ هست که

552
00:34:03,642 --> 00:34:05,477
یکی با اولین گناه داخلش میفته؟

553
00:34:05,477 --> 00:34:09,715
یعنی، یجورایی
انقدری که تو میگی منطقی نیست

554
00:34:09,848 --> 00:34:11,850
اما تاریک و تهی هست

555
00:34:11,950 --> 00:34:13,585
و نمیتونم انتهاش رو ببینم

556
00:34:13,685 --> 00:34:16,988
اما اگه شرارت بدون درجات هست
و وجود داره

557
00:34:16,988 --> 00:34:19,325
پس این بیان از شرارت

558
00:34:19,458 --> 00:34:21,527
فقط یه گناه لازم داره

559
00:34:21,660 --> 00:34:23,329
این بحث توئه

560
00:34:25,831 --> 00:34:30,035
شرارت محصول توانایی انسان ها

561
00:34:30,136 --> 00:34:32,771
در تبدیل چیزی واقعی به انتزاعی است

562
00:34:32,871 --> 00:34:35,607
- "ژان پال"
- "ارماند"

563
00:34:35,707 --> 00:34:38,210
- این دوستم "لویی" هست
- سلام

564
00:34:38,310 --> 00:34:42,414
حالا میشه شما لطف کنید خفه شید

565
00:34:42,514 --> 00:34:45,117
تا من موزیک گوش کنم، هم؟

566
00:34:46,885 --> 00:34:49,488
<i>بحث تو فرض میکنه که خدا وجود داره</i>

567
00:34:49,488 --> 00:34:51,457
<i>من نمیدونم که خدا وجود داره</i>

568
00:34:51,457 --> 00:34:53,825
<i>از چیزی که توی جنگ دیدم
وجود نداره</i>

569
00:34:53,925 --> 00:34:56,928
<i>پس به طور حتم، درجات و تنوعاتی برای خوبی هست؟</i>

570
00:34:57,095 --> 00:34:59,631
<i>خوبی بچه که بیگناهه</i>

571
00:34:59,731 --> 00:35:01,633
<i>خوبی راهبه که زندگی ای از</i>

572
00:35:01,733 --> 00:35:04,270
<i>خودگذشتگی و خدمت داره</i>

573
00:35:04,370 --> 00:35:07,739
<i>خوبی قدیسان
خوبی دایه ها</i>

574
00:35:07,906 --> 00:35:10,176
<i>و این شرارت چطوری بدست میاد؟</i>

575
00:35:10,176 --> 00:35:12,311
<i>چطوری کسی از رحمت ساقط میشه؟</i>

576
00:35:12,478 --> 00:35:16,748
<i>♪  جنده کوچولو♪</i>

577
00:35:16,848 --> 00:35:21,487
<i>♪ تو میخوایش چون فقط حس افسردگی داری ♪</i>

578
00:35:23,455 --> 00:35:25,557
<i>♪ بیا سراغ من ♪</i>

579
00:35:26,958 --> 00:35:32,364
<i>♪ اون هیچوقت انگشتانش رو بین موهات ♪</i>

580
00:35:32,531 --> 00:35:36,402
<i>♪ طوری که من تاب میدم، تاب نمیده ♪</i>
این خوبه، همم

581
00:35:36,402 --> 00:35:38,670
<i>♪ شما همدیگه رو برانداز میکنید ♪</i>

582
00:35:38,770 --> 00:35:40,105
<i>"لویی؟"</i>

583
00:35:40,206 --> 00:35:42,941
<i>♪ ...عاشق های ناتوان ♪</i>

584
00:35:43,041 --> 00:35:45,944
من... نمیدونم

585
00:35:46,044 --> 00:35:47,613
شاید تو درست میگی

586
00:35:48,747 --> 00:35:50,015
دوباره اومد

587
00:35:50,682 --> 00:35:53,084
<i>♪ بیا سراغم ♪</i>

588
00:35:53,219 --> 00:35:54,520
متاسفم

589
00:35:54,653 --> 00:35:56,922
و ما چنین مکالمه خوبی داشتیم

590
00:35:56,922 --> 00:36:01,026
من برای 30سال با "بروس" بودم

591
00:36:01,159 --> 00:36:02,361
"بروس"؟

592
00:36:03,595 --> 00:36:06,298
تا کِی میخواهیم بازی کنیم "لویی"؟

593
00:36:10,902 --> 00:36:13,104
- "لستات"...
- قبل از اینکه بگی

594
00:36:13,104 --> 00:36:15,307
بذار یه چیزی بهت بگم

595
00:36:15,307 --> 00:36:17,843
در مورد "ارماند" قرن 18.

596
00:36:18,410 --> 00:36:20,479
- "لستات"
- اوه عزیز

597
00:36:21,079 --> 00:36:23,682
- بالاخره
- من از نگه داشتنش خسته ام

598
00:36:24,416 --> 00:36:27,653
"لستات" همراه من توی آمریکا بود

599
00:36:27,786 --> 00:36:31,390
- و الان کجاست؟
- مم هنوزم زن یه صحاف؟

600
00:36:32,090 --> 00:36:33,959
- اون میدونه
- میدونی کجاست

601
00:36:33,959 --> 00:36:36,027
میخوام تو بگی

602
00:36:37,463 --> 00:36:39,865
من کشتمش و اون لعنتی حقش بود

603
00:36:39,965 --> 00:36:42,534
- خب این قابل بحثه
- من ماه هاست که میدونم

604
00:36:43,168 --> 00:36:44,970
فقط منتظر بودم تو بگی

605
00:36:44,970 --> 00:36:48,073
و این یعنی چی؟
الان باید من رو بکشی؟

606
00:36:51,543 --> 00:36:53,078
چه بلایی سر "کلادیا" میاد؟

607
00:36:53,211 --> 00:36:54,680
- بهت کمک کرد اون رو بکشی؟
- اره!

608
00:36:54,780 --> 00:36:56,882
- نه
- تو یکی از قوانین کبیر رو شکستی

609
00:36:56,982 --> 00:36:59,685
من هیچی از قوانین کبیر نمیدونم
"لستات" هیچوقت چیزی بهم نگفت

610
00:36:59,818 --> 00:37:02,254
- بهت گفتم عاشقتم
- برو!

611
00:37:02,354 --> 00:37:03,689
- آروم باش
- و تو هیچی نگفتی

612
00:37:03,822 --> 00:37:05,757
گمشو جهنم!

613
00:37:07,659 --> 00:37:09,361
"لویی"...

614
00:37:39,658 --> 00:37:43,562
حتی الان، من تنها کسی هستم که اعتماد داری

615
00:37:45,731 --> 00:37:46,932
دوباره من رو بکش

616
00:37:47,733 --> 00:37:50,135
بیا، دوباره من رو بکش!

617
00:37:52,103 --> 00:37:56,475
تنها راهی که بلدی عشق بورزی رو بهم نشون بده

618
00:38:05,417 --> 00:38:08,086
اهه! اه! اهه!

619
00:38:21,867 --> 00:38:24,102
اون تنها بود
حالت هاش بی ثبات بود

620
00:38:24,202 --> 00:38:26,405
سریع حالش عوض میشد

621
00:38:26,405 --> 00:38:28,507
میتونیم یه شب استراحت کنیم

622
00:38:29,575 --> 00:38:31,510
اه احتمالا درست میگی

623
00:38:31,610 --> 00:38:34,480
احتمالا بعد اینکه گفتیم
خودش رو آتیش زده ول کنن

624
00:38:34,580 --> 00:38:37,282
نه بهتره اینکارو کنیم
بهتره واقعا محتاط باشیم همونطور که گفتی

625
00:38:40,819 --> 00:38:42,120
"لویی"؟

626
00:38:47,125 --> 00:38:49,361
یه مدت ما سه تامون گروه بودیم

627
00:38:51,129 --> 00:38:54,766
توی جاده باز، در حال گشتن تو آمریکا

628
00:38:54,766 --> 00:38:57,302
تو ایستگاه های کامیون، متل ها آدم میکشتیم

629
00:38:57,302 --> 00:39:00,939
تا وقتی که یه روز خودش رو آتیش زد
ما هم شدیدا شوکه شدیم

630
00:39:00,939 --> 00:39:02,941
با یه فندک اینکارو کرد

631
00:39:02,941 --> 00:39:05,210
به یه کهنه که از تانک سوختش آویزون بود زد

632
00:39:05,343 --> 00:39:07,779
فکر کردیم یه مدت طولانی توی اون جاده باشیم

633
00:39:07,779 --> 00:39:09,347
آخرین حرف هاش..

634
00:39:10,816 --> 00:39:13,184
"دیگه صورتهای غمگین شمارو نمیکِشَم"

635
00:39:13,852 --> 00:39:15,053
خوبه

636
00:39:21,760 --> 00:39:24,029
"لستات" میتونست بگه

637
00:39:24,162 --> 00:39:27,533
"تابوت هاتونو سوار قایق کنید
برید پاریس

638
00:39:27,633 --> 00:39:29,234
یه انجمن قشنگ اونجا هست

639
00:39:29,334 --> 00:39:31,403
میدونم چون خود لعنتیم تاسیسش کردم"

640
00:39:33,772 --> 00:39:36,207
اما اون گفت خون آشام های اون بیرون شریرن

641
00:39:36,341 --> 00:39:38,410
بهتره یچیزی بهت بگم

642
00:39:38,510 --> 00:39:42,247
و بعدش با اون حرومزاده ملاقات کردم
و اره، حق با "لستات" بود

643
00:39:45,283 --> 00:39:47,519
بهتر بود وقتی استخونهام رو شکست

644
00:39:49,788 --> 00:39:52,057
من رو زیر تخته ها چپوند

645
00:39:53,959 --> 00:39:56,862
باهاش جنگیدم، زدمش

646
00:39:56,995 --> 00:39:59,097
چنگش زدم، گازش گرفتم

647
00:40:01,366 --> 00:40:02,934
مشکلی نداشت

648
00:40:05,403 --> 00:40:07,405
وقتی بود که من رو گیر مینداخت

649
00:40:10,041 --> 00:40:11,910
و بهم میگفت عاشقمه

650
00:40:15,313 --> 00:40:17,949
قبل، در حین

651
00:40:18,684 --> 00:40:20,118
و بعد

652
00:40:21,052 --> 00:40:23,622
قبل، در حین

653
00:40:25,023 --> 00:40:26,291
بعد

654
00:40:27,192 --> 00:40:28,960
اون من رو بگا داد

655
00:40:33,064 --> 00:40:35,901
یه روز گفت، "دیگه صورت غمگینت رو نمیکِشَم"

656
00:40:37,002 --> 00:40:38,970
روی یه موتور گذاشت رفت

657
00:40:39,070 --> 00:40:42,641
فکر کردم برم خونه
"لویی" رو پیدا کنم، برم اروپا

658
00:40:45,577 --> 00:40:48,113
آخر این هفته میذارن من به انجمن ملحق شم

659
00:40:51,917 --> 00:40:53,752
خوب میشد اگه میومدی

660
00:40:55,420 --> 00:40:57,122
هرجور شده میام

661
00:41:07,198 --> 00:41:09,334
ببخشید مزاحم شدم

662
00:41:10,301 --> 00:41:13,839
وکیل خریدار آماده کنفرانس تلفنی هست

663
00:41:14,606 --> 00:41:16,141
اه وکیل؟

664
00:41:16,274 --> 00:41:18,343
در مورد سه گانه بیکن

665
00:41:19,778 --> 00:41:22,814
- اشکالی نداره "دنیل"؟
- میرم دستشویی

666
00:41:27,385 --> 00:41:31,690
یه لیوان آب سرد ریختی روم "رشید"
واقعا غرق شده بودم

667
00:41:34,560 --> 00:41:36,662
- اقای "فیلیپس"، بله؟
<i>سلام -</i>

668
00:41:36,795 --> 00:41:38,530
ایشون مالک هستن اقای " دو لاک"

669
00:41:38,630 --> 00:41:40,165
اقای "فیلیپس"

670
00:41:44,603 --> 00:41:47,105
سه بررسی صورت
در پایه مصلوب

671
00:41:47,105 --> 00:41:49,307
شاهد زجر مسیح هستن

672
00:41:49,407 --> 00:41:52,477
اقای "بیکن" همچنین به اینها به عنوان
سه خشم

673
00:41:52,477 --> 00:41:54,479
تنبیه کار خطاکاری انسان اشاره میکنه

674
00:41:54,580 --> 00:41:56,281
<i>و مدرک اصالت؟</i>

675
00:41:56,414 --> 00:41:58,984
خریدار در مورد اعتبار میپرسن؟

676
00:41:59,084 --> 00:42:01,152
<i>خریدار این رو برای شوهرش میخواد</i>

677
00:42:01,252 --> 00:42:03,589
<i>احتمالا گوگل کرده که بهتره چه سوالاتی بپرسه</i>

678
00:42:03,589 --> 00:42:06,858
پشت صفحه سمت راست نوشته شده پیترزفیلد

679
00:42:06,992 --> 00:42:08,927
که نزدیک کلبه ای هست که "بیکن" در اون

680
00:42:08,927 --> 00:42:11,096
حین سالیان خلق نقاشی کار کرده

681
00:42:11,096 --> 00:42:13,965
یک اشعه ایکس روی خشم اون صفحه

682
00:42:13,965 --> 00:42:17,235
صورت مردی رو، احتمالا "اریک هال" صاحب کلبه، نمایان میکنه

683
00:42:18,359 --> 00:42:20,259
<font color="#fff000">[برای کمک اینجام]</font>
این فقط سه صاحب داشته
 تحقیق ابتدایی هست اما در مورد شما

684
00:42:20,639 --> 00:42:22,540
ما باید بریم
ممنون

685
00:42:22,641 --> 00:42:24,409
<i>به موکلانم اطلاع میدم</i>

686
00:42:24,509 --> 00:42:27,746
- چوب بر!
- تو کی هستی؟

687
00:42:27,846 --> 00:42:32,751
من همونی هستم که فکر میکنی چوب بر

688
00:42:32,851 --> 00:42:36,521
- بذار برو
- ساعت قلبت

689
00:42:36,622 --> 00:42:40,425
چرخ دنده ها از کار افتادن

690
00:42:44,495 --> 00:42:47,398
خون آشام ها واقعی ان
همه مون رو میکشن

691
00:42:48,700 --> 00:42:51,169
خون آشام ها، واقعی هستن!

692
00:42:51,169 --> 00:42:53,004
- اونها همه مون رو میکشن!
- این چیه؟

693
00:42:53,004 --> 00:42:55,073
اون اجرا رو مختل کرده!

694
00:42:55,173 --> 00:42:57,643
نه نه نه نه
بذار حرف بزنه "سم"

695
00:42:57,643 --> 00:43:00,345
<i>ببین کی با حضورش منت روی سرمون گذاشته</i>

696
00:43:00,345 --> 00:43:01,947
<i>چه افتخاری</i>

697
00:43:01,947 --> 00:43:03,749
<i>اون برای حمایت از دختر اینجاست</i>

698
00:43:03,849 --> 00:43:07,185
<i>اجرا رو تموم کن -</i>
- بعدش شما رو میکشن

699
00:43:07,185 --> 00:43:09,788
چرا بهمون نمیگی کی هستی؟

700
00:43:09,888 --> 00:43:13,424
<i>روزنامه ل موند امروز رو خوندی؟ -
- نخوندم</i>

701
00:43:13,524 --> 00:43:16,494
<i>یک جسد مثله شده سه شب پیش
توی پارک پیدا شده</i>

702
00:43:16,494 --> 00:43:19,765
<i>جمجمه خرد شده
زخم های عمیق روی گردن</i>

703
00:43:19,865 --> 00:43:21,633
<i>سینه و کتف</i>

704
00:43:21,733 --> 00:43:25,170
<i>تو بودی؟ -
- البته که نه</i>

705
00:43:25,170 --> 00:43:27,873
<i>چون همه تا قبل از خاموشی در تابوت بودن</i>

706
00:43:27,873 --> 00:43:31,677
فرض کنیم تورو رها کنیم

707
00:43:31,777 --> 00:43:33,979
<i>و من این دختر رو</i>

708
00:43:34,079 --> 00:43:37,148
<i>در اون پارک بخصوص نمیبینم
تو میبینی؟</i>

709
00:43:37,248 --> 00:43:39,050
<i>واضح حرف بزن</i>

710
00:43:39,050 --> 00:43:41,152
<i>تو زمان لازم برای استخدام رو داشتی</i>

711
00:43:41,252 --> 00:43:43,254
<i>اتفاق نمیفته</i>

712
00:43:43,354 --> 00:43:46,992
<i>اون نابودی ما خواهد شد
کاری که باید بشه رو انجام بده</i>

713
00:43:47,092 --> 00:43:48,860
<i>داری تقاضا میکنی؟</i>

714
00:43:49,560 --> 00:43:51,663
<i>انجمن مایل هست بدونه که</i>

715
00:43:51,763 --> 00:43:53,765
<i>قصد داری باهاش چیکار کنی</i>

716
00:43:53,865 --> 00:43:56,467
<i>به جز اینکه بهش بلیت صندلی
ردیف پنجم راهروی مرکزی رو بدی؟</i>

717
00:43:57,035 --> 00:43:59,270
<i>و تو از طرف انجمن حرف میزنی؟</i>

718
00:44:14,753 --> 00:44:16,654
<i>بعد از مراسم</i>

719
00:44:16,755 --> 00:44:18,957
<i>بعد از اینکه اون دختر خودش رو به ما متعهد کرد</i>

720
00:44:19,557 --> 00:44:22,393
<i>بعد کاری که باید رو انجام میدم. قبوله؟</i>

721
00:44:22,393 --> 00:44:26,631
<i>برای خیلی کمتر خالق من نابود شد -
- قبوله؟</i>

722
00:44:26,798 --> 00:44:29,434
<i>قبوله استاد</i>

723
00:44:29,434 --> 00:44:31,169
<i>با احترام.</i>

724
00:44:32,603 --> 00:44:34,005
بدون درد

725
00:44:34,773 --> 00:44:36,975
بدون درد

726
00:44:37,976 --> 00:44:39,845
بدون درد

727
00:44:46,317 --> 00:44:48,954
"پیوس"! "پیوس"! "پیوس"!

728
00:44:48,954 --> 00:44:52,390
"پیوس"! "پیوس"! "پیوس"! "پیوس"! "پیوس"!

729
00:44:59,697 --> 00:45:02,400
اولین شبت از پسِ چراغ های صحنه

730
00:45:03,368 --> 00:45:05,904
- چه حسی داشت؟
- مثل خونه

731
00:45:07,605 --> 00:45:10,341
بیا، یه چیزی برات دارم

732
00:45:11,509 --> 00:45:12,744
بشین

733
00:45:22,988 --> 00:45:24,689
چیه استاد؟

734
00:45:24,790 --> 00:45:26,758
یک سیرک ککی
[معنی اسم پیوس کک هم میشه]

735
00:45:30,128 --> 00:45:33,698
باشد که شروع متواضعانه ات رو یادآور بشه

736
00:45:34,499 --> 00:45:36,234
ما رو قبول میکنی؟

737
00:45:40,305 --> 00:45:42,107
بله استاد

738
00:45:43,574 --> 00:45:44,675
بیا

739
00:45:50,916 --> 00:45:52,350
پنج قانون

740
00:45:52,350 --> 00:45:55,620
بگذار جوانترین برای جوانترین بخواند

741
00:46:00,258 --> 00:46:02,961
مراسم فقط برای اعضاست

742
00:46:03,895 --> 00:46:05,630
بریم قدم بزنیم؟

743
00:46:11,102 --> 00:46:12,804
پنج قانون

744
00:46:14,172 --> 00:46:15,573
<i>قانون اول</i>

745
00:46:16,241 --> 00:46:19,144
<i>هر انجمن باید رهبر داشته باشد</i>

746
00:46:19,244 --> 00:46:21,012
<i>و فقط او میتواند</i>

747
00:46:21,179 --> 00:46:23,949
<i>دستور کار نیروی تاریک بر فانی دهد</i>

748
00:46:26,517 --> 00:46:28,419
<i>اطاعت میکنی؟</i>

749
00:46:29,120 --> 00:46:30,455
میکنم

750
00:46:30,555 --> 00:46:31,756
قانون دوم

751
00:46:33,058 --> 00:46:36,962
هدایای تاریک نباید هرگز به چلاق

752
00:46:37,062 --> 00:46:38,964
معلول یا بچهها داده شود

753
00:46:39,064 --> 00:46:42,067
- من میخوام پاریس رو ترک کنم
- کجا میری؟

754
00:46:42,067 --> 00:46:44,602
به لندن فکر میکردم

755
00:46:44,602 --> 00:46:46,637
اگه زیادی بزرگه شاید دابلین

756
00:46:47,572 --> 00:46:49,507
تو یه جنازه رو تو پارک رها کردی

757
00:46:50,408 --> 00:46:51,943
دلایل بیشتری که باید برم

758
00:46:52,043 --> 00:46:54,645
هیچ خون آشامی نباید به

759
00:46:54,779 --> 00:46:56,614
نوشتن تاریخ خون آشام ها مشغول شود

760
00:46:56,747 --> 00:47:01,286
تو مارو افشا کردی. باید اجازه بدم چنین افشایی
دامن انجمن لندن رو هم بگیره؟

761
00:47:04,589 --> 00:47:08,026
هیچ خون آشامی نباید ذات واقعی خودش را

762
00:47:08,126 --> 00:47:10,628
به یک فانی فاش کند و بگذارد آن فانی زنده بماند

763
00:47:10,728 --> 00:47:13,698
تو خودت رو به شرکت حقوقی روجت و ابت نمایان کردی

764
00:47:13,698 --> 00:47:15,833
اونها با خون آشام ها کار میکنن

765
00:47:15,934 --> 00:47:20,538
هیچ خون آشامی نباید هرگز خون آشامی دیگر را نابود کند

766
00:47:21,472 --> 00:47:23,808
به جز ارباب انجمن

767
00:47:23,909 --> 00:47:28,813
که قدرت زندگی و مرگ زیردستانش را دارد

768
00:47:29,480 --> 00:47:31,782
"بهت آسیب نمیزنم"

769
00:47:31,782 --> 00:47:33,651
اینها اولین کلماتت به من بود

770
00:47:33,751 --> 00:47:35,820
"خالق من یه خون آشام به اسم "بروس" بود

771
00:47:35,820 --> 00:47:39,490
"لستات د لیونکو" کیه؟"
اولین کلمات تو به انجمن

772
00:47:41,826 --> 00:47:46,631
و این وظیفه اوست تا نابودی کسانی را که

773
00:47:46,631 --> 00:47:50,101
این پنج قانون را میشکنند، دنبال کند

774
00:47:50,201 --> 00:47:51,669
<i>کجا داریم میریم؟</i>

775
00:47:51,669 --> 00:47:53,371
ما میریم که گم بشیم

776
00:47:53,471 --> 00:47:55,373
و آخر سر از کنار رودخانه دربیاریم

777
00:47:56,341 --> 00:47:58,076
مثل همه قدم زدن هامون

778
00:47:58,209 --> 00:48:01,546
از این قانون پنجم و اخر اطاعت میکنی؟

779
00:48:02,447 --> 00:48:03,915
میکنم

780
00:48:04,782 --> 00:48:06,217
دیگر کک نیستی

781
00:48:10,956 --> 00:48:13,191
<i>سرم رو بزن اگه میخوای اینکار رو بکنی</i>

782
00:48:14,059 --> 00:48:15,493
من دیدم آتش چیکار میکنه

783
00:48:15,493 --> 00:48:17,428
نمیخوام اونطوری بمیرم

784
00:48:17,528 --> 00:48:19,397
درخواست دیگه ای داری؟

785
00:48:19,864 --> 00:48:21,466
مراقب "کلادیا" باش

786
00:48:21,566 --> 00:48:23,401
<i>نیازی به مراقب نداره</i>

787
00:48:23,534 --> 00:48:25,436
<i>خیلی اینجا نخواهد بود</i>

788
00:48:27,572 --> 00:48:28,773
چی؟

789
00:48:29,507 --> 00:48:31,576
تو اون رو 14سالگیش ساختی

790
00:48:32,210 --> 00:48:34,379
در آشفته ترین وضعیت احساسی

791
00:48:35,680 --> 00:48:38,816
<i>ذهنش، به اندازه که الان درنده است، تحمل نخواهد کرد</i>

792
00:48:38,916 --> 00:48:40,785
<i>به وقتش از هم فرو میریزه</i>

793
00:48:42,020 --> 00:48:43,788
تو اون رو نمیشناسی

794
00:48:45,890 --> 00:48:47,725
مجبور نیستم بشناسم

795
00:48:49,860 --> 00:48:51,896
قبلا همه اش رو دیدم

796
00:48:54,032 --> 00:48:56,267
من خیلی چیزهارو دیدم "لویی"

797
00:48:58,569 --> 00:49:00,638
غافلگیری!

798
00:49:02,273 --> 00:49:04,475
تو که فکر نمیکردی ما

799
00:49:04,575 --> 00:49:06,411
تو رو توی اتاق خیس رها کنیم
میکردی؟

800
00:49:06,411 --> 00:49:08,146
تو یه ستاره ای "کلادیا"

801
00:49:08,279 --> 00:49:10,648
یه اجرای جدید برای تو و خانم ها

802
00:49:11,716 --> 00:49:14,085
'بچه من عاشق پنجره هاست'

803
00:49:14,085 --> 00:49:15,653
من نقش مدیر رو بازی میکنم

804
00:49:15,753 --> 00:49:17,622
و من نقش مادرت رو بازی میکنم

805
00:49:18,556 --> 00:49:20,658
و من نقش دختر کوچولو رو بازی میکنم

806
00:49:20,758 --> 00:49:23,594
تو برای 50سال آینده پرنده کوچولوی اونها میشی

807
00:49:29,267 --> 00:49:31,269
چی صداش کرد؟

808
00:49:33,571 --> 00:49:36,141
'باغ وحشی'

809
00:49:38,609 --> 00:49:40,778
چرا "لویی"

810
00:49:41,412 --> 00:49:45,983
اونهایی که بیشترین قدرت رو دارن اغلب ضعیف ترین هستند؟

811
00:49:47,818 --> 00:49:49,954
ازش دست نکش

812
00:49:50,721 --> 00:49:54,625
بهش بگو زیباست
هر صبح بهش بگو

813
00:50:26,157 --> 00:50:27,892
تو باهام تا خونه اومدی

814
00:50:29,694 --> 00:50:31,028
اومدم؟

815
00:50:31,829 --> 00:50:33,998
اون ساختمون منه اونجا

816
00:50:37,135 --> 00:50:38,903
اون تورو شکست "لویی"؟

817
00:50:40,171 --> 00:50:41,906
تو شکسته ای؟

818
00:50:44,275 --> 00:50:45,410
نه

819
00:50:46,344 --> 00:50:48,079
اما بارش رو به دوش میکشم

820
00:50:49,980 --> 00:50:51,749
و نمیدونم که...

821
00:50:52,650 --> 00:50:54,085
که بتونم...

822
00:50:55,186 --> 00:50:57,255
درد رو...

823
00:51:00,125 --> 00:51:01,559
خواهی تونست

824
00:51:03,661 --> 00:51:05,096
من تونستم

825
00:51:08,133 --> 00:51:09,567
تو و اون؟

826
00:51:11,035 --> 00:51:12,903
حدود یه قرن پیش

827
00:51:14,239 --> 00:51:15,540
دیروز

828
00:51:18,008 --> 00:51:20,044
برای یه خون آشام زمان چیه؟

829
00:52:09,960 --> 00:52:11,829
میخوای بیای بالا؟

830
00:52:16,133 --> 00:52:18,269
داری دعوتم میکنی داخل؟

831
00:52:20,771 --> 00:52:23,674
بستگی داره. میخوای من رو بکشی؟

832
00:52:24,698 --> 00:52:30,698
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

833
00:52:33,722 --> 00:52:44,222
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

834
00:52:45,730 --> 00:52:48,666
من یه خون آشام درنده هستم که
درون یه دختر کوچولو گیر افتاده

835
00:52:48,833 --> 00:52:53,003
هرشب از وجودم به یادم میاد

836
00:52:53,170 --> 00:52:54,439
چیزی شکسته در وجود من هست

837
00:52:55,263 --> 00:52:56,763
[در قسمت بعد...]

838
00:52:56,941 --> 00:52:59,977
من کی هستم؟
سرگذشتی هستم که تحمل کردم؟

839
00:53:00,110 --> 00:53:02,380
زندگی خون آشام جز تصمیمات ضعیف چیه؟

840
00:53:03,981 --> 00:53:07,117
من و تو چی؟
تو و من؟

841
00:53:07,285 --> 00:53:09,119
- من تورو میخوام
- مطمئنی؟

