﻿1
00:00:32,033 --> 00:00:33,034
استفان.‏

2
00:00:34,494 --> 00:00:35,579
من مدلین هستم.‏

3
00:00:35,579 --> 00:00:36,746
مدی؟

4
00:00:38,373 --> 00:00:39,916
تو نامه اینو نوشتی.‏

5
00:00:43,169 --> 00:00:44,170
درسته.‏

6
00:00:47,257 --> 00:00:50,427
من... مدی هستم.‏

7
00:00:51,678 --> 00:00:53,138
فامیلی‌ت شوارتزه.‏

8
00:00:56,016 --> 00:00:57,767
تو روزنامه دیدمش...‏

9
00:00:59,102 --> 00:01:01,313
ولی تو نامه ننوشته بودی.‏

10
00:01:01,313 --> 00:01:04,733
گفتم مدی خودمونی‌تره.‏

11
00:01:04,733 --> 00:01:07,152
یا شاید فکر کردی همهٔ لهستانی‌ها نازی هستن.‏

12
00:01:08,153 --> 00:01:10,196
ولی من از معتقدین ظهور دوبارهٔ مسیح هستم.‏

13
00:01:14,034 --> 00:01:15,869
ما اعمال روز سبت (شنبه) رو به‌جا میاریم.‏

14
00:01:17,621 --> 00:01:20,749
تو اعمال سبت رو انجام می‌دی؟

15
00:01:20,749 --> 00:01:21,833
نه.‏

16
00:01:22,959 --> 00:01:25,003
پدرم همیشه اعمال سبت رو به‌جا میاورد.‏

17
00:01:27,130 --> 00:01:28,548
حتی در زمان جنگ.‏

18
00:01:28,548 --> 00:01:30,091
پدرت سرباز بود؟

19
00:01:31,551 --> 00:01:32,844
پزشک.‏

20
00:01:33,470 --> 00:01:36,973
ما مخالف وجدانی هستیم.‏
ما سلاح حمل نمی‌کنیم.‏

21
00:01:37,557 --> 00:01:38,642
دلیلش چیه؟

22
00:01:40,101 --> 00:01:42,395
خب، چون حضرت مسیح به این دنیا اومد...‏

23
00:01:42,395 --> 00:01:45,065
نه برای نابود کردن زندگی مردها،‏
بلکه برای نجات اون‌ها.‏

24
00:01:47,859 --> 00:01:50,028
زندگی دختر کوچولوها چی؟

25
00:01:56,952 --> 00:02:01,164
به‌نظر می‌رسه که پدرت
مرد به شدت با ایمانیه.‏

26
00:02:02,082 --> 00:02:03,959
الان کجاست؟

27
00:02:03,959 --> 00:02:05,919
وقتی هفت سالم بود فوت شد.‏

28
00:02:05,919 --> 00:02:07,963
‏- خیلی از شنیدنش متأسفم.‏
‏- اون چیه؟

29
00:02:07,963 --> 00:02:10,799
‏- ضبط صوته.‏
‏- نه، می‌دونم چیه.‏

30
00:02:12,050 --> 00:02:14,427
نمی‌خوام صدام ضبط بشه.‏

31
00:02:26,856 --> 00:02:30,360
فکر کردم واسه این می‌خوای باهام حرف بزنی
چون حس می‌کنی با هم ارتباط داریم.‏

32
00:02:30,360 --> 00:02:31,486
همین‌طوره.‏

33
00:02:32,320 --> 00:02:35,740
همین‌طور بود. یعنی... هست.‏

34
00:02:38,326 --> 00:02:42,789
فقط اگه می‌گفتم می‌خوام باهات مصاحبه کنم
اجازه می‌دادن ببینمت.‏

35
00:02:45,709 --> 00:02:48,879
فقط یه سری یادداشت برمی‌دارم...‏

36
00:02:48,879 --> 00:02:51,840
تا به‌نظر نیاد کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.‏

37
00:02:52,340 --> 00:02:53,341
خب؟

38
00:03:00,181 --> 00:03:04,352
با بقیهٔ آدم‌ها احساس ارتباط می‌کنی؟

39
00:03:06,897 --> 00:03:08,023
نه این اواخر.‏

40
00:03:10,275 --> 00:03:14,195
از وقتی جسد تسی رو پیدا کردم
نتونستم با هیچ‌کس ارتباط برقرار کنم.‏

41
00:03:14,195 --> 00:03:15,614
از کجا فهمیدی؟

42
00:03:15,614 --> 00:03:16,698
چی رو؟

43
00:03:17,991 --> 00:03:18,992
جسد رو کجا پیدا کنی.‏

44
00:03:21,328 --> 00:03:22,954
اتفاقی بود، گمونم.‏

45
00:03:27,709 --> 00:03:29,669
چرا جسد رو تو دریاچه ول کردی؟

46
00:03:32,088 --> 00:03:33,381
نکردم.‏

47
00:03:33,381 --> 00:03:34,758
پس کار کی بود؟

48
00:03:35,759 --> 00:03:40,222
یه مرد رنگین پوست اون روز
باهات تو فروشگاه بود.‏

49
00:03:40,805 --> 00:03:41,806
اون کی بود؟

50
00:03:44,267 --> 00:03:45,727
استفان.‏

51
00:03:48,647 --> 00:03:51,233
این‌جوری ارتباط برقرار کردن خیلی سخت می‌شه.‏

52
00:03:52,317 --> 00:03:58,823
و می‌دونم هر دو واسه همین اینجاییم، درسته؟

53
00:04:01,493 --> 00:04:05,330
اگه حقیقت رو بهم نگی
ارتباط برقرار کردن خیلی سخت می‌شه.‏

54
00:04:06,790 --> 00:04:08,416
ولی توئی که داری دروغ می‌گی.‏

55
00:04:08,917 --> 00:04:10,252
در چه مورد؟

56
00:04:11,920 --> 00:04:14,589
اینکه اتفاقی اونجا دنبال جسد گشتی.‏

57
00:04:23,473 --> 00:04:24,474
راست می‌گی.‏

58
00:04:27,727 --> 00:04:28,728
راست می‌گی.‏

59
00:04:34,901 --> 00:04:36,778
از کجا اونجا رو بلد بودی؟

60
00:04:41,491 --> 00:04:44,202
قبلاً با پسرها می‌رفتی اونجا.‏

61
00:04:46,621 --> 00:04:48,164
‏- منم اونجا می‌رم.‏
‏- واسه چی؟

62
00:04:48,915 --> 00:04:53,503
تا دخترهایی که اجازه می‌دن
پسرها بهشون دست بزنن رو تماشا کنم.‏

63
00:04:53,503 --> 00:04:54,880
منم قبلاً یکی از اون دخترها بودم.‏

64
00:04:57,173 --> 00:04:59,092
‏- ببخشید. ببخشید.‏
‏- آخرین‌باری که اونجا بودم...‏

65
00:04:59,092 --> 00:05:01,678
‏- قبل از پایان سال آخر دبیرستانم بود.‏
‏- ببخشید.‏

66
00:05:01,678 --> 00:05:03,513
و با یه پسری رفتم اونجا.‏

67
00:05:04,014 --> 00:05:07,017
قضیه داشت خیلی جدی می‌شد،‏
اون می‌خواست سکس کامل انجام بده.‏

68
00:05:08,226 --> 00:05:10,020
من خواستم خودمو نجات بدم.‏

69
00:05:10,020 --> 00:05:11,938
مجبور بودی خودت رو بی‌گناه نشون بدی.‏

70
00:05:16,776 --> 00:05:18,236
ولی مهم نیست.‏

71
00:05:20,071 --> 00:05:23,450
اگه اعمال سبت رو انجام ندی،‏
باکره بودن نجاتت نمی‌ده.‏

72
00:05:24,034 --> 00:05:26,786
ولی تسی اعمال سبت رو به‌جا میاورد
و تو بازم کشتیش.‏

73
00:05:31,041 --> 00:05:32,918
من تسی دورست رو نکشتم.‏

74
00:05:34,794 --> 00:05:36,379
پس کی کشت؟

75
00:05:38,131 --> 00:05:41,343
استفان؟

76
00:05:41,343 --> 00:05:48,266
می‌دونم وانمود کردن به بی‌گناهی
جلوی بقیه چه شکلیه.‏

77
00:05:50,143 --> 00:05:53,355
قبلاً فکر می‌کردم تنها راه رستگاری همینه.‏

78
00:05:55,982 --> 00:05:57,651
چی نظرت رو عوض کرد؟

79
00:06:01,404 --> 00:06:04,074
مسیح باکره مُرد، درست مثل من.‏

80
00:06:05,200 --> 00:06:06,409
متوجه نمی‌شم.‏

81
00:06:07,160 --> 00:06:08,411
آزمایش‌ها.‏

82
00:06:12,707 --> 00:06:15,418
وقتی مریضم کردن باکره بودم.‏

83
00:06:16,753 --> 00:06:17,837
آزمایش؟

84
00:06:21,466 --> 00:06:23,635
بی‌گناهی هیچ‌وقت به آرومی از بین نمی‌ره.‏

85
00:06:25,303 --> 00:06:29,349
به یک باره، ناگهانی و با خشونت از بین می‌ره.‏

86
00:06:31,017 --> 00:06:33,812
بی‌گناهی وقتی از بین می‌ره
که آدم بی‌رحمی رو کشف می‌کنه.‏

87
00:06:34,938 --> 00:06:37,941
اول در بقیه، بعد در خودش.‏

88
00:06:39,067 --> 00:06:40,819
حالت به‌هم می‌خورد از اینکه بشنوی...‏

89
00:06:41,695 --> 00:06:43,989
اون تا حدی به کشتن من نزدیک بود
که تو هیچ‌وقت نمی‌تونی نزدیک بشی.‏

90
00:06:44,823 --> 00:06:47,659
و اینکه می‌تونه تو رو چقدر به مرگت نزدیک کنه.‏

91
00:06:49,683 --> 00:07:00,683
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

92
00:07:00,707 --> 00:07:07,707
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

93
00:08:12,702 --> 00:08:13,703
خب؟

94
00:08:16,331 --> 00:08:17,958
‏«عملیات کت‌سفید»‏

95
00:08:18,959 --> 00:08:20,335
این دیگه چه کوفتیه؟

96
00:08:20,335 --> 00:08:23,838
طرح مخفی نظامی فعال در فورت‌دتریک، مری‌لند...‏

97
00:08:23,838 --> 00:08:26,675
که درش از مخالفان وجدانی
مثل خوکچه هندی استفاده می‌کنن...‏

98
00:08:26,675 --> 00:08:29,052
به عنوان وسیله دفاعی آمریکا
در جنگ بیولوژیکی.‏

99
00:08:29,553 --> 00:08:30,804
فوق‌العاده‌ست.‏

100
00:08:31,346 --> 00:08:33,640
داستان زاوادسکی من کدوم گوریه؟

101
00:08:33,640 --> 00:08:34,975
جلوی چشماته.‏

102
00:08:48,738 --> 00:08:49,739
‫رجی؟

103
00:08:52,617 --> 00:08:53,702
‫رجی؟

104
00:08:53,702 --> 00:08:57,446
‫دیشب رؤیای یه بانوی سیاه‌پوش رو دیدم

105
00:08:57,477 --> 00:09:01,762
‫«بانوی سیاه‌پوش نشانه‌ی
‫سرمایه‌گزاری‌های سودبخش است»

106
00:09:01,896 --> 00:09:03,736
‫«۳۶۶»

107
00:09:05,463 --> 00:09:08,480
‫می‌خوام صبح کریسمس بار و بندیل
‫رو جمع کنی و بری، فهمیدی؟

108
00:09:08,929 --> 00:09:10,393
‫شنیدی چی گفتم؟

109
00:09:10,929 --> 00:09:12,319
‫کلیو؟

110
00:09:12,846 --> 00:09:14,106
‫کلیو؟

111
00:09:14,731 --> 00:09:16,261
‫راه بیفت بریم

112
00:09:21,730 --> 00:09:24,716
‫فکر کردی اگه بری مواد رو کنار می‌ذاری؟

113
00:09:25,066 --> 00:09:28,778
‫رجی، من وقت این چیزها رو ندارم.
‫حالم خرابه و توام بهم کمکی نمی‌کنی

114
00:09:35,452 --> 00:09:38,163
‫می‌خوای ترک کنی،
‫همین‌جا با من ترک کن

115
00:09:38,663 --> 00:09:39,789
‫فهمیدی؟

116
00:09:39,789 --> 00:09:41,249
‫وگرنه خودم اینجا زندونیت می‌کنم

117
00:09:43,543 --> 00:09:45,014
‫اون چمدون لامصب هم باز کن

118
00:09:51,509 --> 00:09:53,386
‫از اینکه برم خجالت می‌کشیدم، مدی

119
00:09:54,054 --> 00:09:57,807
‫ولی از اون بیشتر،
‫از اینکه تابحال هیچکس رو اندازه‌ی...

120
00:09:57,807 --> 00:10:00,143
‫یاد و خاطر پدرم دوست نداشتم،‏
‫خجالت می‌کشیدم

121
00:10:01,853 --> 00:10:04,891
چه آدمی می‌شم اگه
از چشم‌به‌راهش بودن دست بکشم؟

122
00:10:06,149 --> 00:10:07,150
‫هی

123
00:10:11,029 --> 00:10:12,656
‫می خوام بهم قول بدی

124
00:10:14,032 --> 00:10:17,452
‫کاری که امروز می‌کنیم
‫فقط بین خودمون می‌مونه

125
00:10:18,495 --> 00:10:19,746
‫باشه؟

126
00:10:19,746 --> 00:10:23,875
‫فقط بین خودم و خودت و خدا

127
00:10:28,398 --> 00:10:29,589
‫حالت چطوره، تدی خان؟

128
00:10:29,589 --> 00:10:31,424
‫صبح بخیر، خانم تیتوم. سرتون شلوغه؟

129
00:10:31,424 --> 00:10:33,760
‫نه، هنوز مشتری نیومده،
‫ولی چارلی اومده بود...

130
00:10:33,760 --> 00:10:35,220
‫صبح بخیر، خانم تیتوم

131
00:10:35,220 --> 00:10:36,680
‫مامانِ تدی خان

132
00:10:36,680 --> 00:10:38,056
‫خودم‌ام

133
00:10:38,056 --> 00:10:39,516
‫مسئولیت این با من نیست

134
00:10:39,516 --> 00:10:42,310
‫من فقط شرط‌ها رو می‌بندم،
‫الانم دیگه حرفی نمونده

135
00:10:43,061 --> 00:10:45,146
‫مگه اینکه اومده باشی
‫موهاتو پیش من اتو کنی

136
00:10:45,146 --> 00:10:46,439
‫نه، من کلاه‌گیس می‌ذارم

137
00:10:46,439 --> 00:10:48,644
‫ولی امیدوارم این باعث نشه
‫که به پیشنهادم بی‌توجهی کنی

138
00:10:48,669 --> 00:10:50,418
‫منم گلاه‌کیس درست می‌کنم، عزیزم

139
00:10:50,443 --> 00:10:53,446
‫می‌دونی که از قدیم گفتن
‫موی زن تمام شکوه و عظمتشه

140
00:10:54,030 --> 00:10:57,033
‫باورش سخته که بعضی وقت‌ها
‫با موهامون چه کارهایی می‌کنیم

141
00:10:57,033 --> 00:10:59,995
‫بیخیال، کاری که با موهامون می‌کنیم
‫هیچ جای خجالتی نداره

142
00:11:00,579 --> 00:11:02,330
‫- واسه دخترکوچولوم هم این کارو می‌کنم
‫- واقعاً؟

143
00:11:02,330 --> 00:11:05,292
‫با خواهرهام شروع شد،
‫و الانم نون سر سفره‌ی خودم می‌برم

144
00:11:05,292 --> 00:11:07,794
‫براشون غذا فراهم می‌کنی خوبه، خیلی خوبه

145
00:11:08,336 --> 00:11:10,779
‫شرط می‌بندم بدت نمیاد
‫سالن آرایش خودت رو داشته باشی

146
00:11:10,804 --> 00:11:13,942
‫عینهو احمق‌ها حرف می‌زنی

147
00:11:13,967 --> 00:11:15,051
‫واقعاً؟

148
00:11:16,456 --> 00:11:19,780
‫پسرم میگه رؤیای افتتاح
‫یه آرایشگاه توی آپتن رو داری

149
00:11:20,329 --> 00:11:21,993
‫رؤیا به چه دردم می‌خوره آخه؟

150
00:11:23,184 --> 00:11:25,562
‫اگه باهم دست‌به‌یکی کنیم،
‫می‌تونی به رؤیات برسی

151
00:11:30,782 --> 00:11:32,326
‫این ۵۰ دلاره

152
00:11:32,944 --> 00:11:36,105
‫شب کریسمس اینو بگیر
‫همه‌شو روی ۳۶۶ ببند،

153
00:11:36,130 --> 00:11:37,717
‫فقط همین ۵۰ دلار، خب؟

154
00:11:37,741 --> 00:11:38,909
‫شرط زیادیه!

155
00:11:38,909 --> 00:11:40,577
‫شرط نیست

156
00:11:43,079 --> 00:11:44,581
‫یعنی میگی اعداد از قبل لو رفته؟

157
00:11:44,581 --> 00:11:46,645
‫مطمئنم خودت از قبل اینو می‌دونستی

158
00:11:47,348 --> 00:11:50,979
‫که چی؟ مگه میرم شهر توی
‫گوش بچه‌ها جار بزنم بابانوئل واقعی نیست؟

159
00:11:51,004 --> 00:11:52,672
‫اگه بیان بپرسن چی؟

160
00:11:53,048 --> 00:11:54,716
‫دفتر رؤیا رو نشون میدی

161
00:11:54,716 --> 00:11:56,635
‫بهشون میگی که رؤیای
‫یه بانوی سیاه‌پوش رو دیدی

162
00:11:56,635 --> 00:11:59,304
‫بانوی سیاه‌پوش نشونه‌ی
‫سرمایه‌گزاری‌های سودبخشه

163
00:12:00,680 --> 00:12:02,015
‫سه، شش، شش؟

164
00:12:02,015 --> 00:12:05,035
‫هروقت برنده شدیم،
‫تو ۲۰درصدش رو برمی‌داری،

165
00:12:05,155 --> 00:12:06,870
‫و بقیه رو میدی به من

166
00:12:06,895 --> 00:12:08,599
‫در ازاش چی می‌خوای، عزیزم؟

167
00:12:09,689 --> 00:12:10,732
‫سکوتت رو

168
00:12:10,732 --> 00:12:12,431
‫در ازای شیش هزار دلار؟

169
00:12:12,609 --> 00:12:16,196
‫عینهو موشی که توی یه کلیسای
‫پُر از گربه گیر افتاده لال میشم

170
00:12:16,196 --> 00:12:18,573
‫می‌دونی، چون وقتی برنده شیم،
‫چیزی جز این نیستیم

171
00:12:18,573 --> 00:12:21,159
‫سه‌تا موشی که سوارِ یه قایق‌ان

172
00:12:22,535 --> 00:12:26,206
‫هرکس بو ببره، همه‌مون غرق می‌شیم

173
00:12:28,792 --> 00:12:30,669
‫خانم آبی روشن، هان؟

174
00:12:33,021 --> 00:12:35,565
‫- نمی‌خوای اسمش رو بهم بگی؟
‫- فقط همین رو بدون که...

175
00:12:35,590 --> 00:12:37,342
‫اینجا آوردمت تا به وظیفه‌مون برسیم، خب؟

176
00:12:37,342 --> 00:12:38,260
‫به وظیفه‌مون؟

177
00:12:38,260 --> 00:12:40,971
‫کاکاسیاه، وظیفه‌مون گشت زدن توی خیابون‌هاست

178
00:12:40,971 --> 00:12:43,598
‫پسر، من واسه این کارها وارد سازمان نشدم

179
00:12:50,730 --> 00:12:52,148
‫تا یه کاکاسیاه توی دنیا به جایی می‌رسه،

180
00:12:52,148 --> 00:12:55,360
‫اولین کاری که می‌کنه اینه که
‫سراغ به دوست‌دختر سفیدپوست میره

181
00:12:57,028 --> 00:12:58,733
‫مگه نه، سرکار پلت؟

182
00:13:00,073 --> 00:13:01,314
‫منظورت چیه؟

183
00:13:02,534 --> 00:13:04,369
‫شاید اونقدری که
‫فکر می‌کنی هم پاک نیستی، برادر

184
00:13:09,833 --> 00:13:11,918
‫هی، این همون برادریه
‫که می‌خواستم باهاش آشنا شی

185
00:13:11,918 --> 00:13:13,420
‫- گریدی
‫- دوک

186
00:13:13,420 --> 00:13:15,422
‫- سلام، دوک
‫- صبر کن ببینم

187
00:13:15,422 --> 00:13:16,715
‫این خونِ روی پرنده‌ها واسه چیه؟

188
00:13:16,715 --> 00:13:18,508
‫چندتا استیکلبات دارم،
‫چندتا جانسن دارم

189
00:13:18,508 --> 00:13:21,511
‫تا ۸۰۰ کیلومتر میرن.
‫توی مسابقات تنسی پروازشون دادم

190
00:13:21,511 --> 00:13:23,057
‫دوم شدن

191
00:13:23,346 --> 00:13:24,598
‫هرجای آمریکا خواستی ببرشون

192
00:13:24,598 --> 00:13:26,182
‫- هرجا؟
‫- هرجا

193
00:13:26,182 --> 00:13:27,475
‫هر کدوم ۱.۵۰ دلار

194
00:13:27,475 --> 00:13:29,060
‫- هی، دوک
‫- گندش بزنن

195
00:13:45,243 --> 00:13:47,203
‫هی!

196
00:13:50,665 --> 00:13:52,751
‫بجنب، بیا بریم

197
00:14:39,172 --> 00:14:40,382
‫بشین سر جات

198
00:14:48,682 --> 00:14:49,808
‫پلت!

199
00:15:00,068 --> 00:15:01,069
‫دیویس!

200
00:15:06,449 --> 00:15:08,503
‫مظنون سوءقصد سناتور ایالت، مرتیل سامر،

201
00:15:08,528 --> 00:15:10,949
‫رابرت باکستن، ملقب به دوک،

202
00:15:10,974 --> 00:15:13,832
‫به ضرب گلوله مجروح
‫و در وضعیت پایداری به سر می‌برد

203
00:15:13,832 --> 00:15:16,234
‫سرکار پرسی دیویس جان خود را
‫حین انجام وظیفه از دست داد

204
00:15:16,259 --> 00:15:20,496
‫پلیس بالتیمور بر این باور است
‫که سه مرد و یک زن سیاه‌پوست...

205
00:15:20,521 --> 00:15:22,173
‫سی و خرده‌ای ساله
‫در این اقدام دست داشتند

206
00:15:22,173 --> 00:15:24,968
‫سومین مظنونِ همدست
‫همچنان متواری می‌باشد

207
00:15:24,968 --> 00:15:26,845
‫فکر می‌کنید پشت حمله
‫انگیزه‌ای سیاسی قرار داشت، خانم سامر؟

208
00:15:26,845 --> 00:15:29,514
‫این رو نمی‌دونم،
‫ولی حقیقت آشکار میشه

209
00:15:29,514 --> 00:15:33,602
‫- این آقا باعث افشای حقیقت شد
‫- این یارو همکار دیویسه

210
00:15:33,602 --> 00:15:35,770
‫چرا نشد این عوضی بیفته بمیره؟

211
00:15:35,770 --> 00:15:37,898
‫‏...‏توسط سرکار فردیناند پلت

212
00:15:37,898 --> 00:15:41,902
‫به زودی تبدیل می‌شه به
اولین کارآگاه جنایی سیاه پوست...‏

213
00:15:41,902 --> 00:15:43,987
‫‏- اداره پلیس بالتیمور.‏
‏- به اندازه کافی شنیدم.‏

214
00:15:46,406 --> 00:15:49,910
‫برو قبل از اینکه دست پلیس بهش برسه
اون حرومی سومی رو پیدا کن و بیا اینجا

215
00:16:07,318 --> 00:16:10,471
« تسی دِرست، مظون پروند‌ه‌ی قتل،
هدف آزمایشات سرّی دولتی بوده »

216
00:16:11,181 --> 00:16:14,392
‫میشه صورت حساب رو لطف کنین؟
و یه پای مرنگ لیمو هم بدین ببرم

217
00:16:14,392 --> 00:16:15,685
‫- حتماً
- ممنون

218
00:16:18,980 --> 00:16:20,594
‫سدریک، توام می‌خونی؟

219
00:16:21,858 --> 00:16:24,486
اخبار رو منظورمه، اخبار رو می‌خونی؟‫

220
00:16:25,987 --> 00:16:29,366
‫آره، مدلین، منم اخبار رو می‌خونم

221
00:16:30,533 --> 00:16:32,827
‫این مقاله‌ی منه. خودم نوشتم

222
00:16:32,827 --> 00:16:34,204
‫اسم منه

223
00:16:35,080 --> 00:16:36,414
آره، واقعاً خودتی‫

224
00:16:37,123 --> 00:16:39,334
پس بالاخره قراره
تلفن کوفتی خودت رو بخری؟

225
00:16:41,878 --> 00:16:42,921
‫الو؟ استار

226
00:16:42,921 --> 00:16:44,339
‫چرا این‌ها رو پیش من می‌فرستی؟

227
00:16:44,339 --> 00:16:45,924
چرا نمی‌فرستی‌شون پیش مدی مورگنسترن؟‫

228
00:16:45,924 --> 00:16:48,510
‫یارو مظنونه.
هنوز نگفتیم گناهکاره

229
00:16:48,510 --> 00:16:49,970
‫قفط داریم داستان رو روایت می‌کنیم، خانم

230
00:16:52,222 --> 00:16:53,390
‫هی! حواست کجاست!

231
00:17:04,943 --> 00:17:08,029
‫شرمنده، جناب مارشال
امروز دیگه در رابطه با داستان...

232
00:17:08,029 --> 00:17:09,656
‫روپوش سفید پاسخگو نیستن

233
00:17:09,656 --> 00:17:14,285
‫ولی می‌تونم گوشی رو به
نویسنده‌ی داستان، آقای بائر، بدم

234
00:17:14,285 --> 00:17:15,661
‫باب بائر، بفرمایید

235
00:17:15,661 --> 00:17:17,956
‫خیر، داستان رو صحت‌سنجی کردیم و...

236
00:17:18,582 --> 00:17:19,583
خب، می‌دونید چیه...‫

237
00:17:19,583 --> 00:17:22,627
اگه ایشون عصبانی‌ان،
پس حتماً کارمون درست بوده‫

238
00:17:24,295 --> 00:17:26,171
‫هی، اون چیه؟

239
00:17:27,132 --> 00:17:29,256
‫بهترین پای مرنگ لیموی شهر

240
00:17:30,385 --> 00:17:31,740
‫واسه آقای مارشاله

241
00:17:31,765 --> 00:17:35,448
واسه آقای مارشاله!
آقای مارشال باید واسه‌ت شیرینی بگیره

242
00:17:35,473 --> 00:17:37,837
‫ملت چپ و راست دارن
چاپ امروز رو می‌خرن

243
00:17:37,862 --> 00:17:39,828
‫دیگه کسی مطمئن نیست که
قتل کار زوادسکی بوده باشه

244
00:17:39,853 --> 00:17:42,147
حتی نقل گفت‌وگوهای رادیویی
متخصصین پزشکی شده

245
00:17:42,147 --> 00:17:44,566
‫مارشال میگه یک هفته این خبر رو کار می‌کنیم

246
00:17:44,566 --> 00:17:47,485
ممنون، بتی.
‫می‌تونم اینو براش ببرم؟

247
00:17:47,485 --> 00:17:49,863
هی، می‌دونی چیه؟
بذارش به عهده‌ی خودم

248
00:17:49,863 --> 00:17:51,311
‫به‌نظر کار خطرناکی میاد

249
00:17:51,714 --> 00:17:53,490
منظورت اینه بهم اعتمادی نیست؟

250
00:17:53,825 --> 00:17:56,661
‫می‌خواستم ببینم به درخواستم فکر کرده یا نه

251
00:17:56,661 --> 00:17:58,163
‫نه، نیازی به این کار نیست

252
00:17:58,163 --> 00:18:00,002
چون، می‌دونی،
باید متقاعدش می‌کردم که...

253
00:18:00,036 --> 00:18:01,405
موفقیت داستان زوادسکی
از روی شانس نبوده و...

254
00:18:01,430 --> 00:18:02,933
‫کار سختی بوده

255
00:18:02,958 --> 00:18:05,127
‫- در نتیجه؟
- ولی موفق شدم

256
00:18:05,545 --> 00:18:09,090
و روزنامه‌ی بالتیمور استار...

257
00:18:09,090 --> 00:18:12,677
از امروز بعدظهر
رسماً تو رو استخدام کرده

258
00:18:12,677 --> 00:18:16,223
‫مگه اینکه ترجیح بدی جای دیگه‌ای باشی

259
00:18:16,223 --> 00:18:19,851
‫نه، نه. غیر از این اتاق خبری
هیچ جای دیگه‌ای ترجیح نمیدم باشم

260
00:18:20,435 --> 00:18:21,561
‫اتاق خبری!

261
00:18:22,979 --> 00:18:28,902
‫نه. قراره توی نوشتن ستون پشتیبانی
به «دان هیث» کمک کنی

262
00:18:28,902 --> 00:18:30,870
‫میز و تشکیلات خودت رو داری و...

263
00:18:31,529 --> 00:18:32,864
‫اینجوری منو نگاه نکن

264
00:18:32,864 --> 00:18:35,867
خودت می‌دونی، حتی «ادی مورو»
هم از همین‌جاها شروع کرده‫

265
00:18:38,203 --> 00:18:41,373
‫میزم با در اتاق آقای مارشال
بیست متر فاصله داره

266
00:18:41,373 --> 00:18:44,542
و این یعنی کلی از دیروز بهش نزدیک‌تر شده

267
00:18:44,542 --> 00:18:45,669
‫قابلت رو نداشت

268
00:18:45,669 --> 00:18:48,797
‫تازه یه پیشنهادی هم واسه
جشنِ این اتفاق خوب داشتم

269
00:18:50,131 --> 00:18:51,341
‫ردیف چهارم

270
00:18:51,341 --> 00:18:52,922
‫بازی روز کریسمسِ کولتز

271
00:18:52,947 --> 00:18:55,116
‫- کدوم خانمیه که به این نه بگه؟
- ممنون، باب

272
00:18:55,141 --> 00:18:58,828
‫ولی کریسمس رو باید پیش پسرم باشم

273
00:18:59,391 --> 00:19:01,726
و مطمئنم خانم بائر هم
بدش نمیاد همراهیت کنه

274
00:19:01,726 --> 00:19:02,811
‫بذار یه چیزی بهت بگم

275
00:19:03,603 --> 00:19:05,438
‫خیلی‌خب، می‌خوام جفتش پیش خودت باشه

276
00:19:06,856 --> 00:19:08,858
‫خب، با هر آدم خوش‌شانسی که خواستی...

277
00:19:09,568 --> 00:19:12,404
برو و این اتفاق خوب رو جشن بگیر‫

278
00:19:12,404 --> 00:19:14,781
- باب. ‫بند کفشت، باب
- بله؟

279
00:19:15,782 --> 00:19:16,888
‫نه، نیازی نـ...

280
00:19:16,913 --> 00:19:19,828
‫- از جلو...
- مدی

281
00:19:19,828 --> 00:19:22,038
‫روزانه بین ۵۰ الی ۶۰ درخواست داریم

282
00:19:22,038 --> 00:19:24,791
بعضاً بیشتر. اکثر درخواست‌ها رو
باید یه‌راست بندازی سطل آشغال‫

283
00:19:24,791 --> 00:19:26,877
‫باورت نمیشه مردم چه مزخرفاتی می‌پرسن

284
00:19:26,877 --> 00:19:29,004
‫با ستون پشتیبانی آشنام، آقای هیث

285
00:19:29,004 --> 00:19:31,715
‫با اون‌هایی که چاپ می‌کنیم
آشنایین، خانم شوارتز

286
00:19:31,715 --> 00:19:32,883
مورگنسترن هستم‫

287
00:19:34,467 --> 00:19:36,136
‫- به اشتباه چاپ کردن
- مورگـ...

288
00:19:36,136 --> 00:19:37,429
مورگسترن؟ فامیلی‌تون اینه؟‫

289
00:19:37,429 --> 00:19:39,222
‫بله، فامیلی پدرمه

290
00:19:39,723 --> 00:19:42,767
‫مورگنسترن، واقعاً؟
این که آلمانیه. فامیلی اصلی‌تون همینه؟

291
00:19:42,767 --> 00:19:43,852
‫بله

292
00:19:44,775 --> 00:19:45,896
خوش به حالت

293
00:19:45,896 --> 00:19:48,064
خب، تمام پاکت‌های کوفتیِ نامه رو باز می‌کنی

294
00:19:48,064 --> 00:19:49,399
‫و همه‌شون رو می‌خونی

295
00:19:49,399 --> 00:19:52,611
‫و چهار یا پنج‌تایی که
ارزش جواب دادن دارن رو جدا می‌کنی

296
00:19:52,611 --> 00:19:53,695
جواب اون‌ها رو می‌سپری به خودم

297
00:19:53,695 --> 00:19:55,155
‫بعدش که چم و خم کار دستت اومد،

298
00:19:55,155 --> 00:19:57,949
می‌تونی مابقی پرسش‌هایی که
کسی بهشون نگاه نمی‌کنه رو جواب بدی‫

299
00:19:57,949 --> 00:19:59,256
‫دستگاه تایپ داری؟

300
00:20:00,118 --> 00:20:01,661
‫میگم یکی برات بفرستن

301
00:20:01,661 --> 00:20:04,331
‫تا اون موقع، می‌تونی بری
یه فنجون قهوه برام بیاری

302
00:20:04,331 --> 00:20:05,957
‫قهوه‌ی تلخ، سه قاشق شکر

303
00:20:05,957 --> 00:20:08,126
و اگه یه‌وقت ازت پرسیدم
چند قاشق ریختی،‫

304
00:20:08,126 --> 00:20:09,753
بهم میگی که دوتا‫

305
00:20:24,212 --> 00:20:25,651
آه... ‫رج

306
00:20:26,519 --> 00:20:28,079
‫منتظرت بودیم

307
00:20:28,897 --> 00:20:34,852
‫هی، خوب این منظره رو نگاه کن
چون یه روز همه‌ش عوض میشه

308
00:20:34,877 --> 00:20:37,088
‫همه‌ش تموم میشه.
حتی موسیقیِ توی جاده‌ها

309
00:20:37,113 --> 00:20:39,013
‫نمی‌ذاریم همچین اتفاقی بیفته، مگه نه؟

310
00:20:39,038 --> 00:20:40,275
‫واقعاً؟

311
00:20:41,785 --> 00:20:48,083
‫چون یکی از آدم‌هام، راس، گفت
کلیو رو واسه تحویل پاکت فرستادی

312
00:20:48,750 --> 00:20:50,335
‫فکر می‌کردم منو زیرنظر دارن، رئیس

313
00:20:50,335 --> 00:20:51,586
کی؟‫

314
00:20:51,586 --> 00:20:52,671
پلیس

315
00:20:56,675 --> 00:20:59,636
‫همون صبحی که اون دختره‌ی سفید‌پوست
کشته شد منم توی مغازه‌ی طرف بودم

316
00:20:59,636 --> 00:21:01,347
‫پس بدون اجازه‌ی من فرستادیش بره؟

317
00:21:01,372 --> 00:21:03,666
‫نمی‌خواستم پای شما به قضیه باز شه...

318
00:21:03,864 --> 00:21:06,851
‫- هیچی بهش نگفتم
- الان دیگه اهمیتی نداره، مگه نه؟

319
00:21:07,852 --> 00:21:11,231
‫اون دوتا دلقک‌هایی که پلیس گرفته
می‌تونن شناساییش کنن

320
00:21:11,231 --> 00:21:12,816
‫برو پول رو ببرم پیملیکو و...

321
00:21:12,816 --> 00:21:16,278
خاطرجمع شو کلیو توی
‫مراسم خیریه‌ی کریسمس باشه

322
00:21:16,278 --> 00:21:17,362
‫می‌خوام حتماً اونجا باشه

323
00:21:17,362 --> 00:21:18,905
‫شب کریسمسه، رئیس

324
00:21:19,489 --> 00:21:21,199
‫بچه‌هاش قراره بیان، بیخیال

325
00:21:21,700 --> 00:21:26,329
‫خب، گمونم قرار تهش یه عکس
بزرگ و قشنگِ خانوادگی بگیریم

326
00:21:27,747 --> 00:21:29,161
‫و بعدش...

327
00:21:30,667 --> 00:21:32,650
‫خودت خوب می‌دونی باید چیکار کنی، پسر

328
00:21:33,246 --> 00:21:37,466
‫چون می‌دونی،
وقتی خدا می‌خواست ابراهیم رو امتحان کنه،

329
00:21:38,008 --> 00:21:41,110
ازش خواست چیزهایی که توی دنیا
براش باارزش‌ترن رو قربانی کنه

330
00:21:41,428 --> 00:21:42,888
‫پسر خودش

331
00:21:43,513 --> 00:21:47,142
و تنها ناجی اون پسر،
فرشته‌ی رحمت بود

332
00:21:47,142 --> 00:21:50,770
‫ولی اگه صبح روز کریسمس
کلیو همچنان زنده باشه...

333
00:21:53,356 --> 00:21:58,132
‫پسر، هیچ فرشته‌ی رحمتی
واسه نجات تو پا پیش نمی‌ذاره

334
00:21:58,338 --> 00:21:59,632
‫مفهومه؟

335
00:22:01,865 --> 00:22:03,225
‫این کثافت‌کاری رو جمعش کن

336
00:22:33,939 --> 00:22:35,023
‫رجی

337
00:22:54,668 --> 00:22:55,877
‫هی، هی...

338
00:22:58,932 --> 00:23:00,412
‫خودت رو جمع و جور کن

339
00:23:00,840 --> 00:23:02,676
‫واسه دختری که دوست داره
‫دائماً توی سفر باشه،

340
00:23:02,676 --> 00:23:05,720
‫کلی خرت و پرت با خودم دارم، مگه نه؟

341
00:23:05,720 --> 00:23:08,014
‫ولی دیگه صبرم سر اومده، لئو،
‫دیگه نمی‌تونم

342
00:23:08,848 --> 00:23:11,643
‫دیگه نمی‌تونم، عزیزم، دیگه نمی‌تونم

343
00:23:12,244 --> 00:23:14,871
‫بگیرش. عزیزم، بگیرش.
‫من دیگه نمی‌خوامش

344
00:23:14,896 --> 00:23:16,925
‫- باشه، بده من، خیلی‌خب
‫- دیگه تحمل ندارم، کلیو. دیگه نمی‌تونم

345
00:23:16,950 --> 00:23:19,232
‫تمام تلاشم رو می‌کنم و...

346
00:23:19,465 --> 00:23:21,403
‫به دل جاده می‌زنم، آزاد میشم

347
00:23:21,403 --> 00:23:23,113
‫دورا، اینجوری که نمی‌تونی بری

348
00:23:23,113 --> 00:23:25,407
‫اینجوری نمیشه. خودتو ببین!
‫یکی رو می‌خوای که کمکت کنه

349
00:23:25,407 --> 00:23:26,908
‫توام باهام بیا

350
00:23:27,951 --> 00:23:29,244
‫نمی‌تونم، دورا

351
00:23:30,453 --> 00:23:31,871
‫می‌دونم چه نقشه‌ای داری

352
00:23:32,497 --> 00:23:33,665
‫رجی بهم گفت

353
00:23:35,901 --> 00:23:38,889
‫اگه شل گیرت بندازه می‌خوای چیکار کنی؟

354
00:23:40,964 --> 00:23:43,466
‫خب... تدی چی میشه؟

355
00:23:43,466 --> 00:23:45,093
‫- نمی‌دونم
‫- لاینل چی؟

356
00:23:45,093 --> 00:23:48,710
‫جواب همه‌ی سؤال‌ها رو ندارم،
‫دورا، نمی‌دونم، نمی‌دونم

357
00:23:53,894 --> 00:23:55,520
‫پس می‌خوای چیکار کنی؟
‫می‌خوای اون پول رو به جیب بزنی و...

358
00:23:55,520 --> 00:23:57,772
‫مثل بابات همه رو ول کنی و بری؟

359
00:23:57,772 --> 00:23:58,857
‫شاید

360
00:24:01,651 --> 00:24:04,613
‫می‌دونی، هیچ‌وقت اینو بهت نگفتم، ولی...

361
00:24:06,656 --> 00:24:09,951
‫همیشه امیدوار بودم که
‫بالاخره با من روی صحنه میای

362
00:24:11,077 --> 00:24:12,203
‫منو نگاه

363
00:24:13,121 --> 00:24:14,414
‫پاریس صدامون می‌زنه

364
00:24:15,123 --> 00:24:16,541
‫باهام بیا

365
00:24:18,501 --> 00:24:19,753
‫پیدات می‌کنم

366
00:24:20,560 --> 00:24:22,849
‫همیشه پیدات می‌کنم، خب؟

367
00:24:25,133 --> 00:24:27,761
‫مراقب خودت باش.
‫بهم قول بده که مراقب خودت هستی!

368
00:24:27,761 --> 00:24:29,302
‫قول میدم مراقبم

369
00:24:53,203 --> 00:24:55,538
‫فکر کردم بهت گفتم که پنجره رو قفل کنی

370
00:24:55,538 --> 00:24:56,831
‫حالت خوبه؟

371
00:24:58,250 --> 00:24:59,251
‫آره

372
00:25:00,252 --> 00:25:02,045
‫اخبار سرکار دیویس رو خوندم

373
00:25:02,546 --> 00:25:03,880
‫چی شد؟

374
00:25:04,631 --> 00:25:06,299
‫فکر کردم گفتی اخبارش رو خوندی

375
00:25:06,883 --> 00:25:09,261
‫راستش نمی‌خوام... دوباره تعریف کنم

376
00:25:09,886 --> 00:25:10,971
‫خیلی‌خب

377
00:25:13,682 --> 00:25:14,933
‫موفق شدی

378
00:25:14,933 --> 00:25:18,436
‫اولین بازرس جنایی سیاه‌پوستِ بالتیمور

379
00:25:19,359 --> 00:25:20,875
‫روزت چطور بود؟

380
00:25:22,476 --> 00:25:23,895
‫متأسفم

381
00:25:27,821 --> 00:25:30,657
‫حدس بزن کی خانم خط پشتیبانیِ جدید شده

382
00:25:30,657 --> 00:25:31,741
‫خط پشتیبانی؟

383
00:25:32,450 --> 00:25:35,620
‫حالا دیگه کارمند رسمی بالتیمور استارم

384
00:25:37,247 --> 00:25:40,584
‫از قدیم گفتن سفر صد ساله
‫با یک قدم ساده شروع میشه،

385
00:25:40,584 --> 00:25:44,004
‫ولی فکر کنم واسه من
‫با یه بریدگی کاغذ شروع شد

386
00:25:44,004 --> 00:25:45,853
‫- خط پشتیبانی
‫- آره

387
00:25:45,878 --> 00:25:47,213
‫بده ببینمش

388
00:25:49,134 --> 00:25:51,052
‫این قطعاً بریدگی کاغذه

389
00:25:53,847 --> 00:25:57,618
‫با کمال احترام به خطرات شغلی‌ای که داری،

390
00:25:58,059 --> 00:26:02,147
‫خانم خط پشتیبانی، باید راه‌های
‫امن‌تری واسه باز کردن پاکت نامه باشه

391
00:26:19,316 --> 00:26:20,728
‫مرسی

392
00:26:20,753 --> 00:26:23,294
‫باید شغل‌های جدیدمون رو جشن بگیریم

393
00:26:24,197 --> 00:26:26,145
‫فکر کردم روی تخت گرفتیم

394
00:26:39,017 --> 00:26:40,060
‫خیلی خوبه

395
00:26:42,562 --> 00:26:45,023
‫واسه این خوبه چون لازم نیست حرفی بزنیم؟

396
00:26:45,023 --> 00:26:46,650
‫من ترسی از حرف زدن ندارم

397
00:26:46,650 --> 00:26:48,485
‫پس چرا بهم نمی‌گی چی شده؟

398
00:26:48,485 --> 00:26:51,988
‫شاید اگه فکر نمی‌کردم که از حرف‌هام
‫سوءاستفاده نمی‌کنی بهت می‌گفتم

399
00:26:51,988 --> 00:26:53,448
‫چه سوءاستفاده‌ای؟

400
00:26:56,660 --> 00:27:00,497
‫بذار ببینم... مدلین مورگنسترن
‫چطور ممکنه ازشون سوءاستفاده کنه؟

401
00:27:01,581 --> 00:27:02,916
‫اوه، آره...

402
00:27:02,916 --> 00:27:07,003
‫ممکنه این اطلاعات رو به کارمند
‫روزنامه‌ای که تازه باهاش آشنا شده بده

403
00:27:07,003 --> 00:27:10,700
‫فقط واسه این می‌پرسم چون می‌خوام
‫بدونم چه اتفاقی واسه خودت افتاده

404
00:27:10,725 --> 00:27:12,435
‫بعضی وقت‌ها توضیحش سخته

405
00:27:14,186 --> 00:27:15,387
‫بهم اعتماد نداری

406
00:27:15,387 --> 00:27:17,472
‫نه، بهت اعتماد دارم که یه روزنامه‌نگار باشی

407
00:27:17,472 --> 00:27:20,559
‫واسه ابراز احساساتت بهم اعتماد نداری

408
00:27:23,853 --> 00:27:28,066
‫حس می‌کنم سر جاه‌طلبیم
‫یه آدم رو به کشتن دادم

409
00:27:30,017 --> 00:27:33,447
‫اون رفیقم نبود، ولی همکارم بود

410
00:27:36,408 --> 00:27:37,993
‫مطمئنم که هیچ کار اشتباهی نکردی

411
00:27:37,993 --> 00:27:41,079
‫ببین، میشه ادامه‌ش ندیم، لطفاً؟

412
00:28:00,916 --> 00:28:02,892
‫تابحال کار اشتباهی کردی؟

413
00:28:07,397 --> 00:28:09,482
‫راجع‌به حلقه‌م دروغ گفتم

414
00:28:11,359 --> 00:28:12,986
‫واسه پول بیمه گفتم...

415
00:28:12,986 --> 00:28:14,195
‫- نه
‫- چیه؟

416
00:28:14,195 --> 00:28:16,406
‫می‌دونستی من از این ماجرا باخبرم، مدی

417
00:28:16,406 --> 00:28:17,902
‫می‌دونستی باخبرم

418
00:28:18,283 --> 00:28:20,604
‫- واقعاً؟
‫- آره، خودم می‌دونستم

419
00:28:27,792 --> 00:28:33,552
‫همسرم نمی‌دونه اولین مردی نیست
‫که باهاش خوابیدم

420
00:28:38,887 --> 00:28:40,289
‫من نفر چندم‌ام؟

421
00:28:43,642 --> 00:28:44,643
‫سوم

422
00:28:46,478 --> 00:28:48,980
‫ولی درست که فکر کنی
‫می‌بینی که نفر اولم، مگه نه؟

423
00:28:48,980 --> 00:28:51,066
‫و البته متواضع‌ترین

424
00:28:51,066 --> 00:28:52,734
‫اول صداقت بعد تواضع

425
00:28:52,734 --> 00:28:54,986
‫لعنت بهت زن،
‫امروز چی به موهات زدی؟

426
00:28:54,986 --> 00:28:57,948
‫اسپری زدم که وز نشه

427
00:28:58,990 --> 00:29:00,283
‫یه زنی رو می‌شناسم...

428
00:29:00,283 --> 00:29:02,786
‫- شرط می‌بندم زن‌های زیادی رو می‌شناسی
‫- ...که آرایشگر خوبیه

429
00:29:02,786 --> 00:29:05,872
‫می‌تونه موهاتو اتو کنه
‫که دیگه مجبور نباشی بهش اسپری بزنی

430
00:29:05,872 --> 00:29:08,500
‫من اسپری می‌زنم که واسه تو
‫خوشگل به‌نظر بیام، آقای بازرس

431
00:29:09,417 --> 00:29:10,585
‫خوشم اومد

432
00:29:11,378 --> 00:29:13,505
‫آقای بازرس

433
00:29:13,505 --> 00:29:16,007
‫- آره، آقای بازرس
‫- بازم بگو

434
00:29:16,508 --> 00:29:19,886
‫آقای بازرس، آقای بازرس

435
00:29:19,886 --> 00:29:23,890
‫خب، من ترجیح میدم با جاهای دیگه‌ت
‫سر خودمو گرم کنم، خانم خط پشتیبانی

436
00:29:25,934 --> 00:29:27,519
‫می‌خوای وایسم به موهات زل بزنم؟

437
00:29:27,519 --> 00:29:28,436
‫- نه
‫- خیلی‌خب

438
00:29:28,436 --> 00:29:30,522
‫می‌خوای وایسم به موهات زل بزنم، نه؟

439
00:29:31,022 --> 00:29:32,232
‫- نه
‫- همین‌جا بمونم؟

440
00:29:32,232 --> 00:29:33,597
‫نه، برو پایین

441
00:29:34,025 --> 00:29:35,570
‫- اینجا چی؟
‫- نه

442
00:29:38,180 --> 00:29:39,468
‫نه

443
00:29:42,367 --> 00:29:44,202
‫نه. آلن، وایسا

444
00:29:44,202 --> 00:29:45,620
‫بذار یکم لمست کنم

445
00:29:45,620 --> 00:29:46,705
‫بس کن، آلن

446
00:29:47,455 --> 00:29:48,932
‫آلن، بس کن!

447
00:29:50,542 --> 00:29:52,043
‫به بقیه پسرها که نمی‌گی وایسا!

448
00:29:52,043 --> 00:29:53,670
‫پسر دیگه‌ای در کار نیست!

449
00:29:55,088 --> 00:29:57,591
‫اگه به منم فرصت بدی
‫می‌تونم حسابی بهت حال بدم

450
00:29:57,591 --> 00:29:58,550
‫فقط...

451
00:30:00,260 --> 00:30:02,220
‫بیا، روی لباسم بمال

452
00:30:02,220 --> 00:30:04,514
‫به‌جاش از روی لباسم بمال

453
00:30:23,491 --> 00:30:25,219
‫فوتبال دوست داری؟

454
00:30:26,369 --> 00:30:27,954
‫هروقت کولتز برنده شه، آره

455
00:30:29,039 --> 00:30:32,250
‫واسه بازی شنبه، روز کریسمس، دوتا بلیط دارم

456
00:30:32,250 --> 00:30:35,879
‫گفتم شاید بتونیم بریم
‫و تظاهر کنیم که باهم غریبه‌ایم

457
00:30:37,547 --> 00:30:39,049
‫پیشنهاد خیلی خوبیه

458
00:30:40,300 --> 00:30:41,843
‫ولی یه قانون علیه اینجور کارهاست

459
00:30:41,843 --> 00:30:43,136
‫و منم سوگند خوردم پاش وایسم

460
00:30:44,054 --> 00:30:47,641
‫فقط دلم می‌خواد باهات بیام بیرون

461
00:30:47,641 --> 00:30:50,060
‫حس می‌کنم توی این خونه زندونی شدیم

462
00:30:50,060 --> 00:30:52,729
‫مدی، اگه کسی گزارش‌مون کنه،
‫جفت‌مون بازداشت می‌شیم

463
00:30:52,729 --> 00:30:54,814
‫- بهتره با پسرت بری
‫- اگه بچه‌هاتو درست بزرگ کرده باشی،

464
00:30:54,814 --> 00:30:57,901
‫تبدیل به پسرهای جَوونی میشن
‫که نمی‌خوان هیچ کاری باهات داشته باشن

465
00:30:59,353 --> 00:31:01,690
‫نه، همچین چیزی حقیقت نداره

466
00:31:05,116 --> 00:31:06,690
‫پنجره‌ت رو قفل کن

467
00:31:13,643 --> 00:31:18,481
‫اگه بهت بگم که فِرِدی پلت می‌تونست
‫مال من باشه، دلت برام می‌سوخت؟

468
00:31:20,215 --> 00:31:21,701
‫فکر نمی‌کنم

469
00:31:22,509 --> 00:31:26,626
‫تو بیشتر مشتاق داستان من بودی
‫تا این که به اون اهمیت بدی

470
00:31:27,222 --> 00:31:29,600
‫اون فکر می‌کرد تو زن رؤیاهاشی

471
00:31:30,976 --> 00:31:35,272
‫ولی درست مثل من، اونم داشت
‫روی رؤیای اشتباهی شرط می‌بست

472
00:31:38,608 --> 00:31:40,318
‫همه‌تون حاضرین؟

473
00:31:40,318 --> 00:31:41,945
‫- آره
‫- نظرم عوض شد

474
00:31:41,945 --> 00:31:45,949
‫دیگه مجانی این کارو نمی‌کنم.
‫قبل از اینکه غیبت بزنه سهمم رو می‌خوام

475
00:31:45,949 --> 00:31:47,242
‫بگو کجا

476
00:31:47,242 --> 00:31:51,246
‫نیمه‌شب بیا پارک تا سهمم رو بگیرم

477
00:31:51,756 --> 00:31:53,633
‫منم رؤیای خودم رو دارم، کلیو

478
00:32:05,141 --> 00:32:09,768
‫« شب کریسمس »

479
00:32:36,651 --> 00:32:40,654
‫« مدلین مور، خیابان ۷۱۸ هافمن »

480
00:32:42,881 --> 00:32:44,132
‫هافمن

481
00:32:57,437 --> 00:32:59,064
‫- راه بیفت، بریم
‫- الان میام

482
00:32:59,064 --> 00:33:00,357
‫تمام شرط‌ها بسته شدن

483
00:33:08,156 --> 00:33:09,783
‫دور آخره، بریم

484
00:33:18,583 --> 00:33:20,335
‫الو؟ چی؟

485
00:33:23,051 --> 00:33:24,415
‫باشه، ممنون

486
00:34:16,974 --> 00:34:18,101
‫نمی‌خوامش

487
00:34:18,101 --> 00:34:19,352
‫مطمئنی؟

488
00:34:20,144 --> 00:34:21,730
‫بهت میاد

489
00:34:21,730 --> 00:34:23,523
‫از اون مرد هیچی نمی‌خوام

490
00:34:25,608 --> 00:34:27,360
‫مطمئنی اونی که ازش دلخوری شلـه؟

491
00:34:27,943 --> 00:34:29,494
‫خواهش می‌کنم شروع نکن

492
00:34:30,864 --> 00:34:34,992
‫یادته وقتی بابا رفت،
‫چندین ماه از تخت بلند نشدی

493
00:34:34,992 --> 00:34:37,787
‫نمی‌تونستی تکون بخوری، حرف بزنی

494
00:34:40,414 --> 00:34:42,400
‫برات غذا آوردم، نمی‌خوردی

495
00:34:43,418 --> 00:34:48,131
‫برات آهنگ می‌خوندم، داستان می‌خوندم
‫ولی بهم گوش نمی‌دادی

496
00:34:50,884 --> 00:34:52,677
‫بهم هیچ توجهی نمی‌کردی

497
00:34:55,597 --> 00:34:57,807
‫بهت نیاز داشتم، مامان

498
00:35:00,602 --> 00:35:03,230
‫می‌خواستم بهم بگی که تقصیر من نیست

499
00:35:11,696 --> 00:35:14,407
‫هنوز هم نمی‌تونی بگی
‫رفتنِ اون تقصیر من نیست

500
00:35:18,620 --> 00:35:20,455
‫تقصیر هیچکس نیست

501
00:35:21,539 --> 00:35:23,083
‫خداست که مردم رو هدایت می‌کنه

502
00:35:32,133 --> 00:35:33,552
‫کریسمس مبارک، مامان

503
00:35:34,719 --> 00:35:36,471
‫چی شده، عزیزم؟

504
00:35:36,972 --> 00:35:38,932
‫- کریسمس مبارک
‫- با من حرف بزن

505
00:35:44,187 --> 00:35:45,647
‫بابا بود!

506
00:35:48,567 --> 00:35:49,776
‫بابایی!

507
00:35:50,318 --> 00:35:51,570
‫بابانوئل برامون کادو آورده

508
00:35:51,570 --> 00:35:53,714
‫اسلپی دارک جانسون

509
00:35:53,905 --> 00:35:57,200
‫هو هو هو!
‫چه‌خبر، عزیزم؟

510
00:35:57,200 --> 00:35:59,244
‫این چیه پوشیدی؟

511
00:35:59,244 --> 00:36:00,704
‫امشب اجرا دارم، مامان

512
00:36:00,704 --> 00:36:02,247
‫من مامان تو نیستم

513
00:36:02,247 --> 00:36:05,667
‫اسلپی، نمی‌تونم اجازه بدم مثل جاکش‌ها
‫لباس بپوشی و پاتو خونه‌ی من بذاری

514
00:36:05,667 --> 00:36:07,919
‫- راست میگه
‫- قصد نداشتم بهتون بی‌احترامی کنم

515
00:36:07,919 --> 00:36:10,755
‫می‌دونم دوست ندارین اینجا باشم،
‫ولی یه چیزی براتون آوردم

516
00:36:10,755 --> 00:36:12,048
‫چی؟

517
00:36:12,799 --> 00:36:13,925
‫مک اند چیز

518
00:36:13,925 --> 00:36:16,511
‫می‌دونم از اون سبزیجات خشک خوش‌تون نمیاد

519
00:36:16,511 --> 00:36:18,597
‫من که باورم نمیشه با مک اند چیز...

520
00:36:18,597 --> 00:36:20,390
‫- اومدی اینجا
‫- خب، مروا...

521
00:36:20,390 --> 00:36:23,351
‫حالا که تا اینجا اومده،
‫لازم نیست حیف و میلش کنیم

522
00:36:23,351 --> 00:36:25,604
‫- بده‌ش من، اسلپی. ممنون
‫- مرسی

523
00:36:25,604 --> 00:36:27,564
‫- می‌دونی چیه...
‫- آیزیا!

524
00:36:27,564 --> 00:36:28,940
‫مک اند چیز، مروا

525
00:36:28,940 --> 00:36:30,171
‫بیا باهامون بازی کن

526
00:36:32,652 --> 00:36:33,904
‫نگاهش کن!

527
00:36:38,241 --> 00:36:39,555
‫دلم برات تنگ شده بود

528
00:38:12,711 --> 00:38:15,046
‫از میلتون بعیده که دیر کنه! کجاست؟

529
00:38:15,046 --> 00:38:17,257
‫میلتون نمیاد

530
00:38:17,257 --> 00:38:18,884
‫چرا اصلاً باید بیاد؟

531
00:38:18,884 --> 00:38:20,468
‫چه بلایی سر موهات آوردی؟

532
00:38:20,468 --> 00:38:22,929
‫فقط دارم یه مدل متفاوتی رو امتحان می‌کنم

533
00:38:22,929 --> 00:38:24,964
‫هرچی این آخرها چیزهای متفاوت
‫امتحان کردی بس نبود؟

534
00:38:24,989 --> 00:38:26,115
‫ست!

535
00:38:35,775 --> 00:38:36,985
‫ما این شمع‌ها رو...

536
00:38:36,985 --> 00:38:40,209
‫- به‌یاد معجزه‌ی حنوکا روشن کردیم...
‫- دیگه نمی‌خوام ببینمت

537
00:38:41,573 --> 00:38:44,618
‫تا به یاد پیروزی‌مون
‫حتی در تاریک‌ترین زمان‌ها باشیم...

538
00:38:45,410 --> 00:38:46,786
‫تا سبب خیر به دیگران بشیم

539
00:38:58,006 --> 00:38:59,049
‫آمین

540
00:39:01,112 --> 00:39:02,986
‫عید حنوکا مبارک، مدی

541
00:39:03,011 --> 00:39:05,096
‫عید حنوکا مبارک، اتل، رُز

542
00:39:05,096 --> 00:39:07,682
‫همه دارن راجع‌به مقاله‌ای که نوشتی
‫صحبت می‌کنن، مدی. تبریک میگم

543
00:39:07,682 --> 00:39:09,976
‫- ممنون
‫- اسمت خیلی مشخص نبود

544
00:39:09,976 --> 00:39:11,895
‫دفعه‌ی بعد واضح‌تر چاپ میشه

545
00:39:11,895 --> 00:39:14,147
‫و قصد دارم از اسم مورگنسترن استفاده کنم

546
00:39:14,147 --> 00:39:16,257
‫اسم مادریمه در واقع

547
00:39:16,900 --> 00:39:20,195
‫خب، اسم مامانت هم اسم شوهرشه، مگه نه؟

548
00:39:20,195 --> 00:39:22,906
‫تمام حرف‌هایی که اون مرده زده
‫نمی‌تونه که واقعیت داشته باشه؟

549
00:39:22,906 --> 00:39:25,992
‫سم فکر می‌کنه ارتش‌مون هرگز
‫شهروندهای آمریکایی رو به‌خطر نمیندازه

550
00:39:25,992 --> 00:39:27,494
‫خب، خودت چی فکر می‌کنی؟

551
00:39:27,494 --> 00:39:29,829
‫- من؟
‫- آره، تو چی فکر می‌کنی؟

552
00:39:29,829 --> 00:39:31,533
‫بذار من بگم که چه فکری می‌کنم

553
00:39:32,082 --> 00:39:34,793
‫فکر می‌کنم مدی مورگنسترن همیشه
‫دوست داشت اسمش چاپ شه، مگه نه؟

554
00:39:34,793 --> 00:39:35,710
‫آلن...

555
00:39:35,710 --> 00:39:37,973
‫و حاضر بودی واسه‌ش
‫دست به هر کاری بزنی، مگه نه؟

556
00:39:37,998 --> 00:39:40,232
‫حتی شده به قیمت جلب دلسوزیِ مردم

557
00:39:40,257 --> 00:39:42,634
‫واسه قاتلی که دخترم رو ازم گرفت باشه

558
00:39:42,634 --> 00:39:44,970
‫- آلن، میشه...
‫- حرف نزن، اسم منو صدا نزن!

559
00:39:44,970 --> 00:39:46,900
‫دیگه هرگز اسم منو به زبون نیار!

560
00:39:47,472 --> 00:39:50,725
‫دیگه اسم هیچ کدوم از
‫اعضای خانواده‌ی منو به زبون نیار

561
00:39:52,727 --> 00:39:56,106
‫از روی ادب و احترام هم شده،
‫باید از اینجا بری

562
00:39:57,232 --> 00:39:58,483
‫- متأسفم
‫- باید از اینجا بری!

563
00:39:58,483 --> 00:39:59,985
‫متأسفم!

564
00:40:00,652 --> 00:40:02,320
‫من جایی نمیرم!

565
00:40:02,821 --> 00:40:07,993
‫و امیدوارم ببینی که جوری باهاش
‫رفتار می‌کنم که انگار بچه‌ی خودم بوده

566
00:40:07,993 --> 00:40:10,537
‫و تا وقتی حقیقت رو آشکار نکنم دست نمی‌کشم

567
00:40:11,454 --> 00:40:13,456
‫ولی ما خودمون حقیقت رو می‌دونیم، مدی

568
00:40:13,456 --> 00:40:15,417
‫هرکسی که اینجاست حقیقت رو می‌دونه

569
00:40:15,417 --> 00:40:18,003
‫تو دنبال اینی که به
‫رؤیاهای از دست رفته‌ت برسی

570
00:40:18,003 --> 00:40:21,715
‫و می‌خوای برای رسیدن بهشون
‫از جسد بچه‌ی من استفاده کنی

571
00:40:22,340 --> 00:40:23,572
‫چطور جرئت می‌کنی؟

572
00:40:31,224 --> 00:40:33,156
‫زده بود به سیم آخر

573
00:40:33,181 --> 00:40:35,579
‫چرا هیچی نگفتی، مامان
‫توام چیزی نگفتی، ست

574
00:40:35,604 --> 00:40:38,565
‫چی می‌خواستی بگم؟
‫طرف رو درک می‌کنم

575
00:40:49,993 --> 00:40:53,079
‫ببخشید، خانم‌ها،
‫غذای من داره سرد میشه

576
00:40:53,079 --> 00:40:56,207
‫و این روزها خیلی خونه غذای گرم نداریم

577
00:40:56,750 --> 00:40:57,751
‫پس...

578
00:40:58,710 --> 00:41:00,212
‫حنوکا مبارک

579
00:41:00,879 --> 00:41:02,130
‫ست؟

580
00:41:02,964 --> 00:41:03,965
‫ست؟

581
00:41:16,394 --> 00:41:17,613
‫گه بگیرن!

582
00:41:35,580 --> 00:41:37,082
‫کیف واسه چیه؟

583
00:41:39,542 --> 00:41:41,211
‫یه هدیه‌ست واسه دورا

584
00:41:41,211 --> 00:41:42,879
‫می‌دونی، قراره از شهر بره و...

585
00:41:47,175 --> 00:41:48,593
‫منم یه هدیه دارم

586
00:41:48,593 --> 00:41:49,678
‫واقعاً؟

587
00:41:51,012 --> 00:41:53,473
‫یه کلوچه‌ی گرم توی جیبم. می‌خوای؟

588
00:41:54,599 --> 00:41:55,869
‫چرا گرم حالا؟

589
00:41:56,226 --> 00:41:57,394
‫روش نشسته بودم

590
00:41:58,144 --> 00:42:00,939
‫- ولی هنوز نرمه، خراب نشده
‫- منِ ساده رو بگو!

591
00:42:00,939 --> 00:42:03,149
‫- بهترین کلوچه‌ی شهره
‫- تو هیچ‌وقت هیچی برام نمی‌گیری

592
00:42:03,149 --> 00:42:04,317
‫کریسمسه

593
00:42:05,569 --> 00:42:07,946
‫- یه‌بار برات شُرت گرفتم
‫- کدوم شُرت؟

594
00:42:07,946 --> 00:42:09,919
‫همونی که پشتش از اون مدل
‫سوراخ‌های فرانسوی داره

595
00:42:10,699 --> 00:42:12,897
‫بازش که می‌کنی بهت «صبح بخیر» میگه

596
00:42:13,143 --> 00:42:14,494
‫«منم»

597
00:42:14,673 --> 00:42:16,800
‫قراره دوباره نمایشم رو توی خیابون بذارن

598
00:42:19,398 --> 00:42:22,554
‫آره. یه اجرای همیشگی توی رد فاکس لانژ

599
00:42:29,426 --> 00:42:31,404
‫کار پیدا کردم، کلیو

600
00:42:33,597 --> 00:42:35,056
‫برمی‌گردی خونه یا نه؟

601
00:42:40,186 --> 00:42:41,676
‫مطمئنی این کارو می‌خوای؟

602
00:42:42,147 --> 00:42:43,337
‫بیخیال

603
00:42:44,414 --> 00:42:46,163
‫می‌دونم دلت برام تنگه

604
00:42:49,888 --> 00:42:51,886
‫نه اونقدری که دلم واسه پسرها تنگه

605
00:42:53,802 --> 00:42:55,191
‫خیلی‌خب

606
00:42:55,496 --> 00:42:57,116
‫اون‌ها هم می‌تونن برگردن

607
00:43:01,207 --> 00:43:02,417
‫چی شده؟

608
00:43:03,001 --> 00:43:04,419
‫فقط... خوشحالم

609
00:43:23,021 --> 00:43:24,022
‫به دورا بگو...

610
00:43:25,065 --> 00:43:27,150
‫«اگه خنده رو لبات باشه
‫دیگه نمی‌تونی اشک بریزی»

611
00:44:37,755 --> 00:44:38,924
‫فردی؟

612
00:44:39,749 --> 00:44:40,932
‫فردی کیه؟

613
00:44:43,029 --> 00:44:44,982
‫افسر پلیسه

614
00:44:46,688 --> 00:44:48,940
‫این همون پلیسه‌ست؟

615
00:44:48,940 --> 00:44:51,026
‫آره و همین الان‌هاست که برسه

616
00:44:52,986 --> 00:44:54,994
‫با یه کاکاسیاه زندگی می‌کنی؟

617
00:44:56,906 --> 00:45:00,038
‫با من احساس پیوستگی نمی‌کردی

618
00:45:02,746 --> 00:45:05,457
‫فقط دنبال داستانم بودی

619
00:45:05,457 --> 00:45:08,499
‫نه! نه! نه! اون کارو نکن!
‫اون کارو نکن! اون کارو نکن!

620
00:45:14,758 --> 00:45:16,204
‫چرا از من می‌ترسی؟

621
00:45:16,509 --> 00:45:19,512
‫- نمی‌ترسم
‫- واسه اینه؟

622
00:45:20,222 --> 00:45:25,101
‫فقط واسه این آوردمش تا باهاش
‫پنجره‌ی پلکان فرار رو باز کنم

623
00:45:25,977 --> 00:45:28,855
‫ولی تو اصلاً قفلش نکرده بودی
‫واسه همین به کارم نیومد

624
00:45:34,295 --> 00:45:35,998
‫چیزی نیست

625
00:45:37,239 --> 00:45:38,240
‫می‌بخشمت

626
00:45:39,616 --> 00:45:43,578
‫همه‌مون بعضی وقت‌ها سقوط می‌کنیم

627
00:45:44,996 --> 00:45:46,539
‫ما ضعیفیم و سقوط می‌کنیم

628
00:45:47,249 --> 00:45:48,458
‫نه

629
00:45:50,043 --> 00:45:53,421
‫چیزی نیست، می‌بخشمت

630
00:45:54,756 --> 00:45:58,009
‫می‌بخشمت، می‌بخشمت، می‌بخشمت

631
00:45:58,009 --> 00:45:59,427
‫می‌بخشمت، مدی

632
00:45:59,427 --> 00:46:02,305
‫می‌بخشمت، می‌بخشمت

633
00:46:04,391 --> 00:46:05,850
‫توام منو می‌بخشی؟

634
00:46:07,769 --> 00:46:09,604
‫آره. منم تو رو می‌بخشم، استفان

635
00:46:12,607 --> 00:46:14,189
‫آسون‌تره، مگه نه؟

636
00:46:14,475 --> 00:46:15,686
‫چی؟

637
00:46:16,785 --> 00:46:21,540
‫اینکه جای بخشیدن خودمون،
‫همدیگه رو ببخشیم

638
00:46:24,661 --> 00:46:25,704
‫چرا اینجوریه؟

639
00:46:28,081 --> 00:46:29,332
‫نمی‌دونم

640
00:46:32,586 --> 00:46:35,130
‫شاید واسه همین خدا ما رو به‌هم رسوند

641
00:46:46,988 --> 00:46:51,753
‫امیدوار بودم شاید بتونیم باهمدیگه جایی بریم

642
00:46:52,731 --> 00:46:56,568
‫ولی احتمالاً کار بچگونه‌ایه

643
00:46:59,237 --> 00:47:00,864
‫متأسفم، استفان

644
00:47:15,503 --> 00:47:16,504
‫سرده

645
00:47:21,968 --> 00:47:26,890
‫واسه من بزرگه،
‫ولی تو رو گرم نگه می‌داره

646
00:47:27,542 --> 00:47:29,597
‫- واسه فردیه؟
‫- نه

647
00:47:40,779 --> 00:47:44,616
‫نمی‌خوام مامانم بفهمه به دیدنت اومدم

648
00:47:46,576 --> 00:47:48,662
‫اون درک نمی‌کنه

649
00:47:50,497 --> 00:47:52,415
‫خب، رازت پیشم می‌مونه

650
00:47:53,250 --> 00:47:54,376
‫اگه راز منم پیش تو بمونه

651
00:47:56,127 --> 00:47:58,171
‫- راجع‌به فردی؟
‫- آره

652
00:48:01,383 --> 00:48:02,384
‫خدافظ، مدی

653
00:49:27,177 --> 00:49:32,098
‫بردگی من به گناه روبه پایان است،
‫همان هنگامی که برای هدایتم...

654
00:49:32,098 --> 00:49:35,852
‫در زندگیِ جدیدم با او
‫رستاخیز مسیح را می‌خوانم

655
00:50:20,876 --> 00:50:40,876
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

