﻿1
00:00:10,000 --> 00:00:19,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:40,700 --> 00:01:43,700
« این یک داستان واقعی‌ست »

3
00:01:49,384 --> 00:01:50,552
بتی

4
00:01:59,369 --> 00:02:01,162
چیکار می‌کنی؟

5
00:02:01,246 --> 00:02:05,333
.دیگه نمی‌خوام ببینیش
.اون مال تو نیست

6
00:02:05,416 --> 00:02:08,837
خیلی وقتـه که تموم شده

7
00:02:08,920 --> 00:02:12,757
.خب؟ من دیگه نمی‌بینمش
.اونو نمی‌خوام

8
00:02:12,841 --> 00:02:14,384
خب، دیگه نبینش

9
00:02:15,844 --> 00:02:17,303
بهت قول میدم

10
00:02:18,096 --> 00:02:19,514
نمی‌بینم

11
00:02:23,434 --> 00:02:29,899
خب، فکر کنم تحت این شرایط
بهتره بعد از مدرسه‌ی انجیل

12
00:02:29,983 --> 00:02:32,193
الیسا رو برگردونم بیارم خونه

13
00:02:32,277 --> 00:02:33,444
نه

14
00:02:34,487 --> 00:02:36,489
نه، دیگه نمی‌خوام ریختت رو ببینم

15
00:02:38,992 --> 00:02:40,618
الیسا پیشت بمونه

16
00:02:41,995 --> 00:02:43,621
ببرش سینما

17
00:02:45,582 --> 00:02:47,584
چون دیگه نمی‌خوام چشمم بهت بخوره

18
00:02:50,128 --> 00:02:51,838
می‌تونی فردا بیاریش خونه

19
00:02:52,672 --> 00:02:54,007
باشه

20
00:02:54,465 --> 00:02:56,843
لباس الیسا روی لباسشوییـه

21
00:03:01,222 --> 00:03:03,641
...میرم از دستشویی یه حوله بیارم تا

22
00:03:05,268 --> 00:03:06,686
بپیچیش توش

23
00:03:33,087 --> 00:03:34,505
مرسی

24
00:03:36,215 --> 00:03:38,134
نعناع‌فلفلی‌های الیسا یادت نره

25
00:03:40,553 --> 00:03:44,140
لازم نیست. مطمئنم خونه نعناع‌فلفلی داریم که

26
00:03:44,223 --> 00:03:46,559
بهش بدم -
مال ما رو دوست داره -

27
00:03:57,278 --> 00:03:58,696
اینا رو بگیر

28
00:04:14,921 --> 00:04:16,255
بتی

29
00:04:19,050 --> 00:04:21,761
خیلی متأسفم

30
00:04:28,267 --> 00:04:29,267
بتی

31
00:04:29,852 --> 00:04:31,104
اون مال تو نیست

32
00:04:32,146 --> 00:04:33,064
بتی

33
00:04:33,147 --> 00:04:34,649
مال تو نیست

34
00:04:35,858 --> 00:04:37,151
دوباره قراره بچه‌دار بشم

35
00:04:37,235 --> 00:04:38,671
!اون مال تو نیست. مال تو نیست

36
00:04:38,695 --> 00:04:40,697
!مال تو نیست -
بتی! چیکار می‌کنی؟ -

37
00:04:46,911 --> 00:04:47,996
چیکار می‌کنی؟

38
00:04:48,079 --> 00:04:50,331
باید بکُشمت

39
00:05:20,355 --> 00:05:25,355
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

40
00:06:10,328 --> 00:06:11,746
تارگت

41
00:07:22,525 --> 00:07:23,776
!نمی‌خوامش

42
00:07:23,860 --> 00:07:25,027
!نمی‌خوامش

43
00:07:33,286 --> 00:07:35,204
ببخشید. ببخشید

44
00:09:27,817 --> 00:09:31,279
نه. نه. نه

45
00:09:31,362 --> 00:09:33,489
تو رو خدا، تو رو خدا، تو رو خدا

46
00:10:11,819 --> 00:10:13,446
هیچی عوض نشده

47
00:10:23,372 --> 00:10:24,582
!کندی

48
00:10:24,665 --> 00:10:26,083
اوه، باربارا

49
00:10:26,167 --> 00:10:28,711
رفتم خونه‌ی بتی و گرم صحبت شدیم و

50
00:10:28,794 --> 00:10:30,814
یه نگاه به ساعتم کردم و
فکر کردم وقت دارم تا

51
00:10:30,838 --> 00:10:34,091
،برم تارگت و کارت تبریک روز پدر بگیرم
،پس تا پلینو رفتم

52
00:10:34,175 --> 00:10:35,535
،ولی وقتی رسیدم پارکینگ

53
00:10:35,593 --> 00:10:37,529
فهمیدم ساعتم خوابیده و دیرم شده

54
00:10:37,553 --> 00:10:39,055
اصلاً تو هم نرفتم. خیلی ناراحتم

55
00:10:39,138 --> 00:10:40,723
می‌خواستم نمایش عروسکی بچه‌ها رو ببینم

56
00:10:40,806 --> 00:10:42,600
جنی هم سراغتو می‌گرفت

57
00:10:43,351 --> 00:10:46,062
خب، باید براشون جبران کنم

58
00:10:46,145 --> 00:10:47,905
کندی، کجا بودی؟ -
خیلی ناراحتم -

59
00:10:47,980 --> 00:10:50,983
رفتم خونه‌ی بتی و گرم صحبت شدیم و

60
00:10:51,067 --> 00:10:53,427
فکر کردم وقت دارم تا برم تارگت و کارت تبریکِ

61
00:10:53,486 --> 00:10:54,820
،روز پدر بگیرم ولی وقتی رسیدم

62
00:10:54,904 --> 00:10:57,573
فهمیدم ساعتم خوابیده و دیرم شده

63
00:10:58,616 --> 00:11:00,296
،باید لباس شنای الیسا رو از خونه‌ی بتی میاوردم

64
00:11:00,368 --> 00:11:02,953
.وگرنه دیرم نمی‌شد
.ساعتم خوابیده

65
00:11:03,037 --> 00:11:06,040
امشب الیسا باهامون میاد
«برای دیدن «امپراتوری ضربه می‌زند

66
00:11:06,123 --> 00:11:08,000
چه خوب -
آره -

67
00:11:08,084 --> 00:11:09,936
خب، یادم افتاد باید برم به بچه‌ها سر بزنم

68
00:11:09,960 --> 00:11:11,420
باشه -
خداحافظ -

69
00:11:27,269 --> 00:11:28,145
!سلام، مامان

70
00:11:28,229 --> 00:11:29,647
سلام، مامان

71
00:11:48,749 --> 00:11:53,045
.مامان، این یکی رو دوست دارم
«.یک روز پدر فوق‌العاده رو تبریک میگم»

72
00:11:53,129 --> 00:11:54,755
خیلی خوبـه، عزیزم

73
00:11:54,839 --> 00:11:56,507
روز پدر رو تبریک میگم و»

74
00:11:56,590 --> 00:11:59,218
،می‌خوام بهت بگم هر بار که بهت فکر می‌کنم

75
00:11:59,301 --> 00:12:01,011
«چیزی جز عشق و سربلندی حس نمی‌کنم

76
00:12:02,304 --> 00:12:03,472
عالیـه

77
00:12:07,768 --> 00:12:09,979
!یالا، یالا! بیا بریم -
!وایسا -

78
00:12:17,695 --> 00:12:20,030
!سریع، خانم کندی -
!زودباش، مامان -

79
00:12:39,967 --> 00:12:44,263
دخترا، میشه لباس‌هاتون رو بپوشید؟
نباید برای کلاس الیسا دیرمون بشه

80
00:12:55,941 --> 00:12:57,902
الو؟ -
پت، سلام -

81
00:12:57,985 --> 00:12:59,737
تازه از مدرسه‌ی انجیل برگشتیم

82
00:12:59,820 --> 00:13:02,364
،می‌خوام مطمئن بشی از بانک پول کافی می‌گیری

83
00:13:02,448 --> 00:13:04,742
چون الیسا هم با ما میاد سینما

84
00:13:05,326 --> 00:13:08,287
از بتی اجازه گرفتی؟ -
رفتم خونه‌ی بتی -

85
00:13:08,370 --> 00:13:09,997
،تا لباس شنای الیسا رو بگیرم

86
00:13:10,080 --> 00:13:12,666
ولی گرم صحبت شدیم و
زمان از دستم در رفت و

87
00:13:12,750 --> 00:13:15,336
بعدش رسیدم تارگت و

88
00:13:15,419 --> 00:13:17,339
.فهمیدم ساعتم خوابیده
پس کل اجرای

89
00:13:17,379 --> 00:13:18,979
مدرسه‌ی انجیل رو از دست دادم

90
00:13:21,342 --> 00:13:23,844
!پس یه ربع به پنج توی پارکینگ می‌بینیمت

91
00:13:26,680 --> 00:13:30,351
عزیزم، یکی دم دره پس اونجا می‌بینیمت

92
00:13:31,018 --> 00:13:32,269
!باشه -
خیلی‌خب -

93
00:13:34,188 --> 00:13:35,188
خداحافظ

94
00:13:42,071 --> 00:13:43,948
!سلام -
سلام. واقعاً شرمنده -

95
00:13:44,031 --> 00:13:45,407
زمان کلاً از دستم در رفت

96
00:13:46,534 --> 00:13:47,534
مشکلی نیست

97
00:13:51,080 --> 00:13:52,414
میشه بدیش؟

98
00:13:53,040 --> 00:13:54,124
چیو؟

99
00:13:54,208 --> 00:13:56,502
میز تا شو -
!آها، آره! آره، معلومـه -

100
00:13:56,585 --> 00:13:58,230
به خدا نمی‌دونم حواسم کجاست

101
00:13:58,254 --> 00:14:00,756
انقدر سرم شلوغ شد که
به نمایش عروسکی هم نرسیدم

102
00:14:02,591 --> 00:14:03,591
مشکل چیـه؟

103
00:14:05,135 --> 00:14:07,721
هیچی. هیچی. تنها مشکل

104
00:14:07,805 --> 00:14:10,099
اینـه که فکرم هزار جا میره

105
00:14:12,768 --> 00:14:13,852
بیا

106
00:14:15,521 --> 00:14:16,561
!مرسی بابت میز

107
00:14:18,274 --> 00:14:20,359
بعداً حرف می‌زنیم، عزیزم -
خداحافظ -

108
00:14:21,860 --> 00:14:23,737
...به فرودگاه بین‌المللی دالاس خوش آمدید

109
00:16:27,444 --> 00:16:30,364
لطفاً وصلم کنید به راهنمای تلفنِ وایلیِ تگزاس

110
00:16:34,368 --> 00:16:37,037
الو؟ -
ریچارد، سلام. آلن گور هستم -

111
00:16:37,121 --> 00:16:40,165
سلام، آلن -
ببخشید مزاحم شدم -

112
00:16:40,249 --> 00:16:41,792
من مسافرتم و

113
00:16:41,875 --> 00:16:44,795
کل روز می‌خواستم با بتی تماس بگیرم

114
00:16:44,878 --> 00:16:47,673
فکر کنم تلفن خرابـه یا همچین چیزی

115
00:16:48,549 --> 00:16:51,802
ولی میشه بری در بزنی
مطمئن بشی خونه‌ست؟

116
00:16:52,761 --> 00:16:54,763
باشه. می‌تونم برم

117
00:16:54,847 --> 00:16:56,932
آره. گوشی دستت. میرم ببینم

118
00:16:57,015 --> 00:16:59,101
باشه، عالیـه. خیلی ممنون

119
00:17:27,379 --> 00:17:29,548
جواب نداد، آلن. حتماً خونه نیست

120
00:17:29,631 --> 00:17:31,300
باشه

121
00:17:31,383 --> 00:17:33,802
مرسی که رفتی -
خواهش می‌کنم -

122
00:17:40,684 --> 00:17:43,061
لازانیای مامانت رو خیلی دوست دارم

123
00:17:43,145 --> 00:17:44,688
مرسی! بهش میگم

124
00:17:47,441 --> 00:17:49,401
اون لاک‌پشت قشنگی که درست کردم رو یادتـه؟ -
آره -

125
00:17:49,485 --> 00:17:50,903
با پیپ پاک‌کن؟ -
آره -

126
00:17:55,199 --> 00:17:56,325
الو؟

127
00:17:56,408 --> 00:17:57,659
کندی، آلنم

128
00:17:59,411 --> 00:18:00,871
بتی رو ندیدی؟

129
00:18:02,873 --> 00:18:04,583
!آلن

130
00:18:04,666 --> 00:18:07,628
سلام. کجایی؟ -
سفر کاری اومدم مینه‌سوتا -

131
00:18:07,711 --> 00:18:09,606
ولی کل روز به بتی زنگ زدم و

132
00:18:09,630 --> 00:18:11,632
گوشی رو جواب نمیده

133
00:18:11,715 --> 00:18:15,010
گفتم شاید امروز باهاش حرف زده باشی

134
00:18:15,093 --> 00:18:18,388
آره، امروز صبح که رفتم لباس شنای
الیسا رو بگیرم، دیدمش

135
00:18:18,472 --> 00:18:20,766
احیاناً گفت برنامه‌ای داره یا نه؟

136
00:18:21,475 --> 00:18:22,976
نه

137
00:18:23,060 --> 00:18:24,686
،نه، ولی الیسا هنوز پیش ماست

138
00:18:24,770 --> 00:18:27,064
چون امروز صبح برنامه‌مون عوض شد

139
00:18:27,147 --> 00:18:29,900
جنی می‌خواست الیسا یه شب دیگه بمونه

140
00:18:29,983 --> 00:18:32,402
تا با هم برن سینما

141
00:18:32,486 --> 00:18:35,030
به نظرت حالش خوب بود؟

142
00:18:35,114 --> 00:18:36,532
آره! آره، خوب بود

143
00:18:37,533 --> 00:18:40,244
می‌دونی، حاضرم برم خونه‌تون و
برات بهش سر بزنم

144
00:18:40,327 --> 00:18:43,121
.نه، لازم نیست
.دوباره زنگ می‌زنم همسایه‌ها

145
00:18:43,205 --> 00:18:44,081
باشه

146
00:18:44,164 --> 00:18:46,542
باشه، خب، اگه کمکی از دستم برمیومد، بهم بگو

147
00:18:46,625 --> 00:18:49,127
باشه. مرسی. خداحافظ -
خیلی‌خب. خداحافظ -

148
00:18:51,547 --> 00:18:52,548
چه خبر شده؟

149
00:18:53,215 --> 00:18:54,466
آلن مسافرتـه

150
00:18:54,550 --> 00:18:57,386
،زنگ می‌زنه بتی جواب نمیده
پس یکم نگرانـه

151
00:19:04,268 --> 00:19:06,270
مطمئنم حالش خوبـه

152
00:19:07,771 --> 00:19:10,148
شاید با دوست‌هاش رفته بیرون

153
00:19:13,777 --> 00:19:16,238
معذرت می‌خوام ولی میرم دوباره بهش زنگ بزنم

154
00:19:32,963 --> 00:19:34,440
ریچارد، واقعاً شرمنده‌اتم

155
00:19:34,464 --> 00:19:37,384
میشه بری یه نگاه به گاراژ بندازی

156
00:19:37,467 --> 00:19:39,761
ببینی ماشینش هست یا نه؟

157
00:19:39,845 --> 00:19:41,972
آره. آره، یه لحظه -
باشه. مرسی -

158
00:19:52,482 --> 00:19:54,943
هیچوقت در گاراژ رو باز نمی‌ذاره

159
00:19:55,360 --> 00:20:01,533
بی‌زحمت دوباره برو و
همه‌ی درها و گاراژ رو چک کن و

160
00:20:01,617 --> 00:20:05,370
می‌خوام هر طور شده بری توی خونه

161
00:20:05,454 --> 00:20:07,956
آلن زنگ زد -
آره، گمونم به همه زنگ زده -

162
00:20:08,040 --> 00:20:11,168
آره، به من هم زنگ زد -
انگار خیلی ناراحت بود -

163
00:20:11,251 --> 00:20:13,253
گفتش باید هر طور شده بریم توی خونه

164
00:20:14,588 --> 00:20:17,049
.کلیدهای مشاور املاکیم رو دارم
.می‌تونیم روی همه‌ی درها امتحانشون کنیم

165
00:20:33,023 --> 00:20:35,067
!لعنتی. هی

166
00:20:35,150 --> 00:20:36,818
چیـه؟ -
بازه -

167
00:20:37,653 --> 00:20:39,071
!چی؟ لستر

168
00:20:46,912 --> 00:20:48,246
بتی؟

169
00:20:49,206 --> 00:20:50,958
بتی؟

170
00:20:51,041 --> 00:20:52,459
بتی؟

171
00:21:04,388 --> 00:21:05,847
بتی؟

172
00:21:06,765 --> 00:21:08,433
وای خدای من

173
00:21:11,728 --> 00:21:14,314
خدای من -
خدای من -

174
00:21:16,817 --> 00:21:17,943
آهای؟

175
00:21:26,118 --> 00:21:27,494
هیچی نیست

176
00:21:39,381 --> 00:21:40,590
بچه

177
00:21:41,383 --> 00:21:43,552
!هی! هی -
...بیا -

178
00:21:43,635 --> 00:21:45,395
بیا از اینجا ببریمش، باشه؟ -
چیزی نیست. آره -

179
00:21:45,971 --> 00:21:47,431
می‌برمش خونه‌ی خودم

180
00:21:50,767 --> 00:21:54,312
چیزی نیست. چیزی نیست. چیزی نیست

181
00:21:54,396 --> 00:21:58,692
چیزی نیست. مراقبتم. مراقبتم

182
00:22:00,902 --> 00:22:02,487
چیزی نیست

183
00:22:30,098 --> 00:22:31,641
!وای خدا

184
00:22:33,143 --> 00:22:34,352
نرید اون تو

185
00:22:35,687 --> 00:22:36,897
مُرده

186
00:22:36,980 --> 00:22:38,899
!چی؟ چی؟
مُرده -

187
00:22:47,908 --> 00:22:49,076
چیـه؟

188
00:23:01,671 --> 00:23:03,548
الو؟ -
آلنم -

189
00:23:04,466 --> 00:23:07,260
خدایا. باید یه تصمیمی بگیرم

190
00:23:07,344 --> 00:23:09,513
چی؟ چه تصمیمی؟ چی شده؟

191
00:23:09,596 --> 00:23:10,889
...نمی‌دونم -
طوری نیست -

192
00:23:12,057 --> 00:23:14,643
آلن؟ آره، جری‌ام

193
00:23:15,060 --> 00:23:17,979
چی پیدا کردید؟ -
خدایا، خیلی بده، آلن -

194
00:23:19,731 --> 00:23:21,441
کوچولو حالش خوبـه

195
00:23:21,525 --> 00:23:23,443
بچه؟ -
آره، حالش خوبـه -

196
00:23:24,986 --> 00:23:26,863
بتی چی؟

197
00:23:28,156 --> 00:23:31,076
بتی چی؟ -
واقعاً متأسفم، آلن -

198
00:23:35,914 --> 00:23:37,749
چیـه؟ چی شده؟

199
00:23:37,833 --> 00:23:40,127
مطمئن نیستم ولی...خدایا

200
00:23:40,210 --> 00:23:42,379
انگار بهش شلیک شده

201
00:23:45,423 --> 00:23:47,008
واقعاً متأسفم، آلن

202
00:23:47,092 --> 00:23:49,511
کاش راه بهتری برای گفتنش بود. جدی میگم

203
00:24:07,320 --> 00:24:09,197
وایسا. وایسا

204
00:24:09,281 --> 00:24:11,700
شوخیت گرفته؟ -
الو؟ -

205
00:24:12,159 --> 00:24:13,243
،کندی

206
00:24:14,244 --> 00:24:16,788
خبرهای بدی دارم

207
00:24:17,455 --> 00:24:18,832
بتی مُرده

208
00:24:20,625 --> 00:24:21,793
چی؟

209
00:24:24,462 --> 00:24:26,381
چی شده؟

210
00:24:27,632 --> 00:24:30,510
انگار بهش شلیک شده

211
00:24:30,594 --> 00:24:32,512
همسایه‌ها پیداش کردن

212
00:24:33,763 --> 00:24:35,182
وای خدای من

213
00:24:38,018 --> 00:24:39,644
بتانی چی؟

214
00:24:39,728 --> 00:24:41,646
ما اصلاً تفنگ هم نداریم

215
00:24:44,858 --> 00:24:47,319
من تفنگ ندارم

216
00:24:49,362 --> 00:24:51,281
نمی‌دونم چی بگم

217
00:24:52,157 --> 00:24:54,451
میشه الیسا یه مدت پیشت بمونه و

218
00:24:54,534 --> 00:24:57,454
بهش نگی چی شده؟
می‌خوام خودم بهش بگم

219
00:25:01,917 --> 00:25:03,793
مطمئنی چیزیت نمیشه؟

220
00:25:07,380 --> 00:25:08,548
آره

221
00:25:09,633 --> 00:25:11,051
مرسی. باید برم

222
00:26:09,693 --> 00:26:11,152
این طرف، رئیس

223
00:26:35,260 --> 00:26:36,678
اونجا رو

224
00:26:43,560 --> 00:26:45,770
انگار کار یکی از اون فرقه‌هاست

225
00:26:47,272 --> 00:26:48,690
کلانتر رو خبر کن

226
00:26:49,774 --> 00:26:53,278
.باید پشتیبانی داشته باشیم
.بعد زنگ بزن شهرستانِ کالین

227
00:26:53,820 --> 00:26:55,739
اصلاً همه رو خبر کن

228
00:26:56,364 --> 00:26:59,743
کار هر کی که بوده، ممکنـه انقدر
دیوونه باشه که همین اطراف مونده باشه

229
00:27:19,346 --> 00:27:20,597
رئیس‌پلیس ابوت هستم

230
00:27:20,680 --> 00:27:22,682
آلن گورم

231
00:27:22,766 --> 00:27:26,186
آقای گور. من رئیس‌پلیس ابوت هستم از پلیس وایلی

232
00:27:27,145 --> 00:27:29,981
میشه بگید درباره‌ی اتفاقی که
اینجا افتاده، چی می‌دونید؟

233
00:27:31,816 --> 00:27:34,402
بهم گفتن که به بتی شلیک شده

234
00:27:35,653 --> 00:27:37,572
درستـه

235
00:27:38,823 --> 00:27:42,744
کل روز بهش زنگ زدم

236
00:27:42,827 --> 00:27:47,040
...طرفای چهار و نیم برای یه سفر کاری عازمِ

237
00:27:48,124 --> 00:27:52,670
سینت پال شدم. قبل رفتنم سعی کردم باهاش
تماس بگیرم ولی جواب نداد

238
00:27:54,631 --> 00:27:56,925
...چندین بار زنگ زدم

239
00:27:58,343 --> 00:28:02,263
تا اینکه خبر رو بهم دادن

240
00:28:02,347 --> 00:28:05,475
متوجهم. می‌دونید امروز

241
00:28:05,558 --> 00:28:08,144
کس دیگه‌ای اطراف خونه بوده یا نه؟

242
00:28:08,228 --> 00:28:11,231
خب، کندی مونتگومری. از دوستان ماست

243
00:28:11,314 --> 00:28:16,111
گفتش صبح یه سر اومده
دنبال یه لباس شنا

244
00:28:32,836 --> 00:28:33,962
گرفتید ما رو؟

245
00:28:34,504 --> 00:28:37,257
هدفتون اینـه تا جای ممکن
مدارک رو از بین ببرید؟

246
00:28:38,550 --> 00:28:40,343
از رختشورخونه شروع کن

247
00:28:43,638 --> 00:28:45,682
بعدش دستشویی

248
00:28:45,765 --> 00:28:47,851
کلاً خونیـه

249
00:29:25,638 --> 00:29:26,806
الو؟

250
00:29:26,890 --> 00:29:28,266
آلنم

251
00:29:28,349 --> 00:29:31,769
پروازم تا ده اینا نمی‌شینه

252
00:29:31,853 --> 00:29:35,940
.اول میرم خونه
میشه تا سه اینا الیسا پیشت باشه؟

253
00:29:36,024 --> 00:29:37,442
معلومـه

254
00:29:38,234 --> 00:29:41,988
هنوز نفهمیده؟ -
...نه. نه، ما -

255
00:29:42,071 --> 00:29:45,033
از رادیو و اینجور چیزا دور نگهش داشتیم

256
00:29:45,116 --> 00:29:46,159
باشه

257
00:29:47,869 --> 00:29:49,829
دیشب با پلیس صحبت کردم و

258
00:29:49,913 --> 00:29:53,333
،گفتم تو رفتی اونجا
پس احتمالاً بهت زنگ می‌زنن

259
00:29:54,542 --> 00:29:58,129
عیبی نداره -
باشه. بهت زنگ می‌زنم. خداحافظ -

260
00:29:58,213 --> 00:29:59,339
باشه

261
00:30:05,803 --> 00:30:07,180
الو؟ -
خبرها رو شنیدی؟ -

262
00:30:07,263 --> 00:30:09,182
بتی گور تیر خورده

263
00:30:10,016 --> 00:30:11,017
!مُرده

264
00:30:11,100 --> 00:30:13,645
آره، شنیدیم. آره

265
00:30:13,728 --> 00:30:15,772
خبرش همه جا پیچیده

266
00:30:15,855 --> 00:30:19,567
.عزیزم، الیسا خونه‌ی ماست
.بهتره برم

267
00:30:19,651 --> 00:30:21,712
‫ببین، به محض این‌که
‫این فامیل‌ها رو از خونه‌ام بیرون کردم،

268
00:30:21,736 --> 00:30:23,839
‫میام پیشت و یه کتری قهوه می‌ذاریم کنارمون و

269
00:30:23,863 --> 00:30:25,573
‫- می‌شینیم به صحبت
‫- من هم دقیقاً همینو می‌خوام

270
00:30:25,657 --> 00:30:27,367
‫ممنونم عزیزم.
‫باز اگه خبری شد بهت زنگ می‌زنم.

271
00:30:28,368 --> 00:30:29,744
‫ای بابا

272
00:30:30,662 --> 00:30:31,704
‫بله؟

273
00:30:31,788 --> 00:30:34,707
‫منم «جو اَن.» شنیدی بتی مُرده؟

274
00:30:34,791 --> 00:30:38,336
‫آره، دیشب خبرشـو شنیدیم.
‫واقعاً وحشتناکـه.

275
00:30:38,419 --> 00:30:39,629
‫پلیس‌ها همین‌الان رفتن

276
00:30:39,712 --> 00:30:41,756
‫می‌گفتن که به قتل رسیده، اونم با تبر

277
00:30:43,341 --> 00:30:45,260
‫- با تبر؟
‫- آره

278
00:30:46,135 --> 00:30:48,304
‫حتماً طرف خیلی مریض بوده

279
00:30:54,519 --> 00:30:55,979
‫به‌نظر میاد ناخن انگشت کوچیک باشه

280
00:30:56,062 --> 00:30:57,468
‫که احتمالاً مال مقتولـه

281
00:31:00,942 --> 00:31:02,485
‫به نتیجه‌ای رسیدید؟

282
00:31:02,569 --> 00:31:04,696
‫این قتل، برنامه‌ریزی‌شده نبوده

283
00:31:04,779 --> 00:31:07,991
‫آلت‌قتاله خیلی‌خیلی عجیبه،
‫و آثار درگیری به‌وفور دیده میشه

284
00:31:08,950 --> 00:31:11,369
‫این یه جرم پیش‌بینی‌نشده بوده

285
00:31:11,452 --> 00:31:12,829
‫شایدم جرم جنسی

286
00:31:12,912 --> 00:31:16,624
‫اونو دیگه من تشخیص نمیدم.
‫پزشک‌قانونی باید اطلاع بده.

287
00:31:16,708 --> 00:31:19,794
‫اما ردّپاهایی که تو رختشورخونه پیدا کردیم،
‫ردپای مَرد نیست

288
00:31:20,213 --> 00:31:21,465
‫خیلی کوچیکن

289
00:31:21,921 --> 00:31:25,508
‫به‌نظرم این کار یه زن بوده.
‫یا یه زن، یا یه بچه.

290
00:32:22,866 --> 00:32:25,985
‫<i>الان از تاکسی خارج میشه</i>

291
00:32:26,069 --> 00:32:28,946
‫<i>و بعد از وقوع اون فاجعه
‫اولین‌باره که به اینجا برمی‌گرده...</i>

292
00:32:46,714 --> 00:32:48,800
‫چطوری مُرده، دیک؟

293
00:32:48,883 --> 00:32:50,301
‫خودت چی می‌دونی؟

294
00:32:51,969 --> 00:32:54,847
‫فقط این‌که تیر خورده

295
00:32:57,433 --> 00:32:59,060
‫خب، اشتباه شنیدی

296
00:32:59,143 --> 00:33:01,062
‫- چی شده پس؟
‫- آلت قتاله یه تبر بوده

297
00:33:02,146 --> 00:33:03,356
‫و خیلیم وحشیانه به قتل رسیده

298
00:33:03,439 --> 00:33:05,358
‫گروه جرم‌شناسی تا ۸ صبح امروز اینجا بود

299
00:33:06,025 --> 00:33:07,568
‫تمیز کردن خونه کار حضرت فیل بود

300
00:33:07,652 --> 00:33:10,196
‫کاش جور دیگه‌ای می‌تونستم
‫ماجرا رو برات تعریف کنم

301
00:33:20,248 --> 00:33:22,417
‫- خونه نبودم
‫- چی؟

302
00:33:25,336 --> 00:33:26,963
‫من خونه نبودم

303
00:33:31,509 --> 00:33:32,927
‫بتی...

304
00:33:34,095 --> 00:33:36,514
‫همیشه از این می‌ترسید که
‫وقتایی که من نیستم،

305
00:33:37,640 --> 00:33:39,559
‫یه اتفاق بدی بیفته

306
00:33:43,771 --> 00:33:46,691
‫همیشه بهم می‌گفت که باید اینجا باشم.
‫و شوهر...

307
00:33:48,693 --> 00:33:50,319
‫وظیفه داره که خونه باشه

308
00:33:52,488 --> 00:33:54,407
‫و من خونه نبودم

309
00:34:29,108 --> 00:34:30,526
‫پیاده شو، عزیزدلم

310
00:34:32,278 --> 00:34:33,780
‫بابایی!

311
00:34:33,863 --> 00:34:35,406
‫سلام دختر نازم

312
00:34:35,490 --> 00:34:37,492
‫وای، آلن...

313
00:34:37,575 --> 00:34:40,703
‫آلن. واقعاً متأسفم

314
00:34:40,787 --> 00:34:42,705
‫بهت تسلیت میگم

315
00:34:45,333 --> 00:34:47,543
‫پرنسس! چیتو!

316
00:34:47,627 --> 00:34:51,047
‫هیچ کمکی از دست ما بر میاد؟

317
00:34:51,881 --> 00:34:54,050
‫فقط این‌که فعلاً نرید

318
00:34:54,759 --> 00:34:56,511
‫دوست دارم شما هم اینجا باشید

319
00:34:57,345 --> 00:34:59,138
‫وقتی خبر رو بهش میدم.
‫حس می‌کنم این‌جوری بهتره.

320
00:34:59,222 --> 00:35:00,640
‫آره، حتماً

321
00:35:15,029 --> 00:35:17,448
‫عزیزم، میای یه دقیقه صحبت کنیم؟

322
00:35:25,164 --> 00:35:26,582
‫دیشب،

323
00:35:27,575 --> 00:35:30,704
‫یه آدم بد اومده توی خونه‌مون

324
00:35:32,004 --> 00:35:33,004
‫و...

325
00:35:34,507 --> 00:35:37,426
‫مامانی رو خیلی بد زخمی کرده،
‫و مامان دیگه قرار نیست برگرده

326
00:35:40,721 --> 00:35:42,139
‫می‌فهمی چی میگم؟

327
00:36:11,419 --> 00:36:13,462
‫تا جایی که من شنیدم
‫عملاً قطعه‌قطعه کردنش

328
00:36:13,546 --> 00:36:14,547
‫اصلاً می‌تونی تصور کنی؟

329
00:36:14,630 --> 00:36:17,383
‫واسه همینـه که من همیشه میگم
‫قفل درست‌وحسابی بندازید رو در

330
00:36:17,466 --> 00:36:19,510
‫مثل این بود که انداخته باشیش تو «نایسردایسر»

331
00:36:20,303 --> 00:36:22,305
‫موقعی که خبرش رو بهم رسوندن،

332
00:36:22,388 --> 00:36:24,515
‫تازه فیلم «درخشش» رو تموم کرده بودم،
‫اگر که باورتون بشه

333
00:36:24,657 --> 00:36:26,367
‫کابوس یعنی این واقعاً

334
00:36:26,392 --> 00:36:27,894
‫حتماً یه دوره‌گردی چیزی بوده

335
00:36:27,977 --> 00:36:31,272
‫آخه همچین سلاحی تو روز روشن
‫اونم تو شهر وایلی؟

336
00:36:31,856 --> 00:36:34,901
‫حدس من اینه که احتمالاً
‫یا طرف متجاوز بوده،

337
00:36:34,984 --> 00:36:37,320
‫یا یه دزد بوده که مچ‌شـو حین سرقت گرفته.
‫و طرف هر کی بوده،

338
00:36:37,403 --> 00:36:40,323
‫احتمال زیاد تا الان
‫فرسنگ‌ها از اینجا دور شده

339
00:36:40,406 --> 00:36:43,910
‫عشقم، من یه دقیقه میرم
‫با دان صحبت کنم

340
00:36:43,993 --> 00:36:45,494
‫باشه

341
00:36:45,578 --> 00:36:47,830
‫قتل جمعه اتفاق افتاد، و امروز یکشنبه‌ست

342
00:36:47,914 --> 00:36:51,513
‫بعد از ۴۸ ساعت،
‫احتمال پیدا شدن قاتل خیلی میاد پایین

343
00:36:52,043 --> 00:36:54,879
‫- سلام دان. بچه‌ها سلام
‫- سلام کندی

344
00:36:54,962 --> 00:36:57,506
‫الان داشتم درمورد این قضیه صحبت می‌کردیم.
‫واقعاً وحشتناکه.

345
00:36:58,049 --> 00:37:00,635
‫آره واقعاً. وحشتناکه

346
00:37:01,552 --> 00:37:04,430
‫میشه یه دقیقه خصوصی صحبت کنیم؟

347
00:37:04,513 --> 00:37:07,642
‫- آره
‫- اگه شما مشکلی ندارید. باشه. ممنون

348
00:37:10,436 --> 00:37:13,272
‫خب، گمونم خودت می‌دونی که
‫صبحِ اون روز من اونجا بودم

349
00:37:13,356 --> 00:37:16,651
‫احتمالاً آخرین نفری بودم
‫که اونو زنده دیده

350
00:37:17,318 --> 00:37:22,031
‫خب، آخرین نفر رو که شک دارم.
‫احتمالاً یکی مونده به آخر بودی.

351
00:37:22,114 --> 00:37:23,741
‫خب آره دیگه، خودت می‌دونی چی میگم

352
00:37:24,617 --> 00:37:27,995
‫حالا بگذریم، من امروز عصر
‫قراره با پلیس‌ها صحبت کنم،

353
00:37:28,079 --> 00:37:30,498
‫و به‌نظرت مسئله‌ای هست که نگرانش باشم؟

354
00:37:32,124 --> 00:37:33,918
‫- منظورت چیه؟
‫- خب نمی‌دونم

355
00:37:34,001 --> 00:37:37,254
‫من آخرین کسی بودم که
‫سر صحنه‌ی جرم دیده شده دیگه،

356
00:37:37,338 --> 00:37:40,006
‫و توی سریال‌های جنایی همیشه
‫این آدما رو دستگیر می‌کنن

357
00:37:40,031 --> 00:37:43,725
‫کندی، پلیس تو همچین پرونده‌هایی
‫از همه بازجویی می‌کنه

358
00:37:46,305 --> 00:37:49,094
‫و این‌شکلی که اونـو تیکه‌تیکه کردن

359
00:37:51,435 --> 00:37:56,899
‫قاعدتاً باید کار یه مرد درشت‌هیکل بوده باشه

360
00:37:57,858 --> 00:38:00,152
‫آره، آره. راست میگی

361
00:38:01,779 --> 00:38:04,198
‫- ممنونم دان
‫- قربانت

362
00:38:05,533 --> 00:38:07,743
‫اعضای خانواده و دوستانِ گورها
‫همچنان در حال...

363
00:38:12,790 --> 00:38:14,250
‫از صمیم قلب بهتون تسلیت میگم

364
00:38:14,747 --> 00:38:16,874
‫مرسی از محبتت

365
00:38:18,295 --> 00:38:19,839
‫باب، بتانی رو برد تو اتاق‌خواب

366
00:38:19,922 --> 00:38:23,175
‫فکر می‌کنم جفت‌شون نیاز دارن که
‫چند لحظه از این هیاهو دور بشن

367
00:38:24,885 --> 00:38:27,847
‫نظرت درباره‌ی اون برنامه‌ی خلوتگاه زوجین چیه؟

368
00:38:27,930 --> 00:38:29,682
‫تو و بتی توش شرکت کردید؟

369
00:38:29,995 --> 00:38:32,018
‫آره، درسته

370
00:38:32,101 --> 00:38:33,561
‫ممکن نیست کار یکی از اونا باشه؟

371
00:38:33,644 --> 00:38:36,022
‫- شنیدم مثل یه فرقه‌ست
‫- نه، من...

372
00:38:36,731 --> 00:38:40,276
‫کارِ بچه‌های خلوتگاه زوجین نبوده.
‫اصلاً فرقه نیست.

373
00:38:41,444 --> 00:38:43,279
‫آخه برای چی تو اون برنامه شرکت کردید؟

374
00:38:46,407 --> 00:38:48,576
‫ظاهراً دو بار مراسم ختم می‌گیرن

375
00:38:48,659 --> 00:38:50,995
‫یک‌بارش رو فردا همین‌جا،
‫یک‌بارشم چهارشنبه شهر نورویچ

376
00:38:51,078 --> 00:38:54,707
‫تازه اینجاشـو داشته باشید.
‫مراسم فردا رو ران قراره اجرا کنه.

377
00:38:54,790 --> 00:38:56,042
‫ران آدامز؟

378
00:38:56,125 --> 00:38:57,501
‫بتی که از اون متنفر بود

379
00:38:57,585 --> 00:38:59,795
‫آره می‌دونم، ولی اونا رسماً
‫عضو کلیسای وایلی

380
00:38:59,879 --> 00:39:03,663
‫نشده بودن، واسه همین
‫ران هنوز رسماً کشیش‌شـه

381
00:39:03,688 --> 00:39:07,261
‫- خدای من
‫- کندی؟ کندی

382
00:39:07,344 --> 00:39:09,930
‫یه‌سری از این غذاها رو
‫باید بذاریم توی فریزر

383
00:39:11,766 --> 00:39:13,702
‫متأسفانه من جرئت ندارم
‫پا توی اون اتاق بذارم

384
00:39:13,726 --> 00:39:15,110
‫میشه تو لطف کنی؟

385
00:39:15,135 --> 00:39:16,136
‫- آره، باشه
‫- ممنونم

386
00:39:52,139 --> 00:39:54,058
‫هی، هی! بس کنید!

387
00:39:55,518 --> 00:39:57,436
‫از بابت سگ‌ها معذرت می‌خوام

388
00:39:57,520 --> 00:40:00,714
‫هر دفعه یکی میاد توی این اتاق،
‫مثل چی واق‌واق می‌کنن

389
00:40:04,068 --> 00:40:07,488
‫من برتا هستم، مادر بتی

390
00:40:10,741 --> 00:40:12,952
‫واقعاً از ته دل بهتون تسلیت میگم

391
00:40:14,245 --> 00:40:15,496
‫ممنونم

392
00:40:17,456 --> 00:40:18,456
‫ببخشید

393
00:40:36,684 --> 00:40:38,310
‫«روز پدر مبارک، عزیزم

394
00:40:38,394 --> 00:40:40,729
‫هر کسی آرزو داره
‫شوهری مثل تو داشته باشه

395
00:40:42,523 --> 00:40:46,360
‫آرزوی کلی وقت‌گذاشتن، کلافه‌شدن،

396
00:40:46,443 --> 00:40:49,280
‫سردرد کشیدن، نگرانی کشیدن،

397
00:40:49,363 --> 00:40:50,739
‫و کلی خوش‌گذروندن.»

398
00:40:51,782 --> 00:40:54,034
‫خیلی بامزه بود. مرسی

399
00:40:54,910 --> 00:40:56,203
‫قربونت برم

400
00:40:58,706 --> 00:41:00,416
‫به‌به. خانوم رو نگاه

401
00:41:01,167 --> 00:41:04,920
‫آره خب، نمی‌دونستم برای پاسگاه پلیس
‫چطوری باید تیپ بزنم،

402
00:41:05,004 --> 00:41:06,672
‫واسه همین گفتم حداقل خوش‌تیپ برم

403
00:41:07,506 --> 00:41:09,146
‫مطمئنی نمی‌خوای منم همراهت بیام؟

404
00:41:09,884 --> 00:41:13,262
‫آره، آره. خودم با ماشین میرم.
‫گفتن که زیاد طول نمی‌کشه.

405
00:41:13,345 --> 00:41:16,473
‫- مطمئن؟
‫- آره. چیزیم نمیشه

406
00:41:34,622 --> 00:41:36,597
‫« اداره‌ی پلیس »

407
00:42:06,899 --> 00:42:08,859
‫خب، از اول برامون تعریف کنید

408
00:42:08,943 --> 00:42:12,112
‫اولش میشه مدرسه‌ی انجیل تفریحی

409
00:42:12,196 --> 00:42:15,282
‫که اون ساعت ۹ صبح شروع شده بود

410
00:42:15,366 --> 00:42:21,247
‫با یه‌جور مراسم دعا،
‫که من اونجا یکی از حکایت‌هام رو تعریف کردم

411
00:42:21,330 --> 00:42:23,040
‫«حکایت سه درخت»

412
00:42:23,999 --> 00:42:25,459
‫دوست دارید براتون تعریفش کنم؟

413
00:42:25,737 --> 00:42:29,074
‫عه نه. نیازی نیست.
‫بعد از مراسم چی شد؟

414
00:42:29,797 --> 00:42:32,007
‫بعد از مراسم هم حدود ۹:۴۵

415
00:42:32,091 --> 00:42:36,887
‫از کلیسا خارج شدم و
‫طرفای ساعت ۱۰ رسیدم خونه‌ی بتی

416
00:42:36,971 --> 00:42:39,265
‫داشت چی‌کار می‌کرد؟

417
00:42:39,348 --> 00:42:41,600
‫اون تازه بچه‌اش رو خوابونده بود،

418
00:42:41,684 --> 00:42:45,104
‫و داشت یه فنجون قهوه می‌خورد و

419
00:42:45,938 --> 00:42:50,693
‫با یه کاموای زرد یه‌چیزی می‌دوخت

420
00:42:50,718 --> 00:42:53,639
‫و داشت آماده می‌شد که
‫بشینه سریال «فیل دوناهو» رو ببینه

421
00:42:54,029 --> 00:42:56,282
‫خب.. بعد از این‌که رسیدید اونجا؟

422
00:42:56,372 --> 00:43:00,459
‫بله. ما شروع کردیم به گپ و گفت
‫درمورد این‌که بچه‌ها رو چیکار کنیم

423
00:43:00,536 --> 00:43:05,165
‫و بعدش رفتیم با سگ‌هاشون بازی کردیم
‫چون‌که تازه یه هاپوی جدید گرفته بودن

424
00:43:05,249 --> 00:43:08,043
‫و بعدشم از کسب‌وکار جدیدم براش گفتم

425
00:43:08,127 --> 00:43:13,465
‫که با شری کلکلر راه انداختیم،
‫یه‌جور کار نصب کاغذدیواری و رنگ‌آمیزی دیوار

426
00:43:13,549 --> 00:43:16,552
‫و بعد یه‌دونه از کارت‌هامونـو بهش دادم
‫که به‌نظرش خیلی قشنگ بود

427
00:43:16,635 --> 00:43:18,721
‫و شاید بتونم چندتا کارت به شما هم بدم

428
00:43:20,221 --> 00:43:22,640
‫بعد از این‌که کارت ویزیت‌تون رو
‫به ایشون دادید چی شد؟

429
00:43:23,642 --> 00:43:27,646
‫پاشدم رفتم رختشورخونه که
‫لباس شنای الیسا رو بردارم

430
00:43:27,730 --> 00:43:30,941
‫و بتی هم رفت یه حوله بیاره
‫که لباسـه رو بپیچیم توش

431
00:43:31,567 --> 00:43:35,738
‫و بعد چندتا آب‌نبات نعناع‌فلفلی بهم داد

432
00:43:35,821 --> 00:43:39,241
‫آخه الیسا خوشش نمیاد
‫سرش رو ببره زیر آب

433
00:43:39,325 --> 00:43:44,913
‫اون هم با این آب‌نبات‌ها
‫یه‌جورایی بهش رشوه می‌داد

434
00:43:45,581 --> 00:43:48,500
‫چی تن‌تون بود؟ لباس‌تون رو میگم

435
00:43:48,584 --> 00:43:51,587
‫یه بلوز قرمز با شلوار جین آبی

436
00:43:52,588 --> 00:43:54,757
‫کفش چی؟

437
00:43:54,840 --> 00:43:57,176
‫ما تو راهروی خونه یه‌سری رد پا پیدا کردیم و

438
00:43:57,259 --> 00:44:00,095
‫باید ردپای افرادی که می‌دونیم
‫داخل خونه بودن رو

439
00:44:00,179 --> 00:44:01,930
بررسی کنیم

440
00:44:02,014 --> 00:44:05,351
‫کفش‌های تنیس آبیم رو پوشیده بودم

441
00:44:05,434 --> 00:44:07,603
‫- کف‌شون لاستیکیـه؟
‫- بله

442
00:44:08,479 --> 00:44:10,397
‫اون کفش رو دارید؟

443
00:44:10,481 --> 00:44:13,275
‫الان همراهم نیست
‫ولی می‌تونم براتون بیارمش

444
00:44:13,359 --> 00:44:16,570
‫به‌نظرتون در مجموع چند دقیقه اونجا بودید؟

445
00:44:17,863 --> 00:44:20,366
‫حدود ۱۵ دقیقه

446
00:44:21,700 --> 00:44:23,452
‫بعدش چی؟

447
00:44:23,535 --> 00:44:27,790
‫بعدش رفتم فروشگاه تارگت توی پلینو تا
‫کارت تبریک روز پدر بگیرم،

448
00:44:27,873 --> 00:44:30,084
‫ولی دیدم که ساعتم خواب رفته

449
00:44:30,167 --> 00:44:32,169
‫هنوز روی ۱۰:۱۵ بود

450
00:44:32,252 --> 00:44:35,589
‫واسه همین از یه نفر ساعت رو پرسیدم و
‫بهم گفت که ۱۱:۱۰ ست،

451
00:44:35,672 --> 00:44:37,591
‫که یعنی برای نمایش عروسکی
‫دیرم شده بود

452
00:44:38,258 --> 00:44:40,094
‫بنابراین یه‌راست گازشـو گرفتم به سمت کلیسا

453
00:44:40,177 --> 00:44:42,262
‫و طرفای ۱۱:۳۰
‫دیگه برای ناهار رسیده بودم

454
00:44:42,679 --> 00:44:47,601
‫و خبر نداشتم اتفاقی افتاده
‫تا این‌که تقریباً ۸:۳۰ شب

455
00:44:47,684 --> 00:44:49,436
‫آلن بهم زنگ زد و گفت که

456
00:44:49,520 --> 00:44:52,231
‫بتی جواب تماسش رو نمیده

457
00:45:07,413 --> 00:45:11,542
‫نمیگم کلاً کنسلش کنیم.
‫فقط چند روز عقب بندازیمش.

458
00:45:12,751 --> 00:45:16,088
‫آره، می‌دونم که اونا دوست دارن برن
‫و حتماً هم میریم

459
00:45:16,171 --> 00:45:18,966
‫منتها تو این اوضاع فعلی،

460
00:45:19,049 --> 00:45:21,969
‫الان وقت مناسبی برای
‫شهربازی‌رفتن نیست، همین

461
00:45:27,613 --> 00:45:29,740
‫ایشون نه‌تنها یه معلم مدرسه‌ی خیلی محبوب بوده،

462
00:45:29,765 --> 00:45:32,037
‫این رو هم در نظر داشته باشید
‫که در ۲۵ سال گذشته

463
00:45:32,062 --> 00:45:35,315
‫این اولین قتلیـه که در وایلی شاهد هستیم

464
00:45:35,399 --> 00:45:37,901
‫قتلی که قربانیش زنی بی‌گناه بوده
‫که با یک تبر

465
00:45:37,985 --> 00:45:40,446
‫در چنین محله‌ی خوبی
‫و خونه‌ی خودش کُشته شده

466
00:45:40,529 --> 00:45:43,240
‫بنابراین درک می‌کنید که
‫چرا تمام اهالی این محله در شوک فرو رفته‌ان

467
00:45:43,323 --> 00:45:49,788
‫او مادری مهربان، همسری وفادار،
‫و فردی به‌شدت باایمان بود

468
00:45:51,081 --> 00:45:53,250
‫چطور ممکنه همچین بلایی

469
00:45:53,333 --> 00:45:56,628
‫سر آدمی بیاد که
‫خانواده‌اش انقدر بهش نیاز دارن؟

470
00:45:58,172 --> 00:46:00,924
‫مادری که بچه‌هاش انقدر بهش نیاز دارن

471
00:46:01,508 --> 00:46:04,138
‫فرزندی که پدر و مادرش انقدر دوستش داشتن

472
00:46:04,720 --> 00:46:06,400
‫شاید کسانی باشند که
‫رو به خدا کنن

473
00:46:07,306 --> 00:46:10,768
‫و بگن که او حتماً
‫حکمتی در این اتفاق دیده

474
00:46:12,269 --> 00:46:14,771
‫اما من نمی‌تونم این رو بپذیرم

475
00:46:14,855 --> 00:46:18,442
‫این که خداوند اراده کنه
‫همچین بلایی سر یه آدم بیاد

476
00:46:19,860 --> 00:46:22,446
‫این اراده‌ی خداوند نبوده

477
00:46:22,895 --> 00:46:28,035
‫این اعمال و رفتار انسان‌هاست که
‫خواست و اراده‌ی خداوند رو خنثی کرده

478
00:46:28,827 --> 00:46:30,746
انسان که چه عرض کنم

479
00:46:31,705 --> 00:46:33,207
‫باید بگم هیولا

480
00:46:33,916 --> 00:46:36,251
‫زمانی که چنین اتفاقی رخ میده،

481
00:46:36,335 --> 00:46:41,048
‫خواست و اراده‌ی خداوند
‫به مشیت نهایی‌اش تغییر پیدا می‌کنه

482
00:46:42,341 --> 00:46:44,259
‫این یک عمل غیرطبیعی بوده

483
00:46:45,344 --> 00:46:46,762
‫شیطانی بوده

484
00:46:50,599 --> 00:46:54,478
‫ببخشید ولی حس می‌کنم
‫قبلاً این حرفا رو کامل زدیم

485
00:46:54,685 --> 00:46:58,648
‫خب، با من زدی،
‫ولی می‌خوام این بچه‌ها هم بشنون

486
00:46:59,399 --> 00:47:03,278
‫ولی سعی‌مون اینه که
‫خیلی ریز و دقیق بررسیش کنیم

487
00:47:04,029 --> 00:47:06,254
‫لطف می‌کنید

488
00:47:06,385 --> 00:47:08,512
‫زندگی مشترک‌تون چه وضعی داشت؟

489
00:47:08,784 --> 00:47:11,370
‫- خوب بود
‫- آره؟ اون احساس خوش‌بختی می‌کرد؟

490
00:47:14,373 --> 00:47:17,417
‫یه وقتایی پیش میومد احساسش نکنه

491
00:47:19,795 --> 00:47:21,214
‫خب، می‌دونید که ما

492
00:47:23,173 --> 00:47:28,387
‫مشکلات خاص خودمون رو داشتیم،
‫خصوصاً درمورد سفرهای من

493
00:47:30,055 --> 00:47:33,433
‫اون دچار افسردگی پس از زایمان
‫شده بود که اذیت‌کننده بود،

494
00:47:33,517 --> 00:47:36,228
‫ولی اوضاع‌مون این اواخر داشت بهتر می‌شد

495
00:47:36,311 --> 00:47:40,899
‫توی یه برنامه‌ی کلیسایی به اسم
‫خلوتگاه زوجین شرکت کرده بودیم

496
00:47:40,983 --> 00:47:44,069
‫و وضعیت زندگی‌مون داشت بهتر می‌شد

497
00:47:44,152 --> 00:47:47,823
‫پس هیچکسی به ذهنت نمیاد که
‫می‌خواسته به همسرت آسیب بزنه؟

498
00:47:47,906 --> 00:47:51,034
‫نه. خب، اون هیچ.. دشمنی نداشت،

499
00:47:51,118 --> 00:47:52,244
‫یا...

500
00:47:53,453 --> 00:47:57,624
‫خب، اون بین شاگرداش خیلی محبوب نبود

501
00:47:57,708 --> 00:48:02,212
‫یه‌بار اومدن خونه‌مون خراب‌کاری کردن،
‫ولی تصور نمی‌کنم

502
00:48:03,338 --> 00:48:04,756
‫کار اونا باشه

503
00:48:06,550 --> 00:48:08,260
‫اگر ممکنه کمی به عقب برگردیم

504
00:48:08,343 --> 00:48:13,265
‫شما گفتید که جمعه شب
‫و بعد دوباره روز شنبه،

505
00:48:13,348 --> 00:48:16,018
‫چندباری با کندی مونتگومری
‫صحبت کرده بودید؟

506
00:48:16,727 --> 00:48:18,061
‫درسته

507
00:48:18,145 --> 00:48:20,564
‫- بهتون گفت که به خونه‌تون رفته بود؟
‫- بله

508
00:48:20,647 --> 00:48:22,941
‫دیگه چی بهتون گفته؟

509
00:48:25,402 --> 00:48:27,321
‫این‌که بتی بنظر حالش خوب بوده

510
00:48:28,488 --> 00:48:33,702
‫خب، من بابت همچین سؤالی ازتون
‫عذر می‌خوام، ولی یادتون میاد که

511
00:48:33,785 --> 00:48:36,496
‫زمانی بتی با یک مرد دیگه
‫بهتون خیانت کرده باشه؟

512
00:48:42,794 --> 00:48:45,213
‫بله، سال ۱۹۷۱

513
00:48:46,381 --> 00:48:48,644
‫اون‌موقع شهر لاس کروسس زندگی می‌کردیم

514
00:48:48,800 --> 00:48:51,762
‫دورانی بود که من زیاد سفر می‌رفتم

515
00:48:51,845 --> 00:48:55,515
‫و اون یه شب با یکی از دانشجوهای
‫دانشگاه ایالتی نیومکزیکو...

516
00:48:55,599 --> 00:48:57,309
‫خوابید

517
00:48:58,363 --> 00:49:01,756
‫بعید می‌دونم بعد از اون

518
00:49:03,190 --> 00:49:05,692
‫دوباره با مرد دیگه‌ای بهم خیانت کرده باشه

519
00:49:06,735 --> 00:49:08,987
‫از این موضوع مطمئنید؟

520
00:49:09,071 --> 00:49:10,739
‫بله

521
00:49:10,881 --> 00:49:12,693
‫شما خودتون هم با زن دیگه‌ای
‫رابطه برقرار کردید؟

522
00:49:12,718 --> 00:49:14,428
‫خیر

523
00:49:16,912 --> 00:49:21,541
‫نکته‌ی دیگه‌ای که ممکنه به روند تحقیقات
‫کمک بکنه ندارید بهمون بگید؟

524
00:49:22,042 --> 00:49:24,336
‫فعلاً که چیزی به ذهنم نمیاد. نه

525
00:49:49,444 --> 00:49:50,654
‫بله؟

526
00:49:52,155 --> 00:49:55,619
‫رئیس‌پلیس اَبوت؟ آلن گور هستم

527
00:49:56,785 --> 00:49:58,954
‫ببخشید دیر وقت مزاحم شدم

528
00:50:00,539 --> 00:50:02,165
‫زنگ زدم که...

529
00:50:03,917 --> 00:50:10,173
‫بهتون بگم درمورد یه موضوعی
‫باهاتون صادق نبودم

530
00:50:10,882 --> 00:50:12,634
‫خب، بگو چیه، آلن؟

531
00:50:16,263 --> 00:50:18,348
‫من با یه زنی رابطه داشتم

532
00:50:19,167 --> 00:50:20,206
‫عه...

533
00:50:22,477 --> 00:50:24,396
‫با کندی مونتگومری

534
00:50:28,420 --> 00:50:32,420
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

535
00:50:34,444 --> 00:50:48,444
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

