﻿1
00:00:01,120 --> 00:00:08,120
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:55,260 --> 00:00:57,460
‫کسی نیست؟

3
00:00:59,600 --> 00:01:01,470
‫فقط منم، کنی

4
00:01:01,470 --> 00:01:04,690
‫سرگرد؟ سرهنگ هاردینگ داره دنبالت می‌گرده

5
00:01:05,230 --> 00:01:06,430
‫باشه

6
00:01:11,780 --> 00:01:13,980
‫حالت خوبه، سرگرد؟

7
00:01:14,820 --> 00:01:17,020
‫دل همه‌مون برای سرگرد کلون تنگ میشه، قربان

8
00:01:18,070 --> 00:01:19,830
‫آب‌و‌هوا در چه حاله؟

9
00:01:19,830 --> 00:01:21,660
‫قراره هوا صاف بشه

10
00:01:21,660 --> 00:01:23,860
‫خوبه

11
00:01:26,250 --> 00:01:27,880
‫می‌خوای برسونمت، سرگرد؟

12
00:01:27,880 --> 00:01:30,340
‫نه. خودم میرم

13
00:01:31,550 --> 00:01:32,460
‫مطمئنی، قربان؟

14
00:01:32,460 --> 00:01:36,260
‫نگران نباش، کنی
‫حتی حسش هم نمی‌کنم

15
00:01:37,760 --> 00:01:39,960
‫صبح می‌بینمت

16
00:01:47,810 --> 00:01:50,440
‫<i>برمن برای من سخت‌ترین عملیات جنگ بود</i>

17
00:01:51,110 --> 00:01:53,610
‫<i>سنگین‌ترین آتش ضدهوایی بود
‫که تجربه کردم</i>

18
00:01:54,280 --> 00:01:58,070
‫<i>یک ترکش به اندازه‌ی توپ فوتبال
‫مستقیم وارد نوک دژ ما شد</i>

19
00:01:58,070 --> 00:02:00,270
‫<i>و نزدیک بود سر من و داگلس رو قطع کنه</i>

20
00:02:00,620 --> 00:02:04,160
‫<i>بال چپ‌مون آتیش گرفت
‫و تمام برق هواپیما رو از دست دادیم</i>

21
00:02:04,160 --> 00:02:07,040
‫<i>ولی "او بلیکلی" یجوری ما رو رسوند انگلستان</i>

22
00:02:09,420 --> 00:02:13,420
‫<i>به‌علاوه دیدم هواپیمای سرگرد کلون
‫مستقیماً مورد اصابت قرار گرفت و ساقط شد</i>

23
00:02:14,840 --> 00:02:17,800
‫<i>از وقتی به گردان صدم ملحق شدم
‫باک کلون رهبر ما بود</i>

24
00:02:18,630 --> 00:02:20,830
‫<i>فکر می‌کردیم شکست ناپذیره</i>

25
00:02:21,050 --> 00:02:24,310
‫<i>اگر "گیل کلون" زنده نمونده
‫کی می‌تونه زنده بمونه؟</i>

26
00:02:40,610 --> 00:02:41,870
‫می‌تونیم کمکتون کنیم؟

27
00:02:41,870 --> 00:02:45,160
‫آره. اول از همه می‌تونین
‫از روی تخت‌هامون بلند بشید

28
00:02:45,160 --> 00:02:47,360
‫کمدم کجاست، ها؟

29
00:02:48,410 --> 00:02:51,080
‫- ببخشید، قربان، بهم گفته بودن هواپیماتون...
‫- خب، سقوط نکرد

30
00:02:53,130 --> 00:02:54,840
‫وسایلتون رو جمع کنید و بیاید بیرون، آقایون

31
00:02:54,840 --> 00:02:57,040
‫یک خوابگاه جدید براتون پیدا می‌کنم

32
00:02:58,090 --> 00:03:02,140
‫میگما، کمدم رو که نفرستادین بره، مگه نه؟

33
00:03:02,140 --> 00:03:04,340
‫نه، قربان. هنوزم توی خوابگاه خدمتکارهاست

34
00:03:04,720 --> 00:03:06,720
‫یه نوشیدنی لازم دارم

35
00:03:06,720 --> 00:03:07,770
‫فکر خوبیه

36
00:03:07,770 --> 00:03:09,970
‫بیا بریم

37
00:03:10,350 --> 00:03:12,230
‫میگما، دوگی...

38
00:03:12,230 --> 00:03:14,430
‫توی اون کمد چی داری
‫که اینقدر نگرانشی؟

39
00:03:15,070 --> 00:03:17,280
‫اونقدر کاندوم دارم
‫که حسابشون از دستم در رفته

40
00:03:17,280 --> 00:03:19,480
‫و قطعاً دلم نمی‌خواد
‫مامانم بشینه بشمارشون، مگه نه؟

41
00:03:20,200 --> 00:03:22,400
‫نگران نباش، خودم با مامانت حرف می‌زنم

42
00:03:23,570 --> 00:03:25,770
‫یا خدا، خدمه‌ی "بلیکلی" هستن

43
00:03:26,490 --> 00:03:28,690
‫خدایا، فکر می‌کردیم
‫ریق رحمت رو سر کشیدین

44
00:03:28,910 --> 00:03:31,110
‫گفتن 4 چتر از هواپیماتون پریده بیرون

45
00:03:33,460 --> 00:03:35,660
‫گمونم هرکی بوده شمردن بلد نبوده
‫کسی نپرید بیرون

46
00:03:37,340 --> 00:03:39,540
‫"ویا" و "یویچ" توی بیمارستانن

47
00:03:40,880 --> 00:03:43,080
‫ساندرز رو از دست دادیم

48
00:03:45,970 --> 00:03:46,970
‫کجا فرود اومدین؟

49
00:03:46,970 --> 00:03:48,600
‫یه فرودگاه نیروی هوایی سلطنتی بیرون لادهم

50
00:03:48,600 --> 00:03:51,350
‫- بدون چرخ فرود سختی داشتیم
‫- آره والا

51
00:03:51,350 --> 00:03:53,730
‫دو موتورمون رو زده بودن
‫کل بدنه سوراخ سوراخ شده بود

52
00:03:53,730 --> 00:03:54,770
‫یه مکانیک همه‌شون رو شمرد

53
00:03:54,770 --> 00:03:56,820
‫- چند تا بودن؟ هزار و دویست؟
‫- هزار و دویست

54
00:03:56,820 --> 00:04:00,110
‫بالچه‌ی پایدارکننده تکه‌تکه شده بود
‫نمی‌تونستیم چرخ‌ها رو باز کنیم

55
00:04:00,110 --> 00:04:03,240
‫نگران نباشین، ترمزهامون هنوز کار می‌کرد
‫البته تا اینکه روی باند فرود اومدیم

56
00:04:04,490 --> 00:04:08,410
‫لامصب معجزه بود، که این مرد
‫اورت بلیکلی، تونست فرودش بیاره

57
00:04:08,410 --> 00:04:11,660
‫نه، معجزه جهت‌یابی کراز بود
‫یک درجه چپ و راست بود، دهنمون سرویس بود

58
00:04:11,660 --> 00:04:13,460
‫- شانس خالی بود
‫- بیشتر از اون تکرارش می‌کنی

59
00:04:13,460 --> 00:04:14,420
‫که بخواد شانس باشه

60
00:04:14,420 --> 00:04:17,500
‫بعد تونست ما رو مستقیم ببره توی تنها درختی
‫که تا کیلومترها وجود داشت، پس...

61
00:04:17,500 --> 00:04:20,630
‫زد به هدف. طرف توی خونشه
‫یک درخت بیشتر توی کل انگلیای شرقی نیست

62
00:04:20,630 --> 00:04:22,630
‫- ما رو کوبید توی همون
‫- بزرگ‌ترین فرودگاهی بود که دیده بودیم...

63
00:04:22,630 --> 00:04:23,630
‫- هری کرازبی...
‫- ولی مستقیم رفتیم توی درخت

64
00:04:23,630 --> 00:04:26,510
‫بهترین ناوبر کل نیروی هوایی هشتم
‫اونجا وایساده، خانم‌ها

65
00:04:26,510 --> 00:04:28,600
‫خیلی‌خب، کی مشروب می‌خوره؟
‫به حساب من، و حساب کرنک

66
00:04:28,600 --> 00:04:30,560
‫- به حساب من؟
‫- آره، قراره حساب کنه. بیاین

67
00:04:30,560 --> 00:04:32,520
‫- هرچی تو بگی
‫- حرف نداشت

68
00:04:32,520 --> 00:04:33,690
‫خیلی‌خب، پسر

69
00:04:33,690 --> 00:04:38,110
‫- بابلز... چطوری، رفیق؟
‫- واقعاً خودتی، کراز؟

70
00:04:38,110 --> 00:04:40,310
‫لامصب، آخه چرا زنگ نزدی؟

71
00:04:40,730 --> 00:04:42,820
‫پایگاه نیروی هوایی سلطنتی تلفن نداشت

72
00:04:42,820 --> 00:04:44,490
‫- همین که کامیون داشتن شانس آوردیم
‫- باورم نمیشه

73
00:04:44,490 --> 00:04:46,240
‫می‌دونی، برای "جین" نامه نوشتم

74
00:04:46,240 --> 00:04:47,820
‫چی... چیکار... شرمنده، چیکار کردی؟

75
00:04:47,820 --> 00:04:49,830
‫برای زنت نامه نوشتم
‫همه‌مون فکر می‌کردیم تو...

76
00:04:49,830 --> 00:04:51,790
‫- ولی نفرستادیش که، فرستادی؟
‫- نه، نه

77
00:04:51,790 --> 00:04:53,540
‫خداروشکر

78
00:04:53,540 --> 00:04:56,040
‫حرف خوبی به ذهنم نمی‌رسید
‫در موردت بزنم، برای همین...

79
00:04:59,380 --> 00:05:01,880
‫راستشو بخوای، چند باری
‫خودمم فکر کردم دخلم اومده

80
00:05:01,880 --> 00:05:04,930
‫آره، خب، زنده برگشتی

81
00:05:05,880 --> 00:05:09,890
‫به موقع هم اومدی
‫دارن توی بخش عملیات تغییراتی ایجاد می‌کنن

82
00:05:09,890 --> 00:05:12,090
‫می‌خوان ناوبر گردان رو تغییر بدن؟

83
00:05:12,520 --> 00:05:14,690
‫قراره منم از اونجا دربیارن
‫ کارتر هم همینطور

84
00:05:14,690 --> 00:05:17,940
‫به محض اینکه چند تا جایگزین پیدا کردن
‫ما رو جایگزین می‌کنن

85
00:05:17,940 --> 00:05:20,150
‫نه نمی‌کنن

86
00:05:20,150 --> 00:05:21,940
‫- بفرما، کراز
‫- ممنون، نایف‌هد

87
00:05:21,940 --> 00:05:24,030
‫- خیلی‌خب، بادز
‫- توام می‌خوری؟

88
00:05:24,030 --> 00:05:27,160
‫- هی، هی. به سلامتی گردان صدم!
‫- گردان صدم!

89
00:05:27,160 --> 00:05:29,240
‫به سلامتیش

90
00:05:29,240 --> 00:05:31,580
‫- این یکی رو تابه‌حال نشنیده بودم. هیچوقت
‫- واقعاً؟

91
00:05:31,580 --> 00:05:33,870
‫کراز، هاردینگ می‌خواد ببینتت

92
00:05:33,870 --> 00:05:36,120
‫هی، "ایگن"ـه
‫چرا اینقدر زود برگشته؟

93
00:05:38,750 --> 00:05:40,950
‫گمونم تصمیمشون رو گرفتن

94
00:05:41,630 --> 00:05:43,830
‫- میشه پرش کنی، مایک؟
‫- باشه چشم

95
00:05:49,930 --> 00:05:52,130
‫نیازی نیست برید تو فکر، آقایون

96
00:05:53,180 --> 00:05:55,480
‫همه‌تون می‌تونین حساب کتاب کنین
‫که چرا زودتر برگشتم

97
00:05:55,480 --> 00:05:57,680
‫یا خدا. یه ماموریت دیگه

98
00:05:58,270 --> 00:06:00,470
‫حالا دیگه قراره هر روز پرواز کنیم؟

99
00:06:20,290 --> 00:06:25,340
‫بریدی، 230830
‫دژ 30725 رو بده به کروکشنک

100
00:06:25,340 --> 00:06:28,720
‫- سرگرد؟
‫- کلیف! 230758 آماده‌ست؟

101
00:06:28,720 --> 00:06:32,260
‫یک نکته‌ی مهم، راستش
‫نتونستم متوجه بشم این...

102
00:06:32,260 --> 00:06:34,970
‫ببخشید، قربان. ولی بخش مهندسی
‫نمی‌تونه اون دو هواپیمایی

103
00:06:34,970 --> 00:06:36,890
‫که خواسته بودین رو آماده‌ی پرواز کنه

104
00:06:36,890 --> 00:06:38,140
‫میشه تصویر هدف رو بدین؟

105
00:06:38,140 --> 00:06:40,400
‫خب، میزان بمب‌ها رو رسوندی
‫به دست بخش مهمات؟

106
00:06:40,400 --> 00:06:42,310
‫همه‌چیز آماده‌ست
‫هرچی لازم داشته باشن دارن

107
00:06:42,310 --> 00:06:43,820
‫- هی، کراز
‫- یکی گیر آوردم

108
00:06:43,820 --> 00:06:45,190
‫خب، با افسر وظیفه شروع می‌کنیم

109
00:06:45,190 --> 00:06:49,110
‫هومر. کرازبی رو ترفیع دادن
‫به مقام ناوبر گردان

110
00:06:49,110 --> 00:06:51,240
‫- به جنگل خوش اومدی، سروان
‫- ممنون

111
00:06:51,240 --> 00:06:53,490
‫اسپنس دستورات ناوبری رو بهت میده

112
00:06:54,330 --> 00:06:57,040
‫سروان، اینو ببر به "اس-2"

113
00:06:57,040 --> 00:06:58,330
‫به منشی بگو چی لازم داری

114
00:06:58,330 --> 00:06:59,620
‫خدا لعنتش کنه

115
00:06:59,620 --> 00:07:00,670
‫شرمنده

116
00:07:00,670 --> 00:07:02,870
‫برو یه پارچه بیار

117
00:07:03,090 --> 00:07:05,290
‫ای خدا. اشکال نداره

118
00:07:06,000 --> 00:07:07,510
‫بیا دیگه، کراز

119
00:07:07,510 --> 00:07:09,710
‫- چیزی نشد
‫- ممنون

120
00:07:11,220 --> 00:07:12,970
‫خب، اینجا دفترته

121
00:07:12,970 --> 00:07:15,310
‫یه جیپ مخصوص خودت بهت میدن
‫از مزایای شغلته

122
00:07:15,310 --> 00:07:18,060
‫هرچیز دیگه‌ای لازم داری، به تریپ بگو
‫باشه؟

123
00:07:18,600 --> 00:07:19,600
‫موفق باشی، کراز

124
00:07:19,600 --> 00:07:21,800
‫سرگرد؟

125
00:07:23,650 --> 00:07:25,850
‫مطمئنی من آدم درستی برای این کارم؟

126
00:07:26,940 --> 00:07:29,140
‫نه

127
00:07:34,280 --> 00:07:37,160
‫خب، پرواز 2-6-40
‫اینطوری می‌رسه به شعاع عملیاتی

128
00:07:38,410 --> 00:07:40,610
‫گروهبان، بیا لازمت دارم

129
00:09:45,669 --> 00:09:48,130
‫« بر اساس کتابی از "دونالد ال میلر »

130
00:10:07,441 --> 00:10:12,404
‫« بخش پنجم »

132
00:10:15,740 --> 00:10:18,200
‫هدف اصلی‌تون "مونستر"ـه

133
00:10:19,740 --> 00:10:24,540
‫محل هدف‌گیری و محل اصلی برخورد بمب‌هاتون
‫ایستگاه پخش ریلی اونجاست

134
00:10:26,960 --> 00:10:29,790
‫هدف شرق مرکز شهره

135
00:10:29,790 --> 00:10:31,990
‫مرکز شهر؟

136
00:10:34,800 --> 00:10:36,010
‫ساکت باشین. گوش بدین

137
00:10:36,010 --> 00:10:39,970
‫پس، هدف‌گیری دقیق
‫در این عملیات به شدت مهمه

138
00:10:40,720 --> 00:10:42,680
‫اطلاعاتی که داریم نشون میده

139
00:10:42,680 --> 00:10:45,100
‫اکثر خونه‌های اطراف
‫متعلق به کارگران راه‌آهنه

140
00:10:45,100 --> 00:10:46,350
‫پس، اگر اونا رو بزنیم

141
00:10:46,350 --> 00:10:49,190
‫کسایی رو زدیم
‫که راه‌آهن آلمان رو سرپا نگه داشتن

142
00:10:50,350 --> 00:10:52,550
‫چراغ‌ها. سرهنگ؟

143
00:10:52,980 --> 00:10:54,530
‫ممنونم، رد

144
00:10:54,530 --> 00:10:58,280
‫گردان 95 همراهمون در ارتفاع کم
‫و گردان 390 در ارتفاع بالاتر پرواز می‌کنن

145
00:10:59,570 --> 00:11:03,450
‫خبر خوب اینه که پرواز کوتاهیه
‫مونستر خیلی نزدیکه

146
00:11:04,660 --> 00:11:09,040
‫خبر بد اینه که
‫فقط می‌تونیم 17 هواپیما جور کنیم

147
00:11:10,080 --> 00:11:12,080
‫که حتی تا همین چند روز پیش
‫چند تاشون مال ما نبودن

148
00:11:12,080 --> 00:11:14,280
‫فقط 17 هواپیما؟

149
00:11:15,670 --> 00:11:17,550
‫ماموریت اینه، بچه‌ها"

150
00:11:17,550 --> 00:11:20,590
‫مختل کردن حمل‌و‌نقل صنعتی
‫در منطقه‌ی "رور"

151
00:11:21,590 --> 00:11:22,470
‫فهمیدین؟

152
00:11:22,470 --> 00:11:24,260
‫بله، قربان

153
00:11:24,260 --> 00:11:27,430
‫خوبه. سرگرد ایگن از توی
‫دژ "بریدی" رهبری رو به عهده می‌گیره

154
00:11:29,560 --> 00:11:31,770
‫در عرض 2 روز 2 تا ماموریت رفتیم

155
00:11:32,520 --> 00:11:34,610
‫مگه نباید بعدش
‫از گردان‌های دیگه استفاده کنن؟

156
00:11:34,610 --> 00:11:36,860
‫اجازه بدن یک گردان استراحت کنه؟

157
00:11:36,860 --> 00:11:39,060
‫مگه دیگه کیو دارن؟

158
00:11:41,360 --> 00:11:44,490
‫اصلاً درست نیست. ناسلامتی یکشنبه‌ست

159
00:11:45,370 --> 00:11:47,660
‫آره، و فردا دوشنبه‌ست

160
00:11:47,660 --> 00:11:50,160
‫خودت دیدی اون کلیسای جامع
‫چقدر به محل اصابت بمب‌ها نزدیکه

161
00:11:50,660 --> 00:11:52,960
‫دقیقاً وقتی همه دارن
‫ از مراسم میان بیرون بمبارانش می‌کنیم

162
00:11:53,790 --> 00:11:54,790
‫خب؟

163
00:11:54,790 --> 00:11:56,990
‫آدم‌های زیادی توی اون مسجد جامع هستن

164
00:11:57,170 --> 00:11:59,130
‫یا توی خونه‌هاشون

165
00:11:59,130 --> 00:12:01,330
‫و فقط کارگران راه‌آهن هم نیستن

166
00:12:01,760 --> 00:12:02,800
‫همه‌شون توی این جنگ نقش دارن

167
00:12:02,800 --> 00:12:04,550
‫تابه‌حال هدفی نداشتیم
‫که اینقدر به شهر نزدیک...

168
00:12:04,550 --> 00:12:06,350
‫از دست تو، کرنک

169
00:12:06,350 --> 00:12:08,550
‫ناسلامتی جنگه دیگه

170
00:12:09,020 --> 00:12:10,560
‫اومدیم بمب بندازیم

171
00:12:10,560 --> 00:12:12,760
‫روی زن و بچه‌ها؟

172
00:12:12,980 --> 00:12:15,270
‫خب، تا نقطه ضعف‌هاشون رو نزنیم
‫این جنگ تمام نمیشه

173
00:12:15,900 --> 00:12:18,400
‫بهتره الان بزنیم
‫جای اینکه صبر کنیم تمام هم‌رزم‌هامون

174
00:12:18,400 --> 00:12:21,650
‫یا بمیرن یا مفقود بشن

175
00:12:21,650 --> 00:12:24,200
‫هیچکدوم از کسایی که امروز بمباران می‌کنیم
‫هواپیمای باک رو نزدن

176
00:12:30,830 --> 00:12:33,030
‫امروز پرواز می‌کنی یا نه؟

177
00:12:33,330 --> 00:12:35,530
‫آره

178
00:12:35,880 --> 00:12:38,080
‫"بله، قربان"

179
00:12:38,670 --> 00:12:40,870
‫بله، قربان

180
00:12:48,510 --> 00:12:49,810
‫قیافه‌ت افتضاحه

181
00:12:49,810 --> 00:12:52,060
‫حس و حالمم افتضاحه. بده من

182
00:12:52,060 --> 00:12:53,440
‫خب چرا نمیری بخوابی؟

183
00:12:53,440 --> 00:12:56,940
‫خب، می‌خواستم مطمئن بشم تمام ناوبرها
‫هرچی نیاز دارن داشته باشن

184
00:12:58,900 --> 00:13:02,820
‫خب، تسلیم بی‌قید و شرط آلمانی‌ها رو
‫ترجیح میدم، ولی اینم بد نیست

185
00:13:05,490 --> 00:13:07,690
‫بابت ترفیعت تبریک میگم

186
00:13:08,200 --> 00:13:10,400
‫یه موقع فکر نکنی بابتش دلخورما

187
00:13:12,540 --> 00:13:14,830
‫هنوزم فکر می‌کنم تو بهترین ناوبری

188
00:13:14,830 --> 00:13:17,030
‫ظاهراً فقط تو اینطور فکر می‌کنی

189
00:13:17,580 --> 00:13:19,880
‫خب، برام توی
‫ "دختره می‌خواد" آرزوی موفقیت کن

190
00:13:19,880 --> 00:13:22,080
‫دختره می‌خواد؟

191
00:13:22,300 --> 00:13:24,500
‫آره چجورم می‌خواد

192
00:14:06,970 --> 00:14:09,300
‫هی، هی! کامیون رو نگه دار!

193
00:14:09,300 --> 00:14:11,510
‫- حالت خوبه، باکی؟
‫- آره، شماها برید

194
00:14:12,390 --> 00:14:14,590
‫من با جیپ میام

195
00:14:15,230 --> 00:14:17,430
‫جک!

196
00:14:18,270 --> 00:14:20,470
‫- باید ژاکت‌هامون رو عوض کنیم
‫- چی؟

197
00:14:21,860 --> 00:14:23,900
‫بجنب. ژاکتت رو بده

198
00:14:23,900 --> 00:14:26,100
‫جدی میگی؟

199
00:14:35,700 --> 00:14:37,710
‫نگفتن کی بهمون پسش میدن؟

200
00:14:37,710 --> 00:14:39,910
‫هنوز نه

201
00:14:40,540 --> 00:14:42,960
‫اسم هواپیمایی که قراره
‫ما رو بذارن توش چیه؟

202
00:14:44,170 --> 00:14:46,380
‫رویال فلاش

203
00:14:46,380 --> 00:14:48,580
‫رویال فلاش

204
00:14:57,940 --> 00:15:01,020
‫"آو-آر-گو"؟ یعنی چی؟
‫(بزن بریم با لهجه‌ی بریتانیایی غلیظ)

205
00:15:01,940 --> 00:15:04,110
‫دیروز از فراملینگهام آوردنش

206
00:15:04,110 --> 00:15:06,400
‫ولی پرواز می‌کنه
‫حداقل تا هدف

207
00:15:06,400 --> 00:15:08,600
‫چقدر خیالم راحت‌ شد

208
00:15:16,750 --> 00:15:18,950
‫ممنون، لوید

209
00:15:33,767 --> 00:15:38,272
‫« هی آدولف، کون لقت »
‫« از طرف دوستت، باک کلون »

210
00:15:41,358 --> 00:15:44,486
‫« رویال فلاش »

211
00:15:58,834 --> 00:16:03,046
‫« دختره می‌خواد »

212
00:16:04,460 --> 00:16:06,660
‫ژاکت چرم گوسفندت رو عوض کردی، سرگرد؟

213
00:16:11,220 --> 00:16:13,420
‫باک همیشه از اون ژاکت متنفر بود

214
00:19:00,180 --> 00:19:03,180
‫<i>سخت‌ترین بخش هر ماموریتی
‫چشم به راه موندنش بود</i>

215
00:19:04,350 --> 00:19:06,480
‫<i>منتظر موندنش</i>

216
00:19:06,480 --> 00:19:08,390
‫<i>هرچقدر هم خوب مسیر رو تنظیم می‌کردم</i>

217
00:19:08,390 --> 00:19:10,940
‫<i>یا هرچقدر به بقیه‌ی ناوبرها توضیح می‌دادم</i>

218
00:19:12,060 --> 00:19:15,650
‫<i>بعد از  بلند شدنشون
‫کاری از دست من برنمیومد</i>

219
00:19:42,430 --> 00:19:44,470
‫هواپیمای "فلنگن" داره از آرایش خارج میشه

220
00:19:44,470 --> 00:19:46,680
‫خدا لعنتش کنه، یکی دیگه هم خراب شد

221
00:19:46,680 --> 00:19:49,940
‫خلبان ارشد به مسلسل‌چی دم
‫می‌بینی مشکل هواپیمای فلنگن چیه؟

222
00:19:49,940 --> 00:19:53,360
‫آره، می‌بینم
‫ظاهراً موتور شماره 4 مشکل پیدا کرده

223
00:19:53,360 --> 00:19:55,070
‫استیون داره میاد جاش رو بگیره

224
00:19:55,070 --> 00:19:58,360
‫خلبان ارشد به ناوبر
‫اینو به عنوان یک مشکل فنی دیگه ثبت کن

225
00:19:58,360 --> 00:20:01,780
‫خب، با این 3 تا از دست دادیم یا 4 تا؟
‫حسابش از دستم در رفته

226
00:20:01,780 --> 00:20:04,410
‫چهار تا از ماموریت خارج شدن، سرگرد
‫که یعنی 13 هواپیما برامون مونده

227
00:20:04,410 --> 00:20:06,610
‫گندش بزنن

228
00:20:07,120 --> 00:20:09,250
‫امکان نداره بتونیم قبل از رسیدن به ساحل

229
00:20:09,250 --> 00:20:11,750
‫فاصله‌ی بین خودمون
‫و گردان 95 رو کامل ببندیم

230
00:20:11,750 --> 00:20:14,080
‫آره، داریم با تمام سرعت پیش میریم

231
00:20:14,080 --> 00:20:16,670
‫خلبان ارشد به مسلسل‌چی دم
‫گردان 390 چقدر فاصله دارن؟

232
00:20:16,670 --> 00:20:18,960
‫باید 8 کیلومتری باشه، قربان

233
00:20:19,550 --> 00:20:22,930
‫فضا برای اینکه آلمانی‌ها بتونن
‫روی سرمون خراب بشن زیاده

234
00:20:22,930 --> 00:20:25,140
‫آره

235
00:20:25,140 --> 00:20:27,140
‫هی، جانی، شاید وقتشه

236
00:20:27,140 --> 00:20:30,180
‫بری توی دماغه
‫و بشینی پشت مسلسل سوم، باشه؟

237
00:20:30,180 --> 00:20:32,380
‫دارم میرم، سرگرد

238
00:20:33,980 --> 00:20:36,150
‫ای خدا، داشتم فکر می‌کردم
‫ هیچوقت نمیره پی کارش

239
00:20:36,150 --> 00:20:37,730
‫خب کمک خلبانمه

240
00:20:37,730 --> 00:20:39,940
‫می‌خواست حواسش باشه
‫تو هواپیمام رو نمی‌ترکونی

241
00:20:41,200 --> 00:20:44,320
‫خب، امروز نمی‌ترکونم

242
00:20:44,910 --> 00:20:47,030
‫<i>مسلسل‌چی فوقانی به بمب‌انداز</i>

243
00:20:47,030 --> 00:20:48,290
‫بمب‌انداز به گوشم

244
00:20:48,290 --> 00:20:50,160
‫بمب‌ها رو آماده کنم؟

245
00:20:50,160 --> 00:20:52,360
‫دریافت شد

246
00:20:54,710 --> 00:20:57,170
‫اکسیژن چطوره؟ مشکلی نداری؟

247
00:20:57,170 --> 00:20:59,370
‫<i>سطح اکسیژن خوبه</i>

248
00:20:59,800 --> 00:21:03,300
‫<i>نوار فشنگ‌هات رو آماده کن
‫دکمه‌ی ورود اولین گلوله رو بزن</i>

249
00:21:03,300 --> 00:21:07,050
‫<i>نوار فشنگ آماده‌ست
‫بقیه‌شون توی جعبه‌ست</i>

250
00:21:07,050 --> 00:21:08,350
‫<i>خیلی‌خب، مسلسل‌ها رو بررسی کن</i>

251
00:21:08,350 --> 00:21:10,270
‫ <i>مسلسل‌ها آماده‌ست -</i>
‫<i>همه‌چی حله؟ -</i>

252
00:21:10,270 --> 00:21:11,890
‫<i>آره، دریافت شد. مسلسل‌ها ردیفن</i>

253
00:21:11,890 --> 00:21:14,090
‫<i>مسلسل‌های کالیبر 50 آماده‌ن</i>

254
00:21:20,730 --> 00:21:23,950
‫یا خدا. امروز صبح چقدر قهوه خوردی؟

255
00:21:25,070 --> 00:21:27,270
‫بیش از حد

256
00:21:27,870 --> 00:21:29,490
‫بگیرین که اومد!

257
00:21:29,490 --> 00:21:31,290
‫خیلی‌خب، بچه‌ها، دارم میرم توی اتاقک

258
00:21:31,290 --> 00:21:33,490
‫باشه

259
00:21:46,050 --> 00:21:48,680
‫جنگنده‌ها سوخت تموم کردن
‫دارن برمی‌گردن خونه

260
00:21:49,260 --> 00:21:51,460
‫حداقل از کانال ردمون کردن

261
00:22:03,400 --> 00:22:06,320
‫اتاقک تحتانی به خدمه
‫آتش ضدهوایی مستقیم روبه‌رو

262
00:22:06,820 --> 00:22:09,020
‫دریافت شد

263
00:22:16,460 --> 00:22:18,660
‫اتاقک تحتانی به خدمه
‫آتش ضدهوایی، ساعت 1 پایین

264
00:22:19,920 --> 00:22:22,120
‫آتش ضدهوایی، ساعت 3
‫ساعت 6

265
00:22:26,590 --> 00:22:27,510
‫هی!

266
00:22:27,510 --> 00:22:30,760
‫- تابه‌حال بهت گفتم از ضدهوایی متنفرم؟
‫- امروز نگفته بودی

267
00:22:38,150 --> 00:22:40,480
‫آتش ضدهوایی خورد به "لارو"
‫دارن از آرایش خارج میشن

268
00:22:40,480 --> 00:22:42,680
‫- گندش بزنن
‫- چتر می‌بینم

269
00:22:46,990 --> 00:22:49,320
‫گندش بزنن! "استایمی" رو زدن

270
00:22:49,820 --> 00:22:51,990
‫شدیم 11 تا

271
00:22:51,990 --> 00:22:54,700
‫<i>ناوبر به خلبان ارشد
‫سه دقیقه تا هدف</i>

272
00:22:54,700 --> 00:22:57,120
‫خلبان به ناوبر، دریافت شد

273
00:23:05,630 --> 00:23:07,220
‫هری؟

274
00:23:07,220 --> 00:23:09,420
‫هری!

275
00:23:10,340 --> 00:23:12,540
‫هری، نه

276
00:23:13,060 --> 00:23:14,310
‫نه

277
00:23:14,310 --> 00:23:16,640
‫<i>زدنمون؟ -</i>
‫- هری!

278
00:23:16,640 --> 00:23:19,230
‫خلبان ارشد به خدمه
‫اون پشت اوضاع مرتبه؟ تمام

279
00:23:19,900 --> 00:23:22,650
‫کلنتون... صورت کوفتیش متلاشی شده

280
00:23:23,980 --> 00:23:25,730
‫یا خدا

281
00:23:25,730 --> 00:23:28,070
‫خدا لعنتش کنه
‫هری، نفس بکش، هری

282
00:23:28,650 --> 00:23:30,850
‫نفس بکش. لعنتی، نفس بکش!

283
00:23:32,120 --> 00:23:34,370
‫هری، نبینم بمیریا!

284
00:23:34,370 --> 00:23:36,570
‫نفس بکش

285
00:23:44,500 --> 00:23:46,700
‫تو رو خدا، هری

286
00:23:48,550 --> 00:23:50,340
‫موتور شماره 1 از کار افتاد

287
00:23:50,340 --> 00:23:52,590
‫لعنتی! مسیر سوختش رو قطع کن
‫و تیغه‌هاش رو صاف کن

288
00:23:54,810 --> 00:23:57,010
‫کلنتون مرده

289
00:24:00,480 --> 00:24:03,730
‫ناوبر به خلبان، روی هدفیم
‫به 057 بچرخید

290
00:24:03,730 --> 00:24:06,230
‫دریافت شد. به سمت 057 می‌چرخیم. تمام

291
00:24:11,660 --> 00:24:14,370
‫آتش ضدهوایی داره کم میشه، بچه‌ها
‫حواستون رو خوب جمع کنید

292
00:24:14,370 --> 00:24:16,570
‫احتمالاً اطرافمون پر از جنگنده‌ست

293
00:24:40,770 --> 00:24:42,020
‫یا خدا

294
00:24:42,020 --> 00:24:46,020
‫جنگنده‌ها، ساعت 12
‫حرومی‌ها چند صدتایی هستن

295
00:24:46,860 --> 00:24:49,060
‫شلیک کنید، دخلشون رو بیارین!

296
00:24:49,400 --> 00:24:51,600
‫بیاین تعدادشون رو کم کنیم

297
00:25:15,720 --> 00:25:17,920
‫تیر خوردم!

298
00:25:19,640 --> 00:25:22,180
‫تیر خوردم! پام تیر خورده!

299
00:25:22,180 --> 00:25:24,650
‫- دارم میام!
‫- پام!

300
00:25:24,650 --> 00:25:27,650
‫خلبان به بمب‌انداز، داریم به هدف
‫ نزدیک میشیم. آماده‌ای؟

301
00:25:27,650 --> 00:25:29,480
‫بمب‌انداز به خلبان. دریافت شد

302
00:25:29,480 --> 00:25:31,440
‫خلبان به بمب‌انداز. هواپیما در اختیار توئه

303
00:25:31,440 --> 00:25:33,640
‫دریافت شد. دریچه‌ی پرتاب بمب رو باز می‌کنم

304
00:25:37,660 --> 00:25:39,860
‫دشمن، ساعت 9 بالای سرمون!

305
00:25:42,580 --> 00:25:45,250
‫مسلسل‌چی دم. یکی دیگه رو از دست دادیم
‫آخرین هواپیمای دسته‌ی پایین بود

306
00:25:45,250 --> 00:25:46,960
‫گندش بزنن!

307
00:25:46,960 --> 00:25:49,210
‫موتور 3 آتیش گرفته!

308
00:25:49,210 --> 00:25:51,410
‫مسیر سوختش رو قطع
‫و تیغه‌هاش رو صاف می‌کنم

309
00:25:56,680 --> 00:25:58,850
‫اوضاعمون خوبه!

310
00:25:58,850 --> 00:26:00,350
‫داریم با سرعت ثابت پیش میریم

311
00:26:00,350 --> 00:26:01,600
‫آره، به‌زحمت

312
00:26:01,600 --> 00:26:03,800
‫می‌تونیم به هدف برسیم

313
00:26:04,180 --> 00:26:06,560
‫حدوداً یک دقیقه تا پرتاب بمب!

314
00:26:13,490 --> 00:26:15,690
‫موشک، ساعت 2!

315
00:26:17,740 --> 00:26:20,080
‫اوه، گندش بزنن!

316
00:26:20,080 --> 00:26:21,490
‫خلبان ارشد به مسلسل‌چی دماغه

317
00:26:21,490 --> 00:26:24,040
‫اون پایین چه خبره؟
‫قراره بمب بندازیم

318
00:26:24,040 --> 00:26:26,460
‫همبون! همبون!

319
00:26:27,080 --> 00:26:29,250
‫<i>دارن دوباره میان سراغمون</i>

320
00:26:29,250 --> 00:26:31,450
‫دمار از روزگار اون حرومی‌ها دربیارین!

321
00:26:32,250 --> 00:26:35,380
‫خدایا، موتور شماره 4 هم از کار افتاد!
‫فقط یک موتور برامون مونده

322
00:26:37,630 --> 00:26:39,830
‫همبون بدجوری زخمی شده

323
00:26:42,470 --> 00:26:45,180
‫موتور 2 داره از کار میفته
‫همین الانشم داره لنگ می‌زنه

324
00:26:45,180 --> 00:26:46,980
‫ثابت نگه داشتن هواپیما سخت میشه

325
00:26:46,980 --> 00:26:49,440
‫- باید از آرایش خارج بشیم
‫- لعنتی

326
00:26:49,440 --> 00:26:51,150
‫لعنتی!

327
00:26:51,150 --> 00:26:53,360
‫بمب‌های لعنتی رو بندازین!

328
00:26:53,980 --> 00:26:56,180
‫آژیر ترک هواپیما رو بزن!

329
00:26:59,780 --> 00:27:01,870
‫بمب‌ها رو بنداز!

330
00:27:01,870 --> 00:27:04,490
‫قراره بپریم بیرون!
‫بمب‌های کوفتی رو بنداز!

331
00:27:09,290 --> 00:27:11,750
‫دوربین بمب‌انداز رو نابود کن!
‫بهش شلیک کن!

332
00:27:17,010 --> 00:27:19,210
‫نمی‌تونم بیشتر از این ثابت نگهش دارم!

333
00:27:21,050 --> 00:27:22,350
‫دووم بیار، همبون!

334
00:27:22,350 --> 00:27:24,550
‫کمکم کن! چترم رو بیار!

335
00:27:31,100 --> 00:27:33,230
‫خلبان به ناوبر، اینو توی دفترت ثبت کن

336
00:27:33,230 --> 00:27:35,320
‫رهبر گردان "ایگن" داره از آرایش خارج میشه

337
00:27:35,320 --> 00:27:38,070
‫دریافت شد. کروکشنک داره جاش رو پر می‌کنه

338
00:27:38,070 --> 00:27:39,150
‫دریافت شد

339
00:27:39,150 --> 00:27:41,990
‫<i>ناوبر به خلبان، سرگرد ایگن
‫داره به‌سرعت سقوط می‌کنه</i>

340
00:27:41,990 --> 00:27:44,190
‫<i>انگار دارن آماده میشن بپرن بیرون</i>

341
00:27:45,990 --> 00:27:48,540
‫بیا بریم! باید همین الان بپریم بیرون!

342
00:27:48,540 --> 00:27:50,740
‫هی، بیا بهم کمک کن!

343
00:27:53,040 --> 00:27:54,670
‫پتروس، بیا بریم دیگه!

344
00:27:54,670 --> 00:27:56,590
‫باید دفنش کنیم

345
00:27:56,590 --> 00:27:58,790
‫باید هری رو برسونیم به زمین

346
00:27:59,050 --> 00:28:01,760
‫جورج، بیا بریم دیگه لعنتی!
‫اون مرده!

347
00:28:01,760 --> 00:28:04,600
‫باید همین الان بپریم بیرون!
‫بیا بریم!

348
00:28:18,280 --> 00:28:20,480
‫بجنب!

349
00:28:28,700 --> 00:28:31,540
‫- کمک! کمک، کمربندم گیر کرده!
‫- همبون!

350
00:28:32,170 --> 00:28:34,790
‫جدام کن! جدام کن!

351
00:28:37,880 --> 00:28:40,970
‫دریچه رو جدا کن! دریچه رو جدا کن!

352
00:28:45,850 --> 00:28:47,810
‫رفتن! همه‌‌شون پریدن بیرون!

353
00:28:47,810 --> 00:28:50,010
‫بیا از این آهن قراضه بپریم بیرون!

354
00:28:59,440 --> 00:29:01,530
‫- برو!
‫- تو برو!

355
00:29:01,530 --> 00:29:04,530
‫خدا لعنتت کنه، بریدی
‫من افسر ارشدم. بپر دیگه!

356
00:29:04,530 --> 00:29:06,730
‫این هواپیمای منه! تو بپر!

357
00:29:10,700 --> 00:29:12,540
‫لعنتی!

358
00:29:12,540 --> 00:29:15,210
‫خیلی‌خب. بعداً می‌بینمت، جان!

359
00:29:39,610 --> 00:29:42,070
‫من هنوزم زنده‌م، حروم‌زاده‌ها!

360
00:30:28,120 --> 00:30:29,200
‫بالای سر هدف کوفتی هستیم

361
00:30:29,200 --> 00:30:31,870
‫زود باش بمب‌ها رو بنداز
‫و بیا از اینجا بزنیم به چاک!

362
00:30:32,870 --> 00:30:34,410
‫بمب‌انداز به خلبان. بندازم؟

363
00:30:34,410 --> 00:30:36,610
‫تا هواپیمای فرماندهی ننداخته ننداز

364
00:30:40,710 --> 00:30:42,420
‫بندازم؟

365
00:30:42,420 --> 00:30:44,620
‫صبر کن

366
00:30:48,050 --> 00:30:49,970
‫<i>بندازم؟</i>

367
00:30:49,970 --> 00:30:52,170
‫هنوز نه

368
00:30:55,730 --> 00:30:58,150
‫- بنداز
‫- بمب‌ها پرتاب شد

369
00:31:01,690 --> 00:31:03,890
‫<i>دارن میرن</i>

370
00:31:05,610 --> 00:31:07,810
‫درست روی هدف

371
00:31:11,910 --> 00:31:14,110
‫<i>آتش ضدهوایی</i>

372
00:31:35,560 --> 00:31:37,810
‫حالت خوبه؟

373
00:31:37,810 --> 00:31:40,520
‫- نگران من نباش. خوبم
‫- از مسلسل‌چی چپ به خلبان

374
00:31:41,150 --> 00:31:43,150
‫دبلازیو رو زدن
‫و از پشت مسلسل‌ دم اومده بیرون

375
00:31:43,150 --> 00:31:46,150
‫<i>خون زیادی ازش رفته
‫ولی فکر کنم حالش خوبه</i>

376
00:31:46,150 --> 00:31:48,350
‫دریافت شد

377
00:32:06,880 --> 00:32:10,050
‫از خلبان به خدمه
‫آتش ضدهوایی متوقف شد. حواستون رو جمع کنید

378
00:32:53,930 --> 00:32:56,600
‫جنگنده‌های دشمن ساعت 10 بالای سرمون
‫و ساعت 2 بالای سرمون

379
00:32:57,100 --> 00:32:59,430
‫<i>!دارن میرن سراغ کروکشنک که رهبر گردانه</i>

380
00:33:07,570 --> 00:33:09,770
‫<i>!رهبر گردان داره سقوط می‌کنه</i>

381
00:33:10,740 --> 00:33:12,740
‫چتر می‌بینم!

382
00:33:12,740 --> 00:33:15,820
‫جنگنده‌های 110 حالا ساعت 5 بالای سرمونن
‫و دارن به ارتفاع ما میرسن

383
00:33:17,990 --> 00:33:20,190
‫<i>موشک. سمت راست</i>

384
00:33:23,790 --> 00:33:26,170
‫یا خدا. بال سوراخ شده!

385
00:33:29,090 --> 00:33:31,290
‫"دختره می‌خواد" تکه‌تکه شد!

386
00:33:31,510 --> 00:33:33,710
‫<i>چتری می‌بینی؟</i>

387
00:33:35,930 --> 00:33:38,600
‫<i>یا خدا، رهبر گردان
‫و "دختره می‌خواد" رو با هم از دست دادیم</i>

388
00:33:38,600 --> 00:33:40,600
‫مسلسل‌چی دم، مسلسل‌چی تحتانی
‫چتری نمی‌بینین؟

389
00:33:40,600 --> 00:33:42,800
‫من که چیزی نمی‌بینم

390
00:34:42,740 --> 00:34:44,940
‫بقیه کجان؟

391
00:34:48,750 --> 00:34:52,960
‫<i>از خلبان به خدمه، کسی هواپیمای دیگه‌ای
‫از گردان 100 رو می‌بینه؟</i>

392
00:34:52,960 --> 00:34:56,880
‫- مسلسل‌چی فوقانی به خلبان، خیر
‫- مسلسل‌چی چپ به خلبان، خیر

393
00:34:56,880 --> 00:34:59,220
‫<i>مسلسل‌چی تحتانی به خلبان، خیر</i>

394
00:34:59,220 --> 00:35:02,430
‫- مسلسل‌چی دماغه، خیر
‫<i>مسلسل‌چی دم به خلبان، خیر -</i>

395
00:35:02,430 --> 00:35:04,630
‫<i>مسلسل‌چی راست، خیر</i>

396
00:35:06,140 --> 00:35:08,340
‫<i>دشمن، ساعت 5 بالای سرمون</i>

397
00:35:13,980 --> 00:35:16,680
‫عوضی‌های بیشتری از سمت
‫ساعت 7 بالای سرمون دارن میان

398
00:35:18,530 --> 00:35:20,740
‫از خلبان به خدمه. همه محکم بگیرین

399
00:35:38,380 --> 00:35:40,580
‫<i>دو تای دیگه دارن میان</i>
‫<i>ساعت دو </i>

400
00:35:41,510 --> 00:35:43,680
‫دارن مستقیم میان سمتمون

401
00:35:43,680 --> 00:35:45,880
‫تمام مسلسل‌ها سمت چپ رو هدف بگیرین

402
00:35:46,850 --> 00:35:49,050
‫بزنینشون، بچه‌ها

403
00:35:59,320 --> 00:36:01,520
‫محکم بگیرین، بچه‌ها

404
00:36:29,060 --> 00:36:30,600
‫شلیک خوبی بود، میلبورن

405
00:36:30,600 --> 00:36:33,150
‫حواستون رو جمع کنین، بچه‌ها
‫هنوز بیخیال نشدن

406
00:36:33,650 --> 00:36:35,850
‫دو تا دارن از پشت میان، ساعت 6 ارتفاع پایین

407
00:36:40,110 --> 00:36:41,570
‫خیلی‌خب، محکم بگیرین

408
00:36:41,570 --> 00:36:43,950
‫این دو تا رو مستقیم می‌ذارم جلوت

409
00:37:02,550 --> 00:37:04,050
‫دارن میان، بیلی

410
00:37:04,050 --> 00:37:07,350
‫دیدمشون. مستقیم روبه‌رومون
‫جاخالی بده!

411
00:37:07,930 --> 00:37:10,130
‫ساعت 12 هم‌ارتفاع‌تون

412
00:37:11,440 --> 00:37:12,980
‫چی؟

413
00:37:12,980 --> 00:37:14,650
‫مثل ساعته

414
00:37:14,650 --> 00:37:17,820
‫روبه‌روتون ساعت 12ـه
‫پس، پشت سرتون...

415
00:37:18,360 --> 00:37:20,560
‫- ساعت 6ـه؟
‫- درسته

416
00:37:22,570 --> 00:37:24,770
‫آتش!

417
00:37:28,200 --> 00:37:29,750
‫بمب‌ها رو بنداز!

418
00:37:29,750 --> 00:37:31,950
‫زود باش

419
00:37:49,350 --> 00:37:51,550
‫صداشون رو می‌شنوم

420
00:38:00,780 --> 00:38:02,980
‫بچه‌های ما نیستن

421
00:38:03,610 --> 00:38:05,810
‫گردان 390ـه

422
00:38:17,630 --> 00:38:19,670
‫با یکیشون تماس بگیر

423
00:38:19,670 --> 00:38:22,260
‫هواپیمای درحال فرود، اینجا ایستگاه 139ـه
‫ صدامو داری؟

424
00:38:24,550 --> 00:38:28,760
‫هواپیمای گردان 390 درحال فرود روی باند
‫برج مراقب صحبت می‌کنه

425
00:38:28,760 --> 00:38:30,960
‫صدامو داری؟

426
00:38:31,850 --> 00:38:34,270
‫در ایستگاه 139 فرود اومدی

427
00:38:34,270 --> 00:38:36,470
‫فرمانده‌ی گردان 100 هستم

428
00:38:36,770 --> 00:38:38,970
‫خبر داری گردان من داره کجا فرود میاد؟

429
00:38:42,030 --> 00:38:44,230
‫خلبان؟

430
00:38:47,070 --> 00:38:49,270
‫بچه‌هامون کجان، چیک؟

431
00:38:52,080 --> 00:38:54,280
‫گفت هیچکدومشون برنگشتن

432
00:38:55,540 --> 00:38:57,170
‫هیچکدومشون؟

433
00:38:57,170 --> 00:38:59,370
‫یکی دیگه داره میاد

434
00:39:06,680 --> 00:39:09,640
‫- اون یکی از هواپیماهای ماست
‫- کیه؟

435
00:39:10,680 --> 00:39:13,350
‫یکی از افراد جدیده. روزنثال

436
00:39:14,100 --> 00:39:17,480
‫هواپیمای 087 صحبت می‌کنه
‫زخمی داریم

437
00:39:18,020 --> 00:39:20,730
‫<i>دریافت شد، هواپیمای 087
‫آمبولانس می‌فرستیم</i>

438
00:39:54,890 --> 00:39:56,180
‫بقیه کجان؟

439
00:39:56,180 --> 00:39:57,350
‫برید خونه‌، بچه‌ها

440
00:39:57,350 --> 00:39:59,550
‫- بقیه چی؟
‫- شماها برید

441
00:40:02,230 --> 00:40:04,430
‫بزن بریم

442
00:40:22,500 --> 00:40:24,700
‫بزن بریم. بجنب

443
00:40:25,050 --> 00:40:27,250
‫آروم و با احتیاط

444
00:40:35,720 --> 00:40:37,720
‫خیلی‌خب. همین‌جا. همین‌جا

445
00:40:37,720 --> 00:40:40,100
‫خیلی‌خب، خوبه. ببرینش

446
00:40:42,020 --> 00:40:44,110
‫اول پاهاتو میارم پایین

447
00:40:44,110 --> 00:40:45,190
‫سرت رو گرفتیم

448
00:40:45,190 --> 00:40:46,940
‫خوبه، خوبه

449
00:40:46,940 --> 00:40:48,360
‫- خوبه
‫- گرفتیمش

450
00:40:48,360 --> 00:40:50,560
‫خیلی‌خب، بریم

451
00:40:53,870 --> 00:40:56,070
‫می‌بریمت خونه، لورن

452
00:41:22,020 --> 00:41:24,220
‫بابلز چی شد؟

453
00:41:27,230 --> 00:41:28,230
‫ایگن چی؟

454
00:41:28,230 --> 00:41:30,430
‫بعد از بازجویی حرف می‌زنیم

455
00:41:30,820 --> 00:41:32,990
‫کرنک چی؟

456
00:41:32,990 --> 00:41:34,740
‫بعداً حرف می‌زنیم، کنی

457
00:41:34,740 --> 00:41:36,940
‫همه‌شون؟

458
00:41:51,920 --> 00:41:54,120
‫دیگه نمیرم!

459
00:41:54,760 --> 00:41:56,960
‫لعنتی دیگه نمیرم!

460
00:41:58,850 --> 00:42:01,140
‫این آخرین باری بود که پرواز می‌کردم

461
00:42:01,140 --> 00:42:03,730
‫نمی‌تونن مجبورم کنن دوباره پرواز کنم
‫نمیرم

462
00:42:04,770 --> 00:42:06,900
‫عمراً دیگه نمیرم

463
00:42:06,900 --> 00:42:09,100
‫این آخرین باری بود که پرواز می‌کردم

464
00:42:13,610 --> 00:42:18,450
‫هواپیمای 230823
‫"دوشیزه‌ی مهاجم"، خدمه‌ی والتس

465
00:42:19,990 --> 00:42:22,190
‫سوابقی ازشون نداریم

466
00:42:22,410 --> 00:42:24,610
‫هیچکس چیزی نمی‌دونه؟

467
00:42:26,960 --> 00:42:29,840
‫هواپیمای 230047، "دختر بافتنی‌پوش"

468
00:42:30,710 --> 00:42:32,910
‫خدمه‌ی "اَتچینسون"ـه

469
00:42:33,840 --> 00:42:35,090
‫سوابقی ازشون نداریم

470
00:42:35,090 --> 00:42:37,290
‫هیچکس چیزی نمی‌دونه؟

471
00:42:39,760 --> 00:42:42,390
‫هواپیمای 23534، "پدر پیر"

472
00:42:47,810 --> 00:42:50,010
‫سوابقی ازشون نداریم

473
00:42:50,360 --> 00:42:52,560
‫اون بالا اوضاع خیلی خراب بود، قربان

474
00:42:53,570 --> 00:42:55,770
‫وقت چندانی برای ثبت وقایع نداشتیم

475
00:42:59,700 --> 00:43:04,330
‫ هواپیمای 230023
‫"تا ابد مال توام". خدمه‌ی استورک

476
00:43:04,330 --> 00:43:06,530
‫بله، قربان. اونا...

477
00:43:07,040 --> 00:43:10,040
‫اونا موشک خوردن. اوایل حمله

478
00:43:12,710 --> 00:43:15,380
‫یکی دو دقیقه آتیش گرفته بود و بعدش...

479
00:43:17,300 --> 00:43:19,500
‫کسی چتری ندید؟

480
00:43:23,600 --> 00:43:27,020
‫هواپیمای 23229
‫"نینای اهل پاسادینا"

481
00:43:29,860 --> 00:43:32,020
‫رونالد؟

482
00:43:32,020 --> 00:43:34,220
‫کسی چیزی نمی‌دونه؟

483
00:43:42,950 --> 00:43:45,910
‫هواپیمای 234423
‫"دختره می‌خواد"

484
00:43:47,080 --> 00:43:49,580
‫بابلز پین. ناوبر

485
00:43:54,090 --> 00:43:56,290
‫سوابقی ازشون نداریم

486
00:43:56,590 --> 00:43:58,630
‫من دیدمشون

487
00:43:58,630 --> 00:44:00,550
‫خب، چی شد؟

488
00:44:00,550 --> 00:44:03,890
‫خب، آتیش گرفته بودن
‫و یهویی منفجر شدن

489
00:44:07,850 --> 00:44:08,850
‫چتری ندیدی؟

490
00:44:08,850 --> 00:44:11,150
‫گفتم که، منفجر شدن

491
00:44:16,650 --> 00:44:19,070
‫نه، قربان. چتری ندیدم

492
00:44:22,490 --> 00:44:25,580
‫هواپیمای 230087
‫"هم‌خوابه‌ی سربازخونه"

493
00:44:28,000 --> 00:44:30,120
‫سوابقی ازشون نداریم

494
00:44:30,120 --> 00:44:33,590
‫هواپیمای 23237
‫"کمابیش خطرناک"

495
00:44:35,630 --> 00:44:37,760
‫خدمه‌ی تامسون

496
00:44:37,760 --> 00:44:39,420
‫سوابقی ازشون نداریم

497
00:44:39,420 --> 00:44:43,050
‫هواپیمای 23433، "لئونا"

498
00:44:44,350 --> 00:44:46,550
‫سوابقی ازشون نداریم

499
00:45:48,990 --> 00:45:51,190
‫<i>جین عزیز</i>

500
00:45:51,410 --> 00:45:54,830
‫<i>خودت اینو می‌دونی، ولی شوهرت
‫بهترین دوستی بود که تابه‌حال داشتم</i>

501
00:45:56,040 --> 00:45:58,670
‫<i>بهترین ناوبری هم بود
‫که تابه‌حال دیدم</i>

502
00:45:59,300 --> 00:46:02,130
‫<i>گرچه متواضع‌تر از اونی بود که قبول کنه</i>

503
00:46:02,760 --> 00:46:05,390
‫<i>وقتی اطرافت پر از آدم‌های به‌شدت پرمدعاست</i>

504
00:46:05,390 --> 00:46:08,721
‫<i>آدم باید خیلی خاص باشه تا متواضع بمونه</i>

505
00:46:08,745 --> 00:46:10,720
‫<i>ولی کراز همینطوری بود</i>

506
00:46:12,680 --> 00:46:16,230
‫<i>بیشتر از هرچیزی آرزو می‌کنم</i>
‫<i>...ای‌کاش اون جای من زنده بود</i>

507
00:46:18,860 --> 00:46:21,460
‫<i>اونوقت لازم نبود کسی این نامه رو بنویسه</i>

509
00:46:59,940 --> 00:47:01,780
‫<i>یک ماموریت برای بمباران موسنتر بود</i>

510
00:47:01,780 --> 00:47:03,400
‫<i>ماموریت سختی بود</i>

511
00:47:03,400 --> 00:47:05,200
‫<i>در سه روز اولت سه ماموریت رفتی</i>

512
00:47:05,200 --> 00:47:07,400
‫در عرض یک بعدازظهر 120 نفر مردن

513
00:47:07,820 --> 00:47:10,020
‫و من جزوشون نبودم

514
00:47:10,370 --> 00:47:13,080
‫<i>فکر نکنم این محیط برام مفید باشه</i>

515
00:47:13,080 --> 00:47:15,370
‫<i>می‌خوام برگردم پایگاه</i>

516
00:47:15,370 --> 00:47:16,870
‫<i>...این جنگ</i>

517
00:47:16,870 --> 00:47:19,070
‫<i>همچین رفتارهایی در ذات آدم‌ها نیست</i>

518
00:47:19,630 --> 00:47:22,710
‫<i>وقتی می‌بینی مردم سرکوب میشن
‫و تحت سلطه درمیان</i>

519
00:47:22,710 --> 00:47:24,910
‫<i>مجبوری یه کاری بکنی</i>

520
00:47:26,430 --> 00:47:29,890
‫بابلز، هفته‌ی قبل هواپیماش ساقط شد
‫تقصیر من بود

521
00:47:30,390 --> 00:47:31,850
‫حق نداری بابتش آه و ناله کنی

522
00:47:31,850 --> 00:47:35,350
‫<i>باید برگردی سر جات
‫و کار کوفتی رو به سرانجام برسونی</i>

523
00:47:40,860 --> 00:47:43,060
‫آمریکایی!

524
00:47:43,730 --> 00:47:45,930
‫<i>آمریکایی؟</i>

525
00:47:50,940 --> 00:47:59,940
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

