﻿1
00:00:05,915 --> 00:00:16,915
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:22,939 --> 00:00:24,799
‫نگاه، یه فروشگاه تی‌سی‌بی‌وایِ دیگه

3
00:00:26,067 --> 00:00:27,694
‫عینِ معدن طلاست

4
00:00:28,361 --> 00:00:31,072
‫این دقیقاً همون کاریه که می‌خوام
‫با مستر بوفالو انجام بدم

5
00:00:31,156 --> 00:00:34,284
‫هرجا که یه تی‌سی‌بی‌وای هست،
‫باید روبروش یه مستر بوفالو باشه.

6
00:00:35,326 --> 00:00:37,662
‫یعنی، غذای سالم، خدماتِ دوستانه

7
00:00:38,747 --> 00:00:41,416
‫یالا. پول پارو می‌کنیم.
‫ببین کِی گفتم، اریک.

8
00:00:41,499 --> 00:00:42,810
‫کاری که تی‌سی‌بی‌وای با ماست کرد

9
00:00:42,834 --> 00:00:47,088
‫دقیقاً همون کاریه که مستر بوفالو
‫قراره با بال سوخاری انجام بده

10
00:00:54,846 --> 00:00:56,598
‫میشه بزنی رادیو کیس-اف‌ام؟

11
00:00:56,681 --> 00:00:57,681
‫- لطفاً!
‫- لایل

12
00:00:58,433 --> 00:00:59,309
‫لعنتی!

13
00:00:59,392 --> 00:01:00,477
‫سخت نگیر

14
00:01:00,560 --> 00:01:02,812
‫احساس می‌کنم هر بار
‫باید به این کُس‌خل بگم!

15
00:01:04,272 --> 00:01:05,940
‫ممنون! مرسی

16
00:01:12,322 --> 00:01:13,823
‫من عاشق این یاروهام

17
00:01:13,907 --> 00:01:17,494
‫به جیمی گفتم وقتی این یاروها میان انجمن،
‫ما هم با کله میایم.

18
00:01:19,662 --> 00:01:21,022
‫و موزیک هم یه چیز دیگه‌ست

19
00:01:21,081 --> 00:01:24,918
‫مشتری مستر بوفالو میاد بال سوخاری بخوره
‫و حال کنه، درسته؟

20
00:01:25,960 --> 00:01:27,587
‫نقشِ بزرگی توش داره

21
00:01:27,670 --> 00:01:29,130
‫اونا کفش‌های بابان؟

22
00:01:30,131 --> 00:01:31,800
‫کفش‌های اون رو پوشیدی؟

23
00:01:32,759 --> 00:01:35,929
‫آره، الان قراره پا جای پاش بذاریم، درسته؟

24
00:01:36,513 --> 00:01:38,431
‫با خودم گفتم: «چه راهی بهتر از...»

25
00:01:38,515 --> 00:01:40,515
‫راستش، اینا آلدن 560 هستن،
‫پس یکم واسه پام تنگن.

26
00:01:40,558 --> 00:01:42,598
راستش باید سایز 42 اینا رو بخرم

27
00:01:49,317 --> 00:01:50,318
‫بس کن

28
00:01:51,152 --> 00:01:55,281
‫هی، اریک. اریک، به من گوش بده.
‫تو الان همچین غلطی نمی‌کنی.

29
00:01:55,365 --> 00:01:56,449
‫شرمنده.

30
00:01:56,533 --> 00:01:58,993
‫خودت رو جمع و جور کن
‫و مثل یه بی‌خایه رفتار نکن

31
00:01:59,077 --> 00:02:01,704
‫هی، چیزی نیست. چیزی نیست

32
00:02:02,288 --> 00:02:03,288
‫هی

33
00:02:04,249 --> 00:02:07,001
‫من دوستت دارم. دوستت دارم!

34
00:02:07,502 --> 00:02:09,003
‫- منم دوستت دارم
‫- چیزی نشده

35
00:02:09,921 --> 00:02:11,422
‫حالا همه چی به ما بستگی داره، درسته؟

36
00:02:12,048 --> 00:02:15,718
‫و اگه اونا بودن بهمون افتخار می‌کردن.
‫بهمون افتخار می‌کردن.

37
00:02:15,802 --> 00:02:18,054
‫دیروز چی گفتی؟
‫به من چی گفتی؟

38
00:02:19,097 --> 00:02:20,097
‫بهم بگو

39
00:02:21,641 --> 00:02:23,810
‫گفتم فکر می‌کنم اگه بودن
‫بهمون افتخار می‌کردن

40
00:02:25,145 --> 00:02:29,107
‫اریک، من مطمئنم که اگه بودن
‫بهمون افتخار می‌کردن

41
00:02:29,774 --> 00:02:30,774
هوم؟

42
00:02:40,118 --> 00:02:41,536
‫هی، همین‌جاست

43
00:02:42,245 --> 00:02:43,245
‫کُس‌خل

44
00:02:43,621 --> 00:02:46,666
‫هی! هی! هی! ماشینِ تخمی رو نگه دار!

45
00:02:46,749 --> 00:02:48,960
‫- قراره پشتِ ساختمون پیاده‌تون کنم
‫- نه، نه، نه!

46
00:02:49,043 --> 00:02:50,461
‫ما رو کنارِ خیابون پیاده می‌کنی

47
00:02:50,545 --> 00:02:53,089
‫- جمعیتِ زیادی جلوی سالن جمع شدن
‫- پس زیرشون کن لعنتی

48
00:03:05,435 --> 00:03:07,937
چه خبره؟ اونا قرار بود
توی محل بارگیری پیاده شن

49
00:03:09,606 --> 00:03:12,942
‫اریک! اریک، اریک،
‫مافیا پدر و مادرتون رو کشته؟

50
00:03:13,026 --> 00:03:14,026
‫چی؟

51
00:03:14,402 --> 00:03:15,528
نه، من لایلم

52
00:03:15,612 --> 00:03:18,615
‫نمی‌دونم. قطعاً اینطور به نظر میاد،
‫ولی این چیزیه که باید بفهمیم.

53
00:03:18,698 --> 00:03:20,825
‫می‌ترسید که مافیا سراغ شما هم بیاد؟

54
00:03:20,909 --> 00:03:22,660
‫آره. هی، دوربینت کجاست؟

55
00:03:23,578 --> 00:03:26,018
‫مافیا، بعد از چیزهایی که از سر گذروندیم،
‫می‌خوام تلاشتون رو ببینم.

56
00:03:26,080 --> 00:03:27,916
‫- باشه. باشه. بیا بریم
‫- این یه تهدیده؟

57
00:03:28,666 --> 00:03:30,001
‫شما هدف هستید، خب؟

58
00:03:30,084 --> 00:03:33,338
‫ما 24 ساعت هفته
‫براتون محافظ‌های تمام وقت میذاریم

59
00:03:38,426 --> 00:03:39,427
‫- پیتر
‫- هوم؟

60
00:03:39,928 --> 00:03:42,388
‫یه چیزی هست که واقعاً
‫می‌خوام امروز درستش کنی

61
00:04:09,123 --> 00:04:11,542
‫مطمئنی می‌تونه انجامش بده؟

62
00:04:12,043 --> 00:04:13,586
‫نگران نباش. اون بازیگرِ خیلی خوبیه

63
00:04:14,170 --> 00:04:16,005
‫یه بار یه مونولوگِ شکسپیر اجرا کرده

64
00:04:22,136 --> 00:04:22,971
‫عه...

65
00:04:23,054 --> 00:04:25,390
‫فکر کردم بهتره با به اشتراک گذاشتن
‫یه داستان شروع کنم

66
00:04:26,266 --> 00:04:27,600
‫عه...

67
00:04:29,352 --> 00:04:31,229
‫وقتی من و لایل کوچیک بودیم...

68
00:04:31,312 --> 00:04:33,352
‫یه پنجره‌ی بزرگ جلوی خونه بود

69
00:04:33,398 --> 00:04:35,900
‫یه پرنده‌هایی بودن که
‫همیشه پرواز می‌کردن،

70
00:04:36,442 --> 00:04:38,987
‫به پنجره می‌خوردن و می‌افتادن و زخمی می‌شدن

71
00:04:40,530 --> 00:04:43,700
‫و مامانم، پرنده‌ها رو جمع می‌کرد و...

72
00:04:44,617 --> 00:04:47,578
‫می‌آوردشون داخل و درمانشون می‌کرد،

73
00:04:47,662 --> 00:04:48,955
‫کمکشون می‌کرد بهتر بشن،

74
00:04:49,998 --> 00:04:52,083
‫و بعد آزادشون می‌کرد،

75
00:04:52,959 --> 00:04:54,294
‫و پروازشون رو تماشا می‌کرد

76
00:04:56,379 --> 00:04:59,257
‫فقط یکی از تصاویرِ مورد علاقه‌ام از مامانمه

77
00:05:00,633 --> 00:05:03,136
‫این که چقدر به پرنده‌ها اهمیت می‌داد

78
00:05:09,517 --> 00:05:11,561
‫گمونم چیزی که به اونا می‌گفتم اینه که،

79
00:05:12,562 --> 00:05:17,734
‫«شاید روزی، وقتی شما رو توی بهشت ببینم،

80
00:05:17,817 --> 00:05:20,445
‫می‌تونیم همه باهم توپ بازی کنیم»

81
00:05:22,405 --> 00:05:23,405
‫ممنون

82
00:05:29,329 --> 00:05:30,538
پسرهای حیوونکی

83
00:05:31,080 --> 00:05:34,459
لایل گیر داده که حتماً این آهنگه رو پخش کنیم

84
00:05:35,543 --> 00:05:42,425
[اتحادیه‌ی کارگردانان آمریکا]

85
00:05:45,553 --> 00:05:46,554
‫نماد

86
00:05:48,139 --> 00:05:49,139
‫اسطوره

87
00:05:50,808 --> 00:05:52,560
رهبرِ صنعت

88
00:05:54,187 --> 00:05:56,230
‫شوهر. مربیِ تنیس

89
00:05:56,314 --> 00:05:58,816
‫بیشتر مردها آرزو دارن فقط یکی از اینا باشن،

90
00:05:58,900 --> 00:06:00,693
‫ولی خوزه منندز همه‌ی اینا بود

91
00:06:02,320 --> 00:06:04,030
‫و همچنین پدرِ ما بود

92
00:06:08,451 --> 00:06:13,039
‫هرکس که پدرم رو می‌شناخت بهتون میگه
‫که اون آدمِ سرسختی بود

93
00:06:14,624 --> 00:06:19,629
‫فقط از هر داور خطی بپرسید که توی یکی
‫از بازی‌های تنیس من و اریک اشتباه کرده

94
00:06:26,219 --> 00:06:29,514
‫خب، بابا، اگه گوش میدی،
‫و می‌دونم که گوش میدی،

95
00:06:30,807 --> 00:06:34,060
‫می‌تونی آسوده خاطر باشی که من آماده‌ام
‫که راهت رو ادامه بدم

96
00:06:34,811 --> 00:06:36,521
‫و ستونِ این خانواده باشم

97
00:06:37,522 --> 00:06:40,316
‫و مامان...

98
00:06:40,900 --> 00:06:42,151
‫چی می‌تونم بگم؟ عه...

99
00:06:43,736 --> 00:06:45,279
‫اگه بابا بنیانِ خونه‌مون بود،

100
00:06:45,363 --> 00:06:49,117
‫خب، مامان تو حکمِ کاغذ دیواری
‫و اثاثیه‌ی زیبا رو داشتی

101
00:06:50,827 --> 00:06:54,497
‫می‌دونم که همیشه برات آسون نبود
‫که دو پسرِ سرکش داشتی،

102
00:06:54,580 --> 00:06:57,959
‫ولی تو هر ساختمونی رو که توش
‫زندگی می‌کردیم تبدیل به خونه می‌کردی

103
00:06:59,669 --> 00:07:02,588
‫پس، مامان، برای گفتن حرف‌های آخرم بهت،

104
00:07:02,672 --> 00:07:06,259
‫کارو به دو شاعری می‌سپرم که
‫خیلی بهتر از من بلدن انجامش بدن،

105
00:07:07,218 --> 00:07:10,304
‫به قول خودشون:
‫«دختر، دلم برات تنگ میشه»

106
00:07:13,808 --> 00:07:16,894
‫♪ از اولش می‌دونستم دلم رو می‌شکنی ♪

107
00:07:17,395 --> 00:07:20,064
‫♪ ولی بازم مجبور بودم ♪
‫♪ این نقش دردناک رو بازی کنم ♪

108
00:07:20,648 --> 00:07:23,818
‫♪ من رو تحتِ سلطه‌ی خودت در آوردی ♪

109
00:07:23,901 --> 00:07:25,611
‫♪ با لبخند جادوییت ♪

110
00:07:25,695 --> 00:07:29,490
‫♪ یه مدت من رو به صلیبِ عشق کشیدی ♪

111
00:07:30,074 --> 00:07:31,701
‫♪ من رو جادو کردی ♪

112
00:07:32,285 --> 00:07:33,661
‫♪ نفسم رو بند آوردی ♪

113
00:07:33,744 --> 00:07:37,540
‫♪ ولی هیچ کاری ازم برنمی‌اومد ♪
‫♪ که وادارت کنم بمونی ♪

114
00:07:38,040 --> 00:07:39,542
‫♪ دلم برات تنگ میشه ♪

115
00:07:39,625 --> 00:07:41,836
‫♪ تمام عشقی که بهت دارم ♪

116
00:07:42,712 --> 00:07:46,257
‫♪ هیچی نمی‌تونه نظرم رو عوض کنه ♪

117
00:07:46,966 --> 00:07:49,051
‫♪ وای، دختر ♪

118
00:07:49,135 --> 00:07:51,304
‫♪ دلم برات تنگ میشه، عزیزم ♪

119
00:07:52,138 --> 00:07:54,557
‫♪ ابراز تمام عشقی که بهت دارم ♪

120
00:07:55,224 --> 00:07:57,852
‫♪ نتونست نظرت رو عوض کنه ♪

121
00:07:57,935 --> 00:08:01,105
‫♪ داری میری ♪

122
00:08:04,817 --> 00:08:07,862
‫♪ حالا من اینجا نشستم ♪
‫♪ وقتم رو تلف می‌کنم ♪

123
00:08:08,404 --> 00:08:13,618
‫♪ اصلاً نمی‌دونم باید چیکار کنم ♪

124
00:08:15,953 --> 00:08:22,418
‫♪ برام خیلی غم‌انگیزه که ♪
‫♪ می‌بینم رویا تموم شده ♪

125
00:08:22,960 --> 00:08:26,547
‫♪ و هرگز روزی رو که آشنا شدیم یادم نمیره ♪

126
00:08:27,048 --> 00:08:30,426
‫♪ دختر، دلم برات تنگ میشه ♪

127
00:08:31,900 --> 00:08:41,288
« هیولاها »
« داستان لایل و اریک منندز »

128
00:08:41,312 --> 00:08:47,410
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

129
00:08:47,434 --> 00:08:50,572
‫[سال 1989]

130
00:08:52,573 --> 00:08:53,573
‫راست میگی

131
00:09:01,040 --> 00:09:05,545
‫بیش از دو ماه از قتلِ وحشیانه‌ی
‫خوزه و کیتی منندز

132
00:09:05,628 --> 00:09:07,296
‫در منزلشان در بورلی‌هیلز می‌گذرد

133
00:09:08,589 --> 00:09:12,802
‫اما تا کنون، به نظر نمی‌آید پلیس
‫به پیدا کردنِ قاتلشان نزدیک شده باشد

134
00:09:16,138 --> 00:09:20,142
‫یالا، اسکلِ بی‌خایه! ادامه بده

135
00:09:20,226 --> 00:09:24,146
‫گزارشات اولیه گمانه‌زنی می‌کردن
‫که شاید یک قتلِ مافیایی بوده باشه،

136
00:09:24,230 --> 00:09:27,024
‫احتمالاً مرتبط با مراوداتِ کاری خوزه منندز

137
00:09:27,108 --> 00:09:31,195
‫در صنعتِ رسانه‌ی خانگی،
‫به عنوان مدیر شرکتِ لایو انترتینمنت.

138
00:09:34,156 --> 00:09:37,159
‫اما کارآگاه لس زولر
‫از اداره‌ی پلیس بورلی هیلز

139
00:09:37,243 --> 00:09:41,289
‫اخیراً به خبرنگاران گفته که آن‌ها
‫هنوز تمام زوایای احتمالی را دنبال می‌کنند

140
00:09:42,373 --> 00:09:44,417
‫نمی‌تونم جزئیات زیادی ارائه کنم،

141
00:09:44,500 --> 00:09:48,546
‫اما می‌تونم بگم که این تحقیقات
‫هنوز به طور کامل در جریانه،

142
00:09:48,629 --> 00:09:50,464
‫و نیروهای ما آروم نمی‌گیرن

143
00:09:50,548 --> 00:09:54,385
‫تا هرکس که این قتل‌های بی‌رحمانه
‫و وحشتناک رو مرتکب شده

144
00:09:54,468 --> 00:09:57,763
‫بره پشتِ میله‌های زندان
‫و حکمِ اعدامش صادر شه

145
00:10:48,064 --> 00:10:49,106
‫اون چیه؟

146
00:10:57,323 --> 00:10:58,449
‫نه!

147
00:11:17,259 --> 00:11:19,299
‫باورتون میشه اون واقعاً گفته

148
00:11:19,345 --> 00:11:23,015
‫که این لباس‌ها رو انتخاب کرده
‫چون حس کرده می‌تونیم دوباره اونا رو بپوشیم؟

149
00:11:23,099 --> 00:11:25,267
‫من می‌تونم دوباره این رو بپوشم

150
00:11:25,351 --> 00:11:28,396
‫فقط وقتی که جهنم یخ بزنه
‫و به جشنِ اسکیت دعوت شم

151
00:11:37,488 --> 00:11:38,823
‫دکتر اوزیل هستم

152
00:11:38,906 --> 00:11:41,450
‫دکتر اوزیل، اریک منندز هستم

153
00:11:44,453 --> 00:11:45,453
‫اریک؟

154
00:11:45,496 --> 00:11:47,456
‫می‌دونم که خیلی لحظه‌ی آخریه،

155
00:11:47,540 --> 00:11:50,501
‫ولی، امکانش هست امروز شما رو ببینم؟

156
00:11:50,584 --> 00:11:51,794
‫مهمه

157
00:11:52,962 --> 00:11:57,275
‫عه... انگار ساعت 2 وقتِ خالی دارم،
‫اگه برات مناسب باشه.

158
00:11:57,299 --> 00:11:59,218
‫نه. اصلاً. من...

159
00:12:00,302 --> 00:12:02,096
‫می‌خوام آخرین وقتت رو بهم بدی

160
00:12:02,179 --> 00:12:04,807
‫نمی‌خوام هیچکدوم از بیمارهای دیگه‌ات
‫من رو ببینن

161
00:12:06,225 --> 00:12:07,685
‫خواهش می‌کنم؟ دکتر اوزیل؟

162
00:12:08,310 --> 00:12:10,813
‫عه... آره، ساعت 4 چطوره؟

163
00:12:10,896 --> 00:12:12,773
‫می‌تونیم هر چقدر که بخوای صحبت کنیم

164
00:12:13,357 --> 00:12:15,401
‫باشه. ساعت چهار. خوبه

165
00:12:15,484 --> 00:12:16,986
‫باشه. پس اون موقع می‌بینمت

166
00:12:27,580 --> 00:12:29,665
‫پشمام! دیدی، جیمی؟

167
00:12:29,749 --> 00:12:32,960
‫اون مثل یه دختربچه‌یی مدرسه‌ای جا خورد.
‫خیلی ضایع بود.

168
00:12:33,043 --> 00:12:34,462
‫عوضی‌بازی در نیار، لایل

169
00:12:34,545 --> 00:12:35,963
‫- سلام، اریک
‫- سلام، جیمی

170
00:12:36,046 --> 00:12:39,467
‫- جایی میری؟
‫- آره، باید برم یه کارهایی انجام بدم

171
00:12:40,176 --> 00:12:41,928
‫باشه. خب، زود برگرد

172
00:12:41,952 --> 00:12:44,322
‫من و جیمی کلی شکلاتِ هالووین آوردیم
‫که بینِ بچه‌ها پخش کنیم

173
00:12:44,346 --> 00:12:46,223
‫و جنسِ ارزون هم نخریدم.
‫جنسِ خوب خریدیم!

174
00:12:46,307 --> 00:12:48,476
‫- می‌دونی که چقدر هالووین رو دوست دارم!
‫- آره

175
00:12:48,559 --> 00:12:50,439
‫باید سنّتِ خانوادگی رو زنده نگه داریم، اریک

176
00:12:52,062 --> 00:12:53,230
‫اریک!

177
00:12:53,314 --> 00:12:55,316
‫لطفاً بیا تو. بشین

178
00:12:56,901 --> 00:13:00,237
‫فوق‌العاده به نظر میای.
‫خیلی از دیدنت خوشحالم، جَوون.

179
00:13:14,877 --> 00:13:16,170
‫اریک، بیا تو

180
00:13:26,305 --> 00:13:28,891
‫- خیلی خوشحالم که زنگ زدی
‫- آره، منم همینطور

181
00:13:29,517 --> 00:13:35,272
‫خب... چه احساسی داری؟

182
00:13:36,774 --> 00:13:41,403
‫آره، خب یه جورایی...
‫فکرِ خودکشی به سرم زده

183
00:13:42,863 --> 00:13:43,863
‫خیلی خب

184
00:13:46,242 --> 00:13:47,868
‫اریک، چطوره بیای بشینی؟

185
00:13:57,503 --> 00:13:58,503
‫عه...

186
00:13:59,463 --> 00:14:01,924
‫حرف‌هایی که اینجا می‌زنم،

187
00:14:03,092 --> 00:14:05,845
‫هیچکس که بهشون گوش نمیده، درسته؟

188
00:14:05,928 --> 00:14:08,597
‫- منظورم اینه ضبطش که نمی‌کنی؟
‫- نه

189
00:14:09,139 --> 00:14:11,225
‫و نمی‌تونی چیزهایی رو که بهت میگم
‫به کسی بگی؟

190
00:14:11,851 --> 00:14:17,582
‫خب، دفعه‌ی پیش که واسه محکومیتِ دزدی
‫اومدی پیشم،

191
00:14:17,606 --> 00:14:19,567
‫اون اتفاقاتِ مسخره که الان
‫کاملاً پشت سر گذاشتی،

192
00:14:19,650 --> 00:14:24,154
‫دادگاه من رو ملزم کرده بود که
‫به پدر و مادرت بگم از چی حرف زدیم

193
00:14:24,238 --> 00:14:25,823
‫ولی خب، الان...

194
00:14:27,074 --> 00:14:28,158
‫یعنی، اونا...

195
00:14:28,242 --> 00:14:30,870
‫به نظرت میشه بریم باهم قدم بزنیم؟

196
00:14:32,997 --> 00:14:35,958
‫آره، من یه کابوس‌هایی می‌بینم،

197
00:14:36,041 --> 00:14:39,420
‫یعنی، هر شب، در مورد مامان و بابام

198
00:14:39,503 --> 00:14:42,047
‫و توی این کابوس‌ها، اونا کشته میشن؟

199
00:14:42,131 --> 00:14:44,383
‫آره، بیشتر اوقات

200
00:14:45,009 --> 00:14:49,930
‫توی خوابم انگار اونجام
‫و دارم دوباره تجربه‌اش می‌کنم

201
00:14:50,639 --> 00:14:53,183
‫ولی همه چی صحنه‌ی آهسته‌ست

202
00:14:53,767 --> 00:14:55,811
‫و من اونجا وایسادم،

203
00:14:56,395 --> 00:14:59,857
‫و به شکمِ مادرم شلیک میشه
‫و بعدش هم به پاش

204
00:14:59,940 --> 00:15:01,901
‫چون زانوش کاملاً منفجر میشه

205
00:15:02,943 --> 00:15:04,528
‫- درسته؟
‫- آره

206
00:15:05,154 --> 00:15:09,325
‫و بازم بهش تیراندازی میشه،
‫ولی نمی‌میره.

207
00:15:09,408 --> 00:15:13,913
‫و صورتِ بابام منفجر میشه،
‫یعنی، دوباره و دوباره و دوباره.

208
00:15:13,996 --> 00:15:17,541
‫و صورتش نابود میشه
‫و همه جا رو دود می‌گیره

209
00:15:17,625 --> 00:15:20,794
‫- هر شب این خواب رو می‌بینی؟
‫- آره، تقریباً

210
00:15:20,878 --> 00:15:23,422
‫اوه، اون لباسِ تم «تریلر»ـه

211
00:15:24,256 --> 00:15:26,967
‫بچه‌ها لباس مایکل جکسون
‫توی موزیک ویدیوی «تریلر» رو می‌پوشن

212
00:15:28,969 --> 00:15:31,347
‫چرا می‌خوای خودکشی کنی، اریک؟

213
00:15:31,430 --> 00:15:33,265
‫یعنی، این چه مشکلی رو حل می‌کنه؟

214
00:15:46,695 --> 00:15:48,989
‫- هدیه بدید وگرنه شیطنت می‌کنیم!
‫- بیاید بریم. یالا

215
00:15:49,073 --> 00:15:50,157
‫خیلی خب!

216
00:15:50,658 --> 00:15:52,618
‫- هدیه بدید وگرنه شیطنت می‌کنیم
‫- بفرمایید!

217
00:15:52,701 --> 00:15:53,619
‫اوه!

218
00:15:53,702 --> 00:15:54,702
‫خدای من

219
00:15:54,745 --> 00:15:56,872
‫- شمشیرت رو انداختی، رفیق
‫- ممنون

220
00:15:56,956 --> 00:15:59,959
‫- بفرمایید
‫- ممنون. هالووین مبارک!

221
00:16:00,042 --> 00:16:02,628
‫- بفرمایید
‫- تو لباسِ چی رو پوشیدی؟

222
00:16:03,420 --> 00:16:04,546
‫چی؟

223
00:16:04,630 --> 00:16:06,090
‫من تام کروزم!

224
00:16:06,173 --> 00:16:07,508
‫از فیلمِ کوکتل

225
00:16:08,384 --> 00:16:09,802
‫فیلم خیلی خفنیه

226
00:16:10,427 --> 00:16:12,846
‫هی. این همون خونه‌ست
‫که اون پدر و مادر توش...

227
00:16:14,014 --> 00:16:15,014
‫توش چی شدن؟

228
00:16:15,474 --> 00:16:16,474
‫تیر خوردن؟

229
00:16:18,811 --> 00:16:21,313
‫خب، چرا نمیای تو و یه نگاهی نمیندازی؟

230
00:16:21,397 --> 00:16:23,524
‫چطوره گورت رو از ملکم گُم کنی

231
00:16:23,607 --> 00:16:29,738
‫قبل از این که اون شکلاتِ اسنیکرز رو
‫تا ته فرو کنم توی کونت، گاوچرون؟

232
00:16:39,373 --> 00:16:42,292
‫پدرم مرد بزرگی بود

233
00:16:42,376 --> 00:16:44,336
‫خیلی‌ها این رو نمی‌دونستن

234
00:16:44,878 --> 00:16:47,172
‫اون با کار کردن برای هرتز شروع کرده بود،

235
00:16:47,256 --> 00:16:49,675
‫و بعدش راهش رو به صنعتِ سینما پیدا کرد

236
00:16:49,758 --> 00:16:52,219
‫اون بیشتر پشتِ صحنه بود
‫و به امورِ مالی رسیدگی می‌کرد،

237
00:16:52,302 --> 00:16:57,057
‫ولی درست به اندازه‌ی اسپیلبرگ
‫یا اسکورسیزی تأثیرگذار بود

238
00:16:57,141 --> 00:16:58,058
‫البته، درسته

239
00:16:58,142 --> 00:17:01,103
‫پس فکر می‌کردم شاید باید یه کتاب
‫در موردش بنویسم،

240
00:17:01,186 --> 00:17:04,148
‫فقط چون، می‌دونی،
‫اون کلی هدف داشت

241
00:17:04,231 --> 00:17:05,816
‫و می‌خواست سناتور بشه

242
00:17:05,899 --> 00:17:07,067
‫این رو می‌دونستی؟

243
00:17:07,151 --> 00:17:10,821
‫اون می‌خواست اولین سناتورِ کوبایی-آمریکایی
‫توی فلوریدا بشه

244
00:17:11,530 --> 00:17:13,824
‫خب، ولی مجبور بود بره فلوریدا، درسته؟

245
00:17:13,907 --> 00:17:16,077
‫آره. قرار بود ما رو ببره اونجا

246
00:17:16,101 --> 00:17:17,971
‫قرار بود مثل خاندانِ کندی بشیم

247
00:17:17,995 --> 00:17:20,164
‫البته همه‌ی اینا رو توی کتاب می‌نویسم

248
00:17:22,583 --> 00:17:25,711
‫همچنین فکر می‌کرد که من و لایل...

249
00:17:27,046 --> 00:17:30,340
‫یه روزی می‌تونیم رئیس جمهور بشیم

250
00:17:30,966 --> 00:17:34,887
‫و برای همین برامون انقدر سخته،

251
00:17:37,765 --> 00:17:38,599
‫همیشه

252
00:17:38,682 --> 00:17:41,351
‫اون، فقط...

253
00:17:44,188 --> 00:17:45,188
‫واقعاً...

254
00:17:55,532 --> 00:17:56,867
‫چی شده، اریک؟

255
00:17:57,409 --> 00:17:58,409
‫عه...

256
00:17:59,453 --> 00:18:00,454
‫خب...

257
00:18:03,499 --> 00:18:05,125
‫ما اون کارو کردیم.
‫من و برادرم...

258
00:18:10,798 --> 00:18:11,799
‫شما به اونا شلیک کردید؟

259
00:18:16,053 --> 00:18:17,053
‫آره

260
00:18:20,390 --> 00:18:21,683
‫خیلی خب. عه...

261
00:18:23,310 --> 00:18:26,939
‫نظرت چیه؟ شاید بهتر باشه
‫برگردیم مطب و در موردش حرف بزنیم

262
00:18:27,022 --> 00:18:29,983
‫باشه. باشه

263
00:18:34,113 --> 00:18:38,117
‫بعد از این که بهم گفتی
‫احساس بهتری داری؟

264
00:18:38,951 --> 00:18:40,536
‫- یکم
‫- خیلی خب

265
00:18:42,788 --> 00:18:43,788
‫اریک،

266
00:18:44,706 --> 00:18:47,876
‫می‌خوام بهم توضیح بدی چه اتفاقی افتاد،
‫البته اگه می‌تونی.

267
00:18:48,836 --> 00:18:51,380
‫خیلی خب، ولی اینا رو ضبط نمی‌کنی

268
00:18:51,463 --> 00:18:52,923
‫اینا رو ضبط نمی‌کنم

269
00:18:53,799 --> 00:18:55,551
‫ولی چرا می‌خوای این رو بدونی؟

270
00:18:57,386 --> 00:18:59,888
‫- فقط نیاز دارم احساساتم رو بیان کنم
‫- آره

271
00:18:59,972 --> 00:19:03,976
‫و بهترین راه برای انجام دادنش
‫اینه که بهم بگی چه اتفاقی افتاد

272
00:19:07,938 --> 00:19:10,566
‫گمونم نقشه وقتی شروع شد

273
00:19:10,649 --> 00:19:14,444
‫که داشتم فیلمِ «باشگاه پسران میلیاردر» رو می‌دیدم

274
00:19:15,070 --> 00:19:17,281
‫اون ترسیده بود، واقعاً ترسیده بود

275
00:19:17,364 --> 00:19:20,784
‫در مورد بچه‌هاییه که والدینِ ثروتمندی دارن
‫و اونا رو می‌کشن

276
00:19:20,868 --> 00:19:21,702
‫بچه‌ها می‌کشنشون

277
00:19:21,785 --> 00:19:23,537
‫و من رو به فکر فرو برد

278
00:19:23,620 --> 00:19:28,709
‫چون دقیقاً شبیه زندگیِ ما بود.
‫زندگیِ من و لایل.

279
00:19:28,792 --> 00:19:32,337
‫- فرانک به پشتِ سرش شلیک کرد
‫- لایل، این رو ببین

280
00:19:32,421 --> 00:19:34,173
‫خون جاری شده بود،

281
00:19:34,256 --> 00:19:36,592
‫پس سریع پیچیدمش لای لحاف

282
00:19:36,675 --> 00:19:38,135
‫و بردیمش توی ماشین

283
00:19:38,218 --> 00:19:42,389
‫پس شروع به حرف زدن راجع بهش کردیم

284
00:19:42,472 --> 00:19:48,478
‫مثلاً این که اگه این نیروی منفی و کنترل‌گر رو
‫از زندگی‌هامون حذف کنیم چجوری میشه؟

285
00:19:49,938 --> 00:19:51,481
‫پس سریع یه نقشه کشیدم

286
00:19:51,565 --> 00:19:55,235
‫من می‌خواستم زودتر انجامش بدیم،
‫قبل از این که جرأتِ انجامش رو از دست بدیم.

287
00:19:55,319 --> 00:19:58,655
‫ولی لایل می‌خواست وقت بذاره
‫و حسابی براش نقشه بکشه

288
00:19:59,156 --> 00:20:02,534
‫پس توافق کردیم تقریباً یه هفته بعد
‫و احتمالاً روزِ یکشنبه انجامش بدیم

289
00:20:02,618 --> 00:20:06,413
‫- و چرا یکشنبه؟
‫- خب، آخرهفته‌ها خدمتکارمون نبود

290
00:20:08,916 --> 00:20:10,083
‫وای، همین؟

291
00:20:11,752 --> 00:20:13,045
‫فقط یه فیلم دیدی،

292
00:20:13,128 --> 00:20:15,756
‫و تصمیم گرفتی پدر و مادرت رو بکشی، اریک

293
00:20:18,258 --> 00:20:19,343
‫چرا؟

294
00:20:20,969 --> 00:20:21,969
‫چرا چی؟

295
00:20:24,056 --> 00:20:26,934
‫- چرا انجامش دادیم؟
‫- آره، اریک

296
00:20:28,101 --> 00:20:31,605
‫قتلِ والدین یه اقدام خیلی جدّیه
‫و به این آسونی نیست

297
00:20:32,189 --> 00:20:33,232
‫قتلِ والدین چیه؟

298
00:20:34,316 --> 00:20:35,734
‫وقتی پدر و مادرت رو می‌کشی

299
00:20:37,236 --> 00:20:38,236
‫اوه!

300
00:20:38,570 --> 00:20:41,949
‫و البته، اریک، بی‌سابقه نیست

301
00:20:42,699 --> 00:20:44,117
‫پیش میاد

302
00:20:44,201 --> 00:20:47,162
‫یکی از هر چهار قتل شامل یه عضو خانواده میشه

303
00:20:47,246 --> 00:20:48,246
‫واقعاً؟

304
00:20:48,664 --> 00:20:50,749
‫وای. خیلی خب

305
00:20:50,832 --> 00:20:52,834
‫همه‌ی این موارد باهم فرق دارن،

306
00:20:53,961 --> 00:20:58,298
‫ولی علتِ بیشترشون...
‫وجود شرایط آزاردهنده‌ست

307
00:20:58,382 --> 00:21:00,425
‫آره، خب، اونا واقعاً آزاردهنده بودن

308
00:21:01,176 --> 00:21:05,180
‫نه، منظورم وجود سوءاستفاده‌ست

309
00:21:06,807 --> 00:21:09,893
‫وجود اختلافاتِ مالیه

310
00:21:12,145 --> 00:21:16,316
‫پدرت خیلی کنترل‌گر بود.
‫من و تو در موردش حرف زدیم.

311
00:21:19,611 --> 00:21:23,240
‫اریک، تو یه فیلم دیدی
‫و تصمیم گرفتی پدر و مادرت رو بکشی

312
00:21:23,323 --> 00:21:26,994
‫بیشترِ آدم‌ها چنین کاری نمی‌کنن

313
00:21:29,246 --> 00:21:30,246
‫آره

314
00:21:33,292 --> 00:21:34,960
‫خب، اونا بابام رو نمی‌شناسن

315
00:21:44,303 --> 00:21:46,680
‫گیم. اوکانل پنج بر یک جلوست

316
00:21:46,763 --> 00:21:49,308
‫این چه وضعشه؟!
‫چه غلطی کردی؟

317
00:21:49,391 --> 00:21:50,851
داری چه گُهی می‌خوری، اریک؟

318
00:21:51,435 --> 00:21:53,312
‫خدایا! پسره‌ی آشغال!

319
00:21:53,937 --> 00:21:56,481
‫پس ما روی چی کار می‌کردیم؟!

320
00:21:56,565 --> 00:21:58,358
‫- لعنتی!
‫- آقای منندز!

321
00:21:58,442 --> 00:22:00,110
‫نه! به من دست نزن عوضی!

322
00:22:00,193 --> 00:22:03,739
‫25 هزار دلار حرومت کردم!
‫گورت رو گُم کن. اخراجی.

323
00:22:03,822 --> 00:22:06,074
‫- بس کن. میشه بس کنی...
‫- اریک!

324
00:22:06,950 --> 00:22:08,827
‫جایگاهت رو حفظ کن!

325
00:22:11,330 --> 00:22:15,584
‫پدرت خشونتِ فیزیکی هم به خرج می‌داد، اریک؟

326
00:22:20,505 --> 00:22:22,174
‫واشنگتن

327
00:22:23,300 --> 00:22:24,301
‫المپیا

328
00:22:24,968 --> 00:22:25,968
‫هوم؟

329
00:22:27,512 --> 00:22:30,349
‫داکوتای جنوبی. داکوتای جنوبی

330
00:22:30,432 --> 00:22:32,768
‫پاس

331
00:22:32,851 --> 00:22:34,019
‫داکوتای جنوبی!

332
00:22:35,145 --> 00:22:36,396
‫کیرِ خر!

333
00:22:36,480 --> 00:22:37,731
‫کیرِ خر! کیرِ خر!

334
00:22:38,273 --> 00:22:39,566
‫عزیزم. واو!

335
00:22:39,649 --> 00:22:42,694
‫کُس‌خلِ بی‌شعور. پی‌یره!

336
00:22:43,445 --> 00:22:44,446
‫پی‌یر!

337
00:22:45,739 --> 00:22:48,450
‫باورم نمیشه توی پرینستون درس می‌خونی.
‫باورم نمیشه.

338
00:22:48,533 --> 00:22:50,660
‫باورم نمیشه توی پرینستون درس می‌خونی

339
00:22:57,000 --> 00:22:59,169
‫نه. نه زیاد

340
00:22:59,252 --> 00:23:00,892
‫این آخرین فرصتت بود، کُس‌خل

341
00:23:00,921 --> 00:23:02,464
‫می‌شنوی چی میگم؟
‫بهت چی گفتم؟

342
00:23:02,547 --> 00:23:05,050
‫- مثل یه بی‌خایه ریدی توی بازی!
‫- بس کن. بس کن، بابا

343
00:23:05,133 --> 00:23:06,802
‫- اون فقط یه تصمیمِ بد بود
‫- تصمیمِ بد؟

344
00:23:06,885 --> 00:23:09,262
‫- پشتِ خط بود!
‫- تصمیمِ بدت رو گاییدم! سوار شو!

345
00:23:09,346 --> 00:23:10,346
‫درو ببند

346
00:23:12,015 --> 00:23:13,015
‫فقط...

347
00:23:14,309 --> 00:23:16,812
‫خیلی سلطه‌گر بود

348
00:23:17,646 --> 00:23:18,647
‫خیلی خب

349
00:23:22,442 --> 00:23:24,111
‫و چرا مامانتون رو کشتید؟

350
00:23:27,864 --> 00:23:29,699
‫عه...

351
00:23:30,659 --> 00:23:33,161
‫اون به بابامون معتاد بود

352
00:23:35,497 --> 00:23:36,706
‫بابام یه رابطه‌ی مخفیانه داشت

353
00:23:37,833 --> 00:23:41,253
‫و در نتیجه مامانم زیاد مشروب می‌خورد
‫و یه سری قرص می‌خورد

354
00:23:42,462 --> 00:23:45,048
‫اون... افکارِ خودکشی داشت

355
00:23:47,134 --> 00:23:50,762
‫پس فکر کردیم این یه نشونه‌ست
‫که زندگیش هیچ ارزشی نداره

356
00:23:50,846 --> 00:23:52,681
‫و ما در واقع یه جورایی...

357
00:23:55,308 --> 00:23:57,102
‫اون رو از رنج و عذابش خلاص می‌کردیم

358
00:23:59,020 --> 00:24:01,606
‫یه اتفاقی هم افتاد

359
00:24:04,317 --> 00:24:08,196
‫لایل خونه بود. به خاطر سرقتِ ادبی
‫از پرینستون اخراج شده بود

360
00:24:08,280 --> 00:24:10,133
‫- کثافتِ آشغال منفور!
‫- باشه، باشه!

361
00:24:10,157 --> 00:24:13,034
‫- بچه کونی!
‫- می‌خوای چیکار کنی، بابا؟

362
00:24:13,118 --> 00:24:16,913
‫می‌خوای من رو بزنی؟ اصلاً یه چیزی!
‫می‌خوام همین الان من رو بزنی!

363
00:24:16,997 --> 00:24:18,248
‫خفه خون بگیر!

364
00:24:18,331 --> 00:24:21,084
‫- به من دست نزن!
‫- نشون بده، پیرمرد. یالا!

365
00:24:21,168 --> 00:24:25,046
‫اونا بس نمی‌کردن.
‫و بعد مامانم درگیر شد.

366
00:24:25,130 --> 00:24:27,632
‫من دوستش دارم.
‫و به نظرم باید درک کنی، مامان.

367
00:24:27,716 --> 00:24:30,510
‫تو 20 سالته. ازدواج نمی‌کنی

368
00:24:30,594 --> 00:24:31,470
‫امکان نداره. عمراً

369
00:24:31,553 --> 00:24:34,347
‫چرا باید به حرفِ شما دوتا گوش بدم
‫وقتی دقیقاً توی سنِ من ازدواج کردید؟

370
00:24:34,431 --> 00:24:37,017
‫- دختره جنده‌ست! دنبال پولته بدبخت!
‫- ببین تهش عاقبتم چی شد!

371
00:24:37,100 --> 00:24:38,310
‫زندگی مشترکِ شادم رو ببین

372
00:24:38,393 --> 00:24:40,729
‫تو یه آدمِ دورویی.
‫و حرفت برام مهم نیست!

373
00:24:40,812 --> 00:24:43,212
‫- من باهاش ازدواج می‌کنم!
‫- دورو؟ به من نگو دورو!

374
00:24:43,273 --> 00:24:46,193
‫اون خانواده‌ی خوبی نداره
‫و تو باهاش ازدواج نمی‌کنی

375
00:24:46,276 --> 00:24:47,670
‫- به هیچ وجه
‫- بابا! بابا!

376
00:24:47,694 --> 00:24:49,529
‫- من سعی دارم نجاتت بدم
‫- نه

377
00:24:49,613 --> 00:24:52,699
‫تو حق نداری چیزی بگی چون دقیقاً
‫وقتی هم‌سنِ من بودی ازدواج کردی، مامان!

378
00:24:52,782 --> 00:24:55,619
‫- دورو تویی! این رو چی میگی؟
‫- اوه!

379
00:24:59,998 --> 00:25:03,210
‫اوه. اوه. آی آی آی!

380
00:25:06,880 --> 00:25:09,090
‫اون رو بده به من. بذارش روی سرت

381
00:25:10,759 --> 00:25:11,968
‫خیلی خب، پسر

382
00:25:12,552 --> 00:25:13,595
‫چیزی نیست

383
00:25:20,644 --> 00:25:21,686
‫وای، وای، وای

384
00:25:36,826 --> 00:25:38,245
‫لایل!

385
00:25:45,460 --> 00:25:48,046
چند وقته که اون روی سرته؟

386
00:25:50,799 --> 00:25:54,803
‫فکر کنم از سه چهار سال پیش

387
00:25:54,886 --> 00:25:56,888
‫من این رو نمی‌دونستم؟
‫چرا من این رو نمی‌دونستم؟

388
00:25:56,972 --> 00:25:59,534
‫چون نمی‌خواستم بدونی!
‫هدف هم همینه، اریک!

389
00:25:59,558 --> 00:26:00,598
‫هیچکس نباید بدونه!

390
00:26:04,479 --> 00:26:05,981
‫حتی جیمی هم نمی‌دونه

391
00:26:10,360 --> 00:26:14,322
‫توی مرکزِ پروتز مو توی ویلشر گذاشتم

392
00:26:16,908 --> 00:26:21,913
‫دیدنِ برادرم توی اون وضع داغونم کرد

393
00:26:24,416 --> 00:26:26,418
‫اون کسی بود که تحسینش می‌کردم، خب؟

394
00:26:27,961 --> 00:26:33,383
‫کسی بود که همیشه ازم محافظت می‌کرد

395
00:26:36,428 --> 00:26:39,931
‫و طاقت نداشتم توی اون حالِ زار ببینمش

396
00:26:44,561 --> 00:26:47,355
‫اون به سرت پیچ میشه؟

397
00:26:49,107 --> 00:26:52,736
نه... یه جور قالب داره
که بهش وصل میشه

398
00:26:57,115 --> 00:26:58,158
‫بابا مجبورم کرد

399
00:27:02,537 --> 00:27:03,788
‫من برادرم رو دیدم

400
00:27:06,458 --> 00:27:09,229
‫و ناگهان متوجه شدم اتفاقاتی
‫که توی اون خونه می‌افتاد

401
00:27:09,253 --> 00:27:11,088
‫چقدر بی‌رحمانه بودن

402
00:27:11,254 --> 00:27:12,255
‫و عه...

403
00:27:15,050 --> 00:27:16,343
‫بالأخره بهش گفتم

404
00:27:18,928 --> 00:27:19,928
‫چی؟

405
00:27:26,311 --> 00:27:27,896
‫بهش چی گفتی؟

406
00:27:36,988 --> 00:27:41,201
فقط این که... دوستش دارم

407
00:27:44,120 --> 00:27:47,666
‫و از اون لحظه به بعد همیشه
‫برادرم رو به پدر و مادرم ترجیح میدم

408
00:27:49,959 --> 00:27:52,879
‫توی اون لحظه بود که
‫همه چی برات تغییر کرد؟

409
00:27:53,880 --> 00:27:56,174
‫آره. و اون موقع بود که فیلمه رو دیدم

410
00:27:57,008 --> 00:27:59,928
‫و توی اون لحظه،
‫می‌دونستم که قراره اتفاق بیفته.

411
00:28:00,428 --> 00:28:02,555
‫می‌دونستم که قراره انجامش بدیم

412
00:28:02,639 --> 00:28:07,477
‫حتی لازم نبود چیزی در موردش بگیم.
‫جاذبه‌ی خاص خودش رو داشت.

413
00:28:08,436 --> 00:28:11,564
‫پس رفتیم یه اسلحه‌فروشی
‫توی غرب لس‌آنجلس

414
00:28:11,648 --> 00:28:13,942
‫برای خرید سلاح کمری،
‫باید دو هفته منتظر بمونید.

415
00:28:14,025 --> 00:28:16,945
‫- صبر کن، چی؟ امکان نداره
‫- ولی این حقِ منه

416
00:28:17,028 --> 00:28:19,739
‫منم عینِ خودت شاکی‌ام.
‫اگه اعتراض داری برو سراغ جری براون.

417
00:28:19,823 --> 00:28:23,743
‫همون که قانونِ محدودیت سلاح کالیفرنیا رو
‫به مجلس ارائه کرد. کُس‌شعرِ محضه

418
00:28:23,827 --> 00:28:25,912
‫لعنتی!

419
00:28:25,995 --> 00:28:28,748
‫خب تنها چیزی که می‌خوام
‫گواهینامه‌ی کالیفرنیاست

420
00:28:28,832 --> 00:28:30,672
‫پس رفتیم یه جای دیگه توی اورنج کانتی

421
00:28:30,750 --> 00:28:33,128
‫هرکدوم باید گواهینامه‌تون رو نشونم بدید
‫و بعدش تفنگ‌ها رو می‌گیرید

422
00:28:33,128 --> 00:28:35,130
‫کیر توش! این غیرقانونیه!

423
00:28:36,423 --> 00:28:39,426
‫من یه شهروند آمریکام
‫و شهروند آمریکا حقوق خاصی داره

424
00:28:40,802 --> 00:28:42,303
‫این توی قانونِ اساسی نوشته شده!

425
00:28:42,387 --> 00:28:45,974
‫مشکل این بود که گواهینامه‌ی لایل به خاطر
‫جریمه‌های سرعت غیرمجازش باطل شده بود

426
00:28:46,057 --> 00:28:48,518
‫و من گواهینامه‌ی واقعی‌ام پیشم نبود
‫فقط جعلیه رو داشتم

427
00:28:48,601 --> 00:28:49,436
‫لعنتی!

428
00:28:50,770 --> 00:28:53,481
‫- و اینا در برابر دزدها جواب میدن؟
‫- اوه، چه جورم!

429
00:28:53,565 --> 00:28:56,151
‫و بالأخره یه فروشگاه بیگ فایو
‫توی سن‌دیگو پیدا کردیم

430
00:28:56,234 --> 00:28:58,319
‫که می‌شد فقط با یه کارت شناسایی شاتگان خرید

431
00:28:58,403 --> 00:29:00,655
‫خیلی خب، فقط باید کارت شناسایی‌تون رو ببینم

432
00:29:00,739 --> 00:29:03,950
‫و توی بیگ فایو، برای نقد کردن چک
‫دو جور کارت شناسایی لازمه،

433
00:29:04,033 --> 00:29:05,827
‫ولی برای خرید شاتگان فقط یکی لازمه

434
00:29:06,411 --> 00:29:08,163
‫پس از کارت شناسایی جعلی‌ام استفاده کردم

435
00:29:08,621 --> 00:29:11,499
‫♪ تو گذاشتی بره ♪

436
00:29:11,583 --> 00:29:14,544
‫♪ حالا دیگه هیچی مثل قبل نیست ♪

437
00:29:14,627 --> 00:29:17,088
‫♪ باید یه مقصر پیدا کنی ♪

438
00:29:17,172 --> 00:29:19,424
‫♪ باید یه مقصر پیدا کنی ♪

439
00:29:20,425 --> 00:29:25,180
‫♪ بارونی رو که می‌بارید مقصر بدون ♪

440
00:29:25,680 --> 00:29:30,226
‫بعدش، عذرِ موجه رو با رفیقِ لایل
‫پری برمن هماهنگ کردیم

441
00:29:34,731 --> 00:29:35,731
‫الو

442
00:29:36,941 --> 00:29:38,485
‫سلام، چه خبر، کله‌کیری؟

443
00:29:40,320 --> 00:29:43,239
‫معلومه که توی «تیست آو ال.ای» می‌بینمتون.
‫سال‌هاست که اونجا نرفتم.

444
00:29:44,866 --> 00:29:46,576
‫پس، همه چی ردیف شده بود

445
00:29:48,161 --> 00:29:49,412
‫و یکشنبه بود

446
00:29:51,164 --> 00:29:52,540
‫پس باید انجامش می‌دادیم

447
00:30:20,819 --> 00:30:22,445
‫واقعاً قراره این کارو بکنیم؟

448
00:30:28,201 --> 00:30:29,201
‫آره

449
00:30:32,497 --> 00:30:33,373
‫آره

450
00:30:33,456 --> 00:30:34,999
‫باشه

451
00:30:36,501 --> 00:30:38,503
‫- باشه
‫- باشه. این کارو می‌کنیم

452
00:30:39,587 --> 00:30:40,755
‫این کارو می‌کنیم

453
00:30:41,631 --> 00:30:45,134
‫این کارو می‌کنیم. این کارو می‌کنیم.
‫این کارو می‌کنیم. این کارو می‌کنیم!

454
00:30:52,475 --> 00:30:54,435
‫خیلی خب. بیا بریم قال قضیه رو بکنیم

455
00:31:57,665 --> 00:32:00,001
‫خیلی خب. تو باید اول شلیک کنی،
‫تا یه وقت جا نزنی.

456
00:32:00,585 --> 00:32:01,419
‫چی؟

457
00:32:05,048 --> 00:32:06,048
‫باشه

458
00:32:07,508 --> 00:32:08,509
‫دوستت دارم، اریک

459
00:32:10,053 --> 00:32:11,054
‫دوستت دارم

460
00:33:11,739 --> 00:33:14,075
‫توی 24 ساعت گذشته
‫یه کلمه هم حرف نزده

461
00:33:14,158 --> 00:33:15,702
‫چیکار می‌کنی؟ اون چیه؟

462
00:33:18,121 --> 00:33:19,455
‫اوه!

463
00:33:23,876 --> 00:33:25,837
‫نه!

464
00:33:44,313 --> 00:33:45,940
‫اوه!

465
00:34:16,429 --> 00:34:17,638
‫من کارِ مامان رو تموم می‌کنم

466
00:35:45,309 --> 00:35:46,727
‫پوکه‌ها رو جمع کن

467
00:36:06,289 --> 00:36:07,790
‫بیا اینجا. یالا

468
00:36:11,043 --> 00:36:13,588
‫- لایل، می‌تونی رانندگی کنی؟
‫- فکر نکنم بتونم رانندگی کنم

469
00:36:19,510 --> 00:36:20,636
‫بیا از خیابون کلدواتر بریم

470
00:37:16,943 --> 00:37:19,028
‫درست نمی‌شنوی دارم چی میگم؟

471
00:37:19,111 --> 00:37:21,197
‫اکرانِ ساعت 9:50 فیلم بتمن

472
00:37:21,280 --> 00:37:22,907
‫آره، ولی الان ساعت 10:40 است

473
00:37:22,990 --> 00:37:25,785
‫می‌دونم، ولی ما می‌خوایم اون رو ببینیم.
‫میشه کمکم کنی؟

474
00:37:25,868 --> 00:37:27,203
‫دوست دخترم اونجاست

475
00:37:27,286 --> 00:37:28,913
‫بهش بگو نصفِ آخرش خیلی خوبه

476
00:37:28,996 --> 00:37:32,124
‫شنیدیم نصفِ اول فیلم افتضاحه
‫و بقیه‌اش رو هم خراب می‌کنه

477
00:37:32,208 --> 00:37:34,710
‫پس، می‌خوایم نصفِ آخرش رو ببینیم

478
00:37:34,794 --> 00:37:37,713
‫این قانونِ سینماست. نمی‌تونیم
‫بعد از 15 دقیقه بلیت بفروشیم.

479
00:37:37,797 --> 00:37:39,924
‫- خیلی خب، باشه. کیر توش!
‫- کیر توش

480
00:37:40,007 --> 00:37:41,550
‫لطفاً جلوی من فحش ندید

481
00:37:41,634 --> 00:37:44,762
‫باشه. دوتا بلیت واسه ساعت 10:55 بهم بده

482
00:37:52,019 --> 00:37:53,020
‫لطفاً یواش‌تر

483
00:37:55,856 --> 00:37:57,858
‫- مرسی
‫- از فیلم لذت ببرید

484
00:37:59,235 --> 00:38:03,197
‫می‌دونی چیه؟ هی، اریک، اریک، اریک!
‫کیر توش، بیا بریم کافه «تیست آو ال.ای»

485
00:38:04,782 --> 00:38:06,409
‫لایل، چیکار می‌کنیم؟

486
00:38:07,285 --> 00:38:08,925
‫فقط سوار شو، اریک

487
00:38:08,953 --> 00:38:11,247
‫اون بلیت‌ها الان به درد نمی‌خورن.
‫فقط بیا بریم.

488
00:38:17,753 --> 00:38:18,838
‫اومم!

489
00:38:20,423 --> 00:38:21,423
‫وای!

490
00:38:21,966 --> 00:38:22,967
‫به‌به!

491
00:38:24,969 --> 00:38:26,637
‫ببخشید. ببخشید

492
00:38:27,138 --> 00:38:28,055
‫این پنیرِ ایدامه؟

493
00:38:28,139 --> 00:38:29,682
‫آره، ایدامِ دودیه

494
00:38:31,142 --> 00:38:32,768
‫خیلی خامه‌ایه

495
00:38:32,852 --> 00:38:34,520
‫بیا اریک، امتحانش کن

496
00:38:42,111 --> 00:38:44,739
‫ولی می‌دونی چیه؟
‫بهتر بود با شرابِ شبلی سروش نمی‌کردید.

497
00:38:44,822 --> 00:38:46,782
‫لایل، فکر کنم دیگه باید بریم

498
00:38:46,866 --> 00:38:49,952
‫- میشه یه لحظه آروم باشی؟
‫- ما خیلی دیر رسیدیم. پری اینجا نیست

499
00:38:50,036 --> 00:38:52,747
‫که چی؟ من دارم از شرابِ ناب
‫و پنیرِ ناب لذت می‌برم،

500
00:38:52,830 --> 00:38:55,166
‫و دارم مطمئن میشم
‫که مردم ما رو ببینن

501
00:38:56,375 --> 00:38:58,878
‫چون ما الان تقریباً چهار ساعته که اینجاییم

502
00:38:59,503 --> 00:39:02,715
‫می‌دونی که چی میگن،
‫«توی کافه تیست زمان مثل برق و باد می‌گذره!»

503
00:39:27,073 --> 00:39:28,074
‫هیچکس اینجا نیست

504
00:39:45,925 --> 00:39:49,261
‫- خدماتِ اضطراری بورلی هیلز
‫- بله. پلیس، عه...

505
00:39:49,345 --> 00:39:50,471
‫لایل!

506
00:39:52,056 --> 00:39:54,433
‫- مشکل چیه؟
‫- یه...

507
00:39:54,517 --> 00:39:55,917
‫مشکل چیه، آقا؟

508
00:39:55,976 --> 00:39:57,645
‫یکی پدر و مادرم رو کشته

509
00:39:57,728 --> 00:39:58,729
‫ببخشید؟

510
00:39:59,230 --> 00:40:00,940
‫یه نفر پدر و مادرم رو کشته!

511
00:40:01,023 --> 00:40:02,233
‫مامان!

512
00:40:04,193 --> 00:40:05,361
‫حالت چطوره؟

513
00:40:07,780 --> 00:40:09,657
‫خوب نیستم. عه...

514
00:40:12,535 --> 00:40:15,830
‫اریک، اریک، فقط از اون شب برام بگو

515
00:40:17,748 --> 00:40:19,625
‫نه. نه

516
00:40:20,292 --> 00:40:24,547
‫تو دیگه چجور تراپیستی هستی؟
‫من اومدم اینجا حالم بهتر شه.

517
00:40:24,630 --> 00:40:26,757
‫پس چطور می‌تونم باعث شم
‫احساس بهتری پیدا کنی، اریک؟

518
00:40:26,841 --> 00:40:29,343
‫من اومدم اینجا که تو بهم بگی
‫آدمِ بدی نیستم

519
00:40:31,303 --> 00:40:32,888
‫بهم بگو من آدمِ بدی نیستم

520
00:40:32,972 --> 00:40:35,057
‫تو مامان و بابات رو کشتی، اریک

521
00:40:35,141 --> 00:40:37,184
‫می‌دونم. می‌دونم

522
00:40:39,061 --> 00:40:40,061
‫ولی...

523
00:40:41,522 --> 00:40:42,773
‫من آدمِ بدی نیستم

524
00:40:44,191 --> 00:40:45,191
‫نیستم

525
00:40:46,986 --> 00:40:48,737
‫میشه فقط این رو بگی؟

526
00:40:48,821 --> 00:40:51,073
‫تو آدمِ بدی نیستی، اریک

527
00:40:55,453 --> 00:40:58,831
‫من شب‌ها کابوس می‌بینم
‫و نمی‌تونم بخوابم

528
00:40:59,498 --> 00:41:03,210
‫و توی خونه‌ای زندگی می‌کنم
‫که توش به پدر و مادرم شلیک کردم

529
00:41:03,961 --> 00:41:07,715
‫و خوابم نمی‌بره و هر شب کابوس می‌بینم

530
00:41:08,215 --> 00:41:10,634
‫و هر شبی که توی اون خونه‌ام،

531
00:41:10,718 --> 00:41:15,055
‫کابوس می‌بینم که بهشون شلیک می‌کنم
‫و اونا نمی‌میرن

532
00:41:15,681 --> 00:41:16,974
‫و کابوس‌هام تموم نمیشن

533
00:41:17,516 --> 00:41:20,269
‫فقط وقتی تموم میشن
‫که به خودم شلیک می‌کنم

534
00:41:20,352 --> 00:41:22,396
‫♪ بارونی رو مقصر بدون... ♪

535
00:41:31,322 --> 00:41:34,450
‫فقط وقتی می‌تونم بخوابم
‫که به سرِ خودم شلیک می‌کنم

536
00:41:34,533 --> 00:41:35,534
‫خیلی خب

537
00:41:38,537 --> 00:41:39,538
‫اریک

538
00:41:40,873 --> 00:41:44,168
‫اریک، تو در امانی.
‫تو اینجا در امانی، باشه؟

539
00:41:46,545 --> 00:41:49,298
‫من به شدت پیشنهاد می‌کنم یه کاری بکنیم

540
00:41:50,799 --> 00:41:53,670
‫به نظرم باید به لایل زنگ بزنیم
‫و به نظرم اون باید همین الان بیاد اینجا.

541
00:41:53,694 --> 00:41:54,845
‫- باشه
‫- باشه؟

542
00:41:55,638 --> 00:41:56,639
‫- آره
‫- باشه

543
00:42:01,519 --> 00:42:02,621
‫هدیه بدید وگرنه شیطنت می‌کنیم

544
00:42:02,645 --> 00:42:04,271
‫آره. بفرمایید

545
00:42:07,858 --> 00:42:09,527
‫هی، میشه یکی دیگه هم بهم بدی؟

546
00:42:10,486 --> 00:42:13,531
‫واسه چی داری زر می‌زنی؟
‫اونا اسنیکرزهای گُنده‌ان.

547
00:42:13,614 --> 00:42:16,492
‫- می‌دونی این چقدر سخاوتمندانه‌ست؟
‫- خدایا. فقط پرسیدم

548
00:42:17,701 --> 00:42:18,702
‫مادرسگ!

549
00:42:19,245 --> 00:42:23,707
‫چطوره برگردی ون نایزِ خراب شده
‫کثافتِ آشغال فقیر؟

550
00:42:23,791 --> 00:42:25,834
‫- واقعاً؟ کونِ لقت!
‫- کونِ لق خودت!

551
00:42:25,918 --> 00:42:28,671
‫چه لباسِ بنجل قشنگی پوشیدی، بی‌خایه!

552
00:42:30,422 --> 00:42:32,132
‫بچه‌های تخمِ سگ!

553
00:42:40,307 --> 00:42:41,387
‫- الو؟
‫- لایل

554
00:42:42,351 --> 00:42:46,063
‫دکتر اوزیل هستم. می‌خوام بیای مطبم.
‫اریک اینجاست.

555
00:42:46,146 --> 00:42:47,231
‫چی؟

556
00:42:47,314 --> 00:42:49,984
‫لایل، اون همه چی رو بهم گفته

557
00:42:51,110 --> 00:42:52,361
‫چی؟ نه، گوشی رو بده بهش!

558
00:42:52,444 --> 00:42:56,198
‫نه، همین الان بیا مطبم
‫و می‌تونیم در موردش حرف بزنیم

559
00:42:56,282 --> 00:42:58,784
‫همین الان گوشی رو به برادرِ کُس‌خلم

560
00:42:58,867 --> 00:43:01,161
‫نه، من این کارو نمی‌کنم، لایل

561
00:43:01,245 --> 00:43:03,789
‫پاشو بیا مطبم
‫و می‌تونی از نزدیک باهاش حرف بزنی

562
00:43:03,872 --> 00:43:04,707
‫این مهمه

563
00:43:04,790 --> 00:43:05,790
‫لعنتی...

564
00:43:05,833 --> 00:43:07,209
‫کیرم توش!

565
00:43:07,918 --> 00:43:11,839
‫فکر کنم راه افتاده داره میاد

566
00:43:13,007 --> 00:43:15,509
‫اریک، تو کارِ درستی کردی که بهم گفتی

567
00:43:16,093 --> 00:43:18,429
‫حالا، باید ازت بخوام همین‌جا بمونی

568
00:43:18,512 --> 00:43:22,600
‫باید برم یه قهوه بگیرم
‫چون حس می‌کنم قراره شبِ درازی بشه

569
00:43:22,683 --> 00:43:25,769
‫فقط... فقط نرو. من زود برمی‌گردم

570
00:43:47,249 --> 00:43:49,627
‫اوه، یالا! یالا! یالا!

571
00:43:59,428 --> 00:44:01,221
‫- الو؟
‫- جودلان، فقط به من گوش کن

572
00:44:01,305 --> 00:44:04,350
‫- پاشو بیا مطب
‫- اوه، تو فکر کردی کی هستی؟

573
00:44:04,433 --> 00:44:06,518
‫- دوباره داری به زنت می‌خوابی
‫- لعنتی

574
00:44:06,602 --> 00:44:09,313
‫«متأسفم. بیا زندگیِ مشترک بهتری داشته باشیم»

575
00:44:09,396 --> 00:44:12,483
‫«بیا باهم بخوابیم
‫و به جودلان میگم همه چی تمومه»

576
00:44:12,566 --> 00:44:15,486
‫- خب، کونِ لقت، جری!
‫- خفه شو و گوش کن!

577
00:44:15,569 --> 00:44:17,988
‫اریک الان به قتل‌ها اعتراف کرد

578
00:44:18,072 --> 00:44:19,740
‫لایل هم توی راهه

579
00:44:19,823 --> 00:44:21,325
‫شاید جونم در خطر باشه

580
00:44:21,408 --> 00:44:23,911
‫می‌خوام بیای اینجا تا شاهد باشی

581
00:44:23,994 --> 00:44:26,413
‫- نه. من نمیام اونجا
‫- چرا، میای

582
00:44:26,497 --> 00:44:29,333
‫- اوه، تا بتونن منم بکشن؟
‫- نه! این کارو نمی‌کنه!

583
00:44:29,416 --> 00:44:32,920
‫هیچکس تو رو نمی‌کشه!
‫فقط همین الان بیا اینجا.

584
00:44:34,088 --> 00:44:35,088
‫چی؟ جری!

585
00:44:35,589 --> 00:44:36,423
‫چی؟

586
00:44:36,507 --> 00:44:38,842
‫لعنتی! لعنتی! لعنتی!

587
00:44:41,553 --> 00:44:43,013
‫یالا! یالا! یالا!

588
00:44:43,097 --> 00:44:45,724
‫کیرم دهنت! مادر جنده! برو!

589
00:44:46,558 --> 00:44:47,726
‫برو جلو!

590
00:45:51,457 --> 00:45:53,751
‫خیلی وقته که منتظری؟

591
00:45:56,754 --> 00:45:58,380
به هر حال دکتره دیگه، آره؟

592
00:46:07,264 --> 00:46:08,557
‫تو بهش چی گفتی؟

593
00:46:08,640 --> 00:46:11,643
‫- لایل، بیا بشین
‫- خفه خون بگیر. من با تو حرف نمی‌زنم

594
00:46:11,727 --> 00:46:14,480
‫چی براش تعریف کردی؟
‫بهش چی گفتی؟ هان؟

595
00:46:14,563 --> 00:46:16,940
‫در مورد چی؟ در مورد مامان و بابا؟

596
00:46:17,024 --> 00:46:19,276
‫چون ما نمی‌دونیم کی اونا رو کشته

597
00:46:20,319 --> 00:46:21,779
‫من همه چی رو بهش گفتم

598
00:46:22,696 --> 00:46:24,698
‫باشه. همه چی در مورد چی؟

599
00:46:24,782 --> 00:46:28,285
‫این که احتمالاً کارِ مافیا بوده؟
‫این که احتمالاً اراذل کشتنش؟

600
00:46:28,869 --> 00:46:33,874
‫لایل، کابوس‌هایی که می‌دیدم...
‫باید به یکی می‌گفتم.

601
00:46:35,918 --> 00:46:37,085
‫اون همه چی رو بهم گفت

602
00:46:37,169 --> 00:46:39,588
‫خیلی خب، نمی‌دونم منظورت چیه که
‫«اون همه چی رو بهم گفت!»

603
00:46:39,671 --> 00:46:41,048
‫نمی‌دونم «همه چی» چه کوفتیه

604
00:46:41,131 --> 00:46:43,091
‫چون اون گفته،
‫به این معنا نیست که حقیقت داره!

605
00:46:43,592 --> 00:46:44,635
‫لایل...

606
00:46:45,260 --> 00:46:47,596
‫من می‌ترسیدم... می‌ترسیدم خودکشی کنم

607
00:46:47,679 --> 00:46:48,680
‫لایل، خواهش می‌کنم

608
00:46:48,764 --> 00:46:51,600
‫میشه لطفاً خفه خون بگیری؟
‫دارم با برادرم حرف می‌زنم!

609
00:46:52,559 --> 00:46:53,559
‫ما اونا رو کشتیم

610
00:46:54,686 --> 00:46:55,686
‫ما بهشون شلیک کردیم

611
00:47:03,570 --> 00:47:05,572
‫- اون زنیکه کی بود؟
‫- چی؟

612
00:47:05,656 --> 00:47:06,824
‫اون زنیکه کدوم خری بود؟

613
00:47:06,907 --> 00:47:08,242
‫نمی‌دونم

614
00:47:08,325 --> 00:47:10,619
‫این مطب عایقِ صداست

615
00:47:10,702 --> 00:47:13,455
‫میشه لطفاً بشینی، لایل؟
‫اشکالی نداره.

616
00:47:13,539 --> 00:47:15,374
‫- اشکالی نداره؟
‫- میشه فقط بشینی؟

617
00:47:15,457 --> 00:47:16,583
‫بهم بگو چطور اشکالی نداره.

618
00:47:16,667 --> 00:47:19,227
‫اگه من و اریک پدر و مادرمون رو کشته باشیم،
‫این چطور اشکالی نداره؟

619
00:47:19,294 --> 00:47:23,048
‫لایل، تو که تفنگ نداری، مگه نه؟

620
00:47:23,924 --> 00:47:26,301
‫خیلی خب، این جلسه محرمانه‌ست

621
00:47:26,385 --> 00:47:28,804
‫هرچی که اینجا بگی، محرمانه‌ست

622
00:47:29,304 --> 00:47:33,684
‫هرچی که به من یا برادرت بگی،
‫نمی‌تونم به کسی بگم،

623
00:47:33,767 --> 00:47:35,686
‫پس اشکالی نداره اگه فقط...

624
00:47:35,769 --> 00:47:38,647
‫- اگه چیکار کنم؟
‫- اگه فقط بهم بگی چی تو جیبته!

625
00:47:38,730 --> 00:47:40,858
‫- لطفاً این کارو نکن
‫- تو بتمرگ سرِ جات، اریک!

626
00:47:40,941 --> 00:47:44,194
‫اصلاً نمی‌دونم الان باید باهات چیکار کنم!
‫دیگه اصلاً نمی‌دونم کی هستی!

627
00:47:44,278 --> 00:47:45,696
‫من برادر ندارم!

628
00:47:45,779 --> 00:47:47,614
‫فقط نیاز داشتم به یکی بگم

629
00:47:47,698 --> 00:47:50,742
‫خب، پس به من بگو کُس‌خل!
‫به منِ کُس‌کش بگو!

630
00:47:50,826 --> 00:47:54,663
‫آخه کیرم دهنت! چرا همچین قصه‌ای
‫از تو کونت در آوردی، اریک؟

631
00:47:54,746 --> 00:47:58,709
‫من دروغ نگفتم، لایل.
‫ما انجامش دادیم!

632
00:48:00,335 --> 00:48:02,421
‫لایل، بهم بگو چی توی جیبته

633
00:48:02,504 --> 00:48:04,339
‫یه شکلات اسنیکرزِ گُنده‌ست، باشه؟

634
00:48:04,423 --> 00:48:06,800
‫یکم پیش 300 تا از اینا رو
‫جلوی خونه‌مون پخش کردم

635
00:48:06,884 --> 00:48:08,969
‫بچه‌ها عاشق خونه‌ی مان.
‫ما آدم‌های خوبی هستیم.

636
00:48:15,601 --> 00:48:18,020
‫تو شبِ مورد علاقه‌ام
‫از سال رو خراب کردی

637
00:48:19,354 --> 00:48:22,816
‫با این دروغ‌هایی که گفتی

638
00:48:22,900 --> 00:48:25,485
‫- اینا دروغ نیست
‫- میشه خفه خون بگیری؟

639
00:48:25,569 --> 00:48:28,113
‫- دکتر اوزیل نمی‌تونه بگه...
‫- خفه خون بگیر و بذار فکر کنم

640
00:48:35,537 --> 00:48:38,373
‫چون اگه واقعاً انجامش داده بودیم،
‫اون وقت همین‌جا می‌کشتیمت.

641
00:48:38,457 --> 00:48:40,000
‫- لایل
‫- مگه نه؟

642
00:48:41,877 --> 00:48:43,420
‫فکر نکنم این فکرِ خوبی باشه

643
00:48:51,053 --> 00:48:53,221
‫- تو می‌ترسی، دکتر اوزیل؟
‫- لایل!

644
00:48:56,224 --> 00:48:58,143
من به انتخاب خودم
با ترس زندگی نمی‌کنم

645
00:48:58,644 --> 00:48:59,937
‫بابام هم نمی‌ترسید

646
00:49:03,899 --> 00:49:06,151
‫فقط چون برادرم یه چیزی بهت میگه،

647
00:49:06,860 --> 00:49:09,404
‫باعث نمیشه حقیقت داشته باشه، دکتر اوزیل

648
00:49:11,740 --> 00:49:15,577
‫لایل، دکتر اوزیل نمی‌تونه به کسی بگه.
‫چرا نمی‌تونی این رو بفهمی؟

649
00:49:15,661 --> 00:49:18,413
‫هیچکس قرار نبود
‫بفهمه چیکار کردیم، اریک!

650
00:49:18,497 --> 00:49:20,415
‫هیچکس قرار نبود بفهمه، کُس‌خل!

651
00:49:21,041 --> 00:49:22,793
‫اون جنایتِ بی‌نقص بود

652
00:49:22,876 --> 00:49:25,253
‫و حتی اگه بابا زنده بود
‫بهمون افتخار می‌کرد

653
00:49:25,337 --> 00:49:28,548
‫حتی اونم بهمون افتخار می‌کرد.
‫خودت این رو گفتی.

654
00:49:38,350 --> 00:49:40,519
‫هیچکس قرار نیست بفهمه، درسته؟

655
00:49:42,062 --> 00:49:45,983
‫هرچی اینجا بگیم، نمی‌تونه برای متهم کردنمون
‫توی دادگاه استفاده شه، پس اشکالی نداره

656
00:49:46,483 --> 00:49:49,361
‫و می‌تونیم فقط بگیم اون داشته...
‫چیکار می‌کرده؟

657
00:49:50,320 --> 00:49:51,571
‫یه ورزشِ ذهنی می‌کرده؟

658
00:49:51,655 --> 00:49:53,240
‫- آره
‫- آره

659
00:49:53,323 --> 00:49:56,410
‫کاملاً درسته. من نمی‌تونم به هیچکس بگم

660
00:49:57,285 --> 00:49:58,285
‫هیچکس

661
00:50:01,665 --> 00:50:04,001
‫فقط نیاز داشتم با یکی حرف بزنم

662
00:50:07,713 --> 00:50:09,297
‫لایل، لطفاً بشین

663
00:50:16,054 --> 00:50:21,184
‫فکر کنم شاید این بتونه چیز خوبی باشه

664
00:50:21,268 --> 00:50:22,268
‫چی؟

665
00:50:22,310 --> 00:50:25,022
‫بیاید یه لحظه فرض کنیم
‫که شما محکوم بشید

666
00:50:25,105 --> 00:50:27,149
‫- صبر کن، تو گفتی که...
‫- من قرار نیست به کسی بگم...

667
00:50:27,232 --> 00:50:30,736
‫من نمی‌تونم به کسی بگم، خب؟
‫این قضیه روشنه؟

668
00:50:30,819 --> 00:50:33,655
‫اگه گیر بیفتید،
‫من باعثش نخواهم بود.

669
00:50:34,197 --> 00:50:39,244
‫ولی اگه... بر فرض یه شاهدی باشه...

670
00:50:46,752 --> 00:50:48,045
‫من می‌تونم ناجیِ شما بشم

671
00:50:49,337 --> 00:50:50,380
‫چطوری؟

672
00:50:50,964 --> 00:50:55,510
‫چون می‌دونم واقعاً چه اتفاقی افتاده،
‫البته اگه همه چی رو بهم بگید.

673
00:50:56,219 --> 00:50:59,347
‫می‌تونم توی دادگاه شهادت بدم شما می‌ترسیدید

674
00:50:59,931 --> 00:51:03,685
‫دیگه نمی‌تونستید پدرِ کنترل‌گرتون رو تحمل کنید

675
00:51:04,519 --> 00:51:07,647
‫قتل‌ها انواع مختلفی دارن، می‌دونید؟

676
00:51:07,731 --> 00:51:11,735
‫جرائم ناشی از خشم رو داریم
‫که طرف یهویی از کوره در میره

677
00:51:12,944 --> 00:51:16,531
و البته در مقابل جنایتی
که از قبل بهش فکر شده

678
00:51:16,615 --> 00:51:21,787
‫جنایتی با انگیزه‌ی قبلی...
‫مثل یه قتلِ جامعه‌ستیزانه.

679
00:51:23,038 --> 00:51:26,750
‫خب به نظرت کدوم یکیه؟

680
00:51:30,045 --> 00:51:31,797
‫ما جامعه‌ستیزیم، دکتر اوزیل؟

681
00:51:32,297 --> 00:51:37,219
‫خب، نه، برای همین فکر می‌کنم
‫باید بیاید و کل داستان رو برام تعریف کنید

682
00:51:37,302 --> 00:51:38,470
‫پس اینطور فکر می‌کنی، هان؟

683
00:51:39,596 --> 00:51:40,514
‫آره، اینطور فکر می‌کنم

684
00:51:40,597 --> 00:51:42,241
‫- اریک، یالا
‫- واقعاً نظرم اینه

685
00:51:42,265 --> 00:51:45,310
‫واقعاً فکر می‌کنم باید برگردید.
‫به نظرم می‌تونم کمکتون کنم.

686
00:51:45,393 --> 00:51:49,689
‫راستش... الان قراره چیکار کنی؟

687
00:51:50,774 --> 00:51:54,194
‫- قراره به دایان سایر زنگ بزنی؟
‫- چی؟

688
00:51:54,277 --> 00:52:00,117
‫ازت می‌پرسم الان قراره
‫با این اطلاعات چیکار کنی

689
00:52:01,618 --> 00:52:02,618
‫هیچی

690
00:52:05,455 --> 00:52:07,707
‫میرم با زنم شام می‌خورم

691
00:52:14,256 --> 00:52:15,257
‫باشه

692
00:52:20,220 --> 00:52:21,221
‫خیلی خب

693
00:52:22,764 --> 00:52:24,474
‫موفق باشی، دکتر اوزیل

694
00:53:01,469 --> 00:53:02,596
‫[ساختمان پزشکان بدفورد]

695
00:53:06,016 --> 00:53:07,184
‫ماشینم توی خیابون رکسفورده

696
00:53:11,438 --> 00:53:12,606
‫باشه

697
00:53:12,689 --> 00:53:14,065
‫می‌رسونمت

698
00:53:46,389 --> 00:53:49,184
‫- شرمنده، لایل
‫- نه. نه

699
00:53:56,274 --> 00:53:57,275
‫اشکالی نداره

700
00:54:02,489 --> 00:54:05,242
‫- حالا می‌دونیم باید چیکار کنیم
‫- چی؟

701
00:54:09,079 --> 00:54:10,571
‫باید اون رو بکشیم

702
00:54:11,295 --> 00:54:31,295
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

