﻿1
00:00:05,357 --> 00:00:16,402
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:24,357 --> 00:00:27,402
‫- می‌دونیم. برای سانس ساعت 10:55 نیومدیم.
‫- باشه.

3
00:00:27,485 --> 00:00:30,572
‫- برای سانس ساعت 9:50 اومدیم!
‫- کسی هست که کارمون رو سریع‌تر راه بندازه؟

4
00:00:30,655 --> 00:00:33,074
‫- آقا، بهتون گفتم تعطیله.
‫- آره، آره، آره.

5
00:00:33,158 --> 00:00:36,077
‫گفتی بابا.
‫ولی بازم شراب سفید ‌سفارش دادم.

6
00:00:50,216 --> 00:00:51,968
‫یا خدا. کسی اینجا نیست.

7
00:01:54,531 --> 00:01:58,076
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم.
‫اومدم خونه و پیداشون کردم.

8
00:02:00,120 --> 00:02:02,080
‫مامان و بابام.

9
00:02:10,380 --> 00:02:13,633
‫بشینید رو زمین!
‫کس دیگه‌ای تو خونه هست؟

10
00:02:13,716 --> 00:02:15,677
‫ما تلفن کردیم.

11
00:02:16,177 --> 00:02:18,057
‫- کس دیگه‌ای تو خونه هست؟
‫- نه. ما تماس گرفتیم.

12
00:02:18,096 --> 00:02:20,014
‫باشه. بریم. زود باشید.

13
00:02:21,141 --> 00:02:23,101
‫پلیس! دارم میایم داخل! پلیس!

14
00:02:23,184 --> 00:02:25,228
‫منو ببین. کاراگاه زولر هستم.

15
00:02:25,311 --> 00:02:27,564
‫ایشون هم کاراگاه لینهان. باشه؟

16
00:02:28,064 --> 00:02:29,732
‫- کسی رو ندیدی؟
‫- نه.

17
00:02:29,816 --> 00:02:32,360
‫رفتم تو خونه
‫و همه جا رو دود گرفته بود.

18
00:02:32,443 --> 00:02:35,464
‫- صحنۀ جرم امن شد! دو جسد پیدا کردیم.
‫- نمی‌دونی ممکنه کار کی باشه؟

19
00:02:35,488 --> 00:02:38,283
‫بابام یه تاجر خیلی خیلی بانفوذ بود.

20
00:02:38,366 --> 00:02:40,869
‫تو این سال‌ها مجبور بوده
‫با آدمای مشکوک طرف بشه.

21
00:02:40,952 --> 00:02:42,328
‫کار مافیا بوده!

22
00:02:42,412 --> 00:02:43,412
‫آره!

23
00:02:44,289 --> 00:02:45,206
‫آره، شاید...

24
00:02:45,290 --> 00:02:46,124
‫آنجل.

25
00:02:46,207 --> 00:02:49,085
‫سرکار آنجل شما رو می‌بره کلانتری
‫تا اظهاراتتون رو ثبت کنه.

26
00:02:49,169 --> 00:02:50,169
‫باشه؟

27
00:02:51,337 --> 00:02:52,337
‫آنجل، زود باش.

28
00:03:00,889 --> 00:03:03,349
‫چه خبره؟ چی شده؟ چی شده؟

29
00:03:03,433 --> 00:03:05,476
‫- یکی والدینمون رو کشته!
‫- چی؟

30
00:03:07,103 --> 00:03:08,313
‫وای خدای من.

31
00:03:22,869 --> 00:03:24,149
‫می‌خوای تو اول شروع کنی؟

32
00:03:24,204 --> 00:03:26,873
‫- چون من اول...
‫- نه. تو اول تعریف کن.

33
00:03:39,469 --> 00:03:42,305
‫- صدای تیراندازی رو تلویزیون ضبط شده؟
‫- آره.

34
00:03:43,848 --> 00:03:45,058
‫میشه خاموشش کنیم؟

35
00:04:07,080 --> 00:04:09,290
‫اولین چیزی که توجه‌م رو جلب کرد

36
00:04:10,500 --> 00:04:12,585
‫دودی بود که همه جا رو گرفته بود...

37
00:04:15,296 --> 00:04:18,883
‫و شروع کردم به فریاد زدن.

38
00:04:20,551 --> 00:04:21,552
‫اونا انگار...

39
00:04:23,805 --> 00:04:27,016
‫انگار واقعی نبودن.

40
00:04:30,228 --> 00:04:35,233
‫و دویدم طبقۀ بالا و به مربی تنیسم زنگ زدم.
‫دلیلش رو نمی‌دونم.

41
00:04:35,900 --> 00:04:37,735
‫ولی لایل به پلیس زنگ زد.

42
00:04:38,444 --> 00:04:39,779
‫دمای کبد چنده؟

43
00:04:39,862 --> 00:04:40,989
‫32 درجه.

44
00:04:41,948 --> 00:04:45,743
‫- پس زمان مرگ حوالی ساعت 9:30 بوده؟
‫- 10.

45
00:04:47,745 --> 00:04:49,372
‫تماس 911 چه ساعتی گرفته شده؟

46
00:04:50,957 --> 00:04:52,166
‫11:47.

47
00:04:52,792 --> 00:04:54,085
‫حدود دو ساعت بعدش.

48
00:05:16,441 --> 00:05:20,987
‫بابام تو کارش دوستان زیادی نداشت.

49
00:05:23,489 --> 00:05:27,160
‫همیشه می‌گفت مافیا قصد جونش رو داره.

50
00:05:28,328 --> 00:05:29,871
‫تمام پوکه‌ها رو برداشتن.

51
00:05:31,122 --> 00:05:34,292
‫امکان نداره بفهمیم ترتیب شلیک‌ها چطور بوده.

52
00:05:34,876 --> 00:05:37,670
‫اگه کار مافیا بود تر و تمیزتر بود، نه؟

53
00:05:37,754 --> 00:05:38,796
‫آخه با شاتگان؟

54
00:05:40,840 --> 00:05:42,467
‫اگه کار اونا بود به زنه کاری نداشتن.

55
00:05:49,891 --> 00:05:52,393
‫وایسا، واقعاً مُردن؟

56
00:05:54,145 --> 00:05:55,646
‫وای خدا، مُردن؟

57
00:06:25,134 --> 00:06:29,597
‫تا وقتی مشخص نشه
‫از خونه چیزی به سرقت رفته،

58
00:06:29,680 --> 00:06:32,725
‫پس به‌خاطر پدرم

59
00:06:32,809 --> 00:06:34,602
‫همچین اتفاقی افتاده.

60
00:06:36,396 --> 00:06:37,897
‫منظورت چیه؟

61
00:06:38,398 --> 00:06:43,027
‫برای آر‌سی‌ای رکوردز کار می‌کرد،
‫و مرد خیلی مهمی بود.

62
00:06:44,112 --> 00:06:45,905
‫پدر خیلی خوبی بود،

63
00:06:47,198 --> 00:06:50,201
‫ولی برای شرکت‌های کوچیک‌تر کار می‌کرد،

64
00:06:51,035 --> 00:06:53,037
‫و با گروه‌های خیلی بدنامی...

65
00:06:54,956 --> 00:06:56,791
‫در ارتباط بود.

66
00:07:01,421 --> 00:07:03,297
‫پدرم خیلی سخت‌گیر بود،

67
00:07:04,173 --> 00:07:07,718
‫و همیشه از آدم انتظار زیادی داشت.
‫تلاش بیشتر و بیشتر و بیشتر.

68
00:07:09,887 --> 00:07:12,348
‫مردی بود که نتیجۀ کار براش مهم بود.

69
00:07:24,026 --> 00:07:26,404
‫سرکار آنجل شما رو می‌رسونه خونه.

70
00:07:44,213 --> 00:07:46,549
‫یکی‌شون گفت وقتی اومده تو خونه

71
00:07:46,632 --> 00:07:50,011
‫پر از دود بوده،
‫اونم دو ساعت بعد از تیراندازی.

72
00:07:51,387 --> 00:07:53,055
‫با شیشه‌های شکسته؟

73
00:08:28,799 --> 00:08:30,009
‫من دخل مامان رو میارم.

74
00:08:47,860 --> 00:08:51,822
‫- ببخشید. نمی‌تونی بازش کنی.
‫- راکت تنیسم رو می‌خوام.

75
00:08:51,906 --> 00:08:55,618
‫- هی! لطفاً از ماشین فاصله بگیرید.
‫- کلاس تنیس داره.

76
00:08:55,701 --> 00:08:58,287
‫پسرها بیایید تو خونه.

77
00:08:58,371 --> 00:09:00,206
‫ببینید چیزی دزدیده نشده.

78
00:09:04,377 --> 00:09:05,377
‫باشه.

79
00:09:10,258 --> 00:09:12,301
‫تمام طلاهای مامانم سر جاشه.

80
00:09:43,124 --> 00:09:45,751
‫الان میام.
‫باید برم دستشویی.

81
00:10:01,267 --> 00:10:04,395
‫میگم کاراگاه گفت عیب نداره
‫ساک تنیسم رو بردارم.

82
00:10:30,171 --> 00:10:31,172
‫ممنون، سرکار.

83
00:10:48,606 --> 00:10:53,277
‫برای برگزاری مراسم یادبود روز جمعه
‫تئاتر دی‌جی‌ای رو رزرو کردیم

84
00:10:53,361 --> 00:10:57,907
‫که نشون بدیم پدرتون در شرکت «سرگرمی لایو»
‫چه آدم مهمی بوده.

85
00:10:57,990 --> 00:11:00,242
‫اگه اشکال نداره من و اریک
‫چند کلام حرف بزنیم.

86
00:11:00,326 --> 00:11:02,703
‫و ایده‌های خوبی دارم
‫که چطور تاثیرگذارتر باشه،

87
00:11:02,787 --> 00:11:04,246
‫با پخش موسیقی و غیره.

88
00:11:04,330 --> 00:11:05,330
‫البته.

89
00:11:05,373 --> 00:11:09,585
‫بچه‌ها، احتمالاً بایستی در خصوص پول حرف بزنیم.

90
00:11:09,669 --> 00:11:12,046
‫می‌دونم از بیمۀ عمر برخوردار می‌شید،

91
00:11:12,129 --> 00:11:16,592
‫و من از جزئیات وصیت‌نامۀ خوزه بی اطلاعم،

92
00:11:17,385 --> 00:11:21,138
‫تصور می‌کنم ارث زیادی بهتون می‌رسه.

93
00:11:21,222 --> 00:11:26,394
‫هر چیزی که تو زندگی‌ ممکن بود بخواید
‫براتون فراهم کردیم.

94
00:11:26,477 --> 00:11:27,895
‫به معنای واقعیِ کلمه همه چی.

95
00:11:27,978 --> 00:11:28,813
‫بیا.

96
00:11:28,896 --> 00:11:33,025
‫اونوقت می‌رید از خونۀ مردم دزدی می‌کنید.

97
00:11:33,109 --> 00:11:34,109
‫بابا، می‌تونم توضیح بدم...

98
00:11:34,151 --> 00:11:39,156
‫یه سری خط قرمز هست که نباید ازش رد بشید،
‫و اگه بشید عواقبی داره.

99
00:11:39,240 --> 00:11:40,533
‫باید از خونه برید.

100
00:11:40,616 --> 00:11:42,243
‫می‌دونید مشکل چیه؟

101
00:11:42,743 --> 00:11:45,413
‫مشکل اینجاست که همه چی
‫در اختیارتون می‌ذاریم ولی دیگه...

102
00:11:46,914 --> 00:11:48,332
‫دیگه تموم شد.

103
00:11:50,710 --> 00:11:53,504
‫چون هر دوتون رو... گوشتون با منه؟

104
00:11:53,587 --> 00:11:56,841
‫از ارث محروم کردم، نه؟

105
00:11:56,924 --> 00:11:59,051
‫و انجام شده.
‫پس موفق باشید، بچه‌ها.

106
00:11:59,593 --> 00:12:00,636
‫خودتون هستید و خودتون.

107
00:12:06,434 --> 00:12:09,812
‫عزاداریم. وقت نداشتیم به این چیزا فکر کنیم.

108
00:12:09,895 --> 00:12:12,606
‫خب، حرفم اینه که ممکنه خیلی طول بکشه.

109
00:12:12,690 --> 00:12:16,444
‫می‌دونم کارت اعتباری دارید،
‫نگرانی فعلی‌ تامین امنیت شماست.

110
00:12:16,527 --> 00:12:18,028
‫و این ممکنه گرون در بیاد.

111
00:12:18,946 --> 00:12:21,323
‫بفرمایید، آقایون این طرف.

112
00:12:22,533 --> 00:12:25,327
‫اگه کار مافیا باشه،
‫ممکنه سراغ شما بیان.

113
00:12:25,411 --> 00:12:29,707
‫پس شرکت لایو محافظت
‫24 ساعته براتون فراهم می‌کنه.

114
00:12:29,790 --> 00:12:31,041
‫برامون محافظ می‌ذارید؟

115
00:12:31,125 --> 00:12:34,003
‫آره، با توجه به شرایط فعلی مناسبه.

116
00:12:34,086 --> 00:12:37,798
‫- و برای رفت و آمد؟
‫- خب لیموزن در اختیارتونه.

117
00:12:38,299 --> 00:12:39,884
‫باشه، ولی برای هر دومون.

118
00:12:41,427 --> 00:12:45,139
‫- یه لیموزین دیگه می‌خواید؟
‫- آره، عالی میشه.

119
00:12:45,222 --> 00:12:47,725
‫یارو محافظ می‌تونه کارامون رو انجام بده،

120
00:12:47,808 --> 00:12:49,894
‫اگه لازم داشتیم بره پینک ‌دات یا...

121
00:12:49,977 --> 00:12:52,354
‫نه، اون وظیفۀ دستیاره.

122
00:12:52,438 --> 00:12:54,356
‫آره، دو دستیار هم خوبه.

123
00:12:56,859 --> 00:13:00,154
‫و کنجکاوم بدونم.

124
00:13:01,489 --> 00:13:04,867
‫پلیس با شما تماس گرفته یا سرنخ جدیدی...

125
00:13:04,950 --> 00:13:07,870
‫آره. نمی‌دونید ممکنه کار کی بوده؟

126
00:13:09,705 --> 00:13:12,583
‫خب، به نظر میاد سرنخ دارن.

127
00:13:15,044 --> 00:13:19,757
‫شب قتل یه هاچبک سفید دم خونه‌تون بوده،

128
00:13:19,840 --> 00:13:24,929
‫که با ماشینی که تو خونۀ
‫یه تهیه‌کننده پورن پیدا کردن مطابقت داره.

129
00:13:25,012 --> 00:13:27,473
‫نُه بار بهش شلیک شده.

130
00:13:32,770 --> 00:13:37,233
‫- عجب. پس پرونده بسته شد، درسته؟
‫- فکر نمی‌کنم اتفاقی باشه.

131
00:13:37,316 --> 00:13:40,945
‫پیتر، اگه مسئله اینه،
‫دیگه نمی‌تونیم تو خونه بمونیم. امن نیست.

132
00:13:41,028 --> 00:13:44,532
‫- من و اریک باید یه جای امن بمونیم.
‫- البته. ما...

133
00:13:44,615 --> 00:13:45,866
‫هتل بل‌ایر.

134
00:14:01,507 --> 00:14:04,301
‫سلام. می‌خواستم سرویس اتاق سفارش بدم.

135
00:14:04,802 --> 00:14:08,055
‫آره، پنیر گریل می‌خوام و...

136
00:14:10,140 --> 00:14:12,351
‫آره، نه. آب لوله‌کشی خوبه.

137
00:14:12,434 --> 00:14:13,769
‫چیزی می‌خوای؟

138
00:14:16,188 --> 00:14:17,940
‫بدش من.

139
00:14:18,023 --> 00:14:19,066
‫یه لحظه گوشی.

140
00:14:19,149 --> 00:14:21,443
‫الان پنیر گریل و آب لوله‌کشی سفارش دادی؟

141
00:14:22,027 --> 00:14:23,028
‫آره.

142
00:14:23,612 --> 00:14:28,075
‫چند تا شاه میگو دارید؟
‫تعداد واقعیش رو می‌خوام بدونم.

143
00:14:30,035 --> 00:14:32,788
‫چند تا خوراک میگو میشه باهاش درست کرد؟

144
00:14:33,289 --> 00:14:36,750
‫باشه. عالیه. 24 تا خوراک میگو می‌خوام،
‫بدون دم،

145
00:14:36,834 --> 00:14:40,170
‫و یه جعبه، بطری نه، یه جعبه شراب پریر.

146
00:14:40,254 --> 00:14:41,463
‫پریر دارید؟

147
00:14:42,339 --> 00:14:43,716
‫ایولا، دارید! باشه، عالیه!

148
00:14:43,799 --> 00:14:46,260
‫عجله کنید،
‫هزینه‌ش به کرایه اتاق اضافه کنید. ممنون.

149
00:14:46,844 --> 00:14:50,347
‫لایل، یه کم صرفه‌جویی بد نیست.

150
00:14:50,431 --> 00:14:52,200
‫- وصیت‌نامه چی؟
‫- تو حالیت نیست!

151
00:14:52,224 --> 00:14:55,603
‫حالیت نیست، اریک.
‫موفق شدیم. ترکوندیم بابا.

152
00:14:55,686 --> 00:14:57,980
‫باشه؟

153
00:14:58,480 --> 00:14:59,857
‫زندگی‌ سابقمون یه چیز بود،

154
00:15:00,608 --> 00:15:03,027
‫و تصمیم گرفتیم دیگه تحمل نکنیم.

155
00:15:03,110 --> 00:15:05,589
‫درسته؟ می‌خواستیم از زندگی لذت ببریم،
‫پس کاری رو کردیم که واجب بود.

156
00:15:05,613 --> 00:15:09,158
‫یه تصمیم کوفتی گرفتیم،
‫و الان به خواسته‌مون رسیدیم! اون مدل زندگی رو داریم.

157
00:15:09,241 --> 00:15:13,120
‫آره. دیگه عمراً به عقب نگاه کنیم.

158
00:15:13,203 --> 00:15:15,915
‫پس از الان شروع میشه،

159
00:15:17,541 --> 00:15:19,043
‫خواسته‌‌های زیادی از زندگی داریم.

160
00:15:19,126 --> 00:15:20,294
‫و این یعنی ولخرجی.

161
00:15:20,377 --> 00:15:24,840
‫و یعنی دیگه مجبور نیستی
‫آب لوله‌کشی تخمی بخوری، اریک!

162
00:15:26,008 --> 00:15:28,010
‫ما تو وصیت‌نامه هستیم؟
‫احتمالاً نه.

163
00:15:28,093 --> 00:15:30,054
‫پس وصیت‌نامه رو پیدا می‌کنیم
‫و از بین می‌بریم،

164
00:15:30,137 --> 00:15:32,848
‫ولی تا اون موقع،
‫کیف دنیا رو می‌کنیم.

165
00:15:34,141 --> 00:15:35,141
‫باشه؟

166
00:15:35,601 --> 00:15:37,937
‫و دیگه هیچ وقت به گذشته نگاه نمی‌کنیم.

167
00:15:38,729 --> 00:15:39,730
‫هیچ وقت.

168
00:16:14,598 --> 00:16:15,599
‫این یکی.

169
00:16:16,558 --> 00:16:19,019
‫این یکی و این یکی.

170
00:16:22,022 --> 00:16:23,357
‫منم این سه تا رو می‌خوام.

171
00:16:32,408 --> 00:16:34,493
‫ده تا از این، ده تا از اون،
‫و ده تا از این می‌خوام.

172
00:16:36,370 --> 00:16:37,204
‫بیشتر.

173
00:16:39,665 --> 00:16:40,665
‫بازم.

174
00:16:44,545 --> 00:16:46,547
‫آره، مادر جنده! ایول!

175
00:16:46,630 --> 00:16:48,716
‫تمام رنگ‌های این شلوار رو بگیر، داداش.

176
00:16:48,799 --> 00:16:50,175
‫این کوفتی رو می‌بینی؟

177
00:16:50,259 --> 00:16:51,301
‫هی!

178
00:16:51,885 --> 00:16:54,888
‫- مارک هفرمن هستم. از آشناییت خوشوقتم.
‫- آره. منم.

179
00:16:57,391 --> 00:16:58,392
‫خودشه!

180
00:17:09,403 --> 00:17:10,403
‫زود باش! زود باش!

181
00:17:11,155 --> 00:17:12,155
‫ایول!

182
00:17:34,511 --> 00:17:37,473
‫خب به کجای پرونده منندز رسیدیم؟

183
00:17:37,556 --> 00:17:39,641
‫چند تا مصاحبه دیگه باید انجام بدیم.

184
00:17:39,725 --> 00:17:41,727
‫از اعضای خانواده، دوستان خانواده.

185
00:17:41,810 --> 00:17:43,979
‫همکاران تجاری خوزه منندز...

186
00:17:44,063 --> 00:17:46,815
‫و چند تا سرنخ جدید رو دنبال می‌کنیم.

187
00:17:46,899 --> 00:17:49,401
‫به دستگیری قاتلان نزدیک شدیم؟

188
00:17:49,485 --> 00:17:52,029
‫نه. در حال حاضر نه، رئیس.

189
00:17:52,988 --> 00:17:54,865
‫خب این باید عوض بشه.

190
00:17:55,616 --> 00:17:57,868
‫متوجه هستید تو این شهر چه خبره؟

191
00:17:57,951 --> 00:18:01,121
‫یه زوج خوب تو خونۀ خودشون
‫تو یه عصر آروم یکشنبه

192
00:18:01,205 --> 00:18:03,165
‫قلع و قمع شدن.

193
00:18:03,832 --> 00:18:06,502
‫همچین اتفاقی نباید تو بورلی هیلز بیفته.

194
00:18:06,585 --> 00:18:08,003
‫کامپتون که نیست.

195
00:18:08,879 --> 00:18:12,674
‫بعد از کشتار‌‌ خانوادۀ منندز،
‫اهالی دچار وحشت شدن.

196
00:18:12,758 --> 00:18:16,804
‫بدبین شدن. احساس امنیت نمی‌کنن،
‫می‌ترسن که نفری بعدی باشن.

197
00:18:17,471 --> 00:18:19,598
‫تیم امنیتی استخدام می‌کنن

198
00:18:19,681 --> 00:18:22,559
‫چون می‌ترسن پلیس نتونه ازشون محافظت کنه.

199
00:18:22,643 --> 00:18:25,395
‫حالا این بماند، رسانه‌ها ازمون جواب می‌خوان.

200
00:18:25,479 --> 00:18:26,855
‫می‌دونم اینا رو می‌دونید.

201
00:18:27,523 --> 00:18:31,026
‫اخبار محلی، کشوری،
‫هارد کپی، اینساید ادیشن.

202
00:18:31,110 --> 00:18:33,737
‫و هر روز که این پرونده حل‌نشده باقی بمونه،

203
00:18:33,821 --> 00:18:38,117
‫فشار بیشتر و بیشتر میشه
‫و پرونده بزرگ‌تر میشه،

204
00:18:38,200 --> 00:18:41,328
‫و وجهه‌ی ما بدتر و بدتر میشه.

205
00:18:42,162 --> 00:18:45,541
‫در واقع رئیس گیتس باهام تماس گرفت.

206
00:18:46,667 --> 00:18:50,045
‫گفت مثل احمقا به نظر میایم.

207
00:18:51,338 --> 00:18:55,217
‫ازم پرسید چرا نمی‌تونیم
‫پرونده منندز رو حل کنیم،

208
00:18:55,300 --> 00:18:59,555
‫و با اینحال وقت داریم شخصا بریم
‫سراغ ژا ژا گیبور.

209
00:19:02,724 --> 00:19:04,476
‫از ماشین پیاده بشید، خانم گیبور.

210
00:19:05,686 --> 00:19:08,313
‫گواهینامه و کارت ماشین منقضی شدن.
‫پیاده بشید.

211
00:19:08,397 --> 00:19:11,066
‫خیلی مسخره‌س. به ناهارم دیر می‌رسم.

212
00:19:11,817 --> 00:19:13,068
‫گور بابات. من میرم.

213
00:19:13,152 --> 00:19:15,529
‫نمیشه برید.

214
00:19:15,612 --> 00:19:18,699
‫می‌دونید که رسانه‌های بین‌المللی
‫اخبارش رو پوشش دادن؟

215
00:19:19,658 --> 00:19:22,369
‫اسمش رو گذاشتن
‫«سیلی‌ای که در سراسر دنیا شنیده شد.»

216
00:19:23,453 --> 00:19:27,457
‫بین ژا ژا و قتل‌های منندز،
‫ما ناکارآمد به نظر میایم.

217
00:19:28,500 --> 00:19:32,087
‫اگه این روند ادامه پیدا کنه،
‫فقط مثل دلقک به نظر نمیایم.

218
00:19:32,171 --> 00:19:33,755
‫همگی اخراج می‌شیم.

219
00:19:35,174 --> 00:19:39,469
‫که یعنی باید پروندۀ منندز رو
‫به سرانجام برسونیم.

220
00:19:40,220 --> 00:19:41,220
‫همین حالا.

221
00:19:43,390 --> 00:19:44,390
‫فهمیدید؟

222
00:19:45,184 --> 00:19:46,184
‫بله.

223
00:19:47,394 --> 00:19:48,312
‫خوبه.

224
00:19:48,395 --> 00:19:49,395
‫برید.

225
00:19:53,942 --> 00:19:57,404
‫- مخارج‌تون از کنترل خارج شده.
‫- خب لازم داریم.

226
00:19:57,487 --> 00:20:00,073
‫میشه از کنترل خارج شده رو تعریف کنی؟
‫خیلی مبهمه.

227
00:20:00,157 --> 00:20:02,701
‫می‌دونی، والدینم که فوت شدن،

228
00:20:02,784 --> 00:20:06,413
‫جوری ما رو بار آوردن
‫که باید سبک زندگی معینی داشته باشیم.

229
00:20:06,496 --> 00:20:09,082
‫آره، ولی پولش باید از کجا تامین بشه؟

230
00:20:09,958 --> 00:20:11,210
‫شوخی می‌کنی؟

231
00:20:12,127 --> 00:20:14,327
‫از ارث‌مون،
‫که الان داریم خرجش می‌کنیم.

232
00:20:14,379 --> 00:20:15,579
‫مامان و بابام صریحاً گفتن

233
00:20:15,631 --> 00:20:17,799
‫هر چی دارایی داریم به ما می‌رسه.

234
00:20:19,134 --> 00:20:20,134
‫چی؟

235
00:20:20,552 --> 00:20:21,720
‫از این بابت مطمئنی؟

236
00:20:21,803 --> 00:20:24,181
‫- آره. البته، مطمئنم.
‫- مگه شک داری؟

237
00:20:24,264 --> 00:20:26,850
‫لازمه منتظر قرائت وصیت‌نامه بمونیم.

238
00:20:26,934 --> 00:20:29,895
‫ولی وصیت‌نامه دست شما نیست؟

239
00:20:29,978 --> 00:20:32,022
‫نه، خوزه یه جای دیگه نگه می‌داشت.

240
00:20:32,105 --> 00:20:34,316
‫کجا؟

241
00:20:34,399 --> 00:20:36,777
‫داریم دنبالش می‌گردیم.

242
00:20:36,860 --> 00:20:39,404
‫باید منتظر بمونیم تا عموتون،
‫که وصی شما...

243
00:20:39,488 --> 00:20:41,740
‫نمی‌دونم خاطرت هست یا نه...

244
00:20:43,617 --> 00:20:45,410
‫ولی والدینمون به قتل رسیدن.

245
00:20:48,330 --> 00:20:53,418
‫حق نداریم برای یه ذره خوشحالی پول خرج کنیم؟

246
00:20:55,045 --> 00:20:56,045
‫آره.

247
00:20:56,797 --> 00:20:57,798
‫آره، شاید.

248
00:20:58,882 --> 00:21:01,510
‫میشه سرزنشمون کرد؟

249
00:21:01,593 --> 00:21:02,970
‫تو صورتشون شلیک کرده بودن.

250
00:21:03,053 --> 00:21:07,349
‫متاسفم. نمی‌خواستم بی‌ملاحظه باشم.

251
00:21:08,141 --> 00:21:11,895
‫فقط... کمتر خرج کنید.

252
00:21:11,979 --> 00:21:16,400
‫وقتی عموتون بیاد
‫و وصیت‌نامه پیدا و خوانده بشه،

253
00:21:16,483 --> 00:21:18,026
‫بیشتر مطمئن می‌شیم.

254
00:21:18,527 --> 00:21:20,946
‫لباسا و ساعت‌ها مشکلی نیست.

255
00:21:21,989 --> 00:21:23,782
‫بعضی چیزا رو پس می‌دم.

256
00:21:32,291 --> 00:21:33,291
‫چیه؟

257
00:21:33,333 --> 00:21:35,002
‫بابا جدّی بود، لایل.

258
00:21:35,085 --> 00:21:37,921
‫وقتی وصیت‌نامه رو پیدا کنن
‫کوفتم بهمون نمی‌رسه.

259
00:21:38,005 --> 00:21:42,092
‫- قبلاً گفتی. حق با تو بود.
‫- میشه تمومش کنی؟ لطفا؟

260
00:21:43,510 --> 00:21:46,263
‫گوش کن.
‫من و تو هیچ مشکلی پیدا نمی‌کنیم.

261
00:21:47,055 --> 00:21:49,224
‫وصیت‌نامه برامون دردسر نمیشه.

262
00:21:49,308 --> 00:21:54,062
‫آره، ولی از کجا می‌دونی، لایل؟
‫حتی نمی‌دونیم کدوم گوریه.

263
00:21:56,315 --> 00:21:57,316
‫معلومه که می‌دونیم.

264
00:22:00,193 --> 00:22:02,529
‫یک، دو، سه، چهار.

265
00:22:05,741 --> 00:22:07,284
‫چهار...

266
00:22:07,367 --> 00:22:08,618
‫نه! نه، نکن.

267
00:22:08,702 --> 00:22:10,662
‫منظورت چیه؟
‫باید بازش کنیم.

268
00:22:10,746 --> 00:22:13,123
‫آره، چون کارت اصلاً مشکوک نیست، نه؟

269
00:22:13,206 --> 00:22:14,666
‫بُریدن گاوصندوق بابا؟

270
00:22:14,750 --> 00:22:17,377
‫- باید ذکاوت به خرج بدیم.
‫- باشه. باشه، اریک.

271
00:22:17,461 --> 00:22:19,004
‫خب راه‌حل دیگه چیه؟

272
00:22:26,428 --> 00:22:27,304
‫الو؟

273
00:22:27,387 --> 00:22:29,222
‫بیلی، اریک منندز هستم.

274
00:22:29,973 --> 00:22:30,973
‫اریک؟

275
00:22:31,892 --> 00:22:34,478
‫وای خدای من.
‫چطوری؟ شنیدم...

276
00:22:34,561 --> 00:22:37,230
‫باشه. بابات هنوز وکیل انحصار وراثته؟

277
00:22:38,565 --> 00:22:39,775
‫آره.

278
00:22:39,858 --> 00:22:42,903
‫چطور؟ می خوای گوشی رو بهش بدم؟

279
00:22:42,986 --> 00:22:45,405
‫نه. الان می‌ریم شام بخوریم
‫و بعدش میاییم.

280
00:22:50,118 --> 00:22:51,678
‫گفتی همیشه این کار رو کردی.

281
00:22:51,703 --> 00:22:54,164
‫وقتی رمز گاوصندوق رو نمی‌دونی
‫آدم استخدام می‌کنی که بازش کنه.

282
00:22:54,247 --> 00:22:57,292
‫ولی شماها وصی ارث و میراث هستید؟

283
00:22:57,376 --> 00:23:00,879
‫- من مرد خونه‌م.
‫- عمومون وصی ـه.

284
00:23:00,962 --> 00:23:03,590
‫فردا با هواپیما میاد و همینطور بقیه خانواده.

285
00:23:03,673 --> 00:23:05,008
‫و اونطور که متوجه شدیم،

286
00:23:05,092 --> 00:23:08,387
‫برای باز کردن گاوصندوق
‫به دلایل قانونی حضور وکیل لازمه.

287
00:23:08,470 --> 00:23:10,190
‫- آره، واجبه.
‫- واسه همین به شما زنگ زدیم.

288
00:23:10,222 --> 00:23:12,307
‫باشه. بیا بهش زنگ بزنیم
‫و وکالت بدیم

289
00:23:12,391 --> 00:23:14,142
‫تا یه نفر رو استخدام کنه که بازش کنه.

290
00:23:14,226 --> 00:23:15,226
‫چی؟

291
00:23:15,769 --> 00:23:16,769
‫خب...

292
00:23:18,105 --> 00:23:21,108
‫بدون حضور وصی نمیشه.

293
00:23:21,191 --> 00:23:22,609
‫وگرنه ممنوع‌الوکاله میشم.

294
00:23:22,692 --> 00:23:25,112
‫باشه. پس قفل‌ساز خبر می‌کنم
‫که می‌خواستم همین کار رو بکنم،

295
00:23:25,195 --> 00:23:26,279
‫ولی تو نذاشتی.

296
00:23:26,363 --> 00:23:29,032
‫آره. چون اگه به زور باز بشه،
‫پای پلیس میاد وسط.

297
00:23:29,116 --> 00:23:32,119
‫- خودمون بازش می‌کنیم. ممنون.
‫- نمی‌تونم اجازه بدم.

298
00:23:33,787 --> 00:23:37,707
‫از نظر قانونی باید یه وصی بگم
‫چنین اتفاقی افتاده.

299
00:23:37,791 --> 00:23:41,128
‫در حقیقت، گاوصندوق امشب اینجا می‌مونه.

300
00:23:49,970 --> 00:23:52,556
‫نمی‌ذاری از جلو چشمت دور بشه.
‫فهمیدی؟

301
00:23:54,391 --> 00:23:58,103
‫- چرا من باید بمونم؟
‫- فکر خودت بود. اونم رفیقته.

302
00:23:58,186 --> 00:24:00,480
‫وایسا. کجا میری؟

303
00:24:00,564 --> 00:24:02,816
‫چیزکیک فروشی. با جیمی قرار دارم.

304
00:24:08,655 --> 00:24:10,695
‫مطمئنی اینجا راحتی؟

305
00:24:10,740 --> 00:24:13,034
‫خوبم. شب بخیر، خانم رایت.

306
00:24:42,564 --> 00:24:44,649
‫- گفتی گاوصندوق تو گاراژه؟
‫- آره.

307
00:24:47,235 --> 00:24:50,030
‫- ممنون که اومدی، کارلوس.
‫- تسلیت میگم، رفیق.

308
00:24:51,698 --> 00:24:54,326
‫غم آخرت باشه.

309
00:24:58,872 --> 00:25:00,332
‫دلم براتون تنگ شده بود.

310
00:25:01,124 --> 00:25:01,958
‫فداتون بشم.

311
00:25:10,091 --> 00:25:11,091
‫گاوصندوق بازه.

312
00:25:11,968 --> 00:25:12,968
‫خوبه.

313
00:25:14,012 --> 00:25:15,012
‫حاضرید؟

314
00:25:15,639 --> 00:25:16,639
‫بریم.

315
00:25:18,558 --> 00:25:20,894
‫نه، اول می‌خوام خودم برم.

316
00:25:20,977 --> 00:25:23,855
‫لایل، همه باید باشیم.

317
00:25:23,939 --> 00:25:26,191
‫آره. ببین من وصی دارایی‌هام...

318
00:25:26,274 --> 00:25:28,777
‫که نمی‌خواستم این طور باشه،
‫ولی کاریش نمیشه کرد.

319
00:25:29,361 --> 00:25:31,530
‫همه می‌دونیم پدرم دوست‌دختر زیاد داشت.

320
00:25:32,614 --> 00:25:35,242
‫و می‌خوام مطمئن بشم عکس زشتی چیزی

321
00:25:37,285 --> 00:25:38,912
‫اونجا نباشه.

322
00:25:38,995 --> 00:25:42,249
‫چون نمی‌خوام مادرم بیشتر از این
‫تحقیر بشه، عمو برایان.

323
00:25:43,542 --> 00:25:47,087
‫پس میرم اونجا و یه نگاه میندازم،

324
00:25:47,170 --> 00:25:49,714
‫و بعد یکراست میام بیرون، باشه؟

325
00:25:49,798 --> 00:25:51,424
‫- برو.
‫- باشه، آره.

326
00:26:17,158 --> 00:26:18,910
‫وصیت‌نامه‌ای توش نبود.

327
00:26:18,994 --> 00:26:19,995
‫- چی؟
‫- چی؟

328
00:26:21,329 --> 00:26:22,872
‫- مطمئنی؟
‫- آره. آره.

329
00:26:22,956 --> 00:26:26,209
‫خودتون برید ببینید،
‫ولی من چیزی ندیدم.

330
00:26:50,066 --> 00:26:51,151
‫- هی، فلور.
‫- لایل.

331
00:26:51,234 --> 00:26:53,194
‫- جیمی سوییشرت...
‫- اینو پیدا کردم.

332
00:26:59,075 --> 00:27:00,075
‫اریک!

333
00:27:00,577 --> 00:27:02,245
‫- چیه؟
‫- ببین فلور چی پیدا کرده.

334
00:27:02,329 --> 00:27:03,955
‫- چیه؟
‫- تو کمد بوده.

335
00:27:11,838 --> 00:27:12,922
‫همه چی به ما رسیده.

336
00:27:14,257 --> 00:27:15,508
‫همه چیز رو به ما بخشیدن.

337
00:27:31,983 --> 00:27:38,281
‫وصیت می‌کنم تمام اموالم
‫به همسرم مری لوییز منندز برسه،

338
00:27:38,990 --> 00:27:41,326
‫و در صورت مرگ وی،

339
00:27:42,869 --> 00:27:46,790
‫تمام اموال و دارایی‌هام به طور مساوی

340
00:27:47,832 --> 00:27:48,832
‫بین...

341
00:27:51,419 --> 00:27:52,419
‫پسرهام،

342
00:27:54,172 --> 00:27:59,719
‫جوزف لایل منندز و اریک گلن منندز تقسیم شود.

343
00:28:07,477 --> 00:28:12,816
‫این نامه‌ای که پدرم
‫همین چند وقت پیش برام نوشت.

344
00:28:14,776 --> 00:28:19,531
‫«لایل، همونطور که می‌دونی،
‫خانواده مهم‌ترین داراییِ زندگیمه،

345
00:28:20,907 --> 00:28:22,867
‫و امیدوارم مال تو باشه.»

346
00:28:22,951 --> 00:28:24,953
‫رستوران مستر بوفالو می‌تونه بزرگ باشه.

347
00:28:26,162 --> 00:28:27,497
‫بزرگ‌تر از تی‌سی‌بی‌وای.

348
00:28:28,665 --> 00:28:31,793
‫فقط 300 هزار تا
‫برای پیش‌پرداخت می‌خوام.

349
00:28:31,876 --> 00:28:33,753
‫منظرۀ اینجا بینظیره.

350
00:28:33,837 --> 00:28:35,463
‫عاشقش می‌شید.

351
00:28:35,547 --> 00:28:39,509
‫«تشویقت می‌کنم که زندگی کنی
‫و از ثمرۀ کارت لذت ببری.»

352
00:28:39,592 --> 00:28:41,320
‫خوبه، اریک.

353
00:28:41,344 --> 00:28:43,346
‫و از ثروتی که به ارث می‌بری.

354
00:28:43,430 --> 00:28:45,557
‫عالیه. خوبه.

355
00:28:46,224 --> 00:28:50,895
‫به فکر خانواده، کشورت، و هم‌وطنانت باش.

356
00:28:50,979 --> 00:28:54,524
‫منظرۀ لنگرگاه رو می‌بینید، نه اقیانوس.

357
00:28:55,275 --> 00:28:57,402
‫نه، می‌خوام میراث بابا رو ادامه بدم.

358
00:28:58,278 --> 00:29:00,530
‫کلی دستاورد هست
‫که خانواده‌مون می‌تونه بهش برسه.

359
00:29:02,907 --> 00:29:04,826
‫همینه، اریک.

360
00:29:06,578 --> 00:29:08,747
‫همینطوری. آره.

361
00:29:11,124 --> 00:29:12,124
‫باشه.

362
00:29:12,959 --> 00:29:14,377
‫- جدّی؟
‫- قبوله.

363
00:29:15,170 --> 00:29:18,173
‫تو الحق که پسر پدرت هستی.

364
00:29:19,966 --> 00:29:23,011
‫باور دارم که تو و اریت می‌تونید
‫تاثیرگذار باشید.

365
00:29:25,180 --> 00:29:26,723
‫و باور دارم که این کار رو می‌کنید.

366
00:29:29,437 --> 00:29:31,437
‫[دو ماه بعد]

367
00:29:39,819 --> 00:29:40,820
‫هی.

368
00:29:42,363 --> 00:29:45,784
‫می‌خوام از پینک دات چیز بخرم.
‫تو چیزی نمی‌خوای؟

369
00:29:47,035 --> 00:29:48,036
‫اریک؟

370
00:29:50,705 --> 00:29:51,915
‫نمی‌تونم، لایل.

371
00:29:53,708 --> 00:29:54,876
‫- باشه.
‫- نه.

372
00:29:54,959 --> 00:29:57,670
‫- اگه چیزی نمی خوای...
‫- نه. منظورم اوزیل ـه.

373
00:29:58,379 --> 00:29:59,379
‫نمی‌تونم...

374
00:29:59,756 --> 00:30:00,756
‫نمی‌تونم بکشمش.

375
00:30:01,549 --> 00:30:03,009
‫نمی‌تونم.

376
00:30:03,843 --> 00:30:06,638
‫اگه تو می‌خوای بکشیش،
‫می‌تونی بکشیش ولی من...

377
00:30:06,721 --> 00:30:09,140
‫گوش کن چی میگم.
‫خیال می‌کنی من دلم می‌خواد؟

378
00:30:09,224 --> 00:30:11,309
‫هر چی تعداد بیشتری بدونن
‫چه اتفاقی افتاده،

379
00:30:11,392 --> 00:30:14,270
‫احتمال گیر افتادن ما بیشتر میشه.

380
00:30:18,191 --> 00:30:21,277
‫فکر می‌کردم اگه از شرشون خلاص بشیم
‫و به پول برسیم

381
00:30:21,361 --> 00:30:23,404
‫حالم بهتر میشه.

382
00:30:23,488 --> 00:30:25,198
‫چون تو گفتی بهتر میشه.

383
00:30:25,281 --> 00:30:28,409
‫ولی بعد از خوندن وصیت‌نامه،
‫بدتر شدم.

384
00:30:29,160 --> 00:30:30,662
‫واسه همین رفتم پیش دکتر اوزیل.

385
00:30:30,745 --> 00:30:32,890
‫می‌دونم نباید این کار رو می‌کردم
‫و شرمنده که کردم،

386
00:30:32,914 --> 00:30:34,666
‫ولی نمی‌تونم بکشمش، لایل.
‫نمی‌تونم.

387
00:30:34,749 --> 00:30:36,000
‫چیزی نیست. عیب نداره.

388
00:30:36,876 --> 00:30:38,211
‫مجبور نیستیم بکشیمش.

389
00:30:39,629 --> 00:30:40,629
‫چیزی نیست.

390
00:30:46,302 --> 00:30:49,264
‫ولی باید نزدیک خودمون نگه‌ش داریم.
‫باهاش در ارتباط باشیم.

391
00:30:49,347 --> 00:30:51,850
‫باید مطمئن بشم که لومون نمیده،

392
00:30:51,933 --> 00:30:54,727
‫چون قضیه خیلی خیلی جدّیه، اریک.

393
00:30:54,811 --> 00:30:55,687
‫می‌دونم.

394
00:30:55,770 --> 00:30:58,064
‫دیگه به چیزی اعتراف نمی‌کنی، خب؟

395
00:30:59,566 --> 00:31:01,734
‫وگرنه مجبور میشم خودتو بکشم.

396
00:31:06,865 --> 00:31:10,618
‫هی، شوخی می‌کنم. شوخی بود.

397
00:31:14,330 --> 00:31:15,331
‫دوستت دارم.

398
00:31:16,249 --> 00:31:17,792
‫همیشه ازت محافظت می‌کنم.

399
00:31:19,002 --> 00:31:20,002
‫می‌دونم.

400
00:31:21,880 --> 00:31:22,881
‫منم دوستت دارم.

401
00:31:28,678 --> 00:31:29,762
‫ببخشید.

402
00:31:33,474 --> 00:31:36,603
‫فردا یادداشت‌هام از
‫اعتراف اریک رو بر می‌دارم،

403
00:31:36,686 --> 00:31:38,605
‫تو صندوق امانات می‌ذارم.

404
00:31:38,688 --> 00:31:40,481
‫کلیدش رو به تو میدم.

405
00:31:40,565 --> 00:31:42,942
‫اگه اتفاقی برام افتاد،
‫می‌خوام به وکیلم زنگ بزنی.

406
00:31:43,026 --> 00:31:46,237
‫- نه، جر، باید بری پیش پلیس.
‫- نمی‌تونم برم پیش پلیس!

407
00:31:46,321 --> 00:31:48,448
‫فعلاً نه. اونا بیمارم هستن.

408
00:31:48,531 --> 00:31:51,993
‫مگه محرمانگی اطلاعات بیمار
‫و این اراجیف مهمه؟

409
00:31:52,076 --> 00:31:53,286
‫جونت رو تهدید کردن!

410
00:31:53,369 --> 00:31:55,496
‫چی؟ این سنگ چیه دستت گرفتی؟

411
00:31:56,372 --> 00:31:59,459
‫تورمالت سیاه برای حفاظت معنویه.

412
00:32:00,668 --> 00:32:04,881
‫باشه. یه کم وقت لازم دارم، خب؟

413
00:32:07,508 --> 00:32:10,178
‫لارل و دختره تا کِی نیستن؟

414
00:32:10,720 --> 00:32:13,765
‫یه هفته دیگه بیرون از شهر نگه‌شون می‌دارم،

415
00:32:13,848 --> 00:32:17,518
‫فکر کنم تا اون موقه بتونیم
‫یه سیستم امنیتی بهتر واسه خونه پیدا کنم.

416
00:32:17,602 --> 00:32:19,979
‫شاید محافظ استخدام کنم؟

417
00:32:21,022 --> 00:32:23,483
‫جر، من می‌ترسم.

418
00:32:24,025 --> 00:32:26,486
‫شاید بهتره یه مدت بیام پیش شماها بمونم؟

419
00:32:28,071 --> 00:32:29,614
‫فکر خوبی نیست.

420
00:32:29,697 --> 00:32:32,283
‫منم تو خطرم. لایل منو دید.

421
00:32:32,367 --> 00:32:35,328
‫نمی‌دونی بیمارم هستی.
‫نمی‌دونه کجا زندگی می‌کنی.

422
00:32:35,411 --> 00:32:37,997
‫باشه. شاید تا آپارتمانم تعقیبت کرده باشه.

423
00:32:38,081 --> 00:32:40,625
‫خودت گفتی. این پسرها روانپریشن!

424
00:32:40,708 --> 00:32:44,462
‫جودلان، من متاهلم.
‫نمی‌تونی پیش ما زندگی کنی.

425
00:32:45,922 --> 00:32:47,423
‫سنگ کوارتز دودیم رو می‌خوام.

426
00:32:51,552 --> 00:32:55,598
‫اگه از خودت می‌پرسی،
‫«چرا؟ چرا جودلان کوارتز دودی می‌خواد؟»

427
00:32:55,682 --> 00:32:58,267
‫خیلی واضح و ساده جوابت رو میدم، دکتر.

428
00:32:58,351 --> 00:33:01,229
‫چون این... منو امن نگه می داره.

429
00:33:01,312 --> 00:33:02,438
‫چون تو نمی‌تونی.

430
00:33:02,522 --> 00:33:07,026
‫از زنت محافظت می‌کنی،
‫ولی منو بی‌دفاع اینجا گذاشتی؟

431
00:33:07,110 --> 00:33:09,737
‫- وای خدا، می‌خوای بذاری اونا منو بکشن.
‫- کسی تو رو نمی‌کشه...

432
00:33:09,821 --> 00:33:13,616
‫می‌دونی چیه؟ وقتی منو کشتن،
‫بالاخره از شرم خلاص میشی،

433
00:33:13,700 --> 00:33:17,161
‫که مطمئنم یه نفس راحت می‌کشی!

434
00:33:17,245 --> 00:33:20,039
‫پس چی شد که قرار بود با هم زندگی کنیم؟

435
00:33:20,123 --> 00:33:22,583
‫تا کِی باید منتظر بمونم؟

436
00:33:22,667 --> 00:33:26,587
‫تا اینکه یکی از پسرهای منندز با شاتگان
‫مغزم رو بپاشه بیرون؟

437
00:33:26,671 --> 00:33:29,340
‫- جودلان، نکن.
‫- نه، لطفاً...

438
00:33:31,259 --> 00:33:33,052
‫وای خدا.

439
00:33:33,636 --> 00:33:37,015
‫نمی‌تونم نفس بکشم.
‫اون طور شدم که نفسم بالا نمیاد.

440
00:33:37,098 --> 00:33:38,558
‫باشه، خیلی خب. باشه.

441
00:33:39,100 --> 00:33:40,810
‫ببین...

442
00:33:41,811 --> 00:33:43,354
‫بذار با لارل حرف بزنم.

443
00:33:43,438 --> 00:33:45,773
‫بهش میگم بیمارم هستی،

444
00:33:45,857 --> 00:33:48,484
‫و دوران سختی رو می‌گذرونی،

445
00:33:48,568 --> 00:33:52,447
‫و ازش خواهش می‌کنم
‫که اجازه بده واسه دو سه شب

446
00:33:53,031 --> 00:33:54,699
‫تو اتاق مهمون بمونی، باشه؟

447
00:33:54,782 --> 00:33:56,325
‫باشه.

448
00:33:57,452 --> 00:33:59,162
‫ترکش می‌کنی، درسته؟

449
00:34:00,538 --> 00:34:02,665
‫واسه همیشه و تا ابد عاشقمی؟

450
00:34:05,001 --> 00:34:09,547
‫آره. به محض اینکه زمانش برسه،
‫و این قضایا تموم بشه،

451
00:34:09,630 --> 00:34:11,466
‫دربارۀ رابطه‌مون بهش میگم.

452
00:34:11,549 --> 00:34:13,051
‫و آره، هنوز عاشقتم.

453
00:34:13,968 --> 00:34:15,595
‫برای همیشه و تا ابد.

454
00:34:17,221 --> 00:34:18,221
‫جر...

455
00:34:29,233 --> 00:34:34,030
‫می‌دونید، پسرها
‫چطور کل قضیه رو بندازیم گردن

456
00:34:34,781 --> 00:34:36,115
‫فیدل کاسترو

457
00:34:37,116 --> 00:34:38,618
‫و تمومش کنیم بره. هان؟

458
00:34:38,701 --> 00:34:39,744
‫خیلی باهوشی.

459
00:34:41,537 --> 00:34:42,537
‫باشه.

460
00:34:42,914 --> 00:34:48,628
‫خب فرضیه‌ها رو مرور کنیم.

461
00:34:48,711 --> 00:34:51,464
‫فرضیه اول. به دست مافیا کشته شدن

462
00:34:51,547 --> 00:34:55,593
‫چون خوزه احتمالاً تو کار ساخت
‫فیلم‌های بزرگسالان بوده.

463
00:34:55,676 --> 00:34:56,886
‫فرضیه پورن.

464
00:34:59,889 --> 00:35:02,183
‫فرضیه دوم. به دست کارتل کشته شده

465
00:35:02,266 --> 00:35:06,813
‫چون خوزه مخفیانه از آمریکای جنوبی
‫مواد مخدر وارد می‌کرده.

466
00:35:08,189 --> 00:35:11,442
‫چون یه مرد کوبایی مثل
‫خوزه منندز چطور می‌تونه تو آمریکا پولدار بشه

467
00:35:11,526 --> 00:35:13,611
‫جز قاچاق مواد مخدر؟

468
00:35:14,195 --> 00:35:15,571
‫فرضیه سوم.

469
00:35:15,655 --> 00:35:19,700
‫به دست دار و دستۀ سان فرناندو کشته شدن
‫که اریک باهاشون خصومت داشته

470
00:35:19,784 --> 00:35:21,786
‫و مرتباً تهدیدش می‌کردن.

471
00:35:23,037 --> 00:35:24,637
‫هیچ کدومشون منطقی نیست.

472
00:35:24,664 --> 00:35:26,415
‫نشانی از ورود اجباری نیست.

473
00:35:26,499 --> 00:35:29,377
‫بر طبق شواهد، اثری از درگیری نیست.

474
00:35:30,128 --> 00:35:31,462
‫انگار که...

475
00:35:31,546 --> 00:35:34,632
‫خوزه و کیتی منندز مهاجمان رو می‌شناختن.

476
00:35:34,715 --> 00:35:38,219
‫درسته. که می‌مونه تنها تئوری محتمل واقعی.

477
00:35:38,302 --> 00:35:41,347
‫ببینید. می‌دونم می‌خواید قتل‌ها رو
‫به پسرها ربط بدید...

478
00:35:41,430 --> 00:35:44,517
‫ربط بدیم؟
‫چرا جواب تماسامون رو نمیدن، تام؟

479
00:35:44,600 --> 00:35:47,019
‫مدرک کافی علیه‌شون نداریم.

480
00:35:47,103 --> 00:35:50,439
‫حتی نمی‌خوان بدون وکیل با ما حرف بزنن.

481
00:35:50,523 --> 00:35:53,860
‫بیخیال. این رفتار کسیه که بیگناهه؟

482
00:35:53,943 --> 00:35:54,944
‫نه. می دونم.

483
00:35:55,027 --> 00:35:57,738
‫باورم نمیشه شب جنایت دستشون رو

484
00:35:57,822 --> 00:35:59,115
‫برای باقیمونده باروت چک نکردیم.

485
00:35:59,991 --> 00:36:01,159
‫حسابی ریدیم.

486
00:36:01,242 --> 00:36:02,285
‫کاریه که شده.

487
00:36:03,578 --> 00:36:06,497
‫ولی اگه بخوایم دستگیرشون کنیم،
‫مدرک لازم داریم.

488
00:36:06,581 --> 00:36:10,501
‫باید یه چیزی پیدا کنیم
‫چون از غیب برامون نمی‌رسه.

489
00:36:10,585 --> 00:36:12,170
‫بله؟

490
00:36:12,920 --> 00:36:15,423
‫هی، لس؟ الان یه تماس داشتی.

491
00:36:15,506 --> 00:36:17,925
‫ظاهراً دوست نزدیک اریک منندزه.

492
00:36:23,264 --> 00:36:24,765
‫به گورم خندیدم.

493
00:36:30,104 --> 00:36:32,982
‫در مورد کشتن والدینمون فیلمنامه نوشتی؟

494
00:36:35,234 --> 00:36:37,904
‫خیلی خری. این...

495
00:36:37,987 --> 00:36:39,030
‫اتهام‌برانگیزه.

496
00:36:39,113 --> 00:36:41,741
‫لطفاً حرف تو دهن من نذار.
‫بله، بهمون اتهام می‌زنن.

497
00:36:41,824 --> 00:36:44,619
‫باید تک تک کپی‌های فیلمنامه تخمی رو
‫پیدا کنی و آتیشش بزنی.

498
00:36:44,702 --> 00:36:46,972
‫تخمی نیست. راستش خیلی هم خوبه.

499
00:36:46,996 --> 00:36:48,706
‫پسرها، تمرکز کنید.

500
00:36:48,789 --> 00:36:51,029
‫«دوستان» چیزیه که من
‫و کریک کلی براش زحمت کشیدیم.

501
00:36:51,083 --> 00:36:53,920
‫تو حتی نخوندیش.
‫پس نگو تخمی. چون نیست.

502
00:36:54,003 --> 00:36:56,505
‫- اسمش «دوستان» ـه؟
‫- آره، اسمش همینه.

503
00:36:57,173 --> 00:37:00,426
‫مسخره‌ترین اسمیه که به عمرم شنیدم.
‫تعجب نداره اگه فروش نکنه.

504
00:37:00,509 --> 00:37:02,595
‫تو که به کریک نگفتی چی کار کردیم، نه؟

505
00:37:03,512 --> 00:37:05,389
‫نه. معلومه که نه.

506
00:37:06,766 --> 00:37:10,019
‫می‌خوام برگردیم سر این سوال که

507
00:37:10,102 --> 00:37:14,607
‫چرا احساس کردید
‫که باید والدینتون رو بکشید.

508
00:37:14,690 --> 00:37:16,901
‫و میگم که بدونید،

509
00:37:17,777 --> 00:37:20,863
‫یادداشت‌های جلسه قبلی رو گذاشتم تو صندوق امانات.

510
00:37:20,947 --> 00:37:22,823
‫- صندوق امانات؟
‫- یعنی چی؟

511
00:37:22,907 --> 00:37:25,576
‫بهتون گفتم پیش پلیس نمیرم.

512
00:37:25,660 --> 00:37:28,871
‫ولی اگه بلایی سرم بیاد،

513
00:37:28,955 --> 00:37:31,415
‫براتون بد تموم میشه.

514
00:37:34,377 --> 00:37:36,545
‫تهدیدمون می‌کنی، اوزیل؟

515
00:37:36,629 --> 00:37:38,714
‫نه. نه.

516
00:37:38,798 --> 00:37:40,800
‫ولی به نظرم از الان به بعد،

517
00:37:40,883 --> 00:37:45,304
‫باید جلساتمون رو ضبط کنیم.

518
00:37:45,388 --> 00:37:47,556
‫نه. امکان نداره.

519
00:37:47,640 --> 00:37:51,894
‫بهتون اطمینان‌خاطر میدم کسی
‫به نوارها دسترسی نداره.

520
00:37:52,895 --> 00:37:55,022
‫ولی اگه قراره به کارمون ادامه بدیم

521
00:37:55,106 --> 00:37:57,400
‫باید کمک‌تون کنم مشکلاتی که شما رو

522
00:37:57,483 --> 00:38:00,987
‫به کشتن والدینتون سوق داده رفع کنم،
‫و تضمین می‌خوام.

523
00:38:01,070 --> 00:38:03,948
‫باید بدونم همه‌مون با همیم.

524
00:38:04,031 --> 00:38:09,287
‫راستش دکتر، من دیگه مشکلی ندارم
‫که بخوام رفعش کنم،

525
00:38:09,370 --> 00:38:12,373
‫چون دو تا از بزرگ‌ترین «مشکلات» ـم مُردن.

526
00:38:15,584 --> 00:38:18,087
‫درسته. خوبه، لایل.

527
00:38:19,463 --> 00:38:23,592
‫به زبون آوردن کاری که کردی
‫بخشی از پروسۀ بهبوده.

528
00:38:23,676 --> 00:38:27,138
‫و حرفی که تو این مطب زده میشه،

529
00:38:28,848 --> 00:38:29,932
‫همینجا باقی می‌مونه.

530
00:38:30,016 --> 00:38:31,350
‫قول میدم.

531
00:38:40,026 --> 00:38:43,404
‫دوستان. چه عنوان خزی.

532
00:38:45,990 --> 00:38:50,411
‫بعد از جنایت،
‫اریک اعتراف کرد که والدینش رو کشته.

533
00:38:50,494 --> 00:38:53,122
‫صاف نیومد بگه که،
‫«من مامان و بابام رو کشتم.»

534
00:38:53,205 --> 00:38:56,542
‫ولی بگی‌نگی اقرار کرد.

535
00:38:57,835 --> 00:38:59,795
‫به نظرت چرا به تو گفته؟

536
00:39:00,504 --> 00:39:04,884
‫خب، اریک بهترین دوستمه.
‫همه چیو به همدیگه می‌گیم.

537
00:39:08,637 --> 00:39:09,637
‫و...

538
00:39:11,223 --> 00:39:15,519
‫پارسال، با هم یه فیلنامه نوشتیم.

539
00:39:15,603 --> 00:39:19,065
‫که از فیلم «کلوپ پسران میلیاردر»
‫الهام گرفتیم.

540
00:39:19,148 --> 00:39:23,402
‫«پدرم مردی نبود که احساساتش رو نشون بده.»

541
00:39:24,111 --> 00:39:28,074
‫«گاهی بهم می‌گفت لیاقت ندارم
‫که پسرش باشم.»

542
00:39:28,866 --> 00:39:31,786
‫وقتی تحقیرم می‌کرد،
‫باعث می‌شد بیشتر تلاش کنم،

543
00:39:32,286 --> 00:39:35,706
‫فراتر برم،
‫تا بهش ثابت کنم لیاقت دارم،

544
00:39:35,790 --> 00:39:39,043
‫تا بتونم این جمله رو ازش بشنوم،
‫«دوستت دارم، پسرم.»

545
00:39:39,543 --> 00:39:42,171
‫«جنگجویی که والدینش رو از دست داده

546
00:39:43,214 --> 00:39:44,965
‫هنوز جنگجوئه.»

547
00:39:47,259 --> 00:39:49,512
‫لعنتی، خیلی خوبه.

548
00:39:49,595 --> 00:39:50,471
‫واقعاً میگم.

549
00:39:50,554 --> 00:39:53,641
‫صبر کن. یعنی تو و اریک

550
00:39:53,724 --> 00:39:56,143
‫در مورد یه بچه پولدار که والدینش رو می‌کشه
‫فیلمنامه نوشتید؟

551
00:39:56,227 --> 00:39:59,814
‫می‌دونم. وقتی می‌نوشتیمش
‫می‌دونستیم که داستان خیلی دیوونه‌واریه.

552
00:40:00,398 --> 00:40:02,316
‫ولی فقط یه فیلم بود.

553
00:40:03,401 --> 00:40:06,529
‫و الان بعد از چیزی که بهم گفت...

554
00:40:08,948 --> 00:40:10,324
‫نتونستم ساکت بمونم.

555
00:40:11,742 --> 00:40:14,703
‫نه، خیلی شهامت داشتی
‫که پا پیش گذاشتی، کریگ.

556
00:40:15,955 --> 00:40:17,373
‫کار درستی کردی.

557
00:40:17,873 --> 00:40:20,084
‫ببینید، فکر نمی‌کنم اریک باید بیفته زندان.

558
00:40:20,167 --> 00:40:21,502
‫به نظرم کمک لازم داره.

559
00:40:21,585 --> 00:40:23,504
‫اون و لایل.
‫کمک روانی لازم دارن.

560
00:40:24,088 --> 00:40:27,383
‫چون اگه این کار رو کرده باشن،
‫معلومه حسابی قاطی داشتن.

561
00:40:29,176 --> 00:40:31,720
‫یعنی الان دستگیرش می‌کنید؟

562
00:40:31,804 --> 00:40:34,348
‫متاسفانه چیزی که بهمون گفتی

563
00:40:34,432 --> 00:40:37,893
‫برای حکم دستگیری کافی نیست.

564
00:40:37,977 --> 00:40:40,229
‫شهادت بر مسموعات حساب میشه.

565
00:40:40,312 --> 00:40:43,774
‫شهادت بر مسموعات. می‌دونم یعنی چی.
‫از این لغت زیاد تو قانون ال‌ای استفاده می‌کنن.

566
00:40:47,069 --> 00:40:50,614
‫هر چند اگه بخوای به اریک کمک کنی

567
00:40:50,698 --> 00:40:53,242
‫و در تحقیقات به ما کمک کنی،

568
00:40:53,325 --> 00:40:55,161
‫یه کاری می تونی بکنی.

569
00:40:57,830 --> 00:41:01,208
‫واقعاً موثره.
‫22 کیلو بیشتر پرس سینه می‌زنم.

570
00:41:01,292 --> 00:41:03,794
‫باعث بهبود عملکردم تو زمین شده.

571
00:41:03,878 --> 00:41:04,712
‫ایول.

572
00:41:04,795 --> 00:41:09,425
‫و با یه دختری آشنا شدم.

573
00:41:11,135 --> 00:41:13,012
‫تازه از اسکی از یوتا برگشتیم.

574
00:41:13,512 --> 00:41:14,512
‫عه.

575
00:41:14,847 --> 00:41:15,890
‫جذابه؟

576
00:41:18,684 --> 00:41:21,604
‫رفیق. خیلی جذابه.

577
00:41:24,773 --> 00:41:28,235
‫باید بیای خونۀ جدیدمون. خیلی قشنگه.

578
00:41:28,319 --> 00:41:30,613
‫زمین تنیس خصوصی داره.

579
00:41:30,696 --> 00:41:33,115
‫خیلی بازی کردی،
‫آخرش منو می‌کشی.

580
00:41:33,199 --> 00:41:34,909
‫یادم دادی که...

581
00:41:34,992 --> 00:41:36,219
‫تولدت مبارک...

582
00:41:36,243 --> 00:41:38,204
‫تو یادم دادی چطور تنیس بازی کنم.

583
00:41:38,287 --> 00:41:41,123
‫تولدت مبارک...

584
00:41:41,207 --> 00:41:43,083
‫صداشون رو نمی‌شنوم.
‫تو می‌شنوی؟

585
00:41:43,667 --> 00:41:44,502
‫گندش بزنن!

586
00:41:46,921 --> 00:41:50,382
‫- خب به نظر میاد حال و وضعت خوبه.
‫- آره.

587
00:41:52,343 --> 00:41:55,763
‫فکر نکنم بابام می‌خواست یللی تللی کنم.

588
00:41:55,846 --> 00:42:01,268
‫می‌دونی، می‌خواست حتی بیشتر از اون

589
00:42:01,352 --> 00:42:03,479
‫تو زندگی موفق باشم.

590
00:42:04,313 --> 00:42:06,106
‫سناتوری کسی بشم.

591
00:42:06,607 --> 00:42:09,860
‫«جنگجویی که والدینش رو از دست داده
‫هنوز جنگجوئه.»

592
00:42:12,613 --> 00:42:15,491
‫- دیالوگ فیلمنامه‌مونه؟
‫- جداً؟

593
00:42:20,496 --> 00:42:24,458
‫حالا که حرفش شد، دوباره خوندمش.

594
00:42:24,959 --> 00:42:27,836
‫- می‌خواستم ببینم در چه حده؟
‫- واقعاً؟

595
00:42:28,587 --> 00:42:29,587
‫خب؟

596
00:42:29,964 --> 00:42:32,758
‫یه جاهایی داستانش تناقض داره
‫و بعضی از دیالوگ‌هاش بیمزه‌س.

597
00:42:32,841 --> 00:42:34,927
‫ولی به نظرم خیلی خوبه.

598
00:42:35,427 --> 00:42:39,473
‫به نظرم با چند بار ویرایش،
‫بتونم بفروشیمش.

599
00:42:39,557 --> 00:42:40,683
‫آره. شاید.

600
00:42:40,766 --> 00:42:43,936
‫و الان می‌تونی باورپذیرتر بنویستی.

601
00:42:44,603 --> 00:42:46,522
‫می‌دونی؟ چون...

602
00:42:49,108 --> 00:42:50,108
‫زود باش.

603
00:42:51,151 --> 00:42:52,403
‫چون چی؟

604
00:42:52,903 --> 00:42:56,407
‫شخصیت‌هاش هنوز تخیلی بمونن.

605
00:42:56,490 --> 00:42:59,827
‫دقیقاً شبیه اتفاقی که افتاد نمی‌نویسیم...

606
00:43:00,619 --> 00:43:01,996
‫کاری که تو و لایل کردید.

607
00:43:02,079 --> 00:43:03,998
‫کریگ. چه مرگته؟

608
00:43:04,081 --> 00:43:07,084
‫میشه جزئیاتش رو تغییر بدیم.
‫همیشه تو فیلم‌ها می‌کنن.

609
00:43:07,167 --> 00:43:10,462
‫نه، حتی اصلاً شوخیش زشته.

610
00:43:11,046 --> 00:43:12,298
‫زود باش، کریگ.

611
00:43:13,048 --> 00:43:15,009
‫بیخیال. اریک، اخه...

612
00:43:16,510 --> 00:43:18,053
‫قبلاً بهم گفتی اون کار رو کردی.

613
00:43:24,643 --> 00:43:29,356
‫گفتم حتی شوخیش هم زشته.

614
00:43:29,898 --> 00:43:32,693
‫- شنیدی؟ ختی شوخیش هم زشته.
‫- آره...

615
00:43:32,776 --> 00:43:36,113
‫امکان نداره کار ما باشه،
‫خصوصاً اون طور که اتفاق افتاده.

616
00:43:38,032 --> 00:43:39,992
‫ولی به نظرت ممکنه کار لایل باشه؟

617
00:43:40,075 --> 00:43:41,327
‫نه، کار لایل نبود.

618
00:43:41,410 --> 00:43:43,829
‫- کسی رو اجیر کرده باشه؟
‫- کل شب من پیشش بودم.

619
00:43:43,912 --> 00:43:46,415
‫شبیه کاراگاه‌ها شدی.
‫فکر می‌کنن کار ماست.

620
00:43:46,498 --> 00:43:48,417
‫- شرمنده حرفش رو...
‫- چرا؟

621
00:43:48,500 --> 00:43:51,003
‫چون مثل شماها می‌خوام بدونم کار کی بوده.

622
00:43:51,086 --> 00:43:52,588
‫پلیسا باهات حرف زدن؟

623
00:43:55,299 --> 00:43:56,299
‫چی؟

624
00:43:58,010 --> 00:44:00,846
‫پلیسا برای تحقیقاتشون باهات تماس گرفتن؟

625
00:44:06,268 --> 00:44:07,353
‫آره.

626
00:44:11,774 --> 00:44:13,793
‫- بهشون چی گفتی؟
‫- هیچی نگفتم.

627
00:44:13,817 --> 00:44:16,445
‫باشه. چون حرفی نیست بگی.

628
00:44:16,528 --> 00:44:17,446
‫باشه.

629
00:44:17,529 --> 00:44:20,115
‫چون من و لایل والدینمون رو نکشتیم.

630
00:44:20,199 --> 00:44:22,326
‫البته که نه.
‫آره، کار شماها نیست.

631
00:44:22,409 --> 00:44:24,286
‫باشه. عمراً این کار رو می‌کردیم.

632
00:44:26,330 --> 00:44:27,330
‫ممنون.

633
00:44:33,504 --> 00:44:34,880
‫خوشحال شدم دیدمت، رفیق.

634
00:44:35,506 --> 00:44:38,467
‫هفته آینده بازم بیا حرف بزنیم.

635
00:44:38,550 --> 00:44:39,468
‫باشه.

636
00:44:39,551 --> 00:44:40,551
‫ممنون.

637
00:44:48,185 --> 00:44:49,812
‫شرمنده، دوستان.

638
00:44:50,396 --> 00:44:53,816
‫- به گمونم کمک زیادی نکرد، هان
‫- خدا لعنتش کنه.

639
00:44:56,777 --> 00:44:57,777
‫پس...

640
00:44:59,238 --> 00:45:00,364
‫فکر می‌کنی

641
00:45:01,865 --> 00:45:03,909
‫مادرت حقش بود بمیره؟

642
00:45:04,660 --> 00:45:06,580
‫فکر نمی‌کنم از این زاویه
‫بهش فکر کرده باشیم.

643
00:45:06,662 --> 00:45:07,579
‫آره. بیشتر این جور بود،

644
00:45:07,663 --> 00:45:13,335
‫«اگه قراره بابامون رو بکشیم،
‫احتمالا باید مامانمون رو هم بکشیم.»

645
00:45:15,087 --> 00:45:18,924
‫ممکنه یه کدوم از شما
‫در مورد قتل مادرتون حس متفاوتی داشته؟

646
00:45:19,007 --> 00:45:20,259
‫نه، مطلقاً نه.

647
00:45:21,677 --> 00:45:24,722
‫امکان نداشت بدون رضایت اریک
‫تصمیم بگیریم

648
00:45:24,805 --> 00:45:26,265
‫که مادرم رو بکشم.

649
00:45:26,849 --> 00:45:29,059
‫حتی نخواستم روش تاثیر بذارم.

650
00:45:29,560 --> 00:45:32,104
‫فقط گفتم چند روز فکراشو بکنه.

651
00:45:33,647 --> 00:45:34,647
‫باشه. اریک؟

652
00:45:35,524 --> 00:45:36,525
‫آره.

653
00:45:36,608 --> 00:45:37,735
‫مجبور بودیم بکشیمش.

654
00:45:39,236 --> 00:45:41,572
‫- کاملاَ بهش وابسته بود.
‫- کاملاً وابسته.

655
00:45:41,655 --> 00:45:43,532
‫و این تنها راه گریز براش بود.

656
00:45:45,909 --> 00:45:50,289
‫متوجه هستید که قتل هر دو والد
‫چه اقدام افراطی و شدیدیه؟

657
00:45:52,207 --> 00:45:55,753
‫تو این تصمیم پول نقش داشت؟

658
00:45:56,253 --> 00:45:57,253
‫نه.

659
00:45:57,713 --> 00:46:01,717
‫پس ابائی نداشتید که از ارث محروم بمونید؟

660
00:46:02,259 --> 00:46:05,554
‫نشد این مسئله رو مدنظر بگیرید
‫که تنها با کشتن خوزه،

661
00:46:05,637 --> 00:46:07,347
‫تمام ثروت به کیتی می‌رسه،

662
00:46:07,431 --> 00:46:09,475
‫و کنترل کامل روش ندارید تا اینکه...

663
00:46:09,558 --> 00:46:11,560
‫واسه پول بی‌صاحب والدینمون رو نکشتیم.

664
00:46:11,643 --> 00:46:13,479
‫باشه. اریک، حرفت رو باور می‌کنم.

665
00:46:13,562 --> 00:46:15,397
‫مشکل اصلاً پول نبود.

666
00:46:15,981 --> 00:46:18,525
‫بلکه لطف و محبت به مادرم بود.

667
00:46:18,609 --> 00:46:20,486
‫در نهایت این طور می‌شد.

668
00:46:20,569 --> 00:46:23,322
‫باید کشته می‌شد
‫چون تنها راه گریز براش بود.

669
00:46:23,405 --> 00:46:24,782
‫- برای همه‌مون!
‫- کافیه.

670
00:46:24,865 --> 00:46:29,578
‫اریک، چرا؟
‫بگو چرا مجبور بودید بابا و مامانتون رو بکشید؟

671
00:46:29,661 --> 00:46:31,330
‫چرا این تنها راه نجات

672
00:46:31,413 --> 00:46:34,124
‫برای آزای مادرت و تو
‫و برادرت از این وضعیت بود؟

673
00:46:34,208 --> 00:46:35,959
‫مجبور نیستی جواب بدی.

674
00:46:36,043 --> 00:46:37,461
‫بگو، اریک، دلیلش چی بود؟

675
00:46:37,544 --> 00:46:40,881
‫هی، گفتگومون تموم شد.
‫اونم حرف نداره.

676
00:46:40,964 --> 00:46:42,341
‫- لایل...
‫- تموم شد.

677
00:46:43,050 --> 00:46:44,343
‫جنایت بی‌نقصی بود.

678
00:46:44,426 --> 00:46:46,053
‫پلیس کوفتم دستش نیست.

679
00:46:46,136 --> 00:46:49,932
‫تنها کسایی که می‌دونن
‫واقعاً چه اتفاقی افتاد تو این اتاق هستن.

680
00:46:50,015 --> 00:46:53,060
‫و محض‌خاطر خودت، دکتر
‫به نفعته همینطور باقی بمونه.

681
00:46:54,061 --> 00:46:56,897
‫هی. پاشو. بریم.

682
00:46:57,773 --> 00:46:58,773
‫پسرها.

683
00:46:59,775 --> 00:47:00,651
‫صبر کنید.

684
00:47:00,734 --> 00:47:02,319
‫بیخیال، بچه‌ها.

685
00:47:03,654 --> 00:47:05,781
‫ما تو این قضیه با همیم.

686
00:47:05,864 --> 00:47:06,864
‫درسته؟

687
00:47:07,908 --> 00:47:09,743
‫قبل از اینکه برید، اینو بگیرید.

688
00:47:11,036 --> 00:47:12,287
‫اتومکس چیه؟

689
00:47:12,371 --> 00:47:14,957
‫یه شرکت کوچیکه
‫که تو تاسیسش کمک کردم.

690
00:47:15,040 --> 00:47:18,961
‫به نظرم فرصت سرمایه‌گذاری عالی برای شماست.

691
00:47:19,044 --> 00:47:24,091
‫فکر کنم بتونم بیشتر از روانشناستون باشم.

692
00:47:24,174 --> 00:47:26,635
‫باید شرکای تجاری باشیم.

693
00:47:30,597 --> 00:47:32,975
‫آره. آره، باشه.

694
00:47:33,559 --> 00:47:34,679
‫بهش نگاه میندازم.

695
00:47:34,726 --> 00:47:36,061
‫- آره.
‫- ممنون، دکتر.

696
00:47:36,144 --> 00:47:37,145
‫باشه، حتماً.

697
00:47:53,912 --> 00:47:56,331
‫سلام. برات خوراکی آوردم.

698
00:47:56,415 --> 00:47:58,834
‫مامان میگه قبل از شام نباید شیرینی بخورم.

699
00:47:58,917 --> 00:47:59,917
‫عه.

700
00:48:10,470 --> 00:48:13,932
‫این چند ماه خیلی بهم خوش گذشت.

701
00:48:14,016 --> 00:48:16,894
‫زندگی با تو و خواهرت و بابات.

702
00:48:18,186 --> 00:48:21,023
‫می‌دونی، اگه مامانت بودم،

703
00:48:21,106 --> 00:48:23,650
‫اجازه می‌دادم هر وقت دلت می‌خواد
‫شیرینی بخوری.

704
00:48:26,320 --> 00:48:28,488
‫نه. نه، نه، جر، خواهش می‌کنم.
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

705
00:48:28,572 --> 00:48:30,657
‫خوبم می‌تونم.

706
00:48:30,741 --> 00:48:33,994
‫به اندازه کافی دیوونگیات رو تحمل کردیم.

707
00:48:34,077 --> 00:48:37,623
‫اصلاً نباید راهت می‌دادم اینجا.
‫مسخره بود.

708
00:48:37,706 --> 00:48:39,625
‫- این کار رو کردی چون دوستم داری.
‫- نه.

709
00:48:39,708 --> 00:48:43,170
‫این کار رو کردم چون مستاصل، مجنون و وحشت‌زده بودی،

710
00:48:43,253 --> 00:48:45,464
‫و دلم برات سوخت.

711
00:48:46,465 --> 00:48:49,343
‫حتی زنم رو راضی کردم.

712
00:48:50,385 --> 00:48:51,803
‫ولی هیچ وقت این کار رو نمی‌کردم

713
00:48:51,887 --> 00:48:54,723
‫اگه می‌دونستم قراره ما رو اسیر خودت بکنی!

714
00:48:54,806 --> 00:48:59,394
‫تهدیدات، تغییرات خلقی،
‫تغییر دکوراسیون!

715
00:48:59,478 --> 00:49:05,067
‫و حالا به دخترم میگی
‫می‌خوای جای مادرش رو بگیری.

716
00:49:05,150 --> 00:49:06,652
‫زده به سرت؟

717
00:49:06,735 --> 00:49:08,862
‫گفتی می‌خوای ترکش کنی، باشه؟

718
00:49:08,946 --> 00:49:11,573
‫- خودت گفتی!
‫- آره. خب، ترکش نمی‌کنم! باشه؟

719
00:49:11,657 --> 00:49:13,241
‫ترکش نمی‌کنم.

720
00:49:15,035 --> 00:49:16,620
‫از این کارت پشیمون میشی.

721
00:49:17,788 --> 00:49:21,625
‫چیزایی می‌دونم،
‫و می‌دونی که من یه چیزایی می‌دونم.

722
00:49:22,793 --> 00:49:23,794
‫جودلان.

723
00:49:24,378 --> 00:49:25,712
‫لوس نشو، جودلان.

724
00:49:25,796 --> 00:49:27,005
‫برو به درک، جر!

725
00:49:27,089 --> 00:49:31,969
‫جود! به‌خاطر خودت،
‫برای امنیت خودت،

726
00:49:32,052 --> 00:49:37,808
‫در مورد پروندۀ منندز با کسی صحبت نکن،
‫خصوصاً نوارها.

727
00:49:38,725 --> 00:49:41,436
‫باید اون سنگ یاغوتی
‫که برات گرفتم رو بندازی.

728
00:49:41,520 --> 00:49:43,730
‫چاکرای چشم سومت مشکل داره.

729
00:49:55,283 --> 00:49:56,952
‫- کاراگاه زولر؟
‫- بله؟

730
00:50:01,498 --> 00:50:05,502
‫در خصوص پروندۀ منندز اطلاعاتی دارم
‫که فکر می‌کنم شما می‌خواید بشنوید.

731
00:50:06,226 --> 00:50:26,226
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

