﻿1
00:00:01,001 --> 00:00:11,001
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,747 --> 00:00:18,180
‫« هیولاها »
‫« داستان لایل و اریک منندز »

3
00:00:22,772 --> 00:00:24,455
‫- لورل
‫- جری!

4
00:00:25,692 --> 00:00:26,609
‫جری

5
00:00:26,693 --> 00:00:28,412
‫- نه، نه
‫- خدای من

6
00:00:29,029 --> 00:00:31,239
‫همین الان برگرد خونه

7
00:00:31,322 --> 00:00:34,152
‫- چی؟ چی میگی؟
‫- نه، همین الان

8
00:00:34,177 --> 00:00:35,354
‫یعنی چی؟

9
00:00:35,391 --> 00:00:38,271
‫« ۸ مارس ۱۹۹۰ »

10
00:00:40,999 --> 00:00:43,543
‫- آشپزخونه چندمتره؟
‫- ۳۵ متر مربع

11
00:00:43,626 --> 00:00:44,711
‫آهان

12
00:00:45,879 --> 00:00:47,881
‫- اون پشت پارکینگه؟
‫- واسه چهار دستگاه

13
00:00:50,717 --> 00:00:53,386
‫این معرکه‌ست. یعنی...

14
00:00:54,387 --> 00:00:57,599
‫- مرکز وست‌وود، نزدیک به دانشگاه کالیفرنیا
‫- همه‌چیز‌تمومه، رفیق

15
00:00:58,479 --> 00:01:00,856
‫معدن طلاست

16
00:01:03,188 --> 00:01:04,325
‫الو؟

17
00:01:05,440 --> 00:01:07,400
‫گاس، چه‌خبر، پسر؟

18
00:01:08,943 --> 00:01:10,445
‫رستوران چطوره؟

19
00:01:11,362 --> 00:01:12,405
‫هان؟

20
00:01:15,283 --> 00:01:16,283
‫چی؟

21
00:01:16,993 --> 00:01:18,078
‫جری!

22
00:01:19,204 --> 00:01:22,082
‫- اینجا چه‌خبر شده؟
‫- جری!

23
00:01:23,541 --> 00:01:26,147
‫دکتر اوزیل، همون‌طوری که
‫به همسرتون توضیح دادم،

24
00:01:26,172 --> 00:01:28,813
‫دادگاه حکم قانونی
‫جهت تفتیش ملک صادر کرده

25
00:01:28,838 --> 00:01:30,081
‫در رابطه با چه موضوعی؟

26
00:01:30,106 --> 00:01:33,568
‫خب، ما باور داریم که
‫نوارهای ضبط شده‌ی مرتبطی...

27
00:01:33,593 --> 00:01:36,429
‫با قتل خوزه و کیتی منندز اینجا وجود داره

28
00:01:37,222 --> 00:01:38,599
‫کی اینو به شما گفته؟

29
00:01:38,624 --> 00:01:40,334
‫جلسات‌شون رو ضبط می‌کرد

30
00:01:40,683 --> 00:01:43,493
‫تمام اعترافات‌شون رو توی یه نوار ضبط کرده

31
00:01:43,518 --> 00:01:46,122
‫داریم راجع‌به ساعت‌ها گفت‌وگو...

32
00:01:46,147 --> 00:01:48,769
‫درباره‌ی اینکه چطور برنامه‌ریزی کردن،
‫چرا مرتکب به قتل شدن و

33
00:01:48,794 --> 00:01:50,451
‫آیا احساس پشیمونی دارن یا نه
‫صحبت می‌کنیم

34
00:01:50,476 --> 00:01:52,087
‫بذارید اینجوری بگم که منبع موثقی بود

35
00:01:52,112 --> 00:01:53,822
‫- کار خودشه، جر
‫- الان نه، لورل

36
00:01:53,905 --> 00:01:56,241
‫- خودت می‌دونی که کار اون هرزه‌ی خل‌وچل بود!
‫- گفتم الان نه

37
00:01:56,324 --> 00:01:58,034
‫می‌خواین که برین آماده شین؟

38
00:01:58,118 --> 00:01:59,994
‫جهت اطلاع،
‫می‌خوام شفاف‌سازی کنم که...

39
00:02:00,078 --> 00:02:03,706
‫من به هیچ وجه
‫اسرار بیماران خودم رو فاش نکردم

40
00:02:03,790 --> 00:02:06,835
‫و همون‌طوری که از
‫وضع ظاهری همسرم مشخصه

41
00:02:06,918 --> 00:02:10,839
‫از ماجرای تفتیش هم بی‌خبر بودم،
‫و این حقیقت که بنده...

42
00:02:10,922 --> 00:02:12,549
‫ما متوجه‌ایم، دکتر

43
00:02:13,049 --> 00:02:15,218
‫حالا بگید نوارها کجان؟

44
00:02:19,931 --> 00:02:21,099
‫چی...

45
00:02:21,683 --> 00:02:22,683
‫هی!

46
00:02:23,143 --> 00:02:24,903
‫- این چیه؟
‫- فقط بگیرش، خب؟

47
00:02:24,936 --> 00:02:28,356
‫اگه پلیس‌ها بخوان دستگیرم کنن،
‫به کمکت نیاز دارم که برام وثیقه بذاری

48
00:02:28,381 --> 00:02:30,375
‫بعدش می‌خوام با وکیلم،
‫جری چلف، تماس بگیری

49
00:02:30,400 --> 00:02:33,403
‫- لایل، فکر کنم توهم زدی
‫- نه، توهم نزدم، گلن

50
00:02:33,486 --> 00:02:35,989
‫اون پلیس‌ها هنوز فکر می‌کنن
‫من و اریک والدین‌مون رو کشتیم

51
00:02:36,072 --> 00:02:38,283
‫نمی‌دونم دیگه کدوم بدبختی رو
‫داشتن بازجویی می‌کردن

52
00:02:39,284 --> 00:02:41,327
‫احتمالاً با تراپیستم، اوزیل، هم حرف زدن

53
00:02:41,411 --> 00:02:44,098
‫هرچند اون به‌خاطر حقوق حفظ اسرار بیمار
‫نمی‌تونه هیچی بهشون بگه

54
00:02:44,122 --> 00:02:47,000
‫کون لق پلیس‌ها. تقصیر تو چیه
‫که اونا نمی‌تونن قاتل رو پیدا کنن!

55
00:02:47,083 --> 00:02:51,504
‫هیدن، اگه پلیس بتونه یه جوری
‫این حقوق حفظ اسرار بیمار رو دور بزنه،

56
00:02:51,588 --> 00:02:55,049
‫بعد دستش به اون نوارهای تخمی برسه،
‫اونوقت من بگا میرم!

57
00:02:55,133 --> 00:02:56,843
‫بگا میرم!

58
00:02:57,105 --> 00:02:58,440
‫بگا میرم!

59
00:03:02,849 --> 00:03:07,944
‫فکر می‌کنی مادرت لایق مُردن بود؟

60
00:03:07,969 --> 00:03:10,086
‫فکر نکنم هرگز
‫از این زاویه بهش نگاه کرده باشیم

61
00:03:10,111 --> 00:03:11,279
‫بیشتر اینجوری بود که...

62
00:03:11,304 --> 00:03:17,143
‫«اگه قراره پدرمون رو بکشیم،
‫اونوقت مامان‌مون هم باید بکشیم»

63
00:03:18,239 --> 00:03:21,993
‫یکی‌تون نسبت به کشتن مامان‌تون
‫حس متفاوتی داشت؟

64
00:03:22,076 --> 00:03:23,620
‫نه، به هیچ وجه

65
00:03:24,954 --> 00:03:28,041
‫غیرممکن بود بدون رضایت اریک
‫تصمیم بگیرم که...

66
00:03:28,124 --> 00:03:29,918
‫مادرمون رو بکشم

67
00:03:30,001 --> 00:03:32,675
‫حتی نمی‌خواستم سر این مسئله
‫تأثیری روش بذارم

68
00:03:32,700 --> 00:03:35,286
‫گذاشتم چند شبی رو بهش فکر کنه

69
00:03:36,758 --> 00:03:37,926
‫خیلی‌خب، اریک

70
00:03:38,551 --> 00:03:39,551
‫آره

71
00:03:40,470 --> 00:03:41,921
‫مجبور بودیم بکشیمش

72
00:03:45,335 --> 00:03:52,335
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

73
00:04:23,054 --> 00:04:25,473
‫خب، کی پایه‌ست ناهار بزنیم؟
‫یالا، بجنبید

74
00:04:25,556 --> 00:04:28,140
‫- باشه
‫- پاشید بریم. خدایی؟ من که دلم ضعف رفت

75
00:04:28,351 --> 00:04:30,231
‫عجب ماشین خفنیه، پسر.
‫معامله‌ی خوبی بود یا نه؟

76
00:04:30,270 --> 00:04:31,412
‫- هی، گلن؟
‫- بله؟

77
00:04:31,437 --> 00:04:32,555
‫دهن کیریتو ببند

78
00:04:32,580 --> 00:04:34,832
‫رفیق، کِی می‌خوای از پورشه‌ت رونمایی کنی؟

79
00:04:34,857 --> 00:04:37,819
‫فردا، تا اون موقع باید
‫رنگلر کسشعر اریک رو سوار شم

80
00:04:46,869 --> 00:04:48,740
‫واو!

81
00:04:49,247 --> 00:04:51,916
‫جاکش، چه گهی می‌خوری؟ خدایا...

82
00:04:55,086 --> 00:04:57,088
‫برید، برید، برید، حرکت کنید!

83
00:04:58,006 --> 00:05:00,591
‫دست‌هاتون رو ببرید بالا ببینم
‫وگرنه یه گلوله تو سرتون خالی می‌کنم

84
00:05:00,675 --> 00:05:02,861
‫- پیاده شو!
‫- دست‌ها رو بیارید بالا!

85
00:05:02,885 --> 00:05:05,430
‫از ماشین پیاده شو، پیاده شو!
‫بیا اینجا ببینم

86
00:05:05,513 --> 00:05:08,349
‫زانو بزن، زانو بزن.
‫دراز بکش!

87
00:05:08,433 --> 00:05:11,144
‫دست‌هاتو ببر پشتت، تکون نخور!

88
00:05:16,065 --> 00:05:19,277
‫جوزف لایل منندز،
‫تو این حق رو داری که سکوت کنی

89
00:05:19,360 --> 00:05:22,947
‫هرچیزی که بگی در دادگاه
‫علیه خودت استفاده خواهد شد

90
00:05:28,786 --> 00:05:30,663
‫چطور ممکنه، جری؟

91
00:05:30,747 --> 00:05:33,791
‫تو که گفتی نمی‌تونن دستگیرمون کنن،
‫گفتی دست‌شون هم بهمون نمی‌رسه

92
00:05:33,875 --> 00:05:36,419
‫گفتی پلیس پرونده‌ای در جریان کار نداشت!

93
00:05:36,502 --> 00:05:39,380
‫خب، به‌نظر می‌رسه الان داره،
‫و ظاهراً بازپرس بخش هم موافقت کرده

94
00:05:42,133 --> 00:05:43,301
‫گـه تـوش!

95
00:05:45,762 --> 00:05:48,389
‫خب، الان باید چیکار کنم، جری؟
‫بگو چیکار کنم

96
00:05:48,414 --> 00:05:51,748
‫ببین، من میرم به رفیقم،
‫رابرت شاپیرو، زنگ بزنم

97
00:05:51,773 --> 00:05:53,269
‫یه وکیل کیفری درجه‌یکـه

98
00:05:53,294 --> 00:05:55,268
‫اون توی این قضیه می‌تونه کمک‌مون کنه

99
00:05:55,615 --> 00:05:57,148
‫خب؟ این وسط...

100
00:05:57,231 --> 00:06:00,610
‫از رقابت تنیس کنار بکش
‫و از اسرائیل فلنگو ببند و برو

101
00:06:00,693 --> 00:06:03,237
‫اصلاً دلت نمی‌خواد که
‫پلیس بین‌الملل دستگیرت کنه

102
00:06:03,321 --> 00:06:05,031
‫بندازتت توی یه زندون خاورمیانه‌ای

103
00:06:05,114 --> 00:06:08,159
‫جایی که هیچ امنیت مشروطی نداری

104
00:06:16,250 --> 00:06:18,461
‫بیا اینجا بببینمت

105
00:06:19,420 --> 00:06:21,923
‫هی، اینم از اون پسره، منندز

106
00:06:22,840 --> 00:06:24,842
‫اوه، منندز

107
00:06:25,635 --> 00:06:27,261
‫پشمام، چه پسری!

108
00:06:28,471 --> 00:06:30,598
‫شنیدم ننه بابات رو کشتی!

109
00:06:31,432 --> 00:06:32,725
‫جنایتکار!

110
00:06:34,602 --> 00:06:37,480
‫خدای من، من اینجا دَووم نمیارم

111
00:06:38,314 --> 00:06:39,607
‫خب، باید بیاری

112
00:06:40,191 --> 00:06:41,516
‫حالا برو تو

113
00:07:02,463 --> 00:07:04,090
‫به لس آنجلس خوش اومدید

114
00:07:05,591 --> 00:07:08,127
‫ممنون که پرواز ما رو انتخاب کردید،
‫خوش اومدید

115
00:07:12,181 --> 00:07:14,684
‫- خودم میام، نیازی به دستبند نیست
‫- شرمنده

116
00:07:16,185 --> 00:07:17,482
‫قانونه

117
00:07:17,979 --> 00:07:19,814
‫این حق رو دارید که سکوت کنید

118
00:07:19,897 --> 00:07:23,025
‫هرچیزی که بگید در دادگاه
‫علیه شما استفاده خواهد شد

119
00:07:23,109 --> 00:07:24,469
‫این حق رو دارید که وکیل بگیرید

120
00:07:24,527 --> 00:07:27,238
‫اگه وسع این کار رو ندارید،
‫یک وکیل برای شما اتخاذ خواهد شد

121
00:08:28,591 --> 00:08:29,591
‫اریک؟

122
00:08:31,427 --> 00:08:32,427
‫اریک؟

123
00:08:33,387 --> 00:08:34,387
‫لایل؟

124
00:08:35,339 --> 00:08:36,340
‫هی!

125
00:08:36,365 --> 00:08:38,367
‫لایل، تویی؟

126
00:08:38,601 --> 00:08:39,601
‫آره

127
00:08:43,981 --> 00:08:45,816
‫کِی برگشتی لس آنجلس؟

128
00:08:47,068 --> 00:08:50,356
‫یه چند ساعت پیش.
‫پلیس‌ها توی فرودگاه دستگیرم کردن

129
00:08:50,488 --> 00:08:53,282
‫خیلی نگران بودم، ای.
‫فکر کردم حتماً...

130
00:08:54,867 --> 00:08:59,205
‫خواستی فلنگو ببندی و... نمی‌دونم.
‫فکر کردم دیگه نمی‌بینمت

131
00:08:59,705 --> 00:09:01,666
‫معلوم بود که برمی‌گشتم

132
00:09:03,668 --> 00:09:05,054
‫تو برادرمی

133
00:09:09,006 --> 00:09:10,424
‫قراره چیکار کنیم؟

134
00:09:12,009 --> 00:09:14,512
‫- لایل، به مردم چی بگیم؟
‫- هی...

135
00:09:15,471 --> 00:09:17,056
‫الان دیگه فقط ما دوتاییم، ای

136
00:09:18,849 --> 00:09:20,017
‫خودمونیم و خودمونیم

137
00:09:24,355 --> 00:09:27,608
‫این پرت‌پلاسـه، شامپوئه و نرم‌کننده

138
00:09:27,692 --> 00:09:30,361
‫برات چندتا اسپری مو فرستادم.
‫گفتی «آکوا نت» باشه؟

139
00:09:30,444 --> 00:09:34,532
‫نه، گفتم آکوا نت نباشه
‫چون اینجا... اونو می‌گیرن

140
00:09:34,615 --> 00:09:36,450
‫باهاش میشه مشعل درست کرد

141
00:09:36,475 --> 00:09:37,666
‫کرم موس هم می‌خوام

142
00:09:37,691 --> 00:09:39,787
‫پس لطفاً به جیمی بگو.
‫جیمی می‌دونه چی بگیره

143
00:09:39,870 --> 00:09:42,540
‫- برای پنج دقیقه‌ی دیگر ۱۰ سنت وارد کنید
‫- گه توش!

144
00:09:45,167 --> 00:09:47,628
‫خب، سریع حرفت رو بزن،
‫چون این تلفن‌ها، رابرت...

145
00:09:47,712 --> 00:09:49,922
‫اینجا پول خرد جور کردن کار خداست

146
00:09:50,006 --> 00:09:53,009
‫لایل، حواست رو جمع کن.
‫فقط کافیه براشون داستان قانع‌کننده‌تری...

147
00:09:53,034 --> 00:09:54,918
‫نسبت به چیزی که
‫تو دادگاه می‌گن تعریف کنیم، خب؟

148
00:09:54,943 --> 00:09:57,905
‫«کار «پنج خانواده» بود»
‫اینجوری داستان خیلی مبهم میشه

149
00:09:57,930 --> 00:10:01,892
‫خب، پس... تمرکزم روی خانواده‌ها باشه

150
00:10:01,976 --> 00:10:05,813
‫اسمش چی بود... بامبینوها،
‫روی اونا تمرکز کنم

151
00:10:05,896 --> 00:10:08,774
‫- برای پنج دقیقه‌ی دیگر ۱۰ سنت وارد کنید
‫- کیری!

152
00:10:08,858 --> 00:10:12,653
‫رابرت، بیشتر از همه به سکه نیاز دارم،
‫پس میشه... میشه سکه بیاری؟

153
00:10:12,737 --> 00:10:13,737
‫لطفاً

154
00:10:14,447 --> 00:10:16,109
‫هی، میشه یه سکه بهم قرض بدی؟

155
00:10:16,532 --> 00:10:19,389
‫حتماً، اگه قبلش بیای کیرمو بخوری

156
00:10:19,619 --> 00:10:20,953
‫کون گلابی

157
00:10:28,878 --> 00:10:30,630
‫اریک، باید غذا بخوری

158
00:10:31,464 --> 00:10:32,464
‫نمی‌تونم

159
00:10:34,091 --> 00:10:35,435
‫میشه شیرت رو به من بدی؟

160
00:10:37,678 --> 00:10:39,430
‫نمیشه که فقط شیر بخوری

161
00:10:45,853 --> 00:10:48,522
‫اون یارویی که اونجاست
‫چشم از من برنمی‌داره

162
00:10:48,606 --> 00:10:49,606
‫نگاه نکن

163
00:10:49,649 --> 00:10:51,442
‫اینجا دخلمو میارن

164
00:10:52,068 --> 00:10:53,291
‫باید برم

165
00:10:59,784 --> 00:11:01,994
‫بیخیال، مرد! چه گهی می‌خوری؟
‫چه مرگته؟

166
00:11:03,037 --> 00:11:06,040
‫فکر می‌کنم اگه از پس این مشکل بربیایم
‫دیگه از پس هرچیزی برمیایم

167
00:11:06,123 --> 00:11:08,834
‫آره. ببین، موس، خب؟

168
00:11:08,918 --> 00:11:10,252
‫و چسبِ کلاه‌گیس هم بیار

169
00:11:10,336 --> 00:11:12,546
‫و جدی دارم میگم، سکه بیار

170
00:11:12,630 --> 00:11:15,067
‫مامان‌بزرگ یه پنج‌تایی فرستاده.
‫چند بسته سکه می‌خوایم

171
00:11:15,091 --> 00:11:16,948
‫هی، اریک، می‌خوای با جیمی صحبت کنی؟

172
00:11:18,969 --> 00:11:21,755
‫چسب کلاه‌گیس می‌خوام، خب؟
‫اسمش «تاپ‌استیک»ـه

173
00:11:21,780 --> 00:11:23,741
‫کلاه‌گیس به یه قلابی گیر می‌کنه

174
00:11:23,766 --> 00:11:26,560
‫ولی واسه اینکه لبه‌هاش برنگرده
‫باید چسب بزنم

175
00:11:27,353 --> 00:11:29,230
‫اینجوری جلو می‌مونه

176
00:11:34,735 --> 00:11:35,903
‫ای

177
00:11:36,612 --> 00:11:40,032
‫- چرا توی توالت شیره؟
‫- اونجا سرد نگه‌شون می‌دارم

178
00:11:41,200 --> 00:11:42,243
‫هی

179
00:11:43,452 --> 00:11:45,621
‫نمیشه که فقط شیر بخوری، خب؟

180
00:11:45,705 --> 00:11:48,999
‫غذای اینجا رو که می‌خورم
‫می‌خوام بالا بیارم، لایل. چه غلطی کنم؟

181
00:11:50,000 --> 00:11:51,711
‫- دستمال مرطوب؟
‫- آره

182
00:11:51,794 --> 00:11:55,798
‫هرچقدر که می‌تونی بیار
‫چون کم‌کم داره بوی گند می‌گیره

183
00:11:55,881 --> 00:11:58,384
‫وایسا ببینم، می‌خواد باهاش بدنش رو تمیز کنه؟

184
00:11:58,467 --> 00:11:59,735
‫خب، بیا امیدوار باشیم!

185
00:12:00,094 --> 00:12:02,138
‫گمونم از حموم می‌ترسه

186
00:12:11,205 --> 00:12:13,165
‫این چسب تخمی بدجوری سفت میشه

187
00:12:13,190 --> 00:12:15,359
‫اینجا نمیشه تمیزش کرد

188
00:12:16,193 --> 00:12:17,862
‫لایل، اون مسواک منه؟

189
00:12:18,667 --> 00:12:19,739
‫منندز

190
00:12:24,076 --> 00:12:28,080
‫این هم ۵۰ دلار.
‫با این هرچقدر سکه بخوای می‌گیری

191
00:12:28,105 --> 00:12:29,164
‫ریدم توش!

192
00:12:29,540 --> 00:12:33,419
‫مامان‌بزرگ، عجب کسخلی هستی!
‫پول می‌خوام چیکار؟ سکه می‌خوام

193
00:12:33,502 --> 00:12:36,964
‫سکه، سکه، سکه!
‫سکه‌ی کیری می‌خوام!

194
00:12:37,047 --> 00:12:40,950
‫ناسلامتی میلیونریم،
‫اونوقت نمی‌تونیم یه بسته سکه بگیریم

195
00:12:44,096 --> 00:12:47,850
‫عمو کارلوس،
‫قتل اونا هیچ ربطی به ما نداره

196
00:12:47,933 --> 00:12:52,644
‫گوش کن چی میگم،
‫من واسه نُه‌تا سکه ۱۰۰ دلار نمیدم!

197
00:13:03,324 --> 00:13:08,013
‫این کِرِم موس ۹/۹۹ دلاره و من
‫در ازای دو سکه اینو بهتون میدم

198
00:13:08,038 --> 00:13:08,759
‫دوتا!

199
00:13:20,800 --> 00:13:21,960
‫گاییدمت!

200
00:13:22,551 --> 00:13:25,304
‫از حموم‌های اینجا وحشت داشتم،
‫ولی دیگه ندارم

201
00:13:25,387 --> 00:13:28,474
‫فقط ۲۰ دقیقه منتظر می‌مونم بقیه
‫کارشون تموم شه، بعدش میرم

202
00:13:28,557 --> 00:13:30,184
‫تمام حموم مال خودم میشه

203
00:13:30,684 --> 00:13:31,684
‫می‌بینمت

204
00:13:35,022 --> 00:13:36,148
‫سلام

205
00:13:36,232 --> 00:13:37,441
‫آره، عالی که نیستم

206
00:13:38,692 --> 00:13:39,944
‫سلام، عمو کارلوس

207
00:13:42,905 --> 00:13:46,742
‫ما چندتا بسته سکه می‌خوایم

208
00:13:48,916 --> 00:13:51,932
‫باید یه جوری یواشکی بیاریش
چون اینا از کلاه‌گیس متنفرن

209
00:14:02,708 --> 00:14:05,386
‫« حمام به سمت راست »

210
00:15:34,756 --> 00:15:37,550
‫- می‌بینمت
‫- آره، می‌بینمت

211
00:15:45,945 --> 00:15:49,147
‫با دو بسته روزانه می‌تونم کنار بیام

212
00:15:49,172 --> 00:15:51,133
‫ولی راستش چهارتا می‌خوام

213
00:15:51,158 --> 00:15:52,993
‫اسم برندش «تاپ‌استیک»ـه

214
00:15:53,577 --> 00:15:56,789
‫و یه چیز دیگه هم می‌خوام که خیلی مهمه

215
00:15:56,814 --> 00:15:58,377
‫کِرِم بین دسولیل

216
00:15:58,707 --> 00:16:01,085
‫بین دسولیل، هرچقدر که می‌تونی بیار

217
00:16:01,669 --> 00:16:03,671
‫بین دسولیل، چی هست؟

218
00:16:03,696 --> 00:16:05,388
‫- کرم برنزه‌کننده‌ست
‫- هوم

219
00:16:07,883 --> 00:16:09,402
‫نگاهش کن

220
00:16:09,927 --> 00:16:11,929
‫شده عینهو روح.
‫جفت‌مون همین شکلی شدیم

221
00:16:12,012 --> 00:16:15,182
‫واسه نوریه که داخل زندانه.
‫ویتامین دی رو از استخوان‌هات بیرون می‌کشن

222
00:16:15,265 --> 00:16:18,018
‫راستی، کارمون با کاسترو به کجا رسید؟
‫جنبشی براش نشد؟

223
00:16:18,102 --> 00:16:22,022
‫چون هر اتفاقی که به پدرم ربط پیدا کنه،
‫یه سرش به کوبا برمی‌گرده

224
00:16:22,106 --> 00:16:24,650
‫اون روز توام داشتی اینو می‌گفتی، مگه نه؟

225
00:16:24,675 --> 00:16:26,644
‫- آره، فکر کنم...
‫- بچه‌ها

226
00:16:26,669 --> 00:16:28,212
‫باید یکم جدیت به خرج بدیم

227
00:16:28,237 --> 00:16:31,407
‫فکر نکنم متوجه شده باشید
‫که اینجا چه‌خبره

228
00:16:32,324 --> 00:16:36,111
‫باید راجع‌به پرونده‌تون صحبت کنیم،
‫نه راجع‌به کرم برنزه‌کننده و کلاه‌گیس!

229
00:16:36,136 --> 00:16:39,306
‫این حرف باعث میشه فکر کنم که
‫متوجه نیستی اینجا چه‌خبره، آقای شاپیرو

230
00:16:39,331 --> 00:16:40,749
‫چون توی سال ۱۹۹۰ایم

231
00:16:40,833 --> 00:16:43,419
‫یه عصر جدیدیه
‫و این پرونده توی تلویزیون پخش میشه

232
00:16:43,495 --> 00:16:45,773
‫که این یعنی اولین چیزی که نگرانشم...

233
00:16:45,805 --> 00:16:47,468
‫اینه که حضورمون
‫جلوی دوربین‌ها چه جلوه‌ای داره!

234
00:16:47,493 --> 00:16:49,550
‫چون اگه ظاهر خوبی داشته باشیم، خب؟

235
00:16:49,633 --> 00:16:52,636
‫باهوش، آراسته،
‫با آینده‌ای که پیش‌رومونه

236
00:16:52,720 --> 00:16:55,335
‫اونوقت هیچ هیئت‌منصفه‌ای
‫روی این کره‌ی خاکی

237
00:16:55,360 --> 00:16:57,032
‫باورش نمیشه که این کار ما بوده

238
00:16:57,057 --> 00:16:59,018
‫- چون کار ما نبوده
‫- چون کار ما نبوده

239
00:16:59,043 --> 00:17:00,077
‫خیلی‌خب

240
00:17:00,102 --> 00:17:03,355
‫ولی بذارید من بهتون بگم
‫که بیشتر از همه نگران چی‌ام

241
00:17:09,987 --> 00:17:12,489
‫این... این سونائه؟

242
00:17:13,370 --> 00:17:14,824
‫نه، اریک

243
00:17:15,409 --> 00:17:17,185
‫اتاق گازه
‫(برای اعدام انسان)

244
00:17:17,931 --> 00:17:20,740
‫واسه دونفر ساخته شده،
‫که کار رو راحت می‌کنه

245
00:17:22,166 --> 00:17:24,960
‫متأسفم که اینو بهتون میگم

246
00:17:24,985 --> 00:17:27,171
‫ولی شما آدم‌های دلسوزی نیستید

247
00:17:27,250 --> 00:17:28,843
‫شما دوتا پولدارِ لوس‌اید

248
00:17:28,868 --> 00:17:31,745
‫و این همون چیزیه که ملت
‫عاشق اینن که ازشون متنفر باشن

249
00:17:31,770 --> 00:17:36,247
‫روند دادرسی شما یه... فاجعه بود!

250
00:17:39,391 --> 00:17:41,935
‫شده بودید عینهو روان‌پریش‌ها

251
00:17:45,355 --> 00:17:47,214
‫بهتون گفتم لبخند بزنید

252
00:17:47,399 --> 00:17:48,934
‫محترم رفتار کنید

253
00:17:49,193 --> 00:17:53,614
‫- بله، جناب قاضی. خیر، جناب قاضی. ولی نه!
‫- نور داشت چشمامون رو کور می‌کرد

254
00:17:53,639 --> 00:17:56,350
‫- صدای قاضی مسخره بود
‫- چند روزه که چشم روهم نذاشتم

255
00:17:56,375 --> 00:17:57,375
‫بچه‌ها

256
00:17:57,877 --> 00:17:59,379
‫باید جدی رفتار کنیم، خب؟

257
00:17:59,404 --> 00:18:01,805
‫چون این تصویری که سعی دارید
‫از خودتون به نمایش بذارید

258
00:18:01,830 --> 00:18:03,749
‫اون قطاری که دنبالشید رفت!

259
00:18:05,000 --> 00:18:08,253
‫مردم خیلی راجع‌به شما دوتا مصمم‌ان

260
00:18:08,337 --> 00:18:11,044
‫ما والدین‌مون رو نکشتیم

261
00:18:11,069 --> 00:18:15,069
‫درسته، درسته.
‫ولی اَرِه و اوره و شمسی کوره فکر می‌کنن کشتید!

262
00:18:15,094 --> 00:18:17,971
‫پس اگه می‌خواین از
‫این قضیه اجتناب کنید، این رو میگم!

263
00:18:17,996 --> 00:18:20,074
‫اونوقت توصیه‌ی من اینه که
‫راهبرد متفاوتی رو پیش بگیرید

264
00:18:20,099 --> 00:18:23,268
‫جای اینکه پوست‌تون رو برنزه کنید
‫و فیدل کاسترو رو مقصر بودنید

265
00:18:35,114 --> 00:18:37,203
‫خب، هروقت بخوایم می‌تونیم...

266
00:18:43,372 --> 00:18:44,771
‫نه، فقط...

267
00:18:45,457 --> 00:18:48,244
‫ما هنوز بهت نگفتیم که واقعاً چی شده

268
00:18:48,269 --> 00:18:51,480
‫- چه زری می‌زنی؟
‫- اون شب رو نمی‌گم

269
00:18:51,505 --> 00:18:56,009
‫ما... نمی‌دونیم که اون شب چی شد.
‫رفته بودیم سینما

270
00:18:57,094 --> 00:19:01,056
‫دارم راجع‌به اتفاقاتی صحبت می‌کنم
‫که قبل از اون افتاد

271
00:19:09,982 --> 00:19:12,734
‫شرمنده، میشه به من و برادرم...

272
00:19:12,818 --> 00:19:15,991
‫یه فرصت کوتاهی بدی باهم صحبت کنیم؟

273
00:19:16,789 --> 00:19:18,073
‫تنهایی

274
00:19:20,826 --> 00:19:21,826
‫ممنون

275
00:19:30,043 --> 00:19:31,753
‫راجع‌به اون اتفاقات حرفی نمی‌زنیم

276
00:19:31,837 --> 00:19:35,382
‫به‌نظرم می‌تونه به هیئت‌منصفه
‫توی درک ماجرا کمک کنه

277
00:19:35,465 --> 00:19:38,552
‫همون چیزی که خودت گفتی،
‫یه ربطی به مامان و بابا داره

278
00:19:38,577 --> 00:19:41,164
‫اون اتفاق‌ها پیش میاد، اریک

279
00:19:41,930 --> 00:19:43,522
‫پسر بودن همینه دیگه

280
00:19:47,269 --> 00:19:49,194
‫راجع‌بهش حرفی نمی‌زنیم

281
00:19:53,108 --> 00:19:56,612
‫پس... اخراجم.
‫منظورتون همینه؟

282
00:19:56,695 --> 00:20:00,048
‫دقیقاً منظورمون همینه.
‫شما حتی ازشون دفاع نمی‌کنی

283
00:20:00,073 --> 00:20:02,951
‫چون دفاع ازشون غیرممکنه

284
00:20:03,731 --> 00:20:05,908
‫اونوقت منو اخراج می‌کنین. باشه!

285
00:20:06,830 --> 00:20:08,248
‫بذارید یه نصیحتی کنم

286
00:20:08,332 --> 00:20:12,753
‫دلیل دستگیری اونا به این خاطره
‫که نوارهایی وجود داره

287
00:20:14,129 --> 00:20:18,075
‫و البته پلیس، با اینکه نباید این کارو می‌کرد،
‫ولی به اون نوارها گوش داده

288
00:20:18,100 --> 00:20:20,427
‫پس باید چشماتون رو
‫روی این واقعیت باز کنین که...

289
00:20:20,452 --> 00:20:24,139
‫داستانِ لایل و اریک پر از ایراده
‫و ممکنه که گناهکار باشن

290
00:20:24,164 --> 00:20:25,707
‫نه، نه، نه، نه!

291
00:20:25,849 --> 00:20:28,393
‫اینو نگو! پس دیگه چرا وکیل گرفتیم؟

292
00:20:28,477 --> 00:20:30,979
‫- دهنتو ببند!
‫- ببینید، ببینید، ببینید!

293
00:20:31,004 --> 00:20:32,130
‫- هیس!
‫- بیخیال!

294
00:20:32,612 --> 00:20:35,260
‫ببینید، من اون کسی‌ام که شما برای
‫معامله با دادگاه استخدام کردین، خب؟

295
00:20:35,285 --> 00:20:37,353
‫من... من فکر می‌کردم
‫برای این کار اینجا اومدم

296
00:20:37,378 --> 00:20:40,631
‫اگه می‌خواید آزادشون کنید،
‫من آدمش نیستم

297
00:20:40,656 --> 00:20:43,825
‫چون من باورشون ندارم،
‫و هیئت‌منصفه هم باورشون نخواهد داشت

298
00:20:43,909 --> 00:20:48,447
‫پس باید سراغ یکی دیگه برید.
‫و البته... باید داستان خیلی بهتری سرهم کنید

299
00:20:48,472 --> 00:20:52,059
‫وگرنه اون دوتا پسرهاتون،
‫که چشم‌بسته می‌گید بی‌گناه‌ان

300
00:20:52,084 --> 00:20:57,209
‫طبق قوانین ایالتیِ کالیفرنیا
‫محکوم به مرگ‌ان

301
00:20:59,091 --> 00:21:00,300
‫براتون آرزوی موفقیت دارم

302
00:21:09,092 --> 00:21:11,511
‫خلاف جزئی‌ای بود

303
00:21:12,729 --> 00:21:15,649
‫پنج سال پیش، آره

304
00:21:15,732 --> 00:21:20,585
‫ولی طبق قانون جدید،
‫پنج گرم کوکائین جرم محسوب می‌شد

305
00:21:20,862 --> 00:21:25,492
‫بعد چون مسلح بودم
‫یهو سنگین‌تر هم شد

306
00:21:26,576 --> 00:21:30,247
‫و الانم اینجام، کنار قاتل‌ها

307
00:21:33,208 --> 00:21:35,168
‫الان هم دوتایی پیش قاتل‌هاییم

308
00:21:37,629 --> 00:21:40,340
‫آره... آدم‌های بی‌گناه

309
00:21:41,842 --> 00:21:43,844
‫گمونم سیستم قضایی همین شکلیه

310
00:21:44,344 --> 00:21:46,000
‫من هنوز...

311
00:21:46,930 --> 00:21:47,931
‫راجع‌بهت مطمئن نیستم

312
00:21:49,182 --> 00:21:51,685
‫- منظورت چیه؟
‫- خب، چه گرایشی داری؟

313
00:21:52,519 --> 00:21:54,199
‫از مردها خوشت میاد، مگه نه؟

314
00:21:54,563 --> 00:21:55,563
‫گی‌ای، مگه نه؟

315
00:21:56,773 --> 00:21:58,066
‫چی؟ نه

316
00:21:59,693 --> 00:22:00,693
‫نه

317
00:22:01,236 --> 00:22:04,364
‫- از کلمه‌ش هم خوشم نمیاد
‫- باشه. خیلی‌خب، قبوله. منم خوشم نمیاد

318
00:22:04,448 --> 00:22:08,201
‫تو گی نیستی، ولی از من گفتن بود،
‫از بودن با مردها لذت می‌بری، مگه نه؟

319
00:22:11,747 --> 00:22:14,499
‫نمی‌دونم، چون...

320
00:22:16,251 --> 00:22:18,427
‫اتفاقاتی که توی خونه برام افتاد...

321
00:22:19,129 --> 00:22:20,129
‫ولی...

322
00:22:22,049 --> 00:22:23,467
‫از اینکه کنار تو باشم خوشم میاد

323
00:22:25,218 --> 00:22:26,595
‫آره، باشه

324
00:22:30,140 --> 00:22:32,517
‫من که تکلیفم با خودم مشخصه.
‫تخمم هم نیست

325
00:22:33,310 --> 00:22:35,729
‫فقط دارم میگم توام نباید اهمیتی بدی

326
00:22:37,481 --> 00:22:39,549
‫چه مشکلی داره که خودت باشی!

327
00:22:40,609 --> 00:22:42,819
‫خب... توی خانواده‌ی من از این خبرها نیست

328
00:22:43,445 --> 00:22:45,822
‫مگه چیکار کردم؟
‫اینجا هیچی ندارم

329
00:22:55,123 --> 00:22:56,396
‫این چیه؟

330
00:22:56,792 --> 00:22:58,919
‫چی؟ چمی‌دونم

331
00:23:06,482 --> 00:23:08,945
‫اریک، این رو که خوندی، بندازش دور

332
00:23:08,970 --> 00:23:10,650
‫اینا چیزهاییه که بهشون فکر می‌کنم

333
00:23:10,680 --> 00:23:13,934
‫به‌نظرم مارک باید با پورشه‌ش
‫وارد محوطه‌ی زندان شه

334
00:23:18,397 --> 00:23:20,357
‫بعدش پیاده شه
‫ولی ماشین رو خاموش نکنه

335
00:23:23,652 --> 00:23:26,154
‫ما سوار ماشین شیم
‫و بریم سمت خیابون ۱۱۰

336
00:23:32,369 --> 00:23:33,929
‫نقاشی پایین رو ببین

337
00:23:34,496 --> 00:23:35,956
‫بعدش نوبت ظاهرمونه

338
00:23:38,500 --> 00:23:40,293
‫به‌نظرم باید جراحی پلاستیک کنیم

339
00:23:40,377 --> 00:23:43,022
‫باید لیفت صورت
‫و شاید کاشتِ چونه انجام بدیم

340
00:23:43,149 --> 00:23:45,521
‫و البته که مدل موهامون رو عوض کنیم

341
00:23:49,778 --> 00:23:51,225
‫به پاسپورت نیاز داریم

342
00:23:52,639 --> 00:23:53,639
‫ویزا

343
00:23:54,429 --> 00:23:56,334
‫بعدش باید ببینیم که کجا بریم

344
00:23:58,311 --> 00:24:01,356
‫به‌نظرم باید به اردوگاه
‫پدربزرگ مارک اِچ توی کانادا بریم

345
00:24:01,982 --> 00:24:03,608
‫تا وقتی که آب‌ها از آسیاب بیفته

346
00:24:03,692 --> 00:24:08,488
‫به‌نظرم تورنتو، لندن، بلژیک، لبنان،

347
00:24:08,572 --> 00:24:10,657
‫و بعدش توی کلمبیا مستقل می‌شیم

348
00:24:11,575 --> 00:24:13,410
‫اونجا عاشق بال مرغ‌ان

349
00:24:15,066 --> 00:24:17,571
‫- چی؟
‫- پاشو ببینم، باید سلولت رو بگردیم

350
00:24:18,081 --> 00:24:19,084
‫این چیه؟

351
00:24:19,109 --> 00:24:20,725
‫من... چمی‌دونم

352
00:24:20,750 --> 00:24:22,919
‫لایل منندز، لطفاً روی خط قرمز وایسا

353
00:24:23,003 --> 00:24:24,003
‫چه‌خبر شده؟

354
00:24:24,045 --> 00:24:26,590
‫- بیا بیرون روی خط قرمز وایسا!
‫- بای بهم بگی چی شده

355
00:24:26,673 --> 00:24:27,549
‫چه‌خبر شده؟

356
00:24:27,632 --> 00:24:29,694
‫- روی خط قرمز وایسا
‫- بگو چرا

357
00:24:29,718 --> 00:24:31,928
‫- هی، چه غلطی می‌کنی؟
‫- هی، لایل!

358
00:24:32,012 --> 00:24:34,014
‫- منو کجا می‌برید؟
‫- لایل!

359
00:24:34,097 --> 00:24:36,516
‫- منو کجا می‌برید؟
‫- چه‌خبر شده؟

360
00:24:36,541 --> 00:24:38,760
‫برادرت رو به یه بندِ دیگه بردن

361
00:24:38,785 --> 00:24:40,995
‫نمی‌فهمم، چرا؟

362
00:24:41,646 --> 00:24:45,025
‫لایل گفت برات یه نامه نوشته بود

363
00:24:45,108 --> 00:24:47,215
‫ما همیشه برای هم نامه می‌نویسیم

364
00:24:47,240 --> 00:24:50,911
‫درسته، ولی این‌بار نامه‌ی نقشه‌ی فرار بود

365
00:24:52,782 --> 00:24:53,783
‫اریک

366
00:24:54,784 --> 00:24:56,129
‫جلوه‌ی خوبی نداره

367
00:24:56,411 --> 00:24:59,414
‫- کِی برمی‌گرده؟
‫- تا آخرش اونجا می‌مونه

368
00:25:00,040 --> 00:25:01,786
‫کسی اونجا هستی؟

369
00:25:02,584 --> 00:25:05,086
‫یکی که توی بند خودتون...

370
00:25:06,338 --> 00:25:07,756
‫بتونی بهش اعتماد کنی

371
00:25:13,194 --> 00:25:14,194
‫آره

372
00:25:14,266 --> 00:25:20,266
‫

373
00:25:50,006 --> 00:25:54,094
‫خب، دقیقاً چرا دنبال فرزند‌خوانده‌این؟

374
00:25:54,119 --> 00:25:56,328
‫الان یه مدتی میشه
‫که راجع‌بهش صحبت می‌کنیم

375
00:25:56,353 --> 00:25:57,926
‫می‌خوایم خانواده‌ی خودمون رو تشکیل بدیم

376
00:25:57,951 --> 00:26:00,968
‫همسرم خودش به دختر بالغ
‫از زندگی مشترک قبلیش داره

377
00:26:00,993 --> 00:26:03,787
‫و ما هم باز ازواج نکرده بودیم
‫تا وقتی که...

378
00:26:03,812 --> 00:26:07,774
‫تیم، لازم نیست تمام زندگیت رو
‫واسه این خانم تعریف کنی

379
00:26:08,358 --> 00:26:10,110
‫ولی الان که بیشتر فکر می‌کنم،
‫شاید لازمه!

380
00:26:10,193 --> 00:26:13,905
‫گمونم همین‌جوری تشخیص می‌دید
‫چه زوجی والدین خوبیه، درسته؟

381
00:26:13,930 --> 00:26:17,016
‫اگه راستش رو بخواید،
‫به‌نظرم تمام زوجین لازمه که...

382
00:26:17,041 --> 00:26:18,994
‫ثابت کنن والدین خوبی هستن

383
00:26:19,019 --> 00:26:22,354
‫بچه‌دار شدن که کاری نداره

384
00:26:22,789 --> 00:26:25,083
‫بعضی از زوج‌ها بچه دارن

385
00:26:25,108 --> 00:26:28,005
‫بهشون بی‌توجهی می‌کنن،
‫مثل آشغال باهاشون رفتار می‌کنن

386
00:26:28,030 --> 00:26:31,125
‫و ۲۰ سال بعد،
‫من وایسادم دارم ازشون دفاع می‌کنم

387
00:26:31,150 --> 00:26:34,384
‫طبق چیزی که توی پرونده‌تون می‌بینم،
‫خانم ابرمسون

388
00:26:34,467 --> 00:26:36,720
‫وکیل بسیار موفقی هستین

389
00:26:37,387 --> 00:26:40,932
‫و همون‌طوری که همسرتون اشاره کردن،
‫خودتون یه دختر بالغ دارین

390
00:26:41,016 --> 00:26:44,102
‫پس لازم نیست که بهتون
‫از سختی‌های مادر بودن بگم

391
00:26:44,592 --> 00:26:49,335
‫دلیل خاصی وجود داره که
‫توی این دوره از زندگی‌تون

392
00:26:49,441 --> 00:26:51,234
‫می‌خواین از نو این اتفاق رو تجربه کنین؟

393
00:26:52,444 --> 00:26:54,904
‫خب، بذارین یه اعتراف شرم‌آور کنم

394
00:26:57,449 --> 00:26:59,367
‫راستش خیلی چیزی از مادر بودن یادم نمیاد

395
00:26:59,451 --> 00:27:03,830
‫خب، البته یادم میاد.
‫ولی به‌کل برام مبهم و تاره

396
00:27:04,303 --> 00:27:06,833
‫درست قبل از اینکه به دانشکده‌ی حقوق برم
‫«لین» رو به دنیا آوردم

397
00:27:06,858 --> 00:27:08,235
‫تازه طلاق گرفته بودم

398
00:27:08,260 --> 00:27:12,288
‫و دانشکده تنها چیزی بود که باهاش
‫می‌تونستم خودم رو سرپا نگه دارم

399
00:27:12,313 --> 00:27:15,233
‫نه که مادر بدی باشم.
‫مادر بدی نبودم

400
00:27:15,258 --> 00:27:17,119
‫کم و کاستی؟ داشتم

401
00:27:17,552 --> 00:27:20,774
‫معتاد به کار بودم؟ گناهم رو قبول می‌کنم

402
00:27:24,768 --> 00:27:27,604
‫ولی حس می‌کنم که به
‫نقطه‌ای از زندگیم رسیدم که...

403
00:27:29,022 --> 00:27:33,318
‫می‌تونم از مادر بودنم لذت ببرم

404
00:27:34,653 --> 00:27:37,155
‫جایی‌ام که دیگه چنین مشکلاتی ندارم

405
00:27:38,156 --> 00:27:40,825
‫و به‌خاطر حیطه‌ی کاری‌ای که دارم

406
00:27:41,826 --> 00:27:43,887
‫می‌بینم وقتی اونجوری که باید
‫به بچه‌ها نمی‌رسی،

407
00:27:43,912 --> 00:27:46,285
‫چه اتفاقی براشون میفته

408
00:27:47,290 --> 00:27:51,662
‫پس اگه من بتونم بچه‌ای بزرگ کنم که
‫بتونم محبتی که لازمه رو ازشون دریغ نکنم

409
00:27:51,687 --> 00:27:56,024
‫تا هرگز گذرشون
‫به وکیل مدافع کیفری نخوره

410
00:27:56,049 --> 00:27:57,626
‫پس خودتون اسمم رو بنویسین

411
00:27:58,468 --> 00:28:02,931
‫حتی اگه لازم باشه دو سال
‫پوشکش رو عوض کنم

412
00:28:05,600 --> 00:28:07,686
‫دامنیک، توام داری پیازداغش رو زیاد می‌کنی

413
00:28:07,769 --> 00:28:11,856
‫شارون، باید بهتر از اینا بدونی که...

414
00:28:11,940 --> 00:28:14,067
‫من هرگز پیازداغ چیزی رو زیاد نمی‌کنم

415
00:28:14,150 --> 00:28:16,695
‫باشه، ولی شیطان‌صفت آخه؟

416
00:28:16,778 --> 00:28:19,280
‫تو واقعاً باور داری که
‫پسرهای منندز شیطان‌صفت‌ان؟

417
00:28:19,305 --> 00:28:20,315
‫آره

418
00:28:20,340 --> 00:28:24,052
‫اگه توام مثل من
‫به صورت شیطان خیره شده باشی،

419
00:28:24,077 --> 00:28:25,846
‫چیزی رو می‌بینی که هرگز فراموش نمی‌کنی

420
00:28:25,871 --> 00:28:27,263
‫پس تو فکر می‌کنی کار خودشون بوده؟

421
00:28:27,288 --> 00:28:29,124
‫معلومه کار خودشون بوده

422
00:28:29,833 --> 00:28:32,627
‫اونا جامعه‌ستیزهای تموم‌عیارن

423
00:28:32,711 --> 00:28:35,130
‫مخصوصاً داداش بزرگه

424
00:28:35,672 --> 00:28:39,112
‫چشم‌هاش توخالی‌تر از نیکولاوس فون بلوئـه

425
00:28:39,342 --> 00:28:43,471
‫چطور ممکنه یه بچه به انجام
‫چنین کاری با والدینش حتی فکر کنه!

426
00:28:44,055 --> 00:28:46,141
‫دیگه هیچی منو غافلگیرم نمی‌کنه، جویس

427
00:28:46,224 --> 00:28:49,018
‫چه کارهایی که از مردم سر نمی‌زنه

428
00:28:49,728 --> 00:28:53,648
‫تنها چیزی که منو شوکه می‌کنه
‫و حالم رو به‌هم می‌زنه

429
00:28:53,732 --> 00:28:55,900
‫اینه که ما سیستم قضایی‌ای داریم که...

430
00:28:55,984 --> 00:28:58,945
‫حقوق قاتلین و متجاوزین رو...

431
00:28:58,970 --> 00:29:00,839
‫به حقوق قربانی‌هاشون ترجیح میده

432
00:29:00,864 --> 00:29:04,826
‫سیستم قضایی علناً
‫علیه متهم‌ها جبهه می‌گیره

433
00:29:04,909 --> 00:29:07,787
‫مخصوصاً اگه سیاه یا تیره‌پوست باشن و...

434
00:29:07,871 --> 00:29:09,581
‫به یه مشاوره‌ی شایسته
‫دسترسی نداشته باشن

435
00:29:09,664 --> 00:29:11,916
‫درسته، ولی بین تعدادی از
‫پرونده‌های بزرگی که داشتین،

436
00:29:12,000 --> 00:29:14,961
‫شک به گناه موکل‌تون مورد مناقشه نیست

437
00:29:15,044 --> 00:29:18,298
‫پس می‌گید تنها افراد بی‌گناه لایق این‌ان
‫که به شایستگی ازشون دفاع بشه؟

438
00:29:18,381 --> 00:29:23,011
‫خیر، منظور بنده اینه که آیا همگی
‫مستحق دفاعِ لزلی ابرمسون هستن،

439
00:29:23,094 --> 00:29:26,222
‫بخصوص اگه متهم به قتل عمد شده باشن

440
00:29:26,306 --> 00:29:29,851
‫حکم اعدام مطلقاً یه دور از اخلاقیاته

441
00:29:29,934 --> 00:29:32,812
‫نه تنها غیراخلاقی،
‫بلکه وحشیانه هم هست

442
00:29:33,239 --> 00:29:35,408
‫غیر قابل درکـه

443
00:29:35,565 --> 00:29:39,235
‫- خب، ببین چه سلیطه‌ای
‫- کی؟

444
00:29:39,319 --> 00:29:41,196
‫لزلی ابرمسون

445
00:29:41,821 --> 00:29:45,867
‫وکیل مدافعه‌ی مذموم‌ترین عضو جامعه

446
00:29:45,950 --> 00:29:50,079
‫وقتی پرونده‌ی قتلی رو می‌گیری،
‫نمی‌تونی با اسمش اون رو بسنجی

447
00:29:50,163 --> 00:29:54,667
‫باید شرایط ذهنی‌ای که
‫اون فرد هنگام ارتکاب به جرم...

448
00:29:54,751 --> 00:29:56,544
‫درونش بود رو تعیین کنی

449
00:29:56,628 --> 00:29:58,505
‫اون خانمی که اونجاست

450
00:29:58,588 --> 00:30:03,371
‫اون نمونه‌ی بارز از تمام مشکلاتیه
‫که سیستم قضایی ما داره

451
00:30:03,396 --> 00:30:06,930
‫آیا از لحاظ ذهنی قادر به انجامش بودن؟

452
00:30:07,013 --> 00:30:09,498
‫آیا از لحاظ شناختی آسیب‌دیده بودن؟

453
00:30:09,724 --> 00:30:12,852
‫آیا، چه غلط چه درست،
‫دلیلی مبنی بر این داشتن که...

454
00:30:12,877 --> 00:30:14,712
‫جون‌شون در خطر بوده؟

455
00:30:14,737 --> 00:30:18,369
‫می‌دونستی اون واسه
‫کسی که دخترم رو کشت...

456
00:30:19,025 --> 00:30:22,228
‫سعی کرد توافقِ پیش از محاکمه بگیره؟

457
00:30:22,445 --> 00:30:25,782
‫اون روی موکل‌های گناهکار
‫تأثیر بیمارگونه داره

458
00:30:26,825 --> 00:30:29,661
‫بخصوص مردهای جوانِ گناهکار

459
00:30:29,744 --> 00:30:33,314
‫و تنها چیزی که قاضی ازش بی‌زاره،

460
00:30:33,339 --> 00:30:34,934
‫تفاوت‌های جزئیه

461
00:30:34,958 --> 00:30:38,294
‫برای اونا هر متهم
‫حکم میخی رو داره که...

462
00:30:38,319 --> 00:30:41,762
‫لایق اینه سیستم سرکوبش کنه

463
00:30:42,549 --> 00:30:46,386
‫وقتی از تمام حقایق باخبر نیستی
‫صحبت راجع‌به عدالت به‌نظر آسون میاد

464
00:30:46,469 --> 00:30:50,352
‫پس میشه گفت که
‫اسم وسطت «برآشفتگی»ـه

465
00:30:52,600 --> 00:30:55,436
‫راستش، باورت بشه یا نه

466
00:30:56,604 --> 00:30:57,604
‫هوپـه
‫(به معنی امید)

467
00:31:09,284 --> 00:31:10,556
‫دامنیک

468
00:31:11,077 --> 00:31:13,830
‫اوه. سلام، لزلی

469
00:31:13,913 --> 00:31:15,957
‫عجیبه که اینجا می‌بینمت

470
00:31:15,982 --> 00:31:18,777
‫درسته، معمولاً اینجاها نمیام

471
00:31:18,802 --> 00:31:21,825
‫جایی که خانم‌ها جمع میشن و
‫ناهار می‌خورن بیشتر پاتوق توئه

472
00:31:22,797 --> 00:31:27,594
‫شنیدم درخواست تجدیدنظر موکلت،
‫ریک سندرز، باز هم رد شد

473
00:31:27,677 --> 00:31:31,139
‫ظاهراً قرار نیست به این زودی‌
‫از حکم اعدامش خلاص شه

474
00:31:34,767 --> 00:31:37,812
‫مطمئنم که دامنیک
‫شما خانم‌ها رو حسابی سرگردم کرده

475
00:31:37,896 --> 00:31:40,474
‫ولی جدا از تهیه‌کننده‌ی ناموفق فیلم بودن،

476
00:31:40,499 --> 00:31:42,417
‫اون واسه خوش قصه‌گوی قابلیه

477
00:31:42,442 --> 00:31:47,254
‫فقط تمام حرف‌هاشو باور نکنین،
‫اون به اغراق تو صحبت‌هاش معروفه

478
00:31:49,394 --> 00:31:52,594
‫خب، دیگه بیشتر از این مزاحمت نمی‌شیم، لزلی

479
00:31:52,619 --> 00:31:56,286
‫مطمئنم یه جایی یه قاتلی هست
‫که به کمکت نیاز داره

480
00:32:01,979 --> 00:32:03,438
‫لزلی‌ام، بفرمایید

481
00:32:03,463 --> 00:32:04,797
‫سلام، جری

482
00:32:05,340 --> 00:32:07,842
‫تازه مصاحبه‌ام تموم شد

483
00:32:09,010 --> 00:32:11,575
‫آره، واسه یه خبرنگار

484
00:32:12,138 --> 00:32:14,941
‫نه، از همه‌ی خبرگزاری‌ها که متنفر نیستم

485
00:32:14,966 --> 00:32:17,619
‫بیخیال، فقط از بی‌شعورهاشون

486
00:32:17,644 --> 00:32:20,939
‫نیاز نیست که یادآوری کنم
‫با یه خبرنگار ازدواج کردم

487
00:32:21,522 --> 00:32:22,857
‫حالا چه‌خبرها؟

488
00:32:23,858 --> 00:32:25,818
‫معلومه که از پرونده‌شون باخبرم.
‫کیه که ندونه!

489
00:32:25,902 --> 00:32:28,044
‫- در مورد تو پرس‌وجو کردن
‫- وایسا ببینم، چی گفتی؟

490
00:32:28,069 --> 00:32:30,571
‫تماس گرفتن ببینن وقت داری یا نه

491
00:32:31,449 --> 00:32:33,076
‫شوخیت گرفته؟

492
00:32:33,660 --> 00:32:36,412
‫خانم ابرمسون، ممنون.
‫ممنون که وقت‌تون رو خالی کردین...

493
00:32:36,496 --> 00:32:38,122
‫تا اینجا بیاین و... باهامون ملاقات کنین

494
00:32:38,206 --> 00:32:42,001
‫جری چلف گفته شما بهترین
‫وکیل مدافعه‌ی کیفری خانم توی لس آنجلس‌این

495
00:32:42,085 --> 00:32:43,795
‫مطمئنم همچین حرفی نزده

496
00:32:43,878 --> 00:32:47,215
‫جری نمی‌گفت که من «بهترین
‫وکیل مدافعه‌ی خانم کیفری‌» هستم

497
00:32:47,298 --> 00:32:50,051
‫به سادگی می‌گفت که من بهترین‌ام

498
00:32:50,134 --> 00:32:53,921
‫خب، همون طوری که می‌دونین،
‫ما تازه رابرت شاپیرو رو اخراج کردیم

499
00:32:53,946 --> 00:32:57,700
‫حس می‌کردیم خیلی
‫به نفع پسرهامون کاری نمی‌کنه

500
00:32:57,725 --> 00:32:58,778
‫باب رو می‌شناسم

501
00:32:58,803 --> 00:33:02,205
‫وکیل خوبیه، ولی کسی نیست که
‫واسه این پرونده بهش نیاز دارین

502
00:33:02,230 --> 00:33:05,775
‫اون به درد تغییر روایت رسانه‌ها و...

503
00:33:05,858 --> 00:33:08,611
‫بستن معامله برای موکل‌هاش می‌خوره

504
00:33:08,695 --> 00:33:10,363
‫من علاقه‌ای به معامله ندارم

505
00:33:11,322 --> 00:33:13,067
‫ترجیحم مبارزه‌ست

506
00:33:13,741 --> 00:33:16,577
‫چون تا مبارزه نکنی، برنده نمی‌شی

507
00:33:17,912 --> 00:33:20,456
‫پس قبلاً چنین پرونده‌هایی داشتین؟

508
00:33:21,082 --> 00:33:24,419
‫پرونده‌هایی که توشون متهمین
‫متهم به قتل شدن و...

509
00:33:25,128 --> 00:33:26,796
‫با اینحال تونستین برنده‌ی دادگاه بشین؟

510
00:33:27,380 --> 00:33:31,676
‫به تازگی از مرد جوانی
‫به اسم آرنل سالوتیرا دفاع کردم

511
00:33:31,701 --> 00:33:33,645
‫که مرتکب به قتل پدرش شده بود

512
00:33:33,670 --> 00:33:35,755
‫متهم به قتل عمد بود

513
00:33:35,780 --> 00:33:39,033
‫آرنل و خواهر و برادرهاش سال‌ها...

514
00:33:39,058 --> 00:33:43,604
‫زیر دست‌های پدرشون از سوءاستفاده‌های
‫جسمی و روانی عذاب می‌کشیدن

515
00:33:44,397 --> 00:33:45,878
‫پدرشون شکنجه‌شون می‌داد

516
00:33:46,357 --> 00:33:51,636
‫حالا دادگاه می‌خواست باور کنین
‫آرنل یه هیولاست

517
00:33:52,155 --> 00:33:55,366
‫که با دقت هفته‌ها
‫نقشه‌ی قتل پدرش رو کشید و...

518
00:33:55,450 --> 00:33:57,994
‫با خونسردی تمام توی خواب بهش شلیک کرد

519
00:33:58,077 --> 00:34:00,997
‫خب، من فکر نمی‌کنم اینطور بوده باشه

520
00:34:01,706 --> 00:34:06,335
‫به‌نظرم آرنل برای دفاع از خودش
‫به پدرش شلیک کرد

521
00:34:06,419 --> 00:34:09,572
‫به‌نظرتون آرنل باید منتظر می‌موند پدرش

522
00:34:09,597 --> 00:34:13,058
‫وقتی از کوره در رفته بود،
‫در نهایت اون رو به قتل می‌رسوند؟

523
00:34:14,302 --> 00:34:15,831
‫یا مادرش رو می‌کشت؟

524
00:34:16,679 --> 00:34:18,514
‫یا یکی از خواهرها و برادرهاش رو؟

525
00:34:19,223 --> 00:34:21,392
‫مثل اتفاقی که واسه
‫لیسا استاین‌برگ کوچولو افتاد

526
00:34:21,476 --> 00:34:24,979
‫وقتی پدر سوءاستفاده‌گرش
‫در نهایت اون رو به قتل رسوند؟

527
00:34:25,063 --> 00:34:27,065
‫می‌خواستم هیئت‌منصفه ببینه که...

528
00:34:27,940 --> 00:34:30,068
‫آرنل یه هیولا نبوده

529
00:34:31,194 --> 00:34:34,322
‫اتفاقاً برعکس، قربانی بوده

530
00:34:35,281 --> 00:34:39,035
‫اگه شما آرنل رو به قتل عمد متهم کنین

531
00:34:39,118 --> 00:34:45,500
‫انگار که دست پدرش از قبر بلند شده و...

532
00:34:45,583 --> 00:34:51,005
‫آخرین اقدام هولناکش
‫با همدستی شما به نتیجه نشسته

533
00:34:52,034 --> 00:34:54,802
‫آرنل از اتهام قتل عمد تبرئه شد

534
00:34:56,719 --> 00:34:59,180
‫به سه سال حبس تعلیقی محکوم شد

535
00:34:59,680 --> 00:35:02,183
‫و شما هم می‌تونین همچین کاری رو
‫برای لایل و اریک بکنین؟

536
00:35:02,266 --> 00:35:04,477
‫جهت شفاف‌سازی میگم،
‫من تنها از اریک دفاع می‌کنم

537
00:35:04,502 --> 00:35:07,160
‫لایل همچنان نیازه که
‫وکیل جداگانه‌ی خودش رو بگیره

538
00:35:07,185 --> 00:35:09,932
‫ولی طبق اسناد و شواهدی که
‫تا این لحظه مطالعه کردم

539
00:35:09,957 --> 00:35:13,804
‫این پسرها حق‌شون این نیست
‫که تا آخر عمرشون توی زندان باشن

540
00:35:13,829 --> 00:35:16,513
‫چه برسه به اینکه محکوم به اعدام بشن

541
00:35:17,115 --> 00:35:20,451
‫من نمی‌تونم حکمی رو براتون تضمین کنم

542
00:35:21,160 --> 00:35:22,703
‫ولی بهتون قول میدم،

543
00:35:23,621 --> 00:35:26,676
‫با تمام وجودم می‌جنگم

544
00:35:35,091 --> 00:35:36,342
‫کِی می‌تونین شروع کنین؟

545
00:35:37,218 --> 00:35:39,929
‫شاید بهتر باشه قبلش
‫راجع‌به دستمزدم صحبت کنیم

546
00:35:48,020 --> 00:35:50,690
‫گمونم چند هفته‌ی اخیر بهت سخت گذشته

547
00:35:51,566 --> 00:35:54,318
‫تک و تنها توی زندون،
‫دور از برادرت

548
00:35:55,069 --> 00:35:59,490
‫بله، خیلی... سخت گذشته

549
00:36:08,387 --> 00:36:11,894
‫مطمئناً شنیدی که چه حرفایی
‫راجع‌به تو و لایل می‌زنن

550
00:36:11,919 --> 00:36:14,088
‫می‌گن دوتا بچه پولدارِ لوس‌این

551
00:36:14,172 --> 00:36:17,008
‫که واسه پولِ بیشتر والدین‌تون رو کشتین

552
00:36:18,259 --> 00:36:19,929
‫و درسته

553
00:36:20,219 --> 00:36:24,599
‫شما پسرها بعد از قتل اونا
‫با خرج‌های خودنمایانه‌تون...

554
00:36:24,624 --> 00:36:26,336
‫کم ریخت و پاش نکردین

555
00:36:27,059 --> 00:36:29,896
‫از ماشین‌ها بگیر، لباس‌های مارک

556
00:36:29,979 --> 00:36:32,773
‫تا رولکس و آپارتمان‌های لوکس

557
00:36:32,857 --> 00:36:36,277
‫یکم واسه خریددرمانی زیاه‌روی نیست؟

558
00:36:37,320 --> 00:36:38,905
‫ولخرجی‌هاتون

559
00:36:38,988 --> 00:36:41,407
‫این اولین اشتباه تو و برادرت بود

560
00:36:41,991 --> 00:36:46,787
‫بعدش با قضاوت غلطت واسه
‫اعتماد به اون دکتر اوزیل عوضی

561
00:36:46,871 --> 00:36:48,539
‫و اعترافی که پیشش کردی گند زدی

562
00:36:49,040 --> 00:36:52,752
‫بعدش هم گذاشتی جلسات‌تون رو ضبط کنه

563
00:36:53,336 --> 00:36:57,465
‫- بعدش هم تهدیدش کردین به قتل!
‫- هرگز نمی‌خواستیم دکتر اوزیل رو بکشیم

564
00:36:57,548 --> 00:37:01,177
‫واسه همینه که الان ممکنه اون نوارها
‫جزئی از مدارک به حساب بیان و...

565
00:37:01,260 --> 00:37:02,970
‫توی محاکمه علیه‌ت استفاده بشن

566
00:37:02,995 --> 00:37:05,907
‫ما خبر نداشتیم.
‫فکر می‌کردیم محرمانه می‌مونن

567
00:37:05,932 --> 00:37:09,012
‫بعدش هم ظاهراً تو و لایل رفتین
‫به این و اون نسخه‌های مختلفی از...

568
00:37:09,037 --> 00:37:10,870
‫اتفاقی که افتاد رو تعریف کردین

569
00:37:10,895 --> 00:37:15,925
‫یعنی چی؟ انقدر شماها به خودتون
‫مطمئن بودین که هرگز دستگیر نمی‌شین؟

570
00:37:16,442 --> 00:37:20,863
‫بعدش، وقتی که بالاخره دستگیر شدین
‫و دادگاه احضار شدین،

571
00:37:20,947 --> 00:37:26,369
‫کاملاً بی‌روح و عاری از پشیمونی بودین!

572
00:37:26,452 --> 00:37:27,995
‫یه اشتباه بزرگ دیگه!

573
00:37:32,750 --> 00:37:35,002
‫هرچند فکر می‌کنم
‫بزرگ‌ترین اشتباهی که کردین...

574
00:37:35,544 --> 00:37:38,547
‫در وهله‌ی اول کشتن والدین‌تون بود

575
00:37:39,507 --> 00:37:42,376
‫ما... ما اونا رو...

576
00:37:42,401 --> 00:37:44,737
‫من نامه‌ای که لایل نوشت رو خوندم

577
00:37:44,762 --> 00:37:47,556
‫همون نقشه‌ی فرارِ جنون‌آمیز

578
00:37:48,307 --> 00:37:49,307
‫ولی...

579
00:37:50,810 --> 00:37:54,772
‫یه چیز دیگه‌ای هم نوشته بود
‫که توجه منو جلب کرد

580
00:38:00,861 --> 00:38:04,031
‫«تنها ماییم که حقیقت رو می‌دونیم»

581
00:38:05,533 --> 00:38:11,786
‫«تنها ماییم که رازهای گذشته‌ی
‫خانواده‌ی خودمون رو می‌دونیم»

582
00:38:21,590 --> 00:38:23,134
‫منظورش چی بود؟

583
00:38:36,188 --> 00:38:38,024
‫من دکتر ویلیام ویکری رو استخدام کردم

584
00:38:38,107 --> 00:38:39,859
‫یه روان‌پزشک قضاییه

585
00:38:39,942 --> 00:38:43,295
‫می‌خوام ببینیش و باهاش راجع‌به اینکه
‫چی اتفاقی افتاد و چرا اینجوری شد صحبت کنی

586
00:38:43,320 --> 00:38:44,880
‫- نه، نه، نه. هرچی روان‌پزشک دیدم کافیه
‫- اریک

587
00:38:44,905 --> 00:38:45,905
‫نمی‌تونم

588
00:38:46,490 --> 00:38:49,577
‫خودت گفتی صحبت با دکتر اوزیل اشتباه بود.
‫دیگه با هیچ دکتری حرف نمی‌زنم

589
00:38:49,660 --> 00:38:52,955
‫من واسه این گفتم چون اون یه دیوثه.
‫اصول اخلاقی کارش رو زیرپا گذاشته

590
00:38:53,039 --> 00:38:54,623
‫و اعتمادت رو خدشه‌دار کرده

591
00:38:54,707 --> 00:38:58,085
‫من بهت قول میدم،
‫دکتر ویکری همچین آدمی نیست

592
00:39:02,882 --> 00:39:03,882
‫اریک

593
00:39:05,760 --> 00:39:07,511
‫الان که من وکیل توام

594
00:39:07,595 --> 00:39:10,806
‫نمی‌ذارم هیچ اشتباه دیگه‌ای کنی

595
00:39:13,392 --> 00:39:17,688
‫ولی ازت می‌خوام
‫با من کاملاً روراست باشی

596
00:39:18,647 --> 00:39:20,066
‫و بهم اعتماد کنی

597
00:39:22,193 --> 00:39:24,820
‫این تنها راهیه که برنده می‌شیم

598
00:39:26,197 --> 00:39:28,866
‫ولی حالم از غذای اینجا به‌هم می‌خوره

599
00:39:28,949 --> 00:39:31,660
‫بیشتر عمرم رو خرجِ ساختنِ بدنم کردم

600
00:39:32,787 --> 00:39:35,509
‫سعی کردم غذای سالم، کم‌چرب،

601
00:39:35,534 --> 00:39:38,257
‫با کربوهیدرات بالا بخورم
‫الان هم این ماجراها...

602
00:39:38,282 --> 00:39:41,368
‫اریک، اینجا فقط داری
‫پولت رو هدر میدی، خب؟

603
00:39:42,296 --> 00:39:45,330
‫کار من اینه تا کمکت کنم
‫اصل ماجرا رو بهم بگی

604
00:39:45,466 --> 00:39:46,967
‫ولی باور کن منو
‫وقتی که بهت میگم...

605
00:39:47,051 --> 00:39:51,305
‫تا تو باهام روراست نباشی
‫کمکی ازم ساخته نیست

606
00:39:51,671 --> 00:39:53,839
‫واقعاً روراست باشی!

607
00:39:58,229 --> 00:39:59,229
‫باشه

608
00:40:01,565 --> 00:40:02,566
‫فقط...

609
00:40:07,655 --> 00:40:08,655
‫سخته

610
00:40:10,157 --> 00:40:11,157
‫سعی کن

611
00:40:14,829 --> 00:40:15,829
‫باشه

612
00:40:25,923 --> 00:40:26,924
‫خب...

613
00:40:33,639 --> 00:40:35,474
‫واقعاً... کار خودمون بود

614
00:40:37,351 --> 00:40:39,228
‫من و لایل، کشتیم‌شون

615
00:40:42,982 --> 00:40:44,525
‫ولی...

616
00:40:50,197 --> 00:40:51,198
‫یه...

617
00:40:57,154 --> 00:40:59,625
‫یه دلیلی داشت

618
00:41:11,719 --> 00:41:14,805
‫یالا، یالا، یالا

619
00:41:16,765 --> 00:41:20,211
‫اونا یادداشت‌های من
‫طی دو جلسه‌ی اخیر با اریک‌ان

620
00:41:32,364 --> 00:41:33,782
‫حتماً شوخت گرفته!

621
00:41:39,955 --> 00:41:41,582
‫با دکتر ویکری صحبت کردم

622
00:41:42,082 --> 00:41:43,598
‫امیدوارم مشکلی نداشته باشه

623
00:42:03,979 --> 00:42:06,273
‫می‌خوام ازت تشکر کنم که واقعیت رو گفتی

624
00:42:09,151 --> 00:42:13,364
‫و الان هم می‌خوام
‫واقعیت رو با صدای بلند بگم

625
00:42:18,827 --> 00:42:23,943
‫برادرت لایل بهت تجاوز کرد

626
00:42:32,258 --> 00:42:34,009
‫و این کِی شروع شد؟

627
00:42:35,928 --> 00:42:37,221
‫کوچیک بودم

628
00:42:37,721 --> 00:42:41,600
‫فکر کنم پنج یا شیش سالم بود

629
00:42:43,310 --> 00:42:46,146
‫فکر می‌کردم یه جورایی...

630
00:42:47,319 --> 00:42:48,558
‫ازش خوشم اومده

631
00:42:48,583 --> 00:42:50,084
‫شاید، اولش

632
00:42:50,262 --> 00:42:51,513
‫بعدش دیگه خوشم نیومد

633
00:42:52,791 --> 00:42:57,412
‫و وقتی دیگه علاقه‌ای بهش نداشتی،
‫یا حتی وقتی که فکر می‌کردی دوست داری،

634
00:42:58,158 --> 00:43:01,370
‫چه حسی بهت دست می‌داد، اریک؟

635
00:43:03,497 --> 00:43:06,792
‫خب، من... هرگز اونو مقصر نمی‌دونستم

636
00:43:07,751 --> 00:43:09,295
‫- نمی‌دونستی؟
‫- نه

637
00:43:10,129 --> 00:43:11,129
‫چون...

638
00:43:18,053 --> 00:43:19,850
‫چون چی، اریک؟

639
00:43:21,515 --> 00:43:24,447
‫چون بابام خودش این کارو با اون کرد

640
00:43:27,688 --> 00:43:31,275
‫بابات به برادرت، لایل، تجاوز کرد؟

641
00:43:31,358 --> 00:43:33,485
‫آره. بهش می‌گفت که...

642
00:43:33,569 --> 00:43:37,072
‫اسپارت‌ها این کارو می‌کردن.
‫می‌گفت تو رو قوی می‌کنه

643
00:43:37,865 --> 00:43:40,409
‫نمی‌دونم تا کِی این کارو با لایل کرد

644
00:43:40,909 --> 00:43:45,289
‫ولی می‌دونم به جایی رسید که لایل
‫بهش گفت تمومش کنه و اونم کرد

645
00:43:47,875 --> 00:43:52,402
‫و اون زمانی که ادامه نداد،
‫اون زمان رو یادمه

646
00:43:52,514 --> 00:43:54,648
‫اون زمان رو به وضوح یادمه

647
00:43:57,217 --> 00:43:58,916
‫اونوقت چرا؟

648
00:44:00,179 --> 00:44:03,432
‫چون همون موقعی بود که
‫به من تجاوز می‌کرد

649
00:44:08,979 --> 00:44:10,272
‫اوه، اریک

650
00:44:13,067 --> 00:44:14,985
‫عزیزدلم

651
00:44:17,196 --> 00:44:18,468
‫چیزی نیست

652
00:44:19,089 --> 00:44:21,216
‫ممنون که بهم گفتی

653
00:44:22,242 --> 00:44:23,561
‫ممنونم

654
00:44:24,818 --> 00:44:28,869
‫چطور اصلاً از این قضیه نجات پیدا کردی؟
‫تعریف کن ببینم

655
00:44:28,894 --> 00:44:31,123
‫فقط... نجات پیدا می‌کنی

656
00:44:31,560 --> 00:44:32,978
‫هر کاری که لازمه انجام میدی

657
00:44:33,003 --> 00:44:35,381
‫ازش دوری می‌کنی و...

658
00:44:36,447 --> 00:44:39,450
‫سعی می‌کنی وانمود کنی
‫تا سریع‌تر بگذره

659
00:44:39,482 --> 00:44:41,320
‫باهاش کنار میای

660
00:44:41,345 --> 00:44:45,557
‫توی قهوه یا غذاش دارچین می‌ریزی یا...

661
00:44:45,582 --> 00:44:47,903
‫وایسا ببینم، دارچین چرا؟

662
00:44:48,185 --> 00:44:49,770
‫باعث میشه که...

663
00:44:51,814 --> 00:44:53,967
‫آبش مزه‌ی بهتری بده

664
00:44:56,610 --> 00:44:58,445
‫خیلی کمک نمی‌کرد، چون...

665
00:44:59,571 --> 00:45:02,658
‫کم‌کم از اینکه توی همه‌چی
‫دارچین می‌ریختیم ناراضی بود

666
00:45:03,158 --> 00:45:07,663
‫و یهو توی تمام غذاهام آب لیمو می‌ریخت

667
00:45:07,688 --> 00:45:10,149
‫تا اینجوری حس چشاییم رو ضعیف کنه

668
00:45:10,174 --> 00:45:11,546
‫کمکی هم کرد؟

669
00:45:11,583 --> 00:45:12,918
‫نه... نه راستش

670
00:45:13,502 --> 00:45:17,047
‫ولی باید تلاش خودم رو می‌کردم

671
00:45:18,090 --> 00:45:22,720
‫واسه اینکه زندگی‌مون عوض بشه

672
00:45:23,303 --> 00:45:26,390
‫و... می‌دونستم بالاخره

673
00:45:26,473 --> 00:45:29,727
‫حاضرم هر کاری بکنم

674
00:45:30,477 --> 00:45:33,563
‫تا همه‌ی این داستان‌ها تموم شه

675
00:45:34,287 --> 00:45:54,287
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

