1
00:00:01,081 --> 00:00:12,081
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:19,853 --> 00:00:22,230
‫هیئت منصفه به نتیجه رسیده

3
00:00:22,856 --> 00:00:24,441
‫لطفاً متهم بایستد

4
00:00:26,901 --> 00:00:29,571
‫در پرونده‌ی ایالت کالیفرنیا

5
00:00:29,654 --> 00:00:31,740
‫در برابر جان توماس سوئینی،

6
00:00:31,823 --> 00:00:34,034
‫در باب اتهام قتل عمد درجه دو،

7
00:00:34,117 --> 00:00:37,579
‫ما، هیئت منصفه،
‫متهم را بی‌گناه اعلام می‌داریم

8
00:00:40,206 --> 00:00:43,585
‫درمورد اتهام قتل غیرعمد،

9
00:00:43,668 --> 00:00:47,464
‫ما، هیئت منصفه، متهم را گناهکار می‌خوانیم

10
00:00:51,092 --> 00:00:53,053
‫خانم‌ها و آقایان هیئت منصفه،

11
00:00:53,136 --> 00:00:57,390
‫به نمایندگی از خودم، وکلا و
‫دو خانواده‌ی حاضر،

12
00:00:57,474 --> 00:00:59,392
‫بابت زحمات‌تون کمال تقدیر و تشکر رو دارم

13
00:00:59,476 --> 00:01:02,187
‫از طرف خونواده‌ی ما نه، قاضی کاتس!

14
00:01:02,729 --> 00:01:06,066
‫به نمایندگی از خونواده‌ی ما
‫ازشون تشکر نکنید!

15
00:01:06,149 --> 00:01:09,694
‫جناب دان، در زمان صدور حکم
به عرایض‌تون گوش میدیم

16
00:01:09,778 --> 00:01:11,237
‫اون موقع دیگه دیره!

17
00:01:11,780 --> 00:01:14,449
‫این آقا دختر ما رو خفه کرده

18
00:01:14,532 --> 00:01:17,494
‫باید تا آخر عمرش بیفته گوشه‌ی هلفدونی

19
00:01:17,577 --> 00:01:18,912
‫آقای دان

20
00:01:18,995 --> 00:01:23,374
‫شما هم مدارک مهمی رو درمورد ‫سابقه‌ی خشونتِ

21
00:01:23,458 --> 00:01:27,337
این آقا علیه زنان
از هیئت منصفه پنهون کردید

22
00:01:28,797 --> 00:01:32,884
‫چندین ماه دخترم رو زیر بار کتک گرفت و
آخر هم خلاصش کرد

23
00:01:34,052 --> 00:01:37,972
‫موهای دخترم رو کَند

24
00:01:38,056 --> 00:01:39,265
‫آقای دان!

25
00:01:39,349 --> 00:01:43,937
‫پنج دقیقه‌ی تموم
‫دست از خفه کردنش برنداشت!

26
00:01:44,020 --> 00:01:45,939
‫تو دخترم رو خفه کردی

27
00:01:46,022 --> 00:01:47,440
‫حرومزاده!

28
00:01:47,524 --> 00:01:50,485
‫- آقای دان. سرکار!
‫- امیدوارم بری به اسفل السافلین

29
00:01:50,568 --> 00:01:56,116
‫شما چی؟ شما چطوری با دفاع کردن از
‫همچین جونوری شب‌ها خوابت می‌بره؟

30
00:01:56,141 --> 00:02:02,733
‫« هیولاها »
‫« داستانِ لایل و اریک منندز »

31
00:02:16,261 --> 00:02:17,428
‫سلام، عزیزم

32
00:02:17,512 --> 00:02:18,512
‫سلام

33
00:02:19,389 --> 00:02:20,389
حال و احوالت چطوره؟

34
00:02:21,516 --> 00:02:23,017
‫بدک نیستم

35
00:02:29,399 --> 00:02:31,526
‫از اینجا میام بیرون، بهت قول میدم

36
00:02:34,404 --> 00:02:38,491
‫مقدمات دادرسی شروع شده.
‫جیل، وکیلـم...

37
00:02:38,575 --> 00:02:40,702
دیگه نمی‌کِشم

38
00:02:41,786 --> 00:02:43,496
‫آخه مامان و بابام...

39
00:02:45,748 --> 00:02:48,001
‫واقعاً حرفت رو باور ندارن، لایل

40
00:02:49,586 --> 00:02:51,337
‫می‌خوان که از هم جدا بشیم

41
00:02:51,421 --> 00:02:52,922
‫جیمی...

42
00:02:53,673 --> 00:02:56,092
‫بهش فکر نکن.
‫اونا عشق من و تو رو درک نمی‌کنن.

43
00:02:57,218 --> 00:03:00,096
‫هی، خودت که می‌دونی چقدر دوستت دارم

44
00:03:01,014 --> 00:03:02,014
‫مگه نه؟

45
00:03:02,390 --> 00:03:04,017
‫فقط منتظرم این جریانات تموم بشه

46
00:03:04,100 --> 00:03:06,769
‫تا تموم دارم و ندارم رو به پات بریزم، خب؟

47
00:03:08,479 --> 00:03:11,691
‫این به کنار... به کمکت هم نیاز دارم

48
00:03:12,692 --> 00:03:13,692
‫خب؟

49
00:03:15,028 --> 00:03:17,739
‫ازت می‌خوام که «از فاصله‌ی نزدیک» رو ببینی

50
00:03:18,489 --> 00:03:21,409
‫چی؟ فیلمی چیزیـه؟

51
00:03:21,492 --> 00:03:24,787
‫آره، شان پن و کریستوفر واکن توش بازی کردن

52
00:03:24,871 --> 00:03:26,581
‫واقعاً حرف نداره

53
00:03:26,664 --> 00:03:28,791
‫باید... حتماً باید بشینی نگاهش کنی

54
00:03:31,294 --> 00:03:33,129
‫خیلی‌خب. حالا چرا؟

55
00:03:36,591 --> 00:03:38,218
‫باید یه کاری واسم بکنی

56
00:03:40,220 --> 00:03:41,221
‫چی؟

57
00:03:41,304 --> 00:03:43,765
‫باید بگی که بابام بهت تجاوز کرده

58
00:03:44,807 --> 00:03:45,807
‫چی؟

59
00:03:46,392 --> 00:03:47,392
‫نه!

60
00:03:48,102 --> 00:03:49,646
‫- چرا نه؟
‫- چون این کار رو نکرده

61
00:03:50,897 --> 00:03:52,732
‫درسته اما کسی نمی‌فهمه دروغ گفتی

62
00:03:52,815 --> 00:03:55,818
‫برام مهم نیست. نمی‌تونم درمورد
‫همچین چیزی دروغ بگم

63
00:03:55,902 --> 00:03:58,404
‫میشه لاأقل بگی روت نظر داشته؟

64
00:03:58,488 --> 00:04:00,198
‫تو رو خدا! بهت پول میدم

65
00:04:00,281 --> 00:04:01,616
‫می‌خوای چی بگم؟

66
00:04:01,699 --> 00:04:04,702
‫یادته اون سری توی یه کمد پیدام کردی که
‫درش روم قفل بود؟

67
00:04:07,538 --> 00:04:09,582
‫- یادم نمیاد
‫- چرا، یادته

68
00:04:09,666 --> 00:04:12,061
وادارم کرد توی کثافت‌کاری سگ غلت بزنم و
‫تو اومدی منو توی کمد پیدا کردی و

69
00:04:12,085 --> 00:04:14,796
‫اون ظرف غذا رو بهم داده بود که
داخلش دستشویی کنم

70
00:04:14,879 --> 00:04:16,005
‫مطمئنی من بودم؟

71
00:04:16,089 --> 00:04:18,174
‫آره بابا، آخه چطوری یادت نمیاد؟

72
00:04:18,258 --> 00:04:19,884
‫که یه هفت‌تیر بهت دادم؟

73
00:04:19,968 --> 00:04:22,720
‫نه، صرفاً اینکه ازت خواستم

74
00:04:23,221 --> 00:04:25,098
‫چون بدجور از بابات ترسیده بودی؟

75
00:04:25,181 --> 00:04:28,643
‫آره، چون تهدیدمون کرده بود و
‫ما ترسیده بودیم که نکنه بکُشدمون

76
00:04:28,726 --> 00:04:30,019
‫بخاطر همین هم ازت هفت‌تیر خواستیم

77
00:04:30,103 --> 00:04:32,146
‫- آره، نه
‫- درسته، اما تو دست رد به سینه‌ی ما زدی

78
00:04:32,230 --> 00:04:34,357
‫نه، الان دارم دست رد به سینه‌ات می‌زنم.
‫همچین کاری نمی‌کنم.

79
00:04:34,440 --> 00:04:38,194
‫وقتی اتفاق افتاده، چرا نه؟
‫واقعاً همچین داستانی پیش اومد

80
00:04:38,278 --> 00:04:40,488
‫سعی کن یادت بیاد
‫چون واقعاً اینجوری شده بود

81
00:04:40,571 --> 00:04:42,824
‫یا لاأقل به بقیه بگو که یادته

82
00:04:42,907 --> 00:04:45,201
‫چون واقعاً یادته. یادته، برایان!

83
00:04:45,827 --> 00:04:48,162
‫بیخیال، برایان! چه مرگته؟
‫چه مرگته تو؟

84
00:04:48,246 --> 00:04:49,622
‫برایان، یادته!

85
00:04:49,706 --> 00:04:51,666
‫برایان، خداوکیلی یادته، برایان!

86
00:04:51,749 --> 00:04:53,167
‫مطمئنم یادته!

87
00:04:54,419 --> 00:04:55,419
‫ببخشید

88
00:05:05,138 --> 00:05:09,100
‫بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه.
‫پدرتون سگ شما رو کُشت.

89
00:05:09,183 --> 00:05:12,312
‫آره. چون موش‌خرمامون رو کُشته بود،
‫واسه همین هم سرش رو گوش تا گوش بُرید

90
00:05:13,771 --> 00:05:16,232
‫من هم توی فریزر پیداش کردم

91
00:05:16,316 --> 00:05:20,236
‫اگه خدایی نکرده یه سؤالی رو اشتباه جواب می‌دادم،
‫سرم رو می‌کوبید روی میز

92
00:05:20,820 --> 00:05:23,114
‫معتقد بود مثل اردک راه میرم،
‫بخاطر همین هم همیشه اَدام رو درمی‌آورد

93
00:05:25,325 --> 00:05:26,534
‫لکنتم رو مسخره می‌کرد

94
00:05:26,617 --> 00:05:29,120
‫بهترین راه برای این کار چـ... چـ... چیه...

95
00:05:29,203 --> 00:05:30,203
‫چـ... چـ... چـیه؟

96
00:05:33,166 --> 00:05:35,209
‫مامانم هم همیشه کتک‌مون می‌زد،
‫اون هم به طرز فجیعی

97
00:05:35,293 --> 00:05:36,878
‫با یه چاقو میفتاد دنبال‌مون

98
00:05:36,961 --> 00:05:39,047
‫ای کاش هیچوقت نمی‌زاییدم‌تون!

99
00:05:43,051 --> 00:05:45,345
‫می‌دونید چیه؟ برای امروز دیگه کافیه

100
00:05:47,805 --> 00:05:50,725
‫راستش مشکل این نیست که
‫داستان‌هاش باورم نمیشه

101
00:05:50,808 --> 00:05:56,064
‫ولی لحن بیانش
‫برام قابل باور نیست، می‌فهمی؟

102
00:05:56,147 --> 00:06:01,319
‫خب، اولین باری که پای حرف‌هاش نشستم،
‫خیلی طول نکشید...

103
00:06:01,861 --> 00:06:06,199
اما ‫حس کردم یه بچه‌ی ترسیده جلوم نشسته و
‫واقعاً دلم به حالش کباب شده بود

104
00:06:06,282 --> 00:06:08,242
‫اما نمی‌دونم چرا،
‫وقتی میره جایگاه شاهد،

105
00:06:08,326 --> 00:06:11,079
‫انگار یه آدم دیگه‌ست

106
00:06:11,162 --> 00:06:12,747
‫خب، به نظر...

107
00:06:13,790 --> 00:06:14,916
‫یه روانی میاد

108
00:06:16,250 --> 00:06:20,171
‫خب، من بیشتر نظرم رو این بود که
‫مثل یه بازیگر مزخرفـه ولی آره

109
00:06:24,258 --> 00:06:28,304
‫میگم، به نظرت ممکنه
‫پشت پرده‌ی همه‌ی این قضایا خودش باشه؟

110
00:06:29,305 --> 00:06:31,599
‫یعنی لایل کل داستان رو سر هم می‌کنه

111
00:06:32,308 --> 00:06:34,685
‫بعد اریک رو راضی می‌کنه
‫که باهاش همراه بشه؟

112
00:06:37,063 --> 00:06:39,065
‫اگه برعکس باشه چی؟

113
00:06:42,193 --> 00:06:44,987
‫منظورم این نیست که
‫می‌خوام پی این قضیه رو بگیرم

114
00:06:45,071 --> 00:06:46,948
‫صرفاً دارم افکارم رو بهت میگم

115
00:07:01,254 --> 00:07:04,173
‫«چند روز پیش توی تلویزیون دیدمت و
‫نتونستم برات نامه ننویسم»

116
00:07:04,257 --> 00:07:07,218
‫«می‌دونم که بی‌گناهی، آخه علم غیب دارم»

117
00:07:15,268 --> 00:07:17,770
‫«بذار خودم رو معرفی کنم.
‫اسمم کندیـه،

118
00:07:17,854 --> 00:07:22,191
‫دوتا بچه دارم و طلاق گرفتم.
‫تموم زندگیم هم درگیر وزنِ...»

119
00:07:25,069 --> 00:07:28,698
‫«سلام، لایل. برات نامه نوشتم که
‫بهت بگم حرفت رو باور می‌کنم»

120
00:07:28,781 --> 00:07:31,159
‫«امکان نداره مرتکب کارهایی که
‫بقیه میگن شده باشی،

121
00:07:31,242 --> 00:07:34,036
‫اما اگر هم حقیقت داشته باشن،
‫مطمئنم دلیل خوبی براشون داشتی.»

122
00:07:34,662 --> 00:07:38,499
‫«اولین باری که دیدمت، از چشم‌هات خوندم»

123
00:07:38,583 --> 00:07:41,461
‫«اگه چیزی لازم داشتی، هر چیزی،

124
00:07:41,544 --> 00:07:45,089
‫حتی یکی که باهاش درد و دل کنی،
‫یه زنگ بهم بزن»

125
00:07:45,590 --> 00:07:47,717
‫«با عشق، نورما»

126
00:07:53,931 --> 00:07:57,477
‫این تماس از کانون اصلاح و
‫تربیت شهرستان لس‌آنجلس می‌باشد از طرف...

127
00:07:57,560 --> 00:07:58,769
‫لایل منندز

128
00:08:00,271 --> 00:08:01,272
‫الو؟

129
00:08:02,273 --> 00:08:03,273
‫سلام

130
00:08:04,025 --> 00:08:05,025
‫نورما؟

131
00:08:05,359 --> 00:08:07,904
‫خدای من، باورم نمیشه

132
00:08:07,987 --> 00:08:10,406
‫من و جیمی وصله‌ی تن هم نبودیم

133
00:08:11,240 --> 00:08:14,494
‫الان هم که یه سری دروغ سر هم کرده و
ادعا می‌کنه خواستم حرف تو دهنش بذارم

134
00:08:14,577 --> 00:08:17,163
‫یه سری از آدم‌ها میان تو زندگیت
‫که بهت ثابت کنن...

135
00:08:17,246 --> 00:08:18,956
‫یه سری‌ها جز بدبختی چیز دیگه‌ای ندارن

136
00:08:20,166 --> 00:08:22,210
‫آره. البته تو اینطوری نیستی

137
00:08:24,337 --> 00:08:25,338
‫از صدات معلومـه جذابی

138
00:08:38,267 --> 00:08:39,267
‫دلم برای تونی تنگ شده

139
00:08:41,270 --> 00:08:43,940
‫پیشش که باشی،
‫همیشه شاد و شنگولی

140
00:08:44,982 --> 00:08:46,776
‫از همه بیشتر،
‫دلت واسه چیش تنگ شده؟

141
00:08:47,944 --> 00:08:49,237
‫رابطه‌ی جنسی یا...

142
00:08:51,113 --> 00:08:52,281
‫چی؟

143
00:08:53,866 --> 00:08:57,912
‫یادتونـه گفته بودم بابام با یه آقایی، با هم...

144
00:09:01,874 --> 00:09:03,751
‫اینکه معشوق بابام بوده

145
00:09:06,170 --> 00:09:10,341
‫همونی که... بهتون گفته بود
‫بابات قراره سر به نیست‌تون کنه؟

146
00:09:10,424 --> 00:09:11,926
‫آره، آم...

147
00:09:14,971 --> 00:09:17,181
‫اصلاً این اتفاق نیفتاد

148
00:09:21,936 --> 00:09:22,937
‫از خودم در آوردمش

149
00:09:26,023 --> 00:09:27,149
‫دروغ بود

150
00:09:31,529 --> 00:09:32,905
‫میشه بپرسم چرا؟

151
00:09:35,199 --> 00:09:36,701
‫چرا همچین کاری کردی؟

152
00:09:40,746 --> 00:09:41,746
‫اریک؟

153
00:09:44,292 --> 00:09:46,919
‫اریک، لایل بهت گفت همچین دروغی بگی؟

154
00:09:54,635 --> 00:09:57,638
‫واقعاً باید ببینم قضیه‌ی این اوزیل چیه

155
00:09:57,722 --> 00:09:59,962
‫واقعاً معضلیـه واسه خودش

156
00:10:00,016 --> 00:10:02,810
‫آخه چرا درمورد رابطه‌ی جنسی
‫با بابام چیزی بهش نگفتم؟

157
00:10:02,893 --> 00:10:04,770
‫آره، این... آره

158
00:10:05,354 --> 00:10:07,064
‫ای کاش می‌تونستم از داستان زندگیم

159
00:10:08,024 --> 00:10:09,275
‫یه کتاب بنویسم

160
00:10:09,358 --> 00:10:12,153
‫توضیح بدم که تموم زندگی منِ
‫لایل منندز چطوری گذشته

161
00:10:12,236 --> 00:10:15,948
اون‌وقت امکان نداشت کسی
‫فکر کنه زندون رفتن حقمـه

162
00:10:16,032 --> 00:10:20,369
‫لایل، عجب فکر بکری.
‫خودم هم می‌تونم توی نوشتنش کمکت کنم.

163
00:10:21,871 --> 00:10:25,333
‫لایل، ازت می‌خوام ‫دوباره
مو به مو اون روز رو مرور کنی

164
00:10:25,416 --> 00:10:26,542
‫کدوم روز؟

165
00:10:27,293 --> 00:10:30,713
‫آخرین روز، آخرین روزی که
‫پدر و مادرت زنده بودن

166
00:10:31,297 --> 00:10:33,299
‫آها، خیلی‌خب

167
00:10:34,133 --> 00:10:35,176
‫یکم تنیس بازی کردم

168
00:10:38,220 --> 00:10:40,389
ولی فکرم درگیر بود

169
00:10:40,473 --> 00:10:43,059
‫چون خیال می‌کردی مامان و بابات قراره بکُشنت

170
00:10:43,142 --> 00:10:45,269
‫نه، مطمئن بودم که
‫برنامه دارن ما رو بکُشن

171
00:10:46,437 --> 00:10:47,772
‫فقط نمی‌دونستم کِی

172
00:10:47,855 --> 00:10:49,774
‫بخاطر همین هم توی قایق
وحشت کرده بودید

173
00:10:49,857 --> 00:10:52,401
‫آره، فکر کنم اگه ناخدا پیشمون نبود

174
00:10:52,485 --> 00:10:54,645
‫احتمالاً همون موقع
‫کارمون رو یه‌سره کرده بودن

175
00:10:54,695 --> 00:10:57,174
‫احتمالاً یه تیر خالی می‌کردن توی مغزمون و
‫می‌انداختن‌مون توی آب

176
00:10:57,198 --> 00:10:58,199
‫بعد هم می‌گفتن که غرق شدیم

177
00:10:58,282 --> 00:11:02,953
‫ولی لایل، واقعاً ازت می‌خوام
‫ریز به ریز همه‌چیِ روز یکشنبه رو برام بگی

178
00:11:03,746 --> 00:11:07,249
‫روزی... روزی که قتل رخ داد

179
00:11:07,333 --> 00:11:08,417
‫آره، باشه

180
00:11:08,501 --> 00:11:09,981
‫گمونم باید از اینجا بریم

181
00:11:10,044 --> 00:11:12,546
‫کجان؟ مامان و بابا کدوم قبرستونی‌ان؟

182
00:11:12,630 --> 00:11:15,591
‫نمی‌دونم. فکر کنم طبقه‌ی پایین‌ان.
‫آخه تلویزیون روشنـه.

183
00:11:15,675 --> 00:11:17,718
‫بیا... بیا گورمون رو از اینجا گم کنیم

184
00:11:17,802 --> 00:11:20,888
‫دم ماشین می‌بینمت. تا یه دقیقه‌ی دیگه
‫خودت رو برسون، خب؟ آروم باش

185
00:12:07,810 --> 00:12:08,811
‫کجا میرید؟

186
00:12:10,771 --> 00:12:13,232
‫- می‌خوایم بریم سینما
‫- نخیر، از این خبرها نیست

187
00:12:13,315 --> 00:12:14,900
‫پاتونو از این خونه بیرون نمی‌ذارید

188
00:12:14,984 --> 00:12:16,610
‫یه سینماست دیگه

189
00:12:16,694 --> 00:12:20,990
‫همینجا می‌مونید،
‫بعدش هم، اریک، تو برو طبقه بالا. برو بالا

190
00:12:21,073 --> 00:12:23,284
‫نه. نه. دستت به برادرم نخوره

191
00:12:23,367 --> 00:12:25,512
‫دیگه نمی‌ذارم دستت بهش بخوره

192
00:12:25,536 --> 00:12:28,664
‫برادر تو، پسر منـه. من هم هر کاری که
‫دلم بخواد باهاش می‌کنم. برو کنار

193
00:12:28,748 --> 00:12:29,957
‫گفتم برو کنار

194
00:12:30,040 --> 00:12:33,294
‫تو می‌خوای همونجا وایسی
‫بِر و بر ما رو نگاه کنی؟

195
00:12:33,377 --> 00:12:37,256
‫حق نداری با من حرف بزنی.
‫حق نداری چیزی بگی!

196
00:12:37,339 --> 00:12:38,841
‫تو باعث شدی این خونواده از هم بپاشه

197
00:12:44,638 --> 00:12:46,182
‫کیتی، بیا بریم

198
00:12:48,684 --> 00:12:49,685
‫بریم

199
00:13:00,112 --> 00:13:02,114
‫فکر می‌کردی قراره اون داخل چیکار کنن؟

200
00:13:02,198 --> 00:13:03,699
‫خیال می‌کردم رفتن تفنگ‌هاشون رو بردارن

201
00:13:03,783 --> 00:13:05,583
‫تفنگ‌هاشون کجان؟ طبقه بالا؟

202
00:13:05,618 --> 00:13:07,138
‫نمی‌دونم. بریم... یه نگاهی بندازیم؟

203
00:13:08,496 --> 00:13:09,330
‫بیا

204
00:13:12,333 --> 00:13:15,586
‫نه، وقت کافی نداریم.
.شاتگانت رو بردار و بیا دم ماشین

205
00:13:58,420 --> 00:14:01,757
‫اما همچین چیزی نشد، درسته؟

206
00:14:01,841 --> 00:14:04,218
‫بله، اما فکر می‌کردیم اینجوری میشه

207
00:14:04,301 --> 00:14:05,594
‫باور نمی‌کنم

208
00:14:05,678 --> 00:14:07,179
‫چیو؟

209
00:14:09,640 --> 00:14:13,936
‫اگه هیئت منصفه بودم،
‫حتی یه کلمه از حرفات رو هم باور نمی‌کردم

210
00:14:14,019 --> 00:14:14,854
‫خیلی‌خب

211
00:14:14,937 --> 00:14:18,691
‫اولین باری که داستانت رو برام تعریف کردی،
‫با پوست و استخون حسش کردی،

212
00:14:18,774 --> 00:14:20,651
‫که باعث شد من هم همچین حسی داشته باشم

213
00:14:20,734 --> 00:14:22,653
‫انگار شاهد اون وقایع بودم

214
00:14:23,362 --> 00:14:26,156
‫اما نمی‌دونم چرا،
‫روی این صندلی که می‌شینی،

215
00:14:26,240 --> 00:14:28,075
‫انگار همه‌چی رو داری از خودت در میاری

216
00:14:28,158 --> 00:14:32,079
‫- سعی دارم داستان رو واضح توضیح بدم
‫- نه، داستان رو بیخیال. این وظیفه‌ی منـه

217
00:14:32,788 --> 00:14:35,875
تو صورت مادرت تفنگ کشیدی، درسته؟

218
00:14:35,958 --> 00:14:37,418
‫چرا همچین کاری کردی؟

219
00:14:40,504 --> 00:14:45,175
‫گمونم بخاطر اینکه
‫از زندگی نکبت‌بارش خلاص بشه

220
00:14:45,259 --> 00:14:47,553
‫نه، تو کشاورز نیستی، لایل

221
00:14:47,636 --> 00:14:49,763
که ‫مامانت هم یه خوک باارزش باشه برات

222
00:14:50,389 --> 00:14:52,850
‫چرا از نظرت مستحق مرگ بود؟

223
00:14:55,769 --> 00:14:58,480
‫- چون مامانم اجازه داد بهمون تجاوز کنه
‫- آفرین!

224
00:14:58,981 --> 00:15:00,024
‫ممنونم

225
00:15:02,192 --> 00:15:09,033
‫چون مامانت اجازه داد بهتون تجاوز کنه

226
00:15:09,742 --> 00:15:12,411
‫باید درد و رنجش رو بهمون منتقل کنی، لایل

227
00:15:12,494 --> 00:15:15,164
‫هیئت منصفه باید حسش کنه

228
00:15:15,247 --> 00:15:21,086
‫این زن، مادرتون، اجازه داد
‫پدرتون بهتون تجاوز کنه

229
00:15:22,546 --> 00:15:24,506
‫ممکنه حکم اعدام برات ببُرن

230
00:15:24,590 --> 00:15:27,968
‫نشونم بده چه حسی داشتی

231
00:15:31,805 --> 00:15:34,642
‫یعنی احساساتم؟

232
00:15:36,602 --> 00:15:37,602
‫آره

233
00:15:39,063 --> 00:15:41,065
‫یعنی می‌خوای گریه کنم؟

234
00:15:42,983 --> 00:15:44,318
‫چون می‌تونم

235
00:15:47,363 --> 00:15:48,363
‫آره

236
00:15:59,166 --> 00:16:00,709
‫من فقط قصدم کمک بود

237
00:16:04,880 --> 00:16:06,423
‫خیلی دوستش داشتم

238
00:16:08,717 --> 00:16:10,594
واقعاً دلم به حالش می‌سوخت

239
00:16:14,723 --> 00:16:17,142
‫من بودم که نامه‌ی خودکُشیش رو پیدا کردم

240
00:16:20,437 --> 00:16:23,148
‫بخاطر همین هم تنها کسی که
‫واقعاً خبر داشت می‌خواد چه بلایی...

241
00:16:24,525 --> 00:16:26,193
سر خودش بیاره، من بودم

242
00:16:29,947 --> 00:16:32,241
‫من هم بهش گفتم ترکش کنه

243
00:16:34,159 --> 00:16:37,454
‫اینکه موقع طلاق حمایتش می‌کنیم و
‫من قصدم...

244
00:16:39,039 --> 00:16:42,292
‫فقط کمکـه. برای همین هم اگه برای
‫برگشتن به پرینستون به کمک نیاز داشته باشه و

245
00:16:42,376 --> 00:16:44,128
‫بخواد پیش من زندگی کنه،
‫مشکلی نداره

246
00:16:46,171 --> 00:16:51,969
‫بهش گفتم کمکش می‌کنم نیاز نباشه
‫انقدر قرص و دارو بخوره

247
00:16:53,012 --> 00:16:55,305
‫بهش گفتم که همه‌چی روبراه میشه

248
00:16:55,389 --> 00:16:57,433
‫می‌خواستم همه‌چی روبراه بشه
‫اما خودم روبراه نبودم

249
00:16:57,516 --> 00:17:00,644
‫مثل سگ داشتم دروغ می‌گفتم
‫چون هیچی درست بشو نبود

250
00:17:00,728 --> 00:17:01,854
‫اما دوستش داشتم

251
00:17:02,563 --> 00:17:04,606
‫دوستش داشتم و هنوز هم دارم

252
00:17:04,690 --> 00:17:05,858
‫من مامانم رو دوست دارم

253
00:17:07,526 --> 00:17:08,819
‫من مامانیم رو دوست دارم

254
00:17:13,991 --> 00:17:15,325
‫باریکلا، لایل

255
00:17:18,829 --> 00:17:19,955
‫حالا شد یه چیزی

256
00:17:31,582 --> 00:17:34,098
‫« گزارش کالبدشکافی »

257
00:17:43,681 --> 00:17:49,173
‫« جولای سال ۱۹۹۳ »

258
00:18:38,475 --> 00:18:40,326
‫« حیفـه بکُشیدش »

259
00:18:40,351 --> 00:18:42,232
‫« با من ازدواج کن، لایل! »

260
00:18:47,256 --> 00:18:54,256


261
00:19:20,534 --> 00:19:21,660
‫خیلی‌خب

262
00:19:23,787 --> 00:19:24,787
‫خانم ابرمسون

263
00:19:29,793 --> 00:19:32,838
‫نگران نباشید. فقط یه برگه‌ی بزرگـه
‫که بتونم از روش بخونم.

264
00:19:32,921 --> 00:19:35,174
‫به اندازه‌ی دادستانی طول نمی‌کشه

265
00:19:40,304 --> 00:19:45,517
‫این دادرسی...
‫این دادرسی صرفاً راجع‌به شخص نیست

266
00:19:46,518 --> 00:19:50,105
‫یا قرار نیست حول محور ماهیت و زمان و مکان بچرخه

267
00:19:51,148 --> 00:19:54,234
‫بلکه درمورد چراییِ ماجراست

268
00:19:55,235 --> 00:20:00,699
‫اینکه چرا اریک و لایل منندز
دست‌شون به خون پدر و مادرشون آلوده شده؟

269
00:20:01,450 --> 00:20:02,910
‫سوال ساده‌ایـه

270
00:20:02,993 --> 00:20:05,370
‫اما جوابی که قراره طی هفته‌ها و

271
00:20:05,454 --> 00:20:08,415
‫ماه‌های آتی از زبون بیش از ۵۰ شاهد و

272
00:20:08,498 --> 00:20:11,251
‫کارشناس بشنوید،

273
00:20:11,335 --> 00:20:14,671
‫فرسنگ‌ها با سادگی فاصله داره

274
00:20:14,755 --> 00:20:20,052
‫جریان آزار و اذیت دو پسری که
‫از سمت پدرِ سادیست و

275
00:20:20,135 --> 00:20:26,308
‫منحرف جنسی خود متحمل شده‌اند رو
‫همراه با جزئیاتی وحشتناک و

276
00:20:26,391 --> 00:20:28,227
‫شوکه‌کننده خواهید شنید

277
00:20:28,769 --> 00:20:34,233
‫همچنین حقیقت اینکه چطور کیتی منندز
‫از آزار جنسی فرزندانش لذت می‌برده

278
00:20:34,316 --> 00:20:40,364
‫این پسرها، این دو بچه، چیکار کردن
‫که سزاوار همچین آزارهایی بودن؟

279
00:20:40,447 --> 00:20:42,950
‫مرتکب چه گناهی شدن؟

280
00:20:43,033 --> 00:20:46,119
‫خب، من خدمت‌تون عرض می‌کنم که
‫گناه اریک و لایل چیه

281
00:20:46,203 --> 00:20:48,580
‫تنها گناه‌شون

282
00:20:48,664 --> 00:20:52,084
‫دوست داشتن مادر و پدریـه که
‫اون‌ها رو شکنجه کردن

283
00:20:52,960 --> 00:20:54,878
‫بنابراین وقتی‌که اریک و لایل متحمل

284
00:20:54,962 --> 00:20:59,341
‫تجربه‌ای این چنین دردناک،
‫یعنی شلیک به پدر و مادرشون شدن،

285
00:20:59,424 --> 00:21:03,762
‫از سرِ کینه یا انتقام نبوده

286
00:21:04,972 --> 00:21:09,601
‫یا چشم‌شون دنبال
‫ماشین‌های لوکس و لباس‌های نو نبود

287
00:21:09,685 --> 00:21:11,520
‫اصلاً پای پول وسط نبود

288
00:21:13,313 --> 00:21:17,484
‫بلکه برای دفاع از خودشون،
‫ماشه‌ی اسلحه رو کشیدن

289
00:21:19,653 --> 00:21:23,156
‫به پدر و مادری که
‫قلباً دوست‌شون داشتن شلیک کردن

290
00:21:23,240 --> 00:21:27,953
‫تا خودشون به دست
خوزه و کیتی منندز کُشته نشن

291
00:21:35,294 --> 00:21:38,338
‫عجب داستان جالبی بود

292
00:21:38,422 --> 00:21:43,385
‫اتفاقاً توی پرونده‌ی آرنل سلوتیرا هم

293
00:21:43,468 --> 00:21:46,221
‫دفاعیه‌ات دقیقاً همین بود

294
00:21:46,722 --> 00:21:49,599
‫که سرآخر به قتل غیرعمد محکوم شد

295
00:21:50,684 --> 00:21:52,978
‫گمونم بخاطر همین هم استخدامت کردن

296
00:21:54,396 --> 00:21:59,526
‫راستی، وایسا ببینم!
اول ‫دفاعیه‌شون این نبود

297
00:22:00,110 --> 00:22:02,112
‫ادعای بی‌گناهی کردن

298
00:22:03,030 --> 00:22:06,283
‫آزار جنسی رو که از خودت در نیاوردی، ها؟

299
00:22:07,034 --> 00:22:09,036
‫آخه دفعه‌ی قبل خوب جواب گرفتی

300
00:22:14,708 --> 00:22:16,168
‫می‌دونی چیه، دامنیک؟

301
00:22:16,960 --> 00:22:19,963
‫واقعاً بابت اتفاقی که
‫برای دخترت افتاد متأسفم

302
00:22:20,047 --> 00:22:21,757
‫اون یارو نباید تبرئه می‌شد

303
00:22:21,840 --> 00:22:24,176
‫اگه من درش دخیل بودم که
‫عمراً اگه تبرئه می‌شد

304
00:22:24,259 --> 00:22:27,304
‫اما یادت نره،
‫یه چیزی برات به ارمغان آورد

305
00:22:27,387 --> 00:22:31,266
‫هم حرفه‌ات رو ساخت و
‫هم نقطه‌ی نظر کوفتیت رو

306
00:22:33,518 --> 00:22:36,271
‫بخاطر این، باید ازش تشکر کنی

307
00:22:37,397 --> 00:22:41,818
‫ولی اگه واقعاً اون شب خیال کرده باشن
‫که جون‌شون در خطره چی؟

308
00:22:41,902 --> 00:22:44,279
‫که پدر و مادرشون قصد جون‌شون رو کردن؟

309
00:22:44,363 --> 00:22:49,701
‫وای، از دست این فرضیه‌ی دفاع از خود
‫بی‌حساب و قدیمی!

310
00:22:49,785 --> 00:22:54,331
‫خب عزیزم، من یه چندتا مِلک
‫نزدیک گسل سن‌اندریاس دارم که

311
00:22:54,414 --> 00:22:55,540
‫می‌خوام بهت بفروشم

312
00:22:56,583 --> 00:22:58,168
‫عجب داستانی هم پشتشـه

313
00:22:58,710 --> 00:23:00,212
‫یه داستان غم‌انگیز یونانی

314
00:23:00,295 --> 00:23:04,216
‫برادرانی که سال‌ها شکنجه شدن و
‫مورد آزار و اذیت قرار گرفتن،

315
00:23:04,299 --> 00:23:07,677
‫حال از ترس جان خود،
‫در اقدامی نومیدانه و از روی استیصال،

316
00:23:07,761 --> 00:23:11,264
‫دست به قتل پدر و مادر خود می‌زنن

317
00:23:11,348 --> 00:23:17,020
‫نه تنها داستانش مضحکه،
‫بلکه سرتاسر تناقضـه

318
00:23:17,646 --> 00:23:21,733
‫اگه خوزه و کیتی قصد داشتن یکشنبه شب
‫پسرهاشون رو به قتل برسونن،

319
00:23:21,817 --> 00:23:26,154
‫چرا باید کیتی همون شب دوست‌شون
‫کارن ویر رو به خونه‌اش دعوت کنه

320
00:23:26,238 --> 00:23:29,241
‫تا با همدیگه ورق بازی کنن؟

321
00:23:29,324 --> 00:23:33,829
‫حالا اگه دیروقت هم با پیتر از سانتا باربارا برگشتید،
‫یه زنگ بهمون بزنید

322
00:23:33,912 --> 00:23:35,705
‫شاید وقت باشه یه سر بیاید اینجا

323
00:23:35,789 --> 00:23:39,918
‫واقعاً لایل و اریک روز قایق‌سواری

324
00:23:40,001 --> 00:23:43,713
‫خیال می‌کردن که پدر و مادرشون
‫قراره سر به نیست‌شون کنن؟

325
00:23:43,797 --> 00:23:45,924
‫آماده‌اید بریم شکار کوسه؟

326
00:23:46,466 --> 00:23:49,886
‫با اینکه سه نفر دیگه هم
‫توی اون قایق پیش‌شون بودن؟

327
00:23:49,970 --> 00:23:52,305
‫خیال می‌کردم قراره خونوادگی باشه

328
00:23:53,807 --> 00:23:58,061
‫همه‌ی اینا به کنار، خبر داشتید
‫کیتی و خوزه برنامه داشتن همون هفته‌ای

329
00:23:58,145 --> 00:23:59,646
‫که به قتل رسیدن به پرینستون برن

330
00:23:59,729 --> 00:24:05,235
‫تا به لایل توی چیدمان خونه‌ای که
‫خودشون براش خریدن کمک کنن؟

331
00:24:05,318 --> 00:24:10,157
‫این خودش نمی‌تونه نشون‌دهنده‌ی
‫این باشه که قصد کُشتن‌شون رو نداشتن؟

332
00:24:10,240 --> 00:24:14,953
‫کیتی منندز همون شب قتل،
‫داشت فرم ثبتِ‌نامِ

333
00:24:15,036 --> 00:24:16,788
دانشگاهِ اریک رو پُر می‌کرد

334
00:24:16,872 --> 00:24:19,040
‫خب، اصلاً فرض رو بر این می‌ذاریم که

335
00:24:19,124 --> 00:24:23,128
‫لایل و اریک از ترس جون‌شون
‫برای دفاع از خودشون،

336
00:24:23,211 --> 00:24:25,630
‫پدر و مادرشون رو کُشتن

337
00:24:26,506 --> 00:24:30,719
اونموقع زنگ نمی‌زدن پلیس تا
حقیقت رو بهشون بگن؟

338
00:24:31,595 --> 00:24:36,558
اونموقع پا پیش نمی‌ذاشتن تا تمام اسرارِ
خانوادگی وحشتناک‌شون طی این

339
00:24:36,641 --> 00:24:38,852
سالیان رو اعتراف کنن؟

340
00:24:40,061 --> 00:24:46,902
اونموقع ذره‌ای عذاب وجدان بابت
کاری که کردن از خودشون نشون نمی‌دادن؟

341
00:24:47,861 --> 00:24:50,989
ولی نه، از این خبرا نبود

342
00:24:51,072 --> 00:24:52,574
به جاش چیکار کردن؟

343
00:24:54,326 --> 00:24:58,163
از همون شروع ماجرا دروغ گفتن

344
00:24:59,623 --> 00:25:03,835
خیلی‌خب. تو...مطمئنی از پسش برمیای؟
چون اون وقت متوجه میشن

345
00:25:03,919 --> 00:25:06,129
!نه، عمراً چیزی بفهمن، اریک

346
00:25:06,213 --> 00:25:07,923
هی. هی

347
00:25:08,548 --> 00:25:12,135
از پسش برمیایم. از پسش برمیایم -
با همدیگه موفق میشیم -

348
00:25:12,219 --> 00:25:14,721
از پسش برمیایم -
!آره، با هم اینکارو می‌کنیم -

349
00:25:14,804 --> 00:25:16,848
خیلی دوستت دارم، لایل -
من هم همینطور -

350
00:25:16,932 --> 00:25:18,600
خیلی دوستت دارم، اریک، خب؟

351
00:25:19,684 --> 00:25:21,269
گند نزنی، خب؟

352
00:25:30,403 --> 00:25:31,863
پلیس بورلی هیلز

353
00:25:31,947 --> 00:25:33,615
یکی پدر و مادرمون رو کُشت

354
00:25:33,698 --> 00:25:37,160
دروغ گفتن پشتِ دروغ، پشتِ دروغ و

355
00:25:37,244 --> 00:25:42,999
طبق محاسباتم حداقل 50 بار دروغ گفتن

356
00:25:43,083 --> 00:25:47,587
هم به مردم، هم به دوست‌ها و
خانوادشون، هم به مطبوعات

357
00:25:47,671 --> 00:25:52,300
بعدش دروغ گفتن تا مطمئن بشن
ارثیه‌شون رو می‌گیرن

358
00:25:52,384 --> 00:25:54,094
فامیل‌هاشون چی؟

359
00:25:54,719 --> 00:25:56,930
اونا شهادت دادن که خوزه
باهاشون بدرفتاری می‌کرده

360
00:25:57,013 --> 00:25:59,599
که زندگی توی اون خونه یه پا کابوس بوده

361
00:25:59,683 --> 00:26:02,310
برادرم فرد سلطه‌گرایی بود

362
00:26:03,353 --> 00:26:06,856
لایل اجازه نداشت نظراتش رو
به زبون بیاره

363
00:26:06,940 --> 00:26:07,941
اریک چطور؟

364
00:26:08,900 --> 00:26:10,527
...فکر می‌کرد اریک ضعیفـه و

365
00:26:10,610 --> 00:26:12,070
زیادی حساسـه

366
00:26:12,153 --> 00:26:16,032
بهش می‌گفت لیاقت اسم منندز رو نداره

367
00:26:16,741 --> 00:26:20,495
گاهی کارهایی می‌کرد تا بهش
صدمه بزنه و اشکش رو در بیاره

368
00:26:20,579 --> 00:26:22,789
بعد مسخره‌اش می‌گفت و بهش می‌گفت سوسول

369
00:26:25,542 --> 00:26:27,210
می‌خواست سرسختش کنه

370
00:26:28,295 --> 00:26:31,673
تقریباً چندتا تابستون رو
پیش پسرعموهاتون گذروندید؟

371
00:26:31,756 --> 00:26:33,036
هشت‌تا تابستون رو پیش‌شون بودم

372
00:26:33,091 --> 00:26:36,636
حین دوران این تابستون‌ها که
،پیش پسرعموهاتون اقامت داشتید

373
00:26:36,720 --> 00:26:39,889
نشانه‌های آزار جنسی مشاهده کردید؟

374
00:26:39,973 --> 00:26:42,309
نه. به چشم خودم ندیدم

375
00:26:42,392 --> 00:26:47,480
ولی می‌دونستم که لایل و اریک
بعد تمرین تنیس

376
00:26:47,564 --> 00:26:48,815
با پدرشون دوش می‌گرفتن

377
00:26:49,524 --> 00:26:53,028
و به محض اینکه خوزه هر کدوم از پسرهاش رو
می‌برد توی اتاق‌شون

378
00:26:53,111 --> 00:26:54,237
در رو قفل می‌کرد

379
00:26:54,738 --> 00:26:58,908
کیتی هم بهم می‌گفت اصلاً حق ندارم
برم داخل اون راهرو. به هیچ وجه

380
00:26:59,784 --> 00:27:01,745
ببینید، قبول دارم

381
00:27:01,828 --> 00:27:05,707
بزرگ شدن توی خانواده‌ی منندز
چندان خوشایند نبوده

382
00:27:06,458 --> 00:27:10,795
ولی کدوم یکی از شماها توی بچگی به هر نحوی

383
00:27:10,879 --> 00:27:12,172
باهاتون بد رفتاری نشده؟

384
00:27:12,255 --> 00:27:16,468
طبق معیارهای امروز من صد درصد
قربانی کودک‌آزاری بودم

385
00:27:16,551 --> 00:27:19,387
پدر خودم با بی‌رحمی تمام کتکم می‌زد

386
00:27:20,096 --> 00:27:22,932
با انواع نوار، آویز لباس و کمربند

387
00:27:23,516 --> 00:27:27,646
یه بار که کتکم زد شنواییم رو
تا حدی از دست دادم

388
00:27:28,730 --> 00:27:30,940
اون هم خیال می‌کرد سوسولم

389
00:27:33,568 --> 00:27:35,236
ولی من که نکُشتمش

390
00:27:35,320 --> 00:27:37,489
به روش کلاسیک فرار کردم

391
00:27:37,572 --> 00:27:40,033
اسباب‌کشی کردم و
زندگی خودم رو شروع کردم

392
00:27:40,116 --> 00:27:43,203
ولی نیک، تو رو آزار جنسی ندادن

393
00:27:43,286 --> 00:27:46,915
برادرهای منندز رو هم همینطور

394
00:27:46,998 --> 00:27:49,918
لایل و اریک هیچوقت به جروم اوزیل

395
00:27:50,001 --> 00:27:53,505
چیزی درباره‌ی آزار جنسی نگفتن

396
00:27:53,588 --> 00:27:57,217
این چیزی نیست که
همینطوری از قلم بندازن

397
00:27:57,300 --> 00:28:01,096
،اگه می‌خوای به قتل والدینت اعتراف کنی

398
00:28:01,179 --> 00:28:03,723
چرا نباید سیر تا پیاز همه چی رو شرح بدی؟

399
00:28:03,807 --> 00:28:07,060
پس فکر می‌کنی شر و وره؟
یعنی همش ساختگیـه؟

400
00:28:07,686 --> 00:28:11,147
طبق حرف‌های یکی از فامیل‌های منندزها که
...باهاش صحبت کردم

401
00:28:11,231 --> 00:28:12,774
کدوم فامیل‌شون؟

402
00:28:12,857 --> 00:28:15,110
شرمنده، لیندا. نمی‌تونم منابعم رو لو بدم

403
00:28:16,611 --> 00:28:19,531
،ولی طبق حرف‌هاش

404
00:28:19,614 --> 00:28:23,326
برادرها داستان‌های آزار جنسی رو
بعد خوندن چندتا کتاب

405
00:28:23,410 --> 00:28:29,416
درباره‌ی قتل والدین و زنا با محارم
سرِ هم کردن

406
00:28:29,499 --> 00:28:32,711
توی اون کتاب‌ها تمام جزئیات لازم رو برای

407
00:28:32,794 --> 00:28:35,547
قانع کردن هیئت منصفه که
حرف‌هاشون واقعیـه، نوشته

408
00:28:35,630 --> 00:28:38,883
،تازه از نظر لزلی

409
00:28:39,634 --> 00:28:43,304
...داستان آزار جنسی می‌تونه توجه همه رو

410
00:28:43,388 --> 00:28:45,724
...از گرایش جنسی اریک

411
00:28:47,767 --> 00:28:50,270
منحرف کنه

412
00:28:52,313 --> 00:28:56,735
...صبر کن. تو...می‌خوای بگی که اریک

413
00:28:57,318 --> 00:28:59,487
خب، چند روز پیش سر ناهار داشتم

414
00:28:59,571 --> 00:29:04,159
با رفیق عزیز جدیدم، پم بازویچ، صحبت می‌کردم و
...بهم گفتش که

415
00:29:04,242 --> 00:29:06,327
همه از گِی بودن اریک حبر دارن

416
00:29:06,411 --> 00:29:09,372
یه رازه که خیلیا ازش خبر دارن و
هیچکس نمی‌خواد دربارش حرف بزنه

417
00:29:09,456 --> 00:29:11,791
،تیم من خبر داره، تیم دفاع خبر داره

418
00:29:11,875 --> 00:29:14,461
ولی هر بار که توی دادگاه
،کوچکترین اشاره‌ای بهش میشه

419
00:29:14,544 --> 00:29:17,672
لزلی می‌زنه به سیم آخر

420
00:29:17,756 --> 00:29:19,841
چرا فکر می‌کنی گِیـه؟

421
00:29:19,924 --> 00:29:23,595
خب، شنیدیم که چندتا از زندانی‌های دیگه
براش ساک می‌زدن

422
00:29:26,222 --> 00:29:29,976
.خب، این دلیل بر گِی بودن نیست
.فقط نشون میده محبوبی

423
00:29:30,059 --> 00:29:35,857
ضمناً مدلِ یه سری عکس‌های
همجنس‌گرایانه‌ی یه عکاس گِی بوده

424
00:29:37,400 --> 00:29:39,402
،باشه، شاید اریک گِی باشه

425
00:29:39,486 --> 00:29:42,113
ولی مخفی کردن گرایش جنسی که
دلیل بر قاتل بودن نیست، نیک

426
00:29:42,197 --> 00:29:44,199
حتی دلیل نمیشه آدم بدی باشی

427
00:29:46,326 --> 00:29:48,077
نه، نمیشه

428
00:29:51,039 --> 00:29:52,373
...ولی فقط شاید

429
00:29:53,917 --> 00:29:58,171
برادرها می‌خواستن راز بدتری رو پنهان کنن

430
00:30:00,507 --> 00:30:05,553
رازی که هیچ ارتباطی به خوزه نداره

431
00:30:06,805 --> 00:30:10,558
شاید هم کیتی از همین خبر داشته

432
00:30:13,061 --> 00:30:15,897
!اریک! چند بار باید بهت بگم؟

433
00:30:15,980 --> 00:30:18,983
شلوارک تنیسِ خیسِ عرقت رو
ننداز روی زمین

434
00:30:19,067 --> 00:30:21,319
!بوش کلِ خونه رو برمی‌داره

435
00:30:35,959 --> 00:30:39,546
...نیک، میگی که لایل و اریک

436
00:30:39,629 --> 00:30:44,300
با هم...رابطه‌ی جنسی داشتن؟

437
00:30:45,927 --> 00:30:48,054
اینطوری می‌خواستن ترافکنی کنن

438
00:30:49,305 --> 00:30:52,433
متهم کردن خوزه به آزار جنسی به مراتب راحت‌تره

439
00:30:52,517 --> 00:30:55,979
تا اعتراف کردن به رابطه با محارمِ اصلی

440
00:30:56,062 --> 00:30:57,856
رابطه‌ای که با رضایت طرفین بوده

441
00:30:59,440 --> 00:31:02,902
فکرشو بکنید اگه این راز فاش می‌شد
برادرها چقدر عذاب وجدان می‌گرفتن و

442
00:31:02,986 --> 00:31:05,280
چه آبروریزی‌ای می‌شد

443
00:31:06,906 --> 00:31:12,036
و شاید والدین‌شون رو کُشتن
تا هیچوقت فاش نشه

444
00:31:13,830 --> 00:31:19,127
ببینید، کل حرفم اینـه که
،هر بلایی هم که سرشون اومده باشه

445
00:31:19,210 --> 00:31:22,213
لایل و اریک لیاقت بخشش رو ندارن

446
00:31:22,714 --> 00:31:26,801
لزلی و تیمش خیال می‌کنن
اگه حواس‌مون رو از حقایق پرت کنن و

447
00:31:26,885 --> 00:31:30,054
نذارن مدارک خاصی
داخل دادگاه ارائه بشه و

448
00:31:30,138 --> 00:31:34,267
با فرضیه‌های عجیب و غریب حقوقی گیج‌مون کنن و

449
00:31:34,350 --> 00:31:35,727
دل همه رو به رحم بیارن و

450
00:31:35,810 --> 00:31:40,398
برادرها رو عین دوتا بچه‌ی بیچاره
،توی رمان‌های چارلز دیکنز جلوه بدن

451
00:31:40,481 --> 00:31:41,816
ما هم گول می‌خوریم و

452
00:31:41,900 --> 00:31:45,820
به پایان هالیوودی‌ای که فکر می‌کنه
حق برادرهاست می‌رسن

453
00:31:46,571 --> 00:31:52,619
...ولی وقتی یکی وحشیانه جون یکی دیگه رو می‌گیره

454
00:31:56,664 --> 00:32:01,294
وضع افتضاح بچگیش نباید هیچ اهمیتی داشته باشه

455
00:32:02,253 --> 00:32:05,965
باید به اشدِ مجازات محکوم بشه

456
00:32:06,049 --> 00:32:10,178
حقِ برادرهای منندز همینـه

457
00:32:10,261 --> 00:32:15,350
...من به خاطر عدالت هم که شده امیدوارم

458
00:32:17,268 --> 00:32:19,312
همین بلا سرشون بیاد

459
00:32:27,278 --> 00:32:29,489
آقای دان، دیگه داریم میریم

460
00:32:29,572 --> 00:32:30,949
چیز دیگه‌ای نمی‌خواید؟

461
00:32:33,868 --> 00:32:35,036
اسمت چیـه؟

462
00:32:35,703 --> 00:32:37,330
پاول. پاول دمیلیو

463
00:32:38,081 --> 00:32:43,628
خب، پاول، یه تیکه تیرامیسوی
دست‌نخورده اینجا افتاده

464
00:32:44,212 --> 00:32:45,838
اصلاً دلم نمی‌خواد اسراف بشه

465
00:32:46,422 --> 00:32:47,340
،کاش می‌تونستم بخورم

466
00:32:47,423 --> 00:32:51,803
ولی فردا برنامه‌ی عکاسی دارم و
فکر کنم باید پیرهنم رو در بیارم

467
00:32:53,513 --> 00:32:57,183
آدم چه فداکاری‌هایی که
واسه شغلش نمی‌کنه

468
00:33:02,730 --> 00:33:06,150
آقای دان، فقط می‌خواستم بگم که

469
00:33:06,943 --> 00:33:10,238
واقعاً بابت اتفاقی که
واسه دخترتون افتاد متأسفم

470
00:33:11,114 --> 00:33:13,199
توی «پولترگایست» بازیش عالی بود

471
00:33:13,700 --> 00:33:16,619
وقتی بچه بودم جزو فیلم‌های موردعلاقم بود

472
00:33:17,203 --> 00:33:18,746
سال‌هاست که ندیدمش

473
00:33:21,249 --> 00:33:23,126
تابِ دیدنش رو ندارم

474
00:33:26,796 --> 00:33:28,006
...آه

475
00:33:28,089 --> 00:33:31,509
جهنم و ضرر. یکی دو قاشق
تیرامیسو به جایی برنمی‌خوره

476
00:33:32,176 --> 00:33:34,887
صبح قبل عکاسی می‌تونم توی باشگاه بسوزونمش

477
00:33:35,680 --> 00:33:36,681
اجازه هست؟

478
00:33:36,764 --> 00:33:37,890
خواهش می‌کنم

479
00:33:42,520 --> 00:33:45,940
تو احتمالاً بچه نداری

480
00:33:46,566 --> 00:33:48,985
هنوز نه. شاید یه روزی

481
00:33:49,777 --> 00:33:54,532
من و همسر سابقم قبل دومینیک
،دو بار دختر‌دار شدیم

482
00:33:55,616 --> 00:33:57,744
ولی جفتشون وقتی نوزاد بودن، مُردن

483
00:33:59,829 --> 00:34:04,959
این یعنی دومینیک برامون حکم معجزه رو داشت

484
00:34:05,877 --> 00:34:06,919
فرشته‌مون بود

485
00:34:08,921 --> 00:34:11,591
فکر می‌کردیم اونـه که قراره ما رو دفن کنه

486
00:34:13,217 --> 00:34:15,762
باید اینطوری باشه، مگه نه؟

487
00:34:29,150 --> 00:34:32,487
...من...مطمئن بودم که

488
00:34:32,570 --> 00:34:35,782
...اون قراره سخت‌ترین لحظه‌ی

489
00:34:36,365 --> 00:34:42,246
کل آزمونِ الهی زندگی‌هامون باشه

490
00:34:43,498 --> 00:34:44,957
ولی اشتباه می‌کردم

491
00:34:46,250 --> 00:34:51,172
تماشای محاکمه‌ی جان سوئینی و
اینکه وکیل مدافع

492
00:34:51,255 --> 00:34:55,676
چقدر داشت سعی می‌کرد اون رو
قربانی جلوه بده، خیلی سخت‌تر بود

493
00:34:55,760 --> 00:34:57,053
چند سال‌تون بود؟

494
00:34:58,262 --> 00:34:59,722
حول و حوش پنج

495
00:35:00,765 --> 00:35:04,519
یادم میاد پدرم از سر مستی دیوونه شد و

496
00:35:04,602 --> 00:35:07,647
داشت مادرم رو خفه می‌کرد

497
00:35:09,065 --> 00:35:11,317
می‌ترسیدم اون رو بکُشه

498
00:35:12,443 --> 00:35:14,695
با شما هم رفتار خشونت‌آمیز داشت؟

499
00:35:15,446 --> 00:35:16,446
بله

500
00:35:17,490 --> 00:35:18,699
چندین بار

501
00:35:19,659 --> 00:35:22,078
اذیت و آزارهاش تمومی نداشت

502
00:35:22,161 --> 00:35:24,956
خب، بذار بگم اذیت و آزار یعنی چی

503
00:35:27,959 --> 00:35:34,173
اون پنج دقیقه...داشت دومینیک رو خفه می‌کرد

504
00:35:36,884 --> 00:35:40,638
...دخترم...پنج دقیقه

505
00:35:42,682 --> 00:35:45,393
باهاش جنگید

506
00:35:46,060 --> 00:35:50,314
اون حرومزاده حتی روی چمن‌ها اعتراف کرد

507
00:35:50,398 --> 00:35:54,152
کُشتمش. می‌خواستم خودم رو هم بکُشم -
!دست‌هات رو بذار روی سرت -

508
00:36:03,411 --> 00:36:06,080
سه سال و نیم حبس کشید

509
00:36:07,957 --> 00:36:10,585
بعد شد سرآشپز یه رستوران
توی سانتا مونیکا

510
00:36:12,170 --> 00:36:15,006
این...اصلاً عادلانه نیست

511
00:36:15,673 --> 00:36:16,883
نه، نیست

512
00:36:18,050 --> 00:36:20,094
...واسه همین

513
00:36:20,178 --> 00:36:24,223
هیچوقت یه کلمه از حرف‌های
یه وکیل مدافع رو هم باور نمی‌کنم

514
00:36:25,349 --> 00:36:29,312
اونا برای بُرد دست به دروغ و
تقلب و دزدی و هر کاری می‌زنن

515
00:36:30,188 --> 00:36:35,693
حتی اگه به معنی بی‌حرمتی
به یادبود قربانی‌های واقعی باشه

516
00:36:37,111 --> 00:36:42,200
که عین این می‌مونه که دوباره بکُشی‌شون

517
00:36:49,749 --> 00:36:51,542
تیرامیسوش چطوره؟

518
00:36:52,168 --> 00:36:54,295
مشخصاً خیلی خوشمزه بود

519
00:36:55,338 --> 00:36:56,422
معلومـه

520
00:37:04,764 --> 00:37:07,642
اگه می‌خواید می‌تونم بیشتر بمونم

521
00:37:16,692 --> 00:37:18,194
دیگه دیروقتـه، پاول

522
00:37:18,903 --> 00:37:24,533
و...فردا لایل منندز رو می‌ذارن توی جایگاه

523
00:37:27,286 --> 00:37:30,164
ولی ممنونم...که به حرف‌هام گوش دادی

524
00:37:31,707 --> 00:37:33,459
توی عکاسیت هم موفق باشی

525
00:38:15,376 --> 00:38:17,712
تیم دفاع جوزف لایل منندز رو
به جایگاه فرا می‌خونه

526
00:38:18,254 --> 00:38:19,755
دست راست‌تون رو بلند کنید

527
00:38:20,256 --> 00:38:21,590
از صمیم قلب سوگند می‌خورید

528
00:38:21,674 --> 00:38:24,593
شهادتی که ارائه می‌دهید
حقیقت تمام و کمال بوده و

529
00:38:24,677 --> 00:38:28,222
چیزی جز حقیقت را نخواهید گفت؟

530
00:38:28,764 --> 00:38:30,433
بله -
لطفاً بشینید -

531
00:38:38,774 --> 00:38:42,111
شما پسر مری لوئیس منندز و خوزه منندز هستید؟

532
00:38:42,194 --> 00:38:43,194
بله

533
00:38:43,821 --> 00:38:45,364
پدر و مادرتون رو دوست داشتید؟

534
00:38:46,824 --> 00:38:47,824
بله

535
00:38:48,326 --> 00:38:50,328
،روز بیستمِ آگوستِ 1989

536
00:38:50,411 --> 00:38:53,122
شما و برادرتون، پدر و مادرتون رو
به قتل رسوندید؟

537
00:38:55,541 --> 00:38:56,541
بله

538
00:38:56,917 --> 00:38:58,836
چرا والدین‌تون رو کُشتید؟

539
00:38:59,795 --> 00:39:01,547
چون ترسیده بودیم

540
00:39:03,049 --> 00:39:06,886
یادتون میاد از فاصله‌ی نزدیک
به پدرتون شلیک کرده باشید؟

541
00:39:07,595 --> 00:39:09,638
فکر کنم. یادم نمیاد

542
00:39:09,722 --> 00:39:11,265
عکسش رو یادمـه

543
00:39:11,849 --> 00:39:15,394
عکسی که اینجا دیدید؟
جراحت روی سر پدرتون رو میگید؟

544
00:39:18,439 --> 00:39:20,775
بعدش تیر اسلحه‌تون تموم شد؟

545
00:39:23,235 --> 00:39:24,235
بله

546
00:39:24,904 --> 00:39:27,948
در اون لحظه متوجه چیزی درباره‌ی مادرتون شدید؟

547
00:39:28,032 --> 00:39:30,368
چیزی دیدید یا شنیدید؟

548
00:39:31,369 --> 00:39:35,206
پشت سر پدرم متوجه...حرکاتش شدم

549
00:39:36,165 --> 00:39:37,291
انگار داشت حرکت می‌کرد

550
00:39:38,793 --> 00:39:40,669
...بعد

551
00:39:42,129 --> 00:39:45,174
تفنگم رو...پُر کردم

552
00:39:46,258 --> 00:39:47,510
تفنگ رو پُر کردید؟

553
00:39:49,512 --> 00:39:50,888
این یعنی بله؟ -
بله -

554
00:39:52,264 --> 00:39:54,809
بعد پُر کردن اسلحه چیکار کردید؟

555
00:40:02,024 --> 00:40:03,567
...آم...من

556
00:40:04,735 --> 00:40:08,989
بهش نزدیک شدم و بهش شلیک کردم

557
00:40:15,871 --> 00:40:19,583
لایل، بیا درباره‌ی شش سالگیت صحبت کنیم

558
00:40:19,667 --> 00:40:23,546
پدرت تابحال از تو و برادرت عکس انداخته؟

559
00:40:24,922 --> 00:40:25,756
بله

560
00:40:25,840 --> 00:40:30,302
عالیجناب، میشه از شاهد بخواید
بلندتر حرف بزنه؟

561
00:40:30,928 --> 00:40:34,640
بله. آقای منندز، اگه میشه
به میکروفون نزدیکتر بشید

562
00:40:35,224 --> 00:40:36,725
ببخشید، عالیجناب

563
00:40:42,231 --> 00:40:46,569
آقای منندز، روی این پاکت نوشته
«تولد شش سالگیِ اریک»

564
00:40:50,865 --> 00:40:53,367
این عکس براتون آشناست؟ -
این منم -

565
00:40:53,868 --> 00:40:54,869
این یکی چطور؟

566
00:40:57,037 --> 00:40:58,164
این هم برادرمـه

567
00:40:58,664 --> 00:41:02,084
عارضه‌ی پوستی برادرتون رو می‌بینید؟ -
ماه‌گرفتگیش -

568
00:41:02,168 --> 00:41:04,420
ماه‌گرفتگی قهوه‌ای

569
00:41:04,962 --> 00:41:08,257
...وقتی پدرتون همچین عکس‌هایی ازتون می‌گرفت

570
00:41:10,426 --> 00:41:14,638
از صورت‌هاتون عکس می‌گرفت؟

571
00:41:15,973 --> 00:41:21,312
خیر. عکس‌هایی که می‌گرفت
از ناحیه‌ی تناسلی‌مون بود

572
00:41:21,395 --> 00:41:24,940
...یعنی از نیم‌تنه‌ی پایینی‌مون و

573
00:41:26,901 --> 00:41:28,694
وقتی که خم می‌شدیم

574
00:41:29,403 --> 00:41:34,617
...در سنین شش تا هشت سالگی

575
00:41:38,162 --> 00:41:41,874
پدرتون باهاتون ارتباط جنسی برقرار کرده؟

576
00:41:46,712 --> 00:41:47,588
بله

577
00:41:47,671 --> 00:41:48,964
از کجا شروع شد؟

578
00:41:54,345 --> 00:41:55,429
...فقط

579
00:42:02,311 --> 00:42:03,687
...شروعش بعد از

580
00:42:05,814 --> 00:42:11,487
...تمرین‌های ورزشی بود که
بدنم رو ماساژ می‌داد

581
00:42:13,822 --> 00:42:15,032
...آم

582
00:42:16,158 --> 00:42:21,622
من رو نوازش می‌کرد و می‌مالید و

583
00:42:21,705 --> 00:42:24,500
ازم می‌خواست همین کار رو روی خودش بکنم

584
00:42:28,587 --> 00:42:31,340
...بعد من رو می‌ذاشت روی زمین و

585
00:42:33,384 --> 00:42:37,388
...می‌دونید، حرکاتم رو کنترل می‌کرد و

586
00:42:39,723 --> 00:42:41,517
...باهاش

587
00:42:43,561 --> 00:42:44,728
سکس دهانی انجام می‌دادم

588
00:42:47,273 --> 00:42:48,857
خودتون می‌خواستید این کار رو بکنید؟

589
00:42:54,905 --> 00:42:57,783
کارهای دیگه‌ای هم باهاتون کردن؟

590
00:43:00,411 --> 00:43:01,411
بله

591
00:43:01,954 --> 00:43:02,954
...آم

592
00:43:04,915 --> 00:43:05,916
...اون

593
00:43:10,462 --> 00:43:12,673
آره، از بعضی اشیا استفاده می‌کرد

594
00:43:14,133 --> 00:43:15,426
مثلاً مسواک

595
00:43:17,469 --> 00:43:22,057
و...یجور وسیله‌ی اصلاح

596
00:43:23,892 --> 00:43:25,519
با اونا چیکار می‌کرد؟

597
00:43:28,564 --> 00:43:30,399
با هم جلسات اشیاء داشتیم

598
00:43:31,942 --> 00:43:36,530
...من رو لخت...روی تخت دراز می‌کرد و

599
00:43:36,614 --> 00:43:40,784
...یه ظرف وازلین برمی‌داشت و

600
00:43:42,494 --> 00:43:43,746
باهام بازی می‌کرد

601
00:43:48,292 --> 00:43:54,381
پدرتون سعی کردن چیز دیگه‌ای رو
داخل مقعدتون فرو کنن؟

602
00:43:58,427 --> 00:43:59,845
....بله. اون

603
00:44:01,639 --> 00:44:02,639
بهم تجاوز کرد

604
00:44:04,558 --> 00:44:05,559
گریه کردید؟

605
00:44:08,771 --> 00:44:09,771
بله

606
00:44:10,898 --> 00:44:12,608
خونریزی داشتید؟ -
بله -

607
00:44:14,068 --> 00:44:15,235
ترسیده بودید؟

608
00:44:15,319 --> 00:44:16,319
خیلی

609
00:44:17,488 --> 00:44:19,198
ازش خواستید این کارها رو نکنه؟

610
00:44:19,698 --> 00:44:21,075
بله

611
00:44:24,495 --> 00:44:26,455
بهش گفتم که...ببخشید

612
00:44:31,710 --> 00:44:35,005
گفتم که نمی‌خواستم این کار رو بکنم و درد داره

613
00:44:36,674 --> 00:44:39,343
اون هم بهم گفتش نمی‌خواد دردم بیاد و دوستم داره

614
00:44:39,426 --> 00:44:41,428
به مادرتون چیزی گفتید؟ -
بله -

615
00:44:41,512 --> 00:44:45,766
به مادرتون چی گفتید؟ -
گفتم به بابا بگه دست از سرم برداره -

616
00:44:47,142 --> 00:44:48,602
که همش دست‌مالیم می‌کنه

617
00:44:48,686 --> 00:44:50,020
مادرتون چی گفت؟

618
00:44:50,104 --> 00:44:54,400
گفتش «بس کن. داری مبالغه می‌کنی

619
00:44:54,483 --> 00:44:57,861
،وقتی کارهای بد می‌کنی
«پدرت باید تنبیهت کنه

620
00:44:59,363 --> 00:45:01,156
بعد گفتش که دوستم داره

621
00:45:05,452 --> 00:45:08,747
به کس دیگه‌ای در این باره گفتید؟

622
00:45:09,498 --> 00:45:12,710
نه. نه، چون می‌ترسیدم و

623
00:45:12,793 --> 00:45:16,088
بابام نمی‌خواست چیزی بگم

624
00:45:16,171 --> 00:45:20,092
،گفتش اگه به کسی چیزی بگم
اتفاقات بدی میفته

625
00:45:20,175 --> 00:45:22,886
گفتش...منو می‌کُشه

626
00:45:23,470 --> 00:45:25,055
به برادرتون چیزی گفتید؟

627
00:45:31,186 --> 00:45:32,186
خیر

628
00:45:35,274 --> 00:45:37,484
بلایی سر برادرتون آوردید؟

629
00:45:43,991 --> 00:45:45,868
بله

630
00:45:48,328 --> 00:45:49,997
با برادرتون چیکار کردید؟

631
00:45:57,004 --> 00:45:59,506
...گاهی...وقتی حس می‌کردم

632
00:46:00,174 --> 00:46:01,300
...نمی‌دونم

633
00:46:07,097 --> 00:46:08,640
...یه مسواک برمی‌داشتم و

634
00:46:11,059 --> 00:46:12,978
همونطوری با اریک بازی می‌کردم

635
00:46:18,358 --> 00:46:19,651
ببخشید

636
00:46:22,112 --> 00:46:23,322
ببخشید

637
00:46:24,323 --> 00:46:25,574
خیلی متأسفم

638
00:46:47,554 --> 00:46:50,766
.نمی‌دونم اونجا چی شد
.باورنکردنی بود

639
00:46:50,849 --> 00:46:53,477
!واقعاً باورنکردنی بود

640
00:46:53,560 --> 00:46:56,188
!همه هم باورشون شد

641
00:46:56,271 --> 00:46:59,024
باورشون شد. فکر کنم جدی‌جدی باورشون شد

642
00:47:00,609 --> 00:47:01,609
...من

643
00:47:02,653 --> 00:47:03,653
...آه

644
00:47:05,697 --> 00:47:08,700
خیلی متأسفم، پم. عذر می‌خوام

645
00:47:13,831 --> 00:47:15,749
گفتم که می‌تونم هیئت منصفه رو شوکه کنم

646
00:47:16,583 --> 00:47:18,293
ده به دو به نفعم رأی میدن. نتیجه‌اش این میشه

647
00:47:18,377 --> 00:47:21,380
چون فکر کنم بهترین شهادتِ
دادگاهیِ تمام ادوار بود

648
00:47:21,463 --> 00:47:22,673
حکم شوالیه‌ی سفید رو داشتم

649
00:47:22,756 --> 00:47:24,508
آره. قبول دارم

650
00:47:24,591 --> 00:47:26,510
به یه کتاب هم بسنده نمی‌کنم

651
00:47:26,593 --> 00:47:29,513
از کل این ماجرا یه فیلمنامه می‌نویسم و

652
00:47:29,596 --> 00:47:30,430
فیلمش می‌کنم

653
00:47:30,514 --> 00:47:32,766
می‌دونی کی می‌تونه نقشم رو بازی کنه؟
ریچارد گریکوی لامصب

654
00:47:32,850 --> 00:47:34,142
خدایی هر کاری بخوام می‌تونم بکنم

655
00:47:34,226 --> 00:47:37,271
اصلاً تعجب نمی‌کنم اگه هیئت منصفه
یه یادداشت بدن به قاضی و بگن که

656
00:47:37,354 --> 00:47:41,358
.دیگه لازم نیست چیزی بشنویم»
«.بذار تمومش کنیم بره

657
00:47:41,441 --> 00:47:44,236
احتمالاً آخرش ده هزارتا نامه
عایدم شه با این مضمون که

658
00:47:44,319 --> 00:47:47,406
اجازه میدن توی خونه‌شون بمونم. ده هزارتا

659
00:47:47,489 --> 00:47:50,033
حتی یه کشیش هم برگشت گفت که
حاضره بهم جا بده

660
00:47:50,117 --> 00:47:52,369
آره، آره، یه کشیشِ لامصب

661
00:48:05,507 --> 00:48:07,759
باید ازت عذرخواهی کنم

662
00:48:10,304 --> 00:48:14,641
.نیازی به عذرخواهی نیست، دامنیک
.فقط انقدر تعقیبم نکن

663
00:48:14,725 --> 00:48:18,520
ببخشید. من...اصلاً خبر نداشتم

664
00:48:20,856 --> 00:48:22,024
حرف‌هاش رو باور می‌کنم

665
00:48:23,275 --> 00:48:26,486
که یعنی دو حالت داره

666
00:48:26,570 --> 00:48:33,118
یا اون دوتا پسر انزجارآورترین
کودک‌آزاری ممکن رو تحمل کردن و

667
00:48:33,201 --> 00:48:36,455
پدر و مادرشون به سزای اعمال‌شون رسیدن

668
00:48:37,039 --> 00:48:43,795
یا موفق شدی به یه قاتل روانی دروغگو
یاد بدی که اینطوری نقش بازی کنه

669
00:48:46,423 --> 00:48:51,887
نمی‌دونم از کدوم حالت بیشتر می‌ترسم

670
00:48:53,221 --> 00:48:56,975
در هر صورت، گمونم باید بهت تبریک بگم

671
00:49:03,857 --> 00:49:04,857
دامنیک

672
00:49:13,700 --> 00:49:14,826
واقعاً متأسفم

673
00:49:16,119 --> 00:49:17,663
اون دختر قشنگی بود

674
00:49:19,247 --> 00:49:21,291
زندگی درازی در پیش داشت

675
00:49:29,925 --> 00:49:32,386
می‌دونی آخرین چیزی که بهم گفت چی بود؟

676
00:49:34,346 --> 00:49:35,806
«بابا، دوستت دارم»

677
00:49:40,477 --> 00:49:42,980
حداقل این تا ابد برام می‌مونه

678
00:49:49,004 --> 00:50:09,004
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

