﻿1
00:00:00,986 --> 00:00:09,486
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,010 --> 00:00:11,800
‫لطفاً اسم‌تون رو برای ثبت اعلام کنید.

3
00:00:12,380 --> 00:00:14,010
‫جودلون اسمیث.

4
00:00:14,090 --> 00:00:19,680
‫ج، و، د، ل، و، ن اسمیث.
‫ا، س، م، ی، ث.

5
00:00:20,270 --> 00:00:22,770
‫من یه شرکت کپی نوار دارم و

6
00:00:22,850 --> 00:00:27,610
‫بلور و سنگ هم می‌فروشم و
‫تو این زمینه تخصص دارم،

7
00:00:27,690 --> 00:00:30,690
‫برای کلکسیونرهای عروسک هم
‫خبرنامه چاپ می‌کنم.

8
00:00:30,780 --> 00:00:34,650
‫دوتا گربه دارم،
‫به اسم‌های شانتی اوز و ایشی کیتی.

9
00:00:35,700 --> 00:00:40,830
‫چطور با ال جروم اوزیل آشنا شدید؟

10
00:00:40,830 --> 00:00:44,710
‫داشتم چندتا از نوارهای سمینارهایی
‫ درمورد روابط رو کپی می‌کردم

11
00:00:44,710 --> 00:00:46,740
‫و خودم هم می‌خواستم تو یکی‌شون شرکت کنم.

12
00:00:46,740 --> 00:00:51,250
‫آخرش هم گفته بود با موسسه‌ی درمان
‫ فوبیای بورلی هیلز تماس بگیرید و

13
00:00:51,250 --> 00:00:53,300
‫آقای اوزیل جواب داد.

14
00:00:53,380 --> 00:00:57,970
‫گفت من سمینار لازم ندارم،
‫تراپی تک‌نفره برام بهتره.

15
00:01:01,390 --> 00:01:04,640
‫و رابطه‌تون هم جنسی شد، درستـه؟

16
00:01:04,730 --> 00:01:10,520
‫خب، رابطه‌مون تبدیل به تجاوز،
‫شست‌وشوی مغزی، هیپنوتیزم و...

17
00:01:10,610 --> 00:01:11,940
‫- اعتراض دارم.
‫- اعتراض وارده.

18
00:01:11,965 --> 00:01:14,165
‫...سوءاستفاده‌‌ی فیزیکی،
‫ سوءاستفاده‌ی روانی و آدم‌ربایی شد.

19
00:01:14,190 --> 00:01:16,530
‫- اعتراض دارم.
‫- اعتراض وارده. خانم اسمیث.

20
00:01:16,610 --> 00:01:18,600
‫باشه خب.
‫دارم حرف می‌زنم‌ها!

21
00:01:27,040 --> 00:01:29,210
‫ببخشید، میشه سوال‌تون رو تکرار کنید؟

22
00:01:32,300 --> 00:01:35,510
‫بهم زانکس و پروزاک می‌داد.

23
00:01:35,510 --> 00:01:38,930
‫قبل این که سکس کنیم
‫مجبورم کرد آزمایش ایدز بدم.

24
00:01:39,010 --> 00:01:42,060
‫همیشه می‌گفت ۷‌ ماه دیگه
‫کارهای طلاقش رو می‌کنـه.

25
00:01:42,140 --> 00:01:46,380
‫۷ ماه هم که می‌گذشت،
‫دوباره می‌گفت‌ ۷ ماه دیگه طلاق می‌گیره.

26
00:01:46,680 --> 00:01:51,060
‫میشه بپرسم اسم ایشون منندزه
‫یا مَردندز؟

27
00:01:51,150 --> 00:01:54,360
‫گواهی طبابت جری،
‫تمام این مدت تعلیق شده بود.

28
00:01:54,440 --> 00:01:56,740
‫- نباید می‌تونست کسی رو ببینه.
‫- اعتراض دارم.

29
00:01:56,740 --> 00:01:59,850
‫به بیمارهاش می‌گفت به‌جای پول دادن،
‫کارهای خونه‌ش رو بکنن، انگار خدمتکارشن.

30
00:01:59,860 --> 00:02:02,450
‫- اعتراض دارم جناب قاضی.
‫- مثل من که خدمتکار جنسیش بودم.

31
00:02:02,530 --> 00:02:03,790
‫اعتراض دارم.

32
00:02:03,870 --> 00:02:05,790
‫نمی‌دونم به چی دارین اعتراض می‌کنین.

33
00:02:05,790 --> 00:02:08,080
‫به تو هم زورکی دارو خورونده؟

34
00:02:08,080 --> 00:02:10,500
‫چون من هم به این مورد اعتراض دارم.

35
00:02:11,540 --> 00:02:13,800
‫اعتراض وارده، خانم اسمیث.

36
00:02:13,880 --> 00:02:15,680
‫ببخشید، می‌خواستم جواب سوال رو بدم.

37
00:02:16,420 --> 00:02:18,680
‫- عجب موزماریـه.
‫- همین رو بگو.

38
00:02:21,800 --> 00:02:23,970
‫یه کاری می‌کنـه برنده‌ی دادگاه بشیم.

39
00:02:24,060 --> 00:02:25,930
‫خانم اسمیث، می‌دونین این چیـه؟

40
00:02:26,020 --> 00:02:27,140
‫بله...

41
00:02:27,230 --> 00:02:31,770
‫این سند بدهکاری ۵۰۰‌ عمل جنسیـه که
‫باید با ایشون انجام می‌دادم.

42
00:02:32,560 --> 00:02:34,320
‫شما هم امضاش کردید، درستـه؟

43
00:02:34,400 --> 00:02:37,110
‫بله، امضا کردم؛
‫گربه‌هام هم شاهد بودن.

44
00:02:37,190 --> 00:02:38,950
‫پنجول‌های کوچولوشونـه.

45
00:02:40,320 --> 00:02:41,360
‫آفرین.

46
00:02:41,450 --> 00:02:45,330
‫از کی شروع به ضبط صدای آقای اوزیل کردید؟

47
00:02:45,410 --> 00:02:49,290
‫خب، اولش خود تلفن خونه ضبط می‌کرد.

48
00:02:49,370 --> 00:02:53,000
‫آخه صدای مردم رو ضبط می‌کرد دیگه.
‫جزو امکانات خودش بود.

49
00:02:53,080 --> 00:02:54,750
<i>‫الو؟ هنوز پشت خطی؟</i>

50
00:02:54,840 --> 00:02:56,000
‫ای خدا.

51
00:02:56,090 --> 00:02:57,920
‫فکر کنم داره صدامون رو ضبط می‌کنـه.

52
00:02:58,010 --> 00:03:01,050
‫اما بعدش با امکاناتی که
‫به‌خاطر شغلم داشتم...

53
00:03:01,130 --> 00:03:03,010
‫بله، صداش رو ضبط کردم.

54
00:03:05,720 --> 00:03:07,970
<i>‫من... اوم، آره.</i>

55
00:03:08,680 --> 00:03:13,480
<i>‫می‌خوام دوز پروزاکت رو زیاد کنم
‫چون دیوونه‌ی این عشق سوزان‌مونم.</i>

56
00:03:14,360 --> 00:03:16,860
‫داره ادای الویس رو در میاره.

57
00:03:17,900 --> 00:03:20,990
<i>‫بعضی‌وقتا که همدیگه رو می‌بوسیم،
‫صداقتش خیلی زیاده.</i>

58
00:03:21,070 --> 00:03:23,700
<i>‫و دلم می‌خواد کف آشپزخونه بکنمت.</i>

59
00:03:23,780 --> 00:03:25,830
‫این یه شعر عاشقانه‌ست.

60
00:03:26,410 --> 00:03:29,040
‫اون به این می‌گفت شعر عاشقانه.

61
00:03:29,120 --> 00:03:30,500
<i>‫اوم...</i>

62
00:03:30,580 --> 00:03:32,290
<i>‫دوست دارم.</i>

63
00:03:32,370 --> 00:03:35,840
<i>‫خیلی دوست دارم، دکتر بابایی.</i>

64
00:03:37,250 --> 00:03:39,510
‫زیاد براش صدای بچه درمیوردم.

65
00:03:42,380 --> 00:03:45,760
‫خانم اسمیث،
‫میشه ما رو به اون شب هالووین برگردونید؟

66
00:03:45,850 --> 00:03:51,100
‫همون شبی که ال جروم اوزیل
‫ادعا می‌کنـه اریک بهش اعتراف کرده؟

67
00:03:51,180 --> 00:03:53,440
‫خب، اون می‌دونست که می‌خوام باهاش کات کنم،

68
00:03:53,520 --> 00:03:56,730
‫برای همین لایل و اریک رو بهونه کرد تا
‫برم گردونه پیش خودش.

69
00:03:56,810 --> 00:03:59,030
<i>‫جودلون!
‫جدی میگم.</i>

70
00:03:59,110 --> 00:04:02,610
<i>‫تو راهـه و داره میاد، منم می‌ترسم.
‫باید کمکم کنی.</i>

71
00:04:03,400 --> 00:04:04,415
‫چی؟

72
00:04:04,440 --> 00:04:08,500
‫یه اسحله‌ی پر با خودم آوردم.
‫از همسایه‌مون قرض گرفتم.

73
00:04:09,080 --> 00:04:11,870
‫خانم اسمیث، شما حرفاشون رو
‫توی دفتر می‌شنیدید؟

74
00:04:11,960 --> 00:04:15,380
‫نه،‌ فقط صدای گریه اریک و
‫داد کشیدن‌های لایل میومد.

75
00:04:19,590 --> 00:04:23,680
‫پس نشنیدین که اونا
‫ال جروم اوزیل رو تهدید کنن؟

76
00:04:26,510 --> 00:04:29,100
‫نه. تنها چیزی که از
‫لایل شنیدم این بود که...

77
00:04:31,890 --> 00:04:33,230
‫اوه،‌ هاوایی؟

78
00:04:33,310 --> 00:04:36,230
‫خب، هرجا که میری
‫بهت حسابی خوش می‌گذره.

79
00:04:36,310 --> 00:04:37,810
‫اصلاً جای اشتباه نداری.

80
00:04:37,900 --> 00:04:39,440
‫موفق باشی دکتر اوزیل.

81
00:04:39,520 --> 00:04:41,610
‫«موفق باشی، دکتر اوزیل.»

82
00:04:41,690 --> 00:04:45,320
‫درستـه. بعد از این که رفتن
‫جری نترسیده بود.

83
00:04:45,410 --> 00:04:48,200
‫۱۴ میلیون دلار توی خطره.

84
00:04:48,280 --> 00:04:49,280
‫جودلون!

85
00:04:49,280 --> 00:04:51,780
‫من هم فقط می‌خوام تو سرمایه‌گذاریش
‫بهشون کمک کنم.

86
00:04:51,780 --> 00:04:56,080
‫آره خب، اتومکس شرکت منـه
‫اما سرمایه‌گذاری خوبی هم هست.

87
00:04:56,170 --> 00:04:57,830
‫بعدش اوضاع وحشتناک شد.

88
00:05:03,970 --> 00:05:06,050
‫بس کن!

89
00:05:07,260 --> 00:05:08,260
‫نه!

90
00:05:09,640 --> 00:05:12,060
‫خودشـه.

91
00:05:13,060 --> 00:05:14,600
‫قورت بده.
‫قورت بده.

92
00:05:18,770 --> 00:05:21,480
‫بجز اون همه‌چیز پایداره؟

93
00:05:21,980 --> 00:05:22,980
‫بله.

94
00:05:23,650 --> 00:05:26,070
‫دفعه اولش نیست این کار رو می‌کنـه.

95
00:05:26,150 --> 00:05:27,410
‫اما دکترش خودمم.

96
00:05:28,910 --> 00:05:30,830
‫از اینجاش رو به خودم بسپارین.

97
00:05:30,830 --> 00:05:31,830
‫نه.

98
00:05:38,290 --> 00:05:42,630
‫اگه بخوای از پیشم بری،
.تیمارستان بستریت می‌کنم

99
00:05:47,550 --> 00:05:51,010
‫همش بهم می‌گفت که
‫اریک دنبالمـه.

100
00:05:52,220 --> 00:05:53,680
‫من هم همش کابوس می‌دیدم.

101
00:05:56,180 --> 00:06:01,480
‫هی هم می‌گفت که چطوری چشم کیتی
‫از حدقه‌ش آویزون شده بود،

102
00:06:01,560 --> 00:06:04,940
‫وقتی که پیداش کرد و
‫مدام تکرار می‌کرد.

103
00:06:06,360 --> 00:06:10,280
‫می‌گفت مامانم یه جادوگره و
‫می‌خواد مسمومم کنـه.

104
00:06:10,370 --> 00:06:13,910
‫با کلمه‌ی «خار» هیپنوتیزمم می‌کرد

105
00:06:13,990 --> 00:06:17,120
‫برای همین هروقت می‌گفت «خار»،
‫چشمام سیاهی می‌رفت.

106
00:06:17,210 --> 00:06:18,750
‫بهم تجاوز می‌کرد.

107
00:06:20,040 --> 00:06:21,580
‫دوبار بهم تجاوز کرد.

108
00:06:21,670 --> 00:06:27,550
‫ال جروم اوزیل تاحالا به اذیت و آزار
‫بقیه‌ی بیمارها هم متهم شده؟

109
00:06:27,550 --> 00:06:28,720
‫اعتراض دارم.
‫نا‌مربوطـه.

110
00:06:28,720 --> 00:06:32,930
‫کاملاً هم مربوطـه،
‫سکس کردن باهاشون،

111
00:06:33,010 --> 00:06:35,770
‫دادن دارو بهشون بدون نسخه.

112
00:06:35,850 --> 00:06:37,390
‫- اعتراض دارم.
‫- اعتراض وارده.

113
00:06:37,480 --> 00:06:40,020
‫و این که مجبورشون کنه
‫ بهشون بگـه «دکتر بابایی».

114
00:06:40,100 --> 00:06:41,310
‫گفتم اعتراض وارده.

115
00:06:42,270 --> 00:06:44,650
‫- این رو از صورت‌جلسه حذف کنید.
‫- حرفم رو پس می‌گیرم.

116
00:06:45,270 --> 00:06:48,360
‫وقتی رفتید پیش پلیس،
‫حقیقت داره که برای امنیت‌تون رفتین؟

117
00:06:48,360 --> 00:06:52,100
‫برای حفاظت‌ دربرابر این مرد که بهتون
‫تجاوز کرده بود و می‌ترسیدید شما رو بکشـه؟

118
00:06:52,100 --> 00:06:53,630
‫- بله.
‫- هدف‌تون از این سوالات چیـه خانم وکیل؟

119
00:06:53,655 --> 00:06:56,660
‫- و اون‌ها چی‌کار کردن؟
‫- هیچ‌کاری نکردن.

120
00:06:59,210 --> 00:07:03,170
‫خانم اسمیث،
‫شما عاشق دکتر اوزیل هستید؟

121
00:07:03,250 --> 00:07:04,790
‫معلومـه که نه.

122
00:07:06,460 --> 00:07:08,140
‫پس این حرفا رو واسه این نمی‌زنید که

123
00:07:08,140 --> 00:07:10,920
‫زنش رو طلاق نمی‌داد و
‫باهاتون بچه‌دار نمی‌شد دیگه؟

124
00:07:10,920 --> 00:07:15,460
‫دلم بچه‌هایی نمی‌خواست که
‫شبیه اون باشن.

125
00:07:19,060 --> 00:07:21,850
‫ممنون خانم اسمیث.
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

126
00:07:22,350 --> 00:07:25,270
‫برای ناهار استراحت می‌کنیم.
‫۱:۳۰‌برمی‌گردیم.

127
00:07:25,360 --> 00:07:28,820
‫اعضای هیئت منصفه، یادآوری می‌کنم که
‫صحبت یا مشورت نکنید.

128
00:07:37,200 --> 00:07:38,370
‫تو هم حس کردی؟

129
00:07:39,790 --> 00:07:41,500
‫نه. چی رو میگی؟

130
00:07:42,750 --> 00:07:47,130
‫چهارده میلیون داداش.
‫همیشه فکر می‌کردم بیشتره، مثلاً  ۳۰.

131
00:07:47,210 --> 00:07:50,420
‫فکر می‌کردم احتمالاً از املاک
‫ بیشتر از ۳۰ میلیون گیرمون میاد.

132
00:07:50,510 --> 00:07:51,910
‫اما همون ۱۴ هم قبول می‌کنیم

133
00:07:51,970 --> 00:07:54,390
‫- هزینه‌های قانونی هم هست.
‫- باشه، ۱۳.

134
00:07:54,470 --> 00:07:56,550
‫حس می‌کنم تموم این مدت
‫ از قبل فکرش رو کرده بودم

135
00:07:56,640 --> 00:07:58,430
‫چون می‌دونستم همه‌چی به‌نفع‌مون پیش میره

136
00:07:58,510 --> 00:08:02,460
‫برای همین خوابش رو برای خودم دیده بودم.
‫خواب مستر بوفالو، کتاب.

137
00:08:03,390 --> 00:08:04,730
‫تازه فیلم هم می‌سازن.

138
00:08:05,860 --> 00:08:07,110
‫می‌دونستی دیگه؟

139
00:08:07,610 --> 00:08:10,110
‫اریک، می‌خوان درموردمون فیلم بسازن.

140
00:08:11,900 --> 00:08:12,900
‫ای!

141
00:08:14,160 --> 00:08:16,030
‫- کی نقش‌مون رو بازی می‌کنـه؟
‫- نمی‌دونم لایل.

142
00:08:16,030 --> 00:08:19,580
‫باید یه راهی پیدا کنیم که
‫همچین تصمیماتی به عهده‌ی ما باشـه.

143
00:08:19,660 --> 00:08:20,660
‫باشه.

144
00:08:23,290 --> 00:08:25,580
‫فقط میگم به رویاهات فکر کن.

145
00:08:26,830 --> 00:08:31,050
‫که وقتی همه‌‌ی این چیزا تموم شد،
‫می‌خوای چی‌کار کنی چون دیگه آخراشـه.

146
00:08:31,130 --> 00:08:33,550
‫موفق شدیم.
‫موفق شدیم!

147
00:08:33,630 --> 00:08:36,640
‫تازه همه‌ی اون کله‌کیری‌ها که می‌گفتن ما...

148
00:08:36,720 --> 00:08:39,010
‫ما قاتل‌های سریالی مثل جفری دامریم...

149
00:08:39,100 --> 00:08:40,075
‫پسرخاله‌های دامر.

150
00:08:40,100 --> 00:08:41,470
‫بیان سرش رو بخورن.

151
00:08:41,970 --> 00:08:43,350
‫بیان سرش رو بخورن.

152
00:08:44,640 --> 00:08:47,270
‫برایان باسورث، نقش لایل خیلی بهش میاد.

153
00:08:47,360 --> 00:08:50,150
‫گفتم شاید راب لو
‫بتونـه نقش تو رو بازی کنـه.

154
00:08:51,610 --> 00:08:52,610
‫سکسیـه.

155
00:08:57,990 --> 00:08:59,780
‫باید ازش تست بگیریم.

156
00:09:04,766 --> 00:09:11,053
« هیولاها »
« داستان لایل و اریک منندز »

157
00:09:37,700 --> 00:09:38,820
‫این چی بود؟

158
00:09:38,910 --> 00:09:41,070
‫- یعنی چی؟
‫- شنیدین؟

159
00:09:41,993 --> 00:09:44,300
‫« ۱۷‌ ژانویه ۱۹۹۴ »

160
00:09:59,340 --> 00:10:01,800
‫در رو باز کنین!
‫در رو باز کنین!

161
00:10:01,890 --> 00:10:03,100
‫بذارین بیام بیرون!

162
00:10:03,125 --> 00:10:04,075
‫برو بیرون!

163
00:10:04,100 --> 00:10:05,980
‫ - بجنبین!
‫- برین!

164
00:10:06,980 --> 00:10:09,060
‫لایل! لایل!

165
00:10:12,270 --> 00:10:13,520
‫بس کنین...

166
00:10:16,160 --> 00:10:19,280
‫سلام. باید با یه نفر از زندان مردانِ
‫ شهرستان لس آنجلس صحبت کنم.

167
00:10:19,280 --> 00:10:21,380
‫لزلی، بوی گاز میاد.
‫باید بریم بیرون.

168
00:10:21,380 --> 00:10:23,990
‫باشه، فقط می‌خوام بدونم
‫ساختمانش هنوز پابرجاس یا نه؟

169
00:10:23,990 --> 00:10:24,870
‫باید بریم.

170
00:10:24,870 --> 00:10:27,120
‫فقط می‌خوام بدونم ساختمونش هنوز هست یا نه.

171
00:10:27,120 --> 00:10:30,370
‫- تلفن رو ول کن. باید بریم!
‫- میشه بهم بگی سرجاشـه یا نه؟

172
00:10:30,460 --> 00:10:31,460
‫گه توش.

173
00:10:37,210 --> 00:10:40,930
‫- لزلی،‌ الان با لایل حرف زدم.
‫- وای، خدا رو شکر. رد شدی؟

174
00:10:41,010 --> 00:10:44,140
‫آره، حالش خوبـه. حال جفت‌شون خوبـه.
‫پرت شدن ولی حال‌شون خوبـه.

175
00:10:47,350 --> 00:10:48,600
‫بس نکردن.

176
00:10:48,680 --> 00:10:51,100
‫تو چطوری؟
‫تو وست‌وود زندگی می‌کنی؟

177
00:10:51,190 --> 00:10:53,480
‫چویت هیلز،
‫خونه نوسازه اما

178
00:10:53,560 --> 00:10:55,070
‫فکر می‌کردم قراره بریزه پایین.

179
00:10:55,760 --> 00:10:57,030
‫با وایزبرگ تماس گرفتم،

180
00:10:57,030 --> 00:10:59,360
‫گفت اینجا اصلاً
‫برای ادامه‌ی دادگاه امن نیست.

181
00:10:59,780 --> 00:11:03,820
‫گفت گزینه‌های دیگه هم روی میزه، احتمالاً
‫ بتونیم از دادگاه مرکز شهر استفاده کنیم.

182
00:11:03,820 --> 00:11:06,660
‫حداقل به اریک و لایل نزدیک‌تره.

183
00:11:07,160 --> 00:11:10,120
‫مالکوویچ.
‫جان مالکوویچ کوفتی.

184
00:11:10,210 --> 00:11:12,250
‫تو «پخش زنده شنبه شب» بازی کرده.

185
00:11:12,330 --> 00:11:16,300
‫نورما دیده، گفت خیلی محشره.
‫حسابی معروف میشیم.

186
00:11:16,300 --> 00:11:18,380
‫و فقط به‌خاطر دادگاه نیست،
‫به‌خاطر خودمونـه.

187
00:11:18,380 --> 00:11:22,180
‫امتیازات‌مون از سقف زده بالا.
‫سر به فلک گذاشته اریک.

188
00:11:25,010 --> 00:11:28,770
‫می‌دونستی رفتی روی جایگاه،
‫اشکال نداره گریه کنی دیگه؟

189
00:11:28,770 --> 00:11:29,770
‫آره.

190
00:11:31,940 --> 00:11:32,940
‫آخه...

191
00:11:34,190 --> 00:11:37,820
‫من دارم به تو میگم،
‫بازیگر و فیلم‌نامه‌نویس خودتی.

192
00:11:40,070 --> 00:11:41,450
‫نه این که بازی کنی‌ها...

193
00:11:41,990 --> 00:11:44,060
‫نه.
‫منظورت رو فهمیدم.

194
00:11:47,160 --> 00:11:50,450
‫مثلاً می‌تونی یاد قضیه‌ی لیمو و
‫ دارچین بیفتی.

195
00:11:52,870 --> 00:11:56,210
‫اگه احساساتی بشی اشکالی نداره.

196
00:11:57,090 --> 00:11:59,760
‫لایل، خودم حواسم هست.

197
00:12:04,090 --> 00:12:05,430
‫امروز می‌بری‌مون خونه.

198
00:12:06,880 --> 00:12:08,350
‫لطفاً اسم‌تون رو اعلام کنید.

199
00:12:08,350 --> 00:12:11,390
‫اریک گیلین منندز.
‫م،‌ن، ن، د، ز.

200
00:12:13,890 --> 00:12:18,020
‫آقای منندز، شما از
‫ویژگی‌های اون بلندگو مطلعید؟

201
00:12:19,400 --> 00:12:20,480
‫چی؟

202
00:12:20,570 --> 00:12:24,610
‫اگه خیلی بهش نزدیک شید، نویز درست می‌کنـه.
‫اگه هم خیلی دور باشین، صداتون نمیاد.

203
00:12:24,700 --> 00:12:26,120
‫آهان، بله...
‫درستـه.

204
00:12:26,200 --> 00:12:29,950
‫پس اگه ممکنه تو یه
‫ فاصله‌ی متعادلی قرار بگیرید.

205
00:12:30,830 --> 00:12:31,830
‫خوبـه.

206
00:12:32,620 --> 00:12:34,500
‫به‌نظرم باید بیاید جلو.

207
00:12:38,710 --> 00:12:40,880
‫- خب. خیلی نزدیک شدی اریک.
‫- باشه،

208
00:12:40,960 --> 00:12:42,110
‫- فقط...
‫- خیلی‌خب.

209
00:12:42,130 --> 00:12:43,840
‫خیلی‌خب.
‫همونجا.

210
00:12:44,380 --> 00:12:45,761
‫خوبـه.

211
00:12:45,786 --> 00:12:47,360
‫یالا اریک، بجنب.

212
00:12:47,600 --> 00:12:49,970
‫فقط... حس می‌کردم که اهمیت ندارم.

213
00:12:50,060 --> 00:12:51,770
‫دارید نویز درست می‌کنید.

214
00:12:54,350 --> 00:12:56,590
‫فهمیدم که تنبیهم می‌کنـه...

215
00:12:56,650 --> 00:12:57,690
‫...چون وقتی...

216
00:12:57,770 --> 00:13:00,730
‫اریک،‌ باید بری عقب‌تر.
‫داری نویز درست می‌کنی.

217
00:13:02,570 --> 00:13:04,340
‫تماس‌هام رو ضبط می‌کرد...

218
00:13:04,360 --> 00:13:06,910
‫- ...گوشیم رو شنود می‌کرد چون...
‫- از بلندگو فاصله بگیر.

219
00:13:07,490 --> 00:13:08,990
‫اون گوشیم رو...

220
00:13:09,070 --> 00:13:10,530
‫گوشیم رو شنود می‌کرد.

221
00:13:10,620 --> 00:13:15,330
‫اون... اون...

222
00:13:17,000 --> 00:13:19,200
‫- به‌نظرم بلندگو خیلی پایینـه.
‫- خیلی‌خب.

223
00:13:19,250 --> 00:13:22,300
‫معاون ولف، میشه لطفاً بلندگو رو جابجا کنید؟

224
00:13:22,380 --> 00:13:24,630
‫میشه بشینی عقب‌تر؟

225
00:13:25,590 --> 00:13:27,240
‫برو عقب‌تر.

226
00:13:27,260 --> 00:13:28,800
‫سعی کن همین فاصله رو نگه داری.

227
00:13:29,510 --> 00:13:30,510
‫خب؟

228
00:13:31,060 --> 00:13:32,060
‫خیلی‌خب. ادامه بده.

229
00:13:33,680 --> 00:13:35,850
‫توی کمد ظرف در دار بود.

230
00:13:36,850 --> 00:13:40,020
‫داره گند می‌زنـه.
‫عین روانی‌ها شده.

231
00:13:40,110 --> 00:13:42,230
‫بین چی و چی؟

232
00:13:42,320 --> 00:13:45,110
‫بین اتاق خواب من و
‫اتاق خواب پدرمادرم.

233
00:13:45,190 --> 00:13:47,450
‫از بلندگو فاصله بگیرید.

234
00:13:48,280 --> 00:13:51,370
‫فاصله بگیرید دیگه.
‫همینطوری. فاصله بگیرید.

235
00:13:51,370 --> 00:13:53,580
‫باید فاصله بگیرید
‫چون دارید نویز درست می‌کنید.

236
00:13:53,580 --> 00:13:56,960
‫فقط کمرتون رو به صندلی تکیه بدید.

237
00:13:57,040 --> 00:13:58,460
‫همونجا وایسید.
‫خب؟

238
00:13:59,580 --> 00:14:00,710
‫و شما ۱۱ سال‌تون بود؟

239
00:14:00,790 --> 00:14:01,850
‫۱۱ سالم بود.

240
00:14:01,850 --> 00:14:04,160
‫مشکل به‌خاطر اینـه که
‫صورت‌تون روبروی بلندگو نیست.

241
00:14:04,170 --> 00:14:05,590
‫باید جلوی بلندگو قرار بگیرید.

242
00:14:05,670 --> 00:14:09,760
‫بله می‌دونم...
‫من باید برم سرویس‌ بهداشتی.

243
00:14:09,840 --> 00:14:10,890
‫باید یه استراحتی بکنم.

244
00:14:10,970 --> 00:14:12,850
‫خیلی‌خب.
‫اعلام تنفس می‌کنم.

245
00:14:19,520 --> 00:14:25,150
‫شما معتقدید علت اصلیِ این که

246
00:14:25,230 --> 00:14:30,360
‫به پدرمادرتون شلیک کردید چی بوده؟

247
00:14:34,030 --> 00:14:35,040
‫اوم...

248
00:14:35,830 --> 00:14:37,080
‫من گفتم...

249
00:14:38,870 --> 00:14:39,920
‫شما چی گفتید؟

250
00:14:40,720 --> 00:14:42,620
‫اوم...

251
00:14:42,790 --> 00:14:45,000
‫من به لایل گفتم که...

252
00:14:46,460 --> 00:14:47,800
‫شما به لایل چی گفتید؟

253
00:14:47,880 --> 00:14:48,880
‫بابام...

254
00:14:52,430 --> 00:14:53,890
‫بابا...

255
00:14:55,350 --> 00:14:56,600
‫بابام...

256
00:14:57,680 --> 00:14:59,770
‫خیلی‌خب.
‫شما به لایل چی گفتید؟

257
00:15:01,850 --> 00:15:03,610
‫بابام...

258
00:15:07,650 --> 00:15:09,820
‫بابا...

259
00:15:09,900 --> 00:15:11,660
‫- میشه به سوال جواب بدید؟
‫- بله.

260
00:15:12,910 --> 00:15:15,450
‫بابام...
‫بابام بهم تجاوز می‌کرد.

261
00:15:16,990 --> 00:15:20,120
‫و شما چیزی از برادرتون خواستید؟

262
00:15:20,210 --> 00:15:21,710
‫برای همین بهش گفتید؟

263
00:15:25,460 --> 00:15:26,960
‫فقط می‌خواستم تموم بشـه.

264
00:15:31,010 --> 00:15:33,890
‫انواع مختلفی از تجاوز بود اریک؟

265
00:15:34,760 --> 00:15:36,140
‫- و...
‫- بله. بله.

266
00:15:36,220 --> 00:15:39,810
‫ میشه بگید؟

267
00:15:41,020 --> 00:15:42,690
‫اوم... زانو زدن.

268
00:15:44,360 --> 00:15:45,360
‫زانو؟

269
00:15:45,860 --> 00:15:48,190
‫- این یه نوعش بود؟
‫- بله.

270
00:15:48,980 --> 00:15:51,240
‫خب. دیگه چه نوعی بود؟

271
00:15:51,320 --> 00:15:53,530
‫اوم... سکس آروم.

272
00:15:53,530 --> 00:15:54,570
‫توی میکروفون لطفاً.

273
00:15:54,660 --> 00:15:55,870
‫سکس آروم.

274
00:15:56,660 --> 00:15:58,160
‫دیگه چی؟

275
00:15:58,240 --> 00:15:59,290
‫اوم...

276
00:16:02,750 --> 00:16:04,960
‫خیلی‌خب.
‫دیگه چه نوعی بود؟

277
00:16:09,130 --> 00:16:10,710
‫اوم...

278
00:16:11,470 --> 00:16:14,390
‫سکس خشن.

279
00:16:19,970 --> 00:16:21,680
‫آقای منندز،

280
00:16:22,270 --> 00:16:26,860
‫بعد از این که شما و برادرتون
‫به پدرمادرتون شلیک کردید

281
00:16:26,940 --> 00:16:28,770
‫دروغ‌های زیادی گفتید.

282
00:16:28,770 --> 00:16:30,530
‫اعتراض دارم.
‫دارن استدلال می‌‌کنن.

283
00:16:30,530 --> 00:16:31,610
‫اعتراض وارد نیست.

284
00:16:31,690 --> 00:16:35,530
‫شما دروغ گفتید.
‫به خبرنگارها دروغ گفتید.

285
00:16:35,610 --> 00:16:37,660
‫به اعضای خونواده دروغ گفتید.

286
00:16:37,740 --> 00:16:39,740
‫به بازرس‌ها دروغ گفتید.

287
00:16:39,830 --> 00:16:42,160
‫اما الان دارید حقیقت رو میگید.

288
00:16:42,710 --> 00:16:43,710
‫این سوالـه؟

289
00:16:44,500 --> 00:16:46,670
‫- الان دارید حقیقت رو میگید؟
‫- بله.

290
00:16:46,750 --> 00:16:48,090
‫- درمورد همه‌چیز.
‫- بله.

291
00:16:48,170 --> 00:16:49,920
‫- دروغ نمیگید؟
‫- نه.

292
00:16:50,000 --> 00:16:51,630
‫- درمورد همه‌چیز.
‫- نه.

293
00:16:51,710 --> 00:16:56,720
‫عالیـه. و این که شما واقعاً
‫صبح روز ۱۸م اوت

294
00:16:56,800 --> 00:17:00,510
‫رفتید فروشگاه بیگ فایو توی سانتا مونیکا
‫تا اسلحه کمری بخرید؟

295
00:17:00,600 --> 00:17:02,770
‫بله، بله.
‫بدون شک همینطوره.

296
00:17:03,430 --> 00:17:05,940
‫و شما و لایل به ویترین نگاه می‌کردید

297
00:17:06,020 --> 00:17:09,190
‫و بعد بهتون گفته شد که نمی‌تونید
‫با اسلحه‌های کمری از فروشگاه برید

298
00:17:09,270 --> 00:17:12,440
‫چون باید ۱۵ روز منتظر بمونید.
‫درستـه؟

299
00:17:12,530 --> 00:17:13,530
‫بله.

300
00:17:14,490 --> 00:17:20,950
‫خب آقای منندز، می‌دونستید که از سال ۱۹۸۶،
‫بیگ فایو فروش سلاح‌های کمری رو متوقف کرده؟

301
00:17:25,870 --> 00:17:27,580
‫نه،‌ نمی‌دونستم.

302
00:17:29,330 --> 00:17:30,840
‫آهان. خیلی‌خب.

303
00:17:31,460 --> 00:17:33,840
‫- خانم بوزانیچ،‌ اونجا تفنگ بود.
‫- اوهوم.

304
00:17:33,920 --> 00:17:36,010
‫ما هم بهشون نگاه کردیم.

305
00:17:36,090 --> 00:17:40,050
‫و فروشنده گفت که نمی‌تونیم باهاش
‫از فروشگاه بیرون بریم...

306
00:17:45,020 --> 00:17:48,230
‫این اتفاقات تو سال ۱۹۸۹ رخ داد؟

307
00:17:48,310 --> 00:17:49,690
‫بله. بله.

308
00:17:49,770 --> 00:17:53,690
‫خب، آقای منندز...

309
00:17:53,780 --> 00:17:58,700
‫شما در گذشته دروغ گفتید،
‫اما الان دروغ نمیگید؟

310
00:18:00,570 --> 00:18:01,570
‫نه.

311
00:18:03,080 --> 00:18:04,080
‫خیلی‌خب.

312
00:18:04,580 --> 00:18:05,870
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

313
00:18:07,160 --> 00:18:08,290
‫چرا اون حرف رو زدی؟

314
00:18:10,130 --> 00:18:11,130
‫هان؟

315
00:18:11,710 --> 00:18:14,050
‫چرا گفتی می‌خواستیم
‫از بیگ فایو اسلحه بخریم؟

316
00:18:14,130 --> 00:18:18,090
‫لایل، گفتم که،
‫چون چیزیـه که یادم می‌اومد.

317
00:18:18,180 --> 00:18:19,340
‫داشتم راستش رو می‌گفتم.

318
00:18:19,430 --> 00:18:24,470
‫نه، می‌خواستیم از یه تفنگ‌فروشی توی سپولودا
‫توی لس‌آنجلس غربی، اسلحه کمری بخریم.

319
00:18:24,560 --> 00:18:29,560
‫بیگ فایوِ سانتا مانیکا تفنگ بادی‌ می‌فروخت،
‫درست کنار اون چوب‌های ماهیگیری تخمی.

320
00:18:29,650 --> 00:18:32,190
‫برای همین مجبور شدیم تا سن‌دیگو بریم عوضی.

321
00:18:32,270 --> 00:18:34,320
‫خیلی‌خب، ببخشید لایل.

322
00:18:34,400 --> 00:18:38,240
‫به نقشه که نگاه نمی‌کردم.
‫نقشه‌ی توماس گاید که رو پام نبود.

323
00:18:38,320 --> 00:18:40,680
‫من که رفتم اونجا،
‫بزرگ‌ترین اجرای تاریخ رو بهشون دادم.

324
00:18:40,680 --> 00:18:42,280
‫اما تو رفتی و فهمیدن دروغ گفتی.

325
00:18:42,280 --> 00:18:43,450
‫من دروغ نگفتم.

326
00:18:43,530 --> 00:18:45,160
‫چطور این حرف رو می‌زنی؟

327
00:18:45,240 --> 00:18:47,000
‫چندین ساعت اون بالا بودم.

328
00:18:47,080 --> 00:18:50,330
‫عین روانی‌ها شده بودی.
‫شبیه کسایی بودی که می‌خوای یکی رو بکشی.

329
00:18:50,420 --> 00:18:51,960
‫آره، به‌خاطر اون بلندگوی کیری.

330
00:18:52,040 --> 00:18:54,160
‫اون یه شی‌ء بی‌جون بود.
‫چرا می‌خواستی بگاییش؟

331
00:18:54,210 --> 00:18:56,090
‫هی عقب و جلوش می‌کردی.
‫فقط بتمرگ سر جات.

332
00:18:56,090 --> 00:18:59,220
‫یه جای ثابت بتمرگ و ‫همونطوری که
.تمرین کردیم جواب سوالا رو بده

333
00:18:59,220 --> 00:19:01,090
‫نمی‌ذارم من رو مقصر این قضیه بدونی.

334
00:19:01,180 --> 00:19:03,390
‫تقصیر من نبود.
‫کار خودت بود.

335
00:19:03,470 --> 00:19:06,620
‫خودت مجبورم کردی این کار رو بکنم.
‫کل ماجرا ایده‌ی خودت بود.

336
00:19:13,610 --> 00:19:15,110
‫باورم نمیشـه.

337
00:19:17,030 --> 00:19:18,030
‫کار من بود؟

338
00:19:19,070 --> 00:19:20,070
‫من؟

339
00:19:20,860 --> 00:19:23,450
‫تو عاشق فیلم «پسران باشگاه میلیاردرها» بودی.

340
00:19:23,530 --> 00:19:27,370
‫تو بودی که درمورد کشتن مامان‌بابات
 .نمایشنامه نوشتی

341
00:19:27,450 --> 00:19:29,960
‫و واقعاً معذرت می‌خوام که
‫ حرفم رو تکرار می‌کنم

342
00:19:30,040 --> 00:19:33,000
‫اما چرا باید اسم خز و خیل و
‫کسشرِ «دوستان» رو انتخاب کنی؟

343
00:19:33,080 --> 00:19:35,630
‫کی حاضره یه فیلم به اسم «دوستان» ببینـه؟

344
00:19:35,710 --> 00:19:38,630
‫چطوری جرات می‌کنی کسکش خر؟!

345
00:19:38,710 --> 00:19:42,180
‫می‌تونستم برم رو جایگاه شهود و
‫و بگم همه‌ی این اتفاقات واسه این افتاد که

346
00:19:42,260 --> 00:19:44,550
‫مامان بابا تماس‌های تلفنیت رو ضبط کردن و

347
00:19:44,640 --> 00:19:46,930
‫فهمیدن که داشتی
‫ یه مشت کسشر گِی می‌گفتی.

348
00:19:47,010 --> 00:19:49,350
‫فهمیدن که تو و کریگ سیگنورلی

349
00:19:49,430 --> 00:19:51,440
‫شومبول همدیگه رو می‌گرفتین و

350
00:19:51,520 --> 00:19:54,900
‫و کلی کثافت‌کاری دیگه می‌کردین.

351
00:19:54,900 --> 00:19:57,570
‫می‌تونستم بگم اومدی پیش من و
‫التماسم رو کردی

352
00:19:57,650 --> 00:19:59,190
‫تا بهت کمک کنم.

353
00:19:59,280 --> 00:20:02,030
‫- من گی نیستم لایل.
‫- آره ولی کون ما گذاشتی.

354
00:20:05,280 --> 00:20:06,580
‫خودت باعثش بودی.

355
00:20:07,490 --> 00:20:08,700
‫تقصیر توئـه.

356
00:20:15,880 --> 00:20:16,880
‫جداً؟

357
00:20:17,460 --> 00:20:21,090
‫این رو کسی میگه که کله‌ی بابا رو ترکونده و
‫تو صورت مامان شلیک کرده.

358
00:20:22,340 --> 00:20:25,680
‫اریک، نباید کارهایی که
‫باهامون می‌کردن رو فراموش کنیم،‌ خب؟

359
00:20:27,010 --> 00:20:28,850
‫حق‌شون رو گذاشتیم کف دست‌شون.

360
00:20:44,150 --> 00:20:46,490
‫زایمان به‌خوبی پیش رفت.
‫به آرومی.

361
00:20:47,160 --> 00:20:48,370
‫حالش خوبـه؟

362
00:20:48,450 --> 00:20:49,660
‫پسرتون صحیح و سالمـه.

363
00:20:49,740 --> 00:20:52,000
‫صحیح و سالم.
‫سه کیلو و سیصد گرم.

364
00:20:52,500 --> 00:20:53,910
‫دوست دارین بغلش کنین؟

365
00:20:58,090 --> 00:20:59,090
‫سلام.

366
00:21:05,550 --> 00:21:07,050
‫کرک کامرون بازیگر خوبیـه.

367
00:21:08,140 --> 00:21:11,390
‫فقط سکسی نیست.

368
00:21:12,140 --> 00:21:14,230
‫لایل منندز جاذبه‌ی جنسی داره.

369
00:21:14,810 --> 00:21:15,890
‫این رو نگاه.

370
00:21:18,270 --> 00:21:19,270
‫می‌دونی کیـه؟

371
00:21:19,730 --> 00:21:22,070
‫- تیمبر داون.
‫- دوست‌دخترمـه.

372
00:21:22,150 --> 00:21:23,440
‫چی؟
.دهنتو گاییدم

373
00:21:23,530 --> 00:21:26,280
‫- امکان نداره.
‫- به‌خدا. نامه‌هاش رو نشونت میدم.

374
00:21:27,304 --> 00:21:34,304


375
00:21:37,710 --> 00:21:39,790
‫دارم از این پس‌لرزه‌ها خسته میشم.

376
00:21:39,880 --> 00:21:42,800
‫یکم دیگه تموم میشـه.
‫دارن هی دورتر میشن.

377
00:21:44,420 --> 00:21:46,680
‫- آره.
‫- خیلی‌خب، حاضری؟

378
00:21:50,800 --> 00:21:52,010
‫سلام عزیزم.

379
00:21:52,510 --> 00:21:53,770
‫تبریک میگم.

380
00:21:54,770 --> 00:21:55,980
‫بچه‌ی جدید چطوره؟

381
00:21:58,730 --> 00:22:01,620
‫خیلی خوشگلـه.

382
00:22:05,110 --> 00:22:07,200
‫اما امروز روز توئـه.

383
00:22:09,820 --> 00:22:11,910
‫از اینجا می‌بریمت بیرون، خب؟

384
00:22:16,410 --> 00:22:21,880
‫در این پرونده، بار اثبات اتهامات
‫روی دوش دادستانـه.

385
00:22:21,880 --> 00:22:24,920
‫ورای شک معقول.

386
00:22:24,920 --> 00:22:28,550
‫الان می‌خوام دفاع‌شخصی ناقص رو
‫ براتون توضیح بدم،

387
00:22:28,630 --> 00:22:34,470
یعنی وقتی کسی با عقیده‌ای صادقانه و
‫با حسن‌نیت

388
00:22:34,560 --> 00:22:37,730
‫توی خطره و از خودش دفاع می‌کنـه

389
00:22:37,810 --> 00:22:40,900
‫نمیشه اون رو به اتهامی
‫ بیشتر از قتل محکوم کرد.

390
00:22:41,610 --> 00:22:45,320
‫دادستانی می‌تونـه بگه که
‫قضیه به‌خاطر پول بوده.

391
00:22:46,150 --> 00:22:49,700
‫اما شما از مارتا کانو شنیدید که
‫بچه‌ها می‌دونستن از ارث محرومن.

392
00:22:49,780 --> 00:22:53,450
‫و همچنین می‌دونستند که
‫بیمه‌ی عمر ۵‌ میلیونی رو بهشون نمیدن

393
00:22:53,530 --> 00:22:55,620
‫چون خوزه معاینه‌ی پزشکی نمی‌کرد.

394
00:22:55,700 --> 00:23:00,330
‫پس یعنی اگه ۲‌هفته صبر می‌کردند،
‫می‌تونستن به اون ۵ میلیون دلار برسن.

395
00:23:00,330 --> 00:23:04,530
‫پس اگه قضیه فقط به‌خاطر پول بود
‫چرا منتظر نموندن؟

396
00:23:05,926 --> 00:23:09,805
دادستانی می‌خواد به این واقعیت اشاره کنه
که اون‌ها شاتگان خریدن

397
00:23:09,805 --> 00:23:13,642
معنیش اینه که می‌خواستن به والدین‌شون شلیک کنن؟

398
00:23:13,642 --> 00:23:14,976
بذارید این رو ازتون بپرسم

399
00:23:14,976 --> 00:23:18,647
اگه تو محله‌ای زندگی می‌کنید
...که توش کلی دله‌دزدی رخ داده

400
00:23:18,647 --> 00:23:22,526
و یه تفنگ بخری، می‌خوای کسی رو باهاش بکشی؟

401
00:23:22,526 --> 00:23:25,195
نه. داری از خودت دفاع می‌کنی

402
00:23:26,071 --> 00:23:28,323
،اگه قصد کشتن داشتن

403
00:23:28,323 --> 00:23:30,992
چرا فقط دو هفته صبر نکردن
که تفنگ دستی بخرن؟

404
00:23:30,992 --> 00:23:35,122
چرا دوتا شاتگان سنگین خریدن؟

405
00:23:36,581 --> 00:23:40,377
،دادستانی امیدواره که پسرعمو اَندی رو فراموش کنید

406
00:23:41,002 --> 00:23:45,382
،کسی که اِریک گفته وقتی 12 سالش بوده
...پدرش چطوری آلتش رو ماساژ می‌داده

407
00:23:46,425 --> 00:23:47,801
و اینکه درد داشته

408
00:23:48,468 --> 00:23:52,347
و باید ازش می‌پرسیده که آیا عادیه یا نه

409
00:23:52,347 --> 00:23:54,015
،یا پسرعمو اَل

410
00:23:54,015 --> 00:23:58,186
که گفته خوزه، اِریک و لایل رو مجبور می‌کرده
تا باهمدیگه حموم کنن

411
00:23:58,186 --> 00:24:00,689
که چطوری سیاه و کبودشون می‌کرده

412
00:24:00,689 --> 00:24:03,608
که وقتی آزار و اذیت‌ها
،در سن شش سالگی شروع شدن

413
00:24:03,608 --> 00:24:09,072
،اِریک از یه بچه‌ی کاملاً خوشحال
تبدیل شد به یک فرد کاملاً گوشه‌گیر

414
00:24:09,072 --> 00:24:10,532
،یا دخترعمو دایان

415
00:24:10,532 --> 00:24:13,743
که گفته اِریک و لایل
...مجبور بودن سرِ این امتیاز

416
00:24:13,743 --> 00:24:16,538
،که مجبور نباشن با مادرشون بخوابن
دعوا می‌کردن

417
00:24:16,538 --> 00:24:20,459
،یا مربی وادلینگتون
،که شهادت داده، و شهادتش رو می‌خونم

418
00:24:20,459 --> 00:24:23,712
...خوزه منندز بدترین پدر

419
00:24:23,712 --> 00:24:27,549
و خشن‌ترین شخصی بود که به عمرش دیده

420
00:24:29,259 --> 00:24:33,763
،اِریک و لایل
،برامون شکوه و شهرت به وجود میارن

421
00:24:33,763 --> 00:24:35,807
و میشن موش آزمایشگاهی بی‌نقص‌مون

422
00:24:36,391 --> 00:24:41,855
سوزن تَه‌گِرد و پونزهای اینجوری رو
...به رونش می‌زده

423
00:24:41,855 --> 00:24:45,150
و روی آلتش خراش می‌انداخته

424
00:24:45,150 --> 00:24:48,195
طعنه‌آمیزه که خوزه و کیتی
...زیر قفسه‌ی جوایز مُردن

425
00:24:48,195 --> 00:24:51,531
چون اون پسرها فقط براشون همین بودن. جوایز

426
00:24:51,531 --> 00:24:53,575
تو این خانواده حرفی نمی‌زدن

427
00:24:53,575 --> 00:24:58,705
آزمایشات جنسی منحرفانه
...و سوءاستفاده‌گرهای جدی

428
00:24:58,705 --> 00:25:01,666
مضاف‌الیه‌های واقعیِ آزمایشات‌شونه

429
00:25:01,666 --> 00:25:04,961
خب، مشکل اینه که کودکانی که
،مثل این دوتا آزار دیدن

430
00:25:04,961 --> 00:25:09,341
همیشه محصولات خیلی بی‌نقصی از آب بیرون نمیان

431
00:25:09,341 --> 00:25:11,760
تو این کشور خیلی به کودکان احترام نمی‌ذاریم

432
00:25:12,260 --> 00:25:15,680
فکر می‌کنیم دروغ میگن. فکر می‌کنیم
دروغ میگن. تخیلات رو میارن وسط

433
00:25:15,680 --> 00:25:19,726
خب، تعجبی نداره کودکانی که آزار دیدن
براشون سخته به بزرگسال‌ها اعتماد کنن

434
00:25:19,726 --> 00:25:25,440
اگه اسامی موکلانم
،لایلا و اِریکا منندز بود

435
00:25:25,440 --> 00:25:27,400
براتون تفاوتی ایجاد می‌کرد؟

436
00:25:27,400 --> 00:25:29,319
چون اگه اینطوره، نباید باشه

437
00:25:29,945 --> 00:25:34,449
پسرها نباید قربانی باشن، ولی گاهی هستن

438
00:25:34,991 --> 00:25:39,204
و نباید... نباید قربانی رو سرزنش کنید

439
00:25:39,704 --> 00:25:43,959
می‌دونم بحث اختتامیه‌ی زیادی داشتم

440
00:25:46,878 --> 00:25:52,842
،و علتش اینه که به محضی که حرفم تموم بشه
اِریک دیگه از دست من خارجه

441
00:25:55,845 --> 00:25:58,306
و نمی‌خوام رهاش کنم

442
00:26:01,101 --> 00:26:04,312
درست همونطور که جیل نمی‌خواد لایل رو رها کنه

443
00:26:07,899 --> 00:26:10,652
...می‌دونید، مردم ازم پرسیدن

444
00:26:12,737 --> 00:26:15,282
خواسته‌ام از این ماجرا چیه

445
00:26:15,282 --> 00:26:16,449
...و

446
00:26:17,450 --> 00:26:21,538
جوابم لزوماً یه جواب حقوقی نیست

447
00:26:25,500 --> 00:26:28,169
می‌خوام اِریک رو توی خیابون ببینم

448
00:26:30,380 --> 00:26:31,423
بدون دستبند

449
00:26:32,757 --> 00:26:33,883
بدون غل و زنجیر

450
00:26:36,303 --> 00:26:37,304
فقط در حال قدم زدن

451
00:26:39,806 --> 00:26:41,391
آزاد از این قضایا

452
00:26:45,604 --> 00:26:47,105
...حالا هرچی بشه

453
00:26:48,356 --> 00:26:49,649
به شما بستگی داره

454
00:26:54,362 --> 00:26:56,239
شما هیئت منصفه‌ی عالی‌ای بودین

455
00:26:57,616 --> 00:26:58,617
و ازتون ممنونم

456
00:27:01,953 --> 00:27:03,371
تو جیب‌مونه، رفیق

457
00:27:04,331 --> 00:27:05,332
تمومه

458
00:27:06,166 --> 00:27:10,462
دختر کوباییه و سیاهپوسته، که همدیگه رو نگاه می‌کردن؟

459
00:27:10,462 --> 00:27:12,797
عمراً بگن گناهکارن

460
00:27:15,800 --> 00:27:17,052
...آره، یعنی

461
00:27:18,303 --> 00:27:19,262
نمی‌دونم

462
00:27:20,347 --> 00:27:23,099
.ممکنه محاکمه‌ی غلط از آب در بیاد
مجبور بشیم از اول انجامش بدیم

463
00:27:23,099 --> 00:27:25,060
اِریک، خیلی گرونه

464
00:27:25,060 --> 00:27:28,188
این محاکمه چقدر خرج داره؟
میلیون‌ها دلار پول مالیات؟

465
00:27:28,188 --> 00:27:31,524
اونوقت واسه چی؟
که دو نفری که آمریکا عاشق‌شونه رو محکوم کنن؟

466
00:27:31,524 --> 00:27:32,567
برو بابا

467
00:27:33,610 --> 00:27:37,280
.مردم نمی‌ذارن دیگه بهمون گیر بدن
مردم حسابی رَد میدن

468
00:27:43,161 --> 00:27:43,995
نمی‌دونم

469
00:27:44,871 --> 00:27:47,040
...فقط یه جورایی انگار

470
00:27:47,040 --> 00:27:48,083
انگار چی؟

472
00:28:01,846 --> 00:28:03,223
انگار یه چیزی عوض شده

473
00:28:05,517 --> 00:28:08,395
کل شهر بی‌تابه

474
00:28:08,395 --> 00:28:13,441
،اول شورش‌ها، بعد زمین‌لرزه‌ها
حالا هم انتظار واسه این رأی دادگاه

475
00:28:15,819 --> 00:28:17,904
!اوه اوه. اوه

476
00:28:17,904 --> 00:28:21,866
می‌دونید کی از زمین‌لرزه‌ها وحشت داره؟

477
00:28:21,866 --> 00:28:23,410
اِریک منندز

478
00:28:23,410 --> 00:28:26,871
در واقع، تحت‌نظرِ خودکشیه

479
00:28:26,871 --> 00:28:28,206
گفتم که! نمی‌تونم

480
00:28:28,957 --> 00:28:32,001
ظاهراً کامل داره روانی میشه

481
00:28:34,087 --> 00:28:40,969
فقط کل شب مشغول نوشتن
یه رمان علمی تخیلیه

482
00:28:40,969 --> 00:28:44,723
و باری دیگر، بی‌خطر
...از پورتال ساحر فرار کرده بود

483
00:28:44,723 --> 00:28:46,891
و به بُعد هفدهم برگشته بود

484
00:28:47,892 --> 00:28:49,644
نقاشی هم می‌کشه

485
00:28:52,439 --> 00:28:53,398
و حدس بزنید چی؟

486
00:28:55,316 --> 00:28:56,359
کارش خوبه

487
00:28:56,359 --> 00:28:59,821
کارش با شاتگان یکم بهتر از اکثر آرتیست‌هاییه که سراغ دارم

488
00:28:59,821 --> 00:29:02,073
تازه اینجاش از همه بهتره

489
00:29:02,866 --> 00:29:04,868
اِریک دوست‌دختر داره

490
00:29:04,868 --> 00:29:06,828
نمی‌دونم چطوری جواب میده

491
00:29:06,828 --> 00:29:11,416
نمی‌دونم این احساسات چطوری به اون شکل
بهم غلبه کردن

492
00:29:11,416 --> 00:29:13,626
ولی می‌دونم واقعی هستن

493
00:29:13,626 --> 00:29:16,171
حس می‌کنم خیلی وقته که می‌شناسمت، اِریک

494
00:29:16,171 --> 00:29:20,592
و قراره تا آخر عمرم بشناسمت. با تمام عشقم

495
00:29:20,592 --> 00:29:21,593
تَمی

496
00:29:21,593 --> 00:29:24,220
این زن‌هایی که می‌خوان با این روانی‌ها دوست بشن کی هستن؟

497
00:29:24,220 --> 00:29:25,555
چی به زنه می‌رسه؟

498
00:29:25,555 --> 00:29:30,059
،خب، اگه منظورت اونه
این یکی وقت ملاقات زناشویی گیرش نمیاد

499
00:29:30,059 --> 00:29:34,272
که گمونم، واسه اِریک مشکلی نداره

500
00:29:34,272 --> 00:29:35,982
!اوه

501
00:29:36,566 --> 00:29:38,318
حسش می‌کنید؟

502
00:29:38,943 --> 00:29:41,613
خدای من، کلاً دست‌بردار نیستن

503
00:29:41,613 --> 00:29:44,032
!تیم! تیم

504
00:29:45,909 --> 00:29:47,619
چیه؟ چیزی نیست. چیزی نیست

505
00:29:48,203 --> 00:29:49,037
خوبیم

506
00:29:49,537 --> 00:29:50,497
فقط نفس بکش

507
00:29:50,497 --> 00:29:52,248
همه‌چیز خوبه

508
00:29:53,249 --> 00:29:54,375
اه

509
00:29:57,754 --> 00:30:00,465
اعصابم کلاً بهم ریخته

510
00:30:01,424 --> 00:30:02,634
هیچ شیری ندارم

511
00:30:02,634 --> 00:30:05,553
آخه تازه اون یه بزرگش نبود. درسته؟

512
00:30:05,553 --> 00:30:06,554
نبود

513
00:30:12,977 --> 00:30:15,313
یادم رفته چقدر درمانده‌ان

514
00:30:17,899 --> 00:30:20,485
...نمی‌تونن آروم بگیرن کلاً. انگار

515
00:30:22,612 --> 00:30:24,614
هیچوقت نمی‌دونی چی میشه

516
00:30:25,114 --> 00:30:26,241
آره، می‌دونم

517
00:30:27,992 --> 00:30:30,703
...ولی چیزی که قراره بشه و نگرانشی

518
00:30:31,412 --> 00:30:33,206
یه زمین‌لرزه‌ی دیگه نیست

519
00:30:37,544 --> 00:30:42,674
فکر می‌کنم لایل توی جایگاه شهود نابغه بود

520
00:30:42,674 --> 00:30:44,717
شاید یه نابغه‌ی شرور

521
00:30:45,218 --> 00:30:47,637
ولی درباره‌ی اِریک نمی‌تونم همین رو بگم

522
00:30:47,637 --> 00:30:49,681
،اون هیئت منصفه رو دیدم

523
00:30:49,681 --> 00:30:52,600
و فکر نکنم باهاشون همبستگی پیدا کرده باشه

524
00:30:52,600 --> 00:30:54,519
جودلان چطور؟

525
00:30:54,519 --> 00:30:56,855
هی، آقای دان؟ آقای دان

526
00:30:57,647 --> 00:30:59,440
سلام. سلام

527
00:31:00,233 --> 00:31:01,276
جودلان اسمیث هستم

528
00:31:01,276 --> 00:31:02,652
سلام

529
00:31:02,652 --> 00:31:06,489
خب ببین. دِمی کاورِ خودش رو گرفت

530
00:31:06,489 --> 00:31:09,492
.میشل فایفر هم کاورِ خودش رو
و ببین، می‌فهمم. اون‌ها ستاره‌ان

531
00:31:09,492 --> 00:31:10,410
...صبرکن

532
00:31:11,077 --> 00:31:13,621
منظورت کاورِ ونیتی فِیره؟

533
00:31:13,621 --> 00:31:17,542
خب، گمونم می‌خوام بدونم که
خط مستقیم گریدون کارتر رو داری؟

534
00:31:17,542 --> 00:31:21,713
،چون هر چقدر تماس می‌گیرم
منشیِ جنده جواب بده

535
00:31:22,922 --> 00:31:24,173
اگه می‌خواستی حدس بزنی

536
00:31:24,173 --> 00:31:28,177
...قتل غیرعمد اختیاری درجه اول

537
00:31:28,177 --> 00:31:29,804
کلاً تبرئه میشن؟

538
00:31:34,893 --> 00:31:38,062
حقیقتاً نمی‌دونم

539
00:31:39,939 --> 00:31:42,442
...ولی این رو می‌دونم

540
00:31:44,360 --> 00:31:47,155
،اگه اون هیئت منصفه بذاره آزاد بشن

541
00:31:48,781 --> 00:31:53,536
اون دو روحِ مُرده
...روی زمین قدم می‌زنن

542
00:31:56,289 --> 00:31:57,498
و روح‌زده‌شون می‌کنن

543
00:32:01,336 --> 00:32:03,296
کارما میاد سراغ‌شون

544
00:32:03,838 --> 00:32:04,923
قیام کنید

545
00:32:10,219 --> 00:32:11,220
ممنونم

546
00:32:27,654 --> 00:32:30,281
،بعد از تعمق بسیار

547
00:32:30,907 --> 00:32:35,870
این هیئت منصفه متأسفانه بلاتکلیف مونده
و نمی‌تونه به رأی نهایی برسه

548
00:32:36,913 --> 00:32:38,581
به این میگیم هیئت منصفه‌ی بلاتکلیف

549
00:32:40,458 --> 00:32:44,754
پس متأسفانه باید اعلام کنم محاکمه‌ی غلط انجام شده

550
00:32:45,880 --> 00:32:48,466
همگی خواهشاً، خودتون رو کنترل کنید لطفاً

551
00:32:51,844 --> 00:32:54,097
.خونسرد باشید لطفاً
بسه دوستان

552
00:32:54,097 --> 00:32:56,182
ولی این چیز خوبیه. درسته؟ -
نظم رو رعایت کنید، لطفاً -

553
00:32:56,182 --> 00:32:57,767
چیز خوبیه؟

554
00:32:57,767 --> 00:33:00,812
پس اگه گناهکار نباشیم، پس... پس؟

555
00:33:00,812 --> 00:33:04,440
بیا بعداً درباره‌اش حرف بزنیم -
آره، ولی چطور اینجوری شده؟ -

556
00:33:05,066 --> 00:33:07,735
مردها رو مقصر کنید

557
00:33:14,993 --> 00:33:16,703
نظم رو رعایت کنید لطفاً

558
00:33:16,727 --> 00:33:18,727
« شش ماه بعد »

559
00:33:19,330 --> 00:33:20,957
،همونطور که می‌دونید

560
00:33:20,957 --> 00:33:24,711
باید این قضیه رو دوباره از اول انجام بدیم

561
00:33:25,378 --> 00:33:28,423
...و شما خانم‌ها، قهرمانان من

562
00:33:29,590 --> 00:33:34,721
شماها به این نتیجه رسیدین
...که اِریک یا گناهکار نیست

563
00:33:35,388 --> 00:33:37,181
یا به قتل غیرعمد گناهکاره

564
00:33:37,181 --> 00:33:39,100
پس می‌خوام یکم باهاتون هم‌فکری کنم

565
00:33:39,100 --> 00:33:43,646
چی بود؟ چی رو از قلم انداختیم؟

566
00:33:44,439 --> 00:33:49,819
اون مردها چی شنیدن که باعث شد
از خر شیطون پایین نیان؟

567
00:33:49,819 --> 00:33:52,405
و به نظرتون باید چی می‌شنیدن؟

568
00:33:54,824 --> 00:34:00,580
خب، من آخراش حس کردم که اِریک و لایل مثل پسرهای خودمن

569
00:34:01,414 --> 00:34:06,085
...و فقط فکر می‌کنم که اون غریزه‌ی مادرانه رو

570
00:34:06,711 --> 00:34:08,421
شاید مردها کلاً ندارنش

571
00:34:08,421 --> 00:34:12,258
من فقط فکر نمی‌کنم آدم والدینش رو
...اونجوری بکشه

572
00:34:12,258 --> 00:34:14,135
اگه اتفاق بدی نیوفتاده باشه

573
00:34:14,135 --> 00:34:17,305
.نظر من این نیست
به نظرم نظر اون‌هاست

574
00:34:17,305 --> 00:34:21,851
فکر می‌کنم اون‌ها میگن آزار جنسی
برای پسرها رخ نمیده

575
00:34:23,561 --> 00:34:24,771
باشه. دیگه چی؟

576
00:34:26,856 --> 00:34:28,483
ما... ببخشید

577
00:34:29,108 --> 00:34:31,819
گفتی ما... می‌تونیم بهش زنگ بزنیم؟

578
00:34:33,029 --> 00:34:36,240
سلام اِریک. رفقات تماس گرفتن

579
00:34:36,240 --> 00:34:37,492
سلام اِریک

580
00:34:37,492 --> 00:34:38,618
...فقط خواستیم بگیم

581
00:34:38,618 --> 00:34:41,204
.اسم من تیناست راستی
،خیلی خوشحالم بالأخره باهات آشنا میشم

582
00:34:41,204 --> 00:34:42,705
با اینکه حس می‌کنم می‌شناسمت

583
00:34:42,705 --> 00:34:45,750
ولی فقط خواستم بگم که همه‌مون
خیلی خیلی متأسفیم

584
00:34:45,750 --> 00:34:47,752
و حس نمی‌کنیم اینجا عدالت اجرا شده باشه

585
00:34:47,752 --> 00:34:49,212
آره، درسته

586
00:34:50,379 --> 00:34:51,881
اِریک، شنیدی؟

587
00:34:56,844 --> 00:34:58,387
لزلی، میشه فقط با خودت حرف بزنم لطفاً؟

588
00:35:01,182 --> 00:35:02,058
حتماً

589
00:35:03,059 --> 00:35:04,060
یه لحظه

590
00:35:04,685 --> 00:35:06,729
سلام. چطوری؟

591
00:35:07,271 --> 00:35:09,607
به صدات می‌خوره خیلی غمگینی

592
00:35:12,443 --> 00:35:13,277
آره

593
00:35:13,277 --> 00:35:15,071
هستم

594
00:35:15,071 --> 00:35:17,448
خب، روحیه‌ات رو حفظ کن، باشه؟

595
00:35:17,448 --> 00:35:19,826
قراره ببریم. قول میدم

596
00:35:20,827 --> 00:35:22,495
نه، نمی‌تونی قولش رو بدی

597
00:35:25,289 --> 00:35:26,582
اِریک

598
00:35:27,458 --> 00:35:30,336
یه چیزی... فرق کرده

599
00:35:31,462 --> 00:35:32,463
می‌دونی؟

600
00:35:32,964 --> 00:35:37,385
توی رسانه‌ها، همه‌شون برعلیه ما شدن. می‌دونی؟

601
00:35:39,679 --> 00:35:41,764
الان کلی نامه‌های نفرت‌آمیز می‌گیرم

602
00:35:43,057 --> 00:35:44,600
هیچوقت اونجوری نبود

603
00:35:46,310 --> 00:35:47,311
...پس

604
00:35:50,273 --> 00:35:51,315
نمی‌دونم

605
00:35:51,858 --> 00:35:55,528
فقط انگار... یه چیزی فرق کرده

606
00:35:57,446 --> 00:35:59,574
...نمی‌دونم چیه، ولی

607
00:36:02,535 --> 00:36:06,497
فقط یه جورایی انگار... دیگه تموم شده

608
00:36:10,084 --> 00:36:12,670
نه. نمی‌ذارم اونجوری از بین بری، باشه؟

609
00:36:12,670 --> 00:36:14,338
نمی‌ذارم. قراره برنده بشیم

610
00:36:14,338 --> 00:36:16,591
نه، عیب نداره. بعداً باهات حرف می‌زنم

611
00:36:21,971 --> 00:36:24,974
ممنون. همه به سلامت برید خونه

612
00:36:25,641 --> 00:36:27,727
ممنون. خدافظ -
خدافظ -

613
00:36:29,979 --> 00:36:32,190
،راستش خانم ابرمسون

614
00:36:32,815 --> 00:36:33,691
...آم

615
00:36:34,317 --> 00:36:39,322
،اگه واقعاً می‌خوای بدونی مشکل چی بود
...یا یکی از مشکلات

616
00:36:39,906 --> 00:36:42,408
فکر کنم بقیه‌ی خانم‌ها نمی‌خواستن بگن

617
00:36:43,159 --> 00:36:45,244
خب لطفاً، بهم بگو

618
00:36:45,244 --> 00:36:48,206
...خب، مسئله‌ی اصلیِ آقایون این بود که

619
00:36:48,706 --> 00:36:52,752
یعنی، درسته که از اِریک یا لایل خوش‌شون نیومد

620
00:36:53,544 --> 00:36:57,256
ولی مسئله شما بودین

621
00:36:58,257 --> 00:37:00,051
،یعنی، تا چه حد درسته رو نمی‌دونم

622
00:37:00,801 --> 00:37:02,094
از شما خوش‌شون نیومد

623
00:37:07,683 --> 00:37:08,517
اوه

624
00:37:10,186 --> 00:37:12,897
خب... ممنون که بهم گفتی. عیب نداره

625
00:37:12,897 --> 00:37:14,023
خواهش می‌کنم

626
00:37:14,649 --> 00:37:15,691
...آم

627
00:37:15,691 --> 00:37:16,901
بازم ممنون

628
00:37:22,156 --> 00:37:24,951
فقط چندتا خبر بد داریم

629
00:37:26,077 --> 00:37:27,954
خیلی... خبر بد

630
00:37:27,954 --> 00:37:29,664
باشه

631
00:37:30,331 --> 00:37:32,625
...راه دیگه‌ای واسه گفتنش بلد نیستم

632
00:37:33,876 --> 00:37:37,046
آسون‌ترین نقطه واسه شروع
اینه که پولی در کار نیست

633
00:37:40,299 --> 00:37:41,968
خیلی نگران پول نیستم

634
00:37:41,968 --> 00:37:44,762
باید باشی چون هیچی ازش نیست

635
00:37:44,762 --> 00:37:47,390
...و اگه من و لزلی عام‌المنفعه کار نکنیم

636
00:37:47,390 --> 00:37:48,391
پول هست

637
00:37:48,391 --> 00:37:51,686
باور کن. نیست -
پول قراره باشه -

638
00:37:52,687 --> 00:37:55,147
،پس بیا فقط ادامه بدیم

639
00:37:55,147 --> 00:37:58,901
،و می‌خوام گزارش ساعت‌های کاریت رو نگه داری

640
00:37:58,901 --> 00:38:00,486
و بعدش بهت پول میدیم

641
00:38:03,406 --> 00:38:04,365
بهت پول میدم

642
00:38:10,162 --> 00:38:12,248
گوش کن، قراره یه کتابی منتشر بشه

643
00:38:12,832 --> 00:38:14,125
دارم یه کتاب می‌نویسم

644
00:38:14,750 --> 00:38:16,627
،و دوستم نورما داره کمکم می‌کنه

645
00:38:16,627 --> 00:38:20,631
گرچه اون در واقع بیشتر یه موقعیت منشی‌گری داره

646
00:38:20,631 --> 00:38:25,177
ولی کاملاً فکر و ذکرش منم

647
00:38:25,177 --> 00:38:27,221
مطمئناً عاشقمه

648
00:38:27,930 --> 00:38:29,473
واقعاً خیلی خاصه

649
00:38:30,141 --> 00:38:32,893
و آره، داره کمکم می‌کنه تا بنویسمش

650
00:38:34,687 --> 00:38:36,480
اون داره کتاب رو می‌نویسه، لایل

651
00:38:37,898 --> 00:38:41,444
دوتامون روش کار می‌کنیم، ولی آره کتاب منه

652
00:38:41,444 --> 00:38:45,281
نه یعنی، کتاب داره منتشر میشه

653
00:38:46,657 --> 00:38:49,118
چون گذاشتی حرف‌هات رو ضبط کنه

654
00:38:51,037 --> 00:38:55,624
پس حالا داره صداهای ضبط‌شده رو پخش می‌کنه

655
00:38:57,293 --> 00:38:58,252
کتاب همونه

656
00:39:01,380 --> 00:39:02,506
نه، نیست

657
00:39:03,132 --> 00:39:07,303
لایل، همه‌چیز رو براش تعریف کردی

658
00:39:10,097 --> 00:39:14,143
بهت گفتم می‌تونم هیئت منصفه رو تحت‌تأثیر قرار بدم
چون داشتم روی گریه کردن تمرین می‌کردم

659
00:39:14,894 --> 00:39:17,605
و دارم توی گریه کردن خیلی حرفه‌ای میشم

660
00:39:19,106 --> 00:39:21,192
...باید درباره‌ی اوزیل یه قصه‌ای تعریف کنیم

661
00:39:21,192 --> 00:39:23,861
و اینکه چرا ماجراهای جنسی رو بهش نگفتیم

662
00:39:23,861 --> 00:39:27,239
یا می‌تونیم بگیم داره ازمون اخاذی می‌کنه

663
00:39:28,699 --> 00:39:31,285
من مشخصاً اون شب زیادی واکنش نشون دادم

664
00:39:31,786 --> 00:39:35,831
منظورم شب قتل‌هاست

665
00:39:35,831 --> 00:39:41,170
...بعدش اون میگه، لایل از همه نوع آزار کودکی

666
00:39:41,170 --> 00:39:43,756
که می‌خواست توی محاکمه استفاده کنه رو بهم گفته

667
00:39:43,756 --> 00:39:46,050
!یه دروغ کیریه
!یه دروغ کیریه، جیل

668
00:39:46,050 --> 00:39:47,468
هیچوقت این حرف رو نزدم

669
00:39:47,468 --> 00:39:49,053
صدات رو ضبط کرده

670
00:39:52,181 --> 00:39:55,059
می‌دونی معنیش چیه؟ -
نه -

671
00:39:57,311 --> 00:39:59,563
یعنی اگه شهادت بدی
...ممکنه تمام حرف‌هایی که زدی رو

672
00:39:59,563 --> 00:40:02,650
زیر سوال ببرن

673
00:40:07,696 --> 00:40:08,697
باشه

674
00:40:09,615 --> 00:40:11,909
...خب -
پس نمی‌تونی شهادت بدی -

675
00:40:12,410 --> 00:40:13,828
توی محاکمه‌ی دوم نه

676
00:40:16,956 --> 00:40:20,334
لایل، این دفاع‌مون رو نابود می‌کنه

677
00:40:26,549 --> 00:40:29,927
پس، مجبوری به اِریک تکیه کنی

678
00:40:29,927 --> 00:40:31,137
چی؟

679
00:40:31,137 --> 00:40:32,888
نه. نه. نه

680
00:40:33,597 --> 00:40:34,974
...لایل

681
00:40:38,602 --> 00:40:42,148
من دیگه حس نمی‌کنم بتونم ازت دفاع کنم

682
00:40:43,441 --> 00:40:46,861
و می‌خوام کمکت کنم
یه وکیل‌مدافع خوب پیدا کنی

683
00:40:47,445 --> 00:40:50,156
ولی توی محاکمه دومت کار نمی‌کنم

684
00:40:52,241 --> 00:40:53,367
متأسفم

685
00:40:54,827 --> 00:40:56,120
کیر توش

686
00:40:56,120 --> 00:40:58,456
،بر اساس آخرین گزارشات
هیچ پولی ندارن

687
00:40:58,456 --> 00:41:00,624
...می‌دونی، پس پیش خودم گفتم

688
00:41:00,624 --> 00:41:04,670
...مردم واقعاً... به برادران منندز

689
00:41:04,670 --> 00:41:06,005
پول اهدا می‌کنن؟

690
00:41:06,005 --> 00:41:07,965
به پرونده‌ی برادران منندز پول اهدا می‌کنن؟

691
00:41:07,965 --> 00:41:09,383
کیر تو برادران منندز

692
00:41:09,383 --> 00:41:11,969
کیر تو برادران منندز؟
اون دیگه چه حرفیه؟

693
00:41:13,762 --> 00:41:15,431
پس حالا همه‌اش به عهده توئه

694
00:41:15,431 --> 00:41:19,810
،ولی می‌دونی، از یه جهت
فکر کنم زندگی‌مون اینجوری ساده‌تر میشه

695
00:41:19,810 --> 00:41:22,021
تو همیشه دلسوزتر بودی

696
00:41:22,980 --> 00:41:24,315
خب، اون واقعیت نداره

697
00:41:24,315 --> 00:41:27,359
چرا داره. تو شاهد خیلی بهتری نسبت به لایل هستی

698
00:41:30,654 --> 00:41:33,824
...خب، حالا نمی‌تونیم بگیم دفاع از خود بوده، پس

699
00:41:34,909 --> 00:41:35,784
نه

700
00:41:36,827 --> 00:41:40,706
...قاضی

701
00:41:41,957 --> 00:41:43,918
نمی‌خواد یه هیئت منصفه‌ی بلاتکلیف دیگه داشته باشه

702
00:41:43,918 --> 00:41:48,214
پس، گزینه‌ی دفاع از خودِ ناقص برداشته میشه

703
00:41:49,256 --> 00:41:52,426
خب، حقیقت اون بود

704
00:41:52,426 --> 00:41:53,802
همون بود -
باشه -

705
00:41:53,802 --> 00:41:55,179
کل دفاعیه‌مون اون بود

706
00:41:55,179 --> 00:41:56,722
یه بحث دیگه می‌کنیم

707
00:41:56,722 --> 00:42:01,185
،می‌دونم از شنیدنش خوشت نمیاد، ولی اِریک
...هیچ مدرکی نیست

708
00:42:01,185 --> 00:42:04,313
که تو مامان یا بابات رو کشتی

709
00:42:04,313 --> 00:42:07,650
،ممکنه بهشون شلیک کرده باشی
ولی لایل بابات رو کشته

710
00:42:07,650 --> 00:42:11,237
اون ضربه‌ی کُشنده رو
به پشتِ سر بابات وارد کرده

711
00:42:11,237 --> 00:42:15,699
و کلی میگم، اون رفته بیرون
که خشابش رو پُر کنه وقتی مادرت هنوز زنده بوده

712
00:42:15,699 --> 00:42:17,701
می‌دونی مردم چقدر ازت متنفرن؟

713
00:42:21,247 --> 00:42:23,165
نه، ولی می‌دونی؟

714
00:42:24,291 --> 00:42:26,877
یعنی، کارت رو خوب انجام ندادی

715
00:42:28,712 --> 00:42:31,549
عینکی که لازمش ندارم رو بهم دادی که بزنم

716
00:42:32,758 --> 00:42:34,802
لباس با رنگ روشن تن‌مون کردی

717
00:42:36,929 --> 00:42:38,055
جواب نداد

718
00:42:41,183 --> 00:42:42,977
...اِریک -
هیچکدومش جواب نداد -

719
00:42:43,477 --> 00:42:47,189
.و حالا همه کیری ازمون متنفرن
زندگیم تموم شده

720
00:42:47,189 --> 00:42:49,858
...نه، نشده. این -
!خفه خون بگیر -

721
00:42:49,858 --> 00:42:52,111
!فقط دهن کیریت رو ببند

722
00:42:53,070 --> 00:42:55,072
هیچ گهی نمی‌دونی

723
00:42:55,864 --> 00:42:57,658
هیچ گهی نمی‌دونی

724
00:42:58,492 --> 00:43:00,035
باشه؟ من می‌دونم

725
00:43:01,829 --> 00:43:03,455
چطوری... می‌خوای کمکم کنی؟

726
00:43:05,124 --> 00:43:06,834
چطوری می‌خوای درستش کنی؟

727
00:43:14,758 --> 00:43:15,759
نمی‌تونی

728
00:43:35,029 --> 00:43:37,990
پاشو. امروز قرار کل بلوک رو تمیز کنی

729
00:43:40,200 --> 00:43:41,035
چرا؟

730
00:43:43,162 --> 00:43:44,747
یه مهمون ویژه داریم

731
00:43:45,289 --> 00:43:48,834
<i>او.جی. سیمپسون با اَل کاولینگز
توی اون فورد برانکوست</i>

732
00:43:48,834 --> 00:43:52,129
<i>،به گفته‌ی گشت بزرگراه کالیفرنیا
،او.جی. روی سرش تفنگ گذاشته</i>

733
00:43:52,671 --> 00:43:55,424
<i>و میگه می‌خواد به خونه‌ی مادرش ببرنش</i>

734
00:43:55,924 --> 00:43:59,011
<i>،مجدداً، در بزرگراه 405 به سمت شمال هستیم</i>

735
00:43:59,011 --> 00:44:01,513
<i>و تازه از منچستر عبور کردیم</i>

736
00:44:01,513 --> 00:44:04,642
<i>فکر کنم احتمالاً الان در تیخراست</i>

737
00:44:05,142 --> 00:44:08,437
<i>،گشت بزرگراه و پلیس لس آنجلس</i>

738
00:44:08,437 --> 00:44:11,231
<i>...و حداقل دوازده‌تا ماشین پلیس</i>

739
00:44:11,231 --> 00:44:14,151
<i>،با آژیر و چراغ در حال تعقیبش هستن</i>

740
00:44:14,151 --> 00:44:18,197
<i>...یا... بهتره بگم دنبال او.جی. سیمپسون هستن</i>

741
00:44:18,197 --> 00:44:21,867
<i>وقتی داره به مسیرش ادامه میده
...به مقصدی که گمون می‌کنیم</i>

742
00:44:21,867 --> 00:44:24,328
<i>منزلش در برنتوود باشه</i>

743
00:44:28,791 --> 00:44:30,292
می‌تونیم جوس صدات کنیم؟

744
00:44:30,918 --> 00:44:32,461
نگهبان شمایید

745
00:44:34,421 --> 00:44:35,964
هرچی می‌خواید صدام کنید

746
00:44:38,217 --> 00:44:39,718
با جوس مشکلی ندارم

747
00:44:43,263 --> 00:44:44,765
راحت باش، خب؟

748
00:44:44,765 --> 00:44:46,600
می‌ذاریم جا بیوفتی، جوس

749
00:44:46,600 --> 00:44:48,894
آره، غذایی دارین؟

750
00:44:48,894 --> 00:44:51,063
یه چیزی برات میاریم -
ممنون پسر -

751
00:44:53,482 --> 00:44:54,525
رفیق خودم

752
00:45:22,845 --> 00:45:25,055
هی، هی

753
00:45:26,014 --> 00:45:26,849
او.جی.؟

754
00:45:28,475 --> 00:45:30,102
او.جی.؟ -
آره، تو کی هستی؟ -

755
00:45:30,102 --> 00:45:33,605
من... اِریک هستم. اِریک منندز

756
00:45:34,189 --> 00:45:35,023
نه بابا؟

757
00:45:35,524 --> 00:45:36,442
آره

758
00:45:37,443 --> 00:45:39,778
یکی از برادرها؟ -
اوهوم -

759
00:45:39,778 --> 00:45:41,655
اون یکی برادرت اونجا پیشِته؟

760
00:45:42,364 --> 00:45:46,034
نه، اون... تو یه بخش دیگه است

761
00:45:46,994 --> 00:45:50,122
.پشمام پسر
یه مدتی میشه که اینجایی

762
00:45:51,081 --> 00:45:53,917
آره، حدود سه سال

763
00:45:55,043 --> 00:45:58,172
می‌دونی، قراره یه محاکمه‌ی دیگه داشته باشیم

764
00:45:58,172 --> 00:46:01,759
،گوش کن
من خیلی اینجا نمی‌مونم

765
00:46:01,759 --> 00:46:04,386
چون اصلاً کارِ من نبوده

766
00:46:05,137 --> 00:46:07,598
می‌دونی؟ نیکول کتکم زد

767
00:46:08,932 --> 00:46:11,226
شنیدی اون بیرون درباره‌ام چی میگن؟

768
00:46:11,226 --> 00:46:12,686
آره

769
00:46:13,562 --> 00:46:14,855
آره، شنیدم

770
00:46:16,148 --> 00:46:19,276
شنیدم... خب، این درسته؟

771
00:46:19,276 --> 00:46:24,907
که رابرت شپیرو وکیلته؟

772
00:46:26,116 --> 00:46:27,034
آره

773
00:46:27,618 --> 00:46:31,246
.یعنی، قراره کلی بگیرم
می‌گیری چی میگم

774
00:46:31,246 --> 00:46:34,750
...آره. ولی فقط خواستم بهت بگم

775
00:46:36,668 --> 00:46:38,921
خب، اون وکیل ما هم هست

776
00:46:38,921 --> 00:46:41,381
...و راستش اون

777
00:46:42,841 --> 00:46:46,428
...خب، فقط باید مراقبش باشی

778
00:46:46,428 --> 00:46:49,973
چون یه جورایی ما رو دور زد

779
00:46:51,934 --> 00:46:53,727
یعنی، من می‌تونستم لندن بمونم

780
00:46:54,269 --> 00:46:58,106
و احتمالاً خبری از مجازات اعدام برام نبود

781
00:46:58,106 --> 00:47:01,693
...ولی اون بود که بهم گفت بیام خونه، پس

782
00:47:03,403 --> 00:47:04,780
ممنون بابت توصیه‌ات

783
00:47:05,906 --> 00:47:08,742
دیدی چقدر آدم توی بزرگراه 405 جمع شده بود؟

784
00:47:08,742 --> 00:47:10,661
عجیب‌غریب بود

785
00:47:10,661 --> 00:47:13,163
آره. ملت عاشق او.جی. هستن

786
00:47:13,163 --> 00:47:14,748
...گمونم سخت نیست که فکر کنی

787
00:47:14,748 --> 00:47:18,293
...مردم دیگه به ما توجه نمی‌کنن

788
00:47:18,293 --> 00:47:21,255
و فقط یه جورایی به تو توجه می‌کنن

789
00:47:22,965 --> 00:47:26,426
میشه یه چیز دیگه بهت بگم؟ -
آره. حتماً -

790
00:47:27,678 --> 00:47:29,763
باید تو فکر مصالحه باشی

791
00:47:30,587 --> 00:47:50,587
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

