﻿1
00:00:07,942 --> 00:00:08,809
‫[دوربین ۶]

2
00:00:10,010 --> 00:00:13,180
‫خیلی خب. اصلاً کار سختی نیست وال.

3
00:00:16,935 --> 00:00:18,560
‫من از پسش برمیام.

4
00:00:29,238 --> 00:00:33,116
‫سلام. من والم. اسم تو چیه؟

5
00:00:34,076 --> 00:00:36,411
‫اسم نداری هان؟

6
00:00:36,912 --> 00:00:40,749
‫روبرت صدات می‌کنم.
‫شبیه روباته ولی «ـرت» داره.

7
00:00:42,000 --> 00:00:45,796
‫لابد خندوندنِ اوانی اتفاقی بود.

8
00:00:48,882 --> 00:00:53,762
‫پرونده‌ت خالی بود. وایستا ببینم!
‫ورزش موردعلاقه‌‌ت چیه؟

9
00:00:54,846 --> 00:00:59,393
‫ببین روبرت، من فوتبال بازی می‌کنم.
‫ما بهش می‌گیم «ساکر».

10
00:01:04,439 --> 00:01:07,359
‫و حالا بسکتبال.
‫پرتاب می‌کنه!

11
00:01:08,443 --> 00:01:10,279
‫و دفاع انفرادی می‌کنه!

12
00:01:10,279 --> 00:01:13,532
‫مردم هیاهو می‌کنن! یوهو!
‫آره! آفرین وال!

13
00:01:15,607 --> 00:01:17,924
‫یه گزارش از موقعیت ۱۳۰۳ احتمالی بهم رسیده.

14
00:01:17,962 --> 00:01:20,840
‫بازم یه کپسول سوراخه؟
‫آهای اون چیه؟

15
00:01:20,840 --> 00:01:23,176
‫آخر هفته‌‌ست.
‫کسی نباید اون تو باشه.

16
00:01:23,176 --> 00:01:25,720
‫واقعاً آخر هفته‌ست،
‫ما نباید اینجا باشیم.

17
00:01:27,513 --> 00:01:29,307
‫حالا وسطی!

18
00:01:31,976 --> 00:01:34,103
‫من سوختم.

19
00:01:34,103 --> 00:01:38,733
‫بدون من ادامه بده.
‫چیزی که امروز اینجا دیدی رو فراموش نکن.

20
00:01:39,525 --> 00:01:41,527
‫هه. توی کلاس توئه؟

21
00:01:41,527 --> 00:01:44,447
‫هنوز نه. پس واسه همینه که
‫انقدر بانمکه نه؟

22
00:01:46,164 --> 00:01:48,701
‫وای روبرت. خیلی از ته دل داری می‌خندی.

23
00:01:51,621 --> 00:01:53,998
‫وای!

24
00:01:54,322 --> 00:01:57,168
‫وای خدا، روبرت رو کشتم!

25
00:01:57,418 --> 00:02:00,546
‫آقای سالیوان و آقای وازوسکی؟
‫نمی‌خواستم...

26
00:02:00,838 --> 00:02:03,299
‫من اصلاً نباید اینجا باشم!
‫شتر دیدین ندیدین!

27
00:02:03,299 --> 00:02:05,009
‫واقعاً متاسفم. بدرود!

28
00:02:07,220 --> 00:02:10,056
‫شنیده بودم از خنده روده‌بر می‌شن.
‫ولی این دیگه مسخره‌ست.

29
00:02:10,133 --> 00:02:20,891
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

30
00:02:20,979 --> 00:02:30,865
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

31
00:02:30,916 --> 00:02:34,182
« هیولاها در محل کار »
‫« فصل ۲، قسمت ۵»

32
00:02:34,530 --> 00:02:40,005
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

33
00:02:42,213 --> 00:02:44,132
‫یه صبح خاکستری زمستونی بود.

34
00:02:44,465 --> 00:02:47,051
‫پنکه سقفی از کارمند دولت تو روز جمعه...

35
00:02:47,051 --> 00:02:49,262
‫قبل از سه روز تعطیلی آخر هفته هم کندتر بود.

36
00:02:49,512 --> 00:02:51,310
‫اما تنها چیزی که می‌تونستم بهش فکر کنم

37
00:02:51,322 --> 00:02:53,307
‫محافظ کپسول سوراخ بود.

38
00:02:53,891 --> 00:02:55,893
‫حتماً یه نفر دستکاریش کرده.

39
00:02:55,893 --> 00:02:57,911
‫یه معمای دیگه توی این شهر مریض

40
00:02:57,923 --> 00:03:00,538
‫و پر از فساد و رمز و راز.

41
00:03:01,566 --> 00:03:06,612
‫حالا این خرابکار کیه؟
‫و چرا اسمش تایلره؟

42
00:03:07,845 --> 00:03:09,866
‫تو نگران نباش، روتو قشنگه.

43
00:03:10,283 --> 00:03:14,245
‫ناسلامتی پرونده دستِ
‫ کارآگاه دانکن پی اندرسونه.
‫[تایلر تاسکمن]

44
00:03:15,123 --> 00:03:16,792
‫ببخشید مزاحم شدیم.

45
00:03:16,855 --> 00:03:18,315
‫فقط دنبال یه لامپ می‌گشتیم.

46
00:03:18,369 --> 00:03:19,412
‫اوه اوناهاش.

47
00:03:19,750 --> 00:03:23,466
‫ایول! هورا، شونه‌ی رایگان هم روشه.

48
00:03:23,503 --> 00:03:24,263
‫آره!

49
00:03:24,293 --> 00:03:25,905
‫نه نه، اون ابزار نورپردازی من برای جو دادنه!

50
00:03:25,951 --> 00:03:28,718
‫وای شما ابله‌ها
‫دکلمه‌ی پرشورم رو خراب کردین.

51
00:03:28,718 --> 00:03:30,428
‫به نظرم اونقدرها هم پرشور نبود.

52
00:03:30,428 --> 00:03:33,222
‫آره، محتواش واقعاً ناقص بود.

53
00:03:35,786 --> 00:03:37,113
‫[فروش لوازم خانه]

54
00:03:37,143 --> 00:03:39,312
‫- وای!
‫- مواظب باش بابا، مواظب باش.

55
00:03:39,312 --> 00:03:41,772
‫برنارد، تابلوت آدم رو گیج می‌کنه.

56
00:03:41,772 --> 00:03:44,337
‫انگار داری پله می‌فروشی.

57
00:03:45,057 --> 00:03:47,987
‫هیچکس همچین فکری نمی‌کنه. مگه نه؟

58
00:03:48,237 --> 00:03:50,156
‫- خب...
‫- می‌دونی مامان،

59
00:03:50,156 --> 00:03:51,733
‫حالا این کار به خاطر اینم هست

60
00:03:51,745 --> 00:03:53,761
‫که برای تو جای بیشتری باز شه،
‫چرا نمیای پایین کمک؟

61
00:03:53,826 --> 00:03:56,329
‫اهم. من چیزهای باارزشم رو نمی‌فروشم.

62
00:03:56,579 --> 00:03:58,114
‫فقط موقتاً اینجام تا وقتی که...

63
00:03:58,126 --> 00:03:59,582
‫بتونم برگردم «کریکینگ ایکرز»

64
00:03:59,582 --> 00:04:01,235
‫و «چرخه‌ی بدشانسی» رو تماشا کنم

65
00:04:01,247 --> 00:04:03,544
‫بدون این که تو همه‌ی جواباش رو حدس بزنی.

66
00:04:03,544 --> 00:04:05,089
‫بهت که گفتم مامان،

67
00:04:05,101 --> 00:04:07,465
‫خانه‌ سالمندان نمی‌خواد برگردی.

68
00:04:07,465 --> 00:04:09,217
‫تو رو بیرون کردن.

69
00:04:09,217 --> 00:04:12,595
‫خب راستش یه چیزهایی پیدا کردم
‫که می‌تونیم از شرشون خلاص شیم.

70
00:04:12,595 --> 00:04:16,140
‫آهای، اون پاشنه‌کش منه.
‫دستمال‌های مونوگرامیم!

71
00:04:16,140 --> 00:04:19,560
‫داروی قلبم!

72
00:04:19,852 --> 00:04:22,813
‫من می‌خوام پله‌هات رو بخرم،
‫خیلی نازه.

73
00:04:23,064 --> 00:04:24,315
‫دیدی گفتم؟!

74
00:04:24,315 --> 00:04:25,608
‫ایش!

75
00:04:26,632 --> 00:04:30,279
‫وای اینو ببین. خیلی قشنگه.

76
00:04:30,655 --> 00:04:33,491
‫- اوه مریلین.
‫- صبح بخیر میلدرد.

77
00:04:33,491 --> 00:04:37,078
‫بسه چانسی، مودب باش.
‫خیلی سختگیری.

78
00:04:37,078 --> 00:04:38,955
‫اوه چانسی.

79
00:04:38,955 --> 00:04:40,795
‫وای اینو ببین. یه آخر هفته‌ی زیبای دیگه

80
00:04:40,807 --> 00:04:42,458
‫برای یه فروش لوازم خونه‌ی دیگه.

81
00:04:42,458 --> 00:04:44,803
‫خیلی ذوق دارم ببینم که امروز

82
00:04:44,815 --> 00:04:47,004
‫چه گنجینه‌های معرکه‌ای برامون آوردی.

83
00:04:47,683 --> 00:04:48,877
‫خب صبر کن، البته، می‌دونی،

84
00:04:48,916 --> 00:04:50,049
‫چانسی همیشه دنبالِ...

85
00:04:50,049 --> 00:04:53,636
‫قیمتای خیلی خیلی پایینه
‫ولی خب تو بهش توجه نکن.

86
00:04:53,928 --> 00:04:56,222
‫می‌شه شما دو تا یه کم دیگه
‫بهمون اجازه بدین تا چیدنمون تموم شه؟

87
00:04:56,222 --> 00:04:58,391
‫- وای، اینو ببین...
‫- یا هم صبر نکنید.

88
00:04:58,391 --> 00:04:59,746
‫جامعه‌ی ما که چهارچوب نداره،

89
00:04:59,758 --> 00:05:01,644
‫یا قانون و این چیزها.

90
00:05:01,644 --> 00:05:05,106
‫کارت ترسوندن. نگاه کن چانسی.

91
00:05:05,106 --> 00:05:08,609
‫گوشه‌هاشون تا نشده، چروک نیستن،

92
00:05:08,609 --> 00:05:11,268
‫و روی براقش به خوبی حفظ شده.

93
00:05:11,302 --> 00:05:12,801
‫اوه.

94
00:05:12,933 --> 00:05:16,158
‫اوه خب می‌دونی،
‫چانسی می‌گه از این بهترشو هم دیده

95
00:05:16,158 --> 00:05:18,452
‫ولی حقیقتاً به نظرم این کلکسیون
‫واقعاً دوست‌داشتنیه

96
00:05:18,452 --> 00:05:20,121
‫و دوست داریم برامون نگهش دارید، لطفاً.

97
00:05:20,121 --> 00:05:23,332
‫گفتم که، هنوز مغازه رو باز نکردیم
‫اما تایلر!

98
00:05:23,332 --> 00:05:26,127
‫خب، من بهتووو

99
00:05:26,127 --> 00:05:28,587
‫- سه دلار براش می‌دم.
‫- سه دلار؟ همین؟

100
00:05:29,217 --> 00:05:31,674
‫خب بالاخره چانسی نون‌آور خونه‌ست دیگه.

101
00:05:31,674 --> 00:05:34,593
‫مامان... چیه...
‫اون کلکسیون کارت‌های ترسوندن منه؟

102
00:05:35,052 --> 00:05:37,597
‫- اوه!
‫- مامان، این فروشی نیست!

103
00:05:37,597 --> 00:05:39,599
‫گفتم یه چیزهای برای فروختن انتخاب کن
‫ولی نکردی.

104
00:05:39,599 --> 00:05:42,101
‫هنوز فرصت نکردم خب.
‫منتظر وال بودم.

105
00:05:42,101 --> 00:05:44,501
‫قرار بود زود بیاد اینجا
‫و کمکم کنه وسایلا رو بگردم.

106
00:05:44,645 --> 00:05:45,771
‫برو توی اتاقت...

107
00:05:45,783 --> 00:05:47,148
‫و تا وقتی اینو پر نکردی برنگرد.

108
00:05:47,148 --> 00:05:49,108
‫ما توی این خونه زیادی وسیله داریم.

109
00:05:49,775 --> 00:05:52,194
‫همم، فروشی یا غیرفروشی؟

110
00:05:52,194 --> 00:05:55,197
‫- من ۵۰ دلار بهت می‌دم.
‫- ۵۰ دلار؟ اوه.

111
00:05:55,197 --> 00:05:58,159
‫چانسی می‌گه قیمتش این نیست.

112
00:05:58,159 --> 00:06:00,244
‫اوه کاملاً حق با شماست.
‫۱۰۰ دلار می‌دم.

113
00:06:00,244 --> 00:06:01,245
‫چی؟

114
00:06:01,495 --> 00:06:03,515
‫آقا، مطمئن نیستم این رو بدونید

115
00:06:03,527 --> 00:06:05,499
‫ولی هدف از چونه زدن...

116
00:06:05,573 --> 00:06:07,797
‫پایین آوردن قیمته.

117
00:06:07,809 --> 00:06:10,087
‫آره، حداقل اون اینو می‌گه.

118
00:06:10,087 --> 00:06:13,215
‫خب، برای من که می‌ارزه.
‫من عاشق چیزهاییم که قبلاً عاشقشون بودن.

119
00:06:13,215 --> 00:06:16,844
‫اوه! منم همینطور!
‫اینجا همه چیز یه سرگذشتی داره.

120
00:06:16,844 --> 00:06:19,221
‫حتی این کتاب تاریخ هم سرگذشت داره.

121
00:06:19,221 --> 00:06:21,039
‫می‌دونی، منم سرگذشت عجیبی دارم.

122
00:06:21,087 --> 00:06:23,546
‫این چنده؟ هنوز حق بیمه‌م رو نگرفتم.

123
00:06:23,584 --> 00:06:25,878
‫برنامه‌ی بیمه‌ی سلامتمون خوب نیست.

124
00:06:26,145 --> 00:06:28,773
‫حالا مغازه باز شد.

125
00:06:29,944 --> 00:06:31,977
‫ببخشید دیر کردم.
‫دفتر بودم،

126
00:06:32,051 --> 00:06:35,782
‫اما حالا اینجام
‫و یه عالمه چیز واسه فروش آوردم.

127
00:06:35,833 --> 00:06:37,342
‫بیاین اینجا رو ببینیم.
‫- یه مت یوگا...

128
00:06:37,354 --> 00:06:38,919
‫واسه وقتی که مربی یوگا بودم،

129
00:06:38,919 --> 00:06:40,796
‫یه اره‌برقی واسه دورانی که
‫شعبده‌بازی می‌کردم،

130
00:06:40,796 --> 00:06:43,006
‫چاقو مال دوران چاقوفروشیم،

131
00:06:43,006 --> 00:06:45,259
‫- چاقو چنده؟
‫- این سکه رو از وسط نصف می‌کنه...

132
00:06:45,259 --> 00:06:47,803
‫و با ظرافت گوجه رو خرد می‌کنه.

133
00:06:47,803 --> 00:06:49,179
‫بده من بده من بده من!

134
00:06:49,179 --> 00:06:50,305
‫مامانی اینو لازمش داره.

135
00:06:50,305 --> 00:06:52,975
‫وسایل توی اون کارتن
‫به معنای واقعی کلمه شگفت‌انگیزن!

136
00:06:52,975 --> 00:06:55,602
‫اوه، مرسی که اینا رو آوردی عزیزم.
‫واقعاً ممنونتم.

137
00:06:55,602 --> 00:06:57,371
‫تایلر داخل با چنگ و دندون
‫چسبیده به خاطراتش.

138
00:06:57,383 --> 00:06:58,981
‫می‌شه لطفاً کمکش کنی رهاشون کنه؟

139
00:06:58,981 --> 00:07:00,691
‫حله، خانم تی.

140
00:07:00,816 --> 00:07:03,516
‫[ابزارفروشی تاسکمن]

141
00:07:11,952 --> 00:07:13,720
‫من از مرکز رفتم تا سرنخ خودم رو دنبال کنم

142
00:07:13,732 --> 00:07:15,956
‫که نشون می‌داد خرابکار تایلره.

143
00:07:16,248 --> 00:07:19,126
‫اون احمق با فروش لوازم خونه‌ش
‫باعث شد برم وسایلاش رو بگردم

144
00:07:19,126 --> 00:07:22,546
‫و ببینم که نه تنها وسایلش رو
‫بلکه روحش رو هم فروخته.

145
00:07:23,005 --> 00:07:25,507
‫می‌دونستم خطرناکه. معلومه خب.

146
00:07:25,841 --> 00:07:29,094
‫توی حلبی‌آبادِ شهر بودم.

147
00:07:30,262 --> 00:07:33,807
‫مامان همیشه عاشق دانکنه.

148
00:07:34,266 --> 00:07:37,853
‫واسه همین با یه تغییر قیافه‌ی هوشمندانه
‫ناشناس رفتم اونجا.

149
00:07:37,853 --> 00:07:41,231
‫از خوشحالی رو ابرها بودم.
‫هیچکس نمی‌تونست منو بشناسه.

150
00:07:41,523 --> 00:07:43,775
‫دانکن. اون کت مامانته؟

151
00:07:43,926 --> 00:07:46,596
‫- از دیدنت خوشحالم رفیق.
‫- لعنتی! لو رفتم.

152
00:07:48,128 --> 00:07:50,507
‫خیلی خب، من یه وسیله‌ رو برمی‌دارم

153
00:07:50,519 --> 00:07:52,799
‫و اگه از درون مورمور شدی، نگهش می‌داریم.

154
00:07:52,799 --> 00:07:54,968
‫وگرنه می‌ره توی کارتن.

155
00:07:54,968 --> 00:07:58,129
‫باشه فهمیدم. کاری نداره.
‫معمولاً هیچ‌وقت مورمورم نمی‌شه.

156
00:07:58,154 --> 00:08:01,282
‫- خیلی خب. این چطوره؟
‫- خب!

157
00:08:01,725 --> 00:08:06,062
‫- راستش یه کمی مورمورم شد. نگهش داریم.
‫- باشه.

158
00:08:06,062 --> 00:08:09,566
‫- این چطور؟ وای!
‫- تری ترسناک و تری پری،

159
00:08:09,566 --> 00:08:11,151
‫یکی از ده ترساننده‌ی برتر تمام دوران‌ها؟

160
00:08:11,151 --> 00:08:14,487
‫خیلی مورمورم می‌شه.
‫نگهش می‌داریم.

161
00:08:14,956 --> 00:08:18,668
‫باشه. این قطره‌های خلط تاریخ‌گذشته چی؟

162
00:08:20,076 --> 00:08:25,290
‫اوه! حالم به هم خورد!

163
00:08:25,853 --> 00:08:28,418
‫- البته بطور مورمورکننده‌ای. نگهش داریم.
‫- چی؟

164
00:08:29,402 --> 00:08:30,928
‫ابزارفروشی تاسکمن؟

165
00:08:30,957 --> 00:08:33,584
‫ابزارآلات دسته‌ی مورده‌علاقه‌م
‫توی خرده‌فروشی‌هاست.

166
00:08:33,929 --> 00:08:36,724
‫البته به جز اکسسوری‌های لوازم یدکی ماشین.

167
00:08:36,858 --> 00:08:39,421
‫می‌شه لطف کنید اجازه بدید
‫یه نگاهی به دور و بر بندازم؟

168
00:08:39,551 --> 00:08:42,040
‫- معلومه عزیزم.
‫- بیا، من می‌برمت.

169
00:08:42,099 --> 00:08:44,477
‫اوه، امروز همینطور داره بهتر و بهتر می‌شه.

170
00:08:44,567 --> 00:08:49,906
‫خیلی خب، پله‌ها صیقلین. محکمن.
‫این پله‌ها چند؟

171
00:08:49,906 --> 00:08:52,200
‫اینم دومیش.

172
00:08:54,560 --> 00:08:57,146
‫به خودم گفتم «خیلی خب دانکن»
‫[تعطیل]

173
00:08:57,205 --> 00:08:59,332
‫خرابکار کپسول رو دستکاری کرده

174
00:08:59,332 --> 00:09:00,790
‫و غرایزم بهم گفتن...

175
00:09:00,802 --> 00:09:02,627
‫که تنها راه دسترسی بهش...

176
00:09:02,627 --> 00:09:04,921
‫کلید اتاق انتظاره.

177
00:09:05,213 --> 00:09:08,966
‫وقتی فهمیدم که والدین تایلر
‫مغازه‌ی ابزارفروشی دارن

178
00:09:08,966 --> 00:09:12,678
‫و می‌تونه بعد دزدیدن کلید
‫اونجا از روش بزنه،

179
00:09:12,970 --> 00:09:14,746
‫گیرش انداختم، آره.
‫مثل وقتی که مامانم با بابام که

180
00:09:14,758 --> 00:09:18,436
‫از لحاظ عاطفی غیرقابل‌دسترس
‫و از لحاظ فیزیکی کاملاً حاضر بود

181
00:09:18,448 --> 00:09:20,812
‫من رو توی گرمای خرماپزون ژوئیه
‫ به دنیا آوردن.

182
00:09:21,187 --> 00:09:26,285
‫اما باید مطمئن می‌شدم. یه نشونه لازم داشتم.
‫آیا اونا کلیدسازی هم می‌کنن؟

183
00:09:26,359 --> 00:09:30,738
‫چی؟ با من بودی؟
‫اگه بودی آره، کلیدسازی هم می‌کنیم.
‫[کلید می‌سازیم]

184
00:09:30,738 --> 00:09:31,948
‫آره آره حله.

185
00:09:31,948 --> 00:09:33,908
‫وای خدا، نگو که اسپری رنگ دارین.

186
00:09:33,908 --> 00:09:37,537
‫- وای دارین. این آرزوی منه!
‫- واقعاً؟

187
00:09:37,787 --> 00:09:40,998
‫خب، وقتشه یه ماجرایی رو
‫برام تعریف کنی برنارد.

188
00:09:40,998 --> 00:09:42,828
‫همه چی از ده‌ها سال پیش شروع شد

189
00:09:42,840 --> 00:09:44,919
‫که نیازِ توی بازر رو دیدم

190
00:09:44,919 --> 00:09:46,219
‫و با خودم گفتم «کلید»...

191
00:09:46,231 --> 00:09:47,964
‫خب، تا حالا این کلید رو دیدی؟

192
00:09:48,297 --> 00:09:50,158
‫اوه پسر، نمی‌دونم. خب...

193
00:09:50,170 --> 00:09:52,093
‫راستش من خیلی کلید یدکی می‌زنم.

194
00:09:52,093 --> 00:09:54,971
‫حتی از روی اینایی که روش نوشته
‫«از روش کلید یدکی نزنید»؟

195
00:09:54,971 --> 00:09:58,641
‫نه، من هرگز این سوگند مقدسِ
‫کلید یدکی زدن رو نمی‌شکنم.

196
00:09:58,641 --> 00:10:02,228
‫پسرت تایلر هم انقدر جدی
‫ پایبند قوانین هست؟ هان؟

197
00:10:02,562 --> 00:10:06,150
‫خیلی خب، فکر کنم آماده‌م که ببینم.
‫صبر کن...

198
00:10:08,359 --> 00:10:09,360
‫خب حالا آماده‌م.

199
00:10:09,944 --> 00:10:12,530
‫وای، کلیدسازی هم می‌کنید؟

200
00:10:12,530 --> 00:10:14,907
‫- من کلی کلید دارم که باید از روش بزنم.
‫- منگنه هم می‌خوای؟

201
00:10:14,907 --> 00:10:16,868
‫باباش خوب همه چی رو لو داد

202
00:10:16,868 --> 00:10:18,786
‫و تردید هوشمندانه‌ی من رو تایید کرد.

203
00:10:18,786 --> 00:10:20,663
‫حتماً تایلر کلید رو دزدیده.

204
00:10:20,955 --> 00:10:24,000
‫اگه بتونم کلید مذکور رو پیدا کنم
‫کلید حل این پرونده‌ می‌شه.

205
00:10:24,625 --> 00:10:27,032
‫حالا کاش کلید خونه‌ش رو داشتم،

206
00:10:27,044 --> 00:10:29,338
‫تا می‌تونستم دنبال کلید بگردم.

207
00:10:29,672 --> 00:10:31,178
‫وای انقدر کلمه‌ی کلید رو تکرار کردم

208
00:10:31,190 --> 00:10:33,050
‫که داره خنده‌دار می‌شه.‌

209
00:10:33,050 --> 00:10:36,179
‫خنده‌دار. کلید. کلید؟

210
00:10:36,179 --> 00:10:38,973
‫برنارد! این تلفن کار نمی‌کنه.

211
00:10:38,973 --> 00:10:40,767
‫اگه یه وقت از «کریکینگ ایکرز» زنگ بزنن

212
00:10:40,779 --> 00:10:43,394
‫و بخوان برگردم چی؟

213
00:10:43,394 --> 00:10:44,854
‫چند بار باید بهت بگم که...

214
00:10:44,854 --> 00:10:47,523
‫بعدش یه دفعه، اون اونجا بود.

215
00:10:48,024 --> 00:10:51,944
‫از پله‌ها خرامان خرامان اومد
‫و وارد زندگیم شد،

216
00:10:51,944 --> 00:10:56,282
‫پوستش روزهای زیادی آویزون مونده بود.

217
00:10:56,699 --> 00:10:58,821
‫اینم خرابه که.

218
00:10:58,842 --> 00:11:00,930
‫یه ابزار نداری درستش کنی؟

219
00:11:00,957 --> 00:11:03,918
‫مامان، الان درگیر یه مشتری خیلی مشتاقم.

220
00:11:04,248 --> 00:11:07,418
‫وقتی حواس برنارد پرت شد
‫فرصتش برای من پیش اومد.

221
00:11:08,575 --> 00:11:12,673
‫می‌دونین، من به تعمیر چیز میزها معروفم.

222
00:11:12,673 --> 00:11:14,926
‫منم به شکستن چیز میزها معروفم.

223
00:11:15,053 --> 00:11:16,385
‫مثلاً دل بقیه.

224
00:11:16,385 --> 00:11:21,057
‫- و نشینمنگاهم.
‫- بذارید یه دستی به سر و روش بکشم خب؟

225
00:11:21,057 --> 00:11:22,099
‫هه!

226
00:11:22,517 --> 00:11:23,976
‫اینجا رو ببین!

227
00:11:23,976 --> 00:11:27,563
‫چه خوبه که یه هیولای به دردبخور اینجا باشه.

228
00:11:27,563 --> 00:11:28,814
‫بیا عزیزم.

229
00:11:28,814 --> 00:11:30,733
‫تلفن بالاست.

230
00:11:30,733 --> 00:11:33,236
‫چقدر تکون می‌خوره!

231
00:11:35,655 --> 00:11:38,491
‫بذار ببینیم چی داریم. خب.

232
00:11:38,824 --> 00:11:40,952
‫راستش وقتی نامه‌ی پذیرشم
‫از دانشکده‌ی ترسوندنِ...

233
00:11:40,952 --> 00:11:43,120
‫دانشگاه هیولاها اومد اینو پوشیده بودم.

234
00:11:43,120 --> 00:11:44,413
‫- پس...
‫- نگهش می‌داریم.

235
00:11:44,413 --> 00:11:46,082
‫دارم یه الگویی می‌بینم.

236
00:11:46,201 --> 00:11:49,556
‫خیلی از این وسایل برای ترسوندنن.

237
00:11:50,817 --> 00:11:53,130
‫زمان زیادی آرزوم بوده.

238
00:11:53,130 --> 00:11:56,717
‫از بچگی همیشه دلم می‌خواست ترساننده بشم.

239
00:11:57,843 --> 00:12:00,221
‫فقط دل کندن ازشون سخته.

240
00:12:00,555 --> 00:12:02,478
‫من کل پول ناهارم رو پس‌انداز کردم

241
00:12:02,490 --> 00:12:04,892
‫تا این کارت‌های جانی و سالی رو بگیرم.

242
00:12:05,184 --> 00:12:08,437
‫و تنهایی توی آبفشان‌ها و «هات اسنات‌ها»
‫دووم آوردم.

243
00:12:08,437 --> 00:12:12,024
‫باید بگم که واقعاً متمرکز بودنت رو
‫ تحسین می‌کنم.

244
00:12:12,024 --> 00:12:15,027
‫من همیشه از این شاخه به اون شاخه پریدم

245
00:12:15,027 --> 00:12:17,280
‫اما هیچ‌وقت واقعاً علاقه‌م رو پیدا نکردم.

246
00:12:17,280 --> 00:12:19,232
‫یعنی خب شاید تازه همین امروز صبح...

247
00:12:19,244 --> 00:12:21,158
‫فهمیده باشم که توی چه کاری خوبم،

248
00:12:22,159 --> 00:12:24,787
‫اما می‌ترسم جواب نده.

249
00:12:25,621 --> 00:12:26,706
‫آره، درکت می‌کنم.

250
00:12:31,836 --> 00:12:35,589
‫ولی من و افکار کسل‌کننده‌م رو بیخیال مگه نه؟

251
00:12:35,589 --> 00:12:37,126
‫من برای کمک به تو اینجام.

252
00:12:37,199 --> 00:12:40,641
‫وای اینو نگاه.
‫خاویر ریوسِ نعره‌کش.

253
00:12:43,821 --> 00:12:46,199
‫تلفنه خرابه هان؟

254
00:12:46,273 --> 00:12:48,769
‫باشه، بذار ببینیم چی داریم.

255
00:12:49,061 --> 00:12:51,689
‫خیلی خب. بذار یه چیزی رو امتحان کنم.

256
00:12:51,689 --> 00:12:55,109
‫اوه بله بله.

257
00:12:55,109 --> 00:13:00,197
‫اوه، انقدر زحمت کشیدم
‫دارم شر شر عرق می‌ریزم.

258
00:13:00,531 --> 00:13:03,075
‫الان دیگه نباید نشکلی باشه، بانوی جوان.

259
00:13:03,617 --> 00:13:07,121
‫بانوی جوان؟ ویرجینیا صدام کن.

260
00:13:07,830 --> 00:13:11,667
‫ویرجینیا. وای، چه اسم ملکوتی‌ای.

261
00:13:12,209 --> 00:13:14,171
‫می‌گم حالا که اینجام...

262
00:13:14,183 --> 00:13:16,255
‫چه چندتا سوال درمورد نوه‌ت دارم.

263
00:13:16,255 --> 00:13:21,093
‫می‌خوای از تایلر بدونی؟
‫همه چی رو درموردش بهت می‌گم.

264
00:13:22,601 --> 00:13:25,766
‫اینجا تایلر سه ماهش بود،
‫ عین فرشته‌ها می‌موند.

265
00:13:25,888 --> 00:13:29,308
‫اینجا تایلر شیش ماهش بود،
‫یه فرشته‌ی دوست‌داشتنی.

266
00:13:29,894 --> 00:13:34,482
‫و این نه ماهگی تایلر توی یه نمایشه
‫که نقش فرشته داشت.

267
00:13:34,482 --> 00:13:38,361
‫وای. چه معجزه‌‌ی ارزشمندی نه؟

268
00:13:39,028 --> 00:13:41,614
‫گذاشتم ویرجینیا خیلی صمیمی بشه.

269
00:13:41,779 --> 00:13:44,490
‫داره سرمستم می‌کنه و این
‫روی قضاوتم تاثیر می‌ذاره.

270
00:13:44,617 --> 00:13:48,329
‫وای، واقعاً حیف که تایلر ترساننده نیست.

271
00:13:48,329 --> 00:13:49,671
‫کارش خیلی خوب بود.

272
00:13:49,740 --> 00:13:52,678
‫امیدوارم قرار مجلل شامش
‫درمورد همین موضوع باشه.

273
00:13:52,701 --> 00:13:54,536
‫قرار شام؟ کی؟ با کی؟

274
00:13:54,556 --> 00:13:57,017
‫تایلر کت شلوار شوهرم رو قرض کرد.

275
00:13:57,171 --> 00:13:59,048
‫- شوهر؟
‫- شوهر مرحومم.

276
00:13:59,201 --> 00:14:02,687
‫- خب دوباره برمی‌گردیم تو بازی.
‫- قرار بود با یه کله‌گنده‌ای حرف بزنه.

277
00:14:02,763 --> 00:14:05,266
‫دیگه برو پی کارت!
‫باید یه زنگ بزنم.

278
00:14:07,431 --> 00:14:10,309
‫و همینجوری لنگان لنگان از زندگیم رفت.

279
00:14:10,846 --> 00:14:13,043
‫گمونم می‌شه گفت از همدیگه استفاده کردیم.

280
00:14:14,188 --> 00:14:16,087
‫اما دیگه دیر شده بود.
‫دلمو دزدید.

281
00:14:16,099 --> 00:14:18,067
‫بدجوری هم دزدید.

282
00:14:19,111 --> 00:14:23,403
‫از درون گریه می‌کردم
‫مثل بارونی که از پنجره سر می‌خوره.

283
00:14:23,704 --> 00:14:25,790
‫ولی هنوز ماموریتی داشتم.

284
00:14:28,305 --> 00:14:31,330
‫من این کراوات رو می‌شناسم.

285
00:14:31,977 --> 00:14:33,854
‫البته، جشن فریتز.

286
00:14:34,002 --> 00:14:35,449
‫کپسول سوراخ، فنجون،

287
00:14:35,485 --> 00:14:37,446
‫کلید گمشده، قرار مرموز شام،

288
00:14:37,446 --> 00:14:40,908
‫و حالا این کراوات.
‫همه‌شون من رو به اینجا رسوندن.

289
00:14:40,908 --> 00:14:44,078
‫اما کراوات برای ربط دادن تایلر
‫به جرم کفایت نمی‌کنه.

290
00:14:44,078 --> 00:14:47,998
‫من مدرک محکم لازم داشتم،
‫مدرکی به شکل یه کلید.

291
00:14:48,211 --> 00:14:53,300
‫چی؟ نه، نمی‌دونستم برنارد!

292
00:14:54,379 --> 00:14:57,291
‫- ای دروغگو!
‫- باز چی شد مامان؟

293
00:14:57,318 --> 00:14:59,799
‫الان داشتم با کریکینگ ایکرز صحبت می‌کردم.

294
00:14:59,927 --> 00:15:01,845
‫مامان، اینجا جاش نیست.

295
00:15:01,845 --> 00:15:03,706
‫تو گفتی واسه این بیرونم کردن...

296
00:15:03,772 --> 00:15:05,457
‫که خیلی پرسرو صدا و خودرای بودم،

297
00:15:05,557 --> 00:15:08,936
‫اما این حقیقت نداره.
‫خب جفتش صفات منن،

298
00:15:08,936 --> 00:15:10,813
‫اما دلیل بیرون شدنم این نبود.

299
00:15:10,813 --> 00:15:13,023
‫بابا؟ مامان‌بزرگ؟ چی شده؟

300
00:15:13,023 --> 00:15:17,027
‫بابای خسیست منو از خونه‌ی سالمندانم دزدیده.

301
00:15:17,027 --> 00:15:19,029
‫- اینطور نیست.
‫- پس چرا؟

302
00:15:19,029 --> 00:15:20,370
‫بهت که گفتم مامان،

303
00:15:20,400 --> 00:15:22,311
‫خونه‌ی سالمندان نمی‌خواد برگردی.

304
00:15:22,323 --> 00:15:25,243
‫- چرا؟
‫- چون از پس هزینه‌ش برنمیایم.

305
00:15:32,209 --> 00:15:34,760
‫بفرما. حالا راضی شدی مامان؟

306
00:15:35,043 --> 00:15:37,655
‫ما از پس اجاره‌خونه هم به زور برمیایم.

307
00:15:40,259 --> 00:15:43,178
‫یه ۲۰ دلاری براشون می‌ذارم.

308
00:15:53,981 --> 00:15:57,401
‫حالا دیدم که رفتن و با احتیاط...

309
00:16:00,645 --> 00:16:02,650
‫نه، حق با توئه چانسی.

310
00:16:02,869 --> 00:16:05,356
‫باید می‌رفتیم حراجی وسایل خونه‌ی مرده‌ها.

311
00:16:05,518 --> 00:16:08,939
‫پولدارهای مرده واقعاً بهترین چیزها رو دارن.

312
00:16:08,939 --> 00:16:11,441
‫گمون نکنم اینجا چیز خوبی پیدا کنیم.

313
00:16:11,441 --> 00:16:14,736
‫می‌خوای برو ماشین رو بیار، من منتظرم.

314
00:16:14,736 --> 00:16:16,279
‫- امم...
‫- بله؟

315
00:16:17,280 --> 00:16:22,410
‫گفتین این رو چند می‌خرین؟

316
00:16:22,952 --> 00:16:24,740
‫عزیزم چی کار می‌کنی؟

317
00:16:24,807 --> 00:16:26,872
‫گفتی نمی‌خوای اونا رو بفروشی.

318
00:16:29,584 --> 00:16:31,337
‫اوه میلدرد جان.

319
00:16:31,377 --> 00:16:35,220
‫واقعاً بابت وضعیت خانواده‌ت متاسفم.

320
00:16:36,132 --> 00:16:37,562
‫واسه همینم ما...

321
00:16:37,574 --> 00:16:39,511
‫پیشنهادمون رو از سه دلار...

322
00:16:39,511 --> 00:16:44,516
‫می‌کنیم... آره چانسی.
‫سه شونزده.

323
00:16:44,766 --> 00:16:48,520
‫سه هفده.

324
00:16:48,520 --> 00:16:52,107
‫وای چه پسر خوبی.
‫داره یاد می‌گیره.

325
00:16:52,107 --> 00:16:53,817
‫دیدی، قیمتمون پایین نیست.

326
00:16:53,817 --> 00:16:56,486
‫چه سنگدل!
‫ظاهراً تایلر کمک لازم داره.

327
00:16:56,778 --> 00:16:58,697
‫وای!

328
00:16:58,697 --> 00:17:00,824
‫این کارتای ترسوندن کمیاب رو ببین.

329
00:17:00,824 --> 00:17:02,701
‫ارل وحشتناک! کارت بازی!

330
00:17:02,701 --> 00:17:04,035
‫هنک نپ گنده‌بک!

331
00:17:04,035 --> 00:17:05,203
‫همینه!

332
00:17:05,203 --> 00:17:06,371
‫خاویر ریوس نعره‌کش!

333
00:17:06,371 --> 00:17:08,278
‫من کارت ترسوندن جمع نمی‌کنم ولی اینا...

334
00:17:08,290 --> 00:17:10,208
‫به طرز فجیعی معرکه‌ن.

335
00:17:10,429 --> 00:17:13,015
‫- من شروع می‌کنم.
‫- اگه من اول بخرم نمی‌تونی.

336
00:17:13,054 --> 00:17:14,214
‫از سر راهم برید کنار پسرها.

337
00:17:14,249 --> 00:17:16,279
‫کارت شرکتی فریتز از همه‌تون بالاتره.

338
00:17:16,333 --> 00:17:18,675
‫- خدای من!
‫- وقتی «میفتی» باشی...

339
00:17:19,217 --> 00:17:20,385
‫همیشه «میفتی» باقی می‌مونی.

340
00:17:20,385 --> 00:17:21,469
‫خیلی خب!

341
00:17:21,469 --> 00:17:23,305
‫مزایده رو از ۱۰۰ دلار شروع می‌کنم.

342
00:17:23,305 --> 00:17:25,307
‫۱۰۰ دلار. کی ۱۰۰ دلار داره؟

343
00:17:25,307 --> 00:17:28,226
‫من صد دلار پول خرد دارم.

344
00:17:28,226 --> 00:17:30,478
‫اوه، چانسی رو نخندون لطفاً.

345
00:17:30,478 --> 00:17:33,064
‫خب حیف شد خانم
‫چون من ۲۰۰ دلار می‌دم.

346
00:17:33,135 --> 00:17:35,275
‫- دویست دلار؟
‫- خب ۲۰۰ دلار شد. مرسی خانم.

347
00:17:35,275 --> 00:17:36,490
‫ولی این از پولی که...

348
00:17:36,524 --> 00:17:38,236
‫برای عمل بایپس معده‌ی چانسی دادم هم بیشتره.

349
00:17:38,236 --> 00:17:39,946
‫- دویست دلار، دویست...
‫- می‌کنیمش...

350
00:17:39,946 --> 00:17:41,156
‫کسی ۲۵۰ داره؟

351
00:17:41,156 --> 00:17:43,074
‫من دارم! منو انتخاب کن!

352
00:17:43,074 --> 00:17:44,326
‫دویست و پنجه اینجا. مرسی آقا.

353
00:17:44,326 --> 00:17:46,411
‫همه‌ی دست‌هات رو بلند کردی.
‫کسی ۳۰۰ تا می‌ده؟

354
00:17:46,411 --> 00:17:48,955
‫- کسی ۳۰۰ تا می‌خره؟
‫- ۳۰۰!

355
00:17:48,955 --> 00:17:50,415
‫- ۳۵۰!
‫- اوه آره!

356
00:17:50,415 --> 00:17:53,251
‫۳۵۰! ۳۵۰!
‫کسی ۴۰۰ دلار می‌خواد؟

357
00:17:53,251 --> 00:17:55,420
‫- یک، دو...
‫- هزار دلار!

358
00:17:55,420 --> 00:17:57,088
‫خدای من.

359
00:18:00,817 --> 00:18:02,388
‫کس دیگه‌ای می‌خره؟ نبود؟ فروخته شد!

360
00:18:02,395 --> 00:18:05,648
‫به خانمی که سه ساعت
‫قبل آغاز فروش اینجا بود.

361
00:18:06,298 --> 00:18:08,508
‫- خب، مرسی.
‫- آره آره آره.

362
00:18:08,818 --> 00:18:12,029
‫خیلی خب. خیلی خب. بده. ولش کن.
‫- ببخشید.

363
00:18:12,321 --> 00:18:15,950
‫فقط باید انگشتام رو از روش بردارم.

364
00:18:17,839 --> 00:18:21,247
‫بفرمایید.

365
00:18:21,539 --> 00:18:23,791
‫امیدوارم به اندازه‌ی من عاشقش باشید.

366
00:18:23,791 --> 00:18:25,748
‫رو چشممون می‌ذاریم عزیزم.

367
00:18:25,760 --> 00:18:27,628
‫و می‌‌بریم می‌ذاریمش بانک.

368
00:18:28,237 --> 00:18:31,407
‫امروز چیز خوبی پیدا کردیم. آره.

369
00:18:32,483 --> 00:18:33,255
‫اممم...

370
00:18:33,314 --> 00:18:35,190
‫بهت افتخار می‌کنم که رهاش کردی، تی تی.

371
00:18:35,636 --> 00:18:37,889
‫خب یه کم طول کشید اما بازم تونستیم.

372
00:18:37,889 --> 00:18:39,816
‫فرصت‌طلب کوچولوی من کیه چانسی؟

373
00:18:39,828 --> 00:18:41,767
‫فرصت‌طلب کوچولوی من کیه؟ تویی!

374
00:18:42,435 --> 00:18:46,147
‫اه بیخیال. این آت و آشغالا چین؟

375
00:18:46,147 --> 00:18:47,857
‫کجایی؟

376
00:18:47,857 --> 00:18:49,358
‫توی کشو! کشو! هیچی نیست!

377
00:18:49,358 --> 00:18:51,786
‫نه نه نه نه... یالا.

378
00:18:51,798 --> 00:18:54,238
‫یالا. کجایی؟ آهان!

379
00:18:54,572 --> 00:18:58,743
‫نه نه نه!
‫اینا دیگه چه جوری کلیدین؟
‫[از روی این کلید نزنید. گمشده]

380
00:18:59,118 --> 00:19:03,080
‫اه! حتی یه دونه‌ش هم با نقاشی بی‌نقص من
‫مطابقت نداره.

381
00:19:03,331 --> 00:19:06,375
‫لعنت بهت تاسکمن!
‫[نگه می‌داریم]

382
00:19:08,002 --> 00:19:09,798
‫وای، هیچی مثل گوشت هیولای خونگی...

383
00:19:09,810 --> 00:19:12,340
‫بعد از یه روز سخت کاری نیست.

384
00:19:12,340 --> 00:19:14,118
‫خب، بخوریم ببینیم...

385
00:19:14,130 --> 00:19:16,093
‫که ارزش دندونای مخصوص جویدنم رو داره یا نه.

386
00:19:22,494 --> 00:19:24,554
‫چاقوتیزکن نداریم؟

387
00:19:24,627 --> 00:19:26,837
‫فروختمش. با قیمت عالی!

388
00:19:26,898 --> 00:19:28,725
‫- مامان.
‫- بله؟

389
00:19:28,792 --> 00:19:31,753
‫متاسفم که درمورد کریکینگ ایکرز دروغ گفتم.

390
00:19:31,780 --> 00:19:35,784
‫- نمی‌خواستم نگرانت کنم.
‫- اوه، عیب نداره پسرم.

391
00:19:35,905 --> 00:19:39,033
‫آدم برای مراقبت از خانواده‌ش
‫هر کاری می‌کنه.

392
00:19:39,033 --> 00:19:41,244
‫ممنون هم هستم.

393
00:19:41,494 --> 00:19:44,997
‫حتی وقتی قید شغل ترسانندگیم رو زدم

394
00:19:44,997 --> 00:19:47,875
‫تا ۱۱ ماه تو رو توی شکمم حمل کنم

395
00:19:47,875 --> 00:19:51,212
‫و بزرگت کنم تا به این هیولا کوچولو
‫ تبدیل بشی.

396
00:19:51,212 --> 00:19:53,214
‫اوه... مرسی؟

397
00:19:53,214 --> 00:19:57,218
‫- صبر کن ببینم چی؟ تو ترساننده بودی؟
‫- آره بابا.

398
00:19:57,593 --> 00:20:00,554
‫قبل ننه‌بزرگ شدن کار و زندگی داشتم.

399
00:20:01,328 --> 00:20:03,688
‫فکر کردی این نعره‌ت رو
‫از بابات به ارث بردی؟

400
00:20:03,745 --> 00:20:05,910
‫ناراحت نشی‌ها عزیزم.

401
00:20:05,953 --> 00:20:07,637
‫ای بابا! قاتی کردم کجا بودم.

402
00:20:07,886 --> 00:20:10,055
‫وای، چه جوری بود مامانبزرگ تی؟

403
00:20:10,189 --> 00:20:13,025
‫لذت بزرگی بود و خوشحالم که انجامش دادم.

404
00:20:13,025 --> 00:20:15,111
‫وای. اون‌وقت قید همه‌ش رو زدی؟

405
00:20:15,111 --> 00:20:17,905
‫نمی‌ترسیدی؟
‫از چیزی پشیمون نشدی؟

406
00:20:17,905 --> 00:20:21,492
‫تنها چیز ترسناک زندگی کردن با حسرته.

407
00:20:22,054 --> 00:20:24,890
‫و فابیان عزیزم همیشه
‫از انتخابای من حمایت می‌کرد.

408
00:20:25,329 --> 00:20:28,332
‫هنوزم حمایتم می‌کنه.

409
00:20:28,332 --> 00:20:30,527
‫آخی، یعنی بابابزرگ تی توی قلبتونه؟

410
00:20:30,590 --> 00:20:33,385
‫نه، عاجش شده عصای من.

411
00:20:33,425 --> 00:20:35,135
‫آخی! چه قشنگ.

412
00:20:35,155 --> 00:20:38,033
‫آقای تی، چرا هیولاها دلقک نمی‌‌خورن؟

413
00:20:38,134 --> 00:20:40,550
‫- چرا؟
‫- چون بانمکن.

414
00:20:41,125 --> 00:20:42,850
‫قشنگ بود وال.

415
00:20:43,097 --> 00:20:46,350
‫باید خنداننده بشی.

416
00:20:46,726 --> 00:20:48,780
‫تایلر، به لطف کلکسیون کارت‌هات

417
00:20:48,792 --> 00:20:50,646
‫حالا حالاها پول داریم.

418
00:20:50,646 --> 00:20:53,899
‫ولی دفعه‌ی دیگه چی مامان؟
‫یعنی شاید می‌شد من...

419
00:20:54,191 --> 00:20:57,570
‫- نمی‌دونم، شاید بتونم بیشتر پول دربیارم.
‫- اوه عزیزم.

420
00:20:57,570 --> 00:21:00,614
‫شاید بازار ابزارفروشی یه کم کساد باشه
‫ولی از پسش برمیایم.

421
00:21:12,078 --> 00:21:14,111
‫[لپتیت]

422
00:21:14,631 --> 00:21:19,260
‫تنها چیز ترسناک زندگی کردن با حسرت‌هاست.

423
00:21:20,479 --> 00:21:23,524
‫این شهر هیولاها پر از فساده...

424
00:21:23,679 --> 00:21:27,808
‫و متاسفانه به نظر میاد که تایلر
‫از کارش قسر در رفت.

425
00:21:28,225 --> 00:21:32,229
‫درسته که پرونده‌ی کپسول سوراخ
‫فعلاً بسته شده،

426
00:21:32,772 --> 00:21:37,943
‫اما در قلب من به روی یک نفر باز شده.

427
00:21:38,942 --> 00:21:43,029
‫اون محکوم به دزدیدن قلبم شده.

428
00:21:43,913 --> 00:21:47,709
‫حداقل من و ویرجینیا
‫پله‌ها رو برای همیشه داریم.

429
00:21:49,182 --> 00:21:51,851
‫یادت باشه برای مامان تخم‌مرغ بخری.

430
00:21:52,160 --> 00:22:22,160
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

