﻿1
00:00:06,080 --> 00:00:08,040
.دارم مقدمات اقدام بعدیمون رو می‌چینم

2
00:00:08,120 --> 00:00:09,950
.ای حیوان متخلف، خارج شو -
!نه -

3
00:00:10,040 --> 00:00:11,580
.دارن مسمومتون می‌کنن

4
00:00:11,660 --> 00:00:13,040
چقدر بده؟ -
.فاجعه‌س -

5
00:00:13,120 --> 00:00:15,040
.باید تو رو به برج شمالی ببریم

6
00:00:15,120 --> 00:00:16,750
.حتماً موقع فرار سقوط کرده

7
00:00:16,870 --> 00:00:18,580
دیگه چه نیازی به جسد داریم؟
.وصیت‌نامه که دست خودته

8
00:00:18,620 --> 00:00:20,500
.معلومه که وصیت‌نامه دست خودمه -
اسم من توش نوشته شده؟ -

9
00:00:20,580 --> 00:00:21,950
...بانو جین گری

10
00:00:22,040 --> 00:00:23,830
.و شوهر مست و پاتیلش رو پیدا کن
.جفتشونو بکش

11
00:00:23,910 --> 00:00:27,950
می‌دونی مجازات ازدواج یه راستینه با یه ایتیان چیه؟

12
00:00:28,040 --> 00:00:29,580
.اگه به کسی بگم، همه‌مون رو می‌کشن

13
00:00:29,660 --> 00:00:31,450
.حالا، آروم و محکم

14
00:00:31,540 --> 00:00:34,040
.داری راهت رو به گارد سلطنتی باز می‌کنی، ‌هاجکینز

15
00:00:34,120 --> 00:00:35,870
.اینطوری، آقای فیلیپس

16
00:00:40,790 --> 00:00:41,790
.طلاق می‌خوام

17
00:00:42,660 --> 00:00:45,870
 .باید یه اعتراف وحشتناکی بکنم
.ادوارد همین الانش هم مُرده

18
00:00:45,950 --> 00:00:47,250
.اینطوری تو ملکه می‌شی

19
00:00:47,330 --> 00:00:49,160
.آره، درسته

20
00:00:49,250 --> 00:00:50,540
.اونایی که شکست دادیم، گارد سلطنتی بودن

21
00:00:51,540 --> 00:00:53,330
.داشتن دنبالمون می‌گشتن
چرا می‌خوان ما رو بکشن؟

22
00:00:53,410 --> 00:00:55,120
.لرد سیمور، وصیت‌نامه‌ی پادشاه

23
00:00:55,200 --> 00:00:57,790
.وصیت‌نامه‌ی ادوارد شاه دست منه

24
00:00:57,870 --> 00:01:00,370
.اعلی‌حضرت شما رو به عنوان جانشین تاج و تخت انتخاب کرده

25
00:01:00,450 --> 00:01:02,910
.زنده باد ملکه جین

26
00:01:03,000 --> 00:01:14,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

27
00:01:25,500 --> 00:01:29,660
♪ بذار خورشید به صورتم بتابه ♪

28
00:01:30,700 --> 00:01:34,290
♪ و ستاره‌ها رویاهام رو بسازن ♪

29
00:01:34,370 --> 00:01:39,500
♪ من مسافر زمان و مکانم ♪

30
00:01:39,580 --> 00:01:44,250
♪ ...تا به جایی برم که ♪

31
00:01:45,500 --> 00:01:48,330
...نظاره‌گر باشید، فرمانروای جدید انگلستان

32
00:01:48,410 --> 00:01:50,370
...ملکه جین گری

33
00:01:51,410 --> 00:01:53,910
.و همسرشون گیلفورد دادلی

34
00:01:55,080 --> 00:01:58,540
آیا قراره برای زوج ناخواسته‌ی ما
این رویا به تحقق بپیونده؟

35
00:01:58,620 --> 00:02:01,040
یا مظهر کابوس‌هاشون باشه؟

36
00:02:02,580 --> 00:02:04,950
...مطمئنم همه چیز خوب

37
00:02:05,040 --> 00:02:06,700
.پیش میره

38
00:02:17,660 --> 00:02:19,330
.علیاحضرت

39
00:02:19,410 --> 00:02:21,250
.علیاحضرت -
.علیاحضرت -

40
00:02:21,330 --> 00:02:23,910
.علیاحضرت -
.علیاحضرت -

41
00:02:24,000 --> 00:02:26,370
.علیاحضرت

42
00:02:27,370 --> 00:02:29,370
.علیاحضرت -
.علیاحضرت -

43
00:02:29,450 --> 00:02:30,620
.علیاحضرت

44
00:02:30,700 --> 00:02:32,910
.علیاحضرت -
.علیاحضرت -

45
00:02:33,000 --> 00:02:34,750
.علیاحضرت -
.علیاحضرت -

46
00:02:34,830 --> 00:02:36,620
.علیاحضرت

47
00:02:37,620 --> 00:02:39,540
.علیاحضرت -
.علیاحضرت -

48
00:02:40,620 --> 00:02:42,620
.علیاحضرت -
.علیاحضرت -

49
00:02:44,700 --> 00:02:47,330
.علیاحضرت -
.علیاحضرت -

50
00:02:47,410 --> 00:02:49,660
منم باید علیاحضرت صدات کنم؟

51
00:02:49,750 --> 00:02:52,080
.نه. بهم بگو جین

52
00:02:52,160 --> 00:02:53,120
.چیزی عوض نشده

53
00:02:53,200 --> 00:02:54,540
.همه چیز عوض شده

54
00:02:54,620 --> 00:02:58,410
...از الان به بعد علیاحضرت همایونی

55
00:03:00,620 --> 00:03:02,450
.ملکه انگلستان صداش می‌کنیم

56
00:03:04,120 --> 00:03:05,950
.علیاحضرت همایونی

57
00:03:06,040 --> 00:03:08,370
.جین برای چند ساعت تو شوک بود

58
00:03:08,450 --> 00:03:13,120
...ولی ادب و احترامی که مادرش بهش نشون داد واقعاً

59
00:03:13,200 --> 00:03:14,950
.دیوانه‌کننده بود

60
00:03:19,790 --> 00:03:21,950
چطور تونستی تاج رو بهش بدی؟

61
00:03:22,040 --> 00:03:24,450
.گفتی وصیت‌نامه دستته
.اسمم من داخلش نوشته شده

62
00:03:24,540 --> 00:03:26,290
.گفتم یه وصیت‌نامه‌ای دستمه

63
00:03:26,370 --> 00:03:27,410
.ببین، حسابی پیگیرش میشم

64
00:03:28,870 --> 00:03:29,870
.اوه

65
00:03:30,870 --> 00:03:33,750
.شنل بابایی واقعاً خیره‌کننده‌س

66
00:03:33,830 --> 00:03:35,410
.من بچه‌ی اول بابایی بودم

67
00:03:35,500 --> 00:03:37,290
.باید تاج و تخت اول به من می‌رسید بعد به ادوارد

68
00:03:38,370 --> 00:03:40,830
...و بالاخره یه دختر به سلطنت رسید

69
00:03:42,080 --> 00:03:44,910
.و اون دختر جین گری کوفتیه

70
00:03:45,000 --> 00:03:46,330
.حتی اسمش هم حوصله‌ی آدم رو سر می‌بره

71
00:03:46,410 --> 00:03:47,540
.هوم

72
00:03:49,370 --> 00:03:52,750
.دیگه مجبورم خودم بکشمش

73
00:03:52,830 --> 00:03:54,450
واقعاً؟

74
00:03:54,540 --> 00:03:55,660
چطوری؟

75
00:03:55,750 --> 00:03:58,200
می‌خوای به منم بگی؟ -
.نه -

76
00:03:58,290 --> 00:04:00,450
.نه. اینطوری بازم خیط بالا میاری -
.اوه، خواهش می‌کنم -

77
00:04:00,540 --> 00:04:02,410
.خواهش می‌کنم، مری، منو دور ننداز

78
00:04:02,500 --> 00:04:05,330
.اونا رو زیر نظر می‌گیرم

79
00:04:05,410 --> 00:04:09,200
.هرکسی یه رازی داره
.بعدش می‌تونیم کل کشور رو برعلیهشون کنیم

80
00:04:10,450 --> 00:04:12,330
.اوه، عشقم

81
00:04:12,410 --> 00:04:16,200
...به زودی روی تخت پادشاهی‌ای که حقمه می‌شینم

82
00:04:16,250 --> 00:04:18,370
.تو هم به عنوان پادشاهم کنارم می‌شینی

83
00:04:18,450 --> 00:04:22,250
و فرزندان اصیل و راستینه‌مون
.به مدت هزار سال حکومت می‌کنن

84
00:04:22,330 --> 00:04:24,080
.آره -
.آره -

85
00:04:27,790 --> 00:04:29,830
!کلید باغ‌وحشت رو بده ببینم -
چی؟ -

86
00:04:29,910 --> 00:04:31,750
!کلید!‌ باغ‌وحش

87
00:04:31,830 --> 00:04:32,700
!همین حالا

88
00:04:41,830 --> 00:04:43,410
.علیاحضرت بیدار شدن

89
00:04:48,160 --> 00:04:49,250
من...؟

90
00:04:51,450 --> 00:04:53,250
این تخت ادوارده؟

91
00:04:56,660 --> 00:04:57,870
اینم ربدوشامبرشه؟

92
00:04:57,950 --> 00:04:59,620
،الان دیگه واسه شماست

93
00:04:59,700 --> 00:05:00,700
.علیاحضرت

94
00:05:03,790 --> 00:05:05,330
.فکر کنم دارم بالا میارم

95
00:05:05,410 --> 00:05:08,370
!همه برن بیرون! بیرون! برید دیگه

96
00:05:11,870 --> 00:05:15,410
.سوگ یه دفعه‌ای به آدم هجوم نمیاره

97
00:05:15,500 --> 00:05:17,200
.بلکه تو چند مرحله به آدم وارد میشه

98
00:05:17,290 --> 00:05:21,500
.درست مثل این میمونه که دچار غم‌انگیزترین خماری دنیا شدی

99
00:05:23,870 --> 00:05:25,500
چطور تونست همچین کاری باهام بکنه؟

100
00:05:27,870 --> 00:05:29,870
یعنی نمی‌تونست بهم هشدار بده؟
.چقدر راحت

101
00:05:31,120 --> 00:05:32,750
چرا ادوارد من رو انتخاب کرده؟

102
00:05:34,370 --> 00:05:35,870
...اگه نظر من رو بخواید

103
00:05:37,040 --> 00:05:40,330
.اعلی‌حضرت همیشه بیشترین احترام رو نسبت به شما قائل می‌شدن

104
00:05:40,410 --> 00:05:42,950
.منم عاشقش بودم

105
00:05:43,040 --> 00:05:47,750
...فقط ای کاش آخر عمرشون در کنارشون بودم
.تا بهشون تسلی خاطر می‌دادم

106
00:05:47,830 --> 00:05:52,660
پیغام‌رسون گفت خودش رو از پنجره
.پرت کرده پایین

107
00:05:52,750 --> 00:05:54,580
حقیقت داره؟

108
00:05:56,830 --> 00:05:59,620
....میگن تو آخرین مراحل حال بدی

109
00:05:59,700 --> 00:06:01,330
.ناشی از زهری بودن که وارد بدنشون شده بوده

110
00:06:02,330 --> 00:06:07,200
ظاهراً، لرد دادلی یه مدتی داشته
.یواش یواش مسمومشون می‌کرده

111
00:06:07,290 --> 00:06:08,830
شوخی می‌کنی؟

112
00:06:08,910 --> 00:06:11,540
.اصلاً

113
00:06:11,620 --> 00:06:14,540
لرد دادلی به جرم قتل پادشاه
.زندانی شده

114
00:06:14,620 --> 00:06:16,000
...گفتی

115
00:06:16,080 --> 00:06:17,540
...آخرای عمرش

116
00:06:18,540 --> 00:06:19,830
کنارش نبودی. دلیلش چی بود؟

117
00:06:21,410 --> 00:06:25,450
.می‌خواست تو برج شمالی تنها باشه

118
00:06:25,540 --> 00:06:28,620
...ادوارد خودش تصمیم گرفته تو برج نمور و یخ‌زده‌ی شمالی

119
00:06:28,700 --> 00:06:32,200
زندانی بشه؟

120
00:06:33,830 --> 00:06:35,500
.نه، من که باورم نمیشه

121
00:06:38,000 --> 00:06:39,950
.منم همین‌طور

122
00:06:45,750 --> 00:06:49,000
واقعاً امکان داره پدرشوهرش قاتل باشه؟

123
00:06:49,080 --> 00:06:51,250
.حتی فکرش هم آدم رو مبهوت می‌کنه

124
00:06:51,330 --> 00:06:54,160
ولی اگه قاتل اون نیست، پس کیه؟

125
00:06:54,250 --> 00:06:55,750
یعنی چه کسی؟

126
00:06:55,830 --> 00:06:58,330
یعنی... کی؟

127
00:07:29,080 --> 00:07:31,290
.گیلفورد

128
00:07:31,370 --> 00:07:32,750
حالت خوبه؟

129
00:07:34,410 --> 00:07:36,200
.اِی، خودت که می‌دونی

130
00:07:36,290 --> 00:07:37,290
تو چی؟

131
00:07:37,370 --> 00:07:38,450
...اوه

132
00:07:38,540 --> 00:07:39,540
.خودت که می‌دونی

133
00:07:39,620 --> 00:07:41,620
...این نزدیک‌ترین جمله برای ابراز پریشانی حال

134
00:07:41,700 --> 00:07:45,200
.بین انگلیسی‌هاست

135
00:07:45,290 --> 00:07:47,000
...ببخشید دیر کردم. من

136
00:07:47,080 --> 00:07:49,290
.رفتی دیدن پدرت

137
00:07:49,370 --> 00:07:51,330
.قسم می‌خوره بی‌گناهه

138
00:07:52,370 --> 00:07:53,870
به نظرت بی‌گناهه؟

139
00:07:53,950 --> 00:07:57,540
...یه بار پدرم دوک کاونتری رو به ایرلند تبعید کرد

140
00:07:57,620 --> 00:07:59,450
.تا بتونه قلاب‌باف طرف رو بُر بزنه

141
00:08:01,000 --> 00:08:04,290
،درسته یه حرومزاده‌ی آب‌زیرکاهه
.ولی قاتل نیست

142
00:08:04,370 --> 00:08:06,500
.جین، بهت قول میدم

143
00:08:06,580 --> 00:08:08,120
.خُب، بالاخره یه قاتلی وجود داره

144
00:08:08,200 --> 00:08:10,830
.اونی که ادوارد رو کشته، سعی در کشتن ما هم داشت

145
00:08:13,620 --> 00:08:16,040
.باید بفهمم کیه
.این رو به ادوارد بدهکارم

146
00:08:16,120 --> 00:08:17,500
.می‌فهمیم

147
00:08:18,950 --> 00:08:20,410
.داره صبح میشه

148
00:08:20,500 --> 00:08:22,540
.ای کاش می‌تونستی بمونی

149
00:08:23,870 --> 00:08:25,000
...جین گری سرکشمون

150
00:08:27,080 --> 00:08:29,410
آسیب‌پذیر شده؟

151
00:08:30,450 --> 00:08:35,250
گیلفورد دادلی بی‌رحممون احساساتی شده؟

152
00:08:41,330 --> 00:08:42,950
.نمی‌تونیم همچین کاری بکنیم

153
00:08:43,040 --> 00:08:44,830
.می‌دونم

154
00:08:47,950 --> 00:08:49,750
.باید هردومون مراقب باشیم، جین

155
00:08:49,830 --> 00:08:51,700
.اینجا جای امنی نیست

156
00:09:05,410 --> 00:09:07,290
!بیدار شو

157
00:09:07,370 --> 00:09:08,910
!صبح بخیر

158
00:09:09,000 --> 00:09:10,830
!اولین روز ملکه بودنته

159
00:09:10,910 --> 00:09:13,370
!زود باشید، کشورت منتظرته

160
00:09:13,450 --> 00:09:15,330
.صبح بخیر، مادر

161
00:09:15,410 --> 00:09:16,410
.چارلز

162
00:09:20,580 --> 00:09:21,660
!هی

163
00:09:21,750 --> 00:09:23,200
.جین خیلی خوش‌شانسه

164
00:09:25,290 --> 00:09:26,910
مادر، واقعاً این کارا مهمه؟

165
00:09:27,000 --> 00:09:28,330
.با لباسای قدیمیم مشکلی ندارم

166
00:09:28,410 --> 00:09:30,660
.معلومه که داری،‌ ناسلامتی ملکه‌ای

167
00:09:30,750 --> 00:09:34,120
،اگه مثل یه ملکه رفتار نکنی
.مردم هم تو رو به عنوان یه ملکه انتخاب نمی‌کنن

168
00:09:34,200 --> 00:09:37,330
...شاه هنری با جواهرات درخشانش

169
00:09:37,410 --> 00:09:39,080
.همیشه می‌درخشید

170
00:09:39,160 --> 00:09:41,290
دلت نمی‌خواد بدرخشی؟

171
00:09:41,370 --> 00:09:42,700
.باشه

172
00:09:42,790 --> 00:09:44,040
.اون سبزه لطفاً

173
00:09:47,290 --> 00:09:51,830
.قراره یه تاج‌گذاری درست و حسابی داشته باشیم

174
00:09:51,910 --> 00:09:54,540
.پر از ضیافت و نمایش و مسابقه

175
00:09:54,620 --> 00:09:56,330
...دارم روغن مقدس جدید سفارش میدم

176
00:09:56,410 --> 00:09:58,200
.و می‌خوام عصای سلطنتی رو برق بندازن

177
00:09:58,290 --> 00:10:00,250
.البته نه زیاد، یه جوری که لیز نباشن

178
00:10:00,330 --> 00:10:01,700
.ولی یه جوری که حسابی برق بزنه

179
00:10:01,790 --> 00:10:02,790
.عالیه

180
00:10:02,870 --> 00:10:03,750
.محشره

181
00:10:04,660 --> 00:10:06,200
چرا حلقه دستته؟

182
00:10:06,290 --> 00:10:08,870
.مامان مجبورش کرد با لستر ازدواج کنه

183
00:10:08,950 --> 00:10:10,700
!چی؟

184
00:10:10,790 --> 00:10:12,000
.باورم نمیشه

185
00:10:12,080 --> 00:10:13,790
.یارو مُرد. منم روبراهم -
!یارو مُرد. اونم روبراهه -

186
00:10:13,870 --> 00:10:16,870
و قبل از اینکه یه سخرانی قابل پیش‌بینی
...و از روی خشم داشته باشی

187
00:10:16,950 --> 00:10:18,410
.اینم در نظر بگیر

188
00:10:18,500 --> 00:10:21,500
...به لطف من، هم پولداریم هم در امان و هم خوشبخت

189
00:10:21,580 --> 00:10:23,040
قراره حرفات طول بکشه؟

190
00:10:23,120 --> 00:10:24,750
.باید با شورای سلطنتی صحبت کنم

191
00:10:24,830 --> 00:10:26,120
در مورد لرد دادلی؟

192
00:10:26,200 --> 00:10:28,450
.از نظر گیلفورد، پدرش بی‌گناهه

193
00:10:28,540 --> 00:10:31,200
.از نظر دادلی‌ها پدرشون همیشه بی‌گناهه

194
00:10:31,290 --> 00:10:33,620
،هیچ‌وقت هم بی‌گناه نیستن
.و همیشه هم اعدام میشن

195
00:10:33,700 --> 00:10:36,290
اگه ادوارد بود، از اینکه یه آدم بی‌گناه
.به خاطرش اعدام بشه، خوشحال نمی‌شد

196
00:10:36,370 --> 00:10:37,580
.باید آماده بشم

197
00:10:37,660 --> 00:10:39,580
جین، می‌تونم یه نصیحتی بهت بکنم؟ -
.نه -

198
00:10:39,660 --> 00:10:42,790
از این به بعد باید آروم باشی، اوضاع رو کنترل کنی
.و از همه مهم‌تر، رفتار فاخری داشته باشی

199
00:10:42,870 --> 00:10:46,950
«.مارگارت آنژو همیشه می‌گفت «در لحظه زندگی کن

200
00:10:47,040 --> 00:10:49,870
شوهرش هرچند وقت یه بار دیوونه می‌شد
،و نمی‌فهمم این جمله چه کمکی بهش می‌کرد

201
00:10:49,950 --> 00:10:51,580
.ولی به‌هرحال یه جورایی بهش کمک کرده دیگه

202
00:10:51,666 --> 00:10:53,208
‫نکته اینه که تو ملکه‌ای.

203
00:10:53,291 --> 00:10:54,833
‫مثل ملکه‌ها رفتار کن.

204
00:10:54,916 --> 00:10:56,416
‫قصد دارم همین کارو بکنم.

205
00:10:56,500 --> 00:10:58,541
‫نچ نچ، کاترین، اون مال تو نیست، نه.

206
00:11:01,041 --> 00:11:04,625
‫یه کاسه سیب سبز می‌خوام،

207
00:11:04,708 --> 00:11:07,083
‫هر روز سیب تازه بیارید، و هیچوقت هم لکه‌ی قهوه‌ای نداشته باشن.

208
00:11:08,083 --> 00:11:11,375
‫می‌خوام بهترین شراب اسپانیایی رو واسه صبحونه بخورم

209
00:11:11,458 --> 00:11:14,333
‫و عالی‌ترین شراب راین رو موقع ناهار.

210
00:11:14,416 --> 00:11:15,666
‫آها، رسیدیم!

211
00:11:18,416 --> 00:11:20,458
‫در که خود به خود باز نمیشه.

212
00:11:29,666 --> 00:11:30,666
‫آره.

213
00:11:31,708 --> 00:11:33,750
‫آره، طاقت همچین چیزی رو دارم.

214
00:11:33,833 --> 00:11:35,750
‫حالا، برید بیرون، بیرون، بیرون.

215
00:11:39,458 --> 00:11:40,458
‫موفق شدیم.

216
00:11:49,541 --> 00:11:52,375
‫جین خودش هم می‌خواست که فاخر به نظر برسه.

217
00:11:52,458 --> 00:11:54,083
‫ولی بی‌خیال.

218
00:11:54,166 --> 00:11:56,125
‫یه نگاه به زیردستاش بندازید.

219
00:11:56,208 --> 00:11:58,250
‫من بی‌گناهم.

220
00:11:58,333 --> 00:12:00,916
‫زانو زدم، التماس می‌کنم علیاحضرت...

221
00:12:01,000 --> 00:12:04,125
‫- با درد و رنج.
‫- جمله‌سازیت باعث درد و رنجه.

222
00:12:04,208 --> 00:12:07,833
‫اینجوری واسه من اخم نکن،
‫آشغال فلک‌زده.

223
00:12:07,916 --> 00:12:10,875
‫- از این زاویه می‌تونم تو دماغتو ببینم.
‫- دادلی.

224
00:12:12,000 --> 00:12:13,750
‫توفانا تو جیبت بود.

225
00:12:13,833 --> 00:12:15,583
‫برام توضیح بده.

226
00:12:15,666 --> 00:12:16,958
‫این یه دستوره.

227
00:12:17,041 --> 00:12:19,125
‫واقعاً فکر می‌کنی...

228
00:12:19,208 --> 00:12:20,916
‫که من... یه شنل مخمل ونیزی رو...

229
00:12:21,000 --> 00:12:23,583
‫با گذاشتن یه جعبه سربی سم...

230
00:12:23,666 --> 00:12:25,375
‫و گشاد کردن جیبش

231
00:12:25,458 --> 00:12:27,458
‫خراب می‌کنم؟

232
00:12:27,541 --> 00:12:28,583
‫یعنی...

233
00:12:28,666 --> 00:12:30,500
‫پس چطوری تو جیبت بود؟ بهم بگو.

234
00:12:30,583 --> 00:12:33,041
‫علیاحضرت، لطفاً روی واقعیت‌ها تمرکز کنید.

235
00:12:33,125 --> 00:12:35,541
‫مشخصه که از توطئه‌ش بی‌خبر بودین،

236
00:12:35,625 --> 00:12:37,458
‫اما نتیجه مستقیم مرگ پادشاه اینه که،

237
00:12:37,541 --> 00:12:40,250
‫فرزندان لرد دادلی به تاج و تخت می‌رسن.

238
00:12:40,333 --> 00:12:42,458
‫یه نتیجه‌ی اجتناب‌ناپذیره.

239
00:12:42,541 --> 00:12:44,208
‫اون وسیله رو داشت،

240
00:12:44,291 --> 00:12:45,958
‫انگیزه رو داشت،

241
00:12:46,041 --> 00:12:48,583
‫و به عنوان مشاور سلطنتی، فرصتشو داشت.

242
00:12:48,666 --> 00:12:50,500
‫و من یه شاهد دارم.

243
00:12:50,583 --> 00:12:51,833
‫چه شاهدی؟

244
00:12:51,916 --> 00:12:52,916
‫چه شاهدی؟

245
00:12:53,750 --> 00:12:54,666
‫خب، یه آشپز.

246
00:12:54,750 --> 00:12:55,833
‫یه آشپز؟

247
00:12:55,916 --> 00:12:58,833
‫که دیده لرد دادلی از سم مذکور استفاده کرده.

248
00:12:58,916 --> 00:13:01,833
‫دروغه. دروغه. دروغه!

249
00:13:03,041 --> 00:13:04,416
‫آه!

250
00:13:04,500 --> 00:13:05,500
‫احمق!

251
00:13:05,583 --> 00:13:08,208
‫مثل خیلی از رهبرای قبل و بعدش،

252
00:13:08,291 --> 00:13:10,083
‫جین داره می‌فهمه...

253
00:13:11,166 --> 00:13:13,708
‫...که یه دولت پر دردسر رو به ارث برده...

254
00:13:13,791 --> 00:13:14,791
‫چارلز.

255
00:13:14,875 --> 00:13:16,333
‫اون هم تو یه کشور دو دسته.

256
00:13:17,416 --> 00:13:19,666
‫- به عبارت دیگه...
‫- چارلز.

257
00:13:19,750 --> 00:13:21,250
‫یه گند واقعی در انتظارشه.

258
00:13:21,333 --> 00:13:23,500
‫اون آشپز رو پیدا کن.

259
00:13:27,375 --> 00:13:30,250
‫و مطمئنی که روز قبل از جشن همه قدیسین بود؟

260
00:13:30,333 --> 00:13:31,750
‫البته.

261
00:13:31,833 --> 00:13:33,559
‫کل اون روز طولانی رو تو آشپزخونه سر پا بودم،

262
00:13:33,583 --> 00:13:36,125
‫و اون شب از دماغم خون اومد،

263
00:13:36,208 --> 00:13:37,728
‫پس رفتم پایین یه تیکه نون بردارم

264
00:13:37,791 --> 00:13:39,416
‫که جلوی خون رو بگیرم.

265
00:13:39,500 --> 00:13:41,125
‫می‌دونین، همچین درمانی جواب میده.

266
00:13:41,208 --> 00:13:42,666
‫بعد اون حرومزاده رو دیدم.

267
00:13:42,750 --> 00:13:43,916
‫لرد دادلی.

268
00:13:44,000 --> 00:13:45,583
‫درسته. خودش.

269
00:13:45,666 --> 00:13:48,333
‫داشت یه پودری رو روی غذای اعلیحضرت می‌ریخت...

270
00:13:49,500 --> 00:13:51,416
‫دفتر کاخ رو برام بیار.

271
00:13:54,125 --> 00:13:55,583
‫از کجا فهمیدی سم بود؟

272
00:13:55,666 --> 00:13:57,375
‫خودت دیدیش؟

273
00:13:58,416 --> 00:14:00,041
‫اوم، آره. من...

274
00:14:00,125 --> 00:14:01,625
‫داخل یه کاسه بود.

275
00:14:02,875 --> 00:14:04,083
‫چه جور کاسه‌ای؟

276
00:14:04,166 --> 00:14:05,791
‫یه کاسه‌ی طلایی؟

277
00:14:05,875 --> 00:14:07,500
‫آره! براق بود.

278
00:14:07,583 --> 00:14:10,000
‫پس یه کاسه‌ی طلایی بود. نه یه جعبه؟

279
00:14:10,083 --> 00:14:11,291
‫آره! آره!

280
00:14:11,375 --> 00:14:12,708
‫فقط...

281
00:14:12,791 --> 00:14:15,333
‫یه کاسه‌ی شرقی.

282
00:14:15,416 --> 00:14:16,791
‫اوه، شرقی؟

283
00:14:16,875 --> 00:14:17,916
‫یعنی از چین؟

284
00:14:18,000 --> 00:14:21,541
‫خُب... از نورویچ شرقی.

285
00:14:22,666 --> 00:14:23,726
‫اونجا این موقع سال خیلی خوشگـــ...

286
00:14:23,750 --> 00:14:25,601
‫به همه‌ی سوالات علیاحضرت جواب داده شد؟

287
00:14:25,625 --> 00:14:26,865
‫هوم.

288
00:14:28,375 --> 00:14:31,000
‫ - ممنون از اینکه وقت گذاشتی.
‫- اوه، خواهش می‌کنم، علیاحضرت.

289
00:14:31,083 --> 00:14:32,375
‫فقط یه چیز دیگه.

290
00:14:33,833 --> 00:14:36,375
‫داخل دفتر کاخ نوشته که اون روز اصلاً سر کار نبودی.

291
00:14:36,458 --> 00:14:37,750
‫اوم...

292
00:14:37,833 --> 00:14:39,708
‫من... خب...

293
00:14:39,791 --> 00:14:41,750
‫اون... اون حرومزاده...

294
00:14:41,833 --> 00:14:43,375
‫و اون... اون...

295
00:14:43,458 --> 00:14:45,041
‫- اون پودر!
‫- داری دروغ میگی.

296
00:14:45,125 --> 00:14:46,375
‫حتی بلد نیستی درست و حسابی دروغ بگی.

297
00:14:46,458 --> 00:14:48,875
‫فوراً لرد دادلی رو آزاد کنید.

298
00:14:48,958 --> 00:14:50,375
‫چرا این‌کار رو کردی؟

299
00:14:50,458 --> 00:14:52,625
‫مجبورت کردن یا رشوه گرفتی؟

300
00:14:53,625 --> 00:14:54,916
‫جوابمو بده!

301
00:14:55,000 --> 00:14:58,666
‫و یادآوری می‌کنم که مجازات شهادت دروغ...

302
00:14:58,750 --> 00:15:00,666
‫درآوردن چشم از حدقشه.

303
00:15:01,583 --> 00:15:03,083
‫- اونم با قاشق.
‫- من...

304
00:15:03,166 --> 00:15:05,583
‫مجبورت کردن یا رشوه گرفتی؟

305
00:15:08,000 --> 00:15:09,291
‫همین الان بهم بگو.

306
00:15:12,458 --> 00:15:14,250
‫- برید دنبالش!
‫- هی!

307
00:15:19,666 --> 00:15:21,250
‫اوه، خدایا.

308
00:15:22,625 --> 00:15:23,958
‫یه هیولا بود!

309
00:15:25,041 --> 00:15:26,625
‫آشپزه یه ایتیان بود؟

310
00:15:26,708 --> 00:15:29,291
‫آره، منم سیخش کردم.

311
00:15:29,375 --> 00:15:30,958
‫خواهش می‌کنم، علیاحضرت.

312
00:15:31,041 --> 00:15:32,250
‫سیمور.

313
00:15:32,333 --> 00:15:33,958
‫نمی‌تونی همینجوری آدما رو بکشی.

314
00:15:34,041 --> 00:15:35,791
‫- اون زن...
‫- زن نبود. یه هیولا بود.

315
00:15:35,875 --> 00:15:39,250
‫خب! پس دادلی واقعاً بی‌گناه بود.

316
00:15:39,333 --> 00:15:41,476
‫و آشپزه همون مسموم‌کننده بود
‫و همه چیزو از خودش درآورده بود.

317
00:15:41,500 --> 00:15:43,291
‫آفرین به شما.

318
00:15:53,375 --> 00:15:55,666
‫اه. خدایا، چه بویی.

319
00:15:57,458 --> 00:15:59,750
‫دیوهای کثیف و زشت.

320
00:16:08,083 --> 00:16:09,750
‫- اون یکیه.
‫- والاحضرت.

321
00:16:13,250 --> 00:16:19,000
‫در ازای یه لطف کوچیک،

322
00:16:19,083 --> 00:16:23,666
‫واست پیشنهاد آزادی و ثروت دارم.

323
00:16:23,750 --> 00:16:25,833
‫اگه برات جالبه،

324
00:16:25,916 --> 00:16:27,958
‫برو تو جعبه.

325
00:16:28,041 --> 00:16:29,625
‫یا همین‌جا بمون

326
00:16:29,708 --> 00:16:32,666
‫و صبر کن تا لرد سیمور برگرده

327
00:16:32,750 --> 00:16:35,625
‫و برنامه‌ی آزمایش بعدیش رو بچینه.

328
00:16:35,708 --> 00:16:37,208
‫انتخاب با خودته.

329
00:16:41,875 --> 00:16:43,333
‫آروم باش.

330
00:16:43,416 --> 00:16:44,916
‫دیگه داره غروب میشه.

331
00:16:45,000 --> 00:16:46,333
‫اینجا در امانی.

332
00:16:46,416 --> 00:16:49,000
‫اصطبل جدید داری، از خونه‌ی قبلیت هم بزرگ‌تره.

333
00:16:49,083 --> 00:16:52,083
‫ولی سعی کردم تا جای ممکن یه کاری کنم تا راحت باشید، سرورم.

334
00:16:52,166 --> 00:16:55,375
‫هی. الان به اون اسب گفتی "سرورم"؟

335
00:16:58,458 --> 00:17:00,541
‫لرد سیمور. من، اوم...

336
00:17:00,625 --> 00:17:02,166
‫گفتم مایلو.

337
00:17:02,250 --> 00:17:03,625
‫اسمش مایلوئه.

338
00:17:03,708 --> 00:17:04,750
‫فرار کن.

339
00:17:06,125 --> 00:17:09,083
‫نذار اسبت همینجوری ول بچرخه.

340
00:17:09,125 --> 00:17:10,875
‫خدایا. خودم می‌بندمش.

341
00:17:11,916 --> 00:17:14,208
‫شنیدم اون حرومزاده دادلی

342
00:17:14,291 --> 00:17:16,583
‫مهترای سلطنتی رو از این اصطبل‌ها اخراج کرده.

343
00:17:16,666 --> 00:17:17,666
‫چرا؟

344
00:17:17,750 --> 00:17:21,333
‫اخانواده دادلی واسه خودشون مهتر دارن.

345
00:17:21,416 --> 00:17:23,625
‫و این هم دستور ملکه بود، سرورم.

346
00:17:25,583 --> 00:17:27,166
‫این تخت مال کیه؟

347
00:17:29,625 --> 00:17:32,500
‫و همین‌طور این لباسا؟

348
00:17:32,583 --> 00:17:35,041
‫- مال خودمه، سرورم.
‫- بعید می‌دونم.

349
00:17:35,125 --> 00:17:36,416
‫این مخمله.

350
00:17:39,250 --> 00:17:40,583
‫حتماً مال اربابته.

351
00:17:40,666 --> 00:17:41,958
‫نه.

352
00:17:42,041 --> 00:17:44,333
‫فقط یه توضیح وجود داره.

353
00:17:50,625 --> 00:17:51,916
‫علیاحضرت...

354
00:17:53,375 --> 00:17:57,833
‫گیلفورد دادلی رو تو تختش راه نمیده.

355
00:17:59,000 --> 00:18:00,833
‫درسته، سرورم.

356
00:18:00,916 --> 00:18:02,625
‫می‌تونم تا بیرون راهنماییتون کنم؟

357
00:18:02,708 --> 00:18:04,541
‫قضیه‌ی آشپزه رو شنیدی؟

358
00:18:05,750 --> 00:18:09,291
‫شرط می‌بندم بازم از این هیولاها هستن
‫که تو این کاخ قایم شدن.

359
00:18:09,375 --> 00:18:11,916
‫شاید بتونید موقع پیاده‌روی
‫قضیه رو واسم تعریف کنید.

360
00:18:14,958 --> 00:18:16,916
‫آه! شمشیرم.

361
00:18:17,000 --> 00:18:19,541
‫اگه سرم به تنم وصل نبود
‫اونم گمش می‌کردم.

362
00:18:27,625 --> 00:18:29,833
‫اسب‌ها.

363
00:18:29,916 --> 00:18:32,166
‫در واقع همون موش‌هایی هستن که سُم دارن.

364
00:18:46,458 --> 00:18:47,916
‫یه نوشیدنی لازم دارم.

365
00:18:52,500 --> 00:18:54,125
‫پتونیا؟

366
00:18:54,208 --> 00:18:55,458
‫پتونیا؟

367
00:18:55,541 --> 00:18:56,750
‫پتونیا، کجایی؟

368
00:18:58,083 --> 00:19:00,833
‫چیزی رو برداشتی که مال خودت نبود، خواهر.

369
00:19:02,291 --> 00:19:04,208
‫خواهش می‌کنم بهش آسیب نزن.

370
00:19:04,291 --> 00:19:06,291
‫فکر کردی من و سیمور احمقیم؟

371
00:19:07,500 --> 00:19:09,333
‫وصیت‌نامه‌ی ادوارد.

372
00:19:09,416 --> 00:19:11,000
‫تو دزدیدیش.

373
00:19:13,166 --> 00:19:14,833
‫ادوارد حق داشت وارثشو انتخاب کنه.

374
00:19:14,916 --> 00:19:17,750
‫دختره‌ی زیرآب زن مکار.

375
00:19:17,833 --> 00:19:20,250
‫لطفاً. ولش کن.

376
00:19:20,333 --> 00:19:23,875
‫انقدر که به فکر این سگ ولگردی
‫به فکر خواهرت نیستی.

377
00:19:23,958 --> 00:19:25,333
‫نه! مری.

378
00:19:25,416 --> 00:19:26,708
‫خواهش می‌کنم.

379
00:19:26,791 --> 00:19:28,625
‫منو ببخش. من...متأسفم.

380
00:19:28,708 --> 00:19:30,958
‫باید جبرانش کنی.

381
00:19:31,041 --> 00:19:32,750
‫حتماً.

382
00:19:32,833 --> 00:19:33,875
‫قول میدم.

383
00:19:33,958 --> 00:19:36,041
‫اون جعبه رو می‌بینی؟

384
00:19:37,083 --> 00:19:38,500
‫توش چیه؟

385
00:19:38,583 --> 00:19:40,500
‫تو به اون کاری نداشته باش.

386
00:19:40,583 --> 00:19:42,625
‫بذارش کنار ملکه جین.

387
00:19:42,708 --> 00:19:44,583
‫همین امشب.

388
00:19:44,666 --> 00:19:46,833
‫داخلش رو نگاه نمی‌کنی.

389
00:19:46,916 --> 00:19:48,541
‫به هیچکس هم نمیگی.

390
00:19:52,750 --> 00:19:54,166
‫آه، ها!

391
00:19:54,250 --> 00:19:56,958
‫چه شگفت‌انگیز. بارونس مونتیگل،

392
00:19:57,041 --> 00:19:59,625
‫یا به قول خودم،
‫کسی که می‌خواد همه چی رو صاحب بشه،

393
00:19:59,708 --> 00:20:02,875
‫ازمون می‌خواد ندیمه بشه.

394
00:20:02,958 --> 00:20:04,958
‫میشه دست از سر و صدا کردن بردارید؟

395
00:20:05,041 --> 00:20:06,625
‫اوه، بانو سامرست.

396
00:20:06,708 --> 00:20:09,375
‫کاش جین هم می‌تونست از پیام‌های چاپلوسانه

397
00:20:09,458 --> 00:20:10,708
‫به اندازه فرانسیس لذت ببره.

398
00:20:10,791 --> 00:20:12,291
‫- ساعت چنده؟
‫- "تبریکات!"

399
00:20:12,375 --> 00:20:14,000
‫خب، عجیبه که همچین چیزی به ذهنش رسیده.

400
00:20:14,083 --> 00:20:16,500
‫می‌دونید وقتی با پدرتون ازدواج کردم چه درباره‌م گفت؟

401
00:20:16,583 --> 00:20:20,208
‫"یه توطئه‌گر بی‌رحم و همیشه ناراضی."

402
00:20:20,291 --> 00:20:22,458
‫حالا کی توطئه‌گره، زنیکه؟

403
00:20:22,541 --> 00:20:24,750
‫کاترین و مارگارت ندیمه‌های من می‌شن.

404
00:20:24,833 --> 00:20:26,000
‫آره! اوه، خواهش می‌کنم، می‌تونم؟

405
00:20:26,083 --> 00:20:27,416
‫- آره، خوبه.
‫- منم چی؟

406
00:20:27,500 --> 00:20:29,750
‫نه. برای شماها برنامه‌های بهتری دارم.

407
00:20:33,708 --> 00:20:35,041
‫علیاحضرت.

408
00:20:35,125 --> 00:20:36,500
‫بث.

409
00:20:36,583 --> 00:20:38,625
‫با خودم گفت شاید از اینا خوشتون بیاد.

410
00:20:38,708 --> 00:20:41,333
‫هر وقت کتاب می‌خونم حس می‌کنم
‫تو خونه‌ی خودمم.

411
00:20:41,416 --> 00:20:43,291
‫- ممنون، بث.
‫- خواهش می‌کنم.

412
00:20:43,375 --> 00:20:44,833
‫در واقع، صبر کن.

413
00:20:44,916 --> 00:20:46,208
‫لطفاً بمون.

414
00:20:46,291 --> 00:20:48,083
‫یه نوشیدنی باهام بخور.

415
00:20:48,166 --> 00:20:51,541
‫می‌تونیم به سلامتی ادوارد بنوشیم
‫و درباره‌ی زندگی درباری حرف بزنیم.

416
00:20:51,625 --> 00:20:53,958
‫با کمال میل، علیاحضرت.

417
00:20:55,375 --> 00:20:58,208
‫برادرم موقع ورق‌بازی خیلی تقلب می‌کرد.

418
00:20:58,291 --> 00:20:59,642
‫آره! و هر بار که مچشو می‌گرفتیم،

419
00:20:59,666 --> 00:21:02,458
‫فقط می‌خندید و ازمون می‌خواست دوباره بازی کنیم.

420
00:21:02,541 --> 00:21:05,666
‫جواب رد دادن به درخواستای اعضای خانواده کار سختیه.

421
00:21:05,750 --> 00:21:09,041
‫بگو ببینم بث، لرد سیمور و ادوارد با هم خیلی صمیمی بودن؟

422
00:21:09,125 --> 00:21:11,916
‫فکر کنم یکی از مشکلات پادشاه بودن اینه که،

423
00:21:12,000 --> 00:21:14,666
‫البته اگه این تفکر مشکوک رو کنار بذاریم که

424
00:21:14,750 --> 00:21:17,791
‫حق الهی و قدرت مطلق موروثی رو دارن،

425
00:21:17,875 --> 00:21:20,208
‫اینه که نمیشه وفاداری رو یه امر مسلم در نظر بگیری،

426
00:21:20,291 --> 00:21:21,833
‫حتی از طرف مشاوران سلطنتی.

427
00:21:23,500 --> 00:21:25,208
‫بث...

428
00:21:25,291 --> 00:21:28,333
‫صحبت از ادوارد ناراحتت می‌کنه؟

429
00:21:29,833 --> 00:21:31,583
‫فقط دلم براش تنگ شده.

430
00:21:37,666 --> 00:21:39,708
‫منم دلم براش تنگ شده.

431
00:21:39,791 --> 00:21:41,750
‫خوشحالم که اینجایی.

432
00:21:41,833 --> 00:21:43,291
‫و اینکه تو رو انتخاب کرد.

433
00:21:44,333 --> 00:21:46,250
‫در مورد موضوع قدرت،

434
00:21:46,333 --> 00:21:49,375
‫همیشه افکار ایزیدور سویل رو
‫در این مورد آموزنده می‌دونستم.

435
00:21:49,458 --> 00:21:50,875
‫اوه.

436
00:21:50,958 --> 00:21:52,458
‫باید برم.

437
00:21:54,625 --> 00:21:55,666
‫شاهدخت بث.

438
00:21:56,875 --> 00:21:59,083
‫- گیلفورد.
‫- جین.

439
00:22:02,666 --> 00:22:03,708
‫بریم؟

440
00:22:07,916 --> 00:22:10,166
‫- سیمور پشت همه چیزه.
‫- چی؟

441
00:22:10,250 --> 00:22:13,050
‫اون ادوارد رو مسموم کرده.
‫مطمئنماون مردا رو فرستاده تا ما رو تو جنگل بکشن.

442
00:22:14,208 --> 00:22:15,541
‫مدرکی هم داری؟

443
00:22:15,625 --> 00:22:17,291
‫هنوز نه.

444
00:22:17,375 --> 00:22:19,875
‫وقتی داشتم از شاهد، که آشپز کاخه، سوال می‌پرسیدم،

445
00:22:19,958 --> 00:22:22,500
‫یه جوری به سیمور نگاه می‌کرد انگار ازش می‌ترسید.

446
00:22:22,583 --> 00:22:24,583
‫و بعد فرار کرد و...

447
00:22:25,791 --> 00:22:27,208
‫تبدیل به یه ایتیان شد.

448
00:22:28,791 --> 00:22:30,416
‫بعدش هم کشتنش.

449
00:22:30,500 --> 00:22:31,541
‫به همین راحتی.

450
00:22:31,625 --> 00:22:32,958
‫انگار زنه هیچی نبود.

451
00:22:38,208 --> 00:22:39,875
‫جین، باید حرف بزنیم.

452
00:22:43,500 --> 00:22:45,333
‫دیگه قابل تحمل نیست.

453
00:22:45,416 --> 00:22:47,958
‫باید درباره این حرف بزنیم
‫که تغییر شرایطمون

454
00:22:48,041 --> 00:22:49,333
‫چه تاثیری روی توافقمون داره.

455
00:22:49,416 --> 00:22:52,416
‫من هنوز به درمان نیاز دارم، و فکر کنم
‫تو هم هنوز طلاق می‌خوای، پس...

456
00:22:52,500 --> 00:22:54,000
‫باید این سوال رو پرسید.

457
00:22:54,083 --> 00:22:55,708
‫توافقمون هنوز پابرجاست؟

458
00:22:55,791 --> 00:22:57,166
‫آره.

459
00:22:57,250 --> 00:22:58,791
‫ولی در حال حاضر مشکلات بزرگ‌تری داریم.

460
00:22:58,875 --> 00:23:00,458
‫جین.

461
00:23:00,541 --> 00:23:02,208
‫هر ثانیه که اینجا می‌مونم،

462
00:23:02,291 --> 00:23:05,333
‫برای تو، برای پدرم، و برای خودم یه خطر محسوب میشم.

463
00:23:05,416 --> 00:23:07,541
‫- چرا درک نمی‌کنی؟
‫- درک می‌کنم.

464
00:23:07,625 --> 00:23:09,875
‫- پس چرا سعیت رو نمی‌کنی؟
‫- یه کم سرم شلوغ بوده!

465
00:23:09,958 --> 00:23:11,000
‫تا الان هیچی جواب نداده.

466
00:23:11,083 --> 00:23:13,083
‫قرار بود دانشمند ماجرا تو باشی.

467
00:23:13,166 --> 00:23:15,333
‫قرار بود یه ذهن افسانه‌ای کنجکاو داشته باشی.

468
00:23:15,416 --> 00:23:16,958
‫هستم و دارم.

469
00:23:17,041 --> 00:23:18,351
‫خب، از نظر من که داری تسلیم می‌شی.

470
00:23:18,375 --> 00:23:20,750
‫هیچوقت تو زندگیم تسلیم نشدم.

471
00:23:20,833 --> 00:23:21,958
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً.

472
00:23:22,041 --> 00:23:22,958
‫- جدی؟
‫- جدی.

473
00:23:23,041 --> 00:23:24,041
‫پس ثابتش کن.

474
00:23:26,065 --> 00:23:33,065


475
00:23:38,916 --> 00:23:40,541
‫متأسفم.

476
00:23:40,625 --> 00:23:42,000
‫می‌دونم اینو نمی‌خوای.

477
00:23:42,083 --> 00:23:44,750
‫باید برم.

478
00:23:44,833 --> 00:23:46,125
‫فکر خوبیه.

479
00:24:13,708 --> 00:24:15,708
‫گیلفورد.

480
00:24:15,791 --> 00:24:16,916
‫بابا!

481
00:24:17,000 --> 00:24:19,125
‫- خوش برگشتی.
‫- جایی می‌ری؟

482
00:24:19,208 --> 00:24:22,458
‫از همین الان زندگی متاهلی گیجت کرده؟

483
00:24:22,541 --> 00:24:24,083
‫کارمون اشتباه بود.

484
00:24:24,166 --> 00:24:25,833
‫اون طوری که قول دادی کمکم نمی‌کنه.

485
00:24:25,916 --> 00:24:27,625
‫هر لحظه ممکنه شکار این آدما بشم.

486
00:24:27,708 --> 00:24:28,708
‫میرم فلورانس.

487
00:24:28,791 --> 00:24:30,916
‫اونجا یه کتابخونه هست
‫که توش یه نامه پیدا میشه

488
00:24:31,000 --> 00:24:32,791
‫که فرانسیس آسیزی نوشته
‫و شاید کمکم کنه.

489
00:24:32,875 --> 00:24:35,458
‫اون خل و چل رو میگی؟
‫اصلاً فکر خوبی نیست.

490
00:24:35,541 --> 00:24:38,125
‫نمی‌تونم اینجا بمونم. غیرممکنه.

491
00:24:38,208 --> 00:24:41,291
‫چی بهت گفته بودم؟
‫هیچ چیزی غیرممکن نیست.

492
00:24:41,375 --> 00:24:44,625
‫منو ببین. قرار بود اعدام بشم.
‫حالا زنده و سرحال اینجام.

493
00:24:44,708 --> 00:24:46,208
‫و همش به لطف زنته.

494
00:24:47,750 --> 00:24:49,208
‫آه، پسرم.

495
00:24:49,291 --> 00:24:51,208
‫وقتشه درباره‌ی آینده‌ت حرف بزنیم.

496
00:24:51,291 --> 00:24:52,541
‫بیا، بشین اینجا.

497
00:24:57,541 --> 00:25:01,208
‫جین باید تو رو پادشاه اعلام کنه.

498
00:25:03,708 --> 00:25:05,083
‫شوخی می‌کنی؟

499
00:25:05,166 --> 00:25:07,125
‫به عنوان همسر ملکه، هیچی حساب نمی‌شی.

500
00:25:07,208 --> 00:25:10,166
‫یعنی در بهترین حالت یه اسباب‌بازی خوشگل محسوب می‌شی.

501
00:25:10,250 --> 00:25:12,541
‫ولی به عنوان پادشاه،

502
00:25:12,625 --> 00:25:14,083
‫قدرت داری.

503
00:25:14,166 --> 00:25:16,166
‫آره. تا از خودت محافظت...

504
00:25:16,250 --> 00:25:17,833
‫و یه راه درمان پیدا کنی.

505
00:25:17,916 --> 00:25:23,291
‫می‌تونی واسه پیدا کردنش
‫هر وقت که خواستی و از هر منبعی که داشتی استفاده کنی.

506
00:25:23,375 --> 00:25:24,500
‫و تا اون روز خوش،

507
00:25:24,583 --> 00:25:26,583
‫در امانی.

508
00:25:26,666 --> 00:25:30,375
‫با تاج روی سرت، روی تخت پادشاهی.

509
00:25:34,750 --> 00:25:36,458
‫چیه؟

510
00:25:36,541 --> 00:25:38,541
‫هدفت از ازدواج من با جین
‫هیچ‌وقت به خاطر درمانم نبود.

511
00:25:39,583 --> 00:25:41,208
‫بلکه به خاطر پادشاهی بود.

512
00:25:41,291 --> 00:25:43,166
‫- برای تو بود.
‫- باشه.

513
00:25:43,250 --> 00:25:46,791
‫من یه هیولای وحشتناکم چون می‌خوام پسرم
‫پادشاه انگلیس بشه، آره؟

514
00:25:46,875 --> 00:25:49,500
‫چون می‌خوام بالاخره، بعد این همه مدت،

515
00:25:49,583 --> 00:25:51,333
‫نام خانوادگی‌مون رو احیا کنم.

516
00:25:51,416 --> 00:25:53,875
‫ببین، حقیقت اینه، گیلفورد،

517
00:25:53,958 --> 00:25:57,791
‫من انرژی و هزینه زیادی صرف کردم

518
00:25:57,875 --> 00:26:00,541
‫قانون‌شکنی کردم، جون همه‌مون رو به خطر انداختم،

519
00:26:00,625 --> 00:26:04,000
‫رازهات رو مخفی کردم
‫تا فقط زنده بمونی.

520
00:26:05,041 --> 00:26:07,458
‫تنها چیزی که در عوض می‌خوام...

521
00:26:07,541 --> 00:26:08,750
‫همینه.

522
00:26:09,916 --> 00:26:10,916
‫حالا...

523
00:26:12,083 --> 00:26:15,166
‫...نذار تنها نقص و ایرادت

524
00:26:15,250 --> 00:26:16,875
‫جلوی عظمتت رو بگیره.

525
00:26:37,208 --> 00:26:38,333
‫مواظب باش، پت.

526
00:26:39,416 --> 00:26:41,208
‫نیش مار سیاه کشنده‌ست.

527
00:26:52,250 --> 00:26:53,916
‫خدافظ!

528
00:26:54,000 --> 00:26:55,625
‫یه ایتیان!

529
00:26:55,708 --> 00:26:57,125
‫پتونیا!

530
00:26:57,208 --> 00:26:59,041
‫نترسید.

531
00:26:59,125 --> 00:27:01,833
‫ممنون که از دست مری نجاتم دادید.

532
00:27:01,916 --> 00:27:03,333
‫من...

533
00:27:03,416 --> 00:27:06,041
‫فقط واقعاً شرمنده که
‫نتونستم از برادرتون محافظت کنم.

534
00:27:07,583 --> 00:27:09,000
‫سعی کردی ادوارد رو نجات بدی؟

535
00:27:09,083 --> 00:27:10,958
‫آره، ولی موفق نشدم.

536
00:27:12,208 --> 00:27:14,291
‫همه چیز رو برام تعریف کن.

537
00:27:26,625 --> 00:27:28,416
‫الان بزنم، فیلیپس؟

538
00:27:32,416 --> 00:27:34,083
‫بفرما، هاجکینز.

539
00:27:34,166 --> 00:27:36,333
‫برو سراغش.

540
00:27:42,666 --> 00:27:43,875
‫رویاها.

541
00:27:45,083 --> 00:27:48,875
‫درسته مرموزن ولی ذهن آدم رو باز می‌کنن.

542
00:27:48,958 --> 00:27:53,625
‫گارد سلطنتی توسط یه نفر کنترل میشن.

543
00:27:55,083 --> 00:27:56,958
‫لرد سیمور؟

544
00:28:13,833 --> 00:28:14,833
‫من بردم.

545
00:28:26,708 --> 00:28:28,375
‫علیاحضرت.

546
00:28:28,458 --> 00:28:30,791
‫لرد سیمور.

547
00:28:30,875 --> 00:28:32,708
‫یه لیست از نیروهای گارد سلطنتی می‌خوام.

548
00:28:32,791 --> 00:28:34,541
‫اگه میشه اسم کوچیکشون هم باشه.

549
00:28:34,625 --> 00:28:36,000
‫.حتماً

550
00:28:38,791 --> 00:28:39,875
‫دلیلش چیه؟

551
00:28:39,958 --> 00:28:42,625
‫به نظرتون باید تعدادشون بیشتر بشه؟

552
00:28:42,708 --> 00:28:44,166
‫چرا باید این‌کار رو بکنم؟

553
00:28:45,291 --> 00:28:47,791
‫گارد سلطنتی من قوانین پارلمان رو اجرا می‌کنن...

554
00:28:49,375 --> 00:28:51,916
‫بدون اونا مجبور می‌شدیم لای اون حیوونا...

555
00:28:52,000 --> 00:28:53,375
‫.بلولیم

556
00:28:53,458 --> 00:28:56,458
‫همون‌طور که خواستید، اسم تک تک نگهبانا اینجا نوشته شده.

557
00:28:56,541 --> 00:28:57,625
‫علیاحضرت محترم.

558
00:28:57,708 --> 00:28:59,333
‫بفرمایید.

559
00:28:59,416 --> 00:29:00,416
‫اوه!

560
00:29:02,375 --> 00:29:05,500
‫آه، از دست تو عوضی کوچولو.

561
00:29:05,583 --> 00:29:07,000
‫اوپس.

562
00:29:07,083 --> 00:29:08,875
‫چقدر بی‌دست و پام.

563
00:29:10,958 --> 00:29:14,000
‫خب این نقشه هم پرید.

564
00:29:20,958 --> 00:29:22,041
‫لرد سیمور.

565
00:29:22,125 --> 00:29:24,541
‫امشب یه مهمونی شام کوچیک دارم.

566
00:29:24,625 --> 00:29:25,750
‫اوه، واقعاً؟

567
00:29:25,833 --> 00:29:28,166
‫اوه، واقعاً؟

568
00:29:28,250 --> 00:29:30,666
‫بی‌صبرانه منتظرم اونجا ببینمتون.

569
00:29:30,750 --> 00:29:31,916
‫- هوم.
‫- هوم.

570
00:29:35,083 --> 00:29:36,916
‫مهمونی شام.

571
00:29:40,416 --> 00:29:42,083
‫آخ. جدی؟

572
00:29:42,166 --> 00:29:44,000
‫جین داره مهمونی شام می‌گیره؟

573
00:29:44,083 --> 00:29:45,333
‫منم همین فکر رو کردم.

574
00:29:47,166 --> 00:29:49,684
‫- بث! قضیه‌ی جعبه چی شد؟
‫- وای خدا، خودشه.

575
00:29:49,708 --> 00:29:53,708
‫دفعه بعد که ببینمت،
‫اون توله سگ رو کلاه می‌کنم و میذارم سرم!

576
00:29:53,791 --> 00:29:54,958
‫بث...

577
00:29:55,041 --> 00:29:57,416
‫نمیذارم بهت آسیب بزنه. قول میدم. برو.

578
00:30:01,333 --> 00:30:02,541
‫خواهر.

579
00:30:02,625 --> 00:30:04,666
‫- لرد سیمور.
‫- خواهر.

580
00:30:04,750 --> 00:30:05,875
‫بگو چی شد.

581
00:30:06,916 --> 00:30:08,000
‫ماره مرده بود.

582
00:30:09,208 --> 00:30:10,250
‫مرده؟

583
00:30:10,333 --> 00:30:14,791
‫آره. فکر کنم هوای توی جعبه
‫برای نفس کشیدنش کافی نبود.

584
00:30:14,875 --> 00:30:16,833
‫ولی به‌هرحال،

585
00:30:16,916 --> 00:30:17,916
‫مرده بود.

586
00:30:19,666 --> 00:30:20,708
‫متاسفانه.

587
00:30:20,791 --> 00:30:23,083
‫چه هدیه‌ی قشنگی

588
00:30:23,166 --> 00:30:24,375
‫.می‌خواستی به جین بدی

589
00:30:25,458 --> 00:30:27,625
‫اون عاشق علوم طبیعیه.

590
00:30:29,833 --> 00:30:31,833
‫خوشگلکم.

591
00:30:31,916 --> 00:30:34,166
‫باید می‌ذاشتی من حیوون رو انتخاب کنم.

592
00:30:34,250 --> 00:30:36,750
‫مارها به ضعیف بودن معروفن.

593
00:30:36,833 --> 00:30:39,208
‫نه. من خواهرم رو می‌شناسم.

594
00:30:39,291 --> 00:30:40,416
‫داره دروغ میگه.

595
00:30:40,500 --> 00:30:44,250
‫بث جرئت نداره یه سری کارای ظریف دربار رو انجام بده.

596
00:30:44,333 --> 00:30:45,416
‫منظورت همون قتله؟

597
00:30:45,500 --> 00:30:48,958
‫آره. واسه این مهمونی شام کوفتی
‫یه کم توفانا جور کن.

598
00:30:49,041 --> 00:30:50,333
‫جین گری همین امشب می‌میره.

599
00:30:56,250 --> 00:30:58,125
‫گذشته‌ها گذشته؟

600
00:30:58,208 --> 00:30:59,250
‫دوباره رفیق شدیم؟

601
00:30:59,333 --> 00:31:01,041
‫گذشته‌ها گذشته. دوباره رفیق شدیم.

602
00:31:01,125 --> 00:31:02,125
‫دوستان...

603
00:31:02,208 --> 00:31:03,333
‫- سلام عزیزم.
‫- الان نه.

604
00:31:03,416 --> 00:31:04,500
‫دوستان،

605
00:31:04,583 --> 00:31:06,500
‫دخترم، یعنی ملکه،

606
00:31:06,583 --> 00:31:09,583
‫بابت حضورتون در مهمونی ساده‌ش خوش‌آمد میگه.

607
00:31:09,666 --> 00:31:11,458
‫ممنون که اومدید.

608
00:31:11,541 --> 00:31:13,541
‫ملکه‌ی دلبندم

609
00:31:13,625 --> 00:31:17,000
‫چطور می‌تونم قدردان ثبات فکری شما باشم،

610
00:31:17,083 --> 00:31:19,458
‫سرورم؟

611
00:31:19,541 --> 00:31:22,125
‫همه‌ی دار و ندارم رو تقدیمتون می‌کنم.

612
00:31:22,208 --> 00:31:23,791
‫خب. یه نوشیدنی کوچولو.

613
00:31:23,875 --> 00:31:26,166
‫- جین.
‫- گیلفورد.

614
00:31:26,250 --> 00:31:27,750
‫خوشم نمیاد با هم دعوا کنیم.

615
00:31:27,833 --> 00:31:30,500
‫- ولی خوب بلدی دعوا کنی.
‫- ممنون. تو هم همین‌طور.

616
00:31:30,583 --> 00:31:33,166
‫- فقط می‌خوام قول بدی.
‫- قول میدم.

617
00:31:33,250 --> 00:31:35,625
‫قول میدم همه‌ی سعی و تلاشم رو بکنم...

618
00:31:35,708 --> 00:31:38,250
‫البته به محض اینکه قاتل ادوارد
‫دستگیر و مجازات بشه.

619
00:31:38,333 --> 00:31:39,833
‫ممنون.

620
00:31:39,916 --> 00:31:41,666
‫حالا چطور پیش میره؟

621
00:31:41,750 --> 00:31:43,791
‫سعی دارم گولش بزنم.

622
00:31:43,875 --> 00:31:44,958
‫جالب شد.

623
00:31:59,291 --> 00:32:01,208
‫کیف چرمی. ربان قرمز. باید اینجا باشه.

624
00:32:01,291 --> 00:32:05,916
‫و جین گفت یه کلید
‫توی جعبه‌ست که گل رز روشه.

625
00:32:07,583 --> 00:32:08,625
‫اینجاست.

626
00:32:11,083 --> 00:32:12,500
‫هیچی اینجا نیست.

627
00:32:12,583 --> 00:32:14,291
‫پس کجاست؟ لعنتی!

628
00:32:19,166 --> 00:32:21,875
‫باعث افتخارمه که ملکه‌ی شما هستم...

629
00:32:21,958 --> 00:32:25,500
‫و می‌دونم که همه‌تون ازم محافظت می‌کنید...

630
00:32:25,583 --> 00:32:28,750
‫همون‌طور که وفادارانه
‫از پسردایی عزیزم محافظت کردید.

631
00:32:29,958 --> 00:32:32,166
‫علیاحضرت، منتظر این لحظه بودم.

632
00:32:32,250 --> 00:32:34,625
‫تا بتونم صمیمانه‌ترین تبریکاتم رو...

633
00:32:34,708 --> 00:32:36,375
‫.بهتون تقدیم کنم

634
00:32:36,458 --> 00:32:37,791
‫ممنون، شاهدخت مری.

635
00:32:37,875 --> 00:32:40,250
‫ترشی بلوطی که داخل کون بشه.

636
00:32:40,333 --> 00:32:41,708
‫شه ژالب.

637
00:32:41,791 --> 00:32:43,083
‫ترشی بلوطی که داخل کون بشه؟

638
00:32:44,208 --> 00:32:46,833
‫در واقع با این روش از آبله نجات پیدا کردم.

639
00:32:46,916 --> 00:32:49,458
‫یعنی، اگه واقعاً منظورتون آبله‌ست،

640
00:32:49,541 --> 00:32:52,541
‫باید پسرعمو سایمون سوانیج رو ببینید.

641
00:32:54,208 --> 00:32:57,125
‫گیلفورد، باید فردا با من بیای شکار.

642
00:32:57,208 --> 00:32:58,625
‫بهترین موقع واسه شکار گوزن سپیده‌دمه.

643
00:32:58,708 --> 00:33:00,208
‫متأسفانه،

644
00:33:00,291 --> 00:33:02,642
‫تنها چیزی که قراره فردا صبح شکار کنم، بالشتمه.

645
00:33:02,666 --> 00:33:06,750
‫البته. ناسلامتی باید شهرت مست و پاتیل بودنت رو حفظ کنی.

646
00:33:06,833 --> 00:33:10,000
‫او-اون یه عیاشه،
‫سه بار هورا واسه‌ش هورا بکشید.

647
00:33:11,166 --> 00:33:13,416
‫شهرتی که زیادی در موردش اغراق کردن.

648
00:33:13,500 --> 00:33:14,500
‫آره.

649
00:33:14,583 --> 00:33:17,083
‫داشتم فکر می‌کردم،
‫دقیقاً تو روز چیکار می‌کنی؟

650
00:33:19,375 --> 00:33:20,916
‫کنجکاویم بدونیم.

651
00:33:21,000 --> 00:33:24,041
‫- خب، من...
‫- سیمور، منم کنجکاوم...

652
00:33:24,125 --> 00:33:26,291
‫درباره‌ی اون آشپز بیشتر بدونم.

653
00:33:26,375 --> 00:33:28,851
‫یعنی، به نظرت عجیب نیست
‫که پادشاه رو مسموم کرده؟

654
00:33:28,875 --> 00:33:31,375
‫انگیزه‌ش چی می‌تونسته باشه؟

655
00:33:31,458 --> 00:33:33,041
‫خب، البته که هیولاها از راستینه‌ها متنفرن.

656
00:33:33,125 --> 00:33:34,583
‫چه سوال احمقانه‌ای.

657
00:33:34,666 --> 00:33:35,866
‫فکر کنم وقت گفتن سلامتیه.

658
00:33:35,916 --> 00:33:38,416
‫آره! یه نوشیدنی بزنیم.

659
00:33:40,458 --> 00:33:42,708
‫به نظر عالی میاد.
‫ممنون، لرد سیمور.

660
00:33:44,916 --> 00:33:46,083
‫همون‌طور که داشتم می‌گفتم،

661
00:33:46,166 --> 00:33:48,166
‫به سلامتی ملکه باهوشمون...

662
00:33:49,416 --> 00:33:51,458
‫...که رد ایتیانی که بینمون قایم شده بود رو زد.

663
00:33:51,541 --> 00:33:54,916
‫همیشه شایعه‌ بود یه ایتیان تو دربار داریم،

664
00:33:55,000 --> 00:33:57,416
‫پس واقعاً ممنونم.

665
00:34:04,875 --> 00:34:07,000
‫اوه! صبر کنید، صبر کنید. فقط...

666
00:34:08,416 --> 00:34:11,125
‫می‌خوام چند کلمه در مورد این بگم که...

667
00:34:11,166 --> 00:34:12,916
‫چقدر افتخار می‌کنم...

668
00:34:14,333 --> 00:34:15,833
‫به خودم.

669
00:34:17,166 --> 00:34:19,291
‫نگران نباش، خودم ردیفش می‌کنم.

670
00:34:22,583 --> 00:34:26,291
‫- این‌کارا رو از کجا یاد گرفتی؟
‫- خفه شو، دارم تمرکز می‌کنم.

671
00:34:26,375 --> 00:34:30,458
‫می‌دونید، به عنوان یه مادر مجرد
‫بزرگ کردن سه تا بچه...

672
00:34:30,541 --> 00:34:32,666
‫چالشی بود که قبول کردم

673
00:34:33,791 --> 00:34:35,125
‫و پیروز هم شدم.

674
00:34:37,083 --> 00:34:40,083
‫- و حالا بزرگ‌ترین دخترم ملکه شده...
‫- مادر.

675
00:34:40,166 --> 00:34:43,541
‫درست مثل مامان عزیز خودم
‫که ملکه‌ی فرانسه بود.

676
00:34:43,625 --> 00:34:45,083
‫فقط واسه هفت هفته.

677
00:34:45,166 --> 00:34:47,458
‫به سلامتی مادرها!

678
00:34:47,541 --> 00:34:49,958
‫اوه! چه احمقم.

679
00:34:52,041 --> 00:34:53,666
‫در واقع تنها مادر اینجا خودمم.

680
00:34:53,750 --> 00:34:56,083
‫اوپس!

681
00:34:56,166 --> 00:34:57,625
‫بنوشید!

682
00:34:59,125 --> 00:35:02,375
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫می‌خوام واسه نمایشت آماده باشی.

683
00:35:02,458 --> 00:35:04,250
‫به سلامتی من! ها!

684
00:35:07,416 --> 00:35:09,166
‫اوه، معذرت می‌خوام!

685
00:35:09,250 --> 00:35:10,666
‫ببخشید!

686
00:35:10,750 --> 00:35:11,583
‫ولش کن، احمق.

687
00:35:11,666 --> 00:35:13,000
‫همه چیز رو خراب می‌کنی.

688
00:35:28,875 --> 00:35:31,059
‫راستی، لازم نبود موقع شام ازم دفاع کنی.

689
00:35:31,083 --> 00:35:32,750
‫مدت طولانیه که این‌کارو می‌کنم.

690
00:35:32,833 --> 00:35:34,166
‫چطور تحمل می‌کنی؟

691
00:35:34,250 --> 00:35:35,416
‫حرفاشون واسم مهم نیست.

692
00:35:35,500 --> 00:35:37,916
‫آدمای مهم زندگیم می‌دونن چیکاره‌م.

693
00:35:38,958 --> 00:35:41,375
‫خب. چی داریم؟

694
00:35:41,458 --> 00:35:45,083
‫به نظر میرسه نامه باشن، ولی نمی‌تونم بخونمشون. رمزی نوشته شدن.

695
00:35:45,166 --> 00:35:48,625
‫اگه همین نشونه‌ی گناهکار بودنش نباشه عجیبه.

696
00:35:50,625 --> 00:35:51,916
‫رمز اتبش نیست.

697
00:35:52,000 --> 00:35:53,958
‫رمز جایگزینی هم نیست.

698
00:35:55,833 --> 00:35:57,708
‫- رمز آلبرتیه.
‫- چیه؟

699
00:35:57,791 --> 00:36:01,041
‫شاید آرامی بلد نباشم،
‫ولی دیگه اونقدرام خر نیستم.

700
00:36:02,500 --> 00:36:03,541
‫همراهم بیا.

701
00:36:10,083 --> 00:36:11,083
‫خب.

702
00:36:14,958 --> 00:36:16,125
‫ایناهاش.

703
00:36:17,208 --> 00:36:18,375
‫یه چرخ رمزگشاس.

704
00:36:21,791 --> 00:36:23,166
‫چرا همچین چیزی رو داری؟

705
00:36:23,250 --> 00:36:26,791
‫شاه هنری پیر موقع طلاقش
‫برای ارتباط با امپراتور مقدس روم

706
00:36:26,875 --> 00:36:28,625
‫از رمز آلبرتی استفاده می‌کرد.

707
00:36:28,708 --> 00:36:31,375
‫به‌هرحال، این رو به افراد مورداعتمادش یاد داد،

708
00:36:31,458 --> 00:36:33,250
‫و بعد پدرم به من یاد داد.

709
00:36:33,333 --> 00:36:35,583
‫پس سیمور هم بلده.

710
00:36:35,666 --> 00:36:36,750
‫خدایا، تو چقدر باهوشی.

711
00:36:36,833 --> 00:36:39,000
‫البته که هستم لعنتی.

712
00:36:45,700 --> 00:36:48,040
‫♪ شب‌هایی با ساتن سفید ♪

713
00:36:49,040 --> 00:36:51,660
‫♪ هیچ‌وقت به پایان نمی‌رسن ♪

714
00:36:53,120 --> 00:36:55,330
‫♪ نامه‌هایی که نوشتم ♪

715
00:36:55,410 --> 00:36:58,160
‫♪ و هیچ‌وقت قرار نبوده بفرستم ♪

716
00:36:59,620 --> 00:37:02,200
‫♪ زیبایی که همیشه دلم براش تنگ میشه ♪

717
00:37:02,290 --> 00:37:06,580
‫♪ با چشم‌هایی که داره ♪

718
00:37:06,660 --> 00:37:09,200
‫♪ حقیقت اینه که ♪

719
00:37:09,290 --> 00:37:12,040
‫♪ نمی‌تونم بیانش کنم ♪

720
00:37:12,120 --> 00:37:14,790
‫♪ چون عاشقتم ♪

721
00:37:15,790 --> 00:37:18,160
‫♪ آره، عاشقتم ♪

722
00:37:18,250 --> 00:37:20,700
‫♪ اوه، چقدر عاشقتم ♪

723
00:37:20,790 --> 00:37:24,080
‫♪ آره ♪

724
00:37:24,166 --> 00:37:26,875
‫بهت گفتم
‫دم در اتاقم منتظرم باش.

725
00:37:26,958 --> 00:37:28,708
می‌خواستم یه حرکت بزرگ جنتلمنی بزنم.

726
00:37:28,791 --> 00:37:31,416
‫از حرکت‌های نمایشی و جنتلمنانه متنفرم.

727
00:37:31,500 --> 00:37:32,541
‫فرانسیس. هیس.

728
00:37:32,625 --> 00:37:33,791
‫عشق شیرین من.

729
00:37:33,875 --> 00:37:36,083
‫هر شب تو خوابام...

730
00:37:36,166 --> 00:37:38,583
...خودمون رو می‌بینم که تو شراب و لخت و عور...

731
00:37:38,666 --> 00:37:40,416
تو هم پیچیدیم.

732
00:37:40,500 --> 00:37:41,958
‫وای خدایا.

733
00:37:44,291 --> 00:37:47,083
‫افتخار میدی تا ابد..

734
00:37:47,166 --> 00:37:48,333
همسر من باشی؟

735
00:37:50,125 --> 00:37:51,166
‫نه.

736
00:37:51,250 --> 00:37:52,166
‫ولی من عاشقتم!

737
00:37:52,250 --> 00:37:55,583
‫اوه، خواهش می‌کنم. تو عاشق من نیستی.

738
00:37:55,666 --> 00:37:58,291
‫و حتی اگه به یه شوهر نیاز داشتم، که ندارم،

739
00:37:58,375 --> 00:38:00,583
‫تو رو انتخاب نمی‌کردم.

740
00:38:00,666 --> 00:38:01,708
‫چرا؟

741
00:38:01,791 --> 00:38:03,125
‫استن.

742
00:38:03,208 --> 00:38:05,041
‫تو اصلاً مثل شوهرا نیستی.

743
00:38:05,125 --> 00:38:07,666
چرا هستم.

744
00:38:07,750 --> 00:38:10,083
‫من نمونه‌ی کامل یه شوهر زن ذلیلم.

745
00:38:10,166 --> 00:38:12,250
‫خب، اگه اینطور بودی،

746
00:38:12,333 --> 00:38:15,750
من و پدرت تو رو واسه ازدواج با جین انتخاب می‌کردیم،

747
00:38:15,833 --> 00:38:17,166
‫نه گیلفورد رو.

748
00:38:17,250 --> 00:38:20,083
‫آره، خب، کارتون واقعاً احمقانه بود،

749
00:38:20,166 --> 00:38:21,351
‫با توجه به اینکه گیلفورد یه ایتـ...

750
00:38:21,375 --> 00:38:23,416
ایتـ...

751
00:38:23,500 --> 00:38:25,375
مگه گلیفورد چشه؟

752
00:38:26,541 --> 00:38:27,583
‫هیچی.

753
00:38:27,666 --> 00:38:31,250
‫- چه مرگشه؟
‫- اون... مبتلاست...

754
00:38:31,333 --> 00:38:34,416
‫- به سوزاک.
‫- اگه می‌خوای دوباره منو ببینی،

755
00:38:34,500 --> 00:38:38,333
‫باید همین الان همه چیز رو واسم تعریف کنی.

756
00:38:42,083 --> 00:38:44,333
‫چرا نذاشتی فرانسیس سم رو بخوره؟

757
00:38:44,416 --> 00:38:46,291
‫نکنه عاشقشی؟ هان؟

758
00:38:47,500 --> 00:38:50,875
‫چون هر قتلی یه هدفی لازم داره.

759
00:38:50,958 --> 00:38:54,916
‫آه! آره! آره! آه!

760
00:39:01,000 --> 00:39:02,041
‫اوه!

761
00:39:03,583 --> 00:39:04,916
از دست ‫اون عجیب‌الخلقه‌های کوچولو.

762
00:39:05,000 --> 00:39:06,267
‫فکر می‌کنی جین کل روز با پسره چیکار می‌کنه؟

763
00:39:06,291 --> 00:39:09,125
‫یه بازی وحشتناک... یه بازی عاشقانه.

764
00:39:10,791 --> 00:39:12,833
به نظرت نمیشه من رو باز کنی،‌ خوشگلکم؟

765
00:39:12,916 --> 00:39:14,708
یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌س.

766
00:39:14,791 --> 00:39:16,250
‫می‌دونی چی از همه عجیب‌تره؟

767
00:39:16,333 --> 00:39:19,208
‫مهترهای اصطبل غربی رو اخراج کردن.

768
00:39:19,291 --> 00:39:20,458
‫دستور جین بوده.

769
00:39:20,541 --> 00:39:22,916
دستور جین بوده؟

770
00:39:23,000 --> 00:39:24,640
‫اصطبل غربی رو می‌خواد چیکار؟

771
00:39:24,708 --> 00:39:27,208
‫گوشم داره می‌خاره.

772
00:39:28,458 --> 00:39:30,666
‫یه اتفاق به شدت عجیبی داره رخ میده...

773
00:39:30,750 --> 00:39:32,708
منم باید بفهمم چیه.

774
00:39:38,541 --> 00:39:40,000
‫آه!

775
00:39:41,708 --> 00:39:43,208
کم‌کم به سپیده‌دم نزدیک می‌شیم،

776
00:39:43,291 --> 00:39:48,250
ولی ‫رمزشکن‌های دلیر ما هیچ مدرکی
‫علیه سیمور پیدا نکردن.

777
00:39:48,333 --> 00:39:50,333
‫ولی پیدا کردن...

778
00:39:50,416 --> 00:39:52,958
«‫واژنم از انتظار مرطوب شده

779
00:39:53,041 --> 00:39:56,208
‫واسه اینکه بتونم دوباره
‫باسن وحشت‌زده‌ت رو شلاق بزنم.

780
00:39:56,291 --> 00:39:58,208
‫به سلامتی! مری."

781
00:39:58,291 --> 00:40:00,291
‫اینا رو واسه سیمور نوشته.

782
00:40:00,375 --> 00:40:01,791
چقدر کثیف.

783
00:40:01,875 --> 00:40:02,958
‫به این یکی گوش کن.

784
00:40:04,250 --> 00:40:07,500
‫«برخلاف اغلب شهروندان فلورانس،

785
00:40:07,583 --> 00:40:12,208
‫بیوه دست‌سازت
‫داره حسابی کارش رو خوب انجام میده.»

786
00:40:12,291 --> 00:40:14,375
‫فکر می‌کنی منظورش آلتشه؟

787
00:40:16,291 --> 00:40:17,750
‫وایستا.

788
00:40:17,833 --> 00:40:19,500
‫آلتش نیست. سمه.

789
00:40:20,916 --> 00:40:24,250
سم دست‌ساز بیوه فلورانسی. همون سم توفاناست.

790
00:40:24,333 --> 00:40:26,166
همون سمیه که ادوارد رو کشت.

791
00:40:26,250 --> 00:40:28,083
‫اونا با هم کشتنش.

792
00:40:31,250 --> 00:40:33,041
‫فکر می‌کردم مری برادرش رو دوست داره.

793
00:40:35,750 --> 00:40:37,416
‫خدایا، چقدر ساده‌ام.

794
00:40:39,458 --> 00:40:41,166
‫آدما خودخواهن

795
00:40:41,250 --> 00:40:42,708
‫و ناامیدکننده.

796
00:40:45,750 --> 00:40:47,430
‫باید صبح اول وقت یه جلسه شورا بذارم.

797
00:40:47,458 --> 00:40:48,458
‫میریم پیش پدرت.

798
00:40:49,791 --> 00:40:51,166
داره صبح میشه.

799
00:40:59,541 --> 00:41:01,416
‫مراقب باش.

800
00:41:15,875 --> 00:41:16,958
‫مری؟

801
00:41:18,208 --> 00:41:19,250
‫ملکه جین.

802
00:41:19,333 --> 00:41:22,625
‫شرط می‌بندم از اصطبل غربی داری میای.
دارم یه سر میرم اونجا.

803
00:41:22,708 --> 00:41:25,416
‫نه! صبر کن! مری، من...  نمی‌تونی.

804
00:41:26,625 --> 00:41:28,375
‫واقعاً؟

805
00:41:28,458 --> 00:41:29,625
‫نمی‌تونم؟

806
00:41:30,625 --> 00:41:31,625
اون‌وقت دلیلش چیه؟

807
00:41:31,708 --> 00:41:33,375
‫چون...

808
00:41:33,458 --> 00:41:35,791
تو زندگی هر زنی ‫یه وقتایی پیش میاد...

809
00:41:35,875 --> 00:41:37,875
که هول میشه و یه تصمیم عجولانه می‌گیره...

810
00:41:37,958 --> 00:41:41,000
و بعد خیلی زودتر از اونچه که فکرش رو بکنه
از تصمیمش ‫پشیمون میشه.

811
00:41:41,083 --> 00:41:42,958
‫برای جین، خب،

812
00:41:43,041 --> 00:41:44,500
‫اون لحظه همین الانه.

813
00:41:44,583 --> 00:41:47,291
‫تو ادوارد رو کشتی.

814
00:41:48,791 --> 00:41:50,458
‫مدرک دارم.

815
00:41:59,291 --> 00:42:02,041
‫آه!

816
00:42:07,666 --> 00:42:09,666
‫- آه!
‫- اون نامه‌ی کوفتی رو بده به من!

817
00:42:22,750 --> 00:42:23,750
‫تو...

818
00:42:23,833 --> 00:42:26,041
‫ملکه نیستی.

819
00:42:27,500 --> 00:42:30,500
‫یا باید کنار بکشی یا بمیری، جین.

820
00:42:30,583 --> 00:42:33,583
یا باید کنار بکشی یا بمیری!

821
00:43:45,875 --> 00:43:49,000
‫خب، فرانسیس از راز گیلفورد باخبر شده.

822
00:43:50,541 --> 00:43:53,416
‫مری خبر داره که جین از راز مری خبر داره.

823
00:43:55,416 --> 00:43:58,041
‫و منم از یه رازی باخبرم...

824
00:43:58,125 --> 00:44:01,833
‫یه پنهون‌کاری عمدی برای ‫بالا بردن هیجان داستان،

825
00:44:01,916 --> 00:44:04,458
‫یا به زبون ساده،

826
00:44:04,541 --> 00:44:05,958
‫یه پیچش داستانی.

827
00:44:06,041 --> 00:44:07,916
‫چون ادوارد...

828
00:44:08,000 --> 00:44:09,250
‫زنده‌ست!

829
00:44:10,416 --> 00:44:11,666
‫زنده‌ست!

830
00:44:12,190 --> 00:44:32,190
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

