﻿1
00:00:00,500 --> 00:00:05,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:06,080 --> 00:00:07,040
‫مری ادوارد رو کشت.

3
00:00:07,040 --> 00:00:08,120
‫و سعی کرد منم بکشه.

4
00:00:08,120 --> 00:00:09,290
‫مدرکی نداریم.

5
00:00:09,290 --> 00:00:12,120
‫لردهای من!
‫از همین الان گارد سلطنتی رو منحل می‌کنم.

6
00:00:12,120 --> 00:00:13,040
‫کارشون تمومه.

7
00:00:13,040 --> 00:00:14,330
‫می‌خوام سر جین گری رو روی نیزه ببینم،

8
00:00:14,330 --> 00:00:16,250
‫- و به ارتش تو نیاز دارم.
‫- سیمور رو اخراج کن.

9
00:00:16,250 --> 00:00:19,080
‫اون‌وقت پنج هزارنفر می‌فرستم تا واست بجنگن.

10
00:00:19,080 --> 00:00:20,870
‫گیلفورد دادلی یه اسبه.

11
00:00:20,870 --> 00:00:23,870
‫یا به این ازدواج پایان می‌دی
‫یا مجبورت می‌کنم تمومش کنی.

12
00:00:23,870 --> 00:00:25,250
‫نه، این‌کار رو نمی‌کنی.

13
00:00:25,250 --> 00:00:26,410
‫اگه طلاق نخوام چی؟

14
00:00:26,410 --> 00:00:27,910
‫اگه نخوای چی؟

15
00:00:28,700 --> 00:00:30,000
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.

16
00:00:30,000 --> 00:00:31,540
‫می‌تونم نشونت بدم.

17
00:00:32,540 --> 00:00:34,750
‫ایتیان‌ها رو به ضیافت تاج‌گذاریت دعوت کردی؟

18
00:00:34,750 --> 00:00:37,040
‫باید دوباره کنار هم زندگی کنیم.

19
00:00:37,160 --> 00:00:38,830
‫باید به قوانین تبعیض پایان بدیم.

20
00:00:40,290 --> 00:00:42,080
‫- گیلفورد، تو احتیاجی به درمان نداری.
‫- جین، خواهش می‌کنم، خفه شو.

21
00:00:42,080 --> 00:00:43,290
‫این کشوره که باید تغییر کنه، نه تو.

22
00:00:43,290 --> 00:00:45,040
‫می‌تونم انگلستان رو درست کنم.

23
00:00:45,040 --> 00:00:47,000
‫گور بابای انگلستان!
‫من رو درمان کن!

24
00:00:47,000 --> 00:00:47,950
‫بهت اعتماد کردم.

25
00:00:47,950 --> 00:00:49,830
‫چرا تعقیبم می‌کنی؟

26
00:00:49,830 --> 00:00:52,000
‫فقط اومدم بهت بگم
‫یه درمان برای ایتیان‌ها هست.

27
00:00:52,000 --> 00:00:53,290
‫و می‌دونم از کجا می‌شه گیرش آورد.

28
00:00:53,290 --> 00:00:55,250
‫یه شاهد پیدا شده
‫که تأیید می‌کنه

29
00:00:55,250 --> 00:00:56,370
‫قاتلین ادوارد شاه کیا بودن.

30
00:00:56,370 --> 00:00:58,450
‫لرد سیمور و شاهدخت مری.

31
00:00:58,450 --> 00:01:00,790
‫- دستگیرشون کنین.
‫- درسته، عزیزای دلم.

32
00:01:00,790 --> 00:01:04,250
‫شاهدخت مری داره فرار می‌کنه.

33
00:01:04,370 --> 00:01:05,870
‫اون رفته.

34
00:01:10,580 --> 00:01:12,620
‫مسلماً همون‌طور که می‌دونین،

35
00:01:12,620 --> 00:01:17,620
‫دوپامین یه انتقال‌دهنده‌ی عصبیه
‫که باعث میشه به انسان‌ها احساس شادی دست بده.

36
00:01:17,620 --> 00:01:19,700
‫مری خائن فرار کرده.

37
00:01:19,700 --> 00:01:23,080
‫و هیچ چیز به اندازه‌ی اینکه...

38
00:01:23,080 --> 00:01:26,410
‫دشمن قاتلت در حال فرار باشه، باعث نئشگی آدم نمیشه.

39
00:01:26,410 --> 00:01:28,580
‫لعنتی، چقدر حال میده.

40
00:01:28,580 --> 00:01:31,200
‫تا وقتی دستگیر نشه، آروم نمی‌گیرم.

41
00:01:32,330 --> 00:01:34,250
‫همه‌تون باید ارتش‌هاتون رو بفرستین
‫تا کشور رو بگردن...

42
00:01:34,250 --> 00:01:35,580
‫یه لحظه صبر کنید،

43
00:01:35,580 --> 00:01:37,290
‫علیاحضرت.

44
00:01:37,290 --> 00:01:38,950
‫از شانس بد جین،

45
00:01:38,950 --> 00:01:41,660
‫پادشاهان تودور ارتش ندارن.

46
00:01:41,660 --> 00:01:43,330
‫اونا باید ارتش رو قرض بگیرن.

47
00:01:43,330 --> 00:01:47,120
‫یعنی اینکه به این عوضی‌ها نیاز داره.

48
00:01:47,120 --> 00:01:49,870
‫درست فهمیدیم

49
00:01:49,870 --> 00:01:55,250
‫که شما از درخواست پرشور و حرارتتون
‫مبنی بر پایان دادن به قانون تبعیض عقب‌نشینی کردین؟

50
00:01:57,580 --> 00:01:58,620
‫نه.

51
00:02:01,120 --> 00:02:03,370
‫من به قانون تبعیض پایان میدم.

52
00:02:04,450 --> 00:02:06,910
‫کشور ما به اتحاد نیاز داره.

53
00:02:06,910 --> 00:02:10,040
‫و رهبری رو لازم داره
‫که بخواد برای این اتحاد بجنگه.

54
00:02:11,370 --> 00:02:14,040
‫هر کدوم از شما ده هزار نیرو به من قرض بدین.

55
00:02:14,040 --> 00:02:17,660
‫تا در مقابل تمام حرکات مری آماده باشیم.

56
00:02:17,660 --> 00:02:19,950
‫زنده باد ملکه مری!

57
00:02:33,830 --> 00:02:35,700
‫مارگارت، بیا اینجا.

58
00:02:36,790 --> 00:02:38,540
‫یه قاتل...

59
00:02:38,540 --> 00:02:40,040
‫- که از طرف مری خائن فرستاده شده!
‫- حالتون خوبه؟

60
00:02:40,040 --> 00:02:41,870
‫اوهوم.

61
00:02:43,950 --> 00:02:45,040
‫پاشو.

62
00:02:45,040 --> 00:02:47,660
‫همین‌طور لبخند بزن. ناسلامتی زنده‌ای.

63
00:02:47,660 --> 00:02:49,830
‫نترسین!

64
00:02:49,830 --> 00:02:52,580
‫اون آدم شرور مُرده.

65
00:02:52,580 --> 00:02:54,660
‫نمایش تموم شد. همه متفرق بشین.

66
00:02:54,660 --> 00:02:56,160
‫ملت، متفرق بشین.

67
00:02:56,160 --> 00:02:59,700
‫وقتی جین به اطرافش نگاه کرد،
‫متوجه شد که برای هیچ کدوم از این آدما...

68
00:02:59,700 --> 00:03:02,370
‫اهمیت نداره که همین الان
‫یه نفر خواسته اون رو به قتل برسونه.

69
00:03:02,370 --> 00:03:04,000
‫اونا فقط به قدرت اهمیت میدن.

70
00:03:04,000 --> 00:03:07,330
‫دارن پیش خودشون فکر می‌کنن
‫که اون فرد ضعیفیه.

71
00:03:07,330 --> 00:03:09,330
‫شکست خورده.

72
00:03:09,330 --> 00:03:11,450
‫محکوم به فناست.

73
00:03:16,160 --> 00:03:21,750
‫در همین حال، مادرجون هر کاری از دستش برمیاد انجام میده
‫تا ادوارد به تجسم ایتیانیش تغییر شکل بده.

74
00:03:23,750 --> 00:03:25,370
‫حتی ترفندای دندون‌پزشکی.

75
00:03:25,370 --> 00:03:29,750
‫با این حال، شاه سابق بیچاره‌ی ما
‫همچنان محکم و استوار در شمایل عادی خودش باقی مونده.

76
00:03:29,750 --> 00:03:31,040
‫این دیگه زیاده‌روی بود.

77
00:03:31,040 --> 00:03:32,830
‫انگار به اندازه کافی نبوده.

78
00:03:32,830 --> 00:03:35,870
‫این بدترین تاخیر ایتیانیه که بعد از عمو آرتورت...

79
00:03:35,870 --> 00:03:37,370
‫تو زندگیم دیدم.

80
00:03:37,370 --> 00:03:39,750
‫به معنای واقعی یکی از انگشتای پاش رو قطع کردم.

81
00:03:39,750 --> 00:03:40,950
‫حالا جواب داد؟

82
00:03:40,950 --> 00:03:42,250
‫نه بابا.

83
00:03:42,250 --> 00:03:44,500
‫بالاخره وقتی تغییر شکل داد
‫که از دیدن یه زنبور ترسید.

84
00:03:44,500 --> 00:03:45,580
‫احمق.

85
00:03:45,580 --> 00:03:47,790
‫و بعدش پدرت توی تختش با چاقو کشتش...

86
00:03:47,790 --> 00:03:49,700
‫و گفت از تب و لرز مُرده.

87
00:03:49,700 --> 00:03:50,790
‫چی؟

88
00:03:50,790 --> 00:03:52,120
‫هیچی.

89
00:03:52,120 --> 00:03:54,790
‫هر کسی یه محرک خاص داره.

90
00:03:54,790 --> 00:03:56,540
‫فقط باید مال تو رو پیدا کنیم.

91
00:03:56,540 --> 00:03:58,700
‫مادرجون، بسه!

92
00:03:58,700 --> 00:04:00,500
‫من ایتیان نیستم.

93
00:04:00,500 --> 00:04:01,830
‫نه اینکه بگم ایتیان بودن عیبی داره.

94
00:04:01,830 --> 00:04:03,700
‫من پادشاهم،

95
00:04:03,700 --> 00:04:06,830
‫و بهت دستور میدم بی‌خیالم بشی.

96
00:04:06,830 --> 00:04:07,910
‫خب،

97
00:04:07,910 --> 00:04:09,120
‫به این میگن روحیه.

98
00:04:09,120 --> 00:04:13,000
‫این دقیقاً همون انرژی‌ایه که موقع برگشتت...

99
00:04:13,000 --> 00:04:16,500
‫و تصاحب جایگاه به حقت
‫به عنوان پادشاه پرافتخار ایتیانی انگلستان بهش احتیاج داریم.

100
00:04:18,370 --> 00:04:21,250
‫واسه‌ت برنامه‌هایی دارم.

101
00:04:21,370 --> 00:04:25,330
‫یه پیشگویی هست که با یه سری معجزات تاریک شروع شد.

102
00:04:25,330 --> 00:04:29,000
‫یه اختاپوس غول‌پیکر از دریا روی یه قایق جنگی کالماری می‌پره...

103
00:04:29,000 --> 00:04:30,700
‫و همه رو زنده‌زنده می‌خوره.

104
00:04:30,700 --> 00:04:34,750
‫یه بره تو بین‌النهرین،
‫با سُمش زمین رو می‌کَنه،

105
00:04:34,750 --> 00:04:36,250
‫و یه چشمه از خالص‌ترین...

106
00:04:36,250 --> 00:04:38,830
‫هی وای من. اون پسره برگشته.

107
00:04:38,830 --> 00:04:42,330
‫تو اون لحظه،
‫ادوارد متوجه دوتا موضوع شد.

108
00:04:42,330 --> 00:04:47,330
‫اول اینکه تا حالا هیچ سخنرانی‌ای با موضوع سرنوشت
‫به اندازه‌ی تماشای اون گربه‌هه...

109
00:04:47,330 --> 00:04:50,700
‫روحش رو اون‌طوری لمس نکرده بوده.

110
00:04:50,700 --> 00:04:52,620
‫و، دوم...

111
00:04:52,620 --> 00:04:56,120
‫و بعدش تک‌تک راستینه‌های کشور رو...

112
00:04:56,120 --> 00:04:58,040
‫نابود می‌کنیم.

113
00:04:59,120 --> 00:05:00,500
‫راستینه‌ها رو...

114
00:05:00,500 --> 00:05:01,580
‫نابود می‌کنیم؟

115
00:05:01,580 --> 00:05:03,500
‫مادربزرگش رسماً دیوونه‌ست.

116
00:05:12,290 --> 00:05:13,410
‫گوگرده؟

117
00:05:13,410 --> 00:05:14,620
‫نه، مدفوعه.

118
00:05:14,620 --> 00:05:16,250
‫مدفوع اسب آبی.

119
00:05:16,250 --> 00:05:18,660
‫آره، آره، من... یه آشنایی دارم.

120
00:05:18,660 --> 00:05:21,330
‫آره.
‫جالبه، فراعنه ازش به عنوان داروی ضدبارداری...

121
00:05:21,330 --> 00:05:22,580
‫ استفاده می‌کردن.

122
00:05:22,580 --> 00:05:23,910
‫احمقانه‌ست.

123
00:05:23,910 --> 00:05:26,500
‫یه داروی درمانی قویه.

124
00:05:26,500 --> 00:05:28,080
‫نه، نیست. پاکش کن.

125
00:05:28,080 --> 00:05:29,910
‫دکتر باتس، شاید با یه کم سرکه...

126
00:05:29,910 --> 00:05:31,830
‫هیس، هیس، هیس، هیس.

127
00:05:32,910 --> 00:05:34,620
‫زن‌ها هیچوقت ساکت نمیشن،

128
00:05:34,620 --> 00:05:35,830
‫خدایا،

129
00:05:35,830 --> 00:05:37,540
‫یه سره زر زر می‌کنن.

130
00:05:37,540 --> 00:05:38,950
‫زر زر.

131
00:05:38,950 --> 00:05:40,160
‫حالا، یه قاشق شپش تازه...

132
00:05:40,160 --> 00:05:42,290
‫ تجویز می‌کنم که باید داخل صبحانه‌تون...

133
00:05:42,290 --> 00:05:43,370
‫تو اخراجی.

134
00:05:43,370 --> 00:05:45,790
‫- به یه زبون دیگه صحبت کردین؟
‫- شنیدی چی گفتم.

135
00:05:45,790 --> 00:05:47,120
‫تو...

136
00:05:47,120 --> 00:05:48,120
‫اخراجی.

137
00:05:50,870 --> 00:05:53,080
‫- خیلی حال داد.
- ‫جین، یه لحظه.

138
00:05:53,080 --> 00:05:54,660
‫خدایا، باز چیکارم داری؟

139
00:05:54,660 --> 00:05:56,200
‫جین، یه مسئله‌ی بحرانی پیش اومده.

140
00:05:56,200 --> 00:05:59,040
‫باید دست از وراجی در مورد
‫کمک به اون حیوونا برداری...

141
00:05:59,040 --> 00:06:00,750
‫- و به خودت بیای.
‫- نه.

142
00:06:00,750 --> 00:06:02,200
‫و قدرتت رو تثبیت کنی.

143
00:06:02,200 --> 00:06:03,410
‫کدوم قدرت؟

144
00:06:03,410 --> 00:06:06,750
‫نصف دربار با ملازم‌هاشون برگشتن به املاکشون.

145
00:06:06,750 --> 00:06:08,160
‫- چی؟
‫- رفتن...

146
00:06:08,160 --> 00:06:09,910
‫به خاطر برنامه‌هات برای ایتیان‌ها.

147
00:06:09,910 --> 00:06:11,450
‫سربازهایی که بهشون احتیاج داری رو
‫با خودشون بردن.

148
00:06:11,450 --> 00:06:13,290
‫چند نفر کنارم می‌مونن؟

149
00:06:13,290 --> 00:06:14,450
‫خوبش رو در نظر بگیری، چند نفر تک و توک.

150
00:06:14,450 --> 00:06:17,120
‫و همه‌شون هم از دوک نورفولک تبعیت می‌کنن.

151
00:06:17,120 --> 00:06:18,330
‫هر لحظه ممکنه بدون هیچ اطلاعی...

152
00:06:18,330 --> 00:06:20,870
‫یه دفعه بلند بشه و بره.

153
00:06:20,870 --> 00:06:22,790
‫بدون اشراف‌زاده‌ها،
‫خبری از سرباز هم نیست.

154
00:06:22,790 --> 00:06:24,000
‫بدون سرباز،

155
00:06:24,000 --> 00:06:25,870
‫خبری از تاج نیست.
‫بدون تاج،

156
00:06:25,870 --> 00:06:27,160
‫خبری از تایید ملت نیست.

157
00:06:28,910 --> 00:06:31,950
‫آیا قهرمان شجاع ما می‌تونه
‫بدون به خطر انداختن جونش...

158
00:06:31,950 --> 00:06:34,160
‫پادشاهی رو متحد کنه؟

159
00:06:36,330 --> 00:06:37,950
‫آه.

160
00:06:41,000 --> 00:06:42,830
‫خب بگو ببینم، آرچر،

161
00:06:42,830 --> 00:06:45,500
‫تو چی هستی،

162
00:06:45,500 --> 00:06:46,910
‫یه خرگوش کوچولویی؟

163
00:06:50,660 --> 00:06:51,950
‫یه خرسم.

164
00:06:51,950 --> 00:06:53,540
‫اوه.

165
00:06:53,540 --> 00:06:54,950
‫چه تحسین‌برانگیز!

166
00:06:54,950 --> 00:06:56,660
‫چه تحسین‌برانگیز.

167
00:06:57,750 --> 00:06:58,870
‫در واقع خیلی باحاله.

168
00:07:01,370 --> 00:07:02,450
‫عالیجنابان.

169
00:07:12,290 --> 00:07:15,290
‫همون‌طور که می‌بینید
‫حالم کاملاً بهتر شده.

170
00:07:16,500 --> 00:07:21,410
‫تصمیم گرفتم در مدتی که منتظریم تا ارتش‌های شما
‫مری خائن رو پیدا کنن،

171
00:07:21,410 --> 00:07:23,330
‫به مناسبت پیروزی قریب‌الوقوعم...

172
00:07:24,700 --> 00:07:28,000
‫ یه مسابقه برگزار کنم.

173
00:07:29,120 --> 00:07:30,830
‫سوارکاری با نیزه، بازی‌های‌ مختلف...

174
00:07:30,830 --> 00:07:32,540
‫به همراه یه ضیافت.

175
00:07:32,540 --> 00:07:33,750
‫حضورتون الزامیه.

176
00:07:33,750 --> 00:07:36,290
‫من عاشق مسابقه‌ام.

177
00:07:36,290 --> 00:07:38,450
‫البته اگه وضعیت ستاره‌ها مساعد باشه.

178
00:07:38,450 --> 00:07:40,200
‫شما هم به وضعیت ستاره‌ها علاقه دارید، علیاحضرت؟

179
00:07:40,200 --> 00:07:44,160
‫این مسابقه... اجباریه؟

180
00:07:44,160 --> 00:07:45,620
‫حتماً باید یه ستاره‌شناس داشته باشید.

181
00:07:45,620 --> 00:07:47,700
‫ترجیحاً عثمانی باشه.

182
00:07:47,700 --> 00:07:48,830
‫ستاره‌شناس خودم رو قرض بگیرید.

183
00:07:48,830 --> 00:07:50,080
‫ممنون، اسکروپ.

184
00:07:50,080 --> 00:07:52,540
‫متأسفانه...

185
00:07:52,540 --> 00:07:54,080
‫من باید برگردم خونه.

186
00:07:54,080 --> 00:07:56,910
‫رعیت‌هام دارن از گرسنگی می‌میرن،

187
00:07:56,910 --> 00:08:00,200
‫و به خاطر وضعیتشون
‫دست از غر زدن برنمی‌دارن.

188
00:08:00,200 --> 00:08:03,580
‫اصرار دارم دعوتم رو قبول کنید.

189
00:08:03,580 --> 00:08:04,830
‫شما یه هفته اینجا می‌مونید.

190
00:08:04,830 --> 00:08:07,120
‫همه‌تون.

191
00:08:07,120 --> 00:08:09,250
‫با کمال میل، علیاحضرت.

192
00:08:09,250 --> 00:08:10,540
‫خوبه.

193
00:08:10,540 --> 00:08:12,080
‫شاید حتی بتونید
‫دوستای جدیدی پیدا کنید.

194
00:08:15,500 --> 00:08:16,540
‫حرفم تموم شد.

195
00:08:19,950 --> 00:08:21,160
‫علیاحضرت.

196
00:08:25,500 --> 00:08:26,700
‫حالا تا وقتی ارتش‌هاشون برسن...

197
00:08:26,700 --> 00:08:28,370
‫- اینجا گیر افتادن.
‫- اوهوم.

198
00:08:28,370 --> 00:08:29,540
‫هوشمندانه بود.

199
00:08:29,540 --> 00:08:30,790
‫مری قراره بیاد.

200
00:08:30,790 --> 00:08:31,870
‫باید آماده باشیم.

201
00:08:31,870 --> 00:08:34,910
‫تا وقتی بی‌خیال ما نشی
‫حاضر نمیشن به خاطرت بجنگن.

202
00:08:36,040 --> 00:08:37,910
‫پس باید نظرشون رو عوض کنیم.

203
00:08:38,040 --> 00:08:40,000
‫بهشون یاد میدیم از چیزی نترسن.

204
00:08:40,000 --> 00:08:42,450
‫آدمایی مثل اونا هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنن.

205
00:08:42,450 --> 00:08:44,620
‫تعصب تو خونشونه.

206
00:08:44,620 --> 00:08:47,870
‫پس یه کاری می‌کنیم که فکر کنن
‫خودشون برنده شدن...

207
00:08:47,870 --> 00:08:50,200
‫فقط تا وقتی که مری نابود بشه.

208
00:08:50,200 --> 00:08:51,830
‫بعدش هرطوری شده کار خودمون رو انجام میدیم.

209
00:08:51,830 --> 00:08:55,040
‫زن خیلی جالبی هستی.

210
00:08:57,830 --> 00:08:58,870
‫داره غروب میشه.

211
00:08:58,870 --> 00:08:59,950
‫با اجازه.

212
00:09:02,790 --> 00:09:05,410
‫تنها خواسته‌ی جین اینه که
‫قضیه‌ی مری رو به گیلفورد بگه،

213
00:09:05,410 --> 00:09:07,080
‫بابت دعوای تلخشون عذرخواهی کنه...

214
00:09:07,080 --> 00:09:08,450
‫و شاید...

215
00:09:08,450 --> 00:09:09,540
‫گیلفورد؟

216
00:09:09,540 --> 00:09:11,080
‫یه ماچ و موچی هم داشته باشن.

217
00:09:12,120 --> 00:09:13,830
‫گیلفورد؟

218
00:09:15,450 --> 00:09:17,370
‫علیاحضرت.

219
00:09:17,370 --> 00:09:18,450
‫گیلفورد کجاست؟

220
00:09:18,450 --> 00:09:19,950
‫گیلفورد رفته.

221
00:09:21,040 --> 00:09:22,450
‫رفته؟

222
00:09:22,450 --> 00:09:24,370
‫واسه پیدا کردن راه درمان رفته.

223
00:09:27,200 --> 00:09:28,500
‫رفته.

224
00:09:31,500 --> 00:09:33,200
‫حرف دیگه‌ای نزد؟

225
00:09:33,200 --> 00:09:34,290
‫فقط گفت...

226
00:09:34,290 --> 00:09:37,040
‫شرمنده‌س...

227
00:09:38,120 --> 00:09:40,790
‫و به نظرش اگه بهتون می‌گفت
‫درکش نمی‌کردید.

228
00:09:43,120 --> 00:09:44,290
‫که این‌طور.

229
00:09:59,750 --> 00:10:01,040
‫دادلی.

230
00:10:01,040 --> 00:10:02,700
‫علیاحضرت.

231
00:10:02,700 --> 00:10:04,790
‫خبر مهمی‌دارم.

232
00:10:04,790 --> 00:10:07,830
‫یه فیل برای مسابقه پیدا کردم.

233
00:10:07,830 --> 00:10:08,830
‫گیلفورد ترکم کرده.

234
00:10:09,750 --> 00:10:12,160
‫رفته دنبال راه درمان ایتیانی.

235
00:10:13,870 --> 00:10:16,200
‫از رفتنش خبر داشتی؟

236
00:10:16,200 --> 00:10:17,910
‫می‌دونی کجا رفته؟

237
00:10:19,000 --> 00:10:20,200
‫خبر نداشتم،

238
00:10:20,200 --> 00:10:21,750
‫و نمی‌دونم.

239
00:10:21,750 --> 00:10:24,830
‫ببین، این تنها نقص و ایراد پسره‌س.

240
00:10:24,830 --> 00:10:27,950
‫درستش اینه که بخواد نقصش رو برطرف کنه.

241
00:10:27,950 --> 00:10:30,870
‫آخه همسر نابغه‌ش هیچ کاری واسه‌ش نکرد.

242
00:10:32,200 --> 00:10:33,700
‫اون هیچ مشکلی نداره.

243
00:10:33,700 --> 00:10:34,950
‫اوه.

244
00:10:34,950 --> 00:10:37,620
‫کل کشور با این نظرتون مخالفه.

245
00:10:37,620 --> 00:10:40,040
‫به همین خاطره که باید کل کشور رو تغییر بدم.

246
00:10:40,040 --> 00:10:42,200
‫منم یه زمانی آرمان‌گرا بودم،

247
00:10:42,200 --> 00:10:45,660
‫وقتی جوون بودم
‫و از نظرم دنیا یه جای عادلانه بود.

248
00:10:45,660 --> 00:10:47,450
‫یه حقیقت ساده وجود داره:

249
00:10:47,450 --> 00:10:49,500
‫آدما عاشق نفرت هستن.

250
00:10:49,500 --> 00:10:50,660
‫اشتباه می‌کنی.

251
00:10:50,660 --> 00:10:52,830
‫واقعاً؟

252
00:10:52,830 --> 00:10:55,790
‫گیلفورد یه شبه جایگاهش رو تو دنیا از دست داد.

253
00:10:55,790 --> 00:10:57,660
‫به خاطر تو.

254
00:10:57,660 --> 00:11:00,120
‫تو باعث شدی احساس نقص کنه.

255
00:11:01,250 --> 00:11:02,540
‫تو اون رو فرستادی بره.

256
00:11:02,540 --> 00:11:04,120
‫کدوم پدری همچین کاری می‌کنه؟

257
00:11:04,120 --> 00:11:05,620
‫گیلفورد به پدر نیاز نداشت.

258
00:11:05,620 --> 00:11:07,040
‫به محافظت نیاز داشت.

259
00:11:07,040 --> 00:11:09,830
‫و من تا جایی که می‌تونستم پنهانش کردم.

260
00:11:09,830 --> 00:11:10,910
‫می‌خواستی چیکار کنم،

261
00:11:10,910 --> 00:11:12,620
‫زندگیم تو دربار رو ول کنم؟

262
00:11:14,700 --> 00:11:16,500
‫گیلفورد با حالت عادی برمی‌گرده،

263
00:11:16,500 --> 00:11:18,330
‫و تو هم از اینکه همچین کاری کرده، خوشحال می‌شی.

264
00:11:19,790 --> 00:11:22,450
‫شاید حتی راضی بشی که پادشاهش کنی.

265
00:11:25,620 --> 00:11:29,450
‫یعنی، خب، من یه راسوی ایتیانی‌ام، درسته؟

266
00:11:29,450 --> 00:11:33,250
‫و خانمم،
‫یه موش کوچولو و خوشگل ایتیانیه.

267
00:11:33,250 --> 00:11:34,700
‫بنابراین...

268
00:11:34,700 --> 00:11:37,160
‫خب، این قضیه از همون اولش
‫ خیلی پر پیچ و خمه، مگه نه؟

269
00:11:40,370 --> 00:11:43,750
‫منظورم رابطه‌ی راسو و موشه.

270
00:11:43,750 --> 00:11:45,290
‫هر آن ممکنه قورتش بدم.

271
00:11:45,290 --> 00:11:47,750
‫نه اینکه کار باحالی باشه.

272
00:11:47,750 --> 00:11:50,500
‫به خاطر همینه که هرچند وقت یه بار
‫ باید تنهایی برم بیرون.

273
00:11:50,500 --> 00:11:52,620
‫تنها با خودم باشم. خودم و خودم.

274
00:11:54,200 --> 00:11:55,830
‫اگه می‌تونستم هیچوقت تغییر شکل نمی‌دادم.

275
00:11:58,080 --> 00:11:59,950
‫تو یه اسبی.

276
00:11:59,950 --> 00:12:01,580
‫خیلی ضایع نیست.

277
00:12:02,870 --> 00:12:04,620
‫زود باش.

278
00:12:04,620 --> 00:12:07,370
‫بهم بگو دلت برای لحظه‌ی بعد از تغییر شکل تنگ نمیشه؟

279
00:12:07,370 --> 00:12:09,330
‫وقتی قلبت داره مثل...

280
00:12:09,330 --> 00:12:11,620
‫مثل چی می‌زنه...

281
00:12:11,620 --> 00:12:13,700
‫و پوستت...

282
00:12:13,700 --> 00:12:16,040
‫گرمه و سوزن سوزن میشه و...

283
00:12:16,040 --> 00:12:17,870
‫تو اون ثانیه،

284
00:12:17,870 --> 00:12:19,040
‫فقط همون یه ثانیه،

285
00:12:19,040 --> 00:12:21,450
‫حس می‌کنی که کاملاً...

286
00:12:22,660 --> 00:12:23,750
‫آزادی.

287
00:12:28,410 --> 00:12:30,080
‫چقدر دیگه مونده؟

288
00:12:30,080 --> 00:12:31,870
‫آروم باش، رفیق. باشه؟

289
00:12:31,870 --> 00:12:34,200
‫ارزش پولت رو داره...

290
00:12:34,200 --> 00:12:37,410
‫و خیلی زود برت می‌گردونیم پیش علیاحضرت،
‫اون موقع دیگه ایتیان هم نیستی.

291
00:12:38,540 --> 00:12:40,950
‫نمی‌خوام درباره همسرم حرف بزنم.

292
00:12:42,200 --> 00:12:44,040
‫هر چی شما بگید، عالیجناب.

293
00:12:45,790 --> 00:12:50,250
‫وقتی ادوارد پادشاه بود،
‫حتی خودش کونش رو پاک نمی‌کرد.

294
00:12:50,250 --> 00:12:54,250
‫یکی دیگه این‌کار رو براش می‌کرد.
‫بهش میگن خدمتکار مستراح. خودتون یه سرچ بزنید.

295
00:12:54,250 --> 00:12:56,950
‫ولی حالا ادوارد بالاخره باید هم سرنوشت...

296
00:12:56,950 --> 00:12:59,370
‫و هم وضعیت کونش رو... به دستش بگیره.

297
00:13:01,540 --> 00:13:03,750
‫وای خدا، جواب داد.

298
00:13:26,790 --> 00:13:28,080
‫چی می‌خوای؟

299
00:13:28,080 --> 00:13:30,290
‫فقط می‌خوام حرف بزنیم.

300
00:13:30,290 --> 00:13:31,410
‫اون چاقوی کره‌خوریه؟

301
00:13:31,410 --> 00:13:32,410
‫بهم بگو کی هستی.

302
00:13:32,410 --> 00:13:34,450
‫من یه بازیگرم.

303
00:13:34,450 --> 00:13:36,910
‫همین‌طور یه دزد.

304
00:13:41,120 --> 00:13:43,450
‫و یه جیب‌بر فوق‌العاده.

305
00:13:44,580 --> 00:13:47,450
‫گاهی وقتا در ازای جا و غذا ظرف می‌شورم.

306
00:13:47,450 --> 00:13:49,500
‫ولی فقط وقتایی که طرفم خیلی جالب باشه.

307
00:13:49,500 --> 00:13:50,870
‫الان یعنی طرفت منم؟

308
00:13:50,870 --> 00:13:52,580
‫معلومه. ناسلامتی پادشاهی.

309
00:13:52,580 --> 00:13:54,200
‫به اندازه‌ی دو برابر وزنت ارزش داری.

310
00:13:55,290 --> 00:13:56,540
‫از کجا فهمیدی اینجام؟

311
00:13:56,540 --> 00:13:58,200
‫تو زمان درست، تو مکان درستی بودم.

312
00:13:58,200 --> 00:14:01,160
‫شرط می‌بندم با سالم برگردوندنت
‫یه ثروت کوچیک نصیبم می‌شه.

313
00:14:01,160 --> 00:14:02,580
‫شایدم یه ثروت بزرگ.

314
00:14:02,580 --> 00:14:05,750
‫من رو بگو فکر کردم داری از روی جوانمردی نجاتم می‌دی.

315
00:14:05,750 --> 00:14:07,080
‫شرمنده، رفیق.

316
00:14:07,080 --> 00:14:08,660
‫پول نقد و سکه حرف اول رو می‌زنه.

317
00:14:10,450 --> 00:14:12,120
‫باشه.

318
00:14:12,120 --> 00:14:13,580
‫بهت پول می‌دم.

319
00:14:14,580 --> 00:14:16,500
‫در مورد اینجا درست می‌گفتی.

320
00:14:16,500 --> 00:14:19,370
‫مادرجونم رسماً خل و چله. حیف.

321
00:14:19,370 --> 00:14:21,000
‫حیف.

322
00:14:21,000 --> 00:14:22,370
‫بزن بریم.

323
00:14:31,580 --> 00:14:34,120
‫با خودم گفتم،
‫"استن، رفیق،"

324
00:14:34,120 --> 00:14:38,080
‫"چقدر می‌تونی اینجا بشینی و دستشوییت رو نگه داری
‫و این خروس جنگیا رو تماشا کنی؟"

325
00:14:38,080 --> 00:14:40,080
‫چون همون لحظه که آدم اونجا رو ترک کنه،

326
00:14:40,080 --> 00:14:41,410
‫قسمت خوب جنگ رو از دست می‌ده.

327
00:14:41,410 --> 00:14:42,370
‫منظورت اونجاست که یکیشون می‌میره؟

328
00:14:42,370 --> 00:14:44,080
‫آره. به‌هرحال،

329
00:14:44,080 --> 00:14:46,000
‫خلاصه، رفتم دستشویی،

330
00:14:46,000 --> 00:14:48,080
‫و خروس لنکشایری برنده شد.

331
00:14:48,080 --> 00:14:50,330
‫عجب بدبختی‌ای.

332
00:14:53,620 --> 00:14:55,200
‫مارگارت.

333
00:14:57,120 --> 00:14:58,160
‫نامه‌ی عاشقانه؟

334
00:14:58,160 --> 00:14:59,200
‫واقعاً؟

335
00:15:03,580 --> 00:15:06,000
‫اون موقع‌ها که هنوز دایرکت نیومده بود،

336
00:15:06,000 --> 00:15:08,950
‫ملت نامه‌های عاشقانه می‌نوشتن.

337
00:15:08,950 --> 00:15:12,160
‫ترجیح می‌دی دندون نداشته باشی یا انگشت؟

338
00:15:13,330 --> 00:15:15,200
‫انگشت.

339
00:15:15,200 --> 00:15:17,700
‫آخه غذا خوردن رو دوست دارم.

340
00:15:17,700 --> 00:15:19,040
‫هوم.

341
00:15:19,040 --> 00:15:20,870
‫قبول شدی. بیا.

342
00:15:20,870 --> 00:15:22,370
‫اوه، ببین.

343
00:15:22,370 --> 00:15:25,580
‫ظاهراً استنلی جوان هم یه نامه نوشته.

344
00:15:25,580 --> 00:15:27,410
‫آه، لرد اسکروپ.

345
00:15:29,250 --> 00:15:31,660
‫بانو... فرانسیس...

346
00:15:31,660 --> 00:15:33,500
‫- با من بودید؟
‫- بله.

347
00:15:35,080 --> 00:15:37,410
‫دخترم گفته...

348
00:15:37,410 --> 00:15:39,620
‫شما یه ارتش خیلی بزرگ...

349
00:15:39,620 --> 00:15:42,290
‫و قدرتمند دارین.

350
00:15:42,290 --> 00:15:44,200
‫درسته؟

351
00:15:47,080 --> 00:15:49,450
‫می‌شه... با یه شعر سرگرمتون کنم؟

352
00:15:50,540 --> 00:15:52,160
‫خوشحالم می‌کنید.

353
00:15:53,160 --> 00:15:55,200
‫"سه‌تار من بیدار شو.

354
00:15:55,200 --> 00:16:00,080
‫آخرین کاریست که قرار است انجام دهیم،

355
00:16:00,080 --> 00:16:03,540
‫و کاری را که شروع کردم، به پایان می‌رسانیم.

356
00:16:03,540 --> 00:16:05,410
‫سه‌تار من آرام باش،

357
00:16:05,410 --> 00:16:06,950
‫چرا که کارم تمام شده است."

358
00:16:06,950 --> 00:16:08,950
‫شما فوق‌العاده باهوشین.

359
00:16:08,950 --> 00:16:10,950
‫یه شعر از وایات بود.

360
00:16:10,950 --> 00:16:12,500
‫وایات شاعر مورد علاقه‌مه.

361
00:16:12,500 --> 00:16:13,910
‫می‌دونی...

362
00:16:14,910 --> 00:16:18,160
‫خیلی دوست دارم
‫یه گفتگوی خصوصی داشته باشیم.

363
00:16:18,160 --> 00:16:20,290
‫شاید بتونیم بعداً تو اتاقم صحبت کنیم.

364
00:16:23,870 --> 00:16:24,950
‫مارگارت.

365
00:16:26,500 --> 00:16:27,870
‫اینو بده به مامانت.

366
00:16:33,700 --> 00:16:36,040
‫تقدیم به شما. از طرف استن دادلی.

367
00:16:38,830 --> 00:16:39,830
‫بگیر بشین.

368
00:17:24,330 --> 00:17:26,250
‫ازت متنفره.

369
00:17:26,250 --> 00:17:27,540
‫هان؟

370
00:17:29,790 --> 00:17:31,000
‫هیچی.

371
00:17:39,950 --> 00:17:42,040
‫خب، تو اصالتاً...

372
00:17:42,040 --> 00:17:44,790
‫لندنی هستی؟

373
00:17:44,790 --> 00:17:46,000
‫یا شمالی؟

374
00:17:46,000 --> 00:17:47,500
‫ببین،

375
00:17:47,500 --> 00:17:50,370
‫بذار اول زنده از اینجا بریم بیرون،
‫بعدش هر چی خواستی بهت می‌گم.

376
00:17:56,580 --> 00:17:58,500
‫زنده؟

377
00:18:00,870 --> 00:18:03,540
‫راه خروج از اون طرفه،
‫ولی قفله.

378
00:18:03,540 --> 00:18:05,700
‫می‌تونم کلید رو گیر بیارم. همین‌جا بمون.

379
00:18:05,700 --> 00:18:07,620
‫از جات تکون نخور.

380
00:18:16,250 --> 00:18:18,040
‫فیتز؟

381
00:18:21,080 --> 00:18:22,450
‫فیتز؟

382
00:18:29,290 --> 00:18:32,290
‫ادوارد.

383
00:18:43,290 --> 00:18:44,750
‫یه گربه تو گونی انداختم.

384
00:18:44,750 --> 00:18:46,540
‫برگرد به اتاقت، ادوارد.

385
00:18:46,540 --> 00:18:47,830
‫آزادش کن.

386
00:18:47,830 --> 00:18:50,450
‫اوه، مادرجون حسابی عصبانی می‌شه.

387
00:18:50,450 --> 00:18:52,500
‫یا...

388
00:18:52,500 --> 00:18:55,250
‫اونقدر محکم می‌کوبمش به دیوار که دیگه...

389
00:18:55,250 --> 00:18:57,200
‫- فقط بشه به عنوان دستکش ازش استفاده کرد.
‫- نه.

390
00:18:58,410 --> 00:19:00,580
‫همراهت میام.

391
00:19:07,870 --> 00:19:10,620
‫واو!

392
00:19:17,000 --> 00:19:18,200
‫این دیگه چه کوفتیه؟

393
00:19:19,080 --> 00:19:21,370
‫♪ پسر، تو واقعاً منو به هیجان آوردی ♪

394
00:19:21,370 --> 00:19:24,950
‫♪ جوری که دیگه نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم ♪

395
00:19:24,950 --> 00:19:28,620
‫♪ آره، تو واقعاً منو گرفتار کردی ♪

396
00:19:28,620 --> 00:19:30,160
‫♪ جوری گرفتارم کردی که شب نمی‌تونم بخوابم ♪

397
00:19:31,540 --> 00:19:33,200
‫♪ اوه، آره ♪

398
00:19:33,200 --> 00:19:34,540
‫♪ تو واقعاً منو گرفتار کردی ♪

399
00:19:34,540 --> 00:19:38,080
‫♪ جوری گرفتارم کردی که دیگه نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم ♪
‫
‫
‫

400
00:19:38,080 --> 00:19:39,660
‫♪ اوه، آره ♪

401
00:19:39,660 --> 00:19:41,500
‫♪ تو واقعاً منو گرفتار کردی ♪

402
00:19:41,500 --> 00:19:43,500
‫♪ جوری گرفتارم کردی که شب نمی‌تونم بخوابم ♪

403
00:19:43,500 --> 00:19:46,540
‫♪ تو واقعاً منو گرفتار کردی، واقعاً گرفتارم کردی ♪

404
00:19:46,540 --> 00:19:47,660
‫♪ واقعاً گرفتارم کردی ♪

405
00:19:47,660 --> 00:19:49,700
‫♪ آه...

406
00:19:49,700 --> 00:19:52,040
‫بذار یه موضوع جالبی رو بهت بگم.

407
00:19:52,040 --> 00:19:53,250
‫همیشه که مریض احوال نبودم.

408
00:19:53,250 --> 00:19:54,290
‫♪ هیچوقت آزادم نکن ♪

409
00:19:54,290 --> 00:19:55,870
‫♪ همیشه می‌خوام کنارت باشم ♪

410
00:19:55,870 --> 00:19:57,160
‫مثل همه‌ی شاهزاده‌ها،

411
00:19:57,160 --> 00:19:58,750
‫واسه جنگیدن آموزش دیدم.

412
00:20:02,790 --> 00:20:05,330
‫♪ ببین، هیچوقت آزادم نکن ♪

413
00:20:05,330 --> 00:20:07,910
‫♪ همیشه می‌خوام کنارت باشم ♪

414
00:20:09,120 --> 00:20:10,870
‫♪ پسر ♪

415
00:20:10,870 --> 00:20:12,250
‫♪ تو واقعاً منو گرفتار کردی ♪

416
00:20:12,250 --> 00:20:13,200
‫♪ گرفتارم کردی ♪

417
00:20:13,200 --> 00:20:14,500
‫♪ جوری که شب نمی‌تونم بخوابم ♪

418
00:20:16,160 --> 00:20:19,120
‫♪ اوه، آره، تو واقعاً منو گرفتار کردی ♪

419
00:20:19,120 --> 00:20:22,330
‫♪ جوری گرفتارم کردی که دیگه نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم ♪

420
00:20:22,330 --> 00:20:24,120
‫♪ اوه، آره ♪

421
00:20:24,120 --> 00:20:26,250
‫♪ تو واقعاً منو گرفتار کردی، گرفتارم کردی...

422
00:20:26,250 --> 00:20:28,830
‫می‌دونی، مادرجون در موردت اشتباه می‌کرد، ادوارد.

423
00:20:29,910 --> 00:20:31,700
‫تو ناجی ایتیان‌ها نیستی.

424
00:20:41,250 --> 00:20:44,040
‫- جونم رو نجات دادی.
‫- خودت اول نجاتم دادی.

425
00:20:44,040 --> 00:20:46,790
‫- هیچکس تا حالا همچین کاری واسم نکرده بود.
‫- واقعاً؟

426
00:20:48,580 --> 00:20:51,410
‫بیا از این جهنم دره
‫بزنیم به چاک.

427
00:20:55,000 --> 00:20:57,040
‫سندروم شکست عشقی،

428
00:20:57,040 --> 00:20:59,910
‫که بهش کاردیومیوپاتی ناشی از استرس هم می‌گن،

429
00:20:59,910 --> 00:21:03,750
‫می‌تونه حتی سالم‌ترین افراد رو هم از پا دربیاره.

430
00:21:03,750 --> 00:21:06,830
‫ولی نترسین...
‫جین هیچ کدوم از اینا رو نداره.

431
00:21:06,830 --> 00:21:09,330
‫اون فقط احساس خستگی، تنگی نفس،

432
00:21:09,330 --> 00:21:11,410
‫حالت تهوع، یرقان داره...

433
00:21:11,410 --> 00:21:14,120
‫و یه جورایی انگار یه نفر تو سینه‌ش چنگ انداخته و...

434
00:21:14,120 --> 00:21:15,660
‫روحش رو بیرون کشیده،

435
00:21:15,660 --> 00:21:19,580
‫و فقط آرامش سرد
‫ولی قابل اعتماد ناشی از ...

436
00:21:19,580 --> 00:21:20,830
‫شغلش رو براش باقی گذاشته.

437
00:21:20,830 --> 00:21:24,000
‫به چارلز بگو از همه بخواد
‫برای اجرای مسابقات بیان بیرون پیش من.

438
00:21:35,450 --> 00:21:37,000
امان از بارون انگلیسی.

439
00:21:37,000 --> 00:21:38,330
‫باورم نمی‌شه.

440
00:21:38,330 --> 00:21:39,620
‫برنامه‌م شعبده‌بازی بود.

441
00:21:39,620 --> 00:21:42,830
‫شعبده‌بازی، دلقک، نیزه‌بازی،
‫یه فیل واقعی.

442
00:21:42,830 --> 00:21:45,080
‫بهترین قسمتش این بود که بعدش
‫قرار بود بخوریمش.

443
00:21:45,080 --> 00:21:46,330
‫هم واسه شام بود هم واسه نمایش.

444
00:21:46,330 --> 00:21:47,580
‫حالا همه چی به گا رفت!

445
00:21:47,580 --> 00:21:48,660
‫شایدم نه.

446
00:21:48,660 --> 00:21:50,450
‫این یه شکست کامله.

447
00:21:50,450 --> 00:21:52,200
‫من شکست نمی‌خورم.

448
00:21:52,200 --> 00:21:53,290
‫چرت میگه.

449
00:21:53,290 --> 00:21:55,250
‫جین مدام داره شکست می‌خوره.

450
00:21:55,250 --> 00:21:58,410
‫ولی سلسله مراتب نیازهاش مشخصه...

451
00:21:58,410 --> 00:22:01,700
‫اشراف‌زاده‌ها رو نزدیک خودش نگه داره،
‫ارتششون رو بگیره،

452
00:22:01,700 --> 00:22:05,200
‫با مری بجنگه،
‫پادشاهی رو نجات بده.

453
00:22:05,200 --> 00:22:07,000
‫تا-دا!

454
00:22:10,540 --> 00:22:12,450
‫این دیگه چه کوفتیه؟

455
00:22:12,450 --> 00:22:13,370
‫قراره بولینگ بازی می‌کنیم.

456
00:22:15,120 --> 00:22:18,660
‫قول دادم تا وقتی منتظر ارتش‌هاتون هستیم
‫یه مسابقه براتون بذارم.

457
00:22:18,660 --> 00:22:20,120
‫این بارون جلومون رو نمی‌گیره.

458
00:22:20,120 --> 00:22:21,660
‫کی با منه؟

459
00:22:25,250 --> 00:22:27,250
‫یه اسنفل! یه اسنفل زدم!

460
00:22:27,250 --> 00:22:29,500
‫واستون سواله اسنفل چیه؟

461
00:22:29,500 --> 00:22:31,750
‫وقتی پای ورزش‌های تودوری در میون بود،

462
00:22:31,750 --> 00:22:34,330
‫زیاد سوال نکنید.

463
00:22:34,330 --> 00:22:37,830
‫یادتون باشه، این آدما
‫واسه صبحونه شراب می‌خورن.

464
00:22:40,450 --> 00:22:41,660
‫آفرین عزیزم.

465
00:22:41,660 --> 00:22:44,250
‫♪ نمی‌خوام بودلری باشه ♪

466
00:22:44,250 --> 00:22:47,500
‫♪ فقط شهوت برق و زرق ♪

467
00:22:47,500 --> 00:22:50,910
‫♪ روشنم کن ♪

468
00:22:50,910 --> 00:22:53,790
‫♪ صدام رو زیاد کن ♪

469
00:22:54,910 --> 00:22:57,790
‫♪ می‌خوام لمست کنم ♪

470
00:22:57,790 --> 00:23:01,200
‫♪ تو فقط برای عشق ساخته شدی ♪

471
00:23:01,200 --> 00:23:03,660
‫♪ من لا، لا، لا، لا، لا، لا نیاز دارم ♪

472
00:23:03,660 --> 00:23:07,200
‫♪ من اوه، لا، لا، لا، لا نیاز دارم ♪

473
00:23:07,200 --> 00:23:10,700
‫♪ من لا، لا، لا، لا، لا، لا نیاز دارم ♪

474
00:23:10,700 --> 00:23:13,790
‫- ♪ من اوه، لا، لا، لا، لا نیاز دارم ♪
‫- نوبت منه، نوبت منه.

475
00:23:15,290 --> 00:23:16,540
‫لرد اسکروپ.

476
00:23:16,540 --> 00:23:17,620
‫می‌تونم تو اتاقم...

477
00:23:17,620 --> 00:23:19,660
‫- بهتون رسیدگی کنم؟
‫- اوه، بانو فرانسیس. ممنونم.

478
00:23:19,660 --> 00:23:21,750
‫با اون احمق می‌خوابی؟

479
00:23:21,750 --> 00:23:23,330
‫نه عزیزم، تو ....

480
00:23:23,330 --> 00:23:25,450
‫چرا منو نادیده می‌گیری؟

481
00:23:25,450 --> 00:23:26,950
‫چون خانواده‌ت لکه‌دار شده.

482
00:23:26,950 --> 00:23:28,330
‫عالیجناب،

483
00:23:28,330 --> 00:23:29,620
‫آروم بلند بشین.

484
00:23:29,620 --> 00:23:31,750
‫اوه، انگار خیلی درد داره.

485
00:23:31,750 --> 00:23:33,250
‫ممنونم، بانو فرانسیس.

486
00:23:33,250 --> 00:23:34,910
‫دست‌هاتون مثل کره نرمه.

487
00:23:34,910 --> 00:23:36,450
‫جین کم‌کم داره می‌فهمه...

488
00:23:36,450 --> 00:23:39,910
‫که گاهی دیپلماسی یعنی هنر متقاعد کردن آدمای سخت‌گیر...

489
00:23:39,910 --> 00:23:42,830
‫به حرف زدن با همدیگه.

490
00:23:42,830 --> 00:23:43,910
‫آرچر.

491
00:23:43,910 --> 00:23:46,160
‫نورفولک.

492
00:23:46,160 --> 00:23:48,370
‫چقدر شما دوتا جوانمردین،

493
00:23:48,370 --> 00:23:49,910
‫که گذاشتین بقیه اول بازی کنن.

494
00:23:49,910 --> 00:23:52,290
‫حالا نوبت شماست.
‫با هم یه تیم بشید و در مقابل من و دادلی بازی کنین.

495
00:23:52,290 --> 00:23:53,580
‫من با اون تو یه تیم نمیرم.

496
00:23:53,580 --> 00:23:57,330
‫وقتی حتی نمی‌تونیم یه بازی بولینگ با هم بکنیم،
‫چطوری با هم کار کنیم؟

497
00:23:59,660 --> 00:24:01,290
‫خیله خب.

498
00:24:01,290 --> 00:24:02,910
‫باهاش رقابت می‌کنم.

499
00:24:04,080 --> 00:24:05,910
‫بهتره قضیه رو جالب‌تر کنیم.

500
00:24:08,160 --> 00:24:09,950
‫اگه من بردم...

501
00:24:09,950 --> 00:24:11,540
‫قانون تبعیض پابرجا می‌مونه.

502
00:24:12,870 --> 00:24:14,000
‫شرایط رو قبول می‌کنم.

503
00:24:14,950 --> 00:24:15,830
‫آرچر.

504
00:24:15,830 --> 00:24:17,910
‫اگه من بردم، قانون تبعیض لغو می‌شه.

505
00:24:20,080 --> 00:24:23,660
‫نمیشه آینده‌ی کشورمون رو
‫به یه شرط‌بندی احمقانه گره بزنیم.

506
00:24:23,660 --> 00:24:27,500
‫به نظرم ایده‌ی نورفولک عالیه.

507
00:24:27,500 --> 00:24:31,910
‫ناسلامتی همین‌طوری بریتانی رو
‫با فرانسوی‌ها تقسیم کردیم.

508
00:24:36,120 --> 00:24:37,950
‫بهم اعتماد کن.

509
00:24:42,950 --> 00:24:44,450
‫کاترین.

510
00:24:47,750 --> 00:24:49,160
‫متاسفم.

511
00:24:49,160 --> 00:24:50,250
‫اون نامه خیلی احمقانه

512
00:24:50,250 --> 00:24:51,500
‫- و مسخره بود و...
‫- نبود.

513
00:24:51,500 --> 00:24:53,950
‫شرمنده که...

514
00:24:53,950 --> 00:24:56,950
‫"هر قلبی آوازی ناتمام می‌خواند

515
00:24:56,950 --> 00:24:59,370
‫تا وقتی که قلبی دیگر در پاسخ نجوا کند."

516
00:25:01,080 --> 00:25:02,620
‫کلماتت...

517
00:25:02,620 --> 00:25:03,700
‫زیباست.

518
00:25:03,700 --> 00:25:05,830
‫افلاطون گفته.

519
00:25:05,830 --> 00:25:06,910
‫آه.

520
00:25:06,910 --> 00:25:08,830
‫می‌دونستم.

521
00:25:08,830 --> 00:25:10,330
‫نه، نمی‌دونستی.

522
00:25:11,750 --> 00:25:14,540
‫آره، حق با توئه. نمی‌دونستم.

523
00:25:16,700 --> 00:25:19,620
‫شاید هنوز متوجه نشدی،
‫تا حالا واقعاً با کسی نبودم.

524
00:25:19,620 --> 00:25:20,950
‫من...

525
00:25:20,950 --> 00:25:22,410
‫تا حالا کسی بهم علاقه‌مند نشده.

526
00:25:22,410 --> 00:25:24,160
‫مگه ازدواج نکرده بودی؟

527
00:25:24,160 --> 00:25:25,500
‫چرا.

528
00:25:25,500 --> 00:25:27,620
‫حدوداً واسه 16 ساعت و نیم.

529
00:25:28,700 --> 00:25:31,250
‫حتماً تنها بیوه‌‌ی دنیام که تا حالا حتی بوسیده هم نشده.

530
00:25:31,250 --> 00:25:33,500
‫پس باید یه کاریش بکنیم.

531
00:25:35,540 --> 00:25:37,660
‫عذر می‌خوام.
‫خیلی گستاخانه بود.

532
00:25:54,540 --> 00:25:55,540
‫اهم.

533
00:25:55,540 --> 00:25:56,870
‫این دیگه...

534
00:25:56,870 --> 00:25:58,120
‫چه کوفتیه؟

535
00:25:58,120 --> 00:25:59,450
‫مادر، من...

536
00:25:59,450 --> 00:26:01,450
‫- یه چیزی تو دهنم.... چشمم بود.
‫- من...

537
00:26:01,450 --> 00:26:03,410
‫آره. انگار درش آوردیم.

538
00:26:03,410 --> 00:26:05,750
‫- بزن به چاک.
‫- چشم.

539
00:26:07,700 --> 00:26:11,450
‫اگه می‌خوای یه رابطه گذرا داشته باشی،

540
00:26:11,450 --> 00:26:12,580
‫تحسینت می‌کنم.

541
00:26:12,580 --> 00:26:14,410
‫خودم کلی از این رابطه‌ها داشتم.

542
00:26:14,410 --> 00:26:19,080
‫ولی نمی‌تونی اینجوری با پسر مردی که
‫می‌خواد همه‌مون رو بکشه بگردی.

543
00:26:19,080 --> 00:26:20,660
‫چی گفتی؟

544
00:26:20,660 --> 00:26:23,040
‫اون ویلیام سیموره.

545
00:26:23,040 --> 00:26:25,330
‫پسر و وارث لرد سیمور.

546
00:26:25,330 --> 00:26:27,870
‫ولی این غیرممکنه.
‫اون دستیار نورفولکه.

547
00:26:27,870 --> 00:26:29,120
تحت قیمومت نورفولکه،

548
00:26:29,120 --> 00:26:32,700
‫از بچگی فرستادنش پیش اون،
‫مثل همه‌ی پسرای اشراف‌زاده‌ی دیگه.

549
00:26:32,700 --> 00:26:34,950
‫که اگه پدرت زنده بود همچین چیزایی رو می‌دونستی.

550
00:26:34,950 --> 00:26:36,370
‫یا اگه یه برادر داشتی.

551
00:26:36,370 --> 00:26:38,750
‫یا اگه من خیلی خوشم میومد از زندگی مردا...

552
00:26:38,750 --> 00:26:40,790
‫خبردار باشم.

553
00:26:40,790 --> 00:26:42,000
‫اصلاً بهم نگفت.

554
00:26:42,000 --> 00:26:43,620
‫احتمالاً جاسوس پدرشه،

555
00:26:43,620 --> 00:26:45,290
‫از تو سوءاستفاده می‌کنه که به جین برسه.

556
00:26:45,290 --> 00:26:48,410
‫دیگه نباید ببینیش.
‫فهمیدی؟

557
00:26:48,410 --> 00:26:50,040
‫دیدنش رو ممنوع می‌کنم.

558
00:26:51,120 --> 00:26:52,330
‫بله، مادر.

559
00:26:52,330 --> 00:26:54,750
‫رفقا همینه.

560
00:26:54,750 --> 00:27:01,500
‫آینده‌ی پادشاهی به یه مسابقه بولینگ دو نفره بستگی داره.

561
00:27:04,790 --> 00:27:06,450
‫چقدر عاقلانه.

562
00:27:13,250 --> 00:27:16,500
‫♪ همه می‌دونیم اسباب‌بازی‌های مورد علاقه ♪

563
00:27:16,500 --> 00:27:18,000
‫♪ دخترای بدجنس ♪

564
00:27:18,000 --> 00:27:20,660
‫♪ و پسرای خوشگل، آرایش کردنه ♪

565
00:27:20,660 --> 00:27:22,700
‫- ♪ بپر تو مسابقه ♪
‫- آره.

566
00:27:23,620 --> 00:27:26,410
‫♪ زندگی تو این شهر باحاله ♪

567
00:27:28,750 --> 00:27:30,160
‫♪ زندگی تو این شهر ♪

568
00:27:30,160 --> 00:27:31,540
‫♪ باحاله ♪

569
00:27:31,540 --> 00:27:35,450
‫♪ اوه، اوه، اوه ♪

570
00:27:35,450 --> 00:27:38,410
‫♪ این شهر، شهر ماست ♪

571
00:27:38,410 --> 00:27:40,200
‫♪ -  این شهر  ♪
‫♪ -  خیلی پرزرق و برقه... ♪

572
00:27:40,200 --> 00:27:41,950
‫آفرین.

573
00:27:41,950 --> 00:27:44,160
‫چطوری اینقدر خوب بازی می‌کنی؟

574
00:27:44,160 --> 00:27:45,120
‫از بچگی بازی می‌کردم.

575
00:27:45,120 --> 00:27:46,700
‫امکان نداره.

576
00:27:46,700 --> 00:27:50,410
‫شاه هنری بولینگ رو واسه عوام قدغن کرده بود.

577
00:27:50,410 --> 00:27:52,790
‫ولی پدر من بارون هانسدون بود.

578
00:27:55,540 --> 00:27:56,580
‫چی؟

579
00:27:56,580 --> 00:27:58,040
‫تو پسرِ باز هستی؟

580
00:27:59,830 --> 00:28:01,700
‫اون پسر بازه.

581
00:28:01,700 --> 00:28:02,910
‫تو اشراف‌زاده‌ای؟

582
00:28:04,750 --> 00:28:07,120
‫شنیده بودم پسر باز مرده.

583
00:28:07,120 --> 00:28:09,290
‫یه داستان ساختگی بود.

584
00:28:09,290 --> 00:28:10,410
‫وقتی تغییرشکل دادم،

585
00:28:10,410 --> 00:28:13,040
‫خانواده‌ام من رو فرستادن فرانسه تا در امان باشم.

586
00:28:13,040 --> 00:28:16,540
‫می‌تونستم اونجا بمونم،
‫ولی فهمیدم خونه‌م اینجاست.

587
00:28:16,540 --> 00:28:18,660
‫تو انگلستان.

588
00:28:18,660 --> 00:28:20,700
‫نورفولک،

589
00:28:20,700 --> 00:28:21,910
‫گفتی یه ایتیان رو می‌شناختی.

590
00:28:21,910 --> 00:28:23,160
‫قول می‌دم صدتا دیگه رو هم بشناسی.

591
00:28:23,160 --> 00:28:24,250
‫ما همه جا هستیم.

592
00:28:25,330 --> 00:28:29,160
‫و راستینه‌ها باید قبول کنن
‫ما اینجا موندگاریم.

593
00:28:29,160 --> 00:28:31,080
‫بازی تموم شد.

594
00:28:32,200 --> 00:28:33,200
‫شافل‌بام.

595
00:28:34,330 --> 00:28:35,870
‫آه!

596
00:28:37,870 --> 00:28:39,200
‫اعتراض دارم.

597
00:28:39,200 --> 00:28:41,410
‫هر کدوم یه پرتاب داشته باشید؟

598
00:28:41,410 --> 00:28:43,370
‫برنده همه چی رو صاحب میشه؟
می‌تونه این‌کار رو بکنه؟

599
00:28:43,370 --> 00:28:45,660
‫متأسفانه می‌تونه.

600
00:28:49,684 --> 00:28:56,684


601
00:29:05,910 --> 00:29:07,160
‫آره!

602
00:29:07,160 --> 00:29:09,330
‫اوه...

603
00:29:09,330 --> 00:29:10,830
‫تو روحش.

604
00:29:11,830 --> 00:29:13,370
‫پرتاب خوبی بود.

605
00:29:14,450 --> 00:29:15,910
‫شکست دادنش سخته.

606
00:29:41,250 --> 00:29:45,160
‫نه، علیاحضرت،
‫تقاضای یه دور دیگه دارم!

607
00:29:45,160 --> 00:29:48,500
‫این هیولا از قدرتای حیوونیش استفاده کرده!

608
00:29:48,500 --> 00:29:50,500
‫نه. نورفولک، تو باختی.

609
00:29:51,830 --> 00:29:55,200
‫فردا همین موقع همگی تو تالار بزرگ جمع می‌شیم...

610
00:29:55,200 --> 00:29:58,700
‫تا قرارداد لغو قانون تبعیض رو امضا کنیم.

611
00:30:00,040 --> 00:30:01,450
‫خدایا.

612
00:30:08,620 --> 00:30:10,370
‫اوه، خدای من.

613
00:30:14,080 --> 00:30:16,750
‫میگم، مطمئنی نباید دکتر باتس رو صدا کنیم؟

614
00:30:16,750 --> 00:30:18,160
‫اخراجش کردم.

615
00:30:18,160 --> 00:30:19,250
‫چرا؟

616
00:30:19,250 --> 00:30:20,700
‫خیلی ازش خوشم میومد.

617
00:30:20,700 --> 00:30:22,950
‫بابا گفت گیلفورد ولت کرده.

618
00:30:24,870 --> 00:30:26,040
‫یعنی،

619
00:30:26,040 --> 00:30:27,580
‫قصر رو ترک کرده.

620
00:30:35,000 --> 00:30:37,160
‫حتی خداحافظی هم نکرد.

621
00:30:38,870 --> 00:30:40,910
‫دادلی‌ها یه خصوصیتی دارن اونم اینه که...

622
00:30:40,910 --> 00:30:43,500
‫خیلی خوش‌قلبن فقط...

623
00:30:43,500 --> 00:30:45,750
‫یه وقتایی کارای احمقانه‌ می‌کنن.

624
00:30:51,500 --> 00:30:52,910
‫راستش، استن،

625
00:30:52,910 --> 00:30:54,540
‫دعوای وحشتناکی داشتیم.

626
00:30:54,540 --> 00:30:57,200
‫زیادی بهش فشار آوردم.

627
00:30:59,120 --> 00:31:00,620
‫نمی‌دونم. انگار...

628
00:31:01,620 --> 00:31:05,080
‫بعضی وقتا نمی‌دونم چطوری جلوی خودم رو بگیرم.

629
00:31:05,080 --> 00:31:07,040
‫باید مهربون‌تر می‌بودم.

630
00:31:07,040 --> 00:31:08,410
‫اون عاشقته.

631
00:31:08,410 --> 00:31:10,540
‫فقط... یه ماموریتی داره.

632
00:31:10,540 --> 00:31:12,580
‫فکر می‌کردم مأموریت‌ خوب و...

633
00:31:12,580 --> 00:31:14,580
‫- پاکه.
‫- همین‌طوره. ماموریت گیلفورد...

634
00:31:14,580 --> 00:31:16,450
‫اینه که خودش رو ببخشه...

635
00:31:16,450 --> 00:31:17,750
‫اوه، گند زدم.

636
00:31:17,750 --> 00:31:19,290
‫خودش رو ببخشه؟

637
00:31:19,290 --> 00:31:20,620
‫بابت چی؟

638
00:31:20,620 --> 00:31:21,700
‫زیادی حرف می‌زنم.

639
00:31:21,700 --> 00:31:24,200
‫بابا همیشه میگه به خاطر اینه که یه بار، وقتی شش سالم بود،

640
00:31:24,200 --> 00:31:26,500
‫یه قارچ خیلی عجیب ولی قشنگ پیدا کردم.

641
00:31:26,500 --> 00:31:27,660
‫خوردمش.

642
00:31:27,660 --> 00:31:28,950
‫تا چند وقت حسای پنجگانه‌م قاتی کرده بود.

643
00:31:28,950 --> 00:31:31,290
‫- می‌گفتم چهارتا تخم دارم...
‫- استن.

644
00:31:31,290 --> 00:31:32,450
‫خواهش می‌کنم.

645
00:31:37,120 --> 00:31:38,200
‫وقتی برگشت...

646
00:31:39,290 --> 00:31:40,870
‫که حتماً هم برمی‌گرده...

647
00:31:41,950 --> 00:31:43,500
‫خودت ازش بپرس.

648
00:31:46,120 --> 00:31:47,660
‫اسکروپ.

649
00:31:47,660 --> 00:31:49,580
‫علیاحضرت.

650
00:31:49,580 --> 00:31:51,700
‫می‌تونم یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟

651
00:31:51,700 --> 00:31:52,910
‫بله، البته.

652
00:31:52,910 --> 00:31:54,000
‫در مورد سربازات حرف می‌زنیم.

653
00:31:54,000 --> 00:31:56,160
‫استن، بعداً با هم حرف می‌زنیم.

654
00:32:10,660 --> 00:32:11,660
‫اوه، سگ تو روحم.

655
00:32:11,660 --> 00:32:13,200
‫علیاحضرت.

656
00:32:13,200 --> 00:32:15,830
‫می‌خواستم بعداً این‌کار رو بکنم.

657
00:32:15,830 --> 00:32:17,290
‫اما با توجه به...

658
00:32:17,290 --> 00:32:20,330
‫وضعیت سیاسی نگران‌کننده‌تون...

659
00:32:20,330 --> 00:32:21,830
‫و این حقیقت که ستاره‌شناسم اشاره کرده..

660
00:32:21,830 --> 00:32:26,660
‫که برای اهداف عاشقانه شخصیم و آینده فرزندان احتمالیمون

661
00:32:26,660 --> 00:32:30,000
‫امروز روز بسیار مساعدیه....

662
00:32:30,000 --> 00:32:32,080
‫- چی؟
‫- علیاحضرت،

663
00:32:32,080 --> 00:32:34,370
‫احساس می‌کنم وظیفه‌مه

664
00:32:34,370 --> 00:32:38,040
‫که با جسارت پیشنهاد بدم...

665
00:32:38,040 --> 00:32:40,200
‫دستتون رو...

666
00:32:40,200 --> 00:32:41,580
‫در ازدواج بگیرم.

667
00:32:42,660 --> 00:32:45,450
‫تمام قدرت ارتشیم رو هدیه نامزدیتون در نظر بگیرید.

668
00:32:46,540 --> 00:32:48,330
‫نمی‌تونی پیشنهاد ازدواج بدی، اسکروپ.

669
00:32:48,330 --> 00:32:50,160
‫- من قبلاً ازدواج کردم.

670
00:32:50,160 --> 00:32:51,620
‫آهای.

671
00:32:51,620 --> 00:32:52,870
‫به سختی میشه گفت.

672
00:32:52,870 --> 00:32:55,750
‫از منبع موثقی شنیدم که شوهرتون هرگز برنمی‌گرده.

673
00:32:55,750 --> 00:32:57,330
‫واقعاً؟

674
00:32:57,330 --> 00:32:58,750
‫اون منبع موثق کیه؟

675
00:32:58,750 --> 00:33:01,580
‫خب، معلومه که مادرتونه.

676
00:33:07,000 --> 00:33:08,540
‫بیا غذا بخوریم،

677
00:33:08,540 --> 00:33:10,660
‫یه کم استراحت کنیم

678
00:33:10,660 --> 00:33:13,830
‫و فردا وقتی اسب شدی سفرمون رو ادامه می‌دیم.

679
00:33:17,660 --> 00:33:18,950
‫می‌تونم سوارت بشم؟

680
00:33:22,410 --> 00:33:24,160
‫اصلاً نمی‌فهمی سوارتم.

681
00:33:24,160 --> 00:33:25,580
‫نه.

682
00:33:31,080 --> 00:33:34,250
‫می‌رم یه سنجاب چیزی پیدا کنم تا کباب کنیم.

683
00:33:34,250 --> 00:33:36,620
‫البته اگه جناب اشرافی‌زاده‌مون بلد باشه آتیش روشن کنه.

684
00:33:36,620 --> 00:33:38,250
‫آره، معلومه که بلدم آتیش روشن کنم.

685
00:33:38,250 --> 00:33:39,450
‫خوبه.

686
00:33:40,620 --> 00:33:42,580
‫پس شروع کن.

687
00:33:58,450 --> 00:34:02,790
‫گیلفورد به تحقق آرزوهاش خیلی نزدیک شده.

688
00:34:02,790 --> 00:34:05,660
‫ولی مشکل دنبال کردن آرزوها...

689
00:34:05,660 --> 00:34:07,410
‫خود آرزو نیست...

690
00:34:07,410 --> 00:34:10,620
‫بلکه اون دید تک‌بعدی لازم مشکل داره...

691
00:34:10,620 --> 00:34:14,120
‫که باعث میشه به صرف زنده بودنت
‫یه لذت کورکورانه‌ای بهت دست بده.

692
00:34:16,370 --> 00:34:19,370
‫و واقعاً هم زنده بودن شگفت‌انگیزه.

693
00:34:23,290 --> 00:34:25,120
‫البته اگه زنده بمونی.

694
00:34:27,500 --> 00:34:28,910
‫چطور جرئت کردی!

695
00:34:28,910 --> 00:34:30,410
‫مست که نیستی؟

696
00:34:30,410 --> 00:34:33,000
‫به اون اسکروپ احمق گفتی که باهاش ازدواج می‌کنم،

697
00:34:33,000 --> 00:34:34,790
‫و گیلفورد هیچ‌وقت برنمی‌گرده.

698
00:34:34,790 --> 00:34:36,410
‫آره، گفتم. می‌خوای دلیلش رو بدونی؟

699
00:34:36,410 --> 00:34:37,500
‫خواهش می‌کنم بگو.

700
00:34:37,500 --> 00:34:39,950
‫چون اتحاد با اسکروپ بقای ما رو تضمین می‌کنه.

701
00:34:39,950 --> 00:34:43,000
‫پدر و برادراش اخیراً مردن،

702
00:34:43,000 --> 00:34:46,910
‫که یعنی همین اواخر یکی از بزرگ‌ترین ارتش‌های کشور رو به ارث برده.

703
00:34:46,910 --> 00:34:49,580
‫می‌دونم که احمقه.

704
00:34:49,580 --> 00:34:51,290
‫ولی آدم وفاداریه...

705
00:34:51,290 --> 00:34:53,080
‫و راحت میشه کنترلش کرد.

706
00:34:53,080 --> 00:34:54,660
‫حق نداشتی این‌کار رو بکنی.

707
00:34:56,200 --> 00:34:59,000
‫در حالی که داری مسابقات مسخره‌ت رو برنامه‌ریزی می‌کنی

708
00:34:59,000 --> 00:35:01,750
‫و با حیوون خونگی جدیدت لاس می‌زنی،

709
00:35:01,750 --> 00:35:04,870
‫مری داره نیروهاش رو جمع می‌کنه و میاد سراغت.

710
00:35:04,870 --> 00:35:06,500
‫باید روی این موضوع تمرکز کنی.

711
00:35:06,500 --> 00:35:07,580
‫ولی نه،

712
00:35:07,580 --> 00:35:12,700
‫در عوض، ترجیح می‌دی وقتت رو روی یه جنگ صلیبی
‫با شعار نجات ایتیان‌های محکوم به شکست هدر بدی...

713
00:35:12,700 --> 00:35:15,750
‫و به خاطر مردی که ولت کرده تا
‫حیوون شدنش رو درمان کنه، عزاداری کنی.

714
00:35:17,950 --> 00:35:19,290
‫من که بهت نگفته بودم.

715
00:35:21,000 --> 00:35:22,080
‫نه.

716
00:35:22,080 --> 00:35:23,830
‫اوه، خب،

717
00:35:23,830 --> 00:35:25,250
‫دادلی گفت.

718
00:35:26,620 --> 00:35:28,080
‫نه، نگفته.

719
00:35:29,080 --> 00:35:30,250
‫انقدر خجالت می‌کشه که نمیاد بهت بگه.

720
00:35:37,750 --> 00:35:39,080
‫خوب می‌شناسمت.

721
00:35:40,080 --> 00:35:41,620
‫چه بلایی سر گیلفورد آوردی؟

722
00:35:41,620 --> 00:35:43,660
‫چیکار کردی؟

723
00:35:44,660 --> 00:35:46,370
‫خواهش می‌کنم بهم بگو!

724
00:35:46,370 --> 00:35:48,120
‫باید ممنون باشی.

725
00:35:48,120 --> 00:35:49,410
‫دیگه رفته.

726
00:35:49,410 --> 00:35:51,830
‫و رفتنش باعث شده جونمون در امان باشه.

727
00:36:25,700 --> 00:36:27,250
‫منو باز کن.

728
00:36:27,250 --> 00:36:28,830
‫همین الان!

729
00:36:28,830 --> 00:36:30,330
‫سلام، اسب کوچولو.

730
00:36:30,330 --> 00:36:31,750
‫تو یه عوضی پستی.

731
00:36:31,750 --> 00:36:34,080
‫فکر می‌کنی من پستم، رفیق،

732
00:36:34,080 --> 00:36:36,450
‫صبر کن تا تاجر هیولا رو ببینی.

733
00:36:37,790 --> 00:36:40,290
‫تاجر هیولا دیگه چه کوفتیه؟

734
00:36:42,790 --> 00:36:43,870
‫کمک!

735
00:36:43,870 --> 00:36:45,410
‫- هر چقدر می‌خوای داد بزن.
‫- یکی کمک کنه!

736
00:36:45,410 --> 00:36:46,830
‫هیچکس صدات رو نمی‌شنوه.

737
00:36:46,830 --> 00:36:48,410
‫کمک!

738
00:36:48,410 --> 00:36:49,500
‫علیاحضرت.

739
00:36:49,500 --> 00:36:50,830
‫چیکار می‌کنید؟

740
00:36:50,830 --> 00:36:52,540
‫- گیلفورد در خطره.
‫- چی؟

741
00:36:52,540 --> 00:36:53,750
‫باید پیداش کنم.

742
00:36:54,830 --> 00:36:56,040
‫همه‌ش تقصیر خودمه.

743
00:36:56,040 --> 00:36:57,660
‫علیاحضرت، هیچ کدوم از اینا تقصیر شما نیست.

744
00:36:57,660 --> 00:36:58,580
‫منظورت چیه؟

745
00:36:58,580 --> 00:37:01,250
‫ایتیان‌ها مادرش رو کشتن.

746
00:37:01,250 --> 00:37:02,950
‫درست جلوی چشماش.

747
00:37:02,950 --> 00:37:04,660
‫نمی‌تونه این مسئله رو تغییر بده.

748
00:37:04,660 --> 00:37:05,750
‫ولی می‌تونه یه درمان پیدا کنه.

749
00:37:07,750 --> 00:37:09,330
‫بذارید من برم.

750
00:37:09,330 --> 00:37:10,910
‫خودم پیداش می‌کنم.

751
00:37:10,910 --> 00:37:13,080
‫و برش می‌گردونم خونه.

752
00:37:15,000 --> 00:37:16,870
‫خواهش می‌کنم.

753
00:37:16,870 --> 00:37:18,450
‫خواهش می‌کنم بذار برم.

754
00:37:20,910 --> 00:37:22,250
‫چرا این‌کار رو بکنم؟

755
00:37:22,250 --> 00:37:23,870
‫یه دلیل بیار.

756
00:37:25,200 --> 00:37:26,450
‫جین.

757
00:37:29,910 --> 00:37:31,250
‫جین دلیلشه.

758
00:37:31,250 --> 00:37:33,790
‫همسرت جین رو میگی؟

759
00:37:33,790 --> 00:37:35,870
‫عشق واقعیته.

760
00:37:39,330 --> 00:37:40,330
‫باشه.

761
00:37:41,830 --> 00:37:43,830
‫پس بیا یه نقشه بکشیم.

762
00:37:45,120 --> 00:37:47,330
‫برت می‌گردونم به قصر...

763
00:37:47,330 --> 00:37:48,580
‫تا علیاحضرت رو ببینی.

764
00:37:49,540 --> 00:37:52,540
‫و بعدش ...

765
00:37:52,540 --> 00:37:54,370
‫با یه چوب دیگه می‌زنم تو سرت

766
00:37:54,370 --> 00:37:56,620
‫و دوباره می‌کشونمت تا اینجا.

767
00:37:56,620 --> 00:37:58,540
‫گوش کن! گوش کن چی!

768
00:37:58,540 --> 00:38:00,330
‫اگه این چیز وحشتناک رو...

769
00:38:00,330 --> 00:38:02,200
‫از دور گردنم باز نکنی،

770
00:38:03,450 --> 00:38:05,250
‫چیزی از من عایدت نمیشه.

771
00:38:05,250 --> 00:38:06,790
‫خورشید طلوع می‌کنه،

772
00:38:06,790 --> 00:38:08,620
‫چون با تغییر شکل، گردنم می‌شکنه...

773
00:38:08,620 --> 00:38:09,700
‫و بعد می‌میرم!

774
00:38:09,700 --> 00:38:12,200
‫و بعدش درمان می‌شی.

775
00:38:12,200 --> 00:38:14,250
‫ولی نگران نباش.

776
00:38:15,830 --> 00:38:17,830
‫تاجر هیولا به زودی می‌رسه.

777
00:38:17,830 --> 00:38:19,410
‫هیچوقت دیر نمی‌کنه.

778
00:38:23,580 --> 00:38:25,160
‫یه نوشیدنی بهم بده.

779
00:38:26,870 --> 00:38:28,790
‫بهم این افتخار رو بده...

780
00:38:28,790 --> 00:38:30,790
‫نوشیدنی آخر رو بهم بده.

781
00:38:32,750 --> 00:38:34,950
‫به درک. چرا که نه؟

782
00:38:40,830 --> 00:38:42,200
‫خواهش می‌کنم.

783
00:39:01,580 --> 00:39:03,950
‫کلید کوفتی رو بده بیاد!

784
00:39:15,410 --> 00:39:20,450
‫اون یکی کلید دست تاجر هیولاست، سرورم.

785
00:39:22,330 --> 00:39:24,000
‫احمق بی‌شعور.

786
00:39:28,040 --> 00:39:29,700
‫فرار کن! بدو!

787
00:39:31,540 --> 00:39:33,500
‫داره صبح میشه!

788
00:39:49,500 --> 00:39:52,540
‫کمک! خواهش می‌کنم.

789
00:39:52,540 --> 00:39:53,950
‫خدایا این دیگه چیه...

790
00:39:53,950 --> 00:39:55,700
‫لطفاً. خواهش می‌کنم.

791
00:39:55,700 --> 00:39:57,540
‫لطفاً کمک کنید.

792
00:39:58,790 --> 00:40:00,830
‫من...

793
00:40:00,830 --> 00:40:01,910
‫من ایتیان هستم.

794
00:40:03,290 --> 00:40:07,000
‫و اگه این رو قبل از طلوع خورشید باز نکنید، می‌میرم!
‫خواهش می‌کنم!

795
00:40:07,000 --> 00:40:09,120
‫خواهش می‌کنم کمکم کنید.

796
00:40:11,160 --> 00:40:12,620
‫ایتیان.

797
00:40:16,250 --> 00:40:18,000
‫بلند شو.

798
00:40:20,950 --> 00:40:22,620
‫بیا اینجا.

799
00:40:32,620 --> 00:40:35,250
‫ممنونم. متشکرم.

800
00:40:36,330 --> 00:40:37,910
‫گیلفورد برای اولین بار تو زندگیش،

801
00:40:37,910 --> 00:40:41,790
‫مشتاقانه منتظر طلوع خورشیده.

802
00:40:41,790 --> 00:40:43,450
‫تا تغییر شکل بده.

803
00:40:45,160 --> 00:40:48,000
‫و به قصر برگرده.

804
00:40:48,000 --> 00:40:50,120
‫برگرده...

805
00:40:50,120 --> 00:40:51,700
‫پیش جین.

806
00:40:58,250 --> 00:41:00,080
‫رفتن! فرار کردن.

807
00:41:00,080 --> 00:41:02,080
‫- چی؟
‫- نورفولک...

808
00:41:02,080 --> 00:41:03,790
‫و اسکروپ فرار کردن.

809
00:41:03,790 --> 00:41:07,290
‫مثل دزدها تو تاریکی شب فرار کردن.

810
00:41:07,290 --> 00:41:08,540
‫می‌تونی با ارتش‌هاشون خداحافظی کنی.

811
00:41:08,540 --> 00:41:10,450
‫- رفتن؟
‫- و مری...

812
00:41:10,450 --> 00:41:14,450
‫با ده هزار نیرو تو جاده لندن دیده شده.

813
00:41:14,450 --> 00:41:16,330
‫علیاحضرت.

814
00:41:16,330 --> 00:41:18,080
‫دیگه متحدی نداریم!

815
00:41:18,080 --> 00:41:19,500
‫نه، هنوز داریم.

816
00:41:25,290 --> 00:41:27,580
‫آرچر، چند نفر می‌تونی جمع کنی که برام بجنگن؟

817
00:41:27,580 --> 00:41:29,250
‫- چی شده؟
‫- اشراف‌زاده‌ها رفتن.

818
00:41:29,250 --> 00:41:31,540
‫مری داره با ارتشش میاد. باید بجنگیم.

819
00:41:32,660 --> 00:41:35,580
‫حاضر نیستم ایتیان‌ها رو به کشتارگاه بفرستم.

820
00:41:36,790 --> 00:41:38,540
‫فکر می‌کردم برگشتی انگلستان

821
00:41:38,540 --> 00:41:40,040
‫چون می‌خواستی تغییرش بدی.

822
00:41:40,040 --> 00:41:42,000
‫برگشتم چون پدرم داشت می‌مرد.

823
00:41:42,000 --> 00:41:44,700
‫موندم چون امیدوار بودم تغییر ممکنه.

824
00:41:44,700 --> 00:41:46,910
‫ولی از جنگیدن تو یه جنگ از قبل شکست‌خورده خسته شدم.

825
00:41:46,910 --> 00:41:48,870
‫آره، ولی حالا من هم دارم می‌جنگم.

826
00:41:48,870 --> 00:41:50,620
‫کاش کافی بود.

827
00:41:50,620 --> 00:41:52,250
‫ولی نقشه‌های دیگه‌ای داریم.

828
00:41:52,250 --> 00:41:54,500
‫چرا وقتی ازت خواستم، موندی؟

829
00:41:54,500 --> 00:41:56,500
‫نمی‌دونم.

830
00:41:57,500 --> 00:41:58,700
‫شاید نباید می‌موندم.

831
00:42:03,410 --> 00:42:06,250
‫وقتی مردم بفهمن چیکار کردم، ازم حمایت می‌کنن.

832
00:42:06,250 --> 00:42:07,410
‫شک دارم.

833
00:42:12,750 --> 00:42:14,200
‫کجا می‌ری؟

834
00:42:14,200 --> 00:42:15,540
‫منو ندیدی؟

835
00:42:15,540 --> 00:42:16,660
‫استنلی!

836
00:42:18,200 --> 00:42:19,200
‫نادیده گرفتمت.

837
00:42:20,290 --> 00:42:22,160
‫دارم نادیده می‌گیرمت.

838
00:42:22,160 --> 00:42:23,660
‫چرا؟

839
00:42:25,870 --> 00:42:28,000
‫می‌دونم با گیلفورد چیکار کردی.

840
00:42:28,000 --> 00:42:29,790
‫حرفات رو با جین شنیدم.

841
00:42:29,790 --> 00:42:30,950
‫برادرم رو فرستادی تا بمیره.

842
00:42:30,950 --> 00:42:32,620
‫تو یه قاتلی.

843
00:42:33,700 --> 00:42:35,500
‫اگه دنبال کسی می‌گردی که سرزنش کنی،

844
00:42:35,500 --> 00:42:37,540
‫خودت رو سرزنش کن.

845
00:42:37,540 --> 00:42:39,330
‫خودت بهم گفتی اون چه موجودیه.

846
00:42:39,330 --> 00:42:42,000
‫کیرت رو به برادرت ترجیح دادی.

847
00:42:42,000 --> 00:42:43,910
‫- اییی.
‫- خودت می‌دونی منظورم چیه.

848
00:42:44,910 --> 00:42:46,160
‫داری می‌ری؟

849
00:42:46,160 --> 00:42:47,290
‫چیا رو شنیدی؟

850
00:42:47,290 --> 00:42:49,370
‫استنلی، همین الان برگرد اینجا!

851
00:42:49,370 --> 00:42:51,250
‫تو!

852
00:42:51,250 --> 00:42:53,410
‫فوراً کالسکه‌ی سلطنتی رو آماده کن!

853
00:42:54,870 --> 00:42:59,700
‫با وجود همه چیز، جین هنوز باور داره
‫خوبی بر تعصب پیروز می‌شه،

854
00:42:59,700 --> 00:43:02,040
‫امید بر ترس غلبه می‌کنه

855
00:43:02,040 --> 00:43:05,500
‫و وقتی به مردم فرصت انجام کار درست داده بشه،

856
00:43:05,500 --> 00:43:07,200
‫کار درست رو انجام میدن.

857
00:43:09,200 --> 00:43:11,200
‫قوانین تبعیض لغو شدن.

858
00:43:12,910 --> 00:43:14,080
‫نظر شما چیه؟

859
00:43:14,080 --> 00:43:15,950
‫جین! باید فرار کنیم!

860
00:43:15,950 --> 00:43:17,660
‫تموم شد.

861
00:43:17,660 --> 00:43:19,450
‫- جین، خواهش می‌کنم.
‫- نه.

862
00:43:19,450 --> 00:43:21,200
‫گوش کن. اگه فرار نکنی،

863
00:43:21,200 --> 00:43:22,750
‫می‌میری.

864
00:43:23,750 --> 00:43:25,540
‫نگاه کن! می‌بینی؟

865
00:43:25,540 --> 00:43:27,330
‫حمایتشون رو داریم.

866
00:43:28,330 --> 00:43:30,870
‫همه چی خوبه. نورفولک برگشته.

867
00:43:30,870 --> 00:43:32,790
‫جین.

868
00:43:32,790 --> 00:43:34,080
‫نورفولک.

869
00:43:34,080 --> 00:43:35,160
‫برگشتی.

870
00:43:35,160 --> 00:43:36,660
‫با ارتشت اومدی؟

871
00:43:37,950 --> 00:43:40,620
‫زیاده‌روی کردی.

872
00:43:45,750 --> 00:43:46,750
‫بگیریدش.

873
00:43:46,750 --> 00:43:47,830
‫همه‌شون رو بگیرید.

874
00:43:47,830 --> 00:43:49,790
‫کالسکه آماده‌ست.

875
00:43:49,790 --> 00:43:51,450
‫برو. همین الان برو.

876
00:43:59,700 --> 00:44:00,910
‫ولم کنید!

877
00:44:13,290 --> 00:44:15,750
‫♪ زنجیر ♪

878
00:44:15,750 --> 00:44:17,200
‫♪ ما رو کنار هم نگه می‌داره ♪

879
00:44:17,200 --> 00:44:19,660
‫♪ اوه... ♪

880
00:44:19,660 --> 00:44:21,700
‫♪ زنجیر ♪

881
00:44:21,700 --> 00:44:23,950
‫♪ ما رو کنار هم نگه می‌داره ♪

882
00:44:23,950 --> 00:44:25,700
‫♪ اوه ♪

883
00:44:25,700 --> 00:44:27,700
‫♪ اوه ♪
‫♪ زنجیر ♪

884
00:44:27,700 --> 00:44:31,580
‫♪ ما رو کنار هم نگه می‌داره ♪

885
00:44:31,580 --> 00:44:35,790
‫جین گری کاملاً به گا رفت.

886
00:44:36,214 --> 00:44:56,214
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

