﻿1
00:00:01,313 --> 00:00:02,102
...آنچه گذشت

2
00:00:02,127 --> 00:00:04,129
بازیگر نقشِ برازوز

3
00:00:04,129 --> 00:00:06,215
الان پادکست خودشـو داره -
چی؟ -

4
00:00:06,215 --> 00:00:08,717
!جیمی فالون اسم منو آورده! وای

5
00:00:08,717 --> 00:00:10,010
قسمت‌های بعدی هم تو راهن دیگه؟

6
00:00:10,010 --> 00:00:12,638
یکی این بسته رو برای من گذاشته پذیرش

7
00:00:12,638 --> 00:00:13,931
گوشیِ تیم کونوئه

8
00:00:13,931 --> 00:00:14,932
چی؟ -
!اوه -

9
00:00:14,932 --> 00:00:16,350
تیم خودش فکر می‌کرد قراره کشته شه؟

10
00:00:16,350 --> 00:00:19,269
چندوقتی بود با یه دلال جواهرِ بازار سیاه
به‌نام آنجل سرشاخ شده بود

11
00:00:19,269 --> 00:00:20,979
این شما و این آنجل

12
00:00:20,979 --> 00:00:22,105
تدی دیماس؟

13
00:00:22,105 --> 00:00:24,630
،می‌خوام یه چک براتون بنویسم
که چک تُپلی هم هست

14
00:00:24,655 --> 00:00:28,395
درسته. اسپانسر اصلی‌مون
الان شد مظنون اصلی‌مون

15
00:00:28,904 --> 00:00:30,405
هی، اینو از کجا آوردی؟

16
00:00:30,822 --> 00:00:32,830
پیداش کردم -
چرا تیم دنبال انگشتری بود -

17
00:00:32,855 --> 00:00:35,577
که شب فوتِ زوئی دستش بود؟ -
نه، دستش نبود -

18
00:00:35,577 --> 00:00:36,662
نه موقع مرگش

19
00:00:38,847 --> 00:00:40,472
[ تئو: اونا فهمیدن. همه‌چی رو دیدن ]

20
00:00:41,679 --> 00:00:51,679
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

21
00:00:53,387 --> 00:00:55,806
طرفدارِ چیزی بودن یعنی چی؟

22
00:00:57,307 --> 00:01:00,602
به‌نظر من، یعنی وفاداریِ مطلق و ابدی

23
00:01:01,645 --> 00:01:04,230
طرفدار چیزی بودن مثل متأهل بودن می‌مونه

24
00:01:04,230 --> 00:01:07,234
هرچقدرم سخت بشه، تسلیم نمی‌شی

25
00:01:08,151 --> 00:01:10,863
حس منم به پادکست‌های «فقط و فقط» همینـه

26
00:01:10,863 --> 00:01:13,991
باورم نمی‌شه یه هفتۀ دیگه گذشت
و خبری از قسمت جدید نشده

27
00:01:13,991 --> 00:01:17,244
دارن اون بالا چه گوهی می‌خورن؟
یهو خفه‌مرگ گرفتن

28
00:01:17,244 --> 00:01:20,622
جلوی گرنت مؤدب باش -
من عنمم نیست -

29
00:01:20,622 --> 00:01:23,125
بچه‌ها، اگه بانی رو ببینیم چی؟

30
00:01:23,125 --> 00:01:24,751
یا هاواردِ گربه‌باز؟

31
00:01:24,751 --> 00:01:26,253
،یا چارلز

32
00:01:26,253 --> 00:01:29,214
اولیور، میبل؟
دست‌وپامـو گم می‌کنم

33
00:01:29,631 --> 00:01:32,050
من از اینجا نمی‌رم تا بهمون نگفتن که

34
00:01:32,050 --> 00:01:34,022
!تیم کونو رو کی کُشت

35
00:01:34,047 --> 00:01:36,722
آروم بگیر سم. دونات‌ها رو بده بیاد

36
00:01:36,722 --> 00:01:39,016
ما اسم خودمون رو گذاشتیم
«مجنونین آرکونیا»

37
00:01:39,016 --> 00:01:42,603
:تو یه انجمن اینترنتی آشنا شدیم
«کمیتۀ ریزه میزه به‌غیر از میزه»

38
00:01:42,603 --> 00:01:45,105
.که مؤسسش هم خودم بودم
بعد از برنامۀ فالون

39
00:01:45,105 --> 00:01:47,649
پادکست «فقط و فقط» خیلی سر و صدا کرد

40
00:01:47,649 --> 00:01:50,110
ولی اولین طرفدارهاشون ما بودیم

41
00:01:50,110 --> 00:01:52,237
بعضی از طرفدارها «میبلی» هستن

42
00:01:52,237 --> 00:01:55,157
«بعضی‌ها «عشاق هیدن
و تعداد کمی هم مثل من

43
00:01:55,157 --> 00:01:58,243
.مجنونین پات» هستن»
من خودم اولیور رو دوست دارم

44
00:01:58,399 --> 00:02:02,703
من تا حالا عضو 6 تا کامیونیتی هواداریِ
 ...پادکست‌های جرایم واقعی مختلف بودم

45
00:02:03,415 --> 00:02:06,835
ولی تا حالا این‌طوری
از یه تیم نویسنده ناامید نشده بودم

46
00:02:06,835 --> 00:02:08,920
و اون حضور کوتاهِ استینگ چی بود؟

47
00:02:08,920 --> 00:02:11,131
انگار ممکنه قاتل «استینگ» باشه

48
00:02:11,131 --> 00:02:13,425
یه قسمت کامل بدون هیچ اتفاق هیجان‌انگیزی

49
00:02:13,425 --> 00:02:16,094
باشه بچه‌ها، چرا انقدر بدبین‌اید؟

50
00:02:16,094 --> 00:02:18,347
اصلاً علاقه‌ای به این پادکست دارید؟

51
00:02:18,347 --> 00:02:19,848
!من عاشقشم -
حرف نداره -

52
00:02:19,848 --> 00:02:22,142
پس به تیم اعتماد کنید، خب؟

53
00:02:22,142 --> 00:02:25,020
اتفاق هیجان‌انگیز می‌خواید؟
بهش می‌رسید

54
00:02:25,020 --> 00:02:27,004
احتمالاً بزودی سر و کله‌شون پیدا می‌شه

55
00:02:28,574 --> 00:02:38,574
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

56
00:02:38,807 --> 00:02:43,807
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

57
00:03:03,822 --> 00:03:06,504
« فقط و فقط قتل‌های داخل ساختمان »
«فصل اول، قسمت هشتم»

58
00:03:14,763 --> 00:03:18,067
:قسمت هشتم
فن‌فیکشن» (داستان‌پردازیِ طرفداران)»

59
00:03:21,577 --> 00:03:23,245
این چه بوییـه؟

60
00:03:23,245 --> 00:03:24,830
...وای نمی‌دونم. انگار

61
00:03:24,830 --> 00:03:28,667
بوی فرمالدهید ـه
برای حفظ شدن جسد استفاده می‌شه

62
00:03:28,667 --> 00:03:29,751
جسد؟

63
00:03:31,802 --> 00:03:33,088
می‌دونستی که

64
00:03:33,088 --> 00:03:36,508
من اولین کارگردانی بودم که از
یه جسد واقعی روی صحنۀ تئاتر استفاده کرد؟

65
00:03:36,508 --> 00:03:39,469
«تو نمایش «سه‌شنبه‌ها در خانۀ برنی
اقتباس ترکیبی‌ام

66
00:03:39,469 --> 00:03:42,181
«از «سه‌شنبه‌ها با موری
و «آخر هفته در خانۀ برنی» بود

67
00:03:42,181 --> 00:03:43,182
چی؟

68
00:03:49,271 --> 00:03:51,023
تئو، تئو، تئو

69
00:03:51,023 --> 00:03:53,066
گوش کن».. عه، ببخشید»

70
00:03:53,066 --> 00:03:55,277
.می‌دونم بی‌ملاحظگی کردم
موضوع حساسیـه

71
00:03:55,277 --> 00:03:56,570
...آخه

72
00:03:57,446 --> 00:03:59,198
آروم باش، تئو

73
00:03:59,198 --> 00:04:01,491
اینا دوست‌هامونن

74
00:04:01,935 --> 00:04:03,520
بابت برخورد پسرم عذر می‌خوام

75
00:04:04,494 --> 00:04:06,330
،از تئاتر متنفره
ولی روحیۀ دراماتیکی داره

76
00:04:06,841 --> 00:04:08,790
تدی، به‌خدا

77
00:04:08,790 --> 00:04:10,358
...سوء تفا

78
00:04:11,001 --> 00:04:12,753
چرا اومدیم گورستان زایدات؟

79
00:04:13,212 --> 00:04:16,005
می‌خواید این جسدها رو بندازید اینجا؟

80
00:04:17,757 --> 00:04:21,512
ازت خوشم میاد
سؤال‌های جالبی می‌پرسی

81
00:04:21,512 --> 00:04:23,013
بیاید برسونیم‌تون خونه

82
00:04:33,440 --> 00:04:34,525
این صندلی رو دوست دارم

83
00:04:35,609 --> 00:04:38,654
تئو نمی‌تونه حرفامـو لب‌خونی کنه
،یا تو آینه ببینَتَم

84
00:04:38,654 --> 00:04:40,155
که خیلی خوبه

85
00:04:40,155 --> 00:04:43,367
چون خوب نیست پسرت

86
00:04:43,367 --> 00:04:47,120
یه حرفایی رو از دهن پدرش بشنوه یا ببینه

87
00:04:48,330 --> 00:04:52,292
من مدت زیادی از داشتن یه پسر ناشنوا
خجالت می‌کشیدم

88
00:04:53,183 --> 00:04:55,003
همینم باعث شد کارم به طلاق بکشه

89
00:04:56,171 --> 00:04:58,632
این و خب.. جَک و جنده‌هام

90
00:04:58,632 --> 00:05:02,845
اما بعد رفته‌رفته ارتباط بیشتری
با نقطه‌نظر تئو برقرار کردم

91
00:05:02,845 --> 00:05:04,763
،زبان اشاره یاد گرفتم

92
00:05:04,763 --> 00:05:08,183
که اتفاقاً خیلی از والدین
بچه‌های ناشنوا این‌کارو نمی‌کنن

93
00:05:08,183 --> 00:05:09,268
می‌دونستین؟

94
00:05:09,268 --> 00:05:11,603
جدی؟ -
آره منم شنیده بودم -

95
00:05:11,603 --> 00:05:13,105
من نمی‌دونستم

96
00:05:13,323 --> 00:05:16,826
،من به‌وسیلۀ تئو
به زیباییِ سکوت پی بردم

97
00:05:18,151 --> 00:05:21,280
دوستی‌ها و همکاری‌های زیبایی شکل می‌گیرن

98
00:05:21,280 --> 00:05:24,575
وقتی کسانی که یه چیزایی درباره‌ت می‌دونن

99
00:05:24,575 --> 00:05:27,828
بتونن وانمود کنن اون چیزا رو نشنیدن

100
00:05:27,828 --> 00:05:31,039
کاملاً متوجه منظورت شدیم، تدی

101
00:05:31,039 --> 00:05:34,334
یا که نه. والا.. من دقیقاً نمی‌دونم
داری دربارۀ چی حرف می‌زنی

102
00:05:34,334 --> 00:05:37,713
دارم دربارۀ چیزایی که راجع‌به من
شنیدین و دیدین حرف می‌زنم

103
00:05:37,713 --> 00:05:40,424
علاقه‌م به جواهرات

104
00:05:40,424 --> 00:05:42,551
...که اقرار می‌کنم چیز جالبیه

105
00:05:42,551 --> 00:05:45,304
به لحاظ خوفناکی و روان‌شناختی

106
00:05:45,804 --> 00:05:49,683
،سوژۀ خوبی برای پادکست می‌شه
منتها نه پادکست شما

107
00:05:49,683 --> 00:05:52,102
چون پادکست شما باید تموم بشه

108
00:05:53,020 --> 00:05:55,022
یا می‌تونید آبرومندانه تمومش کنید

109
00:05:56,106 --> 00:05:57,858
یا با مرگ‌تون

110
00:05:57,858 --> 00:06:00,027
ما می‌دونیم چه بلایی سر تیم کونو آوردین

111
00:06:00,027 --> 00:06:02,376
ما هیچی از قضیۀ تیم کونو نمی‌دونیم

112
00:06:03,739 --> 00:06:06,116
برای همینم الان خیالم راحته

113
00:06:06,116 --> 00:06:09,578
و همین‌طور اینکه می‌دونم اولیور
هرگز پشت سر کسی که انقدر

114
00:06:09,578 --> 00:06:12,497
بهش لطف کرده، حرف بدی نمی‌زنه -
نه نه نه -

115
00:06:12,497 --> 00:06:14,460
من همچین چیزی مد نظرمـه

116
00:06:14,875 --> 00:06:18,128
،فردا صبح بیدار بشم، مثلاً ساعت 7

117
00:06:18,128 --> 00:06:22,132
و ببینم قسمت آخر برنامه‌ای که انقدر سخاوتمندانه
،ازش حمایت مالی کردم پخش شده

118
00:06:22,132 --> 00:06:24,426
و ازتون بشنوم که اشتباه می‌کردین

119
00:06:24,426 --> 00:06:27,095
،که متأسفانه تیم کونو خودکشی کرده بود

120
00:06:27,095 --> 00:06:30,265
...و دلیلی هم که قراره براش بیارید

121
00:06:31,058 --> 00:06:32,309
تنهایی‌ـه

122
00:06:34,061 --> 00:06:36,104
یا یه چیز فلسفیِ دیگه

123
00:06:36,563 --> 00:06:38,982
قطعاً جای مانور داره -
ولی یه‌چیز قشنگ بگید -

124
00:06:38,982 --> 00:06:41,235
هنرمند شمایید

125
00:06:41,235 --> 00:06:43,237
..من فقط صاحب چندتا اغذیه فروشی‌ام

126
00:06:44,363 --> 00:06:47,574
که اصلاً خوش نداره ببینه
دوباره بلایی سر ساکنین

127
00:06:47,574 --> 00:06:49,076
ساختمونش بیاد

128
00:06:49,993 --> 00:06:52,079
حتماً تصمیم درست رو می‌گیرید

129
00:06:52,079 --> 00:06:54,373
...چون در غیر این صورت، خب

130
00:06:54,373 --> 00:06:55,880
می‌دونم کجا زندگی می‌کنید

131
00:07:02,965 --> 00:07:05,342
هی. مراقب باش -
برو برو -

132
00:07:06,468 --> 00:07:08,387
هی! اولیور؟ پشمام

133
00:07:08,387 --> 00:07:11,640
صبر کن، شما میبلی؟ -
این خودِ میبل‌ـه -

134
00:07:11,640 --> 00:07:13,767
خدایا، ما طرفدار هم داریم؟

135
00:07:13,767 --> 00:07:15,352
!خدایا شکرت، ما طرفدار داریم

136
00:07:15,352 --> 00:07:17,521
قسمت جدید چی شد؟ -
نباید الان مشغول ضبط باشید؟ -

137
00:07:17,521 --> 00:07:20,052
!آره، ما که کارمند شماها نیستیم، لاشخورا

138
00:07:20,077 --> 00:07:22,927
تند نرو. من معذرت می‌خوام. الان عجله داریم -
ما بهتون ایمان داریم -

139
00:07:24,278 --> 00:07:26,071
ببخشید، این لباس رو از کجا گرفتی؟

140
00:07:26,071 --> 00:07:28,073
عه.. کارِ دستـه

141
00:07:28,073 --> 00:07:29,491
..خودم درستش کردم

142
00:07:29,491 --> 00:07:32,160
،محض کنجکاوی می‌پرسم
برای نسخۀ رسمیش چقدر حاضری پول بدی؟

143
00:07:32,160 --> 00:07:33,761
!ای خدایا، پاتنوم، راه بیفت

144
00:07:34,784 --> 00:07:37,499
!این قشنگ یه بحث کلاسیکِ اولیور میبلی بود

145
00:07:37,499 --> 00:07:40,502
آقا، ما داریم می‌میریم برای قسمت بعدی هـا -
!ما هم احتمالاً همین‌طور -

146
00:07:42,754 --> 00:07:44,506
!باز کن. ماییم

147
00:07:44,506 --> 00:07:46,800
واقعاً باید یه کلید زاپاس به ما بده
چون ممکنه یه‌وقت تو وان بخوره زمین

148
00:07:46,800 --> 00:07:48,260
پاهاش خیلی قوی نیست

149
00:07:50,137 --> 00:07:51,472
!چارلز

150
00:07:52,055 --> 00:07:55,225
عه سلام. بیاید تو
چارلز رفته پیراشکی بخره

151
00:08:00,008 --> 00:08:01,061
...خیله‌خب

152
00:08:01,356 --> 00:08:03,859
...ببینم تو و چارلز

153
00:08:04,443 --> 00:08:07,362
چطور بگم؟ -
از بدن همدیگه لذت بردیم؟ -

154
00:08:07,362 --> 00:08:08,924
اوه، سریع هم رفتی سر اصل مطلب

155
00:08:09,114 --> 00:08:10,657
...خدای من

156
00:08:10,657 --> 00:08:12,743
باریکلا. برازوز

157
00:08:12,743 --> 00:08:14,286
برازوز کلمۀ ایمن‌مون بود
[ برای وقتی که کسی در سکس اذیت شود ]

158
00:08:14,286 --> 00:08:17,080
و کلمۀ ایمن من چیه
برای فرار از این مکالمه؟

159
00:08:17,080 --> 00:08:19,374
شما حال‌تون خوبه؟
عه، شکر می‌خورید؟

160
00:08:19,374 --> 00:08:21,919
جن، خواهش می‌کنم
الان روی زنده‌موندن تمرکز کردیم

161
00:08:21,919 --> 00:08:25,130
باشه، پس شکر کنسلـه
اتفاقاً یه تحقیقاتی ضررش رو ثابت کرده

162
00:08:25,130 --> 00:08:29,009
!بَه! سلام بچه‌ها
!خوشحالم برگشتین! عجب صبحیـه

163
00:08:29,009 --> 00:08:31,887
بله. به ما هم خیلی خوش گذشت

164
00:08:31,887 --> 00:08:34,389
از شرّ یه کامیون پر از جسد
جون سالم به‌در بردیم

165
00:08:34,389 --> 00:08:36,850
و تدی دیماس به صراحت
،ما رو تهدید به مرگ کرد

166
00:08:36,850 --> 00:08:38,477
ولی چه خوب که پیراشکی گرفتی

167
00:08:38,477 --> 00:08:41,020
،خب راستش، فقط اندازۀ خودم و جن گرفتم

168
00:08:41,020 --> 00:08:42,731
ولی.. وایسا. نه اتفاقاً

169
00:08:42,731 --> 00:08:44,900
چون این خوشمزه‌های با طعم بلوبری

170
00:08:44,900 --> 00:08:47,611
...یه‌راست میرن تو فریز

171
00:08:47,611 --> 00:08:48,904
گفتی «تهدید به مرگ»؟

172
00:08:48,904 --> 00:08:51,240
اوهوم -
دیماس تهدید کرد که می‌کُشَتمون -

173
00:08:51,865 --> 00:08:53,700
حال‌تون خوبه؟

174
00:08:53,700 --> 00:08:55,827
.بهتر از این نمی‌شیم
...ولی تدی

175
00:08:55,827 --> 00:08:58,872
،و اصلاً هم اینو به من نگفته بود
..و می‌دونی که چه مرد متواضعی‌ـه

176
00:08:58,872 --> 00:09:01,291
کاشف به عمل اومد که
طرف یه روانیِ قبر دزده

177
00:09:01,291 --> 00:09:03,126
که می‌گه اگه تا فردا صبح

178
00:09:03,126 --> 00:09:06,296
قسمت آخر رو ندیم بیرون
،و نگیم که اون هیچ‌کاره بوده

179
00:09:06,296 --> 00:09:08,423
چندتا گلوله تو مخ‌مون می‌کاره

180
00:09:08,423 --> 00:09:10,467
،تدی دیماس نمی‌دونه ما چی‌ها می‌دونیم

181
00:09:10,467 --> 00:09:13,095
و ما الان خیلی چیزهای بیشتری می‌دونیم

182
00:09:13,095 --> 00:09:15,430
صبر کن ببینم. مگه «ما» چی می‌دونیم؟

183
00:09:15,430 --> 00:09:19,017
من و جن تا صبح داشتیم
،گوشی تیم کونو رو زیر و رو می‌کردیم

184
00:09:19,017 --> 00:09:21,270
و کلی اطلاعات سرّی کشف کردیم

185
00:09:21,270 --> 00:09:26,149
در همین حد بگیم که
این، مسیر پرونده رو به کل عوض می‌کنه

186
00:09:26,149 --> 00:09:27,861
...خیله‌خب

187
00:09:27,979 --> 00:09:29,619
خدایی این‌کار تو خونش نیست؟

188
00:09:30,946 --> 00:09:33,615
تیم با دقت همه‌چیز رو ثبت می‌کرده

189
00:09:33,615 --> 00:09:35,868
این تو عکس‌ها و یادداشت‌های زیادی وجود داره

190
00:09:35,868 --> 00:09:38,871
و اسکنِ رسید و تکه‌های روزنامه

191
00:09:38,871 --> 00:09:42,040
خلاصه ما با گذاشتن این‌ها کنار همدیگه
فهمیدیم

192
00:09:42,040 --> 00:09:44,626
اون چرا دنبال دیماس‌ها بود

193
00:09:44,626 --> 00:09:46,587
،اون دیده بوده تئو، پسر تدی

194
00:09:46,587 --> 00:09:50,428
یه دختری رو حدود ده سال پیش
از پشت‌بوم آرکونیا پرت کرده پایین

195
00:09:50,924 --> 00:09:53,521
تیم، تئو رو دیده بوده

196
00:09:53,802 --> 00:09:56,597
،تدی هم تیم رو تهدید می‌کنه که حرفی نزنه
ولی تیم تا روز مرگش

197
00:09:56,597 --> 00:09:59,808
.داشت تلاش می‌کرد دستِ تدی رو رو کنه
و بعد متوقف شد

198
00:09:59,808 --> 00:10:01,727
!بله چون تدی کُشتش

199
00:10:01,727 --> 00:10:03,979
هی، حالا بیاید زود قضاوت نکنیم

200
00:10:03,979 --> 00:10:05,898
چون من همچین چیزی توی این گوشی نمی‌بینم

201
00:10:05,898 --> 00:10:08,358
باشه. من دیگه نمی‌تونم -
چارلی؟ -

202
00:10:08,358 --> 00:10:09,693
یه لحظه میای؟ -
حتماً -

203
00:10:09,693 --> 00:10:12,107
من اینا رو حاضر می‌کنم. ما دوتایی می‌خوریم -
حله -

204
00:10:12,696 --> 00:10:16,283
زن محشری نیست؟ -
چرا، عالیه -

205
00:10:16,283 --> 00:10:18,911
حرف نداره. چقدر نظرات مختلف داره -
بله -

206
00:10:18,911 --> 00:10:21,455
خیلی خیلی برات خوشحالیم، خب؟
ولی

207
00:10:21,455 --> 00:10:23,517
ممکنه یه اتفاقی افتاده باشه

208
00:10:23,542 --> 00:10:26,627
ما.. سکس کردیم. با همدیگه

209
00:10:26,627 --> 00:10:30,506
،اَه آره. باشه می‌دونم
،ولی اوضاع بالا گرفته

210
00:10:30,506 --> 00:10:33,884
و اگه می‌خوایم تا قبل از ساعت 7
...ترتیبِ دیماس رو بدیم، اول باید

211
00:10:33,884 --> 00:10:34,968
برنامه همینه دیگه؟

212
00:10:36,220 --> 00:10:37,888
...یه سری تکون بدین یا بگید نه

213
00:10:37,888 --> 00:10:39,306
آره آره آره

214
00:10:39,306 --> 00:10:42,768
در این صورت، کمک واقعی لازم داریم
نیروی کمکی درست‌وحسابی

215
00:10:43,393 --> 00:10:46,772
کی؟ -
همون کسی که گوشی تیم رو بهمون داد -

216
00:10:55,155 --> 00:10:56,698
بسپریدش به خودم

217
00:10:56,698 --> 00:10:58,784
...من هزار بار این صحنه رو تو برازوز

218
00:10:58,784 --> 00:11:00,487
اَه، این کلمه رو به زبون نیار

219
00:11:01,564 --> 00:11:03,566
چه کمکی از من بر میاد؟

220
00:11:05,207 --> 00:11:07,459
امروز روز پولـه، خوشگله

221
00:11:07,459 --> 00:11:09,711
،روز تسویه حسابـه
و چک توی صندوق پستی‌ـه

222
00:11:09,711 --> 00:11:11,964
درست مثل مقتول مُتوفی

223
00:11:11,964 --> 00:11:14,466
در ساختمان آرکونیا، تیم کونو
درست شنیدی. گفتم مقتول

224
00:11:14,466 --> 00:11:17,094
،باشه، مقتول رو شنیدم
ولی بقیه‌ی زرهایی که زدی چی بود؟

225
00:11:17,094 --> 00:11:19,221
،خب.. زبون پلیسی‌ـه دیگه

226
00:11:19,221 --> 00:11:20,305
مگه نه؟ -
نه -

227
00:11:20,305 --> 00:11:24,101
ما عضوی از گروهی هستیم

228
00:11:24,101 --> 00:11:27,396
که معتقده تیم کونو
به دست خانوادۀ دیماس به قتل رسیده

229
00:11:28,021 --> 00:11:30,774
همون اغذیه فروشی‌دارها؟ -
اغذیه فروشی، و همین‌طور جرم و جنایت -

230
00:11:30,774 --> 00:11:33,277
بر اساس مدارکی که تو گوشی تیم پیدا کردیم

231
00:11:33,277 --> 00:11:35,112
صحیح. بعد این گوشی رو از کجا پیدا کردین؟

232
00:11:35,612 --> 00:11:38,115
...خب شما -
هیس هیس هیس -

233
00:11:38,115 --> 00:11:40,909
..شاید.. هر کسی که اون‌کارو کرده

234
00:11:41,618 --> 00:11:44,781
هنوز سؤالاتی درمورد
،مرگ تیم داشته باشه

235
00:11:44,806 --> 00:11:47,249
و موانع بزرگی جلو روش باشه

236
00:11:47,249 --> 00:11:49,418
،و امیدوار باشه شما بتونید کمکش کنید
با انتشار

237
00:11:49,418 --> 00:11:52,296
یک قسمت دیگه با تمام مدارک‌تون

238
00:11:53,053 --> 00:11:54,512
پس خودت بودی

239
00:11:54,590 --> 00:11:56,508
..خب اگه ما اون قسمت رو بسازیم

240
00:11:56,508 --> 00:11:57,968
نمی‌خواید در معرض خطر قرار بگیرید

241
00:11:57,968 --> 00:12:00,429
ردیفه. من دارم به‌طور نامحسوس

242
00:12:00,429 --> 00:12:03,265
یه آزمایش سم‌شناسی
و اسکن اثرانگشت می‌گیرم از لپتاپی که

243
00:12:03,265 --> 00:12:06,185
یه نفر نامۀ خداحافظیِ تیم کونو رو
باهاش تایپ کرده بود. باقی‌ش با خودتونـه

244
00:12:06,185 --> 00:12:09,438
خیلی ازتون ممنونم
و خیلی خیلی معذرت می‌خوام

245
00:12:09,438 --> 00:12:12,482
بابت حرف‌هایی که چارلز و میبل
تو قسمت اول راجع‌به شما زدن

246
00:12:13,400 --> 00:12:16,028
و قسمت دو. و بخشی از سه

247
00:12:16,028 --> 00:12:19,406
باشه... خب حواس‌تون باشه که

248
00:12:19,406 --> 00:12:21,116
سوتی موتی ندین. خب؟

249
00:12:21,116 --> 00:12:24,536
علی‌الخصوص اگه می‌خواید
سلطان اغذیه‌فروشی رو متهم کنید. باشه؟

250
00:12:24,536 --> 00:12:28,081
پس کی، چطوری، چرا
و چرا الان‌ش رو کشف کنید

251
00:12:28,081 --> 00:12:29,708
چی چی‌ش رو کشف کنیم؟

252
00:12:29,708 --> 00:12:32,586
خب چرا میگی چی؟
من که «چی» نگفتم. چی نداریم

253
00:12:32,586 --> 00:12:34,087
،فقط کی

254
00:12:34,087 --> 00:12:35,964
،چطوری، چرا

255
00:12:35,964 --> 00:12:38,467
و چرا الان. باشه؟
مدارک‌تون رو جور کنید

256
00:12:38,467 --> 00:12:40,557
!و مطمئن شید هیچ سوتی‌ای توش نباشه

257
00:12:41,094 --> 00:12:43,096
و بایدم تا فردا صبح آماده‌ش کنیم

258
00:12:43,805 --> 00:12:45,682
،کی

259
00:12:45,682 --> 00:12:47,267
...و.. کی

260
00:12:47,267 --> 00:12:48,977
...کی، چی -
چی نه -

261
00:12:48,977 --> 00:12:50,771
...نه! چرا! چرا. چطوری

262
00:12:51,872 --> 00:12:53,050
کی؟ : تدی/تئو دیماس
--- : چطوری؟
چرا؟ : برای اینکه تیم جرایم‌شون رو لو نده
--- : چرا الان؟

263
00:12:53,075 --> 00:12:55,626
فکر کنم شب‌بیداری تو کامیون
داره تأثیرشـو می‌ذاره

264
00:12:55,651 --> 00:12:57,069
کسی گرسنه‌ش نیست؟

265
00:12:57,069 --> 00:13:00,697
من تا یه‌چیزی نخورم
زیر همچین فشاری مغزم کار نمی‌کنه

266
00:13:00,697 --> 00:13:03,242
ولی برای «چرا الان» چی داریم؟

267
00:13:03,242 --> 00:13:04,785
...هیچی والا

268
00:13:09,164 --> 00:13:10,666
!عه

269
00:13:15,712 --> 00:13:17,047
کلوچه پیتزایی خونگی

270
00:13:18,082 --> 00:13:20,133
..وای، چه عالی

271
00:13:20,133 --> 00:13:22,928
خب، گمونم معمای خوراکی‌مون حل شد

272
00:13:23,605 --> 00:13:25,138
می‌خوام اینجا رو قشنگ نشونت بدم

273
00:13:26,390 --> 00:13:28,392
!نه» به این رابطه. نه»

274
00:13:28,392 --> 00:13:30,185
کاملاً موافقم

275
00:13:30,185 --> 00:13:33,021
ولی باید اعتراف کنم که این کلوچه پیتزایی‌ها
 بوی خوبی دارن. نظر تو چیه؟

276
00:13:33,021 --> 00:13:34,034
نکن بابا

277
00:13:35,107 --> 00:13:37,568
کسی مهمونی سفارش داده؟

278
00:13:42,442 --> 00:13:44,616
سلام... اسکار

279
00:13:45,325 --> 00:13:46,952
مرسی که بالأخره جوابِ پیام‌هامـو دادی

280
00:13:46,952 --> 00:13:49,121
شرمنده. یه‌کم ذهنم مشغول بود

281
00:13:49,121 --> 00:13:51,623
و کمی هم آسیب روحی دیدم -
ها؟ -

282
00:13:52,833 --> 00:13:54,501
خبر مهمی دربارۀ پرونده دارم

283
00:13:54,918 --> 00:13:57,045
این بوی چیه؟ خیلی گشنه‌مـه

284
00:13:57,045 --> 00:13:59,798
خوشحالم با یکی دیگه از اعضای تیم
آشنا می‌شم. سلام، من جن‌ام

285
00:13:59,798 --> 00:14:02,634
منم اسکار. اونا خیلی خفن‌ان

286
00:14:02,790 --> 00:14:05,929
!تازه خونگی هم هستن
جدی حال نمی‌ده؟

287
00:14:06,680 --> 00:14:08,640
داریم تبدیل به یه گروه اجتماعی می‌شیم

288
00:14:09,016 --> 00:14:12,269
اوهوم -
خب، این خبر مهمت چیه؟ -

289
00:14:12,269 --> 00:14:15,731
آها، رفتم اون پسره کاتر رو دیدم -
این همون دلاله‌ست -

290
00:14:15,731 --> 00:14:17,566
همونی که تیم قبل از کشته‌شدن رفت دیدنش

291
00:14:17,566 --> 00:14:20,152
باشه، خب انگشتر سبزه رو گیر آوردی؟

292
00:14:20,152 --> 00:14:22,154
نه، مسئله همینه

293
00:14:22,154 --> 00:14:23,655
کاتر اونو فروخته

294
00:14:24,489 --> 00:14:25,532
به کونو

295
00:14:26,232 --> 00:14:28,660
اتفاقاً روز قبل از کشته‌شدنش
اون رو خریده بود

296
00:14:28,995 --> 00:14:31,122
انگشتر زوئی دستِ تیم بود؟

297
00:14:31,163 --> 00:14:33,081
،نه نه. ما اونو تو واحدش پیدا نکردیم

298
00:14:33,081 --> 00:14:35,959
بااینکه تمام جواهراتش رو اونجا پیدا کردم

299
00:14:35,959 --> 00:14:37,552
شاید قاتل، دزدیدتِش

300
00:14:38,795 --> 00:14:40,214
!دیماس‌ها -
آره -

301
00:14:40,214 --> 00:14:41,965
مگه اون انگشتر واسه کس دیگه‌ای هم مهم هست؟

302
00:14:41,965 --> 00:14:43,550
!این مدرک محکمی‌ـه

303
00:14:43,550 --> 00:14:46,934
و «چرا الان»ـمون هم مشخص شد -
مطمئنی؟ -

304
00:14:47,429 --> 00:14:49,223
‫نمی‌دونم.
‫آخه...

305
00:14:49,223 --> 00:14:51,391
اینا بدون انگشتر همه در حد حدسیات هستن

306
00:14:51,391 --> 00:14:53,519
‫مطمئن نیستیم دست دیماس باشه

307
00:14:53,519 --> 00:14:55,103
در حد حدسیات

308
00:14:55,103 --> 00:14:57,064
‫همیشه دلم می‌خواست اینو یجا بگم

309
00:14:58,857 --> 00:15:02,361
‫وای خدا، چقد مزه میده!
‫ممنون که منو به این ماجرا دعوت کردید

310
00:15:02,361 --> 00:15:04,446
‫- اگرچه نکردیم
‫- ببخشید؟

311
00:15:04,446 --> 00:15:06,156
‫باعث افتخارمونه.
‫عالیه

312
00:15:06,156 --> 00:15:08,158
‫و حالا باید بفهمیم چطوری انجامش دادن

313
00:15:08,158 --> 00:15:09,368
‫اگه انجامش داده باشن

314
00:15:10,869 --> 00:15:13,455
‫خیلی خب، می‌دونید چیه؟
‫رفقا، من به هوا نیاز ندارم

315
00:15:13,455 --> 00:15:17,251
‫و یه چیزی که این غذای
‫خشک رو ببره پائین

316
00:15:19,253 --> 00:15:21,713
‫اینا با گات میلک معرکه میشن

317
00:15:35,853 --> 00:15:36,979
‫اوه وایسا!
‫هی!

318
00:15:37,980 --> 00:15:40,691
‫یاخدا، مگه شما خونه زندگی ندارید؟

319
00:15:40,691 --> 00:15:43,151
‫- اون بچۀ چی شد؟
‫- گرانت کلاس پیانو داشت

320
00:15:43,151 --> 00:15:45,571
‫همچنین خسته شده از اینکه انقد
‫منتظر قسمت جدید مونده

321
00:15:45,571 --> 00:15:47,573
‫بچه های این دوره‌ای هستن دیگه

322
00:15:47,573 --> 00:15:50,200
‫- همش عجله، عجله، عجله
‫- آره

323
00:15:50,200 --> 00:15:53,579
‫هیچوقت لذت منتظر بودن برای یکم از چیزی
‫که می‌خوایش رو درک نمی‌کنن

324
00:15:54,830 --> 00:15:57,332
‫دخترم بهم میگه حال نمی‌کنه
‫من توی عروسیش باشم

325
00:15:57,332 --> 00:15:59,251
‫خب...
‫خدایا...

326
00:15:59,251 --> 00:16:01,378
‫اما ما که می‌دونیم

327
00:16:01,378 --> 00:16:03,338
‫شما قراره یه چیز خیلی خفن بدید بیرون

328
00:16:03,338 --> 00:16:05,299
‫و منم می‌خوام توی اون چیز خفن سهیم باشم

329
00:16:05,299 --> 00:16:08,010
‫دقیقاً درسته.
‫گره گشایی نزدیکه

330
00:16:08,010 --> 00:16:10,429
‫مظنونین بیشتر از یک نفرن، درسته؟

331
00:16:11,722 --> 00:16:13,932
‫- اینطوری فکر می‌کنی؟
‫- تدارکات

332
00:16:13,932 --> 00:16:16,185
‫منظورم اون زمانبندی دقیق آژیر
‫آتش سوزی توی اون شبه

333
00:16:16,935 --> 00:16:20,022
‫جالبه، خب همه...
‫بهرحال، همه‌چی داره به هم مرتبط میشه

334
00:16:20,022 --> 00:16:23,150
‫- عالیه! کلی دارم حال میکنم
‫- آه، ممنون

335
00:16:23,150 --> 00:16:26,111
‫دقیقا حسی که تیم کونو اون شب موقع
‫نوشتن نامه خودکشی داشته رو دارم

336
00:16:26,111 --> 00:16:27,112
‫آه...

337
00:16:27,905 --> 00:16:28,906
‫شما الان سرتون شلوغه؟

338
00:16:28,906 --> 00:16:30,365
‫- نه
‫- همم، نه

339
00:16:30,365 --> 00:16:31,825
‫با من بیایید

340
00:16:39,041 --> 00:16:41,084
‫بچه ها، نیروی تقویتی آوردم!

341
00:16:41,084 --> 00:16:43,420
‫گندش بزنن

342
00:16:43,420 --> 00:16:45,881
‫- بازم آدم؟
‫- واقعاً داره اتفاق میوفته؟

343
00:16:45,881 --> 00:16:48,133
‫دارم دیوونه میشم.
‫دارم عقلم رو از دست میدم!

344
00:16:48,133 --> 00:16:50,302
‫تو چقد قشنگی

345
00:16:50,302 --> 00:16:51,929
‫اوه، ممنون

346
00:16:51,929 --> 00:16:54,473
‫سام، پولت، مارو
‫اینا هم...

347
00:16:54,473 --> 00:16:56,391
‫خب، خودتون می‌شناسیدشون

348
00:16:56,391 --> 00:16:57,601
‫شما همه...

349
00:16:57,601 --> 00:16:59,978
‫طرفدارای پر و پا قرص پادکست شماییم
‫تو مرد هودی پوشی

350
00:17:01,188 --> 00:17:02,856
‫چه خفنه!

351
00:17:02,856 --> 00:17:05,442
‫و من جن هستم، خودم رو معرفی می‌کنم

352
00:17:05,442 --> 00:17:06,318
‫- اوه
‫- سلام

353
00:17:06,318 --> 00:17:08,819
‫- جن دوست دختر منه
‫- واقعاً؟

354
00:17:10,280 --> 00:17:11,740
‫- اگه تو بخوای
‫- آره

355
00:17:11,740 --> 00:17:13,407
‫چه زوج خوشتیپی

356
00:17:13,407 --> 00:17:14,952
‫همسر سابق منم خیلی ازم جوون تر بود

357
00:17:16,203 --> 00:17:19,373
‫اوه پسر، قراره دلِ عشاق هیدن
تو انجمن شکسته بشه

358
00:17:19,373 --> 00:17:21,375
‫اگه منم بودم همینطور میشدم

359
00:17:21,375 --> 00:17:24,502
‫خیلی خب، ما سه تا.
‫باید صحبت کنیم

360
00:17:25,170 --> 00:17:26,755
‫ببخشید.
‫خیلی خب، آره...

361
00:17:33,679 --> 00:17:34,972
‫- هی...
‫- هی

362
00:17:35,514 --> 00:17:36,807
‫آه...

363
00:17:38,851 --> 00:17:42,104
‫- اونا اینجا چیکار می‌کنن؟
‫- ما برای "چطور" نیاز به کمک داریم

364
00:17:42,104 --> 00:17:44,523
‫- از اونا؟
‫- اونا بیشتر از ما می‌دونن

365
00:17:44,523 --> 00:17:46,483
‫قطعاً بیشتر از جن می‌دونن،
‫کسی که...

366
00:17:46,483 --> 00:17:49,528
‫چطور میشه مودبانه گفتش؟
‫ضد مفید ـه

367
00:17:50,445 --> 00:17:54,074
‫مثه یه خوک فرانسوی که بوی قارچ
‫دنبلان که زیر زمین رشد کرده رو

368
00:17:54,074 --> 00:17:56,994
‫از مایل ها دورتر میفهمه،
‫اما خب قارچ دنبلان به چه درد می‌خوره

369
00:17:56,994 --> 00:17:59,371
‫داری درمورد دوست دختر من حرف میزنیا

370
00:17:59,371 --> 00:18:00,873
‫ما با هم سکس داشتیم.
‫نمی‌دونم گفتم یا نه

371
00:18:00,873 --> 00:18:02,374
‫- لطفاً انقد حرفش رو وسط نکش
‫- بچه ها

372
00:18:02,374 --> 00:18:06,420
‫این طرفدارا بارها و بارها
به ‫قسمت ها گوش کردن

373
00:18:06,420 --> 00:18:08,881
‫اونا دقیقاً مای قبل از اومدن توی این کارن

374
00:18:08,881 --> 00:18:12,009
‫اگه ما الان اون مای قبلی بودیم
‫دلمون نمی‌خواست توی این پرونده باشیم؟

375
00:18:12,926 --> 00:18:14,386
‫قضیه این نیست

376
00:18:14,386 --> 00:18:16,013
‫قطعاً مسئله اصلی نیست

377
00:18:16,013 --> 00:18:19,308
‫ببینید، من دلم میخواست طرفدارامون
‫یکم باحال تر باشن؟ بله

378
00:18:19,308 --> 00:18:20,726
‫دلم میخواست یکم بیشتر

379
00:18:20,726 --> 00:18:23,812
‫به بهداشتشون برسن؟
‫قطعاً

380
00:18:23,812 --> 00:18:26,023
‫آیا اونا عین یه سگ که یه

381
00:18:26,023 --> 00:18:28,275
‫صدای عجیب شنیده با تعجب نگاه می‌کنن؟

382
00:18:28,275 --> 00:18:32,070
‫آره. اما اگه همون سگ رو به یه
‫سورتمه ببندی

383
00:18:32,070 --> 00:18:33,614
‫عزیزم...

384
00:18:33,614 --> 00:18:35,949
‫کل صحرا رو می‌تونی باهاش پرواز کنی

385
00:18:41,788 --> 00:18:43,957
‫تیم کونو توی طبقه نهم زندگی می‌کرده

386
00:18:43,957 --> 00:18:46,126
‫اما اون شب

387
00:18:46,126 --> 00:18:47,753
‫با یه کیسه زباله

388
00:18:47,753 --> 00:18:50,547
‫توی طبقه ششم وارد آسانسور میشه

389
00:18:50,547 --> 00:18:52,132
‫چرا؟

390
00:18:52,716 --> 00:18:54,218
‫چطوری به این توجه نکردیم؟

391
00:18:55,886 --> 00:18:58,180
‫- خونه تدی توی طبقه شیشمه
‫- درسته

392
00:18:58,180 --> 00:19:00,307
اما اون کیسه مال تیم بوده یا تدی؟

393
00:19:00,766 --> 00:19:03,101
‫- سوال خوبیه
‫- و...

394
00:19:03,101 --> 00:19:05,521
‫تدی اون متن رو نوشته؟

395
00:19:07,022 --> 00:19:09,399
‫خیلی خب، همونطور که در طول تولید

396
00:19:09,399 --> 00:19:11,610
‫"هدا گابلر" به پائول عبدل گفتم...

397
00:19:11,610 --> 00:19:13,862
‫باید خارج از چهارچوب فکر کنیم

398
00:19:13,862 --> 00:19:16,490
‫بچه ها، می‌دونم همه این
قضیه تدی رو دوست داریم

399
00:19:16,490 --> 00:19:18,909
‫- اما پس گربه چی؟
‫- کی؟

400
00:19:18,909 --> 00:19:20,869
‫خب، من دارم نوشته هاتون
‫رو اینجا دنبال می‌کنم

401
00:19:20,869 --> 00:19:23,372
‫و چرا بیشتر نمی‌ریم سراغ این مرده

402
00:19:23,372 --> 00:19:25,624
‫- هوارد موریس؟
‫- خیلی خب...

403
00:19:25,624 --> 00:19:28,669
‫وایسا، تو داری پیشنهاد می‌کنی بریم
‫سراغ یه مظنون جدید

404
00:19:28,669 --> 00:19:31,713
‫- به این میگن خارج از چهار چوب فکر کردن
‫- دیگه یکم زیادی از چهار چوب خارج شد

405
00:19:31,713 --> 00:19:34,258
‫آره، یه فکری دارم،
‫چرا باز برنگردیم توی چهار چوب

406
00:19:34,258 --> 00:19:36,468
و اصلاً دیگه فکر خارج شدن ازشم نکنیم؟

407
00:19:36,468 --> 00:19:39,221
‫بیراه نمیگه.
‫ما فقط از یه جهت بررسیش کردیم

408
00:19:39,221 --> 00:19:41,640
‫و من هنوزم دست گربه‌اش رو یجایی دارم...

409
00:19:41,640 --> 00:19:45,018
‫حرف من اینه اون اولین مظنون شماست،
‫و مظنون بدی هم نیست

410
00:19:45,018 --> 00:19:46,603
‫همگی، همگی، همگی

411
00:19:46,603 --> 00:19:49,356
‫می‌دونید، من... به هیچ وجه نمی‌خوام اینجا
‫چیزی رو به کسی تحمیل کنم

412
00:19:49,356 --> 00:19:51,066
‫اما خواهشاً خفه شید

413
00:19:52,150 --> 00:19:53,443
‫فکر کنم گرفتم

414
00:19:54,862 --> 00:19:57,865
‫نامه خودکشی‌ای که تیم کونو
‫شب مرگش توی

415
00:19:57,865 --> 00:20:00,200
‫کیسه زباله داشت.
‫نامه درخواست کمک نبودن

416
00:20:00,868 --> 00:20:01,869
‫اونا تهدید به مرگ بودن

417
00:20:01,869 --> 00:20:03,412
‫- مغزم ترکید
‫- نه!

418
00:20:03,412 --> 00:20:05,747
‫دیماس داشته تهدیدش می‌کرده

419
00:20:05,747 --> 00:20:08,292
‫که کاری میکنه مرگش شبیه
‫به خودکشی بشه

420
00:20:09,168 --> 00:20:11,295
‫تدی امروز ما رو هم همینطوری تهدید کرد

421
00:20:12,254 --> 00:20:14,423
‫- ادامه بده
‫- اوه، حتما. اما اول...

422
00:20:14,423 --> 00:20:16,884
‫باید تصور کنم.
‫من یه تصور کننده‌ام

423
00:20:16,884 --> 00:20:19,511
‫مارو، مارو، می‌خوام که تو تئو دیماس باشی

424
00:20:19,511 --> 00:20:21,722
‫- پسر ناشنوا
‫- باشه

425
00:20:21,722 --> 00:20:23,891
‫نه، نه اینطوری نکن

426
00:20:23,891 --> 00:20:25,684
‫دیگه هیچوقت اینطوری نکن

427
00:20:25,684 --> 00:20:28,478
‫پولت تو لسترِ دربونی

428
00:20:28,478 --> 00:20:30,647
‫- ایول
‫- خب

429
00:20:30,647 --> 00:20:33,275
‫و تو سام

430
00:20:33,275 --> 00:20:35,360
‫تو تیم کونو هستی

431
00:20:36,612 --> 00:20:39,198
‫مردم از خوشی!
‫اما جدی

432
00:20:39,198 --> 00:20:40,616
‫اون مُرده

433
00:20:41,200 --> 00:20:42,492
‫فلش‌بک!

434
00:20:42,492 --> 00:20:44,494
‫روز قتل

435
00:20:44,494 --> 00:20:46,788
‫تیم کونو وارد آرکونیا میشه

436
00:20:46,788 --> 00:20:48,707
‫و...
‫حرکت!

437
00:20:49,333 --> 00:20:51,585
‫سلام، لستر

438
00:20:51,585 --> 00:20:54,463
‫- چه عصر معمولی‌ای
‫- نه، نه، یکم با سوء ظن حرف بزن

439
00:20:54,463 --> 00:20:56,673
‫خیلی سوء ظن داشت،
‫مگه نه میبل؟

440
00:20:56,673 --> 00:20:59,051
‫- سوء ظن؟
‫- خب، بریم سراغش

441
00:21:00,344 --> 00:21:02,387
‫سلام لستر.
‫احیاناً من یه بسته که داخلش

442
00:21:02,387 --> 00:21:04,681
‫یه انگشتر باشه دریافت نکردم؟

443
00:21:04,681 --> 00:21:06,308
‫نه. امروز نه آقای کونو

444
00:21:06,308 --> 00:21:08,810
‫خب. به این ترتیب تیم وارد آپارتمانش میشه

445
00:21:08,810 --> 00:21:10,729
‫و بعدش آژیر به صدا در میاد.
‫ووپ!

446
00:21:10,729 --> 00:21:13,106
‫ووپ!
‫ووپ!

447
00:21:13,106 --> 00:21:16,318
‫بعدش در خونه‌اش رو باز میکنه
‫و تئو دیماس

448
00:21:16,318 --> 00:21:18,654
‫هلش میده داخل

449
00:21:18,654 --> 00:21:19,905
‫نه، نه، نه.
‫زیادی خشن بود

450
00:21:19,905 --> 00:21:21,657
‫- زیادی خشن بود، مارو
‫- اما ناسلامتی قاتلم

451
00:21:21,657 --> 00:21:24,243
‫داریم فقط بازیش می‌کنیم، مارو!

452
00:21:24,243 --> 00:21:25,827
‫کوکو!
‫کوکو!

453
00:21:26,328 --> 00:21:27,829
‫خب.
‫درگیر میشن

454
00:21:29,331 --> 00:21:31,458
‫تئو می‌خواد از جنایت های پدرش در مقابل

455
00:21:31,458 --> 00:21:34,127
‫افشاگری تیم دفاع کنه.
‫مشت میزنه توی شکمش

456
00:21:35,295 --> 00:21:38,173
میدونی، تو زباله دونی همچین
مشتی خورد توی شکمم

457
00:21:38,173 --> 00:21:41,093
‫تیم یه نفس عمیق می‌گیره

458
00:21:41,093 --> 00:21:43,720
‫و بعدش یه اسلحه میره توی دهنش

459
00:21:52,437 --> 00:21:53,897
‫باید روی این قسمتش کار کنیم

460
00:21:53,897 --> 00:21:55,440
‫و در نهایت

461
00:21:55,440 --> 00:21:58,360
‫یادتونه کاراگاه ویلیامز چی درمورد
‫اثر انگشت ها گفت؟

462
00:21:58,360 --> 00:22:00,654
‫تئو نامه خودکشی رو تایپ می‌کنه

463
00:22:01,947 --> 00:22:04,283
‫و کل قضیه اینطوری اتفاق افتاده.
‫چی فکر می‌کنید؟

464
00:22:06,410 --> 00:22:07,911
‫نظریه گیج کننده‌ایه

465
00:22:07,911 --> 00:22:10,747
‫اوه خواهش میکنم، عشق تو رو کور کرده.
‫کاملاً واضحه

466
00:22:10,747 --> 00:22:13,750
‫و همینطوره، پس باید تجهیزات ظبط
‫رو بیاریم

467
00:22:13,750 --> 00:22:16,879
‫شما رو درک نمی‌کنم، این بنظرتون یکم
‫زیادی ساده نیست؟

468
00:22:17,671 --> 00:22:19,756
‫آخه اگه من بودم یه نگاه دیگه
‫به قضیه هاوارد می‌کردم

469
00:22:19,756 --> 00:22:22,676
‫تیم بخاطر یه گربه نمرده، جن

470
00:22:22,676 --> 00:22:24,469
‫اون بخاطر جواهرات مُرده

471
00:22:24,469 --> 00:22:28,140
‫و یه انگشتر، و اگه بخوایم انجامش بدیم
‫یا باید همین الان انجامش بدیم یا هیچوقت

472
00:22:28,140 --> 00:22:31,560
‫الان پنج و نیم صبحه و همه می‌دونیم
‫قبل اینکه گرم بشی

473
00:22:31,560 --> 00:22:33,145
‫باید چندتا برداشت بری

474
00:22:34,605 --> 00:22:38,192
‫جن، ما یه جورایی عین یه تیم
‫روی این قضیه کار کردیم

475
00:22:38,192 --> 00:22:40,402
‫و منم جزو تیم نیستم

476
00:22:40,402 --> 00:22:42,112
‫خب، همچین منظوری نداشتم

477
00:22:42,112 --> 00:22:44,698
‫اما اگه من بودم همچین منظوری میداشتم
‫چون ورود تو به تیم مخربه

478
00:22:44,698 --> 00:22:46,867
‫و پیتزاهات هم خیلی سفتن

479
00:22:46,867 --> 00:22:49,745
‫حالا اگه یکیش اینطوری بود میشد بخشیدش
‫اما همه اینطوری بودن

480
00:22:49,745 --> 00:22:52,664
‫تو شیش تا ازشون رو خوردی،
‫و کاملاً هم از روی شکمت مشخصه

481
00:22:52,664 --> 00:22:56,084
‫بهش التماس میکنم، خوهشاً
‫برو بیرون

482
00:22:56,710 --> 00:22:58,879
‫- میرم
‫- نه، نه

483
00:22:58,879 --> 00:23:00,047
‫تو فکرای عالی‌ای داری...

484
00:23:00,047 --> 00:23:02,007
‫چارلز، بذار بره.
‫وقت نداریم

485
00:23:02,007 --> 00:23:04,134
‫جـ...
‫فک کنم ازم عصبانی باشه

486
00:23:04,134 --> 00:23:05,886
‫قطعاً ازت عصبانیه

487
00:23:05,886 --> 00:23:08,263
‫خیلی خب، باید شروع به ظبط کنیم، الان

488
00:23:08,263 --> 00:23:10,224
‫سم، هروقت خواستی میتونی پاشی

489
00:23:10,224 --> 00:23:12,142
‫کاملاً مطمئنید؟

490
00:23:12,142 --> 00:23:14,186
‫ما کلی پول از تدی دیماس گرفتیم

491
00:23:14,186 --> 00:23:16,104
‫فقط میخوام مطمئن مطمئن مطئن باشم

492
00:23:25,197 --> 00:23:27,950
‫دارم نگاهت می‌کنم

493
00:23:43,841 --> 00:23:46,301
‫و این هم از پایان قسمت پایانی

494
00:23:46,301 --> 00:23:48,887
‫فقط و فقط قتل های داخل ساختمان

495
00:23:48,887 --> 00:23:52,558
‫و با قتل بعدی یکی از همسایه ها که احتمال
رخ دادنش خیلی کمه بر خواهیم گشت

496
00:23:52,558 --> 00:23:56,311
‫یا باید به یک جای پرخطر تر نقل مکان کنیم

497
00:23:56,311 --> 00:23:59,398
‫من میزبان شما هستم.
‫چارلز هیدن ساوج

498
00:24:02,776 --> 00:24:04,027
‫اینم از این.
‫کارمون تموم شد

499
00:24:04,027 --> 00:24:06,572
‫اوه...

500
00:24:07,197 --> 00:24:08,740
‫واقعاً خوشتون اومد؟

501
00:24:08,740 --> 00:24:10,784
‫انگار سر ظبط آهنگ "باران ارغوانی"
‫از "پرینس" بودم

502
00:24:10,784 --> 00:24:13,871
‫- واقعاً از پسش بر اومدید
‫- روی همه رو کم کردید

503
00:24:13,871 --> 00:24:16,874
‫مطمئن بشید که دوستاتون گوشش کنن.
به بقیه معرفیش کنید

504
00:24:16,874 --> 00:24:18,208
‫آره

505
00:24:18,208 --> 00:24:21,211
‫و چندتا چیز جالب دیگه پیدا کنید

506
00:24:21,211 --> 00:24:22,880
‫اون بیرون دنیای خیلی بزرگیه

507
00:24:23,547 --> 00:24:26,592
‫- تبریک میگم. دوستتون داریم
‫- ممنون

508
00:24:26,592 --> 00:24:27,885
‫دوستون داریم.
‫دوستون داریم

509
00:24:27,885 --> 00:24:29,970
‫- دوست داشتم درمورد کار حرف بزنیم
‫- نه، نه

510
00:24:29,970 --> 00:24:31,305
‫من واقعاً کار دارم

511
00:24:31,305 --> 00:24:34,391
‫باورم نمیشه،
‫ممنون که انقد طرفدار مایید

512
00:24:34,391 --> 00:24:37,102
‫خیلی خب، قبل اینکه ارسالش کنیم...

513
00:24:37,102 --> 00:24:39,605
‫باید یه نمایش خصوصی برای یکی بذاریم

514
00:24:43,567 --> 00:24:47,279
‫تیم کونو به صورت تصادفی متوجه آن قسمت
از کار دیماس ها که به مُرده دزدی جواهرات

515
00:24:47,279 --> 00:24:50,574
ربط داشت پی برده بود

516
00:24:50,574 --> 00:24:52,284
‫گندش بزنن

517
00:25:01,376 --> 00:25:03,420
‫لعنت بشه

518
00:25:07,466 --> 00:25:11,470
‫فقط و فقط قتل های داخل ساختمان:
‫غرق شدن دیماس ها

519
00:25:22,731 --> 00:25:24,942
‫و روزی که تیم به قتل رسیده
‫دقیقاً همون روزیه که

520
00:25:24,942 --> 00:25:28,445
‫اون بلاخره شواهدی پیدا میکنه
‫که میتوه گواهی باشه بر حرفاش

521
00:25:28,445 --> 00:25:31,657
‫مبنی بر چیزی که شب مرگ زوئی دیده

522
00:25:31,657 --> 00:25:33,492
‫تیم اون روز به آرکونیا برمی‌گرده

523
00:25:33,492 --> 00:25:37,037
‫و توسط هشدار شومی که زیر در خونه‌اش
‫انتظارش رو می‌کشیده ازش استقبال میشه

524
00:25:37,037 --> 00:25:39,289
‫یک نامه خودکشی

525
00:25:39,289 --> 00:25:41,458
‫پس اون یادداشت رو مینذاره
‫توی یک پاکت زباله

526
00:25:41,458 --> 00:25:43,377
‫و با آسانسور به طبقه ششم میره

527
00:25:43,377 --> 00:25:47,172
‫و جلوی در خونه تدی درحالی که کیسه
‫زباله توی دستشه با تدی مواجه میشه

528
00:25:47,172 --> 00:25:50,717
‫بعدش قضیه به اسلحه‌ای که اون جدیداً
‫از بازار سیاه خریده کشیده میشه

529
00:25:50,717 --> 00:25:53,804
‫همون اسلحه‌ای که آلت قتاله میشه

530
00:25:53,804 --> 00:25:57,224
‫تدی صدای آژیر آتیس سوزی رو به صدا در میاره،
‫و بیرون آپارتمان تیم منتظر میمونه

531
00:25:57,224 --> 00:26:01,019
‫وقتی تیم تلاش می‌کنه که بره، تئو با یک
‫ضربه به شکمش نگهش می‌ذاره

532
00:26:01,019 --> 00:26:03,146
‫آژیر صدای اسلحه رو می‌پوشونه

533
00:26:03,146 --> 00:26:05,774
‫دیماس ها به خوبی همراه مردی که
‫بخاطر آژیر آتیش سوزی درحال

534
00:26:05,774 --> 00:26:08,861
‫بیرون رفتن هستن قاطی میشن
‫و از ساختمان خارج میشن

535
00:26:08,861 --> 00:26:12,364
‫به این شکل کاملاً مطمئن قتل
‫رو از گردن خودشون پاک میکنن

536
00:26:15,742 --> 00:26:17,160
‫یه چیزی اذیتم میکنه

537
00:26:17,160 --> 00:26:19,955
‫چرا دیماس باید اسپانسر پادکستی بشه

538
00:26:19,955 --> 00:26:21,790
‫که ممکن بوده دستشون رو رو کنه؟

539
00:26:21,790 --> 00:26:23,333
‫فکر کنم غرور

540
00:26:23,333 --> 00:26:25,335
‫همیشه همه همه‌چی رو مینذارن گردن غرور

541
00:26:25,335 --> 00:26:28,338
‫- واقعاً این رو باور میکنی؟
‫- گاهی حقیقت عجیبه، باشه؟

542
00:26:30,674 --> 00:26:34,178
‫مسائل زندگی واقعی همیشه عین
‫فیلم های رمزآلود حل نمیشن

543
00:26:34,178 --> 00:26:35,304
‫به سلامتی!

544
00:26:35,304 --> 00:26:37,055
‫خدا خیرمون بده.
‫اوه، نه

545
00:26:37,681 --> 00:26:39,266
‫هم!

546
00:26:39,266 --> 00:26:42,394
‫میدونید، یکم دلم برای این پرونده
‫تنگ میشه...

547
00:26:42,394 --> 00:26:44,897
‫منم همینطور

548
00:26:44,897 --> 00:26:49,318
‫هی، خبری ازت نشد، اما...
‫بابت دیشب متاسفم

549
00:26:53,113 --> 00:26:56,366
‫انجامش دادیم.
‫دیماس ها رو گیر انداختیم

550
00:26:59,203 --> 00:27:01,788
‫میشه جشن بگیریم؟

551
00:27:10,380 --> 00:27:12,132
‫میدونم چه حسی نسبت به تیم داری

552
00:27:12,132 --> 00:27:14,259
‫اما این رو پیدا کردم

553
00:27:15,636 --> 00:27:17,679
‫من نمی‌تونم زمان رو به عقب برگردونم

554
00:27:17,679 --> 00:27:20,849
‫اما تمام جواهرات و شواهدی که تونستم رو جمع کردم

555
00:27:20,849 --> 00:27:23,393
‫تا جنایت تدی دیماس رو ثابت کنم

556
00:27:23,393 --> 00:27:25,562
‫حتی یک سرنخ از انگشتر زمرد سبز
که میتونه

557
00:27:25,562 --> 00:27:28,315
‫چیزایی که اونشب دیدمو ثابت کنه
‫رو هم پیدا کردم

558
00:27:29,149 --> 00:27:31,568
‫این تنها کاری که میتونم از طریقش
‫تلاش کنم که اتفاقی که افتاده رو جبران کنم

559
00:27:32,736 --> 00:27:35,948
‫و برای اسکار توریز

560
00:27:35,948 --> 00:27:37,866
‫کسی که برام مثل برادر بود

561
00:27:37,866 --> 00:27:39,868
‫که ازش عذر خواهی کنم

562
00:27:41,787 --> 00:27:44,873
‫هرچند نمی‌تونم خودم رو بخاطر سکوتم

563
00:27:44,873 --> 00:27:46,959
‫و تمام چیزایی که اسکار اون شبِ

564
00:27:46,959 --> 00:27:49,294
‫سال نو

565
00:27:49,294 --> 00:27:51,296
‫خیلی نامنصفانه از دست داد ببخشم

566
00:27:52,089 --> 00:27:55,050
‫همونطور که بعضی از سرنخ ها مهم هستن

567
00:27:55,050 --> 00:27:57,052
‫بعضی هاشونم به جایی نمیرسن

568
00:27:58,262 --> 00:28:01,139
‫آره مرد، به محض اینکه رئیس دید همه ملت
‫توی اینترنت دارن میزنن "کار دیماس ها بوده"

569
00:28:01,139 --> 00:28:02,808
‫بهم گفت که دستگیرش کنم

570
00:28:02,808 --> 00:28:06,186
‫باورت میشه این روزا جنایت ها
‫اینطوری حل میشن؟

571
00:28:06,186 --> 00:28:08,105
‫میدونم.
‫معرکه نیست؟

572
00:28:08,105 --> 00:28:11,024
‫و من واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم،
‫گل کاشتی

573
00:28:11,024 --> 00:28:12,693
‫واقعاً گل کاشتی

574
00:28:12,693 --> 00:28:15,904
‫تدی دیماس بخاطر مرگ کسیدی

575
00:28:15,904 --> 00:28:18,699
‫و اون دزدی جنون وار از مرده ها
‫بدجور توی دردسر افتاده، و حالا با این؟

576
00:28:18,699 --> 00:28:22,369
‫پس باید خداروشکر کنیم که این راز
‫یک پایان منظم داشت

577
00:28:22,369 --> 00:28:23,954
‫کار دیماس ها بوده

578
00:28:23,954 --> 00:28:26,707
‫پرونده بسته شد.
‫واو، واو، وایسا

579
00:28:26,707 --> 00:28:28,208
‫اوه لعنتی

580
00:28:28,208 --> 00:28:31,086
‫لعنت، گندش بزنن، مرد!

581
00:28:31,753 --> 00:28:33,714
‫این از اون "گندش بزنن لعنتی" های خوب بود؟

582
00:28:33,714 --> 00:28:34,923
‫جواب گزارش سم شناسی اومد

583
00:28:34,923 --> 00:28:37,384
‫تیم کونو مسموم شده بوده!

584
00:28:37,384 --> 00:28:39,344
‫وقتی بهش شلیک شده
‫قبلش مُرده بوده

585
00:28:39,803 --> 00:28:41,597
‫و دوربین یکی از همسایه های طبقه دوم

586
00:28:41,597 --> 00:28:43,974
‫منطقه حیاط رو گرفته

587
00:28:43,974 --> 00:28:47,227
‫مرد، من الان دارم اینجا به یه عکس
‫تاریخ دار

588
00:28:47,978 --> 00:28:49,479
‫از دیماس ها نگاه می‌کنم

589
00:28:49,479 --> 00:28:52,357
‫که نشون میده اونا قبل به صدا
‫در اومدن آژیر بیرون ساختمان بودن!

590
00:28:52,357 --> 00:28:54,776
‫اونا حتی موقعی که تیم کشته شده
‫توی ساختمان هم نبودن!

591
00:28:54,776 --> 00:28:55,777
‫اوه خدایا

592
00:28:55,777 --> 00:28:57,738
‫گندش بزنن!

593
00:29:00,115 --> 00:29:01,992
‫بچه ها!

594
00:29:01,992 --> 00:29:04,786
‫از گفتن این متنفرم، اما...

595
00:29:04,786 --> 00:29:06,705
‫ممکنه هنوزم یه قاتل توی ساختمان باشه

596
00:29:07,080 --> 00:29:09,583
‫وایسا، منظورت چیه؟

597
00:29:11,627 --> 00:29:13,337
‫یعنی میگی حق با دوست دختر من بوده؟

598
00:29:14,004 --> 00:29:15,214
‫وایسا، تو دوست دختر داری؟

599
00:29:15,964 --> 00:29:18,467
‫هیچوقت هیچکس به من یا جن گوش نمیده!

600
00:29:23,457 --> 00:29:32,457
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

601
00:29:35,817 --> 00:29:37,110
‫جن؟

602
00:29:38,654 --> 00:29:40,656
‫جن، چارلز هستم

603
00:29:45,160 --> 00:29:46,411
‫جن!

604
00:29:48,080 --> 00:29:50,791
‫جن! جـ...
‫کمک!

605
00:29:50,791 --> 00:29:52,251
‫یکی کمک کنه!
‫کمک!

606
00:29:52,460 --> 00:30:04,460
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

