﻿1
00:00:14,766 --> 00:00:23,766
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie ::..</font></b>

2
00:00:23,790 --> 00:00:29,790
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

3
00:02:46,039 --> 00:02:49,159
‫بابا اصلاً نمیشه ازت سر در آورد

4
00:02:50,080 --> 00:02:54,000
‫یه لحظه نتونستی اونجا بخوابی،
‫انگار رو خار نشسته بودی

5
00:02:54,039 --> 00:02:57,159
‫همه‌مونـو بیدار کردی

6
00:02:57,199 --> 00:02:59,199
‫هنوز صبحونه هم نخوردیم

7
00:02:59,199 --> 00:03:01,759
‫می‌خوریم دخترم، می‌خوریم،
‫وقتی رسیدیم هتل، می‌خوریم

8
00:03:02,560 --> 00:03:06,240
‫راستی تو کِی هتلو رزرو کردی؟

9
00:03:06,360 --> 00:03:08,439
‫خب یه موقعی رزرو کردم

10
00:03:09,479 --> 00:03:13,520
‫- نتونستیم با آقا تیفیک خدافظی کنیم
‫- من دیدمش

11
00:03:13,680 --> 00:03:16,840
‫گفتم ما داریم میریم، سلام رسوند

12
00:03:17,680 --> 00:03:23,599
‫بابا به خدا لجبازی،
‫هرکاری دلت بخواد می‌‍کنی. اینطوری نمیشه

13
00:03:23,800 --> 00:03:28,319
‫افتاد تو دنده‌ی چپت،
‫اول صبحی همه‌مونو بدخواب کردی

14
00:03:28,439 --> 00:03:31,199
‫معلومه بدخواب می‌کنم. آرزوم اینه عزیزم

15
00:03:31,439 --> 00:03:34,520
‫- کل زندگیم آرزوشو داشتم
‫- آرزوی چیو؟

16
00:04:08,360 --> 00:04:11,000
‫- وای. وای وای
‫- بفرمایین

17
00:04:11,599 --> 00:04:13,400
‫بفرمایید. خوش اومدید

18
00:04:13,719 --> 00:04:19,800
‫- بابا، تو چیکار کردی؟
‫- این اتفاق 40سال یه بار میفته

19
00:04:19,959 --> 00:04:22,920
‫بابا، اینقدر پولو از کجا آوردی؟

20
00:04:23,240 --> 00:04:25,600
‫- آقا تیفیکـو یادته؟
‫- آره

21
00:04:25,879 --> 00:04:29,040
‫بعد از اینکه شما خوابیدین ما
‫تا صبح داشتیم پوکر می‌زدیم

22
00:04:29,399 --> 00:04:32,279
‫بابا خدایی باید ازت ترسید

23
00:04:32,279 --> 00:04:35,240
‫- معلومه طرفو ورشکست کردی
‫- من کاری نکردم

24
00:04:35,240 --> 00:04:38,480
‫- حتماً نابودش کردی
‫- تنِ خودش خارید

25
00:04:59,680 --> 00:05:03,920
‫- بیا اینجا
‫- بابایی

26
00:05:14,560 --> 00:05:18,839
‫در مورد آگاه بی‌اوغلو ازش پرسیدی؟
‫که چرا افتاده دنبالش؟ چیزی دستگیرت شد؟

27
00:05:18,920 --> 00:05:23,680
‫هیچی نتونستم بپرسم، مریم
‫حتی نتونستم درست باهاش حرف بزنم

28
00:05:23,759 --> 00:05:28,120
‫حق داری خب، یهو تو روت سبز شده...

29
00:05:30,519 --> 00:05:33,920
‫ولی به‌نظرم آگاه هم آدم اوناست

30
00:05:34,720 --> 00:05:39,519
‫ببین چه‌جوری اسم یارو رو مخفی کردن که
‫بعد از این همه سال سر و کله‌ش پیدا شده، ما اسمشـم نشنیدیم

31
00:05:39,560 --> 00:05:44,160
‫اینا رو ولش. ما قراره چیکار کنیم؟

32
00:05:47,279 --> 00:05:48,879
‫قراره به کادر چی بگم؟

33
00:05:51,800 --> 00:05:56,120
‫اسممـو بده. بیاد همـو ببینیم

34
00:05:57,480 --> 00:06:01,839
‫- مطمئنی؟
‫- مگه سال‌ها منتظر همین نبودیم؟

35
00:06:03,360 --> 00:06:06,199
‫عمرمونـو صرف اینا کردیم

36
00:06:09,480 --> 00:06:12,279
‫تو اینو بررسی کردی؟

37
00:06:12,279 --> 00:06:14,800
‫- نه نکردم
‫- خب یه نگاه بنداز

38
00:06:22,120 --> 00:06:25,839
‫دنبال آگاه بی‌اوغلو هستیم.
‫با خانوادش اینجا بودن

39
00:06:25,879 --> 00:06:28,079
‫یه لحظه صبر کنین جناب. الان چک می‌کنم

40
00:06:32,600 --> 00:06:37,040
‫- جناب، امروز صبح رفتن
‫- کسی می‌دونه کجا رفتن؟

41
00:06:37,199 --> 00:06:40,279
‫در مورد مسافرامون اطلاعاتی به کسی نمیدیم.
‫ما رو ببخشین، لطفا

42
00:06:49,040 --> 00:06:53,120
‫- من به همکار شیفت شبمـون زنگ می‌زنم و می‌پرسم
‫- بزن خب

43
00:06:56,759 --> 00:07:01,199
‫سلام فاروک. یه آقایی تشریف آوردن...

44
00:07:01,199 --> 00:07:04,240
‫- نه. نمی‌دونم کی هستن
‫- آگاهی

45
00:07:04,240 --> 00:07:06,360
‫از آگاهی تشریف آوردن

46
00:07:06,759 --> 00:07:10,000
‫الآن داره کارتشو نشونم میده. دارم می‌بینم

47
00:07:10,120 --> 00:07:13,240
‫در مورد مسافرامون اطلاعات می‌خواد

48
00:07:19,759 --> 00:07:23,879
‫روحی. دو روز بهت وقت داده بودم

49
00:07:25,839 --> 00:07:28,319
‫چرا عجله کردی داداشم؟

50
00:07:28,800 --> 00:07:36,160
‫خب، بگو ببینم کی دلش می‌خواست چهره‌ی ما رو ببینه؟

51
00:07:36,800 --> 00:07:39,759
‫پس غریبه نیست...

52
00:07:41,480 --> 00:07:48,839
‫اون زندگیشو کنه. خودم پیداش می‌کنم. عزت زیاد

53
00:07:52,839 --> 00:07:54,639
همین دور رو بران

54
00:07:58,399 --> 00:08:05,879
‫کاری که می‌کنیم اینه.
‫این آگاه‌ـه خانوادشو اینجا جمع کرده

55
00:08:06,079 --> 00:08:09,000
‫ما هم ناچاراً می‌پاشونـیم

56
00:08:09,439 --> 00:08:15,680
‫دونه به دونه کلک‌شونو می‌کَنیم.
‫حالا هرکدومش که به دستـمون برسه

57
00:08:30,879 --> 00:08:32,600
‫بگیر ببینم

58
00:08:34,639 --> 00:08:39,279
‫چطوره؟ از خانوادم که خسته نشدی؟

59
00:08:39,320 --> 00:08:42,559
‫نه. نشدم

60
00:08:42,600 --> 00:08:44,759
‫همه‌شون بامزن

61
00:08:45,279 --> 00:08:47,960
‫- این خوبه
‫- مخصوصا بابابزرگت

62
00:08:48,720 --> 00:08:52,320
‫آره. خیلی باحاله

63
00:08:54,720 --> 00:08:56,080
‫تو خسته شدی؟

64
00:08:58,120 --> 00:09:00,600
‫یعنی...

65
00:09:02,200 --> 00:09:05,519
‫- یه‌کم خسته شده خب
‫- فقط یه‌کم؟

66
00:09:05,799 --> 00:09:09,639
‫- نمی‌دونم. فکر کنم یه‌کم
‫- نه بابا؟

67
00:09:10,200 --> 00:09:13,240
‫خستگی‌مو به در می‌کنی، فاتوش؟

68
00:09:14,559 --> 00:09:18,960
‫- خستگیـمو به در می‌کنی، فاتوش؟
‫- نمی‌دونم

69
00:09:32,879 --> 00:09:42,159
‫چته تو؟ حرف بزن دیگه.
‫آگاه، آگاه. حرف بزن. لال بازی در نیار

70
00:09:42,200 --> 00:09:46,200
‫اون دوماد چند سالته. دیگه مثل پسرتـه

71
00:09:46,240 --> 00:09:51,519
‫خجالت نکش. برو حرفتو بزن. آگاه. آگاه

72
00:09:51,559 --> 00:09:55,080
‫یالا، زودباش. یالا. بدو

73
00:10:02,320 --> 00:10:03,840
‫ارتن جان

74
00:10:03,919 --> 00:10:06,559
‫- باباجون. بیا بشین
‫- بشین

75
00:10:09,120 --> 00:10:15,639
‫می‌دونی من اون روز بو بردم

76
00:10:16,720 --> 00:10:22,799
‫- چیو؟
‫- یادته پرسیدم کی نخواست کنارتون باشم؟

77
00:10:24,840 --> 00:10:29,320
‫- متوجه نشدم؟
‫- شماها که از من تو خونه نگه‌داری نکردین

78
00:10:29,519 --> 00:10:31,840
‫بردین آسایشگاه

79
00:10:32,559 --> 00:10:37,480
‫اون موقع گفتم کی نخواست باشم،
‫تو هم از اونجایی که حق داشتی جواب ندادی

80
00:10:37,480 --> 00:10:41,279
‫ولی من فهمیدم. ذوحال مخالفت کرد، مگه نه؟

81
00:10:41,399 --> 00:10:46,200
‫- نه. باباجون
‫- نه. نه. خب...

82
00:10:50,000 --> 00:10:52,600
‫ازت یه خواهشی دارم

83
00:10:52,840 --> 00:10:56,720
‫میگم با ذوحال حرف بزن

84
00:10:57,840 --> 00:11:02,879
‫منم با خودتون ببرین استرالیا؟

85
00:11:03,240 --> 00:11:08,000
‫نظرته؟ من همین‌جوری یه گوشه می‌شینم،
‫کاری به کارِ شما هم ندارم

86
00:11:08,159 --> 00:11:13,200
‫زودتر بهش بگو تا آماده شیم.
‫پاسپورت و ویزا و خرجی و...

87
00:11:13,240 --> 00:11:15,600
‫هرچی هستو راست و ریست کنیم. نظرته؟

88
00:11:15,639 --> 00:11:17,919
‫باباجون. من حرف می‌زنم ولی...

89
00:11:17,960 --> 00:11:23,639
‫تو قرار بود حرف بزنی و بگی
‫من خوب شدم، حافظه‌م برگشته...

90
00:11:23,639 --> 00:11:26,799
‫- قرار بود ما بریم تو بمونی
‫- خب من حرف زدم

91
00:11:27,120 --> 00:11:31,600
‫حرف زدم. گفتم دخترم من یادم هست.
‫همه‌چی رو یادم میاد

92
00:11:31,639 --> 00:11:35,120
‫باور نکرد. بزمجه

93
00:11:35,159 --> 00:11:39,000
‫واسه همین میشه زودتر باهاش حرف بزنی

94
00:11:39,039 --> 00:11:43,480
‫در واقع اونم دلش می‌خواد بره استرالیا.
‫دختر بیچاره از اینجاها می‌ترسه

95
00:11:43,519 --> 00:11:47,519
‫- چرا بترسه بابا؟
‫- مگه نگفتی روش اسلحه کشیدن؟

96
00:11:47,960 --> 00:11:52,320
‫باباجون، پرونده‌ی اون قضیه بسته شد.
‫چند سال گذشته، یارو هم پیداش نیست

97
00:11:52,480 --> 00:11:55,480
‫- کی پیداش نیست؟
‫- سگ‌کُش

98
00:11:56,279 --> 00:12:00,440
‫- قاتل سریالی
‫- ها

99
00:12:00,960 --> 00:12:03,799
‫پسرم. اون چیزی که گفتی «تُرکی» نیست

100
00:12:04,159 --> 00:12:07,000
‫تو ترکی نمیگن قاتل سریالی

101
00:12:07,639 --> 00:12:12,559
‫- چی بگیم پس؟
‫- قاتل زنجیره‌ای

102
00:12:12,639 --> 00:12:16,639
‫حالا هرچی. بیست نفرو کشته

103
00:12:16,799 --> 00:12:20,200
‫- چرا؟
‫- اونش دیگه معلوم نیست، والا

104
00:12:21,159 --> 00:12:25,600
‫یه نگاه به اینترنت بنداز. دم به دِیـقه که تو نتیـن.
‫حتماً اونجا نوشته

105
00:12:25,720 --> 00:12:31,879
‫نه باباجون. چیزی ننوشته.
‫کاریه که شده. تموم شد و رفت

106
00:12:35,039 --> 00:12:40,799
‫باباجون. طرف بی‌مخـه. یه لباس گربه‌ای پوشیده بود

107
00:12:41,120 --> 00:12:49,399
‫ببین دیگه خودشو چی فرض کرده.
‫اسکل مشنگ. عقل تو کله‌ش نبود

108
00:13:15,679 --> 00:13:20,720
‫می‌دونید وقتی آدم می‌فهمه یه قاتل زنجیره‌ایـه، چه حسی داره؟

109
00:13:20,879 --> 00:13:27,600
‫چیزی حس نمی‌کنه. ولی انگار کسی هم که احساس داره،
‫ازش قاتل سریالی در نمیاد

110
00:13:29,600 --> 00:13:34,039
‫با خودش میگه چه دلیل داشته که اون همه قتل انجام دادم

111
00:13:34,960 --> 00:13:39,200
‫قبوله، بالاخره من یه آدم بی‌اخلاق رنجورم

112
00:13:39,519 --> 00:13:42,120
ولی دلیل نمیشه آدم بکشم

113
00:13:42,720 --> 00:13:48,480
‫اصلاً چی شد، آگاهی که آزارش به مورچه نمی‌رسید،
‫رفت و «سگ‌کُش» شد؟

114
00:13:50,759 --> 00:13:57,759
‫آگاه بیچاره. اسلحه دست گرفته،
‫خودشم کرده تو پوست گربه...

115
00:13:58,200 --> 00:14:01,440
‫تو واسه چی تو اون لباس قایم شدی؟

116
00:14:04,000 --> 00:14:09,559
‫اگه یادم بیاد، بالاخره می‌فهمم کی هستی

117
00:14:09,759 --> 00:14:13,639
‫سگ‌کش یا آگاه بی‌اوغلو؟

118
00:14:34,159 --> 00:14:41,600
‫تیفیک، خودتو خسته نکن، درست میشه

119
00:14:41,600 --> 00:14:44,639
‫همه‌چی درست میشه

120
00:14:57,600 --> 00:15:07,320
‫تیفیک، تو سه نفرو از لیست فراری دادی

121
00:15:07,759 --> 00:15:16,759
‫با این اوصاف، سه بار مُردن حقتـه

122
00:17:40,720 --> 00:17:42,240
‫بابا

123
00:17:43,000 --> 00:17:45,720
‫تو هم نمی‌شنوی، کسی نمی‌شنوه

124
00:18:01,559 --> 00:18:03,640
‫بابا

125
00:18:05,240 --> 00:18:06,440
‫بابا!

126
00:18:20,480 --> 00:18:26,680
‫فاتوش، تو بگو. پسر دهن قرصِ من اصلاً
‫همچین چیزا رو بهم نمیگه

127
00:18:26,920 --> 00:18:31,039
‫تو بگو خواهشاً. برام سواله
‫ چه‌جوری با دِوا آشنا شدین؟

128
00:18:32,160 --> 00:18:34,359
‫- یه روز داشتم یه ویدیو می‌دیدم
‫- خب

129
00:18:34,440 --> 00:18:37,240
‫داشت چتربازها رو نشون میداد

130
00:18:37,240 --> 00:18:39,720
‫با خودم گفتم حله، منم میرم تو کارش

131
00:18:40,279 --> 00:18:42,240
‫- به «اولودنیز» رفتم
‫- خب

132
00:18:42,279 --> 00:18:46,119
‫همه‌ی وسایلمو جمع کردم و
‫از خونه زدم بیرون. ولی خیلی می‌ترسیدم

133
00:18:46,160 --> 00:18:49,319
‫اون بالا، پاهام داشتن می‌لرزیدن

134
00:18:50,559 --> 00:18:56,240
‫قرار بود با یه استاد بپرم،
‫گفتم ببخشید، کار من نیست

135
00:18:56,839 --> 00:19:02,279
‫همون لحظه، کنارم یکی وایساد، دِوا

136
00:19:03,079 --> 00:19:05,480
‫خیلی خوب دلمو آروم کرد

137
00:19:06,240 --> 00:19:08,960
‫بهم گفت باهم می‌پریم

138
00:19:10,039 --> 00:19:14,119
‫پرواز کردیم. هنوزم در حال پروازیم

139
00:19:15,079 --> 00:19:20,480
‫تو می‌دونی خاصیت آرام‌بخشیِ فوق‌العاده‌ی دِوا
‫از کجا نشأت می‌گیره؟

140
00:19:21,880 --> 00:19:27,519
‫از من. منظورم این نیست که به من رفته...

141
00:19:27,559 --> 00:19:30,559
‫عزیز دلم. اونقدرا باهم سرو کله زد که...

142
00:19:31,240 --> 00:19:35,880
‫- می‌دونی که؟
‫- می‌دونم. معتاد الکلی

143
00:19:52,960 --> 00:19:55,799
‫- ذوذو، یه چیزی بهت میگم
‫- بگو

144
00:19:56,519 --> 00:19:58,519
‫من از الکلیـا خیلی می‌ترسم

145
00:20:00,319 --> 00:20:05,920
‫فقط از الکلیـا نه.
‫از کسایی که به چیزی خیلی وابسته‌ان...

146
00:20:06,079 --> 00:20:08,799
‫بیش‌تر از همه از اونا می‌ترسم

147
00:20:10,559 --> 00:20:13,279
‫می‌دونی چه حسی بهم میدن؟

148
00:20:14,440 --> 00:20:18,160
‫انگار می‌تونین هر لحظه دست به هر کاری بزنین

149
00:20:19,599 --> 00:20:24,960
‫جوریـه که انگار یه حیوون وحشی جلوت وایساده و
‫هر آن امکان داره بهت حمله کنه

150
00:20:25,359 --> 00:20:30,559
‫یا اون لحظه‌ای که خیلی بهش تکیه دادم،
‫منو ول کنه و بره

151
00:20:33,240 --> 00:20:35,839
‫واسه همینه ذوذو...

152
00:20:36,400 --> 00:20:40,519
‫- من هر انتظاری ازتون دارم
‫- من قشنگ منظورتو فهمیدم

153
00:20:42,400 --> 00:20:45,119
‫ولی منم یه قولی بهت بدم

154
00:20:46,160 --> 00:20:50,680
‫من نه بهت حمله می‌کنم... نه ولت می‌کنم و میرم

155
00:20:58,279 --> 00:21:01,359
‫می‌دونی کِی خیلی از الکلی‌ها می‌ترسم؟

156
00:21:01,799 --> 00:21:03,799
‫وقتی بهم قولی میدن

157
00:21:04,799 --> 00:21:11,640
‫واسه همین ذوذو، بهتره بهم قول ندی.
‫بهم زمان بده، می‌تونی؟

158
00:21:19,880 --> 00:21:23,880
‫دختر عجیب غریبیـه
‫بهت گفته بودم...

159
00:21:23,960 --> 00:21:26,559
‫وقتی پنج سال پیش اومدیم اینجا....

160
00:21:27,319 --> 00:21:30,839
‫این پسره یه دختر جدید برداشت آورد،
‫اسمش سوِیدا بود...

161
00:21:30,920 --> 00:21:38,119
‫اصلاً حرف نمی‌زد، بعدش دختره یه پسرو،
‫یعنی یکی از دوستاشو زد

162
00:21:38,279 --> 00:21:41,240
‫قشنگ زد. با تفنگ بهش شلیک کرد

163
00:21:41,640 --> 00:21:45,519
‫به‌خاطر همین میگم ممکنه دِوا هم مشکلی داشته باشه؟

164
00:21:46,079 --> 00:21:49,720
‫هرجا یه دیوونه هست،
‫میاد سر وقت این، چرا آخه؟

165
00:21:51,160 --> 00:21:54,960
‫ارتن جان، این قضیه تو کَتم نمیره

166
00:21:55,200 --> 00:21:58,319
‫من به‌خاطر بابام وابسته (الکل) شدم

167
00:21:58,720 --> 00:22:02,079
‫ولی دِوا به‌خاطر مامانش اونجوری نشده

168
00:22:05,240 --> 00:22:09,720
‫پس معلومه به‌خاطر منه

169
00:22:10,640 --> 00:22:14,160
‫حالا که هرجا دیوونه هست،
‫میاد سر وقتش.

170
00:22:14,160 --> 00:22:17,279
‫از باباش یاد گرفته بچه؟

171
00:22:18,279 --> 00:22:20,599
‫باشه بابا، شوخی کردم

172
00:22:20,599 --> 00:22:22,720
‫- نه شوخی نمی‌کنی، ارتن
‫- شوخی کردم

173
00:22:22,759 --> 00:22:25,000
‫- نه شوخی نمی‌کنی، ارتن
‫- شوخی کردم

174
00:22:25,000 --> 00:22:32,000
‫- نه نمی‌کنی. واقعاً که
‫- خدایا

175
00:22:52,240 --> 00:22:57,759
‫اون روز قشنگ فکر کردم،
‫با خودم گفتم آگاه دست از سر گذشته بردار

176
00:22:57,799 --> 00:23:00,839
‫دیگه کاریـه که شده. همه‌چی عیانـه

177
00:23:01,559 --> 00:23:07,680
‫حالا که تونستی قتل‌های زیادی بکنی،
‫به وحشت عادت کردی

178
00:23:07,799 --> 00:23:11,880
‫حتی اونقدر عادت کردی که
‫از هار شدگی گذشته

179
00:23:13,599 --> 00:23:18,240
‫ولی دیگه تموم شد.
‫شاید نتونم گذشته رو عوض کنم...

180
00:23:18,400 --> 00:23:24,480
‫ولی از این به بعد، هرچی که قراره بشه،
‫و مهم‌تر از اون، هرکی که قراره بیادو من انتخاب می‌کنم

181
00:23:25,599 --> 00:23:30,279
‫و اون شب، به گذشته‌م پشت پا زدم

182
00:23:31,359 --> 00:23:35,440
‫گفتم آره یه زمانی قاتل سریالی بودم، ولی...

183
00:23:35,880 --> 00:23:39,359
‫دیگه اشتباهمـو تکرار نمی‌کنم

184
00:23:55,519 --> 00:24:00,319
‫- چی شد؟ دلِت هوای چیزیـو کرده؟
‫- نه

185
00:24:03,680 --> 00:24:05,720
‫اینجات یه چیزایی هست

186
00:24:06,720 --> 00:24:09,000
‫آره هست پسرم. ولی به کی بگم؟

187
00:24:09,599 --> 00:24:11,799
‫به من بگو

188
00:24:11,839 --> 00:24:15,839
‫- من که همه‌ی درد و دل‌هام با تو بوده
‫- مشکل من با خودمه

189
00:24:15,839 --> 00:24:19,119
‫اگه بهت بگم چه فایده‌ای داره، اگه نگم چه

190
00:24:19,160 --> 00:24:23,240
‫بابا مشکلت چیه خب،
‫داری بهتر و بهتر میشی

191
00:24:23,279 --> 00:24:26,079
‫منم حواسم به حالت هست

192
00:24:26,200 --> 00:24:28,519
‫- هر روز بهتر از دیروزی
‫- نه بابا؟

193
00:24:28,720 --> 00:24:30,359
‫- معلومه
‫- آها

194
00:24:30,519 --> 00:24:32,160
‫آدم خوبی‌ام؟

195
00:24:36,960 --> 00:24:39,279
‫ببین، اونجاشو من دیگه بلد نیستم

196
00:24:41,960 --> 00:24:44,079
‫اونِش بسته به اینجاتـه

197
00:24:46,319 --> 00:24:51,200
‫این حرکتو یادت اومد؟
‫یادته همیشه می‌زدی رو سینه‌م؟

198
00:24:52,039 --> 00:24:55,480
‫نه یادم نیومد. ولی بهتر که یادم نیست...

199
00:24:55,559 --> 00:24:57,960
‫من بیش از اندازه یادم اومده

200
00:25:00,039 --> 00:25:05,200
‫- خوبه که یادت اومد، بابابزرگ
‫- پسر پهلوونـم

201
00:25:05,200 --> 00:25:08,720
‫بابابزرگ و نوه تو بغل هم،
‫ولی کسی ما رو بغل نمی‌کنه

202
00:25:08,759 --> 00:25:10,400
‫- بیا. بیا. بیا. همدیگه رو بغل کنیم
‫- دارم میام

203
00:25:10,440 --> 00:25:12,319
‫بیا بغلــ...

204
00:25:12,319 --> 00:25:15,799
‫- اوه... دختر قند عسلم
‫- چطور شدم؟

205
00:25:15,799 --> 00:25:19,160
‫خیلی شیک و پیک شدی.
‫شبیه یه خواننده‌ای...

206
00:25:19,200 --> 00:25:20,480
‫- اسمش چی بود؟
‫- خیلی تو چشمم؟

207
00:25:20,519 --> 00:25:22,920
‫- فهمیدم
‫- خب آره، فهمیدی؟

208
00:25:31,559 --> 00:25:37,880
‫«پسرای خوشگل من، بچه‌های خوبم. خدا ما رو از هم جدا نکنه»

209
00:27:51,039 --> 00:27:54,400
‫زن داداش، ممنون، دستت درد نکنه.
‫سال خوبی داشته باشین

210
00:27:54,440 --> 00:27:58,079
‫- سال نو مبارک یعقوب، به آبجی‌ت سلام برسون
‫- بزرگواری

211
00:27:58,119 --> 00:28:02,440
‫حکمت، نصف شبی این چه کاریه خدایی؟

212
00:28:02,440 --> 00:28:04,839
‫چیز مهمی نیست

213
00:28:06,119 --> 00:28:09,720
‫- حل می‌کنم و میام. تا فردا برمی‌گردم
‫- خدایا

214
00:28:13,440 --> 00:28:18,279
‫- سال نوت مبارک
‫- سال نویِ تو هم مبارک

215
00:29:02,880 --> 00:29:04,599
‫- بابا
‫- ها؟

216
00:29:04,599 --> 00:29:06,720
‫ببین همه اینجاشون تتو دارن

217
00:29:06,799 --> 00:29:10,240
‫- واسه تو هم تتو بزنیم؟
‫- تو رو خدا چه تتویی، ذوحال؟

218
00:29:10,319 --> 00:29:12,839
‫نه. فقط می‌خواستم نظرمو بگم

219
00:29:12,880 --> 00:29:14,240
‫می‌دونی چیکار کنیم؟

220
00:29:14,400 --> 00:29:19,839
‫تو هر کدوم از انگشتـات می‌نویسم آ-گ-آ-ه.
‫خیلی خوب میشه به نظرم

221
00:29:19,920 --> 00:29:22,000
‫خیلی خوب میشه

222
00:29:22,640 --> 00:29:25,319
‫- یه لیوان دیگه می‌خواین؟
‫- من نمی‌خورم

223
00:29:25,599 --> 00:29:28,480
‫قبلنـا اون تتو فقط مخصوص دریاسالارها بود

224
00:29:28,519 --> 00:29:30,559
‫در واقع دست متهم‌ها بود

225
00:29:31,359 --> 00:29:34,960
‫- واسه همین الآن همه تتو دارن
‫- آره خب

226
00:29:37,279 --> 00:29:40,379
‫یعنی الآن همه حس می‌کنن تو زندانـن

227
00:29:41,559 --> 00:29:45,319
‫خب، شنیدیم که بین‌مون یه استاد تانگو نشسته

228
00:29:45,319 --> 00:29:45,920
‫بابا

229
00:29:46,000 --> 00:29:50,079
‫برای اینکه در شب سال نو، به محفل‌مون شادی بیارن،
‫ایشونـو به صحنه دعوت می‌کنم

230
00:29:50,119 --> 00:29:52,640
‫- نه. نه. ول کن ذوحال. الآن نمیشه
‫- به خاطر من بابا، تو رو خدا

231
00:29:54,119 --> 00:29:57,279
‫- یه چیزی به مامنت بگو
‫- شماهم یه چیزی بگین

232
00:29:58,079 --> 00:30:00,960
‫یالا بابا. تو رو خدا. زودباش

233
00:30:02,079 --> 00:30:07,240
‫و هم‌اکنون قهرمان رقص تانگو،
‫آگاه‌بی‌اوغلو داره میاد

234
00:30:08,599 --> 00:30:09,480
‫دخترم

235
00:30:09,519 --> 00:30:11,079
‫خیلی باحاله

236
00:32:03,559 --> 00:32:07,359
‫- دمـتون گرم
‫- خیلی ممنون

237
00:32:07,400 --> 00:32:11,079
‫بابا می‌بینی مثل قبلنـا عالی می‌رقصی،
‫اصلاً یادت نرفته

238
00:32:22,680 --> 00:32:26,839
‫- آره
‫- آقا آگاه، می‌بینم اصلاً از فرم نیفتادین

239
00:32:26,880 --> 00:32:30,240
‫لطف داری. یه کاری کردیم دیگه

240
00:32:30,920 --> 00:32:34,000
‫- من... زودی میام
‫- مثل مدیتیشنـه

241
00:32:34,839 --> 00:32:39,559
‫امسال دیگه باید بریم استرالیا،
‫ببین دختر، کُشته مرده‌ش میشی

242
00:32:39,680 --> 00:32:44,720
‫من یه سر برم دست‌شویی بیام، عشقم. می‌بینمت

243
00:32:45,039 --> 00:32:47,000
‫می‌بینمت عشقم

244
00:32:48,440 --> 00:32:52,160
‫منم برم اون اتاقـه لباسامو عوض کنم

245
00:32:52,200 --> 00:32:54,759
‫- می‌دونین که به اینا عادت ندارم
‫- دِوا جان

246
00:32:54,759 --> 00:32:59,319
‫برگشتنی داروهای بابابزرگتـم بیار. مادرت یادش رفت

247
00:32:59,359 --> 00:33:03,400
‫- باباجون. داروهاتو می‌خوری؟
‫- مجبورم. می‌خورم

248
00:33:03,440 --> 00:33:05,720
‫باشه، برم بیارم

249
00:33:11,880 --> 00:33:14,759
‫ارتن، ارتن. بیا

250
00:33:20,799 --> 00:33:25,079
‫چی‌شد؟ میریم استرالیا؟
‫با ذوحال حرف زدی؟

251
00:33:25,359 --> 00:33:28,359
‫نه هنوز نمتونستم حرف بزنم.
‫فرصت نشد. حرف می‌زنم باهاش

252
00:33:28,400 --> 00:33:34,240
‫من بهت چی گفتم، پسرم؟
‫نگفتم زود بریم؟ خدایا

253
00:33:34,279 --> 00:33:37,039
‫- چته خب؟
‫- زهرمار

254
00:33:39,240 --> 00:33:45,319
‫پسرم. تو چرا نمی‌تونی با زنت حرف بزنی؟
‫چرا دو کلام حرف نمی‌زنی؟

255
00:33:45,359 --> 00:33:48,720
‫باشه، میگم بهش. حرف می‌زنم. باشه

256
00:33:48,880 --> 00:33:51,039
‫میگم باشه، حرف میزنم. حله...

257
00:33:51,039 --> 00:33:56,000
‫کل زندگیت همین بودی تو، زندگیت...
‫من درکت نکردم تا حالا...

258
00:33:56,799 --> 00:34:00,319
‫اصلاً نفهمیدم. همونجوری آواره و سرگردونی...

259
00:34:00,599 --> 00:34:03,799
‫معلوم نیست چیکاره‌ای...
‫بودن و نبودنت معلوم نیست

260
00:34:04,640 --> 00:34:08,079
‫بهم بگو ببینم، هدفت تو زندگی چیه؟

261
00:34:09,199 --> 00:34:14,360
‫- به چه دردی می‌خوری؟
‫- با منی؟

262
00:34:15,559 --> 00:34:19,639
‫من خانواده‌ی بی‌اوغلو رو سر و سامون میدم

263
00:34:25,679 --> 00:34:27,880
‫برم یه‌کم هوا بخورم

264
00:34:47,795 --> 00:34:49,315
‫سال نوت مبارک، ذوذو

265
00:34:49,573 --> 00:34:50,971
- ‫سال نو تو هم مبارک - ‫چه خبر؟

266
00:34:51,991 --> 00:34:53,671
‫- دلم واست تنگ شده، ذوذو
‫- یه لحظه، ساژان

267
00:34:54,960 --> 00:34:56,960
‫چیه عزیزم، چیزی می‌خواستی بگی؟

268
00:35:12,079 --> 00:35:15,480
‫- می‌خواستم بگم دیگه دِوا رو ناراحت نکن
‫- چی؟

269
00:35:15,960 --> 00:35:20,920
‫هر کاری که الآن داری می‌کنی
‫باعث ناراحتیِ دوا نشه

270
00:35:21,880 --> 00:35:26,679
‫- یادته گفتی یه زمانی خیلی باهام سرو کله زد؟
‫- آره

271
00:35:29,079 --> 00:35:31,159
‫دیگه با این قضیه هم سر و کله نزنه

272
00:35:37,360 --> 00:35:41,480
‫پر روُ باش

273
00:35:44,618 --> 00:35:45,658
‫ببخشید، ساژان

274
00:35:46,913 --> 00:35:48,166
‫سراپا گوشم

275
00:36:42,239 --> 00:36:46,320
‫- مشخص شد کیو می‌گیریم؟
‫- نه. هرکدومش که بخوره به پست‌مون

276
00:37:52,320 --> 00:38:04,079
‫دِوا، ولم کن، ولم کن، ول کن

277
00:38:19,119 --> 00:38:25,360
‫آدم بعضی وقتا اونقدر احساس تنهایی می‌کنه
‫یا احساس ناچاری...

278
00:38:27,280 --> 00:38:32,320
‫با خودش میگه، باشه...
‫این دنیا مثل یه تله‌ جلوی پامـه

279
00:38:32,559 --> 00:38:37,159
‫یا حتی مثل یه مینـه که از روز تولد پامو روش گذاشته‌م

280
00:38:37,639 --> 00:38:42,280
‫اگه پامو بردارم، دنیای بزرگم میره هوا

281
00:38:42,679 --> 00:38:48,559
‫به‌خاطر همین، آدم جایی که متولد شده، خشکش می‌زنه.
‫حتی می‌ترسه نفس بکشه

282
00:38:48,880 --> 00:38:54,920
‫فقط تنهایی و دشمنه که باقیـه

283
00:38:55,583 --> 00:39:15,583
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

