﻿1
00:00:07,781 --> 00:00:16,781
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:01:00,413 --> 00:01:03,073
‫[دروغ‌گو‌های کوچک زیبا: گناه نخستین]

4
00:01:03,074 --> 00:01:08,074
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

5
00:01:13,782 --> 00:01:16,409
‫ایموجن، باید بریم.

6
00:01:18,119 --> 00:01:19,412
‫باید بریم.

7
00:01:20,246 --> 00:01:21,039
‫ایموجن!

8
00:01:24,709 --> 00:01:26,586
‫نه، نه، نه،
‫نه، نه!

9
00:01:29,714 --> 00:01:31,966
‫- بهم بگو چیزی که دیدم واقعی نبود.
‫- تاحالا هیچ جسدی ندیده بودم،

10
00:01:32,050 --> 00:01:34,219
‫- بجز توی اینترنت.
‫- شبیه فیلم‌ها نبود.

11
00:01:34,302 --> 00:01:36,471
‫- استخون‌هاش...
‫- ایموجن، چه کوفتی اتفاق افتاد؟

12
00:01:36,554 --> 00:01:38,932
‫- چی دیدی؟
‫- نمی‌دونم، آم...

13
00:01:39,015 --> 00:01:41,226
‫- کارن رو روی پشت بوم دیدم.
‫- ما هم همینطور.

14
00:01:41,309 --> 00:01:42,352
‫- یه سطل همراهش بود.
‫- مثه فیلم "کری"؟
[به کارگردانی برایان دی پالما]

15
00:01:42,435 --> 00:01:44,771
‫یکی دیگه هم اون بالا پیشش بود،

16
00:01:44,854 --> 00:01:45,939
‫یه مرد نقاب پوش.

17
00:01:46,022 --> 00:01:47,232
‫اون هلش داد.

18
00:01:47,315 --> 00:01:49,234
‫یه نقاب مثل مال فیلمِ
‫"فیلم کشتار با اره برقی در تگزاس"؟
[به کارگردانی و تهیه‌کنندگی توبی هوپر]

19
00:01:49,317 --> 00:01:51,277
‫- اون یارو رو دیدم.
‫- منم.

20
00:01:51,361 --> 00:01:54,030
‫پیامی که همه‌مون گرفتیم...
‫از ای.

21
00:01:54,113 --> 00:01:55,448
‫یه زورگو کمتر.

22
00:01:56,074 --> 00:01:58,243
‫کارن.
‫حتماً منظورش اون بوده.

23
00:01:59,577 --> 00:02:01,204
‫اون نیوفتاده.

24
00:02:02,580 --> 00:02:03,997
‫به قتل رسیده.

25
00:02:08,920 --> 00:02:11,464
‫اوه، خداروشکر.
‫داشتم بهت پیام می‌دادم.

26
00:02:11,548 --> 00:02:13,675
‫از بیمارستان بهم زنگ زدن.
‫گفتن اونجا بهم نیاز دارن.

27
00:02:13,758 --> 00:02:17,220
‫چی شده؟ کسی از بچه‌ها صدمه دیده؟
‫چند نفر؟

28
00:02:27,772 --> 00:02:30,567
‫- اوه خدای من.
‫- اوه خدای من چرا؟

29
00:02:30,650 --> 00:02:32,485
‫توی مدرسه چه اتفاقی افتاده؟

30
00:02:32,569 --> 00:02:34,320
‫ما زودتر برای پیتزا خوردن رفتیم.

31
00:02:34,404 --> 00:02:35,530
‫چرا؟
‫چی شده؟

32
00:02:35,613 --> 00:02:38,533
‫یه دانش‌آموز مُرده.
‫شرلی، اخبار رو بگیر.

33
00:02:39,576 --> 00:02:41,411
‫اوه خدای من.

34
00:02:44,372 --> 00:02:45,540
‫و قطعاً اونی که مُرده کارن بوده،

35
00:02:45,623 --> 00:02:48,042
همون دختره که سر پوسترها
توی دردسر انداختت؟

36
00:02:52,005 --> 00:02:52,088
‫آره.

37
00:02:54,299 --> 00:02:56,718
‫- همون بود.
‫- اون بالا چیکار می‌کرده؟

38
00:02:59,137 --> 00:03:02,765
‫همه میگن اون...
‫عمداً پریده.

39
00:03:07,145 --> 00:03:11,065
‫یا شایدم...
‫تصادفی افتاده.

40
00:03:13,484 --> 00:03:14,485
‫دختر بیچاره...

41
00:03:15,612 --> 00:03:16,154
‫و خانواده‌ بدبختش.

42
00:03:21,826 --> 00:03:24,370
‫کلی، خواهرت اون بالا چیکار می‌کرد؟

43
00:03:24,454 --> 00:03:25,914
‫بهت که گفتم.
‫نمی‌دونم.

44
00:03:25,997 --> 00:03:31,126
‫نمی‌دونی؟ شما دوتا بدون مشورت همدیگه
‫آب هم نمی‌خورید...

45
00:03:33,504 --> 00:03:34,797
‫شاید...

46
00:03:40,678 --> 00:03:41,971
‫شاید خودش رو کُشته.

47
00:03:42,055 --> 00:03:43,097
‫چی؟

48
00:03:45,266 --> 00:03:46,559
‫چرا همچین چیزی می‌گی؟

49
00:03:48,311 --> 00:03:49,687
‫اتفاقی افتاده؟

50
00:04:09,540 --> 00:04:13,419
‫اون ازم خواست که کمکش کنم و من...
‫نادیده‌اش گرفتم.

51
00:04:13,503 --> 00:04:14,879
‫همه‌مون نادیده گرفتیمش.

52
00:04:14,963 --> 00:04:17,715
‫کاری که آنجلا کرد، تقصیر تو نیست، سیدنی.

53
00:04:17,799 --> 00:04:19,425
‫اون دختر پریشونی بود.

54
00:04:19,509 --> 00:04:21,844
‫همه همینطوری ول کردن... رفتن.

55
00:04:21,928 --> 00:04:25,556
‫- کسی حتی نرفت ببینه زنده‌ست یا نه.
‫- زنده نبود.

56
00:04:25,640 --> 00:04:27,475
‫و چه کاری از دست‌مون بر می‌اومد؟

57
00:04:27,558 --> 00:04:29,811
‫- حداقل نباید زنگ می‌زدیم آمبولانش؟
‫- نه.

58
00:04:29,894 --> 00:04:32,647
‫حالا دیگه از هیچ‌ کدوم‌مون کاری
‫برای آنجلا بر نمیاد.

59
00:04:32,730 --> 00:04:35,858
‫و این...
‫تقصیر ما نیست.

60
00:04:35,942 --> 00:04:37,110
‫صد دیگه هم اونجا بودن،

61
00:04:37,193 --> 00:04:40,196
‫احتمالاً یکی به آمبولانس زنگ زده.

62
00:04:40,279 --> 00:04:43,074
‫- آنجلا رو پیدا می‌کنن.
‫- و بعدش چی، کوری؟

63
00:04:45,410 --> 00:04:45,910
‫دیوی؟

64
00:04:45,994 --> 00:04:48,079
‫و بعدش چی میشه؟

65
00:04:53,751 --> 00:04:56,170
‫شاید باید به پدر کارن بگیم.

66
00:04:56,254 --> 00:04:58,131
‫کلانتر؟
‫نه.

67
00:04:58,214 --> 00:04:59,173
‫با نوا موافقم.

68
00:04:59,257 --> 00:05:00,508
‫پیام ای داشت بهمون هشدار می‌داد

69
00:05:00,591 --> 00:05:02,301
‫که دهن‌مون رو بسته نگه داریم.

70
00:05:02,385 --> 00:05:03,845
‫حالا این هی هرکی که هست.

71
00:05:03,928 --> 00:05:05,013
‫مرد نقاب پوشی...

72
00:05:05,096 --> 00:05:06,347
‫که ایموجن دیدش.

73
00:05:06,431 --> 00:05:08,349
‫همونی که همه‌مون دیدیمش.

74
00:05:08,433 --> 00:05:11,686
‫بچه‌ها... اگه کارن برامون
‫پاپوش ندوخته باشه چی؟

75
00:05:11,769 --> 00:05:12,812
‫منظورت چیه؟

76
00:05:12,895 --> 00:05:14,522
‫منظورم اینه فرض رو بر این گرفتیم

77
00:05:14,605 --> 00:05:16,357
‫که کارن خودش تیغ رو توی
،کفش خودش گذاشته بوده

78
00:05:16,441 --> 00:05:17,817
‫موش رو خودش گذاشته بوده توی کیف خودش،

79
00:05:17,900 --> 00:05:20,361
‫اما...
‫اگه کار خودش نبوده باشه چی؟

80
00:05:20,445 --> 00:05:22,905
‫اگه "ای" تیغ‌ها رو گذاشته بوده توی کفشش

81
00:05:22,989 --> 00:05:24,699
‫چون می‌دونسته ما برمی‌گردیم
‫پیش کارن چی؟

82
00:05:24,782 --> 00:05:26,951
‫پس ای داشته از همون اول
‫سر به سرمون میذاشته؟

83
00:05:27,035 --> 00:05:27,869
‫نه...
‫نه.

84
00:05:27,952 --> 00:05:30,705
‫کارن یه زورگو بود،

85
00:05:30,788 --> 00:05:32,415
‫درست همون طوری که توی
‫پیام ای نوشته شده بود.

86
00:05:33,958 --> 00:05:37,253
‫ایموجین، تو اون رو بالا پشت بوم
‫با یه سطل دیدی،

87
00:05:37,336 --> 00:05:41,716
‫و وقتی کلانتر بیزلی و پلیس‌ها
‫سطل رو اون بالا پیدا کنن،

88
00:05:41,799 --> 00:05:43,259
‫فرض رو بر این می‌گیرن...

89
00:05:43,342 --> 00:05:46,387
‫که کارن می‌خواسته همون کاری رو باهات
‫بکنه که توی توی فیلم با کری کردن،

90
00:05:46,471 --> 00:05:48,264
‫و افتاده.

91
00:05:49,182 --> 00:05:51,809
‫فرض رو بر تصادفی بودنش می‌گیرن.

92
00:05:51,893 --> 00:05:54,312
‫شاید این برای اونا قانع کننده باشه،
‫اما من که می‌دونم...

93
00:05:55,354 --> 00:05:57,899
‫کارن رو هل دادن...
‫ای هلش داده.

94
00:05:57,982 --> 00:05:59,150
پس اینـم یه دلیل دیگه

95
00:05:59,233 --> 00:06:01,569
‫- برای ساکت موندنمونـه.
‫- آره.

96
00:06:01,652 --> 00:06:04,655
‫اگه چیزی که ای خواسته رو انجام بدیم،
‫شاید همه‌چی حل بشه.

97
00:06:08,534 --> 00:06:12,121
‫بیایید امیدوار باشیم...
‫و خواهیم دید توی مدرسه چه اتفاقی می‌افته.

98
00:06:14,832 --> 00:06:16,417
‫- شب خوش.
‫- خدافظ.

99
00:06:21,172 --> 00:06:24,884
‫میشه من... امشب اینجا بخوابم؟

100
00:06:25,510 --> 00:06:26,427
‫البته.

101
00:06:29,514 --> 00:06:33,309
‫تبی... قبلاً ازم پرسیدی که مامانم
‫یاداشتی گذاشته بوده یا نه.

102
00:06:35,103 --> 00:06:36,145
‫خب؟

103
00:06:36,687 --> 00:06:38,064
‫نذاشته بود.

104
00:06:39,816 --> 00:06:40,942
‫اما با خون خودش

105
00:06:41,025 --> 00:06:42,360
‫روی دیوار حمام نوشته بود ای.

106
00:06:46,072 --> 00:06:47,949
‫اوه خدای من.

107
00:06:48,032 --> 00:06:50,785
‫بعدش، یه ای روی پوسترهامون ظاهر شد.

108
00:06:50,868 --> 00:06:53,287
‫بعدش هم ای، کارن رو هل داد، و داره
‫برامون پیام می‌فرسته.

109
00:06:53,371 --> 00:06:57,250
‫بروشوری که مامانم شب مرگش گرفت...

110
00:06:57,333 --> 00:07:00,128
‫ای به عنوان یه پیام اون رو براش فرستاده بوده

111
00:07:00,211 --> 00:07:02,296
‫تا کاسه صبرش رو لبریز کنه
‫یا همچین چیزی،

112
00:07:02,380 --> 00:07:05,508
‫یا... شاید...
‫خودش کتتش، یا...

113
00:07:07,218 --> 00:07:08,553
‫کار خودش بوده؟

114
00:07:08,636 --> 00:07:10,346
‫چی؟
‫چی شده؟

115
00:07:10,429 --> 00:07:11,639
‫اوه خدای من.

116
00:07:11,722 --> 00:07:13,850
‫کارن بروشور‌ رو با خودش آورد.

117
00:07:13,933 --> 00:07:16,894
‫گیج شدم.
‫پس کار کارن بوده یا ای؟

118
00:07:16,978 --> 00:07:19,230
‫جفت‌شون؟
‫هر دو؟

119
00:07:20,523 --> 00:07:21,566
‫مطمئن نیستم.

120
00:07:23,401 --> 00:07:27,238
‫اما باید بدونم این باشگاه وای2کی چی بوده.

121
00:07:27,321 --> 00:07:28,072
‫اگه ای و کارن و مامانم...

122
00:07:28,156 --> 00:07:31,826
‫به هم ارتباطی داشته باشن باید بفهمم چه ارتباطیـه.

123
00:07:38,583 --> 00:07:41,085
‫«دوشــنبه»

124
00:07:41,085 --> 00:07:44,046
‫دانش‌آموزان، معلمین...
‫کارکنان.

125
00:07:44,964 --> 00:07:46,507
‫کارن بیزلی...

126
00:07:46,591 --> 00:07:50,428
‫یکی از اعضای محبوبِ
‫دبیرستان میلوود بود.

127
00:07:50,511 --> 00:07:52,430
‫یک دختر...
‫یک خواهر...

128
00:07:54,015 --> 00:07:55,516
‫یک دوست.

129
00:07:55,600 --> 00:07:57,727
‫برای کمک و کنار اومدن با این فاجعه،

130
00:07:57,810 --> 00:08:00,563
‫به مدت دو هفته یک مشاور
‫به مدرسه آوردیم.

131
00:08:00,646 --> 00:08:05,318
‫یاد کارن در این تالارهای پرارج
‫تا ابد زنده خواهد موند.

132
00:08:05,401 --> 00:08:07,862
‫اون یک دانش‌آموز الگو
‫در دبیرستان میلوود بود...

133
00:08:14,285 --> 00:08:16,454
‫...مظهر روح مدرسه.

134
00:08:29,634 --> 00:08:31,427
‫...بررسی و هر پشتیبانی که نیاز دارن.

135
00:08:35,514 --> 00:08:39,602
‫کلانتر تا اطلاع ثانوی
‫توی دفتر من کار خواهد کرد.

136
00:09:04,293 --> 00:09:04,502
‫کلی؟

137
00:09:07,505 --> 00:09:09,840
‫فکر نمی‌کردم امروز مدرسه باشی.

138
00:09:09,924 --> 00:09:12,009
‫آره، خب...

139
00:09:13,719 --> 00:09:14,804
‫مامانم می‌خواست تنها باشه،

140
00:09:14,887 --> 00:09:17,139
‫و منم نمی‌خواستم خونه باشم.

141
00:09:17,848 --> 00:09:19,934
‫من...

142
00:09:21,978 --> 00:09:24,105
‫می‌دونم کلمات ناچیزی مثل "متاسفم" توی

143
00:09:24,188 --> 00:09:25,856
‫شرایطی مثل این چطورین، اما...

144
00:09:27,984 --> 00:09:29,026
‫متاسفم.

145
00:09:30,194 --> 00:09:31,529
‫درست میگی.

146
00:09:31,612 --> 00:09:34,490
‫این کلمات از طرف تو هیچ معنی‌ای ندارن.

147
00:09:37,368 --> 00:09:39,453
‫کلی، میشه یه چیزی نشونت بدم؟

148
00:09:41,330 --> 00:09:45,126
‫کارن... شبی که مامانم مُرد اومد پیش‌مون.

149
00:09:45,209 --> 00:09:46,627
‫می‌خواستم بدونم چیزی...

150
00:09:46,711 --> 00:09:50,589
‫چرا باید چیزی درمورد یه بروشور احمقانه بدونم؟

151
00:09:50,673 --> 00:09:54,802
‫متاسفم. من فقط دارم تلاش می‌کنم
‫بفهمم چرا مادرم...

152
00:09:54,885 --> 00:09:56,554
‫قضیه تو نیستی.

153
00:09:56,637 --> 00:09:59,181
‫عقلت رو از دست دادی، ایموجن؟

154
00:10:05,688 --> 00:10:06,522
‫بچه‌ها...

155
00:10:08,232 --> 00:10:09,608
‫الان با کلی صحبت کردم.

156
00:10:09,692 --> 00:10:12,278
‫اوه خدای من،
‫اون توی مدرسه‌ست؟

157
00:10:12,361 --> 00:10:15,781
‫که این نشون میده چه خانواده مغشوشی هستن.

158
00:10:15,865 --> 00:10:17,074
‫اصلاً تو کار استراحت نیستن.

159
00:10:18,909 --> 00:10:20,578
‫- ایموجن، بنظر خوب نیستی.
‫- دارم بالا میارم.

160
00:10:20,661 --> 00:10:24,332
‫نفس عمیق بکش. باید آروم باشی.
‫همه‌ باید آروم باشیم.

161
00:10:24,415 --> 00:10:26,125
‫نقشه‌مون همینـه؟
‫آروم باشیم؟

162
00:10:26,208 --> 00:10:28,252
‫به هیچکس هیچی نمی‌گیم.

163
00:10:28,336 --> 00:10:30,212
‫همونطوری که توافق کردیم.
‫برنامه‌مون اینـه.

164
00:10:30,296 --> 00:10:31,756
‫لطفاً ایموجن آدامز،
‫تبیتا هیورث،

165
00:10:31,839 --> 00:10:35,176
‫فرن برایانت، نوا اولیوار،
‫و مینی هونردا

166
00:10:35,259 --> 00:10:37,428
‫برن به دفتر مدیر.

167
00:10:45,061 --> 00:10:48,022
‫شما توی سینما کار می‌کنید، درسته خانم هیورث؟

168
00:10:48,105 --> 00:10:50,358
‫آره، اما مسئله...

169
00:10:50,441 --> 00:10:53,277
‫ما از... اتفاقی که برای دخترتون
‫افتاد فیلم نگرفتیم.

170
00:10:53,361 --> 00:10:55,071
‫درواقع، من جلوش رو گرفتم.

171
00:10:55,154 --> 00:10:57,073
‫باید با تایلر مارچند صحبت کنید.

172
00:10:57,156 --> 00:10:58,407
‫اون فیلم گرفت.

173
00:10:58,491 --> 00:11:00,618
‫با آقای مارچند صحبت کردیم.

174
00:11:00,701 --> 00:11:03,412
‫اون ادعا می‌کنه شما تلفنـش رو دزدیدید،
‫درسته خانم آدامز؟

175
00:11:05,164 --> 00:11:07,166
‫آخه...

176
00:11:07,249 --> 00:11:09,543
‫- ازش گرفتمش.
‫- و بعدش یکی از شماها،

177
00:11:09,627 --> 00:11:11,879
‫یا جفت‌تون،
‫یا همه‌تون...

178
00:11:11,962 --> 00:11:13,381
‫بعدش اون فیلم رو برداشتید و...

179
00:11:13,464 --> 00:11:15,466
‫برای تحقیر کردن دخترم...

180
00:11:15,549 --> 00:11:18,386
‫یه ویدئو تقلبی درست کردید، درسته؟

181
00:11:18,469 --> 00:11:19,553
‫ما...

182
00:11:19,637 --> 00:11:23,724
‫ما اینکار رو فقط بخاطر این کردیم
‫که کارن اول برامون گردن کلفتی کرد.

183
00:11:23,808 --> 00:11:26,894
‫- داشتیم سعی می‌کردیم جلوش رو بگیریم.
‫- اما متاسفیم.

184
00:11:26,977 --> 00:11:28,562
‫همه‌مون خیلی...
‫متاسفیم.

185
00:11:28,646 --> 00:11:31,273
‫اما شما از همکلاسی‌هاتون دعوت کردید

186
00:11:31,357 --> 00:11:32,566
‫که ویئویی که ادیت کرده بودید رو ببینن

187
00:11:32,650 --> 00:11:36,862
‫که ما رو فرومایه...

188
00:11:36,946 --> 00:11:39,573
‫روانی و حقیر توصیف می‌کرد

189
00:11:40,616 --> 00:11:41,450
‫پس...

190
00:11:41,534 --> 00:11:43,702
‫اون ویدئو الان دست کدوم یکی از شماست؟

191
00:11:45,204 --> 00:11:47,581
‫خانم هیورث...

192
00:11:47,665 --> 00:11:50,209
‫با توجه به علاقه‌ات،
‫فکر می‌کنم شما درستش کرده باشید.

193
00:11:52,503 --> 00:11:57,716
‫نمی‌خوام پشت سر مُرده بد بگم، کلانتر

194
00:11:57,800 --> 00:12:00,094
‫اما دختر شما یک زورگو بود.

195
00:12:00,177 --> 00:12:03,764
‫فکر کردید بالای پشت بوم
‫با یک سطل چیکار می‌کرده؟

196
00:12:03,848 --> 00:12:06,100
‫می‌خواست یه چیزی بریزه روی ایموجن.

197
00:12:06,183 --> 00:12:08,602
‫هیچ سطلی روی پشت بوم...

198
00:12:08,686 --> 00:12:09,937
‫یا توی ورزشگاه نبود.

199
00:12:10,020 --> 00:12:15,276
‫نه، من کارن رو با چشای خودم دیدم.
‫یه سطل داشت.

200
00:12:15,359 --> 00:12:16,527
‫پس تو تنها کسی بودی که دیدیش.

201
00:12:16,610 --> 00:12:19,822
‫چون با کلی دانش‌آموزش صحبت کردیم

202
00:12:19,905 --> 00:12:21,866
‫و هیچکدوم به یک سطل اشاره نکردن.

203
00:12:22,533 --> 00:12:25,911
‫اما همه‌شون درمورد...

204
00:12:25,995 --> 00:12:27,496
‫ویدئویی که شما پنج نفر

205
00:12:27,580 --> 00:12:29,874
‫با فکر قبلی و بدجنسی پخش کردید، صحبت کردن

206
00:12:29,957 --> 00:12:34,420
‫همون ویدئویی که انقد دخترم رو ناراحت کرده
‫که جون خودش رو گرفته!

207
00:12:36,464 --> 00:12:39,925
‫- این شما رو از نظر من قاتل نشون میده.
‫- خب، دیگه بسه‌.

208
00:12:40,009 --> 00:12:42,970
‫دیگه حتی یک کلمه هم بدون...

209
00:12:43,053 --> 00:12:44,388
‫حضور وکیل‌هامون...

210
00:12:44,472 --> 00:12:47,683
‫یا...
‫حداقل خانواده‌هامون نمی‌زنیم.

211
00:12:47,766 --> 00:12:49,351
‫قطعاً این حق رو دارید.

212
00:12:49,435 --> 00:12:51,604
‫و خاطر جمع باشید که ما این مسئله رو

213
00:12:51,687 --> 00:12:54,523
‫برای رسیدگی و قضاوت به
‫کمیته انضباطی می‌کشونیم.

214
00:12:55,524 --> 00:12:56,859
‫ضمناً...

215
00:12:58,903 --> 00:13:00,529
‫باید وکیل بگیرید.

216
00:13:01,572 --> 00:13:02,823
‫چون من تمام توانم رو می‌زارم

217
00:13:02,907 --> 00:13:06,494
‫تا یک جرم یابی علیه شما راه بندازم.

218
00:13:27,723 --> 00:13:28,057
‫پدر!

219
00:13:28,140 --> 00:13:31,018
‫با مامان تماس گرفتی؟

220
00:13:31,101 --> 00:13:32,394
‫معلومه بهم زنگ زده.

221
00:13:34,271 --> 00:13:35,564
‫می‌دونی کی باهام تماس نگرفته؟
‫تو.

222
00:13:35,648 --> 00:13:38,526
‫چون انقد سرت شلوغـه که اهمیتی نمی‌دی.

223
00:13:38,609 --> 00:13:41,195
‫- فرن.
‫- و بازم، من اینجام.

224
00:13:41,278 --> 00:13:42,613
‫تیغ توی کفش یه دختر؟

225
00:13:42,696 --> 00:13:45,574
‫- به این میگن حمله کردن.
‫- می‌تونست این باشه...

226
00:13:46,784 --> 00:13:49,119
‫اگه من انجامش داده بودم.

227
00:13:50,037 --> 00:13:51,705
‫- اما من انجامش ندادم.
‫- می‌تونی ثابتش کنی؟

228
00:13:53,958 --> 00:13:55,918
‫بشین، میستی کوپلند،

229
00:13:56,001 --> 00:13:59,630
‫و هر اتفاقی که افتاده رو بهم بگو،
‫تا بتونم حلش کنم.

230
00:14:01,465 --> 00:14:02,758
‫همه‌چی رو می‌خوان.

231
00:14:02,841 --> 00:14:05,719
‫تلفنـت، لپ‌تاپ هات،
‫تبلت‌هات،

232
00:14:05,803 --> 00:14:08,264
‫هر دستگاه الکترونیکی‌ای که
.تو توی این اتاق داری

233
00:14:08,347 --> 00:14:09,765
‫از جمله توی جاسازت.

234
00:14:10,808 --> 00:14:13,936
‫- باشه، خودم انجامش می‌دم.
‫- دی.

235
00:14:17,147 --> 00:14:18,190
‫چرا، نوا؟

236
00:14:18,274 --> 00:14:21,318
‫چرا باید درگیر همچین مسئله‌ای بشی؟

237
00:14:21,402 --> 00:14:24,238
‫برخلاف بقیه اون دخترا،
‫تو توی آزادی مشروط هستی.

238
00:14:24,321 --> 00:14:25,739
‫این معنیش اینه که دفعه بعد میوفتی زندان.

239
00:14:26,824 --> 00:14:28,367
‫و پابندت کجاست؟

240
00:14:28,450 --> 00:14:30,703
‫کلانتر بیلزی دیگه نبستش.

241
00:14:30,786 --> 00:14:33,247
‫احتمالاً دوباره مادام العمر می‌بندتش به پات.

242
00:14:34,832 --> 00:14:36,333
‫تو کی هستی؟

243
00:14:36,417 --> 00:14:37,167
‫چون دختری که من بزرگ کردم

244
00:14:37,251 --> 00:14:40,004
‫هیچوقت همچین کاری نمی‌کنه.

245
00:14:40,087 --> 00:14:42,256
‫مادر ایموجن تازه خودش رو کُشته.

246
00:14:42,339 --> 00:14:44,216
‫بهانه‌ات چیه؟

247
00:14:45,175 --> 00:14:46,969
‫ما..

248
00:14:47,052 --> 00:14:49,722
‫- فکرش رو نمی‌کردیم...
‫- معلومه فکر نکردید.

249
00:14:49,805 --> 00:14:51,557
‫دیگه توی اون سینما کار نمی‌کنی،

250
00:14:51,640 --> 00:14:53,809
‫دیگه اون فیلم‌های کوچیکت رو نمی‌سازی،

251
00:14:53,892 --> 00:14:55,519
‫دیگه نصفه شب توی اتاقت

252
00:14:55,603 --> 00:14:57,021
‫فیلم تماشا نمی‌کنی.
‫دیگه تموم شد.

253
00:14:58,355 --> 00:15:00,274
‫کلانتر بیزلی ازم درمورد

254
00:15:00,357 --> 00:15:02,109
‫ویدئویی که تو ادیت کردی سوال پرسید.

255
00:15:02,192 --> 00:15:05,195
‫- هنوز هم داریش؟
‫- نه، از لپ تاپـم پاکش کردم.

256
00:15:06,113 --> 00:15:06,947
‫خوبه.

257
00:15:08,407 --> 00:15:09,867
‫اون تنها نسخه‌اش بود؟

258
00:15:13,162 --> 00:15:14,830
‫آره.

259
00:15:16,040 --> 00:15:17,082
‫خداروشکر.

260
00:15:19,543 --> 00:15:20,461
‫چون اون مشخصاً می‌تونست مدرک بزرگی

261
00:15:20,544 --> 00:15:23,213
‫بر علیه‌ات باشه.

262
00:15:25,382 --> 00:15:27,426
‫«سه‌شـنبه»

263
00:15:38,604 --> 00:15:40,814
‫اونی گوشی تیلور ـه.

264
00:15:40,898 --> 00:15:43,859
‫ویدئو اصلی کارن توشـه.

265
00:15:43,942 --> 00:15:45,069
‫فکر کردم باید داشته باشیش.

266
00:15:59,249 --> 00:16:00,876
‫- شما دخترا این رو دیدید؟
‫- قبل تو گرفتیمش، هونردا.

267
00:16:03,170 --> 00:16:04,672
‫"بیایید امیدوارم باشیم کمیته انضباطی

268
00:16:04,755 --> 00:16:06,590
‫"تصمیم درست رو بگیره و درخواست اخراج

269
00:16:06,674 --> 00:16:08,300
‫سریع این زورگوها رو بده"

270
00:16:09,802 --> 00:16:11,887
‫به فنا رفتیم.

271
00:16:20,604 --> 00:16:22,690
‫خب، یه چیز معلومـه.

272
00:16:22,773 --> 00:16:24,775
‫هیچ کدوم جایزه بهترین مادر سال رو نمی‌گیریم.

273
00:16:25,859 --> 00:16:27,319
‫وقتی کوری برایانت بزرگ

274
00:16:27,403 --> 00:16:28,195
‫ما رو با حضورش مفتخر می‌کنه

275
00:16:28,278 --> 00:16:29,780
‫آدم می‌فهمه اوضاع خیلی بده.

276
00:16:29,863 --> 00:16:32,741
‫منم دوستت دارم، مرج.

277
00:16:34,451 --> 00:16:35,661
‫حس خوبی نداره.

278
00:16:37,371 --> 00:16:37,996
‫انجام دادن این جلسه توی خونۀ دیوی.

279
00:16:40,624 --> 00:16:42,209
‫ترسناکه.

280
00:16:42,292 --> 00:16:44,628
‫من قراره اواخر این ماه اینجا رو بفروشم...

281
00:16:44,712 --> 00:16:47,339
‫و از اونجایی که هیچکس داوطلب میزبانی نبود...

282
00:16:47,423 --> 00:16:48,632
‫نمی‌تونه تصادفی باشه.

283
00:16:48,716 --> 00:16:51,802
‫اینا همه تقصیر دخترهای ماست؟

284
00:16:51,885 --> 00:16:53,721
‫میلوود شهر کوچیکیـه.
‫دبیرستان میلوود هم کوچیکـه.

285
00:16:53,804 --> 00:16:55,597
‫خیلی ممکنـه تصادفی باشه، دی.

286
00:16:55,681 --> 00:16:57,891
‫در هرصورت الان باید

287
00:16:57,975 --> 00:16:58,726
‫نگران دخترهامون باشیم.

288
00:16:58,809 --> 00:17:01,562
‫به شدت موافقم.
‫باید کاری کنیم این

289
00:17:01,645 --> 00:17:03,397
‫جلسه کمیته انضباطی رو پشت سر بزارن.

290
00:17:03,480 --> 00:17:04,022
‫در اون بابت.

291
00:17:04,106 --> 00:17:05,733
‫دخترهای ما نباید

292
00:17:05,816 --> 00:17:08,402
‫تنها کسایی باشن که توی مرکز توجه هستن.

293
00:17:08,485 --> 00:17:09,903
‫اون پسره هم باید پاسخگو باشه.

294
00:17:13,615 --> 00:17:15,617
‫تلفنـی که ویدئو اصلی توشـه دست منـه.

295
00:17:15,701 --> 00:17:17,786
‫دخترهامون رو کاملاً خلاص نمی‌کنه،

296
00:17:17,870 --> 00:17:21,123
‫اما می‌تونه...
‫کاری که کردن رو سبک کنه.

297
00:17:21,206 --> 00:17:23,208
‫هوشمندانه‌ست.
‫باید به هر دری بزنیم.

298
00:17:23,292 --> 00:17:24,585
‫باید پیش کی بریم؟

299
00:17:24,668 --> 00:17:26,295
‫کلانتر یا مدیر؟

300
00:17:26,378 --> 00:17:27,755
‫جفت‌شون.

301
00:17:27,838 --> 00:17:30,299
‫من کارها رو می‌کنم، سید،

302
00:17:30,382 --> 00:17:31,842
‫اگه تو داستان کامل این ویدئو رو می‌دونی،

303
00:17:31,925 --> 00:17:33,010
‫توام باید باهام بیای.

304
00:17:40,851 --> 00:17:43,562
‫خانم مری، میشه یه نسخه از سالنامه رو قرض بگیرم؟

305
00:17:43,645 --> 00:17:46,106
‫کلاس سال2000.

306
00:17:46,190 --> 00:17:47,483
‫چرا؟

307
00:17:47,566 --> 00:17:50,110
‫اون سالیـه که مامان فارق التحصیل شده

308
00:17:50,194 --> 00:17:53,155
‫و من فقط...
‫یجورایی دلتنگـشم.

309
00:17:56,492 --> 00:17:57,826
‫برات میارمش.

310
00:18:05,334 --> 00:18:06,960
‫صادقانه بهت بگم،

311
00:18:07,044 --> 00:18:08,879
‫بقیه رقصنده‌ها کنار تو احساس راحتی نمی‌کنن.

312
00:18:08,962 --> 00:18:12,341
‫- هیچوقت می‌کردن؟
‫- لطفاً فرن.

313
00:18:12,424 --> 00:18:15,177
‫متاسفم، اما تو دیگه جایی توی کلاس من نداری.

314
00:18:15,260 --> 00:18:17,763
‫وسایلت رو جمع کن و برو.

315
00:18:50,546 --> 00:18:52,381
‫انجمن بازمانده‌های وای2کی.

316
00:18:58,095 --> 00:19:00,639
‫انجمن بازمانده‌های وای2کی.
‫انجمن بازمانده‌های وای2کی.

317
00:19:00,722 --> 00:19:02,015
‫انجمن بازمانده‌های وای2کی.

318
00:19:10,274 --> 00:19:12,900
‫[میل وود میل، 1 ژانویه 2000
‫وای2کی یک تهدید نیست]

319
00:19:25,372 --> 00:19:28,250
‫"جسد یک دختر در انبارهای بندر قدیمی پیدا شد"

320
00:19:28,333 --> 00:19:30,127
‫خانم موری؟

321
00:19:30,210 --> 00:19:33,922
‫امکانش هست کپی این رو داشته باشم؟

322
00:19:42,139 --> 00:19:45,100
‫متاسفم که مجبور شدید بعد از داغی که دیدید
‫این ویدئو رو تماشا کنید.

323
00:19:45,183 --> 00:19:48,478
‫اما به نظر من معنی این ویدئو اینـه که

324
00:19:48,562 --> 00:19:53,025
‫اون پسر مشخصاً داشته از دخترتون
‫سو استفاده می‌کرده.

325
00:19:53,108 --> 00:19:54,443
‫همه آتیش ها از گور اون بلند میشه.

326
00:19:54,526 --> 00:19:55,694
‫پسری به اسم تالیر مارچند، فکر می‌کنم.

327
00:19:55,777 --> 00:19:57,863
‫دختر تو...

328
00:19:59,197 --> 00:20:02,159
‫اون ویدئو رو گرفتـه،
‫ادیتش کرده...

329
00:20:02,242 --> 00:20:03,911
‫توی یک نقشه از پیش کشیده شده
‫برای حمله به دختر من

330
00:20:03,994 --> 00:20:06,079
‫توی یک سینما نمایشش داده...

331
00:20:06,163 --> 00:20:09,124
‫شما بدون حضور ما از دختران‌مون
‫بازجویی کردید.

332
00:20:09,207 --> 00:20:12,419
‫کم و بیش اونا رو آزار دادید،
‫جفت‌تون.

333
00:20:12,502 --> 00:20:14,546
‫تو حتی نباید مسئول این تحقیق باشی، تام.

334
00:20:14,630 --> 00:20:17,424
‫ما حتی داریم با مامورین دیگه‌ای هم کار می‌کنیم.

335
00:20:17,507 --> 00:20:18,634
‫کجا؟

336
00:20:18,717 --> 00:20:21,011
‫من که کسی رو نمی‌بینم.

337
00:20:21,094 --> 00:20:22,512
‫اگه دروغ بگید، شکایت می‌کنیم.

338
00:20:22,596 --> 00:20:24,097
‫ما هم از شما و دخترتون

339
00:20:24,181 --> 00:20:26,767
‫- شکایت می‌کنیم، خانم برایان.
‫- سیدنی، جناب، خواهش می‌کنم.

340
00:20:26,850 --> 00:20:30,270
‫میشه فقط...
‫متمدنانه درموردش صحبت کنیم؟

341
00:20:37,194 --> 00:20:41,907
‫دخترهای شما...
‫دختر من رو کشتن.

342
00:20:43,033 --> 00:20:46,328
‫و ما هیچی برای صحبت کردن نداریم.

343
00:20:51,291 --> 00:20:51,833
‫تو نباید اینجا باشی، نوا.

344
00:20:51,917 --> 00:20:54,378
‫تمرینـم دیر شده.

345
00:20:54,461 --> 00:20:56,171
‫تو تمام پیام‌هام رو نادیده گرفتی،

346
00:20:56,254 --> 00:21:00,342
‫- خب بیا صحبت کنیم.
‫- باشه. تو بهم دروغ گفتی.

347
00:21:00,425 --> 00:21:01,134
‫چی؟

348
00:21:01,218 --> 00:21:03,637
‫من هیچ‌وقت بهت دروغ نگفتم، شان.

349
00:21:03,720 --> 00:21:04,930
‫چیزی درمورد پخش ویدئو بهم نگفتی

350
00:21:05,013 --> 00:21:06,723
‫چون می‌دونستی کار درستی نیست.

351
00:21:06,807 --> 00:21:09,101
‫با نگفتنش بهم دروغ گفتی.

352
00:21:09,184 --> 00:21:11,269
‫باعث میشه برام سوال بشه بدونم
‫دیگه درمورد چی داری بهم دروغ میگی.

353
00:21:11,353 --> 00:21:12,354
‫دیگه داری چیا رو بهم نمی‌گی.

354
00:21:12,437 --> 00:21:13,021
‫این الان یعنی چی؟

355
00:21:13,105 --> 00:21:15,816
‫شنیدم دوباره داری مصرف می‌کنی.

356
00:21:15,899 --> 00:21:16,650
‫که آزمایشت مثبت اومده.

357
00:21:16,733 --> 00:21:18,527
‫غلطـه.

358
00:21:19,778 --> 00:21:20,946
‫مصرف نمی‌کنم...

359
00:21:22,864 --> 00:21:24,825
‫اما ممنون بخاطر اعتمادت.

360
00:21:47,764 --> 00:21:48,515
‫خب، گرفتیش؟

361
00:21:48,598 --> 00:21:50,559
‫فلش مموری دستم نیست.

362
00:21:50,642 --> 00:21:51,893
‫لعنتی.
‫واقعاً، چیپ؟

363
00:21:51,977 --> 00:21:53,729
‫اون شب توی اتاق آپارات جاش گذاشتم.

364
00:21:53,812 --> 00:21:55,313
‫برگشتم بر دارمش،
‫اما اونجا نبود.

365
00:21:55,397 --> 00:21:58,025
‫مطمئنی؟ صد در صد مطمئنی
‫که اونجا نیست؟

366
00:21:58,108 --> 00:21:59,609
‫تقریبا...
‫99درصد.

367
00:21:59,693 --> 00:22:01,486
‫خدای من.

368
00:22:13,832 --> 00:22:16,418
‫"جسد یک دختر در انبارهای بندر قدیمی پیدا شد"

369
00:22:32,225 --> 00:22:39,107
‫[کسی که وارد اینجا میشی
‫تمام امیدهات رو کنار بزار]

370
00:22:48,325 --> 00:22:51,495
‫[روح آنجلا واترز شاد]

371
00:23:23,527 --> 00:23:25,695
‫[رمان داغ ننگ اثر ناتانیل هاوثورن]

372
00:24:43,523 --> 00:24:46,443
‫جو، بیا!
‫بیا اینجا!

373
00:25:09,799 --> 00:25:15,388
‫گوشی دشت ایموجن آدامز بوده
‫و از روی کینه این ایده رو داده.

374
00:25:15,472 --> 00:25:17,057
‫تبیتا هیورث،

375
00:25:17,140 --> 00:25:19,434
‫ادیتش کرده و اون ویدئو نفریت انگیز رو

376
00:25:19,517 --> 00:25:22,729
‫توی محل کارش به نمایش گذاشته.

377
00:25:22,812 --> 00:25:26,608
‫تو و اون دوتای دیگه...
‫باهاش موافقت کردید.

378
00:25:29,527 --> 00:25:32,113
‫یکی باید بخاطر مرگ دختر من پاسخگو باشه.

379
00:25:32,197 --> 00:25:34,866
‫متوجه‌ای، درسته؟

380
00:25:34,950 --> 00:25:36,576
‫اما می‌خوام اون آدم مقصر واقعی باشه.

381
00:25:37,035 --> 00:25:39,329
‫و برای من...

382
00:25:40,080 --> 00:25:42,249
‫آدامز و هیورث اون آدما هستن.

383
00:25:42,332 --> 00:25:46,002
‫پس کمک کن که گیرشون بندازم...

384
00:25:46,086 --> 00:25:50,590
‫بعدش تو و هونردا و برایات...
‫خلاص می‌شید.

385
00:25:50,674 --> 00:25:52,926
‫تو می‌ترسی ایموجن و تبی
‫مجازات نشن.

386
00:25:53,009 --> 00:25:56,096
‫نه، من فقط می‌خوان اونا

387
00:25:56,179 --> 00:25:58,765
‫به بیشترین حد قانون، مجازات بشن.

388
00:25:58,848 --> 00:26:02,227
‫جلوی کمیته انضباطی حقیقت رو بگو...

389
00:26:02,310 --> 00:26:05,605
‫بگو که آدامز و هیورث قصد داشتن
‫به دخترم صدمه بزنن،

390
00:26:05,689 --> 00:26:09,276
‫که نیت‌شون آسیب رسوندن بوده.

391
00:26:09,359 --> 00:26:10,193
‫هونردا و برایانت رو مجبور کن
‫که ازت حمایت کنن،

392
00:26:10,277 --> 00:26:12,696
‫و بعدش خلاص میشی.

393
00:26:12,779 --> 00:26:16,032
‫و یادت باشه، تو کلی چیز برای از دست دادن داری.

394
00:26:18,743 --> 00:26:20,829
‫هی! چیزی که دنبالش بودی رو پیدا کردی؟

395
00:26:22,747 --> 00:26:26,376
‫وس، چیپ میگه توی آپارات یه فلش مموری جا گذاشته.

396
00:26:26,459 --> 00:26:28,920
‫همون که ویدئویی که ساختی توشـه.

397
00:26:30,422 --> 00:26:33,717
‫اول صبح دوتا مامور اومدن اینجا.

398
00:26:33,800 --> 00:26:34,676
‫اگه اون فلش مموری بیوفته دستشون

399
00:26:34,759 --> 00:26:36,511
‫مدرک خیلی بزرگی بر علیه تو میشه.

400
00:26:41,224 --> 00:26:43,268
‫نگران نباش...

401
00:26:43,351 --> 00:26:45,520
‫- قبل اونا پیداش کردم.
‫- خداروشکر.

402
00:26:45,603 --> 00:26:47,147
‫میشه بدیش بهم؟

403
00:26:47,230 --> 00:26:49,816
‫اوه، اینجا نیست.
‫خونه‌ست.

404
00:26:49,899 --> 00:26:51,526
‫اگه بخوای می‌تونی امشب بیای و بگیرش.

405
00:26:58,616 --> 00:26:59,576
‫[ایموجن آدامز: کجایی؟؟؟]

406
00:26:59,701 --> 00:27:02,287
‫من...
‫من باید برم.

407
00:27:05,248 --> 00:27:08,251
‫ما حتی نمی‌دونیم داریم با چه
‫عواقبی دست و پنجه نرم می‌کنیم.

408
00:27:08,335 --> 00:27:09,711
‫از کلاس رقص اخراج شده.

409
00:27:09,794 --> 00:27:12,797
‫شخصاً ترجیح می‌دم خودم دخترم رو از مدرسه ببرم

410
00:27:12,881 --> 00:27:13,548
‫تا این که اخراجش رو ببینم.

411
00:27:13,631 --> 00:27:16,217
‫جـانم؟
‫برای چی من رو ببری؟

412
00:27:16,301 --> 00:27:18,386
‫برای دختری مثل تو

413
00:27:18,470 --> 00:27:20,680
‫فرصت‌های بیشتری توی
‫شهر پیتسبورگ وجود داره.

414
00:27:20,764 --> 00:27:23,224
‫حالا که دارم توی بنگاهـم پول خوبی در میارم،

415
00:27:23,308 --> 00:27:24,392
‫تو می‌تونی بری یه مدرسه بهتر،

416
00:27:24,476 --> 00:27:27,354
‫و توی یک آکادمی باله حرفه‌ای ثبت نام کنی.

417
00:27:27,437 --> 00:27:29,773
‫پدر و من یه تیم هستیم...

418
00:27:29,856 --> 00:27:32,108
‫و منم نمی‌رم به پیتسبورگ.

419
00:27:32,192 --> 00:27:35,153
‫- اما چرا می‌خوای توی میلوود بمونی؟
‫- پدر اینجاست...

420
00:27:36,112 --> 00:27:37,530
‫- و تو نیستی.
‫- فرن!

421
00:27:37,614 --> 00:27:39,491
‫اینطوری با مادرت صحبت نکن.

422
00:27:39,574 --> 00:27:41,618
‫و یک لحظه من رو قراموش کن.
‫به آینده‌ات فکر کن.

423
00:27:41,701 --> 00:27:44,662
‫تنها دلیلی که مامان داره اثرار می‌کنه

424
00:27:44,746 --> 00:27:45,455
‫اینه که بتونه زندگی من

425
00:27:45,538 --> 00:27:47,874
‫بیشتر از الان هم کنترل کنه.

426
00:27:47,957 --> 00:27:51,419
‫اوه، متوجه‌ام.
‫پس می‌تونم هزینه زندگیت رو بدم...

427
00:27:52,587 --> 00:27:54,964
‫ولی نمی‌تونم کنترلش کنم.

428
00:27:55,048 --> 00:27:56,299
‫- گرفتم.
‫- عمراً از اینجا برم.

429
00:27:56,383 --> 00:27:59,260
‫بزار ببینیم جمعه چی میشه.

430
00:28:01,971 --> 00:28:05,225
‫این دختره اونجا بود،
‫آنجلا واترز.

431
00:28:05,308 --> 00:28:07,769
‫به دبیرستان میلوود می‌رفته...

432
00:28:07,852 --> 00:28:10,605
‫و بعد از دریافت بروشور خودش رو
‫توی همون مهمونی کشته.

433
00:28:10,688 --> 00:28:14,734
‫اما تا خیلی بعدش جسدش پیدا نشده.

434
00:28:14,818 --> 00:28:18,321
‫کسی به پلیس یا آمبولانس زنگ نزده؟

435
00:28:18,405 --> 00:28:19,906
‫این کار رو کردن...

436
00:28:19,989 --> 00:28:20,657
‫اما بعد از چند روز.

437
00:28:20,740 --> 00:28:23,410
‫مردم فکر می‌کردن فرار کرده.

438
00:28:23,493 --> 00:28:26,955
‫بهرحال، حالا آنجلا توی انبار

439
00:28:27,038 --> 00:28:28,248
‫یه زیارتگاه داره.

440
00:28:28,331 --> 00:28:30,250
‫و موقعی که اونجا بودم،

441
00:28:30,333 --> 00:28:31,793
‫یکی دیگه هم اطراف پرسه می‌زد.

442
00:28:34,170 --> 00:28:36,464
‫فکر می‌کنم، ای بود.

443
00:28:37,173 --> 00:28:39,259
‫اوه خدای من.

444
00:28:41,010 --> 00:28:42,262
‫خودشـه؟

445
00:28:45,515 --> 00:28:46,683
‫نه، کلیـه.

446
00:28:48,935 --> 00:28:50,353
‫داره به مراسم دفن کارن دعوتم می‌کنه.

447
00:28:50,437 --> 00:28:54,107
‫- عجیبـه.
‫- فرداست؟

448
00:28:54,190 --> 00:28:55,942
‫- پنج شنبه‌ست.
‫- عالیه.

449
00:28:56,025 --> 00:28:56,734
‫پس می‌تونیم فردا انبار رو زیر نظر بگیریم.

450
00:28:58,862 --> 00:29:01,656
‫تا در صورتی که ای برگشت
‫بفهمیم کیـه.

451
00:29:03,158 --> 00:29:06,951
‫«چهارشـنبه»

452
00:29:05,118 --> 00:29:05,827
‫تبی و ایموجن کجان؟

453
00:29:07,454 --> 00:29:08,746
‫ازشون نخواستم که بیان.

454
00:29:10,874 --> 00:29:12,333
‫شدی.
‫چرا نه؟

455
00:29:14,043 --> 00:29:15,253
‫ببینید...

456
00:29:15,336 --> 00:29:16,880
‫باید توی جلسه انضباطی بگیم،

457
00:29:16,963 --> 00:29:19,799
‫ویئدو همیش کار تبی و ایموجن بوده.

458
00:29:19,883 --> 00:29:22,886
‫منظورت اینه...
اونا رو سپر بلا کنیم؟

459
00:29:22,969 --> 00:29:23,970
‫ما کاری نکردیم.

460
00:29:24,053 --> 00:29:26,389
‫ما باهاش موافقت کردیم.

461
00:29:26,473 --> 00:29:28,308
‫و بعد بروشور پخش کردیم
‫و مردم رو دعوت کردیم.

462
00:29:28,391 --> 00:29:29,392
‫تلفن تایلر دست ایموجن بوده.

463
00:29:29,476 --> 00:29:30,685
‫تبی نمایش رو ترتیب داد.

464
00:29:30,768 --> 00:29:33,730
‫این باعث میشه اونا بیشتر مقصر باشن.

465
00:29:33,813 --> 00:29:35,690
‫همه داریم به سمت یه کوه یخ می‌ریم.

466
00:29:35,773 --> 00:29:39,110
‫- اما... می‌تونیم ازش جاخالی بدیم.
‫- با پشت کردن به دوست‌هامون.

467
00:29:39,194 --> 00:29:42,906
‫آره، اما...
‫اونا دوستامون هستن؟

468
00:29:42,989 --> 00:29:45,033
‫مشکل چیه، هونردا؟

469
00:29:46,826 --> 00:29:46,868
‫شاید...

470
00:29:48,870 --> 00:29:50,163
‫ای داره ما رو امتحان می‌کنه.

471
00:29:50,246 --> 00:29:51,998
‫داری درمورد چی صحبت می‌کنی؟

472
00:29:52,081 --> 00:29:54,501
‫اگه الان ما رو زیر نظر گرفته باشه

473
00:29:54,584 --> 00:29:55,793
‫تا ببینه ما به هم پشت می‌کنیم یا نه، چی.

474
00:29:57,086 --> 00:29:58,713
‫خواهر...

475
00:29:58,796 --> 00:30:00,215
‫تو باید لوازمت رو پس بگیری.

476
00:30:00,298 --> 00:30:02,342
‫- داری کم کم شکاک می‌شی.
‫- آره.

477
00:30:02,425 --> 00:30:05,011
‫الان خیلی بیشتر از کلانتر بیزلی می‌ترسم

478
00:30:05,094 --> 00:30:06,596
‫تا از ای.

479
00:30:08,056 --> 00:30:09,015
‫این آخرین فرصت منه.

480
00:30:09,098 --> 00:30:11,726
‫بچه‌ها...

481
00:30:11,809 --> 00:30:14,020
‫اگه زمین بخورم، کارم تمومه.

482
00:30:14,103 --> 00:30:16,189
‫و این ایده ایموجن بود،

483
00:30:16,272 --> 00:30:17,482
‫و تدی هم توی سینما کار می‌کنه.

484
00:30:17,565 --> 00:30:20,235
‫این تمام چیزیه که باید بگیم.

485
00:30:20,318 --> 00:30:23,988
‫این که اونا دقیقاً می‌دونستن دارن چیکار می‌کنن و...
‫ما نمی‌دونستیم.

486
00:30:29,327 --> 00:30:32,705
‫باطری رو شارژ کردم.

487
00:30:32,789 --> 00:30:35,542
‫اگه ای برگرده، عکس‌های مدرکمون گیرمون میاد.

488
00:30:35,625 --> 00:30:36,459
‫همم.

489
00:30:37,877 --> 00:30:38,711
‫وای خدا، ای ـه؟

490
00:30:39,546 --> 00:30:43,424
‫نه، رئیسمـه.

491
00:30:43,508 --> 00:30:45,718
‫- همون نازه؟
‫- همون دودره باز ـه.

492
00:30:45,802 --> 00:30:48,221
‫یه چیزی که لازم دارم، دستشـه.

493
00:30:48,304 --> 00:30:50,807
‫وای خدا، خودشـه.

494
00:30:58,022 --> 00:31:00,024
‫مامان؟

495
00:31:00,400 --> 00:31:02,193
‫تبیتا؟

496
00:31:02,819 --> 00:31:03,820
‫آه...

497
00:31:03,903 --> 00:31:06,114
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

498
00:31:06,739 --> 00:31:08,866
‫برای ادای احترام اومدم.

499
00:31:09,450 --> 00:31:11,744
‫به آنجلا واترز؟

500
00:31:12,161 --> 00:31:13,997
‫آره.

501
00:31:16,791 --> 00:31:18,209
‫اون کیـه؟

502
00:31:20,712 --> 00:31:25,216
‫آنجلا یکی از همکلاسی‌هامون هست که مرگ...

503
00:31:26,301 --> 00:31:28,011
‫غم‌انگیزی داشت.

504
00:31:28,094 --> 00:31:30,638
‫توی اون انبار مُرد، درسته؟

505
00:31:30,722 --> 00:31:32,682
‫خودش رو کشت،
‫مثه کارن؟

506
00:31:35,310 --> 00:31:37,145
‫همه اونجا بودن،

507
00:31:37,228 --> 00:31:40,023
‫همه بچه‌ها،
‫تا وای2کی رو جشن بگیرن.

508
00:31:40,106 --> 00:31:43,651
‫بعدش... اون دختر بیچاره،
‫آنجلا وارد شد.

509
00:31:43,735 --> 00:31:46,487
‫اون یکی از اون دخترای بدشانس بود.

510
00:31:46,571 --> 00:31:49,907
‫سعی کردیم باهاش دوستانه رفتار کنیم.

511
00:31:49,991 --> 00:31:54,370
‫اما... آنجلا به روش‌هایی که ما
‫نمی‌تونستیم تصور کنیم آسیب دیده بود.

512
00:31:54,454 --> 00:31:55,622
‫احتمالاً بخاطر خونه‌شون.

513
00:31:55,705 --> 00:31:59,292
‫پدر نداشت و یه مادر روانی داشت.

514
00:32:01,544 --> 00:32:03,421
‫اون پرید و جونش رو گرفت...

515
00:32:03,504 --> 00:32:05,048
‫درست نیم شب.

516
00:32:05,131 --> 00:32:07,884
‫خیلی... ناگوار بود.

517
00:32:12,597 --> 00:32:14,015
‫بعدش چی شد؟

518
00:32:14,098 --> 00:32:16,476
‫خب، همه همینطوری...
‫فرار کردن.

519
00:32:16,559 --> 00:32:19,562
‫چرا به پلیس زنگ نزدید؟

520
00:32:19,646 --> 00:32:21,022
‫فکر می‌‍کنم همه‌مون فکر کردیم
‫یکی دیگه زنگ می‌زنه.

521
00:32:23,358 --> 00:32:25,234
‫دو روز بعد، یکی زنگ زد.

522
00:32:26,903 --> 00:32:29,072
‫مرگ آنجلا یه...

523
00:32:30,031 --> 00:32:31,074
‫خودکشی در نظر گرفته شد.

524
00:32:32,742 --> 00:32:35,328
‫توی مقاله‌ای که خوندم،

525
00:32:35,411 --> 00:32:36,537
‫اشاره‌ای به مهمونی نشده بود.

526
00:32:36,621 --> 00:32:39,165
‫خب، هیچکس بهش اشاره‌ای نکرد.

527
00:32:39,248 --> 00:32:40,833
‫نه، هیچوقت صحبتی درموردش نشد.

528
00:32:40,917 --> 00:32:43,836
‫اما یکی باید بررسی و رسیدگی می‌کرده

529
00:32:43,920 --> 00:32:44,837
‫که آنجلا چرا توی اون انبار بوده.

530
00:32:44,921 --> 00:32:47,382
‫اگه هرکس دیگه‌ای بود،
‫اینکار رو می‌کردن.

531
00:32:47,465 --> 00:32:51,010
‫اما نه برای آنجلا.

532
00:32:51,094 --> 00:32:53,137
‫نه برای یه دختر روانی
‫با یه مادر روانی.

533
00:32:53,221 --> 00:32:55,473
‫هرچی کمتر درموردشون حرف زده بشه،
‫بهتره.

534
00:32:57,100 --> 00:33:00,770
‫هراز گاهی، برای ادای احترام می‌رم اونجا.

535
00:33:00,853 --> 00:33:02,480
‫شما دو نفر اونجا چیکار می‌کردید؟

536
00:33:02,563 --> 00:33:06,651
‫من دارم تلاش می‌کنیم... بفهمم چه بلایی
‫سر مامانم اومده.

537
00:33:06,734 --> 00:33:08,861
‫و منم یه دوست حمایت کننده‌ام.

538
00:33:08,945 --> 00:33:12,115
‫درست قبل این که مادرم خودش رو بکشه...

539
00:33:12,782 --> 00:33:15,326
‫این بروشور رو دریافت کرد...

540
00:33:16,744 --> 00:33:17,620
‫برای مهمونی‌ای که اونجا
‫برگزار می‌شد.

541
00:33:17,704 --> 00:33:20,331
‫که توام اونجا بودی، مامان.

542
00:33:20,415 --> 00:33:22,542
‫خانم هیورث...

543
00:33:22,625 --> 00:33:24,544
‫فکر می‌کنیم مامان بخاطر همین...

544
00:33:26,170 --> 00:33:28,589
‫ممکنه بخاطر اتفاقی که برای آنجلا افتاده

545
00:33:28,673 --> 00:33:30,133
‫خودش رو مقصر می‌دونسته

546
00:33:30,216 --> 00:33:31,801
‫و بخاطر همین خودش رو...

547
00:33:34,053 --> 00:33:35,012
‫فکر می‌کنم همه‌مون خودمون رو مقصر می‌دونیم.

548
00:33:37,682 --> 00:33:40,226
‫ایموجن، هیچکس بیشتر از مادر
‫با آنجلا مهربون نبود.

549
00:33:40,309 --> 00:33:41,477
‫اون از همه‌مون بهتر بود.

550
00:33:43,312 --> 00:33:46,065
‫آنجلا فقط یه...
‫روح گمشده بود.

551
00:33:47,316 --> 00:33:49,152
‫من...

552
00:33:50,319 --> 00:33:52,071
‫فکر کردم که شاید کارن

553
00:33:52,155 --> 00:33:53,614
‫این بروشور رو به مامانم داده

554
00:33:53,698 --> 00:33:55,533
‫اما...

555
00:33:55,616 --> 00:33:57,160
‫دیگه به نظرم درست نیست.

556
00:33:57,243 --> 00:33:59,454
‫اون روزا اینا همه‌جای مدرسه ریخه بودن.

557
00:33:59,537 --> 00:34:01,122
‫تصور نمی‌کنم...

558
00:34:01,205 --> 00:34:03,958
‫از طرف کسی از جمع ما بوده باشه،
‫اما ازشون می‌پرسم.

559
00:34:04,041 --> 00:34:07,587
‫- این کار رو می‌کنید، خانم هیورث؟
‫- البته عزیزم. آره.

560
00:34:08,504 --> 00:34:10,298
‫باید از اینجا بریم؟

561
00:34:10,381 --> 00:34:13,134
‫من... باید برم چک حقوقم رو از
‫اورفیم بگیرم.

562
00:34:15,303 --> 00:34:17,388
‫آخرین چک حقوقیم رو.

563
00:34:17,472 --> 00:34:19,557
‫باشه.
‫توی خونه می‌بینمت.

564
00:34:23,978 --> 00:34:25,021
‫پس اومدی.

565
00:34:25,855 --> 00:34:26,689
‫بیا داخل، تبز.

566
00:34:26,773 --> 00:34:28,983
‫آب تازه جوش اومده.

567
00:34:31,319 --> 00:34:32,653
‫امیدوارم پاستا دوست داشته باشی.

568
00:34:36,908 --> 00:34:39,786
‫فکر کردم ممکنه این ماه بتونیم
‫یه جشنواره فیلم بین المللی خودمونی داشته باشیم.

569
00:34:39,869 --> 00:34:41,454
‫هرشب یه کشور متفاوت

570
00:34:41,537 --> 00:34:43,080
‫تا ذهنت آروم بگیره.

571
00:34:43,164 --> 00:34:46,042
‫امشب اسپاگتی آرابیاتا به دستور مادربزرگم رو درست کردم

572
00:34:46,125 --> 00:34:47,126
‫همراه یکم شراب خوب

573
00:34:47,210 --> 00:34:48,961
‫محصول فرانسیس فورد کاپولا.
‫[کارگردان معروف]

574
00:34:49,045 --> 00:34:51,214
‫و یکی از فیلم های مورد علاقه ایتالیاییـم.

575
00:34:52,340 --> 00:34:56,177
‫فلش مموری چی، وس؟

576
00:34:57,220 --> 00:34:58,596
‫می‌گیریش.
‫قول می‌دم.

577
00:34:58,679 --> 00:35:00,556
‫اما... اول شام و فیلم.

578
00:35:01,474 --> 00:35:03,976
‫داشتم به "داریو آرجنتو" فکر می‌کردم
‫[کارگردان ایتالیایی]

579
00:35:04,060 --> 00:35:06,145
‫انتخابم قطعاً فیلم "سوسپیریا" هست.

580
00:35:06,229 --> 00:35:07,647
‫هی، میشه یه لیوان برای من بریزی

581
00:35:07,730 --> 00:35:09,816
‫و یکی دیگه برای خودت؟

582
00:35:15,822 --> 00:35:16,989
‫فکر می‌کردم ازم عصبانی هستی.

583
00:35:18,741 --> 00:35:19,033
‫مادرت اینجاست؟

584
00:35:21,077 --> 00:35:21,118
‫بیمارستانـه.

585
00:35:22,745 --> 00:35:23,120
‫میشه بیام داخل؟

586
00:35:29,210 --> 00:35:31,295
‫من ازت عصبانی نبودم.

587
00:35:33,005 --> 00:35:34,090
‫فقط گیج شده بودم...

588
00:35:36,592 --> 00:35:37,051
‫و ترسیده بودم.

589
00:35:39,679 --> 00:35:41,931
‫وقتی درمورد تست مواد شنیدم...

590
00:35:42,014 --> 00:35:45,518
‫من رو یادت وقتی انداخت
‫که دستگیر شدی.

591
00:35:49,605 --> 00:35:52,275
‫جواب آزمایش موادم خوب بود، شان.

592
00:35:52,358 --> 00:35:54,193
‫تاحالا حتی مواد رو امتحان هم نکردم.

593
00:35:54,277 --> 00:35:56,988
‫- نوا...
‫- می‌خوام یه راز بهت بگم...

594
00:35:57,071 --> 00:35:58,698
‫که هیچکس دیگه‌ای نمی‌دونه.

595
00:36:00,283 --> 00:36:03,035
‫اما نباید به کسی چیزی بگی...

596
00:36:04,745 --> 00:36:05,037
‫هیچ‌وقت.

597
00:36:06,706 --> 00:36:08,624
‫قسم می‌خورم.

598
00:36:10,418 --> 00:36:11,127
‫شبی که دستگیر شدم...

599
00:36:13,546 --> 00:36:15,673
‫داشتم برای مامانم لاپوشونی می‌کردم.

600
00:36:16,591 --> 00:36:17,091
‫موادها مال اون بودن...

601
00:36:19,051 --> 00:36:20,219
‫نه من.

602
00:36:20,303 --> 00:36:22,889
‫وایسا، تو به جای مادرت خودت رو
‫مقصر نشون دادی؟

603
00:36:22,972 --> 00:36:26,058
‫انتخابی نداشتم.

604
00:36:26,142 --> 00:36:30,479
‫- وگرنه همه‌چی رو از دست می‌داد.
‫- کدوم مادری همچین کاری با دختر خودش می‌کنه؟

605
00:36:30,563 --> 00:36:33,566
‫- یه مادر بیچاره.
‫- آره، اما باید اینطوری تو رو سپر بلا کنه؟

606
00:36:36,903 --> 00:36:41,240
‫هی... متاسفم که حرفت رو
‫باور نکردم، عزیزم.

607
00:36:51,375 --> 00:36:52,877
‫واقعیت جالب اینـه که...

608
00:36:52,960 --> 00:36:56,797
‫جالو به ایتالیایی میشه زرد

609
00:36:56,881 --> 00:36:59,592
‫که این اصطلاح از همونجا اومده.

610
00:36:59,675 --> 00:37:02,511
‫چون قبلاً رمان‌های فوق‌العاده ارزون...

611
00:37:02,595 --> 00:37:05,765
‫و بی نهایت محبوبی توی ایتالیا
‫منتشر می‌شدن،

612
00:37:05,848 --> 00:37:08,142
‫که جلدهای زردی داشتن

613
00:37:08,225 --> 00:37:10,394
‫جون جوهر زرد ارزونترین رنگ بوده.

614
00:37:10,478 --> 00:37:12,772
‫و البته رنگ قرمز

615
00:37:12,855 --> 00:37:16,108
‫بیشتر کنار رنگ...

616
00:37:16,192 --> 00:37:18,444
‫- لعنت بهش.
‫- ... فیلم های جالو

617
00:37:18,527 --> 00:37:19,612
‫بخاطر اون همه خون.

618
00:37:21,864 --> 00:37:23,407
‫خب منم فکر کردم...

619
00:37:23,491 --> 00:37:26,285
‫می‌تونیم فیلم "پروفوندو روسو" رو نگاه کنیم

620
00:37:26,369 --> 00:37:27,620
‫که معروفه به "قرمز پررنگ"...

621
00:37:30,665 --> 00:37:35,294
‫که به نظر من شاهکار آرنجتو ـه.

622
00:37:43,219 --> 00:37:45,888
‫« پنج‌شـنبه »

623
00:37:53,020 --> 00:37:54,814
‫امروز اینجا جمع شده‌ایم...

624
00:37:54,897 --> 00:37:57,984
‫برای ادای احترام‌مون به خواهر مسیحی‌مون

625
00:37:58,067 --> 00:38:00,319
‫کارن الیزابت بیزلی.

626
00:38:00,403 --> 00:38:04,240
‫در امتحاناتی مانند این،
‫ممکنه به خودت بگی، خدایا

627
00:38:04,323 --> 00:38:07,576
‫چرا گذاشتی همچین بلایی نازل بشه...

628
00:38:08,744 --> 00:38:12,999
‫سر یک آدم جوون و دوست داشتنی؟

629
00:38:13,082 --> 00:38:17,586
‫چرا باید پدر و مادر و خواهرش رو

630
00:38:17,670 --> 00:38:18,212
‫به همچین روش غیرقابل بیانی امتحان کنی؟

631
00:38:20,381 --> 00:38:22,216
‫امثال 3:5

632
00:38:22,299 --> 00:38:24,343
‫"به‌ تمامی‌ دل‌ خود بر خداوند توكل‌ نما...

633
00:38:24,427 --> 00:38:27,680
‫و بر عقل‌ خود تكیه‌مكن‌"

634
00:38:27,763 --> 00:38:29,181
‫- نکن، مامان.
‫"در همه‌ راه‌های‌ خود

635
00:38:29,265 --> 00:38:29,849
‫- او را بشناس‌...
‫- بیا بریم. زود باش.

636
00:38:29,932 --> 00:38:33,060
‫"و او طریق‌هایت‌ را راست‌ خواهد گردانید

637
00:38:33,144 --> 00:38:36,022
‫"خویشتن‌ را حكیم‌ مپندار

638
00:38:36,105 --> 00:38:39,400
‫"از خداوند بترس‌ و از بدی‌ اجتناب‌ نما...

639
00:38:42,528 --> 00:38:46,240
‫نه. اینجا...
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

640
00:38:46,323 --> 00:38:51,579
‫- واقعاً متاسفم خانم بیزلی.
‫- چطور جرات می‌کنی؟

641
00:38:51,662 --> 00:38:55,374
‫- یه ذره شرم نداری؟
‫- مامان، خواهش می‌کنم.

642
00:38:55,458 --> 00:38:58,210
‫من دعوتش کردم.
‫اون دوست کارن بود.

643
00:38:58,294 --> 00:38:59,378
‫دوست؟

644
00:39:00,421 --> 00:39:03,299
‫امیدوارم بخاطر کاری که

645
00:39:03,382 --> 00:39:05,551
‫با دختر عزیزم کردی
‫توی جهنم بسوزی.

646
00:39:05,634 --> 00:39:08,971
‫ای کاش خدا بچه‌ات رو همونطوری که تو
‫بچه‌ام رو ازم گرفتی، ازت بگیره!

647
00:39:09,055 --> 00:39:10,765
‫مامان!

648
00:39:10,848 --> 00:39:13,809
‫- متاسفم.
‫- مامان، مامان، خواهش می‌کنم.

649
00:39:14,977 --> 00:39:17,521
‫اوه خدای من، افتضاحـه.

650
00:39:17,605 --> 00:39:19,231
‫به انداره فیلم "غبرستان حیوانات خانگی" افتضاحـه.
‫[کارگردان کوین کولش]

651
00:39:19,315 --> 00:39:20,900
‫من فقط...
‫فرار کردم.

652
00:39:20,983 --> 00:39:23,986
‫تو که فکر نمی‌کنی...
‫کلی جوری چیده که اینطوری بشه، نه؟

653
00:39:24,070 --> 00:39:26,739
‫به نظرم اونم به اندازه من شوکه شده بود.

654
00:39:26,822 --> 00:39:27,948
‫لعنتی...

655
00:39:28,032 --> 00:39:30,910
‫فکر نمی‌کنم خانواده بیزلی بیشتر از این
‫بتونن بی کفایت باشن.

656
00:39:30,993 --> 00:39:32,912
‫آره واقعاً.
‫"غبرستان حیوانات خانگی" رو بیخیال.

657
00:39:32,995 --> 00:39:34,413
‫اندازه فیلم "موروثی" افتضاح هستن.
‫[ به کارگردانی آری استر]

658
00:39:34,497 --> 00:39:37,500
‫توی جلسه دادرسی بهشون می‌گم
‫که این ایدۀ من بوده...

659
00:39:37,583 --> 00:39:41,462
‫که واقعاً هم بوده و من باید
‫اونی که مجازات میشه باشم.

660
00:39:41,545 --> 00:39:43,714
‫- نه شماها.
‫- نه، اینطوری نمیشه.

661
00:39:43,798 --> 00:39:46,342
‫من ویدئو رو ادیت کردم،
‫من نمایشش دادم.

662
00:39:46,425 --> 00:39:48,677
‫و دلیل داره.

663
00:39:52,932 --> 00:39:55,643
‫اگه کسی باید اخراج بشه، اون منم.

664
00:39:56,936 --> 00:39:59,355
‫می‌تونستم بگم "نه" یا "بسه"،
‫اما...

665
00:40:01,524 --> 00:40:02,316
‫نگفتم.

666
00:40:03,275 --> 00:40:05,361
‫هیچ‌کدوم...
‫نگفتیم.

667
00:40:15,538 --> 00:40:16,664
‫هونردا راست میگه.

668
00:40:17,456 --> 00:40:19,458
‫همه توی این قضیه با هم هستیم.

669
00:40:20,626 --> 00:40:22,086
‫هرچیم که بشه.

670
00:40:23,546 --> 00:40:24,547
‫درسته، برایانت؟

671
00:40:26,298 --> 00:40:26,340
‫آره.

672
00:40:28,008 --> 00:40:29,009
‫بله.

673
00:40:30,427 --> 00:40:32,179
‫همه برای یکی
‫و یکی برای همه.

674
00:40:34,014 --> 00:40:36,267
‫- حالا هم اون فلش مموری رو بده بهم.
‫- چرا؟

675
00:40:36,350 --> 00:40:37,852
‫که بندازمش توی دستشویی.

676
00:40:59,540 --> 00:40:59,623
‫مامان...

677
00:41:01,458 --> 00:41:02,835
‫مامان، بشین.
‫من می‌شورم.

678
00:41:05,045 --> 00:41:06,630
‫این دفعه چی شکست؟

679
00:41:08,090 --> 00:41:09,925
‫تصادفی بود، پدر.

680
00:41:10,009 --> 00:41:12,052
‫یکی دیگه؟

681
00:41:13,679 --> 00:41:16,640
‫- اون رفته، تام.
‫- همم.

682
00:41:17,141 --> 00:41:19,059
‫بچه‌مون رفته.

683
00:41:21,937 --> 00:41:24,398
‫اون ازمون جدا شده، مارتا...

684
00:41:25,858 --> 00:41:28,319
‫- توسط اون جنده‌های...
‫- بابا، خواهش می‌کنم.

685
00:41:28,402 --> 00:41:31,822
‫- مطمئنم اونام حالشون خیلی بده.
‫- نه.

686
00:41:32,781 --> 00:41:34,825
‫هنوز نه..

687
00:41:35,951 --> 00:41:37,411
‫اما حالشون بد میشه...

688
00:41:39,079 --> 00:41:41,498
‫برای باقی زندگی کوفتی‌شون.

689
00:41:41,582 --> 00:41:45,377
‫و بخاطر کاری که با
.خواهرت کردن، رنج می‌کشن

690
00:41:45,794 --> 00:41:47,546
‫پدر...

691
00:41:48,380 --> 00:41:49,590
‫چی داری می‌گی؟

692
00:41:51,717 --> 00:41:55,387
‫فردا، اخراج میشن.

693
00:41:55,471 --> 00:41:59,975
‫و بعد از اون...
‫خدا کمکم می‌کنه... بفرستمشون زندون.

694
00:42:00,059 --> 00:42:02,728
‫اونا زندگی خواهرت رو گرفتن.

695
00:42:02,811 --> 00:42:05,940
‫ما هم زندگی اونا رو می‌گیریم.

696
00:42:06,023 --> 00:42:09,068
‫و وقتی که کارم باهاشون تموم شد...

697
00:42:09,151 --> 00:42:11,528
‫آرزو می‌کنن کاش مُرده بودن.

698
00:42:13,656 --> 00:42:19,245
‫تمام اون پنج جندۀ آشغال.

699
00:42:34,927 --> 00:42:38,013
‫« جمعه »

700
00:42:38,097 --> 00:42:41,892
‫هر اتفاقی اونجا افتاد،
‫دهنتون رو بسته نگه دارید.

701
00:42:41,976 --> 00:42:43,018
‫بزارید من حرف بزنم.

702
00:42:44,603 --> 00:42:46,605
‫و با هیچی موافقت نکنید.

703
00:42:50,901 --> 00:42:53,779
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم.

704
00:42:53,862 --> 00:42:57,741
‫جلسه کمیته انضباطی به تعویق افتاد...

705
00:42:59,034 --> 00:43:02,121
‫برای یه زمان دیگه‌ای.

706
00:43:02,204 --> 00:43:04,540
‫چرا؟
‫چی شده؟

707
00:43:06,375 --> 00:43:08,294
‫کلی بیزلی امروز صبح به دیدن من اومد.

708
00:43:09,461 --> 00:43:12,047
‫اون قبول کرده که کارن

709
00:43:12,131 --> 00:43:15,009
‫توی هفته‌ی دانش‌آموزی به نیت
‫صدمه زدن به ایموجن

710
00:43:15,092 --> 00:43:17,303
‫روی پشت بوم بوده.

711
00:43:17,386 --> 00:43:19,138
‫حتی یک سری مدرک هم ارائه کرد.

712
00:43:19,221 --> 00:43:21,640
‫- سطل؟
‫- بیشتر نمی‌تونم بگم.

713
00:43:22,725 --> 00:43:26,520
‫اما به نظر می‌رسه که ما اینجا با یک مرگ

714
00:43:26,603 --> 00:43:28,439
‫غم‌انگیز اما اتفاقی رو به رو هستیم.

715
00:43:28,522 --> 00:43:31,066
‫این برای ما چه معنی‌ای میده؟
‫برای دخترهامون؟

716
00:43:31,859 --> 00:43:34,320
‫با توجه به این شرایط جدید،

717
00:43:34,403 --> 00:43:37,114
‫فکر نمی‌کنم کمیته دیگه پیگیر اخراج باشه.

718
00:43:39,116 --> 00:43:42,995
‫یک تعلیق دو هفته‌ای یا یک حبس چهار هفته‌ای
‫مطرح شده.

719
00:43:43,078 --> 00:43:44,163
‫تصمیم‌مون رو بهتون می‌گیم.

720
00:43:47,916 --> 00:43:51,128
‫خداروشکر، خداروشکر،
‫خداروشکر.

721
00:43:51,211 --> 00:43:54,340
‫- من هنوز هم توی شوک هستم.
‫- تمام هفته هیچی از گلوم پایین نرفت.

722
00:43:57,259 --> 00:44:00,512
‫بازداشت، خوبه.
‫خدمات اجتماعی، خوبه.

723
00:44:00,596 --> 00:44:03,349
‫- می‌تونست خیلی بدتر باشه.
‫- خـیـلی بدتر.

724
00:44:06,894 --> 00:44:08,145
‫اونا دخترهای خوبی هستن.

725
00:44:08,228 --> 00:44:12,191
‫یعنی یه اشتباه کردن،
‫اما دخترای خوبی هستن.

726
00:44:12,608 --> 00:44:13,984
‫برخلافِ...

727
00:44:20,574 --> 00:44:22,993
‫روی میز ما نشستن.

728
00:44:24,411 --> 00:44:25,537
‫خدایا...

729
00:44:25,621 --> 00:44:27,331
‫انگار دارم به گذشتۀ خودمون نگاه می‌کنم.

730
00:44:30,667 --> 00:44:32,920
‫ایموجن بهم گفت درست قبل
‫از مرگ دیوی

731
00:44:33,003 --> 00:44:36,423
‫یکی براش اون بروشور قرمز جشن رو فرستاده.

732
00:44:38,008 --> 00:44:40,761
‫همچنین...

733
00:44:40,844 --> 00:44:42,763
‫تبی و ایموجن درمورد آنجلا می‌دونن.

734
00:44:42,846 --> 00:44:44,515
‫- بهشون گفتی؟
‫- ازم پرسیدن،

735
00:44:44,598 --> 00:44:46,600
‫و من فقط حقیقت‌هایی رو بهشون گفتم
‫که همه می‌دونن.

736
00:44:46,683 --> 00:44:49,645
‫عالیـه... اما کی اون بروشور رو فرستاده؟

737
00:44:52,314 --> 00:44:54,024
‫ماه‌ها گذشته و هیچکدوم از ما

738
00:44:54,108 --> 00:44:55,734
‫همچین چیزی دریافت نکردیم، درسته؟

739
00:44:55,818 --> 00:44:57,111
‫بعد از مرگ دیوی؟

740
00:44:57,194 --> 00:44:59,196
‫پس تصادفی بوده.

741
00:44:59,279 --> 00:45:01,573
‫و بیایید از این پیروزی لذت ببریم.

742
00:45:04,243 --> 00:45:07,246
‫هنوزم نمی‌تونم باور کنم.

743
00:45:07,329 --> 00:45:09,790
‫حتماً باباش بدجوری عصبانیـه.

744
00:45:09,873 --> 00:45:13,001
‫چرا همچین کاری کرده؟
‫نجات دادن‌مون رو می‌گم.

745
00:45:13,085 --> 00:45:17,005
‫- چرا تغییر عقیده داده؟
‫- اون یک هیولا نیست.

746
00:45:18,340 --> 00:45:21,051
‫و شرط می‌بندم اون هم اندازه ما
‫حس افتضاحی داره.

747
00:45:21,969 --> 00:45:23,595
‫حتی بیشتر.

748
00:45:23,679 --> 00:45:26,265
‫خبر خوب اینـه که توی این هفته
‫چیزی از ای دریافت نکردیم.

749
00:45:26,348 --> 00:45:27,975
‫چون کاری که ای گفته بود رو کردیم.

750
00:45:28,058 --> 00:45:29,977
‫راز نگهش داشتیم.

751
00:45:31,520 --> 00:45:33,772
‫شاید...
‫تموم شده.

752
00:45:40,028 --> 00:45:41,613
‫ایموجن، تو خوبی؟

753
00:45:43,031 --> 00:45:44,992
‫من...

754
00:45:47,369 --> 00:45:49,746
‫داشتم درمورد مادرم فکر می‌کردم...

755
00:45:51,832 --> 00:45:56,128
‫و اینکه اون درست بعد از دریافت بروشور
‫خودش رو کشته.

756
00:45:56,211 --> 00:45:57,713
‫احتمالاً ای براش فرستاده بوده.
‫حتماً خودش رو مقصر

757
00:45:57,796 --> 00:46:00,507
‫اتفاقی که برای آنجلا واتر افتاده بوده می‌دونسته،

758
00:46:00,591 --> 00:46:03,802
‫و تبی... مامان توام انقدی احساس گناه می‌کنه

759
00:46:03,886 --> 00:46:06,472
‫که میره به جایی که آنجلا مُرده.

760
00:46:07,222 --> 00:46:09,475
‫نمی‌تونه تصادفی باشه.

761
00:46:09,558 --> 00:46:11,143
‫چرا بهمون نمیگن؟

762
00:46:36,293 --> 00:46:38,170
‫بقیه رو وقتی بازداشت تموم شد می‌گیری.

763
00:46:38,253 --> 00:46:40,380
‫ممنون، مامان.

764
00:46:43,091 --> 00:46:45,928
‫من دارم سعی می‌کنم...
‫باشه؟

765
00:46:47,554 --> 00:46:49,515
‫فقط نمی‌خوام هیچ اتفاق بدی برات بیوفته.

766
00:46:51,266 --> 00:46:53,685
‫دوباره نمی‌تونم تحمل کنم.

767
00:46:56,104 --> 00:46:57,731
‫می‌دونم... مامان.

768
00:46:59,274 --> 00:47:01,944
‫و حواسم هست، و اتفاقی نمی‌افته.

769
00:47:02,945 --> 00:47:03,779
‫همم.

770
00:47:08,617 --> 00:47:09,451
‫مطمئنی نمی‌تونیم برسونیمت؟

771
00:47:09,535 --> 00:47:11,912
‫دو دقیقه دیگه ماشین می‌رسه.

772
00:47:13,121 --> 00:47:15,332
‫- سفر به خیر، کوری.
‫- خداحافظ، زیک.

773
00:47:17,918 --> 00:47:18,710
‫خدافظ، مامان.

774
00:47:20,045 --> 00:47:21,505
‫ممنون که گذاشتی بمونم.

775
00:47:24,841 --> 00:47:28,512
‫من هنوز هم فکر می‌کنم پیتسبورگ
‫برات بهتره.

776
00:47:28,595 --> 00:47:31,640
‫اما تا زمانی که کابوس‌هات رو پشت سر بزاری

777
00:47:31,723 --> 00:47:34,893
‫- و روی رقصت تمرکز کنی، می‌تونی بمونی.
‫- اون قسمتش قرار سخت باشه.

778
00:47:34,977 --> 00:47:36,979
‫نه اونقدی که فکر می‌کنی.

779
00:47:37,062 --> 00:47:39,106
‫با معلمت صحبت کردم،

780
00:47:39,189 --> 00:47:40,566
‫خانم مو گوجه‌ای.

781
00:47:40,649 --> 00:47:42,776
‫تو به گروه "سوان لک" برمی‌کردی

782
00:47:42,859 --> 00:47:45,279
‫- درست مثل فیلم "قوی سیاه".
‫- چی؟ چطوری؟
‫[به کارگردانی دارن آرونوفسکی]

783
00:47:45,362 --> 00:47:48,448
‫هیچ چیز به اندازۀ تهدید به شکایت
‫انگیزه انگیز نیست.

784
00:47:52,035 --> 00:47:54,246
‫ممنون که اومدی، ایموجن.

785
00:47:54,329 --> 00:47:55,205
‫مشکلی نیست.

786
00:47:56,832 --> 00:48:00,252
‫بابت اتفاقی که توی مراسم افتاد متاسفم.

787
00:48:01,837 --> 00:48:05,048
‫- کاری که مامانم باهات کرد...
‫- اشکالی... نداره.

788
00:48:07,009 --> 00:48:09,970
‫اگه از دست دادن یه دختر چیزی شبیه
‫به از دست دادن مادر باشه، درک می‌کنم.

789
00:48:11,179 --> 00:48:13,223
‫و خواهر.

790
00:48:20,022 --> 00:48:21,815
‫ممنون که به کلنتون حقیقت رو
‫درمورد کارن...

791
00:48:23,900 --> 00:48:25,193
‫و لیلی که اون بالا بود گفتی.

792
00:48:30,824 --> 00:48:30,866
‫ایموجن...

793
00:48:36,371 --> 00:48:38,707
‫ایدۀ من بود.

794
00:48:40,208 --> 00:48:41,793
‫که همون کار فیلم کری رو بکنیم.

795
00:48:41,877 --> 00:48:44,755
‫بخاطر من او بالا بود.

796
00:48:44,838 --> 00:48:46,381
‫تقصیر من بود...
‫که کارن مُرده.

797
00:48:46,465 --> 00:48:48,800
‫نه، نه، نه.
‫هی، واو.

798
00:48:48,884 --> 00:48:51,470
‫هی، آروم باش.

799
00:48:51,553 --> 00:48:52,846
‫نه کلی، تقصیر تو نیست.

800
00:48:55,182 --> 00:48:56,725
‫بهت قول می‌دم.

801
00:48:57,434 --> 00:48:58,644
‫آروم.

802
00:49:00,020 --> 00:49:01,813
‫کارن...

803
00:49:01,897 --> 00:49:05,651
‫هردومون توی زمان های متفاوت
‫برای همدیکه وحشتناک بودیم،

804
00:49:05,734 --> 00:49:08,028
‫و...
‫ازش پشیمون هستم.

805
00:49:08,111 --> 00:49:12,658
‫من اینطور آدمی نیستم و توام
‫عمیقاً اینطور آدمی نیستی.

806
00:49:14,076 --> 00:49:18,121
‫وقتی دیگه حرف نزدیم...
‫دلم برات تنگ شد.

807
00:49:18,205 --> 00:49:20,082
‫و حالا، برای همیشه دلم برات تنگ میشه.

808
00:49:20,957 --> 00:49:23,710
‫برای مدتی، تو بهترین دوستم بودی.

809
00:49:24,795 --> 00:49:25,587
‫این به یادم می‌مونه.

810
00:49:31,551 --> 00:49:32,552
‫کارن...

811
00:49:33,470 --> 00:49:37,474
‫با صرف نظر از... همه‌چی

812
00:49:37,557 --> 00:49:39,184
‫دلیلی که تو روی پشت بوم بودی

813
00:49:39,267 --> 00:49:40,477
‫بخاطر نشون داده شدن فیلمی بود

814
00:49:40,560 --> 00:49:43,689
‫که...
‫من ساخته بودم.

815
00:49:45,190 --> 00:49:46,191
‫ما نباید اون کار رو می‌کردیم.

816
00:49:46,274 --> 00:49:49,861
‫و دیگه هرگز همچین کاری نخوایم کرد.

817
00:49:50,779 --> 00:49:51,780
‫آمین.

818
00:49:53,699 --> 00:49:56,827
‫من، آم...

819
00:49:56,910 --> 00:49:59,871
‫من تو رو خیلی خوب نمی‌شناختم کارن

820
00:49:59,955 --> 00:50:00,038
‫اما...

821
00:50:02,249 --> 00:50:03,542
‫یه مهمونی عالی‌ای ترتیب دادی.

822
00:50:05,419 --> 00:50:07,337
‫کاش میشد تو یکی دیگه‌ام
‫پیش همدیگه باشیم.

823
00:50:09,214 --> 00:50:10,799
‫شاید بعدا.

824
00:50:11,675 --> 00:50:14,052
‫خدا رحمتت کنه، بیز.

825
00:50:19,266 --> 00:50:20,308
‫کارن...

826
00:50:21,810 --> 00:50:23,770
‫لایق اتفاقی که برات افتاد نبودی.

827
00:50:24,855 --> 00:50:25,897
‫و آه...

828
00:50:27,524 --> 00:50:30,902
‫گرچه معمولاً بهم محل نمی‌زاشتی...

829
00:50:30,986 --> 00:50:34,906
‫اما کاش می‌شد یه راهی برای...
‫با هم بودنمون باشه.

830
00:50:44,666 --> 00:50:46,209
‫ازت خوشم نمی‌اومد، کارن.

831
00:50:47,502 --> 00:50:49,546
‫اما این به این معنی نیست

832
00:50:49,629 --> 00:50:51,757
‫که خوشحالم که مُردی.

833
00:50:51,840 --> 00:50:55,927
‫الان باید زنده می‌بودی.

834
00:50:56,011 --> 00:51:00,348
‫شاید...
‫در طول زمان تغییر می‌کردی.

835
00:51:00,432 --> 00:51:02,517
‫شایدم نه.
‫فکر نکنم هیچوقت هم بفهمیم.

836
00:51:06,188 --> 00:51:09,941
‫اما همیشه متاسف خواهیم بود....

837
00:51:10,567 --> 00:51:13,570
‫بخاطر آسیبی که بهت زدیم.

838
00:51:23,914 --> 00:51:27,167
‫همه چیزی که من دارم می‌بینم
‫رو می‌بینید؟

839
00:51:28,594 --> 00:51:32,168
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

841
00:51:38,170 --> 00:51:42,170
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

