﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:07,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:07,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

4
00:00:59,920 --> 00:01:03,920
‫[دروغ‌گوهای کوچک زیبا: گناه نخستین]

5
00:01:12,700 --> 00:01:14,860
‫می‌دونستم. مطمئن بودم.

6
00:01:14,950 --> 00:01:16,610
‫توالت‌ها رو چک کنین.

7
00:01:18,830 --> 00:01:19,870
‫فقط خودمونیم.

8
00:01:19,950 --> 00:01:22,040
‫اِی تایلر رو کشته. اِی تایلر رو کشته.

9
00:01:22,120 --> 00:01:24,370
خواهشاً میشه دیگه ‫الان بریم پیش پلیس؟

10
00:01:24,460 --> 00:01:27,920
‫- نه!
‫- اِی بهمون هشدار داده که حرفی نزنیم. قبول.

11
00:01:28,000 --> 00:01:30,590
‫ولی نمیشه به طور ناشناس، عکس جنازه تایلر رو

12
00:01:30,670 --> 00:01:32,170
‫واسه کلانتری بفرستیم؟

13
00:01:32,260 --> 00:01:33,510
‫اِی عکس رو واسه ما فرستاده.

14
00:01:33,590 --> 00:01:35,240
‫یعنی نمی‌فهمه که پلیس از کجا پیداش کرده؟

15
00:01:35,240 --> 00:01:36,580
‫خب چه غلطی بکنیم؟

16
00:01:36,580 --> 00:01:39,430
‫باید نفس عمیق بکشیم...

17
00:01:39,510 --> 00:01:40,300
‫و هول برمون نداره.

18
00:01:40,390 --> 00:01:44,020
‫اِی دونفر رو کشته، شاید هم بیشتر.

19
00:01:44,100 --> 00:01:45,270
‫آدمای مزخرفی رو.

20
00:01:47,350 --> 00:01:48,190
‫همینطوری گفتم.

21
00:01:48,210 --> 00:01:50,900
‫همونطور که تو فیلم «هذرها» می‌گفتن،
‫ «ترس ما باعث نابودی‌مون میشه.»

22
00:01:50,980 --> 00:01:53,900
‫اِی یه ربطی به انجلا واترز داره.

23
00:01:53,990 --> 00:01:55,700
‫هروقت بفهمیم که چه بلایی سرش اومده،

24
00:01:55,780 --> 00:01:58,990
‫می‌فهمیم که اِی کیه و چطوری باید جلوش رو بگیریم.

25
00:01:59,070 --> 00:02:00,240
‫برگردیم به اول کار.

26
00:02:00,320 --> 00:02:02,240
‫اون امضای شیشم ردلی،

27
00:02:02,330 --> 00:02:03,580
‫مال کیه؟

28
00:02:03,660 --> 00:02:04,630
‫یعنی میگی مال اِیه؟

29
00:02:04,630 --> 00:02:07,500
‫صددرصد.

30
00:02:07,580 --> 00:02:09,960
‫بعدش هم پای مادر انجلا در میونه، رُز.

31
00:02:10,040 --> 00:02:12,090
‫که یه جایی اون بیرونه.

32
00:02:12,170 --> 00:02:14,170
‫بعدش هم که به انجلا حمله شده.

33
00:02:19,430 --> 00:02:22,310
‫بچه‌ها...

34
00:02:22,390 --> 00:02:25,350
‫من و ایموجن باید بهتون یه چیزی بگیم

35
00:02:25,430 --> 00:02:27,140
‫اتفاقی که واسه جفت‌مون افتاده

36
00:02:27,230 --> 00:02:29,150
‫که معلوم نیست به اِی ربط داره یا نه.

37
00:02:31,270 --> 00:02:34,000
‫میشه بریم بیرون درموردش حرف بزنیم؟

38
00:02:34,860 --> 00:02:37,320
‫ایموجن، تبی،

39
00:02:37,400 --> 00:02:41,200
‫واقعاً به‌خاطر اتفاقی که براتون افتاده ناراحتم.

40
00:02:41,200 --> 00:02:43,990
‫همه‌مون ناراحتیم... و هواتون رو داریم.

41
00:02:44,080 --> 00:02:45,980
‫هرچی لازم داشتین بگین.

42
00:02:47,620 --> 00:02:50,020
‫بعد پارتی‌‌ها واسه جفت‌مون اتفاق افتاد.

43
00:02:52,040 --> 00:02:54,800
‫مهمونی‌های ورزشی.

44
00:02:54,880 --> 00:02:56,800
‫یعنی میگی کار یکی از فوتبالیستا بوده؟

45
00:02:56,880 --> 00:02:59,630
‫- شاید.
‫- همینطوری حامله شدی؟

46
00:03:02,050 --> 00:03:03,840
‫نمی‌دونیم که این ربطی

47
00:03:03,840 --> 00:03:05,060
‫به انجلا داره یا نه.

48
00:03:05,140 --> 00:03:06,640
‫ولی تبی یه نقشه داره.

49
00:03:06,720 --> 00:03:08,480
اونی که این کار رو باهامون کرده رو پیدا کنیم

50
00:03:08,480 --> 00:03:10,600
.و نذاریم دوباره این کار رو بکنه

51
00:03:10,690 --> 00:03:12,610
‫پرستار سیمونز می‌خواد چهارشنبه هفته بعد

52
00:03:12,690 --> 00:03:14,520
‫از بچه‌ها خون بگیره.

53
00:03:14,610 --> 00:03:17,360
‫اگه بتونیم نمونه‌های خون
 ،پسرای مدرسه رو جمع کنیم

54
00:03:17,440 --> 00:03:20,150
‫بعدش با دی‌ان‌اِی بچه‌ی
.ایموجن مقایسش می‌کنیم

55
00:03:20,240 --> 00:03:22,360
‫نوا، مامانت پرستاره دیگه؟

56
00:03:22,360 --> 00:03:24,840
‫گفتیم مامانت می‌تونه واسه
‫ گرفتن دی‌ان‌اِی بهمون کمک کنه.

57
00:03:24,870 --> 00:03:26,000
‫حتماً بهش میگم.

58
00:03:26,000 --> 00:03:28,910
‫و اگه بتونیم مدرک پیدا کنیم، مدرک واقعی،

59
00:03:29,000 --> 00:03:30,670
 .میریم پیش پلیس

60
00:03:30,750 --> 00:03:33,420
‫اینطوری اونا هم نمی‌تونن نادیده بگیرن‌مون.

61
00:03:33,500 --> 00:03:35,170
‫با شاون هم حرف می‌زنم.

62
00:03:35,250 --> 00:03:36,800
‫خیلی خوبه.

63
00:03:36,880 --> 00:03:38,840
‫کلی هم که واسه کار تو دفتر
 .پرستاری داوطلب شده

64
00:03:38,920 --> 00:03:40,220
‫حتماً خودش خون می‌گیره.

65
00:03:40,300 --> 00:03:44,020
‫شاید بتونه یه کاری کنه که
.همه بتونیم همکارش بشیم

66
00:03:44,800 --> 00:03:46,310
‫اِی چی؟

67
00:03:46,390 --> 00:03:48,020
‫و اون امضاها؟

68
00:03:48,100 --> 00:03:50,270
‫با تبی می‌خوایم بریم پیش جو روانی.

69
00:03:50,350 --> 00:03:52,200
‫همون یارو که تو قطاره؟

70
00:03:52,200 --> 00:03:55,060
‫اون از اول بهمون گفت بریم پیش ردلی.

71
00:03:55,150 --> 00:03:59,350
‫بهترین راه واسه رسیدن به
 .امضای شیشم همینه

72
00:04:09,500 --> 00:04:10,540
‫[داغ ننگ اثر ناتانیل هاوثورن]

73
00:04:20,670 --> 00:04:22,470
‫[سکوت به کشتن میده]

74
00:04:25,250 --> 00:04:27,890
‫[۱۹۹۹]

75
00:04:29,810 --> 00:04:32,310
‫انجلا؟ چی شده؟

76
00:04:34,230 --> 00:04:35,270
‫یه اتفاقی...

77
00:04:36,480 --> 00:04:38,480
‫واسم افتاده.

78
00:04:38,570 --> 00:04:40,590
‫بچه‌ها یه مشکل اساسی داریم.

79
00:04:40,940 --> 00:04:42,100
‫درباره انجلا.

80
00:04:43,580 --> 00:04:45,220
‫اسکل خان دیگه چی‌کار کرده؟

81
00:04:45,220 --> 00:04:49,020
‫اون کاری نکرده. یه کاریش کردن.

82
00:05:01,630 --> 00:05:02,920
‫ممنون...

83
00:05:03,010 --> 00:05:05,090
‫که دوباره قبول کردی ما رو ببینی، جوزف.

84
00:05:05,180 --> 00:05:07,680
‫نمی‌دونم کمکی از دستم برمیاد
 .یا نه، ولی تعریف کن ببینم

85
00:05:07,760 --> 00:05:10,560
‫ما رفتیم سراغ ردلی، همونطور
 .که خودت گفته بودی

86
00:05:10,640 --> 00:05:14,270
‫و یه دفتر امضا پیدا کردیم.

87
00:05:14,350 --> 00:05:17,560
‫فهرست همه کسایی بود که
 ،رفته بودن ملاقات رُز

88
00:05:17,650 --> 00:05:19,070
‫مامان انجلا.

89
00:05:19,150 --> 00:05:22,320
‫تونستیم ۵ تا از امضاهای

90
00:05:22,400 --> 00:05:24,450
‫کسایی که اومدن ملاقات رو شناسایی کنیم...

91
00:05:24,530 --> 00:05:27,020
‫همه‌شون امضا کرده بودن «اِی واترز.»

92
00:05:28,490 --> 00:05:30,330
‫ولی یه امضای شیشمی هم بود.

93
00:05:32,910 --> 00:05:33,750
‫ببین

94
00:05:36,830 --> 00:05:38,710
‫نظری نداری که ممکنه امضای کی باشه؟

95
00:05:40,540 --> 00:05:42,510
‫- نمی‌دونم.
‫- آخه امضای تو که نیست...

96
00:05:44,760 --> 00:05:45,880
‫ممکنه؟

97
00:05:45,970 --> 00:05:48,390
‫فکر کنم دیگه وقتشه برین. همین حالا.

98
00:05:48,470 --> 00:05:49,470
‫حتماً.

99
00:05:49,550 --> 00:05:51,810
‫- خوش گذشت.
‫- وایسا.

100
00:05:53,470 --> 00:05:56,620
‫جوزف، تو می‌دونستی که
 به انجلا تجاوز کردن؟

101
00:05:57,060 --> 00:05:58,690
‫کسی بهت گفته؟

102
00:06:01,610 --> 00:06:04,400
‫وایسا ببینم، فکر نمی‌کردی
 که ما بفهمیم، مگه نه؟

103
00:06:05,500 --> 00:06:07,320
‫- ایموجن
‫- تو ما رو فرستادی رُزوود

104
00:06:07,400 --> 00:06:10,570
‫چون فکر می‌کردی همه‌چی تموم میشه؟

105
00:06:10,660 --> 00:06:13,040
‫نمی‌دونین که دارین خودتون رو درگیر چی می‌کنین.

106
00:06:13,120 --> 00:06:16,660
‫واست بازم پول آوردم، همین رو می‌خوای؟

107
00:06:16,750 --> 00:06:18,330
‫من پولت رو نمی‌خوام!

108
00:06:18,420 --> 00:06:20,540
‫می‌خوام تمومش کنی! همین حالا!

109
00:06:21,880 --> 00:06:23,800
‫وگرنه به ضررت تموم میشه.

110
00:06:25,920 --> 00:06:27,470
‫- برین!
‫- بریم ایموجن.

111
00:06:37,430 --> 00:06:41,190
‫مامان، باید بهم کمک کنی.

112
00:06:41,270 --> 00:06:44,020
‫حتماً عزیزم. چیشده؟

113
00:06:44,110 --> 00:06:47,240
‫مامان، واسه تبی و ایموجن اتفاق بدی افتاده.

114
00:06:47,740 --> 00:06:48,820
‫به اونا...

115
00:06:49,820 --> 00:06:50,870
‫تجاوز شده.

116
00:06:52,280 --> 00:06:54,580
‫نمی‌دونن کار کی بوده.

117
00:06:54,660 --> 00:06:56,450
‫خدایا

118
00:06:56,540 --> 00:06:59,960
‫یه نقشه‌ای داریم.

119
00:07:00,040 --> 00:07:02,330
‫می‌خوان تو مدرسه خون بگیرن.

120
00:07:02,420 --> 00:07:05,880
‫می‌خوایم نمونه‌ی دی‌ان‌ای رو
 .با بچه‌ی ایموجن مطابقت بدیم

121
00:07:05,960 --> 00:07:07,970
‫نمونه‌های دی‌ان‌ایی که
به طور غیرقانونی گرفته بشن

122
00:07:07,970 --> 00:07:09,580
‫- تو دادگاه مدرک حساب نمیشن.
‫- خودمون می‌دونیم،

123
00:07:09,580 --> 00:07:12,510
‫ولی اونقدری کافی هست
.که واسش پرونده باز کنن

124
00:07:12,600 --> 00:07:16,020
‫باید نمونه‌های دی‌ان‌اِی رو
‫ مستقیماً واسه خودم بفرستین.

125
00:07:16,100 --> 00:07:17,890
‫یه دوستی تو آزمایشگاه دارم،

126
00:07:17,980 --> 00:07:19,390
‫می‌تونم روش حساب باز کنم.

127
00:07:19,480 --> 00:07:23,000
‫- ایموجن هم باید آزمایش تعیین پدرمادری بده.
‫- باشه

128
00:07:23,520 --> 00:07:27,400
‫پس این کار رو می‌کنی مامان؟ کمک‌مون می‌کنی؟

129
00:07:27,480 --> 00:07:29,650
‫باید با دوستم حرف بزنم.

130
00:07:29,740 --> 00:07:32,910
‫اگه بتونیم با حداقل خطر این کار رو بکنیم...

131
00:07:34,990 --> 00:07:37,080
‫- آره
‫- عالیه

132
00:07:38,500 --> 00:07:39,410
‫ممنون مامان.

133
00:07:47,550 --> 00:07:48,010
‫مامان؟

134
00:07:48,090 --> 00:07:50,720
‫همه‌چی مرتبه؟

135
00:07:50,800 --> 00:07:53,370
‫آره. حال‌تون چطوره؟

136
00:07:54,010 --> 00:07:55,140
‫خوبیم

137
00:07:55,220 --> 00:07:58,060
‫ولی انگار همه معلما می‌خوان
‫تا قبل از روز شکرگزاری هفته بعد

138
00:07:58,140 --> 00:07:59,640
‫اینقدر تکلیف بدن تا بپوسیم.

139
00:07:59,640 --> 00:08:02,730
‫اوه، خوبه گفتی. ایموجن، شام خاصی هست

140
00:08:02,810 --> 00:08:05,860
‫که واسه شب شکرگزاری دلت بخواد؟

141
00:08:05,940 --> 00:08:09,280
‫واقعاً لطف دارین خانم هیوورث.

142
00:08:09,360 --> 00:08:11,240
‫ولی راستش رو بخواین، من و مامانم

143
00:08:11,320 --> 00:08:12,450
‫واسه روز شکرگزاری کار خاصی نمی‌کردیم.

144
00:08:12,530 --> 00:08:14,820
‫به جاش داوطلبانه تو یه
.آشپزخونه سوپ می‌پختیم

145
00:08:14,910 --> 00:08:18,290
‫خب، نمیشه اون کار رو
 بذاری واسه اول هفته؟

146
00:08:18,370 --> 00:08:20,860
‫که بعدش سه‌تایی واسه
شکرگزاری دور هم باشیم؟

147
00:08:20,860 --> 00:08:23,110
‫حتماً. چشم.

148
00:08:29,210 --> 00:08:30,420
‫باورم نمیشه.

149
00:08:30,510 --> 00:08:32,200
‫با یه قاتل سریالی

150
00:08:32,200 --> 00:08:35,090
‫و احتمالاً یه متجاوز سریالی سر و کار داریم

151
00:08:35,180 --> 00:08:36,760
‫اون وقت مامانم ازت می‌پرسه

152
00:08:36,850 --> 00:08:38,260
‫که واسه روز شکرگزاری چه شامی می‌خوای؟

153
00:08:38,350 --> 00:08:40,470
‫آره، ولی من یه فکر دیگه‌ای درمورد امضاها دارم.

154
00:08:40,560 --> 00:08:43,140
‫- نگو که دوباره قراره بریم پیش یارو قطاریه.
‫- سالنامه‌ی مادرم.

155
00:08:43,230 --> 00:08:45,310
‫مامان من ملکه‌ی اسپیرت بوده.

156
00:08:45,400 --> 00:08:47,480
‫همه اون دفتر رو امضا کردن.

157
00:08:47,560 --> 00:08:49,650
‫شاید اونجا بتونم امضایی رو پیدا کنم.

158
00:08:49,730 --> 00:08:52,990
‫مثل گشتن دنبال سوزن تو
 انبار کاه می‌مونه، مگه نه؟

159
00:08:53,070 --> 00:08:56,100
‫برای من قضیه فقط اِی و انجلا واترز نیست.

160
00:08:56,340 --> 00:08:57,780
‫مامانم هم هست.

161
00:08:57,870 --> 00:08:59,950
‫تو دبیرستان چه‌جور آدمی بوده؟

162
00:09:00,040 --> 00:09:02,910
‫چطوری به همه‌ی این قضایا ربط داره؟

163
00:09:07,190 --> 00:09:09,360
‫[هفته‌ی شکرگزاری]

164
00:09:09,800 --> 00:09:12,630
<i>‫♪ از بچگی، به داشتن خشم نفرین شدم ♪</i>

165
00:09:12,720 --> 00:09:16,050
<i>‫♪ انگار داشتم تو رینگ مشت می‌خوردم ♪</i>

166
00:09:16,140 --> 00:09:18,300
<i>‫♪ تهِ دریاچه ♪</i>

167
00:09:18,390 --> 00:09:20,140
<i>‫♪ با شیطان شنا کردم ♪</i>

168
00:09:20,220 --> 00:09:22,980
<i>‫♪ اون هم تنهایی اونجا ولم کرد ♪</i>

169
00:09:23,060 --> 00:09:25,020
‫هی فرن.

170
00:09:25,100 --> 00:09:27,100
‫امشب چه کاره‌ای؟

171
00:09:27,190 --> 00:09:29,230
‫می‌خوای بریم اورفیوم فیلم ببینیم؟

172
00:09:29,320 --> 00:09:31,860
‫کاش میشد بیام، ولی باید برم فیزیوتراپی.

173
00:09:31,940 --> 00:09:33,190
‫بازم؟

174
00:09:33,280 --> 00:09:36,700
‫خب، شب شکرگزاری که می‌تونیم بریم؟

175
00:09:36,780 --> 00:09:38,700
‫اگه میشد که عالی بود،

176
00:09:38,780 --> 00:09:42,120
‫ولی تو مگه پیش خونوادت نیستی؟

177
00:09:42,200 --> 00:09:45,120
‫نه بابا، همه می‌خوان فوتبال ببینن.

178
00:09:45,210 --> 00:09:46,830
‫هیچی هم حریف استیلرز نمیشه،

179
00:09:46,920 --> 00:09:49,580
‫ولی بیشتر دلم می‌خواد پیش تو باشم.

180
00:09:50,380 --> 00:09:53,210
‫خیالت راحت.

181
00:09:55,720 --> 00:09:58,510
‫خانم هیوورث، می‌خواستم درمورد...

182
00:09:58,590 --> 00:10:02,260
‫پروژه‌ نهایی باهاتون حرف بزنم.

183
00:10:02,350 --> 00:10:06,730
‫وقتی که گفتین می‌خواین یه داستان
‫ درمورد انتقام تجاوز تعریف کنین،

184
00:10:06,810 --> 00:10:08,070
‫ضمانت کردین که داستان

185
00:10:08,070 --> 00:10:11,470
‫ملایم و... استعاره‌ای هست.

186
00:10:11,700 --> 00:10:15,360
‫همینطوری هم میشه، اونطوری
‫ که من فیلم‌برداری می‌کنم.

187
00:10:15,440 --> 00:10:18,700
‫در این صورت باید با مدیر کلنتن صحبت کنم،

188
00:10:18,780 --> 00:10:22,160
‫ولی شما هم باید یه مجوز
کتبی از طرف مادرتون بیارین

189
00:10:22,240 --> 00:10:26,250
‫که اعلام کنن مشکلی با تحقیقات شما در رابطه
‫ با همچین موضوع ناراحت‌کننده‌ای ندارن.

190
00:10:26,330 --> 00:10:26,710
‫خیلی...

191
00:10:29,170 --> 00:10:30,290
‫منصفانس.

192
00:10:32,340 --> 00:10:33,460
‫ممنون آقای اسمیتی.

193
00:10:33,550 --> 00:10:36,470
‫یاخدا، باورم نمیشه.

194
00:10:37,670 --> 00:10:38,970
‫آره

195
00:10:39,050 --> 00:10:40,840
‫و این که شاون

196
00:10:40,930 --> 00:10:43,540
‫جفت این اتفاق‌ها بعد از پارتی‌هایی افتادن

197
00:10:43,560 --> 00:10:46,430
‫که فوتبالیست‌ها توش بودن.

198
00:10:46,520 --> 00:10:48,770
‫اصلاً دوست ندارم این رو بپرسم،
‫ولی ممکنه کار یه کدومشون باشه؟

199
00:10:48,770 --> 00:10:51,940
‫- چی؟ نه. معلومه که نه.
‫- خدایا

200
00:10:52,020 --> 00:10:55,030
‫نوا، قبول دارم که بچه‌ها یکم خشنن.

201
00:10:55,110 --> 00:10:56,440
‫آره، خیلی هم اینطورین، ولی...

202
00:10:56,530 --> 00:10:58,490
‫هیچکدوم‌شون همچین کاری نمی‌کنه.

203
00:11:02,950 --> 00:11:05,910
‫واسه بقیه پروژه‌هات که هیچوقت
‫ اجازه من رو لازم نداشتی.

204
00:11:05,990 --> 00:11:09,370
‫آقای اسمیتی خواستن مطمئن شن
‫ که با موضوع پروژه مشکلی نداری.

205
00:11:09,460 --> 00:11:11,630
‫که چه موضوعیه؟

206
00:11:11,710 --> 00:11:15,380
‫به یه زنی تعرض میشه و اون هم انتقام می‌گیره

207
00:11:15,460 --> 00:11:20,260
‫و رو سینه‌ی مَرده حرف اِی رو حک می‌کنه.

208
00:11:21,020 --> 00:11:24,000
‫این رو از کجا آوردی تبیتا؟

209
00:11:26,000 --> 00:11:27,640
‫راستش...

210
00:11:27,720 --> 00:11:32,230
‫از اون دختره که ایموجن یه
...چیزی درموردش فهمیده

211
00:11:32,310 --> 00:11:33,520
‫انجلا واترز.

212
00:11:35,770 --> 00:11:40,030
‫فهمیده قبل از این که خودش
‫ رو بکشه، بهش تجاوز شده.

213
00:11:40,110 --> 00:11:42,200
‫اون‌وقت ایموجن از کجا این رو شنیده؟

214
00:11:42,280 --> 00:11:45,080
‫انجلا واترز ذهنش رو مشغول کرده،

215
00:11:45,160 --> 00:11:46,990
‫همش درمورد اون تحقیق می‌کنه و...

216
00:11:47,080 --> 00:11:50,790
‫وقتی ایموجن بهم گفت که چه
‫اتفاقی افتاده، منم به فکر فرو برد.

217
00:12:03,890 --> 00:12:05,850
‫و این قضیه بعد از پارتی‌مون اتفاق افتاده؟

218
00:12:06,180 --> 00:12:07,930
‫آره

219
00:12:10,930 --> 00:12:11,890
‫ایموجن...

220
00:12:11,980 --> 00:12:16,270
‫- اون شب رفتارم خیلی زشت بود.
‫- کلی، این حرف رو نزن.

221
00:12:16,360 --> 00:12:19,780
‫دلیلی که اومدم اینجا...

222
00:12:19,860 --> 00:12:23,450
‫دلیلی که می‌خوام بهت اعتماد کنم

223
00:12:23,530 --> 00:12:25,910
‫اینه که به کمکت نیاز دارم.

224
00:12:26,870 --> 00:12:30,080
‫تو واسه کار تو دفتر پرستاری داوطلب شدی

225
00:12:30,160 --> 00:12:34,210
‫واسه همین احتمالاً خون هم می‌گیری دیگه؟

226
00:12:35,250 --> 00:12:36,880
‫آره، قضیه چیه؟

227
00:12:36,960 --> 00:12:38,710
‫ما هم باید اونجا کار کنیم.

228
00:12:38,800 --> 00:12:41,510
‫من، تبی، فرن، نوا، ماوس.

229
00:12:42,630 --> 00:12:45,800
‫- چرا؟
‫- کلی، دی‌ان‌اِی متجاوز تو بدن منه.

230
00:12:47,680 --> 00:12:50,600
‫می‌خوایم آزمایش تعیین پدرمادری بگیریم...

231
00:12:50,680 --> 00:12:54,300
‫ولی خون همه‌ی پسرای مدرسه رو می‌خوایم.

232
00:12:55,400 --> 00:12:56,440
‫وایسا ببینم.

233
00:12:58,400 --> 00:13:02,070
‫ازم می‌خوای خون هم‌کلاسی‌هام رو بدزدم؟

234
00:13:02,150 --> 00:13:03,280
‫خیلی که نمی‌خوایم.

235
00:13:03,360 --> 00:13:05,530
‫فقط یه چندتا قطره.

236
00:13:05,610 --> 00:13:07,820
‫که با پنبه می‌ذاری رو جا سوزن‌شون.

237
00:13:09,160 --> 00:13:10,240
‫- کار مسخره‌ایه.
‫- آره.

238
00:13:10,330 --> 00:13:12,370
‫ولی کلی...

239
00:13:12,870 --> 00:13:15,250
‫ما دوست هم بودیم.

240
00:13:15,330 --> 00:13:19,090
‫و واسه همینه که دعا دعا می‌کنم

241
00:13:19,170 --> 00:13:21,090
‫الان کاری که درسته رو بکنی.

242
00:13:31,520 --> 00:13:33,600
‫سلام

243
00:13:33,680 --> 00:13:36,230
‫- فیزیوتراپی امروز چطور بود؟
‫- مثل آب خوردن.

244
00:13:36,310 --> 00:13:38,980
‫فقط تماشا کن. چشم رو هم
‫بذاری، رقص رو شروع می‌کنم.

245
00:13:39,060 --> 00:13:40,770
‫هنوز باید آتل ببندی؟

246
00:13:40,860 --> 00:13:42,940
‫فکر می‌کردم نهایتاً روزی
 .شیش ساعت لازمه ببندیش

247
00:13:43,030 --> 00:13:44,860
‫یا این که تا هرچقدر که راحتم.

248
00:13:44,950 --> 00:13:47,450
‫نگو که موقع خواب هم می‌بندی.

249
00:13:47,530 --> 00:13:49,950
‫معلومه که نه بابا.

250
00:13:50,030 --> 00:13:51,790
‫همین حالا می‌خواستم درش بیارم.

251
00:13:51,870 --> 00:13:53,160
‫دیر نخوابی‌ها.

252
00:13:53,250 --> 00:13:55,210
‫چشم. شب‌بخیر بابا.

253
00:14:02,210 --> 00:14:07,680
‫یاخدا، کاش با همدیگه حرف می‌زدین.

254
00:14:07,760 --> 00:14:09,810
‫چیش اینقدر سخته؟

255
00:14:09,810 --> 00:14:12,060
‫نمی‌دونم مامانت چی تو گوشِت خونده،

256
00:14:12,140 --> 00:14:15,310
‫ولی اون قربانی نیست.

257
00:14:15,390 --> 00:14:17,090
‫- باور کن.
‫- مامان، خواهش می‌کنم.

258
00:14:17,320 --> 00:14:18,850
‫چه بلایی سرمون اومده؟

259
00:14:18,940 --> 00:14:20,270
‫چرا...

260
00:14:21,900 --> 00:14:22,820
‫اینطوری شدیم؟

261
00:14:22,900 --> 00:14:23,860
‫به‌خاطر انجلا واترزه؟

262
00:14:23,940 --> 00:14:27,030
‫درمورد این قضیه با تو هیچ حرفی ندارم، ماوس.

263
00:14:27,110 --> 00:14:29,110
‫پس درمورد بابام حرف می‌زنی؟

264
00:14:30,160 --> 00:14:32,620
‫اصلاً اسمش چی بوده؟

265
00:14:33,620 --> 00:14:36,980
‫- اون پدرت نیست، ماوس.
‫- خیلی‌خب.

266
00:14:38,120 --> 00:14:39,120
‫فراموشش کن.

267
00:14:40,570 --> 00:14:46,490
‫[گرو فروشی هونرادا، محصولات منحصربه‌فرد و الکتریکی]

268
00:14:47,760 --> 00:14:51,680
‫خب، من اگه شناسنامه بودم کجا می‌رفتم؟

269
00:15:17,450 --> 00:15:17,870
‫پیدات کردم.

270
00:15:20,460 --> 00:15:22,080
‫آرون استیونز.

271
00:15:22,670 --> 00:15:23,710
‫وای

272
00:15:25,380 --> 00:15:28,510
‫پس اسمت اینه... بابا.

273
00:15:33,390 --> 00:15:35,970
‫هنوز خبری نشده؟

274
00:15:36,060 --> 00:15:38,760
‫سال‌نامه اول و دوم و سوم
‫دانشجویی مامانم رو پیدا کردم.

275
00:15:38,760 --> 00:15:40,980
‫- ولی سال آخرش رو نه.
‫- پس یعنی از اون امضای شیشم ‫هم

276
00:15:40,980 --> 00:15:42,960
 چیزی پیدا نکردی دیگه؟

277
00:15:42,960 --> 00:15:46,610
‫دست‌خط شناس حرفه‌ای نیستم... ولی نه.

278
00:15:47,720 --> 00:15:50,980
‫اگه الان اینجا بود و باهاش حرف می‌زدم...

279
00:15:51,570 --> 00:15:52,950
‫- حقیقت رو بهم می‌گفت.
‫- ایموجن...

280
00:15:55,160 --> 00:15:58,040
‫شاید خیلی نباید سر این
‫قضیه به خودت فشار بیاری.

281
00:15:58,040 --> 00:15:59,440
.هفته شکرگزاریه‌ها

282
00:15:59,440 --> 00:16:01,080
‫قضیه گرفتن خون که درست شد.

283
00:16:02,420 --> 00:16:04,920
‫دلم واسش تنگ شده تبی.

284
00:16:07,500 --> 00:16:09,340
‫هرروز هم بیشتر و بیشتر میشه.

285
00:16:09,420 --> 00:16:13,590
‫وقتی این کارها رو می‌کنم... برام راحت‌تر میشه.

286
00:16:14,680 --> 00:16:19,520
‫خب، اون رسم‌تون چی؟

287
00:16:19,600 --> 00:16:21,770
‫که می‌رفتین آشپزخونه.

288
00:16:21,850 --> 00:16:24,040
‫شاید اون هم کمک کنه.

289
00:16:25,360 --> 00:16:26,730
‫شاید

290
00:16:28,490 --> 00:16:30,320
‫[سه‌شنبه]

291
00:16:30,320 --> 00:16:31,990
‫کلی، قضیه چیه؟

292
00:16:32,070 --> 00:16:34,280
‫داوطلبین اهدای خون اومدن اینجا.

293
00:16:34,360 --> 00:16:37,920
‫عالیه. با این شروع کنین که
‫همه وادار شن خون اهدا کنن.

294
00:16:37,920 --> 00:16:39,790
‫حتماً

295
00:16:39,870 --> 00:16:42,040
‫از همه خون می‌خوایم.

296
00:16:45,460 --> 00:16:47,880
‫خانم گیبنز؟ قبل از شروع

297
00:16:47,960 --> 00:16:49,420
‫میشه یه اعلانیه درست کنم؟

298
00:16:49,500 --> 00:16:51,170
‫فردا مراسم سالیانه‌ی اهدای خون

299
00:16:51,260 --> 00:16:53,720
‫ به‌مناسب روز شکرگزاری تو دبیرستان میلووده.

300
00:16:53,720 --> 00:16:56,720
‫و شدیداً به کمک‌تون نیاز داریم.

301
00:16:56,800 --> 00:17:00,470
‫آمریکا، از جمله میلوود در بحرانه...

302
00:17:00,560 --> 00:17:03,800
‫و با بیشترین کمبود خون در دهه‌ی اخیر مواجهه.

303
00:17:03,860 --> 00:17:06,190
‫برای همین مدیریت اعلام موافقت کرده

304
00:17:06,270 --> 00:17:07,440
‫کسانی که فردا خون اهدا می‌کنن،

305
00:17:07,520 --> 00:17:09,940
‫می‌تونن بقیه کلاس‌ها رو نیان.

306
00:17:09,940 --> 00:17:11,740
‫و برای تشویق هرچه بیشتر،

307
00:17:11,820 --> 00:17:13,650
‫اگه امروز ثبت‌نام کنین، بلیط رایگان

308
00:17:13,740 --> 00:17:15,160
‫به اورفیوم می‌گیرین.

309
00:17:21,240 --> 00:17:23,750
‫متوجه نمیشم. مامانم که برگه رو امضا کرده.

310
00:17:23,830 --> 00:17:26,600
‫خب این جای خودش، ولی ما
‫اجازه نمیدیم که دانش‌آموزان‌مون

311
00:17:26,600 --> 00:17:28,840
‫در معرض چنین...

312
00:17:28,920 --> 00:17:30,460
‫محتوای نامناسبی قرار بگیرن.

313
00:17:31,090 --> 00:17:33,720
‫این محتوا داستان منه،

314
00:17:33,800 --> 00:17:35,800
‫تجاوز جنسی و آسیب‌های بعدش

315
00:17:35,800 --> 00:17:40,000
‫مسئله‌ایه که هر زن جوانی هر روزه در معرضشه.

316
00:17:40,560 --> 00:17:42,521
‫ما تو واقعیت زندگی می‌کنیم،

317
00:17:41,603 --> 00:17:44,981
‫و نمی‌تونید از این
‫چشم‌پوشی کنید.

318
00:17:45,065 --> 00:17:46,900
‫متوجه‌ام.

319
00:17:46,983 --> 00:17:50,403
‫می‌دونم و باهاتون همدردی می‌کنم.

320
00:17:50,487 --> 00:17:55,325
‫و ای کاش دنیا جایی بهتر و امن‌تر برای خانم‌ها می‌بود...

321
00:17:55,408 --> 00:17:59,204
‫اما نمی‌تونم این فیلم رو برای تکلیف‌کلاسی‌تون
‫تائید کنم.

322
00:18:01,206 --> 00:18:03,625
‫خب، می‌خوام قضیه رو برات روشن کنم

323
00:18:03,708 --> 00:18:05,877
‫و دعوتت کنم که...

324
00:18:05,961 --> 00:18:09,339
‫روز عیدشکرگزاری بیای خونه‌ی ما.

325
00:18:09,422 --> 00:18:13,635
‫خیلی خوب می‌شه،

326
00:18:13,718 --> 00:18:16,221
‫ولی عیدشکرگزاری رو پیش تبی و مامانش هستم

327
00:18:16,304 --> 00:18:18,682
‫اما یه پیشنهادی دارم...

328
00:18:18,765 --> 00:18:20,475
‫اونقدرها کار باحالی نیست...

329
00:18:20,559 --> 00:18:21,977
‫اما هربار که عید شکرگزاری می‌شد،

330
00:18:22,060 --> 00:18:24,145
‫من و مامانم برای فقرها غذا می‌پختیم و
‫بهشون می‌دادیم.

331
00:18:25,063 --> 00:18:28,108
‫- خواستم بدونم...
‫- اره!

332
00:18:28,191 --> 00:18:30,235
‫حتماً. با هم انجامش می‌دیم.

333
00:18:30,318 --> 00:18:33,864
‫- پایه‌ام! بدجور...
‫- واقعاً؟

334
00:18:33,947 --> 00:18:37,826
‫خب...می‌خوای امروز بعد از مدرسه بریم؟

335
00:18:37,909 --> 00:18:38,952
‫حتماً.

336
00:18:41,204 --> 00:18:43,957
‫انتظار نداشتم دوباره اینقدر زود ببینمت...

337
00:18:44,040 --> 00:18:46,376
‫خودتون گفتید می‌تونم به صورت
‫مهمان شرکت کنم.

338
00:18:46,459 --> 00:18:48,503
‫مثل تمرین حرفه‌ای که نمی‌شه،

339
00:18:48,587 --> 00:18:50,255
‫اما می‌تونم برای نمایش " گیزل "
‫یادداشت‌برداری کنم...

340
00:18:50,338 --> 00:18:52,382
‫برای همین کاملاً حاضر و آماده‌ام.

341
00:18:52,465 --> 00:18:55,135
‫فرن، می‌خوام نمایش رو بندازم سال بعد.

342
00:18:55,218 --> 00:18:58,805
‫خداروشکر اون موقع دیگه حالت
‫کاملاً خوب شده.

343
00:18:58,889 --> 00:19:02,601
‫سال بعد؟ اما من دارم خوب می‌شم.

344
00:19:02,684 --> 00:19:03,602
‫همیشه آتل بدنی‌ام رو می‌پوشم،

345
00:19:03,685 --> 00:19:06,104
‫وقت هایی که سر کلاس نیستم،

346
00:19:06,187 --> 00:19:09,316
‫توی خونه تمرینات قوای جسمی انجام می‌دم.

347
00:19:09,399 --> 00:19:11,109
‫حتی اگه اون آتل هم تنت باشه،

348
00:19:11,192 --> 00:19:13,403
‫توی روند بهبودی‌ات تاثیری نداره.

349
00:19:13,486 --> 00:19:15,238
‫باید این رو قبول کنی، فرن.

350
00:19:15,322 --> 00:19:17,198
‫هیچ راهی وجود نداره.

351
00:19:38,554 --> 00:19:41,287
‫[هنری: بریم فیلم ببینیم؟ یا پیتزا بخوریم؟ امشب.]

352
00:19:55,070 --> 00:19:56,196
‫مشخصه واسه تماشای بازی نیومدی...

353
00:19:56,279 --> 00:19:56,821
‫یه نقشه واسه گیر انداختن
‫یارو چیدیم.

354
00:19:56,905 --> 00:19:58,073
‫فقط به آزمایش دی‌ان‌ای احتیاج داریم.

355
00:19:58,156 --> 00:20:00,951
‫- خب نقشه چیه؟
‫- اهدای خون...

356
00:20:01,034 --> 00:20:02,327
‫من و بقیه قراره برای اهدای خون
‫داوطلب بشیم.

357
00:20:02,410 --> 00:20:04,996
‫و تو هم تیم و بقیه رو برای
‫ اهدای خون راضی می‌کنی.

358
00:20:05,080 --> 00:20:06,247
‫قبول نمی‌کنن نوآ...

359
00:20:06,331 --> 00:20:09,334
‫- یعنی خب...شاید فقط چندتاشون.
‫- خوبه که.

360
00:20:09,417 --> 00:20:11,252
‫یا مسیح!

361
00:20:12,963 --> 00:20:16,758
‫بعضی از بچه‌های تیم...

362
00:20:16,841 --> 00:20:18,927
‫یه‌کارایی می‌کنن تا به بهتر بازی‌شون
‫کمک کنه.

363
00:20:19,010 --> 00:20:20,178
‫هورمون می‌خورن؟

364
00:20:24,432 --> 00:20:27,185
‫- تو هم می‌خوری؟
‫- معلومه که نه! قبلاً بهت گفتم

365
00:20:27,268 --> 00:20:29,980
‫خب ما که قرار نیست تست اعتیاد بگیریم...

366
00:20:30,063 --> 00:20:31,982
‫- نیازی نیست نگران باشن!
‫- فرقی نداره.

367
00:20:32,065 --> 00:20:33,733
‫اگه بفهمن با این آزمایش قراره مشخص بشه...

368
00:20:33,817 --> 00:20:36,152
‫چه چیزایی توی خون‌شونه...

369
00:20:36,236 --> 00:20:38,029
‫عمراَ همچین ریسکی رو به جون بخرن.

370
00:20:41,449 --> 00:20:43,118
‫اما خودم اهدا می‌کنم.

371
00:20:43,201 --> 00:20:44,452
‫اولین نفر!

372
00:20:50,292 --> 00:20:53,003
‫اما اعضای تیم فوتبال مظنون‌های اصلی‌ان.

373
00:20:53,086 --> 00:20:56,297
‫- اگه خون ندن که...
‫- می‌دونم! یه نقشه دوم چیدم.

374
00:20:56,381 --> 00:20:58,299
‫وقتی دارن تمرین می‌کنن...

375
00:20:58,383 --> 00:20:59,884
‫یواشکی می‌ریم توی رختکن‌شون،

376
00:20:59,968 --> 00:21:01,928
‫و دی‌ان‌ای‌شون رو از روی محافظ‌های دهن‌شون
‫برمی‌داریم.

377
00:21:02,012 --> 00:21:04,889
‫- حالم بهم خورد!
‫- خب راستش...

378
00:21:04,973 --> 00:21:07,350
‫از نظرم این بهتر از هیچیه...

379
00:21:07,434 --> 00:21:10,228
‫اگه تست دی‌ان‌ای یکی از اعضای تیم
‫مثبت و مطابق دربیاد...

380
00:21:10,312 --> 00:21:11,563
‫حداقلش دیگه می‌دونیم که قاتل یکی از
‫بچه‌های تیم فوتباله!

381
00:21:11,646 --> 00:21:13,648
‫اگه توی مرکز اهدای خون هم
‫یه دی‌ان‌ای مطابق دیگه پیدا کنیم...

382
00:21:13,732 --> 00:21:15,108
‫می‌فهمیم که پای یه نفر دیگه هم این وسط
‫درمیونه یا نه!

383
00:21:15,191 --> 00:21:18,278
‫نقشه خوبیه! کارمون رو
‫راحت‌تر می‌کنه.

384
00:21:18,361 --> 00:21:20,655
‫و بعدشم دونه به دونه...

385
00:21:20,739 --> 00:21:22,323
‫مظنون‌ها رو از سر راهمون کنار می‌زنیم.

386
00:21:53,396 --> 00:21:54,773
‫یه مشکلی داریم.

387
00:21:54,856 --> 00:21:59,277
‫ایموجن و تـبی ول کن قضیه آنجلا واترز نیستن.

388
00:21:59,360 --> 00:22:01,946
‫ماوس هم همینطور، همه‌ش
‫درموردش سوال می‌پرسه.

389
00:22:02,030 --> 00:22:04,115
‫نوآ هم همینطور.

390
00:22:04,199 --> 00:22:09,120
‫یه‌طوری...فهمیدن که به
‫ آنجلا تجاوز شده بوده.

391
00:22:09,204 --> 00:22:11,539
‫خب، کاملاً مشخصه که همه این آتیش‌ها
‫از گور تبی و ایموجن بلند می‌شه.

392
00:22:11,623 --> 00:22:15,794
‫سید، باید بفهمی که چقدر و چی‌ها می‌دونن...

393
00:22:15,877 --> 00:22:18,088
‫چطوری خب؟

394
00:22:18,171 --> 00:22:18,296
‫یواشکی(گوشیش رو چک کن)

395
00:22:20,090 --> 00:22:20,507
‫کاری که من می‌کنم.

396
00:22:22,300 --> 00:22:25,512
‫مامان‌های من هـنوز هیچی نمی‌گن.

397
00:22:25,595 --> 00:22:28,973
‫ماوس، این واقعاً افتضاحه...خیلی.

398
00:22:29,349 --> 00:22:30,475
‫اره.

399
00:22:31,851 --> 00:22:33,561
‫اگه خواستی چندساعتی از شر
‫مشکلات خانوادگی‌ات خلاث بشی...

400
00:22:33,645 --> 00:22:36,648
‫می‌تونی یه سر بیای خونه‌ی ما پیش دوستام دورهم.

401
00:22:36,731 --> 00:22:38,358
‫فکرنکنم بتونم...

402
00:22:38,441 --> 00:22:41,194
‫اما توروخدا حتی الکی هم شده بیا بهم بگو...

403
00:22:41,277 --> 00:22:43,780
‫مامان‌بابای تو بدتر از مال منن.

404
00:22:45,490 --> 00:22:49,661
‫راستشو بخوای، هرخانواده‌ای مشکلات خودش رو داره.

405
00:22:49,744 --> 00:22:52,497
‫اما مامان‌بابای من...
‫همیشه اوکی بودن.

406
00:22:52,580 --> 00:22:54,374
‫وقتی کوچیک بودم من رو به سرپرستی گرفتن...

407
00:22:54,457 --> 00:22:55,917
‫نمی‌دونستم، متاسفم...

408
00:22:56,000 --> 00:22:58,837
‫اشکال نداره،
‫خیلی خوش‌شانس بودم.

409
00:22:59,796 --> 00:23:03,508
‫همیشه دوستم داشتن و همه‌جا پشتم بودن

410
00:23:03,591 --> 00:23:04,676
‫مخصوصاً وقتی که گفتم تِرنسم.

411
00:23:08,221 --> 00:23:08,555
‫اش، اگه...

412
00:23:11,057 --> 00:23:14,894
‫می‌دونستی والدین واقعی‌ات کیا هستن...

413
00:23:14,978 --> 00:23:15,728
‫دوست داشتی ببینیشون؟

414
00:23:15,812 --> 00:23:18,773
‫گمون کنم اره.

415
00:23:18,857 --> 00:23:23,027
‫حتی اگه نشه ببینم‌شون، حداقل دوست دارم بدونم
‫که کی بودن...

416
00:23:37,959 --> 00:23:39,377
‫دارم میام بابا.

417
00:23:49,304 --> 00:23:51,181
‫چیکار می‌کنی؟

418
00:23:53,516 --> 00:23:56,227
‫دارم به یه داستانِ جدید برای...

419
00:23:56,311 --> 00:23:58,521
‫پروژه فیلم نهایی‌ام فکر می‌کنم،
‫قبلی...

420
00:23:58,605 --> 00:23:59,731
‫از دید آقای اسمیت و کلنتون...

421
00:23:59,814 --> 00:24:01,065
‫خیلی حاشیه‌برانگیز بود.

422
00:24:01,149 --> 00:24:04,152
‫مگه درمورد چی بود؟

423
00:24:04,235 --> 00:24:06,070
‫می‌خواستم انتقام یه زن فمنیست از...

424
00:24:06,154 --> 00:24:07,155
‫مردان متجاوز رو به تصویر بکشم.

425
00:24:07,238 --> 00:24:10,867
‫پشمام، که اینطور.

426
00:24:10,950 --> 00:24:13,485
‫بعد از اینکه درمورد فیلم " آخرین خانه از سمت چپ "
‫حرف زدیم این ایده به سرت زد؟

427
00:24:13,569 --> 00:24:15,221
‫یکم...

428
00:24:17,832 --> 00:24:21,419
‫اگه اینطوریه، از نظرم باید به آقای اسمیتی
‫بگی خفه خون بگیره...

429
00:24:21,502 --> 00:24:23,421
‫- و فیلمت رو بسازی!
‫- نمی‌خوام از مدرسه اخراج شم.

430
00:24:23,504 --> 00:24:25,256
‫خب، اصلاً دوتا فیلم بساز.

431
00:24:25,340 --> 00:24:26,758
‫یکی برای اونا، یکی هم برای خودت.

432
00:24:26,841 --> 00:24:28,593
‫مثل کاری که کریس نولان می‌کنه.

433
00:24:28,676 --> 00:24:30,595
‫چون فیلمی که می‌خوای بسازی...

434
00:24:30,678 --> 00:24:32,430
‫اون فیلم بلیط تو به دانشگاه نیویورکه!

435
00:24:32,514 --> 00:24:35,892
‫نـه یه فیلم کیری از دیدگاه
‫اون اسمیتی حروم‌زاده.

436
00:24:36,392 --> 00:24:37,852
‫می‌دونی چیه؟

437
00:24:38,478 --> 00:24:40,855
‫حق با توئه...وس.

438
00:24:43,524 --> 00:24:46,152
‫دمت‌گرم! یکی باید این حرف‌ها
‫رو بهم می‌زد تا به خودم بیام.

439
00:24:47,695 --> 00:24:48,821
‫قابلی نداشت.

440
00:24:59,749 --> 00:25:02,794
‫اینم از سُس اضافی خدمت شما.

441
00:25:04,420 --> 00:25:05,964
‫نوش‌جان، روز خوبی داشته باشین.

442
00:25:06,047 --> 00:25:07,382
‫و حتماً واسه وعده‌های بعد برگردید.

443
00:25:07,465 --> 00:25:09,801
‫تو به غــذام دست زدی؟

444
00:25:09,884 --> 00:25:11,302
‫اون به غـذام دست زده!

445
00:25:11,386 --> 00:25:13,388
‫- اشکالی نداره.
‫- وای...کی فکرش رو می‌کرد اینجا بودن

446
00:25:13,471 --> 00:25:16,099
‫می‌تونه اینقدر هیجان‌انگیز باشه؟

447
00:25:16,891 --> 00:25:18,059
‫اره.

448
00:25:18,142 --> 00:25:20,979
‫مامان، چی‌شده؟

449
00:25:24,023 --> 00:25:25,858
‫هیچی، همینجا وایسا.

450
00:25:26,317 --> 00:25:28,152
‫ببخشید.

451
00:25:36,828 --> 00:25:38,579
‫می‌شه یکم لوبیا رشته‌ای برام بریزید؟

452
00:25:40,915 --> 00:25:42,166
‫آه...

453
00:25:43,251 --> 00:25:45,336
‫بله حتماً.

454
00:25:51,384 --> 00:25:53,344
‫- بیاد بریم
‫- چی؟

455
00:25:53,428 --> 00:25:55,346
‫همین الان باید بریم.

456
00:25:55,430 --> 00:25:56,514
‫باشه، باشه.

457
00:25:58,933 --> 00:26:01,769
‫ایموجن؟ حالت خوبه؟

458
00:26:05,773 --> 00:26:09,736
‫اره، یهو یه چیزی یادم اومد.

459
00:26:10,111 --> 00:26:11,946
‫باشه پس.

460
00:26:15,908 --> 00:26:18,036
‫پاک یادم رفته بود اصلاً همچین اتفاقی افتاده...

461
00:26:18,119 --> 00:26:19,996
‫اما مامانم حس خیلی بدی...

462
00:26:20,079 --> 00:26:21,956
‫به اون زن داشت.

463
00:26:22,040 --> 00:26:24,083
‫- اگه اون زن...
‫- مامان آنجلا بوده باشه چی؟

464
00:26:24,167 --> 00:26:27,128
‫رُز واترز روانی!

465
00:26:27,211 --> 00:26:29,630
‫شاید بعد از اینکه تیمارستان ردلی...

466
00:26:29,714 --> 00:26:31,716
‫بسته شده، اومده بوده اینجا.

467
00:26:31,799 --> 00:26:36,012
‫جای دیگه‌ای رو جـز شهر مادری‌اش نداشته.

468
00:26:36,095 --> 00:26:38,514
‫این یعنی ممکنه هنوز زنده باشه و

469
00:26:38,598 --> 00:26:40,141
‫هنوز توی میل‌ووده!

470
00:26:40,224 --> 00:26:42,977
‫امضای شیشم رو فراموش کن.

471
00:26:43,061 --> 00:26:44,312
‫باید خونه‌ی واترزها رو پیدا کنیم.

472
00:26:44,395 --> 00:26:46,022
‫اگه رُز واترز هنوز اینجا باشه،

473
00:26:46,105 --> 00:26:48,649
‫حتماً جواب همه‌ی سوالاتمون پیششه!

474
00:26:48,784 --> 00:26:52,084
‫[چــهارشنبه]

475
00:27:16,135 --> 00:27:17,220
‫ممنون.

476
00:27:18,346 --> 00:27:21,307
‫- سـلام
‫- مرسی که می‌خوای خون بدی هنری.

477
00:27:21,391 --> 00:27:22,475
‫قابلی نداره.

478
00:27:22,558 --> 00:27:25,019
‫البته من عادت دارم همیشه موقع خون دادن

479
00:27:25,103 --> 00:27:27,814
‫لخت می‌شم.

480
00:27:50,837 --> 00:27:55,133
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم! یکم سرگیجه دارم.

481
00:27:55,216 --> 00:27:57,468
‫وقتی آستین‌هات رو اینجوری میزنی بالا
‫خیلی جذاب می‌شی...

482
00:27:57,552 --> 00:27:59,804
‫مثل ارازل اوباش‌ها...

483
00:27:59,887 --> 00:28:01,806
‫خیلی عجیبی، همین کاراتو دوست دارم.

484
00:28:04,142 --> 00:28:06,477
‫کلی، چطوره این یکی کیسه رو بندازم دور

485
00:28:06,561 --> 00:28:08,521
‫- و یدونه جدید برات بیارم؟
‫- دستت درد نکنه نوآ

486
00:28:15,403 --> 00:28:17,655
‫پرستار سیمون؟ کلوچه‌هامون تموم شدن.

487
00:28:17,738 --> 00:28:19,949
‫- توی دفترم کُلی دیگه هست، میرم بیارم.

488
00:28:20,032 --> 00:28:22,577
‫نه شما بشینید، من میرم.

489
00:28:22,660 --> 00:28:23,911
‫می‌خوام یکم هم قدم بزنم.

490
00:28:34,965 --> 00:28:41,221
‫[سامانه جامع اطلاعات دانش‌آموزی]
‫[*آنجــــلا واتـــرز*]

491
00:28:48,853 --> 00:28:51,022
‫- همه‌ش همیناست؟
‫- اره، مال امروز...

492
00:28:51,105 --> 00:28:51,564
‫و رختکن‌ تیم فوتبال.

493
00:28:51,647 --> 00:28:53,357
‫و اسم تمام کسایی که...

494
00:28:53,441 --> 00:28:55,401
‫خون اهدا کردن هم داریم.

495
00:28:55,985 --> 00:28:57,612
‫الان باید چیکار کنیم؟

496
00:28:57,695 --> 00:28:59,489
‫اینارو می‌دم به اون دوستم که
‫توی آزمایشگاهه...

497
00:28:59,572 --> 00:29:02,867
‫و بعدش باید صبر کنیم.
‫یکی دو هفته‌ای.

498
00:29:08,039 --> 00:29:09,540
‫دو هفته!

499
00:29:09,624 --> 00:29:11,876
‫دو هفته می‌تونیم صبر کنیم.

500
00:29:11,959 --> 00:29:13,961
‫- اره...
‫- تا اون موقع...

501
00:29:14,045 --> 00:29:16,464
واقعاً یه حس عجیبی داره.

502
00:29:16,547 --> 00:29:20,468
انگار بعد یه فیلم جنایی، نشستی
یه فیلم کمدی دیدی.

503
00:29:21,802 --> 00:29:24,764
‫اره و فردا هم که عیدشکرگزاریه...

504
00:29:24,847 --> 00:29:27,517
‫پس بیاین امشب حسابی خوش بگذرونیم.

505
00:29:28,267 --> 00:29:29,936
‫- بزنیم بیرون
‫- بریم بـار؟

506
00:29:30,019 --> 00:29:34,565
‫یه کلاب هست که کارت‌شناسایی نمی‌خواد،
‫هنری معرفی‌ش کرد.

507
00:29:34,649 --> 00:29:39,362
‫الان واقعاً می‌خواید بریم بـار مشروب بخوریم؟

508
00:29:39,445 --> 00:29:42,240
‫بچه‌ها، خانم جری بهم گفت که...

509
00:29:42,323 --> 00:29:44,659
‫می‌خواد نمایش گیزل
‫رو بندازه سال بعد.

510
00:29:44,742 --> 00:29:46,369
‫من می‌خوام برقصم،

511
00:29:46,452 --> 00:29:49,080
‫حتی اگه توی یه کلاب کیریِ بدردنخور باشه!

512
00:29:52,124 --> 00:29:53,275
‫واقعاً نمی‌شه یه شب از تمام این

513
00:29:53,359 --> 00:29:55,360
‫حاشیه‌ها و کاراگاه بازی‌مون فاصله بگیریم؟

514
00:29:55,503 --> 00:29:57,588
‫باشه فقط...

515
00:29:58,798 --> 00:30:00,424
‫می‌شه فقط
‫خودمون دخترها بریم؟

516
00:30:39,672 --> 00:30:43,217
‫چه عجب! کجا بودی؟
‫می‌دونی چقدر پیام دادم؟

517
00:30:43,301 --> 00:30:47,263
‫توی جنگل...مهمونی گرفته بودیم.

518
00:30:47,346 --> 00:30:49,307
‫مهمونی؟ با کی؟>

519
00:30:54,353 --> 00:30:56,647
‫چندتا از بچه‌های سینما...

520
00:30:56,731 --> 00:30:59,483
‫حالت خوبه؟ مشروب نخوردی؟

521
00:30:59,567 --> 00:31:01,485
‫میرم یه دوش بگیرم و بعدش بخوابم.

522
00:31:01,569 --> 00:31:02,820
‫- خیلی خستمه
‫- تبیتا...

523
00:31:02,903 --> 00:31:04,530
‫مامان توروخدا فقط بیخیال شو.

524
00:31:36,270 --> 00:31:38,439
‫باشه، باشه، باشه.

525
00:31:38,522 --> 00:31:41,984
‫بهترینِ فیلم کلاب‌طوری تاریخ...

526
00:31:42,068 --> 00:31:43,694
‫از نظر من باید بگم فیلم...

527
00:31:43,778 --> 00:31:45,112
‫" آخرین روز های دیـــسکو "
‫(فیلمی از ویلیام استیل‌من)

528
00:31:45,196 --> 00:31:47,948
‫کلوئی زونی و کیت بکنسن...

529
00:31:48,032 --> 00:31:49,950
‫دوران اوج‌شون بود.

530
00:31:50,034 --> 00:31:51,410
‫" تــب‌شنبه شب "

531
00:31:51,494 --> 00:31:54,080
‫مامانم سگی روی...

532
00:31:54,163 --> 00:31:56,540
‫جان تراولتا کراش بود.

533
00:31:56,624 --> 00:31:58,376
‫- سگی کراش بود
‫- قدیمی اما خفن!

534
00:31:58,459 --> 00:31:59,293
‫" شبی در راکس‌بـری "

535
00:31:59,377 --> 00:32:00,378
‫من و شان نزدیک...

536
00:32:00,461 --> 00:32:02,838
‫50 بار دیدیمش.

537
00:32:02,922 --> 00:32:04,298
‫از نظر من " کلای‌مکسه "

538
00:32:04,382 --> 00:32:06,884
‫رقص‌‌هایی که توش می‌کنن
‫آدم رو دیوونه می‌کنه!

539
00:32:06,967 --> 00:32:09,345
‫- به‌علاوه، فرانسویه!

540
00:32:09,428 --> 00:32:10,721
‫خــآنم هونرادا؟

541
00:32:10,805 --> 00:32:14,392
‫" پـاریس زیر شعله های آتش "

542
00:32:14,475 --> 00:32:16,310
‫فقط کلی مونده...

543
00:32:18,646 --> 00:32:19,897
‫" پــارتی گرل " ؟

544
00:32:19,980 --> 00:32:22,566
‫به‌به! فیلمای بـانو پارکر پوزی...

545
00:32:22,650 --> 00:32:24,694
‫- اره
‫- عاشقشم

546
00:32:26,737 --> 00:32:28,781
‫به اکیپ بازنده‌ها خوش اومدی، کلی بیزلی!

547
00:32:30,241 --> 00:32:32,410
‫کلی...

548
00:32:46,090 --> 00:32:51,470
‫ساعت 2 نصف‌شبه کلی!

549
00:32:51,554 --> 00:32:52,972
‫کدوم گوری بودی؟

550
00:32:53,597 --> 00:32:53,931
‫کلاب بودم،

551
00:32:56,475 --> 00:32:58,728
‫با دخترها
‫به مامان پیام دادم.

552
00:32:58,811 --> 00:32:59,937
‫وقتی رسیدم خونه مامانت خواب بود؛

553
00:33:01,605 --> 00:33:03,399
‫کجا بودی؟

554
00:33:04,692 --> 00:33:06,026
تو کجا بودی بابا؟

555
00:33:13,701 --> 00:33:14,744
‫سرکار.

556
00:33:15,536 --> 00:33:17,663
‫جای دیگه ای باید می‌بودم؟

557
00:33:18,748 --> 00:33:21,709
‫نمی‌دونم.

558
00:33:21,792 --> 00:33:24,295
‫لباس کارت تنت نیست، برای همین گفتم.

559
00:33:34,680 --> 00:33:37,183
‫مامان؟

560
00:33:37,266 --> 00:33:39,018
‫ایموجن؛می‌خوام با دخـترم تنها حرف بزنم.

561
00:33:41,979 --> 00:33:42,897
‫باشه.

562
00:33:42,980 --> 00:33:44,106
‫شب‌بخیر پس.

563
00:33:52,114 --> 00:33:53,824
‫با لپ‌تاپم چیکار داری؟

564
00:33:56,660 --> 00:33:58,788
‫تو این فیلم‌ها رو از رختکن پسرها گرفتی؟

565
00:33:58,871 --> 00:34:01,540
‫یواشکی ازشون فیلم گرفتی؟

566
00:34:01,624 --> 00:34:02,833
‫اینطور که به نظر می‌رسه نیست.

567
00:34:02,917 --> 00:34:04,668
‫روحت خبر داره با حتی کوچک‌ترین
‫برداشت از این کارت...

568
00:34:04,752 --> 00:34:06,837
‫بازم چقدر اشتباهه؟

569
00:34:06,921 --> 00:34:09,173
‫می‌دونی اگه بقیه می‌فهمیدن...

570
00:34:09,256 --> 00:34:10,883
‫چه بلایی سرت می‌اومد؟

571
00:34:10,966 --> 00:34:12,843
‫از وقتی که ایموجن اومده اینجا،

572
00:34:12,927 --> 00:34:13,719
‫یه آدم دیگه شدی!

573
00:34:13,803 --> 00:34:16,055
‫ایموجن تو رو قاطی این...

574
00:34:16,138 --> 00:34:17,681
‫کارای مسخره و عحیب...

575
00:34:17,765 --> 00:34:19,683
‫مشکل ایموجن نیست مامان!

576
00:34:19,767 --> 00:34:22,645
‫مشکل رازهای توئه!

577
00:34:22,728 --> 00:34:25,231
‫یعنی من تنها کسی ام که توی این
‫رازهاشو به کسی نمی‌گه؟

578
00:34:27,358 --> 00:34:28,651
‫پس بیا هرچی داریم رو کنیم.

579
00:34:28,734 --> 00:34:31,862
‫- چی؟
‫- حرف بزنیم.

580
00:34:31,946 --> 00:34:33,405
‫منظورم...مثل آدمه!

581
00:34:33,489 --> 00:34:37,034
‫چون ما هیچوقت مثل دوتا آدم حسابی
‫نمی‌شینیم حرف بزنیم.

582
00:34:37,117 --> 00:34:39,537
‫جز، واسه شام چی درست کنم؟

583
00:34:39,620 --> 00:34:40,746
‫انگار از صحبت کردن با من می‌ترسی...

584
00:34:40,830 --> 00:34:43,499
‫چون من می‌خوام باهات صحبت کنم.

585
00:34:43,582 --> 00:34:45,709
‫پس اگه سوالی ازم داری که می‌خوای بپرسی...

586
00:34:45,793 --> 00:34:47,878
‫زودباش بپرس!

587
00:34:47,962 --> 00:34:50,297
‫هرچیزی که توی ذهنته...

588
00:34:50,381 --> 00:34:52,132
‫انکار کردن رو کنار بذار

589
00:34:52,216 --> 00:34:53,425
‫ حرف بزن و هرچی می‌خوای بپرس!

590
00:35:03,060 --> 00:35:04,895
‫اره، انتظار داشتم.

591
00:35:12,236 --> 00:35:15,416
‫«روز عــیدشکــرگـزاری»

592
00:35:21,120 --> 00:35:22,371
‫خیلی‌خب...

593
00:35:38,512 --> 00:35:39,555
‫سلام...

594
00:35:45,436 --> 00:35:47,271
‫سلام، چه کمکی از من برمیاد؟

595
00:35:51,358 --> 00:35:54,320
‫اینجا خونه‌ی آرون استیونزه؟

596
00:35:54,403 --> 00:35:57,031
‫کلوچه‌هایی که سفارش دادن رو آوردم.

597
00:35:57,114 --> 00:35:58,949
‫آهان...

598
00:35:59,033 --> 00:36:00,534
‫یه لحظه برم کیف پولم رو بیارم.

599
00:36:04,204 --> 00:36:05,789
‫چی شده؟

600
00:36:07,041 --> 00:36:08,751
‫منکه کلوچه سفارش ندادم.

601
00:36:11,420 --> 00:36:14,131
‫تو...می‌دونی من کی ام؟

602
00:36:17,217 --> 00:36:18,218
‫بابا؟

603
00:36:20,721 --> 00:36:22,598
‫عزیزم برو داخل خونه.

604
00:36:24,725 --> 00:36:25,142
‫ببین...

605
00:36:27,394 --> 00:36:30,189
‫نمی‌دونم دنبال چی هستی، اما لطفاً برو.

606
00:36:33,442 --> 00:36:34,777
‫من...

607
00:36:36,070 --> 00:36:37,655
‫فقط می‌خواستم ببینمت.

608
00:36:39,114 --> 00:36:44,161
‫- چقدر باید بدم عزیزم؟
‫- هیچی...

609
00:36:44,244 --> 00:36:46,705
‫سوتفاهم شده بود.

610
00:36:46,789 --> 00:36:48,749
‫الان میرن.

611
00:37:10,271 --> 00:37:12,606
‫احتمالاً یه سر برم پناهگاه بی‌خانمان‌ها

612
00:37:12,690 --> 00:37:14,066
‫واسه شام کمک کنم به‌شون.

613
00:37:14,149 --> 00:37:16,360
‫با دوستات میری؟

614
00:37:16,443 --> 00:37:17,277
‫نه.

615
00:37:17,361 --> 00:37:19,780
‫هرکسی سرگرم کارای خودشه...

616
00:37:19,863 --> 00:37:21,907
‫پیش خانواده‌هاشون.

617
00:37:21,991 --> 00:37:24,410
‫خب، ما ساعت 6 قراره شام بخوریم.

618
00:37:25,828 --> 00:37:26,245
‫باشه.

619
00:37:33,210 --> 00:37:35,045
‫- یـــالا
‫- راحت می‌تونست توپ رو بگیره!

620
00:37:35,129 --> 00:37:37,423
‫چرا هی می‌رینه تو موقعیت‌ها؟

621
00:37:37,506 --> 00:37:39,717
‫درست دفاع نمی‌کنه.

622
00:37:39,800 --> 00:37:40,509
‫مامانت چطور بود نوآ؟

623
00:37:40,592 --> 00:37:42,886
‫خوبه! امروز سرکاره.

624
00:37:42,970 --> 00:37:44,680
‫واسه همین مرسی که من رو دعوت کردین
‫خانم نوبل.

625
00:37:44,763 --> 00:37:46,724
‫خواهش می‌کنم، آهنگت در چه حاله؟

626
00:37:46,807 --> 00:37:49,018
‫مثل شان باش!
‫تمرین برات اولویت باشه!

627
00:37:49,101 --> 00:37:49,893
‫همیشه! این خیلی مهمه...

628
00:37:49,977 --> 00:37:51,395
‫- بابا بیخیال.
‫- چیه؟

629
00:37:51,478 --> 00:37:54,606
‫خیر سرمون امروز عید شکرگزاریه‌ها...

630
00:37:54,690 --> 00:37:56,900
‫چیه خب؟ داریم فقط حرف می‌زنیم.

631
00:37:56,984 --> 00:37:59,903
‫- تو هم هورمون می‌خوری؟
‫- معلومه که نه! قبلاً گفتم.

632
00:37:59,987 --> 00:38:02,531
‫شان؛ می‌شه از دستشویی اتاقت استفاده کنم؟

633
00:38:02,614 --> 00:38:03,240
‫اره حتماً.

634
00:39:05,344 --> 00:39:07,724
‫[ناشناس: سـکوت، می‌کُشد]

635
00:39:11,475 --> 00:39:13,811
‫می‌خوام همین الان با دخترتون حرف بزنم.

636
00:39:13,894 --> 00:39:15,354
‫ببخشید آقای مارشاند...

637
00:39:15,437 --> 00:39:16,855
‫اما اول لطفاً آروم باشید

638
00:39:16,939 --> 00:39:18,232
‫و بگین چی شده!

639
00:39:18,315 --> 00:39:19,817
‫پـسرم هنوز پیدا نشده.

640
00:39:19,900 --> 00:39:21,318
‫و دختر شما، اون از یه چیزایی خبر داره.

641
00:39:21,401 --> 00:39:23,987
‫- روی چه حساب آخه؟
‫- چی شده؟

642
00:39:24,071 --> 00:39:26,281
‫توی مهمونی هالووین محکم زده بودی
‫توی دماغ پسرم.

643
00:39:26,365 --> 00:39:28,708
‫- چـرا؟ دیگه چه بلایی سرش آوردی؟
‫- هیچ‌کاری!

644
00:39:30,077 --> 00:39:31,787
‫بابت اون ببخشید آقای مارشاند.

645
00:39:31,870 --> 00:39:34,289
‫اوضاع از کنترل خارج شد، اما...

646
00:39:34,373 --> 00:39:36,250
‫من واقعاً نمی‌دونم چه بلایی سر تایلر اومده،
‫ قسم می‌خورم

647
00:39:36,333 --> 00:39:39,461
‫- دروغ‌گو
‫- دفعه آخرت باشه اینطوری با دخترم حرف می‌زنی!

648
00:39:39,545 --> 00:39:42,089
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم چقدر این شرایط
‫برای شما و خانواده‌تون سخته...

649
00:39:42,172 --> 00:39:44,883
‫اما باید همین حالا از
‫اینجا برین.

650
00:39:44,967 --> 00:39:46,844
‫وگرنه زنگ می‌زنم پلیس!

651
00:40:28,490 --> 00:40:30,990
‫[اســـتیو بی - درخواست گفت‌وگو]

652
00:40:35,502 --> 00:40:38,446
‫[ســلام! فکر می‌کردم دیگه نمی‌خوای باهام حرف بزنی]

653
00:40:43,067 --> 00:40:45,734
‫[عجب عیدشکرگزاری تخمی‌ای، مال تو چطوره؟]

654
00:41:07,674 --> 00:41:09,301
‫شــی واترز.

655
00:41:42,376 --> 00:41:42,668
‫آهای؟

656
00:41:45,712 --> 00:41:47,297
‫کسی خونه نیست؟

657
00:42:31,842 --> 00:42:32,884
‫خدای من.

658
00:43:21,641 --> 00:43:21,725
‫لعنتی.

659
00:43:28,315 --> 00:43:32,569
‫جوزف؟ واقعاً ببخشید.

660
00:43:32,652 --> 00:43:34,780
‫بهت گفتم که بیخیال شو.

661
00:43:37,240 --> 00:43:39,910
‫چـرا بیخیال نشدی؟

662
00:44:19,199 --> 00:44:20,242
‫لعنتی.

663
00:44:45,434 --> 00:44:45,725
‫تبی...

664
00:44:48,145 --> 00:44:49,729
‫تایلر...

665
00:44:51,106 --> 00:44:53,567
‫اذیتت کرده بود؟

666
00:44:53,650 --> 00:44:56,027
‫واسه همین مشت زدی توی دماغش؟

667
00:44:56,111 --> 00:44:59,364
‫واسه همین...داری اون فیلم کوتاه رو می‌سازی؟

668
00:45:04,077 --> 00:45:05,954
‫تایلر کاری با من نداشت.

669
00:45:10,125 --> 00:45:11,168
‫اما...

670
00:45:13,128 --> 00:45:14,963
‫چند ماه پیش...

671
00:45:17,257 --> 00:45:18,884
‫توی تابستون...

672
00:45:22,012 --> 00:45:25,974
‫وقتی داشتم از جنگل می‌اومدم سمت خونه...

673
00:45:30,770 --> 00:45:31,021
‫بهم حمله شد.

674
00:45:33,773 --> 00:45:35,400
‫نمی‌دونم کار کی بود...

675
00:45:40,363 --> 00:45:41,948
‫اما...

676
00:45:43,158 --> 00:45:46,203
‫بهم تجاوز شد مامان.

677
00:45:50,040 --> 00:45:51,875
‫خدای من.

678
00:45:54,127 --> 00:45:56,505
‫خدای من، تبی...

679
00:45:59,132 --> 00:46:01,051
‫عزیزم.

680
00:46:01,134 --> 00:46:04,054
‫خیلی متاسفم...

681
00:46:14,272 --> 00:46:16,775
‫مطمئنی اوکی‌ای کلی؟

682
00:46:16,858 --> 00:46:17,567
‫چون سری قبل گفتی نه.

683
00:46:17,651 --> 00:46:20,320
‫گرگ، همین الان از تخمی‌ترین...

684
00:46:20,403 --> 00:46:22,614
‫شام عیدشکرگزاری زندگیم

685
00:46:22,697 --> 00:46:23,907
‫با ننه بابای روانی‌ام، اومدم اینجا.

686
00:46:23,990 --> 00:46:26,243
‫لطفاً اوضاع رو از این که هست بدتر نکن.

687
00:46:27,494 --> 00:46:29,913
‫و یه‌چیز دیگه...

688
00:46:33,124 --> 00:46:34,668
‫من رو کارن صدا کن!

689
00:46:44,145 --> 00:46:46,145
‫[بیاید هم رو ببینیم]

690
00:46:52,102 --> 00:46:55,063
‫یا خدا، حالت خوبه؟

691
00:46:57,524 --> 00:46:59,484
‫دارم سعی می‌کنم خوب باشم...

692
00:46:59,568 --> 00:47:00,902
‫با توجه به اینکه یه جسد دیدم

693
00:47:00,986 --> 00:47:01,820
‫که احتمالاً مال آنجلا بوده

694
00:47:03,822 --> 00:47:05,448
‫و توسط جــو روانی به قتل رسیده.

695
00:47:05,532 --> 00:47:07,951
‫یعنی «ای» اونه؟

696
00:47:08,577 --> 00:47:10,704
‫ماسکش که اونجا بود.

697
00:47:11,538 --> 00:47:11,871
‫خب الان چیکار کنیم؟

698
00:47:15,333 --> 00:47:15,875
‫من می‌گم بیاید بریم.

699
00:47:18,044 --> 00:47:20,005
‫کون اون حروم‌زاده رو پاره کنیم.

700
00:47:20,088 --> 00:47:22,299
‫و بفهمیم چرا تمام این مدت داشته
‫این بلا ها رو سرمون می‌آورده...

701
00:47:22,382 --> 00:47:23,383
‫و...

702
00:47:24,426 --> 00:47:25,635
‫همینطور سر مامان‌هامون.

703
00:47:26,553 --> 00:47:27,846
‫تمومش کنیم.

704
00:47:29,389 --> 00:47:30,390
‫همین امشب.

705
00:47:31,725 --> 00:47:35,145
‫احیاناً نشنیدی ایموجن گفت اون مردیکه روانی

706
00:47:35,228 --> 00:47:37,272
‫با چـاقو افتاده دنبالش؟

707
00:47:37,355 --> 00:47:38,023
‫ما پنج نفریم و اون یه نفر.

708
00:47:41,151 --> 00:47:43,069
‫مامان من امشب سرکاره...

709
00:47:44,571 --> 00:47:47,073
‫و تو خونه‌مون یه ست چـاقو قصابی
‫خفن داریم!

710
00:47:56,625 --> 00:47:58,251
‫کسی نیست.

711
00:47:58,335 --> 00:48:00,837
‫- هیچکس
‫- هیچ اثری از جـو یا کس دیگه ای نیست.

712
00:48:00,920 --> 00:48:02,505
‫جسدی که طبقه بالا بود هم غیب شده.

713
00:48:02,589 --> 00:48:05,216
‫اما کجا؟ امشب به‌خاطر عیدشکرگزاری
‫همه‌جا شلوغه.

714
00:48:06,801 --> 00:48:07,302
‫واگن‌های قطار...

715
00:48:16,311 --> 00:48:17,937
‫یه نامه گذاشته.

716
00:48:28,823 --> 00:48:32,661
‫" آنجلا بیهوده کشته نشد "

717
00:48:35,121 --> 00:48:36,206
‫وایسا ببینم، ایموجن...

718
00:48:54,349 --> 00:48:55,975
‫این کتاب مامانمه!

719
00:48:57,519 --> 00:49:00,355
‫سالنامه سال آخر مدرسه‌ش.

720
00:49:00,980 --> 00:49:02,899
‫دست جـو حروم‌زاده بوده.

721
00:49:02,982 --> 00:49:04,943
‫باید به پلیس زنگ بزنیم؟

722
00:49:09,197 --> 00:49:14,411
‫اره، اما به طور ناشناس.

723
00:49:14,494 --> 00:49:16,996
‫و  اصلاً نباید نزدیک اینجا باشیم.

725
00:49:26,256 --> 00:49:27,841
‫پشمام.

726
00:49:29,175 --> 00:49:29,968
‫این رو ببین.

727
00:49:33,930 --> 00:49:34,681
‫یکیه...

728
00:49:34,764 --> 00:49:37,767
‫با امضای شیشم.

729
00:49:37,851 --> 00:49:39,602
‫جو که عاشقِ آنجلا بوده،
‫میره پیش رُز و می‌بینتش.

730
00:49:39,686 --> 00:49:42,355
‫و نمی‌خواسته ما بدونیم.

731
00:49:42,439 --> 00:49:44,107
‫این رو ببین تبی...

732
00:49:44,190 --> 00:49:48,319
‫با عکس‌های مامان‌هامون اینکارو کرده!

733
00:49:48,403 --> 00:49:50,613
‫به‌خاطر کاری که با آنجلا کردن،
‫ ازشون متنفر بوده.

734
00:49:50,697 --> 00:49:52,824
‫می‌خواسته مجازاتشون کنه.

735
00:49:54,868 --> 00:49:57,912
‫جـو روانی...«ای» بوده.

736
00:50:01,499 --> 00:50:02,167
‫یعنی اینقدر ساده‌ست؟

737
00:50:05,044 --> 00:50:09,007
‫با توجه به تک تک فیلم‌های ترسناک...

738
00:50:10,216 --> 00:50:12,051
‫هیچوقت اینقدر ساده نیست.

739
00:50:12,427 --> 00:50:25,491
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

